فرهنگ مصادیق:دریافت حق السکوت
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
معاویه و دادن حق السکوت!
عبد الله بن زبیر از معاویه حق السکوت میگیرد!
وَقَالَ ابْنُ أَبِی الدُّنْیَا: أَخْبَرَنِی عُمَرُ بْنُ بُکَیْرٍ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ مجاهد بن عروه قال: سأل ابن الزُّبَیْرِ مُعَاوِیَهَ شَیْئًا فَمَنَعَهُ، فَقَالَ: وَاللَّهِ مَا أَجْهَلُ أَنْ أَلْزَمَ هَذِهِ الْبَنِیَّهَ فَلَا أَشْتُمُ لک عرضاً ولا أقصم لک حسباً، ولکنی أسدل عماتی مِنْ بَیْنِ یَدَیَّ ذِرَاعًا، وَمِنْ خَلْفِی ذِرَاعًا فِی طَرِیقِ أَهْلِ الشَّامِ وَأَذْکُرُ سِیرَهَ أَبِی بَکْرٍ الصِّدِّیقِ وَعُمَرَ فَیَقُولُ النَّاسُ: مَنْ هَذَا؟ فَیَقُولُونَ ابْنُ حَوَارِیِّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَابْنُ بِنْتِ الصِّدِّیقِ، فَقَالَ مُعَاوِیَهُ: حسبک بهذا شرفاً، ثُمَّ قَالَ: هَاتِ حَوَائِجَکَ.[۱].
عبد الله بن زبیر چیزی از معاویه خواست، اما به او نداد؛ عبد الله بن زبیر گفت: ای معاویه! (گمان نکن) که من بلد نیستم در این ساختمانها ساکن شوم ْ، و به تو دشنام ندهم و آبروی تو را نبرم، ولی من عمامه خود را از جلو و از پشت سر خویش رها کرده و در راه اهل شام مینشینم، و سیره ابوبکر و عمر را خواهم گفت! (تا مردم بدانند سیره تو با سیره ابوبکر و عمر فرق میکند) مردم نیز میگویند: این چه کسی است؟ میگویند پسر حواری رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و پسر دختر ابوبکر! معاویه گفت: همین مقدار شرف برای تو کافی است! هر حاجتی داری بیاور!
بدعتهای معاویه
۲۲۸- الْمَدَائِنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُجَاهِدٍ عَنْ هِشَامِ بن عُرْوَهَ قَالَ: سَأَلَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الزُّبَیْرَ مُعَاوِیَهَ حَوَائِجَ فَمَنَعَهُ فَقَالَ: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ، أَوْ یَا مُعَاوِیَهُ، إِنِّی لَخَلِیقٌ أَنْ أَخْرُجَ فَأَقْعُدَ عَلَی طَرِیقِ الشَّامِ فَلا أَشْتُمُ لَکَ عِرْضًا وَلا أَقْصُبُ لَکَ حَسَبًا، وَلَکِنِّی أَسْدُلُ عِمَامَتِی بَیْنَ یَدَیَّ ذِرَاعًا وَخَلْفِی ذِرَاعًا، وَأَذْکُرُ سِیرَهَ أَبِی بَکْرٍ وَعُمَرَ، فَیُقَالُ هَذَا ابْنُ حَوَارِیِّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وسلم، فقال معاویه: کفی بذلک، وقضی حوائجه.[۲]
عبد الله بن زبیر از معاویه خواستههایی داشت، گفت: ای امیر المومنین، یا ای معاویه! من شایستهام که بر سر راه شام بنشینم و نه به تو دشنام دهم و نه آبروی تو را ببرم! ولی عمامهام را بین دو دست خود و پشت سر خود باز کنم، و سیره ابوبکر و عمر را نقل کنم! (تا مردم بدانند سیره تو غلط است)
مردم میگویند این کیست؟ جواب داده میشود: پسر حواری رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است.معاویه گفت: همینقدر کافی است و حوائج او را برآورده کرد .
پانویس
- ↑ ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفای774هـ)، البدایه والنهایه، ج8، ص338، ناشر: مکتبه المعارف - بیروت
- ↑ أنساب الأشراف، ج5 ص66 المؤلف: أحمد بن یحیی بن جابر بن داود البَلَاذُری (المتوفی: 279هـ)، تحقیق: سهیل زکار وریاض الزرکلی، الناشر: دار الفکر - بیروت، الطبعه: الأولی، 1417 هـ - 1996 م، عدد الأجزاء: 13







