فرهنگ مصادیق:خوف و خشیت از خدا
در قرآن دربارهٔ چهارمین ویژگی بندگان خاص و ممتاز خداوندچنین میخوانیم: «وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا»[۱] بندگان ممتاز خداوندرحمان کسانی هستند که میگویند پروردگارا عذاب دوزخ را از مابرطرف گردان که عذابش سخت و پردوام است قطعا دوزخ جایگاه ومحلی بد برای اقامت است.
خداوند در این آیه به چهارمین ویژگی بندگان ممتاز الهی اشاره کرده است که عبارت از «خصلت خوف و خشیت از خدا» است، به عبارت روشن تر آنها از کیفر نافرمانی خدا به شدت میترسند واعتقاد راسخ دارند که نافرمانی خدا به معنی اطاعت از فرمان شیطان است و چنین کاری موجب عذاب الهی، و دخول در دوزخ خواهدشد. آنها آن چنان خائف و هراسناک از پیامدهای گناه و عذاب دوزخ هستند که این حالت درونی خود را ابراز نموده و با کمال خضوع دست به دعا برمی دارند و از درگاه خدا میخواهند که مشمول عذاب سخت دوزخ که برای مجرمان آماده شده نشوند. آنها طبعا ازعواملی که موجب عذاب است پرهیز نموده، و با اجرای فرمان الهی وانجام دستورهای خدا، رحمت سرشار الهی را به سوی خود جلب و جذب میکنند، و این حالت برای آنها دائمی است و لحظهای از خوف خدافاصله نمیگیرند. آنها وعید الهی را به شوخی نمیگیرند مثل بعضی که مست و مخمور غرور و غفلت هستند و به اصطلاح دل به دریانمی زنند.
و نمیگویند: بادا باد، رحمت خدا وسیع است.
به این افراد که این گونه تصور میکنند باید گفت:
ای که تو را گشته جهل مشت و گریبان چشم بپوشیدهای ز دین و ز ایمان هیچ نیندیشی از عذاب قیامت هیچ نپرهیزی از شراره نیران رفته به گوشت که کردگار کریم است صاحب عفو است و لطف و رحمت و احسان لیک ندانی که میکشد سوی دوزخ معصیت کردگار و طاعت شیطان
خوف به معنی ترس و وحشت درونی است، از این رو اهرمی درونی برای ترک گناه و هر گونه جرم محسوب میشود، مثلا خوف و ترس ازقانون، دادگاه، جریمه، زندان و تعزیرات حکومتی باعث میشود که انسان مرتکب جرم نشود، تا مبادا گرفتار این کیفرها گردد.
بنابراین خوف از خدا به معنی ترس از ذات پاک او نیست.بلکه به معنی خوف از قانون و عدالت او است. این خوف نیز ازمقایسه اعمال خود با عدل الهی حاصل میشود، بنابراین خوف یک ناراحتی درونی از مجازاتی است که بازتات گناه و ترک اطاعت خدامی باشد.
قرآن پیامبران را به عنوان بشیر و نذیر معرفی میکند، یعنی آنها هم انسانها را به رحمت الهی و بهشت و پاداشهای فراوان نوید میدادند، و هم آنها را هشدار داده و از خطر گناه بر حذرمی داشتند.
این دو خصلت پیامبران بیانگر آن است که انسان مؤمن باید بین خوف و رجا باشد، هم امیدوار به رحمت الهی باشد و هم از مقام الهی بترسد. راه اعتدال همین است و اگر یک طرف را برگزیند ودیگری را رها کند خطر آفرین است، زیرا اگر تنها امیدوار باشد،مغرور شده و به امید وسعت رحمت الهی، مرتکب هر گناهی میشود. و اگر تنها خائف باشد، کار او به یاس و ناامیدی منتهی میشود. وچنین حالتی، انسان را افسرده و وامانده میکند و از نشاط، رشد و حرکت محروم میسازد.
بر همین اساس، مطابق روایات بسیار، پیامبر (ص)و امامان (ع) فرمودهاند که انسان با ایمان بین خوف و رجا زندگی میکند و هر دو خصلت را به طور مساوی و معادل دارا میباشد. برهمین اساس امام صادق (علیه السلام) فرمود: پدرم (امام محمدباقر) میفرمود:
«إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ إِلَّا فِي قَلْبِهِ نُورَانِ نُورُ خِيفَةٍ وَ نُورُ رَجَاءٍ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَى هَذَا وَ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَى هَذَا »هیچ بنده مومنی نیست مگر اینکه دلش دارای دو نور است: نور ترس و نور امید. اگر هر یک از این دو در مقایسه با دیگری سنجیده شوند هیچ کدام بر دیگری برتری نمییابند.
این مطلب از قرآن گرفته شده آنجا که در آیه ۸ و۹ سوره زمرانسانهای غیر مؤمن و مؤمن را مقایسه میکند می فرمایدکه دسته اول هنگام بلا، خائف میشوند و هنگام نعمت مغرور و از خدا بی خبرمی گردند، ولی دسته دوم همواره خائف و امیدوار هستند، این دودسته هرگز مساوی نیستند، بلکه دسته اول گمراه و دسته دوم درراه هدایت میباشند، دسته دوم کسانی هستند که: «یحذر الاخره ویرجوا رحمه ربه » از عذاب آخرت میترسند و به رحمت پروردگارامیدوار میباشند.
محتویات
خوف و مراتب آن از نظر قرآن
در قرآن ارزش خوف و مراتب آن در ابعاد مختلف و در آیات متعددبیان شده است به عنوان نمونه در آیه ۱۶ سجده در شان مؤمنین راستین میفرماید: «تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفاو طمعا» پهلوهای آنها در دل شب از بسترها دور میشود (و به پامی خیزند و روی به درگاه خدا میآورند)پروردگار خود را با خوف وامید میخوانند.
این آیه نشانگر آن است که خوف و بیم موجب شب زنده داری وارتباط نیرومند آنها با خدا میشود، و آنها عبادت خود را آمیخته با خوف و امید میکنند.
و در آیه ۴۰ و۴۱ سوره نازعات میخوانیم: «وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى»[۲] و آن کس که از مقام پروردگارش بترسد، و نفس خود را از هوی باز دارد، قطعابهشت جایگاه او است.
براساس این آیه، خوف از خدا مقدمه ترک گناه و در نتیجه پاداش بزرگ الهی یعنی بهشت خواهدبود.
این تعبیر در آیه ۴۶ سوره الرحمن چنین آمده است: «و لمن خاف مقام ربه جنتان » و برای کسی که از مقام پروردگارش بترسد، دوباغ بهشتی میباشد.
وقتی که آیات قرآن را در رابطه با ترس و هراس در برابر عظمت خداوند، مورد بررسی قرار میدهیم میبینیم از این خصلت باتعبیرات گوناگون سخن به میان آمده که هر کدام به درجه ومرتبهای از ترس و هراس نسبت به انسانهای مختلف اشاره میکند»
مرحوم شیخ صدوق(ره)در کتاب خصال، خوف را از نظر قرآن پنج گونه دانسته و برای هر یک از آن، به ذکر آیهای پرداخته است؛ آن پنج نوع عبارتند از:
۱ خوف
۲ خشیت
۳ وجل
۴ رهبت
۵ هیبت.
آنگاه میگوید: خوف برای گناهکاران است. خشیت برای عالمان است. و جل (هراس دل) برای تسلیم شدگان متواضع است. رهبت برای عابدان است. و هیبت برای عارفان میباشد.
و در توضیح میگوید: خوف به خاطر گناهان است. خشیت همان ترس وهراس به خاطر احساس کوتاهی در انجام وظیفه است. وجل و هراس قلب به خاطر ترک خدمت است.
رهبت به خاطر احساس تقصیر در عبادت میباشد، و هیبت ترس وهراس از شکوه نامتناهی الهی به خاطر شهود حق هنگام کشف اسراراست...»
موضوع دیگر در باره مراتب خوف اینکه، خوف دارای شدت و ضعف است. هر کسی در درجهای از خوف قرار گرفته و به تناسب آن به مقامات میرسد. آنان که به خداوند نزدیکترند، مانند پیامبران،امامان (ع) و اولیاء خدا، خوف شدیدتری دارند؛ از این رو آنها درنماز و در مناجات هایشان در دل شب از خوف خدا به شدت گریه وناله میکردند و با قطرههای شفاف دیدگانشان، روح و روان خود راشستشو مینمودند، و با اشک شوق و خوف، نهایت تواضع و کمال بندگی خود را آمیخته با احساسات پرشور ابراز میکردند.
این گونه گریه به قدری ارزشمند است که پیامبر (ص) فرمود:
«َ مَنْ ذَرَفَتْ عَيْنَاهُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ كَانَ لَهُ بِكُلِّ قَطْرَةٍ مِنْ دُمُوعِهِ- مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ يَكُونُ فِي مِيزَانِهِ مِنَ الْأَجْر» کسی که چشمانش از خوف خداپراز اشک گردد، هر قطره اشکش در قیامت در ترازوی عملش همچون سنگینی کوه احد، سنگینی دارد.
و امیر مومنان علی (ع) فرمود: «الْبُكَاءِ مِنْ خَشْيَةِ اللَّه مفتاح رحمه الله » گریستن از خوف خدا، کلید گشایش رحمت الهی است » .
ارزش خوف در گفتار پیامبر(ص) و امامان (ع)
نظر به اینکه خصلت خوف از عظمت خدا، عامل نیرومندی برای تهذیب و تکامل است، و اگر عمیق و شدید باشد هرگونه دست اندازهای جاده کمال را از سر راه انسان برمی دارد، در گفتارپیامبر(ص)و امامان معصوم (ع) از آن بسیار تمجید شده، و به همین اندازه نداشتن خوف نکوهش شده است. در این راستا نظر شما را به چند سخن از آنها جلب میکنیم:
۱ رسول خدا(ص)فرمود: «َ أَعْلَى النَّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَ اللَّهِ أَخْوَفُهُمْ مِنْه» ارجمندترین انسانها از نظر مقام در پیشگاه خدا، آنان هستند که بیشتر از مقام خدا هراسان هستند.
۲ امیر مومنان علی (ع) فرمود: هنگامی که قیامت برپا میشود،منادی حق چنین ندا میکند: «ایها الناس ان اقربکم الیوم من الله اشدکم منه خوفا» ای مردم! امروز مقربترین شما در پیشگاه خداوند، آن کسی است که در دنیا بیشتر از دیگران از عظمت خداترسان بود.
۳ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «لَا يَكُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتَّى يَكُونَ خَائِفاً رَاجِيا» عبد خدا به درجه کمال ایمان نمیرسد، مگر اینکه دارای دو خصلت خوف و امید باشد.
البته روشن است که خوف راستین آن است که موجب اطاعت و ترک معصیت شود، و نشانههای آن در عمل آشکار گردد، و گرنه خوف کاذب،پوچ و بی اثر خواهد بود.، برهمین اساس، امام صادق (علیه السلام) فرمود: «مَنْ عَرَفَ اللَّهَ خَافَ اللَّهَ وَ مَنْ خَافَ اللَّهَ سَخَتْ نَفْسُهُ عَنِ الدُّنْيَا» کسی که خدا را بشناسد، از عظمت او میترسد و کسی که از خدا بترسددلبستگی به دنیا نخواهد داشت.
۴ یکی از اصحاب امام صادق (علیه السلام) میگوید به آن حضرت عرض کردم:
بعضی گناه میکنند و میگویند ما به رحمت خدا امیدوار هستیم! وهمواره این گونه میاندیشند تا مرگ آنها فرا میرسد(و با این حالت میمیرند، آیا از امید خود نتیجه میگیرند؟
امام صادق (علیه السلام) فرمود: این گونه افراد، اشخاصی هستند که در میان آرزوها میلولند، اینها دروغ میگویند؛ اینها امیدوار نیستند،هرکس به چیزی امیدوار باشد، آن را طلب میکند و هر که از چیزی بترسد، از آن بگریزد(اینها که چنین نیستند در حقیقت از خدا روی گردانده و به موجبات عذاب که گناهان است روی آوردهاند).
۵ امام باقر (ع) فرمود: «لَا خَوْفَ كَخَوْفٍ حَاجِزٍ- وَ لَا رَجَاءَ كَرَجَاءٍ مُعِين» هیچ خوفی، همانند خوفی که بازدارنده از گناه است، ارزش ندارد، و هیچ امیدی مانند امید کمک کننده(به توبه و عوامل نجات) ارجمند نیست.
۶ امیر مومنان علی (ع) فرمود: «َّ الْعَجَبُ مِمَّنْ يَخَافُ الْعِقَابَ فَلَمْ يَكُفَّ- وَ رَجَا الثَّوَابَ فَلَمْ يَتُب »مایه تعجب است آن کسی که از عقاب الهی میترسد، ولی خود را ازگناهان کنترل نمیکند، و نیز امید به ثواب و پاداش الهی دارداما توبه نمینماید!
امام حسین (ع) در فرازی از دعاهای عرفه به خدا عرض میکند:
«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي أَخْشَاكَ كَأَنِّي أَرَاك» خدایا مرا آن چنان هراسناک درگاهت قرار ده که گویی تو را میبینم.
تجزیه و تحلیل و جمع بندی
از مطالب بالا استفاده میکنیم که خصلت خوف، از ویژگیهای ممتازبندگان خاص خداوند رحمان و از ارزشهای سازنده و والای انسانی است خوف تنها به زبان و حالت نیست، بلکه خوف کامل آن است که آثارش در عمل دیده شود و عامل نیرومند و اهرمی قوی برای دوری از گناهان گردد. مراحل عالی خوف آن است که انسان در مناجات وراز ونیاز در دل شب، به تضرع و ناله و گریه پردازد و با نهایت خضوع، دل به خدابسته و خود را ذرهای بی مقدار در برابر مقام عظیم و نامتناهی خداوند بداند. انسان مؤمن هم خائف است و هم امیدوار، به طوری که این دو خصلت را به طور مساوی در وجود خودمی پروراند و با این دو پر در فضاهای ملکوتی به پرواز در میآید:
و با این دو نور، دلش را نورانی و روح و جانش را سرشار از پاکی و صفا مینماید.
مساله خوف و رجا در مسایل تربیتی از ارکان و اصول آموزش است؛ از این رو پیامبران هم نذیر بودند و هم بشیر. به عنوان مثال اگر معلمی در کلاس به شاگردان خود بگوید: امسال همه قبول هستید،تنها امید بدهد و آنها را نترساند، آنها مغرور شده و تصورمی کنند که همه قبول میشوند، در نتیجه در مطالعه و بررسی درسها،سستی و کوتاهی میکنند. به عکس اگر معلم بگوید که امسال همه شمارفوزه هستید، با این سخن آنها را ناامید و مایوس کرده و ازنشاط و شوق رشد و حرکت محروم میسازد ؛ در نتیجه باز آنها ازمطالعه و بررسی درسها روی میگردانند و پویایی و پایایی را ازدست خواهند داد. معلم دانا و خردمند آن است که هم نذیر باشد وهم بشیر. هم امید بدهد و هم بترساند و شاگردان را در میان این دو خصلت(مثل دو الکتریسیته منفی و مثبت در جهان طبیعت)قرار دهدکه تعادل و آمیختگی آنها، موجب حرکت و شور و شوق و نورانیت گردد.
مساله تعادل خوف و رجا به قدری مهم است که در روایات اسلامی،مساله ناامیدی که ضد رجاء است و همچنین احساس ایمنی از عذاب الهی که ضد خوف است، به عنوان دو گناه از گناهان کبیره عنوان شده است. چنان که در روایت صحیح نقل شده: «عمروبن عبید» نزد امام صادق (علیه السلام) آمد وعرض کرد: میخواهم گناهان کبیره را که در قرآن ذکر شده بدانم، امام صادق (علیه السلام) نوزده گناه برشمرد و برای هر یک ازآنها آیهای از قرآن به عنوان شاهد ذکر کرد، احساس ایمنی ازعذاب الهی و همچنین ناامیدی را به عنوان دو گناه از این نوزده گناه برشمرد و چنین فرمود: «بعد از شرک به خدا (دومین گناه کبیره) یاس و نومیدی از رحمت خدااست، چنان که خداوند میفرماید:
«انه لایباس من روح الله الا القوم الکافرون » کسی جز مردم کافراز رحمت خدا نومید نشود.
سپس فرمود بعداز آن(یعنی سومین گناه کبیره)احساس ایمنی ازمکر و عذاب خدا است(یعنی عدم خوف از خداست چنان که قرآن میفرماید: «فلا یامن مکرالله الا القوم الخاسرون » کسی جز مردم زیانکار از مکر و عذاب خدا ایمن نمیشود.
این گفتار را با ماجرای معروف زیر که نشانگر خوف امام حسن مجتبی (ع) ، به یاد حوادث پر وحشت قیامت است پایان میدهیم:
امام حسن (ع) در ساعات آخر عمر از خوف خدا میگریست. یکی ازحاضران پرسید: «ای پسر رسول خدا! تو که در پیشگاه خدا دارای مقام بسیار ارجمندی هستی، و پیامبر (ص)در شان تو بسیار سخن فرموده است، بیست بار به مکه برای انجام حج پیاده رفتهای، سه بار همه اموالت را در راه خدا به مستمندان دادهای، بنابر این(سفرمرگ برای تو سفر مبارک است) چرا گریه میکنی؟»
امام حسن (ع) در پاسخ فرمود:
«إِنَّمَا أَبْكِي لِخَصْلَتَيْنِ لِهَوْلِ الْمُطَّلَعِ وَ فِرَاقِ الْأَحِبَّة» بدان که برای دو موضوع گریه میکنم:
۱ برای وحشت روز قیامت که هر کس به اطراف سر میکشد تا از اوضاع اطلاع یابد و راه نجاتی پیدا کند
۲ برای جدایی از دوستان.







