فرهنگ مصادیق:خوف و ترس از خدا چیست ؟
مقصود از خوف و ترس از خدا چیست ؟
هر کاری با یاد و نام خدا و با دو صفت بخشندگی و دلسوزی (رحمان و رحیم ) آغاز میشود. هم میبخشد و هم دلسوز است . این دو از صفات بارز و مشخص خداوند است که در ابتدای هر سوره قرآن به جز سوره برائت وجود دارد.
این که در بسیاری از آیات و روایات به خوف و خشیت از خدا بر میخوریم ، چون ترس ما از تاریکی ، غول ،جن، دشمن و حیوانات درنده نیست ، زیرا در این واژهها حقایقی وجود دارد که انسان در مقابل آن واکنش نشان میدهد، ولی ترس و خوف از خدا هرگز چنین تعبیر نمیشود و خداوند که سرچشمه هستی است ، نمیتواندموجودی ترس برانگیز باشد. انسان به عنوان موجود برتر نظام آفرینش ، مسئولیتهای مهمی دارد که باید آن را اجراکند، تا در سرای باقی در راحتی ابدی باشد.
این که میگوید انسان باید از خدا بترسد، معنی مجازی و کنایهای ، ترس از مسئولیتهایی است که انسان در برابر خدا دارد. ترس از این که در ادای رسالت و وظایف خویش کوتاهی کند. یاعظمت خداوند متعال به حدی بالا است و آفرینش او گویای همه چیز است ، که چنین تصوری مایه ترس و خوف میشود. این حالت ، ترس و خوف متداول نیست ، بلکه موجب عبرت بشر میشود.
امام زین العابدین (ع)میفرماید:«علم و عمل دو دوست صمیمی اند کسی که خدا را بشناسد، از او میترسد و همین ترس او را به عمل و اطاعتِ فرمان خدا وادارمی کند.
صاحبان علم و پیروان آنها کسانی هستند که خدا را به خوبی شناختهاند و برای او عمل میکنند و به او عشق میورزند.چنان که خداوند فرمود:«انّما یخشی اللّه مِن عباده العلماء».[۱] زیرا که علما بیشتر از دیگران وجود خدا را درک میکنند و به مقام خشیت که از مقام خوف بالاتر است میرسند، زیرا در مقام خشیت ، ترس از مسئولیت همراه با درک و تلقی عظمت مقام پروردگار است و این مقام مولود آگاهی و سیر در عظمت خلقت و علم و قدرت است .
مفسران و لغت دانان در باب فرق بین خوف و خشیت مینویسند: خشیت به معنای ترس همراه با تعظیم و احترام است . از همین رو با خوف که این ویژگی در آن نیست ، متفاوت است . پس خشیت به معنای حالتی استکه به هنگام درک عظم خدا و هیبت او و ترس از محروم ماندن از انوار فیض او، برای انسان حاصل میشود. این حالتی است که جز برای کسانی که آگاه به عظمت ذات پاک و مقام کبریایی او هستند و لذت قرب او را چشیدهاند، حاصل نمیشود.
از این رو در قرآن این حالت را مخصوص بندگان آگاه شمرده و میفرماید:«إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ».[۲] خوف به معنای ناراحتی درونی از مجازاتهایی است که انسان به خاطر ارتکاب گناهان یا تقصیر در طاعات ، انتظارآن را دارد و این حالت برای اکثر مردم حاصل میشود.[۳]
در بعضی آیات به این نکته بر میخوریم که :«یاد خدا موجب آرامش دلها استن».[۴] و «مؤمنان کسانی هستند که وقتی نام خدا برده میشود، قلبشان ترسان میگردد».[۵]آیا این دو آیه با هم منافاتی ندارند؟
پاسخ : مقصود آرامش در برابر عوامل مادی است که بیشتر مردم را نگران میسازد. ترس از آینده ، بی هدفی ،مرگ ، دنیا پرستی ، خودباختگی و... .
یقیناً افراد با ایمان در برابر مسئولیتهای خویش نمیتوانند نگران نباشند و به دیگر تعبیر تنها چیزی که درآن هاجود ندارد، نگرانیهای ویران کننده است ، اما نگرانی سازنده که انسان را به انجام وظیفه در برابر خدا و خلق وکارهای مثبت زندگی وا میدارد، وجود آنها هست . مقصود از ترس از خدا همین است .
خشیت و خوف مربوط به واکنش هاست ، ولی رحمت و رأفت و هر چه خوبی است ، از آنِ خدا است . عظمت کبریایی او آن قدر بزرگ است که از حدّ تعریف خواهد بود. ما که جزئی کوچک از اقیانوس بی پایان خلقت هستیم ،چگونه میتوانیم با زبانی ناقص به مجد و ثنایش بپردازیم ؟!
عظمت خدای متعال را میتوان در آثارش دید، مثلاً در کره خاکی که جزئی بی مقدار از نظام هستی است .موجوداتی هستند که انسان در برخورد با آنان دچار وحشت و حیرت میشود. اقیانوسها، جنگلهای وسیع ،بیابانهای بزرگ ، سلسله جبال بلند و بزرگ هیمالیا. انسان با دیدن این آثار به تعظیم و تکریم میافتد و از نگاه به آن درس عبرت میگیرد. خوف و خشیت جز به این معنی ملحوظ نمیشود و تمام مخلوقات الهی ، شعاعی از اصل وجودباری تعالی هستند.







