فرهنگ مصادیق:خواستگاری از دیدگاه فقه مذاهب اسلامی
کلمات کلیدی: خواستگاری، آداب، حکم، موانع، شرایط.
محتویات
چکیده
درخصوص ازدواج، مرسوم است که پیش از آن، مرد به خواستگاری زن میرود؛ یعنی از زنی درخواست ازدواج میکند. خواستگاری جایز و مشروع دارای شرایطی است که با توجه به آن شرایط، احکام متعددی دارد. از طرفی خواستگاری یا به طور صریح و روشن است و یا به طور تعریض و کنایه. همچنین خواستگاری ممکن است توسط شوهر سابق از زن مطلقه اش باشد یا از زنی که درایام عده به سر میبرد. نیز ممکن است خواستگاری از زنی باشد که فرد دیگری پیش از او ازآن خواستگاری کرده است و یا اینکه زنی از مردی خواستگاری نماید. با وجود این حالات مختلف، احکام آن هم متفاوت میباشد.
در عین حال، از نظر مذاهب اسلامی هم ممکن است اختلافاتی دراحکام مربوط به خواستگاری وجود داشته باشد. این مقاله به بیان شرایط و احکام خواستگاری و تبیین ادله و مبانی فقهی آن از نظر مذاهب اسلامی پرداخته است.
مقدمه
خواستگاری یک رسم دیرینه در میان بشر بوده که مطابق فطرت و طبیعت انسان، امری طبیعی و مقدمهای مهم بر پیمان زناشویی است. این قاعده حتی در مورد حیوانات هم کم و بیش جاری است و رجوع و درخواست مخالف، غالباً و بیشتر از ناحیه جنس مذکر آغاز میگردد. این حالت یک امر عرفی است که از فطرت زن و مرد نشأت میگیرد؛ زیرا مرد خواهان است و زن خوانده؛ مرد طالب است و زن مطلوب، مرد قاصد است و زن مقصود. فطرت مرد، طلب و نیاز است و فطرت زن، جلوه و ناز، خواستگاری مرد از زن به خاطر بالا بودن ارزش، حیثیت، لطافت و ظرافت زن است. گوهر را در موزه نگهداری میکنند و خواستاران برای دیدن آن موجود ارزشمند به سراغش میروند. خلاف فطرت و احترام شخصیت زن است که به دنبال مرد برود. برای مرد قابل تحمل است که از دختری خواستگاری کند و جواب منفی بشنود، بهانه آورد و ناز کند؛ اما برای زن که قراراست معشوق مرد واقع گردد و قلب مرد را تسخیر کند قابل تحمل نیست که مردی را به همسری خود دعوت کند و احیاناً جواب رد بشنود.[۱] دین مبین اسلام هم که براساس فطرت انسانی است[۲]، براین رویه فطری و طبیعی صحّه گذاشته و براین مبنا در قرآن کریم، مردان مخاطب ازدواج واقع شدهاند و به طور مستقیم به آنان امر فرموده است که نسبت به انتخاب همسر اقدام نمایند: «فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ» [۳]؛ با زنان پاک ازدواج نمایید. از نظر شرعی نیز فقها عمل خواستگاری را مستحب دانستهاند و به طور کلی، جواز خواستگاری از زنان در غیر موارد ممنوعه مورد اتفاق و اجماع فقها است. رسول خدا نیزاین عمل را انجام داده
است. همچنین رویه مردم در طی قرون، اعصار و زمانها و مکانهای مختلف همواره براین امر جاری بوده است.
ماهیت خواستگاری از دیدگاه فقهی
خواستگاری در عرف جامعه و همچنین ازنظر فقهی به عنوان مقدمه ازدواج به شمار میرود. با توجه به اهمیت ذی المقدمه، مقدمه هم مهم تلقی میشود؛ زیرا خواستگاری موجب آشنایی مرد با طرف مقابلش میشود. در خواستگاری، دو طرف با روحیات و وضعیت همدیگر آشنا میشوند وهمسر دلخواه خود را انتخاب میکنند. به همین دلیل خواستگاری را «به پیشنهاد ازدواج از طرف مرد» تعریف کردهاند. خواستگاری از دیدگاه فقه عقد نیست، بلکه شبه عقد است. از آن حیث که دراسلام خواستگاری به روی خواستگاری دیگری که به وی جواب مثبت دادهاند، جایز نیست [۴]، در زبان عربی و نیز قرآن کریم به خواستگاری، «خِطبه» اطلاق میکنند. ریشه خِطبه از خَطب به معنای تکلم و صحبت کردن بین دونفر میباشد. به این دلیل به خواستگاری خِطبه میگویند که با صحبت کردن و اعلام تمایل پسر نسبت به دختر به طور رسمی دراین جلسه صورت میگیرد. [۵] این تعریف در کتابهای فقهی نیز دیده میشود: «هی اظهار الرغبه فی الزواج بأمره أه معینه و اعلام المراه و لیها بذالک و قد یتم هذه الاعلام مباشره من الخاطب،او بواسطه اهله». [۶]عمل خواستگاری پیش از مراسم عقد و اجرای صیغه نکاح صورت میگیرد و چنانچه مورد قبول واقع شود این فاصله زمانی میان خواستگاری و اجرای مراسم عقد شرعی را «نامزدی» میگویند.[۷]
خواستگاری ریشه مذهبی
نیز دارد و مورد توجه قانونگذار بوده است. به موجب ماده ۱۰۳۴ قانون مدنی، «هر زنی را خالی از موانع نکاح باشد میتوان خواستگاری کرد.» از نظر شرعی و قانونی، مادام که صیغه ی عقد نکاح جاری نشده، زن و مرد نسبت به هم بیگانه تلقی میشوند، گر چه خواستگاری صورت گرفته و مورد قبول نیز واقع شده باشد. قانونگزار خواستگاری پذیرفته شده را نیز وعده ازدواج مینامد و آن را قابل عدول میداند، ولی قابل عدول بودن وعده نکاح از اهمیت آن نمیکاهد. از مذاهب اسلامی و عقاید آنان نیز چنین بر میآید که به خواستگاری اهمیت میدهند و آن را مقدمهای واجب برای ازدواج میدانند. در این مورد، روایات بسیاری نیز از طریق اهل سنت نقل گشته است. [۸]
حکم خواستگاری
جمهور فقهای اسلام معتقدند خواستگاری جایز و مستحب است، ولی در حالات معینی حرام میشود. طبق نظر فقهای شیعه، خواستگاری زمینهای مناسب و مقدمه واجب برای آغاز زندگی زناشویی به شمار میرود. زن و مرد در این جلسه همدیگر را مینگرند و فرصت آشنایی با وضعیت و روحایت همدیگر را پیدا میکنند. زن و خانواده اش دراین مرحله در پی بررسی خلق و خو و سوابق مرد میباشند و مرد نیز زمان کافی برای آشنایی بیشتر با زن و اوصاف او را به دست میآورد. در پایان، دو طرف درباره مسائل مورد علاقه خود با یکدیگر گفت و گو میکنند و شروط خود را مطرح مینمایند.[۹] بدین ترتیب، به این نتیجه میرسیم که خواستگاری، رسمی معقول و پسندیده میباشد. از این رو، حکم آن را از نظر شرعی مستحب میدانند. علامه حلی دراین باره میگوید: در جواز خواستگاری از زنان، در مواردی که منع نشده است اختلافی نیست و اساساً مورد اتفاق فقها میباشد، بلکه
حق آن است که مستحب باشد؛ زیرا حضرت محمد خود این عمل را انجام داده است و رویه مردم هم در زمانها و مکانها و شهرهای مختلف همواره بر این امر جریان داشته است؛ رویهای که بر پسندیده بودن و استحباب خواستگاری دلالت دارد. (همان) فقهای شافعی معتقدند که حکم خواستگاری مثل حکم ازدواج است؛ زیرا خواستگاری را تابع ازدواج میدانند. ایشان بیان میدارند: اگرازدواج مکروه باشد، خواستگاری هم بالتبع مکروه میباشد، و اگر ازدواج حرام باشد، خواستگاری هم حرام است. عدهای از فقهای این مذهب معتقد هستند که خواستگاری مقدمه ازدواج نیست؛ زیرا ازدواج بدون خواستگاری هم صورت میگیرد.[۱۰]
انواع خواستگاری
معمولاً خواستگاری به دو صورت امکان پذیر است:
۱. خواستگاری صریح: در این خواستگاری، مرد یا خانواده او ازکلماتی استفاده میکنند که مستقیماً و صریحاً و بدون کنایه از زن تقاضای ازدواج مینمایند و هیچ گونه کلام مبهمی به کار نمیبرند. مثلاً، مرد به زن میگوید: من میخواهم با شما ازدواج کنم، و فقط معنای ازدواج از این نوع خواستگاری دریافت میشود.
۲. خواستگاری به تعریض یا کنایه: در این خواستگاری مرد و خانواده اش از کلماتی که غیر مستقیم و کنایه واراست مقصود خود را ابراز میدارند. مثلاً، مرد به زن میگوید: من به تو علاقه مندم.
خواستگاری در قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم مشروع قلمداد شده است. در این خصوص، خداوند متعال میفرماید: «وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَكِنْ لَا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلًا مَعْرُوفًا وَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ» [۱۱]: باکی نیست بر شما که به خواستگاری آن زنان برآیید یا نیت ازدواج را در دل [بدون هیچ اظهار] داشته باشید. تنها خدا داند که از این پس از دل به زبان چه خواهید آورد و لیکن با آنها در پنهانی قرار و پیمانی نگذارید، مگر آنکه سخنی به میزان شرع گویید، ولی عزم عقد و ازدواج نکنید تا زمانی که مدت عده آنها سپری شود.
شرط خواستگاری
لازمه خواستگاری مشروع و قانونی، خواستگاری از دختر یا زنی است که ازدواج با او مشروع و قانونی باشد. بنابراین، خواستگاری هنگامی صحیح است که ازدواج با آن زن حرام نباشد. در صورتی که ازدواج با زنی حرام باشد، خواستگاری از او نیز حرام و ممنوع است، خواه حرمت دائمی باشد؛ مانند حرمت ازدواج با عمه و خاله، یا حرمت موقت؛ مانند حرمت ازدواج با خواهر زن پیش ازآنکه نکاح خواهر قبلی منحل شده باشد. از مفهوم آیه «وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاءِ»[۱۲]حرمت تصریح به خواستگاری در عده وفات، از زنانی که شوهر آنها وفات یافته، استفاده میشود. پس به طریق اولی، خواستگاری از زنی که شوهردارد و همچنین از زنانی که در عده طلاق رجعی به سر میبرند، حرام است؛ زیرا مطلقه رجعیه در زمان عده در حکم زوجه است و هنوز علقه زوجیت به طور کامل از بین نرفته است و بدین سبب است که زوجین در ایام عده از همدیگر ارث میبرند و بر مرد واجب است مسکن و نفقه زن را تضمین و تأمین کند، و شوهر سابق حق رجوع به همسر مطلقه خود را دارد. در قرآن کریم هم خداوند متعال میفرماید: «و بعولتهن احقّ بردّهن فی ذلک»[۱۳]
منبع مقاله
نشریه بانوان شیعه، شماره ۲۰
پانویس
- ↑ (مطهری، 1378، ج1، ص 38).
- ↑ (فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا. روم:30).
- ↑ (نساء:3).
- ↑ (شلبی، 1370 ق، ص 62/ جعفری لنگرودی، 1367، ج1، صص 3 و 8/ همو، 1350، ج1، ص 541).
- ↑ (طباطبائی، 1393 ق، ج2، ص 243).
- ↑ (زحیلی، 1418 ق، ج9، ص 6492) .
- ↑ (حصری ی، 1406 ق، ج1، ص 30).
- ↑ (حصری، 1406 ق، ج1، ص 32).
- ↑ (حلی 1404 ق، ج2، ص 569).
- ↑ (حصری، 1406 ق، ج1، ص 31).
- ↑ (بقره: 235).
- ↑ (بقره: 235) .
- ↑ (بقره:۲۲۸).







