فرهنگ مصادیق:حکومت اسلامی و فریضه امر به معروف و نهی از منکر؟
محتویات
پرسشها
۱- امر به معروف و نهی از منکر در حکومت اسلامی چه جایگاهی دارد؟
۲- امام خمینی و مقام معظم رهبری در خصوص امر به معروف و نهی از منکر چه نظری دارد؟
۳- آیا فلسفه تشکیل حکومت اسلامی از باب امر به معروف و نهی از منکر بوده، یا فراتر از این موضوع میباشد؟
۴- وظایف مردم و حاکمیت اسلامی در رابطه با امر به معروف و نهی از منکر کدام است؟
۵- معیارهای وجوب امر به معروف و نهی از منکر در فقه کدامند؟
جایگاه امر به معروف ونهی از منکر در حکومت اسلامی
«کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ؛ شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شدهاید به کار پسندیده فرمان میدهید و از کار ناپسند بازمی دارید» (آل عمران آیه ۱۱۰). «معروف» آن است که عقل و شرع آن را نیک و خوب بداند و «منکر» آن است که عقل و شرع آن را ناپسند و بد بداند؛ بنابراین آنچه که نیک است - اعم از امور فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی، عبادی، اخلاقی، سیاسی، جسمی، روانی و... - معروف است و کلیه آنچه که ناپسند است، مشمول منکر میگردد. پس امر به معروف، به معنای «فرمان دادن به کار خوب» و نهی از منکر، به معنای «باز داشتن از کار بد» است. بهترین راه برای به دست آوردن مصداقهای معروف و منکر، مراجعه به شرع است. بعضی از معروفها عبارت است از: تقوا، احسان و نیکی، توکل، حسن ظن به خدا، توبه، تلاوت قرآن، شکر خدا، مشورت، دعا، اخلاق نیک، بردباری، ایستادگی در راه دین، خوف از خدا، انفاق، اندیشیدن و تفکر، عفو و بخشش، فرو بردن خشم، جهاد، نماز، روزه و... بخشی از منکرها نیز عبارت است از: کفر، نفاق، دوستی با کافران، ظلم و ستم، خیانت به بیتالمال، کتمان حق، دین فروشی، بخل، کرنش در برابر دشمن، بد گمانی، دروغ، غیبت، تهمت، ایجاد اختلاف، ریاستطلبی، حسادت، قطع رحم و... . امر به معروف و نهی از منکر، از مهمترین، بهترین و عالیترین فریضهها و واجبات اسلامی است؛ به طوری که برخی از فقیهان، آن را از ضروریات دین دانستهاند. در آیات و روایات گوناگونی به آن سفارش شده است و تعابیر زیبایی در آنها به چشم میخورد. حضرت علیعلیه السلام میفرماید: «تمام کارهای نیک و (حتی) جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر، همچون آب دهان در برابر دریای پهناوری است» «وَ ما اَعْمالُ الْبِرٌّ کُلُّها وَ الْجهادُ فی سَبیلِ اللَّهِ عِنْدَ الْاَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ اِلاَّ کَنْفثه فِی بَحْرٍ لُجّی» (نهج البلاغه، کلمات قصار، ش ۳۷۴.) امام باقرعلیه السلام میفرماید: «بد قومی هستند، قومی که بر امر به معروف و نهی از منکر عیب میگیرند و آن را بی ارزش میپندارند؛ بِئْسَ الْقَوْمِ قَومٌ یَعیبُونَ الْاَمْرِ بِالْمَعْروفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکرِ» (وسائل الشیعه، ج۱۱، ط جدید، ص۳۹۲) بنابراین، این فریضه مهم در حکومت اسلامی اهمیت بیشتری پیدا میکند زیرا که خود حکومت اسلامی نیز با این نیت هدایت مردم برای قرب الی الله با استرتژی پیاده سازی تمامی احکام و آموزههای دین بر پا دشه است و بدیهی است که امر به معروف ونهی از منکر در اقامه این آموزهها نقش به سزایی خواهد داشت. ذکر چند امر در این زمینه لازم است: ۱. این فریضه از تکالیف همگانی است و همه مسلمانان باید آن را پاس بدارند. این چنین نیست که در زمان اقتدار حاکمیت اسلامی، این فریضه تنها بر دوش نیروهای انتظامی و قوه قضاییه و سایر نهادهای دولتی قرار داشته باشد؛ بلکه تک تک آحاد مردم به انجام این فریضه موظفاند. امر به معروف و نهی از منکر، واجب کفایی است و چنانچه عدهای به اجرای آن بپردازند و به گسترش معروف و از بین بردن منکر اقدام ورزند، انجام دادن آن از دیگران ساقط میشود. ۲. در اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر، بین زن و مرد تفاوتی نیست و هر دو گروه، در این راستا وظیفه و مسؤولیت دارند. ۳. در حکومت اسلامی مرتبه برخورد فیزیکی و قهری با منکر وظیفه حکومت است ولی مراتب دیگر اختصاصی به حکومت ندارد.
نظر امام خمینی و رهبر معظم انقلاب در مورد آن
محورهای ذیل از بیانات رهبر انقلاب قابل استخراج است:
۱. «ما هنوز تا یک جامعه کاملاً اسلامی که نیکبختی دنیا وآخرت مردم را به طور کامل تأمین کند و تباهی وکجروی و ظلم و انحطاط را ریشه کن سازد. فاصله زیادی داریم. این فاصله، باید با همت مرم وتلاش مسئولان طی شود و پیمودن آن، با همگانی شدن امر به معروف ونهی ازمنکر آسان گردد.»[۱]
۲. فضاسازی اسلامی محیط با امر به معروف و نهی از منکر: «با عواملی که محیط را از شکل اسلامی خارج کنند مقابله کنید، با گفتار، با سخنرانی، با پخش جزوات مناسب، با تذکرات بجا، با امر به معروف ونهی از منکر؛ که وظیفه شما در داخل محیط کاری تان ودر همه جاهاست! با این روشها، کاری کنید که فضا، فضای اسلامی شود. یعنی هر کس وارد این اداره، وارد این شرکت دولتی شد، وارد این کارخانه شد، احساس کند اینجا جای مسلمانهاست و محیط، اسلامی ست، این، وظیفه عمده شماست وهمه موظفند در این وظیفه به شما، کمک کنند. این بانوان مسلمانی که در ادارت اند، رفتارشان، لباسشان، منششان، باید مسلمانی باشد و شما دراین زمینه، تکلیف ومسئولیت دارید. البته با روش اسلامی با همان شیوهای که نهی از منکر اسلامی دارد؛ نه با روشهای غیر اسلامی وبا خشونتهای نادرست.»[۲]
۳. لزوم پاکی نفس برای اجرای این فریضه: «دشمن از راه اشاعه فرهنگ غلط، فرهنگ فساد وفحشا، سعی میکند، جوانهای ما را از ما بگیرد، کاری که دشمن از لحاظ فرهنگی میکند، یک تهاجم فرهنگی، بلکه باید گفت یک «شبیخون فرهنگی»، یک «غارت فرهنگی» ویک «قتل عام فرهنگی» ست. امروز دشمن این کار را دارد با ما میکند. چه کسی میتواند از این فضیلتها دفاع کند؟ آن جوان مومنی که دل به دنیا نبسته، دل به منافع شخصی نبسته است. میتواند بایستد واز فضیلتها دفاع کند. کسی که خودش آلوده وگرفتار است که نمیتواند از فضیلتها دفاع کند! این جوان با اخلاص، میتواند دفاع کند. این جوان، از انقلاب، از اسلام، از فضائل و ارزشهای اسلامی میتواند دفاع کند؛ لذا چندی پیش گفتم: «همه امر به معروف ونهی ازمنکر کنند» الان هم عرض میکنم، نهی از منکر کنید، این، واجب است این مسئولیت شرعی شماست امروزمسئولیت انقلابی شما هم هست. البته جوان حزب الهی هم باید باهوش باشد، باید چشمهایش را باز کند و نگذارد کسی در صفوف اورخنه کند و به نام امر به معروف ونهی ازمنکر، فساد ایجاد نماید که چهره حزب الله را خراب کند. باید مواظب باشید، این به عهده خودتان است، من یقین دارم - و تجربههای این چند سال هم نشان داده - تا نیروهای مومن وجزب الهی برای انجام کاری به میدان میآیند، یک عده عناصر بدلی ودروغین با نام اینها، درگوشهای فسادی ایجاد میکنند، تا ذهن مسئولین را نسبت به نیروهای مومن و حزب الهی ومردمی چرکین کنند. مواظب باشید، مسئله امر به معروف ونهی ازمنکر، مثل مسئله نماز است، یاد گرفتنی است باید بروید ویاد بگیرید. مسئله دارد که کجا و چگونه باید امر به معروف ونهی از منکر کرد .»[۳]
۴. استفاده از سلاح زبان و منطق: «امر به معروف و نهی از منکر را اقامه کنید، جوانان در محیط خودشان، امر به معروف و نهی از منکر کنند. چرا که این واجب - امر به معروف، امر به کارهای خوب - در جامعه اسلامی هنوز اقامه نشده است؟ نگویید به من چه؛ او هم نمیتواند بگوید به تو چه؛ اگر هم گفت، شما اعتنا نکنید. بعضی خیال میکنند، تا منکری دیده شد، باید با مشت به سراغش بروند! نه، ما سلاحی داریم که از مشت کارگرتر است. آن چیست؟ سلاح زبان. زبان از مشت خیلی کارگرتر و نافذتر و موثرتر است؛ مشت کاری نمیکند. بعضی از جوانان به ما نامه مینویسند که اجازه بدهید ما با این تظاهرات منکراتی، مقابله و مبارزه کنیم. خیلی خوب، مقابله کنید؛ اما چطور؟ بریزید طرف مقابل را تکه پاره کنید؟! نه، این نیست. حرف بزنید، بگویید؛ یک کلمه بیشتر هم نمیخواهد؛ لازم نیست یک سخنرانی بکنید. کسی که میبینید خلافی مرتکب میشود - دروغ، غیبت، تهمت، کینه ورزی نسبت به برادر مومن، بی اعتنایی و محرمات دین، بی اعتنایی به مقدسات، اهانت به پذیرفتههای ایمانی مردم، پوشش نامناسب، حرکت زشت - یک کلمه آسان بیشتر نمیخواهد؛ بگویید: این کار شما خلاف است، نکنید؛ لازم نیست که با خشم همراه باشد. شما بگویید، دیگران هم بگویند، گناه در جامعه خواهد خشکید. چرا کسانی از گفتن ابا میکنند؟ یک عده بر اثر ضعف نفس از گفتن ابا میکنند. یک عده هم خیال می کنندکه گفتن فایدهای ندارد. باید با دست جلو بروند! نه، زبان از دست خیلی مهمتر است. امر به معروف و نهی از منکر را اقامه کنید؛ نگذارید جوامع جوان - چه در مدرسهها، و چه در دانشگاهها - کار به فساد بکشد، این مراکز برای دشمن هدف است. بدانید که نسل جوان این جامعه و این ایران اسلامی زنده است؛ دشمن این را هم بداند، با بودن شما جوانان مومن، حجت برما تمام است.»[۴]«بهترین شیوه برخورد با منکرات چیست؟ بستگی به این دارد که چه کسی بخواهد برخورد بکند، اگر شما بخواهید برخورد کنید «زبان» است. شما به غیر از زبان، هیچ تکلیف دیگری ندارید، نهی از منکر برای مردم، فقط زبانی است. البته برای حکومت، اینطور نیست. اگر منکر بزرگی باشد، برخورد حکومت احیانا ممکن است، برخورد قانونی و خشن هم باشد؛ لیکن نهی از منکر و امر به معروفی که در شرع مقدس اسلام هست، زبان است. (انما هی اللسان).
تعجب نکنید، من به شما عرض میکنم که تأثیر امر و نهی زبانی - اگر انجام بگیرد - از تاثیر مشت پولادین حکومتها بیشتر است، من چند سال است که گفتهام امر به معروف و نهی از منکر. البته عدهای این کار را میکنند؛ اما همه نمیکنند. همه تجربه نمیکنند، میگویند آقا چرا اثر نمیکند؛ تجربه کنید. منکری را که دیدید، با زبان تذکر دهید، اصلا لازم هم نیست زبان گزنده باشد و یا شما برای رفع آن منکر، سخنرانی بکنید؛ یک کلمه بگویید: آقا! خانم! برادر! این منکر است. شما بگویید، نفر دوم بگوید، نفر سوم بگوید، نفر دهم بگوید، نفر پنجاهم بگوید؛ کی میتواند منکر را ادامه بدهد؟ البته به شما بگویم عزیزان من! منکر را باید بشناسید، چیزهایی ممکن است به نظر بعضی منکر بیاید؛ در حالیکه منکر نباشد. باید معروف و منکر را بشناسید. واقعاً باید بدانید این منکر است. بعضی گفتهاند که باید احتمال تأثیر وجود داشته باشد. من میگویم احتمال تأثیر همه جا قطعی است؛ مگر در نزد حکومتهای قلدر، قدرتمندها و سلاطین. آنهایند که البته حرف حساب به گوششان فرو نمیرود و اثر نمیکند؛ اما برای مردم چرا. برای مردم، حرف اثر دارد؛ بنابراین، پاسخ من این شد که بهترین روش برای شما که از من سوال کردید، «زبان» است.»[۵]
۵. لزوم هموار کردن راه برای این واجب الهی: «ما عرض کردیم به ملت عزیز؛ و گفتیم که امر به معروف و نهی از منکر، این واجب الهی را بر پا بدارید و در بین جوانان در سراسر کشور، شور و غوغایی بوجود آمد، پس پیداست این جوانان متمایل به امر به معروف و نهی از منکر هستند، بنابراین وظیفه ما، قانون گذاران و مجریان است که راه و زمینه را برای اجرای این واجب الهی هموار و فراهم کنیم.»[۶]
۶. لزوم هدایت مردم در کیفیت اجرای این فریضه: «علمای دین باید مردم را هدایت کنند، باید راهنمایی کنند، کیفیت نهی از منکر را بیان کنند ومنکر را برای آنها شرح دهند باید خطرات را بشناسیم.»[۷]
۷. امر به معروف و نهی از منکر ضامن برپاداشتن همه فرایض اسلام: «امر به معروف ونهی ازمنکر که یکی از ارکان اساسی اسلام و ضامن بر پاداشتن همه فرایض اسلامی است، باید در جامعه ما احیاء شود و هر فردی از آحاد مردم، خود را در گسترش نیکی وبر چیده شدن زشتی و گمراهی وفساد، مسئول احساس کند. ما هنوز تایک جامعه کاملاً اسلامی که نیکبختی دنیا و آخرت مردم را به طور کامل تامین کند و تباهی وکجروی وظلم وانحطاط را ریشه کن سازد، فاصله زیادی داریم این فاصله، باید با همت مردم وتلاش مسئولان طی شود.»[۸]
۸. مرحله زور بر عهده حکومت است: «امر به معروف، یک مرحله گفتن و یک مرحله عمل دارد؛ مرحله عمل، یعنی اقدام با دست و بازور؛ این مرحله، امروز به عهده حکومت است وباید بااجازه حکومت انجام بگیرد ولاغیر.»[۹]
۹. ضامن حیات طیبه در نظام اسلامی: «امر به معروف و نهی از منکر، یاد آوری یک واجب فراموش شده است؛ ما باید خود را به سرچشمه اسلام برسانیم تا زندگی به تمامی شیرین شود. قرآن کریم میفرماید: «الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلاه و اتوا الزکوه و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر» من میخواهم این واجب فراموش شده اسلام را به یاد شما ملت ایران بیاورم؛ امر به معروف و نهی از منکر، همه آحاد مردم باید وظیفه امر کردن به کار خوب و نهی کردن از کار بد را برای خود قائل باشند. این، تضمین کننده حیات طیبه در نظام اسلامی خواهد بود. عمل کنیم تا آثارش را ببینیم. امر به معروف، یک مرحله گفتن و یک مرحله عمل دارد. مرحله عمل، یعنی اقدام با دست و بازو، این مرحله، امروز به عهده حکومت است و باید با اجازه حکومت انجام بگیرد و لا غیر. اما گفتن با زبان، بر همه واجب است و همه باید آن را بدون ملاحظه انجام بدهند.»[۱۰]
۱۰. محدود نکردن دایره منکرات: «گناهکار هم فقط بد حجاب نیست؛ که بعضی فقط به مسئله بد حجابی چسبیدهاند. این، یکی از گناهان است؛ و از خیلی از گناهان کوچکتر است، خلافهای فراوانی از طرف آدمهای لاابالی در جامعه وجود دارد؛ خلافهای سیاسی، خلافهای اقتصادی، خلاف در کسب و کار، خلاف در کار اداری، خلافهای فرهنگی، اینها همه خلاف است، کسی غیبت میکند، کسی دروغ میگوید، کسی توطئه میکند، کسی مسخره میکند، کسی کم کاری میکند، کسی ناراضی تراشی میکند، کسی مال مردم را میدزدد، کسی آبروی مردم را بر باد میدهد. اینها همه منکر است. در مقابل این منکرها، عامل بازدارنده، نهی است؛ نهی از منکر. بگوئید «آقا نکن»، این تکرار «نکن»، برای طرف مقابل، شکننده است.»[۱۱]
«البته امر به معروف و نهی از منکر حوزههای گوناگونی دارد که باز مهمترینش حوزه مسئولان است؛ یعنی شما باید ما را به معروف امر، و از منکر نهی کنید. مردم باید از مسئولان، کار خوب را بخواهند؛ آن هم نه به صورت خواهش و تقاضا؛ بلکه باید از آنها بخواهند. این مهمترین حوزه است؛ البته فقط این حوزه نیست؛ حوزههای گوناگونی وجود دارد. در مسأله امر به معروف و نهی از منکر، فقط نهی از منکر نیست، امر به معروف و کارهای نیک هم هست. برای جوان، درس خواندن، عبادت کردن، اخلاق نیک، همکاری اجتماعی، ورزش صحیح و معقول و رعایت آداب و عادات خوب در زندگی، همه جزو چیزهای خوب است. برای یک مرد، برای یک زن و برای یک خانواده، وظایف خوب و کارهای بزرگی وجود دارد. هرکسی را که شما به یکی از این کارهای خوب امر بکنید - به او بگویید و از او بخواهید - امر به معروف است. نهی از منکر هم فقط نهی از گناهان شخصی نیست. تا میگوییم نهی از منکر، فوراً در ذهن مجسم میشود؛ که اگر یک نفر در خیابان رفتار و لباسش خوب نبود، یکی باید بیاید و او را نهی از منکر کند؛ فقط این نیست؛ این جزء دهم است.»[۱۲]
در مورد نظر حضرت امام خمینی نیز برای رعایت اجمال، دو فراز از سخنان ایشان را میاوریم:
«همه ملت موظفند که نظارت کنند بر این امور، نظارت کنند اگر من یک پایم را ... کج گذاشتم ... بگویند پایت را کج گذاشتی، خودت را حفظ کن ... اگر دیدند که یک کمیتهای خدای نخواسته خلاف مقررات اسلام دارد عمل میکند، بازاری باید اعتراض کند، کشاورز باید اعتراض کند، روحانیون و علما باید اعتراض کنند، اعتراض کنند تا این کج را راست کنند. اگر دیدید یک معمم برخلاف موازین اسلام خدای ناخواسته میخواهد عمل بکند، همه موظفند که جلویش را بگیرند. همه باید مراعات این مسئله را بکنند، توجه داشته باشند که مبادا من یک کلمه برخلاف مقررات اسلام بگویم، اعتراض کنند، بنویسند، بگویند.»[۱۳]
«در امر به معروف و نهی از منکر شأن و مرتبه اجتماعی افراد مهم نیست و هر کس از هر قشر و طبقه اجتماعی موظف است دیگران را از هر قشر و طبقه اجتماعی که باشند، امر به معروف و نهی از منکر کند به هر فردی لازم است که امر به معروف کند. اگر یک فرد خیلی به نظرمردم مثلاً پایین، یک فردی که به نظر مردم خیلی اعلامرتبه هم هست، اگر از او یک انحرافی دید، بیاید (اسلام گفته برو به او بگو. نهی کن) بایستد در مقابلش بگوید این کارت انحراف بود نکن».[۱۴]
در صورتیکه تمایل داشته باشید تا به تفصیل در این زمینه تحقیق کنید، میتوانید به کتاب امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه امام خمینی دفتر بیست و یکم از آثار موضوعی تبیانها مراجعه نمایید که توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) به چاپ رسیده است.
ج) فلسفه تشکیل حکومت اسلامی، در مرتبه اول تزکیه و هدایت انسانها به سوی کمال و رستگاری و قرب هر بیشتر به الله است و در مرتبه بعدی رسیدن به عدالت و قسط الهی است. البته یکی از مهمترین ابزارهای رسیدن به این اهداف متعالی و الهی، امر به معروف و نهی از منکر است. «آن مسأله ی اساسی که در انقلاب اسلامی هدف اعلی و والا به حساب میآمد و میآید، عبارت از تزکیه ی انسان است. همه چیز مقدمه ی تزکیه و طهارت آدمی است. عدالت در جامعه و نیز حکومت اسلامی در میان اجتماعات بشری هم با این که هدف بزرگی محسوب میشود، ولی خود آن یک مقدمه برای تعالی و رشد انسان است که در تزکیه ی آدمی نهفته است. هم زندگی در این عالم - اگر بخواهد به سعادت برسد - محتاج تزکیه است، و هم درجات اخروی و معنوی، متوقف بر تزکیه است. فلاح انسان - یعنی دست یافتن انسان به مقصد اعلی - وابسته ی به تزکیه است؛ «قد افلح من تزکّی؛ و ذکراسم ربّه فصلّی»(۱). آن کسی که تزکیه بکند، فلاح و رستگاری را به دست آورده است.»[۱۵]
د) وظایف مردم و حکومت:
در امر به معروف و نهی از منکر سه حوزه قابل تفکیک میباشد:
الف) امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه حکومت امر به معروف و نهی از منکر که وظیفه حکومت نسبت به مردم است و آیاتی که این وظیفه را بیان میکند عبارت است از: وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (آل عمران:۱۰۴) که گروهها و تشکیلات دولتی موظف به این کار میباشند. در گذشته در حکومتهای اسلامی به این نهادها محتسب میگفتند و نهاد حسبه نام داشت، این قسمت مورد بحث ما نمیباشد.
ب) امر به معروف و نهی از منکر عمومی؛ عموم مؤمنین این وظیفه را نسبت به همدیگر دارند و همه مؤمنان باید آمر و ناهی باشند، این دسته آیات عبارتند از: كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ (آل عمران:۱۱۰)؛ وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (توبه:71)
این آیات اطلاق دارند که مردم نسبت به هم این وظیفه را دارند و حتی امر به معروف و نهی از منکر مردم نسبت به حکومت و یا حکومت نسبت به مردم را میگیرد چون اطلاق دارند؛ ولی ما بیشتر جایی را مد نظر داریم که مردم نسبت به حکومت و حاکمان حق امر به معروف و نهی از منکر دارند.
ج) امر به معروف و نهی از منکر مردم از حاکمان:در قرآن به صراحت این قسم ذکر نشده و تنها اطلاقات آیات مربوطه این قسم را میگیرد ولی در روایات زیادی میتوان استفاده کرد که این قسم نیز مد نظر میباشد. مثلاً این روایت نهج البلاغه: لَا تَتْرُکُوا الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَیُوَلَّی عَلَیْکُمْ أَشْرَارُکُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلَا یُسْتَجَابُ لَکُم (نامه:۴۷)
دلالت بر مدعای ما دارد؛ چرا که تفریع ولایت اشرار بر ترک امر به معروف و نهی از منکر یک نوع ارتباطی را میرساند و تناسبی دارد، معلوم میشود که امر به معروف و نهی از منکر مربوط به حاکمان است نه اینکه اگر نسبت به همسایه ات این وظیفه را ترک کردی شرار امت مسلط میشوند. پس امر به معروف و نهی از منکر وظیفه مردم نسبت به حکومت است، گرچه حق آنها هم هست و یا تعبیر زیبایی است که حضرت میفرماید: ِ وَ مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ کُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنْ الْمُنْکَرِ إِلَّا کَنَفْثَهٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ وَ إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ لَا یُقَرِّبَانِ مِنْ أَجَلٍ وَ لَا یَنْقُصَانِ مِنْ رِزْقٍ وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِکَ کُلِّهِ کَلِمَهُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ. (حکمت 374)
حضرت بعد از ذکر انواع نهی از منکر میفرماید: اعمال برّ و جهاد در راه خدا در نزد امر به معروف و نهی از منکر مثل قطره آبی نسبت به یک دریای عمیق است و این وظیفه نه روزی آدم را کم میکند و نه جان آدم را. خب این کدام امر به معروف و نهی از منکری است که اگر انجام گرفت ممکن است انسان بترسد که جانش گرفته شود یا رزق و روزی اش کم شود؟ مشخص است که حکومت میتواند این کار را بکند و یا قدرتمندان و صاحبان قدرت و لذا حضرت امر به معروف و نهی از منکر را نسبت به اعمال نیک دیگر مثل دریا و قطره میداند. شاهد این برداشت فراز آخر حکمت است که میفرماید: «کَلِمَهُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ» که میرساند منظور امر به معروف و نهی از منکر نسبت به صاحبان قدرت و حاکمان میباشد.
خلاصه مطلب اینکه اعتراض نسبت به رفتار حکومت حق و وظیفه مردم است که مرحله بعد از نصیحت میباشد و امام حسن (علیه السّلام) در این زمینه میفرماید: ان السیاسه هی رعایه حقوق الله و الاحیاء و الاموات... اما رعایه حقوق الاحیاء فیجب ان ترفعوا اصواتکم بالاعتراض علی ولی الامر اذا انحرف عن جاده الثواب (ر. ک: هاشم معروف الحسنی، کتاب الائمه). کسی که سرپرست جامعه اسلامی است و از جاده ثواب منحرف شد از حقوق افراد زنده این است که نسبت به او اعتراض کنند. ما معتقد هستیم که اعتراض به ائمه و معصومین جایی و وجهی ندارد ولی مردم نسبت به پیامبر این حالت را داشتند. مثلاً به پیامبر اعتراض شد که چرا اسامه فرمانده جیش باشد؟
حضرت فرمود: شما در گذشته به فرماندهی علی هم اعتراض کردید در حالی که هر دو لایق هستند. حضرت به مردم نفرمود چرا اعتراض میکنید بلکه جواب مردم را دادند. (ر. ک: سیره ابن هشام).
مالک اشتر با اینکه از اصحاب خالص حضرت علی بود ولی در مواردی به ایشان اعتراض میکردند. طبری میگوید مالک به حضرت عرض کرد: من قبلاً به شما عرض کردم که جریر را نفرستید چون احتمال خیانت دارد و من را میفرستادید بهتر بود ولی جریر گفت: اگر تو بودی تو را میکشتند ولی من خدعه کردم و زنده ماندم ولی مالک گفت اگر حضرت من را میفرستاد تو و اتباعت را به زندان میفرستادم تا فتنه بخوابد. این شیوه برخورد مالک به حضرت میرساند که ظاهراً این گونه حرکتها پذیرفته شده بوده است.
مورد دیگر اینکه حضرت علی به خاطر برخی خدمات نجاشی یمانی حدّی بر او اجراء نکرد و به حضرت اعتراض شد که ما ندیده بودیم امرای عادل، اهل معصیت و طاعت پیش آنها یکسان باشند. این اعتراضها حتی در زمان معصوم هم وجود داشته است.
مرحله سوم که قوی تر و شدید تر است عبارت است از انقلاب و ثوره. پس اگر بخواهیم حقوق مردم را در سیری منطقی و طبیعی بیان کنیم عبارت است از:
۱. حق مردم این است که حاکم را تعیین کنند؛
۲. در تصمیم گیریها مشارکت کنند؛
۳. حق مراقبت و اشراف و اطلاع بر حاکمان؛
۴. حق نصیحت؛
۵. حق امر به معروف و نهی از منکر از حاکمان؛
۶. انقلاب.
مرحله اخیر به معنای اعتراض عملی است نسبت به رویه خلاف اسلام حاکمان، یعنی اگر حاکمان با نصیحت، اعتراض و امر به معروف و نهی از منکر اصلاح نشدند، مردم این حق را دارند که با رفتار عملی سعی در اصلاح حاکمان کنند و اگر حاکمان اجازه این رفتار عملی را ندادند و ساختار عوض نشد میتوانند با انقلاب ساختار را عوض کنند. مواجهه حضرت علی، امیرالمؤمنین با معاویه در این قالب بود، چرا که معاویه استاندار حضرت بود که سر به شورش گذاشت و حضرت وقتی با لشگر شام برخورد کردند فرمودند: «مَنْ رَأَی مُنْکَراً یُعْمَلُ بِهِ وَ مُنْکَراً یُدْعَی إِلَیْهِ فَأَنْکَرَهُ بِقَلْبِهِ فَقَدْ سَلِمَ وَ بَرِیءَ وَ مَنْ أَنْکَرَ بِلِسَانِهِ فَقَدْ أُجِرَ وَ هُوَ أَفْضَلُ مِنْ صَاحِبِهِ وَ مَنْ أَنْکَرَهُ بِسَیْفِهِ لِتَکُونَ حُجَّهُ اللَّهِ الْعُلْیَا وَ کَلِمَهُ الظَّالِمِینَ السُّفْلَی فَذَلِکَ الَّذِی أَصَابَ سَبِیلَ الْهُدَی وَ قَامَ عَلَی الطَّرِیقِ وَ نَوَّرَ فِی قَلْبِهِ الْیَقِینُ». حضرت میفرمایند سه مرحله داریم: یک سری هستند که حتی در دل مخالف ظلم نمیباشند، اگر کسی در دل مخالف بود از آن ظلم مصون میماند. یک سری با زبان مخالفت هستند پس اینها افضل هستند ولی کسانی که با عمل مخالف هستند اینها به حق واصل میشوند.
شاید آیه: «وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ» (حجرات:۹) نسبت به حکومت است یا همه حکومت و یا بخشی از حکومت و اعتراض امام حسین به یزید، یکی از حقوق و وظایف مردم بود که در این عرصه صورت گرفت.
رعایت این مراحل چه در حکومت دینی و چه غیر دینی، زمینه بقاء و ثبات و عدالت حکومتها را فراهم میکند.[۱۶]
ه) معیارها (شرایط) وجوب امر به معروف و نهی از منکر در فقه:
شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر:
اول:آن که کسی که میخواهد امر و نهی کند، بداند که آنچه شخص مکلف بجا نمیآورد، واجب است بجا آورد و آنچه بجا میآورد باید ترک کند؛ و بر کسی که معروف و منکر را نمیداند واجب نیست.
دوم:آن که احتمال بدهد امر و نهی او تأثیر میکند، پس اگر بداند [یقین داشته باشد که] اثر نمیکند واجب نیست.
سوم: آن که بداند شخص معصیت کار بنا دارد که معصیت خود را تکرار کند، پس اگر بداند یا گمان کند یا احتمال صحیح بدهد که تکرار نمیکند واجب نیست.
چهارم:آن که در امر و نهی مفسدهای نباشد، پس اگر بداند یا گمان کند که اگر امر یا نهی کند ضرر جانی یا عِرضی و آبرویی یا مالی قابل توجه به او میرسد واجب نیست، بلکه اگر احتمال صحیح بدهد که از آن ترس ضررهای مذکور را پیدا کند واجب نیست بلکه اگر بترسد که ضرری متوجّه متعلقان او [مثل خانواده اش] میشود واجب نیست، بلکه با احتمال وقوع ضرر جانی یا عِرضی و آبرویی یا مالی موجب حَرَج بر بعضی مؤمنین، واجب نمیشود بلکه در بسیاری از موارد حرام است. (امام خمینی ره، توضیح المسائل مسأله ۲۷۹۱)
مراتب امر به معروف و نهی از منکر
مرتبه اول:
آن که با شخص گناهکار طوری رفتار شود که بفهمد برای ارتکاب او به معصیت، به این صورت با او عمل شده است، مثل این که از او رو برگرداند، یا با چهره عبوس با او ملاقات کند، یا ترک مراوده با او کند و از او اعراض کند به نحوی که معلوم شود این امور برای آن است که او گناه را ترک نماید.
توجه: اگر دراین مرتبه درجاتی باشد لازم است با احتمال تأثیر درجه خفیف تر، به همان اکتفا کند، مثلًا اگر احتمال میدهد که با ترک تکلم با او مقصود حاصل میشود، به همان اکتفا کند و به درجه بالاتر، عمل نکند، به ویژه اگر طرف، شخصی است که این نحو عمل موجب هتک حرمت او میشود.
مرتبه دوم:
امر و نهی به زبان است، پس با احتمال تأثیر و حصول سایر شرایط گذشته، واجب است اهل معصیت را نهی کنند، و تارک واجب را به انجام دادن واجب امر نمایند.
نکته۱: اگر احتمال بدهد که بدون امر و نهی کردن و با موعظه و نصیحت، گناهکار، معصیت را ترک میکند، اکتفا به آنلازم است و نباید از آن تجاوز کند.
اما اگر میداند که نصیحت تأثیر ندارد، واجب است با احتمال تأثیر، امر و نهی الزامی کند و اگر تأثیر نمیکند مگر با تشدید در گفتار و تهدید بر مخالفت، لازم است ولی باید از دروغ و گناه دیگر دوری شود.
نکته۲: اگر گناهکار ترک معصیت نمیکند مگر به انجام هر دو مرتبه اول و دوم، واجب است انجام هر دو به این که هم از او دوری کند، و ترک معاشرت نماید و با چهره عبوس با او ملاقات کند، و هم او را با زبان امر به معروف و نهی از منکر نماید.
مرتبه سوم:
توسل به زور است، پس اگر بداند یا اطمینان داشته باشد که ترک منکر نمیکند یا واجب را بجا نمیآورد مگر با اعمال زور و جبر، واجب است ولی باید از مقدار لازم تجاوز نکند.
توجه: اگر توقف داشته باشد جلوگیری از معصیت، بر کتک زدن و سخت گرفتن بر شخص گناهکار، و در مضیقه قراردادن او، جایز است، ولی لازم است مراعات شود که زیادهروی نشود، و بهتر آن است که در این امر و نظیر آن اجازه از مجتهد جامع الشرایط گرفته شود.
اما اگر متوقف بر وارد ساختن جراحت و قتل باشد، بدون اجازه مجتهد جامع الشرایط با حصول شرایط آن، جایز نیست.
(امام خمینی ره، توضیح المسائل م ۲۸۰۴به بعد)
پانویس
- ↑ پیام مقام معظم رهبری به مناسبت اولین سالگرد ارتحال امام (ره) درمورخه 10/3/69
- ↑ بیانات حضرت آیت الله خامنهای به اعضای انجمنهای اسلامی ادارات، کارخانجات و بیمارستانها در مورخه 4/6/71
- ↑ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان نیروی مقاومت بسیج سراسر کشور در سالروز شهادت امام سجاد (ع) 22/4/71
- ↑ مورخه 15/8/ 1370 دیدار معظم له با گروه کثیری از دانشجویان و دانش آموزان به مناسبت سیزدهم آبان
- ↑ مورخه 22/2/77 بیانات مقام معظم رهبری در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران
- ↑ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار قشرهای مختلف جامعه درمورخه 29/7/71
- ↑ بیانات مقام عظمای ولایت در دیدار علما و رحانیون درمورخه 7/5/71
- ↑ بیانات ولی امر مسلمین در پیامی بمناسبت اولین سالگردارتحال امام خمینی (ره) در مورخه 10/3/69 خطاب به مردم ومسئولین
- ↑ بیانات مقام معظم رهبری در دیدارباجمع کثیری از اقشار مختلف مردم قم به مناسبت فرا رسیدن 19 دی ماه (سالروز قیام مردم قم) درمورخه 16/10/68
- ↑ بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمع کثیری از اقشار مختلف مرم قم به مناسبت فرا رسیدن 19 دی ماه (سالروز قیام مرم قم) در مورخه 19/10/ 68
- ↑ بیانات مقام عظمای ولایت در دیدار اقشار مختلف مردم در مورخه 29/7/71
- ↑ بیانات مقام معظم رهبری در خطبههای نماز جمعه مورخه 25/9/79
- ↑ 9/2/58
- ↑ 2/7/58
- ↑ سخنرانی در دیدار گروهی از خانوادههای شهدا و جانبازان و اقشار مختلف مردم ۱۳۷۰/۰۸/۰۱
- ↑ منبع این قسمت از جواب: maroofyaran.com







