فرهنگ مصادیق:حکم وضعی اعتباری موضوع حکم تکلیفی
مقدمه
شماری از احکام الهی وجود دارد که احکام وضعی نامیده میشود احکام وضعی دراصطلاح و ادبیات فقه شیعه به دو معنی آمده است.
۱) اول : حکم وضعی
۲) اعتباری دوم : حکم وضعی انتزاعی
حکم وضعی اعتباری
حکم وضعی اعتباری عبارتست از حکمی اعتباری که وضعیت انسان را در قبال انسان یا چیزدیگری تعریف میکند مانند مالکیت و زوجیت که رابطه انسان را با ملک یا انسان دیگر تعریف میکنند ویژگی حکم وضعی اعتباری این است که مورد جعل و اعتبار خداوند منان قرار میگیرد وبرای زندگی شخصی و اجتماعی انسان وضع میشود و همچنین موضوع حکم تکلیفی قرارمی گیرد بطور مثال اگر خداوند بین زن و مردی حکم وضعی اعتباری زوجیت را وضع کند همین حکم وضعی موضوع حکم تکلیفی وجوب پرداخت نفقه مرد به زوجه قرار میگیرد و پس ازحکم تکلیفی وجوب پرداخت نفقه، حق زن نسبت به شوهر مبنی بر مطالبه نفقه تحقق پیدا میکند و یامثال دیگر اینکه اگر خداوند منان ارزش کالایی رابرای مال بودن شرعی در جهت خاص نپذیرفت مالیت شرعی بر آن کالا بار نمیشود گرچه عرف مردم دنیا آن را مال میدانند ولی شارع اسلام آن را مال نمیداند وبطور مثال به همین جهت خرید و فروش و خوردن گوشت خوک را حرام میداند.
این دست از احکام وضعی که موضوع شماری از احکام تکلیفی را می سازنند احکام وضعی اعتباری مینامند و حقوق بشر براساس احکام تکلیفی مبتنی بر احکام وضعی به صورت حقهای اعتباری جعل و اعتبار میشود در نتیجه فهم احکام وضعی اعتباری در فهم حقوق بشر اثرمستقیم و کاربردی دارد.
حکم وضعی انتزاعی
حکم وضعی انتزاعی، احکام شرعی است که انسان از احکام تکلیفی شرعی انتزاع میکند;یعنی از آنچه که خداوند منان بعنوان وظیفه برای انسان تکلیف اعتبار کرده است انسان با قدرت عقل و اندیشه خود از احکام اعتباری، احکام وضعی را انتزاع و برداشت میکند بطور مثال وقتی خداوند حکم وجوب نماز را بر انسان اعتبارکرد انسان از متعلق حکم وجوب که مجموعه نمازاست جزئیت سوره یا شرطیت زوال خورشید راانتزاع میکند و انسان اینگونه میفهمد که سوره در حکم الهی وجوب نماز جز نماز است و یا زوال خورشید در حکم الهی وجوب نماز شرط نماز ظهراست .
این دست از احکام وضعی که موسوم به احکام وضعی انتزاعی است مجعول مستقل از طرف خداوند نیست بلکه چنین حکمی توسط انسان ازحکم تکلیفی شرعی انتزاع و برداشت شده است .
از حکم وضعی انتزاعی حدود احکام تکلیفی برانسان مشخص میشود اگر ما جزئیت سوره کامل را در نماز لازم بدانیم و از مطالعه در متعلق حکم تکلیفی وجوب نماز چنین برداشت کنیم که سوره کامل لازم است انسان را بر هنگام قرائت نمازمسئول میدانیم که سوره کامل را در نماز بخوانداین وظیفه انسان ناشی از برداشتی است که ازحکم تکلیفی نماز به عنوان حکم وضعی انتزاعی داشتیم بنابراین گرچه حکم وضعی انتزاعی به طورمستقل از سوی خداوند حکیم بر انسان وضع وجعل نشده است، اما فهم آن حدود حکم مستقل تکلیفی را بر انسان معلوم میسازد که در واقع حدود قانونمندی انسان در مرز بین حق و تکلیف مشخص میشود و بشر میداند تا چه حدی حق دارد و تا چه حدی مسئول است .
احکام سه گانه الهی و حقوق بشر
ما در یک حصر عقلی میتوانیم حقوق بشر را ازدو دیدگاه کلی ملاحظه کنیم دیدگاه اول ;که اکنون دیدگاه حاکم بر جهان است دیدگاه حذف تعقل و قانونگذاری خداوند بر بشر. دیدگاه دوم ;که دیدگاه مسلمانان است و مبتنی بر پذیرش تعقل خداوند و قانونگذاری او بر بشر است .
در خصوص این دو دیدگاه که تعارض اصلی مامسلمانان با غربیها بر سر حقوق بشر است درمباحث آینده به تفصیل سخن خواهیم گفت وآیات تورات، انجیل و قرآن را با بررسی و مطالعه در خصوص قانونمندی انسان و تعیین حقوق بشرپژوهش میکنیم اما اکنون با دیدگاه اسلام، حقوق بشر را بر پایه شناخت احکام تکلیفی اعتباری واحکام وضعی اعتباری که از سوی خداوند منان حکیم به طریق وحی به پیامبر اسلام (ص) تشریع شده است و از سوی ایشان برای جامعه بشری تبلیغ شده است و از سوی جانشینان معصومش تبیین و تشریح شده است، میشناسیم پس شناخت حق یا تکلیف بشر از دیدگاه اسلام متوقف بر شناخت احکام تکلیفی و احکام وضعی اعتباری و انتزاعی شرع مقدس اسلام است و ما این مهم رابر پایه دیدگاه اهل بیت پیامبر (ص) یعنی حضرت علی (ع) و همسرشان حضرت زهرا (س) دخترپیامبر اسلام (ص) و فرزندان معصومش (ع) تادوازدهمین آنان که مهدی الامه (عج) است، فهم میکنیم و توضیح میدهیم که چگونه یهودیت ومسیحیت و برادران اهل تسنن را در شناخت حقوق بشر به گفتگوی علمی و منطقی فرامی خوانیم .
منبع
خانواده سبز







