فرهنگ مصادیق:حکم قسم خوردن سفيه
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
مسئله ۶
مسئله ششم که عنوان فرمودهاند این است که اگر سفیه قسم بخورد میفرمایند قسم خوردنش اشکال ندارد برای این که فعلی از افعال است و مربوط به مال هم نیست بنابراین قسم خوردنش مثل کارهای دیگر، کارهای روزمره یا عبادات میفرمایند قسمش منعقد میشود.
خب اگر طبق قسم عمل کرد که کرد و اما اگر حنث قسم شد، مخالفت قسم کرد آیا میتواند کفاره بدهد یا نه؟ میفرمایند که «کفّره بالصوم» این باید روزه بگیرد نه این که کفاره بدهد.
میدانید که در حنث قسم یا باید ۳ روز روزه بگیرد یا ۱۰ مسکین را طعام بدهد یا بندهای را آزاد بکند، این واجب تخییری است و در ما نحن فیه این واجب تخییری واجب تعیینی میشود و مثل همه جا که اگر واجب واجب تخییری شد و یکی از طرفین تخییر را نتوانست بیاورد آن تخییر میشود تعیین ما نحن فیه هم میفرمایند چنین است این تصرف در اموالش که نمیتواند بکند پس بنابراین معین است که روزه بگیرد از این جهت فرمودهاند که «کفرّه بالصوم» این خلاصه حرف است و ظاهراً اختلافی هم در مسئله نیست و مسئله تا اینجا صاف است، اشکال ندارد، اشکالهایی که قبل بود اینجا نیست الا این که یک اشکال که سابقاً گفتیم در اینجا هم هست و آن این است که این مسئله مختص به سفیه نیست خب مملوک هم همین طور است حتی آن کسانی که راجع به صغیر میگویند که افعال او ممضی است، عبادات او ممضی است، تشریعی است نه تمرینی. خب اینجا هم باز راجع به صغیر این قسم میخورد لذا وقتی قسم خورد باید طبق قسمش عمل بکند و حالا که منعقد شد حالا اگر این بچه ۱۴ ،۱۰ ساله حنث قسم کرد قسم خورده بود هر روز مدرسه برود حالا امروز مدرسه نرفت عمداً، حالا که حنث قسم شد خب باید کفاره بدهد تصرف در اموالش که نمیتواند بکند پس بنابراین ۳ روز باید روزه بگیرد.
در رفع قلم سابقاً صحبت کردیم گفتیم این رفع قلم که مشهور شده مربوط به قصاص است، مربوط به دیات است و اما مربوط به ضمانات نیست از همین جهت هم بچه اگر کاسه مردم را بشکند ضامن است و ولّی باید از مال این طفل جبران کاسه مردم را بکند یا این که وقتی بزرگ شد که آن را هم من نمیدانم گفتهاند وقتی بزرگ شد آن وقت خودش ادا بکند وجوب آن وقت میآید و باب ضمانات غیر از عبادات است در عبادات وجوب ندارد، نه از باب رفع القلم عن الصبی حتی یحتلم، از باب دیگر و از باب روایات و ضرورت در دین و آن روایات میگوید که عبادات او واجب نیست برایش اما مستحب هست برایش، اصل تکلیف هست الا این که وجوب از او برداشته شده لذا اگر مثلاً نماز ظهر و عصر بخواند خب وقع این نماز ظهر و عصر فی محله چنانچه روزه بگیرد وقع فی محله، تکلیف هست برایش آن الزام از این بچه برداشته شده اما در باب ضمانات این جور نیست تکلیف از اوبرداشته نشده است. لذا در باب قسم خب این قسم میخورد وقع فی محله حالا میگوید من هر روز بروم مدرسه حالا بگویید که این واجب نیست هر روز مدرسه برود معلوم نیست این حرف درست باشد ولی بگویید، بگویید در حالی که قسم خورده مستحب است هر روز مدرسه برود اما حالا حنث قسم کرد و مدرسه نرفت خب یک ضمان است، این ضمان دیگر صغیر و غیر صغیر ندارد میآید به ذمهاش وقتی آمد به ذمه تصرف در مال نمیتواند بکند باید روزه بگیرد، و اگر کسی در باب آن تکالیف بگوید اینجاها هم تکالیف نیست یعنی واجب نیست روزه بگیرد اگر کسی بگوید و اما راجع به مملوک دیگر این حرفها نیست راجع به مفلس دیگر این حرفها نیست خب مفلس قسم میخورد این که هر روز روزه بگیرد حالا اگر هر روز روزه گرفت گرفت اگر این مفلس روزه نگرفت و حنث قسم کرد باید یا ۳ روز روزه بگیرد یا ۱۰ مسکین طعام بدهد، ۱۰ مسکین طعام دادنش را نمیتواند چون تصرف در اموال میشود تصرف در اموالش نمیتواند بکند معین میشود برای این مفلس صوم «کفرّه بالصوم»راجع به مملوک هم همین است راجع به مملوک هم، مملوک این جور نیست که هیچ کار نتواند بکند الا به اجازه مولا، نه باید در کارهائی که متعارف است مثل اجیر میماند کارها را انجام بدهد و اما حالا روزه میگیرد و کار مولا را هم انجام میدهد خب مولا نمیتواند بگوید که روزه نگیر روزها برای مولا کار میکند و شب هم نماز شب میخواند حالا این مملوک قسم خورد خب قسمش که معلوم است درست است و واجب هم هست برایش طبق قسم عمل بکند حالا این حنث قسم کرد حالا که حنث قسم کرد «کفره» مسلم باید کفاره قسم بدهد، مال نمیتواند برای این که «العبد و ما فی یده کان لمولاه» حالا یا اصلاً مالک نیست که بعضی میگویند ما میگوییم مالک است اما مالک طولی است و بالاخره مولا باید اجازه بدهد، محجور است باید مولا اجازه بدهد اجازه نمیدهد «کفرّه بالصوم» باید روزه بگیرد لذا این جمله «کفرّه بالصوم» این درست است اما نه راجع به مختص سفیه، راجع به مملوک هم همین است، راجع به مفلس هم همین است، ما میگوییم راجع به سفیه هم همین است.
اشکال مسئله اینجاست که چرا مشهور و من جمله محقق «رضوان اللَّه تعالی علیه» مسئله را مختص به سفیهاش کردهاند که این اشکال را در آن مسئله قبل هم ما داشتیم، در آن مسئله قبل هم ما میگفتیم این روزه گرفتن حالا بشود، نشود روزه واجبی، روزه مستحبی، خب اینها راجع به مملوک هم میآید راجع به طفل هم میآید راجع به غیر سفیه هم میآید یعنی مثلاً مفلس یا صغیر و یا مملوک و چرا اختصاص دادید به سفیه؟
این اشکال در اینجا قویتر از اشکال قبل است، از آن حج است و اختصاص به سفیه دون المفلس اختصاص به سفیه دون الصغیر اختصاص به سفیه دون المملوک معنا ندارد این تا اینجا. یک اشکال دیگر هم در مسئله هست و آن این است که قوم متعرض نشدهاند یک فرعی را و آن چیزی است که آقا میفرمود این است که حالا گفتید «کفره بالصوم» و اما اگر این روزه نمیتواند بگیرد زخم معده دارد روزه اصلاً نمیتواند بگیرد خب حالا چه؟ آیا اینجا تصرف در اموالش میتواند بکند؟ آیا این اصلاً قسمش درست نیست؟ خب این مسئله باز بر میگردد به مسئله حج که در باب حج همین جور بود دیگر در باب حج این جوربود که ما گفتیم که اصلاً این واجب الحج نیست فقهاء گفتهاند واجب الحج است ما گفتیم اصلاً نمیتواند مکه برود فقهاء مشهور گفته بودند، میتواند مکه برود گفتند از عبادات است و چون از عبادات است این سفیه میتواند مکه برود چنانچه میتواند نماز بخواند، باید نماز بخواند حالا که واجب الحج است گفتند که دیگر التزام به شیء التزام به لوازم است و باید ولّی بگوید تصرف در مال بکن، یک میلیون، دو میلیون، دو میلیون خرج بکن و حجت را برو، اگر حج واجب باشد، ما گفتیم اصلاً حج برایش واجب نیست ولی فقهاء نفرمودهاند، مشهور فرمودهاند باید حجش را بجا بیاورد و گفتهاند هدی را هم بدهد و خرج و مخارجش را هم ولیّ بدهد و راجع به حج مستحبی هم گفتهاند که حج را میتواند بجا بیاورد اگر یادتان باشد بحث دیروز همین بود حج را میتواند بجا بیاورد اما وقتی به هدی میرسد گفتهاند «حلّله الولیّ» که ما گفتیم نمیفهمیم یعنی چه؟ «حلّله الولیّ»؟ و علی کل حال آنها گفتند «حلّله الولیّ» به این معنا که روزه یوخدور، هدی هم هیچ و مکه را تا اینجا که بجا آورده، آورده یا اگر بجا نیاورده «حلّله الولیّ» میگوید که برو دنبال کارت.خب این مسئله دیروز بود.
حالا مسئله امروز هم همین است که متعرض نشدهاند فقهاء و آن این است که این آقا نمیتواند روزه بگیرد خب حالا نمیتواند روزه بگیرد روی قاعدهای که مشهور فرمودهاند این میتواند قسم بخورد برای این که حنث قسم غیر از قسم خوردن است قسم میخورد این سفیه هر روز روزه گیرد دائم الدهر دائم الروزه باشد در همه سال الا آن دو روز خب میشود. حالا این سفیه یک روز روزه نگرفت خب این هم میتواند یعنی کار حرام میتواند انجام بدهد یک روز روزه نگیرد، یک روز روزه نگرفت حنث قسم شد روزه میخواهد بگیرد نمیتواند پول خواهد بدهد نمیتواند حالا چه؟ آیا ساقط است؟ یا نه بگویید که حالا که روزه نمیتواند بگیرد دیگر آن واجب تخییری میشود واجب تعیینی و همین جور که در هدیش گفتید که اگر حج واجب باشد باید از مالش بردارند باید آن حاکم اجازه بدهد اینجا هم باید بگویید حاکم باید اجازه بدهد. این که نمیخواهد حنث قسم کند این میخواهد قسم بخورد روزه بگیرد این میخواهد قسم بخورد نماز شب بخواند و چون میداند روزه نمیتواند بگیرد و میداند هم که پول نمیتواند بدهد پس بنابراین واجب روی واجب این که باید حنث قسم نکند و اما قسم خوردنش که اشکال ندارد در باب حج که ما ایراد میکردیم به قوم میگفتیم که «لمن استطاع الیه سبیلا» شاملش نمیشود ولی ما نحن فیه که استطاعت دارد در قسم خوردن و بر طبق قسم عمل کردن لذا میتواند قسم بخورد و بر طبق قسم هم عمل بکند اشکال ندارد که.
بنابراین با آن حج این تفاوت را نمیکند و ان این است که مشهور گفتهاند حج را بجا بیاورد ما گفتیم واجب الحج نیست برای این که «لمن استطاع الیه سبیلا» نمیگیردش و چون نمیگیردش اصلاً واجب الحج نیست آن حرفی که من ایراد به مشهور میکردم اینجا نمیآید برای خاطر این که میخواهد قسم بخورد نماز شب بخواند خب نماز شب را میتواند بخواند و هیچ اشکال هم ندارد و قسم میخورد چیز مستحبی را برای خودش واجب میکند. خب این تا اینجا طوری نیست حالا اگر این یک شب عمداً نماز شب نخواند خب حالا که عمداً نماز شب نخواند فقهاء گفتهاند که «کفره بالصوم» خب حرف این است که حالا اگر روزه نتوانست بگیرد این را دیگر فقهاء ساکت هستند حالا این «کفره بالصوم» را که فقهاء گفتهاند حالا فرض اینجاست که این نمیتواند روزه بگیرد، حالا که نمیتواند روزه بگیرد آیا واجب مالی میشود؟ و دیگر میتواند تصرف در مالش بکند مثل آنجا که خمس بدهکار است و دیگر چون واجب، واجب عینی هم هست دیگر تخییری تعیینی شده خب الان ولّی باید اجازه بدهد باید پول بدهد این کفارهاش را بدهد آیا این است؟ یا این که بگوییم که نه این مثل آنجاست که یک نفری نه پول دارد نه میتواند روزه بگیرد حالا نذر کرده نماز شب بخواند حالا یک شب عمداً نماز شب نخواند بخواهد روزه بگیرد نمیتواند بخواهد پول بدهد ندارد خب المفلس فی امان اللَّه، این را فقهاء فرمودهاند دیگر. المفلس فی امان اللَّه اگر نداشته باشد.
هیچ گفتهاند خب هیچ بعد بعضیها گفتهاند که اگر میتواند ۱۸ روز روزه بگیرد که آن هم دلیل حسابی ندارد لذا مشهور در میان فقهاء هم گفتهاند نه، راجع به استغفارش هم آیا واجب است یا نه؟ خب خیلی از فقهاء گفتهاند نه استغفار برای چه؟ الا اینکه برگردد استغفار به اینکه عمداً این خلاف قسم عمل کرده این دیگر کفاره نیست این گناه کرده برای آن گناهش حتماً باید توبه کند حالا ولو استغفار هم نکند باید پشیمان باشد از گناهش لذا استغفار که فقهاء فرمودهاند باید برگردد به توبه از اصل، از حنث قسم از آن گناهی که انجام داده، نه کفاره باشد، صوم آن ۱۸ روز هم نمیتواند بگیرد لذا اصلاً واجب نیست اگر نتوانست ۶۰ تا روزه بگیرد عقیده ما این است که در باب نذر یا در باب قسم و اینها که ۳ روز روزه بگیرد.
مسئله این است اگر یک کسی پول ندارد و روزه هم نمیتواند بگیرد، آزاد کردن بنده هم که سالبه به انتفاء موضوع است خب این اقا نذر میکند نماز شب بخواند نمیتوانی بگویی نذرش منعقد نمیشود خب نذر منعقد میشود قسم میخورد هر روز روزه بگیرد، هر روز مثلاً نماز جماعت برود حالا یک روز عمداً نماز شب نخواند یا نماز جماعت نرفت خب این آقا چه؟ بخواهیم بگوییم «کفره بالصوم» نمیتواند زخم معده دارد نمیتواند روزه بگیرد بگوییم «کفره بالمال» ندارد بگوییم «کفره به آزاد کردن بنده» آن را ندارد، حالا چه؟ المفلس فی امان اللَّه، هیچ. این راجع به آن کسی که مربوط به بحث ما نیست حالا بیایید توی بحث ما که سفیه قسم میخورد یا نذر میکند هر روز برود نماز جماعت یا این که هر شب نماز شب بخواند حالا یک شب عمداً خوابش میآمدو کار داشت و بالاخره نماز شب را نخواند یا نماز جماعت را عمداً نرفت حالا به این بگوییم «کفره بالمال» تصرف در اموالش نمیتواند بکند، بگوییم «کفره بالصوم» این روزه نمیتواند بگیرد مثلاً زخم معده دارد خب باید بگوییم المفلس فی امان اللَّه مگر این که یک کسی بگوید حالا که «کفره بالصوم» نه «کفره بالمال» ومثل آنجا که حج واجب دارد و هدیش را باید از مالش بردارد اینجا هم کفاره را از مالش باید بردارد فقهاء معمولاً باید بگویند نگفتهاند اینجا مسئله را متعرض نشدهاند فقهاء که در باب حج گفتهاند اگر واجب است باید هدی را از مالش بردارد و ولّی باید بدهد در اینجا هم باید همینجور باشد.
لذااگر این آقا نذر کرد این نماز شب برایش واجب میشود مثل آنجا یک کسی نذر کرد مکه برود، عمره برود خب عمره برایش واجب میشود دیگر حالا یک دفعه به واسطه مال است، یک دفعه به واسطه نذر است همین که صاحب جواهر سه، چهار جا این راتصریح میکنند مرحوم محقق میفرماید که «واجب بالاستطاعه» مرحوم صاحب جواهر میفرمایند «او بالنذر او بالعهد و نحوهما» اینها که فرق نمیکند دیگر.
حالا ما نحن فیه آن مسئله را که متعرض نشدهاند اینجاست که باید متعرض شده باشند و نمیدانم چرا نشدهاند؟ و آن این است که این سفیه که گفتید «کفره بالصوم» اگر نمیتواند روزه بگیرد چه؟ آیا به طور کلی ساقط است؟ یا این که نه ساقط نیست بلکه مبدّل میشود به کفاره بالمال چرا؟ برای این که واجب تعیینی برایش جلو آمده است چنانچه «کفره بالصوم» که فقهاء میگویند واجب تعیینی میکنند دیگر میگوید پول که نمیتواند بدهد حالا «کفره بالصوم» که واجب واجب تعیینی.
لذا اگر واجب تخییری را شما واجب تعیینی کردید و گفتید «کفره بالصوم» در اینجا هم باید واجب تخییری را تبدیل کنید به واجب تعیینی و بگویید که«کفره بالمال» این خلاصه حرف است و ظاهراً باید بگوییم سابقاً در آن مسئله ما میگفتیم اصلاً این حج برایش واجب نیست، نمیتواند مکه برود اما در اینجا این حرف نمیآید این میخواهد قسم بخورد نمیخواهد که حنث قسم بکند میخواهد قسم بخورد خب قسم خوردنش طوری نیست، میخواهد نذر بکند نذر کردنش طوری نیست برای این که نذر که امر مالی نیست یک امر عبادی است دیگر همین طور که نذر باید رجحان داشته باشد یک امر عبادی باشد قسم هم یک امر مساوی است بالاخره یک امری است یک کاری است میخواهد انجام بدهد خب طوری نیست آن وقت اگر این حنث نذر کرد حالا چه بگوییم؟ دیگر خواه ناخواه باید بگوییم که «کفره بالمال» مرحوم محقق در آن مسئله جزماً، با شهرت موافقت کردند در مسئله حج، در اینجا نتوانستند عبارت شرایع همان قول مشهور است اما نتوانستند و گفتند «فیه تردد» که این «کفره بالصوم» را گفتهاند «فیه تردد» مرادشان چیست؟ یعنی واجب تخییری به حال خود باقی است؟ و این همین طور که صاحب جواهر فهمیده میگوید این واجب تخییری است و این «کفره بالصوم او کفره بالمال» این معنایش است؟ یا این که نه، «کفره بالصوم» معنایش این باشد که این که گفتید معیناً روزه نه، ممکن است بگوییم که این اصلاً نه روزه، نه پول برای این که اصلاً تکفیر در اینجا نمیآید این بعید است ما بگوییم که محقق تردیدش در این است ظاهراً تردید در همین است که تردید دارند در این که آیا این واجب تخییری واجب تعیینی میشود یا نه؟ قاعده باید بگوییم واجب تعیینی میشود ایشان میفرماید «فیه تردد» فقهاء سفیه را فقط در تصرف در اموال سفیه میدانند ما گفتیم سفیه در نذر هم گاهی سفیه میشود ما گفتیم که سفیه همین طور که سفیه در مال است که فقهاء فرمودهاند اصلاً در فقه ماتا میگویند سفیه یعنی سفیه در مال، گول خور در مال ما به فقهاء عرض کردیم آقا این سفاهت گاهی سفاهت در عبادت هم هست و آن این است که همین طور جلد و جلد نذر میکند بعضیها هستند این جوری که هفت هشت ده تا نذر روی سرش ریخته و مرتب نذر میکند خب ما میگفتیم این سفیه است یا این که نه سفاهت در ازدواج، جلد و جلد عقد میکند، سفاهت در طلاق میرود و بر میگردد و به زن میگوید من ترا طلاق دادم. یک بازی بچه گانه، دیوانه وار، ما میگفتیم این هم سفاهت است ولی خب فقهاء این را نفرمودهاند تعجب هم هست که چرا نفرمودهاند؟ ولی بالاخره بحث مااینجاست که در نذرش سفیه نیست حالا نذر کرده و نذر هم منعقد میشود و اشکال ندارد اگر این نذر را شکست، حنث نذر شد به قول فقهاء حالا چه؟ فقهاء گفتهاند «کفره بالصوم» حرف خوبی هم هست وجهش هم این «کفره بالصوم» برای این که تصرف در اموالش که نمیتواند بکند پس باید روزه بگیرد. حرف ما این بود که فقهاء «کفره بالصوم» را گفتهاند اما اگر یک کسی، یک سفیهی روزه نتواند بگیرد حالا کفره بالمال ام لا؟ مرحوم محقق میگویند «فیه تردد» این «فیه تردد» مرحوم محقق به همین جا میخورد و ظاهراً تردید وجه ندارد همین جور که «کفره بالصوم» باید بگویید «کفرهبالمال».
یک سفیهی قسم خورده است هر شب نماز شب بخواند حالا یک شب عمداً نماز شب نخواند خلاف قسم خلاف نذر حالا چه؟ فقهاء گفتهاند «کفره بالصوم» خب خیلی حرف خوبی است، چرا «کفره بالصوم» برای این که واجب تخییری برای این شده واجب تعیینی، مثل کسی که اصلاً پول ندارد، اگر سفیه نبود و پول نداشت و قسم خورده بود و نذر کرده بود چه جور واجب تخییری واجب تعیینی میشود و باید روزه بگیرد خب فقهاء گفتهاند «کفره بالصوم» و مرحوم محقق میفرماید «فیه تردد» این «کفره بالصوم فیه تردد» و حالا مرحوم صاحب جواهر برایشان دلیل میآورند - برای محقق- که آقا این یک واجبی برایش جلو آمده است مثل خمس و زکات میماند پس واجب تخییری به حالش باقی است ولی معلوم است این به شان صاحب جواهر نمیخورد. زکات که واجب تخییری نیست واجب تعیینی است خمس واجب تعیینی است در اینجا حنث قسم که شد این واجب واجب تخییری است نه واجب تعیینی، یا روزه یا پول، پول را نمیتوانی بدهی روزه بگیر، لذا این «فیه تردد» مرحوم محقق هیچ وجه ندارد حرف صاحب جواهر هم خیلی حرف سادهای است که به مقام صاحب جواهر نمیخورد. لذا همین «کفره بالصوم» که فقهاء فرمودهاند و محقق هم اول از قول مشهور فرمودهاند بسیار حرف عالی است «فیه تردد» مرحوم محقق هم هیچ وجه ندارد، قیاس کردن صاحب جواهر ما نحن فیه را به زکات و خمس آن هم هیچ وجه ندارد برای این که در باب زکات و خمس واجب، واجب تعیینی است نه تخییری و اگر واجب تعیینی بود مثل این که نمیتوانست روزه بگیرد حالا حرف خوبی صاحب جواهر زدهاند ولی فرض این است که فقهاء آنجا را فرض کردهاند که میتواند روزه بگیرد خب گفتند «کفره بالصوم».
فتلخص مما ذکرنا اینکه حرف قوم خیلی حرف خوبی است «فیه تردد» مرحوم محقق هم هیچ وجه ندارد قیاس کردن صاحب جواهر واجب تعیینی را با واجب تخییری آن هم هیچ وجه ندارد اما این فیه تردد مرحوم محقق را نمیفهمیم یعنی چه؟ این یک حرف.
یک حرف هم که باز اشکال داریم به شهرت - این فیه تردد اشکال داشتیم به مرحوم محقق - یک اشکال داشتیم به شهرت و آن این است که اقای مشهور چرا حکم را اختصاص دادید به سفیه؟ مفلس هم همین طور است، مملوک هم همین طور است بلکه صغیر هم همین طور است و چرا گفتید سفیه؟
یک اشکال دیگر هم به مشهور باز داریم به قوم داریم و آن این است که شما گفتید «کفره بالصوم» اگرکسی نتوانست روزه بگیرد حالا چه؟
آیا مثل کسی است که نه میتواند روزه بگیرد نه میتواند کفاره بدهد المفلس فی امان اللَّه یا نه واجب تخییری تعیینی میشود مثل هدی در حج واجب است باید از پولش برداریم این فیه تردد مرحوم محقق اینجا خوب است که ایشان اصلاً مسئله را متعرض نشده است ما میگوییم فیه تردد نه دیگر در اینجا صوم نه، پول آری.
حالا مسئله بعد ما آن هم مسئله خوبی است و آن این است که اگر سفیه را توی صورتش زدند خب میتواند ببخشد اما اگر دستش را بریدند آن کسی که دست این سفیه را بریده باید دیه بدهد آیا سفیه میتواند عفو بکند یا نه؟ مرحوم محقق میفرمایند نه. روی این مطالعه کنید ببینم چرا نه؟
وصلی اللَّه علی محمد و آل محمد.







