فرهنگ مصادیق:حس انتقام جویی خوب یا بد؟
محتویات
مقدمه
حس انتقام جویی یک اصل حیاتی است که خداوند آن را در وجود همه انسانها و حتی برخی حیوانات به ودیعه نهاده است؛ لیکن بهره وری از این حس خدادادی به تناسب مورد و کیفیت و مقدار استفاده از آن دارای احکام و وجوه گوناگونی است ...
انتقام
نظر اسلام در مورد انتقام چیست؟
انتقام از ریشه «ن ـ ق ـ م» و در لغت به معنای انکار کردن[۱]، کینه کشیدن، کیفر دادن[۲]، مؤاخذه همراه با کراهت و مبالغه در کیفر و عقوبت[۳] آمده است[۴] و در اصطلاح به عقوبتی خاص اطلاق میشود و آن اینکه فرد در برابر کسی که به او بدی کرده به همان اندازه یا بیشتر بدی کند.[۵]
اقسام انتقام
حس انتقام جویی یک اصل حیاتی است که خداوند آن را در وجود همه انسانها و حتی برخی حیوانات به ودیعه نهاده است[۶]؛ لیکن بهره وری از این حس خدادادی به تناسب مورد و کیفیت و مقدار استفاده از آن دارای احکام و وجوه گوناگونی است که میتوان آن را به انتقام پسندیده، مباح و ناپسند تقسیم کرد.
انتقام پسندیده و لازم
اسلام باهرگونه ظلم و تعدی، به فرد یا جامعه مخالف است، از این رو مقابله با ستمگران و گرفتن حق مظلومان را امری ممدوح و گاه واجب میشمارد.
قرآن کریم در آیات ۱۴ ـ ۱۵ توبه به مسلمانان فرمان میدهد که با کافران و مشرکان نبرد کنند تا ضمن رفع شرک و کفر از روی زمین، خشم مۆمنان ستمدیده فرو نشسته و دلهای آنان تشفی یابد: «قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ، وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ»[۷] شاید پسندیده بودن و وجوب انتقام در این موارد بدان جهت باشد که اگر از ظالمان انتقام گرفته نشود موجب گستاخی آنان و تضییع حقوق دیگران شده و فساد و ناامنی در جامعه گسترش مییابد.
انتقام اگر برخاسته از تعصبهای جاهلانه، دشمنیهای ناروا و همراه با تجاوز و تعدی باشد ناروا و مذموم است، زیرا در این انتقامها نه تنها حقی احقاق نشده و ظلمی برطرف نمیگردد، بلکه خود موجب تضییع حقوق دیگران و منشأ ظلم و فساد خواهد گشت.
انتقام مُجاز
اگر ستم و تجاوز متوجه شخص انسان شده باشد و انتقام گرفتن او پیامدی برای دیگران نداشته باشد این کار جایز و روا خواهد بود؛ بدین معنا که انسان در این گونه موارد، بین گرفتن انتقام از ظالم یا عفو او مخیر است: «وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ ...، وَلَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولَئِكَ مَا عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ» [۸] البته گرفتن انتقام از بدی کننده به طور مطلق و در همه موارد روا نیست، بلکه در مواردی جایز است که اسلام آن را روا دانسته باشد.[۹] از جمله موارد مباح عبارت است از انتقام گرفتن از استهزا کنندگان و رویارویی با آنان: «إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ» [۱۰]
برخی مفسران گفتهاند: استهزا هرچند در ابتدا امری قبیح است؛ اما به عنوان مقابله به مثل و مجازات، به ویژه آنجا که فایدهای عقلایی بر آن مترتب باشد جایز است[۱۱] و نیز اگر فردی انسانی را بکشد یا جراحتی بر او وارد کند انتقام گرفتن از او جایز خواهد بود: «اَنَّ النَّفسَ بِالنَّفسِ ... والجُروح قِصاص» [۱۲] و نیز در موردی که فردی شخصی را مُثله کند (گوش، چشم و بینی او را قطع کند) چه فرد مثله شده زنده باشد یا مرده: «وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ» [۱۳]
آیه فوق دربارهٔ مثله شدن شهیدان احد به دست مشرکان قریش و تصمیم مسلمانان بر انتقام گرفتن و مثله کردن مردگان و بلکه زندههای آنان نازل شده و به مسلمانان سفارش کرد که در صورت اقدام به انتقام تنها در حدّ عمل مشرکان با آنان مقابله کنند[۱۴]؛ همچنین جواز انتقام در این مورد از آیه ۴۵ مائده نیز قابل استفاده است: «وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ»[۱۵] لیکن انتقام در این دو مورد یعنی انتقام انتقام مجاز است.
شرایط انتقام مجاز
الف. رعایت اعتدال و حدود الهی؛ به این معنا که انتقام باید به اندازه بدی و ظلمی باشد که به انسان شده است.
ب .استمداد از دیگران و قانون در برخی موارد؛ از جمله قصاص؛ لازم است فرد ستمدیده برای گرفتن حق خویش از دیگران و از قانون استمداد کند.
انتقام مذموم و ناروا
انتقام اگر برخاسته از تعصبهای جاهلانه، دشمنیهای ناروا و همراه با تجاوز و تعدی باشد ناروا و مذموم است، زیرا در این انتقامها نه تنها حقی احقاق نشده و ظلمی برطرف نمیگردد، بلکه خود موجب تضییع حقوق دیگران و منشأ ظلم و فساد خواهد گشت.
قرآن کریم در آیات متعدد به برخی از این گونه انتقامهای ناروا اشاره کرده و انتقام گیرندگان را به شدت مذمت کرده است؛ از جمله در آیات ۱۲۳ ـ ۱۲۶ اعراف به داستان ایمان آوردن ساحران به موسی اشاره میکند که فرعون پس از آگاهی از ایمان آنان تصمیم به انتقام گرفته و ساحران را به قطع دست و پا و به صلیب کشیدن تهدید کرد: «قَالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ ...، لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ، قَالُوا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنْقَلِبُونَ، وَمَا تَنْقِمُ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِآيَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءَتْنَا»[۱۶] همچنین پذیرش اسلام و ایمان آوردن مسلمانان به قرآن و کتب آسمانی از یک سو و ناکامی یهود، در رسیدن به اهداف خود از سوی دیگر آنان را بر آن داشت تا اسلام و دستورات آن را به تمسخر گرفته و از پیامبر و مسلمانان انتقام بگیرند: «وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ، قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ»[۱۷] و...
اگر ستم و تجاوز متوجه شخص انسان شده باشد و انتقام گرفتن او پیامدی برای دیگران نداشته باشد این کار جایز و روا خواهد بود؛ بدین معنا که انسان در این گونه موارد، بین گرفتن انتقام از ظالم یا عفو او مخیر است
عفو به جای انتقام
در صورتی که ظلم و بدی متوجه حقوق عموم بوده و گرفتن انتقام موجب جلوگیری از ظلم، فساد و ناامنی گردد اسلام گرفتن انتقام را لازم دانسته و بر آن تأکید کرده است؛ اما آنجا که حقوق فردی در میان است و گذشت از انتقام مفسدهای در پی ندارد اسلام عفو را از انتقام بهتر دانسته و کسانی را که از حقوق خویش بگذرند مستحق پاداش و اجر الهی دانسته است: «وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ ...، وَلَمَنْ صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ»[۱۸] در آیه ۱۲۶ ـ ۱۲۷ نحل نیز قرآن پیامبر و مسلمانان را در برابر ستمی که مشرکان به آنان روا داشتهاند به صبر و گذشت از انتقام فرامی خواند: «وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ، وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ»[۱۹]
اسلام نه تنها مۆمنان را به عفو و گذشت از حق خویش فرا خوانده، بلکه گامی پیش تر نهاده و به مۆمنان سفارش میکند که بدی را با خوبی پاسخ دهند؛ نه با بدی: «وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ»[۲۰] براساس این آیه عفو از انتقام و پاسخ دادن بدی با نیکی موجب رفع کینهها شده و در مواردی دشمنان سرسخت را به دوستانی بسیار مهربان تبدیل میکند[۲۱]؛ اما در مقابل، گرفتن انتقام موجب تشدید دشمنیها شده و گاه خسارات جبران ناپذیری را به فرد و اجتماع وارد میکند. در کتب روایی نیز ابواب گوناگونی به عفو از انتقام، فرو نشاندن خشم و حلم و بردباری اختصاص یافته و در روایاتی پرشمار که در این ابواب آمده مۆمنان به گذشت از حقوق شخصی خویش و نگرفتن انتقام ترغیب و تشویق شدهاند[۲۲]
پانویس
- ↑ مفردات، ص 822 ؛ لسان العرب، ج 14، ص 272، «نقم».
- ↑ مجمع البحرین، ج 2، ص 366؛ لغت نامه، ج 2، ص 2967، «نقم».
- ↑ زادالمسیر، ج 2، ص 427.
- ↑ التحقیق، ج 12، ص 227، «نقم».
- ↑ جامع السعادات، ج1،ص334؛ المیزان، ج12، ص86.
- ↑ المیزان، ج 12، ص 86 .
- ↑ توبه؛ آیات 14 - 15
- ↑ شوری 40 ـ 41.
- ↑ جامع السعادات، ج1، ص334؛ محجه البیضاء، ج 5 ، ص 315.
- ↑ هود،38.
- ↑ المیزان، ج 10، ص 225.
- ↑ مائده ،45.
- ↑ نحل،126.
- ↑ مجمع البیان، ج 6 ، ص 605 ؛ تفسیر قرطبی، ج 10، ص 132.
- ↑ مائده؛ آیه 45
- ↑ اعراف؛ آیات 123 - 126
- ↑ مائده؛ آیات 58 - 59
- ↑ شوری؛ 40 - 43.
- ↑ نحل؛ آیات 126 - 127
- ↑ فصّلت،4.
- ↑ مجمع البیان، ج 9، ص 565 .
- ↑ الکافی، ج2، ص 107 ـ 112؛ وسائل الشیعه، ج 12، ص 169، 172؛ صحیح مسلم، ج 16، ص 141.







