فرهنگ مصادیق:حرمت طلا برای مرد

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از حرمت طلا برای مرد)
پرش به: ناوبری، جستجو
حرمت طلا برای مرد

می‌خواستم آیه‌ای از قرآن را که مربوط به حرام بودن طلا برای مردان است را برایم بفرستید.

همه مسائل لازم نیست که در قرآن ذکر شده باشد.کیفیت نماز وعدد رکعات هم در قرآن نیامده است ،لکن توسط مفسران حقیقی قرآن تبیین گردیده است.
درک فلسفه و حکمت احکام دینی یا به تعبیر دیگر دفاع «عقلانی» از دین دو شیوه و متد وجود دارد و طبیعتا هر یک با ویژگی‌ها و محدودیت‌های خاصی روبه روست:
۱) روش اول شیوه عقل کل نگر توحیدی است؛ یعنی انسان مؤمن و خداشناس بر اساس باور ژرف و عمیقی که به خداوند به عنوان کامل مطلق و حکیم علی الاطلاق دارد یقین پیدا می‌کند که هر آنچه از ناحیه او دستور داده شده و هر حکمی که ازناحیه وی صادر گردیده - اعم از مسائل حقوقی الزامی و احکام اخلاقی - حتما دارای مصالحی است که به بندگان بازگشت می‌نماید؛ هر چند که عقول و اندیشه‌های بشری از درک حکمت آن ناتوان و قاصر باشد. چنین متدی نقطه قوتی دارد و نقطه ضعفی: قوت آن در این است که تمام سؤالات انسان را یک جا پاسخ می‌دهد و دیگر جای هیچ تردیدی باقی نمی‌گذارد و روح و روان آدمی را بی هیچ دغدغه‌ای تسلیم فرمان‌های الهی می‌کند. نقطه ضعف آن این است که حکمت هیچ چیز را به طور جزئی و روشن و دقیق مشخص نمی‌سازد.
۲) متد دیگر روش عقل جزءنگر است که در فرآیند تحقیقات علمی تجربی به کار می‌رود. بر اساس این روش حساب هر حکمی جداگانه و تک به تک رسیدگی و با عقول و رهیافت‌های علمی بشر سنجیده می‌شود. این شیوه نیز محاسنی دارد و معایبی: حسن آن این است که به دقت می‌تواند حکمتهای بسیاری برای یک حکم جزئی ارائه دهد؛ مثلا در رابطه با فلسفه حرمت شراب می‌توان از علومی مانند فیزیولوژی پزشکی روان شناسی و... بهره جست و نکات بسیار ارزشمندی در این رابطه دریافت داشت. نقص و عیب این روش آن است که: اولا؛ تدریجی است و ثانیا؛ محدودیت‌های زیادی دارد؛ یعنی بسیاری از سؤالات انسان را بدون پاسخ گذاشته و گاه نیز ره آوردهای نادرست علمی یا شرایط و جو فکری و فرهنگ عصری تأثیرات نامطلوبی را در این راستا به جای خواهد گذارد. همین مسأله باعث شده که در جهان غرب جریانی به نام «فیدیسم» پدید آید که معتقد است به جای دفاع عقلانی از دین همواره باید در جهت حفظ ایمان توده‌ها کوشید. اکنون چه باید کرد؟ به نظر ما دفاع عقلانی از دین به خوبی میسور است و اتفاقا دین اسلام همواره در این مسائل سرافراز بیرون آمده است؛ لیکن جز دو ابزار بیان شده و نیز فلسفه‌ها و حکمت‌هایی که در خود دین تعیین گردیده راه دیگری وجود ندارد. بنابراین ما در درجه اول باید بدانیم که ابزارهای تحقیقمان چیست و تا چه اندازه توانایی استفاده از آن را داریم. بدون شک عقل جزءنگر محدودیت‌های زیادی دارد و افراط در استفاده از آن اندیشه را به ناکامی می‌کشاند ولی نباید به طور کلی آن را کنارزد. پس تا آن جا که توانایی علمی ما اجازه می‌دهد باید فلسفه احکام را دریابیم و آن جا که ناتوان شدیم دیگر راه چاره‌ای جز اتکا به عقل کل نگر و قطع کلی به مصالح احکام الهی وجود ندارد و نباید ضعف دانش و بینش خود رابه حساب دین بگذاریم. حرمت زینت طلا برای مرد و حلیت آن برای زن دلایل چندی دارد؛ از جمله: ویژگی‌های جسمی و روانی مرد که تفاوت‌هایی با زن دارد و این تفاوت‌ها به طور طبیعی رسالت‌های گوناگونی را به عهده این دو جنس قرار می‌دهد. اسلام باتوجه به تفاوت‌های طبیعی هر یک - که در جای خود حکمت‌های ارزشمندی دارد - احکام و مقررات ویژه‌ای را وضع کرده است وازمرد انتظار دارد که عنصری متفکر و فعال باشد و از تجملات زیاد مانند تزیین به طلا پرهیز نماید. در مقابل برای زن که طبیعتی احساسی و عاطفی تر دارد برخی از زینت‌ها را که هم با روحیه او سازگارتر است و هم به زندگی با مرد شیرینی بیشتری می‌بخشد اجازه داده است. لذا امام صادق(ع) می‌فرماید: «... و جعل الله الذهب فی الدنیا زینه النساء فحرم علی الرجال لبسه والصلوه فیه»[۱].؛ «خداوند چون طلا را در دنیا زینت زنان قرار داده است، پوشیدن آن برای مردان و نماز خواندن با آن حرام شده است». از این رو پوشیدن طلا، برای مردان مطلقا حرام است و هیچگونه استثنایی در این مورد وجود ندارد: نظر مراجع عظام تقلید: «س ۴۴۵: استفاده از طلا برای مردان به مدت کوتاه چه حکمی دارد؟ ما اشخاص بسیاری را مشاهده می‌کنیم که می‌گویند استفاده از آن برای مدت کوتاه، مثل لحظه عقد، اشکال ندارد.
ج) پوشیدن طلا برای مرد حرام است و فرقی بین مدت کم یا زیاد نیست».
«س ۴۴۶: ... با توجه به اینکه در شمر ما به دست کردن انگشتر طلای زرد توسط جوانانی که تازه ازدواج می‌کنند، مرسوم است و این امر از نظر عموم مردم زینت محسوب نمی‌شود، بلکه علامت آغاز زندگی زناشویی فرد است، نظر حضرتعالی در این باره چیست؟
ج) الف: ملاک حرمت استفاده از طلا برای پوشیدن یا به گردن آویختن توسط مردان، صدق زینت نیست بلکه استفاده از آن به هر صورت و به هر قصدی حرام است. هر چند انگشتر، حلقه، گردنبند و مانند آن باشد ولی استفاده از آن توسط مردان برای جراحی استخوان و دندان سازی اشکال ندارد. ب: استفاده از انگشتری طلای زرد توسط مردان در هر حال حرام است».[۲] و در استفتایی که حضرت آیت الله مکارم شیرازی، در زمینه استفاده طلا برای مردان به خصوص در زمان دامادی، شده است، چنین فرموده‌اند: زینت طلا برای مردان مطلقا حرام است و مسلمانان و پیروان مکتب اهل بیت(ع) باید به پیروی از دستورات آن بزرگواران از این امر اجتناب ورزند و فرقی در میان هدیه و غیر هدیه و داماد و غیر داماد نیست. ساختن و خرید و فروش آنها نیز اگر استفاده اش مخصوص مردان باشد اشکال دارد و اگر زینت طلا به صورت صلیب باشد پوشیدن و ساختن و خرید و فروش آن گناه مضاعف دارد».[۳]
از نظر علمی یک سری تأثیرات منفی در مورد طلا برای مرد ذکر شده است؛ از جمله:
الف) تحریکات عصبی؛ (ر.ک: بهداشت در اسلام، دکتر احمد صبور اردوبادی)
ب) ازدیاد بیش از حد گلبول‌های سفید (ر.ک: سالنامه پیام اسلام، سال ۱۳۵۷). اما برادر عزیزم باید به این نکته توجه داشت که انسان یک موجود ارزشی است نه خاکی و مادی، انسانیت انسان در گرو شکوفایی استعدادهایی است که خدای متعال به منظور نیل او به مقام شامخ خلافت الهی، به وی ارزانی داشته است. اما حقیقتا راه شکوفایی این استعدادها چیست؟ آفات و موانع این راه کدام است؟ تمام اینها در قالب احکام شرعی به عنوان یک لطف الهی بیان شده است. علم متکفل «تندرستی» است و به بعد ارزشی قضایا کاری ندارد در حالی که دغدغه اصلی من و شما باید ابعاد ملکوتی و معنوی مان باشد و به «تن» و «علم» در حد یک ابراز و مقدمه نگاه کنیم. با در نظر گرفتن این اصل لابد توجه دارید که بدون شک احکام الهی دارای مصالح واقعی و فی نفسه می‌باشند؛ لیکن دریافتن فلسفه آنها توجه به چند نکته ضروری است:
۱- آیا بشر می‌تواند به فلسفه همه احکام دست یابد؟ قطعاً پاسخ این سؤال منفی است؛زیرا:
الف) در متون دینی فلسفه همه احکام ذکر نشده است.
ب) احکامی که فلسفه آنها بیان شده، معلوم نیست که همه فلسفه‌هایش ذکر شده است؛ بلکه چه بسا فلسفه‌های بی شماری در مورد یک حکم وجود دارد؛ ولی شارع مقدس به طور گزینشی برخی از آنها را یادآور شده است.
ج) علوم بشری نیز قادر به کشف برخی از حکمت‌ها و فلسفه‌های احکام می‌باشند, نه همه آنها. بنابراین انتظار دانستن فلسفه همه احکام به طور جامع و کامل انتظاری فراتر از توان علمی و تنگناهای دانش بشری است.
۲- فلسفه احکام محدود به حکمت‌های مادی و فیزیکی - که در چنبره علوم تجربی قرار می‌گیرند - نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد علت یا حکم نهایی برتر و بالاتر دارند که از حوزه تحقیق و آزمون علمی و تجربی نیز بیرون است. در مثل علوم بشری از خواص بهداشتی روزه سخن به درازا گفته‌اند, ولی قرآن مجید بر نکته اساسی تری انگشت می‌گذارد و آن (تقوایابی) است و شاید علت این که قرآن به نکات بهداشتی آن اشاره نکرده است این باشد که اساسا امت اسلامی را متوجه اهداف فروتر و در سطح پایین نکند, بلکه همواره به سوی ارزش‌های متعالی و برین سوق دهد.
۳- یکی از علل ناگفته نهادن فلسفه بخشی از احکام، این است که جامعه را از فلسفه گرایی افراطی و تعبدگریزی دور و پیراسته سازد؛ زیرا فلسفه گرایی و تعبد گریزی پرورش دهنده نوعی شرک خفی و خردبسندگی و دین ستیزی است، لذا باید توجه داشت که احکام الهی را به جهت انجام حکم خداوند انجام می‌دهیم، نه به خاطر فلسفه و حکمت نهفته ئ آن، و این خود برترین حکمت حکم‌ها است. اکنون در رابطه با مسائله علت حرمت طلا برای مرد به آگاهی می‌رساند که احتمال دارد علت حرمت آن جلوگیری از فرو افتادن مردها در دام زینت‌های گران بها و سنگین باشد.
حرمت استفاده و یا به دست کردن طلا برای مرد از احکام حتمی فقه است. اولاً، فلسفه همه احکام و جزئیات آنها به طور تفصیلی روشن نیست و آگاهی از آن دانشی فراتر از تنگناهای معارف عاد ی بشری می‌طلبد. لیکن بطور اجمالی روشن است که همه احکام الهی تابع مصالح و مفاسد واقعی در متعلق آنهاست. بنابراین در صورتی که فلسفه حکمی را بالخصوص ندانیم بنابر قاعده کلی فوق از آن باید پیروی کرد. زیرا یقین به وجود مصلحتی در آن هست هر چند بر ما ناشناخته باشد. ثانیا، در جست و جوی فلسفه احکام نباید همیشه به دنبال علوم تجربی رفت و دلیلی مادی و فیزیولوژیک برایش جست و جو نمود. این فرایند که همواره در پی یافتن مصلحت یا مفسده‌ای طبی یا... باشیم برخاسته از نگرشی مادی گرایانه است. در حالی که بسیاری از احکام مصالحی معنوی دارند که در حوزه هیچ یک از علوم بشری قابل تحقیق نیست و آنها با متد تجربی خود قادر به حکمی نفیا یا اثباتا پیرامون آن نیستند و یا اگر نظری بدهند بسیار سطحی است و چه بسا مسأله حکمتی برتر و بالاتر داشته باشد. چنان که در مورد روزه علوم به خواص بهداشتی آن پرداخته‌اند ولی قرآن مجید فلسفه‌ای بالاتر را بیان فرموده و آن «تقوایابی» است. حرمت زینت طلا برای مرد و حلیت آن برای زن دلایل چندی دارد؛ از جمله:
الف) ویژگی‌های جسمی و روانی، مرد تفاوت‌هایی با زن دارد و این تفاوت‌ها به طور طبیعی رسالت‌های گوناگونی را به عهده این دو جنس قرار می‌دهد. اسلام باتوجه به تفاوت‌های طبیعی هریک -که درجای خود حکمت‌های ارزشمندی دارد - احکام و مقررات ویژه‌ای را وضع کرده است و از مرد انتظار دارد که عنصری فعال در تامین نیازهای زندگی باشد و از تجملات زیاد مانند تزیین به طلا پرهیز نماید. در مقابل برای زن که طبیعتی احساسی و عاطفی‌تر دارد برخی از زینت‌ها را که هم با روحیه او سازگارتر است و هم به زندگی با مرد شیرینی بیشتری می‌بخشد اجازه داده است.
ب) تحقیقات جدید نشان می‌دهد گلبول‌های سفید در خون مرد بیش از زن است.ازطرف دیگر طلا در افزایش این گلبول‌ها مؤثر است. از این رو وجود آن برای زن مفید است ولی برای مردان چندان مناسب نیست و ممکن است موجب بر هم‌زدن تعادل گلبول‌های سرخ و سفید گردد.[۴] [۵]

پانویس

  1. (حر عاملی، وسایل الشیعه، ج 4، باب 30، ح 5، ص 412).
  2. . خامنه‌ای، علی، رهبر جمهوری اسلامی ایران، رساله اجوبه الاستفتاءات (ترجمه فارسی)، تهران، نشر بین الملل، 1379، ص 90-91. 2
  3. مکارم شیرازی، ناصر، استفتاءات جدید، قم، مدرسه علی بن ابیطالب(ع)، چاپ سوم، 1381، ج 1، ص 164، سؤال 592.
  4. (ر. ک: مجله پیام اسلام).
  5. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، کد: 5/100108164).