فرهنگ مصادیق:حرمت صدای زن برمرد نامحرم

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
حرمت صدای زن برمرد نامحرم

پرسش

منابعی که می‌توان از آنها حکم شرعی حرمت صدای زن بر مرد نامحرم را استنباط کرد چیست؟ لطفا آیات قرآنی و روایات معتبر در این زمینه را معرفی کنید؟

پاسخ

۱. پاسخ سوال مطرح شده دارای جهات مختلف است که پرداختن به همه آنها همراه با ادله قرآنی و روایی آن بحثی کاملا تخصصی و اجتهادی است که امکان طرح آن در قالب پاسخ یک سوال وجود ندارد، و پرسشگر محترم در صورت تمایل می‌تواند این بحث را در کتب فقهی استدلالی ملاحظه بفرماید[۱].
۲. سوال فوق به دو صورت می‌تواند مطرح شود:
الف) حکم اسماع: یعنی اینکه آیا زن شرعا می‌تواند صدای خود را به نامحرم برساند یا نه؟
ب) حکم سماع[۲]. و استماع: یعنی اینکه آیا مرد شرعا حق دارد به صدای زن نامحرم گوش کند یا نه؟
بنابراین برای تکمیل بحث به هر دو صورت پرداخته می‌شود:
الف: حکم سماع (شنیدن) و استماع (گوش دادن): شنیدن و گوش دادن به صدای زن نامحرم اگر به قصد لذت بردن نباشد و همراه ریبه (ترس از مبتلا شدن به حرام) نباشد جایز است[۳].
ب: حکم «اسماع»: بر زن حرام است که طوری با نامحرم سخن بگوید که موجب تحریک شهوت او شود[۴].
اما اگر چنین نباشد و ترس از وقوع فتنه نباشد می‌تواند با مرد نامحرم سخن بگوید و صدای خود را به او برساند[۵].
۳. احکام ذکر شده در مورد سخنان و صدای عادی بود و گرنه اگر صدا «غنا» داشته باشد، بر تمام مکلف‌ها اعم از زن و مرد، انجام آن (خواندن به صورت غنائی) حرام است و همچنین گوش دادن به آن نیز برای مرد و زن مکلف حرام است هر چند آن صدای همراه با غنا از آن همجنس یا محرم خودش باشد و محتوای آن هم چیز مقدسی مانند قرآن باشد[۶].
البته بعضی از فقها خواندن زن به صورت غنا برای زنان را فقط در مجلس عروسی جایز می‌دانند[۷]. به شرط اینکه همراه با حرام‌های دیگری مانند حاضر شدن مردان در آن جمع و... نباشد[۸]. لازم به ذکر است که یکی از ادله‌ای که برای حرمت غنا از آن استفاده شده است این آیه می‌باشد که می فرمایدک «و اجتنبوا قول الزور»[۹]. که خداوند ما را از قول زور باز می‌دارد و امر به پرهیز از آن می‌کند و مراد از «قول زور» طبق روایت صحیحه هشام از امام صادق -علیه السّلام-، غنا می‌باشد[۱۰]. و علاوه بر این روایات زیاد دیگری هم که در بعضی از آنها به آیات قرآن تمسک شده است، بر حرمت غنا دلالت دارد[۱۱]. و نیز استثنا کردن غنا در مجلس عروسی به گونه‌ای که ذکر شد با استفاده از روایات می‌باشد[۱۲].
۴. از مطالب ذکر شده چنین نتیجه گرفته می‌شود که اسماع (رساندن صدا به گوش مرد نامحرم) از طرف زن، و استماع (گوش دادن به صدای زن توسط مرد نامحرم) در مواقعی که صدا عادی باشد ( غنائی و مهیج نباشد) و مفسده‌ای بر آن مترتب نباشد جائز می‌باشد.
۵. روایاتی که دربارهٔ موضوع بحث (اسماع و استماع صدای زن نامحرم) وجود دارند به چند دسته قابل تقسیم هستند:
الف) در بعضی از روایات از گفتگوی زن با مرد نامحرم منع و نهی شده است از جمله:
ـ روایت شده است که «یکی از چیزهایی که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در هنگام بیعت کردن با زنان از آنان درخواست کرد این بود که با مردان سخن نگویند مگر با محارم خود.»[۱۳].
ـ از امام علی -علیه السّلام- نقل شده است که فرمودند: «پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از سخن گفتن با زنان نهی کرد.»[۱۴].
ـ از علی -علیه السّلام- نقل شده است که فرمودند: «به زنان سلام نکنید و... »[۱۵].
و از امام صادق -علیه السّلام- نیز نقل شده است که فرمودند که «لا تسلم علی المراه»[۱۶].، بر زن سلام نکن.
به علامه حلی، محقق حلی و شهید ثانی (رحمه الله علیه) نسبت داده شده است که آنها با تمسک به این گونه روایات مطلق گوش دادن به صدای زن نامحرم را حرام دانسته‌اند[۱۷]. اما این فتوی به جهت مخالفت با سیره علما و دینداران و نیز با توجه به اینکه حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ و دخترانش را مردان سخن گفته‌اند و همچنین با توجه با اینکه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیهم السّلام ـ با زنان، مکرر گفتگو کرده‌اند، دارای اشکال است[۱۸].
به علاوه اینکه روایات متعددی وجود دارد که دلالت بر جواز گفتگو با زنان و شنیدن صدای آنان دارد که در ادامه تعدادی ذکر خواهد شد. بنابراین روایات این دسته را می‌توان به گفتگو کردن و شنیدن صدای آنان به قصد لذت یا به ترس از وقوع حرام حمل کرد[۱۹].
چنانکه نهی از سلام کردن به زنان را می‌توان به کراهت داشتن سلام کردن به زنان جوان که احتمال زمینه گناه در آن وجود دارد حمل نمود. چنانکه در روایت دیگری از امام صادق -علیه السّلام- آمده است که رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بر زنان سلام می‌کرد و آنان هم پاسخ می‌دادند. و علی -علیه السّلام- بر زنان سلام می‌کرد (ولی) از سلام کردن به زنان جوان کراهت داشت و می‌فرمود: «می‌ترسم از صدایش خوشم بیاید و بیش تر از اجری که خواستارش بودم (گناه) به من برسد.»[۲۰].
ب) در پاره‌ای از روایات به کم سخن گفتن با زنان سفارش شده است از جمله:
ـ علی -علیه السّلام- می‌فرماید: «و اقلل محادثه النساء...» گفتگو کردن با زنان را کم کن... »[۲۱].
ـ از امام صادق -علیه السّلام- نقل شده است که پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در حدیث مناهی، زن را نهی کردند که بیش از پنج کلمه با غیر شوهر و محرمش سخن نگوید[۲۲].
ـ در روایتی از رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ چهار چیز موجب دل مرده گی شمرده می‌شود که یکی از آنها گفتگو کردن زیاد با زنان است[۲۳].
ج) در دسته‌ای از روایات دستور به پرهیز کردن از شوخی با زنان استفاده می‌شود از جمله:
ـ از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل شده است که فرمودند: هر کسی که با زنی نامحرم شوخی بکند خداوند او را در برابر هر کلمه‌ای که به آن زن در دنیا گفته است هزار سال حبس می‌کند[۲۴].
ـ در روایتی علی -علیه السّلام- پنج چیز را مایه آتش جهنم معرفی فرموده است که شوخی کردن با زن نامحرم یکی از آنهاست[۲۵].
د) در روایتی از امام صادق -علیه السّلام- چنین نقل شده است: «محادثه النساء من مصائد الشیطان»، گفتگو کردن با زنان از ابزارهای صید شیطان است.»[۲۶]. در این روایت حکمت سخت گیری در مورد گفتگو با زنان نامحرم بیان شده است.
ه) جواز گفتگو با زنان نامحرم و شنیدن صدای آنها از یک آیه و پاره‌ای روایات قابل استفاده است:
ـ خداوند متعال خطاب به زنان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید: «... فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا» «... پس به گونه‌ای هوس انگیز سخن نگویید که بیمار دلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید.»[۲۷].
هر چند خطاب آیه به زنان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ است امام حکم آن مخصوص به ایشان نیست بلکه حکمی عام است که شامل تمام زنان مسلمان می‌شود[۲۸]. در این آیه از سخن گفتن زنان با نامحرمان نهی نشده و فقط از آنها خواسته شده به گونه‌ای حرف نزنند که موجب طمع افراد بیمار دل شود بلکه به نحو شایسته‌ای سخن بگویند؛ به همین جهت بعضی از فقها این آیه را دلیل بر جواز سخن گفتن زنان با مردان دانسته‌اند[۲۹].
ـ طبق روایتی امام صادق -علیه السّلام- به ابوبصیر اجازه دادند سخنان زن نامحرمی (ام خالد) را گوش کند[۳۰].
ـ بنابر نقل معروف حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ بعد از غصب فدک توسط دستگاه خلافت به مسجد پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در مدینه رفت و خطبه‌ای بسیار بلیغ در جمع حضار ـ اعم از زن و مرد ـ ایراد فرمود و در آن خطبه طولانی مسائل مختلفی مطرح کرد و به غصب حق خود نیز اعتراض فرمود[۳۱]. که اگر این کار حرام بود مسلما آن کار را نمی‌کردند و یا دست کم به حد ضرورت اکتفا می‌فرمودند.

نتیجه

از بحث‌های گذشته این نتایج به دست می‌آید:
۱. زن می‌تواند صدای خود را به گوش نامحرم برساند به شرطی که در صدایش غنا نباشد و طوری سخن بگوید که موجب تحریک شهوت و طمع بیمار دلان واقع نشود و ترس فتنه و خطر برایش نباشد.
۲. مرد نیز می‌تواند به صدای زن نامحرم گوش کند مشروط به اینکه صدای زن همراه با غنا نباشد، قصد لذت جویی در بین نباشد و نیز ترس از وقوع در حرام وجود نداشته باشد.

تذکر

گر چه زن می‌تواند صدای خود را به گوش مرد نامحرم برساند و مرد هم می‌تواند آن را گوش کند ـ البته با ملاحظه شرائط ذکر شده ـ اما برای اینکه مبادا شیطان با وسوسه زن و مرد نامحرم را به گناه بکشاند احتیاط آن است که خصوصا جوانان به حد ضرورت اکتفا کنند[۳۲].
جهت مطالعه بیشتر رجوع شود به:
۱. منابعی که در پاورقی‌های این نوشتار معرفی شده است.
۲. آیت الله، عبدالله جوادی آملی، زن در آیینه جلال و جمال، (قم، مرکز نشر اسراء، چ پنجم، ۱۳۸۱)، ص434-436.

حدیث اخلاقی

از امام صادق -علیه السّلام- روایت شده است که فرمودند: «فرض علی السمع ان یتنزّه عن الاستماع الی ما حرم الله و ان یعرض عما لا یحل له مما نهی الله عزوجل عنه و الاصغاء الی ما اسخط الله عزوجل» یعنی: (خداوند بر گوش واجب کرده که از گوش کردن به آنچه آن را حرام کرده است بپرهیزد و از آنچه که خدا از آن نهی کرده و بر آن حلال نیست و موجب سخط (غضب) خدا می‌شود، روی برگرداند.)[۳۳]

پانویس

  1. . ر. ک به: شیخ محمد حسن، نجفی (رحمه الله علیه)، جواهر الکلام، تحقیق شیخ محمود قوچانی، (بی جا: المکتبه الاسلامیه، بی تا)، چ29، ص97-99، محقق بحرانی، الحدائق الناضره، تحقیق محمد تقی ایروانی، (قم: جماعه المدرسین، 1363)، ج23، ص66-67، محقق نراقی، مستند الشیعه، (مشهد: تحقیق و نشر موسسه ال البیت ـ علیهم السّلام ـ لاحیاء التراث، چ اول، 1419)، چ16، ص66-70، شیخ مرتضی انصاری، کتاب النکاح، تحقیق لجنه التحقیق، (قم: مطبعه باقری، چاپ اول، 1415) ص68-66.
  2. . محقق نراقی در مستند الشیعه ج16، ص66 می‌فرماید:« مراد فقها از سماع (شنیدن)، استماع (گوش دادن) است و گرنه سماع بدون استماع قطعا حرام نیست.»
  3. . ر. ک به: سید محمد کاظم، طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، با حواشی آیات عظام، امام خمینی (رحمه الله علیه)، اراکی، گلپایگانی، و خوئی (رحمه الله علیه) (قم: اسماعیلیان، چ دوم، 1370)، ج2، ص637.
  4. . همان.
  5. . ر. ک به: امام خمینی (رحمه الله علیه) تحریر الوسیله، (قم: موسسه مطبوعات دارالعلم، چ دوم، بی تا)، ج2، ص245
  6. . ر.ک به: امام خمینی (رحمه الله علیه)، تحریر الوسیله، ج1، ص497.
  7. . همان، و آیت الله خوئی در مصباح الفقاهه ج1، ص314، که در 1371 چاپ سوم آن توسط انتشارات وجدانی انجام شده می‌نویسد: جمع زیادی از فقهای بزرگ شیعه غنای زن در مجلس عروسی را، از حرمت غنا استثناء کرده‌اند و حق هم همین است.
  8. . ر. ک به: امام خمینی (رحمه الله علیه)، المکاسب المحرمه، (قم: اسماعیلیان، چ سوم، 1368)، ج1، ص232-233.
  9. . حج/30
  10. المکساب المحرمه، همان، ص203، به نقل از وسائل الشیعه.
  11. ر. ک به: شیخ حرّ، عاملی، وسائل الشیعه، (بیروت: داراحیاء التراث العربی، بی تا)، ج12، ص225-232 و میرزا حسین، نوری طبرسی، مستدرک الوسائل، (قم: موسسه آل البیت لاحیاء التراث، چ اول، 1408) ج 13، ص212-215
  12. ر. ک به: وسائل الشیعه، همان، ص84-85.
  13. مستدرک الوسائل، همان، ج14، ص272-273.
  14. همان.
  15. محمد بن یعقوب، کلینی، الکافی، تحقیقی علی اکبر غفاری، (تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ سوم، 1367)، ج5، ص535 و وسائل الشیعه، همان، ج14، ص173
  16. همان.
  17. ر. ک به: شیخ محمد علی، انصاری، الموسوعه الفقهیه المیسره، (قم، مجمع الفکر الاسلامی، 1415 ه.ق)، ج3، ص7
  18. ر. ک به: جواهر الکلام، همان، ص98 و الحدائق الناضره، همان
  19. ر. که به: الموسوعه الفقهیه المیسره، همان، ص73
  20. الکافی، همان و وسائل الشیعه، همان، ص173-174
  21. مستدرک الوسایل، همان، ص273
  22. وسائل الشیعه، همان، ص143
  23. وسائل الشیعه، همان، ص143
  24. همان
  25. مستدرک الوسائل، همان، ج14، ص273
  26. همان
  27. احزاب/32.
  28. ر. ک به: آیت الله، ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، (تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1363)، ج17، ص290
  29. ر. ک به: جواهر الکلام، همان، ص98
  30. وسائل الشیعه، همان
  31. ر. ک به: شیخ احمد، رحمانی همدانی، فاطمه الزهرا ـ سلام الله علیها ـ بهجه قلب المصطفی ـ صلّی الله علیه و آله ـ، (تهران: نشر المرضیه، چ دوم، 1372)، ص326-366، همراه با شرح‌هایی در پاورقی
  32. ر . ک به: العروه الوثقی، همان و تحریر الوسیله، همان
  33. محمد، محمدی ری شهری، میزان الحکمه، (قم: مکتب الاعلام الاسلامی، چ دوم، 1367)، ج4، ص554
منبع: دانش نامه موضوعی قرآن تاریخ برداشت:94/10/24