فرهنگ مصادیق:حرمت ایذاء پیامبر (ص)

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از حرمت ایذاء پیامبر (ص))
پرش به: ناوبری، جستجو
حرمت ایذاء پیامبر (ص)

یکی از محرّمات در اسلام، ایذاء مسلمان است و این حکم به پیامبر اختصاص ندارد ولی تحریم آن دربارهٔ پیامبر، از تأکید بیشتری برخوردار است از این جهت در آیات قرآن روی تحریم ایذاء پیامبر تأکید شده می‌فرماید: " کسانی که خدا و پیامبرش را ایذاء می‌کنند خداوند آنها را در دنیا و آخرت از رحمت خود دور می‌سازد و برای آنان عذاب خوار کننده‌ای آماده کرده است" (إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا).[۱].
در اینکه منظور از" ایذاء پروردگار" چیست؟ بعضی گفته‌اند همان کفر و الحاد است که خدا را به خشم می‌آورد، چرا که آزار در مورد خداوند جز ایجاد خشم مفهوم دیگری نمی‌تواند داشته باشد. این احتمال نیز وجود دارد که ایذاء خداوند همان ایذاء پیامبر (ص) و مؤمنان است، و ذکر خداوند برای اهمیت و تاکید مطلب است.
همه می‌دانیم که خدای تعالی منزه است از اینکه کسی او را بیازارد، و یا هر چیزی که بویی از نقص و خواری داشته باشد به ساحت او راه یابد، پس اگر در آیه مورد بحث می‌بینیم که خدا را در اذیت شدن با رسولش شریک کرده می‌فهمیم که خواسته است از رسول خود احترام کرده باشد، و نیز اشاره کند به اینکه هر کس قصد سویی نسبت به رسول کند، در حقیقت نسبت به خدا هم کرده، چون رسول بدان جهت که رسول است، هدفی جز خدا ندارد، پس هر کس او را قصد کند، چه به خیر و چه به سوء، خدا را قصد کرده است.
در آیه مورد بحث افرادی که در صدد بر می‌آیند که رسول خدا (ص) را اذیت کنند، به لعنت در دنیا و آخرت وعده داده شده‌اند، و" لعنت" به معنای دور کردن از رحمت است، و چون رحمت مخصوص به مؤمنین، عبارت است از هدایت به سوی عقاید حق، و ایمان حقیقی و بدنبال آن عمل صالح، در نتیجه دوری از رحمت در دنیا، به معنای محرومیت او از این هدایت است، و این محروم ساختن جنبه کیفر دارد، و در نتیجه همان طبع قلوبی است که در آیه "لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً؛[۲] لعنتشان کردیم و دلهایشان را دچار قساوت ساختیم. و آیه "وَلَكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا؛[۳] لیکن خدا لعنتشان کرد، و در نتیجه دیگر ایمان نمی‌آورند، مگر اندکی. و آیه "أُولَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ؛[۴] اینان کسانی هستند که خدا لعنتشان کرده، و در نتیجه کر و کورشان ساخته، به آن اشاره نموده، و آیه شریفه مورد بحث با این آیات منطبق است.
و اما ایذاء پیامبر اسلام ص مفهوم وسیعی دارد، و هر گونه کاری که او را آزار دهد شامل می‌شود، اعم از کفر و الحاد و مخالفت دستورات خداوند، همچنین نسبتهای ناروا و تهمت، و یا ایجاد مزاحمت به هنگامی که آنها را دعوت به خانه خود می‌کند "إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ":[۵] " این کار شما پیامبر را آزار می‌دهد".
و یا موضوعی که در آیه ۶۱ سوره توبه آمده که پیامبر ص را به خاطر انعطافی که در برابر سخنان مردم نشان می‌داد به خوش باوری و ساده دلی متهم می‌ساختند: "وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ؛[۶] گروهی از آنها پیامبر را آزار می‌دهند و می‌گویند: او آدم خوش باوری است که گوش به حرف هر کس می‌دهد" و مانند اینها. حتی از روایاتی که در ذیل آیه وارد شده چنین استفاده می‌شود که آزار خاندان پیامبر ص مخصوصا علی ع و دخترش فاطمه زهرا ع نیز مشمول همین آیه بوده است، در صحیح" بخاری" جزء پنجم چنین آمده است که: رسول خدا فرمود: « فاطمه بضعه منی فمن اغضبها اغضبنی؛ فاطمه پاره تن من است هر کس او را به خشم در آورد مرا به خشم در آورده است». همین حدیث در صحیح" مسلم" به این صورت آمده: «ان فاطمه بضعه منی یؤذینی ما آذاها: فاطمه پاره‌ای از تن من است هر چه او را آزار دهد مرا می‌آزارد.»
روح هر چه لطیف تر شد، تأثیراو از کارهای ناشایست و خارج از حدود ادب بیشتر می‌شود از این جهت قرآن اموری را متذکر می‌گردد که مایهٔ ایذاء پیامبر بود هرچند آنان به آن توجه نداشتند و بخشی از این مورد در سورهٔ احزاب آیهٔ ۵۳ وارد شده است: نخست می‌گوید:" ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هرگز در اطاقهای پیامبر سر زده داخل نشوید، مگر اینکه برای صرف غذا به شما اجازه داده شود، آنهم مشروط به اینکه به موقع وارد شوید، نه اینکه از مدتی قبل بیائید و در انتظار وقت غذا بنشینید" (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ)[۷] و به این ترتیب یکی از آداب مهم معاشرت را در آن محیطی که این آداب کمتر رعایت می‌شد بیان می‌کند، گر چه سخن در باره خانه پیامبر ص است، ولی مسلما این حکم اختصاص به او ندارد، در هیچ مورد بدون اجازه نباید وارد خانه کسی شد (چنان که در سوره نور آیه ۲۷ نیز آمده است) حتی در حالات پیامبر ص می‌خوانیم که وقتی می‌خواست وارد خانه دخترش فاطمه ع شود بیرون در می‌ایستاد و اجازه می‌گرفت، و یک روز" جابر بن عبد اللَّه" با او بود پس از آنکه برای خود اجازه گرفت برای" جابر" نیز اجازه گرفت!.
بعلاوه به هنگامی که دعوت به طعام می‌شوند باید وقت شناس باشند و مزاحمت بی موقع برای صاحب خانه فراهم نکنند. سپس به دومین حکم پرداخته می‌گوید:" ولی هنگامی که دعوت شدید وارد شوید، و هنگامی که غذا خوردید پراکنده شوید" وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا).[۸] این حکم در حقیقت تاکید و تکمیلی بر حکم گذشته است، نه بی موقع به خانه‌ای که دعوت شده‌اید وارد شوید، و نه اجابت دعوت را نادیده بگیرید، و نه پس از صرف غذا برای مدتی طولانی درنگ کنید. بدیهی است تخلف از این امور موجب زحمت و دردسر برای میزبان است و با اصول اخلاقی سازگار نیست.
در سومین حکم می‌فرماید:" پس از صرف غذا مجلس انس و گفتگو در خانه پیامبر (و هیچ میزبان دیگری) تشکیل ندهید" (وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ).[۹] البته ممکن است میزبان خواهان چنین مجلس انسی باشد در این صورت مستثناست، سخن از جایی است که تنها دعوت به صرف غذا شده، نه تشکیل مجلس انس، در چنین جایی باید پس از صرف غذا مجلس را ترک گفت، به خصوص اینکه خانه خانه‌ای همچون بیت پیامبر ص باشد که کانون انجام بزرگترین رسالتهای الهی است و باید امور مزاحم، وقت او را اشغال نکند. سپس علت این حکم را چنین بیان می‌کند:" این کار پیامبر را آزار می‌داد، اما او از شما شرم می‌کرد، ولی خداوند از بیان حق شرم نمی‌کند و ابا ندارد" (إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ).[۱۰]
البته پیامبر خدا نیز از بیان حق در مواردی که جنبه شخصی و خصوصی نداشت هیچ ابا نمی‌کرد ولی بیان حق اشخاص از ناحیه خودشان زیبا نیست اما از ناحیه کسان دیگر جالب و زیباست، و مورد آیه نیز از این قبیل است، اصول اخلاقی ایجاب می‌کرد پیامبر ص به دفاع از خود نپردازد، بلکه خداوند به دفاع از او پردازد.
در آیه دیگر یکی از مظاهرایذاء پیامبر، اتهام « خوش باوری » و « خوش بینی » به او است چنانکه می‌فرماید: "وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ؛[۱۱] ازمنافقان کسانی هستند که پیامبر را اذیت می‌کنند و به او می‌گویند خوش باور و گوش است ( به سخن همه هر چه هم ضد و نقیض باشد گوش فرا می‌دهد ) بگو خوش باور بودن او به نفع شما است، او به خدا ایمان دارد و به نفع مؤمنان تصدیق می‌کند، و برای آنان که فرستادهٔ خدا را اذیت می‌کنند، عذاب درد ناک است". البته مقصود از «خوش بینی» این نیست که او در همه جا به طور جدّی تصدیق می‌کند، زیرا چنین چیزی امکان ندارد و هیچ گاه به نفع جامعهٔ اسلامی نیست، بلکه مقصود این است که سخنان همه را می‌شنود، و به ظاهر هیچ کس را تکذیب نمی‌کند ولی درمقام عمل، به تحقیق می‌پردازد.

فهرست منـابـع

ترجمه المیزان، ج‏۱۶، ص: 508.
منشور جاوید ج۷ ص401.
تفسیر نمونه، ج‏۱۷، ص: 422.
تفسیر نمونه، ج‏۱۷، ص: 400 .

پانویس

  1. سورهٔ احزاب آیهٔ 57.
  2. سوره مائده، آیه ۱۳
  3. سوره نساء، آیه ۴۶
  4. سوره محمد، آیه ۲۳
  5. احزاب؛ آیه 53
  6. توبه؛ آیه 61
  7. احزاب؛ آیه 53
  8. احزاب؛ آیه 53
  9. احزاب؛ آیه 53
  10. احزاب؛ آیه 53
  11. توبه / 61 .
منبع: دائره المعارف طهور - تاریخ برداشت: 94/07/13
بازگشت به ایذاء پیامبر (ص)