کتابخانه:حدیث تندرستی (بررسی آداب خوردن و آشامیدن در روایات معصومین (علیهم السلام)

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
حدیث تندرستی (بررسی آداب خوردن و آشامیدن در روایات معصومین (علیهم السلام)
مشخصات کتاب
Hadis-tandorosti-sobhani-niya-compressor.jpg
نویسنده محمد تقی سبحانی نیا
زبان فارسی
ناشر انتشارات دارالحدیث
محل انتشارات قم
تاریخ نشر 1395
قطع وزیری
شابک 978-964-493-865-8

محتویات

مقدمه

نخستین و بدیهی ترین نیاز موجودات زنده، آب و مواد غذایی است و هیچ جنبنده ای نیست که بدون مواد غذایی و آب بتواند به حیات خود ادامه دهد. از این رو، خداوند از آغاز آفرینش موجودات زنده، آب و مواد غذایی را در دسترس آنها قرار داده و راه چگونه خوردن و چگونه آشامیدن را نیز به صورت غریزی در وجود آنان نهاده است. هیچ نوزادی نیست که پستان را نیز به صورت غریزی در وجود آنان نهاده است. هیچ نوزادی نیست که پستان مادر را نشناسد و مکیدن آن را نداند، و هیچ نوزادی نیست که پستان مادر را نشناسد و مکیدن آن را نداند، و هیچ جانوری را نمی توان یافت که نداند چگونه باید خورد و بیاشامد. در میان انسانها هم کمتر کسی را می توان یافت که در اهمیت خوردن و آشامیدن تردیدی به خود راه دهد.

گذشته از لزوم وجود آب و غذا و اهمیت آشنایی با خوردن و آشامیدن، لذت بخش بودن این دو عمل، آنها را در نظر آدمی جلوه ای دو چندان بخشیده و در نظر بسیاری از انسانها، این سوء تفاهم را ایجاد کرده که زندگی در دنیا، تنها برای لذت بردن از اموری چون خوردن و آشامیدن و بهره گیری از دیگر لذتهای دنیوی و مادی است، غافل از آنکه این گونه نگریستن به دنیا و بر اساس این نگرش زندگی کردن، تفاوتهای چندانی با زندگی چهارپایان ندارد.

پس در حقیقت زیستن با این نگرش، گم شدن در کوچه های زندگی و فرو رفتن در مرداب لذتهای حیوانی را در پی خواهد داشت.

در کنار اهمیت فراوان خوردن و آشامیدن در نزد انسان، نزول احکام و دستورهای شرع مقدس و پی ریزی آداب مبتنی بر فرمانهای الهی که حلال و حرام و نیز آداب خوردن و آشامیدن را در خود گنجانده است، اعتبار و اهمیت این دو عمل را بیشتر نموده و موجب شده که انسانهای معتقد به مذاهب آسمانی، توجه ویژه خود را به آن معطوف دارند و دریابند که تمامی اعمال انسانها در دنیا، باید در مسیر رشد و تکامل او باشد و هدف اصلی از آفرینش انسان، رسیدن به همان مرحله، یعنی کمال و رشد معنوی است.

برای بررسی اهمیت خوردن و آشامیدن و کسب آگاهی بیشتر از آنها، می توان چهار ویژگی برای آنها تصور نمود:

۱. دائمی بودن خوردن و آشامیدن تا دم مرگ؛

۲. غالبا همراه با لذت بودن خوردن و آشامیدن؛

۳. تعلق گرفتن یکی از احکام خوردنی ها و آشامیدنی ها احکام خوردنی ها و آشامیدنیها؛

۴. وجود مجموعه ای از آداب و اخلاقیات مربوط به خوردن و آشامیدن (آداب خوردنی ها و آشامیدنی ها).

کتاب حاضر، در صدد است ویژگی چهارم، یعنی آداب مربوط به خوردن و آشامیدن را بررسی کرده و با رعایت اختصار و خلاصه گویی، آنها را بر اساس احادیث معصومان (علیهم السلام) برشمارد. باشد که این حرکت، گامی در راه محافظت و احیای آداب و سنتهای اسلامی در خصوص خوردن و آشامیدن بوده، بر آگاهی هر چه بیشتر جامعه از معارف بلند و دقیق دین آخرین پیامبر الهی بیفزاید.

در این مجموعه، نگارنده کوشیده است مجموعه آداب خوردن و آشامیدن را بر اساس آیات و روایات معصومان (علیه السلام) تنظیم نموده و دسترسی به آن را برای علاقه مندان به اخلاق اسلامی آسان گرداند.

البته جای تاسف است که با وجود آموزه های نورانی اسلام در خصوص این موضوع و ریشه دار بودن آن در فرهنگ اسلامی ما، و نیز مودب بودن گذشتگان ما به آداب اسلامی، از جمله آداب خوردن و آشامیدن، جامعه کنونی، روز به روز از این آموزه های اصیل دینی و ملی فاصله گرفته و همچون ملتهای بی هویت، مجذوب فرهنگ غریبان شده است. این تقلید نادرست، در بسیاری از رفتارها و هنجارهای اصیل، تاثیر منفی گذاشته و آنها را به ناهنجاری های رفتاری تبدیل کرده است.

متاسفانه دامنه تقلید نا به جا از فرهنگ بیگانگان، تا مرز خوردن و نوشیدن و آداب آن نیز پیش رفته و جامعه نیز بدون کمترین حساسیتی، از تقلید فرهنگ و آداب و رسوم بیگانگان ابایی ندارد. عجیب تر آن که در گسترش این فرهنگ بیگانه برخی رسانه ها نیز تبلیغ می کنند؛ غافل از آنکه تقلید بی جهت از آداب و رسوم بیگانگان و فراموش کردن آداب اسلامی و فرهنگ ریشه دار خود، به منزله پذیرش بی هویت خواهد بود؛ هویت و اصالتی که از قرنهای گذشته به ما رسیده و ملت و کشور ما را در زمره تاریخی ترین ملت های جهان قرار داده است.

نکته جالب توجه آنکه در بین احادیث نورانی اهل بیت (علیه السلام)، برخی احادیث در مذمت تقلید کورکورانه از بیگانگان به چشم می خورد، تا آنجا که تقلید کردن از آنها در مورد نان خوردن نیز نهی شده است.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: لا تقطعوا الخبز بالسکین ولکن اکسروا بالید ولیکسر لکم خافوا العجم.[۱]

نان را با چاقو نبرید، بلکه هم خود آن را به دست دو نیم کنید و هم برایتان دو نیم کنند[۲] تا، با این کار با بیگانگان مخالفت کرده باشید.

با توجه به فرهنگی چنین غنی و پربار، که از تعالیم نورانی اسلام الهام گرفته است، حساس نبودن جامعه مسلمان ما در برابر حفظ ارزشهای معنوی و آداب و رسوم خود، نه تنها تعجب و تاسف هر انسان خردمندی را برمی انگیزد، بلکه هر کس باید در حد توان خود، در راه حفظ آداب و اخلاقیات دنی و ملی بکوشد.

هدف از نگارش

با توجه به آنچه گذشت، نگارنده در این مجموعه دو هدف عمده را دنبال می کند:

۱. آشنایی هر چه بیشتر جامعه اسلامی و بویژه جوانان، با آداب خوردن و آشامیدن، چرا که از یک سوی بی خبری از آداب اجتماعی و رفتار صحیح مذهبی و دینی، و از سوی دیگر جلوه های رفتاری بیگانگان با صورتهای گوناگون و متنوع که هر روز خواسته و ناخواسته از سوی رسانه های ارتباط جمعی گزین شدن سنتهای بیگانگان است. بنابراین، آگاهی همگان از ارزشهای اخلاقی و رفتاری ملی - مذهبی، از مهم ترین راه های مقابله با هجوم فرهنگ بیگانه است.

۲. هشدار به سرپرستان خانواده ها، و به صدا درآوردن زنگ خطر برای مسئولان نظام اسلامی در مورد خطرات از ارتزاق از راه حرام و آشنایی همه افراد جامعه با آثار حرام در روح و روان آدمی و برداشتن قدمی چند، در راه جلوگیری از گسترش بی مبالاتی به احکام دین.

شیوه نگارش

مجموعه پیش رو، به دو بخش کلی و خوردن و آشامیدن تقسیم شده است.

در بخش اول، سعی شده با تنظیم مطالب به صورت فصلهای متعدد، به سه پرسش اساسی از دیدگاه احادیث نورانی معصومین (علیه السلام) پاسخ داده شود که: چه غذایی باید بخوریم؟ چه وقت باید بخوریم؟ و چگونه باید بخوریم؟ در پایان بخش نیز آثار حرام خواری و پرخوری آمده است که از مباحث اساسی این مجموعه به شمار می رود.

در بخش دوم، آداب آشامیدن بررسی شده که خوانندگان محترم در طی چهار فصل، با آداب آشامیدن و بهداشت آن آشنا می شوند. و در فصل چهارم این نخش، بخاطر مناسبت موضوع مورد بحث به موضوع شراب و شرابخواری پرداخته شده، و خطرات دنیوی و اخروی آن با استناد به گفتار معصومان (علیه السلام) ذکر شده است.

البته همان گونه که اشاره شد، در این مجموعه سعی برگزیده گویی است.

از این رو، از پر گویی پرهیز شده و برای هر یک از آداب خوردن و آشامیدن، بیش از یک یا دو روایت آورده نشده است و از ذکر احادیث مشابه نیز پرهیز شده است.

امید که این کتاب، بتواند در حفظ و گسترش آداب اسلامی خوردن و آشامیدن در بین مسلمانان موثر واقع باشد و امت مسلمان را از گرفتاری در دام فرهنگ غرب و نیز حرام خواری و شراب خواری نگاه دارد.

والحمدلله رب العالمین

محمد تقی سبحانی نیا

بخش یکم

خوردن

فصل اول

غذای مطلوب و ویژگی های آن

هر مسلمانی باید بداند که غذایی که می خورد، نه تنها باعث تقویت جسم و برآورده شدن نیاز بدن به مواد غذایی از قبیل پروتئین، ویتامینها، چربیها و مواد معدنی دیگر است؛ بلکه در روح و روان او تاثیر مستقیم داشته، می تواند بعد معنوی او را نیز تقویت با تضعیف کند.

به همین دلیل در مورد غذا باید به دو جنبه مهم توجه داشت: نخست آنکه غذا باید ظاهری مناسب و شرایط یک غذای خوب را داشته باشد؛ یعنی در مرحله نخست؛ افزون بر برخورداری از شکل مناسب و زیبا، برای زیاد شدن اشتها، دارای طعم خوبی بوده، انواع مواد نیروزای بدن را داشته باشد. دوم و مهم تر آنکه جنبه باطنی غذا، همچون حلال و پاکیزه بودن، در آن رعایت شده باشد؛ چه بسا غذایی از نظر بهداشتی و ظاهری بسیار مطلوب است، ولی از نظر باطن به هیچ وجه مناسب خوردن و استفاده مسلمانان واقعی نیست؛ یعنی از مال حرام یا از حیوان حرام گوشتی تهیه شده است.

بنابراین مهم ترین ویژگیهای غذای مطلوب و مورد تایید اسلام را می توان چنین بر شمرد:

حلال و پاکیزه

اسلام، مهم ترین ویژگی غذای خوب را، حلال و پاک بودن آن می داند. برای ایجاد ویژگی نخست یعنی حلال بودن باید به دو اصل مهم توجه کرد:

الف - غذایی است که از خوردنیهای مجاز تهیه شده باشد، مثلا خوردن غذایی که از گوشت حیوان حرام گوشت آماده شده، جایز نیست.

ب - غذای حلال باید از راه سالم و مال حلال تهیه شده باشد؛ بنابراین، غذایی که از مواد غذایی حلال، ولی با مال حرام، همچون غضب، ربا، رشوه و مانند آن تهیه شده، حلال نیست و خوردن آن حرام است.

ویژگی دوم یعنی پاک بودن نیز از ویژگی های غذای سالم و مطلوب است. پاکیزگی و طهارت، نه تنها از ضروریات بهداشتی شمرده شده؛ بلکه در روان آدمی نیز آثار بسیار مثبتی را به دنبال دارد. بنابراین، باید کثافت و نجاست را از غذای خود زدود تا آن را بتوان از غذاهای مطلوب به شمار آورد.

آیات و روایات، توجه بسزایی به این دو ویژگی دارد:

یایها الناس کلوا مما فی الارض حللا طیبا و لاتتبعوا خطوت الشیطن انه لکم عدو مبین.[۳]

ای مردم؛ از آنچه در زمین، حلال و پاکیزه است بخورید و از راه شیطان پیروی نکنید؛ زیرا او دشمن آشکار شماست.

فابعثوا احدکم بورقکم هذه الی مدینه فلینظر ایها ازکی طعاما فلیاتکم برزق منه.[۴]

اکنون یک نفر از خودتان را با این سکه ای که دارید به شهر بفرستید تا ببیند کدام یک از آنها غذای پاکیزه تری دارد و از آن مقداری برای شما تهیه کند.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

امرت الرسل الا تاکل الا طیبا و لا تعمل الا صلحا.[۵]

به همه پیامبران دستور داده شده است جز غذای پاکیزه نخورند و جز عمل نیک انجام ندهند.

امام علی (علیه السلام) نیز در این باره می فرماید:

یا کمیل اللسان ینزح من القلب و القلب یقوم بالغداء فانظر فیما تغدی قلبک و جسمک، فان لم یکن حلالا لم یقبل الله تسبیحک و لا شکرک.[۶]

ای کمیل؛ زبان از قلب سرچشمه می گیرد و قلب، نیروی خود را از غذا به دست می آورد. پس در غذایی که به قلب و جسم خود می دهی دقت کن و آگاه باش که اگر آن غذا حلال نباشد، خداوند ستایش و شکرگذاری ات را نخواهد پذیرفت.

نیز از آن حضرت است که:

کن کالنحله اذا اکلت اکلت طیبا، و اذا وضعت وضعت طیبا.[۷]

همانند زنبور عسل باش؛ زیرا به هنگام خوردن، غذای پاکیزه می خورد، و آثار پاکیزه (و نیک) از خود بر جای می گذارد.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

ما عندالله شی ء هو افضل من عفه بطن و فرج، (و قیل لسلمان ای الاعمال افضل؟ قال: الایمان بالله و خبز حلال.[۸]

هیچ چیز نزد خداوند برتر از پاکدامنی شکم و شرمگاه نیست، (و به سلمان گفته شد که برترین اعمال کدام است؟ گفت: ایمان به خدا و کسب) نان حلال.

دسترنج خود

یکی از ویژگی های مومنان آن است که از عهده مخارج خود بر آمده و با داشتن قدرت و توانایی، از کار و تلاش کوتاهی نکنند. از این رو خداوند از انسانهایی که بار زحمت خود را بر دوش دیگران انداخته و سرباز جامعه می شوند، بیزاری می جوید. گفتنی است آموزه های دینی به ما می آموزند که ارزش انسان، به اندازه کار و تلاشی است که انجام می دهد. بنابراین، غذایی که از راه زحمت و تلاش شخصی به دست آمده، اگر چه ساده و بی آلایش باشد، بر غذایی که به واسطه ترحم و بخشش دیگران به دست آمده شرافت داشته و این دو به هیچ وجه با هم قابل قیاس نخواهند بود.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

ما اکل العبد طعاما احب الی الله تعالی من کد یده و من بات کالا من عمله بات مغفورا.[۹]

بنده خدا غذایی نمی خورد که در نزد خداوند متعال محبوب تر باشد از آنچه با سعی و تلاش خود به دست آورده است، و هر کس با زحمت و تلاش خویش روز را به شب رساند، آمرزیده شده است.

روی - آن الحواریون - اتبعوا عیسی (علیه السلام) ... قالوا: یا روح الله من افضل منا؟ اذا شئنا اطعمتنا و اذا شئنا سقیتنا، و قد آمنا بک و اتبعناک، قال (علیه السلام): افضل منکم من یعمل بیده و باکل من کسبه.[۱۰]

روایت است حواریونی که از عیسی (علیه السلام) پیروی می کردند گفتند: ای روح الله؛ چه کسی از ما برتر و بالاتر است در حالی که هر وقت بخواهیم برترین - از عالم غیب - غذایمان می دهی و هر وقت اراده کنیم به ما می نوشانی و ما نیز به تو ایمان آورده ایم؟ - عیسی (علیه السلام) فرمود: برترین شما کسی است که با دستان خود کار کرده و از درآمد کسب و کارش می خورد.

خوش بو و خوش طعم

توجه به نظافت و پاکیزگی، نقطه آغازین کمال خواهی انسان مومن است. یکی از مصادیق نظافت و پاکیزگی، استفاده از بوی خوش و زدودن بوهای نامطبوع و زننده است و پیامبر گرامی اسلام و امامان معصوم (علیهم السلام) با تاکید بسیار به آن سفارش نموده اند. آن بزرگواران، نه تنها برترین صفات همچون علم و اخلاق را برای شیعیان و پیروان خود می پسندند، بلکه برخورداری از ظاهر آراسته و تمیز را نیز از آنها خواسته اند. از این رو؛ مسلمان واقعی باید از هر نظر آراسته و پیراسته بوده و بوی خوشش دیگران را مجذوب سازد.

همچنین باید توجه داشته باشد که پراکنده شدن بوی زننده از او، در شان مسلمان واقعی نبوده و باعث پایمال شدن حقوق هم نشینانش نیز می گردد. به همین منظور آن پیشوایان راستین نه تنها خود از خوردن هر چیزی که باعث متصاعد شدن بوی نامطبوع از دهان مبارکشان می شد پرهیز می کردند بلکه دیگران را نیز از خوردنیهایی چون سیر به هنگام حضور در اجتماع مسلمین نهی می کردند.

ابو نصیر عن ابی عبدالله (علیه السلام): سئل عن اکل الثوم و البصل و الکراث فقال: لا باس با کله نیا و فی القدور، و لا باس بان یتداوی بالثوم ولکن اذا اکل ذالک احدکم فلا یخرج الی المسجد.[۱۱]

ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که از آن حضرت در مورد سیر، پیاز و تره سوال شد، فرمود: خام خوردن آنها اشکال ندارد و نیز مداوا کردن با سیر، بی اشکال است؛ ولی اگر یکی از شما از آن خورد به مسجد نرود - و در اجتماع حاضر نشود.[۱۲]

امام علی (علیه السلام) فرمود:

من اکل شیئا من الموذیات برحها، فلا یقربن المسجد.[۱۳]

هر کس غذایی می خورد که بوی آزاردهنده ای دارد، نزدیک مسجد نشود و در جماعتها شرکت نکند.

فصل دوم

اوقات تناول غذا

انتخاب زمان خوردن غذا و نیز تعداد دفعاتی که در شبانه روز غذا می خوریم، از مواردی است که تعالیم دینی چگونگی آن را بیان نموده اند. با تاسف بسیار باید اذعان کرد سنتی که هم اکنون در کشور اسلامی ما به طور معمول و متعارف به آن عمل می شود، با معیارهای شرع مقدس هماهنگی کمتری دارد. تاسف بیشتر زمانی است که دریابیم برخی کشورهای غیر مسلمان، در عمل به دستورهای معصومان (علیهم السلام) از مسلمانان پیشی گرفته اند؛ چرا که زمان وعده های غذا خوردن آنها با آموزه های اسلامی بیشتر مطابقت دارد.

در بسیاری از کشورهای پیشرفته و صنعتی، در شبانه روز تنها دو وعده غذا می خورند. یک بار صبح و یک باز عصر یا در آغاز شب؛ در حالی که ما ایرانیان براساس عادت و عرف، مقیدیم در شبانه روز سه بار غذا خورده و غذایمان در هر سه بار، از ویژگی های یک غذای کامل برخوردار باشد. با این حال، شاید یکی از عوامل ناشادابی و نابالندگی اشخاص و نزدیکی از علتهای بروز انواع بیماریها در جامعه ما، این باشد که معمولا در طول روز، شکمهایمان پر از غذا و معده همواره مشغول هضم آن است و به محض خالی شدن آن، زمان خوردن وعده بعدی فرا رسیده و غذایی دیگری وارد معده شده است.

گفتنی است این پدیده ناخوشایند، بخشی از انرژی بدن و همچنین قسمتی از فعالیت های مغز را به خود مشغول داشته و مانع از تمرکز فکری و آسایش جسمی و روحی و روانی می شود. بدیهی است نتیجه این رفتار، خواب زیاد، تنبلی و سستی، و سرانجام کسالتهای پی در پی خواهد بود. البته این عوارض چون همیشه با ما هست کمتر احساس می شود و تنها زمانی می توان آن را به خوبی حس کرد که برنامه غذایی خود را آن گونه که از نظر آموزه های دینی صحیح و به تایید و سفارش علوم جدید نیز رسیده است، تغییر دهیم و آثار آن رژیم غذایی را با آثار رژیم غذایی پیشین خود مقایسه کنیم.

با توجه به آنچه ذکر شده ما در این فصل، به تعداد دفعاتی که در شبانه روز باید غذا خورد، و نیز بهترین زمان خوردن غذا در شبانه روز با توجه احادیث معصومین (علیهم السلام) خواهیم پرداخت.

صبح (الغداء

هنگام صبح به ویژه صبح زود، قبل از خروج از منزل، از مهمترین وقتهایی است که برای خوردن غذا در روایات سفارش شده است.

امام صادق از پدران خود از امام علی (علیه السلام) نقل می فرماید که:

من اراد البقاء ولابقاء فلیخفف الرداء ولیباکر الغداء ولیقل الجماع.[۱۴]

هرکس جاودانگی می خواهد، بداند جاودانگی در این دنیا ممکن نیست، ولی باید لباس سبک بپوشد، صبحانه را صبح زود بخورد و کمتر همبستری کند.

من اراد البقاء و لا بقاء فلیباکر الغداء ولیجود الحذاء.[۱۵]

هر کس خواهان زندگی جاوید است، در حالی که دنیا جاودانگی ندارد، باید صبحانه را صبح زود بخورد و کفشهای راحت بپوشید.[۱۶]

شب (العشاء

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اصل خراب البدن ترک العشاء.[۱۷]

ریشه خرابی - و ضعیف شدن - بدن نخوردن غذای شب است.

قال شهاب بن عبد ربه: شکوت الی ابی عبدالله (علیه السلام) ما القی من الاوجاع و التخم فقال لی: تغد و تعش و لا تاکل بینها شیئا فان فیه فساد البدن، اما سمعت الله عزوجل یقول: لهم رزقهم فیها بکره و عشیا.[۱۸]

شهاب پسر عبد ربه گفت: به امام صادق (علیه السلام) از سنگینی غذا و عارض شدن درد بر خودم شکایت کردم، آن حضرت فرمود: صبحانه و شام بخور، اما بین آن چیزی نخور؛ زیرا فساد و تباهی بدن را به دنبال دارد.

آیا کلام خداوند را نشنیدی که فرمود: برای آنها در بهشت در هر صبح و شام روزیشان مهیاست. قال سلیمان بن جعفر الجعفری: کان الوالحسن (علیه السلام) لایدع العشاء ولو بکعکه و کان یقول (علیه السلام): انه قوه للجسم.[۱۹]

سلیمان بن جعفر می گوید: اما کاظم (علیه السلام) هیچ گاه خوردن غذای شب را ترک نمی کرد، اگرچه تکه ای نان خشک بود و می فرمود: غذای شب، نیروی بدن است. اگر چه در روایات بر خوردن غذا در شب تاکید و توصیه شده که انسان گرسنه نخوابد و حتما غذایی بخورد، ولی باید توجه داشت که آن روایات، هرگز پرخوری در شب را توجیه نمی کند؛ زیرا پرخوری در هر زمانی ناپسند است، و در شب ناپسند بوده و سنگینی و کسالت را در پی دارد، و از آثار آن، موفق نشدن بر مناجاتهای شبانه و نمازهای نافله یا قضا شدن نماز صبح شمرده شده است.

هنگام گرسنگی

از مهمترین اوقات خوردن هنگام گرسنگی است. از دیدگاه معصوم (علیه السلام) وقت خوردن را گرسنگی تعیین می کند. یعنی آنگاه که گرسنگی بر آدمی عارض نشده است، خوردن غذا پسندیده نیست اگر چه زمانی فرا رسیده باشد که معمولا همگان در آن وقت غذا می خوردند.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:

انا قوم لا ناکل حتی نجوع و اذا اکلنا لا نشبع.[۲۰]

ما، خاندان، عصمت و نیز پیامبران الهی، گروهی هستیم که تا گرسنه نشویم نمی خوریم و زمانی که خوردیم، پیش از سیری دست از خوردن می کشیم.

با توجه به آنچه گذشت، می توان نتیجه گرفت که:

۱. خوردت، تنها به هنگام احساس گرسنگی باشد و تا زمانی که گرسنگی احساس نشده، نباید غذا خورد؛ زیرا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، پیامبران و اهل بیت (علیهم السلام) با امت خود را این گونه معرفی می کند که تنها به هنگام گرسنگی غذا می خورند. بنابراین، اولین و مهم ترین دلیل خوردن، احساس گرسنگی است.

۲. خوردن به هنگامی گرسنگی، به این معنا نیست که انسان در شبانه روز هر چند بار احساس گرسنگی کرد غذا بخورد؛ بلکه تعداد دفعات خوردن نیز در دستورهای معصومان (علیهم السلام) مشخص شده است؛ یعنی براساس سخنان آن بزرگواران؛ دو وعده غذا خوردن در شبانه روز مطلوب، و بیش از آن مذموم است.[۲۱] بنابراین، بهتر است انسان خود را عادت دهد که در شبانه روز، بیش از دو بار گرسنه نشود و تنها در آن دو وقت غذا بخورد.

۳. پس از آنکه انسان به خود عادت داد که در شبانه روز تنها دو بار گرسنه شود، بهتر آن است که وقت آن را، صبح، و در آغاز شب و ساعتی پیش از خوابیدن قرار. اگر چه انتخاب این زمان الزامی نیست.

فصل سوم

آداب خوردن

در آموزه های دینی، خوردن آداب فراوانی دارد که شاید تا کنون مجموعه آنها در کنار هم به جامعه مسلمانان ارائه نشده باشد. این در حالی است که انسان علاقه به آداب اسلامی، با مطالعه آن سفارشهای اخلاقی، انگشت حیرت بر دهان گرفته، از آن همه ظرافت و دقت شارع مقدس در جزء جزء اعمال بشری، شگفت زده می شود.

این فصل به بیان آداب خوردن که تنها یکی از موضوعهای مربوط به رفتار و کردار بشری است، اختصاص یافته و به سه بخش تقسیم می شود:

الف - آداب پیش از غذا.

ب - آداب هنگام غذا.

ج - آداب پس از غذا.

الف - آداب پیش از غذا
بیرون آوردن کفش

بیرون آوردن کفش از پا به هنگام خوردن، از سنتهای زیبایی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به آن سفارش نموده است. این کار نه تنها نوعی ادب و تواضع انسان را هنگام خوردن روزی پروردگارش می نمایاند، بلکه باعث راحتی و آسایش پاها نیز می شود.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیثی فرمود:

اخلعوا عند الطعام فانه سنه جمیله واروح للقدمین.[۲۲]

کفشهای خود را هنگام غذا بیرون آورید، زیرا این عمل، سنت و روشی زیبا بوده، و برای راحتی پاها بهتر است.

شستن دست

شستشوی دستها و رعایت بهداشت نیز یکی دیگر از آداب مهم غذا خوردن است. این عمل بهداشتی، افزون بر اینکه باعث پاکیزگی و دوری از ابتلا به امراض گوناگون می شود، آثار دیگری نیز به همراه دارد.

امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند که فرمود: من سره آن یکثر خیر بیته فلیتوضا عند حضور طعامه.[۲۳]

هر کس دوست دارد خیر و خوبی منزلش زیاد شود، باید هنگامی که غذایش حاضر شد، دستهایش را بشوید.[۲۴]

امام علی (علیه السلام) می فرماید:

برکه الطعام الوضوء قبله و بعده.[۲۵]

برکت غذا به شستن (دست) پیش و پس از غذاست.

و پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرمود:

من غسل یده قبل الطعام و بعده عاش فی سعه و عوفی من بلوی فی جسده.[۲۶]

هر کس دستانش را پیش و پس از غذا بشوید، در رفاه زندگی خواهد کرد و از بیماریهای جسمی بهبود می یابد.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

الوضوء قبل الطعام و بعده یزید فی الرزق.[۲۷]

شستن دستها پیش از غذا و پس از غذا روزی را زیاد می کند.

امام صادق (علیه السلام) به ابو حمزه ثمالی فرمود:

یا ابا حمزه الوضوء قبل الطعام و بعده یذهبان الفقر. قلت: بابی انت و امی یذهبان بالفقر؟ فقال: نعم یذهبان به.[۲۸]

ای ابو حمزه! شستن دستها قبل از غذا و بعد از آن فقر را از بین می برد. گفتم: پدر و مادرم به فدایت؛ فقر را از بین می برد؟ فرمود: بله آن را از بین می برد.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

یا علی آن الوضوء قبل الطعام و بعد شفاء فی الجسد و یمن فی الرزق.[۲۹]

ای علی! شستن دستها قبل و بعد از غذا موجب بر طرف شدن بیماریهای بدن و برکت و خیر در روزی می شود.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اذا غسلت یدک للطعام فلا تمسح یدک بالمندیل فانه لاتزال البرکه فی الطعام مادامت النداوه فی الید.[۳۰]

هنگامی که دستانت را برای خوردن غذا شستی، آن را با دستمال (حوله) خشک نکن؛ زیرا تا وقتی رطوبت دستها باقی است، در غذا برکت است.

با کمی دقت در مضامین این روایات نورانی، درخواهیم یافت که شستن دستها قبل از غذا، آثار زیادی به دنبال دارد. از آن جمله است: زیاد شدن خیر در خانه، بابرکت شدن غذا، برطرف شدن بسیاری از بیماریهای جسمی، زیاد شدن روزی، و از بین رفتن فقر. البته براساس روایت آخر، شستن دست و خشک نکردن آن، قبل از غذا خوردن، دلیل دیگری برای زیادتر شدن برکت غذا شده است.

پهن کردن سفره

امام علی (علیه السلام) فرمود:

اذا اردت آن تاکل الخبز فضع السفره و اذکراشم الله و کل.[۳۱]

هنگامی که خواستی نان (غذا) بخوری، سفره ای پهن کن (و نان را در آن بگذار)، و نام خدا بر زبان جازی ساز و سپس بخور.

گذاشتن غذا بر روی زمین

امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود:

کان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) اذا اتی بطعام امر به فالقی علی الارض. و قال انما انا عبد آکل کما یاکل العبد و اجلس کما یجلس العبد.[۳۲]

هرگاه برای پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) غذایی آورده می شد، می فرمود که آن را روی زمین بگذارند و می گفت: من بنده (خدا) هستم، آن گونه که بندگان می خورند می خورم و آن گونه که بندگان می نشینند می نشینم.

زینت سفره

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

لکل شی ء حیله و حیله الخوان البقل.[۳۳]

هر چیزی زینتی دارد و زینت سفره، سبزی است.

صدقه دادن از غذا

امام باقر (علیه السلام) فرمود:

و لقد کان (علی بن الحسین (علیه السلام))... لا یاکل طعاما حتی یبدا فیتصدق بمثله.[۳۴]

امام زین العابدین (علیه السلام) هیچ گاه غذایی نمی خورد، مگر آنکه ابتدا به همان اندازه صدقه می داد.

تفکر

از زشت ترین حالات آدمی آن است که در زیر سایه بخششهای ولی نعمت خود به سر برده و از انواع نعمتها بهره مند شود، ولی صاحب اصلی و ولی نعمت خود را فراموش کرده و خواست او را در نظر نداشته باشد. چگونه قابل پذیرش است که همه چیز در جهان تسبیح گوی هستی بخش خود باشند، اما انسان که بهترین آفریده پروردگار عالمیان است، از یاد و ذکر او غفلت ورزد؟

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند - تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار - شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری

اندیشمندان در نعمتهای خداوند، از راه های مهمی است است که می تواند آدمی را از غفلت و بی توجهی به روزی دهنده خود خارج کرده و موجبات شکرگزاری و انجام وظیفه بیشتر را در خصوص تکالیف شرعی و اخلاقیات انسانی و اسلامی و همچنین تواضع و فروتنی در پیشگاه پروردگار متعال فراهم آورد.

خداوند متعال در این باره می فرماید:

فلینظر الانسن الی طعامه انا صببنا الماء ثم شققنا الارض شقا فانبتنا فیها حبا و عنبا و قضبا وزیتونا و نخلا وحدائق غلبا وفکهه و ابا متعالکم و لانعمتکم.[۳۵]

آدمی باید در غذای خود دقت کند و بداند که ما آب فراوان از آسمان فرو ریختیم، سپس زمین را شکافتیم و در آن دامنه های فراوانی رویاندیم و انگور و سبزی بسیار و زیتون و نخل فراوان و باغهای سرسبز و میوه و چراگاه مهیا کردیم، تا وسیله ای برای بهره گیری شما و چهارپایانتان باشد.

سرد کردن غذای داغ

امام علی (علیه السلام) فرمود:

اقروا الحار حتی یبرد فان رسول الله قرب الیه طعام خار فقال: اقروه حتی یبرد. ما کان الله عزوجل لیطعمنا النار و البرکه فی البارد.[۳۶]

بگذارید غذای داغ سرد شود. برای رسول خدا غذائی داغ آوردند که ایشان فرمود: بگذارید سرد شود. خداوند نمی خواهد به ما آتش بخوراند، و برکت در غذای سرد است.

مرازم نقل می کند:

بعث الینا ابو عبدالله (علیه السلام) بطعام سخن فقال: کلوا قبل آن یبرد فانه اطیب.[۳۷]

امام صادق (علیه السلام) برای ما غذائی ولرم نیم گرم فرستاد و فرمود: بخورید قبل از سرد شدن آن را؛ زیرا غذای نیم گرم، بهتر است.[۳۸]

با کمی دقت در معنای دو حدیثی که در هشتمین ادب خوردن ذکر شد روشن می شود که مراد از سرد شدن غذا در حدیث نخست، کم شدن شدت حرارت آن و ملایم شدن گرمای آن است، همان گونه که در عرف مردم نیز این گونه به کار می رود. مثلا در فارسی می گوییم: صبر کن غذا سرد شود. اما منظور ما از سرد شدن در این گونه تعبیرها، کاهش گرمای زیاد غذاست، نه سرد شدن کامل آن.

در حدیث دوم نیز می بینیم که امام صادق (علیه السلام) غذای نیم گرم را مطلوب شمرده خوردن آن را بهتر از غذای سرد می داند. بنابراین با این توضیح هیچ گونه تعارض یا اخلاقی میان این دو حدیث مشاهده نمی شود.

ب - آداب هنگام غذا

پس از شمردن آداب پیش از شروع به خوردن غذا، به ذکر آدابی که به هنگام خوردن باید به آنها عمل نمود، خواهیم پرداخت.

نام خدا را بر زبان جاری کردن بسم الله گفتن

از توصیه های بسیار مهم معصومان (علیهم السلام) در احادیث و روایات فراوان، ذکر نام خداوند در آغاز تمام کارهاست. به طور کلی یکی از علامتهای مومن، یاد آوری نام خداوند در آغاز و شکرگزاری از او در پایان کارها دانسته شده است. از این رو گفتن بسم الله در ابتدای غذا خوردن، فراوان از سوی معصومان (صلی الله علیه و آله و سلم) سفارش شده است.

امام علی (علیه السلام) می فرماید:

اذا اکلت الطعام فسم باسم الذی لا یصر مع اسمه داء و فیه شفاء من کل الاسواء.[۳۹]

هنگامی که شروع به غذا خوردن نمودی، نام کسی را بر زبان جاری ساز که با نام او هیچ دردی ضرر نمی رساند و بهبودی از تمامی دردها در نام او نهفته است.

امام صادق (علیه السلام) نیز می فرماید:

ان الرجل المسلم اذا اراد آن یطعم طعاما فاهوی بیده فقال: بسم الله الحمدلله رب العالمین غفر الله عزوجل له قبل آن تصل اللقمه الی فیه.[۴۰]

اگر انسان مسلمان در آن هنگام که می خواهد غذایی بخورد و دست خود را به سوی غذا می برد، بگوید: بسم الله و الحمدلله رب العالمین، پیش از آنکه لقمه به دهان او برسد، خداوند گناهانش را می آمرزد.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

قال ابلیس یا رب لیس احد من خلقک الا جعلت له رزقا و معیشه، فما رزقی؟ قال: ما لم یذکر علیه اسمی.[۴۱]

شیطان به خدا گفت: پروردگارا! هیچ یک از آفریدگان تو کسی نیست مگر آنکه برایش رزقی معین کرده ای، پس روزی من کو؟ خدای متعال فرمود: آنچه غذائی که نام من بر آن برده نشود. البته انسان؛ موجودی فراموش کار است. به همین دلیل ممکن است گاهی این سنت نیکو را فراموش کرده و از یاد خدا در ابتدای خوردن غفلت ورزد. برای رفع این مشکل و از بین بردن عوارض ناشی از خوردن غذا بدون ذکر نام خدا در احادیث اهل بیت (علیهم السلام) راه حلی ارائه شده است. در میان سخنان آن هادیان امت، به احادیثی بر می خوریم که در صورت فراموشی ذکر نام خدا در آغاز خوردن به یاد آوردن آن در ثناء خوردن ذکر بسم الله فی اوله و آخره و همچنین خواندن سوره توحید را به هنگام فراموشی کامل و به یاد آوردن آن پس از پایان غذا توصیه می کند.

داود بن فرقد می گوید:

قلت لابی عبدالله (علیه السلام): کیف اسمی علی الطعام؟فقال: اذا اختلفت الانیه فسم علی کل اناء. قلت: فان نسیت آن اسمی؟ قال: تقول: بسم الله علی اوله و آخره.[۴۲]

به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: هنگام خوردن غذا نام خدا را چگونه ببرم؟ فرمود: هرگاه ظرف غذا را تغییر دادی و نوع غذا تفاوت نمود، برای هر کدام از آنها بسم الله بگو. عرض کردم: اگر فراموش کردم چه کنم؟ فرمود: هر وقت یادت آمد بگو: بسم الله علی اوله و آخره (به نام خدا بر اول و آخر غذا. روی:

ان من نسی آن یسمی علی کل لون فلیقتل: بسم الله علی اوله و آخره.[۴۳]

روایت شده کسی که فراموش کرد برای هر نوعی از غذا بسم الله بگوید، هرگاه که به یاد آورد بگوید: بسم الله علی اوله و آخره.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اذا وضع الخوان فقل: بسم الله، فاذا اکلت فقل: بسم الله علی اوله و آخره، فاذا رفع فقل: الحمدلله.[۴۴]

هنگامی که غذا مهیا شد بگو: بسم الله، پس اگر شروع به غذا خوردن نمودی (و نام خدا را فراموش کردی و سپس به یاد آوردی) بگو: بسم الله علی آوله و آخره و هنگامی که غذا برچیده شد، بگو: الحمدلله.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:

من نسی آن یسمی علی طعامه فلیقرا قل هو الله احد اذا فرغ.[۴۵]

هر کس فراموش کرد در ابتدای غذا نام خدا را ببرد، هنگامی که از غذا خوردن فارغ شد، قل هو الله احد را بخواند.

مسمع گوید:

شکوت ما القی من اذی الطعام الی ابی عبدالله (علیه السلام) اذا اکلته، فقال: لم تسم؟ قلت: انی لاسمی و انه لیضرنی، فقال لی: اذا قطعت التسمیه بالکلام ثم عدت الی الطعام تسمی؟ قلت: لا، قال فمن هاهنا یضرک، اما لو انک اذا عدت الی الطعام سمعت، ما ضرک.[۴۶]

از ناراحتی هایی که به واسطه غذا خوردن بر من عارض می شد نزد امام صادق (علیه السلام) شکوه کردم. آن حضرت فرمود: چرا بسم الله نمی گویی؟ عرض کردم: بسم الله می گویم، ولی ناراحتی باز هم بر من عارض می شود. امام فرمود: هنگامی که بسم الله را با سخن گفتن قطع می کنی، آیا با شروع دوباره غذا، باز بسم الله را با سخن گفتن قطع می کنی، آیا با شروع دوباره غذا، باز بسم الله می گویی؟ عرض کردم: نه! فرمود: به همین دلیل است که پس از خوردن غذا احساس ناراحتی می کنی. اگر وقتی که دوباره شروع به خوردن کردی نام خدا را می بردی، آسیبی بر تو وارد نمی شد.[۴۷]

نشستن فروتنانه

تکبر و خود بزرگ بینی، یکی از زشت ترین گناهانی است که انسان مرتکب آن می شود. این عمل به قدری در پیشگاه خداوند ناپسند است که براساس برخی روایت، اگر به اندازه دانه خردلی در قلب انسان تکبر باشد، آن شخص هرگز به بهشت راه نخواهد یافت.[۴۸] همچنین تکبر نخستین گناهی است که باعث دین مومنان شد یکی از مقربان را از این گناه خانمان سوز برحذر داشته اند و خطر آن را به پیروان خود گوشتزد نموده اند؛ زیرا اگر چه جایگاه اصلی کبر در قلب انسان است، بازتاب آن، رفتار و کردار آدمی را تحت تاثیر خود قرار داده و باعث می شود که نشانه های تکبر از ظاهر رفتار او نمایان شود. برای مثال، انسان متکبر دوست دارد همه به او سلام کنند و در مقابل او از جا برخیزند یا او را در بالای مجلس جای دهند.

نشستن نیز یکی از رفتارهای انسان است که صورت ظاهر آن، بودن یا نبودن غرور و تکبر را در وجود آدمی نمایان می سازد. از این رو، بسیاری از علمای دین به ویژه عرفای بزرگوار، در نحوه نشستن خود دقت بسیار داشته اند که در پیشگاه خداوند با تواضع بنشینند؛ زیرا به اینکه عالم هستی محضر خداست ایمان دارند. گذشت که یکی از آداب غذا آن است که آن را بر روی زمین بگذاریم، و نیز یکی از مهم ترین مصداق های نشستن در پیشگاه خدا، نشستن در کنار سفره و به هنگام خوردن روزی پروردگار است. انسان وقتی کنار سفره می نشیند و شروع به خوردن غذا می کند حقیقتاً روزی پروردگار خویش را تناول می کند، از این رو پرهیز از تکبر و خود بزرگ بینی هنگام نشستن بر سر سفره، از بقیه موارد نشستن از اهمیت بیشتری برخوردار است و رعایت تواضع و فروتنی در این هنگام ضروری تر به نظر می رسد؛ زیرا در کنار سفره نشستن و به خوردن روزی پروردگار مشغول شدن، می بایست یکی از نشانه های بندگی باشد و هرگز با تکبر و خود بزرگ بینی سازگاری ندارد. این سنت نیک که نشانه شکر گزاری بنده و توجه او به نعمت های خداوند است با آنچه بسیاری از اشراف و بزرگان و صاحبان ثروت و مکنت انجام می داده و یا می دهند کاملاً متفاوت است. از این رو تکیه دادن بر اریکه مکنت و شکوت و تناول غذا با حالتی لمیده و متکبرانه به هیچ وجه پسندیده و شایسته انسان مومن و خدا ترس نیست و درشتی و بزرگی به هنگام خوردن روزی پروردگار نادیده گرفتن عظمت خدا از ضعف و زبونی خویش در پیشگاه اوست.

امام علی (علیه السلام) فرمود:

اذا جلس احدکم علی الطعام، فلیجلس جلسه العبد، و لایضعن احدکم احدی رجلیه علی الاخری، ولایتربع، فانها جلسه یبغضا الله عزوجل و یمقت صاحبها.[۴۹] هرگاه یکی از شما کنار غذائی می نشیند، باید مانند بندگان بنشیند و هیچ گاه یک پای خود را بر روی دیگری قرار ندهد و چهار زانو ننشیند؛ زیرا آن گونه نشستن، نشستنی است که خداوند آن را دشمن می دارد و از کسی که آن طور نشسته، بیزاری می جوید.

قاضی نعمان در کتاب خود از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند که:

انه نهی عن الاکل متکئا و کان اذا اکل استوفز علی احدی رجلیه و اطمان بالاخری و یقول: اجلس کما یجلس کما العبد و آکل کما یاکل العبد.[۵۰]

آن حضرت از خوردن در حال تکیه دادن نهی فرمود و هرگاه غذا می خورد، روی یکی از پاهای خود می نشست و به دیگری اعتماد می کرد و می فرمود: من همچون برده می نشینم و همچون برده غذا می خوردم.

با توجه به روایات این ادب، به نظر می رسد چیزی که مهم است متواضع بودن و فروتنانه تناول کردن غذاست. بنابراین استفاده از میز و صندلی که با فرهنگ بیشتر جوامع امروزی مطبقت دارد منافاتی با رعایت تواضع نداشته و می توان علی رغم استفاده از میز و صندلی فروتن بدو و از تناول غذا با حالت تکبر پرهیز کرد.

با دست راست خوردن

فضیلت راست بر چپ در متون دینی باعث شده است خوردن نیز با دست راست توصیه شده و از خوردن با دست چپ پرهیز کنیم. به عبارت دیگر در متون دینی توصیه شده است تا کارهایی که کمتر فضیلت داشته و یا فضیلتی ندارد با دست چپ انجام شود. سفارش به خوردن با دست راست و تطهیر با دست چپ از این همین باب بشمار می رود.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره خوردن با دست راست می فرمود:

اذا اکل احدکم فلیا کل بیمینه و لیشرب بیمینه فان الشیطان با کل بشماله و یشرب بشماله.[۵۱]

چون یکی از شما غذا می خورد، باید با دست راستش بخورد و باید با دست راستش بنوشد؛ زیرا شیطان با دست چپ می خورد و با دست چپ می آشامد.[۵۲]

شروع غذا با نمک

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به علی (علیه السلام) فرمود:

یا علی، افتتح طعامک بالملح فان افتتح طعامه بالملح عوفی من اثنین و سبعین نوعا من انواع البلاء، منه الجدام و الجنون و البرص.[۵۳]

ای علی! غذای خود را با نمک آغاز کن؛ زیرا هر کس غذای خود را با نمک آغاز کند و با نمک به پایان برد از ۷۲ نوع از انواع بلاها در امان می ماند، که از آن جمله است: جذام، دیوانگی و پستی است.

امام کاظم (علیه السلام) فرمود:

لایخصب خوان لاملح علیها و اصح للبدن آن یبدا به فی اول الطعام.[۵۴]

فراخی نعمت و خیر و برکت، در سفره ای که نمک در آن نیست وجود ندارد، و برای بدن بهتر آن است که غذا خوردن با خوردن نمک شروع شود.

خوردن با انگشتان

براساس فرهنگ مبتنی بر آموزه های دینی یکی از آداب خوردن غذا، با دست خوردن و استفاده نکردن از اشیائی دیگر به جای انگشتان است. با توجه به روایاتی که در این خصوص گذشت رعایت دو نکته مهم، یعنی بهداشت و فروتنی در پیشگاه پروردگار ضروری است. سفارش اکید به شستن دستها قبل از غذا از جمله اموری است که بهداشت خوردن تامین می کند و فروتنانه نشستن و نیز خوردن با انگشتان دست دو امری است که فروتنی را به هنگام خوردن غذا، نمایان می سازد و تکبر را از آدمی دور می سازد. از این رو درباره امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که: انه کان یاکل بالخمس الاصابع و یقول: هکذا کان با کل رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) لیس کما یاکل الجابارون.[۵۵]

آن حضرت با پنج انگشت غذا می خورد و می فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) این گونه غذا می خورد، نه آنگونه که متکبران می خوردند.[۵۶]

اما به نظر می رسد با اشیائی همچون قاشق در عصر معصومان (علیهم السلام) ویژه فرمانروایان و ستمگران بوده و با رعایت فروتنی منافات داشته است. شاید این حدیث اخیر به همین مطلب اشاره دارد. اما با توجه به اینکه استفاده از این قبیل اشیاء در عصر حاضر ویژه گروه خاصی نیست و همه اقشار جامعه به هنگام خوردن از آن استفاده می کنند و همچنین با توجه به بهتر رعایت شدن بهداشت، استفاده از قاشق دیگر مرجوع نبوده با رعایت بهداشت و رعایت فروتنی در زمان خوردن پیچ گونه منافاتی ندارد. بنابراین امروزه نمی توان به طور یقین استفاده از انگشتان را از قاشق بهتر دانست و برای آن به روایات استناد کرد.

برداشتن لقمه های کوچک

برای برداشتن لقمه های کوچک فوایدی را می توان برشمرد. حفظ کرامت انسان، بهتر جویدن غذا، طولانی تر شدن زمان خوردن که از عمر آدمی به حساب نمی آید، مراعات شدن حال دیگران و احتمالا حقوق آنهایی که در کنار سفره مشغول خوردن غذا هستند، جلوگیری از ایجاد حرص و ولع در دیگران و زیاد شدن برکت غذا را از جمله آن فواید می توان دانست.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

صغورا رغفانکم فان مع کل رغیف برکه.[۵۷]

لقمه هایتان را کوچک بردارید؛ زیرا با هر لقمه ای یک برکت همراه است.

در نتیجه با زیاد شدن تعداد لقمه ها، برکت غذا نیز بیشتر می شود.

از غذای مقابل خود خوردن

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

اذا اکل احدکم فلیاکل مما یلیه.[۵۸]

چون یکی از شما مشغول خوردن غذا می شود، از (غذای) مقابل خودش بخورد.

عکراش بن ذویب گوید:

اتی النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) بجفنه کثیره الثرید والودک ناکل منها فخبطت یدی فی نواحیها فقال: یا عکراش، کل من موضع واحد فانه طعام واحد. ثم اتینا بطبق فیه الاوان نم الرطب فجالت ید رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فی الطبق و قال: یا عکراش من حیث شئت فانه غیر لوم واحد.

روزی برای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ظرفی بزرگی از آبگوشت ترید شده که بسیار چرب بود آوردند، که ما هم مشغول خوردن شدیم. در آن هنگام من دست خود را دراز می کردم و از اطراف ظرف برمی داشتم. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به من فرمود: ای عکراش! از یک جای ظرف غذا بخور؛ زیرا تمام این غذا یک نوع است. بعد از غذا دیسی از انواع خرما برای ما آوردند، و او به همه تعارف کرد. و به من فرمود: ای عکراش؛ اکنون از هر جای ظرف که می خواهی (بردار و) بخور زیرا در آن یک نوع خرما نیست.

از کنار ظرف خوردن

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

لاتاکلوا من راس الثرید و کلوا من جوانبه فان البرکه فی راسه.[۵۹]

از میان ظرف غذا نخورید، بلکه از اطراف آن بخورید؛ زیرا برکت در میانه آن است.[۶۰]

طولانی نشستن در کنار سفره

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اطیلوا الجلوس علی المائده ساعه لا تحسب من اعمارکم.[۶۱]

نشستن خود در کنار سفره طولانی کنید؛ زیرا آن زمان وقتی است که از عمر شما به شمار نمی آید.

زراره گوید:

سمعت اباعبدالله (علیه السلام) یقول: ثلاثه آن یعلمهن المومن کانت زیاده فی عمره و بقاء النعمه علیه. فقلت و ماهن؟ قال تطویله رکوعه و سجوده فی صلاته، و تطویله لجلوسه علی طعامه اذا (أ) طعم علی مائدته، و اصطناعه المعروف الی اهله.[۶۲]

شنیدم که امام صادق (علیه السلام) می فرمود: سه چیز است که اگر مومن آن را بداند و به آن عمل کند باعث زیاد شدن عمر او و جاودانه شدن نعمت بر او می شود. پرسیدم: آنها کدام است؟ فرمود: رکوع و سجود طولانی در نماز، نشستن، طولانی در کنار غذا به هنگام خوردن، و خیر خواهی و نیکی کردن به خانواده اش.

ج - آداب بعد از غذا

پس از آنکه از خوردن غذا فارغ شدیم رعایت آداب دیگری توصیه شده است. این آداب بیشتر نشانه شکر گذاری و قدردانی از نعمتهای پروردگار است. مهم ترین آنها عبارت است از:

پاک کردن ظرف از غذا

علی (علیه السلام) فرمود:

من لعق قصمه صلت علیه الملائکه ودعت له بالسعه فی الرزق و یکتب له حسنات مضاعفه.[۶۳]

هر کس ظرف غذایی را پاک کند، فرشتگان بر او درود می فرستند و برای زیاد شدن روزی او دعا می کنند و در نامه عمل او، پاداش این کار نیکش در برابر نوشته می شود.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

من لطع القصعه فکانما تصدق بمثلها.[۶۴]

هر کس ظرف غذایی را از غذا پاک کند، همانند کسی است که مانند آن غذا را صدقه داده است.

لیسیدن انگشتان

حضرت علی (علیه السلام) می فرماید:

اذا اکل احدکم طعاما فمص اصابعه اللتی یا کل بها، قال الله عزوجل: بارک الله فیک.[۶۵]

هر گاه یکی از شما غذایی بخورد و سپس انگشتان را که با آن غذا خورده بلیسد، خداوند به او می فرماید: آفرین بر تو.

زید الشحام عن ابی عبدالله (علیه السلام): انه کره آن یمسح الرجل یده بالمندیل و فیها شی ء من الطعام تعظیما للطعام حتی یمصها.[۶۶]

زید شحام از (حالت) امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت دوست نمی داشت که انسان دستانش را وقتی مقداری غذا به آن چسبیده، با دستمال پاک کند؛ مگر آنکه پیش از آبه خاطر رعایت احترام غذا آن را بلیسد.

لیسیدن انگشتان بعد از غذا، به چند نکته مهم اشاره داد: نخست آنکه تواضع و بندگی آدمی را در پیشگاه پروردگارش نمایان می سازد، دیگر آنکه شکرگزاری او را در برابر نعمتی که خداوند روزی از او گردانیده نشان می دهد. و در نهایت انسان را وادار می کند که به پیش از خوردن غذا، مسایل بهداشتی همچون شستشوی دستها را مراعات کند.

البته انجام این گونه آداب مستحب، هیچ گونه الزامی ندارد و می تواند در زمان با مکانهای مختلف مورد تجدید فرهنگ، امکانات نیز متفاوت گشته است. امروزه کمتر کسی غذا را با دست می خورد و معمولا بزرگ ترها به فرزندان خود می آموزند که غذایی خود را با قاشق بخورند. بدیهی است که در این صورت لیسیدن انگشتان دلیلی نخواهد داشت. البته گاهی نوع غذا یا علاقه به بیشتر لذت بردن از غذا، انسان را وا می دارد تا غذایش انگشتان را با دست و بدون قاشق بخورد نیست، به ویژه اگر به قصد تعبد و پیروی از معصوم باشد. به هر حال از دست و بدون قاشق خورده می شد، لیسیدن انگشتان که از جمله آداب خوردن به شمار می رود، امری پسندیده و مطلوب بود؛ و امروز راه های دیگری برای احترام به نعمتهای پروردگار و ارج نهان به آن وجود دارد که نباید از آن غافل شد.

شکر گزاری

قدردانی از خدمت ارائه شده یا نعمت اعطا شده و سپاس از بانی آن، عملی است که انسان خردمند و فهمیده، آن را از وظایف خود بر شمرده و همواره می کوشد تا از کسی که به او خدمتی کرده با به نوعی از او دستگیری نموده، سپاس گزاری کند. این چنین انسانی، تشکر و سپاس گزاری را، کمترین واکنش به خدمت و عطای ارائه شده به خود می داند. از آنجا که تمام موجودات زنده، روزی خور خدای متعال اند و اوست که همواره و در هر روز، روزی آنان را عطا می کند و در تهیه روزی، نقش مستقیم داشته و سلامت جسم آدمی برای خوردن روزی نیز از نعمتهای ارزشمند اوست، از بندگان شایسته و نیکوکارش ناسپاسی و کفران نعمت بعید و دور از انتظار بوده و بی توجهی به ولی نعمت از طرف آنان سزاوار نیست. بنابراین، وظیفه هر بنده قدردان و شاکر این است که شکر نعمت های آفریدگار خود را به جای آورده و هنگام خوردن روزی، سپاس گزار او باشد.

البته شکر گزار بودن، به این معنا نیست که خداوند را تنها با زبان تسبیح و تقدیس گوید؛ بلکه افزون بر آن، انجام برخی اعمال نیز می تواند نشانه ارج نهادن به نعمت خداوند و شکر گزاری از او باشد. کارهایی همچون پرهیز از اسراف، و خوردن غذا به طور کامل، خوردن غذاهای بر زمین ریخته، در صورت تمیز و بهداشتی بودن و نیز لیسیدن انگشتان آغشته به غذا، می تواند از جمله موارد شکر گزاری به شمار آید.

لذا پیامبر خاتم حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است:

الطعام الشاکر افضل من الصائم الصامت.[۶۷]

خورنده شکرگزار، برتر از روزه دار ساکت و غیر شاکر است.

و امام صادق (علیه السلام) نیز فرموده است: کان علی بن الحسین (علیه السلام) اذا رفع الخوان، قال: الحمدلله الذی حملنا فی البر و البحر ورزقنا من الطیبات و فضلنا علی کثیر من خلقه تفضیلا.[۶۸]

هر گاه سفره غذا برچیده می شد؛ امام علی بن الحسین (علیه السلام) می فرمود: سپاس خداوند را که قدرت حرکت در خشکی و دریا را به ما عطا فرمود و روزی ما را از پاکی ها قرار داد و ما را بر بسیاری از آفریدگان خود برتری بخشید.

یاد آوری گرسنگان

در کتاب تورات آمده است:

اتق الله و اذا شبعت فاذکر الجائع.[۶۹]

از خدا بترس و هنگامی که سیر شدی، گرسنگان را یادکن (و برای رفع گرسنگی آنان دعا کن). به یوسف (علیه السلام) گفته شد:

تجوع و خزائن الارض بیدک؟ قال: اخاف آن اشبع فانسی الجیعان.[۷۰]

گرسنگی می کشی، در حالی که گنجینه های زمین در اختیار توست؟

فرمود: می ترسم وقتی سیر شدم، گرسنگان را فراموش کنم.

باتوجه به این دو روایت، می توان نتیجه گرفت که به یاد آوردن گرسنگان، کمک به سیر کردن گرسنگان، پرهیز از انواع اسراف همچون پرخوری و دور ریختن غذاهای اضافی. بدیهی است که سیر نخوردن حضرت یوسف (علیه السلام)، باعث می شد که همواره علاوه بر دعا برای محرومان، با استفاده از امکاناتی که در اختیار داشت، در راه رفع محرومیت آنان بکوشد. در تاریخ اسلام نیز این ویژگی را به روشنی در رفتار معصومان (علیهم السلام)، به ویژه در رفتار امیرمومنان علی بن ابی طالب (علیه السلام) می توان مشاهده کرد.

خوردن غذای بر زمین ریخته شده

امام علی (علیه السلام) فرمود:

اکل ما یسقط من الخوان یزید فی الرزق.[۷۱]

خوردن غذایی که از سفره بر زمین می ریزد، روزی را زیاد می کند.

محمد بن ولید می گوید:

اکلت بین یدی ابی جعفر الثانی (علیه السلام) حتی اذا فرعت ورفآع الخوان، ذهب الغلام یرفع ما وقع من فتات الطعام، فقال له: ماکن فی الصحرا فدعه ولو فخذ شاه، و ما کان فی البیت فتتبعه و القطه.[۷۲]

در کنار امام جواد (علیه السلام) غذا می خوردم، تا اینکه از غذا خوردن دست کشیدم و سفره برچیده شد. غلامم رفت تا خرده های غذا را که بر روی زمین ریخته شده بود بردارد، که آن حضرت به او فرمود: آنچه در بیابان افتاده را رها کن، اگر چه ران گوسفندی باشد و آنچه را که در خانه افتاده پیدا کن و بخور.

به نظر می رسد توصیه به رها کردن و نخوردن آن مقدار از غذا که در بیابان ریخته شده است به خاطر آن است که روزی حیوانات است؛ از این رو، برنداشتن و رها کردن آن بهتر از برداشتن و خوردنش خواهد بود. البته لازم به ذکر است این سفارش، مربوط به زمانی است که باقی گذاشتن آن بر روی زمین، باعث بی احترامی و لگدمال شدن آن توسط رهگذران نشود که در این صورت، کنار گذاشتن آن از محل عبور انسانها، می تواند هر دو جنبه را در خود دارا باشد؛ یعنی هم روزی جانوران حفظ شده، و هم از بی احترامی به نعمتهای الهی جلوگیری شود. اما برداشتن آنچه در داخل خانه ریخته شده، برای جلوگیری از لگدمال شدن در زیر پا و ممانعت از جمع شدن حشرات و مورچه یا جانوران موذی و محافظت از بهداشت خانه توصیه شده و امری ضروری به نظر می رسد.

آثار خوردن غذاهایی که بر کناره های سفره ریخته شده

از آنجا که در کلام معصومان (علیه السلام) در کنار توصیه فراوان به خوردن غذاهایی که بر کناره های صفره می ریزد، آثار متعددی نیز برای آن ذکر شده است، بدین مناسبت و به تناسب موضوع، چند اثر از مهم ترین آثار آن را یاد آور می شویم.

دوری از فقر و تنگدستی

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

من اکل مما یسقط من الخوان نفی الفقر و نفی عن ولده الحمق.[۷۳] هر کس آنچه را که از کنار سفره بر زمین می ریزد بخورد، فقر و تنگدستی از او و حماقت از فرزندانش دور می شود.

شفای برخی از امراض

امام کاظم (علیه السلام) فرمود:

شکا رجل الی ابی عبدالله (علیه السلام) مایلقی من وجع الخاصره، فقان: ما یمنعک من اکل مایقع من الخوان.[۷۴]

مردی به نزد امام صادق (علیه السلام) رفت و از درد کمر گلایه کرد، آن حضرت فرمود: چه چیزی را از خوردن آنچه از کنار سفره به زمین ریخته باز می دارد؟.[۷۵]

عبدالله ارجانی گفت:

کنت عبد ابی عبدالله (علیه السلام) وهو یاکل فرایته یتتبع مثل السمسمه من الطعام مایسقط من الخوان، فقلت: جعلت تتبع مثل هذا؟ قال: یا عبدالله هذا رزقک فلاتدعه لغیرک، اما آن فیه شفاء من کل داء.[۷۶]

نزد امام صادق (علیه السلام) بودم، در حالی که آن حضرت مشغول غذا خوردن بود. سپس دیدم خرده های غذا را که مانند کنجد روی زمین ریخته، جمع می کرد و می خورد. (با تعجب) پرسیدم: فدایت گردم، مانند اینها را برمی دارید؟! حضرت فرمود: ای عبدالله! این روی توست، آن را برای دیگران مگذار، آیا نمی دانی که در خوردن آن، بهبود از هر دردی نهاده شده است؟. نیز از آن حضرت روایت شده که:

کلو ما یسقط من الخوان فانه شفاء من کل داء باذن الله عزوجل لمن اراد آن یستشفی به.[۷۷]

آنچه را از سفره بر روی زمین می ریزد بخورید؛ زیرا کسی که به قصد شفا این کار را انجام دهد، به اذن خدا موجب می شود از هر دردش بهبود یابد.

دریافت حورالعین از خداوند در بهشت

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:

الذی یسقط من المائده مهور حور العین.[۷۸]

آنچه از سفره بر زمین می ریزد، مهریه حورالعین است.[۷۹]

جارو کردن اطراف سفره

در میان متون دینی سفارش های فراوانی درباره رعایت نظافت و پاکیزگی مشاهده می کنیم که بسیاری از آن سفارش ها را در آداب بر شمرده شده در این کتاب مطالعه کرده و یا خواهیم کرد. از مواردی که به رعایت پاکیزگی توصیه شده است همین ادب، یعنی جارو کردن خانه پس از برچیدن سفره غذاست.

حشرات به داخل خانه و در نتیجه از بین رفتن تمیزی و نظافت آن می شوند. البته می دانیم که بیشتر حشرات حامل میکروب ها و بیماری های مزمن هستند و با ملاحظه مجموع روایاتی که حاوی توصیه های بهداشتی است پی خواهیم برد که در اغلب روایات کثیفی و میکروب با لفظ شیطان تعبیر شده است. در روایت نیز با رعایت حضور شیطان در خانه و بهرمند شدن از غذا به جارو کردن زیر سفره غذا توصیه شده است از کثیفی و میکروب یا موجوداتی که حامل کثافت و میکروبند به شیطان تعبیر شده است.

رسول گرامی اسلام فرمود:

اذا رفعتم المائده فاکنسوا ماتحتها فان الشیاطین یلقطون ماتحتها فلا تجعلوا لهم نصیبا فی طعامکم.[۸۰]

هنگامی که سفره را برچیدید، زیر آن را جارو کنید؛ زیرا شیطان آنچه را زیر سفره، ریخته شده را بر می دارند. پس (با برداشتن آن) از غذای خود برای آنها هیچ بهره ای نگذارید.

خلال کردن دندان

یکی از مهم ترین توصیه های بهداشتی پس از غذا خلال کردن دندان هاست. این کار پسندیده، علاوه بر تامین بهداشت و پاکیزگی دهان، مانع متصاعد شدن بوی بد از آن می شود. چیزی که گذشته از اذیت هم نوعان، باعث آذار فرشتگان الهی می شود. از این رو در روایات بر مراقبت از آن تاکید بسیار شده.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این خصوص به علی (علیه السلام) می فرماید:

یا علی همانا ملائکه از بوی دهانی که پس از غذا خلال نشده است اذیت می شوند.

و یا در حدیث دیگری می فرماید:

رحم الله المتخللین، قیل یا رسول الله و ما المتخللون؟ قال: یتخللون من الطعام. فانه اذا بقی فی الفم تغیر فاذی الملک ریحه.[۸۱]

خدا آنهایی را که خلال می کنند رحمت می کنند رحمت کند. گفته شد: ای پیامبر خدا خلال کنندگان کیانند؟ فرمود: آنان که پس از غذا خلال می کنند. اگر چیزی از غذا در دهان بافی بماند تغییر می کند و فرشته از بوی بد آن اذیت می شود.

البته خلال کردن دندان ها هم دارای فوایدی است و هم آدابی دارد. دو روایت ذیل به فواید و آداب دهان اشاره کرده است:

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:

تخللوا علی اثر الطعام فانه صحه للناب و النواجد و یجلب علی العبد الرزق.[۸۲]

آثار غذا را با خلال دندان پاک کنید؛ زیرا این کار، موجب سلامت دندانهای نیشاست و روزی را زیاد می کند.

اسحاق بن جریر می گوید:

اسالت ابا عبدالله علیه السلام عن اللحم الذی یکون فی الاسنان، فقال: اما ماکان فی مقدم الفم فلکه، و ما کان فی الاضراس فاطرحه.[۸۳]

از امام صادق (علیه السلام) در مورد گوشتی که در میان دندان می ماند سوال کردم: فرمود: آنچه را در میان دندانهای پیشین می ماند بخود، اما آنچه را در میان دندانهای آسیاب می ماند دور بریز.

شستشوی دستها

امام علی (علیه السلام) می فرماید:

بکه الطعام الوضوء قبله و بعده و الشیطان مولع بالغمر و اذا اوی احدکم الی فراشه فلیغسل یدیه من ریح الغمر.[۸۴]

برکت غذا در شستن دستها قبل و بعد از خوردن غذا است. شیطان به چربی بسیار علاقه دارد. پس هرگاه کسی از شما خواست که به رختخواب خود برود، حتما دستهایش را از بوی چربی بشوید.

مسح صورت با رطوبت دست

مفضل می گوید:

دخلت علی الی عبدالله (علیه السلام) فشکوت الیه الرمد فقال لی: او ترید الطریف؟ ثم قال لی: اذا غسلت یدک بعد الطعام فامسح حاجبیک، و قل ثلاث مرات: الحمدلله المحسن المجمل المنعم المفضل. قال: ففعلت ذلک فما رمدت عینی بعد ذلک و الحمدلله رب العالمین.[۸۵]

به خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدم و از درد چشم شکوه کردم. آن حضرت فرمود: آیا می خواهی طرفه مطلبی به تو بیاموزم؟ سپس به من فرمود: وقتی بهد از غذا دستهایت را شستی، بر ابروان خود دست بکش و سه بار بگو: الحمدلله المحسن المجمل المنعم المفضل. مفضل می گوید: من این کار را انجام دادم و شکر خدا پس از آن؛ هرگز بر چشمانم دردی عارض نشد. نیز از آن حضرت روایت شده که:

مسح الوجه بعد الوضوء یهذب بالکلف و یزید فی الرزق.[۸۶]

دست کشیدن بر صورت، بعد از شستن دستها، لکهای صورت را از بین می برد و روزی را زیاد می کند. برقی به نقل از کسی برای او گفته است، به نقل از کسی که امام جواد (علیه السلام) را پس از ورود به مدینه دیده نقل می کند:

تغدی معه جماعه فلما غسل یدیه من الغمر مسح بهما واسه ووجهه قبل آن یمسحها بالمندیل و قال: اللهم اجعلنی ممن لایرهق وجهه قتر و لا ذله.[۸۷]

عده ای با آن حضرت غذا خوردند و ایشان بعد از غذا، دستهای خود را از چربی غذا شست و سپس قبل از آنکه خشک کند بر سر و صورت خود کشید و فرمود: خداوندا! مرا از کسانی که خواری و مشقت و سختی صورتشان را تباه نساخته، قرار ده.

دراز کشیدن بر پشت

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

اذا اکلت (شیئا) فاستلق علی قفاک وضع رجلک الیمنی علی الیسری.[۸۸]

هرگاه چیزی خوردی، بر پشت دراز بکش و پای راست را روی پای چپ بگذار. احمدبن محمد بن ابی نصر از شخصی نقل می کند که گفت:؛ رایت ابالحسن الرضا (علیه السلام) اذا تغدی استلقی علی قفاه و القی رجله الیمنی علی الیسری.[۸۹]

امام رضا (علیه السلام) را دیدم که وقتی غذا می خورد، بر پشت دراز می کشید و پای خود را روی پای چپ می گذاشت.[۹۰]

شستشوی ظرفها

در مجموعه آدابی که برای خوردن در کلمات معصومین (علیهم السلام) آمده است، به نظافت و پاکیزگی خانه نیز اهمیت داده شده است. جارو کردن خانه پس از خوردن غذا و شستن ظرفهای غذا از جمله کارهایی است که در این قسم از آداب می گنجد.

امام صادق فرمود:

غسل الاناء و کسح الفناء مجلبه للرزق.[۹۱]

شستن ظرفها و جارو کردن اطراف خانه، روزی را زیاد می کند.

د - آداب کلی غذا خوردن

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به علی (علیه السلام) فرمود:

یا علی اثنا عشره خصله ینبغی للرجل المسلم آن یتعلمها علی المائده، اربع منها فرضیه، و اربع منها سنه، واربع منها ادب. فاما الفرضیه: فالمعرفه بما یا کل و التسمیه الشکر و الرضا، و اما السنه: فالجلوس علی الرجل الیسری، والاکل بثلاث اصابع و آن یا کل مما یلیه و مص الاصابع، و اما الادب: فتصغیر اللقمه و المضع الشدید و قله النظر فی وجوه الناس و غسل الیدین.[۹۲]

ای علی! شایسته است که انسان مسلمان دوازده عادت را هنگام غذا خوردن بیاموزد (و به آن عمل کند)، چهار تای آن لازم، چهار تای آن مستحب، و چهار ویژگی آخر از آداب است. اما آنچه لازم است: از آنچه می خورد آگاه باشد (بداند که حلال است و پاکیزه)، بسم الله بگوید: شکر خدا را به آورد و (به روزی خود) راضی باشد. اما آنچه سنت است این که: نشستن روی پای چپ (و پای راست را ستون کند)، خوردن با سه انگشت، خوردن از غذای مقابل خود و لیسیدن انگشتان. اما آداب چنین است: کوچک برداشتن لقمه، خوب جویدن غذا، کم نگاه کردن به صورت دیگران، و شستن دستها (پس از غذا).

نیز آن حضرت فرمود:

الطعام اذا جمع اربع خصال فقد تم: اذا کان من حلال، و کثرت الایدی، و سمی فی اوله، و حمدالله عزوجل فی آخره.[۹۳]

اگر غذا چهار ویژگی را گرد آورد، آن غذا کامل است: این که از حلال تهیه شده باشد، دستهای زیادی بر آن وارد شود (و دسته جمعی خورده شود)، در آغاز آن بسم الله گفته شود و در پایان آن خداوند عزوجل ستایش شود.

امام علی (علیه السلام) فرمود: من اراد آن لا طعام فلا یاکل حتی یجوع و تتقی المعده، فاذا اکل فلیسم الله، و لیحسن المضغ ولیمسک عن الطعام وهو یشتهیه و یحتاج الیه.[۹۴]

هر کس می خواهد غذا آسیبی به او وارد نسازد، نخورد مگر هنگام خالی و پاک شدن معده و احساس گرسنگی، و چون غذا خورد، بسم الله بگوید و غذا را خوب بجود، و در حالی که هنوز اشتها دارد و کاملا سیر نشده، دست از غذا بکشد.

نیز از آن حضرت است که فرمود:

من اکل الطعام علی النفاء، واجاد الطعام، و ترک الطعام وهو یشتهیه ولم یحبس الغائط اذا اتاه لم یمرض الا مرض الموت.[۹۵]

هر کس آنگاه که گرسنه شد غذا را بخورد و آن را خوب بجود و در حالی که هنوز میل به غذا دارد، دست از آن بکشد و مدفوع خود را نگه ندارد، به هیچ مرضی جز مرگ دچار نمی شود.

فصل چهارم

آنچه باید هنگام خوردن از آن پرهیز کرد

مودب شدن به آداب الهی و آشکار شدن آن در منش یک مسلمان با انجام واجبات و مستحبات، و نیز پرهیز از کارهای ناروا، اعم از محرمات و مکروهات همراه است. در اینجا پس از فراغت از برشمردن آداب غذا خوردن، کارهای را بر می شماریم که از آنها نهی شده و شایسته یک مسلمان نیست. از آن جمله است:

عیب گزاری بر غذا

اخلاق انسانی و اسلامی، انسان را وا می دارد تا از عیب گذاشتن بر نعمتهای خداوند بپرهیزد. البته عیب گزاری بر غذا و نخوردن آن دو چیز جدا از هم است؛ یعنی ممکن است ذائقه شخصی پذیرش غذای خاصی را نداشته یا به آن حساسیت داشته باشد. در این حالت، نخوردن آن دو چیز جدا از هم است؛ یعنی ممکن است ذائقه شخصی پذیرش غذای خاصی را نداشته یا به آن حساسیت داشته باشد. در این حالت، نخوردن آن غذا هیچ اشکالی ندارد، اما عیب گذاشتن بر آن غذا، که از نعمتهای خداوند است و انسانهای بسیاری به آن علاقه مندند، ناسپاسی نعمت خداوند و به دور از اخلاق اسلامی است. در چنین مواقعی، تنها می توان به آن غذا اظهار بی میلی کرد. اگر چه این نکته نباید موجب شود که انسان خود را عادت دهد که در مورد طعم غذاها وسواس به خرج داده و از خوردن غذاهای مختلف به این بهانه پرهیز کند؛ زیرا ذائقه آدمی می تواند به تمامی مزه ها عادت کرده و حتی به آن علاقه مند شود. انسانهای زیادی هستند که همه نوع غذا را با انواع مزه ها و طعم ها می خورند و از هیچ کدام از آنها بدشان نمی آید. البته انسانهایی با این غذای مورد نیاز بدن خود را بیشتر و بهتر تامین می کنند.

ابو هریره گوید:

ما رایت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) عاب طعاما قط، کان اذا اشتهاه اکله و اذا لم یشتهه سکت.[۹۶]

هرگز ندیدم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بر غذایی عیب گذارد. هر گاه آن را دوست داشت می خورد و اگر دوست نداشت (یا نمی پسندید) دست نگه می داشت (و از آن نمی خورد).

از وسط غذا خوردن

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

البر که تنزل وسط الطعام فکلوا من حافتیه تاکلوا من وسطه.[۹۷] برکت بر وسط غذا نازل می شود. پس از اطراف غذا بخورید و از وسط آن نخورید.[۹۸]

برخاستن از کنار سفره

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

اذا وضعت المائده فلا یقوم الرجل حتی المائده.[۹۹]

هنگامی که سفره پهن شد، هیچ کس (از کنار آن) بلند نشود تا اینکه سفره برچیده شود.

از امام صادق (علیه السلام) نیز روایت شده است که:

انه کره القیام عن الطعام و کان ربما دعا بعض عبیده، فیقال: هم یاکلون فیقول: دعوهم حتی یفرغوا.[۱۰۰]

ایشان بلند شدن از کنار سفره غذا را نمی پسندید. گاه اتفاق می افتاد که بعضی از خدمتکاران خود را فرا می خواند، به آن حضرت گفته می شد: آنها مشغول خوردن هستند. آن حضرت می فرمود: رهایشان کنید تا غذایشان را بخورند.

خوردن غذای داغ

صهیب از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند:

نهی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) عن اکل الطعام الحار حتی یمکن.[۱۰۱]

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از خوردن غذای داغ تا وقتیکه خوردن آن ممکن نشده و از شدت حرارت آن کاسته نشده است نهی فرمود.

دمیدن فوت کردن به غذا

نهی از دمیدن به غذا برای سرد کردن آن، علتهای گوناگونی می تواند داشته باشد. شاید وجود دی اکسید کربن در بازدم از جمله آن علتها است. البته گواراتر بودن غذایی که به خودی خود و به آرامی سد شده است از غذایی که به سرعت و با دمیدن سرد می شود را نیز را نباید از نظر دور داشت.

نهی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) آن ینفخ فی طعام او شراب.[۱۰۲]

امام علی (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از اینکه در غذا یا نوشیدنی دمیده شود نهی فرمود.

خوردن با دست چپ

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

لا تاکل بالیسار و انت تستطیع.[۱۰۳]

در حالی که توانایی (خوردن با دست راست را) داری با دست چپ (غذا) نخور.

آروغ زدن با صدای بلند

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

اذا تجشیتم فلا ترفعوا جشاءکم الی السماء.[۱۰۴]

هنگام آروغ زدن صدایش را به آسمان بلند کنید (و از بلند شدن صدای آن جلوگیری کنید).

علی (علیه السلام) فرمود:

اتی ابو جحیفه النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) و هو یتجشا، فقال: اکفف جشاءک.[۱۰۵]

ابو جحیفه در حالی که آروغ می زد بهنزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد. (پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) به او فرمود: جلو آروغ زدن خود را بگیر.

خوردن در برخی حالات

از آنجا که روزی دهنده خداست و تمام عالم روزی خور اویند، و انسان نیز کامل ترین مخلوق و اشرف آنان است، انتظار می رود که حرمت ولی نعمت و روزی دهنده خویش را بیش از بقیه آفریدگان نگاه دارد. از این رو رعایت ادب و تواضع به او به ویژه هنگام خوردن روزی اش ایجاب می کند که از خوردن در برخی حالات بپرهیزد. مطالعه در سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، همواره ما را بر رعایت ادب و تواضع در برابر خداوند رهنمون می سازد. زیرا آن حضرت، بیشتر از هر کسی حرمت خداوند و نعمتهایش را نگاه می داشت و به پیروان خود نیز این گونه سفارش می فرمود.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

کان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) یاکل اکل العبد و یجلس جلسه العبد و یعلم انه عبد.[۱۰۶]

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) همانند بندگان می خورد و همچنین بندگان می نشست و به بندگی خود آگاه بود.

سماعه گوید:

سالت ابا عبدالله (علیه السلام) عن الرجل یاکل متکئا؟ قال: لا ولا منبطحا.[۱۰۷]

از امام صادق (علیه السلام) درباره مردی که در حالت تکیه دادن چیزی می خورد پرسیدم، فرمود: نباید بخورد و در حالتی که روی شکم خوابیده نیز نباید چیزی بخورد. و نیز از آن حضرت است که:

لا تاکل وانت ماش الا آن تضطر الی ذلک.[۱۰۸]

در حال راه رفتن چیزی نخور، مگر آنکه ناچار باشی.

امام علی (علیه السلام) فرمود:

نهی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) عن الاکل علی الجنابه، وقال انه یورث الفقر.[۱۰۹]

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از خوردن در حالت جنابت نهی کرد و فرمود: این کار فقر را به دنبال می آورد.

خوردن در برابر بیننده

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

من اکل وذو عینین ینظر الیه و لم یواسه ابتلی بداء لا دواء له.[۱۱۰]

هر کس در حالی که بیننده ای او را نگاه می کند غذا بخورد و غذای خود را با او تقسیم نکند، به مرضی مبتلا می شود که درمان ندارد.

نیز آن حضرت می فرماید:

الاکل فی السوق دناءه.[۱۱۱]

خوردن در میان بازار، فرومایگی است.[۱۱۲]

تنها خوردن

به تنهایی غذا خوردن یکی از کارهایی است که در سیره پیامبران و امامان (علیه السلام) به هیچ وجه مطلوب نیست. این کار به اندازه ای ناپسند است که برخی از پیامبران همچون حضرت ابراهیم (علیه السلام) هرگز تنها غذا نمی خورد و همواره کسی را برای اینکه با او هم غذا شود پیدا می کرد. لذا به همین دلیل است که جابر از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند: الا اخبرکم بشرار رجالکم؟ قلنا: بلی یا رسول الله فقال: آن من اشرار رجالکم... الاکل وحده و المنا(علیه السلام) رفده.[۱۱۳]

آیا شما را از بدترین افرادتان با خبر سازم؟ گفتیم: آری، ای رسول خدا. فرمود: بدترین افراد شما... کسی است که تنها می خورد و از کمک و یاری دیگران دریغ می ورزد. امام کاظم (علیه السلام) نیز فرمود:

لعن رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ثلاثه: الاکل زاده وحده و النائم فی بیت وحده و الراکب فی الفلاه وحده.[۱۱۴] پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سه گروه را لعنت کرده: کسی که غذایش را به تنهایی می خورد، کسی که به تنهایی در خانه می خوابد، و کسی که به تنهایی در بیابان سفر می کند.

فصل پنجم

کم خوری و آثار سودمند آن

از مهم ترین مسایلی که باید در خوردن به آن توجه کرد پرخوری و کم خوری است. این دو عمل را می توان به حلال خوری و حرام خوری تشبیه نمود، زیرا همان گون که کسب روزی حلال و پرهیز از خوردن غذای حرام، آثار زیادی در بعد معنوی و عبادی انسان به جا می گذارد، کم خوردن نیز، آثار بسیار مفیدی در جسم و روح آدمی به ارمغان می آورد. کم خوری، نه تنها باعث سلامت جسم می شود، بلکه به معنویت انسان نیز کمک شایانی کرده و زمینه جذب و دریافت عنایات ویژه الهی را در آدمی مهیا می سازد.

همچنین، همان طور که حرام خواری دل را می میراند و انسان را از راه هدایت دور می سازد،[۱۱۵] پرخوری نیز آثار زیان باری در وجود آدمی برجای می گذارد. آثار پرخوری هم در جسم آدمی خود را نشان می دهد و بسیاری از انواع بیماری ها را پدید می آورد، و هم در روح آدمی تاثیر داشته و معنویت را از بین می برد. در فصل پنجم و ششم، به ذکر آثار سودمند و آثار زیان باز پرخوری در گفتار معصومان (علیهم السلام) خواهیم پرداخت. بدیهی است که در هر کاری افراط و تفریط ناپسند است، از این رو اگرچه کم خوردن کاری پسندیده است و آثار بسیار خوبی دارد، ولی زیاده روی در آن نیز می تواند برای جسم و جان زیان آور باشد.بنابراین، باید توجه داشت که مقصود از کم خوردن نیست، بلکه مراد از آن، پرهیز از پرخوری است. یکی از زیباترین روایت هایی که در این باره در کتاب های روایی نقل شده، حدیثی از امام رضا (علیه السلام) است. در این روایت، امام (علیه السلام) بدن آدمی را به زمین زراعی تشبیه کرده و کم خوردن بیش از اندازه و زیاده روی در خوردن را همانند، آبیاری ناقص و آبیاری بیش از حد دانسته و این هر دو را از علتهای نابودی کشت و زرع بر شمرده است. آن حضرت فرموده است: ان الجسد بمنزله الارض الطیبه، متی تعوهدت بالعماره و السقی من حیث لا تزداد فی الماء فتعرق و لا ینقص منه فتعطش دامت عمادتها و کثر ریعها وزکا زرعها، و آن تغوفل عنها فسدت ولم ینبت فیها العشب، فالجسد بهذه المنزله، وبالتدبیر فی ابغذیه والاشربه یصلح و یصح و تزکو العافیه فیه.[۱۱۶]

بدن همانند زمینی مساعد است که اگر در آبادانی و آبیاری آن سعی شود، و دقت شود، تا نه بیش از اندازه آبیاری شود که زراعت در آن غرق گردد و از بین برود، و نه کم باشد که خشک شود، همواره آن زمین آباد و شکوه آن بسیار، و محصول زراعتش پاکیزه خواهد بود. پس اگر به آن غفلت ورزند، زراعتش تباه شده و سرسبزی در آن نمی روید. بدن نیز مانند این است و با دقت در نوع و مقداری خوردنی و نوشیدنی، سالم مانده و از دردها و بیماری های (جه روحی و چه جسمی) در امان خواهد بود.

اما همان گونه که ذکر شد، کم خوردن با رعایت اعتدال، آثار بسیار مفیدی را برای آدمی دارد:

امام علی (علیه السلام) فرمود:

ینبغی للعاقل آن یتذکر عند حلاوه الغداء مراره الدواء.[۱۱۷]

شایسته است که خردمند هنگام شیرینی غذا، تلخی دارو را به یاد آورد. و (پرخوری ننماید).

نیز آن حضرت به کمیل فرمود:

یا کمیل با توقون معدتک طعاما ودع فیها للماء موضعا و للریح مجالا، ولا ترفع یدک من الطعام الا وانت تستهیه، فان فعلت ذلک فانت تستمرثه، فان صحه الجسم من قله الطعام و قله الماء.[۱۱۸]

ای کمیل! معده خود را با غذای زیاد احترام نکن، بلکه جایی برای آب و مجالی هم برای هوا بگذار، و دست از خوردن غذا بردار با آنکه هنوز اشتها داشته باشی. اگر اینکار را انجام دادی، غذایت را به راحتی هضم خواهی کرد؛ زیرا سلامت بدن، در کم خوردن و کم نوشیدن است.

امام صادق (علیه السلام) هم فرمود:

قله الاکل محمود فی کل حال و عند کل قوم لان فیه مصلحه الباطن والظاهر.[۱۱۹]

کم خوردن در تمامی حالتها و در نزد تمامی اقوام پسندیده است؛ زیرا خیر و صلاح باطن و ظاهر انسان (روح و جسم) در آن است.

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:

ام جمیع الادویه قله الاکل.[۱۲۰]

مادر تمام دواها کم خوردن است.

امام علی (علیه السلام) نیز می فرماید:

من قل اکله صفا فکره.[۱۲۱]

هر کس غذایش کم باشد، فکرش روشن می گردد.

و همچنین از آن حضرت نقل کرده اند که:

اقلل طعاما تقلل سقاما.[۱۲۲]

کم غذا بخور تا از بیماریهایت بکاهی.

و نیز فرمود:

علیکم بالقصد فی المطاعم فانه ابعد نم السرف و اصلح للبدن واعون علی العباده.[۱۲۳]

در خوردنیها میانه روی کنید؛ زیرا این کار از اسراف دورتر و برای بدن سلامت بخش تر و برای عبادت کمک کارتر است.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

جاهدوا انفسکم بقله الطعام و الشراب تظلکم الملائکه ویفر عنکم الشیطان.[۱۲۴]

با هوای نفس خود با کم خوری و کم نوشی مبارزه کنید تا فرشتگان بر سر شما سایه اندازند و شیطان از شما فرار کند.

و همچنین از آن حضرت است که:

اذا اقل الرجل الطعم ملی ء جوفه نورا.[۱۲۵]

آدمی اگر کم غذا باشد، باطنش پر نور شود.

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:

اقرب مایکون العبد الی الله اذا ماخف بطنه.[۱۲۶]

نزدیک ترین حالت عبد به خدا، زمانی است که شکمش سبک باشد.

توجه به سه روایت اخیر، تاثیر مستقیم کم خوردن را در روح و روان و بعد معنوی انسان آشکار ساخته و دستاوردهای آن را بیان می کند؛ زیرا دور شدن شیطان و در امان ماندن از وسوسه های او، تقرب به خداوند و در نهایت نورانی شدن دل و باطن آدمی، از جمله آثار بسیار مهمی است که در کنار فایده های جسمانی کم خوری، می توان به آن دست یافت.

از لقمان حکیم نقل شده است که:

اذا قل طعمه المرء عاش طویلا.[۱۲۷]

اگر آدمی غذایش کم باشد، عمر طولانی خواهد داشت.

امام رضا (علیه السلام) می فرماید:

لو آن الناس قصروا فی الطعام لاستقامت ابدانهم.[۱۲۸]

اگر انسانها در خوردن کم خوری می کردند، بدنهایشان مقاوم تر می باشد.

در حدیث دیگری پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است:

من سره آن یخلص نفسه من ابلیس فلیذیب شحمه و لحمه بقله الطعام.[۱۲۹]

هر کس دوست دارد از شر ابلیس رهایی یابد، چربی و گوشت بدنش را با کم خوری ذوب کند. و نیز آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است:

القلب یتحمل الحکمه عند خلو البطن.[۱۳۰]

قلب زمانی می تواند حکمت را در خود نگاه دارد، که شکم (از غذا) خالی باشد.

فصل ششم

پرخوری و آثار زیانبار آن

چنانکه که گذشت، پرخوری، نیز همانند کم خوری، دو نوع اثر در وجود انسان به همراه دارد؛ آثار ظاهری او، و آثار باطنی در روح و جان او، در این کتاب سعی شده است تا برخی از مهمترین آثار پرخوری شکم پرستی را بر شمرده و خواننده را از عواقب آن آگاه می سازیم.

بیماری

ابتلا به انواع بیماری های جسمی یکی از مهمترین آثار پرخوری است.

علی (علیه السلام) در این خصوص فرموده است:

لا صحه مع النهم.[۱۳۱]

با پرخوری هیچ سلامتی (پایدار) نیست.

و نیز از آن حضرت روایت شده است که:

کم من اکله منعت اکلات.[۱۳۲]

چه بسیار یک بار خوردنی که مانع از خوردنها می شود.[۱۳۳]

آشفتگی

شاید برای بسیاری از ما تجربه شده باشد که پرخوری آسایش و راحتی را زایل می کند و امکان خواب راحت را نیز سلب کرده می فرماید:

ایاک و البطنه، فمن لزمها کثرت اسقامه و فسدت احلامه.[۱۳۴]

از پرخوری بپرهیز، که هر کس چنین کند، بیماری هایش بسیار شود و رؤیاهای خوب نمی بیند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از عیسی (علیه السلام) روایت کرده است: قال عیسی (علیه السلام) لامراه اذا اکلت فایاک آن تشبعین لان الطعام اذا تکاثر علی الصدر فزاد القدر ذهب ماء الوجه.[۱۳۵]

عیسی (علیه السلام) به زنی گفت: هنگامی که غذا می خوری، از پرخوری بپرهیز زیرا اگر غذا تا سینه برسد و از اندازه معین بیشتر شود، شادابی و طراوت صورت از بین می رود.[۱۳۶]

قساوت قلب

یکی دیگر از آثار پرخوری و شکم بارگی قساوت قلب و هواپرستی است. کسی که اختیار شکم خود را نداشته و بی اختیار آنقدر می خورد تا جایی برای نفس کشیدن هم باقی نماند قلب خود را از دریافت نفحات رحمانی محروم کرده به قساوت قلب و سنگدلی مبتلا می شود.

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:

لیس شی ء اضر علی قلب المومن من کثره الاکل، و هی مورثه لشیئین: قسوه القلب و هیجان الشهوه.[۱۳۷]

برای قلب مومن، ضرر هیچ چیزی از پرخوری نیست که دو چیز به دنبال دارد: قساوت قلب و تحریک شهوت.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرموده است:

لا تمیتوا القلوب بکثره الطعام و الشراب، فان القلوب تموت کالزروع اذا کثر علیه الماء.[۱۳۸]

قلبها را با بسیار خوردن و آشامیدن نمیرانید؛ زیرا قلبها؛ می میرند همانند کشتزاری که چون آب زیادی به آن داده شود (می میرد).

کسالت به هنگام عبادت

پرخوری و سنگینی شکم با شادابی در عبارت و مناجات سازگاری ندارد. شکم بارگی کسالت به بار می آورد و کسالت نیز یا شادابی را به هنگام عبادت می گیرد و یا به طور کلی توفیق عبادت و مناجات با خدا را سلب می کند.

امام صادق (علیه السلام) در حدیث شریفی می فرماید:

ظهر ابلیس لیحیی بن زکریا (علیه السلام)، و اذا علیه معالیق من کل شی ء، فقال له یحیی: ما هذه المعالیق یا ابلیس؟ فقال: هذه الشهوات التی اصبتها من ابن آدم، قال: فهل منها شی ء؟ قال: ربما شبعت فثقلتک عن الصلاه و الذکر، قال یحیی: الله علی آن لا املا بطنی من طعام ابدا. و قال ابلیس: لله علی آن لا انصح مسلما ابدا. ثم قال ابو عبدالله (علیه السلام): یا حفض لله علی جعفر و آل جعفر آن لایملووا بطونهم من طعام ابدا، ولله علی جعفر و آل جعفر آن لا یعملوا للدنیا ابدا.[۱۳۹]

شیطان در حالی که بر او آویزه های زیادی آویخته شده بود بر یحیی ین زکریا ظاهر شد. یحیی به او گفت: ای ابلیس! این آویزها چیست؟ شیطان گفت اینها شهوتهایی است که به فرزندان آدم می زنم (و آنان را می فریبم). یحیی گفت: آیا از این اشیا که به خود آویخته ای، چیزی هست که مرا با آن فریب داده باشی؟ گفت: گاهی مواقع سیر می شوی و من تو را سنگین می کنم تا به نماز و ذکر نپردازی. یحیی گفت: برای خدا بر خود واجب می سازم که هرگز شکمم را از غذا پر نکنم. شیطان نیز (که به اشتباه خود پی برده بود) گفت: برای خدا بر خود واجب می کنم که هرگز مسلمانی را نصیحت نکنم. سپس امام صادق (علیه السلام) فرمود: ای حفض! برای خدا بر جعفر و خاندان جعفر است که هرگز شکمهایشان را از غذا پر نکنند و برای خدا بر جعفر و خاندان جعفر است که برای دنیا هرگز عملی انجام ندهند.

ترغیب شدن به گناه

پس از آنکه توفیقات به خاطر پرخوری های پی در پی یکی پس از دیگری سلب شد نورانیت دل می رود و زمینه برای ارتکاب گناه فراهم می شود.

بنابراین یکی از موثرترین اموری که به مخالفت با پروردگار و دوری از او منجر می شود شکم پرستی و پرخوری است.

امام علی (علیه السلام) فرمود:

نعم عون المعاصی الشبع.[۱۴۰]

سیری، چه خوب یاوری است برای انجام گناهان.

رانده شدن از درگاه الهی

اگر چه ما در این کتاب تنها به برخی از مهمترین آثار پرخوری اشاره کردیم، اما همین تعداد اندک از آن آثار به خوبی نشان می دهد که پرخوری چگونه گام به گام انسان را از خدا دور ساخته و در نهایت او را مبغوض درگاه الهی می سازد.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از خداوند متعال نقل می فرماید:

انه قال له لیله الاسری: یا احمد ابغض الدنیا و اهلها واحب الاخره و اهلها، قال: یا رب و من اهل الدنیا؟ قال: اهل الدنیا من کثر اکله و ضحکه و نومه و غضبه.[۱۴۱]

خداوند در شب معراج به او فرمود: ای احمد! دنیا و اهلش را دشمن بدار و آخرت و اهلش را دوست بدار. پیامبر عرضه داشت: پروردگارا؛ اهل دنیا چه کسانی اند؟ خداوند فرمود: هر کس که خوراک و خنده و خواب و خشمش زیاد است، اهل دنیاست.

و نیز در حدیثی دیگر فرموده است:

ابغضکم الی الله تعالی کل نووم واکول و شروب.[۱۴۲]

مبغوض ترین شما نزد خداوند متعال، کسی است که بسیار می خوابد، بسیار می خورد و بسیار می نوشد.

گرسنگی در قیامت

و بالاخره پرخوری در قیامت چیزی جز گرسنگی و عذاب الهی نصیب صاحبش نمی کند. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

اطولکم جشاء فی الدنیا الطولکم جوعا الاخره او قال یوم القیامه.[۱۴۳]

از میان شما کسی که در دنیا طولانی تر آروغ می زند، در آخرت، با فرمود: (روز قیامت) گرسنگی اش از همه طولانی تر خواهد بود.[۱۴۴]

فصل هفتم

آنچه در خوردن حرام است

خوردن غذای حرام

پیش از ذکر احادیثی در مورد غذای حرام و آثار آن در روح و جان آدمی، لازم است مطالبی را با دو گروه در میان بگذاریم: گروه اول والدین، و گروه دوم دولتمردان و مسئولان جامعه اسلامی.

سخنی با والدین

همه می دانیم که مسئولیت تامین نیازهای اعظای خانواده و به ویژه غذای آنها، بر عهده پدران است. نیز در کنار این مسئولیت، وظیفه تربیت صحیح و آشنا ساختن فرزندان با ارزشهای انسانی و اخلاقی در خانه و جامعه نیز بر دوش پدران و مادران سنگینی کرده و به طور معمول، یکی از دغدغه های همیشگی آنان است. بنابراین، باید به این وظیفه که از مهمترین و اساسی ترین وظایف والدین است، اهتمام بیشتری داشت و این رسالت حیاتی را در تربیت فرزندان خود به درستی ایفا کرد، و در راه انجام آن تمام تلاش خود را به کار بست زیرا در صورت بی توجهی و عمل نکردن به آن مسئولیت، عواقب آن در درجه اول متوجه خود والدین بوده و بر دوش آنها سنگینی خواهد نمود. شاید احساس همین مسئولیت مهم، باعث شده است تا آرزوی هر پدر و مادری، داشتن فرزندانی صالح، کامل، سالم و با استعداد باشد؛ چراکه داشتن فرزند نیک و صالح؛ عامل مهمی است که می تواند باعث افتخار و مباهات والدین شود و هر مسلمانی می داند، که چنین فرزندی، نه تنها در دنیا مایه مباهات اوست بلکه پس از مرگ نیز چنین فرزندی، خیرات و حسنات زیادی را به آنان می رساند. همچنین به استناد روایت پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) که فرموده است: خمسه فی قبورهم و ثوابهم یجری الی دیوانهم... و من خلف ابنا صالحا. پنج نفرند که وقتی در قبرهایشان هستند، نامه عملشان باز بوده و ثواب اعمالشان در آن نوشته می شود... (و از جمله آنها) کسی است که فرزندی صالح بر جای گذاشته باشد. هر مسلمانی می داند که نامه عمل او تا زمانی که فرزند او در دنیا باقی است و کار نیک انجام می دهد، باز است و در ثواب اعمال نیک فرزند خود شریک خواهد بود. به همین دلیل، همه پدران و مادران سعی خود را در تربیت فرزندان خود به کار می بندند تا مبادا فرزندانی نااهل و فاسد تحویل جامعه دهند و مایه شرمندگی و سرافکندگی خود را فراهم آورند. قرآن کریم در این خصوص می فرماید:

هنالک دعا زکریا ربه و قال رب هب لی من لدنک ذریه طیبه انک سمیع الدعاء.[۱۴۵]

در آنجا زکریا پروردگارش را نداد داد و گفت: ای پروردگار من! مار از سوی خود فرزندی پاک عطا کن؛ که تو شنوایی دعایی.

نیز در آیه دیگری آمده است:

والذین یقولون ربنا هی لنا من ازواجنا و ذریتنا قره اعین واجعلنا للمتقین اماما.[۱۴۶]

و کسانی که می گویند پروردگارا! همسران و فرزندان ما را نور چشمان ما قرار بده و ما را پیشوای پرهیزگاران گردان.

همچنین در بین متون روایی می خوانیم:

امام علی (علیه السلام) فرموده است:

اشد المصائب سوء الخلف.[۱۴۷]

امام علی (علیه السلام) فرمود: بدترین مصیبتها فرزند ناصالح و زشت کردار است.

و نیز از آن حضرت است که:

ولد السوء یهدم الشرف و یشین السلف.[۱۴۸]

فرزند بد؛ شرافت را از بین می برد و گذشتگان خود را بدنام می کند.

اکنون باتوجه به آنچه گذشت و با توجه به احادیث این فصل، از هر پدر و مادری که نان آور خانواده بوده و مسئولیت تامین مخارج و نیازهای افراد تحت تکفل و به ویژه فرزندانش به عهده اوست، می پرسیم آیا می دانید که یکی از راه های بسیار مهم سلامت باطن فرزندان شما و پاک و شفاف ماندن فطرت آنها روزی خوردن از راه حلال است؟ به راستی چرا بعضی از والدین، دانسته یا ندانسته، از روی عمد با غفلت، در چگونگی تامین معاش خانواده خود دقت کافی نداشته و تنها تهیه نیازهای فرزندان خود، اعم از خوراک، پوشاک و... در نظر آنها مهم است، بی آنکه حلال یا حرام بودن آن چندان تفاوتی داشته باشد؟

آیا تاکنون از خود پرسیده ایم که چرا برخی انسانها، حتی در دوران جوانی که زمانی فوران شهوتها و تمایلات نفسانی نیز هست، میلی به انجام کارهای ناپسند، خلاف اخلاق و عفت و در یک کلام، تمایلی به انجام گناه ندارند و برای اینکه آنها به راه خلاف کشیده شوند، گاهی تلاش زیاد دوستان ناباب و نیز موثر نمی افتد؛ در حالی که برخی دیگر، بدون کمترین کششی، خود به سوی اعمال ناشایست روی آورده و از انجام کارهای ناپسند و گناهان کوچک و بزرگ هیچ ترسی به دل راه نمی دهند و شرم نمی کنند؟

آیا با توجه به آموزه های دینی، می توان به این نتیجه رسیده که لقمه حلال، در بروز هنجارها و لقمه حرام در بروز ناهنجاری های اخلاقی، اجتماعی و دینی نقش مستقیم داشته و یکی از راه های مهم درمان ناهنجاری های اجتماعی، پرهیز از لقمه های حرام و شبهه ناک است؟ آیا می دانیم اموالی که از راه کم فروشی، گران فروشی، کم کاری، رشوه خواری، ربا خواری، رانت خواری و... دست می آید، حرام بوده و باطنی خبیث و ناپاک دارد؟ پس چگونه انتظار داریم که خود و فرزندانمان، از این اموال ناپاک روزی بخوریم و با این حال در پاکی، صداقت و درستکاری، سر آمد روزگار خود بوده و نور ایمان همواره در قلبهایمان روزافزون شود. به راستی در چنین حالتی، چه کسی در پیشگاه عدل الهی مسئول خواهد بود؟ آیا تاوان رفتار و کردار زشت فرزندان را، تنها خود آنها باید بدهند یا بخشی از گناه آنان، به والدین باز می گردد؟

سخنی با دولتمردان

سخن دیگر آنکه دولتمردان و مسئولان جامعه اسلامی، باید توجه داشته باشند که محافظت از ارزشهای اسلامی و روحیه معنوی جامعه و پاسداری از دینداری ملت، در گرو سلامت معاش آنان است. سلامت معاش نیز به آن معناست که افراد جامعه، درآمد خود را از راه پاک و حلال به دست آورده و از حرام بپرهیزند و این مهم با توجه به توصیه ها و سفارش های فراوانی که در متون دینی در این خصوص وارد شده غیر قابل انکار است. از این رو، توسعه اقتصادی، تنها زمانی جامعه اسلامی ما را به بیماریهای درمان ناپذیر و خطرناک باطنی مبتلا نمی سازد که با امنیت و سلامت اقتصادی، فرد فرد جامعه همراه باشد. بنابراین، باید پیش از رشد و توسه اقتصادی، به فکر سلامت اقتصادی جامعه بود؛ زیرا همان گونه که ((پرورش))بر ((آموزش)) مقدم است و ((ترتیب)) بر ((تعلیم)) مقدم است، ((سلامت اقتصادی)) نیز مقدم بر ((رشد اقتصادی)) است. مسئولان کشور اسلامی، باید آگاه باشند که رشد و توسعه اقتصادی، اگر با سوق دادن عموم جامعه به کسب در آمدهای نامشروع همراه باشد، دینداری و پای بندی ملت را به ارزشهای اسلامی به مخاطره انداخته و سلامت اقتصادی جامعه را که بسی مهم تر و ارزشمندتر است، در راه رشد اقتصادی آن قربانی کرده اند.

پس اگر در پی اصلاح این روش نباشد، دیر یا زود متوجه خواهند شد که کارهای روبنایی فرهنگی، افزود بر داشتن هزینه های سنگین، کمتر مؤثر افتاده و هر روز از علاقه جوانهای کشور اسلامی به مسایل دینی می کاهد و سرانجام روزی پی خواهند برد که گران بهاترین گوهر ملت مسلمان را به ثمن بخش فروخته اند و از خرده گیری آیندگان در امان نخواهند بود. احادیث شریف اهل بیت عصمت و طهارت (علیه السلام)، به روشنی اهمیت ترک لقمه حرام را بیان کرده و آثار آن را آشکار ساخته و خطرات آن را خاطر نشان شده است:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

ترک لقمه حرام احب الی الله من صلاه الفی رکعه تطوعا.[۱۴۹]

ترک یک لقمه حرام نزد خداوند، محبوب تر است از دو هزار رکعت نماز مستحبی است.

نیز آن حضرت می فرماید:

ان الله حرم الجنه أن یدخلها جسد غذی بحرام.[۱۵۰]

خداوند بهشت را بر بدنی که با حرام تغذیه شده، حرام کرده است.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) حرامخوار را حتی از استشمام بوی بهشت نیز محروم دانسته و می فرماید:

لایشم ریح الجنه جسد نبت علی الحرام.[۱۵۱]

جسمی که با حرام رشد کرده، بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد.

همچنین از آن حضرت است که:

العباده من اکل الحرام کالبناء علی الرمل. (وقیل علی الماء)[۱۵۲].

عبادت کردن با حرام خواری، مانند ساختن بناست بر روی ماسه و بنا بر نقلی دیگر، مانند ساختن بنایی است بر روی آب.

در وحی خدواند به امتهای پیشین نیز نقش مال مورد توجه قرار گرفته شده و چنین آمد است: العمل مع اکل الحرام کالناقل الماء فی المنخل[۱۵۳]

کار نیک همراه با خوردن مال حرام، همانند حمل آب است با آبکش.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیث دیگری فرموده است:

و اما الملک الموکل بالمسجد الاقصی فینادی فی کل یوم: من کان طعمته حراما کان عمله مضروبا به وجهه[۱۵۴]

اما فرشته ای که در مسجد الاقصی مامور است در هر روز ندا سر می دهد که:

هرکس غذایش از حرام است، عمل نیک او به صورتش زده می شود (و مورد قبول خدا قرار نمی گیرد).

نیز از آن حضرت روایت شده است:

من لم یبال من این یاتیه رزقه لم یبال الله من این ادخله النار[۱۵۵].

هر کس توجه نکند که روزی او از چه راهی به دست آمده (و حرام بودن یا نبود آن برایش تفاوتی نکند) متوجه نمی شود برای خداوند مهم نیست که از کجا او را داخل جهنم کند (و به ناگاه خود را در داخل جهنم یافت).

و بالاخره امام حسین (علیه السلام) در قسمتی از سخنانش در روز عاشورا، خطاب به لشکر عمر بن سعد فرمود:

ویلکم ما علیکم آن تنصتوا الی فتسمعوا قولی وانما ادعوکم الی سبیل الرشاد فمن اطاعنی کان من المرشدین ومن عصانی کان من المهلکین و کلکم عاص لامری غیر مستمع لقولی قد انخزلت عطیاتکم من الحرام و ملئت بطونکم من الحرام فطبع الله علی قلوبکم.[۱۵۶]

وای بر شما! چه شده است که شما را که به سخنانم گوش نمی دهید! من شما را به رشد و سعادت، دعوت می کنم پس هر کس از من پیروی کند، از هدایت یافتگان خواهد بود و هر کس با من مخالفت ورزد، از هلاک شدگان خواهد شد، و شما همه با کار من مخالفت می کنید و شنوای کلامم نیستید.

آری، در اثر هدایای حرامی که به دست شما رسیده و لقمه های حرام و غذاهای نامشروعی که شکمهایتان را پرکرده، خداوند بر دلهاتان مهر(غفلت) زده است.

به همین دلیل است که حق را از بطل تشخیص نمی دهید با تشخیص می دهید، ولی از ترس جان و به طمع مال دنیا، حسین بن علی نوه پیامبرتان و امام و پیشوای معصوم خود را تنها گذاشته و او را تشنه به شهادت می رسانید.

اسراف

اسراف، مفهوم عامی داشته، در هر موضوعی می توان برای آن مصداق هایی یافت. این موضوع در خوردن غذا نیز دارای مصداق است و آیات و روایات بسیاری آدمی را از اسراف باز داشته و به تعال دعوت نموده است.

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

یبنی ءادم خذوا زینتکم عند کل مسجد وکلوا واشربوا ولاتسرفوا انه لایحب المسرفین.[۱۵۷]

ای فرزندان آدم! به هنگام رفتن به مسجد، زینتهای خود را برگیرید و بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید؛ زیرا خداوند اسراف گران را دوست ندارد.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده:

ان من الاسراف آن تاکل کل ما اشتهیت.[۱۵۸]

یکی از موارد اسراف آن است که به هر چه میل پیدا کردی بخوری.

یاسر خدمتکاری امام رضا (علیه السلام) می گوید:

اکل الغلمان یوما فاکهه ولم یستقصوا اکلها ورموا بها، فقال لهم ابوالحسن (علیه السلام): سبحان آن کنتم استغنیتم فان اناسالم یستغنوا، اطعموه من یحتاج الیه.[۱۵۹]

روزی چند پسر میوه ای خوردند و آن را نیم خورده دور انداختند. در این هنگام امام رضا (علیه السلام) (با ناراحتی) فرمود: سبحان الله! اگر شما از آن بی نیاز شدید، هنوز افرادی هستند که به آن نیازمند باشند. پس آن را به کسی که احتیاج دارد بدهید (و از اسراف نعمت خداوند بپرهیزید).

نشستن در سفره ای که بر آن شراب آشامیده می شود

حضور در جایی که در آنجا یکی از محرمات الهی انجام می شود اگر همواره با مخالفت نباشد نوعی تایید و مشارکت در آن گناه به شمار می رود. به همین دلیل است که در مجلس غیبت می نشیند با غیبت کننده تفاوتی نداشته و در گناه او شریک است. همچنین است کسی که بر سر سفره ای می نشیند که در کنار آن شراب آشامیده می شود.

امام صادق (علیه السلام) از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند که: من کان یومن بالله و الیوم الاخره فلا یاکل علی مائده یشرب علیها الخمر.[۱۶۰]

هر کس به خداوند و رستاخیز ایمان دارد، نباید از سفره ای که در آن شراب نوشیده می شود، غذا بخورد.

فصل هشتم

خوردن با دیگران

در فصلهای گذشته، آداب غذا خوردن را از آن جهت که یکی از اعمال شخصی انسان است، بررسی کردیم. این به آن معناست که عمل کردن به این آداب، هنگام غذا خوردن مطلوب و پسندیده بوده و بین خوردن به صورت انفرادی با خوردن به صورت جمعی تفاوتی از این نظر ندارد.

در این فصل، ابتدا از دیدگاه اهل بیت (علیه السلام) به اهمیت و فضیلت خوردن به همراه دیگران و به صورت دستجمعی پرداخته، سپس آداب آن را برخواهیم شمرد.

الف - سفارش به جمعی خوردن غذا

یکی از زیباترین سنتهای پیامبران الهی، پرهیز از تنها خوری است.

در کتابهای تاریخ پیامبران، به ندرت می توان یافت که پیامبری از پیامبران خداوند، به تنهایی مشغول خوردن غذا بوده باشد. با مطالعه سرگذشت آن بزرگواران، آنچه بیشتر به آن بر می خوریم، اهتمام آنان به همراه کردن دیگران با خود به هنگام خوردن و نیز سفارش بسیار به پیروان و یاران خود از این باره است.

حضرت ابراهیم (علیه السلام) از پیامبرانی بود که به این سنت نیکو مقید بوده و هرگز به تنهایی و بدون میهمان غذا نمی خورده، تا آنجا که براساس برخی روایات، این ویژگی، یعنی میهمان دوستی و علاقه بسیار آن حضرت به همراه کردن دیگران با خود به هنگام خوردن غذا، باعث شد که خداوند او را به عنوان دوست خود برگزیند و لقب خلیل الله را به او عطا کند. در میان سخنان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت، احادیث بسیاری در بیان فضیلت این عمل و نیز توصیه و تاکید در خصوص عمل به آن می توان مشاهده نمود.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

کلوا جمیعا و لا تفرقوا فان البرکه مع الجماعه.[۱۶۱]

به صورت جمعی بخورید و پراکنده نشوید؛ زیرا خیر و برکت با جماعت است.

و نیز از آن حضرت نقل شده است که:

ان احب الطعام الی الله ما کثرت علیه الایدی.[۱۶۲]

محبوب ترین غذاها نزد خدا، آن غذایی است که دستهای زیادی بر آن وارد شود.

همچنین ایشان درباره برکت غذای جمعی می فرماید:

الجماعه برکه و طعام الواحد یکفی الاثنین و طعام الاثنین یکفی الاربعه.[۱۶۳]

جماعت، برکت است و غذای یک نفر، برای دو نفر کفایت می کند و غذای دو نفر برای چهار نفر کافی است.[۱۶۴]

یاسر خادم امام رضا (علیه السلام) می گوید:

کان الرضا (علیه السلام) اذا خلا جمع حشمه کلهم عنده الضغیر و الکبیر، یتحدثهم ویانس بهم و یونسهم و کان (علیه السلام) اذا جلس علی المائده لایدع صغیرا و لاکبیرا حتی السائس و السائس و الحجام الا اقعده معه علی مائدته.[۱۶۵]

امام رضا (علیه السلام) وقتی خلوت می کرد (و از کارهای خود فارغ می شد) تمام خدمتکاران خود را از کوچک به بزرگ جمع می کرد، با آنها سخن می گفت و با ایشان انس داشت و آنان نیز با آن حضرت انس داشتند. نیز وقتی آن حضرت بر سر سفره می نشست، همه افراد کوچک و بزرگ را با خود بر سر سفره خود می نشاند، حتی کارگر یا حجامت گر را.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:

ایما مومنی یحب الاکل مع الاولاد ناداه ملک من تحت العرش: یا عبدالله استانف العمل فقد غفرالله لک الذنوب کلها.[۱۶۶]

هر مومنی که خوردن با فرزندان (خود) را دوست داشته باشد، فرشته ای از زیر عرش او را صدا می زند که: ای بنده خدا! عمل از سرگیر؛[۱۶۷] که خداوند همه گناهانت را آمرزید.

امام صادق (علیه السلام) از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل فرمود:

ما من رجل یجمع عیاله ویضع مائده بین یدیه و یسمی و یسمون فی اول الطعام و یحمدون الله عزوجل فی آخره فترتفع المائده حتی یغفر لهم.[۱۶۸]

از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل فرمود: هیچ مردی نیست که همه اعضای خانواده خود را گرد آورده و سفره ای پهن کند و آن گاه بسم الله بگوید، و آن نیز بسم الله بگویند و در پایان غذا خدا را ستایش کرده شکر گویند و سفره را جمع کنند، مگر آنکه همگی آنها آمرزیده شوند.

ب - آداب خوردن در میان جمع

تاکنون فضیلت خوردن به همراه دیگران و به صورت جمعی از نظر خواننده محترم گذشت. اما اگر همراه شدن با دیگران در صرف غذا پسندیده تر است و خوردن به تنهایی چندان مطلوب نیست، آدابی نیز پیش بینی شده تا انسانهایی که باهم مشغول خوردند، با رعایت آن، هر چه بیشتر بر زیبایی این کار بیفزایند؛ چرا که اگر به آداب خوردن در جمع آگاه نباشند و آن را رعایت نکنند، گلایه ها و ناهنجاری هایی همچون پایمال شدن حقوق همراهان در هنگام خوردن بروز خواهند کرد. بدیهی است در آن صورت، نه تنها این عمل نیک، زیبا و انسانی، زیبایی های خود را از دست می دهد، بلکه به عملی زشت و دور از شان آدمی تبدیل خواهد شد. در این قسمت از کتاب به ذکر آداب غذا خوردن به همراه دیگران می پردازیم.

چشم ندوختن به لقمه دیگران

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

لابتبعن احدکم بصره لقمه اخیه.[۱۶۹]

هیچ یک از شما نباید با چشمش لقمه برادرش را دنبال کند به لقمه برادرش چشم بدوزد.

طولانی کردن زمان خوردن

همانگونه پیش از این نیز اشاره شد طولانی کردن زمان نشستن بر سر سفره و شتاب نداشتن به هنگام خوردن غذا و نیز لذت بیشتر از آن می شود. این مسئله آنگاه که آنگاه دیگران در کنار سفره حاضر و مشغول خوردن غذا هستند اهمیت و ضرورت بیشتری می یابد. زیرا به آنها اجازه می دهد تا بتوانند به آرامی غذای خود را میل کنند و به یک میزان فرصت بهرمندی از غذا را داشته باشند و قبل از سیر شدن مجبور به کنارگیری از سفره نشوند. توجه به این مسئله ظریف باعث شده است تا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیثی بفرماید:

اذا وضعت المائده فلا یقوم رجل حتی ترفع المائده ولا یرفع یده و آن شبع حتی یفرغ القوم ولیعذر فان الرجل یخجل جلسه فیقبض یده و عسی آن یکون له فی الطعام حاجه.[۱۷۰]

هرگاه سفره انداخته شد، هیچ کس از کنار آن برنخیزد تا هنگامی که سفره غذا برچیده شود و هیچ کس اگرچه سیره شده است، دست از غذا نکشد تا زمانی که بقیه همراهان نیز دست از غذا خوردن بکشند و سیر شوند؛ زیرا ممکن است شخصی از بغل دستی خود خجالت کشیده و در حالی که هنوز گرسنه است، از خوردن دست بردارد.

امام علی (علیه السلام) نیز در یکی از سفارشاتش به کمیل فرموده است:

من وصیته لکمیل بن زیاد: اذا الکت فطول اکلت لیستوفی من معک و یرزق منه غیرک.[۱۷۱]

هنگامی که غذا می خوردی، خوردنت را طولانی کن، تا آن که با تو مشغول خوردن است نیز بتوانند از غذا بخورد و غیر تو نیز روزی برسد.[۱۷۲]

قناعت به غذای خود

امام علی (علیه السلام) فرمود:

ما وضع احد یده فی طعام احد لا ذل له.[۱۷۳]

هیچ کس دستش را در غذای دیگری وارد نکرد، مگر آنکه خود را ذلیل او ساخت.

مراعات انصاف

علی بن جعفر به نقل از برادرش امام کاظم (علیه السلام) نقل می کند:

سالته عن القرآن بین التین و التمر و سائر الفواکه؟ قال: نهی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) عن القران فان کنت وحدک فکل کیف احببت و آن کنت مع قوم مسلمین فلا تقرن.[۱۷۴]

از امام کاظم (علیه السلام) در مورد دوتایی (یا چندتایی) خوردن انجیر و خرما و بقیه میوه ها پرسیدم؟ آن حضرت فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دوتایی یا چندتایی خوردن را در میوه ها نهی فرمود. پس اگر تنها بودی، هر گونه خواستی بخور و اگر با گروهی از مسلمانان مشغول خوردن شدی، دوتایی یا چند تایی نخور.[۱۷۵]

همان گونه که گذشت، رعایت انصاف، از آداب خوردن به همراه دیگران است، اما مراعات آن به هنگام خوردن با انسان نابینا از اهمیت بیشتری برخوردار است. زیرا در واقع غذای انسان نابینا، امانتی است که در اختیار همراهش قرار داده شده است. از این رو، رعایت انصاف در برابر او امری ضروری و عدم رعایت آن، خیانت در امانت بشمار می رود.

در حدیث شریفی از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است:

الا کل مع الضریر امانه.[۱۷۶]

خوردن با انسان نابینا امانتداری است (پس در امانت خیانت نکرده، انصاف را رعایت کن).

غذا خوردن به میل خانواده

اگر چه دوست داشتن غذا و لذت بردن از خوردن آن امری مباح و مطلوب است، اما دوست داشتن همسر و فرزندان و گرم بودن کانون خانواده ایجاب می کند که پدر هنگام صرف غذا، تنها به فکر لذت بردن خویش نباشد؛ و خانواده و جلب رضایت آنها و نیز خوشرو و خوش اخلاق بودن با آنها برای او بیشتر از غذا اهمیت داشته باشد، بنابراین یک پدر خوب و میل خواست خانواده نیز اهمیت می دهد و از طریق اجازه می دهد تا خانواده او نیز از خوردن لذت ببرند. در مقابل، رفتار قهرآمیز و خشن و تندخویی با همسر و فرزند، به ویژه هنگام صرف غذا و توجه نکردن به خواست آنان تا اندازه متعارف و معقول، باعث می شود که اعضای خانواده بدان جهت که پدر غذا را دوست داشته و میل می کند، غذا بخورند. و حال آنکه این گونه رفتار از نظر دین مبین اسلام مردود بوده، به هیچ وجه پذیرفتنی نیست؛ انسان باایمان کسی است که پیش از آنکه به دنبال لذت بردن از غذا باشد، در پی تامین کسی است که پیش از آنکه به دنبال لذت بردن از غذا باشد، در پی تامین لذت خانواده برایش ملاک نیست. او به دنبال تامین لذت خود است و اعضای خانواده اش نیز ناچارند مطابق میل و رغبت او عمل کرده و غذا بخورند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:

المومن یاکل بشهوه اهله والمنافق یاکل اهله بشهوته.[۱۷۷]

انسان باایمان با میل خانواده اش می خورد و منافق، خانواده اش با میل او می خورند.

شکر گذاری با صدای بلند

امام علی (علیه السلام) در یکی دیگر از سفارش های خود به کمیل فرمود:

من وصیته لکمیل بن زیاد: یا کمیل، اذا استوفیت طعامک فاحمدالله علی ما رزقک و ارفع بذالک صوتک یحمده سواک فیعظیم بذالک اجرک.[۱۷۸]

ای کمیل هنگامی که غذایت را خوردی، خدا را بخاطر آنچه به تو روزی داده شکر کن، و در هنگام شکر گزاری صدایت را بلند نما تا دیگران نیز (با شنیدن صدای تو) خدا را حمد و سپاس گویند. و برای این کار، پاداشت بیشتر خواهد شد.

البته برشمردن شش عمل به عنوان آداب خوردن به صورت جمعی، بدان معنا نیست که آداب دیگری برای آن وجود ندارد؛ بلکه بیشتر آدابی که در فصل سوم گذشت مانند آدابی چون از مقابل خود خوردن و طولانی نشستن در کنار سفره از آداب خوردن به همراه دیگران نیز به شمار می آید؛ بنابراین، این آداب با آنچه در فصل سوم گذشت ضمیمه شده و رعایت همه آنها به هنگام خوردن به صورت جمعی، پسندیده و مطلوب خواهد بود.[۱۷۹]

فصل نهم

دانستنیهای گوناگون

در انتهای بخش اول، مناسب است به ذکر احادیثی که به نکته های مهم و آموزنده ای اشاره دارد، بپردازیم و از آنجا که آموزه های این احادیث را نمی توان در یکی از فصلهای موضوعی گذشته گنجاند، آنها را جداگانه با عنوان دانستنیهای گوناگون از نظر شما خواننده محترم بگذرانیم.

امام علی (علیه السلام) فرمود:

الطعام یوکل علی ثلاثه اضرب، مع الاخوان بالسرور ومع الفقراء بالایثار و مع ابناء الدنیا بالمروه؛[۱۸۰]

غذا در سه حالت خورده می شود؛ با برادران دینی به خوشحالی و شادی همراه فقیران با از خودگذشتگی و ایثار، و با دنیاطلبان و شکم پرستان و جوانمردی و گذشت.

نیز از ایشان است که:

لا تطلب الحیاه لتاکل، بل اطلب الاکل لتحیا؛[۱۸۱]

زندگی را برای خوردن مخواه، بلکه خوردن را برای زیستن بخواه.

به جا آوردن نماز اول وقت، یکی از سفارشهای مهم معصومان (علیه السلام) بود و از مستحبات بسیار موکد و بافضیلت است. اما رعایت حرمت غذایی که آماده و بر سر سفره گذاشته شده نیز در نگاه حدیث اهل بیت بسیار مهم است؛ از این رو، آنان به پیروان خود سفارش می کنند که اگر در ابتدای وقت نماز، سفره غذا گسترده و غذا در آن گذاشته شده و آماده تناول بود، رعایت حرمت غذا پسندیده تر و به تاخیر انداختن نماز بهتر است.

سماعه بن مهران گوید:

سالک اباعبدالله (علیه السلام) عن الصلاه تحضرو قد الطعام؟ قال (علیه السلام): آن کان فی اول الوقت یبدا بالطعام و آن کان مضی شی ء من الوقت خاف تاخیر فلیبدا بالصلاه؛[۱۸۲]

از امام صادق (علیه السلام) درباره هم زمانی وقت نماز و آماده خوردن شدن غذا سوال کردم؟ فرمود: اگر در آغاز وقت نماز است (و هنوز تا فوت شدن نماز وقت زیادی باقی است) غذا را مقدم کن؛ و اگر از وقت نماز گذشته و ترس از به تاخیر افتادن (غذا شدن نماز) وجود دارد، نماز را به غذا مقدم کن.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

ما من مائده وضعت و حضر علیها من اسمه احمد او محمد الا قدس ذلک المنزل فی کل یوم مرتین؛[۱۸۳]

هیچ سفره ای نیست که گسترده شود و در کنار آن کسی که نامش احمد یا محمد است حاضر باشد، مگر آنکه آن خانه در هر روز دوبار تقدیس می شود.

یکی از توصیه های معصومان (علیه السلام) در خصوص انتخاب غذا آن است که در صورت امکان، از خوردن یک نوع در وعده های متوالی و پشت سر هم خودداری شود تا حد توان، نوع غذا را در نوبت های مختلف تغییر داده شود. بدیهی که تغییر نوع غذا، باعث اشتها و اشتیاق بیشتر به خوردن غذا، تقویت جسم، و نیز پیدایش انگیزه برای شکرگزاری بیشتر و تامین مواد غذایی مورد نیاز بدن، از قبیل انواع پروتئینها، ویتامینها، چربیها و قند خون می شود.

ادریس بن عبدالله می گوید:

کنت عبد الی عبدالله (علیه السلام)، فذکر اللحم، فقال: کل یوما بلحم و یوما بلبن و یوما بشی ء آخر؛[۱۸۴]

در نزد امام صادق (علیه السلام) بودم که صحبت از گوشت به میان آمد، آن حضرت فرمود: یک روز گوشت بخور، روز دیگر شیر و روز بعد نیز غذای دیگر.

البته باید توجه داشت که تنوع غذایی چه مطلوب است، ولی توجه بیش از اندازه به آن و همچنین استفاده از غذاهای رنگارنگ در یک وعده غذایی، باعث پرخوری شده و عوارض ناخوشایندی همچون چاقی به دنبال خواهد داشت.

امام علی (علیه السلام) فرمود:

الالوان یعظمت البطن و یخدرن الالیتین؛[۱۸۵]

غذاهای رنگارنگ شم را بزرگ و سرین را سست می کند.

یکی از راه های شکر گزاری از خداوند روزی بخش آن است که نعمتهای الهی را در حد معمول استفاده کرده و دیگران را نیز از آن بهرمند ساخت؛ چرا که خداوند نعمتهایش را به همین منظور به بندگانش بخشیده و از آنان انتظار دارد حق آن را ادا کنند. بنابراین، خسیس بودن در مصرف نعمتهای پروردگار و یا داشتن امکانات زندگی، اما همچنین مستمندان زیستن و همانند آنان خوردن، ذات مقدس پروردگار را ناخشنود ساخته و در نتیجه، نعمتهای آن انسان خسیس را در معرض زوال قرار می دهد.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

ان الله تعالی یحب آن یری اثر نعمته علی عبده فی ماکله و مشربه؛[۱۸۶]

خداوند متعال دوست دارد که آثار نعمت های خود را که به بنده اش بخشیده، در خوراک و پوشاک او ببیند.

البته باید توجه داشت که زندگی کردن متناسب با نعمتهای الهی را نباید با اسراف و زاده روی اشتباه نمود؛ زیرا اسراف در هر زمینه و به هر میزان که باشد، مطرود و ناپسند بوده و به هیچ وجه پذیرفتنی نیست.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

دخل رسول الله علی عائشه فرای کسره کاد آن یطاها فاخذها فاکلها ثم قال: یا حمیراء اکرمی جوار نعم الله عزوجل علیک فانها لم تنفر من قوم فکادت تعود الیهم؛[۱۸۷]

پیامبر خدا نزد عائشه و در آنجا تکه نانی را روی زمین دید که نزدیک بود عایشه آن را پایمال کند. حضرت آن را برداشت و خورد و به عائشه فرمود: ای! حمیرا نعمتهایی را که خداوند عزوجل به تو بخشیده گرامی بدار؛ زیرا هیچ نعمتی از نعمتهای خداوند از ملتی گرفته نمی شود مگر آنکه به واسطه قدردانی و شکرگزاری آن ملت دوباره به سوی آنها باز گردانده خواهد شد.[۱۸۸]

بخش دوم

فصل اول

آداب آشامیدن

آشامیدن نیز همچون، خوردن آدابی دارد که برخی از آنها با آداب خوردن مشترک و برخی دیگر ویژه نوشیدن است. آن آداب عبارت است از:

با میل نوشیدن

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

لایشرب احدکم الماء حتی یشتهیه فاذا اشتهاه فلیقل منه؛[۱۸۹]

هیچ یک از شما آب ننوشد، مگر به آن میل و اشتها داشته باشد و زمانی که به آن میل داشت، به مقدار کم آن بسنده کند.

با دست راست نوشیدن

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره با دست راست نوشیدن می فرماید:

لیاکل احدکم بیمینه و لیشرب بیمینه و لیاخذ بیمینه، ولیعط بیمینه فان الشیطان یاکل بشماله و یشرب بشماله و یعطی بشماله و یاخذ بشماله؛[۱۹۰]

هر یک از شما باید با دست راستش بخورد، با دست راستش بیاشامد و با دست راستش بگیرد و با دست راستش عطا کند؛ زیرا شیطان با دست چپش می خورد و با دست چپ می آشامد، و با دست چپش می دهد و با دست چپ می گیرد.

همچنین از آن حضرت است که: من شرب بشماله شرب معه الشیطان؛[۱۹۱]

هرکس با دست چپ بنوشد، شیطان با او می آشامید.

بسم الله گفتن

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

ان الرجل منکم لیشرب الشربه من الماء فیوجب الله له بها الجنه، ثم قال: انه لیاخذ الاناء فیضعه علی فیه فیسمی؛[۱۹۲]

کسی از شما آب می نوشد و خداوند به خاطر آن آشامیدن، بهشت را بر او واجب می کند. سپس (در بیان علت واجب شدن بهشت بر او) فرمود: زیرا او ظرف آب را می گیرد و نزدیک دهانش می برد بسم الله می گوید (و سپس می نوشد).

مکیدن آب

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

مصوا الماء مصا فانه اهنا و امرا و ابرا؛[۱۹۳]

آب را مک بزنید؛ زیرا این گونه نوشیدن، گواراتر و لذت بخش تر و از اصابت هر خطری[۱۹۴] دورتر است.

امام حسین (علیه السلام) نیز می فرماید:

قال لی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): اشرب الماء مصا یمرءک اکلک؛[۱۹۵]

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به من فرمود: آب را با مکیدن بنوش تا غذایت را هضم کند.

در سه مرحله نوشیدن

تغییر ناگهانی دمای بدن و نیز خطراتی همچون جهیدن آب در نای و حنجره، از جمله عوارض ناشی از یک جا سرکشیدن آب است. می توان این عوارض را با مکیدن آن و با طمانینه و در سه مرحله نوشیدن آن، بر طرف نمود. البته با رعایت این نکات مهم؛ افزون بر در امان ماندن از این خطرات، از نوشیدن مایعات نیز لذت بیشتری خواهیم برد.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

اذا شرب احدکم الماء و تنفس ثلاث کان آمنا؛[۱۹۶]

هرگاه یکی از شما آب بنوشد و سه بار نفس بکشد در امان خواند ماند.

ایستاده نوشیدن در روز

یکی از آداب مشهور نوشیدن آب، ایستاده نوشیدن در روز و نشسته نوشیدن در شب است. در این خصوص، احادیث بسیاری وارد شده است. برخی از آن احادیث، به صورت مطلق و بدون ذکر روز یا شب، ایستاده نوشیدن یا نشسته نوشیدن را توصیه می نماید، ولی در جمع بندی، به این نتیجه خواهیم رسید که ایستاده نوشیدن در روز و نشسته نوشیدن در شب مطلوب تر است و نفع بیشتری به دنبال دارد.

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:

شرب الماء من قیام بالنهار: ادر للعرق و اقوی للبدن؛[۱۹۷]

ایستاده نوشیدن آب در روز، عرق را بهتر دفع می کند و بدن را قوی تر می سازد.

نیز از آن حضرت است که:

شرب الماء من قیام بالنهار یمری الطعام؛

ایستاده نوشیدن آب در روز، غذا را هضم می کند.

امام علی (علیه السلام) فرمود:

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): یا علی اشرب الماء قائما، فانه اقوی لک واصح؛[۱۹۸]

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ای علی! آب را ایستاده بنوش؛ زیرا موجب قوی تر و سالم شدن بدنت می شود.

نشسته نوشیدن در شب

امام صادق (علیه السلام):

شرب الماء باللیل من قیام یورث الماء الاصفر؛[۱۹۹]

ایستاده نوشیدن آب در شب، بزرگی شکم را به دنبال خواهد داشت.

یاد امام حسین (علیه السلام) پس از آشامیدن آب

داوود رقی می گوید:

کنت عند الی عبدالله (علیه السلام) اذا استسقی الماء شربه رایته قد استعبر و اغرورقت عیناه بدموعه ثم قال لی: یا داود لعن قاتل الحسین (علیه السلام) و ما من عبد شرب الماء فذکر الحسین (علیه السلام) و اهل بیته و لعن قالته الا کتب الله عزوجل له مائه الف حسنه وحط عنه مائه الف سیئه و رفع له مائه الف درجه و کانما اعتق مائه الف نسمه و حشره الله عزوجل یوم القیامه ثلج الفواد؛[۲۰۰]

نزد امام صادق (علیه السلام) بودم که آن حضرت آب طلبید.، (برای آب حضرت آب آوردم)، پس از آنکه آن را نوشید، حضرت را دیدم که رنگ رخسارش پرید و حالش منقلب شد و چشمهایش پر از اشک گردید. آن گاه به من فرمود: ای داود! خداوند قاتل حسین (علیه السلام) را لعنت کند. هیچ کسی نیست که آب بنوشد و سپس حسین (علیه السلام) و خاندان او را یاد کند و بر قاتل او را لعن فرستد، جز آنکه خداوند برای او صد هزار حسنه می نویسد و صدهزار گناه او را می بخشد و صد هزار درجه به او می دهد. او همانند کسی است که صد هزار بنده را آزاد کرده و در روز قیامت، خداوند او را با دلی شاد و خنک زنده می کند.[۲۰۱]

سکینه دختر امام حسین (علیه السلام) می فرماید:

لما قتل الحسین (علیه السلام) اعتنقته فاغمی علی فسمعته یقول:

شیعتی ما آن شربتم ری غذب فاذ کرونی - او سمعتم بغریب او شهید فاندبونی ؛[۲۰۲]

هنگامی که (پدرم) امام حسین کشته شد، جسم او را در آغوش گرفتم و بیهوش شدم، (در آن حال) شنیدم که می فرمود: ای شیعیان من! هرگاه آب خنک و گوارایی آشامیدید، مرا یاد کنید و هرگاه مصیبت غریب یا شهیدی را شنیدید، برای من عزاداری کنید.

ستایش خدا کردن

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

ان الرجل یشرب الشربه من الماء فیدخله الله عزوجل بها الجنه، قلت: و کیف ذاک یابن رسول الله؟ قال الرجل یشرب الماء فیقطعه ثم ینحی الاناء و هو یشتهیه فیحمدالله عزوجل ثم یعود فیه ویشرب، ثم ینحیه و هو یشتهیه فیحمدالله عزوجل ثم یعود فیشرب فیوجب الله عزوجل له بذلک الجنه؛[۲۰۳]

همانا مردی از شما آب می نوشد و خداوند به واسطه این عمل، او را داخل بهشت می کند. پرسیدم: چگونه ای فرزند رسول خدا؟ فرمود: آن مرد آب می نوشد، و در حالی که هنوز میل به نوشیدن در او هست، باز می ایستدت ظرف آب را از دهان دور کرده الحمدلله می گوید، آن گاه دوباره، باقی مانده آب را می نوشد؛ و باز در حالی که هنوز میل به نوشیدن در او هست، باز می ایستد، ظرف آب را از دهان دو کرده الحمدلله می گوید، آن گاه دوباره باقی مانده آب را می نوشد و خداوند نیز به خاطر این کار، بهشت را بر او واجب می کند.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

من شرب شربه من الماء فتجرعه فی ثلاث جرع یسمی الله تعالی فی اوله و یحمده فی آخره لم یزل الماء یسبح فی بطنه حتی یخرج[۲۰۴]؛

هر کس آب را در سه جرعه بنوشد و در آغاز هر جرعه، نام خدا بر زبان جاری سازد و در پایان هر جرعه شکر او را به جای آورد، تا زمانی که آن آب در شکم اوست، تسبیح خداوند می گوید، تا اینکه خارج شود

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اذا شرب احدکم فلیشرب فی ثلاثه اتفاس (یحمدالله فی کل منه)[۲۰۵]، الاول شکر للشربه و الثانی مطرده للشیطان شفاء لما فی جوفه؛[۲۰۶]

فصل دوم

آنچه ترک کردنش نیکوست

معمولا بایدها و نبایدها در هر موضوع، دست به دست هم داده، مجموعه بایدها و نبایدها تشکیل شده است. هنگامی که به مجموعه بایدها و نبایدها تشکیل در آنچه از معصومین (علیه السلام) برای ما به یادگار مانده است می نگریم، هر چیزی را بر سر جای خود و همه نکات دقیق و ظریف را مراعات شده می یابیم. از این رو، وقتی می توان صورت زیبای نوشیدن براساس آموزه های دینی را ارائه کرد که افزون بر عمل کردن به بایدها آن که در فصل اول گذشت از نبایدهای آن نیز پرهیز نمود.

نبایدهایی که در این فصل آنها را بر می شمریم.

بسیار نوشیدن آب

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

لا تکثر من شرب الماء فانه ماده لکل داء؛[۲۰۷]

آب زیاد نیاشام؛ زیرا نوشیدن آب به وجود آورنده همه بیماریهاست.[۲۰۸]

و نیز روایت شده است که:

امام الصادق (علیه السلام) و هو یوصی رجلا فقال له اقلل من شرب الماء فانه یمد کل داء واجتنب الدواء ما احتمل بذالک اداء؛[۲۰۹]

امام صادق (علیه السلام) در ضمن سفارشهای خود به مردی فرمود: آب کم بنوش؛ زیرا بسیار نوشیدن آب، طولانی شدن بیماریها را دنبال دارد، و همچنین تا زمانی که بدنت توانایی تحمل درد دارد، از خوردن دوا بپرهیز.

نیز از آن حضرت است که:

لو او الناس اقلوا من شرب الماء لاستقامت ابدانهم؛[۲۱۰]

اگر مردم کمتر آب می نوشیدند، بدنهایشان مقاوم تر می شود.

همچنین ایشان در جای دیگری فرموده است:

من اقل من شرب الماء صح بدنه؛[۲۱۱]

هر کس کمتر آب بنوشد، بدنش سالم شود.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

کثر النوم یتولد من کثره الشرب و کثره الشرب من کثره الشبع و هما یثقلان النفس عن الطاعه و یقسیان القلب عن القلب عن التفکر و الخضوع؛[۲۱۲] خواب زیاد، از نوشیدن زیاد است و نوشیدن زیاد، از پرخوری است و این دو، نفس را نسبت به اطاعت خدا سنگین می کنند، و نیز قلب را سخت نموده و از تفکر و خضوع باز می دارند.

با یک نفس نوشیدن

سلمان بن خالد گوید: سالک ابا عبدالله (علیه السلام) عن الرجال یشرب الواحد، قال: یکره ذلک و ذاک شرب الهیم. قال: و ما الهیم؟قال: الابل؛[۲۱۳]

از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود:

ثلاثه انفاس افضل فی الشرب من نفس واحد، و کان یکره آن یتشبه بالهیم؛[۲۱۴]

نوشیدن به سه نفس، بهتر از نوشیدن به یک نفس است؛ نیز آن امام (علیه السلام) نمی پسندید که انسان تشنه، همانند شتر بنوشد.[۲۱۵]

امام باقر و امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

ثلاث انفاس فی الشراب افضل من نفس واحده و کرها آن یتشبه الشراب بشرب الهیم، یعنیان الابل الصادیه، لا ترفع رووسها من الماء حتی تروی؛[۲۱۶]

سه نفس در نوشیدن بهتر از نوشیدن با یک نفس است. و آن دو امام (علیه السلام) دوست نداشتند که آدمی مانند شتر تشنه آب نوشیده و تا زمانی که سیراب نشده، سرش را از آب بر ندارد.

سرکشیدن و بلعیدن آب

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

مصوا الماء مصا و لا تعبوده عبا فانه یوجد منه الکباد؛[۲۱۷]

آب را مک بزنید و آن را سر نکشیده، زیرا ناراحتی کبد از آثار آن است.

با دهان از جوی آب نوشیدن

نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است:

لا تکرعوا ولکن اغسلوا ایدیکم ثم اشربوا فیها فانه لیس اناء اطیب من الید؛[۲۱۸]

برای نوشیدن آب همانند چهارپایان دهان خود را به آب نزدیک نکنید، بلکه دستهای خود را بشویید و سپس با آنها بنوشید؛ زیرا هیچ ظرفی بهتر از دست نیست.[۲۱۹]

و نیز از امام صادق (علیه السلام) اینچنین روایت شده است که:

مر النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) بقوم یشربون الماء بافواههم فی غزوه تبوک، فقال لهم النبی (صلی الله علیه و آله و سلم): اشربوا بایدیکم فانها خیر اوانیکم؛[۲۲۰]

در جنگ تبوک پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به افرادی بخورد که خم شده بودند و دهان خود را روی آب گذاشته و می نوشیدند، به آنها فرمود: با دستان خود بنوشید؛ زیرا دستها، بهترین ظرفهای شمایند.

فصل سوم

بهداشت آشامیدن

به طور کلی رعایت در هر کاری لازم و ضروری است. بهداشت در آموزه های دینی، از نشانه های ایمان به شمار می رود.

توصیه های بهداشتی در خصوص نوشیدن نیز از جمله توصیه هایی است که در روایات معصومان (علیه السلام) می توان آن را مشاهده نمود. البته باید توجه داشت که اگر مراعات بهداشت با توجه به سفارشهای معصومان (علیه السلام) همراه باشد، افزون بر سلامت جسم، ثواب پیروی از آن بزرگواران را نیز به همراه دارد و در غیر این صورت، تنها فایده دنیوی، یعنی سلامت بدن را به دنبال خواهد داشت.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم):

لا تشربوا الا فی ذی اکاء؛[۲۲۱]

جز از ظرفی که در پوش دارد، آب ننوشید.

امام علی (علیه السلام):

لا تشربوا الماء من ثلمه الاناء ولا من عروته فان الشیطان یقعد علی العروه و الثلمه؛[۲۲۲]

از محل شکستگی و نیز از گوشه ظرف آب بنوشید، زیرا شیطان[۲۲۳] شکستگی و گوشه ظرف می نشیند.

نیز از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده:

لا یشربن احدکم الماء من عند عروه الاناء فانه مجتمع الوسخ؛[۲۲۴]

هیچ یک از شما از گوشه ظرف آب ننوشید؛ زیرا آنجا محل شدن چرکی هاست.

ابو سعید خدری می گوید:

ان انبی (صلی الله علیه و آله و سلم) نهی عن النفخ فی الشرب رجل: القداه اراها فی الاناء؟ قال: اهرقها؛[۲۲۵]

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از دمیدن به نوشیدنی نهی فرمود. مردی از آن حضرت پرسید: اگر در روی آب ذرات گرد و غبار ببینم (چه کنم)؟ آن حضرت فرمود: آن را بریز.[۲۲۶]

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

لا تنفس فی الاناء و لا تنفخ فیه؛[۲۲۷]

در داخل ظرف (غذا و آب) نفس نکش و در آن فوت نکن.

نیز از آن حضرت است که:

ابن القدح عن فیک ثم تنفس؛[۲۲۸]

ظرف (آب) را از دهان خود دور کن و سپس نفس بکش.

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

لاتشرب فی النحاس فانه یورث السهل الاوسواس و الخبال؛[۲۲۹]

در ظرف مسی آب منوش؛ زیرا باعث وسواس و کن عقلی می شود.

فصل چهارم

دانستنی های گوناگون

الامام الباقر (علیه السلام) عند ما جاءته الجاریه بکوز من ادم فلما صار فی یده: قال: الحمدلله الذی جعل لکل شی ء حدا الیه حتی آن لهذا الکوز حدا ینتهی الیه، فقال ابن ذر: و ما حده؟ قال: یذکر اسم الله علیه اذا شرب و یحمدلله اذا فرغ، ولا یشرب من عند عروته، و لا من کسران کان فیه؛[۲۳۰]

هنگامی که کنیز امام باقر (علیه السلام) کوزه آبی را به دست آن حضرت داد فرمود:

سپاس و ستایش خداوندی را که برای هر چیز حد و اندازه ای قرار داد، حتی برای این کوزه! ابن ذر از آن حضرت پرسید: دستورالعمل مناسب آن چیست؟ فرمود: این که آدمی هنگام نوشیدن نام خدا را بر آن ببرد و چون نوشیدنش تمام شد، خدا را ستایش کند و از گوشه آن و شکستگی که در آن پیدا شده نیاشامد.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

الذین یشربون فی آنیه (الذهب) و الفضه انما یجرجر فی بطونهم نارجهنم؛[۲۳۱]

کسانی که در ظرفهای طلا و نقره می نوشند، در شکم خود آتش جهنم را وارد می کنند.

براء بن عازب می گوید:

رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نهنا عن... الشرب فی آنیه الذهب و الفضه و قال من شرب فیها فی الدنیا لم یشرب فیها فی الاخره؛[۲۳۲]

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ما را از اینکه در ظرفهای طلا و نقره بنوشیم نهی کرد و فرمود: هر کس در دنیا از این ظرفها بنوشد، در قیامت از آنها محروم خواهد شد.[۲۳۳]

رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) انه نهی عن اختناث الا سقیه و هو آن یثنی افواه القرب ثم یشرب منه؛[۲۳۴]

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از اینکه سر مشک را گرفته و از آن آب آشامیده شود، نهی فرمود.[۲۳۵]

فصل پنجم

شراب و شرابخواری

شرابخواری، از جمله بلاهای خطرناکی است که جوامع امروز بشری را به خود مبتلا ساخته است. متاسفانه این بلا، به طور وسیعی در بیشتر کشورهای جهان ریشه دوانده و بیم آن می رود که این بیماری مهلک در کشور اسلامی ما نیز نفوز کرده، روز به روز ریشه خود را مستحکم تر سازد. از این رو، پیش گیری و مبارزه با بروز چنین بیماری خطرناکی در جامعه اسلامی و ممانعت از رشد آن، در درجه اول بر مسئولان نظام و در مرحله بعد، بر فرد فرد مسلمانان تکلیف است.

نگارنده با توجه به موضوع این کتاب، لازم دید و ذکر برخی آیات و روایات مربوط به شراب و شرابخواری پرداخته، بزرگی این گناه را براساس آنچه در آموزه های دینی آمده است برشمرد. امید که به لطف الهی، بتواند در راه ارشاد جامعه اسلامی و نهی از منکر مفید واقع شده، و باعث شود عده ای که ایمان سستی دارند و غافل اند و از روی عمد یا جهل و نادانی به دام چنین بلایی افتاده اند، به زشتی و عذاب عمل خود آگاه شده، از خواب غفلت و نادانی بیدار شوند.

حرمت شراب

در قرآن کریم و روایات شریف معصومین (علیه السلام) به صراحت، شراب و شرابخواری حرام دانسته شده است و مسلمانان با تاکید بسیار از آن نهی شده اند. اگر چه مست کنندگی شراب، مهم ترین علت تحریم آن دانسته شده، ولی پلیدی آن، باعث شده است که حتی مقدار کم آن که ممکن است مستی به بار نیاورد نیز حرام باشد. به همین دلیل رسول گرامی اسلام، شراب یا هر چیز مست کننده دیگر را به طور مطلق حرام فرمود و بین کم یا زیاد آن تفاوتی قائل نشده است. افزون بر آن، برای اینکه مسلمانان به زشتی بی اندازه آن پی برده و نیز راه هر گونه توجیه و دلیل تراشی را بر آنان ببندد، نوشیدن آن را برای معالجه نیز حرام کرده و در هیچ فرضی آن را جایز ندانسته است.

انما یرید الشیطین آن یوقع بینکم العدوه و البیضاء فی المر و المیسر و یصدکم عن ذکر الله و عن الصلوه فهل انتم منتهون؛[۲۳۶]

شیطان می خواهد با شراب و قمار، میان شما کینه و دشمنی بیندازد و شما را از یاد خدا و نماز باز دارد. سپس آیا (از اینها) دست بر می دارید؟).

یسلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منفع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما؛[۲۳۷]

از تو درباره شراب و قمار می پرسند، بگو در آن دو گناهی بزرگ است و سودهایی است که برای مردم دارد و لکن گناه آن دو از نفعشان بزرگ تر است.

یاایها الذین ءامنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلم رحس من عمل الشیطن فاجتنبوه لعلکم تفلحون؛[۲۳۸]

ای کسانی که ایمان آورده اید! شراب، قمار، بت پرستی و گروبندی با تیرها، یک پلیدی از کار شیطان است. پس از آن بپرهیزید تا رستگار شوید.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

کل مسکر حرام؛[۲۳۹]

هر مست کننده ای حرام است.

امام رضا (علیه السلام) هم می فرماید:

ما بعث الله نبیا قط الا بتحریم الخمر؛[۲۴۰]

خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نفرموده، مگر با حرام کردن شراب.

از امام صادق (علیه السلام) نیز روایت شده است:

ان الله عزوجل حرم الخمر بعینها، فقلیلها و کثیرها حرام کما حرم المیته والدم و لحم الخنزیر؛[۲۴۱]

خداوند عزوجل شراب را ذات حرام کرده است، پس چه کم و چه زیاد آن حرام است همان گونه که مردار، خون و گوشت خوک را حرام نموده است. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

کل مسکر حرام وما اسکر کثیره فقلیله حرام؛[۲۴۲]

هر مست کننده ای حرام است و آنچه که زیادش باعث مستی شود، کمش نیز حرام است.

نیز از آن حضرت است که:

من شرب المسکر قلیلا کان او کثیرا فهو اشد عندالله من آکل الربا، لانه مفتاح کل شر؛[۲۴۳]

هر مست کننده ای بخورد، چه کم باشد یا چه زیاد، در نزد خداوند گناهش بزرگ تر از گناه رباخوار است؛ زیرا شراب، کلید همه بدی هاست.

امام باقر (علیه السلام) فرمود:

ان الله عزوجل جعل للشر اقفالا وجعل تلک الاقفال الشراب، والذب شر من الشراب؛[۲۴۴] همانا خداوند عزوجل برای بدی قفلهایی قرار داده است که کلید آن قفلها شراب است؛ البته دروغ، بدتر از شراب[۲۴۵] است.

حد شرابخواری

امام صادق (علیه السلام) در مورد عقوبت دنیای شرابخوار فرمود: ان فی کتاب علی (علیه السلام) یضرب شارب الخمر ثمانین؛[۲۴۶]

همانا در کتاب علی آمده است که به شراب خوار، هشتاد ضربه شلاق زده می شود. نیز امام باقر (علیه السلام) فرموده است:

ان علیا (علیه السلام) کان یقول: آن الرجل اذا شرب الخمر سکر و اذا سکر هذی و اذا هذی افتری فاجلدوه حد المفتری؛[۲۴۷]

علی (علیه السلام) می فرمود: اگر کسی شراب بخورد، مست می شود و چون مست شد، هذیان می گوید و وقتی هذیان گفت، بر دیگری افترا می بندد. پس او را به اندازه حد کسی که تهمت زده تازیانه بزنید.

جایگاه شرابخوار در اجتماع

تحریم اجتماعی شرابخوار، از تدابیری است که شارع مقدس برای حفظ و صیانت جامعه در نظر گرفته است. از این رو، تحریم اجتماعی فرد شرابخوار، از وظایف هر انسان و مومن است؛ زیرا کسی که از این گناه بزرگ باکی ندارد، همچنین میکروبی است که افراد نزدیک به خود را مبتلا می سازد، یا همچنین بیماری است که بیماری اش به دیگران سرایت می کند. بر این اساس تنها راه مصون ماندن اجتماع از سرایت بیماری چنین افرادی به دیگران، در قرنطینه قرار دادن او و قطع هرگونه روابط اجتماعی با اوست؛ زیرا هر کس که از نزدیکی یا هم نشینی با او پرهیز کند و با او همانند دیگران رفتار نماید؛ نخستین کسی که در معرض آلودگی به انواع گناهان قرار، خود و اعضای خانواده اش است. احادیث امامان معصوم (علیه السلام)، راهکارهایی برای تحریم اجتماعی و منزوی کردن شراب خوار بر می شمردند تا علاوه بر تضمین سلامت جامعه مسلمان، شرابخوار را وادار به ترک این عمل زشت نموده و به دامن اجتماع پرمهر مسلمانان بازگرداند. گفتنی است که تنها با عمل به احادیث و اجرای حدی که در شرع مقدس برای شرابخوار معین شده، می توان جامعه مسلمان را در برابر این بیماری خطرناک بیمه کرد. گفتنی است که تنها با عمل به احادیث و اجرای حدی که در شرع مقدس برای شرابخوار معین شده، می توان جامعه مسلمان را در برابر این بیماری خطرناک بیمه کرد.

امام صادق (علیه السلام) فرموده است:

من زوج ابنته شارب الخمر فکانما قادها الی الزنا؛[۲۴۸]

هر کس دخترش را به ازدواج شرابخوار درآورد، مانند آن است که او را به زنا واداشته است.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرموده است:

شارب الخمر آن مرض فلا تعودوه و آن مات فلا تحضروه، و آن شهد فلا تزکوه و آن خطب فلا تزرجوه و آن سالکم امانه فلا تاتمنوه؛[۲۴۹]

اگر شرابخوار بیمار شد، از او عیادت نکنید و اگر مرد، به جنازه اش حاضر نشوید و اگر شهادت داد، به شهادتش اطمینان نکنید و اگر به خواستگاری آمد، به او همسر ندهید و اگر چیزی از شما به امانت خواست، امینش مشمارید.

نیز از آن حضرت روایت شده که:

لا تجالسوا مع شارب الخمر و لا تعودوا مرضاهم تشیعوا جنائزهم و لا تصلوا علی امواتهم فانهم کلاب اهل النار، کما قال الله عزوجل:

اخسوافیها و لاتکلمون؛[۲۵۰]

با شرابخوار هم نشینی نکنید و به هنگام بیماری به عیادتشان نروید و جنازه های آنها را تشییع نکنید و بر مردگانشان نماز نخوانید، زیرا آنها سگهای جهنمیان اند، همان گونه که خداوند عزوجل در قرآن کریم خطاب به آنها فرموده است: گم شوید و با من سخن نگویید.

یکی دیگر از راه های وادار کردن شرابخوار به ترک شراب، جواز بدگویی از اوست. اگر چه بدگویی و آشکار کردن عیب انسان مومن، حرام و از گناهان کبیره است، بدگویی و آشکار کردن عیب انسان فاجز و شرابخوار جایز است. این بدان جهت است که اولا مردم به خصلت این افراد آگاه شده و در رفت و آمد با آنان جانب احتیاط را رعایت کنند؛ و دیگر آنکه موجب شود آنها به زشتی عمل خود پی برده و دست از آن بردارند. البته روشن است که بدگویی و ذکر عیب این افراد، تنها در این راستا جایز بوده و آشکار کردن عیبهای دیگری که هیچ ارتباطی با شرابخواری او ندارد، جایز نیست. برای مثال، نمی توان فاش کرد که او فلان عیب را در بدنش دارد یا در سالهای قبل وقتی که هنوز در دام شرابخواری گرفتار نشده بود خطایی از او سر زده است. همچنین نمی توان به آنها تهمتهای ناروا وارد ساخت.

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

لا غیبه للفاجر و شارب الخمر؛[۲۵۱]

غیبت انسانهای بدکار و شرابخوار، اشکالی ندارد.[۲۵۲]

آثار شرابخواری

اگر چه پس از خوردن شراب، ممکن است تنها به مدت چند دقیقه حالت مستی و گنگی به فرد شرابخوار عارض شود و پس از آن مدت کوتاه، دوباره هوشیار شده و به حال طبیعی بازگردد، اما تمام عبادتها بویژه نماز او تا چهل شبانه روز مورد قبول واقع نمی شود و دعاهایش مستجاب نمی گردد. نیز اگر در این مدت در حالی که هنوز توبه واقعی نکرده باشد مرگش فرا رسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.در واقع این رفتار خداوند با بنده گناهکارش، تحریم عبادی اوست؛ زیرا خداوند تا چهل شب او را از درگاه خود رانده و عبادتهای او را نمی پذیرد. بنابراین، ارتکاب این گناه بزرگ، علاوه بر اینکه باید باعث دانه شدن از کنار مخلوق خدا و تحریم اجتماعی او شود، باعث رانده شدن شرابخوار از درگاه خالق نیز می گردد. این تنبیه دو جانبه از سوی خدا و خلق، باعث می شود تا گناهکاری که هنوز گناهان، قلب او را تیره نساخته و نمیرانده است، دریابد که راهی جز بازگشت به درگاه پروردگار دانسته و هیچ پناهی جز دامن لطف و احسان او وجود ندارد.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در سفارشهای خود به علی (علیه السلام) فرمود:

یا علی شارب الخمر لا یقبل الله یا علی شارب الخمر لا یقبل الله عزوجل صلاته اربعین یوما فان الاربعین مات کافرا؛[۲۵۳]

ای علی! خداوند عزوجل نماز شرابخوار را تا چهل روز نمی پذیرد و اگر در آن چهل روز بمیرد، کافر مرده است.

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:

من شرب مسکرا انحبست صلاته اربعین یوما و آن مات فی الاربعین مات میته جاهلیه، فان تاب تاب الله عزوجل علیه؛[۲۵۴]

هرکس مست کننده ای بخورد تا چهل روز نمازش از قبولی در درگاه حق حبس می شود. اگر در آن چهل روز بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است و اگر توبه کند، خداوند عزوجل نیز توبه اش را می پذیرد.

نیز آن حضرت به یونس بن ضبیان فرمود:

لیونس بن ظبیان: یا یونس ابلغ عطیه عنی انه من شرب جزعه من خمر لعنه الله و ملائکته و رسله و المومنون، فان شربها حتی منها نزع روح الایمان من جسده و رکبت فیه روح خبیثه سخیفه ملعونه؛[۲۵۵]

ای یونس! از طرف من به عطیه بگو که که هر کس جرعه ای شراب بخورد، خدا و فرشتگان او و پیامبران او و مومنان، او را لعنت خواهند کرد. پس اگر آن را بخورد تا از آن مست شود، روح ایمان از بدنش کنده می شود و روحی خبیث، پست و نفرین شده به جای آن می نشیند.

شرابخوار در قیامت

دشوارترین زمان برای انسان شرابخوار، که بدون توبه واقعی از دنیا رفته، زمانی است که از قبر بیرون می آید و مجبور است در روز محشر، در پیشگاه پروردگار و نیز در مقابل تمامی انسانهای عالم، پاسخگوی اعمالش باشد و روسیاهی و رسوایی ابدی خود را در برابر دیدگان همه به نظاره بگذارد.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) حال انسان شرابخوار در روز قیامت را این گونه توصیف می کند:

یخرج یوم القیامه شارب الخمر من قبر انتن من الجیفه، والکوز معلق فی عنقه، والقدح بیده و بیده و یملا ما بین جلده و لحمه حیات و عقارب و یلبس تعلا من نار فیغلی دماغ راسه و یجد قبره حفره من حفر النار ویکون فی النار قرین فرعون وهامان؛[۲۵۶]

در روز قیامت، شرابخوار از قبرش خارج می شود، در حالی که از لاشه گندیده بدبوتر است و کوزه شراب بر گردن او آویزان و کاسه شراب در دست اوست. میان پوست و گوشت او مارها و عقربهایی وجود دارند.

کفشی از آتش پوشیده که مغز سرش را می جوشاند و در حالی که خود را در حفره ای از حفره های جهنم یافته و در آنجا انواع عذابهای دردناک را چشیده بود در آتش جهنم نیز همنشین فرعون و هامان است.

نیز از آن حضرت است که:

من مات مدمن خمر سقاه الله عزوجل من نهر الغوطه قیل: وما نهر الغوطه؟ قال: نهر یجری من فروج المومسات یوذی اهل النار ریحهن؛[۲۵۷]

هرکس بمیرد در حالی که دائم الخمر است، خداوند از نهر غوطه به او می چشاند. پرسیده شد: نهر غوطه چیست؟ فرمود: جویی (از چرک و خون) است که از فرج زنان بدکاره جاری می شود جهنمیان از بوی بد آن در عذابند.

سعد اسکاف از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند:

من شرب مسکرا لم تقبل منه صلاته اربعین یوما وان عاد سقاه الله من طینه خبال، قال: قلت: وما طینه الخبال؟ فقال: ماء یخرج من فروج الزناه؛[۲۵۸]

هر کس شراب خورد، تا چهل روز نمازش پذیرفته نمی شود، پس اگر دوباره بخورد خداوند به او طینت خبال می نوشاند. پرسیدم: طینت خبال چیست؟ فرمود: آبی است که از فرج زنان زناکار خارج می شود.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

ان شارب الخمر یجی ء یوم القیامه مسودا وجهه، مرزقه عیناه، مائلا شدقه، سائلا لعابه، دالعا لسانه من قفاه؛[۲۵۹]

در روز قیامت، شرابخوار در حالی که محشور می شود که صورتش سیاه، چشمانش کبود، دهانش کج، آب دهانش جاری و زبانش از پشت سرش بیرون آمده است.

باز از آن حضرت روایت شده است که:

والذی بعثنی بالحق نبیا آن شارب الخمر یاتی یوم القیامه مسودا وجهه یضرب براسه الارض وینادی واعطشاه؛[۲۶۰]

سوگند به آن که مرا به پیامبری برحق برگزید، در روز قیامت شرابخوار در حالی می آید که صورتش سیاه شده و با سرش بر زمین می کوبد و فریاد و ای از تشنگی سر می دهد.

جایگاه ابدی شراب خوار

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

ثلاثه لا یدخلون الجنه: مدمن خمر و مدمن سحر وقاطع رحم؛[۲۶۱]

سه گروه اند که داخل بهشت نمی شوند: معتاد به شراب، معتاد به سحر و جادوگری، و آنکه پیوند خویشی می برد.[۲۶۲]

همچنین آن حضرت می فرماید:

لیس منی من شرب مسکرا لا یرد علی الخوض لا والله؛[۲۶۳]

هر کس که مست کننده ای می خورد، از من نیست. و به خدا سوگند که هرگز در کنار حوض کوثر نزد من نمی آید.

پاداش ترک شراب

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

من ترک الخمر صیانه لنفسه سقاه الله عزوجل من الرحیق المختوم؛[۲۶۴]

هر کس خوردن شراب را برای حفظ از آلودگی نفس ترک کند، خداوند عزوجل از شراب ناب بهشتی به او می نوشاند.

پایان سخن

ما مسلمانان بر این باوریم که دین اسلام، آخرین و کامل ترین دینی است که خداوند به بندگان خود هدیه کرده است، اما باید توجه داشت که تنها زمانی می توان به این باور، اعتقادی راسخ داشت و آن را از هرگونه تزلزل و دگرگونی رهایی بخشید، که در اقیانوس بیکران معارف و زیبایی های دین غور کرده و از جای جای آن، مرواریدهای درخشانی که چشمان هر بیننده ای را خیره می سازد، بدست آورده. البته دریافت معارف عمیق آن، نه تنها باعث استحکام باورها و عقاید می شود، بلکه عرضه آن به جامعه اسلامی، ریشه ایمان را در دل دیگر مسلمانان عمیق تر کرده و جهانیان باور خواهند کرد که اسلام را در دل دیگر مسلمانان عمیق تر کرده و جهانیان باور خواهند کرد که اسلام، همان دین حق بوده است. دینی که خداوند آن را برای بندگان برگزیده خود انتخاب کرده است.

و این دریای عمیق آیات و روایات است که همگان را متقاعد خواهد ساخت دین پیامبر خاتم، در مورد هیچ یک از شئونات آدمی ساکت نبوده و برنامه دقیق و منظمی برای آنها ارائه نموده است. همان گونه که گذشت، این کتاب تنها در موضوع خوردن و آشامیدن، احادیث اهل بیت (علیه السلام) را بازنگری کرد و مختصری از آن احادیث را به جامعه اسلامی ارائه نمود. باشد که این تلاش ناچیز، مورد توجه قشرهای گوناگون جامعه اسلامی، به ویژه جوانان رشید، حقجو و دانش قرار گرفته و در راه مبارزه با نفوذ فرهنگ منحط غرب، قدمی به شمار آید. و آخر دعوانا آن الحمدلله رب العالمین


پانویس

  1. الکافی: ج ۶، ص ۲۰۴، ح ۱۴ به نقل از امام رضا (علیه السلام)
  2. نظر می رسد استعمال لفظ شکستن نان با دست به آن جهت است که در گذشته مردم نان را خودشان در منزل تهیه می کردند، و هر مرتبه نان زیادی پخت کرده و آن را خشک می کردند تا مدت طولانی بتواند از آن نگهداری و از فاسد شدن آن جلوگیری نمایند. پس چون نان ها به صورت خشک شده نگهداری می شد، در حدیث شریف ق؟تد
  3. بقره: ۱۶۸
  4. کهف: ۱۹
  5. مستدرک علی الصحیحین: ج ۴، ص ۱۴۰، ح ۷۱۵۹
  6. تحف العقول: ص ۱۷۵
  7. غرر الحکم: ۷۱۸۶
  8. بحارالانوار: ج ۶۶، ص ۳۱۴، ح ۴ به نقل از الغایات: ص ۱۸۵
  9. تاریخ دمشق: ۱۴/۱۰/۱۴۸۳، و نیز ر . ک: امالی، صدوق: ۳۶۴/۴۵۲
  10. مستدرک الوسائل: ج ۱۳، ص ۲۳، ح ۳ به نقل از مجمع البیان: ج ۱، ص ۴۴۸
  11. الکافی: ج ۶، ص ۳۷۵، ح ۲؛ کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۳، ص ۳۵۸، ص ۴۲۶۸
  12. بدیهی است علت حاضر نشدن در جماعت، بوی بد دهان است؛ زیرا موجب اذیت و آزار دیگران می شود
  13. تهذیب الاحکام: ج ۳، ص ۲۵۵، ح ۷۰۸
  14. الجعفریات: ص ۲۴۴
  15. کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۳، ص ۵۵۵، ح ۴۹۰۲؛ عیون اخبار الرضا: ج ۲، ص ۳۸، ص ۱۱۲
  16. یعنی اگر چه در دنیا جاودانه بودن ممکن نیست و به ناچار مرگ زندگی را پایان خواهد، اما در آغاز روز صبحانه خوردن و کفشهای راحت پوشیدن، به قدری عمر را طولانی می کند که همانند زندگی جاوید است
  17. الکافی: ج ۲، ص ۲۸۸، ح ۲
  18. همان
  19. همان
  20. مکاتیب الرسول: ج ۲، ص ۴۳۶، ح ۱۱
  21. ر . ک: حدیث شهاب بن عبر ربه که در ص ۲۷ گذشت
  22. المحاسن، ج ۲، ص ۲۳۵، ح ۱۷۲۲
  23. الجعفریات: ص ۲۷؛ الکافی: ج ۶، ص ۲۹۰، ح ۴
  24. منظور از کلمه وضو در احادیثی که مربوط به خوردن و آداب آن می باشد، شستن دستها بوده و مراد از آن، وضو گرفتن متعارفی نیست که مقدمه نماز است
  25. دعائم السلام: ج ۲، ص ۱۲۱، ح ۴۱۲
  26. الکافی: ج ۶، ص ۲۹۰، ح ۱
  27. الخلاص: ص ۲۳ ح ۸۲
  28. الکافی: ج ۶، ص ۲۹۰، ح ۲
  29. المحاسن: ج ۲، ص ۲۰۱، ح ۱۵۹۱
  30. الکافی: ج ۶، ص ۲۹۱، ح ۱
  31. کنز العمال: ج ۱۵، ص ۴۲۶، ح ۴۱۶۸۵
  32. الزهد، احمد ابن حنبل: ص ۱۱
  33. امالی، طوسی: ص ۳۰۴، ح ۶۰۶
  34. الخصال: ج ۲، ص ۵۱۸، ح ۴
  35. عبس: ۲۴ -۳۲
  36. الکافی: ج ۶، ص ۳۲۱، ح ۱
  37. المحاسن: ج ۲، ص ۱۷۲، ح ۱۴۸۱
  38. با توجه به توضیحی که ذیل حدیث ذکر شد، روشن می شود که اگر چه در الفاظ این سه روایت تفاوت به چشم می خورد، از نظر مفهوم تعارضی بین آنها وجود ندارد
  39. تحف العقول: ص ۱۷۱
  40. الکافی: ج ۶، ص ۲۹۳، ح ۷
  41. حیله الاولیاء: ج ۸، ص ۱۲۶
  42. الکافی: ج ۶ ص ۲۹۵، ص ۲۰؛ تحذیب الاحکام: نج ۹، ص ۹۹، ح ۴۳۱
  43. کتاب من ال یحضره، الفقیه: ج ۳، ص ۳۵۶، ح ۴۲۵۳
  44. الکافی: ج ۶، ص ۲۹۲، ح ۲
  45. حلیه الاولیاء: ج ۱۰،ص ۱۱۴
  46. الکافی: ج ۶، ص ۲۹۵، ح ۱۹
  47. از امور جالب توجه آنکه در مجموعه روایات در مورد خوردن، هیچ حدیثی که در آن از صحبت کردن هنگام خوردن غذا تهی شده باشد وجود ندارد و تنها نکته ای که در این روایات وارد شده، این مسئله است که اگر خوردن به واسطه سحبت کردن قطع شد، برای شروع دوباره آن، باید بسم الله گفته شود. بنابراین، زشتی سخن گفتن در هنگام اشتغال به خوردن، غلط مشهور بوده و هیچ سندی ندارد و مستند به گفتار یا کردار امام معصوم (علیه السلام) نیست
  48. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود لن یدخل الجنه عبد فی قلبه مثقال حبه من خردل من کبر. (ثواب الاعمال: ص ۲۶۴، ح ۵)
  49. الکافی: ج ۶، ص ۲۷۲، ح ۱۰
  50. دعائم الاسلام: ج ۲، ص ۱۱۸، ح ۳۹۶
  51. سنن الترمذی: ج ۴، ص ۲۵۸، ح ۱۸۰۰؛ عوالی اللثانی: ج ۱، ص ۱۴۵، ح ۷۵
  52. که با دست راست خوردن، علاوه بر اینکه شرافت و فضیلت بیشتری دارد، از نظر بهداشتی نیز مطلوب تر است
  53. الکافی: ج ۶، ص ۳۲۶، ح ۲
  54. همان، ح ۵
  55. دعائم الاسلام: ج ۲، ص ۱۱۹، ح ۴۰۲، بحارالانوار: ج ۶۶،ص ۴۱۲، ح ۱۰
  56. البته روایات دیگری نیز وارد شده که توصیه می کند غذا خوردن با سه انگشت بهتر است؛ اگر چه امروزه به علت وجود ابزار مناسب برای خوردن همچون قاشق و چنگال، خوردن با دست از درجه پایین تری از نظر بهداشت برخوردار باشد
  57. الکافی: ج ۶، ص ۳۰۳، ح ۸
  58. همان: ص ۲۹۷، ح ۳
  59. الکافی: ج ۶، ص ۲۹۶، ح ۱
  60. از وسط غذا نخوردن به این معنا نیست که قسمت وسط غذا تا آخر دست نخورده مانده و در ظرف باقی بماند؛ بکله به این معناست که شروع خوردن از اطراف غذا باشد؛ زیرا کسی که از وسط غذا می خورد نشانه حرص و ولع زیاد است که معمولا این چنین شخصی با سرعت بیشتری نیز غذا می خورد، لقمه ها را خوب نمی جود و در نتیجه از غذا لذت و وافی را نبرده و حتی از آن غذا خوب سیر نمی شود، به ویژه اگر دیگران در خوردن غذا با او شریک باشند که در آن صورت، موجب می شود که دیگران نیز تحریک شوند و رعایت حال دیگران را نکنند، و در نهایت به واسطه تند و سریع خوردن، هیچ یک سیر نشده و از غذا لذت کافی نبرند. در حالی که اگر همه آنها از جلوی خود غذا برمی داشتند و با طمانیه غذا می خوردند، همه از خوردن لذت می بردند و همه به خاطر رعایت انصاف و مراعات حال یکدیگر، برکت غذا بیشتر می شد و همه آنها سیر می شدند و حتی در این موارد گاهی همان گونه که مشهور است از کم نیز زیاد می آید و این همان زیاد شدن برکت غذاست
  61. مکارم الاخلاق: ج ۱، ص ۳۰۵، ح ۹۶۸
  62. الکافی: ج ۴، ص ۴۹، ح ۱۵
  63. بحارالانوار: ج ۶۶، ص ۹؛ به نقل از مکارم الاخلاق
  64. الکافی: ج ۶، ص ۲۹۷، ح ۴؛ بحارالانوار: ج ۶۶، ص ۴۰۵، ح ۷
  65. الکافی: ج ۶۶، ص ۲۹۷، ح ۷
  66. همان: ص ۲۹۱، ح ۳
  67. تحف العقول: ج ۴۸؛ المحاسن: ج ۲، ص ۲۱۴، ح ۱۶۴۰
  68. الکافی: ج ۶، ص ۲۹۴، ح ۱۲
  69. تنبیه الخواطر: ج ۱، ص ۱۰۲
  70. در المنثور: ج ۴، ص ۵۵۲
  71. الخصال: ص ۵۰۵، ح ۲
  72. کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۳، ص ۳۵۶، ح ۴۲۵۷
  73. تاریخ بغداد: ج ۴، ص ۹۱
  74. الکافی: ج ۶، ص ۳۰۰، ح ۷
  75. اشاره به این نکته دارد که خوردن غذاهای ریزی که در کنار سفره و روی زمین ریخته، باعث شفای دردهاست
  76. المحاسن: ج ۲، ص ۲۲۸، ح ۱۶۹۱
  77. الکافی: ج ۶، ص ۳۰۰، ح ۱
  78. عیون الخبار الرضا: ج ۲، ص ۳۴، ح ۶۸
  79. یعنی هر کس آنها را از زمین بردارد وبخورد، مهریه حورالعین را پرداخته است و خداوند در بهشت به او از حوریان بهشتی می بخشد
  80. کنز العمال: ج ۱۵، ص ۴۱۶، ح ۴۱۶۳۸
  81. المحاسن: ص ۵۵۸ ح ۹۲۷
  82. دعائم السلام: ج ۲، ص ۱۲۰، ح ۴۱۰؛ الجعفریات: ص ۲۸
  83. الکافی: ج ۶، ص ۳۷۷، ح ۱
  84. دعائم الاسلام: ج ۲، ص ۱۲۱، ح ۴۱۲؛ بحارالانوار: ج ۶۶، ص ۳۶۵، ح ۴۲
  85. الکافی: ج ۶، ص ۲۹۲، ح ۵
  86. همان، ص ۲۹۱، ح ۴
  87. المحاسن: ج ۲، ص ۲۰۳، ح ۱۶۰۳
  88. الکافی: ج ۶، ص ۲۹۹، ح ۲۱ت تهذیب الاحکام: ج ۹، ص ۱۰۰، ح ۴۳۵
  89. المحاسن: ج ۲، ص ۲۳۶، ح ۱۷۲۳
  90. دراز کشیدن و خوابیدن دو مفهوم جدا بود و با هم متفاوت است. از این رو این دو حدیث، با آن حدیثی که خوابیدن بعد از غذا را نهی می کند و قساوت قلب را از جمله آثار آن بر می شمرد، تعاضی ندارد. بنابراین خوابیدن بعد از غذا مطلوب نیست اگر چه دراز کشیدن بعد از آن برای مدتی کوتاه مفید است
  91. الخلاص: ص ۵۴، ح ۷۳؛ روضه الواعظین: ص ۳۳۹
  92. کتاب من لا یحزره الفقیه: ج ۴، ص ۳۵۵، ح ۵۷۶۲
  93. الکافی: ج ۶، ص ۲۷۳، ح ۲
  94. بحارالانوار: ج ۶۶، ص ۴۱۰، ح ۵
  95. همان: ص ۴۲۲، ح ۳۷؛ مکارم الاخلاق: ج ۱، ص ۳۱۴، ح ۳۸
  96. صحیح مسلم: ج ۳، ص ۱۶۳۳، ح ۱۸۸
  97. سنن الترمذی: ج ۴، ص ۲۶۰، ح ۱۸۰۵؛ الکافی: ج ۶، ص ۲۹۶، ح ۱ به نقل از امام علی (علیه السلام)
  98. ر . ک: فصل سوم: ادب هستم از آداب هنگام غذا
  99. سنن ابن ماجه: ج ۲، ص ۱۰۹۶، ح ۳۲۹۵
  100. دعائم الاسلام: ج ۲، ص ۱۲۰، ح ۴۰۸
  101. کنز العمال: ج ۱۵، ص ۲۵۹، ح ۴۰۸۵۶
  102. کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۴، ص ۹، ح ۴۹۶۸
  103. الکافی: ج ۶، ص ۲۷۲، ح ۲
  104. المحاسن: ج ۲، ص ۲۳۳، ح ۱۷۱۴؛ بحارالانوار: ج ۶۶، ص ۳۳۸، ح ۱
  105. عیون اخبار الرضا: ج ۲، ص ۳۸، ح ۱۱۳
  106. الکافی: ج ۶، ص ۲۷۱، ح ۳
  107. المحاسن: ج ۲، ص ۲۴۶، ح ۱۷۶۵
  108. همان: ص ۲۴۸، ح ۱۷۷۲
  109. کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۴، ص ۳، ح ۴۹۶۸
  110. ربیع الابرار: ج ۲، ص ۶۷۹
  111. تحف العقول: ص ۴۸
  112. خوردن در بازار، به دو دلیل می تواند نشانه فرومایگی باشد: اول: کسیکه در بازار غذا می خورد، در مقابل نگاه های عموم رهگذران اقدام به این کار کرده است و چون انجام این کار نکوهیده است، خود را از فرومایگان قرار می دهد. دوم: خوردن در بازار حکایت از آن دارد که انجام دهنده آن حاضر به ترک بازار و حضور در منزل در کنار خانواده خود نبوده و به دنبال سود و در آمد بیشتر است و این عمل دنیاطلبی بیش از حد و فرومایگی است. البته دلیل اول قوی تر به نظر می رسد و دلیل زشتی آن نیز در ملا عام بودن است. بنابراین ظاهر این است که اگز کسی در بازار در مکانی که مقابل چشمان دیگران نیست غذا بخورد مصداق این روایت نخواهد بود
  113. الکافی: ج ۲، ص ۲۹۲، ح ۱۳
  114. کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۲، ص ۲۷۷، ح ۲۴۳۴
  115. ر . ک: فصل هفتم، خوردن غذای حرام، ص ۸۵
  116. مستدرک الوسائل: ج ۱۶، ص ۴۵۵، ح ۲۰۵۳۴؛ بحارالانوار: ج ۶۲، ص ۳۱۰، ح ۱۳
  117. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید: ج ۲۰، ص ۲۷۲، ح ۱۴۹
  118. تحف العقول: ص ۱۷۲
  119. مصباح الشریعه: ص ۲۳۷
  120. المواعظ العددیه: ص ۲۱۳
  121. غرر الحکم: ح ۸۴۶۲
  122. همان: ح ۲۳۳۶
  123. همان: ح ۶۱۵۳
  124. تنبیه الخواطر: ج ۲، ص ۱۲۲
  125. الفردوس: ج ۱، ص ۲۹۱، ح ۱۱۳۸
  126. الکافی: ج ۶، ص ۲۶۹، ح ۴
  127. المواعظ العددیه: ص ۷۱
  128. بحارالانوار: ج ۶۲، ص ۱۴۲، ح ۹
  129. تنبیه الخواطر: ج ۲، ص ۱۲۱
  130. همان: ص ۱۱۹
  131. مائه کلمه، جاحظ: ص ۱۴، ح ۱۶
  132. نهج البلاغه: حکمت ۱۷۱
  133. یعنی گاهی آدمی هنگام مواجه شدن با غذای دلخواه خود، مقدار زیادی از آن می خورد که آن پرخوری او را بیمار می سازد و آن گاه به دلیل یک بار پرخوری، مدتها باید از خوردن غذاهای دلخواه پرهیز کند
  134. غرر الحکم: ح ۲۶۳۹
  135. علل الشرایع: ج ۲، ص ۴۹۷، ح ۱
  136. گاهی مراد از ماء الوجه آبرو است. بنابراین معنا باید گفت پرخوری باغث رفتن آبرو می شود
  137. مصباح الشریعه: ص ۲۳۹
  138. مکارم الاخلاق: ج ۱، ص ۳۲۰، ح ۱۰۲۵
  139. المحاسن: ج ۲، ص ۲۲۲، ح ۱۶۶۷
  140. غرر الحکم: ح ۹۹۲۲
  141. مستدرک الوسائل: ج ۱۶، ص ۲۱۲
  142. تنبیه الخواطر: ج ۱، ص ۱۰۰
  143. الکافی: ج ۶، ص ۲۶۹، ح ۵
  144. به نظر می رسد آروغ زدن در عبارت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کنایه از پرخور بودن است، زیرا معمولا آروغ زدن نتیجه زیاد خوردن است. بنابراین کسی که بیش از همه آروغ می زند، از همه بیشتر پرخوری کرده و کمتر گرسنگی کشیده است. به همین دلیل یلی از عواقب آن، گرسنگی در آخرت خواهد بود
  145. آل عمران: ۳۸
  146. فرقان: ۷۴
  147. غرر الحکم: ح ۲۹۶۳
  148. همان: ص ۱۰۰۶۵
  149. تنبیه الخواطر: ج ۲، ص ۱۲۰
  150. همان: ج ۱، ص ۶۱؛ ارشاد القلوب: ص ۶۹
  151. ارشاد القلوب: ص ۶۹
  152. بحارالاتنوار: ج ۸۴، ص ۲۵۸، ص ۵۶به نقل از عده الداعی: ص ۲۸۴
  153. عده الداعی: ص ۲۸۴
  154. تایخ بغداد: ج ۴، ص ۱۵۸
  155. تنبیه الخواطر: ج ۲، ص ۱۱۶
  156. سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا: ص ۲۳۲
  157. اعراف: ۳۱
  158. سنن ابن ماجه: ج ۲، ص ۱۱۱۲، ح ۳۳۵۲
  159. الکافی: ج ۶، ص ۲۹۷، ح ۸
  160. هر کس به خداوند و رستاخیز ایمان دارد، نباید از سفره ای که در آن شراب نوشیده می شود، غذا بخورد
  161. الفردوش: ج ۳، ص ۲۴۲، ح ۴۷۱۱
  162. همان: ص ۶۳۸، ح ۶۰۰۰، و نیز ر . ک:: دعائم الاسلام: ج ۲، ص ۱۱۶، ۳۸۷
  163. الجعفریات: ص ۱۵۹
  164. اشاره به ضرب المثل: از کم زیاد آورد است که معمولا زمانی به کار می رود که مقداری از غذا مقداری باقی بماند و همگی سیر شوند، درحالی که ابتدا گمان می شد غذا به اندازه کافی نیست
  165. بحارالانوار: ج ۶۶، ص ۳۵۰، ح ۱؛ عیون الخبار الرضا: ج ۲، ص ۱۵۹، ح ۲۴
  166. تنبیه الغافلین: ص ۳۴۴، ح ۴۹۹
  167. عمل از سر گیر؛ یعنی دیگر هیچ گناهی در نامه عملت نیست و همانند جوانی که تازه مکلف شده و از زمان تکلیف، شروع به انجام اعمال نیک می کند و مواظب است که گناهی در نامه عملش ثبت نشود، تو نیز آگاه باش که گناهانت آمرزیده شد؛ پس اعمالت را از سر گیر
  168. الکافی: ج ۶، ص ۲۹۶، ح ۲۵
  169. الفردوس: ج ۵، ص ۱۲۹، ح ۷۷۰۹
  170. سنن ابن ماجه: ج ۲، ص ۱۰۹۶، ح ۳۲۹۵
  171. تحف العقول: ص ۱۷۲؛ بشاره المصطفی: ص ۲۵
  172. باید توجه داشت که منظور از طولانی نمودن زمان خوردن در این حدیث شریف نیست، زیرا با توجه به روایاتی که پرخوری را شدیدا مذمت کرده است (در فصل ششم) و با توجه به روایاتی که نشستن در کنار سفره را از عمر آدمی به حساب نیاورده است (آداب شماره نهم در قسمت آداب هنگام لخوردن از فصل سوم) نتیجه خواهیم گرفت که باید غذا با طمانینه و آهسته خورد تا همه مدت زمان بیشتری در کنار سفره گذراند و هم پرخوری نکرد، و هم غذا را خوب جویده و از آن لذت برد
  173. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید: ج ۲۰، ص ۲۹۱، ح ۳۳۵
  174. علل الشرایع: ج ۲، ص ۵۱۹، ح ۱
  175. البته در برخی متون، این عمل را تنها در صورتی جایز شمرده شده که از دیگر همراهان اجازه گرفته شود؛ زیرا با کسب اجازه از همراهان، در حقیقت به آنان اعلام کرده ایم که آنها نیز در صورت تمایل، می توانند چند تایی بخورند، تا به آنها اجحاف نشود
  176. الفردوس: ج ۱، ص ۱۲۶، ح ۳۳۷
  177. الکافی: ج ۴، ص ۱۲، ح ۶
  178. تحف العقول: ص ۱۷۲؛ بشاره المصطفی: ص ۲۵
  179. ر . ک: فصل سوم، ص ۳۱
  180. غرر الحکم: ح ۲۱۱۱
  181. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید: ج ۲۰، ص ۳۳۳، ح ۸۲۴
  182. تهذیب الاحکام: ج ۹، ص ۱۰۰، ح ۴۳۳
  183. عیون اخبار الرضا: ج ۲، ص ۲۹، ح ۳۱
  184. المحسان: ج ۲، ص ۲۶۲، ح ۱۸۲۹
  185. الکافی: ج ۶، ص ۳۱۷، ح ۸
  186. کنز العمال: ج ۶، ص ۶۴۰، ح ۱۷۱۷۴
  187. الکافی: ج ۶، ص ۳۰۰، ح ۶؛ مسند الفردوس: ج ۴، ص ۱۳۸، ح ۶۳۲۶
  188. شکر نعمت نعمتت افزون کند - کفر نعمت از کفت بیرون کند
  189. المحاسن: ج ۲، ص ۳۹۷، ح ۲۳۸۳
  190. سنن البن ماجه: ج ۲، ص ۱۰۸۷، ح ۳۲۶۶
  191. مسند احمد بن حنبل، ج ۹، ص ۳۵۵، ح ۲۴۵۳۳
  192. الکافی: ج ۲، ص ۹۶، ح ۱۶
  193. کنز العمال: ج ۱۵، ص ۲۹۱، ح ۴۱۰۵۰
  194. هنگامی که انسان آب می مکد و سر می کشد، احتمال جهش آب به حلق و ریه او کمتر بوده و بدن تغییر دما به دلیل ورود آب را راحت تر می پذیرد، برخلاف وقتی که آب را ناگهانی سر می کشد که احتمال جهش آب به حنجره و ریه بسیار است و دما، تغییر ناگهانی عارضه ای بر بدنش وارد می سازد
  195. دعائم الاسلام: ج ۲، ص ۱۶۴، ح ۵۹۱
  196. بحارالانوار: ج ۶۲، ص ۲۹۳
  197. کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۳، ص ۳۵۳، ح ۴۲۴۳
  198. مستدرک الوسائل: ج ۱۷، ص ۸، ح ۲۰۵۷۷؛ به نقل از الجعفریات: ص ۱۶۲، و نیز ر . ک: الکافی: ج، ص ۳۲۸، ح ۱
  199. کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۳، ص ۳۵۳، ح ۴۲۴۴؛ الکافی: ج ۶، ص ۳۸۳، ح ۲ماء الاصفر، مرضی است که به واسطه آب خوردن ایجاد می شود. در این مرض، آب در شکم جکع شده و شکم را بزرگ می کند. (تاج العروس)
  200. الکافی: ج ۶، ص ۳۹۱، ح ۶
  201. از آنجا که ذات مقدس خداوند بی نهایت بزرگ است و قدرت او نیز محدودیتی ندارد، تقرب و نزدیک شدن به او نیز به هز میزان که باشد، هیچ گاه به طور کامل به دست نخواهد آمد. از این رو، اگر چه ذکر درجات یا پاداشهای بسیار زیاد برخی روایات برای کارهای نیک، در نگاه اول بسیار دور از ذهن و بعید به نظر می رسد، اما با توجه به ذات بی نهایت پروردگار و قدرت بی پایان او بسیار ناچیز است. برای مثال، مسافت یک میلیون کیلومتر در نگاه اول و بدون مقایسه با مسافت دیگر، مسافت بسیار زیادی به نظر می رسد، ولی وقتی آن را با واحدهای نجومی مانند سال نوری یعنی مسافتی که نور در یک سال می پیماید مقایسه می کنیم، در می یابیم که یک میلیون کیلومتر چه فاصله اندکی است. این مسافت، وقتی کوچک تر و کمتر به نظر می آید که با بی نهایت مقایسه شود
  202. مستدرک الوسائل: ج ۱۷، ص ۲۶، ح ۲۰۶۴۷؛ به نقل از مصباح کفعمی: ص ۷۴۱
  203. الکافی: ج ۶، ص ۳۸۴، ح ۱، و نیز ر . ک: ج ۲، ص ۹۶، ح ۱۶
  204. کنز العمال: ج ۱۵، ص ۲۹۱، ح ۴۱۰۵۲ و نیزر.ک: الکافی: ج ۶، ص ۳۸۴، ح ۳ حدیثی از امام صادق (علیه السلام) است که مضمون آن شبیه حدیث یاد شده است
  205. این عبارت، در نسخه خطی آمده است
  206. مکارم الاخلاق: ج ۱، ص ۳۲۵، ح ۱۰۴۴
  207. الکافی: ج ۶، ص ۳۲۸، ح ۴
  208. از آنجا که تمام میکروبها؛ رمحیط مرطوب یا در مایع امکان حیات دارند، ماده اوله تمامی امراض آب است تنها با وجود آب است که میکروبها می توانند به حیات خود ادامه دهند
  209. الکافی: ج ۶، ص ۳۲۸، ح ۲
  210. المحاسن: ج ۲، ص ۳۹۷، ح ۲۳۸۵
  211. همان: ص ۳۹۸، ح ۲۳۸۸؛ بحارالانوار: ج ۶۶، ص ۴۵۶، ح ۳۹
  212. مصباح الشریعه: ص ۲۵۳
  213. تهذیب الاحکام: ج ۹، ص ۹۴، ح ۴۱۰
  214. همان: ح ۴۱۱؛ کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۳، ص ۳۵۳، ح ۴۲۴۶
  215. شتر تشنه دهانش را داخل آب گذاشته و تا سیراب نشود، از نوشیدن باز نمی ایستد
  216. دعائم الاسلام: ج ۲، ص ۱۳۰، ح ۴۵۴
  217. الکافی: ج ۶، ص ۳۸۱، ح ۱؛ الجعفریات: ص ۱۶۱ و نیز ر . ک: نثر الدر: ج ۱، ص ۳۲۵
  218. سنن البن ماجه: ج ۲، ص ۱۱۳۵، ح ۳۴۳۳؛ کنز العمال: ج ۱۵، ص ۲۹۱، ح ۴۱۰۴۹
  219. منظور از این سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) این است که اگر ظرفی برای نوشیدن آب در دسترس نبود و یا ظروف آلوده و غیر بهداشتی وجود داشت، نوشیدن با کف دست برتری داشته و نوشیدن از آن ظروف غیر بهداشتی یا همانند حیوانات دهان را بر روی نهر و جوی آب گذاشتن، به هیچ وجه پسندیده و مطلوب نیست
  220. الکافی: ج ۶، ص ۳۸۶، ح ۷، و نیز ر . ک: کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۳، ص ۳۵۳، ح ۴۲۴۲
  221. کنز العمال: ج ۱۵، ص ۲۶۹، ح ۴۱۰۸۳
  222. الکافی: ج ۶، ص ۳۸۵، ح ۵
  223. شیطان در این گونه روایات به معنای کثیفی و میکروب است
  224. کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۴، ح ۴۹۶۸
  225. سنن الترمذی: ج ۴، ص ۳۰۴، ح ۱۸۸۷
  226. معمولا وقتی روی آب گرد و غبار جمع می شد، به روی آن می دمیدند فوت می کردند تا گرد و غبار به کناری برود و سپس از آن می نوشیدند. ولی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در چنین حالتی، دمیدن به آن درست ندانسته و دور ریختن قسمتی از روی آب را که غبار روی آن نشسته بهتر از دمیدن به آن می داند
  227. السنن الکبری: ج ۷، ص ۴۶۳، ح ۱۴۶۵۵
  228. کنز العمال: ج ۱۵، ص ۲۹۴، ح ۴۱۰۷۱ به نقل از شعب الایمان
  229. الفردوس: ج ۵، ص ۶۹، ح ۷۴۸۴
  230. رجال الکشی: ج ۲، ص ۴۸۴، ح ۳۹۴
  231. صحیح مسلم: ج ۳، ص ۲۰۵، ح ۵۸
  232. الخصال: ج ۱، ص ۳۴۰، ح ۲؛ الکافی: ج ۶، ص ۲۶۷، ح ۴
  233. بله می توان از ظروفی که نقره خالص نیست و تنها قسمتهایی از آن نقره کاری شده آب نوشید، به شرطی که دهان را بر آن قسمتی که نقره کاری ندارد گذاشته و از آن قسمت آشامید. البته این عمل نیز زمانی مجاز است که ظرف دیگری نباشد و چاره ای ج نوشیدن از چنین ظرفی وجود نداشته باشد. (ر . ک: کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۳، ص ۲۵۲، ح ۴۲۳۸، الکافی: ج ۶، ص ۲۶۷، ح ۵)
  234. دعائم الاسلام: ج ۲، ص ۱۲۹، ح ۴۴۸؛ صحیح البخاری: ج ۷، ص ۲۰۳، ح ۴۹
  235. ظاهرا علت این نهی آن است که داخل مشک با کوزه دیده نمی شود و کسی که از چنین ظرفی می نوشد، از پاکیزگی یا نبودن جانور موذی در آن مطمئن نخواهد بود. بنابراین، باید ابتدا آب را به داخل ظرفی که داخلش را می توان دید دیخت و سپس از آن نوشید
  236. مائده: ۹۱
  237. بقره: ۲۱۹
  238. مائده: ۹۰
  239. الکافی: ج ۶، ص ۴۱۷، ح ۶؛ تهذیب الاحکام: ج ۹، ص ۱۲۴، ح ۵۳۶
  240. همان: ج ۱، ص ۱۴۸، ح ۱۵؛ عیون اخبار الرضا: ج ۲، ص ۱۵، ح ۳۳
  241. همان: ج ۶، ص ۴۰۸، ح ۲
  242. تهذیب الاحکام: ج ۹، ص ۱۱۱، ح ۴۸۱؛ الکافی: ج ۶، ص ۴۰۸، ح ۶ - ۸
  243. مکارم الاخلاق: ص ۴۵۲
  244. الکافی: ج ۲، ص ۳۳۸، ح ۳؛ ج ۶، ص ۴۰۳، ح ۵
  245. ممکن است افرادی که از خوردن شراب پرهیز نمی کنند، بگویند که ما از بسیاری از مقدس نماهایی که ادعای تدین نیز دارند بهتریم، زیرا آنها از دروغ گفتن ابایی ندارند و ما از شراب خوردن، پس از گناه آنان بزرگ تر است؛ زیرا دروغ، سرمنشاء تمامی گناهان است دروغ گو دشمن خداشت. و در نتیجه، این توجیه را دستاویز خود قرار داده و از خوردن شراب پرهیز نکنند. این سخن دو پاسخ دارد: الف؛ دروغ و شراب دو راهی است که عاقبت هر دو به هلاکت می انجامد. بنابراین، همان گونه که دروغگو خود را هلاک می کند، شرابخوار نیز خود را به هلاکت می رساند. از این رو، در اینکه آنها هر دو به هلاکت می رسند، شکی نیست، اگر چه کسی که خود را با دروغگویی به هلاکت و خسران ابدی رسانده، راه وحشتناک تری را برگزیده است. این مانند آن است که دو نفر خودکشی کنند، یکی با طناب دار خود را بکشد و دیگری خودسوزی را برای خودکشی انتخاب کند. در چنین حالتی، کسی که با طناب دار اقدام به خودکشی می کند، نمی تواند ادعا کند که از دیگری که خود سوزی را برای کشتن خویش برگزیده بهتر است؛ زیرا هردو نفر، خود را به هلاکت رسانده اند و نتیجه کارشان یکی است. ب - در خوردن شراب هیچ توجیهی نمی توان داشت؛ زیرا تمام راه های توجیه شراب خواری از ابتدا توسط خداوند متعال بسته شده است. لذا فرد شرابخوار نمی تواند به این بهانه که بسیار کم شراب می خورد تا مست نشود یا برای معالجه شراب می نوشد، به این کار زشت اقدام کند؛ زیرا این دو بهانه نیز برای شراب خواران پذیرفته نیست و از طرف شارع مقدس حرام شده است. بنابراین، کسی که به حکم خداوند خود مخالفت کرده و علم مخالفت را برافراشته است و در نتیجه، نام او در فهرست مخالفان با دستوراهای الهی ثبت می شود و از این طریق، به دامن گناهان دیگری همچون دروغ مصلحتی یا در برخی موارد، دروغ را بهتر از راستگویی می داند در مواقعی که قصد صلح دادن بین دو مومن در میان است. لذا افرادی که دروغ می گویند، غالبا برای خود توجیه به ظاهر شرع پسند یافته و سعی می کنند به طریقی خود را در زمره مخالفان خدای خود قرار ندهند، و یا با اینکه می دانند توجیه آنها نیز خداوند و نزد خودشان پذیرفته نیست، با این حال باز هم توجیه می کنند تا ظاهر خود را صالح و سالم جلوه دهند و به دیگران این گونه می نمایانند که جرئت مخالفت با خدا و دشمنی با او را ندارند و انسان درستکاری هستند. دلیل این مدعی آن است که اگر از انسان دروغگو بپرسند که چرا دروغ گفتی؟ پاسخ می دهد: دروغ مصلحتی گفتم. او با این جواب اعلان می کند که من با خداوند مخالفت نمی کنم. و نیز اگر به او بفهمانیم که این توجیه تو صحیح نیست و تنها به جهت فریب و با اقناع خودت بوده است، تا به این واسطه ناراحتی وجدان تو را نیازارد و در نتیجه، راحت تر بتوانی دروغ بگویی، او شرمنده و سرافکنده می شود. اما فرد شراب خوار به هیچ وجه توجیهی برای کار خود ندارد زیرا در هیچ فرضی شراب خواری جایز شمرده نشده است. ما با این بیان نمی خواهیم ادعا کنیم که زشتی دروغگویی کمتر از زشتی شراب خواری است، بلکه هدف آن است که بیان کنیم معمولا فردی که دروغ می گوید، اگر به قصد مخالفت با امر خداوند اقدام به این کار نکرده و برای خود توجیه عرف پسندی داشته باشد که اغلب این گونه است از کسی که شراب خوار است، خیانت باطنی کمتری دارد؛ ولی اگر انسان دروغگو با قصد مخالفت با خداوند، آن گونه که شرابخوار قصد می کند، دروغ بگوید، گناهش بزرگ تر از شراب خواری خواهد بود. البته شراب خوار معمولا از گفتن دروغ یا تهمت و افترا نیز پرهیز نمی کند. بنابراین، نتیجه خواهیم گرفت که خبائت باطن فرد شراب خوار، به دلیل مخالفت صریح با دستور شارع مقدس و نیز پرهیز نکردن از دروغ، تهمت، غیبت و... بیش از فرد دروغگو خواهد بود. در آخر به خواننده محترم توصیه می کنیم که احادیث این فصل را که مربوط به شراب و شراب خواری است تا آخر ببیند و در پایان، خود به زشتی و پلیدی شراب و شراب خواری پی ببرد
  246. الکافی: ج ۷، ص ۲۱۴، ح ۴
  247. همان: ص ۲۱۵، ح ۷؛ تهذیب الاحکام: ج ۱۰، ص ۹۰، ح ۳
  248. کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۴، ص ۵۸، ح ۵۰۹۱
  249. الکافی: ج ۶، ص ۳۹۷، ح ۵، و نیز ر . ک: امالی، صدوق: ص ۵۰۲، ح ۶۸۸
  250. مومنون: ۱۰۸جامع الاخبار: ص ۴۲۴، ح ۱۱۸۱ و نیز ر . ک: امالی، صدوق: ص ۵۰۲، ح ۶۸۸
  251. بحارالانوار: ج ۹۶، ص ۲۷۵، ح ۹؛ به نقل از فقه الرضا (علیه السلام)
  252. همان: ج ۷۲، ص ۲۵۷، ح ۴۷
  253. کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۴، ص ۳۵۵، ح ۵۷۶۲؛ مکارم الاخلاق: ج ۲، ص ۳۲۰، ح ۲۶۵۶
  254. الکافی: ج ۶، ص ۴۰۰، ح ۱ و ۲؛ تهذیب الاحکام: ج ۹، ص ۱۰۶، ح ۴۵۹
  255. تهذیب الاحکام: ج ۹، ص ۱۰۵، ح ۴۵۶؛ الکافی: ج ۶، ص ۳۹۹، ح ۱۶ و نیز ر . ک: دعائم الاسلام: ج ۲، ص ۱۳۳، ح ۴۶۷
  256. تنبیه الغافلین: ص ۱۴۷ح ۱۸۶
  257. الخصال: ص ۱۷۹، ح ۲۴۳؛ معانی الاخبار: ص ۳۲۹، ح ۱
  258. الکافی: ج ۶، ص ۴۰۰، ح ۳ذ تهذیب الاحکام: ج ۹، ص ۱۰۶؛ معانی الاخبار: ص ۱۶۴، ح ۲ و نیز ر . ک: الخصال: ج ۲، ص ۶۲۱، ح ۱۰
  259. امالی، الصدوق: ص ۵۰۲، ح ۶۸۸
  260. تنبیه الخواطر: ج ۲، ص ۱۱۵، و نیز ر . ک: الکافی: ج ۶، ص ۳۹۷، ح ۸
  261. الخصال: ج ۱، ص ۱۷۹، ح ۲۴۳
  262. رحم، یعنی خویشاوندان نزدیک و قاطع رحم، کسی است که با خویشاوندان نزدیک خود ترک مراوده کرده و هیچ نوع ارتباطی با آنان نداشته باشد
  263. الکافی: ج ۳، ص ۲۶۹، ح؛ کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۱، ص ۱۳۲ ، ح ۶۱۷
  264. همان: ج ۶، ص ۴۳۰، ح ۹