کتابخانه:حجاب-کتاب
|
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمیتوان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد | |
| نویسنده | قربانعلی محمدی مقدم |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | آستان قدس رضوی، شرکت به نشر |
| محل انتشارات | مشهد |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۱ |
| شابک | چاپ دوم ۹۶۴-۳۳۳-۸۵۹-۵ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ پیش گفتار
- ۲ ضرورت حجاب
- ۳ قرآن و موضوع حجاب
- ۴ فلسفه حجاب
- ۵ شأن نزول آیه شریفه و جوب حجاب
- ۶ تأملی در مسأله حجاب
- ۷ موضوع حجاب و تأکید بر عفاف، در همه ادیان
- ۸ وجوب حجاب و تأکید پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) دربارهٔ آن
- ۹ روایات و مسأله حجاب
- ۱۰ نظر مفسران دربارهٔ حجاب
- ۱۱ حضرت زهرا(س) و مسأله حجاب
- ۱۲ حضرت زینب (س) و الگوی حجاب
- ۱۳ نظر مراجع تقلید دربارهٔ حجاب
- ۱۴ ختام سخن
- ۱۵ نیایش
- ۱۶ پانویس
پیش گفتار
خداوند نظام هستی را به صورت تکوین و تشریع مقرر فرموده است. گردش منظومههای شمسی، حرکت سیارات، گردش زمین بر مدار خورشید، تغییر فصول، رویش گیاهان، زاد و ولد حیوانات همگی به فرمان خداوند انجام میپذیرد و هیچ ذرهای در عالم هستی بدون دستور او عملی انجام نمیدهد. این، صریح کلام حق در کتاب جاویدش قرآن است که میفرماید:
... به آسمان و زمین فرمان داد که از روی میل و رغبت و یا ناخواسته دستور او را گردن نهند. گفتند: ما فرمانبردارانه اجابت میکنیم.[۱]
این فرمانبرداری را در نظام کیهانی،"نظم تکوینی" میگویند.
با توجه به این که در میان تمام موجودات کره زمین، تنها انسان دارای ادراک و شعور است، برای انتخاب راه نیک از بد، اختیار و انتخاب را به خود او وانهادهاند و توسط پیامبران زشتیها را از زیباییها جدا نموده و آنها را برای انسان تعریف کردهاند و این چنین اعمال مورد رضای خدا و خشم حق را باز گفته و آنگاه بی هیچ گونه اکراه و اجباری او را در گزینش هر یک مخیر ساختهاند؛ ضمن اینکه نسبت به عاقبت انتخاب زشتیها نیز هشدار دادهاند!
با علم به اینکه نه بر انتخاب کار نیک و نه در ارتکاب به اعمال بد، سود و ضرری متوجه خداوند نیست، سود و زیان هر یک از اعمالی که تحقق یابد عاید شخص انسان میشود.
از حضرت رضا(علیه السلام) روایت شده است که ایشان فرمود: " امور حرام به دلیل زیان و ضرری که داشتهاند حرام و واجبات از جهت سودمندی حلال شدهاند".
با عنایت به این روایت، آنان که از واجبات روی برتابند منافعی را از خود دور کردهاند و آنان که به گرداب حرام فرو میغلتند متحمل ضررهایی میشوند. این امر کلیّت داشته و شامل تمامی واجبات و محرمات میشود.
"حجاب" یکی از همین واجبات الهی است که مردان و زنان هر کدام تا حدی که شریعت تعیین کرده، باید آن را رعایت نمایند. نوشتهای که فرا روی خواننده گرامی قرار دارد، کنکاشی در موضوع حجاب است. امید است برای همگان به ویژه بانوام مکرمه اسلامی، مفید فایده واقع شود.
محمدی مقدم
بهمن ماه 80
ضرورت حجاب
چرا در اسلام "حجاب" مقرّر شده است؟ و ضرورت آن چیست؟
اسلام برای انسان از آن جهت که انسان است- خواه مرد یا زن- اهمیت خاصی قائل است. و در قران کریم آمده است:
"ما فرزندان آدم را بسیار گرامی داشتیم و آنها را بر مرکب برّ و بحر سوار کردیم و از هر غذای لذیذ و پاکیزه آنها را روزی دادیم...".۱ اکرام فرزندان آدم زن و مرد را شامل میشود. امتیاز جنسیت مفهومی ندارد. کرامت هر انسانی به ایمان، عمل صالح و تقوا بستگی دارد. جنسیت از جهت فضیلت نقشی و لقد کرّمنا بنی آدم و حَملناهم فی البرّ و البحرِ و رَزَقناهم من الطیباتِ... .(سوره اسراء (۱۷) آیه 70).
ندارد و به جنبه حیوانی انسان مربوط است. ارجمندی و کرامت هر انسانی بسته به کمالات معنوی، خردمندی، پرهیزکاری و انجام کارهای خیر اوست.
آری، هر عملی که کرامت انسان را خدشه دار نماید، وقار انسان را از بین میبرد و او را از جنبه شخصیت و انسانیت دور مینماید و به مرتبه حیوانیت تنزّل میدهد. این عمل از نظر شریعت ناپسند بوده و برای انجام هر یک کیفر متناسب مقرر گردیده است. رعایت کردن حجاب و بی توجهی به آن، یکی از همان امور است.
قرآن و موضوع حجاب
قران کریم در آیات بسیاری به این موضوع پرداخته است. اما در سوره کریمه و چند آیه این واجب را به تفصیل بیان کرده و پیامبر عظیم الشأن را به ابلاغ آن امر فرموده است.
۱-در سوره احزاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چنین خطاب میکند:"ای پیغمبر(گرامی) با زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند که این کار برای این که آنها(به عفت و حریّت) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت(هوسرانان) آزار نکشند بر آنان بسیار بهتر است و خدا (در حق خلق) آمرزنده و مهربان است".
۱-یا ایّها النّبی قُل لأزواجِکَ و بَناتکَ و نِساءِ المؤمنینَ یدنینَ علیهنّ مِن جلابیبهنّ* ذلکَ اَدْنی انْ یُعرفْنَ فلا یُؤذینَ و کان الله غفوراً رحیماً.
در آغاز این آیه کیفیت حجاب بیان شده است که باید سر تا قدم را پوشاند و در پایان آیه، فلسفه حجاب را توضیح داده است.
۲-در سوره نور آیه ۳۰ چنین میفرماید: ای رسول! زنان مؤمن را بگو تا چشمها (از نگاه ناروا) بپوشند و فروج و اندامشان را (از عمل زشت) محفوظ دارند و زینت و آرایش خود- جز آنچه قهراً ظاهر میشود- بر بیگانه آشکار نسازند. باید سینه و بر دوش خود را به "مقنعه " بپوشانند و زینت و جمال خود را آشکار نکنند، جز برای شوهران خود و پدرانشان و شوهر و پسران خود و پسران شوهر و برادران خود و پسران برادر و خواهران خود و زنان خود( یعنی زنان مسلمان)... .[۲]
دربارهٔ این آیه، تحت عنوان شأن نزول پس از این (سوره احزاب (۳۳) آیه 59)
- جَلبابْ:پوششی است مانند عبا(چادر عربی) و با چادر نماز زنان ایرانی که از سر تا قدم خانمها را میپوشاند، به طوری که اندام و برجستگیهای بدن دیده نمیشود.
توضیح بیشتری خواهیم داد. اما دو نکته قابل ذکر و با اهمیت در این دو آیه وجود دارد که به آنها اشاره میکنیم: ۱-از آیه ۳۰ سوره نور چنین برداشت میشود که زنان مسلمان نباید زیباییهایخود را برای زنان غیر مسلمان نمایان سازند که انها برای مردان خود تعریف نمایند، تا چه رسد به این که مردهای غیر مسلمان زنان مسلمان را نظاره کنند، جمال و زیباییهی آنها را ببینند و این نشانه توجه عمیق اسلام به عفت و کرامت زنان مسلمان است.
۲-و از آیه ۵۹ سوره احزاب، فلسفه حجاب و ضرورت ان (به شرحی که خواهیم داد) روشن میشود.
فلسفه حجاب
فلسفه حجاب در اسلام، حفظ شأن و مقام کرامت انسانی زنان مسلمان است که در قسمت آخر آیه ۵۹ سوره احزاب بدان پرداخته شده است. میفرماید:
ذلکَ ادنی ان یُعرفنَ فلا یُؤذین.
این مناسبترین پوشش برای ناشناخته ماندن آنهاست، پس بدین سبب مورد اذیت واقع نمیشوند.
علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان، ذیل این آیه چنین توضیح میدهد. " پوشش تمام بدن نزدیکتر به فهم این امر است که زنان به به اهل سرّ و صلاح و شایستگی شناخته شوند و اهل فسق آنها را مورد تعرّض قرار ندهند"[۳].
فلسفه حجاب، محفوظ ماندن زنان از تعرض برخی مردان هوسباز و در امان ماندن مؤمن از تحریک غریزه و احساسات اعلام شده است.
وجود غرایز در حیوان و انسان از حکمتهای الهی برای بقای نسل است. حیات جمعی حیوانات به صورت نوع، به وجود آن بستگی دارد و تأمین خردمندانه و بی افراط و تفریط آن در چارچوب ضوابط قانونی و شرعی، از تأکیدهای آیین مقدس اسلام است تا ضمن بهره مندی از آن، شأن و منزلت انسان نیز محفوظ بماند و دامن عفاف و تقوایش آلوده نگردد و به کرامت انسانی آسیبی وارد نشود. بدین جهت، چنان که توضیح دادیم، در سوره نور به مردان و زنان دستور پاکدامنی و حفظ عفت و پاک نظری داده شده است: ( ای رسول ما) مردان مؤمن را بگو تا چشمها (از نگاه ناروا) بپوشند و فروج و اندامشان را (از کار زشت با زنان) محفوظ دارند که این بر پاکیزگی (جسم و جان) شما اصلح است و البته به هر چه کنید کاملاً آگاه است[۴]. خداوند متعال به زنان دستور میدهد زیباییها و زیورهایشان را از مردان نامحرم پوشیده دارند و با آشکار ساختن آنها فتنه و فساد برپا نکنند و موجب تحریک احساسات نگردند!
مبنای جامعه اسلامی بر رعایت تقوا، ورع، پارسایی، عفاف و پاکدامنی است. برای تحقق این هدف باید از عوامل تحریک کننده و فسادانگیز جلوگیری شود. مسلمانان باید در رابطه با اموری که بطور طبیعی میتواند عامل گسترش فساد و تحریک عواطف گردد و در نتیجه افراد را به فساد و تباهی سوق دهد و جامعه را دچار ناهنجاریهای جسمی و روحی نماید، بر حذر باشند. حکم وجوب عفاف ورزی مردان و زنان در نگاه و خودداری از ارتکاب اعمال منافی عفت و لزوم حجاب کامل برای زنان، در این راستا صادر شده است.
شأن نزول آیه شریفه و جوب حجاب
امام محمد باقر(علیه السلام) دربارهٔ نزول آیه شریفهای از سوره نور (آیه ۳۱) چنین فرمودهاند:
" جوانی از انصار رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در مدینه منوره از محلی عبور میکرد. از جهت مقابل این جوان، زنی در حال عبور بود. هر چند مقنعه کوچکی بر سر داشت، اما سفیدی سینه و گردنش تا بنا گوشش نمایان بود- البته در آن زمان سنت این بود که زنان روسری یا مقنعهای که بر سر میبستند تا پشت گوشها بیشتر امتداد نداشت. زیبایی زن عابر نگاه جوان را به خود جلب کرد و احساسات او را تحت تأثیر قرار داد. قلبش مضطرب شد و عنان اختیار را از کف داد. با وجودی که آن زن از مقابلش عبور کرده بود، همچنان نگاهش او را در امتداد کوچه تعقیب میکرد. هر از گاهی چند برمی گشت و از پشت سر به آن زن نگاهی میکرد.
بدین سان، جوان میرفت تا به داخل کوچه مورد نظرش وارد شد. در این رفت و برگشتها که با مشغولیت ذهنی و هیجان روحی همراه بود، متوجه قطعه استخوان و یا شیشهای که از دیوار کوچه بیرون زده بود نگردید. گوشه صورتش به آن برخورد کرد و خون سر و صورت و لباسهایش را فرا گرفت. وقتی به خود آمد لباسهایش را به خون آغشته دید. از آشفتگی و حالتی که پیدا کرده بود، سخت ناراحت شد. با خود گفت: به خدا سوگند! با همین سر و وضع خدمت رسول خدا میروم و به آن حضرت شکایت میکنم.
"سپس، با همان حال به محضر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید. رسول خدا که او را در ان وضعیت مشاهده کردند علت را جویا شدند. جوان تمام ماجرا را برای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تعریف کرد. بدان هنگام جبرئیل فرود آمد و آیه شریفه قل للمؤمنین یغضون من ابصارهم را تا آخر آیات حجاب بر پیامبر قرائت نمود.
از این روایت به خوبی استفاده میشود که نداشتن الإمام الباقر(علیه السلام)، اِستقْبل شابٌ من الأنصار امرَأةٌ بالمدینَة- و کانَ النّساء یَتقعنّ خلفَ آذانِهنّ- فَنظرَ الیها و هی مُقبلةٌ فلمّا جازَت نظر الیها و دَخلَ فی زقاقٍ قد سمّاه ببنی فلان فجعلَ یَنظرُ خلفَها و اعترَضَ وجههُ عظمٌ فی الحائِط او زجاجةٌ فشَقّ وجهَهُ فلمّا مضَت المرأةُ نَظرَ فإذا الدّماء تسیلُ علی صَدره و ثوبِه فقالَ و الله لآتین رسولُ الله(ص) و لأخْبِرنّه قال فاَتاهُ فلمّا رَآهُ رسول الله قال: ما هذا فاخبرهُ فهبطَ جبرئیل بهذه الآیة قل لِلمؤمنین ... محمد ری شهری: میزان الحکمه، ج ۴، ص ۳۲ و ۹۰، چاپ دارالحدیث.
حجاب و بر ملا بودن زیبایی و زیور زنان، موجب جلب توجه نامحرمان شده و برانگیزنده فتنه و فساد است. از طرفی، وقار و شخصیت والای زنان که باید اساس و بنیان خانواده بر آن استوار گردد دستخوش حوادث و تحت الشعاع جنبههای ظاهری واقع میشود و ارزش و کرامت زنان دانشمند و فاضل نادیده گرفته میشود.
اسلام به منظور پاسداری از حرمت و کرامت و شخصیت واقعی زنان، حجاب را مقرر داشت تا شؤون اجتماعی آنان محفوظ بماند و از قربانی شدن فضایل و کرامتشان در پای ظواهر دنیوی جلوگیری نماید. نگاهها را به اندیشه تبدیل کند و از ظاهر به باطن ارجاع دهد و دست رد به سینه ظاهر بینان زند.
تأملی در مسأله حجاب
با دقت در فلسفه حجاب و شأن نزول آیات یاد شده، میگوییم:
حجاب : یعنی در کمالات زنان اندیشه کردن،
" : یعنی به جای شخصی شخصیت را دیدن،
" : یعنی در کرامت و فضیلت زنان فکر کردن،
" : یعنی گوهری پر بها در صدف داشتن،
" : یعنی به همه نامحرمان و ظاهربینان "نه" گفتن،
" : یعنی... . اگر آیات شریفهای که دربارهٔ حجاب صدور یافته به دقت مورد عنایت قرار گیرند، پاسخی جامع برای ظاهربینان هوسباز به همراه دارند.
موضوع حجاب و تأکید بر عفاف، در همه ادیان
الهی مطرح بوده است. برای اثبات این موضوع، به داستانی از قرآن کریم اشاره میکنیم.
از حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه:
یا ابَتِ اِسْتأجِرهُ انّ خیرَ مَن استأجَرْتَ القویّ الأمینُ ،
روایت شده است که آن حضرت فرمود:
" حضرت موسی بن عمران(علیه السلام) به دلیل ترس از فرعونیان از مصر خارج شد. حیران و سرگردان میرفت تا بر سر چاههای آب مدین رسید. گروهی از چاه آب میکشیدند و گوسفندان خود را آب میدادند. در گوشهای دو دختر جلو تعدادی گوسفند را به زحمت گرفته بودند. حضرت موسی(علیه السلام) نزدیک رفت و پرسید: چرا گوسفندان خود را آب نمیدهید؟ گفتند: پدر ما پیرمرد است و قادر به انجام کارهای سخت نمیباشد. ما منتظریم تا دیگران دامهای خود را سیراب کنند، آن گاه گوسفندان خود را از باقی مانده آبها آب دهیم.
دل حضرت موسی(علیه السلام) به رحم آمد. چاه آب دیگری بود و سنگ بزرگی بر آن نهاده بودند. حضرت موسی به تنهایی آن سنگ را از چاه برگرفت و به کناری نهاد و آب فراوانی از چاه برکشید و گوسفندان را سیراب کرد. سپس یکی از دختران حضرت شعیب گفت: پدر، او را برای انجام کارها اجیر کن. او مرد نیرومند و امین است.(سوره قصص(۲۸) آیه 26).
آنها روانه منزل شدند. حضرت موسی به سایه درختی باز گشت و از خداوند تقاضای کمک نمود.
دختران شعیب آن روز زودتر به خانه رسیدند. پدر علت زود آمدن را جویا شد.موضوع را گزارش کردند. حضرت شعیب فرمود: یکی از شما برود و او را بیاورد تا مزد کارش را بدهم. یکی از دختران شعیب نزد حضرت موسی آمد و از او خواست که برای گرفتن مزد کارش به خانه شعیب برود. حضرت موسی پذیرفت. وقتی به راه افتادند،دختر شعیب به عنوان راه بلد، جلو افتاد. حضرت موسی فرمود: شما پشت سر من حرکت کنید. دختر گفت: شما راه را نمیدانید. حضرت فرمود: شما از پشت سر بیایید، هر جا که من اشتباه رفتم راهنمایی ام کنید. زیرا من از خانوادهای هستم که از پشت سر به زنان نامحرم نگاه نمیکنند.
بدین طریق به راه افتادند. پس از ملاقات حضرت موسی(علیه السلام) با شعیب، پیامبر ماجرای فرار از مصر را برای شعیب تعریف کرد، و حضرت شعیب گفت: غم مدار که آنها دیگر بر تو دست نخواهند یافت.
دختری که حضرت موسی را به منزل آورده بود به پدرش پیشنهاد کرد او را به کارگری قبول کند، چون جوانی نیرومند و امین است. شعیب از دختر خود پرسید: نیرومندی وی را از برداشتن سنگ چاه فهمیدی، امانت دار بودن او را از کجا دانستی؟ دختر چگونگی آمدن به منزل را برای پدرش تعریف کرد و پاک چشمی و عفاف ورزی حضرت موسی را شرح داد.1
این طرز رفتار حضرت موسی(علیه السلام) به ما میآموزد که در عفت چشم و پیشگیری از هوای نفس و نجات دل از وسوسه گناه سعی بلیغ نماییم و پاک دامنی و پاکی نفس را وجهه همت خود قرار دهیم.
۱-الامام الکاظم(علیه السلام) فی قوله تعالی: یا ابتِ استأجرهُ انّ خیرَ من استأجرتَ القویّ الامین. قال لها شعیب یا بُنّیة هذا قویّ قد عَرَفتیه برفع الصّخرة، آلامین من این عَرَفیته؟ قالت یا ابت انّی مُشیتُ قدّامة فقالَ اِمشی من خلفی فأن ضلتُ فَارشدینی الی الطّریق فانَا من قوم لا ننظر فی ادبار النّساء. (محمدبن علی بن الحسین، صدوق: من لا یحضره الفقیه، چاپ پنجم، دارالکتب الاسلامی، 4/19/4974)
وجوب حجاب و تأکید پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) دربارهٔ آن
پیامبراسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودهاند: هر نگاه بی جا، تیر مسمومی از تیرهای شیطان است. هر کس از خوف خدا آن را ترک کند خداوند در عوض ایمانی به او میبخشد که شیرینی آن را در قلب احساس نماید.1
از امام علی بن ابی طالب روایت شده است: " روزی در محضر رسول خدا(صلی الله علی و آله و سلم) شرفیاب شده و در کنار بقیع نشسته بودیم. آن روز هوا سرد و بارانی و زمین اندکی مرطوب بود. در آن حال دیدیم که زنی بر الاغی سوار است ۱-قال رسول الله(ص) النظر سهمٌ من سهام ابلیس فمن ترکها خوفاً من الله اعطاهُ الله ایماناً یجد حلاوتهُ فی قلبه. (محمد تقی مجلسی: بحارالانوار، ج ۱۰۴، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت ۱۴۰۳، ص ۲۸ و ۳۶. به نقل از میزان الحکمه، ص ۳۲ و 90.
و از مقابل ما عبور میکرد. مسیر حرکت ناهموار بود. ناگهان دست الاغ به گودالی فرو رفت و زن از بالای ان به زیر افتاد. تا چنین شد، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) صورتش را از طرف آن زن برگرداند. اصحاب عرض کردند: ای رسول خدا، زن پوشش کامل دارد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) سه مرتبه فرمودند:
"خداوند دارندگان پوشش کامل را مورد غفران و آمرزش خود قرار دهد".
سپس فرمودند: " ای مردم، اندام خود را کامل بپوشانید و بدان وسیله همسران خود را که از منزل خارج میشوند از نامحرمان حفظ کنید".[۵]
روایات و مسأله حجاب
از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که فرمود: " برای زن مسلمان شایسته نیست مقنعه و لباسی بپوشد که اندامش را نپوشاند".
روزی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از اصحاب خود پرسیدند: "...زنان در چه حالتی به خداوند نزدیکترند؟" خبر این سؤال به حضرت زهرا(س) رسید. ایشان در پاسخ پیامبر عرض کردند: " زن خانه داری که نامحرم او را نبیند" پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) با شنیدن این جواب فرمودند: "فاطمه پاره تن من است".۱-عن حلبی عن ابی عبدالله(ع)، قال: لا یصلحُ للمرأةِ المسلمة ان تلبسَ من الخُمُر و الدّروع ما لا یواری شیئاً. (محمدبن حسن حرّ عاملی: وسائل الشیعه، ج ۴، چاپ دوم، مؤسسسه آل البیت قم، ص 388).
۲-سأل رسولُ الله(ص) اصحابَه عن المرأة... فمتی تکونُ ادنی من ربّها؟ فلم یدروا فلمّا سمعت فاطمة قالت: ادنی ما تکونُ من ربّها ان تلیزمَ قصرَ بیتها. فقال رسول الله(ص): "انّ فاطمة بضعة منّی". (احمد رحمانی)
امام علی(علیه السلام) فرمودند: " چشمها صیدگاه شیطانند." [۶]و "چشم دیده بان فتنه است"[۷].
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: " از فزونی نگاه برحذر باشید که بذر هوای نفس را میپاشد و غفلت به بار میآورد"[۸].
امام علی(علیه السلام) فرمودند:" اگر چشم را به شهوت باز کنی، نتیجه اش نابینایی قلب است"[۹].
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: " عیسی بن مریم(علیه السلام) به اصحابش میفرمود: از نگاههای بی جا برحذر باشید که در دل شهوت را میکارد و برای اصحابش فتنه به بار میآورد".[۱۰]
و باز فرمودند: مسیح(علیه السلام) میفرمود: از نگاه به امور ممنوعه برحذر باشید که بذر شهوات را میپاشد و گیاه
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: " خشم خدای عزوجل شدت میگیرد بر زن شوهرداری که نگاهش را از غیر شوهر و یا افراد غیر محرمش پر کند".[۱۱]
دربارهٔ نگاه به نامحرم روایت فراوان است که بدین مقدار بسنده کردیم. آنچه در این بحث بیشتر اهمیت دارد و روایات هم در آن باره بسیار است، وجوب حجاب برای بانوان است. به عنوان نمونه، به چند روایت اشاره میکنیم.
زنی عطر فروش به نام "حولاء" گاهی برای خانواده رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) عطر میآورد. روزی پیامبر خطاب به او فرمود:
"ای حولاء! زینتهایت را برای غیر شوهرت آشکار مکن. برای زن روا نیست ساقهای دست و پای برهنه اش را نامحرم ببیند. اگر کسی چنین کند لعنت و خشم خدا و لعن فرشتگان و عذاب دردناکی برای خود آماده کرده است.
" ای حولاء! زنانی که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند، زیبایی و زینتهای خود را بر نامحرمان آشکار نمیکنند که اگر چنین کنند، دین خود را فاسد و خشم خدا را برانگیختهاند".[۱۲]
امیرالمؤمنین(علیه السلام) در وصایای خود به فرزندش حضرت مجتبی(علیه السلام) فرمود: " پسرم! همسرانت را در حجاب داشته باش، زیرا خیر تو و آنها در حجاب کامل آنهاست و باز با حجاب کامل از خانه بیرون رفتن آنها بهتر از آن است که نامحرم غیر مورد اعتمادی به منزلت وارد شود. اگر ممکن باشد که همسرانت را جز تو کسی نشناسد، انجام بده".[۱۳]
یا حولاء مَن کانَت منکنّ نومن بالله و الیوم الآخر لا تجعلْ زینتها لغَیر زوجها و لا تبدی خُمُرها و مِعصَمها و الا امرأةِ جعلت شیئاً من ذلک لغیر زوجِها فقد افسَدَت دینها و سخطت ربّها. ( حاج میرزا حسن نوری: مستدرک الوسائل، تحقیق مؤسسه آل البیت،چاپ سوم، ج ۱۴، ص۲۳۸-۲۴۵).
نظر مفسران دربارهٔ حجاب
تمام مفسران از جمله طبرسی در مجمع البیان(ج ۴، ص ۱۳۸)، علامه در المیزان(ج ۱۵،ص ۱۵۶) و نویسندگان کتابهای منهاج الصادقین (در ج ۶، ص ۲۹۵)، اطیب البیان (ج ۹،ص۵۲۱)، تقریب القرآن(ج ۱۸، ص ۹۸)، حجةالتفاسیر(ج۵، ص۱۳)، ابوالفتوح(ج ۱۴)، جوامع الجامع(ج ۳، ص ۱۰۳)، اثنی عشری(ج ۱۰، ص ۴۸۸) مخزن العرفان(ج ۹، ص ۹۵) بصائر، نمونه، وحی القرآن و ... ذیل دو آیه شریفه سوره نور و احزاب، بر وجوب حجاب کامل تأکید کردهاند. جمله "ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن" را مقنعهای دانستهاند که تمام سر و گردن را بپوشاند و زیادی آن قفسه سینه را کامل بگیرد. و عبارت "جلباب" را که در سوره احزاب آمده، به معنای عبا (چادر عربی) و چادر مشکیی که در میان خانمهای ایرانی مرسوم است، گرفتهاند. از مضمون روایات نیز همین نوع حجاب استنباط میشود.
حضرت زهرا(س) و مسأله حجاب
حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) از پدرانش و از امام علی (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود: " شخص نابینایی از حضرت فاطمه زهرا(س) اجازه ورود خواست. فاطمه زهرا(س) خود را با حجاب کامل پوشاند و سپس اجازه ورود عنایت فرمود. پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: دخترم، چرا حجاب پوشیدی؟ او مردی نابینا است. حضرت زهرا عرض کرد: اما پدر، من نابینا نیستم، به علاوه این که، او بوی عطر بدن را استشمام میکند. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: " گواهی میدهم که تو پاره تن من هستی".[۱۴]
ابو نعیم اصفهانی که از علمای سنت و جماعت است و در صدوسی هجری درگذشته است، کتابی در وصف گزیدگان خدا به نام حلیة الأولیاء و طبقات الاصفیاء در چند مجلد نوشته و فصلی را به فاطمه زهرا(س) اختصاص داده است. در ضمن این فصل ، به اسناد خود از عمران بن حُصین چنین مینویسد: " روزی پیغمبر به من گفت:
-با من به دیدن فاطمه نمیآیی؟
-چرا. و با هم به خانه فاطمه رفتیم. پیغمبر رخصت خواست و دخترش اجازت داد.
-با کسی که همراه من است داخل شوم؟
-پدر، به خدا جز عبائی ندارم!
-دخترم خودت را با آن عبا چنین و چنان بپوش. و دستور پوشیدن داد...".[۱۵] از این روایات و نظیر اینها اهمیت حجاب و دوری از نامحرمان و مطیع فرمان خداوند در رعایت کامل حجاب از عملکرد زهرای مرضیة مستفاد میشود.
حضرت فاطمه زهرا(س) سخت مقید بودند که مطابق دستورالعمل کتاب خدا، در کلیه واجبات از جمله حجاب رفتار نمایند. بدین منظور، آن گاه که برای اقامه دعوی علیه خلیفه اول دربارهٔ فدک، قصد رفتن به مسجد را کردند، نخست برابر دستور آیه شریفه قرآن که میفرماید "ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن" مقنعه بزرگی بر سر مبارک افکندند، چنان که تمام سر و گردن تا بالای سینه را پوشاند و سپس مطابق آیه شریفه سوره احزاب که میفرماید: "یدنین علیهن من جلابیبهن"، چادر عربی بلندی روی مقنعه بر سر نهادند و بدین ترتیب آماده رفتن به مسجد شدند. گروهی از زنان فامیل اطراف حضرت را گرفته بودند، چنان که مشخص نبود کدام زهرای مرضیه است و مانند رسول خدا قدم برمی داشتند. بلندی چادر حضرت گاه موجب میشد که پای همراهان روی دامن چادر قرار گیرد.[۱۶]
این نوع پوشش به دلیل رعایت دستور آیه مبارکه قرآن صورت گرفت که آن حضرت مطابق آیه سوره نور، مقنعه پوشید و مطابق آیه سوره احزاب چادر بر سر کرد.
اگر الگوی زنان مؤمن حضرت زهرا(س) - است که هست- راه و روش آن بانوی بزرگ اسلام باید ملاک رفتار و منش زنان مسلمان باشد.
حضرت زینب (س) و الگوی حجاب
پس ار حضرت زهرا(س)، منش حضرت زینب(س) به عنوان الگوی حجاب بیان میشود. در روایتی از یحیی مازنی نقل شده است که گفت: " من در همسایگی امیرالمؤمنین(علیه السلام) در مدینه زندگی میکردم و در مجاورت خانهای بودم که حضرت زینب(س) در آنجا ساکن بود. به خدا سوگند، هیچ گاه شخص آن بانو را ندیدم و صدایی از او نشنیدم. هرگاه قصد زیارت جدّش رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را مینمود، شب به زیارت آن حضرت میرفت و این در حالی بود که برادرش حسن(علیه السلام) از سمت راست و برادرش حسین(علیه السلام) از سمت چپ او حرکت میکردند و امیرالمؤمنین(علیه السلام) پیشاپیش در حرکت بودند. و همین که نزدیک مرقد مطهر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) میرسید، نخست امیرالمؤمنین(علیه السلام) روشنایی قندیلها را خاموش میکرد. یک نوبت که حضرت مجتبی دلیل خاموش کردن چراغها را از پدرش سؤال کرد، ایشان فرمودند: "خواهرت زینب همراه ماست. شاید نامحرمی او را ببیند".[۱۷]
این دو بانوی بزرگ حضرت فاطمه و حضرت زینب (س) الگوی زنان مؤمنه اهستند و خانمها باید رفتار و منش آن بزرگواران را الگوی زندگی خود قرار دهند.
ولی متأسفانه، امروزه دشمنان اسلام برای بی عفاف کردن زنان مسلمان و گسترش فساد، تهاجم و هیاهوی بسیاری به راه انداختهاند.
نظر مراجع تقلید دربارهٔ حجاب
بااستناد به آیات شریفه قرآن و روایات فراوانی که به برخی از آنها اشاره شد و نیز سنت عملی حضرت زهرا و زینب کبری(س)، علما و مراجع تقلید به وجوب حجاب فتوا داده و آن را برای زنان مسلمان امری ضروری و لجتناب ناپذیر معرفی کردهاند، که به برخی از آنها اشاره میشود:
۱-امام خمینی(ره) در مسأله ۲۴۳۵ و مسأله ۲۴۳۳ رساله توضیح المسائل چهار مرجع ص ۵۸۷ و ۵۸۸ف بر وجوب حجاب تأکید دارند.
۲-آیة الله گلپایگانی(ره) در ص ۴۵۸ رساله، دربارهٔ حجاب به عنوان آنچه یک زن باید بداند، بحث کردهاند.
۳-آیة الله بهجت، فاضل لنکرانی، صافی گلپایگانی و آقای سیستانی گفتهاند: " سزاوار نیست زنهای مؤمن بدون چادر خارج شوند".
۴-آقای ملکی تبریزی گفتهاند: " پوشیدن بدن بر زن واجب و بهترین نوع پوشش واجب همان چادر مشکی است که زنهای مؤمنه خود را با آن میپوشانند".
۵-آیة الله خامنهای- دام عزّه- فرمودهاند: " بهترین حجاب چادر است. چادر سیاه هم بی اشکال است و کراهت ندارد".
ختام سخن
با عنایت به آیات کریمه قرآن و روایات رسیده از معصومان، و با تحقیق و پژوهش مفسران و فواید کلامی و فلسفی آن و فتوای مراجع تقلید و خردمندان بر ضرمرت وجوب حجاب، بعید مینماید که کسی از نظر دینی و شرعی در وجوب حجاب و لزوم آن شک داشته باشد. آنچه باقی میماند، طرح شبهاتی است که از طرف مغرضان با هدف بی عفاف کردن بانوان القاء میشود.
بسیار روشن و طبیعی است که گوهرهای ارزشمند را دور از دید و دسترس اهریمنان حفظ میکنند،این خزف است که در همه جا به فراوانی موجود است و از بی ارزشی کسی بدان چشم ندارد. در گذشته ایام، با زور سرنیزه میخواستند گوهرهای گرانبها را از صدف درآورند، چادرها را از سر بانوان برداشتند، زنان مؤمن با آنها مقابله میکردند
و هیچ گاه تسلیم نشدند و مردم را در مسجد گوهرشاد به رگبار مسلسل بستند، مجروحان را با کامیون در دل شب به خارج شهر بردند و زنده به گور کردند، اما توفیق نیافتند، چه: "ید الله فوق ایدیهم".
. حال قلم به مزدها تهاجم فرهنگی سنگینی را آغاز کردهاند، به این امید که سدّ عفاف و تقوی را بشکنند و هر روز به شکلی خاص، ندایی را ساز میکنند.
بر زنان فاضل و دانشمند است که به این هرزه جوییها و یاوه سراییها پاسخ بدهند و این انتظار، انتظار بی جایی نیست.
نیایش
خداوندا، ما را توفیق طاعت، دوری از معصیت، درستی نیت و حقیقت معرفت عنایت فرما!
زبان ما را به صواب و حکمت جاری فرما، و دیدگان ما را از خیانت، و گوشهای ما را از شنیدن بیهوده و غیبت باز دار!
دانشمندان را به زهدورزی و نصیحت، دانشجویان را به دانش اندوزی و رغبت، شنوندگان را به گوش دادن و متابعت، و بیماران را به شفا و صحت و درگذشتگان را بهلطف و مرحمت و پیروان را به وقار و مسکنت و جوانها را به توبه و انابت و زنها را به حیا و عفت و توتنمندان را به فروتنی و وسعت و بیچارگان را به صبر و قناعت روزی فرما.
آمین یا ربّ العالمین
پانویس
- ↑ ...فقال لها و لِلارض إئتیا طوعاً او کَرهاً قالتا اَتینا طائِعینَ ( سوره فصلت (41) آیه 11)
- ↑ و قُل لِلمؤمناتِ یَغضُضْنَ من أبصارِهنّ و یحفظنَ فروجهنّ و لا یبدینَ زینتهنّ الا ما ظهرَ مِنها و لیضربنَ بخُمُرهنّ علی جیوبهنّ و لا یُبدینَ زینتهنّ الا لِبعولتهنّ او آبائهنّ او آباء بُعولتهنّ او ابنائِهنّ او ابناءِ بعولتهنّ او اِخوانهنّ او بنی اخوانهنّ او بنی اخواتِهنّ او نِسائهنّ. (سوره نور(24)آیه 30)
- ↑ المیزان عربی، ج 16،ص 361، چاپ دوم، نشر دارالکتب اسلامی، 1390 ه. ق
- ↑ قل لِلمؤمنینَ یَغُضّوا مِن اَبْصارهِم و یَحفَظوا فُروجَهم ذلک ازْکی لهُم انّ الله خبیرٌ بما یَصْنعونَ. (سوره نور(24) آیه 30)
- ↑ قال علی(ع):َکنتُ قاعداً فی البقیعِ معَ رسول الله(ص) فی یَوْمٍ رَجَنَ و مَطرهُ اذمرّت امرأة علی حمار فهوتْ ید الحمار فی وهدة فسقطتِ المرأةُ فأعرض النّبی بوجهه قالوا: یا رسول الله انّها ستره ولة قال: اللهم اغفر للمسرولات ثلاثاً. یا ایّها النّاس اتخذوا السرادیلات فأنّها من استَر ثیابکم و حسّنوا بها نسائکم اذا خَرَجنَ. (ورام بن ابی فرس: تنبه الخواطر، چاپ نهم، ج 2، ص 78)
- ↑ الامام علی(ع): العیونُ مصائدُ الشیطان، (عبد الواحد آمدی: غرر و دُرر ص 950)
- ↑ الامام علی(ع): العین رائد الفتنِ. (همان مأخذ، ص366)
- ↑ قال رسول الله(ص): ایّاکم و فُضول النظر فانّه یبذر الهوی و یولد الغفلة. (محمد باقر مجلسی: بحارالانوار، ج 72،ص 199)
- ↑ عن علی(ع): اذا بصرُت العین الشهوةَ عمی القلب عن العاقبة.( عبدالواحد آمدی: غرر و دُرر،ص 4063)
- ↑ لامام صادق(ع): یابن جُندبُ انّ عیسی بن مریم(ع) قال: لاصحابه، ایّاکم و النّظرة فانها تزرع فی القلب الشهوة و کفی بها لصاحبها فتنة. (حسن بن علی بن...حرّانی: تحف العقول به تصحیح علی اکبر غفاری، دفتر انتشارات اسلامی، تحف العقول، ص 305)
- ↑ قال رسول الله(ص) اشتدّ غضب الله عزوجل علی امرأةِ ذات بکل ملأت عینُها من غیر زوجِها او غیر ذی محرم منها.( ثواب الاعمال، 338/1)
- ↑ یا حولاءَ لا تُبدی زینتک لغَیر زوجک، یا حولاء لا یحل لامرأة ان تظهر مِعصمَها و قدمها لرجُل غیر بعلِها و اذا فعلت ذلکَ لم تزل فی لعنة الله و سخطه و غضب الله علیها و لعنتها ملائکة الله و اعدّ لها عذاباً الیماً...
- ↑ الامام علی(ع) لإبنه الحسن و اکفُف علیهنّ من ابصارهنّ بحجبک ایّاهنّ فانّ شدةَ الحجاب خیر لک و لهنّ و لیس خروجهنّ بأشدّ من إدخالکَ من لا یوثقُ به علیهنّ و ان استطعتُ ان لا یعرفن غیرکَ من الرّجال فافعل. ( حسن بن علی بن... حرانی: تحف العقول، ص 86)
- ↑ عن موسی بن جعفر عن آبائه قال: قال: علی(ع) استأذنَ اعمی علی فاطمة فاحجبتهُ فقال رسول الله(ص) لها لم حجبته و هو لا یراک؟ فقالت ان لمیکن یرانی فانّی اراهُ و هو یشمّ المریح فقال: رسول الله(ص) اشهد انک بضعة منی. ( احمد رحمانی همدانی: فاطمةالزهرا بهجة قلب المصطفی، ج 4، ص258)
- ↑ سیدهاشم بحرانی: حلیةالابرار، ج 2،ص 42. و محمد باقر مجلسی: بحارالانوار، ج 43، ص37
- ↑ ...انّه لمّا اجتمعَ ابوبکر و عمر علی منع فاطمةَ فدکاً و بَلغَها ذلک لائتْ خمارها علی رأسها و اشتملتْ بجَلبابها و اقبلت فی لمة من حفدتها و نساءَ قومها تطأ ذیولها تحزم مشیتُها مشیةُ رسول الله... (سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج 1، چاپ دارالتعارف بیروت، ص 315) به نقل از کتاب احتجاج طبرسی. و این حدیث از طرق مختلف روایت شده است
- ↑ و حدّث یحیی المازی قالَ: کنتُ فی جوار امیرالمؤمنین(ع) فی المدینةِ مدة مدیدةٌ و بالقرب من البیت الذی تسْکنه زینبُ ابنته فلا و الله ما رأیتُ لها شخصاً و لا سمعت لها صَوتاً و کانت اذا ارادتِ الخروجُ لزیارةِ جدّبها رسول الله(ص) تخرجُ لیلاً و الحسن عن یمینها و الحسین عن شِمالها و الأمیرالمؤمنین(ع) امامَها فاذا قرُبت من القبر الشّریف سبقها امیرالمؤمنین فاخَمَه ضوء القنادیلَ فسأله الحسن مرّة عن ذلک فقال: اخشی ان ینظر احد الی شخص اختکَ زینبُ. (احمد رحمانی همدانی: فاطمةالزهرا بهجةقلب المصطفی، ص642)







