فرهنگ مصادیق:حب مقام و جاه طلبی
حب مقام و جاه طلبی
برخی طالب مقامند که جاه طلب محسوب میشوند، دوست دارند مردم همه به آنها احترام بگذارند، خود را از دیگران یک سر و گردن برتر میدانند، آخرین سخن، سخن آنها باشد و کسی روی حرف آنها حرف نزند، هر چند عقل و کفایت و درایت لازم برای این امور را نداشته باشند. این گونه افراد را جاه طلب و طالب اسم و آوازه و مقام مینامند. این صفت رذیله سرچشمه بسیاری از مفاسد فردی و اجتماعی است،...و از همه بدتر این که در بسیاری از اوقات با صفات نیک مانند احساس مسؤولیت و تصمیم بر انجام وظیفه اجتماعی و لزوم مدیریت صالح در جامعه دم میزنند.
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ[۱] این سرای آخرت را(تنها) برای کسانی قرار میدهیم که اراده برتری جویی در زمین و فساد را ندارند، و عاقبت نیک برای پرهیزکاران است. هر کس به چیزی علاقه مند است، بعضی به مال عشق میورزند، بعضی دیگر به جمال، گروهی خواهان کمالند، ولی جمعی طالب مقامند و این گروه اخیر را جاه طلب مینامند، دوست دارند مردم همه به آنها احترام بگذارند، و به خانه آنها رفت و آمد داشته باشند، و به اصطلاح از دیگران یک سر و گردن برتر باشند، آخرین سخن، سخن آنها باشد و کسی روی حرف آنها حرف نزند، هر چند عقل و کفایت و درایت لازم برای این امور را نداشته باشند. این گونه افراد را جاه طلب و طالب اسم و آوازه و مقام مینامند. این صفت غالباً در افراد بزرگسال پیدا میشود، و در جوان و نوجوان کمتر است، و گاه تا آخر عمر از انسان جدا نمیشود، تمام نیروهای او تحلیل میرود؛ ولی جاه طلبی همچنان در اعماق قلبش به قوت خود باقی است، بلکه با افزایش سن قوی تر و گسترده تر میشود. این صفت رذیله سرچشمه بسیاری از مفاسد فردی و اجتماعی است، انسان را از خدا و خلق خدا دور میکند و او را برای وصول به مقصدش به دنبال گناهان خطرناکی میفرستد، و از همه بدتر این که در بسیاری از اوقات با صفات نیک مانند احساس مسؤولیت و تصمیم بر انجام وظیفه اجتماعی و لزوم مدیریت صالح در جامعه و امثال اینها اشتباه میشود. در حدیث آمده است: «آخِرُ ما یخْرُجُ مِنْ قُلُوبِ الصِّدِّیقینَ حُبُّ الْجاه؛ آخرین چیزی که از محبت دنیا از قلب مؤمنان راستین خارج میشود، جاه طلبی است». این حدیث به خوبی نشان میدهد که تا چه حد این رذیله اخلاقی خطرناک است. لازم به یادآوری است که این صفت، پیوند نزدیکی با ریاکاری و تکبر و عُجب و خودپسندی دارد که گاه به همین جهت اشتباه میشود.
[۲]
عاقبت پرهیزگران و مستکبران
در این آیه که در ذیل آیات مربوط به قارون آمده است، به عنوان یک دستور کلّی میفرماید: «آن سرای آخرت را تنها برای کسانی قرار میدهیم که قصد برتری جویی در زمین و فساد را ندارند و عاقبت نیک برای پرهیزگاران است؛ (تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ). آری عاقبت جاه طلبان مستکبر همان عاقبت قارون است که همه چیز خود را بر سر جاه طلبی و استکبار گذاشت و خشم خدا او را گرفت و به زندگی ننگینش پایان داد و برای همیشه مورد لعن و نفرین واقع گشت. ممکن است از عطف کردن فساد به علو فی الارض چنین استفاده شود که افراد برتری جو و جاه طلب سرانجام دست به فساد در ارض میزنند و برای سیراب کردن عطش خود از هیچ جنایتی فرو گذار نمیکنند. جالب اینکه در حدیثی از علی علیه السلام میخوانیم که به هنگام خلافت ظاهری شخصاً در بازارها قدم میزد، افراد گمشده را راهنمائی میکرد، ضعیفان را کمک مینمود و از کنار فروشندگان و کسبه رد میشد و این آیه را برای آنها تلاوت مینمود «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا؛ سپس به تفسیر آن میپرداخت به گونهای که نه تنها شامل زمامداران میشد، بلکه همه صاحبان قدرت را (بهر شکل و هر صورت) شامل میشد». در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام آمده است: هنگامی که این آیه را تلاوت نمود گریه کرد و فرمود: «ذَهَبَتْ وَاللَّهُ الْأَمانِی عِنْدَ هذِهِ الْآیةِ؛ با وجود این آیه همه آرزوها بر باد رفته است».[۳] شاید منظور امام علیه السلام این است: با توجه به اینکه خداوند سرای آخرت را تنها از آن کسانی میداند که حتی اراده برتری جویی در دل ندارند و بذر جاه طلبی در سر نمیپرورانند کار بسیار مشکل است.
حبّ جاه در روایات اسلامی
در روایات اسلامی از این صفت رذیله نکوهش شدید شده گاه تحت عنوان «حب جاه»، گاه تحت عنوان «حبّ ریاست» و گاه تحت عنوان «شرف» که به عنوان نمونه، روایات ذیل از میان انبوه روایات گلچین شده است:
۱- تأثیر مخرّب این رذیله اخلاقی در دین انسان به قدری شدید است که در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله میخوانیم: «ما ذِثْبانِ ضارِیانِ ارْسِلا فِی زَرِیبَةِ غَنَمٍ اکثَرُ فَساداً فِیها مِنْ حُبِّ الْمال وَ الْجاهِ فِی دِینِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ؛ دو گرگ درنده که در آغل گوسفندان رها شوند فساد و خرابی آنها بیشتر از حبّ مال و مقام در دین انسان مسلمان نیست».[۴] مطابق این بیان، جاه طلبی و مقام پرستی، دین و ایمان انسان را بر باد میدهد، آنگونه که گرگ گرسنه گوسفندان را.
۲- در حدیث دیگری از همان حضرت میخوانیم: «حُبُّ الْجاهِ وَ الْمالِ ینْبِتانِ النِّفاقَ فِی الْقَلْبِ کما ینْبِتُ الْماءُ الْبَقْلَ؛ علاقه شدید به مقام و مال، نفاق را در قلب انسان میرویانند همان گونه که آب سبزه را میرویاند».[۵]
۳- در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام میخوانیم: «مَنْ طَلَبَ الرِّئاسَةَ هَلَک؛ کسی که طالب مقام باشد(و دلباخته آن گردد) هلاک میشود».[۶]
۴- این مسأله به قدری اهمیت دارد که در روایات اسلامی نسبت به ظهور کمترین نشانههای آن هشدار داده شده است از جمله در حدیثی از همان امام بزرگوار میخوانیم که فرمود: «ایاکمْ وَ هؤلاءِ الرُّؤَساءِالَّذِینَ یتَرأَّسُون فَوَاللّهِ ما خَفَفْتِ النِّعالُ خَلْفَ رَجُلٍ الّا هَلَک وَ اهْلَک؛ از این گروه ریاست طلب بپرهیزید، به خدا سوگند صدای کفشها پشت سر کسی بلند نمیشود مگر اینکه هم خودش هلاک میشود و هم دیگران را هلاک میکند».[۷] توجه به این نکته لازم است که محرومان در آن زمان غالباً پابرهنهها بودند و کفشهای صدادار مربوط به دنیاپرستان و ثروتمندان بود، بدیهی است که این گونه افراد برای خدا و معنویت دنبال کسی نمیروند.







