فرهنگ مصادیق:جهاد و صلح با کفار - پرسمان دانشجوئی
آیه «فلاتهنوا و تدعوا الی اسلم ...» با « ان صبحوا للسلم فاجنح بها» چگونه با هم قابل جمع هستند؟
آیه شریفه: «فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَی السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ اْلأَعْلَوْنَ وَ اللّهُ مَعَکُمْ وَ لَنْ یَتِرَکُمْ أَعْمالَکُمْ؛ پس سستی نورزید و [کافران را] به آشتی مخوانید [که] شما برترید و خدا با شماست و از [ارزش] کارهایتان هرگز نخواهد کاست». [۱]
این آیه به دنبال آیات گذشته پیرامون مساله جهاد به یکی از نکات مهم پیرامون «جهاد» اشاره میکند و آن این است که افراد سست و ضعیف الایمان برای فرار از زیر بار جهاد و مشکلات میدان جنگ غالبا مساله صلح را مطرح میکنند مسلما صلح بسیار خوب است اما در جای خود، صلحی که اهداف والای اسلامی را تامین کند و حیثیت و عظمت و آبروی مسلمین را حفظ نماید، نه صلحی که آنها را به خواری و ذلت بکشاند. لذا میفرماید: «پس سستی نورزید و [کافران را] به آشتی مخوانید [که] شما برترید» یعنی حالا که نشانههای پیروزی و برتری شما آشکار شده چگونه با پیشنهاد صلح که مفهومش عقب نشینی و شکست است پیروزیهای خود را عقیم میگذارید؟ این در حقیقت صلح نیست، این تسلیم و سازشی است که از سستی و زبونی سرچشمه میگیرد، این یک نوع عافیت طلبی است که عواقب دردناک و خطرناک به بار میآورد.
از آنچه گفته شد روشن شد که این آیه، هیچ تضادی با آیه ۶۱ سوره انفال: «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ؛ و اگر به صلح گراییدند تو [نیز] بدان گرای و بر خدا توکل نما که او شنوای داناست» ندارد، بلکه هر یک ناظر به مورد خاص است. آیه ۳۵ محمد، اشاره به صلح نابجا و آیه ۶۱ انفال، اشاره به صلح معقول دارد. یکی اشاره به صلحی دارد که از ناحیه مسلمانان ضعیف و سست در آستانه پیروزی مطرح میگردد و دیگری صلحی است که منافع مسلمین را کاملا تامین میکند و لذا به دنبال آیه ۶۱ انفال میفرماید: «وَ إِنْ یُریدُوا أَنْ یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللّهُ هُوَ الَّذی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنین»؛ و اگر بخواهند تو را بفریبند [یاری] خدا برای تو بس است همو بود که تو را با یاری خود و مؤمنان نیرومند گردانید». امیرالمومنین علی علیه السلام در نامه اش به مالک اشتر به هر دو قسم از صلح اشاره کرده و میفرماید: «و لا تدفعن صلحا دعاک الیه عدوک و لله فیه رضا؛ هر گاه دشمن تو را به صلحی دعوت کند که رضای خدا در آن بوده باشه پیشنهاد صلح را رد مکن. مطرح شدن صلح را ناحیه دشمن از یک سو و توام بودن با رضای خدا از سوی دیگر، تقسیم شدن صلح را به دو قسم بالا نشان میدهد. [۲][۳]







