فرهنگ مصادیق:جمع آوری مالیات و تنظیم بیت المال
دولت اسلامی برای تأمین وظایف خود اقدام به جمع آوری مالیات و تنظیم بیت المال کرد.[۱] از این رو امام علی"ع" کارگزارانی را برای جمع آوری زکات، خراج، جزیه و...تعیین نمودند.[۲]
منابع مالی دولت علوی: دولت علوی، برای اداره جامعه و ادای وظایفی که بیان شد، دارای اموال و درآمدهایی است.برخی از این اموال به طور مستقل متعلق به دولت است "انفال" و برخی دیگر متعلق به عموم مسلمانان، که در عین حال در اختیار دولت اسلامی قرار دارد.در واقع دولت اسلامی از آن جا که حافظ منافع و مصالح عامه جامعه است، سرپرستی این اموال را بر عهده دارد.امام"ع" دربارهٔ انواع مختلف مالها، میفرماید:
'قرآن بر پیغمبر"ص" نازل گردید و مالها چهار قسم بود: مالهای مسلمانان که آن را به سهم هر یک میان میراث بران قسمت نمود؛ غنیمت جنگی که آن را بر مستحقانش توزیع فرمود؛ خمس که آن را در جایی که باید نهاد، و صدقات که خدا آن را در مصرفهای معین قرار داد.' [۳]
در کلام امام"ع" اموال غیرشخصی، شامل فی ء، خمس و صدقات میشود.قرآن کریم میفرماید:
'وَمَا أَفَاءَ اللّهُ عَلَی رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَلاَ رِکَابٍ وَلکِنَّ اللّهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَی مَن یَشَاءُ وَاللّهُ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ.مَا أَفَاءَ اللّهُ عَلَی رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَی فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَی وَالْیَتَامَی وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ کَیْ لاَ یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الاْءَغْنِیَاءِ مِنکُمْ' [ یعنی: و آنچه را خدا از آنان |بهره| به رسولش بازگردانده |و بخشیده| چیزی است که شما برای به دست آوردن آن، نه اسبی تاختید و نه شتری...آنچه را خداوند از اهل این آبادیها به رسولش بازگرداند، از آنِ خدا و رسول و خویشاوندان او و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است تا در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد. ]
محققان دربارهٔ مفهوم فی ء در آیه شریفه و روایات، نظرهای مختلفی دادهاند.[۴] شاید با توجّه به ظاهر روایات بتوان گفت فی ء شامل غنائم جنگی، انواع انفال، خراج و جزیه میشود.آیه انفال در غنائم جنگ بدر نازل شده است، امّا بعد از آن لفظ انفال در اموالی که از طریق غیر جنگ به دست آمده، استعمال شد.بنابراین بر خراج و جزیه اطلاق نمیگردد.غنائم جنگی نیز قسیم انفال و فی ء است و بر حسب استعمالات شایع، لفظ فی ء مساوی با لفظ انفال و یا ـ اگر خراج و جزیه را شامل انفال ندانیم ـ اعم از آن است.فی ء و انفال نیز قسیم صدقات و خمس اند[۵] البته فی ء در سخنان متعدّد امیرالمؤمنین"ع" گویا شامل غنائم جنگی نیز میشود.[۶] امام"ع" در نامهای به یکی از کارگزاران خود ـ که در اموال عمومی خیانت کرده بود ـ فی ء را مُلک مجاهدان بر میشمارد:
'...تَبْتاعُ الإِماءَ و تنکِحُ النساءَ مِن أموالِ الیتامی والمساکینِ والمؤمنین والمجاهدینَ الذین أَفآءاللّهُ علیهم هذه الاموال؛ [۷] تو چگونه از مال یتیمان، مساکین و مؤمنانِ مجاهد ـ که خداوند این اموال را بدانان بازگرداند ـ کنیز میخری و زنان به نکاح درمی آوری؟'
به هر روی امام"ع" آیه شریفه انفال را این گونه شرح میدهد:
'ان للقائم بامورالمسلمین الانفال التی کانت لرسول اللّه ، قال عزوجّل یسألونک عن الانفال قل الانفال للّه و الرسول.فما کان للّه و لرسوله فهو للامام.' [۸]انفالی که به رسول خدا اختصاص دارد، از آن حاکم اسلامی است.خداوند میفرماید: 'از تو دربارهٔ انفال میپرسند؛ بگو: از آن خداوند و فرستاده او است.' پس هر چیز که به خداوند و فرستاده اش اختصاص دارد، مال امام است.
در طلیعه نامه خود به مالک اشتر نیز وظیفه او را جمع آوری خراج "و جبایة خراجها" برمی شمرد.[۹]
جزیه نیز از منابع مالی حکومت اسلامی است که از اهل ذمّه گرفته میشود[۱۰]
بنابراین منابع مالی در حکومت علوی، شامل: زکات و صدقات؛ خمس؛ غنائم جنگی؛ فی ء که شامل خراج و جزیه میشود؛ و انفال میباشد.
همچنین مالیات حکومتی را نیز میتوان بر منابع مالی دولت افزود.زیرا بنابر نقل امام باقر و امام صادق"ع" حضرت امیر"ع" بر هر اسب از اسبهایی که آزاد میچریدند، در هر سال دو دینار و بر اسبهای تندرو در هر سال یک دینار وضع نمود[۱۱]بنابر ظاهر این روایت، حضرت مالیات جدیدی قرار داده است.هر چند اغلب فقها این روایت را بر زکات مستحبی حمل کردهاند، از ظاهر روایت چنین برمی آید که امام"ع" چنین زکاتی را میگرفتند.بنابراین میتوان حکم در این روایت را در برابر روایاتی که زکات را منحصر بر نُه چیز میشمارند، حکم حکومتی ولیّ امر دانست.
منابع مالی در دوران علی"ع" از وضعیّت مناسبی برخوردار نبود و اوّلین خلل بعد از مرگ عثمان و روی کار آمدن علی پیدا شد؛ زیرا مصر دیگر مالی را برای مدینه و برخی مناطق حجاز نفرستاد.[۱۲] بیت المال بصره بر اثر تسلّط عایشه و طلحه و زبیر، بر آن پخش و پراکنده شد.[۱۳] آشوبهای خراسان در این دوره نیز موجب ضعف منابع دولت شد[۱۴]علاوه بر موارد پیش گفته، جنگهای آزادی بخش که در دوران سابق، موجب عایدات فراوانی میشد، به سبب جنگهای داخلی متوقّف شد و به طور کلّی اوضاع و احوال اقتصادی دوران علی را آشفته کرد و درآمد جامعه را تنزّل داد؛ در حالی که در دوران عثمان، درآمدها در اوج خود بود.[۱۵] امیرالمؤمنین"ع" با وجود درگیریهای سیاسی و نظامی فراوان، هرگز از حفظ درآمدهای عمومی غافل نشد و آن چنان در امر بیت المال سخت گیر بودند که بعضی از کارگزاران متخلّف از ترس مجازات شدید به دشمن حضرت پیوستند.تصرّف در بیت المال، هر چند به ظاهر پسندیده ولی خارج از حکم قانون و شرع ـ از بازرسی امام عادل استثنا نشد و خطاکار همانند خائنی که اموال بیت المال را برای خود و اطرافیانش مصرف کرده است، حسابرسی و مجازات میشد.داستان مصقلة بن هبیره را برای نمونه در این جا ذکر میکنیم:
معقل بن قیس "یکی از سرداران سپاه علی" در نبردی نصارای بنی ناجیه را اسیر کرد و در مسیر به مصقلة بن هبیره شیبانی، کارگزار علی"ع" در 'اردشیر خره' برخورد.عدد اسرا پانصد تن بود.زنان و بچهها با دیدن مصقله، شروع به گریه کردند و فریاد مردان بلند شد: 'ای ابوالفضل، و ای پناه دهنده ضعفا،...بر ما منت نهاده، ما را خریده و آزادنما.' مصقله تحت تأثیر احساسات واقع شده، گفت: 'به خدا قسم که بر آنها صدقه میدهم؛ زیرا خدا صدقه دهندگان را پاداش میدهد....' آنان را به پانصد هزار درهم خرید.معقل اسرا را به او تحویل داد و گفت در فرستادن مال برای امیرالمؤمنین شتاب نما.مصقله گفت الان مقداری از آن را میفرستم و همین طور تا این که چیزی از آن باقی نماند.معقل حضرت را از ما وقع مطلع ساخت...حضرت متوجه شد که مصقله اسرا را آزاد کرده و از آنها مالی جهت آزادیشان نگرفته است.از این رو فرمود: 'من مصقله را نمیبینم جز این که مسئولیتی را به عهده گرفته است که به زودی در آن گرفتار خواهد شد.' سپس حضرت طی نامهای به او نوشت.'امّا بعد.از بزرگترین خیانتها، خیانت به جامعه است و بزرگترین غش به مردم شهر، غش و خیانت به امام و رهبر.پانصد هزار درهم از حق مسلمین پیش تو است، وقتی که فرستاده من آمد، به وسیله او آنها را بفرست و گرنه وقتی که نامه مرا مطالعه کردی، به جانب من حرکت کن.همانا به فرستاده خود گفتهام که حتّی یک ساعت تو را تنها نگذارد.مگر این مال را بفرستی.' [۱۶]
مهمترین نکتهای که از حکومتِ حکیمانه علوی باید آموخت حرکت اصولی و رسالت مدارانه حضرت است: در حالی که درآمدهای دولت کاهش یافته و از سوی دیگر هزینههای آن ـ بر اثر درگیریهای نظامی و بسط عدالت و رفع فقر از چهره جامعه ـ رو به فزونی است، امام حکیم، افزایش زودگذر منابع دولت را وجهه همت دولت خود نساخت و در جمع آوری مالیاتها مصلحت مردم را بر هر چیز دیگری مقدّم داشت، و سیاستها و تدابیری را به کار بست که الگوی مناسبی برای سیاست گذاران و کارگزاران کشورهای اسلامی شد.
پانویس
- ↑ [ نهج البلاغه، نامه 53؛ الطبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج 4 ، ص 543. ].
- ↑ [ ر.ک: ذاکری، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب و مقاله 'بیت المال' در مجموعه حاضر. ].
- ↑ [ نهج البلاغه، حکمت 270. ].
- ↑ [المنتظری، حسینعلی، در اسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیه، ج 3 ، ص 343ـ364. ].
- ↑ .[ همان، ص 349 ـ 350. ].
- ↑ [ نهج البلاغه، خطبههای، 34، 40، 232 ، نامههای 20 و 43. ].
- ↑ [ نامه 41. ].
- ↑ [ غررالحکم، ج 6، ص 370].
- ↑ [ نهج البلاغه، نامه 53.همچنین ر.ک: خطبههای 34 و 40. ].
- ↑ .[ همان، نامه 53. ].
- ↑ [ الحرالعاملی، وسائل الشیعة، ج 6 ، ص 51. ] .
- ↑ [ الطبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج 4 ، ص 100. ].
- ↑ [ الیعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج 2 ، ص 168. ].
- ↑ .[ البلاذری، فتوح البلدان، ص 399. ] .
- ↑ [ نجمان یاسین، تطور الاوضاع الاقتصادیه فی عصرالرساله و الراشدین، ص 340. ].
- ↑ [ ذاکری، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب، ج 1، 8 ـ 366. ].







