فرهنگ مصادیق:تکدی گری در آموزههای قرآن
نویسنده؛ خلیل منصوری
یکی از نابهنجاریهای اجتماعی که نمایی از بحران در ساختار جامعه است مساله تکدی گری است. افزایش و کاهش این پدیدهٔ اجتماعی به معنای وضعیت پایدار و ناپایدار جامعه از نظر فرهنگی و اجتماعی است. به این معنا که مساله تکدی گری تنها یک پدیده و معضل اقتصادی و مرتبط به بحران در این حوزه نیست، بلکه ارتباط تنگاتنگ و استواری با مساله فرهنگی و اجتماعی جامعه دارد. به سخنی دیگر، میان پدیده تکدی گری و وضعیت فرهنگی جامعه نوعی همبستگی وجود دارد اگر قایل به ارتباط علی و معلولی نشویم. از این رو، اگر در جامعه اسلامی پدیدهای به نام تکدی گری وجود داشته باشد، پیش از آن که بیانگر اوضاع نابسامان اقتصادی و بحران آن باشد، بیانگر وضعیت نابهنجار و نابسامان فرهنگی و اجتماعی جامعه دارد.
در تحلیل و تبیین قرآنی از جامعه برتر، مساله نابهنجاریهای اجتماعی به کلی از میان میرود و ارتباط و همبستگی میان افراد جامعه به گونه بردارانه است که تعاون و همدلی و همکاری و نیز رقابت سازنده جای خود را به اموری میدهد که موجبات نابهنجاریهای اجتماعی میشود. جامعه برتر جامعهای است که مسایل اقتصادی و دیگر معضلات و نابهنجاریها از طریق تعاون، امر به معروف و نهی از منکر و نظارت حل و فصل میشود. از این رو وضعیت جامعه به گونهای است که با چنین پدیدههای رو به رو و مواجه نیستیم. بنابراین اگر در جامعه اسلامی که به سمت و سو جامعه برتر گرایش دارد و میکوشد تا آن را به عنوان هدف اصلی در جهان مادی صورت تحقق بخشد، میبایست پدیدههایی چون نابهنجاری تکدی گری حل شده باشد و زمینه فرهنگی و اجتماعی برای رشد و یا افزایش آن فراهم نباشد. در این نوشتار تلاش بر آن است تا با تحلیل و تبیین آیات و آموزههای قرآنی مساله و پدیده نابهنجار تکدی گری ریشه یابی و راهکارهای برونرفت از آن تبیین و توصیه گردد.
گستره معنایی تکدی گری
تکدی گری به معنای گدایی کردن، در یوزگی [۱]، تکلف در سوال و حاجت خواهی از این و آن در کوی و برزن و پافشاری بر آن بیان شده است.[۲] متکدی کسی است که در پی کمک و یاری مادی از دیگران دست را پیش این و آن میگیرد و گاه با سماجت تمام خواستار کمک مالی و نقدی و جنسی میشود. این عمل در برخی از کشورها به شدت رواج دارد و در کوی و برزن افرادی یافت میشوند که میکوشند بدون هیچ تلاش و زحمتی پولی به چنگ آورند. در برخی از کشورها این عمل قانونی است و در برخی دیگر نه تنها قانونی نیست بلکه جرم و مجازات حبس و زندان را به دنبال دارد. در برخی از کشورها افراد متکدی برای فرار از قانون از ابزارهای جلب نظر و توجه برای تکدی گری چون ابزار موسیقی و نمایشی استفاده میکنند. به هر حال در نگرش عمومی جوامع انسانی، تکدی گری امری مذموم و ناپسند تلقی میشود و به عنوان پدیده و نابهنجار با آن برخوردهای مختلفی انجام میشود. در تبیین عمومی از این مساله آن را امری برخاسته از وضعیت نابسامان اقتصادی بر میشمارند و افزایش تکدی گران را به معنا و مفهوم افزایش بحران اقتصادی برآورد میکنند.
تکدی گری به اشکال و انواع مختلف در همه جوامع انسانی یافت میشود و حتی اشخاصی برای دست یابی آسان به پول و غذا حاضر به این کار میشوند تا تن به کارهای سخت بدنی برای تهیه پول ندهند. از این رو افرادی را میتوان یافت که از هر نظر در سلامتی جسمی و روانی برخوردارند ولی به تکدی گری به عنوان یک شغل مینگرند.
زمینههای تکدی گری
قرآن یکی از علل و عوامل تکدی گری را فقر و نیازمندی انسانها همراه با نوعی نگاه به شخصیتهای انسانی تحلیل و تبیین میکند؛ به این معنا که ریشه تکدی گری هر چند که به ظاهر فقر و بی نوایی و نیاز به برآورده آن است ولی ریشه روانی و شخصیتی نیز دارد. به این معنا که افراد و اشخاصی به تکدی گری روی میآورند که از نظر شخصیت انسانهای متعادل و سالم اجتماعی نیستند؛ زیرا انسانهای سالم و با شخصیت اجتماعی هر چند که در فقر و فاقه به سر برند، به سوی پدیده تکدی گری روی نمیآورند. فقر و بی نوایی در تحلیل قرآنی تنها میتواند به عنوان یک انگیزه و سبب مطرح شود ولی این مساله موجب نمیشود تا شخص به سوی تکدی گری روی آورد؛ زیرا تکدی گری که با شخصیت روانی و اجتماعی انسان ارتباط تنگاتنگی پیدا میکند، امری دور از شرافت و کرامت انسانی است. انسان سالم و با شخصیت هرگز برای به دست آوردن لقمه نانی به تکدی اقدام نمیکند و گدایی را ابزار و وسیلهای برای برآورد نیازهای خود قرار نمیدهد. از این رو بسیار دیده شده که انسانهای فقیر و بی نوایی که نیازهای بسیاری آنها را احاطه کرده است ولی آنان به تکدی و گدایی رو نیاوردهاند. قرآن با توجه به شخصیت سالم انسانها و کرامت و شرافت انسانی به این مساله فرهنگی و اجتماعی توجه میدهد که چگونه انسانهای فقیر با شخصیت حاضر نمیشوند به تکدی رو آورند.
قرآن از مومنان میخواهد که تنها توجه خویش را به سوی گدایان مبذول ندارند؛ زیرا در جامعه افراد نیازمند بسیاری هستند که از نظر فرهنگی و اجتماعی و شخصیتی به چنان جایگاهی رسیدهاند که برای رفع نیازهای خویش دست به سوی دیگران دراز نمیکنند. آنان با آن که نیازمند هستند ولی عفت و حیا ی ایشان به اندازهای است که خودنگه دارند و به سوی دیگران برای رفع نیاز دست دراز نمیکنند. اگر کسی به ایشان نگاه کند گمان میکند که دارا هستند ونیاز ندارند در حالی که واقعا نیازمند میباشند. این افراد میبایست مورد نظر افراد دارای جامعه قرار گیرند و صدقات را به ایشان دهند. در گزارش قرآن از وضعیت افراد فقیر با شخصیت جامعه آمده است؛ لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ[۳] صدقات برای آن تهیدستانی است که در راه خدا محصور شدهاند و نمیتوانند برای کسب در آمد در زمین سیر و سفر کنند. از ان جایی که خویشتن دارند و فقر و بی نوایی خویش را آشکار نمیسازند، کسی که از حالشان بی خبر است آنان را توانگر میپندارد و تو از نشانشان بی نوایی آنان را در مییابی. آنان با وجود نیازمندی شدید به اصرار از مردم چیزی نمیخواهند. ای مومنان هر مالی را که انفاق کنید خدا به آن داناست.
در این تحلیل قرآنی هر چند که یکی از علل و اسباب تکدی گری را فقر و بی نوایی اقتصادی اشخاص بیان میکند ولی به خوبی نیز روشن میدارد که علت اصلی در تکدی گری را میبایست در فقر فرهنگی و اجتماعی دو بخش از جامعه دید: نخست فقر فرهنگی و اجتماعی گروهی که به تکدی گری رو میآورند و برای برآورد نیاز مادی خویش، شخصیت اجتماعی و کرامت و شرافت انسانی خویش را زیر پا میگذارند ؛ دوم کسانی که از دارایی برخوردار بوده و در جهل و فقر فرهنگی و اجتماعی به سر میبرند. آنان با ساده نگری به افراد جامعه و گذر سریع و شتاب آلود از اوضاع و احوال جامعه، تحلیل درستی از موقعیت خود و جامعه نداشته و مسایل را ساده لوحانه ارزیابی و تحلیل میکنند. از این رو تنها با نگاهی به ظاهر افراد جامعه حکم به دارا بودن اشخاصی میکنند که تنها از روی تعفف و کرامت و شرافت انسانی دست نیاز به سوی این و آن دراز نمیکنند.
این آیه به رهبران و افراد دارای جامعه هشدار میدهد که ساده انگارانه اوضاع را تحلیل نکنند. بسیاری از افراد دارا و ثروتمند از آن جایی که خود در شرایط و وضعیت خوبی به سر میبرند بر این باورند که وضعیت دیگران نیز مناسب و خوب است. از این رو در ضرب المثلها نیز آمده که سیر را غم گرسنه نیست؛ سواره را غم پیاده. به این معنا که سیران تحلیل درستی از اوضاع و موقعیت گرسنگان ندارند. قرآن از این وضعیت به جهل و نادانی یاد میکند. به این معنا که تحلیل درستی از خود و دیگران نداشته و بر پایه این تحلیل دست به اقدام نمیزنند.
قرآن برای این که مساله تکدی گری را حل کند و یا به آن دامن نزند، از مومنان دارا میخواهد که نخست به مومنان عفیف و بی نوایان با شخصیت توجه کنند و از سوی دیگر با ستایش ایشان مردم را به سوی ایشان ترغیب و تشویق میکند که چنین رفتاری را در صورت گرفتاری سر مشق قرار دهند و از سوی دیگر نیز از مومنان میخواهد که از جهل و تحلیل نادرست بیرون ایند و با تحلیل و بررسی اوضاع خود و اجتماع، به فقیران عفیف کمک کنید تا آنان به خاطر افزایش بی نوایی در خطر تکدی گری نیافتند و به این وسیله به تکدی و گدایی پروری دامن زده نشود.
بنابراین راهکار قرآن را میتوان در چند چیز خلاصه کرد: اول آن تکدی گری را مساله فرهنگی و اجتماعی بدانند؛ دوم آن که با مساله از راه تشویق و ترغیب به خودداری از تکدی گری برخورد کنند؛ سوم آن که افراد ثروت را به موقعیت و مسایل اجتماعی آگاه سازند و آن را با این مسایل درگیر کنند؛ چهارم آن که با پرداخت و کمک مالی به فقرای عفیف از گسترش تکدی گری و گداپروری جلوگیری به عمل آورند.
با این همه قرآن دور نمودن خشونت آمیز و طرد متکدیان و گدایان را نادرست بر میشمارد و از آن نهی کرده و به عنوان عملی ناپسند مذموم بر میشمارد.[۴]؛ زیرا برخورد خشونت آمیز و یا فیزیکی با متکدیان بدون از میان بردن عوامل و علل اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی آن خود افزایش بحران است و جامعه را به سوی میکشاند که در یک آن ممکن است منفجر شود. جامعه اگر مسایل خویش را ریشهای حل نکند و آن رابه خشونت به لایههای زیرین و پنهان سوق دهد، روزی این معضل به گونه خطرناک تر سر باز میکند و آسیبهای بیش تری را بر جامعه تحمیل میکند.
قرآن برای رهایی از مساله تکدی گری و گدایی پیشنهاد میدهد که نیازهای نیازمندان و بی نوایان از سوی جامعه اسلامی تامین گردد و راهی برای پیش گیری این معضل ایجاد و فراهم گردد.[۵]
از سوی به مومنان ثروتمند حکم و فرمان میدهد تا با تعاون و یاری دیگر افراد آنان را از وضعیت نابهنجار خارج سازند. تاکید بر پیمانهای برادری و ایجاد الفت میان آنان به هدف تامین نیازهای روحی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی صورت میپذیرد. این روشی بود که پیامبر در میان مومنان انصار و مهاجر در نخستین دولت شهر اسلامی یعنی مدینه اجرا کرد و جامعه اسلامی مدینه از فواید و اثار آن بهره برد. به گونهای مومنان انصار برخی از خانهها و اموال خویش را در اختیار مهاجران قرار دادند و وضعیت اقتصادی مدینه تا اندازهای بهبود یافت. این به معنای گسترش فقر نبود؛ چنان که اکنون برخی بر این باورند که اگر بخشی از ثروت سرمایه داران به طرق معقول و منطقی و قانونی در اختیار فقرا قرار گیرد به معنای تعمیم فقر است ؛ زیرا سخن از سرمایه گذاری از اموال ثروتمندان برای فقیران است و این همانند دادن ماهی و هم یاد دادن ماهیگیری به فقیران است. به این معنا که نباید تنها به فقیر ماهی داد و نه تنها ماهیگیری بلکه در وهله نخست برای رهایی از فقر کشنده ماهی ای داد تا جان گیرد و سپس در یک برنامه بلند مدت به وی ماهیگیری آموخت. پس میبایست برای رهایی ای تکدی گری هم به مساله حال این افراد توجه کرد و فقر ایشان را برطرف نمود و هم کار فرهنگی و اجتماعی کرد و آنان را به سوی کار و شغل آبرومندانه هدایت کرد. از این روست که قرآن هم سخن از دادن مال و غذا به گدایان میکند که شکم آنان را اکنون سیر کند.[۶] و هم تلاش کرد تا ایشان با آموختن کاری و همکاری تعاون مومنان از دارایی برخوردار شوند و عزت نفس یابند[۷]. بنابراین برای برخورد با پدیده نابهنجار تکدی گری میبایست در دو حوزه مختلف و با دو برنامه کوتاه مدت و بلند مدت کارها را در ابعاد اقتصادی و فرهنگی پیش برد تا این معضل اجتماعی ریشه کن گردد.
پانویس
- ↑ (فرهنگ فارسی ؛ ج 1 ص 1125)
- ↑ (لغت نامه دهخدا، ج 4 ص 6048)
- ↑ (بقره آیه 273)
- ↑ (ضحی آیه 10)؛ وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ
- ↑ (بقره آیه 273) لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ
- ↑ (حج آیه 36 )
- ↑ (بقره آیه 273)







