فرهنگ مصادیق:تواضع در برابر استاد

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از تواضع در برابر استاد)
پرش به: ناوبری، جستجو
تواضع در برابر استاد

فواید تواضع دربرابر استاد؟

اساسا فروتنی و تواضع یکی از فضایل اخلاقی است و نقطه مقابل آن کبر و خودپسندی قرار دارد که مورد نهی و سرزنش است و در روایتی از امام صادق علیه السلام نیز آمده است که می فرمایند: الکِبرُ رِدَاء اللّه فَمَن نَازَعَ اللّه رِدَاءَهُ لَم یَزِدهُ الا سفَالا[۱].«کبریایی، مختص ذات ذوالجلال الهی است و اگر کسی در این منزلت با جایگاه خداوند به منازعه برخیزد، جز سفلگی و پستی برای او حاصلی به بار نخواهد آمد.» در برابر آن، تواضع و فروتنی است .

- رسول اکرم صَلَّی اللّه عَلَیهِ و آلِهِ و سَلَّم در این باره فرمودند:انَّ التَّواضَع لا یَزیدُ العَبدَ الا رَفعَة فَتَوَاضَعُوا رَحِمَکُمُ اللّه [۲].«تواضع در برابر دیگران موجب رفعت و علو مقام انسان است . پس ‍ تواضع کنید».
- و در روایتی از رسول اکرم صَلَّی اللّه عَلَیهِ و آلِهِ و سَلَّم تاکید شده است که :تَوَاضَعُوا لِمَن تتعلَّمون منه [۳].«در برابر کسی که از او علم می آموزید، موظف به تواضع و فروتنی هستید».

- حرمت گذاری و تواضع برای استاد تا آن جا اهمیت دارد که در روایتی که در مباحث قبل نیز به آن اشاره شد رسول اکرم صَلَّی اللّه عَلَیهِ و آلِهِ و سَلَّم فرمودند:مَنْ عَلَّمَ أَحَداً مَسْأَلَةً مَلَكَ رِقَّهُ قِيلَ أَ يَبِيعُهُ وَ يَشْتَرِيهِ قَالَ بَلْ يَأْمُرُهُ وَ يَنْهَاه‏[۴].«اگر کسی به دیگری یک مساءله بیاموزد، یا سخنی از یک علم به او بیاموزد، مالک او خواهد بود. راوی سوال کرد: آیا مالکیت او به نحوی است که می توان او را خرید و فروش کرد؟ حضرت فرمودند: خیر، بلکه می تواند بر او امر و نهی کند».

- نکته دیگر این که در گفتگو با استاد آداب و ادب را رعایت کند؛ به این ترتیب که هم در حضور او و هم در پشت سر او، وقتی می خواهد از وی یاد کند نام او را با احترام ذکر کند؛ و اگر در حضور او سخن می گوید، او را با صیغه جمع مورد خطاب قرار دهدو روش ها و سنت های متعارف و معمول ادبیات عامیانه را در گفتگو با او به کار نبرد.

- مطلب چهارم این که هرگز بر خلاف رای استاد در حضور او اظهارنظری نکند، بلکه اگر نظری، خلاف راءی او دارد، به عنوان سوال از او بپرسد نه این که به گونه ای مخالفت خود را با راءی استاد اظهار کند.

- قرآن داستان مفصلی را از حضرت خضر و موسی علیه السلام آورده است که وقتی آن پیامبر اولوالعزم الهی خضر علیه السلام را به معلّمی و استادی برگزید، چگونه رعایت حرمت او را می کرد:
قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا [۵]
موسی به او (خضر) گفت: آیا (اجازه می دهی) در پی تو بیایم، تا از آنچه برای رشد وکمال به تو آموخته اند، به من بیاموزی؟
در این آیات کوتاه، نکات متعدّدی در ادب و تواضع نسبت به استاد دیده می شود، از جمله:
الف) موسی شاگردی خود را با اجازه آغاز کرد. «هل» ب) خود را پیرو استاد معرّفی کرد. «اتبعّک» ج) خضر را استاد معرفی کرد. «تعلّمن» د) خود را شاگرد بخشی از علوم استاد دانست. «ممّا» ه) علم استاد را به غیب پیوند داد. «علّمت» و) تعلیم استاد را اثربخش دانست. «رشداً» ز) همان گونه که خداوند به تو آموخته است، تو نیز به من بیاموز. «مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا» ح) قول داد که نافرمانی نکند. (آیات بعد): «وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا » ط) کارها و سخنان استاد را فرمان دانست. «وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا » ی) برای آینده و پایداریش وعده نداد و گفت: «اِن شاء اللّه»

- حق دیگری که در کلام مرحوم شهید ثانی ذکر شده اینست که اگر استاد لغزشی یا سوءخلقی، در برخورد با او یا دیگران دارد، برای علم آموزی تحمل کند و هرگز نسبت به آن اعتراضی به زبان جاری نکند. اساسا اگر بخواهد نسبت به اینگونه مسائل حساسیت نشان دهد، چه بسا توفیق علم آموزی از او سلب می شود.

- در روایتی از رسول اکرم صَلَّی اللّه عَلَیهِ و آلِهِ و سَلَّم وارد شده که :مَن لَم یَصبِر عَلَی ذُلِّ التَّعَلُّمِ سَاعَة بَقِیَ فِی ذُلِّ الجَهلِ اَبَدا[۶].«هرکس لحظه ای بر ذلت پرسش کردن صبر نکند، تا ابد بر ذلت نادانی بماند».
نوعی ذلت در سوال کردن نهفته است، آن هم از کسی که دارای حسنات اخلاقی نیست، یا فاقد بعضی از حسنات اخلاقی است . اما شرافت علم به گونه ای است که انسان تشویق شده است که با همه مشقت ها، عیوب استاد را تحمل کرده، نسبت به آن اعتراض نکند.

- مطلب دیگری که مرحوم شهید ثانی بیان می فرمایند این است که اگر در مجلس درس شرکت می کند، قبل از حضور استاد، در مجلس او حاضر باشد و در انتظار استاد بماند و هرگز بعد از استاد وارد کلاس نشود که در حقیقت این خود نوعی احترام گذاشتن است که وقتی استاد وارد مجلس ‍ درس می شود، دیگران برای حرمت او از جای برخیزند تا اجلال و تکریمی باشد برای استاد.

- اگر می خواهد به مجلس خصوصی استاد وارد شود، هرگز بدون اجازه و اذن او نباشد. البته این یک دستور عام است که اگر انسان می خواهد به خانه دیگری و به مجلس و محفل خصوصی دیگران وارد شود، حتما باید اجازه بگیرد اما این ویژگی برای استاد به خاطر حرمت بیشتر استاد است .

- نکته دیگری که مرحوم شهید ثانی می فرمایند اینست که انسان وقتی به حضور استاد وارد می شود، چه در مجلس خصوصی یا در مجلس عمومی او، با لباس مرتب و تمیز وارد شود و قلب و فکر خود را از آلودگی ها منزه کند، همان گونه که به مکانی مقدس گام می نهد. باید محضر استاد برای او از قداست خاصی برخوردار باشد و همه آدابی را که مثلا برای ورود به مسجد، یا ورود به یک زیارتگاه رعایت می کند، برای درک محضر استاد نیز رعایت کند.

- یکی دیگر از حقوقی که در کتاب مرحوم شهید ثانی آمده، اینست که اگر برای درس به محضر استاد می رود و او هنوز به مجلس درس نیامده، به خود اجازه ندهد که استاد را از خلوت خود بیرون آورد اگر در حال استراحت است نباید آرامش او را مختل کند؛ باید صبر کند تا او استراحتش ‍ کامل شود، یا اگر خواب است صبر کند تا بیدار شود.

- نکته دیگری که مرحوم شهید ذکر می فرماید اینست که به هنگام نشستن در محضر استاد، آداب نشستن در حضور بزرگان را کاملا رعایت کند؛ یا سکوت کامل و خشوع و حتی در بعضی از کلمات آمده است که روی دو زانو بنشیند، تکیه ندهد و حتی در بعضی از تعبیرات آمده است که پا را روی پای دیگر نیاندازد، هرگز در کنار استاد قرار نگیرد، بلکه روبروی او بنشیند.

- نکته دیگری که در کلام مرحوم شهید در شمار حقوق معلم و استاد آمده ایسنت که هنگام سخن گفتن علاوه بر رعایت نکات قبل، نباید صدا را بلند کند، در محضر استاد بیش از ضرورت، حرف نزند و سخنان مضحک و تعبیراتی که شایسته نیست از او صادر نشود و تا مادامی که استاد اجازه نداده است لب به سخن نگشاید و مراقب باشد در محضر استاد از کسی غیبت نکند و این همان نکته ای است که در فرمایش امام سجاد علیه السلام آمده است ؛ که حضرت فرمودند: و لا تَغتَابَ عِندَهُ اَحَدا[۷].
علاوه بر اینکه نفس غیبت و بدگویی دیگران ممنوع و حرام است و در آیات کریمه قرآن و روایات معصومین علیهم السلام از غیبت مومن و مسلمان به شدت نهی شده است، یک ویژگی خاصی برای ارتکاب این گناه در محضر استاد ذکر شده است که علاوه بر حرمت شرعی آن، به نوعی موجب هتک حرمت معلم و استاد می شود.
مطلب دیگری که در فرمایش ‍ امام سجاد علیه السلام آمده و مرحوم شهید در زمره حقوق استاد بیان می کند، اینست که :
و لا تُحَدِّث فِی مَجلِس اَحَدا[۸].«در محضر استاد با دیگری سخن نگوید».

- به نظر می رسد که ذکر بعضی از این نکته ها، برای اینست که محوریت استاد و معلم در مجلسی که حضور دارد، حفظ شود و از طرفی گفتگوی افراد با یکدیگر، یک نوع بی حرمتی به معلم و مربی است .

- دیگر اینکه، هرگاه از استاد سوال و استفتا می شود، متعلم و شاگرد حق پاسخگویی به خود ندهد و پاسخ و جواب را به عهده استاد بگذارد.

اینها نکات بسیار ظریفی است که بیانش در زمره مسائل اخلاقی و حقوقی یک مکتب، حکایت از عمق اندیشی مربیان و معلمان آن مکتب و تفکر دارد.

- مطلب دیگری که در ضمن سخنان امام سجاد علیه السلام آمده و مرحوم شهید هم در زمره حقوق معلم آورده است اینست که : و ان تَدفَع عَنه اذَا ذُکِرُ عندکَ بِسُوء[۹].«اگر کسی در حضور تو از استاد و معلم به زشتی یاد کرد از او دفاع کنی ».یعنی متعلّم و محصّل باید آنچنان حریم استاد نگه دارد که اگر در غیاب او کسی به زشتی و بدی از او یاد می کند، از او دفاع کند و حریم او را پاس دارد. البته این یک دستور کلّی است که هیچ مؤ منی نباید اجازه دهد که در محضر او از مؤ من دیگر غیبت و بدگویی شود و در برخی روایات دفاع از مؤ من، به منزله صدقه است به خصوص که اگر آن مؤ من، حق استادی نیز بر ذمّه انسان داشته باشد.

پانویس

  1. وسایل الشیعه، ج 15، ص 380، حدیث 20802.
  2. مجموعه ورّام، ج 1، ص 209.
  3. مشکاة الانوار، ص 242، حدیث 701.
  4. منیة المرید، ص 122.
  5. سوره کهف، آیه 65 - 82.
  6. بحارالانوار، ج 1، ص 177، حدیث 50.
  7. منیة المرید، ص 115.
  8. منیة المرید، ص 115.
  9. منیة المرید، ص 115.
منبع: پرسمان دانشجویی - تاریخ برداشت: 95/04/01