فرهنگ مصادیق:تفسیر به رأی چیست؟ و چه ویژگیهائی دارد؟
محتویات
مقدمه
یکی از روشها و گرایشهای تفسیر قرآن کریم، تفسیر به رأی است که در روایات فراوانی به شدّت از این گونه تفسیر نکوهش و سرزنش شده است. قبل از بیان روایات، معنای تفسیر به رأی مورد بررسی قرار میگیرد.
معنای تفسیر و رأی
واژهٔ تفسیر از «فَسَرَ» به معنای روشن کردن و آشکار ساختن است و تفسیر در اصطلاح مفسّران عبارت است از: زدودن ابهام از لفظ مشکل و دشوار، که در انتقال معنای مورد نظر، نارسا و دچار اشکال است.[۱]. «رأی» عبارت است از آن تصوراتی که مانند محسوسات مورد رؤیت ذهنی باشد و در اصطلاح به معنای «اعتقاد حاصل از اجتهاد و تفکّر» استعمال می شودعمید زنجانی، عباسعلی، مبانی و روشهای تفسیر قرآن تهران، چاپ ارشاد، ۱۳۷۳، ص ۲۲۹. و برخی از دانشمندان، رأی در این مورد را به معنای «هوی و هوس»[۲]. گرفتهاند.
روایات در مذمّت تفسیر به رأی
روایات بسیاری نقل شده که مردم را از تفسیر به رأی برحذر داشته است. و قائل به این است که اگر شخصی از یک لفظی قطع به معنایی پیدا کند و بدون دلیل شرعی و تنها به رأی و نظر شخصی و استحسان خودش تکیه کند؛ تفسیر به رأی است.[۳]. رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: «ما امَنَ بی مَنْ فَسَّر برأیه کلامی.»[۴]. و خدای جلّ جلاله میفرماید: «هر کسی به رأی و دلخواه خویش گفتار مرا تفسیر کند به من ایمان نیاورده است.»؛ «من فَسّر القرآن برأیه فلیتبوَأ مقعدَه من النّار[۵]، کسی که قرآن را به رأی و نظر خود تفسیر کند، جایگاهش آتش جهنم است، و عیّاشی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل میکند که فرمودند: «مَنْ فسّر القرآن برأیه ان اصابَ لم یُوجَز، و ان اخطاً فهو ابعدُ من السماء؛ یعنی (کسی که قرآن را به رأی و نظر خویش تفسیر کند، اگر درست و مطابقِ با واقع باشد، اجر و پاداشی برایش نیست و اگر خطا رود، هر آینه (از مرز و حقّ و حقیقت) بیشتر از فاصله آسمانها از یکدیگر، دور شده است.» [۶].
منظور از تفسیر به رأی چیست؟
هر چند مفسّران در مصداق و معنای «تفسیر به رأی» اختلاف کردهاند ولی روایات بسیاری از ناحیه ائمه ـ علیهم السّلام ـ وارد شده است و «تفسیر به رأی» را به روشنی معنا نموده است.[۷].
الف. امام محمد باقر ـ علیه السّلام ـ به قتاده مفسِّر معروف فرمودند: «وَیْحَکَ یا قتاده ان کنتَ انما فَسَّرت القرآن من تلقاء نفسِک فَقَدْ هلکتَ و اهلکت و ان اخذتَه من الرجال فقد هلکت و اهلکت. یعنی وای بر تو ای قتاده اگر قرآن را از پیش خود تفسیر کنی، به یقین هلاک میشوی و دیگران را نیز به هلاکت خواهی کشاند (هم چنین) اگر تفسیر قرآن را از دیگر مردم (درست مانند حالتی که از پیش خود تفسیر کنی) فراگیری، سرانجام هلاک شده و دیگران را نیز به هلاکت خواهی کشاند.» [۸].
ب. در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری ـ علیه السّلام ـ چنین آمده است که: «آیا میدانید چه کسانی به قرآن، که آن را شرفی بسی بزرگ و والا است تمسّک میجویند؟ آنان که قرآن و تأویلش را از ما اهل بیت و یا از نمایندگان و سفیران ما به سوی شیعیان مان به دست آورند، نه از طریق قیاس بدکاران و آرای اهل جدل. امّا آنان که به رأی و نظر خود دربارهٔ قرآن اظهار نظر میکنند، اگر تصادفاً گفتارشان درست باشد، عملشان از روی نادانی بوده، قرآن را از غیر اهلش فرا گرفتهاند، و امّا اگر دچار خطا و اشتباه شده، سخنشان مطابق با واقعِ امور نباشد، جایگاهشان آتش جهنّم خواهد بود.»[۹].
پس از نقل دو روایت، با تلخیص و دسته بندی نظر مرحوم خویی در مقدمهٔ تفسیر برهان[۱۰]، مطالب این گونه بیان میگردد:
۱. شخص رأی دارد و یا عاشق نظر خودش است و لذا آیه قرآن کریم را بر اساس خواسته و هوای نفس خودش تأویل و تفسیر میکند و چنان چه رأی او نبود هیچ گاه آن معنا از آیه استفاده نمیشد و این گونه تفسیر به رأی، خودش دو نوع است: یکی این که تفسیر او از راه جهل و نادانی است. همانند اکثر تفاسیر مخالفین. دوّم آن که با علم و آگاهی این کار را انجام میدهد، مانند آنهایی که با آیات قرآن کریم، برای تصحیح بدعتهای خود استدلال میکند، در حالی که خودش میداند معنای آیه چنان نیست که او میگوید ولی برای این که خصم خود را به اشتباه بیندازد و او را گمراه کند؛ چنین تفسیری ارائه میدهد. سوّم این که همین شخص که بر اساس هوای نفس قرآن کریم را تفسیر میکند و با علم و آگاهی میداند این تفسیر غلط است ولی غرض صحیح ممکن است داشته باشد. همانند اصحاب تأویلات باطنیه؛ اینها برای این که دلیلی از قرآن کریم برای مجاهده با نفس داشته باشد به آیه «اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى»[۱۱]. که اشاره به فرعون دارد مینماید. این گونه تفسیر هم ممنوع است. دلیل آن نیز روشن است؛ چون اگر راه این چنین تفسیری باز شود، هر کس براساس خواسته و هوی و هوس خود از قرآن کریم برداشتی میکند؛ همان طور که مجاهدین خلق میگفتند: «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»[۱۲].؛ مبارزه زیر زمینی و همین مطلب، خواستهٔ طرفداران «قرائتهای مختلف می باشد.» پس در این اقسام سه گانه که بخش نخست بود؛ فرد دنبال تفسیر قرآن نیست؛ بلکه خودش ایده و هوی و هوسی دارد که میخواهد آن را توجیه گری نماید و تلاش کند از قرآن کریم برای خودش دلیل توجیه کنندهای بیاورد.
۲. شخص از پیش خود تسریع به تفسیر قرآن کریم دارد، ولی سرمایهٔ علمی و عملی او بسیار اندک است، ظاهر زبان عربی را بلد است. دنبال طلب روایت و گفتاری که از ائمه ـ علیهم السّلام ـ در مورد این آیه است، نیست، به ویژه روایاتی که در مورد مطالب بلند و غرائب قرآن کریم وارد شده است. الفاظ مبهمه، الفاظ در مورد اختصار، حذف، اضمار، تقدیم و تأخیر، ناسخ و منسوخ، خاص و عام، رخص و عزائم، محکم و متشابه و چهرههای گوناگون آیات متفرقه وجود دارد که محتاج به استماع از ائمه ـ علیهم السّلام ـ میباشد. کسی که در چنین موردی مبادرت بورزد، در استنباط معانی قرآن کریم و تفسیر، به مجرد همان مقدار فهم لغت عربی، دچاراشتباه و غلط خواهد شد و جزء کسانی که تفسیر به رأی دارند به حساب میآید. بنابراین لازم است دنبال شنیدن اخبار تفسیر باشد، تا موارد غلط و اشتباه از بین برود و تازه بعد از شنیدن روایات باید صاحب نظر و اهل استنباط باشد، تا بتواند آن را بفهمد. تسلّط بر زبان و لغت عربی، یکی از گونههای وارد شدن در تفسیر قرآن کریم است. فراگیری گونههای دیگر وارد شدن در تفسیر نیز لازم و ضروری است.
فهرست منابع
۱. تفسیر تسنیم، ج۱، اثر استاد جوادی آملی.
۲. البیان، ج۱ و ۲، اثر مرحوم خویی.
پانویس
- ↑ معرفت، محمدهادی، التفسیر و المفسرون، مشهد، الجامعه الرضویه، 1418 ق، ج 1، ص 13
- ↑ معرفت، محمدهادی، همان، ج 1، ص 63
- ↑ مقدس اردبیلی، زبده البیان، ص 21
- ↑ معرفت، محمدهادی، همان، ج 1، ص 60
- ↑ همان، ص 61
- ↑ مرآه الانوار، مقدمه تفسیر قرآن، ص 16، به نقل از: عمید زنجانی، عباسعلی، همان، ص 223
- ↑ تمام این روایات در مقدمه تفسیر برهان که قبل از جلد اوّل است به عنوان مرآه الانوار و مشکوه الاسرار وجود دارد
- ↑ متن حدیث را به علت اختصار پاسخ، حذف نمودیم و به ترجمه آن اکتفاء نمودیم
- ↑ مقدمه تفسیر برهان، (مرأه الانوار)، ص 16
- ↑ همان
- ↑ طه: 20/ 24
- ↑ بقره: 2/ 3







