فرهنگ مصادیق:تفاوت آینده نگری با آرزوهای دراز را از کجا باید شناخت؟
محتویات
پرسش
تفاوت آینده نگری و آرزوهای طولانی چیست که مذمت شده است؟
پاسخ اجمالی
آیندهنگری نوعی تدبیر است که هر عاقلی به آن نیاز دارد؛ زیرا هر کس باید برای زندگی آینده خود تدابیر لازم را بیندیشد، فراز و نشیب کار را بسنجد، و مشورتهای لازم را انجام دهد، سپس با توجه به همه اینها برنامهای جامع و قابل عمل را طرح نماید و در اجرای آن کوشش کند. ولی آرزوهای طولانی که در روایات مورد نکوهش قرار گرفته، همان بلند پروازیهای خیالی و نفسانی هستند که انسان را به خود مشغول میسازند و موجب غفلت وی میشوند.
آیندهنگری و برنامهریزی برای آینده به انسان آرامش و به زندگی امید میدهد. نشاط روحی و روانی را به دنبال دارد، ولی آمال و آرزوهای طولانی، حسرت و دست یابی به امور غیر معقول را در دل ماندگار میکند و زندگی را تلخ و آرامش را از بین میبرد.
در تعالیم دینی ما، جمع آوری مال و سرمایه و پس انداز، اگر با هدف ایثار و خدمت به مردم برای نیل به رضای خدا، و یا برای نیکوکاری و احسان به دیگران؛ نیز به منظور بی نیازی از مردم و حفظ مناعت طبع خود باشد، مورد تأیید است.
آنچه از نظر اسلام مردود و از مصادیق آرزوهای دراز بوده، تکاثر است؛ یعنی مسابقه در کثرت و فزونی مال. بدیهی است که بسیاری از ثروت اندوزیها انگیزهای جز آرزوهای شیطانی کبر و غرور ندارد؛ از این رو پس اندازهایی که از روی تفاخر و تکاثر فراهم آید، مایه غفلت و غرور انسان خواهد شد و دین اسلام نسبت به آن نظر منفی دارد.
گفتنی است که اسلام مخالف رفاه و آسایش نیست، اما این رفاه تا جایی مورد تأیید است که تکیه گاههای معنوی در پرتو رفاه طلبی ویران نشود. تلاشهای مادی تا جایی پسندیده است که تلاشگر مسلمان بتواند از اسباب و لوازم مادی به منعم حقیقی و شکر نعمتهایش برسد.
پاسخ تفصیلی
مقدمه
برای روشن شدن موضوع مورد بحث، یعنی حد و مرز آرزوهای دور و دراز، و تفاوت آن با آینده نگری، نخست نیم نگاهی داریم به جایگاه مال، ثروت و تلاشهای اقتصادی در آموزههای دینی، سپس به تعریف آرزوهای دراز از نگاه عالمان اخلاق میپردازیم، آن گاه موضوع آینده نگری و پس انداز را از نگاه آیات و روایات پی میگیریم.
پیشوای زاهدان و پرهیزکاران، امام علی (ع) در باره مال و سرمایه میفرماید: «اَلا و اِنَّ مِن النعَم سعَةَ المال»؛[۱] بدانید که گشایش مادی نوعی نعمت است.
آن حضرت در باره برنامه زندگی میفرماید: مؤمن را در برنامه زندگی سه زمان مشخص است؛ زمانی برای نیایش پروردگار... و زمانی که برای گذران زندگی و معاش خویش میکوشد: «و ساعَةً یرمُّ معاشهُ».[۲] حضرتش در ادامهٔ این سخن به این نکته تصریح دارد که مؤمن باید شبانه روز خود را به سه قسمت تقسیم کند، زمانی برای نیایش و عبادت پروردگار، و زمانی برای تأمین هزینهٔ زندگی و زمانی برای واداشتن نفس به لذّتهایی که حلال و مایهٔ زیبایی است.
در فرهنگ دینی ما تلاش گران عرصه زندگی و اقتصاد، نظیر مجاهدان در میادین نبرد به شمار میروند: «الکاد لعیاله کالمجاهد فی سبیل الله».[۳]
این از یک سو، از طرف دیگر اما تعالیم اخلاقی به ما میگوید: «ای فرزند آدم اندوه روز نیامده را بر امروز بار مکن که اگر آن روز نرسیده از عمر تو باشد، خدای در آن روز روزیت را میرساند».[۴] و... .
اگر در برخی موارد سخنان به ظاهر متناقضی از پیشوایان دینی ما مشاهده میشود؛ برای جلوگیری از افراط و تفریطهایی است که در جامعه بروز میکرد. گاهی تفکر صوفی گری و عزلت، و گاهی تکاثر و روی آوری به دنیا به شیوه افراطی، این بود که آنان برای حفظ اعتدال به تناسب سخنانی میفرمودند که به ظاهر متناقض به نظر میرسد. اما هنگامی که ما امروزه در جامعه خود مینگریم، میبینیم که چگونه افرادی از قشرها و اصناف مختلف در تکاپوی جمع آوری ثروت اند، حتی از راههایی غیر از حرفهای که با آن سر و کار دارند. کسی که به عنوان مثال شغل و حرفه اش ساخت و ساز مسکن است، طبیعی است که از این راه امرار معاش میکند، هم مسکنی میسازد در چهارچوب استانداردهای تعریف شده ساخت و ساز که دیگران از آن بهره میبرند، و هم خود هزینه زندگی اش را از این طریق تأمین میکند، اما کسانی که چون امروز پول و درآمد در این شغل است، همهٔ تلاش خود را در این راه صرف میکنند، تا از این طریق به انباشت ثروت برسند و به دنبال سود جویی از هر طریق هستند؛ نظم اقتصادی جامعه را برهم میزنند، روایاتی از این دست میتواند ناظر به این شیوه از درآمدها باشد.
قرآن کریم در مورد پرهیز از افراط و تفریط، و رویکرد به شیوه اعتدال میفرماید: «وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا»؛[۵] هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن، (و ترک انفاق و بخشش منما) و بیش از حدّ (نیز) دست خود را مگشای، تا مورد سرزنش قرار گیری و از کار فرومانی!
امام علی (ع) در مورد رعایت اعتدال در زندگی میفرماید: «بخشنده باش امّا زیاده روی نکن، در زندگی حسابگر باش امّا سخت گیر مباش».[۶]
آرزوهای دراز (طول امل)
همان گونه که میدانید در علم اخلاق آرزو بر دو قسم است.
۱. آرزوهای صادق، مثبت و سازنده که همچون آب حیات، وجود آدمی را سیراب و پرثمر ساخته و نشاط و معنویت انسان را بیشتر می کند.
۲. آرزوهای کاذب و دور و دراز، و به تعبیر دیگر، طول امل که از مهمترین رذایل اخلاقی بوده و انسان را از خدا دور ساخته و به انواع گناهان آلوده میکند.
البته، اصل آرزو و امید نه تنها مذموم و نکوهیده نیست، بلکه نقش بسیار مهمی در زندگی و پیشرفت انسان در جنبههای مادی و معنوی بشر دارد. اگر آرزوها متوجه ارزشهای والای انسانی باشند و یا جنبه مردمی و اجتماعی پیدا کنند و در مسیر تکامل و پیشرفت واقعی انسانها و درجات کمال قرار گیرند، انسان را به تلاش و کوشش بیشتر در این راهها وا می دارند. اصولاً همت انسان به اندازه آرزوهای مثبت او است، هر قدر دامنه آنها گستردهتر باشد همت او والاتر است.
اما آرزوهای دراز چنان که عالمان اخلاق میگویند: این است که انسان برای خود در این دنیا زندگی بسیار طولانی در نظر بگیرد و باورش شود که عمری بسیار دراز دارد، و با میل و رغبت به تمام جوانب و لوازم بقای در آن؛ نظیر جمع آوری مال، ثروت، خانواده، مسکن و... بپردازد.[۷] به بیان دیگر، آرزوهای دراز یعنی امیدهای بسیار در دنیا و توقع بقای در آن.[۸]
این چنین فکر و تلاشی از رذایل اخلاقی محسوب میشود؛ چراکه تصور و برداشت این چنینی از زندگی دنیا و حب و علاقه به توابع آن (از مال، ثروت، زن، زندگی و...) موجب انس به آنها شده و باعث لذت بردن در زمان طولانی است. و نتیجه آن سنگینی جدایی و دل کندن از آنها خواهد شد. آرزوهای دراز باعث میشود تا قلب و فکر انسان از تفکر در مرگ و معاد غافل شود. مرگی که باعث جدایی انسان از اینها خواهد شد، و هر چیزی را که انسان از آن کراهت داشته باشد، از خویش دور میکند و سعی میکند از آن فاصله بگیرد. انسانی که به آرزوهای پوچ مشغول و سرگرم شد؛ به دنیا و لذتهای آن دل بست. همیشه چیزی را آرزو میکند که مطابق با خواسته اش باشد و خواسته اش نیز بقای در این دنیا است. لذا سر چشمه آرزوهای دراز حب و علاقه به دنیا است.[۹]
تفاوت آیندهنگری با آرزوهای دراز
آینده نگری نوعی تدبیر است که هر عاقلی به آن نیاز دارد؛ زیرا هر کس باید برای زندگی آینده و هدف خود برنامه ریزی کند و فراز و نشیب کار را بسنجد، سپس با توجه به همه اینها یک برنامه جامع و قابل عمل را طرح نماید و در عمل آن را دنبال نماید و در جهت برآوردنش کوشش و تلاش نماید. ولی آرزوهای طولانی که در تعالیم دینی ما مورد نکوهش قرار گرفته، همان بلند پروازیهای خیالی و نفسانی هستند که انسان را به خود مشغول میسازند و موجب غفلت میشوند.
آینده نگری و برنامهریزی برای آینده، به انسان آرامش و به زندگی امید میدهد. نشاط روحی و روانی را به دنبال دارد، ولی آمال و آرزوهای طولانی، حسرت و دست یابی به امور غیر معقول را در دل ماندگار میکند و زندگی را تلخ و آرامش را از بین میبرد.
کسانی که در زندگی دارای برنامهاند، ضمن پرداختن به مسائل مادی از دیگر وظایف دینی و اخلاقی غافل نخواهند شد. اما افرادی که آرزوهای دراز دارند، این آمال و آرزوها است که آنان را به خود مشغول کرده و از یاد خدا، قیامت و ... غافل میکند: «ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ»؛[۱۰] بگذار آنها بخورند، و بهره گیرند، و آرزوها آنان را غافل سازد، ولی بزودی خواهند فهمید!
انگیزههای مثبت پس انداز
مراجعه به قرآن کریم به ما میآموزد که اگر گرد آوری مال و ثروت با انگیزه مصرف مثبت و بهینه و پس انداز در کارهای خیر باشد، نه تنها مصداق آرزوهای دراز نیست که چه بسا پسندیده بوده و مورد تأیید است. برخی از موارد و مصادیق پس اندازهای مثبت از نگاه قرآن کریم چنین است.
یک. ایثار: جمع آوری مال و پس انداز، اگر برای ایثار باشد مصداق آرزوهای دراز نیست. در این باره قرآن کریم چنین میفرماید:
۱. «وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ»؛[۱۱] و مال (خود) را، با همه علاقهای که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق میکند.
۲. «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ»؛[۱۲]خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریداری کرده، که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد.
بدیهی است که معامله با خدا از راه مال و سرمایه، در مرحله نخست بهره مندی از مال و سرمایه است، و این نیز جز از راه تلاش در جهت کسب درآمد میسر نیست؛ یعنی انسان برای این که بتواند با خدا معامله کند و خداوند خریدار مال و سرمایه اش باشد، باید تلاش و کوشش اقتصادی داشته باشد، البته از راه مشروع.
۳. «وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ».[۱۳]
«ایثار» از ماده «اثر» به معنای تقدیم داشتن و ترجیح دادن دیگران بر خود است. عمل ایثار در خارج یعنی مقدم داشتن دیگران بر خود، و این حب خدا است که رنج و غم دیگران، ایثارگر را تحت تأثیر قرار میدهد و در دل وی نسبت به آنها ایجاد مهر و عاطفه میکند. هدف ایثارگر به او اجازه میدهد هر چه بتواند برای مصرف ایثار گرانه اش پس انداز کند و در مصرف آن کوشش به عمل آورد؛ زیرا آن کس که خود را به درجه ایثار برساند، خصلتهایی از قبیل حریت، کرم، الفت، قناعت، مساوات و... را پشت سر نهاده است و با ایثار خود حسن معاشرت، صله رحم، سخای طبع و علو همت خود را نشان میدهد. این گونه افراد؛ چون تضمین اخلاقی دارند میتوانند در راه اهداف خود ثروت بیندوزند و پس انداز کنند؛ زیرا محصول پس انداز آنها به نفع محرومان و نیازمندان است. نیز این ایثارگران سخت کوش اند که با ایثار مالی قادر به گذشتهای اخلاقی دیگر نیز خواهند شد.[۱۴]
دو. پس انداز برای بی نیازی از مردم: «يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ».[۱۵]
عفاف و استغنای از مردم و عدم سؤال از روی نیاز در این آیه ستوده شده است. این مسئله ناظر به کسانی است که با وجود کار و تلاش، در اثر علل خارجی نتوانستهاند مایحتاج زندگی شان را تأمین کنند و در عین حال، از فرط عزت نفس، اظهار حاجت به کسی نمیکنند. به طور طبیعی دربارهٔ چنین کسانی جا ندارد گفته شود که باید تلاش کنند و پس انداز نمایند ولی کسانی که قدرت کار دارند و میتوانند با کار بیشتر برای روز سختی خود پس انداز کنند تا محتاج مردم نشوند امری است برای آنها ضروری و لازم.
اینان باید به پا خیزند و با تلاش و کوشش برای خود پس انداز کنند تا بتوانند در روز سختی روی پای خود بایستند و به جای خدا رو به سوی مردم نداشته باشند.[۱۶]
سه. پس انداز برای احسان و انفاق به مردم: «وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ».[۱۷] «مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ».[۱۸]
بنابر این، از نگاه قرآن کریم حداقل سه انگیزه برای پس انداز میتوان تصور نمود؛ اولاً: برای ایثار و خدمت به مردم برای نیل به رضای حق با وجود نیاز شخصی؛ ثانیاً: برای نیکوکاری و احسان به دیگران؛ ثالثاً: به منظور بی نیازی از مردم و حفظ مناعت طبع خود.[۱۹] چنان که امام علی (ع) از خدا میخواهد: « اللَّهُمَّ صُنْ وَجْهِی بِالْیَسَارِ، وَ لَا تَبْتَذِلْ جَاهِی بِالْإِقْتَارِ »؛[۲۰] خدایا آبرویم را با بی نیازی حفظ کن و با تنگ دستی منزلت اجتماعی مرا کاهش مده.
آنچه از نظر اسلام مردود و از مصادیق آرزوهای دراز شمرده میشود، تکاثر است؛ یعنی مسابقه در کثرت و فزونی مال. بدیهی است که بسیاری از ثروت اندوزیها، انگیزهای جز آرزوهای شیطانی کبر و غرور ندارد؛ از این رو، پس اندازهایی که از روی تفاخر و تکاثر فراهم آید، مایه غفلت و غرور انسان خواهد شد و قرآن نسبت به آن نظر منفی دارد. آن جا که میفرماید:«أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ * حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ»؛[۲۱]افزون طلبی (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است. تا آن جا که به دیدار قبرها رفتید (و قبور مردگان خود را برشمردید و به آن افتخار کردید)!
گفتنی است که اسلام مخالف رفاه و آسایش نیست، اما این رفاه تا جایی مورد تأیید است که تکیه گاههای معنوی در پرتو رفاه طلبی ویران نشود. تلاشهای مادی تا جایی پسندیده است که تلاشگر مسلمان بتواند از اسباب و لوازم مادی به منعم حقیقی و شکر نعمتهایش برسد.
شایان توجه است که اگر چه تلاش و کوشش برای رفاه در زندگی خوب است، اما تا زمانی که به تجمل گرایی و تجمل پرستی تبدیل نشود. تجمل گرایی اگر چه به ظاهر با رفاه طلبی و زندگی با آسایش مادی بسیار نزدیک است، ولی در مفهوم با آن تفاوت دارد. رفاه طلب تنها در اندیشه آسایش خویش است، اما تجمل گرا گذشته از آن در فکر آرایشها و تزیینات افراطی است و میکوشد تا شکل و ظاهر زندگی را با فرمها و مدلهای روز و مطابق با خواستههای زودگذر خود تطبیق دهد. البته که اسلام با پس انداز به انگیزه تجمل موافق نیست.
امیر سخن علی (ع) در این مورد میفرماید:... پارسایان نقد دنیا و آینده آخرت را یکجا بردند. با دنیا داران در دنیایشان شرکت جستند، بی آن که اهل دنیا در آخرت آنان شرکت جویند... اینان در بهترین محلههای مسکونی سکونت کرده و بهترین خوراکیها را خورده.... ولی با این تفاوت که در عین برخورداری از نعمت رفاه با زاد و توشهای که آنها را به منزل میرساند و کالایی پر سود از این جهان رخت بربستهاند.[۲۲]
آری پارسایان و پرهیزکاران نعمتهای دنیا را برای ره توشه آخرت میخواهند، نه برای دلبستگی دنیا و بقای در آن. هنگامی که دلبستگینسبت به ظواهر دنیا جای «زهد» را گرفت و انسان در زرق و برق دنیا غرق شد، کمکماز خدا غافل میشود و زشتیها در نظرش به صورت زیبایی جلوه می کند و او را گرفتار آرزوهای دور و دراز میسازد، لذا حق را به دست فراموشی سپرده و به آن پشت می کند.
در پایان تذکر این نکته نیز ضروری به نظر میرسد که پس انداز در شکل مطلوب آن هم، باید با توکل و اعتقاد به رزاقیت خداوند باشد، تا منجر به بدگمانی نسبت به خدا نشود؛ چراکه جمع مال و ثروت به جهت ترس از سختی معیشت در آینده، از آن جا که منجر به بدگمانی نسبت به رزاقیت خداوند است، نیز میتواند مورد نکوهش باشد. پس اندازی که انسان فقط به فکر خویش باشد و در کنارش برادران دینی او به حداقلهای زندگی محتاج باشند. و... .
پانویس
- ↑ نهج البلاغه، حکمت، 390.
- ↑ همان حکمت، 391.
- ↑ کلینی، کافی، ج 1، ص 433، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365ش.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت، 268.
- ↑ اسراء، 29.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت 33.
- ↑ نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات، ج 2، ص 220، اسماعیلیان، قم، 1428ق- 1368ش.
- ↑ نراقی، احمد، معراج السعادة، ص 512، انتشارات امین و رشیدی، تهران، چاپ قدیم.
- ↑ ر. ک: جامع السعادات، ج 2، ص 220- 221.
- ↑ حجر، 3.
- ↑ بقره، 177.
- ↑ توبه، 111.
- ↑ حشر، 9. «آنها را بر خود مقدّم میدارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند کسانی که از بخل و حرص نفس خویش باز داشته شدهاند رستگارانند».
- ↑ موسوی اصفهانی، سید جمال الدین، پیامهای اقتصادی قرآن، ص 500، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول، 1368.
- ↑ بقره، 273. «(انفاقِ شما، مخصوصاً باید) برای نیازمندانی باشد که در راه خدا، در تنگنا قرار گرفتهاند (و توجّه به آیین خدا، آنها را از وطنهای خویش آواره ساخته و شرکت در میدانِ جهاد، به آنها اجازه نمیدهد تا برای تأمین هزینه زندگی، دست به کسب و تجارتی بزنند) نمیتوانند مسافرتی کنند (و سرمایهای به دست آورند) و از شدّت خویشتنداری، افراد ناآگاه آنها را بینیاز میپندارند امّا آنها را از چهرههایشان میشناسی و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمیخواهند. (این است مشخّصات آنها!) و هر چیز خوبی در راه خدا انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است».
- ↑ پیامهای اقتصادی قرآن، ص 500.
- ↑ بقره، 195، «و نیکی کنید! که خداوند، نیکوکاران را دوست میدارد».
- ↑ همان، 261، «کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق میکنند، همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه، یکصد دانه باشد و خداوند آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی داشته باشد)، دو یا چند برابر میکند و خدا (از نظر قدرت و رحمت،) وسیع، و (به همه چیز) داناست».
- ↑ ر. ک: پیامهای اقتصادی قرآن، ص 499- 511.
- ↑ نهج البلاغه، خ 225.
- ↑ تکاثر، 1-2.
- ↑ نهج البلاغه، نامه 27.







