فرهنگ مصادیق:تعلم فنون نظامی
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
آموزش فنون نظامی
کلیات تاریخچه توپخانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
الف) روند شکل گیری سپاه
وقتی تازه ۲ ماه از انقلاب میگذشت و ضدانقلابیون داخلی و عناصر رژیم طاغوت، انقلاب را تهدید میکردند، بنا به نیاز و فرمان مبارک حضرت امام خمینی (ره)، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تشکیل شد. در آن هنگام مهمترین مأموریت سپاه، حفاظت از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن بود. با چنین مأموریت و دیدگاهی، این ارگان تازه تأسیس را سازماندهی کردند و به تبع آن، تیمها، دستهها، گروهانها و گردانهای عملیاتی را صرفآ برای عملیات شهری و حفظ و ارتقای امنیت داخلی کشور شکل دادند. در هر شهر و شهرستانی، سپاه به تناسب نیرویی که جذب میکرد و وسعت سرزمینی و حساسیتهای امنیتی خاصی که آن منطقه داشت، وضعیت خود را سامان میداد. در این هنگام و بنا به ضرورت، پاسداران سپاه در کنار مأموریت حفظ امنیت، فعالیتهای فرهنگی و مردم یاری نیز انجام میدادند. این دو مأموریت به مرور زمان با هم عجین شدند و مأموریت و سازمان سپاه، ماهیتی امنیتی - فرهنگی پیدا کرد.
شورشهای قومی واگرایانه در نقاط مرزی که مهمترین آنها حوادث تجزیه طلبانه کردستان بود، سپاه را در ۱۵ ماه اول عمرش متوجه ضرورت تقویت صبغه امنیتی و نظامیش نمود. با وجود این رویکرد و تا شهریور ۱۳۵۹ که رژیم بعث عراق به کشورمان هجوم آورد، حداکثر توسعه سازمان رزم سپاه محدود به تعدادی گردانهای رزمی بود که با روشهای چریکی و غیرکلاسیک، درگیر مبارزه با اشرار و ضدانقلاب مسلح در کردستان بودند. آن زمان سنگینترین سلاح سپاه، تعدادی خمپاره انداز بود و آرپی جی و تیربار. درحالی که همان هنگام ضدانقلاب کردستان، توپخانه هم داشتند. (در ماههای اول پیروزی انقلاب، گروههای ضدانقلاب در کردستان شورش کردند و پادگانهای ارتش را در برخی شهرهای بزرگ تصرف کردند. ازجمله تیپ مهاباد از لشکر ۶۴ ارتش را که یک گردان توپخانه آن هم به دست آنها افتاد که تا چند سال بعد به وسیله همان، روی نیروهای خودی اجرای آتش میکردند.) اما در مردادماه سال ۶۷ وقتی که جنگ تمام شد، وضعیت و چهره سپاه با اوایل آن نه تنها قابل قیاس نبود، بلکه حتی قابل تصور هم نبود. سازمان رزم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در اول جنگ فقط شامل چند گردان رزمی بود با چند خمپاره انداز و تیربار، در پایان جنگ سه نیرو داشت ؛ زمینی، هوایی و دریایی. ۱۵ لشکر پیاده و زرهی و دهها تیپ عملیاتی و صدها عراده توپخانه متوسط و سنگین در قالب گروههای توپخانه و توپخانه لشکرها و چند هزار دستگاه تانک و نفربر.
در پایان جنگ یگان پدافند هوایی موشکی سپاه، پیشرفتهترین هواپیماهای دنیا را هم سرنگون کرده بود و سیستم موشکی زمین به زمین قدرتمند آن، بارها دشمن را از شرارت بازداشته بود. یگانهای مخابراتی و یگانهای اطلاعاتی با شبکههایی فعال و کارآمد در خدمت یگانها بودند و سازمان بهداری رزمی قوی، حتی در منطقه عملیاتی و نزدیک خط مقدم هم عملهای جراحی سنگین را با موفقیت انجام داده بود. مهندسی رزمی سپاه به قدری توانا شده بود که پروژههایی چون پل فاو و جاده جزیره مجنون را احداث نموده بود و یگانهای شناور سبکش، آماده درگیری با ناوهای ابرقدرتها در خلیج فارس بودند. از همه اینها مهمتر، هزاران فرمانده مجرب و کارآمد بودند با تجربیاتی بسیار ارزنده. اینها همه از برکات دفاع مقدس بود و هدایت و فرماندهی حضرت امام خمینی (ره) که محور حرکتش معنویت بود و ادای تکلیف الهی.
اما چه کسانی و چطور آن نهال کوچک را به این شجره طیبه نیرومند و پرشاخ و برگ تبدیل کردند؟ در این نوشته مختصر، صرفآ نگاهی گذرا و کلی میکنیم بر سیر مراحل و چگونگی شکل گیری یکی از سازمانهای مهم و تأثیر گذار سپاه در دفاع مقدس یعنی توپخانه نیروی زمینی.
عملیات ثامن الائمه (ع)، منجر به رفع محاصره آبادان گشت و غنائم زیادی به دست ما آمد. ازجمله یک آتشبار توپخانه ۱۵۵ میلیمتری کششی که دشمن آن را در شمال آبادان (بین دارخوین و پل مارد) جا گذاشته و گریخته بود. رزمندگان اسلام، بلافاصله این آتشبار را تعمیر کردند و عملیاتی نمودند و در همان منطقه، بر علیه دشمن بکار گرفتند. سه ماه بعد و در عملیات فتح بستان، رزمندگان تیپ ۱۴ امام حسین (ع) یک گردان توپخانه ۱۳۰ و یک آتشبار ۱۰۵ یوگوسلاوی را از عراقیها غنیمت گرفتند. این دو اتفاق، مبدأ شکل گیری توپخانه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود.
تا قبل از عملیات فتح المبین، هرچند که فرماندهان یگانها و سطوح بالاتر احساس ضرورت میکردند، اما هنوز این نیاز را با پوست و گوشت خود حس نکرده بودند. از طرفی تا عملیات فتح المبین، عنصر اصلی و مورد اتکای آتش پشتیبانی سپاه، خمپاره اندازها بودند که به وفور به غنیمت گرفته شده بودند. اما در لایههایی از یگانها، افرادی هم بودند که نیاز به جنگ افزارهای پشتیبانی با برد بلندتر و حجم بیشتر را لمس میکردند و حتی مصرانه دنبال آن بودند. اما نمیدانستند چگونه و از کجا چنین سلاحهایی را فراهم کنند. خصوصآ که ابرقدرتها نیز کشور ما را تحریم جهانی کرده بودند و حتی سیم خاردار هم به ما نمیفروختند.
در آستانه عملیات فتح المبین که حملهای بود بسیار گسترده و مهم در منطقه غرب دزفول و به وسعت ۵۰۰۰ کیلومتر مربع، یکی از مشکلاتی که ذهن طراحان و طراحان عملیات را به خود مشغول کرد، کمبود و کافی نبودن آتش پشتیبانی در این عملیات بود. هرچند که گردانهای توپخانه ارتش مأموریت پشتیبانی آتش این عملیات را به عهده گرفته بودند، اما با توجه به حجم عظیم نیروهای بسیجی که در قالب تیپهای سپاه عملیات میکردند، این آتش پشتیبانی اطمینان بخش فرماندهان نبود. در نهایت هم آتش پشتیبانی عملیات فتح المبین با همه عظمتش، بیشتر با جنگ افزارهای ادوات و خمپاره انداز انجام گرفت.
قبل از این عملیات برای اینکه از امکانات محدود سپاه حداکثر استفاده را ببرند، حسن مقدم یک ابتکار زد و برنامه ریزی خاصی نمود. او همه فرماندهان ادوات یگانهای عملیاتی را در قرارگاه کربلا جمع کرد و «مرکز هماهنگی آتش» را ایجاد نمود تا حداکثر استفاده را از آتشهای موجود ببرد. همین ابتکار منجر به ایده تشکیل سازمان توپخانه سپاه شد. اما او برای کار بزرگ تشکیل توپخانه، نه توپی داشت و نه نیرویی و مهمات و تجهیزات و مرکز آموزش و نه هیچ چیز دیگر. اما او به خدا توکل کرده بود و با همت مردانی پراراده، این کار را آغاز نمود. دهم فروردین ۱۳۶۱ وقتی که فتح المبین پایان یافت، یگانهای عملیاتی پانزده هزار نیروی دشمن را اسیر کرده بودند و غنیمتهای بسیاری گرفته بودند ازجمله ۱۶۵ عراده توپ دوربرد و متوسط با توپکش و مهمات بر و همه تجهیزات دیگر. همه میگفتند این امداد آشکار خداوند است که توپ و توپچی و توپخانه دشمن بعثی، یکجا به دست سربازان امام افتاده است.
۱۲ فروردین ۱۳۶۱، حسن مقدم ایده تشکیل توپخانه سپاه را با توجه به حجم غنائم بدست آمده، به فرماندهان مافوق ارائه نمود. برادر سیدرحیم صفوی که آن هنگام مسئول عملیات سپاه بود، بدون لحظهای تردید این پیشنهاد را پذیرفت و همانجا طی دست نوشتهای، او را مأمور تأسیس توپخانه سپاه نمود. همچنین از موضع فرماندهی سپاه به او ابلاغ نمود که تدابیر و راهکارهای لازم را ارائه نماید و هرچه زودتر تشکیلات و سازمان مناسب توپخانه را پیشنهاد دهد.
حسن مقدم با چند تن از فرماندهان ازجمله حسن شفیع زاده که در آن هنگام معاون تیپ المهدی (عج) بود، مشورت کرد و با آنها کار را شروع کرد. آنها با یک تدبیر سازمانی، آتشبارهای ۴ توپی را پیشنهاد کردند و ۱۰ آتشبار توپخانه را سازماندهی نمودند. همچنین تعدادی از نیروها و فرماندهان یگانهای مختلف را شناسایی، جذب و سازماندهی نمود و عملآ هسته مرکزی توپخانه سپاه را فعال کرد. به موازات کارهای مقدم، بچههای توپخانه هم فعال شدند و بین دهم فروردین تا دهم اردیبهشت ۱۳۶۱ که شروع عملیات بیت المقدس بود، گردانها و آتشبارهای توپخانه یگانهای رزمی را سازماندهی کردند، تمام توپهای غنیمتی را تعمیر و آماده کردند و برای پشتیبانی آتش عملیات بیت المقدس به کار گرفتند. البته ۹۰٪ توپها، سالم و نو بودند.
پس از عملیات فتح المبین، شهید علیرضا ناهیدی که فرمانده یگان ذوالفقار تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) بود، شهید غلامرضا یزدانی که فرمانده گروهان یکم ادوات بود را مأمور راه اندازی توپهای ۱۵۵ کششی غنیمتی در منطقه «علی گره زد» نمود. سردار شهید غلامرضا یزدانی در این باره میگوید:«وقتی توپها را تحویل گرفتم، دیدم عراقیها هنوز گریس کارخانه توپها را هم پاک نکردهاند. از بچههای واحد اطلاعات عملیات خواستم که پیگیری کنند و فرمانده این گردان توپخانه که اسیر شده بود و به اردوگاه اسرا برده بودندش را برای کسب اطلاعات فنی، در اختیار ما بگذارند.» آن سرگرد عراقی میگفت:«عراق این توپها را از فرانسه خرید و از راه دریا حمل کرد. ۵ روز قبل از حمله شما، این توپها را در بندر عقبه اردن از کشتی پیاده کردند. ۲۴ ساعت بود که آنها را وارد منطقه جنگی کرده بودیم که شما حمله کردید و آنها را غنیمت گرفتید.»
از این مرحله به بعد، نیاز اصلی توپخانه ما مهمات بود. اما عراقیها این مشکل ما را نیز حل کرده بودند! آنها زاغههای بزرگی در تپههای «تینه» منطقه دشت عباس و تنگه ابوغریب ساخته بودند و پر از دهها هزار قطعه انواع مهمات کرده و رفته بودند. حجم این مهمات غنیمتی آنقدر بود که تا ۹ ماه بعد، تمام مهمات مورد نیاز توپخانه سپاه از این زاغهها تأمین میشد. توپکش، تجهیزات، قطعات یدکی و حتی مدارک آموزشی جنگ افزارها هم به مقدار کافی بدست آمد. همه میدیدند که خداوند اراده فرموده که سپاه را به دست دشمنانش، به بهترین سلاحها، تجهیزات و مهمات روز دنیا تجهیز کند تا با همان سلاحها، برعلیه خودشان بجنگند. توپهای ۱۲۲ میلیمتری، ۱۳۰ میلیمتری و ۱۵۵ میلیمتری که سپاه در عملیات به غنیمت گرفت، از پیشرفتهترین جنگ افزارهای توپخانه دنیا بودند.
مشکل اصلی در آموزش تخصصی و بکارگیری جنگ افزارهای غنیمتی این بود که سیستم آن سلاحها شرقی بود و ارتش ما، مانند آنها را نداشت. نه پاسدارها و نه ارتشیها، تجربه استفاده و آموزش آنها را نداشتند. هرجا که از نظر اطلاعات فنی و تخصصی با مشکل مواجه میشدند، بلافاصله فرمانده همان سلاح را از اردوگاه اسرای عراقی، به منطقه میآوردند و او خیلی قشنگ و دقیق، همه چیز را آموزش میداد و به اردوگاه بر میگشت.
اتفاق بزرگی افتاده بود. دیگر سپاه توپخانهای قوی و مجهز داشت و این برای دشمن، فوق العاده شوک انگیز و سنگین بود. خصوصآ اینکه سپاه، با تجهیزات خود او به این توانایی رسیده بود. در تحلیلها و ارزیابیهای جهانی نیز تجهیز سپاه به توپخانه، نکته قابل توجه و تأملی بود. آنها این پدیده را دلیل قدرت قوی سازماندهی و مدیریت موفق فرماندهان سپاه دانستند. بدین ترتیب طی ۵ ماه یعنی از فتح المبین تا بعد از عملیات رمضان، مقطع مهم و سرنوشت سازی در شکل گیری یگانهای توپخانه سپاه بود. در این مدت کوتاه، گردانها و آتشبارهای توپخانه یگانهای رزمی، عملیاتی شدند و کم کم جای خود را در ذهن فرماندهان و طراحان عملیات باز کردند. از نظر تاکتیکی، لازم و ضروری بود که توپخانه سپاه، با یگانهای توپخانه ارتش هماهنگ باشند. برای همین «مرکز هماهنگی و پشتیبانی آتش» ایجاد شد. بدین ترتیب حسن مقدم در قرارگاه مرکزی کربلا، حسن شفیع زاده در قرارگاه فتح و سایرین در بقیه قرارگاههای عمده، این هماهنگی را ایجاد میکردند.
روند غنیمت گرفتن توپخانه از دشمن، همچنان در عملیاتها ادامه داشت. بعد از هر عملیات، همزمان تسلیحات غنیمتی را تعمیر و بازسازی و سازماندهی میکردند و به کار میگرفتند و سازمان توپخانه توسعه مییافت. عملیاتهای گسترده، یکی پس از دیگری انجام میگرفت. تیپهای سپاه به لشکر تبدیل میشدند و سازمان رزم سپاه، از نظر کمی و کیفی توسعه مییافت. موفقیتهای بزرگ صحنههای نبرد، فرماندهان و مسئولان کشور را به تقویت و توسعه ردههای پشتیبانی رزمی ترغیب میکرد. لذا خرید جنگ افزارهای جدید توپخانه، در دستور کار دولت قرار گرفت. مقدمات این فکر و پیشنهاد را حسن شفیع زاده جا انداخت و قابلیتهایی که توپخانه سپاه، در طول عملیاتها از خود نشان داد، اعتماد مسئولین کشور را جلب کرد.
پس از خرید اولین محموله تجهیزات جدید در سال ۱۳۶۲، توپخانه سپاه جان تازهای گرفت. همزمان گروههای توپخانه سپاه را در قرارگاهها تشکیل دادند تا نیاز یگانهای رزمی به آتش دوربرد را مرتفع نمایند. از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۶، به تدریج ۶ گروههای ۶ گانه توپخانه سپاه شکل گرفتند و در عملیاتها و مأموریتهای محوله، به طرز چشم گیر و غیرقابل انکاری درخشیدند و موفق نشان دادند. از سال ۱۳۶۲، تقریبآ همه لشکرها و تیپهای سپاه، توپخانه داشتند و سازمان توپخانه سپاه، مراحل رشد و توسعه خود را طی میکرد. آبان ماه سال ۱۳۶۲، حسن مقدم از توپخانه رفت تا «فرماندهی موشک زمین به زمین سپاه» را راه اندازی و سازماندهی کند. پس از این حسن شفیع زاده، فرماندهی توپخانه سپاه را برعهده گرفت. او در مراحل اولیه شکل گیری توپخانه طی ۱۸ ماه گذشته نقش محوری داشت، در راه توسعه و رشد و ارتقاء توان عملیاتی سپاه، قدم بسیار بزرگی برداشت.
علاوه بر مأموریتهای سنگین ۸ سال دفاع مقدس در طول ۱۴۰۰ کیلومتر جبهههای جنگ، توپخانه نیروی زمینی سپاه با تدبیر فرمانده شهیدش حسن شفیع زاده، موفق به کارهای بزرگ دیگری نیز شد. این اقدامات، مکمل فعالیتهای عملیاتی این یگان بود و بدون آن، بقاء سازمان توپخانه امکان نمییافت. ازجمله مهمترین این اقدامات میتوان به تأسیس «مرکز آموزش توپخانه» در اصفهان، ترغیب وزارت صنایع دفاع برای تولید و ساخت توپ و مهمات در کشور، راه اندازی «مرکز تعمیرات توپخانه» در تهران، ابداع ابتکارات تاکتیکی و تکنیکی متعدد برای رفع نیازهای جبهه، برنامه ریزی برای کادرسازی و تربیت صدها فرمانده توپخانه، ایجاد هماهنگی تنگاتنگ با توپخانه ارتش در مأموریتها و تعریف و ایفای نقش بازدارندگی توپخانه دوربرد سپاه در جنگ شهرها اشاره کرد. او همپنین برای ارتقاء توان تاکتیکی توپخانه برنامه ریزی کرد. به نحوی که توپخانه سپاه در ۲ سال بعد از تأسیسش، چنان توان عملیاتی داشت که در بعضی عملیاتها، طرح ریزی آتش و اقدامات استاندارد عملیاتی و تاکتیکی را عهده دار میشد و گردانهای توپخانه ارتش را تحت امر میگرفت. مثلآ در عملیات والفجر ۸ و با ابلاغ شورای عالی دفاع، ۱۵ گردان از توپخانه ارتش، ۷۰ روز تحت امر سپاه بودند.
جنگ که پایان یافت، توپخانه نیروی زمینی سپاه، هزاران نیروی کارآمد داشت و حدود ۶۰ گردان سازماندهی شده و تجربیاتی تخصصی و بسیار ارزشمند. این یگان نیز مانند سایر نیروهای مسلح، بازسازی خود را آغاز کرد. از سال ۱۳۶۸ به بعد، امکانات سپاه میبایست بین ۵ نیرویش (زمینی، دریایی، هوایی، بسیج، قدس) و متناسب با مأموریت هایشان تقسیم میشد. این کار با آمایش سرزمینی و شکل گیری لشکرها و تیپهای منتسب، به سرعت انجام گرفت. یگانهای موجود توپخانه هم بین تیپها و لشکرها توزیع شدند و سازمان توپخانه، شکل نهایی خود را پیدا کرد. در مقطع فعلی تمام تیپها و لشکرها، یگان توپخانه دارند که روز به روز توسعه کمی و کیفی مطلوب را طی میکنند.
هم اکنون سازمان منسجم و کارآمد توپخانه نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدها گردان و آتشبار در غالب گروههای توپخانه و توپخانه یگانهای رزمی، با توانایی تخصصی تاکتیکی و تکنیکی و فنی بسیار بالایی که دارد، به لطف خدای متعال و تحت توجهات ولی عصر (عج) و به برکت خون شهیدان، آماده اجرای مأموریتهای محوله است. در پایان، یاد و خاطره ۱۵۰۰ شهید و صدها جانباز و ۳۰ آزاده توپخانه سپاه را گرامی میداریم و از خداوند برای آنها، علو درجات را مسئلت مینماییم و انشاءالله رهرو راهشان باقی بمانیم.







