فرهنگ مصادیق:تظاهر و ریاکاری
محتویات
مقدمه
هدف و راهبرد دین در یک جمله، نزدیک کردن انسان به خداوند است. انسان مظهر خدای تعالی است و کمال او هم در توسعه همین مظهریت است، دین و به خصوص دین اسلام که کاملترین و آخرین ادیان الهی است، برنامه توسعه مظهریت انسان نسبت به خدای متعال و از این طریق نزدیک نمودن او به خالق خود را ارائه میدهد .
محتوای دین که شامل اعتقاد، اخلاق و احکام عملی است، تماما در همین راستا برنامه ریزی شده است و انبیاء الهی در تمام رسالت و ماموریت خود، کاری جز نزدیک نمودن انسانها به خداوند نداشتند. قسمتی از دین، سیاست جامعه و اصلاح امور اجتماعی زندگی انسان است، حتی این قسمت هم با این هدف برنامه ریزی شده است، زیرا انسان در یک بستر مناسب و در یک جامعه ایمانی، استعدادهای الهی اش شکوفا میشود و در یک چنین ظرفیتی امکان رشد، تکامل و قرب به خدای تعالی برایش فراهم میگردد.
خود شناسی و دانستن عیب خود، اولین گام انسان در مسیر کمال است. انسان از طریق عبادت به کمال و قرب الهی میرسد و یکی از مهمترین آفات عبادت و به تبع آن تحقق کمال در انسان "تظاهر و ریا" است. از اینکه احساس میکنید در اعمال و عبادات خود گرفتار ریا میشوید، متاسفیم، ولی از آنجایی که به عیب خود واقف شدهاید و در پی چاره جویی بر آمدهاید، خوشحالیم و شما را در آستانه حرکت به سوی قرب الهی ارزیابی میکنیم. قبل از پرداختن به پاسخ، به موضوعاتی اشاره میشود که در این جهت نافع است.
راهبرد دین
هدف و راهبرد دین در یک جمله، نزدیک کردن انسان به خداوند است. انسان مظهر خدای تعالی است و کمال او هم در توسعه همین مظهریت است، دین و به خصوص دین اسلام که کاملترین و آخرین ادیان الهی است، برنامه توسعه مظهریت انسان نسبت به خدای متعال و از این طریق نزدیک نمودن او به خالق خود را ارائه میدهد .
محتوای دین که شامل اعتقاد، اخلاق و احکام عملی است، تماما در همین راستا برنامه ریزی شده است و انبیاء الهی در تمام رسالت و ماموریت خود، کاری جز نزدیک نمودن انسانها به خداوند نداشتند. قسمتی از دین، سیاست جامعه و اصلاح امور اجتماعی زندگی انسان است، حتی این قسمت هم با این هدف برنامه ریزی شده است، زیرا انسان در یک بستر مناسب و در یک جامعه ایمانی، استعدادهای الهی اش شکوفا میشود و در یک چنین ظرفیتی امکان رشد، تکامل و قرب به خدای تعالی برایش فراهم میگردد.
دین راه و رسم زندگی و حرکت انسان به سوی خداوند و نزدیک شدن به او است و کمال و نیک بختی او نیز در همین سفر و نزدیکی توجیه میشود
علامه طباطبایی میفرماید: دین یعنی راه و رسم زندگی و راهکارهای دست یابی به نیک بختی و کمال حقیقی یا هدف آفرینش انسان.[۱]
اصالت عمل
توجه دارید که دین بر اساس اصالت عمل بنا شده است، محتوای دین شامل اعتقاد و اخلاق هم میشود، ولی تمامی اینگونه مباحث در حقیقت زمینه ساز عمل و عبودیت انسان نسبت به خدای تعالی سازمان یافته است.
اعتقاد، پشتوانه عمل است و بدون باورداشت نسبت به امور اعتقادی، التزام عملی به دین امکان ندارد. در حقیقت کسی در دین داری و عبودیت موفق است که اهل عمل باشد. اخلاق و صفات و ملکات هم بازتاب عمل انسان است، انسان در اثر التزام عملی به دستورات دینی، به قرب الهی میرسد و رفتار عملی آدمی است که به شخصیت اخلاقی و ایمانی او شکل میدهد.
قرآن کریم در این زمینه بیانی دارد که آن را به صورت یک اصل قرانی مطرح ساخته است، میفرماید «لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى» برای انسان جز نتیجه سعی و کوشش او نیست.[۲]،اجر و پاداش اخروی و همین طور آثار مثبت دنیوی، تنها به کسانی اختصاص دارد که اهل تلاش عملی باشند، کسانی که سعی خود را در عمل به دستورات و وظایف الهی و رسیدن به مقام قرب او و نیز جلب رضایت او به کار گرفتهاند و با اولیای الهی، همفکر، هم عقیده و همراه شدهاند. البته ممکن است گه گاهی دچار خطا و لغزش نیز شده باشند. در نهایت این افراد، به واسطه عمل خود در دنیا، استحقاق مغفرت الهی را در آخرت پیدا خواهند کرد.
توجّه به بعضی آیات و روایات شفاعت، نقش مهم عمل انسان را بیشتر آشکار میسازد:
۱. قرآن کریم، عمل نکردن به وظایف و دستورات دینی را علت عدم بهره مندی برخی اهل دوزخ از شفاعت میداند: «از اهل جهنم سؤال میشود: چه چیزی شما را جهنمی کرد؟ گویند: از نمازگزاران نبودیم و بینوایان را اطعام نمیکردیم و با اهل باطل در هرزه فرو میرفتیم. پس شفاعت شفیعان به حال آنان سودی نمیبخشد».[۳]
۲. امام صادق(ع) میفرماید: «هر کس دوست دارد شفاعت شافعان در مورد او سودمند باشد، باید رضایت خداوند را جلب کند و هیچ کس رضایت خدا را جلب نخواهد کرد، مگر با اطاعت از خدا، پیامبر و امامان معصوم». [۴]
۳. قرآن کریم میفرماید: «مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ»؛ [۵] «در روز قیامت برای ستمگران، دوست و شفاعت کنندهای که شفاعتش پذیرفته شود، وجود نخواهد داشت». بنابر این نجات انسان در قیامت و مشمول شفاعت شدن او، بر اساس سعی و عمل به اضافه لطف و رحمت خداوند است.
۴- در قیامت آنچه بدست انسان میدهند و بر اساس آن در مورد او قضاوت میشود، عمل انسان است، زیرا که شخصیت او هم در حقیقت بازتاب عمل او است.
درآیات قرآن و روایات وارده از معصومین(ع)، با لحنهای گوناگون به حقیقت نامه اعمال، اشارهها شده است: (وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ، هَذَا كِتَابُنَا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ)؛[۶]
«و هر امتی را به زانو درآمده میبینی؛ هر امتی به سوی صحیفه عمل خویش فراخوانده میشود [ و بدیشان میگویند:] «آنچه را میکردید امروز پاداش مییابید»، این است کتاب ما که به حق سخن میگوید. حقیقت آن است که ما از آنچه میکردید، نسخه بر میداشتیم».
این آیه نیز بیانگر این حقیقت است که هر کسی، در صحیفه عمل خویش قرار گرفته و نامه عمل، عین عمل است. هم چهره ظاهری عمل در آنجا است که برای ما معلوم میکند عمل ما است و هم چهره باطنی عمل در آنجا مضبوط است که در واقع جزا و تجسّم عمل ما است. و چون این کتاب هم قلم حقی دارد و هم نویسنده حق و هم نگارش حق، پس حقایق را به حق برای ما بازخوانی میکند.
امام صادق(ع) فرمود:«عن اَبی عَبدِاللَّهِ عَلَیهِ السلامُ قالَ: اِذا کانَ یَومُ القِیامَهِ دَفَعَ اِلَی الاِنسانِ کِتابَهُ ثُمَّ قیلَ لَهُ: اِقْرَأْ، قُلتُ: فَیَعْرِفُ ما فیهِ؟ فَقالَ: اِنَّ اللَّهَ یُذَکِّرُهُ فَما مِنْ لَحْظَهٍ وَلا کَلِمَهٍ وَلا نَقْلٍ قُدِمَ وَلا شَی ءٍ فَعَلَهُ اِلاََّ کَرَهُ، کَأَنَّهُ فَعَلَهُ تِلْکَ السّاعَهِ فَلِذلِکَ قالُوا: «يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا» [۷]
«هنگامی که روز قیامت میشود، نامه [ اعمال ] انسان به او داده میشود، سپس به او گفته میشود که: بخوان [ کتابت را]، [ راوی میگوید] گفتم: [ آیا ]میشناسد آنچه که در آن صحیفه هست؟ [ امام صادق(ع) در پاسخ ] فرمود: حقیقت آن است که خداوند آن را به یاد او میاندازد. پس هیچ لحظهای، هیچ کلمهای، هیچ حرکت و قدمی و هیچ چیزی نیست که او انجام داده باشد؛ مگر آنکه متذکر آن شود [ و به یادش افتد به صورتی که ] گویا همان ساعت آن عمل را انجام داده است و به همین جهت است که میگویند: ای وای بر ما! این چه نامهای است که هیچ [ کار] کوچک و بزرگی را فرونگذاشته، جز این که همه را به حساب آورده است».
به هر روی، نامه عمل، همان شخصیت و شاکلهای است که انسانها با افکار، عقاید، اعمال، اوصاف و اخلاق خویش ساختهاند. صحیفهای است که تمام حرکات و سکنات - چه با وجه ظاهری آن و چه با جنبه باطنی آن - در آنجا ثبت است.[۸]
نیت و ایمان
از دیدگاه اسلام، کاری موثر و ارزشمند است که به وسیله نیت با خداوند مرتبط شود، چنین نیتی که رابطه با خدا را تحقق میبخشد از کسانی متمشی خواهد شد که به خاطر دوستی با خدا و یا ترس از عذاب و امید به پاداش وی کاری را انجام دهند.
این رابطه میان نیت و ایمان چنان قوی است که میتوان گفت، کسانی که به انگیزه ریا کاری را انجام میدهند در حقیقت ایمان به خدا و روز قیامت ندارند و خداوند در این باره میفرماید: (الَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ؛ مانند کسی که اموال خود برای خوش آمد مردم انفاق کند و به خدا و روز جزا ایمان ندارد)،[۹]
بنابراین ایمان نقش اساسی در نیت و عملکرد انسان دارد و اگر کسی بخواهد از روی عشق خدا یا امید به پاداش یا ترس از عذاب وی کاری انجام دهد، باید به خداوند وروز قیامت که روز حساب و جزاست ایمان داشته باشد.
تاثیری که نیت روی کار انسان و کار، از مسیر نیت در تکامل نفس و رسیدن انسان به سعادت ابدی دارد یک تائثیر طبیعی و تکوینی است نه قراردادی، نیت بیانگر یک رابطه حقیقی میان عمل و قرب الهی است و نه یک رابطه قراردادی که مثلا" گفته شود اگر چنین کردی چنان میکنم و اگر نه نمیکنم.
نیت و اراده
نیت یکی از عوامل بسیار موثر در تقویت اراده است، کسی که نیت و انگیزه اش برای انجام عمل قوی است به لحاظ اراده و نیروی بدنی کم نمیآورد. در یکی از دعاهای ماه رجب از امام کاظم(علیه السلام) میخوانیم: من بخوبی میدانم که برترین زاد و توشه رهروان راه تو، اراده محکمی است که تو را به وسیله آن برگزیند، و دل من با اراده محکم به مناجات تو پرداخته است.»
و در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) میخوانیم: «اِنَّما قَدَّرَ اللّهُ عَوْنَ الْعِبادِ عَلی قَدْرِ نِیّاتِهِمْ فَمَنْ صَحَّتْ نِیَّتُهُ تَمَّ عَوْنُ اللّهِ لَهُ، وَ مَنْ قَصُرَتْ نِیَّتُهُ قَصُرَ عَنْهُ الْعَوْنُ بِقَدْرِ الَّذِی قَصَّرهُ؛ خداوند به قدر نیّتهای بندگان به آنها کمک میکند، کسی که نیّت صحیح و اراده محکمی داشته باشد، یاری خداوند برای او کامل خواهد بود، و کسی که نیّتش ناقص باشد به همان اندازه یاری الهی در حقّ او کم خواهد شد.»[۱۰]
در حدیث دیگری از امام صادق(علیه السلام) میخوانیم: «ما ضَعُفَ بَدَنٌ عَمّا قَوِیَتْ عَلَیْهِ النِّیَّهُ؛ هنگامی که نیّت محکم و قوی باشد، بدن (از پذیرش کارهای سخت و سنگین در راه وصول به مقصود) ضعیف و ناتوان نخواهد شد.»[۱۱]
این حدیث بخوبی نشان میدهد که تصمیم و عزم راسخ در کارها چگونه قدرت و توان جسمی و روحی انسان را بالا میبرد و به او نیرو و توان میبخشد.
نیت، روح عمل
نیت به معنای قصد است و قصد؛ یعنی مقصد داشتن. آدمی هر کاری را برای رسیدن به مقصدی انجام میدهد، ولی مقصود از نیت داشتن، در اصطلاح اخلاق، هدف و مقصد خاصی است.
نیت در اصطلاح دین و اخلاق، قصد عزیمت از عالم ماده و خاک، به سوی جهت معنوی هستی و حق تعالی است و اخلاص آن است که سالک در این قصد و مقصد، تمام دلش را برای رسیدن به خداوند از هرگونه شائبه محبت دنیا، علاقه به مادیات و رفتن به سوی غیر خدا، خالی نماید.
توضیح این که: ما از هر عملی که انجام میدهیم دوگونه هدف را مد نظر قرار میدهیم:
۱. اهداف میانی؛ یعنی هدفهای متعددی که مستقیما از هر عمل قصد میکنیم. کار میکنیم تا حقوق بگیریم درس میخوانیم تا مدرک بگیریم و مانند آن.
۲. هدف نهایی؛ یعنی هدف واحدی که جهت دهنده به تمامی آن اهداف متعدد است. هدف نهایی از نظر اسلام و اخلاق اسلامی «قرب به خدا» است. کار میکنیم، حقوق هم میگیریم، ولی در نهایت برای رسیدن به قرب خداوند کار میکنیم و درس میخوانیم و عبادت میکنیم و مانند آن.
اهداف میانی؛ در بین تمامی مردم مشترک است، زیرا هر عملی برای رسیدن به هدفی انجام میشود. آنچه که تحت عنوان «نیت» اختصاص به مؤمنین دارد و باعث ارزش اخلاقی عمل انسان میشود، هدف نهایی داشتن؛ یعنی قصد قربت به خدای تعالی است.
در رساله «لب اللباب، ص ۱۱۸» آمده است: نیت آن است که سالک منظوری در سلوک جز خود سلوک و انجام وظیفه و فناء در ذات احدیت نداشته باشد و در این منظور خالص باشد «فادعوه مخلصین له الدین؛ پس خدای را در حالتی بخوانید که نیت خویش را برای او خالص گردانیدهاید»[۱۲]
نیت روح عمل است و به آن حیات میدهد. عمل بدون نیت در حقیقت یک کالبد مرده است که ارتباطی با دل و روح فاعل پیدا نمیکند و نتیجهای نمیبخشد.
رابطه اعمالی که در خارج انجام میدهیم با کمال نفس به وسیله نیت و انگیزهای برقرار میشود که از سوی نفس به آن کار تعلق خواهد گرفت، بنابراین اگر در عملی نیت نباشد یا نیت صحیحی نباشد آن عمل موجب کمالی برای نفس نخواهد بود، از این رو خداوند میفرماید: (وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ...؛ آنچه انفاق میکنید به نفع خود شماست اما در صورتی که جز به طلب وجه الله انفاق نکنید)، [۱۳][۱۴]
اخلاص در قرآن کریم
در آیات قرآن مجید و روایات اسلامی، به کمتر چیزی به اندازه اخلاص نیّت اهمّیّت داده شده است. در جای جای قرآن مجید و کلمات معصومین(علیهم السلام) سخن از اخلاص نیّت به میان آمده، و عامل اصلی پیروزی در دنیا و آخرت شمرده شده است؛ و اصولاً از نظر اسلام هر عملی بدون اخلاص نیّت بی ارزش است.
در آیات متعدّدی از قرآن، سخن از مخلِصین (خالصان) یا مخلَصین (خالص شدگان!) به میان آمده، و آنها را با تعبیرات گوناگون و پرمعنی توصیف و تمجید میکند، از جمله:
در آیه ۵ سوره بیّنه میخوانیم: «وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ؛ به آنها دستوری داده نشده بود جز این که خدا را بپرستند در حالی که دین خود را خالص کنند و از شرک به توحید باز گردند نماز را بر پا دارند و زکات را بپردازند؛ و این است آیین مستقیم و پایدار!»
با توجّه به این که دین مفهوم گستردهای دارد که عقاید و اعمال و درون و برون را همگی شامل میشود، و با توجّه به این که ضمیر در «ما اُمِروا» به همه پیروان مذاهب آسمانی برمی گردد، و با توجّه به این که: اخلاص و نماز و زکات در آیه به عنوان تنها دستورهای الهی به همه آنها است، اهمّیّت این موضوع کاملاً روشن میشود، این تعبیر نشان میدهد که همه دستورهای الهی از حقیقت توحید و اخلاص سرچشمه میگیرد.
در جای دیگر همه مسلمانها را مخاطب ساخته و میفرماید: «فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ؛ خداوند (یگانه) را بخوانید و دین خود را برای او خالص کنید، هرچند کافران ناخشنود باشند.»[۱۵]
در جای دیگر، شخص پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) را مخاطب ساخته و بطور قاطع به او دستور میدهد: «قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ؛ بگو من مأمورم خدا را پرستش کنم، در حالی که دینم را برای او خالص کرده باشم!»[۱۶]
از این آیات و آیات متعدّد دیگر که همین معنی را میرساند بخوبی استفاده میشود که اخلاص اساس دین و شالوده محکم و رکن رکین آن است.
دربارهٔ مخلَصان (خالص شدگان)،نیز تعبیراتی از این مهمتر دیده میشود:
در آیه ۳۹ و ۴۰ سوره حجر میخوانیم که شیطان بعد از رانده شدن از درگاه خدا، از سر لجاجت و خیره سری عرض میکند: «وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ، إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ؛ من همه آنها را گمراه خواهم ساخت مگر بندگان مخلصت را!»
این تعبیر نشان میدهد که موقعیّت بندگان مخلَص آن چنان تثبیت شده است که حتّی شیطان افسونگر و لجوج طمع خود را از آنها بریده است.
اخلاص در نیت
اخلاص در این مرحله، به معنی خالص نمودن نیت از هرگونه شائبه شرک و ریا و اهداف غیر الهی است. انسان در زندگی خود سر دو راهی انتخاب بسر میبرد، راهی به سوی معنویت، باطن هستی، خدای متعال و جهت تجردی عالم و راهی به سوی مادیت، دنیا، ظاهر هستی و جهت مادی حیات..
پیراستن نفس از همه تعلقات و انگیزههای غیر الهی است و نه تنها همه اعمال را برای خدا انجام دادن، که حتی وجود خویش را نیز برای خدا خواستن. در روایتی از پیامبر (ص) خطاب به ابوذر آمده است:. و ما بلغ عبد حقیقةالاخلاص حتی لایحب ان یحمد علی شی ء من عمل للَّه. بنده هرگز به حقیقت اخلاص نمیرسد، جز آن که دوست نداشته باشد او را بر عمل خدایی بستایند .[۱۷]
اولیاء الهی نه تنها نیت خویش را از انگیزههای دنیوی و مادی تخلیه مینمودند، بلکه حتی انگیزه عبادت خود را از ترس از جهنم و طمع بهشت نیز خالص میساختند. آنها تنها و تنها خدای را از روی محبت و به این دلیل که شایسته عبادت است، عبادت مینمودند و این در حقیقت اوج اخلاص است
امام صادق (ع) میفرمایند: ولابدّ للعبد من خالص النیه فی کل حرکه و سکون لانه اذا لم یکن هذا المعنی یکون غافلاً والغافلون قد وصفهم اللَّه تعالی فقال: «أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» و قال: «أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ». برای بنده (خدا) در هر حرکت و سکونی از خالص ساختن نیت (برای خدا) چاره و گریزی نیست زیرا اگر چنین نباشد، غافل است و غافلان را خداوند تعالی این گونه توصیف فرموده: اینان مانند چهارپایان بلکه گمراه تر هستند و نیز فرموده: اینان همان کسانی هستند که غافلند»، .[۱۸]
اخلاص در عمل
اخلاص در عمل به معنی خالص شدن اعمال از گناهان و رسیدن انسان به ملکه تقوی و ورع است و مراتبی دارد:
مرتبه اول ترک محرمات و انجام واجبات است.
مرتبه دوم ترک مکروهات و انجام مستحبات به ویژه اهتمام به نماز شب است.
مرتبه سوم ترک آنچه موجب اشتغال قلب به غیر خدای میشود مانند بسیاری از مباحات، و همواره در جست و جوی خدا بودن و التزام به آنچه که باعث تقرّب درگاه الهی است.
بهترین راه شروع برای ورزیدگی در اخلاص، نماز است که کون جامع و عبادت تام است و اگر بتوان در آن اخلاص داشت و همواره آن را قربه الی اللَّه به جای آورد، این خود آمادگی و تمرین میشود که انسان در تمام شئونات زندگی، اخلاص را رعایت کند.
اگر کسی این مراحل را به طور جدی پشت سر گذاشت، یک قدم به پیش برداشته و آن تسلیم نمودن اقالیم سبعه تن، تحت فرمان الهی است.
تصفیه دل
یکی از مراحل مهم اخلاص هم بیرون راندن تمام رذایل نفسانی، حب دنیا، لذتها و آرزوهای دنیوی، از نهان خانه دل است. آن کس که بتواند شیطان و نفس اماره را از خانه دل بیرون افکند، آن گاه خواهد دید که خدای سبحان- که صاحبخانه است- فضای دل او را چگونه پر خواهد نموده. در حدیث قدسی آمده است که: قلب المؤمن عرش الرحمان عرش خدای رحمان نشیمن گاه خدای سبحان است.
ویژگی مخلصین
مهمترین ویژگی مخلصین زهد و بی رغبتی نسبت به دنیا است، حضرت علی (ع) در این زمینه میفرمایند: الزهد سجیه المخلصین، زهد، منش وخلق و خوی مخلصین است»[۱۹]
زهد قلبی به معنی، بی رغبتی دل نسبت به غیر خدا است، این ویژگی بسیار بلند و والاست و از توان همتهای معمولی بسی فراتر است و دست هر کسی به آن نمیرسد، اگر کسی به این مقام برسد، در آن هنگام فقیر و غنی برایش یکی است. در این مرحله انسان مخلص قلبش از رغبت به غیر خدا خالص میگردد و این خود وقتی حاصل میشود که انسان یقین قلبی داشته باشد، بنابر این ویژگی دیگر اهل اخلاص یقین است، در این زمینه نیزآن حضرت میفرمایند: اصل الزهد الیقین. ریشه زهد یقین است» [۲۰] و یقین نیز از مقامات بلند معنوی است که به آسانی بدست نمیآید.
و نیز میفرمایند: یستدل علی الیقین بقصر الامل و اخلاص العمل والزهد فی الدنیا سه چیز دلیل بر یقین است: ۱- آرزوی کوتاه، ۲- اخلاص در عمل، ۳- زهد در دنیا» یعنی، هر کدام از اینها از یقین سرچشمه میگیرد و یقین به قدری گران و نایاب است که امام صادق (ع) میفرمایند: ما اوتی الناس اقل من الیقین چیزی کمتر از یقین به مردم داده نشد»،[۲۱]
یعنی یقین از کمترین چیزهایی است که به مردم داده میشود. بنابراین ویژگی زهد فرع بر یقین است و داشتن یقین هم، کاری است بسیار مشکل. تذکر این نکته ضروری است که این یقین آن یقین عرفی و معمولی رایج در زبان مردم نیست بلکه یک حال بلند معنوی و عرفانی است که با سالها ریاضت شرعی حاصل میشود. این ویژگی سوم، بلندترین ویژگیهای مخلصین است که خود نیز دارای مراتبی است. هر طالب کمالی باید این مراحل و ویژگیها را در خود احیاء کند تا در سایه اخلاص و بالا بردن میزان آن به کمالات عالی انسانی برسد.
آفت ریا
ریا از گناهان بزرگ است و ریشه آن عدم معرفت و یا کمی معرفت نسبت به خداوند متعال و نیز بی خبری از جایگاه رفیع انسان و هدف زندگی اوست. انسانی که همه توفیقات و نعمتها و دارایی خود را از خداوند متعال میداند و باور دارد که همه قدرتها و نعمتها و وجود ما از اوست و اگر یاری و کمک او نباشد، موفق به هیچ کار خیری و کمالی نمیشویم، اعمال خود را بزرگ و مهم به شمار نمیآورد و آن را به رخ دیگران نمیکشد، این کار معنایش اهمیت دادن به کارهای خود و بزرگ جلوه کردن آن در نظر فرد ریاکار است ودلالت میکند که من این توانایی و قدرت و کمال را از خودم دارم نه از خداوند.
چرا آدمی کاری را برای مردم و به قصد توجه آنان انجام دهد حتی اگر فرض کنیم که تمامی مردم سپاسگزارند و قدر کار دیگری را دانسته و به آن ارج خواهند نهاد باز هم انجام کار برای جلب نظر آنان حماقت است. زیرا هر قدر که آنان سپاسگزاری کنند عافیت همه زوال پذیر و نابود شدنی هستند حال چرا انسان بر روی آب خانه بسازد و بر باد لانه گزیند اگر این جهان خدایی دارد که ازلی و ابدی است و همه اعمال در نظر اوست و اوست که يَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى - يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ سر و مخفی تر از سر را میداند حرکت چشمها آنچه را که قلبها پنهان کرده میداند چرا آدمی با او معامله نکند و سرمایه عمل را که بالاترین ارزش آوری انسان است در نزد او ذخیره ننماید. چرا بنا را بر پایهای استوار و خلل ناپذیر بنا نکنیم آیا سزاوار است که آدمی کوچکترین حرکات خود را برای بندگانی که نوعا ناسپاس هستند انجام دهد و عمل را تباه سازد چرا برای خداوند کار نکند و تنها او را طرف حساب خود قرار ندهد که نه ناسپاس است و نه بی اطلاع و نه ناتوان از دادن اجر و مزد؟
ریا قبل از عمل در عبادت موجب بطلان میشود و در کارهای دیگر ارزش عمل را از بین میبرد.
ولی کسی که بعد از عمل، از این که دیگران بفهمند فلان عمل را انجام داده است، خوشحال میشود. این قسم نیز مرحلهای از اخلاص را شائبه دار و آلوده میسازد. گرچه مثل قسم قبلی، حرام شرعی و مبطل عمل نیست
از طرفی باید دانست که شیطان در فریب دادن بسیار استاد و ماهر است و از زمان حضرت آدم (ع)، فریب دادن را تمرین و تجربه کرده است و برای هر کس دام مخصوصی میگستراند.
ریا چیست؟
ریا گرفته شده از رؤیت است و تعریف آن عبارت است از: طلب منزلت و مقام در قلبهای مردم به وسیله عبادات و طاعات خداوند متعال. این گونه ریا که در مقابل اخلاص در نیت مطرح میشود، به لحاظ شرعی شرک در عبادت و حرام است و سبب باطل شدن عبادت نیز میشود. شخص ریاکار نزد مردم چنین نشان میدهد که مخلص و مطیع واقعی خداوند است در صورتی که در حقیقت چنین نیست.
در مورد تحقق ریا باید توجه داشت:
اولا تحقق ریا مشروط به قصد ریا است .
ثانیا وابسته به داشتن غرضی از اغراض دنیوی نظیر کسب محبوبیت نزد مردم و از این طریق کسب ثروت و ریاست بر ایشان میباشد.
ثالثا مربوط به حوزه عبادت و پرستش است.
رابعا در عبادتهای مستحب امکان تحقق دارد و در واجبات ریا نیست.
بنابراین هر نشان دادنی ریا نیست، گاهی حساسیت نسبت به این موضوع برای برخی از جوانان به صورت وسواس در میآید و آنها خیال میکنند که آدمهای بسیار ریا کاری هستند و از این موضوع بسیار هم ناراحت میشوند، این گروه باید بدانند که تصور ریا خصوصا برای جوانان، بسیار نادر است، چرا باید یک جوان ریا کند؟ شاید این موضوع بیشتر نسبت به بزرگسالان مصداق داشته باشد تا جوانان و دانشجویان.
بسیاری از مواقع انسان کار اخلاقی خوبی انجام میدهد که اطلاع از آن باعث تشویق دیگران برای انجام کار نیک میشود، بدون اینکه شخص بخواهد قصد قربتش را نسبت به خدای تعالی خدشه دار نماید، اگر انسان در باطن برای خدای متعال کار میکند، اشکالی ندارد که در ظاهر دیگران مطلع شوند. کسی که حقیقتا در مسیر الهی و قرب به خداوند حرکت میکند، رفتار آشکار او حتی ممکن است نوعی امر به معروف حساب شود و در افراد دیگر انگیزه کار نیک را فراهم میآورد.
گاهی انسان در جامعه که حضور مییابد، سعی مینماید همواره آبروی خویش را حفظ کند و مواردی را رعایت میکند که ممکن است در زندگی خصوصی خود رعایت نکند. عاقلانه نیست که آدمی هر کاری که در محدوده خصوصی زندگی خویش انجام میدهد یا احیانا برخورد نامناسبی که در خانه دارد، در جامعه نیز آن را بنمایاند و این کار را به عنوان بی ریا و صاف بودن توجیه نماید .
از نظر اخلاقی در صورتی که انسان شخصیت اجتماعی خود را نیک و سالم بنماید و سعی کند رفتار خویش را در مرعی و منظر دیگران کنترل نماید، نه تنها خلاف اخلاق و دین نیست و در اصطلاح ریا به حساب نمیآید، بلکه اصولا وظیفه چنین اقتضایی را دارد .
اقسام و حرمت ریا
ریا نیز بر چند قسم است:
الف) محض ریا یعنی عملی فقط و فقط برای نشان دادن به مردم انجام گیرد.
ب) انضمام ریا یعنی انجام عملی که هم در آن قصد قربت و هم قصد ریا و نشان دادن به مردم باشد.
ج) ریا در بعضی از اجزاء عمل، چه آن بعض واجب باشد یا مستحب.
د) ریا در مکان عمل گرچه خود عمل برای خدا باشد، مثل خواندن نماز در صف اول جماعت که انتخاب صف اول ریایی باشد.
ه) ریا در زمان عمل گرچه خود عمل برای خدا باشد، مثل خواندن نماز اول وقت که انتخاب زمان اول وقت از روی ریا باشد.
و) ریا در وصف عمل مثل خواندن نماز با تأنی و خشوع که این تأنی و خشوع از روی ریا باشد.
اگر تمام این اقسام ریا نسبت به عمل عبادی (عملی که در آن قصد قربت شرط است مثل نماز) باشد، هم حرام و هم مبطل عمل است. البته با اختلاف کمی در فتاوا عروه الوثقی، سید محمد کاظم طباطبایی یزدی، ج ۱، ص ۴۷۰ تا ۴۷۲، بحث نیت نماز
علامت ریا کاران
بسیاری از افراد بعد از مطالعه و بررسی احادیث بالا و مانند آن که شدیدترین تعبیرات را دربارهٔ ریاکاران دارد در تشخیص موضوع ریا گرفتار وسوسه میشوند، البتّه جا دارد که انسان در مورد ریا سختگیر باشد، چرا که نفوذ ریا در عمل بسیار مرموز و مخفی است، چه بسا انسان سالها عملی را انجام میدهد بعداً میفهمد که عمل او ریائی بوده است، مثل داستان معروفی که دربارهٔ یکی از مؤمنین پیشین نقل میکنند که نماز جماعت سالیان دراز را قضا کرد، و دلیلش این بود که همه روز در صفّ اوّل میایستاد، یک روز دیر به جماعت آمد و در صفوف آخر ایستاد احساس کرد از این جریان ناراحت است، چرا که مردم او را در صفوف آخر میبینند، باید همیشه در صف اوّل باشد!
ولی افراط و تفریط در این مسأله مانند همه مسائل، اشتباه و خطاست، باید از علامات ریا پی به وجود آن برد و از آن پرهیز کرد، ولی وسواس غلط است.
بهترین محک برای شناخت اعمال ریائی از غیر ریائی همان معیارهائی است که در روایات اسلامی آمده است؛ از جمله:
۱ ـ در حدیثی از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) میخوانیم که فرمود: «اَمّا عَلامَهُ الْمُرائِی فَاَرْبَعَهٌ: یَحْرُصُ فَی الْعَمَلِ لِلّهِ اِذا کانَ عِنْدَهُ اَحَدٌ وَ یَکْسِلُ اِذا کانَ وَحْدَهُ وَ یَحْرُصُ فی کُلِّ اَمْرِه عَلَی الْمَحْمِدَهِ وَ یُحْسِنُ سَمْتهُ بِجُهْدِهِ؛ امّا علامت ریاکار چهار چیز است: هنگامی که کسی نزد اوست تلاش میکند اعمال الهی انجام دهد و هنگامی که تنها شد در انجام عمل کسل است! و در تمام کارهایش اصرار دارد مردم از او مدح و ستایش کنند، وسعی میکند ظاهرش را در نظر مردم خوب جلوه دهد.»
۲ ـ در حدیث دیگری همین معنی با تعبیرات جالب دیگری از امیرمؤمنان علی(علیه السلام)نقل شده است فرمود:«لِلْمُرائِی اَرْبَعُ عَلامات:یَکْسِلُ اِذا کانَ وَحْدَهُ وَیَنْشُطُ اِذا کانَ فی النّاسِ وَ یَزیدُ فی الْعَمَلِ اِذا اُثْنِیَ عَلَیْهِ وَیَنْقُصُ مِنْهُ اِذا لَمُ یُثْنی عَلَیْهِ؛ ریا کار چهار علامت دارد: اگر تنها باشد اعمال خود را با کسالت انجام میدهد، و اگر در میان مردم باشد بانشاط انجام میدهد، هرگاه او را مدح و ثنا گویند بر عملش میافزاید، و هرگاه ثنا نگویند از آن میکاهد!»[۲۲]
خلاصه، هرکاری که با انگیزه بهتر نشان دادن عمل در انظار مردم صورت گیرد، سبب نفوذ ریا در عمل است و این انگیزه را هر چند مرموز باشد از دوگانگی برخورد انسان به اعمالی که در خلوت و جلوت انجام میدهد میتوان دریافت.
این مطلب به اندازهای ظریف و مرموز است که گاه انسان برای فریب وجدان خود اعمال خود را در خلوت بسیار جالب انجام میدهد تا خود را قانع کند که در اجتماع نیز همان گونه انجام دهد و دوگانگی در آن نباشد در حالی که هم عملی را که در اجتماع انجام میدهد ریا است و هم آن را که در خلوت انجام داده آلوده به نوعی ریا است.
امّا همان گونه که در بالا نیز اشاره شد، افراط در این مسأله جایز نیست چرا که دیده شده افرادی از نماز جماعت و وعظ و ارشاد بر سر منبر و تدریس و تصنیف کتاب محروم میشوند به این عنوان که میترسیم عمل ما ریائی باشد.
در روایات اسلامی نیز به این مطلب اشاره شده است که اگر انسان عملی انجام دهد و مردم از آن با خبر شوند و از آن مسرور گردد در حالی که انگیزه او از آغاز ارائه به مردم نبوده ضرری به قصد قربت و عمل الهی او نمیزند.[۲۳]
از اینجا روشن میشود که تشویق نیکوکاران نسبت به اعمال صالحی که انجام دادهاند در یک مجلس عمومی یا در وسائل ارتباط جمعی به این قصد که دیگران نیز به این کار تشویق شوند منع شرعی ندارد، بلکه از کارهائی است که بزرگان همیشه انجام میدادهاند و اجر و پاداش انجام دهنده کار نیز ضایع نمیشود، مشروط به این که انگیزه اش از آغاز چنین مطلبی نبوده باشد.
در آیات قرآنی و روایات اسلامی نیز بارها تشویق به صدقات و خیرات پنهانی و آشکار شده است، و این نشان میدهد که انسان میتواند با انجام اعمال صالحه بطور آشکار انگیزههای الهی خود را نیز حفظ کند، و از ریا برکنار بماند.
در پنج آیه از قرآن مجید تشویق به انفاق «سِرًّا وَعَلَانِيَةً» یعنی بخشش در پنهان و آشکار یا «سِرًّا وَجَهْرًا» که همان معنا را میدهد شده است.[۲۴]
اصولاً قسمتی از عبادات اسلامی بطور آشکار انجام میشود همانند نماز جمعه و جماعت و مراسم با شکوه حجّ خانه خدا و تشییع جنازه مؤمن و جهاد و امثال آن؛ درست است که باید انگیزه در تمام اینها الهی باشد ولی اگر گرفتار وسوسه شود همه این اعمال را ترک میکند و این نیز ضایعه بزرگی است.[۲۵]
درمان ریا و کسب اخلاص
مبارزه با این پدیده و در حقیقت کسب اخلاص در نیت و عمل، از دشوارترین گردنههای راه ایمان است.کوتاهترین راه عقلی برای رسیدن به اخلاص و ریشه کن کردن «ریا» تقویت توحید در دل خود میباشد. منظور از توحید در این مقام، توحید افعالی میباشد یعنی، انسان باور کند که فاعل و مؤثری در عالم جز خداوند نیست لا مؤثر فی الوجود الا اللَّه. اگر برای ما روشن شود که هیچ کس به غیر از خدا منشأ اثری نیست و بفهمیم که رزق، عطا، منع، غنا، فقر، مرض، سلامتی، ذلت، عزت، زندگی، مردن و. همه در دست خداوند است و هر آنچه در جهان هست مقهور امر حاکم بی شریک میباشد، دیگر دل به دیگران نمیبندیم و خودنمایی در مقابل دیگران برایمان لذتی نخواهد داشت. زیرا ریشه «ریا» یا طمع در مال و منافع دیگر انسانها است، و یا محبت و دوست داشتن مدح و ستایش انسانها، و یا خوش نداشتن و کراهت از مذمت و ملامت مردم است.
اگر ریاکار این سه مشکل را حل نماید، دیگر دلیلی برای خودنمایی در مقابل انسانها وجود نخواهد داشت.
انسان عاقل رغبت به کاری که برای او نفعی ندارد پیدا نمیکند و به امری که به حال وی ضرر رساند بی میل میباشد. ریا همان ضرر و نبود نفع است زیرا دل بستن به تعریف یا دل گیر شدن از نکوهش مردم نفعی به حال انسان ندارد بلکه ریا موجب بطلان عبادت و مضرّ میباشد. علاوه این که نظر مردم به اندک چیزی متغیر میشود.
رضا و خشنودی آدمیان زودگذر و ناپایدار است و شخص ریاکار مضطرب، دل نگران، متزلزل و مشوش است. در مقابل، اخلاص و چشم نداشتن به مخلوقات، اطمینان و آرامش دل را افزون میکند.
برای رسیدن و درک توحید افعالی، راههای زیر توصیه میشود:
الف) مطالعه و تفکر راجع به یگانگی مطلق خداوند.
ب) توجه به عجز و ناتوانی مخلوقات.
ج) تلقین این مطلب که مؤثری در جهان غیر از خداوند نیست.
د) تفویض و توکل به خداوند در کارها و تمرین در جهت تقویت آن.
ه) توجه به بی اعتباری و آفات امور دنیوی از قبیل مال و جاه و بیرون نمودن محبت دنیا و متعلقات آن از دل.
و) مبارزه با حبّ نفس (زیرا ما خود را دوست داریم و همیشه میخواهیم خواسته هایمان برآورده شود و مورد تکریم و ستایش دیگران واقع شویم).
ز) توجه به اینکه ریا عمل و عبادت انسان را بی اثر مینماید و بلکه اثر سوء پدید میآورد و صفت زشت نفاق را در دل میپرورد.
علمای علم اخلاق در این زمینهها توصیههایی نمودهاند:
۱ - تقویت مبانی توحیدی در ابعاد مختلف و درک این حقیقت که مؤثر اصلی تنها خداست و مبدء و مرجع اوست و همه فقیر درگاه اویند و او غنی بالذات است. يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ
۲- قطع طمع از مردم و توجه به فقر و نیازمندی همه آنان به درگاه خداوند.
۳- پناه بردن به خداوند از شر شیطان و نفس اماره.
۴- اخفای عمل در حد ممکن به خصوص در مستحبات. لازم به ذکر است واجبات بهتر است به صورت علنی انجام گردد، زیرا این کار خود موجب تزویج عمل خیر است.
۵- تلاوت قرآن و توجه به معانی آن به خصوص آیات توحیدی.
۶- توجه دائمی به الگوهای اخلاص و سعی در تشابه آنها. این کار با مطالعه زندگی اولیای الهی میسر است.
تذکر:گاهی عملی خالصانه انجام میگیرد، ولی بعد از اتمام عمل، صاحب عمل کاری میکند و یا سخنی میگوید که به دیگران بفهماند فلان عمل را انجام دادهام، این نوع ریا اگرچه شرعا مبطل عمل عبادی نیست، ولی به لحاظ اخلاقی ریا محسوب میشود و عمل انسان را از شرایط تاثیر گذاری مثبت میاندازد.
یک نکته مهم
آیا نشاط در عبادت منافات با اخلاص دارد؟
این سؤالی است که بسیاری از خود میکنند که بعد از انجام یک عبادت خوب احساس نشاط میکنیم آیا این نشانه ریا نیست؟ و پاسخ آن این است که اگر سرچشمه نشاط توفیقی باشد که خدا به او داده و نورانیّت و روحانیّتی باشد که از ناحیه عبادات در وجود انسان حاصل میشود هیچ منافاتی با خلوص نیّت ندارد؛ آری! اگر این نشاط از مشاهده مردم از اعمال او حاصل گردد منافات با خلوص دارد هر چند موجب بطلان عمل نمیشود مشروط به این که مقدار یا کیفیّت اعمال خود را بر اثر مشاهده مردم به هیچ وجه تغییر ندهد.
این معنی در روایات اسلامی نیز آمده است:
در حدیثی از امـام باقـر(علیه السلام) می خـوانیم: که در پاسـخ سـؤالی که یـکی از یـارانـش در این زمینه عنوان کرد و عرضه داشت کسی عمل خیری انجام داده و دیـگری آن را میبیند و صاحب عمل خوشحال میشود، آیا این معنی با خلوص نـیّت منافات دارد؟ فرمود: لا بَأْسَ، ما مِنْ اَحَد اِلاّ وَ هُوَ یُحِبُّ اَنْ یَـظْهَرَ لَـهُ فی الْنّـاسِ الْخَیـْرُ اِذا لَـمْ یَکُنْ صَنَـعَ ذلِکَ لِـذلِکَ! ؛ اشکالی ندارد، هر کسی دوست دارد که در میان مردم کار خیر او آشکار گردد (و مردم او را به نیکوکاری بشناسند) مشروط بر این که عمل خیر را برای این هدف انجام نداده باشد.[۲۶]
در حدیث دیگر میخوانیم که «ابوذر» شبیه این سؤال را از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) نمود و عرض کرد انسان عملی برای خویش (به قصد قربت) انجام میدهد و مردم او را دوست میدارند؛ پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: «تِلْکَ عاجِلُ بُشْری الْمُؤْمِنِ؛ این بشارت سریعی است که نصیب مؤمن (در دنیا) میشود.»[۲۷]
برخی از جوانان به خصوص برای فرار از ریا راه ترک عمل را انتخاب مینمایند، گفتنی است که نباید از ترس ریا از عبادات و انجام حسنات دست کشید، زیرا این خود یکی از وسوسههای شیطانی است که به این وسیله انسان را از خدا دور سازد. بنابراین باید کارهای نیک را با جدیت انجام داد و در عین حال بر دوری از ریا نیز مواظبت نمود و از خداوند بزرگ در این باره مدد جست.
با اینکه در مسئله اخلاص در عبادت و دوری از ریا باید کمال مراقبت را مبذول داشت امّا گاهی از اوقات این مراقبت از حدّ عادی بیرون میرود و به صورت وسوسه در میآید و بخصوص آنها که در آغاز راه هستند بیشتر دچار این گونه وسوسهها میشوند در این جا وظیفه آن است که به وسوسه اعتنا نکنیم و همین که از خطور این گونه تصوّرات و اوهام ناراحت هستیم دلیل بر آن است که ریائی در کار نیست و این شیطان است که میخواهد ما را از راه باز دارد.
از رسول خدا (ص) نقل شده است: «اگر کسی در نماز باشد و شیطان او را به ریاکاری و وسوسه متهم کند تا وقت باقی است هر چه میخواهد نمازش طولانی کند و نیز اگر مشغول یک کار اخروی است باز هم به وسوسه شیطان اعتنا نکند و به کار خود ادامه بدهد، امّا اگر کاری که در دست دارد مربوط به دنیا است بی درنگ آن را رها کند.»،.
و در حدیث دیگر آمده است که راوی میگوید: عرض کردیم ای رسول خدا بعضی از ما در حال روزه یا مشغول نماز است و شیطان او را وسوسه میکند و میگوید تو ریا کاری. حضرت فرمود: «هرگاه چنین شد بگوید خدایا پناه میبرم به تو از اینکه آگاهانه برای تو شریکی قرار دهم یعنی ریا کنم- و نسبت به آنچه ناخودآگاه انجام دادهام از درگاهت آمرزش میخواهم.
برای آگاهی بیشتر ر. ک
۱- آسمان معرفت حسن زاده آملی
۲- نشان از بی نشان هامقدادی
۳- فضیلتهای فراموش شده تربتی
۴- مجموعه دیدار با ابرار
۵- اربعین حدیث (حدیث ۲) امام خمینی (ره
۶- نقطههای آغاز در اخلاق عملی آقای کنی، ص ۴۲۷ و 426
۷- «عجب و ریا» سید احمد فهری.
پانویس
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان، ج 16، ص 179 - 178، مؤسسه الاعلمی.
- ↑ نجم (53)، آیه 39.
- ↑ مدثر (74)، آیات 42-46.
- ↑ بحارالانوار، ج 78، ص 220، ح 93.
- ↑ غافر (40)، آیه 18.
- ↑ جاثیه (45)، آیه 28 و 29.
- ↑ بحار الانوار، ج 7، ص 315، ح 10.
- ↑ ر.ک: مواقف حشر، صص 31 - 37.
- ↑ بقره، آیه 264.
- ↑ بحارالانوار، جلد 67، صفحه 211.
- ↑ بحارالانوار، جلد 67، صفحه 205، حدیث 14.
- ↑ غافر، آیه 65.
- ↑ بقره، آیه 272.
- ↑ اخلاق در قرآن، ج 1، ص 126 - 122، مصباح یزدی.
- ↑ سوره غافر، آیه 14.
- ↑ سوره زمر، آیه 11.
- ↑ بحارالانوار، ج 82، ص 204 و ج 51، باب 116.
- ↑ میزان الحکمه، محمد محمدی ری شهری، ج 3، روایت 4748.
- ↑ میزان الحکمه، ج 3، روایت 4789.
- ↑ همان، ج 4، روایت 7725.
- ↑ همان، روایت 22625.
- ↑ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، جلد 2، صفحه 180.
- ↑ وسائل الشیّعه، جلد 1، ابواب مقدّمه العبادات، باب 15، صفحه 55.
- ↑ بقره ـ 274؛ رعد ـ 22؛ ابراهیم ـ 31؛ نحل ـ 75؛ فاطر ـ 29.
- ↑ محجّه البیضاء، جلد 6، صفحه 200.
- ↑ وسائل الشّیعه، جلد 1، صفحه 55.
- ↑ همان، جلد 1، صفحه 55.







