فرهنگ مصادیق:تشبیه خدا به انسان خطاست

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
تشبیه خدا به انسان خطاست

ابراهیم خلیل الله پیامبری واجد بسیاری از صفات برجسته انسانی بود که قرآن بدان اشاره می‌کند بلکه تمام صفات یک انسان کامل در او جمع بود که قرآن از او به عنوان یک امت یاد نموده إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۱] بدون تردید، ابراهیم [به تنهایی] یک امت بود، برای خدا از روی فروتنی فرمانبردار و [یکتاپرستی] حق گرا بود واز مشرکان نبود.
یا این که می‌فرماید: إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ[۲] به راستی که ابراهیم بسیار بردبار و دلسوز و روی آورنده [به سوی خدا] بود. و خلاصه پیامبری بود ممتاز در همه اوصاف و خصال پسندیده و قهرمانی خستگی ناپذیر که قرآن کریم می‌فرماید: و ابراهیم الذی وفّی ابراهیم کسی است که وظیفه خود را ادا کرد، لذا قرآن کریم او را به عنوان الگو و سرمشق برای مردم ذکر نموده است قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ[۳]
مسلماً برای شما در ابراهیم و کسانی که با اویند سرمشقی نیکوست.
حال ابراهیم شبیه خداست، آیا خدا هم شبیه ابراهیم است.
در جلسه قبل در مورد صفات خدا صحبت کردیم . گفتیم که در مورد صفات و اسماء خداوند چند نظریه وجود دارد و برخی قائلند که این دو، یکی هستند. در باره تعداد صفات خداوند هم اختلافاتی بود که جمع بین آنها این شد که شاید بتوان این همه را به ۹۹ تا رسانید.
در مورد اسم اعظم هم بیان شد که بین صاحب نظران وحدت نظری وجود ندارد و برخی از دانشمندان اسلامی براین باورند که اسم اعظم واژه نیست؛ بلکه مقام است.
گروهی دیگر آن را واژه دانسته ولی قائلند هیچ یک از نام‌های خدا را نمی‌توان بزرگ‌تر از دیگر نام‌ها دانست؛ بلکه هر نامی را بنده از روی التجاء و انقطاع کامل از ماسوا بر زبان آورد و به آن توسل جوید، همان برای او اسم اعظم است.
ولی در مقابل دیدگاه‌ها بیشتر دانشمندان شیعه این است که اسم اعظم، نامی خاص است. دانشمندانی که براین باورند، دو گروه‌اند: گروهی براین باورند که اسم اعظم بر خلق معلوم نیست و گروهی براین باورند که معلوم است؛ ولی در تعیین آن میان «هو»، «الله» یا «الحی القیوم» اختلاف است.
در مورد صفات خداوند بحث دیگری وجود دارد، این است که آیا انسان محدود می‌تواند در حریم خدای نامحدو وارد شده و صفات خدا را بشناسد ؟ به بیانی دیگر آیا ما می‌توانیم صفات خدا را بشناسیم؟
در جواب این سوال باید گفت در بین مسلمانان نظر واحدی وجود ندارد:
برخی قائلند که همه صفاتی که اانسان‌ها دارند را می‌توان به خدا نسبت داد. به‌گونه‌ای که گفته می‌شود: به باور یکی از آنان، در این باره جز ریش و اندام تناسلی، از هر چیز دیگری می‌توان سخن گفت!
اعفونی عن الفرج و اللحیة و اسألونی عما وراء ذلک[۴].
در میان فرقه‌های مختلف مسلمان، حنابله بیش از دیگران به تشبیه و تجسیم گراییده‌اند (البته هشام بن حکم و متکلمان دیگر امامی نیز به جانبداری از این دیدگاه متهم شده‌اند).
به‌گونه‌ای که دیدگاه آنان در این مسأله، نه‌تنها در محافل علمی، بلکه در سطح عمومی جامعه نیز تنش‌های تندی را به همراه داشته است.
برای نمونه، خلیفة عباسی، الراضی باللّه [۵] اعلامیه‌ای بر ضد حنابلة بغداد صادر کرده که در بخشی از آن، چنین آمده است:
گاه می‌گویید چهرة زشت شما، بسان چهرة خداوند است! ... و نیز او را دارای کف، انگشتان، دو پا، کفش‌های طلاکوب، و موهای مجعّد دانسته، رفتن به آسمان و فرود آمدن به دنیا را به او نسبت می‌دهید! [۶].
پس نتیجه این شد که خداوند دارای همان صفاتی است که بندگانش دارند.اگر انسان‌ها دست دارند، خداوند نیز دارد و ......
سوال آیا این نظریه درست است؟
در جواب به این سوال مقدمه‌ای لازم است:
صفات خداوند دو دسته‌اند: ۱) ثبوتی ۲) سلبی منظور از صفات ثبوتی، صفاتی هستند که حکایت از نوعی کمال در خداوند می‌کنند.
و منظور از صفات سلبی، صفاتی هستند که دلالت و حکایت از سلب نوعی نقص در خداوند دارند.
به بیان دیگر: معمولا صفات خدا را به دو دسته تقسیم می‌کنند: صفات ثبوتیه یعنی آنچه خداوند آنها را داراست و صفات سلبیه یعنی آنچه خداوند از آنها منزّه است.
در مورد صفات ثبوتیه مانند علم، قدرت، و حکمت و..... در جلسات بعد به گفتگو خواهیم نشست ولی در اینجه صفات سلبی را مطرح می‌کنیم زیرا اثبات کرن اینکه خداوند صفات سلبی را ندارد یعنی رد قائلین به تشبیه . زیرا آنها همه صفات را برای خدا اثبات می‌کنند و در نگاه آنان هیچ صفتی از خداوند سلب نمی‌شود.
پس می‌شود عنوان بحث را این قرار داد « صفات سلبیه، ردی بر مشَبَّه».
در مورد صفات سلبیه باید گفت که تعداد آنها زیاد است ولی ما از چند صفت اصلی بحث می‌کنیم مانند: مرکب نبودن، جهت نداشتن، مکان نداشتن، حلول نکردن در چیزی، متحد نبودن با چیزی، نفی لذت و درد، قابل رویت نبودن و......
و معروف‌ترین صفات سلبی او در شعر زیر جمع است:
نه مرکب بود و جسم، نه‌مرئی نه‌محل بی شریک است و معانی، تو غنی دان خالق.

پانویس

  1. ﴿النحل‏، ۱۲۰﴾.
  2. ﴿هود، ۷۵﴾.
  3. ﴿الممتحنة، ۴﴾.
  4. ‏ (الملل و النحل، شهرستانی، متوفای 548).
  5. (حیات: ۲۹۷ - ۳۲۹؛ حکومت: ۳۲۲ - ۳۲۹).
  6. (الکامل فی التاریخ، ابن‌اثیر).
منبع: وبلاگ معارف اسلامی و کلام - تاریخ برداشت: 95/09/09