فرهنگ مصادیق:تساهل و تسامح از دیدگاه شهید مرتضی مطهری (ره)
محتویات
مقدمه
بحث تساهل و تسامح از جمله مباحثی است که در ادبیات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ما همواره مورد چالش بوده و جریانهای فکری و سیاسی هر کدام با توجه به منافع و رویکردهای خاص خود، به گونهای متفاوت این مقوله را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادهاند دیدگاههای شهید والامقام مرتضی مطهری (ره) که در تبیین اسلام ناب در تمامی عرصهها زبانزد خاص و عام است، در این زمینه نیز مورد استناد نویسنده قرار گرفته و این مقوله را تبیین نموده است. اینک با هم مطلب را از نظر میگذرانیم.
مفهوم تساهل و تسامح
«تساهل و تسامح» که ترجمه Tolerance (تولرانس) است، مفهومی وارداتی محسوب میشود که لزوما با تسامح و مدارای اسلامی، مترادف نیست و مثلا نمیتوان آن را به حدیث رسول اکرم (ص) که فرمود: «لم یرسلنی الله بالرهبانیه ولکن بعثنی بالحنیفیه السهله السمحه» مستند کرد. تساهل لیبرالی را نمیتوان امری دینی قلمداد کرد و در عین حال نمیتوان با استناد به مخالفت با «مداهنه و مصانعه» با کفار و اهل کتاب، از تساهل و تسامح مشروع نیز نهی کرد.
پیش از هر چیز لازم است از کلی گویی در باب «تساهل و تسامح» پرهیز شود و معتقدان و منتقدان تبیین صریح و روشن خود را از این اصطلاحات ارائه کنند و به تعریف واحدی از «تساهل و تسامح» به ویژه در حوزه دین برسیم تا معلوم شود بر سر کدام نکته با یکدیگر اختلاف داریم. اینک از این زاویه به آثار مطهری نگریسته و سه برداشت از «تساهل و تسامح» را از دیدگاه ایشان به اجمال بیان میکنیم:
۱- به معنای «تحمل عقیده مخالف» که منفعلانه و از سر ناچاری و ضعف نباشد بلکه فاعل «تساهل و تسامح» میتواند نظر نامطلوب را سرکوب کند ولی از سر آزادی و اختیار، به او اجازه حیات و ابراز وجود دهد و این حکایت از اقتدار فکری فاعل «تساهل و تسامح» میکند.
این معنا از «تساهل و تسامح» مورد قبول بوده و تاریخ اسلام سرشار از چنین «تساهل و تسامح» در عرصههای گوناگون بوده است مشروط به آنکه نظریه نامطلوب، از مسیر ادب و منطق و قانون، خارج نشود.
۲- به معنای سازش بر سر اصول و احکام دین و دست برداشتن از لااقل بخشی از باورهای دینی، که استاد مطهری این معنا از «تساهل و تسامح» را معادل «مداهنه و مصانعه» دانسته و تصریح میکنند که قرآن و سنت به شدت با این معنا از «تساهل و تسامح» برخورد کرده و دینداران را از آن نهی کردهاند.
۳- به این معنا که اسلام در امر دینداری اجتماعی از همه دینداران، توقع به جا آوردن همه حداکثرها را ندارد و به ظرفیت و ناتوانی و محدودیتهای بشری توجه دارد. این معنا از «تساهل و تسامح» نیز مورد پذیرش میباشد. آنچه در پی میآید تفصیل نکاتی است که ذکر شد:
تحمل عقاید دیگران
استاد مطهری در تبیین عوامل مؤثر در شکل گیری نشاط علمی در زمان امام صادق (ع) عواملی را از جمله «تساهل و تسامح» به معنای همزیستی با غیرمسلمانان و تحمل اهل کتاب میشمارد: «در آنچه امروز (تساهل و تسامح دینی) اصطلاح کردهاند و همزیستی با غیرمسلمانان است مسلمانان، اهل کتاب را تحمل میکردند و این را بر خلاف اصول دینی خودشان نمیدانستند».[۱]
مطهری یکی از عوامل رشد علمی جامعه مسلمین را همین نوع از «تساهل و تسامح» توسط مسلمانان میداند که اجازه میداد تا اندیشمندان اهل کتاب به راحتی وارد جامعه اسلامی شوند و مسلمین هم مقدم آنان را گرامی میشمردند و لذا در همان عصر اول، معلومات اینها را از ایشان گرفتند و در عصر دوم، خود مسلمین در رأس جامعه علمی، قرار گرفتند.[۲]
نظر مطهری این است که احادیثی چون «خذالحکمه و لو من مشرک»، «الحکمه ضاله المؤمن یأخذها اینما وجدها» و آیاتی چون «یؤتی الحکمه من یشأ و من یؤت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا»[۳] که بر اخذ علوم و فنون گرچه از مشرک، توصیه میکنند و حکمت را گمشده مؤمن میدانند و آن را «خیر کثیر» معرفی میکنند، در حقیقت به «تساهل و تسامح دینی» توصیه میکنند، زیرا بدون «تساهل و تسامح دینی» یعنی بدون «همزیستی مسالمت آمیز» مسلمانان با غیرمسلمانان، گرفتن علوم و فنون از غیرمسلمانان امکان پذیر نخواهد بود[۴] استاد مطهری در رد این نظر که (تسامح و تساهل) نسبت به اهل کتاب، ریشه در دربار خلفا دارد چنین مینویسد: «برخی مسأله (تسامح و تساهل) نسبت به اهل کتاب را به حساب خلفا گذاشتهاند که سعه صدر خلفا ایجاب کرده که در دربار آنها مسلمانان و مسیحی و یهودی و مجوسی و غیره با همدیگر بجوشند و از یکدیگر استفاده کنند ولی این سعه صدر خلفا نبود، دستور خود پیغمبر بود. حتی جرجی زیدان، این مسأله را به حساب سعه صدر خلفا میگذارد.
داستان سید رضی را نقل میکند که سید رضی- که مردی است در ردیف مراجع تقلید و مرد فوق العادهای است- وقتی که دانشمند معاصرش «ابوالحسن صابی[۵] وفات یافت قصیدهای در مدح او گفت: أرأیت من حملوا علی الاعواد أرأیت کیف خبا ضیأء النادی «دیدی این چه کسی بود که روی این چوبهای تابوت حملش کردند؟! آیا فهمیدی که چراغ محفل ما خاموش شد؟! این یک کوه بود که فرو ریخت»، برخی آمدند به او عیب گرفتند که آیا یک سید اولاد پیغمبر، یک عالم بزرگ اسلامی، یک مرد کافر را این طور مدح میکند؟! گفت: بله «انما رثیت علم!»، من علمش را مرثیه گفتم، مرد عالمی بود، من او را به خاطر علمش مرثیه گفتم. در این زمان اگر کسی چنین کاری کند از شهر بیرونش میکنند. جرجی زیدان بعد از آن که این داستان را نقل میکند میگوید: ببینید سعه صدر یک سید اولاد پیغمبر (ص) مثل سید رضی با این همه عظمت روحی و این مقام شامخ علمی و سیادت، یک کافر را چنین مدح میکند. بعد میگوید: همه اینها ریشه اش در دربار خلفا بود که اینها مردمانی واسع الصدر بودند. این به دربار خلفا مربوط نیست. سید رضی، شاگرد علی بن ابی طالب (ع) است که نهج البلاغه را جمع کرده، او از همه مردم به دستور جدش علی بن ابی طالب (ع) آشناتر است که میگوید: حکمت و علم در هر جا که باشد محترم است.[۶]
به اعتقاد مطهری، «تساهل و تسامح دینی» به معنای پیش گفته، یکی از عوامل مؤثر گسترش اسلام در قرون اولیه بود و طی پنج قرن، اسلام در «تساهل و تسامح دینی» از پیش گامان بوده است: «پیدایش و اضمحلال تمدن اسلامی از حوادث بزرگ تاریخ است. اسلام طی پنج قرن، از سال ۱۸ هجری تا ۷۵۹ هجری از لحاظ نیرو و نظم و بسط قلمرو و اخلاق نیک و تکامل سطح زندگانی و قوانین منصفانه انسانی و تساهل دینی ] احترام به عقاید و افکار دیگران[ و ادبیات و تحقیق علمی و علوم و طب و فلسفه پیشاهنگ جهان بود.»[۷]
زندگانی ائمه اطهار علیهم السلام پر است از «تساهل و تسامح دینی» چه تسامح و تساهلی بالاتر از اینکه در حکومت علی (ع) در حقوق شهروندی و انسانی هیچ فرقی بین یک مؤمن و یک یهودی وجود ندارد. شمشیر عدالت علی (ع) همان قدر که برای احقاق حقوق یک شهروند مؤمن و مسلمان و شیعه برّان است، درست، همان مقدار برای گرفتن حق یک شهروند یهودی به کار گرفته میشود.
غیر مسلمانان در حکومت علی (ع) با آسایش تمام زندگی میکنند و در مواقع لزوم، علی (ع) را به محکمه میکشاند و پیروز از محکمه خارج میشوند، بدون اینکه کمترین ترسی به خود راه بدهند.
استاد در کتاب «داستان راستان»، داستانهای بسیاری از جمله «مسلمان و کتابی، امام باقر (ع) و مرد مسیحی، مسیحی و زره علی (ع)، تازه مسلمان، سلام یهود، در ظله بنی ساعده، دستی که بریده شد، حضرت امیر و پیرمرد نصرانی، مفضل و ابن ابی العوجا و مناظره امام صادق (ع) با گروهی زاهد مسلک و متصوفه» را نقل میکند که بیانگر روح تسامح و آسان گیری با اهل کتاب و غیر مسلمانان در حکومت اسلامی است.
سازش بر سر دین
قرآن کریم، رسول اکرم (ص) را از «مداهنه» [۸] و «مصانعه» یعنی سازش کاری با کفار، نهی میکند و سازش با کفار و اهل کتاب را به منزله اطاعت از آنان میداند. مطهری، «تساهل دینی» را به معنای «ادهان» گرفته و معتقد است که قرآن با (تساهل دینی) یعنی سازش با غیر مسلمان بر سر دین، مخالف است و در تفسیر آیه (ودوا لو تدهن فیدهنون) میگوید: «موضوع آیه، ادهان است. ادهان دو طرفی، یعنی سهل گیری دو طرفی؛ «تو نیز کمی در حرفهایت سهل بگیر، ما هم کمی در حرف هایمان سهل میگیریم» یعنی تساهل.
اصطلاحی امروز پیدا شده است. اسمش را گذاشتهاند تسامح، تسامح در مورد خودش نسبتا تعبیر خوبی است ولی اینها اسمش را گذاشتهاند تساهل دینی که از تساهل دینی دفاع میکنند، نقطه مقابل تعصب. به نظرم این لغت را اول بار تقی زاده به این معنی، وضع کرد. مقصود از کلمه «ادهان»، همین است که تو در بعضی از حرفهایت یک مقدار نرمش و تساهل نشان بده، گذشت نشان بده، ما هم در بعضی از حرف هایمان همین طور، بعد هم کنار میآییم. این را قرآن به شدت، نفی کرد و فرمود: فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ.[۹]
به اعتقاد مطهری، علت رد سازش با اهل کتاب و کفار از ناحیه قرآن کریم، این است: «دو فکر که در دو قطب متضاد قرار گرفتهاند امکان ندارد که با یکدیگر کنار بیایند مگر اینکه این فکر مقداری از حرفهایش را حذف کند، آن هم مقداری از حرفهایش را، تا بشود اینها را در کنار همدیگر قرار داد والا اگر او بخواهد روی همه حرفهای خودش ایستادگی داشته باشد، آن هم روی همه حرفهای خودش، محال است که با هم کنار بیایند.»
به اعتقاد مطهری، «سازش با غیرمسلمان» اگر به معنای مصالحه کردن بر سر دین و حتی کوچکترین مواد دین باشد به شدت از ناحیه قرآن کریم، نفی شده ولی اگر به عنوان تاکتیک، مورد استفاده قرار بگیرد، مورد قبول اسلام است: «مطلبی را باید توضیح دهم و آن همین مساله تساهل است... آیا قرآن این کار را به طور کلی نفی میکند؟ باید عرض کنیم که دو مطلب است. یک نوعش را قرآن به کلی، نفی میکند که هرگز به پیغمبر، اجازه نمیدهند تا چه رسد به غیر پیغمبری، و آن ]یعنی[ مصالحه بر اساس خود مواد برنامه و فکر، یعنی به اصطلاح امروز ایدئولوژی؛ یعنی بیاییم این طور کنار بیاییم که تو از بعضی حرفهایت صرفنظر کن، ما هم از بعضی حرف هایمان صرفنظر میکنیم. یک دین حق، محال است اجازه بدهد که با دشمن کنار بیایید، ... یک مستحب یا مکروه کوچک هم قابل مصالحه نیست؛ یعنی اگر یک چیزی در شریعت وارد شده است که مستحب است، ... آیا این قابل مصالحه است که طرف بگوید تو از یک مستحب صرفنظر کن و بگو مستحب نیست، ما هم از فلان حرفمان صرفنظر میکنیم؟ خیر، قابل مصالحه نیست. یک چیزی که جزء وحی الهی است، ولو به عنوان کوچکترین مستحب و کوچکترین مکروه، قابل مصالحه و گذشت نیست. بله یک امر دیگر است که قابل تصالح و گذشت است و به اصطلاح، تاکتیک بردار است. تصالح، مسئله تاکتیک است... مسئله تاکتیک، به «اصول» یعنی به مواد برنامه، هرگز جریان ندارد، با عمل جریان دارد؛ یعنی در مقام اجرا، قرارداد میبندیم که این کار را فعلا تاخیر یا جلو بیندازیم. مسئله، میشود مسئله اجرا، که مسئله دیگری است. قرآن این اختیار را از پیغمبر (ص) نگرفته است که در مقام اجرا، یک قرارداد صلحی با مشرکین امضاء کند؛ نه در دعوی خودش صلح کند. در دعوی خود، صلح کردن یک مسئله است، در مرحله اجرا صلح کردن مسئله دیگر است.
رضایت به مراتب متوسط دینداری در اکثریت مردم
استاد در تفسیر حدیثی که از رسول اکرم (ص) با این مضمون نقل شده «لم یرسلنی الله بالرهبانیه ولکن بعثنی بالحنیفه السهله السمحه»، میفرماید: «در این شریعت، به حکم این که «سهله» است، تکالیف دست و پا گیر و شاق و حرج آمیز وضع نشده است؛ «ما جعل علیکم فی الدین من حرج»، خدا در دین، تنگنایی قرار نداده است و به حکم اینکه «سمحه» (با گذشت) است، هر جا که انجام تکالیفی توأم با مضیقه و در تنگنا واقع شدن گردد، تکلیف ملغی میشود.»
از تفسیر مطهری اینگونه میتوان برداشت کرد که حوزه «تساهل و تسامح» دینی، تکالیف دینی میباشد بنابراین بحثی درون دینی است نه بیرون دینی، لذا در جایی که تکلیف الهی بر بندگان وجود ندارد بحث از این نوع «تساهل و تسامح» دینی بی معناست. معنای «تساهل و تسامح» دینی آن است که در امر دینداری میتوان در مواردی، به حداقلهای دینی که کمترین مشقت را برای دینداران در پی داشته باشد بسنده کرد و مردم را در رعایت حداکثرها اجبار ننمود زیرا خداوند هم از عموم بندگان همان حداقلها (واجبات) را خواسته و رعایت حداکثرها (مستحبات) را به بندگان خاص واگذار کرده است. حداقل نماز که همان صورت ظاهری نماز است و حداقل روزه که همان به جا نیاوردن مبطلات ظاهری روزه است برای رفع تکلیف نزد خداوند کفایت میکند و باقی تکالیف دینی نیز چنین است.
بیشترین نمود «تساهل و تسامح» دینی به معنای مذکور در سطح جامعه دینی نمایان میشود. یکی از آثار مهم «تساهل و تسامح دینی» به معنای مذکور، برچیده شدن دامن ریا و سالوس بازی از جامعه دینی است.
«همانگونه که خداوند، مشقت بر بندگان را نمیپذیرد، زیر پا نهادن حداقلهای دینی را نیز نمیپذیرد و در صورت تحقق، به شدت با آن برخورد میکند، امر به معروف و نهی از منکر، مکانیزم تحقق بخشیدن به حداقلهای دینی به خصوص در سطح جامعه دینی است. به تعبیر علی (ع)، رسول اکرم (ص)، طبیبی بود که بر سر بالین بیماران حاضر میشد و ابتدا با لطف و مهربانی و گذشت و چشم پوشی، مرهم بر زخمهای آنان مینهاد ولی اگر «تساهل و تسامح»، سودی نمیبخشید و آنها در رعایت حداقلها دینی کوتاهی میکردند و احکام الهی را به سخره میگرفتند با آنها به شدت برخورد میکرد و با اجرای حدود الهی آنها را تنبیه مینمود[۱۰] اگرچه تنبیه رسول اکرم (ص) نیز از روی شفقت و لطف و احسان و مهربانی است به همین خاطر به کفار میفرمود: «دلم به حال شما میسوزد که چرا شما به آنچه که خیر و حق شماست نمیرسید» [۱۱]
پانویس
- ↑ سیری در سیره ائمه اطهار (ع)، ص 1. 14
- ↑ پیشین.
- ↑ بقره / 9. 26
- ↑ سیری در سیره ائمه اطهار (ع)، صص 114 2. 14
- ↑ ابواسحق صابی مسلمان نبود، صائبی بود.
- ↑ پیشین، صص 2143. 14
- ↑ مجموعه آثار، ج 1، ص 934 به نقل از تاریخ تمدن ویل دورانت، ج 11 ص 7. 31
- ↑ مطهری «مداهنه» را با «مصانعه» که به معنای سازشکاری است مترادف میداند
- ↑ قلم؛ آیات 8 - 9
- ↑ مجموعه آثار، ج 71، ص 8. 24
- ↑ تعلیم و تربیت، ص 8. 16







