فرهنگ مصادیق:ترک محرمات و فعل واجبات
نویسنده : بهرام محسنی نسب
پس از تنبُّه و بیداری اولین اقدامی که فرد باید بنماید آن است که باید بداند وظیفه او در مقابل خدا چیست؟ که پاسخ این سؤال عبارت است از ترک محرمات و فعل واجبات. محرمات اعمالیند که آنچنان در نظر خدا منفور بوده و برای آدمی مضر میباشند که خداوند در انجام آنها مجازات تعیین کرده است و واجبات اعمالیند که آنچنان در نظر خدا مهم بوده و برای آدمی مفید و لازم میباشد که خداوند در انجام آنها پاداش تعیین کرده است. لذا اولین وظیفه آدمی در مقابل خدا ترک محرمات و فعل واجبات است.
حرکت در جهت از بین بردن ظلمات و دنائت و پستی از اعضاء و جوارح شروع شده تا به قلب میرسد پاک شدن اعضاء و جوارح که بُعد ظاهر آدمی است با ترک محرمات و فعل واجبات با نیت الهی است که اتفاق میافتد یعنی انسان در اولین قدم به سمت پاکی، بایستی کلیه محرمات را ترک نموده و کلیه واجبات را (آنچه مبتلا به آن است) انجام دهد که لازمه آن در ابتدا شناخت محرمات و واجبات است از طریق مراجعه به کتب مربوط به شرح گناهان کبیره و رسالههای عملیه (مربوط به مرجع تقلید مورد انتخاب).
این مرحله بسیار مهم و زیربنایی بوده و فرد تا از این مرحله به سلامت خارج نشود نمیتواند وارد مرحله بعد شود چراکه ابتلای به حرام مانند کیسه سوراخی است که هرچه در آن عمل صالح ریخته شود و رشد الهی در فرد ایجاد شود، از بین میرود. چه بسیارند کسانیکه سالها در این مرحله باقی میمانند و بر اثر ابتلا به یک یا چند گناه نمیتوانند از این مرحله گذر کنند.
بنابراین تا آخرین مرحله از صعود به سمت خدا توجه و دقت به اعمال در انسان باید وجود داشته باشد و هر چه بیشتر تقرب حاصل میکند اعمال دقیقتر و عمیقتر شده و باید بیشتر توجه نماید چراکه اعمال انسان بعد ظاهر و قالب انسان است و این دنیا چنان آفریده شده است که هر چیز در آن، قالبی دارد و عمق و باطن با دقت در ظاهر و قالب ارتباط مستقیم دارد.
ترک محرمات و فعل واجبات فقط تأثیر در پاک شدن اعضاء و جوارح ندارد بلکه باعث پاک شدن فکر و علی الخصوص قلب نیز میگردد. در مراحل بالاتر هر چه فرد در سلسله مراحل وجود خود به پاکی و سلامت بیشتری برسد در ترک محرمات و فعل واجبات محکمتر شده و اعمال خود را با دقت بیشتری انجام میدهد و نه تنها به ترک محرمات و فعل واجبات دقت مینماید بلکه به ترک مکروهات و فعل مستحبات هم توجه کرده و در مباحات نیز دقت مینماید که مباحی انجام ندهد که مانع از ذکر و حضور قلب او گردد. ترک محرمات و فعل واجبات منجر میگردد فرد در درون خود احساس کرامت و پاکی نماید و این امر موجب قویتر و مستحکمتر شدن فرد در طی مسیرش میگردد.
جهت ازبین بردن گناه (ترک واجبات هم گناه میباشد) پس از آنکه فرد گناهان را شناخت، باید اقدام به ترک گناهان نماید. جهت قویتر شدن در ترک گناهان باید خساراتی را که آن گناه به انسان میرساند را بشناسد تا صاحب انگیزهای قوی در جهت ترک گناهان شود پس از آن باید سعی نماید خود را از مقدمات گناه دور کند یعنی به محل گناه نرفته و وسایلی که موجب انجام گناه میشود را کنار گذاشته یا از بین ببرد و از افرادی که ممکن است مبتلا به گناهش نمایند کناره گیری کرده یا آنها را ترک نماید و حتی فکر گناه را هم اجازه ندهد به ذهنش خطور کند و هر آنچه که او را ترغیب به گناه میکند کنار بگذارد و محبت گناه را با فکر نکردن به آن و تبلیغ منفی در ذهنش و توجه به مضرات آن از قلبش بیرون کند و به موارد زیر توجه خاص نماید. از طرفی دیگر با پرداختن به تفریحات سالم و مباح یا مثبت و کار و فعالیت و پرداختن به مطالعه و تحصیل و هر امر مباح یا مثبت دیگری و قویتر کردن بُعد مذهبی خود و همنشینی با افراد مؤمن، نفس خود را چنان مشغول امور غیر گناه نماید که از گناهان غافل شود و در صورت ابتلای شدید به گناهی خاص چنان برنامه ریزی نماید که به تدریج از ابتلای به آن گناه کم کرده و به مرور زمان بطور کامل آن گناه را از بین ببرد.
از جمله عوامل مهمی که باعث میشود فرد نسبت به گناه بی میل شده و مشتاق انجام واجبات شود عبارتند از :
۱. نماز: همانا نماز انسان را نهی میکند از فحشا و منکر.
۲.قرآن : روزی صد آیه هرچند آیات کوچک باعث میشود انسان در آن روز جزو ذاکرین باشد.
۳.اهل بیت (ع) : محبت نسبت به اهل بیت(ع) و معرفت نسبت به ایشان و عزاداری و ارتباط با ولایت.
۴.تحصیل علم : منظور از علم خدا شناسی و انسان شناسی و راه رسیدن به خدا که در احکام، اعتقادیات و اخلاقیات آمده است.
۵.دوستان و اطرافیان مثبت : هر چه فضا و افراد طرف انسان الهی تر باشند گرایش انسان به امور مثبت بیشتر میشود .
۶.خالی نمودن ذهن از امور منفی و پر کردن آن با امور مثبت : فضای ذهن بسیار مهم وتأثیر گذار است چراکه انسان هر کاری را که میخواهد انجام دهد اول به آن فکر میکند و بعد انجام میدهد علی الخصوص که تفکرات انسان قلبیات انسان را هم به شدت تحت تأثیر قرار میدهند.
۷.فضای زندگی را از امور منفی خالی کردن : خالی کردن فضای زندگی از امور منفی باعث میشود فضای ذهنی فرد از امر منفی پاک شده زمینههای گناه از وجود او پاک شود.
۸.فضای زندگی را از امور مباح و مثبت پر کردن : پرداختن به امور مباح جذاب مثل هنرها و ورزش و کار و تحصیل و... و امور مثبت وعبادات وکارهای الهی.
۹.ارتباط با اولیاء خدا : معنویات اولیاء خدا به شدت آدمی را در امور مثبت قویتر میکند.
۱۰.اجتماعات مثبت : شرکت در اجتماعات مذهبی و دینی مثل نمازهای جماعت، مجالس اهل بیت(ع)، اجتماعات علمی.
درحالیکه انسان اعضاء و جوارح خود را از محرمات پاک مینماید شیطان در حیطه تخیلات انسان شروع به فعالیت میکند، به این ترتیب که افکار و تخیلات باطل و گاه زنندهای در ذهن انسان ایجاد مینماید که در برخی مواقع بسیار آزار دهنده میباشد و گاه انسان را از طریق تخیلاتش به وسواس و حساسیتهای بیجا در امور عبادی و حتی غیر عبادی مبتلا میکند از جمله در وضو و غسل و تلفظ حروف در نماز. این در واقع نوعی دست و پا زدن شیطان جهت جلوگیری از انجام واجبات و ترک محرمات است. برای رفع این موضوع فرد بایستی تمام اراده خود را جمع نماید تا با توجه به امور مباح و حتی الهی مانند ذکر، فکر خود را تحت کنترل درآورده و به امور باطل فکر نکند و با انحراف ذهنش از حساسیتهای بیجا، از وسواس پرهیز نماید. از تأثیرات مهم این اتفاق، کنترل فکر است و از آنجا که فکر دریچه قلب است با کنترل فکر میتوان قلب را تحت کنترل در آورد و اجازه نداد هر چیزی وارد حیطه قلب شود. گذر از این مرحله واجب و ضروری است چراکه تا فرد بر فکرش تسلط پیدا نکند نمیتواند قلبش را اصلاح نماید.
زمانی فرد از این مرحله گذر نموده و وارد مرحله بعد میشود که هیچ گناهی را عمداً انجام نداده و هیچ واجبی را عمداً ترک ننماید یعنی او به اندازهای قوی شود که حتی اگر بسیار مشتاق انجام گناهی بود بتواند گناه را انجام ندهد و اگر انجام واجبی برایش دشوار بود باز هم آنرا انجام دهد مگر آنکه آن واجب از گردنش ساقط گردد. بنابراین کسانیکه به گناه خاصی مبتلا هستند تا آن گناه را کنار نگذارند وارد مرحله بعد نمیشوند ممکن است به مرور زمان که در حال مبارزه با آن گناه خاص است بعضی از رذایل اخلاقی که مربوط به مراحل بعد است در ایشان کم شود اما تا تمام گناهان را ترک ننماید در این مرحله باقی میماند به این معنی که نمیتواند به نورانیت و رشد مراحل بعد دست یابد. لذا برای از بین بردن گناهان خاص باید تلاش بیشتری نموده و با آن گناه بصورت خاص مبارزه نمود.
پس در این مرحله فرد باید همواره به این فکر باشد که چگونه میتواند گناه ننموده و از گناه اجتناب نماید و مرتبا در این مراقبه به سر ببرد.
اما گناهانی که بصورت ناخواسته و اتفاقی صورت میپذیرد ممکن است فرد در مرحله بعد نیز به آنها مبتلا شود اما در مراحل بالاتر از مرحله بعد، حتی به صورت ناخواسته هم به گناه مبتلا نمیشود مگر آنکه مورد مجازات معنوی سختی قرار میگیرد چراکه کسی که به مراحل بالایی از معنویت برسد باید چنان از مقدمات گناه کناره گیری نماید که حتی به صورت ناخواسته هم مبتلا به گناه نشود اما اگر شد، خدا هرگونه که بخواهد با او برخورد خواهد کرد، چراکه افراد دارای مراتب بالای ایمان را، خدا به عنوان دوست برخورد میکند، یا میپوشاند یا سختگیری میکند که در هر دو صورت به نفع فرد مؤمن است و در تمام مراتب، مجازاتها همه موجب رشد انسانند.







