کتابخانه:تربیت جنسی ج2

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از تربیت جنسی ج2)
پرش به: ناوبری، جستجو
تربیت جنسی ج2
مشخصات کتاب
Tarbiyat jensi-faqihi.jpg
نویسنده علی نقی فقیهی
زبان فارسی
ناشر موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث
محل انتشارات قم
تاریخ نشر چاپ هفتم : ۱۳۹۱
قطع وزیری
شابک ۹۷۸-۹۶۴-۴۹۳-۳۳۷-۰
دانلود PDF

محتویات

پیش گفتار

پیش گفتاربدون تردید ، بخشی از موفقیت ها و کامیابی های بشر در گرو تربیت جنسی است ؛ چرا که تکامل و تعالی انسان ، بسته به تربیت و خودسازی در همه ابعاد وجود اوست و غریزه جنسی یکی از این ابعاد است . لذا هر مکتبی که ادعای تأمین سعادت بشر را دارد ، باید برای غریزه جنسی ، برنامه داشته باشد و پاسخ روشنی به آن دهد .

در برخورد با این بخش از ماهیت انسان ، مکاتب مختلف ، واکنش های متفاوتی نشان داده اند . برخی مرکز ثقل حیات انسان را غریزه جنسی شمردند و در ارضای این غریزه ، راه افراط را در پیش گرفتند که منجر به پیدایش بی بند و باری جنسی گردید . از سوی دیگر ، برخی به بهانه تقدّس و تدیّن ، این بخش از ماهیت انسان را نادیده گرفتند و حتی سخن گفتن از آن را نادرست دانستند که موجب پیدایش پدیده تَبتُّل و رُهبانیت جنسی در صدر اسلام شد و ممکن است رگه هایی از آن ، در هر زمانی وجود داشته باشد . پرسش اساسی این است که : اسلام ، چه برنامه ای برای تربیت جنسی دارد ؟ و این برنامه از چه منطقی پیروی می کند ؟ در آموزه های دینی ما ، گزاره های فراوانی در این باره وجود دارد و تحقیقات متفاوتی نیز در این باره انجام شده و هر کدام با رویکردی خاص به این مسئله پرداخته اند .

ساده ترین کار در قلمرو مطالعات دینی ، جمع آوری آیات و احادیث و ارائه آنها در یک طبقه بندی ساده است که هر چند نیازمندِ به کار بستن روش های فقه الحدیثی است ، اما کار چندان پیچیده ای نیست . پژوهش عمیق تر ، آن است که اصول و مبانی آموزه ها استخراج شود و سپس مدل مبتنی بر آموزه های دینی طراحی گردد .

پژوهش حاضر که به همت جناب حجه الاسلام و المسلمین آقای دکتر علی نقی فقیهی انجام شده است ، در صدد است تا با عبور از لایه های ظاهری گزاره ها ، معارف نهفته در عمق آنها را به دست آورده ، در قالبی علمی ارائه کند . از نقاط قابل توجه این پژوهش ، یکی گستره متون دینی مورد استفاده و دیگری اهتمام پژوهشگر به کشف مبانی و اصول و ارائه آنها در کنار روش های تربیت جنسی است . بر اهل تحقیق ، پوشیده نیست که تحلیل گزاره هایی تا این اندازه گسترده و استخراج مبانی و اصول حاکم بر گزاره های به ظاهر پراکنده ، کاری سخت و دشوار است . طرح این پژوهش ، توسط محقق محترم به این واحد ارائه شد و پس از طی مراحل علمی و اداری ، اجرای آن آغاز گردید .

در آغاز ، منابع حدیثی لازم برای طرح ، از سوی این واحد ، در اختیار محقق محترم قرار گرفت . سپس با توجه به اهمیت و حساسیت طرح ، نتیجه تحقیق و متن تدوین شده ، توسط دو تن از کارشناسان و متخصصان علوم اسلامی و روان شناسی مورد ارزیابی قرار گرفت . این واحد نیز بر اساس مسئولیت علمی خود به بررسی طرح پرداخت و نتیجه بررسی ها و ارزیابی ها را به اطلاع پژوهشگر محترم رساند و مقرر شد اصلاحات مورد توافق ، توسط این واحد و زیر نظر پژوهشگر محترم ، انجام شود .

بدین منظور جناب حجه الاسلام حمزه عبدی [۱] در چارچوب نتایجِ تدوین شده ، به اصلاح متن پرداختند و بر اساس تئوری «خویشتنداری ازدواج» که برگرفته از متون دینی است ، اصول ، مبانی و روش ها را تنظیم نمودند .

در پایان ، از جناب حجه الاسلام و المسلمین آقای دکتر علی نقی فقیهی که این پژوهشِ نه چندان آسان را سامان دادند ، تشکر می کنیم و برای ایشان آرزوی توفیق بیشتر داریم . همچنین از آقایان دکتر محمود گلزاری و حجه الاسلام و المسلمین دکتر مسعود آذربایجانی که زحمت نظارت و ارزیابی این پژوهش را بر عهده داشتند ، سپاس گزاریم . از همکاران پژوهشگر محترم و جناب حجه الاسلام حمزه عبدی نیز که در سامان یافتن این پژوهش ، نقش داشتند ، تشکر می کنیم .

همچنین بر خود ، لازم می دانیم از گروه «تدوین دانش نامه های حدیثی» پژوهشکده که منابع حدیثی لازم برای این طرح را در اختیار این واحد قرار دادند ، صمیمانه تشکر کنیم . از کلیه صاحب نظران ، درخواست می کنیم که با ارائه دیدگاه های خود ، ما را در طراحی و اجرای هر چه بهتر پژوهش های دینی روان شناختی یاری دهند .

واحد حدیث و علوم روان شناختی پژوهشکده علوم و معارف حدیث


فصل دوم : تربیت جنسی در دوره ازدواج و پس از آن

اشاره

همان طور که تاکنون روشن شد ، تربیت جنسی ، بر دو پایه خویشتنداری ازدواج استوار است . در واقع ، اصلی ترین فلسفه مسائل جنسی ، استمرار نسل بشر است که این وظیفه ، برعهده دو جنس مخالف قرار داده شده است .

هر زمان ، این امکان به لحاظ رَسش زیست شناختی و روان شناختی ، به حد مطلوب برسد ، در آن صورت ، روابط جنسی صحیح و سالم برقرار می شود تا نسل بشر حفظ گردد ؛ امّا این ارتباط نمی تواند بدون زمینه سازی و شرایط پیرامونی اتفاق بیفتد ؛ چرا که امتداد نسل ، تنها یک امتداد فیزیکی و مادی نیست .

در واقع ، اسلام ، نسلی سالم و صالح می خواهد و برای تأمین این هدف باید بسیاری از زمینه ها و شرایط ، فراهم گردد . همان طور که به لحاظ زیستی و فیزیولوژیکی (جسمی) باید جنس مذکّر و مؤنّث ، به سنّ خاصی برسند تا اندام مسئول تولید نسل ، به توانمندی لازم برسند ، دقیقا همین مسئله ، در حوزه مسائل روانی نیز صدق می کند . لذا تا رسیدن به آن سطح توانمندی باید یک دوره مقدماتی طی گردد که اگر این مرحله ، به خوبی بگذرد ، شرط لازم برای تولید نسل سالم پدید می آید .

این دوره به لحاظ روانی ، دوره «خویشتنداری» است ؛ یعنی ارضای مسائل جنسی باید قبل از موعد مقرّر ، به تعویق بیفتد تا زمینه ارضای سالم فراهم گردد . اگر فرد ، به هر دلیلی نتواند نیاز جنسی خود را کنترل نماید و با شیوه های غیر سالم ، آن را ارضا کند ، بدون شک ، هم به دیگران آسیب زده است ، هم خود را دچار آسیب کرده است .

البته این امر ، چه آگاهانه باشد و چه ناآگانه و از سر بی تجربگی دوران کودکی و نوجوانی ، در هر صورت ، آسیب زاست و بدون هیچ تردیدی ، در زندگی آینده خود و فرزندانش تأثیرات منفی ای خواهد گذاشت . لذا اسلام ، علاوه بر آن که شرایط ارضای سالم را مطرح می نماید ، تمهیداتی را نیز برای دوران مقدماتی ذکر می کند که در فصول گذشته ، با آنها آشنا شدیم . در بخش های آینده ، با اصلی ترین دوره تربیت جنسی ، آشنا می شویم . مسائل جنسی ، با ابعاد مختلف وجودی انسان ، تنیده شده اند و صرفا یک نیاز فیزیولوژیک محض نیستند . جالب آن که ارضای صحیح این نیاز ، تأثیرات فراوانی بر سطح رضایت زناشویی و تعلیم و تربیت می گذارد . این مسئله ، به خاطر نظام سیستماتیک عملکرد انسان است .

در یک سیستم نظام مند ، وقتی یک فرد از اجزای سیستم ، دچار آسیبی می شود ، بدون شک ، بسیاری از اجزای مرتبط نیز در کار خود ، دچار وقفه می شوند و گاهی منجر به توقّف کامل سیستم می شود . سیستم های روانی انسانی نیز از این قاعده ، مستثنا نیستند . وقتی یک فرد از سیستم یا یک جزء از اجزای سیستم (مثل ارضای جنسی) مختل شود ، بدون شک ، تأثیرات نامطلوبی در بخش های دیگر نیز به وجود می آورد . آمارهای تکان دهنده طلاق که بخشی از آن ، به نارسایی نظام تربیت جنسی بر می گردد ، حکایت از این مسئله دارد . بخشی از مباحث ، مستقیما با مسئله جنسی و تربیت جنسی سر و کار دارند ، و بخش دیگر آنها ، به صورت غیر مستقیم ، در ارتباط اند . ما تلاش خواهیم کرد تا هر دو مسائل را مورد بررسی قرار دهیم . لذا به جهت اهمیت و تقدّم رتبی مباحث ، ابتدا مسائل تأثیرگذار غیر مستقیم را مورد بررسی قرار می دهیم .

یکم . عوامل تأثیرگذار غیر مستقیم

مسائل جنسی انسان ها ، مانند بقیه مناسبات انسانی ، بسیار پیچیده هستند و متغیّرهای زیادی در آنها تأثیرگذارند . این متغیّرها در بسیاری از موارد ، به صورت غیر مستقیم عمل می کنند ؛ یعنی شرایطی را فراهم می کنند که در آن شرایط ، مسائل جنسی افراد ، به گونه ای خاص عمل می کنند یا در آن زمینه فراهم شده ، ارضای جنسی در سطح مطلوب تری اتفاق می افتد . برای نمونه ، آرامش روانی ، خویشتنداری و پاک دامنی ، در مجموع ، باعث ارضای جنسی مطلوب تر انسان می شوند ؛ زیرا ارضای جنسی (مانند بسیاری از نیازهای انسانی) اگر در شرایط مطلوب روانی تحقّق پیدا کند ، در آن صورت ، جذّابیت موضوع ، بیشتر می شود . لذا در این بخش ، ما به این نوع از موارد می پردازیم و متون اسلامی نیز ، نشانگر آن هستند که اسلام برای فراهم کردن همه عوامل مستقیم و غیر مستقیم ، از یک شیوه ارتباطی ویژه به نام «ازدواج» استفاده کرده است . به یقین می توان ادّعا کرد که ازدواج ، شیوه ای است که تقریبا بیشتر مسائل تأثیرگذار زندگی (به طور عام) و مسائل جنسی (به طور خاص) را پوشش می دهد و فهم ماهیت و اهداف آن می تواند در تربیت جنسی نیز مفید واقع شود . این عوامل ، عبارت اند از :

الف . اهداف ازدواج

از جمله آموزش هایی که ، به منظور تربیت جنسی در دوره جوانی باید انجام گیرد، آموزش هدف های ازدواج سالم است که عبارت اند از:

آرامش روان

از جمله اهداف ازدواج سالم از دیدگاه اسلامی، «آرامش روان» است. آرامش روحی ، از هدف های ارزشمندی است که انسان ، به صورت طبیعی به دنبال آن است و خدای متعال ، یکی از عوامل مؤثّر در آرامش روان را «ازدواج» و تشکیل خانواده قرار داده است. در آیات و روایات فراوانی ، آرامش ، به عنوان هدف والای خلقت مرد و زن مطرح شده است و بر این نکته تأکید شده که مردان و زنان ، از آن زمینه های خلقتی که خداوند متعال برای آرامش در آنان ایجاد کرده ، نهایت استفاده را بنمایند و این هدف را تحقق بخشند. در این جا به چند آیه و حدیث اشاره می شود . خداوند می فرماید : «هُوَ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَ حِدَهٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیَسْکُنَ إِلَیْهَا

[۲] او خدایی است که شما را از یک نفس (جان) آفرید و همسرش را از نوع او قرار داد تا بدان آرام گیرد». در جای دیگر می فرماید : «وَ مِنْ ءَایَتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَ جًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا . [۳]

از دیگر نشانه های خداوند ، این است که از جنس خودتان ، همسرانی برای شما آفرید تا در کنار یکدیگر ، آرامش بیابید». در این آیه، هدف از ازدواج ، سکونت و آرامش مطرح شده است. به راستی که وجود همسران که مایه آرامش یکدیگرند ، از مواهب بزرگ الهی محسوب می شود. این آرامش ، از این جا ناشی می شود که این دو جنس ، مکمّل و مایه شکوفایی و نشاط و آرامش یکدیگرند ، به طوری که هر یک ، بدون دیگری آرامش ندارند. بیماری هایی که به خاطر ترک ازدواج برای انسان پیش می آیند ، قابل انکار نیستند . همچنین عدم تعادل روحی و ناآرامی های روانی ای که افراد مجرّد ، با آن دست به گریبان اند ، کم و بیش ، بر همه روشن است.
از نظر اجتماعی ، افراد مجرّد ، کمتر احساس مسئولیت می کنند ، به همین جهت ، خودکشی (انتحار) در میان مجردها ، بیشتر دیده می شود و جنایات هولناک ، از آنها بیشتر سر می زند. هنگامی که انسان از مرحله تجرّد ، به مرحله زندگی خانوادگی گام می گذارد ، شخصیت تازه ای در خود می یابد و احساس مسئولیت بیشتری می کند . این ، یکی از مصداق های احساس آرامش در سایه ازدواج است. از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود : وَ خَلَقَ لِلرِّجَالِ النِّسَاءَ لِیَأنِسُوا وَ یَسکُنُوا إِلَیهِنَّ وَ یَکُنَّ مَوضِعَ شَهَوَاتِهِم وَ أُمَّهَاتِ أَولَادِهِم . [۴]

خداوند ، زنان را خلق کرده تا مردان ، با آنان مأنوس باشند و از طریق آنان به آرامش برسند و شهوتشان را ارضا نمایند و زنان، مادران فرزندانشان باشند. امام رضا علیه السلام در این باره می فرماید : وَمِنَ السُّنَّهِ التَّزوِیجُ بِاللَّیلِ لِأَنَّ اللّهَ جَعَلَ اللَّیلَ سَکَناً وَ النِّسَاءُ إِنَّمَا هُنَّ سَکَنٌ . [۵]

از سنّت های ازدواج، این است که در شب واقع شود ؛ برای این که خداوند ، شب را مایه آرامش قرار داده است و زنان ، به درستی که مایه آرامش اند.

تقویت ایمان

یکی از اهداف ازدواج سالم و بر اساس ضوابط دینی ، «تقویت ایمان» زوجین است. از قوی ترین غریزه های انسانی و از عمده ترین راه های به انحراف کشیده شدن انسان ها، غریزه جنسی است که ارضای صحیح آن ، در چارچوب ضوابط شرعی ، نقش به سزایی در پیشگیری از انحرافات و برقراری رابطه عاطفی و معنوی با جنس مخالف دارد و زمینه ی تقویت ایمان را فراهم می سازد. موضوع خطر غریزه جنسی از یک سو و تأثیر ارضای صحیح آن بر پرورش ایمان، از سوی دیگر، موضوعی است که در روایات ، به آن پرداخته شده است.
در حدیثی آمده که پیامبر صلی الله علیه و آله از مردی پرسید : «آیا ازدواج کرده ای؟» گفت : نه . پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید : «آیا از نظر جسمی ، سالم هستی؟» مرد گفت : بله ، سپس پیامبر فرمود : فَإِنَّکَ إِذاً مِن إخوَانِ الشَّیَاطِینِ، شِرَارُکُم عُزَّابُکُم وَ إِنَّ أَرذَلَ مُوتَاکُم عُزَّابُکُم إِنَّ المُتَزَوِّجِینَ هُمُ المُبَرَّؤُونَ مِنَ الخَنَّاسِ وَ الَّذِی نَفسِی بِیَدِهِ مَا لِلشَّیطَانِ سِلاحٌ أَبلَغُ فِی العَالَمِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ مَن تَرَکَ النِّساءَ . [۶]

تو از برادران شیطان هستی. همانا بدترین شما مجرّدها هستند و بدترین مردگان شما نیز مجرّدها هستند. به درستی که متأهّلان ، همان هایی هستند که از خنّاس در امان اند.

قسم به آن که جانم در دست اوست، شیطان در دنیا ، سلاحی برای مردان و زنان، برنده تر از ترک ازدواج ندارد ! با توجّه به این که پیامبر صلی الله علیه و آله ترک ازدواج را «برنده ترین سلاح شیطان» معرفی کرده ، روشن می شود که ترک ازدواج و عدم ارضای صحیح غریزه جنسی ، تا چه اندازه ، باعث از بین رفتن ایمان فرد و وارد شدن او به مسیر گمراهی و انحراف است.

از این رو، در روایات ، مکرراً بیان شده که ازدواج ، باعث حفظ ایمان می شود و فردی که می خواهد ایمانش تکمیل شود ، باید ازدواج کند. از جمله، امام صادق علیه السلام می فرماید : پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: مَن تَزَوَّجَ أحرَزَ نِصفَ دِینِهِ فَلیَتَّقِ اللّهَ فِی النِّصفِ الآخَرَ . [۷]

کسی که ازدواج می کند، نصف دین خود را حفظ کرده . پس جهت نیم دیگر آن ، به تقوا روی آوَرَد. در حدیث دیگری از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده که فرمود : مَن أَحَبَّ أَن یَلقَی اللّهَ طَاهِراً مُطَهَّراً فَلیَلقَهُ بِزَوجَهٍ . [۸]

کسی که دوست دارد در حالی خداوند را ملاقات کند که پاک و مطهّر است، باید ازدواج کند.

همچنین می فرماید : مَن تَزَوَّجَ امرَأَهً لَم یَرِد بِهَا إِلَا أَن یَغُضَّ بَصَرَهُ وَ یُحصِنَ فَرجَهُ أَو یَصِلَ رَحِمَهُ بَارَکَ اللّهُ لَهُ فِیهَا وَ بَارَکَ لَهَا فِیهِ . [۹]

کسی که هدف او از ازدواج ، چیزی نیست جز حفظ پاکی، طهارت چشم ، پاک دامنی و صله رحم ، خداوند ، وجود آن زن را برای او و نیز وجود او را برای آن زن ، مبارک و میمون می سازد. بنا بر این ، ازدواج، ایمان را حفظ می کند و اگر با این هدف ، ازدواج انجام شود ، خداوند ، آن پیوند را مبارک و میمون می گرداند. با توجّه به این احادیث ، به خوبی متوجّه می شویم که چرا پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : جُعِلَ قُرّهُ عَینِی فِی الصَّلاهِ وَ لَذَّتِی فِی النَّسَاءِ . [۱۰]

نماز نور چشم من است و لذّت من در زناشویی است. شاید علّت این که «نماز» و «لذّت از همسر» ، در یک حدیث و در کنار هم مطرح شده اند ، آن باشد که نمازِ فرد متأهّل ، در تکامل روانی معنوی وی ، تأثیر بیشتری دارد . از این رو ، پاداشش چند برابر نماز فرد مجرّد است. در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده که می فرمایند : رَکعَتَانِ یُصَلِّیهُمَا المُتَزَوِّجُ أَفضَلُ مِن سَبعِینَ رَکعَهً یُصَلِّیهَا غَیرُ مُتَزَوِّجٍ . [۱۱]

دو رکعت نمازی که فرد متأهّل به جا می آورد ، بهتر است از هفتاد رکعت نماز انسان مجرّد .

حفظ عفّت (پاک دامنی)

عفّت ، از ماده «عفف» ، به معنای پاک دامنی و بازداشتن خود از چیزی است. «العفّه» ، یعنی بازداشتن خود از چیزهای حرام [۱۲] و ضدّ آن ، «تهتّک» به معنای فضیحت و رسوایی است. [۱۳] عفّت در اصطلاح، عبارت است از : نگهداری شکم و شرمگاه از حرام ها و شبهه ها و مبالات داشتن از پرده دری و ابا داشتن از ارتکاب حرام ها . [۱۴] امام علی علیه السلام اهل عفاف را این گونه توصیف می کند : العَفَافُ أَشرَفُ الأَشرَافِ . [۱۵]

عفاف ، شریف ترین شرافت هاست . امام باقر علیه السلام عفت را بالاترین عبادت برشمرده ، می فرماید : إِنَّ أَفضَلَ العِبَادَهِ عِفَّهٌ البَطنِ وَ الفَرْجِ . [۱۶] به درستی که برترین بندگی، عفّت شکم و فرج (شرمگاه) است. امام صادق علیه السلام نیز می فرماید : مَا عُبِدَ اللّهُ بِشَی ءٍ أَفضَلُ مِن عِفَّهِ البَطنِ . [۱۷]

خدا به چیزی برتر از عفّت شکم ، عبادت نشده است. همچنین پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : ثَلَاثَهٌ حَقٌّ عَلَی اللّهِ عَونُهُم، المُجَاهِدُ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَ المُکَاتِبُ الَّذِی یُرِیدُ الأَدَاءَ وَ النَّاکِحُ الَّذِی یُرِیدُ العَفَافَ .[۱۸]

بر خداوند است که به سه گروه کمک کند : مجاهدی که در راه خدا جهاد می کند ، مقروضی که برای ادای دینش تلاش می کند و فردی که برای حفظ پاک دامنی خود، ازدواج می کند. طبق این حدیث، فردی که هدفش از ازدواج ، حفظ پاک دامنی خود است ، خداوند ، او را یاری می کند و در زندگی ، او را سعادتمند می سازد. از این رو ، بسیار مطلوب است جوانی که خود را در معرض فساد می بیند ، با هدف حفظ عفّت ،ازدواج کند . البته لازم است که خداوند را سپاس گزار باشد که او را برای ازدواج یاری کرده و از درگیری با محرّمات ، حفظ نموده است. پیامبر صلی الله علیه و آله در بیان دیگری ، از هدف بودن عفّت می فرماید : تَزَوَّج فَإِنَّ فِی التَّزوِیجِ بَرَکَهً وَ التَّعَفُّفَ مَعَ عِفَّتِکَ . [۱۹] ازدواج کن که برکت و عفّت ، در ازدواج است.

بقای نسل

از دیگر اهداف ازدواج که در متون حدیثی مطرح شده و باید آن را به جوان آموزش داد، «تداوم و بقای نسل» بشر است. یکی از دلایل آفرینش انسان به صورت مذکّر و مؤنّث ، زمینه سازی و پرورش استعداد جنسی افراد برای تحقّق این هدف تربیتی است. در متون حدیثی ، از دو جهت به این هدف ، پرداخته شده است:

یکی از آن جهت که بقای نسل ، هدف خلقت زن و مرد است. امام صادق علیه السلام با اشاره به این جهت می فرماید : وَ إِن کَانَت أُنثَی یَبقَی وَجهُهَا نَقِیَّاً مِنَ الشَّعرِ لِتَبقَی لَهَا البَهجَهُ وَ النَّضَارَهُ الَّتِی تُحِرَّکُ الرِّجَالَ لِمَا فِیهِ دَوَامُ النَّسلِ وَ بَقَاؤُهُ . [۲۰]و اگر صورت دختر را بدون ریش آفرید، به این خاطر است که زیبایی او محفوظ بماند و باعث تمایل مردان به او شود ، تا از این طریق ، ازدواج حاصل شود و نسل او باقی بماند. جهت دیگر این که بقای نسل ، دستیابی به تکثیر فرزند است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله با اظهار مباحات از زاد و ولد می فرماید : تَنَاکَحُوا تَکثُرُوا فَإِنِّی أُباهِی بِکُم الأُمَمَ یَومَ القِیَامَهِ وَ لَو بِالسِّقطِ . [۲۱] ازدواج کنید و بچه دار شوید که من در برابر امّت های دیگر ، به شما مباهات می کنم ، حتّی به فرزندانی که سقط شوند.نیز فرمود : المَولُودُ فِی أُمَّتِی أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا طَلَعَت عَلَیهِ الشَّمسُ . [۲۲]فرزندی که در امّت من به دنیا می آید ، نزد من محبوب تر است از هر آنچه که خورشید بر آن طلوع می کند. همچنین فرمود : اُطلُبُوا الوَلَدَ وَ التَمِسُّوهُ فَإِنَّهُ قُرَّهُ العَینِ وَ رَیحَانَهُ القَلبِ وَ إِیَّاکُم وَالعَجزَ وَ العَقرَ . [۲۳]

فرزند را طلب کنید و به دنبال آن بروید که فرزند ، مایه روشنی چشم و خشنودی دل است و از ناتوانی و تمایل به بی فرزندی ، خودداری کنید. طبق این روایت، داشتن فرزند ، امر مهمی است که نباید نسبت به آن بی توجّهی کرد یا از آن خودداری کرد . البته تعداد فرزندان ، بسته به شرایط زمانی ، ممکن است که متفاوت باشد ؛ امّا اصل مسئله ، امری لازم و ضروری است ؛ چرا که بدون آن ، نظام طبیعتْ مختل می شود و این ، امری نامطلوب است. لذا در روایات فراوانی ، علّت تحریم زنا، لواط، مساحقه، استمناء و... نزدیکی با حیوانات تباه شدن انسان معرّفی شده است. امام صادق علیه السلام می فرماید : حُرمَهُ الدُّبُرِ أَعظَمُ مِن حُرمَهِ الفَرجِ وَ أَنَّ اللّهَ أَهلَکَ أُمَّهً لِحُرمَهِ الدُّبُرِ وَ لَم یُهلِک أَحَداً لِحُرمَهِ الفَرجِ . [۲۴] گناه لواط ، از گناه زنا بزرگ تر است ؛ زیرا خداوند امّتی را به خاطر لواط هلاک کرد ، ولی به خاطر زنا ، این کار را نکرد. همچنین امام صادق علیه السلام در پاسخ فردی که در مورد علّت تحریم لواط و مساحقه پرسیده بود ، چنین بیان کرده است : لِمَا فِی إِتیَانِ الذُّکرَانِ لِلذُّکرَانِ وَ الإِنَاثِ لِلإِنَاثِ مِن انقِطَاعِ النَّسلِ وَ فَسَادِ التَّدبِیرِ وَ خَرَابِ الدُّنیَا . [۲۵] لواط و مساحقه ، باعث انقطاع نسل و فساد و بی نظمی و خراب شدن زندگی مردم در دنیاست . لذا می توان این اعمال را ظلم نامید ؛ زیرا ظلم ، به معنای عملی است که نابه جا انجام شده و عدل ، به معنای قرار دادن امور در جای خودش است .

پرورش نسل صالح

یکی دیگر از اهداف ازدواج سالم ، «پرورش نسل صالح» است. از جمله اموری که دختر و پسر جوان ، پس از ازدواج باید به آن توجّه کنند ، این است که فرزنددار بشوند و آن را به شیوه ای مطلوب، صالح و شایسته پرورش دهند. امام زین العابدین علیه السلام با توجّه دادن به این هدف ارزشمند ، یاران خود را آموزش می دهد و می فرماید : قُل فِی طَلَبِ الوَلَدِ: رَبِّ لا تَذَرنِی فَرداً وَ أَنتَ خَیرُ الوَارِثِینَ، وَ اجعَل لِی مِن لَدُنکَ وَلِیّا یَرِثُنِی فِی حَیِاتِی وَیَستَغفِرُ لِی بَعدَ مَوتِی وَاجعَلهُ خَلَفا سَوِیّاً وَ لَا تَجعَل لِلشَّیطَانِ فِیهِ شِرکاً وَ لَا نَصِیباً . [۲۶]

هنگامی که از خداوند ، فرزند می خواهی ، بگو : خداوندا ! مرا تنها مگذار و تو همانا بهترین ارث دهندگان هستی . فرزندم را ولی ای از اولیای خود برای من قرار ده که در دنیا به من احسان و نیکی کند و بعد از مرگ ، برایم طلب آمرزش نماید. همچنین او را سالم و صالح قرار ده و شیطان را در او شریک مساز .

موفّقیت در پرورش فرزند صالح ، ذخیره آخرت محسوب می شود و سعادت والدین را موجب می گردد . لذا پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : الوَلَدُ الصَّالِحُ رَیحَانَهٌ مِن رَیَاحِینِ الجَنَّهِ . [۲۷]

فرزند صالح ، گلی از گل های بهشت است. و گرنه ، برای والدین ، صرف داشتن فرزند ، فضیلت محسوب نمی شود. این ، هشداری است برای والدین که اگر احساس می کنند نمی توانند فرزندان صالحی پرورش دهند، با توکّل بر خداوند و درخواست کمک از او، به این امر اقدام کنند ؛ و گرنه، باید دست نگه دارند ؛ بلکه اوّل شرایط را آماده سازند و سپس به این امر اقدام نمایند.

ب . انتخاب شریک جنسی

اشاره

دومین عامل مهمی که به صورت غیر مستقیم ، به ارضای نیاز جنسی مربوط می شود ، آن است که باید بدانیم شریک جنسی فرد ، چه کسی است؟ و از چه ویژگی هایی برخوردار است؟ شریک جنسی ، از جهتی به طور مستقیم ، در ارضای جنسی سهیم است ؛ امّا ویژگی هایی نیز دارد که به صورت غیر مستقیم ، تأثیرگذار است ، مثلاً نوع خانواده و سلامتی خانواده فرد و یا هماهنگی اخلاقی و اجتماعی و فکری آنها می تواند به صورت غیر مستقیم ، تأثیرگذار باشد . در این بخش ، به مسائلی که شریک جنسی ، به طور مستقیم با خود می آورد ، می پردازیم .

شرایط ازدواج

ازدواج ، مرحله مهمّی از زندگی هر دختر و پسری است که آگاهی آنها از شرایط خاصّ آن ، از امور مهم در این زمینه است . مهم ترین شرط ، رشد همه جانبه فرد است . ازدواج ، دومین مرحله از تربیت جنسی است و هنگامی به صورت یک دوره موفّق ، پشت سر گذاشته خواهد شد که شرایط اجرای آن فراهم شود . مهم ترین این شرایط ، رشد همه جانبه طرفین ازدواج است ؛ یعنی رسیدن به سن خاصّی که در این سن ، معمولاً ، هم قوای جنسی آنها فعّال شده و هم از حیث عاطفی و عقلانی ، به سطح خاصی رسیده اند . به همین دلیل است که زمان خیلی دقیقی را نمی توان برای این سطح از رشد تعیین کرد . لذا تفاوت های فردی خانوادگی و فرهنگی ، به شدّت در میزان آن ، تأثیر دارد و نمی توان برای آن ، یک سال خاصّی را مطرح نمود . در هر صورت ، با این که رشد جنسی ، تقریبا برای بیشتر مردم ، آشکار است و کمتر دیده می شود که افراد ، قبل از آشکار شدن ویژگی های جنسی مردانه و زنانه ، اقدام به ازدواج نمایند ، امّا رشد عاطفی و عقلانی ، گاهی مورد غفلت واقع می شود .

یک . رشد جنسی

بسیاری از دختران و پسران ، گمان می کنند که اگر به سن بلوغ جنسی رسیدند ، دیگر می توانند شریک جنسی خود را انتخاب کنند ، مخصوصا اگر این شراکت ، همراه عشق رمانتیک باشد که بسیار فریبنده است .

در حالی که طرفین (مخصوصا دختران) باید توجّه کنند که تنها غریزه جنسی و عشق ، کافی نیست ؛ بلکه رشد عقلانی و عاطفی نیز لازم است تا افراد بتوانند نسبت به مسئولیت جدید خود ، متعهّد شوند ؛ مسئولیتی که ابتدا زوجین و سپس فرزندان را هم شامل می شود . پس مهم ترین فرق ارتباط های خیابانی و ازدواج ، همان تعهّدات است که درک و فهم آن ، به یک رشد همه جانبه نیاز دارد که اکنون به اختصار ، آنها را مورد بررسی قرار می دهیم .

مهم ترین شرط ازدواج ، «رشد جنسی» و به معنای رسیدن به بلوغ جنسی و ظاهر شدن میل جنسی در دختر و پسر است که از اوایل سن نوجوانی ظاهر می شود و به تدریج ، تشدید می یابد.

در برخی از روایات ، سفارش شده است که در امر ازدواج پسر و دختری که میل جنسی در آنها تشدید شده باید تعجیل کرد و در صورتی که ارتکاب گناه برایشان محتمل می گردد، ازدواج ، واجب می شود. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود که جبرئیل به من گفت : الأَبکَارُ إِذَا أَدرَکنَ مَا یُدرِکَنَ النِّساءُ فَلَیسَ لَهُنَّ دَوَاءٌ إِلَا البُعُولَهُ وَ إِلَا لَم یُؤمَن عَلَیهِنَّ الفَسَادُ لِأَنَّهُنَّ بَشَرٌ .[۲۸]

هر گاه در دوشیزگان ، احساس زنانه (میل جنسی) ایجاد شود، دوایی برای آنها جز همسر وجود ندارد، در غیر این صورت ، آنها از فساد در امان نخواهند بود ؛ زیرا آنها بشرند . با توجّه به این حدیث ، هنگامی که والدین مشاهده می کنند که تمایلات جنسی در دخترشان بیدار شده و احیاناً ممکن است روابطی جسته و گریخته ، حتی در حدّ صحبت کردن با پسران داشته باشد، باید به ازدواج توصیه کنند ؛ و گرنه رها کردن او به حال خویش ، زمینه فاسد شدن را در او فراهم می آورد.

امّا متأسفانه ، بعضی از والدین ، چشمان خود را به روی حقیقت می بندند و تمایلات جنسی خود را در سنین نوجوانی فراموش می کنند . آنها می پندارند که دختر هجده ساله آنها با این که در معرض همه گونه تحریک جنسی قرار دارد، هنوز بچه است و اصلاً تمایلی به ازدواج ندارد . حتّی زحمت این کار را هم به خود نمی دهند که از او بپرسند : آیا اگر فرد مناسبی به خواستگاری تو آمد ، مایل به ازدواج هستی یا خیر ؟ این گونه والدین ، بزرگ ترین ضربه را به دختران جوان خود می زنند ، بدون این که متوجّه پیامدهای نامطلوب آن شوند و زمانی از خواب غفلت بیدار می شوند که دیگر ، کار از کار گذشته است.

این مسئله ، در مورد پسران جوان نیز صادق است ، بویژه آنهایی که در خانواده هایی زندگی می کنند که پدر آنها تمکّن مالی دارد و قادر به تزویج و حمایت مالی پسر است . اگر در این صورت ، در امر ازدواج پسرش کوتاهی کند و پسر به گناه بیفتد، پدر هم در گناه او شریک است. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : مَن أَدرَکَ لَهُ وَلَدٌ وَ عِندَهُ مَا یُزَوِّجهُ فَلَم یُزَوِّجهُ فَأَحدَثَ فَالإِثمُ بَینَهُمَا . [۲۹]

هر کس پسری داشته باشد که نیازمند ازدواج است و او توان ازدواج کردن پسرش را دارد ، امّا او را به ازدواج در نمی آورد ، اگر آن فرزند ، مرتکب گناهی شود، او نیز در گناه فرزندش سهیم خواهد بود. از این رو ، در فقه اسلامی ، تصریح شده است : کسی که به واسطه نداشتن همسر به حرام می افتد، واجب است که همسر بگیرد . [۳۰]

البته این بدان معنا نیست که مانند بعضی طوایف ، فرزندان خردسال خود را پیش از این که به سن بلوغ برسند ، به عقد ازدواج در می آورند. هر چند این ازدواج ، با رضایت فرزند ، پس از رسیدن به سن بلوغ ، از نظر شرعی صحیح است ، امّا این کار ، اگر انجام نشود ، بهتر است ؛ زیرا چه بسا به علّت ترس از آبروریزی یا قطع شدن روابط خانوادگی (که معمولاً هم، این ازدواج ها از نوع ازدواج های فامیلی است) دختر و پسر ، از جدا شدن خودداری کنند و مجبور شوند عمری را با شقاوت و سختی بگذرانند. از امام صادق یا امام کاظم علیه السلام درباره ازدواج فرزندان در سنین خردسالی سؤال شد . ایشان می فرماید : إِذَا زُوِّجُوا وَ هُم صِغَارٌ لَم یَکَادُوا یَتَأَلَّفُوا . [۳۱]

اگر در سنین کودکی ازدواج کنند، بعید و مشکل است که در جوانی ، به توافق و سازگاری برسند. بنا بر این ، از مهم ترین شرایط ازدواج ، «بلوغ جنسی» است . زمانی که دختر و پسر ، نیاز به ازدواج پیدا کردند ، والدین موظّف اند که هر چه زودتر ، شرایط آن را فراهم کنند.

دو . رشد عاطفی

رشد عاطفی ، به آن دوره از رشد و تکامل روانی گفته می شود که فرد ، از وابستگی کودکانه ، به سوی توانایی برای پذیرش مسئولیت بزرگ سالی و تشکیل رابطه های دوستی بزرگ سالانه پیش می رود. بنا بر این ، رشد عاطفی ، بر عکس رشد جنسی که در دوران بلوغ آشکار می شود، از دوران کودکی ، کم و بیش نمایان می شود و در سن جوانی ، به صورت قدرت استقلال و تحمّل مسئولیت ظاهر می شود ؛ ولی اگر دختر یا پسر جوان ، توان تصمیم گیری بدون نظر والدینش را نداشته باشد و در هر امر کوچک و بزرگی که در زندگی او رخ می دهد ، به نظر آنها وابسته باشد، این ، نشان دهنده عدم رشد عاطفی اوست.

همین طور پسر جوانی که نمی تواند سختی های یک شغل دائم را تحمّل کند و در جامعه برای تأمین زندگی خانواده جدید خود تلاش کند و یا بیکار است و پی درپی ، شغل عوض می کند، از رشد عاطفی برخوردار نیست.

کسی از رشد عاطفی برخوردار است که بتواند از نظر احساسی ، خود را با محیط اطرافش سازگار سازد ، از طرف بزرگ سالان، اطمینان خاطر احساس کند ، اجتماعاتی معقول با همسالانش داشته باشد ، از هر گونه تشویش و نگرانی و ترس رها باشد ، در برقراری ارتباط با دیگران موفّق باشد و با دیگران همکاری داشته باشد. دختر که دارای رشد عاطفی است ، باید در برابر دیگران ، پاک دامن و با وقار باشد و پسر ، روحیه مردانه، اعتماد به نفس و احساس توانمندی نسبت به اداره زندگی داشته باشد.

دختر و پسری که به این حد از رشد عاطفی رسیده اند ، می توانند ازدواج کنند و اگر در زندگی ، کمبودی احساس می کنند ، به این دلیل است که در محیط های آشفته ای رشد کرده اند . لذا بهتر است که قبل از وارد شدن به مرحله مهم ازدواج ، با متخصّص ، مشورت کنند و سعی کنند که بر مشکلات خود غلبه کنند ؛ زیرا وارد شدن به زندگی ، همراه با مشکلات پیشین ، فقط باری دوچندان بر دوش انسان می گذارد. چه خوب است رشد عاطفی جوان ، به حدّی برسد که برای هر نوع احساسی (دوستی و دشمنی) و روابطش با دیگری ، معیار رضایت خدا را داشته باشد. چنین جوانی می تواند ازدواج کند و در زندگی ، به خوش بختی برسد . امام علی علیه السلام می فرماید : فَطُوبَی لِمَن أخلَصَ للّهِ عَمَلَهُ وَ عِلمَهُ وَ حُبَّهُ وَ بُغضَهُ وَ أَخذَهُ وَ تَرکَهُ وَکَلَامَهُ وَ صَمتَهُ وَ فِعلَهُ وَ قَولَهُ . [۳۲]

خوشا به حال کسی که به آن درجه از رشد رسیده باشد که رفتارش، دانشش، دوستی و دشمنی اش، گرفتن و رهاکردنش، گفتن و سکوت کردنش و رفتار و گفتارش، همه بر اساس خشنودی خداوند ، استوار باشد و جز این نباشد. از جنبه های رشد عاطفی ، پیشرفت و پخته شدن تدریجی فرد در روابط «اجتماعی» است، به طوری که بتواند با افراد جامعه اش هماهنگ و سازگار باشد. فردی را «اجتماعی» می خوانند که نه تنها با دیگران است ، بلکه با آنان همکاری نیز می کند . به بیان دیگر، اجتماعی شدن ، به آن شکل از یادگیری گفته می شود که به سازگاری با جامعه و محیط فرهنگی ، بستگی داشته باشد.

نیاز همبستگی افراد بشر به یکدیگر ، به اندازه ای روشن است که به هیچ توضیحی نیاز ندارد . همین وضوح است که بعضی از روان شناسان را به فطری دانستن آن ، معتقد کرده است ؛ ولی مسلّم است که اگر ما به طور «انفرادی» زندگی می کردیم و از نعمت «اجتماع» بهره نمی بردیم، نه می توانستیم درست ببینیم، نه درست بشنویم و نه درست حرف بزنیم. در نتیجه، از قدرت تفکّر به معنای عام آن ، محروم می ماندیم.

حتّی در علم اخلاق برای فردی که به «مجرّد زندگی کردن» ، محکوم است ، معنایی وجود ندارد. اخلاق، قانون و وظیفه ، تنها وقتی مصداق پیدا می کنند که فرد ، وارد اجتماع شود و جزئی از کل گردد. به همین دلیل است که رشد اخلاقی نیز یکی از مراحل و یا جنبه های رشد عاطفی اجتماعی است و بین آنها ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. لذا در دستورهای دین ، وارد شده که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : رَأسُ العَقلِ بَعدَ الإِیمَانِ بِاللّهِ التَّوَدُّدُ إلَی النَّاسِ وَ اصطِنَاعُ الخَیرِ إِلِی کُلِّ بَرٍّ وَفَاجِرٍ . [۳۳]

پس از ایمان به خدا ، سرآمد تمام کارهای عاقلانه دیگر ، دوستی و نیکی به مردم است ، خواه آن شخص ، درست کار باشد ، خواه فاسق و گناه کار. با توجّه به این امر ، یکی از شاخص ترین نشانه های رشد عاطفی اجتماعی که در زندگی خانوادگی نیز تأثیر به سزایی دارد ، قدرتِ به تأخیر انداختن امیال خود به نفع دیگری یا قدرت خارج شدن از لاک خودخواهی و رسیدن به مرحله دیگرخواهی است. اگر دختر و پسر جوانی ، به این مرحله از رشد نرسیده باشند، حتماً در زندگی خانوادگی شان با مشکلاتی مواجه خواهند شد.

سه . رشد عقلی (اجتماعی و اقتصادی)

از دیگر شرایط ازدواج ، این است که جوان ، به آن حد از رشد عقلی برسد که بتواند مسائل زندگی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد ، بفهمد که چگونه باید در امور مختلف زندگی رفتار نماید، چگونه درآمد به دست آورد و چگونه هزینه کند ، چه چیزی به صلاح اوست و چه چیزی به زیان او و به طور کلی ، منافع و مضرّات خود را بتواند تشخیص دهد و این را عملاً به اثبات برساند. قرآن ، در خصوص دادن مسئولیت حفظ اعمال ، به فردی که به بلوغ نکاح رسیده و تمایل به ازدواج دارد ، می فرماید : «وَابْتَلُواْ الْیَتَمَی حَتَّی إِذَا بَلَغُواْ النِّکَاحَ فَإِنْ ءَانَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُواْ إِلَیْهِمْ أَمْوَ لَهُمْ . [۳۴]

شما (والدین) نوجوانانی را که به بلوغ نکاح رسیده اند ، مورد آزمایش قرار دهید، اگر آنها به رشد مناسب رسیده اند، اموالشان را به آنها بدهید». منظور این است که صِرف این که فردی به رشد جنسی رسید، نمی تواند مسئولیت پذیر باشد ؛ بلکه مسئولیت تشکیل خانواده و اموالش را هنگامی باید به او بدهند که به رشد عقلی رسیده باشد تا بتواند دو راهی های زندگی، تصمیم به جا و به موقع بگیرد ، اموال خود را حفظ کند ، و نابه جا خرج نکند و توانایی و آمادگی تشکیل خانواده و زندگی مشترک را پیدا نماید. کسی که درک عقلیِ کافی داشته باشد، می تواند شغل مناسب و همسر شایسته انتخاب نماید . با این توانمندی ، جوان می تواند برای ازدواج اقدام کند که البته اگر هم مال و ثروتی نداشته باشد، چون از رشد و توانمندی کافی ای برخوردار است، می تواند در زندگی موفّق باشد . از این روست که پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : التَمِسُوا الرِّزقَ بِالنِّکَاحِ . [۳۵]

روزیِ خود را در ازدواج جستجو کنید. در حقیقت ، رسول اکرم خواستند بگویند که در ازدواج ، مهم همان توانمندی و رشد عقلی اجتماعی است و فقر نباید مانع ازدواج شود ؛ بلکه فرد ، با مدیریت عقلانی مناسبی که پیدا کرده ، پس از ازدواج ، با پشتکار و تلاش بیشتر ، بهتر می تواند روزیِ خود را به دست آورد .


سنّ ازدواج از نظر روان شناسان

دکتر علی اصغر کیهان نیا در مورد ازدواج دختران چنین نظر می دهد : تحت هیچ شرایطی ، دختران خود را تا قبل از هجده سالگی ، به خانه بخت نفرستید. تازه ، این در صورتی است که برای ازدواج دخترشان خواستگار مناسبی داشته باشند و گرنه ، در شرایط عادی ، بهترین سن برای ازدواج دختران ، پس از ۲۲ سالگی است، مخصوصاً دخترانی که مشغول تحصیلات دانشگاهی هستند ؛ ولی اگر دختری ، خواستگار مناسبی داشت و شما هم مایل بودید که زودتر ، او را به خانه شوهر بفرستید ، حتماً می باید از پیش ، آموزش های لازم را به او بدهید که خیلی زود بچه دار نشود، تا وقتی بچه دار شد ، از پختگی لازم برای ادراه یک خانه همراه بچه برخوردار باشد. [۳۶]

برنارد مک فادن ، [۳۷] در کتاب بلوغ و ازدواج ، در این باره چنین می نویسد : من قاطعانه و با تأکید، اعتقاد به ازدواج های پیش رس دارم. به مجرّد این که یک جوان ، وضع و حالت یک مرد را پیدا می کند، باید اقدام به ازدواج نماید. انتخاب یک همسر ، در اوّل جوانی ، او را از بسیاری مشکلاتْ نجات می دهد و او را قادر خواهد ساخت که خود را از بسیاری اغواها که غلبه بر آنها بسیار دشوار خواهد بود بر حذر دارد. به علاوه ، زود ازدواج کردن، ایده آلی عالی است که در یک دوره از زندگی هم که شکل می گیرند، برقرار خواهد کرد و مسئولیت های مربوط به آن را دارد. او تشنه مصاحبت کردن با کسی است که می تواند غرق محبّتش کند... .

لطفاً به خاطر داشته باشید که با اظهار عقیده فوق، من نمی خواهم بگویم که زود ازدواج کردن ، بهترین کارهاست. اگر یک مرد بتواند از شروری که اغلب با عزبیت و زندگی مجرّدی ، همراه است، در امان باشد ، این موضوع ، مصداق پیدا نخواهد کرد. چنانچه بشود از هرزگی ها و عیش و عشرت هایی که این قدر در همه جا بین جوانان شایع است ، بر حذر بود، در این صورت می توان بدون چون و چرا ، ازدواج را به نفع خود به تأخیر انداخت. با اطمینان می توان گفت : چنانچه مرد بتواند پاک دامن باقی بماند، ازدواج در ۲۵ سالگی و حتی سی سالگی برایش خیلی زود خواهد بود ؛ ولی باید به خاطر داشته باشیم که در پاره ای از موارد ، این کار انجام نمی گیرد . لذا باید بگوییم که از بیست سالگی نباید ازدواج را منع کرد و یا به فکر ازدواج افتادن را سرکوب نمود ؛ زیرا در بسیاری از موارد ، ازدواج در چنین مرحله از عمر ، در واقع ، به منزله گزینش بهتر یکی از دو راه بدتر است. [۳۸]

البته این سخنان ، به معنای این نیست که به مجرّد این که نوجوان ، به سن بلوغ رسید، می تواند ازدواج کند ؛ زیرا چه بسا فرد ، دچار بلوغ زودرس شده و دیگر شرایط ازدواج ، در وی فراهم نیست. لازم به توجّه است که باید بین آنچه ما آن را ازدواج زودهنگام می خوانیم و ازدواج نابه هنگام ، فرق بگذاریم.
ازدواج قبل از هجده سالگی باید نابه هنگام خوانده شود. برای آنهایی که دیرتر بالغ می شوند، حتی ازدواج در بیست سالگی هم ، خیلی زود و نابه هنگام است. بنا بر این ، هم از دیدگاه دین و هم از دیدگاه روان شناسی ، ازدواج در اوایل جوانی ، مطلوب است و تأخیر انداختن آن ، نامطلوب ؛ امّا زود بچه دار شدن (بویژه با شرایط سخت اقتصادی و تغییرات فرهنگی ای که روز به روز ، بیشتر به سمت فردیت گرایی پیش می رود) ، اصلاً مطلوب نیست ؛ زیرا همان طور که ازدواج ، نیاز به رشد در جنبه های مختلف دارد، بچه دار شدن هم به رشد مضاعف ، نیاز دارد. فردی که از نظر اقتصادی ، به سختی ، توان تأمین معاش خود و همسرش را دارد ، اضافه شدن یک بچّه ، زندگی آنها را سخت تر هم می کند . همین طور فردی که هنوز به اندازه کافی ، رشد پیدا نکرده که تا حدودی ، خواسته های خود را با خواسته های همسرش تطبیق دهد (و از سازش مطلوبی برخوردار نیست) ، اضافه کردن یک بچّه به این جمع ، جز بدتر شدن اوضاع (البته معمولاً) فایده ای نخواهد داشت. زن و شوهرهایی که هنوز از تفاهم مطلوبی برخوردار نشده اند یا اختلافات آنها به حدّی است که گاه و بی گاه ، به فکر جدایی می افتند نیز نباید به هیچ وجه ، به این امید که بچّه بیاید ، همه چیز درست می شود، سرنوشت یک انسان را به بازی بگیرند ؛ زیرا در بیشتر مواقع ، آمدن بچّه ، نه تنها تأثیری ندارد ، بلکه کار را هم خراب تر می کند ؛ چون طرف ناراضی ، احساس می کند که شریک او برای پایبند کردنش ، پای بچّه را وسط کشیده است . آن وقت ، هم از شریک خود ناراضی می شود ، هم از بچّه بی گناه خود .

در نتیجه ، با وجود بچّه یا بچّه ها ، در پایان ، جدایی رخ می دهد و اگر هم این اتفاق نیفتد و به خاطر فرزندان ادامه بدهند ، باز هم زندگی مطلوبی برای زوجین و بچّه ها نخواهد بود.

معیارهای انتخاب همسر

اشاره

از جمله آموزش هایی که در جهت تربیت جنسی جوان باید به وی داده شود ، آگاه سازی از معیارهای گزینش همسر است. با آموزش این معیارها چه بسا زندگی ها ، پردوام تر و مستحکم تر شود. بسیاری از پسران و دختران جوان ، بدون آگاهی از معیارهای اساسی، معیارهای واهی برای خود در نظر می گیرند و پس از ازدواج متوجّه می شوند که این معیارها ، ملاک خوش بختی نیستند ؛ امّا متأسّفانه خیلی دیر شده و اکنون باید از خواسته خود صرف نظر کنند و طوری خود را تطبیق دهند که آسیب نبینند، یا این که باید بسوزند و بسازند و یا باید از یکدیگر جدا شوند و تازه ، فردی را با ویژگی های مطلوب انتخاب کنند. در احادیث معصومان علیهم السلام معیارهای زیر برای انتخاب همسر ، مطرح شده اند :

یک . زیبایی جاذب

زیبا دانستن همسر (بویژه برای پسران) از معیارهای تفاهم و تدوام زندگی مشترک محسوب می شود و برای بعضی افراد ، زیبایی چهره همسر ، از اهمیت ویژه ای برخوردار است . از این رو ، در احادیث ، به مردی که قصد ازدواج با زنی را دارد ، اجازه داده شده که به چهره و موهای او نگاه کند و زیبایی وی را کشف نماید. امام صادق علیه السلام می فرماید : لَا بَأسَ أَن یَنظُرَ الرَّجُلُ إِلَی وَجهِهَا وَ مِعصَمِهَا إِذَا أَرَادَ أَن یَتَزَوَّجَهَا . [۳۹]

اشکال ندارد که مرد ، به صورت و مچ دست های زنی که قصد دارد با او ازدواج کند ، نگاه کند. همچنین از ایشان پرسیدند: آیا مرد می تواند به موها و محاسن زنی که می خواهد با او ازدواج کند، نگاه کند؟ امام فرمود : لَا بَأسَ بِذَلِکَ إِذَا لَم تَکُن مُتَلَذِّذَاً . [۴۰]

اگر همراه با لذّت شهوانی نباشد ، اشکال ندارد. انسان ، فطرتاً میل به زیبایی دارد و از زشتی ، روی گردان است . هر چیز زیبا، او را به خود جلب می کند و هر چیز نازیبایی او را دور می سازد . لذا برای شروع ارتباط پسر و دختر ، یک «زیبایی نسبی ای» لازم است تا قلب طرف مقابل را به سمت وی متمایل کند . البته اگر فرد ، زیبا نیست، حداقل سعی کند که آراسته و تمیز و خوش بو باشد تا از این طریق ، نازیبایی جسمانی اش را جبران کند، وگرنه باعث ایجاد تنفّر در فرد می شود.

این مسئله ، بویژه وقتی اهمیت پیدا می کند که یکی از زوجین ، نسبت به دیگری ، از زیبایی بیشتری برخوردار باشد و احساس زیان و خسران کند . علاوه بر این ، ممکن است که اطرافیان ، مرتّب این تفاوت را به آنها گوشزد کنند و ناخواسته ، باعث ایجاد کدورت بین آنها شوند. لذا در روایات ، از زیبایی ، به عنوان یکی از معیارهای انتخاب همسر یاد شده است. امام سجاد علیه السلام می فرماید : إِذَا أَرَادَ أَحدُکُم أَن یَتَزَوَّجَ فَلیَسأَل عَن شَعرِهَا کَمَا یَسأَل عَن وَجهِهَا فَإِنَّ الشَّعرَ أَحَدُ الجَمَالَینِ .[۴۱]

هنگامی که می خواهید ازدواج کنید از موی زنی که به خواستگاری او رفته اید سؤال کنید ؛ زیرا مو ، یکی از دو زیبایی است. البته در احادیث ، از این که فردی صرفاً به دلیل چهره دختر، اقدام به ازدواج نماید و زیبایی سیرت و اخلاق و تدیّن او را نادیده بگیرد، نهی شده است. امام صادق علیه السلام می فرماید : إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ المَرأَهَ لِمَالِهَا أَو جَمَالِهَا لَم یُرزَق ذَلِکَ، فَإِن تَزَوَّجَهَا لِدِینِهَا رَزَقَهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَالَهَا وَ جَمَالَهَا . [۴۲]

اگر مردی به خاطر زیبایی یا ثروت زنی ، با وی ازدواج کند، نه از زیبایی او بهره ای خواهد برد و نه از ثروت او ؛ امّا اگر او را به خاطر دینداری اش انتخاب کند، خداوند ، ثروت و زیبایی او را نصیب وی خواهد کرد. این بدان معناست که اگر ملاک ، فقط ثروت و زیبایی باشد و فرد ، به دیگر معیارها توجّه نکند، زندگی برایش آن قدر سخت می شود که نه آن ثروت به درد او می خورد و نه آن زیبایی به چشم او می آید.

اگر زن ، مؤمن واقعی باشد و به راستی ، شوهر خود را با عشق و محبّت جذب کند، حتّی اگر زشت و فقیر باشد ، در نظر مرد ، زیبا و ثروتمند جلوه می کند . و از طرفی ، برکت را به خانه مرد می آورد و روزی او فراخ می شود. در روایت دیگری از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت شده که فرمود : مَن تَزَوَّجَ امرَأَهً لا یَتَزَوَّجُهَا إِلَا لِجَمَالِهَا لَم یَرَ فِیهَا مَا یُحِبُّ وَ مَن تَزَوَّجَهَا لِمَالِهَا لَا یَتَزَوَّجُهَا إِلَا لَهُ وَکَلَهُ اللّهُ إِلَیهِ فَعَلَیکُم بِذَاتِ الدِّینِ . [۴۳] کسی که فقط به خاطر زیبایی زنی ، با او ازدواج کند، آنچه را که دوست می دارد ، در او نخواهد یافت و کسی که به خاطر مال و دارایی زنی ، با وی ازدواج کند ، خداوند به همان مال، وی را واگذارد . پس بر شما باد به ازدواج بازن با ایمان ! در احادیث ، توصیه بر این است که انگیزه فرد، دینداری و زیبایی ، با هم باشد. این مطلوب است ، لذا رسول اکرم فرمود : مَن تَزَوَّجَ امرَأَهً لِدِینِهَا وَ جَمَالِهَا کَانَ لَهُ فِی ذَلِکَ سَدَادٌ مِن عَوَز . [۴۴] هر کس به خاطر دینداری و زیبایی زنی با وی ازدواج کند، این کار ، مانع فقر و تنگ دستی او خواهد بود. لازم به توجّه است که زیبایی مرد ، بیشتر در عقل و منطق اوست و زنان نیز بیشتر جذب قدرت عقلی آنها می شوند تا زیبایی چهره شان ، بر عکسِ مردان که بیشتر جذب چهره زیبا و جذّابیت جسمی زن می شوند و کمتر به عقل و درایت آنها توجّه می کنند. امام علی علیه السلام در این باره می فرماید : صُورَهُ المَرأَهِ فِی وَجهِهَا ، وَ صُورَهُ الرَّجُلِ فِی مَنطِقِهِ . [۴۵]

صورت زن در چهره اوست و صورت مرد ، در منطق و سخن اوست. ولی به هر حال ، زن نیز از ازدواج با فردی که زشت روست احساس انزجار می کند، مگر این که باطن و سیرت او ، آن قدر زیبا باشد که زشتیِ صورت او را بپوشاند و زن ، مجذوب جهان باطن او شود. البته این مسئله ، در مورد مردان نیز صدق می کند.

دو . هماهنگی فکری و اعتقادی

از مهم ترین معیارهای گزینش همسر در جهت تفاهم در زندگی ، «توافق و هماهنگی فکری و اعتقادی» است که برای هر فرد ، باارزش تلّقی می شود. این ارزش ها می توانند ارزش های دینی، اخلاقی و یا سیاسی و حزبی باشند. انسان ها به خاطر عقیده خود ، از جانشان نیز می گذرند و همواره برای عقاید که به آنها ایمان دارند ، ارزش قائل اند . پس انسانی که به خاطر عقیده خود از جانش می گذرد، از همسرش نیز می گذرد. لذا در انتخاب همسر باید دقّت شود که حتماً فردی را انتخاب کنند که از نظر نظام ارزشی و باورهای اعتقادی ، همانند باشند. ازدواج هایی که با عدم توافق عقیدتی و مذهبی انجام می شود ، به این امید که هریک از زوجین بتواند دیگری را از نظر مذهبی ، متحوّل و متقاعد کند، در همه موارد ، موفّق نیستند. بسیار دیده شده که مردی دارای اعتقادات مذهبی است و به عنوان مثال ، حجاب برای او یک ارزش است، به دلایلی ، به دختری علاقه مند می شود که به این مسئله ، پایبند نیست، یا اصلاً از نظر دینی ، با او اختلاف دارد و بی توجّه به این اختلاف و با این فکر که پس از ازدواج ، او را تغییر می دهد ، با او ازدواج می کند ؛ امّا پس از ازدواج ، متوجّه می شود که نه قادر است او را تغییر دهد و نه می تواند از ارزش ها و باورهای خود چشم پوشی کند . در این جا مشکل ایجاد می شود و این عدم توافق ، به اختلافات شدیدتر می انجامد .

همین طور هم دختران دینداری که به پسرهایی علاقه مند می شوند که پایبند ارزش های دینی نیستند و با این فکر که می توانند پس از ازدواج ، بر شوهرشان تأثیر بگذارند ، اقدام به ازدواج می کنند ؛ امّا بعد متوجّه اشتباه خود می شوند. تأثیر این عدم توافق های دینی ، حتّی اگر در زندگی ، تحت تأثیر نوعی سازش، به حداقل برسد ، ولی با این حال ، این اثر را دارد که آن زن یا مرد ، از لذّت زندگی با فردی که در کنار او احساس همفکری و همرأیی می کند ، بی بهره اند . عبد اللّه بن سنان از امام صادق علیه السلام در مورد ازدواج زن مؤمن ، با مرد ناصبی ای که با اهل بیت علیهم السلام دشمنی دارد ، سؤال کرد. امام فرمود : لَا یُزَوَّجِ المُؤمِنَ النَّاصِبَهَ، وَ لا یَتَزَوَّجِ النَّاصِبُ المُؤمِنَهَ، وَ لَا یَتَزَوَّجُ المُستَضعَفُ مُؤمِنَهً . [۴۶] مرد مؤمن ، با زن ناصبی ازدواج نکند و زن مؤمنه ، با مرد ناصبی ازدواج نکند و همین طور مردی که معرفت دینی او ضعیف است (و خوبی و بدی دینی را درست تشخیص نمی دهد) ، با زن مؤمن آگاه ، ازدواج نکند. اوّلین پیامد هماهنگی فکری و اعتقادی دو همسر ، کاهش اختلافات و جرّو بحث هاست و مواردی چون : هماهنگی روابط اجتماعی و حلقه دوستان و در صورت بروز اختلافات، داشتن مراجع یکسان برای حل اختلاف و داشتن دیدگاه های واقعی نسبت به جنس مخالف (از نظر حقوق و واجبات، حلال و حرام و ضوابط و مقررات به آن کمک می کند ).

سه . توافق اخلاقی

یکی دیگر از مهم ترین معیارها برای انتخاب شریک زندگی ، «توافق در خُلق و خوی» است. ضرب المثل معروف «کبوتر با کبوتر ، باز با باز» تا حدّ زیادی با این معیار ، منطبق است. مطالعات بسیاری نشان داده است که انسان ها به سوی افرادی جذب می شوند که با آنها از نظر ویژگی های اخلاق فردی، نگرش ها، علایق و سرگرمی ها، هماهنگی داشته باشند. حتّی سفیدپوستان نیز به سیاهانی که نگرش های مشابهی دارند ، ابراز دوستی و محبّت بیشتری می کنند. باس (۱۹۸۵ م) دریافت که نامزدها و زوج های متأهّل ، مایل اند که بر حسب هوش، وظیفه اجتماعی، نگرش ها و ویژگی های اخلاقی مشابه ، با یکدیگر وصلت کنند. این یافته ها در چندین مطالعه مشابه دیگر نیز به تأیید و اثبات رسیده است. [۴۷]

علاوه بر این ، شواهد دیگری نیز نشان می دهند که پایدارترین ازدواج ها، بین زوج هایی است که از نظر خلق و خوی ، شبیه به هم هستند (کتل و نسل رو ، ۱۹۶۷ م). [۴۸]

یافته های بالا این عقیده رایج را که «اضداد ، یکدیگر را جذب می کنند» ، نفی می کند. ضمن این که آزمایش های فراوانی ، جهت بررسی «تأثیر تشابه و تفاوت» انجام شده و معلوم گردیده که کدام یک بیشتر تأثیر دارد. به عنوان مثال ، بایرن و همکارانش (۱۹۸۶ م) در آزمایش های خود ، به این نتیجه رسیدند که وقتی ما با افراد جدید روبه رو می شویم، ابتدا آنهایی را که نگرش های بسیار نامشابهی با ما دارند ، به عنوان دوستان اصلی خود نمی پذیریم و آنها را رد می کنیم . این مسئله در زندگی روزمره ، قابل مشاهده است. افرادی که تیپ Aهستند ، قادر به تحمّل افرادی با تیپ B نیستند و افراد با تیپB ، از این همه عجله و شور و فعالیت تیپ A ، احساس سردرگمی می کنند. افراد پُرشور و با نشاط تیپ A ، از سردی و سردرگمی تیپB ، احساس ناراحتی می کنند. افراد بسیار حسّاس و رمانتیک ، از زندگی در کنار فردی خشک و رسمی و کاملاً عقلانی ، دچار ضربه عاطفی می شوند و قادر به دوست داشتن شریک خود نیستند .

فرد مقابل هم در نتیجه شکست در برآورده ساختن انتظارات شریک خود، احساس ناتوانی می کند. همین طور افرادی که از نظر جنسی ، بسیار پُر شور و حرارت اند ، اگر با فردی ازدواج کنند که از نظر جنسی ، سرد و نافعال است ، هر دو طرف ، احساس نارضایتی خواهند کرد. این ویژگی ها و بسیاری ویژگی های دیگر، اهمیت زیادی در توافق زندگی زناشویی دارند و اموری نیستند که حتّی مشاوره و روان شناسی بتوانند آنها را رفع کنند، و بیشترین کاری که می توانند بکنند ، این است که کمی از حدّت و شدّت آنها بکاهند ، امّا هیچ گاه نمی توانند دو نفر را که از نظر ویژگی های شخصیتی و اخلاقی ، در دو طرف طیف قرار گرفته اند تا حدود زیادی به هم نزدیک کنند.

بنا بر این ، دختران و پسران جوان ، بهتر است که پیش از ازدواج ، به مشاور مراجعه کنند تا به بررسی توافق یا اختلاف ویژگی های آنها بپردازد . اگر با هم مشابهت داشتند ، به این امر اقدام کنند وگرنه ، از این ازدواج ، صرف نظر کنند . والدین نیز این امر را به تأخیر نیندازند تا پس از ازدواج ، با صرف هزینه های زیاد ، به متخصّصی مراجعه کنند که فرزندانشان را به هم نزدیک سازد ؛ زیرا کم پیش می آید که این امر ، میسّر گردد.

بایرن (۱۹۷۱ م) درباره علل اهمیت شباهت اخلاقی ، به چند چیز اشاره می کند :

۱ . افرادی که با نگرش های ما موافق اند ، در ذهن ما با ایجاد دیدگاهی درست، قابل قبول و ارزشمند از دنیا ، باعث تقویت عزّت نفسمان می شوند ؛ یعنی افراد مشابه با ما، تقویت مثبت برایمان فراهم می آورند.

۲ . کمتر چیزی وجود دارد که همانند «محبوب بودن از سوی دیگران» ، پاداش دهنده باشد. از این رو ، مسلّم می دانیم، افرادی که در نگرش های ما سهیم اند، ما را دوست خواهند داشت و ما نیز آنها را دوست خواهیم داشت.

۳ . ما عملاً مایلیم که فرصت های زیادی برای ملاقات با کسانی داشته باشیم که در نگرش های ما سهیم اند. این برخوردها و ملاقات ها که معمولاً مثبت اند احتمال گسترش رابطه دوستی را افزایش می دهند.

۴ . برقراری ارتباط با کسانی که شبیه به ما هستند، آسان تر است و بودن با آنها ، در ما احساس وحدت و یگانگی و تعلّق خاطر ایجاد می کند. ما می توانیم از همنشینی با آنها احساس آرامش کنیم و لذّت ببریم . همچنین می توانیم پیش بینی کنیم که برخوردهای بعدی با آنها احتمالاً، لذّت بخش و عاری از اضطراب و تضاد خواهد بود. البته این نکته را نیز باید اضافه کنیم که شباهت در برخی ویژگی های اخلاقی ، نه تنها موجب انسجام نمی شود ، بلکه هماهنگی را مشکل و احیاناً ناممکن می سازد . مثلاً مردی که سلطه جو و قدرت طلب است ، اگر با زنی ازدواج کند که همین ویژگی ها را دارد، زندگی آنها تبدیل به صحنه جنگ و جدال خواهد شد . بنا بر این ، لازم است دختر و پسری که قصد ازدواج دارند ، به همه جوانب شخصیتی یکدیگر توجّه کنند و اگر احساس می کنند که در این امر ناتوان اند ، بهتر است با مراجعه به متخصّصان، از آنها یاری بگیرند. با توجّه به مطالب بیان شده ، معلوم می شود که مهم ترین معیارها برای انتخاب همسر ، توافق دینی و توافق اخلاقی است که بدون این دو، توافق های دیگر ، تأثیر چندانی نخواهند داشت. به همین دلیل است که پیامبر صلی الله علیه و آله مکرراً تأکید می فرماید : إذا جاءکم من ترضون خلقه و دینه فزوّجوه و إلّا تفعلوه تکن فتنه فی الأرض و فسادٌ کبیر . [۴۹]اگر فردی به خواستگاری دختر شما آمد که از نظر دینی و اخلاقی ، با او توافق داشت ، او را تزویج کنید و اگر مانع این کار شوید ، باعث ایجاد فتنه و فساد بزرگی در زمین شده اید. هماهنگی اخلاقی و دینی ، آن قدر اهمیت دارد که اختلاف طبقاتی را تحت پوشش قرار می دهد و چه بسا افرادی ثروتمند ، با مشاهده امانتداری و دینداری یک جوان ، وی را به دامادی خود انتخاب کرده اند و آنها سال های سال ، باهم زندگی سعادتمند داشته اند . خانواده های متدیّن و اصیل (از جمله برخی از علما) هم با مشاهده ایمان و اخلاق یک جوان ، گرچه از طبقه پایین تر بوده است، دختر خود را به عقد او درآورده اند. پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد مشابهی می فرماید : إذا جاءکم من ترضون خلقه و دینه فزوّجوه. قلت: یا رسول الله! و إن کان دنیّاً فی نسبه ؟ قال: إذا جاءکم من ترضون خلقه و دینه فزوّجوه، إلّا تفعلوه تکن فتنه فی الأرض و فساد کبیر . [۵۰]

اگر فردی که دین و اخلاق او را می پسندید ، به خواستگاری دخترتان آمد ، او را رد نکنید . [ راوی ]می گوید : ای رسول خدا! حتی اگر از نظر اصل و نسب ، در طبقه پایینی باشد ؟ پیامبر صلی الله علیه و آله می گوید : اگر فردی آمد که دین و اخلاق او را می پسندید ، او را تزویج کنید و اگر این کار را نکنید ، فتنه و فساد بزرگی در زمین رخ می دهد.

چهار . همشأنی اجتماعی

تا این جا روشن شد که هماهنگی در خلق و خوی، مهم ترین معیار برای تفاهم در زندگی مشترک است. معیارهای دیگری نیز وجود دارند که اگرچه تأثیر کمتری دارند، امّا بی تأثیر نیستند . «رعایت شأن اجتماعی» از جمله آنهاست. مسلّماً برای یک زن و مرد مؤمن واقعی، اختلاف طبقاتی ، اهمیتی نخواهد داشت ؛ چرا که اسلام ، این اختلاف ها را از بین برده و تنها عامل را «برتری تقوا و اسلام» بیان کرده است ؛ امّا ، قطعاً تعداد این زوج ها زیاد نیستند . بنا بر این ، در زوج هایی که عامل «اسلام» از آن چنان استحکامی برخوردار نیست که تفاوت طبقاتی را تحت الشعاع قرار دهد، توافق و هماهنگی طبقاتی (چه از نظر طبقه اقتصادی و چه طبقه اجتماعی و فرهنگی) ، اهمیت زیادی دارد ؛ زیرا باعث می شود که تفاهم و هماهنگی زوجین و همچنین همکاری و همدلی آنها افزایش پیدا کند و تشابه نیروی جنسی و نگرش به آن ، از تحقیر و توهین به یکدیگر و فخرفروشی نسبت به همدیگر پیشگیری شود.

بنا بر این ، ازدواج فردی که همه افراد خانواده او دارای تحصیلات بالا هستند ، با فردی که از یک خانواده ثروتمند است ، امّا تحصیلات بالا ندارد، مطلوب نیست. همین طور ازدواج فردی از طبقه ثروتمند ، با فردی از طبقه فقیر ، مناسب نیست . نتیجه این که باید شئونات اجتماعی و اقتصادی رعایت شود.

پنج . دینداری و تقوا

از ویژگی های شایسته پسران که باید مورد توجّه دختران و اولیای آنان باشد و در ازدواج ، مهم تلقّی می گردد این است که باید «متدیّن» باشند و رفتارهایش بر محور تقوای الهی بچرخد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : إِذَا جَاءَکُم مَن تَرضَونَ دِینَهُ وَ اَمَانَتَهُ یَخطُبُ (إِلَیکُم) فَزَوِّجُوهُ، إِلَا تَفعَلُوهُ تَکُن فِتنَهٌ فِی الأَرضِ وَ فَسَادٌ کَبِیرٌ . [۵۱]

هرگاه کسی به خواستگاری دختر شما آمد و دینداری و امانتداری او را پسندیدید، او را تزویج کنید که اگر چنین نکنید ، در روی زمین ، تبهکاری و فساد بسیار پدید خواهد آمد. نیز امام حسن علیه السلام به مردی که با ایشان درباره ازدواج دخترش مشورت کرده بود،فرمود : زَوِّجها مِن رَجُلٍ تَقِیٍّ، فَإِنَّه إِن أَحَبَّهَا أَکرَمَهَا وَ إِن أَبغَضَهَا لمَ یَظلِمهَا . [۵۲] او را به مردی باتقوا شوهر بده ؛ زیرا اگر دختر تو را دوست داشته باشد ، گرامی اش می دارد و اگر دوستش نداشته باشد ، به وی ستم نمی کند. حتی ازدواج زن مؤمنه (یعنی زن آگاه و عارف به مسائل دینی) ، با مرد مستضعف (یعنی مردی که اعتقادات او در هیچ زمینه ای قوی نیست و نمی توان او را انسان مؤمن آگاه دانست) نیز نهی شده است. امام صادق علیه السلام فرمود : وَ لا یَتَزَوَّجِ المُستَضعَفُ مُؤمِنَهً . [۵۳]

هرگز نباید مرد مستضعف ، با زن مؤمن معتقد ، ازدواج کند. بنا بر این ، پسرانی که باایمان و دیندار نیستند ، مانند کسانی که در اعتقاد خود تردید دارند و یا در کارهای صالح و شایسته شرکت نمی کنند ، بلکه ، به صورت مستمر مرتکب گناه می شوند، شایستگی آن را ندارند که دختر مؤمن ، به همسری او درآید. امام صادق علیه السلام می فرماید : تَزَوَّجُوا فِی الشَّکَّاکِ وَ لَا تُزَوِّجُوهُم، لِأَنَّ المَرأَهَ تَأخُذُ مِن أَدَبِ زَوجِهَا و یَقهرُهَا عَلَی دِینِه . [۵۴]

از خانواده ای که در حقانیت دین تردید دارند، زن بگیرید ، ولی به آنها زن ندهید ؛ زیرا زن ، تربیت و خلق و خوی مرد را به خود می گیرد و زن را تحت تأثیر آیین خود قرار می دهد. و امام رضا علیه السلام می فرماید : إِیَّاکَ أَن تُزَوِّجَ شَاربَ الخَمرِ، فَإِن زَوَّجتَهُ فَکَأَنَّمَا قُدتَ إِلَی الزِّنا . [۵۵]

از زن دادن به انسان شراب خوار بپرهیز که اگر به او زن دهی ، چنان است که دلّال زنا شده باشی.

دلیل بیان امام علیه السلام مستی و بی غیرتی فرد شراب خوار است که چه بسا زن خود را به زنا وادار نماید . امام صادق علیه السلام نیز می فرماید : مَن زَوَّجَ کَرِیمَتَهُ مِن شَاربِ الخَمرِ فَقَد قَطَعَ رَحِمَهَا . [۵۶]

کسی که دختر خود را به همسریِ انسان شراب خوار درآورد ، رَحِم او را قطع کرده است. زیرا دختر را از خانواده اش جدا کرده و به کسی داده است که از صله رحم و غیرتِ خویشی و دینی، هیچ برخوردار نیست.

شش . رعایت فاصله سنّی

زن و مرد باید از نظر سنّی ، با یکدیگر تناسب داشته باشند . اختلاف زیاد بویژه بزرگ تر بودن زن، از نظر پزشکان و روان شناسان ، مطلوب نیست و علّت آن ، به تفاوت های زیستی زن و مرد برمی گردد. در هر حال ، اختلاف سنی حتّی در مواردی که مرد ، بزرگ تر است نباید از ده سال بیشتر باشد. آقای دکتر کیهان نیا در این مورد می نویسد : آمار نشان می دهد که بهترین فاصله سنّی بین دختر و پسر ، چهار تا هفت سال است که گاهی این ارقام ، بین دو تا ده سال هم در نوسان است. دلایل مهم آن نیز به قرار زیرند :

۱ . زن ، زودتر به بلوغ جسمی می رسد ؛ بنا بر این ، به نیازهای جنسی او باید زودتر پاسخ داد.

۲ . زن ، به علّت زایمان ، زودتر از مرد ، طراوت جسمی خود را از دست می دهد. در نتیجه ، فاصله سنّی ، باعث توازن فیزیکی و موازنه در شکستگی صورت و اندام ها می شود.

۳ . نیازهای جنسی در زنان ، زودتر فروکش می کند . به عبارت دیگر ، زنان پس از ۷۵ سالگی نیاز زیادی به روابط جنسی ندارند. در عوض ، مردانی بوده اند که پس از هشتاد سالگی(و ندرتاً بیشتر) هم بچّه دار شده اند.

۴ . زن ، زودتر وارد مرحله بلوغ اجتماعی می شود و برای ازدواج آماده می گردد. [۵۷] این دلایل، نشان دهنده این امر است که بهترین فاصله سنّی ، بین چهار تا هفت سال است. طبیعی است که فاصله سنّی زوجین نباید فاصله فاحشی باشد (مثلاً پانزده سال یا بیشتر) ؛ چرا که نتیجه این ازدواج ، یا عمری سوختن و ساختن است و یا جدایی و طلاق. همچنین در مورد بیشتر بودن سن دختر از پسر، همین امر صادق است. خانواده ها باید مراقب باشند که سن عروس خانم ، از سن آقا داماد ، بیشتر نباشد. در صورتی که به این مسئله ، توجّه کافی نشود، این گروه هم مثل گروه قبلی ، محکوم به شکست خواهند بود ؛ یعنی این زندگی ، یا به طلاق می انجامد و یا مرد مبادرت به ازدواج دوباره می کند که این کار ، هم ناصواب است و هم زندگی را با مشکل رو به رو می سازد. البته در شرایط استثنایی ، گاهی اتفاق افتاده که سن زن، یکی دو سال از مرد بیشتر بوده و زن و مرد توانسته اند با یکدیگر به خوشی زندگی کنند ؛ ولی آنها آگاهانه و با علم به غلط بودن کارشان مبادرت به ازدواج کرده اند ، و در نتیجه ، خود را از پیش، آماده مشکلاتشان کرده اند و لاجرم توانسته اند در کنار هم به زندگی ادامه دهند ؛ امّا یادمان باشد که آنها استثنا هستند و هرگز استثناها را نمی توان جای قاعده و معیارهای واقعی قرار داد.

هفت . توجه به خواست دختر و پسر

از جمله معیارهای انتخاب همسر، خواست خود دختر و پسر است. از این رو ، والدین نباید فرزندانشان را به انتخاب موردی که آنها می گویند ، مجبور کنند یا با انتخاب آنها مخالفت کنند ؛ زیرا اجبار کردن دختر و پسر ، به انتخاب فردی که مورد نظر والدین است ، حتی اگر یک فرد ایده آل باشد ، نامطلوب است. این انتخاب ، چون از روی اجبار و اکراه است ، معمولاً طرفی که مجبور به انتخاب شده ، به جای دیدن شرایط خوب طرف مقابل، مدام به دنبال پیدا کردن ایرادهای اوست تا حرف خود را به خانواده و به دل خود ثابت کند که مخالفت او ، به جا بوده است .
از طرف دیگر ، مخالفت خانواده ، با فردی که فرزند آنها انتخاب کرده اند ، نه تنها چشم او را به بدی های طرف مقابل باز نمی کند ، بلکه اصرار و لجاجت او را در رسیدن به فرد مورد نظر ، بیشتر می کند ، چرا که انسان ، به چیزی که منع شود ، حریص خواهد شد. مگر این که خانواده بتوانند با زبانی که بر فرزند آنها مؤثّر است یا از طریق فردی که برای جوان ، قابل اعتماد است ، با دلیل محکم ، به وی ثابت کنند که فرد مورد نظر او مناسب نیست. این روش هم گاهی برای بعضی از جوانان رشدنایافته ای که عشق آنها پایه های نوروتیکی دارد ، مؤثّر واقع نمی شود و تنها راه ، این است که به قول معروف : «سر آنها به سنگ بخورد».

بنا بر این ، در این حالت نیز والدین یا باید اجازه دهند که جوان، خودش انتخاب کند و نتیجه آن را ببیند و یا او را نزد متخصّص ببرند که درمان شود.

متأسّفانه بسیاری از مخالفت کردن های خانواده ها ، از روی معیارهای منطقی و عقلی نیست ؛ بلکه گاهی به بهانه های واهی (مثل : نداشتن تحصیلات بالا و نداشتن مال و ثروت آن چنانی) ، مانع ازدواج دخترهایشان می شوند. در این شرایط ، دختر و پسر می توانند با مراجعه به مراجع ذی صلاح ، بدون اجازه والدین ازدواج کنند.

به هر حال ، از معیارهای ازدواج سالم، انتخاب خود دختر و پسر است و نباید والدین ، بدون رضایت دختر یا پسر، آنها را به عقد فردی در بیاورند. فردی خدمت امام صادق علیه السلام آمد و عرض کرد: می خواهم با زنی ازدواج کنم و پدرم زن دیگری را برایم انتخاب کرده است . امام فرمود : تَزَوَّجِ الَّتِی هَوِیتَ وَدَعِ الَّتِی یَهوَی أَبَوَاکَ . [۵۸]

با فردی که دوست داری ازدواج کن و به فردی که پدرت انتخاب کرده ، توجّه نکن .

در مورد دختران نیز امام صادق علیه السلام می فرماید : تُستَأمَرُ البِکرُ وَ غَیرُهَا، وَ لا تُنکَحُ إِلَا بِأَمرِهَا . [۵۹] نظر دختر باکره و غیر باکره را در امر ازدواج باید پرسید و بدون اجازه او، نباید او را تزویج نمود. و از امام علی علیه السلام روایت شده که فرمود : لا یُنکِح أَحَدُکُم ابنَتَهُ حَتَّی یَستَأمِرَهَا فِی نَفسِهَا، فَهِیَ أَعلَمُ بِنَفسِهَا، فَإِن سَکَتَت أَو بَکَت أَو ضَحِکَت فَقَد أذِنَت، وَ إِن أبَت لَم یُزَوِّجهَا .[۶۰] دختران خود را هرگز به عقد ازدواج کسی درنیاورید ، مگر این که نظر او را بپرسید ؛ چرا که او نسبت به خودش از همه آگاه تر است . پس اگر سکوت کرد یا گریه کرد یا خندید، نشانه اجازه دادن است و اگر امتناع و مخالفت کرد، نباید او را تزویج کنید. البته احتمالاً نشانه هایی که بیان شده، علامت های رایج در آن منطقه برای رضایت بوده است . ممکن است در فرهنگ ها و مناطق دیگر ، طور دیگری باشد ؛ ولی مهم این است که دختر ، راضی باشد و رضایت خود را به نحوی اعلام کند. در حدیث دیگری آمده که فردی با امام کاظم علیه السلام در امر ازدواج دخترش با برادرزاده اش مشورت کرد . امام فرمود : افعَل وَ یَکونَ ذَلِکَ بِرِضَاهَا، فَإِنَّ لَهَا فِی نَفسِهَا نَصِیباً .[۶۱] انجام بده (و او را تزویج کن) ؛ امّا باید با رضایت او باشد ؛ چرا که او هم برای خود ، تمایلات و آرزوهایی دارد.

هشت . سلامت خانوادگی

کسانی که در خانواده های اصیل و سالم ، رشد یافته اند ، از سلامت روانی برخوردارند ؛ ولی آنهایی که در خانواده های آشفته رشد کرده اند و رفتارهای نابه هنجار را تجربه نموده اند ، معمولاً با مشکل روانی روبه رو می شوند . از این رو ، در احادیث ، توصیه بر این است که جوانان مؤمن ، از خانواده های شایسته و اصیل ، همسر انتخاب کنند ؛ زیرا علاوه بر نوع تربیت خانواده، صفات ارثی ای که به فرزند منتقل شده نیز ، در روان دختر جوان ، تأثیر گذاشته است .

مسلماً انسان های گروه اوّل ، سالم تر و قابل اعتمادترند (هر چند بسیار کمیاب اند). لذا امام صادق علیه السلام درباره اثربخشی ارثی و لزوم توجّه به شایستگی خانواده دختر می فرماید : تَزَوَّجُوا فِی الحجزِ الصَّالح فَإِنَّ العِرقَ دَسَّاسٌ . [۶۲]

از خانواده های صالح ، همسر اختیار کنید ؛ زیرا در ویژگی های ارثی فرزندان تأثیر می گذارد. این حدیث ، هماهنگ با کشفیات جدید علم ژنتیک ، نشان می دهد که بسیاری از ویژگی ها ، از طریق ژن ها منتقل می شوند و نه فقط ژن های پدر و مادر ، بلکه اجداد نیز در آن تأثیر دارند . این مطلب ، مُهر تأییدی است بر این ضرب المثل عامیانه که : «مادر را ببین ، دختر را بگیر». اگرچه امروزه ، تفاوت های آشکاری بین جوانان و والدین آنها ایجاد شده که گویی از دو دنیای متفاوت اند ، امّا این تفاوت ها فقط در نگرش ها و باورهاست (که آن هم پس از ازدواج ، کم رنگ می شود) وگرنه ویژگی هایی که مادر در فرزند خود پرورش داده، در اعماق وجود او نفوذ می کند و رهایی از آنها بسیار مشکل است.

بارها مشاهده شده که فرد ، آشکارا بعضی افکار ، باورها و رفتارهای والدین خود را نکوهش می کند ، امّا در عمل ، ناخودآگاه همان شیوه را در پیش می گیرد. بنا بر این ، در انتخاب همسر ، ملاحظات علم ژنتیک را نباید نادیده گرفت. به جاست که درباره ویژگی های خانوادگی ای که در فرزندان آینده شما پدیدارمی شوند، تحقیقات کافی بنمایید. شما می توانید در این باره ، به طور کامل ،روی شخصیت، اخلاق و قوای دِماغی دختر مورد علاقه خود بررسی نمایید و ویژگی های خانوادگی او را هم به حساب آورید. اگر اثرات دیوانگی، صرع و دیگر رگه های ضعف بُنیه در والدین، نیاکان، برادران و خواهران، عموها و عمّه ها دیده شود ، احتمالاً ممکن است نتیجه بگیرید که حاضر نیستید چنین ویژگی هایی به فرزندانتان منتقل گردد. اگر تصمیم گرفتید که از این خانواده ، زن بگیرید، اطمینان حاصل کنید که خانواده خودتان به حد کافی ، قوی است تا بتواند اثرات رگه های چنین ضعفی را جبران کند .

ج . ارتقای شناختی همسران

پس از آن که جوان ازدواج کرد ، در دوران عقدبستگی باید آموزش های لازم را درباره افزایش مهارت های شناختی نسبت به همسر و پرورش نگرش ها و باورهای صحیح شیوه های ارتباطی و اخلاقی فراگیرد. اموری که دختران و پسران جوان ، پس از ازدواج باید نسبت به آنها آگاه شوند و شناخت کافی پیدا کنند تا بتوانند زندگی را به صورت مطلوب ادامه دهند (و در احادیث نیز بر آگاه سازی جوانان از آنها تأکید شده است) ، عبارت ند از : شناخت توانمندی ها، احساسات و عواطف، خواسته ها و حقوق متقابل یکدیگر .

شناخت نیازها و عواطف

هر یک از زن و مرد باید نیازها و عواطف یکدیگر را بشناسند . مرد باید آگاه باشد از این که زن ، بنده محبّت است و علاقه ها و خواسته هایی دارد ؛ دوست دارد مورد حمایت و محبّت مرد قرار گیرد و برایش ارزش قائل شود ؛ علاقه مندی اش را آشکارا به وی اعلام کند ؛ بپزیرد که زن ، احساسی و هیجانی است ؛ به زیورآلات، آرایش، امور تشریفاتی و پرحرفی علاقه مند است ؛ دل نازک است و زود به گریه می افتد و چه بسا تحت تأثیر هیجانات، برخورد مناسبی نداشته باشد . بنا بر این ، انتظار دارد که همانند مردان با وی برخورد نشود. زن نیز باید بشناسد مرد را که بنده شهوت است ؛

از تصاحب زن خوشش می آید ؛ خون سرد و شجاع است ؛ خیلی علاقه به پرحرفی ندارد ؛ بیش از آن که به امور تشریفاتی بیندیشد ، به واقعیات زندگی می اندیشد ؛ حرف های او نوعاً با منطق همراه است و سنجیده تر و پخته تر سخن می گوید و تصمیم می گیرد . بنا بر این ، انتظار دارد که مدیریت وی در خانه پذیرفته شود، به شخصیتش احترام گذاشته شود و با محبّت و نرمی ، با او سخن گفته شود.

شناخت حقوق جنسی

خداوند متعال با توجّه به توانمندی ها و نیازهای گوناگون زن و مرد ، برای آنان حقوق متقابلی را وضع کرده و آنها را به انجام دادن آن ، مکلّف نموده است. آگاهی از این حقوق برای جوان ، زمینه مناسبی را برای ارتقای سطح زندگی مشترک آنها فراهم می سازد. در متون حدیثی ، زیاد به این حقوق پرداخته شده است.

از بین حقوق گوناگون زوجین ، «حقوق جنسی» ، با ازدواج برای هر یک از زوجین نسبت به یکدیگر پدید می آید. آگاهی از این حقوق برای هر یک از آنها حائز اهمیت است و در پیوند و استحکام زندگی خانوادگی آنها مؤثّر است .

آشنایی زوجین با روش های روان شناختی و عاطفی زمینه ساز اجرای عملی این حقوق، در پیشگیری از اختلاف و بروز تنش در زندگی مشترک آنها، ارتقای سلامت روانی زوجین، رشد احساس وابستگی بین آنها و استحکام بیشتر زناشویی، تأثیر به سزایی دارد. منظور از حقوق جنسی، حق هایی است که پس از ازدواج پدید می آیند و همگی در ارتباط با لذّت جنسی زوجین اند . هر یک از زوجین در برابر حقوقی که همسرش دارد ، موظّف به انجام دادن فعالیت هایی است که در جهت لذّت جنسی همسرش باید انجام دهد.

مهم ترین و اساسی ترین حق جنسی ، «تمکین» نسبت به همسر و پرهیز از نشوذ است . هر یک از زوجین ، احساس نیاز می کند که همسرش برای لذّت او، فعالیت کند و بدون عذر ، از آمیزش خودداری ننماید. این احساس نیاز، حقّی است که هر یک نسبت به دیگری دارد. این حق در اصطلاح حقوق فقهی «حق تمکین» نام دارد و موجب وظایفی ویژه در فعالیت های جنسی و آمیزش برای زن و شوهر می گردد. نَشَزَ در لغت به معنای بلند شدن و ارتفاع و بلندی است. «نَشَزَ الرجل» یعنی نشسته بود ، پس برخاست و ایستاد. «نَشَزَتِ المرأه بزوجها نشوزاً» یعنی با شوهرش ناسازگاری کرد و او را به خشم آورد. «نشز الرجل بزوجته» یعنی سر ناسازگاری با او گذاشت و به او توجّه لازم را نمی کرد. بنا بر این ، آنچه در قرآن و احادیث مطرح شده ، نشوز هم برای مرد است و هم برای زن. قرآن درباره نشوز مرد، ضمن اشاره به این نکته که نشوز ، بد است و صلح و آشتی ، خیر ، می فرماید : «وَإِنِ امْرَأَهٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَیْهِمَآ أَن یُصْلِحَا بَیْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَیْرٌ . [۶۳]

اگر زنی از شوهر خویش، بیم ناسازگاری یا روی گردانی داشته باشد، مشکلی نیست که از راه صلح ، با یکدیگر به آشتی گرایند و سازش و صلح ، نیکوست». در احادیث فراوانی ، نشوز مرد از زن مطرح شده و در آنها خواسته است که مرد از ناسازگاری با زن و بی توجّهی به نیاز جنسی زن ، خودداری کند و اگر موردی وجود دارد که باعث بی توجّهی و ناسازگاری شده، آن را حل کنند و با آشتی بین خود ، به نشوز پایان دهند. [۶۴]

در حکومت ، اگر با ارشاد و امر به معروف، مرد کوتاه نیامد با تهدید و امور قانونی باید اقدام نمود. مانند آنچه که امیرالمؤمنین علیه السلام انجام داد . شهید مطهری رحمه الله جریان را چنین نقل می کند که علی علیه السلام در زمان خلافت خود ، کار رسیدگی به شکایات را خودش شخصاً به عهده می گرفت و به کس دیگری واگذار نمی کرد . روزهای بسیار گرم که معمولاً مردم ، نیم روز در خانه های خود استراحت می کردند ، او در بیرون دارالاماره ، در سایه دیوار می نشست که اگر احیاناً کسی شکایتی داشته باشد ، بدون واسطه و مانع ، شکایت خود را تسلیم کند. گاهی در کوچه ها و خیابان ها راه می افتاد،تجسّس می کرد و اوضاع عمومی را از نزدیک ، تحت نظر می گرفت. یکی از روزهای بسیار گرم، خسته و عرق کرده ، به مقر حکومت مراجعت کرد. زنی را جلوی در ایستاده دید. همین که چشم زن به علی افتاد ، جلو آمد و گفت : شکایتی دارم . شوهرم به من ظلم کرده، مرا از خانه بیرون نموده و مرا تهدید به کتک کرده که اگر به خانه بروم ، مرا کتک خواهد زد. اکنون به دادخواهی نزد تو آمده ام .

امام علی علیه السلام فرمود : «بنده خدا! الآن هوا خیلی گرم است، صبر کن تا عصر که هوا قدری بهتر بشود، خودم به خواست خدا با تو خواهم آمد و ترتیبی به کار تو خواهم داد». زن گفت : اگر توقّف من در بیرون خانه ، طول بکشد، بیم آن است که خشم او افزون گردد و بیشتر مرا اذیت کند. علی لحظه ای سر را پایین انداخت .

سپس سر را بلند کرد و در حالی که با خود زمزمه می کرد گفت: «نه، به خدا قسم که نباید رسیدگی به دادخواهی مظلوم را تأخیر انداخت! حق مظلوم را حتماً باید از ظالم گرفت و وحشت ظالم را باید از دل مظلوم بیرون کرد تا با کمال شهامت و بدون ترس ، در برابر ظالم بایستد و حق خود را مطالبه کند» . علی به اتفاق آن زن ، به در خانه شان رفت . پشت در ایستاد و به آواز بلند فریاد کرد . جوانی بیرون آمد که شوهر زن بود. جوان ، علی را نشناخت . دید پیرمردی که در حدود شصت سال دارد ، به اتفاق زنش آمده است. فهمید که زنش این مرد را برای حمایت و شفاعت با خود آورده است ؛ اما حرفی نزد. علی علیه السلام فرمود : «این بانو که زن توست ، از تو شکایت دارد و می گوید که تو به او ظلم کرده ای و او را از خانه بیرون انداخته ای .

به علاوه ، او را تهدید به کتک نموده ای. من آمده ام به تو بگویم که از خدا بترس و با زن خود ، نیکی و مهربانی کن !» . آن مرد گفت: به تو چه مربوط که من با زنم خوب رفتار کرده ام یا بد! بله ، من او را تهدید به کتک کرده ام ؛ امّا حالا که رفته و تو را آورده و تو از جانب او حرف می زنی ، او را زنده زنده آتش خواهم زد.

علی از گستاخی جوان برآشفت، دست به قبضه شمشیر بُرد و از غلاف بیرون کشید. آن گاه گفت : «من تو را اندرز می دهم و امر به معروف و نهی از منکر می کنم و تو این طور جواب مرا می دهی! صریحاً می گویی که من این زن را خواهم سوزاند! خیال کرده ای که دنیا این قدر بی حساب است؟» . فریاد علی که بلند شد ، مردم عابر ، از گوشه و کنار جمع شدند. هرکس که می آمد، در مقابل علی تعظیمی می کرد و می گفت: «السلام علیک یا امیرالمؤمنین» .

جوان مغرور ، تازه متوجّه شده بود که با چه کسی روبه روست . خود را باخت و به التماس افتاد: یا امیرالمؤمنین! مرا ببخش ! به خطای خود اعتراف می کنم. از این ساعت ، قول می دهم که مطیع و فرمانبردار زنم باشم و هرچه فرمان دهد ، اطاعت کنم. علی رو کرد به آن زن و فرمود : «اکنون به خانه خودت برو ؛ امّا تو هم مواظب باش که طوری رفتار نکنی که او را به این چنین اعمالی وادار کنی . [۶۵] قرآن ، درباره نشوز زن ، ضمن نهی از اقدام به نشوز و لزوم حل این مشکل می فرماید : «وَالَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلَا تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً . [۶۶]

زنانی را که می ترسید سرکشی و نافرمانی کنند ، آنها را ابتدا نصیحت کنید ، سپس با آنها قهر کنید و از آنها در رخت خواب دوری کنید (اگر مفید واقع نشد) و به آنها بزنید . پس اگر از شما اطاعت کردند، راهی برای تعدّی بر آنها نجویید». در روایات فراوانی هم به نشوز زن نسبت به مرد، پرداخته شده است که می توانید بدان ها مراجعه کنید. [۶۷]

مراد از نشوز چیست؟

آیا زن باید در همه امور ، از شوهرش اطاعت کند و هر عصیانی از اوامر شوهر ، بر او حرام است و نشوز و سرکشی به حساب می آید ؟ بیشتر فقها و مفسران ، نشوز زن را به معنای خودداری او از تمکین بدون داشتن عذر می دانند ؛ زیرا تنها حق شرعی مرد که فقها بر آن اتفاق نظر دارند و زن ، موظّف به رعایت آن است ، عدم خودداری او از استمتاع شوهرش با وی است و در مورد بیرون رفتن زن از خانه بدون اذن شوهر ، بین فقها اتفاق نظر نیست .

عدّه ای مطلقاً آن را نهی می کنند و عدّه ای معتقدند که اگر بیرون رفتن زن ، باعث از بین رفتن حق تمتّع مرد از زن شود ، حق ندارد بدون اجازه او از خانه خارج شود. بنا بر این ، طبق این تفسیر ، اگر زن بدون عذر، خود را بر شوهرش عرضه نکرد و اجازه نداد که شوهرش با او آمیزشی کند ، مرد ، ابتدا باید با او صحبت کند و او را نصیحت کند ، و اگر مفید واقع نشد و زن همچنان به روش خود ادامه داد ، مرد حق دارد که در بستر از آنها دوری کند و به اصطلاح ، به حالت قهر بخوابد.

اگر باز هم مؤثّر واقع نشد ، می تواند او را بزند ، البته به گونه ای که از حدود موازین شرعی ، تخلّف نکند .

در واقع ، خداوند در این آیه ، سه مرحله برای حلّ این مشکل تعیین می کند. در مرحله اوّل ، مرد با همسرش صحبت می کند و اتفاقاً از نظر روان شناسی هم این ، یکی از روش های حل مسئله است که زوجین با یکدیگر گفتگو کنند و از این طریق ، مشکلاتشان را حل کنند ؛ و امّا اگر گفتگو مفید واقع نشد و زن همچنان به روش خود ادامه داد ، مرد می تواند وارد مرحله دوم شود و آن این است که در بستر ، از همسرش روی گردانی کند.

از نظر علمی نیز یکی از روش های درمان سردمزاجی زنان، خودداری از آمیزش با آنهاست. (البته در این جا این اشکال مطرح می شود که در آن روش درمانی ، مرد ، دیگر تمتّعات را انجام می دهد ، ولی آمیزش نمی کند و وقتی که مرد قهر باشد ، خود به خود ، دیگر تمتّعات را انجام نخواهد داد). امّا بحث و اشکال بر سر روش سوم است و آن ، این که آیا زدن زنی که حاضر به آمیزش نیست ، واقعاً مفید است ؟

در این جا باید باز به کلمه نشوز برگردیم و این که نشوز ، به معنای عصیان و سرکشی است و تفاوت بسیاری بین این نوع خودداری از انجام دادن وظایف جنسی که همراه با سرکشی است و خودداری ای که به دلیل مشکلات روحی روانی است ، وجود دارد . در این جا ممکن است سرکشی ، به این معنا باشد که زن ، عمداً و برای تضییع حقوق مرد و از روی پرخاشگری ، حاضر به آمیزش نیست.

از طرفی ، گفتگو و قهر کردن هم با او مؤثّر واقع نشده ، پس به آخرین وسیله تضمینی ، متوسّل می شود تا بدین وسیله ، زن بترسد و از عصیان و نافرمانی ، دست بکشد.

آیه ، شامل چه کسانی است؟

نکته دیگری که باید در این زمینه روشن شود ، این است که آیا این آیه ، تمام زنان را شامل می شود یا عده خاصی را در برمی گیرد؟ تمکین ، در سه مرحله : آراستگی ، آماده سازی و آمیزش ، از حقوق جنسی زوجین محسوب می شود که در متون حدیثی ، انجام دادن هر سه مرحله ، از جمله وظایف جنسی زن و شوهر شمرده شده است و تفصیل آن ، در آخر همین فصل خواهد آمد .

مسلماً زن هم به طور طبیعی ، نیاز جنسی دارد و از ارضای آن لذّت می برد (هر چند تمایل او به علّت مسائل پیرامونی ، محدودتر از مرد است ) و بر فرض که در ابتدای ازدواج ، حیای زن ، او را مانع از عرضه خود به شوهر باشد ، ولی این امتناع ، با امتناع از روی سرکشی ، متفاوت است و واضح است که آیه ، شامل این نوع خودداری نمی شود . بنا بر این ، آیه عام نیست و نظر به موارد ویژه ای دارد . پس در چه مواردی زن از انجام دادن عمل آمیزشی خودداری می کند ، آن هم خودداری همراه با سرکشی ؟

چند حالت در این زمینه وجود دارد که زن از انجام دادن عمل جنسی خودداری می کند ؛ ولی باز هم در همه این موارد ، همراه با سرکشی نیست . این موارد ، عبارت اند از :

۱ . بیماری های جسمی (بیماری دستگاه تناسلی) : بیماری هایی وجود دارند که در آنها ، مقاربت دردناک می شود و به این علت ، زن ، تمایلی به عمل زناشویی پیدا نمی کند. در این حالت ، زن عذر دارد و شامل مورد نشوز نمی شود.

۲ . بیماری های جنسی با منشأ روانی (مثل سرد مزاجی) : تعدادی از بیماری های جنسی وجود دارند که در صورت ابتلای زن به آنها ، تمایلی به انجام دادن عمل جنسی ندارد ؛ امّا با روش های درمانی مختلف ، قابل درمان است. در ضمن ، خودداری او از انجام دادن این عمل ، اگر به علت بیماری جنسی باشد ، باز هم همراه با سرکشی و نافرمانی نخواهد بود ؛ بلکه همراه با بی میلی و کراهت خواهد بود. پس باز هم مورد نشوز ، بر این حالت صدق نمی کند.

۳ . بیماری روانی که تمایلات جنسی را خاموش یا کم می کند : ابتلا به بعضی بیماری های روانی (مثل افسردگی) باعث می شود که فرد ، تمایل خود را به لذّت ، به طور کلّی از دست بدهد و یکی از این موارد هم لذّت جنسی است.

همچنین بعضی از بیماری های شخصیتی ، مثل شخصیت هیسترونیک یا نمایشی ، باعث سردمزاجی می شوند . در این موارد نیز ممکن است که زن ، از انجام دادن عمل جنسی خودداری کند ؛ ولی در این مورد هم از طرفی ، بحث بیماری است و بیماری ، یک عذر است . از طرف دیگر ، در این موارد ، معمولاً خودداری ، همراه با سرکشی نیست.

۴ . تنفّر زن از شوهر : یکی از تفاوت ها ی جنسی زن و مرد ، این است که مرد اگر از زن متنفّر باشد ، باز هم می تواند با او آمیزش کند ؛ ولی اگر زن ، متنفّر باشد ، نه تنها از این عمل لذّت نمی برد ، بلکه ممکن است که تمام سعی خود را بکند تا از انجام شدن این عمل جلوگیری کند که ممکن است یکی از این اعمال ، سرکشی و نافرمانی باشد.

در این حالت ، ممکن است گفتگو یا قهر کردن ، تا حدی مؤثّر واقع شود ؛ ولی آیا کتک زدن ، مؤثّر واقع می شود؟ و آیا تنفّر زن را بیشتر نمی کند؟ شاید راه حل بهتر در این زمینه (پس از امتحان کردن راه های دیگر) ، جدایی این زن و شوهر باشد !

۵ . تمایل زن به مردی غیر از شوهرش: آخرین مورد در این بخش ، موردی است که زن ، به مرد دیگری وابسته یا میل به تمکین او دارد ، لذا میلی به شوهرش ندارد ؛ بلکه در برابر تمایلات شوهر ، سرکشی و نافرمانی می کند.

شاید این مورد ، بارزترین مصداق نشوز باشد و احتمال دارد که اصلاً مسئله نشوز ، فقط متعلّق به این مورد باشد که مرد ، نشانه های توجّه همسرش به دیگری را می بیند و یا رفتارها و برخوردهایی را مشاهده می کند که زمینه دلبستگی به مرد دیگری را در او پدید می آورد ؛ زیرا خداوند در آیه ای که می فرماید : «آنهایی که می ترسیدند نشوز کنند» ؛ یعنی این که هنوز به طور آشکار نشوز نکردند ، ولی نشانه های آن بارز شده است . این که خداوند می فرماید: «نشانه های آن را می بیند» ، تأکیدی بر این مطلب است که مورد نشوز ، به این مسئله برمی گردد ؛ زیرا اگر زن ، کاملاً به دیگری دلبسته شده باشد و از شوهرش سرکشی کند ، دیگر هیچ یک از آن مراحل ، مؤثر نخواهد بود ؛ ولی آیه ، به مواردی مربوط است که می توان با ارشاد و موعظه و یا با بی مهری کردن و جدا کردن رخت خواب به صورت موقّتی و یا با زدن ، از این رفتار جلوگیری کرد.

دوم . عوامل تأثیرگذار مستقیم

الف . شناسایی شرایط ارتباط جنسی

شرایط مکانی

از جمله شرایط ارتباط جنسی ، موقعیت مکانی و زمانی مناسب برای برقراری ارتباط های جنسی است. باید توجه داشت که تبیین این شرایط در متون حدیثی ، به دلیل آثار روانی و تربیتی آن شرایط ، به روی زوجین و بویژه بر فرزندانی است که از آنها متولّد می شوند. اینک به این شرایط اشاره می گردد:

ارتباط جنسی ، یکی از خصوصی ترین روابط بشری است و معمولاً انسان ها دوست ندارند کسی در این لحظات ، آنها را مشاهده کنند و مشاهده فردی دیگر (حتی کودکی خردسال) ، حیا و عفّت را از بین می برد . بنا بر این ، این ارتباط باید در مکانی صورت گیرد که کسی قادر به دیدن آنها نباشد. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : إِذَا أَتَی أَحَدُکُم أَهلَهُ فَلیَستَتِر، فَإِنَّهُ إِذَا لَم یَستَتِر استَحِیَت المَلائِکَهُ وَ خَرَجَت وَ حَضُرَت الشَّیَاطِینُ، فَإِذَا کَانَ بَینَهُمَا وَلَدٌ کَانَ لِلشَّیطَانِ فِیهِ شِرکٌ . [۶۸]

هنگامی که قصد هم بستری با همسرتان دارید، در جایی انجام دهید که مستور باشید ؛ چرا که اگر این گونه نباشد، ملائکه شرم می کنند و از آنجا خارج می شوند و شیاطین وارد می شوند و اگر فرزندی میان شما باشد ، برای شیطان ، شریکی پیدا شده است . در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام روایت شده که می فرماید :لا یُجَامِعِ الرَّجُلُ امرَأَهً وَ لَا جَارِیَهً وَ فِی البَیتِ صَبِیٌّ فَإِنَّ ذَلِکَ مِمَّا یُورِثُ الزِّنَا . [۶۹] از آمیزش کردن در جایی که در خانه ، کودکی هست (که آنها را می بیند یا صدای آنان را می شنود) خودداری کنید که این کار ، به وجود آورنده زناست. از جمله موقعیت های مکانی ، رو یا پشت به قبله و یا در کشتی به رابطه جنسی پرداختن است. امام صادق علیه السلام می فرماید : لا تُجَامِع فِی السَّفِینَهِ وَ لَا مُستَقبِلَ القِبلَهِ وَ لَا مُستَدبِرَهَا . [۷۰]

در کشتی ، با همسرت نزدیکی نکن ؛ همچنین در حالی که رو به قبله یا پشت به قبله خوابیده ای . همچنین زیر درخت نیز برای رابطه جنسی مناسب نمی باشد . پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : لا تُجَامِعِ امرَأَتَکَ تَحتَ شَجَرَهٍ مُثمِرَهٍ فَإِنَّهُ إِن قُضِیَ بَینَکُمَا وَلَدٌ یَکُونُ جَلَاداً قَتَّالاً أَو عَرِیفاً . [۷۱]

زیر درخت باردار ، نزدیکی نکن ، که اگر نطفه فرزندی منعقد شود ، ممکن است که خونریز یا کاهن شود. در احادیث از آمیزش روی پشت بام و مسافرت های کوتاه نیز نهی شده است. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : یَا عَلِیُّ! لَا تُجَامِع عَلَی سُقُوفِ البُنیَانِ، فَإِنَّهُ إِن قُضِیَ بَینَکُمَا وَلَدٌ یَکُونُ مُنَافِقاً، مُرَائِیاً مُبتَدِعاً . [۷۲]

علی جان ! روی پشت بام با همسرت نزدیکی نکن، که اگر نطفه ای منعقد شود ، آن کودک ، منافق، دورو و بدعت گذار می شود. همچنین آن حضرت فرمود : لَا تُجامِعِ أَهلَکَ إِذَا خَرَجتَ إِلَی سَفَرٍ مَسِیرُهُ ثَلَاثَهُ أَیَّام وَ لَیَالِیهِنَّ، فَإِنَّهُ إِن قُضِیَ بَینَکُمَا وَلَدٌ یَکُونُ عَوناً لِکُلِّ ظَالِمٍ. [۷۳] در مسافرتی که مسیرش سه شبانه روز است ، با همسرت نزدیکی نکن ؛ زیرا اگر نطفه ای در این زمان منعقد شود ، کمک کننده به ظالم خواهد شد.

شرایط زمانی

در روایات معصومان علیهم السلام زمان هایی معرفی شده که در آنها نزدیکی (البته بیشتر به قصد فرزنددار شدن) مکروه است و زمان هایی هم مستحب است. امام رضا علیه السلام فرمود : لا تَقرُبِ النِّسَاءَ مِن أَوَّلِ اللَّیل صَیفَاً وَ لَا شِتَاءً وَ ذَلِکَ لِأَنَّ المَعِدَهَ وَ العُرُوقَ تَکُونُ مُمتَلِئَهً وَ هُوَ غَیرُ مَحمُودٌ وَ یَتَوَلَّدُ مِنهُ القُولَنجُ وَ الفَالِجُ وَ اللَّقوَهُ النِّقرِسُ وَ الحَصَاهُ وَ التَّقطِیرُ وَ الفَتقُ وَ ضَعفُ البَصَرِ وَ رِقَّتُهُ. فَإِذَا أَرَدتَ ذَلِکَ فَلیَکُن فِی آخِر اللَّیلِ، فَإِنَّهُ أَصلَحُ لِلبَدَنِ وَ أَرجَی لِلوَلَدِ وَ أَزکَی لِلعَقلِ فِی الوَلَدِ الَّذِی یَقضِی اللّهُ بَینَهُمَا . [۷۴] از نزدیکی کردن با همسرت در اوایل شب چه در تابستان و چه در زمستان خودداری کن ؛ چرا که در آن هنگام ، معده و رگ ها پر هستند . لذا نزدیکی مطلوب نیست و باعث ایجاد قولنج و فلج و نقرس و سنگ کلیه و تقطّر ادرار و فتق و ضعف بینایی می شود . پس اگر قصد این کار را داشتی ، بهتر است که آخر شب باشد ؛ چرا که برای بدن مفیدتر است وبرای هوش فرزندی که نطفه اش منعقد می گردد ، بهتر است. فردی از امام باقر علیه السلام سؤال کرد : چه اوقاتی وجود دارد که در آن ، آمیزش حتی اگر حلال باشد، مکروه است؟ امام فرمود : مِن طُلُوعِ الفَجرِ إِلَی طُلُوعِ الشَّمسِ، وَ مِن مَغِیبِ الشَّمسِ إِلَی مَغَیبِ الشَّفَقِ، وَ فِی الیَومِ الَّذِی تَنکَسِفُ فِیهِ الشَّمسُ وَ فِی اللَّیلَهِ الَّتِی یَنخَسِفُ فِیهَا القَمَرُ، وَ فِی الیَومِ وَاللَّیلَهِ الَّتِی تَکُونُ فِیهَا الرِّیحُ السَّودَاءُ أَو الرِّیحُ الحَمرَاءُ أَو الرِّیحُ الصَّفرَاءُ وَ الیَومِ وَ اللَّیلَهِ الَّتِی تَکُونُ فِیهَا الزَّلزَلَهُ . [۷۵] از هنگامی که فجر طلوع می کند تا طلوع خورشید، از هنگامی که خورشید غروب می کند تا وقتی که سرخی آن می رود، در روزی که کسوف یا خسوف رخ دهد ، در هنگامی که بادهای سیاه یا زرد یا سرخ بوزد و یا در روز و شبی که زلزله باشد. امام صادق علیه السلام می فرماید : لَا تُجامِع فِی أَوَّلِ الشَّهرِ، وَ لَا فِی وَسَطِهِ، وَ لَا فِی آخِرِهِ، فَإِنَّهُ مَن فَعَلَ ذَلِکَ فَلیُسَلِّم لِسِقطِ الوَلَدِ. فَإِن تَمَّ أَوشَکَ أَن یَکونَ مَجنُوناً. أَلَا تَرَی أَنَّ المَجنُونَ أَکثَرُ مَا یُصرَعُ فِی أوَّلِ الشَّهرِ وَوَسَطِهِ وَ آخِرِهِ . [۷۶]

از آمیزش در اوّل ماه و آخر ماه و وسط ماه بپرهیز که اگر این کار را بکنی ، احتمال سقط شدن فرزندت زیاد می شود . امّا اگر سقط نشود و متولّد گردد ، احتمال دیوانگی او زیاد است . آیا نمی بینی که صرع ، در اوّل ماه و وسط ماه و آخر ماه ، بیشتر به سراغ بیماران صرعی می رود ؟ همچنین فرمود : تُکرَهُ الجَنَابَهُ حِینَ تَصفَرُّ الشَّمسُ وَ حَینَ تَطلُعُ وَ هِیَ صَفرَاءٌ . [۷۷]

جنب بودن در وقتی که خورشید زرد می شود و یا طلوع می کند و در حالی که زرد رنگ است مکروه است. در این نوع احادیث ، رفتارهای جنسی در زمان های خاص ، در بروز مشکلات جسمی و روانی ، مؤثّر دانسته شده اند .

این ، بدان معناست که رفتارهای جنسی در شرایط زمانی یاد شده ، احتمال ابتلا به نقص عضو و بیماری های جسمی و روانی را در فرزند (نوعاً) و در همسران (به صورت خاص) ، افزایش می دهد. با آموزش این شرایط به جوانان و پرهیز آنان از روابط جنسی در این اوقات ویژه، احتمال ابتلا به بیماری های گوناگون ناشی از این نوع رفتارها ، کاهش می یابد. در احادیث ، مواقعی که روابط جنسی (بویژه به منظور بچه دار شدن) مناسب است و ممکن است که آثار روانی عاطفی ، معنوی و جسمی مطلوبی را به دنبال داشته باشد، به آن پرداخته شده است. پیامبر صلی الله علیه و آله در سفارش های خود می فرماید :

وَعَلَیکَ بِالجِمَاعِ لَیلَهَ الإِثنَینِ، فَإِنَّهُ إِن قُضِیَ بَینَکُمَا وَلَدٌ یَکُونُ حَافِظاً لِکِتَابِ اللّهِ، رَاضِیاً بِمَا قَسُّمَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ إِن جَامَعتَ أَهلَکَ فِی لَیلَهِ الثَّلَاثَاءِ فَقُضِیَ بَینَکُمَا وَلَدٌ فَإِنَّهُ یُرزَقُ الشَّهادَهَ بَعدَ شَهَادَهِ أَن لَا إِلَهَ إِلَا اللّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّدا صلی الله علیه و آله رَسُولُ اللّهِ وَ لا یُعَذِّبُهُ اللّهُ مَعَ المُشرِکِینَ وَ یَکُونُ طَیِّبَ النَّکهَهِ وَالفَمِ، رَحِیمَ القَلبِ سَخِیَ الیَدِ، طَاهِرَ اللَّسَانِ مِنَ الغِیبَهِ وَ الکَذِبِ وَ البُهتَانِ وَ إِن جَامَعتَ أَهلَکَ لَیلَهَ الخَمِیسِ فَقُضِیَ بَینَکُمَا وَلَدٌ فَإِنَّهُ یَکُونُ حَاکِماً مِنَ الحُکَّامِ أَو عَالِماً مِنَ العُلَمَاءِ .

وَ إِن جَامَعتَهَا یَومَ الخَمِیسِ عِندَ زَوَالِ الشَّمسِ عَن کَبدِ السَّمَاءِ فَقُضِیَ بَینَکُمَا وَلَدٌ فَإِنَّ الشَّیطَانَ لا یَقرَبُهُ حَتَّی یَشِیبَ وَ یَکونُ قَیِّماً، وَ یَرزُقُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ السَّلامَهَ فِی الدِّینِ وَ الدُّنیَا . . . وَ إِن جَامَعتَهَا یَومَ الجُمُعَهِ بَعدَ العَصرِ فَقُضِیَ بَینَکُمَا وَلَدٌ فَإِنَّهُ یَکُونُ مَعرُوفاً، مَشهُوراً عَالِماً وَ إِن جَامَعتَهَا فِی لَیلَهِ الجُمُعَهِ بَعدَ العِشَاءِ الآخِرَهِ فَإِنَّهُ یُرتَجَی أَن یَکونَ الوَلَدُ مِنَ الأَبدَالِ إِن شَاءَ اللّهُ تَعَالَی . [۷۸]

بر تو باد به آمیزش در شب دوشنبه ! اگر خدا بچّه ای را نصیب شما کند، احتمال دارد که حافظ کتاب خدا بشود و از آنچه خداوند عزّوجلّ از رزق و روزی به او می دهد ، کمال رضایت را داشته باشد. اگر با همسرت در شب سه شنبه آمیزش کنی و بچه ای را خدا به شما بدهد، احتمال دارد بعد از این که مؤمن می شود و شهادتین (خدایی جز خدای یگانه نیست و محمّد فرستاده اوست) را می گوید ، به مقامشهادتبرسد. هرگز خداوند ، چنین کسی را با مشرکان به جهنّم نمی برد .

از آثار احتمالی انعقاد نطفه بچه در شب سه شنبه ، این است که مبتلا به افسردگی و اندوهگینی نمی شود . او دل نازک و سخاوتمند می شود . از غیبت، دروغ و تهمت به دیگری ، خود را پاک نگه می دارد. و اگر در شب پنج شنبه ، با همسرت آمیزش کنی و نطفه بچّه در این شب منعقد گردد، احتمال دارد که بچّه ، به حکومت برسد و یا دانشمند شود. و اگر در روز پنج شنبه نزدیک ظهر ، آمیزش صورت گیرد و نطفه منعقد گردد و احتمال این که فرد فهیمی شود و شیطان ، تا پیری به سراغش نیاید ، زیاد است. همچنین محتمل است خداوند عزّوجلّ سلامت دینی و دنیوی به او عطا نماید... و اگر انعقاد نطفه ، در عصر روز جمعه صورت پذیرد ، امکان دارد که بچّه ، شخصی معروف و مشهور و دانشمند بشود و اگر در شب جمعه ، بعد از نماز عشاء انعقاد صورت گیرد ، امید آن که صالحی از صالحان بشود، ان شاء اللّه !

همچنین پیامبر صلی الله علیه و آله در سفارشی در مورد آمیزش در اوقات خاصی ، به دلیل احتمال درصدی از آثار نامطلوب بر فرزند می فرماید : وَ لَا تُجَامِعِ امرَأَتَکَ بَعدَ الظُّهرِ، فَإِنَّهُ إِن قُضِیَ بَینَکُمَا وَلَدُ فِی ذَلِکَ الوَقتِ یَکُونُ أَحوَلَ وَ الشَّیطَانُ یَفرَحُ بِالحَوَلِ فِی الإِنسَانِ . وَ لا تُجَامِعِ امرَأَتَکَ فِی أَوَّلِ الشَّهرِ وَ وَسَطِهِ وَ آخِرِهِ، فَإِنَّ الجُنُونَ وَ الجُذَامَ وَ الخَبَلَ یُسرِعُ إِلَیهَا وَ إِلَی وَلَدِهَا . وَ لَا تُجَامِعِ امرَأَتَکَ فِی لَیلَهِ الفِطرِ، فَإِنَّهُ إِن قُضِیَ بَینَکُمَا وَلَدٌ لَم یَکُن ذَلِکَ الوَلَدُ إِلَا کَثِیرَ الشَّرِّ.

وَ لاَ تُجَامِعِ امرَأَتَکَ فِی لَیلَهِ الأَضحَی فَإِنَّهُ إِن قُضِیَ بَینَکُمَا وَلَدٌ یَکُونُ ذَا سِتَّهِ أَصَابِعٍ أَو أَربَعَهٍ. وَ لَا تُجَامِعِ أَهلَکَ فِی لَیلَهِ النِّصفِ مِن شَعبَانَ، فَإِنَّهُ إِن قُضِیَ بَینَکُمَا وَلَدٌ یَکُونُ مُشَوَّهاً ذَا شَامَهٍ فِی شَعرِهِ وَ وَجهِهِ. وَ لا تُجَامِعِ أهَلَکَ فِی آخِرِ الشَّهرِ إِذاَ بَقِیَ مِنهُ یَومَانِ، فَإِنَّهُ إِن قُضِیَ بَینَکُمَا وَلَدٌ یَکُونُ عَشَّاراً أَو عَوناً لِلظَّالِم وَ یَکُونُ هَلَاکُ فِئَامٍ مِنَ النَّاسِ عَلَی یَدَیهِ. وَ لَا تُجامِعِ أَهلَکَ فِی أَوَّلِ سَاعَهٍ مِنَ اللَّیلِ، فَإِنَّه إِن قُضِیَ بَینَکُمَا وَلَدٌ لا یُؤمَنُ أَن یَکُونَ سَاحِراً مُؤثِراً لِلدُّنیَا عَلَی الآخِرَهِ . [۷۹]

بعد از ظهر ، با همسرت نزدیکی نکن، که اگر فرزندی در آن هنگام تشکیل شود ، چشمان او چپ و دوبین می شوند و شیطان ، از این نقص در انسان شاد می شود. در اوّل و وسط و آخر ماه نیز نزدیکی نکن که احتمال دارد جنون، جذام و گیجی ، به همسر و بچه اش روی آورد .

در شب عید فطر ، نزدیکی احتمالاً باعث شرور شدن بچّه بگردد . در شب عید قربان نزدیکی نکن ، که ممکن است انگشتان بچه ، شش تایی یا چهارتایی شود. در شب نیمه شعبان جماع نکن ، چون محتمل است که بچّه ، زشت و ناخوشی در مو و صورتش پدید آید. نزدیکی کردن در دو روز مانده به آخر ماه ، احتمال می رود که بچّه ، مالیات بگیر و همکار ستمگران شود و چه بسا عدّه ای از مردم بی گناه ، با دست او به هلاکت بیفتند. نزدیکی در ساعت اوّل شب ، ممکن است بچّه ای که انعقاد نطفه اش در این وقت بوده، ساحر بشود و دنیا را به آخرت ترجیح دهد.

شرایط روانی

از شرایط مهم برقراری رابطه جنسی ، این است که زن و مرد ، هر دو ، آمادگی روحی برای آن داشته باشند.

این آمادگی روحی روانی و آرامش علاوه بر آن که باعث رسیدن به اوج لذّت هر دو می شود ، در نطفه ای هم که منعقد می شود ، تأثیر به سزایی دارد و زمینه انتقال صفات ارثی مطلوب را فراهم می سازد. از این رو در احادیث ، تأکید بر آن است که هنگام برقراری رابطه جنسی و آمیزش، زوجین ، از هر گونه اضطراب، نگرانی و موقعیت هایی که آرامش آنها را برهم می زند، به دور باشند.

امام حسن مجتبی علیه السلام به آثار روانی و تأثیرات ژنتیکی اضطراب والدین در هنگام آمیزش، بر فرزندی که در این شرایط ، نطفه اش منعقد می شود ، پرداخته ، می فرماید : فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذَا أَتَی أَهلَهُ بِقَلبٍ سَاکِنٍ وَ عُروقٍ هَادِئَهٍ وَ بَدَنٍ غَیرِ مُضطَرِبٍ، استَکَنَّت تِلکَ النُّطفَهُ فِی الرَّحِمِ فَخَرَجَ الوَلَدُ یُشبِهُ أَبَاهُ وَ أُمَّهُ . [۸۰]

اگر مرد ، در حال آرامش و بدن غیر مضطرب ، با همسرش نزدیکی کند، نطفه ، در رَحِم استقرار پیدا می کند و فرزند آنها شبیه پدر و مادرش می شود. این مسئله ، علاوه بر تأثیری که بر کودک دارد، برای زوجین (بویژه برای زن) از اهمیت ویژه ای برخوردار است ، به گونه ای که اگر زن ، آرامش نداشته باشد و مضطرب باشد، اصلاً میل جنسی ، در او ایجاد نمی شود و اگر شوهرش آرامش نداشته باشد ، میل جنسی او نیز فروکش می کند. لذا در دستورهای دینی ، از آمیزش در شبی که مرد ، قصد مسافرت دارد ، نهی شده است ؛ چرا که مسافر ، مسلماً نگرانی و دلواپسی دارد و از آرامش لازم برخوردار نیست. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : إِذَا خَرَجتَ فِی سَفَرٍ فَلَا تُجَامِع أَهلَکَ مِن تِلکَ اللَّیلَهِ ، فَإِنَّهُ إِن قُضِیَ بَینَکُمَا وَلَدٌ یُنفِقُ مَالَهُ فِی غَیرِ حَقٍّ . [۸۱]

در شبی که قصد سفر داری ، با همسرت آمیزش نکن که اگر در آن حال ، نطفه فرزندی منعقد شود، مال خود را در راه نادرستْ خرج خواهد کرد. آرامش روانی در هنگام برقراری رابطه جنسی و تأثیرات ژنتیکی آن در دیدگاه حدیثی، آن قدر مهم تلقی شده است که برای زمینه سازی آن، به یاد خدا و وضو ، به عنوان یک عملی که با نیّت قرب الی اللّه انجام می شود، توصیه گردیده است. از آن جا که «یاد خدا» هم آرامش آور است و هم باعث می شود که انسان ، در شهوانی ترین لحظات خود ، از یاد خدا غافل نشود، توصیه شده است که مرد و زن ، پیش از آمیزش ، نام خدا را بر زبان بیاورند و از شر شیطان ، به او پناه ببرند. امام صادق علیه السلام به نقل از امیر المؤمنین علیه السلام فرمود : إِذَا جَامَعَ أَحَدُکُم فَلیَقُل بِسمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ اللَّهُمَّ جَنِّبنِی الشَّیطَانَ وَ جَنِّبِ الشَّیطَانَ مَا رَزَقتَنِی . فَإِن قَضی اللّهُ بَینَهُمَا وَلَداً لا یَضَرُّهُ الشَّیطَانُ بِشَی ءٍ أَبَداً . [۸۲]

هنگامی که می خواهید آمیزش کنید ، بگویید: بسم اللّه و باللّه ! خداوندا ! شیطان را از من و از آنچه به من عطا می کنی ، دور کن. پس اگر خدواند ، فرزندی را به آنها عطا کند ، شیطان ، هرگز نمی تواند به او آسیبی برساند. از اموری که باعث ایجاد آرامش در زن می شود و آثار ژنتیکی مطلوب بر جنین دارد، «وضو گرفتن» است . لذا سفارش شده که پیش از آمیزش ، وضو بگیرید. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : إِذَا حَمَلَتِ امرَأتُکَ فَلَا تُجَامِعهَا إِلَا وَ أَنتَ عَلَی وُضُوءٍ فَإِنَّهُ إِن قُضِیَ بَینَکُمَا وَلَدٌ یَکُونُ أَعمَی القَلبِ بَخِیلَ الیَدِ . [۸۳]

هنگامی که همسرت حامله می شود ، بدون وضو با او نزدیکی نکن، که فرزند شما کوردل و خسیس نشود.

از جمله شرایط روانی برای برقراری رابطه جنسی ، این است که مرد و زن ، با عشق به یکدیگر و در نظر گرفتن زیبایی ها و نقاط قوّت یکدیگر ، به سوی هم بروند. در این صورت است که هر دو ، از یکدیگر لذّت می برند ؛ امّا اگر افکار دیگری غیر از خودشان را به ذهن راه بدهند، پراکندگی ذهنی، ارتباط محبّتی و عاشقانه آنها را برهم می زند و از نظر شهوی هم، نمی توانند به اوج لذّت برسند (بویژه زن که تحریک شهوتش از ارتباط محبّتی نشئت می گیرد). در تصوّر مرد ، از زن دیگری غیر از همسرش به هنگام آمیزش، آن رابطه محبّتی را که باید دریافت کند ، نمی کند و حتّی ممکن است که متوجّه شود و اضطراب ، او را فرا گیرد و از ارتباط با شوهرش نفرت پیدا کند. در چنین شرایطی ، مرد و زن، هردو، به تدریج سرد می شوند و نمی توانند رابطه محبّتی نسبت به یکدیگر برقرار سازند .

از این روست که در حدیث ، مرد ، از آمیزش با تصوّر فرد دیگری غیر از همسرش منع شده است . روشن است که این منع ، با توجّه به آثار نامطلوبی که دارد، از حرمت حکایت دارد و ظهور نهی هم ، بنا بر تحقیق دانشمندان علم اصول ، در همین راستاست. پیامبر صلی الله علیه و آله با صراحت می فرماید : لا تُجَامِعِ امرَأَتَکَ بِشَهوَهِ امرَأَهِ غَیرِکَ .[۸۴]

با تخیّل زن دیگری به جای همسرت ، با او نزدیکی نکن ! از نظر روان شناسی نیز این تخیّلات ، از عواطف و محبّت زن نسبت به مرد و از عواطف مرد نسبت به زن می کاهد و از طرف دیگر ، ممکن است مشکلات ارضای جنسی نیز پیش آورد. اگر آن زن تصوّر شده ، از همسرش زیباتر باشد ، انزال زودرس به وجود می آورد و اگر آن زن ، زشت تر از زن خودش باشد (طبق اصول شرطی سازی پاولف) موضوع را به همسر خود تعمیم می دهد و موجبات سردمزاجی اش را فراهم می آورد و تحریک زن را به تأخیر خواهد انداخت. [۸۵]

در ضمن ، طی مکانیسم پیچیده ای ، بر فرزندی که در این حال ، نطفه اش منعقد می شود نیز تأثیر خواهد گذاشت. هیلور (نویسنده یونانی) در کتابش به نام داستان حقه های عجیب ملکه ، «پرسینا» را آورده که فرزندی سفید به دنیا آورد ، با آن که خود و همسرش هر دو «هیدایی (سیاه پوست)» بوده اند و در شجره نامه هایشان اثری از هیچ سفیدپوستی نبوده است ؛ امّا بعداً معلوم می شود که ملکه ، به مردی سفیدپوست علاقه داشته است و در موقع آمیزش ، او را تصوّر می کرده است . [۸۶]

ب . فرایند رابطه جنسی

فرایند برقراری رابطه جنسی زن و مرد پس از فراهم سازی شرایط مکانی، زمانی و روانی عاطفی، تحقّق می یابد. آمادگی زوجین برای اجرای بهینه این فرایند ، با آگاهی های لازم از یکدیگر، در ارتباط با نیازها، احساسات و حقوق خودشان، ارتقابخشی نگرش عاطفی آنان، رشد نگرش صحیح در رفتار جنسی بین آن دو و افزایش توانمندی در مهارت های ارتباطی ، میسّر می گردد. فرآیند رابطه جنسی ، از مرحله «انگیزش» آغاز می شود ، سپس «تشدید» می گردد و به «ارگاسم» می رسد و بعد «فروکش» می کند. تفاوت های جنسی زن و مرد در این چهار مرحله ، از اهمیّت زیادی برخوردار است که در ادامه ، به بررسی آنها می پردازیم.

مرحله انگیزش

مرحله انگیزش دوره پاسخ جنسی پسر ، ممکن است که از هر منبع تحریک جسمی یا روانی ای پدید آید. عامل تحریکی، تأثیر عمده ای در برقراری افزایش کافیِ نقش جنسی و ادامه دوره پاسخ جنسی دارد. اگر تحریک، متناسب با توقّعات پسر باشد (مثلاً زیبایی همسر ، جلب توجه کند و پسر ، آن را مشاهده کند) ، معمولاً شدّت پاسخ به سرعت ، افزایش می یابد. در این حالت، مرحله انگیزش «تسریع» و یا از نظر زمانی ، کوتاه می گردد. بنا بر گفته آلفرد کینزی : مردان ، در برابر محرّک های روانی جنسی بیشتری مانند عریانی، رفتار عشوه گرانه، کتاب ها و فیلم های شهوت انگیز ، برانگیخته می شوند. [۸۷]

اگر روش تحریکی ، از نظر فیزیکی یا روانی، نامناسب باشد یا قطع شود، ممکن است که مرحله انگیزش ، بسیار طولانی یا حتّی قطع شود. این قسمت و قسمت فرونشین ، در برگیرنده بخش عمده زمانی است که در یک دوره پاسخ جنسی انسان ، صرف می شود. ولی تحریک دختر ، خیلی زود و با دیدن یک زیبایی انجام نمی شود ؛ بلکه محرّک ها و انگیزش ها در تمایلات جنسی زنان ، با دیگر جنبه های شخصیت آنان ، ارتباط نزدیکی دارد. اگر دختر جوان نتواند محرّک جنسی روانی را با خودش به عنوان مجموعه ای از ایده آل ها ، باورها، عواطف و شخصیت که از او یک انسان می سازد ، ارتباط دهد و یا آن را تهدیدکننده برای شخصیت خویش تلقّی کند و یا مخالف ارزش هایش بداند ، در مقایسه با پسر جوان، بیشتر احتمال دارد که دچار عدم تمایل جنسی و تحریک پذیری شود. [۸۸]

ولی ابراز محبّت و مودّت رفتاری ، از عوامل انگیزشی مهم برای دختران تلقّی می شود . مثلاً وقتی همسر دختر جوان ، به وی می گوید : «من تو را خیلی دوست دارم» ، این گفته ، باعث تحریک وی می شود ؛ چون این محرّک ، با ساختار روانی عاطفی زن هماهنگی دارد. پیامبر صلی الله علیه و آله با اشاره به روان شناسی زن و اثربخشی تحریکی ابراز دوستی به زن می فرماید : قَولُ الرَّجُلِ لِلمَرأَهِ «إِنِّی أُحِبُّکِ» لا یَذهَبُ مِن قَلبِهَا أَبَداً . [۸۹] سخن مرد به زنش مبنی بر این که «دوستت دارم» هرگز از قلب زن بیرون نمی رود. همچنین نوازش ، معاشقه، بوسیدن و مقدّمات عاطفی روانی دیگر ، از عوامل مهم انگیزش زن هستند. همان طور که قبلاً مطرح گردید ، زنان برای متمایل شدن، بیشتر از مردان ، به تحریک بیرونی نیاز دارند و برای نوازش و معاشقه ، از جمله محرّکات بیرونی برای برانگیختگی زن محسوب می شود. در متون حدیثی، بر این عامل انگیزشی ، تأکید شده است .

حتّی به صورت حق زن ، مطرح گردیده است که همسر ، موظّف به ادای این حق است ؛ زیرا زن ، بدون آن ، انگیزش مناسبی برای آمیزش پیدا نمی کند و فرد به ارگاسم نمی رسد و روشن است که عوارض روانی عاطفی برای وی و با واسطه ، روی شوهر و فرزندان خواهد داشت . و به همین جهت ، عدم معاشقه و فراهم سازی زمینه های تحریکی، در کلام رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، «جفاکاری» نامیده شده است ، آن جا که می فرماید : لا تُجَامِعِ امرَأَهً حَتَّی تُلاعِبَهَا وَتُکثِرَ مُلَاعَبَتَهَا وَتَغمِزَ ... . [۹۰]

از جمله امور جفاکارانه ، این است که مردی با همسرش هم بستر شود ، ولی پیش از آن ، با او معاشقه ننماید . نکته دیگری که باید در این زمینه یادآور شد ، این است که تحریک زن و برانگیختن میل جنسی او ، برعکس مرد که آناً ممکن است رخ دهد نه تنها تأثیر موقعیت فعلی است ، بلکه متأثّر از حوادث روزها و هفته های پیش نیز هستند ، به این معنا که برقراری ارتباط عاشقانه و عاطفی با زن ، در روزهای پیشین، او را برای برانگیختن جنسی آماده می کند.

در حقیقت ، مغازله برای زنان ، از ساعت ها، روزها و حتّی هفته های قبل از هم آغوشی ، شروع می شود. هر کاری که باعث آرامش زن شود ، نوعی مغازله است. هر چه قدر که زن ، آرامش بیشتری داشته باشد ، برای عشق بازی ، آماده تر است. اگر قلب زنی ، از عشقْ محروم باشد ، نوازش شوهر ، به جای تحریک ، باعث آزار زن می شود .
نکته قابل توجّه ، آن است که نوازش ، آن هنگام برای زنْ محرّک خواهد بود که احساس خشونت آمیز بودن از آن نداشته باشد. مردان ، برای پیشگیری از چنین احساسی در زنان باید مراقب فشارهایی که به عنوان نوازش انجام می دهند، باشند. از نظر فیزیولوژی ، غریزه جنسی و پرخاشگری در مردان ، هر دو تحت تأثیر هورمون تستروژن هستند ؛ یعنی هنگامی که غریزه جنسی تحریک می شود ، هورمون تستروژن بالا می رود و هنگام نوازش و معاشقه ، چه بسا خشن عمل می کنند و از خودشان نوازش های ملایم و با احساس ، بروز نمی دهند .

از این رو ، به جای این که در زن ، میل جنسی افزایش پیدا کند ، ممکن است حتّی میل جنسی اش خاموش شود. مردان ، خودشان فکر می کنند که شهوانی و پرحرارت اند و اشتباها به نظر زنان خشن می آیند.

زنان ، احساس نمی کنند که دارند نوازش می شوند ؛ بلکه احساس می کنند که محکم ، فشار داده می شوند. از طرف دیگر ، چون مردان ، هورمون تستروژن بیشتری نسبت به زنان از خود ترشّح می کنند و پوست آنها هم کلفت تر است، بنا بر این ، از تماس محکم و سفت در طول ارتباط ، لذّت می برند .

بر عکس ، پوست زنان بسیار حسّاس است و اگر یک زن را مثل مرد لمس کنند ، چون فشار زیادی به دست هایش وارد شده ، احساس می کند که با او خیلی خشن برخورد شده است .[۹۱]

همچنین برای این که زن ، در مرحله انگیزش تحریک مناسب قرار گیرد ، مرد باید نظافت در بدن و لباس های زیر را رعایت کند ؛ زیرا اگر زن در حین معاشقه ، متوجّه شود که بدن مرد یا لباس او کثیف است یا زیر ناخن های او پر از چرک است ، تمایل خود را به نزدیکی کردن ، از دست می دهد.

در روایت آمده است که عدم رعایت نظافت از سوی مردان ، به حدّی در زن تأثیر منفی می گذارد که ممکن است کاملاً از شوهر خود ، دل سرد و دل زده شود و به سوی مردان دیگری که آراسته و مرتب اند جذب گردد و به این ترتیب ، حتّی پاک دامنی خود را هم از دست بدهد.
در تحقیقات هم نشان داده شده است که هیچ چیز ، زن را مثل تماس با ناخن های کثیف و نامرتّب که پوست او را خراش می دهد ، دل سرد نمی کند. کثافت زیر ناخن های مرد ، باعث می شود که زن ، شب های زیادی را بدون رابطه جنسی بگذراند. این مسئله ، در مورد لباس ها نیز صادق است . مردانی که برای بیرون رفتن از خانه ، وسواس زیادی به خرج می دهند که ظاهری تمیز و مرتّب داشته باشند، امّا وقت هم آغوشی ، لباس زیر آنها کثیف و بد بوست ، همسر خود را دل زده می کنند.

تفاوت بین زن و مرد در این مرحله ، از این جهت است که زنان ، حتّی وقتی به مرحله تشدید تحریک جنسی می رسند ، اگر محرّک های محیطی ، نامطبوع باشند یا رفتار عاشقانه شوهر ، ناقص یا ناخوشایند باشد ، بدون این که به مرحله ارگاسم برسند ، به مرحله فرونشینی می رسند و تمایل آنها ، به کلی از بین می رود. بوی خوش از زوجین نیز در مرحله انگیزش ، زمینه تشدید تمایل را فراهم می سازد .

و اگر یکی از آن دو ، از بوی ناخوشایند و نامطبوع استفاده کنند ، به تحریک جنسی ، لطمه وارد می سازد. این مسئله ، بویژه نزد برخی زنان که به بوی های مختلف دهان ، حسّاسیت بیشتری دارند، حادتر است و چه بسا میل جنسی آنها از بین برود.

لذا در روایات ، به مردان سفارش شده که مسواک بزنند، نظافت کنند و خود را خوش بو سازند، به زنان نیز سفارش شده که همواره مرتّب و تمیز و خوش بو باشند. [۹۲]

پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : اغسُلُوا ثِیَابَکُم وَ خُذُوا مِن شُعُورِکُم وَ استَاکُوا وَ تَزَیَّنُوا وَ تَنَظَّفُوا، فَإِنَّ بَنِی إِسرَائِیلَ لَم یَکُونُوا یَفعَلُونَ ذَلِکَ فَزَنَت نِسَاؤُهُم . [۹۳]

لباس های خود را بشویید و موهای خود را کوتاه کنید و مسواک بزنید و آراسته و پاکیزه باشید که قوم بنی اسرائیل چنین نکردند ؛ پس زنانشان زناکار شدند.

در مورد زنان نیز امام علی علیه السلام می فرماید : ... لِتَطَیَّبِ المَرأَهَ المُسلِمَهُ لِزَوجِهَا . [۹۴] ... بر زن مسلمان باد که خود را برای شوهرش خوش بو سازد.

زمینه سازی های روان شناختی آمیزش

زوجین پیش از آمیزش ، علاوه بر تحریکات کافی و مقدّمات مؤثّر در رسیدن به اوج لذّت جنسی ، می باید زوجین موقعیت هایی را فراهم سازند و از برخی امور پرهیز کنند تا با آرامش و بدون هرگونه اضطراب و عاری از پیامدهای نامطلوب، رابطه جنسی و آمیزش را به انجام رسانند. در این زمینه ، به چند نکته اشاره می شود :

یک . موقعیت روانی زوجین در شب زفاف

شب زفاف برای دختر و پسر جوان ، معنای خاصی دارد ؛ زیرا در این شب ، اوّلین تجربه جنسی برایشان اتفاق می افتد . این شب برای دختران ، اهمیت بیشتری دارد و ممکن است با وحشت و اضطراب همراه باشد ؛ زیرا برای دختر، اوّلین ارتباط ، به معنای خارج شدن از دنیای «دختران» و وارد شدن به دنیای «زنان» است. دختر احساس می کند که چیزی را از دست می دهد و بر آن ناراحت است.

اگر احساس نکند که آنچه به دست می آورد ، ارزشمندتر است ، احساس سوگواری خواهد کرد. شهید پاک نژاد در این زمینه می نویسد : داماد باید متوجّه باشد که عروس در شب زفاف ، با دو چیز روبه روست و از هر دو ، وحشت دارد : «مسئولیت مادر شدن و زدوده شدن پرده بکارت» و نباید کاری کند که از سه چیز وحشت کند و سومین آن خود داماد باشد. [۹۵]

در منابع روان شناسی نیز بر این مسئله تأکید شده که اساس دنیای جنس زن ، در شب زفاف ، بنا نهاده می شود. اگر این شب برای زن ، لذّت بخش باشد، زندگی جنسی او بعدها نیز با رضایت و لذّت ، همراه خواهد بود وگر نه ، ممکن است که زن ، دچار انواع اختلالات جنسی مانند : سردمزاجی، واژنیسم و ... شود.

در این شب ، مرد باید مراقب باشد که بیش از تصاحب جسم معشوق ، روح او را به دست آورد و اقدام او برای عمل جنسی ، پیش از تماس عاطفی و آمادگی روانی همه جانبه، نتیجه ای جز نارضایتی همسرش نخواهد داشت .

متأسّفانه بسیاری از مردان جوان ، به علّت ناآگاهی از تفاوت های جنسیتی زن و مرد، متوجّه این مسئله نیستند .

از آن جا که شهوت جنسی مرد ، کمتر تحت تأثیر مسائل عاطفی است، خیلی شدیدتر از زن بروز می کند و به دنبال خاموش کردن سریع آن است ، در حالی که سرعت در این زمینه ، به روحیه لطیف زن ، لطمه می زند. از این رو ، مرد در طول زندگی باید متوجّه این تفاوت باشد و در شب زفاف ، توجّه ویژه ای به آن داشته باشد. به علّت اهمیت والای این مسئله ، در متون حدیثی ، برای زوجین ، راهنمایی های ویژه ای برای فراهم سازی موقعیت روانی مناسب در این شب ، مطرح شده است.

از این رو ، به برخی از آنها اشاره می کنیم. یکی از این راهنمایی ها آن است که عروس را شب ، به منزل داماد ببرند. پیامبر صلی الله علیه و آله با توجّه به آرامی شب و تأثیر روانی عاطفی که اجرای مراسم عروسی در شب ، نسبت به زوجین دارد ، سفارش می کند که عروسی در شب انجام گیرد . [۹۶]

این بدان سبب است که زن و شوهر در این لحظه ، نیاز به آرامش خاطر دارند و طبق گفته قرآن، شب ، وقت آرامش و سکون است. [۹۷] نیز امام رضا علیه السلام با اشاره به تأثیر آرامش شب و تمایل روانی زنان به آرامش یافتن ، می فرماید : مِنَ السُّنَّهِ التَّزوِیجُ بِاللَّیلِ، لِأَنَّ اللّهَ جَعَلَ اللَّیلَ سَکَناً وَ النِّسَاءُ إِنَّمَا هُنَّ سَکَنٌ . [۹۸]

از سنّت های رسول خدا این است که عروسی ، در شب صورت گیرد ؛ زیرا شب برای سکون و آرامش است و به درستی که زنان ، طبیعتاً به آرامش متمایل اند و مایه آرامش خاطر دیگران نیز می شوند. پس از این که عروس و داماد ، به دور از هیاهوی روز و هنگام سکوت شب ، وارد خانه خود شدند، اوّلاً ، با گفتن بسم اللّه الرحمن الرحیم و یاد خدا، معاشرت و رابطه جنسی خودشان را به خدا پیوند بزنند و به آن ، تقدّس ببخشند و بدین وسیله ، خویش را از شرّ افکار مزاحم و وسوسه های شیطانی ، مصون نگه دارند.

انعقاد نطفه بچّه در شرایطی که والدین به یاد خدایند، باعث می شود که فرزند در آینده ، از شر و بدی و امور شیطانی ، مصون بماند و به انواع انحرافات دچار نگردد ؛ بلکه با خدا و اولیای الهی ، رابطه عاطفی و معنوی برقرار سازد. چون احادیث در این زمینه ، فراوان اند ، تنها به یکی از آنها بسنده می کنیم .

امام صادق علیه السلام در جهت فراهم سازی زمینه های روان شناختی و معنوی زوجین می فرماید : إِذَا أَتَی أَحدُکُم أَهلَهُ فَلیَذکُرِ اللّهَ ، فَإِنَّ مَن لَم یَذکُرِ اللّهَ عِندَ الجِمَاعِ وَ کَانَ مِنهُ وَلَدٌ کَانَ ذَلِکَ شِرکَ الشَّیطَانِ وَ یُعرَفُ ذَلِکَ بِحُبِّنَا وَ بُغضِنَا . [۹۹]

هنگامی که آماده می شوید برای ارتباط جنسی ، خدا را یاد کنید، به درستی که افرادی که در این هنگام ، از خدا غافل باشند، اگر نطفه فرزندی منعقد شود، این فرزند در آینده ، در رفتارهای شر و بدی ، همانند شیطان عمل می کند و این افراد ، از طریق دوستی و دشمنی با ما (اهل بیت) شناخته می شوند. در حقیقت ، منظور امام این است که کسی که اهل بیت علیهم السلام را دشمن بدارد ، علامت این است که نطفه اش در حالی منعقد گردیده که والدینش از خدا غافل بوده اند ؛ امّا آنها که دوستدار اهل بیت اند ، دوستی آنها نشانه این است که والدینشان در هنگام انعقاد نطفه ، به یاد خداوند بوده اند و رابطه قدسی با خداوند برقرار کرده اند.

ثانیاً ، باید زمینه های روحی و روانی زن را فراهم ساخت ، به گونه ای که احساس کند شخصیتش مورد توجّه مرد است و مرد ، در خدمت اوست . از این رو در احادیث ، سفارش شده است که داماد ، کفش عروس را بیرون بیاورد و پاهای او را بشوید و تمام منزل را آب بپاشد و او را مورد مهر و محبّت خود قرار دهد. این دستوری است که پیامبر صلی الله علیه و آله به داماد خود امیر مؤمنان علیه السلام داد و آن حضرت اجرا کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : یَا عَلِیُّ ! إِذَا دَخَلَت العَرُوسُ بَیتَکَ فَاخلَع خُفَّیهَا حِینَ تَجلِسُ وَاغسِل رِجلَیهَا وَ صُبَّ المَاءَ مِن بَابِ دَارِکَ إِلَی أَقصَی دَارِکَ. [۱۰۰]

یا علی ! چون عروس به خانه ات درآید ، کفش هایش را درآور تا بنشیند و پاهایش را بشوی و به تمام خانه آب بپاش. در ادامه این حدیث، پیامبر نتیجه این عمل را وفور نعمت در منزل و تأمین سلامت روانی زن دانسته است .

کمترین تأثیر روانی آن هم جلب محبّت همسر است که گامی در جهت خوش بختی خواهد بود و زن ، نسبت به خانه و مدیریت خانه ، نگرش مثبت پیدا خواهد کرد. این رفتار مهرآمیز همسر ، تأثیر فوق العاده ای در روح و روان زن دارد و تذکّری است به مرد که از لحظه ورود به خانه باید مهر و محبّت خود را نثار زن کند تا قلب او را تسخیر کند ، نه آن که صرفاً در تسخیر جسم او باشد. ثالثاً ، در شب زفاف ، با برقراری رابطه معنوی با خداوند ، مهر و محبّت خود را به یکدیگر با معنویت همراه سازند و محور محبّت خودشان را نسبت به یکدیگر، خدا و رضایت و محبّت او قرار دهند .

و لذا مستحب است که ابتدا دو رکعت نماز بگذارند و از خداوند، طلب مهر و محبّت برای یکدیگر کنند. از امام معصوم علیه السلام نقل شده که می فرماید : إِذَا قَرُبَ الزِّفَافُ یُستَحَبُّ أَن تَأمُرَهَا أَن تُصَلِّیَ رَکعَتَینِ وَ تَکُونُ عَلَی وُضُوءٍ إذَا أُدخِلَت عَلَیکَ وَ تُصَلِّیَ أَنتَ أَیضاً مِثلَ ذَلِکَ وَ تَحمِدَ اللّهَ وَ تُصَلّی عَلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله وَ تَقُولُ: اللّهُمَّ ارزُقنِی إِلفَهَا وَ وَدَّهَا وَ رِضَاهَا بِی وَ أَرضِنِی بِهَا، وَاجمَع بَینَنَا بِأَحسَنِ اجتِمَاعٍ وَ أَیسَرِ ائتِلَافٍ فَإِنَّکَ تُحِبُّ الحَلَالَ وَ تَکرَهُالحَرَامُ . [۱۰۱]

پیش از برقراری ارتباط عاشقانه ، با وضو بر یکدیگر وارد شوند و دو رکعت نماز بخوانند و خدا را شکر کنند و بر محمّد و آلش درود بفرستند و آن وقت ، مرد ، خدا را بخواند و بگوید: خداوندا ! مهر و محبّت و رضایت همسرم را نصیبم کن و او را هم از من راضی گردان و به بهترین وجه و آسان ترین صورت ، بین ما جمع کن که تو حلال را دوست داری و از حرام متنفّری. با این عمل روابط خودشان را با خداوند گره می زنند و با آرامش روانی و معنوی ، زندگی مشترک خود را آغاز می کنند. با دقّت در این دستورهای دینی ، متوجّه می شویم که اساس خانواده ، بر پایه مهر است ؛ چرا که ائمه علیهم السلام دستور داده اند که از خداوند مهر و محبّت یکدیگر را بخواهید و همه این اعمال و دستورها برای جلب محبّت یکدیگر است و ارتباط جنسی هم صرفاً یک عمل جنسی نیست ، بلکه عملی همراه با جنبه های روانی عاطفی است که باعث آرامش زوجین می گردد. رابعاً ، عروس و داماد ، پس از انجام دادن مستحبّاتی که ذکر شد ، به نوازش و تحریکات مقدّماتی بپردازند و به هیچ وجه ، پیش از فراهم شدن مقدّمات آمیزش ، به آن عمل مبادرت نکنند.

دو . پرهیز از آمیزش در شرایط نامناسب

از آن جا که برای آمیزش شرایط روانی ، جزو ضروریات اصلی است ، باید از موقعیت های نامناسب که اضطراب ایجاد می کنند و پیامدهای نامطلوبی دارد، دوری شود. در احادیث ، بر پرهیز از این موقعیت های نامناسب ، تأکید شده که در ادامه ، به تعدادی از آنها می پردازیم :

اوّل . پرهیز از آمیزش در موقعیت لزوم تخلیه شکم

شرایطی که زوجین یا یکی از آنان ، نیاز داشته باشند که به دستشویی بروند و به تخلیه ادرار یا مدفوع بپردازند، شرایط مناسبی برای آمیزش نیست ؛ زیرا آرامش از آنها سلب می شود ، به لذّت جنسی بالایی نمی رسند ، احساس نارضایتی از همسر خود پیدا می کنند و به آثار روانی نامطلوبی (مانند پرخاشگری و ناسازگاری با همسر) مبتلا می شوند. علاوه بر این که پیامدهای پزشکی آن نیز مشکلات فراوان روانی، برایشان فراهم می سازد. پیامبر صلی الله علیه و آله با توجّه به عوارض این موقعیت، به صورت روشن ، زوجین را از آمیزش در چنین شرایطی بازداشته و می فرماید : لا یُجَامِعَنَّ أَحَدُکُم وَ بِهِ حِقنٌ مِن خَلَاً فَإِنَّهُ یَکُونُ مِنهُ البَواسِیرُ وَ لا یُجَامِعَنَّ أَحَدُکُم وَ بِهِ حِقنٌ مِن بَولٍ، فَإِنَّهُ یَکُونُ مِنهُ النَّواصِیرُ . [۱۰۲] هرگز نباید هیچ یک از شما در حالی که غایط دارید ، به آمیزش بپردازید . به درستی که گرفتار بیماری بواسیر می شوید و هرگز نباید هیچ یک از شما در حالی که ادرار دارد ، به نزدیکی بپردازد. به درستی که گرفتار بیماری های مجاری رگ های خونی در اطراف چشم، لثه دندان و حوالی مقعد می شوید. [۱۰۳]

دوم . خودداری از صحبت غیر عاشقانه به هنگام آمیزش

پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : لَا تَتَکَلَّم عِندَ الجِمَاعِ، فَإِنَّهُ إِن قُضِیَ بَینَکُمَا وَلَدٌ لا یُؤمَنُ أَن یَکونَ أَخرَسٌ . [۱۰۴] هنگام نزدیکی کردن ، حرف نزن که اگر فرزندی از تو به وجود آید ، ممکن است لال شود. منظور از صحبت کردن هنگام آمیزش، صحبت های معمولی ای است که ذهن زوجین را از لذّت جنسی ، به امور دیگر معطوف می سازد و مانع رسیدن آنها به اوج لذّت می شود. وگر نه ، تحریک و از جمله صحبت های عاشقانه ، نه تنها اشکالی ندارد ، بلکه همان طور که پیش از این گفته شد ، به آن توصیه هم شده است.


سوم . خودداری از آمیزش در حال جنابت

اگر مرد ، پیش از آمیزش ، محتلم شده باشد ، بهتر است که ابتدا غسل کند و سپس با همسرش آمیزش نماید ؛ چون هم از نظر روانی و لذّت بردن بیشتر زوجین ، خوشایندتر است و هم از مبتلا شدن به اختلالات روانیِ فرزندی که به دنیا می آید ، پیشگیری می کند . لذا پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : یُکرَهُ أَن یَغشَی الرَّجُلُ المَرأَهَ وَ قَدِ احتَلَمَ حَتَّی یَغتَسِلَ مِن احتِلَامِهِ الَّذِی رَأَی، فَإِن فَعَلَ فَخَرَجَ الوَلَدُ مَجنُوناً فَلَا یَلُومَنَّ إِلَا نَفسَهُ . [۱۰۵] کراهت دارد مردی که محتلم شد ، پیش از این که غسل کند ، با همسرش نزدیکی کند، و اگر این کار را کرد و فرزندش دیوانه شد، کسی را جز خودش ملامت نکند. پیامبر صلی الله علیه و آله در حدیث دیگری ، تکرار آمیزش بعد از شست وشو و وضو گرفتن را بدون اشکال می داند و به تأثیر روانی آن در لذّت و نشاط زوجین پرداخته ، می فرماید : إِذَا أَرَادَ أَحَدُکُم العَودَ، فَلیَتَوَضَّّأ فَإِنَّهُ أَنشَطُّ لِلعَودِ . [۱۰۶]

هنگامی که یکی از شماها می خواهد برای بار دوم آمیزش کند، شست وشو کند و وضو بگیرد . به درستی که این وضو برای آمیزش دوباره ، باعث نشاط بیشتری می شود. ایشان در بیان دیگری بر وضو بین دو آمیزش تأکید می کند و می فرماید : إِذَا أَتَی أَحَدَکُم أَهلَهُ ثُمَّ أَرَادَ أَن یَعُودَ فَلیَتَوَضَّأ بَینَهُمَا وُضُوءاً . [۱۰۷] هنگامی که یکی از شماها با همسرش آمیزش می کند، سپس می خواهد دوباره نیز انجام دهد، باید بین آن دو آمیزش ، وضو بگیرد.

چهارم . خودداری از آمیزش در حالت ایستاده

از اموری که همسران را از حالت روانی عاطفیِ عاشقانه انسانی بیرون می برد و موقعیت روانی حیوانی برایشان فراهم می سازد و آرامش و لذّت آنها (بویژه آرامش زن) را کاهش می دهد و عوارضی هم بر بچّه ای که در آن آمیزش ، نطفه اش منعقد شود، می گذارد ، آمیزش در حال ایستاده است. از این رو ، پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : یَا عَلِیُّ! لَا تُجَامِعِ امرَأَتَکَ مِن قِیَامٍ فَإِنَّ ذَلِکَ مِن فِعلِ الحَمِیرِ فَإِن قُضِیَ بَینَکُمَا وَلَدٌ کَانَ بَوَّالَاً فِی الفِرَاشِ کَالحَمِیرِ البَوَّالَهِ فِی کُلِّ مَکَانٍ . [۱۰۸]

ای علی ! در حالت ایستاده ، با همسرت آمیزش مکن که این ، از عمل چهارپایان است . اگر آن چنان آمیزش کنی و فرزندی از تو ، به وجود آید ، قادر به کنترل ادرار خود نخواهد بود و مانند چهارپایان ، در هر مکانی ادرار خواهد کرد.

پنجم . پرهیز از افراط در عمل جنسی

همان طور که پُرخوری (حتی در غذاهای حلال) ، نامطلوب است و باعث ایجاد چاقی و انواع بیماری ها می شود، افراط در عمل جنسی (حتی از راه مشروع) نیز نامطلوب است و عوارض سوء روانی و جسمی برای انسان دارد . لذا لازم است که انسان ، همان طور که غذا خوردن و آشامیدن و خوابیدن خود را مقیّد می کند، آمیزش خود را هم باید به میزان معقولی قرار دهد و از افراط در آن بپرهیزد. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : مَن أَرَادَ البَقَاءَ وَ لا بَقَاءَ، فَلیُبَاکِرِ الغَدَاءَ وَ لیُجَوَّدِ الحِذَاءِ وَ لیُخَفِّفِ الرِّدَاءَ وَ لیَقلِل مُجَامَعَهَ النِّسَاءِ ... . [۱۰۹]

کسی که خواستار بقای عمر است و البته هیچ کس هم جاویدان نیست، صبحانه را زود بخورد، کفش مناسب به پا کُند ، لباس را سبک کند و آمیزش با زنان را کم کند. این امر ، نشان دهنده آن است که افراط در امور جنسی ، سلامت روانی انسان را نیز به خطر می اندازد و گاهی تا حدی پیش می رود که به نوعی بیماری تبدیل می شود. این افراط کاری و ولع جنسی ، علاوه بر این که بر جسم و روان فردِ شهوانی آسیب می رساند، شریک جنسی او را نیز دچار ناراحتی می کند. فرانکل ، در مورد غرق شدن در هرج و مرج شهوانی چنین می نویسد : غرق شدن در هرج و مرجی این چنین ، نادیده انگاشتن فردیت انحصاری هم بستر است و این ، به نوبه خود ، مانع از یک رابطه عاشقانه است ؛ چون تنها آن رابطه جنسی ای که نهفته در عشق است می تواند ارزشمند باشد. [۱۱۰]

از نظر «کارن هورنای» نیز افراط کاری در آمیزش جنسی ، نشانه وجود بیماری عصبی در فرد است . این مسئله ، بویژه هنگامی تبدیل به مشکل می شود که یکی از زوجین ، تمایل زیادی به نزدیکی دارد و دیگری نه . در این جا آمیزش جنسی برای فردی که تمایلات او در حد طبیعی است ، و قادر به برآورده ساختن تمایلات افراطی شریک جنسی خود نیست ، تبدیل به عذابی دردآور می شود و لازم است برای حل این مشکل ، به متخصّص مراجعه کنند ؛ زیرا طبق گفته محققان ، افزایش میل جنسی ، یک نوع بیماری است که روان شناسان ، از آن ، تحت عنوان «هیبرسکسوالتیه» نام برده اند و موقعی اتفاق می افتد که انحنا و ارضای کافی صورت نمی پذیرد . مرد افسانه های دون ژوان که به علّت افزایش شدید امیال جنسی ، امروز ضرب المثل شده است ، از نظر روان کاوان ، مرد نوروتیکی است که به علّت محرومیت دوران کودکی ، این مشکل برای وی به وجود آمده است. البته در زنان نیز مشکلات مشابهی یاد شده است.

مرحله آمیزش و اوج لذّت جنسی

پس از آن که مرد و زن ، در مرحله انگیزش ، زمینه کافی برای برانگیختگی یکدیگر فراهم ساختند و هر دو (بویژه زن که دیر برانگیخته می شود) به این موضوع آگاه شدند ، باید اقدام به آمیزش نمایند. در احادیث اسلامی ، تأکید بر این است که آمیزش ، بدون برانگیختگی زن صورت نگیرد ، حتّی اگر این برانگیختگی ، طولانی شود ؛ زیرا عدم برانگیختگی زن، قبل از آمیزش ، به عدم رضایت از شوهر، ناراحتی عصبی، پرخاشگری، بی معنا بودن زندگی و دیگر عوارض روانی عاطفی می انجامد. از این رو ، امام رضا علیه السلام مرد را از آمیزش به هنگام عدم برانگیختگی زن نهی می کند و می فرماید : لا تُجامِعِ امرَأَهً حَتَّی تُلاعِبَهَا وَ تُکثِرَ مُلَاعَبَتِهَا وَ تَغمِزَ ثَدییهَا، فَإِنَّکَ إِذَا فَعَلتَ ذَلِکَ غَلَبتَ شَهوَتُهَا وَ اجتَمَعَ مَاءها لأنَّ ماؤُهَا یَخرُجُ مِن ثَدییهَا وَ الشَّهوَهُ تَظهَرُ مِن وَجهِهَا وَ عَینَیهَا وَ اشتَهَت مِنکَ مِثلَ الَّذِی تَشتَهِیهِ مِنهَا . [۱۱۱]

تا قبل از این که با همسرت معاشقه و ملاعبه نکرده ای ، هرگز با او نزدیکی نکن و این کار را طولانی انجام بده و سینه های او را بمال و تحریکات را ادامه بده تا برانگیختگی او در چهره و چشم او ظاهر شود و ترشّح بدن او زیاد گردد ؛ چون با این کار ، بدن او ترشّح پیدا می کند و شهوت و میل جنسی در چهره اش آشکار می گردد.

وقتی چنین تحریک کردی ، آن وقت ، او همان چیزی را از تو می خواهد که تو از او می خواهی . امروز در روان شناسی ، این مرحله اوج لذّت را ، مرحله «ارگاسم» [۱۱۲] می نامند. مرحله ارگاسم و اوج لذّت ، محدود به چند ثانیه ای است که ضمن آن ، احتقان عروقی و میوتونی حاصل از تحریک جنسی ، آزاد می گردد. این نقطه اوج غیر ارادی ، در هر سطحی که نشان دهنده بیشترین افزایش تنش جنسی برای هر مورد خاص است، پدید می آید و کلّ بدن ، از نظر فیزیولوژیک ، در پاسخ به تنش های جنسی با آن ، درگیر می شود. [۱۱۳]

بر اساس الگوهای پاسخ فردی در تجربه ارگاسمی زنان نسبت به مردان ، تغییرات چشمگیری (چه از نظر شدّت و چه از نظر طول مدّت) مشاهده می شود ؛ چرا که در بیشتر موارد ، زنان ، نسبت به مردان برای رسیدن به ارگاسم ، به مدّت بیشتری نیاز دارند. لذا لازم است که نوعی هماهنگی جنسی بین زن و شوهر ایجاد شود ؛ زیرا هر گونه ناهماهنگی در این مرحله ، به ایجاد ناراحتی های عصبی حاد می انجامد .

اگر یکی از زوجین (معمولاً زن) احساس کند که فقط شریک جنسی او به ارضای کامل غریزه خود دست می یابد، عمل جنسی برای او ، فقط نوعی فداکاری تلخ به حساب می آید و عملاً چنین کاری ، سخت ، بی معنا و بی فایده خواهد بود. در نتیجه او را به سمت عقده های روانی ای می کشاند که ممکن است در ابتدا آسان باشد ، امّا به مرور زمان ، پیچیده شود.

این تفاوت بین زن و مرد در رسیدن به ارگاسم، پدیده شایع در بین تمام زنان و در تمام فرهنگ ها و جوامع است و چیزی نیست که مربوط به کشور یا فرهنگ خاصی باشد. به این دلیل ، روان شناسان و متخصّصان امور خانواده ، همواره به این مسئله سفارش می کنند که شوهران ، متوجّه این مسئله باشند و از تکنیک هایی برای به تأخیر انداختن ارگاسم خود و به ارگاسم رسیدن زنان استفاده کنند. [۱۱۴]

در دستورهای دینی (همان طور که در بالا گفته شد) نیز بر این امر ، تأکید شده است ، با این که در آن زمان ، اصلاً نمی دانستند زن هم نیازهایی دارد و ممکن است به ارگاسم برسد .

لذا در روایات ، فراوان سفارش شده که مردان ، به نیاز زنان هم توجّه کنند و بدون این که آنها را ارضا کنند، فقط به فکر ارضای خود نباشند. امام علی علیه السلام می فرماید : إِذَا أَرَادَ أَحَدُکُم أَن یَأتِیَ زَوجَتَهُ فَلَا یُعجِّلهَا فَإِنَّ لِلنِّسَاءِ حَوائِجَ . [۱۱۵]

هر گاه یکی از شما بخواهد با زنش نزدیکی کند ، نباید او را به شتاب اندازد ؛ زیرا زنان هم نیازهایی دارند.

در حدیث دیگری ، امام صادق علیه السلام می فرماید : فَإِذَا أَتَی أَحدُکُم أَهلَهُ فَلیَکُن بَینَهُمَا مُلَاعَبَهٌ فَإِنَّهُ أَطیَبُ لِلأَمرِ .[۱۱۶]

هنگامی که یکی از شما می خواهد با زنش ارتباط جنسی برقرار کند ، باید بین آن دو ، ملاعبه صورت گیرد که این برای هر دو ، خوشایندتر است. اهمیت معاشقه درتمام مراحل جنسی ، قابل مشاهده است. بدون معاشقه ، اصولاً زن برانگیخته نمی شود و اگر این کار ، استمرار نداشته باشد، میل جنسی ، فروکش می کند. زن در این حالت ، یا اصلاً به ارگاسم نمی رسد و یا خیلی دیر می رسد که هم برای شوهر و هم برای خود زن ، خسته کننده می شود .

مرحله فرونشینی

مرد و زن ، پس از اوج حالت ارگاسمیک ، وارد آخرین مرحله دوره پاسخ جنسی، یعنی مرحله «فرونشینی» می گردند. این دوره بازگشت و زوال هیجان ، به صورت الگوی پاسخ معکوس، شخص را از مراحل پلاتو و انگیزش ، به حالت بدون تحریک باز می گرداند. در زنها این توانایی وجود دارد که از هر نقطه مرحله فرونشینی ، در صورتی که در معرض تحریک کافی دیگر قرار گیرند ، به یک تجربه ارگاسمی دیگر برگردند. این امکان برای ارگاسم های فراوان ، زمانی آشکارتر است که برگشت در سطح تنش پلاتو و تشدید تحریک، صورت گرفته باشد.

در مرد ، مرحله فرونشینی ، شامل یک دوره بی پاسخیِ اضافی است که ممکن است در مرحله بازگشت تا پایین ترین سطح انگیزش در دوره پاسخ جنسی ادامه یابد. تحریک مجدّد به سطوح بالاتر تنش جنسی ، فقط پس از ختم این دوره بی پاسخی، امکان پذیر است . به استثنای موارد معدود، توانایی فیزیولوژیک مردها برای پاسخ به تحریک دوباره ، به مراتب کمتر از زن هاست.

بقایای فیزیولوژیک تنش جنسی ، معمولاً در مرد و زن ، به کندی از بین می روند ، مگر این که حالت رهایی ارگاسمیکِ بسیار عمیق و مغلوب کننده ای تجربه شده باشد. برگشت به حال عادی ، زمانی تکمیل می شود که تمام محرّک های جنسی ، موقوف شده باشند. [۱۱۷]

احتمالاً به علت همین تفاوت فیزیولوژیک زن و مرد در قدرت رسیدن به ارگاسم های متفاوت است که در روایات ، قدرت جنسی زنان ، نُه برابر مردان معرفی شده است. امام علی علیه السلام می فرماید : خَلَقَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ الشَّهوَهَ عَشرَهَ أَجزَاءٍ فَجَعَلَ تِسعَهَ أَجزَاءٍ فِی النِّسَاءِ وَ جُزءاً وَاحِداً فِی الرِّجَالٍ . [۱۱۸]

خداوند عزّوجلّ شهوت جنسی را ده قسمت نمود ؛ نُه قسمت آن را برای زنان و فقط یک جزء آن را برای مردان قرار داده است . امام صادق علیه السلام نیز می فرماید : إِنَّ اللّهَ جَعَلَ لِلمَرأَهِ صَبرَ عَشرَهِ رِجَالٍ، فَإِذَا هَاجَت کَانَت لَهَا قُوَّهُ شَهوَهِ عَشرَهِ رِجَالٍ . [۱۱۹]

خداوند صبر زنان را ده برابر مردان قرار داده ؛ ولی هنگامی که به اوج شهوت می رسند، ده برابر مردان ، قوّت جنسی دارند . احتمالاً مراد از صبر در این روایت ، صبر بر عمل جنسی است ، البته با توجّه به این که ادامه حدیث ، در مورد عمل جنسی است.

طبق نتایج عملی، زن نسبت به مرد ، برای رسیدن به ارگاسم دوباره ، مدّت زمان کمتری نیاز دارد ؛ هر چند به علّت خسته شدن مرد ، به ندرتْ این اتّفاق رخ می دهد. از آن جا که زن پس از رسیدن به ارگاسم ، بلافاصله قادر است دوباره به ارگاسم برسد ، ولی مرد ، کاملاً به آرامش و سکون می رسد، لازم است که پس از رسیدن به ارگاسم، همسرش را با ملاعبت ، نوازش کند تا احساس مورد بی توجّهی واقع شدن به او دست ندهد. دکتر خوداکوف ، در مورد این تفاوت زن و مرد ، چنین توضیح می دهد : در مردان ، میل جنسی ، به سرعت پیدا می شود و پس از اطفای شهوت نیز به سرعت از بین می رود. تحریک جنسی زنان ، به گونه دیگری صورت می گیرد : تحریک ، به کندی شروع می شود و پس از اطفای شهوت ، مدّتی باقی می ماند. در این جا خطر بروز ناهماهنگی جنسی وجود دارد . [۱۲۰]

بخش سوم : رفتارهای نابه هنجار جنسی : عوامل ، راه های پیشگیری و درمان

رفتار نابه هنجار

اشاره

در مورد ماهیت «رفتار نابه هنجار»، دیدگاه های مختلفی وجود دارد. دیدگاه های زیست شناختی، روانکاوی، یادگیری، شناختی، انسان گرایی و دیدگاه اجتماعی ، از جمله دیدگاه های شناخته شده در مورد رفتارهای نابه هنجار هستند که هر کدام ، از زوایای خاصی به بررسی موضوع پرداخته اند.

اگر چه این دیدگاه ها ، رفتار نابه هنجار را مطالعه می کنند ، امّا تعریف دقیقی از این رفتار ، ارائه نکرده اند . حال ، این سؤال پیش می آید که رفتار نابه هنجار چیست ؟ آیا می توانیم تعریف قانع کننده ای از نابه هنجاری داشته باشیم ؟ آیا می توان بین رفتار نابه هنجار و به هنجار ، مرز روشنی کشید ؟ کاپلان در تعریف رفتار نابه هنجار جنسی، ضمن این که آن را از تعریف به هنجار جنسی ، آسان تر دانسته، معتقد است که رفتار نابه هنجار جنسی، رفتار جنسی ای است که به نحوی برای خود فرد یا اشخاص دیگر ، زیان آور و خطرزا باشد.

چنین رفتاری ، به یک شریک جنسی معطوف نیست و به گونه ای نامتناسب ، با احساس گناه و اضطراب همراه است. در این نوع رفتارها، تحریک اعضای جنسی اوّلیه، کنار گذاشته می شود و به امور دیگری پرداخته می شود و فرد در انجام دادن آن رفتار، احساس جبری دارد. بنا بر این ، هر رفتار جنسی ای که یکی از مشخّصات زیر را داشته باشد ، رفتار نابه هنجار است :

۱ . برای خود یا شریک جنسی ، خطرناک باشد ، مانند : سادیسم، مازوخیسم، بچّه بازی ؛

۲ . معطوف به یک شریک جنسی نیست ، مانند : استمنا ، همجنس گرایی، مبدّل پوشی، چشم چرانی ، حیوان دوستی ؛

۳ . در تحریک جنسی ، اعضای جنسی اوّلیه ، نقشی نداشته باشند ، مانند : عضوخواهی.

۴ . به طور نامتناسبی ، با اضطراب و احساس گناه همراه است ، مانند : انواع پارافیلیا ، (نابه هنجاری های جنسی) مثل : زنا ، زنای با محارم ؛

۵ . حالت جبری دارد. هرکدام از پارافیلیاها و از جمله استمنا و همجنس گرایی نیز ممکن است این ویژگی را داشته باشند . [۱۲۱] و نیز گفته شد ، برای تشخیص رفتار به هنجار از نابه هنجار ، سه ملاک وجود دارد که در ادامه ، به بررسی آنها می پردازیم . [۱۲۲]

ملاک آماری

طبق ملاک آماری، رفتار نابه هنجار ، بر اساس فراوانی آماری ، تعریف می شود. کسانی که به این ملاک تأکید دارند، معتقدند که اگر هر ویژگی خاص افراد، مانند : ویژگی های شخصیتی، شیوه های رفتاری، خصوصیات جسمانی از قبیل : قد و وزن را اندازه بگیریم و نمودار آماری آنها را ترسیم کنیم، منحنی طبیعی به دست می آید که طبق آن ، بیشتر افراد ، در وسط منحنی قرار می گیرند و تعداد اندکی ، در دو سوی منحنی جای می گیرند. کسانی که در وسط منحنی یا در قسمت میانگین جامعه اند ، افراد به هنجار و دیگران ، افراد استثنایی یا نابه هنجار تلقّی می شوند (کاستین و دراگ یونس، ۱۹۸۹ م ).

ملاک روانی

در این ملاک ، به «غیر انطباقی بودن رفتار» و پریشانی شخصی توجّه می شود.

عده ای عقیده دارند که باید به تأثیر یک رفتار ، بر بهزیستی فردی و اجتماعی توجّه کرد. طبق این دیدگاه، رفتاری نابه هنجار است که غیرانطباقی باشد ؛ یعنی پیامدهای زیان باری برای فرد یا اجتماع داشته باشد. در این ملاک ، به پریشانی شخصی نیز اشاره می شود. بیشتر کسانی که بیمار روانی شناخته می شوند، به شدّت ، احساس رنج و ناراحتی می کنند . این گونه افراد، مضطرب، افسرده یا تکانشی هستند و ممکن است دچار بی خوابی، بی اشتهایی و انواع دردهای بدنی باشند (اتکینسون و هیلگارد، ۱۳۶۸) .

ملاک اجتماعی

جامعه شناسان و مردم شناسان ، رفتاری را نابه هنجار و منحرف می دانند که نه تنها باعث شکسته شدن و نقض هنجارهای اجتماعی می شود، بلکه باعث واکنش منفی شدید از طرف دیگران می شود. بنا بر این ، هر رفتاری که برخلاف معیارها، ضوابط و هنجارهای اجتماعی باشد، رفتار نابه هنجار و غیر عادی تلقّی خواهد شد . هر جامعه ای، برای دستیابی به تعادل و تحقّق هدف های خویش، مرزهایی برای عقاید و رفتارهای پسندیده و ناپسند ، انتخاب یا تعیین می کند و از طریق قوانین جاری، آیین های دینی و اخلاقی، قواعد گروهی و سازمانی و سرانجام ، با مقرّرات خانوادگی ، بر آنها نظارت می کند. این مرزها که از ارزش ها برمی خیزند ، هنجارهای جامعه، سازمان، گروه ها و در نهایت هنجارهای خانواده را نشان می دهند.

رفتاری غیر عادی و نابه هنجار تلقی می شود که برخلاف این هنجارها (بویژه، برخلاف مقررات و قوانین اجتماعی رایج جامعه) باشد. به نظر می رسد با توجّه به مفهوم لغوی به هنجار و نابه هنجار که به معنای طبیعی (Normal) و غیر طبیعی (Abnormal) است، به هنجار ، عبارت است از : تمایل یا رفتاری که با طبیعت آدمی ، هماهنگی دارد و بدون هر عامل بیرونی و عارضی، فرد ، آن را خواهان است و انجام می دهد. ملاک تشخیص به هنجار ، چند چیز است :

۱ . تمایل و رفتار ، از طبیعت و فطرت آدمی سرچشمه گرفته است ؛

۲ . نوع انسان ها در تمام اعصار و قرون و در بیشتر جوامع ، آن را پذیرفته اند ؛

۳ . با بدیهیات اخلاقی و ادراکات بدیهی عقل عملی ، هماهنگ است و منافاتی با آنها ندارد ؛

۴ . خداوند حکیم و آگاه به سرشت مخلوق خویش، آن را خوب و سازگار با فطرت انسانی دانسته و به آن توصیه کرده است ؛

۵ . به زیان جسمی، روانی و معنوی عمل کننده و یا دیگری منتهی نشود. با این وصف، ملاک تشخیص رفتار نابه هنجار نیز عبارت است از :

۱ . هر تمایل یا رفتاری که با طبیعت و فطرت اولیه آدمی ، هماهنگی نداشته باشد ؛

۲ . با مسائل اخلاقی ای که در سرشت انسان به ودیعت گذاشته شده، منافات داشته باشد ؛

۳ . نوع انسان ها در همه جوامع و در همه زمان ها آن را نپذیرند ؛

۴ . خداوند حکیم ، این گونه رفتارها را نهی کرده باشد ؛

۵ . خواه ناخواه ، به زیان دیگری و حداقل به زیان خود در یکی از جنبه های روانی، شخصیتی ، عاطفی و معنوی است ؛ زیرا اگر چنین نبود، شرع ، آن را نهی نمی کرد و گناه نمی شمرد .

رفتار نابه هنجار جنسیدر مورد رفتار نابه هنجار جنسی از دیدگاه اسلامی، باید توجّه داشت که هرگونه ارتباط جنسی ای که مشروع و در غالب ازدواج باشد، رفتار جنسی به هنجار معرفی شده است. [۱۲۳]

در متون اسلامی ، تمایلات زن و مرد به همدیگر، یکی از ضرورت های زندگی، معرفی و بر آن ، تأکید شده است، مانند : العَبدُ کُلَّمَا ازدَادَ لِلنِّسَاءِ حُبَّا ازدَادَ فِی الإِیمَانِ فَضَلَاً . [۱۲۴] هر قدر مرد، زنان را بیشتر دوست بدارد، فضیلت ایمانش زیادتر است . کُلُّ مَن اشتَدَّ لَنَا حُبّا اشتَدَّ لِلنِّسَاءِ حُبَا . [۱۲۵]

هر کس ما را بیشتر دوست بدارد، زنان را بیشتر دوست خواهد داشت .

مِن أَخلَاقِ الأَنبِیَاءِ حُبُّ النِّسَاءِ

. [۱۲۶] از اخلاق پیغمبران، دوست داشتن زنان است .

فَإِنَّ المَرأَهَ رَیحَانَهٌ وَلَیسَتِ بِقَهرَمَانَهٍ

. [۱۲۷] زن ، یک شاخه گل خوش بوست نه یک کارگر قهرمان .

از این روایات ، استفاده می شود که عقد ازدواج ، به مفهوم پیمان زوج شدن با شرایط خاص ، به عنوان ملاک کلّی هنجار بودن رفتار جنسی است . [۱۲۸]

بنا بر این ، به مصداق آیه «فَمَنِ ابْتَغَی وَرَآءَ ذَ لِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْعَادُونَ»[۱۲۹] هر نوع رفتار جنسی ای که خارج از چارچوب ازدواج باشد، نابه هنجار جنسی تلقی می شود ؛ زیرا آنچه طبیعت آدمی ، بر آن متمایل است ، همان رفتار جنسی مرد با زن در قالب ازدواج است . رفتارهای دیگر ، علاوه بر آن که انحراف از طبیعت اولیه سرشتی آدمی است ، زیان آور برای خود و دیگران در جنبه های : روانی، معنوی، عاطفی، فرهنگی و اجتماعی است.


از این روست که امام علی علیه السلام در حدیثی ، ضمن توجّه به نیازهای طبیعی انسان ، می فرماید : فَکُلُّ تَقصِیرٌ بِهِ مُضِرٌّ وَ کُلُّ إِفرَاطٍ لَهُ مُفسِدٌ . [۱۳۰]

هر کمبودی در اعمال تمایلات طبیعی برای آدمی ، زیان آور و هر زیاده روی ای نسبت به آنها، باعث تباهی است . در قرآن ، هنجارهایی که هماهنگ با فطرت انسان اند ، «طیّبات و معروف» ، و نابه هنجاری ها را که با فطرتْ سازگاری ندارد، «خبائث و منکر» نامیده است. همچنین طیّبات و هنجارها را حلال، و خبائث و ناهنجاری ها را حرام دانسته است. نیز شریعت پیامبر صلی الله علیه و آله آنها را مبتنی بر فطرت دانسته و افرادی را که به صورت فطری از شریعت و حلال و حرام اسلام پیروی می کنند، ستوده است.

خداوند می فرماید : «الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاهِ وَالإِْنجِیلِ یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَئِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَْغْلَلَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ فَالَّذِینَ ءَامَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِی أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . [۱۳۱]

کسانی که از پیامبر امّی که ویژگی هایش در تورات و انجیل نوشته شده پیروی می کنند، پیامبری که آنها را به خوبی ها امر می کند و از بدی ها باز می دارد، برای آنها هنجارها و طیّبات را حلال، و ناهنجاری ها و خبائث را حرام دانسته ... این افرادی که از پیامبر و قرآن و نورانیتش که به او نازل شده ، پیروی می کنند، اینان حقیقتاً رستگارند» . نیز می فرماید : «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تُحَرِّمُواْ طَیِّبَتِ مَآ أَحَلَّ اللَّهُ لَکُمْ وَلَا تَعْتَدُواْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ . [۱۳۲]

ای کسانی که ایمان آورده اید ، هرگز آنچه از طیّبات مطابق با فطرت شما که خدا برایتان حلال قرار داده ، بر خود حرام نکنید. به درستی که خداوند ، تجاوزگران از حدودش را دوست ندارد» . در این آیه، بر اساس برداشت مرحوم علّامه طباطبایی ، [۱۳۳] بر این تأکید شده است که آنچه طیّب است و فطرت اولیّه شما متمایل به آن است، بر خود حرام نکنید و آنچه برخلاف فطرت است و طیّب نیست ، مرتکب نشوید که این کار ، تجاوز از فطرت و حدود الهی است.

حدیثی در ذیل آیه ، وارد شده است که تمایل و رفتار جنسی در قالب ازدواج مرد و زن را مصداق طیّبات می داند و کسانی که به این امر فطری و غریزی توجّه نکنند ، مورد نکوهش قرار داده است. در تفسیر آیه فوق، پیامبر صلی الله علیه و آله خطبه خواند و فرمود : مَا بَالُ أَقوَامٍ حَرَّمُوا النِّسَاءَ وَ الطِّیبَ وَ النَّومَ وَ شَهَواتِ الدُّنیَا . . . فَإِنَّهُ لَیسَ فِی دِینِی تَرکُ النِّسَاءُ ... . [۱۳۴]

چه شده است که گروهی ، زنان را بر خود حرام کرده اند ، بوی خوش استفاده نمی کنند و خواب و لذّت های دنیا را بر خود ممنوع کرده اند ... به درستی که در دین من، ترک رفتار جنسی با زنان مشروع نیست. بنا بر این ، رفتار جنسی از طریق ازدواج مرد و زن شرعی است و نباید آن را کنار گذاشت ؛ ولی هر نوع ارضایِ جنسی خارج از محدوده ازدواج زن و مرد ، انحراف جنسی از مسیر طبیعت است و نابه هنجار تلقّی می گردد که مستوجب کیفر دنیوی نیز هست .

خداوند متعال می فرماید : «وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَفِظُونَ * إِلَا عَلَی أَزْوَ جِهِمْ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَنُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ * فَمَنِ ابْتَغَی وَرَآءَ ذَ لِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْعَادُونَ . [۱۳۵] [ مؤمنان کسانی هستند که...] و بر دامن خود [ از آلودگی ها ] محافظت می کنند. جز با همسران خود یا کنیزان خویش [ ارتباط جنسی برقرار نمی کنند ] که در این ارتباط ، ملامتی بر آنان نیست.

و هر کس از این محدوده تجاوز کند ، آنها تجاوزکاران هستند». با توجّه به آیات و احادیث در گناهان و رفتارهای انحرافی جنسی ، می توان نابه هنجاری های جنسی را از دیدگاه دینی چنین تعریف کرد: نابه هنجاری های جنسی ، تمایلات و رفتارهای جنسی غیر طبیعی و انحرافی است که به هر شیوه ای ، به سلامت جسمانی، روانی، معنوی و اجتماعی فرد آسیب می رساند و او را از تعالی و رشد انسانی ، باز می دارد. از مهم ترین آسیب هایی که در این تعریف ، مورد توجّه است و در تعاریف روان شناسان نیست، توجّه به آسیب های ارزشی و معنوی است . فردی که به انحراف و نابه هنجاری های جنسی روی می آورد ، خود را در مسیر گمراهی قرار داده و از مسیر اخلاق و انسانیت که فطرت الهی او خواهان آن است ، باز داشته می شود. در حقیقت ، رستگاری و سعادت فرد ، با روی آوردن به ناهنجاری های جنسی، به خطر می افتد. بنا بر این ، از دیدگاه اسلامی ، هر نوع تمایل رفتار جنسی که زیانْ به بار آورد ، فرد را به نحوی بیمار کند، بهداشت روانی او را به خطر بیندازد ، با معیارهای اخلاقی متعارض گردد و به شخصیت و منش ارزشی او آسیب رساند و با ضوابط اجتماعی و احکام الهی مطابق نباشد، در این صورت است که خواه ناخواه برای رشد و تعالی فرد ، مانع است و نابه هنجار تلقّی می شود.

باید توجّه داشت که بسیاری از رفتارهای نابه هنجار جنسی ، زیان های فراوانی برای فرد به بار می آورند و چنین نیست که فقط یکی از زیان های جسمی و روانی را ایجاد کنند . از این رو ، در برخی از احادیث ، در تحلیل حرمت بعضی از این نابه هنجاری ها (مانند لواط) علاوه بر زیان های اجتماعی ، عاطفی و روانی بین مردان و زنان و قطع نسل ، به «فساد زیاد» آن اشاره می کند و می فرماید : ... وَ کَانَ فِی إِجَازَهِ ذَلِکَ فَسَادٌ کَثِیرٌ .[۱۳۶]

رواج انحراف جنسی لواط ، زیان های بسیار زیادی در ابعاد مختلف معنوی و روانی ، به بار می آورد. از جمله زیان های این انحراف جنسی که در صدر این روایت ، به آن توجّه داده شده ، آن است که این عملکرد مردان ، باعث بی توجّهی آنان به زنان است و فشار روانی عاطفی و انواع اختلالات روانی ، به دنبال دارد .

امام رضا علیه السلام نیز پیامد آسیب های انحراف جنسی را ابتلای فرد ، به اختلالات روانی و جسمی که زندگی دنیوی را نیز خراب می کنند و تدبیر انسانی را به تباهی می کشاند ، می داند . [۱۳۷]

همجنس گرایی مردان و زنان ، باعث آن است که افراد ، به نابه سامانی در تدبیر عقلانی و انسانی مبتلا شوند و زندگی خود را ویران سازند. تفصیل پیامدهای نابه هنجاری های جنسی ، در فصل های بعدی ، مطرح خواهند شد .

نقش اختیار در نابه هنجاری های جنسی

اشاره

نکته قابل توجّه این است که از دیدگاه اسلامی ، همه رفتارهای نابه هنجار جنسی، گناه محسوب می شوند ؛ زیرا با آگاهی و اراده از فرد صادر می شود و هیچ اجباری بر آن وجود ندارد. این ، تمایل و هوای نفسِ خود فرد است که در محیط محرّک، تحریک می شود و اقدام به رفتارهای نابه هنجار می نماید. دلیل اجباری نبودن این نوع رفتارها این است که :

اولاً ، در مواقع و شرایط خاصی انجام می پذیرد و چنین نیست که فرد در هر شرایطی ، آن کارها را انجام دهد ؛ بلکه غالباً به دنبال آن است که پنهانی و به دور از چشمان دیگران انجام دهد ؛

ثانیاً ، بسیاری دیگر از افراد ، در همان شرایطِ تحریک قرار می گیرند ، ولی به انجام دادن نابه هنجاری ها اقدام نمی کنند ؛ بلکه بر نفس خویش غلبه می نمایند و در صدد بر می آیند تا در قالب ازدواج ، به نیاز جنسی خود پاسخ دهند ؛

ثالثاً ، در جامعه چیزی نابه هنجار تلقی می شود که افراد می توانند آن را ترک کنند ؛

رابعاً ، افراد در انجام دادن آنها مورد سرزنش و توبیخ قرار می گیرند.

اگر رفتاری ، به صورت جبری از سوی کسی صادر شود، توبیخ ، مفهومی ندارد .

کسانی که در چارچوب قانون و ضوابط جامعه رفتار می نمایند و هیچ گونه تخطّی ای از ، هنجارهای اجتماعی ندارند، از آن جهت مورد مدح و ستایش قرار می گیرند که از روی اختیار ، هنجارها را انجام داده اند و از نابه هنجاری ها دوری کرده اند . اگر شرع هم رفتارهای نابه هنجار جنسی را گناه می داند ، از آن جهت است که افراد ، با آگاهی و اختیار خود می توانند از آنها پرهیز کنند و هیچ زیان روانی و معنوی، به خود و به دیگران ، وارد نسازند. اگر کسی در انجام دادن کاری ، اراده اش را سلب کرده باشند و آن کار ، به صورت جبری و بدون اراده از او صادر شود، مسلّماً این کارش از نظر شرع ، گناه نیست.

اینک با توجّه به تعریف نابه هنجاری جنسی از دیدگاه اسلامی ، در چند فصل ، انواع رفتارهای نابه هنجار و انحراف های جنسی، عوامل آنها و راه های پیشگیری و درمان آنها را تبیین می کنیم .

فصل یکم : انواع نابه هنجاری های جنسی

در این که نابه هنجاری های جنسی ، چه مصادیقی را شامل می شود، بر اساس تعاریفی که در دیدگاه های گوناگون بیان گردید ، هر تمایل و رفتار جنسی که به نحوی برای خود فرد یا افراد دیگر ، زیان آور است ، نابه هنجار جنسی تلقی می شود . این ویژگی ذکر شده در تعریف، هرگونه رفتار جنسی ای را که خارج از چارچوب ازدواج مرد و زن باشد، شامل می شود. در این جا به نابه هنجاری های جنسی ای که لااقل در برخی از جوامع ، تعداد زیادی از افراد به آنها مبتلا هستند، می پردازیم و متون قرآنی و حدیثی را در این زمینه ، مورد بررسی قرار می دهیم:


الف . استمنا و استشها

استمنا ، دستمالی و رفتار مالشی مرد با خود است که به انگیزه لذّت جنسی انجام می شود و استشها ، دستمالی و رفتار مالشی زن با خود است که به انگیزه لذّت جنسی صورت می گیرد. از آن جا که این رفتار جنسی ، خارج از ازدواج است و زیان هایی برای فرد ایجاد می کند، از نابه هنجاری های جنسی به حساب می آید . در احادیث ، به دلیل زیان های روانی معنوی و آسیب هایی که استمنا و استشها ، به خانواده و اجتماع وارد می سازد و افراد را از ازدواج و پذیرش زندگی مشترک خانوادگی و رشد عاطفی در ارتباط با همسر و فرزند باز می دارد، از این نوع رفتار جنسی ، نهی شده است. پیامبر صلی الله علیه و آله ارضای جنسی با دست را در کنار لواط و نابه هنجاری های جنسی دیگر ، مورد لعن قرار می دهد و می فرماید : أَلَا لَعنَهُ اللّهِ وَ المَلَائِکَهِ وَ النَّاسِ أَجمَعِینَ... عَلَی نَاکِحِ یَدِهِ، وَ عَلَی مَن اَتَی الذُّکرَانِ مِنَ العَالَمِینَ . [۱۳۸]

آگاه باشید که مورد لعن خدا، ملائکه و همه مردم خواهد بود کسی که با دستمالی خود، خویش را ارضا می کند و کسی که با کسی از مردان ، لواط می کند. استمنا در پسران و استشها در دختران، شاید اوّلین نوع نابه هنجاری جنسی ای است که به آن مبتلا می شوند. این نابه هنجاری ، چه در دختران و چه در پسران ، در دوران بلوغ بیشتر اتّفاق می افتد. دبس ، معتقد است که اگر شدّت کشش جنسی زیاد شود و به سوی وضع طبیعی و عادی ، رهبری نگردد، حالتی در نوجوان پدید می آید که در نتیجه ، مایل است از شخص خود برای ارضای نیروی شهوانی استفاده کند. در این صورت ، مرض تنهایی (یعنی استمناء) پدید می آید. [۱۳۹]

گاهی والدین ، از وقوع نوعی بازی با خود در کودکان شکایت می کنند که دیدن این صحنه ، آنان را خیلی ناراحت می کند. هرگونه انحراف جنسی در کودکان را باید نوعی عدم تکامل احساسات و نوعی رهایی از اضطراب تلقّی کرد. در این مورد باید نحوه ارتباط والدین با کودک و کودک با دیگر بچه ها را مورد بررسی دقیق قرار داد.

اگر تصحیح ارتباط و روش های رفتاری ، نتیجه ای نداد، کودک را باید نزد روان پزشک بُرد. استمنا ، عوارضی چون : پریدگی رنگ، سیاه شدن دور چشم، خسته و خواب آلود بودن، شرم اغراق آمیز و کاذب، گوشه گیری و آشفتگی در خواب به دنبال دارد . این کار در پسران ، بیشتر انجام می شود . آمار فراوانی و اتّفاق آن در جامعه ایران در دست نیست. ناراحتی هایی که در نتیجه استمنا در جوانان ایرانی مشاهده شده، به صورت زیر است :

۱ . احساس گناه ،

۲ . احساس اکراه و نفرت از خویش ،

۳ . ترس از جنون، کوری، عقیم شدن و ناتوانی جنسی . [۱۴۰]

کینزی ، تحقیقات زیادی در زمینه مسائل جنسی انجام داده و درباره استمنا می گوید : بسیاری از پسران ، در دوره های متوالی ، تصمیم به ترک عادت استمنا می گیرند ؛ ولی خطاهای غیر قابل اجتناب آنها در این کوشش ها، به پیش آمدن دوره های پشیمانی و ندامت می انجامد و در نتیجه ، این عمل را از نو شروع می نمایند. این دور و تسلسل همچنان ادامه می یابد. مشکل است تصوّر شود که چیزی بدتر از این بتواند به طور مداوم ، به شخصیت فرد لطمه بزند . [۱۴۱]

در مورد زنانی که مبتلا به استمنا، هستند، کینزی می گوید : نصف آنها به خلجان های روانی منبعث از پشیمانی و ندامت ، مبتلا می شوند. در این میان، عدّه ای فقط یک تا دو سال ناراحت می شوند. در حالی که عدّه بیشتری در حدود شش سال و نیم ، دچار این گونه اضطراب ها خواهند بود. هیچ نوع از امور جنسی مانند استمنا ، باعث ناراحتی و نگرانی خاطر زنان را فراهم نمی سازد. [۱۴۲]

دبس ، معتقد است که استمنا، جوان را خسته می کند و در سرشت انسان های حسّاس ، تولید وسواس و تردید عجیبی می نماید ، به طوری که افراد مبتلا ، همواره خجالت زده و شرمسارند و خود را مجرم می پندارند. هنگام بررسی امراض ذهنی، فکری و روانی ، غالباً این عادت دیده می شود. در جوانانی که از تحصیل عقب می مانند و افرادی که عقب مانده ذهنی اند ، این عادت ، دیده شده است. [۱۴۳] در نوجوانان ، اگر استمنا زیاده از حد باشد ، یک حالت نوروتیک فرض می شود و گاهی علامتی از اختلال شخصیت است . [۱۴۴]

بروز این کامجویی بدلی ، در جوامع مختلف، متفاوت است. این کامجویی در جامعه ما ، با احساس گناه شدید همراه است و تولید اضطراب، افسردگی و خودکم بینی می کند. در برخورد با این شیوه ارضای جنسی ، نمی توان نسخه واحدی پیچید و نتیجه تحقیقات در جوامع دیگر را بدون در نظر گرفتن نتایج آن ، اعمال کرد. بی اهمیت شمردن این کامجویی بدلی در جامعه ما ، تجویز نوعی انزوا، کناره گیری، فرار از ازدواج، احساس گناه، خودکم بینی و اضطراب است. در این زمینه ، غیر از اطلاعات روان شناسی و جامعه شناسی، توجّه به بافت خانواده، عادات تربیتی و عقاید مذهبی نیز لازم است. دانشمندانی مانند دبس که غیر از اطلاعات عمیق روان شناسی، به مسائل تربیتی نیز توجّه داشته اند، بهتر از دیگران به این موضوع پرداخته اند.

دبس ، معتقد است که باید نوجوانان (بویژه پسران) را از این عادت زشت و تظاهر به عشق بازی با خود که در این دوره شیوع دارد باز داشت. این امر ، در صورتی که به درازا بکشد ، نشانه بیماری روانی خواهد بود ؛ امّا در آغاز دوره نوجوانی، عیب بی اهمیتی به حساب می آید که درمان آن آسان است ، به شرط آن که مربّی بکوشد اعتماد نوجوان را به خود جلب کند ، از این که احساس گناه کاری در او بیدار شود ، اجتناب ورزد و برای او فعالیت سالمی را فراهم کند تا بتواند امیال نوظهور او را تشفّی بخشد یا جهت آن را تغییر دهد. غذای سبک ساده، عادت به برخاستن به محض بیداری و دوش گرفتن و تمرین بدنی در این مورد ، بسیار مفیدتر و مؤثّرتر از عتاب ها و خطاب هاست. [۱۴۵]

به دلیل این پیامدهاست که در احادیث، افراد از این عمل نابه هنجار ، برحذر داشته شده اند. در حدیثی آمده است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود : نَاکِحُ الکَفِّ مَلعُونٌ . [۱۴۶]

کسی که با دستمالی آلت خود، به ارضای جنسی می پردازد، ملعون است. به فرموده امام صادق علیه السلام از جمله کسانی که خدا با آنها در روز قیامت سخن نمی گوید و نظر رحمت به آنها ندارد و عذاب دردناکی ، آنها را فرا می گیرد، کسی است که خودارضایی می کند. [۱۴۷]

نیز وقتی از آن حضرت ، از استمنا و آیه مربوط به آن پرسیدند، فرمود : إِثمٌ عَظِیمٌ قَد نَهَی اللّهُ تَعَالَی عَنهُ فِی کِتَابِهِ وَ فَاعِلُهُ کَنَاکِحِ نَفسِهِ وَ لَو عَلِمت بِمَن یَفعَلُهُ مَا أَکَلتُ مَعَهُ ... قَولُ اللّهِ: «فَمَنِ ابْتَغَی وَرَآءَ ذَ لِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْعَادُونَ» وَ هُوَ مِمَّا وَرَاءَ ذَلِکِ . [۱۴۸]

استمنا ، گناه بزرگی است که خدای متعال در قرآن ، از آن نهی کرده است. انجام دهنده این گناه ، همانند کسی است که با خودش آمیزش می کند.

اگر بدانم کسی این کار را می کند ، هرگز با او غذا نمی خورم... این سخن خداوند که می فرماید : «پس هر که فراتر از ازدواج مرد و زن ، رفتار جنسی دیگری انجام دهد ، پس اینان ، تجاوزگران حدود الهی اند» و این عمل ، از مصادیق فراتر از ازدواج است. قابل توجّه است که این حدیث ، بنا به نقل مرحوم شیخ حرّ عاملی ، ادامه ای دارد که پاسخ به یک سؤال است.

سؤال را با توجّه به آنچه در ذهن برخی از افراد است ، متذکّر می شویم و سپس آن ادامه را مطرح می کنیم. در احادیث وارده در باب حدود رفتارهای نابه هنجار جنسی، در ارتباط با استمنا ، حدِ شرعی مشخص نشده ؛ بلکه به صورت نمونه ، آمده است : مردی را نزد امام علی علیه السلام آوردند که با آلت خود ، بازی می کرده است . امام ، به گونه ای به دست او زد که سرخ شد . سپس از بیت المال ، هزینه ازدواج او را با زنی پرداخت کردند. [۱۴۹]

بنا بر این گونه احادیث، استمنا ، گناهی است که در صورت اثبات، حاکم شرع ، صرفاً تعزیر می کند و حدّی ندارد. در حدیثی از امام صادق علیه السلام از مالش آلت ، از سوی خود فرد سؤال شد، امام فرمود : نَاکِحُ نَفسِهِ لَا شَی ءَ عَلَیهِ . [۱۵۰]

او با خودش آمیزش کرده، پس حدی بر او نیست. نیز در یک روایت دیگر از امام باقر علیه السلام در خصوص مردی که با بازی با خودش ، منی از او بیرون آمده ، سؤال شد ، فرمود : لَا بَأسَ بِهِ، وَلَم یَبلُغ بِهِ ذَلِکَ شَیئاً . [۱۵۱]

اشکالی ندارد ؛ به آن اندازه نیست که حدّ بر او جاری شود. البته شیخ حرّ عاملی ، این حدیث را حمل بر تقیّه کرده است ، از آن جهت که در حدیث آمده ، اشکالی ندارد.

ممکن است کسی بگوید دلالت این روایت (اگر حمل بر تقیّه نکنیم) و همچنین حدیث قبلی ، جواز استمنا است. با توجّه به این که در روایات فراوانی ، حرمت و گناه استمنا ، یادآور گردیده و در این دو روایت ، گفته شده اشکالی ندارد و حتّی برای این کار ، حدّ هم در نظر گرفته نشده است ، آیا این ، حکایت از آن ندارد که استمنا نابه هنجاری جنسی نیست ، همان طور که امروزه در بین روان شناسان غربی مطرح است ؟! در پاسخ می گوییم :

اولاً ، این دو روایت ، در مقام بیان عدم حرمت نیستند ؛ بلکه برای بیان عدم نیاز به حدّ روایت شده اند . لذا جمله آخر در روایت دوم که گفته : «به آن اندازه نیست که حدّ بر او جاری شود» ، مؤیّد آن است. بنا بر این ، مضمون این حدیث با احادیث دیگر ، در تعارض نیست و حرمت و گناه آن ، نفی نگردیده است. ثانیاً ، این عمل نابه هنجار ، در مقایسه با نابه هنجاری های دیگر جنسی (مانند زنا و لواط) ، گناه کمتری دارد ، و لذا برای آنها حدّ مشخص شده و بر این عمل ، صرفاً تعزیر (که بنا بر نظر قاضی ، تعداد آن مشخص می شود) .

ذیل روایتی که مرحوم شیخ حرّ عاملی آورده، این سؤال نیز از امام علیه السلام مطرح شده است که : از نظر شدّت گناه ، زنا بزرگ تر است یا استمناء ؟ که امام این گونه پاسخ می دهد : هُوَ ذَنبٌ عَظِیمٌ قَد قَالَ القَائِلُ بَعضُ الذَّنبِ أَهوَنُ مِن بَعضٍ وَ الذُّنُوبُ کُلُّهَا عَظِیمٌ عِندَ اللّهِ لِأَنَّهَا مَعاصِیَ وَ إِنَّ اللّهَ لَا یُحِبُّ مِنَ العِبَادِ العِصیَانَ، وَ قَد نَهَانَا اللّهُ عَن ذَلِکَ لِأَنَّهَا مِن عَمَلِ الشَّیطَانِ وَ قَد قَالَ : لَا تَعبُدُو الشَّیطَانَ ، «إِنَّ الشَّیْطَنَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا یَدْعُواْ حِزْبَهُ لِیَکُونُواْ مِنْ أَصْحَبِ السَّعِیرِ» . [۱۵۲]

این عمل (استمنا) گناه بزرگی است . بعضی ها می گویند که برخی گناهان ، از برخی دیگر از گناهان سبک ترند ، در حالی که همه گناهان نزد خداوند ، بزرگ هستند ؛ چرا که معصیت هستند و خداوند ، ارتکاب گناه از بندگان خود را دوست ندارد .

خداوند ، ما را از گناهان نهی کرده ؛ چرا که معصیت ، عملی شیطانی است و فرموده است : «شیطان را عبادت نکنید ؛ به درستی که شیطان ، دشمن شماست . پس او را دشمن خود بدانید، چرا که او پیروان خود را به آتش دعوت می کند» . ثالثاً ، در روایات گذشته ، تصریح به حرمت استمنا شده و می توان به واسطه این دو روایت که ظهور در جواز هم ندارند ، از آنها دست برداشت. رابعاً در دو حدیث زیر ، استمنا ، به عنوان عملیات اعمال فحشا و از مصادیق زنا دانسته شده است. از امام صادق علیه السلام درباره استمنا سؤال می شود ، ایشان می فرماید : الخَضخَضَهُ] هِیَ مِنَ الفَوَاحِشِ... . [۱۵۳]

استمناء ، از جمله اعمال فحشا است.

نیز آن امام علیه السلام در مورد آمیزش با حیوان و استمنا فرمود : کُلُّ مَا أَنزَلَ بِهِ الرَّجُلُ مَاءَهُ فِی هَذَا وَ شِبهِهِ فَهُوَ زِنا . [۱۵۴] هر چیزی که مانند این دو ، باعث انزال منی مرد می شود ، از مصادیق زنا محسوب می شود . بنا بر این ، استمنا، رفتار نابه هنجار و گناه است ، گرچه برای مرتکب آن ، حدّ مشخصی از کیفر ، در نظر گرفته نشده است . از این که این عمل در شرع ، گناه و نابه هنجار شمرده شده، می توان فهمید که این عمل برای آدمی ، زیان دارد و لااقل در بُعد معنوی و روانی ، فرد را با مشکل روبه رو می سازد.

علاوه بر این که آسیب ها و زیان های دیگر آن هم در برخی تحقیقات (همان طور که در بالا تبیین شد) به دست آمده است. مضافاً بر این که عادت به چنین رفتاری ، عوارض فراوان روانی دارد که امروزه روان شناسان نیز این نوع استمنا را نابه هنجاری و حتی بیماری دانسته اند. اسلام ، با حرام دانستن این عمل ، از همه خطرات آن و از جمله آسیب های عادت به این عمل ، پیشگیری کرده است.

ب . همجنس گرایی

اشاره

تمایل و رفتار جنسی با همجنس ، از نابه هنجاری های جنسی ای است که از دیدگاه اسلام ، تمام اقسام آن، انحراف و گناه اند و بر اساس میزان قبح هر یک از اقسام آن، کیفرهای متناسبی ، نیز برای آنها در نظر گرفته شده است. همجنس گرایی، ابتدا به دو دسته تقسیم می شود : همجنس گرایی مرد به مرد و همجنس گرایی زن به زن. هر یک از این دو ، شامل انواعی از رفتارهای نابه هنجار جنسی می شود که در ادامه ، بر اساس آیات قرآنی و احادیثی که درباره انواع رفتارهای نابه هنجار جنسی همجنس گرایان در متون اسلامی آمده، آنها را مورد بررسی قرار می دهیم :

لواط

لواط یا رفتار جنسی مرد به مرد ، به چند طریق صورت می گیرد : تمایل به انجام دادن رفتار جنسی به صورت فاعلی ، مفعولی و هر دو. در قرآن و احادیث ، هر سه نوع آن ، از گناهان کبیره دانسته شده و کسی که مرتکب آن می شود ، مورد لعن قرار گرفته است. در قرآن ، حدود ده بار ، در ارتباط با قوم لوط ، این نوع رفتارهای جنسی را تقبیح کرده، و آنها را فاحشه و منکر خوانده است .

قرآن ، این نکته را تذکّر می دهد که این رفتارهای غیر طبیعی و نابه هنجار ، از سوی هیچ مردی تا کنون (تا زمان قوم لوط) صورت نگرفته است. «أَتَأْتُونَ الْفَحِشَهَ مَا سَبَقَکُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَلَمِینَ . [۱۵۵] آیا شما که چنین رفتار نابه هنجار و فاحشه ای را انجام می دهید ، می دانید که هیچ یک از آدمیان در این عمل ، بر شما سبقت نگرفته اند ؟» . و یا با اشاره به غیر طبیعی بودن آن می فرماید : «أَئِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نَادِیکُمُ الْمُنکَرَ . [۱۵۶]

آیا شما مردان همجنس گرا شُدید و راه طبیعی ازدواج با زنان را رها کرده اید و این عمل زشت و منکر را در اجتماع مردم و پیش چشم عموم ، مرتکب می شوید ؟!» . و یا می فرماید : «أَئِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَهً مِّن دُونِ النِّسَآءِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ . [۱۵۷]

آیا شما برای ارضای شهوت جنسی ، زنان را رها می کنید و با مردان ، عمل جنسی انجام می دهید ؟ حقاً که شما گروهی نادان هستید !» . در متون حدیثی ، صدها روایت درباره لواط آمده است که به ذکر چند حدیث ، بسنده می کنیم : پیامبر صلی الله علیه و آله با اشاره به گناه کبیره بودن لواط و برخی گناهان دیگر و امکان ابتلای مرتکبان این گناه به عذاب الهی می فرماید : إِنَّ أَخوَفَ مَا أَخَافُ عَلَی أُمَّتِی مِن بَعدِی عَمَلُ قَومِ لُوطٍ فَلتَرتَقِب أُمَّتِی العَذَابَ إِذَا تَکَافَی ... الرِّجَالُ بِالرِّجَالِ . [۱۵۸] بیشتر چیزی که باعث ترس من بر آنهاست، احتمال این است که بعد از من ، مبتلا به عمل قوم لوط بشوند .

اینان باید منتظر عذاب الهی باشند ، اگر در ارضای جنسی ، مردان با مردان نزدیکی کنند. امام صادق علیه السلام در بیان مصداق کبائر در آیه «إِن تَجْتَنِبُواْ کَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ» ، [۱۵۹] از جمله کبائر مصداق آیه را لواط مطرح کرده است : وَاللِّوَاطِ مِنَ الَّذینَ یَجتَنِبُونَ کَبَائِرَ الإِثمِ . [۱۶۰] لواط ، از جمله گناهان کبیره است که باید از آن ، اجتناب شود . امام علی علیه السلام با توجّه به شدّت گناه کبیره لواط ، آن را کفر خوانده و فرموده است : اللِّوَاطُ مَا دُونَ الدُّبُرِ وَ الدُّبُرُ هُوَ الکُفرُ . [۱۶۱] لواط ، ارضای جنسی مرد با مرد بدون نزدیکی با اوست و نزدیکی در مقعد مرد ، کفر محسوب می شود . امام صادق علیه السلام در شدّت گناه کبیره بودن لواط، آن را بدتر از گناه کبیره زنا دانسته و فرموده است: حُرمَهُ الدُّبُرِ أَعظَمُ مِن حُرمَهِ الفَّرجِ، إِنَّ اللّهَ أَهلَکَ أُمَّهً بِحُرمَهِ الدُّبُرِ وَ لَم یُهلِک أَحَداً بِحُرمَهِ الفَرجِ . [۱۶۲] ممنوعیت نزدیکی مرد با مرد دیگر ، بزرگ تر از ممنوعیت نزدیکی با زن است ؛ زیرا خداوند ، یک قوم را به دلیل ارتکاب گناه لواط ، هلاک کرد ؛ ولی هیچ کس را به دلیل ارتکاب گناه زنا، هلاک ننمود .

با توجّه به بدتر بودن نابه هنجاری لواط ، از نابه هنجاری زنا ، باید تعجّب کرد که چرا برخی از روان شناسان غربی ، همجنس گرایی را به هنجار تلقی کرده اند ، ولی زنا را نابه هنجار دانسته اند؟! این ، نشانه آن است که آنها به دلایل غیر عملی و ضد اخلاقی ، چنین نظری را ابراز داشته اند. کسی که مبتلا به این رفتار نابه هنجار شده ، اختلال در هویّت جنسی پیدا کرده است و بر طبق برخی از احادیث ، هویّت جنسی زنان را به خود می گیرد و در نقش جنسی وی ، تغییر ایجاد می شود. رسول اکرم با اشاره به این امر می فرماید : مَن أَلَحَّ فِی وَطی الرِّجَالِ لَم یَمُت حَتَّی یَدعُوا الرِّجَالَ إِلَی نَفسِهِ . [۱۶۳]

کسی که خیلی علاقه مند به وطی مردان است، خواه ناخواه ، متمایل به آن می شود که مردان نیز با او وطی کنند و به این منظور ، مردان را به سوی خود می کشاند. در احادیث ، علاوه بر نابه هنجاری عمل لواط ، حتّی دوست داشتن این که کسی این کار را انجام می دهد ، حرام دانسته شده است . لذا پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : مَن أَحَبَّ عَمَلَ قَومِ لُوطٍ شَرَّاً کَانَ أَو خَیراً فَهُوَ کَمَن عَمِلَهُ . [۱۶۴]

کسی که لواط را چه به انگیزه بد و چه به انگیزه خوب، دوست داشته باشد، همانند آن کسی که آن را مرتکب شده، گناه کار است.

در قرآن ، افرادی که خود را به این نابه هنجاری جنسی عادت داده اند و به هیچ وجه ، از آن دست بردار نیستند ، «مستان جنسی» خوانده شده اند که جز عذاب و نابودی آنها ، راه دیگری نیست .

خداوند ، در بیان دلیل نزول عذاب بر قوم لوط به پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : «لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ * فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَهُ مُشْرِقِینَ * فَجَعَلْنَا عَلِیَهَا سَافِلَهَا وَ أَمْطَرْنَا عَلَیْهِمْ حِجَارَهً مِّن سِجِّیلٍ * إِنَّ فِی ذَ لِکَ لَأَیَتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِینَ . [۱۶۵]

به جان تو سوگند که آنان در مستی (جنسی) خود سرگردان بودند ! پس به هنگام طلوع آفتاب ، فریاد مرگبار ، آنان را فرو گرفت و آن شهر را زیر و زبر کردیم و بر آنان سنگ هایی از سنگ گِل باراندیم . به یقین، در این کیفر برای هوشیاران ، عبرت هاست» . عادت به لواط ، بر اساس مستی جنسی ای که پدید می آورد، نگرش فرد را تغییر می دهد و باعث می شود که این رفتار نابه هنجار و زشت، در نگاه او به هنجار و خوب جلوه کند و آن را حلال و جایز برشمارد.

در احادیث فراوانی ، ضمن این که افراد ، از ارتکاب این عمل و به هنجار دانستن آن بر حذر داشته شده اند، مطرح شده : آنان که بر این نابه هنجاری اصرار می ورزند و آن را حلال تلقّی می کنند ، از عذاب حتمی (همانند آن عذابی که بر قوم لوط ، فرود آمده است) ، در امان نیستند . امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه «وَ أَمْطَرْنَا عَلَیْهَا حِجَارَهً مِّن سِجِّیلٍ ...» [۱۶۶] فرمود : مَن مَاتَ مُصِرّاً عَلَی اللِّوَاطِ لَم یَمُت حَتَّی یَرمِیَهُ اللّهُ بِحَجَرٍ مِن تِلکَ الحِجَارَهِ تَکُونُ فِیهِ مِنِیَّتُهُ وَ لَا یَرَاهُ أَحَدٌ . [۱۶۷]

کسی که تا به هنگام مرگ ، بر انجام دادن عمل لواط ، اصرار داشته باشد ، نمی میرد مگر آن که سنگی همانند سنگی که بر قوم لوط فرود آمد، بر او فرود می آید و به این وسیله می میرد ؛ ولی هیچ کس آن سنگ را نمی بیند. نیز آن حضرت در تفسیر آیه فوق فرمود : مَا مِن عَبدٍ یَخرُجُ مِنَ الدُّنیَا یَستَحِلُّ عَمَلَ قَومِ لُوطٍ إِلَا رَمَاهُ اللّهُ بِحَجَرٍ مِن تِلکَ الحِجَارَهِ یَکُونُ مِنِیَّتُهُ فِیهَا وَ لَکِنَّ الخَلقَ لَا یَرَونَهُ . [۱۶۸]

هیچ فردی که عمل قوم لوط را حلال بداند، از دنیا نمی رود مگر آن که خداوند ، مرگش را در همان نوع سنگ عذاب وارد شده بر قوم لوط، قرار می دهد ؛ ولی مردم ، آن را نمی بینند.

همچنین پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : لَا تَقُومُ السَّاعَهُ حَتَّی یُرضِخَ اللّهُ رُؤوسَ أَقوَامٍ بِکَوَاکِبٍ مِنَ السَّمَاءِ یَرمِیهِمُ بِهَا، بِاستِحلَالِهِم عَمَلَ قَومِ لُوطٍ . [۱۶۹]

قیامت ، برپا نخواهد شد مگر آن که آنهایی که کار قوم لوط را حلال دانسته اند ، به واسطه سنگ ریزه های آسمانی ای که به سر آنها زده می شود ، بمیرند . همان طور که از آیات قرآن و احادیث به دست می آید ، سابقه انحراف همجنس گرایی ، از قوم لوط آغاز شده است. همجنس گرایی ، پس از آنها نیز کم و بیش در برخی جوامع ، مشاهده شده است که همیشه مورد نهی و مذمّت تمام ادیان و اندیشمندان واقع شده است. روان شناسان هم تا سال ۱۹۷۳ م ، این عمل را یک عمل طبیعی نمی دانستند و آن را انحرافی آشکار ، در طبیعت بشری معرفی می کرده اند و برای آن ، علل متفاوتی بیان می نمودند. در این سال بود که همجنس گرایی ، به عنوان یک طبقه تشخیصی ، از سوی انجمن روان پزشکی امریکا ، کنار گذاشته شد و در سال ۱۹۸۰ م ، از راهنمایی تشخیصی و آماری اختلالات روانی حذف شد . [۱۷۰]از دیدگاه فروید ، همجنس گرایی (چه به طور مطلق ، چه به طور نسبی) ، نشانه توقّف در سیر تحوّل کارکردهای جنسی است .[۱۷۱] آدلر ، معتقد است که ماهیت اصیل انحراف جنسی (از جمله همجنس طلبی) در قطع رابطه عاطفی نسبت به جنس مخالف ، نمایان است .

این ، در حالتی است که شخص منحرف ، در نتیجه تأثیرات نامطلوب زمان کودکی و بزرگ سالی، خود را قادر و حائز صلاحیت برقراری این گونه روابط ، احساس نمی کند ، به همین دلیل ، در مقابل نقش طبیعی جنسی خود (نقشی که او را به نسبت آمادگی هایی که برای زندگی به دست آورده، با بیم ابطال شخصیت ، به وحشت می اندازد) ، ایستادگی می کند و این اصل فکری ، غالباً به صورت ناآگاه ، در افراد باقی می مانَد ، امّا موضوعی که در عمل ، آشکارا شروع به خودنمایی می کند ، کم ارزش شماری یا رد زدن است و این ، وسیله ای است که به نظر ، عامل جبرانی در احساس حقارت به شمار می آید. [۱۷۲] اریک فروم ، این گرایش را نوعی انحراف از طبیعت بشری می داند و معتقد است کسانی که به انحرافات همجنس گرایی گرفتارند ، در رسیدن به این وصل دو قطبی (قطب مذکّر و مؤنّث) شکست می خورند و به ناچار باید برای همیشه ، رنج جدایی را تحمّل کنند، درست مانند آن دسته از افراد معمولی ای که از مهر ورزیدن عاجزند . [۱۷۳]

همجنس گرایی، تمایل و رفتاری غیر طبیعی است که در طول تاریخ ، برای اکثریت بشر ، نابه هنجار تلقّی می شده است. آمارهایی که از شیوع همجنس گرایی در دنیا داده اند ، حکایت از آن دارد که درصد بسیار کمی از مردم ، به آن مبتلایند و آنها کسانی هستند که غالباً به دلیل علل و عوامل محیطی، وقفه رشد روانی جنسی، عوامل زیستی و... از طبیعت اوّلیه خود ، بیگانه شده اند.

کاپلان (ترجمه پورافکاری، ۱۳۷۹) معتقد است که اوّلین مطالعه اساسی در مورد میزان بروز همجنس گرایی ، از سوی «آلفرد کینسی» ، [۱۷۴]در سال ۱۹۴۸ م ، به عمل آمد . او به این نتیجه رسید که ده درصد مردها همجنس گرا هستند. در زن ها این رقم پنج درصد بود. وی همچنین دریافت که ۳۷ درصد مردم ، زمانی در عمر خود ، تجربه ای همجنس گرایانه داشته اند (از جمله ، فعالیت های همجنس گرایی دوران نوجوانی) . از سال ۱۹۴۸ م ، به بعد، زمینه یابی بی شمار در این ارقام ، به طور نزولی ، تجدید نظر کرده اند.

یک زمینه یابی در امریکا ، در سال ۱۹۸۸ م ، از سوی اداره آمار آن کشور به عمل آمد که میزان شیوع همجنس گرایی در مردان را دو تا سه درصد گزارش داد . در سال ۱۹۸۹ م ، طبق مطالعات دانشگاه شیکاگو ، این نتیجه به دست آمد که یک درصد هر دو جنس ، منحصراً همجنس گرا هستند. در سال ۱۹۹۳ م، بنیاد «آن گات مچر» به این نتیجه رسید که یک درصد مردها در یک سال قبل از مطالعه ، منحصراً فعّالیت همجنس گرایی داشته اند. در این مطالعه ، دو درصد مردها تجربه همجنس گرایی را در طول عمر خود گزارش کرده اند. چون زمینه یابی های جسمی ، قابل اعتماد نیستند، داده های دقیق در این مورد ، قابل وصول نیست. با این حال ، رسانه های دولتی نظیر «مراکز کنترل و پیشگیری بیماری ها» امروزه برای ارائه آمار در زمینه رفتار همجنس گرایی ، از ارقام «کینسی» استفاده نمی کنند. جدول زیر ، تخمین های رفتار همجنس گرایی را در سطح دنیا نشان می دهد. [۱۷۵]

کشور نمونه یافته ها کانادا ۵۵۱۴ نفر دانشجوی سال اوّل ۹۸٪ ناهمجنس گرا. زیر ۲۵ سال ۱٪ دوجنس گرا. ۱٪ همجنس گرا. نروژ ۶۱۵۵ نفر بین ۱۸ تا ۲۶ سال ۵/۳٪ مردها و ۳٪ زن ها تجربه همجنس گرایی را در گذشته گزارش کرده اند . فرانسه ۲۰۰۵۵ فرد بالغ تجربه با همجنس در طول عمر: ۱/۴٪ در مردها و ۶/۲٪ در زن ها دانمارک ۳۱۷۸ نفر بین ۱۸ تا ۵۹ سال کمتر از ۱٪ مردها منحصراً همجنس گرا بودند. بریتانیا ۱۸۸۷۶ نفر بین ۱۶ تا ۵۹ سال ۱/۶ مردها در گذشته تجربه با همجنس را گزارش کرده اند.

بعضی از همجنس گراها (بخصوص مردها) ، وقوف به تخیّلات رمانتیک مربوط به همجنس را در وجود خود ، قبل از بلوغ گزارش می کنند. طبق داده های کینزی، حدود نیمی از پسرها در دوره پیش از بلوغ ، تجربه های تناسلی با یک فرد همجنس داشته اند. با این حال ، این تجربه جنبه تفتیشی دارد (بخصوص اگر با یک همتا باشد ، نه فرد بالغ) و نوعاً فاقد جزء عاطفی واقعی است.

بیشتر همجنس گراهای مرد ، شروع کشش رمانتیک و شهوانی نسبت به همجنس خود را در اوان نوجوانی ، به خاطر می آورند. در مورد زن ها نیز شروع تخیّلات رمانتیک نسبت به همجنس ، ممکن است به مرحله قبل از نوجوانی مربوط باشد. با این حال ، شناخت ترجیح آشکار جنس خودی ، نوعاً در اواسط یا پایان نوجوانی یا حتّی جوانی طول می کشد. زن های همجنس گرا در مقایسه با مردهای همجنس گرا ، ظاهراً در اوایل گرایش خود ، روابط بیشتری با جنس مقابل داشته اند.

یک مطالعه ، نشان می دهد که ۵۶ درصد زن های همجنس گرا ، پیش از نخستین تجربه ژنیتال با همجنس ، سابقه نزدیکی با یک مرد را داشته اند، در مقایسه با نوزده درصد مردها که نخستین تجربه آنها نزدیکی با یک زن بوده است.

حدود چهل درصد زن های همجنس گرا در یک سال قبل از زمینه یابی ، رابطه جنسی با مرد داشته اند. همان طور که از آمارهای فوق پیداست، عدم شیوع همجنس گرایی ، نابه هنجاری و غیر طبیعی بودن آن را تأیید می کند ، وگر نه همانند ازدواج زن و مرد ، شیوع فراگیر داشت ؛ امّا این که برخی از روان شناسان امریکایی ، جدیداً همجنس گرایی را نابه هنجار تلقّی نمی کنند و آن را از لیست قبلی نابه هنجاری ها حذف کرده اند، باید در انحطاط اخلاقی و موج ضدّ معنویت که دامنگیر امریکا شده و تعدادی از مسئولان سیاسی را نیز مبتلا به همجنس گرایی کرده ، جستجو کرد .

آنها باید بدانند که این عوامل ، نمی تواند نابه هنجار و غیر طبیعی را به هنجار و طبیعی کند .

تمایل مرد به مفعول واقع شدن

از جمله همجنس گرایی مرد به مرد ، این است که فرد ، دوست دارد که مرد دیگری با وی نزدیکی کند و از این که با او عمل لواط انجام شود ، لذّت می برد. این رفتار نابه هنجار جنسی، از مصادیق لواط است و در متون دینی ، همانند آن شمرده شده است. امام علی علیه السلام با توجّه به نابه هنجاری این رفتار فرمود : إِذ کَانَ الرَّجُلُ کَلَامُهُ کَلَامَ النِّسَاءِ وَ مِشیُهُ مَشِیَهَ النِّسَاءِ وَ یُمَکِّنُ مِن نَفسِهِ فَیُنکَحُ کَمَا تُنکَحُ المَرأَهُ ، فَارجُمُوهُ وَ لَا تَستَحیُوهُ . [۱۷۶]

هنگامی که نوع سخن گفتن مردی ، همانند سخن گفتن زنان و رفتارش، رفتار زنانه است و در برابر مرد دیگری تمکین می کند و خود را برای آمیزش ، همانند زن ، در اختیار مردی دیگر ، قرار می دهد، پس او را سنگسار کنید و او را زنده نگذارید . امام صادق علیه السلام با اشاره به پیامدهای این نوع رفتار جنسی نابه هنجار فرمود : حَرَّمَ اللّهُ عَلَی کُلِّ ذِی دُبُرٍ مُستَنکَحٍ، الجُلُوسُ عَلَی إِستَبرَقِ الجَنَّهِ . [۱۷۷]

خدا برای هر مردی که حاضر می شود دیگری با او آمیزش کند ، اقامت در بهشت زرّین را ممنوع ساخته است. نیز امام باقر علیه السلام فرمود : أَقسَمَ اللّهُ عَلَی نَفسِهِ أَن لا یَقعُدَ عَلَی نَمَارِقِ الجَنَّهِ مَن یُؤتَی فِی دُبُرِهِ . [۱۷۸]

خداوند به خودش قسم یاد کرده است، فردی را که حاضر می شود در مقعدش آمیزش کنند، هرگز نگذارد بر سریرهای بهشتی تکیه بزند. از این نوع روایات فراوان اند و کمترین دلالت آنها بر این است که این رفتار، نابه هنجار و گناه کبیره است . لذا در برخی روایات ، مورد لعن رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار گرفته اند. امام علی علیه السلام با انتخاب واژه «مخنثین» برای افرادی که این نابه هنجاری را مرتکب می شوند ، فرمود : وَلَعَنَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله المُخَنَّثِینَ ... . [۱۷۹]رسول خدا صلی الله علیه و آله مخنّث ها (مردانی که دوست دارند با آنها وطی شود) را لعنت کرده است. یا از رسول اکرم نقل شده که فرمود : لَعَنَ اللّهُ بَیتا یَدخُلُهُ مُخَنَّثٌ . [۱۸۰]

خداوند ، خانه ای را که مرد مخنّث وارد آن می شود ، از رحمتش دور ساخته است. بر اساس احادیث ، چنین افرادی ، با استمرار این عمل، هویّت جنسی خود را از دست می دهند و هویّت جنس مخالف را پیدا می کنند. پیامبر صلی الله علیه و آله با اشاره به این امر فرمود : مَن أَمکَنَ مِن نَفسِهِ طَائِعاً یُلعَبُ بِهِ أَلقَی اللّهُ عَلَیهِ شَهوَهُ النِّسَاءِ . [۱۸۱]

مردی که از روی میل ، در برابر مردی دیگر تمکین می کند تا با او بازی جنسی کند (بر اساس ضوابط تکوینی علّی و معلولی خداوند، از هویّت خود ، بیگانه می شود و هویّت زنانه می گیرد و از این رو) دارای شهوت زنانه می گردد. از مظاهر دیگر این رفتار نابه هنجار که در احادیث ، از آن نهی گردیده ، عبارت است از : آرایش کردن مرد ، به صورتی که مرد دیگری را برانگیزد و تحریک کند. امام صادق علیه السلام در بین تعدادی از نابه هنجاری های جنسی ای که بنی العباس به آن مبتلا شده بودند ، می فرماید : وَرَأَیتُ التَّأنِیثَ فِی وُلدِ العَبَّاسِ قَد ظَهَرَ وَ أَظهَرُوا الخِضَابَ وَ امتَشَطُوا کَمَا تَمتَشِطُ المَرأَهُ لِزَوجِهَا وَ أَعطُوا الرِّجَالَ الأَموَالَ عَلَی فُرُوجِهِم وَ تُنُوفِسَ فِی الرِّجُلِ وَ تَغَایَرَ عَلَیهِ الرِّجَالُ . [۱۸۲]

می بینی که در بین بنی العباس ، نابه هنجاری ها آشکار شده است . مردان ، به انگیزه جنسی برای جنس موافق خود، خضاب می کنند و آرایش می کنند همان طور که زن برای همسرش آرایش می کند و به خاطر تمکین مردهایی برای آنها ، از اموال خود به آنها می دهند. مردان ، در مورد مردی که تمکین جنسی می کند ، با یکدیگر رقابت می کنند و به خاطر او با یکدیگر ، به دعوا مشغول می شوند.


مالش مردان

از جمله نابه هنجاری های همجنس گرایی مردانه ، تماس مرد با جنس موافق خود ، به انگیزه جنسی و شهوی است . این شیوه به صورت های مختلفی چون : لخت خوابیدن پیش هم و تماس بدن ها به یکدیگر ، مالش آلت به ران ها و دُبر دیگری و مالش آلت یکدیگر ، انجام می شود که همه اینها از دیدگاه اسلامی ، گناه و نابه هنجارند. به نمونه هایی از روایات در این نوع همجنس گرایی ها اشاره می کنیم: حسین بن سعید اهوازی (از علمای اهواز) می گوید : من دست خطّ امام رضا علیه السلام را در پاسخ این سؤال که «آیا بازی با ران غلام و بین ران او اشکالی دارد؟» دیده ام . امام علیه السلام نوشت : «خدا لعنت کند کسی را که چنین کند». [۱۸۳]

در این حدیث ، ضمن اشاره به نابه هنجار بودن این رفتار همجنس گرایانه، گناه کبیره بودن آن را اشاره کرده است ؛ زیرا بر فاعل آن ، لعنت فرستاده است. در روایات فراوانی ، حدّ صد تازیانه برای چنین شخصی مقرّر گردیده است. [۱۸۴]

حتّی برای این که مبادا گرایش به اعمال همجنس گرایانه در افرادی پدید آید، خوابیدن مردان زیر یک رو انداز ، حرام شده است و برای کسانی که عمداً اقدام به خوابیدن با هم بنمایند، گرچه رفتار جنسی نابه هنجار دیگری انجام ندهند، تعزیر مقرّر شده است.

از امام صادق علیه السلام در ارتباط با زیر یک روانداز خوابیدن دو مرد پرسش شد ، امام فرمود: «اگر آنها قوم و خویش نیستند و ضرورتی ایجاب نشده که این گونه بخوابند ، سی ضربه شلّاق به آنها زده می شود». [۱۸۵] امام باقر علیه السلام فرمود : نَهَی رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَنِ المُکَاعَمَهِ وَ المُکَامَعَهِ فَالمُکَاعَمَهُ أَن یَلثُمَ الرَّجُلُ الرَّجُلَ وَ المُکَامَعَهُ أَن یُضَاجِعَهُ وَ لَا یَکُونُ بَینَهُمَا ثَوبٌ مِن غَیرِ ضَرُورَهٍ . [۱۸۶] پیامبر صلی الله علیه و آله نهی کرد از این که مردی ، مرد دیگری را با شهوت ببوسد و یا بدون لباس ، بدون ضرورتی ، پیش هم بخوابند .

تمایل مرد به بوسیدن مرد

در احادیث فراوان ، بوسه گرفتن شهوی مرد از مرد ، مورد نهی قرار گرفته است . امام رضا علیه السلام فرمود: وَ إِذَا قَبَّلَ الرَّجُلُ غُلَاماً بِشَهوَهٍ لَعَنَتهُ مَلَائِکَهُ السَّمَاءِ، وَ مَلَائِکَهُ الأَرضِ ، وَ مَلَائِکَهُ الرَّحمَهِ وَ مَلَائِکَهُ الغَضَبِ وَ أَعَدَّ لَهُ جَهَنَّمَ وَ سَاءَت مَصِیراً . [۱۸۷] هنگامی که مردی، پسری را به انگیزه شهوی می بوسد، ملائکه آسمان ها، فرشتگان زمین، فرشتگان رحمت و فرشتگان غضب ، همه ، او را لعنت می کنند و خدا برای او جهنّم را که بد جایگاهی است ، آماده می سازد. شدت گناه بوسیدن پسر از روی شهوت را پیامبر صلی الله علیه و آله با اشاره به پیامد عذابی آن ، چنین بیان فرمود : مَن قَبَّلَ غُلَاماً بِشَهوَهٍ ، عَذَّبَهُ اللّهُ أَلفَ عَامٍ فِی النَّارِ .[۱۸۸]

مردی که پسری را به انگیزه شهوی ببوسد، خداوند ، او را هزار سال در آتش ، عذاب خواهد کرد. روشن است که این نابه هنجاری، زمینه نابه هنجاری های دیگر همجنس گرایانه را در فرد موجب می شود . از این رو ، حتّی یک بار آن هم ، حرام و گناه است و باید از آن پرهیز کرد.

مصافحه، لمس و گفتن سخنان جنسی

از جمله رفتارهای نابه هنجار همجنس گرایی ، نظربازی مردان به عورت های یکدیگر، سخن همجنس گرایانه، مصافحه و دست در گردن هم انداختن از روی شهوت است.

پیامبر صلی الله علیه و آله با اشاره به این که در آینده ، این نوع انحرافات جنسی در بین مردم پدید می آید ، می فرماید : سَیَکُونُ فِی آخِر الزَّمَانِ أَقوَامٌ یُقَالُ لَهُم اللَّوَاطِیَّه عَلَی ثَلَاثَهِ أَصنَافٍ: فَصِنفٌ یَنظُرُونَ وَ یَتَکَلَّمُونَ وَ صِنفٌ یُصَافِحُونَ وَ یُعَانِقُونَ وَ صِنفٌ یِعمَلُونَ ذَلِکَ العَمَلَ فَلَعنَهُ اللّهِ عَلَیهِم إِلَا أَن یَتُوبُوا وَ یَنُوبُوا . [۱۸۹]

در آخرالزمان ، گروه هایی خواهند بود که به آنها همجنس گرا گفته می شود. آنها از نظر انحراف همجنس گرایی ، سه نوع اند: یک نوع از آنها به آلات یکدیگر ، نگاه می کنند و گفتگوی جنسی با هم دارند ؛ نوع دوم ، گروهی هستند که با گرفتن دست یکدیگر و معانقه (و تماس های بدنی دیگر) ، خود را ارضا می کنند و نوع سوم ، گروهی هستند که عمل نزدیکی را با جنس موافق خود انجام می دهند. لعنت خدا بر آنان باد ! مگر آن که توبه کنند و به سوی خدا باز گردند (و از این انحرافات دست بردارند) .

ملاعبه های همجنس گرایانه

از دیگر رفتارهای نابه هنجار جنسی ، این است که مردان با یکدیگر ، به صورت دو نفره و یا به صورت گروهی ، به بازی های جنسی و شهوی می پردازند.

در حدیثی که پیامبر صلی الله علیه و آله ده رفتار نابه هنجار قوم لوط را بر می شمارد ، می فرماید : «... و آنان با یکدیگر ، به بازی های جنسی می پرداختند» . [۱۹۰] ملاعبه های همجنس گرایانه زنان به صورت گروهی نیز از جمله رفتارهای نابه هنجار جنسی است که در احادیث ، بدان اشاره شده است. امام صادق علیه السلام در حدیثی که تعداد زیادی از انحرافات جنسی را بر می شمارد ، می فرماید : رَأَیتُ النِّسَاءَ یَتَّخِذنَ المَجَالِسَ کَمَا یَتَّخِذُهَا الرِّجَالُ . [۱۹۱] روزی می آید که می بینید زنان در مجالس ، بازی های جنسی برپا می کنند ، همان طور که مردان چنین می کنند.

مساحقه (همجنس گرایی در زنان)

از نابه هنجاری های همجنس گرایانه، مساحقه زنانه است و آن ، عبارت است از این که زن ها فروج خود را به یکدیگر می مالند و از این طریق ، به ارضای خود می پردازند. در احادیث زیادی ، این عمل ، مشابه عمل قوم لوط و از نابه هنجاری های شدید جنسی و گناهان کبیره ، دانسته شده است که به عنوان نمونه ، به چند حدیث اشاره می کنیم . از امام صادق علیه السلام درباره زنی که با زن دیگر ، به مساحقه می پردازد ، سؤال شد .

ایشان فرمود : مَلعُونَهٌ الرَّاکِبَهُ وَ المَرکُوبَهُ وَ مَلعُونَهٌ حَتَّی تَخرُجَ مِن أَثوَابِهَا الرَّاکِبَهُ وَ المَرکُوبَهُ ، فَإِنَّ اللّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ المَلَائِکَهَ وَ أَولِیاءَه یَلعَنُونَهُمَا وَ أَنَا وَ مَن بَقِیَ فِی أَصلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرحَامِ النِّسَاءِ فَهُوَ وَاللّهِ الزِّنَا الأَکبَرُ وَ لَا وَاللّهِ مَا لَهُنَّ تَوبَهٌ قَاتَلَ اللّهُ لاقِیسَ بِنتَ إِبلِیسَ مَاذَا جَاءَت بِهِ... وَاللّهِ لَقَد کَانَ عَلَی عَهدِ رَسُولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله قَبلَ أَن یَکُونَ العِرَاقُ وَ فِیهِنَّ، قَالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : لَعَنَ اللّهُ المُتَشَبِّهَاتَ بِالرِّجَالِ مِنَ النِّسَاءِ وَ لَعَنَ اللّهُ المُتَشَبِّهِینَ مِنَ الرِّجَالِ بِالنِّسَاءِ . [۱۹۲]

فاعل و مفعول ، هر دو مورد لعن خداوند متعال اند . این لعن ، ادامه دارد تا از آن وضعیت بیرون بروند. خدای تبارک و تعالی و ملائکه و اولیای الهی ، همه ، آن دو را لعنت می کنند. آنها سزاوار لعن من و همه مردان و زنانی که می آیند، هستند . به خدا قسم که این زنا ، زنای بزرگ تر است و توبه آنها (در صورتی که استمرار بدهند) قبول نمی شود ! خدا بکشد اقیس ، دختر شیطان را که این رفتار جنسی را باب کرد ... به خدا قسم که در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله پیش از این که زنانی از اهل عراق گرفتار این رفتار شوند ، زنانی این چنین وجود داشتند! رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «خدا زنان متشابه به مردان و مردان شبیه به زنان را لعنت کرده است» . از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود : السَّحقُ فِی النِّسَاءِ بِمَنزِلَهِ اللِّوَاطِ فِی الرِّجَالِ . [۱۹۳]

مساحقه در زنان ، به منزله لواط در مردان است . دو زن از امام صادق علیه السلام درباره حدّ مساحقه زنان ، سؤال کردند . امام فرمود : حَدُّ الزِّنَا إِنَّه إِذَا کَانَ یَومُ القِیَامَهِ یُؤتَی بِهِنَّ قَد أُلبِسنَ مُقَطَّعَاتٍ مِن نَارٍ وَقُنِّعنَ بِمَقَانِعَ مِن نَارٍ وَ سُروِلنَ مِنَ النَّارِ وَ أُدخِلَ فِی أَجوَافِهِنَّ إِلَی رُؤُوسِهِنَّ أَعمِدَهٌ مِن نَارٍ وَ قُذِفَ بِهِنَّ فِی النَّارِ ، أَیَّتُهَا المَرأَهُ إِنَّ أَوَّلَ مَن عَمِلَ هَذَا العَمَلَ قَومُ لُوطٍ فَاستَغنَی الرِّجَالُ بِالرِّجَالِ فَبَقِیَ النِّسَاءُ بِغَیرِ رِجَالٍ فَفَعَلنَ کَمَا فَعَلَ رِجَالُهُنَّ . [۱۹۴]

حد آن (مساحقه) حدّ زناست. وقتی قیامت می شود، مساحقه کننده ها را می آورند و لباس ها ، مقنعه ها و شلوارهایی از آتش بر آنان می پوشانند و با میله های آتشین که به آنها فرو می کنند ، آنها را به جهنم می اندازند. ای زن ! اوّلین باری که این عمل انجام گرفت ، از سوی قوم لوط بود که مردان ، نیاز خود را با مردان ، برطرف می کردند . زنان ، چون بدون مردان ماندند، آنها هم همان کار مردان را با خود انجام دادند. برای پیشگیری از این نابه هنجاری، خوابیدن زنان به صورت برهنه پیش هم نیز گناه تلقّی شده است. امام صادق علیه السلام می فرماید : لَیسَ لِامرَأَتَینِ أَن تَبِیتَا فِی لِحَافٍ وَاحِدٍ إِلَا أَن یَکُونَ بَینَهُمَا حَاجِزٌ، فَإِن فَعَلَتَا نُهِیَتَا عَن ذَلِکَ، وَ إِن وُجِدَتَا مَعَ النَّهیِ جُلِدَت کُلُّ وَاحِدَهٍ مِنهُمَا حَدّاً حَدّاً ، فَإِن وُجِدَتَا أَیضا فِی لِحَافٍ جُلِدَتَا، فَإِن وُجِدَتَا الثَّالِثَهُ قُتِلَتَا . [۱۹۵]

جایز نیست که دو زن ، لخت در زیر یک روانداز بخوابند ، مگر آن که بین آن دو ، مانعی از اتّصال بدن آنها به یکدیگر باشد . پس اگر چنین کار زشتی انجام دادند ، از آن نهی می شوند و در صورتی که بعد از نهی ، باز تکرار کردند، حدّ می خورند ، و در صورتی که باز هم پس از حد خوردن ، تکرار کردند، کشته می شوند.

ج . زنا و روسپیگری

در مورد حرمت زنا و مصداق انحراف جنسی بودن آن، از دیدگاه دینی ، هیچ تردیدی نیست و آیات و احادیث بسیاری بر آن تصریح شده است. برای زنا از عناوینی چون : زنای محصنه یا غیر محصنه و زنای با محارم و غیر محارم استفاده شده ، و از حد صد تازیانه تا رجم و یا زدن شمشیر کیفر مشخص گردیده است که در این ارتباط باید به کتب فقهی و حدیثی مراجعه شود. در این جا صرفاً نابه هنجار بودن زنا به دلیل عوارض و زیان های روانی معنوی، اجتماعی، معیشتی و آخرتی ، مورد توجّه است که به یک آیه و چند حدیث در این زمینه ، اشاره می کنیم . قرآن ، با اشاره به نابه هنجار بودن زنا و انحرافی بودن این راه برای ارضای جنسی می فرماید : «وَ لَا تَقْرَبُواْ الزِّنَی إِنَّهُ کَانَ فَحِشَهً وَسَآءَ سَبِیلاً . [۱۹۶]

هرگز به سوی رفتار زنایی ، نزدیک نشوید ؛ زیرا که مصداق فحشاست و برای ارضای غریزه جنسی ، راه بد و انحرافی است» . امام باقر علیه السلام با توجّه به زیان های فراوان زنا فرمود : لِلزَّانِی سِتُّ خِصَالٍ ثَلَاثٌ فِی الدُّنیَا وَ ثَلَاثٌ فِی الآخِرَهِ ، أَمَّا الَّتِی فِی الدُّنیَا فَیَذهَبُ بِنُورِ الوَجهِ وَ یُورِثُ الفَقرَ وَ یُعَجِّلُ الفَنَاءَ وَ أَمَّا الَّتِی فِی الآخِرَهِ فَسَخَطُ الرَّبِّ وَ سُوءُ الحِسَابِ وَ الخُلُودُ فِی النَّارِ . [۱۹۷]

عوارضی که دامنگیر زناکار می شود ، شش پیامد است: سه تا در زندگی اجتماعی و دنیایی و سه تا در زندگی معنوی و اخروی ؛ امّا عوارضی که زنا در زندگی دنیایی فرد دارد: از بین رفتن اعتبار و آبروی اجتماعی، ابتلا به فقر و بیچارگی و کوتاهی عمر است. و امّا عوارضی که در آخرت برای فرد دارد : غضب و خشم پروردگار، حسابرسی بد و زندگی دائمی در آتش جهنّم است. امام رضا علیه السلام در نامه اش به محمّد بن سنان، با اشاره به علّت حدّ زنا ، آن را از بزرگ ترین گناهان دانسته و نوشته است : وَ عِلَّهُ ضَربِ الزَّانِی عَلَی جَسَدِهِ بِأَشَدَّ الضَّربِ لِمُبَاشَرَهِ الزِّنَا وَ استِلذَاذِ الجَسَدِ کِلِّهِ بِهِ، فَجُعِلَ الضَّربُ عُقُوبَهً لَهُ وَ عِبرَهً لِغَیرِهِ، وَ هُوَ أَعظَمُ الجِنَایَاتِ . [۱۹۸]

دلیل شدت نواختن تازیانه بر بدن فرد زناکار ، این است که او اقدام به زنا کرده و از راه انحرافی ، با تمام بدنش لذّت برده . پس تازیانه را برای کیفر او و مایه عبرت دیگران قرار دادیم . بدانید که زنا ، از بزرگ ترین گناهان است. امام صادق علیه السلام ضمن اشاره به این نکته که زنا ، انحراف از مسیر طبیعی و تجاوز از قانون و حدود الهی ، است می فرماید : ... وَ جَعَلَ لِکُلِّ شَی ءٍ حَدّاً وَ لِمَن جَاوَزَ الحَدَّ حَدّاً... وَ إِنَّ اللّهَ حَدَّ أَن لا یُنکَحَ النِّکَاحُ إِلَا مِن حِلِّهِ وَ مَن فَعَلَ غَیرَ ذَلِکَ إِن کَانَ عَزَباً حَدُّ ، وَ إِن کَانَ مُحصِناً رُجِمَ لِمُجَاوَزَتِهِ الحَدَّ . [۱۹۹]

خدا برای هر چیزی ضابطه ای قرار داده است و برای کسی که ضابطه و قانون را بشکند ، حدّ و کیفری وضع کرده است ... خداوند ، ضابطه اش این است که آمیزش جز از طریق ازدواج حلال ، انجام نگیرد. کسی که غیر از این می کند، اگر همسر ندارد ، حدّ (صد تازیانه) برای اوست و اگر همسر دارد ، سنگسار می شود ؛ زیرا از قانون خداوند ، تجاوز کرده است. امروزه، زنا به صورت ارتباط آزاد و با افراد فراوان ، شیوع پیدا کرده و حتی عدّه ای از زنان ، با «روسپیگری» ، زندگی خود را می گذرانند . زنان ، خرید و فروش می شوند و به رفتارهای جنسی ای که خود هم بدان راضی نیستند، صرفاً برای به دست آوردن درآمد و گذران زندگی ، تن می دهند. عدّه ای سودجو و سرمایه دار هم ، در جهت کسب درآمد و ثروت بیشتر ، زنان بی شخصیت را به خودفروشی می کشانند. امام صادق علیه السلام در حدیث مفصّلی که به ابتلای آدمیان ، به انواع نابه هنجاری های جنسی اشاره کرده، می فرماید : وَ مَعِیشَهُ المَرأَهِ فِی فَرجِهَا ... وَ کَانَ الزِّنَا تُمتَدَحُ بِهِ النِّسَاءُ... وَ رَأَیتَ النَّاسَ خَیرَ بَیتٍ مَن یُسَاعِدُ النِّسَاءَ عَلَی فِسقِهِنَّ ... وَ رَأَیتَ ذَوَاتَ الأَرحَامِ یُنکَحنَ وَ یُکتَفَی بِهِنَّ . . . وَ رَأَیتَ الرَّجُلَ یَأکُلُ مِن کَسبِ امرَأَتِهِ مِنَ الفُجُورِ، یَعلَمُ ذَلِکَ وَ یُقِیمُ عَلَیهِ... وَ رَأیتَ الرَّجُلَ یَکرِی امرَأَتَهُ وَجارِیَتَهُ وَ یَرضَی بِالدَّنِیِّ مِنَ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ ...َو رَأَیتَ النِّسَاءَ یَبذُلنَ أنفُسَهُنَّ لاِهلِ الکُفرِ ... فَکُن عَلَی حَذَرٍ وَاطلُب إِلَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ النَّجَاهَ ... [۲۰۰]

گروه هایی از زنان ، از راه خودفروشی زندگی را خواهند گذراند... زنا ، مورد مدح و ستایش زنان قرار می گیرد ... دیدگاه گروهی این است که بهترین خانواده، خانواده ای است که برای فسق و خودفروشی زنان ، به آنان کمک می کنند ... با محرمان خود ، زنا می کنند و از این طریق ، به ارضای شهوت می پردازند و دیگر ازدواج نمی کنند ... و خواهید دید که مرد از درآمد خودفروشی زنش می خورد، خود مرد ، آن را می داند و خودش زمینه را فراهم می سازد ... و خواهید دید که مرد ، زن و کنیز خود را کرایه می دهد ، در برابر کمی نان و آب و به همین رضایت می دهد ... و خواهید دید که زنان ، خودشان را به کافران می بخشند... با این وصف باید از چنین افرادی کناره گیری نمایید و برای نجات از این مهلکه ها دعا کنید. در وصیّت نامه پیامبر صلی الله علیه و آله از جمله اموری که فرد مؤمن را از ایمان خارج می کند ، آمده است : کَفَرَ بِاللّهِ العَظِیمِ مِن هَذِهِ الأُمَّهِ ... وَ نَاکِحُ المَرأَهِ حَرَاماً فِی دُبُرِها وَ نَاکِحُ البَهِیمَهِ وَ مَن نَکَحَ ذَاتَ مَحرَمٍ مِنهُ ... . [۲۰۱] به خدای بزرگ ، کافر است کسی که از این امّت است و مرتکب این امور می شود : کسی که با زنی به صورت حرام در دبرش آمیزش می کند، آمیزش کننده با حیوان و کسی که با محارم خود زنا می کند. نیز می فرماید : ... بِئسَ القَومُ قَومٌ یَستَحِلُّونَ المَحَارِمَ وَ الشَهَوَاتِ وَ الشُّبُهَاتِ . [۲۰۲] چه بسیار بدند گروهی که محارم را برای خود حلال می کنند و هرچه مایل باشند از خواهش های نفسانی و امور شبهه ناک ، مرتکب می شوند .

د . نظربازی (تماشاگری جنسی)

از نابه هنجاری های دیگر جنسی «نظربازی» یا تماشاگری جنسی است که به دو صورت ، وجود دارد : نظر به عورت همجنس (نگاه مرد به عورت مرد و نگاه زن به عورت زن) و نظر به جنس مخالف . در مورد نظربازی نسبت به یکدیگر و نیز زنان نسبت به هم، احادیث فراوانی وارد شده است که افراد را از این رفتار حرام ، باز داشته است. به عنوان نمونه ، از رسول اکرم نقل شده که مردان را از این که به عورت برادر مسلمان خود نگاه کنند ، نهی می کرد و می فرمود : مَن تَأَمَّلَ عَورَهَ أَخِیهِ المُسلِمِ لَعَنَهُ سَبعُونَ أَلفَ مَلَکٍ وَ نَهَی المَرأَهَ أَن تَنظُرَ إِلَی عَورَهِ المَرأَهِ . [۲۰۳]

کسی که نگاه عمدی به عورت برادر مسلمان خود بنماید ، هفتاد هزار فرشته ، او را لعن خواهند کرد. نیز آن حضرت نهی کرد از این که زنی ، به عورت زن دیگر نگاه کند. در مورد حرمت نظربازی مرد به هر جای از بدن زن (بجز صورت و دست ها) ، احادیث زیادی وجود دارد . از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: مَن نَظَرَ إِلَی عَورَهِ أَخِیهِ المُسلِمِ أَو عَورَهِ غَیرِ أَهلِهِ مُتَعَمِّداً أَدخَلَهُ اللّهُ مَعَ المُنَافِقِینَ الَّذِینَ کَانُوا یَبحَثُونَ عَن عَورَاتِ النَّاسِ وَ لَم یَخرُج مِنَ الدُّنیَا حَتَّی یَفضَحَهُ اللّهُ إِلَا أَن یَتُوبَ . [۲۰۴]

کسی که به عورت برادر مسلمانش و یا به عورت زنی غیر از همسر خویش عمداً نگاه کند، خداوند ، او را با منافقانی محشور می کند که به دنبال ریختن آبروی مسلمانان بوده اند. اینان از دنیا نمی روند تا آن که خداوند ، آنان را رسوا کند، مگر آن که توبه نمایند . نیز آن حضرت فرمود : مَن مَلأَ عَینَهُ مِن حَرَامٍ مَلَأَ اللّهُ عَینَهُ یَومَ القِیامَهِ مِنَ النَّارِ إِلَا أَن یَتُوبَ وَ یَرجَعَ . [۲۰۵]

کسی که از نگاه به حرام ، خود را ارضا کند، خدا در قیامت ، چشمانش را پر از آتش خواهد کرد ، مگر این که توبه کند و از آن رفتارش دست بردارد . در مورد نگاه زن به مرد ، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : اشتَدّ غَضَبُ اللّهِ عَلَی امرَأَهٍ ذَاتِ بَعلٍ مَلَأَت عَینَهَا مِن غَیرِ زَوجِهَا . [۲۰۶]

غضب خدا بر زن همسرداری که چشمان خود را از نگاه به غیر همسرش پر می کند، شدید است. نگاه به عورت همجنس و نگاه مرد و زن نامحرم به یکدیگر ، از آن جهت در احادیث ، نابه هنجار تلقّی شده و با آن ، برخورد شدید شده است که باعث عوارض روانی معنوی در فرد می شود و نابه هنجاری های دیگری را نیز ایجاد می کند .

امام رضا علیه السلام با اشاره به علّت حرمت نظربازی و چشم چرانی می نویسد : حُرِّمَ النَّظَرُ إِلَی شُعورِ النِّسَاءِ المَحجُوبَاتِ بِالأَزوَاجِ وَ غَیرِهِنَّ مِنَ النِّسَاءِ لِمَا فِیهِ مِن تَهیِیجِ الرِّجَالِ وَ مَا یَدعُو التَّهیِیجُ إِلَی الفَسَادِ وَ الدُّخُولِ فِیمَا لا یَحِلُّ وَ لا یَجمُلُ وَ کَذَلِکَ مَا أَشبَهَ الشُّعُورِ... . [۲۰۷]

خداوند ، نگاه به موهای زنان با حجابِ متأهّل و مجرّد را حرام کرده است ؛ چون باعث تحریک مردان می شود و این تحریک ، آنها را به تباهی و حالت های روانیِ نامطلوبی می کشاند که به کارهایی که حلال و زیبا نیست ، دست می زنند. به همین علت ، نگاه به متعلّقات دیگر زنان نیز حرام است. حضرت عیسی علیه السلام نیز فرمود : إِیَّاکُم وَ النَّظِرَهَ فَإِنَّهَا تَزرَعُ فِی القَلبِ وَ کَفَی بِهَا لِصَاحِبِهَا فِتنَهً . [۲۰۸]

از نگاه حرام بپرهیز ؛ زیرا که در دل ، چیز نامطلوبی را می کارد که همان ، برای فتنه انگیزی (و وادار شدن به نابه هنجاری های بدتر) نگاه کننده ، بس است. از جمله مصادیق نظربازی که نابه هنجاری جنسی در ارتباط با جنس مخالف محسوب می شود ، تمایل زن ، به دیدن آمیزش مرد با مرد است که خود را به این طریق ، به استشها می رساند و لذّت می برد. امام صادق علیه السلام در حدیثی ، برای یکی از موالیان خود ، نابه هنجاری هایی را که افراد در زمان های آینده ، به آن مبتلا می شوند، تبیین می کند و می فرماید : وَ رَأَیتَ المَرأَهَ تُصَانِعُ زَوجَهَا عَلَی نِکَاحِ الرِّجَالِ . [۲۰۹]

(در آینده) می بینی زنی را که اظهار خوشایندی می نماید و چاپلوسی شوهرش را می کند تا او به آمیزش با مردان دیگر بپردازد. این پیش بینی امام صادق علیه السلام امروزه مصداق پیدا کرده است . زن هایی هستند که تمایل شدید خود را به دیدن لواط و همجنس گرایی مردان ابراز داشته اند و از این رو ، به دنبال به دست آوردن فیلم ها و برنامه های ماهواره ای هستند که این نوع فحشا را نشان می دهند . [۲۱۰]

روان شناسان ، نظربازی یا تماشگری جنسی را از زیرمجموعه های «پارافیلیاها» و نابه هنجاری های جنسی دانسته اند. در اختلال تماشگری جنسی (نظربازی) ، پرداختن به عمل جنسی با شخص مورد مشاهده ، وجود ندارد و این عمل ، مقدّمه ای برای انجام دادن یک فعالیت جنسی طبیعی نیست . به عبارت دیگر، در این اختلال ، کار تماشاگری ، جانشین فعّالیت جنسی طبیعی و به هنجار می شود . [۲۱۱]

شخصی که مبتلا به تماشاگری جنسی است ، امیال عود کننده و شدیدی برای جستجو یا دید زدن مخفیانه افراد بی اطلاعی که برهنه هستند یا در حال فعالیت جنسی اند ، دارد. چنین فردی ، ممکن است که در هنگام عمل دید زدن یا بعدها که به آن صحنه ها فکر می کند، استمنا کند ؛ امّا در کل ، به دنبال برقراری رابطه جنسی با فردی که تماشا کرده است، نیست. این اختلال ، غالباً از سن پانزده سالگی آغاز می شود، و ادامه می یابد (MSD-VI، ۱۹۹۴ م و MSD-VI- RTو۲۰۰۰ م ). طبق یک گزارش ، سی تا پنجاه درصد تماشگران جنسی ، متأهّل هستند و تعارض زناشویی و میزان طلاق در میان آنها ، بیش تر از جمعیت کلّی نیست ؛ امّا دسته ای دیگر از پژوهش ها ، بیانگر آن اند که این قبیل بیماران ، از کمّیت و کیفیت رابطه جنسی خود با شریک جنسی شان ناخرسندند .

ه . مصافحه مرد با زن

رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید : مَن صَافَحَ امرَأَهً تُحرَمُ عَلَیهِ فَقَد بَاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللّهِ وَ مَنِ التَزَمَ امرَأَهً حَرَاماً قُرِنَ فِی سِلسِلَهٍ مِن نَارٍ مَعَ الشَّیطَانِ، فَیُقذَفَانِ فِی النَّارِ . [۲۱۲]کسی که با زن نامحرم ، مصافحه کند ، به غضب الهی گرفتار می شود و کسی که با زنی به طور حرام ، ارتباط برقرار کند ، با شیطان ، در غل و زنجیر آتشین ، به جهنّم پرتاب می شوند.

امام صادق علیه السلام می فرماید : لَا یَحِلُّ لِلرَّجُلِ أَن یُصَافِحَ المَرأَهَ إِلَا امرَأَهً یَحرُمُ عَلَیهِ أَن یَتَزَوَّجَهَا : أُختٌ أَو بِنتٌ أَو عَمَّهٌ أَو خَالَهٌ أَو بِنتُ أُختٍ أَو نَحوُهَا فَأَمَّا المَرأَهُ الَّتِی یَحِلُّ لَهُ أَن یَتَزَوَّجَهَا فَلَا یُصَافِحهَا إِلِا مِن وَرَاءِ الثَّوبِ وَ لَا یَغمِز کَفَّهَا . [۲۱۳] جایز نیست که مرد ، با زن نامحرم دست بدهد ؛ امّا دست دادن با زنان محرم ، مانند خواهر، دختر، عمّه، خاله، دختر خواهر، و مانند آن ، اشکالی ندارد.

مصافحه کردن با زنی که می توان با او ازدواج کرد (نامحرم) ، حلال نیست مگر از پشت لباس (مانند دستکش) و بدون فشار دادن. در حدیث دیگری نیز امام علیه السلام در پاسخ به این سؤال که : «آیا مرد با زن نامحرم ، می تواند دست بدهد؟ می فرماید : لَا إِلَا مِن وَرَاءِ الثَّوبِ . [۲۱۴] نه ! مگر از پشت لباس . دو خواهر محمّد بن ابی عمیر (سعیده و منّه) نیز نقل کردند که بر امام صادق علیه السلام وارد شدند و سؤال کردند که : آیا زنی برادر مؤمنش را می تواند عیادت کند ؟ امام فرمود : «بلی» گفتند : آیا با او می تواند دست بدهد ؟ امام فرمود : «از روی لباس ، اشکالی ندارد » .

یکی از آن دو خواهر ، به امام گفت: این خواهرم با برادر ایمانی اش عیادت می کند. امام فرمود : «هنگامی که به عیادت برادر ایمانی ات می روی ، لباس رنگین نپوش» . [۲۱۵]

و . مالش مرد به زن

مالش به جنس مخالف از روی لباس نیز از نابه هنجاری های جنسی است. در نامه ای که به امام رضا علیه السلام نوشته شد آمده است که : مردی ، از روی لباس هایشان به زنی می مالد و تحریک می شود و جنب می گردد . آیا این ، از حدّ استمنا فراتر است ؟ امام در پاسخ می نویسد : «از آن حد ، فراتر و قبیح تر است ؛ زیرا این کار را با زن اجنبی انجام داده است» .[۲۱۶]

کانون اصلی این نابه هنجاری جنسی ، لمس و مالش یک شخص ناموافق به انجام دادن این عمل است. این رفتار ، معمولاً در مکان های شلوغی که فرد می تواند به آسانی ، از دستگیر شدن فرار کند ، روی می دهد.

فرد مبتلا به این نابه هنجاری جنسی ، اندام های تناسلی خود را به ران های شخص قربانی می مالد یا آلت تناسلی و پستان های او را با دستش لمس می کند. در هنگام انجام دادن این کار ، وی معمولاً یک رابطه منحصر به فرد و مشتاقانه ، با طرف مقابل را مجسّم می کند ؛ امّا می داند که برای دور شدن از تعقیب قانونی احتمالی باید پس از لمس قربانی اش فرار کند . معمولاً این نابه هنجاری جنسی ، از دوران نوجوانی شروع می شود. بیشتر اعمال مالشگری ، بین ۱۵ تا ۲۵ سالگی روی می دهد و سپس فراوانی آن ، رو به کاهش می گذارد (MSD - VI - RT ، ۲۰۰۰ م) .

ز . تشابه به جنس مخالف

از جمله رفتارهای نابه هنجار جنسی ، این است که بعضی از مردان و زنانی ، تمایل دارند که نقش جنسیِ جنس مخالف خود را داشته باشند . از این رو ، خودشان را شبیه جنس مخالف در می آورند، مثلاً مرد ، لباس زنانه می پوشد و زن لباس مردانه و از این طریق ، تحریک می شوند .

در این نابه هنجاری ، مرد ، تمایل دارد که مفعول واقع شود و زن ، تمایل دارد که فاعل باشد. همچنین مواردی که با خیال و تصوّر لباسِ جنس مخالف، فرد تحریک می شود و در خیالش به لذّت جنسی می رسد. مردانی که خود را همانند زنان ، آرایش می کنند، نیز از همین گروه اند . پیامبر صلی الله علیه و آله با شمارش تعدادی از انحرافات جنسی و نابه هنجاری های دیگر که گروه هایی از مردم آخرالزمان ، به آن مبتلا هستند ، می فرماید : سَیَأتِی مِن بَعدِی أَقوَامٌ ... یَتَزَیَّنُونَ بِزِینَهِ المَرأَهِ لِزَوجِهَا ... یَقولُ اللّهُ تَعَالَی: «فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُواْ الصَّلَوهَ وَ اتَّبَعُواْ الشَّهَوَ تِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا» [۲۱۷] . [۲۱۸] زمانی بعد از من خواهد آمد که گروه هایی از مردها ، همانند آرایش زن برای شوهرش، آرایش می کنند.

اینان از مصادیق گفته خدای متعال اند که می فرماید : «بعد از مردم شایسته، کسانی آمدند که نماز را ضایع کردند و از شهوات ، پیروی نمودند . اینان به سرعت ، در گمراهی ، غرق می شوند» . همچنین آن حضرت ، با اعلام این که افرادی که نقش جنسی متشابه با نقش جنسی جنس مخالف دارند، از رحمت خداوند و لطف فرشتگان دورند ، می فرماید : لَعَنَ اللّهُ وَأَمَّنَت المَلائِکَهُ عَلَی رَجُلٍ تَأَنَّثَ وَامرَأَهٍ تَذَکَّرَت . [۲۱۹]

خداوند و ملائکه ، لعنت کنند مردی را که نقش زنانه به خود بگیرد و زنی که نقش مردانه ایفا کند. امام صادق علیه السلام نیز هرگونه ایفای نقش متشابه با نقش جنس مخالف ، به انگیزه شهوت جنسی را از جمله انحرافات از مسیر طبیعی دانسته ، می فرماید : لَعَنَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : المُتَشَبِّهِینَ مِنَ الرِّجَالِ بِالنِّسَاءِ وَ المُتَشَبِّهَاتِ مِنَ النِّسَاءِ بِالرِّجَالِ قَالَ : وَ هُم المُخَنَّثُونَ وَ اللَاتِی یَنکِحُ بَعضُهُنَّ بَعضاً وَ إِنَّمَا أَهلَکَ اللّهُ قَومَ لُوطٍ حِین عَمِلَ النِّسَاءِ مِثلَ عَمَلِ الرِّجَالِ : یَأتِی بَعضُهُنَّ بَعضاً . [۲۲۰]

رسول خدا صلی الله علیه و آله لعنت کرده است مردان و زنانی را که به تمایل جنسی ، مشابه یکدیگر می شوند. مردانی که برای ارضای جنسی، خود را در اختیار فرد دیگری قرار می دهد تا با او نزدیکی کند و زنانی که با تصوّر آمیزش با دیگری و ایفای نقش فاعلی ، خود را ارضا می کنند. به درستی که خدای متعال ، قوم لوط را آن هنگام به هلاکت انداخت که زنان ، نقش مردان را ایفا می کردند و با یکدیگر به ارضای جنسی می پرداختند. از این حدیث ، استفاده می شود که هر نوع تشابه در ارضای جنسی مرد به زن و بالعکس ، حرام است و انحراف جنسی محسوب می شود.

اطلاق این حدیث ، شامل هرگونه نقش جنسی زن که متشابه با عملکرد جنسی مرد باشد نیز می شود ، مثلاً فرو بردن دست و یا اجزای دیگر از خود و یا چیز دیگری بر زن دیگر ، به انگیزه شهوی و یا خیال چنین صحنه ای و لذت بردن از آن . از مصادیق این نوع رفتار نابه هنجار جنسی ، «یادگارخواهی همراه مبدّل پوشی» [۲۲۱] است که انجمن روان شناسی امریکا (MSD VI ، ۱۹۹۴ م ) به نابه هنجار بودن آن ، تصریح کرده است. این انحراف ، با ملبّس شدن خیالی یا واقعی به لباس زنانه ، به منظور تحریک یا وسیله کمکی برای استمنا و آمیزش مشخص است . این نابه هنجاری ، معمولاً در کودکی یا ابتدای نوجوانی آغاز می شود.

با گذشت سال ها ، بعضی از این افراد ، به مبّدل پوش همراه با ملال جنسیتی ، طبقه بندی شده اند. معمولاً بیش از یک قطعه از لباس زنانه و اکثراً تمام لباس های مربوط به زن ها مورد استفاده قرار می گیرد. وقتی ترانس وستیست ، لباس زنانه به تن می کند، ممکن است که زنانگی چشمگیری پیدا کند، هرچند معمولاً این حالت ، به درجه ای که در ترانس سکسوالیسم دیده می شود، نیست. بدون لباس زنانه، ممکن است چنین مردهایی از نظر ظاهر و شغلی ، بیش از حد، مردانه به نظر برسند.

زنانه پوشی در مرد ، ممکن است در طول طیفی که یک قطب آن ، پوشیدن لباس زنانه در خلوت، تنهایی، افسردگی و به همراه احساس گناه و در قطب دیگر ، رفتار مشابه به صورت عضویت در جامعه ترانس وستیست ها است، مشاهده شود. بیشتر افراد مبدّل پوش ، مردان دگرجنس گرا هستند که به لباس زنانه ، رومی آورند و معمولاً این نابه هنجاری ، از نوجوانی شروع می شود .


ح . حیوان بازی (آمیزش با حیوان)

از دیگر نابه هنجاری های جنسی ، حیوان دوستی و آمیزش با آنهاست. رسول اکرم فرمود : مَلعُونٌ مَن نَکَحَ بَهِیمَهً .[۲۲۲]

هر فردی که با حیوانی آمیزش کند ، مورد لعن خداوند متعال است. امام صادق علیه السلام آن را در کنار استمنا ، از مصادیق زنا می داند و می فرماید : کُلَّ مَا أَنزَلَ بِهِ الرَّجُلُ مَاءَهَ فِی هَذَا وَ شِبهِهِ فَهُوَ زِنا . [۲۲۳]

هر رفتاری مانند آمیزش با حیوان و استمنا که باعث خروج منی از مرد شود، زنا محسوب می گردد. امام باقر علیه السلام با اشاره به زیان های آمیزش با حیوان می فرماید : ... یُجلَدُ دُونَ الحَدِّ وَ یُغرَمُ قِیمَهَ البَهِیمَهِ لِصَاحِبِهَا، لِأَنَّهُ أَفسَدَهَا عَلَیهِ وَ تُذبَحُ وَ تُحرَقُ وَتُدفَنُ إِن کَانت مِمَّا یُؤکَلُ لَحمُهُ، وَ إِن کَانَت مِمَّا یُرکَبُ ظَهرُهُ أُغرِمَ قِیمَتَهَا وَ جُلِدَ دُونَ الحَدِّ وَ أَخرَجَهَا مِنَ المَدِینَهِ الَّتِی فَعَلَ بِهَا فِیهَا إِلَی بِلَادٍ أُخرَی حَیثُ لَا تُعرَفُ... کِیلَا یُعَیِّرَ بِهَا صَاحِبُهَا . [۲۲۴]

برقرار کننده ارتباط جنسی با حیوان ، تازیانه به کمتر از حدّ مقرر برای زنا، زده می شود و قیمت حیوان را باید به صاحبش بپردازد ؛ زیرا آن را فاسد کرده است و آن حیوان ، اگر حلال گوشت بوده، باید ابتدا ذبح شود و بعد آتش زده شود. اگر از حیوانات باربر است، به آمیزش کننده ، تازیانه زده می شود و باید قیمتش را به صاحبش بپردازد و حیوان را از شهری که این عمل در آن جا انجام شده، به شهرهای دیگری که صاحبش ناشناخته است ، فرستاده شود تا با آن حیوان ، صاحبش سرزنش نشود.

همان طور که پیش از این بیان شد ، ارتباط جنسی خارج از چارچوب ازدواج زن و مرد ، حرام و نابه هنجار تلقّی می شود. از جهت نابه هنجار بودن نیز فرقی نمی کند که فرد ، ارتباط نامشروع با یک نفر داشته باشد یا با چند نفر ، با زنده یا با مرده، با انسان یا با حیوان، با مرد یا با زن ، با بچّه یا با شی ء . در احادیث ، همان طور که ملاحظه شد ، هر نوع ارتباط زن و مرد خارج از ضوابط ازدواج ، از جمله نابه هنجاری های جنسی است و باید از آن پرهیز شود .

حتّی مرد و زنی که ازدواج کرده اند ، گرچه می توانند هر نوع لذّت از یکدیگر را داشته باشند، ولی این لذّت باید از طریق بدن آنها صورت گیرد ، نه با چیزی دیگر .

مثلاً از جمله نابه هنجاری های جنسی ، این است که مرد ، با چیز دیگری غیر از بدن و اعضای خود ، با زنش ارتباط جنسی برقرار کند و لذّت ببرد. همچنین تمایل زن ، به این که همسرش با چیز دیگری غیر از اعضای بدنش ، او را تحریک کند تا از آن لذّت ببرد.

از امام صادق علیه السلام سؤال شد که زنی ، دوست ندارد که با او آمیزش شود و به شوهرش می گوید : با دست خود مرا تحریک کن که این برای من لذّت آور است. آیا اشکالی ندارد ؟ امام علیه السلام فرمود : لَا بَأسَ أَن یَستَعِینَ بِکُلِّ شَی ءٍ مِن جَسَدِهِ عَلَیهَا، وَلَکِن لَا یَستَعِینُ بِغَیرِ جَسَدِهِ عَلَیهَا. [۲۲۵]

با عضوی از بدن خود ، او را تحریک کند ، اشکالی ندارد ؛ لیکن با چیز دیگری غیر از اعضای بدنش ، جایز نیست . در این جا تعدادی از نابه هنجاری های جنسی ای را که پیش از این مطرح نکرده ایم ، می آوریم. این رفتارها از آن چارچوب رفتارهای جنسی به هنجار ، بیرون اند و از دیدگاه اسلامی نیز نابه هنجار تلقّی می شوند. به تعدادی از آنها اشاره می کنیم.

ط . آزارگری جنسی

از دیدگاه اسلامی ، رفتار جنسی ای که باعث اذیت همسر شود، جایز نیست ؛ زیرا رفتار جنسی ، برای لذّت هر دو ، مشروع شده است ، نه برای خوشایند یکی از آنها. امام رضا علیه السلام در پاسخ به این سؤال که نزدیکی در دبر زن چگونه است ؟ امام علیه السلام نوشت : المَرأَهُ لُعبَهٌ لَا تُؤذَی وَهِیَ کَمَا قَالَ اللّهُ «نِسَآؤُکُمْ حَرْثٌ لَّکُمْ» [۲۲۶] . [۲۲۷]

زن مایه شادی و بازی جنسی توست، نباید او را اذیت کنی، و نیز همان طور که خدا فرمود : همسرانتان ، برای شما کشت زار هستند . در این حدیث ، به تأثیرات روانی اذیت جنسی بر زن پرداخته و به دو نکته ، توجّه شده است : یکی این که رفتار جنسی ، آن هنگام برای تو خوشایند و لذّت آور است که همسرت هم خوشش بیاید و اذیت نشود. بنا بر این ، کسی که تصوّر می کند که همسرش با اذیت شدنْ لذّت می برد، دچار توهّم شده است و باید از این کار ، دست بردارد . نکته دیگر این که اذیت کردن زن با رفتار جنسی دردآور ، باعث می شود که حالت های روانی مخرّبی برایش پدید آید که دیگر نتوان از این کشتزار ، به خوبی استفاده کرد و کشت ، ضایع گردد .

کانون اصلی این نابه هنجاری جنسی ، اعمالی است که شخص ، با انجام دادن آنها از رنج روانی یا جسمی قربانی خود، برانگیختگی جنسی به دست می آورد. برخی از مبتلایان به این نابه هنجاری جنسی، از خیال پردازی های آزارگرانه خود که ممکن است فقط در جریان فعالیت جنسی و نه در دیگر زمینه ها به آن متوسّل شوند، در رنج باشند . در این قبیل موارد، خیال پردازی های آزارگرانه ، معمولاً شامل تحت کنترل داشتن کامل قربانی است که برحسب انتظار عمل قریب الوقوع آزارگرانه ، وحشت زده می شود. بعضی نیز امیال جنسی آزارگرانه را روی شریک جنسی ناراضی ای که مشتاقانه از درد یا تحقیر رنج می برد، اعمال می کنند . در همه این موارد ، رنج بردن قربانی ، باعث برانگیختگی جنسی فرد مبتلا می شود. خیال پردازی ها یا اعمال جنسی ، ممکن است عامل فعالیت هایی باشند که تسلّط شخص بر روی قربانی را نشان می دهند، مثل مجبور کردن قربانی به چهار دست و پارفتن، سیلی زدن، تازیانه زدن، نیشگون گرفتن، کتک زدن، سوزاندن، بریدن و... . سنّ شروع فعالیت های آزارگرانه ، متغیّر است ، امّا معمولاً در اوایل بزرگ سالی رخ می دهد. آزارگری جنسی ، معمولاً مزمن است و شدت آن ، در طول زمان ، افزایش می یابد.

وقتی آزارگری جنسی شدید است (بویژه هنگامی که با اختلال شخصیتِ ضد اجتماعی رابطه دارد) ، مبتلایان به آن ، ممکن است به طور جدّی ای ، قربانیان خود را مجروح کنند و یا به قتل برسانند(MSD-VI-RT،۲۰۰۰ م ). شخص آزارگر (که غالبا مرد است) ، با اختلال آزارگری جنسی ، از طریق افکار یا اعمالی که در دیگران ایجاد رنج جسمی یا روان شناختی می کند ، به برانگیختگی جنسی قوی دست می یابد. این برانگیختگی جنسی ، با غلبه، بریدن بدن، خفه کردن، ناقص العضو کردن و حتّی کشتن قربانی ایجاد می شود. اسم این اختلال ، از نام نویسنده مشهور «ماکوس دساد» که به منظور ارضای میل جنسی خود، دیگران را شکنجه می داد ، گرفته شده است. افرادی که به خیال پردازی سادیستی می پردازند ، غالباً مجسّم می کنند که قربانی جنسیِ خودشان را تحت کنترل کامل دارند و وی را با اعمال سادیستی خود می ترسانند.

بسیاری از آنان ، اعمال آزارگرانه را روی شریک جنسی ای که غالباً دچار آزارپذیری جنسی (مازوخیسم) است، اجرا می کنند. برای مثال ، تعدادی از متجاوزان به عنف ، سادیسم جنسی نشان می دهند و در همه موارد ، رنج واقعی یا تخیّلی قربانی برانگیزاننده آنهاست (کامر، ۲۰۰۱ م) . تخیّلات جنسی آزارگرانه ، مانند تخیّلات جنسی آزارپذیر، ممکن است که ابتدا ، در دوران کودکی ظاهر شود (جانسون [۲۲۸] و بکر [۲۲۹] ، ۱۹۹۷ م ).

فعّالیت های آزارگرانه ، در اوایل بزرگ سالی گسترش می یابند و الگوی آنها بلندمدت است. گاهی اوقات ، فعّالیت های آزارگرانه ، سطح بی رحمی یکسانی دارند ؛ امّا در اغلب این فعّالیت ها ، با گذشت زمان ، شدّت آنها نیز افزایش می یابد. آشکار است که افراد با شکل های جدید اختلال ، برای دیگران ، خطرناک ترند .

ی . آزارخواهی جنسی

ویژگی اصلی این اختلال، میل شدید به تحقیر شدن، کتک خوردن، به بند کشیده شدن و رنج بردن به گونه ای دیگری است. برخی افراد ، از خیال پردازی های آزارخواهانه خود که ممکن است فقط در جریان آمیزش جنسی یا استمنا، به آنها متوسّل شوند، در رنج اند. برخی افراد ، امیال جنسی آزارخواهانه را خودشان یا از طریق شریک ، به اجرا در می آورند. اعمال آزارخواهانه ای که ممکن است از شریک جنسی خواسته شوند ، عبارت اند از: مهار کردن (به بند کشیدن) ، بستن چشم، لگدمال کردن، سیلی زدن، تازیانه زدن، کتک زدن، دادن شوک الکتریکی، بریدن، زخمی کردن ، خراشیدن، و تحقیر کردن (مانند ادرار یا مدفوع کردن شریک جنسی ، روی او و...) .

خیال پردازی های آزارخواهانه جنسی ، ممکن است در دوران کودکی نیز وجود داشته باشد. سنّی که در آن ، فعّالیت های آزارخواهانه برای نخستین بار با شرکای جنسی صورت می گیرد ، متغیّر است ؛ امّا معمولاً در اوایل بزرگ سالی روی می دهند. این اختلال ، معمولاً مزمن است و شخص ، به تکرار نوع ثابتی از عمل آزارخواهانه تمایل دارد. برخی افراد مبتلا ، شدّت اعمال آزارخواهانه شان ، وقتی ممکن است به آسیب یا مرگ منجر شود در طول زمان یا در دوره های تنیدگی ، افزایش می یابد (MSD-RT،۲۰۰۰ م) . یکی از انواع خطرناک آزارخواهی جنسی ، «هیپوکسی فیلیا» است.

در این الگو افراد ، خود را دچار کمبود اکسیژن می کنند، یا خفگی در خود به وجود می آورند، یا این عمل را از شریک جنسی خود می خواهند و با این کار ، لذّت جسمی خود را افزایش می دهند (کامر ، ۲۰۰۱ م ).

ک . یادگارپرستی

داشتن یادگار ، به معنای آن است که فرد ، از طریق یک موضوع بی جان ، تحریک جنسی می شود. در بسیاری از موارد، این عمل می تواند بی ضرر باشد. برای مثال، شورت زنان برای بسیاری از مردان ، برانگیزاننده است. وقتی یک مرد ، در مدت آمیزش جنسی ، با زنی که متقابلاً راضی است، از شورت زنانه حرف می زند و درباره آن خیال پردازی می کند، این عمل می تواند به افزایش برانگیختگی جنسی منجر شود ؛ ولی معمولاً شریک جنسی چنین فردی ، احساس می کند که او بدین شکل ، نادیده گرفته شده است. اگر لباس زیر یک زن ، جای او را بگیرد و شریک جنسی اش تا وقتی که وی آن را نپوشیده باشد ، نتواند تحریک شود، این موضوع ، دیگر وسیله هایی برای برانگیختن نیست ؛ بلکه هدف برانگیختگی است. رایج ترین یادگارها عبارت اند از: لباس زیر، کفش و چکمه زنانه ؛ بافت هایی نظیر : لاستیک، خز، ابریشم و مخمل ؛ اجزای بدن زن مانند : پاها ، گوش ها ، چشم ها . یادگارهای نادرتر ، عبارت اند از: مدفوع انسان (کوپروفیلیا)، [۲۳۰]ادرار انسان (یوروفیلیا) ، [۲۳۱] کثیفی (میسوفیلیا)، [۲۳۲] حیوانات (زوفیلیا)، [۲۳۳] و حتی اجساد (نکروفیلیا) [۲۳۴] (روزنهان و سلیگمن ، ۱۳۷۹).

برخی از افراد مبتلا به اختلال یادگارپرستی، به منظور جمع آوری اشیای مطلوب و دلخواه، دست به سرقت می زنند. فرد ، این اشیا را لمس می کند ، استشمام می نماید ، می پوشد، و وقتی استمنا می کند ، به شیوه دیگری ، مورد استفاده قرار می دهد. گاهی نیز ممکن است که فرد ، از شریک جنسی خود بخواهد تا هنگام رابطه جنسی شی ء مورد نظر را بپوشد (کامر ، ۲۰۰۱). رفتارگرایان ، معتقدند که یادگارپرستی ، از طریق شرطی سازی کلاسیک ، ظاهر می شود. در یک مطالعه رفتاری به آزمودنی های مرد ، مجموعه ای از اسلایدهای زنان برهنه با اسلایدهایی از کفش ها نشان داده شد. پس از چند بار نمایش، آنها تنها با تصاویر کفش ها برانگیخته می شدند. اگر تجارب اوّلیه جنسی در حضور اشیای خاصّی اتفاق بیفتد، شاید این مرحله ، آغاز پیدایش یادگارپرستی باشد (راچمن، ۱۹۹۶ م ، به نقل از کامر، ۲۰۰۱ م ) .

معمولاً شی ء یادگار ، برای برانگیختگی جنسی این افراد لازم و یا به شدّت ، مرجّح است و در صورت فقدان آن ، احتمال دارد که مرد مبتلا ، دچار نارسایی در نعوظ شود. معمولاً این اختلال ، در نوجوانی شروع می شود، اگرچه شی ء یادگار ، ممکن است به مناسبت خاصی ، در اوایل کودکی اهدا شده باشد.

باید توجه داشت که بعد از تثبیت یادگارپرستی ، اختلال یاد شده ، گرایشی به مزمن شدن دارد (MSD-VI-RT، ۲۰۰۰ م ). مردی که برای برانگیختگی و تحریک جنسی ، نیاز شدیدی به پوشیدن لباس های زنانه احساس می کند، از نظر روان شناسی ، دچار مبدّل پوشی است. معمولاً یک مرد مبتلا به دو نابه هنجاریِ یادگارپرستی و مبدّل پوشی جنسی، مجموعه ای از لباس های زنانه را تهیه می کند که به طور متناوب ، آنها را برای مبدّل پوشی ، مورد استفاده قرار دهد. در حین مبدّل پوشی، فرد ، معمولاً استمنا می کند و در خیال پردازی های جنسی، خودش را هم به عنوان فاعل و هم به عنوان مفعول مؤنّث ، مجسّم می کند.

این اختلال ، فقط در مردان دگرجنس خواه (یعنی مردانی که نسبت به زنان ، میل جنسی دارند و نه مردان) گزارش شده است. لازم به یادآوری است که چنانچه یک فرد دچار اختلال هویّت جنسی (برای مثال مردی که خود را یک زن می داند و از مرد بودنش ناراضی است) ، مبدّل پوشی کند ، چنین تشخیصی(یعنی یادگارپرستی همراه مبدل پوشی) در مورد او مصداق ندارد. برخی مردان ، تنها یک تکّه از لباس زنانه(مانند زیرپوش یا جوراب نایلونی) را زیر لباس های مردانه شان می پوشند و بعضی دیگر ، به طور کامل مانند زنان ، لباس می پوشند و آرایش می کنند.

برخی از این مردان ، ممکن است که همجنس گرا هم باشند . [۲۳۵]

این نوع رفتار جنسی، درخواست شهوت و لذّت جنسی از طریق چیزی غیر از همسر است که در اسلام ، حرام و نابه هنجار شمرده شده است و با معیار رفتار نابه هنجار جنسی از دیدگاه دینی ، سازگاری ندارد.

ل . بچّه بازی

از دیدگاه اسلامی ، بچّه بازی به صورت های مختلف آن ، حرام و از گناهان کبیره است و همان احکام لواط، حدود مربوط به رفتارهای جنسی بدون نزدیکی و تعزیرات مربوط به برخی از رفتارها (مانند بوسیدن با شهوت) ، همه بر فرد بچّه باز نیز هست.

پیامبر صلی الله علیه و آله با اشاره به نابه هنجار بودن بچّه بازی می فرماید : وَ مَن نَکَحَ... غُلَاماً حَشَرَهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ یَومَ القِیَامَهِ أَنْتَنَ مِنَ الجِیفَهِ یَتَأَذَّی بِهِ النَّاسُ حَتَّی یَدخُلَ جَهَنَّمَ وَ لَا یَقبُلُ اللّهُ مِنهُ صَرفَاً وَ لَا عَدلاً وَ أحبَطَ اللّهُ عَمَلَهُ، وَ یَدَعُهُ فِی تَابوتٍ مَشدُودٌ بِمِسَامِیرَ مِن حَدِیدٍ وَ یُضرَبُ عَلَیهِ فِی التَّابُوتِ بِصَفَائِحَ حَتَّی یَشتَبِکَ فِی تِلکَ المَسَامِیرِ، فَلَو وُضِعَ عِرقٌ مِن عُرُوقِهِ عَلَی أَربَعِمِائَهِ أُمَّهٍ لَمَاتُوا جَمِیعاً، وَ هُوَ مِن أَشَدِّ أَهلِ النَّارِ عَذَاباً . [۲۳۶]

کسی که با پسر بچّه ای آمیزش نماید، خدای عزّوجلّ روز قیامت ، او را بد بوتر از مردار ، محشور می کند ، به گونه ای که مردم از بوی بد او اذیت می شوند تا وقتی که او به جهنم وارد شود. خداوند ، از او هیچ فدیه و یا چیزی که او را از عذاب جهنّم برهاند ، نمی پذیرد و عمل خوبش را هم باطل خواهد کرد ، و او را در تابوتی بسته با میخ های آهنین می گذارد و به تابوت می زند تا این میخ های آهنین او را بیازارند. اگر قطره ای از عرق های او را بر چهارصد هزار نفر بریزند، همگان می میرند و این از شدیدترین عذاب های جهنّمیان است .

در حدیث دیگری ، جدای از عذاب های شدید اخروی بر فرد بچه باز ، با اشاره به لزوم اجرای حد شرعی ، به این نکته توجّه داده شده که حدّ این نابه هنجاری ، همان حدّ نابه هنجاری های مشابه آن است و نباید تصوّر شود که صرفاً برای چنین فردی تعزیر کافی است . لذا هنگامی که از امام رضا علیه السلام درباره مجازات مردی که با دختربچّه ای آمیزش کرده ، سؤال می کنند ، امام می فرماید : حدّ زنا بر او جاری می شود . [۲۳۷]

بچّه بازی ، یکی از رایج ترین و دردسرسازترین نابه هنجارهای جنسی است. بچّه بازان ، از نظر جنسی ، جذب کودکان می شوند و ترجیح می دهند که بیشتر با کودکان آمیزش کنند تا بزرگ سالان. به طور معمول ، تشخیص بچّه بازی ، مستلزم این شرط است که تماس جنسی با کودکان کمتر از سیزده سال برقرار شود و فاعلان این کار ، باید اشخاص شانزده ساله یا بزرگ تر و حداقل پنج سال بزرگ تر از کودکان مفعول باشند. با این حال ، قوانین بیشتر ایالات امریکا، اذیت و آزار کودکان و تجاوز کیفری را به نوعی تعریف می کنند که بزرگ سالانی که با افراد کمتر از هجده سال آمیزش می کنند ، شامل این قوانین می گردند (گرین [۲۳۸] ، ۱۹۹۳ م ) .

بیشتر تماس های جنسی بچّه بازان و قربانیان آنها ، با وجود تکرارهای چندباره ، امّا در مدّت زمان کوتاهی انجام می شوند . در بیشتر تماس ها، بچّه بازان ، به عورت نمایی می پردازند و آلت کودک را لمس می نمایند (ابل [۲۳۹] و اوزیورن، ۱۹۹۲ م ).

برخی از بچّه بازان ، از طریق ، دهان به تحریک آلت تناسلی پسران و دختران دست می زنند یا اشیای خارجی و انگشتان و آلت تناسلی خود را داخل مهبل، دهان و یا مقعد کودکان می نمایند. در بیشتر موارد ، احتمال دارد که بچّه بازان ، به کودکان آسیب بزنند، از نظر جسمانی ، آنها را محدود کنند و به آنها بگویند که در صورت تمکین نکردن، آنها یا افراد و اشیای مورد علاقه شان را مجازات می نمایند.

شاید بچّه باز بخواهد کودک را متقاعد نماید که با این اعمال ، فقط می خواهد عشق و محبّت خود را به آنها نشان دهد. (مک کوناگی [۲۴۰] ، ۱۹۹۸) . بیشتر بچّه بازان، مردان دگرخواه جنسی هستند که از دختران کم سن و سال، سوء استفاده های جنسی می کنند (کول [۲۴۱] ، ۱۹۹۲ م، فینکل هور [۲۴۲]، ۱۹۸۴ م ).

مردان همجنس باز یا بچّه باز، نوعاً به پسران جوان روی می آورند. زنان هم می توانند بچّه باز باشند ؛ ولی این امر ، کمتر دیده شده است . سوء استفاده جنسی از کودکان ، یک اتّفاق نادر نیست. تخمین زده می شود که سالانه ، بیش از چهار صد هزار کودک در ایالات متحده ، مورد سوء استفاده های جنسی قرار می گیرند (فینکل هور و زوبیا لیترمن [۲۴۳] ، ۱۹۹۴ م ).

حدود شصت درصد این کودکان ، زیر دوازده سال هستند. فقط یک تا ده درصد از موارد بچّه بازی ، به مقامات مربوطه گزارش داده می شوند .

برخی بچّه بازان متجاوز ، نقشه های ماهرانه ای را برای رسیدن به کودکان ترتیب می دهند. مثلاً اعتماد مادران آنها را به دست می آورند، با مادران آنها ازدواج می کنند، کودکان را با بچّه بازان دیگر مبادله می کنند و در موارد کمتری ، کودکان را می ربایند و یا کودکانی را از کشورهای خارجی ، به فرزندی قبول می کنند (مک کوناگی، ۱۹۹۸ م ) .

دختران ، احتمالاً دو برابر پسران ، مورد تعرّض جنسی قرار می گیرند. بچّه بازان ، عموماً کودکان دارای سن بخصوص را دوست دارند. آنهایی که جذب دخترها می شوند، معمولاً هشت تا ده ساله ها را ترجیح می دهند. آنهایی هم که به پسرها علاقه مندند، معمولاً کودکان بزرگ تر (نوجوان ها) را ترجیح می دهند. برای بسیاری از بچّه بازان هم ، پسر و دختر نوجوان ، فرقی نمی کند ؛ هر دو را دوست دارند (روزنهان و سیلگمن، ۱۳۷۹). بیشتر افراد بچّه باز ، فاقد مهارت های اجتماعی معمولیِ یک فرد بزرگ سال هستند : اعتماد به نفس ندارند ، امکان دارد که در روابط اجتماعی و جنسی با افراد بزرگ سال مشکل داشته باشند و با کودکان ، احساس راحتی بیشتری می کنند (لوین و استاوا [۲۴۴] ، ۱۹۸۷ م ). شواهد نشان می دهند که سه چهارم این قربانیان ، دختران هستند (کاس [۲۴۵] وحسلت [۲۴۶] ، ۱۹۹۲ م ) . اختلال بچّه بازی ، غالبا در دوران نوجوانی پدید می آید . بسیاری از آنها خودشان در دوران کودکی ، مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته اند (هاویت [۲۴۷] ، ۱۹۹۵ م ، مک کرماک [۲۴۸] و همکاران، ۱۹۹۲ م ) .

مطالعه بر روی مردانی که دارای این اختلال بودند ، نشان می دهد که حداقل ۹۳ درصد آنها دچار اختلال روانی دیگری نیز بوده اند (ریموند [۲۴۹] و همکاران، ۱۹۹۹ م ) . بیش از دو سوم این مردان در طول زندگی، «اختلال خُلقی» داشته اند ، ۶۴ درصد ، «اختلال اضطرابی» و شصت درصد ، یک اختلال وابسته به موارد را داشته اند . ۵۳ درصد از این اختلال ، «پارافیلیایی» و ۲۴ درصد دیگر ، به «اختلال کُنشی» جنسی مبتلا بوده اند. سیر اختلال بچّه بازی معمولاً ، مزمن است، بویژه در افرادی که نسبت به کودکان پسر ، تمایل جنسی دارند. همین طور هم بروز عمل یاد شده در بین افرادی که به کودکان پسر را ترجیح می دهند ، تقریباً دو برابر کسانی است که به کودکان دختر متمایل اند (MSD-VI-RT ، ۲۰۰۰ م ).

م . نمایشگری

میل شدید نمایش آلت تناسلی به بیگانه یا کسی که انتظار چنین اقدامی را از جانب بیمار ندارد ، «نمایشگری» اطلاق می شود. این افراد ، معمولاً در اماکن عمومی (مثل :کوچه، خیابان، پارک، سینما، کافه، رستوران، کنار دریا، استخر، اتوبوس، قطار، راه آهن و در برابر مدارس دخترانه) و یا اماکنی که در دید همسایگان و رهگذران است (مثل : حیاط منزل، باغ و اتاقی که از آن جا خیابان و یا خانه همسایه دیده می شود) ، دست به این عمل می زنند، اعم از این که در برابر جنس مرد یا زن و خردسال یا بالغ باشد. شاید بتوان گفت که صد درصد افراد مبتلا به این انحراف ، مرد هستند .

منحرفان خودنمایی جنسی، افرادی مطیع و آرام اند ، احساس بی کفایتی، حقارت و ناامنی در روابط شخصی شان می کنند و غالباً در خانواده های سختگیر و بدرفتار پرورش می یابند. عامل روان پویایی نمایشگری، اظهار مردانگی با نشان دادن آلت و مشاهده واکنش قربانی (ترس، حیرت یا تنفّر) است. این مردها به طور ناخودآگاه ، احساس اَختگی و ناتوانی جنسی می کنند . همسران مردهای نمایشگر ، غالباً جانشین مادری می شوند که بیمار ، ضمن دوران کودکی ، وابستگی شدیدی به او داشته است . گاهی نیز خودنمایی جنسی ، یکی از راه های ابراز «خصومت» است.

عورت نما، نیازی تکانشی و غیر قابل مقاومت ، به نشان دادن آلت خود دارد . وی این کار را همراه اضطراب، افسردگی و شرمی که در نتیجه آن احساس می کند ، انجام می دهد .

به نظر می رسد که اقدام به عورت نمایی یا همان خودنمایی جنسی ، اغلب با احساسات ترس و بی قراری و برانگیختگی جنسی شروع می شود. وقتی این احساسات ، بر فرد چیره شد ، در پی رهایی از آن برمی آید . شخص مبتلا ، میل عود کننده ای برای نمایش آلت تناسلی خود به دیگر افراد (تقریباً همیشه به جنس مخالف) دارد. فرد ، با تخیّلات ناشی از این عمل ، برانگیخته می شود. همچنین با این که او ممکن است این امیال را عملی کند، امّا به ندرت سعی می کند با شخصی که نسبت به او نمایشگری داشته است ، فعالیت جنسی انجام دهد (MSD-VI-RT، ۱۹۹۴ م و ایبل، ۱۹۹۲ م ) .

چنین شخصی می خواهد تا شوکی ایجاد کند و گاهی اوقات ، خود را در یک حالت خاص و برای مدّت کوتاهی ، به همسایه خاصّی نشان می دهد . این امیال ، نوعاً زمانی تشدید می شوند که شخص ، وقت آزاد زیادی دارد یا تحت شرایط تنیدگی زا قرار گرفته است (ایبل، ۱۹۹۲ م ) . این اختلال پیش از هجده سالگی شروع می شود و معمولاً در مردان دیده می شود (MSD-VI-RT، ۲۰۰۰ م و MSD-VI،۱۹۹۴م) . اشخاصی که دچار این اختلال اند ، غالباً در برخورد با جنس مخالف ، ناپخته عمل می کنند و در روابط بین فردی ، با مشکل روبه رو می شوند .

بیش از نیمی از آنها با این که ازدواج می کنند، امّا روابط جنسی شان معمولاً رضایت بخش نیست (ایلیر و لایتون ، ۱۹۸۱ م ، موهرو و همکاران، ۱۹۶۴ م ) .

بسیاری از آنها نیز در مورد مردانگی خود تردید دارند و یا می ترسند و برخی دیگر نیز آشکارا یک رابطه قویِ انحصارطلبانه با مادر خود دارند. عورت نمایی از دیدگاه اسلامی ، حرام و رفتار نابه هنجار تلقی شده است. پیامبر صلی الله علیه و آله با اشاره به حرمت این رفتار می فرماید : ... لَا یَنظُرُ اللّهُ إِلَی کَاشِفِ عَورَهٍ. [۲۵۰]

خداوند ، به کسی که عورت نمایی می کند، با نظر رحمت نگاه نمی کند. نیز آن حضرت با توجّه به جواز کشف عورت برای همسر می فرماید : ... احفَظ عَورَتَکَ إِلَا مِن زَوجَتِکَ... . [۲۵۱]

عورت خود را باید بپوشانی و جز برای کسی که با تو ازدواج کرده است، آشکار ننمایی. امام صادق علیه السلام با اشاره به حرمت نمایشگری عورت برای دیگران ، به اثر منفی آن در ابتلا به بیماری پرداخته و به معلّی بن خنیس که از درد آلت ، رنج می برد و از امام ، علاجی را تقاضا کرده بود ، فرمود: إِنَّکَ کَشَفتَ عَورَتَکَ فِی مَوضِعٍ مِنَ المَواضِعِ، فَأَعقَبَکَ اللّهُ هَذَا الوَجَعَ وَلَکِن عَوِّذهُ بِالعُوذَهِ الَّتِی عَوَّذَ بِهَا أَمِیرُ المُؤمِنِینَ أَبَا وَاثِلَهَ ثُمَّ لَم تَعُد . [۲۵۲]

تو ، به این علّت مبتلا به این بیماری و درد شده ای که در جایی که نباید کشف عورت می کردی، عورت خود را نشان دادی؛ لیکن به دعایی که امیرالمؤمنین علیه السلام به ابا واثله آموزش داد ، پناه ببرد و هرگز دیگر نمایشگریِ عورت تکرار نشود . از مصادیق نمایشگری، نمایش بدن زن ، به نامحرمان است ؛ زیرا رسول اکرم فرمود : «تمام بدن زن ، عورت محسوب می شود» [۲۵۳]

و باید آن را پوشاند ؛ چون برای مردان ، تحریک کننده است. امیر مؤمنان علیه السلام در مورد گروهی از زنان که بدن آرایش کرده خود را به مردان نشان می دهند ، می فرماید : یَظهَرُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ وَ اقتِرَابِ السَّاعَهِ وَ هُوَ شَرُّ الأَزمِنَهِ ، نِسوَهٌ کَاشِفَاتٌ عَارِیَاتٌ مُتَبَرِّجَاتٌ مِنَ الدِّینِ، دَاخِلَاتٌ فِی الفِتَنِ، مَائِلَاتٌ إِلَی الشَّهَوَاتِ، مُسرِعَاتٌ إِلَی اللَّذَّاتِ، مُستَحِلَاتٌ لِلمُحَرَّمَاتِ، فِی جَهَنَّمَ خَالِدَاتٌ .[۲۵۴]

در آخر الزمان و نزدیک آغاز برپایی قیامت که بدترین عصرهاست زنانی آرایش کرده و نمایشگر، بی دین، غوطه ور در فتنه ها ، متمایل به شهوات و هواهای نفسانی، لذّت پرست و حلال کننده حرام ها ، همگی در جهنّم جاویدان خواهند بود. بنا بر این ، از دیدگاه اسلامی ، نمایش عورت جز به همسر شرعی و قانونی ، حرام است و قانون مجازات اسلامی ، در رابطه با منع و جزای آن چنین بیان می دارد : هر کس در اماکن عمومی یا معابر ، متعرّض و یا مزاحم اطفال و یا زنان شود و یا با الفاظ و حرکات مخالف شئون و حیثیت ، به آنان توهین نماید ، به حبس از دو تا شش ماه و تا ۷۴ ضربه شلاق ، محکوم خواهد شد. [۲۵۵]

همچنین در ماده دیگری ، بیان می دارد : هرکس علناً در انظار عمومی و معابر ، تظاهر به عمل حرامی نماید ، علاوه بر کیفر حبس، به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می شود و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل ، دارای کیفر نیست ، ولی عفّت عمومی را جریحه دار نماید ، به حبس از ده روز تا دو ماه، یا تا ۷۴ ضربه شلّاق محکوم می گردد. [۲۵۶]

فصل دوم : عوامل نابه هنجاری های جنسی

مقدّمه

عوامل بسیاری چه محیطی و بیرونی و چه نفسی و درونی ، در شیوع رفتارهای نابه هنجار جنسی مؤثّرند. برای تأثیرگذاری در فرد ، هریک از این دو دسته عوامل ، زمینه هایی را فراهم می سازند . عامل درونی نیز گاه تحت تأثیر عوامل محیطی و گاه به تنهایی ، باعث بروز رفتار نابه هنجار در فرد می شود. در حقیقت ، تأثیر عوامل بیرونی ، باعث تحریک عوامل و خواسته های درونی می شود و به واسطه این تمایلات درونی ، رفتار نابه هنجار از فرد صادر می شود ؛ ولی عوامل درونی ، بدون عوامل بیرونی و صرفاً به دلیل سقوط اخلاقی فرد ، ضعف تدبیر عقلانی وی و کشش خواسته های درونی کنترل نشده او، در بروز رفتارهای نابه هنجار جنسی ، نقش ایفا می کند.

به تعبیر امام علی علیه السلام ، عقل اسیر هواهای گستاخانه شخص می شود [۲۵۷] و دیگر ، اثری بر روی رفتار فرد ندارد . و از این رو ، چه بسا به تحریکات بیرونی نیاز نیست و خودِ هوای نفس ، باعث نابه هنجاری جنسی در فرد می شود. آن حضرت ، با توجّه به این که هیچ نابه هنجاری و گناهی نیست مگر آن که از تمایلات درونی فرد ناشی شود ، می فرماید : مَا مِن مَعصِیَهِ اللّهِ شَی ءٌ إِلَا یَأتِی فِی شَهوَهٍ ، فَرَحِمَ اللّهُ امرَأً نَزَعَ عَن شَهوَتِهِ وَ قَمَعَ هَوَی نَفسِهِ، فَإِنَّ هَذِهِ النَّفسَ أَبعَدُ شَی ءٍ مَنزِعاً وَ إِنَّهَا لَا تَزَالُ تَنزِعُ إِلَی مَعصِیَهٍ فِی هَوَیً . [۲۵۸] هیچ چیزی گناه محسوب نمی شود مگر آن که از شهوت و میل درونی سرچشمه گرفته باشد .

رحمت خداوند ، شامل کسی که از میل های درونی اش دست بردارد و هوس های سرکش را ریشه کن سازد ؛ زیرا مشکل ترین کار ، جلوگیری از همین نفس سرکشی است که مدام ، به گناه و نابه هنجاری، تمایل دارد. در تعبیر دیگری ، با اشاره به این که این عامل درونی ، خردمندی فرد را می گیرد، می فرماید: ذِهَابُ العَقلِ بَینَ الهَوَی وَ الشَّهوَهِ . [۲۵۹]

پیروی از هوای نفس و شهوت، عامل زوال عقل و خردمندی است. روشن است که وقتی عقل و خردمندی ، از بین رفته باشد، مانعی برای روی آوردن فرد به نابه هنجارها (از جمله نابه هنجاری های جنسی) وجود ندارد. با محرّکات جنسی، فرد ، وقتی در موقعیت روانی تحریک جنسی قرار می گیرد و خردمندی اش ضعیف می شود ، توانایی بالا برای تدبیرهای شایسته در وی کاهش می یابد. از این رو ، نمی تواند خوب فکر کند و به پیامدها و زشتی رفتارها توجّهی نمی نماید. لذا تحت تأثیر تحریکات ، به سوی نوع امیال و خواسته های جنسی (حتی اگر انحراف از مسیر طبیعی و غیرقانونی و غیرشرعی باشد) ، کشانده می شود.

پیامبر صلی الله علیه و آله به محرّکات و عوامل سمعی بصری و خواسته های درونی و آرزوهایی که ممکن است فرد را به انحراف بکشاند ، اشاره می کند و از آنها به خدا پناه می برد و می فرماید : اللّهُمَّ إِنِّی أَعوذُ بِکَ مِن شَرِّ سَمعِی وَ بَصَرِی وَ قَلبِی وَ مَنِیَّتِی . [۲۶۰]

پروردگارا ! به تو پناه می برم از شرّ تحریکات گوش ، چشم ، دل و آرزوهایم .

بنا بر این ، محرّکاتی که از طریق چشم و گوش ، افراد را تحت تأثیر قرار می دهند و خواسته های طول و درازی که در دل ، تنش ایجاد می کنند، زمینه رفتارهای جنسی را فراهم می سازند. بنا بر این ، عوامل محیطی ، باعث تحریک خواسته های فرد می شوند و فرد ، گرچه تحت فشار خواسته هاست ولی خودش تصمیم بر انجام دادن نابه هنجاری ها می گیرد و آنها را مرتکب می شود. به دلیل وجود همین اراده و اختیار است که بیشتر افراد ، به انحرافات جنسی مبتلا نیستند .

آمار کینزی در مورد همجنس گرایی ، نشان می دهد که پنجاه درصد مردان ، هیچ گونه تصوّری از همجنس بازی نداشته اند. سیزده درصد مردان ، با این که تمایل شهوی داشته اند ، ولی مرتکب این عمل نشده اند . [۲۶۱]

این نشانگر آن است که بیشتر افراد ، گرچه در شرایطی زندگی می کنند که محرّکات جنسی فراوانی وجود دارد ، ولی با اراده خود ، بر میل های نفسانی چیره می شوند و به صورت جبری ، تحت تأثیر عوامل محرّک قرار نمی گیرند. از این رو می توان نتیجه گرفت که عوامل بیرونی ، نقش خود را از طریق عوامل درونی ایفا می کنند و ضعف عقلی و کاهش توانمندی نفس برای رویارویی با آن عوامل ، از موارد مهم در ابتدای نابه هنجاری های جنسی است. اینک تعدادی از عوامل مهم و تأثیرگذار در بروز و شیوع نابه هنجاری جنسی را مورد بررسی قرار می دهیم :

الف . خانواده

اشاره

مهم ترین منبع یادگیری و شکل گیری شخصیت انسان ، «خانواده» است.

این خانواده است که تا حدّ زیادی ، سلامت و بیماری، به هنجاری و نابه هنجاری و سعادت و شقاوت فرزندان را مشخّص می کند. البته انسان، آزاد آفریده شده و می تواند در هر لحظه از زندگی خود، روش و منش خویش را تغییر دهد ؛ امّا نکته مهم ، این جاست که این عمل ، پس از شکل گیری شخصیت، کمی مشکل است ، هر چند غیر ممکن نیست ؛ امّا با این حال نمی توان نقش خانواده را انکار کرد. خانواده ، با رفتار خود بر شخصیت و به هنجاری و یا نابه هنجاری کودک تأثیر می گذارد. می توان گفت که مهم ترین و تعیین کننده ترین عامل در ایجاد انحراف جنسی، نوع رفتار والدین با کودک است. بی توجّهی والدین نسبت به نیازهای کودکان یا ابتلای آنها به انواع بیماری ها و نابه هنجاری ها ، زمینه را برای ابتلای فرزندانشان به انواع نابه هنجاری ها (از جمله انحرافات جنسی) فراهم می کند.

کمبود محبّت

در بررسی انحرافات جنسی در فصل گذشته ، مشخص شد که شیوع انحرافات در بین مردان ، نسبت به زنان ، بیشتر بود. تقریباً بیشتر اختلالات و نابه هنجاری ها ویژه مردان بود و آنهایی که مشترک بودند، میزان مردان مبتلا، بیش از زنان بود (جز در بین مازوخیست ها) .

به راستی ، علّت ابتلای مردان به این انحرافات چیست ؟ شاید یکی از علل مهم آن، وجود این نگرش غلط است که دختران ، بیش از پسران ، به محبّت نیازمندند یا از آن بدتر، اگر به پسران محبّت کنیم ، لوس و زن صفت بار می آیند و نمی توانند در زندگی آینده ، مسئولیت خانواده را بر دوش کشند .

پسربچّه ای که می بیند مادر (عشق نخستین او) مدام خواهر او را نوازش می کند، می بوسد، به سر و وضعش می رسد و سخنان محبّت آمیز نثار او می کند، امّا هر وقت که خودش می خواهد به مادر نزدیک شود ، مادر ، او را از خود می راند ، احساس کمبود می کند، احساس انزوا می کند و احساس خشم و نفرت شدید نسبت به خواهر می کند.

در مواردی نیز نسبت به مادر، اعتماد به نفس خود را در برخورد با جنس مخالف ، از دست می دهد و احساس می کند که به هیچ وجه ، دیگر قادر نیست توجّه جنس مخالف را به طور طبیعی جلب کند یا با آنها رابطه به هنجار داشته باشد . لذا دست به انواع رفتارهای انحرافی می زند که بسته به تجارب و شرایط ، ممکن است که نوع آن فرق کند. عدّه ای برای فرار از روابط ظالمانه بیرون، به تنهایی و انزوا پناه می برند و کم کم از بدن خود لذّت می برند و استمنا را بهترین راه برای ارضای خود می یابند و گاهی نیز ممکن است به مازوخیسم یا سادیسم مبتلا شوند . محبّت مادر و سپس پدر ، از این جهت برای پسربچّه اهمیت خاصی دارد که طبق دیدگاه «فروید» ، مادر که نخستین عشق کودک (چه دختر چه پسر) است ، در مرحله ادیپال، برای پسر همچنان تنها عشق ، باقی می مانَد و اگر ارتباط او با مادر و پدر ، به هنجار بود ، کم کم به سمت علاقه به پدر سوق داده می شد ؛ امّا عشق او به مادر همچنان باقی است ؛ ولی دختر که مانند پسر ، در ابتدا عاشق مادر است در مرحله ادیپال، عاشق پدر می شود و مادر ، به صورت رقیب او در می آید و در صورت حلّ این معضل ، روابط او با پدر و مادر به هنجار می شود. بنا بر این ، اگر پسر ، از محبّت مادر محروم شود (بویژه این که بیشتر اوقات کودک ، با مادر سپری می شود) این به معنای از دست دادن تنها منبع عشق است ؛ امّا اگر دختر ، عشق مادر را از دست بدهد، هنوز پدر هست که به او عشق بورزد، مگر این که پدر و مادر ، هر دو نابه هنجار باشند که این مسئله ، کمتر پیش می آید . نتیجه این که جامعه ما باید از این نگرش غلط ، نسبت به نیاز پسران به محبّت ، دست بکشد .

بویژه مادران باید توجّه داشته باشند که بی توجّهی آنها به نیازهای عاطفی پسرانشان ، چه تأثیرات زیان باری بر آنها خواهد گذاشت.

امام باقر علیه السلام برای این که فرزندان ، از عوارض کمبود محبّت مصون بمانند و یا عقده حقارت در بین فرزندان به وجود نیاید، به علّت محبّت شایسته او به فرزندش و این که در آینده ، به رفتارهای نابه هنجار مبتلا نگردد می پردازد و می فرماید : وَاللّهِ إِنّی لَأُصَانِعُ بَعضَ وُلدِی وَ أُجلِسُهُ عَلَی فَخِذِی وَ أُکثِرُ لَهُ المَحَبَّهَ وَ أُکثِرُ لَهُ الشُّکرَ مَعَ أَنَّ الحَقَّ لِغَیرِهِ مِن وُلدِی، وَ لَکِن مَخَافَهً عَلَیهِ مِنهُ وَ مِن غَیرِهِ لِئَلَا یَصنَعُوا بِهِ مَا فَعَلَوا بِیُوسُفَ إِخوَتُهُ... . [۲۶۲]

به خداوند سوگند، من در ارتباط با بعضی از فرزندانم ، شخصیت او را می سازم، او را روی زانوی خود می نشانم و بسیار به او محبّت می کنم. زیاد به او اهمّیت می دهم و او را به عنوان نعمت خداوند بزرگ می بینم. با آن که این همه احترام و محبّت ، شایسته فرزند دیگر من است، امّا این نوع کارها را می کنم تا او به عوارضی مبتلا نشود ، جان فرزند شایسته ام از شرّ او مصون باشد و با او رفتاری را که برادران یوسف با وی نمودند، ننمایند. این حدیث ، بر این امر دلالت دارد که کمبود محبّت ، از عوامل مهم ایجاد نابه هنجاری در زندگی افراد است . در این جا لازم به یادآوری است که به همان اندازه که کمبود محبّت و بی توجّهی به نیازهای کودکان، زمینه نابه هنجاری را فراهم می سازد، نازپروردگی هم همان تأثیر را دارد. [۲۶۳]

مادری که بیش از اندازه ، پسربچّه خود را لوس می کند و او را همواره مورد نوازش و لطف قرار می دهد ، باعث ایجاد وابستگی شدید پسر به مادرش می شود و مانع همانندسازی پسر با پدرش می گردد . در نتیجه ، پسر نمی تواند نقش مردانه خود را به خوبی ایفا کند و به فردی خودخواه تبدیل می شود که فقط به فکر ارضای نیازهای خود است . زیاده روی در محبّت به کودک ، وی را «از خودراضی» و وابسته به دیگران بار می آورد . از این رو ، در برخورد با مشکلات ، احساس ناتوانی و حقارت به وی دست می دهد و برای جبران این احساس ، به کارهای ناشایسته و نابه هنجاری های اجتماعی دست می زند .

در بعضی مواقع نیز فشارهای روانی، او را از پای در می آورند و به بیماری های روانی حادّ می کشانند . گاهی نیز فرد ، به خودکشی اقدام می نماید. همه این عوارض ، از محبّت بی اندازه والدین نسبت به فرزندشان ناشی می شود. امام باقر علیه السلام با اشاره به عوارض زیاده روی محبّت والدین به فرزندان و این که آنان منشأ روی آوردن فرزندشان به نابه هنجاری ها هستند ، می فرماید : شَرُّ الآبَاءِ مَن دَعَاهُ البِرُّ إلَی الإِفراط ... . [۲۶۴]

بدترین خانواده ها، خانواده هایی هستند که در نیکی و محبّت نسبت به فرزندان ، از حدّ تجاوز کنند و به زیاده روی بگرایند.

استبداد و سلطه گری والدین

برخی از والدین ، به علل مختلف ، بر تمام رفتارهای فرزندان خود تسلّط دارند و اجازه هیچ ابتکار عملی را به آنها نمی دهند. آنها فرزندانشان را نادان و نفهم می دانند و به حق آنها ستم می کنند و هیچ توجّه ای به پیامدهای چنین عملکردی بر روی فرزندان خود ندارد. رسول اکرم در جهت رشد شخصیت کودک و پیشگیری از عوارض نامطلوب ، به تأثیر نوع برخورد در بروز نابه هنجاری ها اشاره کرده ، می فرماید : وَ لَا یُرهِقُهُ وَ لَا یَخرَقُ بِهِ . [۲۶۵]

به هیچ وجه ، فرزند خود را به نادانی و نفهمی متّهم نکنید . بدین سبب ، به او ستم نکنید و با او همچون سفیهی که همه کارهایش را شما انجام می دهید و اجازه انجام دادن کاری را به خود او نمی دهید ، رفتار نکنید. و از این طریق ، اختلال شخصیت در او پدید نیاورید.

معمولاً پایه روش تربیتیِ سخت و آمیخته با خشونت، طوری استوار می شود که فاصله بین کودک و پدر و مادر را پیوسته افزایش می دهد . و از آن جا که کودک در قدم اوّل ، به احساس محبّت و امنیت جستن در محیط خانواده نیازمند است ، وقتی دریابد که پدر و مادر ، هدفی جز مطیع بارآوردن او ندارند، دیگر مأمنی برای اتّکا و برآوردن نیاز مهرورزی خویش نزد آنان نمی یابد و به تدریج می آموزد که از قدرت مهرورزی خویش ، کمتر استفاده کند. از سوی دیگر ، شیوه تعلیم و تربیت استبدادی، غالباً به اِعمال روش «رام کننده» ، مبدّل می شود و کودک را به رفتاری وامی دارد که در باطن ، از آن گریزان است . بدین گونه ، احساس عمیق کناره جویی از محیط ، در او سر برمی آورد که اگر با شرایطی دقیق در اِعمال شیوه تربیتی تازه ، به نوعی همزیستی تحمّل پذیر هم کشیده شود، باز در احساس، آن را نمی پذیرد. پیامدهای به دست آمده از این حالت، ظهور کناره جویی عاطفی است که در زندگی آینده فرد ، به صورت : هراس عاطفی، بدبینی و منفی گرایی ظاهر می شود. این جا نیز سرآغاز انحرافات تکامل روانی است که نتیجه ای از اختلالات عمومی رفتاری است و به انحرافات جنسی، بزهکاری و بیماری های دیگر روانی کشانده می شود. [۲۶۶]

تحقیر

یکی از بدترین رفتارهای والدین با فرزندان شان ، «تحقیر» آنان است. در بسیاری از انحرافات جنسی ، ردّ پای تحقیر را می توان یافت. پدر و مادری که مدام ، پسر خود را تحقیر می کنند، او را بی کفایت و ناتوان می خوانند و به او خاطرنشان می کنند که لیاقت مرد بودن را ندارد، در رشد به هنجار او ایجاد اختلال می کنند .

چنین پسری ، در برقراری ارتباط با جنس مخالف ، توانایی طبیعی خود را از دست می دهد. فرد مبتلا به انحراف جنسی ، کسی است که در دوران کودکی، بر اثر تحمّل سختی های طاقت فرسا ، به احساس حقارت عمیق دچار گشته و در ضمن، درک نامشخص ویژه ای از زندگی جنسی و عاطفی دارد. انحراف او ترکیب آزمونی از زودرنجی شدید، ارزش طلبی بر خطا و سوءظن است تا بدین وسیله ، از جنس مخالف خود ، فاصله جوید و یا آن که خود را در یک موضع برتر و خودنمایانه تری در برابر او ببیند. [۲۶۷]

ایجاد شخصیت و اعتماد به نفس در کودک ، یکی از وظایف تربیتی پدران و مادران است . پیدایش این حالت روانی در کودکان ، برنامه منظّمی دارد که اگر با دقّت به کار برده شود، نتیجه مثبت آن ، بارآمدن فرزند با شخصیت است و عدم توجّه به آن ، باعث زبونی و فرومایگی کودک است. احترام به کودک و حسن معاشرت پدر و مادر با وی ، یکی از اساسی ترین عوامل ایجاد شخصیت در کودک است. پیامبر صلی الله علیه و آله اجرای این برنامه بزرگ را در یک عبارت بسیار کوتاه ، صریحاً به پیروان خود دستور داده و می فرماید : أکرِمُوا أَولَادَکُم وَأَحسِنُوا آدَابَهُم . [۲۶۸]

به فرزندانتان احترام کنید و با آداب و روش پسندیده ، با آنها معاشرت نمایید. کسانی که می خواهند فرزند باشخصیت بپرورند ، قطعاً باید به آموزش عمیق و عالمانه رسول اکرم عمل کنند. پدران و مادرانی که فرزندان خود را احترام نمی کنند و با رفتار زشت و ناپسند خود ، آنان را توهین و تحقیر می نمایند، نمی توانند فرزندانی ارزنده و باشخصیت تربیت کنند.

پنهان نداشتن روابط زناشویی از سوی والدین

یکی از زمینه های بزهکاری جنسی، این است که والدین ، روابط زناشویی شان را از فرزندان خود پنهان نمی کنند . پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید: وَالَّذِی نَفسِی بِیَدِهِ، لَو أَنَّ رَجُلاً غَشِیَ امرَأَتَهُ وَ فِی البَیتِ صَبِیٌّ مُستَیقِظٌ یَرَاهُمَا وَ یَسمَعُ کَلَامَهُمَا وَ نَفسَهُمَا ، مَا أَفلَحَ أَبَداً إِن کَانَ غُلَاما ، کَانَ زَانِیا ، أَو جَارِیَهً، کَانَت زَانِیَهً [۲۶۹]

سوگند به آن که جانم در دستان اوست، اگر هنگام روابط زناشویی والدین در خانه، کودک بیدار باشد و آنان را بنگرد و سخنشان را بشنود و نفس آنها را احساس کند، آن کودک ، رستگار نخواهد شد . اگر آن کودک ، پسر باشد ، زناکار می شود ، و چون دختر باشد، به زنا تن می دهد. در اسلام ، ساعاتی از شبانه روز ، تعیین شده که کودک باید برای ورود به اتاق پدر و مادر ، از آنها اجازه بگیرد. این اجازه خواستن، در سنین قبل از بلوغ و بعد از آن لازم است و آن، عبارت است از: پیش از نماز بامداد، در نیم روز که انسان تعدادی از جامه های خود را بیرون می آورد و پس از شبانگاه . [۲۷۰]

همچنین توصیه شده است که بستر خواب بچّه ها (چه دختر و چه پسر) ، باید در ده سالگی ، از هم جدا شود.

ناآگاهانه نگه داشتن فرزند

اگر کودکان ، نوجوانان و جوانان ، از آگاهی های اندیشیده شده و صحیح برخوردار باشند، سر به عصیان نخواهند گذاشت و به نابه هنجاری ها روی نخواهند آورد . در برابر، اگر از اندیشه های صواب بهره مند نباشند و خلأ فرهنگی و علمی در بین آنها حاکم باشد، زمینه روی آوردن به بزهکاری در آنان بیشتر خواهد بود. امام صادق علیه السلام می فرماید: لَستُ أُحِبُّ أَن أَرَی الشَّابَّ مِنکُم إِلَا غَادِیا فِی حَالَین : إِمَّا عَالِماً أَو مُتَعَلِّما ، فَإِن لَم یَفعَل، فَرَّطَ ، فَإِن فَرَّطَ ضَیَّعَ فَإِن ضَیَّعَ أَثِمَ وَإِن أَثِمَ سَکَنَ النَّارَ وَ الَّذِی بَعَثَ مُحَمَّدا بِالحَقِّ . [۲۷۱]

برای جوان ، نمی پسندم مگر این که یا عالم باشد و یا در حال فراگیری علم . اگر چنین نباشد و معرفت صحیح در بین نباشد، جوان در عمل ، به کارهای افراطی کشیده می شود ، هستی خود را تباه می سازد و در دوزخ ساکن می گردد.

ب . عوامل اجتماعی و محیطی

اشاره

یکی دیگر از عوامل مهم انحراف جوانان که شاید بتوان آن را پس از عامل «خانواده» ، مهم ترین عامل دانست، «جامعه» و محیط اطراف است. «پرون» ، [۲۷۲] بر این باور است که رفتار آدمی را نباید ناشی از طبیعت فرد دانست ؛ بلکه باید آن را معلول روابط با محیط مادی و اجتماعی به شمار آورد که بر رفتار انسان تأثیر می گذارند و آن را شکل می دهند. از این رو نباید طبیعت انسان را متأثّر از ساختار محیط موجود ندانست .

حتی نباید تمایلات عمده ای مانند : میل به صیانت ذات و حفظ نژاد را به طبیعت بشر نسبت داد ؛ زیرا کسانی که به خودکشی می پردازند و دچار انحراف جنسی هستند، متأثّر از عوامل اجتماعی اند. این گوناگونی فرهنگ ها ، معیارها و ارزش ها، به تفاوت های محیط مادی و عوامل اقتصادی و تماس با اقوام دیگر و پیشامدها بستگی دارد . [۲۷۳]

به عقیده «فریس» ، ساختمان آدمی هر چه باشد، محکوم قدرت نامحدود جامعه است. محقّقان اروپایی ، زمینه های فراوانی را که موجب انحرافات جنسی می شود، بررسی کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که تجربه سوء استفاده جنسی، عدم تعادل در خانواده، بی صلاحیتی اجتماعیِ کسانی که ازدواج کرده اند ، طغیان و سرکشی در دوران خانواده و مواردی از این قبیل، موجب انحراف جنسی جوانان می گردند . [۲۷۴]

انحرافات جنسی، مسئله ای نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. به همین منظور، باید راهکارهایِ عملی مناسبی برای پیشگیری و درمان آن ابداع کرد. اگر منحرفان جنسی ، به عنوان یک بیمار نگریسته شوند تا مجرم، راه کارهای فرهنگی مناسبی را می توان برای درمان این پدیده شوم اجتماعی به دست داد.

بنا بر اخبار رسیده از سودان، برای حلّ این بحران اجتماعی، از سال ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹ م ، قراردادی بین پلیس و مؤسّسات اجتماعی محقّقان بسته شد تا جوانانِ منحرف جنسی را مورد مطالعه قرار دهند و راه حل هایی برای پیشگیری و درمان این گونه انحرافات ارائه دهند .

تحقیقاتی که درباره دانش آموزان دختر در استونی انجام شده، نشان می دهد که انحرافات دختران جوان ، بیشتر ناشی از محیطی است که در آن رشد می کنند و در این میان ، «خانواده» نقش مهم و کلیدی ای دارد، به طوری که تحقیقات نشان می دهد خانواده هایی وجود دارند که بچّه های منحرف تولید می کنند. محیط غیر خانواده نیز نقش به سزایی در انحراف دختران جوان دارد، به طوری که چهل درصد از کسانی که با این دختران ارتباط برقرار می کنند، دختران دیگری موسوم به «قربانیان سرنوشت» هستند . این قربانیان ، امیدی به زندگی ندارند و در هر کاری ، خود را شکست خورده می پندارند. دسته دیگری که تأثیر زیادی روی دختران جوان دارند، افرادی هستند که دارای روح پلید و گناه کار بوده ، ذاتاً انسان های شرور و نابه هنجار هستند. این افراد نیز ۳۸ درصد از تأثیرگذاران روی دختران جوان را تشکیل می دهند. بر اساس این تحقیق ، ۶۹ درصد از دختران مورد مطالعه کشور استونی، دارای انحراف اجتماعی بوده اند. ۱

به هر جهت، تمام این افراد(قربانیان سرنوشت و گناه کاران) نیز محصول خانواده هایی هستند که در آن ، به طور صحیح تربیت نشده اند.

البته نمی توان نقش مهمّ اجتماع را نادیده گرفت ؛ امّا تا این اندازه تأثیری که جامعه شناسان برای آن قائل اند، قابل تردید است ؛ چرا که بسیار مشاهده شده ، افرادی که از نظر عقیدتی ارزشی در اقلیت اند ، وقتی در جامعه ای قرار می گیرند که اکثریت ، با آنان مخالف اند ، بیشتر به عقاید خود پایبند می گردند و ممکن است از افرادی که در جامعه خود ، اکثریت را تشکیل می دهند، به عقایدشان پایبندتر می شوند، حتی اگر در گروه هم نباشند.

به عنوان مثال ، اگر چه بسیاری از مسلمانانی که به کشورهای اروپایی و امریکایی مهاجرت می کنند، در فرهنگ غربی ذوب می شوند، امّا هستند افرادی که بیش از مسلمانانی که در کشورهای اسلامی هستند ، به حفظ عقاید و ارزش های خود پایبندند.

بنا بر این ، جامعه و محیط پیرامون آن ، بدون تردید، تأثیرگذار است ، بویژه بر کودکان ، و نوجوانان و جوانان ؛ امّا تأثیرش ، آن طور که فریس معتقد است صد در صد نیست. به طور کلی ، نهادهای اجتماعی و محیطی که در به انحراف کشیده شدن افراد، تأثیر دارند ، عبارت اند از:

مدرسه

مدرسه ، هم می تواند محیطی برای رشد و تعالی افراد باشد و هم انحطاط و تباهی آنها. اگر نظام ارزشی خانواده و مدرسه ، با هم در تضاد باشند یا اگر رفتار معلّم ها ، رفتاری ضد ارزشی باشد، افراد را دچار سردرگمی ، گیجی و تزلزل اعتقادات کرده ، زمینه انحطاط اخلاقی آنها را فراهم می سازد. مثلاً معلّمی که حجاب خود را حفظ نمی کند ، اگر بخواهد به علّت ضوابط و مقرّرات ، شاگردانش را به حفظ حجاب ، سفارش کند ، فقط بر آنها تأثیر معکوس می گذارد؛ چون شاگردان ، از رفتار معلّم الگوسازی می کنند و از او تبعیت می نمایند.

معلّم های دینی و قرآن ، اگر افرادی خشک و متعصّب یا سهل انگار و لااُبالی باشند، باز هم تأثیر نامطلوب می گذارد. به دلیل تأثیر معلّم در شاگرد ، تأکید بر این است که معلّم ، فردی شایسته باشد ؛ زیرا همان طور که شایستگی معلّم ، باعث گستردگی رفتارهای شایسته در بین شاگردان می شود، ناشایستگی معلّم رفتارهای نابه هنجار را در شاگردان افزایش می دهد. امام علی علیه السلام با اشاره به نقش آموزشی و الگودهی معلّمان و علما می فرماید : کَثرَهُ الفُجُورِ مِنَ العُلَمَاءِ . [۲۷۵]

زیادی نابه هنجاری ها در بین مردم ، ناشی از معلّمان و علمای ناشایسته است. و از این رو ، افراد را از چنین معلّمان و عالمان برحذر داشته ، می فرماید : فَاتَّقُوا الفَاجِرَ مِنَ العُلَمَاءِ . [۲۷۶]از عالمان تعلیم دهنده فسق و فجور ، دوری کنید.

همسالان و دوستان

کودکان ، از هفت سالگی ، تحت تأثیر همسالان و دوستان خود واقع می شوند و این تأثیرپذیری در سنین نوجوانی و جوانی به بالاترین درجه خود می رسد، تا حدی که گاهی تأثیر پذیری از دوستان ، بیش از تأثیر خانواده می شود. لذا والدین ، باید از ابتدا دقّت کنند که کودک آنها در محیطی و با افرادی نباشد که زمینه انحراف او را فراهم سازند. والدینی که به کودک خود اجازه می دهند از صبح تا شام ، در کوچه با بچّه ها بازی کند و انواع اطّلاعات جنسی و فحش های مستهجن ، رد و بدل کنند، در نوجوانی ، قادر به کنترل او نخواهند بود. همچنین کودکانی که در مدرسه ، با افرادی بی بندوبار ، هم کلاس هستند ، در معرض انواع رفتارهای نابه هنجار قرار می گیرند. بسیار مشاهده شده که اوّلین صحبت های مقدّماتی برای تماس های جنسی بین همجنسان ، در مدارس بوده است .

این خطر ، وقتی بیشتر می شود که در کلاس درس، کودکان و نوجوانانی باشند که دچار بلوغ زودرس یا چند سال مردودی باشند. پیامبر صلی الله علیه و آله با اشاره به تأثیر دوست در منش و رفتار فرد ، می فرماید : المَرءُ عَلَی دِینِ خَلِیلِهِ فَلیَنظُرُ أَحَدُکُم مَن یُخَالِل . [۲۷۷] آدمی ، تحت تأثیر رفیق ، از روش و عملکرد او پیروی می کند. از این رو ، ببینید در انتخاب دوست ، با چه کسی طرح رفاقت می ریزید.

رسانه های ارتباط جمعی

پیشرفت تکنولوژی و ساخت وسایل جدید ، به همان اندازه که برای آسایش و پیشرفت انسان ها مفید است، ممکن است به بدبختی و شقاوت و انحراف آنها نیز بینجامد .

از این وسایل پیشرفته، وسایل ارتباط جمعی مانند : تلویزیون، ویدئو، ماهواره، رایانه ، کتاب، مجلّه، عکس و ... است .

انحراف اجتماعی در بسیاری از جوامع ، ظهور داشته، ولی همان طور که روش زندگی کردن تغییر کرده، روش ارتکاب جنایت و انحراف نیز تغییر یافته است. ما امروزه در عصر ارتباطات شاهد وسایل ارتباط جمعی پیشرفته ای چون ماهواره و اینترنت هستیم که هرکدام ، انحرافاتی را به دنبال دارند.

طی سال های اخیر، تعداد کاربران اینترنت ، افزایش چشمگیری داشته است، به طوری که در امریکا در سال ۱۹۹۵ م ، ۲۶ میلیون نفر ، امکان استفاده از این وسیله ارتباطی مدرن را داشته اند و در سال ۱۹۹۹ م ، این آمار ، به ۲۰۱ میلیون و یکصد هزار نفر رسید . [۲۷۸]

بدون تردید ، گسترش چشمگیر یک رسانه، گسترش انحرافات مربوط به آن را به دنبال دارد. طبق گزارش های داده شده در سال ۱۹۹۱ م ، تنها در امریکا ۱۲۳ میلیون جنایت رایانه ای رخ داده است که این رقم ، بی شک در هزاره سوم به طرز وحشتناکی افزایش می یابد.

البته این آمار ، احتمالاً تنها مربوط به جنایاتی از قبیل : سرقت اطّلاعات محرمانه، دستبرد به شبکه های بانکی و اقتصادی و مواردی از این دست است. اگر تأثیرات مخرّبی که اینترنت بر روی خانواده ها و جوانان گذاشته ، بررسی گردد، به طور قطع ، آماری بسیار فاجعه آمیزتر از آنچه هست ، به دست خواهد داد . گزارش منتشر شده در امریکا نشان می دهد که شبکه فسادِ رو به گسترش موجود در اینترنت، سلامت شانزده میلیون جوان امریکایی را تهدید می کند.

بررسی مرکز ملّی کودکان گمشده ، نشان می دهد که هجده درصد از نوجوانان بین هشت تا شانزده سال ، اعلام کرده اند که قصد دارند با فردی که از طریق اینترنت آشنا شده اند، ملاقات کنند.

سازمان اف. بی. آیِ امریکا در گزارش سال ۱۹۹۸ م خود اعلام کرد : هفتصد مورد بزرگ سالانی را شناسایی کرده که با کودکانی که از طریق اینترنت آشنا شده اند، مسافرت کرده اند و یا کودکان را تشویق به مسافرت نموده اند و عکس های مستهجن از آنان تهیه کرده اند ، به طوری که مأمور مخصوص این سازمان ، اعلام می کند : ما هیچ جنایتی در امریکا سراغ نداریم که با این شدّت و بدین سرعت ، رشد کرده باشد. [۲۷۹]

یکی از تحلیلگران برجسته رایانه ، گفته است که بیش از بیست تا سی هزار سایت رایانه ای با محتویات فسادبرانگیز در امریکا وجود دارد و تعداد این گونه سایت ها ، به طور فزاینده ای در حال افزایش است. درآمد صاحبان این سایت ها از محل مراجعه بینندگان ، در حدود هفتصد میلیون تا یک میلیارد دلار در سال است. [۲۸۰]

به هر حال ، از آن جا که اینترنت ، یک شبکه عظیم اطّلاع رسانی و یک بانک وسیع اطلاعاتی است و هم اکنون ، دسترسی به آن برای همه افراد ممکن شده است ، استفاده از این رسانه را به عنوان یک ضرورت در عصر اطّلاعات ارزیابی می کنند، به طوری که به عنوان اختاپوسی فارغ از مرزهای جغرافیایی، سراسر جهان را به هم مرتبط خواهد ساخت . طبق آخرین آمار ، بیش از شصت میلیون رسانه از تمام جهان ، در این شبکه گسترده ، به یکدیگر متّصل شده اند و اطّلاعات بی شماری را در تمامی زمینه ها از هر سنخ و نوعی به اشتراک گذاشته اند، به طوری که نزدیک به یک میلیارد صفحه اطلاعات با موضوعات گوناگون و تقریباً بدون هیچ گونه محدویت و کنترلی بر وارد کردن یا دریافت کردن داده ها ، روی این شبکه قرار داده شده است.

حمایت از جریان آزاد اطّلاعات، گسترش روزافزون فنّاوری اطلاعات و بسترسازی برای اتّصال به شبکه های اطلاع رسانی، شعار دولت هاست. این درحالی است که گستردگی و تنوّع اطلاعات آلوده روی اینترنت، موجب بروز نگرانی در بین کشورهای مختلف شده است.

انتشار تصاویر مستهجن، ایجاد پایگاه هایی با مضامین سکس، هرزه گری، سایت های سوء استفاده از کودکان و انواع قاچاق در کشورهای پیشرفته صنعتی (بویژه امریکا) ، کارشناسان اجتماعی را به شدّت نگران کرده است.

دون پارکر (محقّق امریکایی) ، ضمن تحقیق روی این پدیده، به این نتیجه رسیده است که هیچ کس نمی تواند دامنه حقیقی جنایات و انحرافات رایانه ای را مشخص کند و آنچه نمایان است، تنها نوک کوه یخ این جنایات است . به همین دلیل ، دولت امریکا ، مجبور به تصویب قوانینی مبنی بر کنترل این رسانه جهانی شده است. [۲۸۱]

هشدار، جریمه و بازداشت برای برپا کنندگان پایگاه های مخرّب و فسادانگیز، از تدابیری است که برخی از کشورها برای رویارویی با آثار سوء اینترنت اتخاذ کرده اند. ترس از تخریب مبانی اخلاقی و اجتماعیِ ناشی از هجوم اطّلاعات فسادانگیز از طریق اینترنت، واکنشی منطقی است ؛ زیرا هر جامعه ای، چارچوب های فرهنگی خاص خود را دارد و طبیعی است که هر نوع اطلاعات که این حدّ و مرزها را بشکند، می تواند سلامت و امنیت فرهنگی و اجتماعی جامعه را به خطر اندازد و در همین راستا، مشکلات تازه ای برای نسل جوان کشور بیافریند. یکی از مشکلات و آسیب های اجتماعی که طبقه جوان را همواره در معرض سقوط اخلاقی قرار می دهد، «انحراف جنسی» است. بدون تردید، یکی از زمینه های بروز این انحرافات، وسایل ارتباط جمعی، ماهواره و اینترنت است.

پدیده شومی چون همجنس بازی، به سرعت از کانال های مخرّب اینترنت در حال پیشروی است و این ، معضلی است که جوان مسلمان را در معرض آسیب های جدّی قرار می دهد.

فیلم های جنسی (پورنوگرافی)

فیلم های جنسی ( پورنوگرافی)مسلماً مشاهده فیلم های پورنوگرافی که به طرز فجیعی، ارزش های اخلاقی را به تمسخر می گیرند و بدون هیچ حدّ و ضابطه ای (مانند حیوانات ، حتّی پست تر) به ارضای غریزه جنسی می پردازند، می تواند مسبّب انواع رفتارهای نابه هنجار جنسی گردد که ساده ترین آن ، استمناست تا برسد به قتل های جنسی. این گونه فیلم ها که از طریق ماهواره، اینترنت، و سی دی هایی که به راحتی خرید و فروش می شوند، نتیجه ای جز انحطاط اخلاقی و به انحراف کشیده شدن جوانان ندارند.

عجب این که این فیلم ها جوامع خودشان را نیز دچار خطر ساخته ؛ امّا اندیشمندان ، وقتی متوجّه این اتفاق شدند که دیگر کار از کار گذشته بود . نمی دانم آیا متوجّه نبودند که غریزه جنسی ، مانند رودخانه است ، که اگر طغیان کند ، سیل ایجاد می کند و همه چیز را با خود می برد ؟ هر چند نهضت آزادیِ جنسی ، آن قدر به سرعت پیشرفت کرد که طی فقط بیست سال، ساختارهای اخلاقی آنها را زیر و رو کرد و اکنون اندیشمندان اروپایی و امریکایی ، متوجّه خطر شده اند و از افزایش فیلم های پورنوگرافی انتقاد می کنند ؛ امّا کو گوش شنوا ! یکی از نویسنده های امریکایی ، در مقاله ای تحت عنوان «اُفول اخلاقی امریکا» در مورد رواج فیلم های مبتذل چنین می گوید : در حال حاضر، رسانه ها ، به هیولاهایی تبدیل شده اند که خشونت، بی بندوباری جنسی و نابه هنجاری تولید می کنند. با این همه، این نهادهای مبتذل، جاذبه فراوان برای جلب مخاطبان در جامعه ما دارند.

در حال حاضر، جامعه ما دیگر از این ابتذال و ناهنجاری ، احساس انزجار نمی کند ؛ بلکه به آن می خندد... . امروزه از خشونت و سکس برای جلب کردن مخاطب استفاده می شود. اکنون خلّاقیت غنی و پُرباری که در گذشته، سرگرم کنندگان ، از آن برای جلب مخاطب استفاده می کردند، جای خود را به هرزه نگاری و هرزه گویی داده است. [۲۸۲]

متأسفانه در جامعه کنونی، ما به جای این که از مصیبت هایی که اروپا و آمریکا به آن دچار شده اند ، درس بگیریم ، در حال طی کردن همان مراحل هستیم. هر چند اگر انسان عبرت می گرفت، تاریخ ، هیچ گاه تکرار نمی شد.

البته فقط نمایش اعمال جنسی نیست که ارزش های اخلاقی را تزلزل می بخشد و زمینه انحراف را فراهم می سازد؛ بلکه مسائلی که امروزه در فیلم ها و سریال های کشورمان شاهد آن هستیم ، مانند : بی پروایی زن و مرد در ارتباط با یکدیگر، مجالس عروسی مختلط (که مثلاً با حجاب در آن شرکت می کنند ، ولی در هر صورت ، ترویج اختلاط در عروسی است و کسی در عروسی مختلط، با حجاب شرکت نمی کند) ، نگاه های شهوت انگیزی که زن و مرد به یکدیگر می کنند، القای این امر که هر زن و مردی که باهم ارتباط دارند به هر دلیل حتماً این ارتباط، منجر به عشق و ازدواج می شود و... همه و همه ، باعث از بین رفتن حیای کودکان و نوجوانان و کشیده شدن آنها به سمت ارضای ناصحیح جنسی است.

اگر چه در اینترنت ، دریایی از علوم (دینی و غیر دینی) یافت می شود ، امّا یکی از راه های اساسی برای انحراف نیز هست . متأسفانه، هنگام ورود ابزارهای تکنولوژی به کشور ما، ابتدا فقط با مخالفت و محدود کردن با آن برخورد می کنیم و سپس بدون هیچ آگاهی ای ، آن را رواج می دهیم.گروه بی شماری برای دسترسی به عکس ها و فیلم های پورنوگرافی ، گروهی برای ارضای تمایلات انحرافی و عده ای برای اشاعه فحشا ، در سایت های فارسی و بیشتر انگلیسی ، تمام تلاش خود را می کنند تا فساد، فحشا، انحراف، روابط نامشروع و حتی زنای با محارم را ترویج دهند و ظاهراً تا حدّی نیز موفّق بوده اند ؛ چرا که روز به روز، شاهد انحطاط بیشتر جوانان و تزلزل شخصیتی آنها هستیم . تصاویر جنسی رسانه های مبلّغ نابه هنجاری های جنسی و تماشای دراز مدّت برنامه های تلویزیونی ماهواره ای و اینترنتیِ حاوی نابه هنجاری های جنسی ، چند اثر بر روی بیننده دارد : یکی این که حسّاسیت افراد ، نسبت به ناهنجاری های جنسی ، کاهش می یابد ؛ یعنی به تدریج ، مردم به آن عادت می کنند و آن را چیز بد و ضدّ ارزش نمی پندارند.

دوم این که افراد تحریک می شوند و به این نابه هنجاری ها روی می آورند و در نتیجه ، نابه هنجاری های جنسی در جامعه افزایش می یابد. سوم این که برخی از افراد ، به جهت تقلید از آنچه در این رسانه های تصویری دیده اند ، به اَعمال نابه هنجار اقدام می کنند ، گرچه نیاز درونی به انجام دادن آنها را در خود احساس نمی نمایند. چهارم این که دامنه اطّلاعات افراد در مورد نابه هنجاری های جنسی گوناگون ، زیاد می شود ، به گونه ای که نابه هنجاری هایی را که متوجّه آنها نشده اند و تمایلی نسبت به آنها نداشته اند ، به انجام دادن آنها ، علاقه پیدا می کنند ، به اَعمال نابه هنجاری جنسی جدید روی می آورند ، به تدریج ، همه توان ها، تمایلات، اموال و جوانی خودشان را در جهت انجام دادن این نوع نابه هنجاری به کار می گیرند ، از زندگی انسانی و عقلایی فاصله می گیرند و به نابه هنجاری ها و اختلالات درونی شده [۲۸۳] (مانند : افسردگی و خودکشی) و اختلالات بیرونی شده[۲۸۴] (مانند آزار و خشونت) و ... مبتلا می شوند

اوقات فراغت و بیکاری

یکی دیگر از زمینه های انحراف نوجوانان و جوانان عصر ما ، «اوقات فراغت» است. اگر این اوقات ، با تفریحات سالم، سرگرمی های متنوّع و کارهای مفید پر نشود، نوجوان و جوان ، آن را با رفتارهای نامشروع ، پر خواهد کرد. والدینی که فرزندان بیکار خود را برای ساعت های طولانی به حال خودشان رها می کنند و سرگرم امورات خودشان هستند، چه بسا وقتی پشیمان شوند که دیگر سودی نداشته باشد. کار و اشتغال ، در پیدایش و تقویت احساس و درک مسئولیت اجتماعی، سازگاری اجتماعی، رعایت قوانین و مقرّرات و عادت دادن خویش به نظم و انضباط، نقش تعیین کننده ای داشته ، عاملی بازدارنده از مفاسد و آسیب های اجتماعی است ؛ امّا بیکاری، تنبلی و راحت طلبی ، از عوامل مؤثّر در ایجاد فساد، نابه سامانی های اجتماعی و بزهکاری است ؛ [۲۸۵] زیرا آدم بیکار ، به علّت فقدان اشتغال و کار، احساس مسئولیت اجتماعی ندارد. اگر افسردگی نیز در جان و دل او بنشیند، به طور طبیعی ، خود را فراموش می کند و ارتکاب جرم و جنایت برای او آسان می شود .

در این جاست که در هر جامعه ای ، مسئولان حکومت و بلکه همه افراد جامعه، نسبت به اشتغال جوانان ، مسئولیت سنگین دارند. از نظر پیامبر صلی الله علیه و آله آدم بیکار ، فاقد شخصیت و عزّت است : کَانَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله إِذَا نَظَرَ الرَّجُلُ فَأَعجَبَهُ ، قَالَ: هَل لَهُ حِرفَهٌ فَإِن قَالُوا: لَا ، قَالَ : سَقَطَ مِن عَینِی . [۲۸۶]

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وقتی مردی را می دید که بدن نیرومندش موجب شگفتی آن حضرت می شد، سؤال می کرد: «آیا او دارای شغل است؟» . اگر می گفتند : نه ، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می فرمود: «او از چشم من افتاد». امیر المؤمنین علیه السلام نیز بیکاری، سستی و تنبلی را عامل تضییع حقوق شخص بیکار و افراد جامعه می داند و می فرماید : مَن أَطَاعَ التَّوانِیَ ، ضَیَّعَ الحُقُوقَ . [۲۸۷]

کسی که از سستی و تنبلی پیروی کند، حقوق [خود و دیگران] را تباه ساخته است.

فقر و ثروت

یکی از علل مؤثّر ایجاد انحراف جنسی، «فقر» است که به شیوه های مختلف ، این انحراف را به وجود می آورد . خانواده های فقیر ، از آن جا که از لحاظ مسکن ، در تنگنا هستند ، همه در کنار هم می خوابند. لذا کودکان ممکن است به کرّات ، شاهد روابط جنسی والدین خود باشند و یا به دلیل خوابیدن در کنار خواهر و برادر، زمینه گرایش جنسی به یکدیگر ایجاد می شود. از طرف دیگر ، چون امکان ازدواج برای افراد فقیر ، زود فراهم نمی شود ، لذا برای ارضای جنسی خود ، ممکن است به راه های انحرافی کشیده شوند.

در برخی موارد نیز فقر ، باعث کشیده شدن زنان و دختران به فحشا و روسپیگری می شود. همچنین جوانانی که شاهد تبعیضات طبقاتی و توزیع نابرابر ثروت هستند، دچار احساس حقارت یا خصومت نسبت به جامعه می شوند و در صدد انجام دادن رفتارهای انتقام جویانه برمی آیند که از جمله آنها می توان به قتل های جنسی و سادیسم اشاره کرد. به همان اندازه که فقر بیش از اندازه ، زمینه انحراف را فراهم می کند، ثروت فراوان نیز زمینه طغیان و انحراف را فراهم می سازد. [۲۸۸] می توان فقر و ثروت را جزو علل ایجاد کننده انحرافات دسته دوم شمرد. جوانی که همه چیز برای او فراهم است و از نظر اخلاقی و دینی نیز هیچ پایبندی ای ندارد، در پی لذّت بردن هر چه بیشتر است و از آن جا که برای فردی که فقط در پی به دست آوردن لذّت بیشتر است، لذّت های قبلی ، احساس دل زدگی ایجاد می کند، به سمت مسائل دیگر می رود و کم کم ، به سمت رفتارهای انحرافی کشیده می شود. روابط نامشروع در بین افرادی که ثروت فراوان دارند و تقیّد اخلاقی ندارند ، به کرّات مشاهده می شود.

برپایی پارتی های مختلط، مصرف قرص های روان گردان که خود ، محرّک عمل جنسی است و... از رفتارهای نابه هنجار اقشار ثروتمند است که متأسفانه ، کم کم به طبقه متوسط نیز منتقل می شود.

چشم چرانی

نگاه به جنس مخالف و هرچه باعث تحریک جنسی فرد می شود ، از جمله عوامل نابه هنجاری های جنسی (مانند : استمنا، زنا، همجنس گرایی) است. در روایت آمده است که از حضرت زکریّا سؤال شد : چه چیزی آغازگر و زمینه ساز زنا در فرد می شود ، فرمود : «چشم چرانی و خیال پردازی آرزوهای جنسی». [۲۸۹] امام علی علیه السلام نیز با اشاره به تأثیر چشم چرانی بر زنا ، می فرماید : لَیسَ یَزنِی فَرجُکَ إِن غَضَضتَ طَرفَکَ . [۲۹۰]

هرگز، عمل زنا با نامحرم ، از تو صادر نمی شود، اگر چشمانت را بر روی حرام ببندی. حضرت عیسی علیه السلام با اشاره به آثار روان شناختی نگاه به نامحرم ، می فرماید : إِیَّاکُم وَ النَّظِرَهَ ، فَإِنَّهَا تَزرَعُ فِی القَلبِ شَهوَهً وَ کَفَی بِهَا فِتنَهً . [۲۹۱]

از نگاه حرام بپرهیزید ؛ زیرا باعث کششی در دل می شود که در تحریک و ایجاد آشوب برای سوق دادن فرد ، به سوی فساد ، کافی است. پیامبر صلی الله علیه و آله نیز می فرماید : النَّظَرُ سَهمٌ مَسمُومٌ مِن سِهَامِ إِبلِیسَ . [۲۹۲]

نگاه حرام، کمانی مسموم و کُشنده از کمان های شیطان است. نیز فرمود : فَالعَینَانِ یَزنِیَانِ وَ زِنَاهُمَا النَّظَرُ . [۲۹۳]

دو چشم هم زنا دارند و زنای آن دو ، نگاه حرام است. امام علی علیه السلام در تبیین علل امر خدای متعال به کنترل چشم و رابطه آن با حفظ فرد از زنا در آیه «قُل لِّلْمُؤْمِنَتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَرِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ» ، [۲۹۴] می فرماید : وَالنَّظَرُ سَبَبُ إِیقَاعِ الفِعلِ مِنَ الزِّنَا وَ غَیرِهِ . [۲۹۵] نگاه به حرام ، باعث وقوع رفتار زنا و مانند آن ، از نابه هنجاری های جنسی است.

همنشینی با منحرفان

از عوامل مؤثّر در انحرافات جنسی ، دوستی و همنشینی با افرادی است که به نابه هنجاری های جنسی آلوده اند. دوستی و همنشینی ، باعث می شود که افراد با یکدیگر ، ارتباط نزدیک پیدا کنند و به تدریج ، خوی و منش اخلاقی و روانی و رفتارهای فردی که به صورت قوی تر، اثرگذارتر است ، الگوی دیگران قرار می گیرد .

افراد متأثّر ، کم کم در عقاید و اصول اخلاقی خود تردید می کنند و به رنگ دیگری در می آیند . رفتارهای جنسی در محیط های انحرافی، علاوه بر این که نیاز افراد را تشدید می کنند و تحریک های جنسی را افزایش می دهند ، آنها را به الگوبرداری از آن رفتارهای دوستان، فرو ریختن حیا و کاهش باورهای دینی و اخلاقی و مخالفت با اصول ارزشی و اقدام به انجام دادن نابه هنجاری های جنسی می کشانند . امام علی علیه السلام در تأثیر همنشینی با منحرفان می فرماید : وَ مُجَالَسَهُ أَهلِ الهَوَی مَنسَاهٌ لِلإِیمَانِ وَ مَحضَرَهٌ لِلشَّیطَانِ . [۲۹۶]

همنشینی با هواپرستان ، ایمان را به دست فراموشی می سپارد و شیطان و اعمال شیطانی را به حضور می کشاند.

اختلاط زن و مرد

از عواملی که امروزه ، در شیوع رفتارهای نابه هنجار جنسی، بسیار مؤثّر است ، «اختلاط دختر و پسر» در مراکز آموزشی، مجالس و دیگر مراسم گروهی است.

پیامبر صلی الله علیه و آله به این عامل اشاره می کند و می فرماید : مَا تَرَکتُ بَعدِی فِتنَهً أَضَرَّ عَلَی الرِّجَالِ مِنَ النِّسَاءِ . [۲۹۷] هیچ چیزی را مربوط به زمان های بعد ، خطرناک تر از اختلاط و ارتباط مردان با زنان، نمی بینم.

دیدگاه های مربوط به عوامل نابه هنجاری های جنسی
یک . اختلال در هویّت جنسی

درباره عوامل نابه هنجاری های جنسی ، نظریاتی مطرح شده که در زیر به آنها اشاره می شود:


از جمله عواملی که برای بروز نابه هنجاری های جنسی (همچون : همجنس گرایی مردان و زنان مطرح شده است ، «اختلال هویّت جنسی» در آنان است. این سخن ، گرچه فی الجمله ، در مورد برخی از همجنس گرایان صادق است ، ولی باید دانست که انحراف و نابه هنجاری بیشتر همجنس گرایان ، به دلیل اختلال در هویّت آنان نیست ؛ بلکه هواهای نفسانی ، تنوّع طلبی ها ، رسانه های تصویری و ... از عوامل رفتارهای نابه هنجار جنسی آنان است ؛ زیرا آنان ، با اراده و صرفاً به خاطر علاقه های کاذب و عارضی به انجام دادن نابه هنجاری ها اقدام می کنند . برداشت بیشتر این نوع افراد از خود به عنوان یک فرد مذکّر یا مؤنّث و به عبارتی : «هویّت جنسی» ، جزء مهمّی از خودپنداره فرد است. هویّت جنسی ، از نقش جنسی متمایز است که درباره چگونگی رفتار آدمی به عنوان یک مرد یا زن در اجتماع، باور فرد را تشکیل می دهد. زنان بسیاری ، به رفتارهایی دست می زنند که بخشی از نقش جنسیتی مردها محسوب می شوند. مثل انجام دادن ورزش های پرخاشگرانه و یا تعقیب کارهای رقابتی ؛ ولی باز هم از خود ، حسّ قوی ای به عنوان یک زن دارند.

زهمچنین مردان بسیاری هم هستند که رفتارهایی دارند که بخشی از نقش جنسیتی نان به حساب می آیند . مثل نگهداری از کودکان، آشپزی و خیّاطی ؛ ولی هنوز هم در اصل ، خود را یک مرد می دانند. هویّت جنسی و نقش های جنسی ، از جهتگیری جنسی ، متمایز هستند که بر رجحان شخص از شرکای جنسی ، از جنس مخالف و یا همجنس اشاره می کند . بیشتر مردان همجنس باز ، خود را یک مرد می دانند و هویّت های جنسی مردانه دارند و بیشتر زنان همجنس باز هم به طور عمده ، خود را یک زن می دانند و دارای هویّت های جنسی زنانه اند. گرچه مردان و زنان همجنس باز ، در بیشتر موارد ، نقض کننده نقش های قالبی جنسی خود هستند ، ولی از بسیاری از نقش های سنّتی جنسی خود پیروی می کنند ؛ ولی در انتخاب الگوهای جنسی خود چنین نظری ندارند (هوکسیما، ۲۰۰۱ م ).

اختلال هویت جنسی ، عبارت است از : احساس مکرّر افراد ، مبنی بر این که اشتباهی در مورد آنها رخ داده و آنها اشتباهی در این جنس قرار گرفته اند. نگرانی فکری چنین افرادی ، این است که بتوانند از ویژگی های اوّلیه و ثانویه جنسی خود رها شوند. بسیاری از آنها آلت تناسلی خود را نفرت انگیز می دانند و ویژگی های جنس مخالف را کسب می کنند (MSD-VI، ۱۹۹۴ م و MSD-VI-RT ، ۲۰۰۰ م ). نسبت شیوع اختلال هوّیت در مردان نسبت به زنان ، دو به یک است. افراد دارای این اختلال ، غالباً دچار افسردگی و گاهی افکار مربوط به خودکشی هستند (برادلی [۲۹۸] ، ۱۹۹۵ م ) .

این افراد ، معمولاً با پوشیدن لباس های مرتبط با جنس خود ، احساس ناراحتی می کنند و به جای آن ، لباس های جنس مخالف را می پوشند و از آن لذّت می برند . آنها دچار اختلال مبدّل پوشی نیستند ؛ زیرا افراد مبدّل پوش ، به منظور برانگیختگی جنسی ، لباس های جنس مخالف را می پوشند. افراد مبتلا به اختلال هویّت جنسی، دلایل مهم تری برای پوشیدن لباس های جنس مخالف دارند و این دلایل ، مربوط به هویّت جنسی آنهاست (برادلی، ۱۹۹۵ م ). افراد با اختلال هویّت جنسی ، علاوه بر پوشیدن لباس های جنس مخالف ، معمولاً نقش ها و فعّالیّت هایی را به عهده می گیرند که از نظر عرفی ، مربوط به نقش جنسی مخالف است (براون [۲۹۹] و همکاران، ۱۹۹۶ م ). گاهی اوقات، اختلال هویّت جنسی ، در کودکان ظاهر می شود (زاکر [۳۰۰] ، برادلی و سالیوان [۳۰۱] ، ۱۹۹۶ م ، سگار [۳۰۲] ، ۱۹۹۵ م ) .

کودکان نیز همانند بزرگ سالان ، به خاطر جنسیت خود ، احساس ناراحتی می کنند و آرزو دارند تا شبیه جنس مخالف خود شوند . این الگوی کودکی ، معمولاً تا دوره نوجوانی و بزرگ سالی ناپدید می شود ؛ امّا در برخی موارد نیز در دوران بزرگ سالی ، به نابه هنجاری جنسی تبدیل می شود (برادلی، ۱۹۹۵ م ). بنا بر این ، بزرگ سالانی که به نابه هنجاری جنسی دچارند ، در دوران کودکی نیز با این اختلال ، درگیر بوده اند (تسوی، ۱۹۹۲) ؛ امّا بیشتر کودکان ، با رسیدن به دوره بزرگ سالی ، دیگر دچار این اختلال نخواهند بود .

برخی نیز تا اواسط بزرگ سالی ، هیچ نشانه ای از اختلال ، در خود بروز نمی دهند. اختلال هویّت جنسی در کودکان ، یک بیماری نادر است که در آن ، کودک به اصرار، تمام جنس کالبدی خود را تکذیب می کند و بر این نکته پافشاری می نماید که عضوی از جنس مخالف است. دختران مبتلا به این بیماری ، دنبال فعّالیت های مردانه و شرکت در گروه همسالان مذکّر هستند که از «ادا و اطوارهای پسرانه دختران» فاصله دارد.

گاهی این دختران ، از این باور خود می گویند که آنها بالاخره ، آلت تناسلی مردانه در خواهند آورد. پسران مبتلا به این اختلال ، به فعّالیت های زنانه روی می آورند و در گروه همسالان مؤنّث شرکت می نمایند و از همان سال های اولیه ، می خواهند که لباس های دخترانه به تن کنند (برادلی، ۱۹۹۵) . این افراد ، از آلت تناسلی خود ، نفرت دارند و آرزوی محوشدن آن را دارند (گرین، ۱۹۸۶) .

احتمال بیشتری وجود دارد که پسران مبتلا به اختلال هویّت جنسی، از سوی والدینشان برای مشاوره آورده شوند، در حالی که درباره دختران مبتلا به این اختلال ها، چنین وضعیتی دیده نمی شود. شاید به این دلیل باشد که والدین ، بیش تر به نقص نقش های جنسی پسران اهمیت می دهند تا نقص این نقش ها در دختران . بسیاری از مردانِ دچار نارضایتی جنسیتی، از وضع نامطلوب خود در رنج اند. ابتلا به افسردگی در آنان شایع است و ویژگی های شخصیتی همچون خودمدار بودن، پُرتوقّعی و توجّه طلبی از خود نشان می دهند.

در برخی از پژوهش ها عنوان شده است که تقریباً یک سوم این افراد ، ازدواج می کنند و نیمی از این ازدواج ها به طلاق می انجامد. همچنین سابقه اقدام به خودکشی در تعداد قابل توجّهی از آنان(تقریباً شانزده درصد) گزارش شده است. بسیاری از مبتلایان به اختلال هویّت جنسی ، از لحاظ اجتماعی ، منزوی می شوند.

انزوا و طرد شدن ، به ضعف عزّت نفس منجر می شود و ممکن است که موجب بیزاری یا اخراج از مدرسه شود. طرد شدن و تمسخر از جانب همسالان (بویژه در مورد پسران) ، پیامد معمول این اختلال است.

پسران مبتلا به اختلال هویّت جنسی ، اغلب ، اطوارگری ها و الگوهای گفتاری زنانه قابل ملاحظه ای از خود نشان می دهد. این اختلال می تواند به اندازه ای فراگیر باشد که زندگی روانی برخی افراد ، فقط گرد آن دسته از فعّالیت هایی که پریشانی جنسی را کاهش می دهند، دور بزند. آنها معمولاً با ظاهر خود (بویژه در اوایل انتقال به زندگی با نقش جنس مخالف) ، اشتغال ذهنی پیدا می کنند.

رابطه با یکی از والدین یا هردوی آنها نیز ممکن است به شدّت مختل شود. برخی از مردان مبتلا به اختلال هویّت جنسی ، به خوددرمانی با هورمون ها متوسّل می شوند. به ندرت نیز ممکن است که آنها به اَخته کردن خود یا پنکتومی [۳۰۳] (بریدن آلت) اقدام کنند.

برخی از مردان مبتلا به این اختلال، (بویژه در مناطق شهری) ممکن است به هرزگی [۳۰۴] روی آورند، که آنها را در معرض خطر فزاینده ای قرار می دهد. اقدام به خودکشی و اختلال مرتبط با مواد نیز معمولاً وجود دارد. کودکان دچارِ اختلال هویّت جنسی ، ممکن است که به طور هم زمان ، اختلال اضطراب جدایی، اختلال اضطراب فراگیر و نشانه های افسردگی را نشان دهند. نوجوانان ، در معرض خطر افسردگی و اندیشه پردازی درباره خودکشی و اقدام به آن قرار دارند. در بزرگسالان ، ممکن است که نشانه های اضطراب و افسردگی ، وجود داشته باشد.

در نمونه های بالینی، وجود اختلال های شخصیتیِ همراه اختلال، در مردان ، شایع تر از زنان است (MSD-VI-RT، ۲۰۰۰ م ) . برخی از روان شناسان ، به زمینه ارثی همجنس بازی اشاره کرده اند ؛ ولی اغلب آنان ، «محیط» را عامل همجنس بازی می دانند و این امر ، بیشتر به زندگی خانوادگی و مسائل اجتماعی برمی گردد. [۳۰۵] ساخت خانواده همجنس بازان پسر ، به صورتی است که پدر ، منزوی می شود و رفتار خصومت آمیز نسبت به وی مشاهده می شود. مادر ، فریب دهنده و اغواگر و بسیار نزدیک به فرزند و حامی اوست.

در نتیجه ، نوجوان ، الگوی مردی و هویّت مردانگی خود را نمی شناسد. در مطالعه خانواده این نوجوانان ، دیده شده است که مادران از نظر عاطفی ، ارتباط بسیار نزدیکی با فرزندان خود داشته اند . مادر ، بیش از اندازه از فرزند خود حمایت کرده ، بر علیه پدر از او استفاده نموده و محرم اسرارش بوده است. هیچ گاه فرزند ، اعتماد به نفس نیافته و به سوی مردانگی و آزادی ، پیش نرفته است. [۳۰۶]

همچنین مشاهده شده که همجنس باز در کودکی ، برای پدرش احترامی قائل نبوده و حتّی از وی تنفّر داشته است. البته پدر ، چون این نوجوان را تحقیر می کرده و با تبعیض به وی می نگریسته ، به فرزند ، احساس بی ارزشی دست داده و کم کم ، نوجوان را به سمت دوستان همجنس خود کشانده و به همجنس گرایی انجامیده است. در دوران نوجوانی ، همسالان ، نقش مهمّی در شکل دادن به شخصیت و ویژگی های رفتاری نوجوانان ایفا می کنند. اگر همسالان ، نمونه خوبی برای رفتار وی نباشند، ممکن است باعث به انحراف کشاندن نوجوان گردند.

متأسّفانه والدین به نقش ارتباطی و کمکی خود توجّهی ندارند. در این مورد همان گونه که دبس [۳۰۷] ، به خوبی بیان می کند ، باید نوجوانان را از معاشرت های مشکوکْ منع نمود، [۳۰۸]و هیچ بهانه و عذری را در این بابت نپذیرفت.

ضمناً باید متوجّه گوشه گیری ها و انزوای رفتاری نوجوان خود بود. چه بسا ممکن است که این گوشه گیری ، به استمنا ، کشیده شدن به سمت همجنس و انحراف در رفتار جنسی بینجامد. از نظر کلینیکی ، همجنس بازی در نوجوانان ، با بزرگ سالان تفاوت بسیاری دارد و با آموزش دوباره و صحیح می توان روابط سالم جنسی را جایگزین آن کرد.

دو . سبب شناسی پارافیلیاها

در زمینه علّت شناسی «پارافیلیاها» ، دو مکتب روان تحلیل گری و رفتارگرایی . اظهار نظرهایی داشته اند ؛ ولی هیچ کدام از این نظرگاه ها در تبیین کامل این اختلالات ، موفّق نبوده اند. به اعتقاد فروید، مفاهیم «تثبیت» ، «نیروگذاری در موضوع» و «انتخاب موضوع جنسی» ، تلاش هایی هستند برای توصیف و توجیه این نکته که : چگونه برخی موضوعات برای برخی افراد ، سرشار از جذّابیت شهوانی می شوند ؟ نیروگذاری روانی اشاره دارد به شارژ کردن یک موضوع خنثا ، با انرژی روانی مثبت یا منفی. در مورد «نیروگذاری روانی مثبت» ، لیبیدو، یا سائق جنسی، جذب موضوع شده و این موضوع ، دوست داشتنی می شود. در مورد «نیروگذاری روانی منفی» ، موضوع ، ترسناک می شود.

فروید ، یادگارپرستِ پایی را نقل می کند که به یاد می آورد وقتی شش ساله بود، معلّم سرخانه اش که یک دمپایی مخمل به پا داشت ، پای خود را روی کوسنی دراز کرد. این نوع پا، هرچند که لاغر و استخوانی بود ، به طرز محرمانه ای پوشیده بود . از آن پس ، این نوع پا ، تنها دل بستگی جنسی او شد. یادگارپرست پا ، نیروگذاری روانی خود را بر این نوع پا، مبتنی کرده بود. فروید ، این نیروگذاری روانی را تمرکز انرژی روانی بسیار شدیدی می دانست که توسط حفاظی از لایه های پلاسیده، محدود و محافظت می شود.

این محافظت علیه محرّک های بیرونی ، به موضوع نیروگذاری شده امکان می دهد تا قدرت شهوانی خود را در طول زندگی حفظ کند و فقط تجربیات آسیب زا می توانند به دروازه های حفاظی رخنه کنند. نابه هنجاری های روانی نیروگذاری شده، همانند موضوعات دیگر تمایل جنسی، از سه ویژگی برخوردارند :

۱ . از تجربه دوران کودکی آغاز می شوند ؛

۲ . در برابر تغییر (بویژه تغییر منطقی) ، مقاومت می کنند ؛

۳ . ادامه می یابند و معمولاً در طول زندگی ، باقی می مانند. [۳۰۹]

در تبیین این پارافیلیاها از دیدگاه روان تحلیل گری می گوید : در مدل روان تحلیل گری، فرد مبتلا به یکی از انواع پارافیلیا، کسی است که در تکمیل فرایند رشد طبیعی به سوی سازگاری با غیر همجنس ، ناموفّق بوده است. آنچه یک پارافیلیا را از پارافیلیای دیگر مشخص می سازد، روش انتخاب شخص برای مدارا با اضطرابِ ناشی از تهدید، اخته شدن از سوی پدر و یا جدا شدن از مادر است. با این حال ، هر قدر تظاهرات آن ، غیر عادی بوده باشد، انحراف حاصل دریچه ای برای خروج سائق های جنسی پرخاشگری به وجود می آورد که در غیر این صورت ، در رفتارهای جنسی طبیعی ، خودنمایی می نماید. حل نشدن بحران «اودیپال» به همانندسازی با پدر پرخاشگر(برای پسرها) یا مادر پرخاشگر(برای دخترها) یا به همانندسازی نامناسب با والد جنس مقابل یا انتخاب نامتناسب یک شیئی برای انرژی روانی جنسی ، منجر خواهد شد.

طبق این نظریه، همجنس گرایی، ترانس سکسوالیسم و یادگارخواهی همراه با مبدّل پوشی، همگی ، انحراف شمرده می شوند ؛ چون نشان دهنده همانندسازی به جنس مقابل هستند تا جنس خودی. مثلاً مردی که لباس زنانه می پوشد، در واقع ، با مادر خود همانندسازی می کند.

با این حال ، نمایشگری و نظربازی نیز به عنوان تظاهر همانندسازی زنانه تلقی می شود ؛ چون فرد مبتلا به پارافیلیا ، مجبور است برای رفع اضطراب مربوط به اختگی ، مدام ، اعضای تناسلی خود و دیگری را آزمایش نماید.

یادگارخواهی ، راهی برای جابه جایی تکانه های جنسی ، به موضوعی نامتناسب است. یادگارخواه کفش، ناخودآگاه ، این موضوع را که زن ، آلت خود را در نتیجه اخته شدن از دست داده است با وابسته ساختن لیبیدو به یک شیئی فالیک کفش که نماد آلت زنانه است ، انکار می کند.

بچّه باز و سادیست جنسی، هردو در نیاز به برتری و کنترل بر قربانی خود سهیم هستند و ظاهراً می خواهند اساس درماندگی خود را در بحران اودیپال ، جبران نمایند.

مازوخیست جنسی ، بر ترس خود از آسیب دیدن و احساس درماندگی ، با تظاهر به این که تأثیرناپذیر است تسلّط می یابد. نظریه یادگیری اوّلیه در مورد پارافیلیا ، بیشتر به شکل نظریه های «برانگیختگی انحرافی» ، [۳۱۰] است و این سؤال مطرح می شود که : چرا برخی از افراد ، جذب کارهای غلط می شوند ؟ البته برخی مسائل را می توان به برانگیختگی انحرافی نسبت داد و برخی را نه. این مطلب ، بیشتر متناسب با یادگارپرستی و شاید میل جنسی به کودکان بوده و به وجود یک محرّک قابل شناسایی که بیمار را مجذوب می کند ، بستگی دارد.

البته ممکن است این حالت مجذوب بودن را به وضوح بیان کند یا از پاسخ بیمار در شرایط خاصی دریافت شود.

باید توجّه داشت که بخشی از نظرپردازی ها در پی توصیف انحراف ها هستند و نه این که چرا انحراف ها به عنوان یک مشکل مطرح می شود. برخی نیز کوشیده اند تا بر آیین های مغزی ، تکیه کنند و وجود یک ویژگی خاص نورولوژیکی را مبنا قرار دهند ؛ امّا باید دید که : آیا این نوع استناد ، می تواند از انواع نقایص نورولوژیکی برای تنوّع پارافیلیاها سخن بگوید ؟ یا این که بر یک فرضیه تک بعدی اشاره خواهد داشت ؟ (چه لکلی [۳۱۱] ، ۱۹۹۵) . نابه هنجاری جنسی در نظریات رفتاری، نتیجه شرطی سازی احتمال کلاسیک است (مک گوایز کارسیل و بانگ، ۱۹۶۵ م ) .

یک نوجوان می تواند به استمنا دست بزند و به تصویر اسبی که روی دیوار است ، توجّه نماید ؛ ولی خیلی سریع به این فکر می کند که آمیزش با یک اسب ، به چه نحو است و با این فکر ، بیشتر برانگیخته می شود. بار بعد که استمنا می کند ، بیشتر در تصویر اسب غوطه ور می شود ؛ چرا که آخرین تحریک کننده اش بوده و بعد خیال پردازی درباره اسب ها را با خیال پردازی های استمناگرایانه خود ، ترکیب می کند. در یک مطالعه رفتاری به آزمودنی های مردان ، مجموعه ای از اسلایدهای زنان عریان ، با اسلایدهایی از کفش ها نشان داده شد. پس از چند بار نمایش، آنها فقط با تصاویر کفش ها برانگیخته می شدند. اگر تجارب اوّلیه جنسی در حضور اشیای خاصی اتفاق بیفتد ، شاید این ، شروع پیدایش برخی از حالت های پارافیلیایی (انحراف جنسی) باشد (راچمن [۳۱۲] ، ۱۹۶۶ م ) .

برخی از رفتارگرایان، معتقدند که شرطی سازی کلاسیک ، با آزارگری جنسی در ارتباط است . یک نوجوان ، ممکن است به طور تصادفی ، هنگامی که از سوی یک شخص یا حیوان ، احساس درد نماید، هم زمان ، این حالت ، موجب برانگیختگی جنسی شدید در وی شود . ارتباط بین ایجاد درد و برانگیختگی جنسی ، مراحلی برای الگوی آزارگری جنسی اند ، همچنین رفتارگران ، عنوان می کنند که ممکن است اختلال ، در نتیجه الگوبرداری از مشاهده افرادی که با ایجاد درد در دیگران ، به برانگیختگی جنسی دست یافته اند، شکل بگیرد. در نظریه «یادگیری اجتماعی» ، اعتقاد بر این است که محیط بزرگ تر «فرهنگ» و «خانواده» کودک ، بر تمایل او به ایجاد رفتارهای منحرف جنسی تأثیر می گذارند.

احتمال دارد کودکانی که از سوی والدین خود ، تنبیه جسمانی می شوند ، با یکدیگر تماس پرخاشگرانه و اغلب جنسی داشته باشند. وقتی بزرگ می شوند ، بیشتر نسبت به دیگران ، به اقدامات پرخاشگرانه، تکانشی و شاید هم جنسی ، روی آورند. بیشتر بچّه بازان، مهارت های بین فردی طبیعی دارند و در زمان مقاربت با همسالان می هراسند. برخی نسبت به زنان ، احساس دشمنی شدیدی دارند و این خصومت را با انجام دادن اقدامات ضدّ اجتماعی علیه کودکان ، نشان می دهند (لانگون[۳۱۳] ، ۱۹۹۲) . این تحقیقات نشان داده است که بیش از نود درصد بیمارانی که انحراف جنسی دارند، مردان هستند (مک کوناگی [۳۱۴] ، ۱۹۹۸) .

شاید این امر ، بدین دلیل باشد که اغلب رفتارهای نابه هنجار ، با تکانش های پرخاشگرانه یا خصمانه ای همراه است که نسبت به زنان در مردان ، شایع بوده و به طور مسلّم ، از نظر اجتماعی ، مردان را مسئول آن می دانند تا برای زنان ، تلاش هایی صورت گیرد تا رفتار نابه هنجار (بویژه نابه هنجاری های پرخاشگرانه جنسی) را به نابه هنجاری های تستوسترون مربوط کنند که موفّقیت چندانی نداشته است (لانگوین، ۱۹۹۲) .

همچنین گرچه برخی از مطالعات ارتباطی را بین هورمون ها و نابه هنجاری های غدد درون ریز با نابه هنجاری های جنسی یافته اند ، ولی هیچ علت مداوم زیستی برای نابه هنجاری های جنسی پیدا نشده است (مالتزکی [۳۱۵] ، ۱۹۹۸) . قابل ذکر است که در میان بیماران پارافیلیایی ، استعمال مواد مخدّر و شرب خمر ، رایج است (لانگوین ، ۱۹۹۲) .

به نظر می رسد که عواملی مانند : ترس از اختگی، تهدید و جدا شدن از مادر ، در نظریه روان تحلیل گری و شرطی سازی در نظریه رفتارگرایی که بتواند توجیه کننده در همه موارد نابه هنجاری های جنسی باشد ، پشتوانه علمی ندارد.

فصل سوم : پیشگیری و درمان نابه هنجاری های جنسی

مقدّمه

با توجّه به شیوع نابه هنجاری ها و عوامل گسترده ای که انحرافات جنسی را روز به روز فراگیرتر می سازند ، راه کارهای مناسب برای پیشگیری و درمان این کجروی ها چیست ؟ و از نفوذ داده های مخرّب عوامل نابه هنجاری ها (بویژه اینترنت و ماهواره که از زمینه های بروز تشدید این گونه انحرافات و کجروی هایند) ، چگونه می توان جلوگیری کرد. مسلّم است که «پیشگیری» ، از «درمان» ، آسان تر است.

کسی که غرق در انحرافات جنسی شده ، مشکل می توان او را به راه راست برگرداند و از وی رفتارهای به هنجار انتظار داشت. از حضرت سلیمان علیه السلام نقل شده که می فرماید : إِنَّ الغَالِبَ لِهَوَاهِ أَشَدُّ مِنَ الَّذِی یَفتَحُ المَدِینَهَ وَحدَهُ . [۳۱۶]

غلبه کردن کسی که در هواهای نفسانی اش غرق شده ، مشکل تر است از کسی که بخواهد به تنهایی ، شهری را فتح کند. به همین دلیل مشکل بودن مقابله با تمایلات نفسانی است که پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : أَشجَعُ النَّاسِ مَن غَلَبَ هَوَاهُ .[۳۱۷]

شجاع ترین مردم ، کسی است که بتواند بر هواهای نفسانی خویش غلبه کند .

اصولاً شخصیت آدمی به این است که توانمندی پیدا کند تا نگذارد تمایلات ، به نابه هنجاری ها (بویژه نابه هنجاری های جنسی) تبدیل شود . امام علی علیه السلام می فرماید : رَدعُ الشَّهوَهِ وَ الغَضَبِ جِهَادُ النُّبَلَاءِ . [۳۱۸]

کوشش افراد نجیب و باشخصیت ، این است که خود را از تمایلات شهوی و غضبی ، باز دارند. نیز می فرماید : مُجَاهَدَهُ النَّفسِ شِیمَهُ النُّبَلاَءِ . [۳۱۹]

روش افراد باشخصیت ، این است که با تمایلات نفسانی نابه جا ، مبارزه کنند. در جوامع مختلف ، همواره نیروهای کنترل کننده فراوانی وجود دارند که سعی در کنترل افراد منحرف و خطاکار می کنند .

حال باید دید که از دیدگاه اسلامی ، چه راه هایی برای پیشگیری از وقوع نابه هنجاری های جنسی ارائه شده و چگونه افراد منحرف ، کنترل می شوند تا انحرافات جنسی ، به افراد دیگر منتقل نشود و انحرافی به وقوع نپیوندد.

اجرای شیوه های تربیت جنسی در دوره های رشد آدمی و کنترل عوامل انحراف ، از مؤثرترین روش های پیشگیری از انحرافات جنسی است که چون پیش از این ، در بخش دوم و فصل قبلی بدانها پرداخته شد ، در این جا صرفاً اشاره ای به آنها می کنیم و سپس برخی از شیوه های کاربردی ای را که در متون حدیثی به آنها پرداخته شده ، می آوریم :

الف . اجرای شیوه های تربیت جنسی

از پیامدهای مهم اجرای صحیح شیوه های تربیت جنسی که در بخش دوم کتاب مطرح گردید این است که افراد ، به نابه هنجاری های جنسی ، کمتر مبتلا می شوند. از این رو ، مهم ترین شیوه پیشگیری از رفتارهای نابه هنجار جنسی ، «تربیت ی» در دوره های مختلف کودکی، نوجوانی و جوانی است. بنا بر این ، با تأمین نیازهای عاطفی و روانی ، زمینه سازی های تربیتی مطلوب و رشد هویّت جنسی در دوره کودکی ، آموزش مسائل جنسی، رشد فضایل اخلاقی، آموزش راه های کنترل تحریکات جنسی و پرورش هویّت مطلوب جنسی در دوره نوجوانی و آموزش شیوه های کنترل جنسی پیش از ازدواج، آماده سازی های همه جانبه برای ازدواج، ارتقای شناختی و نگرشی عاطفی و آموزش های جنسی مناسب در دوره جوانی، مهم ترین پیشگیری از رفتارهای نابه هنجار جنسی ، صورت می پذیرد.

ب . غلبه بر عوامل انحراف

در فصل پیش ، به عوامل نابه هنجاری های جنسی اشاره شد . از شیوه های مهم پیشگیری ، فراهم سازی شرایط و زمینه های عدم تحقّق آن عوامل و یا جلوگیری از اثرگذار بودن آنهاست. بنا بر این ، در صورتی که خانواده ها نقش های منفی را کنار بگذارند ، افراد از درون ساخته شوند و گرایش های مذهبی و معنوی اخلاقی آنها تقویت شوند تا بتوانند تحت تأثیر عوامل محیطی و اجتماعی قرار نگیرند، از نابه هنجاری ها می توان پیشگیری کرد.

ج . نظارت اجتماعی

مجموع وسایل و شیوه هایی که با استفاده از آنها ، یک گروه یا یک واحد، اعضای خود را به پذیرش رفتارها، هنجارها و حتّی آداب و رسومی منطبق با آنچه گروه مطلوب تلقّی می کند، سوق می دهد ، «نظارت اجتماعی» می گویند. ۱ در تعریفی دیگر، نظارت اجتماعی ، به فراگیری ای اطلاق می شود که از طریق آن ، با رفتارهای منحرف مقابله می شود و ثبات اجتماعی خود را حفظ می کند. [۳۲۰]

بنا بر این ، نظارت اجتماعی ، به عنوان فرآیند کنترل جمعی کسانی است که هنجارها و آداب و رسوم مطلوب را رعایت نمی کنند و این جریان ، تا آن جا ادامه می یابد که منحرفان را از عمل خود باز دارد و جامعه ، به ثبات مورد نظر خود برسد. در یک نگاه کلّی ، نظارت اجتماعی را می توان به نظارت بیرونی و درونی تقسیم کرد: نظارت بیرونی، نظارتی است که خارج از وجود فرد ، بر وی تحمیل می شود ؛ ولی نظارت درونی، نظارتی است که از درون فرد سرچشمه می گیرد و او را به رعایت هنجارهای مطلوب ، فرا می خوانَد. نظارت بیرونی، خود به انواع فراوانی تقسیم می شود ؛ به عبارت دیگر، با روش های فراوانی می توان به نظارت بیرونی پرداخت که در این مجال ، تنها به دو روش کلّی اشاره می شود.


نظارت رسمی و غیر رسمی

نظارت رسمی، نظارتی است که به صورت رسمی و طبق روش ها، قوانین و مقرّرات تعریف شده صورت می گیرد و غالباً از سوی افراد، نهادها و سازمان هایی انجام می پذیرد که وظیفه شان نظارت اجتماعی است ، مانند : نیروی انتظامی و قوّه قضاییه که در برخورد با منحرفان و مجرمان ، طبق قواعد تعریف شده ای ، به نظارت اقدام می کنند. نظارت غیر رسمی، نظارتی است که در قالب قوانین و مقررات تعریف شده نباشد و معمولاً همه افراد جامعه ، در آن مشارکت می کنند. [۳۲۱]

این نوع نظارت ، بیشتر در گروه های نخستین، مانند : خانواده، گروه همسالان و ... وجود دارد. روابط عاطفی و دوستانه در این گروه ها ، موجب تأثیر بیشتر نظارت می گردند .

نظارت اجباری و اقناعی

در نظارت اجباری، افراد ، به پذیرش شیوه های زندگی و روش های رفتاری از طریق به کارگیری تنبیه ها و مجازات ، مجبور می شوند ؛ ولی در نظارت اقناعی، افراد

نظارت اجتماعی و اینترنت

از راه های تبلیغ، به کارگیری تشویق، اعطای اعتبار و مقام و استفاده از ارزش های اخلاقی، به پذیرش هنجارهای مطلوب ، ترغیب می شوند.

اکنون با وجود جنبه های مثبت شبکه های جهانی، سوء استفاده از این شبکه های رایانه ای از سوی افراد منحرف، امنیت ملّی کشورها را با خطر جدّی ، روبه رو ساخته است . از این رو ، به کارگیری فیلترها و فایروال های مختلف ، به منظور پیشگیری از داده های مخرّب و مضر و گزینش اطلاعات سالم در این شبکه ها ، رو به افزایش است. علاوه بر بهره گیری از امکانات فنّی ، روش های کنترلیِ دیگری نیز برای مهار کردن اینترنت پیشنهاد شده است.

یکی از این روش ها «کنترل دولتی» است. در این روش، سیاست کلّی حاکم بر کشور ، اجازه دسترسی به پایگاه های مخرّب و ضد اخلاقی را نمی دهد و دولت با فیلترهایی مخصوص، شبکه های جهانی را از دروازه اتصال به کشور کنترل می کند .[۳۲۲]

روش دیگر ، «کنترل سازمانی» است که معمولاً سازمان و تشکیلاتی که مسئولیت سرویس دهی به مشتریان اینترنت را بر عهده می گیرد، خود ، موظّف به کنترل شبکه و نظارت بر استفاده صحیح از آن می شود تا با الزامات قانونی و اخلاقی، انجام دادن این وظیفه را تضمین کند. [۳۲۳]

روش دیگر، «نظارت اجتماعی» و روش غیررسمی نظام است. در این روش، ناظران اجتماعی که همه اعضای جامعه را در بر می گیرند ، با رفتارهای منحرفْ مقابله می کنند و به حفظ ثبات اجتماعی می پردازند.

روش دیگر ، «نظارت و کنترل فردی» است . در این نوع کنترل، تمام ضمانت های اجرایی ، درون فردی است و شخص با بهره گیری از وجدان فردی ، مبانی اخلاقی و تعهّد دینی، مراقبت های لازم را در مورد شبکه های فسادانگیز ، به عمل می آورد. اکنون جای این سؤال باقی است که روش اخیر ، تا چه اندازه در جامعه فعلی ما قابل اجراست و نیز وظیفه دولت و ملّت در ایجاد خودفرمانی عقلانی و درونی افرادِ جامعه چیست و چه راه هایی دارد؟ برخی از کارشناسان ، معتقدند که در شرایط فعلی، برای کاستن یا از بین بردن ابعاد منفی اینترنت، استفاده از فیلترهای اطّلاعاتی از قبیل : دیوار آتشین و پروکسی، نقش عمده ای در کنترل اطّلاعات مخرّب دارد . [۳۲۴]

از سوی دیگر، تقویت شبکه های داخلی و راه اندازی شبکه های ویژه جوانان و نوجوانان ، با انبوهی از اطّلاعات مفید، سرگرم کننده و جذّاب ، می تواند نقش به سزایی در کاهش آلودگی های فرهنگی و اطّلاعاتی اینترنت بازی کند. قراردادن اطّلاعات مفید اینترنت بر روی شبکه های داخلی، علاوه بر ارائه خدمات و اطّلاع رسانی سالم، پس از چندی ، بایگانی غنی و پُرباری را از انواع اطلاعاتِ فراهم آمده از سراسر جهان ، در اختیار کاربران قرار می دهد که با افزایش اطلاعات داخلی و روزآمد کردن آن به عنوان زیربنای اطّلاعاتی کشور ، قابل طرح است.

سرعت بالا و هزینه کم در استفاده از شبکه های داخلی، دو عامل مهم در توجّه کاربران به این شبکه هاست. به هر حال، عدم حضور مقتدرانه فرهنگی در عصر ارتباطات (بویژه در عرصه پهناور اینترنت) ، به معنای پذیرفتن شکست در بخش وسیعی از صحنه تهاجم فرهنگی است. گریز از حضور در شبکه های جهانی اطلاع رسانی و نادیده گرفتن تحوّلات عصر ارتباطات، ما را در موضعی منفعلانه و شکست پذیری قرار خواهد داد.

به همین منظور، استفاده از این رسانه ، به عنوان یک وسیله تدافعی و در گامی فراتر ، به عنوان ابزاری تهاجمی، می تواند ما را در تحقّق بخشیدن به ایده های جهان شمول اسلامی و ملّی ، یاری دهد. علاوه بر راه کارهای یاد شده، ایجاد یک «نظام قانونمند اینترنتی» در جامعه ، ضروری است که می تواند به عنوان پادزهر ، آسیب های اینترنتِ سرکش و افسارگسیخته را مهار کند. اگر این نظام ، با یک نظام حقوقی و دادرسی جامع همراه شود، موارد تخلّف و سوء استفاده از این رسانه را به راحتی ، قابل تشخیص و پیگیری قضایی قرار خواهد داد . [۳۲۵]

با نگاهی دوباره به مقوله نظارت اجتماعی ، به عنوان تنها راه کار کنترل انحرافات اجتماعی (بویژه پیشگیری از ورود انحرافات جوانان دیگر کشورها از طریق اینترنت و رسانه های مدرن در عصر ارتباطات) ، می توان به انتخاب بهترین نوع نظارت پرداخت. به نظر می رسد از انواع نظارت بیرونی، نظارت غیررسمی، عاطفی و اقناعی، مؤثرتر از دیگر انواع نظارت ها هستند.

در این میان ، نظارت خانواده، به دلیل ویژگی های خاصّ آن ، موجب می گردد از میزان کارایی بالایی نسبت به دیگر نظارت های اجتماعی ، برخوردار باشد. این ویژگی ها عبارت ند از:

۱ . مجری نظارت در خانواده، مخاطب خود را به خوبی می شناسد و مطابق ویژگی های شخصیتش، او را از انحرافات ، باز می دارد .

۲ . نظارت هایی که از طرف خانواده اعمال می گردد، معمولاً حالت عاطفی دارد و از روش ها و ابزارهای غیر رسمی که طیف وسیعی را در بر می گیرد استفاده می گردد .

۳ . معمولاً اعضای خانواده ، تا زمان اصلاح فرد خطاکار و منحرف و تغییر رفتار وی و هماهنگی و همسویی وی با دیگر اعضای خانواده، به اقدامات اصلاحی خویش ادامه می دهند. بنا بر این ، خانواده ، به عنوان مهم ترین عامل تربیت در جهت دهی فرزندان به سوی نظارت درونی، نقش عمده و مهمّی را ایفا می کند و می تواند با تربیت فرزندان بر پایه دست مایه های فطری و الهی، آنان را از درون ، بر اعمال و رفتار خود ناظر نماید و این ، امکان پذیر نیست، مگر این که والدین، خود نیز از این دست مایه های درونی ، بهره مند شده باشند. عموم مردم نیز به عنوان ناظر غیر رسمی ، می توانند نقش بارزتر و مؤثّرتری بر جلوگیری از ورود انحرافات اجتماعی داشته باشند. هر اندازه اعضای جامعه، التزام عملیِ بیشتری به هنجارها و ارزش های جامعه داشته باشند، به همان میزان ، هنگام وقوع انحراف ، واکنش جامعه ، شدیدتر خواهد بود. به همین دلیل باید افراد جامعه، خود ، از نیروی کنترل درونی برخوردار باشند تا بتوانند نسبت به هنجارها التزام عملی داشته باشند.

بنا بر این ، «نظارت درونی» ، به عنوان بهترین، مؤثّرترین و اصولی ترین شیوه نظارت در این دوران ، رخ می نماید ؛ ولی هزاره سوم که میدان ظهور نتایج و پیامدهای انقلاب ارتباطات است، دارای ویژگی چالش آفرین «ساخت زدای» برای همه حوزه های فعالیت بشری است. [۳۲۶]

این ویژگی انکارناپذیر، ساختارهای مفهومیِ پذیرفته شده ما را در جنبه های گوناگونْ متزلزل می کند و مجالی برای ظهور آنها نمی گذارد؛ به همین جهت، فرایند نظارت اجتماعی متزلزل در نوع بیرونی، ناکارآمدی خود را آشکار کرده است. در این دو ساختار متقابل، ساختار «دور نزدیک» ، یک تقابل مکانی است.

در این نوع تقابل، همیشه سعی بر این بوده که فرد ، خود را از محیط های نامطلوب دور کند تا به انحراف دچار نشود و نیز فرد منحرف را از محیط ، دور نگه دارند تا نه فرد منحرف ، ذهنیتی برای بزهکاری داشته باشد و نه دیگران را بتواند به سوی نابه هنجاری ها سوق دهد. وسایل منحرف کننده نیز باید از دسترس افراد ، دور نگه داشته شوند تا زمینه انحراف ایجاد نشود ؛ امّا این تقابل در عصر ارتباطات ، به تدریج ، ساخت زدایی می شوند و با شکستن این ساختار، دیگر تقابلی بین دور و نزدیک وجود نخواهد داشت زیرا رسانه های ارتباطی مدرن (مثل : ماهواره و اینترنت) ، این فاصله مکانی را از بین می برند و زمان و مکان را به سرعت در می نوردند و بدین وسیله، افراد ، وارد محیط های انحراف می گردند.

سرعت پیشرفت تکنولوژیِ ارتباطی به گونه ای است که امکان مهار و کنترل کردن آن ، با دور نگه داشتن از محیط و یا محدود کردن آن ، به هیچ وجه امکان پذیر نیست و

نظارت مبتنی بر تربیت دینی

در مواردی، تنها به صورت مقطعی و موضعی می توان از این نوع کنترل بهره گرفت. ساختار «ممنوع مجاز» نیز در معرض ساخت زدایی واقع شده است . این ساختار ، ناظران اجتماعی را قادر می سازد که با مجازات و ترساندن ، افراد را از امور ممنوعه و نابه هنجاری های اجتماعی باز دارند ؛ امّا اکنون در جامعه پُست مدرن که بسیاری از امور ممنوع، مجاز و یا دستِ کم ، اجتناب ناپذیر شمرده می شود ، کدام ناظرِ اجتماعی می تواند از ساختار «ممنوع مجاز» بهره کافی ببرد ؟! اگر اندکی واقع بین باشیم، در این دوران که زندان ها با روش نظارتی «دور نزدیک» از مجرمان پر شده است و موج فزاینده انحرافاتی از قبیل : شراب خواری، اعتیاد، انحرافات جنسی، سوء استفاده های اقتصادی و مواردی از این دست که خاکریز ارزش های دینی و انقلابی را درهم شکسته اند و برخوردهای ناشیانه و غیرکارشناسانه با پدیده ماهواره و اینترنت، موجب حریص شدن جوانان به این دو رسانه شده است و همچنین روش های به کار گرفته شده در احیای «امر به معرف و نهی از منکر» ، به عنوان یک اصل حیاتی و مهم اسلامی در نظارت اجتماعی، ناکارآمدیِ خود را در دهه های اخیر نشان داده است ، درمی یابیم که زمان استفاده از تقابل «دور نزدیک» و «ممنوع مجاز» به سر آمده و برای پیشگیری از انحرافات و نیز درمان بیماری مهلکِ کنونی، باید چاره ای دیگر اندیشید.

نظارت اجتماعی اگر بخواهد با این دو ساختار ، به عملیات مقابله اجتماع با انحراف کمک کند، بدون تردید در این عصر ، دوام نخواهد آورد و اصرار بر استفاده از این روش ها، ثبات جامعه را در آینده ای نه چندان دور ، به چالش می کشد. امّا آیا در نظارت اجتماعی، ظرفیتی برای حضور مقتدرانه، مؤثّر و متناسب با عصر حاضر وجود دارد ؟ برای جواب به این سؤال، به نظارت مبتنی بر تربیت دینی می پردازیم.

چنان که پیش تر گفته شد، نظارت اجتماعی (بویژه نوع درونی آن) اگر بر تربیت دینی مبتنی باشد، در رویارویی با ویژگی های دوران پُست مدرن ، حضوری متناسب و مؤثّر خواهد داشت. اکنون جای آن است که تربیت دینی، با توجّه به عناصر آن ، مورد بررسی قرار گیرد. عناصر تربیت دینیِ متناسب با عصر حاضر، از سه مؤلّفه مهم «عقلانیت» ، «تقوای حضور» [۳۲۷] و «ارزیابی و نقادی» تشکیل یافته است.

یک . عقلانیت

تربیت دینی در این دروان باید بیشتر از هر زمان دیگر ، چهره ای عقلانی داشته باشد ؛ زیرا در عصر ارتباطات، مبادله اطّلاعات و نظرگاه های گوناگون ، به آسانی و سرعت ، انجام می گیرد و پذیرش دیدگاه ها ، باید مبتنی بر قوه عقلانیت باشد ، با توجه به این عنصر فردی که از درون خویش به خودفرمانی عقلانی دست یابد، در فرایند نظارت بر خود و دیگران ، کمتر به اشتباه می آلاید و نظارت ، با سلامت بیشتری به اهداف خود دست می یابد.

دو . تقوای حضور

عنصر «تقوای حضور» یکی از مؤلّفه های ارزشمند و اساسی تربیت دینی است که عالی ترین مرتبه تقواست و با «تقوای پرهیز» [۳۲۸] که مرتبه نازل آن است، تفاوت دارد . [۳۲۹]

اگر تربیت دینی ، بر تقوای پرهیزْ استور باشد، نوعی تربیت قرنطینه ای و گُل خانه ای به حق خواهد یافت که براساس آن، حفظ افراد ، تنها با قرار گرفتن در محدوده ای جدا و دور از شرایط ، میسّر است. عمل به این نوع تقوا که بر اساس مفهوم دینی «ترس از عذاب الهی» در درون فرد شکل می گیرد ، در عصر حاضر که ارتباطات ، روز به روز گسترده تر می گردد اساسا ، در برخی از قلمروها غیر ممکن می شود ؛ زیرا فضاهای مخرّبی که در جامعه یا درون خانه ، از طریق ماهواره و اینترنت ، بر ما تحمیل می شود، پیشاپیش ، امکان پرهیز را از ما می ستاند.

بنا بر این ، نظارت درونی مبتنی بر تقوای پرهیز، گرچه گاهی ثمربخش خواهد بود، ولی در مقابل موج فزاینده داده های مخرّب ، به سرعت ، کارآمدی خود را از دست می دهد. به همین جهت ، چون به هیچ وجه ، توان مرزهای اطلاعاتی را نداریم ، تربیت دینی باید براساس مؤلّفه «تقوای حضور» به صحنه پا گذارد و از این رهگذر است که می توان به نظارت درونیِ ریشه دار ، دست یافت.

در تقوای حضور ، فرد ، ضمن این که در جامعه و در معرض انواع آلودگی ها قرار دارد، خود را در مرتبه ای فراتر می یابد که می تواند در مقابل انحرافات ، مصونیت داشته باشد. «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لَا یَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ . [۳۳۰]

ای کسانی که ایمان آورده اید ، به خودتان بپردازید. هرگاه شما هدایت یافتید، آن کسی که گمراه شده ، به شما زیانی نمی رساند» . بر اساس مفهوم آیه شریفه، انسان باید به درون خود بپردازد و به مرتبه ای از هدایت درونی دست یابد که گمراهان ، توان آسیب رسانی به او نداشته باشند. این ، معنای دقیق و عمیق خودفرمانیِ درونی است که فرد را قادر می سازد ضمن حضور در متن جامعه و قرار گرفتن در عرصه ارتباطات ، خود را به انواع آلودگی ها نیالاید و دیگرانی را که بهره کمتری از تقوا برده اند، تربیت کند.

سه . ارزیابی و نقّادی

سومین مؤلّفه تربیت دینی، «ارزیابی و نقّادی» است. بر پایه این عنصر، فرد ، به ارزیابی داده ها و سپس گزینش یا طرد آنها اقدام می کند. در واقع ، این ویژگی ، پشتوانه ای برای تقوای حضور در دوران کنونی است. طرد همگیِ آنچه متعلّق به این عصر است، نه تنها ممکن نیست، بلکه نامطلوب است ؛ زیرا طرد غیر منصفانه تمام مظاهر این دوران، زمینه ای را فراهم خواهد ساخت که افراد جامعه، دست به شورشی خشم آلود و انتقام جویانه بزنند و به قبول تمام عیار همه مظاهر عصر ارتباطات ، روی آورند. به همین دلیل ، تربیتِ غیر تعصّبی ، واقع نگر و منصفانه ، افراد را به سوی این ویژگی هدایت می کند تا بتوانند در متن شرایط ناسالم، حضوری سالم داشته باشند. در مورد پدیده اینترنت و ماهواره نیز در تربیت دینی جوانان، باید ذهنیتی روشن و منتقدانه ایجاد کرد که در آن ، جنبه های مثبت و منفی این پدیده مشخّص گردد و زمینه استفاده مناسب از آن فراهم آید.

مؤلّفه ارزیابی و نقّادی را می توان در مورد همه انحرافاتی که ممکن است برای جوان رخ دهد، به کار گرفت و ذهن آنها را نسبت به مورد انحراف ، حسّاس کرد ؛ زیرا (چنانچه گفته شد) ویژگی دوران ارتباطات ، ساخت زدایی است. ساخت های فکری و عاطفی اعضای جوامع را در معرض فروپاشی می نهد و آنها را به نوعی عادی انکاری در امور (بویژه مسائل اخلاقی) سوق داده است. مسئله حسّاسیت زدایی و عادی سازی، امری است که در این دوران ، به روشنی آشکار است و همین ، موجب تسامح، تساهل و عادی سازی در بنیان های اخلاقی جامعه شده است.

لذا این ، موضوعی است غیر قابل اجتناب که گریزی از موج فزاینده آن نیست. تربیت دینی ، با وجود دارا بودن ویژگی نقّادی، خود می تواند با نقدهای موردی و آموزش افراد برای برخوردهای نقّادانه، این موج حسّاسیت زدایی عادی سازی را مهار کند و آنان را برای حضور سالم در متن جامعه و درگیری با زمینه های انواع انحرافِ همراه ارزیابی و نقادی ، آماده سازد. [۳۳۱]

د . مراقبه های فردی

اشاره

برای پیشگیری از ابتلا به رفتارهای نابه هنجار جنسی و کنترل خود از انحرافات، شیوه های بسیاری در متون حدیثی ، مطرح گردیده اند که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم :


خویشتنداری

هر فردی باید توجّه داشته باشد که تأثیرپذیری از محرّک ها و تسلیم شدن در برابر خواهش ها و تمایلات جنسی ، با عزّت و کرامت انسانی ، سازگار نیست . برعکس ، خویشتنداری، از قدرت و توانمندی عقلی و شرافت وی حکایت دارد. امام علی علیه السلام با اشاره به این که کسی که احساس کرامت و بزرگی دارد ، به امیال و شهوات انحرافی توجهی نمی کند ، می فرماید : مَن کَرُمَت عَلَیهِ نَفسُهُ هَانَت عَلَیهِ شَهَوَاتُهُ . [۳۳۲] کسی که خودش را باکرامت و شریف بداند، توجّه به امیال و شهوات خارج از نیاز طبیعی را پستی و خواری تلقّی می کند . همچنین با توجّه به این که شهوت ، انسان را پست و بی مقدار می سازد، می فرماید : مَا رَفَعَ امرَأً کَهِمَّتِهِ وَ لَا وَضَعَهُ کَشَهوَتِهِ . [۳۳۳]

هیچ چیزی به مانند همّت بلند ، شخص را دارای عزّت نمی کند و هیچ چیزی به مانند شهوت ، شخص را بی مقدار و پست نمی سازد. احساس کرامت و شرافت ، به این است که فرد ، عاقلانه می اندیشد و با چشم بصیرت ، درمی یابد که چه خواهش های نفسانی ای ، به حیثیت و شخصیت انسانی او ، ضربه وارد می سازند . رسول اکرم ، این نوع اندیشه و بصیرت را محبوب خدا دانسته ، می فرماید : إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ البَصَرَ النَّافِذَ عِندَ مَجِی ءِ الشَّهَوَاتِ .[۳۳۴]

به درستی که خداوند ، تیزبینیِ فردی را که به هنگام اوج شهوت ها ، به انحراف ها توجه می کند ، دوست دارد . ایشان در حدیث دیگری ، امیال انحرافی را بیماری دانسته و به تدبیر عقلانی و مقابله با آن ، توصیه کرده و فرموده است : الشَّهوَهُ دَاءٌ وَ عِصیَانُهَا دَواءٌ . [۳۳۵]

خواهش های انحرافی ، بیماری است و درمانش ، مقابله با آن . در تعبیر امام علی علیه السلام تصریح شده است که این مقابله باید با تدبیر عقلانی انجام شود ، آن جا که می فرماید : دَاوُوا الغَضَبَ بِالصَّمتِ وَ الشَّهوَهَ بِالعَقلِ . [۳۳۶]

خشمگینی را با سکوت ، و شهوت را با تدبیر عقلی ، درمان کنید. علاوه بر عزّت نفس و تدبیر عقلانی، تمرین و ممارست در جهت مقابله با امیال ، خودکنترلی فرد را قوی می سازد و مهارتی ایجاد می کند که هم می تواند تمایلات را داشته باشد و هم تحت تأثیر آن عوامل درونی ، به رفتارهای نابه هنجار اقدام نکند. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید : إِذَا کَثُرَتِ المَقدِرَهُ قَلَّتِ الشَّهوَهُ . [۳۳۷]

هنگامی که نفس انسانی ، قوی شود، شهوتش کاهش می یابد. نیز مقاومت را عامل پیروزی بر هواهای نفسانی می داند و می فرماید : قَاوِمِ الشَّهوَهَ بِالقَمعِ لَهَا تَظفَر . [۳۳۸] با مخالفت عملی با هواها، اگر در برابر شهوات ، مقاومت کند ، حتماً پیروز می شود.

در بیان دیگری از آن امام علیه السلام مقاومت همراه با تدبیر عقلانی را هوشیاری و مهارت فردی دانسته ، می فرماید : الکَیِّسُ مَن مَلَکَ عَنَانَ شَهوَتِهِ . [۳۳۹] انسان زیرک ، کسی است که عنان امیال را تحت اختیار خویش بگیرد و بر آنها مسلّط باشد .


ذکر و توجّه

توجّه به خدا و درک آگاه بودن خدا از انجام شدن رفتارهایی که بشر را از آن نهی کرده است، حیا و یا ترسی در فرد پدید می آورد که می تواند از انحرافات جنسی جلوگیری کند. امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه «وَ لِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ» ؛ [۳۴۰] فرمود : وَ هُوَ أَنَّ الرَّجُلَ یَهجُمُ عَلَی شَهوَهٍ مِن شَهَوَاتِ الدُّنیَا وَ هِیَ مَعصِیَهٌ فَیَذکُرُ مَقَامَ رَبِّهِ فَیَدَعُهَا مِن مَخَافَتِهِ ، فَهَذِهِ الآیَهُ فِیهِ . [۳۴۱]

مراد از آیه ، فردی است که می خواهد با حرص و ولع ، به تمایلات شهوانی و انجام دادن عمل معصیت ، هجوم ببرد . زمانی که مقام و موقعیت خدا به او یادآوری می شود، آن گناه را از ترس خدا رها می کند. آیه در این مورد است. امام صادق علیه السلام نیز می فرماید : وَ قطعُ عُرُوقِ مَنَابِتِ الشَّهَوَاتِ بِدَوَامِ ذِکرِ اللّهِ وَ لُزُومِ الطَّاعَهِ لَهُ . [۳۴۲]

با استمرار بخشیدن به یاد خدا و توجّه به لزوم پیروی از دستورهای او ، ریشه هایی که سرچشمه امیال شهوانی اند ، بکَنید. یادآوری مرگ و زندگی در عالم برزخ نیز از عوامل پیشگیری از امیال شهوانی ، دانسته شده است. در حدیثی نقل شده که خداوند به حضرت موسی علیه السلام فرمود : وَ اذکُر إِنَّکَ سَاکِنُ القَبرِ فَلیَمنَعَکَ ذَلِکَ مِنَ الشَّهَوَاتِ . [۳۴۳]

به خود یادآوری کن که در قبر ، سکونت خواهی کرد . پس این یادآوری ، مانع می شود از این که در شهوت ها غرق شوی. امام علی علیه السلام نیز می فرماید : وَ کَانَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله کَثِیراً مَا یُوصِی أَصحَابَهُ بِذِکرِ المَوتِ فَیَقُولُ : أَکثِرُوا ذِکرَ المَوتِ فَإِنَّهُ هَادِمُ اللَّذَّاتِ ، حَائِلٌ بَینَکُم وَ بَینَ الشَّهَوَاتِ . [۳۴۴]

رسول خدا صلی الله علیه و آله بسیار اصحاب را به یادآوری مرگ توصیه می کردند و می فرمود: «مرگ را زیاد به یاد آورید ؛ زیرا که فکر شما را از لذّات زودگذر بیرون می برد و بین شما و شهوت رانی شما حائل می گردد».

توجّه به زمینه های محیطی

گفتگوی بیش از حد ضرورت با جنس مخالف، ارتباط های مکرّر ، گرم گرفتن ها و خودمانی شدن ها ، همگی ، زمینه کشش به شهوات و رفتارهای جنسی را فراهم می سازند. فرد برای پیشگیری از تمایلات شهوی و انجام یافتن انحرافات جنسی، از این زمینه های محیطی باید پرهیز کند و نگذارد شرایطی فراهم شود که تحریکات و کشش های جنسی ، در او تشدید گردد و با فشار تمایل درونی ، به رفتارهای نابه هنجار روی بیاورد.

از این رو در احادیث ، به برخی از این زمینه ها ، گوشزد شده است. امام علی علیه السلام سلام ابتدایی مرد به زن نامحرم و دعوت از او برای غذا خوردن با هم را از این زمینه ها می داند و می فرماید : لَا تَبدَؤُوا النِّسَاءَ بِالسَّلَامِ وَ لَا تَدَعُوهُنَّ إِلَی الطَّعَامِ فَإِنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله قَالَ : النِّسَاءُ عِیٌّ وَ عَورَهٌ فاستُرُوا عِیَّهُنَّ بِالسُّکُوتِ وَ استُرُوا عَورَاتِهِنَّ بِالبُیُوتِ . [۳۴۵]

در سلام کردن به زنان نامحرم، شما مردان ، آغازگر نباشید و آنان را به غذا خوردن با شما، فرا نخوانید ؛ زیرا که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: زنان ، با تأنّی و نازْ سخن می گویند و بدن آنها عورت است . با پرهیز گفتگو با آنان ، از این نوع ابراز کلامی آنها جلوگیری کنید و آنچه را که باید از بدن آنها از دیدگان نامحرمان مستور بماند، با ماندن آنها در خانه ها (و عدم مراوده با مردان) پیشگیری نمایید. مراوده مردان با زنان ، به نظر پیامبر صلی الله علیه و آله زمینه ساز نابه هنجاری است . ایشان می فرماید : مَا تَرَکتُ بَعدِی فِتنَهً أَضَرَّ عَلَی الرِّجَالِ مِنَ النِّسَاءِ .[۳۴۶]

هیچ چیزی را برای مردان ، زیان بارتر و فتنه انگیزتر از مراوده با زنان نمی بینم.

نیز فرمود: اتَّقُوا فِتنَهَ الدُّنیَا وَ فِتنَهَ النِّسَاءِ فَإِنَّ أَوَّلَ فِتنَهِ بَنِی إِسرَائِیلَ کَانَت مِن قِبَلِ النِّسَاءِ . [۳۴۷]

بپرهیزید از فتنه و فسادانگیزی دنیا و زنان ! به درستی که اوّلین فسادانگیزی در بنی اسرائیل ، از ناحیه زنان بوده است. از جمله عوامل زمینه ساز نابه هنجاری های جنسی ، پشت سر زنان حرکت کردن و نگاه به آنان است. به دلیل فتنه انگیزی و کشش جنسی این رفتار است که حضرت داوودِ پیامبر علیه السلام به فرزندش فرمود: یَا بُنَیَّ امشِ خَلفَ الأسَدِ وَ الأُسُودِ وَ لَا تَمشِ خَلفَ المَرأَهِ . [۳۴۸]

ای فرزندم ! پشت سرِ شیر درنده و مار سیاه گزنده ، حرکت کن ؛ ولی پشت سر زن حرکت نکن . ترک این رفتار نابه هنجار ، علاوه بر این که فرد را از آسیب های روانی و شهوی ، مصون نگه می دارد، اثر وضعی آن را بر روی همسر خود نیز جلوگیری می کند. منظور از این اثر وضعی ، آن است که کسی که چشم چرانی می کند و به پشت زنان دیگر نظر می افکند ، چه بسا نامحرمان نیز به همسر او ، نگاه می کنند.

انسان غیرتمند ، اگر دوست ندارد کسی به همسرش نگاه شهوانی داشته باشد ، پس خودش نیز نباید به زنان دیگر ، این گونه نگاه کند. از امام صادق علیه السلام نقل شده : أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ تَمُرُّ بِهِ المَرأَهُ فَیَنظُرُ إِلَی خَلفِهَا فَقَالَ أَیَسُرُّ أَحَدُکُم أَن یَنظُرُ الرِّجَالُ إِلَی أَهلِهِ ارضَوا لِلنَّاسِ مَا تَرضَونَ لِأَنفُسِکُم. وَ قَالَ : مَا یَأمَنُ الَّذِینَ یَنظُرُونَ فِی أَدبَارِ النِّسَاءِ أَن یُبتَلَوا بِذَلِکَ فِی نِسَائِهِم . [۳۴۹]

از امام صادق علیه السلام پرسیدند : آیا جایز است که زن را از پشت سر ، ورانداز کرد . امام فرمود : شما حاضرید که مردی به همسر شما این گونه نگاه کند ؟ پس هر چه برای خود می پسندید ، برای دیگران هم بپسندید. و فرمود: کسانی که به پشت زنان نگاه می کنند چه تضمینی وجود دارد که به پشت زنان آنها نگاه نشود .

علی بن ابراهیم ، در تفسیر خود می گوید : هنگامی که دختران شعیب، فداکاری حضرت موسی را نقل کردند ، حضرت شعیب ، یکی از آنها را فرستاد تا حضرت موسی را به خانه اش دعوت کند. وقتی حضرت موسی قبول دعوت کردند و همراه دختر شعیب ، به سوی خانه روان شدند، دختر حضرت شعیب ، به خاطر راهنمایی، جلوتر می رفت و باد ، لباس او را به این سو و آن سو حرکت می داد و اندام او را مشخص می کرد.

حضرت موسی به آن دختر گفت : تَأَخَّرِی وَ دُلِّینِی عَلَی الطَّرِیقِ بِحَصَاهٍ تُلقِیهَا أَمَامِی أَتبَعُهَا ، فَإِنّا مِن قَومٍ لا یَنظُرُونَ فِی أَدبَارِ النِّسَاءِ . [۳۵۰]

پشت سر من بیا، اگر دیدی که راه را اشتباه می روم ، با انداختن سنگی ، راه را برای من مشخّص کن ؛ زیرا ما قومی هستیم که به پشت سر بانوان ، نگاه نمی کنیم .

در حدیث یاد شده ، چند مطلب قابل توجّه وجود دارد : اوّل این که حضرت موسی ، نه تنها به آن دختر نگاه نکرد ، بلکه برای پیشگیری از فساد احتمالی ، دو پیشنهاد می کند: یکی این که به خاطر پیشگیری از نگاه احتمالی ، دستور داد که از پشت سر او بیاید.

و دیگری دستور داد با او صحبت نکند و اگر راه را اشتباه رفت ، با انداختن سنگ ، او را راهنمایی کند. دوم این که به دختر حضرت شعیب علیه السلام فهماند که این کار ، بی احترامی به او نیست ؛ بلکه به خاطر حرمت اوست. این که فرمود : ما قومی هستیم که به زنان، حتی از پشت سر نیز نگاه نمی کنیم ؛ گویا در مقام نشان دادن سیره عملی انبیا بوده که از این جهت ، بسیار حائز اهمیت است.

سوم این که ، این رفتار ، موجب شد که حضرت موسی ، مورد پسند دختران شعیب قرار گیرد و پیشنهاد اجیر کردن او را با حضرت شعیب علیه السلام مطرح کنند. امام کاظم علیه السلام این قضیه را در تفسیر آیه «یَأَبَتِ اسْتَئجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَئجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ» [۳۵۱]چنین نقل می کند : قَالَ لَهَا شُعَیبٌ علیه السلام : یَا بُنَیَّهِ هَذَا قَوِیٌّ قَد عَرَفتِهِ بِرَفعِ الصَّخرَهِ ، الأَمِینُ مِن أَینَ عَرَفتِهِ قَالَت : یَا أَبَهِ إِنِّی مَشیتُ قُدَّامَهُ فَقَالَ : امشِی مِن خَلفِی فَإِنْ ضَلَلتُ فَأَرشِدِینِی إِلَی الطَّرِیقِ، فَإِنَّا قَومٌ لَا نَنظُرُ فِی أَدبَارِ النِّسَاءِ . [۳۵۲]

حضرت شعیب گفت: دخترم ! قوی بودن او را از برداشتن سنگ بزرگی از روی چاه ، فهمیدی ؛ امّا از کجا معلوم که امین است ؟ عرض کرد: پدر جان ! من جلوتر از او می آمدم . وی گفت : از پشت سر من بیا و اگر گمراه شدم ، مرا به مسیر راه راهنمایی کن ؛ چون ما قومی هستیم که پشت سر بانوان ، نگاه نمی کنیم .

استکمال عقل

عقل در وجود فرد ، راهنمایی کردن به سوی هنجارها و بازداشتن از روی آوردن به نابه هنجاری ها را به عهده دارد . هرقدر عقل ، کامل تر شود و توانایی اش در درک مسائل و ارزیابی عملکردها بیشتر گردد ، بهتر می تواند در برابر انگیزه های شهوانی ، مقاومت کند و تحت سیطره آنها درنیاید ؛ بلکه هواهای نفسانی را تعدیل نماید و تحت نفوذ و هدایت خود، جهت دهی مطلوبی برای آنها داشته باشد. به عبارت دیگر ، هرچه عقل ، توانمندتر ، نقش خود را ایفا کند، تهاجم هواهای نفسانی ، ضعیف تر می گردد. امام علی علیه السلام فرمود : إِذا کَمَلَ العَقلُ نَقَصَت الشَّهوَهُ . [۳۵۳]

هنگامی که عقل ، کامل و توانمند می گردد ، شهوت و میل ، فروکش می کند . کمال عقلی ، باعث می شود که فرد ، در ارزیابی هایش ، به بی ارزشی امیال شهوی توجّه کند و محرّکی برای انجام دادن آنها نداشته باشد . از این رو ، امام علی علیه السلام می فرماید : مَن کَمَلَ عَقلُهُ استَهَانَ بِالشَّهَوَاتِ .[۳۵۴]

کسی که عقلش به تدریج کامل می شود ، به امیال و خواسته های شهوی ، بی توجه می گردد. از آن جا که عقل ، با تدبیر و بر اساس حکمت ، ارزیابی خود را از رفتارها انجام می دهد ، لذا افعالی که نتیجه حکیمانه داشته باشند ، می پذیرد و افراط کاری ها و نابه هنجاری هایی را که جز آسیب و آفت، ثمره دیگری ندارند ، کنار می زند. امام علی علیه السلام فعّالیت و ارزیابی عقل را حکمت دانسته ، می فرماید : کُلَّمَا قَوِیَتِ الحِکمَهُ ضَعُفَتِ الشَّهوَهُ . [۳۵۵]

هر گاه حکمت [ در کسی ] قوّت یابد ، شهوت ، ضعیف می شود . هرگاه حکمت و ارزیابی فرد ، قوی و توانمندانه انجام شود ، میل شهوی او آن قدر ضعیف و سست می گردد که نمی تواند باعث انجام شدن رفتارهای انحرافی در فرد بشود . از نشانگان استکمال عقل و ارزیابی حکیمانه، توجّه به لذّت محدود و زود گذر در نابه هنجاری های جنسی و آفات مترتّب بر آن است که تاریخ از آن حکایت دارد . امام علی علیه السلام با توجّه به زوال لذّات، اندیشه در مورد آن را از شیوه های بازدارنده امیال شهوی در انسان می داند و می فرماید : اذکُر مَعَ کُلِّ لَذَّهٍ زَوَالَهَا ... فَإِنَّ ذَلِکَ ... أَنفَی لِلشَّهوَهِ . [۳۵۶]

به یاد آور محدودیت و نابودی لذّت شهوی را که این توجّه ، باعث نفی محرّک بودن شهوت در فرد می گردد. امام باقر علیه السلام نیز با اشاره به نقش تقوا در سلامت روانی آدمی می فرماید : أُوصِیکَ بِتَقوَی اللّهِ فَإِنَّ فِیهَا السَّلَامَهَ مِنَ التَّلَفِ... یَقِی بِالتَّقوَی عَنِ العَبدِ مَا عَزَبَ عَنهُ عَقلُهُ وَ یُجلِی بِالتَّقوَی عَنهُ عَمّاهُ وَ جَهلَهُ ... فَازَ الصَّابِرُونَ ... نَبَذُوا طُغیَانَهُم مِنَ الإِیرَادِ بِالشَّهَوَاتِ لِمَا بَلَغَهُم فِی الکِتَابِ مِنَ المَثُلَاتِ . [۳۵۷]

شما را به تقوای الهی توصیه می کنم ؛ زیرا تقوا ، باعث سلامت فرد از آسیب است.

تقوا، فرد را از آنچه در ابتدا ، عقل از آن غفلت می کرده ، حفظ می کند و کوری و نادانی او ، به کشف حقیقت تبدیل می شود. افرادی که در برابر خواهش های نفسانی مقاومت می کنند و ارزیابی از آنها دارند، سرکشی امیال را با تفکّر در عبرت ها و آنچه از گذشتگان به آنها رسیده، از میان برمی دارند.

توجّه به همسر و استمداد از خدا

از اموری که لازم است فرد برای پیشگیری از تأثیر محرّکات جنسی و کشش به سوی رفتارهای نابه هنجار ، انجام دهد ، این است که اگر دارای همسر است ، به او بنگرد و زیبایی هایش را مشاهده کند و توجّه کند که آنچه مثلاً دیگر زنان دارند، همسر او نیز دارد . از این راه ، فشار محرّک ، بر فرد کاهش می یابد و انگیزه روانی برای کاهش به سوی رفتار نابه هنجار جنسی ، ضعیف می گردد و فرد می تواند خود را از آلوده شدن به انحرافات ، مصون نگه دارد.

اگر کسی همسر ندارد ، روی آوردن به دعا و نماز و کمک از خداوند برای فراهم سازی زمینه ازدواج، موقعیت روانی عاطفی نسبت به خداوند برایش پدید می آورد . از این طریق ، تأثیر فشار محرّک در او ضعیف می گردد ، فرد می تواند خود را در مقابل محرّکات جنسی مقاوم نماید و در خود ، مصونیت ایجاد کند .

امام علی علیه السلام در این خصوص می فرماید : إِذَا رَأَی أَحدُکُم امرَأَهً تُعجِبُهُ فَلیَأتِ أَهلَهُ، فَإِنَّ عِندَ أَهلِهِ مِثلَ مَا رَأَی، فَلَا یَجعَلَنَّ لِلشَّیطَانِ عَلَی قَلبِهِ سَبِیلاً لِیَصرِف بَصَرَهُ عَنهَا. فَإِذَا لَم یَکُن لَهُ زَوجَهُ فَلیُصَلِّ رَکعَتَینِ وَ یَحمَدُ اللّهَ کَثِیراً وَلیُصَلِّ عَلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله ثُمَّ یَسأَلُ اللّهَ مِن فَضلِهِ فَإِنَّهُ یُنتِجُ لَهُ مِن رَأفَتِهِ مَا یُغنِیهِ . [۳۵۸]

هنگامی که یکی از شما مردان ، زنی را دید که جذب نگاه به او شد، متوجّه همسر خود شود و بداند آنچه را که دیده ، زنش نیز داراست .

پس شیطان را به دل خود راه ندهد و چشم به آن زن ندوزد ؛ امّا اگر مرد ، همسر ندارد ، برود دو رکعت نماز بخواند و حمد خدای را بسیار به جای آورد و بر پیامبر صلی الله علیه و آله صلوات بفرستد و از خداوند بخواهد که به فضل و رحمت خویش ، او را بی نیاز گرداند . همانا خداوند به رحمت خود ، آرزوی او را برآورده خواهد کرد. امام صادق علیه السلام همین مضمون را از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمود : إِذَا نَظَرَ أَحدُکُم إِلَی المَرأَهِ الحَسنَاءِ فَلیَأتِ أَهلَهُ، فَإِنَّ الَّذِی مَعَهَا مِثلَ الَّذِی مَعَ تِلکَ. فَقَامَ رَجُلٌ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللّهِ فَإِن لَم یَکُن لَهُ أَهلٌ فَمَا یَصنَعُ قَالَ فَلیَرفَع نَظَرَهُ إِلَی السَّمَاءِ وَ لیُرَاقِبهُ وَ لیَسألهُ مِن فَضلِهِ . [۳۵۹] وقتی یکی از شما ، زن زیبایی را دید ، به نزد همسرش برود ؛ زیرا آنچه آن زن دارد ، همسرش هم از آن برخوردار است. مردی بلند شد و پرسید: ای رسول خدا! اگر فردی همسر ندارد ، چه کار کند ؟ پیامبر فرمود: سرش را به طرف آسمان بلند کند (و دعا نماید) و به نگاهش ادامه ندهد ؛ بلکه مراقب خود باشد و برای موفّقیت در خودداری از نگاه به نامحرم ، از فضل پروردگار کمک بطلبد.

مشارطه و محاسبه

از جمله مراقبه های فردی ، این است که اگر کسی نمی تواند در برابر تمایلات انحراف جنسی، خویشتندار باشد، برای پیشگیری از کشیده شدن به سوی آنها، با خود و خدا عهد و پیمان ببندد و شرط کند که آلوده نشود و در صورتی که گامی به سوی نابه هنجاری ها برداشت، جریمه ای بپردازد و هرچند وقت یک بار ، عملکردهای خود را محاسبه کند و به ارزیابی آنها بپردازد تا مبادا غفلت از شرط و پیمان ، او را از پایبندی به تعهّدش باز دارد ! در توضیح این مطلب ، به جملاتی (البته با اندک تغییر عبارتی) از بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی رحمه الله اشاره می شود.

مشارطه ، آن است که در اوّل روز ، مثلاً با خود شرط کند که امروز برخلاف فرموده خداوند تبارک و تعالی رفتار نکند و این مطلب را تصمیم بگیرد و معلوم است که یک روز خلاف نکردن ، امری است خیلی سهل، و انسان می تواند به آسانی از عهده آن برآید.

سپس خطاب به فردی که می خواهد مراقبه انجام دهد، توصیه می کند: تو عازم شو و شرط کن و تجربه نما و ببین چه قدر سهل است. ممکن است شیطان و جنود آن ملعون، این امر را بر تو بزرگْ نمایش دهند ؛ ولی این از تلبیسات(رقیب های) آن ملعون است .

او را از روی واقع و قلب ، لعن کن و اوهام باطله را از قلبت بیرون کن و یک روز تجربه کن، آن وقت موفّق خواهی شد ! باید مراقب باشی که در تمام مدّت ، متوجّه عملِ به شرط باشی و خود را ملزم بدانی به عمل کردن به آن . اگر خدای نخواسته ، در دلت افتاد که امری را مرتکب شوی که خلاف فرموده خداست ، بدان که این از شیطان و جنود اوست که می خواهند تو را از شرطی که کردی باز دارند . به آنها لعنت کن و از شرّ آنها به خداوند ، پناه ببر و آن خیال باطل را از دل بیرون نما و به شیطان بگو که من امروز با خود شرط کردم که خلاف فرمان خداوند تعالی ، کاری را نکنم .

ولی نعمت من، سال های دراز است که به من نعمت داده، صحّت و سلامت و امنیت مرحمت فرموده و لطف هایی کرده که اگر تا ابد خدمت او کنم ، از عهده یکی از آنها برنمی آیم . سزاوار نیست یک شرط جزئی را وفا نکنم. امید است که إن شاءاللّه بتواند شیطان را طرد کند و از انجام دادن گناه ، منصرف شود.

در ادامه ، امام خمینی رحمه الله ضمن اشاره به این که مراقبه با هیچ یک از کارهای فرد (از قبیل کار و سفر و تحصیل و ... ) منافات ندارد ، به مرحله «محاسبه» می پردازد و می نویسد: باید به همین حال باشی و شب به محاسبه بپردازی . محاسبه ، عبارت است از این که حساب نفس را بکشی ، در این شرطی که با خدای خود کردی که آیا به جا آوردی و با ولی نعمت خود در این معامله جزئی ، خیانت نکردی ؟ اگر درست وفا کردی ، شکر خدا کن در این توفیق و بدان که یک قدم پیش رفتی و موجب نظر الهی ، به خود شدی و خداوند ، إن شاءاللّه که تو را راهنمایی می کند و تو را در پیشرفت امور دنیا و آخرت موفّق می نماید و بدان کار ، فردا برای تو آسان تر خواهد شد.

چندی به این عمل مواظبت کن، امید است برای تو ملکه گردد ، به طوری که از برای تو خیلی سهل و آسان شود ؛ بلکه آن وقت از اطاعت فرمان خدا و از ترک معاصی در همین عالم، لذّت می بری . با این که دنیا ، جهان پاداش و جزا نیست ؛ لذّت می بری و لطف الهی اثر می کند و تو را متلذّذ می نماید . [۳۶۰]

در احادیث بسیاری ، به مواظبت از عملکرد خویش امر شده تا با حسابرسی و ارزیابی نسبت به آنچه انجام گرفته و با مراقبت پی در پی ، تعهّدات شرعی فرد با خدا و خودش عملی گردد و فرد ، به نابه هنجاری ها روی نیاورد . رسول اکرم می فرماید : لَذِکرُ اللّهِ بِالغُدُوِّ وَ الآصَالِ خَیرٌ مِن حَطمِ السُّیُوفِ فِی سَبِیلِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَعنِی مَن ذَکَرَ اللّهَ بِالغُدُوِّ تَذَکَّرَ مَا کَانَ مِنهُ فِی لَیلِهِ مِن سُوءِ عَمَلِهِ وَ استَغفَرَ اللّهَ وَ تَابَ إِلَیهِ انتَشَرَ وَ قَد حُطَّت سَیِّئَاتُهُ و غُفِرَت ذُنُوبُهُ وَ مَن ذَکَرَ اللّهَ بِالآصَالِ وَ هِیَ العَشِیَّاتِ وَ رَاجَعَ نَفسَهُ فِیمَا کَانَ مِنهُ یَومَهُ ذَلِکَ مِن سَرَفِهِ عَلَی نَفسِهِ وَ إِضَاعَتِهِ لِأَمرِ رَبِّهِ فَذَکَرَ اللّهَ وَ استَغفَرَ اللّهَ تَعَالَی وَ أَنَابَ رَاحَ إِلَی أَهلِهِ وَ قَد غُفِرتَ لَهُ ذُنُوبُهُ . [۳۶۱]

صبح و شام در یاد خدا بودن ، بهتر از این است که شمشیرها برای جهاد در راه خداوند عزّ و جلّ شکسته شود. یعنی آن کس که اوّل صبح با یاد خدا ، حساب نفس خود را می رسد و به خاطر می آورد کارهای بدی را که در شب انجام داده، از خدا آمرزش می خواهد و توبه می کند.

صبح که از منزل خارج می شود و به دنبال پیکار روزانه اش می رود، گناهانش ریخته و تخلّفاتش بخشیده شده است. کسی که اوّل شب ، خدا را به یاد می آورد و برای حسابرسی، به نفس خود مراجعه می کند و متوجّه می گردد که امروز ، بر خود ستم روا داشته و از فرمان الهی سرپیچی نموده است ، ذکر حق می گوید و از پیشگاه الهی ، طلب آمرزش می کند . سپس به نزد خانواده خود می رود ، در حالی که گناهانش بخشیده شده اند . همچنین حضرت موسی علیه السلام فرموده است : لَیسَ مِنَّا مَن لَم یُحاسِب نَفسَهُ کُلَّ یَومٍ . [۳۶۲]

از ما نیست آن کس که همه روزه ، به حساب نفس خود رسیدگی نکند.

نیز امام صادق علیه السلام در سفارشی به عبد اللّه بن جُندب می فرماید : یَابنَ جُندَبٍ حَقٌّ عَلَی کُلِّ مُسلِمٍ یَعرِفُنَا أَن یَعرِضَ عَمَلَهُ فِی کُلِّ یَومٍ وَ لَیلَهٍ عَلَی نَفسِهِ فَیَکُونَ مُحَاسِبَ نَفسِهِ فَإِن رَأَی حَسَنَهً استَزَادَ مِنهَا وَ إِن رَأَی سَیِّئَهً استَغفَرَ مِنهَا لِئَلَا یَخزَی یَومَ القِیَامَهِ . [۳۶۳] ای پسر جندب ! هر مسلمانی که به مقام امامان معصوم علیهم السلام معرفت دارد ، شایسته است که هر روز و هر شب ، اعمال خود را به نفس خویش عرضه کند و خود، حسابگر نفس خویشتن باشد. اگر در کارهایی که انجام داده ، خوبی مشاهده کرد ، در افزایش آن بکوشد و اگر بدی دید ، از پیشگاه الهی ، طلب آمرزش نماید تا در قیامت ، دچار ذلّت و خواری نشود .

پرهیز از چشم چرانی

اشاره

از جمله مراقبه های فردی ، این است که باید از نگاه به نامحرم و آنچه فرد را تحریک جنسی می کند، پرهیز کرد ؛ چون چشم چرانی ، نابه هنجاری خطرناکی است که زمینه نابه هنجاری های دیگری را نیز فراهم می سازد و یکی از انحرافات مبتلا به جامعه ماست. به همین دلیل ، لازم است که فنون این مراقبه و چگونگی راهبردهای روان شناختی آن ، به تفصیل بحث شود. نقش این نوع مراقبه در پیشگیری از ابتلا به نابه هنجاری های جنسی دیگر ، از آن جهت است که تقریباً همه نابه هنجاری های جنسی ، با این نابه هنجاری آغاز می شود . لذا از ریشه باید پیشگیری شود. امام علی علیه السلام در نقش اساسی این مراقبه می فرماید : نَعَم صَارِفُ الشَّهَوَاتِ غَضّ الأَبصَارِ . [۳۶۴]

فروبستن چشم ، بازدارنده خوبی است از خواسته ها و امیال شهوی. در اهمّیت مراقبت از نگاه حرام و نقش ارزشمند آن در پیشگیری از نابه هنجاری ها ، امام علی علیه السلام بیانات فراوانی دارد : آن را کمال و ناشی از مروّت و مردانگی فرد می داند ، دارای ارزش عبادت و بالاترین ورع خوانده است و برای آن ، آثار فراوانی چون : آرامش قلبی ، کاهش تأسّف ها و امنیت از تباهی ها قائل شده و می فرماید : غَضُّ الطَّرفِ مِن کَمَالِ الظَّرفِ . [۳۶۵]

فروبستن نگاه از حرام، از کمال و تعالی ظرفیت وجودی آدمی ناشی می شود. غَضُّ الطَّرفِ مِنَ المُرُوَّهِ . [۳۶۶]

کنترل چشم ، از مروّت و مردانگی سرچشمه می گیرد . غَضُّ الطَّرفِ عَن مَحَارِمِ اللّهِ سُبحَانَهُ أَفضَلُ عِبَادَهٍ . [۳۶۷]

چشم پوشی از محارم خدای سبحان ، بالاترین عبادت است. غَضُّ الطَّرفِ مِن أَفضَلِ الوَرَعِ . [۳۶۸]

چشم پوشی از گناه ، برترین مصداق خودکنترلی ورع و تقواست. مَن غَضَّ طَرفَهُ أرَاحَ قَلبَهُ . [۳۶۹]

کسی که ، از محارم ، چشم فرو می بندد ، دلش راحت است . مَن غَضَّ طَرفَهُ قَلَّ أَسَفَهُ وَ أَمِنَ تَلَفَهُ . [۳۷۰]

کسی که از محارم الهی چشم فرو می بندد ، تأسفش نسبت به ندانم کاری هایش کاهش می یابد و از تلف شدن نیرویش مصون است. با توجّه به اهمیت زیاد این شیوه و نقش کلیدی و ریشه ای آن در بازدارندگی از نابه هنجاری های جنسی است که با تفصیل بیشتر ، به آن می پردازیم و فنون زمینه سازی این شیوه را نیز تبیین می کنیم :

یک . توجّه به مسئولیت چشم

توجّه فرد به این نکته ، ضروری است که : چشم ، نعمتی از نعمت های الهی است که برای کارکردهای خاصی آفریده شده وهرگونه بهره برداری از آن باید مطابق با ضوابط الهی باشد و برخلاف رضایت خداوند ، نباید آن را به کار گرفت . چشم ، از اعضای مهم آدمی است که عملکردش در قیامت ، مورد سؤال قرار می گیرد.

امام صادق علیه السلام در مفهوم آیه : «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ کُلُّ أُوْلَئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئولًا» [۳۷۱] فرمود : یسأل السمع عمّا سمع و البصر عمّا نظر إلیه و الفؤاد عمّا عقد علیه . [۳۷۲]

از گوش می پرسند که : به چه گوش دادی ؟ و از چشم سؤال می شود که : به چه نگاه کردی ؟ و از دل سؤال می شود که : به چه چیزی دلبسته شدی ؟ کسی خدمت امام صادق علیه السلام رسید و عرض کرد: من همسایه ای دارم که کنیزان خواننده دارد .

آنها می خوانند و می نوازند و من گاهی که برای قضای حاجت ، به دستشویی می روم، نشستن خود را طولانی تر می کنم تا نغمه های آنها را بشنوم ، در حالی که برای چنین منظوری نرفته ام . امام صادق علیه السلام این آیه را تلاوت فرمود : «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ کُلُّ أُوْلَئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئولًا . [۳۷۳]

گوش و چشم و قلب ، همگی آنها مسئول اند» . مرد عرض کرد : گویا هرگز این آیه را از هیچ کس نه عرب و نه عجم ، نشنیده بودم و من اکنون این کار را ترک می گویم و به درگاه خدا توبه می کنم. ۴ از آن جا که چشم چرانی ، یک نوع بیماری روانی است، نجات از آن ، به اراده ای محکم و قوی نیازمند است. انسان ، نیاز دارد که مدام ، موعظه ها را به او یادآوری کرد. شخصی به خدمت امام حسن علیه السلام وارد شد و عرض کرد : من انسان گناه کاری هستم .

صبرم بر گناهم تمام شده است ، مرا راهنمایی کن . امام حسن علیه السلام فرمود : افعَل خَمسَهَ أَشیَاءَ وَ أَذنِب مَا شِئتَ فَأَوَّلُ ذَلِکَ لاَ تَأکُل رِزقَ اللّهِ وَ أَذنِب مَا شِئتَ وَ الثَّانِی اخرُج مِن وَلَایَهِ اللّهِ وَ أَذنِب مَا شِئتَ وَ الثَّالِثُ اطلُب مَوضِعا لَا یَرَاکَ اللّهُ وَ أَذنِب مَا شِئتَ وَ الرَّابِعُ إِذَا جَاءَ مَلَکُ المَوتِ لِیَقبِض رُوحَکَ فَادفَعهُ عَن نَفسِکَ وَ أَذنِب مَا شِئتَ وَ الخَامِسُ إِذَا أَدخَلَکَ مَا لِکٌ فِی النَّارِ فَلَا تَدخُل فِی النَّارِ وَ أَذنِب مَا شِئتَ . (۱)

پنج چیز را انجام دهید ، بعد هر کاری که می خواهید انجام دهید :

اوّل ، از روزی خداوند نخور و بعد هر کاری می خواهی انجام بده ؛

دوم ، از ولایت خداوند خارج شو و بعد هر کاری می خواهی انجام بده ؛

سوم ، برای گناه ، جایی را انتخاب کن که خداوند نبیند و بعد هر کاری می خواهی انجام بده ؛

چهارم ، به ملک الموت ، اجازه نده که جانت را بگیرد و بعد هر کاری می خواهی انجام بده ؛

پنجم ، از دست مالکان جهنّم خلاص شو و به جهنّم نرو ، و بعد هر کاری دلت می خواهد انجام بده .

شخص چشم چران نیز باید بداند که اگر بخواهد به ناموس مردم نگاه کند و این عضو را در مسیر انحراف ببرد ، باید با خودش شرط کند که از نعمت های خداوند استفاده نکند ، از روزی الهی ارتزاق نکند و از ولایت او خارج شود ، بعد به گناهش ادامه دهد ؛ امّا خوب می داند که این کارها شدنی ، نیستند ؛ چون هر جا که برود ، مطابق آیه : «قُلِ اعْمَلُواْ فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» ، [۳۷۴] خداوند و رسول خدا و مؤمنان خاص ، او را می بینند.

در صورت حضور ملک الموت ، لحظه ای اجازه تأخیر نمی توان گرفت . در قیامت نیز در صورت جهنّمی بودن ، نمی توان از چنگ سربازان جهنّم فرار کرد. پس شایسته است که انسان ، با درنظر داشتن این دستور العمل و دچار نشدن به پیامدهای دنیوی و اخروی آن، از چشم چرانی در گذرد و از این عضو ، استفاده شایسته ببرد.

دو . توجّه به پلیدی عمل

یکی از روش هایی که می توان به کمک آن ، از چشم چرانی پیشگیری کرد و شخصی را که به این کار عادت کرده ، درمان نمود ، آگاهی دادن نسبت به زشتی و حقیقت این عمل است. امام صادق علیه السلام این عمل زشت را نوعی زنا خوانده ، می فرماید : مَا مِن عُضوٍ إِلَا وَ هُوَ یُصِیبُ حَظَّاً مِنَ الزِّنَا ، فَزِنَا العَینَینِ النَّظَرُ وَ زِنَا الفَمِ القُبلَهُ وَ زِنَا الیَدَینِ اللَّمسُ ، صَدَّقَ الفَرجُ ذَلِکَ أَو کَذَّبَ . [۳۷۵]

هیچ عضوی نیست ، مگر آن که بهره ای از زنا دارد . زنای چشم ، نگاه حرام و زنای دهان، بوسیدن حرام و زنای دست، لمس حرام است ، چه به زنای فرج بینجامد و چه نینجامد . از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز روایت شده که فرمود : لِکُلِّ عُضوٍ مِن ابنِ آدَمَ حَظٌّ مِنَ الزِّنَا فَالعَینُ زِنَاهُ النَّظَرُ وَ اللِّسَانُ زِنَاهُ الکَلَامُ ... . [۳۷۶]

برای هر عضوی از انسان ، حظّی از زنا وجود دارد : زنای چشم، نگاه حرام و زنای گوش، گوش دادن به حرام و زنای زبان، کلام جنسی حرام است. از این رو انسان باید بداند که این عمل، حرام و زنای نسبی است و نباید به لذّت آنی و مجازی آن فریفته شود.

سه . درک حضور و آگاهی خدا

انسان باید به این نکته توجّه کند که خداوند در همه حال ، از رفتارهای چشمی و انگیزه های درونی او آگاه است. در حقیقت ، اگر خود را در محضر خدا ببیند ، حیا می کند و به سراغ نابه هنجاری چشمی نمی رود ، به راحتی ، خود را آلوده گناه نمی کند و اگر غفلتی از او سر زد ، زود توبه می کند. خداوند ، این توجّه را به افراد می دهد و می فرماید : «أَلَمْ یَعْلَم بِأَنَّ اللَّهَ یَرَی . [۳۷۷]

آیا نمی دانی که خداوند می بیند». «یَعْلَمُ خَآئِنَهَ الْأَعْیُنِ وَ مَا تُخْفِی الصُّدُورُ . [۳۷۸] خداوند از خیانت چشم ها و آنچه در دل ها پنهان است آگاه است». «قُلِ اعْمَلُواْ فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ . [۳۷۹]

(ای پیامبر !) بگو هر کاری را که می خواهید انجام دهید ؛ ولی بدانید که خداوند و پیامبر و مؤمنان ، شما را می بینند». امام صادق علیه السلام در خصوص درمان چشم چرانی از این روش استفاده می کند و می فرماید : مَا اغتَنَمَ أَحَدٌ بِمِثلِ مَا اغتَنَمَ بِغَضِّ البَصَرِ فَإِنَّ البَصَرَ لا یُغَضُّ عَن مَحَارِمِ اللّهِ إِلَا وَ قَد سَبَقَ إِلَی قَلبِهِ مُشَاهَدَهُ العَظَمَهِ وَ الجَلَالِ . [۳۸۰]

هیچ کس با چیزی چون چشم پوشیدن از نامحرم، خود را حفظ نکرده است ؛ زیرا چشم های خود را به حرام های خدا باز نمی دارد که قبلاً عظمت و جلال خداوند را در دل خویش مشاهده کرده باشد. سپس امام اضافه می کنند : از امام علی علیه السلام سؤال شد برای چشم پوشی از نگاه حرام ، از چه وسیله ای می توان کمک گرفت ؟

امام فرمود: بِالخُمُودِ تَحتَ سُلطَانِ المُطَّلِعِ عَلَی سِرِّکَ . [۳۸۱] با در نظر گرفتن قدرت خداوند که از نهان تو آگاه است.

چهار . یادآوری مرگ و قیامت

از جمله راه کارهایی که به عنوان پیشگیری و درمان چشم چرانی ، در آموزه های اسلامی ، بدان توصیه شده ، عبارت است از : «یادآوری مرگ و قیامت» . امام علی علیه السلام در وصف پاکان می فرماید : وَ بَقِیَ رِجَالٌ غَضَّ أَبصَارَهُم ذِکرُ المَرجِعَ وَ أَرَاقَ دُمُوعَهُم خَوفُ المَحشَرِ . [۳۸۲] گروه اندکی باقی مانده اند که یاد مرگ و قیامت، چشم هایشان را بر همه محارم الهی ، فروبسته، و ترس رستاخیز ، اشک هایشان را جاری ساخته است .

پنج . برگرداندن چهره

برای کسی که اراده اش قوی نیست و تکنیک های مراقبه ای انفرادی ، در او تأثیر ندارد و از چشم چرانی ، دست بر نمی دارد، باید دیگران به او کمک کنند تا اقدام به این نابه هنجاری نکند . یکی از این کارها برگرداندن چهره کسی است که دارد به نامحرم نگاه می کند تا دیگر به نگاه خود ادامه ندهد .

در صورتی هم که تکرار کند ، او را تنبیه کنند. از این روش ، موارد فراوانی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و امیر المؤمنین علیه السلام نقل شده است. برخوردهای رسول خدا صلی الله علیه و آله در خصوص افرادی که نگاه آلوده داشته اند ، حائز اهمیت است. پیامبر صلی الله علیه و آله در مقابل چشم چرانی افراد ، بی تفاوت نبود و در صورت مشاهده ، به آنان تذکّر می داد .

البته شرایط نهی از منکر را رعایت می کرد و دلسوزانه و با مهربانی اقدام می کرد ، مانند این که خود را پسر برادر می خواند. در این جا به عنوان نمونه ، به چند برخورد پیامبر صلی الله علیه و آله اشاره می کنیم . ابن عباس می گوید : در روز عرفه، شخصی که همراه پیامبر صلی الله علیه و آله بود، می گفت : جوانی، زنان را ورانداز می کرد و به آنان نظر می انداخت .

حضرت، صورت او را با دست مبارکش ، از پشت سر او ، از نگاه به زنان منصرف کرد . پیامبر ، این کار را چندبار تکرار کرد ؛ امّا آن جوان ، همچنان نگاه می کرد . در این هنگام ، پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : ابنَ أَخِی إِنَّ هَذَا یَومٌ مَن مَلَکَ فِیهِ سَمعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ لِسَانَهُ غُفِرَ لَهُ . [۳۸۳]

پسر برادرم ! این روز، روزی است که باید به گوش و چشم و زبان ، مالک شد تا مورد مغفرت قرار گیرد.

از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمود : جَاءَتهُ امرَأَهٌ شَابَّهٌ مِن خَثعَمٍ فَقَالَت : إِنَّ أَبِی شَیخٌ کَبِیرٌ وَ قَد أَفنَدَ وَأَدرَکَتهُ فَرِیضَهُ اللّهِ فِی الحَجِّ وَ لَا یَستَطِیعَ أَدَائِهَا فَیَجزِی عَنهُ أَن أُؤَدِّیهَا عَنهُ قَالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : نَعَم وَ جَعَلَ یَصرِفُ وَجهَ الفَضلِ بنِ عَبَّاسٍ عَنهَا ... قَالَ العَبَّاسُ : یَا رَسُولَ اللّهِ إِنِّی رَأیتُکَ تَصرفَ وَجهَ ابنَ أخِیکَ قَالَ : إِنِّی رَأَیتُ غُلَاماً وَ جَارِیَهً شَابَّهً فَخَشِیتُ عَلَیهِمَا الشَّیطَانَ . [۳۸۴]

زن جوانی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و عرض کرد: پدرم پیرمردی است که حج برای او واجب شده است و او قدرت بر انجام دادن آن ندارد آیا من می توانم از طرف او انجام دهم ؟ پیامبر فرمود: «بله» .

در این هنگام که فضل بن عباس به آن زن نگاه می کرد، صورت فضل بن عباس را از آن ، منصرف کرد. عباس گفت: یا رسول اللّه ! برای چه، صورت برادرزاده ات را منصرف کردی ؟ پیامبر فرمود: «دختر و پسر جوانی را دیدم و ترسیدم که شیطان غلبه کند». نکته تربیتی ای که از این حدیث استفاده می شود ، این است که هنگامی که عباس پرسید چرا صورت پسرم را برگرداندی ، حضرت ، با صراحت نگفت که به نامحرم نگاه می کرد ؛ بلکه فرمود: دختر جوان ، با پسر نامحرم جوان ، در کنار هم باشد ، ترس این است که شیطان ، آنها را وسوسه کند.

از این رو ، این می تواند به نقش روش غیر مستقیم در تربیت ، اشاره داشته باشد. در روایت دیگر ، خود فضل بن عباس چنین نقل می کند : کُنتُ رَدِیفَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله حِینَ أَفَاضَ مِنَ المُزدَلِفَهِ وَ أَعرَابِیٌّ یُسَایِرُهُ وَ رِدفُهُ ابنَهٌ لَهُ حَسنَاءُ قَالَ الفَضلُ: فَجَعَلتُ أَنظُرُ إِلَیهَا فَتَنَاوَلَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله بِوَجهِی یَصرِفنِی عَنهُ . [۳۸۵]

همراه پیامبر صلی الله علیه و آله در مزدلفه بودیم و شخص اعرابی ای ، همراه دخترش، در سمت راست پیامبر صلی الله علیه و آله بود و هنگامی که به او نگاه کردم، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله صورت مرا از آن دختر ، منصرف کرد .

تزویج با حور العین

امام علی علیه السلام نیز اجازه نمی داد کسی به زنان و ناموس دیگران ، با چشم خیانت نگاه کند و افراد را از این عمل ، نهی می کرد . روزی حضرت علی علیه السلام مشغول طواف بود که مردی را در حال طواف دید که به زنان نامحرم ، نگاه می کند. پس از طواف ، آن مرد را به حضور طلبید و به عنوان تأدیب ، چند سیلی به صورت او زد. آن مرد ، در حالی که صورتش را با دستش گرفته بود، با آه و ناله ای که می کرد ، به نزد عمر بن خطاب آمد و چنین شکایت کرد: ای امیر مسلمانان ! علی علیه السلام به صورتم سیلی زد ، باید قصاص شود. عمر ، دستور داد علی علیه السلام را حاضر کردند و به علی علیه السلام گفت: چرا به این مرد سیلی زده ای ؟ حضرت علی علیه السلام فرمود: «دیدم به زن نامحرم نگاه می کند». عمر به آن مرد گفت : چشم خداوند ، دیده و دست خداوند ، زده است. [۳۸۶]

شش . توجّه به آثار پرهیز از چشم چرانی
توجه به آثار مثبت و مطلوب پرهیز از چشم چرانی ، در پیشگیری از ابتلا به آن ، مؤثّر است. وقتی انسان بداند مقابله با نفس و چشم پوشی از حرام ، آثار ارزشمند و بزرگی برایش به بار می آورد، سختی چشم پوشی از لذّت را برای رسیدن به لذات بالاتر، جامع تر و پایدارتر ، تحمّل می کند و به آسانی از آن لذّات پست می گذرد. در زیر به برخی از آثار گران بهای چشم پوشی از حرام اشاره می کنیم:

تزویج با حور العینامام صادق علیه السلام فرمود : مَن نَظَرَ إِلَی امرَأَهٍ فَرَفَعَ بَصَرَهُ إِلَی السَّمَاءِ أَو غَمَّضَ بَصَرَهُ لَم یَرتَدَّ إِلَیهِ بَصَرُهُ حَتَّی یُزَوِّجَهُ اللّهُ مِنَ الحُورِ العِینِ . [۳۸۷]

هر کس نظرش به زن بیگانه افتاد و او به آسمان نگاه کرد یا چشم پوشی کرد و چشمش را از نگاه حرام بازداشت ، خداوند متعال ، او را با حورالعین تزویج می کند.

درک لذّت عبادت

درک لذّت عبادت مَا مِن مُسلِمٍ یَنظُرُ امرَأَهً أَوَّلَ رَمَقِهِ ثُمَّ یَغُضُّ بَصَرَهُ إِلَا أَحدَثَ اللّهُ تَعَالَی لَهُ عِبَادَهً یَجِدُ حَلَاوَتَهَا فِی قَلبِهِ . [۳۸۸]

هیچ مسلمانی نیست که چشمش به نامحرم بیفتد و سپس به خاطر خدا از آن ، در پوشد ، مگر این که خداوند ، برای او توفیق عبادتی دهد که شیرینی آن را در قلبش می یابد. در برخی از آموزه های اسلامی ، آمده است که ترک این عمل ، نه تنها موجب می شود که فرد ، شیرینی عبادت را بچشد، بلکه موجب خوش حالی او نیز می شود و در نتیجه ، توفیقات بعدی را به روی خود باز می کند. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید : أَنَّهُ قَالَ النَّظَرُ إِلَی مَحَاسِنِ النِّسَاءِ سَهمٌ مِن سِهَامِ إِبلِیسَ فَمَن تَرَکَهُ أَذَاقَهُ اللّهُ طَعمَ عِبَادَهٍ تَسُرُّهُ . [۳۸۹]نگاه کردن به زیبایی های زنان، تیرهای شیطان است که هر کس از این نگاه ها صرف نظر کند، خداوند مزّه عبادت را به او می چشاند که این مایه شادمانی وی است .

درک لذّت ایمان

امام صادق علیه السلام می فرماید : النَّظرَهُ سَهمٌ مِن سِهَامِ إِبلِیسَ مَسمُومٌ مَن تَرَکَهَا للّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا لِغَیرِهِ أَعقَبَهُ اللّهُ إِیمَاناً یَجِدُ طَعمَهُ . [۳۹۰] نگاه کردن به زن بیگانه، تیری است از تیرهای زهرآلود شیطان . هر کس که به جهت رضای خداوند ، نگاه حرام را ترک کند، خداوند ، به او ، شیرینی ایمان را می چشاند .

گاهی اوقات ، انسان ، رفتار نابه هنجار جنسی را ترک می کند ، امّا نه به خاطر خداوند و نه برای تقرّب و سعادت ؛ بلکه به خاطر انگیزه های غیر الهی (مانند: ترس از دیگران، نداشتن موقعیّت، ریاکاری ، خوب نشان دادن خود به دیگران و گول زدن دیگران) . درست است که این رفتار ، از آن جهت که مرتکب عمل زشت نشده ، خوب است، امّا آنچه تأثیر آن را دو چندان می کند، انگیزه آن عمل است. چنانچه در حدیث فوق ، دستیابی به ایمان و درک لذّت آن، از آثار ترک چشم چرانی به خاطر خدا بیان شده است.

شهود عظمت الهی

امام صادق علیه السلام می فرماید : مَا اغتَنَمَ أَحَدٌ بِمِثلِ مَا اغتَنَمَ بَغَضِّ البَصَرِ فَإِنَّ البَصَرَ لَا یُغَضُّ عَن مَحَارِمِ اللّهِ إِلَا وَ قَد سَبَقَ إِلَی قَلبِهِ مُشَاهَدَهُ العَظَمَهِ وَ الجَلَالِ . [۳۹۱] هیچ کس غنیمتی مانند آنچه را که از راه پوشیدن چشم از حرام ، به دست می آورد ، به دست نیاورده است و هرگاه چشم از حرام ، بسته شود، به مشاهده عظمت و جلال حق ، پیشی می گیرد. از این حدیث استفاده می شود که وقتی انسان ، چشم از حرام بپوشد، می تواند به دیدار انوار و عظمت الهی در عالم ملکوت ، راه یابد.

امان یافتن از حسرت و هلاکت

حضرت علی علیه السلام می فرماید : مَن غَضَّ طَرفَهٌ قَلَّ أَسَفُهُ وَ أَمِنَ تَلَفَهُ .[۳۹۲] هر کس دیده بپوشد، تأسّف و حرمتش کم می شود و از هلاکت ، در امان است .

آرامش دل

آرامش دلبرای هر فرد ، آرامش دل ، از همه نعمت ها باارزش تر است. انسان می تواند از طریق آرامش و اطمینان قلب ، به کمال خودش بیفزاید و کم کم ، به قرب الهی که هدف نهایی است برسد. در تعالیم اسلامی آمده ، آن کس که چشم های خود را از نگاه آلوده بپوشاند، آرامش دل را به دست می آورد . امام علی علیه السلام می فرماید : مَن غَضَّ طَرفَهُ أرَاحَ قَلبَهُ . [۳۹۳] آن کس که دیده بپوشد، دلش را آسوده ساخته است.

تضمین بهشت

شیخ صدوق از ابن بابویه و او از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت نمود که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می فرماید : شما شش چیز را به من ضمانت کنید تا من بهشت را برای شما ضامن باشم : ۱ . چون سخن می گویید، راست بگویید ؛ ۲ . چون وعده می کنید، به آن وفا نمایید ؛ ۳ . چون امانتی به شما می دهند، ارائه نمایید ؛ ۴ . فرج های خود را از حرام نگاه بدارید ؛ ۵ . چشم خود را از حرام محفوظ بدارید ؛ ۶ . دست خود را از لقمه حرام بکشید. [۳۹۴]

مصونیت از زنا

یکی از رفتارهای نابه هنجار جنسی، زناست که در آموزه های اسلامی ، مورد نهی قرار گرفته است و پیامدهای منفی دنیوی و اخروی برای آن بیان شده است و برای مصونیت از این پیامدها باید عوامل پیشگیری آن را شناخت و بدان عمل کرد. از جمله عوامل پیشگیری زنا، در کلام معصومان علیهم السلام «چشم پوشی از نگاه حرام» است. امام علی علیه السلام می فرماید : لَیسَ یَزنِی فَرجُکَ إِن غَضَضتَ طَرفَکَ . [۳۹۵] اگر چشم هایت را حفظ کنی، زنا نمی کنی.

گریان نبودن در قیامت

امام صادق علیه السلام می فرماید : کُلُّ عَینٍ بَاکِیَهٌ یَومَ القِیَامَهِ إِلَا ثَلَاثَهٌ : عَینٌ غُضَّت عَن مَحَارِمِ اللّهِ وَ عَینٌ سَهَرَت فِی طَاعَهِ اللّهِ وَعَینٌ بَکَت فِی جَوفِ اللَّیلِ مِن خَشیَهِ اللّهِ . [۳۹۶]همه چشم ها در قیامت گریان اند ، جز سه چشم: چشمی که از حرام پوشیده باشد، چشمی که برای اطاعت الهی بیدار باشد و چشمی که در دل شب ، از ترس خدا بگرید.

ه . توجّه به پیامدهای نابه هنجاری های جنسی

اشاره

از شیوه های پیشگیری در زمینه نابه هنجاری های جنسی ، توجّه به پیامدهایی است که برای فرد ، به بار می آورد. امام علی علیه السلام با توجّه به این که هیچ میل و رفتار انحرافی ای نیست مگر آن که موجب آفات و آسیب هایی برای شخص و اجتماع می شود ، می فرماید : مَن تَسَرَّعَ إِلَی الشَّهَوَاتِ تَسَرَّعَ إِلَیهِ الآفَاتُ . [۳۹۷]

کسی که به امیال و رفتارهای شهوانی می شتابد ، آفات و آسیب ها به سوی او شتاب می گیرند . در احادیث ، آسیب ها و پیامدهای زیادی برای شهوت و رفتارهای نابه هنجار جنسی ، مطرح شده است تا افراد ، با توجّه به آنها ، به امیال و رفتارهای شهوی روی نیاورند. توجّه به این آفات و نتایج منفی نابه هنجاری ها ، فطرت انسان را که از بدبختی و آسیب ها گریزان است بیدار می سازد و باعث می شود که دست از آن نابه هنجاری بشوید و یا لااقل ، آنها را کاهش دهد . آسیب های نابه هنجاری جنسی ، زیاد است . در این جا با توجّه به احادیث به بخشی از آنها اشاره می کنیم .

آسیب های شخصیتی

کسی که از هواهای نفسانی اش تبعیت می کند و به رفتارهای نابه هنجار جنسی ، روی می آورد، شخصیت انسانی و معنوی خود را از دست می دهد و احساس پستی و رذالت ، جایگزین آن می شود ، خود را به امیال حیوانی ، وابسته می داند و هویّت مطلوبی برای خویش نمی یابد. چنین شخصی ، تعارض درونی ، او را فرا می گیرد وحدت و انسجام شخصیت در خود نمی یابد ، عزّت و ارزشمندی خود را نمی پذیرد ، خود را در منجلاب گناه و معصیت پروردگار ، غوطه ور می بیند ، آینده درخشانی برای خود تصویر نمی کند و به آینده و رشد و پیشرفت خود ، امیدی ندارد. امام علی علیه السلام با توجّه به ارتباط عاملیِ پیروی از هواهای نفسانی ، با پستی و بی شخصیتی فرد ، می فرماید : مَن اَتبَعَ هَوَاهُ أَردَی نَفسَهُ . [۳۹۸]

کسی که از هواهای نابه هنجار پیروی می کند ، خودش را به پستی و بی شخصیتی کشانده است. نیز می فرماید : أزرَی بِنَفسِهِ مَن مَلَکَتهُ الشَّهوَهُ، وَ استَعبَدَتهُ المَطَامِعُ . [۳۹۹]

کسی که شهوت بر او تسلّط یافته ، خودش را به پستی انداخته و حرص و ولع شهوانی ، او را به بند کشیده است.

همچنین می فرماید : مَن مَلَکَتهُ نَفسُهُ ذَلَّ قَدرُهُ . [۴۰۰] کسی که هوای نفسش او را تسخیر کرده ، قدر و منزلت خویش را به ذلّت تبدیل کرده است. ایشان با اشاره به مروّت (به عنوان یکی از جنبه های شخصیت آدمی و آسیب پذیری آن ، در روند شهوت رانی، می فرماید : زِیَادَهُ الشَّهوَهِ تَزرِیِ بِالمُرُوءَهِ . [۴۰۱] زیاده روی در رفتار شهوی و جنسی ، مروّت را در فرد از بین می برد.

آسیب های شناختی و نگرشی

پرداختن به نابه هنجاری های جنسی و شهوت های انحرافی ، پیامدهای زیادی دارد : ذهن آدمی را مشغول می سازد ، پراکندگی ذهنی ایجاد می کند ، توانایی ادراک حقایق را کاهش می دهد ، انگیزه پرداختن به مسائل علمی را از بین می برد و از شناخت واقعیّات هستی، فلسفه زندگی، قدر و منزلت آدمی، جنبه های گوناگون شخصیت انسانی، ارزش های اخلاقی و معنوی، جلوگیری می کند . از این رو نسبت به مواردی چون : نظام آفرینش و اهداف آن، خدا، انسان، زندگی و مسائل ارزشی ، نگرشی ناصواب پیدا می کند و از حقیقتْ فاصله می گیرد. امام کاظم علیه السلام با توجّه به تأثیرت منفی شهوات در کاستن کارایی عقل ، می فرماید: مَن سَلَّطَ ثَلَاثاً عَلَی ثَلَاثٍ فَکَأَنَّمَا أَعَانَ عَلَی هَدمِ عَقلِهِ : مَن أَظلَمَ نُورَ تَفَکُّرِهِ بِطُولِ أَمَلِهِ، وَ مَحَا طَرَائِفَ حِکمَتِهِ بِفُضُولِ کَلَامِهِ، وَ أَطفَأَ نُورَ عِبرَتِهِ بِشَهَوَاتِ نَفسِهِ، فَکَأَنَّمَا أَعَانَ هَوَاهُ عَلَی هَدمِ عَقلِهِ، وَ مَن هَدَمَ عَقلَهُ أَفسَدَ عَلَیهِ دِینَهُ وَ دُنیَاهُ . [۴۰۲]

کسی که سه چیز را بر سه چیز ، مسلّط کند ، به از بین بردن عقلش کمک کرده است: کسی که با آرزوهای طول و دراز نور اندیشه اش را به تاریکی می کشاند ؛ کسی با حرف های زیادی و نسنجیده، نکات دقیق حکمتش را محو می نماید ؛ و کسی که با شهوات و هواهای نفسانی، چراغ عبرت پذیر خود را خاموش می سازد . چنین فردی ، به ویرانی عقل و درایت خویش کمک کرده است و بدین وسیله ، دین و دنیای خود را تباه می کند. امام علی علیه السلام با توجّه به این که عقل ، از طریق ضد خود (یعنی شهوت) در بند می شود و دیگر نمی تواند نگرش صحیح به امور زندگی داشته باشد، می فرماید : الهَوَی ضِدُّ العَقلِ . [۴۰۳]

هوای نفسانی ، ضد عقل فعّالیت می کند . به تعبیر دیگر : آفَهُ العَقلِ الهَوَی . [۴۰۴]

هوای نفسانی ، آسیب رسان به عقل است. نیز فرمود: حَرَامٌ عَلَی کُلِّ عَقلٍ مَغلُولٍ بِالشَّهوَهِ أَن یَنتَفِعَ بِالحِکمَهِ . [۴۰۵]

بر هر عقلِ در بند شهوت ، ممنوع است که از حکمت و کشف حقیقت ، سودمند گردد. در این حدیث ، شهوت ، به عنوان عامل مهمّی که به کارایی و نقش ادراکی عقل (چه در بعد نظری و چه در بعد عملی و تشخیص خوبی ها و بدی ها) آسیب می رساند و مانع رشد علمی فرد می گردد، اشاره شده است. این بیان ، در حدیث دیگری نیز تأیید می شود ، آن جا که فرمود : مَا أَصعَبُ عَلَی مَن استَعبَدَتهُ الشَّهَوَاتُ أَن یَکُونَ فَاضِلاً . [۴۰۶]

چه بسیار دشوار است کسی که شهوت ها ، او را به بند کشیده اند ، بتواند به فضل علمی نایل آید !


آسیب های معنوی

انحرافات جنسی ، از مصادیق بارز گناه اند . این نوع انحرافات ، نه تنها مانع رشد معنوی انسان اند ، بلکه به ایمان و پایه های باور و نگرش دینی آدمی و روابط او با خدا ، آسیب جدّی وارد می سازند. امام علی علیه السلام می فرماید : مَن وَافَقَ هَوَاهُ خَالَفَ رُشدَهُ . [۴۰۷]

کسی که با تمایلات انحرافی موافقت کند ، با رشد (همه جانبه) خویش مخالفت کرده است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله با اشاره به مانع بودن شهوت برای رشد معنوی می فرماید : حَرَامٌ عَلَی کُلِّ قَلبٍ عَزِی بِالشَّهَوَاتِ أَن یَجُولَ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ . [۴۰۸]

کسی که دلش با شهوت های انحرافی آرامش می یابد ، از این که بتواند به رشد معنوی و ملکوت آسمان ها راه یابد ، ممنوع است . امام علی علیه السلام به تأثیر شهوت رانی بر عدم برقراری رابطه عاطفی با خدا پرداخته ، می فرماید : لَیسَ فِی المَعَاصِی أَشَدُّ مِن اتِّبَاعِ الشَّهوَهِ فَلَا تَطِیعُوهَا فَیَشغَلُکُم عَنِ اللّهِ . [۴۰۹]

در بین گناهان، هیچ گناهی به مانند پیروی از شهوت ، شدیدترین تأثیرات منفی بر انسان را ندارد . بنا بر این ، از تمایلات جنسی تبعیت نکنید که شما را از ارتباط با خداوند ، باز می دارد . پیامبر صلی الله علیه و آله با توجّه به این که با گرایش به نابه هنجاری های جنسی ، نمی توان به سوی مقام معنوی تقوا و ورع ، گام برداشت ، می فرماید : حَرَامٌ عَلَی کُلِّ قَلبٍ مُتَوَلِّهٍ بِالشَّهَوَاتِ أَن یَسکُنَهُ الوَرَعُ . [۴۱۰]

هر دلی که شهوت ها متولّی آن اند ، ورع و تقوا به آن راه ندارد .

امام علی علیه السلام با اشاره به این که شهوت رانی ، تقوا را از بین می برد، می فرماید : لا یُفسِدُ التَّقوَی إِلَا غَلَبَهُ الشَّهوَهِ . [۴۱۱]

هیچ چیزی به مانند حاکمیت شهوت بر روح آدمی ، تقوای فرد را تباه نمی سازد. مداومت بر رفتارهای نابه هنجار جنسی ، علاوه بر مانع تراشی بر رشد معنوی و ارتباط با خدا و عامل از بین بردن تقوا ، به تدریج ، دین داری و ایمان انسان را به خطر می اندازد و چه بسا ممکن است که فرد را به کفر بکشاند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله در این زمینه می فرماید : مَن کَانَ أَکثَرُ هَمِّهِ نَیلَ الشَّهَوَاتِ نُزِعَ مِن قَلبِهِ حَلَاوَهُ الإِیمَانِ . [۴۱۲]

کسی که بیشترین همّتش ، رسیدن به تمایلات شهوی است، به تدریج ، شیرینی ایمان و دین داری ، از دل او کنده می شود. امام علی علیه السلام نیز به همین نکته اشاره می کند و می فرماید: طَاعَهُ الشَّهوَهِ تُفسِدُ الدِّینِ .[۴۱۳]

پیروی مستمر از شهوت جنسی ، پایه های دینداری را در فرد متزلزل می سازد. نیز آن را از عوامل مهمّی که به کفر می انجامد ، بر می شمرد و می فرماید : أَرکَانُ الکُفرِ أَربَعَهٌ : الرَّغبَهُ ، وَ الرَّهبَهُ وَ الغَضَبُ وَ الشَّهوَهُ . [۴۱۴]

ارکان کفر ، چهار چیز است: علاقه به محرّمات، ترس از مددکاری در راه دین، خشمگینی به دیگران و شهوت رانی .

پیامدهای ناگوار

از جمله اموری که می تواند افراد را از انحرافات جنسی ، باز دارد و لااقل ارتکاب این انحرافات را کاهش دهد ، آگاه سازی از پیامدهای ناگواری است که این رفتارها در زندگی دنیوی و اخروی آنها به جای می گذارد و در بسیاری موارد ، راه بازگشت را هم به روی انسان می بندد . در احادیث ، به مجموعه ای از پیامدهای دردناک ناشی از نابه هنجاری جنسی ، اشاره شده است . در بعضی از احادیث ، هلاکت و بدبختی به صورت کلی، پیامد هواهای نفسانی ذکر شده ، آن جا که رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید : إِنَّمَا هَلَاکَ النَّاسِ بِاتِّبَاعِ الهَوَی... . [۴۱۵] همانا هلاکت و بدبختی مردم ، به پیروی از هواهای نفسانی است. امام علی علیه السلام می فرماید : غَلَبَهُ الشَّهوَهِ تُبطِلُ العِصمَهَ وَ تُورِدُ الهَلَکَ . [۴۱۶]

حاکمیت شهوت بر زندگی آدمی ، مصونیت را از بین می برد و هلاکت و بدبختی را موجب می شود. علی بن اسباط ، از امامان معصوم علیهم السلام نقل می کند که فرموده اند : فِیمَا وَعَظَ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهِ عِیسَی علیه السلام : یَا عِیسَی ... وَکُفَّ بَصَرَکَ عَمَّا لَا خَیرَ فِیهِ فَکَم مِن نَاظِرٍ نَظرَهً قَد زَرَعَت فِی قَلبِهِ شَهوَهً وَ وَرَدَت بِهِ مَوارِدَ حِیَاضٍ الهَلَکَهِ . [۴۱۷]

خداوند در ضمن موعظه حضرت عیسی علیه السلام فرمود: ای عیسی ! ... جلوی چشمت را در مقابل چیزهایی که خیری در آن نیست ، بگیر. چه بسا بیننده ای که با یک بار نگاه آلوده ، شهوتی در دل او بکارد و او را به هلاکت بیندازد . در برخی دیگر از احادیث ، بیماری ها و ناراحتی های جسمی و روانی ، به عنوان پیامد تمایلات شهوی ، مطرح گردیده اند . امام علی علیه السلام می فرماید : مَن لَم یُدَاوِ شَهوَتَهُ بِالتَّرکِ لَم یَزَل عَلِیلاً . [۴۱۸]

کسی که تمایلات نابه هنجار و شهوت رانی خود را با ترک آن درمان نکند، همیشه بیمار و دردمند خواهد بود.

و نیز فرمود : لَا خَیرَ فِی لَذَّهٍ تُوجِبُ نَدَماً وَ شَهوَهٍ تُعقِبُ أَلَماً . [۴۱۹]

در لذّتی که پشیمانی به بار می آورد و شهوتی که پیامدش درد و ناراحتی است ، هیچ خیر و خوبی ای نیست . در احادیث دیگری از جمله پیامدهای شهوت رانی : سختی، درد، بدبویی ، عذاب، رسوایی و آبروریزی در آخرت ، بیان شده است. رسول اکرم می فرماید : ألَا وَإِنَّ النَّارَ سَهِلٌ بِشَهوَهٍ . [۴۲۰]

شهوت رانی ، زمینه ورود به آتش جهنم را تسهیل می کند. نیز در مورد کیفیّت محشور شدن گروه هایی از مردم فرمود : وَ الَّذِینَ أَشَدُّ نَتناً مِنَ الجِیَفِ فَالَّذِینَ یَتَمَتَّعُونَ بِالشَّهَوَاتِ وَ اللَّذَّاتِ . [۴۲۱]

کسانی که غرق در شهوات و لذّات حرام اند، در روز قیامت ، با بوی بدی ، بدتر از بوی مردار ، محشور می شوند. امام علی علیه السلام می فرماید : لَا تُوَازِی لَذَّهُ المَعصِیَهِ فُضُوحِ الآخِرَهِ وَ أَلِیمِ العُقُوبَاتِ . [۴۲۲]

هرگز لذّت معصیت و شهوت حرام ، با رسوایی و عقاب های دردناک آخرت ، مساوی نیست. در حدیثی ، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در مورد آسیب ها و پیامدهای یکی از نابه هنجاری ها می فرماید : فِی الزِّنا سِتُّ خِصَالٍ ، ثَلَاثٌ مِنهَا فِی الدُّنیَا، وَ ثَلَاثٌ مِنهَا فِی الآخِرَهِ فَأَمَّا الَّتِی فِی الدُّنیَا فَیَذهَبُ بِالبَهَاءِ وَ یُعَجِّلُ الفَنَاءَ وَ یَقطَعُ الرِّزقَ وَأَمَّا الِّتِی فِی الآخِرَهِ : فَسُوءُ الحِسَابِ وَ سَخَطُ الرَّحمَانِ وَ الخُلُودُ فِی النَّارِ . [۴۲۳]

زنا ، شش اثر دارد : سه اثر در دنیا و سه اثر در آخرت . آثاری که در دنیا دارد ، این است که آبروی انسان می رود ، مرگ ، زود فرا می رسد و روزی را کاهش می دهد ؛ امّا سه اثر در آخرت این است که حسابرسی ، سخت و دقیق انجام می پذیرد، خشم خداوند رحمان ، فرد را شامل می گردد و همیشه در آتش خواهد بود. بنا بر این ، توجّه به پیامدهای ناگوار دنیوی و اخرویِ نابه هنجاری های جنسی و یادآوری آنها ، در روان افراد تأثیر می گذارد و آنها را از این که بی پروا ، به رفتارهای نابه هنجار جنسی روی آورند ، بازمی دارد .


فهرست منابع و مآخذ

۱ . احساسات و پاسخ های جنسی انسان ، مسترز جانسون ، ترجمه : بهنام اوحدی ، اصفهان : نقش خورشید ، ۱۳۸۰ ش .

۲ . إحقاق الحق و إزهاق الباطل ، نور اللّه بن السیّد شریف الشوشتری (القاضی التستری) با تعلیقات : السید شهاب الدین مرعشی ، قم : مکتبه آیه اللّه المرعشی ، ۱۴۱۱ ق .

۳ . اختیار معرفه الرجال (رجال الکشّی) ، محمّد بن الحسن الطوسی (الشیخ الطوسی) ، تصحیح : حسن مصطفوی ، مشهد : دانشگاه مشهد ، ۱۳۴۸ ش .

۴ . اخلاق جنسی از دیدگاه اسلام ، حمید قاسمی ، تهران : سازمان تبلیغات اسلامی ، ۱۳۷۳ ش .

۵ . اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب ، مرتضی مطهّری ، تهران : صدرا ، ۱۳۷۴ ش .

۶ . اخلاق و تربیت اسلامی ، محمّد تقی رهبر و محمّد حسن رحیمیان ، تهران : سمت ، ۱۳۷۷ ش .

۷ . إرشاد القلوب ، الحسن بن محمّد الدیلمی ، تهران : مرکز نشر کتاب .

۸ . ازدواج ، مکتب انسان سازی ، رضا پاک نژاد ، تهران : یاسر ، ۱۳۶۴ ش .

۹ . اسلام و تربیت ، ابراهیم امینی ، تهران : انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران ، ۱۳۶۷ ش .

۱۰ . اسلام و تربیت کودکان ، احمد بهشتی ، تهران : سازمان تبلیغات اسلامی ، ۱۳۷۲ ش .

۱۱ . الإصابه فی تمییز الصحابه ، أحمد بن علی العسقلانی (ابن حجر) ، تحقیق : عادل أحمد عبد الموجود و علی محمّد معوّض ، بیروت : دار الکتب العلمیّه ، ۱۴۱۵ ق .

۱۲ . اصول بهداشت روانی ، ابو القاسم حسینی ، مشهد : دانشگاه علوم پزشکی مشهد ، ۱۳۷۷ ش .

۱۳ . أعلام الدین فی صفات المؤمنین ، حسن بن محمّد الدیلمی ، تحقیق : مؤسسه آل البیت ، قم : مؤسسه آل البیت ، ۱۴۰۸ ق .

۱۴ . البرهان فی تفسیر القرآن ، هاشم بن سلیمان البحرانی ، تحقیق : مؤسسه البعثه ، قم : مؤسسه البعثه ، ۱۴۱۵ ق .

۱۵. الجامع الصغیر فی أحادیث البشیر النذیر ، عبد الرحمان بن أبی بکر السیوطی ، بیروت : دار الفکر ، ۱۴۰۱ ق .

۱۶ . الجعفریات ، محمّد بن محمّد بن الأشعث الکوفی ، تهران : مکتبه نینوی (طبع شده در ضمن : قرب الإسناد) .

۱۷ . الحدائق الناضره فی أحکام العتره الطاهره ، یوسف بن أحمد البحرانی ، قم : مؤسسه نشر اسلامی ، ۱۳۷۷ ش .

۱۸ . الخصال ، محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) ، تحقیق : علی اکبر الغفاری ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۴۰۳ ق .

۱۹ . الدراسات النفسانیه عند العلماء المسلمین ، محمّد عثمان النجاتی ، قاهره : دار الشروق ، ۱۳۱۴ ق .

۲۰ . الشفا : الإلهیات ، ابن سینا ، قم : مکتبه المرعشی ، ۱۴۰۵ ق .

۲۱ . الطبقات الکبری ، محمّد بن سعد (کاتب الواقدی) بیروت : دار صادر .

۲۲ . العقد الحضاری فی شریعه القرآن ، هادی الدرقاش ، بیروت ، ۱۹۸۹ م .

۲۳ . العهود المحمّدیّه ، الشعرانی

۲۴ . العین ، خلیل بن أحمد الفراهیدی ، تصحیح : أسعد الطیب ، قم : اُسوه .

۲۵ . الفردوس الأعلی ، محمّد حسین کاشف الغطاء ، قم : مکتبه فیروز آبادی ، ۱۳۷۲ ق .

۲۶ . الفردوس بمأثور الخطاب ، شیرویه بن شهردار الدیلمی الهمدانی ، تحقیق : السعید بسیونی زغلول ، بیروت : دار الکتاب العلمیّه ، ۱۴۰۶ ق .

۲۷ . الفقه المنسوب للإمام الرضا علیه السلام ، تحقیق : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، مشهد : المؤتمر العالمی للإمام الرضا علیه السلام ، ۱۴۰۶ ق .

۲۸ . الکافی ، محمّد بن یعقوب الکلینی الرازی ، تهران : دار الکتب الإسلامیه ، ۱۳۹۱ ق .

۲۹ . الکشاف ،

۳۰ . الکشّاف ، محمود بن عمر الزمخشری ، بیروت : دار المعرفه .

۳۱ . المحاسن ، أحمد بن محمّد البرقی ، تحقیق : سید مهدی الرجایی ، قم : المجمع العالمی لأهل البیت علیهم السلام ، ۱۴۱۳ ق .

۳۲ . المحجّه البیضاء فی تهذیب الإحیاء ، محمّد محسن بن شاه مرتضی الفیض الکاشانی ، تحقیق : علی اکبر الغفاری ، قم : مؤسسه نشر الإسلامی .

۳۳. المحرر فی الفقه علی مذهب الإمام أحمد بن حنبل ، مجد الدین أبی البرکات ، ج ۲ ، بیروت : دار الکتاب العربی .

۳۴ . المراسیل ، سلیمان بن الأشعث السجستانی ، ریاض : دار السمیعی ، ۱۴۲۲ ق .

۳۵ . المستدرک علی الصحیحین ، محمّد بن عبد اللّه الحاکم النیسابوری ، تحقیق : مصطفی عبد القادر عطا ، بیروت : دار الکتب العلمیّه ، ۱۴۱۱ ق .

۳۶ . المشاکل الزوجیه بین الطب والدین ، جمیلی ، بیروت : دار البیان العربی ، ۱۳۷۰ ق .

۳۷ . المصنّف ، عبد الرزّاق بن همّام الصنعانی ، بیروت : مکتبه الإسلامی ، ۱۴۰۳ ق .

۳۸ . المعجم الکبیر ، سلیمان بن أحمد اللخمی الطبرانی ، قاهره : مکتبه ابن تیمیه .

۳۹ . المقنعه ، محمّد بن محمّد بن النعمان العُکبری البغدادی (الشیخ المفید) ، تحقیق : مؤسسه النشر الإسلامی ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۴۱۰ ق .

۴۰ . المنتقی شرح موطأ الإمام مالک ، سلیمان بن خلف الباجی الأندلسی ، ج ۳ ، بیروت : دار الکتاب العربی ، ۱۳۳۲ ق .

۴۱ . المنجد فی اللغه والأعلام ، لوئیس معلوف ، بیروت : دار المشرقین ، ۱۹۷۳ م .

۴۲ . المهذّب ، عبد العزیز ابن براج طرابلسی ، قم : النشر الإسلامی ، ۱۴۰۶ ق .

۴۳ . المیزان فی تفسیر القرآن ، سید محمّد حسین طباطبایی ، تهران : بنیاد علمی و فکری علّامه طباطبایی ، ۱۳۶۴ ش .

۴۴ . النوادر ، أحمد بن محمّد الأشعری ، تحقیق : مؤسسه الإمام المهدی (عج) ، قم : مدرسه الإمام المهدی (عج) ، ۱۴۰۸ ق .

۴۵ . النوادر ، فضل اللّه بن علی الحسن الراوندی (م ۵۷۱ ق) ، تحقیق : سعید رضا علی عسکری ، قم : دارالحدیث ، ۱۳۷۷ ش ، اوّل .

۴۶ . النهایه فی غریب الحدیث و الأثر ، مجد الدین ابن الأثیر ، تحقیق : طاهر أحمد الزاوی ، قم : اسماعیلیان ، ۱۳۶۷ ش .

۴۷ . الأمالی ، محمّد بن الحسن الطوسی (الشیخ الطوسی) ، تحقیق : مؤسسه البعثه ، قم : دار الثقافه ، ۱۴۱۴ ق .

۴۸ . امیل : رساله ای در باب آموزش و پرورش ، ژان ژاک روسو ، ترجمه : سبحانی، قم : فرخی، ۱۳۴۸ش .

۴۹ . آنچه باید همسران جوان بدانند ، نائوم میخائیلوویچ خوداکوف ، ترجمه : بهروز ممیتا ، تهران : عطایی ، ۱۳۷۶ ش .

۵۰. آنچه زنان می خواهند مردان بدانند ، باربارا دی آنجلس ، ترجمه : زهرا کرباسیان ، تهران : رامانیوش ، ۱۳۸۲ ش .

۵۱ . انسان در جستجوی معنا ، ویکتور فرانکل ، مترجم : علی اکبر معارفی ، تهران : دانشگاه تهران ، ۱۳۷۵ ش .

۵۲ . انگیزش و شخصیت ، آبراهام هارلد مزلو ، ترجمه : احمد رضوانی ، مشهد : آستان قدس رضوی ، ۱۳۷۲ ش .

۵۳ . الإیضاح ، فضل بن شاذان الأزدی النیسابوری ، تحقیق : میر جلال الدین الحسینی الاُرموی ، تهران : دانشگاه تهران ، ۱۳۵۱ ش .

۵۴ . بحار الأنوار ، محمّد باقر بن محمّد تقی المجلسی (العلّامه المجلسی) ، تهران : المکتبه الإسلامیه ، ۱۴۰۳ ق .

۵۵ . برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجّه لمثره المُهجه) ، علی بن موسی الحلّی (ابن طاووس) ، مترجم : محمّد باقر شهیدی ، تهران : کتاب فروشی مرتضوی ، ۱۳۴۱ ش .

۵۶ . بلوغ ، موریس دبس ، ترجمه : اسحاق لاله زار ، تهران : خورشید نو .

۵۷ . بلوغ و ازدواج ، برنارد آدولفوس و مک فادن ، ترجمه : مهرداد مهرین ، تهران : بهاران ، ۱۳۶۸ ش .

۵۸ . بهداشت روانی ، سعید شاملو ، تهران : رشد ، ۱۳۶۳ ش .

۵۹ . پرورش روح در چهل حدیث ، محمّد شفیعی ، قم : مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، ۱۳۷۰ ش .

۶۰ . پژوهشی در تاریخ قرآن ، محمّد باقر حجّتی ، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، ۱۳۶۵ ش .

۶۱ . پنج گفتار روان شناسی ، ژان پیاژه ، ترجمه : نیک چهره محسنی ، تهران : رشد ، ۱۳۶۰ ش .

۶۲ . تاج العروس من الجواهر القاموس ، السیّد محمّد بن محمّد الحسینی الزّبیدی ، تحقیق : علی شیری ، بیروت : دار الفکر ، ۱۴۱۵ ق .

۶۳ . تاریخ بغداد ، أحمد بن علی الخطیب البغدادی ، مدینه : المکتبه السفلیّه .

۶۴ . «تأمّلی در گسترش شبکه های اطلاع رسانی جهانی» محمّد مهدی نمازی ، مجله ره آورد ، ش ۱۳ ، قم : مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ، ۱۳۷۹ ش .

۶۵ . تحف العقول عن آل الرسول ، حسن بن علی الحرّانی (ابن شعبه) ، تحقیق : علی اکبر غفاری ، قم : کتاب فروشی اسلامیه ، ۱۴۰۴ ق .

۶۶ . تربیت جنسی در اسلام ، ثابت حافظ ، قم : موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی رحمه الله ، ۱۳۸۱ ش .

۶۷. تربیت جنسی در دوره های کودکی ، نوجوانی و جوانی از دیدگاه اسلامی (مجموعه مقالات روان شناختی با رویکرد بالینی) ، علی نقی فقیهی ، تهران : یسطرون ، ۱۳۸۴ ش .

۶۸ . تربیت جنسی کودک و نوجوان از دیدگاه اسلام و علم ، علی اسلامی نسب ، تهران : نسل نواندیش ، ۱۳۷۹ ش .

۶۹ . «تربیت دینی در برابر چالش قرن بیست و یکم» ، خسرو باقری ، نشریه اطلاع رسانی معارف ، ش ۲ .

۷۰ . تفاوت های فردی ،آن آناستازی ، ترجمه : جواد طهوریان ، مشهد : آستان قدس رضوی ، ۱۳۷۱ ش .

۷۱ . تفسیر القمّی ، علی بن إبراهیم القمّی ، تحقیق : السید الطیّب الموسوی الجزائری ، قم : مؤسسه دار الکتاب ، ۱۴۰۴ ق .

۷۲ . تفسیر نمونه ، ناصر مکارم شیرازی ، تهران : دار الإسلامیه ، ۱۳۷۰ ش .

۷۳ . تنبیه الخواطر و نزهه النواظر (مجموعه ورّام) ، ورّام بن أبی فراس الحمدان ، بیروت : مؤسسه الأعلمی للمطبوعات .

۷۴ . توضیح المسائل ، سید علی حسینی سیستانی ، قم : ستاره ، ۱۴۱۵ ق .

۷۵ . تهذیب الأحکام فی شرح المقنعه ، محمّد بن الحسن الطوسی (الشیخ الطوسی) ، تحقیق : محمّد جواد مُغنیه ، بیروت : دار الأضواء ، ۱۴۱۳ ق .

۷۶ . ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ، محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) تحقیق : علی اکبر الغفاری ، قم : الکتبی النجفی و تهران : مکتبه الصدوق .

۷۷ . جامع الأحادیث ، أحمد بن علی ابن رازی ، تحقیق : محمّد حسینی نیشابوری ، مشهد : مؤسسه رضویه ، ۱۴۱۳ ق .

۷۸ . جامع الأخبار أو معارج الیقین فی اُصول الدین ، محمّد بن محمّد الشعیری السبزواری ، تحقیق : مؤسسه آل البیت علیهم السلام قم : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، ۱۴۱۴ ق .

۷۹ . جوان ، انگیزه و رفتار جنسی ، علی اسماعیلی ، تهران : لقاء النور ، ۱۳۸۱ ش .

۸۰ . جوان و آرامش روان ، علی نقی فقیهی ، قم : پژوهشکده حوزه و دانشگاه با همکاری انستیتو روان پزشکی تهران و مؤسسه مطالعاتی مشاوره اسلامی ، ۱۳۸۲ ش .

۸۱ . جوانی پر رنج (پژوهش درباره مسائل جوانان ایران) ، محمّد حسن صاحب زمانی ، تهران : عطایی ، ۱۳۴۴ ش .

۸۲ . جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام ، محمّد حسن النجفی ، تهران : دار الکتب الإسلامیه ، ۱۳۹۴ ق .

۸۳ . چهل حدیث ، روح اللّه الموسوی الخمینی ، قم : مرکز نشر فرهنگی رجاء ، ۱۳۶۸ ش .

۸۴ . خلاصه روان پزشکی علوم رفتاری ، سادوک کاپلان ، ترجمه : نصرت اللّه پورافکاری ، تهران : شهرآب ، ۱۳۷۹ ش .

۸۵ . داستان راستان ، مرتضی مطهّری ، تهران : صدرا ، ۱۳۷۹ ش .

۸۶ . دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام ، النعمان بن محمّد التمیمی المغربی ، تحقیق : آصف بن علی أصغر فیضی ، مصر : دار المعارف ، ۱۳۸۹ ق .

۸۷ . رابطه بین والدین و کودکان ، حییم گینات ، ترجمه : سیاوش سرتیپی ، تهران : اطلاعات ، ۱۳۶۸ش .

۸۸ . راهنمای انسانیت (سیری دیگر در «نهج الفصاحه» ) ، فرید تنکابنی ، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، ۱۳۷۹ ش .

۸۹ . رساله توضیح المسائل ، روح اللّه الموسوی الخمینی ، قم : نشر روح ، ۱۳۷۵ ش .

۹۰ . رشد و شخصیت کودک ، پاول هنری ماسن ، مترجم : مهشید پارسایی ، تهران : نشر مرکز ، ۱۳۶۸ ش .

۹۱ . رفتارهای نابه هنجار و به هنجار کودکان و نوجوانان و راه های پیشگیری و درمان نابه هنجاری ها ، شکوه نوّابی نژاد ، تهران : سازمان انتشاراتی و فرهنگی ابتکار هنر ، ۱۳۷۱ ش .

۹۲ . روان پزشکی ، ج . فرّخ ، مشهد : دانشگاه مشهد ، ۱۳۵۱ ش .

۹۳ . روان شناسی اجتماعی ، اتو کلاین برگ ، ترجمه : علی محمّد کاردان ، تهران : نشر اندیشه ، ۱۳۷۰ ش .

۹۴ . روان شناسی اجتماعی در تعلیم و تربیت ، حمزه گنجی و رمضان حسن زاده ، تهران : سخن ، ۱۳۷۸ ش .

۹۵ . روان شناسی اختلال های جنسی (روش های تشخیص و درمان اختلال های جنسی زنان و مردان) ، محمّد رضا دژکام ، تهران : دژ ، ۱۳۸۱ ش .

۹۶ . روان شناسی بلوغ ، حییم گینات ، ترجمه : مهدی قراچه داغی ، تهران : شرکت نکته پردازان ، ۱۳۶۸ ش .

۹۷ . روان شناسی بلوغ و تربیت جنسی کودکان و نوجوانان ، ویلیام آلفسون ، مترجم : فضل اللّه شاهلویی و قاضی پروین ، تهران : حسام ، ۱۳۷۰ ش .

۹۸ . روان شناسی رشد (۱) با نگرش به منابع اسلامی ، علی مصباح و دیگران ، تهران : سمت ، ۱۳۷۴ ش .

۹۹ . روان شناسی رشد ، حسین لطف آبادی ، تهران : سمت ، ۱۳۷۸ ش .

۱۰۰ . روان شناسی رشد ، سوسن سیف و همکاران ، تهران : سمت ، ۱۳۷۷ ش .

۱۰۱. روان شناسی رشد ، علی اکبر شعاری نژاد ، تهران : پیام نور ، ۱۳۷۲ ش .

۱۰۲ . روان شناسی رشد کودک و نوجوان ، محمّد پارسا ، تهران : بعثت ، ۱۳۷۱ ش .

۱۰۳ . روان شناسی رشد ، لورای برک ، ترجمه : یحیی سید محمّدی ، تهران : ارسباران ، ۱۳۸۳ ش . ۱۰۴ . روان شناسی رشد (مفاهیم بنیادی در روان شناسی کودک) ، حسن احدی و شکوه السادات بنی جمالی ، تهران : نشر بنیاد ، ۱۳۶۸ ش .

۱۰۵ . روان شناسی ژنتیک ، محمود منصور ، تهران : چهر ، ۱۳۵۶ ش .

۱۰۶ . روان شناسی ژنتیک (۲) ، محمود منصور و پریرخ دادستان ، تهران : رشد ، ۱۳۷۴ ش .

۱۰۷ . روان شناسی عمومی ، حمزه گنجی ، تهران : بعثت ، ۱۳۷۲ ش .

۱۰۸ . روان شناسی فردی ، آلفرد آدمر ، ترجمه : حسن زمانی شرفشاهی ، تهران : تصویر ، ۱۳۷۰ ش .

۱۰۹ . روان شناسی مرضی ، پروین بیرجندی ، تهران : دهخدا ، ۱۳۴۱ ش .

۱۱۰ . روان شناسی نوجوانان و جوانان ، احمد احمدی ، اصفهان : مشعل ، ۱۳۸۲ ش .

۱۱۱ . روان شناسی نوجوانی ، گلن مایز بلر و استوارت جزنر ، ترجمه : مجید رشیدپور ، تهران : مؤسسه تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران ، ۱۳۵۴ ش .

۱۱۲ . روان شناسی و تربیت جنسی کودکان و نوجوانان ، والنتینا میخائیلوونا لاپیک و واسیلی دمیتری یویچ کاچتکوف ، ترجمه : محمّد تقی زاده ، تهران : افسون ، ۱۳۸۱ ش .

۱۱۳ . روضه الواعظین ، محمّد بن الحسن الفتّال النیسابوری ، تحقیق : حسین الأعلمی ، بیروت : مؤسسه الأعلمی ، ۱۴۰۶ ق .

۱۱۴ . زمینه روان شناسی ، ریتال اتکینسون و ریچارد اتکینسون و ارنست هیلگارد ، ترجمه : محمّد تقی براهنی و همکاران ، تهران : رشد ، ۱۳۷۰ ش .

۱۱۵ . زناشویی درمانی (از دیدگاه رفتاری ارتباطی) ، فیلیپ برنشتاین ، ترجمه : حسن پورعابدی نائینی ، تهران : رشد ، ۱۳۸۰ ش . ۱۱۶ . زندگی جنسی مردان (آشنایی با رفتارهای جنسی) ، محمّدرضا نیک خو ، تهران : سخن ، ۱۳۸۰ ش .

۱۱۷ . زن و خانواده ، زهرا آیت الهی ، تهران : روابط عمومی شورای فرهنگی اجتماعی زنان ، ۱۳۸۱ ش .

۱۱۸ . سفینه البحار ، شیخ عبّاس قمی ، تهران : مؤسسه انتشارات فراهانی .

۱۱۹ . سفینه البحار و مدینه الحکم و الآثار ، شیخ عبّاس القمّی ، بیروت : مؤسسه الوفاء ، ۱۳۵۹ ق .

۱۲۰ . سکسولوژی ، بحثی درباره فیزیولوژی و روان شناسی ، ابراهیم جعفر کرمانی ، تهران : دهخدا ، ۱۳۴۹ ش.

۱۲۱ . سنن ابن ماجه ، محمّد بن یزید القزوینی (ابن ماجه) ، تحقیق : محمّد فؤاد عبد الباقی ، بیروت : دار الفکر للطباعه والنشر ، ۲۰۰۳ م .

۱۲۲ . سنن ابن ماجه ، محمّد بن یزید القزوینی ، تحقیق : محمّد فؤاد عبد الباقی ، بیروت : دار الفکر للطباعه و النشر ، ۱۳۹۵ ق .

۱۲۳ . سنن أبی داوود ، سلمان بن أشعث السجستانی ، تحقیق : هیثم بن نزار تمیمی ، بیروت : شرکت دار الأرقم ، ۱۴۲۰ ق .

۱۲۴ . سنن أبی داوود ، سلیمان بن الأشعث السجستانی ، تحقیق : محمّد محیی الدین عبد الحمید ، بیروت : دار إحیاء السنّه النبویّه .

۱۲۵ . سنن الترمذی (الجامع الصحیح) ، محمّد بن عیسی الترمذی ، تحقیق : أحمد محمّد شاکر ، ج ۳ و ۴ و ۵ ، بیروت : دار الإحیاء التراث العربی .

۱۲۶ . سنن الدار قطنی ، علی بن عمر البغدادی ، بیروت : دار الکتاب العلمیه ، ۱۳۱۴ ق .

۱۲۷ . سنن الکبری ، أحمد بن الحسین البیهقی ، تحقیق : محمّد عبد القادر عطا ، بیروت : دار الکتب العلمیه ، ۱۴۱۴ ق .

۱۲۸ . سنن النبی ، سید محمّد حسین طباطبایی ، قم : مؤسسه نشر اسلامی ، ۱۴۱۹ ق .

۱۲۹ . سنن النسائی بشرح جلال الدین السیوطی و حاشیه الإمام السندی ، أحمد بن شعیب النسائی ، بیروت : دار العلم .

۱۳۰ . سنن النسائی بشرح الحافظ جلال الدین السیوطی و حاشیه الإمام السندی ، عبد الرحمان بن أبی بکر السیوطی ، ج ۳ ، بیروت : دار القلم .

۱۳۱ . سه رساله درباره تئوری میل جنسی ، زیگموند فروید ، مترجم : هاشم رضی ، ۱۳۴۳ ش .

۱۳۲ . سیر فرهنگ و تاریخ تعلیم و تربیت در ایران و اروپا ، مرتضی راوندی ، تهران : گویا ، ۱۳۶۴ ش .

۱۳۳ . شخصیت عصبی زمانه ما ، کارن هورنای ، ترجمه : محمّد جعفر مصفّا ، تهران : گفتار ، ۱۳۶۹ ش .

۱۳۴ . شرح غرر الحکم و درر الکلم ، آقا جمال خوانساری ، تحقیق : میر جلال الدین محدّث اُرموی ، تهران : دانشگاه تهران ، ۱۳۷۳ ش .

۱۳۵ . شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید ۱۳۶ . صحیح البخاری ، محمّد بن إسماعیل البخاری ، تحقیق : مصطفی دیب البغا ، دمشق : الیامه و بیروت : دار ابن کثیر ، ۱۴۱۰ ق .

۱۳۷ . صحیح مسلم ، مسلم بن الحجّاج القشیری النیسابوری ، تحقیق : محمّد فؤاد عبد الباقی ، قاهره : دار الحدیث ، ۱۴۱۲ق .

۱۳۸ . صحیح مسلم ، مسلم بن الحجّاج القشیری النیسابوری ، تحقیق و تعلیق : موسی شاهین و احمد عمر الهاشم ، بیروت : عزّ الدین ، ۱۴۰۷ ق .

۱۳۹ . طوق الحمامه فی الألفه والاُلوف ، أبو محمّد ابن حزم اندلسی ، تحقیق : احسان عبّاس ، بیروت : مؤسسه العربیه للدراسات والنشر ، ۱۹۹۳ م .

۱۴۰ . عده الداعی ونجاح الساعی ، أحمد بن محمّد الأسدی ، تحقیق : احمد موحّدی قمی ، تهران : مکتبه الوجدانی .

۱۴۱ . عرفان اسلام ، محمّد تقی جعفری ، تهران : دانشگاه صنعتی شریف ، ۱۳۷۳ ش .

۱۴۲ . علل الشرائع ، محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) ، نجف : المکتبه الحیدریه ، ۱۳۸۶ ق .

۱۴۳ . عوالی اللآلی العزیزیّه فی الأحادیث الدینیه ، محمّد بن علی الأحسائی (ابن أبی جمهور) ، تحقیق : مجتبی العراقی ، قم : مطبعه سیّد الشهداء ، ۱۴۰۳ ق .

۱۴۴ . عیون أخبار الرضا علیه السلام ، محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) ، تحقیق : السید مهدی الحسینی اللاجوردی ، تهران : مکتبه جهان ، ۱۳۸۱ ق .

۱۴۵ . عیون الحکم والمواعظ ، علی بن محمّد اللیثی الواسطی ، تحقیق : حسین الحسنی البیرجندی ، قم : دار الحدیث ، ۱۳۷۶ ش .

۱۴۶ . غرر الحکم و درر الکلم ، ترجمه محمّد علی انصاری ،

۱۴۷ . فرهنگ جامع روان شناسی و روان پزشکی ، نصرت اللّه پورافکاری ، تهران : فرهنگ معاصر ، ۱۳۷۴ .

۱۴۸ . فرهنگ جامعه شناسی ، نیکلاس آبرکرومبی و استفان هیل و برایان ترند ، ترجمه : حسن پویان ، تهران : چاپخش ، ۱۳۶۷ ش .

۱۴۹ . فرهنگ علوم اجتماعی ، آلن بیرو ، ترجمه : باقر ساروخانی ، تهران : کیهان ، ۱۳۷۰ ش .

۱۵۰ . فرهنگ علوم رفتاری ، علی اکبر شعاری نژاد ، تهران : امیر کبیر ، ۱۳۶۴ ش .

۱۵۱ . فریاد ناشنیده برای معنی ، ویکتور فرانکل ، ترجمه : علی علوی نیا و مصطفی تبریزی ، تهران : یادآوران ، ۱۳۷۱ ش .

۱۵۲ . فلسفه اخلاق ، مرتضی مطهّری ، تهران : صدرا ، ۱۳۶۸ ش .

۱۵۳ . فیزیولوژی اعصاب و غدد ، علی حائری روحانی ، تهران : سمت ، ۱۳۷۶ ش .

۱۵۴ . قاموس قرآن ، سید علی اکبر قریشی ، تهران : دار الکتب الإسلامیه ، ۱۳۵۴ ش . ۱۵۵ . قرب الإسناد ، عبد اللّه بن جعفر الحِمْیری القمّی ، قم : مؤسسه کوشان پور .

۱۵۶ . کتاب من لا یحضره الفقیه ، محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) ، تحقیق : علی اکبر الغفاری ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی .

۱۵۷ . کشف الغمّه فی معرفه الأئمّه ، علی بن عیسی الإربلی ، تصحیح : سید هاشم الرسولی المحلاتی ، بیروت : دار الکتاب الإسلامی ، ۱۴۰۱ ق .

۱۵۸ . کنترل رابطه جنسی ، احمد مطهّری ، قم : دفتر تبلیغات اسلامی ، ۱۳۶۰ ش .

۱۵۹ . کنز العمّال فی سنن الأقوال والأفعال ، علی المتّقی بن حسام الدین الهندی ، تحقیق : حسن رزوق ، تصحیح : صفوه السقّا ، بیروت : مکتبه التراث الإسلامی ، ۱۳۹۷ ق .

۱۶۰ . کودک از نظر وراثت و تربیت ، محمّد تقی فلسفی ، تهران : نشر فرهنگ اسلامی ، ۱۳۷۷ ش .

۱۶۱ . لسان العرب ، محمّد بن مکرم المصری الأنصاری (ابن منظور) ، بیروت : دار صادر ، ۱۴۱۰ ق .

۱۶۲ . مبانی جامعه شناسی ، بروس کوئن ، ترجمه : محسن ثلاثی ، تهران : فرهنگ معاصر ، ۱۳۷۰ ش .

۱۶۳ . مبانی جامعه شناسی ، عبد الحسین نیک گوهر ، تهران : رایزن ، ۱۳۶۹ ش .

۱۶۴ . مبانی جامعه شناسی ، علی اکبر ترابی ، تهران : اقبال ، ۱۳۴۱ ش .

۱۶۵ . مبانی روان شناسی رشد ، عبد اللّه شفیع آبادی ، تهران : شرکت سهامی چهر ، ۱۳۷۲ ش .

۱۶۶ . مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، الفضل بن الحسن الطبرسی (أمین الإسلام) ، تحقیق : السید هاشم الرسولی المحلّاتی و السید فضل اللّه الیزدی الطباطبائی ، بیروت : دار المعرفه ، ۱۴۰۸ ق .

۱۶۷ . مجموعه مقالات اوّلین سمینار «بررسی مسائل جمعیتی و تنظیم خانواده در ایران» ، محمود صرام با همکاری محمّد رضایی و علی اصغر مهاجرانی ، اصفهان ، دانشگاه اصفهان : ۱۳۵۴ ش .

۱۶۸ . مراحل تربیت ، موریس دبس ، ترجمه : علی محمّد کاردان ، تهران : دانشگاه تهران ، ۱۳۷۴ ش .

۱۶۹ . مراحل رشد و تحوّل ، محمّد رضا شرفی ، تهران : سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، ۱۳۷۵ ش .

۱۷۰ . مربّیان بزرگ ، ژان شاتو ، ترجمه : غلامحسین شکوهی : تهران ، دانشگاه تهران ، ۱۳۷۶ ش .

۱۷۱ . مسئله حجاب ، مرتضی مطهّری ، تهران : صدرا ، ۱۳۷۳ ش .

۱۷۲ . مستدرک الوسائل ، حسین النوری الطبرسی ، بیروت : مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث ، ۱۴۰۸ ق .

۱۷۳ . مسند أحمد ، أحمد بن محمّد الشیبانی (ابن حنبل) ، بیروت : دار صادر .

۱۷۴ . مسند أحمد ، أحمد بن محمّد الشیبانی (ابن حنبل) ، تحقیق : عبد اللّه محمّد الدرویش ، بیروت : دار الفکر ، ۱۴۱۴ ق .

۱۷۵ . مسند الإمام زید المنسوب الی زید بن علی بن الحسین علیهماالسلام ، بیروت : دار مکتبه الحیاه ، ۱۹۶۶ م .

۱۷۶ . مشکاه الأنوار فی غرر الأخبار ، علی بن الحسن الطبرسی ، نجف : مکتبه الحیدریه ، ۱۳۸۵ ق .

۱۷۷ . مشکلات الجنسیه والعاطفیه تحت أضواء الشریعه الإسلامیه ، عبد الرحمان الواصل ، قاهره : مکتبه وهبه ، ۱۴۰۹ ق .

۱۷۸ . مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه ، المنسوب إلی الإمام الصادق ، شرح : عبد الرزّاق گیلانی ، تصحیح : سید جلال الدین اُموری ، تهران : مکتبه الصدوق ، ۱۴۰۷ ق .

۱۷۹ . معانی الاخبار ، محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۳۶۱ ش .

۱۸۰ . مفاهیم اساسی در روان شناسی رشد ، حسین لطف آبادی ، مشهد : دانشگاه فردوسی .

۱۸۱ . مقدمه ای بر جامعه شناسی ، جوزف روسک ، ترجمه : بهروز نبوی ، تهران : کتاب خانه فروردین ، ۱۳۶۹ ش .

۱۸۲ . مکارم الأخلاق ، الفضل بن الحسن الطبرسی ، تحقیق : علاء آل جعفر ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۴۱۴ ق .

۱۸۳ . مناقب آل أبی طالب ، محمّد بن علی المازندرانی (ابن شهر آشوب) ، نجف : مطبعه الحیدریه ، ۱۳۷۶ ق .

۱۸۴ . منجد الطلّاب : (به انضمام اصطلاحات مطبوعاتی) ، فؤاد افرام بستانی ، تحقیق : احمد رنجبر ، تهران : اساطیر ، ۱۳۷۸ ش .

۱۸۵ . موسوعه العلاقات الجنسیه فی الإسلام ، شهاب الدین حسینی ، بیروت ، ۲۰۰۲ م .

۱۸۶ . میزان الحکمه با ترجمه فارسی ، محمّد محمّدی ری شهری ، ترجمه : حمید رضا شیخی ، قم : دار الحدیث ، ۱۳۷۷ ش .

۱۸۷ . «نظارت اجتماعی» ، سعید امیر کاوه ، فصل نامه معرفت ، ش ۲ .

۱۸۸ . نظام جنسی کودک و نوجوان در اسلام ، فاطمه بیگم رضازاده ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، تهران : دانشگاه تربیت مدرّس .

۱۸۹ . نوجوانی ، ابراهیم جعفر کرمانی ، تهران : رشد ، ۱۳۵۲ ش .

۱۹۰ . نور الثقلین ، عبد علی بن جمعه العروسی الحویزی ، قم : المطبعه العلمیه ، ۱۳۸۳ ق .

۱۹۱ . نهج البلاغه ، ترجمه : محمّد دشتی ، قم : مؤسسه تحقیقاتی امیر المؤمنین علیه السلام ، ۱۳۸۱ ش .

۱۹۲ . نهج السعاده فی مستدرک نهج البلاغه ، محمّد باقر المحمودی ، تصحیح : عزیز آل طالب ، تهران : وزارت ارشاد ، ۱۳۷۶ ش .

۱۹۳ . نهج الفصاحه (با ترجمه فارسی) ، ابو القاسم پاینده ، تهران : سازمان انتشارات جاویدان ، ۱۳۶۴ ش .

۱۹۴ . وسائل الشیعه ، محمّد بن الحسن الحرّ العاملی ، تحقیق : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم : مؤسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث ، ۱۴۰۹ ق .

۱۹۵ . وسائل الشیعه ، محمّد بن الحسن الحرّ العاملی ، تهران : المکتبه الإسلامیه ، ۱۳۹۳ ق .

۱۹۶ . هنر عشق ورزیدن ، اریک فروم ، ترجمه : پوری سلطانی ، تهران : مروارید ، ۱۳۸۳ ش . ۱۹۷.

پانویس

  1. کارشناس ارشد روان شناسی بالینی و پژوهشگر واحد روان شناسی پژوهشکده علوم و معارف حدیث .
  2. سوره اعراف ، آیه ۱۸۹ .
  3. سوره روم ، آیه ۲۱ .
  4. وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۵۰ ۳۵۱ ؛ بحارالأنوار ، ج ۱۰ ، ص ۱۸۱ ، ح ۲ .
  5. الکافی ، ج ۵ ، ص ۳۶۶ ؛ تهذیب الاحکام ، ج ۷ ، ص ۴۱۸ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۷ ، ص ۸۰ .
  6. پرورش روح ، ج ۱ ، ص ۱۴۷ (به نقل از : الزّواج ، عمر رضا کحّاله) .
  7. راجع : ص ۱۰۳ (ما ینال به خیر الدنیا والآخره) .
  8. راجع : ص ۱۱۵ (أصناف الناس فی نیل الدنیا والآخره) .
  9. الکافی ، ج ۵ ، ص ۳۲۹ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۱۷ ؛ نور الثقلین ، ج ۳ ، ص ۵۶۹ .
  10. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۳۸۵ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۱۸ .
  11. یونس : ۶۴ .
  12. کتاب العین ، ج ۱ ، ص ۸۲ .
  13. منجد الطلاب ، ذیل واژه «عفف» .
  14. بحار الأنوار ، ج ۱ ، ص ۱۱۲ .
  15. میزان الحکمه ، ج ۸ ، ص ۳۸۲۲ ، ح ۱۳۱۲۷ .
  16. الکافی ، ج ۲ ، ص ۷۹ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۵ ، ص ۲۴۹ .
  17. همان جا .
  18. کنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۴۱۶ .
  19. مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۱۶۲ ؛ جامع أحادیث الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۴۴ .
  20. راجع : التنمیه الاقتصادیّه فی الکتاب والسنّه : القسم الخامس : آفات التنمیه .
  21. التوحید ، ص ۱۳ ؛ بحار الأنوار ، ج ۳ ، ص ۶۲ .
  22. المحجّه البیضاء ، ج ۳ ، ص ۵۳ ؛ میزان الحکمه ، ج ۵ ، ص ۲۲۴۸ ، ح ۷۷۹۹ .
  23. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۱۵۸ ؛ الخصال ، ص ۲۸۸ .
  24. مکارم الأخلاق ، ص ۲۲۴ .
  25. وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۲۹ .
  26. مکارم الأخلاق ، ص ۲۲۴ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۱ ، ص ۳۷۰ .
  27. الکافی ، ج ۶ ، ص ۳ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۱ ، ص ۳۵۸ ؛ مکارم الأخلاق ، ص ۲۱۸ .
  28. الکافی ، ج ۵ ، ص ۳۳۷ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص ۳۹ ، ح ۲ .
  29. مجمع البیان ، ج ۷ ، ص ۲۴۰ ؛ تفسیر ثعلبی ، ج ۷ ، ص ۹۰ .
  30. ر.ک : توضیح المسائل امام خمینی ، م ۲۴۴۳ .
  31. الکافی ، ج ۵ ، ص ۳۹۸ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص ۷۲ ، ح ۱ .
  32. تحف العقول ، ص ۹۱ و ۱۰۰ ؛ بحار الأنوار ، ج ۷۷ ، ص ۲۳۹ .
  33. عیون أخبار الرضا علیه السلام ، ج ۱ ، ص ۳۸ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۶ ، ص ۲۹۵ .
  34. سوره نساء ، آیه ۶ .
  35. مکارم الأخلاق ، ص ۱۹۶ ؛ کنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۲۷۶ .
  36. «خواستگار خود را این طور انتخاب کنید» ، مجله روزهای زندگی ، شماره ۲۳۶ ، ص ۳۶ .
  37. Makfadan, Bernard.
  38. بلوغ و ازدواج ، ص ۳۲ .
  39. الکافی ، ج ۵ ، ص ۳۶۵ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۸۸ ؛ نور الثقلین ، ج ۳ ، ص ۵۹۱ .
  40. الکافی ، ج ۵ ، ص ۳۶۵ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۸۸ .
  41. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۳۸۸ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۵۹ .
  42. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۳۹۲ ؛ مکارم الأخلاق ، ص ۲۰۳ .
  43. تهذیب الأحکام ، ج ۷ ، ص ۳۹۹ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۵۰ .
  44. میزان الحکمه ، ج ۵ ، ص ۲۲۵۴ ؛ کنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۲۸۹ .
  45. بحار الأنوار ، ج ۶۷ ، ص ۲۹۳ ؛ میزان الحکمه ، ج ۲ ، ص ۷۷۶ .
  46. الإستبصار ، ج ۳ ، ص ۱۸۳ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۵۴۹ .
  47. روش های برقراری ارتباط با دیگران ، ص ۵۰ .
  48. ر. ک : همان ، ص ۵۳ .
  49. الکافی ، ج ۵ ، ص ۳۴۷ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۷۶ ، ح ۲۵۰۷۳ .
  50. وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۷۶ ، ح ۲۵۰۷۸ .
  51. وسائل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص ۵۲ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۳۷۲ ، ح ۳ .
  52. مکارم الأخلاق ، ص ۲۰۴ ؛ میزان الحکمه ، ج ۵ ، ص ۲۲۵۶ ، ح ۷۸۳۹ .
  53. الإستبصار ، ج ۳ ، ص ۱۸۳ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۵۴۹ .
  54. الکافی ، ج ۵ ، ص ۳۴۸ ؛ کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۴۰۸ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۳۷۷ ، ح ۸ .
  55. الفقه المنسوب للإمام الرضا علیه السلام ، ص ۲۳۷ ؛ بحار الأنوار ، ج ۷۹ ، ص ۱۴۲ ، ح ۵۵ .
  56. الکافی ، ج ۵ ، ص ۳۴۷ ؛ تهذیب الأحکام ، ج ۷ ، ص ۳۹۸ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۷۹ .
  57. «ازدواج و خانواده» ، مجله روزهای زندگی ، شماره ۲۳۱، ص ۲۲ .
  58. الکافی ، ج ۵ ، ص ۴۰۱ ، ح ۱ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۲۹۳ .
  59. تهذیب الأحکام ، ج ۷ ، ص ۳۸۰ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۲۷۱ .
  60. دعائم الاسلام ، ج ۲ ، ص ۲۱۸ ؛ مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۳۱۶ ، ح ۱۶۸۱۰ .
  61. تهذیب الأحکام ، ج ۷ ، ص ۳۷۹ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۲۸۴ ، ح ۲۵۶۳۸ .
  62. مکارم الأخلاق ، ص ۱۹۷ ؛ کنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۲۹۶ .
  63. سوره نساء ، آیه ۱۲۸ .
  64. ر . ک : بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۵۲ ، ح ۷ .
  65. مناقب آل أبی طالب ، ج ۱ ، ص ۳۷۴ ؛ بحار الأنوار ، ج ۴۱ ، ص ۵۷ (به نقل از داستان راستان ، ج ۲ ، ص ۲۶۶ ۲۶۹) .
  66. سوره نساء ، آیه ۳۴ .
  67. ر. ک : بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۵۵ ، ح ۱ و ص ۵۷ ، ح ۳ و ص ۵۸ ، ح ۷ .
  68. کنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۳۴۳ .
  69. الکافی ، ج ۵ ، ص ۴۹۹ ۵۰۰ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۴، ص ۹۴ ۹۵ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۹۰ .
  70. مکارم الأخلاق ، ص ۲۱۲ ؛ مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۲۳۰ .
  71. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۵۵۳ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۲۵۱ .
  72. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۵۵۳ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۲۵۳ .
  73. تاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۵۵۳ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۲۵۳ ؛ مکارم الأخلاق ، ص ۲۱۱ .
  74. بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۷ .
  75. مکارم الأخلاق ، ص ۲۱۳ ؛ بحار الأنوار ، ج ۹۱ ، ص ۱۳۹ .
  76. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۴۰۳ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۱۲۹ ؛ مکارم الأخلاق ، ص ۲۱۲ .
  77. همان جا .
  78. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۵۵۳ ، ح ۴۸۹۹ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۲۵۴ .
  79. مکارم الأخلاق ، ص ۲۰۹ ۲۱۱ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۸۲ ۲۸۳ .
  80. عیون أخبار الرضا علیه السلام ، ج ۲ ، ص ۶۸ ؛ بحار الأنوار ، ج ۶۱ ، ص ۳۵۹ .
  81. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۵۵۳ ؛ مکارم الأخلاق ، ص ۲۱۱ .
  82. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۰۳ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۱۳۶ .
  83. الأمالی ، صدوق ، ص ۶۶۴ ؛ کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۵۵۳ ؛ مکارم الأخلاق ، ص ۲۱۰ .
  84. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۵۵۲ ؛ مکارم الأخلاق ، ص ۲۰۹ .
  85. جوان ، انگیزه و رفتار جنسی ، ص ۱۰۷ .
  86. ازدواج ، مکتب انسان سازی ، ص ۱۷۷ .
  87. رشد و شخصیت کودک ، ص ۵۶۱ .
  88. همان ، ص ۵۶۰ .
  89. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۶۹ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۲۳ .
  90. مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۲۲۱ ؛ بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۷ .
  91. آنچه زنان می خواهند مردان بدانند ، ص ۳۳۱ و ۳۳۸ .
  92. همان ، ص ۵۳۲ .
  93. الجامع الصغیر ، ج ۱ ، ص ۱۸۴ ؛ کنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۴۰ .
  94. الخصال ، ص ۶۲۱ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۰ ، ص ۱۰۰ .
  95. ازدواجْ مکتب انسان سازی ، ج ۲ ، ص ۲۷ .
  96. ر. ک : الکافی ، ج ۵ ، ص ۳۶۶ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۶۶ ، ح ۹ .
  97. ر. ک : سوره انعام ، آیه ۹۶
  98. الکافی ، ج ۵ ، ص ۳۶۶ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۹۱ .
  99. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۴۰۴ ، ح ۴۴۱۴ ؛ بحار الأنوار ، ج ۶۳ ، ص ۲۰۱ .
  100. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۵۵۱ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۲۴۹ ؛ مکارم الأخلاق ، ص ۲۰۹ .
  101. مکارم الأخلاق ، ص ۲۰۸ ؛ جامع أحادیث الشیعه ، ج ۷ ، ص ۲۸۷ .
  102. کنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۳۵۵ ، ح ۴۴۹۰۲ .
  103. بواسیر و نواصیر ، با توجه به آنچه در لسان العرب ، ج ۴ ص ۵۹ ، و ج ۵ ، ص ۲۰۵ آمده ، معنا شده است .
  104. الأمالی ، صدوق ، ص ۶۶۳ ؛ کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۵۵۲ ؛ مکارم الأخلاق ، ص ۲۰۹ .
  105. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۴۰۴ ، التهذیب ، ج ۷ ، ص ۴۱۲ ، ح ۱۶۴۶ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۱۳۹ .
  106. السنن الکبری ، بیهقی ، ج ۱ ، ص ۲۰۴ ؛ صحیح ابن خزیمه ، ج ۱ ، ص ۱۱۰ .
  107. سنن الترمذی ، ج ۱ ، ص ۹۴ ؛ السنن الکبری ، بیهقی ، ج ۱ ، ص ۲۰۴ .
  108. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۵۵۲ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۲۵۳ ؛ مکارم الأخلاق ، ص ۲۱۰ .
  109. همان ، ص ۲۱۲ .
  110. فریاد ناشنیده برای معنا ، ص ۸۵ .
  111. بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۷ ؛ مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۲۲۱ .
  112. Orgasm pha
  113. احساسات و پاسخ های جنسی انسان ، ص ۱۵ .
  114. الأمراض نفسیه ، ص ۳۱۶ .
  115. الخصال ، ص ۶۳۷ ؛ الإستبصار ، ج ۴ ، ص ۱۹۲ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۱۱۸
  116. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۵۵۹ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ص ۱۱۸ .
  117. احساسات و پاسخ های جنسی انسان ، ص ۱۶ .
  118. الکافی ، ج ۵ ، ص ۳۳۸ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص ۴۰ ، ح ۷ .
  119. الکافی ، ج ۵ ، ص ۳۳۸ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص ۴۰ ، ح ۹ .
  120. آنچه همسران جوان باید بدانند ، ص ۱۷ .
  121. خلاصه روان پزشکی علوم رفتاری روان پزشکی بالینی ، ج۲ ، ص۳۲۷ .
  122. ر . ک : روان شناسی اجتماعی در تعلیم و تربیت ، ص۱۲۴ .
  123. اسلام و تعلیم و تربیت ، ص ۳۷۱ .
  124. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۳۸۴ ؛ وسایل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص ۱۱ ، ح ۱۰ .
  125. همان ، ح ۱۲ .
  126. همان ، ص ۹ ، ح ۲ .
  127. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۱۰ ؛ بحارالأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۵۳ ، ح ۵۴ .
  128. جوان و آرامش روان ، ص۲۸۹ ، مقاله «رفتار و تمایلات جنسی از دیدگاه اسلام» ، مسعود نیک فرجام و همکاران .
  129. سوره مؤمنون ، آیه ۷ .
  130. نهج البلاغه ، حکمت ۱۰۸ .
  131. سوره اعراف ، آیه ۱۵۷ .
  132. سوره مائده ، آیه ۸۷ .
  133. ر.ک : المیزان فی تفسیر القرآن ، ج ۶ ، ص ۱۱۲ ۱۱۳ .
  134. مستدرک الوسائل ، ج ۱۶ ، ص ۵۳ ، المیزان فی تفسیر القرآن ، ج ۶ ، ص ۱۱۳
  135. سوره مؤمنون ، آیه ۵ ۷ .
  136. وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۳۳ و ۳۵۰ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۰ ، ص ۱۸۱ ؛ الإحتجاج ، ج ۲ ، ص ۹۳ .
  137. ر. ک : عیون أخبار الرضا علیه السلام ، ج ۱ ، ص ۱۰۷ ؛ بحار الأنوار ، ج ۶ ، ص ۱۰۳ ؛ علل الشرائع ، ج ۱ ، ص ۲۵۲ .
  138. میزان الحکمه ، ج ۱۱ ، ص ۵۳۶۸ ، ح ۱۸۳۸۳ ؛ کنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۹۹ .
  139. بلوغ ، ص ۶۲ .
  140. جوانی پررنج ، ص ۲۹۵ .
  141. روان شناسی نوجوانی ، ص ۱۰۲ .
  142. روان شناسی نوجوانان و جوانان ، ص ۱۴۴ .
  143. بلوغ ، ص ۶۳ .
  144. نوجوانی ، ص ۱۰۳ .
  145. مراحل تربیت ، ص ۱۶۴ .
  146. عوالی اللآلی ، ج ۱ ، ص ۲۶۰ ، ح ۳۸ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۳۰ .
  147. ر. ک : بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۳۰ ؛ جامع أحادیث الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۸۲ .
  148. بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۳۰ ، ح ۱ .
  149. الکافی ، ج ۷ ، ص ۲۶۵ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۸ ، ص ۵۷۴ ، ح ۱ .
  150. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۴۰ ، ح ۲ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۵۳ .
  151. الاستبصار ، ج ۴ ، ص ۲۲۶ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۸ ، ص ۵۷۵ ، ح ۳ .
  152. وسائل الشیعه ، ج ۲۸ ، ص ۳۶۴ .
  153. همان ، ج ۱۴ ، ص ۲۶۷ .
  154. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۴۱ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۴۹ .
  155. سوره اعراف ، آیه ۸۰ .
  156. سوره عنکبوت ، آیه ۲۹ .
  157. سوره نمل ، آیه ۵۵ .
  158. مسند الشامیین ، ج ۱ ، ص ۱۰۵ .
  159. سوره نساء ، آیه ۳۱ .
  160. بحار الأنوار ، ج ۴۷ ، ص ۲۱۷ ، ح ۴ .
  161. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۴۴ ، ح ۳ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۳۹ .
  162. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۴۳ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۲۹ .
  163. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۴۶ ، ح ۵ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۳۰ .
  164. کنز العمّال ، ج ۵ ، ص ۳۴۱ ، ح ۱۳۱۳۶ .
  165. سوره حجر ، آیه ۷۲ ۷۵ .
  166. سوره هود ، آیه ۸۲ .
  167. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۴۸ ، ح ۹ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۳۱ .
  168. مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۳۴۳ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۲ ، ص ۱۶۰ .
  169. الفردوس ، ج ۵ ، ص ۸۸ ، ح ۷۵۴۷ .
  170. خلاصه روان پزشکی علوم رفتاری ، ج۲ ، ص ۳۳۶ .
  171. پنج گفتار در بیان روانکاوی ، ص ۱۱۱ .
  172. روان شناسی فردی ، ص ۱۹۲ .
  173. هنر عشق ورزیدن ، ص ۴۸ .
  174. Alfred. C.Kins
  175. داده ها از وال استریت ژورنال (۳۱ مارس ۱۹۹۳) و نیویورک تایمز (۱۵ آوریل ۱۹۹۳) از مطالعات پژوهشی در مورد رفتار همجنس گرا ، گرفته شده است.
  176. الکافی ، ج ۷ ، ص ۲۶۷ ؛ تهذیب الأحکام ، ج ۱۰ ، ص ۱۴۹ ، ح ۵۹۸ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۸ ، ص ۱۵۹ .
  177. مکارم الأخلاق ، ص ۲۳۸ ؛ جامع الأحادیث ، ج ۲۱ ، ص ۲۹۳ .
  178. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۵۰ ، ح ۸ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۳۶ .
  179. مکارم الأخلاق ، ص ۲۳۲ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۴۲ .
  180. کنز العمّال ، ج ۵ ، ص ۳۲۴ ، ح ۱۳۰۴۶ .
  181. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۴۹ ، ح ۱ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۳۴ .
  182. وسائل الشیعه ، ج ۱۱ ، ص ۵۱۵ ؛ المیزان فی تفسیر القرآن ، ج ۵ ، ص ۳۹۸ .
  183. تهذیب الأحکام ، ج ۱۰ ، ص ۵۶ ، ح ۲۰۴ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۸ ، ص ۱۵۴ .
  184. ر .ک : الکافی ، ج ۷ ، ص ۲۰۰ .
  185. ر. ک : تهذیب الأحکام ، ج ۱۰ ، ص ۵۷ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۸ ، ص ۹۰ .
  186. ر .ک : معانی الأخبار ، ص ۳۰۰ ، ح ۱ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۴۱ .
  187. مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۳۵۱ ، ح ۱۶۹۲۹ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۴۱ .
  188. مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۳۵۱ ، ح ۱۶۹۳۰ .
  189. کنز العمّال ، ج ۵ ، ص ۳۴۱ ؛ جمع الجوامع ، ح ۱۴۸۶۹ .
  190. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۴۵ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۳۰ .
  191. الکافی ، ج ۸ ، ص ۳۶ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۶ ، ص ۲۷۶ .
  192. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۵۲ ، ح ۴ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۴۶ .
  193. مکارم الأخلاق ، ص ۲۳۲ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۸ ، ص ۴۲۵ ، ح ۳ .
  194. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۵۲ ، ح ۲ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۴۵ .
  195. الکافی ، ج ۷ ، ص ۲۰۲ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۸ ، ص ۴۲۶ ، ح ۱ .
  196. سوره اسراء ، آیه ۳۲ .
  197. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۴۱ ، ح ۳ ؛ کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۵۷۳ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۰۹ .
  198. علل الشرائع ، ج ۲ ، ص ۵۴۴ ؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام ، ج ۱ ، ص ۱۰۴ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۸ ، ص ۳۷۰ ، ح ۸ .
  199. الکافی ، ج ۷ ، ص ۱۷۵ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۸ ، ص ۳۱۰ ۳۱۱ ، ح ۳ .
  200. الکافی ، ج ۸ ، ص ۳۶ ۴۲ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۶ ، ص ۲۷۶ ۲۷۸ .
  201. الخصال ، ص ۴۵۱ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۱ ، ص ۳۱ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۰۱ ، ص ۳۷۲ ، ح ۱۴ .
  202. نوادر الراوندی ، ص ۱۵۴ ؛ بحار الأنوار ، ج ۲۲ ، ص ۳۱۱ ؛ مستدرک الوسائل ، ج ۱۱ ، ص ۳۷۰ .
  203. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۴ ، ص ۹ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱ ، ص ۲۹۹ ؛ بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۳۳۱ ، ح ۱ .
  204. وسائل الشیعه ، ج ۱ ، ص ۲۹۹ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۳۲ ، ح ۲ .
  205. بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۳۲ ، ح ۳ .
  206. ثواب الأعمال ، ص ۲۸۶ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۲۳۲ ؛ بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۳۶۶ .
  207. علل الشرائع ، ج ۲ ، ص ۵۶۵ ؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام ، ج ۱ ، ص ۱۰۴ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۳۴ ، ح ۱۲ .
  208. بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۴۱ ، ح ۵۰ ؛ المحاسن ، ج ۱ ، ص ۱۱۰ .
  209. الکافی ، ج ۸ ، ص ۳۹ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۶ ، ص ۲۷۶ .
  210. اشاره به مواردی است که افراد ، در کیلینیک های روان درمانگری در برخی از شهرستان ها ابراز داشته اند .
  211. زندگی جنسی مردان ، ص ۱۸۰ .
  212. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۴ ، ص ۱۴ ؛ بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۳۳۴ ، ح ۱ و ج ۱۰۴ ، ص ۳۲ ، ح ۴ .
  213. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۲۵ ، ح ۱ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۲۰۸ .
  214. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۲۵ ، ح ۲ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۲۰۷ .
  215. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۲۶ ، ح ۳ .
  216. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۲۶ ، ح ۴ ؛ وسائل الشیعه ، ج۲۰ ، ص۳۵۴ . حدیث ، با توجّه به نظر مرحوم علّامه مجلسی در مرآه العقول که در پاورقی الکافی آمده ، ترجمه شده است .
  217. سوره مریم ، آیه ۵۹ .
  218. الکافی ، ج ۳ ، ص ۲۷۰ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۵ ، ص ۳۴۳ .
  219. مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۳۴۹ ، ح ۱۶۹۱۹ ؛ جامع أحادیث الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۱۷ .
  220. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۵۰ ؛ بحار الأنوار ، ج ۷۹ ، ص ۶۸ .
  221. Transvestic fetishism
  222. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۴۱ ، ح ۵ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۴۹ .
  223. الکافی ، ج ۵ ، ص ۴۵۱ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۴۹ .
  224. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۴ ، ص ۴۷ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۸ ، ص ۸۶ .
  225. الکافی ، ج ۵ ، ص ۴۹۷ ، ح ۱ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۱۱۱ .
  226. سوره بقره ، آیه ۲۲۳ .
  227. الإستبصار ، ج ۳ ، ص ۲۴۳ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۱۴۲ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۲۹ .
  228. Janson, B
  229. Becker. J
  230. Coprophil
  231. Urophil
  232. Mysophil
  233. Zoophil
  234. Necrophil
  235. زندگی جنسی مردان ، ص ۱۶۸ .
  236. وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۲۲ ؛ بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۳۶۱ .
  237. ر. ک : قرب الإسناد ، ص ۲۵۷ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۸ ، ص ۳۶۳ ؛ بحار الأنوار ، ج ۷۹ ، ص ۸۷ ، ح ۱ .
  238. Green, A
  239. Ab
  240. Mc Conaghy,
  241. Cole, W
  242. Finkelhor,
  243. Dzuiba - Leatherman,
  244. Levin, S.Z.Stavan,
  245. Koss, M
  246. Heslet,
  247. Howitt,
  248. Mc Cormak,
  249. Raymond, N
  250. الغدیر ، ج ۹ ، ص ۲۸۸ ؛ کنز العمّال ، ج ۷ ، ص ۳۳۰ ؛ المستدرک علی الصحیحین ، ج ۳ ، ص ۲۵۷ .
  251. سنن أبی داوود ، ج ۲ ، ص ۲۵۱ ؛ کنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۳۹۰ .
  252. طبّ الأئمه علیهم السلام ، ص ۳۱ ؛ بحار الأنوار ، ج ۹۵ ، ص ۸۳ ، ح ۱ .
  253. سنن الترمذی ، ج ۲ ، ص ۳۱۹ ؛ کنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۳۸۹ .
  254. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۳۹۰ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۵ ؛ مکارم الأخلاق ، ص ۲۰۱ .
  255. قانون مجازات اسلامی ، ماده ۶۱۹ .
  256. همان ، ماده ۶۳۸ .
  257. کم من عقل أسیر تحت هویً أمیرٍ ؛ چه بسیار عقل ها که اسیر هوا و هوس های سلطه گرند (نهج البلاغه ، حکمت ۲۱۱) .
  258. نهج البلاغه ، خطبه ۱۷۶ .
  259. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۴ ، ص ۳۲ ، ح ۵۱۸۰ ؛ مستدرک الوسائل ، ج ۱۱ ، ص ۲۱۱ ؛ میزان الحکمه ، ج ۸ ، ص ۳۹۱۲ ، ح ۱۳۵۶۲ .
  260. مسند أحمد ، ج ۳ ، ص ۴۲۹ ؛ کنز العمّال ، ج ۲ ، ص ۱۸۱ .
  261. روان پزشکی ، ج ۳ ، ص ۱۳۷۳ .
  262. وسائل الشیعه ، ج ۱۹ ، ص ۲۴۶ ؛ تفسیر العیّاشی ، ج ۲ ، ص ۱۶۶ ؛ مستدرک الوسائل ، ج ۱۵ ، ص ۱۷۲ .
  263. روان شناسی رشد ، احمدی ، ص ۱۷۹ .
  264. کودک از نظر وراثت و تربیت ، ج ۲ ، ص ۲۳۳ (به نقل از تاریخ یعقوبی ، ج ۳ ، ص ۵۳) .
  265. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۰ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۱ ، ص ۴۸۱ .
  266. روان شناسی فردی ، ص ۱۴۰ .
  267. همان ، ص ۱۹۳ .
  268. وسائل الشیعه ، ج ۲۱ ، ص ۴۷۶ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۹۵ .
  269. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۰۰ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص ۹۴ .
  270. ر. ک : سوره نور ، آیه ۵۸ ۵۹ .
  271. الأمالی ، طوسی ، ص ۳۰۳ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱ ، ص ۱۷۰ ، ح ۲۲ .
  272. Perou
  273. روان شناسی اجتماعی ، ج ۱ ، ص۳۸۱ .
  274. روان شناسی مرضی ، ص ۳۸۶ .
  275. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۳ ، ص ۴۵۸ .
  276. همان ، ج ۴ ، ص ۵۵۶ ؛ عیون الحکم والمواعظ ، ص ۳۷۹ .
  277. الأمالی ، طوسی ، ص ۵۱۸ ؛ بحار الأنوار ، ج ۷۱ ، ص ۱۹۲ .
  278. مبانی جامعه شناسی ، کوئن ، ص ۳۵۰ .
  279. همان جا .
  280. همان ، ص۳۵۲ .
  281. همان جا .
  282. «افول اخلاقی امریکا» ، آدام بورسوا ، سایت : www.Public. Asu. Edu
  283. Internalizi
  284. Externalizi
  285. روان شناسی اجتماعی در تعلیم و تربیت ، ص ۱۳۴ .
  286. مستدرک الوسائل ، ج ۱۳ ، ص ۱۱ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۹ .
  287. نهج البلاغه ، حکمت ۲۳۹ ؛ میزان الحکمه ، ج ۷ ، ص ۳۳۳۴ .
  288. «إِنَّ الْاءِنسَنَ لَیَطْغَی * أَن رَّءَاهُ اسْتَغْنَی ؛ حقّا که انسان ، سرکشی می کند ، همین که خود را بی نیاز پندارد» (سوره علق ، آیه ۶ ۷) .
  289. المحجّه البیضاء ، ج ۵ ، ص ۱۸۰ ؛ شرح اُصول الکافی ، ج ۱۲ ، ص ۳۳۳ .
  290. شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید ، ج ۲۰ ، ص ۳۲۴ .
  291. المحاسن ، ج ۱ ، ص ۱۱۰ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۴۱ ، ح ۵۰ .
  292. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۵۹ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۳۸ ، ح ۳۴ .
  293. جامع السعادات ، ج ۲ ، ص ۹ ؛ مسند أحمد ، ج ۲ ، ص ۳۴۳ .
  294. سوره نور ، آیه ۳۱ .
  295. وسائل الشیعه ، ج ۱ ، ص ۳۰۰ ؛ بحار الأنوار ، ج ۹۳ ، ص ۵۲ .
  296. نهج البلاغه ، خطبه ۸۶ .
  297. مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۳۰۶ ؛ جامع أحادیث الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۲۵۴ .
  298. Bradley. S.J
  299. Brown, A
  300. Zucker. K
  301. Sullivan. C.B
  302. Sugar.
  303. Penecto
  304. Prosititnti
  305. Rogers, D. Psycholog fo Adolescence, P. ۲۴۴
  306. نوجوانی ، ص ۱۱۵ .
  307. Dobe
  308. بلوغ ، ص ۶۴ .
  309. روان شناسی اختلال های جنسی ، ص ۸۹ .
  310. Dfviant arouns
  311. Chalkley, A
  312. Rachmani.
  313. Langevin,
  314. Mcconaghy,
  315. Maltezky.
  316. شرح نهج البلاغه ، ابن أبی الحدید ، ج ۲۰ ، ص ۲۳۳ ؛ میزان الحکمه ، ج ۱۴ ، ص ۶۷۰۸ ، ح ۲۱۴۹۶ .
  317. معانی الأخبار ، ص ۱۹۵ ؛ کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۴ ، ص ۳۹۵ .
  318. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۴ ، ص ۸۹ ؛ عیون الحکم والمواعظ ، ص ۲۷۰ .
  319. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۶ ، ص ۱۲۴ ؛ میزان الحکمه ، ج ۲ ، ص ۸۵۰ .
  320. فرهنگ علوم اجتماعی ، ج ۲ ، ص ۳۴۸ .
  321. فرهنگ جامعه شناسی ، ص ۳۵۰ .
  322. «نظارت اجتماعی» ، سعید امیر کاوه ، فصل نامه معرفت ، ش ۲۱ .
  323. مبانی جامعه شناسی ، ترابی ، ص ۱۲۲ .
  324. مقدمه ای بر جامعه شناسی ، ص ۲۳۲ .
  325. فرهنگ علوم اجتماعی ، ص ۳۴۸ .
  326. «نظارت اجتماعی» ، سعید امیر کاوه ، فصل نامه معرفت ، ش ۲۱ .
  327. منظور از تقوای حضور در این جا ، همان تقوای عمیق و درونی شده است که از جنبه های شناختی و عاطفی ، جزء شخصیت فرد شده و به عبارت دیگر ، ملکه شده است .
  328. منظور از تقوای پرهیز در این جا ، تقوای ظاهری و عادتی است که جنبه شناختی و عاطفی آن ، بسیار سطحی و زودگذر است .
  329. «تربیت دینی در برابر چالش قرن بیست و یکم» ، خسرو باقری ، نشریه اطلاع رسانی معارف ، ش ۲ ، ص ۴ .
  330. سوره مائده ، آیه ۱۰۵ . آیه ۱۰۲ ، سوره آل عمران : «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ» بر عالی ترین مرتبه تقوا (تقوای حضور) و آیه ۲۴ ، سوره بقره : «فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِی وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَهُ» بر مرتبه پایین تقوا ، (تقوای پرهیز) دلالت دارد .
  331. «تربیت دینی در برابر چالش قرن بیست و یکم» ، خسرو باقری ، نشریه اطلاع رسانی معارف ، ش ۲ ، ص ۱۰ .
  332. نهج البلاغه ، حکمت ۴۴۹ .
  333. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۶ ، ص ۱۴۳ .
  334. مستدرک الوسائل ، ج ۸ ، ص ۲۹۷ ؛ بحار الأنوار ، ج ۶۴ ، ص ۲۶۹ .
  335. أعلام الدین ، ص ۲۹۶ ؛ نزهه الناظر وتنبیه الخواطر ، ص ۳۲ .
  336. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۴ ص ۲۴ ؛ عیون الحکم والمواعظ ، ص ۲۵۰ .
  337. نهج البلاغه ، حکمت ۲۴۵ .
  338. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۴ ، ص ۵۱۴ ؛ مستدرک الوسائل ، ج ۱۱ ، ص ۳۴۶ .
  339. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۲ ، ص ۱۵۸ .
  340. سوره الرحمن ، آیه ۴۶ .
  341. الإختصاص ، ص ۳۵۶ ؛ بحار الأنوار ، ج ۸ ، ص ۲۱۸ .
  342. مصباح الشریعه ، ص ۱۰۸ ؛ بحار الأنوار ، ج ۷۴ ، ص ۳۹۴ .
  343. الکافی ، ج ۸ ، ص ۴۶ ؛ بحار الأنوار ، ج ۷۴ ، ص ۳۵ .
  344. وسائل الشیعه ، ج ۲ ، ص ۴۳۷ ؛ الأمالی ، مفید ، ص ۲۶۴ ؛ بحار الأنوار ، ج ۶ ، ص ۱۳۲ .
  345. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۳۵ ؛ کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۳۹۰ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۶۶ .
  346. مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۳۰۶ ؛ جامع أحادیث الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۲۵۴ .
  347. جامع السعادات ، ج ۲ ، ص ۸ ؛ کشف الخفاء ، ج ۱ ، ص ۳۹ .
  348. مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۲۷۵ ؛ جامع أحادیث الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۲۹۲ ؛ جامع السعادات ، ج ۲ ، ص ۹ .
  349. دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۲۰۲ ؛ مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۲۷۳ .
  350. مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۲۷۴ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۳ ، ص ۲۹ .
  351. سوره قصص ، آیه ۲۶ .
  352. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۴ ص ۱۹ ؛ مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۲۷۴ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۳ ، ص ۳۲ .
  353. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۳ ، ص ۱۳۵ ، ح ۴۰۵۴ .
  354. همان ، ج ۵ ، ص ۲۵۵ ، ح ۸۲۲۶ .
  355. همان ، ج ۴ ، ص ۶۲۲ ، ح ۷۲۰۵ ؛ عیون الحکم والمواعظ ، ص ۳۹۵ .
  356. غرر الحکم ودرر الکلم ، ج ۲ ، ص ۲۲۸ ، ح ۲۴۴۹ ؛ عیون الحکم والمواعظ ، ص ۷۶ .
  357. الکافی ، ج ۸ ، ص ۵۲ ؛ بحار الأنوار ، ج ۷۸ ، ص ۳۵۹ .
  358. تحف العقول ، ص ۱۲۵ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۱۰۶ .
  359. الکافی ، ج ۵ ، ص ۴۹۴ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۱۰۵ .
  360. چهل حدیث ، ص ۸ ۹ .
  361. وسائل الشیعه ، ج ۱۶ ، ص ۹۷ .
  362. الکافی ، ج ۲ ، ص ۴۵۳ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۶ ، ص ۹۵ .
  363. تحف العقول ، ص ۳۰۱ ؛ بحار الأنوار ، ج ۷۸ ، ص ۲۷۹ .
  364. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۶ ، ص ۱۶۴ ، ح ۹۹۲۴ ؛ عیون الحکم والمواعظ ، ص ۴۹۴ .
  365. غرر الحکم ودرر الکلم ، ج ۴ ، ص ۳۸۱ ، ح ۶۴۰۳ .
  366. همان ، ص ۳۸۰ ، ح ۶۳۹۶ .
  367. همان ، ص ۳۸۷ ، ح ۶۴۲۷ .
  368. همان ، ص ۳۸۱ ، ح ۶۴۰۰ .
  369. همان ، ج ۵ ، ص ۴۴۹ ، ح ۹۱۲۲ .
  370. همان ، ص ۴۵۰ ، ح ۹۱۲۵ .
  371. سوره اسراء ، آیه ۳۶ .
  372. الکافی ، ج ۲ ، ص ۳۷ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۵ ، ص ۱۶۷ .
  373. الکافی ، ج ۲ ، ص ۳۷ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۵ ، ص ۱۶۷ ؛ بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۲ .
  374. سوره توبه ، آیه ۱۰۵ .
  375. الکافی ، ج ۵ ، ص ۵۵۹ ، وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ص ۱۹۱ .
  376. مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۲۶۹ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۳۸ .
  377. سوره علق ، آیه ۱۴ .
  378. سوره غافر ، آیه ۱۹ .
  379. سوره توبه ، آیه ۱۰۵ .
  380. مصباح الشریعه ، ص ۹ ؛ مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۲۶۹ .
  381. همان جا .
  382. نهج البلاغه ، خطبه ۳۲ ؛ بحار الأنوار ، ج ۳۴ ، ص ۹۹ .
  383. مسند أحمد ، ج ۱ ، ص ۳۲۹ ؛ مسند أبی یعلی ، ج ۴ ، ص ۳۳۰ .
  384. مسند أحمد ، ج ۱ ، ص ۷۶ .
  385. همان ، ص ۲۱۳ .
  386. داستان هایی از چشم و نگاه ، ص ۴۶ .
  387. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۴۷۳ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۱۹۳ .
  388. میزان الحکمه ، ج ۱۳ ، ص ۶۳۲۲ ؛ کنز العمّال ، ج ۵ ، ص ۳۲۷ .
  389. مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۲۷۰ ؛ جامع أحادیث الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۲۷۷ .
  390. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۴ ، ص ۱۸ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۱۹۲ ؛ کنز العمّال ، ج ۵ ، ص ۳۲۹ .
  391. مصباح الشریعه ، ص ۹ ؛ مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۲۶۹ .
  392. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۵ ، ص ۴۵۰ ، ح ۹۱۲۵ ؛ مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۲۷۱ .
  393. مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۲۷۱ ؛ جامع أحادیث الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۲۸۲ .
  394. پوشش زن در گستره تاریخ ، ص ۱۱۲ .
  395. شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید ، ج ۲۰ ، ص ۳۲۴ ، ح ۷۱۵ .
  396. الکافی ، ج ۲ ، ص ۴۸۲ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۲۲۸ ؛ بحار الأنوار ، ج ۹۳ ، ص ۳۳۳ .
  397. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۵ ، ص ۳۲۷ ، ح ۸۵۸۹ .
  398. همان ، ص ۲۰۸ ، ح ۸۰۰۶ ؛ عیون الحکم والمواعظ ، ص ۴۳۱ .
  399. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۲ ، ص ۴۳۴ ، ح ۳۱۷۶ ؛ عیون الحکم والمواعظ ، ص ۱۱۶ .
  400. مستدرک الوسائل ، ج ۱۱ ، ص ۲۱۲ ؛ عیون الحکم والمواعظ ، ص ۴۳۰ .
  401. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۴ ، ص ۱۱۷ ، ح ۵۵۰۷ .
  402. الکافی ، ج ۱ ، ص ۱۷ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱ ، ص ۱۳۷ .
  403. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۱ ، ص ۲۵۸ ، ح ۱۰۲۹ .
  404. بحار الأنوار ، ج ۳ ، ص ۱۰۱ ، ح ۳۹۲۵ .
  405. همان ، ص ۴۰۴ ، ح ۴۹۰۲ ؛ محاسبه النفس ، ص ۶۶ .
  406. شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید ، ج ۲۰ ، ص ۲۵۸ .
  407. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۵ ، ص ۱۹۶ ، ح ۷۹۵۷ ؛ عیون الحکم والمواعظ ، ص ۴۳۰ .
  408. تنبیه الخواطر ، ج ۲ ، ص ۱۲۲ ؛ میزان الحکمه ، ج ۱۴ ، ص ۶۷۰۴ ، ح ۲۱۴۷۴ .
  409. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۵ ، ص ۸۸ ، ح ۷۵۲۰ .
  410. تنبیه الخواطر ، ج ۲ ، ص ۱۲۲ ؛ میزان الحکمه ، ج ۱۴ ، ص ۶۷۰۴ .
  411. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۶ ، ص ۳۷۶ ، ح ۱۰۶۰۶ ؛ مستدرک الوسائل ، ج ۱۱ ، ص ۳۴۵ ؛ جامع أحادیث الشیعه ، ج ۱۳ ، ص ۳۱۲ .
  412. تنبیه الخواطر ، ج ۲ ، ص ۱۱۶ ؛ میزان الحکمه ، ج ۱ ، ص ۳۸۲ ، ح ۱۳۷۴ .
  413. مستدرک الوسائل ، ج ۱۱ ، ص ۳۴۴ ؛ جامع أحادیث الشیعه ، ج ۱۳ ، ص ۳۱۱ .
  414. تحف العقول ، ص ۲۲۳ ؛ مستدرک الوسائل ، ج ۱۱ ، ص ۳۶۹ .
  415. تنبیه الخواطر ، ج ۱ ، ص ۱۸۳ ؛ جامع السعادات ، ج ۲ ، ص ۲۸۴ .
  416. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۴ ، ص ۳۸۳ ، ح ۶۴۱۲ ؛ عیون الحکم والمواعظ ، ص ۳۴۹ .
  417. الکافی ، ج ۸ ، ص ۱۳۴ ؛ الجواهر السنیّه ، ص ۱۰۰ .
  418. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۵ ، ص ۴۱۷ ، ح ۸۹۹۹ ؛ عیون الحکم والمواعظ ،
  419. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۶ ، ص ۴۳۲ ، ح ۱۰۹۰۱ ؛ عیون الحکم والمواعظ ، ص ۵۳۴ .
  420. کنز العمّال ، ج ۱۵ ، ص ۸۸۳ ، ح ۴۳۵۰۲ ؛ الدّر المنثور ، ج ۱ ، ص ۶۷ .
  421. بحار الأنوار ، ج ۷ ، ص ۸۹ ؛ جامع أحادیث الشیعه ، ج ۱۸ ، ص ۱۲۹ ؛ نور الثقلین ، ج ۵ ، ص ۴۹۳ .
  422. غرر الحکم و درر الکلم ، ج ۶ ، ص ۴۲۳ ، ح ۱۰۸۶۶ ؛ عیون الحکم والمواعظ ، ص ۵۳۵ .
  423. کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۴ ، ص ۳۶۷ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۳۱۱