کتابخانه:تحکیم خانواده از دیدگاه قران و حدیث ج1
|
| |
| نویسنده |
محمد محمدی ری شهری با همکاری عباس پسندیده؛ مترجم حمیدرضا شیخی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۹ |
| شابک | ۹۷۸-۹۶۴-۴۹۳-۵۱۳-۸ |
محتویات
- ۱ پیش گفتار
- ۲ درآمد
- ۳ هدف از تشکیل خانواده
- ۴ بخش یکم : تشکیل خانواده
- ۵ فصل یکم : تشویق به تشکیل خانواده
- ۶ فصل دوم : حکمت تشکیل خانواده
- ۷ فصل سوم : موانع تشکیل خانواده
- ۸ فصل چهارم : آداب ازدواج و تشکیل خانواده
- ۹ فصل پنجم : آداب عروسی
- ۱۰ فصل ششم : خانواده نمونه
- ۱۰.۱ ۶ / ۱ ازدواج آسمانی
- ۱۰.۲ ۶ / ۲ اگر علی نبود ، همسرِ همسنگی برای فاطمه وجود نداشت
- ۱۰.۳ ۶ / ۳ خواستگاری بانوی بانوان
- ۱۰.۴ ۶ / ۴ مهریه بانوی بانوان
- ۱۰.۵ ۶ / ۵ خطبه عقد ازدواج
- ۱۰.۶ ۶ / ۶ جهیزیّه بانوی بانوان
- ۱۰.۷ ۶ / ۷ ولیمه عروسی
- ۱۰.۸ ۶ / ۸ شبِ زَفاف
- ۱۰.۹ ۶ / ۹ خانه و اثاث خانه بانوی بانوان
- ۱۰.۱۰ ۶ / ۱۰ همکاری زن و شوهر
- ۱۰.۱۱ ۶ / ۱۱ شیرینیِ زندگی
- ۱۰.۱۲ ۶ / ۱۲ سختیهای زندگی
- ۱۰.۱۳ ۶ / ۱۳ درخواست خدمتکار از پیامبر صلی الله علیه و آله
- ۱۰.۱۴ ۶ / ۱۴ داستان گردنبند
- ۱۱ بخش دوم : عوامل تحکیم خانواده
- ۱۲ فصل یکم : محبّت و مهربانی و عطوفت
- ۱۳ فصل دوم : خویهای والا و کردارهای نیکو
- ۱۳.۱ ۲ / ۱ خوش رفتاری
- ۱۳.۲ ۲ / ۲ خوش اخلاقی
- ۱۳.۳ ۲ / ۳ خوبْ شوهرداری کردن
- ۱۳.۴ ۲ / ۴ مهربانی
- ۱۳.۵ ۲ / ۵ نیکی کردن
- ۱۳.۶ ۲ / ۶ احترام نهادن
- ۱۳.۷ ۲ / ۷ ملایمت و مدارا
- ۱۳.۸ ۲ / ۸ خدمت به زن
- ۱۳.۹ ۲ / ۹ کمک به شوهر
- ۱۳.۱۰ ۲ / ۱۰ سلام کردن به اعضای خانواده
- ۱۳.۱۱ ۲ / ۱۱ شاد کردن
- ۱۳.۱۲ ۲ / ۱۲ هدیه آوردن در بازگشت از سفر
- ۱۳.۱۳ ۲ / ۱۳ همنشینی با خانواده و غذا خوردن با آنان
- ۱۳.۱۴ ۲ / ۱۴ رعایت علاقه خانواده به غذا
- ۱۳.۱۵ ۲ / ۱۵ شکیبایی زن ، در برابر بداخلاقیِ شوهر
- ۱۳.۱۶ ۲ / ۱۶ شکیبایی مرد ، در برابر بداخلاقیِ همسر
- ۱۳.۱۷ ۲ / ۱۷ چشم پوشی
- ۱۳.۱۸ ۲ / ۱۸ قناعت
- ۱۳.۱۹ ۲ / ۱۹ خُرسندی
- ۱۳.۲۰ ۲ / ۲۰ غیرت
- ۱۴ پانویس
پیش گفتار
اشاره
پیش گفتارنهاد خانواده ، اصلیترین رکن جامعه و بستر فرهنگهای گوناگون و زمینه ساز خوشبختی و یا بدبختی انسانها و امتها است ، و از این رو ، اسلام که برنامه سعادت و تکامل بشر است ، عنایت ویژهای به سلامت ، رشد و پویایی این نهاد سرنوشت ساز دارد . موضوع خانواده به طور کلی در سه محور ، قابل بحث و بررسی است : تشکیل خانواده ، عوامل تحکیم و تعالی خانواده و نیز آسیبها و عوامل فروپاشی آن . اسلام در هر سه زمینه ، رهنمودهای بسیار مهم و سازندهای دارد که اینک برای نخستین بار، متنِ نسبتا کامل این رهنمودها به صورتی منسجم و با شیوهای نو، همراه با چند تحلیل مورد نیاز، در اختیار پژوهشگران قرار میگیرد. گفتنی است که همه این رهنمودها به گونهای در جهت تقویت بنیاد خانواده، که مهمترین نیاز جامعه امروز بشر است قرار دارد، و از این رو، این مجموعه، «تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث» نام گذاری شد . این کتاب، نیاز پژوهشگرانِ مسایل خانواده را به منابع اسلامی تأمین مینماید و همه خانوادهها ، بویژه جوانان ، برای رسیدن به زندگی همراه با آسایش و آرامش ، میتوانند از آن بهره مند شوند .
۱ . حدیث اهل بیت علیهم السلام ، حدیث پیامبر خداست
بی تردید ، مطالعه این کتاب و برنامه ریزی و فرهنگ سازی بر پایه معارف نورانی آن ، موجب افزایش آمار ازدواج[۱]، تحکیم نهاد خانواده و کاهش میزان طلاق خواهد بود[۲]. با توجه به این که متن این کتاب عمدتا سخنان منسوب به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و خاندان آن بزرگوار است، توجه خوانندگان را به دو نکته مهم جلب مینمایم :
۱ . حدیث اهل بیت علیهم السلام ، حدیث پیامبر خداستنکته اوّل ، این که براساس آنچه از اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده ، آنچه آنان در باره معارف اسلامی میگویند ، سخن رسول خداست ، چنان که امام صادق علیه السلام میفرماید : حَدیثی حَدیثُ أبی ، وَ حَدیثُ أبی حَدیثُ جَدّی ، وَ حَدیثُ جَدّی حَدیثُ الحُسَینِ ، وَ حَدیثُ الحُسَینِ حَدیثُ الحَسَنِ ، وَ حَدیثُ الحَسَنِ حَدیثُ أمیرِ المُؤمِنینَ علیهم السلام ، وَ حَدیثُ أمیرِ المُؤمِنینَ حَدیثُ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، وَ حَدیثُ
۲ . ادب نقل حدیث
رَسولِ اللّهِ قَولُ اللّهِ عز و جل[۳]، حدیث من ، حدیث پدرم [امام باقر علیه السلام ] است و حدیث پدرم ، حدیث جدّم [امام زین العابدین علیه السلام ]است و حدیث جدّم ، حدیث حسین علیه السلام است و حدیث حسین ، حدیث حسن علیه السلام و حدیث حسن ، حدیث امیر المؤمنین علیه السلام است و حدیث امیر المؤمنین ، حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله است و حدیث رسول خدا ، سخن خداوند عز و جل است .
۲ . ادب نقل حدیثیکی از آداب مهمّ نقل حدیث، چگونگی نسبت دادن آن به پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام است. کلینی رحمه الله ، از امام علی علیه السلام روایت کرده است که فرمود : إذا حَدَّثتُم بِحَدیثٍ فَأسنِدوهُ إلَی الَّذی حَدَّثَکُم ؛ فَإِن کانَ حَقّا فَلَکُم وَإِن کانَ کَذِبا فَعَلَیهِ[۴] هنگامی که حدیثی را نقل میکنید ، آن را به کسی که آن را روایت نموده ، نسبت دهید ، که اگر درست باشد ، به سود شماست و اگر دروغ باشد ، به زیان راوی است . بنا بر این ، برای رعایت احتیاط ، توصیه اکید داریم که هر کس میخواهد از این کتاب یا سایر کتب روایی ، حدیثی را نقل کند ، آن را مستقیما به پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام نسبت ندهد ؛ بلکه حدیث را از طریق منبعی که آن را روایت کرده است ، به آنان منسوب نماید . برای نمونه ، نگوید : «پیامبر صلی الله علیه و آله چنین فرمود» یا : «امام علیه السلام چنین فرمود» ؛ بلکه بگوید : «فلان کتاب، از پیامبر صلی الله علیه و آله چنین روایت کرده است» و یا بگوید : «از پیامبر صلی الله علیه و آله چنین روایت شده است» . بر خود ، لازم میدانم از همه فضلا و پژوهشگران «پژوهشکده علوم و معارف حدیث» که در پدید آمدن و عرضه این اثر به گونهای نقش داشتهاند ، بویژه فاضل گران قدر جناب آقای عباس پسندیده که در تألیف این مجموعه ، این جانب را مساعدت نمود ، صمیمانه سپاس گزاری نمایم . همچنین از مترجم ارجمند کتاب ، جناب آقای حمید رضا شیخی که با ترجمه روان و زیبای خود ، زمینه بهره مندی پارسی زبانان را از آن فراهم کرد و افتخار ترجمه بسیاری دیگر از آثار «مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث» را نیز دارد ، تقدیر و تشکر میکنم و برای همه آنان ، از خداوند منّان ، پاداشی در خورِ فضل حضرتش مسئلت مینمایم . ربنا ، تقبّل منا ، إنّک أنت السمیع العلیم !
محمدی ری شهری
۳۰ / ۷ / ۱۳۸۷ بیستم شوال ۱۴۲۹
درآمد
قداست خانواده
درآمدخانواده ، نهادی است که بر پایه ازدواج مرد و زن ، شکل میگیرد و با تولید مثل ، توسعه مییابد . این نهاد ، اساس سازندگی شخصیت انسان و مهمترین عامل تکامل جامعه بشر است و از این رو ، اسلام که برنامه تکامل انسان است ، برای تأسیس و تحکیم این نهاد سرنوشت ساز و پیشگیری از فروپاشی آن ، رهنمودهای بسیار مهمی ارائه کرده است . تأمل در این رهنمودها و مقایسه آنها با آنچه در سایر مکاتب در باره خانواده دیده میشود ، به روشنی نشان میدهد که این مکتب ، ریشه در وحی الهی دارد و منطبق با فطرت انسانی است و برای صیانت خانواده و پیشگیری از فرو پاشی آن ، راهی جز عمل به رهنمودهای این آیین الهی نیست . پیش از ارائه متن رهنمودهای قرآن و احادیث اسلامی ، این نکات ، قابل توجه است :
تقدّس زدایی از خانواده
قداست خانواده نهاد خانواده ، از منظر اسلام ، دارای جایگاه و قداست ویژهای است که قابل مقایسه با هیچ نهاد دیگری نیست . در حدیثی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمده است که
میفرماید : ما بُنِیَ بِناءٌ فِی الإسلامِ أحَبَّ إلَی اللّهِ تَعالی مِن التَّزویجِ[۵]. در اسلام ، بنیادی نهاده نشده است که در نزد خدا ، از ازدواج ، محبوب تر باشد . سخنی والاتر از این ، در تبیین قداست خانواده نمیتوان گفت . این سخن ، اشاره به آن دارد که نهاد خانواده ، زیر بنا و اساس همه نهادهای ارجمند در اسلام است . حکمت قداستی که اسلام به خانواده بخشیده است ، ارزش گذاری معنوی بر پیوند خانوادگی ، زمینه سازی برای تقویت این پیوند و پیشگیری از فروپاشی آن است . قداست خانواده ، سدّ محکمی در برابر سوء استفاده جنسی از زن به عنوان یک کالا یا ابزار فروش کالا و در واقع ، مانع بردگی نوین زن است .
تقدّس زدایی از خانوادهخطری که در جهان امروز ، نسل بشر را تهدید میکند ، تقدّس زدایی از کانون خانواده است . سران استکبار و استثمار که قداست خانواده را مانعی اساسی در برابر مطامع و خواستههای نا مشروع خود میبینند ، با همه توان ، تلاش میکنند در جهت تقدّس زدایی از خانواده ، فرهنگ سازی نمایند . تلاش برای به رسمیّت شناختن خانوادههای هم جنس[۶]، زوجهای هم خانه[۷].
هدف از تشکیل خانواده
اشاره
و خانواده اشتراکی کُمونی ۱ و نیز زمینه سازی نظری در جهت تقدّس زدایی از خانواده ، برنامه ریزی برای گسترش عکسها و فیلمهای ضدّ اخلاقی در جامعه و زمینه سازی علمیِ فرهنگ تقدّس زدایی از خانواده ، اصلیترین عوامل فروپاشی خانواده به شمار میروند .
آرامش روانی
امکان بقای نسل
دارای حکمتها و دلایل متنوّع روانی ، اخلاقی ، اجتماعی و دینی است و این حکمتها که در زیر به آنها میپردازیم ، در واقع ، اصول و پایههای تأکید اسلام بر تشکیل خانواده و ضرورت تقویت و تحکیم این نهاد ، شمرده میشوند .
۱ . آرامش روانینخستین حکمت تشکیل خانواده که قرآن کریم ، آن را با صراحتْ بیان کرده است ، رسیدن به آرامش روانی است : «وَ مِنْ ءَایَتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَ جًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فِی ذَ لِکَ لَأَیَتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ[۸]. و از نشانههای او این است که از [جنس] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنارشان آرام گیرید و میانتان دوستی و رحمت نهاد . آری! در این [نعمت] ، برای مردمی که میاندیشند ، قطعا نشانههایی است» . این آیه به چند درس مهمّ خداشناسی اشاره دارد که به موضوع خانواده ، تقدّس میبخشد :
الف امکان بقای نسلنخستین درس خداشناسی در این آیه ، خلقت همسر و امکان تشکیل خانواده و امکان بقای نسل از این طریق است : «وَ مِنْ ءَایَتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَ جًا» . افزون بر این آیه ، در چند آیه دیگر نیز ، این درس توحیدی تکرار شده است ، مانند :
«فَاطِرُ السَّمَوَ تِ وَ الْأَرْضِ جَعَلَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَ جًا[۹]. خدا پدید آورنده آسمانها و زمین است . از خودتان برای شما جفتهایی قرار داد» . «وَ اللَّهُ خَلَقَکُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَهٍ ثُمَّ جَعَلَکُمْ أَزْوَ جًا[۱۰] و خداست که شما را از خاکی و سپس از نطفهای آفرید و آن گاه ، شما را جُفت جفت گردانید» . موضوع امکان بقای نسل از طریق آفرینش همسر (نه تنها در مورد انسان ، بلکه در مورد انواع حیوانات)[۱۱]، درس خداشناسی است . در روایتی از مفضّل بن عُمر ، گزارش شده که امام صادق علیه السلام در تبیین این درس میفرماید : لَو رَأَیتَ فَردا مِن مِصراعَینِ فیهِ کَلُّوبٌ أکُنتَ تَتَوَهَّمُ أنَّهُ جُعِلَ کَذلِکَ بِلا مَعنیً ؟ بَل کُنتَ تَعلَمُ ضَرورَهً أنَّهُ مَصنوعٌ یَلقی فَردا آخَرَ، فَتَبَرُّزُهُ لِیَکونَ فِی اجتِماعِهِما ضَربٌ مِنَ المَصلَحَهِ، وهکَذا تَجِدُ الذَّکَرَ مِنَ الحَیَوانِ کَأَنَّهُ فَردٌ مِن زَوجٍ مُهَیَّأٌ مِن فَردٍ أُنثی، فَیَلتَقِیانِ لِما فیهِ مِن دَوامِ النَّسلِ وبَقائِهِ ، فَتَبّا وخَیبَهً وتَعسا لِمُنتَحِلِی الفَلسَفَهِ ! کَیفَ عَمِیَت قُلوبُهُم عَن هذِهِ الخِلقَهِ العَجیبَهِ حَتّی أَنکَرُوا التَّدبیرَ وَالعَمدَ فیها؟![۱۲] اگر کُلونی بر یکی از دو لنگه در دیدی ، آیا میپنداری که آن ، بیهوده نصب شده است؟ بلکه به ضرورت می دانی که آن را ساختهاند تا با لنگه دیگر ، کنار هم آید و مصلحت (بستن در) را نتیجه دهد و بدین گونه ، حیوان نر را میبینی که گویی برای جفت ماده اش آماده شده است تا برای دوام و بقای نسل ، به هم برسند .
کانون آرامش زندگی
پس هلاک و ناکامی و نگون بختی ، از آنِ فیلسوفْ نمایان ، که چه سان دل هایشان از این آفرینش شگفت ، کور است تا آن جا که تدبیر و هدفمندی آن را انکار میکنند. آری ! عقل، از آنجا که نمیتواند باور کند که اتفاقات کورِ پی در پی ، موجب پدید آمدن «مرد» شده باشد و سپس به منظور بقای نسل ، شخص دیگری به نام «زن» پدید آمده باشد ، راهی جز اعتراف به وجود «آفریدگار حکیم جهان» ندارد .
ب کانون آرامش زندگیدرس دوم یکتاپرستی که در موضوع خانواده ، از آیه یاد شده (آیه ۲۱ سوره روم) میگیریم ، این است که در نظام آفرینش ، خانواده ، کانون آرامش زندگی است : «لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا» . آفریدگار حکیم جهان ، مرد و زن را به گونهای آفریده که مکمّل یکدیگرند و از این رو ، تا در کانون خانواده در کنار هم قرار نگیرند ، آرامش پیدا نمیکنند . علامه طباطبایی در این باره میفرماید : هر یک از زن و مرد ، به دستگاه خاصّی مجهّز شده است ، به گونهای که در عمل ، هر یک ، کار دیگری را تکمیل میکند و تولید نسل ، برآیندی از مجموع آن دو است . پس هر یک از زن و مرد ، فی نفسه ناقص و نیازمند دیگری است و از مجموع آن دو ، یک واحد تام به وجود میآید که میتواند تولید نسل را موجب شود . به دلیل همین نقص و نیازمندی است که هر یک از آن دو به سوی دیگری کشیده میشود تا با پیوند با او آرامش یابد؛ زیرا هر ناقصی مشتاق کمال خویش است و هر نیازمندی به کسی یا چیزی مایل است که نیاز او را برطرف سازد[۱۳].
کانون مودّت و رحمت
این جاذبه طبیعی ، ضامن اجرایی مدبّر حکیم جهان ، برای بقای نسل انسان و سایر حیوانات است . از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود : ولَو کانَ إنَّما یَتَحَرَّکُ لِلجِماعِ بِالرَّغبَهِ فِی الوَلَدِ کانَ غَیرَ بَعیدٍ أن یَفْتُرَ عَنهُ حَتّی یَقِلَّ النَّسلُ او یَنقَطِعَ[۱۴]. اگر محرک انسان برای عمل زناشویی تنها تمایل به فرزند بود (و هیچ گونه لذت و کامیابی در این عمل وجود نداشت) بعید نبود که در این امر آن قدر سستی کند که نسل بشر کمیاب و یا بکلی منقطع شود. نکته مهم ، این که احادیث اسلامی[۱۵] به کامیابی جنسی در کانون خانواده که ظاهرا موضوعی صد در صد مادّی است ، تقدّس و ارزش معنوی بخشیدهاند[۱۶].
ج کانون مودّت و رحمتسومین درس خداشناسی در موضوع خانواده که از آیه ۲۱ سوره روم ، برداشت میشود این که آفریدگار حکیم ، خانواده را کانون مودّت و رحمت قرار داده است . مودّت و رحمت ، در واقع ، جان مایه تحکیم پیوند خانوادگی است ، هر چه قدر این جان مایه تقویت شود ، نهاد خانواده مستحکم تر میگردد و آرامش بیشتری بر زندگی حاکم میشود . خداوند متعال ، به طور طبیعی ، پیمان ازدواج را عامل پیدایش مودّت و رحمت قرار داده و از این رو ، گزارش شده که مردی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و با شگفتی گفت : چگونه است که مردی با زنی ازدواج میکند که هرگز پیش از آن ، نه او آن زن را دیده و نه آن زن ، او را ؛ اما همین که ازدواج صورت میگیرد و مرد بر زنْ وارد میشود و همدم میگردند ، هیچ چیز برای آنها دوست داشتنی تر از دیگری نیست ؟! پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در پاسخ او ، به قرائت این بخش از آیه مورد بحث (آیه ۲۱ سوره روم) بسنده کرد و فرمود : «وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَ رَحْمَهً[۱۷] و خداوند ، میان شما مودّت و رحمت نهاد» . بنا بر این ، برای هر چه گرم تر شدن کانون خانواده و بهره گیری بیشتر از برکات آن ، ضروری است در جهت تقویت این مودّت و رحمتِ خدادادی ، برنامه ریزیهای دراز مدّت و همه جانبهای صورت گیرد . در تبیین فرق میان مودّت و رحمت که از جهاتی با هم متفاوت اند گفته شده است که : یک . مودّت ، انگیزه ارتباط در آغاز کار است ؛ اما در پایان که یکی از دو همسر ، ممکن است ضعیف و ناتوان گردد و قادر بر خدمتی نباشد ، رحمت ، جای آن را میگیرد . دو . مودّت ، در بزرگ ترهاست که میتوانند به هم خدمت کنند ؛ اما کودکان و فرزندان ، در سایه رحمت ، پرورش مییابند . سه . مودّت ، غالبا جنبه متقابل دارد ؛ اما رحمت ، یک جانبه و ایثارگرانه است[۱۸] به گفته علامه طباطبایی رحمه الله
سازندگی اخلاقی
خانواده ، یکی از بارزترین جلوه گاههای مودّت و رحمت است که از یک طرف ، دو زوج را به یکدیگر پیوند میدهد و از طرف دیگر ، باعث میشود که هر دو ، بویژه زن ، بر فرزندان خردسال خود که در تأمین نیازهای حیاتی خویش عاجز و ضعیف اند مهر بورزند و به پناه دادن ، نگهداری ، پوشش ، تغذیه و تربیت آنها اقدام کنند و اگر این مهرورزی نبود ، نسل بشر ، منقرض میشد و نوع انسان ، هیچ گاه امکان حیات نمییافت[۱۹]
۲ . سازندگی اخلاقیاز نگاه قرآن کریم ، تشکیل خانواده به وسیله پسر و دختر جوان ، در واقع ، به معنای تهیه کردن لباس تقواست ؛ زیرا این کتاب آسمانی ، از یک سو در کنار لباس و زیورهای تن ، تقوا را به عنوان لباس و زیور جان و ارزش مندترین پوشش ، مطرح میکند و میفرماید : «یَبَنِیءَادَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًا یُوَ رِی سَوْءَ تِکُمْ وَرِیشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَی ذَ لِکَ خَیْرٌ[۲۰]. ای فرزندان آدم ! برای شما لباسی فرستادیم تا شرمگاهتان را بپوشد و زیور شما باشد ؛ ولی لباس تقوا ، بهترین [لباس ]است» . و از سوی دیگر ، تصریح مینماید که زن و شوهر ، لباس یکدیگرند : «هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ[۲۱]. آنها لباس شما هستند و شما لباس آنهایید» . اگر این دو آیه نورانی در کنار هم مورد تأمل قرار گیرند ، به روشنی دلالت
۳ . سازندگی اجتماعی
دارند که تشکیل خانواده ، یکی از بارزترین مصادیق لباس تقواست ، و از این رو ، در حدیث نبوی آمده است که : مَن تَزَوَّجَ أحرَزَ نِصفَ دینِهِ . [۲۲] هر کس ازدواج کند ، نصف دینش را حفظ کرده است . و در حدیثی دیگر آمده است که : ما مِن شابٍّ تَزَوَّجَ فی حَداثَهِ سِنِّهِ إلّا عَجَّ شَیطانُهُ : «یا وَیلَهُ یا وَیلَهُ ! عَصَمَ مِنّی ثُلُثَی دینِهِ» . فَلیَتَّقِ اللّهَ العَبدُ فِی الثُّلُثِ الآخَرِ . [۲۳] هیچ جوانی نیست که در نوجوانی اش ازدواج کند ، مگر آن که شیطانش فریاد برمی آورَد : «ای وای بر من! دو سوم دینش را از گزند من نگه داشت» . بنا بر این ، بنده باید در یک سوم دیگر [دینش ]تقوای خدا پیشه کند . پیام آیاتی که بدانها اشارت رفت و احادیث فراوانی هم در موضوع آنها وارد شده ، به مسؤولان نظام اسلامی (بویژه مدیران نهادهای فرهنگی) و نیز به خانوادهها ، این است که برای مبارزه اساسی با تهاجم سنگین فرهنگی این دوران و پیشگیری از فسادهای تربیتی و اجتماعی و کمک به نسل جوان در جهت سازندگی اخلاقی ، هیچ اقدامی مؤثّرتر از فراهم آوردن لباس تقوا (یا همان تشکیل خانواده) برای آنان نیست . برنامههای فرهنگی برای اصلاح و رشد و پویایی جوانان نیز در کنار تهیه این لباس تقوا ، کارآیی لازم را خواهند داشت و حتّی شاید بتوان گفت که بدون آن ، تلاش برای سازندگی معنوی جوانان ، در واقع ، آب در هاونْ کوبیدن است !
۳ . سازندگی اجتماعیتشکیل خانواده ، نه تنها در تأمین آرامش روانی و سازندگی اخلاقی نسل جوان ، فوق العاده مهم و مؤثّر است ، بلکه در سازندگی جامعه انسانی نیز نقش اساسی دارد . از امام هادی علیه السلام روایت شده است که : إنَّ اللّهَ جَلَّ وعَزَّ جَعَلَ الصِّهرَ مَألَفَهً لِلقُلوبِ ونِسبَهَ المَنسوبِ ، أوشَجَ بِهِ الأَرحامَ ، وجَعَلَهُ رَأفَهً ورَحمَهً ، إنَّ فی ذلِکَ لَایاتٍ لِلعالَمینَ . [۲۴] خداوند عز و جل ، وصلت را مایه اُلفت دلها و پیوستگی نَسَبی قرار داد و [به واسطه وصلت ، ]رشتههای خویشاوندی را به هم پیوست و آن را مایه مهر و محبّت ساخت . در این [ پدیده ] ، برای مردمان ، نشانههایی [ از قدرت و رحمت خداوند ]است . بلکه نقش تشکیل خانواده در تحکیم جامعه انسانی تا جایی است که بر پایه روایتی از امام رضا علیه السلام ، اگر هیچ دلیل روشنی از کتاب و سنّت ، به اهمیت آن وجود نداشت ، آثار و برکات گوناگون اجتماعی آن ، برای تشویق و ترغیب انسانهای خردمند به این اقدام مهمّ اجتماعی کافی بود . متن روایت ، این است : لَو لَم یَکُن فِی المُناکَحَهِ وَالمُصاهَرَهِ آیَهٌ مُحکَمَهٌ ، ولا سُنَّهٌ مُتَّبَعَهٌ ، ولا أثَرٌ مُستَفیضٌ ، لَکانَ فیما جَعَلَ اللّهُ مِن بِرِّ القَریبِ ، و تَقریبِ البَعیدِ ، وتَألیفِ القُلوبِ ، وتَشبیکِ الحُقوقِ ، وتَکثیرِ العَدَدِ ، وتَوفیرِ الوَلَدِ لِنَوائِبِ الدَّهرِ وحَوادِثِ الاُمورِ ، ما یَرغَبُ فی دونِهِ العاقِلُ اللَّبیبُ ، ویُسارِعُ إلَیهِ المُوَفَّقُ المُصیبُ . [۲۵] اگر در باره ازدواج و وصلت ، آیهای روشن [ از کتاب خدا ] و سنّتی پیروی شده [ از پیامبر صلی الله علیه و آله ]و احادیث فراوان نبود ، بی گمان ، [ آثار و برکاتی چون : ] نیکی کردن به خویشاوند ، و نزدیک ساختن افراد دور [ به یکدیگر ] ، و اُلفت بخشیدن میان دلها ، و درهم تنیدن حقوق ، و افزودن بر جمعیت ، و اندوختن
۴ . گسترش آرمان توحید
اساسیترین هدف در تشکیل خانواده
فرزند برای [ رویارویی با ]سختیهای روزگار و پیشامدهای زمانه [ که خداوند در ازدواج قرار داده است ، خود] ، کافی بود که خردمند دانا ، به این کار ، رغبت نماید و انسانِ ره یافته درست اندیش ، به سوی آن بشتابد .
۴ . گسترش آرمان توحیدحکمتِ غایی تشکیل خانواده و هدف نهایی اسلام از این همه تأکید بر تشکیل و تحکیم و تداوم آن ، گسترش ارزشهای انسانی ، انتشار آرمانهای توحیدی و سرانجام ، جهانی شدن اسلام است ، و بقای نسل انسان ، در واقع ، مقدمه برای رسیدن به این هدف بزرگ است ، و حدیث نبوی زیر، اشاره به این حکمت دارد: ما یَمنَعُ المُؤمِنَ أن یَتَّخِذَ أهلاً ؟! لَعَلَّ اللّهَ أن یَرزُقَهُ نَسَمَهً تُثقِلُ الأَرضَ بِلا إلهَ إلّا اللّهُ . [۲۶] چه چیزی مانع میشود که انسان مؤمن ، زن بگیرد؟ ! شاید خداوند ، به او فرزندانی روزی کند که زمین را از «لا إله إلّا اللّه » ، سنگین کنند .
اساسیترین هدف در تشکیل خانوادهمهمترین نکته قرآنی در تبیین حکمت ازدواج در قرآن ، این است که خداوند، وقتی میخواهد حکمت ازدواج و تشکیل خانواده را بیان کند ، نمیگوید : حکمت خلقت همسر و تشکیل خانواده ، بقای نسل یا فرزند صالح یا پیشگیری از فساد یا سازندگی اخلاقی و اجتماعی و یا توسعه ارزشهای اسلامی است ؛ بلکه به حکمتی اشاره میفرماید که بدون آن ، هیچ یک از اهداف خلقت انسان ، قابل تحقّق نیست و آن ، عبارت است از آرامش روانی . بدون آرامش روانی ، نمیتوان از جوان ، انتظار تقوا داشت . بدون آرامش روانی ، نه نسل سالم و صالح پدید میآید ، و نه سازندگیِ اخلاقی و اجتماعی اتّفاق میافتد و نه ارزشهای دینی و آرمان توحید ، گسترش مییابد . کاوشهای میدانی نشان میدهند که اضطراب روانی و عدم تعادل روحی ، نقش عمدهای در فسادهای اخلاقی و اجتماعی دارد و بیشتر جنایات هولناک و خودکشیها در میان مجرّدها و به دست آنها صورت میگیرد . (۱) از این رو ، تشکیل خانواده میتواند سهمی اساسی در آرامش روانی و سازندگیهای اخلاقی و اجتماعی ایفا نماید و این ، رمز تأکید قرآن و احادیث اسلامی بر تشکیل خانواده و تحکیم آن و پیشگیری از فروپاشی این کانون مقدّس است . اکنون باید دید کدام خانواده میتواند عامل آرامش زندگی باشد ؟ و چگونه میتوان چنین خانوادهای را تشکیل داد ؟ موانع تشکیل خانواده آرامش بخش ، چیست ؟ راه تحکیم این نهاد و افزایشِ آرامش خانوادگی کدام است ؟ و چگونه میتوان از سست شدن و فروپاشی این نهاد مقدّس ، پیشگیری کرد ؟ و اینک ، متن پاسخ قرآن و احادیث اسلامی به این پرسشها . ۱- .تحقیقات نشان داده میزان ارتکاب جرائم و تنوع و خطر آفرینی آن در سن نوجوانی و جوانی (پیش از ازدواج) بیش از دیگر سنین است . لذا جامعه شناسان معتقدند بالا بودن سطح جنایت برای طبقات سنی جوان ، پدیدهای است سخت پایدار . جرایمی از قبیل جرائم خشونت بار ، تجاوز به عنف و اعتیاد ، بالاترین ارقام خود را در این سنین دارد . (جامعه شناسی کجروی : ص ۲۹۵ و ۳۰۷) همچنین هر چند میزان خودکشی در آمارهای جهانی ، در میانسالان (۴۵ سال به بالا) بیشتر از دیگر گروههای سنی است ، اما با این حال ، با اعمال ملاحظات آماری ، مشخص میشود که نسبت خودکشی در افراد مجرد و تنها ، به مراتب بیشتر از متأهلان است . البته میزان آن در رده سنی ۱۵ تا ۲۴ سال نیز رو به افزایش است . در ایران ، بیشترین خودکشی در گروه سنی ۲۵ تا ۳۰ سالگی گزارش شده است . از سوی دیگر ، طلاق نیز خودکشی را افزایش میدهد . مردانی که از همسران خود جدا میشوند ، بیش از زنان مطلقه خود را میکشند . مرگ همسر (زن یا شوهر) نیز میزان خودکشی را بالا میبرد . (خودکشی ، دورکیم : ص ۱۸۹ به بعد ؛ گزارش کارگروه خودکشی همایش اسلام و آسیبهای اجتماعی «منتشر نشده») .
بخش یکم : تشکیل خانواده
اشاره
الفصل الأوّل : الحثّ علی تأسیس الاُسره۱ / ۱أهَمِّیَّهُ تَأسیسِ الاُسرَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :ما بُنِیَ بِناءٌ فِی الإِسلامِ أحَبُّ إلَی اللّهِ تَعالی مِنَ التَّزویجِ . [۲۷]
عنه صلی الله علیه و آله :تُفتَحُ أبوابُ السَّماءِ بِالرَّحمَهِ فی أربَعِ مَواضِعَ . . . و عِندَ النِّکاحِ . [۲۸]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن کانَ عَلی دینی ودینِ داوودَ و سُلَیمانَ و إبراهیمَ ، فَلیَتَزَوَّج إن وَجَدَ إلَی النِّکاحِ سَبیلاً . [۲۹]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن أحَبَّ فِطرَتی فَلیَستَنَّ بِسُنَّتی ، ومِن سُنَّتِی النِّکاحُ . [۳۰]
عنه صلی الله علیه و آله :تَزَوَّجوا فَإِنّی مُکاثِرٌ بِکُمُ الاُمَمَ غَدا فِی القِیامَهِ ، حَتّی إنَّ السِّقطَ لَیَجیءُ مُحبَنطِئا [۳۱] عَلی بابِ الجَنَّهِ ، فَیُقالُ لَهُ : اُدخُلِ الجَنَّهَ ، فَیَقولُ : لا ، حَتّی یَدخُلَ أبَوایَ الجَنَّهَ قَبلی . [۳۲]
فصل یکم : تشویق به تشکیل خانواده
۱ / ۱ اهمّیت تشکیل خانواده
فصل یکم : تشویق به تشکیل خانواده۱ / ۱اهمّیت تشکیل خانوادهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در اسلام ، هیچ بنایی ساخته نشده که نزد خدای بزرگ ، محبوب تر از [ بنای ]ازدواج باشد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در چهار هنگام ، درهای رحمت آسمان ، گشوده میشود : ... و در هنگام ازدواج کردن .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر که بر دین من و آیین داوود و سلیمان و ابراهیم است ، اگر توان ازدواج کردن دارد ، باید ازدواج کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر که آیین مرا دوست دارد ، باید از سنّت من پیروی کند ، و از جمله سنّت من ، ازدواج کردن است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ازدواج کنید ؛ زیرا من در فردای قیامت ، به افزونیِ شما بر دیگر امّتها مینازم ، حتّی [ به ] جنین سقط شدهای که با حالت قهر و ناراحتی ، بر در بهشت میآید و به او گفته میشود : «به بهشت ، در آی!» و او میگوید : «نه . [وارد نمیشوم] تا پدر و مادرم پیش از من در آیند» . عنه صلی الله علیه و آله :النِّکاحُ مِن سُنَّتی ، فَمَن لَم یَعمَل بِسُنَّتی فَلَیسَ مِنّی ، وتَزَوَّجوا فَإِنّی مُکاثِرٌ بِکُمُ الاُمَمَ . [۳۳]
عنه صلی الله علیه و آله :النِّکاحُ سُنَّتی ، فَمَن رَغِبَ عَن سُنَّتی فَلَیسَ مِنّی .[۳۴]
الإمام علیّ علیه السلام :تَزَوَّجوا ؛ فَإِنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله قالَ : مَن أحَبَّ أن یَتَّبِعَ سُنَّتی ، فَإِنَّ مِن سُنَّتِی التَّزویجَ . [۳۵]
۱ / ۲برکات الأهلرسول اللّه صلی الله علیه و آله :زَوِّجُوا [۳۶] أیاماکُم (۵) ؛ فَإِنَّ اللّهَ تَعالی یُحَسِّنُ لَهُنَّ فی أخلاقِهِنَّ ، ویُوَسِّعُ لَهُنَّ فی أرزاقِهِنَّ ، ویَزیدُهُنَّ فی مُروآتِهِنَّ . [۳۷]
۱ / ۲ برکتهای ازدواج
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ازدواج کردن ، از سنّت من است . پس هر که به سنّت من عمل نکند ، از من نیست . ازدواج کنید ؛ زیرا من به افزونیِ شما بر دیگر امّتها میبالم .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ازدواج کردن ، سنّت من است . پس ، هر که از سنّت من روی بر تابد ، از من نیست .
امام علی علیه السلام :ازدواج کنید ؛ زیرا پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «هر که دوست دارد از سنّت من پیروی کند ، ازدواج کردن ، از سنّت من است» .
۱ / ۲برکتهای ازدواجپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :زنان بی همسر را ، همسر دهید ؛ زیرا [ با این کار ، ] خداوند متعال ، اخلاق آنان را نیکو می گردانَد ، و روزی هایشان را گشایش میبخشد ، و بر مروّت آنان میافزاید .
عنه صلی الله علیه و آله :رَکعَتانِ یُصَلّیهِمَا المُتَزَوِّجُ ، أفضَلُ عِندَ اللّهِ مِن سَبعینَ رَکعَهً یُصَلّیها غَیرُ مُتَزَوِّجٍ . [۳۸]
عنه صلی الله علیه و آله :رَکعَتانِ یُصَلّیهِمَا المُتَزَوِّجُ ، أفضَلُ مِن رَجُلٍ عَزَبٍ [۳۹] یَقومُ لَیلَهُ ویَصومُ نَهارَهُ .[۴۰]
عنه صلی الله علیه و آله :المُتَزَوِّجُ النّائِمُ أفضَلُ عِندَ اللّهِ مِنَ الصّائِمِ القائِمِ العَزَبِ . [۴۱]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن تَزَوَّجَ فَقَد اُعطِیَ نِصفَ العِبادَهِ .[۴۲]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن اُعطِیَ لَهُ خَمسا لَم یَکُن لَهُ عُذرٌ فی تَرکِ عَمَلِ الآخِرَهِ : زَوجَهٌ صالِحَهٌ تُعینُهُ عَلی أمرِ دُنیاهُ وآخِرَتِهِ ، وبَنونَ أبرارٌ ، ومَعیشَهٌ فی بَلَدِهِ ، وحُسنُ خُلُقٍ یُداری بِهِ النّاسَ ، وحُبُّ أهلِ بَیتی .[۴۳]
عنه صلی الله علیه و آله :الزَّوجَهُ المُواتِیَهُ عَونُ الرَّجُلِ عَلی دینِهِ . [۴۴]
الإمام علیّ علیه السلام :المَرأَهُ الصّالِحَهُ لَیسَت مِنَ الدُّنیا ، إنَّما هِیَ مِنَ الآخِرَهِ [۴۵] ؛ لِأَنَّها تُفَرِّغُکَ لَها ، ولَو کُنتَ تَطبُخُ وتُسَرِّحُ وتَفرُشُ لَشَغَلَکَ ذلِکَ . [۴۶] پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :دو رکعت نمازی که مرد متأهّل می خوانَد ، نزد خداوند ، برتر از هفتاد رکعتی است که غیر متأهّل می خوانَد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :دو رکعت نمازی که مرد متأهّل می خوانَد ، برتر از [ کارِ ] مرد مجرّدی است که شبش را به عبادت می گذرانَد و روزش را به روزه داری .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :متأهّلِ خُفته ، نزد خداوند ، برتر از مجرّدِ روزه دارِ شب خیز است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر که ازدواج کند ، بیگمان نیمی از عبادت ، ارزانی او شده است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :به هر کس ، پنج چیز داده شود ، دیگر عذری در ترک کار آخرت ندارد : زن شایستهای که او را در کار دنیا و آخرتش کمک رسانَد ؛ پسرانِ نیک [و فرمان بردار] ؛ داشتن شغل در شهر خود ؛ اخلاق خوشی که به سبب آن ، با مردم ، مدارا [و خوش رفتاری] کند ؛ و دوست داشتن خاندان من .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :همسر سازگار ، کمکِ مرد در دین اوست .
امام علی علیه السلام :زنِ شایسته ، از دنیا نیست . همانا او از آخرت است ؛ زیرا باعث میشود که برای کار آخرت ، فراغت یابی . اگر خودت پخت و پز میکردی و [ دامهایت را ] به چرا میبردی و بسترت را پهن [و جمع] میکردی ، از کار آخرت ، باز میماندی .
الإمام الصادق علیه السلام :ثَلاثَهُ أشیاءَ لا یُحاسَبُ عَلَیهِنَّ المُؤمِنُ : طَعامٌ یَأکُلُهُ ، وثَوبٌ یَلبَسُهُ ، وزَوجَهٌ صالِحَهٌ تُعاوِنُهُ ویَحصِنُ بِها فَرجَهُ . [۴۷]
راجع : ص ۴۴ (الفصل الثانی : حکمه تأسیس الاُسره) .
۱ / ۳تَزویجُ الأَولادِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مِن حَقِّ الوَلَدِ عَلی والِدِه ثَلاثَهٌ : یُحَسِّنُ اسمَهُ ، ویُعَلِّمُهُ الکِتابَهَ ، ویُزَوِّجُهُ إذا بَلَغَ . [۴۸]
عنه صلی الله علیه و آله :حَقُّ الوَلَدِ عَلی والِدِهِ . . . إذا کانَت اُنثی أن یَستَفرِهَ [۴۹] اُمَّها . . . ویُعَجِّلَ سَراحَها إلی بَیتِ زَوجِها . [۵۰]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن بَلَغَ وَلَدُهُ النِّکاحَ وعِندَهُ ما یُنکِحُهُ ، ثُمّ أحدَثَ حَدَثا فَالإِثمُ عَلَیهِ . [۵۱]
عنه صلی الله علیه و آله :فِی التَّوراهِ مَکتوبٌ : مَن بَلَغَتِ ابنَتُهُ اثنَتَی عَشرَهَ سَنَهً فَلَم یُزَوِّجها ، فَأَصابَت إثما ، فَإِثمُ ذلِکَ عَلَیهِ .[۵۲]
۱ / ۳ همسر دادن فرزندان
امام صادق علیه السلام :سه چیز است که مؤمن برای آنها حسابرسی نمیشود : غذایی که می خورَد ، جامهای که میپوشد ، و همسر شایستهای که به او کمک میکند و به واسطه او دامنش را [از گناه ،] پاک نگه میدارد .
ر . ک : ص ۴۵ (فصل دوم : حکمت تشکیل خانواده) .
۱ / ۳همسر دادن فرزندانپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از حقوق فرزند بر پدرش ، این سه چیز است : نام نیکو بر او بنَهَد ، به او سواد بیاموزد ، و هنگامی که بالغ شد ، او را همسر بدهد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :حقّ فرزند بر پدرش این است که ... اگر دختر باشد ، مادر او را گرامی بدارد ... و هر چه زودتر ، او را به خانه شوهرش بفرستد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس فرزندش به سنّ ازدواج برسد و توان ازدواج دادنِ او را داشته باشد ، [ ولی این کار را نکند ] و از فرزندش لغزشی سر زند ، گناهش به گردن اوست .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در تورات نوشته است : «هر کس دخترش به دوازده سالگی برسد و شوهرش ندهد و او گناهی مرتکب شود ، گناهش به گردن آن [پدر ]است» .
عنه صلی الله علیه و آله :مَن زَوَّجَ بِنتا تَوَّجَهُ اللّهُ یَومَ القِیامَهِ تاجَ المُلکِ . [۵۳]
نثر الدرّ :رُوِیَ عَنهُ صلی الله علیه و آله أنَّهُ قالَ : زَوِّجوا أبناءَکُم وبَناتِکُم . قالوا : یا رَسولَ اللّهِ ، هؤُلاءِ أبناؤُنا نُزَوِّجُ ، فَکَیفَ بَناتُنا؟! فَقالَ : حَلّوهُنَّ بِالذَّهَبِ وَالفِضَّهِ ، وأجیدوا لَهُنَّ الکِسوَهَ ؛ وأحسنِوا إلَیهِنَّ النِّحلَهَ [۵۴] ، یُرغَب فیهِنَّ . [۵۵]
۱ / ۴تَزویجُ الأَیامی الکتاب «وَ أَنکِحُواْ الْأَیَمَی مِنکُمْ وَ الصَّلِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَ إِمَائِکُمْ إِن یَکُونُواْ فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ اللَّهُ وَ سِعٌ عَلِیمٌ» .[۵۶]
الحدیث رسول اللّه صلی الله علیه و آله :تَزَوَّجوا وزَوِّجوا ، ألا فَمِن حَظِّ امرِیًء مُسلِمٍ إنفاقُ قیمَهِ أیِّمَهٍ [۵۷]، وما مِن شَیءٍ أحَبَّ إلَی اللّهِ عَزَّ وجَلَّ مِن بَیتٍ یُعمَرُ فِی الإِسلامِ بِالنِّکاحِ . [۵۸]
۱ / ۴ همسر دادن زنان بی شوهر
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس دختری را همسر دهد ، در روز رستاخیز ، خداوند ، تاج شاهی بر سر او مینهد .
نثر الدرّ :از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است که فرمود : «پسران و دخترانتان را همسر دهید» . گفتند : ای پیامبر خدا ! پسرانمان را همسر میدهیم ؛ امّا دخترانمان را چگونه ؟! فرمود : «آنان را به طلا و نقره بیارایید ، جامه نیکو بر تَن آنها بپوشانید ، و جهیزیه خوب به آنها بدهید تا خواستگار پیدا کنند» .
۱ / ۴همسر دادن زنان بی شوهرقرآن«زنان بی همسر خود ، و غلامان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید . اگر تنگ دست اند ، خداوند آنان را از فضل خویش بی نیاز خواهد کرد . و خداوند ، گشایشگر داناست » .
حدیثپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ازدواج کنید و تزویج نمایید . بدانید که از خوش بختی مرد مسلمان ، این است که به زنی نفقه بدهد . هیچ چیز نزد خداوند عز و جل در اسلام ، دوست داشتنی تر از خانهای نیست که با ازدواج ، آباد شود .
عنه صلی الله علیه و آله :مَن عَمِلَ فی تَزویجٍ بَینَ مُؤمِنَینِ حَتّی یَجمَعَ بَینَهُما ، زَوَّجَهُ اللّهُ ألفَ امرَأَهٍ مِنَ الحورِ العینِ ، کُلُّ امرَأَهٍ فی قَصرٍ مِن دُرٍّ و یاقوتٍ ، وکانَ لَهُ بِکُلِّ خُطوَهٍ خَطاها فی ذلِکَ أو کَلِمَهٍ تَکَلَّمَ بِها فی ذلِکَ عَمَلُ سَنَهٍ ، قِیامُ لَیلِها وصِیامُ نَهارِها . [۵۹]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن زَوَّجَ أخاهُ المُؤمِنَ امرَأَهً یَأنَسُ بِها وتَشُدُّ عَضُدَهُ ویَستَریحُ إلَیها ، زَوَّجَهُ اللّهُ مِنَ الحورِ العینِ ، وآنَسَهُ بِمَن أحَبَّ مِنَ الصِّدّیقینَ مِن أهلِ بَیتِ نَبِیِّهِ وإخوانِهِ وآنَسَهُم بِهِ . [۶۰]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن أنکَحَ عَبدا للّهِِ ، وَضَعَ اللّهُ عَلی رَأسِهِ تاجَ المُلکِ . [۶۱]
الإمام الصادق علیه السلام :مَن زَوَّجَ أعزَبا ، کانَ مِمَّن یَنظُرُ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ إلَیهِ یَومَ القِیامَهِ . [۶۲]
الإمام الکاظم علیه السلام :ثَلاثَهٌ یَستَظِلّون بِظِلِّ عَرشِ اللّهِ یَومَ لا ظِلَّ إلّا ظِلُّهُ : رَجُلٌ زَوَّجَ أخاهُ المُسلِمَ ، أو أخدَمَهُ ، أو کَتَمَ لَهُ سِرّا . [۶۳]
۱ / ۵النَّهیُ عَنِ التَّبَتُّلِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :لَعَنَ اللّهُ المُتَبَتِّلینَ [۶۴]مِنَ الرِّجالِ وَالمُتَبَتِّلاتِ مِنَ النِّساءِ ؛ الَّذینَ یَقولونَ : لا نَتَزَوَّجُ . [۶۵]
۱ / ۵ نهی از مجرّد زیستن
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس در راه به ازدواج درآوردن دو مؤمن بکوشد تا آن دو را به هم برسانَد ، خداوند ، هزار زن از حور العین به همسری او در میآورد که هر زنی ، در کوشکی از دُرّ و یاقوت است ، و برای هر قدمی که در این راه بر میدارد یا برای هر سخنی که در این راه میگوید ، عمل یک سال [ عبادت ] که شبهای آن را به نماز بگذرانَد و روزهایش را به روزه داری ، برایش نوشته میشود .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس برادر مؤمن خود را به ازدواج زنی درآورَد که همدم و کمک یار و مایه آسایش او باشد ، خداوند از حور العین ، به همسری وی در می آورَد ، و او را با هر یک از صدّیقان اهل بیت پیامبرش که دوست داشته باشد ، و برادرانش مأنوس میکند ، و آنان را هم با او همدم می گردانَد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس بنده خدایی را (۱) زن دهد ، خداوند ، دیهیم شاهی بر سر او مینهد .
امام صادق علیه السلام :هر کس بی همسری را همسر بدهد ، از کسانی است که خداوند عز و جل در روز قیامت ، به او نظر [ لطف ]می افکنَد .
امام کاظم علیه السلام :سه کس اند که در آن روزی که سایهای جز سایه عرش خدا نیست ، در سایه عرش خدا هستند : مردی که برادر مسلمانش را همسر بدهد ، یا به او خدمت کند ، یا رازی از او را پوشیده بدارد .
۱ / ۵نهی از مجرّد زیستنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خدا لعنت کند مردان و زنان تجرّد گزین را ؛ آنان که میگویند : ما ازدواج نمیکنیم . ۱- .یا : به خاطر خدا ، بندهای را ... .
مسند ابن حنبل عن سمره :إنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله نَهی عَنِ التَّبَتُّلِ .[۶۶]
الإمام الصادق علیه السلام :نَهی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله النِّساءَ أن یَتَبَتَّلنَ ویُعَطِّلنَ أنفُسَهُنَّ مِنَ الأَزواجِ . [۶۷]
مسند ابن حنبل عن أنس :کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَأمُرُ بِالباءَهِ ویَنهی عَنِ التَّبَتُّلِ نَهیا شَدیدا ، ویَقولُ : تَزَوَّجوا الوَدودَ الوَلودَ ، إنّی مُکاثِرٌ بِکُمُ الأَنبِیاءَ یَومَ القِیامَهِ . (۳)
۱ / ۶ذَمُّ العُزوبَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :خِیارُ اُمَّتِی المُتَأَهِّلونَ ، وشِرارُ اُمَّتِی العُزّابُ . [۶۸]
عنه صلی الله علیه و آله :رُذالُ[۶۹] مَوتاکُمُ العُزّابُ . [۷۰]
عنه صلی الله علیه و آله :لَو خَرَجَ العُزّابُ مِن أمواتِکُم إلَی الدُّنیا لَتَزَوَّجوا . [۷۱]
۱ / ۶ نکوهش بی همسر زیستن
مسند ابن حنبل به نقل از سمره : پیامبر صلی الله علیه و آله از مجرّد زیستن ، نهی فرمود .
امام صادق علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نهی فرمود زنان را از این که ازدواج نکنند و خود را از شوهر ، محروم سازند .
مسند ابن حنبل به نقل از اَنَس : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به ازدواج کردنْ فرمان میداد و از مجرّد ماندن ، به شدّت نهی میکرد و میفرمود : «با زن مهربان و زایا ازدواج کنید ؛ که من در روز قیامت ، به جمعیت شما به دیگر پیامبران مینازم» .
۱ / ۶نکوهش بی همسر زیستنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بهترینهای امّت من ، همسرداران اند ، و بدترینهای امّتم ، بی همسران اند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :پَست ترینْ مُردگان شما ، مردان بی همسرند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :اگر مُردگانِ بی همسر شما به دنیا باز میگشتند ، قطعا ازدواج میکردند .
.
سنن سعیدبن منصور عن أبی نجیح :قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : مِسکینٌ مِسکینٌ رَجُلٌ لَیسَت لَهُ امرَأَهٌ . قالوا : یا رَسولَ اللّهِ ، وإن کانَ غَنِیّا مِنَ المالِ ؟ قالَ : وإن کانَ غَنِیّا مِنَ المالِ . وقالَ : مِسکینَهٌ مِسکینَهٌ مِسکینَهٌ امرَأَهٌ لَیسَ لَها زَوجٌ . قالوا : یا رَسولَ اللّهِ وإن کانَت غَنِیَّهً مِنَ المالِ ؟ قالَ : [و] [۷۲]إن کانَت غَنِیَّهً مِنَ المالِ . [۷۳]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن کانَ موسِرا لِأَن یَنکِحَ فَلَم یَنکِح ، فَلَیسَ مِنّا . [۷۴]
عنه صلی الله علیه و آله :لَعنَهُ اللّهِ وَالمَلائِکَهِ وَالنّاسِ أجمَعینَ عَلی رَجُلٍ مُحصِرٍ ، ولا حَصورَ [۷۵] بَعدَ یَحیَی بنِ زَکَرِیّا . [۷۶]
عنه صلی الله علیه و آله :لا صَرورَهَ فِی الإِسلامِ [۷۷] . [۷۸]
المصنَّف لابن أبی الشیبه عن شدّاد بن أوس :زَوِّجونی ؛ فَإِنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله أوصانی ألّا ألقَی اللّهَ أعزَبا . [۷۹] سُنَن سعید بن منصور به نقل از أبو نجیح : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «بی نواست ؛ بی نواست آن مردی که زن ندارد!» . گفتند : ای پیامبر خدا! اگر چه توانگر باشد؟ فرمود : «اگر چه توانگر باشد» . و فرمود : «بینواست ؛ بینواست ؛ بینواست آن زنی که شوهر ندارد!» . گفتند : ای پیامبر خدا ! اگر چه توانگر باشد؟ فرمود : «اگر چه توانگر باشد» .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس توان مالی برای ازدواج کردن داشته باشد و ازدواج نکند ، از ما نیست .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :لعنت خدا و فرشتگان و مردمان ، همگی بر مردِ زن گریز باد ! از یحیی بن زکریا که بگذریم ، ازدواج نکردن بر کسی دیگر روا نیست .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خودداری از ازدواج ، در اسلام نیست .[۸۰]
المصنَّف ، ابن ابی شَیْبه به نقل از شدّاد بن اَوس : مرا همسر دهید ؛ زیرا پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من سفارش فرمود که ازدواج نکرده ، به دیدار خداوند نروم .
۱- .یعنی از نظر اسلام ، هیچ کس حق ندارد بگوید : من ازدواج نمیکنم . الإمام الکاظم علیه السلام :جاءَ رَجُلٌ إلی أبی جَعفَرٍ علیه السلام فَقالَ أبی : هَل لَکَ مِن زَوجَهٍ ؟ قالَ : لا ، قالَ : ما اُحِبُّ أنَّ لِیَ الدُّنیا وما فیها وأنّی أبیتُ لَیلَهً لَیسَ لی زَوجَهٌ . (۱)
۱- .تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۰۵ ح ۱۶۱۹ عن عبد اللّه بن المغیره وص ۲۳۹ ح ۱۰۴۶ عن ابن أبی القدّاح عن الإمام الصادق علیه السلام ، الکافی : ج ۵ ص ۳۲۹ ح ۶ عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق علیه السلام ، قرب الإسناد : ص ۲۰ ح ۶۷ عن عبد اللّه بن میمون القدّاح عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۳۱ ح ۱۴۶۹ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۱۷ ح ۱ . امام کاظم علیه السلام :مردی ، خدمت پدرم جعفر علیه السلام آمد . پدرم فرمود : «آیا همسر داری؟» . گفت : خیر . فرمود : «من دوست ندارم که دنیا و هرآنچه در آن است ، از آنِ من باشد ؛ ولی یک شب را بی همسر بگذرانم» .
الفصل الثانی : حِکمهُ تَأسیسِ الاُسرَهِ۲ / ۱السَّکینَهُ النفسیهالکتاب«وَ مِنْ ءَایَتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَ جًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فِی ذَ لِکَ لَایَتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ» . (۱)
«الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَ حِدَهٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیَسْکُنَ إِلَیْهَا» . [۸۱]
الحدیثتفسیر الثعلبی عن المشیخه :إنَّ رَجُلاً أتَی النَّبیَّ صلی الله علیه و آله فَقالَ : یا نَبِیَّ اللّهِ لَقَد عَجِبتُ مِن أمرٍ وإنَّهُ لَعَجَبٌ ، إنَّ الرَّجُلَ لَیَتَزَوَّجُ المَرْأهَ وَمَا رَآهَا ومَا رَأَتهُ قَطُّ حَتّی إذا ابتَنی بِها اِصْطَحَبا ومَا شَیءٌ أحَبَّ إلَیهِما مِنَ الآخَرِ . فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : «وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَ رَحْمَهً» [۸۲] .[۸۳]
فصل دوم : حکمت تشکیل خانواده
۲ / ۱ آرامش روانی
فصل دوم : حکمت تشکیل خانواده۲ / ۱آرامش روانیقرآن« و از نشانههای او این است که از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدانها آرام گیرید ، و میانتان دوستی و مِهر نهاد . آری . در این ، برای مردمی که میاندیشند ، قطعا نشانههایی [ از قدرت و رحمت خدا ] است » .
« اوست آن کس که شما را از نفْسِ واحدی آفرید ، و جفت وی را از آن ، پدید آورد تا بدان آرام گیرد » .
حدیثتفسیر الثعلبی به نقل از مَشیخه : مردی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت : ای پیامبر خدا ! از کاری در شگفتم و به راستی هم که شگفت آور است! مردی با زنی ازدواج میکند که هرگز ، نه او آن زن را دیده و نه آن زن ، او را ؛ امّا همین که ازدواج صورت میگیرد و مرد ، وارد بر زن میشود، با یکدیگر [دوست و ]همدم میشوند و هیچ چیز برای آن دو، دوست داشتنی تر از دیگری نیست. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «و خداوند ، میان شما مهر و دوستی قرار داد» .
الکافی عن محمّد بن یحیی عن أحمد بن محمّد عن علیّ بن الحکم عن معاویه بن وهب، قال :سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام یَقولُ: إنصَرَفَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله مِن سَرِیَّهٍ قَد کانَ اُصیبَ فیها ناسٌ کَثیرٌ مِنَ المُسلِمینَ ، فَاستَقبَلَتهُ النِّساءُ یَسأَلنَ عَن قَتلاهُنَّ، فَدَنَت مِنهُ امرَأَهٌ، فَقالَت: یا رَسولَ اللّهِ ، ما فَعَلَ فُلانٌ؟ قالَ: وما هُوَ مِنکِ؟ قالَت: أبی، قالَ: اِحمَدی اللّهَ واستَرجِعی فَقَدِ استُشهِدَ. فَفَعَلَت ذلِکَ ، ثُمَّ قالَت: یا رَسولَ اللّهِ، ما فَعَلَ فُلانٌ؟ فَقالَ: وما هُوَ مِنکِ؟ فَقالَت: أخی ، فَقالَ: اِحمَدِی اللّهَ وَاستَرجِعی فَقَدِ استُشهِدَ . فَفَعَلَت ذلِکَ ، ثُمَّ قالَت: یا رَسولَ اللّهِ ، ما فَعَلَ فُلانٌ؟ فَقالَ: وما هُوَ مِنکِ؟ فَقالَت: زوجی ، قالَ: اِحمَدِی اللّهَ وَاستَرجِعی فَقَدِ استُشهِدَ . فَقالَت: واوَیلی! فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : ما کُنتُ أظُنَّ أنَّ المَرأَهَ تَجِدُ بِزَوجِها هذا کُلَّهُ حَتّی رَأَیتُ هذِهِ المَرأَهَ .[۸۴]
الکافی عن أحمد عن محمّد عن معمّر بن خلّاد ، قال :سَمِعتُ أبَا الحَسَنِ علیه السلام یَقولُ: قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله لِابنَهِ جَحشٍ : قُتِلَ خالُکِ حَمزَهُ، قالَ: فَاستَرجَعَت، وقالَت: اَحتَسِبُهُ عِندَ اللّهِ . ثُمَّ قالَ لَها: قُتِلَ أخوکِ، فَاستَرجَعَت، وقالَت: اَحتَسِبُهُ عِندَ اللّهِ . ثُمَّ قالَ لَها: قُتِلَ زَوجُکِ ، فَوَضَعَت یَدَها عَلی رَأسِها وصَرَخَت! فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : ما یَعدِلُ الزُّوجَ عِندَ المَرأَهِ شَیءٌ . [۸۵] الکافی به نقل از محمّد بن یحیی ، از احمد بن محمّد ، از علی بن حَکَم، از معاویه بن وَهْب : از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفرمود : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از سَریّهای باز میگشت که در آن ، تعدادی از مسلمانان کشته شده بودند . زنان، پیش آمدند و از کشته هایشان پرسیدند . زنی نزدیک شد و گفت: ای پیامبر خدا! فلانی چه شد؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «او با تو چه نسبتی داشت؟» . گفت: پدرم بود. فرمود: «خدا را سپاس بگزار و استرجاع کن (إنّا لِلّه بگو) که او به شهادت رسید». آن زن هم چنین کرد. آن گاه گفت: ای رسول خدا! فلانی چه شد؟ فرمود: «او با تو چه نسبتی داشت؟». گفت: برادرم بود. فرمود: «خدا را ستایش کن و استرجاع نما که او هم به شهادت رسید». آن زن ، باز هم حمد کرد و استرجاع گفت. سپس گفت: ای رسول خدا! فلانی چه شد؟ فرمود: «او چه نسبتی با تو داشت؟» . گفت: همسرم بود. فرمود: «حمد خدا را به جای آور و استرجاع کن که او نیز شهید شد». زن فریاد واویلا سر داد. پیامبر خدا فرمود: «گمان نمیبردم که زن، شوهرش را تا این اندازه دوست داشته باشد، تا این که این زن را دیدم».
الکافی به نقل از احمد ، از محمّد ، از مُعمّر بن خلّاد : از امام کاظم علیه السلام شنیدم که فرمود: «پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به دختر جَحْش فرمود: «دایی ات حمزه کشته شد». دختر جحش ، استرجاع (إنّا لِلّه) گفت و گفت: این را در پیشگاه خداوند، پاداش به شمار میآورم. آن گاه ، پیامبر صلی الله علیه و آله به وی فرمود: «برادرت نیز کشته شد». او استرجاع گفت و گفت: این را نیز در پیشگاه خدا ، پاداش به شمار میآورم. و بعد ، پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود: «همسرت هم کشته شد». او دستش را بر سرش گذاشت و شیون سر داد . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «برای زن، هیچ چیزی با شوهر، برابری نمیکند» .
الإمام الصادق علیه السلام فی بیان خَلقِ آدام وحَوّاءَ : إنَّ اللّهَ تَبارَکَ وتَعالی لَمّا خَلَقَ آدَمَ علیه السلام مِن طینٍ ، وأمَرَ المَلائِکَهَ فَسَجَدوا لَهُ ، أَلقی عَلَیهِ السُّباتَ ثُمَّ ابتَدَعَ لَهُ حَوّاءَ ، ... فَلَمّا نَظَرَ إلَیهَا نَظَرَ إِلی خَلقٍ حَسَنٍ یُشبِهُ صُورَتَهُ غَیرَ أنَّها اُنثی ، فَکَلَّمَها فَکَلَّمَتهُ بِلُغَتِهِ ، فَقالَ لَها : مَن أنتِ ؟ قالَت : خَلقٌ خَلَقَنِی اللّهُ کَما تَری . فَقالَ آدَمُ علیه السلام عِندَ ذلِکَ : یا رَبِّ ما هَذَا الخَلقُ الحَسَنُ الَّذی قَد آنَسَنی قُربُهُ وَالنَّظَرُ إلَیهِ ؟ فَقالَ اللّهُ تَبارَک وتَعالی : یا آدَمُ هذِهِ أمَتی حَوّاءُ ، أفَتُحِبُّ أن تَکونَ مَعَکَ تُؤنِسُکَ وتُحَدِّثُکَ وتَکونَ تَبَعاً لِأَمرِکَ؟ فَقالَ : نَعَم یا رَبِّ ولَکَ عَلَیَّ بِذلِکَ الحَمدُ وَالشُّکرُ ما بَقیتُ ... . [۸۶]
الإمام علیّ علیه السلام :الاُنسُ فی ثَلاثَهٍ : الزَّوجَهِ المُوافِقَهِ ، وَالوَلَدِ الصّالِحِ ، وَالأَخِ المُوافِقِ . [۸۷]
الإمام زین العابدین علیه السلام :أمّا حَقُّ الزَّوجَهِ ، فَأَن تَعلَمَ أنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ جَعَلَها لَکَ سَکَنا واُنسا ، فَتَعلَمَ أنَّ ذلِکَ نِعمَهٌ مِنَ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ عَلَیکَ ، فَتُکرِمَها وتَرفُقَ بِها . [۸۸]
الخصال عن أبی خالد السجستانیّ عن الإمام الصادق علیه السلام :خَمسُ خِصالٍ مَن فَقَدَ واحِدَهً مِنهُنَّ لَم یَزَل ناقِصَ العَیشِ ، زائِلَ العَقلِ ، مَشغولَ القَلبِ : فَأَوَّلُها صِحَّهُ البَدَنِ ، وَالثّانِیَهُ الأَمنُ ، وَالثّالِثَهُ السَّعَهُ فِی الرِّزقِ ، وَالرّابِعَهُ الأَنیسُ المُوافِقُ . قُلتُ : ومَا الأَنیسُ المُوافِقُ ؟ قالَ : الزَّوجَهُ الصّالِحَهُ ، وَالوَلَدُ الصّالِحُ ، وَالخَلیطُ الصّالِحُ ، وَالخامِسهُ وهِیَ تَجمَعُ هذِهِ الخِصالَ : الدَّعَهُ [۸۹] .[۹۰] امام صادق علیه السلام در بیان آفرینش آدم و حوّا : خداوند تبارک و تعالی ، آن گاه که آدم علیه السلام را از گِل آفرید و به فرشتگان فرمود که برایش به سجده افتادند ، او را در خواب ، فرو بُرد . سپس حوّا را برایش آفرید... چشم آدم که به او افتاد ، آفریدهای زیبا دید که به شکل و شمایل خودِ اوست ؛ امّا ماده بود . با او سخن گفت و حوّا هم با زبان خودِ او ، به وی پاسخ داد . آدم پرسید : «تو کیستی ؟» . گفت : «چنان که میبینی ، مخلوقی هستم که خدایم آفریده است» . در این هنگام ، آدم گفت : «خداوندا ! این مخلوق زیبایی که در کنار او بودن و نگریستن به او ، موجب اُنس من است ، چیست ؟» . خداوند تبارک و تعالی فرمود : «ای آدم ! این کنیزم حوّاست . دوست داری که همدم و هم سخن تو باشد و از دستورهای تو پیروی کند ؟» . آدم علیه السلام گفت : «آری ای پروردگار من! و تا زندهام ، برای این کار ، تو را سپاس خواهم گفت» .
امام علی علیه السلام :سه چیز ، مایه اُنس است: زن سازگار ، فرزند شایسته ، و دوست همراه .
امام زین العابدین علیه السلام :حقّ همسر ، این است که بدانی خدای عز و جل ، او را مایه آرامش و اُنس تو قرار داده و بدانی که این ، خود ، نعمتی است از جانب خداوند عز و جل به تو . پس ، او را گرامی بداری و با او مهربان باشی .
الخصال به نقل از ابو خالد سِجِستانی : امام صادق علیه السلام فرمود : «پنج چیز است که هر کس یکی از آنها را نداشته باشد ، پیوسته ، زندگی اش تلخ ، فکرش پریشان ، و دلش مشغول است : اوّل ، تن درستی ؛ دوم ، امنیت ؛ سوم ، گشایش در روزی ؛ چهارم ، همدم سازگار» . من گفتم : همدم سازگار چیست؟ فرمود: «زن خوب ، فرزند خوب ، و همنشین خوب[» . سپس ادامه داد : « ]و پنجمین آنها که جامع این چهارتاست ، آسایش است» .
۲ / ۲تألیف القلوبالإمام الهادی علیه السلام :إنَّ اللّهَ جَلَّ وعَزَّ جَعَلَ الصِّهرَ مَألَفَهً لِلقُلوبِ ونِسبَهَ المَنسوبِ ، أوشَجَ [۹۱] بِهِ الأَرحامَ ، وجَعَلَهُ رَأفَهً ورَحمَهً ، إنَّ فی ذلِکَ لَایاتٍ لِلعالَمینَ . [۹۲]
الإمام الرضا علیه السلام :لَو لَم یَکُن فِی المُناکَحَهِ وَالمُصاهَرَهِ آیَهٌ مُحکَمَهٌ ، ولا سُنَّهٌ مُتَّبَعَهٌ ، ولا أثَرٌ مُستَفیضٌ ، لَکانَ فیما جَعَلَ اللّهُ مِن بِرِّ القَریبِ ، و تَقریبِ البَعیدِ ، وتَألیفِ القُلوبِ ، وتَشبیکِ الحُقوقِ ، وتَکثیرِ العَدَدِ ، وتَوفیرِ الوَلَدِ لِنَوائِبِ الدَّهرِ وحَوادِثِ الاُمورِ ، ما یَرغَبُ فی دونِهِ العاقِلُ اللَّبیبُ ، ویُسارِعُ إلَیهِ المُوَفَّقُ المُصیبُ . [۹۳]
۲ / ۳الوِقایَهُ عَنِ الفَسادِ الأخلافی والإجتماعیالکتاب«هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ» . [۹۴]
«وَلِبَاسُ التَّقْوَی ذَ لِکَ خَیْرٌ» . [۹۵]
۲ / ۲ اُلفت دلها
۲ / ۲اُلفت دل هاامام هادی علیه السلام :خداوند عز و جل ، وصلت را مایه الفت دلها و پیوستگی نسبی قرار داد . [به واسطه وصلت] رشتههای خویشاوندی را به هم پیوست و آن را مایه مهر و محبّت ساخت . در این [ پدیده ] ، برای مردمان ، نشانههایی [ از قدرت و رحمت خداوند ]است .
امام رضا علیه السلام :اگر در باره ازدواج و وصلت ، آیهای روشن [ از کتاب خدا ] ، و سنّتی پیروی شده [ از پیامبر ] و اخبار فراوان نبود ، بی گمان [ آثار و برکاتی چون : ] نیکی کردن به خویشاوند ، و نزدیک ساختن افراد دور [ به یکدیگر ] ، و الفت بخشیدن میان دلها ، و درهم تنیدن حقوق ، و افزودن بر جمعیت ، و اندوختن فرزند برای [ رویارویی با ]سختیهای روزگار و پیشامدهای زمانه [ که خداوند در ازدواج قرار داده است ، خود] ، کافی بود که خردمند دانا ، به این کار رغبت نماید ، و انسان ره یافته درست اندیش ، به آن بشتابد .
۲ / ۳ جلوگیری از فساد اخلاقی و اجتماعی
۲ / ۳جلوگیری از فساد اخلاقی و اجتماعیقرآن« آنان (زنان) برای شما لباسی هستند و شما برای آنان ، لباسی هستید » .
« و [ بر شما باد ] جامه پرهیزگاری که آن ، بهترین [ جامه ] است » .
الحدیث رسول اللّه صلی الله علیه و آله :ما مِن شابٍّ تَزَوَّجَ فی حَداثَهِ سِنِّهِ إلّا عَجَّ شَیطانُهُ : یا وَیلَهُ یا وَیلَهُ ، عَصَمَ مِنّی ثُلُثَی دینِهِ . فَلیَتَّقِ اللّهَ العَبدُ فِی الثُّلُثِ الآخَرِ . [۹۶]
عنه صلی الله علیه و آله :یا مَعشَرَ الشَّبابِ ، مَنِ استَطاعَ مِنکُمُ الباءَهَ فَلیَتَزَوَّج ؛ فَإِنَّهُ أغَضُّ لِلبَصَرِ ، وأحصَنُ لِلفَرجِ . ومَن لَم یَستَطِع فَعَلَیهِ بِالصَّومِ ؛ فَإِنَّهُ لَهُ وِجاءٌ [۹۷] . [۹۸]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن تَزَوَّجَ أحرَزَ نِصفَ دینِهِ وفی حَدیثٍ آخَرَ : فَلیَتَّقِ اللّهَ فِی النِّصفِ الآخَرِ أوِ الباقی . [۹۹]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن تَزَوَّجَ فَقَدِ استَکمَلَ نِصفَ الإیمانِ ، فَلیَتَّقِ اللّهَ فِی النِّصفِ الباقی . [۱۰۰]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن رَزَقَهُ اللّهُ امرَأَهً صالِحَهً فَقَد أعانَهُ عَلی شَطرِ دینِهِ ، فَلیَتَّقِ اللّهَ فِی الشَّطرِ الثّانی . [۱۰۱]
عنه صلی الله علیه و آله :ثَلاثَهٌ مَن تَدَیَّنَ فیها ثُمَّ ماتَ ولَم یَقضِ ، فَإِنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ یَقضی عَنهُ . . . ورَجُلٌ خافَ عَلی نَفسِهِ الفِتنَهَ فَتَعَفَّفَ بِنِکاحِ امرَأَهٍ بِدَینٍ فَماتَ ولَم یَقضِ . [۱۰۲] حدیث پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هیچ جوانی نیست که در نوجوانی اش ازدواج کند ، مگر آن که شیطانش فریاد برآورَد : «ای وای بر من! ای وای بر من! دو سوم دینش را از [ گزند] من نگه داشت» . بنا بر این ، بنده باید در یک سوم دیگر [دینش] تقوای خدا پیشه کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ای جوانان! هر یک از شما که توان ازدواج دارد ، ازدواج کند ؛ زیرا ازدواج کردن ، چشم را [ از نگاه حرام ، ] بیشتر فرو می پوشانَد و دامن را پاک تر میدارد . و هر کس توان [ ازدواج ] نداشت ، روزه بگیرد ؛ زیرا روزه ، شهوت را فرو می نشانَد .
الکافی به نقل از کلیب بن معاویه أسدی از امام صادق علیه السلام : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «هر کس ازدواج کند ، نصف دینش را حفظ کرده است» . و در حدیثی دیگر آمده [که افزود :] «و در نصف دیگر یا در بقیه آن پروای الهی پیشه کند» .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر که ازدواج کند ، نصف ایمان را به دست آورده است ، و در نیمه دیگر آن باید تقوای الهی در پیش گیرد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس که خداوند ، زنی شایسته روزی اش کند ، او را در نیمی از دینش کمک کرده است . پس ، در نیمه دوم باید پروای الهی پیشه کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه چیز است که هر کس برای آنها قرض کند ، سپس بمیرد و قرضش را ادا نکند ، خداوند عز و جل ، از طرف او ادا میکند ... و مردی که از افتادن در گناه ، بر خویشتن بترسد و با گرفتن قرض ، زن بگیرد و خودش را [از ارتکاب به گناه] حفظ کند ، سپس بمیرد و آن قرض را ادا نکرده باشد.
الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ لَم یَترُک شَیئا مِمّا یُحتاجُ إلَیهِ إلّا عَلَّمَهُ نَبِیَّهُ صلی الله علیه و آله ، فَکانَ مِن تَعلیمِهِ إِیّاهُ أنَّهُ صَعِدَ المِنبَرَ ذاتَ یَومٍ فَحَمِدَ اللّهَ وأثنی عَلَیهِ ، ثُمَّ قالَ : أیُّهَا النّاسُ ، إنَّ جَبرَئیلَ أتانی عَنِ اللَّطیفِ الخَبیرِ فَقالَ : إنَّ الأَبکارَ بِمَنزِلَهِ الثَّمَرِ عَلَی الشَّجَرِ ؛ إذا أدرَکَ ثَمَرُهُ فَلَم یُجتَنَ أفسَدَتهُ الشَّمسُ ونَثَرَتهُ الرِّیاحُ ، وکَذلِکَ الأَبکارُ إذا أدرَکنَ ما یُدرِکُ النِّساءُ فَلَیسَ لَهُنَّ دَواءٌ إلَا البُعولَهُ [۱۰۳]، وإلّا لَم یُؤمَن عَلَیهِنَّ الفَسادُ لِأَنَّهُنَّ بَشَرٌ .[۱۰۴]
۲ / ۴نَشرُ کلِمَهُ التّوحیدِالکتاب«إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَی ءَادَمَ وَنُوحًا وَءَالَ إِبْرَ هِیمَ وَءَالَ عِمْرَ نَ عَلَی الْعَلَمِینَ * ذُرِّیَّه بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ * إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَ نَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ* فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّی وَضَعْتُهَآ أُنثَی وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَیْسَ الذَّکَرُ کَالْأُنثَی وَإِنِّی سَمَّیْتُهَا مَرْیَمَ وَإِنِّی أُعِیذُهَا بِکَ وَذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَنِ الرَّجِیمِ * فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَکَفَّلَهَا زَکَرِیَّا کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا قَالَ یَمَرْیَمُ أَنَّی لَکِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَن یَشَآءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ * هُنَالِکَ دَعَا زَکَرِیَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِی مِن لَّدُنکَ ذُرِّیَّهً طَیِّبَهً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعَآءِ» . [۱۰۵]
۲ / ۴ انتشار آرمان توحید
امام صادق علیه السلام :خداوند عز و جل ، هر چیزی را که مورد نیاز [ انسان ] باشد ، به پیامبرش صلی الله علیه و آله آموخته است . از جمله چیزهایی که به پیامبرش آموخت ، این است که روزی آن حضرت ، بر منبر رفت و پس از حمد و ثنای الهی فرمود : «ای مردم ! جبرئیل ، از سوی خدای لطیف آگاه ، نزد من آمد و فرمود : دوشیزگان ، به سان میوهای بر درخت اند که هر گاه میوه اش برسد و چیده نشود ، آفتاب ، آن را تباه می گردانَد و بادها پراکنده اش میسازند . دوشیزگان نیز چنین اند ؛ هر گاه به مرحلهای برسند که زنان میرسند ( سن بلوغ ) ، برایشان دارویی جز شوهر کردن وجود ندارد ، و گرنه از فساد در امان نیستند ؛ چرا که آنان هم بشرند» .
۲ / ۴انتشار آرمان توحیدقرآن«به یقین، خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر مردم جهان برتری داده است * فرزندانی که بعضی از آنان از [ نسل ]بعضی دیگرند، و خداوند شنوای داناست * چون زنِ عمران گفت: «پروردگارا، آنچه در شکم خود دارم نذر تو کردم تا آزاد شده [ از مشاغل دنیا و پرستشگر تو ]باشد؛ پس، از من بپذیر که تو خود شنوای دانایی.» * پس چون فرزندش را بزاد، گفت: «پروردگارا، من دختر زادهام -و خدا به آنچه او زایید داناتر بود- و پسر چون دختر نیست؛ و من نامش را مریم نهادم، و او و فرزندانش را از شیطان رانده شده، به تو پناه میدهم.» * پس پروردگارش وی [ مریم ]را با حُسنِ قبول پذیرا شد و او را نیکو بار آورد، و زکریا را سرپرست وی قرار داد. زکریا هر بار که در محراب بر او وارد میشد، نزد او [ نوعی ]خوراکی مییافت. [ می ]گفت: «ای مریم، این از کجا برای تو آمده است؟ [ او در پاسخ می ]گفت: «این از جانب خداست، که خدا به هر کس بخواهد، بی شمار روزی میدهد.» * آنجا [ بود که ]زکریا پروردگارش را خواند [ و ] گفت: «پروردگارا، از جانب خود، فرزندی پاک و پسندیده به من عطا کن، که تو شنونده دعایی.»»
الحدیثرسول اللّه صلی الله علیه و آله :ما یَمنَعُ المُؤمِنَ أن یَتَّخِذَ أهلاً ؟! لَعَلَّ اللّهَ أن یَرزُقَهُ نَسَمَهً تُثقِلُ الأَرضَ بِلا إلهَ إلّا اللّهُ . [۱۰۶]
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ یوسُفَ بنَ یَعقوبَ لَقِیَ أخاهُ فَقالَ : یا أخی ، کَیفَ استَطَعتَ أن تَتَزَوَّجَ النِّساءَ بَعدی؟ فَقالَ : إنَّ أبی أمَرَنی وقالَ : إنِ استَطَعتَ أن تَکونَ لَکَ ذُرِّیَّهٌ تُثقِلُ الأَرضَ بِالتَّسبیحِ فَافعَل . [۱۰۷]
الإمام الصادق علیه السلام فی ذِکرِ قِصَّهِ یوسُفَ علیه السلام وکَلامِهِ مَعَ أخیهِ ابنِ یامینَ : قالَ : فَما بَلَغَ مِن حُزنِکَ عَلَیهِ [أی عَلی یوسُفَ] ؟ قالَ : وُلِدَ لی أحَدَ عَشَرَ ابنا کُلُّهُمُ اشتُقَّ لَهُ اسمٌ مِنِ اسمِهِ . فَقالَ لَهُ یوسُفُ : أراکَ قَد عانَقتَ النِّساءَ وشَمِمتَ الوَلَدَ مِن بَعدِهِ ! فَقالَ لَهُ ابنُ یامینَ : إنَّ لی أبا صالِحا وإنَّهُ قالَ : تَزَوَّج ، لَعَلَّ اللّهَ أن یُخرِجَ مِنکَ ذُرِّیَّهً تُثقِلُ الأَرضَ بِالتَّسبیحِ .[۱۰۸] حدیث پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :چه چیزی مانع میشود که انسان مؤمن ، زن بگیرد؟ ! شاید خداوند ، به او فرزندانی روزی کند که زمین را از «لا إله إلّا اللّه » ، سنگین کنند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :یوسف ، پسر یعقوب ، در دیدار با برادرش به او گفت : «ای برادر ! چگونه توانستی [ و دلت راضی شد که ] پس از من ازدواج کنی؟» . برادرش گفت : «پدرم به من دستور داد و فرمود : اگر توانستی فرزندانی داشته باشی که زمین را از تسبیح گویی [ خدا ] آکنده سازند ، این کار را بکن» .
امام صادق علیه السلام در بیان داستان یوسف علیه السلام و گفتگوی او با برادرش بنیامین [که او را نمیشناخت] : [یوسف علیه السلام پرسید :] تا چه اندازه برای او ( یعنی بر یوسف ) اندوهناک شدی؟ گفت : [ چندان که ] یازده پسر برایم متولّد شدند و نام همه آنها را از نام او گرفتم . یوسف علیه السلام به او گفت : میبینم که بعد از او ، با زنان ، هَماغوش گشتهای و فرزند بوییدهای ! بنیامین گفت : مرا پدری شایسته بود که فرمود : ازدواج کن ؛ شاید خداوند ، از تو فرزندانی به دنیا آورَد که زمین را از تسبیح [ خداوند ] ، آکنده سازند
الفصل الثالث : موانع تأسیس الاُسره۳ / ۱مخافه العیلهالکتاب«وَ أَنکِحُواْ الْأَیَمَی مِنکُمْ وَ الصَّلِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَ إِمَائِکُمْ إِن یَکُونُواْ فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ اللَّهُ وَ سِعٌ عَلِیمٌ» . [۱۰۹]
الحدیثالإمام الصادق علیه السلام فی قَولِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ «وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّی یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ» [۱۱۰] قالَ : یَتَزَوَّجوا حَتّی یُغنِیَهُم مِن فَضلِهِ .[۱۱۱]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن تَرَکَ التَّزویجَ مَخافَهَ العَیلَهِ [۱۱۲] فَقَد أساءَ ظَنَّهُ بِاللّهِ عَزَّ وجَلَّ ، إنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ یَقولُ : «إِن یَکُونُواْ فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ» [۱۱۳] . [۱۱۴]
فصل سوم : موانع تشکیل خانواده
۳ / ۱ ترس از فقیر شدن
فصل سوم : موانع تشکیل خانواده۳ / ۱ترس از فقیر شدنقرآن« زنان بی همسر خود ، و غلامان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید . اگر تنگ دست اند ، خداوند آنان را از فضل خویش بی نیاز خواهد کرد . و خداوند گشایشگر داناست » .
حدیثامام صادق علیه السلام در باره این گفته خدای عز و جل «و کسانی که [ وسیله و امکان ]زناشویی نمییابند ، باید خویشتنداری ورزند تا [با این کار] ، خدا از فضل خویش آنان را بی نیاز گردانَد» : ازدواج کنند تا از فضل خویش آنان را بی نیاز گردانَد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس از ترس فقیر شدن ازدواج نکند ، به خداوند عز و جل گمان بد بُرده است . خداوند عز و جل میفرماید : «اگر تنگ دست اند ، خدا آنان را از فضل خویش ، بی نیاز خواهد کرد» .
عنه صلی الله علیه و آله :مَن تَرَکَ التَّزویجَ مَخافَهَ العَیلَهِ فَلَیسَ مِنّا . [۱۱۵]
عنه صلی الله علیه و آله :اِتَّخِذُوا الأَهلَ فَإِنَّهُ أرزَقُ لَکُم . [۱۱۶]
عنه صلی الله علیه و آله :حَقٌّ عَلَی اللّهِ عَزَّ وجَلَّ عَونُ مَن نَکَحَ التِماسَ العَفافِ عَمّا حَرَّمَ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ . [۱۱۷]
عنه صلی الله علیه و آله :ثَلاثَهٌ حَقٌ عَلَی اللّهِ عَونُهُم : المُجاهِدُ فی سَبیلِ اللّهِ ، وَالمُکاتَبُ الَّذی یُریدُ الأَداءَ ، وَالنّاکِحُ الَّذی یُریدُ العَفافَ .[۱۱۸]
عنه صلی الله علیه و آله :أربَعٌ حَقٌّ عَلَی اللّهِ عَزَّ وجَلَّ عَونُهُم : الغازی ، وَالمُتَزَوِّجُ ، وَالمُکاتَبُ ، وَالحاجُّ . [۱۱۹]
عنه صلی الله علیه و آله :اِلتَمِسُوا الرِّزقَ بِالنِّکاحِ . [۱۲۰]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر که از بیم فقیر شدن ازدواج نکند ، از ما نیست .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :زن بگیرید ؛ به درستی که این کار ، روزیِ شما را بیشتر میکند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که برای حفظ خود از آنچه خداوند عز و جل حرام کرده است ، ازدواج کند ، بر خداوند عز و جل ، حقّ است که او را یاری کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه کس اند که بر خداوند عز و جل ، واجب است آنان را یاری دهد : مجاهدِ در راه خدا ؛ بندهای که برای آزادی خود با مولایش قرارداد میبندد و قصد دارد که به قرارداد خود عمل کند ؛ و کسی که برای حفظ پاک دامنی خویش ازدواج کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :چهار کس اند که خداوند عز و جل ، وظیفه دارد به آنها کمک کند : رزمنده ، متأهّل ، بنده قراردادی ، و حج گزار .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :روزی را با ازدواج کردن بجویید .
عنه صلی الله علیه و آله :تَزَوَّجوا النِّساءَ فَإِنَّهُنَّ یَأتینَکُم بِالمالِ . [۱۲۱]
عنه صلی الله علیه و آله :ثَلاثٌ مَن فَعَلَهُنَّ ثِقَهً بِاللّهِ وَاحتِسابا ، کانَ حَقّا عَلَی اللّهِ أن یُعینَهُ وأن یُبارِکَ لَهُ : مَن سَعی فی فَکاکِ رَقَبَتِهِ . . . ، ومَن تَزَوَّجَ ثِقَهً بِاللّهِ وَاحتِسابا کانَ حَقّا عَلَی اللّهِ أن یُعینَهُ وأن یُبارِکَ لَهُ ، ومَن أحیا أرضا مَیتَهً . [۱۲۲]
الإمام الصادق علیه السلام :جاءَ رَجُلٌ إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَشَکا إلَیهِ الحاجَهَ ، فَقالَ : تَزَوِّج . فَتَزَوَّجَ فَوُسِّعَ عَلَیهِ . [۱۲۳]
الإمام الصادق علیه السلام :أتی رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله شابٌّ مِنَ الأَنصارِ فَشَکا إلَیهِ الحاجَهَ ، فَقالَ لَهُ : تَزَوَّج . فَقالَ الشّابُّ : إنّی لَأَستَحیی أن أعودَ إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله . فَلَحِقَهُ رَجُلٌ مِنَ الأَنصارِ ، فَقالَ : إنَّ لی بِنتا وَسیمَهً ، فَزَوَّجَها إیّاهُ ، قالَ : فَوَسَّعَ اللّهُ عَلَیهِ . قالَ : فَأَتَی الشّابُّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فَأَخبَرَهُ ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : یا مَعشَرَ الشَّبابِ ! عَلَیکُم بِالباهِ [۱۲۴] . [۱۲۵]
الکافی عن إسحاق بن عمّار :قُلتُ لِأَبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام : الحَدیثُ الَّذی یَرویهِ النّاسُ حَقٌّ ؛ أنَّ رَجُلاً أتَی النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فَشَکا إلَیهِ الحاجَهَ فَأَمَرَهُ بِالتَّزویجِ ، فَفَعَلَ ، ثُمَّ أتاهُ ، فَشَکا إلَیهِ الحاجَهَ فَأَمَرَهُ بِالتَّزویجِ ، حَتّی أمَرَهُ ثَلاثَ مَرّاتٍ؟ فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام : نَعَم هُوَ حَقٌّ . ثُمَّ قالَ : الرِّزقُ مَعَ النِّساءِ وَالعِیالِ . [۱۲۶]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ازدواج کنید ؛ زیرا زنان ، برای شما ثروت میآورند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه کار است که هر کس آنها را با اعتماد به خدا و برای خدا انجام دهد ، بر خداوند است که او را کمک کند و به او برکت دهد : بندهای که برای آزادی اش کار کند ... ؛ و کسی که با اعتماد به خدا و به خاطر او ازدواج کند ، بر خداوند است که او را کمک کند و به او برکت دهد ؛ و کسی که زمینِ مُردهای را زنده سازد .
امام صادق علیه السلام :مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و از تنگ دستی ، به او شکایت کرد . پس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «ازدواج کن» . آن مرد ازدواج کرد و به گشایش رسید .
امام صادق علیه السلام :جوانی از انصار ، نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد و از تنگ دستی ، به ایشان شکایت کرد . پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «ازدواج کن» . جوان گفت : (۱) خجالت میکشم که نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله باز گردم . پس ، مردی از انصار ، به او برخورد و گفت : من دختری زیباروی دارم . آن گاه ، او را به ازدواج آن جوان در آورد . امام صادق علیه السلام فرمود : «پس ، خداوند ، به زندگی او گشایش داد» . پس از آن ، جوان ، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و ایشان را از وضع خود ، آگاه ساخت . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «ای جوانان ! بر شما بادْ ازدواج کردن!» .
الکافی به نقل از اسحاق بن عمّار : به امام صادق علیه السلام گفتم : آیا این حدیثی که مردم روایت میکنند ، راست است که : مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و از تنگ دستی خود به ایشان شِکوه کرد و پیامبر به او فرمود که ازدواج کند و او همین کار را کرد . سپس دوباره نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد و از تنگ دستی به ایشان شِکوه کرد و پیامبر صلی الله علیه و آله ، باز ، او را به ازدواج کردن امر کرد ، و تا سه بار ، به این کار امر کرد ؟ امام صادق علیه السلام فرمود : «آری ، راست است» . سپس فرمود : «روزی ، با زنان و خانواده ، همراه است» .
۱- .در پاورقی مأخذ آمده است : شاید در این جمله ، تقدیم و تأخیری صورت گرفته باشد ، و جمله در اصل چنین است : «پیامبر به او فرمود : «ازدواج کن» . پس [ در راه ]مردی از انصار به آن جوان برخورد . جوان گفت : من خجالت میکشم نزد رسول خدا باز گردم ، آن مرد گفت : من دختری زیبا دارم ...» . مترجم میگوید : شاید هم جوان ، با خودش این جمله را گفته باشد .
۳ / ۲الاهتمام بالمالالإمام الصادق علیه السلام :ما مِن مَرزِئَهٍ [۱۲۷]أشَدُّ عَلی عَبدٍ مِن أن یَأتِیَهُ ابنُ أخیهِ فَیَقولَ : زَوِّجنی ، فَیَقولَ : لا أفعَلُ ، أنا أغنی مِنکَ . [۱۲۸]
المؤمن عن إبراهیم التیمی :کُنتُ فِی الطَّوافِ إذ أخَذَ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام بِعَضُدی ، فَسَلَّمَ عَلَیَّ ثُمَّ قالَ : . . . یا إبراهیمُ ، ما أفادَ المُؤمِنُ مِن فائِدَهٍ أضَرُّ عَلَیهِ مِن مالٍ یُفیدُهُ ، المالُ أضَرُّ عَلَیهِ مِن ذِئبَینِ ضارِیَینِ فی غَنَمٍ قَد هَلَکَت رُعاتُها ، واحِدٌ فی أوَّلِها وآخَرُ فی آخِرِها . ثُمَّ قالَ : فَما ظَنُّکَ بِهِما ؟ قُلتُ : یُفسِدانِ ، أصلَحَکَ اللّهُ ! قالَ : صَدَقتَ ، إنَّ أیسَرَ ما یَدخُلُ عَلَیهِ أن یَأتِیَهُ أخوهُ المُسلِمُ فَیَقولَ : زَوِّجنی ، فَیقولَ : لَیسَ لَکَ مالٌ . [۱۲۹]
۳ / ۳الاِهتمام بشَرَف النَّسَبِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :زَوَّجتُ المِقدادَ وزَیدا ، لِیَکونَ أشرَفُکُم عِندَ اللّهِ أحسَنَکُم خُلُقا . [۱۳۰]
۳ / ۲ اهمّیت دادن به ثروت
۳ / ۲اهمّیت دادن به ثروتامام صادق علیه السلام :برای بنده ، گناهی بدتر از این نیست که پسر برادر [ مؤمن ]او نزدش برود و بگوید : مرا [با دخترت ]ازدواج بده و او بگوید : این کار را نمیکنم [و به تو زن نمیدهم] ؛ من از تو ثروتمندترم .
المؤمن به نقل از ابراهیم تَیْمی : در حال طواف بودم که امام صادق علیه السلام بازویم را گرفت و به من سلام کرد . سپس فرمود : «ای ابراهیم ! مؤمن ، به هیچ سودی دست نیافته است که برایش زیانبارتر از ثروت باشد . ثروت برای او ، زیانبارتر از دو گرگ درنده است که به گلّهای بی چوپانْ حمله میبرند ، یکی ، از اوّل گلّه و دیگری ، از آخر آن» . سپس فرمود : «گمان میکنی که آن دو گرگ چه میکنند؟» . گفتم : حضرت به سلامت باد ! گلّه را نابود میکنند . فرمود : «درست است . کمترین زیانی هم که به مؤمن [ِ ثروتمند ]میرسد ، این است که برادر مسلمانش نزد او به خواستگاری برود و او بگوید : تو مال و ثروتی نداری» .
۳ / ۳ اهمّیت دادن به بزرگ زادگی
۳ / ۳اهمّیت دادن به بزرگ زادگیپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مقداد و زید را [ از خاندان بزرگی ] زن دادم تا [ بدانید که ]شریفترین شما نزد خداوند ، نیک خوترین شماست .
عنه صلی الله علیه و آله :أنکَحتُ زَیدَ بنَ حارِثَهَ زَینَبَ بِنتَ جَحشٍ ، وأنکَحتُ المِقدادَ ضُباعَهَ بِنتَ الزُّبَیرِ بنِ عَبدِ المُطَّلِبِ ، لِیَعلَموا أنَّ أشرَفَ الشَّرَفِ الإِسلامُ . [۱۳۱]
السنن الکبری عن الزبیدی :حَدَّثَنِی الزُّهرِیُّ فی هذِهِ القِصَّهِ [أی قِصَّهِ أمرِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله بَنی بَیاضَهَ أن یُزَوِّجوا أبا هِندٍ امرَأَهً مِنهُم] أنَّهُم قالوا : یا رَسولَ اللّهِ ، تُزَوِّجُ بَناتِنا مَوالینا ؟ ! فَأَنزَلَ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ : «إِنَّا خَلَقْنَکُم مِّن ذَکَرٍ وَ أُنثَی وَ جَعَلْنَکُمْ شُعُوبًا وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُواْ» [۱۳۲] . [۱۳۳]
الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله زَوَّجَ المِقدادَ بنَ أسوَدٍ ضُباعَهَ بِنتَ الزُّبَیرِ بنِ عَبدِ المُطَّلِبِ . ثُمَّ قالَ : إنَّما زَوَّجَهَا المِقدادَ لِتَتَّضِعَ المَناکِحُ ، ولِیَتَأَسَّوا بِرَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، ولِتَعلَموا أنَّ أکرَمَکُم عِندَ اللّهِ أتقاکُم . وکانَ الزُّبَیرُ أخا عَبدِ اللّهِ وأبی طالِبٍ لِأَبیهِما واُمِّهِما . [۱۳۴]
الإمام الباقر علیه السلام :مَرَّ رَجُلٌ مِن أهلِ البَصرَهِ شَیبانِیٌّ یُقالُ لَهُ : عَبدُ المَلِکِ بنُ حَرمَلَهَ عَلی عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ علیه السلام ، فَقالَ لَهُ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام : ألَکَ اُختٌ ؟ قالَ : نَعَم ، قالَ : فَتُزَوِّجُنیها ؟ قالَ : نَعَم . قالَ : فَمَضَی الرَّجُلُ ، وتَبِعَهُ رَجُلٌ مِن أصحابِ عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ علیه السلام حَتَّی انتَهی إلی مَنزِلِهِ ، فَسَأَلَ عَنهُ ، فَقیلَ لَهُ : فُلانُ بنُ فُلانٍ و هُوَ سَیِّدُ قَومِهِ . ثُمَّ رَجَعَ إلی عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ علیه السلام ، فَقالَ لَهُ : یا أبَا الحَسَنِ ، سَأَلتُ عَن صِهرِکَ هذَا الشَّیبانِیِّ فَزَعَموا أنَّهُ سَیِّدُ قَومِهِ . فَقالَ لَهُ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام إنّی لَاُبدیک یا فُلانُ عَمّا أری وعَمّا أسمَعُ ! أما عَلِمتَ أنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ رَفَعَ بِالإِسلامِ الخَسیسَهَ ، وأتَمَّ بِهِ النّاقِصَهَ ، وأکرَمَ بِهِ اللُّؤمَ ؟ ! فَلا لُؤمَ عَلَی المُسلِمِ ، إنَّمَا اللُّؤمُ لُؤمُ الجاهِلِیَّهِ . [۱۳۵] پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :زید بن حارثه را به ازدواج زینب ، دختر جَحش و مقداد را به ازدواج ضُباعه ، دختر زُبَیر بن عبد المطلّب درآوردم تا بدانند که بزرگترین شرافت ، اسلام است .
السنن الکبری به نقل از زبیدی : زُهری در باره این ماجرا [ یعنی ماجرای دستور دادن رسول خدا صلی الله علیه و آله به بنی بَیاضه که از میان خود ، دختری را به همسری به ابو هِند بدهند ] برایم نقل کرده که آنان ( بنی بیاضه ) گفتند : ای رسول خدا ! دختران ما را به همسری غلامان ما در میآوری ؟! پس ، خداوند عز و جل این آیه را فرو فرستاد : «ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و ملّت ملّت و قبیله قبیله قرارتان دادیم تا یکدیگر را بشناسید» .
امام صادق علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مقداد بن اَسود را به ازدواج ضُباعه ، دختر زُبَیر بن عبد المطّلب در آورد ، سپس امام فرمود : «پیامبر صلی الله علیه و آله او را به همسری مقداد در آورد تا [ سطح ] ازدواجها پایین بیاید [ و وصلتهای طبقاتی از بین برود ] و [ مردم ] از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سرمشق بگیرند و تا بدانید که گرامی ترینِ شما نزد خدا ، با تقواترینِ شماست» . و زُبَیر ، برادر تنیِ عبد اللّه [ پدر پیامبر صلی الله علیه و آله ] و ابو طالب بود .
امام باقر علیه السلام :مردی شیبانی از اهالی بصره که به او عبد الملک بن حَرمله گفته میشد بر امام زین العابدین علیه السلام گذشت . امام علیه السلام از او پرسید : «آیا خواهری داری ؟» . گفت : آری . فرمود : «آیا او را به همسری من در میآوری ؟» . گفت : آری . پس ، آن مرد شیبانی رفت و مردی از یاران امام زین العابدین علیه السلام در پی او روانه شد تا به سرای او رسید و در باره اش پرس و جو کرد . به او گفته شد : او فلان ، پسر فلان و مِهتر قوم خویش است . سپس آن مرد ، نزد امام زین العابدین علیه السلام باز گشت و گفت : ای ابو الحسن ! در باره این که میخواهید داماد این مرد شیبانی بشَوید ، پرس و جو کردم . گفتند که او مهتر قومش است . امام زین العابدین علیه السلام به او فرمود : «فلانی ! من از آنچه میبینم و از آنچه میشنوم ، برایت میگویم! مگر نمی دانی که خداوند عز و جل با اسلام ، پَستی را بلندی بخشید و کاستی را کامل گردانید و فرومایگی را بزرگواری بخشید؟! پس ، مسلمان ، پَست نیست . پستی ، پستی جاهلیت است» .
الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ علیه السلام تَزَوَّجَ سُرِّیَّهً [۱۳۶] کانَت لِلحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ علیه السلام ، فَبَلَغَ ذلِکَ عَبدَ المَلِکِ بنَ مَروانَ ، فَکَتَبَ إلَیهِ فی ذلِکَ کِتابا أنَّکَ صِرتَ بَعلَ الإِماءِ ! فَکَتَبَ إلَیهِ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام : إنَّ اللّهَ رَفَعَ بِالإِسلامِ الخَسیسَهَ وأتَمَّ بِهِ النّاقِصَهَ ، فَأَکرَمَ بِهِ مِنَ اللُّؤمِ ، فَلا لُؤمَ عَلی مُسلِمٍ ، إنَّمَا اللُّؤمُ لُؤمُ الجاهِلِیَّهِ ، إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله أنکَحَ عَبدَهُ ونَکَحَ أمَتَهُ . فَلَمَّا انتَهَی الکِتابُ إلی عَبدِ المَلِکِ قالَ لِمَن عِندَهُ : خَبِّرونی عَن رَجُلٍ إذا أتی ما یَضَعُ النّاسَ لَم یَزِدهُ إلّا شَرَفا ؟ قالوا : ذاکَ أمیرُ المُؤمِنینَ[۱۳۷] ، قالَ : لا وَاللّهِ ما هُوَ ذاکَ ، قالوا : ما نَعرِفُ إلّا أمیرَ المُؤمِنینَ ! قالَ : فَلا وَاللّهِ ما هُوَ بِأَمیرِ المُؤمِنینَ ، ولکِنَّهُ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ . [۱۳۸]
الکافی عن علیّ بن مهزیار :کَتَبَ عَلِیُّ بنُ أسباطٍ إلی أبی جَعفَرٍ علیه السلام فی أمرِ بَناتِهِ وأنَّهُ لا یَجِدُ أحَدا مِثلَهُ ، فَکَتَبَ إلَیهِ أبو جَعفَرٍ علیه السلام : فَهِمتُ ما ذَکَرتَ مِن أمرِ بَناتِکَ وأنَّکَ لا تَجِدُ أحَدا مِثلَکَ ، فَلا تَنظُر فی ذلِکَ رَحِمَکَ اللّهُ ، فَإِنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله قالَ : إذا جاءَکُم مَن تَرضَونَ خُلُقَهُ ودینَهُ فَزَوِّجوهُ ، إلّا تَفعَلوهُ تَکُن فِتنَهٌ فِی الأَرضِ وفَسادٌ کَبیرٌ . [۱۳۹]
امام صادق علیه السلام :امام زین العابدین علیه السلام با کنیزی که از آنِ امام حسن علیه السلام بود ، ازدواج کرد . این خبر ، به گوش عبد المَلِک بن مروان رسید . در نامهای به حضرت نوشت که : تو شوهر کنیزان گشتهای ! امام زین العابدین علیه السلام به او نوشت : «همانا خداوند به وسیله اسلام ، پستی را بلندی بخشیده و ناقص را کامل گردانیده و از فرومایگی ، به ارجمندی رسانیده است . بنا بر این ، هیچ مسلمانی پست نیست ؛ بلکه پستی واقعی ، پستی جاهلیت است . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، خود ، بنده اش را [ از قوم خود ] زن داد و با کنیزش ازدواج کرد» . چون نامه ، به عبد الملک رسید ، به اطرافیانش گفت : «به من بگویید آن کدام مرد است که هر گاه کاری که دیگران را پست میکند ، انجام بدهد ، جز بر بزرگی او نمیافزاید؟» . گفتند : امیر المؤمنین . (۱) عبد الملک گفت : «نه ، به خدا ! او چنین نیست!» . گفتند : ما کسی جز امیر المؤمنین را نمیشناسیم! گفت : «نه ، به خدا ! او امیر المؤمنین نیست ؛ بلکه علی بن الحسین است» .
الکافی به نقل از علی بن مهزیار : علی بن اَسباط ، به امام باقر علیه السلام درباره دخترانش نامهای نوشت [و به عرض ایشان رساند] که کسی همتای خود نمییابد [ تا دخترانش را به همسری آنان در آوَرَد ] . امام باقر علیه السلام به او نوشت : «آنچه را در باره دخترانت نوشته بودی که کسی همتای خودت نمییابی ، دریافتم . خدایت رحمت کناد ! چنین اندیشهای به خود ، راه مده ؛ چرا که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : هر گاه کسی نزد شما [ به خواستگاری ] آمد که اخلاق و دین او را میپسندید ، به او زن دهید که اگر چنین نکنید ، گناه و تباهی بزرگی در زمین ( جامعه ) پدید خواهد آمد» .
۱- .مقصودشان خودِ عبد الملک بود .
۳ / ۴عدم التفقه فی الدینالکافی عن عبد الصمد بن بشیر :دَخَلَت امرَأَهٌ عَلی أبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام فَقالَت : أصلَحَکَ اللّهُ ، إنِّی امرَأَهٌ مُتَبَتِّلَهٌ . فَقالَ : ومَا التَّبَتُّلُ عِندَکِ ؟ قالَت : لا أَتزَوَّجُ ، قالَ : ولِمَ ؟ قالَت : ألتَمِسُ بِذلِکَ الفَضلَ . فَقالَ : اِنصَرِفی ، فَلَو کانَ ذلِکَ فَضلاً لَکانَت فاطِمَهُ علیهاالسلام أحَقَّ بِهِ مِنکِ ، إنَّهُ لَیسَ أحَدٌ یَسبِقُها إلَی الفَضلِ . [۱۴۰]
۳ / ۵الفرار عن المسؤولیهجامع الأخبار :قالَ [رَسولُ اللّهِ] صلی الله علیه و آله لِرَجُلٍ اسمُهُ عَکّافٌ : ألَکَ زَوجَهٌ ؟ قالَ : لا یا رَسولَ اللّهِ ، قالَ : ألَکَ جارِیَهٌ ؟ قالَ : لا یا رَسولَ اللّهِ ، قال صلی الله علیه و آله : أفَأَنتَ موسِرٌ؟ قالَ : نَعَم ، قالَ : تَزَوَّج ، وإلّا فَأَنتَ مِنَ المُذنِبینَ . وفی رِوایَهٍ : تَزَوَّج ، وإلّا فَأَنتَ مِن رُهبانِ النَّصاری . وفی رِوایهٍ : تَزَوَّج ، وإلّا فَأَنتَ مِن إخوانِ الشَّیاطینِ . [۱۴۱]
۳ / ۴ ناآگاهی از دین
۳ / ۴ناآگاهی از دینالکافی به نقل از عبد الصمد بن بشیر : زنی ، نزد امام صادق علیه السلام آمد و گفت : امام به سلامت باد ! من زنی تارک دنیا هستم . امام علیه السلام فرمود : «منظورت از ترک دنیا چیست؟» . گفت : ازدواج نمیکنم . فرمود : «چرا؟» . گفت : با این کار ، در پی کسب فضیلت هستم . فرمود : «برگرد که اگر در این کار ، فضیلتی بود ، هر آینه ، فاطمه علیهاالسلام از تو ، به آن ، سزاوارتر بود . هیچ کس نیست که در فضیلت ، بر او پیشی بگیرد» .
۳ / ۵ گریز از مسئولیت
۳ / ۵گریز از مسئولیتجامع الأخبار :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به مردی به نام عکّاف فرمود : «همسر داری ؟» . گفت : نه ، ای پیامبر خدا ! فرمود : «کنیزی داری ؟» . گفت : نه ، ای پیامبر خدا ! فرمود : «آیا توانگری ؟» . گفت : بله . فرمود : «ازدواج کن ، و گرنه ، از گنهکاران هستی» . در روایتی دیگر آمده است : «ازدواج کن ، وگرنه ، در شمار راهبان نصارا هستی» . و در روایتی دیگر آمده است : «ازدواج کن ، و گرنه ، از برادران شیاطین هستی» .
مسند ابن حنبل عن أبی ذرّ :دَخَلَ عَلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله رَجُلٌ یُقالُ لَهُ : عَکّافُ بنُ بِشرٍ التَّمیمِیُّ ، فَقالَ لَهُ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : یا عَکّافُ ، هَل لَکَ مِن زَوجَهٍ ؟ قالَ : لا ، قالَ : ولا جارِیهٌ ؟ قالَ : ولا جارِیهٌ ، قالَ : وأنتَ موسِرٌ بِخَیرٍ؟ قالَ : وأنَا موسِرٌ بِخَیرٍ . قالَ : أنتَ إذا مِن إخوانِ الشَّیاطینِ ، لَو کُنتَ فِی النَّصاری کُنتَ مِن رُهبانِهِم ! إنَّ سُنَّتَنَا النِّکاحُ ، شِرارُکُم عُزّابُکُم ، وأراذِلُ مَوتاکُم عُزّابُکُم ، أبِالشَّیطانِ تَمَرَّسونَ [۱۴۲]، ما لِلشَّیطانِ مِن سِلاحٍ أبلَغُ فِی الصالِحینَ مِنَ النِّساءِ ، إلَا المُتَزَوِّجونَ ؛ اُولئِکَ المُطَهَّرونَ المُبَرَّؤونَ مِنَ الخَنا . وَیحَکَ یا عَکّافُ! إنَّهُنَّ صَواحِبُ أیّوبَ وداوودَ ویوسُفَ وکُرسُفَ . فَقالَ لَهُ بِشرُ بنُ عَطِیَّهَ : ومَن کُرسُفُ یا رَسولَ اللّهِ ؟ قالَ : رَجُلٌ کانَ یَعبُدُ اللّهَ بِساحِلٍ مِن سَواحِلِ البَحرِ ثَلاثَمِئَهِ عامٍ ، یَصومُ النَّهارَ ویَقومُ اللَّیلَ ، إنَّهُ کَفَرَ بِاللّهِ العَظیمِ فی سَبَبِ امرَأَهٍ عَشِقَها وتَرَکَ ما کانَ عَلَیهِ مِن عِبادَهِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ ، ثُمَّ استَدرَکَ اللّهُ بِبَعضِ ما کانَ مِنهُ فَتابَ عَلَیهِ . وَیحَکَ یا عَکّافُ ، تَزَوَّج وإلّا فَأَنتَ مِنَ المُذَبذَبینَ [۱۴۳]. قالَ : زَوِّجنی یا رَسولَ اللّهِ ، قالَ : قَد زَوَّجتُکَ کَریمَهَ بِنتَ کُلثومٍ الحِمیَرِیِّ . [۱۴۴]
مسند ابن حنبل به نقل از ابو ذر : مردی به نام عَکّاف بن بِشر تَمیمی ، نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد . پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «ای عکّاف ! آیا همسر داری؟» . گفت : نه . فرمود : «و نه کنیزی؟» . گفت : و نه کنیزی . فرمود : «آیا توان مالی داری ؟» . گفت : توان مالی دارم . فرمود : «پس ، تو از برادران شیاطین هستی . اگر از نصارا بودی ، از راهبانشان میبودی! سنّت ما ازدواج کردن است . بدترین شما ، بی همسرانتان هستند . پستترین مُردگانتان ، بی همسران شمایند . آیا با شیطان ، شوخی میکنید ؟! [۱۴۵] شیطان برای [ تباه کردن ] نیکان ، سلاحی بُرنده تر از زنان ندارد ، مگر آنان که ازدواج کرده باشند . آنان پاک هستند و از فساد در امان اند . وای بر تو ای عکّاف ! زنان ، حتّی از [ وسوسه کردن ] ایّوب و داوود و یوسف و کُرسُف ، دست بردار نبودند» . بشر بن عطیه گفت : کُرسُف کیست ، ای پیامبر خدا؟ فرمود : «مردی بود که در ساحلی از سواحل دریا ، سیصد سال ، خدا را عبادت میکرد . روزها روزه میگرفت و شبها را به عبادت میگذراند ؛ امّا عاشق زنی شد و به سبب آن ، به خدای بزرگ ، کافر گشت و عبادت خداوند عز و جل را رها کرد ؛ ولی بعد ، به واسطه کاری که کرد ، خداوند به داد او رسید و توبه اش را پذیرفت . وای بر تو ای عَکّاف ! ازدواج کن و گرنه از نااستواران [ در دین و ایمان ] خواهی بود» . عَکّاف گفت : مرا همسر بِده ، ای پیامبر خدا ! فرمود : «تو را به همسریِ کریمه ، دختر کُلثوم حِمیَری در آوردم» .
۱-
الفصل الرابع : آداب تأسیس الاُسره۴ / ۱قبل کلّ شیءأ النِّیَّهُ الصَّالِحَهُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن نَکَحَ للّهِِ وأنکَحَ للّهِِ ، استَحَقَّ وَلایَهَ اللّهِ . [۱۴۶]
دعائم الإسلام :عَنهُ [أی رَسولِ اللّهِ] صلی الله علیه و آله أنَّهُ نَهی عَن نِکاحٍ یُرادُ بِهِ غَیرُ وَجهِ اللّهِ وَالعِفَّهِ ، ونَهی عَنِ النِّکاحِ بِالرِّیاءِ وَالسُّمعَهِ . [۱۴۷]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :ثَلاثَهٌ حَقٌّ عَلَی اللّهِ عَونُهُم : المُجاهِدُ فی سَبیلِ اللّهِ ، وَالمُکاتَبُ الَّذی یُریدُ الأَداءَ ، وَالنّاکِحُ الَّذی یُریدُ العَفافَ . [۱۴۸]
عنه صلی الله علیه و آله :لا تَزَوَّجُوا النِّساءَ لِحُسنِهِنَّ ؛ فَعَسی حُسنُهُنَّ أن یُردِیَهُنَّ ، ولا تَزَوَّجوهُنَّ لِأَموالِهِنَّ ؛ فَعَسی أموالُهُنّ أن تُطغِیَهُنَّ ، ولکِن تَزَوَّجوهُنَّ عَلَی الدّینِ . [۱۴۹]
فصل چهارم : آداب ازدواج و تشکیل خانواده
۴ / ۱ پیش از هر چیز
الف: انگیزه درست
فصل چهارم : آداب ازدواج و تشکیل خانواده۴ / ۱پیش از هر چیزالف انگیزه درستپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس برای [خشنودی] خدا ازدواج کند و برای خدا کسی را همسر دهد ، سزاوار ولایت (سرپرستی و حمایت) خداست .
دعائم الإسلام :از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که ایشان از ازدواجی که برای غیر رضای خدا و حفظ پاک دامنی باشد ، نهی فرمود ، و از ازدواج برای خودستایی و شهرت طلبی نیز نهی فرمود .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه کس اند که بر خداوند واجب است آنان را کمک کند : مجاهد در راه خدا ؛ بندهای که برای آزادی خود ، با سرورش قرار داد بنویسد و بخواهد به قرارش عمل کند ؛ و کسی که برای حفظ پاک دامنی اش ، ازدواج کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با زنان ، به خاطر زیبایی شان ازدواج نکنید ؛ زیرا چه بسا زیبایی ، آنها را به تباهی افکنَد . برای مال و ثروتشان هم با آنان ازدواج نکنید ؛ چه بسا که ثروتشان آنان را به سرکشی وا دارد ؛ بلکه برای دین با آنها ازدواج کنید .
عنه صلی الله علیه و آله :مَن تَزَوَّجَ امرَأَهً لِعِزِّها لَم یَزِدهُ اللّهُ إلّا ذُلّاً ، ومَن تَزَوَّجَها لِمالِها لَم یَزِدهُ اللّهُ إلّا فَقرا ، ومَن تَزَوَّجَها لِحَسَبِها لَم یَزِدهُ اللّهُ إلّا دَناءَهً . ومَن تَزَوَّجَ امرَأَهً لَم یَتَزَوَّجها إلّا لِیَغُضَّ بَصَرَهُ ، أو لِیُحصِنَ فَرجَهُ ، أو یَصِلَ رَحِمَهُ ، بارَکَ اللّهُ لَهُ فیها وبارَکَ لَها فیهِ . [۱۵۰]
عنه صلی الله علیه و آله :لا تُنکَحُ المَرأَهُ لِأَربَعَهٍ : لِمالِها ، وجَمالِها ، ونَسَبِها ، ولَذَّتِها . فَعَلَیکَ بِذاتِ الدّینِ . [۱۵۱]
عنه صلی الله علیه و آله :إذا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ المَرأَهَ لِدینِها وجَمالِها ، کانَ فیها سَدّا مِن غَورٍ[۱۵۲] . [۱۵۳]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن تَزَوَّجَ امرَأَهً لا یَتَزَوَّجُها إلّا لِجَمالِها ، لَم یَرَ فیها ما یُحِبُّ . ومَن تَزَوَّجَها لِمالِها لا یَتَزَوَّجُها إلّا لَهُ ، وکَلَهُ اللّهُ إلَیهِ . فَعَلَیکُم بِذاتِ الدّینِ . [۱۵۴]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن زَوَّجَ للّهِِ تَعالی ، تَوَّجَهُ اللّهُ تاجَ المُلکِ . [۱۵۵]
الإمام الصادق علیه السلام :إذا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ المَرأَهَ لِجَمالِها أو مالِها وُکِلَ إلی ذلِکَ ، وإذا تَزَوَّجَها لِدینِها رَزَقَهُ اللّهُ الجَمالَ وَالمالَ .[۱۵۶] پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس با زنی ، به خاطر قدرتش ازدواج کند ، خداوند ، جز بر خواری او نمیافزاید . و هر کس با زنی ، به خاطر دارایی اش ازدواج کند ، خداوند ، جز بر ناداری او نمیافزاید ! و هر کس با زنی ، به خاطر بزرگ زادگی اش ازدواج کند ، خداوند ، جز بر پستی او نمیافزاید . و هر کس با زنی ، فقط برای این ازدواج کند که چشمش را [ از حرام و نامحرم ]فرو بپوشانَد ، یا دامنش را پاک نگه دارد ، یا پیوند خویشاوندی اش را برقرار بدارد ، خداوند ، در آن مرد و زن برای یکدیگر برکت قرار میدهد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :به خاطر چهار چیز نباید با زن ازدواج کرد : ثروتش ، زیبایی اش ، حسب و نسبش ، و لذّتش . پس ، بر تو باد [ازدواج با] زن متدیّن !
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه مردی با زنی ، به خاطر تدیّن و زیبایی اش ازدواج کند ، زن ، مانع از فرو رفتن مرد در گرداب [ هلاکت] میشود .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس با زنی ، تنها به خاطر زیبایی اش ازدواج کند ، دلخواه خود را در او نمیبیند . و هر کس جز به خاطر دارایی اش با او ازدواج نکند ، خداوند ، او را به همان دارایی وامی گذارد . پس بر شما باد [ ازدواج با ] زن متدیّن .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس به خاطر خداوند بزرگ ، با کسی ازدواج کند ، خداوند ، تاج پادشاهی بر سر او مینهد .
امام صادق علیه السلام :هر گاه مردی با زنی ، به خاطر زیبایی یا دارایی اش ازدواج کند ، به همان [ زیبایی یا دارایی ] واگذار میشود ، و هر گاه به خاطر دینش با او ازدواج کند ، خداوند ، زیبایی و دارایی نیز روزی اش میکند .
ب الدُّعاءُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :اُکتُمِ الخِطبَهَ ، ثُمَّ تَوَضَّأ فَأَحسِن وُضوءَکَ ، وصَلِّ ما کَتَبَ اللّهُ لَکَ ، ثُمَّ احمَد رَبَّکَ وَمجِّدهُ ، ثُمَّ قُل : اللّهُمَّ إنَّکَ تَقدِرُ ولا أقدِرُ ، وتَعلَمُ ولا أعلَمُ ، أنتَ عَلّامُ الغُیوبِ ، فَإِن رَأَیتَ لی فی فُلانَهَ تُسَمّیها بِاسمِها خَیرا فی دینی ودُنیایَ وآخِرَتی [۱۵۷] ، وإن کانَ غَیرُها خَیرا لی مِنها فی دینی ودُنیایَ وآخِرَتی ، فَاقضِ لی بِها . [۱۵۸]
الإمام علیّ علیه السلام :مَن أرادَ مِنکُمُ التَّزویجَ فَلیُصَلِّ رَکعَتَینِ وَلیَقرَأ بِفاتِحَهِ الکِتابِ وسورَهِ یس ، فَإِذا فَرَغَ مِنَ الصَّلاهِ فَلیَحمَدِ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ وَلیُثنِ عَلَیهِ ، وَلیَقُل : اللّهُمَّ ارزُقنی زَوجَهً صالِحَهً وَدودا وَلودا شَکورا قَنوعا غَیورا ، إن أحسَنتُ شَکَرَت ، وإن أسَأتُ غَفَرَت ، وإن ذَکَرتُ اللّهَ تَعالی أعانَت ، وإن نَسیتُ ذَکَّرَت ، وإن خَرَجتُ مِن عِندِها حَفِظتْ ، وإن دَخَلتُ عَلَیها سُرَّت ، وإن أمَرتُها أطاعَتنی ، وإن أقسَمتُ عَلَیها أبَرَّت [۱۵۹]قَسَمی ، وإن غَضِبتُ أرضَتنی ، یا ذا الجَلالِ وَالإِکرامِ هَب لی ذلِکَ فَإِنَّما أسأَلُکَ ولا أجِدُ إلّا ما قَسَمتَ لی . مَن فَعَلَ ذلِکَ أعطاهُ اللّهُ ما سَأَلَ . [۱۶۰]
الکافی عن أبی بصیر :قالَ لی أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام : إذا تَزَوَّجَ أحَدُکُم کَیفَ یَصنَعُ ؟ قُلتُ : لا أدری ! قالَ : إذا هَمَّ بِذلِکَ فَلیُصَلِّ رَکعَتَینِ ویَحمَدِ اللّهِ ، ثُمَّ یَقولُ : اللّهُمَّ إنّی أریدُ أن أتَزَوَّجَ ، فَقَدِّر لی مِنَ النِّساءِ أعَفَّهُنَّ فَرجا ، وأحفَظَهُنَّ لی فی نَفسِها وفی مالی ، وأوسَعَهُنَّ رِزقا ، وأعظَمَهُنَّ بَرَکَهً ، وقَدِّر لی وَلَدا طَیِّبا تَجعَلُهُ خَلَفا صالِحا فی حَیاتی وبَعدَ مَماتی . [۱۶۱]
ب: دعا کردن
ب دعا کردنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :نخست نیّت خواستگاری بکن . سپس وضویی کامل بساز و نمازی را که خداوند بر تو نوشته ، به جای آور . سپس پروردگارت را ستایش کن و از او به بزرگی یاد کن . آن گاه بگو : بار خدایا ! تو میتوانی و من نمیتوانم . تو می دانی و من نمیدانم . تو دانای نهانهایی . پس اگر در فلانی نام او را میبری برای دین و دنیا و آخرت من خیر میبینی ، (۱) و اگر جز او را برای دین و دنیا و آخرت من بهتر میبینی ، او را برایم قسمت فرما!
امام علی علیه السلام :هر یک از شما که خواست ازدواج کند ، [ نخست ] دو رکعت نماز بگزارد و سوره حمد و یس را بخواند و آن گاه که از نماز فراغت یافت ، ثنای خداوند عز و جل را به جا آورد و بگوید : بار خدایا ! مرا همسری نیک و مهربان و زایا و سپاس گزار و قانع و پاک دامنْ روزی فرما ! اگر نیکی کردم ، سپاس گزاری کند . اگر بدی کردم ، ببخشاید . اگر خدای بزرگ را یاد کردم ، کمک نماید . اگر [ خدا را ] فراموش کردم ، یادآوری کند . هر گاه خانه را ترک کردم ، خودش را حفظ کند . هر گاه بر او وارد شدم ، خوش حال شود . اگر دستورش دادم ، از من فرمانبرداری کند . هر گاه سوگندش دادم [ که فلان کار را بکند یا نکند ]بپذیرد . هر گاه به خشم آمدم ، مرا خشنود سازد . ای خداوندگار شکوه و بزرگواری ! چنین زنی را به من ببخش ، که من از تو درخواست میکنم و به دست نمیآورم ، مگر آنچه تو قسمت من کردهای . هر کس چنین کند ، خداوند ، آنچه را که درخواست کرده ، به او عطا میفرماید .
الکافی به نقل از ابو بصیر : امام صادق علیه السلام به من فرمود : «زمانی که یکی از شما ازدواج میکند ، چه باید بکند ؟» . گفتم : نمیدانم . فرمود : «هر گاه تصمیم به این کار گرفت ، دو رکعت نماز بگزارد و [ سپس ] از خداوند ، سپاس گزاری کند . آن گاه بگوید : خدایا ! من میخواهم ازدواج کنم . پس ، زنی را نصیب من کن که پاک دامن تر است و نسبت به خود و اموال من ، نگه دارنده تر و پُر روزی تر و پُربرکت تر است . و برایم فرزندی پاک مقدّر فرما که در زندگی و پس از مُردنم ، جانشینی شایسته قرارش دهی» .
۱- .در دیگر منابع ، بعد از این عبارت ، آمده است : «او را برایم قسمت فرما» . ظاهرا این عبارت ، از مأخذ افتاده است .
۴ / ۲ارشادات لاختیار الأفضلأ صَلاحُ الاُسرَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :تَزَوَّجوا فِی الحِجزِ [۱۶۲] الصّالِحِ ، فَإِنَّ العِرقَ دَسّاسٌ . [۱۶۳]
عنه صلی الله علیه و آله :اِختاروا لِنُطَفِکُم ، فَإِنَّ الخالَ أحَدُ الضَّجیعَینِ . [۱۶۴]
عنه صلی الله علیه و آله :تَخَیَّروا لِنُطَفِکُم ، فَإِنَّ النِّساءَ یَلِدنَ أشباهَ إخوانِهِنَّ وأخَواتِهِنَّ . [۱۶۵]
ب النَّظَرُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن تاقَت نَفسُهُ إلی نِکاحِ امرَأَهٍ ، فَلیَنظُر مِنها إلی ما یَدعوهُ إلی نِکاحِها . [۱۶۶]
۴ / ۲ رهنمودهایی برای انتخاب بهتر
الف شایستگی خانوادگی
ب نگریستن
۴ / ۲رهنمودهایی برای انتخاب بهترالف شایستگی خانوادگیپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با خانواده خوب و شایسته وصلت کنید ؛ زیرا رگ و ریشه اثر دارد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :برای نطفههای خود [ همسر شایسته ] گزینش کنید ؛ چرا که دایی ، یکی از دو هم بستر است . (۱)
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :برای نطفههای خود ، بهترین را گزینش کنید ؛ زیرا زنان ، فرزندانی همانند برادران و خواهران خود به دنیا میآورند .
ب نگریستنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که خواهان ازدواج با زنی است ، [میتواند] به آن قسمتهایی از بدن زن که او را به ازدواج با آن زن می خوانَد ، نگاه کند .
۱- .یعنی بچّهها ، از نظر اخلاق و رفتار ، شبیه دایی خود میشوند .
عنه صلی الله علیه و آله :إذا خَطَبَ أحَدُکُمُ المَرأَهَ ، فَإِنِ استَطاعَ أن یَنظُرَ إلی ما یَدعوهُ إلی نِکاحِها فَلیَفعَل . [۱۶۷]
سنن ابن ماجه عن أنس :إنَّ المُغیرَهَ بنَ شُعبَهَ أرادَ أن یَتَزَوَّجَ امرَأَهً فَقالَ لَهُ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : اِذهَب فَانظُر إلَیها ، فَإِنَّهُ أحری أن یُؤدَمَ [۱۶۸]بَینَکُما . فَفَعَلَ ، فَتَزَوَّجَها ، فَذَکَرَ مِن مُوافَقَتِها . [۱۶۹]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذا أرادَ أحَدُکُم أن یَتَزَوَّجَ ، فَلیَسأَلَ عَن شَعرِها کَما یَسأَلُ عَن وَجهِها ، فَإِنَّ الشَّعرَ أحَدُ الجَمالَینِ . [۱۷۰]
ملاحظهجاء فی «تحریر الوسیله» للإمام الخمینی قدس سره ، فی ذکر شرائط النظر ما یلی : یجوز لمن یرید تزویج امرأه أن ینظر إلیها بشرط : ۱ . أن لا یکون بقصد التلذذ وإن علم أنّه یحصل بسبب النظر قهرا . ۲ . أن یحتمل حصول زیاده بصیره بها . ۳ . أن یجوز تزویجها فعلاً لا مثل ذات البعل والعدّه . ۴ . أن یحتمل حصول التوافق علی التزویج دون من علم أنّها تردّ خطبتها . والأحوط الاقتصار علی وجهها وکفّیها وشعرها ومحاسنها وإن کان الأقوی جواز التعدّی إلی المعاصم ، بل وسائر الجسد ما عدا العوره ، والأحوط أن یکون من وراء الثوب الرقیق ، کما أن الأحوط لو لم یکن الأقوی الاقتصار علی ما إذا کان قاصدا لتزویج المنظوره بالخصوص فلا یعمّ الحکم ما إذا کان قاصدا لمطلق التزویج وکان بصدد تعیین الزوجه بهذا الاختبار ، ویجوز تکرار النظر إذا لم یحصل الاطّلاع علیها بالنظره الاُولی (تحریر الوسیله : ج ۲ ص ۲۴۵) .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه یکی از شما از زنی خواستگاری کرد ، اگر میتواند به آنچه او را به ازدواج با آن زن می خوانَد ، نگاه کند ، این کار را بکند .
سنن ابن ماجه به نقل از اَنَس : مُغیره بن شُعبه ، میخواست با زنی ازدواج کند . پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «برو و او را ببین ؛ زیرا این کار ، باعث محبّت [و سازش بیشتری] میان شما میشود» . [مغیره] چنین کرد . با آن زن ازدواج نمود و از سازگاری او یاد کرد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه یکی از شما ، خواهان همسرگزینی است ، همچنان که از چهره او پرس و جو میکند ، از موی او نیز بپرسد ؛ زیرا مو ، یکی از دو زیبایی است .
نکتهامام خمینی در تحریر الوسیله درباره شرایط نگاه کردن به نامحرم ، آورده است : کسی که قصد ازدواج با زنی را دارد ، جایز است با این شرایط ، به او نگاه کند : ۱ . نگاه به قصد لذت بردن نباشد ؛ هرچند بداند که قهرا لذت ، با آن نگاه ، حاصل میشود . ۲ . احتمال بدهد که با نگاه کردن ، اطلاعات بیشتری به دست میآورد . ۳ . زنی باشد که میتوان با او ازدواج کرد ، نه مانند زن شوهردار و یا زنهای در عِدّه . ۴ . احتمال بدهد که توافق برای ازدواج به دست میآید ، نه این که بداند زن حتما خواستگاری را رد میکند . احتیاط ، اکتفا کردن در نگاه به صورت ، دستها ، موها و زیبایی آشکار است ، هر چند اقوی ، جواز عبور از ظواهر به مچها و بقیه بدن بجز عورت است . همچنین ، احتیاط ، این است که نگاه کردن به بدن ، از روی لباس نازک باشد ، همان گونه که احتیاط اگر نگوییم اقوی ، اکتفا کردن در نگاه به همان زن مشخصی است که قصد ازدواج با او را دارد ، و این حکم (جواز نگاه) ، شامل قصد مطلقِ ازدواج نمیشود ، هر چند شخص با این نگاه [به زنان متعدّد] ، در صدد انتخاب همسر [از میان آنها] باشد . ضمنا [در نگاه به همان زن مشخّص ، ]اگر با نگاه اوّل ، اطلاعات لازم به دست نیامد ، نگاه مجدد ، جایز است .
صحیح مسلم عن أبی هریره :کُنتُ عِندَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَأَتاهُ رَجُلٌ فَأَخبَرَهُ أنَّهُ تَزَوَّجَ امرَأَهً مِنَ الأَنصارِ ، فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : أنَظَرتَ إلَیها ؟ قالَ : لا . قالَ : فَاذهَب فَانظُر إلَیها ، فَإِنَّ فی أعیُنِ الأَنصارِ شَیئا . [۱۷۱]
ج اِختیار الصَّالِحَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مِن سَعادَهِ المَرءِ الزَّوجَهُ الصّالِحَهُ . [۱۷۲]
عنه صلی الله علیه و آله :المَرأَهُ الصّالِحَهُ خَیرٌ مِن ألفِ رَجُلٍ غَیرِ صالِحٍ . [۱۷۳]
عنه صلی الله علیه و آله :مَا استَفادَ المُؤمِنُ بَعدَ تَقوَی اللّهِ ، خَیرا لَهُ مِن زَوجَهٍ صالِحَهٍ . [۱۷۴]
عنه صلی الله علیه و آله :الدُّنیا مَتاعٌ ، وخَیرُ مَتاعِ الدُّنیا المَرأَهُ الصّالِحَهُ . [۱۷۵]
الإمام الباقر علیه السلام :أتی رَجُلٌ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله یَستَأمِرُهُ فِی النِّکاحِ . فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : اِنکِح ، وعَلَیکَ بِذاتِ الدّینِ تَرِبَت یَداکَ [۱۷۶] . [۱۷۷]
ج انتخاب همسر شایسته
صحیح مسلم به نقل از ابو هریره : نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بودم که مردی آمد و گفت که با زنی از انصار ، ازدواج کرده است . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود : «آیا او را دیدهای؟» . گفت : نه . فرمود : «برو و او را ببین ؛ زیرا در چشمان انصار ، چیزی ( اندک عیبی ) وجود دارد» .
ج انتخاب همسر شایستهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از خوش بختی مرد ، داشتن همسر شایسته است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :یک زن شایسته ، بهتر از هزار مرد ناشایست است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مؤمن ، پس از تقوای الهی ، بهرهای بهتر از همسر شایسته ، نبرده است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :دنیا ، متاع است و بهترین متاع آن ، زن شایسته است .
امام باقر علیه السلام :مردی ، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و با ایشان درباره ازدواج ، مشورت کرد . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود : «ازدواج کن و بر تو باد ازدواج با زن متدیّن . خداوند ، به تو خیر بدهد!» .
الإمام علیّ علیه السلام :إذا أرادَ اللّهُ بِعَبدٍ خَیرا ، ألهَمَهُ القَناعَهَ وأصلَحَ لَهُ زَوجَهُ . [۱۷۸]
عنه علیه السلام :أنعَمُ النّاسِ عَیشا مَن مَنَحَهُ اللّهُ سُبحانَهُ القَناعَهَ وأصلَحَ لَهُ زَوجَهُ . [۱۷۹]
عنه علیه السلام :الزَّوجَهُ الصّالِحَهُ أحَدُ الکَسبَینِ . [۱۸۰]
الإمام الحسن علیه السلام لِرَجُلٍ جاءَ إلَیهِ یَستَشیرُهُ فی تزویجِ ابنَتِهِ : زَوِّجها مِن رَجُلٍ تَقِیٍّ ، فَإِنَّهُ إن أحَبَّها أکرَمَها ، وإن أبغَضَها لَم یَظلِمها . [۱۸۱]
د اِختیارُ الباکِرَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :تَزَوَّجُوا الأَبکارَ ؛ فَإِنَّهُنَّ أطیَبُ شَیءٍ أفواها ، وأدَرُّ شَیءٍ أخلافا ، وأحسَنُ شَیءٍ أخلاقا ، وأفتَحُ شَیءٍ أرحاما . أما عَلِمتُم أنّی اُباهی بِکُمُ الاُمَمَ یَومَ القِیامَهِ ، حَتّی بِالسِّقطِ ، یَظَلُّ مُحبَنطِئا عَلی بابِ الجَنَّهِ ! فَیَقولُ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ لَهُ : اُدخُلِ الجَنَّهَ ، فَیَقولُ : لا ، حَتّی یَدخُلَ أبوای قَبلی . فَیَقولُ اللّهُ تَعالی لِمَلَکٍ مِنَ المَلائِکَهِ ائتِنی بِأَبَوَیهِ ، فَیَأمُرُ بِهِما إلَی الجَنَّهِ ، فَیَقولُ : هذا بِفَضلِ رَحمَتی لَکَ . [۱۸۲]
سنن الدارمی عن جابر بن عبد اللّه :کُنّا مَعَ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فی سَفَرٍ ، فَلَمّا قَفَلنا تَعَجَّلتُ ، فَلَحِقَنی راکِبٌ ، قالَ : فَالتَفَتُّ فَإِذا أنَا بِرَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَقالَ لی : ما أعجَلَکَ یا جابِرُ ؟ قالَ : إنّی حَدیثُ عَهدٍ بِعُرسٍ . قالَ : أفَبِکرا تَزَوَّجتَها أم ثَیِّبا ؟ قالَ : قُلتُ : بَل ثَیِّبا . قالَ : فَهَلّا بِکرا تُلاعِبُها وتُلاعِبُکَ ! قالَ : ثُمَّ قالَ لی : إذا قَدِمتَ فَالکَیسَ الکَیسَ . قالَ : فَلَمّا قَدِمنا ذَهَبنا نَدخُلُ ، قالَ : أمهِلوا حَتّی نَدخُلَ لَیلاً أی عِشاءً لِکَی تَمتَشِطَ الشَّعِثَهُ [۱۸۳] وتَستَحِدَّ [۱۸۴]المُغیبَهُ . [۱۸۵]
د انتخاب زنِ باکِره
امام علی علیه السلام :هر گاه خداوند ، خیری را برای بندهای بخواهد ، قناعت کردن را در دل او می افکنَد و همسرش را شایسته می گردانَد .
امام علی علیه السلام :خوشترین زندگی ، از آنِ کسی است که خداوند سبحان ، به او قناعت بخشیده و همسری شایسته ، روزی اش کرده است .
امام علی علیه السلام :همسر شایسته ، یکی از دو دستاورد است .
امام حسن علیه السلام به مردی که نزد ایشان آمد و در باره شوهر دادن دخترش با امام علیه السلام مشورت کرد : او را به همسری مردی با تقوا درآور ؛ زیرا اگر دختر تو را دوست داشته باشد ، گرامی اش میدارد و اگر دوستش نداشته باشد ، به او ستم نمیکند .
د انتخاب زنِ باکِرهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با زنان باکره ازدواج کنید ؛ زیرا آنان دهانشان خوشبوتر ، سینه هایشان شیرافشان تر ، اخلاقشان نیکوتر ، و رَحِم هایشان بازتر است . [۱۸۶] آیا نمیدانید که در روز رستاخیر ، به [ بسیاریِ ] شما بر دیگر امّتها میبالم ؟ حتّی به جنین سقط شدهای که قهر کرده و ناراحت ، بر در بهشت می مانَد . پس خداوند عز و جل به او میگوید : «داخل بهشت شو!» . و او میگوید : نه . [وارد نمیشوم ]تا این که پیش از من ، پدر و مادرم داخل شوند . پس خداوند متعال ، به فرشتهای از فرشتگان میفرماید : «پدر و مادرش را نزد من بیاورید» . آن گاه دستور میدهد که آن دو را به بهشت ببرند . سپس میفرماید : «این ، از لطف و رحمت من به توست» .
سنن الدارمی به نقل از جابر بن عبد اللّه : در سفری ، با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بودیم . هنگامی که بازگشتیم ، من در رفتن ، پیشی گرفتم . سواری به من رسید . برگشتم . دیدم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است . فرمود : «چه چیزی تو را به شتاب وا داشته است ، ای جابر؟!» . گفتم : من تازه دامادم . فرمود : «با دختر ازدواج کردهای یا بیوه؟» . گفتم : بیوه . فرمود : «پس چرا دختر نگرفتی که با هم به ملاعبه بپردازید؟» . سپس به من فرمود : «هر گاه وارد شدی ، هوش دار ، هوش دار!» [۱۸۷] . چون رسیدیم ، خواستیم که وارد شویم ، امّا پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «درنگ کنید تا شب یعنی شامگاهان در آییم تا زنان ، شانهای بر سر خویش بکشند و موی از خود بِستُرند» .
صحیح البخاری عن جابر :تَزَوَّجتُ امرَأَهً ، فَقالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : تَزَوَّجتَ یا جابِرُ ؟ قُلتُ : نَعَم ، قالَ : بِکرا أم ثَیِّبا ؟ قُلتُ : ثَیِّبا ؟ قالَ : هَلّا جارِیهً تُلاعِبُها وتُلاعِبُکَ أو تُضاحِکُها وتُضاحِکُکَ . قُلتُ : هَلَکَ أبی فَتَرَکَ سَبعَ أو تِسعَ بَناتٍ ، فَکَرِهتُ أن أجیئَهُنَّ بِمِثلِهِنَّ ، فَتَزَوَّجتُ امرَأَهً تَقومُ عَلَیهِنَّ . قالَ : فَبارَکَ اللّهُ عَلَیکَ . [۱۸۸]
صحیح البخاری عن عائشه :قُلتُ : یا رَسولَ اللّهِ ، أرَأَیتَ لَو نَزَلتَ وادِیا وفیهِ شَجَرَهٌ قَد اُکِلَ مِنها ، ووَجَدتَ شَجَرا لَم یُؤکَل مِنها ، فی أیِّها کُنتَ تُرتِعُ بَعیرَکَ ؟ قالَ : فِی الَّتی لَم یُرتَع مِنها . تَعنی أنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله لَم یَتَزَوَّج بِکرا غَیرَها . [۱۸۹]
ه اِختیار الشَّابَّهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :تَزَوَّجُوا الشَّوابَّ فَإِنَّهُنَّ أغَرُّ أخلاقا [۱۹۰] . [۱۹۱]
ه انتخاب زنِ جوان
صحیح البخاری به نقل از جابر : با زنی ازدواج کردم . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «ای جابر! آیا ازدواج کردی؟» . گفتم : آری . فرمود : «دختر است یا بیوه؟» . گفتم : بیوه . فرمود : «چرا دختر نگرفتی ، که با یکدیگر ملاعبه و بگو بخند کنید؟» . گفتم : پدرم مُرد ، در حالی که هفت یا نُه دختر بر جای گذاشت و من خوش نداشتم که یکی چون آنان ، بر جمعشان بیفزایم . پس با زنی ازدواج کردم که سرپرستی آنان را به عهده بگیرد . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «آفرین بر تو!» .
صحیح البخاری به نقل از عایشه : گفتم : ای پیامبر خدا ! اگر به وادی ای فرود آمدی و در آن ، درختی بود که از آن خوردهاند و درختی دیگر یافتی که از آن ، خورده نشده است ، در کدام یک از آنها ، اشترت را میچرانی؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «در آن درختی که از آن ، چریده نشده است» . مراد عایشه ، آن بود که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله جز او ، باکرهای دیگر ، به همسری نگرفت .
ه انتخاب زنِ جوانپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با دختران جوان ، ازدواج کنید که آنان ، خوش خوترند .
و الاِغتِرابُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :اِغتَرِبوا لا تُضووا [۱۹۲] . [۱۹۳]
ز اِختیارُ مَن فیها هذِهِ الخَصائِصُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :تَزَوَّجُوا الزُّرقَ [۱۹۴] ؛ فَإِنَّ فیهِنَّ الیُمنَ . [۱۹۵]
عنه صلی الله علیه و آله :تَخَیَّروا لِنُطَفِکُم ، وَانتَخِبُوا المَناکِحَ ، وعَلَیکُم بِذاتِ [۱۹۶] الأَوراکِ [۱۹۷]؛ فَإِنَّهُنَّ أنجَبُ . [۱۹۸]
عنه صلی الله علیه و آله :عَلَیکُم بِذَواتِ الأَعجازِ ؛ فَإِنَّهُنَّ أنجَبُ وفیهِنَّ یُمنٌ . [۱۹۹]
الکافی عن أحمد بن أبی عبد اللّه عن بعض أصحابنا رفع الحدیث ، قال :کانَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله إذا أرادَ تَزویجَ امرَأَهٍ بَعَثَ مَن یَنظُرُ إلَیها ، ویَقولُ لِلمَبعوثَهِ : شَمّی لیتَها ؛ فَإِن طابَ لیتُها طابَ عَرفُها ، وَانظُری کَعبَها ؛ فَإِن دَرِمَ کَعبُها عَظُمَ کَعثَبُها [۲۰۰] . [۲۰۱]
و ازدواج با بیگانه
ز انتخاب زنی با این ویژگیها
و ازدواج با بیگانهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با بیگانه (غیر خویشاوند) ، ازدواج کنید تا فرزندان لاغرِ تکیده ، به دنیا نیاورید .
ز انتخاب زنی با این ویژگی هاپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با زنان چشمْ زاغ ، ازدواج کنید ؛ زیرا این گونه زنان ، خوش یُمن اند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :برای نُطفههای خود ، گزینش کنید و همسران را انتخاب نمایید . بر شما باد ، زنانی که لگنِ بزرگ دارند ؛ زیرا اینان زایاترند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بر شما باد زنان بزرگ سُرین ؛ زیرا این گونه زنان ، زایاتر و خوش یُمن اند .
الکافی به نقل از احمد بن ابی عبد اللّه ، از یکی از شیعیان ، در حدیثی که سند آن را به اهل بیت علیهم السلام رسانده است : گفت : پیامبر صلی الله علیه و آله هر گاه میخواست با زنی ازدواج کند ، کسی را میفرستاد تا او را ببیند و به آن فرستاده میفرمود : «گردنش را ببوی . اگر گردنش خوش بو بود ، بدنی خوش بو دارد . و قوزک پایش را نگاه کن . اگر گوشتالود بود ، شرمگاهش [نیز ]گوشتالوست .
الإمام علیّ علیه السلام :مَن أرادَ الباءَهَ فَلیَتَزَوَّج بِامرَأَهٍ قَریبَهٍ مِنَ الأَرضِ ، بَعیدَهٍ ما بَینَ المَنکِبَینِ ، سَمراءَ اللَّونِ ، فَإِن لَم یَحظَ بِها فَعَلَیَّ مَهرُها . [۲۰۲]
عنه علیه السلام :تَزَوَّجوا سَمراءَ عَیناءَ عَجزاءَ مَربوعَهً ، فَإِن کَرِهتَها فَعَلَیَّ مَهرُها . [۲۰۳]
الإمام الکاظم علیه السلام :مِن سَعادَهِ الرَّجُلِ أن یَکشِفَ الثَّوبَ عَنِ امرَأَهٍ بَیضاءَ . [۲۰۴]
الکافی عن إبراهیم الکرخی :قُلتُ لِأَبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام : إنَّ صاحِبَتی هَلَکَت وکانَت لی مُوافِقَهً ، وقَد هَمَمتُ أن أتَزَوَّجَ . فَقالَ لی : اُنظُر أینَ تَضَعُ نَفسَکَ ، ومَن تُشرِکُهُ فی مالِکَ ، وتُطلِعُهُ عَلی دینِکَ وسِرِّکَ ، فَإِن کُنتَ لابُدَّ فاعِلاً فَبِکرا تُنسَبُ إلَی الخَیرِ وإلی حُسنِ الخُلُقِ . وَاعلَم أنَّهُنَّ کَما قالَ : ألا إنَّ النِّساءَ خُلِقنَ شَتّیفَمِنهُنَّ الغَنیمَهُ وَالغَرامُ ومِنهُنَّ الهِلالُ إذا تَجَلّیلِصاحِبِهِ ومِنهُنَّ الظَّلامُ فَمَن یَظفَر بِصالِحِهِنَّ یَسعَدومَن یُغبَن فَلَیسَ لَهُ انتِقامُ وهُنَّ ثَلاثٌ : فَامرَأَهٌ وَلودٌ وَدودٌ ، تُعینُ زَوجَها عَلی دَهرِهِ لِدُنیاهُ وآخِرَتِهِ ، ولا تُعینُ الدَّهرَ عَلَیهِ . وَامرَأَهٌ عَقیمٌ ، لا ذاتُ جَمالٍ ولا خُلُقٍ ، ولا تُعینُ زَوجَها عَلی خَیرٍ . وَامرَأَهٌ صَخّابَهٌ [۲۰۵] وَلّاجَهٌ [۲۰۶]هَمّازَهٌ [۲۰۷] ، تَستَقِلُّ الکَثیرَ ولا تَقبَلُ الیَسیرَ . [۲۰۸]
امام علی علیه السلام :هر که خواست ازدواج کند ، با زنی کوته قامت ، چهارشانه و سبزه ازدواج کند . اگر از او لذّت نبُرد ، مهریه اش با من .
امام علی علیه السلام :با زن سبزه درشت چشمِ بزرگ سُرینِ چهارشانه ازدواج کنید . اگر پسندتان نیفتاد ، مهریه اش با من .
امام کاظم علیه السلام :از سعادت مرد ، این است که از زنی سیمین بَر ، جامه برگیرد!
الکافی به نقل از ابراهیم کَرْخی : به امام صادق علیه السلام گفتم : همسرم که زنی سازگار بود ، از دنیا رفته است و اکنون ، تصمیم گرفتهام که ازدواج کنم . امام علیه السلام به من فرمود : «بنگر که خویشتن را در کجا مینهی و چه کسی را در دارایی ات شریک میگردانی و بر دین و رازت آگاه میسازی . پس اگر تصمیم قطعی به این کار گرفتهای ، با دوشیزهای ازدواج کن که از او به نیکی و نیک خویی یاد میشود . بدان که زنان چنان اند که [ شاعر ] گفته است : راستی که زنان ، گونه گون آفریده شده اندبرخی از آنان سودند و برخی زیان برخی چونان ماهِ نواند ، آن گاه که آشکار شودبرای یارش و برخی دگر تاریک اند پس ، آن که به نیک زنی دست یابد ، زهی سعادت!و آن که مغبون شود ، برایش راه انتقامی نیست! زنان ، سه دستهاند : زن زایای مهربان که شوهر خویش را در کار دنیا و آخرتش یاری می رسانَد و به روزگار ، بر ضد او یاری نمیرساند ؛ زن نازایی که نه از زیبایی بهرهای دارد و نه از اخلاق و شوهرش را در کار نیک ، یاری نمی رسانَد و زن هوارکشِ پا به در ، که پشت سر شوهرش حرف میزند و زیاد را اندک میشمارد و اندک را نمیپذیرد .
۴ / ۳مَن لا یَنبَغِی اختِیارُهُأ الحَسناءُ غَیرُ الصَّالِحَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :لا یُختارُ حُسنُ وَجهِ المَرأَهِ عَلی حُسنِ دینِها .[۲۰۹]
لقمان علیه السلام لِابنِهِ : یا بُنَیَّ ، لَو کانَتِ النِّساءُ تُذاقُ کَما تُذاقُ الخَمرُ ، ما تَزَوَّجَ رَجُلٌ امرَأَهَ سوءٍ أبَدا . [۲۱۰]
ب خَضراءُ الدِّمَنِالإمام الصادق علیه السلام :قامَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله خَطیبا فَقالَ : أیُّهَا النّاسُ ، إیّاکُم وخَضراءَ الدِّمَنِ . قیلَ : یا رَسولَ اللّهِ ، وما خَضراءُ الدِّمَنِ ؟ قالَ : المَرأَهُ الحَسناءُ فی مَنبَتِ السّوءِ . [۲۱۱]
۴ / ۳ زنانی که شایسته انتخاب نیستند
الف زیبای ناشایست
۴ / ۳زنانی که شایسته انتخاب نیستندالف زیبای ناشایستپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :زیباییِ رویِ زن را نباید بر زیبایی دینش ترجیح داد .
لقمان علیه السلام به فرزندش : پسرم ! اگر زنان ، همچون شراب ، چشیدنی بودند ، هرگز هیچ مردی با زن بد ، ازدواج نمیکرد .
ب زیبای بدگُهر
ب زیبای بدگُهر (۱)امام صادق علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به خطابه ایستاد و فرمود : «ای مردم! از خضرای دِمَن (زیبای بدگُهر) بپرهیزید» . گفتند : ای پیامبر خدا ! خضرای دمن چیست؟ فرمود : «زن زیبا در رویشگاه بَد» .
۱- .در متن عربی ، تعبیر «خضراء دِمَن» آمده است که به معنای سبزهای است که در مزبله و سرگینگاه بروید . دِمَن ، جمع دِمْنه است و دِمنه ، به معنای سرگین و زباله است .
ج الحَمقاءُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إیّاکُم وتَزویجَ الحَمقاءِ ؛ فَإِنَّ صُحبَتَها بَلاءٌ ، ووَلَدَها ضَیاعٌ . [۲۱۲]
الإمام الصادق علیه السلام :زَوِّجُوا الأَحمَقَ ولا تُزَوِّجُوا الحَمقاءَ ؛ فَإِنَّ الأَحمَقَ یُنجِبُ وَالحَمقاءَ لا تُنجِبُ . [۲۱۳]
د العاقِرُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :تَزَوَّجوا بِکرا وَلودا ، ولا تَزَوَّجوا جَمیلَهً عاقِرا ، فَإِنّی اُباهی بِکُمُ الاُمَمَ یَومَ القِیامَهِ . [۲۱۴]
الإمام الصادق علیه السلام :جاءَ رَجُلٌ إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَقالَ : یا نَبِیَّ اللّهِ ، إنَّ لِیَ ابنَهَ عَمٍّ قَد رَضیتُ جَمالَها وحُسنَها ودینَها ، ولکِنَّها عاقِرٌ . فَقالَ : لا تَزَوَّجها . [۲۱۵]
سنن أبی داوود عن معقل بن یسار :جاءَ رَجُلٌ إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَقالَ : إنّی أصَبتُ امرَأَهً ذاتَ حَسَبٍ وجَمالٍ وإنَّها لا تَلِدُ ، أفَأَتَزَوَّجُها ؟ قالَ : لا . ثُمَّ أتاهُ الثّانِیَهَ فَنَهاهُ ، ثُمَّ أتاهُ الثّالِثَهَ ، فَقالَ : تَزَوَّجُوا الوَدودَ الوَلودَ ؛ فَإِنّی مُکاثِرٌ بِکُمُ الاُمَمَ . [۲۱۶]
ج کودن
ج کودنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از ازدواج با زن کودن بپرهیزید ؛ زیرا همنشینی با او ، مایه رنج است و فرزندش تباه .
امام صادق علیه السلام :به مرد کودن ، زن بدهید ؛ امّا زن کودن نگیرید ؛ زیرا از مرد کودن ، فرزند باهوش به دنیا میآید ، ولی از زن کودن ، فرزند باهوش به دنیا نمیآید .
د نازا
د نازاپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با باکره بچّه زا ازدواج کنید و با زن زیبایِ نازا ازدواج نکنید ؛ زیرا من در روز قیامت ، به [ جمعیّت ]شما بر دیگر امّتها میبالم .
امام صادق علیه السلام :مردی نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت : ای پیامبر خدا ! دختر عمویی دارم که زیبایی و نیکویی و دینداری او را پسندیدهام ؛ امّا نازاست . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «با او ازدواج مکن» .
سنن أبی داوود به نقل از معقل بن یسار : مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت : من به زنی خانواده دار و زیبا برخوردهام ؛ ولی بچّه نمیزاید . آیا با او ازدواج بکنم؟ فرمود : «نه!» . دو باره نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و ایشان او را نهی کرد . سه باره آمد . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «با زن مهربانِ زایا ازدواج کنید ؛ زیرا من به [ افزونی ]شما بر دیگر امّتها مینازم» .
اُسد الغابه عن عبد الملک المصری عن رجل من محارب :إنّ رَجُلاً أتَی النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فَقالَ : أتَیتُکَ فِی امرَأَهٍ أعجَبَنی جَمالُها ، لِتَدعُوَ اللّهَ لی بِالبَرَکَهِ . وکانَت عاقِرا ، فَلَم یَأذَن لی . ثُمَّ رَجَعَ إلَیهِ یَرجو أن یَأذَنَ لَهُ أو یَدعُوَ لَهُ بِالبَرَکَهِ ، فَقالَ : إنَّهُ لَو تَزَوَّجَ امرَأَهً سَوداءَ ولَودا أحَبُّ إلَیَّ مِن أن یَتَزَوَّجَها حَسناءَ لا تَلِدُ . [۲۱۷]
ه العَجوزُالإمام الصادق علیه السلام :ثَلاثَهٌ یَهدِمنَ البَدَنَ ورُبَّما قَتَلنَ : أکلُ القَدیدِ [۲۱۸] الغابِّ [۲۱۹]، ودُخولُ الحَمّامِ عَلَی البِطنَهِ ، ونِکاحُ العَجائِزِ .[۲۲۰]
و مَن فیها هذِهِ الخَصائِصُالخصال عن زید بن ثابت :قالَ لی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : یا زَیدُ تَزَوَّجتَ ؟ قالَ : قُلتُ : لا ، قالَ : تَزَوَّج تَستَعِفَّ مَعَ عِفَّتِکَ ، ولا تَزَوَّجَنَّ خَمسا ، قالَ زَیدٌ : مَن هُنَّ یا رَسولَ اللّهِ ؟ فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : لا تَزَوَّجَنَّ شَهبَرَهً ، ولا لَهبَرَهً ، ولا نَهبَرَهً ، ولا هَیدَرَهً ، ولا لَفوتا . فَقالَ زَیدٌ : یا رَسولَ اللّهِ ، ما عَرَفتُ مِمّا قُلتَ شَیئا ، وإنّی بِأَمرِهِنَّ لَجاهِلٌ ! فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : ألسَتُم عُرُبا ؟ ! أمَّا الشَّهبَرَهُ فَالزَّرقاءُ البَذِیَّهُ ، وأمَّا اللَّهبَرَهُ فَالطَّویلَهُ المَهزولَهُ ، وأمَّا النَّهبَرَهُ فَالقَصیرَهُ الدَّمیمَهُ ، وأمَّا الهَیدَرَهُ فَالعَجوزُ المُدبِرَهُ ، وأمَّا اللَّفوتُ فَذاتُ الوَلَدِ مِن غَیرِکَ . [۲۲۱]
ه پیر زن
اُسْد الغابه به نقل از عبد الملک مصری از مردی از قبیله محارب : مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت : زنی است که زیبایی او نظرم را گرفته ، لیکن نازاست . نزد شما آمدهام تا از خداوند برایم طلب برکت کنید [ که از آن زن ، بچّه دار شوم ] . پیامبر صلی الله علیه و آله به من اجازه نداد [ که با او ازدواج کنم ] . مرد ، دوباره نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و خواهش کرد که به او اجازه دهد یا برایش دعای برکت کند . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «اگر [ او ]با زنی سیاه ، امّا زایا ازدواج کند ، نزد من خوش تر از آن است که با زنی زیبا ، ولی نازا ازدواج نماید» .
ه پیر زنامام صادق علیه السلام :سه چیز است که بدن را ویران میکنند و چه بسا میکُشند : خوردن گوشت نمک سودِ گندیده ، حمام رفتن با شکم پُر ، و ازدواج با پیرزنان .
و زنانِ دارای این ویژگیها
و زنانِ دارای این ویژگی هاالخصال به نقل از زید بن ثابت : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود : «ای زید! ازدواج کردهای؟» . گفتم : نه . فرمود : «ازدواج کن تا بر پاک دامنی ات بیفزایی . و با پنج گروه از زنان ، ازدواج مکن» . زید گفت : آنان چه کسانی هستند ای پیامبر خدا؟ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «با زنِ شَهبَره و لَهبَره و نَهبَره و هَیدَره و لَفوت ، ازدواج مکن» . زید گفت : ای پیامبر خدا ! من که از آنچه فرمودی ، چیزی نفهمیدم و در باره زنان ، شناختی ندارم . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «مگر شما عرب نیستید؟! شهبره : زن چشم زاغِ بدزبان است ؛ لهبره : زن بلندقدِ تکیده است ؛ نهبره : زن کوته قدِ زشت روی است ؛ هیدره : پیرزن شهوتْ مُرده است ؛ و لفوت : زنی است که از دیگری فرزند دارد» .
جامع الأخبار :قالَ [رَسولُ اللّهِ] صلی الله علیه و آله لِأَحَدِ أصحابِهِ ، وهُوَ زَیدُ بنُ ثابِتٍ : . . . لا تَزَوَّجِ اثنَتَی عَشرَهَ امرَأَهً ، قالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، و مَا اثنَتا عَشرَهَ ؟ قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : لا تَزَوَّج هَنفَصَهً ، ولا عَنفَصَهً ، ولا شَهَبرَهً ، ولا سَلَقلَقَهً [۲۲۲]، ولا مَذبوبَهً ، ولا مَذمومَهً ، ولا حَنّانَهً ، ولا مَنّانَهً ، ولا رَفثاءَ ، ولا هَیدَرَهً ، و لا ذَقناءَ ، ولا لَفوتا . [۲۲۳]
المحجّه البیضاء :یُحکی أنَّ السّائِحَ الأَزدِیَّ لَقِیَ إلیاسَ علیه السلام فی سِیاحَتِهِ ، فَأَمَرَهُ بِالتَّزویجِ ونَهاهُ عَنِ التَّبَتُّلِ ، ثُمَّ قالَ : لا تَنکِح أربَعا : المُختَلِعَهَ وَالمُبارِیَهَ وَالعاهِرَهَ والنّاشِزَهَ . أمَّا المُختَلِعَهُ فَهِیَ الَّتی تَطلُبُ الخُلعَ کُلَّ ساعَهٍ مِن غَیرِ سَبَبٍ . وَالمُبارِیَهُ المُباهِیَهُ بِغَیرِها ، المُفاخِرَهُ بِأَسبابِ الدُّنیا . وَالعاهِرَهُ الفاسِقَهُ الَّتی تُعرَفُ بِخَلیلٍ وخِدنٍ ، قالَ اللّهُ تَعالی : «وَلَا مُتَّخِذَ تِ أَخْدَانٍ» [۲۲۴] . وَالناشِزَهُ الَّتی تَعلو عَلی زَوجِها فِی الفِعالِ وَالمَقالِ ، مَأخوذٌ مِنَ النَّشَزِ ؛ وهُوَ العالی مِنَ الأَرضِ . [۲۲۵]
جامع الأخبار :[ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ] به یکی از یارانش ، یعنی زید بن ثابت ، فرمود : « ... با دوازده دسته از زنان ، ازدواج مکن» . گفت : ای پیامبر خدا ! آن دوازده دسته کدام اند ؟ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «با هَنفَصه و عَنفَصه و شَهبَره و سَلَقلَقه و مَذبوبه و مَذمومه و حَنّانه و مَنّانه و رَفثاء و هَیدَره و ذَقناء و لَفوت ، ازدواج مکن» .[۲۲۶]
المَحَجّه البیضاء :آوردهاند که عابدِ دوره گرد اَزدی ، در اثنای گردش خویش ، به الیاس علیه السلام برخورد . الیاس علیه السلام ، او را به ازدواج کردن فرمان داد و از ترک ازدواج ، نهی اش کرد . سپس فرمود : «با چهار طایفه از زنان ، ازدواج مکن : مُختلعه ، مُباریه ، عاهِره ، و ناشِزه . مختلعه ، زنی است که هر دم ، بی جهت ، تقاضای [طلاقِ] خُلع میکند . مباریه ، زنی است که با مال و منال دنیا ، بر دیگر زنان ، مباهات و فخر فروشی میکند . عاهره ، زن بدکاره معروف به داشتن روابط نامشروع با دیگران است . خداوند متعال فرموده است : «نه زنانی که [ پنهانی ] دوستِ مرد میگیرند» . و ناشزه ، [۲۲۷]زنی است که در کردار و گفتار ، بر شوی خویش بلندی میکند که برگرفته از «نَشَز» ، به معنای زمین مرتفع و بلند است» . رسول اللّه صلی الله علیه و آله :لا تَزَوَّجَنَّ عَجوزا ولا عاقِرا ، فَإِنّی مُکاثِرٌ بِکُم . [۲۲۸]
۴ / ۴ما ینبغی فی اختیار الصهرأ اِستِئمارُ المَرأَهِالمعجم الکبیر عن عمر :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله إذا أرادَ أن یُزَوِّجَ امرَأَهً مِن نِسائِهِ ، یَأتیها مِن وَراءِ الحِجابِ فَیقولُ لَها : یا بُنَیَّهُ ، إنَّ فُلانا قَد خَطَبَکِ ، فَإِن کَرِهتیهِ فَقولی : لا ، فَإِنَّهُ لا یَستَحی أحَدٌ أن یَقولَ : لا ، وإن أحبَبتِ ، فَإِنَّ سُکوتَکِ إقرارٌ . [۲۲۹]
ب عَدَمُ التَّرَبُّصِ عِندَ مَجیءِ الکُفوءِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذا جاءَکُمُ الأَکفاءُ فَأَنکِحوهُنَّ ولا تَرَبَّصوا[۲۳۰] بِهِنَّ الحَدَثانِ . [۲۳۱]
عنه صلی الله علیه و آله :إذا أتاکُمُ الأَکفاءُ فَأَلقوهُنَّ إلقاءً . [۲۳۲]
عنه صلی الله علیه و آله :یا عَلِیُّ ، ثَلاثٌ لا تُؤَخِّرها : الصَّلاهُ إذا أتَت ، وَالجَنازَهُ إذا حَضَرَت ، وَالأَیِّمُ [۲۳۳] إذا وجَدتَ لَها کُفؤا . [۲۳۴]
۴ / ۴ کارهای شایسته در هنگام شوهر دادن دختران
الف نظرخواهی از زن
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با پیرزن و زن نازا ازدواج مکن ؛ چرا که من به فراوانی تعداد شما مباهات میکنم .
۴ / ۴کارهای شایسته در هنگام شوهر دادن دخترانالف نظرخواهی از زنالمعجم الکبیر به نقل از عمر : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هر گاه میخواست زنی از خانواده اش را شوهر دهد ، از پشت پرده به او میفرمود : «دخترم! فلانی از تو خواستگاری کرده است . اگر دوستش نداری ، بگو : نه ؛ زیرا هیچ کس نباید از گفتن نه ، شرم کند . اگر هم دوست داری ، سکوت تو [نشانه] موافقت است» .
ب درنگ نکردن، با آمدنِ همسنگ
ب درنگ نکردن، با آمدنِ همسنگ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه اشخاص همسنگ [ برای خواستگاری ] نزد شما آمدند ، دخترانتان را به همسری آنها در آورید و درنگ و امروز و فردا نکنید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه مردانی همشأن ، نزد شما آمدند ، دخترانتان را بی درنگ به همسری آنها درآورید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ای علی! سه کار را به تأخیر نینداز : نماز را هر گاه وقتش رسید ؛ [به خاک سپاری] جنازه را هر گاه آماده شد ؛ [ازدواج] زن بی همسر را هر گاه همسنگی برایش یافتی .
الکافی عن الإمام الصادق علیه السلام فی حَدیثٍ لَهُ عَن رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله وأنَّهُ خَطَبَ النّاسَ وحَثَّهُم عَلَی التَّعجیلِ فی تَزویجِ بَناتِهِم وعَدَمِ تَأخیرِهِنَّ ، إلی أن قالَ : فَقامَ إلَیهِ رَجُلٌ فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، فَمَن نُزَوِّجُ ؟ فَقالَ : الأَکفاءَ . فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، ومَنِ الأَکفاءُ ؟ فَقالَ : المُؤمِنونَ بَعضُهُم أکفاءُ بَعضٍ ، المُؤمِنونَ بَعضُهُم أکفاءُ بَعضٍ . [۲۳۵]
ج التَّجَنُّبُ مِن تَزویجِ الفاسِقِ ولا سِیَّما شارِبَ الخَمرِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن زَوَّجَ کَریمَتَهُ بِفاسِقٍ ، نَزَلَ عَلَیهِ کُلَّ یَومٍ ألفُ لَعنَهٍ ، ولا یَصعَدُ لَهُ عَمَلٌ إلَی السَّماءِ ، ولا یُستَجابُ لَهُ دُعاؤُهُ ، ولا یُقبَلُ مِنهُ صَرفٌ ولا عَدلٌ [۲۳۶] . [۲۳۷]
عنه صلی الله علیه و آله :شارِبُ الخَمرِ لا یُعادُ إذا مَرِضَ ، ولا یُشهَدُ لَهُ جَنازَهٌ ، ولا تُزَکّوهُ إذا شَهِدَ ، ولا تُزَوِّجوهُ إذا خَطَبَ ، ولا تَأتَمِنوهُ عَلی أمانَهٍ . [۲۳۸]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن شَرِبَ الخَمرَ بَعدَما حَرَّمَهَا اللّهُ عَلی لِسانی ، فَلَیسَ بِأَهلٍ أن یُزَوَّجَ إذا خَطَبَ . [۲۳۹]
ج اجتناب از زن دادن به مرد فاسد ، بویژه شرابخوار
الکافی به نقل از امام صادق علیه السلام : در حدیثی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله که آن حضرت برای مردم سخنرانی کرد و آنان را به تعجیل در شوهردادن دخترانشان و به تأخیر نیفکندن این کار تشویق نمود ... . پس ، مردی برخاست و گفت : ای پیامبر خدا ! به چه کسانی شوهر دهیم . فرمود : «به اشخاص همسنگ» . گفت : ای پیامبر خدا ! اشخاص همسنگ چه کسانی هستند؟ فرمود : «مؤمنان ، همسنگ یکدیگرند . مؤمنان ، همسنگ یکدیگرند» .
ج اجتناب از زن دادن به مرد فاسد ، بویژه شرابخوارپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس دخترش را به مردی فاسد بدهد ، روزی هزار لعنت بر او فرود میآید ، و هیچ عملی [ نیک و عبادی ] از او به آسمان فراز نمیشود ، و دعایش مستجاب نمیگردد ، و هیچ توبه و فدیهای از او پذیرفته نمیشود .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :شرابخوار ، هر گاه بیمار شد ، نباید به عیادتش رفت ، و در تشییع جنازه اش نباید شرکت کرد ، و هر گاه شهادت داد ، او را تأیید نکنید ، و هرگاه خواستگاری کرد ، به او زن ندهید ، و او را بر امانتی ، امین مشمارید [ و امانت به او مسپارید ] .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس بعد از آن که خداوند ، شراب را به زبان من حرام فرموده ، شراب بنوشد ، شایسته آن نیست که هر گاه خواستگاری ای کرد ، به او زن بدهند .
عنه صلی الله علیه و آله :شارِبُ الخَمرِ لا یُزَوَّجُ إذا خَطَبَ . [۲۴۰]
الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ مَن زَوَّجَ ابنَتَهُ شارِبَ الخَمرِ ، فَکَأَنَّما قادَها إلَی الزِّنا . [۲۴۱]
عنه علیه السلام :مَن زَوَّجَ کَریمَتَهُ مِن شارِبِ الخَمرِ فَقَد قَطَعَ رَحِمَها . [۲۴۲]
د التَّجَنُّبُ مِن غَلاءِ المَهرِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :لا تُغالوا بِمُهورِ النِّساءِ ، فَإِنَّما هِیَ سُقیَا اللّهِ سُبحانَهُ . [۲۴۳]
عنه صلی الله علیه و آله فی خَبرِ الحَولاءِ : یا حَولاءُ ، وَالَّذی بَعَثَنی بِالحَقِّ نَبِیّا ورَسولاً ، ما مِنِ امرَأَهٍ تُثَقِّلُ عَلی زَوجِها المَهرَ ، إلّا ثَقَّلَ اللّهُ عَلَیها سَلاسِلَ مِن نارِ جَهَنَّمَ . [۲۴۴]
عنه صلی الله علیه و آله :اللّهُمَّ أذهِب مُلکَ غَسّانَ ، وَضَع مُهورَ کِندَهَ [۲۴۵] . [۲۴۶]
مسند ابن حنبل عن محمّد بن إبراهیم التیمی :عَن أبی حَدرَدٍ الأَسلَمِیِّ أنَّهُ أتَی النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله یَستَفتیهِ فی مَهرِ امرَأَهٍ فَقالَ : کَم أمهَرتَها ؟ قالَ : مِئَتَی دِرهَمٍ . فَقالَ [ صلی الله علیه و آله ] : لَو کُنتُم تَغرِفونَ مِن بَطحانَ [۲۴۷] مازِدتُم . [۲۴۸]
د پرهیز از تعیین مَهریه سنگین
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :اگر شرابخوار به خواستگاری آمد ، او را زن ندهید .
امام صادق علیه السلام :هر کس دخترش را به شرابخوار بدهد ، گویا او را به زنا کِشانده است .
امام صادق علیه السلام :هر کس دخترش را به شرابخوار بدهد ، پیوند خویشاوندی او را بریده است .
د پرهیز از تعیین مَهریه سنگینپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در مهریههای زنان ، زیاده روی نکنید ؛ چرا که زنان ، در واقع ، باران خداوند سبحان اند . [۲۴۹]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در خبر حولاء : ای حولاء! سوگند به آن که مرا به راستی ، پیامبر و رسول فرستاد ، هیچ زنی نیست که مهریه اش را بر شوهرش سنگین سازد مگر آن که خداوند ، زنجیرهایی گران از آتش دوزخ بر او بنهد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بار خدایا! حکومت غَسّان را از میان بردار و مهریههای [ زنان ]کِنده[۲۵۰]را پایین بیاور !
مسند ابن حنبل به نقل از محمّد بن ابراهیم تیمی : از ابو حَدرَد اَسلَمی ، روایت شده که نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد تا در باره مهریه زنی از آن حضرت نظر بخواهد [۲۵۱] . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «چه قدر او را مَهر کردهای ؟» . گفت : دویست درهم . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «اگر از بَطحان هم بر میداشتید ، اضافه نمیآوردید» . [۲۵۲] الإمام الصادق علیه السلام :شُؤمُ المَرأَهِ فَکَثرَهُ مَهرِها ، وعُقمُ رَحِمِها . (۱)
عنه علیه السلام :مِن بَرَکَهِ المَرأَهِ : خِفَّهُ مَؤونَتِها وتَیسیرُ وِلادَتِها ، ومِن شُؤمِهِا : شِدَّهُ مَؤونَتِها وتَعسیرُ وِلادَتِها . (۲)
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :خَیرُ الصَّداقِ أیسَرُهُ . (۳)
عنه صلی الله علیه و آله :أعظَمُ النِّساءِ بَرَکَهً أیسَرُهُنَّ صَداقا . (۴)
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ أعظَمَ النِّکاحِ بَرَکَهً أیسَرُهُ مَؤونَهً . (۵)
۱- .الکافی : ج ۵ ص ۵۶۸ ح ۵۱ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۵۵۶ ح ۴۹۱۲ ، الخصال : ص ۱۰۰ ح ۵۳ ، معانی الأخبار : ص ۱۵۲ ح ۱ ، الأمالی للصدوق : ص ۳۱۱ ح ۳۵۹ وفیها «عقوق زوجها» بدل «عقم رحمها» وراجع تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۳۹۹ ح ۱۵۹۳ . ۲- .الکافی : ج ۵ ص ۵۶۴ ح ۳۷ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۳۹۹ ح ۱۵۹۴ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۸۷ ح ۴۳۵۹ کلّها عن محمّد بن مسلم ، معانی الأخبار : ص ۱۵۲ ح ۲ عن عبد اللّه بن میمون ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۳۳ ح ۱۴۸۴ وفیه «قلّه» بدل «خفه» ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۳۱ ح ۷ . ۳- .المستدرک علی الصحیحین : ج ۲ ص ۱۹۸ ح ۲۷۴۲ ، السنن الکبری : ج ۷ ص ۳۷۹ ح ۱۴۳۳۲ ، سنن أبی داوود : ج ۲ ص ۲۳۸ ح ۲۱۱۷ ، صحیح ابن حبّان : ج ۹ ص ۳۸۱ ح ۴۰۷۲ وفیهما «النکاح» بدل «الصداق» وکلّها عن عقبه بن عامر . ۴- .المستدرک علی الصحیحین : ج ۲ ص ۱۹۵ ح ۲۷۳۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۴۷۸ ح ۲۵۱۷۳ ، حلیه الأولیاء : ج ۲ ص ۱۸۶ ، مسند الشهاب : ج ۱ ص ۱۰۵ ح ۱۲۳ کلّها عن عائشه وفی الثلاثه الأخیره «مؤونه» بدل «صداقا» ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۹۱ ح ۴۴۵۳۳ ؛ روضه الواعظین : ص ۴۱۱ وفیه «مؤونه» بدل «صداقا» . ۵- .مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۳۶۵ ح ۲۴۵۸۳ ، شعب الإیمان : ج ۵ ص ۲۵۴ ح ۶۵۶۶ کلاهما عن عائشه ، عیون الأخبار لابن قتیبه : ج ۴ ص ۷۱ عن ابن عبّاس ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۹۹ ح ۴۴۵۷۷ .
امام صادق علیه السلام :شومی زن ، این است که مهریه اش بسیار ، و رَحِمش سترون باشد .
امام صادق علیه السلام :از خجسته بودن زن ، این است که کم خرج و آسان زا باشد ، و از شومی زن ، این است که پُرخرج و دشوارزا باشد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بهترین مهریه ، سبک ترینِ آن است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بابرکت ترینِ زنان ، کم مهریهترین آنان است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :پربرکتترین ازدواج ، آن است که کم هزینه تر باشد .
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ مِن یُمنِ [۲۵۳] المَرأَهِ تَیسیرَ خِطبَتِها ، وتَیسیرَ صَداقِها ، وتَیسیرَ رَحِمِها . [۲۵۴]
عنه صلی الله علیه و آله :أفضَلُ نِساءِ اُمَّتی أصبَحُهُنَّ [۲۵۵] وَجها ، وأقَلُّهُنَّ مَهرا . (۴) پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از میمنت زن ، آن است که خواستگاری و مهریه و زایمانش آسان باشد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :برترینِ زنانِ امّت من ، خوبروترین و کم مَهرترینِ آنان است .
پژوهشی درباره مَهرُ السُّنّه (مهر محمّدی)
ثابت بودن مقدار مَهرُ السُّنّه
پژوهشی درباره مَهرُ السُّنّه (مهر محمّدی) [۲۵۶]عالمان شیعه بر آن اند که مرد و زن میتوانند در مَهریه ازدواج ، بر هر مبلغ دلخواهی توافق کنند . این مقدار ، محدودیتی ندارد ؛ ولی باید ارزش مالی یا خدماتی داشته باشد . در کنار این جواز شرعی ، حکم اخلاقی ، استحبابی و موکّد اسلام ، آن است که مقدار مهریه (صَداق) ، تا جای ممکن ، کم باشد ، به گونهای که ازدواج را آسان نماید و مهر را که نشانه صدق و وفاداری مرد به پیمان مقدّس ازدواج است ، تبدیل به وسیلهای برای فخرفروشی یا پایبند کردن اجباری به ادامه زندگی و ازدواج نسازد . از این رو ، پیشوایان دین ، سفارشهای مکرّری نمودهاند که مردان و زنان ، به همان مهری رضایت دهند که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به عنوان بهترین اُسوه قابل پیروی ، آن را برای همسران و دختران خود ، قرار میداده است . پیشوایان شیعه ، پیروان خود را از تعیین کردن مَهریّهای بیش از این مقدار ، نهی کردهاند . این نهی ، هر چند دلالت بر حرمت ندارد ، اما کراهت آن را اثبات میکند .
ثابت بودن مقدار مَهرُ السُّنّهگزارشهای متعدّدی ، مهریه ازدواجهای پیامبر صلی الله علیه و آله را به عنوان سنّتِ نهاده شده
=مُعادل ریالی مهر السنّه
ایشان در زمینه ازدواج ، ذکر کردهاند . خوش بختانه این گزارشها ، در شیعه و اهل سنّت ، مقدارِ ثابت و معیّنی را برای مهریّه ذکر کردهاند و تنها دو گزارش با انبوه نقلها متفاوت است . نقلهای متواتر ، مهریه زنان و دختران پیامبر صلی الله علیه و آله و نیز دختران اهل بیتِ او را «دوازده و نیم اَوقیه نقره» برابر با «پانصد دِرهم» دانسته است و تنها دو نقل ، یکی از شیعه [۲۵۷]و یکی از اهل سنّت ، [۲۵۸] مهریه یکی از زنان پیامبر صلی الله علیه و آله به نام اُمّ حبیبه را بیش از این مقدار یعنی چهار هزار درهم دانستهاند ؛ [۲۵۹] اما امام باقر علیه السلام این را یک استثنا دانسته است که به خواست پیامبر صلی الله علیه و آله نبوده ؛ بلکه امضا و تقریر کاری بوده که نجاشی ، حاکم حبشه کرده است . او که وکیل پیامبر صلی الله علیه و آله در خواستگاری و عقد اُمّ حبیبه (از زنان هجرت کرده به حبشه) بوده است ، مهر چهار هزار درهمی برای او تعیین میکند و آن را از جانب خود میپردازد و پیامبر صلی الله علیه و آله هم دیگر سخن و اعتراضی بر زبان نمیآورند .
مُعادل ریالی مهر السنّهگزارشهای متعددی ، مهر السنّه را برابر با دوازده و نیم اَوقیه دانستهاند . اَوقیه ، واحدی برای داد و ستد اعراب در صدر اسلام و پیش از آن بوده و برابر با چهل دِرهمِ آن روزگار بوده است . [۲۶۰]درهم نیز در روزگار قدیم ، واحدی برای داد و
مقدار واقعی مهر السنّه
ستد و نیز وزن کردن نقره و برخی داروها و اشیای قیمتی بوده است . مقدار درهم ، در طول زمان ، دست خوشِ تغییر و تحوّل بوده است ؛ اما پس از تبدیل شدن آن به سکّه رایج حکومت اسلامی در روزگار اُمویان ، تا چندین قرن ، مقدار آن ، تفاوت نکرد و امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام در برابر پرسش راویان ، برابری هر اوقیه با چهل درهم را با همان درهم رایجِ اُموی در زمان خود ، اعلام میدارند . خوش بختانه وزن این درهم ، معیّن و حدود سه گرم نقره خالص است . [۲۶۱]بر این اساس ، مهر السنّه حدود هزار و پانصد گرم نقره خالص میشود که ارزش ریالی آن ، در زمان نگارش این نوشته (مهرماه ۱۳۸۷) ، حدود ششصد هزار تومان است و همان گونه که ملاحظه میشود ، مهر بسیار سبُکی است و طبعا پرداخت آن نیز آسان است .
مقدار واقعی مهر السنّه برخی معتقدند که «قدرت خریدِ» پانصد درهم نقره در صدر اسلام ، بسی بیشتر از اکنون بوده است و از این رو ، باید آن را با چند کالای باارزش دیگر سنجید و سپس آن قدرت خرید را به بهای پول رایج امروز ، محاسبه کرد . برخی فقیهان متقدّم نیز بر همین اساس ، مهر السنّه را پانصد درهم یا پنجاه دینار (یعنی پنجاه مثقال طلای خالص) دانستهاند ؛ زیرا در روزگار آنان ، هر ده دِرهم ، برابر با یک دینار بوده است . نتیجه این سخن ، شناور بودن مهر السنّه است ، هر چند زیاد بودن آن را نتیجه نمیدهد ؛ زیرا پنجاه دینار ، همان پنجاه
مثقال شرعی طلاست که مبلغ آن در روزگار کنونی به پنج میلیون تومان هم نمیرسد ؛ زیرا هر مثقال شرعی ، برابر با ۲۶۵/۴ گرم است و هر گرم طلای خالص ، [۲۶۲] اندکی بیش از بیست هزار تومان است . گفتنی است طبق برخی گزارشها ، در روزگار پیامبر صلی الله علیه و آله ، ارزش نقره در برابر طلا ، افزایش داشته و هر هفت یا هشت درهم (نقره) با یک دینار (طلا) معاوضه میشده است و بر این اساس نیز پانصد درهم ، برابر هفتاد دینار یعنی هفتاد مثقال شرعی طلا و مُعادل حدود هفت میلیون تومان [ در زمان حاضر] میگردد. شیوه دیگر محاسبه میزان «قدرت خریدِ» مهر السنّه ، دقّت در جزئیات گزارش ازدواج امام علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام و خریدهای انجام شده با مبلغ مورد بحث (مهر السنّه) است . بر طبق گزارشهای متعدد ، امام علی علیه السلام با فروش زره خود (و طبق برخی گزارشها ، با فروش زره و بُرْد یَمانی خود) ، حدود چهارصد و هشتاد درهم یا اندکی فزون تر و کمتر ، فراهم نمود [۲۶۳] و آن مبلغ را به پیامبر صلی الله علیه و آله سپرد . پیامبر خدا ، با آن پول ، وسایل بسیار ساده یک زندگی مشترک و حدّ اقلِ لوازم را تهیه نمود . خوش بختانه سیاهه بخشی از این وسایل و بهای آنها موجود است [۲۶۴] و نشان از سادگی و ارزانی این جهیزیه دارد . بر این پایه هم باید گفت که مهر السنّه ، مبلغی نه چندان زیاد است که با آن ، تنها میتوان اثاثیه ضروری ، ساده و اولیه یک خانه کوچک را تهیه نمود .
هدیه ازدواج
هدیه ازدواجاندک بودن مَهر السنّه و تأکید پیشوایان دین بر آسان گیری در تعیین مَهریّه ، عمدتا به خاطر رفع موانع ازدواج و ترغیب به ایجاد رابطه زناشویی میان جوانان امت اسلامی است ؛ اما این ، به هیچ روی ، به معنای ناپسند بودن تبادل هدیه میان دو همسر یا خانوادههای آنها نیست . هر یک از دو سوی رابطه یا خویشاوندان آنها میتوانند برای تحکیم بیشتر ازدواج ، هدیههایی ارزان یا گران قیمت ، به دیگر سو بدهند . پیشوایان دینی ما ، در کنار عمل به سنّت نبوی در مَهر و تأکید بر فراتر نرفتن از آن ، گاه هدیههای پر ارزشی را به همسران خود بخشیدهاند و نام آن را نه مهر که «نِحله (هدیه)» نهادهاند . [۲۶۵] آنان گاه هدیههایی به صورت مزرعه ، باغ و... را به خانوادههایی نوپا میبخشیدند و قصدشان ، بی نیاز کردن آنان از تکیه بر دیگران بود . [۲۶۶] البته از این نمونهها ، در گزارش تاریخ ، فراوان نیست ، به گونهای که میتوان هر یک را مختصّ حالت خاص و برآمده از فضا و موقعیت ویژه آن ازدواج دانست و جالب توجه ، آن که در هیچ یک از این گزارشها ، سخنی از درخواست قبلی دختر یا خانواده او به میان نیامده است و ارتباطی با مهر (صَداق) ندارد . به طور کلّی ، گزارشهای فراوان در سرتاسر کتب حدیثی و فقهی ، تردیدی بر جا نمینهد که مَهر اندک و سبُک ، پسندیده و مورد سفارش اسلام است ؛ ولی این ، مانع از آن نیست که مسلمانان برای استوار کردن پیوند ازدواج ، هدیههایی را به همسران خود یا به دیگر نزدیکانی که تازه ازدواج کردهاند ، نثار کنند . به سخن دیگر ، مهر و تعیین مقدار آن ، پیش از ازدواج است و از این رو ، باید آن را اندک و آسان گرفت تا ازدواج ، رونق گیرد و نِحله (بخشش) ، مربوط به پس از عقد ازدواج یا پیش از برقراری زندگی مشترک است ، تا دل همسران به هم نزدیک تر گردد و پیوند نورُسته ، قوّت یابد .
الفصل الخامس : آدابُ الزفافِ۵ / ۱اِختِیارُ الأَوقاتِ المُبارَکَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :یُستَحَبُّ النِّکاحُ فی رَمَضانَ رَجاءَ البَرَکَهِ . [۲۶۷]
عنه صلی الله علیه و آله :یَومُ الجُمُعَهِ یَومُ خِطبَهٍ ونِکاحٍ . [۲۶۸]
۵ / ۲الإِعلانُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :أشیدوا [۲۶۹] بِالنِّکاحِ وأعلِنوهُ .[۲۷۰]
فصل پنجم : آداب عروسی
فصل پنجم : آداب عروسی۵ / ۱انتخاب اوقات خجستهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مستحب است ازدواج کردن در ماه رمضان ؛ زیرا در این ماه ، امید برکت میرود .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :روز جمعه ، روز خواستگاری و ازدواج کردن است .
۵ / ۱ انتخاب اوقات خجسته
۵ / ۲ آشکارا برگزار کردن ازدواج
۵ / ۲آشکارا برگزار کردن ازدواجپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ازدواج را آشکارا و علنی برگزار کنید .
الإمام علیّ علیه السلام :نَهی [رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ] عَن نِکاحِ السِّرِّ ، وإنَّهُ سَمِعَ دَفّا فی بَعضِ دورِ الأَنصارِ ، فَقالَ : ما هذا ؟ فَقیلَ لَهُ : فُلانٌ یا رَسولَ اللّهِ نَکَحَ . فَقالَ : الحَمدُ للّهِِ ، أشیدوا بِالنِّکاحِ ، أشیدوا بِالنِّکاحِ . [۲۷۱]
۵ / ۳الاِحتِفالُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :أعلِنوا هذَا النِّکاحَ ، وَاجعَلوهُ فِی المَساجِدِ ، وَاضرِبوا عَلَیهِ بِالدُّفوفِ . [۲۷۲]
دعائم الإسلام :عَنهُ صلی الله علیه و آله أنَّهُ مَرَّ بِبَنی زُرَیقٍ فَسَمِعَ عَزفا ، فَقالَ : ما هذا ؟ قالوا : یا رَسولَ اللّهِ ، نَکَحَ فُلانٌ ، فَقالَ : کَمَلَ دینُهُ ، هذَا النِّکاحُ لَا السِّفاحُ ، ولا یَکونُ نِکاحٌ فِی السِّرِّ حَتّی یُری دُخانٌ أو یُسمَعَ حِسُّ دَفٍّ . وقالَ : الفَرقُ ما بَینَ النِّکاحِ وَالسِّفاحِ [۲۷۳] ضَربُ الدَفِّ . [۲۷۴]
الأمالی للطوسی عن محمّد بن علیّ بن هبّار عن أبیه :اِجتازَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله بِدارِ عَلِیِّ بنِ هَبّارٍ فَسَمِعَ صَوتَ دَفٍّ فَقالَ : ما هذا ؟ قالوا : عَلِیُّ بنُ هَبّارٍ أعرَسَ بِأَهلِهِ . فَقالَ صلی الله علیه و آله : حَسَنٌ هذا لِلنِّکاحِ لَا السِّفاحِ . ثُمَّ قالَ صلی الله علیه و آله : أشیدوا بِالنِّکاحِ وأعلِنوهُ بَینَکُم وَاضرِبوا عَلَیهِ بِالدَّفِّ . فَجَرَتِ السُّنَّهُ فِی النِّکاحِ بِذلِکَ . [۲۷۵]
۵ / ۳ جشن گرفتن
امام علی علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از ازدواج نهانی ، نهی فرمود . ایشان از یکی از خانههای انصار ، صدای دف شنید . پس فرمود : «چه خبر است؟» . گفتند : ای پیامبر خدا ! فلانی ، داماد شده است . فرمود : «خدا را شکر ! ازدواج را علنی سازید ؛ ازدواج را علنی سازید» .
۵ / ۳جشن گرفتنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ازدواج را آشکارا و در مساجد برگزار نمایید و برایش دف [ و دایره ]بزنید .
دعائم الإسلام :روایت شده است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از [ محلّه ] بنی زُرَیق میگذشت که صدای ساز و آوازی شنید . فرمود : «چه خبر است؟» . گفتند : ای پیامبر خدا ! فلانی ، داماد شده است . فرمود : «دینش کامل شد . این ، ازدواج است نه زنا . ازدواج ، پنهانی نباید صورت بگیرد ؛ بلکه حتّی [اگر ممکن است ]باید دودی [ که نشانه ولیمه دادن است ] دیده ، یا صدای دفی شنیده شود» . و فرمود : «مرز میان ازدواج و زنا ، نواختن دف است» .
الأمالی ، طوسی به نقل از محمّد بن علی بن هبّار از پدرش : پیامبر صلی الله علیه و آله از کنار خانه علی بن هبّار گذشت و صدای دف شنید . فرمود : «چه خبر است؟» . گفتند : علی بن هبّار ، عروس به خانه آورده است . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «بسیار خوب ! این ، ازدواج است ، نه زنا» . سپس فرمود : «ازدواج را آشکارا و علنی بین خودتان برگزار نمایید و برای آن دف بزنید» . از آن پس ، این کار ، در ازدواج ، مرسوم شد .
إلفاته نظر:الروایات السالفه وبعض الروایات الاُخری دلّت علی جواز استعمال الدفّ الذی هو أحد آلات الموسیقی فی الأعراس . والملفت للنظر أن أسانید جمیع هذه الروایات المسوغه لاستعمال الدفّ ضعیفه ، وعلی ذلک فإنّ جواز استعمال هذه الآله الموسیقیّه منوط بعدم إیجابها للطرب ، کما أفتی بذلک عدد من الفقهاء .
۵ / ۴الوَلیمَهُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :لا وَلیمَهَ إلّا فی خَمسٍ : فی عُرسٍ أو خُرسٍ أو عِذارٍ أو وِکازٍ أو رِکازٍ ، فَالعُرسُ التَّزویجُ ، وَالخُرسُ النِّفاسُ بِالوَلَدِ ، وَالعَذرُ الخِتانُ ، وَالوِکازُ الرَّجُلُ یَشتَرِی الدّارَ ، وَالرِّکازُ الرُّجَلُ یَقدَمُ مِن مَکَّهَ . [۲۷۶]
الإمام علی علیه السلام :قالَ [رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ] لِمَن تَزَوَّجَ : أولِم ولَو بِشاهٍ [۲۷۷] .
المراسیل عن الحکم بن عتیبه :إنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله أرسَلَ بِلالاً إلی أهلِ بَیتٍ مَنِ الأَنصارِ یَخطُبُ إلَیهِم ، فَقالوا : عَبدٌ حَبَشِیٌّ ! قالَ بِلالٌ : لَولا أنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله أمَرَنی أن آتِیَکُم لَما أتَیتُکُم ، فَقالوا : النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله أمَرَکَ ؟ قالَ : نَعَم ، قالوا : قَد مُلِّکتَ [۲۷۸] . فَجاءَ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فَأَخبَرَهُ . فَاُدخِلَت عَلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قِطعَهٌ مِن ذَهَبٍ فَأَعطاهُ إیّاها . فَقالَ : سُق هذا إلَی امرَأَتِکَ . وقالَ لِأَصحابِهِ : اِجمَعوا إلی أخیکُم فی وَلیمَتِهِ . [۲۷۹]
راجع : ص ۱۵۴ (ولیمه العرس) .
نکته
نکته : در روایاتی که ملاحظه شد و برخی از روایات دیگر، [۲۸۰] استفاده از «دف» که نوعی ساز محسوب میشود در مراسم عروسی تجویز گردیده است، گفتنی است که سند همه روایاتی که استفاده از این ساز را تجویز کردهاند ضعیف است، از این رو همان طور که شماری از فقها فتوا دادهاند جواز استفاده از این ساز منوط به مطرب نبودن آن است .
۵ / ۴ ولیمه دادن
۵ / ۴ولیمه دادنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ولیمه دادن (مهمانی کردن) ، تنها در پنج مورد است : در عُرس ، خُرس ، عِذار ، وِکاز و رِکاز . عُرس : هنگام ازدواج است ؛ خُرس : زمان تولّد فرزند ؛ عِذار : هنگام ختنه کردن ؛ وِکاز ، زمان خرید خانه ؛ رِکاز : موقع بازگشت از مکّه (حج) .
امام علی علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، به کسی که ازدواج کرده بود ، فرمود : «ولیمه بده ؛ اگر چه با قربانی کردن یک گوسفند باشد» .
المراسیل به نقل از حکم بن عُتَیبه : پیامبر صلی الله علیه و آله بلال را نزد خانوادهای از انصار فرستاد تا از ایشان خواستگاری کند . آنان گفتند : بردهای حبشی ! بلال گفت : اگر پیامبر صلی الله علیه و آله مرا نفرموده بود که نزد شما بیایم ، هرگز نمیآمدم ! گفتند : پیامبر صلی الله علیه و آله به تو فرمود؟ گفت : آری . گفتند : پس ، همسردار شدی . بلال ، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و ماجرا را برای ایشان بازگفت . پس ، قطعهای زر برای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آورده شد . پیامبر صلی الله علیه و آله ، آن را به بلال داد و فرمود : «این را به عنوان مهریه ، به همسرت بده» . و به یارانش فرمود : «در ولیمه دادن برادرتان ، حاضر شوید» .
ر . ک : ص ۱۵۵ (ولیمه عروسی) .
۵ / ۵الزَّفافُ لَیلاًرسول اللّه صلی الله علیه و آله :زُفّوا عَرائِسَکُم لَیلاً ، وأطعِموا ضُحیً . [۲۸۱]
الإمام الرضا علیه السلام :مِنَ السُّنَّهِ التَّزویجُ بِاللَّیلِ ؛ لِأَنَّ اللّهَ جَعَلَ اللَّیلَ سَکَنا ، وِالنِّساءُ إنَّما هُنَّ سَکَنٌ . [۲۸۲]
۵ / ۶مایَنبَغی عِندَ الزَّفافِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذا زُفَّت إلی الرَّجُلِ زَوجَتُهُ واُدخِلَت إلَیهِ فَلیُصَلِّ رَکعَتَینِ وَلیَمسَح عَلی ناصِیَتِها ، ثُمَّ لِیَقُل : اللّهُمَّ بارِک لی فی أهلی وبارِک لَها فِیَّ ، وما جَمَعتَ بَینَنا فَاجمَع بَینَنا فی خَیرٍ ویُمنٍ وبَرَکَهٍ ، وإذا جَعَلتَها فُرقَهً فَاجعَلها فُرقَهً إلی کُلِّ خَیرٍ . ثُمَّ لِیَقُل : الحَمدُ للّهِِ الَّذی هَدی ضَلالَتی ، وأغنی فَقری ، ونَعَشَ خُمولی ، وأعَزَّ ذِلَّتی ، وآوی عَیلَتی ، وزَوَّجَ عُزبَتی ، وأخدَمَ مِهنَتی ، وآنَسَ وَحشَتی ، ورَفعَ خَسیسَتی ، حَمدا کَثیرا طَیِّبا مُبارَکا عَلی ما أعطَیتَ یا رَبِّ ، وعَلی ما قَسَمتَ ، وعَلی ما أکرَمتَ . [۲۸۳]
۵ / ۵ عروسی کردن در شب
۵ / ۵عروسی کردن در شبپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :عروس هایتان را در شب ، به خانه بخت ببَرید و هنگام روز ، ولیمه بدهید .
امام رضا علیه السلام :ازدواج کردن در شب ، از سنّت است ؛ زیرا خداوند ، شب را مایه آرامش قرار داده ، و زنان ، در حقیقت ، همان مایه آرامش اند .
۵ / ۶ شایستههای شب زفاف
۵ / ۶شایستههای شب زفافپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هنگامی که مرد ، همسرش را به خانه میبَرد ، نخست ، دو رکعت نماز بخوانَد و بر پیشانی او دست بکشد . سپس بگوید : بار خدایا ! در همسرم برایم برکت قرار بده و او را برایم مبارک گردان و تا زمانی که ما را در کنار هم قرار دادهای ، با خیر و میمنت و برکت بدار ، و هر گاه او را [از من] جدا ساختی ، به خوبیِ تمام ، جدا ساز ! سپس بگوید : سپاسْ خدای را که مرا از گمراهی ، به هدایت کشانْد ، و نیازم را برطرف ساخت ، و سُستی ام را به نشاط تبدیل کرد ، و از ذلّت ، به عزّتم در آورد ، و از بی پناهی ، سرپناهم داد ، و از تجرّد ، به تأهّلم کشانْد ، و برای کارهایم خدمت کاری قرار داد ، و از تنهایی نجاتم داد ، و پستی ام را بلندی بخشید ! سپاسی فراوان و پاک و خجسته برای آنچه عطایم فرمودی ، ای خداوندگار من ! و برای آنچه قسمتم کردی و لطفی که به من نمودی !
الإمام الصادق علیه السلام :إذا دَخَلتَ بِأَهلِکَ فَخُذ بِناصِیَتِها [۲۸۴]وَاستَقبِلِ القِبلَهَ وقُل : اللّهُمَّ بِأَمانَتِکَ أخَذتُها ، وبِکَلِماتِکَ استَحلَلتُها ، فَإِن قَضَیتَ لی مِنها وَلَدا فَاجعَلهُ مُبارَکا تَقِیّا مِن شیعَهِ آلِ مُحَمَّدٍ ، ولا تَجعَل لِلشَّیطانِ فیهِ شِرکا ولا نَصیبا . [۲۸۵]
مکارم الأخلاق عن الأئمّه علیهم السلام :إذا قَرُبَ الزَّفافُ یُستَحَبُّ أن تَأمُرَها أن تُصَلِّیَ رَکعَتَینِ استِحبابا ، تَکونُ عَلی وُضوءٍ إذا اُدخِلَت عَلَیکَ ، وتُصَلّی أنتَ أیضا مِثلَ ذلِکَ . وتَحمَدُ اللّهَ وتُصَلّی عَلَی النَّبِیِّ وآلِهِ وتَقولُ : اللّهُمَّ ارزُقنی إلفَها ووُدَّها ورِضاها بی وأرضِنی بها ، وَاجمَع بَینَنا بِأَحسَنِ اجتِماعٍ وأیسَرِ ائتِلافٍ ، فَإِنَّکَ تُحِبُّ الحَلالَ وتَکرَهُ الحَرامَ . [۲۸۶]
کتاب من لا یحضره الفقیه عن أبی سعید الخدری :أوصی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَلِیَّ بنَ أبی طالِبٍ علیه السلام فَقالَ : یا عَلِیُّ ، إذا دَخَلَتِ العَروسُ بَیتَکَ فَاخلَع خُفَّیها حینَ تَجلِسُ ، وَاغسِل رِجلَیها ، وصُبَّ الماءَ مِن بابِ دارِکَ إلی أقصی دارِکَ ؛ فَإِنَّکَ إذا فَعَلتَ ذلِکَ أخرَجَ اللّهُ مِن بَیتِکَ سَبعینَ ألفَ لَونٍ مِنَ الفَقرِ ، وأدخَلَ فیها سَبعینَ ألفَ لَونٍ مِنَ البَرَکَهِ ، وأنزَلَ عَلَیهِ سَبعینَ رَحمَهً تُرَفرِفُ عَلی رَأسِ العَروسِ حَتّی تَنالَ بَرَکَتَها کُلُّ زاوِیهٍ فی بَیتِکَ ، وتَأمَنَ العَروسُ مِنَ الجُنونِ وَالجُذامِ وَالبَرَصِ أن یُصیبَها ما دامَت فی تِلکَ الدّارِ ، وَامنَعِ العَروسَ فی اُسبوعِها مِنَ الأَلبانِ وَالخَلِّ وَالکُزبَرَهِ وَالتُّفّاحِ الحامِضِ مِن هذِهِ الأَربَعَهِ الأَشیاءِ . فَقالَ عَلِیٌّ علیه السلام : یا رَسولَ اللّهِ ، و لِأَیِّ شَیءٍ أمنَعُها هذِهِ الأَشیاءَ الأَربَعَهَ ؟ قالَ : لِأَنَّ الرَّحِمَ تَعقَمُ وتَبرُدُ مِن هذِهِ الأَربَعَهِ الأَشیاءِ عَنِ الوَلَدِ ... . فَقالَ عَلِیٌّ علیه السلام : یا رَسولَ اللّهِ ، فَما بالُ الخَلِّ تُمنَعُ مِنهُ ؟ قالَ : إذا حاضَت عَلَی الخَلِّ لَم تَطهُر أبَداً بِتَمامٍ ، وَالکُزبَرَهُ تُثیرُ الحَیضَ فی بَطنِها وتُشَدِّدُ عَلَیها الوِلادَهَ ، وَالتُّفّاحُ الحامِضُ یَقطَعُ حَیضَها فَیَصیرُ داءً عَلَیها . [۲۸۷]
امام صادق علیه السلام :هر گاه بر همسرت در آمدی ، موی پیشانی اش را بگیر و رو به قبله کن و بگو : بار خدایا ! امانت تو را گرفتم و با کلمات تو ، او را بر خود حلال نمودم . پس ، اگر از او برایم فرزندی مقدّر فرمودی ، او را با برکت و پرهیزگار و از شیعه آل محمّد قرار ده و شیطان را در او سهم و بهرهای مَنِه !
مکارم الأخلاق به نقل از یکی از اهل بیت علیهم السلام : چون وقت زفاف نزدیک میشود ، مستحب است که از او (همسرت) بخواهی که دو رکعت نماز مستحبّی بگزارد . هر گاه بر تو در آمد ، با وضو باش ، و خودت نیز دو رکعت نماز بگزار و حمد خدای را به جا بیاور و بر پیامبر و خاندانش صلوات بفرست و بگو : پروردگارا! اُلفت و محبّت و رضایت او از من را روزی ام فرما و مرا نیز از او راضی بدار ، و ما را به نیکترین وجه و آسانترین الفت و سازش ، در کنار هم بدار ؛ به درستی که تو حلال را دوست داری و حرام را ناخوش میداری .
کتاب من لا یحضره الفقیه به نقل از ابو سعید خِدری : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به علی بن ابی طالب علیه السلام سفارش کرد و فرمود : «ای علی! هر گاه عروس به خانه ات آمد ، چون نشست ، کفشهایش را در آور و پاهایش را [در ظرفی] بشوی و آب آن [ظرف ]را از درِ خانه ات تا ته خانه ات بپاش ؛ زیرا اگر چنین کنی ، خداوند از خانه تو ، هفتاد هزار نوع فقر را میبَرد و هفتاد هزار نوع برکت ، به آن وارد میکند و هفتاد رحمت بر آن فرو میفرستد که بر فراز سر عروس ، بال و پر میزند تا برکت آنها به هر گوشهای ، از خانه ات برسد . و عروس ، تا زمانی که در آن خانه است ، از ابتلا به دیوانگی و خوره و پیسی ، در امان می مانَد . تا یک هفته ، عروس را از خوردن چهار چیز ، باز بدار : ماست ، سرکه ، گِشنیز و سیب ترش» . علی علیه السلام فرمود : «ای پیامبر خدا! به چه دلیل ، او را از این چهار چیز باز دارم؟» . فرمود : «چون رَحِم ، از این چهار خوراکی ، سَتَروَن میشود و فرزند نمیآورد ...» . علی علیه السلام فرمود : «ای پیامبر خدا ! سرکه ، چه خاصیتی دارد که باید از خوردن آن منع شود؟» . فرمود : «هر گاه پس از خوردن سرکه ، حیض شود ، دیگر هرگز به طور کامل ، پاک نمیگردد ، و گشنیز ، حیض را در شکم او تحریک میکند و زایمان را بر او سخت میسازد ، و سیب ترش ، حیض او را بند میآورد و مایه دردش میگردد» .
الفصل السادس : الاُسره المثالیّه۶ / ۱زَواجٌ نَزَلَ مِنَ السَّماءِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّما أنَا بَشَرٌ مِثلُکُم أتَزَوَّجُ فیکُم واُزَوِّجُکُم ، إلّا فاطِمَهَ فَإِنَّ تَزویجَها نَزَلَ مِنَ السَّماءِ . [۲۸۸]
عنه صلی الله علیه و آله :ما زَوَّجتُ فاطِمَهَ إلّا لَمّا أمَرَنِی اللّهُ بِتَزویجِها . [۲۸۹]
عنه صلی الله علیه و آله لِعَلِیٍّ علیه السلام : اُمِرتُ بِتَزویجِکَ مِنَ السَّماء . [۲۹۰]
۶ / ۲لَولا عَلِیٌّ لَما کانَ لِفاطِمَهَ کُفؤٌالإمام علیّ علیه السلام :قالَ لی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : یا عَلِیُّ ، لَقَد عاتَبَتنی رِجالُ قُرَیشٍ فی أمرِ فاطِمَهَ ، وقالوا : خَطَبناها إلَیکَ فَمَنَعتَنا ، وتَزَوَّجَت [۲۹۱] عَلِیّا ! فَقُلتُ لَهُم : وَاللّهِ ما أنا مَنَعتُکُم وزَوَّجتُهُ ، بَلِ اللّهُ تَعالی مَنَعَکُم وزَوَّجَهُ ! فَهَبَطَ عَلَیَّ جَبرَئیلُ علیه السلام فَقالَ : یا مُحَمَّدُ ، إنَّ اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ یَقولُ : لَو لَم أخلُق عَلِیّا علیه السلام لَما کانَ لِفاطِمَهَ ابنَتِکَ کُفؤٌ عَلی وَجهِ الأَرضِ ؛ آدَمُ فَمَن دونَهُ . [۲۹۲]
فصل ششم : خانواده نمونه
فصل ششم : خانواده نمونه۶ / ۱ازدواج آسمانیپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :من هم بشری مانند شما هستم . از شما زن میگیرم و به شما زن میدهم ، مگر فاطمه را که دستور ازدواج او از آسمان نازل شد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :من فاطمه را شوهر ندادم ، مگر زمانی که خداوند ، مرا به ازدواج دادن او امر فرمود .
۶ / ۱ ازدواج آسمانی
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام : دستورِ به ازدواج درآوردن تو [ و فاطمه علیهاالسلام ]از آسمان به من رسید .
۶ / ۲ اگر علی نبود ، همسرِ همسنگی برای فاطمه وجود نداشت
۶ / ۲اگر علی نبود ، همسرِ همسنگی برای فاطمه وجود نداشتامام علی علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود : «ای علی ! مردانی از قریش در باره ازدواج فاطمه با تو ، مرا سرزنش کردند و گفتند : ما او را از تو خواستگاری نمودیم ؛ ولی او را به ما ندادی و به ازدواج علی در آوردی! من به آنان گفتم : به خدا سوگند این من نبودم که او را به شما ندادم و به ازدواج علی درآوردم ؛ بلکه خداوند متعال بود که او را به شما نداد و به عقد علی درآورد ! جبرئیل علیه السلام بر من فرود آمد و گفت : ای محمّد ! خداوند جلّ جلاله میفرماید : اگر علی را نیافریده بودم ، در تمام روی زمین از آدم و غیرِ آن ، برای دخترت فاطمه ، همسنگی نبود» .
الإمام الصادق علیه السلام :لَولا أنَّ اللّهَ تَبارَکَ وتَعالی خَلَقَ أمیرَ المُؤمِنینَ علیه السلام لِفاطِمَهَ ، ما کَانَ لَها کُفؤٌ عَلی ظَهرِ الأَرضِ ؛ مِن آدَمَ ومَن دونَهُ . [۲۹۳]
۶ / ۳خِطبَهُ سَیِّدَهِ النِّساءِالأمالی للطوسی عن الضحّاک بن مزاحم :سَمِعتُ عَلِیَّ بنَ أبی طالِبٍ علیه السلام یَقولُ : أتانی أبو بَکرٍ وعُمَرُ فَقالا : لَو أتَیتَ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَذَکَرتَ لَهُ فاطِمَهَ . قالَ : فَأَتَیتُهُ ، فَلَمّا رَآنی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ضَحِکَ ، ثُمَّ قالَ : ما جاءَ بِکَ یا أبَا الحَسَنِ وما حاجَتُکَ ؟ قالَ : فَذَکَرتُ لَهُ قَرابَتی ، وقِدَمی فِی الإِسلامِ ، ونُصرَتی لَهُ وجِهادی . فَقالَ : یا عَلِیُّ ، صَدَقتَ ، فَأَنتَ أفضَلُ مِمّا تَذکُرُ . فَقُلتُ: یا رَسولَ اللّهِ، فاطِمَهُ تُزَوِّجُنیها؟ فَقالَ: یا عَلِیُّ، إنَّهُ قَد ذَکَرَها قَبلَکَ رِجالٌ، فَذَکَرتُ ذلِکَ لَها ، فَرَأَیتُ الکَراهَهَ فی وَجهِها ، ولکِن عَلی رِسلِکَ حَتّی أخرُجَ إلَیکَ . فَدَخَلَ عَلَیها فَقامَت إلَیهِ ، فَأَخَذَت رِداءَهُ ونَزَعَت نَعلَیهِ ، وأتَتهُ بِالوُضوءِ ، فَوَضَّأَتهُ بِیَدِها وغَسَلَت رِجلَیهِ ، ثُمَّ قَعَدَت . فَقالَ لَها : یا فاطِمَهُ . فَقالَت: لَبَّیکَ ، حاجَتُکَ یا رَسولَ اللّهِ ؟ قالَ : إنَّ عَلِیَّ بنَ أبی طالِبٍ مَن قَد عَرَفتِ قَرابَتَهُ وفَضلَهُ وإسلامَهُ ، وإنّی قَد سَأَلتُ رَبّی أن یُزَوِّجَکِ خَیرَ خَلقِهِ وأحَبَّهُم إلَیهِ ، وقَد ذَکَرَ مِن أمرِکِ شَیئا فَما تَرینَ ؟ فَسَکَتَت ولَم تُوَلِّ وَجهَها ولَم یَرَ فیهِ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله کَراهَهً ، فَقامَ وهُوَ یَقولُ : اللّهُ أکبَرُ ، سُکوتُها إقرارُها . فَأَتاهُ جَبرَئیلُ علیه السلام فَقالَ : یا مُحَمَّدُ ، زَوِّجها عَلِیَّ بنَ أبی طالِبٍ ، فَإِنَّ اللّهَ قَد رَضِیَها لَهُ ورَضِیَهُ لَها . قالَ عَلِیٌّ : فَزَوَّجَنی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، ثُمَّ أتانی فَأَخَذَ بِیَدی فَقالَ : قُم بِسمِ اللّهِ وقُل عَلی بَرَکَهِ اللّهِ ، وما شاءَ اللّهُ ، لا قُوَّهَ إلّا بِاللّهِ ، تَوَکَّلتُ عَلَی اللّهِ . ثُمَّ جاءَنی حینَ أقعَدَنی عِندَها علیهاالسلام ، ثُمَّ قالَ : اللّهُمَّ إنَّهُما أحَبَّی خَلقِکَ إلَیَّ فَأَحِبَّهُما ، وبارِک فی ذُرِّیَّتِهِما ، وَاجعَل عَلَیهِما مِنکَ حافِظا ، وإنّی اُعیذُهُما وذُرِّیَّتَهُما بِکَ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ .[۲۹۴]
۶ / ۳ خواستگاری بانوی بانوان
امام صادق علیه السلام :اگر [این گونه] نبود که خداوند تبارک و تعالی ، امیر المؤمنین علیه السلام را برای فاطمه آفرید ، در روی زمین از آدم و غیرِ آن ، همسنگی برای او یافت نمیشد .
۶ / ۳خواستگاری بانوی بانوانالأمالی ، طوسی به نقل از ضحّاک بن مزاحم : از علی بن ابی طالب علیه السلام شنیدم که میفرمود : ابو بکر و عمر ، نزد من آمدند و گفتند : کاش نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بروی و فاطمه را از او خواستگاری کنی ! من نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفتم . چون چشم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من افتاد ، خندید و فرمود : «ای ابا الحسن ! چرا آمدهای و چه کار داری ؟» . من از خویشاوندی ام و پیشگامی ام در اسلام و یاری دادنهایم به او و جهادهایم برایش گفتم . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «راست میگویی ، ای علی ! تو از آنچه میگویی برتری» . گفتم : ای پیامبر خدا ! فاطمه را به همسری من در میآوری ؟ فرمود : «ای علی ! پیش از تو ، مردانی ، او را از من خواستگاری کردند و من موضوع را با فاطمه ، در میان نهادم ؛ ولی در چهره او عدم رضایت دیدم . اکنون ، صبر کن تا این که نزد تو باز آیم» . پس ، نزد فاطمه رفت . فاطمه برخاست و ردای پیامبر را بر گرفت و کفشهایش را در آورد و برای ایشان ، آب وضو آورد و با دستان خود ، پیامبر صلی الله علیه و آله را وضو داد و پاهایش را شست . سپس نشست . پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «فاطمه !» . فاطمه علیهاالسلام فرمود : «بله . امرتان چیست ، ای پیامبر خدا؟» . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «علی بن ابی طالب ، کسی است که از خویشاوندی او و کرامتش و اسلامش آگاهی داری . من هم از پروردگارم خواستهام که تو را به ازدواج بهترین و محبوبترین آفریده اش در آورد . حالا او از تو خواستگاری کرده است . نظرت چیست؟» . فاطمه علیهاالسلام سکوت کرد و رویش را بر نگرداند و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در چهره او عدم رضایت ندید . پس ، پیامبر صلی الله علیه و آله برخاست و فرمود : «اللّه اکبر ! سکوت او ، نشانِ موافقت اوست» . پس ، جبرئیل علیه السلام نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت : «ای محمّد! او را به همسری علی بن ابی طالب در آور ؛ زیرا خداوند ، فاطمه را برای علی ، و علی را برای فاطمه ، پسندیده است» . پس ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، فاطمه را به همسری من درآورد . سپس نزدم آمد و دستم را گرفت و فرمود : «برخیز به نام خدا و بگو : به برکت خدا و هر چه خدا خواهد . هیچ نیرویی نیست مگر به واسطه خدا . بر خدا توکّل کردم» . و بعد از آن که مرا در کنار فاطمه علیهاالسلام نشاند ، پهلوی من آمد و فرمود : «بار خدایا ! این دو ، محبوب ترینِ خلق در نزد من اند . پس تو نیز آنان را دوست بدار و به فرزندانشان برکت ده و بر این دو ، از جانب خودت نگهبانی بگمار . من این دو و فرزندانشان را از گزند شیطانِ رانده شده ، در پناه تو میآورم» .
۶ / ۴صَداقُ سَیِّدَهِ النِّساءِکان مهر فاطمه علیهاالسلام ۴۸۰ درهما [۲۹۵]وهی تعادل ۱۲ اوقیه ، [۲۹۶]وهو قیمه درع علیّ [۲۹۷] وذکر فی بعض المصادر أن مهر فاطمه علیهاالسلام و نساء النبی صلی الله علیه و آله هو ۵۰۰ درهما [۲۹۸]وهی تعادل ۵/۱۲ اوقیه [۲۹۹] کما ذکر فی بعضها أنه ۴۰۰ مثقال من الفضه [۳۰۰] أو ۳۰ درهما . [۳۰۱]
۶ / ۴ مهریه بانوی بانوان
۶ / ۴مهریه بانوی بانوانصداق حضرت فاطمه علیهاالسلام ۴۸۰ درهم بوده است که معادل با ۱۲ اوقیّه میباشد. این مقدار پول زره امام علی علیه السلام بوده است . در بعضی منابع صداق حضرت و همسران پیامبر۵۰۰ درهم ذکر شده است که معادل با ۵/۱۲ اوقیه میباشد ، همچنانکه در بعضی دیگر ۴۰۰ مثقال نقره یا ۳۰ درهم نیز ذکر شده است .
الإمام علیّ علیه السلام :ما نَکَحَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله امرَأَهً مِن نِسائِهِ إلّا عَلَی اثنَتَی عَشرَهَ اُوقِیَّهً ونِصفَ الاُوقِیَّهِ مِن فِضَّهٍ ، وعَلی ذلِکَ أنکَحَنی فاطِمَهَ علیهاالسلام . وَالاُوقِیَّهُ أربَعونَ دِرهَما . [۳۰۲]
عنه علیه السلام :أنکَحَنی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ابنَتَهُ فاطِمَهَ علیهاالسلام عَلَی اثنَتَی عَشرَهَ اُوقِیَّهً ونِصفٍ مِن فِضَّهٍ . [۳۰۳]
عنه علیه السلام :لَمّا تَزَوَّجتُ فاطِمَهَ قُلتُ : یا رَسولَ اللّهِ ! ما أبیعُ فَرَسی أو دِرعی ؟ قالَ : بِع دِرعَکَ . فَبِعتُها بِثِنتَی عَشرَهَ اُوقِیَّهً ، فَکانَ ذلِکَ مَهرُ فاطِمَهَ . [۳۰۴]
المناقب لابن شهر آشوب :الحُسَینُ بنُ عَلِیٍّ علیه السلام فی خَبَرٍ : زَوَّجَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله فاطِمَهَ علیهاالسلامعَلِیّا علیه السلام عَلی أربَعِمِئَهٍ وثَمانینَ دِرهَما . ورُوِیَ أنَّ مَهرَها أربَعُمِئَهِ مِثقالِ فِضَّهٍ . [۳۰۵] امام علی علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هیچ زنی از زنانش را جز با مهریه دوازده و نیم اوقیّه نقره ، تزویج نکرد و فاطمه علیهاالسلام را هم با همین مقدار ، به ازدواج من در آورد . هر اوقیه ، [برابر با ]چهل درهم است .
امام علی علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دخترش فاطمه علیهاالسلام را با مهریه دوازده و نیم اوقیّه نقره ، به ازدواج من در آورد .
امام علی علیه السلام :زمانی که با فاطمه علیهاالسلام ازدواج نمودم ، گفتم : ای پیامبر خدا ! اسبم را بفروشم یا زرهام را ؟ فرمود : «زره ات را بفروش» . من هم آن را به دوازده اوقیّه فروختم . این ، مَهر فاطمه بود .
المناقب ، ابن شهر آشوب :در خبری از حسین بن علی علیه السلام آمده است که : «پیامبر صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را با مهریه چهارصد و هشتاد درهم ، به ازدواج علی علیه السلام در آورد» . به روایتی هم ، مهریه آن بانو ، چهارصد مثقال نقره بوده است .
الإمام زین العابدین علیه السلام :خَطَبَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله حینَ زَوَّجَ فاطِمَهَ علیهاالسلام مِن عَلِیٍّ علیه السلام فَقالَ : . . . فَقَد زَوَّجتُهُ عَلی أربَعِمِئَهِ مِثقالِ فِضَّهٍ ، إن رَضِیَ بِذلِکَ عَلِیٌّ . [۳۰۶]
الإمام الباقر علیه السلام :کانَ صَداقُ فاطِمَهَ علیهاالسلام جَردُ [۳۰۷]بُردٍ حِبَرَهٍ [۳۰۸]، ودِرعٌ حُطَمِیَّهٌ [۳۰۹] ، وکانَ فِراشُها إهابَ [۳۱۰] کَبشٍ یُلقِیانِهِ ویَفرُشانِهِ ویَنامانِ عَلَیهِ . [۳۱۱]
الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ عَلِیّا تَزَوَّجَ فاطِمَهَ علیهماالسلام عَلی جَردِ بُردٍ ودِرعٍ ، وفِراشٍ کانَ مِن إهابِ کَبشٍ . [۳۱۲]
الإرشاد عن الریّان بن شبیب :إنَّ مُحَمَّدَ بنَ عَلِیِّ بنِ موسی یَخطُبُ اُمَّ الفَضلِ بِنتَ عَبدِ اللّهِ المَأمونِ ، وقَد بَذَلَ لَها مِنَ الصَّداقِ مَهرَ جَدَّتِهِ فاطِمَهَ بِنتِ مُحَمَّدٍ علیهاالسلام ؛ وهُوَ خَمسُمِئَهِ دِرهَمٍ جِیادا . [۳۱۳]
الإمام الباقر علیه السلام :إنَّ عَلِیَّ بنَ أبی طالِبٍ علیه السلام أصدَقَ فاطِمَهَ علیهاالسلام دِرعا مِن حَدیدٍ وجَرَّهً دوار [۳۱۴]، وإنَّ صَداقَ نِساءِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله کانَ خَمسَمِئَهِ دِرهَمٍ . [۳۱۵]
امام زین العابدین علیه السلام :پیامبر صلی الله علیه و آله ، زمانی که فاطمه علیهاالسلام را به همسری علی علیه السلام در آورد ، خطبه خواند و فرمود : « ... من او را با مهریه چهارصد مثقال نقره تزویج کردم ؛ اگر علی ، به این مقدار ، راضی باشد» .
امام باقر علیه السلام :کابین فاطمه علیهاالسلام ، یک چادر فرسوده یَمانی [۳۱۶] و یک زره حُطمی [۳۱۷]بود ، و بسترش ، پوست قوچی بود که آن را میانداختند و پهن میکردند و بر آن میخوابیدند .
امام صادق علیه السلام :علی علیه السلام فاطمه علیهاالسلام را با مهریه یک چادر کهنه یَمانی ، یک زره ، و لحافی از پوست قوچ ، به همسری خود در آورد .
الإرشاد به نقل از رَیّان بن شَبیب : محمّد بن علی بن موسی (امام جواد علیه السلام ) ، اُمّ الفضل دختر عبد اللّه مأمون را خواستگاری کرد و مهریه او را به اندازه مهریه جدّه اش فاطمه ، دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله قرار داد : پانصد درهمِ سَره .
امام باقر علیه السلام :علی بن ابی طالب علیه السلام یک عدد زره آهنی و یک چادر فرسوده یَمانی ، کابین فاطمه علیهاالسلام کرد ، در حالی که کابین همسران پیامبر صلی الله علیه و آله پانصد درهم بود .
۶ / ۵خُطبَهُ الزَّواجِالإمام زین العابدین علیه السلام :خَطَبَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله حینَ زَوَّجَ فاطِمَهَ علیهاالسلام مِن عَلِیٍّ علیه السلام فَقالَ : الحَمدُ للّهِِ المَحمودِ بِنِعمَتِهِ ، المَعبودِ بِقُدرَتِهِ ، المُطاعِ بِسُلطانِهِ ، المَرهوبِ مِن عَذابِهِ ، المَرغوبِ إلَیهِ فیما عِندَهُ ، النّافِذِ أمرُهُ فی سَمائِهِ وأرضِهِ ؛ ثُمَّ إنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ أمَرَنی أن اُزَوِّجَ فاطِمَهَ مِن عَلِیِّ ، فَقَد زَوَّجتُهُ عَلی أربَعِمِئَهِ مِثقالِ فِضَّهٍ إن رَضِیَ بِذلِکَ عَلِیٌّ . ثُمَّ دَعا صلی الله علیه و آله بِطَبَقِ بُسرٍ [۳۱۸] ، ثُمَّ قالَ : اِنتَهِبوا ، فَبَینا نَنتَهِبُ إذ دَخَلَ عَلِیٌّ علیه السلام فَتَبَسَّمَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله فی وَجهِهِ ، ثُمَّ قالَ : یا عَلِیُّ ، أعَلِمتَ أنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ أمَرَنی أن اُزَوِّجَکَ فاطِمَهَ ، فَقَد زَوَّجتُکَها عَلی أربَعِمِئَهِ مِثقالِ فِضَّهٍ إن رَضیتَ ، فَقالَ عَلِیٌّ علیه السلام : رَضیتُ بِذلِکَ عَنِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ وعَن رَسولِهِ . فَقالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : جَمَعَ اللّهُ شَملَکُما ، وأسعَدَ جَدَّکُما [۳۱۹] ، وبارَکَ عَلَیکُما ، وأخرَجَ مِنکُما کَثیرا طَیِّبا . [۳۲۰]
الإمام زین العابدین علیه السلام عن جابر :لَمّا أرادَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله أن یُزَوِّجَ فاطِمَهَ عَلِیّا علیه السلام قالَ لَهُ : اُخرُج یا أبَا الحَسَنِ إلَی المَسجِدِ فَإِنّی خارِجٌ فی أثَرِکَ ، ومُزَوِّجُکَ بِحَضرَهِ النّاسِ ، وذاکِرٌ مِن فَضلِکَ ما تَقَرُّ بِهِ عَینُکَ . قالَ عَلِیٌّ علیه السلام : فَخَرَجتُ مِن عِندِ رَسولِ اللّهِ وأنا مُمتَلِئٌ فَرَحا وسُرورا ، فَاستَقبَلَنی أبوبَکرٍ وعُمَرُ ، فَقالا : ما وَراءَک یا أبَا الحَسَنِ ؟ فَقُلتُ : یُزَوِّجُنی رَسولُ اللّهِ فاطِمَهَ ، وأخبَرَنی أنَّ اللّهَ قَد زَوَّجَنیها ، وهذا رَسولُ اللّهِ خارِجٌ فی أثَری لِیَذکُرَ بِحَضرَهِ النّاس . فَفَرِحا وسُرّا ، ودَخَلا مَعِیَ المَسجِدَ . قالَ عَلِیٌّ علیه السلام : فَوَاللّهِ ما تَوَسَّطناهُ حَتّی لَحِقَ بِنا رَسولُ اللّهِ ، وإنَّ وَجهَهُ لَیَتَهَلَّلُ فَرَحا وسُرورا . فَقالَ صلی الله علیه و آله أینُ بِلالٌ ؟ فَأَجابَ : لَبَّیکَ وسَعدَیکَ یا رَسولَ اللّهِ . ثُمَّ قالَ : أینَ المِقدادُ ؟ فَأَجابَ : لَبَّیکَ یا رَسولَ اللّهِ . ثُمَّ قالَ : أینَ سَلمانُ ؟ فَأَجابَ : لَبَّیکَ یا رَسولَ اللّهِ . ثُمَّ قالَ : أینَ أبوذَرٍّ ؟ فَأَجابَ : لَبَّیکَ یا رَسولَ اللّهِ ، فَلَمّا مَثَلوا بَینَ یَدَیهِ قالَ : اِنطَلِقوا بِأَجمَعِکُم ، فَقوموا فی جَنَباتِ المَدینَهِ ، وَاجمَعُوا المُهاجِرینَ وَالأَنصارَ وَالمُسلِمینَ . فَانطَلَقوا لِأَمرِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، وأقبَلَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَجَلَسَ عَلی أعلی دَرَجَهٍ مِن مِنبَرِهِ ، فَلمَّا حَشَدَ المَسجِدُ بِأَهلِهِ قامَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنی عَلَیهِ وقالَ : الحَمدُ للّهِِ الَّذی رَفَعَ السَّماءَ فَبَناها ، وبَسَطَ الأَرضَ فَدَحاها [۳۲۱] ، وأثبَتَها بِالجِبالِ فَأَرساها ، وأخرَجَ مِنها ماءَها ومَرعاها ، الَّذی تَعاظَمَ عَن صِفاتِ الواصِفینَ ، وتَجَلَّلَ عَن تَحبیرِ لُغاتِ النّاطِقینَ ، وجَعَلَ الجَنَّهَ ثَوابَ المُتَّقینَ ، وَالنّارَ عِقابَ الظّالمینَ ، وجَعَلَنی رَحمَهً لِلمُؤمِنینَ ، ونِقمَهً عَلَی الکافِرینَ . عِبادَ اللّهِ ! إنَّکُم فی دارِ أمَلٍ ، بَینَ حَیاهٍ وأجَلٍ ، وصِحَّهٍ وعِلَلٍ ، دارِ زَوالٍ ، وتَقَلُّبِ أحوالٍ ، جُعِلَت سَبَبا لِلاِرتِحالِ ، فَرَحِمَ اللّهُ امَرأً قَصَّرَ مِن أمَلِهِ ، وجَدَّ فی عَمَلِهِ ، وأنفَقَ الفَضلَ مِن مالِهِ ، وأمسَکَ الفَضلَ مِن قوتِهِ ، فَقَدَّمَهُ لِیَومِ فاقَتِهِ ، یَومٌ تُحشَرُ فیهِ الأَمواتُ ، وتَخشَعُ فیهِ الأَصواتُ ، وتُنکَرُ الأَولادُ والاُمَّهاتُ ، «وَ تَرَی النَّاسَ سُکَرَی وَ مَا هُم بِسُکَرَی» [۳۲۲] ، «یَوْمَئِذٍ یُوَفِّیهِمُ اللَّهُ دِینَهُمُ الْحَقَّ وَ یَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِینُ» [۳۲۳] ، «یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدَا بَعِیدًا» [۳۲۴] ، «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ * وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ» [۳۲۵] ، لِیَومٍ تَبطُلُ فیهِ الأَنسابُ ، وتُقطَعُ الأَسبابُ ، ویَشتَدُّ فیهِ عَلی المُجرِمینَ الحِسابُ ، ویُدفَعونَ إلَی العَذابِ ، فَمَن زُحزِحَ عَنِ النّارِ واُدخِلَ الجَنَّهَ فَقَد فازَ ، ومَا الحَیاهُ الدُّنیا إلّا مَتاعُ الغُرورِ [۳۲۶] . أیُّهَا النّاسُ ! إنَّمَا الأَنبِیاءُ حُجَجُ اللّهِ فی أرضِهِ ، النّاطِقونَ بِکِتابِهِ ، العامِلونَ بِوَحیِهِ ، وإنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ أمَرَنی أن اُزَوِّجَ کَریمَتی فاطِمَهَ بِأَخی وَابنِ عَمّی وأولَی النّاسِ بی : عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ ، وَاللّهُ عَزَّ شَأنُهُ قَد زَوَّجَهُ بِها فِی السَّماءِ ، بِشَهادَهِ المَلائِکَهِ ، وأمَرَنی أن اُزَوِّجَهُ فِی الأَرضِ واُشهِدَکُم عَلی ذلِکَ . ثُمَّ جَلَسَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، ثُمَّ قالَ : قُم یا عَلِیُّ ، فَاخطُب لِنَفسِکَ . قالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، أخطُبُ وأنتَ حاضِرٌ ! قالَ : اُخطُب ، فَهکَذا أمَرَنی جَبرَئیلُ أن آمُرَکَ أن تَخطُبَ لِنَفسِکَ ، ولَولا أنَّ الخَطیبَ فِی الجِنان داوودُ لَکُنتَ أنتَ یا عَلِیُّ . ثُمَّ قالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : أیُّهَا النّاسُ ! اِسمَعوا قَولَ نَبِیِّکُم ، إنَّ اللّهَ بَعَثَ أربَعَهَ آلافِ نَبِیٍّ ، لِکُلِّ نَبِیٍّ وصِیٌّ ، وأنا خَیرُ الأَنبِیاءِ ، ووَصِیّی خَیرُ الأَوصِیاءِ . ثُمَّ أمسَکَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، وَابتَدَأ عَلِیٌّ علیه السلام فَقالَ : الحَمدُ للّهِِ الَّذی ألهَمَ بِفَواتِحِ عِلمِهِ النّاطِقینَ ، وأنارَ بِثَواقِبِ عَظَمَتِهِ قُلوبَ المُتَّقینِ ، وأوضَحَ بِدَلائِلِ أحکامِهِ طُرُقَ السّالِکینَ ، وأبهَجَ بِابنِ عَمِّی المُصطَفی العالَمینَ ، حَتّی عَلَت دَعوَتُهُ دَعوَهَ المُلحِدینَ ، وَاستَظهَرَت کَلِمَتُهُ عَلی بَواطِلِ المُبطِلینَ ، وجَعَلَهُ خاتَمَ النَّبِیّینَ ، وسَیِّدَ المُرسَلینَ ، فَبَلَّغَ رِسالَهَ رَبِّهِ ، وصَدَعَ بِأَمرِهِ ، وبَلَّغَ عَنِ اللّهِ آیاتِهِ . وَالحَمدُ للّهِِ الَّذی خَلَقَ العِبادَ بِقُدرَتِهِ ، وأعَزَّهُم بِدینِهِ ، وأکرَمَهُم بِنَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله ، ورَحِمَ وکَرَّمَ ، وشَرَّفَ وعَظَّمَ ، وَالحَمدُ للّهِِ عَلی نَعمائِهِ وأیادیهِ ، وأشهَدُ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ شَهادَهَ إخلاصٍ تُرضیهِ ، وصَلَّی اللّهُ عَلی مُحَمَّدٍ صَلاهً تُزلِفُهُ وتُحظیهِ . وبَعدُ : فَإِنَّ النِّکاحَ مِمّا أمَرَ اللّهُ تَعالی بِهِ ، وأذِنَ فیهِ ، ومَجلِسُنا هذا مِمّا قَضاهُ ورَضِیَهُ ، وهذا مُحَمَّدُ بنُ عَبدِ اللّهِ رَسولُ اللّهِ زَوَّجَنِی ابنَتَهُ فاطِمَهَ ، عَلی صَداقِ أربَعِمِئَهِ دِرهَمٍ ودینارٍ ، وقَد رَضیتُ بِذلِکَ ، فَاسأَلوهُ وَاشهَدوا . فَقالَ المُسلِمونَ : زَوَّجتَهُ یا رَسولَ اللّهِ ؟ قالَ : نَعَم . قالَ المُسلِمونَ : بارَکَ اللّهُ لَهُما وعَلَیهِما ، وجَمَعَ شَملَهُما . [۳۲۷]
۶ / ۵ خطبه عقد ازدواج
۶ / ۵خطبه عقد ازدواجامام زین العابدین علیه السلام :پیامبر صلی الله علیه و آله هنگامی که فاطمه علیهاالسلام را به عقد ازدواج علی علیه السلام درآورد ، خطبه آن را چنین خواند : «سپاس و ستایش ، خداوندی را سزاست که به واسطه نعمتهایش سپاس گزارده میشود ، به واسطه قدرتش پرستیده میشود ، به خاطر سلطنتش از او فرمان میبَرند ، از عذابش میترسند ، پاداشهایش را از او طلب میکنند ، و فرمانش در آسمان و زمین ، جاری است ! خداوند عز و جل به من دستور داد که فاطمه را به همسری علی در آورم . من نیز او را با [مهریه] چهارصد مثقال نقره ، به همسری او در آوردم ؛ اگر علی به آن [مقدار] ، راضی باشد» . سپس طبقی خرمای نارس خواست و فرمود: «تاراج کنید!» . در همان حال که به طرف سینی حمله میبردیم، علی علیه السلام درآمد . پیامبر صلی الله علیه و آله به روی او لبخند زد . سپس فرمود: «ای علی! آیا می دانی که خداوند عز و جل به من دستور داد که فاطمه را به همسری تو درآورم؟ اینک من او را با مهریه چهار صد مثقال نقره ، به همسری تو درآوردم ؛ اگر تو راضی باشی» . علی علیه السلام فرمود : «راضی ام به رضای خداوند عز و جل و پیامبر او» . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «خدا همواره شما را با هم بدارد و خوش بختتان بگرداند و به هردویِ شما برکت بدهد و نسل بسیار و پاکی را از شما به دنیا بیاورد» .
امام زین العابدین علیه السلام به نقل از جابر : هنگامی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله خواست که فاطمه علیهاالسلام را به ازدواج علی علیه السلام در آورَد ، به او (علی علیه السلام ) فرمود : «ای علی ! تو ، به سوی مسجد روانه شو و من در پیِ تو میآیم ، و در حضور مردمان ، همسرت میدهم و از فضایل تو آن گونه میگویم که دل شاد شوی» . علی علیه السلام فرمود : «من ، آکنده از شادی و خوش حالی ، از نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله خارج شدم . در راه ، به ابو بکر و عمر برخوردم . گفتند : چه خبر ، ای ابو الحسن؟ گفتم : قرار است پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، فاطمه را به ازدواج من در آورَد . به من خبر داد که به فرمان خداوند ، او را به ازدواج من در آورده است . به زودی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در پی من میآید تا [این خبر را] در حضور مردمان ، بازگوید . آن دو نیز شاد و خوش حال شدند و با من به مسجد آمدند» . علی علیه السلام فرمود : به خدا سوگند ، هنوز به وسط مسجد نرسیده بودیم که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به ما پیوست ، و چهره اش از شادی و خوش حالی میدرخشید . فرمود : «بلال کجاست؟» . بلال گفت : بله ، در خدمتم ای پیامبر خدا ! سپس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «مقداد کجاست؟» . مقداد گفت : بله ، ای پیامبر خدا ! فرمود : «سلمان کجاست؟» . سلمان گفت : بله ، ای پیامبر خدا ! فرمود : «ابو ذر کجاست؟» . ابوذر گفت : بله ، ای پیامبر خدا ! چون اینان در برابر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ایستادند ، فرمود : «همگی بروید و در اطراف مدینه بِایستید و مهاجران و انصار و مسلمانان را جمع کنید» . آنان به فرمان پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رفتند . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پیش رفت و در بالاترین پلّه منبر نشست . هنگامی که مردم در مسجد جمع شدند ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برخاست و حمد و ثنای الهی را به جا آورد و فرمود : «سپاس و ستایش ، از آنِ خدایی است که آسمان را ساخت و برافراشت ، و زمین را پهن کرد و گسترانْد ، و با کوههای میخ آسا استوارش ساخت ، و از آن ، آب و چراگاههایش را بیرون آورد ؛ همان خدایی که از صفاتی که وصف کنندگان بر وصف او میگویند ، برتر است و از آنچه گویندگان در تجلیل او به زبان میآورند ، فراتر است . همو که بهشت را پاداش پرهیزگاران قرار داد ، و آتش را کیفر ستمکاران ، و مرا برای مؤمنان ، رحمت و برای کافران ، مایه کیفر و نقمت قرار داد . ای بندگان خدا ! شما در سرای آرزو قرار دارید ؛ میان زندگی و مرگ ، و تن درستی و بیماریها ؛ در سرایی که همه چیز آن ، زوال یافتنی است ، و جایگاه دگرگونی حالات ، و مایه کوچیدن ، قرار داده شده است . پس رحمت خدا بر آن مردی که آرزویش را کوتاه سازد ، و در کار و عملش بکوشد ، و زیادی مالش را انفاق کند ، و زیادی قوت خویش را نگه دارد ، و آن را برای روز نیازمندی اش پیش فرستد ؛ روزی که در آن ، مُردگان محشور میشوند ، و صداها به خاموشی میگراید ، و فرزندان و مادران ، یکدیگر را نمیشناسند . «و مردم را مَست میبینی ، در حالی که مست نیستند» ، «آن روز ، خدا جزای شایسته آنان را به طور کامل میدهد و خواهند دانست که خداوند ، همان حقیقت آشکار است» ، «روزی که هرکس آن کار نیکی را که کرده و آن بدی ای را که مرتکب شده ، حاضر شده مییابد ، و آرزو میکند که : ای کاش ، میان او و آن [ کارهای بد ] ، فاصلهای دور بود» ، «پس هر کس به وزن ذرّهای نیکی کند ، آن را میبیند و هر کس به وزن ذرّهای بدی کند نیز آن را میبیند» . برای روزی که در آن ، پیوندهای نَسَبی از میان میرود و رشتهها [ ی خویشاوندی ] بریده میشوند ؛ وگناهکاران ، با سختی ، حسابرسی میشوند و به سوی عذاب ، رانده میشوند . پس ، آن کسی را که از آتش دانسته شده ، ولی به بهشت در آورده شود ، به رستگاری دست یافته است . زندگی دنیا ، چیزی جز لذّتی پوچ و فریبنده نیست . ای مردم ! پیامبران ، حجّتهای خدا در زمین او هستند و گویندگانِ از کتاب او ، [ و] عمل کنندگانِ به وحی او . خداوند عز و جل به من دستور داد که دخترم فاطمه را به ازدواج برادرم و پسر عمویم و نزدیکترین مردمان به من ، یعنی علی بن ابی طالب ، در آورم . خداوند بلندمرتبه ، او را در آسمان ، به همسری فاطمه در آورد و فرشتگان را بر آن ، گواه گرفت و به من دستور داد که در زمین نیز او را به ازدواج فاطمه درآورم و شما را بر آن ، گواه گیرم» . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، سپس نشست و فرمود : «برخیز ای علی و برای خودت خطبه [ عقد را ]بخوان» . علی علیه السلام فرمود : ای پیامبر خدا ! با وجود شما ، من خطبه را بخوانم؟! فرمود : «بخوان ؛ زیرا جبرئیل به من دستور داد که به تو دستور دهم خطبه ات را خودت بخوانی . اگر داوود علیه السلام خطیب بهشت نبود ، بی گمان ، تو [ خطیب آن ]بودی ، ای علی!» . آن گاه ، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «ای مردم ! سخن پیامبرتان را بشنوید . خداوند ، چهارهزار پیامبر برانگیخت که هر پیامبری ، یک جانشین داشت ، و من ، بهترین پیامبران هستم ، و جانشینم ، بهترین جانشینان» . سپس ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سکوت کرد و علی علیه السلام سخن آغاز کرد و فرمود : «سپاس و ستایش از آنِ خدایی است که کلیدهای دانش خود را به گویندگان ، الهام فرمود ، و دلهای پرهیزگاران را با شعلههای عظمتش ، روشن نمود ، و راههای رهپویان را با نشانههای احکامش ، هویدا ساخت ، و جهانیان را به وجود پسر عموی برگزیدهام ، دلشاد کرد ، تا آن که دعوت او بر دعوت ملحدان ، برتر آمد و آیین او بر باطلهای باطل گرایان ، چیره آمد ، و او را واپسین پیامبران و سرور فرستادگان قرار داد . پس او پیام خداوندگارش را [ به مردمان ] رسانْد و فرمان او را اجرا کرد و نشانههای خدا را از جانب او ابلاغ نمود . سپاس و ستایش ، از برایِ خداوندی است که با قدرت خویش ، بندگان را آفرید ، و به واسطه دینش آنان را عزّت داد و به وجود پیامبرش محمّد صلی الله علیه و آله مفتخرشان نمود ، و مهر ورزید و گرامی داشت ، و ارجمندی و بزرگی بخشید . سپاس و ستایش ، مخصوص خداوند است ، به خاطر نعمتها و احسانهایش . گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست ! گواهیِ خالصانهای که او را خشنود گردانَد ، و درود خدا بر محمّد ؛ درودی که او را [ به خدا ]نزدیک کند و بهره مندش سازد . و بعد ، ازدواج ، از اموری است که خداوند متعال ، بدان امر کرده و به این کار ، اجازت داده است ، و این مجلس ما ، از آن مجلسهایی است که خدا به آن فرمان داده و مورد رضایت اوست . اینک محمّد بن عبد اللّه پیامبر خدا ، دخترش فاطمه را به ازدواج من درآورد ، با مَهریه چهارصد درهم و دینار ، و من بدان راضی ام . پس از خودِ ایشان بپرسید و گواه باشید» . مسلمانان گفتند : ای پیامبر خدا ! آیا او را تزویج فرمودی ؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «آری» . مسلمانان گفتند : خداوند ، بر هر دویِ آنان مبارک گردانَد و پیوسته در کنار هم بدارَدشان !
تاریخ دمشق عن أنس :بَینا أنا عِندَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله إذ غَشِیَهُ الوَحیُ ، فَلَمّا سُرِیَ عَنهُ قالَ : هَل تَدری ما جاءَ بِهِ جِبریلُ مِن عِندِ صاحِبِ العَرشِ ؟ قُلتُ : لا ، قالَ : إنَّ رَبّی أمَرَنی أن اُزَوِّجَ فاطِمَهَ مِن عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ ، فَانطَلِق فَادعُ لی أبا بَکرٍ وعُمَرَ وعُثمانَ وطَلحَهَ وَالزُّبَیرَ وبِعَدَدِهِم مِنَ الأَنصارِ . فَانطَلَقتُ فَدَعَوتُهُم ، فَلَمّا أخَذُوا المَقاعِدَ ، قالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : الحَمدُ للّهِِ المَحمودِ بِنِعَمِهِ ، المَعبودِ بِقُدرَتِهِ ، المُطاعِ بِلِسانِهِ ، المَرهوبِ مِن عَذابِهِ ، المَرغوبِ إلَیهِ فیما عِندَهُ ، النّافِذِ أمرُهُ فی سَمائِهِ وأرضِهِ ، الَّذی خَلَقَ الخَلقَ بِقُدرَتِهِ ، ومَیَّزَهُم بِأَحکامِهِ ، وأعَزَّهُم بِدینِهِ ، وکَرَّمَهُم بِنَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله ، ثُمَّ إنَّ اللّهَ جَعَلَ المُصاهَرَهَ نَسَبا لاحِقا وأمرا مَفتوحا ، وَشَّجَ [۳۲۸] بِهِ الأَرحامَ وألزَمَهَا الأَنامَ ، فَقالَ تَبارَکَ وتَعالی : «وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَ صِهْرًا وَ کَانَ رَبُّکَ قَدِیرًا» [۳۲۹]، فَأَمرُ اللّهِ یَجری إلی قَضائِهِ ، وقَضاؤُهُ یَجری إلی قَدَرِهِ ، ولِکُلِّ قَضاءٍ قَدَرٌ ، ولِکُلِّ قَدَرٍ أجَلٌ ، ولِکُلِّ أجَلٍ کِتابٌ «یَمْحُواْ اللَّهُ مَا یَشَاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِندَهُ أُمُّ الْکِتَبِ» [۳۳۰] . ثُمَّ إنَّ رَبّی أمَرَنی أن اُزَوِّجَ فاطِمَهَ مِن عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ ، فاُشهِدُکُم أنّی قَد زَوَّجتُهُ إیّاها عَلی أربَعِمِئَهِ مِثقالِ فِضَّهٍ إن رَضِیَ بِذلِکَ عَلِیٌّ . وکانَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله قَد بَعَثَهُ فی حاجَهٍ ، ثُمَّ إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله دَعا بِطَبَقٍ فیه بُسرٌ فَوَضَعَهُ بَینَ أیدینا وقالَ : اِنتَهِبوا ، فَبَینا نَحنُ نَنتَهِبُ إذ أقبَلَ عَلِیٌّ علیه السلام ، فَتَبَسَّمَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله وقالَ : یا عَلِیُّ ، إنَّ اللّهَ أمَرَنی أن اُزَوِّجَکَ فاطِمَهَ وقَد زَوَّجتُکَها عَلی أربَعِمِئَهِ مِثقالِ فِضَّهٍ إن رَضیتَ . فَقالَ عَلِیٌّ علیه السلام : رَضیتُ یا رَسولَ اللّهِ . ثُمَّ خَرَّ للّهِِ ساجِدا ، فَلَمّا رَفَعَ رَأسَهُ ، قالَ لَهُ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : بارَکَ اللّهُ فیکُما وبارَکَ عَلَیکُما ، وأخرَجَ مِنکُمَا الکَثیرَ الطَّیِّبَ . [۳۳۱]
تاریخ دمشق به نقل از انس : در محضر پیامبر صلی الله علیه و آله بودم که وحی ، ایشان را فرا گرفت . پس چون به حال طبیعی اش بازگشت ، فرمود : «آیا می دانی جبرئیل از نزد خداوندگار عرش ، چه آورد؟» . گفتم : نه . فرمود : «پروردگارم به من فرمان داد که فاطمه را به همسری علی بن ابی طالب درآورم . پس برو و ابو بکر و عمر و عثمان و طلحه و زبیر و به تعداد ایشان از انصار ، نزد من بخوان» . من رفتم و آنان را فرا خواندم . چون در جای خود نِشستند ، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «سپاس و ستایش ، برای خداوندی است که به واسطه نعمتهایش ، سپاس و ستایش میشود ؛ به سبب قدرتش پرستش میگردد ؛ به سبب زبانش [ کلامش] ، از او فرمان میبرند ؛ از عذابش میترسند ؛ آنچه را [ از پاداش ] نزد اوست ، از او میخواهند . خدایی که فرمانش در آسمان و زمینش نافذ است . همو که آفریدگان را به قدرت خود آفرید ، و با احکامش آنها را از یکدیگر جدا ساخت ، و با دینش به آنان عزّت بخشید ، و به وجود پیامبرش محمّد صلی الله علیه و آله آنان را مفتخر داشت . سپس ، خداوند ، ازدواج را مایه پیوند نَسَبی و یک تکلیف قرار داد ، و با آن ، ارحام را به هم پیوست و مردمان را بدان ملزم ساخت . خداوند تبارک و تعالی فرموده است : «و او کسی است که از آب ، بشری را آفرید و او را [ دارای خویشاوندی ]نَسَبی و سببی قرار داد و پروردگار تو همواره تواناست» . پس ، فرمان خدا به سوی قضای او روان است ، و قضای او به سوی قَدَرش ، و هر قضایی را قَدَری است ، و هر قَدَری را سرآمدی ، و هر سرآمدی را نبِشتهای : «خدا آنچه را بخواهد ، محو میکند یا باقی میگذارد و اصل کتاب نزد اوست» . به درستی که پروردگارم مرا فرمان داد تا فاطمه را به ازدواج علی بن ابی طالب در آورم ، و من شما را گواه میگیرم که فاطمه را با مهریه چهارصد مثقال نقره ، به همسری او در آوردم ؛ اگر علی بدان راضی باشد» . پیامبر صلی الله علیه و آله علی را در پی کاری فرستاده بود . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سپس طبقی خرمای نارَس خواست و آن را در برابر خویش نهاد و فرمود : «غارت کنید!» . ما مشغول تاراج کردن سینی خرما بودیم که علی علیه السلام آمد . پیامبر صلی الله علیه و آله لبخندی زد و فرمود : «ای علی ! خداوند ، مرا فرمود تا فاطمه را به ازدواج تو در آورم و من او را با مهریه چهارصد مثقال نقره ، به همسری تو در آوردم ؛ البته اگر تو راضی باشی» . علی علیه السلام فرمود : «راضی ام ، ای پیامبر خدا!» . سپس برای خدا به سجده افتاد و چون سرش را از سجده برداشت ، پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «خداوند به شما دو تن ، برکت دهد و مبارکتان باشد و نسل بسیار و پاکی را از شما به دنیا آورَد!» .
۶ / ۶جَهازُ سَیِّدَهِ النِّساءِالإمام علیّ علیه السلام :جَهَّزَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فاطِمَهَ فی خَمیلٍ [۳۳۲] ، وقِربَهٍ ، ووِسادَهِ أدَمٍ حَشوُها لیفُ الإذخِرِ [۳۳۳] . [۳۳۴]
۶ / ۶ جهیزیّه بانوی بانوان
۶ / ۶جهیزیّه بانوی بانوانامام علی علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله یک چادرْ شب مخمل ، یک مَشک و یک بالین چرمی که از علف گورگیاه ، پُر شده بود به فاطمه علیهاالسلام جهاز دارد .
مسند ابن حنبل عن حمّاد :حَدَّثَنا عَطاءُ بنُ السّائِبِ عَن أبیهِ عَن عَلِیٍّ علیه السلام أنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله لَمّا زَوَّجَهُ فاطِمَهَ بَعَثَ مَعَها بِخَمیلَهٍ ، ووِسادَهٍ مِن أدَمٍ حَشوُها لیفٌ ، ورَحیَینِ ، وسِقاءٌ ، وجَرَّتَینِ . [۳۳۵]
الإمام الحسین علیه السلام :لَمّا زَوَّجَ [أی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ] فاطِمَهَ عَلِیّا عَلی أربَعِمِئَهٍ وثَمانینَ دِرهَما ، فَأَمَرَهُ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله أن یَجعَلَ ثُلُثَیها فِی العِطرِ وثُلُثا فِی الثِّیابِ ، فَدَخَلَ بِهِما وما لَهُما فِراشٌ إلّا فَروَهُ اُضحِیَّهِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ووِسادَهٌ مِن أدَمٍ حَشوُها لیفٌ . [۳۳۶]
الإمام علیّ علیه السلام :لَمّا أتَیتُ رَسولَ اللّهِ خاطِبا ابنَتَهُ فاطِمَهَ ، قالَ : وما عِندَکَ تَنقُدُنی [۳۳۷]؟ قُلتُ لَهُ : لَیسَ عِندی إلّا بَعیری وفَرَسی ودِرعی . قالَ : أمّا فَرَسُکَ فَلا بُدَّ لَکَ مِنهُ ؛ تُقاتِلُ عَلَیهِ ، وأمّا بَعیرُکَ فَحامِلُ أهلِکَ ، وأمّا دِرعُکَ فَقَد زَوَّجَکَ اللّهُ بِها . قالَ عَلِیٌّ علیه السلام : فَخَرَجتُ مِن عِندِهِ وَالدِّرعُ عَلی عاتِقِی الأَیسَرِ ، فَذَهَبتُ إلی سوقِ اللَّیلِ فَبِعتُها بِأَربَعِمِئَهِ دِرهَمٍ سودٍ هَجَرِیَّهٍ ، ثُمَّ أتَیتُ بِها إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَصَبَبتُها بَینَ یَدَیهِ ، فَوَ اللّهِ ما سَأَلَنی عَن عَدَدِها ، وکانَ رَسولُ اللّهِ سَرِیَ [۳۳۸] الکَفِّ ، فَدَعا بِلالاً ومَلَأَ قَبضَتَهُ ، فَقالَ : یا بِلالُ ، اِبتَع بِها طیبا لِابنَتی فاطِمَهَ . ثُمَّ دَعا اُمَّ سَلَمَهَ وقالَ لَها : یا اُمَّ سَلَمَهَ ، اِبتاعی لِابنَتی فِراشا مِن حِلسِ مِصرَ ، وَاحشیهِ لیفا ، وَاتَّخِذی لَها مِدرَعَهً وعَباءَهً قَطَوانِیَّهً [۳۳۹] ، ولا تَتَّخِذی أکثَرَ مِن ذلِکَ فَیکونا مِنَ المُسرِفینَ . [۳۴۰]
مسند ابن حنبل به نقل از حمّاد : عَطاء بن سائِب از پدرش ، از علی علیه السلام برای ما حدیث کرد که وقتی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه را به همسری او (علی) در آورد ، یک چادر شب مخمل ، یک بالش چرمیِ پُر شده از لیف ، دو رستاس ، یک مَشک و دو سبو با او همراه کرد .
امام حسین علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را با چهارصد و هشتاد درهم مهریه ، به ازدواج علی علیه السلام درآورد ، و به علی علیه السلام فرمود که دو سوم این مبلغ را خرج عطر کند و یک سوم دیگر را خرج لباس . پس آن دو را به خانه فرستاد ، در حالی که بسترشان چیزی نبود جز پوست قربانی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و بالشی چرمی که از لیف ، پُر شده بود .
امام علی علیه السلام :چون نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای خواستگاری دخترش فاطمه رفتم ، فرمود : «چه داری که به من بدَهی؟» . گفتم : جز شتر و اسب و زرهام ، چیزی ندارم . فرمود: «اسبت را که لازم داری. شترت هم که برای سوار کردن همسرت است. می مانَد زره ات که خداوند ، فاطمه را [ در مقابل آن] به ازدواج تو درآوَرْد». من ، زره خود را بر شانه چپم انداختم و ایشان را ترک کردم و به بازار شب رفتم . پس ، آن را به چهارصد درهم سیاه هَجَری [۳۴۱]فروختم . سپس آنها را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آوردم و جلویِ ایشان ریختم . به خدا سوگند که او از تعداد درهمها سؤالی نکرد ! پیامبر خدا انسانی گشاده دست و جوان مرد بود . سپس ، بلال را خواند و مشت او را [ از آن درهمها ]پر کرد و فرمود : «ای بلال ! با اینها مقداری عطر برای دخترم فاطمه ، خریداری کن» . سپس اُمّ سَلَمه را صدا زد و به او فرمود : «ای اُمّ سلمه! برای دخترم بستری از جنس پَلاس مصر خریداری نما و آن را با لیف ، پُر کن . و یک زره و یک چادر سفیدِ کم پُرز نیز برای او بخر . بیش از اینها مگیر که [ در این صورت ، ]علی و فاطمه ، از اسراف کاران خواهند بود» .
الإمام علیّ علیه السلام :قَبَضَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله قَبضَهً مِنَ الدَّراهِمِ ودَعا بِأَبی بَکرٍ فَدَفَعَها إلَیهِ وقالَ : یا أبا بَکرٍ ، اِشتَرِ بِهذِهِ الدَّراهِمِ لِابنَتی ما یَصلُحُ لَها فی بَیتِها . وَبَعَثَ مَعَهُ سَلمانَ الفارِسِیَّ وبِلالاً لِیُعیناهُ عَلی حَملِ ما یَشتَریهِ . قالَ أبو بَکرٍ : وکانَتِ الدَّراهِمُ الَّتی أعطانیها ثَلاثَهً وسِتّینَ دِرهَما ، فَانطَلَقتُ وَاشتَرَیتُ فِراشا مِن خیشِ مِصرَ مَحشُوّا بِالصّوفِ ، ونَطعا مِن أدَمٍ ، ووِسادَهً مِن أدَمٍ حَشوُها مِن لیفِ النَّخلِ ، وعَباءَهً خَیبَرِیَّهً ، وقِربَهً لِلماءِ ، وکیزانا ، وجِرارا ، ومِطهَرَهً لِلماءِ ، وسِترَ صوفٍ رَقیقا . وحَمَلناهُ جَمیعا حَتّی وَضَعناهُ بَینَ یَدَی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَلَمّا نَظَرَ إلَیهِ بَکی وجَرَت دُموعُهُ ، ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ إلَی السَّماءِ وقالَ : اللّهُمَّ بارِکِ لِقَومٍ جُلُّ آنِیَتِهِمُ الخَزَفُ . [۳۴۲]
الإمام الصادق علیه السلام :لَمّا زَوَّجَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فاطِمَهَ عَلِیّا علیهماالسلام دَخَلَ عَلَیها وهِیَ تَبکی ، فَقالَ لَها ما یُبکیکِ ؟ فَوَ اللّهِ لَو کانَ فی أهلِ بَیتی خَیرٌ مِنهُ زَوَّجتُکِ ، وما أنا زَوَّجتُکِ ولکِنَّ اللّهَ زَوَّجَکِ ، وأصدَقَ عَنکِ الخُمسَ ما دامَتِ السَّماواتُ وَالأَرضُ . قالَ عَلِیٌّ علیه السلام : ثُمَّ قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : قُم فَبِعِ الدِّرعَ . فَقُمتُ فَبِعتُهُ وأخَذتُ الثَّمَنَ ودَخَلتُ عَلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَسَکَبتُ الدَّراهِمَ فی حِجرِهِ ، فَلَم یَسأَلنی کَم هِیَ ولا أنا أخبَرتُهُ . ثُمَّ قَبَضَ قَبضَهً ودَعا بِلالاً فَأَعطاهُ وقالَ : اِبتَع لِفاطِمَهَ طیبا . ثُمَّ قَبَضَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله مِنَ الدَّراهِمِ بِکِلتا یَدَیهِ فَأَعطاها أبا بَکرٍ وقالَ : اِبتَع لِفاطِمَهَ ما یُصلِحُها مِن ثِیابٍ وأثاثِ البَیتِ ، وأردَفَهُ بِعَمّارِ بنِ یاسِرٍ وبِعِدَّهٍ مِن أصحابِهِ ، فَحَضَرُوا السّوقَ فَکانوا یَعتَرِضونَ [۳۴۳] الشَّیءَ مِمّا یَصلُحُ فَلا یَشتَرونَهُ حَتّی یَعرِضوهُ عَلی أبی بَکرٍ ، فَإِنِ استَصلَحَهُ اشتَرَوهُ ، فَکانَ مِمّا اشتَرَوهُ قَمیصٌ بِسَبعَهِ دَراهِمَ ، و خِمارٌ بِأَربَعَهِ دَراهِمَ ، وقَطیفَهٌ سَوداءُ خَیبَرِیَّهٌ ، وسَریرٌ مُزَمَّلٌ بِشَریطٍ ، وفِراشانِ مِن جِنسِ مِصرَ ، حَشوُ أحَدِهِما لِیفٌ وحَشوُ الآخَرِ مِن جِزِّ الغَنَمِ ، وأربَعُ مَرافِقَ مِن أدَمِ الطّائِفِ حَشوُها إذخِرٌ ، وسِترٌ مِن صوفٍ ، وحَصیرٌ هَجَرِیٌّ ، ورَحَا الیَدِ ، ومِخضَبٌ [۳۴۴] مِن نُحاسٍ ، وسَقیٌ مِن أدَمٍ ، وقَعبٌ [۳۴۵]لِلَّبَنِ ، وشَیءٌ لِلماءِ ، ومِطهَرَهٌ مُزَفَّتَهٌ ، وجَرَّهٌ خَضراءُ ، وکیزانُ خَزَفٍ . حَتّی إذَا استَکمَلَ الشِّراءُ حَمَلَ أبو بَکرٍ بَعضَ المَتاعِ وحَمَلَ أصحابُ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله الَّذینَ کانوا مَعَهُ الباقِیَ ، فَلَمّا عَرَضُوا المَتاعَ عَلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله جَعَلَ یُقَلِّبُهُ بِیَدِهِ ویَقولُ : بارَکَ اللّهُ لِأَهلِ البَیتِ . [۳۴۶] امام علی علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مُشتی از درهمها را برداشت و ابو بکر را صدا زد و آنها را به او داد و فرمود : «ای ابا بکر ! با این درهمها برای دخترم ، آنچه را که برای خانه اش لازم است ، خریداری کن» . سلمان فارسی و بلال را نیز همراه او کرد تا در حمل آنچه میخرد ، کمکش کنند . ابو بکر میگوید : درهمهایی را که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من داد شصت و سه درهم بود . من رفتم و بستری از خَیْشِ [۳۴۷] مصریِ پُر شده با پشم ، یک سفره چرمین ، یک بالین چرمیِ پُر شده از لیفِ درخت خرما ، یک چادر خیبری ، یک مَشک آب ، چند کوزه و سبو ، یک آفتابه ، و یک پرده پشمی نازک خریدم ، و با هم ، آنها را آوردیم و در برابر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نهادیم . پیامبر صلی الله علیه و آله با دیدن آنها گریه اش گرفت و اشکهایش جاری شد . سپس سرش را به سوی آسمان برداشت و فرمود : «بار خدایا ! به قومی که بیشترین ظرفهای آنان سُفال است ، برکت ده» .
امام صادق علیه السلام :چون پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه را به همسری علی علیه السلام در آورد ، به نزد فاطمه رفت ، در حالی که او را گریان یافت . به او فرمود : «چرا گریه میکنی؟ به خدا سوگند اگر در خانهام ، بهتر از او ( علی ) بود ، تو را به همسری وی در میآوردم ! این من نبودم که تو را شوهر دادم ؛ بلکه خداوند ، تو را همسر داد ، و مهریه ات را خُمس[ اموال] تا زمانی که آسمانها وزمین برجاست تعیین کرد». علی علیه السلام گفت : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سپس فرمود : «برو و زره را بفروش» . من رفتم و آن را فروختم و پولش را گرفتم و نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بازگشتم و درهمها را در دامن او ریختم . از من نپرسید که چه مقدار است و من هم مقدارش را نگفتم . پس ، مشتی [درهم] برداشت و بلال را صدا زد و آنها را به او داد و فرمود : «برای فاطمه ، قدری عطر خریداری کن» . سپس با هر دو دستش ، از درهمها برداشت و آنها را به ابو بکر داد و فرمود : «برای فاطمه ، آنچه از لباس و اثاث خانه لازم است ، خریداری کن» و عمّار بن یاسر و تنی چند از صحابه را همراه او فرستاد . آن عدّه ، به بازار رفتند و به هر چه بر میخوردند و لازم بود ، پیش از آن که آن را بخرند ، به ابو بکر نشانش میدادند . اگر او آن را مناسب میدید ، میخریدند . از جمله چیزهایی که خریداری کردند : یک پیراهن بود به قیمت هفت درهم ؛ یک چارقد به قیمت چهار درهم ؛ قطیفه مشکی خیبری ، یک تختِ ساخته شده با طناب بافته از لیف درخت خرما ؛ دو رخت خواب از خَیْش مصری که یکی با لیف خرما پُر شده بود و دیگری با پشم گوسفند ؛ چهار عدد بالش از چرم طائف که با علف گور گیاه ، پر شده بودند ؛ یک پرده پشمی ؛ بوریایی هَجَری ؛ یک دستاس ؛ لگن مسی ؛ آبخوری چرمی ؛ قدحی برای شیر ؛ مَشک آب کوچک ؛ آفتابهای زفت اندود ؛ یک سبوی سبز ، و چند کوزه سفالی . خرید که تمام شد ، ابو بکر ، مقداری از وسایل را برداشت و بقیه را یاران پیامبر خدا صلی الله علیه و آله که با او بودند ، برداشتند . چون کالاها را نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آوردند ، ایشان با دستش آنها را زیر و رو میکرد و میفرمود : «خدا بر اهل این خانه ، برکت دهاد!» .
السنن الکبری للنسائی عن ابن عبّاس :لَمّا زَوَّجَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فاطِمَهَ مِن عَلِیٍّ ، کانَ فیما أهدی مَعَها سَریرا مَشروطا ، ووِسادَهً مِن أدَمٍ حَشوُها لیفٌ ، وقِربَهً . قالَ : وجاؤوا بِبَطحاءِ الرَّملِ فَبَسَطوهُ فِی البَیتِ . [۳۴۸]
۶ / ۷وَلیمَهُ العُرسِتاریخ دمشق عن بریده :لَمّا زَوَّجَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فاطِمَهَ علیهاالسلام قالَ لَها رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : «لا بُدَّ لِلعُرسِ مِن وَلیمَهٍ» ، ثُمَّ أمَرَ بِکَبشٍ فَجَمَعَهُم عَلَیهِ .[۳۴۹]
۶ / ۷ ولیمه عروسی
السنن الکبری ، نسایی به نقل از ابن عبّاس : زمانی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه را به ازدواج علی در آوَرْد ، لابه لای چیزهایی که با او همراه کرد ، یک تختِ لیف خرمایی بود ، یک بالش چرمیِ پُر شده با لیف خرما ، و یک مَشک . آنان ماسه آوردند و در کف اتاق ، پهن کردند .
۶ / ۷ولیمه عروسیتاریخ دمشق به نقل از بُرَیدَه : هنگامی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را به ازدواج درآورد ، به او فرمود : «برای عروسی ، باید ولیمه داد» . سپس دستور داد که قوچی را سر بریدند و همه را به [خوردن] آن دعوت کرد .
السنن الکبری للنسائی عن بریده فی حَدیثِ زَواجِ عَلِیٍّ وفاطِمَهَ علیهماالسلام: ... فَلَمّا کانَ بَعدَ ذلِکَ بَعدَما زوَّجَهُ [رَسولُ اللّه صلی الله علیه و آله ]قالَ : یا عَلِیُّ ، إنَّهُ لابُدَّ لِلعُرسِ مِن وَلیمَهٍ . قالَ سَعدٌ : عِندی کَبشٌ . وجَمَعَ لَهُ رَهطٌ مِنَ الأَنصارِ آصُعا مِن ذُرَّهٍ .[۳۵۰]
المعجم الأوسط عن جابر بن عبد اللّه :حَضَرنا عُرسَ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ وفاطِمَهَ بِنتِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَما رَأَینا عُرسا کانَ أحسَنَ مِنهُ حَیسا [۳۵۱] ، وهَیَّأَ لَنا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله زَیتا وتَمرا فَأَکَلنا ، وکانَ فِراشُهُما لَیلَهَ عُرسِهِما إهابَ کَبشٍ . [۳۵۲]
الإمام الصادق علیه السلام فی حَدیثِ زَواجِ عَلیٍّ وفاطِمَهَ علیهماالسلام : ... قالَ عَلِیٌّ علیه السلام : ثُمَّ قالَ لی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : یا عَلِیُّ ، اِصنَع لِأَهلِکَ طَعاما فاضِلاً . ثُمَّ قالَ : مِن عِندِنا اللَّحمُ وَالخُبزُ وعَلَیکَ التَّمرُ وَالسَّمنُ . فَاشتَرَیتُ تَمرا وسَمنا ، فَحَسَرَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَن ذِراعِهِ وجَعَلَ یَشدُخُ التَّمرَ فِی السَّمنِ حَتَّی اتَّخَذَهُ خَبیصا [۳۵۳]، وبَعَثَ إلَینا کَبشا سَمینا فَذُبِحَ ، وخَبَزَ لَنا خُبزا کَثیرا ، ثُمَّ قالَ لی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : اُدعُ مَن أحبَبتَ . فَأَتَیتُ المَسجِدَ وهُوَ مُشحَنٌ بِالصَّحابَهِ ، فَاستَحیَیتُ أن اُشخِصَ قَوما وأدَعَ قَوما ، ثُمَّ صَعِدتُ عَلی رَبوَهٍ هُناکَ ، ونادَیتُ : أجیبوا إلی وَلیمَهِ فاطِمَهَ ، فَأَقبَلَ النّاسُ أرسالاً [۳۵۴]، فَاستَحیَیتُ مِن کَثرَهِ النّاسِ وقِلَّهِ الطَّعامِ ، فَعَلِمَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ما تَداخَلَنی فَقالَ : یا عَلِیُّ ، إنّی سَأَدعُو اللّهَ بِالبَرَکَهِ . قالَ عَلِیٌّ علیه السلام : وأکَلَ القَومُ عَن آخِرِهِم طَعامی ، وشَرِبوا شَرابی ، ودَعَوا لی بِالبَرَکَهِ ، وصَدَروا وهُم أکثَرُ مِن أربَعَهِ آلافِ رَجُلٍ ، ولَم یَنقُص مِنَ الطَّعامِ شَیءٌ ، ثُمَّ دَعا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله بِالصِّحافِ [۳۵۵] فَمُلِئَت ، ووَجَّهَ بِها إلی مَنازِلِ أزواجِهِ ، ثُمَّ أخَذَ صُحفَهً وجَعَلَ فیها طَعاما ، وقالَ : هذا لِفاطِمَهَ وبَعلِها . [۳۵۶]
السنن کبری ، نسایی به نقل از بریده ، در حدیث ازدواج علی و فاطمه علیهماالسلام : ... پس از آن که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه را به همسریِ علی علیه السلام در آورد ، فرمود : «ای علی ! برای عروسی ، باید ولیمه داد» . سعد گفت : من یک قوچ دارم . گروهی از انصار هم ، چند صاع ذرّت برای پیامبر صلی الله علیه و آله جمع کردند .
المعجم الأوسط به نقل از جابر بن عبد اللّه : در عروسی علی بن ابی طالب و فاطمه دخت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله حاضر شدیم . در هیچ عروسی ای ، چنگالی نکوتر از آن ندیده بودیم . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله غذایی از روغن و خرما برای ما تهیه کرد و ما تناول کردیم . در آن شب ، بستر آن دو پوست دبّاغی نشده یک قوچ بود .
امام صادق علیه السلام در حدیث ازدواج علی و فاطمه علیهماالسلام : ... علی علیه السلام گفت : سپس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود : «ای علی ! برای خانواده ات ، غذایی آبرومند تهیه کن» . سپس افزود : «گوشت و نان از ما ، خرما و روغن ، بر عهده تو» . من قدری خرما و روغن خریدم . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آستینهایش را بالا زد و شروع به تفت دادن خرماها در روغن کرد ، تا آن که حلوایی ساخت ، و قوچ فربهی را برای ما فرستاد که ذبح شد ، و مقدار زیادی هم نان برایمان پخت . سپس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود : «هر کس را که میخواهی ، دعوت کن» . من به مسجد رفتم . مسجد ، پر از صحابه بود . خجالت کشیدم که عدّهای را دعوت کنم و عدّهای را واگذارم . پس ، بالای تپّهای که آن جا بود ، رفتم و فریاد زدم : در ولیمه فاطمه ، حاضر شوید . مردم ، گروه گروه آمدند . من از این که جمعیّتْ زیاد بود و غذا اندک ، خجالت زده شدم . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دریافت که در دل من چه میگذرد . سپس فرمود : «ای علی ! از خداوند ، برکت خواهم خواست» . علی علیه السلام گفت : همه مردم تا آخرین نفر ، از غذا و نوشیدنی من خوردند و نوشیدند و برایم طلب برکت کردند و همگی که بیش از چهارهزار مرد بودند ، رفتند ؛ امّا از غذا ، هیچ کم نشده بود . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دوریها را خواست و آنها را از غذا پر کرد و به خانههای همسرانش فرستاد . سپس یک دوری برداشت و در آن ، مقداری غذا ریخت و فرمود: «این هم برای فاطمه و شوهرش» . راجع : ص ۱۲۲ (الولیمه) .
۶ / ۸لَیلَهُ الزَّفافِالإمام الباقر علیه السلام :حَدَّثَنی جابِرُ بنُ عَبدِ اللّهِ الأَنصارِیُّ ، قالَ : لَمّا کانَتِ اللَّیلَهُ الَّتی أهدی فیها رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فاطِمَهَ إلی عَلِیٍّ علیهماالسلام ، دَعا بِعَلِیٍّ فَأَجلَسَهُ عَن یَمینِهِ ، ودَعا بِها علیهاالسلامفَأَجلَسَها عَن شِمالِهِ ، ثُمَّ جَمَعَ رَأسَیهِما ، ثُمَّ قامَ وقاما وهُوَ بَینَهُما یُریدُ مَنزِلَ عَلِیٍّ علیه السلام ، فَکَبَّرَ جَبرَئیلُ فِی المَلائِکَهِ ، فَسَمِعَ النَّبِیُّ التَّکبیرَ ، فَکَبَّرَ وکَبَّرَ المُسلِمونَ ، وهُوَ أوَّلُ تَکبیرٍ کانَ فی زَفافٍ ، فَصارَت سُنَّهً .[۳۵۷]
الإمام الصادق علیه السلام فی حَدیثِ زَواجِ عَلِیٍّ وفاطِمَهَ علیهماالسلام : . . . قالَ عَلِیٌّ علیه السلام : فَأَقَمتُ بَعدَ ذلِکَ شَهرا اُصَلّی مَعَ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله وأرجِعُ إلی مَنزِلی ولا أذکُرُ شَیئا مِن أمرِ فاطِمَهَ ، ثُمَّ قُلنَ أزواجُ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله : ألا نَطلُبُ لَکَ مِن رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله دُخولَ فاطِمَهَ عَلَیکَ ؟ قُلتُ : اِفعَلنَ ، فَدَخَلنَ عَلَیهِ ، فَقَالت اُمُّ أیمَنَ : یا رَسولَ اللّهِ ، لَو أنَّ خَدیجَهَ باقِیَهٌ لَقَرَّت عَینُها بِزَفافِ فاطِمَهَ ، وإنَّ عَلِیّا یُریدُ أهلَهُ ، فَقُرَّ عَینَ فاطِمَهَ بِبَعلِها ، وَاجمَع شَملَهُما ، وقُرَّ عُیونَنا بِذلِکَ ! فَقالَ : فَما بالُ عَلِیٍّ لا یَطلُبُ مِنیّ زَوجَتَهُ ؟ فَقَد کُنّا نَتَوَقَّعُ مِنهُ ذلِکَ . قالَ عَلِیٌّ علیه السلام : فَقُلتُ : الحَیاءُ یَمنَعُنی یا رَسولَ اللّهِ . فَالتَفَتَ إلَی النِّساءِ فَقالَ : مَن هاهُنا ؟ فَقالَت اُمُّ سَلَمَهَ : أنا اُمُّ سَلَمَهَ ، وهذِهِ زَینَبُ ، وهذِهِ فُلانَهُ وفُلانَهُ . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله هَیِّئوا لِابنَتی وَابنِ عَمّی فی حُجَری بَیتا . فَقالَت اُمُّ سَلَمَهَ : فی أیِّ حُجرَهٍ ، یا رَسولَ اللّهِ ؟ قالَ : فی حُجرَتِکَ . وأمَرَ نِساءَهُ أن یُزَیِّنَّ ویُصلِحنَ مِن شَأنِها . فَقالَت اُمُّ سَلَمَهَ : فَسَأَلتُ فاطِمَهَ : هَل عِندَکِ طیبٌ ادَّخَرتیهِ لِنَفسِکِ ؟ قالَت : نَعَم ، فَأَتَت بِقارورَهٍ فَسَکَبَت مِنها فی راحَتی ، فَشَمِمتُ مِنها رائِحَهً ما شَمِمتُ مِثلَها قَطُّ ، فَقُلتُ : ما هذا ؟ فَقالَت : کانَ دَحِیَّهُ الکَلبِیُّ یَدخُلُ عَلی رَسولِ اللّه صلی الله علیه و آله فَیَقولُ لی : یا فاطِمَهُ ، هاتی الوِسادَهَ فَاطرَحیها لِعَمِّکِ ، فَأَطرَحُ لَهُ الوِسادَهَ فَیَجلِسُ عَلَیها ، فَإِذا نَهَضَ سَقَطَ مِن بَینِ ثِیابِهِ شَیءٌ فَیَأمُرُنی بِجَمعِهِ ، فَسَأَلَ عَلِیٌّ علیه السلام رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَن ذلِکَ فَقالَ : هُوَ عَنبَرٌ یَسقُطُ مِن أجنِحَهِ جَبرَئیلَ علیه السلام ... . حَتّی إذَا انصَرَفَتِ الشَّمسُ لِلغُروبِ قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : یا اُمَّ سَلَمَهَ ، هَلُمّی فاطِمَهَ ، فَانطَلَقَت فَأَتَت بِها وهِیَ تَسحَبُ أذیالَها ، وقَد تَصَبَّبَت عَرَقا حَیاءً مِن رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَعَثَرَت ، فَقالَ لَها رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : أقالَکِ اللّهُ العَثرَهَ فِی الدُّنیا وَالآخِرَهِ ، فَلَمّا وَقَفَت بَینَ یَدَیهِ کَشَفَ الرِّداءَ عَن وَجهِها حَتّی رَآها عَلِیٌّ علیه السلام ، ثُمَّ أخَذَ یَدَها فَوَضَعَها فی یَدِ عَلِیٍّ علیه السلام . فَقالَ : بارَکَ اللّهُ لَکَ فِی ابنَهِ رَسولِ اللّهِ ، یا عَلِیُّ ، نِعمَ الزَّوجَهُ فاطِمَهُ ، ویا فاطِمَهُ ، نِعمَ البَعلُ عَلِیٌّ ، اِنطَلِقا إلی مَنزِلِکُما ولا تُحدِثا أمرا حَتّی آتِیَکُما . قالَ عَلِیٌّ علیه السلام : فَأَخَذتُ بِیَدِ فاطِمَهَ ، وَانطَلَقتُ بِها حَتّی جَلَسَت فی جانِبِ الصُّفَّهِ [۳۵۸] ، وجَلَستُ فی جانِبِها ، وهِیَ مُطرِقَهٌ إلَی الأَرضِ حَیاءً مِنّی ، وأنا مُطرِقٌ إلَی الأَرضِ حَیاءً مِنها ، ثُمَّ جاءَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَقالَ : مَن هاهُنا ؟ فَقُلنا : اُدخُل یا رَسولَ اللّهِ ، مَرحَبا بِکَ زائِرا وداخلاً ، فَدَخَلَ فَأَجلَسَ فاطِمَهَ علیهاالسلاممِن جانِبِهِ وعَلِیّا علیه السلام مِن جانِبِهِ . ثُمَّ قالَ : یا فاطِمَهُ ، إیتینی بِماءٍ ، فَقامَت إلی قَعبٍ فِی البَیتِ فَمَلَأَتهُ ماءً ، ثُمَّ أتَتهُ بِهِ ، فَأَخَذَ مِنهُ جُرعَهً فَتَمَضمَضَ بِها ، ثُمَّ مَجَّها فِی القَعبِ ، ثُمَّ صَبَّ مِنها عَلی رَأسِها ، ثُمَّ قالَ : أقبِلی ، فَلَمّا أقبَلَت نَضَحَ مِنهُ بِینَ ثَدیَیها ، ثُمَّ قالَ : أدبِری ، فَلَمّا أدبَرَت نَضَحَ مِنهُ بَینَ کَتِفَیها . ثُمَّ قالَ : اللّهُمَّ هذِهِ ابنَتی وأحَبُّ الخَلقِ إلَیَّ ، اللّهُمَّ وهذا أخی وأحَبُّ الخَلقِ إلَیَّ ، اللّهُمَّ [اجعَلهُ] [۳۵۹] لَکَ وَلِیّا ، وبِکَ حَفِیّا ، وبارِک لَهُ فی أهلِهِ . ثُمَّ قالَ : یا عَلِیُّ ، اُدخُل بِأَهلِکَ ، بارَکَ اللّهُ لَکَ ، ورَحمَهُ اللّهِ وبَرَکاتُهُ عَلَیکُم ، إنَّهُ حَمیدٌ مَجیدٌ . [۳۶۰]
۶ / ۸ شبِ زَفاف
ر . ک : ص ۱۲۳ (ولیمه دادن) .
۶ / ۸شبِ زَفافامام باقر علیه السلام :جابر بن عبد اللّه انصاری ، برایم نقل کرد و گفت : در شبی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را به خانه علی علیه السلام فرستاد ، علی را صدا زد و او را در طرف راست خود نشاند و فاطمه علیهاالسلام را صدا زد و در سمت چپ خویش نشاند . آن گاه سر آن دو بزرگوار را به هم آورد . سپس برخاست و علی و فاطمه نیز برخاستند و پیامبر صلی الله علیه و آله در وسط آن دو ، رهسپار خانه علی علیه السلام شد . جبرئیل ، در میان فرشتگان ، بانک تکبیر زد . پیامبر صلی الله علیه و آله تکبیر را شنید و تکبیر گفت و مسلمانان تکبیر گفتند . این ، نخستین تکبیری بود که در عروسی گفته شد و از آن پس ، به سنّت تبدیل شد .
امام صادق علیه السلام در حدیث ازدواج علی و فاطمه علیهماالسلام : ... علی علیه السلام فرمود : بعد از آن ، به مدّت یک ماه ، با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نماز میگزاردم و به منزلم بر میگشتم ، بدون آن که از فاطمه سخن بگویم . پس از این مدّت ، همسران پیامبر خدا صلی الله علیه و آله گفتند : آیا از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نخواهیم که فاطمه را به خانه ات بفرستد؟ گفتم : این کار را بکنید . آنان نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفتند و اُمّ اَیْمن گفت : ای پیامبر خدا ! اگر خدیجه زنده بود ، از عروسی فاطمه ، خوش حال میشد . علی ، همسرش را میخواهد . پس ، چشم فاطمه را به شوهرش روشن بگردان و آن دو را در کنار هم قرار بده و با این کار ، ما را هم خوش حال ساز ! پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «پس ، چرا خودِ علی همسرش را از من نمیخواهد؟ ما منتظر این درخواست از سوی او بودیم» . علی علیه السلام گفت : پس گفتم : حیا ، مانع من میشود ، ای پیامبر خدا ! پیامبر صلی الله علیه و آله ، رو به زنان کرد و فرمود : «چه کسانی این جا حاضرند؟» . اُمّ سلمه گفت : من اُمّ سلمه ، این زینب ، و این فلانی و فلانی» . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «در یکی از اتاقهای من برای دخترم و پسر عمویم ، حِجلهای آماده کنید» . اُمّ سلمه گفت : در کدام اتاق ، ای پیامبر خدا؟ فرمود : «در اتاق خودت» . و به همسرانش دستور داد که آن را آراسته و آماده سازند . اُمّ سلمه گفت : از فاطمه پرسیدم : آیا عطری داری که برای خودت اندوخته باشی؟ فاطمه علیهاالسلام فرمود : «آری» . و شیشهای آورد و مقداری از آن را در کف دستم ریخت . چنان بوی خوشی از آن استشمام کردم که هرگز مانند آن ، به مشامم نخورده بود . گفتم : این چیست؟ فرمود : «هر گاه دَحیّه کَلبی ، بر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وارد میشد ، به من میگفت : فاطمه ! تُشکچهای بیاور و برای عمویت بینداز ، و من برایش تُشکچه میانداختم و او بر آن مینشست . چون بر میخواست ، از میان جامههایش چیزی میافتاد و به من میگفت : آنها را جمع کنم» . علی علیه السلام در این باره از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پرسید . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «آنها عنبری است که از بالهای جبرئیل میریزد» . هنگامی که خورشید ، به سوی غروب کردن میرفت ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «ای اُمّ سلمه ! فاطمه را بیاور» . من رفتم و او را در حالی که دامنش را به زمین میکشید و از خجالت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله عرق میریخت ، آوردم . در آن حال ، پای آن بزرگوار لغزید . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود : «خدا در دنیا و آخرت ، تو را از لغزشْ نگه دارد!» . چون در برابر پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاد ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله چادر از صورتش کنار زد تا آن که علی علیه السلام او را دید . سپس دست فاطمه را گرفت و در دست علی علیه السلام نهاد و فرمود : «ای علی ! خدا به تو درباره دختر پیامبر خدا برکت دهد ! نیکو همسری است فاطمه . و تو ای فاطمه ! نیکو شوهری است علی . به منزلتان بروید و کاری نکنید تا این که نزد شما بیایم» .علی علیه السلام فرمود : دست فاطمه را گرفتم و او را بردم تا این که در گوشه صُفّه [۳۶۱] نشست و من در کنارش نشستم و هر دو از شرم یکدیگر ، سرمان را به زیر افکنده بودیم . پس از چندی ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد و فرمود : «کسی این جا هست؟» . گفتیم : داخل شوید ، ای پیامبر خدا ! به دیدار ما خوش آمدید . پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد و فاطمه علیهاالسلام را در یک طرفش و علی علیه السلام را در طرف دیگرش نشانْد . سپس فرمود : «ای فاطمه! قدری آب برایم بیاور» . فاطمه ، به طرف قدحی که در اتاق بود رفت و آن را پر از آب کرد و برای ایشان آورد . پیامبر صلی الله علیه و آله جرعهای از آن در دهانش کرد و مضمضمه اش نمود . سپس آن را به قدح برگرداند . آن گاه از آن ، بر سر فاطمه ریخت و فرمود : «به من رو کن» . چون فاطمه علیهاالسلام به طرف آن حضرت رو کرد ، پیامبر صلی الله علیه و آله قدری از آن آب را در میان سینههایش پاشاند . سپس فرمود : «برگرد» . چون برگشت ، قدری از آن را میان شانههایش پاشاند . آن گاه فرمود : «بار خدایا ! این دختر من و محبوبترین آفریدگان ، نزد من است . بار خدایا ! این هم ، برادر من و محبوبترین آفریدگان ، نزد من است . پروردگارا! او را دوست نیکوکار خودت قرار ده و همسرش را برای او مبارک گردان» . سپس فرمود : «ای علی ! [ اکنون ] با همسرت ، وارد [ اتاق ] شو . خدا بر تو مبارک کناد ، و رحمت و برکتهای خدا بر شما باد ، که او ستوده و بزگواراست!»
السنن الکبری للنسائی عن بریده فی حَدیثِ زَواجِ عَلِیٍّ وفاطِمَهَ : ... فَلَمّا کانَ لَیلَهُ البِناءِ ، قالَ [رَسولُ اللّهِ] : یا عَلِیُّ لا تُحدِث شَیئا حَتّی تَلقانی . فَدَعَا النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله بِماءٍ فَتَوَضَّأَ مِنهُ ، ثُمَّ أفرَغَهُ عَلی عَلِیٍّ علیه السلام فَقالَ : اللّهُمَّ بارِک فیهِما ، وبارِک عَلَیهِما ، وبارِک لَهُما فی شِبلِهِما [۳۶۲]. [۳۶۳] السنن الکبری ، نسایی به نقل از بریده در حدیث ازدواج علی و فاطمه علیهماالسلام : ... چون شب زفاف شد ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «ای علی ! دست به کاری نزنی تا مرا ببینی» . پس پیامبر صلی الله علیه و آله آب خواست و از آن وضو ساخت . سپس [ باقی مانده ] آن آب را بر سر علی علیه السلام ریخت و فرمود : «بار خدایا ! در این دو نفر ، برکت قرار بده ، و بر آنان مبارک بگردان ، و فرزندانشان را برایشان خجسته بدار» .
المعجم الکبیر عن أسماء بنت عمیس :لَمّا اُهدِیَت فاطِمَهُ إلی عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ ، لَم نَجِد فی بَیتِهِ إلّا رَملاً مَبسوطا ، ووِسادَهً حَشوُها [لیفٌ] [۳۶۴] ، وجَرَّهً وکوز[ا] . . . . قالَت : فَدَعَا النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله بِإِناءٍ فیهِ ماءٌ ، فَقالَ فیهِ ما شاءَ اللّهُ أن یَقولَ ، ثُمَّ مَسَحَ بِهِ صَدرَ عَلِیٍّ ووَجهَهُ ، ثُمَّ دَعا فاطِمَهَ فَقامَت إلَیهِ تَعَثَّرُ فی مِرطِها [۳۶۵]مِنَ الحَیاءِ ، فَنَضَحَ عَلَیها مِن ذلِکَ ، وقالَ لَها ما شاءَ أن یَقولَ . ثُمَّ قالَ لَها : إنّی لَم آلِکِ أن أنکَحتُکِ أحَبَّ أهلی إلَیَّ . ثُمَّ رَأی سَوادا مِن وَراءِ السِّترِ أو مِن وَراءِ البابِ ، فَقالَ : مَن هذا ؟ قالَت : أسماءُ ، قالَ : أسماءُ بِنتُ عُمَیسٍ ؟ قالَت : نَعَم یا رَسولَ اللّهِ ، قالَ : جِئتِ کَرامَهً لِرَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله مَعَ ابنَتِهِ ؟ قالَت : نَعَم ، إنَّ الفَتاهَ لَیلَهَ یُبنی بِها لابُدَّ لَها مِنِ امرَأَهٍ تَکونُ قَریبا مِنها ، إن عَرَضَت لَها حاجَهٌ أفضَت بِذلِکَ إلَیها . قالَت : فَدَعا لی بِدُعاءٍ ، فَإِنَّهُ لَأَوثَقُ عَمَلی عِندی ، ثُمَّ قالَ لِعَلِیٍّ : دونَکَ أهلَکَ . ثُمَّ خَرَجَ فَوَلّی ، قالَت : فَما زالَ یَدعو لَهُما حَتّی تَواری فی حُجَرِهِ . [۳۶۶]
۶ / ۹بَیتُ سَیِّدَهِ النِّساءِ وأثاثُ بَیتِهاالإمام الباقر علیه السلام :لَمّا قَدِمَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله المَدینَهَ ، نَزَلَ عَلی أبی أیّوبَ سَنَهً أو نَحوَها . فَلَمّا تَزَوَّجَ عَلِیٌّ فاطِمَهَ قالَ لِعَلِیٍّ : اُطلُب مَنزِلاً . فَطَلَبَ عَلِیٌّ مَنزِلاً فَأَصابَهُ مُستَأخِرا عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَلیلاً ، فَبَنی بِها فیهِ ، فَجاءَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله إلَیها ، فَقالَ : إنّی اُریدُ أن اُحَوِّلَکِ إلَیَّ ، فَقالَت لِرَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله : فَکَلِّم حارِثَهَ بِنَ النُّعمانِ أن یَتَحَوَّلَ عَنّی ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : قَد تَحَوَّلَ حارِثَهُ عَنّا حَتّی قَدِ استَحیَیتُ مِنهُ . فَبَلَغَ ذلِکَ حارِثَهَ فَتَحَوَّلَ ، وجاءَ إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، إنَّهُ بَلَغَنی أنَّکَ تُحَوِّلُ فاطِمَهَ إلَیکَ وهذِهِ مَنازلی وهِیَ أسقَبُ [۳۶۷] بُیوتِ بَنِی النَّجّارِ بِکَ ، وإنَّما أنَا ومالی للّهِِ ولِرَسولِهِ . وَاللّهِ یا رَسولَ اللّهِ ! المالُ الَّذی تَأخُذُ مِنّی أحَبُّ إلَیَّ مِنَ الَّذی تَدَعُ . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : صَدَقتَ ، بارَکَ اللّهُ عَلَیکَ . فَحَوَّلَها رَسولُ اللّهِ إلی بَیتِ حارِثَهَ . [۳۶۸]
۶ / ۹ خانه و اثاث خانه بانوی بانوان
المعجم الکبیر به نقل از اَسماء بنت عُمَیس : زمانی که فاطمه را به خانه علی بن ابی طالب بردند ، در اتاق او بجز شنهای پهن شده در کف اتاق [ به جای فرش ] ، بالشی که از لیف خرما پُر شده بود ، یک سبو ، و یک کوزه ... چیزی دیگر نیافتیم . اسماء گفت : پیامبر صلی الله علیه و آله ظرف آبی خواست و در آن ، چیزهایی گفت . سپس از آن آب ، بر سینه و صورت علی کشید . بعد فاطمه را صدا زد . فاطمه ، به سوی پیامبر رفت ، در حالی که از شرم و حیا پایش در چادرش گیر میکرد . پیامبر صلی الله علیه و آله از آن آب ، بر فاطمه نیز پاشید و آنچه را خواست بگوید ، به او گفت . سپس به او فرمود : «من در این که تو را به همسری محبوبترین فرد خاندانم در آوردم ، کوتاهی نکردم» . در این هنگام ، پیامبر صلی الله علیه و آله سیاهی ای از پشت پرده یا از پشت در دید . فرمود : «کیستی؟» . گفت : اسماء [ هستم ] . فرمود : «اسماء بنت عُمَیس؟» . گفت : بله ، ای پیامبر خدا ! فرمود : «به خاطر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای همراهی دخترش آمدهای؟» . گفت : بله . دختر در شب زفافش باید یک زن نزدیکش باشد تا اگر چیزی خواست ، آن را برایش مهیّا کند . اسماء گفت : پیامبر صلی الله علیه و آله برایم دعایی کرد که آن دعا ، استوارترین عملم در نزد من است . سپس به علی فرمود : «اینک همسرت در اختیار توست» . آن گاه خارج شد و رفت و همچنان برای آن دو دعا میکرد تا آن که در اتاقهای خود ، ناپدید شد .
۶ / ۹خانه و اثاث خانه بانوی بانوانامام باقر علیه السلام :هنگامی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به مدینه آمد ، مدّت یک سال یا همین حدود ، میهمان ابو ایوب شد . چون علی با فاطمه ازدواج کرد ، به علی فرمود : «منزلی پیدا کن» . علی در جستجوی منزلی بر آمد و اندکی دورتر از پیامبر صلی الله علیه و آله منزلی گرفت و در آن جا با فاطمه عروسی کرد . پیامبر صلی الله علیه و آله نزد فاطمه آمد و فرمود : «میخواهم تو را نزدیک تر به خودم بیاورم» . فاطمه علیهاالسلام به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «پس با حارثه بن نعمان صحبت کنید که خانه اش را به من بدهد» . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «حارثه ، آن قدر به خاطر ما نقل مکان کرده ، که دیگر از او خجالت میکشم» . این خبر ، به حارثه رسید و خانه اش را خالی کرد و نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت : ای پیامبر خدا ! شنیدهام که میخواهید فاطمه را به کنار خود بیاورید . این منزلهای من ، نزدیکترین خانههای بنی نجّار به شماست . خودم و اموالم ، از آنِ خدا و رسول اوست . به خدا سوگند ، ای رسول خدا که آن مالی که از من میگیرید ، نزد من ، خوش تر از اموالی است که نمیگیرید ! پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «راست میگویی . خدا به تو برکت دهد!» . پس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه را به خانه حارثه ، منتقل کرد .
الإمام علیّ علیه السلام :اُهدِیَتِ ابنَهُ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله إلَیَّ ، فَما کانَ فِراشُنا لَیلَهَ اُهدِیَت ، إلّا مَسکُ [۳۶۹] کَبشٍ . [۳۷۰]
عنه علیه السلام :ما کانَ لَنا إلّا إهابُ کَبشٍ نَنامُ عَلی ناحِیَهٍ مِنهُ ، وتَعجِنُ فاطِمَهُ عَلی ناحِیَهٍ . [۳۷۱]
عنه علیه السلام :لَقَد تَزَوَّجتُ فاطِمَهَ علیهاالسلام ، وما لی ولَها فِراشٌ غَیرُ جِلدِ کَبشٍ نَنامُ عَلَیهِ بِاللَّیلِ ونَعلِفُ عَلَیهِ النّاضِحَ [۳۷۲] بِالنَّهارِ ، وما لی ولَها خادِمٌ غَیرُها . [۳۷۳] امام علی علیه السلام :شبی که دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به خانه من آورده شد ، بسترمان چیزی جز یک پوست قوچ نبود .
امام علی علیه السلام :تنها چیزی که داشتیم ، یک پوست دبّاغی شده قوچ بود که در گوشهای از آن میخوابیدیم و در گوشه دیگرش فاطمه ، [آرد] خمیر میکرد .
امام علی علیه السلام :زمانی که من با فاطمه علیهاالسلام ازدواج کردم ، فرش من و او ، تنها یک عدد پوست قوچ بود که شب ، روی آن میخوابیدم و روز ، شتر آبکش خود را روی آن علف میدادیم ، و خدمتکاری جز خودِ فاطمه نداشتیم .
الإمام الباقر علیه السلام :کانَ فِراشُ عَلِیٍّ وفاطِمَهَ علیهماالسلام حینَ دَخَلَت عَلَیهِ إهابَ کَبشٍ ، إذا أرادا أن یَناما عَلَیهِ قَلَباهُ فَناما عَلی صوفِهِ . قالَ : وکانَت وسادَتُهُما أدَما حَشوُها لیفٌ . [۳۷۴]
عنه علیه السلام :لَمّا تَزَوَّجَ عَلِیٌّ فاطِمَهَ علیهماالسلام بَسَطَ البَیتَ کَثیبا [۳۷۵] ، وکانَ فِراشُهُما إهابَ کَبشٍ ، ومِرفَقَتُهُما مَحشُوَّهً لیفا ، ونَصَبوا عودا یوضَعُ عَلَیهِ السِّقاءُ ، فَسَتَرَهُ بِکِساءٍ . [۳۷۶]
الإمام الصادق علیه السلام :أدخَلَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فاطِمَهَ عَلی عَلِیٍّ علیهماالسلام وسِترُها عَباءَهٌ [۳۷۷] ، وفَرشُها إهابُ کَبشٍ ، ووِسادَتُها أدَمٌ مَحشُوَّهٌ بِمَسَدٍ [۳۷۸] . [۳۷۹]
فضائل الصحابه لابن حنبل عن عکرمه وأبی یزید المدینی :لَمّا اُهدِیَت فاطِمَهُ إلی عَلِیٍّ علیهماالسلام ، لَم یَجِد أو تَجِد عِندَهُ إلّا رَملاً مَبسوطا ، ووِسادَهً وجَرَّهً وکوزا . [۳۸۰]
المناقب لابن شهر آشوب عن وهب بن وهب القرشی :کانَ مِن تَجهیزِ عَلِیٍّ دارَهُ انتِشارُ رَملٍ لَیِّنٍ ، ونَصبُ خَشَبَهٍ مِن حائِطٍ إلی حائِطٍ لِلثِّیابِ ، وبَسطُ إهابِ کَبشٍ ، ومِخَدَّهُ لیفٍ . [۳۸۱]
سنن ابن ماجه عن عائشه واُمّ سلمه :أمَرَنا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله أن نُجَهِّزَ فاطِمَهَ حَتّی نُدخِلَها عَلی عَلِیٍّ . فَعَمَدنا إلَی البَیتِ فَفَرَشناهُ تُرابا لَیِّنا مِن أعراضِ البَطحاءِ ، ثُمَّ حَشَونا مِرفَقَتَینِ لیفا ، فَنَفَشناهُ بِأَیدینا ، ثُمَّ أطعَمنا تَمرا وزَبیبا ، وسَقَینا ماءً عَذبا ، وعَمَدنا إلی عودٍ فَعَرَضناهُ فی جانِبِ البَیتِ لِیُلقی عَلَیهِ الثَّوبُ ویُعَلَّقَ عَلَیهِ السِّقاءُ ، فَما رَأَینا عُرسا أحسَنَ مِن عُرسِ فاطِمَهَ . [۳۸۲]
امام باقر علیه السلام :در شبی که فاطمه علیهاالسلام به خانه علی علیه السلام بُرده شد ، بستر آن دو ، یک عدد پوست قوچ بود که وقتی میخواستند بخوابند ، آن را به طرف پشمهایش پهن میکردند و روی آن میخوابیدند . بالش آن دو بزرگوار هم ، چرمی پُر شده از لیف خرما بود .
امام باقر علیه السلام :زمانی که علی علیه السلام با فاطمه علیهاالسلام ازدواج کرد ، علی علیه السلام اتاق را با شن و ماسه ، فرش کرد . بستر آن دو ، پوست یک قوچ بود ، و بالینشان ، پُر شده با لیف خرما . یک قطعه چوب هم نصب کردند که مَشک را بر آن میآویختند . پس آن را با جامهای پوشاند .
امام صادق علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را در حالی به خانه علی علیه السلام فرستاد که پوشش آن بانو ، یک چادر بود ، و بسترش پوست یک قوچ ، و بالینش چرمی پُر شده با رشتههای تابیده از الیاف نخل .
فضائل الصحابه ، ابن حنبل به نقل از عکرمه و ابو یزید مدینی : زمانی که فاطمه علیهاالسلام به خانه علی علیه السلام بُرده شد ، در خانه او چیزی جز مقداری شن و ماسه پهن شده [ در کف اتاق ] ، یک بالش ، یک سبو ، و یک کوزه نیافت .
المناقب ، ابن شهر آشوب به نقل از وهب بن وهب قُرَشی : اثاث خانه علی ، عبارت بود از : مقداری ماسه نرمِ پهن شده ، یک قطعه چوب که از یک دیوار ، به دیوار دیگر برای پهن کردن رختها نصب شده بود ، یک عدد پوست قوچ ، و یک بالش پُر شده از الیاف خرما .
سنن ابن ماجَه به نقل از عایشه و اُمّ سلمه : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به ما دستور داد که جهیزیه فاطمه علیهاالسلام را آماده سازیم تا او را به خانه علی علیه السلام ببریم . ما به اتاق رفتیم و آن را از خاکهای نرمِ کنارههای بطحاء ، فرش کردیم . سپس دو بالش از لیف خرما پر نمودیم و آنها را با دست خود زدیم تا از هم باز شدند . آن گاه غذایی از خرما وکشمش آماده ساختیم ، و آب گوارایی تهیه نمودیم ، و یک قطعه چوب ، برای پهن کردن لباسها و آویختن مَشک آب ، در گوشه اتاق ، به دیوار نصب کردیم . بدین سان ، عروسی ای نکوتر از عروسی فاطمه ندیدیم . الطبقات الکبری عن دارم بن عبد الرحمن بن ثعلبه الحنفی :حَدَّثَنی رَجُلٌ أخوالُهُ الأَنصارُ قالَ : أخبَرَتنی جَدَّتی أنَّها کانَت مَعَ النِّسوَهِ اللاتی أهدَینَ فاطِمَهَ علیهاالسلامإلی عَلِیٍّ علیه السلام ، قالَت : اُهدِیَت فی بُردَینِ مِن بُرودِ الأُولِ ، عَلَیها دُملوجانِ [۳۸۳] مِن فِضَّهٍ مُصَفَّرانِ بِزَعفَرانٍ ، فَدَخَلنا بَیتَ عَلِیٍّ فَإِذا إهابُ شاهٍ عَلی دُکّانٍ ، ووِسادَهٌ فیها لیفٌ ، وقِربَهٌ ، ومُنخُلٌ ، ومِنشَفَهٌ ، وقَدَحٌ . [۳۸۴]
الزهد لابن المبارک عن الشعبی :کانَ فِراشُ عَلِیٍّ لَیلَهَ بَنی بِفاطِمَهَ علیهاالسلام جِلدَ کَبشٍ . [۳۸۵]
۶ / ۱۰تَعاوُنُ الزَّوجَینِالإمام الباقر علیه السلام :تَقاضی عَلِیٌّ وفاطِمَهُ علیهماالسلام إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فِی الخِدمَهِ ، فَقَضی عَلی فاطِمَهَ بِخِدمَهِ ما دونَ البابِ ، وقَضی عَلی عَلِیٍّ ما خَلفَهُ . فَقالَت فاطِمَهُ : فَلا یَعلَمُ ما داخَلَنی مِنَ السُّرورِ إلَا اللّهُ بِإِکفائی رَسولُ اللّهِ تَحُمَّلَ رِقابِ الرِّجالِ . [۳۸۶]
عنه علیه السلام :إنَّ فاطِمَهَ علیهاالسلام ضَمِنَت لِعَلِیٍّ علیه السلام عَمَلَ البَیتِ وَالعَجینَ وَالخَبزَ وقَمَّ [۳۸۷] البَیتِ ، وضَمِنَ لَها عَلِیٌّ علیه السلام ما کانَ خَلفَ البابِ مِن نَقلِ الحَطَبِ وأن یَجیءَ بِالطَّعامِ . [۳۸۸]
۶ / ۱۰ همکاری زن و شوهر
الطبقات الکبری به نقل از دارم بن عبد الرحمان بن ثعلبه حنفی : مردی که داییهایش [از مردان] انصار بودند ، برایم نقل کرد و گفت : مادربزرگم به من خبرداد که او نیز با زنانی بود که فاطمه علیهاالسلام را به خانه علی علیه السلام بردند . او گفت : فاطمه ، در حالی به خانه علی برده شد که دو بُرد از بُردهای اُوْل (۱) به تن داشت و دو دستبند نقره ایِ رنگ شده با زعفران ، در دست . پس ، به خانه علی علیه السلام در آمدیم . در آن جا ، با پوست دبّاغی نشده گوسفندی که بر روی دکانچهای پهن شده بود ، مواجه شدیم ، و با بالشی پر شده از لیف خرما ، یک مَشک آب ، یک غربال ، یک حوله دست ، و یک قدح .
الزهد ، ابن مبارک به نقل از شعبی : بستر علی علیه السلام در شبِ زفاف فاطمه علیهاالسلام ، یک عدد پوست قوچ بود .
۶ / ۱۰همکاری زن و شوهرامام باقر علیه السلام :علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام برای داوری درباره تقسیم کارهای خود ، نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رفتند . پیامبر صلی الله علیه و آله ، این گونه قضاوت کرد که کارهای داخل خانه را فاطمه انجام دهد ، و کارهای بیرون از خانه را علی . فاطمه علیهاالسلام فرمود : «از این که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مرا از بر عهده گرفتن مسئولیتهای مردان ، معاف ساخت ، فقط خدا میداند که چه قدر خوش حال شدم» .
امام باقر علیه السلام :فاطمه علیهاالسلام کارِ خانه ، پخت و پزِ نان و جارو کردن اتاق را برای علی علیه السلام تضمین کرد ، و علی علیه السلام ، کارهای بیرون از خانه ، مانند : حمل هیزم و آوردن مواد خوراکی را برای او بر عهده گرفت
۱- .اُوْل : نام جایی است (ر . ک : لسان العرب ، ج ۱ ، ذیل واژه اُول) .
الإمام الصادق علیه السلام :کانَ أمیرُ المُؤمِنینَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِ یَحتَطِبُ ویَستَقی ویَکنِسُ ، وکانَت فاطِمَهُ سَلامُ اللّهِ عَلَیها تَطحَنُ وتَعجِنُ وتَخبُزُ . [۳۸۹]
الإمام علیّ علیه السلام :قُلتُ لِاُمّی فاطِمَهَ بِنتِ أسَدِ بنِ هاشِمٍ : اِکفی فاطِمَهَ بِنتَ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله سِقایَهَ الماءِ وَالذَّهابِ فِی الحاجَهِ ، وتَکفیکِ خِدمَهَ الدّاخِلِ ؛ الطَّحنَ وَالعَجنَ . [۳۹۰]
المصنّف لابن أبی شیبه عن ضمره بن حبیب :قَضی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَلَی ابنَتِهِ فاطِمَهَ علیهاالسلامبِخِدمَهِ البَیتِ ، وقَضی عَلی عَلِیٍّ علیه السلام بِما کانَ خارِجا مِنَ البَیتِ مِنَ الخِدمَهِ . [۳۹۱]
تنبیه الخواطر :قیلَ : دَخَلَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله عَلی فاطِمَهَ وهِیَ تَطحَنُ مَعَ عَلِیٍّ علیه السلام ، فَقالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : لِأَیِّکُما اُعَقِّبُ ؟ فَقالَ عَلِیٌّ علیه السلام : لِفاطِمَهَ فَإِنَّها قَد أعیَت . فَقامَت فاطِمَهُ ، فَطَحَنَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله مَعَ عَلِیٍّ لِفاطِمَهَ . [۳۹۲]
۶ / ۱۱حَلاوَهُ العَیشِالمناقب لابن شهرآشوب :سَأَلَ [رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ] عَلِیّا علیه السلام : کَیفَ وَجَدتَ أهلَکَ ؟ قالَ : نِعمَ العَونُ عَلی طاعَهِ اللّهِ . وسَأَلَ فاطِمَهَ علیهاالسلام فَقالَت : خَیرُ بَعلٍ . [۳۹۳]
۶ / ۱۱ شیرینیِ زندگی
امام صادق علیه السلام :امیر مؤمنان که درود خداوند بر او باد ، هیزم و آب میآورد و جارو میکرد ، و فاطمه که سلام خداوند بر او باد ، آرد میساخت و خمیر میکرد و نان میپخت .
امام علی علیه السلام :به مادرم فاطمه دختر اسد بن هاشم گفتم : تو برای فاطمه دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آب بیاور و کارهای بیرون از خانه را انجام بده ، و او کارهای داخل را انجام دهد : آرد کردن و خمیر ساختن .
المصنَّف ، ابن ابی شیبه به نقل از ضمره بن حبیب : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله چنین حکم فرمود که دخترش فاطمه علیهاالسلام ، کارهای خانه را انجام بدهد ، و علی علیه السلام کارهای بیرون از خانه را .
تنبیه الخواطر :نقل شده است که : پیامبر به خانه فاطمه علیهاالسلام در آمد و دید که با علی علیه السلام مشغول دستاس کردن است . پس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «به کدام یک از شما کمک کنم؟» . علی علیه السلام فرمود : «به فاطمه ؛ چون او خسته شده است» . پس ، فاطمه علیهاالسلام برخاست و پیامبر صلی الله علیه و آله همراه با علی علیه السلام ، به دستاس کردن پرداخت .
۶ / ۱۱شیرینیِ زندگیالمناقب ، ابن شهر آشوب :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از علی علیه السلام پرسید : «همسرت را چگونه یافتی؟» . فرمود : «نیکو کمکی در راه طاعت خداست» . [ همین سؤال را ] از فاطمه علیهاالسلام پرسید . فرمود : «بهترین شوهر است» .
الإمام علیّ علیه السلام فی بَیانِ مُعاشَرَتِهِ مَعَ فاطِمَهَ علیهاالسلام : فَوَ اللّهِ ما أغضَبتُها ولا أکرَهتُها عَلی أمرٍ حَتّی قَبَضَهَا اللّهُ عَزَّ وجَلَّ إلَیهِ ، ولا أغضَبَتنی ولا عَصَت لی أمرا ، ولَقَد کُنتُ أنظُرُ إلَیها فَتَنکَشِفُ عَنّی الهُمومُ وَالأَحزانُ . [۳۹۴]
الإمام الباقر علیه السلام :لا شَفیعَ لِلمَرأَهِ أنجَحُ عِندَ رَبِّها مِن رِضا زَوجِها ، ولَمّا ماتَت فاطِمَهُ علیهاالسلامقامَ عَلَیها أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام وقالَ : اللّهُمَّ إنّی راضٍ عَنِ ابنَهِ نَبِیِّکَ ، اللّهُمَّ إنَّها قَد اُوحِشَت فَآنِسها ، اللّهُمَّ إنَّها قَد هُجِرَت فَصِلها ، اللّهُمَّ إنَّها قَد ظُلِمَت فَاحکُم لَها وأنتَ خَیرُ الحاکِمینَ . [۳۹۵]
۶ / ۱۲صُعوباتُ الحَیاهِشواهد التنزیل عن جابر :دَخَلَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله عَلی فاطِمَهَ وعَلَیها کِساءٌ مِن جِلدِ الإِبِلِ وهِیَ تَطحَنُ ، فَدَمِعَت عَیناهُ ، فَقالَ : یا فاطِمَهُ! تَعَجَّلی مَرارَهَ الدُّنیا لِحَلاوَهِ الآخَرَهِ . قالَ : فَأَنزَلَ اللّهُ «وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَی» [۳۹۶] .[۳۹۷]
الإمام الصادق علیه السلام :دَخَلَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَلی فاطِمَهَ علیهاالسلام وعَلَیها کِساءٌ مِن ثَلَّهِ [۳۹۸] الإِبِلِ ، وهِیَ تَطحَنُ بِیَدِها وتُرضِعُ وَلَدَها ، فَدَمِعَت عَینا رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله لَمّا أبصَرَها ، فَقالَ : یا بِنتاه ، تَعَجَّلی مَرارَهَ الدُّنیا بِحَلاوَهِ الآخِرَهِ ، فَلَقَد أنزَلَ اللّهُ عَلَیَّ : «وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَی» [۳۹۹] .[۴۰۰]
۶ / ۱۲ سختیهای زندگی
امام علی علیه السلام در بیان رفتارش با فاطمه علیهاالسلام : به خدا سوگند که تا زنده بود ، نه او را عصبانی نمودم و نه به کاری مجبورش کردم ! او نیز ، نه مرا عصبانی نمود و نه در کاری ، از من نافرمانی کرد . هنگامی که به او نگاه میکردم ، غمها و اندوهها از من برطرف میشدند .
امام باقر علیه السلام :برای زن ، هیچ شفیعی نزد پروردگارش کارسازتر از رضایت شوهرش نیست . زمانی که فاطمه علیهاالسلام در گذشت ، امیر مؤمنان علیه السلام بر بالین او ایستاد و فرمود : «بار خدایا! من از دختر پیامبرت راضی هستم . بار خدایا! او تنها شد ؛ پس همدم او باش . بار خدایا! او مهجور شد ؛ پس تو ، به او بپیوند . بار خدایا! به او ستم شد ؛ پس تو داوَرَش باش که تو ، بهترین داورانی» .
۶ / ۱۲سختیهای زندگیشواهد التنزیل به نقل از جابر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را با عبایی کُرکی دید که دستاس میکند . گریست و فرمود : «ای فاطمه! به خاطر [نعمت و] شیرینی آخرت ، بر تلخی دنیا شکیبایی کن» . در این هنگام ، این آیه نازل شد : «به زودی ، پروردگارت به تو عطا میکند و تو خشنود میشوی» .
امام صادق علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بر فاطمه علیهاالسلام در آمد . دید که جامهای بافته از پشم شتر ، بر تن دارد و مشغول دستاس کردن و شیر دادن کودک خویش است . با دیدن او [ در این وضع ، ]اشک از دیدگان پیامبر خدا صلی الله علیه و آله جاری شد و فرمود : «دختر عزیزم ! با [ تحمّل ] تلخی دنیا ، به سوی شیرینی آخرت بشتاب ؛ چرا که خداوند ، این آیه را بر من فرو فرستاد : «به زودی ، پروردگارت به تو چندان عطا میکند که خشنود میشوی» » .
المناقب لابن شهر آشوب عن جابر بن عبد اللّه الأنصاری :رَأی النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله فاطِمَهَ علیهاالسلاموعَلَیها کِساءٌ مِن أجِلَّهِ [۴۰۱] الإِبِلِ ، وهِیَ تَطحَنُ بِیَدَیها وتُرضِعُ وَلَدَها ، فَدَمِعَت عَینا رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَقالَ : یَا بِنتاه ، تَعَجَّلی مَرارَهَ الدُّنیا بِحَلاوَهِ الآخِرَهِ . فَقالَت : یا رَسولَ اللّهِ ، اَلحَمدُ للّهِِ عَلی نَعمائِهِ ، وَالشُّکرُ للّهِِ عَلی آلائِهِ . فَأَنزَلَ اللّهُ «وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَی» . [۴۰۲]
مسند ابن حنبل عن أنس :إنَّ بِلالاً بَطُؤَ عَن صَلاهِ الصُّبحِ ، فَقالَ لَهُ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : ما حَبَسَکَ ؟ فَقالَ : مَرَرتُ بِفاطِمَهَ وهِیَ تَطحَنُ وَالصَّبِیُّ یَبکی ، فَقُلتُ لَها : إن شِئتِ کَفَیتُکِ الرَّحا وکَفَیتِنِی الصَّبِیَّ ، وإن شِئتِ کَفَیتُکِ الصَّبِیَّ وکَفَیتِنِی الرَّحا . فَقالَت : أنَا أرفَقُ بِابنی مِنکَ . فَذاکَ حَبَسَنی . قالَ : فَرَحِمتَها رَحِمَکَ اللّهُ . [۴۰۳]
تنبیه الخواطر :بَینَمَا النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله وَالنّاسُ فِی المَسجِدِ یَنتَظِرونَ بِلالاً أن یَأتِیَ فَیُؤَذِّنَ ، إذ أتی بِلالٌ ، فَقالَ لَهُ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : ما حَبَسَکَ یا بِلالُ ؟ فَقالَ : إنِّی اجتَزتُ بِفاطِمَهَ علیهاالسلام وهِیَ تَطحَنُ ، واضِعَهً ابنَهَا الحَسَنُ عِندَها وهُوَ یَبکی ، فَقُلتُ لَها : أیُّما أحَبُّ إلَیکِ ، إن شِئتِ کَفَیتُکِ ابنَکِ ، وإن شِئتِ کَفَیتُکِ الرَّحا ؟ فَقالَت : أنَا أرفَقُ بِابنی . فَأَخَذتُ الرَّحا فَطَحَنتُ . فَذاکَ الَّذی حَبَسَنی . فَقالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : رَحِمتَها رَحِمَکَ اللّهُ . [۴۰۴]
المناقب ، ابن شهر آشوب به نقل از جابر بن عبد اللّه انصاری : پیامبر صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلامرا دید که تن پوشی از جُلّ شتر ، به بر دارد و هم زمان ، مشغول دستاس کردن و شیر دادن کودک خویش است . پس ، اشک از چشمان پیامبر خدا صلی الله علیه و آله روان گشت و فرمود : «دختر عزیزم ! تلخیِ دنیا را تحمّل کن تا به شیرینیِ آخرت برسی» . فاطمه علیهاالسلام فرمود : «ای پیامبر خدا ! خداوند را بر نعمتهایش میستایم و او را بر دادههایش سپاس میگویم» . پس ، خداوند ، این آیه را فرو فرستاد : «به زودی ، پروردگارت به تو چندان عطا میکند که خشنود میشوی» .
مسند ابن حنبل به نقل از انس : [ روزی ] بلال ، در [ گفتن اذان ] نماز صبح ، تأخیر کرد . پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «چرا دیر کردی؟» . گفت : به فاطمه برخوردم و دیدم که مشغول دستاس کردن است و کودکش گریه میکند . به او گفتم : اگر میخواهی ، من دستاس کنم و شما کودک را آرام کنی ، یا من کودک را آرام کنم و شما دستاس نمایی . ایشان فرمود : «من ، بهتر از تو کودکم را آرام میکنم» . به همین سبب ، دیر آمدم . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «چون تو ، به او رحم آوردی ، خدا نیز بر تو رحمت آورَد!».
تنبیه الخواطر :پیامبر صلی الله علیه و آله و مردم ، در مسجد منتظر بودند که بلال بیاید و اذان بگوید ، تا این که بلال وارد شد . پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «چرا دیر کردی ای بلال؟» . گفت : به فاطمه علیهاالسلام برخوردم که دستاس میکرد و فرزندش حسن را در کنار خود نهاده بود ، در حالی که کودک گریه میکرد . به او گفتم : کدام را دوست تر میداری : فرزندت را آرام سازم یا دستاس کنم . ایشان فرمود : «من بهتر از تو فرزندم را آرام میسازم» . من هم دستاس را گرفتم و مشغول آسیاب کردن شدم ، و همین ، باعث تأخیر من شد . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «بر او رحمت آوردی ؛ خداوند بر تو رحمت آورَد» .
الدروع الواقیه فی حَدیثٍ : لَبِسَت فاطِمَهُ علیهاالسلام شَملَهً [۴۰۵]مِن صوفٍ خلقانا ، قَد خیطَت بِاثنَی عَشَرَ مَکانا مِن سَعَفِ النَّخلِ ، فَلَمّا خَرَجَت فاطِمَهُ علیهاالسلام نَظَرَ إلَیها سَلمانُ رضی الله عنهفَوَضَعَ یَدَهُ عَلی رَأسِهِ وهُوَ یُنادی : وا حُزناه ، إنَّ قَیصَرَ وکِسری لَفِی السُّندُسِ وَالحَریرِ وَابنَهُ مُحَمَّدٍ عَلَیها شَملَهٌ مِن صوفٍ قَد خیطَت بِاثنَی عَشَرَ مَکانا بِسَعَفِ النَّخلِ!! فَلَمّا دَخَلَت فاطِمَهُ علیهاالسلام عَلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله قالَت : یا رَسولَ اللّهِ ، إنَّ سَلمانَ تَعَجَّبَ مِن لِباسی ، فَوَالَّذی بَعَثَکَ بِالحَقِّ نَبِیّا ، ما لی ولِعَلِیٍّ مُنذُ خَمسِ سِنینَ إلّا مَسکُ کَبشٍ نَعلِفُ عَلَیهِ بِالنَّهارِ بَعیرَنا ، فَإِذا کانَ اللَّیلُ افتَرَشناهُ ، وإنَّ مِرفَقَتَنا [۴۰۶] لَمِن أدَمٍ حَشوُها لِیفُ النَّخلِ ! قالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : یا سَلمانُ ، وَیحَ ابنَتی فاطِمَهَ ، لَعَلَّها تَکونُ فِی الخَیلِ السَّوابِقِ . [۴۰۷]
۶ / ۱۳طَلَبُ الخادِمِ مِنَ النَّبِیِّالإمام علیّ علیه السلام :إنَّ فاطِمَهَ علیهاالسلام شَکَت ما تَلقی مِن أثَرِ الرَّحا ، فَأَتَی النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله سَبیٌ ، فَانطَلَقَت فَلَم تَجِدهُ ، فَوَجَدَت عائِشَهَ فَأَخبَرَتها ، فَلَمّا جاءَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله أخبَرَتهُ عائِشَهُ بِمَجیءِ فاطِمَهَ علیهاالسلام ، فَجاءَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله إلَینا وقَد أخَذنا مَضاجِعَنا ، فَذَهَبتُ لِأَقومَ ، فَقالَ : عَلی مَکانِکُما ، فَقَعَدَ بَینَنا . حَتّی وجَدتُ بَردَ قَدَمَیهِ عَلی صَدری . وقالَ : ألا اُعَلِّمُکُما خَیرا مِمّا سَأَلتُمانی ؟ إذا أخَذتُما مَضاجِعَکُما ، تُکَبِّرانِ أربَعا وثَلاثینَ ، وتُسَبِّحانِ ثَلاثا وثَلاثینَ ، وتَحمَدانِ ثَلاثا وثَلاثینَ ، فَهُو خَیرٌ لَکُما مِن خادِمٍ . [۴۰۸]
۶ / ۱۳ درخواست خدمتکار از پیامبر صلی الله علیه و آله
الدروع الواقیه در حدیثی : فاطمه علیهاالسلام با ردایی پشمین و کهنه که دوازده جای آن ، با برگ درخت خرما دوخته شده بود ، از خانه بیرون آمد . سلمان ، چون ایشان را دید ، دستش را بر سرش نهاد و فریاد زد : وا اندوها! قیصر و کسرا ، جامههای سُندُس و حریر میپوشند و دختر محمّد ، ردایی پشمین بر تن دارد که دوازده جای آن ، با برگ درخت خرما دوخته شده است ! چون فاطمه علیهاالسلام نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رسید ، فرمود : «ای پیامبر خدا ! سلمان از جامه من تعجّب کرد . سوگند به آن که تو را به حقْ پیامبر کرد ، پنج سال است که من و علی ، چیزی جز یک پوست قوچ نداریم که روز ، شتر خود را بر روی آن علوفه میدهیم ، و شب هنگام ، آن را بستر خویش میسازیم ، و بالینمان هم چرمی است که با لیف درخت خرما پُر شده است!» . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «ای سلمان! زهی دخترم فاطمه ! شاید که در زمره سواران پیشتاز [ به سوی بهشت ] باشد» .
۶ / ۱۳درخواست خدمتکار از پیامبرصلّی الله علیه و آلهامام علی علیه السلام :[دستان] فاطمه علیهاالسلام براثر دستاس کردن زیاد ، آزرده شده بود . روزی برای پیامبر صلی الله علیه و آله اسیری را آوردند . فاطمه علیهاالسلام[ به خانه پیامبر صلی الله علیه و آله ]رفت ؛ امّا ایشان را نیافت . به عایشه برخورد کرد و ماجرا را به او گفت . پیامبر صلی الله علیه و آله که آمد ، عایشه ، آمدن فاطمه علیهاالسلام را به پیامبر صلی الله علیه و آله خبر داد . پیامبر صلی الله علیه و آله به خانه ما آمد و ما به رخت خواب رفته بودیم . من خواستم که برخیزم ، امّا پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «راحت باشید» . پس ، در بین ما نشست ، به طوری که خنکیِ پاهای او را در سینهام احساس کردم . فرمود : «میخواهید شما را چیزی بیاموزم که از آنچه از من خواستهاید ، بهتر است ؟ هر گاه به بستر خود میروید ، سی و چهار مرتبه ، اللّه اکبر بگویید ، سی و سه مرتبه سبحان اللّه ، و سی و سه مرتبه الحمد للّه . این ، برای شما از خدمت کار ، بهتر است» .
کتاب من لا یحضره الفقیه :رُوِیَ أنَّ أمیرَ المُؤمِنینَ علیه السلام قالَ لِرَجُلٍ مِن بَنی سَعدٍ : ألا اُحَدِّثُکَ عَنّی وعَن فاطِمَهَ الزَّهراءِ ؟ إنَّها کانَت عِندی فَاستَقَت بِالقِربَهِ حَتّی أثَّرَ فی صَدرِها ، وطَحَنَت بِالرَّحا حَتّی مَجَلَت [۴۰۹]یَداها ، وکَسَحَتِ [۴۱۰] البَیتَ حَتَّی اغبَرَّت ثِیابُها ، وأوقَدَت تَحتَ القِدرِ حَتّی دَکِنَت ثِیابُها ، فَأَصابَها مِن ذلِکَ ضُرٌّ شَدیدٌ . فَقُلتُ لَها : لَو أتَیتِ أباکِ فَسَأَلتِهِ خادِماً یَکفیکِ حَرَّ ما أنتِ فیهِ مِن هذَا العَمَلِ . فَأتَتِ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فَوَجَدَت عِندَهُ حُدّاثا فَاستَحیَت فَانصَرَفَت ، فَعَلِمَ صلی الله علیه و آله أنَّها قَد جاءَت لِحاجَهٍ ، فَغَدا عَلَینا ... فَقُلتُ : أنَا وَاللّهِ اُخبِرُکَ یا رَسولَ اللّهِ ، إنَّها استَقَت بِالقِربَهِ حَتّی أثَّرَ فی صَدرِها ، وجَرَّت بِالرَّحا حَتّی مَجَلَت یَداها ، وکَسَحَتِ البَیتَ حَتَّی اغبَرَّت ثِیابُها ، وأوقَدَت تَحتَ القِدرِ حَتّی دَکِنَت ثِیابُها ، فَقُلتُ لَها : لَو أتَیتِ أباکِ فَسَأَلتِهِ خادِماً یَکفیکِ حَرَّ ما أنتِ فیهِ مِن هذَا العَمَلِ . قالَ : أفَلا اُعَلِّمُکُما ما هُوَ خَیرٌ لَکُما مِنَ الخادِمِ ؟ إذا أخَذتُما مَنامَکُما فَکَبِّرا أربَعا وثَلاثینَ تَکبیرَهً ، وسَبِّحا ثَلاثا وثَلاثینَ تَسبیحَهً ، وَاحمَدا ثَلاثا وثَلاثینَ تَحمیدَهً . فَأَخرَجَت فاطِمَهُ علیهاالسلام رَأسَها وقالَت : رَضیتُ عَنِ اللّهِ وعَن رَسولِهِ ، رَضیتُ عَنِ اللّهِ وعَن رَسولِهِ .[۴۱۱]
کتاب من لا یحضره الفقیه :روایت شده است که امیر مؤمنان علیه السلام به مردی از بنی سعد فرمود : «آیا میخواهی از خودم و از فاطمه زهرا برایت بگویم؟ او در خانه من ، آن قدر با مَشک ، آب کشید که [ بند آن ] در سینه اش ردّ انداخته بود ، و چندان دستاس کرد که دستهایش تاول زده بود ، و چندان خانه را رُفت و روب کرد که لباسهایش رنگِ خاک به خود گرفته بودند ، و آن قدر زیر دیگ را آتش افروخته بود که جامههایش تیره رنگ شده بودند . از این کار ، رنج و آسیب سختی به او رسید» . به او گفتم : کاش نزد پدرت بروی و از ایشان تقاضای خدمتکاری کنی تا از سوز و گرمای این کار ، آسوده شوی . فاطمه علیهاالسلام برای دیدن پیامبر صلی الله علیه و آله رفت . پس دید که عدّهای نزد ایشان به گفتگو مشغول اند . خجالت کشید و برگشت . پیامبر صلی الله علیه و آله دانست که فاطمه علیهاالسلامبرای کاری آمده است . فردای آن روز ، نزد ما آمد ... . من گفتم : من به شما میگویم ، ای پیامبر خدا ! فاطمه علیهاالسلام از بس با مشک ، آب کشیده ، در سینه اش رد انداخته ، و از بس دستاس کرده ، دستانش تاول زده ، و از بس خانه را جارو زده ، لباسهایش رنگ خاک به خود گرفته ، و از بس زیر دیگْ آتش افروخته ، جامههایش تیره شده است . از این رو ، به او گفتم : کاش نزد پدرت بروی و از ایشان تقاضای خدمتکاری کنی تا از سوز و گرمای این کار ، آسوده شوی . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «آیا چیزی به شما نیاموزم که از خدمت کار برایتان بهتر است؟ هر گاه به رخت خواب خود رفتید ، سی و چهار مرتبه ، اللّه اکبر بگویید ، سی و سه مرتبه ، سبحان اللّه و سی و سه مرتبه ، الحمد للّه ...» . فاطمه علیهاالسلام سرش را [ از زیر لحاف ] بیرون آورد و فرمود : «راضی ام به رضای خدا و پیامبرش ، راضی ام به رضای خدا و پیامبرش!» .
مسند ابن حنبل عن حمّاد :أنبَأَنا عَطاءُ بنُ السّائِبِ عَن أبیه عَن عَلِیٍّ علیه السلام أنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله لَمّا زَوَّجَهُ فاطِمَهَ بَعَثَ مَعَهُ بِخَمیلَهٍ ووِسادَهٍ من أدَمٍ حَشوُها لیفٌ ، ورَحیَینِ وسِقاءٍ وجَرَّتَینِ . فَقالَ عَلِیٌّ علیه السلام لِفاطِمَهَ علیهاالسلام ذاتَ یَومٍ : وَاللّهِ لَقَد سَنَوتُ [۴۱۲] حَتّی لَقَدِ اشتَکَیتُ صَدری ، قالَ : وقَد جاءَ اللّهُ أباکِ بِسَبیٍ ، فَاذهَبی فَاستَخدِمیهِ . فَقالَت : وأنَا وَاللّهِ قَد طَحَنتُ حَتّی مَجَلَت یَدایَ . فَأَتَتِ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فَقالَ : ما جاءَ بِکِ أی بُنَیَّهُ ؟ قالَت : جِئتُ لِأُسَلِّمَ عَلَیکَ ، وَاستَحیَت أن تَسأَلَهُ ، ورَجَعَت ، فَقالَ : ما فَعَلتِ ؟ قالَت : اِستَحیَیتُ أن أسأَلَهُ . فَأَتَیناهُ جَمیعا . فَقالَ عَلِیٌّ علیه السلام : یا رَسولَ اللّهِ ، وَاللّهِ لَقَد سَنوتُ حَتَّی اشتَکَیتُ صَدری ، وقالَت فاطِمَهُ : قَد طَحَنتُ حَتّی مَجَلَت یَدایَ ، وقَد جاءَکَ اللّهُ بِسَبیٍ وسَعَهٍ فَأَخدِمنا . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : وَاللّهِ لا اُعطیکُما وأدَعُ أهلَ الصُّفَّهِ [۴۱۳]تَطوی [۴۱۴] بُطونُهُم لا أجِدُ ما اُنفِقُ عَلَیهِم ، ولکِنّی أبیعُهُم واُنفِقُ عَلَیهِم أثمانَهُم . فَرَجَعا ، فَأَتاهُمَا النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله ... ثُمَّ قالَ : ألا اُخبِرُکُما بِخَیرٍ مَمّا سَأَلتُمانی ؟ قالا : بَلی ، فَقالَ : کَلِماتٍ عَلَمَنیهِنَّ جِبریلُ علیه السلام ، فَقالَ : تُسَبِّحانِ فی دُبُرِ کُلِّ صَلاهٍ عَشرا ، وتَحمَدانِ عَشرا ، وتُکَبِّرانِ عَشرا ، وإذا أوَیتُما إلی فِراشِکُما فَسَبِّحا ثَلاثا وثَلاثینَ ، وحَمِّدا ثَلاثا وثَلاثینَ ، وکَبِّرا أربَعا وثَلاثینَ . قالَ : فَوَاللّهِ ما تَرَکتُهُنَّ مُنذُ عَلَمَنیهِنَّ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله . قالَ : فَقالَ لَهُ ابنُ الکَوّاءِ : ولا لَیلَهَ صِفّینَ ؟ ! فَقالَ : قاتَلَکُمُ اللّهُ یا أهلَ العِراقِ ! نَعَم ، ولا لَیلَهَ صِفّینَ . [۴۱۵]
مسند ابن حنبل به نقل از حمّاد : عطاء بن سائب از قول پدرش ، از علی علیه السلام به ما خبر داد که وقتی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه را به ازدواج او در آورد ، یک چادر مخمل ، یک بالش چرمیِ پُر شده از لیف ، دو دستاس ، یک مَشک آب ، و دو سبو ، با او همراه کرد . روزی ، علی علیه السلام به فاطمه علیهاالسلام فرمود : «به خدا سوگند ، از بس که آب کشیدهام ، سینهام دردمند گشته است!» . و افزود : «خداوند برای پدرت ، اسیرانی آورده است . برو و از ایشان خدمتکاری بخواه» . فاطمه فرمود : «به خدا سوگند ، من نیز از بس دستاس کردهام ، دستانم تاول زدهاند!» . پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفت . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «برای چه آمدهای ، دخترم ؟» . فاطمه فرمود : «برای عرض سلام آمدهام» . و خجالت کشید که خواسته اش را بگوید ، و برگشت . علی علیه السلام فرمود : «چه کردی؟» فاطمه فرمود : «خجالت کشیدم که تقاضایم را بگویم» . پس ، هر دو با هم نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفتیم . علی علیه السلام فرمود : «ای پیامبر خدا ! به خدا قسم ، از بس که آب کشیدهام ، سینهام درد میکند!» . و فاطمه فرمود : «از بس که دستاس کردهام ، دستانم تاول زدهاند . خداوند به شما اسیرانی و گشایشی بخشیده است . پس ، یک خدمتکار در اختیار ما بگذارید» . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «به خدا قسم ، حاضر نیستم به شما خدمتکار بدهم ، در حالی که صُفّه نشینان ، شکم هایشان گرسنه است و چیزی ندارم که خرج آنان کنم ! اسیران را میفروشم و پول آن را خرج صُفّه نشینان میکنم» . علی و فاطمه برگشتند . پیامبر صلی الله علیه و آله نزد آنان آمد ... . سپس فرمود : «آیا شما را از چیزی بهتر از آنچه از من خواستید ، خبر ندهم؟» . فرمودند : «بفرمایید» . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «کلماتی که جبرئیل علیه السلام به من آموخت» . سپس فرمود : «در پی هر نمازی ، ده بار سبحان اللّه میگویید ، ده بار الحمد للّه ، و ده بار اللّه اکبر . و هر گاه به بسترتان رفتید ، سی و سه مرتبه ، سبحان اللّه بگویید ، سی و سه مرتبه ، الحمد للّه ، و سی و چهار مرتبه ، اللّه اکبر» . علی علیه السلام فرمود : «به خدا سوگند از زمانی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله این ذکرها را به من آموخت ، آنها را ترک نگفتم!» . ابن کواء ، به علی علیه السلام گفت : حتّی در شب صفّین ؟! فرمود : «خدا شما را بکشد ، ای اهل عراق ! آری ، حتّی در شب صفّین» .
۶ / ۱۴قِصَّهُ القِلادَهِالإمام علیّ علیه السلام :إنَّ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله دَخَلَ عَلَی ابنَتِهِ فاطِمَهَ علیهاالسلام ، وإذا فی عُنُقِها قِلادَهٌ ، فَأَعرَضَ عَنها ، فَقَطَعَتها ورَمَت بِها . فَقالَ لَها رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : أنتِ مِنّی یا فاطِمَهُ . ثُمَّ جاءَ سائِلٌ فَناوَلَتهُ القِلادَهَ . ثُمَّ قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : اِشتَدَّ غَضَبُ اللّهِ وغَضَبی عَلی مَن أهرَقَ دَمی وآذانی فی عِترَتی . [۴۱۶]
الإمام زین العابدین علیه السلام :حَدَّثَتنی أسماءُ بِنتُ عُمَیسٍ ، قالَت : کُنتُ عِندَ فاطِمَهَ علیهاالسلامإذ دَخَلَ عَلَیها رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله وفی عُنُقِها قِلادَهٌ مِن ذَهَبٍ کانَ اشتَراها لَها عَلِیُّ بنُ أبی طالِبٍ علیه السلام مِن فَیءٍ ، فَقالَ لَها رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : یا فاطِمَهُ ، لا یَقولُ النّاسُ إنَّ فاطِمَهَ بِنتَ مُحَمَّدٍ تَلبَسُ لُبسَ الجَبابِرَهِ ! فَقَطَعَتها وباعَتها ، وَاشتَرَت بِها رَقَبَهً فَأَعتَقَتها . فَسُرَّ بِذلِکَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله . [۴۱۷]
۶ / ۱۴ داستان گردنبند
۶ / ۱۴داستان گردنبندامام علی علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بر دخترش فاطمه علیهاالسلام در آمد . در گردنش گردنبندی دید . از فاطمه ، روی گردانْد . پس فاطمه علیهاالسلامآن گردنبند را کَند و به دور افکند . پیامبر خدا علیهاالسلام به او فرمود : «ای فاطمه ! تو از من هستی» . سپس گدایی آمد و فاطمه ، گردنبند را به او داد . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «خشم خدا و خشم من ، سخت است بر کسی که خون مرا بریزد ، و با آزردن خانوادهام ، مرا بیازارد» .
امام زین العابدین علیه السلام :اسماء بنت عمیس ، برایم نقل کرد و گفت : نزد فاطمه علیهاالسلامبودم که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وارد شد . در گردن فاطمه ، گردنبندی زرّین بود که علی بن ابی طالب ، آن را از سهم غنایم ، برایش خریده بود . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود : «ای فاطمه ! مردم نمیگویند که فاطمه ، دختر محمّد ، شاهانه میپوشد ؟!» . فاطمه ، گردنبند را در آورد و فروخت و با پول آن ، بندهای خرید و آزادش کرد . پس ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از این کار او خوش حال شد .
سنن أبی داوود عن ثوبان مولی رسول اللّه صلی الله علیه و آله :کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله إذا سافَرَ کانَ آخِرُ عَهدِهِ بِإِنسانٍ مِن أهلِهِ فاطِمَهَ ، وأوَّلُ مَنْ یَدخُلُ عَلَیها إذا قَدِمَ فاطِمَهَ ، فَقَدِمَ مِن غَزاهٍ لَهُ وقَد عَلَّقَت مِسحا أو سِترا عَلی بابِها ، وحَلَّتِ الحَسَنَ وَالحُسَینَ قُلبَینِ [۴۱۸] مِن فِضَّهٍ ، فَقَدِمَ فَلَم یَدخُل ، فَظَنَّت أنَّ ما مَنَعَهُ أن یَدخُلَ ما رَأی ، فَهَتَکَتِ السِّترَ وفَکَّکَتِ القُلبَینِ عَنِ الصَّبِیَّینِ ، وقَطَعَتهُ بَینَهُما ، فَانطَلَقا إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله وهُما یَبکِیانِ ، فَأَخَذَهُ مِنهُما ، وقالَ : یا ثَوبانُ ، اِذهَب بِهذا إلی آلِ فُلانٍ أهلِ بَیتٍ بِالمَدینَهِ إنَّ هؤُلاءِ أهلُ بَیتی ، أکرَهُ أن یأکُلوا طَیِّباتِهِم فی حَیاتِهِمُ الدُّنیا ، یا ثَوبانُ ، اِشتَرِ لِفاطِمَهَ قِلادَهً مِن عَصَبٍ وسِوارَینِ مِن عاجٍ . [۴۱۹] سنن ابی داوود به نقل از ثوبان ، غلام آزاد شده پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هر گاه میخواست به سفر برود ، فاطمه علیهاالسلامآخرین عضو خانواده اش بود که پیامبر [ برای خداحافظی ] به دیدارش میرفت ، و چون باز میگشت ، بر اوّلین کسی که وارد میشد ، فاطمه بود . روزی در بازگشت از یکی از غزواتش ، دید که فاطمه ، بر دَرِ خانه اش ، پَلاسی یا پردهای آویخته ، و در دستان حسن و حسین ، دستبند نقره کرده است . وارد خانه نشد . فاطمه ، حدس زد که پیامبر صلی الله علیه و آله با دیدن این چیزها به خانه او نرفته است . لذا پرده را بر کَند و دستبندها را از دستهای آن دو کودک در آورد و آنها را در برابرشان شکست . حسن و حسین ، گریه کنان نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رفتند . پیامبر صلی الله علیه و آله دستبندها را از آنها گرفت و فرمود : «ای ثوبان! اینها را برای خاندان فلانی خانوادهای در مدینه ببَر . اینان اهل بیت من اند و من خوش ندارم که در زندگی دنیایشان ، از لذّتها بهره مند شوند . ای ثوبان! برای فاطمه ، یک گردنبند عَصَب [۴۲۰] و دو دستبند عاج ، خریداری کن» .
بخش دوم : عوامل تحکیم خانواده
اشاره
بخش دوم : عوامل تحکیم خانوادهفصل یکم : محبّت و مهربانی و عطوفتفصل دوم : خویهای والا و کردارهای نیکوفصل سوم : تربیتِ دینیفصل چهارم : پاسداشت حقوقفصل پنجم : تلاش برای تأمین نیازهای اقتصادیِ خانوادهفصل ششم : پاسخ دادن به غرایز جنسیفصل هفتم : دعا کردنتحلیلی درباره عوامل تحکیم خانواده
الفصل الأوّل : المحبّه والرّحمه والشّفقه۱ / ۱المَوَدَّهُ المُتَبادَلَهُ بَینَ الزَّوجَینِالکتاب«وَ مِنْ ءَایَتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَ جًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فِی ذَ لِکَ لَایَتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ» . [۴۲۱]
الحدیثرسول اللّه صلی الله علیه و آله :کُلَّمَا ازدادَ العَبدُ إیمانا ، اِزدادَ حُبّا لِلنِّساءِ . [۴۲۲]
الإمام الصادق علیه السلام :العَبدُ کُلَّمَا ازدادَ لِلنِّساءِ حُبّا ، اِزدادَ فِی الإیمانِ فَضلاً . [۴۲۳]
عنه علیه السلام :ما أظُنُّ رَجُلاً یَزدادُ فِی الإیمانِ خَیرا ، إلَا أزدادَ حُبّا لِلنِّساءِ .[۴۲۴]
فصل یکم : محبّت و مهربانی و عطوفت
۱ / ۱ محبّت دو جانبه میان زن و شوهر
فصل یکم : محبّت و مهربانی و عطوفت۱ / ۱محبّت دو جانبه میان زن و شوهرقرآن«و از نشانههای او ، آن است که از خودتان برای شما جفتهایی آفرید تا بدانها آرام گیرید ، و میان شما محبّت و مهربانی قرار داد . همانا در این امر برای مردمانی که میاندیشند ، نشانههایی [ از وجود و قدرت خداوند ] است » .
حدیث پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر اندازه بر ایمان بنده افزوده شود ، محبّتش به زنان (همسرش) افزون تر میشود .
امام صادق علیه السلام :هر اندازه ، محبّت و علاقه بنده به زنان (همسرش) بیشتر باشد ، ایمانش افزون تر است .
امام صادق علیه السلام :گمان نمیکنم که هیچ مردی ، بر خوبی ایمانش افزوده شود ، مگر آن که محبّتش به زنان (همسرانش) افزون گردد .
الإمام الصادق علیه السلام :مِن أخلاقِ الأَنبِیاءِ صَلَّی اللّهُ عَلَیهِم حُبُّ النِّساءِ . [۴۲۵]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :قَولُ الرَّجُلِ لِلمَرأَهِ : «إنّی اُحِبُّکِ» لا یَذهَبُ مِن قَلبِها أبَدا . [۴۲۶]
عنه صلی الله علیه و آله فی قِصَّهِ الحَولاءِ : یا حَولاءُ ، لِلرَّجُلِ عَلَی المَرأَهِ أن تَلزَمَ بَیتَهُ ، وتَوَدَّدَهُ وتُحِبَّهُ وتُشفِقَهُ .
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ خَیرَ نِسائِکُمُ الوَلودُ الوَدودُ . [۴۲۷]
عنه صلی الله علیه و آله :إذا نَظَرَ العَبدُ إلی وَجهِ زَوجِهِ ونَظَرَت إلَیهِ ، نَظَرَ اللّهُ إلَیهِما نَظَرَ رَحمَهٍ ، فَإِذا أخَذَ بِکَفِّها وأخَذَت بِکَفِّهِ ، تَساقَطَت ذُنوبُهُما مِن خِلالِ أصابِعِهِما . [۴۲۸]
۱ / ۲رَحمَهُ العِیالِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :یُؤتی بِالرَّجُلِ مِن اُمَّتی یَومَ القِیامَهِ وما لَهُ مِن حَسَنَهٍ تُرجی لَهُ الجَنَّهُ ، فَیَقولُ الرَّبُّ تَعالی : أدخِلوهُ الجَنَّهَ ، فَإِنَّهُ کانَ یَرحَمُ عِیالَهُ . [۴۲۹]
۱ / ۲ مهرورزی به خانواده
امام صادق علیه السلام :از اخلاق پیامبران که درود خدا بر آنان باد همسردوستی است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :این سخن مرد به زن که : «دوستت دارم» ، هرگز از دل زن ، بیرون نمیرود .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : در داستان حَولاء : ای حَولاء! حق مرد بر زن ، این است که در خانه اش بنشیند و به او اظهار عشق و محبّت کند و دلسوز او باشد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بهترین زنان شما ، زنان زایا و مهربان اند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه بنده ، به چهره همسرش و همسرش به چهره او بنگرد ، خداوند به آن دو ، با نگاه مهرآمیز مینگرد ، و هرگاه دست یکدیگر را بگیرند ، گناهان آن دو ، از لای انگشتانشان فرو میریزد .
۱ / ۲مهرورزی به خانوادهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در روز رستاخیز ، مردی از امّت مرا میآورند ، در حالی که هیچ کار نیکی که به سبب آن ، برایش امید بهشت برود ، ندارد ؛ امّا خداوند متعال میفرماید : «او را به بهشت ببرید ؛ چرا که به خانواده اش مهر میورزید» .
مسند الطیالسی عن أنس :کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله رَحیما بِالعِیالِ . [۴۳۰]
تاریخ دمشق عن أنس :کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله مِن أرحَمِ النّاسِ بِالصِّبیانِ وَالعِیالِ . [۴۳۱]
الإمام علیّ علیه السلام :اِرحَم مِن أهلِکَ الصَّغیرَ ، ووَقِّر مِنهُمُ الکَبیرَ . [۴۳۲]
۱ / ۳حُبُّ الأَولادِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :حُبُّ الأَولادِ سِترٌ مِنَ النّارِ ، وَالأَکلُ مَعَهُم بَراءَهٌ مِنَ النّارِ ، وکَرامَتُهُم جَوازٌ عَلَی الصِّراطِ . [۴۳۳]
الإمام علیّ علیه السلام فِی الحِکَمِ المَنسوبَهِ إلَیهِ : یَجِبُ عَلَیکَ أن تُشفِقَ عَلی وَلَدِکَ أکثَرَ مِن إشفاقِهِ عَلَیکَ . [۴۳۴]
الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ اللّهَ لَیَرحَمُ العَبدَ لِشِدَّهِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ . [۴۳۵]
۱ / ۴تَقبیلُ الأَولادِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :المُؤمِنُ حَبیبُ اللّهِ ، ووَلَدُهُ تُحفَهُ اللّهِ ، فَمَن رَزَقَهُ اللّهُ وَلَدا فِی الإِسلامِ فَلیُکثِر قُبلَتَهُ . [۴۳۶]
۱ / ۳ دوست داشتن فرزندان
مسند طیالسی به نقل از اَنَس : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با خانواده اش مهربان بود .
تاریخ دمشق به نقل از اَنَس : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مهربانترین مردمان ، نسبت به کودکان و خانواده اش بود .
امام علی علیه السلام :با کوچک ترهای خانواده ات مهربان باش ، و به بزرگ ترهایشان احترام بگذار .
۱ / ۳دوست داشتن فرزندانپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :دوست داشتن فرزندان ، پردهای در برابر آتش است ، و غذا خوردن با آنان ، براتِ آزادی از آتش ، و گرامی داشتن آنها ، موجب گذشتن از صراط .
امام علی علیه السلام در حکمتهای منسوب به ایشان : شفقت تو به فرزندت باید بیشتر از شفقت او به تو باشد .
امام صادق علیه السلام :همانا خداوند به بنده ، به خاطر محبّت زیاد او به فرزندش ، رحم میکند .
۱ / ۴ بوسیدن فرزندان
۱ / ۴بوسیدن فرزندانپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مؤمن ، دوست خداست و فرزند او هدیه خداست . پس ، هر که خداوند در اسلام ، به او فرزندی روزی کرد ، باید او را زیاد ببوسد .
الإمام الصادق علیه السلام :جاءَ رَجُلٌ إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَقالَ : ما قَبَّلتُ صَبِیّا قَطُّ . فَلَمّا وَلّی قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : هذا رَجُلٌ عِندی إنَّهُ مِن أهلِ النّارِ .[۴۳۷]
صحیح البخاری عن أبی هریره :قَبَّلَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله الحَسَنَ بنَ عَلِیٍّ و عِندَهُ الأَقرَعُ بنُ حابِسٍ التَّمیمِیُّ جالِسا ، فَقالَ الأَقرَعُ : إنَّ لی عَشَرهً مِن الوُلدِ ما قَبَّلتُ مِنهُم أحَدا ! فَنَظَرَ إلَیهِ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ثُمَّ قالَ : مَن لا یَرحَم لا یُرحَم . [۴۳۸]
المناقب لابن شهرآشوب عن أبی هریره :کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله یُقَبِّلُ الحَسَنَ وَالحُسَینَ ، فَقالَ عُیَینَهُ وفی رِوایَهِ غَیرِهِ : الأَقرَعُ بنُ حابِسٍ : إنَّ لی عَشَرَهً ما قَبَّلتُ واحِدا مِنهُم قَطُّ ! فَقالَ صلی الله علیه و آله : مَن لا یَرحَم لا یُرحَم وفی رِوایَهِ حَفصٍ الفَرّاءِ : فَغَضِبَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله حَتَّی التَمَعَ لَونُهُ ، وقالَ لِلرَّجُلِ : إن کانَ قَد نُزِعَ الرَّحمَهُ مِن قَلبِکَ فَما أصنَعُ بِکَ ؟ ! مَن لَم یَرحَم صَغیرَنا ویُعَزِّز کَبیرَنا فَلَیسَ مِنّا . [۴۳۹]
صحیح مسلم عن أنس :ما رَأَیتُ أحَدا کانَ أرحَمَ بِالعِیالِ مِن رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله . قالَ : کانَ إبراهیمُ مُستَرضِعا لَهُ فی عَوالِی المَدینَهِ ، فَکانَ یَنطَلِقُ ونَحنُ مَعَهُ ، فَیَدخُلُ البَیتَ وإنَّهُ لَیُدَّخَنُ ، وکانَ ظِئرُهُ قَینا ، فَیَأخُذُهُ فَیُقَبِّلُهُ ، ثُمَّ یَرجِعُ . [۴۴۰]
امام صادق علیه السلام :مردی ، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت : من هرگز کودکی را نبوسیدهام . چون آن مرد رفت ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «این مرد نزد من ، از دوزخیان است» .
صحیح البخاری به نقل از ابو هریره : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله حسن بن علی را بوسید . اقرع بن حابس تمیمی که نزد پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بود ، گفت : من ده فرزند دارم و تا کنون ، حتّی یکی از آنها را نبوسیدهام ! پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نگاهی به او کرد و فرمود : «کسی که رحم نکند ، به او رحم نمیشود» .
المناقب ، ابن شهرآشوب به نقل از ابو هریره : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله حسن و حسین را میبوسید ، عُیَینه و در روایت دیگری ، اقرع بن حابس گفت : من ده فرزند دارم و هرگز یکی از آنها را هم نبوسیدهام ! پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «کسی که رحم نمیکند ، به او رحم نمیشود» . در روایت حَفص فَرّاء آمده است : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله چنان خشمگین شد که رنگش برگشت و به آن مرد فرمود : «اگر خداوند ، رحم و مهربانی را از دل تو گرفته است ، من با تو چه کنم ؟! کسی که با خردسالان ما مهربان نیست و به بزرگ سالان ما احترام نمیگذارد ، از ما نیست» .
صحیح مسلم به نقل از اَنَس : هیچ کس را نسبت به خانواده ، مهربان تر از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ندیدم . ابراهیم (فرزند پیامبر) را در عَوالیِ[۴۴۱] مدینه ، به دایه سپرده بودند . پیامبر صلی الله علیه و آله [ به آن جا ] میرفت و ما نیز با ایشان بودیم . وارد اتاق که میشد ، دود ، آن جا را فرا گرفته بود و دایه اش یک کنیز بود . پس ، ابراهیم را [در بغل ]میگرفت و میبوسید . آن گاه ، باز میگشت . ۱ / ۵نِطاقُ حُبِّ الأَهلِ وَالشَّفَقَهِ عَلَیهِمالکتاب«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تُلْهِکُمْ أَمْوَ لُکُمْ وَ لَا أَوْلَدُکُمْ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَ مَن یَفْعَلْ ذَ لِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْخَسِرُونَ» . [۴۴۲]
«سَیَقُولُ لَکَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَمْوَ لُنَا وَ أَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِم مَّا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَن یَمْلِکُ لَکُم مِّنَ اللَّهِ شَیْئا إِنْ أَرَادَ بِکُمْ ضَرًّا أَوْ أَرَادَ بِکُمْ نَفْعَا بَلْ کَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرَا» . [۴۴۳]
الحدیثرسول اللّه صلی الله علیه و آله فی مَوعِظَتِهِ لِابنِ مَسعودٍ : یَابنَ مَسعودٍ ، إیّاکَ أن تَدَعَ طاعَهَ اللّهِ وتَقصِدَ مَعصِیَتَهُ شَفَقَهً عَلی أهلِکَ ، لِأَنَّ اللّهَ تَعالی یَقولُ : «یَأَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمْ وَ اخْشَوْاْ یَوْمًا لَا یَجْزِی وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَ لَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَیْئا» [۴۴۴] . [۴۴۵]
مسند ابن حنبل عن عبد اللّه :نَهانا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَنِ التَّبَقُّرِ [۴۴۶] فِی الأَهلِ وَالمالِ . [۴۴۷]
۱ / ۵ اندازه دوست داشتن خانواده و محبّت به آنان
۱ / ۵اندازه دوست داشتن خانواده و محبّت به آنانقرآن«ای کسانی که ایمان آوردهاید ، [ زنهار ] اموال شما و فرزندانتان ، شما را از یاد خدا غافل نگرداند ، و هر کس چنین کند ، آنان ، خود از زیان کاران اند » .
« بر جای ماندگانِ بادیه نشین ، به زودی به تو خواهند گفت : اموال ما و کسانمان ، ما را گرفتار کردند . پس برای ما آمرزش بخواه ! چیزی را که در دل هایشان نیست ، بر زبانِ خویش میرانند . بگو : اگر خدا بخواهد به شما زیانی یا سودی برساند ، چه کسی در برابر او برای شما اختیار چیزی را دارد ؟ بلکه این خداست که همواره به آنچه میکنید ، آگاه است» .
حدیث پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در اندرزش به ابن مسعود : ای پسر مسعود! مبادا دلسوزی برای خانواده ات ، باعث شود که طاعت خدا را وانهی و نافرمانی اش را در پیش گیری! زیرا خداوند متعال میفرماید : «ای مردم! از پروردگارتان پروا بدارید ، و بترسید از روزی که هیچ پدری ، به کار فرزندش نمیآید ، و هیچ فرزندی نیز به کار پدرش نخواهد آمد» .
مسند ابن حنبل به نقل از عبد اللّه : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ما را از فراوان خواهی در زن و ثروت ، نهی فرمود .
الإمام علیّ علیه السلام لِبَعضِ أصحابِهِ : لاتَجعَلَنَّ أکثر شُغلَکَ بِأَهلِکَ ووُلدِکَ ، فَإِن یَکُن أهلُکَ ووُلدُکَ أولِیاءَ اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ لا یُضیعُ أولِیاءَهُ ، وإن یَکونوا أعداءَ اللّهِ فَما هَمُّکَ وشُغلُکَ بِأَعداءِ اللّهِ؟! [۴۴۸]
الإمام الباقر علیه السلام :شَرُّ الآباءِ مَن دَعاهُ البِرُّ إلَی الإِفراطِ ، وشَرُّ الأَبناءِ مَن دَعاهُ التَّقصیرُ إلَی العُقوقِ . [۴۴۹]
راجع : المحبّه فی الکتاب والسنّه : ص ۱۲۵ (الإفراط فی المحبّه) .
امام علی علیه السلام به یکی از یارانش : هرگز بیشتر وقت خود را صَرفِ زن و فرزندانت مکن ؛ زیرا اگر آنان دوست خدا باشند ، خداوند ، دوستانش را وا نمیگذارد ، و اگر دشمن خدا باشند ، چرا باید همّ و غمّ تو ، رسیدگی به دشمنان خدا باشد؟ !
امام باقر علیه السلام :بدترین پدران ، آن پدری است که محبّت ، او را به زیاده روی بکشاند ، و بدترین فرزندان ، آن فرزندی است که کوتاهی کردن [ در برابر پدر ، ]او را به نافرمانی بکشاند .
ر . ک : دوستی در قرآن و حدیث : ص ۱۷۷ (زیاده روی در دوستی) .
الفصل الثانی : مکارم الأخلاق ومحاسن الأعمال۲ / ۱حُسنُ العِشرَهِالکتاب«وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» . [۴۵۰]
الحدیثالإمام الصادق علیه السلام :إنَّ المَرءَ یَحتاجُ فی مَنزِلِهِ وعِیالِهِ إلی ثَلاثِ خِلالٍ یَتَکَلَّفُها وإن لَم یَکُن فی طَبعِهِ ذلِکَ : مُعاشَرَهٍ جَمیلَهٍ ، وسَعَهٍ بِتَقدیرٍ ، وغَیرَهٍ بِتَحَصُّنٍ [۴۵۱]. [۴۵۲]
۲ / ۲حُسنُ الخُلُقِرسول اللّه صلی الله علیه و آله فی وَصِیَّتِهِ إلی أمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلام : یا عَلِیُّ ، حَسِّن خُلُقَکَ مَعَ أهلِکَ وجیرانِکَ ومَن تُعاشِرُ وتُصاحِبُ مِنَ النّاسِ ، تُکتَب عِندَ اللّهِ فِی الدَّرَجاتِ العُلی . [۴۵۳]
فصل دوم : خویهای والا و کردارهای نیکو
فصل دوم : خویهای والا و کردارهای نیکو۲ / ۱خوش رفتاریقرآن«و با آنان (زنان) به نیکی رفتار کنید » .
حدیث امام صادق علیه السلام :مرد در [ اداره ] خانه و خانواده اش ، به سه خصلت نیاز دارد که باید آنها را به کار بَرَد ، اگر چه این ویژگیها در طبیعت (درون) او نباشد : خوش رفتاری ، گشاده دستیِ سنجیده ، و غیرت برای ناموس داری
۲ / ۱ خوش رفتاری
۲ / ۲ خوش اخلاقی
۲ / ۲خوش اخلاقی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در توصیه اش به امیر مؤمنان علیه السلام : ای علی ! با خانواده و همسایگانت و کسانی که با آنان معاشرت و همنشینی داری ، خوش اخلاق باش تا نزد خداوند ، در درجات بلند ، نوشته شوی [ قرار گیری] .
مسند ابن حنبل عن أبی عبد اللّه الجدلی :قُلتُ لِعائِشَهَ : کَیفَ کانَ خُلُقُ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فی أهلِهِ ؟ قالَت : کانَ أحسَنَ النّاسِ خُلُقا ، لَم یَکُن فاحِشا ولا مُتَفَحِّشا ، ولا سَخّابا [۴۵۴] بِالأَسواقِ ، ولا یَجزی بِالسَّیِّئَهِ مِثلَها ، ولکِن یَعفو ویَصفَحُ . [۴۵۵]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :أقرَبُکُم مِنّی مَجلِسا یَومَ القِیامَهِ أحسَنُکُم خُلُقا وخَیرُکُم لِأَهلِهِ . [۴۵۶]
عنه صلی الله علیه و آله :أحسَنُ النّاسِ أیمانا أحسَنُهُم خُلُقا وألطَفُهُم بِأَهلِهِ ، وأنا ألطَفُکُم بِأَهلی . [۴۵۷]
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ مِن أکمَلِ المُؤمِنینَ أیمانا ، أحسَنَهُم خُلُقا وألطَفَهُم بِأَهلِهِ . [۴۵۸]
تنبیه الغافلین عن أنس :سُئِلَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : أیُّ المُؤمِنینَ أکمَلُ إیمانا ؟ قالَ : أحسَنُهُم خُلُقا مَعَ أهلِهِ .[۴۵۹]
الإمام زین العابدین علیه السلام :أربَعٌ مَن کُنَّ فیهِ کَمُلَ إیمانُهُ ، ومُحِّصَت عَنهُ ذُنوبُهُ ، ولَقِیَ رَبَّهُ وهُوَ عَنهُ راضٍ : مَن وَفی للّهِِ بِما جَعَلَ عَلی نَفسِهِ لِلنّاسِ ، وصَدَقَ لِسانُهُ مَعَ النّاسِ ، وَاستَحیا مِن کُلِّ قَبیحٍ عِندَ اللّهِ وعِندَ النّاسِ ، وحَسَّنَ خُلُقَهُ مَعَ أهلِهِ . [۴۶۰]
مسند ابن حنبل به نقل از ابو عبد اللّه جدلی : به عایشه گفتم : اخلاق پیامبر صلی الله علیه و آله با خانواده اش چگونه بود؟ گفت : نیک خوترین مردمان بود . نه دشنام میداد و نه بدزبانی میکرد ، و نه اهل هیاهو به راه انداختن در کوچه و بازار بود ، و نه بدی را به بدی جبران میکرد ؛ بلکه میبخشید و گذشت میکرد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در روز قیامت ، آن کس از شما به من نزدیک تر مینشیند که خوش خوترینِ شما باشد ، و برای خانواده اش ، بهترین کس باشد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :نیک ایمانترین مردمان ، کسی است که خوش اخلاقترین آنها باشد و با خانواده اش مهربان تر باشد ، و من ، مهربانترین شما با خانوادهام هستم .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از کاملترین مؤمنان در ایمان ، کسی است که خوش اخلاقترین و با خانواده اش مهربانترین باشد .
تنبیه الغافلین به نقل از اَنَس : از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سؤال شد : کدام مؤمن ، ایمانش کامل تر است؟ فرمود : «آن که با خانواده اش ، خوش اخلاق تر باشد» .
امام زین العابدین علیه السلام :چهار خصلت است که در هر کس وجود داشته باشد ، ایمانش کامل است ، گناهانش از او پاک میشود ، و پروردگارش را در حالی دیدار میکند که از او راضی است : کسی که به تعهّدات خود در برابر مردم وفا کند ؛ زبانش با مردم راست باشد ؛ در حضور خدا و مردم ، از هر زشتی ای شرم کند ؛ و با خانواده اش ، اخلاق خوش داشته باشد .
الإمام علیّ علیه السلام :بِحُسنِ الأَخلاقِ یَطیبُ العَیشُ .[۴۶۱]
۲ / ۳حُسنُ التَّبَعُّلِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :جِهادُ المَرأَهِ حُسنُ التَّبَعُّلِ [۴۶۲] . [۴۶۳]
شعب الإیمان عَن مُسلِمِ بنِ عُبَیدٍ عَن أسماءَ بِنتِ یَزیدَ الأَنصارِیَّهِ مِن بَنی عَبدِ الأَشهَلِ :أنَّها أتَتِ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله وهُوَ بَینَ أصحابِهِ ، فَقالَت [۴۶۴] : بِأَبی أنتَ واُمّی إنّی وافِدَهُ النِّساءِ إلَیکَ . . . وإنَّکُم مَعاشِرَ الرِّجالِ فُضِّلتُم عَلَینا بِالجُمُعَهِ وَالجَماعاتِ ، وعِیادَهِ المَرضی ، وشُهودِ الجَنائِزِ ، وَالحَجِّ . . . فَما نُشارِکُکُم فِی الأَجرِ یا رَسولَ اللّهِ ؟ . . . فَالتَفَتَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله إلَیها ، ثُمَّ قالَ لَها : اِنصَرِفی أیَّتُهَا المَرأَهُ وَأعلِمی مَن خَلفَکِ مِنَ النِّساءِ أنَّ حُسنَ تَبَعُّلِ إحداکُنَّ لِزَوجِها وطَلَبَها مَرضاتَهُ وَاتِّباعَها مُوافَقَتَهُ تَعدِلُ ذلِکَ کُلَّهُ .[۴۶۵]
مسند أبی یعلی عن أنس :أتَتِ النِّساءُ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فَقُلنَ : یا رَسولَ اللّهِ ، ذَهَبَ الرِّجالُ بِالفَضلِ بِالجِهادِ فی سَبیلِ اللّهِ ، فَما لَنا عَمَلٌ نُدرِکُ بِهِ عَمَلَ المُجاهِدینَ فی سَبیلِ اللّهِ ! قالَ : مِهنَهُ إحداکُنَّ فی بَیتِها تُدرِکُ عَمَلَ المُجاهِدینَ فی سَبیلِ اللّهِ . [۴۶۶]
۲ / ۳ خوبْ شوهرداری کردن
امام علی علیه السلام :با اخلاق نیک ، زندگی ، خوش میشود .
۲ / ۳خوبْ شوهرداری کردنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :جهاد زن ، خوبْ شوهرداری کردن است .
شعب الایمان به نقل از مسلم بن عُبَید :از اسماء دختر یزید انصاری (از خاندان عبد الأشهَل) روایت شده است که وی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله که در جمع اصحابش نشسته بود آمد و گفت : پدر و مادرم به فدایت ! من به نمایندگی از طرف زنان ، نزد شما آمدهام ... شما مردها بر ما زنها ، برتریهایی داده شدهاید : در نماز جمعه و جماعت شرکت میکنید ، به عیادت بیماران می رَوید ، تشییع جنازه میکنید ، حج میگذارید ... . پس ، ای پیامبر خدا ! ما در کدام پاداش ، با شما [مردان] شریک هستیم ؟ پیامبر صلی الله علیه و آله رو به او کرد و فرمود : «ای زن ! برگرد و به زنانی که تو را فرستادهاند ، اعلام کن که نیکو همسرداریِ هر یک از شما زنان برای شوهرش و جلب رضایت او ، و موافقت و سازگاری با او ، با همه آن [ اعمالی که برای مردانْ نام بردی ] برابری میکند» .
مسند ابی یعلی به نقل از اَنَس : زنان ، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند : ای پیامبر خدا ! مردان ، ثواب جهاد در راه خدا را از آنِ خود کردهاند ، و دیگر ، عملی برای ما نمانده است که با آن ، به [ فضیلت ] عمل مجاهدانِ در راه خدا برسیم! پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «کار و خدمت هر یک از شما در خانه اش ، با عمل مجاهدانِ در راه خدا ، برابری میکند» .
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :ما مِنِ امرَأَهٍ تَسقی زَوجَها شَربَهَ ماءٍ ، إلّا کانَ خَیرا لَها مِن سَنَهٍ صِیامِ نَهارِها وقِیامِ لَیلِها ، وبَنی اللّهُ لَها بِکُلِّ شَربَهٍ تَسقی زَوجَها مَدینَهً فِی الجَنَّهِ ، وغَفَرَ [۴۶۷] لَها سِتّینَ خَطیئَهً . [۴۶۸]
عنه صلی الله علیه و آله فی حَدیثِ الحَولاءِ : یا حَولاءُ . . . ما مِنِ امرَأَهٍ تَکسو زَوجَها إلّا کَساهَا اللّهُ یَومَ القِیامَهِ سَبعینَ خِلعَهً مِنَ الجَنَّهِ ، کُلُّ خِلعَهٍ مِنها مِثلُ شَقائِقِ النُّعمانِ وَالرَّیحانِ ، وتُعطی یَومَ القِیامَهِ أربَعینَ جارِیَهً تَخدِمُها مِنَ الحورِ العینِ . [۴۶۹]
کتاب من لا یحضره الفقیه :جاءَ رَجُلٌ إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَقالَ : إنَّ لی زَوجَهً إذا دَخَلتُ تَلَقَّتنی ، وإذا خَرَجتُ شَیَّعَتنی ، وإذا رَأَتنی مَهموما قالَت : ما یُهِمُّکَ ؟ إن کُنتَ تَهتَمُّ لِرِزقِکَ فَقَد تَکَفَّلَ لَکَ بِهِ غَیرُکَ ، وإن کُنتَ تَهتَمُّ بِأَمرِ آخِرَتِکَ فَزادَکَ اللّهُ هَمّا . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : إنَّ للّهِِ عُمّالاً وهذِهِ مِن عُمّالِهِ ، لَها نِصفُ أجرِ الشَّهیدِ . [۴۷۰]
۲ / ۴اللُّطفُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ مِن أکمَلِ المُؤمِنینَ إیمانا ، أحسَنَهُم خُلُقا وألطَفَهُم بِأَهلِهِ . [۴۷۱]
۲ / ۴ مهربانی
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هیچ زنی نیست که جرعهای آب به شوهرش بنوشاند ، مگر آن که این عمل او برایش بهتر از یک سال باشد که روزهایش را روزه بگیرد و شبهایش را به عبادت بگذرانَد . خداوند به ازای هر جرعهای که به شوهرش می نوشانَد ، شهری در بهشت برایش میسازد و شصت گناه او را میآمرزد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در حدیث حولاء : ای حولاء ! ... هیچ زنی نیست که بر شوهر خویش جامه بپوشاند ، مگر آن که خداوند در روز رستاخیز ، هفتاد خلعت بهشتی بر او بپوشاند ، که هر یک از آن خلعتها ، همانند شقایق نُعمان و رَیحان است ، و نیز در روز رستاخیز ، چهل کنیز از حوریان بهشتی ، به او داده میشود که خدمتش میکنند .
کتاب من لا یحضره الفقیه :مردی ، نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت : زنی دارم که هر گاه وارد [خانه] میشوم ، به استقبالم میآید و هر گاه [از خانه] خارج میشوم ، بدرقهام میکند ، و هر گاه مرا اندوهگین میبیند ، میگوید : چرا اندوهگینی؟ اگر غمِ روزی ات را میخوری ، غیر تو (خداوند) آن را برایت ضمانت کرده است ، و اگر غم آخرتت را داری ، پس خداوند بر اندوهت بیفزاید . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «خداوند ، کارگرانی دارد و این زن ، یکی از کارگران اوست . برای او نصف پاداش شهید در نظر گرفته شده است» .
۲ / ۴مهربانیپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از مؤمنان ، آن کسی ایمانش کامل تر است که خوش اخلاق تر ، و با خانواده اش مهربان تر باشد .
عنه صلی الله علیه و آله :أحسَنُ النّاسِ إیمانا أحسَنُهُم خُلُقا وألطَفُهُم بِأَهلِهِ ، وأنا ألطَفُکُم بِأَهلی . [۴۷۲]
۲ / ۵الإِحسانُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :عِیالُ الرِّجُلِ اُسَراؤُهُ ، وأحَبُّ العِبادِ إلَی اللّهِ عَزَّ وجَلَّ أحسَنُهُم صُنعا إلی اُسَرائِهِ . [۴۷۳]
عنه صلی الله علیه و آله :الخَلقُ عِیالُ اللّهِ ، فَأَحَبُّ النّاسِ إلَی اللّهِ مَن أحسَنَ إلی عِیالِهِ . [۴۷۴]
عنه صلی الله علیه و آله :أکمَلُ المُؤمِنینَ إیمانا أحسَنُهُم خُلُقا ، وخِیارُکُم خِیارُکُم لِنِسائِهِم خُلُقا . [۴۷۵]
عنه صلی الله علیه و آله :اِتَّقُوا اللّهَ ، اِتَّقُوا اللّهَ فِی الضَّعیفَینِ : الیَتیمِ وَالمَرأَهِ ، فَإِنَّ خِیارَکُم خِیارُکم لِأَهلِهِ . [۴۷۶]
الکافی عن سماعه بن مهران عن الإمام الصادق علیه السلام :اِتَّقُوا اللّهَ فِی الضَّعیفَینِ یَعنی بِذلِکَ الیَتیمَ وَالنِّساءَ . [۴۷۷]
۲ / ۵ نیکی کردن
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :نیکْ ایمانترین مردمان ، کسی است که خوش اخلاق تر ، و با خانواده اش مهربان تر باشد ، و من نسبت به خانوادهام ، از شما مهربان ترم .
۲ / ۵نیکی کردنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خانواده مرد ، اسیران او هستند ، و محبوبترین بندگانْ نزد خداوند عز و جل کسی است که به اسیرانش ، بیشتر نیکی کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مردم ، خانواده خدا هستند . پس ، محبوبترین مردمانْ نزد خداوند ، کسی است که به خانواده اش نیکی کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کاملترین مؤمنان از نظر ایمان ، آن کسی است که خوش اخلاق تر باشد ، و بهترین شما کسی است که اخلاق او با زنانش ، بهتر باشد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از خدا بترسید ! از خدا بترسید ، در باره دو ناتوان : یتیم و زن ! بهترین شما کسی است که برای خانواده اش ، بهتر باشد .
الکافی به نقل از سماعه بن مهران از امام صادق علیه السلام : از خداوند در باره دو ناتوان بترسید مقصود ایشان از دو ناتوان ، یتیم و زنان است .
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :الخَلقُ عِیالُ اللّهِ ، وأحَبُّ عِبادِ اللّهِ إلَی اللّهِ أنفَعُهُم لِعِیالِهِ . [۴۷۸]
عنه صلی الله علیه و آله :اِستَوصوا بِالنِّساءِ خَیرا . [۴۷۹]
عنه صلی الله علیه و آله :خَیرُکُم خَیرُکُم لِأَهلِهِ ، وأنا خَیرُکُم لِأَهلی . [۴۸۰]
عنه صلی الله علیه و آله :أقرَبُکُم مِنّی مَجلِسا یَومَ القِیامَهِ ، أحسَنُکُم خُلُقا وخَیرُکُم لِأَهلِهِ . [۴۸۱]
الکافی عن جابر بن عبد اللّه :قالَ رسول اللّه صلی الله علیه و آله : ألا اُخبِرُکُم بِخَیرِ رِجالِکُم ؟ قُلنا : بَلی یا رَسولَ اللّهِ . قالَ : إنَّ مِن خَیرِ رِجالِکُمُ التَّقِیَّ ، النَّقِیَّ ، السَّمحَ الکَفَّینِ ، النَّقِیَّ الطَّرَفَینِ[۴۸۲]، البَرَّ بِوالِدَیهِ ، ولا یُلجِئُ عِیالَهُ إلی غَیرِهِ . [۴۸۳]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مردمان ، خانواده خداوند هستند ، و محبوبترین بندگان خدا نزد خداوند ، کسی است که به حال خانواده اش ، سودمندتر باشد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :پند خوب را در باره زنان بپذیرید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بهترینِ شما آن کسی است که برای خانواده اش بهتر باشد ، و من ، بهترین شما برای خانوادهام هستم .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در روز قیامت ، آن کس از شما به من نزدیک تر مینشیند که خوش اخلاق تر ، و برای خانواده اش بهتر است .
الکافی به نقل از جابر بن عبد اللّه : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «آیا شما را از بهترین مردانتان خبر ندهم ؟» . گفتیم : بله ، ای رسول خدا ! فرمود : «بهترین مردانِ شما آن کسی است که پرهیزگار ، پاک ، گشاده دست ، پاک زبان ، پاک دامن ، و خوش رفتار نسبت به پدر و مادرش است ، و خانواده اش را نیازمند دیگران نمیسازد» .
الإمام الصادق علیه السلام :مَن حَسُنَ بِرُّهُ فی أهلِ بَیتِهِ زیدَ فی رِزقِهِ . [۴۸۴]
عنه علیه السلام :مَن حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهلِ بَیتِهِ مُدَّ لَهُ فی عُمُرِهِ . [۴۸۵]
الإمام علیّ علیه السلام :عَلَیکَ بِلُزومِ الحَلالِ ، وحُسنِ البِرِّ بِالعِیالِ ، وذِکرِ اللّهِ فی کُلِّ حالٍ . [۴۸۶]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :أوصانی جَبرَئیلُ علیه السلام بِالمَرأَهِ ، حَتّی ظَنَنتُ أنَّهُ لا یَنبَغی طَلاقُها إلّا مِن فاحِشَهٍ مُبَیِّنَهٍ . [۴۸۷]
الکافی عن عبد الرحمن بن الحجّاج :بَعَثَ إلَیَّ أبُو الحَسَنِ موسی علیه السلام بِوَصِیَّهِ أمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلام ، وهِیَ : . . . اللّهَ اللّهَ فِی النِّساءِ وفیما مَلَکَت أیمانُکُم ، فَإِنَّ آخِرَ ما تَکَلَّمَ بِهِ نَبِیُّکُم علیه السلام أن قالَ : اُوصیکُم بِالضَّعیفَینِ : النِّساءِ ، وما مَلَکَت أیمانُکُم . [۴۸۸]
الإمام الصادق علیه السلام :رَحِمَ اللّهُ عَبدا أحسَنَ فیما بَینَهُ وبَینَ زَوجَتِهِ ، فَإِنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ قَد مَلَّکَهُ ناصِیَتَها ، وجَعَلَهُ القَیِّمَ عَلَیها . [۴۸۹]
امام صادق علیه السلام :کسی که به خانواده اش نیکی میکند ، روزی اش زیاد میشود .
امام صادق علیه السلام :کسی که با خانواده اش نیکوکار است ، عمرش طولانی میشود .
امام علی علیه السلام :بر تو باد ملازمت حلال ، و نیکی کردن به خانواده ، و به یاد خدا بودن در همه حال !
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :جبرئیل علیه السلام ، پیوسته مرا در باره زن سفارش میکرد ، چندان که گمان بردم طلاق دادن او ، جز در صورت ارتکاب فحشای آشکار ، روا نیست .
الکافی به نقل از عبد الرحمان بن حجّاج : امام کاظم علیه السلام ، وصیّت امیر مؤمنان علیه السلام را برایم فرستاد ، و آن ، چنین بود : « ... خدا را ، خدا را ، در باره زنان و مملوکانتان ؛ زیرا آخرین سخنی که پیامبرتان صلی الله علیه و آله به زبان آورد ، این بود که فرمود : شما را در باره ( رعایت حالِ ) دو ناتوان ، سفارش میکنم : زنان و مملوکانتان» .
امام صادق علیه السلام :بخشایش خدا بر آن بندهای که با همسرش به نیکی رفتار میکند ؛ چرا که خداوند عز و جل زمامِ اختیار او را در دست وی نهاده و او را سرپرست آن زن قرار داده است . ۲ / ۶الإِکرامُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَنِ اتَّخَذَ زَوجَهً فَلیُکرِمها . [۴۹۰]
عنه صلی الله علیه و آله :خَیرُکُم خَیرُکُم لِأَهلِهِ ، وأنا خَیرُکُم لِأَهلی . ما أکرَمَ النِّساءَ إلّا کَریمٌ ، وما أهانَهُنَّ إلّا لَئیمٌ . [۴۹۱]
عنه صلی الله علیه و آله :ألا اُخبِرُکُم بِخِیارِکُم ؟ مَن لان مَنکِبُهُ ، وحَسُنَ خُلُقُهُ ، وأکرَمَ زَوجَتَهُ إذا قَدَرَ . [۴۹۲]
۲ / ۷الرِّفقُ وَالمُداراهُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذا أرادَ اللّهُ بِأَهلِ بَیتٍ خَیرا فَقَّهَهُم فِی الدّینِ ، ورَزَقَهُمُ الرِّفقَ فی مَعایِشِهِم ، وَالقَصدَ فی شَأنِهِم ، ووَقَّرَ صَغیرُهُم کَبیرَهُم . وإذا أرادَ بِهِم غَیرَ ذلِکَ تَرَکَهُم هَمَلاً . [۴۹۳]
عنه صلی الله علیه و آله :إذا أرادَ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ بِأَهلِ بَیتٍ خَیرا ، رَزَقَهُمُ الرِّفقَ فِی المَعیشَهِ ، وحُسنَ الخُلُقِ . [۴۹۴]
۲ / ۶ احترام نهادن
۲ / ۷ ملایمت و مدارا
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بهترین شما کسی است که برای خانواده اش بهتر باشد ، و من ، بهترینِ شما برای خانوادهام هستم . زنان را کسی گرامی نمیدارد ، مگر انسانِ بزرگوار ، و کسی به آنان اهانت نمیکند ، مگر انسان پَست .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :آیا شما را از بهترینتان خبر ندهم؟ کسی که فروتن و خوش اخلاق باشد ، و هرگاه ازدواج کرد ، همسرش را گرامی بدارد .
۲ / ۶احترام نهادنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس همسری اختیار کرد ، باید او را گرامی بدارد .
۲ / ۷ملایمت و مداراپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه خداوند برای خانوادهای خیری بخواهد ، آنان را در دین ، فقیه و آگاه می گردانَد ، و ملایمت [ و معتدل بودن ] در معیشت و میانه روی در کارهاشان را روزیِ آنان میکند ، و کوچک آنها به بزرگشان احترام مینهد ، و اگر برای خانوادهای ، غیر از آن بخواهد ، ایشان را به حال خود رها میکند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه خداوند عز و جل برای خانوادهای خیری بخواهد ، میانه روی در معیشت ، و اخلاق خوش را روزیِ آنان میکند .
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ إذا أحَبَّ أهلَ بَیتٍ أدخَلَ عَلَیهِمُ الرِّفقَ . [۴۹۵]
عنه صلی الله علیه و آله :الرِّفقُ یُمنٌ ، وَالخُرقُ[۴۹۶]شُؤمٌ . وإذا أرادَ اللّهُ بِأَهلِ بَیتٍ خَیرا أدخَلَ عَلَیهِمُ الرِّفقَ ، فَإِنَّ الرِّفقَ لَم یَکُن فی شَیءٍ قَطُّ إلّا زانَهُ ، وإنَّ الخُرقَ لَم یَکُن فی شَیءٍ قَطُّ إلّا شانَهُ .[۴۹۷]
شعب الإیمان عن عائشه عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذا أرادَ اللّهُ بِعَبیدٍ خَیرا رَزَقَهُمُ الرِّفقَ فی مَعاشِهِم ، وإذا أرادَ بِهِم شَرّا أو قالَ غَیرَ ذلِکَ رَزَقَهُمُ الخُرقَ فی مَعاشِهِم . [۴۹۸]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :یا عائِشَهُ ارفُقی ، فَإِنَّ اللّهَ إذا أرادَ بِأَهلِ بَیتٍ خَیرا دَلَّهُم عَلی بابِ الرِّفقِ . [۴۹۹]
عنه صلی الله علیه و آله :ما اُعطِیَ أهلُ بَیتٍ الرِّفقَ إلّا نَفَعَهُم . [۵۰۰]
الإمام علیّ علیه السلام :سَلامَهُ العَیشِ فِی المُداراهِ . [۵۰۱]
عنه علیه السلامإِنَّ المَرأَهَ رَیحانَهٌ ولَیسَت بِقَهرَمانَهٍ [۵۰۲]، فَدارِها عَلی کُلِّ حالٍ ، وأحسِنِ الصُّحبَهَ لَها لِیَصفُوَ عَیشُکَ . [۵۰۳]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه خداوند ، خانوادهای را دوست بدارد ، مدارا و ملایمت را وارد آن خانواده میکند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ملایمت ، میمون است ، و خشونت ، شوم . هر گاه خداوند برای خانوادهای خیری بخواهد ، ملایمت را وارد آن خانواده میکند ؛ زیرا ملایمت ، هیچ گاه با هیچ چیز همراه نمیشود ، مگر این که آن چیز را زینت ببخشد ، و خشونت ، هرگز با چیزی همراه نمیشود ، مگر این که آن چیز را زشت بگرداند .
شعب الایمان به نقل از عایشه ، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : هر گاه خداوند ، خیر بندگان را بخواهد ، مدارا [ و اعتدال ] در معیشت را روزیِ آنان میکند ، و هر گاه بدیِ آنان را بخواهد یا فرمود : جز آن را بخواهد ، بی تدبیری در معیشت را روزی شان میکند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ای عایشه! با ملایمت رفتار کن . به درستی که خداوند ، هر گاه برای خانوادهای خیری بخواهد ، آنان را به دَرِ ملایمت ، رهنمون میسازد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :به هیچ خانوادهای ، مدارا و ملایمت عطا نمیشود ، مگر این که به آنان سود برسانَد .
امام علی علیه السلام :سلامتِ زندگی ، در مدارا کردن است .
امام علی علیه السلام :زن ، گُل است ، نه پیشکار . پس در همه حال ، با او مدارا کن ، و با وی ، به خوبی همنشینی نمای تا زندگی ات باصفا شود .
۲ / ۸خِدمَهُ الزَّوجَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :خِدمَتُکَ زَوجَتَکَ صَدَقَهٌ . [۵۰۴]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن لَم یَأنَف مِن ثَلاثٍ فَهُوَ مُؤمِنٌ حَقّا : خِدمَهِ العِیالِ ، وَالجُلوسِ مَعَ الفُقَراءِ ، وَالأَکلِ مَعَ خادِمِهِ . هذِهِ الأَفعالُ مِن عَلاماتِ المُؤمِنینَ الَّذینَ وَصَفَهُمُ اللّهُ فی کِتابِهِ : «أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا» [۵۰۵]. [۵۰۶]
عنه صلی الله علیه و آله :یا عَلِیُّ ، لا یَخدِمُ العِیالَ إلّا صِدّیقٌ أو شَهیدٌ ، أو رَجُلٌ یُریدُ اللّهِ بِهِ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَهِ . [۵۰۷]
صحیح البخاری عن الأسود :سُئِلَت عائِشَهُ : ما کانَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله یَصنَعُ فی بَیتِهِ ؟ قالَت : کانَ یَکونُ فیمِهنَهِ أهلِهِ تَعنیخِدمَهَ أهلِهِ فَإِذا حَضَرَتِ الصَّلاهُ خَرَجَ إلَی الصَّلاهِ. [۵۰۸]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ الرَّجُلَ إذا سَقَی امرَأَتَهُ مِنَ الماءِ اُجِرَ . [۵۰۹]
۲ / ۸ خدمت به زن
۲ / ۸خدمت به زنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خدمتِ تو به همسرت ، صدقه است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس از سه کار تکبّر نورزد ، مؤمن حقیقی است : خدمت به خانواده ، نشستن با فقرا و غذا خوردن با خدمتکارش . این کارها از نشانههای مؤمنانی است که خداوند در کتابش از آنان ، این گونه یاد کرده است : «اینان ، مؤمنان حقیقی هستند» .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ای علی ! به خانواده خود خدمت نمیکند ، مگر انسان راستگو ، یا شهید ، یا مردی که خداوند ، خیر دنیا و آخرت را برای او بخواهد .
صحیح البخاری به نقل از اَسوَد : از عایشه سؤال شد : پیامبر صلی الله علیه و آله در خانه اش چه میکرد؟ عایشه گفت : به همسرش کمک و خدمت میکرد ، و چون وقت نماز میشد ، برای نماز [از خانه ،] بیرون میرفت .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مرد ، هر گاه به همسرش آبی بنوشاند ، پاداش می بَرَد .
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّکَ لَن تُنفِقَ نَفَقَهً تَبتَغی بِها وَجهَ اللّهِ إلّا اُجِرتَ عَلَیها ، حَتّی ما تَجعَلُ فی فِی [۵۱۰]امرَأَتِکَ . [۵۱۱]
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّکَ مَهما أنفَقتَ عَلی أهلِکَ مِن نَفَقَهٍ فَإِنَّکَ تُؤجَرُ فیها ، حَتَّی اللُّقمَهَ تَرفَعُها إلی فِی امرَأَتِکَ . [۵۱۲]
عنه صلی الله علیه و آله :المُؤمِنُ یُؤجَرُ فی کُلِّ شَیءٍ ، حَتّی فِی اللُّقمَهِ یَرفَعُها إلی فِی امرَأَتِهِ . [۵۱۳]
۲ / ۹إعانَهُ الزَّوجِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :أیُّمَا امرَأَهٍ أعانَت زَوجَها عَلَی الحَجِّ وَالجِهادِ أو طَلَبِ العِلمِ ، أعطاهَا اللّهُ مِنَ الثَّوابِ ما یُعطِی امرَأَهَ أیّوبَ علیه السلام . [۵۱۴]
عنه صلی الله علیه و آله :أیُّمَا امرَأَهٍ خَدَمَت زَوجَها سَبعَهَ أیّامٍ ، غَلَّقَ اللّهُ عَنها سَبعَهَ أبوابِ النّارِ ، وفَتَحَ لَها ثَمانِیَهَ أبوابِ الجَنَّهِ ، تَدخُلُ مِن أینَما شاءَت . [۵۱۵]
۲ / ۹ کمک به شوهر
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر نفقهای که میدهی و با آن ، رضای خداوند را میجویی ، برایش مزد مییابی ، حتّی برای لقمهای که در دهان همسرت میگذاری .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :برای هر نفقهای که خرج خانواده ات میکنی ، مزدت میدهند ، حتّی برای لقمهای که به طرف دهان همسرت میبری .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :به مؤمن ، برای هر چیزی ، پاداش داده میشود ، حتّی برای لقمهای که در دهان همسرش میگذارد .
۲ / ۹کمک به شوهرپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر زنی که شوهرش را در کار حجّ و جهاد یا علم آموزی ، کمک کند ، خداوند به او از همان پاداشی میدهد که به همسر ایّوب علیه السلام داده است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر زنی که شوهرش را هفت روز یاری دهد ، خداوند ، هفت درِ دوزخ را به روی او میبندد ، و هفت درِ بهشت را به رویش میگشاید تا از هر دری که میخواهد ، وارد شود .
مسند ابن حنبل عن الحصین بن محصن :إنَّ عَمَّهً لَهُ أتَتِ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فی حاجَهٍ ، فَفَرَغَت مِن حاجَتِها ، فَقالَ لَهَا النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : أذاتُ زَوجٍ أنتِ ؟ قالَت : نَعَم ، قالَ : کَیفَ أنتِ لَهُ ؟ قالَت : ما آلوهُ [۵۱۶] إلّا ما عَجَزتُ عَنهُ . قالَ : فَانظُری أینَ أنتِ مِنهُ ؟ فإِنَّما هُوَ جَنَّتُکِ ونارُکِ . [۵۱۷]
الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله قالَ : أیُّمَا امرَأَهٍ رَفَعَت مِن بَیتِ زَوجِها شَیئا مِن مَوضِعٍ إلی مَوضِعٍ تُریدُ بِهِ صَلاحا ، نَظَرَ اللّهُ عَزَّوجَلَّ إلَیها ، ومَن نَظَرَ اللّهُ إلَیهِ لَم یُعَذِّبهُ . فَقالَت اُمُّ سَلَمَهَ : ذَهَبَ الرِّجالُ بِکُلِّ خَیرٍ ، فَأَیُّ شَیءٍ لِلنِّساءِ المَساکینِ؟! فَقالَ صلی الله علیه و آله : بَلی ، إذا حَمَلَتِ المَرأَهُ کانَت بِمَنزِلَهِ الصّائِمِ القائِمِ المُجاهِدِ بِنَفسِهِ ومالِهِ فی سَبیلِ اللّه ، فَإِذا وَضَعَت کانَ لَها مِنَ الأَجرِ ما لا تَدری ما هُوَ لِعِظَمِهِ ، فَإِذا أرضَعَت کانَ لَها بِکُلِّ مَصَّهٍ کَعِدلِ عِتقِ مُحَرَّرٍ مِن وُلدِ إسماعیلَ ، فَإِذا فَرَغَت مِن رِضاعِهِ ضَرَبَ مَلَکٌ عَلی جَنبِها وقالَ : اِستَأنِفِی العَمَلَ ، فَقَد غُفِرَ لَکِ . [۵۱۸]
۲ / ۱۰التَّسلیمُ عَلَی الأَهلِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :یا أَنسُ . . . إذا دَخَلتَ بَیتَکَ فَسَلِّم عَلی أهلِ بَیتِکَ ؛ یَکثُر خَیرُ بَیتِکَ . [۵۱۹]
۲ / ۱۰ سلام کردن به اعضای خانواده
مسند ابن حنبل به نقل از حصین بن محصن : عمّه اش برای کاری ، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد . کارش که انجام شد ، پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «آیا تو شوهرداری ؟» . گفت : آری . فرمود : «برای او چگونهای ؟» . گفت : برای او از هیچ کاری کوتاهی نمیکنم ، مگر کاری که از توانم خارج باشد . فرمود : «مراقب باش که با او چگونهای ؛ زیرا او ، در حقیقت ، بهشت و دوزخ توست» .
امام صادق علیه السلام :پیامبر خدا فرمود : هر زنی که در خانه شوهر خود ، به قصد مرتّب کردن آن ، چیزی را جا به جا کند ، خداوند عز و جل به او نظر [ ِ لطف ]میکند و خدا به هر کس نظر [ ِ لطف ] کند ، عذابش نمیدهد . اُمّ سلمه عرض کرد : همه خوبیها [ و ثوابها ] را مردها از آنِ خود کردهاند . پس چه چیزی برای زنان بیچاره می مانَد ؟ حضرت فرمود : «آری . هر گاه زن ، باردار شود ، به منزله روزه دارِ شب زنده داری است که با جان و مال خود ، در راه خدا جهاد میکند . پس چون وضع حمل کند ، برایش چنان مزدی هست که عظمتش در تصوّر تو نمیگنجد . و هر گاه کودکش را شیر میدهد ، در برابر هر مکیدنی ، ثوابی معادل آزاد کردن یک بنده از فرزندان اسماعیل برایش وجود دارد . و چون از شیر دادنْ فراغت یابد ، فرشتهای بر پهلوی او میزند و میگوید : زندگی را از نو آغاز کن ، که آمرزیده شدی» .
۲ / ۱۰سلام کردن به اعضای خانوادهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ای اَنَس ! ... هر گاه وارد خانه ات شدی ، بر خانواده ات سلام کن تا خیر و برکتِ خانه ات ، زیاد شود .
عنه صلی الله علیه و آله لِأَنَسٍ أیضا : یا بُنَیَّ ، إذا دَخَلتَ مَنزِلَکَ فَسَلِّم عَلی نَفسِکَ وعَلی أهلِکَ . [۵۲۰]
الإمام الصادق علیه السلام :إذا دَخَلتَ مَنزِلَکَ فَقُل : «بِسمِ اللّهِ وَبِاللّهِ» وسَلِّم عَلی أهلِکَ ، وإن لَم یَکُن فیهِ أحَدٌ فَقُل : «بِسمِ اللّهِ وسَلامٌ عَلی رَسولِهِ وعَلی أهلِ بَیتِهِ ، وَالسَّلامُ عَلَینا وعَلی عِبادِ اللّهِ الصّالِحینَ» . فَإِذا قُلتَ ذلِکَ فَرَّ الشَّیطانُ مِن مَنزِلِکَ . [۵۲۱]
۲ / ۱۱إدخالُ السُّرورِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن أدخَلَ عَلی أهلِ بَیتِهِ سُرورا ، خَلَقَ اللّهُ مِن ذلِکَ السُّرورِ خَلقا یَستَغفِرُ لَهُ إلی یَومِ القِیامَهِ . [۵۲۲]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن حَمَلَ مِنَ السّوقِ طُرفَهً [۵۲۳]إلی وُلدِهِ ، کانَ کَمَن حَمَلَ صَدَقَهً حَتّی یَضَعَها فی فیهِم ، وَلیَبدَأ بِالإِناثِ ؛ فَإِنَّ اللّهَ تَعالی یَرِقُّ لِلإِناثِ ، ومَن رَقَّ لِلاُنثی کانَ کَمَن بَکی مِن خَشیَهِ اللّهِ ، ومَن بَکی مِن خَشیَهِ اللّهِ غُفِرَ لَهُ ، ومَن فَرَّحَ اُنثی فَرَّحَهُ اللّهُ یَومَ الحُزنِ . [۵۲۴]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن دَخَلَ السّوقَ فَاشتَری تُحفَهً فَحَمَلَها إلی عِیالِهِ ، کانَ کَحامِلِ صَدَقَهٍ إلی قَومٍ مَحاویجَ ، وَلیَبدَأ بِالإِناثِ قَبلَ الذُّکورِ .[۵۲۵]
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ لَیُحِبُّ الرَّجُلَ مِن خَلقِهِ إذَا انصَرَفَ مِن سوقِهِ ، فَیَأخُذَ شَیئا فی کُمِّهِ [۵۲۶] لِعِیالِهِ فَیَفرحوا بِهِ ، فَیُباهِی اللّهُ بِهِ المَلائِکَهَ .[۵۲۷]
۲ / ۱۱ شاد کردن
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نیز به اَنَس : ای فرزندم ! هر گاه به خانه ات در آمدی ، بر خود و بر خانواده ات سلام کن .
امام صادق علیه السلام :هر گاه به خانه ات وارد شدی ، بگو : «بسم اللّه و باللّه » و بر خانواده ات سلام کن ، و اگر کسی در خانه نبود ، بگو : «به نام خداوند و درود بر پیامبر او و خاندانش ، و سلام بر ما و بندگان صالح خداوند» . اگر این را گفتی ، شیطان از خانه ات میگریزد .
۲ / ۱۱شاد کردنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس خانواده اش را شاد سازد ، خداوند ، از آن شادی ، مخلوقی میآفریند که تا روز قیامت ، برایش طلب آمرزش میکند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس از بازار ، نوبری برای فرزندانش بیاورد ، همانند کسی است که صدقهای حمل میکند تا آن گاه که آن را در دهان آنان بگذارد ، و باید از دختران شروع کند ؛ زیرا خداوند متعال ، نسبت به دختران ، دلسوز است ، و هر کس نسبت به دختران ، دلسوز باشد ، همانند کسی است که از ترس خدا میگرید ، و هر که از ترس خدا بگرید ، آمرزیده میشود . و هر کس دختری را شاد کند ، خداوند در روز غم و اندوه ، او را شاد می گردانَد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس وارد بازار شود و هدیهای بخرد و آن را برای خانواده اش ببَرد ، همانند کسی است که برای عدّهای نیازمند ، صدقه می بَرَد ، و باید آن هدیه را نخست به دختران بدهد ، سپس به پسران .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خداوند عز و جل مردی را که هر گاه از بازار بر میگردد ، چیزی در آستینش میگیرد و برای خانواده اش میآورد و آنان از آن ، شاد میشوند ، دوست میدارد . پس خداوند ، به او ، بر فرشتگان ، مباهات میکند .
عنه صلی الله علیه و آله :أطرِفوا أهالیکُم فی کُلِّ جُمُعَهٍ بِشَیءٍ مِنَ الفاکِهَهِ أوِ اللَّحمِ حَتّی یَفرَحوا بِالجُمُعَهِ . [۵۲۸]
تاریخ دمشق عن أنس :کانَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله أفکَهَ النّاسِ . [۵۲۹]
المعجم الصغیر عن أنس :کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله مِن أفکَهِ النّاسِ مَعَ الصَّبِیِّ . [۵۳۰]
۲ / ۱۲الإِهداءُ عِندَ الرُّجوعِ مِنَ السَّفَرِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذا رَجَعَ أحَدُکُم مِن سَفَرِهِ فَلیَرجِع إلی أهلِهِ بِهَدِیَّهٍ ، ولَو لَم یَجِد إلّا أن یُلقِیَ فی مِخلاتِهِ حَجَرا أو حُزمَهَ حَطَبٍ ، فَإِنَّ ذلِکَ مِمّا یُعجِبُهُم . [۵۳۱]
عنه صلی الله علیه و آله :إذا قَدِمَ أحَدُکُم مِن سَفَرٍ ، فَلیَهدِ إلی أهلِهِ وَلیُطرِفهُم ولَو کانَت حِجارَهً . [۵۳۲]
۲ / ۱۲ هدیه آوردن در بازگشت از سفر
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در هر جمعه ، چیزی مثل میوه یا گوشت برای خانواده تان هدیه آورید تا از آمدنِ جمعه ، شاد شوند .
تاریخ دمشق به نقل از اَنَس : پیامبر صلی الله علیه و آله شوخ طبعترین مردمان بود .
المعجم الصغیر به نقل از اَنَس : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از شوخترین مردمان با کودکان بود .
۲ / ۱۲هدیه آوردن در بازگشت از سفرپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه فردی از شما از مسافرت بر میگردد ، با هدیهای برای خانواده اش باز گردد . حتّی اگر چیزی نیافت ، سنگی یا مشتی هیزم ، در توبره اش بیندازد ؛ زیرا همین هم آنها را خوش حال میسازد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه یکی از شما از سفری آمد ، برای خانواده اش ارمغانی بیاورد ، اگر چه یک قطعه سنگ باشد . ۲ / ۱۳الجُلوسُ مَعَ الاُسرَهِ وَالأَکلُ مَعَهُمرسول اللّه صلی الله علیه و آله :جُلوسُ المَرءِ عِندَ عِیالِهِ أحَبُّ إلَی اللّهِ تَعالی مِنِ اعتِکافٍ فی مَسجدی هذا . [۵۳۳]
تنبیه الغافلین عن أنس :قُلتُ : یا رَسولَ اللّهِ ، الجُلوسُ مَعَ العِیالِ أفضَلُ ، أمِ الجُلوسُ فِی المَسجِدِ ؟ قالَ : الجُلوسُ ساعَهً عِندَ العِیالِ أحَبُّ إلَیَّ مِنَ الاِعتِکافِ فی مَسجِدی هذا . قُلتُ : یا رَسولَ اللّهِ ، النَّفَقَهُ عَلَی العِیالِ أحَبُّ إلَیکَ ، أمِ النَّفَقَهُ فی سَبیلِ اللّهِ ؟ قالَ : دِرهَمٌ یُنفِقُهُ الرَّجُلُ عَلَی العِیالِ أحَبُّ إلَیَّ مِن ألفِ دینارٍ یُنفِقُهُ فی سَبیلِ اللّهِ . [۵۳۴]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَشیُکَ إلَی المَسجِدِ وَانصِرافُکَ إلی أهلِکَ فِی الأَجرِ سَواءٌ . [۵۳۵]
عنه صلی الله علیه و آله :إذا قَضی أحَدُکُم حَجَّهُ فَلیُعَجِّلِ الرِّحلَهَ إلی أهلِهِ ، فَإِنَّهُ أعظَمُ لِأَجرِهِ . [۵۳۶]
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ یُحِبُّ المُؤمِنَ ویُحِبُّ أهلَهُ ووُلدَهُ ، وأحَبُّ شَیءٍ إلَی اللّهِ تَعالی أن یَرَی الرَّجُلَ مَعَ امرَأَتِهِ ووُلدِهِ عَلی مائِدَهٍ یَأکُلونَ ، فَإِذَا اجتَمَعوا عَلَیها نَظَرَ إلَیهِم بِالرَّحمَهِ لَهُم ، فَیَغفِرُ لَهُم قَبلَ أن یَتَفَرَّقوا مِن مَوضِعِهِم . [۵۳۷]
۲ / ۱۳ همنشینی با خانواده و غذا خوردن با آنان
۲ / ۱۳همنشینی با خانواده و غذا خوردن با آنانپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :نشستن مرد در کنار خانواده اش ، نزد خداوند متعال ، دوست داشتنی تر از اعتکاف در این مسجد من است .
تنبیه الغافلین به نقل از اَنَس : گفتم : ای پیامبر خدا ! نشستن با خانواده ، ثوابش بیشتر است یا نشستن در مسجد؟ فرمود : «یک ساعت نشستن در کنار خانواده ، نزد من ، محبوب تر از اعتکاف کردن در این مسجد من است» . گفتم : ای پیامبر خدا ! نزد شما ، خرج کردن برای خانواده ، محبوب تر است یا انفاق کردن در راه خدا؟ فرمود : «یک درهم که مرد برای خانواده اش خرج میکند ، نزد من ، محبوب تر از هزار دینار است که در راه خدا انفاق میکند» .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :رهسپار شدنت به سوی مسجد ، و بازگشت به سوی خانواده ات ، ثواب یکسان دارند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه یکی از شما حجّش را به جای آورْد ، باید زودتر بار سفر را به سوی خانواده اش بر بندد ؛ زیرا این کار ، پاداش او را بزرگ تر می گردانَد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خداوند ، مؤمن را دوست میدارد و زن و فرزندانش را [ نیز ]دوست میدارد . محبوبترین چیز نزد خدای تعالی ، آن است که ببیند مرد ، با زن و فرزندانش بر سر یک سفره ، غذا میخورند . سپس هر گاه بر آن سفره ، گرد هم آیند ، با نظر رحمت به ایشان مینگرد ، و پیش از آن که از جای خود پراکنده شوند ، آنان را میآمرزد .
عنه صلی الله علیه و آله :إذا أکَلَ المُؤمِنُ مَعَ أولادِهِ کُتِبَ لَهُ بِکُلِّ لُقمَهٍ ثَوابُ عِتقِ رَقَبَهٍ ، ورُفِع لَهُ مَدینَهٌ ، وأعطاهُ اللّهُ کِتابَهُ بِیَمینِهِ .[۵۳۸]
عنه صلی الله علیه و آله :أیُّما مُؤمِنٍ یُحِبُّ الأَکلَ مَعَ الأَولادِ ، ناداهُ مَلَکٌ مِن تَحتِ العَرشِ : یا عَبدَ اللّهِ استَأنِفِ العَمَلَ ، فَقَد غَفَرَ اللّهُ لَکَ الذُّنوبَ کُلَّها . [۵۳۹]
عنه صلی الله علیه و آله :ألا اُنَبِّئُکُم بِخَمسٍ مَن کُنَّ فیهِ فَلَیسَ بِمُتَکَبِّرٍ : اِعتِقالِ الشّاهِ [۵۴۰] ، ولُبسِ الصّوفِ ، ومُجالَسَهِ الفُقَراءِ ، وأن یَرکَبَ الحِمارَ ، وأن یَأکُلَ الرَّجُلُ مَعَ عِیالِهِ . [۵۴۱]
الإمام الصادق علیه السلام :قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله لِرَجُلٍ : أصبَحتَ صائِما ؟ قالَ : لا ، قالَ : فَأَطعَمتَ مِسکینا ؟ قالَ : لا ، قالَ : فَارجِع إلی أهلِکَ فَإِنَّهُ مِنکَ عَلَیهِم صَدَقَهٌ . [۵۴۲]
۲ / ۱۴رِعایَهُ رَغبَهِ الأَهلِ فِی الأَکلِالإمام الصادق علیه السلام فی قَولِهِ تَعالی : «وَ اللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَکُمْ عَلَی بَعْضٍ فِی الرِّزْقِ فَمَا الَّذِینَ فُضِّلُواْ بِرَادِّی رِزْقِهِمْ عَلَی مَا مَلَکَتْ أَیْمَنُهُمْ فَهُمْ فِیهِ سَوَاءٌ» [۵۴۳]:لا یَجوزُ لِلرَّجُلِ أن یَخُصَّ نَفسَهُ بِشَیءٍ مِنَ المَأکولِ دونَ عِیالِهِ . [۵۴۴]
۲ / ۱۴ رعایت علاقه خانواده به غذا
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه مؤمن ، با فرزندان خود غذا بخورد ، به ازای هر لقمه ، ثوابِ آزاد کردن یک بنده برایش نوشته میشود ، و شهری [ در بهشت ]برایش بنا میگردد ، و خداوند ، کارنامه او را به دست راستش میدهد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر مؤمنی که غذا خوردن با فرزندان را دوست داشته باشد ، فرشتهای از زیر عرش ، به او ندا میدهد که : ای بنده خدا ! کردار از سر گیر ، که خداوند ، همه گناهانت را آمرزید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :آیا شما را از پنج کار خبرندهم که هر کس آنها را انجام دهد ، متکبّر نیست : دوشیدن گوسفند ، پوشیدن پشمینه ، همنشینی با تهی دستان ، سوار شدن الاغ ، و این که مرد با خانواده اش غذا بخورد .
امام صادق علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به مردی فرمود : «روزه داری ؟» . گفت : نه . فرمود : «بینوایی را اطعام کردهای ؟» . گفت : نه . فرمود : «پس ، به سوی خانواده ات باز گرد که این کار تو ، برای آنان صدقه است» .
۲ / ۱۴رعایت علاقه خانواده به غذاامام صادق علیه السلام درباره این گفته خدای تعالی : «و خدا بعضی از شما را در رزق و روزی ، بر بعضی دیگر برتری داده است ؛ ولی کسانی که فزونی یافتهاند ، روزیِ خود را به بندگان نمیدهند تا در آن ، با هم مساوی باشند» : روا نیست که مرد ، چیزی از خوراکی را به خود اختصاص دهد و آن را از خانواده اش دریغ ورزد .
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :المُؤمِنُ یَأکُلُ بِشَهوَهِ أهلِهِ ، وَالمُنافِقُ یَأکُلُ أهلُهُ بِشَهوَتِهِ . [۵۴۵]
دعائم الإسلام :عَن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عَن أبیهِ عَن آبائِهِ عَن رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله أنَّهُ نَهی أن یُشبِعَ الرَّجُلُ نَفسَهُ ویُجیعَ أهلَهُ . [۵۴۶]
۲ / ۱۵الصَّبرُ عَلی سوءِ خُلُقِ الزَّوجِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :ثَلاثٌ مِنَ النِّساءِ یَرفَعُ اللّهُ عَنهُنَّ عَذابَ القَبرِ ، ویَکونُ مَحشَرُهُنَّ مَعَ فاطِمَهَ بِنتِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله : امرَأَهٌ صَبَرَت عَلی غَیرَهِ زَوجِها ، وَامرَأَهٌ صَبَرَت عَلی سوءِ خُلُقِ زَوجِها ، وَامرَأَهٌ وَهَبَت صَداقَها لِزَوجِها ؛ یُعطِی اللّهُ تَعالی لِکُلِّ واحِدَهٍ مِنهُنَّ ثَوابَ ألفِ شَهیدٍ ، ویَکتُبُ لِکُلِّ واحِدَ [هٍ] [۵۴۷] مِنهُنَّ عِبادَهَ سَنَهٍ .[۵۴۸]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن صَبَرَت عَلی سوءِ خُلُقِ زَوجِها ، أعطاها مِثلَ ثَوابِ آسِیَهَ بِنتِ مُزاحِمٍ . [۵۴۹]
عنه صلی الله علیه و آله :یَجِبُ عَلَی المَرأَهِ أن تَصبِرَ عَلی زَوجِها عَلَی الضُّرِّ وَالنَّفعِ ، وتَصبِرَ عَلَی الشِّدَّهِ وَالرَّخاءِ ، کَما صَبَرَت زَوجَهُ أیّوبَ المُبَتلی ، صَبَرَت عَلی خِدمَتِهِ ثَمانی عَشرَهَ سَنَهً ، تَحمِلُهُ عَلی عاتِقِها مَعَ الحامِلینَ ، وتَطحَنُ مَعَ الطّاحِنینَ ، وتَغسِلُ مَعَ الغاسِلینَ ، وتَأتیهِ بِکِسرَهٍ یَأکُلُها ویَحمَدُ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ ، وکانَت تُلقیهِ فِی الکِساءِ وتَحمِلُهُ عَلی عاتِقِها ، شَفَقَهً وإحسانا إلَی اللّهِ وتَقَرُّبا إلَیهِ عَزَّ وجَلَّ . [۵۵۰]
۲ / ۱۵ شکیبایی زن ، در برابر بداخلاقیِ شوهر
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مؤمن ، با اشتهای خانواده اش می خورَد ، و منافق ، خانواده اش با میل و اشتهای او میخورند .
دعائم الاسلام :از جعفر بن محمّد ، از پدرش ، از پدرانش ، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که ایشان نهی فرمود از این که مرد ، خودش را سیر کند و خانواده اش را گرسنه بگذارد .
۲ / ۱۵شکیبایی زن ، در برابر بداخلاقیِ شوهرپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه گروه از زنان اند که خداوند ، عذاب قبر را از آنان بر میدارد و با فاطمه دختر محمّد صلی الله علیه و آله محشور میشوند : زنی که در برابر غیرت شوهرش صبر میکند ؛ زنی که در برابر بداخلاقی شوهرش شکیباست ؛ و زنی که مهریه اش را به شوهرش میبخشد . خداوند متعال ، به هر یک از این گونه زنان ، ثواب هزار شهید میدهد و برای هر یک از آنها ، عبادت یک سال مینویسد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس بر بداخلاقیِ شوهرش صبر کند ، خداوند ، همانند پاداش آسیه ، دختر مُزاحم (همسر فرعون) به او عطا میفرماید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :زن باید با شوهرش در زیان و سود ، و سختی و آسایش بسازد ، چنان که همسر ایّوبِ بلاکش ، صبر کرد . هجده سال ، او را صبورانه خدمت کرد . مانند بارکشها او را بر پشت خود حمل میکرد . با آسیابانها آسیاب میکرد . با گازران ، گازری میکرد . تکّه نانی برایش میآورد و ایوب میخورد و خداوند عز و جلرا شکر میکرد . همسرش او را در پارچهای مینهاد و بر پشت خود حمل مینمود و این همه را از سرِ دلسوزی و نیکی کردن برای خدا و تقرّب جستن به خداوند عز و جل انجام میداد .
.
الإمام علیّ علیه السلام :کَتَبَ اللّهُ الجِهادَ عَلَی الرِّجالِ وَالنِّساءِ ، فَجِهادُ الرَّجُلِ بَذلُ مالِهِ ونَفسِهِ حَتّی یُقتَلَ فی سَبیلِ اللّهِ ، وجَهادُ المَرأَهِ أن تَصبِرَ عَلی ما تَری مِن أذی زَوجِها وغَیرَتِهِ .[۵۵۱]
۲ / ۱۶الصَّبرُ عَلی سوءِ خُلُقِ الزَّوجَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن صَبَرَ عَلی سوءِ خُلُقِ امرَأَتِهِ وَاحتَسَبَهُ أعطاهُ اللّهُ تَعالی بِکُلِّ یَومٍ ولَیلَهٍ یَصبِرُ عَلَیها مِنَ الثَّوابِ ما أعطی أیّوبَ علیه السلام عَلی بَلائِهِ ، وکانَ عَلَیها مِنَ الوِزرِ فی کُلِّ یَومٍ ولَیلَهٍ مِثلَ رَملِ عالِجٍ . [۵۵۲]
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ فِی الجَنَّهِ دَرَجَهً لا یَنالُها إلّا إمامٌ عادِلٌ ، أو ذو رَحِمٍ وَصولٌ ، أو ذو عِیالٍ صَبورٌ . [۵۵۳]
الإمام علیّ علیه السلام :ألا ومَن صَبَرَ عَلی خُلُقِ امرَأَهٍ سَیِّئَهِ الخُلُقِ وَاحتَسَبَ فی ذلِکَ الأَجرَ ، أعطاهُ اللّهُ ثَوابَ الشّاکِرینَ . [۵۵۴]
عنه علیه السلام فِی الحِکَمِ المَنسوبَهِ إلَیهِ :جِزیَهُ المُؤمِنِ کِراءُ مَنزِلِهِ ، وعَذابُهُ سوءُ خُلُقِ زَوجَتِهِ . [۵۵۵]
۲ / ۱۶ شکیبایی مرد ، در برابر بداخلاقیِ همسر
امام علی علیه السلام :خداوند ، جهاد را بر مردان و زنان ، واجب کرده است . جهادِ مرد ، بخشیدن مال و جان خویش است تا آن که در راه خدا کشته شود ، و جهادِ زن ، این است که در برابر آزار و اذیت شوهرش و غیرت او صبر کند .
۲ / ۱۶شکیبایی مرد ، در برابر بداخلاقیِ همسرپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر مردی به خاطر خدا ، در برابر بداخلاقی زنش صبر کند ، خداوند متعال برای هر روز و شبی که در برابرش شکیبایی میورزد ، همانند ثوابی را به او میدهد که به ایّوب علیه السلام در قبال گرفتاری اش داد ، و گناه زن نیز در هر شب و روز ، به اندازه ریگهای ریگستان است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :همانا در بهشت ، درجهای است که جز پیشوای دادگر ، و خویشاوندِ اهل صله رحم ، و عیالوار صبور ، کسی به آن دست نمییابد .
امام علی علیه السلام :آگاه باشید که هر کس بر اخلاقِ زن بداخلاق، شکیبایی ورزد ، و مزد این کار را از خدا بخواهد ، خداوند، ثواب سپاس گزاران را به او عطا میکند .
امام علی علیه السلام در حکمتهای منسوب به ایشان : جزیه مؤمن، همان اجاره منزل اوست ، و عذاب او ، بداخلاقی همسرش .
إحیاء علوم الدین فی أخبارِ الأَنبِیاءِ علیهم السلام : إنَّ قَوما دَخَلوا عَلی یُونُسَ النَّبِیِّ علیه السلام فَأَضافَهُم ، فَکانَ یَدخُلُ ویَخرُجُ إلی مَنزِلِهِ فَتُؤذیهِ امرَأَتُهُ وتَستَطیلُ عَلَیهِ وهُوَ ساکِتٌ ، فَتَعَجَّبوا مِن ذلِکَ . فَقالَ : لا تَعجَبوا ، فَإِنّی سَأَلتُ اللّهَ تَعالی وقُلتُ : ما أنتَ مُعاقِبٌ لی بِهِ فِی الآخِرَهِ فَعَجِّلهُ لی فِی الدُّنیا ، فَقالَ : إنَّ عُقوبَتَکَ بِنتُ فُلانٍ تَتَزَوَّجُ بِها ، فَتَزَوَّجتُ بِها وأنا صابِرٌ عَلی ما تَرَونَ مِنها . [۵۵۶]
۲ / ۱۷التَّغافُلُالإمام علیّ علیه السلام :مَن لَم یَتَغافَل ولا یَغُضُّ عَن کَثیرٍ مِنَ الاُمورِ ، تَنَغَّصَت عیشَتُهُ . [۵۵۷]
الإمام زین العابدین علیه السلام فی وَصِیَّتِهِ لِلإِمامِ الباقِرِ علیه السلام : اِعلَم یا بُنَیَّ أنَّ صَلاحَ شَأنِ الدُّنیا بِحَذافیرِها فی کَلِمَتَینِ : إصلاحُ شَأنِ المَعاشِ مِل ءُ مِکیالٍ ثُلُثاهُ فِطنَهٌ وثُلُثُهُ تَغافُلٌ ؛ لِأَنَّ الإِنسانَ لا یَتَغافَلُ عَن شَیءٍ [۵۵۸] قَد عَرَفَهُ فَفَطِنَ لَهُ [۵۵۹] . [۵۶۰]
۲ / ۱۷ چشم پوشی
اِحیاء علوم الدین در اخبار پیامبران علیهم السلام : عدّهای بر یونس پیامبر علیه السلام در آمدند و یونس ، به پذیرایی از ایشان پرداخت . او به درونِ خانه ، رفت و آمد میکرد و همسرش آزارش میداد و با وی گستاخی میکرد ؛ امّا یونس ، هیچ نمیگفت . آن عدّه ، از این حال ، متعجّب شدند . یونس علیه السلام فرمود : تعجّب نکنید ؛ زیرا من از خداوند متعال درخواست کردم و گفتم : هر کیفری را که میخواهی در آخرت به من بدهی ، در همین دنیا به من برسان . خداوند فرمود : «کیفر تو ، دختر فلان کس است که با او ازدواج میکنی» . من با او ازدواج کردم و بر کارهای او همانطور که میبینید صبر میکنم .
۲ / ۱۷چشم پوشی امام علی علیه السلام :هر که از بسیاری امور ، تغافل و چشم پوشی نکند ، زندگی اش تیره میشود .
امام زین العابدین علیه السلام در توصیه اش به امام باقر علیه السلام : بدان ای فرزندم ، که درستیِ کار دنیا ، به طور کلّی ، در دو کلمه است : اصلاح امور زندگی ، همانند پیمانه پُری است که دو سوم آن ، توجّه و هوشیاری است و یک سومش چشمپوشی ؛ زیرا انسان، چشمپوشی نمیکند ، مگر از چیزی که آن را میداند و متوجّه آن است .
۲ / ۱۸القَناعَهُ الإمام علیّ علیه السلام :أنعَمُ النّاسِ عَیشا مَن مَنَحَهُ اللّهُ سُبحانَهُ القَناعَهَ ، وأصلَحَ لَهُ زَوجَهُ . [۵۶۱]
عنه علیه السلام :القَناعَهُ أهنَأُ عَیشٍ . [۵۶۲]
عنه علیه السلام :أطیَبُ العَیشِ القَناعَهُ . [۵۶۳]
سلیمان علیه السلام مِن حِکَمِهِ : کُلُّ العَیشِ جَرَّبناهُ ؛ لَیِّنِهِ وشَدیدِهِ ، فَوَجَدناهُ یَکفی مِنهُ أدناهُ . [۵۶۴]
۲ / ۱۹الرِّضاالإمام علیّ علیه السلام :مَن رَضِیَ بِالقَضاءِ طابَ عَیشُهُ . [۵۶۵]
عنه علیه السلام :إنَّ أهنَأَ النّاسِ عَیشا ، مَن کانَ بِما قَسَمَ اللّهُ لَهُ راضِیا . [۵۶۶]
عنه علیه السلام مِن وَصِیَّتِهِ لِابنِهِ مُحَمَّدِ بنِ الحَنَفِیَّهِ : لا مالَ أذهَبُ لِلفاقَهِ مِنَ الرِّضا بِالقوتِ ، ومَنِ اقتَصَرَ عَلی بُلغَهِ الکَفافِ فَقَدِ انتَظَمَ الرّاحَهَ ، وتَبَوَّأَ خَفضَ الدَّعَهِ . [۵۶۷]
۲ / ۱۸ قناعت
۲ / ۱۸قناعتامام علی علیه السلام :خوشترین زندگی ، از آنِ کسی است که خداوند پاک ، به او قناعت بخشیده و همسری شایسته ، روزی اش کرده است .
امام علی علیه السلام :قناعت ، گواراترین زندگی را به همراه دارد .
امام علی علیه السلام :خوشترین زندگی ، در قناعت است .
سلیمان علیه السلام از سخنان حکمت آمیز او : همه زندگی را از خوش و ناخوشِ آن آزمودیم . پس دریافتیم که از آن ، کمترینش کفایت میکند .
۲ / ۱۹ خُرسندی
۲ / ۱۹خُرسندیامام علی علیه السلام :کسی که راضی به قضاست ، زندگی اش خوش است .
امام علی علیه السلام :گواراترین زندگی ، از آنِ کسی است که به آنچه خداوند قسمت او کرده ، خرسند است .
امام علی علیه السلام از توصیه ایشان به فرزندش محمّد بن حنفیه : هیچ ثروتی ، مانند خرسند بودن به روزیِ روزانه ، فقر را از بین نمیبَرد ، و آن که به قدر کفافْ بسنده میکند ، آسودگی را به چنگ آورده ، و در آسایش و رفاه ، جای گرفته است .
۲ / ۲۰الغَیرَهُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :کُن غَیورا ، فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الغَیورَ . [۵۶۸]
عنه صلی الله علیه و آله :أیُّما رَجُلٍ رَضِیَ بِتَزَیُّنِ امرَأَتِهِ وتَخرُجُ مِن بابِ دارِها ، فَهُو دَیّوثٌ ، ولا یَأثَمُ مَن یُسَمّیهِ دَیّوثا . وَالمَرأَهُ إذا خَرَجَت مِن بابِ دارِها مُتَزَیِّنَهً مُتَعَطِّرَهً وَالزَّوجُ بِذاکَ راضٍ ، بُنِیَ لِزَوجِها بِکُلِّ قَدَمٍ بَیتٌ فِی النّارِ . [۵۶۹]
کتاب من لا یحضره الفقیه :قالَ [رَسولُ اللّهِ] صلی الله علیه و آله : إنَّ الجَنَّهَ لَتوجَدُ ریحُها مِن مَسیرَهِ خَمسِمِئَهِ عامٍ ، ولا یَجِدُها عاقٌّ ولا دَیّوثٌ . قیلَ : یا رَسولَ اللّهِ ومَا الدَّیّوثُ ؟ قالَ : الَّذی تَزنِی امرَأَتُهُ وهُوَ یَعلَمُ بِها . [۵۷۰]
الإمام علیّ علیه السلام :یا أهلَ العِراقِ ، نُبِّئتُ أنَّ نِساءَکُم یُدافِعنَ الرِّجالَ فِی الطَّریقِ ، أما تَستَحیونَ ؟ ! [۵۷۱]
عنه علیه السلام :أما تَستَحیونَ ولا تَغارونَ ؟ نِساؤُکُم یَخرُجنَ إلَی الأَسواقِ ویُزاحِمنَ العُلوجَ ! [۵۷۲]
۲ / ۲۰ غیرت
۲ / ۲۰غیرتپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :غیرتمند باش ؛ زیرا خداوند ، انسان غیرتمند را دوست دارد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر مردی که راضی است همسرش خود را بیاراید و از خانه بیرون برود ، آن مرد ، دیّوث است ، و هر که او را دیّوث بنامد ، گناه نکرده است . هر گاه زن ، آرایش کنان و عطرزنان ، از خانه اش خارج شود و شوهرش به این کارِ او راضی باشد ، به ازای هر قدمی که بر میدارد ، برای شوهر او ، خانهای در جهنّم بنا میشود .
کتاب من لا یحضره الفقیه :[ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ] فرمود : بوی بهشت ، از مسافت پانصد سالْ راه ، به مشام میرسد ؛ امّا چنین بویی را فرزند ناخلف و انسان دیّوث ، استشمام نمیکنند . گفته شد : دیّوث چیست ، ای پیامبر خدا؟ فرمود : «کسی که زنش زنا میدهد و او از آن ، آگاه است» .
امام علی علیه السلام :ای مردم عراق ! خبردار شدهام که زنان شما در گذرگاهها ، با مردان ، تنه به تنه میخورند . آیا شرم نمیکنید ؟!
امام علی علیه السلام :آیا شرم نمیکنید و غیرت ندارید که زنان شما به بازارها میروند و با بی نزاکتها درهم میآمیزند؟!
عنه علیه السلام :مازَنی غَیورٌ قَطُّ .[۵۷۳]
الإمام الباقر علیه السلام :ثَلاثَهٌ لا یَقبَلُ اللّهُ لَهُم صَلاهً ، مِنهُمُ الدَّیّوثُ الَّذی یُفجَرُ بِامرَأَتِهِ .[۵۷۴]
الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ لَم یَجعَلِ الغَیرَهَ لِلنِّساءِ ، وإنَّما تَغارُ المُنکَراتُ مِنهُنَّ ، فَأَمَّا المُؤمِناتُ فَلا ، إنَّما جَعَلَ اللّهُ الغَیرَهَ لِلرِّجالِ لِأَنَّهُ أحَلَّ لِلرَّجُلِ أربَعا وما مَلَکت یَمینُهُ ، ولَم یَجعَل لِلمَرأَهِ إلّا زَوجَها ، فَإِذا أرادَت مَعَهُ غَیرَهُ کانَت عِندَ اللّهِ زانِیَهً . [۵۷۵]
امام علی علیه السلام :هیچ غیرتمندی ، هرگز زنا نکرده است .
امام باقر علیه السلام :سه کس اند که خداوند از آنان ، نمازی را نمیپذیرد که یکی از آنان ، مرد دیّوث است ؛ یعنی مردی که با زنش ، زنا میشود .
امام صادق علیه السلام :خداوند عز و جل ، غیرت را برای زنان قرار نداده است . فقط زنان بی ایمان اند که غیرت میورزند ؛ امّا زنان مؤمن ، نه . خداوند ، غیرت را فقط برای مردانْ قرار داده است ؛ چون برای مرد ، چهار [ زن ] و کنیزانش را حلال کرده ، ولی برای زن ، فقط شوهرش را قرار داده است . پس ، هر گاه زنی در کنار شوهرش ، مرد دیگری بخواهد ، نزد خداوند ، زناکار است .
الفصل الثالث : التّربیه الدّینیّه۳ / ۱دَورُ الدّینِ فِی المَعیشَهِالإمام علیّ علیه السلام فی ذِکرِ حَدیثِ مِعراجِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله : قالَ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ : . . . یا أحمَدُ ! هَل تَدری أیُّ عَیشٍ أهنَأُ ، وأیُّ حَیاهٍ أبقی ؟ قالَ : اللّهُمَّ لا ! قالَ : أمَّا العَیشُ الهَنیءُ فَهُوَ الَّذی لا یَفتُرُ صاحِبُهُ عَن ذِکری ، ولا یَنسی نِعمَتی ، ولا یَجهَلُ حَقّی ، یَطلُبُ رِضایَ لِیلَهُ ونَهارَهُ ... . [۵۷۶]
عنه علیه السلام :کانَتِ الفُقَهاءُ وَالعُلَماءُ إذا کَتَبَ بَعضُهُم إلی بَعضٍ کَتَبوا بِثَلاثَهٍ لَیسَ مَعَهُنَّ رابِعَهٌ : مَن کانَت هِمَّتُهُ آخِرَتَهُ کَفاهُ اللّهُ هَمَّهُ مِنَ الدُّنیا ، ومَن أصلَحَ سَریرَتَهُ أصلَحَ اللّهُ عَلانِیَتَهُ ، ومَن أصلَحَ فیما بَینَهُ وبَینَ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ أصلَحَ اللّهُ تَبارَکَ وتَعالی فیما بَینَهُ وبَینَ النّاسِ . [۵۷۷]
عنه علیه السلام :مَن رُزِقَ الدّینَ فَقَد رُزِقَ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَهِ . [۵۷۸]
پانویس
- ↑ .بر پایه آماری که در تاریخ ۲۸ / ۱ / ۱۳۸۷ توسط سازمان ثبت احوال کشور در پاسخ نامه این جانب ارائه گردید ، در سال ۱۳۵۷ ، جمعیت ایران ، ۰۵۸ / ۳۹۳ / ۳۶ نفر ، تعداد ازدواج ، ۱۸۴۳۱ مورد و نرخ ازدواج ۰۶ / ۵ رویداد بوده است و در سال ۱۳۸۶ جمعیت °۹۰۹/۷۵۶/۶۹ نفر ، تعداد ازدواج °۱۸۱۱۰۷ مورد و نرخ ازدواج °۰۶/۱۲ . توضیحا ، نرخ ازدواج ، برابر است با : ازدواج ثبت شده ، تقسیم بر جمعیت ، ضرب در ۱۰۰۰ (مثال : در سال ۱۳۸۶ در مقابل هر ۱۰۰۰ نفر جمعیت ، ۰۶/۱۲ رویداد ازدواج به ثبت رسیده است) .
- ↑ بر اساس آمار سازمان ثبت احوال کشور ، آمار طلاق در سال ۱۳۵۷ ، ۲۵۳/۱۵ در ۰۰۰/۱۰ ، با نرخ ۱۹/۴ و در سال ۱۳۸۶ ، ۸۵۳/۹۹ در هر ۰۰۰/۱۰ ، با نرخ ۳۱/۱۴ بوده است و توضیحا : نرخ طلاق ، برابر است با : طلاق ثبت شده ، تقسیم بر جمعیت ضرب در ۰۰۰/۱۰ (مثال : در سال ۱۳۸۶ در مقابل هر ۰۰۰/۱۰ نفر جمعیت ، تعداد ۳۱/۱۴ مورد طلاق ، ثبت شده است یا ۴/۱ رویداد در هزار نفر) . همچنین در سال ۱۳۵۷ در مقابل هر ۱/۱۲ ازدواج ، یک طلاق ثبت شده ؛ ولی در سال ۱۳۸۶ در مقابل هر ۴/۸ ازدواج ، یک طلاق ثبت شده است .
- ↑ الکافی : ج ۱ ص ۵۳ ح ۱۴ به نقل از حمّاد بن عثمان ، روضه الواعظین : ۲۳۳ با تعبیر : «حدیث جدّی حدیث أمیرالمؤمنین» .
- ↑ الکافی : ج ۱ ص ۵۲ ح ۷ .
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۸۳ ح ۴۳۴۳ .
- ↑ در حال حاضر ، برخی کشورهای غربی و تعدادی از ایالتهای آمریکا ، ازدواج همجنس بازان را به رسمیت شناختهاند (ر . ک : اسلام و جامعه شناسی خانواده : ص ۶۴) .
- ↑ زوجهای هم خانه ، زوجهای غیر هم جنسی هستند که با هم در یک خانه زندگی میکنند و روابط جنسی دارند ؛ اما پیمان ازدواج ندارند . آنان نیز که تعدادشان ، در آمریکا ، اروپا ، استرالیا و ژاپن ، کم نیست ، تلاش میکنند به رسمیت شناخته شوند (ر . ک : جامعه شناسی ، آنتونی گیدنز : ص ۴۵۲ به بعد) .
- ↑ روم : آیه ۲۱ .
- ↑ شورا : آیه ۱۱ .
- ↑ فاطر : آیه ۱۱ .
- ↑ قانون زوجیت ، نه تنها ضامن بقای نسل انسان و حیوان ، بلکه ضامن بقای نسل انواع گیاهان و حتّی میتوان گفت که ضامن بقای جهان ماده است (ر . ک : سوره رعد : آیه ۳ ، سوره ق : آیه ۷ ، سوره ذاریات : آیه ۴۹) .
- ↑ بحار الأنوار : ج ۳ ص ۷۵ ، دانش نامه عقاید اسلامی : ج ۴ ص ۲۶۲ .
- ↑ المیزان فی تفسیر القرآن : ج ۱۶ ص ۱۶۶ .
- ↑ بحار الأنوار : ج ۳ ص ۷۹ .
- ↑ ر . ک : ص ۳۱۷ (ترغیب به پاسخ دادن به غریزه جنسی) .
- ↑ ر . ک : ص ۳۸۸ (تأکید بر پاداش معنویِ تأمین نیازهای جنسی) .
- ↑ ر . ک : ح ۴۳ .
- ↑ ر . ک : تفسیر نمونه : ج ۱۶ ص ۳۹۲ .
- ↑ ر . ک : المیزان : ج ۱۶ ص ۱۶۶ .
- ↑ اعراف : آیه ۲۶ .
- ↑ بقره : آیه ۱۸۷ .
- ↑ ر . ک : ص ۵۲ ح ۵۴
- ↑ ر . ک : ص ۵۲ ح ۵۲
- ↑ ر . ک : ص ۵۰ ح ۵۰
- ↑ ر . ک : ص ۵۰ ح ۵۱
- ↑ ر . ک : ص ۵۶ ح ۵۹
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۸۳ ح ۴۳۴۳ عن عبد اللّه بن الحکم عن الإمام الباقر علیه السلام ، الهدایه للصدوق : ص ۲۵۷ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۲۹ ح ۱۴۵۶ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۲۲ ح ۴۰ .
- ↑ جامع الأخبار : ص ۲۷۲ ح ۷۴۲ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۲۱ ح ۲۶
- ↑ کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۸۰ ح ۴۴۴۶۶ نقلاً عن ابن لال عن اُمّ حبیبه
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۴۹۴ ح ۱ عن ابن القداح عن الإمام الصادق علیه السلام و ص ۴۹۶ ح ۶ عن مسمع أبی سیّار عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، الجعفریات : ص ۸۹ عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۸۹ ح ۶۸۵ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۲۲ ح ۳۶ ؛ السنن الکبری : ج ۷ ص ۱۲۴ ح ۱۳۴۵۱ ، المصنف لعبد الرزاق : ج ۶ ص ۱۶۹ ح ۱۰۳۷۸ کلاهما عن عبید بن سعد ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۷۲ ح ۴۴۴۱۳ .
- ↑ المُحبَنطِئ : المُتَغضِّب المستبطئ للشیء (النهایه : ج ۱ ص ۳۳۱ «حبنط») .
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۸۳ ح ۴۳۴۴ عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق علیه السلام ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۰۰ ح ۱۵۹۸ عن عبد الأعلی بن أعین عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله نحوه ، معانی الأخبار : ص ۲۹۱ ح ۱ عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۳۰ ح ۱۴۶۴ ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۳ ح ۲ ؛ السنن الکبری : ج ۷ ص ۱۲۵ ح ۱۳۴۵۷ عن أبی اُمامه وفیه صدره إلی «القیامه» .
- ↑ .سنن ابن ماجه : ج ۱ ص ۵۹۲ ح ۱۸۴۶ عن عائشه ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۷۱ ح ۴۴۴۰۷ .
- ↑ جامع الأخبار : ص ۲۷۱ ح ۷۳۷ ، مجمع البیان : ج ۸ ص ۵۶۶ ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۸۳ ح ۱۲ کلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۲۰ ح ۲۳ .
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۳۲۹ ح ۵ عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق علیه السلام ، الخصال : ص ۶۱۴ ح ۱۰ عن أبی بصیر و محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عنه علیهم السلام ، تحف العقول : ص ۱۰۵ کلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۱۸ ح ۱۰ .
- ↑ فی المصدر «تَزَوَّجُوا» والظّاهر أنّ الصّواب «زَوِّجُوا» کما فی النوادر للراوندی .
- ↑ .الجعفریات : ص ۹۱ ، النوادر للراوندی : ص ۱۷۸ ح ۲۹۸ کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، جامع الأحادیث : ص ۶۶ کلاهما نحوه ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۹۶ ح ۷۱۳ ولیس فیه ذیله ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۲۲ ح ۳۸ ؛ الفردوس : ج ۲ ص ۲۹۳ ح ۳۳۳۶ عن ابن عمر نحوه .
- ↑ الخصال : ص ۱۶۵ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۸۴ ح ۴۳۴۶ عن عبد اللّه بن میمون عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام وفیه «أعزب» بدل «غیر متزوّج» ، ثواب الأعمال : ص ۶۲ ح ۱ عن ولید بن صبیح عن الإمام الصادق علیه السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۱۹ ح ۱۵ .
- ↑ .العَزَبُ : هو البعید عن النکاح (النهایه : ج ۳ ص ۲۲۸ «عزب») .
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۸۴ ح ۴۳۴۷ ، الکافی : ج ۵ ص ۳۲۹ ح ۶ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۲۳۹ ح ۱۰۴۶ ، قرب الاسناد : ص ۲۰ ح ۶۷ والثلاثه الأخیره عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۱۷ ح ۱ .
- ↑ جامع الأخبار : ص ۲۷۲ ح ۷۴۱ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۲۱ ح ۲۵ .
- ↑ مسند أبی یعلی : ج ۴ ص ۲۳۷ ح ۴۳۳۳ ، المطالب العالیه : ج ۲ ص ۳۳ ح ۱۵۷۸ کلاهما عن أنس ؛ روضد الواعظین : ص ۴۱۱ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۲۰ ح ۲۲ .
- ↑ الدعوات : ص ۴۰ ح ۹۷ عن ربیعه ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۳۸ ح ۴۰ ؛ الفردوس : ج ۲ ص ۱۹۶ ح ۲۹۷۴ عن زید بن أرقم نحوه .
- ↑ .الفردوس : ج ۲ ص ۳۰۱ ح ۳۳۶۸ عن معاذ بن جبل .
- ↑ فی المصدر «الآخر» ، والظاهر أنّه خطأ مطبعی .
- ↑ ربیع الأبرار : ج ۴ ص ۲۹۶ .
- ↑ .الکافی : ج ۶ ص ۲۸۰ ح ۲ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۰۱ ح ۱۵۹۹ ، الخصال : ص ۸۰ ح ۲ نحوه وکلّها عن الحلبی ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۱۷ ح ۴ .
- ↑ مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۷۴ ح ۱۶۲۷ ، روضه الواعظین : ص ۴۰۴ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۴ ص ۹۲ ح ۱۹ ؛ تفسیر القرطبی : ج ۱۸ ص ۱۹۵ ، الفردوس : ج ۲ ص ۱۳۱ ح ۲۶۷۰ وفیه «الکتاب . . . لا أدرک» بدل «الکتابه ... بلغ» ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۴۱۷ ح ۴۵۱۹۱ .
- ↑ .الفارهَهُ : الجاریَهُ الحَسناءُ المَلیحَهُ (تاج العروس : ج ۱۹ ص ۷۱ «فره») .
- ↑ الکافی : ج ۶ ص ۴۹ ح ۶ ، تهذیب الأحکام : ج ۸ ص ۱۱۲ ح ۳۸۷ کلاهما عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، وسائل الشیعه : ج ۱۵ ص ۱۹۹ ح ۷ .
- ↑ .الفردوس : ج ۳ ص ۴۸۶ ح ۵۵۰۷ عن أبی اُمامه ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۴۴۲ ح ۴۵۳۳۷ وراجع شعب الإیمان : ج ۶ ص ۴۰۱ ح ۸۶۶۶ .
- ↑ شعب الإیمان : ج ۶ ص ۴۰۲ ح ۸۶۷۰ عن أنس ، الفردوس : ج ۴ ص ۱۲۳ ح ۶۳۸۳ عن عمر بن الخطّاب نحوه ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۴۵۶ ح ۴۵۴۱۲ .
- ↑ کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۴۵۱ ح ۴۵۳۸۳ نقلاً عن ابن شاهین عن عائشه .
- ↑ النِّحلَهُ : العطیَّهُ (النهایه : ج ۵ ص ۲۹ «نحل») .
- ↑ نثر الدرّ : ج ۱ ص ۱۷۴ ؛ الفردوس : ج ۲ ص ۲۹۲ ح ۳۳۳۴ ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۵۸۶ ح ۴۵۹۶۱ نقلاً عن الحاکم فی تاریخه وکلاهما عن ابن عمر .
- ↑ .النور : ۳۲ .
- ↑ .الأیِّم فی الأصل : التی لا زوجَ لها ، بِکرا کانت أو ثَیِّبا ، مطلَّقهً کانت أو متوفّی عنها (النهایه : ج ۱ ص ۸۵ «أیم») .
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۳۲۸ ح ۱ عن صفوان بن مهران عن الإمام الصادق علیه السلام ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۵ ح ۱۰ .
- ↑ ثواب الأعمال : ص ۳۴۰ ح ۱ عن أبی هریره و ابن عبّاس ، أعلام الدین : ص ۴۲۰ عن ابن عبّاس ، جامع الأخبار : ص ۲۷۴ ح ۷۵۰ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۲۱ ح ۳۳ .
- ↑ بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۳۶۴ ح ۷۷ و ج ۷۷ ص ۱۹۲ ح ۱۱ وفیه «من أهل بیته» بدل «من أهل بیت نبیّه» وکلاهما نقلاً عن رساله الغیبه للشهید الثانی ، مستدرک الوسائل : ج ۱۴ ص ۱۷۴ ح ۱۶۴۲۱ نقلاً عن الأربعین للسیّد أبی حامد ابن أخ ابن زهره وکلّها عن عبد اللّه بن سلیمان النوفلی عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، جامع الأخبار : ص ۲۲۲ ح ۵۶۴ عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله نحوه .
- ↑ المعجم الکبیر : ج ۲۰ ص ۱۸۹ ح ۴۱۷ ، حلیه الأولیاء : ج ۸ ص ۴۷ ، المعجم الأوسط : ج ۹ ص ۱۰۵ ح ۹۲۵۶ ، المعجم الصغیر : ج ۲ ص ۱۲۳ و لیس فیهما «للّه » والثلاثه الأخیره بزیاده «یوم القیامه» فی آخرها وکلّها عن معاذ بن أنس ، کنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۵۰ ح ۴۳۳۸۰ .
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۳۳۱ ح ۲ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۰۴ ح ۱۶۱۷ ، الخصال : ص ۲۲۴ ح ۵۵ کلّها عن سماعه بن مهران ، مشکاه الأنوار : ص ۲۶۰ ح ۷۶۸ کلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۹۸ ح ۴۷ .
- ↑ .الخصال : ص ۱۴۱ ح ۱۶۲ عن علی بن جعفر ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۳۵۶ ح ۲ .
- ↑ .التَّبَتُّلُ : الانقطاع عن النساء وترک النکاح (النهایه : ج ۱ ص ۹۴ «بتل») .
- ↑ الفردوس : ج ۳ ص ۴۶۶ ح ۵۴۴۶ عن أبی سعید ؛ الجعفریات : ص ۱۴۷ عن أبی هریره نحوه وفیه «لعن رسول اللّه صلی الله علیه و آله » بدل «لعن اللّه » .
- ↑ مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۲۶۸ ح ۲۰۲۱۳ ، مسند اسحاق بن راهویه : ج ۳ ص ۷۰۸ ح ۱۳۱۲ .
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۵۰۹ ح ۱ عن ابن أبی یعفور ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۹۳ ح ۷۰۱ و فیه «ویقطعن» بدل «ویعطّلن» ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۱۱۷ ح ۱ .
- ↑ جامع الأخبار : ص ۲۷۳ ح ۷۴۸ ، جامع الأحادیث للقمی : ص ۸۸ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۲۱ ح ۳۲ .
- ↑ الرَذِل : وهو النذِل وهو الدون الخسیس (مجمع البحرین : ج ۲ ص ۶۹۵ «رذل») .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۲۹ ح ۳ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۲۳۹ ح ۱۰۴۵ کلاهما عن محمّد الأصمّ عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۸۴ ح ۴۳۴۸ وفیه «ان ارذال» بدل «رذال» ، روضه الواعظین : ص ۴۰۹ عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۲۰ ح ۲۱ .
- ↑ عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۸۳ ح ۱۵ .
- ↑ سقطت الواو من المصدر وأثبتناها من المصادر الاُخری .
- ↑ سنن سعید بن منصور : ج ۱ ص ۱۳۸ ح ۴۸۸ ، شعب الإیمان : ج ۴ ص ۳۸۲ ح ۵۴۸۳ ، اُسد الغابه : ج ۶ ص ۳۰۶ الرقم ۶۳۰۸ ولیس فی ذیله من «قالوا یا رسول اللّه » الثانیه ، المعجم الأوسط : ج ۶ ص ۳۴۸ ح ۶۵۸۹ ، تفسیر الثعلبی : ج ۷ ص ۹۱ ح ۳۹ کلاهما نحوه ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۷۸ ح ۴۴۴۵۵ .
- ↑ .السنن الکبری : ج ۷ ص ۱۲۵ ح ۱۳۴۵۵ ، المعجم الکبیر : ج ۲۲ ص ۳۶۶ ح ۹۲۰ ، سنن الدارمی : ج ۲ ص ۵۶۹ ح ۲۰۸۷ ، شعب الإیمان : ج ۴ ص ۳۸۲ ح ۵۴۸۱ کلاهما نحوه وکلّها عن أبی نجیح ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۸۰ ح ۴۴۴۶۲ ؛ مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۳۳ ح ۱۴۸۰ نحوه .
- ↑ الحَصُور : الذی لا یأتی النساء ، سُمِّی به لأنَّهُ حُبِسَ عن الجماع وَمُنِعَ (النهایه : ج ۱ ص ۳۹۵ «حصر») .
- ↑ .الفردوس : ج ۳ ص ۴۶۸ ح ۵۴۵۲ عن عطیه بن بسر ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۸۲ ح ۴۴۴۷۴ ؛ الاُصول الستّه عشر : ص ۱۸ عن جویر بن نعیر [ نغیر خ د ]الحضرمی نحوه .
- ↑ .لا صروره فی الإسلام : أی لیس ینبغی لأحد أن یقول : لا أتزوّج ، وأصله من الصّرِّ : الحَبسُ والمَنع (النهایه : ج ۳ ص ۲۲ «صرر») .
- ↑ سنن أبی داوود : ج ۲ ص ۱۴۱ ح ۱۷۲۹ ، مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۶۶۸ ح ۲۸۴۵ ، المستدرک علی الصحیحین : ج ۱ ص ۶۱۷ ح ۸۶۴۴ ، السنن الکبری : ج ۵ ص ۲۶۹ ح ۹۷۶۸ کلّها عن ابن عبّاس ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۷۵ ح ۴۴۴۳۰ .
- ↑ المصنّف لابن أبی شیبه : ج ۳ ص ۲۷۰ ح ۵ ، تهذیب التهذیب : ج ۵ ص ۹۰ الرقم ۶۹۰۴ .
- ↑ .الروم : ۲۱ .
- ↑ .الأعراف : ۱۸۹ .
- ↑ .الروم : ۱۲ .
- ↑ تفسیر الثعلبی : ج ۷ ص ۲۹۹ ، کشف الأسرار : ج ۷ ص ۴۴۶ ، الکشف والبیان : ج ۷ ص ۲۹۹ .
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۵۰۶ ح ۱ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۵۵۹ ح ۴۹۲۲ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۹۹ ح ۱۷۲۹ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۴۸ ح ۳۲ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۵۰۶ ح ۲ ؛ المستدرک علی الصحیحین : ج ۴ ص ۶۹ ح ۶۹۰۶ ، السنن الکبری : ج ۴ ص ۱۱۰ ح ۷۱۳۲ ، الطبقات الکبری : ج ۸ ص ۲۴۱ کلّها عن حمنه بنت جحش نحوه .
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۷۹ ح ۴۳۳۶ ، علل الشرائع : ص ۱۷ ح ۱، بحار الأنوار : ج ۱۱ ص ۲۲۱ ح ۱ .
- ↑ غرر الحکم : ح ۲۱۰۹ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۶۵ ح ۱۶۵۴ وفیه «البارّ» بدل «الصالح» .
- ↑ .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۲ ص ۶۲۱ ح ۳۲۱۴ ، الخصال : ص ۵۶۷ ح ۱ ، الأمالی للصدوق : ص ۴۵۳ ح ۶۱۰ ، مکارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۰۱ ح ۲۶۵۴کلّها عن أبی حمزه الثمالی ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۵ ح۱ .
- ↑ .الدَّعَهُ : السِّعه فی العیش (تاج العروس : ج ۱۱ ص ۴۹۹ «ودع») .
- ↑ الخصال : ص ۲۸۴ ح ۳۴ عن أبی خالد السجستانی ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۳۷ ح ۱۴۹۴ عن الإمام زین العابدین علیه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص۱۸۶ ح ۵ .
- ↑ وشَجَتِ العروقُ والأغصان . اشتبَکَت ، وکلّ شیءٍ یشتبک (لسان العرب : ج ۲ ص ۳۹۸ «وشج») .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۷۳ عن عبد العظیم بن عبد اللّه .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۷۳ ح ۷ عن معاویه بن حکیم ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۴۹ ح ۱۵۴۱ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۶۴ ح ۴ .
- ↑ .البقره : ۱۸۷ .
- ↑ .الأعراف : ۲۶ .
- ↑ الجعفریّات : ص ۸۹ ، النوادر للراوندی : ص ۱۱۳ ح ۱۰۶ کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۲۱ ح ۳۴ ؛ المعجم الأوسط : ج ۴ ص ۳۷۵ ح ۴۴۷۵ ، مسند أبی یعلی : ج ۲ ص ۳۹۷ ح ۲۰۳۷ ، تاریخ بغداد : ج ۸ ص ۳۳ الرقم ۴۰۸۰ کلّها عن جابر بن عبد اللّه نحوه ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۷۶ ح ۴۴۴۴۱ .
- ↑ .الوِجاءُ : أن تُرَضَّ اُنثیا الفَحل رضّا شدیدا یُذهِبُ شهوه الجماع (النهایه : ج ۵ ص ۱۵۲ «وجأ») .
- ↑ صحیح البخاری : ج ۵ ص ۱۹۵۰ ح ۴۷۷۹ ، صحیح مسلم : ج ۲ ص ۱۰۱۸ ح ۱ کلاهما عن عبد اللّه ، سنن ابن ماجه : ج ۱ ص ۵۹۲ ح ۱۸۴۵ عن عبد اللّه بن مسعود ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۷۲ ح ۴۴۴۰۷ .
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۳۲۹ ح ۲ عن کلیب بن معاویه الأسدی عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۸۳ ح ۴۳۴۲ عن الحسن بن علی بن أبی حمزه عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، المقنع : ص ۱۰۳ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۱۹ ح ۱۴ .
- ↑ .المعجم الأوسط : ج ۷ ص ۳۳۲ ح ۷۶۴۷ و ج ۸ ص ۳۳۵ ح ۸۷۹۴ ، شعب الإیمان : ج ۴ ص ۳۸۳ ح ۵۴۸۶ و فیه «الدین» بدل «الإیمان» وکلّها عن أنس ، تفسیر القرطبی : ج ۹ ص ۳۳۷ ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۷۱ ح ۴۴۴۰۳ نقلاً عن مسند ابن حنبل عن أنس وفیه «الدین» بدل «الإیمان» .
- ↑ المستدرک علی الصحیحین : ج ۲ ص ۱۷۵ ح ۲۶۸۱ ، المعجم الأوسط : ج ۱ ص ۲۹۴ ح ۹۷۲ ، شعب الإیمان : ج ۴ ص ۳۸۳ ح ۵۴۸۷ کلّها عن أنس ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۷۳ ح ۴۴۴۲۰ .
- ↑ .المنتخب من مسند عبد بن حمید : ص ۱۳۸ ح ۳۴۹ ، تهذیب الکمال : ج ۲۲ ص ۳۳۹ الرقم ۴۴۹۵ ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۲۳۶ ح ۱۵۵۱۱ نقلاً عن الطبرانی وکلاهما نحوه وکلّها عن عبد اللّه بن عمرو .
- ↑ .بَعَلت یَبعُلُ بُعولَهً : إذا تزوَّجَ (مجمع البحرین : ج ۱ ص ۱۷۰ «بعل») .
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۳۳۷ ح ۲ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۳۹۷ ح ۱۵۸۸ ، روضه الواعظین : ص ۴۱۰ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۳۷۱ ح ۱ وراجع علل الشرائع : ص ۵۷۸ ح ۴ .
- ↑ .آل عمران : ۳۳ ۳۸ .
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۸۲ ح ۴۳۴۰ عن جابر عن الإمام الباقر علیه السلام ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۲۹ ح ۱۴۵۴ عن الإمام الباقر علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۸۸ ح ۳۵ ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۳ ح ۳
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۳۳ ح ۱ و ص ۳۲۹ ح ۴ کلاهما عن عبد اللّه بن سنان عن الإمام الصادق علیه السلام ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۸۸ ح ۳۶ ، بحار الأنوار : ج ۱۲ ص ۲۶۶ ح ۳۳ .
- ↑ .تفسیر العیاشی : ج ۲ ص ۱۸۴ ح ۴۵ ، قصص الأنبیاء : ص ۱۳۰ ح ۱۳۴ عن أبی بصیر عن الإمام الباقر علیه السلام ، الأمالی للصدوق : ص ۳۲۱ ح ۳۷۵ عن ابن عبّاس من دون إسنادٍ إلی أحدٍ من أهل البیت علیهم السلام وفیه «اثنی عشر» بدل «أحد عشر» ، مجمع البیان : ج ۵ ص ۳۸۴ من دون إسنادٍ إلی أحدٍ من أهل البیت علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۲ ص ۳۰۸ ح ۱۱۶ .
- ↑ .النور : ۳۲
- ↑ .النور : ۳۳ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۳۱ ح ۷ ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۸۱ ح ۵ کلاهما عن معاویه بن وهب ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۲۵ ح ۲ .
- ↑ العَیلَهُ : الفَقرُ (المصباح المنیر : ص ۴۴۰ «عیل») .
- ↑ .النور : ۳۲ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۳۱ ح ۵ عن محمّد بن جعفر عن أبیه الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام وص ۳۳۰ ح ۱ و لیس فیه ذیله من «إنّ اللّه عزّ وجلّ یقول . . .» ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۸۵ ح ۴۳۵۳ وفیه «الفقر» بدل «العیله» وکلاهما عن ولید بن صبیح عن الإمام الصادق علیه السلام ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۳۰ ح ۱۴۶۰ ، مجمع البیان : ج ۷ ص ۲۲۰ کلاهما عن الإمام الصادق علیه السلام ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۹۱ ح ۶۹۱ ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۲۴ ح ۲ .
- ↑ .إحیاء علوم الدین : ج ۲۲ ص ۳۶ ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۷۹ ح ۴۴۴۶۰ نقلاً عن الدیلمی عن أبی سعید .
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۳۲۹ ح ۶ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۲۴۰ ح ۱۰۴۶ ، قرب الإسناد : ج ۲۰ ح ۶۸ کلّها عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۸۳ ح ۴۳۴۵ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۱۷ ح ۱ .
- ↑ الفردوس : ج ۲ ص ۱۳۲ ح ۲۶۷۶ عن أبی هریره ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۷۶ ح ۴۴۴۴۳ .
- ↑ .سنن الترمذی : ج ۴ ص ۱۸۴ ح ۱۶۵۵ ، سنن النسائی : ج ۶ ص ۶۱ ، السنن الکبری : ج ۱۰ ص ۵۳۷ ح ۲۱۶۱۲ کلّها عن أبی هریره ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۴۱۶ ح ۷۲۲۳ .
- ↑ الفرودس : ج ۱ ص ۳۷۴ ح ۱۵۰۶ عن أبی اُمامه ، کنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۵۸ ح ۴۳۴۱۴ نقلاً عن مسند ابن حنبل عن أبی هریره .
- ↑ .مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۳ ح ۱۴۵۹ ؛ تفسیر الثعلبی : ج ۷ ص ۹۵ ح ۵۳ ، الفردوس : ج ۱ ص ۸۸ ح ۲۸۲ کلاهما عن ابن عبّاس ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۷۶ ح ۴۴۴۳۶ .
- ↑ المستدرک علی الصحیحین : ج ۲ ص ۱۷۴ ح ۲۶۷۹ ، تاریخ بغداد : ج ۹ ص ۱۴۷ الرقم ۴۷۵۹ ، الفردوس : ج ۲ ص ۵۰ ح ۲۲۹۰ کلّها عن عائشه ، المصنّف لابن أبی شیبه : ج ۳ ص ۲۷۱ ح ۱۰ عن هشام بن عروه عن أبیه ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۷۵ ح ۴۴۴۳۱ ؛ مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۳۰ ح ۱۴۶۲ .
- ↑ .السنن الکبری : ج ۱۰ ص ۵۳۸ ح ۲۱۶۱۳ ، المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۱۵۱ ح ۴۹۱۸ ، تاریخ بغداد : ج ۱۲ ص ۳۳۲ الرقم ۶۷۷۷ ، الفردوس : ج ۲ ص ۸۵ ح ۲۴۶۰ نحوه وکلّها عن جابر ، کنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۱۰ ح ۴۳۲۲۳ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۳۰ ح ۲ ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۸۱ ح ۳ کلاهما عن هشام بن سالم ، درر الأحادیث النبویّه : ص ۴۴ نحوه ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۲۵ ح ۱ ؛ تاریخ بغداد : ج ۱ ص ۳۶۵ الرقم ۳۰۷ عن جابر نحوه ولیس فیه ذیله .
- ↑ .الباه والباء والباءهُ : النِکاحُ (المصباح المنیر : ص ۶۶ «باء») .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۳۰ ح ۳ عن أبی بصیر ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۲۵ ح ۳ .
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۳۳۰ ح ۴ ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۸۱ ح ۴ ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۲۶ ح ۴ .
- ↑ المَرزِئَهُ : المُصیبَهُ (النهایه : ج ۲ ص ۲۱۹ «رزأ») .
- ↑ .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۹۶ ح ۷۱۶ وراجع مشکاه الأنوار : ص ۴۷۳ ح ۱۵۸۰ .
- ↑ المؤمن : ص ۵۵ ح ۱۴۱ .
- ↑ .سنن الدارقطنی : ج ۳ ص ۳۰۰ ح ۲۰۲ ، السنن الکبری : ج ۷ ص ۲۲۲ ح ۱۳۷۸۴ ، المصنّف لعبد الرزاق : ج ۶ ص ۱۵۳ ح ۱۰۳۲۶ وفیه «إسلاما» بدل «خلقا» وکلّها عن الشعبی ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۲۰ ح ۵۲۴۸ .
- ↑ مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۵۲ ح ۱۵۴۶ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۶۶ ح ۷ وراجع کنز العمّال : ج ۱ ص ۷۸ ح ۳۱۳ .
- ↑ الحجرات : ۱۳ .
- ↑ .السنن الکبری : ج ۷ ص ۲۲۰ ح ۱۳۷۸۰ ، المراسیل : ص ۱۴۸ ح ۷ ، تفسیر القرطبی : ج ۱۶ ص ۳۴۰ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۴۴ ح ۲ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۳۹۵ ح ۱۵۸۲ عن أبی بکر الحضرمی ، بحار الأنوار : ج ۲۲ ص ۲۶۵ ح ۹ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۴۴ ح ۳ عن زراره بن أعین وراجع دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۹۸ ح ۷۲۸ .
- ↑ سُرِّیّه : أی جاریه (تاج العروس : ج ۱۹ ص ۵۲۱ «سرو») .
- ↑ أرادوا به عبد الملک نفسه .
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۳۴۶ ح ۶ ، بحار الأنوار : ج ۴۶ ص ۱۰۵ ح ۹۴ وراجع تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۳۹۷ ح ۱۵۸۷
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۳۴۷ ح ۲ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۳۹۵ ح ۱۵۸۰ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۴۷ ح ۱۵۳۷ ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۳۴۰ ح ۲۵۴ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۵۰۹ ح ۳ ، الأمالی للطوسی : ص ۳۷۰ ح ۷۹۵ عن علیّ بن علیّ بن رزین عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام وفیه «أنّ امرأه سألت أبا جعفر علیه السلام . . .» ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۳۱۱ ح ۱۴۰ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۱۹ ح ۱۳ .
- ↑ جامع الأخبار : ص ۲۷۲ ح ۷۴۳ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۲۱ ح ۲۷ .
- ↑ .التمرُّسُ : شِدّه الإلتواء ، یتمرّسُ : یتلعّبُ ویعبث (النهایه : ج ۴ ص ۳۱۸ «مرس») .
- ↑ .فی بعض المصادر : «المُذنِبین» بدل «المُذَبذَبین» .
- ↑ مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۱۰۳ ح ۲۱۵۰۶ ، المعجم الکبیر : ج ۱۸ ص ۸۶ ح ۱۵۸ ، مسند الشامیین : ج ۱ ص ۲۱۳ ح ۳۸۱ ، مسند أبی یعلی : ج ۶ ص ۲۲۰ ح ۶۸۲۱ ، شعب الإیمان : ج ۴ ص ۳۸۱ ح ۵۴۸۰ والأربعه الأخیره عن عکاف بن وداعه الهلالی نحوه ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۴۹۲ ح ۴۵۶۰۹ .
- ↑ .یا : آیا با شیطان ، دست و پنجه نرم میکنید ؟!
- ↑ .إحیاء علوم الدین : ج ۲ ص ۳۷ .
- ↑ دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۹۶ ح ۷۱۴ .
- ↑ سنن الترمذی : ج ۴ ص ۱۸۴ ح ۱۶۵۵ ، سنن النسائی : ج ۶ ص ۱۶ ، سنن ابن ماجه : ج ۲ ص ۸۴۱ ح ۲۵۱۸ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۵۴ ح ۷۴۲۰ و ص ۴۳۵ ح ۹۶۳۷ ، المستدرک علی الصحیحین : ج ۲ ص ۱۷۴ ح ۲۶۷۸ کلّها عن أبی هریره (راجع : ما لا ینبغی / اراده الفخر والریاء) .
- ↑ .سنن ابن ماجه : ج ۱ ص ۵۹۷ ح ۱۸۵۹ ، السنن الکبری : ج ۷ ص ۱۲۹ ح ۱۳۴۶۹ کلاهما عن عبد اللّه بن عمرو و راجع دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۹۵ ح ۷۱۰ .
- ↑ .المعجم الأوسط : ج ۳ ص ۲۱ ح ۲۳۴۲ ، حلیه الأولیاء : ج ۵ ص ۲۴۵ ، مسند الشامیّین : ج ۱ ص ۲۹ ح ۱۱ کلّها عن أنس ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۰۱ ح ۴۴۵۸۹
- ↑ .جامع الأخبار للشعیری : ص ۹۷ ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۹۵ ح ۷۱۰ ولیس فیه «نسبها ولذتها» .
- ↑ .الغَورُ : الماءُ الغائِرُ الذی لا یُقدَرُ علیه (تاج العروس : ج ۷ ص ۳۲۴ «غور») .
- ↑ .الفردوس : ج ۱ ص ۲۹۴ ح ۱۱۵۸ عن ابن عباس ، الجامع الصغیر : ج ۱ ص ۸۲ ح ۵۵۲ نقلاً عن الشیرازی فی الألقاب عن ابن عبّاس و عن الإمام علیّ علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله وفیه «عوز» بدل «غور» .
- ↑ .تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۳۹۹ ح ۱۵۹۲ عن برید العجلی عن الإمام الباقر علیه السلام ، روضه الواعظین : ص ۴۱۰ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۳۵ ح ۱۹ .
- ↑ .سنن أبی داوود : ج ۴ ص ۲۴۸ ح ۴۷۷۸ ؛ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۸۵ ح ۴۳۵۵ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۳۳ ح ۱۴۷۹ ، مشکاه الأنوار : ص ۲۸۸ ح ۸۷۰ ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۳۰۱ ح ۹۱ کلّها عن الإمام زین العابدین علیه السلام نحوه .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۳۳ ح ۳ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۰۳ ح ۱۶۰۹ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۹۲ ح ۴۳۸۰ وفیه «لم یرزق ذلک» بدل «وکّل إلی ذلک» ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۹۶ ح ۷۱۵ ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۳۰۱ ح ۸۹ کلّها عن هشام بن الحکم .
- ↑ فی سائر المصادر هنا : «فاقدرها لی» ، والظاهر انّها سقطت من المصدر
- ↑ مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۱۵۱ ح ۲۳۶۵۷ ، المستدرک علی الصحیحین : ج ۱ ص ۴۵۸ ح ۱۱۸۱ و ج ۲ ص ۱۷۹ ح ۲۶۹۸ ، صحیح ابن خزیمه : ج ۲ ص ۲۲۶ ح ۱۲۲۰ ، السنن الکبری : ج ۷ ص ۲۳۹ ح ۱۳۸۳۷ کلّها عن أبی أیوب الأنصاری
- ↑ بَرَّ قَسَمَهُ وأَبرَّهُ : أی صَدَّقَهُ (النهایه : ج ۱ ص ۱۱۷ «برر») .
- ↑ النوادر للرواندی : ص ۲۱۱ ح ۴۱۷ عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۶۸ ح ۱۸ .
- ↑ الکافی : ج ۳ ص ۴۸۲ ح ۲ و ج ۵ ص ۵۰۱ ح ۳ عن الإمام الباقر علیه السلام ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۰۷ ح ۱۶۲۷ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۹۴ ح ۴۳۸۷ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۴۷ ح ۱۵۳۸ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۶۳ ح ۱ .
- ↑ فی المصدر : «الحجر» وما فی المتن أثبتناه من کنزالعمّال إذ هو الأنسب ، والحِجز بالضمّ والکسر : الأصل ، وقیل بالضمّ : الأصل والمَنْبت ، وبالکسر هو بمعنی الحِجْزه ، وهی هیئه المحتَجز کنایه عن العفّه وطیب الإزار . وقیل : هو العشیره لأنّه یُحتجز بهم أی یُمتنع (النهایه : ج ۱ ص ۳۴۵ «حجز») .
- ↑ .مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۳۲ ح ۱۴۷۴ عن الإمام الصادق علیه السلام ؛ الفردوس : ج ۲ ص ۵۱ ح ۲۲۹۱ عن أنس ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۹۶ ح ۴۴۵۵۹ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۳۲ ح ۲ عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۰۲ ح ۱۶۰۳ عن إسماعیل بن أبی زیاد عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام ، الجعفریّات : ص ۹۰ عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۹۴ ح ۷۰۳ ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۳۰۱ ح ۹۴ کلاهما عن الإمام الصادق علیه السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۳۶ ح ۲۸ .
- ↑ تاریخ دمشق : ج ۵۲ ص ۳۶۲ ح ۱۱۰۶۸ عن عائشه ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۹۵ ح ۴۴۵۵۷ .
- ↑ عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۳۱۴ ح ۱۵۰ وراجع سنن أبی داوود : ج ۲ ص ۲۲۸ ح ۲۰۸۲ .
- ↑ سنن أبی داوود : ج ۲ ص ۲۲۹ ح ۲۰۸۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۹۱ ح ۱۴۵۹۲ ، المستدرک علی الصحیحین : ج ۲ ص ۱۷۹ ح ۲۶۹۶ کلّها عن جابر بن عبد اللّه ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۹۰ ح ۴۴۵۲۷
- ↑ یُؤدَمُ بَینکُما : أی تکون المحبّه والاتّفاق (النهایه : ج ۱ ص ۳۲ «أدم») .
- ↑ سنن ابن ماجه : ج ۱ ص ۵۹۹ ح ۱۸۶۵ ، المستدرک علی الصحیحین : ج ۲ ص ۱۷۹ ح ۲۶۹۷ ، المصنف لعبد الرزاق : ج ۶ ص ۱۵۶ ح ۱۰۳۳۵ ، المنتخب من مسند عبد بن جمید : ص ۳۷۵ ح ۱۲۵۴ ، سنن الترمذی : ج ۳ ص ۳۹۸ ح ۱۰۸۶ ، سنن الدارمی : ج ۲ ص ۵۷۱ ح ۲۰۹۴ ولیس فیهما ذیله .
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۸۸ ح ۴۳۶۴ ، النوادر للراوندی : ص ۱۱۷ ح ۱۲۲ عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۳۷ ح ۱۴۹۵ عن الإمام زین العابدین علیه السلام ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۹۶ ح ۷۱۸ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۳۷ ح ۳۶
- ↑ صحیح مسلم : ج ۲ ص ۱۰۴۰ ح ۷۴ ، سنن النسائی : ج ۶ ص ۷۷ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۱۶۰ ح ۷۹۹۰ ، السنن الکبری : ج ۷ ص ۱۳۵ ح ۱۳۴۸۶ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۲۷ ح ۴ عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ؛ مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۳۵۷ ح ۱۴۴۵ ، المعجم الکبیر : ج ۱ ص ۱۴۶ ح ۳۲۹ کلاهما عن سعد بن أبی وقّاص نحوه ، کنز العمّال : ج ۱۱ ص ۹۸ ح ۳۰۷۷۷ .
- ↑ إرشاد القلوب : ص ۱۷۵ ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۱۲۳ ح ۲۵۳۴۲ .
- ↑ سنن ابن ماجه : ج ۱ ص ۵۹۶ ح ۱۸۵۷ ، تفسیر القرطبی : ج ۱ ص ۱۶۲ کلاهما عن أبی اُمامه ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۷۲ ح ۴۴۴۱۰ وراجع : الکافی : ج ۵ ص ۳۲۷ ح ۳ .
- ↑ صحیح مسلم : ج ۲ ص ۱۰۹۰ ح ۶۴ ، سنن ابن ماجه : ج ۱ ص ۵۹۶ ح ۱۸۵۵ ، سنن النسائی : ج ۶ ص ۶۹ ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۵۷۱ ح ۶۵۷۸ کلّها عن عبد اللّه بن عمرو ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۷۸ ح ۴۴۴۵۱ ؛ دعائم الاسلام : ج ۲ ص ۱۹۵ ح ۷۰۹ ؛ النوادر للراوندی : ص ۳۵ ، الجعفریّات : ص ۹۱ کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله .
- ↑ تَرِبَتْ یَداکَ : تَرِبَ الرَجُلُ إذا افتقر ، أی لصق بالتراب ، وأترَبَ إذا استغنی ، وهذه الکلمه جاریه علی ألسنهِ العرب لا یریدون بها الدعاء علی المخاطب ، وقیل : معناها للّه ِِ دَرَّک (النهایه : ج ۱ ص ۱۸۴ «ترب»
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۳۳۲ ح ۱ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۰۱ ح ۱۶۰۰ کلاهما عن محمّد بن مسلم (راجع : آداب النکاح / ما لا ینبغی : اختیار المرأه لجمالها أو مالها فقط ، وراجع : آداب تزویج البنات / ما ینبغی : عدم الاهتمام بشرف النسب)
- ↑ غرر الحکم : ح ۴۱۱۵ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۱۳۱ ح ۲۹۵۰
- ↑ غرر الحکم : ح ۳۲۹۵ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۱۲۴ ح ۲۸۲۷ .
- ↑ غرر الحکم : ح ۱۶۱۴
- ↑ مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۴۶ ح ۱۵۳۴ نقلاً عن تهذیب الأحکام .
- ↑ تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۰۰ ح ۱۵۹۸ ، الکافی : ج ۵ ص ۳۳۴ ح ۱ ، التوحید : ص ۳۹۵ ح ۱۰ کلّها عن عبد الأعلی بن أعین مولی آل سام عن الإمام الصادق علیه السلام ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۸۷ ح ۳۲ وکلّها نحوه .
- ↑ الشَّعِثُ : المُغبَرُّ الرأس المنتتف الشعر (لسان العرب : ج ۲ ص ۱۶۰ «شعث») .
- ↑ .الاستحداد : حلق العانَه بالحدید (النهایه : ج ۱ ص ۳۵۳ «حدد») والمُغیبَهُ : المَرأَهُ غابَ زَوجُها (المصباح المنیر : ص ۴۵۸ «غیب») .
- ↑ سنن الدارمی : ج ۲ ص ۵۸۵ ح ۲۱۳۶ ، صحیح البخاری : ج ۵ ص ۱۹۵۴ ح ۴۷۹۱ نحوه ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۵۰۰ ح ۴۵۶۳۳ وراجع صحیح مسلم : ج ۲ ص ۱۰۸۸ ح ۷۱۵
- ↑ کنایه از فرزندزایی بیشتر آنهاست .
- ↑ اصل عربی این تعبیر ، «الکَیْس» است و شارحان در بیان این تعبیر گفتهاند: الکیس ، یعنی جماع یا عقل . مراد ، تشویق به طلب فرزند است و به قولی ، تحذیر از ترک جماع است ، که همان تشویق به مجامعت است . یعنی چون وارد شدی ، در کار فرزند بکوش . برخی نیز گفتهاند امر به جماع است یا نهی از مبادرت به آن ، با به کارگیری عقل ، تا مبادا عطش شهوت ، باعث شود که یک وقت در حال حیض ، با زنش مجامعت کند .
- ↑ صحیح البخاری : ج ۵ ص ۲۳۴۷ ح ۶۰۲۴ ، صحیح مسلم : ج ۲ ص ۱۰۸۷ ح ۷۱۵ ، تاریخ دمشق : ج ۱۱ ص ۲۲۹ ح ۲۷۸۹ کلاهما نحوه ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۵۰۰ ح ۴۵۶۳۴ ، وراجع سنن الترمذی : ج ۳ ص ۴۰۶ ح ۱۱۰۰
- ↑ صحیح البخاری : ج ۵ ص ۱۹۵۳ ح ۴۷۸۹ ، صحیح ابن حبّان : ج ۵ ص ۱۷۴ ح ۴۳۳۱ ، السنن الکبری : ج ۷ ص ۱۳۰ ح ۱۳۴۷۲ نحوه
- ↑ قال الشریف الرضی قدس سره بعد أن ذکر الحدیث : فی هذا الکلام مجاز ، لأن وصف الخُلق بأنّه أغرّ إنّما یراد بیاضه ، والبیاض هاهنا عباره عن الحسن ، کما أنّ السواد فی قولهم : فلان أسود الخلق عباره عن القبح ، فکأنّه علیه الصلاه والسّلام قال : «فإنّهنّ أحسن خلقا کما أنّ الغرّ من الخیل أحسن خلقا» .
- ↑ المجازات النبویّه : ص ۳۱۲ ح ۲۳۸ ، نثر الدرّ : ج ۱ ص ۲۳۰ .
- ↑ قال الشریف الرضی قدس سره بعد أن ذکر الحدیث : وهذا استعاره ، والمراد انکحوا فی الغرائب ، ولا تنکحوا فی القرائب ، لأنّهم یقولون : الغرائب أنجب . «وَالضوی» ضؤوله الجسم ودقّته ، ویقال : أضوَتِ المرأه ؛ إذا أتت بولد ضاوٍ ، کما یقال : أذَکَرت ؛ إذا أتت بولد ذکر ، وکانوا یعتقدون أنّ القریبه تُضوی ، کما أنّ الغریبه تُدهی ؛ أی تأتی بالولد داهیه .
- ↑ المجازات النبویّه : ص ۱۰۰ ح ۵۹ .
- ↑ الزُّرقه : البیاض ، والزُّرقه [أیضا] : خضره فی سواد العین (لسان العرب : ج ۱۰ ص ۱۳۸ «زرق») .
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۳۲۵ ح ۶ عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۸۷ ح ۴۳۶۱ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۳۴ ح ۱۴۸۷ وفیهما «البرکه» بدل «الیُمن» ، النوادر للراوندی : ص ۱۱۵ ح ۱۱۳ ، الجعفریّات : ص ۹۲ کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، نثر الدرّ : ج ۱ ص ۱۵۹ ، جامع الأحادیث للقمّی : ص ۶۵ ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۹۶ ح ۷۱۷ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۳۷ ح ۳۱ .
- ↑ کذا فی المصدر ، وفی کنز العمّال : «بذوات» .
- ↑ .الوَرِکُ : ما فوق الفَخِذ (النهایه : ج ۵ ص ۱۷۶ «ورک») .
- ↑ .تاریخ أصبهان : ج ۲ ص ۷۸ ح ۱۱۴۰ عن عمر ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۰۲ ح ۴۴۵۹۴ ؛ الکافی : ج ۵ ص ۳۳۴ ح ۱ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۰۲ ح ۱۶۰۲ کلاهما عن عبد اللّه بن المغیره عن الإمام الکاظم علیه السلام ولیس فیهما صدره .
- ↑ درر الأحادیث النبویّه : ص ۹۵ .
- ↑ قال الصدوق فی «الفقیه» : اللیت : صفحه العنق . والعَرف : الریح الطیّبه ، قال اللّه عزّ وجلّ «وَ یُدْخِلُهُمُ الْجَنَّهَ عَرَّفَهَا لَهُمْ» [محمّد : ۶] أی طیّبها لهم . وقد قیل : إنّ العَرف العود الطیِّب الریح . وقوله علیه السلام : درم کعبها : أی کثر لحم کعبها ، ویقال : امرأه درماء ؛ إذا کانت کثیره لحم القدم والکعب ، والکعثب : الفرج .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۳۵ ح ۴ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۰۳ ح ۱۶۰۶ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۳۸ ح ۴۳۶۳ ، المقنع : ص ۳۰۵ ، بحار الأنوار : ج ۲۲ ص ۱۹۴ ح ۶ ؛ وراجع مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۴۶۲ ح ۱۳۴۲۳ .
- ↑ مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۳۹ ح ۱۵۰۴ نقلاً عن کتاب نوادر الحکمه ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۳۴ ح ۱۶ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۳۵ ح ۲ و ۸ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۰۳ ح ۱۶۰۷ کلاهما عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۸۷ ح ۴۳۶۲ ، المقنع : ص ۳۰۵ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۳۶ ح ۱۴۹۱ وفیها «الصداق» بدل «مهرها» .
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۳۳۵ ح ۷ ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۹۹ ح ۸۲ عن الإمام الرضا علیه السلام .
- ↑ الصَّخَبُ : الضَجَّهُ واضطراب الأصوات والخصام (النهایه : ج ۳ ص ۱۴ «صخب») .
- ↑ .أی کثیره الدخول والخروج (مجمع البحرین : ج ۳ ص ۱۹۷۲ «ولج») .
- ↑ .هَمَزهُ : اغتابه فی غیبتهِ فهو همّاز (المصباح المنیر : ص ۶۴۰ «همز») .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۲۳ ح ۳ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۰۱ ح ۱۶۰۱ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۸۶ ح ۴۳۵۸ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۳۵ ح ۱۴۹۰ کلاهما عن داوود الکرخی ، معانی الأخبار : ص ۳۱۷ ح ۱ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۳۲ ح ۱۱ .
- ↑ الفردوس : ج ۵ ص ۲۱۷ ح ۸۰۰۵ عن عباده بن الصامت ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۰۱ ح ۴۴۵۹۰ .
- ↑ الاختصاص : ص ۳۳۹ عن الأوزاعی ، بحار الأنوار : ج ۱۳ ص ۴۳۰ ح ۲۳ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۳۲ ح ۴ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۰۳ ح ۱۶۰۸ کلاهما عن السکونی ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۹۱ ح ۴۳۷۷ ، معانی الأخبار : ص ۳۱۶ ح ۱ عن محمّد بن أبی طلحه الصیرفی ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۴۲ ح ۱۵۲۱ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۳۲ ح ۱۰ .
- ↑ الجعفریات : ص ۹۲ ، النوادر للراوندی : ص ۱۱۶ ح ۱۱۷ کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، الکافی : ج ۵ ص ۳۵۳ ح ۱ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۰۶ ح ۱۶۲۲ کلاهما عن السکونی عن الإمام الصادق عن الإمام علی علیهماالسلام ، المقنعه : ص ۵۱۳ عن الإمام الصادق علیه السلام وفیه «ضلال» بدل «بلاء» ، جامع الأحادیث للقمّی : ص ۵۹ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۳۷ ح ۳۵ .
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۳۵۴ ح ۲ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۰۶ ح ۱۶۲۳ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۵۶۱ ح ۴۹۲۹ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۳۳ ح ۲ عن محمّد بن مسلم عن الإمام الباقر علیه السلام ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۹۷ ح ۷۲۱ ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۸۷ ح ۳۱ عن سلیمان بن جعفر عن الإمام الکاظم علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله وکلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۳۷ ح ۳۳ وراجع مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۴۱ ح ۱۵۱۴ و المصنّف لعبد الرزّاق : ج ۶ ص ۱۶۰ ح ۱۰۳۴۳ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۳۳ ح ۱ عن عبد اللّه بن سنان ، بحار الأنوار : ج ۱۲ ص ۲۶۶ ح ۳۳ .
- ↑ سنن أبی داوود : ج ۲ ص ۲۲۰ ح ۲۰۵۰ ، سنن النسائی : ج ۶ ص ۶۵ ، المستدرک علی الصحیحین : ج ۲ ص ۱۷۶ ح ۲۶۸۵ ، صحیح ابن حبّان : ج ۹ ص ۳۶۴ ح ۴۰۵۶ ، السنن الکبری : ج ۷ ص ۱۳۱ ح ۱۳۴۷۵ کلّها نحوه وراجع اُسد الغابه : ج ۶ ص ۳۹۲ .
- ↑ .اُسد الغابه : ج ۶ ص ۳۹۴ الرقم ۶۵۵۲ وراجع کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۹۲ ح ۴۳۷۸ و عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۹۹ ح ۸۱ .
- ↑ القَدیدُ : اللَّحمُ المَملوحُ المُجَفَّفُ فی الشمس (النهایه : ج ۴ ص ۲۲ «قدد») .
- ↑ غَبَّ اللَّحمُ فهو غابّ : إذا أنتن (النهایه : ج ۳ ص ۳۳۶ «غبب») .
- ↑ .الکافی : ج ۶ ص ۳۱۴ ح ۶ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۱ ص ۱۲۶ ح ۳۰۰ ، المحاسن : ج ۲ ص ۲۵۳ ح ۱۷۹۷ ، بحار الأنوار : ج ۶۶ ص ۶۴ ح ۳۳ .
- ↑ .الخصال : ص ۳۱۶ ح ۹۸ ، معانی الأخبار : ص ۳۱۸ ح ۱ ، روضه الواعظین : ص ۴۱۱ ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۳۰۲ ح ۹۹ وراجع الفردوس : ج ۵ ص ۴۰۴ ح ۸۵۶۱ .
- ↑ السَلَقلَقَه : المَرأه السلیطه (مجمع البحرین : ج ۲ ص ۸۶۶ «سلق») .
- ↑ جامع الأخبار : ص ۲۷۴ ح ۷۴۹ ، وراجع الخصال : ص ۳۱۶ ح ۹۸ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۳۱ ح ۶ .
- ↑ .النساء : ۲۵ .
- ↑ المحجّه البیضاء : ج ۳ ص ۸۶ .
- ↑ هنفصه به زنی گفته میشود که بلند بلند میخندد و قهقهه میزند و به قول معروف، زنی که کرکر خنده اش بلند است . عنفصه به زن لاغر مردنی ، تکیده ، یا زن پلید تباهکار ، یا زن بدزبان بی حیا ، یا بسیار گوی پر حرف گفته میشود . سلقلقه : زنی را میگویند که از دُبُر حیض میشود ، یا زن سلیطه . مذبوبه : زنِ مگس ناک ، مجنون . مذمومه : پر عیب و نکوهیده ، حنّانه : به زن بیوهای که با اندوه و حنین ، یاد شوهر خود میکند . منّانه : زن مالداری که با مال خود ، بر شوهرش منّت مینهد یا زن مالداری که به خاطر مالش با او ازدواج میکنند و وی بر شوهر خود منّت مینهد . رفثاء : زن زشت گوی زشت کردار . ذقناء : پیر زال ، زن دراز زنخ . لفوت : زنی که از مرد دیگری فرزنددار است .
- ↑ ناشزه : زنی که از فرمان شوهرش سر کشی میکند .
- ↑ .المستدرک علی الصحیحین : ج ۳ ص ۳۲۹ ح ۵۲۷۰ ، تاریخ بغداد : ج ۴ ص ۴۴ الرقم ۱۶۵۰ ، المعجم الکبیر : ج ۱۷ ص ۳۶۸ ح ۱۰۰۸ وزاد فی آخره «الاُمم» وکلّها عن عیاض بن غنم ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۰۴ ح ۴۴۶۱۰ .
- ↑ .المعجم الکبیر : ج ۱ ص ۷۳ ح ۸۸ ، کنز العمّال : ج ۷ ص ۱۲۷ ح ۱۸۳۲۴ .
- ↑ .التربُّصُ : المکثُ والإنتظارُ (النهایه : ج ۲ ص ۱۸۴ «ربص») .
- ↑ کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۱۷ ح ۴۴۶۹۳ نقلاً عن الفردوس عن ابن عمر .
- ↑ نثر الدرّ : ج ۱ ص ۲۶۷ .
- ↑ .الأیِّمُ : المرأهُ التی لا زوج لها (مجمع البحرین : ج ۱ ص ۱۰۳۰ «أیم») .
- ↑ سنن الترمذی : ج ۳ ص ۳۸۷ ح ۱۰۷۵ ، التاریخ الکبیر : ج ۱ ص ۱۷۷ ح ۵۳۸ ، المستدرک علی الصحیحین : ج ۲ ص ۱۷۶ ح ۲۶۸۶ ، السنن الکبری : ج ۷ ص ۲۱۴ ح ۱۳۷۵۷ کلّها عن عمر بن علیّ عن أبیه الإمام علیّ علیه السلام .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۳۷ ح ۲ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۳۹۷ ح ۱۵۸۸ ، روضه الواعظین : ص ۴۱۰ ، بحارالأنوار : ج ۱۰۳ ص ۳۷۱ ح ۱ .
- ↑ .لا یُقبَلُ منه صرفٌ ولا عَدل : الصرفُ : التَّوبَهُ وقیل : النافله ، والعدلُ : الفِدیهُ وقیل : الفریضه (النهایه : ج ۳ ص ۲۴ «صرف») .
- ↑ إرشاد القلوب : ص ۱۷۴ ، عوالی اللآلی : ج ۱ ص ۲۷۲ ح ۹۱ وفیه صدره إلی «ألف لعنه» .
- ↑ الکافی : ج ۶ ص ۳۹۶ ح ۴ عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۴ ص ۵۸ ح ۵۰۹۱ عن الإمام الصادق علیه السلام ولیس فیه ذیله ، تفسیر القمّی : ج ۱ ص ۱۳۱ عن أبی بصیر عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، الدعوات : ص ۲۶۰ ح ۷۴۳ عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، روضه الواعظین : ص ۵۰۹ ، بحار الأنوار : ج ۸۱ ص ۲۶۷ ح ۲۵ .
- ↑ (۵.الکافی : ج ۵ ص ۳۴۸ ح ۳ ، تهذیب الأحکام : ج ۸ ص ۳۹۸ ح ۱۵۸۹ کلاهما عن أبی الربیع عن الإمام الصادق علیه السلام وج ۹ ص ۱۰۳ ح ۴۵۰ عن حمّاد بن بشیر عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۴۷ ح ۱۵۳۶ ، تفسیر العیّاشی : ج ۱ ص ۲۲۰ ح ۲۱ عن حمّاد عن الإمام الصادق علیه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۸۴ ح ۱۱ ؛ تفسیر الثعلبی : ج ۴ ص ۱۰۷ ح ۱۱۶ عن محمّد بن المنکدر عن الإمام علیّ علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، کنز العمّال : ج ۵ ص ۳۶۱ ح ۱۳۲۳۱ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۴۸ ح ۲ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۳۹۸ ح ۱۵۹۱ عن ابن أبی عمیر عن بعض أصحابه عن الإمام الصادق علیه السلام ، الکافی : ج ۵ ص ۳۰۰ ح ۱ عن حریز عن الإمام الصادق علیه السلام ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۳۴۱ ح ۲۵۸ ، بحار الأنوار : ج ۴۷ ص ۲۶۸ ح ۳۸ .
- ↑ .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۴ ص ۵۸ ح ۵۰۹۱ ، المقنع : ص ۴۵۴ من دون إسناد إلی أحدٍ من أهل البیت ، الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیه السلام : ص ۲۳۷ کلاهما نحوه ، جامع الأخبار : ص ۴۲۶ ح ۱۱۸۹ ، بحار الأنوار : ج ۷۹ ص ۱۵۰ ح ۵۸ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۴۷ ح ۱ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۳۹۸ ح ۱۵۹۰ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۴۶ ح ۱۵۳۵ ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۳۴۱ ح ۲۵۷ ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۵۳ ح ۱ .
- ↑ .المجازات النبویّه : ص ۱۷۷ ح ۱۴۴ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۳۵۳ ح ۳۴ وهذه استعاره ... ودللنا علیه .
- ↑ .مستدرک الوسائل : ج ۱۴ ص ۲۴۱ ح ۱۶۶۰۴ نقلاً عن مجموعه عتیقه بخطّ بعض العلماء .
- ↑ (۶أی حطّها وأنقصها ، ومهور کنده مضرب المثل فی الغلاء ، وقد کانت کِنده لا تزوّج بناتها بأقلّ من مئه من الإبل ، وربّما أمهرت الواحده منهنّ ألفا (عن هامش الکتاب) .
- ↑ عیون الأخبار لابن قتیبه : ج ۴ ص ۷۱ .
- ↑ (۸بَطحان : وهو وادٍ بالمدینه ، وهو أحد أودیتها الثلاثه : العَقیق وبطحان وقناه (معجم البلدان : ج ۱ ص ۴۴۶) .
- ↑ (۹مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۳۲۹ ح ۱۵۷۰۶ ، السنن الکبری : ج ۷ ص ۳۸۴ ح ۱۴۳۵۵ ، المستدرک علی الصحیحین : ج ۲ ص ۱۹۴ ح ۲۷۳۰ ، سنن سعید بن منصور : ج ۱ ص ۱۶۸ ح ۶۰۴ ، المصنّف لعبد الرزّاق : ج ۶ ص ۱۷۷ ح ۱۰۴۰۹ ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۲۲ ح ۴۴۷۱۹ .
- ↑ (۱در این حدیث ، تشبیه بلیغ است ؛ زیرا زنان را به «باران» ، تشبیه کرده است که خداوند بر هر کدام از بندگانش که بخواهد ، آن را میباراند ، بدون آن که تلاش و رنج و زحمتی از جانب آنان صورت گیرد . پس هر که خوش بهره باشد، زن سازگار و فرمانبردار وعلاقه مند به او و حافظ آبرو و مالش و زنی که فرزندانی رشید به دنیا بیاورد و وجودش سودمند باشد ، نصیب او میگردد و اگر نباشد ، بر عکس است . به عبارت دیگر ، پیامبر صلی الله علیه و آله میخواهد به مردم اعلام فرماید که سازگار بودن زن ، و عشق و محبّت او به شوهر ، از زندگی مشترک و خانواده ، و به دلخواه شوهران بودنِ آنان به دین نیست که مهریه شان را سنگین قرار دهند؛ بلکه زن همانند بهره و قسمت و روزی است . چه بسا زنانی که مهریه شان اندک است ، امّا سازگارند و نسبت به شوهرشان با مهر و محبت اند ، و بر عکس ، زنانی هستند که عشق و محبّت آنان اندک است ، هر چند مهریه شان سنگین و بالاست . پس ، پیامبر صلی الله علیه و آله زنان را به باران خدا تشبیه کرده که به یکی میرسد و یکی محروم می مانَد ، و در سرزمینی میبارد و در سرزمینی نمیبارد . (المجازات النبویّه : ص ۱۷۷) .
- ↑ (۲مهریههای کِنده در سنگین بودن ، ضرب المثل بوده است . حداقل مهریه دختران این قبیله ، صد شتر بود و گاه به هزار شتر نیز میرسیده است .
- ↑ (۳بجز مسند ابن حنبل ، در بقیه منابع به جای «یستفتیه ...» ، «یستعینه» آمده که با توجّه به متن کامل حدیث ، گویا همین صحیح باشد . پس معنای جمله چنین میشود : «نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد تا برای پرداخت مهریه زنی ، از ایشان کمک بگیرد» .
- ↑ (۴بَطحان : یکی از سه رودخانه مدینه است . دو رودخانه دیگر ، عبارت اند از : عقیق و قنات .
- ↑ الیُمنُ : وهو البَرَکَه (النهایه : ج ۵ ص ۳۰۲ «یمن») .
- ↑ مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۳۵۵ ح ۲۴۵۳۲ ، المستدرک علی الصحیحین : ج ۲ ص ۱۹۷ ح ۲۷۳۹ ، السنن الکبری : ج ۷ ص ۳۸۵ ح ۱۴۳۵۷ ، حلیه الأولیاء : ج ۸ ص ۱۸۰ ولیس فیه «تیسیر رحمها» وکلّها عن عائشه ، وراجع دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۲۲۱ ح ۸۲۵ .
- ↑ صَبُحَ وَجهُهُ : أشرَقَ وأنارَ ، والصَّباحَهَ : الجمال (مجمع البحرین : ج ۲ ص ۱۰۰۳ «صبح») .
- ↑ این تحلیل ، توسط فاضل ارجمند جناب آقای عبد الهادی مسعودی نوشته شده است .
- ↑ کتاب من لایحضره الفقیه : ج ۳ ص ۴۷۳ ح ۴۶۵۴ ، علل الشرائع : ص ۵۰۰ ح ۱ .
- ↑ مسند ابن حنبل : ج ۱۰ ص ۳۹۵ ح ۲۷۴۷۷ ، السنن الکبری : ج ۷ ص ۳۷۹ ح ۱۴۳۳۴ .
- ↑ گفتنی است یک نقل از ابو هریره ، صداق مسلمانان را هنگام حیات پیامبر صلی الله علیه و آله کمتر از این ، یعنی ده اوقیه (برابر چهارصد درهم) دانسته است و برخی گزارشهای مربوط به ازدواج علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام بهای زرهی را که علی علیه السلام پس از خواستگاری فاطمه علیهاالسلامتقدیم پیامبر صلی الله علیه و آله کرد ، چهارصد درهم دانستهاند ؛ اما نقل دیگری ، آن را سی درهم دانسته است که محتملاً اشتباه و تصحیف دینار باشد .
- ↑ مؤلفان کتب غریب الحدیث و لغت و نیز فقیهان متقدّم شیعه و اهل سنّت ، این برابری را ذکر کردهاند . خوش بختانه امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام نیز در چند روایت ، این تساوی را بیان کردهاند .
- ↑ به طور دقیق تر ، وزن هر درهم ، برابر با ۹۸۵/۲ گرم است (ر . ک : العقد المنیر ، سید موسی حسینی مازندرانی ، ص ۲۷۱) .
- ↑ در ایران ، عُرف جامعه ، سکّه طلای بانک مرکزی را خالص میداند که با عیار ۲۲ ضرب میشود ؛ امّا در بازارهای جهانی ، شِمش طلا ، دارای عیار ۲۴ است .
- ↑ برخی گزارشها ، آن را مبالغ کمتری هم گفتهاند که با گزارشهای فراوان دیگر ، متعارض اند و امکان تصحیف دارند . علامه مجلسی نیز پس از ذکر اقوال ، قول صحیح تر را پانصد درهم دانسته است (بحارالأنوار ، ج ۴۳ ، ص ۱۱۲) .
- ↑ ر . ک : الأمالی ، طوسی ، ص ۴۱ . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمان داد که با آن پول ، لباس و اثاث خانه بخرند و از جمله خریدها ، پیراهن ، روسری ، حوله ، تُشک ، حصیر ، دستاس و چیزهایی از این قبیل بود .
- ↑ در گزارش ازدواج امام جواد علیه السلام با دختر مأمون آمده است که ایشان مَهر را همان مهر السنه قرار داد و صد هزار درهم نیز به عنوان نحله به همسرش بخشید (کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۳۹۸) .
- ↑ .امام حسین علیه السلام پس از ردّ خواستگاری یزید از امّ کلثوم ، دختر عبداللّه جعفر ، او را به عقد پسر عمویش ، قاسم بن محمد بن جعفر درآورد و برای رویارویی با پیشنهاد اعطای کمک مالی یزید به این خانواده ، مزرعه حاصلخیز خود را در وادی عقیق ، به آن دو بخشید (ر . ک : تاریخ دمشق ، ج ۵۷ ، ص ۲۴۵ ، الکامل ، مُبرَّد ، ج ۳ ، ص ۱۱۲۹) .
- ↑ الفردوس : ج ۵ ص ۵۳۹ ح ۹۰۲۳ عن عائشه .
- ↑ تاریخ دمشق : ج ۷ ص ۲۵۴ ح ۱۹۳۷ عن أبی سعید الخدری ؛ الخصال : ص ۳۸۴ ح ۶۲ ، عیون أخبار الرضا : ج ۱ ص ۲۴۸ ح ۱ ، علل الشرائع : ص ۵۹۸ ح ۴۴ کلّها عن أحمد بن عامر الطائی عن الإمام الرضا عن آبائه عن الإمام علیّ علیهم السلام ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۵۱۶ ح ۱۷۹۷ عن الإمام علیّ علیه السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۷۳ ح ۲۵ .
- ↑ أشاده وأشادَ به : أشاعه ورفع ذِکرَه (تاج العروس : ج ۵ ص ۵۱ «شید») .
- ↑ .الأمالی للطوسی : ص ۵۱۹ ح ۱۱۳۸ عن علیّ بن هبّار ؛ کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۹۱ ح ۴۴۵۳۱ نقلاً عن المعجم الکبیر عن هبّار بن الأسود .
- ↑ درر الأحادیث النبویّه : ص ۱۰۱ عن حسین بن عبد اللّه بن ضمیره عن أبیه عن جدّه ، وراجع حلیه الأولیاء : ج ۶ ص ۶۳ .
- ↑ سنن الترمذی : ج ۳ ص ۳۹۹ ح ۱۰۸۹ ، السنن الکبری : ج ۷ ص ۴۷۳ ح ۱۴۶۹۹ ، سنن ابن ماجه : ج ۱ ص ۶۱۱ ح ۱۸۹۵ ، مسند إسحاق بن راهویه : ج ۲ ص ۳۹۳ ح ۹۴۵ وفیهما «بالغربال» بدل «بالدفوف» ولیس فیهما «واجعلوه فی المساجد» وکلّها عن عائشه ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۹۱ ح ۴۴۵۳۶ .
- ↑ .السِفاحُ : الزنا (الصحاح : ج ۱ ص ۳۷۵ «سفح») .
- ↑ دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۲۰۵ ح ۷۴۹ وراجع النوادر للراوندی : ص ۱۹۰ ح ۳۴۴ ؛ السنن الکبری : ج ۷ ص ۴۷۳ ح ۱۴۷۰۰ .
- ↑ الأمالی للطوسی : ص ۵۱۸ ح ۱۱۳۸ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۷۵ ح ۳۲ .
- ↑ تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۰۹ ح ۱۶۳۴ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۴۰۲ ح ۴۴۰۴ ، الخصال : ص ۳۱۳ ح ۹۱ کلّها عن موسی بن بکر عن الإمام الکاظم علیه السلام ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۶۰ ح ۱۵۶۲ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۷۵ ح ۳۳ ، وراجع الکافی : ج ۶ ص ۲۸۱ ح ۳ .
- ↑ .درر الأحادیث النبویّه : ص ۱۰۱ عن حسین بن عبداللّه بن ضمیره عن أبیه عن جده . وراجع حلیه الأولیاء : ج ۶ ، ص ۶۳ .
- ↑ مَلَکتُ امرَأهً : تزوّجتها ، ویتعدّی بالتضعیف فیقال : مَلَّکته (المصباح المنیر : ص ۵۷۹ «ملک») .
- ↑ المراسیل : ص ۱۴۷ ح ۳ .
- ↑ .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۲۰۵ ح ۷۵۱ و ص ۲۰۶ ح ۷۵۲ ، سنن ابن ماجه : ج ۱ ص ۶۱۱ ح ۱۸۹۶ ، سنن النسائی : ج ۶ ص ۱۲۷ ، مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۲۶۵ ح ۱۵۴۵۱ کلّها عن محمّد بن حاطب الجمحی ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۹۵ ح ۴۴۵۵۲ .
- ↑ جامع الأحادیث للقمی : ص ۸۴ ، الکافی : ج ۵ ص ۳۶۶ ح ۲ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۱۸ ح ۱۶۷۶ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۴۰۱ ح ۴۴۰۳ کلها عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۲۱۰ ح ۷۷۱ ، الجعفریات : ص ۱۱۰ عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، بحار الأنوار: ج۱۰۳ ص۲۶۶ ح۹.
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۶۶ ح ۱ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۱۸ ح ۱۶۷۵ کلاهما عن الحسن بن علیّ الوشاء ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۷۸ ح ۴۸ وراجع عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۳۰۳ ح ۱۰۵ .
- ↑ دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۲۱۰ ح ۷۷۲ ، النوادر للراوندی : ص ۲۱۱ ح ۴۱۷ عن الإمام الکاظم عن آبائه عن الإمام علیّ علیهم السلام وراجع الجعفریّات : ص ۱۰۹ .
- ↑ الناصِیَهُ : قُصاص الشعر فوق الجبهه (مجمع البحرین : ج ۳ ص ۱۷۹۵ «نصا») .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۵۰۰ ح ۲ عن أبی بصیر ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۴۰۲ ح ۴۴۰۵ ، الفقه المنسوب للإمام الرضا علیه السلام : ص ۲۳۵ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۲۷ ح ۴۶ وراجع تحف العقول : ص ۸۹ .
- ↑ مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۵۴ ح ۱۵۵۱ .
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۵۵۱ ح ۴۸۹۹ ، علل الشرائع : ص ۵۱۴ ح ۵ ، الأمالی للصدوق : ص ۶۶۳ ح ۸۹۶ ، الاختصاص : ص ۱۳۲ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ح ۲۸۰ وراجع عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۳۰۸ ح ۱۲۶ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۵۶۸ ح ۵۴ عن أبان بن تغلب عن الإمام الباقر علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۹۳ ح ۴۳۸۲ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۴۵ ح ۱۵۲۸ ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۱۴۵ ح ۴۷ ؛ مقتل الحسین للخوارزمی : ج ۱ ص ۸۰ عن أبان بن تغلب عن الإمام الباقر عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله .
- ↑ عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج ۲ ص ۵۹ ح ۲۲۶ عن الحسن بن عبد اللّه الرازی التمیمی عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۱۰۴ ح ۱۶ .
- ↑ .تاریخ دمشق : ج ۴۲ ص ۱۲۵ ح ۸۴۹۴ ، المناقب لابن المغازلی : ص ۱۰۰ ح ۱۴۲ ؛ العمده : ص ۲۶۶ ح ۴۲۱ ، المناقب لابن شهر آشوب : ج ۳ ص ۳۵۰ کلّها عن أبی أیوب الأنصاری ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۱۱۱ ح ۲۴ .
- ↑ فی بعض النسخ وبحارالأنوار : «وزَوَّجتَ» بدل «وتَزوّجَت» .
- ↑ عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج ۱ ص ۲۲۵ ح ۳ عن الحسین بن خالد عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۹۲ ح ۳ .
- ↑ الکافی : ج ۱ ص ۴۶۱ ح ۱۰ ، الخصال : ص ۴۱۴ ح ۳ کلاهما عن یونس بن ظبیان ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۷۰ ح ۱۸۸۲ عن المفضل بن عمر ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۹۳ ح ۴۳۸۳ ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۹۷ ح ۶ .
- ↑ الأمالی للطوسی : ص ۳۹ ح ۴۴ ، بشاره المصطفی : ص ۲۶۱ ، المناقب لابن شهر آشوب : ج ۳ ص ۳۵۰ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۹۳ ح ۴ .
- ↑ الطبقات الکبری : ج ۸ ص ۲۱ ، تهذیب الکمال : ج ۳۵ ص ۲۴۹ ؛ المناقب لابن شهر آشوب : ج ۳ ص ۳۵۱ ، روضه الواعظین : ص ۱۶۲ .
- ↑ مسند زید : ص ۳۰۳ ؛ بلاغات النساء : ص ۱۸۴ ، کنز العمّال : ج ۱۳ ص ۶۷۹ ح ۳۷۷۴۰ .
- ↑ .الطبقات الکبری : ج ۸ ص ۲۰ ، مسند ابی یعلی : ج ۱ ص ۲۶۳ ح ۴۹۹ ، کنز العمّال : ج ۱۳ ص ۶۷۹ ح ۳۷۷۴۰ ؛ قرب الإسناد : ص ۱۱۲ ح ۳۸۸ .
- ↑ .المناقب لابن شهر آشوب : ج ۳ ص ۳۵۱ ؛ الطبقات الکبری : ج ۸ ص ۲۲ .
- ↑ مسند زید : ص ۳۰۳ ، تاریخ الخمیس : ج ۱ ص ۳۶۲ .
- ↑ المناقب لابن شهر آشوب : ج ۳ ص ۳۵۱ ؛ تاریخ دمشق : ج ۵۲ ص ۴۴۵ ح ۱۱۱۱۴ .
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۳۷۷ ح ۲ و ح ۴ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۳۶۴ ح ۱۴۷۷ ، قرب الإسناد : ص ۱۷۳ ح ۶۳۴ .
- ↑ دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۲۲۱ ح ۸۲۲ ، مستدرک الوسائل : ج ۱۵ ص ۶۲ ح ۱۷۵۴۱ وراجع مسند زید : ص ۳۰۳ وأعلام الوری : ج ۱ ص ۱۶۱ و السنن الکبری : ج ۷ ص ۳۸۲ ح ۱۴۳۴۷ والمصنف لعبد الرزاق : ج ۶ ص ۱۷۷ ح ۱۰۴۰۷ .
- ↑ مسند زید : ص ۳۰۳ عن الإمام زین العابدین عن أبیه علیهماالسلام .
- ↑ مسند أبی یعلی : ج ۱ ص ۲۴۶ ح ۴۶۶ عن زید بن طلق الشنی العبدی ، المصنف لعبد الرزاق : ج ۶ ص ۱۷۶ ح ۱۰۴۰۲ عن صفوان بن سلیم نحوه ، کنز العمّال : ج ۱۳ ص ۶۷۹ ح ۳۷۷۴۰ وراجع الطبقات الکبری : ج ۸ ص ۱۶۲ .
- ↑ المناقب لابن شهر آشوب : ج ۳ ص ۳۵۱ ، روضه الواعظین : ص ۱۶۲ ولیس فیه ذیله ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۱۱۲ ح ۲۴ .
- ↑ مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۵۱ ح ۱۵۴۵ ، المناقب لابن شهر آشوب : ج ۳ ص ۳۵۰ عن الإمام الرضا علیه السلام ، کشف الغمّه : ج ۱ ص ۳۴۹ عن أنس وکلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۱۱۹ ح ۲۹ ؛ تاریخ دمشق : ج ۵۲ ص ۴۴۵ ح ۱۱۱۱۴ ، المناقب للخوارزمی : ص ۳۳۶ ح ۳۵۷ کلاهما عن أنس نحوه .
- ↑ الجَردَهُ : البُردَهُ المنجرِدَهُ الخَلَقُ (لسان العرب : ج ۳ ص ۱۱۵ «جرد») .
- ↑ البُردَه : کِساءٌ یُلتَحَفُ به . وبرودٌ حِبَرَهٌ : ضَربٌ من البرود الیمانیّه ، یقال : بُردٌ حَبیر وبُردُ حِبَرَهٍ (لسان العرب : ج ۳ ص ۸۷ «برد» و ج ۴ ص ۱۵۹ «حبر») .
- ↑ .الحُطمِیَّهُ : سمّیت بذلک لأنّها تحطم السیوف أی تکسرها ، وقیل : هی العریضه الثقیله (مجمع البحرین : ج ۱ ص ۴۲۳ «حطم») .
- ↑ .الإهاب : الجِلد ، ویقال قبل الدبغ (النهایه : ج ۱ ص ۸۳ «أهب») .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۷۸ ح ۵ عن أبی مریم الأنصاری ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۱۴۴ ح ۴۲ .
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۳۷۷ ح ۱ عن ابن أبی یعفور ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۱۴۳ ح ۳۸ .
- ↑ الإرشاد : ج ۲ ص ۲۸۴ ، الاحتجاج : ج ۲ ص ۴۷۳ ح ۳۲۲ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۵۰ ح ۱۵۴۲ ، المصباح للکفعمی : ص ۹۹۱ ، المناقب لابن شهرآشوب : ج ۴ ص ۳۸۲ والثلاثه الأخیره من دون إسناد إلی الراوی ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۱۰۵ .
- ↑ کذا فی المصدر ، وفی الطبقات الکبری : «جرد بردٍ» .
- ↑ .السنن الکبری : ج ۷ ص ۳۸۳ ح ۱۴۳۵۲ ، الطبقات الکبری : ج ۸ ص ۲۱ ولیس فیه ذیله من «وإن ...» ، الإصابه: ج ۸ ص ۲۶۳ الرقم ۱۱۵۸۷ ولیس فیه ذیله من «وجره...» وکلّها عن سلیمان بن بلال عن الإمام الصادق علیه السلام
- ↑ چادر یمانی : جامهای پنبهای ، با کتان مخطّط (راه راه) که در یمن میبافند ؛ روپوش ابریشمین که زنان ، به هنگام بیرون آمدن از خانه میپوشند .
- ↑ زره حُطمی : زرهی که مردمِ تیره حطمه بن محارب ، از قبیله عبد القیس میساختهاند ؛ شمشیر شکن ؛ پهن و گران .
- ↑ البُسرُ : التمرُ قبل إرطابه (تاج العروس : ج ۶ ص ۷۹ «بسر») .
- ↑ الجدُّ : الحَظُّ ، وهو الذی یسمّیه العامّه البَخت (مجمع البحرین : ج ۱ ص ۲۷۳ «جدد») .
- ↑ مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۵۱ ح ۱۵۴۵ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۶۵ ح ۶ .
- ↑ دَحاها : أی بَسَطها ، ودحو الأرض : أی بسطها من تحت الکعبه (مجمع البحرین : ج ۱ ص ۵۸۰ «دحا») .
- ↑ الحج : ۲ .
- ↑ النور : ۲۵ .
- ↑ .آل عمران : ۳۰ .
- ↑ .الزلزله : ۷ و ۸ .
- ↑ .الغُرورُ : أی الخِداعُ الذی لا حقیقه له وهو المتاع الردیء (مجمع البحرین : ج ۲ ص ۱۳۱۱ «غرر») .
- ↑ دلائل الإمامه : ص ۸۸ ح ۲۴ عن اللّیث عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۶۹ ح ۲۱
- ↑ وشَّجَ : أی خلط وألف (النهایه : ج ۵ ص ۱۸۷ «وشج») .
- ↑ (۲.الفرقان : ۵۴ .
- ↑ الرعد : ۳۹ .
- ↑ تاریخ دمشق : ج ۵۲ ص ۴۴۴ ح ۱۱۱۱۴ ، الأوائل لأبی هلال : ص ۷۹ ، المناقب للخوارزمی : ص ۳۳۶ ح ۳۵۷ ؛ روضه الواعظین : ص ۱۶۴ ولیس فیه صدره إلی «المقاعد» ، کشف الغمّه : ج ۱ ص ۳۴۸ کلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۱۱۹ ح ۲۹ .
- ↑ (۱.الخَمیلُ والخَمیلَهُ : القطیفه ، وهی کلُّ ثَوبٍ لَه خَمل من أیّ شیء کان (النهایه : ج ۲ ص ۸۱ «خمل») .
- ↑ (۲الإذخِرُ : حشیشه طیّبَهُ الرائحه (النهایه : ج ۱ ص ۳۳ «اِذخِر») .
- ↑ (۳مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۱۸۳ ح ۶۴۳ و ص ۲۳۱ ح ۸۵۳ ، سنن النسائی : ج ۶ ص ۱۳۵ ، المستدرک علی الصحیحین: ج۲ ص۲۰۲ ح۲۷۵۵، صحیح ابن حبّان: ج ۱۵ ص۳۹۸ ح ۶۹۴۷، سنن ابن ماجه: ج۲ ص۱۳۹۰ ح ۴۱۵۲ کلّها عن عطاء بن السائب عن أبیه والأربعه الأخیره نحوه ، کنز العمّال: ج ۱۳ ص۶۸۳ ح۳۷۷۵۲ .
- ↑ (۱مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۲۲۳ ح ۸۱۹ ، الطبقات الکبری : ج ۸ ص ۲۵ ، کتاب الدعاء للطبرانی : ص ۹۳ ح ۲۳۰ ولیس فیه «ورحیین» ، الإصابه : ج ۸ ص ۲۶۷ الرقم ۱۱۵۸۷ ولیس فیه «وجرّتین» وکلّها عن عطاء بن السائب عن أبیه ، کنز العمّال : ج ۱۵ ص ۵۰۵ ح ۴۹۸۲ ؛ الغارات : ج ۲ ص ۷۳۹ عن عطاء بن السائب عن أبیه .
- ↑ (۲روضه الواعظین : ص ۱۶۲ .
- ↑ (۳نَقَدتُ الرَّجُلَ الدّراهِمَ : أعطَیتُهُ إیّاها (المصباح المنیر : ص ۶۲۰ «نقد») .
- ↑ سَریّا : سَخیّا ذا مروءه (لسان العرب : ج ۱۴ ص ۳۷۸ «سرا») وفی بحارالأنوار : «سَوِیَّ الکفِّ» .
- ↑ القَطَوانیّه : عباءه بیضاء وقصیره الخَمل (النهایه : ج ۴ ص ۸۵ «قطا») .
- ↑ دلائل الامامه : ص ۸۷ ح ۲۳ عن وهب بن وهب عن الإمام الصادق عن أبیه عن جدّه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰۴ ص ۸۸ ح ۵۳ نقلاً عن کتاب مسند فاطمه وفیه «حلیس» بدل «حلس») .
- ↑ هَجَری : منسوب به هَجَر ، از بلاد بحرین (در شمال صحرای عربستان) است .
- ↑ کشف الغمّه : ج ۱ ص ۳۵۹ عن اُمّ سلمه وسلمان ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۱۳۰ ح ۳۲ ؛ المناقب للخوارزمی : ص ۳۴۹ ح ۳۶۴ عن اُمّ سلمه وسلمان نحوه .
- ↑ فی المصدر : «یعرضون» ، والتصویب من بحارالأنوار .
- ↑ .المخضَبُ : هی إجانّهٌ تُغسَلُ فیها الثیاب (النهایه : ج ۲ ص ۳۹ «خضب») .
- ↑ .القَعب : إناءٌ ضَخمٌ کالقَصعه (المصباح المنیر : ص ۵۱۰ «قعب») .
- ↑ الأمالی للطوسی : ص ۴۰ ح ۴۵ عن یعقوب بن شعیب ، المناقب لابن شهر آشوب : ج ۳ ص ۳۵۲ ولیس فیه صدره إلی «ودخلت» نحوه ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۹۴ ح ۵ .
- ↑ خَیْش : جامه دقیق باف ستبر تار از بدترین کتان (لغت نامه دهخدا) .
- ↑ السنن الکبری للنسائی : ج ۵ ص ۱۴۴ ح ۸۵۱۰ ، خصائص أمیر المؤمنین للنسائی : ص ۲۳۱ ح ۱۲۵ ، الطبقات الکبری : ج ۸ ص ۲۳ بزیاده «وثورا من اقط» بعد «لیف»، حلیه الأولیاء : ج ۲ ص ۳۲۹ ؛ المناقب للکوفی : ج ۲ ص ۲۱۸ ح ۶۸۴ وفیهما بزیاده «وتورا من آدم» بعد «لیف» والثلاثه الأخیره عن عکرمه .
- ↑ تاریخ دمشق : ج ۵۲ ص ۳۲۹ ح ۱۱۰۴۵ ، فتح الباری : ج ۹ ص ۲۳۰ ولیس فیه ذیله ، کنز العمّال : ج ۱۳ ص ۶۸۰ ح ۳۷۷۴۴ .
- ↑ السنن الکبری للنسائی : ج ۶ ص ۷۳ ح ۱۰۰۸۸ ، مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۲۹ ح ۲۳۰۹۷ نحوه ، المعجم الکبیر : ج ۲ ص ۲۰ ح ۱۱۵۳ ، الطبقات الکبری : ج ۸ ص ۲۱ ، تاریخ دمشق : ج ۳۶ ص ۴۳۸ ح ۷۳۹۵ ، کنز العمّال : ج ۱۳ ص ۶۸۱ ح ۳۷۷۴۵ ؛ کشف الغمّه : ج ۱ ص ۳۶۵ ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۱۳۷ ح ۳۴ .
- ↑ الحَیسُ : هو تَمرٌ یُخلَطُ بِسِمنٍ وَأقِط (الصحاح : ج ۳ ص ۹۲۰ «حیس») .
- ↑ .المعجم الأوسط : ج ۶ ص ۲۹۰ ح ۶۴۴۱ .
- ↑ (۴.الخَبیصُ : حلواء معروف ، المعمول من التمر والسِّمن (تاج العروس : ج ۹ ص ۲۶۵ «خبص») .
- ↑ (۵أرسالاً : أی أفواجا (لسان العرب : ج ۱۱ ص ۲۸۱ «رسل») .
- ↑ الصَّحفَهُ : إناء کالقُصعَهِ المَبسوطه وجمعها : صِحاف (النهایه : ج ۳ ص ۱۳ «صحف») .
- ↑ .الأمالی للطوسی : ص ۴۲ ح ۴۵ عن یعقوب بن شعیب ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۹۵ ح ۵ .
- ↑ دلائل الامامه : ص ۱۰۲ ح ۳۱ عن علیّ بن مهدی عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام وراجع کشف الغمّه : ج ۱ ص ۳۶۸ و الحدائق الوردیه : ص ۲۳ .
- ↑ .الصُّفَّهُ : موضعٌ مُظَلَّلٌ من مسجد النبیّ صلی الله علیه و آله (تاج العروس : ج ۱۲ ص ۳۲۵ «صفف») .
- ↑ ما بین المعقوفین أثبتناه من بحار الأنوار .
- ↑ الأمالی للطوسی : ص ۴۰ ح ۴۵ عن یعقوب بن شعیب ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۹۵ ح ۵ وراجع المناقب لابن شهر آشوب : ج ۳ ص ۳۵۳ و کشف الغمّه : ج ۱ ص ۳۶۰ و المناقب للخوارزمی : ص ۳۵۰ ح ۳۶۴ .
- ↑ صُفّه : سایبانی بوده در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله .
- ↑ هکذا فی المصدر ، وفی بعض المصادر : «نسلهما» وفی بعضها «شِبلَیهما» .
- ↑ السنن الکبری للنسائی : ج ۶ ص ۷۳ ح ۱۰۰۸۸ ، الطبقات الکبری : ج ۸ ص ۲۱ ، الإصابه : ج ۸ ص ۲۶۵ الرقم ۱۱۵۸۷ ، اُسد الغابه : ج ۷ ص ۲۱۷ الرقم ۷۱۸۳ وفیها «نسلهما» بدل «شبلهما» ، کنز العمّال : ج ۱۳ ص ۶۸۱ ح ۳۷۷۴۵ ؛ کشف الغمّه : ج ۱ ص ۳۶۵ ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۱۳۷ ح ۳۴ .
- ↑ ما بین المعقوفین أثبتناه من المصادر الاُخری .
- ↑ المِرطُ : کساء من صوف أو خزّ یُؤتَزَرُ به (مجمع البحرین : ج ۳ ص ۱۶۸۸ «مرط») .
- ↑ المعجم الکبیر : ج ۲۴ ص ۱۳۷ ح ۳۶۵ ، المصنّف لعبد الرزاق : ج ۵ ص ۴۸۵ ح ۹۷۸۱ ؛ المناقب للکوفی : ج ۲ ص ۲۱۶ ح ۶۸۳ کلاهما نحوه وراجع المستدرک علی الصحیحین : ج ۳ ص ۱۷۳ ح ۴۷۵۲ و خصائص أمیر المؤمنین للنسائی : ص ۲۲۹ ح ۱۲۴ و الطبقات الکبری : ج ۸ ص ۲۳ و کشف الغمّه : ج ۱ ص ۳۶۵ .
- ↑ السَقَبُ : القُربُ (النهایه : ج ۲ ص ۳۷۷ «سقب») .
- ↑ الطبقات الکبری : ج ۸ ص ۲۲ و ص ۱۶۶ کلاهما عن یحیی بن شبل ، الإصابه : ج ۸ ص ۲۶۴ الرقم ۱۱۵۸۷ نحوه .
- ↑ .المَسکُ : الجِلدُ (المصباح المنیر : ص ۵۷۳ «مسک») .
- ↑ سنن ابن ماجه : ج ۲ ص ۱۳۹۱ ح ۴۱۵۴ ، تاریخ دمشق : ج ۴۲ ص ۳۷۶ ، المصنّف لابن أبی شیبه : ج ۸ ص ۱۵۶ ح ۹ ، مسند أبی یعلی : ج ۱ ص ۲۴۶ ح ۴۶۷ کلاهما نحوه وکلّها عن الحارث ، کنز العمّال : ج ۱۳ ص ۱۷۹ ح ۳۶۵۳۴ ؛ المناقب لابن شهر آشوب : ج ۲ ص ۹۶ عن الحارث .
- ↑ .أنساب الأشراف : ج ۲ ص ۳۰ ، تاریخ الإسلام للذهبی : ج ۳ ص ۶۳۷ ، تاریخ دمشق : ج ۴۲ ص ۳۷۶ کلاهما عن الشعبی .
- ↑ .النّواضِحُ : الإبل التی یستقی علیها ، واحدها ناضِح (النهایه : ج ۵ ص ۶۹ «نضح») .
- ↑ الطبقات الکبری : ج ۸ ص ۲۲ ، الزهد لهناد : ج ۲ ص ۳۸۷ ح ۷۵۳ ، صفه الصفوه : ج ۲ ص ۴ ، تاریخ دمشق : ج۴۲ ص ۳۷۶ کلّها عن عامر ، الکامل فی التاریخ : ج ۲ ص ۴۴۱ کلاهما نحوه ، کنز العمّال : ج ۱۳ ص ۶۸۲ ح۳۷۷۴۹ .
- ↑ قرب الإسناد : ص ۱۱۲ ح ۳۸۸ عن الإمام الصادق علیه السلام ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۲۸۵ ح ۸۸۴ عن الإمام الصادق علیه السلام ، إعلام الوری : ج ۱ ص ۱۶۱ من دون إسنادٍ إلی المعصوم وکلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۱۰۴ ح ۱۴ ؛ الطبقات الکبری : ج ۸ ص ۲۳ عن أنس بن عیاض عن الإمام الصادق عنه علیهماالسلام .
- ↑ .الکَثِیبُ : الرملُ (المصباح المنیر : ص ۵۲۶ «کثب») .
- ↑ مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۲۸۵ ح ۸۸۲ عن جابر ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۱۱۷ ح ۲۵ .
- ↑ فی المصدر «عباد» ، والتصویب من بحار الأنوار .
- ↑ .المَسَدُ : الحبلُ المفتول من نبات أو لِحاء شجره (النهایه : ج ۴ ص ۳۲۹ «مسد») .
- ↑ مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۲۸۵ ح ۸۸۳ عن الحسین بن نعیم ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۱۱۷ ح ۲۵ .
- ↑ فضائل الصحابه لابن حنبل : ج ۲ ص ۵۶۹ الرقم ۹۵۸ ، المصنف لعبد الرزاق : ج ۵ ص ۴۸۵ ح ۹۷۸۱ ، المعجم الکبیر : ج ۲۴ ص ۱۳۷ ح ۳۶۵ ؛ المناقب للکوفی : ج ۲ ص ۲۱۶ ح ۶۸۳ کلّها عن أسماء بنت عمیس نحوه .
- ↑ المناقب لابن شهر آشوب : ج ۳ ص ۳۵۳ ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۱۱۴ ح ۲۴ .
- ↑ سنن ابن ماجه : ج ۱ ص ۶۱۶ ح ۱۹۱۱ .
- ↑ الدُّملَجُ : المِعضَدُ من الحُلی (تاج العروس : ج ۳ ص ۳۷۴ «دملج») .
- ↑ الطبقات الکبری : ج ۸ ص ۲۴ .
- ↑ الزهد لابن المبارک : ص ۳۵۵ ح ۱۰۰۱ ، الزهد لهناد : ج ۲ ص ۳۸۷ ح ۷۵۴ وفیه «مسک» بدل «جلد» ، المعجم الأوسط : ج ۶ ص ۲۹۰ ح ۶۴۴۱ ، ذخائر العقبی : ص ۷۶ کلاهما عن جابر نحوه .
- ↑ قرب الإسناد : ص ۵۲ ح ۱۷۰ عن أبی البختری عن الإمام الصادق علیه السلام ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۸۱ ح ۱ .
- ↑ قمَّتِ البَیتَ : أی کَنَسَتهُ (النهایه : ج ۴ ص ۱۱۰ «قمم») .
- ↑ تفسیر العیّاشی : ج ۱ ص ۱۷۱ ح ۴۱ عن نجم ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۳۱ ح ۳۸ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۸۶ ح ۱ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۱۶۹ ح ۳۶۴۰ ، الأمالی للطوسی : ص ۶۶۱ ح ۱۳۶۹ ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۰۰ ح ۲۵ کلّها عن هشام بن سالم ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۱۵۱ ح ۷ .
- ↑ المعجم الکبیر : ج ۲۴ ص ۳۵۳ ح ۸۷۳ ، المصنّف لابن أبی شیبه : ج ۸ ص ۱۵۶ ح ۸ ، تهذیب الکمال : ج ۳۵ ص ۲۴۸ الرقم ۷۸۹۹ ، الإصابه : ج ۸ ص ۲۶۹ الرقم ۱۱۵۸۸ کلّها عن أبی البختری والثلاثه الأخیره نحوه .
- ↑ .المصنف لابن أبی شیبه : ج ۷ ص ۸ ح ۲۸ و ج ۸ ص ۱۵۷ ح ۱۴ ، حلیه الأولیاء : ج ۶ ص ۱۰۴ ، فتح الباری : ج ۹ ص ۵۰۷ نحوه ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۴۱ ح ۴۴۸۱۸ .
- ↑ .تنبیه الخواطر : ج ۲ ص ۲۳۰ ، الفضائل : ص ۹۵ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۵۰ ح ۴۷ .
- ↑ .المناقب لابن شهر آشوب : ج ۳ ص ۳۵۶ ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۱۱۷ ح ۲۴ .
- ↑ کشف الغمّه : ج ۱ ص ۳۶۳ ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۱۳۴ ح ۳۲ ؛ المناقب للخوارزمی : ص ۳۵۳ ح ۳۶۴ عن اُمّ سلمه وسلمان .
- ↑ الخصال : ص ۵۸۸ ح ۱۲ عن جابر بن یزید الجعفی ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۵۶ ح ۱ .
- ↑ .الضحی : ۵ .
- ↑ شواهد التنزیل : ج ۲ ص ۴۴۵ ح ۱۱۱۰ و ح ۱۱۰۹ ، الفردوس : ج ۵ ص ۴۳۵ ح ۸۶۶۰ وفیه قول رسول اللّه صلی الله علیه و آله فقط ، کنز العمّال : ج ۱۲ ص ۴۲۲ ح ۳۵۴۷۵ نقلاً عن ابن لال وابن مردویه وابن النجار وکلّها نحوه .
- ↑ الثَلَّهُ : یسمّی الصوف بالثلَّهِ مجازا کقولهم : کِساءٌ جَیِّدُ الثَلّه (مجمع البحرین : ج ۱ ص ۲۵۰ «ثلل») .
- ↑ الضُحی : ۵ .
- ↑ مجمع البیان : ج ۱۰ ص ۷۶۵ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۲۵۶ ح ۷۶۵ ، تنبیه الخواطر : ج ۲ ص ۲۳۰ من دون إسنادٍ إلی الإمام الصادق علیه السلام ، تأویل الآیات الظاهره : ج ۲ ص ۸۱۰ ح ۲ ؛ شواهد التنزیل : ج ۲ ص ۴۴۵ ح ۱۱۰۹ ، مقتل الحسین للخوارزمی : ج ۱ ص ۶۴ والثلاثه الأخیره عن حماد بن عیسی عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام عن جابر والأربعه الأخیره نحوه .
- ↑ جِلالُ الدَّوابِ : هو کَثَوبِ الإنسان الذی یُلبسُ ، وجمع الجلال : أجِلَّه (مجمع البحرین : ج ۱ ص ۳۰۷ «جلل») .
- ↑ .المناقب لابن شهر آشوب : ج ۳ ص ۳۴۲ ، التمحیص : ص ۶ ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۸۶ ح ۸ ؛ کنز العمّال : ج ۱۲ ص ۴۲۲ ح ۳۵۴۷۵ نقلاً عن ابن لال وابن مردویه .
- ↑ .مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۳۰۲ ح ۱۲۵۲۶ ، ذخائر العقبی : ص ۹۹ .
- ↑ .تنبیه الخواطر : ج ۲ ص ۲۳۰ ، بحار الأنوار : ج ۳۴ ص ۷۶ ح ۶۳ .
- ↑ .الشَّملَهُ : هو کساءٌ یُتَغَطّی به ویُتلَفَّفُ فیه (النهایه : ج ۲ ص ۵۰۱ «شمل») .
- ↑ .المِرفَقُ : المُتَّکأ وَالمَخَدَّهُ (لسان العرب : ج ۱۰ ص ۱۱۹ «رفق») .
- ↑ .الدروع الواقیه : ص ۲۷۵ ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۸۷ ح ۹ .
- ↑ صحیح البخاری : ج ۳ ص ۱۳۵۸ ح ۳۵۰۲ و ج ۵ ص ۲۳۲۹ ح ۵۹۵۹ نحوه ، صحیح ابن حبّان : ج ۱۵ ص ۳۶۳ ح ۶۹۲۱ ، صحیح مسلم : ج ۴ ص ۲۰۹۱ ح ۸۰ کلّها عن ابن أبی لیلی ، سنن أبی داوود : ج ۴ ص ۳۱۵ ح ۵۰۶۲ عن مسدد وکلاهما نحوه ؛ العمده : ص ۳۸۳ ح ۷۵۵ عن ابن أبی لیلی .
- ↑ مَجَلَت : إذا ثَخُنَ جلدها وتعجّر ، وظهر فیها ما یُشبه البَثر (النهایه : ج ۴ ص ۳۰۰ «مجل») .
- ↑ کَسَحَ الأرضَ : کَنَسَها (النهایه : ج ۴ ص ۱۷۲ «کسح») .
- ↑ .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۱ ص ۳۲۰ ح ۹۴۷ ، علل الشرائع : ص ۳۶۶ ح ۱ عن أبی الورد بن ثمامه ، مکارم الأخلاق : ج ۲ ص ۲۸ ح ۲۰۶۱ ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۸۲ ح ۵ ؛ سنن أبی داوود : ج ۳ ص ۱۵۰ ح ۲۹۸۸ ، مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۳۲۲ ح ۱۳۱۲ کلاهما عن ابن أعبد نحوه ، کنز العمّال : ج ۱۵ ص ۵۰۸ ح ۴۱۹۸۵ .
- ↑ .سَنَوتُ : أی سَقَیتُ (اُنظر : النهایه : ج ۲ ص ۴۱۵ «سنا») .
- ↑ .أهل الصُّفّه : هم فقراء المهاجرین ، ومن لم یکن له منهم منزلٌ یسکنه ، فکانوا یأوون إلی موضع مظلل فی مسجد المدینه یسکنونه (النهایه : ج ۳ ص ۳۷ «صفف») .
- ↑ .الطَّوی : الجوع . وقد طَوِیَ یَطوی ؛ خَمص من الجوع (لسان العرب : ج ۱۵ ص ۲۰ «طوی») .
- ↑ مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۲۲۷ ح ۸۳۸ ، الطبقات الکبری : ج ۸ ص ۲۵ ، کتاب الدعاء للطبرانی : ص ۹۴ ح ۲۳۰ ، الإصابه : ج ۸ ص ۲۶۷ الرقم ۱۱۵۸۷ کلاهمانحوه ، کنز العمّال : ج ۱۵ ص ۵۰۵ ح ۴۱۹۸۲ ؛ الغارات : ج ۲ ص ۷۳۹ .
- ↑ الأمالی للصدوق : ص ۵۵۲ ح ۷۳۹ عن إسماعیل بن موسی بن جعفر عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۲۱۳ ح ۶۳۳ عن الإمام الکاظم علیه السلام ، المناقب لابن شهر آشوب : ج ۳ ص ۳۴۳ ولیس فیهما ذیله من «ثم قال . . .» ، کشف الغمّه : ج ۲ ص ۹۷ عن الإمام الکاظم عن آبائه عنه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۲۲ ح ۱۵ .
- ↑ عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج ۲ ص ۴۴ ح ۱۶۱ ، صحیفه الإمام الرضا علیه السلام : ص ۲۵۶ ح ۱۸۵ کلاهما عن أحمد بن عامر الطائی عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام ، المناقب لابن شهر آشوب : ج ۳ ص ۳۴۳ کلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۸۱ ح ۲ ؛ ذخائر العقبی : ص ۱۰۰ من دون إسنادٍ إلی الإمام زین العابدین علیه السلام نحوه .
- ↑ القُلْبُ : السُّوارُ (النهایه : ج ۴ ص ۹۸ «قلب») .
- ↑ .سنن أبی داوود : ج ۴ ص ۸۷ ح ۴۲۱۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۳۲۰ ح ۲۲۴۲۶ نحوه ، السنن الکبری : ج ۱ ص ۴۱ ح ۹۷ ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۲۰۳ ح ۶۱۸۰ ؛ بشاره المصطفی : ص ۲۰۳ ، کشف الغمّه : ج ۲ ص ۷۷ کلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۸۹ ح ۱۰ .
- ↑ .در لسان العرب (ماده «عصب») ضمن نقل این حدیث میگوید : خَطّابی در المعالم گفته است : «عَصبْ» ، اگر پارچه یمانی نباشد ، دیگرنمی دانم چیست ، و نمیدانم که آیا از این پارچه ، گردنبد ساخته میشود ؟ ابو موسی گفته است : به نظر من ، احتمال دارد که «عَصَب» ، به فتح صاد باشد که همان طنابهای مفاصل حیوانات است . پس ، احتمال دارد که عربها عَصَب برخی حیوانات پاک را قطعه قطعه میکردند و به صورت مُهره در میآوردند و بعد از خشک شدن ، از آنها گردنبند میساختند . او گفته است : یکی از اهالی یمن به من گفت که «عَصَب» ، دندان حیوانی دریایی است به نام «اسب فرعون» که از دندان آن ، مُهره و دسته چاقو و مانند اینها میسازند .
- ↑ .الروم : ۲۱ .
- ↑ .الجعفریّات : ص ۹۰ ، النوادر للراوندی : ص ۱۱۴ ح ۱۰۹ کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۹۲ ح ۶۹۳ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۲۸ ح ۲۸ .
- ↑ .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۸۴ ح ۴۳۵۰ عن أبی العباس ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۳۲ ح ۱۴۷۰ ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۱۱ ح ۲۴۹۳۱ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۲۰ ح ۲ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۲۸۴ ح ۴۳۵۱ کلاهما عن عمر بن یزید ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۹ ح ۲۴۹۲۲ .
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۳۲۰ ح ۱ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۰۳ ح ۱۶۱۰ کلاهما عن إسحاق بن عمار ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۳۲ ح ۱۴۷۵ ، روضه الواعظین : ص ۴۱۱ ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۸۲ ح ۹ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۳۶ ح ۲۴ .
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۵۶۹ ح ۵۹ عن عمرو بن جمیع عن الإمام الصادق علیه السلام .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۳۲۴ ح ۱ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۰۰ ح ۱۵۹۷ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۸۹ ح ۴۳۶۷ ، روضه الواعظین : ص ۴۱۰ کلّها عن جابر بن عبد اللّه ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۳۵ ح ۲۰ ؛ السنن الکبری : ج ۷ ص ۱۳۱ ح ۱۳۴۷۸ عن أبی اُذینه الصدفی ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۹۷ ح ۴۴۵۶۹ .
- ↑ .مسند زید : ص ۳۰۲ عن الإمام زین العابدین عن آبائه علیهم السلام ؛ کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۷۶ ح ۴۴۴۳۷ نقلاً عن میسره بن علیّ فی مشیخته والرافغی فی تاریخه عن أبی سعید نحوه .
- ↑ .تاریخ بغداد : ج ۲ ص ۳۳۰ الرقم ۸۱۹ عن علقمه بن عبد اللّه ، تاریخ دمشق : ج ۳۶ ص ۳۴۱ ح ۷۳۶۲ عن عبد اللّه ، الفردوس : ج ۵ ص ۴۶۰ ح ۸۷۵۲ عن ابن مسعود ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۷۹ ح ۴۴۹۹۴ .
- ↑ مسند الطیالسی : ص ۲۸۳ ح ۲۱۱۵ ، المطالب العالیه : ج ۴ ص ۲۶ ح ۳۸۶۴ ، کنز العمّال : ج ۷ ص ۱۲۹ ح ۱۸۳۳۴ .
- ↑ تاریخ دمشق : ج ۴ ص ۸۸ ، کنز العمّال : ج ۷ ص ۱۵۵ ح ۱۸۴۹۰ .
- ↑ الأمالی للمفید : ص ۲۲۲ ح ۱ ، الأمالی للطوسی : ص ۸ ح ۸ کلاهما عن النجیع العقیلی عن الإمام الحسن علیه السلام ، کشف الغمّه : ج ۲ ص ۱۶۲ عن الإمام الحسن عنه علیهماالسلام ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۱۳۶ ح ۱ ؛ الفصول المهمّه : ص ۱۳۳ عن الإمام الحسن عنه علیهماالسلام .
- ↑ .تنبیه الغافلین : ص ۳۴۴ ح ۵۰۱ عن جابر .
- ↑ .شرح نهج البلاغه : ج ۲۰ ص ۲۷۲ ح ۱۵۲ .
- ↑ .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۴۸۲ ح ۴۶۹۵ ، الکافی : ج ۶ ص ۵۰ ح ۵ ، ثواب الأعمال : ص ۲۳۸ ح ۱ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۷۲ ح ۱۶۱۷ وفیها «الرجل» بدل «العبد» ، عدّه الداعی : ص ۷۸ وفیه «الوالد» بدل «العبد» ، بحار الأنوار : ج ۱۰۴ ص ۹۱ ح ۹ .
- ↑ تنبیه الغافلین : ص ۳۴۳ ح ۴۹۷ عن سالم عن أبیه .
- ↑ .الکافی : ج ۶ ص ۵۰ ح ۷ ، تهذیب الأحکام : ج ۸ ص ۱۱۳ ح ۳۹۱ ، عدّه الداعی : ص ۷۹ وفیهما «عندنا» بدل «عندی» ، بحار الأنوار : ج ۱۰۴ ص ۸۹۹ ح ۷۲ .
- ↑ صحیح البخاری : ج ۵ ص ۲۲۳۵ ح ۵۶۵۱ ، صحیح مسلم : ج ۴ ص ۱۸۰۸ ح ۶۵ ، سنن أبی داوود : ج ۴ ص ۳۵۵ ح ۵۲۱۸ وفیه «حسینا» بدل «الحسن بن علیّ» ، سنن الترمذی : ج ۴ ص ۳۱۸ ح ۱۹۱۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۵۹۵ ح ۱۰۶۷۸ کلّها نحوه ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۱۶۳ ح ۵۹۷۱ ؛ العمده : ص ۴۰۲ ح ۸۱۹ ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۲۸۲ ح ۴۹ .
- ↑ .المناقب لابن شهر آشوب : ج ۳ ص ۳۸۴ ، شرح الأخبار : ج ۳ ص ۱۱۵ ج ۱۰۶۰ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۷۴ ح ۱۶۲۵ نحوه ولیس فیه ذیله من «فما أصنع بک . . .» ، بحار الأنوار : ج ۱۰۴ ص ۹۲ ح ۱۷ وراجع صحیح مسلم : ج ۴ ص ۱۸۰۸ ح ۶۴ .
- ↑ .صحیح مسلم : ج ۴ ص ۱۸۰۸ ح ۶۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۲۲۵ ح ۱۲۱۰۳ ، صحیح ابن حبّان : ج ۱۵ ص ۴۰۰ ح ۶۹۵۰ ، الطبقات الکبری : ج ۱ ص ۱۳۶ ، مسند أبی یعلی : ج ۴ ص ۱۸۲ ح ۴۱۸۱ .
- ↑ .عوالی : جمع «عالیه» ، به منطقه بالای مدینه منوّره ، جایی که وادی بطحان شروع میشود ، اطلاق میگردد . قُدما از عالیه ، به عنوان دهکده یا کشتزاری یاد میکنند که با مدینه ، سه میل فاصله داشت (ر . ک : فرهنگ اعلام جغرافیایی تاریخی در حدیث و سیره نبوی ، محمّد حسن شراب ، ترجمه : حمید رضا شیخی) .
- ↑ المنافقون : ۹ .
- ↑ .الفتح : ۱۱ .
- ↑ .لقمان : ۳۳ .
- ↑ مکارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۴۹ ح ۲۶۶۰ عن عبد اللّه بن مسعود ، تنبیه الخواطر : ج ۲ ص ۱۵۵ وفیه «وترکب» بدل «وتقصد» ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۱۰۰ ح ۱ .
- ↑ .التَبَقُّر : هو الکثره والسعه (النهایه : ج ۱ ص ۱۴۴ «بقر») .
- ↑ .مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۱۴۱ ح ۴۱۸۱ و ص ۱۴۲ ح ۴۱۸۴ ، مسند الطیالسی : ص ۵۰ ح ۳۸۰ کلاهما عن عبد اللّه بن مسعود وفیهما : «عن النبیّ صلی الله علیه و آله أنّه نهی ...» ، مسند ابن الجعد : ص ۱۹۷ ح ۱۲۹۵ وفیه «أنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله نهی . . .» ، الإصابه : ج ۷ ص ۷ الرقم ۹۵۰۹ عن الأخرم عن أبیه ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۱۸۵ ح ۶۰۸۰ ؛ معانی الأخبار : ص ۲۸۰ وفیه : «نهی صلی الله علیه و آله . . .» ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۳۴۴ ح ۱۲ .
- ↑ نهج البلاغه : الحکمه ۳۵۲ ، مشکاه الأنوار : ص ۱۵۹ ح ۴۰۱ ، روضه الواعظین : ص ۴۷۰ ، غرر الحکم : ۱۰۳۹۲ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۰۴ ص ۷۳ ح ۲۰ .
- ↑ .تاریخ الیعقوبی : ج ۲ ص ۳۲۰ ، الجوهره : ص ۵۲ .
- ↑ النساء : ۱۹
- ↑ .فی هامش المصدر : فی بعض النسخ : «بتحسّن» أی تزیَّن به ، أو صار حسنا .
- ↑ تحف العقول : ص ۳۲۲ ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۲۳۶ ح ۶۳ .
- ↑ .تحف العقول : ص ۱۴ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۶۷ ح ۶ .
- ↑ السَّخَبُ والصّخَبُ : بمعنی الصیاح (النهایه : ج ۲ ص ۳۴۹ «سخب») .
- ↑ مسند ابن حنبل : ج ۱۰ ص ۷۵ ح ۲۶۰۴۹ ، صحیح ابن حبّان : ج ۱۴ ص ۳۵۵ ح ۶۴۴۳ ، المصنّف لابن أبی شیبه : ج ۶ ص ۸۹ ح ۱۷ ، مسند الطیالسی : ص ۲۱۴ ح ۱۵۲۵ نحوه ولیس فیهما «فی أهله» ، تاریخ دمشق : ج ۳ ص ۳۸۰ ح ۷۳۶ ، کنز العمّال : ج ۷ ص ۲۲۲ ح ۱۸۷۱۷ .
- ↑ عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج ۲ ص ۳۸ ح ۱۰۸ ، صحیفه الإمام الرضا علیه السلام : ص ۲۳۰ ح ۱۲۴ کلاهما عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۸۷ ح ۳۴ .
- ↑ عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج ۲ ص ۳۸ ح ۱۰۹ ، صحیفه الإمام الرضا علیه السلام : ص ۲۳۰ ح ۱۲۵ کلاهما عن أحمد بن عامر الطائی عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۸۷ ح ۳۴ .
- ↑ سنن الترمذی : ج ۵ ص ۹ ح ۲۶۱۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۳۰۱ ح ۲۴۲۵۹ و ص ۳۹۵ ح ۲۴۷۳۱ ، المستدرک علی الصحیحین : ج ۱ ص ۱۱۹ ح ۱۷۳ کلها عن عائشه ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۶ ح ۵۱۵۵ .
- ↑ .تنبیه الغافلین : ص ۵۱۶ ح ۸۱۶ وراجع : کنز العمّال : ج ۳ ص ۶۶۵ ح ۸۴۰۱
- ↑ .الأمالی للمفید : ص ۲۹۹ ح ۹ ، الخصال : ص ۲۲۲ ح ۵۰ ، الأمالی للطوسی : ص ۷۳ ح ۱۰۶ ، المحاسن : ج ۱ ص ۶۹ ح ۲۱ کلّها عن أبی حمزه الثمالی عن الإمام الباقر علیه السلام ، مشکاه الأنوار : ص ۲۶۲ ح ۷۷۹ عن الإمام الباقر علیه السلام وفی الأربعه الأخیره «إسلامه» بدل «إیمانه» ، بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۳۸۵ ح ۴۸ .
- ↑ غرر الحکم : ح ۴۲۶۳ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۱۸۸ ح ۳۸۴۹ .
- ↑ .البَعْلُ والتَبعُّلُ : حُسن العِشْرهِ (النهایه : ج ۱ ص ۱۴۱ «یعل») .
- ↑ الجعفریّات : ص ۶۷ عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، الکافی : ج ۵ ص ۵۰۷ ح ۴ عن موسی بن بکر عن الإمام الکاظم علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۴ ص ۴۱۶ ح ۵۹۰۴ عن زراره عن الإمام الصادق علیه السلام ، نهج البلاغه : الحکمه ۱۳۶ ، الخصال : ص ۵۶ ح ۱۲ عن جابر بن یزد الجعفی عن الإمام الباقر علیه السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۴۵ ح ۲۳ ؛ مسند الشهاب : ج ۱ ص ۸۲ ح ۸۱ عن عبد اللّه بن الزبیر عن الإمام علیّ علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۱۴۱ ح ۴۴۱۷۳ .
- ↑ فی المصدر : «فقال» ، والصواب ما أثبتناه .
- ↑ شعب الإیمان : ج ۶ ص ۴۲۱ ح ۸۷۴۳ ، اُسد الغابه : ج ۷ ص ۱۷ الرقم ۶۷۱۸ ، تاریخ واسط : ص ۷۵ عن أبی سعید الساحلی وکلاهما نحوه ، تاریخ دمشق : ج ۷ ص ۳۶۳ ح ۲۰۰۳ ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۴۱۱ ح ۴۵۱۵۷ .
- ↑ مسند أبی یعلی : ج ۳ ص ۳۷۶ ح ۳۴۰۳ و ح ۳۴۰۲ نحوه ، شعب الإیمان : ج ۶ ص ۴۲۰ ح ۸۷۴۲ ، تفسیر ابن کثیر : ج ۶ ص ۴۰۵ وفیه «من قعد أو کلمه نحوها منکن» بدل «مهنه إحداکن» ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۴۰۹ ح ۴۵۱۴۶ .
- ↑ فی المصدر : «وغفرت» ، والصواب ما أثبتناه کما فی وسائل الشیعه .
- ↑ .إرشاد القلوب : ص ۱۷۵ ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۱۲۳ ح ۳ نقلاً عن تنبیه الخواطر عن الإمام الباقر علیه السلام .
- ↑ مستدرک الوسائل : ج ۱۴ ص ۲۴۵ ح ۱۶۶۰۴ نقلاً عن مجموعه عتیقه بخط بعض العلماء و ج ۱۵ ص ۱۵۶ ح ۱۷۸۴۲ .
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۸۹ ح ۴۳۶۹ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۳۸ ح ۱۵۰۰ نحوه ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۹۱ ح ۵۲ ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۱۷ ح ۱۴ .
- ↑ .سنن الترمذی : ج ۵ ص ۹ ح ۲۶۱۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۳۹۵ ح ۲۴۷۳۱ ، المستدرک علی الصحیحین : ج ۱ ص ۱۱۹ ح ۱۷۳ ، المصنّف لابن أبی شیبه : ج ۶ ص ۸۸ ح ۶ کلّها عن عائشه ، ربیع الأبرار : ج ۲ ص ۵۰ نحوه ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۶ ح ۵۱۵۵ .
- ↑ عیون أخبار الرضا : ج ۲ ص ۳۸ ح ۱۰۹ ، صحیفه الإمام الرضا علیه السلام : ص ۲۳۰ ح ۱۲۵ کلاهما عن أحمد بن عامر الطائی عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۸۷ ح ۳۴ ؛ ربیع الأبرار : ج ۲ ص ۵۰ عن الإمام علی علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۵۵۵ ح ۴۹۰۹ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۶۹ ح ۱۶۰۳ ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۱۲۲ ح ۹ .
- ↑ المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۳۵۶ ح ۵۵۴۱ ، المعجم الکبیر : ج ۱۰ ص ۸۶ ح ۱۰۰۳۳ نحوه ، تاریخ بغداد : ج ۶ ص ۳۳۴ الرقم ۳۳۷۶ ، حلیه الأولیاء : ج ۲ ص ۱۰۲ کلّها عن عبد اللّه ، مسند الشهاب : ج ۲ ص ۲۵۵ ح ۱۳۰۶ عن أنس نحوه ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۳۶۰ ح ۱۶۰۵۶ ؛ قرب الإسناد : ص ۱۲۰ ح ۴۲۱ عن الحسین بن علوان عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام ، الاُصول الستّه عشر : ص ۱۰۲ عن أبی حمزه عن الإمام الباقر علیه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۹۶ ص ۱۱۸ ح ۱۵
- ↑ سنن الترمذی : ج ۳ ص ۴۶۶ ح ۱۱۶۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۵۲ ح ۷۴۰۶ ولیس فیه «خلقا» الثانیه ، صحیح ابن حبّان : ج ۹ ص ۴۸ ح ۴۱۷۶ کلّها عن أبی هریره ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۲ ح ۵۱۳۱ ؛ الأمالی للطوسی : ص ۳۹۲ ح ۸۶۴ عن أبی هریره ولیس فیه «خلقا» الثانیه ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۲۶ ح ۱۵ .
- ↑ .قرب الإسناد : ص ۹۲ ح ۳۰۶ عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۲۴ ح ۷ ؛ تاریخ دمشق : ج ۵۲ ص ۲۳۴ الرقم ۶۱۷۶ عن أبی کبشه وفیه ذیله فقط .
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۵۱۱ ح ۳ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۹۲ ح ۴۳۷۹ ، الخصال : ص ۳۷ ح ۱۳ کلّها عن سماعه بن مهران ، الأمالی للطوسی : ص ۳۷۰ ح ۷۹۴ عن علیّ بن رزین عن الإمام الرضا عن أبیه عن جدّه عن الإمام الباقر علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۲۵ ح ۸ .
- ↑ .شعب الإیمان : ج ۶ ص ۴۳ ح ۷۴۴۵ و ۷۴۴۶ کلاهما عن أنس ، کنز الفوائد : ج ۱۶ ص ۳۷۲ ح ۴۴۹۵۳ نقلاً عن عبد اللّه فی زوائد الزهد عن الحسن من دون إسناد إلیه صلی الله علیه و آله نحوه ؛ المجازات النبویّه : ص ۲۴۱ ح ۱۹۵ عن أنس .
- ↑ صحیح البخاری : ج ۵ ص ۱۹۸۷ ح ۴۸۹۰ ، صحیح مسلم : ج ۲ ص ۱۰۹۱ ح ۶۰ ، السنن الکبری : ج ۷ ص ۴۸۰ ح ۴۸۱ المصنّف لابن أبی شیبه : ج ۴ ص ۱۸۴ ح ۴ کلّها عن أبی هریره ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۷۲ ح ۴۴۹۵۵؛ تفسیر جوامع الجامع: ج ۱ ص۲۴۵، عوالی اللآلی : ج ۱ ص۲۵۵ ح ۱۶ ، بحار الأنوار : ج ۳۳ ص ۶۲۸ .
- ↑ .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۵۵۵ ح ۴۹۰۸ و ص ۴۴۳ ح ۴۵۳۸ وفیه «لنسائه ... لنسائی» بدل «لأهله ... لأهلی» ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۶۶ ح ۱۵۹۰ ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۱۲۲ ح ۸ ؛ سنن الترمذی : ج ۵ ص ۷۰۹ ح ۳۸۹۵ ، صحیح ابن حبّان : ج ۹ ص ۴۸۴ ح ۴۱۷۷ کلاهما عن عائشه ، سنن ابن ماجه : ج ۱ ص ۶۳۶ ح ۱۹۷۷ عن ابن عباس ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۷۱ ح ۴۴۹۴۱ .
- ↑ .عیون أخبار الرضا : ج ۲ ص ۳۸ ح ۱۰۸ ، صحیفه الإمام الرضا علیه السلام : ص ۲۳۰ ح ۱۲۴ بزیاده «خیرکم» بعد «وخیرکم» وکلاهما عن أحمدبن عامر الطائی عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار: ج۷۱ ص۳۸۷ ح۳۴.
- ↑ طَرَفا الإنسان : لِسَانُه وذَکَرُه (النهایه : ج ۳ ص ۱۲۰ «طرف») .
- ↑ .الکافی : ج ۲ ص ۵۷ ح ۷ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۴۰۰ ح ۱۵۹۷ وفیه «السلیم» بدل «النقی» الثانیه ، بحار الأنوار : ج ۷۰ ص ۳۷۵ ح ۲۰ .
- ↑ .الدعوات : ص ۱۲۷ ح ۳۱۵ ، نزهه الناظر : ص ۱۱۶ ح ۵۷ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۴۰۸ ح ۱۱۷ .
- ↑ .الکافی : ج ۲ ص ۱۰۵ ح ۱۱ ، الأمالی للطوسی : ص ۲۴۵ ح ۴۲۵ وفیه «زید» بدل «مُدّ له» وکلاهما عن حسن بن زیاد الصیقل ، تحف العقول : ص ۳۸۸ عن الإمام الکاظم علیه السلام وفیه «بإخوانه وأهله» بدل «بأهل بیته» ، إرشاد القلوب : ص ۱۳۴ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۸ ح ۹ .
- ↑ غرر الحکم : ح ۶۱۳۱ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۳۳۴ ح ۵۶۹۳ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۵۱۲ ح ۶ عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۴۴۰ ح ۴۵۲۵ عن محمّد بن مسلم عن الإمام الباقر علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۶۷ ح ۱۵۹۱ عن الإمام الباقر علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، عدّه الداعی : ص ۸۱ وفیه «مازال جبرئیل یوصی» بدل «أوصانی جبرئیل علیه السلام » ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۵۳ ح ۵۸ .
- ↑ الکافی : ج ۷ ص ۴۹ ۵۲ ح ۷ ، تحف العقول : ص ۱۹۹ ، کشف الغمّه : ج ۲ ص ۵۸ عن إسماعیل بن راشد ولیس فیه «فی النساء» ، بحار الأنوار : ج ۴۲ ص ۲۴۹ ح ۵۱ ؛ المعجم الکبیر : ج ۱ ص ۱۰۲ ح ۱۶۸ ، المناقب للخوارزمی : ص ۳۸۶ ح ۴۰۱ ولیس فیه «فی النساء» وکلاهما عن إسماعیل بن راشد .
- ↑ .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۴۴۳ ح ۴۵۳۷ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۶۹ ح ۱۶۰۲ ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۱۲۲ ح ۵
- ↑ .الجعفریات : ص ۱۵۷ عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۵۸ ح ۵۶۰ ، مستدرک الوسائل : ج ۱ ص ۴۱۲ ح ۱۰۲۳ .
- ↑ .تاریخ دمشق : ج ۱۳ ص ۳۱۳ ح ۳۲۸۱ عن عکرمه بن خالد عن الإمام علیّ علیه السلام ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۷۱ ح ۴۴۹۴۳ .
- ↑ .الفردوس : ج ۱ ص ۱۳۳ ح ۴۶۷ ، کنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۳۵ ح ۴۳۳۲۰ نقلاً عن ابن لال فی مکارم الأخلاق وکلاهما عن أنس .
- ↑ .الجعفریّات : ص ۱۴۹ ، النوادر للراوندی : ص ۲۷۶ ح ۵۴۲ کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۲۵۵ ح ۹۶۶ ولیس فیه ذیله من «ووقر صغیرهم . . .» ؛ تاریخ دمشق : ج ۱۸ ص ۷۸ ح ۴۱۸۸ وفیه «الرزق» بدل «الرفق» ، الفردوس : ج ۱ ص ۲۴۷ ح ۹۵۶ ، کنز العمّال : ج ۱ ص ۱۳۷ ح ۲۸۶۹۱ نقلاً عن الدارقطنی فی الإفراد والثلاثه الأخیره عن أنس نحوه .
- ↑ .الزهد للحسین بن سعید : ص ۲۷ ح ۶۳ عن ذریح عن الإمام الصادق علیه السلام ، الکافی : ج ۵ ص ۸۸ ح ۵ عن ذریح المحاربی عن الإمام الصادق علیه السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۹۴ ح ۶۷ .
- ↑ کنز العمّال : ج ۳ ص ۵۲ ح ۵۴۴۹ نقلاً عن ابن أبی الدنیا عن جابر .
- ↑ الخُرقُ : الجَهلُ والحُمقُ (النهایه : ج ۲ ص ۲۶ «خرق») .
- ↑ .شعب الإیمان : ج ۶ ص ۱۳۹ ح ۷۷۲۲ و ص ۳۳۷ ح ۸۴۱۸ ، الأسماء والصفات : ج ۱ ص ۳۹۶ ح ۳۲۲ کلّها عن عائشه ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۵۱ ح ۵۴۴۸ .
- ↑ شعب الإیمان : ج ۵ ص ۲۵۳ ح ۶۵۶۱ ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۵۲ ح ۵۴۵۱ .
- ↑ مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۴۰۵ ح ۲۴۷۸۸ عن عائشه ، المغنی عن حمل الأسفار : ج ۲ ص ۸۵۹ ح ۳۱۵۷ ، إحیاء علوم الدین : ج ۳ ص ۲۷۲ وفیهما «کرامه» بدل «خیرا» ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۴۸ ح ۵۴۲۵ نقلاً عن ابن أبی الدنیا فی ذمّ الغضب عن عطاء بن یسار .
- ↑ .المعجم الکبیر : ج ۱۲ ص ۲۵۴ ح ۱۳۲۶۱ عن ابن عمر ، شعب الإیمان : ج ۵ ص ۲۵۳ ح ۶۵۵۹ عن عائشه نحوه ، اُسد الغابه : ج ۳ ص ۵۲۶ الرقم ۳۴۸۰ ، الإصابه : ج ۴ ص ۳۳۵ الرقم ۵۳۳۳ ، تاریخ دمشق : ج ۳۸ ص ۱۲۳ ح ۷۶۱۵ والثلاثه الأخیره عن عبید اللّه بن معمّر بزیاده «ولا منعوه إلّا ضرهم» فی آخره ، کنز العمّال : ج ۹ ص ۲۴۴ ح ۲۵۸۴۹ .
- ↑ غرر الحکم : ح ۵۶۰۷ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۲۸۵ ح ۵۱۵۰ .
- ↑ القَهرَمان : هو کالخازِنِ والوَکیلِ والحافظ لما تحت یده ، والقائم باُمور الرجل بِلُغَهِ الفُرس (النهایه : ج ۴ ص ۱۲۹ «قهرم») .
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۵۵۶ ح ۴۹۱۱ و ج ۴ ص ۳۹۲ ح ۵۸۳۴ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۷۰ ح ۱۶۰۷ ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۱۲۰ ح ۳ .
- ↑ کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۴۰۸ ح ۴۵۱۳۸ نقلاً عن الفردوس عن ابن عمر .
- ↑ الأنفال : ۴ .
- ↑ تاریخ دمشق : ج ۶ ص ۲۹ ح ۱۳۹۶ ، الفردوس : ج ۳ ص ۶۲۹ ح ۵۹۶۸ کلاهما عن أبی هریره ، کنز العمّال : ج ۱ ص ۱۵۵ ح ۷۷۴ .
- ↑ جامع الأخبار : ص ۲۷۶ ح ۷۵۱ عن الإمام علیّ علیه السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰۴ ص ۱۳۲ ح ۱ .
- ↑ صحیح البخاری : ج ۱ ص ۲۳۹ ح ۶۴۴ ، سنن الترمذی : ج ۴ ص ۶۵۴ ح ۲۴۸۹ ، مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۴۴۵ ح ۲۵۰۰۲ کلاهما نحوه وص ۳۰۵ ح ۲۴۲۸۱ ؛ المناقب لابن شهر آشوب : ج ۱ ص ۱۴۶ ، بحار الأنوار : ج ۱۶ ص ۲۲۷ ح ۳۴ .
- ↑ .مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۸۵ ح ۱۷۱۵۵ ، التاریخ الکبیر : ج ۳ ص ۱۷۹ ح ۶۰۹ ، المعجم الکبیر : ج ۱۸ ص ۲۵۹ ح ۶۴۶ ، المعجم الأوسط : ج ۱ ص ۲۶۱ ح ۸۵۴ ، مسند الشامیین : ج ۲ ص ۴۳۵ ح ۱۶۴۶ کلّها عن العرباض بن ساریه ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۴۲۵ ح ۱۶۳۸۰ .
- ↑ فی فُلانٍ : فَمُهُ .
- ↑ صحیح البخاری : ج ۱ ص ۳۰ ح ۵۶ ، سنن الترمذی : ج ۴ ص ۴۳۰ ح ۲۱۱۶ کلاهما عن سعد بن أبی وقاص ، سنن أبی داوود : ج ۳ ص ۱۱۲ ح ۲۸۶۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۳۷۹ ح ۱۵۴۶ ، السنن الکبری للنسائی : ج ۵ ص ۳۷۷ ح ۹۱۸۶ والثلاثه الأخیره عن عامر بن سعد عن أبیه وکلها نحوه
- ↑ .مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۳۶۴ ح ۱۴۸۰ ، مسند أبی یعلی : ج ۱ ص ۳۴۵ ح ۷۲۶ کلاهما عن عامر بن سعد عن أبیه ، صحیح البخاری : ج ۳ ص ۱۰۰۶ ح ۲۵۹۱ ، السنن الکبری : ج ۷ ص ۷۶۹ ح ۱۵۶۹۶ کلاهما عن سعد بن أبی وقاص ، و ج ۹ ص ۳۱ ح ۱۷۷۸۰ عن سعد بن مالک والثلاثه الأخیره نحوه .
- ↑ مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۳۶۶ ح ۱۴۸۷ ، السنن الکبری : ج ۳ ص ۵۲۶ ح ۶۵۵۵ ، المصنّف لعبد الرزاق : ج ۱۱ ص ۱۹۷ ح ۲۰۳۱۰ کلاهما نحوه وکلّها عن عمر بن سعد عن أبیه ، کنز العمّال : ج ۱ ص ۱۵۸ ح ۷۸۹ ؛ مسکّن الفؤاد : ص ۵۰ نحوه .
- ↑ مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۳۹ ح ۱۵۰۶ .
- ↑ إرشادالقلوب : ص ۱۷۵ ، عوالی اللآلی : ج ۱ ص ۲۷۰ ح ۸۱ ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۱۲۳ ح ۲ نقلاً عن تنبیه الخواطر.
- ↑ ألَوتُ : إذا قَصَّرتُ (النهایه : ج ۱ ص ۶۳ «ألی») .
- ↑ مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۲۱ ح ۱۹۰۲۵ ، السنن الکبری للنسائی : ج ۵ ص ۳۱۱ ح ۸۹۶۳ ، المستدرک علی الصحیحین : ج ۲ ص ۲۰۶ ح ۲۷۶۹ ، السنن الکبری : ج ۷ ص ۴۷۶ ح ۱۴۷۰۶ ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۳۷ ح ۴۴۷۹۶
- ↑ .الأمالی للصدوق : ص ۴۹۶ ح ۶۷۸ عن أبی خالد الکعبی ، الأمالی للطوسی : ص ۶۱۸ ح ۱۲۷۳ عن أبی المفضّل نحوه ولیس فیه ذیله من «فإذا فرغت من رضاعه . . .» ، بحار الأنوار : ج ۱۰۴ ص ۱۰۶ ح ۱ .
- ↑ المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۳۲۸ ح ۵۴۵۳ ، شعب الإیمان : ج ۶ ص ۴۲۷ ح ۸۷۶۱ و ص ۴۲۹ ح ۸۷۶۶ ، تاریخ أصبهان : ج ۲ ص ۱۳۲ الرقم ۱۳۰۲ ، مسند الشهاب : ج ۱ ص ۳۷۷ ح ۶۴۹ ولیس فیه «إذا دخلت بیتک» وکلّها عن أنس ، کنز العمّال : ج ۱۵ ص ۹۰۹ ح ۴۳۵۷۱ ؛ عوالی اللآلی : ج ۲ ص ۱۳۵ ح ۳۷۲ عن أنس وفیه «خیرک» بدل «خیر بیتک» .
- ↑ مسند أبی یعلی : ج ۳ ص ۴۵۳ ح ۳۶۱۲ ، تاریخ دمشق : ج ۹ ص ۳۴۲ ح ۲۳۹۲ کلاهما عن أنس ، کنز العمّال : ج ۱۵ ص ۹۱۲ ح ۴۳۵۷۵ .
- ↑ مشکاه الأنوار : ص ۳۴۱ ح ۱۰۹۳ ، الاُصول الستّه عشر : ص ۲۳۴ ح ۲۷۳ عن جابر من دون إسنادٍ إلی المعصوم نحوه ، جامع الأخبار : ص ۲۳۱ ح ۵۹۲ ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۱۶۷ ح ۶ .
- ↑ .کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۷۹ ح ۴۴۹۹۵ نقلاً عن أبی الشیخ عن جابر .
- ↑ الطریفُ : الغَریبُ المُلَوَّنُ من الثمر وغیره ممّا یُستَطرَفُ به (تاج العروس : ج ۱۲ ص ۳۴۸ «طرف»)
- ↑ .تنبیه الغافلین : ص ۳۵۲ ح ۵۲۶ ، إحیاء علوم الدین : ج ۲ ص ۷۹ کلاهما عن أنس .
- ↑ .ثواب الأعمال : ص ۲۳۹ ح ۱ ، الأمالی للصدوق : ص ۶۷۲ ح ۹۰۴ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۷۶ ح ۱۶۴۲ کلّها عن ابن عبّاس ، روضه الواعظین : ص ۴۷۰ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۴ ص ۱۰۴ ح ۹۸ .
- ↑ .الکُمّ بالضمّ : رُدْنُ القمیص (النهایه : ج ۴ ص ۲۰۰ «کمم») .
- ↑ .الفردوس : ج ۱ ص ۱۶۸ ح ۶۲۴ عن عقبه بن عامر .
- ↑ الکافی : ج ۶ ص ۲۹۹ ح ۱۹ ، تهذیب الأحکام : ج ۹ ص ۱۰۰ ح ۴۳۴ کلاهما عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۱ ص ۴۲۳ ح ۱۲۴۸ ، الخصال : ص ۳۹۱ ح ۸۵ عن السکونی عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، بحار الأنوار : ج ۸۹ ص ۳۴۴ ح ۱۰ .
- ↑ تاریخ دمشق : ج ۴ ص ۳۷ ، دلائل النبوه للبیهقی : ج ۱ ص ۳۳۱ ، عمل الیوم واللیله : ج ۱ ص ۳۷۱ ح ۴۱۹ کلّها عن أنس ، کنز العمّال : ج ۷ ص ۱۴۰ ح ۱۸۴۰۰ .
- ↑ .المعجم الصغیر : ج ۲ ص ۳۹ ، المعجم الأوسط : ج ۶ ص ۲۶۳ ح ۶۳۶۱ ، المغنی عن حمل الأسفار : ج ۱ ص ۴۹۲ ح ۱۸۸۰ .
- ↑ ذیل تاریخ بغداد : ج ۱۶ ص ۸۳ الرقم ۷۰ عن أبی رهم ، مسند الشامیّین : ج ۱ ص ۳۸۲ ح ۶۶۲ وفیه صدره إلی «بهدیّه» ، تاریخ دمشق : ج ۵۲ ص ۲۳۰ ح ۱۰۹۹۶ و ج ۶۵ ص ۳۷۳ ح ۱۳۳۰۴ ولیس فیهما ذیله من «أو حزمه حطب . . .» والثلاثه الأخیره عن أبی الدرداء نحوه ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۷۰۸ ح ۱۷۵۰۸ .
- ↑ سنن الدارقطنی : ج ۲ ص ۳۰۰ ح ۲۹۰ ، شعب الإیمان : ج ۳ ص ۵۰۳ ح ۴۲۰۴ و فیه «فلیهل» و«فلیطرقهم» بدل «فلیهد» و«ولیطرفهم» ، الفردوس : ج ۱ ص ۲۹۹ ح ۱۱۸۲ نحوه وکلّها عن عائشه ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۷۰۸ ح ۱۷۵۰۷ ؛ مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۵۶۵ ح ۱۹۵۸ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۲۸۳ ح ۲ .
- ↑ تنبیه الخواطر : ج ۲ ص ۱۲۲ ، المواعظ العددیّه : ص ۳۳ .
- ↑ تنبیه الغافلین : ص ۳۴۲ ح ۴۹۴ .
- ↑ .المطالب العالیه : ج ۱ ص ۱۳۳ ح ۴۹۱ عن أبی بکر بن أبی مریم الغسّانی ، کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۷۲ ح ۴۴۴۱۲ نقلاً عن السنن لسعید بن منصور عن یحیی بن یحیی النسائی من دون إسنادٍ إلیه صلی الله علیه و آله ؛ بحار الأنوار : ج ۸۹ ص ۲۱۳ ح ۵۷ نقلاً عن رساله الجمعه للشهید الثانی .
- ↑ المستدرک علی الصحیحین : ج ۱ ص ۶۵۰ ح ۱۷۵۳ ، السنن الکبری : ج ۵ ص ۴۲۴ ح ۱۰۳۶۳ ، سنن الدارقطنی : ج ۲ ص ۳۰۰ ح ۲۸۹ کلّها عن عائشه ، کنز العمّال : ج ۵ ص ۲۴ ح ۱۱۸۹۰ وراجع سنن ابن ماجه : ج ۲ ص ۹۶۲ ح ۲۸۸۲ .
- ↑ تنبیه الغافلین : ص ۳۴۳ ح ۴۹۸ عن أنس .
- ↑ .تنبیه الغافلین : ص ۳۴۴ ح ۵۰۰ عن أبی سعید الخدری .
- ↑ .تنبیه الغافلین : ص ۳۴۴ ح ۴۹۹ عن أبی هریره .
- ↑ اعتِقالُ الشاهِ : هو أن یضع رجلها بین ساقه وفخذه ، ثم یحلبها (النهایه : ج ۳ ص ۲۸۱ «عقل») .
- ↑ .جامع الأحادیث للقمّی : ص ۲۸۶ عن جابر ؛ التواضع والخمول لابن أبی الدنیا : ص ۲۶۵ ح ۲۱۹ ، تاریخ دمشق : ج ۶۲ ص ۲۸۳ ح ۱۲۸۲۰ ، الفردوس : ج ۳ ص ۱۹۰ ح ۴۵۲۷ کلّها عن جابر نحوه ، کنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۱۰۷ ح ۴۴۰۷۷
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۴۹۵ ح ۲ ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۸۵ ح ۲۶ کلاهما عن عبد اللّه بن میمون القداح ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۱۷۸ ح ۳۶۷۳ من دون إسنادٍ إلی الإمام الصادق علیه السلام ، ثواب الأعمال : ص ۱۶۸ ح ۴ عن عبد اللّه میمون القدّاح عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام عنه صلی الله علیه و آله وکلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۸۹ ح ۲۶ .
- ↑ .النحل : ۷۱ .
- ↑ .تفسیر القمّی : ج ۱ ص ۳۸۷ عن حریز بن عبد اللّه ، بحار الأنوار : ج ۹ ص ۲۲۱ ح ۱۰۶ .
- ↑ الکافی : ج ۴ ص ۱۲ ح ۶ عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، طبّ النبیّ صلی الله علیه و آله : ص ۳ ، بحار الأنوار : ج ۶۲ ص ۲۹۱ ؛ الفردوس : ج ۴ ص ۱۷۶ ح ۶۵۴۷ عن أبی اُمامه الباهلی ، کنز العمّال : ج ۱ ص ۱۵۶ ح ۷۷۹ .
- ↑ دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۹۳ ح ۶۹۹ و ص ۲۵۴ ح ۹۶۱ .
- ↑ ما بین المعقوفین سقط من المصدر .
- ↑ إرشاد القلوب : ص ۱۷۵ .
- ↑ مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۶۲ ح ۱۵۷۰ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۴۷ ح ۳۰ .
- ↑ مستدرک الوسائل : ج ۱۴ ص ۲۴۲ ح ۱۶۶۰۴ نقلاً عن کتاب الخطب لأحمد بن عبد العزیز الجلودی .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص۹ ح ۱ ، تهذیب الأحکم : ج ۶ ص ۱۲۶ ح ۲۲۲ کلاهما عن الأصبغ بن نباته ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۴۳۹ ح ۴۵۱۶ عن جابر عن الإمام الباقر علیه السلام ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۱۱۱ ح ۶.
- ↑ .ثواب الأعمال : ص ۳۳۹ ح ۱ عن أبی هریره وابن عباس ، أعلام الدین : ص ۴۱۹ عن ابن عباس ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۶۲ ح ۱۵۷۰ نحوه ولیس فیه ذیله من «وکان علیها . . .» ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۳۶۷ ح ۳۰ .
- ↑ .الخصال : ص ۹۳ ح ۳۹ عن أبی بصیر عن الإمام الصادق علیه السلام ، أعلام الدین : ص ۱۵۲ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۴ ص ۷۰ ح ۴ ؛ الفردوس : ج ۱ ص ۲۱۹ ح ۸۴۲ عن أبی هریره بزیاده «لا یمن علی أهله بما ینفق علیهم» فی آخره ، کنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۳۴ ح ۴۳۳۱۴ .
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۴ ص ۱۶ ح ۴۹۶۸ ، الأمالی للصدوق : ص ۵۱۶ ح ۷۰۷ کلاهما عن الحسین بن زید عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، مکارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۱۶ ح ۲۶۵۵ عن الإمام الصادق عن آبائه عنه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۴۴ ح ۱۶ .
- ↑ شرح نهج البلاغه : ج ۲۰ ص ۳۰۰ ح ۴۳۰ .
- ↑ إحیاء علوم الدین : ج ۲ ص ۵۱ .
- ↑ غرر الحکم : ح ۹۱۴۹ .
- ↑ هکذا والظاهر أنّ الصحیح : «لا یتغافل إلّا عن شیء»
- ↑ فی المصدر : «فیه» بدل «له» وما فی المتن أثبتناه من بعض نسخ المصدر .
- ↑ کفایه الأثر : ص ۲۴۰ عن عثمان بن خالد ، تحف العقول : ص ۳۵۹ عن الإمام الصادق علیه السلام ، نزهه الناظر : ص ۱۰۰ ح ۱۸ ، کشف الغمه : ج ۲ ص ۳۶۲ ، الدره الباهره : ص ۲۸ و الثلاثه الأخیره عن الإمام الباقر علیه السلام وکلّها نحوه ولیس فیها ذیله ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۱۸۸ ح ۳۳ ؛ البیان و التبیین : ج ۱ ص ۸۴ عن الإمام الباقر علیه السلام نحوه .
- ↑ غرر الحکم : ح ۳۲۹۵ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۱۲۴ ح ۲۸۲۷ .
- ↑ .غرر الحکم : ح ۹۳۳ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۲۳ ح ۱۹۳ .
- ↑ غرر الحکم : ح ۲۹۱۸ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۱۱۳ ح ۲۴۹۱ .
- ↑ .المصنّف لابن أبی شیبه : ج ۸ ص ۱۱۷ ح ۱ ، شعب الإیمان : ج ۵ ص ۴۷ ح ۵۷۳۱ ، حلیه الأولیاء : ج ۴ ص ۱۱۸ ح ۲۶۰ ، جامع بیان العلم وفضله : ج ۲ ص ۲۱ ، تاریخ دمشق : ج ۲۲ ص ۲۸۳ ، شرح نهج البلاغه : ج ۳ ص ۱۵۹ وفیه «أهنأه» بدل «یکفی منه» وکلاهما نحوه .
- ↑ غرر الحکم : ح ۸۰۱۱ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۴۵۴ ح ۸۱۷۷ .
- ↑ غرر الحکم : ح ۳۳۹۷ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۱۴۳ ح ۳۱۹۷ نحوه .
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۴ ص ۳۸۵ ح ۵۸۳۴ ، نهج البلاغه : الحکمه ۳۷۱ ، تحف العقول : ص ۹۰ وفیه «تعجل» بدل «فقد انتظم» ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۲۳۸ ح ۱ .
- ↑ .قضاء الحوائج لابن أبی الدنیا : ص ۵۲ ح ۴۴ ، الفردوس : ج ۵ ص ۳۲۵ ح ۸۳۲۷ کلاهما عن الإمام علیّ علیه السلام ، کنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۷۶ ح ۴۳۴۸۴ .
- ↑ .جامع الأخبار : ص ۴۴۷ ح ۱۲۵۹ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۴۹ ح ۳۸ .
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۴۴۴ ح ۴۵۴۲ ، الخصال : ص ۳۷ ح ۱۵ عن جابر عن الإمام الباقر علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، روضه الواعظین : ص ۴۰۱ عن الإمام الباقر علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، بحار الأنوار : ج ۷۹ ص ۱۱۴ ح ۱
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۵۳۷ ح ۶ ، المحاسن : ج ۱ ص ۲۰۴ ح ۳۵۶ وفیه «یوافین» بدل «یدافعن» بزیاده «لعن اللّه من لا یغار» فی آخره وکلاهما عن غیاث بن إبراهیم عن الإمام الصادق علیه السلام ، مشکاه الأنوار : ص ۴۱۷ ح ۱۴۰۴ عن الإمام الصادق عن آبائه عنه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۹ ص ۱۱۵ ح ۷ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۵۳۷ ح ۶ ، مشکاه الأنوار : ص ۴۱۷ ح ۱۴۰۵ ، وسائل الشیعه : ج ۱۴ ص ۱۷۴ ح ۲ ؛ مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۲۸۲ ح ۱۱۱۸ عن هبیره نحوه .
- ↑ نهج البلاغه : الحکمه ۳۰۵ ، غرر الحکم : ح ۹۴۷۷ .
- ↑ المحاسن : ج ۱ ص ۲۰۵ ح ۳۵۸ عن محمّد بن مسلم ، بحار الأنوار : ج ۷۹ ص ۱۱۵ ح ۹ .
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۵۰۵ ح ۲ ، علل الشرائع : ص ۵۰۵ ح ۱ کلاهما عن سعد الجلاب ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۴۴۴ ح ۴۵۴۳ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۵۱۰ ح ۱۷۷۸ کلاهما عن جابر عن الإمام الباقر علیه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۴۷ ح ۲۵ .
- ↑ إرشاد القلوب : ص ۲۰۴ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۲۸ ح ۶ .
- ↑ الکافی : ج ۸ ص ۳۰۷ ح ۴۷۷ عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۴ ص ۳۹۶ ح ۵۸۴۵ ، الأمالی للصدوق : ص ۸۷ ح ۵۵ ، الخصال : ص ۱۲۹ ح ۱۳۳ ، ثواب الأعمال : ص ۲۱۶ ح ۱ کلّها عن إسماعیل بن أبی زیاد السکونی عن الإمام الصادق عن آبائه عنه علیهم السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۹ ح ۵۰ .
- ↑ غرر الحکم : ح ۸۵۲۳ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۴۵۰ ح ۸۰۰۰ .







