کتابخانه:تحلیلی بر روابط دختر و پسر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
تحلیلی بر روابط دختر و پسر
مشخصات کتاب
Tahlili bar rabetey dokhtar va pesar-karim khani.jpg
نویسنده حمزه کریم خانی
زبان فارسی
ناشر عطر یاس
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۹
شابک ۹۷۸-۹۶۴-۲۵۲۶-۶۹-۷
دانلود PDF

محتویات

پیشگفتار

بدون تردید کشور ایران، دومین کشور جوان در دنیا محسوب می‌شود و از نظر جمعیت افراد ۱۵ تا ۱۹ سال نسبت به کل جمعیت، رتبه نخست را در دنیا د ا ر د. [۱] در حال حاضر سن ازدواج در ایران بالا رفته است و این موجب گشته که بسیاری از دختران و پسران، مجرد باقی بمانند. عده‌ای از این جوانان، دختران و پسران دانشجویی هستند که دست کم در محیط دانشگاه ارتباط نسبتاً مستمری با جنس مخالف خود دارند. پس از پایان تحصیلات نیز دختران به دلیل گرفتن برخی از مشاغل اجتماعی، حضورشان در جامعه و به تبع آن ارتباط شان با مردان، نسبت به گذشته افزایش یافته است.
از آنچه گفته شد، به خوبی ضرورت تبیین مسأله "روابط زن و مرد" و به ویژ ه "روابط دختر و پسر" و پاسخ گویی به پر سش‌های مختلفی که در این زمینه مطرح است آشکار می‌گردد. در سالهای اخیر به دلیل رواج برخی ناهنجاری‌ها و نمودار شدن تضادهای هنجاری در زمینه روابط دختر و پسر، زمینة نگرانی خانواده‌ها، مسئولان مدرسه‌ها و دیگر مراکز آموزشی و فرهنگی، فراهم شده است.


کتاب حاضر که با عنوان "تحلیلی بر روابط دختر و پسر" از نظر خوانندگان محترم می‌گذرد، در ابتدا با نگاهی عمیق، عوامل شکل گیری روابط دختر و پسر را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و وظایف مهم والدین را در این خصوص گوش زده می‌کند. در ادامه ضمن بررسی آسیب‌های اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی این گونه روابط، معیارهای اخلاقی و اسلامی برای معاشرت افراد را در جامعه بیان می‌نماید که رعایت آن تأثیر به سزایی در جلوگیری از ناهنجاری‌های اخلاقی و اجتماعی دارد.
مقوله روابط دختر و پسر در دانشگاه‌ها، خانه گریزی دختران و پسران در اثر روابط پنهانی و نیز و احکام روابط زن و مرد از دیگر مباحث، این کتاب است که مطالعه دقیق آنها به خوانندگان محترم توصیه می‌گردد.
شهر مقدس قم تابستان- ۱۳۸۷

فصل اول

عوامل شکل گیری روابط دختر و پسر و وظایف والدین

از جمله روابطی که بعضاً بین دختران و پسران در جامعه ما، به وجود می‌آید رابطه به اصطلاح دوستی دختران و پسران است، که از اصطلاحاتی مانند "دوست پسر" و "دوست دختر" در این گونه موارد، استفاده می‌شود. "مقصود از دوستی دختران و پسران رابطه‌ای است نسبتأ صمیمانه و گرم و عمدتاً پنهانی که از طریق دیدارهای مخفیانه، رد و بدل کردن نامه و ایمیل و یا برقرار ساختن ارتباط تلفنی بین دختر و پسر، ایجاد می‌شود".

این دوستیها دارای ویژگیها و تبعاتی است که باید مورد شناسایی و تحلیل قرار گیرد. در این دوستیها معمولاً پسری با دختری طرح آشنایی می‌ریزد. برخی اوقات پسری ممکن است با چند دختر و در موارد نادری نیز یک دختر با چند پسر طرج دوستی و آشنایی بریزد. این گونه دوستیها معمولاً به صورت پنهانی و به دور از چشم خانواده و آشنایان، انجام می‌گیرد، به همین لحاظ، دختر و پسر باید برای ملاقات یا برقراری ارتباط با یکدیگر انرژی و وقت زیادی به منظور طرح ریزی و فراهم آوردن مقدمات، صرف کنند. پنهانی بودن همین روابط سبب می‌شود که به دلیل محدودیت جغرافیایی و نیز آشنایی متقابل افراد در برخی جوامع، ارتباط پنهانی به سادگی امکان پذیر نبوده و این قبیل دوستیها نیز به حداقل ممکن تنزل پیدا می‌کند.

به همین دلیل در جوامع کوچک، مانند روستاها این دوستیها به ندرت اتفاق می‌افتد. در جوامع بزرگ، به خصوص در شهرهای بزرگی که افراد آن، یکدیگر را به ندرت می‌شناسند، زمینه برای برقراری روابط پنهانی بین دختر و پسر بهتر فراهم است. معمولاً در برقراری ارتباط بین دختر و گاه دوستان پسر به منزله واسطه‌هایی برای برقراری ارتباط بین آنها، تلاش می‌کنند. رد و بدل کردن نامه بین آندو، آوردن و بردن پیغام از یکی به دیگری و حتی گاه نگهبانی دادن در اطراف محلی که دختر و پسر با یکدیگر ملاقات می‌کنند، توسط دوستان آنهاانجام می‌گیرد.

بسیاری مواقع، برقراری ارتباط بین دختر و پسر بسیارسریع و بدون وجود مقدمات طولانی انجام می‌گیرد. گویی دختر و پسر، آمادگی و زمینه لازم برای برقراری دوستی را داشته‌اند. در بعضی از نامه‌هایی از این گونه جوانان به دست می‌رسد، به این نکته بارها اشاره شده است. انگیزه‌های دوستی دختران و پسران معمولاً برای آنها مبهم است، ولی از نظر یک انگیزه اجتماعی، باید بگوییم که پسران داشتن دوست دختر را یک قدرت فردی و اجتماعی برای خود تلقی می‌کنند و دختران نیز داشتن دوست پسر را یک جاذبه فردی و اجتماعی برای خود می‌شمارند. به همین دلیل در بین افرادی که این افکار وجود دارد، نداشتن دوست دختر و یا دوست پسر، نوعی بی عرضگی و ناتوانی تلقی می‌شود.

در صحبت‌هایی که بین دوستان در این زمینه رد و بدل می‌شود، این نکته به خوبی مشاهده شده که افرادی که دوستی از جنس مخالف دارند، خود را قدرتمند و دارای کفایت اجتماعی معرفی می‌کنند، و در چنین مجموعه‌هایی، دختران و پسرانی که از جنس مخالف دوستی برای خود انتخاب نکرد ه‌اند خود را حقیر و ناتوان می‌انگارند.

این نگرش نقش مهمی در تحریک و تلاش دختران و پسران برای دوست یابی دارد. چنین نگرشی است که گاه برخی از دختران و پسران را وادار می‌کند تا از طریق صحنه سازی و استفاده از روشهای تقلبی این گونه وانمود کنند که دارای دوست دختر و یا پسر هستند.

گاهی اوقات این گونه افراد خود نامه‌های عاشقانه‌ای خطاب به خود می‌نویسند و آن را از طریق پست برای خود ارسال می‌دارند و سپس با نشان دادن این نامه‌ها به دوستان خود شخصیت ظاهراً لطمه خورده خود را، جبران می‌کنند. در موارد نادری دختر و یا پسر حتی نامه‌ای که خود نوشته، در ذهن خویش حقیقی می‌پندارد. در این گونه موارد، فرد دچار نوعی توهم آشکار می‌شود. در دوستیهای موجود بین دختران و پسران، از آنجا که مقاومتی قوی از طرف پدر یا مادر و جامعه برای ممانعت از برقراری این دوستیها وجود دارد، این گونه دوستیها، با مخاطرات روانی گوناگونی همراه است؛ زیرا گفتیم که دختر و پسر می‌باید وقت و انرژی زیادی برای نقشه کشی و ایجاد شرایط لازم به منظور ملاقاتهای دوستاسه خود صرف کنند، این انرژی از سوی دیگر همراه با ترس و اضطراب مستمری است که دختر و پسر می‌باید تحمل کنند. صرف این وقت و انرژی از یک سو و تحمل این اضطراب از سوی دیگر، به سادگی برای دو طرف قابل تحمل نیست، لذا به گونه‌ای تلاش می‌کنند، روابط خود را به هنجارها و قواعد مورد پذیرش جامعه، نزدیک کنند، از این رو در دوستیهای دختران و پسران، وعده ازدواج از سوی پسر و نیز انتظار ازدواج از سوی دختر، مساله‌ای بارز و فراگیر است. در حقیقت دختر و پسر با طرح مسأله ازدواج با یکدیگر در روابط فیمابین و نیز در افکار خویش، تعارضهای دورنی خود را حل می‌کنند. یا به عبارت بهتر، سعی در حل آن می‌کنند.

تقریباً تمامی پسران به دوست دختران خود وعده ازدواج می‌دهند و تمامی دختران نیز تخیل ازدواج با دوست پسران را در ذهن می‌پرورانند. از آنجا که ماهیت اصلی این تخیلات، رهایی از اضطراب و تعارض عمل نوجوان و جوان، با قواعد و هنجارهای مورد پذیرش جامعه است، لذا در اغلب موارد، این تخیلات در حد همان خیالبافی باقی می‌ماند و جامعه عمل نمی‌پوشد و به همین دلیل در اغلب موارد این گونه دوستیها به ازدواج ختم نمی‌شود و چون به لحاظ اجتماعی این دوستیها، ناپختگی نیز به شمار می‌آید.

معمولاً خانواده دختر و پسر، چنین افرادی را در حد لازم پخته و شایسته برای ازدواج نمی‌یابند. طرح مسأله ازدواج از طرف پسر با مخالفت و ممانعت خانواده خود روبرو می‌شود و اگر در مواردی پسر به خواستگاری دختر نیز برود، خانواده دختر چنین ازدواجی را نمی‌پسندند؟ زیرا در قضاوت‌های خود نوعی ناپختگی را در طرح چنین مساله‌ای می‌یابند. بنابراین باید بگوییم که وجود فکر ازدواج در بین دختران و پسران تنها نوعی ایجاد رضایت خاطر برای دختر و پسر را به دنبال دارد.

همان گونه که یادآور شدیم وجود این فکر می‌خواهد به دختران و پسران آرامش بدهد تا آنها تصور نکنند که برخلاف قوانین و هنجارهای جامعه، رفتار می‌کنند. بسیاری مواقع این دوستیها بعد از مدتی قطع می‌شود، علت این قطع شدن هم این است که هر چند این دوستیها کارکردهایی را در پی دارد، ولی معمولاً حفظ آنها به دشواری و سختی صورت می‌گیرد. کارکردهای این دوستیها علاوه بر ایجاد احساس کفایت اجتماعی، در دختر و پسر، نوعی پناه جویی به یکدیگر را نیز به دنبال دارد. دختران و پسرانی که به نوعی از وضعیت روانی و اجتماعی خویش ناراضی هستند و در این زمینه خود را سرگردان و آشفته می‌یابند، از طریق برقراری روابط پنهانی با جنس مخالف، در صدد کسب رضایت و یا به عبارتی یافتن شرایط هستند که برای آنها اطمینان خاطر و رضایت مندی بیشتری فراهم کند!

به این ترتیب یافتن دوست دختر و پسر در حقیقت نوعی یافتن ثبات و اطمینان خاطر و رضایت مندی به شمار می‌آید. از کارکردهای دیگر این دوستیها که موارد عملی آن تقریباً نادر است کارکرد جنسی این نوع دوستیهاست، به عبارتی این گونه دوستیها، نوعی تمایل غریزی متقابل را نشان می‌دهد؟ با توجه به اینکه عناصر اجتماعی و هنجارها و قواعد اجتماعی و روانی بر رفتار بسیار از افراد، حاکمیت دارد، لذا برقراری روابط دوستی بین دختر و پسر که صرفاً بر مبنای غریزه جنسی استوار باشد، تنها در میان اقشاری از جامعه که از لحاظ رشد فکری و فرهنگی در انحطاط شدید به سر می‌برند، دیده می‌شود. اینان دختران و پسرانی هستند که بسیاری از ارزشهای رواش و اجتماعی خود را به آسانی در مقابل غرایز خویش قربانی می‌کنند، همان قشری که معمولاً قشر فاسد اجتماع، به معنای حیوانی آن را تشکیل می‌دهند. معمولاًا فرادی که در چنین بافتی معنای حیوانی آن را تشکیل می‌دهند، به اعمال و کارهایی دست می‌زنند که برای اغلب افراد جامعه، بسیار پست تلقی می‌شود ۰ معمولاً کسانی که صرفاً با غرایز حیوانی به طرف جنس مخالف کشیده می‌شوند، خود را از دایره تعلیم و تربیت جامعه نیز به انحای گوناگون دور می‌سازند. اینان کمتر در مسیر تعلیم و تربیت عمومی جامعه، از قبیل مدرسه، استفاده از وسایل ارتباط جمعی، خواندن کتاب و مجله و این قبیل ابزارها، قرار می‌گیرند. برای این گونه افراد، جامعه باید برنامه خاصی طراحی و به اجرا درآورد. آنهایی که به نحوی از انحا خود را در مسیر ارزشهای روانی و اجتماعی قرار نمی‌دهند، می‌توانند به مثابه پایه‌ای برای گسترش فساد در جامعه، عمل کنند.

علی رغم وجود کارکردهای دوستیهای دختران و پسران، هیچ یک از این کارکردها نمی‌تواند به صورت یک عامل مستمر برای استمرار دوستیها عمل کنند.

آن اطمینان خاطری که دختران و پسران از طریق برقراری دوستی بین خود، جستجو می‌کنند، زیاد طول نمی‌کشد و آنان پی می‌برند که این اطمینان خاطر، به قیمت از دست دادن بسیاری از اطمینان خاطرهای دیگری به دست آمده است. وجود اضطراب مستمر در درون این گونه افراد، از جمله عوامل بسیار مهم در سلب اطمینان خاطر از آنهاست. این مسأله یکی از عوامل بسیار مهم در قطع این دوستیها به شمار می‌آید. به این لحاظ باید توجه داشته باشیم که این دوستیها عمر زیادی ندارند و آنچه در پی آن باقی می‌ماند، تعارض فکری و احساس دختران و پسران است.

در این زمینه از دست دادن ارزشمندی و شرافت خویش از جمله آسیبهایی است که دختر و پسر باید آن را تحمل کنند. به همین دلیل باید برای نوجوانان این مسأله توضیح داده شود که این گونه دوستیها در جامعه، نه تنها سودی برای دختران و پسران ندارد، بلکه می‌تواند یک آسیب روانی و اجتماعی و تربیتی به شمار آید. به عبارت دیگر آنچه پس از این دوستیها باقی می‌ماند، چیزی جز آسیب و مشکلات روانی، اجتماعی و تربیتی نیست. توضیح و توجیه این گونه مسائل، با توجه به کارکردهای این دوستیها بسیار اهمیت دارد و می‌باید از طرف مربیان، با ظرافت خاصی برای نوجوانان و جوانان مطرح شود.
در اینجا حفظ شخصیت و ارزشمندی دختر بسیار اهمیت دارد. نباید مشاور از طریق مشورت کردن‌های بی مورد با دیگران در این زمینه و یا به دلیل کشش درونی خود برای طرح این موضوع با دیگران، حرمت دختر را بیش از پیش با آسیب مواجه سازد. به هر حال در چنین مواردی تاکید براین است که انسان آسیب دیده به لحاظ روانی و اجتماعی را حتی المقدور از گسترش آسیب و تبدیل شدن وی به انسانی بی ارزش و در نتیجه تبدیل شدن به فردی که خود مولد آسیبهای بیشتر برای دیگران شود، دور داشت. چنین فردی اگر نتواند تعارضهای روانی خود را حل کرده و در مورد کفایت و کارآیی خود در آینده، اطمینان حاصل کند بدون شک در آینده از طریق داشتن فرزند و نیز تشکیل یک خانواده سست و متزلزل،آسیبهای روانی خود را به دیگر ان نیز، تسری خواهد داد.

مادری که شخصیت بی کفایت برای خود تصور می‌کند و خود را آلوده و بی ارزش و ناتوان به شمار می‌آورد، کمترین آسیب او این است که چنین افکاری را به فرزندان خویش به شکل ناخودآگاه منتقل سازد. در چنین مواردی می‌باید به آینده دختر و فرزندان وی در نهایت خانواده‌ای که او می‌خواهد بسازد، به دقت بیندیشیم و او را برای تشکیل یک خانواده با کفایت بازسازی کنیم.

در صورتی که دختر به کرامت نفسانی خویش، یعنی کرامت شخصیت خود و ارزشمندی شخصیت خود، پی ببرد، خود را به آسانی در اختیار امیال و خواسته‌های دیگران قرار نخواهد داد. وقتی خانواده و به خصوص مادر، پیوسته دختر را سرزنش می‌کنند و او را تحقیر می‌نمایند و وی را فردی بی ارزش تلقی می‌کنند و با خطاب کردن اصطلاحاتی نظیر: عقد ه ا ی، پست، شلخته، بی عرضه، و امثال آن، دختر را بی کفایت جلوه می‌دهند، او هرگز نمی‌تواند برای خود این قدرت را قائل شود که در مقابل فشارهای سایرین مقاومت و حرمت خویش را پیوسته حفظ کند. خانواده‌ای که به فرزندان خود اطمینان می‌بخشد که شما افرادی ارزشمند، والا، قدرتمند و با اراده هستید و حریم شخصیت خود را به شایستگی حفظ خواهید کرد، این فکر را به فرزندان خود منتقل می‌کنند که آنها نمی‌باید اسیر خواستها، مطالع و فارهای روانی دیگران قرار گیرند. آنها ایستادگی و مقاومت خواهند کرد و زندگی را آن گونه که عقل آنها حکم می‌کند، خواهند ساخت.

بدون شک دوستی‌های دختر و پسر در جامعه ما، یک آسیب روانی، تربیتی و اجتماعی به شمار می‌آید. در سطور آینده نمونه‌هایی از آسیب اجتماعی دختران را در این زمینه مورد بحث قرار خواهیم داد.
دختری پانزده ساله از کرج ضمن نامه‌ای نوشته است که: « من دختری هستم که به علت کمبود محبت در خانواده، سال گذشته به ناچار دست به خودکشی زدم، ولی بعد از اینکه دو ساعت حالم بد بود، مادرم مرا به بیمارستان برد و از مرگ حتمی نجات داد. خواهری دارم تقریباً ده ساله، مادرم بیشتر به او احترام می‌گذارد، اما احترام من را نگاه نمی‌دارد.

در همه جا غرور مرا می‌شکند، ولی برای خواهرم احترام بسیار قائل است و از او تعریف می‌کند؛ البته من در گذشته اشتباهی مرتکب شده با پسری دوست شدم که در همسایگی ما می‌زیست. به خدا من نمی‌خواستم چنین کاری کنم، ولی بر اثر کمبود محبت و تحریک دوستان مجبور به این کار شدم. از وقتی که مادرم فهمید، هر کاری که می‌کنم سرزنشم می‌کند و به من فحاشی می‌کند".
این نامه نمونه‌ای است از آسیبی که دختر به دلیل دوست شدن با پسر همسایه در محیط خانواده، با آن روبرو بوده است. این آسیب نه تنها جایگاه او را در خانواده مورد تردید قرار می‌دهد، بلکه احترام به خود و شرافت و کرامت نفسانی دختر را نیز با آسیب مواجه می‌سازد.

نامه دیگری مربوط به دختر خانمی، از یکی از روستاهای خراسان است. او در قسمتی از نامه خود چنین می‌نویسد:

"دختر همسایه ما که چند سالی بزرگتر از من بود و نامزد داشت، مرا با برادر شوهرش آشنا ساخت، من بعضی وقتها که به خانه آنها می‌رفتم، دختر همسایه مرا فریب داده و به دروغ حرفهایی از طرف برادر شوهرش به من می‌گفت. من هم با خود گفتم، شاید برادر شوهر این دختر با من ازدواج کند و به این ترتیب با او آشنا شدم. حدود یکسال و نیم از آشنایی من با او می‌گذشت که یکی از اقواممان با خبر شد و به برادر تنی من خبر داد او آمد و به اتفاق برادر خودم که تازه از سربازی آمده بود، مرا به باد کتک گرفتند، آنقدر آن دو مرا زدند که از دماغ و دهان من خون جاری شد و حالت تهوع به من دست داد. از آن روز بدبختی واقعی من شروع شد. الان چهار سال و نیم از آن ز مان می‌گذرد و من در خانه مثل پرند ه ا ی در قفس هستم و به انتظار نشته‌ام که یکی بیاید و مرا از این زندان غم و تنهایی نجات بدهد».
این نامه نیز یک مورد از آسیبهای اجتماعی را بر ملا می‌سازد، که دختر بر اثر هم صحبتی با یک پسر، دچار آن شده است. در این نامه نیز ما می‌بینیم که آسیب در درجه اول متوجه دختر است و این دختر است که آسیب را می‌باید تحمل کند.

دختر خانمی از یکی از شهرهای خوزستان ضمن نامه‌ای، چنین نوشته‌اند: "من در زندگی شکست خورده‌ام و دیگر راه چاره‌ای جز خودکشی ندارم، چون دیگر حاضر نیستم بعد از این کار، مهر هیچ پسری را در دلم جای دهم و همیشه در خود فرورفته‌ام و از همه کس متنفرم به هیچ یک از آدمها اطمینان ندارم. همه آنها بی معنا هستند، در حالی که پسر عمه من، مرا خیلی دوست داشت و من هم اوایل، قبل از آنکه با آن آقا آشنا شوم، به پسر عمه‌ام علاقه زیادی داشتم، ولی او اصلاً خبر نداشت، چون غرورم به من اجازه نمی‌داد که او بفهمد که به او علاقه مندم، ولی تحت تأثیر بعضی از دوستان ناباب با آن آقا آشنا شدم و عاقبت هم چنان غرورم را شکست خورده یافتم که امروز چاره‌ای جز خودکشی برای خود نمی‌یابم ". این خانم در ابتدا نامه خود سن خود را هفده ساله ذکر می‌کند و می‌گوید: "من به هنگام امتحانات ثلث سوم از طریق تلفن با آن آقا آشنا شدم ". ایشان در ادامه این آشنایی ذکر می‌کند که "آن آقا پیوسته به من وعده ازدواج می‌داد، وقتی از او خواستم که برای خواستگاری بیاید، او گفت که خانواده‌ام با این کار موافقت نمی‌کنند؟ یعنی خانواده من اجازه وصلت با غریبه‌ها را نمی‌دهند".

این مطلب باعث شده است که این دختر خانم، حیثیت و شرافت خود را از یک سو آسیب دیده بداند و از سوی دیگر از تمامی انسانها متنفر باشد.

به نظر می‌رسد در این جمع بندی باید دوستیهایی را که با وژگیهای بالا به آنها پرداختیم، مورد نقد و تجدید نظر قرار دهیم و برای پدران و مادران، و نسل نوجوان و جوان آن را بیش از پش به تبیین و بررسی گرفته تا آسیبهایی را که در جامعه ما از طریق این نوع دوستیها به دختران و پسران وارد می‌شود، مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم و به دخترانمان گوشزد کنیم که از طریق مراعات قواعد اجتماعی در مورد ازدواج و همچنین از طریق عدم برقراری روابط پنهانی با پسران، حرمت نفس خویش و کرامت انسانی و شخصیت خود را حفظ کنند. همچنین به پسرانمان این نکته را گوشزد کنیم که نباید دختران معصوم را قربانی مطامع زودگذر خود کنند. آنها می‌باید با حفظ کرامت و مردانگی خود، حریم عفت و پاکدامنی سایرین را نه تنها نشکنند، بلکه از آن پاسداری نیز بکنند. آنها می‌باید با ایستادگی و مردانگی در مقابل کسانی که روابط پنهانی خود با دختران و نوامیس دیگران را با آب و تاب تعریف می‌کنند، بایستند و هر چه بیشتر باب این گونه مسائل را ببندند و طرح این گونه موارد را از طریق بی توجهی به آن و حتی سرزش کردن کسانی که این مطالب را طرح می‌کنند، به حداقل برسانند.

یکی از دلایل اشاعه چنین مسائلی بین دختران و پسران بی توجهی نوجوانان و جوانانی که دارای افکار سالمی هستند، به نقش خود در برخورد با چنین مسائلی است.

آنها می‌باید بدانند که در چنین مواردی وظیفه‌ای مهم در زمینه امر به معروف و نهی از مکر در قبال دوستان خود دارند. جوانان پاکدامن می‌باید شرایط را به گونه‌ای فراهم سازند که صحبت کر دن در خصوص دوست گرفتن از جنس مخالف، اعم از دختر و پسر، بسیار ناپسند و نشانه ضعف و کوچکی شخصیت تلقی شود.

این نکته را باید گوشزد کرد که جامعه و ارزشهای فرهنگی ما، چنین اقتضا می‌کند که حریم خانواده‌ها حفظ گردند تا جامعه‌ای سالم به جهان معرفی شود. اینکه در تمامی زمینه‌ها، به دنبال غرب باشیم و از آنها تأثیر بپذیریم، نشانه پستی و ذلت ماست. بنابراین برای حفظ و پاسداشت ارزشهای فرهنگی و اجتماعی، می‌باید چنین رفتارهایی را طرد کنیم. این رفتارها نه تنها حرمت اجتماعی و فرهنگی ما را خدشه دار می‌سازد، بلکه افرادی را به جامعه تحویل خواهد داد که با انواع آشوبهای روانی- اجتماعی و تربیتی، عهده دار ساختن کشور و نسل آینده خواهند شد.

فصل دوم

معیارهای اخلاقی برای معاشرت افراد

آزادی دختر و پسر

اسلام بر پاکی و سلامت شخصیت دختر و پسر و لزوم رعایت حقوق فرد و جامعه در ارتباط‌ها، نگاه‌ها، شنیدن‌ها و مکالمات مستمرتأکید فراوان دارد و به هیچ عنوان راضی نمی‌شود که حریم قُدسی دختر، خدشه بردارد یا پسر از دایره عفت و پاکی خارج شود. اما دنیای امروز، تحت تأثیر فرهنگ غربی، به نام آزادی (و صریح تر بگویم: آزادی روابط)، روح پاک جوانان دختر و پسر را سرگردان و گرفتار هیجانات بیهوده می‌کند. آزادی مورد نظر هم به جای این که به شکفتن استعدادها و خلاقیت‌ها کمک کند، موجب هدر رفتن نیروها و استعدادهای شاداب جوانی شده و جوانان را از دایره زندگی و اندیشه متعادل، خارج ساخته است.

دختری که از آغوش خانواده بیرون می‌آید، به کجا روی بیاورد که به دام سودجویانی که عواطف پاک و دل ساده و آرزوهای انسانی او را به بازی می‌گیرند، نیفتد و سرنوشت و شخصیت و سلامتی اش به خطر نیفتد؟

برخی از آداب اجتماعی ما که جوانان را از اجتماعی شدن، ارتقای شخصیت علمی- فرهنگی و انتخاب گروه همسالان همفکر و همسر مناسب بازداشته‌اند، نه دینی و نه منطقی اند؛ اما در عین حال، کنار گذاشتن تمامی سنت‌ها و پذیرش بی قید و شرط فرهنگ حاکم بر جهان پیشرفته نیز رفتار عاقلانه‌ای به نظرنمی رسد.

فرهنگ غربی، خواسته یا ناخواسته، به نام آزادی و در راه رسیدن به آن، فضای جامعه را نا امن و کانون خانواده را متزلزل نموده است. در چنین فضایی، هیجانات کاذب و عطش کامجویی‌ها، فرصت اندیشیدن و خلوت معنوی و لذت رفتارهای اخلاقی و خویشتنداری‌های عفیفانه را از انسان گرفته است.

در جهان به اصطلاح "آزاد"، علاقه واقعی جوانان به علم و دانش، هر روز، کم تر می‌شود و جوانان به کار و حرفه، رغبت نشان نمی‌دهند و از رعایت قوانین و مقررات اجتماعی و انسانی فراری شد ه ا ند.
در این جوامع، بر اثر بی بندوباری‌ها و تلا ش‌های دائمی شهروندان برای رسیدن به منافع و رفاه بیشتر و نادیده انگاشتن حریم‌های انسانی و پیام‌های انبیا، هر روز، جنایات تازه‌ای در شرف تکوین است، که عشق‌های دروغین خیابانی و دوستی‌ها و ارتباطهای کوچه وبازاری، تنها نقطه‌های آغاز شمرده می‌شوند.

در جوامع غربی و مقلّد غرب، نسل جوان، هدف بیشترین تبلیغات رسانه‌ای برای مصرف بیشتر محصولات تجاری اند (لباس‌های مدروز وماه و سال، لوازم آرایش و خودآرایی، خوردنی‌های جدید، نوشیدنی‌های تازه، فیلم‌ها و آوازهای سبُک یا غیر اخلاقی، مواد انرژی زا و توهم زا و...) بدون آن که فرصت انتخاب داشته باشند و یا بتوانند آگاهانه از حلقه و گردونه‌ای که درونش قرارگرفته‌اند، خارج شوند.
در جامعه‌ای که به هیچ اصل اخلاقی یا آرمان غیر مادی پایبند نیست، همگان قربانی اند، مگر آن که به شکارچی تبدیل شوند. بدین ترتیب، روشن است که روابط آزاد، لازمه اقتصاد آزاد است. برای این که همیشه در جهان، حرف اولی را در تولید بزنند، باید جهانیان را به مصرف کنندگان دائمی محصولات ارزشمند یا بی ارزش خود تبدیل کنند و شکسته شدن حریم‌ها (حریم خانه، حریم خانواده، حریم شخصی، حریم سنَت‌های اخلاقی و ملی و....)، گام نخست در ترویج محصولات و تربیت نسل تخدیر شده و مصرف کننده است. نسلی که در گام بعدی، چه نظامی باشد و چه نباشد، به عنوان سرباز غرب و فرهنگ غربی، در برابر تمام آنها که استقلال و عزت خود را پاس می‌دارند، خواهد جنگید!

حریم

جامعه دینی، در روابط اجتماعی خود، توجهی ویژه به حصار عفاف و حریم شخصی دختر و پسر دارد. روش اسلام، این است که انسان، معتدل و متعادل زندگی کند و از هر افراط یا تفریطی به دور باشد. خداوند نیز مسلمانان را، امت متعادل می‌نامد. [۲]و افراد اجتماع را به روش صحیح زندگی فرامی خواند و در مقررات خود، همه جنبه‌های نیاز دختر و پسر را در نظر می‌گیرد. از جمله، دختران را تا حدودی که منجر به زیان دیدن و انحراف آنها نشود، از شرکت در اجتماع، نهی نمی‌کند.

رسول خدا به برخی از زنان اجازه می‌دادند که حتی در جنگ‌ها برای امداد و کمک به مجروحان و سربازان، شرکت کنند و در تاریخ اسلام، نمونه‌هایی از مشارکت زنان و دختران در فعالیت‌های اجتماعی ذکر شده است. روشن است که رعایت حریم‌ها از سوی زنان و مردان، تضمین لازم برای دوام چنین مشارکتی است و حضور زنان و دختران در فضاهای عمومی یک جامعه، مشروط به صلاحیت اخلاقی و متانت مردان و پسران آن جامعه است.

روابط آزاد

اسلام به خطراتِ ناشی از روابط به اصطلاح «آزاد» دختر و پسر کاملاً آگاه است و نهایت مراقبت را در روابط و برخوردهای دختران و پسران دارد، تا حدی که منجر به انحراف و فساد نشود و طرفدار مشارکت دختران و پسران در جامعه به شکل معقول و با حفظ حریم است.

اسلام، در عین این که اجازه شرکت در محافل، مدارس، مساجد و... را به جوانان دختر و پسر می‌دهد، دستور می‌دهد که به صورت مختلط نباشد و محل نشست و برخاست‌ها از یکدیگر جدا باشد.
پیامبر اکرم ! در زمان زندگی خویش دستور دادند که درِ ورودی زنان به مسجد از درِ ورودی مردان، جدا باشد. و نیز نقل شده است که پیامبر اکرم (ص) آن زمان که مسجدشان یک در داشت، فرمودند که شب هنگام که نماز تمام می‌شود، نخست خانم‌ها از مسجد خارج شوند و بعد، مردها.

راهنمایی‌هایی که در احادیث و آیات برای حریم گرفتن دختر از پسر و زن از مرد در ارتباطات و روابط اجتماعی بیان شده است، بیانگر این حقیقت است که از نظر روانی- تربیتی، رها کردن دختر و پسر در فضای جذابیت و کشش متقابل در مناسبات و روابط، سخت زیانبار است و بلکه پُل یا گردنه‌ای است که پهلوان‌ها نیز در آن می‌لغزند. با این مبنا، دعوت به روابط آزادتر و کسب تجربه از حلال آنها، خدمتی به جوانان محسوب نمی‌شود؟ بلکه آنها را از رسیدن به آرامش و ثبات از طریق تشکیل خانواده و وفاداری به آن، دورتر می‌سازد.

آنچه که اسلام به صورت یک توصیه اخلاقی در مورد جامعه مدنی ابراز می‌دارد، این است که اجتماع مدنی، تا حد ممکن، غیر مختلط باشد. در مدینة النبی شرایطی فراهم گردید که روح آدم‌ها بال و پر گرفت و جوانان در جوی سرشار از آگاهی و مسئولیت، با داشتن فرصت انتخاب و حق ارضای طبیعی و کنترل غرایز، رشد کردند و خویشتنداری و عفاف، زمینه ساز ظهور چهره‌های فکری و معنوی برجسته‌ای در میان آنان گردید.

در شرایط مساعد فکری- معنوی که حریم دختر و پسر رعایت شود و جوان، مجال اندیشیدن و انگیزه و امکان به کمال رسیدن داشته باشد، گل‌های زیبایی همچون یوسف (علیه السلام) و مریم (علیها السلام) می‌رویند؟ اما در جوامع به اصطلاح"آزاد" به خاطر همه جایی شدن کشش‌ها و انگیزش‌های جنسی و خروج روابط جنسی از حریم خانواده (یعنی نظام اخلاقی ارضای این غریزه)، ما کم تر شاهد ظهور چهره‌های خویشتندار و پاکدامن هستیم.

چه لزومی دارد که در جامعه و محافل آموزشی و دانشگاهی و اجتماعات عمومی و در جریان فعالیت‌ها و تلاش‌های فردی و اجتماعی، دختران و پسران، به اصطلاح: "دوش به دوش " (یعنی عملاً با تداخل حریم‌های شخصی)، فعالیت‌های خود را انجام دهند؟ آیا اگر همین تلاش‌ها با حفظ حد اقلی از فاصله انجام پذیرد، نقصی در کار و اُفتی در فعالیت‌ها حاصل می‌شود؟

این یک واقعیت است که در جریان فعالیت‌های اجتماعی، تداخل قلمروهای شخصی دو جنس، آنها را از کار و تولید و فعالیت، باز می د ارد. و این، در مورد جوانان، بیشتر صادق است؛ چرا که در میان آنها به خاطر قوی تر بودن غریزه و سرعت هیجان، خیلی زود، پای جنسیت به عرصه کار و تولید و تلا ش فکری، باز می‌شود؟ چیزی که در جمع زنان و مردان دارای خانواده و پایبند به آن، کم تر و دیرتر اتقاق می‌افتد.

نگاهی گذرا به پژوهش‌های روان شناسی- تربیتی و بولتن‌های "روان شناسی کار" و آنچه هم اکنون در کارخانجات و مدارس و متروهای اروپا و ژاپن و... در حال فراگیر شدن است (یعنی فاصله گذاری مناسب میان دو جنس، بر اساس خواست خود آنها و حتی به مقدار پیشنهادی خودشان)، تأییدی بر مدعای ماست.

معیارهای اخلاقی برای معاشرت

الف) در نگاه

رسول اکرم (ص)به حضرت علی ع فرمود: "ای علی! نگاه اول، برای توست چرا که ابزار شناخت است؛ اما نگاه دوم به زیان توست ". [۳] حقیقت این است که در مناسبات و روابط اجتماعیِ دختر و پسر، پیشنهاد دین و اصل اخلاقی، ترک نگاه‌های شهوانی دختر و پسر به یکدیگر و پرهیز از لذت جویی‌های بی ضابطه و بازی کردن با عواطف یکدیگر است.

جوانی که چشمش به جنس مخالف می‌افتد و احیاناً ا ز وی خوشش می‌آید، می‌خواهد که برای بار دوم نیز به وی نگاه کند و لذت ببرد. نوبت اول، چون نگاه غیر عمدی است، مانعی ندارد؟ ولی نوبت دوم، چون به قصد لذت بردن از دیگری و بهره جویی از سرمایه دیگری است، جایز نیست.

امام صادق ع فرمود: "نگاه کردن به نامحرم، تیری زهرآگین است که از ناحیه شیطان پرتاب می‌شود". [۴] و "چه بسیارند نگاه‌های کوتاه و لذت‌های زودگذری که بعدها حسرت‌ها و تأسف‌های طولانی درپی خواهند داشت! ".[۵] با همه این مرزبندی‌ها و سفارش‌های خیرخواهانه، در اسلام، نگاه کردن دختر و پسر به یکدیگر و گفتگوی آنها، چنانچه به قصد خواستگاری و ازدواج (یعنی رفتن به سمت تشکیل کانون خانواده و رسیدن به ثبات و آرامش) باشد، مانعی ندارد.

ب) در پوشش

پوششی که اسلام برای دخترها مقرر کرده است، بدین منظور نیست که جلوی حضور اجتماعی آنان را بگیرد و از خانه بیرون نروند. پوشش دخترها در اسلام، این است که دختر در معاشرت خود با پسران، بدن خود را (به جز صورت و دست‌ها) بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد.

حقیقت، این است که در مسأله پوشش که در روابط دختران و پسران در جامعه به عنوان یک عامل مؤثر مطرح است، یک پرسش جدی پیش روی ماست: آیا برای خودِ دختر، بهتر است که پوشیده (به معنای واقعی آن) در اجتماع ظاهر شود، یا نیمه عریان؟ آیا با توجه به احساسات و کششی که دختر و پسر به یکدیگر دارند و باآسیب پذیری جدی عاطفی و محدود بودن قدرت طبیعی دخترها در دفاع از خویش و حریم خویش، باید هر پسری حق داشته باشد که از هر دختری در هر محفلی حداکثر تمتعات را (به جز یک مورد خاص) ببرد یا نه؟ چرا مردان باید آزاد باشند تا همچون کالا به زن بنگرند؟ آیا همین نگرش نیست که نظام خانواده را در غرب، متزلزل کرده است؟ راه حل اسلام با وضع نمودن نوعی مقررات برای پوشش، حفظ سلامت جسم و جان فرد و روج جامعه را تضمین کرده است. به این ترتیب، حجاب زن، حقیقتاً مصونیت بخش و پاسدار حریم اوست. مگر نه این که: « هر آنچه دیده بیند، دل کند یاد»؟

در آیین اسلام، پسران فقط در موقعی که تشکیل خانواده دادند و آگاهانه انتخاب کردند و مسئولیت پذیرفتند، در کانون گرم و صمیمی خانواده است که می‌توانند با دختر (به عنوان همسر قانونی خود)، پیوند زناشویی برقرار کنند. قبل از آن، نباید فکر و ذهن هیچ دختر یا پسر جوانی به این موضوع، مشغول باشد و مانع فکر و تحصیل و کارهای زندگی او و دیگران شود.

پس می‌توان گفت که اسلام، نه تنها به دختران و پسران جوان به چشم موجوداتی خطرناک که باید محدود شوند، نمی‌نگرد، بلکه حتی غریزه جنسی را نیز در راه تشکیل خانواده و استمرار نسل و آرامش و شادابی (یعنی بهداشت روانی فرد و جامعه) به کار می‌گیرد.

جوان، سرشار از استعدادهاست و غرایز مختلف او (حقیقت جویی، علم خواهی، زیبایی طلبی، آفرینشگری، و...) همگی نیرومندند. کدام انسان خردمندی می‌پذیرد که تمامی این غرایز، در پای غریزه جنسی قربانی شوند؟ اگر بپذیریم که آزادی روابط دختر و پسر، بهداشت روانی آنها و کل جامعه را به خطر می‌اندازد و انضباط اخلاقی آنها و کل جامعه را مختل می‌سازد، ناگزیر باید به سطحی از محدودسازی روابط، تن در دهیم؛ محدودیت‌هایی که برای افراد سالم جامعه، یک انتخاب عاقلانه‌اند و برای بیماران هوس، یک اجبار، تا نتوانند آزادانه از دیگران بهره کشی کنند و روح و جسم دیگران را بیازارند.

اولین فایده‌های این روش، امنیت فضای خانواده و اجتماع، ارتقای موقعیت زنان و دختران، شکوفایی استعدادهای مختلف جوانان، و... است که مهم‌ترین نشانه‌های "بهداشت روانی، یک جامعه محسوب می‌شوند و زمینه لازم برای تولیدات فکری و صنعتی و توسعه ابعاد مادی و معنوی جامعه به شمار می‌رود.

ج) در اندیشه و قلب

نبودن حریم بین دختر و پسر، و آزادی در معاشرت‌ها، هیجانات و التهاب‌های جنسی را افزایش می‌دهد و با خارج کردن میل جنسی از تعادل و مسیر طبیعی اش، آن را به صورت یک عطش روحی و یک خواست سیری ناپذیر و اشباع نشدنی در شکل و تنوع فراوان درمی آورد.

غریزه جنسی، غریزه‌ای نیرومند، عمیق و پردامنه است که هرچه انسان به آن میدان بیشتری بدهد، آش آن، شعله ورتر می‌گردد و نه خاموش تر. مثل افراد آزمندی که هرچه پول بیشتری به دست بیاورند، حریص تر می‌شوند.

تاریخ از آزمندی‌های جنسی، بسیار یاد می‌کند. پادشاهان، از نظر حس تصرف و تملک زیبارویان، در هیچ نقطه‌ای متوقف یا سیراب نده‌اند. صاحبان حرمسراها، هر روز در پی شکارکردن شکار دیگری برای خود بوده‌اند.

اسلام به قدرت شگرف این غریزه، توجه کامل کرده و هشدارهای زیادی دربارهٔ خطرناک بودن نگاه جنسی بی ضابطه و خلوت کردن پسر و دختر با هم و معاشرت‌های کنترل نشده آنان می‌دهد و از طرفی تدابیری برای تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و برای هر یک از دو جنس، تکلیف‌ها و مقرراتی معین نموده است.

به عنوان نمونه، قرآن کریم می‌فرماید: "به مردان بگو چشم‌ها از نگاه ناروا بپوشند و اندام خود را پوشیده دارند و به زنان نیز بگو تاچشم‌ها از نگاه ناروا باز دارند و اندام خود را بپوشند". (سوره نور، آیه ۳۱)
آیین ما از ما می‌خواهد که اندیشه مان را هوس آلود نکنیم، خیال گناه را در ذهن خود نپروریم، به نامحرمان خیره نشویم و دزدانه نگاه نکنیم، به قصد لذت‌های جنسی به نامحرمی ننگریم و با چنین قصدی به معاشرت‌های اجتماعی قدم نگذاریم.

د) در گفتار

شنیدن صدای دختر برای پسر، در صورتی که قصد لذت بردن و خوش آمدن در کار نباشد، اشکالی ندارد. در عین حال، بر اساس همان اصلِ «روابط حداقل» که گفتیم، مادام که ضرورتی در کار نباشد، ترک آن، عاقلانه تر است.

برای دختر، شایسته نیست که در سخن گفتن با پسری، صدای خود را نازک کند و به نحوی با عشوه و اطوار، سخن بگوید. خدای متعال در قرآن، به زنان می‌فرماید: "در حرف زدن، صدا را نازک و مهیج نکنید که موجب طمع بیماردلان گردد" و امیرالمؤمنین علی (ع) می‌فرمود: "به دختران جوان، سلام نمی‌کنم که مبادا پاسخ آنها دلم را به لغزش افکند" [۶]

هـ) در رفتار

احتیاط‌ها و توصیه‌های دین مبین اسلام، مبنی بر دور نگه داشتن و فاصله داشتن دختران و پسران نامحرم از یکدیگر، صرفاً به خاطر- حفظ سلا مت روحی اجتماعی و پاکی خانواده و عزت و شرف و تعالی آحاد شهروندان است تا حتی برای لحظه‌ای، فکر آلوده به ذهن پر و دختر عفیف، راه نیابد و افکار آنها مشغول به مسائلی که وقت آن نرسیده است، نشود.

روح جوان، فوق العاده تحریک پذیر است. اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح انسان، محدود به حد خاصی است و پس از آن آرام می‌گیرد. همان قدر که انسان از رسیدن به جاه و مقام و ثروت سیر نمی‌شود، در میل جنسی (سِکس) نیز چنین است.

در محیط‌های آزاد و باز، هیچ پسری از تصاحب زیبارویان و هیچ دختری از توجه کردن سران به خود و تصاحب قلب آنان سیر نمی‌شود. از طرفی، هوس، در هیچ نقطه‌ای توقف نمی‌کند و تقاضای نامحدود انسان، خواه ناخواه ، انجام ناشدنی است و امکان برآوردن همه خواسته‌ها هیچ گاه برای بشر، میسر نیست. دست نیافتن به آرزوها و هوس‌ها، در جای خود، منجر به اختلالات روحی و بیماری‌های روانی می‌گردد. به محیط‌هایی که بی بند و باری در آنها زیاد است، بنگرید. خواهید دید که در آن محیط‌ها، آمار بیماری‌های روانی و مشکلات روحی، بالاست. شاید مهم‌ترین علت، همین آزادی جنسی و تحریکات فراوان روانی است که به وسیله عکس‌ها، مجلات، فیلم‌ها و سی دی‌ها و محافل مختلف تقریحی و حتی در کوچه و خیابان و تبلیغات کالاها و مُدها و... دامن زده می‌شود و غالبأ بی پاسخ می‌ماند؛ چرا که تخلیه جسم و روان از این هیجانات فزاینده، عملا ممکن نیست و بدین ترتیب، پیری زودرس و روان پریشی و اختلالات روحی دیگر، پیامدهای طبیعی آن فضا هستند.

چرا دخترها بیشتر باید خود را بپوشانند؟

یافته‌های روان شناسی نشان می‌دهند که توسل به خودنمایی و خود آرایی، بیشتر در بین دختران رواج دارد. همچنین تجربه بشری نشان می‌دهد که در تصاحب قلب‌ها، پسر،شکار است و دختر، شکا رچی! همچنان که در تصاحب جسم و وجود مادی، دختر، شکار است و پسر، شکارچی! میل دختر به خودآرایی، از این حس شکارچی گری او ناشی می‌شود که خداوند برای هدف متعالی "پیوند همسری " در طبیعت و سرشت او نهاده است.

کم تر اتفاق افتاده است که پسران، لباس‌های بدن نما و آرایی‌های تحریک کننده به کار ببرند. بعضی از دختران، بیشتر به حکم طبیعت خاص خود، می‌خواهند دلبری کنند و پسر را دلباخته خود سازند. این ویژگی، البته فرصت تفکر و انتخاب عاقلانه را از طرفین می‌گیرد.بنابراین، می‌توان گفت که انحراف برهنگی، از انحراف‌های مخصوص دختران یا غالب در آنهاست و لذا دستور پوشش هم برای آنان و به اقتضای طبیعت لطیف آنان، سخت گیرانه تر است.

کسانی گفته‌اند که اگر پسران و دختران آزاد باشند، اشباع می‌شوند و عطش آنها کم تر می‌شود؛ اما تجربه جوامع گوناگون، نشان داده است که این چنین نیست. مگر چشم چرانی‌ها و روابط غیر قانونی و خشونت علیه زنان و نا امنی فضاهای اجتماعی برای دختران و... در جوامع آزاد غربی، کم تر شده است؟ جسم سالم و روج زیبا و شخصیت مطلوب اجتماعی، گوهرها و سرمایه‌های دختران و پسران جوان اند. کدام انسان خردمندی بهترین سرمایه‌های خویش را در معرض استقاده هر کس و ناکس قرار می‌دهد؟

علت بیشتر بودن پوشش قانونی دختران در جامعه و فرهنگ ما، منع کامجویی جنسی از آنان است که قطعاً به دوام بیشتر کانون خانواده و صمیمیت و محبت و دلبستگی بیشتر آنها در زندگی مشترک آینده شان خواهد انجامید.

دختر و پسری که قبل از ازدواج، عفیفانه تر زیسته‌اند و ازدواجشان نخستین تجربه آنها در هرگونه رابطه است، خوش بخت تر زندگی می‌کنند. پس در واقع، دختران، با رعایت حدود پوشش به سلامت زندگی آینده و سالم تر ماندن همسر آینده خود، کمک کرده‌اند و البته چنین خویشتنداری و عفافی از سوی پسران نیز تضمین خوبی برای زندگی آینده خود آنهاست.

شاید یک علت این که جوانان امروز در جوامع غربی از ازدواج، گریزان هستند، همین باشد؛ زیرا آنان ازدواج را برای خود، یک محدودیت می‌دانند و اکثر کامجویی‌های آنها در غیر محیط خانواده و در غیر کادر رسمی و در جریان معاشرت‌های آزاد و در محیط‌هایی غیر از خانه انجام می‌پذیرد. طبیعی است که برای چنین کسانی، ازدواج، آغاز محرومیت است. برخلاف فرهنگ اسلامی که در آن، ازدواج جوانان، پایان محرومیت و آغاز یک زندگی نوین و نیز کانون محبت و فضایی برای کمال جویی و پیشرفت دوشادوش است. برای رسیدن به چنین سعادتی است که اسلام، به صورتی جدی، مسلمانان را از دوستی با جنس مخالف، نهی می‌کند.

آپا پوشش دختران، مانع رشد آنها نیست؟

پوشش مطلوب اسلام، برای دختران، مانع هیچ گونه فعالیت فرهنگی و یا اجتماعی و اقتصادی و سیاسی نیست.آنچه موجب به هم ریختگی جامعه و فلج شدن نیروهای فعال اجتماع می‌گردد، آلوده شدن محیط کار و تحصیل و...، با آزاد گذاشتن لذت جویی‌ها و چشم چرانی‌های مردان و میدان دادن به عشوه گری‌ها و خودنمایی‌های دختران در محیط عمومی است.

اگر در محیط دانشگاه، دختران، خود را به خوبی بپوشانند و هیچ گونه آرایشی نداشته باشند، بهتر درس می‌خوانند، فکر می‌کنند و به سخن استاد گوش می‌دهند، یا وقتی که در کنار هر پسری یک دختر آرایش کرده و با وضع نامتناسب (با کلاس و درس)، نشسته باشد؟ انصافاً کدام روش، التهاب را در دختران و پسران، کاهش می‌دهد و به نفع آنهاست؟ و عقل، کدام را تصدیق می‌کند؟

آیا اگر پسران ما در خیابان و کوچه و بازار و مدرسه و اداره و کارخانه و... با رفتارهای فریبنده و سخنان و وعده‌های شعارگونه و غیر واقعی، دائماً در صدد یافتن دختران پاک و ساده و صمیمی جامعه باشند و هر بار، با فرو نسشن عشق‌های سطحی و خامشان به دیگری رو کنند، آرامش و امنیتی برای دختران ما باقی خواهد ماند؟

به تجربه ثابت شده است که هر محیطی که در آن، رفت و آمد و آمیزش کم تری میان دو جنس بوده و پوشش صحیح و حریم خصوصی افراد رعایت شده، در آن جا، پسرها و دخترها هم احساس آرامش بیشتری داشته‌اند و هم در کار و تحصیل، موفق تر بوده‌اند.

عفاف، مصونیت است

تقریباً در تمامی فرهنگ‌ها و جوامع، دختر، هر اندازه متین تر و با وقارتر و عفیف تر حرکت کند و خود را پوشیده تر نگه دارد و کم تر در معرض تماشای بیگانگان قرار گیرد، بیشتر مورد احترام و ارزش پسر است . حتی افرادبی بندبار هم هنگامی که سر عقل می‌آیند و می‌خواهد تشکیل خانواده بدهند، برای گزینش همسر، به دنبال دختری پاک و عفیف که تا قبل از آن با هیچ پسری رابطه نداشته باشد، می‌گردند.

اصولاًا فراد پاک و عفیف که به عفاف، شناخته شد ه ا ند، از دسترس آزاد افراد منحرف و آلوده، به دور هستند. قرآن می‌فرماید: "رعایت حریم عفاف (در روابط اجتماعی) از سوی زنان، برای این است که به عفاف و پاکی شناخته شوند و از آزار و اذیت بیماردلان، به دور باشند". (سوره احزاب، آیه ۵۹)

خودنمایی یا عرضه کردن خود به نامحرمان، از عزت و شکوه دختران می‌کاهد و علاوه بر آن که زمینه را برای نفوذ افراد آلوده و ارتباط با آنان فراهم می‌سازد، پسران جوان را که باید مظهر اراده و فعالیت و شجاعت و مردانگی و تصمیم باشند، به افرادی هوسباز، چشم چران وآ لوده و بی اراده و ضعیف، تبدیل می‌کنند .

البته اگر دختران در روابط اجتماعی خود در اجتماعات عمومی لباس ساده بپوشند، کفش ساده به پا کنند و با پوششی مناسب به مدرسه و دانشگاه بروند، قطعاً خودشان هم آرامش روانیِ بیشتری خواهند داشت و بهتر درس می‌خوانند. چه قدر خوب است که دختر جوان مسلمان، در اجتماع، آن چنان رفتار کند که علائم عفاف و وقار و سنگینی و پاکی از او هویدا باشد و به این صفات، شناخته شود. تنها در این صورت است که بیماردلان (که به دنبال شکار می‌گردند) از او مأیوس می‌شوند.

این، تقریبا یک اصل همیشگی است که پسران ولگرد، به دنبال دختران جِلف و سبک و خودنما می‌گردند. این گونه دختران، گویی وضع لباس و پوشش، راه رفتن و سخن گفتن شان، معنادار است و به زبان بی زبانی می‌گویند: به من توجه کن! به سوی من نگاه کن ، مرا تعقیب کن! و... درحالی که عفاف و رفتار و حرکات سنگین و با وقار دختر دیگر، می‌فهماند که دست تعرض از این حریم، کوتاه است و هیچ پسری جرأت نمی‌کند به او تعرض یا بی احترامی کند. دختران خوب جامعه ما، انصاف دهند که آیا حقیقت، جز این است؟ [۷]

فصل سوم

اشاره آسیب شناسی روابط دختر و پسر روابط دختر و پسر، دارای آفت و آسیب‌های روانی و اجتماعی جبران ناپذیری است که به چند نمونه آن در این فصل اشاره می‌کنیم:

سرکوب شدن استعدادها

یکی از مهم‌ترین عواملی که با وجود رشد نیروهای جسمی و فکری و روحی نوجوان، مانع از به جریان افتادن صحیح و اصولی آنها و تأمین سعادت آینده او می‌شود ۰ تسلط میل جنسی بر وجودش می‌باشد. عدم کنترل این میل، سبنب می‌شود که تمام حواس و توجهات انسان و تمام قوای جسمی و مغزی او معطوف هوس بازی‌ها شود و اگر عملا هم موفق به هوس بازی نگردد. تمام فکر و ذهن او به وسیله این خیالات و افکار، اشغال شده و او مجالی برای انجام کار دیگری و شکوفایی اندیشه و استعدادش پیدا نمی‌کند. این شعله‌ای که در سراسر وجودش زبانه می‌کشد، تمام تر و خشکی را با هم می‌سوزاند و شکوفه‌های تازه دمیده در گلزار شخصیت معنوی اش را طعمه آتش سوزان می‌کند.

آیت الله سبحانی می‌گوید: روزی در محضر حضرت آیت الله العظمی بروجردی (ره) نشسته بودیم که یکی از پزشکان ترکیه، به دیدار ایشان آمد و سؤال کرد که چرا اسلام، نوشیدن شراب را حرام کرده است؟

آن مرجع بزرگ فرمود: حقیقت انسان را عقل، قدرت اندیشه و تفکر تشکیل می‌دهد و اگر عقل انسان نبود، وی با دیگر موجودات زنده تفاوتی نداشت و یکی از اموری که در تضاد شدید با قوه عقل انسان است، نوشیدن شراب می‌باشد؟ همان طور که پزشکان نیز این مطلب را تأیید کرد ه‌اند. بنابراین، چون شراب عقل را از بین می‌برد و حقیقت انسان به عقل اوست، اسلام آن را ممنوع کر ده است.

آن پزشک به دنبال این پاسخ گفت: درست است که نوشیدن زیاد شراب، باعث از بین رفتن قوه تعقل انسان می‌شود و حقیقت انسان زیر سؤال می‌رود، ولی اگر کسی به مقدار کمی از این نوع مایعات بنوشد، نمی‌توان گفت که چنین تأثیری دارد، پس چرا اسلام آن مقدار اندک را نیز ممنوع کرده و نوشیدن آن را غیر مجاز می‌داند. آیت الله بروجردی فرمود: چون انسان، کمال طلب است و هرگز به مقدار کم قناعت نمی‌کند و اگر مجاز شمرده شود، براساس کمال خواهی اش، به تدریج بر خواسته خود می‌افزاید. به همین جهت است که اسلام از همان ابتدا حتی مقدار اندک آنرا را ممنوع کرده است و به عنوان یک قانون قطعی و دقیق، آن را برای تمام افراد چه با اراده و چه کم ارا اده، به اجرا گذاشته است و چون این ویژگی یعنی کمال طلبی، در دیگر ابعاد و زمینه‌ها جاری است، دیگر قوانین و مقررات و دستورالعمل‌های صادره از طرف قانون گذار هستی، براساس همین نکته شکل گرفته و آن جا که ممکن است زیاده طلبی باعث حریم شکنی شود و به تدریج انسان در وادی هولناک و و در معرض خطرات جانی و روحی قرار گیرد، اسلام با جدیت و قاطعیت آن را نهی می‌کند.
(مجله پرسمان، شماره ۶۵)

اظهار محبت به جنس مخالف از جمله همین موارد است که با یک سلام و احوال پرسی ساده آغاز می‌شود و یا به انگیزه اهداف آموزشی و غیره شروع می‌شود؟ ولی به تدریج، نوع رابطه و گفت و گو تغییرپیدا کرده، بر میزان و کمیت آن نیز افزوده می‌شود و تا آن جا پیش می‌رود که انسان، تمام انرژی عاطفی خود را می‌خواهد در همین گفت و گوها و ارتباط‌ها هزینه کند و هرگز به همان حداقلی که در روزهای اول داشته، اکتفا نمی‌کند و بر همین اساس است که از همان آغاز، باید از ایجاد ارتباط عاطفی و مبتنی بر احساسات اجتناب کرد.
بنابراین، ما برای اظهار محبت به جنس مخالف (چه منشأ سوء تفاهم بشود و چه سوء تفاهمی را به دنبالی نداشته باشد) دلیل موجه و قابل قبولی را نمی‌شناسیم و در واقع، اگر هم باعث سوء تفاهم نشود؟ باعث سوء رفتار می‌شود و به تدریج، دو طرف در گردونه‌ای وارد می‌شوند که چه بسا هیچ کدام خواستار آن نبودند؟ گردونه‌ای که گاهی گردش آن، مستلزم هزینه کردن تمام انرژی روانی و جسمانی فرد و قرار گرفتن در بن بست شدید است. لازم به ذکر است که این سخن، یک ادعای صرف و بدون پشتوانه و دلیل نیست؟ بلکه مراکز مشاوره‌ای که در سطح دانشگاه‌ها فعالیت می‌کند، نامه‌های متعددی از جوانان که در چنین دامی قرار گرفته دریافت می‌کنند.

جالب این است که تقاضای کمک و فریادرسی از افرادی است که معمولا در ابتدای کار، به خود مطمئن بود ه‌اند و تصمیم جدی شان آن بوده که وارد ارتباط احساسی و غیرمعقول و از نظر اخلاقی غیرصحیح، نشوند و تنها می‌خواستند در حد ارتباط عادی و یا به قول شما یک سلام و احوال پرسی و یا اظهار محبت باطنی با طرف مقابل داشته باشند. اکنون نمونه‌ای از این روابط را از زبان این افراد می‌شنویم.

۱- دختری ۱۹ ساله‌ام- تا قبل از ورود به دانشگاه با هیچ پسری ارتباط نداشته‌ام- خودم در اقوام و فامیل از ماجراهای دوست‌های خیابانی کاملا خبر داشتم و همیشه مواظب بودم... کم کم با بچه‌ها خو گرفتم و سلام و احوال پرسی با آنها برایم عادی شد. آنها هم به ما سلام می‌کردند، مدتی بعد سلام کردن به پسرها هم شروع شد... تا این که روزی یکی از آنها گفت ببخشید مدتی است شما را زیر نظر دارم و از اخلاق شما خیلی خوشم آمده، اگر لطف کنید مدتی با هم دوست باشیم- حالم خیلی خراب شد- حدود ۳ ساعت فقط گریه می‌کردم و افسوس می‌خوردم که...

۲- "یک روز که برای درس خواندن به پارک رفته بودم، قدم زدن‌های دختر و پسرهای جوان، دو به دو با هم، توجه‌ام را جلب کرد و حواسم حسابی پرت شد. ناگهان تصمیم گرفتم... تصمیم تازه‌ای گرفته بودم؟ تصمیمی که از آن هراس داشتم و بیشتر از همه می‌ترسیدم که به خطا و و گناه افتاده باشم... چند هفته‌ای بود که حتی یک کلمه هم درس نخوانده بودم؟ بی انگیزه و بی حوصله شده بودم... تا این که تصمیم خود را عملی کردم و اکنون چند ماهی است که با دختری رابطه تلفنی دارم... شرایط بد گذشته‌ام جای خود را به شرایط بدتر امروز داده، زندگی ام آرامش قبلی راندارد و نمی‌دانم این وضع تا کجا می‌خواهد ادامه یابد؟ ا... این دختر اکنون ظاهرا جای خالی همه چیز و همه کس را برایم پر کرده، اما چه فایده که در زندگی بیرون و واقعی من، هیچ جایی برای او نیست. می‌ترسم که به آلودگی و ناپاکی بیشتر کشیده شوم و کم کم به سوی لجن زار گناه کشیده و در آن غرق شوم. [۸]

افت تحصیلی یا رکود علمی

روابط دختر و پسر باعث می‌شوند که دو طرف تمام فکر و توجه و تمرکز خود را صرف دیدارها و ملاقات‌های حضوری و تلفنی خود کنند و این بزرگ‌ترین مانع برای رشد و ترقی علمی است؟ زیرا تحصیل دانش، نیازمند تمرکز نیروهای فکری و روحی است.

دل مشغولی و اضطرابی که بر اثر این گونه پیوندها پدید می‌آید، بزرگ‌ترین سد راه تعالی علمی و تحصیلی است.

مطالعه و درس، در زندگی هر انسانی، به ویژه در دوران دانش آموزی، از مهم‌ترین عوامل سازنده شخصیت وی می‌باشد که فدا کردن آن به خاطر تن دادن به دوستی‌های احساسی و غیرآگاهانه و پاسخ گویی به خواست‌های تمام نشدنی بزرگ و رسوا کننده است. تجربه نشان داده که این نوجوانان و جوانان، به علت پریشانی افکار و حواس پرتی، ذوق درس خواندن و اشتیاق هر گونه مطالعه‌ای را- اعم از کتاب‌های درسی و غیره درسی- به کلی از دست می‌دهند.

اگر زندگی بزرگان، شخصیت‌های علمی، محققین، نوابغ و دانشمندان و متفکرین را مورد مطالعه قرار دهیم، متوجه خواهیم شد که همه آنان افرادی بوده‌اند که از خوش گذرانی‌ها و هوس بازی خود را کنار کشیده‌اند و احتیاجات جسمی و غریزی خود را از طریق مشروع و معقول و در حد اعتدال، بر آورده ا ند.

دروغ بزرگی است اگر کسی بگوید: میل جنسی، سراسر وجودش را گرفته و ذهن و زبان او را دوستی‌های نامطلوب با جنس مخالف فی ساخته، اما از نظر درس، مطالعه و تحقیقات علمی، لطمه اساسی بر او وارد نشده است و به ویژه در دوران نوجوانی و جوانی، تحقق چنین امری، از محالات است.

با شکل گیری روابط عاطفی بین دختر و پسر و افزایش تدریجی آن، زمینه وابستگی آنها به یکدیگر و تشدید آن فراهم می‌شود و از آن جا که نیاز به محبت ورزیدن و مورد محبت واقع شدن، در دوران جوانی، به اوج خود می‌رسد و فضای نسبتاً مناسبی برای ارضای این نیاز (هر چند به طور غیر صحیح آن) در محیط آموزشی و دانشگاهی وجود دارد، به شکل خودکار، دختر و پسر در این کانال قرار می‌گیرند، در اکثر موارد، به طور ناگهانی و بدون توجه به نتیجه کار، گرفتار چنین گردابی می‌شوند و آن را با عنوان عرف مناسب و موجه، پوشش می‌دهند و باطن غیر موجه آن را با ظاهری نیکو و پسندیده، جلوه گر می‌نمایند.

به این ترتیب، علاقه ابتدایی شدت یافته، با وجود تصمیم اولیه دو طرف یا یکی از آنها، کم کم به وابستگی به یکدیگر تبدیل می‌شود. این وابستگی، در بسیاری موارد- شاید- در تمام موارد- افت بزرگی برای تمرکز حواس، تحصیلی و تفکر عمیق در امور درسی آنها می‌شود؟ به گونه‌ای که گاهی مطالعه و حضور در کلاس درس را غیر ممکن می‌سازد و هر کدام از آنها در تمام اوقات شبانه روز و حتی در کلاس درس، در فکر طرف مقابل است. این سخن، ادعای بدون پشتوانه‌ای نیست و اگر به نوشته‌های چنین افرادی مراجعه کنیم، مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود.

ایجاد جوبدبینی

اغلب این گونه دوستی‌ها و روابط، به ازدواج منتهی نمی‌شود و اگر هم به ازدواج بینجامد، پس از مدتی، جوبدبینی و سوء ظن آن دو نسبت به هم، فضای زندگی شان را، جهنمی خواهد ساخت و هر دو در آن خواهند سوخت.

پسر با خود می‌گوید: دختری که به راحتی با من رابطه نامطلوب و نامشروع برقرار کرد از اعتقاد و ایمان قوی برخوردار نیست. بنابراین از کجا معلوم که پیش از ارتباط با من، با فرد دیگری هم طرح دوستی نریخته باشد. و از کجا که در آینده و پس از ازدواج با من، با دیگری ارتباط برقرار نکند؟ دختر نیز همین تصور را نسبت به پسر خواهد داشت. بنابراین، این گونه ازدواج‌ها، پایدار نخواهد بود و تجربه نشان داده که منجر به طلاق و جدایی می‌گردند.

براساس یک یافته پژوهشی در آمریکا، زوج‌هایی که پیش از ازدواج با یکدیگر زندگی می‌کنند، زندگی زناشویی آنها با مشکلات فراوانی روبه رو است و منجر به طلاق می‌شود. به گزارش ایسنا، دکتر "کاترین کوهان "استاد دانشگاه ایالت پنسیلوانیا می‌گوید: طبق آخرین تحقیقات، افرادی که پیش از ازدواج با یکدیگر رابطه داشته‌اند؛ بعد از ازدواج، در حل مشکلات خود عاجزند؛ زیراکه نسبت به یکدیگر بسیار بدبین هستند.

کوهان می‌گوید: طبیعت ارتباطات آزاد این است که زوجین چندان انگیزه‌ای بر ای حل درگیری‌ها و حمایت از مهارت‌های خود ندارند، وی می‌افزود: به نظر می‌رسد ارتباطات این افراد، زودتر از افرادی که با یکدیگر دوست نبود ه‌اند، سرد و منجر به طلاق می‌شود. وی در پایان می‌گوید: می‌توانم بگویم رابطه قبل از ازدواج، به هیچ وجه، سبب دوام زندگی زناشویی نمی‌شود". [۹]

عشق الهی، رام کننده است و عشق مجازی و شهوی، انسان را وحشی می‌کند.

عشق الهی، صبرآور است و عشق مجازی، صبرشکن است.

عشق الهی، نیروز است و عشق مجازی، نیروبر است.

عشق الهی، خود خواهی بر است و عشق مجاری، خود خواهی زاست.

عشق الهی، شادی آور است و عشق مجازی، غم افزاست.

عشق الهی، سریان دارد و عاشق الهی، همه پدیده‌های عالم را جلوهٔ خدا می‌داند و به همه عشق می‌ورزد. عشق مجازی، عشق به خواسته‌های نفسانی خود است.

عاشق خدا، از فراق و یاد او، لذت می‌برد و عاشق غیر خدا، فقط با وصال دل خوش است و فراق، برایش رنج آور است.

اضطراب، تشویش و احساس نگرانی

در دوستی‌های موجود بین دختران و پسران، از آن جا که مقاومتی بسیار قوی از طرف پدر و مادر یا جامعه برای ممانعت از برقراری این دوستی‌ها وجود دارد، این گونه دوستی‌ها، با مخاطرات روانی گوناگونی، مانند اضطراب و تشویش همراه است.

وجود افکار دیگری چون احساس گناه، نگرانی از تهدیداتی که توسط پسر، برای فاش کردن روابطش با دختر صورت می‌گیرد، یک تعارض درونی و اضطراب مستمر را به دنبال دارد.

بنابراین وجود چنین دلهره‌ها و اضطراب‌هایی که گاهی لطمه‌های جبران ناپذیر بر جسم و روان انسان وارد می‌کند، از آسیب‌های جدی این گونه روابط است. همچنین هیجانات کاذب، مثل خیال ازدواج، خوش بختی و در نتیجه، شکست روحی، قربانی شدن دختران به خاطر از بین رفتن آبروی آنها و خانواده شان و حتی اقدام به خودکشی از دیکر آسیب‌های این نوع ارتباط است.

فقدان شناخت درست و واقع بینانه

کسانی که مدعی اند که این گونه روابط و دوستی‌ها با انگیزه ازدواج شکل می‌گیرد، با اندکی دقت، در خواهند یافت که روح حاکم بر این گونه دوستی‌ها، عاقلانه و از سراندیشه نیست، بلکه در آغاز و یا پس از مدتی، تنها عامل ادامه روابط، میل و کشش جنسی خواهد بود.

امیرالمؤمنین علی ع می‌فرماید: "حب الشیء یعمی و یصم، دوست داشتن چیزی (آن هم نا آگاهانه و از سر هیجان و احساسات) انسان را کور و کر می‌کند".

وابستگی‌هایی که بین دختر و پسر ایجاد می‌شود، مانع گزیش صحیح و دقیق برای شریک آینده زندگی می‌شود و از آن جا که دختر یا پسر به فردی خاص وابسته شده، تمام نیکی‌ها، خوبی‌ها، زیبایی‌ها را در فرد مورد علاقه خود می‌بیند و دیگر توان مشاهده عیوب احتمالی طرف مقابل را ندارند؛ زیرا از روی علاقه و از پشت عینک وابستگی، به طرف مقابل نگاه می‌کند؟ نه با نگاه خریدار و نه با نگاه نقادانه و بررسی کننده‌ای که تمام نقاط ضعف و قوت او را در ترازوی حقیقت بین، مورد دقت و مشاهده قرار دهد.

دوستی و ارتباط احساسی و غیر عاقلانه قبل از ازدواج، راه عقل را مسدود و چشم واقع بینانه انسان را کور می‌سازد و اجازه نمی‌دهد تا یک تصمیم صحیح و پیراسته از اشتباه گرفته شود. این نوع انتخاب‌ها که در فضایی آکنده از احساسات و عواطف انجام می‌گیرد، به دلیل نبود شناخت عمیق و واقع بینانه، اگر هم به ازدواج منتهی گردد، زندگی مشترک را تلخ و آینده را تیره و تار می‌سازد.

محرومیت از ازدواج پاک

هر انسانی در سرشت و نهاد خویش، به دنبال پاکی و نجابت است. دخترانی که درپی روابط آلوده هستند، در حقیقت، پشت پا به سرنو شت خود زنده ا ند و این امر، با عث می‌شود که آنان به جرم آلودگی به این روابط، شرایط ازدواج پاک را از دست بدهند و اگر به وسیله این گونه روابط ناسالم، در ازدواج پسران نیز تأخیر ایجاد شود دختران بیش از پسران، در معرض این آسیب قرار می‌گیرند. روابط دختر و پسر، بیش از آن که مقید باشد، تهدید کننده نهاد خانواده در جامعه به شمار می‌آید، با نگاهی به آمار می‌توان دید که آمار طلاق در بین کسانی که قبل از ازدواج، ارتباط‌های دوستانه داشته‌اند، با لاتر است. از طرفی آشنایی و ارتباط دختر و پسر در محیط اجتماع، بیشتر از آن که معرفت ساز باشد، فروزنده هوس‌ها و معرفت سوز است. عمدتاً دیده می‌شود فرد آن گونه که هست، خود را نشان نمی‌دهد یا به سبب محبت و عشقی که ایجاد شده نمی‌تواند عیوب طرف مقابل و جوانب مختلف قضیه را بسنجد بیشتر رفتارها در آشنایی‌های خیابانی به شکل تصنعی ابراز می‌شود.

عدم استقبال از تشکیل کانون خانواده

این گونه روابط و دوستی‌ها، معمولاً به انگیزه تفنن و سرگرمی شکل می‌گیرد و در خلال آن از خودباوری و زودباوری دختران، سوء استفاده می‌شود. متأسفانه در بسیاری از موارد، تفاوت عشق و هوس، دیده نمی‌شود. عشق حقیقی و پاک، با هوس‌های آلوده و زودگذر، تفاوت جوهری دارد. برخی از این روابط که مبتنی بر هوسرانی و سرگرمی است، پس از مدتی، رو به سردی و افول می‌نهد، جاذبه و دل رباییها، مربوط به روزها و ماه‌های اول دوستی است؟ ولی دیری نمی‌یابد که این روابط، عادی شده، به جدایی می‌کشد. حس تنوع طلبی انسان از یک طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف دیگر، باعث می‌شود که برخی سراغ ازدواج و تشکیل خانواده نروند. جامعه‌ای که از تشکیل کانون خانواده استقبال نکند، هیچ گونه ضمانتی برایرشد و شکوفایی فضایل انسانی در آن وجود ندارد. اغلب خوبی‌ها و کمالات والای انسانی، در پرتو شکل خانواد ه‌ای سالم، به فعلیت می‌رسد.

کم رنگ شدن ارزش‌های مکتبی و فرهنگ اصیل ایرانی

غرق شدن جوانان در عشق‌های آن چنانی و دوستی‌های ناباب، نتیجه اش دوری از معنویات و از دست رفتن ارزش‌های انسانی و الهی است که، نتیجه اش نابودی سرمایه‌های انسانی و بهترین فرصت برای رواج فرهنگ بی خدایی و ابتذال غرب و تسلط دشمنان دیرین اسلام و قرآن در کشور است. آیا تجربهٔ کشور اندلس اسلامی که جوانان را ازر اه فساد و فحشا، از ارزش‌های الهی و انسانی تهی کردند و توانستند شکست را بر آنان تحمیل کنند، برای ما کافی نیست؟ آیا می‌دانیم که چرا دنیای بی خدای غرب و آمریکا، برای رواج ابتذال و تهی سازی جوانان از ارزشهای دینی هزینه‌های نجومی می‌کند؟

انحطاط اخلاقی

شکل گیری شخصیت انسان، تابع نوع رفتار کسانی است که با آنها رفت و آمد دارد. بنابراین، نوع دوست در تعیین سرنوشت و ساختن حقیقت انسان، بسیار مهم است.

ریشه بسیاری از مقاسد اخلاقی از همین دوستی‌ها و روابط، ناشی می‌شود که سبب سقوط انسان در گناه و معصیت می‌گردد که ما نمونه یارز آن را در جوامع غربی شاهدیم. طبق آمار، در دهه ۱۹۹۰، از هر سه کودک آمریکایی، یکی نامشروع بوده است و از همین روست که انحطاط اخلاقی در غرب، باعث نگرانی شده است.

دوستی‌ها و روابط نامطلوب دختران و پسران، بزرگ‌ترین مانع رشد و کمال انسانی است. دوستی‌های غیر صحیح، باعث می‌گردد که دختران و پسران به صورت ابزاری در آیند که هر روز، تغییراتی درآرایش، پوشش، حرکات و... داشته باشند و این، چیزی جز مشغول شدن به کارهای بی ارزش و دور شدن از هدف اصلی و شناخت خود و شکوفایی شدن به کارهای بر، ارزش و دور شدن از هدف اصلی و شناخت خود و شکوفایی خلاقیت‌ها و عقب ماندن از قله کمال نیست. در این صورت، انسان به دنبال خواسته‌های دیگران است و خودش را فراموش می‌کند.

در آستانه بلوغ، شرم و حیا در هر نوجوان عفیفی، مانع از این است که او به طرف مسائل غریزی تنزل کند و با وجود این که در این دوران، هورمون‌های جنسی شخص را تحریک می‌کنند و به جنس مخالف متمایل می‌کنند، اما به جهت همان حجب و حیای فطری، فرد به نوعی احساس حقارت می‌کند. شخصیت‌های بزرگ و چهره‌های ماندگار، کسانی بود ه‌اند که با پاکی و تقوا زیسته‌اند و هرگز عظمت روحی و شخصیت معنوی خود را در قربانگاه نفس و شهوات، ذبح نکرد ه‌اند؛ اما افسوس که برخی از نوجوانان و جوانان، به جهت ضعف اراده و فقدان تجربه و اطلا عات لازم و با انحطاط و آلودگی محیط زندگی خود واطرافیان، با تسلیم شدن در برابر طوفان غرایز و شهوات، آن پاکی و معصومیت فطری و ذاتی خویش را از دست می‌دهد و راه تکامل و سعادت ابدی را به روی خود می‌بندند.

اگر از دیدگاه قرآن کریم، انسان را تعریف کنیم، در خواهیم یافت که روابط دختر و پسر، با عظمت و بزرگی انسان، سازگار نیست.

امیرالمؤمنین علی (ع )به فرزندانش امام مجتبی( ع) فرمود:« نفس خویش را عزیز به شمار و به هیچ پستی و دنائتی، تن مده؛ گرچه عمل پست، تو را به لذت برساند، زیرا هیچ چیز با شرافت نفس، برابری نمی‌کند و به جای عزت از دست داده عوضی همانند آن نصیبت نخواهد شد و بندهٔ دیگران نباش که خداوند، تو را آزاد آفریده است.» (نهج البلاغه، نامه ۳۱)

همچنین فرمود: کسی که نفس شرافتمند و با عزتی دارد، هرگز آن را با پلیدی گناه خوار و پست نخواهد کرد. (ارشاد القلوب، ص ۱۴۰)

شیخ رجبعلی خیاط می‌گوید: " اگر تو برای خدا قیام کنی، تمام عوالم خلقت، دلیل راه تو هستند؛ چون کمال آنها، در فنای در تو می‌باشد. آنها می‌خواهند آن چه را در فطرت دارند، تحویل دهند؛ تا به کمال واقعی برسند و اگر انسان برای خدا قیام کند، همه عوالم وجود سر راه او صف می‌کشند؛ تا آن چه در خود دارند، به او عرضه کنند و راهنمای او باشند"۰ (کیمیای محبت) امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرماید: "درد تو، در توست و در مان تو نیز در خود توست. تو گمان می‌بری که موجود ضعیفی هستی؟ حال آن که راز جهانی بزرگ، در کتاب وجود توست ".

امام صادق ع می‌فرماید: "خداوند، تمام کارهای مؤمن را به خود او واگذار کرده، ولی به او اختیار نداده که خود را خوار و ذلیل کند".

عشق‌هایی کز پی رنگی بود

زآن که عشق مردگان پاینده نیست

زآن که مرده، سوی ما آینده نیست

عشق زنده در روان و دربصر

هر دمی باشد زغنچه تازه تر

عشق آن زنده گزین که او باقی است

کز شراب جان فزایت، ساقی است

عشق آن بگزین که جمله انبیا

یافتند از عشق او کاروکیا

تو مگو ما را بدان شه بار نیست با کریمان کارها دشوار نیست

تهدید مهم‌ترین سرمایه دختر و پسر

دختران و پسران، تا حدی می‌توانند تشخیص دهند که همسرشان با جنس مخالف ارتباط داشته است یا نه؟ دختران و پسرانی که با گروه مخالف ارتباطی نداشته‌اند، یک حس خوبی دارند که زندگی مشترک را لذت بخش تر و شیرین تر می‌کند؛ اما این حس خوب زنانه و یا مردانه، با روابط عاطفی و غریزی، کشته می‌شود و آن حس پاک، از بین می‌رود و شریک زندگی، برای او تازگی ندارد و آن لذتی را که دو همسر پاک از هم می‌برند، این دو از هم نمی‌برند و این نکته تا حدی برای آن دو قابل درک است.

شخصی می‌گفت: با زنی ازدواج کردم و پس از دو سال می‌خواهم از او جدا شوم؟ چون احساس می‌کنم که من برای زنم هیچ جاذبه‌ای ندارم و پس از جست و جو فهمیدم که روابط بی حد با پسران- قبل از ازدواج- موجب این بی میلی است و موجب شده که من برای او جاذبه‌ای نداشته باشم. دختران و پسران نباید به گونه‌ای رفتار کنند که این حس زیبا، در آنان کشته شود.

در یک نظر سنجی از پسران بی شماری پرسیدند: شما مایلید با کدام دسته از دختران ازدواج کنید؟ همه گفتند: مایلیم با دخترانی ازدواج کنیم که با جنس مخالف، ارتباط نداشته‌اند.

احساس گناه

شکی نیست که ما در جامعه‌ای دینی زندگی می‌کنیم که اکثریت مردم ازآ موزه‌های دینی و اخلاقی متأثر هستند و به آنها احترام می‌گذارند. گرچه ممکن است هر فردی سال‌های اول زندگی و نسبت به برخی از دستورات دینی، اطلاع دقیقی نداشته باشد، ولی به طور ناخودآگاه و به تدریج، به بسیاری از هنجارهای اخلاقی و اجتماعی جامعه دینی، آگاهی پیدا می‌کند. اظهار محبت و طرح رابطه دوستی با جنس مخالف، از رفتارهایی است که جامعه دینی و ارزشی، آن را نمی‌پسندد و به آن خرده می‌گیرد و اگر اندک دقتی در متون دینی و سخنان رهبران دینی صورت گیرد، روشن می‌شود که ارتباط با جنس مخالف، از چارچوب و قوانینی خاص برخوردار است و آزاد و بدون محدودیت- آن گونه که در جوامع غیردینی شیوع دارد و به عنوان یک ارزش تلقی می‌شود- نیست بلکه نگاه اسلام به این گونه ارتباط‌ها منفی است و همه به ویژه جوانانی را که در اوج غریزه جنسی هستند، از ایجاد ارتباط عاطفی و احساسی با جنس مخالف، نهی کرده است.

حال اگر به علت عدم آگاهی، غفلت و یا تغافل، در دوره جوانی، فردی مرتکب چنین رفتاری شد، مدت زمان زیادی نمی‌گذرد که جوان به خود می‌آید و به گذشته خود می‌اندیشد و رفتارهای خود را با ملاک‌ها و معیارهای اخلاقی و شرعی مقایسه کرده و آنها را محک می‌زند و یا با قرار گرفتن در موقعیت‌ها و شرایط زمانی و مکانی معنوی- که بسیار هم پیش می‌آید- دچار پشیمانی شده و اگر نتواند به درستی از این فضای روانی خارج شود، احساس گناه می‌کند و این احساس گناه، منشأ بسیار از ناگواری‌های روحی و روانی می‌شود. لازم به ذکر است که تجدیدنظر نسبت به اعمال غیرمعقول و غیرمشروع گذشته و پشیمان شدن از آنها و تصمیم بر ترک آنها، امری مقبول و شایسته او بلکه لازم و ضروری است و آن چه به عنوان یک پیامد منطقی در این جا از آن یاد می‌شود، آن احساس گناه منفی و شدیدی است که بر فضای فکری فرد حاکم شده، توان خارج شدن از آن را در خود نمی‌بیند و همراه با یأس و نا امیدی مطلق است و توان حرکت به سوی اصلاح و تغییر رفتار را از شخص می‌گیرد. نکته قابل توجه آن است که آسیب پذیری جوانانی که به ارزش‌های دینی و اخلا قی احترام می‌گذارند و به آنها پای بند هستند، بیشتر است وآنان به خاطر آشنایی بیشتری که با دستورات دینی و اخلاقی دارند، بیشتر در معرض احساس گناه شدید و پیامدهای منفی آن قرار می‌گیرند.

خیانت به همسر آینده

اغلب دختر و پسرهایی که با هم ارتباط دارند و به طور نامشروع به برخی از نیازهای روانی و جسمانی شان پاسخ می‌دهند، با هم ازدواج نمی‌کنند و پس از پایان دوره‌ای که با هم مرتبط بودند، با شخص دیگری ازدواج می‌کنند و این، خیانتی به همسر آینده شان می‌باشد، همه سرمایه‌های جسمی، روانی و معنوی دختران و پسران، از آن همسر آینده شان است و آنان حق ندارند برای افراد دیگری که از سر فریب و تفنن با او دوست شد ه‌اند این سرمایه را هزینه کنند؛اما متأسفانه برخی این خیانت را مرتکب می‌شوند و با ارتباط نامشروع با دیگران، حقوق همسر آینده خویش را از بین می‌برند که این عمل، کانون گرم خانواده را در معرض تهدید قرار می‌دهد. [۱۰]

فصل چهارم

روابط دختر وپسر زمینه ساز فرار از خانه

در تمامی سنتها و اقوام، ارتباط بین زن و مرد بیگانه، کم و بیش نابهنجار و غیر متعارف قلمداد می‌شود. باید گفت: غیر از فرهنگ منحرف غرب در دهه‌های اخیر، از اقوام باستانی گرفته تا ادیان گوناگون و جوامع بشری امروزی، هر کدام قوانین و ضوابطی را برای ارتباط بین زن و مرد غریبه در نظر می‌گیرند و تعامل خارج از آن ضوابط را ممنوع می‌دانند.

اشاره

دین مبین اسلام که کاملترین و جامع‌ترین دین است، در این زمینه از همه مکتبها و ادیان، دقیق تر و حساس تر عمل می‌کند؛ زیرا بر این باور است که روابط بین دو جنس مخالف باید در چارچوب خانواده باشد و اگر از این چارچوب و ضوابط خارج شود، سبب انحراف اخلاقی و در نتیجه فساد فردی و اجتماعی خواهد شد. البته این سخن بدین معنا نیست که هیچ زنی حق صحبت کردن با مرد نامحرم را ندارد، بلکه این سخن در مواردی است که رابطه زن و مرد بیگانه از روابط عادی خارج شود و به سوی دوستی و گفتگوهای طولانی کشیده شود که اسلام هرگز چنین روابطی را بین زن و مرد نا محرم اجازه نمی‌دهد. به عبارت دیگر، چون ارتباط و دوستی با جنس مخالف می‌تواند موجب بروز فساد شود، اسلام چنین ارتباطی را نمی‌پذیرد و فرهنگ و عرف جامعه اسلامی تنها زمانی اجازه رفت و آمد و همراهی دو فرد از جنس مخالف را می‌دهد که آن دو تحت ضوابط و عقد شرعی محرم باشند و این محرمیت نیز با نظارت و اذن ولی دختر صورت گرفته باشد. بنابراین همه دوستی‌های خیابانی میان دختر و پسر، نامه دادن‌ها گفتگوهای تلفنی و مانند آن، چه از نظر عرفی و چه از نظر عقل و شرع، صحیح نیست و خلاف محسوب می‌شود.

آمارها نشان می‌دهد که بیشتر دوستی‌ها میان دختر و پسر، سرانجام خوشی نداشته است؛ چرا که دختر، شاید با عقیده و اندیشه‌ها، آروزها و رویاهایش با پسری دوست می‌شود و با خود می‌اندیشد که او عاشق من است و از صمیم دل به من علاقه دارد و مرا خوشبخت خواهد کرد و یا می‌پندارد پسری که به او ابراز علاقه کرده، همان فرد ایده آل اوست. غافل از اینکه که پسر فقط برای ارضای شهوات و خوش گذرانی به او محبت می‌کند و پس از مدتی او را رها خواهد کرد. چه بسا افرادی که با شش یا هفت دختر دوستی برقرار کرد ه‌اند! آیا به همه آنان عشق می‌ورزند؟! اگر پسری هم از روی صداقت با دختری دوست شود، معلوم نیست آیا ویژگی‌های اخلاقی و دینی و خانوادگی مناسبی دارد یا نه؟!

آن چه از آمارها به دست آمده نشان می‌دهد، که فقط چار درصد دوستیهای میان دختر و پسر به ازدواج منتهی می‌شود. که البته بیشتر همین چهاردرصد هم ازدواج شان به طلاق کشیده می‌شود. تعداد اندکی که بر پایه دوستی‌های خیابانی زندگی مشترک تشکیل داد ه‌اند، تا یکی دو سال احساس خوشبختی کرد ه‌اند، ولی در نهایت، در پیچ و خم زندگی به کاستی‌های یکدیگر پی برده و این نکته را دریافته‌اند که: ازدواجی که فقط بر پایه عشقی سطحی صورت گیرد، چنین پیامدهایی دارد؟ چرا که علاقه به همدیگر و شدت محبت در آغاز دوستی به آنان اجازه نمی‌دهد تا عیبهای یکدیگر را بنینند. در نتیجه هر کدام دیگری را برای خود فردی ایده آل می‌بیند. ولی پس از مدتی که از ازدواج گذشت، و کمبودها و مشکلات اخلاقی دو طرف ظاهر شد، نتیجه‌ای جز طلاق نمی‌بینند. این‌ها گوشه‌ای از مسائل و مشکلات دوستی با جنس مخالف است که البته پیامدهایی چون، کشیده شدن به باندهای فساد، اعتیاد، دزدی، جنایت، ایدز و... را نباید فراموش کرد.بررسی‌ها نشان می‌دهد که یکی از مهم‌ترین عوامل فرار دختران از خانه، دوستی و علاقه جنس مخالف است. بیشتر دختران فراری به داشتن رابطه با جنس مخالف اعتراف می‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که بیش از ۶۰ درصد دختران فر اری پیش از فرار، دوست پسر داشته‌اند و بیشتر این دختران به وسیله همین دوستان جنس مخالف، گمراه شد ه ا ند و دست به فرار زد ه‌اند. شگفت اینجاست که دختران فراری و گرفتار، یا نام واقعی دوست پسر خود را نمی‌دانند یا اگر هم می‌دانند به خیال خود برای وفاداری نام اورا فاش نمی‌کنند و در خیال واهی خود، بر این باورند که دوست پسرشان به سراغ آنان خواهد آمد. علاوه بر این مطلب، تعدادی از دختران فراری هم به اشتباه خود پی برده‌اند و تباه شدن و بی آبرویی خود را به سبب ارتباط با دوستان پسر خود می‌دانند و علت فرارشان را وعده‌های پوج دوستان پسرشان بیان می‌کنند.

نا گفته نماند که بیشتر دختران، برای نخستین بار به صورت مستقیم با پسرها ارتباط بر قرار نکرد ه‌اند. و ایجاد ارتباط آنان با پسرها به یکی از روشهای زیر می‌باشد.

۱) معرفی شدن به وسیله یکی از دوستان همجنس به یک پسر.

۲) معرفی از سوی بعضی از زنان فامیل یا همسایه.

۳) تحت فشار و تحقیر دوستان مبنی بر ناتوانی در جلب نظر یک پسر و همسان سازی با همسالان.

بنابراین، این نکته را نباید فراموش کرد که معمولا دختران نوجوان به خودی خود دست به انتخاب دوست پسر نمی‌زنند، بلکه از سوی بعضی از دوستان و هم سالان تحریک یا ترغیب می‌شوند و این اهمیت تاثیر الگوها و هم سالان را نشان می‌دهد. برای اثبات این ادعا به چند نمونه حقیقی اشاره می‌کنیم:

۱- رؤیا دختری ۱۶ ساله است که به همراه دوست پسر خود از یکی از شهرستانها به تهران آمده، و در ترمینال جنوب تنها و بی سر پناه دستگیر شده است.

از او می‌پرسم که برای چه به تهران آمدی؟

می‌گوید: با نامزدم آمدیم تهران عقد کنیم و با هم کار کنیم و زندگی خوبی را درست کنیم، می‌گویم: از نامزدت خبر داری؟ می دونی الان کجاست؟ در حالی که گریه می‌کند و اشکهایش آرام و قطره قطره روی گونه‌هایش می‌ریزد، می‌گوید: چند روز پیش که با عمه‌ام تلفنی صحبت می‌کردم، می‌گفت که با دختر خاله اش عقد کرده و قرار است چند ماه دیگر عروسی کنند. می‌گویم: پس معلوم می‌شود که چندان هم به تو علاقه نداشته، شانه‌هایش را بالا می‌اندازد و پاسخی نمی‌دهد.

می‌گویم: چطور با هم آشنا شدید؟ می‌گوید: یک بار که به خانه عمه‌ام رفته بودم با دوست عمه‌ام آشنا شدم و پس از چند بار که او را دیدم، مرا به خانه اش دعوت کرد و در خانه آنها با بهروز آشنا شدم و به هم علاقه مند شدیم و قرار فرار و ازدواج گذاشتیم.

۲- فریبا با وجود عقد کردن با پسر خاله اش، به هنگام گردش با چند پسر دستگیر شده است. او چندین بار با یکی از دوست پسرهایش مرتکب عمل نامشروع شده است به او می‌گویم: تو که عقد کرده بودی، چرا با دیگران دوست شدی و چرا دست به این اعمال نامشروع زدی؟ می‌گوید: پسرخاله‌ام به درد نمی‌خورد. می‌گویم: از کجا می دانی؟ می‌گوید: او فقط سرش مشغول کار است، از دنیا و لذتهایش چیزی سرش نمی‌شود.

می‌گویم: خُب از اول با اون عقد نمی‌کردی یا وقتی فهمیدی، طلاق می‌گرفتی. دیگر چرا تن به عمل نامشروع با آن پسر دادی؟ می‌گوید: اولش نمی‌فهمیدم توی دنیا چه می‌گذرد. خر بودم. بعد که توسط سمانه با افشین آشنا شدم، فهمیدم توی دنیا چه خبره و من چقدر احمق بودم که با یک پسر پاپتی عقد کرده‌ام.

می‌گویم: افشین الان کجاست؟ از اون خبر داری؟ می‌گوید: زرنگی می‌خواهی جایش را بفهمید تا دستگیرش کنید. می‌گویم: من که پلیس نیستم. راستش را بگو اصلا می دونی کجاست یا نه؟

گریه اش می‌گیرد و می‌گوید: نمی دونم، مخفی شده، فرار کرده، نمی دونم کدوم گوریه و... سمانه چند بار رفته در خانه شان، من هم دو بار زنگ زده‌ام که پدرم و بهزیستی موافقت کرده‌اند که مرا به عقد او در آورند، ولی افشین خودش را آفتابی نمی‌کند و اصلا از او خبری ندارم. [۱۱]

یک پرسش اساسی

به راستی از یک دختر جوان سؤال می‌کنیم: پسری که در خیابان و کوچه یا در جشنها و مهمانی‌ها با چشم چرانی فراوان شما را پیدا کرده، و با سلام، نامه یا تلفنی با شما ارتباط برقرار نمود. و به هر طریق ممکن از شما دلبری کرده، چگونه مورد اعتماد و اطمینان شما قرار می‌گیرد؟ چرا پس از مدتی با چرب زبانیها و وعده‌های پوچ تمام دل و جان خود را در اختیار او قرار می‌دهی و مطیع و فرمانبردار او می‌شوی؟

از خود پرسیده‌ای چه تضمینی وجود دارد که با شما ازدواج کند؟ و در آخر، بر فرض آن که این گونه روابط و آشناییها زمینه‌ای شد برای ازدواج و ازدواج هم کردید. از کجا می‌دانید که بعد از شما با هزاران مثل شما رابطه‌ای برقرار نکند و از دختران دیگری بعد از شما دلبری و دلربایی ننماید؟ پسری که عادت به چشم چرانی کرده و هر روز دختر بیچاره‌ای را فدای هوسرانیها و شهوترانیهای خود می‌کند (دیگر به قول خودش تنوع طلب شده) نمی‌تواند با یک دختر نجیب و سالم یک زندگی دائمی و زیبا را سرپرستی کند؟ به عبارت دیگر نمی‌تواند شوهر خوبی برای آینده شما باشد؟ چرا که او دیگر در دام چشم چرانی و تنوع طلبی اسیر شده است.

ارزش‌های والای خود را فراموش نکنیم

چه زیباست که دختر مسلمان ایر انی با کنار گذاشتن الگوهای غربی، خودش را بیابد و به ارزش والای خود واقف گردد و ببیند در دین اسلام به گوهر وجودی زن و دختر مسلمان چه بهایی داده شده است.
شارع مقدس بالاترین ارزشها را برای همسری و مادری زن قائل می‌شود. چنانکه پیامبر! بهشت برین را زیر پای مادران می‌داند و بوسیدن پای این فرشته‌های آسمانی- مادران- را مثل بوسیدن خانه خدا معرفی می‌کند و نگاه محبت آمیز فرزندان به صورت او را در زمره عبادات برمی شمرد. با این همه ارزشها و منزلتها و جایگاه بلندی که یک دختر مسلمان می‌تواند داشته باشد، چرا بدون توجه به عظمت و ارزش والای خود بعضاً خویشتن را همچون کالایی پر زرق و برق در کوچه و بازار وخیابان عرضه کند و گوهر گرانقیمت نفس را به بهای اندک هوس بفروشد و همه هستیش را در تندباد هوا و هوس از دست بدهد، و جوانی و طراوات خویش را در مستی دوری از خدا بگذراند و بقیه عمر را در حسرت و اندوه از دست دادن جوانی و پاکدامنی در ندامت و پشیمانی سپری بکند.

چه خوب بود اگر دختران و پسران با پدر و مادر روابطی نزدیک و دوستانه برقرار می‌کردند، آنچنان که در تمام نیازها و مشکلات به آنها رجوع می‌کردند و از آنها صمیمانه‌ترین یاری‌ها را می‌طلبیدند.

همانطور که برای درخواست وغذا و پوشاک شرمساری و خجالت در کار نیست برای درخواست و طلب همسر و ابراز نیاز روحی به جنس مخالف و ازدواج با او، نیز شرمساری و خجالت و پنهان کاری در کار نباشد. پدر و مادر نیز همان گونه که برای تأمین نیازهای مادی فرزندان تلاش می‌کنند و حاضرند برای تأمین پوشاک و خوراک و مسکن فرزندانشان، شغلهای متعددی را برگزینند و مرارتها و سختیها را به تن بخرند، باید تلاش کنند تا نیازهای روحی و عاطفی دلبندانشان را نیز فراهم آورند تا دختران و پسران هنگام نیاز به جنس مخالف با راهنمایی‌های دوستانه پدر و مادر به دور از مخفی کاری و خود سری و با پرهیز از هرگونه تجملات و زیاده خواهی زیر سایه دین و تحت حمایت‌های مادی و معنوی پدر و مادر ازدواج کنند و با عشق و علاقه به یکدیگر در زندگی زناشویی، نگهبان بقای خانواده و موجب پاکدامنی و پرهیزکاری هم شوند.

پدران و مادران برای جلوگیری از دوستی‌های نامشروع و مخرب فرزندانشان باید نکات زیر را رعایت نمایند:

۱- ایجاد روابطی بسیار دوستانه و نزدیک بین خود و فرزندانشان.

۲- آگاهی دادن به فرزندان و تبیین مفاسد و عواقب شوم داشتن دوست از جنس مخالف.

۳- درک نیازهای روحی و عاطفی فرزندان و تلاش برای بر آورده کردن آن.

۴- فرهنگ نمودن ازدواجهای آسان و به دور از تجملات و زیاده خواهی. [۱۲]


فصل پنجم

روابط دختر و پسر در دانشگاه‌ها

مباحث این فصل را در پاسخ به سه پرسش اصلی خلاصه می‌کنیم:

اشاره

۱) آیا صرف دوست داشتن دختر و پسر، آن‌ها را محرم می‌کند؟

۲) روابط دختر و پسر در دانشگاه‌ها ناشی از چیست؟

۳) وظیفه و مسؤولیت ما در این موقعیت چیست و چه باید کرد؟

در پاسخ به سوال اول باید یاد آور شد آنچه سبب ایجاد پیوند زناشویی می‌شود، خواندن صیغه عقد از سوی زن و مرد یا وکلای آن‌ها و با اجازه اولیای آن‌ها و حفظ شرایط آن است؛ در غیر این صورت، سببی برای ایجاد زوجیت و محرمیت زناشویی وجود ندارد. صرف دوست داشتن متقابل دو نفر، مجوزی برای محرم شدن آن‌ها نیست. معمولًی دوستی‌های قبل از ازدواج برای کامیابی‌های جنسی و در اثر غلبه شهوات صورت می‌گیرد؛ نخستین چیزی که در این گونه روابط از دست می‌رود گوهر ارزشمند عفاف و پاکی است و بایداز چنین روابطی که بدون هیچ گونه عقد رسمی یا صیغه و بدون اطلاع خانواده‌ها به بهانه شناخت بیش تر صورت می‌گیرد، جداً پرهیز کرد. بنابراین، پاسخ سؤال اول منفی است.

در پاسخ به سوال دوم به عواملی چند می‌توان اشاره کرد:

عدم ارضای صحیح غریزه جنسی

بی تردید ایام جوانی، ایام بیداری غریزه جنسی و گرایش به جنس مخالف است. در این ایام شوق جنسی و احساسات بر روان آدمی سایه می‌افکند؟ ناخودآگاه رفتار، سخن و نگاه جوان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و سبب تحریک پذیری وی در برخورد با جنس مخالف می‌شود. طبیعی است این نیاز درونی باید به طور صحیح و مطلوب ارضاء وتامین شود. راه قابل قبول آن نیز ازدواج است؟ ولی متاسفانه به دلایل مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی- نظیر بالا رفتن سطح انتظارت و توقعات خانواده‌ها و توجه به برخی تشریفات غیر لازم، معضل اشتغال و آینده شغلی جوانان، ادامه تحصیل آن‌ها و عدم وجود امکانات و شرایط مالی مناسب برخی خانواده ها- سن ازدواج دختران و پسران افزایش یافته و در نتیجه ارضا و تأمین عاقلانه و صحیح این غریزه سرکش، به خصوص در دوران جوانی، به انحراف کشیده شده است. بنابراین، این گونه رفتارهای نابهنجار در جامعه دینی و سنتی ما روبه فزونی است و اگر نگوییم به یک بحران اجتماعی تبدیل شده، دست کم می‌توان آن را یک معضل اجتماعی نامید. متاسفانه ساختار اجتماعی ما تا کنون نتوانسته با فراهم کردن زمینه ازدواج جوانان از گسترش این رفتارهای نادرست پیشگیری کند.

احساس نیاز به محبت

در این سنین جوانان، خواهان روابط دوستانه و هم سخن شدن با یکدیگرند. اریکسون، یکی از روان شناسان غرب، می‌گوید: جوان در این مرحله می‌خواهد روابط دوستانه نزدیکی با دیگران پیدا کند؛ ارزشمندترین و مهم‌ترین هستی و دارایی اش را به فردی دیگر هدیه دهد؛ در پی یافتن هویتی جدید است و گمان می‌کند خانواده و والدیش نمی‌توانند از وی حمایت کنند. بنابراین، اگر این نیاز در محیط خانوادگی به خوبی تامین نشود یا لطمه ببیند و مخدوش شود، نیاز به محبت و ابراز محبت و برقراری ارتباط دوستانه اش دچار اختلاف خواهد شد؟ به عبارت دیگر، دختر و پسری که عواطف و احساساتشان در درون خانواده ارضا نشود و در جمع خانوادگی احساس غربت و تنهایی کنند، در فضای باز و آزاد جامعه، طعمه افراد فرصت طلب و سودجو می‌شوند؟ به راحتی در دام افراد شیاد می‌افتند یا حداقل میل متقابل آن‌ها و جنس مخالف سبب می‌شود آن هابه بهانه‌های مختلف از قبیل آشنایی برای ازدواج و تبادل نظر دربارهٔ مسائل علمی و درسی آگاهانه یاناخودآگاه در جهت تأمین و ارضای این نیازشان گام بردارند؟ البته با روشی غلط و غیر قابل قبول که مشاهده اش شما را می‌رنجاند.

الگو گرفتن از منابع غیر خودی

متأسفانه بخش قابل توجهی از جوانان ما ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی خود را از محیط‌های غیر خودی و غیر اصیل جوامع دیگر می‌گیرند. بی تردید گسترش ارتباطات اجتماعی و توسعه آن و نیز گسترش و توسعه تکنولوژی و وسائل ارتباط جمعی و "پدیده جهانی شدن در همه عرصه‌های فرهنگی ، اجتماعی، سیاسی و..." در این خودباختگی و روی آوردن به فرهنگ بیگانه نقش اساسی دارد. این امور سبب می‌شود جوانان فرهنگ‌ها و ارزش‌های دیگر جوامع را الگو قرار دهند و به گمان این که این گونه روابط، عامل رشد و نشانه کمال و جرأت و وسیله ابراز شخصیت است، به آن روی آورند. در این میان، مسأله رقابت جوانان و به رخ کشیدن خود برای همسالان نقشی عمده ایفا می‌کند. برخی برای این که در جمع دوستان مورد تحسین قرار گیرند و یا دست کم بی عرضه و بی جرأت خوانده نشوند، به دنبال دوست پسر یا دوست دختر می‌گردند و با آن که به خوبی از عواقب سوء این کارها آگاهند، از آن دست نمی‌کشند.

اما در پاسخ به سوال سوم شما و این که در وضعیت حاضر، در برابر چنین معضل اجتماعی چه بایدکر د؟ به نظر می‌رسد باید متناسب باعلل به وجود آورنده و عوامل گسترش دهنده این مشکل اقداماتی درخور انجام داد.

بخشی از اقدامات سودمند در این مسأله عبارت است از:

الف) ارضای صحیح و مشروع این غریزه، معقول‌ترین راه برای نجات یافتن از این گونه رفتارهای نابهنجار یا کج روانه است.

ویل دورانت، دانشمند معروف مغرب زمین، دربارهٔ ازدواج می‌نویسد:

"اگر راهی پیدا شود که ازدواج در سال‌های طبیعی انجام گیرد، بیماری‌های روانی و انحرافات جنسی که زندگی را لکه دار کر ده است تا نصف تقلیل خواهد یافت ". شاید به همین جهت است که در آموزه‌های دینی مان تسریع در ازدواج فرزندان و جوانان مورد تأکید قرار گرفته است. این دستورها و تشویق‌ها گویای آن است که می‌توان با ازدواج از بسیاری انحرافات اخلاقی و جنسی و روانی ناسالم و غیر مشروع دو جنس پیشگیری کرد.

البته این موضوع به تلاش همگانی خانواده‌ها و مسؤولان و اصلاح نگرش‌ها و آداب و رسوم نادرست و فراهم کردن تسهیلات و امکانات ازدواج بستگی دارد و همه افراد، خانواده‌ها و حکومت وظیفه دارند در مسیر تحقق مقدمات ازدواج جوانان بکوشند.

ب) تحکیم روابط خانوادگی و ایجاد فضای عاطفی مثبت بین والدین و فرزندان و افزایش رابطه صمیمانه و نزدیک بین اعضای خانواده عامل پیشگیرانه دیگری است که می‌تواند در ایجاد احساس امنیت و آرامش و تأمین نیاز عاطفی نقش مؤثری داشته باشد. زیرا وقتی جوانان در خانه با محبت و توجه کافی روبه رو نشوند، این محبت و رابطه عاطفی را در بیرون خانه جست و جو می‌کنند و متناسب با دوران بلوغ و اوجگیری احساسات غریزی، رابطه خود را با جنس مخالف توسعه می‌دهند. بنابراین، نیاز به محبت در دوره جوانی را باید با گسترش روابط عاطفی خانوادگی و نیز گسترش رابطه صمیمانه و دوستانه بین همسالان هم جنس تامین کرد و {با} یافتن دوستان مناسب و ایجاد ارتباطات گرم و عاطفی و انجام برخی فعالیت‌های دسته جمعی به این نیاز درونی پاسخ مثبت داد.

ج) خود کنترلی؛ خود کنترلی می‌تواند جوانان جویای رشد و کمال و عفت و پاکی همچون شما را در این فضای آلوده حفظ کند. با کنترل چشم، گوش و دیگر حواس و نیز کنترل افکاری که در این زمینه شکل می‌گیرد، می‌توان از تأثیر گذاری روابط ناسالم دیگران تا حدود زیادی جلوگیری کرد. مطمئناً هر چه بیش تر ذهن و حواس خود را در این زمینه مشغول سازیم، بیشتر تاثیرپذیر خواهیم بود. پس بهتراست اوقات فراغت خودرا با برنامه ریزی صحیح پرکنید و با پرهیز از بیکاری و تنهایی و توجه به این صحنه‌ها، به وظیفه اصلی و مهم دوران دانشجویی که همان تحصیل علم است، بپردازید.

در پایان باید یادآور شد، برخی از عزیزان و جوانان از اشتباه بودن یا عدم مشروعیت بعضی ارتباط‌های خود آگاهی ندارند. برخورد روشنگرانه و با عاطفه ما می‌تواند به اصلاح و تغییر رفتار آن‌ها انجامد. قطعاً حسن سلوک و رفتار شما در بیان این موضوع به آن‌ها نقشی تعیین کننده دارد.

کتاب، "جوانان و روابط"، نوشته ابوالقاسم مقیمی حاجی از انتشارات مرکز مطالعات و پژوهش‌های فرهنگی حوزه علمیه قم می‌تواند را هنمای خوبی در این زمینه باشد. کتاب دیگری که در این زمینه سودمند می‌نماید، "تحلیل تربیتی بر روابط دختر و پسر در ایران "، نوشته علی اصغر احمدی است که به وسیله سازمان انجمن اولیا و مربیان منتشر شده است. [۱۳]


فصل ششم

تحلیلی بر روابط دختر و پسر با نگاهی به متون اسلامی

از آن جا که تعداد زیادی از افراد جامعهٔ اسلامی ما را جوانان تشکیل می‌دهند، دشمنان اسلام، باتهاجم فرهنگی و توطئه‌های گوناگون، جوانان را مورد هدف قرار داده‌اند تا بتوانند با سرگرم کردن ایشان به مسائل پوچ و بی اساس، نشاط و کارآمدی آنان را از بین ببرند و کشور را از این سرمایه‌های گران بها محروم نمایند.

مسألهٔ ارتباط دختر و پسر نیز، به گونه‌ای که در جامعه ما مطرح است، بی ارتباط با مطالب یاد شده نیست البته این مسأله از زوایای مختلفی قابل ارزیابی است که در آغاز این بحث، به دو نکته مهم آن اشاره می‌کنیم:

نکته اول: ایام جوانی دوره شور احساسات، شوق جنسی و نشاط جسمی است. با بیدار شدن قوای مختلف جسمی، توجه به مسائل عاطفی و جذابیت‌های ظاهری جنس مخالف زیادتر می‌شود. این بلوغ طبیعی، در پیدایش دوستی‌ها و روابط دختر و پسر تأثیر به سزایی دارد.

نکته دوم: همه ما معتقدیم که انسان موفق کسی است که اهداف مشخصی در زندگی داشته باشد و برای رسیدن به آن برنامه ریزی نماید و راه مناسب را انتخاب کند. یک جوان نیز، باید سعی کند راهی را انتخاب نماید که او را به یک زندگی مطلوب ایده آل و سرشار از آرامش، کمال و شادی برساند.

انسان دارای نیازمندی‌های روحی و جسمی بسیاری است و برای رسیدن به تکامل و آرامش باید به هر دو بعد مادی و معنوی خود بپردازد؟ از طرفی دین اسلام دارای مجموعه قوانین کامل و جامعی است که به همه نیازمندی‌های انسان توجه نموده و در تعالیم خود، مصالح عمومی و سعادت دنیا و آخرت را مدنظر قرار داده است.

بر این اساس، اسلام برای پاس داری از حریم پاکی و جلوگیری از انحرافات، رعایت ضوابطی را در روابط دختر و پسر ضروری دانسته و آزادی مطلق و بدون حساب و دوستی‌ها و عشق بازی‌های مصطلح امروزی را ناپسند و مردود شمرده است. اسلام صحبت کردن زن و مرد را در موارد ضروری و در جریان رسیدگی به کارهای روزمره زندگی حرام ندانسته است؛ اما برای پش گیری از پیامدهای سوء احتمالی، آنان را از این گونه روابط برحذر داشته است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

إ قل لِلمؤْمِنینَ یَغُضمُواْ منْ أبْصَارِهِمْ وَ یَحْفَظواْ فُروجَهُم ذَلک أزْکَی لهُمْ إِنَّ اللَهَ خَبیرُ بِمَا یَصْنَعونَ وَ قُل لِلمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أبْصَارِهِنّ ویَحْفَظنَ فُرُوجَهُن وَ لآَ یُبْدِینَ زِینَتَهُن إِلا مَا ظَهَرَ منْهَا"به مؤمنان بگو چشم‌های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفاف خود را حفظ کنند! این برای آنان پاکیزه تر است. خداوند از آنچه انجام می‌دهند آگاه است؛ و به زنان با ایمان بگو چشم‌های خود را (از نگاه هوس آلود) فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را، جز آن مقدار که نمایان است، آشکار ننمایند".[۱۴]

در این آیه به صراحت دستور داده شده است که زن و مرد نامحرم به یکدیگر نگاه نکنند واز نگاه‌های هوس آلود پرهیز نمایند. به راستی، اگر به این آیه مبارکه عمل شود و دختر و پسر نامحرم از ابتدا به یکدیگر توجه ننمایند و به هم نگاه نکنند، آیا دوستی‌ها و عشق‌های خیابانی به وجود می‌آید؟ حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید: "نِعمَ صارفُ الشهواتِ غَضُّ الاَبصَار؟ چشم پوشی از نگاه، بهترین عامل بازداری از شهوت است ". [۱۵]

هم چنین، خداوند در قرآن خطاب به زنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) می‌فرماید: "فَلا تَخْضَعْنَ بِالقَوْلِ فَیَطمَعَ الذِی فِی قَلبهِ مَرَضٌ وَ قلْنَ قَوْلاً مَعْروفاً"؛ [۱۶] "به گونه‌ای هوس انگیز سخن نگویید تا بیماردلی در شما طمع نکند، و به گونه‌ای شایسته و معمولی سخن بگویید".

به راستی، آیا روابط میان دختران و پسران جوان، با آن میل و کشش جنسی که طبیعت سن جوانی است، ازنگاه‌های آلوده و صحبت‌های هوس انگیز خالی و مبراست؟ آیا با درنظرگرفتن این کلام صریح الهی می‌توان حکم جواز این گونه روابط را صادر نمود؟

شاید عده‌ای مدعی باشند که ارتباطی مورد نظر ماست که از این مسائل به دور باشد. در پاسخ اینان باید گفت: اصرار و تاکید فراوانی که امروزه بر این روابط می‌شود، شاهدی است بر این که انگیزه دیگری، هر چند غیر مستقیم و مخفی، در این کار موجود است؟ لذا ممکن است روابطی ایجاد شود که در ابتدا ظاهراً عاری از این گونه مسائل باشد، اما از آن جا که سن جوانی اوج کشش جنسی و عاطفی است، به تدریج و برطبق طبیعت بشری، این روابط، آلوده به نگاه‌ها، صحبت‌ها و رفتارهای هوس آلود می‌شود. علامه مجلسی در ضمن حدیثی نقل می‌کند: "کسی که به حرام دستش را به دست زنی برساند، چون به صحرای محشر در آید، دستش بسته باشد؟ و کسی که با زنان نامحرم، خوش طبعی، شوخی و مزاح کند، خداوند در عوض هر کلمه، هزار سال او را در محشر حبس می‌کند؟ و اگر زنی راضی شود که مردی به حرام او را در آغوش بگیرد، ببوسد یا به حرام با او ملاقات نماید و یا با او خوش طبعی و شوخی کند، بر آن نیز گناهی همانند آن مرد است. [۱۷]

حال، قضاوت به عهده خواننده محترم است که تشخیص دهد آیا دوستی‌های تلفنی، رفت وآمدها و روابط میان دختر و پسر مشمول این آیات و روایات می‌شود یا خیر؟ آیا باز هم می‌توان ادعا نمود که این روابط بدو ن اشکال است؟ نکته دیگری که وجود دارد این است که بعضی افراد این روابط را بدین صورت توجیه می‌کنند که "برای ازدواج، شناخت کامل لازم است و شناخت، بدون ارتباط ممکن نیست " در پاسخ باید گفت: بدون تردید، دختر و پسر باید با دیدی باز و با شناختی کامل از استعدادها و خصوصیات اخلاقی و فرهنگ یکدیگر، زندگی مشترک را شروع نمایند، تا در فراز و نشیب‌های زندگی هم راز و هم دل یکدیگر باشند؟ امَا شناختی کامل و دقیق است که با عقل و خرد و ارزیابی صحیح طرفین به دست آمده باشد؟ لذا باید سعی کنیم از پیش داوری و قضاوت دربارهٔ دیگران جداً بپرهیزیم؟ زیرا وقتی به کسی علاقه وافری داشته باشیم ضعف‌های او را نمی‌بینیم و اگر از ابتدا نگرش منفی دربارهٔ فردی داشته باشیم ، خوبی‌هایش را در نظر نمی‌گیریم بسیار روشن است که با دوستی‌ها و روابط خیابانی و تلفنی دختر و پسر که زیبایی‌ها و جذابیت‌های ظاهری در آنها نقش زیادی دارد و در دنیای احساسات و عواطف غوطه می‌خورند، شناخت کامل از خصوصیات اخلاقی و سلیقه‌های فردی حاصل نمی‌شود.

البته، بعد از مطالعه و دقت‌های لازم، اگر شرایط مثبت بود و دختر و پسر واقعاً قصد ازدواج با یکدیکر را داشتند، می‌توانند برای اطمینان بیش تر و ایجاد هماهنگی و آمادگی برای آغاز زندگی، با نامزدی رسمی و شرعی (به صورت عقد موقت) به خواست خویش برسند.

در پایان، باید به این نکته توجه کنیم که روابط آزاد دختر و پسر، نه تنها طرفین را به شناخت مورد نیاز نمی‌رساند، بلکه چه بسا سبب بدنامی و محرومیت از ازدواج مناسب و درخور شأن آنان می‌شود؟ هم چنین، غوطه ور شدن در این نوع روابط، جوانانی را که شاید در بهترین مقطع از سن خود، به دنبال آموختن علم و کسب تجربه برای آینده خویش باشند، در اضطراب و هیجانات بی اساس نگه می‌دارد و با ایجاد فشارهای روحی و تشویش‌های درونی، آرامش را از آنان سلب می‌کند؟ هیچ گاه این جوانان طعم شیرین آرامش، شادی و رضایت را در زندگی خانوادگی نخواهند چشید و همیشه چشم طمع به دیگران خواهند داشت؟ و این دردی است خانمان سوز که درمانی ندارد. اگر نگاهی به کشورهای غربی و غرب زده که در این زمینه آزادی کامل دارند، بیندازیم، چیزی جز مفاسد گوناگون و معضلات مختلف اجتماعی نمی‌یابیم علاوه بر این‌ها، دوستی‌ها و ازدواج‌هایی که بر این پایه چیده شده‌اند، بسیار متزلزل اند؟ هفته نامه‌ها و مجلات خانوادگی مملو از غم نامه‌هایی است که دخترها و پسرها دربارهٔ دوستی‌ها و ازدواج‌های ناکام خود می‌نویسند! بسیاری از آنان وقتی شور و اشتیاق اولیه شان برای زندگی فرو می‌نشیند و با واقعیت‌های زندگی بیش تر و بهتر روبه رو می‌شوند، با یکدیگر احساس نوعی بیگانگی و غرابت می‌نمایند و با عدم تفاهم در زندگی مشتر ک مواجه می‌شوند کم نیستند زوج‌هایی که به خاطر این نوع ازدواج‌ها از هم جدا می‌شوند. واضح است که خود طلاق هم معضلی بزرگ است، هم برای اجتماع و هم برای آن خانواده از هم پاشیده!

پیامدهای منفی روابط نامشروع در بین جوانان

از بین رفتن کرامت انسانی و غرق شدن در شهوات

اگر انسان ارضای غرایز و شهوات را تنها هدف زندگی بداند، دیگر معنا ندارد که راه مخصوصی را برای آن در نظر بگیرد، بلکه در نظر او هر عاملی که بهتر و بیش تر در خدمت شهوات قرار گیرد، (چشم چرانی، روابط نامشروع، خودارضایی، میل و اعتیاد به تماشای عکس‌ها و فیلم‌های مبتذل و...) موجه و پسندیده خواهد بود؟ هرچند در ستیز با ضوابط عقلی و دینی باشد و به نابودی شرافت انسانی و جامعه بشری منجر شود. [۱۸]

عامل اصلی انحرافات اخلاقی و تضعیف باورهای اعتقادی در غرب، همین طرز تفکر، یعنی نگرش استقلالی به غرایز است. این مسأله باعث شده که تمامی ارزش‌های انسانی زیرپا گذاشته شود و افراد در مسیر انحطاط و تباهی سیر کنند. در واقع مشکلات و معضلات اخلاقی و اجتماعی، چون: قتل، جنایت، خودفروشی، اختلالات روانی، تزلزل پیوند خانوادگی و... همه معلول اصل لذت جویی و حکومت غرایز و روابط آزاد و مختلط و از میان رفتن اهداف بلند انسانی است.

سلب آرامش روانی و ایجاد اضطراب و افسردگی

روابط آزاد و نامشروع، باعث می‌شود سلامت روانی افراد به شدت آسیب ببیند و فطرت پاک انسانی وی به گناه آلوده شود.

عده‌ای هم چون فروید [۱۹] و راسل [۲۰]آزادی‌های جنسی را برای دست یابی به آرامش روانی و برطرف شدن عقده‌های درونی پیشنهاد نمودند، اما نتیجه‌ای که به دست آمد دقیقاً خلاف آن بود.

این فقط مشکل غرب نیست، بلکه در سایر جوامع که به پیروی از غرب رو آورد ه‌اند نیز روز به روز آمار اختلالات و بیماری‌های روانی و جنایات ناشی از ناکامی‌ها افزایش می‌یابد.

استاد شهید مطهری (ره) گسترش محرِّکات جنسی را عامل اصلی انحرافات اخلاقی و غرق شدن در شهوات می‌داند:

" (این نوع روابط) هیجان‌ها و التهاب‌های جنسی را فزونی می‌بخشد و تقاضای سکس را به صورت یک عطش روحی و خواست اشباع نشدنی در می‌آورد.

در رویکرد دینی، غریزه جنسی هم چون آتشی است که هرچه بیشتر به آن خوراک بدهند شعله ورتر می‌شود و هیچ گاه فرد به ارضای کامل دست نمی‌یابد. در نتیجه، اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری جنسی، گسترهٔ خاصی دارد و از آن پس آرام می‌گیرد.

(در این میدان)، هیچ فردی از تصاحب زیبارویات و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان، و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمی‌شود. از طرفی تقاضای نامحدود، خواه و ناخواه، دست نیافتنی و همیشه مقرون به نوعی احساس محرومیت است و منجر به اختلالات روحی و بیماری‌های روانی می‌گردد که امروزه در دنیای غرب بسیار به چشم می‌خورد". [۲۱]

کاهش میل به ازدواج و تشکیل زندگی شرافتمندانه

جوانانی که قبل از ازدواج، روابط نامشروع را تجربه کرده و طهارت روح و صفای باطن خود را لکه دار ساخته‌اند، انگیزه چندانی برای ازدواج ندارند و انتخاب همسر برایشان مشکل می‌شود؟ زیرا از طرفی به همه شک دارند [۲۲] و از طرف دیگر بعد از ازدواج نیز دل کندن از لذت‌های گذشته برایشان مشکل است و تنوع طلبی روانشان را بیمار ساخته و چه بسا بعد از ازدواج، دوباره به منجلاب فساد کشیده شوند. ویل دورانت می‌گوید: "فساد پس از ازدواج، بیش تر محصول عادات پیش از ازدواج است ".[۲۳]

فصل هفتم

علت منع روابط آزاد میان زن و مرد چیست

به طور کلی دلایل منع روابط آزاد میان زن و مرد را در موارد ذیل فهرست می‌کنیم:

لزوم توجه به ابعاد متعالی انسان اعم از مرد و زن

زنان و مردان به عنوان جماعت انسانی، ابعادی دارند که برخی از آنها بسیار متعالی و برخی دیگر هم با بخش حیوانی مرتبط هستند. انسان فعالیت‌های متفاوتی انجام می‌دهد و توانایی‌های متعددی دارد که با توجه به توانایی‌ها و نوع فعالیت‌ها می‌تواند اهداف مختلفی برای خود انتخاب نماید.

حال در صورتی که روابط مردان و زنان آزاد باشد، به دلیل آسیب پذیری انسانها در این رابطه و حاکمیت غریزه، ابعاد متعالی آدمی تحت الشعاع قرار گرفته و عقربه ذهنی و رفتاری افراد به سمت مسایل جنسی و حواشی آن رفته و هر یک از آنها از ابعاد متعالی خود و دیگری غفلت می‌ورزند.

روشن است که سرکشی شهوت، عقل را ناکارآمد می‌کند. امیرالمؤمنین ع فرمود ه‌اند که بر اثر هوس و شهوت عقل و خرد از بین می‌رود [۲۴]

حراست از کرامت انسانی زنان

در صورت رواج بی بند و باری در جامعه، این زنان هستند که بیشتر متضرر می‌شوند، چرا که در این صورت زنان در ارزیابی مردان، به کا لا‌های جنسی تبدیل می‌شوند و تنزل زنان تا به این حد، بدترین شکل ممکن از سقوط شخصیت آدمی است. اگر زنان به خاطر جاذبیت هایشان مورد علاقه واقع شوند و بر این اساس با کسی پیوندی مقدس به نام ازدواج ببندند در حالی که دیگر امتیازات شخصیت آنها هم دیده شده و در مجموع یک همراه و شریک در زندگی ای متکامل به حساب آیند، ابداً مذموم نیست. لکن، وقتی فقط از لحاظ مسایل شهوانی مورد نظر آیند، بسی خسران نموده و حقیرانه زندگی خواهند کرد. در ادله و روایات موارد قابل توجهی وجود دارد که به مردانی که درصدد ازدواج هستند توصیه می‌کنند که زنان را فقط بابت جمال ظاهری شان نخواهند و به ابعاد دیگر و شخصیت باطنی شان توجه کنند.

در واقع شیوع نگاه ظاهربین و غلط باعث می‌شود از توان بالقوه و بالفعل زنان در جهات مختلفی که با پیشرفت جامعه مرتبط است غفلت شده و خودفراموشی مفرطی را نیز در زنان باعث گردد.

تاثیرات مخرب فرهنگی روابط آزاد بر زنان و مردان

در حقیقت مسأله فوق متاسفانه به تغییر فرهنگ به تمام معنا و در تمام ابعادش می‌انجامد. تبدیل شدن زنان به کالاهای جنسی، تمام ظواهر زنان از جمله پوشش، نوع سخن گفتن، کیفیت و کمیت ایجاد روابط اجتماعی، آمال و آرزوها... را تغییر می‌دهد. تشدید این مسأله در زندگی مردان نیز اثر گذارده و به جای مردان غیرتمند طالب زندگی پایدار، از آنان مردان هوسران و متقاضیان کالاهای جنسی می‌سازد.

تزلزل بنیان خانواده

بدیهی است که انحصار روابط زناشویی در خانواده زمانی ممکن است که در صحنه علنی جامعه مردان و زنان از این حیث در اختیار یکدیگر نباشند. دسترسی آسان به تأمین غرایز از طرق نامشروع علاوه بر آنکه مردان و زنان متاهلی را که از نظر ایمان و تقوی سست بنیاد هستند در معرض آسیب قرار می‌دهد، با بالابردن آستانه لذت و کامیابی و توقعات روبه تزاید مردان و زنان از یکدیگر بر فروپاشی خانواده اثر بیشتر می‌گذارد.

مردان و زنان در مراودات آزاد خود با غیر همسر، مداوم در فکر مقایسه همسر خود با نمونه‌های جدیدند و با این کار احساس رضایت خود را نسبت به خانواده و همسر خود از دست می‌دهند.
علاوه بر امر فوق، وجود این روابط، انگیزه‌های اولیه تشکیل خانواده را از بین می‌برد؟ یعنی در پایین کشیدن آمار ازدواج موثر است. در شرایطی که تشکیل خانواده مؤونه و زحمت زیادی در بردارد و بر دوش هر یک از طرفین مسئولیت‌هایی می‌نهد، وجود روابط آزاد باعث می‌شود که متاسفانه افراد از نامطلوب‌ترین راه ممکن غرایز خود را تأمین کنند و فارغ از مسئولیت‌های خانوادگی در لذت جویی افراط نمایند. [۲۵]

غریزه محوری به جای بالندگی و سازندگی فکری (استهلاک قوا)

در حالت روابط افسار گسیخته و آزاد، صفحه فکر و مغز آدمی تحت تصرف غریزه درمی آید و قوای مختلف انسان، مستهلک در آن می‌شود. دقیقاً مانند انسانی که البته ناخواسته به بیماری عطش مبتلاست، این انسان تمام همتش نوشیدن آب است و نمی‌تواند به مسأله دیگری بیندیشد. به دنبال آنهم تمام افعالش منحصر در همان نوشیدن است.

زمانی که وقت زنده و پویای یک جوان به حواشی مسایل جنسی مصروف می‌شود دیگر جایی برای فعالیت‌های سازنده باقی نمی‌ماند. بر همین اساس است که در قرآن کریم در تمام آیات مربوط به کنترل روابط زن و مرد و ایمن سازی آن می‌فرمایند که رفتارهای مختلف کنترل کننده "اَزکی " هستند؛ یعنی رشد دهنده ترند. [۲۶] زیرا تمام قوا در سایه فضای ایمن شده، رشد می‌کنند.

ابعاد و پیامدهای سیاسی و اقتصادی روابط آزاد

مسأله روابط آزاد زنان و مردان در طول تاریخ علاوه بر اینکه یک مسأله اجتماعی با ابعاد فرهنگی بوده، ابعاد سیاسی و اقتصادی هم داشته است. کسانی که کمی با تاریخ جهان آشنا بوده و قصه استعمار نو را مطالعه نموده باشند، می‌دانند که آزادسازی روابط زنان و مردان و اباحیگری اخلاقی تا چه، حد جوامع و به خصوص قدرت جوان ملت‌ها را فلج کرده و تخم بی تفاوتی نسبت به مسایل اساسی داخلی یک کشور را بین آنها افشانده است.

علاوه بر امر فوق باید دانست که همواره واسطه‌ها و دلالان تباهی، بهره‌های فراوانی از جاذبه‌های جنسی بین زن و مرد برده و به ثروتهای کلانی رسیده‌اند. امروزه ابعاد اقتصادی و یا سیاسی فساد و فحشا، که نتیجه قهری روابط آزاد است ابعادی جهانی دارد و این مساله را از سطح یک مسأله اخلاقی و شرعی به سطح غیرقابل باوری کشانده است. وجود میلیونها روسپی در سرتاسر جهان، قانونی شدن رفتار شنیع کسانی که به کارگران جنسی مشهورند و ده‌ها امر خطرناک دیگر همه و همه نتیجه تغییر رفتار انسانها در امر روابط بین زن و مرد و تحول در هنجارهای مربوطه است. متاسفانه در شرایطی که تمکین یک زن از همسرش از نظر طرفداران حیات مدرن، گناهی نابخشودنی و بی احترامی به زن تلقی می‌شود، روابط آزاد به راحتی تجویز می‌گردد. [۲۷]

سلطه پورنوگرافی بر ارتباطات

پورنوگرافی که از نظر مدافعین روابط آزاد امری مورد نیاز به حساب می‌آید![۲۸]به معنای هرزه نگاری و پرداختن به امور جنسی شنیع و مستهجن در عرصه رسانه‌ای است.

گرچه مسأله پورنو و بحثهای راجع به آن "در حد یک بازی پینگ پنگ و یا مسأله غیرقابل سانسور تنزل یافته است. [۲۹]ولی در واقع این دیو خوش خط و خال، امروزه باعث شده که هیچ رسانه‌ای و هیچ محصول رسانه‌ای از سیطرهٔ غرایز جنسی خلاصی نیابد. واقعاً به سختی می‌توان به کتاب، فیلم، نوار کاست، سی دی و... دست یافت که جلوه‌ای از مراتب مختلف امر مزبور در آن بروز و ظهور نداشته باشد. و این بهره برداری از رسانه در راستای هرزگی و ابتذال جنسی قطعاً ضررهای جبران ناپذیری به فرهنگ اخلاق بشری وارد ساخته و خو اهد ساخت.

تهدید جدی بهداشت و سلامت افراد

روابط آزاد به خصوص در اشکال نهایی اش باعث از بین رفتن یک خاصیت مهم ازدواج می‌شود و آن انحصار در شریک زندگی است. عدم انحصار در شریک زندگی صرفنظر از آثار روانی متفاوت برای هر یک از زن و مرد و فرزندان و از بین رفتن نسلی پاک و شناخته شده، در حال حاضر و در شرایطی که دنیا در محاصره وحشت آور بیماریهای مقاربتی است، یک فاجعه انسانی جبران ناپذیر به حساب می‌آید. بسیار واضح است که ایمن سازی روابط آزاد نه آسان است و نه چندان علمی. در زندگی ای که بر پایه هوس و اطفای غریزه تشکیل شده است، زن و مرد هیچ ضمانت اخلا قی به یکدیگر نسپرد ه ا ند که همدیگر را دوست بدارند، مراقبت کنند و به یکدیگر ضرر نرسانند. بنابراین انتقال ویروس‌های خطر آفرین، نظیر ویروس ایدز (HIV)از این طریق بسیار شایع است.

در حالی که در یک زندگی با ثبات اخلاقی که افراد به هم تضمین سپرده‌اند، یکدیگر را دوست می‌دارند و مراقبت می‌کنند، حتی اگر یکی از طرفین مبتلا به یک بیماری باشد سعی می‌کنند روابط خود را ایمن سازند و یا حداقل به دلیل همان انحصار، شیوع و انتقال بیماری‌ها به کندی صورت می‌گیرد.

پیدایش انحرافات جنسی

شیوع روابط آزاد زن و مرد و به دنبال آن ترویج پورنو، تجاری شدن سکس و... انسانها و رفتارهای آنان را از اعتدال خارج نموده و رضایتمندی آنها را نسبت به رفتارهای متداول تغییر داده و سطح عظیمی از انحرافات جنسی را ایجاد می‌کند. نمونه تأسف بار ن که شاید از نتایج ارزان ومفت بودن ارتباط زن و مرد و سهل الوصول بودن زنان است، میل به همجنس و بدتر از آن قانونی دانستن این عمل است.
در حالی که در یک جامعه محجوب خطای رفتاری در روابط نگاه با تلذذ یک مرد به زن است، در یک جامعه باز حتی بدن‌های برهنه نیز دیگر محرک به حساب نمی‌آیند و اشتهای بشر بریده از اخلاق و معنویت به دنبال بدترین خوراک و آلوده‌ترین نوع مصرف می‌گردد.


فصل هشتم

احکام روابط زن و مرد

احکام صحبت کردن

الف ) صحبت کردن مردبانامحرم

۱. مساله: مردها می‌توانند با نامحرم با شرایط زیر صحبت نمایند:

الف- به قصد لذَت و ریبه نباشد.

ب- با این صحبت کردن به گناه آلوده نشوند.

۲. مسأله: صحبت کردن با نامحرم به غِیر ضرورت مکروه است، خصوصاً اگر مخاطب جوان باشد.

۳. مساْله: اگر مردی بداند چنانچه با نامحرمی صحبت کند به گناه خواهد افتاد نباید با او صحبت کند، خواه زن به گونه‌ای صحبت کند که مرد را به گناه بیندازد یا دربارهٔ مطلبی صحبت کند که مرد به گناه بیفتد.

۴. مسأله: اگر مردی به قصد به حرام انداختن نامحرمی با او صحبت کند، حرام است.

نتیجه: صحبتهایی که به قصد به شهوت انداختن دیگری گفته می‌شود مانند تعریف کردن صحنه‌های تحریک کننده حرام است.

۵. سؤال: آیا مرد می‌تواند با زن نامحرمی که می‌خواهد با او با قصد لذت صحبت کند حرف بزند (در صورتی که مرد می‌داند به گناه آلوده نخواهد شد). جواب: جایز نیست.

۰۶ مسأله: اگر مردی خوف آن را داشته باشد که چنانچه با نامحرمی صحبت کند آن زن او را به گناه آلوده خواهد کرد نباید با او صحبت کند.

۷. مسأله: اگر مردی بداند چنانچه با نامحرمی صحبت نماید به گناهی غیر از مسائل شهوانی آلوده می‌شود جایز نیست با آن زن صحبت کند.

مثلاً: بداند چنانچه با آن نامحرم صحبت کند مجبور خواهد شد دروغ بگوید

و یا غیبت کند یا تهمت بزند خواه او مرد را وادار به گناه بکند و یا خودش به واسطه این صحبت به این گناه‌ها آلوده شود.

۸. مسأله: صحبت کردن با هر کسی و دربارهٔ هر چیزی از روی شهوت و لذت جایز نیست. (مگر با همسر).

توجه:

گاهی دیده می‌شود در دل بعضی از مردان چنان شیطان رسوخ کرده است که بسیاری از معاشرت‌های آنها را شبهه دار کرده است، لذا دیده شده است که مردی چنان به مراوده با نامحرم گرایش دارد که گویی محرم اوست. مثلاً در حالی که می‌تواند مطلبی را از مردی بپرسد از نامحرم می‌پرسد. گاه صحبت کردن خود را با نامحرم کش می‌دهد تا بیشتر با او صحبت کند. رفتن به تفریح و سفر با نامحرم بیشتر برایش جذاب می‌نماید. اگر در جایی نامحرمی باشد بیشتر مایل است در آنجا باشد. در میهمانی‌ها سعی دارد با نامحرم بیشتر صحبت کند و با آنها بیشتر مراوده داشته باشد، در مقابل نامحرم بیش از هر جای دیگری از توان خود مایه می‌گذارد و خلاصه به هر کاری که نامحرم در انجام آن شریک باشد بیش از دیگر کارها علاقه نشان می‌دهد و...

مردان و به خصوص جوانان عزیز باید به شدت از آنها اجتناب کنند؛ زیرا این گونه مراوده‌ها و صحبت کردن‌ها معمولاً با قصد لذَت و ریبه همراه است و شرعاً حرام خواهد بود.

ب) صحبت کردن زن با نامحرم

۹. مساله: خانمها می‌توانند با نامحرم صحبت نمایند مشروط به آنکه:

الف- به قصد لذَت و ریبه نباشد.

ب- صدای خود را ترقیق و تلطیف نکنند.

ج- خوف افتنان نباشد.

۱۰. مسأله: جایز نیست خانمی به قصد به حرام انداختن نامحرم با او صحبت کند. خواه مطالبی را بگوید که او به گناه بیفتد یا به گونه‌ای بگوید که نامحرم به گناه آلوده شود مانند: تعریف کردن صحنه‌های محرک و یا بیان چیزهایی که نامحرم با شنیدن آن تحریک می‌شود.

همان گونه که دربارهٔ مردان گفته شد گاهی ممکن است خانمها نیز گرفتار حیله‌های شیطانی بشوند. لذا با نامحرم چنان گرم می‌گیرند که گویی برادر اوست. خصوصا خانمهایی که با نامحرم تماس بیشتری دارند مانند پرستارها، و کسانی که در ادارات و یا شرکتها کار می‌کنند و... باید بیش از دیگران مراقبت نمایند.

کمک خواستن از نامحرم برای کارهای غیر ضروری، سؤال کردن از نامحرم در حالی که می‌توان از محارم پرسید، بحث کردن و خود را وسط انداختن، اظهار فضل کردن به نامحرم و زیاد کردن مراوده با نامحرم، علاقه بیشتر به کار کردن در محیطی که نامحرم هست و خلاصه همه اینگونه موارد در مظان گناه است و معمولاً اینگونه تماس‌ها با لذت و ریبه همراه است و شرعاً حرام خواهد بود.

۱۱. مسأله: خانمها نباید در هنگام صحبت کردن با نامحرم صدای خود را رقیق و نازک کنند به گونه‌ای که اگر در دل مخاطب مرضی باشد او را به خود جلب کند، اگر چه دربارهٔ مطالبی عادی صحبت کنند.
۱۲. مسأله: هر کسی که نگاه کردن به او جایز نیست، تماس بدنی با او نیز جایز نیست و هرگونه لمس کردن بدن با هر عضوی باشد حرام است و باید از آن اجتناب کرد مگر از روی لباس و بدون قصد لذت و ریبه.

۱۳. سؤال: آیا دست دادن با نامحرم جایز است در صورتی که بدون قصد لذت و ریبه باشد.

جواب: جایز نیست. مگر از روی لباس و در این صورت بنابر احتیاط واجب نباید دست او را بفشارد.

۱۴. سوال : ما در محیط دانشگاه‌های کشورهای غربی هنگام برخورد با اساتید زن یا دانشجویانِ دختر ناگزیر از مصافحه( دست دادن) هستیم، و گرنه حمل بر سوء ادب دانشجویان مسلمان می‌شود. تکلیف چیست؟

جواب: لازم است به آنها تفهیم کنید که عدم مصافحه با زن نامحرم ناشی از سوء ادب نیست، بلکه معلول عقیده اسلامی و تعهد به احکام آن است.

۱۵. سؤال: در بعضی مناطق مساله محرم و نامحرم چندان مورد اهمیت نیست، خصوصاً روستانشینان، مثلاً زن، خود را از برادر شوهر حفظ نمی‌کند و او را به منزله برادر واقعی می‌داند. چنانچه متقابلاً او هم وی را خواهر خویش می‌داند و چه بسا مصافحه می‌کنند یا همدیگر را می‌بوسند. یا دختر عمو و دختر دایی با پسر خاله یا عموزاده مصافحه و روبوسی می‌کنند، این عمل چون از روی سادگی و بدون قصد لذت و ریبه می‌باشد آیا اشکال دارد و بر فرض محذور داشتن از روی پارچه حکمش چیست؟

جواب: هیچ یک از موارد فوق جایز نیست و بهتر است از روی پارچه نیز اجتناب شود.

۱۶. مسأله: اگر چه دیدن وجه و کفین زن مسلمانِ محجبه و دیدن مقدار معتاد از بدن زنان کفار اشکال ندارد، لکن لمس کردن آنها جایز نیست.

نتیجه: مرد و زن نامحرم نمی‌توانند با یکدیگر دست بدهند و یا هرگونه تماس بدنی دیگری داشته باشند.

توجه: در موارد ذیل باید بش از هر موقع مراقب تماسهای بدنی بود:

گرفتن چیزهای کوچک از دست نامحرم مانند گرفتن یا دادن پول خرد، کلید و اشیای کوچک دیگر، نشستن در کنار نامحرم در تاکسی، اتوبوس، میهمانیها و... عبور کردنِ هم زمان زن و مرد نامحرم از محلهای تنگ مثل راهرو، کوچه باریک، درب و... رفتن مردان به مجالس شلوغ زنانه یا محلهایی که زنهای نامحرم زیادی هستند و همچنین رفتن زنان به مجالس و محلهای شلوغی که مردان نامحرمِ زیادی هستند و هنگام خرید و فروش.

۱۷. مسأله: تماسهایی که در محلهای شلوغ (مانند بازارها، تظاهراتها، نماز جمعه، تشییع جنازه، حرم‌ها و یا بیت الهن الحرام) به طور ناخودآگاه بین زن و مرد نامحرم واقع می‌شود اشکال ندارد، مشروط به آنکه برای اینکه تماس بگیرد عمداً به آنجا نرفته باشد.

نتیجه: اگر کسی به منظور تماس بدنی پیدا کردن با نامحرم به محلی برود و یا از محلی عبور کند و یا در اتوبوس و تاکسی کنار نامحرمی بنشیند یا بایستد و... حرام است و باید از آن اجتناب کند.
۱۸. سؤال: راه رفتن با نامحرم چه حکمی دارد؟

جواب: اگر به قصد لذت و ریبه باشد، جایز نیست.

۱۹. مسأله: مردان بنابر احتیاط واجب نباید دختران نامحرم را از شش سال به بالا بغل کنند و روی پای خود بگذارند یا ببوسند.

۲۰. سؤال: آیا نشستن در کنار نامحرم در تاکسی و یا وسائل نقلیه دیگر جایز است؟ (در صورتی که تماس بین این دو از روی لباس باشد).

جواب: اگر به قصد لذت و ریبه نباشد و بر آن مفسده‌ای مترتب نباشد، مجرد نثستن به نحو مذکور اشکال ندارد.

۲۱. مسأله: بوسیدن محارم اشکال ندارد، مشروط به آنکه به قصد لذت و ریبه نباشد (به استثناء همسر که مطلقاًجایز است).

اشاره

نتیجه: بوسیدن خواهر زاده، نوه، و یا هر بچه‌ای، و به طور کلی بوسیدن هر محرمی به قصد لذت و ریبه حرام است. البته به استثنای همسر.

۲۲. مسأله: اگر انسان بداند با بوسیدن شخص دیگری اعم از بچه یا محارم خود، به گناه آلوده می‌شود نباید او را ببوسد.

۲۳. مسأله: بوسیدن هر چیزی به قصد لذت حرام است. اعم از سنگ، چوب، فلز، مجسمه،...

قانو ن کلی
۲۴. مسأله: هرگونه تماسی با هر یک از اعضای بدن با هرچیزی و یا هر کسی به قصد لذَت و ریبه حرام است (به استثنای همسر).

منبع:

احکام روابط زن ومرد ومسایل اجتماعی آنان: سید مسعود معصومی، بوستان کتاب قم

پانویس

  1. گزارش ملی جو نان (۱)، سازمان ملی جوانان، موسسه فرهنگی اهل قلم تهران، ۱۳۸۱، ص ۱۷.
  2. ) سوره بقره، ایه ۱۴۳
  3. ) من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۹، ج ۴۹۷۱
  4. ) همان، ص ۱۸، ج ۴۹۶۹
  5. ) الکافی، ج ۵، ص ۵۵۹
  6. ) الکافی، ج ۲، ص ۶۴۸
  7. ) ر. ک. مجله حدیث زندگی: شماره هفت، رضا فرهادیان
  8. بلوغ: احمد صبور اردو اَبادی: ص۸۰
  9. روزنامه جمهوری: ش ۶۵۷۱، ص ۵
  10. ر. ک. ماهنامه پرسمان: شماره ۶۵
  11. ) ر. ک. خانه گریزی دختران: رضا مهکام
  12. ) مقاله «دوستی با جنس مخالف »: سید محمد سقازاده
  13. ر. ک. ماهنامه پرسمان، اردیبهشت ۱۳۸۲ (محمدرضا احمدی)
  14. )سوره نور: آیات ۳۰-۳۱
  15. )میزان الحکمه، ج ۱، ص ۷۲
  16. )سوره احزاب: آیه ۳۲
  17. )عین الحیات، ص ۱۴۰
  18. )محمد رضا امین زاده،اسلام و ارضای غریزه جنسی،ص ۱۲
  19. )ر.ک. :چارلز کادور و دیگران ، نظریه‌های جمعیت، ص ۳۷۸
  20. )ر.ک. : برتراند راسل، جهانی که می‌شناسم، ص ۷۰
  21. )مرتضی مطهری (ره)، حجاب ، ص ۸۴-۸۷
  22. )آیت الله مکارم شیرازی ، مشکلات جنسی جوانان ، ص ۳۱
  23. )ویل دورانت، لذات فلسفه، ص ۹۴
  24. ) منتخب میزان الحکمه، ج ۲، ص ۷۱۰
  25. ) جهت اطلاع بیشتر از این موضوع ر. ک: کتاب "زن بودن " اثر دکتر تونی گرنت
  26. ) بقره/ ۲۳۲، نو ر/ ۲۸ و ۳۰
  27. ) ر. ک: به زن بودن، ص ۹۷
  28. ) فمینیسم در آمریکا تا سال ۲۰۰۳، ص ۲۳
  29. ) همان، ص ۲۲