فرهنگ مصادیق:تجمل گرایی آفت زندگی
نویسنده: محمد اسماعیل عبدالهی
تجمل پرستانی که اسیر زنجیرهای مادیات گشتهاند، در انجام وظایف الهی و اجتماعی خود دچار کوتاهی میشوند؛ زیرا پرداختن انسان به این امور، او را از توجه به امور مهم و صحیح زندگی فردی و اجتماعی باز میدارد.
تجمل گرایی
اصطلاحی است مرکب از دو واژهٔ «تجمل» و «گرایی»؛ تجمل به معنای «خود را زینت دادن و آراسته شدن» و گرایی به معنای «آهنگ، میل و رغبت کردن». با توجه به این تعبیرها، تجمل گرایی به معنای رغبت کردن به تجملات و توجه به ظواهر زندگی است. از میل به زیبایی و تجمل، در آیهها و روایتهای بسیاری یاد شده است. از جمله خداوند در قرآن کریم میفرماید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ»؛[۱] «بگو: چه کسی زینتهای الهی را برای بندگان خود آفریده و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است؟»
البته امامان معصوم علیهم السلام به امر تجمل و زیبایی در حد معمول اهمیت میدادند. امام صادق علیه السلام میفرماید: «إِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یُحِبُّ الْجَمَالَ وَ التَّجَمُّل وَ یُبْغِضُ الْبُؤُسَ وَ التَبَاؤُّسْ؛[۲] همانا خداوند زیبایی و تجمل را دوست دارد و از فقر و فقرنمایی بدش میآید.»
از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل است که فرمود: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ إِذَا أَنْعَمَ عَلَی عَبْدٍ أَنْ یَرَی أَثَرَ نِعْمَتِهِ عَلَیْه ؛[۳] همانا وقتی خداوند نعمتی به بندهای داد، دوست دارد اثر نعمتش را بر او ببیند.» این، جنبهٔ مثبت و معمول تجمل گرایی است که خداوند و ائمهٔ اطهار علیهم السلام بر آن تأکید کردهاند و باید به کنترل و مراقبت آدمی درآید؛ زیرا اگر از حد معمول فراتر رود و به افراط کشیده شود، به امری ناپسند و نامعقول تبدیل خواهد شد. تجمل گرایی در دیدگاه عرف، به معنای روی آوری بیش از حد به مادیات و گردآوری اشیا و لوازم غیرضروری و دل بستن به آنهاست، به گونهای که این عمل، برای انسانها به هدف تبدیل شود. این نوع تجمل گرایی نه تنها سفارش نشده است؛ بلکه به دلیل گرفتار شدن مسلمانان در دام اسراف نکوهش نیز شده است.
جایگاه تجمل در اسلام
اسلام در عین حال که به زندگی دنیایی انسان توجه دارد و خداوند متعال وسایل رفاه و آسایش او را در دنیا فراهم آورده است، مسلمانان را به عدم افراط و تفریط در این زمینه فرا خوانده و به زندگی معتدل و قناعت دعوت میکند.
بر انسان لازم است حقوق جسمانی خود را نیز بشناسد و از زیباییهای زندگی که خداوند برای او حلال کرده، بهره گیرد. مزایایی که شامل تمام لذات و مظاهر زندگی بوده، مزاج انسان سالم و معتدل طالب آنها است.اسلام میل به ترقی را که در طبیعت انسان ریشه دارد با بهره گیری از نعمتهای الهی معارض نمیداند؛ امّا وقتی مال دوستی به اوج برسد، و به مال پرستی تبدیل شود، عامل بسیاری از لغزشها میشود و انسانها را از راه کمال باز میدارد. نگاهی به مخالفان انبیا ما را به این باور میرساند که آنان با به رخ کشیدن ثروت، خود و هوادارانشان را برتر میشمردند. غافل از اینکه تنها ملاک برتری در اسلام، تقوا و ساده زیستی است که همان روش و منش پارسایان میباشد. همان راهی که امامان معصوم علیهم السلام ترسیم کردهاند. آنان در برابر وسوسههای دنیوی مردانه ایستادند و هیچ گاه تسلیم زر، زور و تزویر نشدند. آنان با اینکه میتوانستند همچون دیگران از مواهب دنیا بهره مند شوند؛ ولی چون در جایگاه رهبری و امامت بودند، حتی از ضروریات زندگی نیز گذشتند تا برای آیندگان سرمشقی باشند. متأسفانه در طول تاریخ برخی که باید چشم بیدار اسلام و پاسدار ارزشهای اخلاقی باشند و سیرهٔ معصومین علیهم السلام را در پیش گیرند، نابخردانه به ثروت اندوزی و تجمل گرایی روی آورده، راه را از بی راهه باز نشناختند تا بدان جا که به تدریج، مال دوستی در آنان به دنیاگرایی، شهوت رانی، سودجویی و در نهایت، سست شدن ارزشها انجامیده است.
از این رو، همواره اهل بیت علیهم السلام خطر وابستگی و دل بستن به مادیات را گوش زد کرده و راه کارهای خروج از این تعلق را نیز برشمردهاند.
پی آمدهای تجمل گرایی
همه میدانیم که هر پدیدهٔ اجتماعی آثار ونتایجی را به دنبال خود میآورد و در بعضی موارد، بر کنشها و واکنشهای نسل آیندهٔ جامعه تأثیر میگذارد.
زیانهای تجمل گرایی که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در کوتاه مدت یا دراز مدت در جامعه بر جای خواهد ماند، بسیار است. اینک با در نظر گرفتن آیات قرآن کریم و سخنان امامان معصوم علیهم السلام و اشاره به برخی رخدادهای تاریخی در این زمینه، مهمترین آفتها و پیامدهای منفی این پدیده را یادآور میشویم:
تباهی سرمایههای مادی
تجمل گرایی سبب میشود فرد بیش تر از آنچه تولید میکند، مصرف نماید. بدین ترتیب، در سطح وسیع تر، جامعهای که در راه تجمل طلبی گام نهاده است، جامعهای مصرف زده خواهد شد؛ یعنی با مصرف شدن بیش تر منابع و امکانات آن، دیگر در تولید و سرمایه گذاری قدرت کافی نخواهد داشت.
اسلام از گرایش فطری بشر به زیباییها آگاه است. به همین دلیل برآوردن این نیاز طبیعی و فطری را در محدودهٔ شریعت و عقل مورد تأیید قرار میدهد؛ ولی فراتر از آن را نهی کرده است.
مصرف بیش از اندازه، پرداختن به تجملات، ناآگاهی، نبود تخصص و مهارت در مدیریت مالی، بی توجهی به مسائل زندگی، گرایش به صوفی منشی، سهل انگاری در به کارگیری اموال و امثال آن. به تباهی سرمایههای زندگی، اختلال در انجام دادن مسئولیتهای خانوادگی و اجتماعی و تزلزل در حرکت معنوی انسان میانجامد؛ زیرا سیر و عروج معنوی در این جهان با ابزار مادی و شرایط طبیعی صورت میگیرد. در حدیث مشهور نبوی صلی الله علیه وآله آمده است: « فَلَوْ لَا الْخُبْزُ مَا صَلَّیْنَا وَ لَا صُمْنَا...؛[۴] اگر نان نباشد، نه میتوانیم نماز بخوانیم و نه روزه بگیریم.»
قرآن کریم نیز دربارهٔ حفظ اموال و تباه نکردن آن میفرماید: «وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا»؛[۵] «اموال خود را که خدا مایهٔ پایداری و برپا بودن شما قرار داده است، به دست سفیهان نسپارید!»
خداوند در جمله «الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا» میخواهد بفرماید که قوام زندگانی و اجتماعتان به سرمایههای شما است و بدون آن نمیتوانید کمر راست کنید، پس آن را به دست سفیهان نسپارید. از این تعبیر، اهمیتی که اسلام برای مال و حفظ آن قائل است، به خوبی روشن میشود.
زمینه سازی برای گناهان
تجمل گرایی، زمینه را برای انجام بسیاری از گناهان مانند: غرور، حسد، طمع، شهوت پرستی و کینه توزی آماده میسازد. خدای متعال میفرماید: «همانا بدانید که زندگانی دنیا بازیچه و سرگرمی کودکانه است و آرایش، تفاخر، خودستایی با یکدیگر و حرص افزودن بر مال و فرزندان است... دنیا جز متاع فریب و غرور چیزی نیست.»[۶] آدمی هنگام سرگرم شدن به تجملات با بسیاری از وسوسههای شیطانی روبه رو میشود.
اسلام، مصرف هر کالایی را به انگیزههای فخرفروشی و خودنمایی به دیگران یا برای رقابت و چشم و هم چشمی، ناپسند میداند. داشتن چنین انگیزههایی در مصرف تا آنجا محکوم است که پیشوایان الهی مردم را از مصداقهای پیش پا افتاده و سادهٔ آن نیز نهی کردهاند. امیرالمؤمنین علی علیه السلام در تفسیر آیهٔ : «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا...»؛[۷] «آن خانه آخرت را برای کسانی قرار میدهیم که نمیخواهند در زمین برتری جویی و تبه کاری کنند.» فرموده است: اگر کسی از اینکه بند کفش او بهتر از بند کفش دوستش باشد، خرسند شود، داخل در عنوان این آیه میشود. (و از کسانی به شمار میرود که خواهان برتری اند)».[۸]
در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله آمده است: «مَنْ لَبِسَ ثَوْباً فَاخْتَالَ فِیهِ خَسِفَ اللَّهُ بِهِ مِنْ شَفِیرِ جَهَنَّمَ وَ کَانَ قَرِینَ قَارُونَ؛[۹]هر کس لباسی بپوشد و در آن اظهار بزرگی کند، خداوند به وسیله آن او را از لب دوزخ فرو میکشد و او همراه قارون خواهد بود.» این دو روایت، افرادی را در برمی گیرد که به انگیزهٔ تفاخر یا تجمل، چنین کنند.
گسترش فقر در جامعه
پرداختن به تجملات، زمینههای پیدایش فقر را فراهم میآورد. در یک زندگی اقتصادی و سالم، درآمد شخص یا جامعه از هزینهٔ آن کمتر نیست و یا دست کم با آن برابر است.
امام علی علیه السلام دربارهٔ عدم اندازه نگه داشتن در خرج زندگی و زیاده روی کردن در مصرف میفرماید: «سَبَبُ الْفَقْرِ الْإِسْرَافُ؛[۱۰] زیاده روی (در معیشت)، سبب فقر (و نیازمندی انسان) میشود.»
چه بسیارند افرادی که با رنج و زحمت، اشرافی گری پیشه میکنند و به زیاده روی در مصرف روی میآورند. چنین افرادی پس از مدتی به سبب این زیاده روی و ترک اندازه در معیشت، محتاج دیگران گشته، به فقر مبتلا میشوند و دیگران را نیز گرفتار فقر و کمبود سرمایه میکنند.
تبدیل ارزش به ضد ارزش
تبدیل باورها و ارزشهای دینی و مذهبی به ضد ارزش، یکی دیگر از پیامدهای تجمل گرایی است. با گسترش تجمل گرایی، ارزشهایی که دین بر آن تأکید کرده و هر انسان عاقلی آن را میپذیرد، و حتی تجربهٔ پیشینیان آن را به اثبات رسانده و در تار و پود جامعهٔ دینی و مذهبی ریشه دوانده است، دستخوش نابودی شده، به عنوان ضد ارزش قلمداد میگردد. در جامعهای که تمام تلاش اعضای آن، دست یابی به تجملات بی حد و حصر باشد، دیگر مفاهیمی چون: زهد، قناعت، انفاق و ایثار هیچ جایگاهی نخواهند داشت؛ زیرا تمام این ارزشها مخالف خواست و میل آنان است و هیچ کدام برای آنها ارزشی ندارند. تجمل پرستی در میل درونی انسان به اندوختن مال و زینتهای مادی ریشه دارد. خداوند در قرآن میفرماید: «وَقَالَ مُوسَى رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلَأَهُ زِينَةً وَأَمْوَالًا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ...»؛[۱۱] «موسی علیه السلام گفت: پروردگار ما! تو فرعون و اشراف وابستهٔ او را در زندگی دنیا زیور و دارایی دادهای که با آن، قوم ما را از راه تو گمراه کنند. خدایا! دارایی آنان را نابود ساز!»
امام رضا علیه السلام دربارهٔ این گونه افراد فرموده است: «لَا یَجْتَمِعُ الْمَالُ إِلَّا بِخِصَالٍ خَمْسٍ بِبُخْلٍ شَدِیدٍ وَ أَمَلٍ طَوِیلٍ وَ حِرْصٍ غَالِبٍ وَ قَطِیعَهِ الرَّحِمِ وَ إِیثَارِ الدُّنْیَا عَلَی الْآخِرَهِ؛[۱۲] مال دنیا جمع نمیشود، مگر با پنج خصلت: بخل بسیار، آرزوهای دراز، چیرگی آزمندی (بر انسان)، ترک صله رحم (و رسیدگی به بستگان تنگ دست) دنیاپرستی و فراموش کردن آخرت.»
کاهش معنویت در جامعه
انسان در جهان مادی از آغاز آفرینش تا زمان مرگ، با طبیعت و بسیاری از عناصر مادی، ارتباط مستقیم دارد. از این رو، نسبت به جهان مادی، به گونهای انس و الفت پیدا میکند و در پرتو این ارتباط نزدیک، از لذتهای مادی و طبیعی این جهان بهره مند میشود، تا جایی که به این حیات مادی و طبیعی، عشق میورزد. بسیاری از انسانها بر اثر شدت این علاقه، هدف اصلی از آفرینش این جهان و خویشتن را به فراموشی میسپارند و به هیچ قیمتی حاضر نیستند ذرهای از این لذتهای مادی از دست بردارند.
تجمل گرایانی که فریفته و دلباختهٔ تجمل شدهاند و از امور معنوی فاصله گرفتهاند، نمونهٔ این دسته از انسانها هستند. حال هر قدر افراد بیش تری در یک جامعه چنین بینشی داشته باشند، به همان نسبت، افول معنوی در سطح وسیعی از جامعه گسترش مییابد. این موضوع از نظر تاریخی نیز قابل بررسی است.
پس از رحلت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله خلفا در خلافت و رهبری جامعهٔ اسلامی از سیره و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فاصله گرفتند. همین امر سبب شد معنویت در جامعهٔ اسلامی رنگ ببازد و آثار سوء آن که دامنگیر جامعهٔ اسلامی شده تاکنون نیز جوامع اسلامی را رها نکند. خداوند دربارهٔ این تجمل پرستان و دوستداران زیباییهای دنیوی میفرماید: «الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ»؛[۱۳] «کسانی که [فریفتۀ زخارف و زینتهای دنیوی شدهاند و] زندگی این دنیا را بر آخرت ترجیح میدهند [و نفس خود را از پیروی سنت خدا و تدین به دین او باز میدارند] و مردم را نیز از راه خدا منصرف میکنند و در پی آن هستند که برای سنت و دین خدا، کجی پیدا کنند [تا دشمنی خود را موجه جلوه دهند و مردم را راضی کنند تا به هر سنتی از سنتهای اجتماعی و بشری، هر قدر هم خرافی باشد، عمل کنند، به این وسیله] ضلالت برای آنان مسجل و حتمی میگردد.»[۱۴]
از بین رفتن آرامش واقعی
از بین رفتن رفاه و آرامش حقیقی افراد، دیگر پیامد تجمل گرایی است که خسارتهای بسیاری همچون تزلزل در نظام خانوادگی و روابط اجتماعی را به همراه دارد. فرد تجمل گرا همیشه در پی مُد و تهیه امکانات و وسایلی است که از تازگی برخوردار باشند. از این رو، در جریان تغییر مد و تکاپو برای تغییر دادن وسایل زندگی و لوازم زندگی همواره در تنش و اضطراب روحی به سر میبرد. افزون بر آن، حرص دست یابی به چنین امور تجملی و آمال و آرزوهای طولانی تمام وجود او را فرا میگیرد و سبب میشود غمی جان کاه او را به شدّت بیازارد.
حضرت علی علیه السلام میفرماید: «اَلْمَالُ یُفْسِدُ الَمآلَ وَ یُوَسِّعُ الْآمَالَ؛[۱۵] مال [دوستی] اهداف عالی انسانی را فاسد و آرزوهای طولانی را زیاد میکند.»
این سخن عام است؛ ولی نظر به اینکه تجمل گرایان در شمار مال دوستان اند، مضمون این حدیث تجمل پرستان را نیز در بر میگیرد. ایشان در جای دیگر فرموده است: «کسی که قلبش از محبت دنیا پر شود، سه چیز با قلب او آمیخته میگردد: رنجی که رهایش نمیکند، حرصی که ترکش نمینماید و آرزویی که به آن نمیرسد.»[۱۶]
انسان آگاه و هوشمند از فرجام چنین افرادی عبرت میگیرد و زندگی خود را بر اساس آموزههای دین مبین اسلام طرح ریزی میکند و این سخن امیرالمؤمنین علی علیه السلام را با تمام وجود میپذیرد که فرمود: «اگر صلاح در نفس را میخواهی، بر تو لازم است که به میانه روی، قناعت و ساده زیستی رفتار کنی.»[۱۷]
همچنین از نظر اجتماعی، فرد تجمل گرا افزون بر مشکلات روحی و روانی که خود بدان گرفتار است، دیگران را نیز به میدان رقابت بیهوده برای افزایش مصرف گرایی میکشاند و جامعه را دچار کشمکشها و تضادّ درونی و اخلاقی میکند. صفات زشتی همچون: حسد، کینه، طمع، و خشم در منش، گفتار و کردار آنان تأثیر میگذارد و روابط خانوادگی و اجتماعی آنان را به پرخاشگری، آشوب و اختلاف تبدیل میسازد. به طور کلی، افراد تجمل گرا، موجوداتی مغرور و متکبرند که همواره در پی برتری جویی و به استضعاف کشاندن و تحقیر دیگران هستند.
ناتوانی در انجام وظیفه
در جامعهٔ اسلامی هر کس در برابر خود و اجتماعی که در آن زندگی میکند، وظایفی بر عهده دارد. اگر شماری از اعضای این جامعه به تجملات سرگرم شوند، خواه ناخواه از وظایف خود در بعضی موارد باز میمانند و به خود و دیگران آسیب میرسانند.
تجمل پرستانی که اسیر زنجیرهای مادیات گشتهاند، در انجام وظایف الهی و اجتماعی خود دچار کوتاهی میشوند؛ زیرا پرداختن انسان به این امور، او را از توجه به امور مهم و صحیح زندگی فردی و اجتماعی باز میدارد.
در حقیقت، سستی فرد تجمل پرست در انجام وظایف و از دست دادن بصیرت الهی ریشه دارد که آن نیز پیامد طبیعی علاقه مندی کورکورانه به مادیات است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرموده است: «مَنْ یَرْغَبْ فِی الدُّنْیَا فَطَالَ فِیهَا أَمَلُهُ أَعْمَی اللَّهُ قَلْبَهُ عَلَی قَدْرِ رَغْبَتِهِ فِیهَا[۱۸] کسی که به دنیا عشق و علاقه بورزد و آرزوهای طولانی برای خود بپروراند، خدا قلب او را به هر اندازهای که نسبت به دنیا علاقه بورزد، کور میکند.»
فراموشی یاد خدا و قیامت
غفلت یکی دیگر از پیامدهای تجمل گرایی است که انسان را از هستی بخش خود جدا و به امور پست و حقیر سرگرم و وابسته میکند. انسان با جامعهٔ تجمل گرا به دلیل دل سپردن به سرگرمیهای ساختگی و روزانهٔ زندگی مادی، از مبدأ و مقصد خود غافل میشود و خدا و آخرت را فراموش میکند. خداوند در قرآن میفرماید: «يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ»؛[۱۹]«آنان تنها ظاهری از زندگی دنیا را میدانند و از آخرت بی خبرند.»
مجموعهای از سرگرمیها و لذتهای زودگذر و خوابها و خیالها تمام برداشت آنان را از زندگی دنیایی تشکیل میدهد و همین سطحی نگری، آنان را از مسیر و هدف اصلی گمراه میکند و به سقوط میکشاند. اگر آنان، باطن زندگی دنیا و رزق و برقهای آنان را میدانستند، میتوانستند به راحتی آخرت را بشناسند؛ زیرا اندکی دقت در این زندگی زودگذر نشان میدهد که این دوره حتماً مرحلهای از یک مسیر بزرگ است. همان گونه که دقت در زندگی دوران جنینی نشان میدهد که این دوره، هدف نهایی این زندگی نیست؛ بلکه مرحلهای مقدماتی برای ورود به زندگی گستردهٔ پیش رو است.
در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: «بزرگترین فساد این است که انسان به غفلت از خدا راضی شود. این فساد از طولانی بودن آرزو، حرص و کبر پدید میآید. همچنان که خداوند عزوجل در داستان قارون خبر داده است. آنجا که فرمود: "آرزوی فساد در زمین نکن! همانا خداوند مفسدان را دوست ندارد." این خصلتها در وجود و اعتقاد قارون بود و اصل این خصلتها (ناشی) از دوستی (زیاد) دنیاست و جمع آنها....»[۲۰]
=== ورشکستگی و بدهکاری ===7
بیش تر ورشکستگیها و بدهکاریهای اقتصادی به دلیل رعایت نکردن میانه روی در دخل و خرج است. تجمل پرستانی که دل در گرو هوا و هوس دنیایی دارند. زمانی به خود میآیند که کار از کار گذشته و دیگر راهی برای بازگشت شان باقی نمانده است. کم نیستند کسانی که با دست دراز کردن به طرف مردم و قرض گرفتن ازدیگران زندگی ساده و معمولی خود را به زندگی اشراف و اعیان برسانند. به همین دلیل، ناچار میشوند سرمایههای خود را در این دنیا به بهای ناچیز قربانی تجمل پرستی کنند.
امام کاظم علیه السلام میفرماید: «مَنِ اقْتَصَدَ وَ قَنِعَ بَقَیَتْ عَلَیْهِ النِّعْمَهُ وَ مَنْ بَذَّرَ وَ أَسْرَفَ زَالَتْ عَنْهُ النِّعْمَهُ؛[۲۱] کسی که میانه روی داشته باشد و قناعت کند، نعمتها (و اموال) خود را از دست نخواهد داد. در مقابل، کسی که اسراف و تبذیر کند، نعمتها را از دست میدهد (و محتاج دیگران میشود).»
رویارویی با حق و حقیقت
انسانی که به دنیا وابسته است و از ساده زیستی به تجملات روی میآورد حقوق اجتماعی را در نظر نمیگیرد و از عدالت میگریزد. و چنان روحیهٔ خودخواهی و غرور بر او چیره میشود که جز خود نمیتواند کس و چیز دیگری را قبول داشته باشد و با قدرت تمام با آن میستیزد. خداوند متعال در قرآن میفرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ» ؛[۲۲] «ما در هیچ شهر و دیاری پیامبری انذار کننده نفرستادیم، مگر اینکه مترفین آنان (همان کسانی که مست ناز و نعمت بودند) گفتند: ما به آنچه بر شما فرستاده شده، کافر هستیم.»
مترفون در این آیه، جمع مترف از ماده «ترف» به معنی تنعم است. مترف به کسی میگویند که فزونی نعمت و زندگی سرشار از رفاه، او را مست و مغرور و غافل کرده و به طغیان گری واداشته است.[۲۳]
مترفان طغیان گر و غافل معمولاً در صف نخست مخالفان پیامبران بودند؛ زیرا آموزههای پیامبران الهی، مزاحم کام جوییها و هوس رانیهای آنان بود. همچنین پیامبران از حقوق محرومانی دفاع میکردند که مترفان با غصب حقوق آنان توانسته بودند به این زندگی پر زرق و برق و تجملاتی برسند. افزون بر آن، این گروه همیشه برای پاسداری از مال و ثروت شان، قدرت حکومت را به ناروا در اختیار میگیرند.
عذاب الهی
یکی دیگر از پیامدهای سوء تجمل گرایی، عذاب دردناک خداوند در فردای قیامت است که دامنگیر تجمل پرستان خواهد شد؛ زیرا قیامت، سرای حسابرسی به تک تک اعمال بندگان خدا خواهد بود و در برابر هر عملی که بندگان انجام داده باشند، ثواب یا عقابی داده خواهد شد.
از همین رو، بزرگان و اولیای دین همواره مسلمانان را نسبت به در اختیار داشتن مالی بیش از اندازهٔ نیاز، برحذر داشتهاند؛ زیرا ممکن است نتوانند آن گونه که شایسته است، حق آن را به جا آورند.
امام صادق علیه السلام میفرماید: «کُلُ بِنَاءٍ فَوْقَ الْکِفَایَهِ یَکُونُ وَبَالاً عَلَی صَاحِبِهِ یَوْمَ الْقِیَامَه؛[۲۴] هر ساختمانی که بیش از احتیاج باشد، در روز قیامت (وبال گردن و) بر دوش صاحبش خواهد بود»
این سخن بدان معناست که خدا در فردای قیامت دربارهٔ این کار از او حساب و کتاب پس خواهد گرفت و در واقع، وی با این کارها بار گناهانش را سنگین تر کرده است.
در روایتی که امام کاظم علیه السلام از پدرانش و آنان از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل کردهاند، چنین میخوانیم: «هر چه بندهای خود را به سلطان ستمکار نزدیک تر کند، از خداوند دورتر شده است، و هر چه مال و ثروتش بیش تر شود، حساب و کتابش نزد خداوند سخت تر میشود.»[۲۵]
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نیز به «ابن مسعود» میفرماید: «ای ابن مسعود! پس از من اقوامی میآیند که طعامهای پاکیزه و رنگارنگ را میخورند.... و خانهها و کاخهایی بنا میکنند و مساجد را به زیورآلات تزیین مینمایند. تمام همت آنان برای دنیا است و به آن دل بسته و اعتماد کردهاند. شرف آنان به درهمها و دینارهاست و تلاش شان برای شکم. آنان بدترین بدها هستند که فتنه از آنان برمی خیزد و به خودشان بر میگردد.»[۲۶]
پانویس
- ↑ اعراف: 32
- ↑ اصول کافی، شیخ کلینی، مکتب علمیه اسلامیه، تهران، بی جا، 1385 ق، ج6، ص440
- ↑ تحف العقول، ابن شعبه حرانی، دار الحدیث، قم، 1383ق، ص56
- ↑ اصول کافی، شیخ کلینی، ج5، ص73
- ↑ نساء: 5
- ↑ حدید: 20
- ↑ قصص: 83
- ↑ تفسیر نورالثقلین، ابن جمعه حویزی، اسماعیلیان، قم، 1412 ق، ج4، ص144
- ↑ مکارم الاخلاق، مرحوم طبرسی، انتشارات شریف رضی، قم، چاپ چهارم، 1412 ق، ص495
- ↑ بحار الانوار، علامه مجلسی، دار الاحیاء التراث العربی، بیروت، 1403 ق، ج71، ص347
- ↑ یونس: 88
- ↑ عیون اخبار الرضا(ع)، شیخ صدوق، تحقیق مستفید، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1380ش، ج1، ص276
- ↑ ابراهیم: 3
- ↑ المیزان، علامه طباطبایی، الاعلمی للمطبوعات، بیروت، 1393 ق، ج12، ص14
- ↑ غرر الحکم، ابن محمد آمدی، دار الحدیث، قم، 1383 ق، ج1، ص374
- ↑ غرر الحکم، آمدی، ج5، ص359
- ↑ غرر الحکم، آمدی، ج3، ص192
- ↑ تحف العقول، ابن شعبه، ص48
- ↑ روم: 7
- ↑ سفینه البحار، شیخ عباس قمی، آستان قدس رضوی، مشهد، ج2، ص361
- ↑ تحف العقول، ابن شعبه خرّانی، موسسه امیر کبیر، تهران، چاپ اول، 1382 ق، ص643
- ↑ سباء/ 34
- ↑ لسان العرب، ابن منظور، دار الصادر، بیروت، 1997، ج9، ص17
- ↑ مکارم الاخلاق، طبرسی، 1416 ق، ص127
- ↑ منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، هجرت، قم، 1410 ق، بی جا، ص347
- ↑ مکارم الاخلاق، مرحوم طبرسی، ص237







