کتابخانه:تجربه شیرین ندامت رمز آشتی با خدا و برکات استغفار

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
تجربه شیرین ندامت رمز آشتی با خدا و برکات استغفار
مشخصات کتاب
Tajrobe shirin nedamat-yosefi.jpg
نویسنده محمد حسین یوسفی
زبان فارسی
ناشر دلیل ما
محل انتشارات قم
تاریخ نشر 81/12/14
قطع رقعي
شابک 9789643974121
دانلود PDF

محتویات

مقدمه

چه زیباست که انسانها همه چیز را تجربه کند و اگر برایش امکان ندارد از تجربه دیگران استفاده کند.

شصما که دوست دارید همه چیز را بیاموزیید و چه بسا در این راه خسارت‌هایی را نیز بدوش کشید، این بار بیایید فرمایش‌های خدا و رسول و اما من پاک (علیه السلام) در باره توبه و استغفار و بازگشت به خدا را باور کنید و این تجربه دیرینه را در زندگی به کار گیرید. و اگر کوچکترین تردیدی دارید خود تجربه کنید؛ چه آنچه از علم برتر است، تجربه است! اگر در زندگی خویش گرفتاری و آشفتگی دارید، و خود را از مشکلات زمانه و سختی‌های دوران غیبت در امان نمی‌بینید، از آثار شوم گناهان پی آمدهای ویرانگر تجاوز از حدود خداوند غافل نشوید و برکات ندامت از کردار ناشایست و اظهار آن یعنی: استغفار را نا دیده نگیرید.

بیایید برای درک حقیقت آشتی با خدا و دست یافتن به آثار و برکاتش، ابتدا نقش حیاتی استغفار و ارزش والای اظهار ندامت را در مکتب وحی بفهمیم و راه آشتی کردن و بازگشت به سوی خدا را آموخته، معنای توبه و استغفار را فهمیده، با شروط آن آشنا شده، از موانع پذیرش آن آگاه گشته و اسرار و رموز آن را فرا گیریم؛ سپس ندامت قلبی خود را به خدای مهربان اظهار کرده و با تکرار ذکر مبارک استغفار به آثار پر بار مادی و برکات بی انتهای معنویش دست یافته و شیرینی اظهار ندامت را در ذاوقه خویش تجربه کنیم. آنگاه با اشتیاقی بی امان، در جستجوی اوقات برتر استغفار و انواع بهتر عذر خواهی برآییم.

این نوشتار، شما را در دست یابی به این هدف عالی یاری می‌کند.

روز عرفه ۱۴۲۳ هجری قمری

محمد حسین یوسفی

بازگشت بی شکست

جمعه شبی آن دم که از نیمه گذشته بود، در پیچ و خم تاریک. خموش کوچه‌های خوش بختی و سعادت، جوانی افتاده و خیزان، سرگشته و حیران، وحشتزده و نالان! در جستجوی سوسوی نوری میدوید که از روزنه‌های تاریکی‌ها می‌دمید.

نوری که طبق طبق مروارید علم و دانش ارمغان می‌آورد که در صدف‌های کمال و فضیلت جای گرفته بودند و بر روی سجاده‌های سبز محبت افتاده و و به دست فرشته‌های داده می‌شد تا با خود به آسمان زیبای معنویت بالا برند؛ آنجایی که اشک خسته دلان کوی یار را پر بها خریداند.

ناگاه شبنم اشکش بر گونه‌های خسته و بی رمقش غلتید و با همه یاس و ناامیدی صدای را شنید که از صدای بلبل دل انگیزتر و از وصل محبوب زیباروی دلپزیر بود که:

ای گمشده وادی تاریک شبها، سرگشته صحرای مخوف معصیت‌ها، ای تشنه لب خشکیده کویر سوزان شهوات‌ها، ای بنده لرزیده از طوفان سرد و شوم غفلت‌ها، ای جوان در مانده در پشت در زندان یاس و نا امیدی ها؛ بیا با من باش تا من هم با تو باشم، بیا دوستم بدار تا من هم دوستت بدارم، بیا در آغوش مهر و رحمتم بیاسای تا آمرزش من هم تو را بنوازد.

بیا و بر گردد که اگر بازگردی می پذیرمت و با دست مهربان مغفرتم دست‌های خسته و ترک خورده از سردی گناه تو را می‌گیرم. بیا و با یک دنیا امید از توبه گذار نما، و در شهر زیبای استغفار قدم بگذار، و با زلال اشک ندامت وضویی بساز. بیا در کوثر گریه از خوف خدایت غسلی کن و از تابش طلایی خورشید آشتی با خدای خویش، نوری برگیر؛ آنگاه صحیفه استغفار را ورق بزن و صفحه صفحه اش را با دقت بخوان، که در این حریم مبارک، چشمه سارهای خشک شده امید به جوش آمده، نهرهای ساکت و آرام عبودیت به جریان افتاده و سر زمین خشکیده روح انسان سیراب می‌گردد.

اینجا مرغ در قفس مانده جان آدمی رها گردیده و در آسمان معنویت به پرواز در می‌آید. و از همین جاست که درهای آهنین زندان لغزش و خطا بازگشته و تن خسته و بی رمق زندانیان گنهکار، جانی تازه می‌گیرد. اینجا بادبان کشتی شکست خورده ایمان به لرزه افتاده و به سوی جزیره اوج و شکوفایی به حرکت در می‌آید.

آری اینجا وادی پر نور غفران غفار الذنوب و اقیانوس بی کران رحمت ارحم الراحمین است. ای عزیز زمین خورده در سراشیبی خطا و لغزش، بی تا نیروی جوانی در کف داری، دستی بر زانوی دردمند از بار گناهت بنه و با تکیه بر دیوار پشیمانی، پای خویش از لجنزاز خلاف و انحراف بیرون کش و بر مرکب راه و از عذر خواهی سوار شو و به سوی وادی امن مغفرت بشتاب، که هر آینه تاخیرش، خطر حمله گرگان جاده‌های تاریک و مخوف عقوبت خداوند را به دنبال خواهد داشت .

جوان گنهکار، که گمشده اش را در ندای دلنشین محبوب خویش یافته و از شدت شوقی که به او دست داده بود، سر از پا نمی‌شناخت، باز کردن صحیفه استغفار و پی بردن به آثار و برکات آن، از کردار خویش پشیمان شده، از حالت بی خودی به خود آمده و چشمان به هم آمده اش باز گردیید. با قدمهای لرزان و اشکی ریزان، در حالی که بغض گلویش را می‌فشرد، گوشه‌ای خلوت را جستجو کرد تا عقده‌های چند ساله اش را با فریادهای ندامت در پیشگاه خدای مهربانش بگشاید.

نگاه به اطراف انداخت، همین که گرد خود را خلوت دید، از ژرفای وجودش ناله‌ای جان سوز بر کشید که:

ای خدای من، وای و ای معبود مهربان، با چه نامی تو را بخوانم و با چه زبانی با تو سخن گویم؟مهر و عطوفتت در ژرفای قلبم غوغا به پا کرده و اشتیاق به گناه را از دلم ربوده است. با همه وجودم تو را دوست دارم و از گذشته تاریکم سخت پشیمانم.

ای خالق مهربان که همه هستیم را از تو دارم، اگر لحظه‌ای لطف و عنایتت را از من برگیری نابودم، پس چرا از تو غافل باشم و حرمتت را نگاه ندارم و از جود و احسانت نیرو نگیرم؟

معبودا! از تو ممنونم که مرا با خود آشنا و با من سخن آغاز کردی، گوئیا کم کم نسیم عطرآگین عفو و گذشتت را با هم وجودم لمس می‌کنم، و روح خسته‌ام چون نیلوفرهای پیچان تا اوج آسمانها به حرکت در آمده و دیگر پیچک‌های کمر شکن خواهان رفاقت با من نیستند.

این بار احساس می‌کنم که می‌توانم سالیان سال در کنار گلستان مهربانیهایت بیاسایم و زندگی آرام و پر سودی داشته باشم و از نسیم دل نواز باغستان عفو و بخششت جانی تازه باز گیرم

آه که احساس عجیبی به من دست داده است، نمی‌دانم چگونه در گلزار توبه و استغفار قدم گذارده و از باغبان ایمان و طاعت عذر خواهم .

تصور می‌کنم به خدای خویش نزدیک شده‌ام، به هر طرف رو می‌آورم درها به رویم باز است. دیگر سنگریزه‌ها در زیر پایم سرازیر نمی‌گردند تا مرا در دره‌های مخوف هرزگی و خلاف اندارند؛ چرا که من به دستگیره‌های محکم توبه و استغفار چنگ زده‌ام و هیچ گاه آنها را رها نمی‌کنم.

آری! این بار آنچنان دگرگون شده‌ام که رمز و رازهای آشتی با خدا و شرط و ادب عذر خواهی را می‌آموزم و در سایه دیوار بلند استغفار، اتراق کرده و در کنار گنجینه‌ای پر از جواهرات معنوی، جای گرفته‌ام. در باغهای زیبا و با طراوت غفران، پناه جسته و با انواع گلهای رنگارنگ آمرزش خواهی، انس می‌گیرم.

صدای آبشارها بنده نواز دعوت به سوی خدا در سرم طنین افکنده، و آهنگ خوش آن گوش دلم را نوازش می‌دهد.

گرمی دستان مهر و عطوفت خدای مهربان را بر شانه‌هایی که خسته از کوله بار گناهنده، احساس می‌کنم.

فرق شرم بر پیکر آلوده‌ام نشسته است و اندام خسته‌ام آنقدر از کشیدن بار سنگین معصیت به ستوه آمده‌اند که استخوانهایم نیز فریاد می‌زنند: خدایا، ما را ببخش.

هنگامی که به سوی پروردگارم سربلند می‌کنم تا از او عذر بخواهم، در آسمان نیلگون معرفت پرواز پرندگان بال گشوده‌ای را می‌بینم، و با شرمساری به آنها خطاب می‌کنم:


شما پرندگان آنقدر سبکبالین که به هر سو که خواهید پر می‌کشید، ای کاش من هم از ابتدای تکلیف، خدای خود را شناخته و همچون به سوی آسمان کمال و فضیلت بال گشوده و به هر سو پرواز می‌کردم.

خدایا، اکنون که خودت در آشتی را به رویم باز کردی بدی‌های ما نادیده بگیر، حال توبه بهتری به من عطا فرما، شهد شیرین استغفار را بر کامم فرو نشان، نور معرفت خویش را در دلم بتابان، مرا به سرچشمه زلال اطاعت رهنمون باش، شربت گوارای مغفرت را به من بچشان و با آشنای کوی خود، مناجی سحرگاهان، مقتدای دلسوختگان، معشوق منتظران، مولایمان امام زمان (علیه السلام)، آشنا گردان.

بارالها دستهای لرزانم را در دستهای پر مهر آن مولای مهربان بگذار و خاک پایش کیمیای جسم بی جانم ساز و غبار کویش را سرمه چشمان کم سویم کن.

و تو ای سرگشته بیابانها، آن هنگام که دستهای پر از ستاره ات را به سوی آسمان می‌گشایی تا برای دوستان و شیعیان - مخصوصا جوانان فریب خورده - استغفار کنی، و آنان را به آغوش پر نور خویش باز گردانی، من رو سیاه وامانده را نیز، از خاطر عاطرت دور مساز و برای گناهم از خدا آمرزش بخواه، که دعای تو مستجاب است.

من نیز با تو پیمان می‌بندم که ورد شب و روزم را دعا برای ظهورت قرار داده و در انتظار آمدنت، سخاوتمندانه دامن دامن اشک افشانم.

آری! با دیدگان کم سویم، به راه تو خواهم نگریست؛ و با سرشک هجران، مسیر آمدنت را شستشو خواهم داد، و با گام برداشتن در طریق رضا و خوشنودیت، دل غمدیده ات را شاد خواهم نمود.

خدا را شکر که سریع‌ترین راه برای فراز از زندان عقوبت گناه را آموختم و ریسمان فتح قله سعادت و موفقیت را دریافتم.

دیگر از این ساعت، ذکر عطرآگین استغفار و عذرخواهی از خدا را زمزمه همیشگی خویش خواهم شاخت. چرا که استغفار دعائیست مستجاب و راهی کوتاه به سوی رب الارباب. و نیز بهترین وسیله برای ارتباط بنده گنهکار با خالق غفار و سریع‌ترین عامل رهایی از نکبت معصیت‌ها و جهنم عقوبت‌ها و ذکری پر بار برای دست یافتن به خیرات مادی و برکات معنوی است.

آری! به یقین رسیدم که اگر دیدار امام زمانم را می‌خواهم، اگر خشنودی خدایم را می‌طلبم، اگر همراهی با موالیان گرامی ام را می‌جویم، اگر محبوبیت در نزد خدا و اولیائش را خواهانم، اگر در صدد مبارزه با شیطان و خنثی کردن وسوسه‌های او هستم، اگر درخشش نامه عمل و ورود در میدان نور حق را طالبم، اگر از کابوس یاس هراسانم و برای رسیدن به خورشید رجا و امید در تلاشم، اگر از زنگار قلبم گریزان و برای یافتن صفای دل شتابانم و اگر برای تکمیل درجات ایمان و دست یافتن به هر خیر و برکتی در تکاپویم، و خلاصه اگر ورود به بهشت و بهره و بهره ور شدن از نعمتهای ابدی خداوند را آرزو می‌کنم، باید استغفار کنم.

و بلکه اگر پذیرش توبه‌ام را می‌خواهم و در تلاش برای رهایی از قرض‌ها و مرض‌ها، سختی‌ها و مشکلات و زدودن غم‌ها و غصه‌هایم هستم، و اگر خلاصی از بلاهای سخت دنیا را می‌جویم، و در آرزوی دست یافتن به روزی فراوان، ثروت بیشتر و آینده درخشان و پر باری هستم، و در یک سخن، اگر زندگی خوب، پر برکت، و با عزت را دنبال می‌کنم، باید استغفار کنم.

آری!باید استغفار کرده و از خدای خویش عذر خواهی کنم. از او آمرزش بخواهم و ندامت خود را به خالق مهربانم اعلان کنم! که از آمرزنده و توبه پذیر و دوستدار توبه کنندگان و استغفار گویان است.

ان الله یحب التوابین[۱]

به راستی خدا کسانی را که در پی در پی توبه و استغفار می‌کنند دوست دارد و طهارت جویان و پاکی طلبان را دوست دارد.

توبه و استغفار تنها عامل خوشبختی

در برخودهایی که با بسیاری از جوانان داشتم، چه دوستان دانشجو و روحانی که مشغول تحصیل علم و دانش برای دست یابی به مقامات علمی هستند، و چه دوستان کاسب و تاجر که سرگرم فعالیت‌های اقتصادی و در تلاش برای رسیدن به کمالات معنوی می‌باشند؛ به سوالات و اظهاراتی بر خوردم، که مجموع آن‌ها در چند سوال خلاصه می‌شود:

- چرا ما در زندگی مادی و معنوی خویش توفیقات چشمگیری ندازیم؟!

- چرا به هر کاری که دست می‌زنیم نتیجه مثبت و فطعی از آن نمی‌گیریم و گاهی نه تنها سود نمی‌بریم بلکه ضررهایی نیز متوجه ما می‌گردد؟!

- برای توفیقات بیشتر علمی و معنوی، و پیشرفت‌های مادی و اقتصادی چه راهی را باید پیمود تا سریع تر نتیجه گرفت؟

- علت گرفتاری‌های ما و مشکلات متعددی که به صورتهای مختلف دامن گیرمان می‌گردد چیست؟

- آیا برای دست یافتن به روزی بیشتر - مادی و چه معنوی - مانعی در کار ماست تا آن را بر طرف سازیم، یا سببی لازم است تا آن را به دست آوریم؟

با مطالعات و تجربیاتی که در زندگی خود و دوستان جوانم داشتم، و با کمک جستن و الهام از آیات قرآن و روایات اهل بیت (علیه السلام) - که شفای دلهای مریض، حیات قلبهای مرده، و درمان جسم و روح همه انسانهاست - به این ترتیب رسیدم که:

انحراف فکری و عملی یکی از مهمترین عوامل فقر و بدبختی و عقب افتادگی جامعه مسلمانان مخصوصا دوستان امیرالمومنین (علیه السلام) در زندگی فردی و اجتماعیست.

فسادهای عقیدتی و اخلاقی در افراد یک اجتماع، یکی از علل اساسی نزول بلا، قحطی و خشکسالیست.

رواج فحشا و فساد در میان خانواده‌ها و محیطهای کوچک و بزرگ اجتماع مسلمین یکی از موانع بزرگ استجابت دعا و مانعی بر نزول باران و یکی از اسباب مهم پدید آمدن امراض مختلف و بلاهای خانمان برانداز است.

گناه و معصیت، ابر سیاهی را بر فراز سر انسان می‌فرستد که جلوی دیده گان او را گرفته و مانع تابش خورشید رحمت حق گشته، و اشراقات شمس ولایت الطاف خاصه امام عصر اروحنا فداه، را کم سو می‌سازد.

نافرمانی و سرپیچی از فرامین خداوند، انسان را از حاده مستقیم سعادت و خوشبختی، به دره‌های شقاوت و بدبختی سرنگون می‌سازد و از باغ‌های سرسبز و خرم امنیت و رفاه، به صحراهای سوزان سختی و تنگ دستی، می‌کشاند.

یکی از علل کم سودی یا بی فایده گی تلاش‌های ما، ارتکاب گناهان و اعمال ناشایستی است که شب و روز در هر کوی و برزن، محل‌های کسب و تجارت، محیطهای علم و دانش و مراکز اداری مسلمین به چشم می‌خورد.

پی آمدهای گناه مؤمن در دنیا

پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) در مورد سختی و بلاهایی که به عنوان عقوبت گناهان و کردار ناشایست متوجه شخص مؤمن می‌گردد، می‌فرمایند:

ان المومن اذا قارف الذنوب ابتلی بها بالفقر، فان کان فی ذلک کفاره لذنوبه، و الا ابتلی بالمرض، فان کان فی ذلک کفاره لذنوبه، و الا ابتلی بالخوف من السلطان یطلبه، فان کان فی ذلک کفاره لذنوبه، و الا ضیق علیه عند خروج نفسه، حتی یلقی الله حین و ماله من ذنب یدعیه علیه فیامر به الی الجنه.[۲]

زمانی که مؤمن مرتکب گناهان می‌گردد، به خاطر اعمال ناشایستش، مبتلا به فقر و تنگ دستی می‌شود.

اگر دیدن این سختی، کفاره گناهان او گردد (خدا از گناه او می‌گذرد)، در غیر این صورت مبتلا به مرضی می‌شود تا گناهش بریزد. اگر دیدن مرض، گناه او جبران کرد، (که کرد) و گرنه گرفتار سلطان می‌گردد که او را دنبال کرده و بترساند. و اگر وحشی که از سلطان به او رسید، گناهش را ریخت (خدا دیگر او را عقوبت نمی‌کند) و گرنه هنگامی که می‌خواهد روح را از بدنش خارج می‌شود، جان دادن بر او سخت می‌گردد، تا خدا را در حالی ملاقات نماید که هیچ گناهی نداشته باشد که او را به آن عقاب کند. این جاست که از طرف خداوند دستور می‌آید تا او را راهی بهشت سازند.

آثار شوم گناه شیعیان

امام صادق (علیه السلام) نیز در سخن پر باری، آثار شوم گناهان شیعیانشان را برای مفضل چنین بیان می‌فرمایند: یا مفضل ایاک و الذنوب، و حذرها شیعتنا، فوالله ما هی الی احد اسرع منها الیکم، ان احدکم لیصیبه المعره من السلطان و ما ذاک الا بذنوبه، و انه لیصیبه السقم و ما ذاک الا بذنوبه، و انه لیجس عنه الرزق و ما هو الا بذنوبه.[۳]

ای مفضل، از این که مرتکب گناهان گردی بپرهیز و شیعیان ما را از ارتکاب آن دور نگه دار و بترسانشان.

به خدا سوگند آثار شوم گناهان زوتر از همه، شما را فرا می‌گیرد. و هر گاه برای بعضی از شما بد رفتاری و سختی از سوی سلطانی برسد، این گرفتاری نیست مگر به خاطر گناهانش.

و هرگاه به مریضی و ناراحتی جسمی دچار شود، این هم نیست مگر به خاطر گناهان او. و هر گاه روزی او را حبس گردد و به او نرسد، این نیز نیست مگر به خاطر گناهانی که انجام داده است.

نیک پنداشتن گناه، نتیجه قساوت دل

این نوع عقوبت‌ها، در صورتی است که اهل یک شهر و آبادی، کردار خویش را گناه بدانند و با وجود این آگاهی مرتکب آن گردند.

وای به حال جمعیتی که قبح و زشتی گناه از میان آن‌ها رخت برجسته و در عین حالی که معصیتی انجام می‌دهند، آن را نیک پنداشته و عمل ناشایست خود را شایسته می‌انگارند. این نیست مگر بدین خاطر که، دلهای اینا را چنان قساوتی گرفته که در اعمالی زشتشان زینت یافته و شیطان گناهانشان را در نظرشان نیک جلوه بخشیده است.

خداوند متعال، در مورد کسانی که خدا را فراموش کرده‌اند و به پیامبر او ایمان نیاورده‌اند و به سختی و بلاهایی در دنیا گرفتار شده‌اند، می‌فرماید:

فلولا اذ جائهم باسنا تضرعوا و لکن قست قلوبهم. زین لهم الشیطان ما کانوا یعلمون[۴] چرا وقتی که بلا و سختی ما را به آنها می‌رسد، توبه و تضرع و زاری نکردند؟ (تا نجات یابند؟ بدین خاطر چنین نکردند که) دلهایشان را قساوت فرا گرفته است، سخت دل شده‌اند و شیطان کردار زشت آنها را در نظرشان زیبا و نموده و نیک جلوه داده است.

بلا جدید، نتیجه گناهان جدید

امان از روزی که مردم گناهانی را که قبلا سراغش نرفته و با آن‌ها آشنا نیستند، مرتکب شوند چرا که آنچه شالوده اجتماعی را از هم می‌پاشد گناهان جدیدی است که افراد یک جامعه، به اشکال مختلف و با توجیهات شیطانی انجام می‌دهند. و این گناهان تازه بلاهای جدیدی را که تا آن روز کسی ندیده، به سویشان سرازیر می‌کند.

کلما احدث العباد من الذنوب ما لم یکونوا یعلمون، احدث الله لهم من البلاء ما لم یکونوا یعرفون[۵]

هرگاه مردم گناهان تازه‌ای اخترا می‌کنند که قبل از آن نمی‌کردند، خدا هم بلاهای جدیدی را که تاکنون ندیده باشند و نشناسند، برای آنان پدید می‌آورد.

امروزه گرچه بشر بر امراضی همچون وبا، طاعون و... چیره شده است و از شیوه با تاثیر آنها جلوگیری می‌کند، ولی غافل از این است که خداوند در برابر گناهان جدید او بلاها و امراض بی سابقه‌ای را پدید می‌آورد که راه علاجی برایش نمی‌یابد.

با کمال تاسف!بسیاری از انواع سرطانها و مرض‌های تازه و ناعلاج که در میان مردم رواج پیدا کرده، معلول کارهای زشت و گناهان جدیدی است که بشر با تمام ادعایش خود را بدان‌ها آلوده ساخته است و خدا و خلیفه خدا؛ امام زمان (علیه السلام) را به غضب آورده است. طب امروز با تمام پیشرفت‌هایی که کرده، از درمان بسیاری از بیمارها عاجز و ناتوان است. و اگر هم بعد از چند سال تلاش و کوشش بتواند به گونه‌ای با این امراض‌ها مبارزه و آنها را درمان کند، خداوند بیماری دیگری جایگزین آن سازد که کسی را قدرت مبارزه با آن نباشد. و این زنگ خطری است برای کسانی که بی باکانه سراغ گناهان جدید می‌روند و همه مظاهر دین را به باد تمسخر می‌گیرند. یک روز دین دارند و روز دیگر آن را فراموش می‌کنند، از گناهی خسته نمی‌شوند و به عشق گناه تازه‌ای که کامشان را شیرین کند، اسیر هوای نفس و شیطان گشته، پشت پا به دین و شعادر مذهبی می‌زنند. همچنین هشداری است به کسانی که دین داری آنان تا زمانی است که اطاعت از خدا و ولیش صدمه‌ای به دنیایشان نزند اما اگر روزی دین و رعایت مسایل دینی باعث از دست دادن منافع مادی آنها گردد، از آن سر باز می‌زنند و هر گناه و معصیتی را مرتکب می‌شوند و برای درآمد و شهرت بیشتر دست به معاملات حرام و تجارت‌های نامشروعی زده و درآمد خود را با اموال ناپاک، آلوده ساخته و هر لحظه فاصله خویش را با امام زمانشان بیشتر می‌کنند.

گناه نشانه کفران، و سرآغاز از دست دادن نعمت

افرادی که نعمت‌های خداوند را در مسیر نافرمانی او به کار می‌گیرند، باید از آن روزی بترسند که ناگهان غضب خدا آنها را دریابد و نعمتهای خداوند در مسیری که او می‌پسندد و صرف نمودن آنها در معصیت و نافرمانی خداوند، ممکن است خدای ناکرده یک نوع دهن کجی به خدا و امام زمان (علیه السلام) و نشان آشکاری از کفران نعمت‌ها باشد.

پر واضع است اگر کسی نعمتهای خداوند را در مسیر خوشنودی او صرف نماید، نعمتهای را که در اختیار دارد، از دست خواهد داد و خود را مستحق عذاب خداوند خواهد ساخت. او خود، در منشور آسمانی اش، به صراحت چنین اعلام می‌کند:

و اذ تاذن ربکم لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید[۶]

(به یاد آورید) هنگامی را که پروردگاتان اعلام داشت: اگر (نعمتم را) شکر گویید، بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است.

یعنی ناسپاسی و کفران نعمت‌های خداوند، و به کار گرفتن آن‌ها در مسیری که او دوست ندارد و بلکه مورد غضب اوست، علاوه بر این که موجب می‌شود بنده ناسپاس نعمت‌هایی را که در اختیار دارد از دست بدهد، باعث گرفتاری او نیز می‌گردد.

خداوند ماجرای اقوامی را که به خاطر ناسپاسی و کفران ورزیدن هلاک شده‌اند، چنین حکایت می‌کند:

و ان من قریه نحن مهلکوها قبل یوم القیامه او معذبوها عذابا شدیدا کان ذلک فی الکتاب مسطورا[۷]

هیچ شهری و آبادی نیست مگر آن که آن را پیش از روز قیامت هلاک کنیم (اگر اهل آن نافرمانی و سرپیچی کنند) آنها را به عذاب سختی گرفتار خواهیم ساخت، این در کتاب الهی (لوح محفوظ) ثبت است.

آری! انکار حق و حقیقت و ارتکاب گناه و معصیت از سوی بعضی از بندگان آن چنان اوج می‌گیرد که خداوندی را که رحمتش عام و همه چیز را فرا گرفته، به غضب می‌آورد و نزول عذابش را بر آنها حتمی می‌گرداند و در حالی که آن کریم مهربان راه فراز از عذاب خویش را برای بندگانش بیان فرموده و به دو عامل مهم برای نجات از عذاب خویش اشاره کرده است: ما یفعل الله بعذابکم ان شکرتم و آمنتم[۸]

خداوند چه کار به عذاب شما دارد، اگر نعمت‌های او را شکر گویید و به او و فرستادگانش ایمان آورید.

این بشر طغیان گر با همه دعوتها و پیامهای مهرآگین و دلنشین خدای سبحان گاهی آن چنان خیره سری می‌کند و مهلت خداوند او را آن چنان دریده و بی حیا می‌سازد که پیاپی گناه می‌کند، زمانی هم گرفتار بلا و عذاب خداوند می‌شود، به جای توبه و بازگشت به سوی خالق مهربان، برای رهایی خویش از بلاهای خانمان سوز متوسل به امور مادی می‌گردد.

به عنوان نمونه: زمانی که عصیان و نافرمانی گروهی باعث قحطی و خشک سالی می‌شود، به جای آن که مردم آن دیار به سوی خدا بازگشته، توبه کرده و نماز استسقاء بخوانند و از خدا طلب باران کنند؛ دست به سوی کفار دراز می‌کنند تا برایشان باران مصنوعی بسازند و کشتزارهای آن‌ها را سیراب کنند، و خسارت‌های وارده را به این صورت جبران نمایند. غافل از آن که خداوند قهار در کمینگاه است و نظاره گر کارهای بندگانش می‌باشد و نیک می‌بیند که بنده گنهکار او برای رهایی از عذاب خدای خویش چه می‌کند.

پر واضح است: اگر این کار، خدا را به غضب آورد ممکن است او هم در مقام مکر و حیله بر آید و نقشه‌های آنان را نقش بر آب سازد. آری! زمانی که خداوند ببیند بندگانش برای مبارزه با عقوبت او به سوی اموری دست یازیده‌اند که جز کفران و ناسپاسی معنای دیگری ندارد، او نیز عذابش را سخت تر می‌کند و تمام زحمات بندگان خیره سرش را با همه مخارج و هزینه‌های سنگینی که برایش داشته است، هدر داده و بادهای مامور خویش را سراغ ابرهای مصنوعی آنان می‌فرستد تا باران آن‌ها را در مناطق دیگری فرو ریزد و دماغ آنان را به خاک بمالد، شاید سر عقل آمده و به سوی احکام تورانی اسلام و مکتب پر بار اهل بیت (علیه السلام) باز گردند.

اگر چه، گاهی هم آنها را آزاد گذارده تا راه در پیش گرفته را طی نموده و به کار خود مغرور گردند، از خدای خویش بیشتر فاصله گرفته و در درکات عذاب او در دوزخ و قیامت گرفتار آیند. همچنان که با کفار و مشرکین و منافقین و مخالفین، چنین رفتاری کرده؛ دنیا را بهشت آنان ساخته ولی دوزخ و قیامت را، برایشان جهنمی سوزان و زندانی تاریک و وحشت زا قرار داده است.

توبه و استغفار، تنها راه نجات از عقوبت گناهان

پس چه بهتر که در برابر خدایی که همه عالم تحت فرمان او و در سایه قدرت اوست و با کمال مهر و عطوفت بندگانش را نوازش می‌کند و او را به سوی خویش دعوت می‌فرماید، سر سختی و لجاجت به خرج ندهیم؛ دعوت او را لبیک گوییم، با یک دنیا ندامت و پشیمانی به سوی او روی آوریم و رحمت و مغفرتش را طلب می‌کنیم. که او برای همه کسانی که حلقه عبودیتش را به گردن دارند، دعوتنامه عمومی فرستاده است:

و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان فلیومنوا بی ولیستجیبوا لی لعلهم یرشدون[۹]

زمانی که بندگان من مرا بخوانند من نزدیک (به آن‌هایم، صدایشان را می‌شنوم و) زمانی که دعا کننده‌ای مرا بخواند دعوت او را اجابت می‌کنم پس باید به من ایمان آورند، دعوتم را اجابت کنند (و مرا بخوانند) بلکه (به خیر و نیکی و سعادت و خوشبختی) هدایت یابند.


آری! او خدای مهربان و دلسوزی است که با همه گناهانی که بندگانش کرده‌اند، باز برای کسانی که به سویش باز گشته، توبه نصوح کنند و از او عذر بخواهند، وعده فلاح و رستگاری داده است:

و توبوا الی الله جمیعا ایها المومنون لعلکم تفلحون[۱۰]

ای مؤمنان، همگی با هم به سوی خدا توبه کنید و باز گردید شاید رستگار شوید.

و علاوه بر این، راه بازگشت به سوی خویش را بدو آموخته است و برای تحقق توبه واقعی، ابتدا دستور عذر خواهی و استغفار، و سپس فرمان به توبه می‌دهد:

و استغفرا و الله ربکم ثم توبوا الیه[۱۱]

از الله، پروردگارتان طلب آمرزش کنید پس از آن، توبه کرده و به سوی او باز گردید.

آری! چه زیباست که ذکر عطرآگین استغفار و عذر خواهی از خداوند را، ذکر مدام خویش قرار دهیم، که استغفار دعایی مستجاب و راهی کوتاه به سوی رب الارباب و بهترین وسیله برای ارتباط بنده گنهکار با خدای غفار و سریع‌ترین راه برای راهایی از نکبت گناه و زندان عقوبت‌ها است.

اگر کسی در متن آیات محکم قرآن و روایات معتبر پیامبر و خاندان پاکش (علیه السلام)، تامل و دقت کند بخوبی در می‌یابد که مهم‌ترین عامل گرفتاری‌های مؤمن در دنیا گناهان اوست.

این گناهان اگر شست و شو نگردد، و بار سنگین آن بر دوش انسان برداشته نشود از بلاها و سختی‌هایی که دامنگیر او گشته رهایی نخواهد یافت. با این که خداوند بسیاری از گناهان مؤمن را می‌بخشد و از عقوبت آن صرف نظر می‌کند، ولی با این همه علت اساسی گرفتاری‌های او را کردار ناشایستی می‌شمارد که به دست خویش آنها را انجام داده است:

و ما اصابکم من مصیبه کسبت ایدیکم و یعفو عن کثیر [۱۲]

هر معصیتی و گرفتاری که به شما می‌رسد به خاطر کردار زشتی است که به دست خود انجام داده‌اید و خدا از بسیاری از گناهان (شما) می‌گذرد.

برکات توبه و استغفار

ما در این مجموع بر آن شدیم تا یکی از مهمترین عوامل غفران و آمرزش، یعنی استغفار را در آیات و روایات بررسی و تحقیق و آثار و برکات آن را جستجو کنیم تا آن دسته از جوانانی که طالب زندگی پربار و سعادتمندانه‌اند و عزت دنیا و آخرت خویش را دنبال می‌کنند و در پی روزی هستند که مولایشان آغوش گرم. پر مهر را به رویشان بگشاید و از خداوند روزی بیشتری را برایشان درخواست نماید و آنان را از شربت گوارای علم و معنویت سیراب گرداند؛ با آشنایی با این عامل بزرگ آمرزش، به بزرگترین رمز موفقیت دست یابند، و سر آمد امثال و اقران خویش در هر عصر و زمانی گشته، باب وصال مولای مهربانشان به رویشان گشوده گشته و زندگی آسوده و پر سودی داشته باشند.

استغفار، بهترین دعا

آنچه بر این اهمیت این بحث می‌افزاید این است که: پیامبر گرامی و دلسوز (صلی الله علیه وآله)، استغفار را بهترین دعا شمرده و می‌فرمایند:

خیر الدار الاستغفار.[۱۳]

بهترین دعا استغفار است.

چرا که گناهان انسان یکی از موانع بزرگ استجابت تمام دعاها است و تاثیر نامطلوبی در دل و جان او می‌نهد و اجابت خواسته او را به تاخیر می‌اندازد؛ و حتی از برخی روایات چنین استفاده می‌شود که: گاهی دعای انسان مستجاب می‌شود و مقدر می‌گردد که خواسته او اجابت شود، ولی قبل از آن حاجتش روا گردد گناهی انجام می‌دهد که باعث محرومیت او از عطای خداوند می‌شود.

امام باقر (علیه السلام)، در این زمینه می‌فرمایند:

ان العبد لیسل الحاجه من حواوج الدنیا فیکون من شان الله قضائها اجل قریب او وقت بطی فیذنب العبد عند ذلک ذنبا فیقول للملک الموکل بحاجته: لا تنجز له حاجته و احرمه ایاها فانه تعرض لسخطی و استوجب الحرمان منی.[۱۴]

بنده‌ای حاجتی از حاجت‌های دنیایی را از خداوند درخواست می‌کند، خدا هم چنین مقدر می‌کند که در آینده نزدیک (یا با تاخیر اندکی) حاجتش روا گردد، ولی این بنده در همان زمان، گناهی مرتکب گردد. خداوند به فرشته‌ای که ماموریت داده حاجتش را بر آورده سازد می‌فرماید: حاجت او را روا مکن و از آن محرومش ساز، چرا که او کاری کرد که در معرض غضب من قرار گرفت و مستحق محرومیت از من شد.

پس اولین اثر گناه، محرومیت از استجابت دعا است، در حالی که برای پیدایش کمالات مادی و معنوی در بنده موثرترین عامل، دعا می‌باشد. به همین خاطر است که از استغفار به عنوان بهترین دعا یاد شده است. زیرا کمترین اثر استغفار و طلب آمرزش از خدا این است که موانع استجابت دعا را از پیش پای انسان برداشته و آثار مخرب و نابودکننده گناه را از بین برد و قلب شخص گنهکار را نورانی کرده، فکر و نیت او را برای اقبال به دعا و پیدایش حال مناجات با خدا آماده و مهیا ساخته و راه ارتباط با مولایش امام زمان (علیه السلام) را برای او همراز می‌گرداند و او را با معدن خیرات مرتبط می‌سازد.

انگیزه تالیف کتاب حاضر

سعی ما در این کتاب بر این است که: گوهرهای تابناکی که در لابلای سخنان پر بار و نورانی پیامبر اسلام و اهل بیت پاکش (علیه السلام) درباره استغفار و برکات آن نهفته است استخراج نموده و در گنجینه دلهای دوستان و شیعیانشان ذخیره کنیم، تا بیش از پیش قدر امامان خویش را دانسته و با دستورات حیات بخش آنان آشنا شویم. و به جای روی آوردن به شغل‌های کاذب، تجارت‌های نامشروع و توسل به دعاهای بی سند و اذکار اختراعی و تعلیم و تعلم علوم باطل و دانش‌های بیهوده؛ برای دست یافتن به ثروت بیشتر و حل مشکلات مادی و معنوی خویش به دعا، استغفار و توجه به خدا و امام زمان (علیه السلام)، اهمیت بیشتری دهیم و بدانیم که خیر دنیا و آخرت و رمز موفقیت و سعادت در لابلای فرمایشات حکمت بار اهل بیت پاک پیامبر (صلی الله علیه وآله) نهفته است. بلکه اگر کسی در این میدان استقامت ورزد، تا آن جا به پیش می‌رود که از روزی بی شمار خداوند سیر گشته و از شربت گوارای علم اهل بیت (علیه السلام) سیراب می‌گردد. خدای مهربان در این باره می‌فرماید:

و ان لو استقاموا علی الطریقه لا سقیناهم ماء غدقا[۱۵]

اگر (دوستان امیرالمومنین (علیه السلام)) بر راه و روش (توحید و ولایت) استقامت ورزند ما آنها را از آب غدق (علمی که اومه اطهار (علیه السلام) به آنان بیاموزند) سیراب می‌سازیم. آری برکات زمین و آسمان، در سایه ایمان به صاحبان ولایت و پذیرش فرمایشات آنان و به کار گرفتن سخنان درربارشان؛ به انسان رو می‌آورد. و از دیگر سو تکذیب آن انوار مقدسه در بعد اعتقادی یا عملی؛ بزرگترین عامل گرفتاری بشر به انواع بلاها و ناروایی است.

بی خود نیست که خدای مهربان در قرآن کریم با کمال دلسوزی و خیر خواهی می‌فرماید: و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض و لکن کذبوا فاخذناهم بما کانوا یکسبون[۱۶]

اگر اهل دیار و آبادی‌ها، ایمان آورده و تقوای الهی را رعایت کنند ما برکات آسمان و زمین را به روی آنان می‌گشاییم؛ ولی اینان (آیات و پیامبران ما را) تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر کردار زشتشان گرفتار ساختیم.

به امید آن که خداوند توفیق جبران گناهان گذشته، کمبودهای اعمال انجام شده را با استغفار و عذر خواهی از خداوند، به ما عطا فرماید. تا به برکات ایمان و تقوا دست یابیم، تمام بالورهای دینی بر ایمان عینیت پیدا کند، ایمانمان به سخنان نورانی حق و کلمات پر نور پیامبر و اهل بیت پاکش (علیه السلام)، بیش از پیش گردد و نسبت به آینده خویش قدرت کنترل نفس و خواهش‌های نفسانی را پیدا کرده و نقایص اعمال نیکمان بر طرف سازیم.

مخصوصا با توجه به این که، استغفار صبح و شام شیعیان، مرهمی بر زخم دل امام زمان (علیه السلام) است، و شادی دل غمگین آن مولای عزیز را فراهم می‌سازد؛ و از دعای سحرگاه حضرتش بهره مند گردیم.

گفتار نخست

پی آمدهای گناه

قبل از ورود به اصل بحث، لازم است که اشاره اجمالی به آثار ویرانگری گناه، و پی آمدهای انحرافی عقیدتی و عملی داشته باشیم؛ تا ارزش والای استغفار و توبه، و ضرورت بازگشت به سوی خدا و احکام نورانی اسلام و مکتب پر بار اهل بیت (علیه السلام) را بیشتر دریابیم. چرا که توبه و استغفار باعث ریزش گناه و در نتیجه دور ساختن تمام عقوبتهای با همه عظمتشان می‌گردد.

گفتی است که: این نوع عقوبت‌ها بیشتر در مورد گناهانی است که بی پروا و آشکارا در بلاد مسلمین، مخصوصا شیعیان امیرالمومنین (علیه السلام)، انجام می‌شود. و اما کفار و مشرکین عقوبت کردار زشت خود را بیشتر در عالم آخرت و عوالم بعد از مرگ می‌بینند. چرا که خداوند، دنیا را بهشت کافران و زندان مؤمنان قرار داده؛ تا آنها بخاطر کفرشان به دنیا دل بسته، به شهوات رو آورده و بر عقوبتشان افزوده گردد، از دنیا و شهواتش دل بر گرفته، به خدا و احکام او رو آورده، با خدا و امام خویش آشتی نموده و به آمرزش خداوند دست یابند و بر درجه و مقامشان در بهشت افزوده گردد.

ابتلا به مصیب‌ها، امراض و سختی‌ها

همان طور که در مقدمه اشاره گردید یکی از آثار شوم گناه برای دوستان و شیعیان امیرالمومنین (علیه السلام) در دنیا، نزول انواع بلاها، مبتلا گشتن به اقسام گرفتاری‌ها و دیدن اشکال مختلف امراض و تاروایی‌ها است.

امیرالمومنین (علیه السلام) در این زمینه می‌فرمایند:

توقوا الذنوب، فما من بلیه و لا نقص رزق الا بذنب حتی الخدش و الکبوه و المصیبه، قال الله عزوجل:

و ما اصابکم من مصیبه فبما کسب ایدیکم و یعفو عن کثیر[۱۷][۱۸]

از گناهان بپرهیزید که هیچ بلاء و کمبود روزی ای نیست مگر به خاطر گناهی (که انجام می‌دهید)، حتی خراشی که بر بدن وارد می‌شود، لغزیدن و به زمین خوردن (شما) و مصیبتی که بر روح و پیکرتان وارد می‌گردد (آثار گناهان شما است)! خداوند می‌فرماید:

هر مصیبت و ناراحتی که به شما سرایت می‌کند به خاطر کردار زشتی است که به دست خود کسب کرده‌اید و خدا بسیاری از گناهان را می‌بخشد!

گویا مقصود امیرالمومنین (علیه السلام) از استدلال به این آیه کریمه این است که: بلاها و سختی‌هایی که مؤمن در این دنیا می‌بیند نتیجه غضب خدا بر بنده اش به خاطر اندکی از گناهان اوست. با این که خدا بسیاری از گناهان او را می‌بخشد، باز این همه مصیبت و ناراحتی متوجه او می‌گردد، وای از آن روزی که خدا بخواهد بندگانش را به تمام کردار ناشایستشان مواخذه کند.

امیرالمومنین (علیه السلام) در بیان نورانی دیگری عقوبت گناه شیعیانشان را چنین بیان می‌فرمایند:

ما من الشیعه عبد یقارف امرا نهیناه عنه فیموت حتی یبتلی تمحص بها ذنوبه، اما فی مال و اما فی ولد و اما فی نفسه حتی یلقی الله عزوجل و ماله ذنب، و انه لیبقی علیه الشی ء من ذنوبه، فیشدد به علیه عند موته.[۱۹]

هر بنده‌ای که شیعه ما باشد و مرتکب کاری گردد که ما او را از آن نهی کرده‌ایم و با آن حال بمیرد، گرفتار بلایی می‌شود تا گناهان او را پاکیزه سازد و این گرفتاری یا در مال اوست با در فرزند او، یا در خود او، تا آن که خدا را در حالی ملاقات کند که هیچ گناهی بر او نمانده باشد.

در مورد شخصی که مقداری از گناهانش بتقی مانده باشد (و با دیدن این گرفتاری پاک نشود) هنگام مرگ، کار بر او سخت می‌شود (و با سکرات مرگ و سختی‌های جان کندن گناهش می‌ریزد.)

از این کلام نورانی امیر الامؤمنین (علیه السلام) نیز استفاده می‌شود که خدا شیعیان آن حضرت را به همه گناهانشان مواخذه و عقاب نمی‌کند بلکه گرفتاری‌هایی که در این دنیا می‌بیند نتیجه بعضی از کردارهای زشت آنان است، و بعضی از آنان، آثار شوم گناهانشان را هنگام مرگ و در عوالم پس از مرگ خواهند دید. تا لحظه‌ای که در قیامت به شفاعت مولایشان می‌رسند، پاک و پاکیزه شده باشند.

امام باقر (علیه السلام) در سخنی زیبا و تکان دهنده، آثار بعضی از گناهان را چنین بیان می‌فرمایند:

وجدنا فی کتاب علی (علیه السلام) قال: قال رسول الله (صلی الله علیه وآله) اذا ظهر الزنا کثر موت الفجاه، و اذا منعوا الزکاه منعت الارض برکتها من الزرع و الثمار و المعادن کلها، و اذا جاروا فی الاحکام تعاوتوا علی الظلم و العدوان، و واذانقضوا العهد سلط الله علیهم عدوهم، و اذا قطعوا الاحام جعلت الاموال فی ایدی الاشراز، و اذا لم یامروا بمعروف و لم ینهوا عن منکر و لم یتبعوا الاخیار من اهل بیتی سلط الله علیهم شرازهم فیدعوا عند ذلک خیارهم فلا یستجاب لهم.[۲۰]

در کتاب امیرالمومنین (علیه السلام) چنین یافتیم که فرمودند: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرموده‌اند:

زمانی که زنا در میان مردم آشکار گردد، مرگ ناگهان زیاد می‌شود؛ و هر زمانی کم فروشی کنند، خدا آنان را به خشکسالی و کمبود روزی مواخذه و عقاب می‌کند؛ و هرگاه از دادن زکات و حقوق واجب مالی خویش خودداری کنند، زمین برکات خود را از آن‌ها می‌گیرد (و برکات زمین عبارت از: زراعت خوب و میوه شاداب و معدن پر بار) و هر وقت (فرمانروایان آنان) در حکم کردن به ستم حکم کنند، یکدیگر را بر ظلم و تجاوز یاری کنند، و زمان عهد و پیمانشان را بشکنند، خدا دشمنانشان را بر آنها مسلط می‌گرداند، و هرگاه ارتباط خویشاوندی قطع نمایدند، اموال در اختیار انسان‌های شرور جامعه قرار می‌گیرد، و زمانی که امر به معروف و نهی از منکر نکنند و از خوبان اهل بیت من پیروی نکنند خدا بدترین آنان را بر آنان مسلط می‌کند؛ آن گاه خوبان ایشان (برای رفع این بلا و سختی‌ها) دعا می‌کنند و اجابتی نمی‌یابند.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نیز، در سخن پر باری آثار غضب خدا را به خاطر کردار ناشایست جمعی که گناه کرده‌اند این گونه بیان می‌فرمایند:

اذا عضب الله عزوجل علی امه و لم ینزل بها العذاب غلت اشعارها و قصرت اعمارها و لم تربح تجارها و لم تزک ثمارها و لم تعزز انهارها و حبس عنها امطارها و سلط علیها شرازها[۲۱]

هرگاه خداوند بر امتی غضب کند و عذابش را بر آنها نازل نکند قیمت اجناس آنها بالا خواهد رفت، عمرشان کوتاه می‌شود و تجارتشان سودی نمی‌برند، میوه‌های آنان پاکیزه و خوشگوار نمی‌گردد و نهرهای آنان نمی‌جوشد و روان نمی‌گردد، باران از آن‌ها قطع می‌شود و بدترین ایشان بر آنان مسلط می‌شود.

امام صادق (علیه السلام) نیز پی آمد گناهان را چنین بیان می‌فرمایند:

اما انه لیس من عرق یضرب و لانکبه و لاصداع و لامرض الا بذنب و ذلک قول الله عزوجل فی کتابه: و ما اصابکم من مصیبه فبما کسب ایدیکم و یعفو عن کثیر [۲۲]

آگاه باشید اگر رگی از رگ‌های انسان به ضربان افتد، یا پایش به سنگ خورد، یا سرش درد بگیرد، یا مریض شود؛ به خاطر گناهی است که مرتکب شده است. و این است معنای گفتار خداوند در قرآنش که می‌فرماید: هر مصیبتی که شما را می‌رسد به خاطر گناهانی است که به دست خود انجام داده‌اید و او از بسیاری از گناهان در می‌گذرد.

در ادامه امام صادق (علیه السلام) می‌افزایند:

آنچه خدا می‌بخشد به مراتب بیشتر از آنی است که بندگانش را بدان مواخذه می‌کند. [۲۳] ناگفته نماند که در این حدیث و امثال آن در مورد کسانی است که:

اولا: دارای عقل و شعور باشند و به سر حد بلوغ و تکلیف رسیده باشند.

ثانیا: همچون انبیاء و اوصیاء (علیه السلام) دارای مقام عصمت نباشند.

بنابراین، مصائب و سختی‌هایی که به افراد غیر بالغ و غیر عاقل، همچون دیوانگان و کودکان می‌رسد؛ از این قانون مستثنی است و حکم دیگری بر آن مرتب می‌گردد. از قبیل اینکه:

اولا: باعث ریزش گناهان پدران و مادران آنها، و یا کسانی که مسوولیت تربیت و پرورش آنها را به عهده دارند می‌شود.

ثانیا: باعث ترفیع مقام و درجه خود آنان در عوالم پس از مرگ می‌گردد.

همچنین مصائبی که به انبیا و اوصیای آنان می‌رسد باعث ترفیع مقام و بالا رفتن درجات آنان در بهشت و زیاد شدن قرب آنها به پروردگار می‌گردد. چرا که صبر بر بلا و تحمل مصیبت، یکی از کمالات بزرگ مردان خداست که حاکی از ایمان محکم آنان و باعث افزایش مقامشان در نزد خداوند است.

قحطی و خشک سالی

یکی دیگر از عقوبت‌های گناهان، قحطی و خشک سالی است که در روایات به صراحت از آن یاد شده است. حتی از روایات استفاده می‌شود که هیچ سالی کمتر از سالهای گذشته باران نمی‌بارد. بلکه معصیت اهل شهرها و آبادی باعث می‌شود که در آن مناطق باران نبارد و در مناطقی فرود آید که معصیت خدا نشده باشد.

ابی حمزه ثمالی گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که فرمودند:

ما من سنه اقل مطرا من سنه، و لکن الله یضعه حیث یشاء ان الله عزوجل اذا عمل قوم بالمعاصی صرف عنهم ما کان قدر لهم من المطر فی تلک السنه الی غیرهم، والی الفیافی و البحار و الجبار. ان الله لیعذب الجعل فی جحرها فیحبس المطر عن الارض التی هی بمحلها بخطایا من بحضرتها و قد جعل الله السبیل فی مسلک سوی محله اهل المعاصی.

قال: ثم قال ابو جعفر (علیه السلام) فاعتبروا یا اولی الابصار. [۲۴]

هیچ سالی کمتر از سال گذشته باران نمی‌بارد، هر جا خداوند اراده کند، قطرات باران را فرود می‌آورد.

زمانی که گروهی معصیت خدا را انجام دهند، خداوند بارانی را که برای آنها در آن سال مقدر کرده بود، به سوی گروهی دیگر و سرزمین دیگری برگردانده و در بیابان، دریاها و کوه‌ها سرازیر می‌کند.

به راستی خداوند جعل[۲۵] را در لانه اش، عذاب می‌کند و به خاطر معصیت انسانهایی که در آن سرزمین گناه کرده‌اند، از باران محروم می‌فرماید. چرا که خدا برای این حیوان راه کوچ کردن و زندگی نمودن در سرزمین دیگر غیر از این سر زمین را فراهم ساخته است.

ابی حمزه گوید: امام باقر (علیه السلام) بعد از نقل این حدیث فرمودند:

ای صاحبان بصیرت و بینایی عبرت بگیرید.

در جایی که خداوند حیوانی را که به ظاهر تکلیفی ندارد، به خاطر معصیت عده‌ای که در حضور او گناه کرده و او نسبت به گناه آنان اظهار تنفر و بیزاری نکرده است، عذاب می‌کند و از باران رحمتش محروم می‌سازد؛ پس چه خواهد کرد با آن جمعیتی که نعمتهای پروردگار خویش را نادیده گرفته‌اند و آن‌ها را در راه نافرمانی خداوند به کار گرفته‌اند؛ امان از آن لحظه‌ای که غضب خدا گروهی را به خاطر نافرمانی آنان فرا بگیرد و نزول عذابش را بر آنان حتمی کند.

مرحوم علامه مجلسی بعد از نقل این خبر می‌فرماید:

این حدیث از احادیثی است که دلالت می‌کند بر این که:

حیوانات نسبت به بعضی از تکالیف شرعی و کارهای بندگان خدا علم و شور دارند و بر آنها نوعی از تکلیف ثابت است برخلاف نظر اکثر حکما و متکلمین. و موید این حدیث قصه هدهد است که در قرآن و روایات بدان اشاره گردیده است. و همچنین سایر روایاتی که ما آنها را در جلد ۱۴ بحارالانوار آورده‌ایم.

سپس می‌فرماید:

این حدیث دلالت دارد بر وجوب هجرت از شهرهای اهل معصیت، در صورتی که نهی آنان از منکری که انجام می‌دهند، امکان نداشته باشد.[۲۶]

عوامل خشک سالی

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) عوامل قحطی و خشک سالی را در سخن پر باری چنین بیان می‌فرمایند:

لا تزال امتی بخیر ما تحابوا و تهادوا، وادوا الامانه و اجتنوا الحرم،. قروا الضیف، و اقاموا الصلاه و آتوا الزکات فاذا لم یفعلوا ذلک ابتلوا بالقحط و السنین.[۲۷]

امت من تا زمانی که به یکدیگر اظهار محبت کنند و برای یکدیگر هدیه ببرند و امانت را ادا کرده. از حرام دوری کنند و میهمان را احترام کرده و نماز را به پا دارند و زکات بدهند؛ پیوسته در خیر و خوبی به سر برند و هر زمانی که چنین نکنند به قحطی و خشک سالی گرفتار می‌شوند.

از این روایت استفاده می‌شود که آنچه باعث قحطی و خشک سالی می‌گردد عبارت از:

۱- به محبت یکدیگر پاسخ ندادن و با یکدیگر دشمنی کردن.

۲- خیانت در امانت نمودن.

۳- مرتکب کارهای حرام و ناشایست شدن.

۴- احترام میهمان را نگه نداشتن و از او پذیرایی نکردن.

۵- نماز نخواندن.

۶- خمس و زکات ندادن.

با کمال تاسف در اکثر بلاد مسلمین این امور کم و بیش مشاهده می‌شود و نتیجه ناگوار و دردناکی آن نیز به چشم خود می‌بینیم.

امیدواریم تمام مسلمانان و مخصوصا شیعیان امیرالمومنین (علیه السلام) از خواب سنگینی که آنان را فرا گرفته است بیدار شوند و با دعا و استغفار و توجه به امام زمان (علیه السلام)، ابر سیاهی را که بر سر خویش قرار داده‌اند بر طرف سازند تا ابرهای رحمت حق، باران حیات بخش خویش را بر آنان فرود آوند.

از دست دادن نعمتهای خداوند

یکی دیگر از عقوبت‌هایی که خداوند برای بعضی از گناهان مقرر فرموده است، از دست دادن نعمتی است که انسان آن را در راه نافرمانی خدا به کار برده است. به تعبیر رساتر، یکی از آثار شوم گناهان، تغییر یافتن و از بین رفتن نعمت‌های خداوند است.

سماعه گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمودند:

ما انعم الله علی عبد نعمه فسلبها ایاه حتی یذنب ذنبا یستحق بذلک السلب.[۲۸]

خداوند هیچ نعمتی را به بنده‌ای عطا نمی‌کند که از او بگیرد، مگر زمانی که گناهی انجام دهد که به خاطر آن، استحقاق گرفتن نعمت را پیدا کند.

مراد خداوند در این آیه شریفه نیز همین نکته است:

ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم و اذا اراد الله بقوم سوء فلا مرد له و ما لهم من دونه من وال[۲۹]

مسلما خداوند وضعیت گروهی را تغییر نمی‌دهد مگر زمانی که آنها در نفس و کردار خود تغییری ایجاد کنند. و رمانی که خدا نسبت به جمعیتی اراده نماید، جز خدا هیچ عاملی آن را بر نمی‌گرداند. و هیچ سرپرستی ندارند که کار آن‌ها را به عهده گرفته و بدی را از آنها دور سازد.

امام باقر (علیه السلام) در تفسیر این آیه کریمه می‌فرمایند:

ان الله قضی قضاء حتما لا ینعم علی عبده نعمه فیسلبها ایاه قبل ان یحدث العبد ذنبا یستوجب بذلک سلب تلک النعمه و ذلک قول الله: ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم.[۳۰]

خداوند در تقدیر حتمی خویش این مطلب را گذرانده که نعمتی را به بنده گناهی انجام دهد که به خاطر آن، مستحق گرفتن نعمت گردد ( بلکه زمانی که بنده گناه می‌کند آن نعمت از او گرفته می‌شود) و این است مقصود خدا از این گفتار که می‌فرماید:

خداوند وضعیت گروهی را تغییر نمی‌دهد مگر زمانی که آنها در نفس و کردار خویش تغییری ایجاد کنند.

امام سجاد (علیه السلام) گناهانی را که باعث تغییر نعمتهای خداوند می‌شود چنین بیان می‌فرمایند:

الذنوب التی تغیر النعم: البغی علی الناس، و الزوال عن العاده فی الخیر، و اصطناع المعروف، و کفران النعم و ترک الشکر.

گناهانی که نعمت‌های خداوند را تغییر می‌دهد عبارتند از:

ستم روا داشتن بر مردم، جدا گشتن از عادت در کار نیک، و کار خوب را به خود بستن بدون این که بدان پایبند باشد، نعمتهای الهی را کفران کردن، و شکر نعمتهای خداوند را ترک نمودن.

در ادامه این حدیث امام سجاد (علیه السلام)، آیه مذکور را تلاوت فرمودند.[۳۱]

امام صادق (علیه السلام) نیز در رابطه می‌فرمایند:

خداوند پیامبرن از پیامبران خویش را به سوی قومش فرستاد و به او وحی کرد که به قومت بگو: اهل هر قریه و مردمی که در حال اطاعت من بودند، سرور و شادی به آنها رسید و از آنچه که من دوست داشتم به آنچه که دوست نداشتم منتقل شدند، آنان را از آنچه دوست داشتند منتقل به حالتی می‌کنم که از آن ناراحت بودند و اهل هر قریه و اهل بیتی که در حال معصیت من بودند و سختی و ناراحتی به آنان رسید و از آنچه که من دوست نداشتم منتقل شدند به آنچه دوست دارم، من نیز در عوض ا نها را از وضعیتی که از آن ناراحت بودند به آنچه دوست داشتند منتقل می‌کنم. ای پیامبر ما به مردم بگو:

ان رحمتی سبقت غضبی، فلا تقنطوا من رحمتی فانه لا یتعاظم عندی عبد اغفره. به یقین رحمت من بر غضبم پیشی گرفته است، از رحمت من ناامید نشوید، البته بخشیدن گناه بنده برای من کار بزرگی نیست. به بندگان من بگو:

لا یترضوا لسخطی و لا یستخفوا باولیائی فان لی سطوات عند غضبی لا یقوم لها شی ء من خلقی.

هیچ یک، خود را با عناد و لجاجت، در معرض غضب من قرار ندهند، و دوستان مرا کوچک نشمارند، که زمانی که خشمگین شوم عذاب و گرفتن من آن قدر سخت و شدید است که هیچ یک از آفرید

ان من تاب مقاومت در برابر آن را ندارند.[۳۲]

کوتاه شدن عمر

عقوبت دیگری که خداوند برای بعضی از گناهان قرار داده است کوتاه شدن عمر انسان است. روایاتی استفاده می‌شود که اکثر مردم به مرگ طبیعی خود نمی‌میرند بلکه گناهانی که مرتکب می‌شوند و از آنها توبه و استغفار نمی‌کنند، مرگ آنان را زودرس می‌سازد. همچنان که کار نیک، عمر انسان را طولانی می‌گرداند و اجل معلق او را به تاخیر می‌اندازد. گرچه اجل حتمی برای احدی با کردار نیک قابل تقدیم و تاخیر نیست.[۳۳]

امام صادق (علیه السلام) در سخن پر باری می‌فرمایند:

من یموت بالذنوب اکثر ممن یموت بالاجال، و من یعیش بالاحسان اکثر ممن یعیش بالاعمار.[۳۴]

کسانی که به خاطر گناهشان می‌میرند از کسانی که به اجل‌های خود می‌میرند بیشترند. و کسانی که به خاطر کار نیک زندگی می‌کنند از کسانی که عمر مقدر گشته زنده می‌مانند بیشترند.

گفتنی است: مطلبی که امام (علیه السلام) بدان اشاره می‌کنند نظر به اغلب مردم دارد. و همانگونه مه در خود روایت آمده، مرگ زودرس بیشتر مردم معلول گناهان آنها است. معلول می‌شود، این مطلب کلیت ندارد که هر کس زور بمیرد بخاطر گناهش مرده باشد؛ چه بسا عمرهای کوتاه در بعضی افراد، ارتباطی به گناه ندارد.

به عنوان مثال: کوتاه شدن عمر اطفالی که در سنین طفولیت از دنیا می‌روند، یا پیامبران و اوصیای آنان که دارای مقام عصمت هستند هیچ ارتباطی به گناه آنان ندارد، زیرا آنها گناهی ندارند تا به آن مواخذه شوند. بلکه همان گونه که در روایات اشاره شده است: زودرس شدن مرگ اطفال امتحان پدران و مادران، و عامل ریزش گناهان آنها، یا ترفیع درجات آنان، و همچنین وسیله‌ای برای دست یافتن خود اطفال به مقاماتی در بهشت است. و مرگ زوررس انبیا و اصیای آنان به خاطر دشمنی امت هایشان با آنان، و کفران نعمت وجودشان از سوی مردم است. از روایات گوناگونی استفاده می‌شود که: اگر مردم نمعت وجود پیامبر یا امام و حتی عالم ربانی را کفران کنند و از هدایت‌های آنان بهره مند نگردند، خدا این نعمت‌های گران قدری را از آنها می‌گیرد.

بنابراین یکی از علل مهم کوتاه شدن عمر پیغمبر یا امام (علیه السلام) نخواستن مردم و کفران آنها نسبت به این نعمت‌های ارزشمند الهی است، بدون این که عمر کوتاه آنان ارتباطی با گناه داشته باشد.

همچنان طولانی شدن عمر بعضی از کفار، مشرکین، ظالمین و فاسقین نیز اشکالی نسبت به این روایت و امثال آن وارد نمی‌کند زیرا: اولا ممکن است عمر هر یک از آنها بیش از مقداری باشد که با آن اجل می‌میرند ولی ظلم و گناهانشان باعث کوتاه شدن عمرشان می‌شود. ثانیا چنین افرادی در پست و مقام و شرایط خاصی قرار دارند گاهی کارهای نیکی هم انجام می‌دهند که همان اعمال، باعث طولانی شدن عمرشان می‌گردد. مثل این که نسبت به ارحام و خویشان خویش صله رحم به جا می‌آورند، یا به فقرا و مستمندان کمک‌های شایسته‌ای می‌کنند. خدا مزد کارهای خیرشان، طلبی از خدا نداشته باشند.

تردیدی نیست که: یکی از برکات کار نیک در دنیا برای چنین اشخاصی عمر بیشتری است که خدا به آنان عطا می‌کند.

انکار توحید، نبوت و امامت

دست کشیدن از دامن ولایت اهل بیت (علیه السلام)، انکار نبوت پیامبر (صلی الله علیه وآله) و کافر گشتن به یگانگی خدا و پشت پا زدن به توحید و یکتا پرستی و فرو رفتن به لجن زار شرک و بت پرستی، یکی دیگر از آثار شوم گناه است؛ برای کسی که بی باکانه پا در میدان نافرمانی خدا گدازده، قدمی به سوی بهشت حق و حقیقت برنداشته و پنجره‌ای به سوی خورشید توبه و استغفار نگشاید.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در این زمینه می‌فرمایند:

یا عبادالله اخذروا الانهماک فی المعاصی و التهاون بها فان المعاصی تستولی الخذلان علی صاحبها حتی توقعه فی رد ولایه وصی رسوالله (صلی الله علیه وآله) و دفع نبی الله و لاتزال ایضا بذلک حتی توقعه فی دفعه توحید الله و الالحاد فی دین الله.[۳۵]

ای بندگان خدا بپرهیزید از فرو رفتن در منجلاب گناهان و سستی کردن نسبت به نافرمانی‌ها: که گناه؛ بدبختی و هلاکت را بر صاحب معصیت چیره می‌گرداند به حدی که او را به حالت رد نمودن ولایت جانشین رسول خدا (امیرالمومنین و اوصیای بعدی از او (علیه السلام)) افکنده و باعث می‌شود که (شخص غرق شده در دریای معصیت) نبوت پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) را رد کند و پیوسته در این حالت هست تا توحید و یگانه پرستی خدا را نیز انکار کند و در دین خدا به کفر و الحاد کشیده شود.

در واقع این حدیث زنگ خطری است برای کسانی که بی باکانه هر گناهی را مرتکب می‌شوند و هیچ گاه حالت ندامت و پشیمانی در آنها پیدا نمی‌شود.

مخصوصا که ثمره بعضی از گناهان، انکار دین خدا و حجت وقت امام زمان (علیه السلام) است و آثار شومش در آخرین لحظات عمر انسان ظاهر می‌گردد. هر چند شخص گنهکار برای حفظ آبروی و رعایت مصلحت دنیای خویش، اظهار اسلام و ایمان کند ولی عاقبت چنین افرادی منتهی به شر و انکار همه مقدسات دینی می‌گردد.

امام صادق (علیه السلام) در نامه‌ای که برای یکی از اطرافیانشان نوشته‌اند چنین مرقوم فرموده‌اند:

ان اردت ان یختم بخیر عملک حتی تقبض و انت فی افضل الاعمال فعظم لله حقه: ان تبذل نعمائه فی معاصیه، و ان تغتر بحلمه عنک. اکرم کل من وجدته یذکرنا او ینتحل مودتنا ثم لیس علیک، صادقا او کاذبا، انما لک نبیک و علیه کذبه.[۳۶]

اگر می‌خواهی عاقبت کارت به بهترین عملت ختم گردد به گونه‌ای که هنگام قبض روح در حال انجام بهترین عمل باشی، حق خدا را بزرگ شمار از این که: نعمتهای او را در راه معصیت و نافرمانی او مصرف کنی؛ و این اگر خدا را به کردار ناشایستت مواخذه نکرد، حکم و خویشتن دار او تو را مغرور کند؛ و هر که را یافتی که نام ما را می‌برد یا مودت و دوستی ما را به خود می‌بندد، اگر بدار؛ و تو را باکی نباشد که او راست می‌گوید یا دروغ، که تو سود نیت خود را برده‌ای و او را عقوبت دروغ خود را می‌بیند.

گویا مقصود امام صادق (علیه السلام)، این است که:

به کار گرفتن نعمتهای خداوند در راه معصیت و نافرمانی او، مغرور گشتن به حلم و بردباری خداوند، توبه و استغفار نکردن، حرمت نگه نداشتن برای دوستداران ولایت اهل بیت (علیه السلام) مخصوصا آنان که چراغ ذکر و یاد آن ذوات مقدسه را در دلها افروخته نگه می‌دارند؛ باعث عاقبت به شری و دست کشیدن از اعتقادات سالم و پشت پا زدن به عقائد حقه می‌گردد .

ابن مسکان نیز، در این زمینه، حدیثی از امام صادق (علیه السلام) روایت می‌کند که برای شیعیان و دوستداران اهل بیت (علیه السلام) شایسته دقت و تامل است، حضرتش می‌فرمایند: امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند:

ما من عبد الا و علیه اربعون جنه، حتی یعمل اربعین کبیره فاذا عمل اربعین کبیره انکشفت عنه الجنن، فتقول الملائکه من الحفظه الذین معه: یا ربنا هذا عبدک قد انکشفت عنه الجنن فیوحی الله عزوجل الیهن ان استروا عبدی باجنحتکم، فتستره الملائکه باجنحتها، فما یدع شیوا من القبیح الا قارفه حتی یتمدح الی الناس بفعله القبیح، فتقول الملائکه: یا رب هذا عبدک ما یدع شیئا الا رکبه، و انا لنستحیی مما یصنع فیوحی الله الیهم ان ازفعوا اجنحتکم عنه، فاذا (فعل ذلک) اخذ فی بغضنا اهل البیت فعند ذلک یهتک الله ستره فی السماء و یستره فی الارض فتقول الملائکه: هذا عبدک قد بقی مهتوک الستره، فیوحی الله الیهم: لو کان فیه حاجه ما امرتکم ان ترفعوا اجنحتکم عنه. [۳۷]

هر بنده‌ای چهل پرده پوشاننده دارد که او را تا زمانی که چهل گناه کبیره انجام دهد می‌پوشاند، زمانی که مرتکب چهل کبیره شد پرده‌های پوشش را کنار می‌رود ملائکه‌ای که حافظ و همراه اویند به خداوند می‌گویند:

پرودگارا این بنده توست که پرده‌هایش کنار رفته است، خداوند به آنان وحی می‌فرستد که: بنده‌ام را با بالهایتان بپوشانید (تا در میان فرشتگان آسمان را رسوا نگردد.)

فرشتگان با بالهایشان او را می‌پوشانند. ولی بنده از این فرصت سوء استفاده کرده و هیچ کار زشتی را فرو نمی‌گذارد مگر آن که مرتکب می‌شود، و رسوایش بجائی می‌رسد که کار زشت خود را برای مردم بازگو کرده، خود ستائی می‌کند. ملائکه عرضه می‌دارند: پروردگارا این بنده توست که هر کار زشتی را انجام داده است، و ما از این کارهای او شرم می‌کنیم.

خداوند به آنان وحی می‌فرستد که بالهایتان را از او بردارید. زمانی که این شخص چنین کرد، شروع می‌کند به دشمنی با ما اهل بیت! و خدا هم در این هنگام پرده اش را در آسمان دریده و در زمین او را می‌پوشاند. فرشتگان عرضه می‌دارند: خدایا این بنده تو است که پرده اش دریده گشته و بی حجاب مانده است.

خدایا بر آنان وحی می‌کند: اگر من با این بنده‌ام کاری داشتم به شما دستور نمی دادن که بالهای پوشاننده خود را از او بر دارید.

فقر و تنگ دستی و کمبود روزی

یکی از عقوبتهای گناهان در دنیا، دچار به فقر و تنگ دستی شدن است که در روایات بسیاری از آن یاد شده است، عامل مهمی برای محرومیت از کارهای خیر و توفیقات معنوی به شمار می‌رود. به بعضی از این روایات در آغاز بحث اشاره شد. در این جا دسته‌ای دیگر را یادآور می‌شویم:

امام صادق (علیه السلام) در سخن زیبایی می‌فرمایند:

ان الدعاء لیرد القضاء، و ان المومن لیذنب فیحرم به الرزق.[۳۸]

به راستی که دعا تقدیر خداوند را برمی گرداند، مؤمن گناه می‌کند و به خاطر آن از روزی (خویش) محروم می‌شود.

شبیه این سخن از امیرالمومنین (علیه السلام) نیز روایت شده است:

احذروا الذنوب فان العبد لیذنب فیحبس عنه الرزق.[۳۹]

از گناهان بپرهیزید که بنده گناه می‌کند ( و به خاطر آن) روزی اش حبس می‌گردد. امام باقر (علیه السلام) نیز در سخن پر باری می‌گردد.

ان العبد الیذنب فیزوی عنه الرزق.[۴۰]

بنده گناهی را انجام می‌دهد، روزی از او بر می‌گردد.

علامه مجلسی بعد از نقل این روایت می‌فرمایند:

این مطلب کلیت ندارد بلکه این سخن درباره غیر مستدرجین است (اما کسانی که در حال استدراجند، خدا آنها را به حال خود واگذاشته و روزی بیشتری به آنها می‌دهد تا به خیال این که خدا آنها را مواخذه نمی‌کند ظلم. گناه بیشتری کنند و بر عقوبت و عذابشان افزوده گردد) بسیاری از کسانی که مرتکب گناهان کبیره می‌گردند نیز روزیشان زیاد می‌گردد.[۴۱]

این بدان خاطر است که چنین افرادی در حال استدراجند و خداوند درباره آنان می‌فرماید: و الذین کدبوا بایاتنا سنستدرجم من حیث لا یعلمون[۴۲]

کسانی که در آیات ما را تکذیب می‌کنند (مهلتی که به آنان می‌دهیم) آنها را از عذاب و هلاکت می‌افکنیم به گونه‌ای که نمی‌فهمند.

اما مؤمنان و شیعیان امیرالمومنین (علیه السلام) پس از گناهی که مرتکب می‌شوند به انواع بلاها و سختیها، از جمله فقر و تنگدستی گرفتار می‌شوند تا از خواب غفلت بیدار گشته، نسبت به گناه خویش توبه و استغفار نمایند و گناهشان شست و شو شود و ابواب ارزاق مادی و معنوی به رویشان گشوده گردد.

ناگفته نماند: ارتباط گناه با تنگ دستی و کم شدن روزی، آن قدر شدید و حساب شده است که در بعضی از روایات، نیت گناه نیز به عنوان یکی از عوامل محرمیت از روزی شمرده شده است.

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند:

ان المومن لینوی الذنب فیحرم رزنه.[۴۳]

مؤمن نیت می‌کند گناهی را انجام دهد، از روزی خود محروم می‌شود.البته از مدارکمتعددی استفاده می‌شود که خدا بر نیت گناه عقوبت نمی‌کند مگر زمانی که به مرحله فعلیت برسد. پس به ناچار درباره این روایت چند احتمال می‌رود:

۱- روایت بر صورتی حمل شود که انسان، نیت گناهی را داشته باشد و سپس از انجام آن مانعی پیش آید، که مانع نبود، نیت او بر گناه حتمی و تصمیمش جدی بود. در این صورت است که نیت گناه، باعث محرومیت از روزی می‌گردد. اما کسی که تصمیم بر گناه گرفته و سپس بدون این که مانعی جلوگیری او شود، پشیمان گشته و توبه کند، چنین عقوبتی ندارد.

۲- این که امام (علیه السلام) می‌فرماید: نیت گناه باعث محرومیت از روزی می‌گردد مراد، روزی اضافه و بی گمانی است که ناگهان بدون زحمت و منت نصیب انسان می‌شود، نه روزی تقدیر شده‌ای که به همه خلق می‌رسد و زندگی هر انسانی به آن وابسته است، که این روزی، بر اساس رحمت گسترده خدا همه چیز و همه کس را فرا می‌گیرد. و فردای قیامت هر کس باید پاسخ قانع کننده‌ای برای صرف آن در راه معصیت خدا داشته باشد، که او خود فرموده است: ( ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم)[۴۴]

۳- علاوه بر این دو احتمال، ممکن است مراد از این روزی، روزهای معنوی، توفیقات عبادی و کمالات علمی نیز باشد، که نیت گناه ولو به فعلیت نرسد، انسان را از چنین روزهایی محروم می‌گرداند.

که به بعضی از روایات آن در صفحات آینده اشاره خواهد شد.

تیره شدن دل و دگرگونی قلب انسان

اثر دیگر که ارتکاب گناه و معصیت در وجود انسان می‌گذارد، دگرگونی قلب، تاریکی دل و جان، و آلودگی روح اوست که به معنای بر باد رفتن همه هستی او است.

امام صادق (علیه السلام) در این زمینه می‌فرمایند: پدرم می‌فرمودند:

ما من شی ء افسد للقلب من خطیئه، ان القلب لیواقع الخطیئه فلا تزال به حتی تغلب علیه فیصیر اعلاه اسفله.[۴۵]

هیچ چیر فساد انگیزتر از گناه برای قلب نیست، یقینا آن گاه که دل (انسان) در منجلاب گناه فرو می‌رود، آلودگی گناه همیشه همراه اوست تا آن که همه قلبش را فرا می‌گیرد و آن را از زیر و رو می‌کند.

از این روایت استفاده می‌شود: گناهی که توبه و استغفاری به دنبال نداشته باشد و تکرار گردد چنین اثری را در قلب انسان می‌گذارد.

شاهد بر این مطلب روایت دیگری است که ابابصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند، او گوید از آن حضرت شنیدم که می‌فرمودند:

اذا اذنب الرجال خرج فی قلبه نکته سوداء فان تاب انمحت و ان زار رادت حتی تعلب علی قلبه فلا یفلح بعدها ابدا.[۴۶]

زمانی که مرد گناه می‌کند در قلب او نقطه سیاهی ایجاد می‌شود که اگر توبه کند آن نقطه بر طرف می‌شود. و اگر گناهش زیاد گردد و توبه نکند، این نقطه زیاد می‌شود تا آن تمام قلب را می‌پوشاند. و پس از آن رستگار نمی‌شود.

امام باقر (علیه السلام) همین مطلب را ضمن سخن پرباری با صراحت بیشتر بیان می‌کنند و می‌فرمایند:

ما من مؤمن الا و فی قلبه نکته بیضاء فان اذنب و ثنی خرج من تلک النکه سواد، فان تمادی فی الذنوب اتسع ذلک السواد حتی یغطی البیاض، فاذا غطی البیاض لم یرجع صاحبه الی خیر و هو قول الله: ( کلا بل ران علی فلوبهم ما کانوا یکسبون)[۴۷]

هیچ بنده مومنی نیست مگر این که در قلبش نقطه سفیدی است که اگر گناه کرد و گناهش را دوباره انجام داد از میان این نقطه، نقطه سیاهی بیرون می‌آید و چنانچه به گناهان ادامه دهد این سیاهی گسترش پیدا می‌کند تا آن جا که همه سفیدی قلب را می‌پوشاند؛ و هر زمان که سفیدی قلب، با سیاهی گناه پوشیده گشت؛ دیگر صاحب آن به خیر و نیکی بر نمی‌گردد. و این است مراد خداوند از آیه کریمه که می‌فرماید:

حقا که دل اینان، در اثر کردار زشتشان، زنگار گرفته و سیاه گشته است (که حق را از باطل نمی‌شناسند و روز جزا را انکار می‌کنند) .

قساوت قلب و سلب توفیقات عبادی و معنوی

یکی دیگر از آثار شوم گناه و معصیت، سختی دل، بی میلی به عبادت و سلب توفیقات معنوی است، که خود باعث سود نبردن از تلاشهای معنوی و هدر رفتن زحمات عبادی انسان است؛ و عامل بزرگی برای اتلاف عمر، عقب افتادن از میدان کمال و معنویت، فرو رفتن در لجنزاز شهوت و مادیت و بهره نجستن از عمر گران مایه و اوقات طلایی خویش است. اوقات گران بهایی که هر ثانیه اش برای یک مؤمن طالب کمال و ارزشمنداست.

به عنوان نمونه: یکی از آثار قساوت و سختی دل، خشک شدن اشک چشم است. در حالیکه اشک چشم، از خوف خدا باشد یا از شوق او، در فراق امام زمان (علیه السلام) است که با هیچ چیز قابل مقایسه نمی‌باشد تا آن جا که امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند:

ما من شی ء الا و له کیل او وزن الا الدموع فان القطره منها تطفی بحارا من نار، فاذا اغرورقت العین بمائها لم یرهق وجهه قتر و لا ذله فاذا فاضت حرمه الله علی النار و لو ان باکیا بکی فی امه لرحموا.[۴۸]

هر عملی پیمانه یا وزنی از نظر ارزش و ثواب دارد، به جز اشک‌ها که یک قطره اشک، دریاهای آتش را خاموش می‌کند، و زمانی که اشک در چشم حلقه می‌زند، آن چهره را دود آتش و خواری عذاب فرا نمی‌گیرد. و اگر گریه کننده‌ای در میان امتی گریه کند همه آنها مورد ترحم قرار می‌گیرند.

با این فضیلت و تاثیر شگرفی که اشک چشم در زندگی فردی و اجتماعی دارد گناه باعث خشک شدن اشک چشم می‌شود و خشکی چشم نتیجه قساوت دل است.

امیرالمومنین (علیه السلام) در سخن پر باری به اصبغ بن نباته فرمودند:

ما جفت الدموع الا لقسوه القلوب، و ما قست القلوب الا لکثره الذنوب.[۴۹]

اشکها خشک نمی‌شود مگر به خاطر قساوت دلها، و دلها را قساوت نمی‌گیرد مگر به خاطر زیادی گناهان.

این نمونه‌ای است از سلب توفیق نسبت به اعمال عبادی و کمالات معنوی که خود عقوبت بزرگی برای مؤمن به شمار می‌رود.

امام صادق (علیه السلام) در سخنی زیبا، به نمونه دیگر این نوع عقوبت گناه - که توفیق نیافتن بر نماز شب و مناجات با خدای مهربان در سحرگاهان است - اشاره کرده و می‌فرمایند:

ان الرجل یذنب الذنب فیحرم صلاه اللیل، و ان العمل السیی اسرع فی صاحبه من السکین فی اللحم! [۵۰]

به راستی که مرد می‌کند و به خاطر آن از نماز شب محروم می‌گردد.چرا که عمل بد در صاحب آن، از چاقو در گوشت زودتر اثر می‌گذارد.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نیز، با عنوان جامع تری به این نکته (سلب توفیقات معنوی و علمی) اشاره می‌فرمایند:

اتقوا الذنوب فانها ممحقه للخیرات، و ان العبد لیذنب الذنب فینسی به العلم الذی کان قد علمه و ان العبد لیذنب الذنب فیمتنع به من اللیل، و ان العبد لیذنب الذنب فیحرم به الرزق و قد کان هینا له. [۵۱]

از گناهان بپرهیزید که کارهای خیر را نابود می‌کند. یقینا بنده‌ای گناه می‌کند و به خاطر آن علمی را که فرا گرفته از یاد می‌برد؛ و بنده‌ای گناه می‌کند و به خاطر آن از بیداری سحر و خواندن نماز شب باز داشته می‌شود؛ و بنده‌ای گناه می‌کند و به خاطر آن و رزق و روزی ای که برایش آماده گشته محروم می‌گردد.

گفتار دوم

نقش حیاتی استغفار در زندگی

با روشن شدن آثار سویی که انحرافات فکری و عملی در وجود انسان دارد، هر انسان عاقلی با اندک تاملی در می‌یابد که لذت گناه بسیار آنی و زودگذر است، ولی آثار شوم آن یک عمر دامنگیر او می‌شود و زندگی مادی و معنویش را برای همیشه به خطر می‌اندازد؛ پس چه بهتر که اگر گناهی از او سر زد بلافاصله از خواب غفلت بیدار شده و برای رهایی از نکبتهای عمل زشتش که هر آن و لحظه، جان و دل او را تهدید کرده و هستی او را به پرتگاه دره‌های شقاوت و نگون بختی نزدیک و نزدیکتر می‌سازد؛ به درگاه خدا پناه آورد و از آن ذات مهربان و آمرزنده بخواهد که از لغزش‌های او صرف نظر کند و قلم عفو بر جرایم اعمالش بکشد، تا ویرانی‌هایی که در اثر کردار زشت و ناپسندش، در دین و دنیای او وارد گشته اصلاح نماید و نعمت‌هایی را که بدین خاطر از دست داده است، به نور توبه و مغفرت روشن سازد. و از عقوبت‌هایی که برای او در نظر گرفته است، صرف نظر فرمایند.

امیرالمومنین (علیه السلام) در سخن زیبایی که دل هر خفته‌ای را بیدار می‌کند، می‌فرماید:

و ایم الله ما کان قوم قط فی غض نعمه من عیش فزال عنهم الابذنوب اجترحوها، الان الله تعالی لیس بظلام للعبید، و لو ان الناس حین تنزل بهم النقم، و تزول عنهم النعم، فزعوا الی ربهم بصدق من بیاتهم، و وله من قلوبهم، لرد علیهم کل شارد و اصلح لهم کل فاسد.[۵۲]

به خدا سوگند هر جمعیتی که از طراوت تعمتی کامیاب باشند، این نعمت از آنها گرفته نمی‌شود مگر به خاطر گناهانی که انجام داده‌اند، چرا که خداوند، به بندگان ظلم نمی‌کند.

اگر مردم در آن هنگام که سختی و بلا بر آنان نازل شده و نعمت‌ها از آنها گرفته می‌شود، با نیت‌هایی پاک و راستین، و دلهایی سرگشته و اندوهگین به درگاه پروردگار خویش پناه آورند (و نجات خویش را از بلاها و ناروایی‌هایی که دامنگیرشان شده، بخواهند) خدا هر از دست رفته‌ای را به آن‌ها بر گرداند و هر خراب شده‌ای را برایشان آباد کند!

بنابراین کسانی که در مسایل دنیوی خویش گرفتار مشکلات و سختی‌هایی هستند، یا در مسایل معنوی و توفیقات علمی خویش عقب افتادگی‌هایی دارند، نباید از نقش مهم و حیاتی افکار و اعمال ناپسندشان غافل بمانند و تاثیر آن‌ها را در امور مادی و معنوی خود نادیده بگیرند.

بلکه با توجه به آنچه گذشت و همچنین عواقب سختی که خدا برای دوستان گنهکار امیرالمومنین (علیه السلام) در نظر گرفته، باید هر چه زودتر از گذشته تاریک خود پشیمان شوند، و به درگاه خدا ناله کنند و از او عذرخواهی نموده و بهترین دعا، یعنی استغفار را ورد زبان خویش قرار دهند تا آبر رحمت پروردگار، باران مغفرت و آمرزشش را بر سر و رویشان بریزند و تمام آلودگی‌های فکر و روح آنان را شست و شو دهد و جان و دلشان را برای درک فیوضات حق و عنایات خاصه ولیش امام عصر اروحنا فداه آماده و مهیا سازد.

استغفار پیامبر (صلی الله علیه وآله)

خداوند در مواردی انبیا و فرستادگان خویش ، با این که داری مقام عصمت بودند و گناهی از آنها سر نزده بود، دستور استغفار می‌دهد.

چرا که استغفار ظرف وجودی انسان را گسترش می‌دهد و دل و جان او را آماده فیوضات پروردگار می‌کند.

در یک جا رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) ابتدا دستور تسبیح و شکر نعمت داده و سپس از او می‌خواهد که از پروردگار خویش طلب آمرزش کند، آن جا که می‌فرماید: فسبح بحمد ربک و ستغفره انه کان توابا[۵۳]

( حال که، فتح و پیروزی خدا نصیبتان گشته است) پروردگارت را تسبیح و حمد کن و از او آمرزش بخواه (استغفار کن) که او بسیار توبه پذیر است .

در جای دیگر به او دستور صبر و پایداری داده و سپس سفارش به استغفار کرده و می‌فرماید: فاصبر ان وعد الله حق و استغفر لذنبک و سبح بحمد ربک بالعشی و الابکار [۵۴]

(ای پیامبر) صبر و شکیبایی پیشه کن که وعد خدا حق است و برای گناهت استغفار کن و در صبح و شام تسبیح و حمد پروردگارت را به جا آور.

آیا استغفار پیامبر (صلی الله علیه وآله) از گناه بود

با توجه به ادله قطی و محکمی که بر عصمت پیامبر (صلی الله علیه وآله) داریم، گناهی که در این آیه به پیامبر (صلی الله علیه وآله) نسبت داده شده، ظاهرش قطعا مراد نیست. بدین خاطر چاره نداریم که از ظاهر نظر آیه صرف نظر کرده و یکی از احتمالات زیر را درباره آن روا شمریم:

۱- پیامبر (صلی الله علیه وآله) کارهایی را در ارتباط با خلق خدا انجام می‌داد و به امور آنان رسیدگی می‌کرد، حتی گاهی دعوت کودکان را رد نمی‌کرد و به تقاضاهای کودکانه آنان پاسخ مثبت می‌داد؛ اینها همه، گرچه عبادت عظیم و طاقت فرسایی برای حضرتش بود، اما او آنها را یک نوع جدایی و فاصله، بین خود و خدای خویش می‌دید و از این باب که حسنات الابرر سیئات المقربین[۵۵] آن توجهات و رسیدگی‌ها را نوعی گناه و کوتاهی برای خود به حساب می‌آورد. لذا مقید بود روزی صد بار استغفار کند و پیامبر (صلی الله علیه وآله) به او دستور استغفار برای آنچه او برای خود گناه می‌داند، می‌دهد. گرچه خدا گناهی به شمار نمی‌آمد.

۲- این دستور به پیامبر (صلی الله علیه وآله) از این جهت بود که امت پیامبر (صلی الله علیه وآله)، به اهمیت استغفار و نقش والای آن در توفیقات مادی و معنوی خویش پی ببرند و با تاسی به حضرتش برای گناهان و لغزش‌های خود استغفار کنند تا از عذاب خداوند در دنیا و آخرت نجات یابند و به سعادت ابدی دست پیدا کنند. مخصوصا که اکثر مردم مقید بودند که هر کاری پیامبر (صلی الله علیه وآله) می‌کند آنها هم همان را انجام دهند. لذا خدا به پیامبرش چنین خطاب می‌کند تا دیگران از او درس بگیرند.

۳- گناه یک جمعیتی که مقید به مکتب خاصی هستند خواه ناخواه به نام صاحب آن مکتب تمام می‌شود هر جند او آنان را از آن برحذر داشته باشد و خدا هم در این آیه، گناه امت پیغمبرش را به او نسبت داده و می‌فرمایند: برای گناهت استغفار کن یعنی ای پیامبر اگر نجات امتت را می‌طلبی، برای گناهان آنان طلب آمرزش نما تا به این واسطه شفاعت تو را در حق ایشان بپذیرم.

استغفار پیامبر (صلی الله علیه وآله) عامل دست یابی به شفاعت کبری

دست یافتن به مقام محمود و شفاعت کبری، برای پیامبر (صلی الله علیه وآله) از طریق نماز شب و استغفار در سحرگاهان به دست می‌آید. آن جا که خداوند خطاب به او می‌فرماید: و من اللیل فتهجد به نافله لک عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا

و پاسی از شب را (از خواب برخیز و) قرآن و نماز بخوان؛ این یک وظیفه اضافی برای توست، امید است پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش برانگیزد.

گفته‌اند: مقام محمودی که خدا به پیامبر (صلی الله علیه وآله) عطا کرده است، به خاطر بیداری در سحر و پرداختن به تلاوت قرآن و مناجات با خدا و استغفار برای امتش بوده است. و این همان شفاعت کبری است که از مختصات آن حضرت به شمار می‌رود.

گویا استغفار آن حضرت در سحرگاهان برای شیعیان و دوستان امیرالمومنین (علیه السلام) یکی از عوامل دست یافتن آنان به شفاعت پیامبر (صلی الله علیه وآله) و در نتیجه، رسیدن به آمرزش خداوند است. و این خود شاهدیست برای احتمال سوم در آیه مذکور.

شاهد دیگری برای این احتمال، آیه دیگری است که خداوند به صراحت به پیامبرش دستور می‌دهد برای گناهان امتش استغفار کند تا از عذاب آنان چشم بپوشد. آن جا که می‌فرماید: فاعف عنهم و استغفر لهم[۵۶]

از آنها در گذر و برایشان استغفار کن. . جود پیامبر (صلی الله علیه وآله) مهمترین عامل دفع بلاست.

استغفار پیامبر (صلی الله علیه وآله) برای امتش، نه تنها باعث دفع بلا و عذاب از آنان بود بلکه اصل وجود نازنین آن حضرت در میان امتش، مایه بر طرف گشتن عذاب بود، خداوند در شان او می‌فرماید:

((و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم.[۵۷]

(ای پیامبر) تا تو در میان آنان هستی، خداوند آنها را مجازات نخواهد کرد.

اگر وجود نازنین پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) باعث دفع بلا و عذاب از امتش می‌گردد شگفتی ندارد، چرا که وجود مقدس حضرتش باعث آفرینش و اعطای فیض وجود به تمام آفریدگان است، از همین رو بقای او هم در این عالم مایه بر طرف گشتن عذاب از امت گنهکار اوست.

ناگفته نماند که وجود مقدس پیامبر (صلی الله علیه وآله) و استغفار او برای امتش، نقش وجود آن حضرت را در دفع عذاب از آنان دو چندان می‌کرد و سپر بلا بودن آن حضرت را برتر و بالاتر از استغفار خود مردم می‌ساخت، و بلکه استغفار آن حضرت برای مردم، قابل قیاس با استغفار همه امتش در دور ساختن عذاب خداوند نیست. و این نکته‌ای است که خود آن وجود نازنین در سخن درر باری بدان اشاره کرده‌اند:

مقامی فیکم و الاستغفار لکم حصن حصین من العذاب، فمضی اکبر الحصنین و بقی الاستغفار فاکثروا منه، فانه ممحاه للذنوب. قال الله تعالی: و ما کان الله لیهذبهم و انت فیهم. ما کان الله معذبهم. هم یستغفرون[۵۸]

بودند من در میان شما و استغفار کردنم برای شما سپر محکمی است برای جلوگیری از عذاب، (بعد از مرگ) بزرگترین سپر از میان شما رفته و استغفار (که سپر کوچکتر است) باقی مانده است. پس زیاد استغفار کنید که گناهان را نابود می‌کند. خدای متعال فرموده است: ( ای پیامبر) تا تو در میان آنان هستی، خداوند آنها را مجازات نخواهد کرد، و تا خود آنان هم استغفار می‌کنند خدا آنها را عذاب نمی‌کند .

استغفار، مانند پیامبر (صلی الله علیه وآله) بالها را دفع می‌کند

از این سخن نورانی پیامبر (صلی الله علیه وآله) و استدالالشان به آیه مذکور نتیجه می‌گیریم که: آنچه در ردیف وجود نازنین پیامبر (صلی الله علیه وآله) باعث دور ساختن عذاب خداوند می‌گردد، استغفار مردم از گناهان است و خداوند بعد از عبارت مذکور بلافاصله می‌فرماید: و ما کان الله معذبهم و هم یستغفرون.[۵۹]

تا امت پیامبر (صلی الله علیه وآله) استغفار می‌کنند خدا آنان را عذاب نمی‌کند.

یعنی استغفار مردم بعد از گناهانشان همان نقشی را در بلا و عذاب دارد که وجود مقدس پیامبر (صلی الله علیه وآله) در زمان حیاتش برای امتش داشته است، وجود که رسالتش باعث نزول رحمت بر اهل عالم بود و خدا درباره اش فرموده است:

و ما ارسلناک، الا رحمه للعالمین[۶۰]

ما تو را به سوی مردم نفرستادیم جز برای این که وجودت باعث نزول رحمت بر همه عالمیان گردد.

از این جا به جایگاه بلند استغفار در بهبودی بخشیدن به زندگی مادی و معنوی خویش و نزول رحمت خاص خداوند بر انسان، پی می‌بریم، بگونه‌ای که یکی از عوامل مهم دور گشتن بلا، و بر طرف شدن عذاب خداوند بعد از وجود مقدس پیامبر (صلی الله علیه وآله) استغفار مردم شمرده شده است.

جایگاه استغفار در عبادات

بعضی از عبادات باعث ریزش گناه و انسان را همچون روز تولد، از آلودگی گناه پاک می‌سازد. در عین حال در این عبادات سفارش به استغفار نیز شده است و این بدان جهت است که: استغفار یعنی بازگشت به معنویت و اطاعت حق بر اساس ایمان و معرفت، استغفار یعنی آشتی با مبدا همه فیوضات و پیوند با منبع همه کمالات، وجود این حالت در شخص - مخصوصا در ضمن عبادت - باعث می‌شود که مقام والایی در نزد خداوند پیدا کرده و بهره بیشتری از عبادات خویش ببرد. از این رو در عبادات مختلف با تمام آثار پر باری که در آمرزش انسان دارد، به استغفار و طلب آمرزش از خداوند سفارش شده و به مداومت بر آن تاکید گشته است.

به عنوان نمونه: حج یک عمل عبادی عظیم است و آثار معنوی فراوانی برای انسان دارد، تا آن جا که کمترین اثر رفتن به حج و انجام مناسکش، ریزش گناهان و شست و شوی دل و جان از کثافات گناه ذکر گردیده است.

این اثر در مورد بعضی از اعمال حج، مثل حضور در صحرای عرفات نیز آمده است.

وقتی حاجی در صحرای عرفات حاضر می‌گردد، هنگام غروب که از آن جا به مقصد مشعر خارج می‌شود، گناهان خود بیرون می‌رود مثل روزی که از شکم مادر متولد شده به گونه‌ای که هیچ گناهی بر او نیست.[۶۱]

ولی با همه این برکات حج، وقتی خداوند دستور کوچ کردن از عرفات و مشعر را می‌دهد بلافاصله سفارش به استغفار به طلب آمرزش می‌کند و می‌فرماید:

ثم افیضوا من حیث افاض الناس و استغفروا الله ان الله غفور رحیم.[۶۲]

سپس از همان جا که مردم کوچ می‌کنند ( به سوی سرزمین منی) کوچ کنید. از خداوند آمرزش بطلبید که خدا آمرزنده مهربان است.

نمونه دیگر آن، زیارت قبر مطهر امام رضا (علیه السلام) است که از عبادات عظیم و پر باری است که ثواب آن از هفتاد حج تا یک میلیون حج قبول شده ذکر گردید است؛[۶۳] و کمتر اثر آن زاور از نماز زیارت فارغ می‌گردد، موظف است دعایی را که مشتمل بر فقرات گوناگون از استغفار است، تلاوت کند. در بخشی از دعایی که بعد از نماز زیارت آن حضرت خوانده می‌شود این عبارت به چشم می‌خورد:

رب انی استغفرک استغفار حیاء و استغفرک استغفار رجاء، و استغفرک استغفار انابه، و استغفرک استغفار رغبه و استغفرک استغفار رهبه، و استغفرک استغفار طاعه، و استغفرک استغفار ایمان، و استغفرک استغفار اقرار، و استغفرک استغفار اخلاص، و استغفرک استغفار تقوی، و استغفرک استغفار توکل، و استغفرک استغفار ذله، و استغفرک استغفار عانل لک، هارب الیک، فضل علی محمد و آل محمد و تب علی و علی والدی بما تبت و اللهم و علی جمیع خلقک، یا ارحم الرحمین.

پروردگارا، از تو آمرزش می‌خواهم، بسان آمرزش طلبی که از تو حیا و شرم دارد.

پروردگارا، از تو عفو و بخشش می‌جویم. بسان آمرزش خواهی که به تو امید دارم .

پروردگارا، از تو طلب گذشت و بخشش دارم همچون بخشش طلبی که در جست و جوی توست و به سوی تو روی آورده است.

پروردگارا، از تو درخواست عفو و بخشش می‌کنم، بسان بخشش خواهی که از تو خائف و توسان است.

پروردگارا، از تو آمرزش می‌خواهم، همانند آمرزش خواهی که به تو ایمان دارد.

پروردگارا، از تو درخواست بخشش می‌کنم، بسان بخشش طلبی که به تو اقرا می‌کند.

پروردگارا، از تو آمرزش می‌طلبم همچون آمرزش خواهی که به تو اخلاص دارد.

پروردگارا، از تو تقاضای عفو و گذشت می‌کنم، همانند متقاضی گذشتی که تقوی دارد.

پروردگارا، از تو آمرزش می‌طلبم، نظیر آمرزش خواهی که بر تو توکل کرده است.

پروردگارا، از تو بخشش می‌جویم شبیه آمرزش خواهی که ذلیل درگاه تو شده است.

پروردگارا، از تو طلب آمرزش مس کنم بسان آمرزش طلبی که برای تو عمل می‌کند.

پروردگارا، از تو درخواست گذشت و بخشش دارم همانند استغفار کسی که از تو گریخته و در فرجام به سویت باز گشته است.

پس بر محمد و آل محمد درود فرست و توبه من و پدر و مادرم را بپذیر. به همان سببی که توبه همه آفریده‌هایت را پذیرفته‌ای.

ای مهربانترین مهربانان.

گویی خدا، حالت عذر خواهی بنده اش را دوست دارد، هر چند گناه او را قبلا بخشیده باشد. و شاید جهت دیگرش این باشد که: ذکر شریف استغفار، حالتی را در بنده ایجاد می‌کند که نسبت به آینده خویش متوجه باشند تا دیگر خطاهای گذشته را تکرار نکند.

استغفار کنندگان محبوب خدایند

محبوبیت استغفار کنندگان در پیشگاه خداوند از صریح کلمات وحی در قرآن استفاده می‌شود، آن جا که می‌فرماید:

ان یحب التوابین[۶۴]

خدا کسانی را که مرتب و پشت سر هم توبه می‌کنند دوست دارد.

در سخنان اهل بیت وحی (علیه السلام) نیز بدین محبوبیت اشاره شده است.

امام باقر (علیه السلام) در این زمینه حدیث دررباری از پیامبر رحمت (صلی الله علیه وآله) نقل می‌کنند که:

اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نزد آن حضرت رفته و عرض کردند:

ای رسول خدا!ما می‌ترسیم منافق باشیم.

پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند: چرا چنین ترسی دارید؟

گفتند: زمانی که خدمت شما شرفیاب می‌شویم، ما را به یاد آخرت می‌اندازید، ما هم ترسان می‌شویم و دنیا را فراموش کرده و به آن بی علاقه می‌گردیم به گونه‌ای که گویی آخرت و بهشت و دوزخ را به چشم خود می‌بینیم. ولی این حالت تا زمانی است که در محضر شما هستیم. اما زمانی که داخل خانه هایمان می‌شویم، بوی فرزندانمان را استشمام می‌کنیم، و اهل و عیال و مال و منال خویش را می‌بینیم، از آن حالت بیرون می‌آییم و گویا نورانیی در ما پدید نیامده است. آیا با این دگرگونی که پیدا می‌کنیم شما بر ما از نفاق و دورویی نمی‌ترسید؟

پیامبر (صلی الله علیه وآله) با کمال مهر و دلسوزی فرمودند: نه این وسوسه شیطان است که می‌خواهد شما را به دنیا علاقمند گرداند، به خدا سوگند اگر در آن حال که در نزد من پیدا می‌کنید، باقی بمانید و آن نورانیت در شما بماند، ملائکه با شما مصافحه می‌کنند و روی آب راه می‌روید، سپس فرمودند:

و لو انکم تذنبون فتستغفرون الله، لخلق الله خلفا لکی یذنبوا ثم یستغفرا، فیغفر لهم ان المومن مفتن ثواب، اما تسمع لقوله: ان الله یحب التوابین، و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه.[۶۵]

اگر شما نبودید که گناه کرده و پس از آن استغفار کنید، خداوند خلقی را می‌آفرید تا گناه کنند و پس از آن استغفار کنند، خداوند آنها را ببخشد، به راستی که مؤمن زیرک است و مرتب توبه می‌کند.

آیا نشنیده‌ای فرمایش خداوند را که می‌فرماید:

خداوند کسانی را که مرتب توبه و استغفار می‌کنند دوست دارد.

(یا فرمایش دیگرش را که می‌فرماید:)

از خدا طلب آمرزش کنید و به سوی او توبه و بازگشت نمایید.

از مجموع آیات و روایات استفاده می‌شود که:

استغفار و آمرزش طلبیدن از خدا، تنها برای آمرزش گناهی نیست که از انسان سر زده است، بلکه خود یک نوع عبادت و دعاست که باعث محبوبیت انسان در نزد خداوند و تعالی روح او می‌گردد، شیوه بندگان صالح خداست.

آری استغفار و تقاضا عفو و بخشش از خداوند غفور، موجب نزدیکی بنده به خدای خویش و اوج گرفتن او در مراتب کمال و معنویت و بالا رفتن مقام و منزلتش، امام عصر اروحنا فداه می‌گردد، و استمرار بر آن سبب دست یافتن به روزی بیشتر چه مادی و چه معنوی می‌شود.

تلاش شیطان برای از یاد بردن استغفار

محبوبیت شدید استغفار در نزد خداوند و آثار پر باری که به دنبال دارد و برکات فراوانی که در زندگی دوستان امیر تا مؤمنین (علیه السلام) به وجود می‌آورد، باعث می‌شود که شیطان تمام نیروهایش را بسیج کند تا کسی بر آن توفیق نیابد. و از همین روست که پس از آن که بندگان خدا را به سوی گناه سوق داد و به انحراف کشانید، همه سعی و کوشش او بر این است که حالت توبه و پشیمانی و عذر خواهی و استغفار را از یاد آنان برده و از پیمودن راه سعادت و آشتی با خدا و دوستی با امام زمان (علیه السلام) بازشان دارد.

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند:

زمانی که این آیه نازل شد:

و الذین اذا فعلوا فاحشه او طلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا و الذنوبهم.[۶۶]

کسانی که وقتی عمل زشتی را انجام دهند یا به نفس خود با انجام گناهی ظلم کنند، یاد خدا افتاده و برای گناهشان از خدا آمرزش می‌طلبند.

شیطان بالای کوهی در مکه به نام ثور رفت و با بلندترین صدای خود یارانش را صدا زد. همگی نزدش جمع شده و گفتند: ای سرور ما، برای چه این کاری ما را نزد خود فرا خواندی؟

شیطان گفت: این آیه نازل شده، چه کسی ماموریت جلوگیری از آن را به عهده می‌گیرد؟ یکی از شیاطین گفت: من آن را می‌پذیرم و برای جلوگیری از آن چنین و چنان می‌کنم. شیطان گفت: تو توانایی این کار را نداری.

دیگری گفت: من چنین. چنان می‌کنم.

شیطان گفت: تو هم لیاقت این کار را نداری.

وسواس خناس گفت: من این کار را بر عهده می‌گیرم.

شیطان گفت: چگونه؟

گفت: آن قدر به آنها وعده داده و آرزوی گناه را در سر آنها می‌پرورانم که مرتکب گناه گردند، و زمانی که خطایی از آن‌ها سرزد و گناهی را انجام دادند، استغفار و آمرزش طلبیدن را از یادشان می‌برم.

شیطان گفت: تو اهلیت و توانایی این کار را داری.

و پس از آن، او را تا روز قیامت مامور این کار ساخت.[۶۷]

اولیا خدا استغفار را فراموش نمی‌کنند

دوستان واقعی خدا و کسانی که مصداق اولیای خدایند در اثر مداومت بر ذکر خدا، مراتب مختلف تقوا در وجودشان شکل می‌گیرد به حدی که جزو بندگان مخلص خدا می‌گردند و شیطان در وجود آنها راهی ندارد.

خدا مقام آنان را در قرآن ستوده و درباره آن‌ها می‌فرماید:

ان عبادی لیس لک علیهم سلطان[۶۸]

یقیناکه برای تو (ای شیطان) در بندگان من سلطنت و تصرفی نیست.

چنین افرادی با کمالات و مقاماتی که در نزد خدا دارند، یکی از صفات دایمی آنان، استغفار در سحرگاهان است که قرآن در تعریف و تمجید این کار آنها می‌فرماید:

ان المتقین فی جنات و عیون... کانوا قلیلا من اللیل ما یهجعون و بالاسحار یستغفرون[۶۹]

به یقین پرهیزکاران در باغ‌های بهشت و میان چشمه سارها قرار دارند (وضع) آنها ( در دنیا چنین بود که) کمی از شب را می‌خوابیدند. و در سحرگاهانم استغفار می‌کردند.

سر استغفار پیامبر و اصیائش (علیه السلام)

از این جا سر استغفارهای پیامبر و اصیای پاک او (علیه السلام) روشن می‌شود. با این که کوچکترین گناهی از آنان سر نزده بود و بلکه مرتکب ترک اولایی هم نشده بودند، صبح. شام از خداوند طلب عفو و بخشش می‌کردند.

علاوه بر نکاتی که در سر استغفار پیامبر (صلی الله علیه وآله) یاد آور شدیم،[۷۰] آن

بزرگواران برترین مصداق عباد صالح خدایند که به اوج نهایی تقوا، دست یافته‌اند و تمام اوصاف ممتاز بندگان مخلص و با تقوا در وجود پاکشان شکل گرفته است که یکی از آنها استغفار در سحرگاهان و مناجات با خدای عالمیان است.

از این گذشته آن بزرگمردان آفرینش، در کمال عبودیت حق بر قله رفیعی قدم گذارده‌اند که هیچ کس را توان تصورش نیست تا چه رسد به تصدیق و درک حقیقت آن. و در آن اوج نشینی و با وجود همه کمالات و خدمات و عبادات شب و روزشان؛ باز هم خود را در برابر خدای خویش مقصر می‌دیدند و مرتب از آن ذات بی مثال تقاضای گذشت و آمرزش می‌نمودند.

بی شک اینان کامل‌ترین مصداق برای بسیاری از آیات کریمه قرآنند که خداوند در صف بندگان صالح و کمال یافته خویش نازل کرده است و آنها را به اوصاف برازنده‌ای است و قرآن کریم به عنوان یکی از شاخص‌ترین صفات کمالیه آنها، از استغفار سحرگاه آنان یاد می‌فرماید:

خداوند در سوره آل عمران کمالات آنان چنین ذکر می‌کند:

الصابرین و الصادقین و القانتین و المنفقین و المستغفرین بالاسحار[۷۱]

همان‌ها که (در برابر مشکلات خلق، و در مسیر اطاعت حق) استقامت می‌ورزند، راستگو هستند، ( در برابر خدا) خضوع (و در راه او) انفاق و در سحرگاهان استغفار می‌کنند.

گرچه این اوصاف، به عنوان خصال نیک متقین و کسانی که در بهشت ونعمت‌های بهشتی در انتظار آنان است، ذکر شده ولی تردیدی نیست که پیامبر و اهل بیت پاکش (علیه السلام) برترین مصداق این آیه شریفه‌اند. بلکه نماز شب و استغفار در سحر، بر پیامبر (علیه السلام) واجب بود و خدا تنها او را مخاطب قرار داده و می‌فرماید:

و من اللیل فتهجد به نافله لک عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا.[۷۲]

و پاسی از شب را (از خواب برخیز)، قرآن و نماز بخوان، این یک وظیفه اضافی برای تو است، امید است پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش بر انگیزد.

پیامبر (صلی الله علیه وآله) نه تنها مقید بودند که هر سحرگاه با خدای خویش مناجات و از او درخواست عفو و بخشش کنند، بلکه خود را هر روز به گفتن ذکر استغفار مقید می‌کردند و می‌فرمودند:

انه لیغانه علی قلبی حتی استغفر فی الیوم ماه مره.[۷۳]

تا روزی صد بار استغفار نگوییم دلم آرام نمی‌گیرد و خاطرم آسوده نمی‌گردد.

گفتار سوم

معنایی و شرط استغفار

استغفار واقعی کدام است؟

اکنون که شرافت و فضیلت استغفار تا حدودی روشن گشت، قبل از آن که آثار و برکات این ذکر پر بار را یادآور شویم، خوب است بدانیم که در چه صورت استغفار انسان، رنگ حقیقت به خود می‌گیرد و با گفتن آن می‌توان به تمام آثار و خواص استغفار دست یافت؟

انسانی که در گناه کرده و از جاده مستقیم دین و ولایت به انحراف کشیده شده، با اندک تاملی در می‌یابد که اگر به سوی خدا و احکام نورانی اسلام و مکتب پر بار اهل بیت (علیه السلام) روی آورد و با خدا خود آشتی کند، خدا هم از گذشته او چشم پوشیده و پشیمانی او را به عنوان کفاره گناهانش پذیرفته و از عقوبت او صرف نظر می‌فرماید.

توبه و بازگشت به سوی خدا، عبارت است از گرایش قلبی توبه کننده به نور معرفت و محبت حق، و راه یابی به سرچشمه زلال هدایت و سعادت؛ و نشان آن، ندامت باطنی و اظهارات شخص توبه کننده است.

و بهترین لفظ برای اظهار این ندامت، همان ذکر استغفار است که خداوند در قرآن بدان سفارش کرده و از امت پیامبر (صلی الله علیه وآله) خواسته است که از این راه ندامت خویش اظهار کنند و از خدای خویش بخواهند که از تقصیر آنان درگذرد و باران رحمت و مغفرتش را بر پیکر روحشان بباراند.

این ذکر شریف در کلمات نورانی پیامبر و اهل بیتش (علیه السلام) با تعابیر گوناگون آمده است، و هر تعبیری حاکی از اظهار ندامت نسبت به گناه در زمان خاصی است که در طول هفته و ساعات شبانه روز به تعداد خاصی بدان سفارش شده است، که هر یک در جای خود آثار فراوانی را به دنبال دارد و ما در انتهای این کتاب به نمونه‌هایی از آن اشاره خواهیم کرد. آنچه در این جا مهم است این که: این اظهار ندامت و پشیمانی در صورتی رنگ حقیقت به خود می‌گیرد که از دل برخاسته باشد و در عمل نیز آثار آن آشکار گردد. اما کسی که در حال گناه، یا مصمم بر تکرار گناهی است و نسبت به آن استغفار می‌کند، مثل کسی است که خود را به باد تمسخر گرفته است.

امام صادق (علیه السلام) در سخن زیبایی به این نکته اشاره کرده، می‌فرمایند.

التائب من الذنب کمن لا ذنب و المقیم علی ذنب و هو یستغفر کالمستهزء.[۷۴]

کسی که گناهی توبه کند، مثل کسی است که گناهی بر او نوشته نشده است؛ و کسی که گناهی را ادامه می‌دهد و در عین حال نسبت به آن استغفار می‌کند مثل کسی است که (خدای خودش را) مسخره می‌کند.

بی جهت نیست که در برخی روایات که حاوی دستور بعضی از نسخه‌های استغفار هستند این نکته یادآوری شده است که: گفتن این استغفار در صورتی موثر است که گوینده نسبت به گذشته خود پشیمان شده و در دل، حالت نفرتی نسبت به گناهش پیدا کند.

امام صادق (علیه السلام) در سخن حکمت با خویش چنین می‌فرمایند:

ما من مؤمن یقارف فی یومه و لیله اربعین کبیره فیقول و هو نادم: استغفر الله لا اله الا هو الحی القیوم، بدیع السموات و الارض، ذوالجلال و الاکرام، و اساله ان یصلی علی محمد و آل محمد و ان یتوب فی کل یوم اکثر من اربعین کبیره.[۷۵]

هر مومنی که در سی روزش چهل گناه کبیره انجام دهد و با حالت ندامت و پشیمانی (و نفرت از گناه خویش) بگوید: استغفر الله الذی... از خدا طلب آمرزش می‌کنم، خداوندی که معبودی جز او نیست، زنده‌ای ازلی و ابدی و سرپرستی بی مانند است، پدید آورنده آسمان و زمین، صاحب جلال و عظمت و مهمان نوازی بخشنده است، از او درخواست می‌کنم که بر محمد و آل محمد (صلی الله علیه وآله) درود فرستد و توبه مرا بپذیر؛ خداوند او را می‌بخشد و کسی که در روز، بیش از چهل گناه کبیره انجام دهد، خیری در او نیست.

شرایط استغفار

امیرالمومنین (علیه السلام) در سخن پر باری، شرایط جامع تری را برای تحقق استغفار واقعی بیان می‌فرمایند که بسیار پر مغز و شایسته دقت و به کار گرفتن است و علما و دانشمندان در شرح و تفسیر آن سخنان فراوانی گفته‌اند. مرحوم سید رضی (ره) چنین روایت می‌کند که: مردی در محضر آن حضرت گفت: استغفر الله.

مولا به او فرمود:

ثکلتک امک، اتدری ما الاستغفار، ان الاستعغار درجه العیین و هو اسم واقع علی ست معان: اولها: الندم علی ما مضی

و الثانی: العزم علی ترک العود علیه ابدا.

و الثالث: ان تودی الی المخلوقین حقوقهم حتی تلقی الله املس لیس علیک تبعه.

و الرابع: ان تعمد الی کل فریضه علیک ضیعفتها تودی حقها.

و الخامس: ان تعمد الی اللحم الذی نبت علی السحت فتذیبه بالاحزان حتی تلصق الجلد بالعظم و ینشا بینهما لحم جدید.

و اسادس: ان تذیق الجسم الم الطاعه کما اذقته حلاوه المعصیته، فعند ذلک تقول: استغفرالله[۷۶]

مادرت به عزایت بنشیند، آیا می دانی معنای استغفار چیست؟

به یقین استغفار درجه علیین است. استغفار، اسمی است که بر شش معنا استوار است.

نخستین آنها: نسبت به گناه گذشته ات پشیمان شوی.

دوم: برای همیشه تصمیم بگیری که دیگر به سوی گناه گذشته باز نگردی.

سوم: حق تمام مردم را ادا کنی و خدا را در حالی ملاقات کنی که هیچ حقی از دیگران به گردنت نباشد.

چهارم هر واجبی که از تو فوت گشته و ضایع شده است، به جای آوری، (قضا نموده) و حقش را ادا کنی.

پنجم: هر گوشتی که بر بدنت از مال حرام روییده، با حزن و اندوه‌های فراوان، آن را آب نمایی به گونه‌ای که پوست را به استخوان بچسبانی، تا از آن پس در چشم تو گوشت نو (از مال حلال) بروید.

ششم: سختی طاعت خدا را بر بدنت چشانده، همان گونه که شیرینی گناه را به او چشاندی . وقتی تمام این مراحل را طی کردی می‌گویی (استغفرالله) از خدا آمرزش می‌طلبم.

البته روشن است که رعایت چهار مطلب اول در فرمایش امیرالمومنین (علیه السلام)، شرط تحقق توبه و استغفار است که تا آنها محقق نشوند توبه واقعی شکل نمی‌گیرد؛ و مطلب پنجم و ششم، شرط کمال توبه و استغفار است؛ نه این که ادا واجب متوقف بر آن باشد. بلکه اگر کسی بخواهد به کمال توبه دست یابد و تمام آثار کمالیه و معنوی استغفار را در یابد، این دو نکته را نیز رعایت کند.

ولایت، مهمترین شرط پذیرش توبه و استغفار

مهمترین شرطی که برای پذیرفته شدن توبه و استغفار در آیات و روایات متعددی از آن یاد شده است، و بلکه پذیرش و تاثیر سایر شرایط نیز به شمار می‌رود، اعتقاد به مقام ولایت و خلافت امیرالمومنین علی ابن ابی طالب (علیه السلام) به عنوان اولین خلیفه پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امامت فرزندان معصومش تا امام زمان (علیه السلام) است.

این مطلب، در آیات و روایات فراوانی که سنی و شیعه نقل کرده‌اند مورد تاکید قرار گرفته است و فراتر از حد تواتر است که بیان تفضیلی آن، کتاب‌های مستقلی را می‌طلبد، و ما در این جا فقط به بعضی از آیات و روایاتی که در ارتباط با نقش بنیادی ولایت اهل بیت (علیه السلام) در پذیرفته شدن توبه و استغفار آمده است اشاره می‌کنیم:

حفص ین غیاث گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

لا خیر فی الدنیا الا لرجلین: رجل یزداد فی کل یوم احسانا، و رجل یتدارک ذنبه بالتوبه. وانی له بالتوبه و الله لو سجد حتی ینقطع عنقه ما قبل الله منه الا بولایتنا.[۷۷]

در دنیا جز برای دو خیری نیست:

۱- مردی که هر روز نیکوکاریش را افزایش می‌دهد.

۲- مردی که گناهش را با توبه اش جبران می‌کند. و کجا می‌تواند توبه واقعی کند، به خدا سوگند اگر آن قدر سجده کند که گردنش قطع شود، خدا از او نمی‌پذیرد مگر آن که ولایت ما اهل بیت (علیه السلام) را بپذیرد و متعقد به امامت ما گردد.

عبدالله بن عباس نیز، سخن زیبا از پیامبر (صلی الله علیه وآله) در مورد شخصیت امیرالمومنین (علیه السلام) نقل می‌کند که همین معنا اشاره دارد. او می‌گوید:

در منی حسان شاعر را دیدم که در محضر پیامبر (صلی الله علیه وآله) ایستاده بود و مردم هم جمع بودند، پیامبر (صلی الله علیه وآله) رو به مردم کردند و فرمودند:

معاشر الناس، هذا علی بن ابی طالب، سید العرب و الوصی الاکبر، منزله منی منزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی، لا تقبل التوبه من تائب الا بحبه.

ای مردم!این علی بن ابی طالب است که آقای عرب و بزرگترین وصی (من) است، جایگاه او نسبت به من همان جایگاه هارون نسبت به موسی (علیه السلام) (خلافت و جانشینی بعد از او) است، توبه هیچ توبه کننده‌ای پذیرفته نمی‌شود مگر به خاطر محبت او (که همراه با عقیده به مقام خلافتش باشد).

سپس پیامبر (صلی الله علیه وآله) به حسان رو کردند و فرمودند: درباره ما شعری بگو. حسان فوری این اشعار را سرود:

۱- لا تقبل التوبه من تائب

الا بحب ابن ابی طالب

۲- اخو رسول الله بل صهره

و الصهر لا یعدل بالصاحب

۳- و من یکن مثل علی و قد

ردت له الشمس من المغرب[۷۸]

۱- از هیچ توبه کننده‌ای توبه اش پذیرفته نمی‌شود مگر بخاطر محبت (ولایت) علی ابن ابی طالب (علیه السلام)

۲- همان که برادر رسول (صلی الله علیه وآله) بلکه داماد اوست و داماد هیچ گاه برابر صحابی نیست (بلکه به مراتب از او برتر است).

۳- چه کسی مثل علی (علیه السلام) است، در حالی که شخصیتی است که خورشید برایش از مغرب برگردانده شده است.

امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه‌ای به همین مطلب اشاره می‌کنند و جایگاه ولایت اهل بیت (علیه السلام) را در ارتباط با پذیرش توبه شخص گنهکار بیان می‌فرمایند:

یعقوب بن شعیب گوید: از امام صادق (علیه السلام) سوال کردم معنای فرمایش خداوند در این آیه چیست که می‌فرماید:

و انی لغفار تاب و آمن و عمل صالحات ثم اهتدی[۷۹]

من بسیار آمرزنده‌ام برای کسی که توبه و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد و سپس هدایت یابد.

امام (علیه السلام) فرمودند: و من تاب ظلم و آمن من کفر، و عمل صالحات ثم اهتدی الی و لایتنا[۸۰]

مقصود آن است که: هر کس از ظلمی (که به نفس خویش کرده) توبه کند و از کفر که در وجودش بوده دست بکشد و به ایمان رو آورد و عمل شایسته و نیکو انجام دهد و سپس به ولایت و معرفت ما هدایت یابد ( به مغفرت خدا دست خواهد یافت).

این جمله را در حالی فرمودند که، به سینه خود اشاره می‌کردند.

گویا مقصود حضرت از این بیان آن باشد که:

اگر کسی بخواهد از توبه و استغفارش بهره برده و به آمرزش خدای غفار دست یابد، باید قبل از توبه اش، معرفت به مقام و شخصیت ما پیدا کند، و معتقد به خلافت و امامت ما اهل بیت (علیه السلام)، مخصوصا امام زمان خویش گردد، تا خداوند توبه اش را بپذیرد و از گذشته اش صرف نظر فرماید.

در حدیث دیگری امام (علیه السلام) با بیانی روشن تر این مطلب را به اصحاب خویش گوشزد می‌فرمایند:

داود رقی گوید: بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدم و به حضرتش گفتم: جانم به فدایت باد، این که در قرآن می‌فرماید:

و انی اغفار لمن تاب و آمن و عمل صالحات ثم اهتدی[۸۱]

من بسیار آمرزنده‌ام برای کسی که توبه کرده، ایمان آورده، عمل صالح انجام داده و سپس هدایت باید.

این هدایتی که بعد از توبه و ایمان و عمل صالح، عنوان گردیده است، هدایت به چیست؟ امام (علیه السلام) فرمودند:

معرفه الائمه و الله، امام بعد امام.

به خدا سوگند (مراد خداوند) شناخت امامان معصوم، امامی بعد از امام دیگر.[۸۲]

امام باقر (علیه السلام) نیز، بعد آن آیه مذکور را تلاوت کردند، در سخن پر باری فرمودند:

و الله لو انه تاب و آمن و عمل صالحات و لم یهتد الی و لایتنا و مودتنا و یعرف فضلنا ما اغنی عنه ذلک شیئا.

به خدا سوگند! اگر او توبه کند و ایمان آورد و عمل نیک انجام دهد ولی به ولایت و دوستی ما هدایت نیافته باشد و فضیلت و برتری ما را نشناسد، توبه و ایمان و عمل صالحش او را بی نیاز نکند و سودی به حالش ندارد.[۸۳]

نقش ولایت در پذیرش توبه و آمرزش انسان به قدری روشن و شفاف است و در مورد بعضی از اعمال، مثل توقف در صحرای عرفات در روز عرفه، که آمرزش خدا حتمی است و هر کس با عملی در آن موقف بایستد، به آمرزش خداوند دست می‌یابد. و در روایات بسیاری آمده که انسان نیکوکار و بدکار که در صحرای عرفات حاضر گردد و دعا کند، دعایش مستجاب و گناهش آمرزیده می‌شود.[۸۴]

با همه وعده‌های قطعی که در این باره داده شده است، وعده‌ای، از این نعمت پر بار محروم شمرده شده‌اند؛ و آنها کسانی هستند که از پذیرش ولایت اهل بیت پاک پیامبر (صلی الله علیه وآله) سر باز زده، و معتقد به امامت آن بزرگواران بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نگردیده‌اند. آری! اگر منکریت ولایت امیرالمومنین و اولاد طاهرینش (علیه السلام) هر سال عمرشان در روز عرفه، قدم در صحرای عرفات گذارده و دعا کنند، گناهشان بخشیده نخواهند شد و به آمرزش خداوند دست نخواهند یافت!

مرحوم علامه مجلسی در این زمینه، روایتی را از فقه الرضا (علیه السلام) نقل می‌کند که شایسته دقت و تامل است. حضرتش از پدر بزرگوار خویش حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) چنین روایت می‌کند که:

انه الیقف احد من موافق او مخالف فی الموقف الا غفر له فقیل: انه یقفه الشاری و الناصب و غیر هما؟ فقال: یغفر للجمیع حتی ان احدهم لو لم یعاود الی ما کان علیه، ما وجد شی مما تقدم و کلهم الخروج من الموقف.[۸۵]

هیچ کس، چه موافق (اهل بیت (علیه السلام)) یا مخالف، در موقف عرفات نمی‌ایستد، مگر آنکه آمرزیده می‌شود.

به امام (علیه السلام) عرض شد: در موقف عرفات برخی از فرقه‌های خوارج - که بر امام خروج کردند - ناصبی‌ها - که دشمنان اهل بیت اند - و غیر این دو گروه (از سایر فرقه‌های گمراه و مخالف با شما اهل بیت (علیه السلام)) می‌ایستند؟!

امام (علیه السلام) فرمودند: گناه همه آنها آمرزیده می‌شود، بگونه‌ای که هیچ گناهی از گناهان خود را (در نامه عملشان) نمی‌یابند؛

بشرط آنکه به عقیده باطل خویش باز نگردند. ولی همه اینان قبل از بیرون رفتن از صحرای عرفات به عقیده و عمل خویش باز می‌گردند.

گفتار چهارم

موانع قبولی استغفار

بعضی از صفات رذیله و انحرافات فکری و عملی، آن قدر مبغوض خداوند است که هیچ وجه قابل گذشت نیست، مگر آن که شخص، خود را از آن تهی کرده و به صفات کمالیه مقابل آن مزین سازد. وجود چنین صفات رذیله‌ای در شخص گنهکار، مانع از پذیرش استغفار و راه یافتن توبه کننده به دیار یار می‌کرد، در این گفتار برخی از صفات و نقش آنها را در جلوگیری از استغفار بررسی خواهیم کرد.

نفاق و دو رویی

یکی از بزرگترین موانع اجابت استغفار، نفاق و دو رویی است. اگر کسی دارای نفاق بوده و در باطن کافر یا مشرک باشد و به ظاهر خود را مؤمن نشان دهد و شب و روزش را به استغفار بگذراند، خدا از او نخواهد گذشت و بلکه اگر پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم چنین فردی استغفار کند خدا او را نخواهد بخشید. زیرا یکی از آثار نفاق و دو رویی، دروغگویی و مخالفت ظاهری با باطن است. از این روست که خداوند شهادت چنین افرادی را در مورد رسالت پیامبرش نپذیرفته است، تا آنجا که در بیان حالات و صفات آنها یک سوره بر پیامبرش نازل کرده و آنان را شدیدا مذمت فرموده است. و در آغاز سخن می‌فرماید:

اذا جائک المنافقون قالوا نشهد انک لرسول الله و الله یعلم انک لرسوله، و الله یشهد ان المنافقین لکاذبون[۸۶]

زمانی که منافقون نزد تو آمدند و گفتند: ما گواهی می‌دهیم که تو فرستاده خدایی، در حالی که خدا خوب می‌داند که تو فرستاده او هستی (احتیاجی به گواهی آنان نیست) و خدا گواهی می‌دهد که منافقون دروغ گویانند.

اینان آن چنان در لجنزاز کبر و خود خواهی و نفاق و دو رویی فرو رفته بودند که به آنان گفته می‌شد: بیایید تا پیامبر (صلی الله علیه وآله) برایتان استغفار کند، بلکه نجات یابید و به حقیقت ایمان دست پیرا کنید؛ از شدت نخوت و خود پسندی، سرهایشان را با حالت استهزاء و انکار تکان داده و تکبر می‌ورزیدند. نه حاضر بودند باطن خود را رو کنند، و کفر خود را آشکار سازند، تا مردم آنان را بشناسند و از آن فاصله بگیرند، و نه راضی می‌شدند که از هواهای نفسانی و افکار شیطانی خویش دست بشویند و ایمان بیاورند. از این رو خداوند هم با شدت هر چه تمام تر با آنان برخورد نموده و خباثت باطنی ایشان را آشکار ساخته و می‌فرمایند:

و اذا قبل لهم تعالوا یستغفر لکم رسول الله لووا رووسهم و رایتهم یصدون و هم مستکبرون. سواءعلسهم استغفرت لهم ام لم تستغفر لهم لن یغفرالله لهم[۸۷]

و زمانی که به آنان گفته می‌شود: بیایید تا رسول خدا (صلی الله علیه وآله) برایتان از خدا، طلب آمرزش کند، سرهایشان را (از روی انکار و تمسخر) چرخانده و روی می‌گردانند، و آنها را می‌بینی که راه سعادت را بر خود و دیگران بسته‌اند و تکبر می‌ورزند. برای آنها تفاوت نمی‌کند که برایشان استغفار کنی یا استغفار نکنی؛ خدا آنان را نمی‌بخشد.

از این تعبیر خداوند:

سواء علیهم استغفرت لهم ام لم تستغفر لهم لن یغفرالله لهم

استفاده می‌شود که: نفاق و دو رویی، آن چنان انسان را از میدان مغفرت و رحمت خداوند دور می‌سازد که اگر پیامبر رحمت (صلی الله علیه وآله) نیز برای او استغفار و درخواست آمرزش کند، خدا نمی‌پذیرد.

گویا مهمترین شرط سایه افکندن ابر رحمت خداوند بر سر گنهکار قبل از توبه و استغفار، هماهنگ گشتن ظاهر و باطن او با یکدیگر و رسوخ ایمان، در دل و جانش و شستن افکار، از نفاق و دو رویی و پاک ساختن اعمال، از حیله و دغل بازی است.

وجود حالت نفاق در انسان گنهکار، آن قدر او را آمرزش خداوند غفور دور می‌سازد که خداوند در سوره توبه با لحن تندتری این معنا را به پیامبرش هشدار می‌دهد:

استغفر لهم اولا تستغفر لهم سبعین مره فلن یغفرالله لهم[۸۸]

چه برای آنان استغفار کنی (به حال آنها فرقی نمی‌کند بلکه) اگر هفتاد مرتبه هم برای آنان از خدا آمرزش طلبی، قطعا خدا ایشان را نخواهد آمرزید.

و سپس با صراحت علت آن را بیان می‌کند:

ذلک بانهم کفروا بالله و رسوله و الله لایهدی القوم الفاسقین.[۸۹]

به زودی متخلفان از اعراب بادیه نشین (نزد تو آمده عذر تراشی کرده و) می‌گویند: حفظ اموال و خانواده، ما را به خود مشغول داشت ( و نتوانستیم در سفر حدیبیه تو را همراهی کنیم) برای ما طلب آمرزش کن. اینان به زبان خود چیزی می‌گویند که در دل ندارند، بگو: چه کسی می‌تواند در برابر خداوند از شما دفاع کند، هرگاه زیانی را برایتان بخواهد یا اگر سودی را برای شما اراده کند (چه چیز مانع آن می‌گردد) و خداوند به تمام اعمالی که انجام می‌دهید آگاه است.

در این آیه و آیات بعد، خداوند به منافقانی که اسلام را برای حفظ منافع خود پذیرفته بودند، هشدار می‌دهد که اگر ایمان در دل و جان شما رسوخ نکند و در برابر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و فرامین او تسلیم نشوید، و آن حضرت را در سختی‌ها و مشکلات کمک و همراهی نکنید؛ عذر تراشی و تقاضای استغفار از پیامبر (صلی الله علیه وآله) سودی به حالتان ندارد، زیرا زبان شما با دل هایتان همراه نیست، و بدانید که اگر خداوند به خاطر نفاق شما اراده سوئی نسبت به شما کند کسی نمی‌تواند آن را از شما دور سازد و استغفار پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیز فایده‌ای برایتان نخواهد داشت.

شرک به خداوند

دومین مانع برای پذیرش توبه و استغفار، آلوده بودن عقیده انسان به پلیدی شرک و دوگانه پرستی است.

در قرآن، خداوند هر گناهی به جز شرک به خودش را قابل آمرزش دانسته و می‌فرماید: ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء[۹۰]

به راستی، خداوند نمی‌بخشد که به او شرک ورزیده شود و کمتر از آن را برای هر کس بخواهد می‌بخشد.

شدت مبغوضیت شرک به خداوند، در حدی است که علاوه بر این که مانع از پذیرش اعمال عبادی انسان، از جمله استغفار و توبه اش می‌شود؛ مانع از پذیرش استغفار رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و مؤمنان، در حق او نیز می‌گردد.

خداوند، پیامبر (صلی الله علیه وآله) و ایمان آورندگان به او را از این که برای مشرکین طلب آمرزش کنند، نهی کرده است و در سوره توبه می‌فرماید:

ما کان للنبی و الذین آمنوا ان یستغفر و اللمشرکین و لو کانوا اولی قربی من بعد ما تبین لهم انهم اصحاب الجحیم[۹۱]

برای پیامبر (صلی الله علیه وآله) و مؤمنان شایسته نیست که برای مشرکان (از خداوند) طلب آمرزش کنند، هر چند از نزدیکانشان باشند (آن هم) پس از آن که برای آنها روشن شد که این گروه اهل دوزخند.

اگر کسی بگوید: با توجه به این که استغفار برای مشرک روا نیست، پس چرا حضرت ابراهیم (علیه السلام)، برای عموی خود که از مشرکین بود استغفار کرد؟

در پاسخ این سوال، خداوند می‌فرماید:

و ما کان استغفار ابراهیم لابیه الا عن موعده وعدها ایاه فلما تبین له انه عدولله تبر امنه ان ابراهیم لاواه حلیم[۹۲]

و استغفار ابراهیم برای پدرش (مراد عمویش آزر است) فقط به خاطر وعده‌ای بود که او داده بود (تا وی را به سوی ایمان جذب کند) اما هنگامی که برای او روشن شد که وی دشمن خداست، از او بیزاری جست، به یقین ابراهیم بسیار دعا و زاری کننده و بردبار است.

ریا و خود نمایی

یکی از چهره‌های شرک به خدا، ریا و خود نمایی است که شرک خفی نامیده می‌شود، و به عنوان یکی از گناهان کبیره به شمار می‌آید. این صفت رذیله مهمترین حجاب بین بنده و خالق، و بزرگترین مانع پس از شرک جلی، برای پذیرش اعمال بندگان خدا است. چرا که خداوند عملی را از بنده اش می‌پذیرد که برای خدا انجام دهد، و حقیقت هر عملی هم وابسته به نیت بنده نسبت به آن عمل است. پس اگر نیت برای خدا باشد عملی که خدا خواسته تحقق می‌پذیرد، و چنانچه برای غیر خدا باشد، آنچه را که خدا از او خواسته به جا نیاورده است و مقبول خداوند واقع نمی‌گردد.

مراد از حدیث معروف پیامبر (صلی الله علیه وآله) که فرمودند:

انما الاعمال بالنیات.[۹۳]

به راستی حقیقت اعمال وابسته به نیت‌ها است.

این است که: حقیقت عمل را نیت انسان تشکیل می‌دهد. اگر نیت برای خدا باشد، عمل مقبول درگاه خداوند واقع می‌گردد و اگر نیت برای غیر خدا باشد آن عمل پذیرفته نمی‌شود.

بی جهت نیست که در آیات متعددی از قرآن سفارش به اخلاص و انجام عمل فقط برای خدا شده است و از شریک گرفتن برای او در اعمال نهی گردیده است، خداوند می‌فرماید:

و اعبدوا الله و لاتشرکوا به شیئا[۹۴]

تنها خدا را بپرستید و عبادت کنید و هیچ چیز را (در عبادت) با او شرک نسازید.

و ادعوه مخلصین له الدین. [۹۵]

او در حالی بخوانید که دین را برای او خالص گردانده باشید.

و به پیامبر خویش (صلی الله علیه وآله) چنین دستور می‌دهد که:

قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین لا شریک له و بذلک امرت و انا اول المسلمین.[۹۶]

بگو نماز و حج من و مرگ من، برای خدایی است که پروردگار عالمیان است، هیچ گونه شریکی برای او نیست و به همین (اخلاص در عبادت و عمل) فرمان داده شدم، و من اولین کسی هستم که تسلیم فرمان حق گشته و مسلمان شده‌ام.

و این بدان خاطر است که تنها، عملی پذیرفته می‌شود که برای او انجام گیرد. پس توبه و استغفار نیز در صورتی پذیرفته درگاه حق گردد که تنها برای خدا باشد و هیچ گونه ریا و خود نمایی در آن دیده نشود. اما اگر هدف شخص توبه گر و استغفار کننده، غیر از خدا باشد و به این امید با خدا راز و نیاز کند که مردم از توبه او باخبر شوند، نماز شب و استغفار سحرش را بشنوند و اشک ندامت او را هنگام خواندن دعای کمیل ببینند؛ نه تنها از توبه و استغفار خویش بهره‌ای نمی‌برند، بلکه عقب گرد کرده و بیشتر از میدان مغفرت و معنویت دور می‌شود و چنین عملی عقوبت خداوند را برای او به دنبال خواهد داشت.

حق الناس

مانع دیگر از پذیرش استغفار در مورد بعضی از گناهان این است که گناهی که از آن استغفار می‌کند، حق الناس باشد. مثل این که به کسی بدهکار باشد یا شخص دیگری را مورد ضرب و شتم قرار داده باشد یا غیبت را کرده باشد با به شخصی تهمت زده باشد.

چنین گناهانی را نمی‌توان تنها با استغفار جبران کرد و به آمرزش خداوند دست یافت و از برکات استغفار بهره مند گشت. بلکه زمانی استغفار از چنین گناهانی مقبول درگاه خداوند می‌شود و باران مغفرت پروردگار بر قامت روح انسان می‌بارد، که صاحبان حق را نیز از خود راضی کند.

اگر حق مالی است به او برگرداند، اگر حق عرضی و آبرویی است اعاده حیثیت نماید، و چنانچه دیه و قصاصی به گردن او دارد بپردازد با خود را در معرض قصاص قرار دهد، یا به هر صورت دیگری که می‌تواند رضایت صاحب حق را به دست آورد؛ آنگاه از خداوند طلب آمرزش کند. در این صورت، امید می‌رود خداوند توبه او را بپذیرد و از برکات استغفار و بهره مندش سازد.

امیرالمومنین (علیه السلام) در سخن زیبایی، شرایط استغفار را در ضمن نکاتی یاد آور شده‌اند؛ از جمله می‌فرمایند:

شرط سوم آن که: حق تمام مردم را ادا کنی و خدا را در حالی ملاقات کنی که هیچ حقی به گردنت نباشد. [۹۷]

اصرار بر گناه

مانع دیگر برای پذیرش توبه و استغفار انسان، تکرار گناه و دست نکشیدن از کار زشتی است که از آن توبه می‌کند. همان گونه که در معنا و حقیقت استغفار گفتیم: تا حال ندامت و پشیمانی در کسی ایجاد نگردد و تصمیم بر گناه نگیرد و از کردار زشت خود دست نشوید؛ به توبه واقعی دست پیدا نمی‌کند و استغفارش رنگ خدایی نمی‌گیرد.

کسی که مرتب گناهی را انجام می‌دهد و استغفار هم می‌کند ماند کسی است که خدا را مسخره می‌کند و بویی از واقعیت نبرده است.

التائب من الذنب کمن لاذنب له، و المقیم علی ذنب و هو یستغفر کالمستهزء.[۹۸]

کسی که گناهی توبه می‌کند همانند کسی است که هیچ گناهی برای او نیست، و کسی که بر گناهی باقی می‌ماند و بر آن اصرار دارد و در عین حال استغفار هم می‌کند همانند کسی است که (خدای خویش را) مسخره می‌کند.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) چهل سفارش به امیرالمومنین (علیه السلام) کرده‌اند و فرموده‌اند: هر کس این سخنان را حفظ کند (بدان عمل نماید) روز قیامت با پیامبران، صدیقین، شهدا و صالحین برانگیخته می‌شود و اینان رفیقان نیکویی هستند.

از جمله سفارش‌های آن حضرت این بود که: ... و ان اللهم و الی الله عزوجل من ذنوبک، فان التائب من ذنوبه کمن لادنب له، و ان لاتصر علی الذنوب مع الاستغفار فتکون کالمستهزء بالله و آیاته و رسله.[۹۹] ... و این که از گناهان خویش به درگاه خدا توبه کنی. مسلما کسی که از گناهان خویش توبه می‌کند، همچ.ن کسی است مه هیچ گناهی ندارد. و همراه با استغفار اصرار بر گناهان نداشته باشی که در این صورت همانند کسی خواهی بود که خدا و آیات و رسولان او را مسخره می‌کند!.

البته روشن است که با توجه به ادله محکم و قطعی که بر عصمت امیرالمومنین (علیه السلام) از هر خطا و لغزشی وجود دارد، معنای این سفارش‌ها این نیست که چنین صفاتی در امیرالمومنین (علیه السلام) وجود دارد و پیامبر (صلی الله علیه وآله) او را نهی می‌کند، بلکه هدف پیامبر (صلی الله علیه وآله) آن است که این سخنان حکمت آمیز، از این طریق به تمام کسانی که سخن آن حضرت را می‌شنوند، برسد. بی شک در میان آنان افراد زیادی یافت می‌شوند که دارای این صفات باشند و این سفارش‌ها برای هدایت آنان مفید باشد.

پدید آوردن دین جدید و گمراه نمودن مردم

یکی از گناهان بزرگی که توبه و استغفار در مورد آن پذیرفته نیست، ایجاد آیین جدید و گذاردن بدعت در دین خدا و گمراه نمودن مردم از راه و روش، توحید و و لایت است. چنین گناهی را با استغفار و عذر خواهی از پروردگار نمی‌توان جبران کرد، بلکه زمانی می‌توان از آن استغفار و توبه کرد که بطلان دین اختراعی خود را برای مردم بازگو کرده و بدعت‌های را که در دین خدا گذارده است از بین ببرد و مردمی را که گمراه ساخته به دین خدا و صراط مستقیم باز گرداند.

ابابصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

در زمان‌های گذشته، مردی دنبال دنیا رفت، خواست که در راه حلال آن را به دست آورد، ولی نتوانست. از این راه حرام نامشروع در جستجوی دنیا بر آمد و گفت: می‌خواهی تو را به چیزی راهنمایی کنم که بدان وسیله دنیای فراوانی و پیروان زیادی پیدا کنی؟

گفت: آری.

شیطان گفت: دینی اختراع کن و مردم را به سوی آن فرا بخوان. آن شخص چنین کرد، مردم نیز دعوتش را پذیرفتند و از او پیروی کردند و از این راه به دنیای خوب و ثروت انبوهی دست یافت. بعد از مدتی فکر عمیقی کرد و با خود گفت: این چه کاری بود که من کردم؟

دینی که اختراع کردم و مردم را به سوی آن فرا خواندم (و گمراه ساختم) برای خویش توبه و بازگشتی نمی‌بینم، جز این که نزد کسانی بروم که به دین خود دعوتشان کردم و آنها را از این دین باطل خویش برگردانم.

یکی یکی پیش گریدان و پیروانش رفت. به آنها گوشزد کرد که آنچه من، شما را به سویش فرا خواندم باطل است و این آیین بدعتی بود که من پیش خود ساختم.

پیروانش در جواب گفتند: تو دروغ می‌گویی، آنچه به ما گفته‌ای حق است، تو در دین خویش به تردید افتاده‌ای و از آن بر گشته‌ای وقتی این جواب را شنید، غل و زنجیری تهیه کرد و به گردن خود آویخت و آن را با میخی محکم کرد و گفت:

خداوند به پیامبر آن زمان وحی فرمود که به فلانی بگو:

و عزتی، لو دعوتنی حتی ینطع اوصالک ما استحبت لک حتی ترد من مات علی ما دعوته الیه فیرجع عنه

به عزتم سوگند، اگر آن قدر مرا بخوانی و ناله بزنی که بند بندت از هم جدا گردد، دعایت را مستجاب نمی‌کنم، مگر آن که کسانی را که به آیین تو مرده‌اند و گمراهشان ساخته‌ای (از حقیقت کارت با خبر سازی و) از آیین باطل خویش برگردانی و آن‌ها هم بپذیرند و باز گردند.[۱۰۰]

و چنین کاری برای او ممکن نبود، پس راهی برای توبه او هم باقی نمانده بود.

در همین راستا امام رضا (علیه السلام) حدیثی را از پدران گرامیش، از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل می‌کند که فرمودند:

ان الله غافر کل ذنب الا من احدث دینا.[۱۰۱]

خداوند هر گناهی را می‌بخشد مگر کسی که دین تازه‌ای اختراع کند.

گفتار پنجم

آثار و برکات استغفار

با روشن ارزش ولای استغفار و نقش حیاتی آن در بهبود زندگی انسان؛ و این که استغفار دارای شرایط ویژه‌ای است که بدون آن دست یابی به همه آثار و برکات استغفار ممکن نیست؛ و با توجه به موانع متعددی که با وجود یکی از آنها استغفار انسان فایده‌ای ندارد؛ اکنون مناسب است به بیان آثار و برکات استغفار بپردازیم. این آثار و برکات در دو عرصه ظهور پیدا می‌کنند: بخشی از آن مربوط به امور مادی و اقتصادی است و بخش دیگر آثار پر بار معنوی است که به مراتب اهمیت بیشتری دارد.

برکات مادی استغفار

زندگی خوب و بهره وری از نعمت‌های خدا در دنیا

یکی از برکات مادی استغفار دست یافتن به زندگی خوب و دنیای آسوده و بی دغدغه تا آخرین لحظه عمر است. افزون بر آن، افزایش کمالات و رشد فضایل نفسانی در وجود انسان، پی آمد دیگر است که محصول زندگی خوب و آسوده است.

خدای مهربان در این زمینه از زبان پیامبرش (علیه السلام) می‌فرماید:

و ان استغفروا ازبکم ثم توبوا الیه یمتعکم متاعا حسنا الی اجل مسمی و یوت کل ذی فضل فضله و ان تولوا فانی اخاف علیکم عذاب یوم کبیر[۱۰۲]

(دعوت من این است که...) استغفار کنید و از پروردگار خویش آمرزش بطلبید، سپس به سوی او باز گردید، تا شما را تا مدت معین (که برای عمرتان قرار داده و به صاحب فضیلتی به مقدار فضیلتش ببخشد، و اگر (از این فرمان) روی گردان شوید، من بر شما از عذاب روز بزرگ بیمناکم.

نزول باران رحمت و نجات از خشک سالی

اثر پر بار دیگر استغفار که برکات آن شامل حال دیگران نیز می‌گردد، نزول باران رحمت و در نتیجه رویش مناسب گیاهان ، سر سبزی مزارع و باغستانها و شادابی میوه هایست که در حیات تمام موجودات زنده وابسته به آن است.

در آیات متعددی از قرآن به این اشاره شده، به گونه‌ای که جای تردید برای کسی باقی نمی‌گذارد.

در سوره هود خداوند کریم سخن پیامبرش حضرت هود (علیه السلام) را با مردم خویش چنین بیان می‌فرماید:

و یا قوم استغفروا ربکم ثم توبوا الیه یرسل السماء علیکم مدررا.[۱۰۳]

ای قوم من از پروردگارتان طلب آمرزش کنید و به سوی او باز گردید تا (باران) آسمان را پی در پی بر شما فرو فرستد.

همچنین زبان حال پیامبرش حضرت نوح (علیه السلام) را چنین بیان می‌کند:

فقلت استغفروا انه کان غفارا یرسل السماء علیکم لکم جنات و یجعل لکم انهارا[۱۰۴]

به آنها گفتم: از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است. (و اگر چنین کنید خداوند) بارانهای پر برکت آسمان را پی در پی بر شما می‌فرستد... و باغ‌های سرسبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار می‌دهد.

تردیدی نیست که کلید باران رحمت، در دست خداوند قادر متعال است و تا مشیت و اراده حق به سیراب شدن سرزمینی تعلق نگیرد، ابر رحمت، باران خویش را فرو نمی‌فرستد. او خود در منشور آسمانیش می‌فرماید:

و هو الذی یرسل الریاح بشرا بین یدی رحمته حتی اذا اقلت سحابا ثقالا سقناه لبلد میت فاتزلنا به الماء فاخرجنا به من کل الثمرات کذلک نخرج الموتی تذکرون.[۱۰۵]

او کسی است که باد را بشارت دهنده در پیشاپیش (باران) رحمتش می‌فرستد؛ تا ابرهای سنگین را (بر دوش) کشند؛ (سپس) ما آنها را به سوی زمین‌های مرده می‌فرستیم؛ و به وسیله آنها، آب (حیاتبخش) را نازل می‌کنیم و با آن، هر گونه میوه‌ای (را از خاک تیره) بیرون می‌آوریم؛ همان گونه (که زمین‌های مرده را زنده می‌کنیم) مردگان را ( نیز در قیامت) زنده می‌کنیم، شاید (با توجه به این مثال قدرت خدا را) متذکر شوید.

از طرفی همان گونه در بحث عقوبت گناهان اشاره کردیم، یکی از آثار شوم گناهان بندگان، در هر منطقه‌ای، قحطی و خشک سالی است.

پس چه بهتر که پس از انجام گناه، از کردار خویش پشیمان شویم و به درگاه خدا روی آوریم و از او عذر خواسته و استغفار کنیم تا خداوند مهربان، باران رحمتش را پی در پی بر ما فرو فرستد.

از مدارک معتبری استفاده می‌شوند که هر جمعیتی که گناهان را یکی پس از دیگری انجام دهند و از استغفار و توبه غافل شوند؛ خدا باران رحمتش را از آنان قطع می‌کند.

ذوالقرنین - بنده صالحی که خداوند به قدرت و سلطنت داده بود و در قرآن به زندگی او اشاره کرده است -[۱۰۶] از امت دانشمندی که در میان قوم موسی (علیه السلام) بودند، پرسید: علت این که شما گرفتار قحطی (و خشک سالی) نمی‌شوید چیست؟

من قبل انا لا تفعل عن الاستغفار.

بدین خاطر که ما از استغفار و طلب آمرزش از خداوند غافل نمی‌شویم.[۱۰۷]

تقویت قوای جسمی و روحی، فردی و اجتماعی

بی شک بسیاری از گناهان، قوای جسمی و روحی انسان را تحلیل می‌برد و او را به سوی ضعف و سستی و کسالت و تنبلی می‌کشاند و گاهی منجر به نابودی و از بین رفتن هستی او گردد.

از طرفی چون استغفار و عذر خواهی از خداوند غفار، باعث ریزش گناهان و از بین رفتن آثار سوء کردار ناپسند انسان است، پس یکی از آثار درخواست عفو و بخشش از خداوند، و زیاد شدن قوای جسمی و افزایش نیروهای متمرکز در روح و جسم انسان است. در این باره خداوند می‌فرماید:

و یا قوم استغفروا ربکم ثم توبوا الیه یرسل السماء علیکم مدررا و یزرکم قوه الی قوتکم و لا اللهم ولوا مجرمین[۱۰۸]

(حضرت هود (علیه السلام) فرمود:) ای قوم من از پروردگارتان طلب ، مرزش کنید، سپس به سوی او باز گردید، تا (باران) آسمان را پی در پی بر شما بفرستد، و نیرویی بر نیرویتان بیافزاید، و در حالی که گناه کارید (از حق) روی برنتابید.

وسعت روزی و حل مشکلات اقتصادی

از آن جا که یکی از عقوبت‌های گناه برای مؤمن در دنیا، گرفتاری‌های اقتصادی و فقر و تنگدستی است که همچون خوره‌ای به جانش افتاده و آزارش می‌دهد و در اجتماع خوارش می‌کند و نیز از آن جا که استغفار زداینده فقر و تنگ دستی است، پس استغفار از گناه و عذر خواهی از خداوند؛ باعث ردایش فقر و بیچارگی و افزایش رزق و روزی و برکت در مال و ثروت و بهره مندی از نعمت‌های پروردگار و گشوده شدن گره‌های کور اقتصادی می‌گردد.

این خود اثر پر باری است که باعث توفیقات معنوی بسیاری در دنیا می‌گردد و از این روست که خداوند با روشنی از آن یاد کرده و می‌فرماید:

استغفروا ربکم انه کان غفارا یرسل السماء علیکم مدرارا و یمددکم بامکوال و بنین و یجعل یکم جنات و یجعل لکم انهارا[۱۰۹]

از پروردگار خویش آمرزش طلبید که او بسیار آمرزنده است (اگر چنین کنید) او (باران) آسمان را پی در پی بر شما فرو می‌فرستد و شما را با اموال و فرزندان بسیار کمک می‌کند و باغ‌های سر سبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار می‌دهد.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نیز در این زمینه می‌فرمایند:

من اکثر الاستغفار جعل الله له من کل هم فرجا و من کل ضیق مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب.[۱۱۰]

کسی که زیاد استغفار گوید و از خدا عذر خواهی کند؛ خدا نود از هر غصه‌ای برایش گشایشی قرار دهد و از هر تنگنایی راه فرازی پیش پایش گذارد و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد.

امام رضا (علیه السلام) حدیث زیبایی را از پدران خویش، از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) روایت می‌کنند که فرمودند:

من استبطا الرزق فلیستغفر الله.[۱۱۱]

کسی که روزیش به کندی به دست می‌آید، باید استغفار کند و از خدا آمرزش طلبد. امیرالمومنین (علیه السلام) نیز در سخن پر باری استغفار را سبب افزایش روزی شمرده، می‌فرمایند:

الاستغفار یزید فی الرزق.[۱۱۲]

استغفار و طلب آمرزش از خداوند روزی انسان را زیاد می‌کند.

در سخن پر نور دیگری نیز همین اثر را برای زیاد گفتن استغفار ذکر می‌فرمایند:

اکثروا الاستغفار تجلبوا الرزق.[۱۱۳]

زیاد استغفار گویید و از خدا پوزش بطلبید تا روزی را( به سوی خود) جذب نمایید.

امیرالمومنین (علیه السلام)، برای دست یافتن به روزی بیشتر و افزایش مال و ثروت، استغفار خاصی را با مضامین عالی، به مرد عربی - که سخت گرفتار بود - آموختند. بعد از یک سال که هر شب قبل از خواب تلاوت کرده بود، خدمت مولا آمد و عرض کرد:

یا امیرالمومنین!خداوند نعمتش را بر من تمام کرد. و آن قدر به من مال و ضروت عطا فرمود که از زیادیش، نگهداری آن اموال برایم سخت شده است، جایی برای محافظت گوسفندان و شتران فراوانی که خداوند روزیم کرده است ندارم.[۱۱۴]

بچه دار شدن و افزایش اولا

خانواده‌های بسیاری از نداشتن، یا کمی فرزند رنج می‌برند و برای دست یافتن به اولاد سالم و صالح در تلاش می‌باشند، به هر دکتری مراجعه کرده و هر دارویی را مصرف می‌کنند و چه بسا ثروت زیادی را در این راه هزینه کرده و عاقبت هم نتیجه‌ای نمی‌گیرند. در حالی که نعمت فرزند داری نیز یکی از نعمتهایی است که زمام امرش به دست خداوند است و تا او نکند؛ کسی دارای فرزند - دختر یا پسر - نمی‌شود. و لذا خدای سبحان، باکمال دلسوزی راه دست یافتن به چنین نعمتی را زیاد استغفار کردن شمرده و می‌فرمایند:

استغفروا ربکم انه کانه کان غفارا یرسل السماء علیکم مدارا و یمددکم باموال و بنین[۱۱۵]

از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است(اگر چنین کنید) او (باران) آسمان را پی در پی بر شما فرو می‌فرستد و شما را با اموال و فرزندان بسیار کمک می‌کند.

امام باقر (علیه السلام) در حدیثی، زمان و تعداد استغفار نمودن، برای دست یافتن به چنین نعمتی را به یکی از اصحاب خویش آموخته‌اند.

محمد بن یوسف از پدرش نقل می‌کند: خدمت امام باقر (علیه السلام) بودم که مردی خدمت آن حضرت آمد و عرض کرد: جانم به فدایت، من ثروت زیادی دارم اما فرزندی برایم متولد نمی‌شود؛ آیا راه چاره‌ای (برای رسیدن به این نعمت) هست؟

امام (علیه السلام) فرمود:

نعم استغفر ربک سنه فی آخر اللیل ماه مره فان ضیعت ذلک فاقضه بالنهار فان الله یقول: استغفروا ربکم انه کان غفارا یرسل السماء علیکم مدارا و یمددکم و بنین[۱۱۶]

آری، یک سال در ساعت آخر شب، شبی صد بار از پروردگار خویش آمرزش طلبیده، استغفار کن. و چنانچه ساعت آخر شب را از دست دادی قضای آن را در روز به جا آور، البته که خداوند می‌فرماید: از پروردگار خویش آمرزش طلبید که او بسیار آمرزنده است. (اگر چنین کنید) او (باران) آسمان را پی در پی شما فرو فرستاده و شما را با اموال و فرزندان بسیار کمک می‌کنند.

در روایت دیگری امام باقر (علیه السلام) دستور استغفار برای فرزندان برای فرزندان دار شدن را به گونه دیگر بیان می‌کند:

سلیمان بن جعفر گوید: مردی خدمت امام باقر (علیه السلام) آمد و از کمی فرزند به محضر آن حضرت گلایه کرد و گفت از کنیزان و زن‌های آزاد، فرزند می‌خواهد ولی با این که شصت سال از عمرش می‌گذرد هنوز روزیش نشده است. امام (علیه السلام) فرمودند:

مدت سه روز بعد از نماز عشا و نماز صبح، هفتاد مرتبه بگو: سبحان الله و هفتاد مرتبه استغفار کن و در انتها ختم استغفار، فرمایش خداوند در قرآن را بخوان. که فرمود است:

استغفروا ربکم انه کان غفارا یرسل السماء علیکم مدارا و یمددکم باموال و بنین و یجعل لکم جنات و یجعل لکم انهارا[۱۱۷]

سپس در شب سوم، با همسرت همبستر شو. البته که با اجازه خداوند، فرزندی پسر و سالم روزیت می‌گردد.

سلیمان گوید: آن مرد به دستور امام (علیه السلام)، عمل کرد و هنوز سال بر او نگذشته بود، فرزندی روزیش شد که نور چشم او گشت.[۱۱۸]

آن این است که خدا: خداوند به آنها که از او فرزند می‌خواهند، فرزند عنایت می‌کند. این مساله به تجربه هم ثابت شده است.

نگارنده گوید: اینجانب نمونه‌ای از آن را، در زندگی یکی از دوستان دیدم. شخصی که ده سال ازدوج کرده بود و بچه دار نمی‌شد، استغفاری را که امیرالمنین (علیه السلام) روایت شده است؛ خود و همسرش یک سال هر شب قبل از خواب تلاوت کردند و بعد از یکسال خداوند فرزندی صحیح و سالم به آن‌ها عطا فرمود.[۱۱۹]

نمونه دیگر: شخص موثقی از دوستان روحانی است که بعد اولی که خدا به آنان داد، تا مدت پانزده سال از داشتن فرزند محروم بودند. در این مدت خود و همسرش به دکترهای متعدد و متخصصی مراجعه کرده و تحت درمان‌های مختلفی قرار گرفتند ولی نتیجه‌ای نگرفتند. بعد از آشنایی با اینجانب و سفارش به تلاوت این استغفار و ذکر آثار و برکاتش، مدت یکسال طبق دستور امیرالمومنین (علیه السلام) آن را تلاوت کردند و بعد از پانزده سال محرومیت، دارای فرزندی دیگری گردیدند.

نجات یافتن از بلاهای خانمان سوز دنیا

یکی از عقوبت‌های گناه برای مؤمن در دنیا، نزول انواع بلاهای خانمان سوز برای او و خانواده اوست. و چنانچه گناه در اجتماع مسلمین فراگیر شود و فضای شهر یا روستایی را آلوده سازد، این بلاهای عمومیت پیدا می‌کند و به صورت سیل، طوفان، زلزله، تگرگ‌های شدید و جنگ‌های خانمان سوز و... هستی آنان را بر باد می‌دهد.

در آیات متعددء از قرآن کریم به نزول بلاهایی سخت تر از این‌ها به خاطر معصیت و نافرمانی مردم در امت‌های گذشته، اشاره شده است. گرچه چنین بلاهایی در امت اسلام، به خاطر وجود نازنین پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و اوصیای گرامیش (علیه السلام)، برداشته شده است و خداوند به صراحت آن را در قرآن اعلام کرده است:

و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم[۱۲۰]

تا تو (ای رسول ما) در میان این مردم هستی خداوند عذاب نمی‌کند.

و امام زنمان (علیه السلام) نیز به نقش وجود پر برکت خود، در دور کردن بلا از شیعیانشان اشاره کرده و می‌فرمایند:

انا خاتم الاصیاء و بی یدفع الله البلاء عن اهلی و شیعتی.[۱۲۱]

من آخرین اوصیایم، خداوند به وسیله من بلا و گرفتاری را از خاندان و شیعیانم برطرف می‌کند.

ولی نزول بلاهایی همچون سیل، طوفان، زلزله و.. هنگام زیاد شدن معصیت و نافرمانی خداوند، انکار مقدسات و ضروریات مذهب در جامعه و بی اعتنایی به مقام ولایت امیرالمومنین و اولا پاکش (علیه السلام) برای احدی قابل انکار نیست و در طول تاریخ نمونه‌های زیادی داشته است.

از همین روست که خداوند کریم و مهربان، برای پیشگیری از نزول چنین بالاهایی تنها راه نجات را پناه بردن به سایه استغفار بیان کرده است و بی درنگ پس از آیه مذکور می‌فرماید: و ما کان الله معذبهم و هم یستغفرون.[۱۲۲]

اگر مردم استغفار کنند و از خدای خویش آمرزش بخواهند خداوند آنان را عذاب نمی‌کند. رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نیز در سخن زیبایی، استغفار را عامل دور گشتن بلا و گرفتاری بر شمرده و فرموده‌اند:

ادفعوا ابواب البال یا بالاستغفار.

درهای بلاها و گرفتاری‌ها را به کمک استغفار ببندید.[۱۲۳]

پس یکی از مهمترین آثار و برکات استغفار در دنیا نجات یافتن از بلاهای ویرانگر که زندگی انسان را به آتش می‌کشند و نعمت‌های خداوند را از او سلب می‌کنند.

دفع عذاب از دیگران به وجود استغفار گویان

استغفار نه تنها سبب نجات انسان از بلاهاست بلکه از دیگران نیز عذاب را دور می‌سازد، و این بدان خاطر است که جایگاه استغفار در نزد خدا بسیار عظیم است، و مستغفرین بسی محبوب خدایند.

آری! مقام استغفار گویان به قدری ازجمند است که خداوند به احترام آنان، از عذاب مردمان شهر یا روستا که به خاطر معصیت شده‌اند، صرف نظر می‌کند و به خاطر عده معدودی که سحرگاهان استغفار می‌کنند و از خوف خدا اشک می‌ریزند، آنها را عذاب نمی‌کند. امام صادق (علیه السلام) در باره حدیث پر باری را از پدرانشان، از رسول خدا روایت می‌کنند که فرمودند:

ان الله عزوجل اذا رای اهل قریه قد اسزفوا فی المعاصی و فیها ثلاث نفر من المومنین ناداهم جل جلاله و تقدست اسمائه: یا اهل معصیتی لولا ما فیکم من المومنین المتحابین بجلالی العامرین بصلاتهم ارضی و مساحدی، المستغفرین بالاسحار خوفا منی، لانزلت بکم عذابی ثم لا ابالی.[۱۲۴]

زمانی که خداوند اهل شهر و دیاری را ببیند که در گناهان زیاده روی کرده‌اند ولی سه نفر از مؤمنان در میان آنان هستند، خداوند - که جلالتش بزرگ و نامهایش مقدس است - اهل آن منطقه را ندا می‌کند که:

ای اهل نافرمانی من، اگر در میان شما بردران مومنتان نبودند که به یکدیگر در راه جلال من اظهار محبت کنند و با نمازشان زمین و مساجد مرا آباد سازند و در سحرگاهان از ترس من استغفار گفته و طلب آمرزش کنند؛ هر آینه عذابم را بر شما نازل می‌کردم و مرا باکی نبود.

رفع غم و غصه، رهایی از مشکلات

زندگی امروز بشر، با مشکلات، ناملایمات و سختی‌های فراوانی همراه است. هر کس برای رهایی خویش از غم و اندوه، به وسیله‌ای متوسل می‌شود تا از عواقب سوء آن در امان مانده و گرفتاری پی آمدهای ناگوارش نگردد.

چه بسا افرادی در اثر دیدن مشکلات سخت و دست و پنجه نرم کردن با غم و غصه گوناگون، گرفتار ناراحتی شدید عصبی و نارسایی سخت روحی گشته‌اند و برای درمان خود بار سنگین سفرهای پر تلاش و کم سودی را به دوش کشیده‌اند و مخارج زیادی متحمل شده‌اند و ضررهای اقتصادی فراوانی دیده‌اند. غافل از آن که خدای مهربان - که تمام احکام و دستوراتش برای سعادت و آسایش بشر وضع شده است - در این زمینه نیز دستوراتی را به انبیا و فرستادگانش داده است تا برای مردم بیان کنند و کامل‌ترین آن را در اختیار برترین پیامبرش قرار داده است.

مهمترین عامل نجات از مشکلات و سختی‌ها و بهترین سبب زدودن غم و اندوه در کلمات نورانی پیامبر و اهل بیت پاکش (علیه السلام) استغفار و عذر خواهی از خدای مهربان، معرفی شده است.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در سخن زیبایی می‌فرمایند:

من کثر همومه فلیکثر من الاستغفار.[۱۲۵]

هر کس غم و غصه اش زیاد است، باید زیاد استغفار کند.

و نیز در عبارت دیگری میدان تاثیر استغفار را گسترده تر معرفی کرده و فرموده‌اند: علیک بالاستغفار فانه المنجاه.[۱۲۶]

بر تو باد به استغفار و عذر خواهی از خداوند که استغفار به نجات دهنده (انسان از مشکلات و سختی‌ها) است.

امام هادی (علیه السلام)، برای رهایی از مشکلات و ناروایی‌ها، به استغفار به عنوان دعایی خاص که مورد تاکید پدران گرامیشان (علیه السلام) نیز بوده است، سفارش می‌کنند.

محمد بن ریان گوید: نامه‌ای به امام هادی (علیه السلام) نوشته و از آن حضرت دعایی خواستم برای رهایی از سخنی‌هایی و بلاهایی که نازل می‌گردد و مشکلاتی که دست و پاگیر انسان می‌شود، و در نامه‌ام تاکید کردم: همان گونه که پدران گرامیشان به دوستانشان مطالب خاصی را می‌آموختند، به من نیز دعایی مخصوص بیاموزند (که بهره فراوان ببرم)، حضرت در جواب چنین مرقوم فرمودند:

الزم الاستغفار.[۱۲۷]

همیشه و در همه حال با استغفار همراه باش (و آن تلاوت کن)!.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در کلام دلنشینی، برای نجات از غم و اندوه و تنگناهای زندگی، به زیاد گفتن استغفار سفارش کرده‌اند:

من اکثر الاستغفار جعل الله له من کل هم فرجا و من کل ضیق مخرجا و یرزقه من حیث لا یحسب.[۱۲۸]

هر کس زیاد استغفار کند خداوند، نسبت به هر غصه و اندوهی گشایشی برایش قرار دهد و از هر تنگنایی راه خروجی پیش پایش گذارد، و از جایی که گمان ندارد او را روزی می‌دهد.

نجات از قرض و پرداخت بدهی

یکی از مشکلات اقتصادی مسلمانان و مخصوصا دوستان امیرالمومنین (علیه السلام)، گرفتار شدن به قرض و و امهای دراز مدت است که در موارد بسیار با ربا و سود دهی غیر مجاز همراه است و باعث خمودی و انحطاط فکری مسلمین و ضررهای سنگین مالی و سقوط در گرداب گناه می‌گردد. و عواقب سوئی را برای فرد و جامعه در بر دارد و ضربه‌های سهمگینی بر پیکر نظام اقتصادی اجتماع وارد می‌سازد.

از طرفی اشخاص بسیاری برای بهبود زندگی خویش، ناچار به گرفتن وام بدون بهره هستند. این گون وام گرفتن، هر جند ضرری به همراه ندارد بلکه در بسیاری از اوقات گره‌های کور اقتصادی وام گیرندگان را باز می‌کند و برای وام دهندگان ثواب عظیم. برکات فراوانی را به دنبال دارد. اما فرو رفتن در گرداب قرض و دست و پا زدن برای باز پرداخت وام، یکی از مشکلات سختی است که مؤمن را در دنیا گرفتار، فکرش را مشغول و عمرش را کوتاه می‌کند؛ چرا که غم و غصه پرداخت اقساط ماهیانه و تامین وجه چک‌هایی که به اشخاص مختلف داد است برای کسی که قدرت نهیه و پرداخت آن را ندارد، آرامش زندگیش را سلب می‌کند و سلامت جسم و جانش را به خطر می‌اندازد.

در کلمات نورانی اهل بیت (علیه السلام) برای رهایی از این مشکل و سهولت در پرداخت بدهی، راه‌هایی از او شده است.

یکی از مهمترین آنها، زیاد استغفار نمودن و عذر خواهی کردن از خدا در ساعات شب و روز است.

اسماعیل بن سهیل گوید: برای امام باقر (علیه السلام) نامه‌ای نوشتم، (مشکل خود را عنوان کردم) که گرفتار قرض سنگینی شده‌ام (به گونه‌ای که فکرم را مشغول کرده و آبرویم را به خطر انداخته است.)

حضرت در جواب نامه‌ام نوشتند:

اکثر من الاستغفار و رطب لسانک بقراه انا انزلناه.[۱۲۹]

زیاد استغفار کن و زیانت را به تلاوت سوره اناانزلناهتر و تازه کردان (سوره قدر را مرتب تلاوت من).

برکات معنوی استغفار

مغفرت و آمرزش خداوند

مهمترین اثر معنوی استغفار و طلب آمرزش از خداوند، دست یافتن به مغفرت و آمرزش خدای سبحان است.

شاید این اثر، برترین و پر برکت‌ترین خاصیت این ذکر شریف باشد. بلکه ریشه دست یابی به آثار مادی و برکات معنوی استغفار، آمرزش گناهان است. چرا که اکثر گرفتاری‌های انسان به انواع سختی و بلاها و عمده محرومیت‌های او از کارهای خیر و نعمت‌های مادی و معنوی، معلول غفلت و کوتاهی او در انجام واجبات و کارهای نیک، اصرار او بر کردار زشت و ناپسند است.

این دو عمل (ترک واجبات و انجام محرمات) آتش غضب خداوند را شعله ور می‌سازد و زندگی انسان را در آتش فقر، مرض و قرض و محرومیت از نعمت‌های مادی و توفیقات معنوی، می‌سوزاند. ولی به مجرد عذر خواهی و استغفار، عنایت خداوند غفار شامل حال بنده می‌شود، باران رحمت و مغفرت پروردگار بر پیکر و روح او می‌بارد و جان و دل آلوده او را شست و شوی می‌دهد، عوامل نزول بلا و گرفتاری را از وجود او می‌زداید و زمینه عنایات حق را در زندگی او فراهم می‌سازد.خداوند غفور برای دعوت بندگانش به سوی خویش و بهره مند ساختن آنان از عنایت و مغفرتش، آیات متعددی بر پیامبرش نازل کرده است. در یک جا می‌فرماید:

و الذین اذا فعلوا فاحشه او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله و لم یصروا علی ما فعلوا و هم یعلمون. اولئک جزاوهم نغفره من ربهم. [۱۳۰]

آنها که وقتی عمل زشتی انجام دادند و یا به خود ستم کردند، به یاد خدا افتاده و برای گناهان خویش از خداوند آمرزش طلبیدند، و بر گناه خویش اصرار نورزیدند، پاداششان آمرزش پروردگارشان می‌باشد. و چه کسی جز خدا گناهان را می‌بخشد؟ ایشان خوب می‌دانند (که اصرار بر گناهان با استغفار سازش ندارد و جز خدا کسی گناهشان را نمی‌بخشد).

در جای دیگر با تعبیر زیباتری می‌فرماید:

و من یعمل سواء او یظلم نفسه ثم یستغفرالله یجد الله غفورا رحیما.[۱۳۱]

هر کس کار بدی انجام می‌دهد یا به نفس خویش ستم می‌کند و سپس استغفار می‌کند خداوند را بسیار آمرزنده و مهربان می‌یابد.

تعبیر یجد الله غفورا رحیما در این آیه کریمه، از وعده حتمی خداوند نسبت به آمرزش کسی که بعد از گناه خویش استغفار کرده، حکایت می‌کند.

یعنی حتما مغفرت و آمرزش خداوند شامل حال چنین کسی می‌شود و آثار آن در زندگی او ظاهر می‌گردد.

از عنیم روست که پیامبر (صلی الله علیه وآله) برای رسیدن به چنین حالتی به امت خویش سفارش می‌کند که زبانش را به استغفار و عذرخواهی از خداوند غفار محروم نگردد

حضرتش می‌فرماید:

عود السنتکم الاستغفار فان الله تعالی لم یعلمکم الاستغفار الا و هو یرید ان یغفر لکم. [۱۳۲] زبانهایتان را به استغفار و آمرزش طلبیدن، عادت دهید که خداوند استغفار را به شما نیاموخت مگر برای این که می‌خواهد شما را ببخشد.

امام رضا (علیه السلام) در تمثل زیبایی، استغفار را تشبیه می‌کنند به تکانی که بر درختی وارد می‌شود و برگ‌های آن بر زمین می‌ریزد:

مثل الاستغفار مثل ورق علی شجر تحرک فیتناثر و المستغفر من ذنب و یفعله کالمستهزی بربه.[۱۳۳]

مثل استغفار، مثل برگی است که از درختی است، و حرکت باد یا طوفان آن را بر زمین می‌افکند، و کسی که از گناه استغفار می‌کند و در عین حال مرتکب آن می‌شود همچون کسی است که پروردگار خویش را مسخره می‌کند.

آری طلب آمرزش از خداوند، درخت عمل انسان را تکان می‌دهد و برگهای سیاه گناه را از شاخه‌های آن جدا می‌سازد و آمرزش خداوند را برای او به ارمغان می‌آورد.

پذیرفته شدن توبه

آنچه برای مؤمن گنهکار بعد از توبه و روی آوردنش به درگاه خداوند، از همه چیز مهمتر است، این است که بداند: آیا توبه اش پذیرفته شده یا نه؟ آیا همان گونه که او به سوی خدا بازگشته است و از کردار زشت خویش دست کشیده است، خدا هم به سوی او روی آورده و توبه اش را پذیرفته است یا خیر؟

از مدارک معتبری استفاده می‌شود که یکی از عوامل پذیرش توبه، اظهار ندامت و اقرار به گناه و طلب آمرزش از خداوند است که در اصطلاح آیات و روایات از آن تعبیر به استغفار می‌شود. و نقطه مقابل آن اغترار است، که نشانه تکبر و غرور بنده در برابر خدای سبحان است.

بنده‌ای که آلود به اغترار است با این که گناه و عذر خواهی کرده، از کردار خود پشیمان نمی‌شود، لذا حاضر به اقرار به گناه و عذر خواهی و استغفار نیست و این حالت بنده خوشایند خداوند نیست. و از آن جا که بهترین دعا استغفار است، خدا بندگانش را دعوت به دعا مرده و سپس در مذمت کسانی که از خواندن او تکبر می‌ورزند فرموده است:

ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین[۱۳۴]

به راستی کسانی که از خواندن من تکبر می‌ورزند به زودی با ذلت و خواری وارد جهنم خواهند گشت!.

و همان قدر که خداوند این حالت بنده را دشمن می‌دارد، از حال استغفار و عذر خواهی او خشنود می‌شود و آغوش مهر و رحمتش را به روی او می‌گشاید. مخصوصا اگر شخص گنهکار، علاوه بر استغفار خویش، از مولا و امام خود نیز بخواهد گناه او طلب آمرزش فرماید. که در این صورت امام مهربان او هم برایش استغفار خواهی کرد و وعده خداوند نسبت به پذیرش توبه او تحقق می‌پذیرد. خداوند کریم در این باره می‌فرماید:

و لو انهم اذ ظلمو جاوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول اوجدوا الله توابا رحیما[۱۳۵]

اگر اینان زمانی که به خود ستم کردند نزد تو آمده و از خدا آمرزش می‌طلبیدند، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هم برای آنها استغفار می‌کرد، خدا را پذیرای توبه و مهربان می‌یافتند.


تعبیر لوجدوا الله توابا رحیما در این آیه شریفه، از پذیرش توبه چنین افرادی حکایت می‌کند، پس اگر مؤمن گنهکار از خدای خویش آمرزش طلبد و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با امامی که اعتقاد به امامتش دارد و در عصر او زندگی می‌کند، برایش استغفار کند، وعده خداوند در مورد پذیرش توبه و استجابت استغفارش - درباره او - به ثمر می‌نشیند و اثر آمرزش طلبی خویش را در می‌یابد.

رفع بوی بد گناهان و معطر شدن به عطر استغفار

خدای متعال، در عین حال که ستار العیوب است و تا زمانی که بنده‌ای از حد خویش پا فراتر نگذاشته و بی باک در گناه نگشته باشد، عیب او را می‌پوشاند؛ اما گناه و پشت پا زدن به فرامین خداوند آثار وضعی و لوازم طبیعی ای دارد که گریزی از آن نیست و بنده گنهکار چاره‌ای جز تحمل آن آثار ندارد.

از طرفی اشخاص متخلف و گنهکار توعا دوست ندارند کسی از گناهشان با خبر گردد و تا می‌توانند گناه خویش را پنهان می‌سازند، و اگر کردار زشتشان نشانه و آثاری داشته باشد، در پوشاندن و از بین بردن آن تلاش می‌کنند.

یکی از پی آمدهای گناه تاریک شدن روح و متعفن گردیدن جسم و جان انسان است. و در صورتی که خدا اجاره دهد، این تعفن و گندیدگی را فرشتگان آسمان استشمام می‌کنند و در بسیاری موارد صاحب آن را تفرین می‌کنند، همچنین انسانهایی که پاک زیسته‌اند و اتصالی با عالم ملکوت یافته‌اند گاهی بوی بد گناه را استشمام می‌کنند.

یکی از آثار و برکات استغفار - مخصوصا اگر بلافاصله بعد از گناه باشد - از بین بردن آثار گناه از جمله بوی بد گناهان - این اثر رسول کننده - است افزون بر این، معطر گشتن انسان به عطر دل انگیز استغفار، یکی از برکات معنوی این ذکر شریف به شمار می‌رود.

آری!کسی که هر روز و شب در گلستان عذر خواهی و آمرزش طلبی قدم زند و از انواع گل‌های معطر آن در هر فصلی، شاخه‌ای بچیند، خانه وجودش معطر می‌گردد.

امیرالمومنین (علیه السلام) در سخن پر مغزی می‌فرمایند:

تعطروا بالاستغفار، فلا تفضحنکم رواوح الذنوب.[۱۳۶]

با استغفار و آمرزش خواهی از خداوند، خود را معطر کنید، تا بوی بد گناهان شما را رسوا نکند.

دست یافتن به رضوان خداوند

مقام رضا و خشنودی خداوند، برترین مقامی است که خدا در قیامت به بندگانش عطا می‌فرماید. وقتی در قرآن سخن از پاداش مؤمنین و مومنات به میان می‌آید و از بهشت عدن به عنوان بهترین منزلگاه، یاد می‌شود، مقام رضا و خشنودی حق به عنوان ثوابی بزرگتر و بالاتر از این نعمتهای ابدی و جاودانه خدای سبحان یاد می‌گردد و رستگاری و عظیمی برای مؤمن به شمار می‌آید.

ذات اقدس حق در این باره می‌فرمایند:

وعدالله اامؤمنین و المومنات جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها و مساکین طیبه فی جنات عدن و رضوان من الله اکبر ذلک هو الفوز العظیم.[۱۳۷]

خداوند به مردان و زنان با ایمان، باغ‌هایی از بهشت وعده داده است که نهرهایی از زیر درختانش جاری است، جاودانه در آن خواهند ماند و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشت‌های عدن (نصیب آنها ساخته) است، و رضا و خشنودی خداوند (از همه این‌ها برتر) بزرگتراست و این رستگاری بزرگی است.

بزرگتر بودن مقام رضا و خشنودی حق از بهشت عدن و برترین نعمت‌های بهشت، بدان جهت است که: دست یافتن به رضا و خشنودی خدا در دنیا و در نتیجه رسیدن به رضوان حق در آخرت، عامل دست یافتن به همه نعمت‌های ابدی خداوند در قیامت است که برترین آنها، دخول در زمره بندگان مخلص او، محمد و آل محمد (علیه السلام) می‌باشد. که بهشت واقعی برای اهل بهشت، همنشینی با این پاکان عالم وجود است. از همین روست که خداوند پاداش بندگان پاک و مورد پسند خویش را چنین بیان می‌فرماید:

یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی.[۱۳۸]

ای روح آرام یافته! به سوی پروردگارت باز گرد در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو راضی است، پس در زمره بندگانم در آی و در بهشتم وارد شو.

اکنون که عظمت و بزرگی مقام رضوان و خشنودی ذات لقدس پروردگار روشن شد، باید بدانیم که یکی از برکات استغفار دست یافتن به چنین عظمتی است؛ و از همین جا مفهوم عنایتی که درباره استغفار به کار رفته بهتر مشخص می‌شود.

عبارت‌هایی مانند: خیر الدعا و خیر العباده و نعم الوسیله و اعظم اجرا و اسرع مثونه و اعظم برکهعنایتی است که در مورد استغفار به چشم می‌خورد. این تعابیر بلند، همگی حکایت از این دارد که یکی از برکات معنوی این ذکر مبارک، دست یافتن به مقام رضوان و خشنودی ذات قدوس اله است که از بهشت و تمام نعمت‌های جاودانه خدا نیز برتر و بالاتر است و سبب همنشینی با عباد مخلص خدا، محمد و آل محمد (علیه السلام) در بهشت می‌گردد. این خود بیانگر اوج ارزش استغفار است.

امیرالمومنین (علیه السلام) در سخن پر بار و جامعی می‌فرمایند:

ثلاث یبلغن بالعبد رضوان الله: کثره الاستغفار و حفض الجانب و کثره الصدقه.[۱۳۹]

سه چیز است که بنده را به رضوان و خشنودی خدا می‌رساند: ۱ - زیاد استغفار کردن ۲ - فروتن و نرم خوی بودن ۳ - زیاد صدقه دادن.

همراهی با امامان معصوم (علیه السلام) مخصوصا امام زمان (علیه السلام)

یکی از وظایف سنگینی مه خداوند بر دوش همه ایمان آورندگان به خویش و رسولش گذارده، این است که: هر مسلمانی به هر گونه‌ای باید گام بر دارد که در عقیده و عمل و در رفتار و گفتار، و در اذکار و اوراد، همراه با اولیای او، یعنی پیامبر (صلی الله علیه وآله) و اهل بیت پاکش (علیه السلام) باشد؛ قدمی از آنان جلو نرود، گامی از ایشان عقب نماند و همراهی با آن بزرگواران را همیشه و همه جا رعایت نماید او خود در قرآن کریمش می‌فرماید: یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین.[۱۴۰]

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا بترسید و تقوا پیشه کنید و همراه با صادقین باشید.

صادقین در این آیه شریفه، کسی جز پیامبر و اوصیای پاکش (علیه السلام) نیست. در روایات متعددی صادقین به امامان دوازده گانه شیعه تفسیر شده‌اند و ظاهر امر و فرمان خداوند - بدون قید و شرط صادره شده است - وجوب معیت و همراهی با این بزرگواران در تمام جهات فکری و اعتقادی، فقهی و عملی، عرفانی و اخلاقی است. نه تنها همه مسلمین موظفند در تمام ابعاد زندگی با اینان و همراه ایشان باشند، بلکه از معیت و همراهی با غیر آنان مخصوصا دشمنان باید پرهیز نمایند.

از این روست که در زیارت جامعه کبیره - که سراسر آن درس امام شناسی است - خطاب به آن بزرگوار عرض می‌کنیم:

فمعکم لا مع غیرکم (عدوکم).[۱۴۱]

من همیشه. همه جا با شما و همراه شمایم، نه با غیر شما و دشمنان شما.

بی شک، همراهی با این بزرگان آفرینش اکسیر اعظمی است که موجب توفیقات فراوانی در زندگی مادی و دنیوی، و منشاء دستیابی به مقامات عالیه در حیات جاودانه آخرت است.

آنچه در این رابطه حایز اهمیت می‌باشد، دست یافتن به کلید این گنجینه کمال است، که راه کوتاه می‌کند و باب وصال اولیای حق را به روی انسان مس گشاید.

یکی از عواملی که توفیق همراهی با این بزرگواران را نصیب انسان می‌سازد، و کلید خانه وصل امام زمان (علیه السلام) به شمار می‌آید، کثرت استغفار و عذر خواهی همیشگی از خداوند است.

اسماعیل بن سهیل گوید: به امام جواد (علیه السلام) نامه‌ای نوشته بدین مضمون که: علمنی شیئا اذا انا قلته کنت معکم فی النیا و الاخره.

به من چیزی بیاموزید که هر گاه آن را خواندم در دنیا و آخرت با شمال و همراهانتان باشم. امام (علیه السلام) به خط مبارکشان، که آن را شناختم، چنین مرقوم فرمودند:

اکثر من تلاوه انا انزلنا و رطب شفتیک بالاستغفار.[۱۴۲]

سوره انا انزلناه را زیاد تلاوت کن، و دو لب خویش را به طلب آمرزش،تر و تازه گردان (را همیشه به ذکر استغفار مترنم ساز).

بنابراین یکی از آثار معنوی استغفار و عذرخواهی از خداوند این است که: توفیق همراهی با امامان معصوم (علیه السلام) در دنیا و آخرت، مخصوصا بودن امام زمان (علیه السلام) و بهره جستن از وجود پر برکت آن ذات پاک را نصیب انسان می‌گرداند.

محبوبیت نزد خدا و امام زمان (علیه السلام)

علاقه به محبوب شدن در نزد دیگران، در فطرت هر انسانی نهفته است. و کسی را نمی‌یابید که دوست نداشته باشد محبوب دیگران شود.

نوع افراد دوست دارند محبوب کسانی باشند که دارای علم، قدرت، کمال، جمال، معنویت و صفات نیک انسانی باشند، تا هر زمان که به مشکلی برخوردند، با مراجعه به ایشان و اشاره آنان مشکلشان حل شود.

پس شکی نیست که هر چه محبوب انسان، قدرت و آگاهی بیشتری داشته باشد، علاقه به محبوب گشتن در نزد او بیشتر می‌شود. از طرفی هر چه محبوبیت انسان در نزد صاحب قدرتی بیشتر باشد استفاده بیشتری از نفوذ و قدرت او می‌تواند بکند. به همین دلیل افراد زیرک، سعی می‌کنند کاری کنند که خوشایند محبوبشان باشد و بر محبوبیت خویش در نزد او بیفزایند تا از طریق او به تمام خواسته هایشان برسند.

اکنون اگر شخص مورد علاقه انسان، خداوند قدرتمندی باشد که در علم، کمال، قدرت و توانگری، نظیری ندارد. او هرچه را اراده کند برایش فراهم است:

اذا اراد ان یقول له کن فیکون.[۱۴۳]

هر زمان چیزی را اراده کند، به آن می‌گوید باش، پس آن چیز تحقق می‌پذیرد.

پس محبت به محبوبیت در نزد چنین محبوبی، نباید قابل قیاس با موقعیتی است، خواسته‌های محبوب خویش را به جا آورد.

یکی از کارهایی که خدا از بندگانش خواسته است و بسیار خوشایند اوست، حالت توبه و استغفار پی در پی بنده به پیشگاه با جلال خداوند ذوالجلال است. او خود در قرآن کریمش می‌فرماید:

ان الله یحب التوابین و یحب المطهرین[۱۴۴]

خداوند کسانی را که زیاد توبه و استغفار می‌کنند، دوست دارد و (همچنین) پاکی طلبان را (نیز) دوست دارد.

با توجه به اینکه تواب صیغه مبالغه است، و به کسی گویند که پیاپی توبه و استغفار کند. بنابراین، خداوند کسانی را که مرتب، هر روز و شب استغفار می‌نمایند، دوست دارد. علاوه بر این، توبه و استغفار یکی از مصادیق روشن دعا است و بلکه از استغفار به عنوان بهترین دعا یاد شده است.[۱۴۵]

پس کسی که زیاد توبه کند و از خدا آمرزش طلبد، مصداق اصرار کننده در دعا نیز بشمار می‌آید و تردیدی نیست که چنین فردی محبوب خدا می‌باشد.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می‌فرمایند:

ان یحب الملحین فی الدعاء[۱۴۶]

به راستی، خداوند اصرار کنندگان در دعا دوست دارد.

بنابراین یکی از آثار پر بار استغفار و طلب آمرزش از خداوند، محبوب شدن در نزد خدایی است که همه عالم تشنه محبت او و در انتظار عنایت اویند. بی شک کسی که محبوب خدا گردد همه عالم کار گزازش می‌گردند و تا جا صلاح اوست خواسته‌هایش بر آورده می‌شود. و کسی که محبوب خدا گشت ولیش، امام زمان (علیه السلام) نیز دوستش دارد، و از برکات وجودی خویش بهره مندش می‌سازد.

ورود در نور اعظم خدا

نور زیباترین و لطیف‌ترین موجودات در جهان ماده است و سرچشمه همه و لطافت‌ها به شمار می‌رود و وسیله‌ای است برای مشاهده موجودات مختلف در جهان ماده.

نور خورشید پرورش دهنده گلها و گیاهان و رمز بقای تمام موجودات زنده و نابود کننده انواع میکروب‌ها و موذی است. و بدون آن ادامه حیات برای هیچ موجود زنده‌ای امکان ندارد.

نور مبدا همه کمالات و توفیقات مادی و معنوی است؛ زندگی بدون روشنایی برای احدی مقدور نیست. توفیق کمال یابی نیز در سایه نور و روشنایی به دست می‌آید. با توجه به این که همه کمالات دنیوی و اخروی و تمام پیشرفته‌های مادی و معنوی از این برکت نور برای بشر فراهم می‌گردد، خداوند از میان تمام محسوسات، وجود اقدس و بی مثال خویش را به نور مثل می‌زند و می‌فرماید:

الله نور السماوات و الارض مثل نوره کمشکوه فیها مصباح المصباح فی زجاجه الزجاجه کانها کوکب دری یوقد من شجره مبارکه زیتونه لا شرقته و لا غربیه یکان زیتها یضیی و لو لم تمسسه نار نور علی تور یهدی الله لنور من یشاء و یضرب الله الامثال للناس و الله بکل شی ء علیم[۱۴۷]

خدا نور بخش آسمانها و زمین است، مثل نور خداوند همانند چراغدانی است که در آن چراغی(پر فروغ) باشد. چراغ در حبابی قرار دارد که شفاف و درخشنده، همچون ستاره فروزان است. این چراغ با روغنی افروخته می‌شود که از درخت زیتونی گرفته شده که نه شرقی و نه غربی است (هم نور آفتاب که از سمت شرق در صبح می‌تابد استفاده می‌کند و هم از نوری که از سوی غرب می‌تابد. آنچنان روغنش صاف و خالص است که نزدیک است بدون تماس با آتش شعله ور شود، نوری بر فراز نور دیگر است، و خدا هر کس را بخواهد به نور خود هدایت می‌کند و خداوند برای مردم مثل‌هایی می‌زند و بر هر چیزی آگاه است.

هر بخشی از این آیه به پیغمبر و اوصیای پاکش (علیه السلام)، این انوار مقدسه هدایتگر، تفسیر شده است و خدا هر که را بخواهد از ظلمت جهل و گمراهی نجات دهد و با دین خویش آشنا سازد، به تور اینان، مخصوصا امام زمانی (علیه السلام) هدایت می‌نماید.

پس راه یافتن به نور، به معنای راه یابی به کلید همه مشکلات و گشوده شدن باب همه کمالات، و هدایت یافتن به همه سعادت‌ها است .

از سوی دیگر هر چه قدرت نور و شدت تابش آن بیشتر شود، منطقه وسیع تری را روشن می‌کند و امکانات بیشتر را برای بشر در پیموده راه سعادت، فراهم می‌سازد.

اضافه بر این، هر چه عظمت آنچه که نور بدان اضافه می‌گردد و به عنوان نور آن مطرح می‌شود، بیشتر باشد به همان میزان، نور هم عظمت می‌یابد. زیرا یکی از خواص اضافه، سرایت خصوصیات مضاف الیه به مضاف است. گفته می‌شود: نور شمع، نور لامپ، نور پروژکتور، نور ستاره، نور ماه، تا می‌رسد به نور خورشید که منبع همه انوار در جهان ماده است. پس هر توری به ملاحظه آنچه که بدان اضافه گشته است، دامنه روشنایی و تابش مشخصی دارد و محدود به گستره وجودی مضاف الیه است و هر چه مضاف الیه عظمتش بیشتر، عظمت نور هم بیشتر می‌گردد.

اکنون اگر نور به خدایی نسبت داده شود که خالق همه انوار و مصدر همه فیوضات است و حقیقت هر نوری به لطف و عطای او و وابسته است، دامنه این نور تا چه حد گسترش پیدا کرده و چه آثار پر باری را به ارمغان می‌آورد؟ خدا می‌داند.

بت روشن شدن این مقدمه، باید بگوییم: یکی از آثار و برکات عجیب استغفار در روایات بدان اشاره شده؛ این است که انسان، در نور اعظم خداوند وارد می‌شود. ورود در میدان این نور، با هستی انسان چه می‌کند؟ و چه ابوابی را به روی او می‌گشاید؟ جز خدا کسی نمی‌داند. رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در کلام پر نوری می‌فرمایند:

اربع من کن فیه کان فی نور الله الاعظم:

من کان عصمه امره شهاده ان لا اله الله و انی رسول الله و من اذا اصابته خیرا قال: الحمدلله و من اذا اصاب خطیئه قال:

استغفر الله و اتوب الیه.

چهار چیز است که در هر کس باشد، در نور اعظم خدا خواهد بود:

۱- کسی که گواهی به این که: معبودی در عالم جز خدای یکتا نیست و این که من رسول خدایم، باعث حفظ و نگاه داری او (از خطا و لغزش) گردد.

۲- کسی که هر گاه مصیبت و سختی بر او وارد شود بگوید: انا لله و انا الیه راجعون، ما برای خداییم و به سوی او بازگشت می‌کنیم.

۳- کسی که هر گاه خیر و برکت به او رسید بگوید:

الحمدلله، حمد و سپاس مخصوص خدایی یکتا است.

۴- کسی که هر زمان مرتکب خطایی گشت بگوید: استغفرالله و اتوب الیه، از خدا آمرزش می‌طلبم و به سوی او باز می‌گردم.

۸- درخشش نامه عمل، آن گاه که بالا می‌رود

با توجه به آنچه در بحث قبل ذکر شد، قدم نهادن در وادی عذر خواهی و پوزش طلبی از خداوند غفور، یعنی: گام نهادن در بساط نورانی حق و نشستن بر سر سفره روحانی خدایی که خالق همه انوار، و پذیرای توبه بندگانی است که با باز نمودن پنجره توبه و استغفار، به سوی خورشید مغفرت حق نوری یافته‌اند و خانه دل خویش را به آن نور روشن ساخته‌اند. و لازمه روی آوردن به چنین شعاع پر نوری،نورانی شدن همه وجود انسان و نجات هستی او از تمام ظلمت‌ها و تاریکی هاست.

از جمله تاریکی‌هایی که امنیت انسان را در عوالم بعد از مرگ تهدید می‌کند، تاریکی نامه عمل اوست، که در واقع انعکاس اعمال زشت او در عالم برزخ و قیامت است.

پر واضع است، وقتی انسان بر اثر استغفار، در نرو اعظم حق داخل گشت و ظلمت گناهانش بر طرف شد، تاریکی نامه عمل او نیز از بین خواهد رفت. بلکه می‌توان گفت: بنده گنهکار، به خاطر توبه و آشتی با خداوند به جایی می‌رسد که خدا به سوی او روی کند و روی آوردن خدا به سوی او باعث می‌شود که نور قدسی حق در صحیفه کردارش منعکس گردد و نامه عملش نورانی شود.

از این جا یکی دیگر از آثار و برکات معنوی استغفار پی می‌بریم که عبارت است از: نورانی شدن نامه عمل انسان به نور حق، به گونه‌ای که وقتی به آسمان برده می‌شود از درخشش خاصی برخوردار است.

امام صادق (علیه السلام) در حدیثی به این مطلب اشاره کرده و شرط دست یافتن به چنین اثر پر باری را زیاد استغفار معرفی می‌فرمایند:

اذا اکثر العبد من الاستغفار، دفعت صحیفته و هی تلا لا[۱۴۸]

زمین خوردن شیطان و خنثی شدن وسوسه‌های او

شیطان دشمن درجه یک بشر، و عامل انحرافات و لغزشهای فکری و عملی انسان است و پیوسته دنبال گمراه نمودن مؤمنین و دوستان امیرالمومنین (علیه السلام) است.تنها بندگان خاص خدایند که در اثر اخلاص در ایمان و عمل، از شر او در امانند. روزی که خداوند او را از درگاه خویش راند، قسم یاد کرد که به جز بندگان مخلص خدا، همه بندگان را گمراه خواهند نمود:

فبعزتک لا غویتهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین[۱۴۹]

به عزتت سوگند همه آنان را گمراه خواهم کرد، مگر از میان آنها بندگان خالص شده تو را. مخلصین در دیدگاه روایات، ائمه طاهرین (علیه السلام) هستند: که راه‌های مبارزه با شیطان را از خدای خویش آموخته‌اند، و برای رهایی از چنگال شیطان، مؤمنان را به پیمودن آن سفارش کرده‌اند.

کسی که طالب کمال و رهایی از دام شیطان است، باید این ارشادات را در زندگی خود به کار گیرد و بردین وسائل، با شیطان و مریدانش مبارزه کند.

یکی از مهمترین عوامل مبارزه با شیطان که روایات اهل بیت (علیه السلام) از آن یاد شده است، زیاد استغفار کردن، و مرتب از خدا عذر خواستن است.

روزی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به اصحاب خویش فرمودند:

الا اخبر بشی ء ان انتم فعلتمون تباعد الشیطان منکم کما تباعد المشرق من المغرب.

آیا به شما خبر دهم از آنچه را که اگر انجام دهید شیطان از شما دور شود، همان گون که مشرق از مغرب فاصله دارد؟

اصحاب عرض کردند: آری (بفرمایید).

پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند:

الصوم یسود وجهه، و الصدقه یکسر ظهوه، و الحب فی الله و الموازره علی العمل الصالح یقطع دابره، و الاستغفار یقطع و تینه.[۱۵۰]

روزه چهره او را سیاه می‌کند، صدقه پشت او را می‌کشند، محبت ورزیدن در راه خدا و مواظب بر عمل نیک ریشه او را بر کند و استغفار رگ حیاتی او را می‌برد.

بنابراین یکی از آثار و برکات استغفار، به زمین خوردن شیطان و خنثی شدن تلاشهای بی فقه اوست، که با توجه به گسترده فعالیت‌های او در گمراه نمودن مردم، عظمت و اهمیت این خاصیت بیشتر روشن می‌شود.

زوال کابوس یاس و امیدوار به مغفرت خداوند

یکی از بزرگترین گناهان که به هیچ وجه قابل گذشت و چشم پوشی نیست، یاس از رحمت خداوند و قطع امید از مغفرت اوست. کسی که از آمرزش خداوند مایوس است و به گذشت کریمان پروردگار امیدی ندارد، هر گناهی را مرتکب می‌شود و در منجلاب انحرافات فرو می‌رود، در دره‌های شقاوت سقوط می‌کند و روز به روز در حال استدراج و فرو رفتن در درکات عذاب خداوند خواهد بود.

خدای مهربان برای جلوگیری از پدید آمدن چنین حالت و رسیدن به چنین سرانجامی باب توبه و استغفار را به روی انسان گشوده است، تا هیچ مجرمی از رحمت واسعه الهی مایوس نشود و به خدا باز گردد. و باران مغفرت حق، بر سرزمین جانش ببارد و غنچه ایمان و معرفت در بوستان وجودش شکوفا گردد.

در این راستا یکی از برکات معنوی استغفار که خود دارای آثار پر باری است؛ از بین رفتن کابوس یاس و ناامید، و تابش خورشید امید و رجاء در خانه دل گنهکار است؛ که این خود باعث رویش درخت معنویت در بهشت ایمان انسان، و لبخند شکوفه‌های آمرزش بر چهره وجود او می‌گردد. به همین دلیل امیرالمومنین (علیه السلام) از کسی که با وجود استغفار، از آمرزش خدا ناامید گشته است، اظهار می‌کنند و می‌فرمایند:

العجب ممن یقتط و معه الممحاه. قیل: و ما الممحاه؟

قال: الاستغفار.[۱۵۱]

تعجب از کسی است که از رحمت و آمرزش خداوند ناامید می‌گردد، در حالی که وسیله پاک کننده دارد.

سئوال شد: پاک کننده چیست؟

فرمودند:

استغفار و طلب آمرزش از خداوند.

پاک شدن زنگار دل و صفا یافتن قلب انسان

یکی از علل عدم پذیرش حق، سرباز زدن از دین و ولایت، سستی در انجام واجبات و نپرداختن به عبادات، این است که: دل انسان را زنگار گناه گرفته باشد، و فکر او را کدورت علاقه به شهوات، تاریک و ظلمانی ساخته و قلب او را قساوت را گرفته و حالت پذیرش و نرمش در برابر حق را از دست داده، و در دره‌های شقاوت سقوط نموده باشد.

بی جهت نیست که خداوند، علت انکار و روی گردانی قوم موسی (علیه السلام) را، سختی دل آنان دانسته است، و می‌فرماید:

ثم قست قلوبکم من بعد ذلک فهی کالحجاره او اشد قسوه و ان من الحجاره لما ینفجر منه الانهار و ان منها لما یهبط من خشیه الله[۱۵۲]

شما بعد از معجزاتی که از موسی (علیه السلام) دیدید، سخت دل شدید و دلهایت چون سنگ، یا سخت تر از سنگ گردید است. از میان پاره‌ای سنگ‌ها نهرهای آب می‌جوشد و برخی دیگر شکافته می‌شود و از دل آن آب بیرون می‌آید و پاره‌ای دیگر از ترس خدا فرو ریزد.

روشن است که بزرگترین مانع برای هدایت و سعادت بشر، پدید آمدن چنین حالتی در دل و جان اوست، که شخص را از پذیرش حق باز می‌دارد واز توفیقات و پیشرفت‌های معنوی او جلوگیری می‌کند، پس در این راستا، یکی از برکات مهم استغفار این است که: زنگار دل را می‌زداید، قلب را صفا می‌بخشد، به فکر انسان، نور و روشنای عطا می‌کند و ظرف وجود او را پذیرای هدایت‌های خداوند هادیان راه سعادت و فضیلت می‌سازد.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در این زمینه می‌فرمایند:

ان للقلوب صداء کصداء النحاس فاجلوها بالاستغفار.[۱۵۳]

برای دلها زنگار و کدورتی است مثل زنگار وکدورت مس، دلهای خویش را با استغفار و طلب آمرزش از خدا، جلا دهید.

روی آوردن خیر و خوبی به انسانها

توجه به استغفار و روی آوردن به درگاه خدا و عذر خواهی از گناه، توجه به همه خوبی‌ها، خیرات و برکات است؛ و نشانه آن است که خداوند اراده خیر و خوبی به انسان دارد. و غفلت از آن، فرو رفتن در منجلاب زشتی‌ها و بدی‌ها را به دنبال دارد و علامت آن است که خداوند اراده شر و بدی نسبت به او دارد.

سفیان ابن سمط گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

ان الله اذا ازاد بعبد خیرا فاذنب ذنبا اتبعه بنقمه و یذکره الاستغفار، و اذا ازاد بعبد شرا فاذنب دنبا اتبعه بنعمه لینسینه الاستغفار و یتمادی بها و هو قول الله عزوجل سنستدرجهم من حیث لا یعلمون بالنعم عند المعاصی.[۱۵۴]

به راستی، هرگاه خداوند اراده می‌کند خیری را به بنده‌ای (برساند) و او گناهی می‌کند، به بلایی گرفتارش می‌کند و آن گاه استغفار را به یادش می‌آورد. (تا بدین وسیله گناهش را ببخشد و از عقوبت دنیا و آخرت نجاتش دهد).

و هر گله اراده می‌کند شر و بدی را به بنده‌ای (برساند) و او گناه می‌کند، پس از گناه نعمتی به او می‌دهد تا استغفار را فراموش کند و مشغول آن نعمت می‌گردد. و همین مراد خداوند است که می‌فرماید:

ما آنها را در درکات عذاب خویش پایین می‌بریم به گونه‌ای که خود نمی‌دانند.

یعنی: بواسطه نعمتهای که پس از عصیان و نافرمانی خدا، به آنان می‌دهیم، (اشاره را درد عذاب خویش لحظه به لحظه پایین تر می‌بریم).

پس چه بهتر که ورد شب و روز خود استغفار و عذر خواهی از خداوند قرار دهیم، تا خالق خیرات، اراده خیر و نیکی به زندگی ما کند و خیرات مادی و برکات معنویش را به سوی ما گسیل دارد و از شرور و بدی‌های نگاهمان دارد.

بازگشت روح ایمان و تکمیل حقیقتش در انسان

از مدارکی استفاده می‌شود که: هنگام گناه، روح ایمان از انسان جدا می‌گردد و بین او و حقیقت ایمان فاصله می‌افتد و چنان چه شخص گناهکار توبه و استغفار کند، این روح به او بر می‌گردد. و این یکی از برکات مهم استغفار است که نباید از اهمیت آن غافل شده. محمد بن مسلم گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمودند: اذا زنی الزانی خرج منه روح الایمان، فان استغفر عاد الیه.[۱۵۵]

هنگامی که شخص زناکار زنا می‌کند، روح ایمان از او بیرون می‌رود. پس اگر توبه و استغفار کند، این روح به او برمی گردد!

از این مهمتر آن که، پس از بازگشت روح ایمان به انسان، اگر او استغفار و عذرخواهی خداوند را ادامه دهد؛ مراتب ایمان در وجودش کامل می‌شود و در حقیقت اعتقاد به حقیقت در او شکل می‌گیرد.

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در سفارشهایی به امیرالمومنین (علیه السلام) دارد، استغفار بعد از گناه را یکی از هفت عاملی می‌شمارد که باعث تکمیل حقیقت ایمان در انسان می‌گردد:

یا علی سبعه من کن فقد استکمل حقیقه الایمان و ابواب الجنه مفتحه له: من اسبغ وضوئه، و احسن صلاته، و ادی زکاه ماله، و کف غضبه، و سجن لسانه، و استغفر لذنبه و ادی النصیحه لاهل بیت نبیه.[۱۵۶]

ای علی!هفت چیز است که در هر کس باشد حقیقتا ایمان را در خود کامل کرده است، و درهای بهشت به رویش باز می‌گردد:

۱- کسی که وضویش را شاداب و کامل بگیرد.

۲- نمازش را نیکو به جای آورد.

۳- زکات مالش را بپردازد.

۴- خشمش خود را باز دارد.

۵- زبانش را در زندان دهانش حبس کند.

۶- برای گناهش استغفار کرده، آمرزش طلبد.

۷- برای اهل بیت پیامبرش (علیه السلام)، خیرخواهی کند.

ورود به بهشت

کسی نیست که آرزوی بهشت و نعمتهای بی نظیر بهشتی را در سر نپروراند. شکی نیست که ورود به بهشت شرایطی دارد که بخشی از آن مربوط به اعتقاد انسان و بخش دیگر وابسته به عمل اوست. در روایات و آیات به صورت پراکنده به این شرایط اشاره شده است.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در سخن زیبا و پربار به چهار عمل برای انسان اشاره می‌کنند که اگر در کسی باشد، از اعتقاد راسخ او به خدا حکایت می‌کند. کسی که عمر گرانمایه خویش را با این صفات سپری می‌کند، وارد بهشت می‌گردد. یکی از آنان این است که هر گاه، مرتکب گناهی شد، بگوید: استغفرالله.[۱۵۷]

پس یکی از برکات معنوی استغفار، ورود در بهشت و بهره مندی از نعمتهای ابدی بهشت است. و این مطلبی نیست که تنها در این روایت آمده باشد. در این حدیث دیگری پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فضائل زیادی را برای استغفار بعد از نافله فجر، قبل از نماز صبح ذکر می‌کنند. از جمله می‌فرماید: هر کس این استغفار را تلاوت کند، اگر در آن روز یا شبی که استغفار کرده بمیرد، وارد بهشت می‌گردد.[۱۵۸]

در روایت صحفه قبل نیز، از پیامبر (صلی الله علیه وآله) به این مطلب اشاره کرده و استغفار را یکی از هفت عاملی می‌شمارند که باعث تکمیل ایمان و باز شدن دربهای بهشت به روی انسان می‌گردد.

گفتار ششم

نکته‌ها و رموز استغفار

برکات فراوانی برای استغفار زیاد

از مجموعه روایاتی که در فضیلت استغفار روایت شده است، استفاده می‌شود که آثار مادی و برکات معنوی استغفار برای کسی است که زیاد و پی در پی، شب و روز در همه حال و در همه جا، از خدا عذر خواهی نماید و آمرزش طلبد.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در سخن پرباری می‌فرماید:

اکثر من الاستغفار فی بیوتکم و فی مجالسکم و علی موالدکم فی اسواقکم و فی طوقکم و اینما کنتم فانکم لا تدرون منی تنزل المغفره.[۱۵۹]

زیاد استغفار کنید، در خانه‌ها و مجالستان، سر سفره‌ها و در بازارهایتان، و در مسیر رفت و آمدهایتان و هر جا بودید (استغفار نمایید). چرا که شما نمی‌دانید آمرزش خداوند چه زمانی نازل می‌شود.

در بیان گوهر افشان و حکمت بار دیگری خطاب به زن‌های مسلمان می‌فرمایند:

یا معاشر النساء تصدقن الاستغفار، فانی رایتکن اکثر اهل النار.[۱۶۰]

ای بانوان صدقه دهید و زیاد استغفار کنید که من بیشتر اهل آتش را از شما زنان دیدم.

علاوه بر این، روایات فضایل خاصی برای این ذکر شریف وارد شده است که خود عامل مهمی برای زیاد گفتن استغفار است، ما نمونه‌هایی از آن را زینت بخش این فصل کتاب قرار می‌دهیم:

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در سخن زیبایی استغفار را برترین دعا شمرده‌اند:

ما من الدعاء شی ء افضل من الاستغفار.[۱۶۱]

هیچ دعایی برتر و بافضیلت تر از استغفار نیست.

امیرالمومنین (علیه السلام) اضافه بر این، از آن به عنوان پربرکت‌ترین دعا در دنیا و آخرت، یاد فرموده‌اند:

ای دعاء افضل من الاسغفار و اعظم برکه منه فی الدنیا و الاخره[۱۶۲]

چه دعایی از استغفار، با فضیلت تر، و برکت آن در دنیا و آخرت از طلب آمرزش از طلب آمرزش، بزرگتر و بیشتر است.

در سخن زیبای دیگری آن حضرت، اجر و پاداش این ذکر مبارک را بزرگترین پاداش دانسته و از آن به عنوان سریع‌ترین عامل برای دست یافتن به ثواب خداوند یاد نموده‌اند:

الاستغفار اعظم اجرا و اسراع مثوبه.[۱۶۳]

استغفار بزرگترین اجر و پاداش و سریع‌ترین مزد و ثواب را دارد.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در گفتار حکیمانه‌ای آن را سلاح گنهکار، برای دفاع از خویشتن در برابر دشمن (گناه و عقوبتش) شمرده‌اند:

سلاح المذنب، الاستغفار.[۱۶۴]

اسلحه گنهکار، طلب آمرزش از خداوند است.

همچنین آن حضرت استغفار را وسیله خوبی برای شست و شوی گناهان دانسته‌اند: نعم الوسیله الاستغفار.[۱۶۵]

(برای از بین بردن آثار شوم گناه) استغفار خوب وسیله‌ای است.

در سخن پر بار دیگری، آن پیامبر رحمت از گناهان به عنوان درد و مرض یاد کرده و دوای آن را استغفار معرفی کرده‌اند:

الذنوب داء و الدارء الاستغفار و الشفاء ان لاتعود[۱۶۶]

گناهان درد و مرض هستند و دوای آن استغفار است، و شفا یافتن از آن به این است که دیگر به سوی آنها برنگردی.

باز پیامبر گرامی (صلی الله علیه وآله) در دو کلام نورانی، استغفار را بهترین عبادت و دعا معرفی نموده‌اند و فرموده‌اند:

خیر العباده الستغفار.[۱۶۷]

افزون بر این، در بعضی از روایات که در زمینه آثار و برکات استغفار رسیده است، به صراحت و روشنی اثرهای یاد شده، برای زیاد استغفار نمودن ذکر گردیده است.

به نمونه‌هایی از آنها توجه کنید:

امام صادق (علیه السلام) حدیثی را از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت می‌کنند که آن حضرت فرمودند:

علیکم فی شهر رمضان بکثره الاستغفار الدعاء فاما الدعاء فیذفع به عنکم البلاءو اما الاستغفار فینحی ذنوبکم[۱۶۸]

بر شما باد که در ماه رمضان زیاد استغفار و دعا کنید، که دعای زیاد، بلا و گرفتاری را از شما دور می‌سازد؛ و استغفار زیاد، گناهان شما را نابود می‌کند.

نضر بن کثیر گوید: بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدم در حالی که سفیان ثوری هم همراه من بود. امام صادق (علیه السلام) سفارش‌هایی کردند، از جمله فرمودند:

اذا ستبطات الرزق فاکثر من الاستغفار.[۱۶۹]

هر گاه روزیت به کندی آید و به سختی به تو رسد، زیاد استغفار کن.

رسول خدا (علیه السلام) در کلامی نورانی، فرموده‌اند:

من اکثر الاستغفار جعل الله له من کل هم فرجا و من کل ضیق مخرجا و یرزقه من حیث لا یحسب.[۱۷۰]

هر کس زیاد استغفار کند، خداوند نسبت به هر غصه و اندوهی، گشایشی برایش قرار دهد و از هر تنگنایی راه خروجی پیش پایش گذارد و از جایی که گمان ندارد او را روزی دهد.

اثر نوشتن استغفار روی انگشتر

محبوبیت استغفار، پیش خداوند به حدی است که نوشتن جمله استغفرالله به ضمیمه دو ذکر دیگر، روی نگین انگشتر، و همراه داشتن آن، نیز دارای آثار و برکاتی است. تا چه رسد به این ذکر ورد شب و روز انسان باشد. از جمله آثاری که برای نوشتن این جمله روی نگین انگشتر ذکر گردیده است، رهایی از فقر و تنگ دستی است.

محمد بن ابی عمیر، در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) روایت می‌کند.

من کتب علی خاتمه ماشاء الله لا قوه الا بالله استغفرالله امن من الفقر المدقع.[۱۷۱]

هر کس روی انگشترش این عبارت را بنویسد:

آنچه خدا بخواهد (همان می‌شود)، هیچ نیروی نیست مگر به کمک خداوند، از خدا طلب آمرزش می‌کنم.

از فقری که را خوار و سر افکنده سازد، در امان می‌ماند.

ناگفته نماند که ظاهر حدیث این است که: برای دست یافتن به اثر یاد شده، باید متن عربی اذکار نوشته شود.

اثر دیگر نوشتن این اذکار روی انگشتر عقیق، اینست که: اگر کسی تربت قبر مطهر امام حسین (علیه السلام) را با آدابی که امام باقر (علیه السلام) برای جابر ذکر می‌کنند، بردارد و سپس آن را با انگشتر عقیقی که ذکر شریف ماشاالله لا قوه الا بالله استغفرالله، روی آن نوشته شده است، مهر کند؛ چنین تربتی باعث شفای هر مرضی خواهد بود.[۱۷۲]

سید الستغفار

پیامبر و اهل بیت پاکش (علیه السلام) با بیانات وحی گونه خویش راه عذر خواهی از خدا را به شیعیان آموخته‌اند و در فرصت‌های مختلف، نسخه‌های گوناگونی از استغفار را به یاد داده‌اند که یک در جای خود دارای آثار و برکات خاصی است. در میان نسخه‌های استغفار به بعضی از آنها با عناوین برگزیده‌ای اشاره شده است که دارای مزیت و شرافت بیشتری است، و البته سر آن برای ما فاش نشده است و تنها با رمز و اشاره بیان نکات آن را دریابند و از فیوضات و برکاتش بهره مند گردند.

یکی از رموز یاد شده، عنوان سید استغفار است که پیامبر گرامی (صلی الله علیه وآله)، در، سخن زیبایی بدان اشاره می‌کنند.

جابر بن عبدالله انصاری گوید: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند:

تعلموا سید الاستغفار.

آقای استغفار را بیاموزید (و آن را تلاوت کنید).

سپس این عبارت را بیان فرمودند:

اللهم انت ربی لا اله الا انت خلقتنی و انا عبدک و علی عهدک و ابوء لک بذنبی فاغفر لی انه لا یغفر الذنوب الا انت.[۱۷۳]

خدایا تو پروردگار منی، هیچ معبودی جز تو نیست. تو مرا آفریده‌ای و من بنده توام و بر عهد و پیمان باقی ام، به کمک نعمتی که به من دادی زندگی می‌کنم و به گناه خویش اقرار دارم.

(خدایا) مرا ببخش که جز تو کسی گناهان را نمی‌بخشد.

نماز استغفار

یکی از دستوراتی که در کلمات نورانی پیامبر و اهل بیت (علیه السلام)، برای رهایی از مشکلات و نجات از سختی‌ها، بدان سفارش شده است، خواندن نماز استغفار است که دارای آثار و برکات فراوانی است و کیفیت آن بدین صورت است که:

دو رکعت، در هر رکعت بعد از حمد سوره قدر خوانده می‌شود و پس از پانزده مرتبه استغفار گفته می‌شود، و سپس به رکوع رفته و بعد از ذکر ده مرتبه استغفار و پس از برخاستن از رکوع رفته و قبل از رفتن به سجده همین ذکر ده مرتبه و، پس از ذکر سجده ده مرتبه، و بعد از برخاستن از سجده اول ده مرتبه، و در سجده دوم بعد از ذکر سجده باز هم ده، مرتبه و پس از برخاستن از سجده دوم نیز ده مرتبه استغفار گفته می‌شود.

رکعت دوم نیز به همین صورت به جا آورده می‌شود.

این نماز شبیه نماز جعفر طیار است با این تفاوت که دو رکعت است و در هر رکعت بعد از حمد سوره قدر تلاوت می‌شود و به جای تسبیحات اربعه، در

هرجا، تعداد خاصی که ذکر گردیده استغفار گفته می‌شود.

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در فضلت این نماز می‌فرمایند:

اذا رایت فی معاشک ضیفا و فی امرک التیاثا فانزل حاجتک بالله تعالی و جل و لاتدع صلاه الاستغفار.

هر زمان در روزی خود تنگی و سختی دیدی و در کار خویش پراکندگی و از هم پاشیدگی مشاهده کردی، که کار را بر تو مشتبه ساخت؛ حاجتت را با خدا در کیان گذار و نماز استغفار را رها مکن.

سپس نماز را به صورت که گذشت توضیح دادند و فرمودند: (اگر این نماز را بخوانی) خداوند کار تو را اصلاح می‌کند.

انشا الله.[۱۷۴]

زمان استغفار

سوالی که به ذهن بعضی ممکن خطور کند این که: پس از انجام گناه، فرصت استغفار و عذر خواهی از خداوند، تا چه زمانی برای انسان باقیست؟

باید بگوییم: توبه و بازگشت به سوی خداوند واجب است و وجوب آن فوریست. به این معنی کند و از گنهکار بلافاصله باید از کردار زشت خویش استغفار کند و از گناهانش دست بکشد و تصمیم جدی بر ترک آن بگیرد. ولی این هرگز به معنای محدودیت زمانی برای استغفار نیست، مدارکی استفاده می‌شود که: کسی که گناه کند و مدت زمانی بر آن بگذرد و از توبه کردن غافل شود، زمان که از گناه خود پشیمان شود و تصمیم بر ترک بگیرد و دیگر به سوی آن بر نگردد و سپس استغفار کند، خدای مهربان او را می‌بخشد و از سر تقصیرش در می‌گذرد.[۱۷۵]

از سوی دیگر از بعضی روایات، به این است که: از زمانی که انسان گناه می‌کند، تا هفت ساعت بیشتر برای استغفار و عذرخواهی از خداوند مهلت ندارد و چنانچه استغفار نکند، گناه در نامه عملش ثبت می‌شود.[۱۷۶]

از سوی دیگر از بعضی روایات، به این است که: مهلت هفت ساعت برای این است که گناه در نامه عمل انسان ثبت نگردد. یعنی اگر قبل از هفت ساعت استغفار و توبه کند اصلا گناهی در نامه عمل او نوشته نمی‌شود. ولی چنانچه توبه و عذر خواهی نکند، گناه نوشته می‌شود و اگر هفت ساعت توبه کند و اصرار در طلب آمرزش از خدا نماید امید می‌رود که آنچه برایش نوشته شده است از نامه عملش پاک گردد.

امام صادق در حدیثی می‌فرمایند:

مؤمن بعد از گذشت بیست سال به یاد گناهش افتاده و از آن استغفار می‌کند و خدا او را می‌بخشد. در حالی که کافر همان ساعتی که گناه می‌کند، گناه خویش را از یاد می‌برد.[۱۷۷]

از همین روست که امیرالمومنین (علیه السلام)، از استغفار به عنوان وسیله‌ای برای پاک کردن نامه عمل یاد می‌کنند: تعجب از کسی است که آمرزش خداوند نا امید گشته است، در حالی که بوسیله پاک کننده است؟

شخصی سوال کرد: پاک کننده چیست؟

امام (علیه السلام) فرمودند: استغفار.[۱۷۸]

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نیز به استغفار خاصی اشاره کرده و می‌فرمایند:

هر کسی هر روز بعد از نماز عصر، روزی یک بار آن را تلاوت کند، خداوند به دو ملک مامور او دستور می‌دهد، نامه عمل زشت او را، هر چه هست پاره کنند.[۱۷۹]

ناگفته نماند که: هرچه استغفار انسان به گناهش نزدیکتر باشد، سریع تر به آمرزش خداوند دست می‌یابد و چنانچه قبل از هفت ساعت استغفار و توبه کرده باشد، از عقوبت گناه در دنیا نیز در امان می‌ماند.

در حالی که اگر هفت ساعت بر او گذشت و توبه و استغفار نکرده، گناه در نامه عملش ثبت می‌شود و چنانچه بعد از گذشت زمانی رو به توبه و استغفار آورد، ممکن است بعد از دیدن بلاهایی در دنیا از قبیل فقر، مرض، قرص و ناراحتی‌هایی از این قبیل، توبه اش پذیرفته می‌شود گناهش آمرزیده گردد.

پس چه بهتر که اگر گناهی از ما سر زد، بلافاصله توبه و استغفار کرده؛ و ندامت خود را به خدای خویش اظهار کنیم، تا هم گناهی در نامه عملمان ثبت نگردد و هم علاوه بر مصونیت از عذاب‌های حتمی خداوند در آخرت، از عقوبت‌ها و بلاهای احتمالی او در دنیا، نیز محفوظ بمانیم.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در سخنی زیبا و نورانی می‌فرمایند:

خوشا به حال بنده‌ای که از گناهی استغفار کند که کسی جز خودش از آن خبر نیست. به راستی مثل استغفار به دنبال گناه، مثل آبی را ماند که روی آتش ریخته می‌شود و آن را خاموش می‌کند.[۱۸۰]

استغفار بهترین هدیه برای اموات

اموات و کسانی که دستشان از این عالم خاکی کوتاه گشته، سخت در انتظارند که هدیه‌ای برای آنها از سوی دوستان و بستگانشان فرستاده شود.و هیچ هدیه‌ای شادی بخش تر از طلب آمرزش برای آنان نیست.

آری، استغفار بهترین هدیه و برترین سوغاتی برای مردگان است که همچون نسیم خنک و دلپذیری، در صحرایی سوزان و بی آب و علف، بر پیکر خسته انسانی از پا افتاده می‌وزد و روحی تازه به او می‌بخشد.

طلب آمرزش برای گناهان اموات به سان آب سرد و گوارایی است که جگر سوخته لب تشنگان را مرحم می‌بخشد و جان از دست رفته آنان را امیرالمومنین (علیه السلام) حدیث زیبایی را از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در این زمینه روایت می‌کنند که آن حضرت فرمودند:

ما اهدی الی المیت هدیه و لا اتحف تحفه افضل من الاستغفار.[۱۸۱]

هیچ چیزی به شخص مرده هدیه نمی‌گردد و هیچ سوغاتی برای او برده نمی‌شود که برتر از استغفار و طلب آمرزش باشد!

همان گونه که انسان از هدیه دوستان و بستگان خویش شادمان می‌گردد، اموات و مردگان نیز از استغفار برای آنان شاد و خوشحال می‌شوند.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در تشبیه زیبایی به این نکته اشاره می‌کنند:

ان المیت لیفرح بالترحم علیه و الاستغفار کما یفرح الحی بالهدیه تهدی الیه.[۱۸۲]

به راستی، که ترحم بر مرده و آمرزش طلبیدن برای او باعث خوشحالی او می‌گردد همان گونه که انسان زنده از هدیه‌ای که برایش برده می‌شود خشنود می‌گردد.

این بدان جهت است که: علت اساسی گرفتاری مؤمن در عوالم بعد از مرگ، گناهان و اعمال ناشایست اوست. و یکی از دعاهای مستجاب، دعا در حق برادر یا خواهر مؤمن است،

مخصوصا که استغفار، نیز جامع‌ترین و بهترین دعای مستجاب شمرده می‌شود و به مجرد این که شخصی برای آمرزش شیعه گنهکار که از دنیا رفته است، دعا خداوند گناه او را می‌بخشد و از عقوبتش صرف نظر می‌کند و این خود باعث نجات مؤمن از گرفتارهای عالم برزخ است. پس هیچ هدیه‌ای برای او بالاتر از این نیست که کسی با دعا و استغفارش بلا و عذاب‌های سخت آن عالم را از او دور کند و مقدمات آسایش، امنیت و ورود به بهشت را برایش فراهم سازد، به همین خاطر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می‌فرمایند:

قد امرت ان استغفر لاهل البقیع.

به من دستور داده است که برای ساکنان در بقیع استغفار و طلب آمرزش کنم.

آری رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در لحظات آخر عمرشان با گامهایی لرزان در حالی با یک دست به امیرالمومنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نکته کرده بودند و دست دیگرشان را بر فضل ین عباس نهاده بودند، خود را به بقیع رساندند و بر خفتگان آن دیار سلام دادند،

سپس برایشان استغفار کرده، و مدتی طولانی از خدا برای آنان طلب آمرزش و بخشش نمودند.[۱۸۳]

از این فرمان خداوند به برترین پیامبر خویش و عمل آن حضرت، آن هم در آخرین مرض آن بزرگوار که منجر به رحلت جان سوز حضرتش گشت: استفاده می‌شود که: استغفار برای مردگان و دوستان امیرالمومنین (علیه السلام) مخصوصا در قبرستان مسلمین، سنت موکدی است که برای همه دوستداران حضرتش، شایسته پیروی است. و برکات فراوانی را برای استغفار گویان و مردگان که برایشان طلب آمرزش می‌شود، به ارمغان خواهد آورد.

استغفار برای پدر و مادر

یکی از حقوق که پدر و مادر بر فرزند خویش دارند این است که: در زمان حیات و بعد از مرگشان، برای آنها استغفار کنند.

خداوند برای بیان اهمیت این مطلب به استغفار پیامبر الوالعزم خویش، حضرت ابراهیم (علیه السلام)، برای پدر و مادرش، اشاره می‌کند:

ربنا اغفرلی و لوالدی و للمومنین یوم یقوم الحساب[۱۸۴]

پروردگارا!من و پدر و مادرم و تمام مؤمنین را روزی که همه در برابر تو برای حساب می‌ایستند، ببخش و بیامرز.

در جای دیگر خداوند طلب آمرزش پیامبر بزرگ حضرت نوح (علیه السلام) را برای پدر و مادرش: چنین بازگو می‌کند:

رب اغفرلی و لوالدی و لمن دخل بیتی مومنا و للومنین و المومنات[۱۸۵]

ای پروردگارم، من و پدر و مادرم و هر کس که با ایمان (به تو) داخل خانه‌ام می‌شود و همه مردان و زنان با ایمان را ببخش و بیامرز.

از این آیات و مدارک بسیار دیگری استفاده می‌شود که: استغفار فرزند برای پدر و مادر، مخصوصا بعد از مرگ آنان ارزش والایی در پیشگاه خداوند دارد و باعث آمرزش و نجات آنان از گرفتاری‌های عالم برزخ و قیامت می‌شود، و برکات فراوانی را برای خو انسان به ارمغان می‌آورد.

حق پدر و مادر به قدری عظیم است که ترک استغفار برای آنان بعد از مرگشان شدیدا نکوهش شده است و چنانچه با علم و آگاهی باشد، به عاق والدین منجر می‌گردد.

امیرالمومنین (علیه السلام) می‌فرمایند:

ان الرجل یکون بارا بوالدیه و هما حیان فاذا ماتا و لم یستغفر لهما کتب عاقا لهما، ان الرجل یکون عاقا لهما فی حیاتهما فاذا ماتا و اکثر الاستغفار لهما کتب بارا.[۱۸۶]

به راستی که مردی در زمان حیات پدر و مادرش فرزند نیکوکاری است و به آنان احسان و نیکی می‌کند، ولی زمانی که (پدر و مادرش) می‌میرند و برایشان استغفار نمی‌کند، نام او در زمره کسانی ثبت می‌شود که عاق والدین و آزار دهنده پدر و مادرشان بوده‌اند و شخصی در زمان حیات پدر و مادرش آنان را آزار می‌داده است، اما بعد از مرگشان فردی نیکوکار نوشته مس شود، زیرا برای والدین خود زیاد استغفار نموده و آمرزش طلبیده است.

استغفار برای مردان و زنان مؤمن

یکی از دعاهای مستجاب، دعا برای آمرزش برادران و خواهران مؤمن به ویژه کسانی که حقی برگردان انسان دارند. طلب آمرزش برای دوستان و شیعیان امیرالمومنین (علیه السلام)، علاوه بر اینکه درخواستی است قرین اجابت، برکات فراوانی نیز برای دنیا و آخرت دعا کننده همراه دارد. بی جهت نیست که

در سحرگاهان، - ساعت استجابت دعا و مهمترین وقت استغفار -، سفارش اکید بر طلب آمرزش برای چهل مؤمن در قنوت نماز وتر شده است.

و در مورد کسی که برگردن انسان حقی پیدا کرده - مثل آنکه دانشی را به انسان آموخته باشد -، و یا توسط انسان حق او ضایع شده - مثل اینکه غیبت کسی را کرده و رضایت طلبیدن از او مفسده انگیز باشد - در مورد چنین اشخاصی به آمرزش خواهی برای آنان به خصوص دستور داده شده است.

این‌ها بدان خاطر است که یکی از صفات شایسته بندگان صالح خدا، دعا برای آمرزش برادران و خواهران مؤمن شمرده شده است.

خداوند زبان حال آنان را این گونه بیان می‌کند:

ربنا اغفر لنا و لاخواننا الذین سبقونا بالایمان و لا تجعل فی قلوبنا غلا للذین آمنوا ربنا انک رئوف رحیم[۱۸۷]

پروردگارا! ما و برادرنمان را؟ در ایمان بر ما پیشی گرفته‌اند، بیامرز، و در دل هایمان حسد و کینه‌ای نسبت به مؤمنان قرار مده. پروردگارا، تو دلسوز و مهربانی.

دعا برای آمرزش مردان و زنان مؤمن آنقدر با ارزش و پر برکت است که فرشتگان آسمان نیز بدین واسطه به خدا تقرب می‌جویند. خداوند، حال آنان را چنین توصیف می‌فرماید: الذین یحملون العرش و من حوله یسبحون بحمد ربهم و یومنون به و یستغفرون للذین آمنوا ربنا وسعت کل شی ء رحمه و علما للذین تابوا و اتبعوا سبیلک. قهم عذاب الجحیم[۱۸۸]

فرشتگانی که حاملان عرشند و آنها که گرداگرد آن (طواف می‌کنند) تسبیح و حمد پروردگارشان را می‌گویند و به او ایمان دارند و برای مؤمنان استغفار می‌گویند (و می‌گویند):

پروردگارا!رحمت و علم تو همه چیز را فرا گرفته، پس کسانی را که توبه کرده و راه تو را پیروی می‌کنند بیامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار.

در زیارت جامعه امیرالمومنین (علیه السلام)، از این مطلب با صراحت و روشنی بیشتری یاد شده است. در فرازی از آن می‌خوانیم:

بل یتقرب اهل السماء بحیکم و بالبراوه من اعداوکم و تواتر البکارء علی مصابکم و الاستغفار لشیعتکم و محبیکم[۱۸۹]

پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و تمام کسانی را که ایمان وارد خانه من شدند، و همه مردان و زنان با ایمان را بیامرز.

برکات دعا مؤمنین و مومنات

از مجموع آیات و روایات استفاده می‌شود که دعا برای آمرزش مؤمنین و مومنات، آثار بسیار دارد. ما به فهرستی از آن اشاره می‌کنیم تا خوانندگان محترم به ارزش والای آن پی برده و از برکات آن بهره گیرند و نگارنده را مشمول دعای خیرشان فرمایند:

برای مؤمنین و مومنات دعا کردن

۱- غم و اندوه را برطرف و گرفتاری را از بین می‌برد.[۱۹۰]

۲- روزی انسان را زیاد می‌کند.[۱۹۱]

۳- بلا و سختی را از انسان دور می‌سازد.[۱۹۲]

۴- باعث استجابت همان دعا در حق دعا کننده می‌شود.[۱۹۳]

۵- دعا کننده، فردای قیامت به شفاعت کسانی که برایشان دعا کرده از آتش و عذاب خداوند نجات می‌یابد.[۱۹۴]

۶- به پاداش دعایی که کرده، به صد هزار تا یک میلیون برابر دست می‌یابد.[۱۹۵]

۷- دعای او در حق خودش مستجاب می‌شود.[۱۹۶]

۸- فرشته ماموری برایش دعا می‌کند.[۱۹۷]

۹- از طرف هر مومنی که برایش دعا کرده، حسنه‌ای برای دعا کننده نوشته می‌شود.[۱۹۸]

در انتهای این بحث، برای روشن شدن چگونگی و تعداد استغفار در روز برای برادران و خواهران مؤمن، به روایت اشاره می‌کنیم تا مشوق و راهگشای کسانی باشد که در جست و جوی انواع بیشتر آمرزش خواهی و فیوضات فروان آنند .

عبدالله بن سنان حدیثی را از امام صادق (علیه السلام) چنین روایت می‌کند:

هر کس روزی بیست و پنج مرتبه بگوید:

اللهم اغفر للمومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات.

خداوند به تعداد همه مومنانی که در دنیا رفتند و هر مرد و زن با ایمان که تا روز قیامت خواهند آمد، برای او حسنه نوشته، گناهان پاک کرده و درجه بالا می‌برد.[۱۹۹]

امام صادق (علیه السلام) در حدیثی ، سخن درربار پیامبر (صلی الله علیه وآله) را چنین نقل می‌کنند:

هر مرد و زن با ایمانی - که از اول روزگار آمده و یا تا روز قیامت می‌آیند - شفیع کسی خواهند بود که در دعایش بگویند:

اللهم اغفر للمومنین و المومنات.

به راستی، روز قیامت (از طرف خداوند)دستور می‌آید بنده‌ای را به سوی آتش برند، پس او به سوی آتش کشیده می‌شود. ناگاه مردان و زنان مومنی که این شخص برایشان دعا کرده، به درگاه خداوند عرضه می‌دارند:

پروردگارا، این شخص (در دنیا) برای ما دعا کرد، شفاعت ما را درباره او بپذیر و او نجات بده.)

خداوند، شفاعت آنان را درباره او پذیرفته و او را نجات می‌یابد.[۲۰۰]

با توجه به آثار و برکاتی که دعا برای مؤمن در دین و دنیا انسان دارد، بسیار بجاست که شیعیان و چشم انتظاران امام زمان عجل الله فرجه، هر زمان دست به دعا برداشتند قبل از هر چیز برای تعجیل فرج مولای مظلومان دعا کنند و سپس برای آمرزش گناهان خود و دیگر مؤمنان به حضرتش استغفار کنند، تا استجابت دعا دست یابند.

شروع و ختم استغفار با صلوات

یکی از نکاتی که در استغفار برای خود یا دیگران باید رعایت کرد، فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد (علیه السلام) قبل از استغفار و بعد از آن است. زیرا استغفار دعا برای آمرزش خود و دیگران است و یکی از شرایط استجابت هر دعایی فرستادن صلوات در ابتدا و انتها آن است.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در حدیث دررباری به این مطلب تصریح می‌کنند:

لا تجعلونی گقدح الراکب، فان الراکب یملا فدحه فیشربه اذا شاء اجعاونی فی اول الدعا و فی آخره و فی وسط.[۲۰۱]

مرا مثل آب کسی که سوار مرکب است قرار ندهید چرا که شخص سواره ظرف آبش را پر می‌کند و هرگاه خواست از آن می‌آشامد، بلکه مرا در ابتدا و انتها و وسط دعا قرار دهید.

گویا مقصود پیامبر (صلی الله علیه وآله) از این سخن آن است که: آن گونه که عادت سواران است که ظرف آب را در انتهای مرکب خویش، پشت سر، میان خورجین می‌نهند و هرگاه بدان احتیاج پیدا کرده سراغش می‌روند؛ و من رفتار نکنید. بلکه یاد من و صلوات بر من و آل مرا در ابتدا، تنها و وسط دعای خویش بیاورید، تا دعایتان مستجاب گردد و از برکات آن کاملا برخوردار شوید.

امام صادق (علیه السلام) در حدیث پر باری، با صراحت بدین مطلب سفارش می‌کنند:

هر کس حاجتی به سوی خدا دارد، باید با صلوات بر محمد و آل محمد (علیه السلام) شروع کند، سپس حاجتش را بخواهد و در انتهای دعا نیز صلوات بفرستد. به راستی خداوند، کریم تر از آن است که ابتدا و انتهای دهایی را بپذیرد، اما وسط دعا را رها کند و نپذیرد. چرا که، صلوات بر محمد و آل محمد (علیه السلام) از درگاه خدای متعال محجوب نمی‌ماند (و مستجاب می‌گردد).[۲۰۲]

در حدیث دیگری آن حضرت، صلوات نفرستادن را یکی از علل عدم استجابت دعا می‌شمارند:

لا یزال الدعا محجوبا عن السماء حتی یصلی علی محمد و آل محمد علیهم السلام.

هر دعایی از آسمان محجوب است (و بالا نمی‌رود)، مگر آن که (در کنار آن) بر محمد و آل محمد (علیه السلام) صلوات فرستاده شود.[۲۰۳]

پس با توجه به این استغفار بهترین دعا است و دارای آثار و برکات فراوانی است، خوب است که آن زا با صلوات شروع کنیم و با صلوات نیز پایان دهیم؛ تا از برکت پیامبر و آلش (علیه السلام) به تمام خواص مادی و آثار معنوی استغفار دست یابیم. مخصوصا که صلوات خود یکی از عوامل مهم آمرزش و ریزش گناهان است.

امام رضا (علیه السلام) در سخن زیبایی می‌فرمایند:

من لم یقدر علی یکفر به ذنوبه، فلیکثر من الصلاه علی محمد و آله، فانها تهدم الذنوب هدما. هر کس قدرت ندارد، کاری کند که کفاره گناهانش باشد (و بار عقوبت گناه را از دوشش بر دارد) باید بر محمد و آل محمد (علیه السلام) زیاد صلوات بفرستد. مسلما، صلوات، گناهان را نابود می‌سازد بگونه‌ای اثری از آن نمی‌ماند.[۲۰۴]

پیامبر و امامان (علیه السلام) اعمال شیعیان را می‌بینند

یکی از مقامات پیامبر و امامان (علیه السلام) اینست که از اعمال امت خویش آگاه و با خبرند، همان گونه که عمل هیچ کس از دایره علم خداوند بیرون نیست و از همه چیز اطلاع دارد، پیامبر و اوصیائش (علیه السلام) نیز این مقام را از خدا دریافت کرده‌اند که از کارهای شیعیان خویش و دیگر مردم باخبر می‌گردند.

این عقیده، در میان پیروان مکتب اهل بیت (علیه السلام) معروف و مشهور است و پشتوانه آن روایات فراوانی است که به حد تواتر رسیده و از آنها استفاده می‌شود که خداوند، اعمال مردم را بر پیامبر و جانشینش (علیه السلام) عرضه می‌دارد.

خداوند برای این که جای هیچ گونه تردید برای کسی باقی نماند، آیه روشنی درباره این مطلب نازل کرده و خطاب به پیامبرش می‌فرماید:

و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المومنون ثم تردون الی عالم الغیب و الشهاده فینبئکم بما کنتم تعلمون[۲۰۵]

بگو عمل کنید؛ خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را می‌بینند، و بزودی به سوی دانای نهان و آشکار، باز گردانده می‌شوید و شما را به آنچه می‌کردید، خبر می‌دهد. این آیه به این مطلب اشاره دارد که: کسی تصور نکند اگر در خلوت یا در میان جمع عملی را انجام دهد، از دیدگاه علم خدا مخفی می‌ماند.

بلکه علاوه بر خدا، پیامبر و مؤمنان (علیه السلام) - که همان اوصیای پیامبرند - از آن با خبر می‌شوند. بی شک توجه و ایمان به این حقیقت اثر عمیقی در پاکسازی اعمال، نیات و افکار انسان دارد. چرا که اگر انسان یقین کند کسی مراقب اوست، وضع خود را چنان قرار می‌دهد که مورد ایراد نباشد. همچنین اگر به یقین برسد که پیامبر و امامان (علیه السلام)، مخصوصا امام زمان (علیه السلام)، از اعمال و افکار او آگاهند، بر مراقبت از اعمال خویش می‌افزاید و بیش از مواظبتی که در مورد مراقبت افراد عادی، نسبت به اعمال خویش دارد، در مورد مراقبت این پاکان عالم وجود، پیدا خواهد کرد. و در نتیجه خطایی از او سر نمی‌زند و مرتکب گناهی نمی‌گردد.

امام صادق (علیه السلام)، در حدیث زیبایی به این نکته اشاره می‌کنند:

ان اعمال العباد تعرض علی رسول الله صلی الله علیه و آله، کل صباح ابراها و فجارها، فا حذروا، فلیستحیی احدکم ان یعرض علی نبیه العمل القبیح .[۲۰۶]

تمام اعمال نیک و بد بندگان خدا، هر روز صبح بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عرضه می‌گردد. بنابراین مراقب باشید. هر ین از شما باید حیا کند از این عمل زشت را بر پیامبرش عرضه بدارد.

در زمینه عرضه عمل به پیشگاه با جلال امام و خلیفه خدا، و اطلاع دقیق او از کردار خلق خدا، حدیث زیبایی از امام رضا (علیه السلام) روایت شده است، که برای منتظران امام عصر ارواحنا فداه، شایسته دقت و تامل است.

عبدالله بن ابان، که شغلش روغن فروشی بود و مدتی از عمرش را در خدمت امام رضا (علیه السلام) گذرانده بود، گوید:

به امام رضا (علیه السلام) گفتم: برای من و اهل بیتم، خدا را بخوانید، ( و برای مان دعا کنید).

امام (علیه السلام) فرمودند: مگر من این کار را نمی‌کنم؟

سپس فرمودند:

و الله ان اعمالکم لتعرض علی فی کل یوم و لیله

به خدا سوگند، اعمال شما هر روز و شب بر من عرضه می‌شود.این مطلب در نظر من کار بزرگی آمده.

امام (علیه السلام) فرمود: مگر کتاب خدا را نخوانده‌ای که می‌فرماید:

و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المومنون [۲۰۷]

(ای پیامبر) به مردم بگو عمل کنید که خدا و رسولش و مؤمنان عمل شما را می‌بیند[۲۰۸]

استغفار رسول خدا و اوصیایش (علیه السلام) برای شیعیان

هنگامی که اعمال بندگان خدا بر پیامبر و امامان بعد از او (علیه السلام) عرضه می‌شود، اگر در نامه عمل دوستان و شیعیان خویش عمل نیکی ببینند، شاد و مسرور می‌شوند و برای آنان دعا می‌کنند. و چنان چه عمل زشتی ببینند ناراحت و دلگیر می‌شوند و برای آمرزش آنان استغفار کرده و آمرزش طلبیدند. یکی از روایاتی که بیان گر استغفار پیامبر (صلی الله علیه وآله) برای امت گنهکارش است؛ حدیثی است که حنان بن سدیر از پدرش از امام باقر (علیه السلام) روایت می‌کند که:

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند:

بودن من در میان شما بهتر است برایتان. چرا که خداوند می‌فرماید:

و ما کان الله لیعذ بهم و انت فیهم [۲۰۹]

تا تو در میان ایشان هستی، خداوند آنها را عذاب نمی‌کند.

و جدایی من از شما بهتر است برایتان.

اصحاب گفتند: ای رسول خدا، بودن شما پیش روی ما بهتر است برای ما. اما چگونه دوری و جدایی شما از ما، برای ما بهتر است؟

فرمودند:

اما مفارقتی ایاکم خیر لکم فلانه یعرض علی کل خمیس و اثنین اعمالکم. فما کان من حسنه حمدت الله علیها و ما کان من سیئه استغفرت الله لکم.

اما جدایی و دوری من از شما بهتر است برای شما، زیرا هر پنجشنبه و دوشنبه ، اعمال شما بر من عرضه می‌شود. اگر عمل نیکی در آن باشد، خدا را بر آن سپاس می‌گویم و چنانچه عمل بدی در آن باشد، برایتان استغفار و طلب آمرزش می‌کنیم.[۲۱۰]

علاوه بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) امامان دوازده گانه شیعه (علیه السلام) نیز، هنگامی که اعمال شیعیان بر آنها عرضه می‌شود، اگر در نامه عملشان گناهی ببینند، برای آنان استغفار می‌کنند و از خدا عفو و بخشش می‌طلبند.

موسی بن سیار می‌گوید:

در خدمت امام رضا (علیه السلام) بودم، در هنگام که آن حضرت به دیوارهای توس نزدیک شده بودند. ناگهان صدایی شیون و ناله‌ای به گوشم رسید، دنبال صدا رفتم، جنازه‌ای دیدم (که عده‌ای آن را به دوش می‌کشیدند)، به مجردی که چشمم به جنازه افتاد، دیدم آقایم و مولایم پا از رکاب خالی کردند و از اسب پیاده شدند، به طرف جنازه حرکت کرده و آن را بلند نمودند و همچون بره نوزادی که به مادر پناه می‌برد و به او می‌چسبد، خود را به آن جنازه می‌چسباندند (دور آن می‌گشتند و او را تشییع می‌کردند).

سپس متوجه من گردیدند و فرمودند:

یا موسی بن سیار، من شیع جنازه ولی من اولیائنا، خرج من ذنوبه کیوم و لدته لاذنب علیه . ای موسی!هر کس جنازه دوستی از دوستان ما را تشیع کند؛ همانند روزی می‌شود که از مادرش او را زاییده و هیچ گناهی بر او نیست و از گناهانش بیرون می‌رود.

موسی بن سیار ادامه می‌دهد:

جنازه را آوردند، و در کنار قبر بر زمین گذارند.

ناگهان دیدم مولایم علی بن موسی (علیه السلام) به طرف جنازه رفتند، مردم را کنار زدند، تا خود را به آن رساندند آنگاه دست مبارکش را روی سینه میت گذارده و فرمودند:

ای فلانی پسر فلانی، تو را به بهشت بشارت باد! بعد از این ساعت، هیچ ترس و وحشتی بر تو نیست!

من گفتم: آقای من، جانم فدایت باد!آیا شما این مرد را شناختید (که این گونه در تشیع او شرکت کرده و چنین بشارتی به او دادید)؟ در حالی که به خدا سوگند، تا کنون این سرزمین را ندیده و در آن قدم نگذاشته‌اید.

امام رضا (علیه السلام) فرمودند:

یا موسی بن سیار، اما عملت انا معاشر الائمه تعرض علینا اعمال شیعتنا صباحا و مساء فما کان من التقصیر فی اعمالهم سالنا الله تعالی، الصفح لصاحبه. ما کان من العلو سالنا الله الشکر لصاحبه.

ای موسی، مگر نمی دانی که ما امامان، کسانی هستیم که هر صبح و شام، اعمال شیعیانمان، بر ما عرضه می‌شود. اگر تقصیر و کوتاهی در کردار آنان باشد، از خدا می‌خواهیم که از صاحب آن در گذرد و او از عذاب نکند (و از تقصیرش در گذرد). و چنانچه کار خوبی باشد که باعث برتری مقام و منزلت آنان گردد، از خدا می‌خواهیم که از صاحب آن، پذیرفته شود و از آنان تشکر کند.[۲۱۱]

استغفار امام زمان (علیه السلام) برای شیعیان

از این روایت و روایات دیگری مانند آن، استفاده می‌شود که: امام (علیه السلام) در هر عصر و زمانی همچون پیامبر (صلی الله علیه وآله) مظهر لطف و عطوفت پروردگار و تجلی گاه گذشت و آمرزش خداوند غفار است، و تمام نعمت‌های خداوند، از جمله عفو و بخشش آن ذات بی مانند، به دست او به مردم می‌رسد. افزون بر این، حجت خدا در هر زمانی، خود را موظف می‌بیند که گناه شیعیانش استغفار کند.

شاید معنای این فراز زیارت آل یاسینهمین باشد که خطاب به امام (علیه السلام) می‌خوانیم: السلام علیک حین تحمد و تستغفر.[۲۱۲]

سلام بر تو باد در آن لحظه که حمد و سپاس خدا به جای می‌آوری و (برای گناه شیعیانت) استغفار می‌کنی و آمرزش می‌طلبی.

مرحوم علامه بزرگوار، سید بن طاووس داستان تشرفی را محضر آن حضرت نقل می‌کند که موید این معنا است ایشان می‌فرماید:

سحرگاهی در سرداب مقدس بودم که صدای مولایم را شنیدم که با خدای خویش مناجات می‌فرمودند و برای شیعیان خود چنین دعا می‌کردند:

اللهم ان شیعتنا خلقت من شعاع انوارنا و بقیه طینتنا، و قد فعلوا ذنوبا کثیره اتکالا علی حبنا و لایتنا، فان کانت ذنوبهم بینک و بینهم و قاص بها عن خمسنا و ادخلهم الجنه و زحرحهم عن النار و لا تجمع بینهم و بین اعداونا فی سخطک[۲۱۳]

خدایا!شیعیان ما از شعاع انوار ما باقی مانده گل ما آفریده شده‌اند و گناهان بسیاری انجام داده‌اند در حالی که پشت گرمی آنها به محبت و ولایتی است که نسبت به ما دارند. اگر گناهان آنها بین تو و ایشان است (واجبی را ترک کرده و یا حرامی را مرتکب شده‌اند) از آنها در گذر که ما راضی گشتیم، و آنچه از گناهان ایشان که مربوط به خودشان و حقوقی است که بر یکدیگر دارند، خودت بینشان اصلاح و فرما و از خمس ما به آنان عطا کن تا از یکدیگر دارند راضی گردند. و ایشان را داخل بهشت گردان و از آتش دور شان ساز، و در غضب و عذاب خویش بین آنها و دشمنان ما را جمع مگردان.

بنابراین یکی از عنایات امام زمان (علیه السلام) در عصر غیبت به دوستان و شیعیان این است که: برای گناهان آنان استغفار می‌کنند، برای آمرزش ایشان دعا می‌فرمایند و با دعاهای خویش، آتش قهر خداوند را از آنها دور می‌سازند.

تقاضای استغفار از امام زمان (علیه السلام)

در این راستا، یکی از وظایف شیعیان در ارتباط با گناهان و کردار ناپسندشان این است که:

مولای خویش عذر خواهی کنند و از درگاه با جلالش بخواهند که برای آنان استغفار کرده و از خداوند برایشان عفو و بخشش بخواهد، تا زودتر به آمرزش خدای خویش دست یابند. تردیدی نیست که دعای آن ذات مقدس مستجاب و درخواست حضرتش در پیشگاه خداوند، پذیرفته است.

از این رو قرآن راه دست یافتن به آمرزش و پذیرفته شدن توبه را برای مسلمانانی که در عصر رسول خدا (علیه السلام) می‌زیستند، در این می‌بیند که بعد از توبه و استغفار، محضر آن حضرت برسند، و از آن بزرگوار بخواهند که برای آنان استغفار کند:

و لو انهم اذظلموا انفسهم جاووک، فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما.[۲۱۴]

اگر اینان زمانی که به نفس‌های خویش ستم کردند، نزد تو آیند،

از خدا آمرزش طلبیدند و رسول (خدا) هم برای آنان استغفار کند خداوند را پذیرای توبه و مهربان می‌یابند.

این تعبیر در آیه شریفه: (لو جدوا الله توابا رحیما) خدا را پذیرای توبه (خویش) و مهربان می‌یابند حکایت از این دارد که، اگر کسی خدمت حجت خدا (علیه السلام) برسد و از او بخواهد برایش استغفار کند و او هم به خواستش پاسخ مثبت دهد، قطعا توبه اش پذیرفته است و زودتر به آمرزش خداوند دست خواهد یافت.

داستان ابولبابه

شاهد بر این معنی، فرمایش پیامبر (صلی الله علیه وآله) در جریان ابولبابه است: بعد از آن که جنگ خندق پایان یافت و پیامبر (صلی الله علیه وآله) با مسلمین به مدینه بازگشتند، هنگام ظهر جبرئیل سلاح پوشیدند و به مسلمین اعلام کردند که باید نماز عصر را در بنی قریظه بخوانید. دستور انجام شد، لشکر اسلام بنی قریظه را محاصره کرد، مدت محاصره به طول انجامید. تا این که یهودیان به تنگ آمدند و پیغام دادند که ابولبابه را که یکی از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود - به سوی ما بفرست تا درباره کار خویش با او مشورت کنیم. پیامبر (صلی الله علیه وآله) به ابولبابه فرمودند: نزد هم پیمان‌های خودت برو، ببین چه می‌گویند وقتی وارد قلعه شد (چشم زن‌ها و بچه‌های یهود، به او افتاد، شروع به گریه و ناله کردند. ابولبابه تحت تاثیر این منظره رقت بار قرار گرفت، دلش به حال آنها سوخت)[۲۱۵]

پرسیدند: صلاح دید تو درباره ما چیست؟ چه کنیم؟ آیا همان طور محمد (صلی الله علیه وآله) می‌گوید، تسلیم شویم که هر چه می‌خواهد نسبت به ما انجام دهد؟

ابولبابه جواب داد: آری، ولی همراه این جواب با دست خود به گلویش اشاره کرد. یعنی در صورت تسلیم کشته می‌شوید.

فاصله‌ای نگذشت که از کردار خویش پشیمان شد، با خود گفت: به خدا و رسولش خیانت کردم.

از قلعه پایین آمد، دیگر خدمت پیامبر (صلی الله علیه وآله) نرفت. از همان جا رهسپار مدینه گشت، داخل مسجد شد و به وسیله ریسمانی گردن خود را به یکی از ستونهای مسجد بست، همان ستونی که بعد از این داستان ستون توبه نام گرفت.

با خود گفت: هرگز خود را از بند رها نمی‌کنم مگر این که توبه‌ام پذیرفته شود، تا بمیرم. وقتی ابولبابه تاخیر کرد، پیامبر (صلی الله علیه وآله) جویای او شد. داستان او را به عرض پیامبر (صلی الله علیه وآله) رساندند.

حضرت فرمودند:

اگر پیش ما می‌آمد، از خداوند برایش طبی آمرزش می‌کردیم، تمت اکنون که خدا توجه کرده است، او سزاوارتر است، هر چه می‌خواهد درباره اش انجام دهد.[۲۱۶]

گویا مقصود پیامبر (صلی الله علیه وآله) این است که: اگر ابوالبابه پیش ما می‌آمد و ما برایش استغفار می‌کردیم، توبه اش پذیرفته می‌شد و زودتر به آمرزش خداوند دست می‌یافت. ولی اکنون که به خدا توجه کرده است، او خود می‌داند که چه زمانی توبه اش را نپذیرد و او را بیامرزد.

در واقع درخواست استغفار از پیامبر یا امام (صلی الله علیه وآله) خود یک نوع وسیله جوئی است که بدان سفارش شده است، خداوند می‌فرماید:

یا ایها الذین آمنوا اتق الله وابتغوا الیه الوسیله و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون[۲۱۷]

ای کسانی که ایمان آورده‌اید خدا را در نظر بگیرید و پرهیزکار باشید، به سوی او طلب وسیله و در راه او تلاش و کوشش کنید، شاید رستگار شوید.

شکی نیست که عذر خواهی از شخصیت والایی که فرمانش اطاعت نشده است، اگر توسط شخصی که در درگاه او مقرب است، انجام گیرد؛ زودتر انسان را به مقصود رضایت او را برای انسان فراهم می‌سازد.

روشن است که هیچ شخصیتی در عالم، مقرب تر از پیامبر و اهل بیت پاکش (علیهما السلام) در پیشگاه خداوند نیست، که دعایش مستجاب، و در خواستش پذیرفته درگاه با جلال او باشد. به خصوص امام هر زمانی که واسطه رساندن فیوضات از طرف خداوند به سوی همه مخلوقات است.

چگونه از امام زمان (علیه السلام) عذر خواهی کنیم؟

وظیفه هر شیعه گنهکاری آن است که: قبل از استغفار و عذر خواهی از خداوند به امام زمان خویش (علیه السلام) پناهنده شود و آن ذات پاک بخواهد که برای گناهش استغفار کرده، و سخنی را با مولای خود نجوا کند که برادران یوسف به یوسف (علیه السلام) گفتند: آنها جنایتی را نسبت به یوسف روا داشتند تا آنجا که او را به قصد کشتن میان چاه افکندند، و بعد از چند سال گرفتار قحطی و خشک سالی گردیدند. از سوی دیگر یوسف (علیه السلام) به قدرت خدا از زندان نجات یافت و عزیز مصر شد. برادران، بدون این که او را بشناسند خدمتش شرفیاب شدند و گفتند:

یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاه فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین[۲۱۸]

ای عزیز (مصر) ما و بستگانمان را گرفتاری و ناراحتی فرا گرفته است و با سرمایه ناچیزی (به بازار) آمده‌ایم، پس تو پیمانه ما را پر و بر ما تصدیق کن، مسلما خداوند صدقه دهندگان را پاداش می‌دهد.

آری! شیعیان گنهکار که حرمت یوسف فاطمه علیهما السلام را نگه نداشته‌اند، و در مقابل چشمان بینایی او گناه و با کردار زشت خود، مولای خویش را به زندان غیبت افکنده‌اند؛ باید ابتدا همچون برادران یوسف (علیه السلام) با امام مهربان خویش را زمزمه کنند، تا از سر تقصیرشان در گذرد و برای گناهانشان آمرزش طلبد.

فرزندان یعقوب، بعد از آن که برادرانشان یوسف (علیه السلام) را شناختند، و او پیمانه هایشان را پر کرد ؛ همراه آنان پیراهنش را برای پدرش یعقوب (علیه السلام) فرستاد و آنها امانت برادرشان را آوردند و بر صورت پدرشان افکندند، چشمان یعقوب بینا گشت؛ ولی فرزندان او از خجالت سر به زیر افکندند و گفتند:

یا ابانا استغفرلنا ذنوبنا انا کنا خاطین

ای پدر - مهربان - ما برای گناهانمان استغفار نما و از خدا طلب آمرزش کن که ما از خطا کاران بودیم .

یعقوب (علیه السلام) هم به آنان وعده داد که سحرگاه جمعه برایشان استغفار کند.

عالم جلیل القدر شیعه مرحوم سید بن طاووس که بارها توفیق شرفیابی محضر امام زمان (علیه السلام) نصیبش گشته است، در سفارشی که برای فرزند خویش دارد می‌فرماید:

فرزندم، هر روز دوشنبه و پنجشنبه (اعمال تو خدمت مولایت عرضه می‌شود) کمال خواری و فروتنی خواسته‌های خود را به امام زمانت عرضه بدار و با امام خویش حرف بزن، و بعد از سلام به حضرتش زیارتی را بخوان که از ابتدا آن

سلام الله الکامل التام الشامل العام است [۲۱۹]و سپس بگو:

یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر

آن گاه بگو:

یا مولانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطین.

ای مولای ما، برای گناهانمان استغفار و طلب آمرزش کن، که ما در گذشته از خطا کاران بودیم.

ای آقا و ای مولای من این برخورد برادران یوسف با برادر و پدر خود و عکس العمل آن دو بزرگوار، در برابر آنان است، که بعد از آن همه جنایات و بی مهری‌ها که از آنها سر زد، باز یوسف و پدر بزرگوارش یعقوب (علیه السلام)، بر آنان مهر ورزید و از تقصیر و گناهشان در گذشتند و آنان را مورد عفو و بخشش خویش قرار دادند.

پس اگر من هم مورد پسند و خوشنودی خدا و رسول او و پدران بزرگوار شما و خودتان نیستیم، شما از حضرت یعقوب و یوسف (علیه السلام) سزاوارترید در این که مرا مشمول مهر و بردباری، و کرم و بزرگواری خویش قرار دهید.[۲۲۰]

گفتار هفتم

برترین اوقات استغفار

در طول ساعات شبانه روز، ساعات خاصی به عنوان بهترین ساعات استغفار؛ و در طول هفته، شب و روز خاصی به عنوان برترین روزها برای طلب آمرزش از خداوند؛ و در طول سال، ماه‌های خاصی به عنوان بهترین ماه برای استغفار و عذرخواهی از پروردگار، یاد شده‌اند که باید غنیمت شمرده شوند.

اگر این اوقات را دوران طلایی عمر انسان بنامیم با توجه به آثار گرانبهایی که این ذکر مبارک دارد، سخن گزافی نگفته‌ایم. بلکه گفتار زیبایی است که ریشه در قرآن و کلمات نورانی پیامبر و اهل بیت (علیه السلام) دارد. و کسی که طالب کمال و معنویت و در جستجوی کیمیای سعادت است باید از این فرصتها طلایی، استفاده کند و دل و جان خویش را بدان مزین سازد.

سحر هر شب

یکی از اوقاتی که استغفار در آن از ارزش والایی برخوردار است و آثار پر باری را برای دین و دنیا انسان به ارمغان می‌آورد، وقت سحر است.خداوند در تعریف از بندگان صالح خویش می‌فرماید:

کانوا قلیلا من اللیل ما یهجعون و بالاسحار هم یستغفرون[۲۲۱]

متقین در دنیا چنین بودند که کمی از شب را می‌خوابیدند و در سحرگاهان استغفار می‌کردند.

روش همه انبیا، اوصیا و اولیای خدا نیز بر این بوده که استغفار سحرگاه آنان ترک نگردد؛

چون نیک در یافته بودند که هر کس به جایی رسیده است از بیداری ثلث آخر شب و استغفار در سحر بوده است.

امام صادق (علیه السلام)، در حدیثی نورانی به جایگاه و تعداد استغفار در این ساعت، اشاره می‌کنند، تا شیعیان و دوستانشان از برکات این ساعات محروم نگردند و از این فیض بزرگ بی بهره نباشند حضرتش می‌فرمایند:

استغفر الله فی الوتر سبعین مره[۲۲۲]

در (قنوت) نماز وتر هفتاد مرتبه از خدا طلب آمرزش نما.

استغفار کن.

هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) برای مناجات با خدا در این ساعات بر می‌خاستند در قنوت نماز وتر خود هفتاد مرتبه به خداوند عرض می‌کردند:

استغفر الله ربی و اتوب الیه[۲۲۳]

از پروردگارم طلب آمرزش می‌کنم و به سوی او باز می‌گردم.

امام رضا (علیه السلام) استغفار نماز وتر خویش را بدین صورت می‌گفتند:

استغفر الله و اسئله التوبه.[۲۲۴]

از خدا طلب می‌نمایم و از او درخواست توبه دارم.

و برای تشویق شیعیان، در فضیلت استغفار سحرگاه، بخصوص در قنوت در قنوت نماز وتر، می‌فرماید:

بر شما باد به خواندن نماز شب، هیچ بنده‌ای نیست که آخر شب (در برابر خدا) بایستد، هشت رکعت نماز شب بخواند، سپس دو رکعت نماز شفع و بک رکعت نماز وتر به جا آورد و در قنوت وترش، هفتاد بار خدا آمرزش طلبد و استغفار کند؛ مگر این که از عذاب قبر و عذاب آتش پناه داده مس شود. عمر طولانی می‌گردد و روزیش گشایش می‌یابد.

سپس امام رضا (علیه السلام) فرمودند:

ان البیوت التی یصلی فیها اللیل یزهر نورها لاهل السماء کما یزهر الکواکب لاهل الارض خانه‌هایی که در آن نماز شب خوانده می‌شود (و در سحرگاهش استغفار می‌گردد) نورش برای اهل آسمان می‌درخشد، همان گونه که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد.[۲۲۵] امام صادق (علیه السلام) در حدیث زیبایی مقام استغفار کنندگان در سحرگاهان را چنین می ستایند:

هر کس در قنوت نماز وترش در حالی که ایستاده است، هفتاد مرتبه بگوید: استغفار الله ربی و اتوب الیه و تا یک سال هر شب بر آن مداومت نماید، نامش جزو استغفار کنندگان در سحرها نوشته می‌شود و بهشت بر او واجب می‌گردد.[۲۲۶]

بعد از نافله فجر

دومین ساعتی که در شبانه روز، برای استغفار و درخواست آمرزش از خداوند تعیین گشته است و از فضایل بالایی برخوردار است، بعد از نافله فجر داشتند.[۲۲۷]

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)، استغفار را برای این ساعت ذکر کرده و برکات فراوانی را برای بیان می‌نمایند:

کسی که در این ساعت استغفار کند، خداوند تمام گناهانش را می‌آمرزد، اگر چه گناهانش آسمانها و زمین‌های هفتگانه را پر کرده باشد و به سنگینی کوه‌ها و تعداد قطرات باران و به عدد آنچه در دشت و دریا است، باشد و به همین اندازه برایش حسنات می‌شود.

و هر بنده‌ای که در شب و یا روزی این استغفار را تلاوت می‌کند بمیرد، داخل بهشت می‌گردد، و هیچ گاه فقیر نمی‌شود.[۲۲۸]

سپس پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)، استغفار خاصی را برای این ساعت ذکر می‌کنند.[۲۲۹]

امیرالمومنین (علیه السلام) در این ساعات هفتاد مرتبه از خدا طلب آمرزش می‌کردند، و در هر بار استغفار خاصی را با مضامینی عالی تلاوت می‌نمودند.[۲۳۰]

توجه به متن عالی این استغفار ابواب معرفت حق را به روی انسان می‌گشاید و روشنگر اهمیت در این ساعت است.[۲۳۱]

بعد از نماز صبح

سومین ساعتی که در طول شبانه روز به استغفار در آن سفارش اکید شده است، هر روز بعد از نماز صبح است. برای استغفار در این ساعت، آثار پر باری ذکر شده است.

امام باقر (علیه السلام) در سخنی زیبایی می‌فرمایند:

هر کس بعد از نماز صبح هفتاد مرتبه خدا آمرزش طلبیده و استغفار کند، خداوند او را می‌بخشد؛ اگر در آن روز بیش از هفتاد هزار گناه کند![۲۳۲]

بعد از نماز عصر

چهارمین زمانی که در طول شبانه روز، برای استغفار و عذر خواهی از خداوند، تعیین شده است که دارای برکات فراوانی است.

امام صادق (علیه السلام) در فضیلت استغفار در این ساعت می‌فرمایند:

هر کس بعد از نماز عصر، هفتاد مرتبه استغفار کند و از خدا آمرزش طلبد، خدا در آن روز هفت صد گناه او را می‌آمرزد، و اگر پدرش گناهی نکرده باشد، گناه مادرش را می‌آمرزد و چنانچه مادرش هم بی گناه باشد، گناه برادرش را می‌بخشند؛ و اگر برادرش هم گناهی نداشته باشد، خدا گناه خواهرش را می‌بخشد؛ و اگر برای خواهرش هم گناهی نباشد، گناه سایر اقوام و بستگانش را؛ هر کدام که نزدیکتر به او باشند و گناهی داشته باشند می‌آمرزد.[۲۳۳]

هنگام خواب

پنجمین وقتی که نسبت به استغفار در آن سفارش شده و از عوامل ریزش گناهان، همچون افتادن برگ درختان، شمرده شده است؛ هنگامی خواب است.

امام صادق (علیه السلام) در اهمیت توجه به خدا و طلب آمرزش از آن ذات مهربان در این ساعت می‌فرمایند:

اگر کسی هنگامی که برای استراحت و خوابیدن، به بستر می‌رود صد مرتبه بگوید: لا اله الا الله خدا خانه‌ای در بهشت برایش بنا می‌کند. و اگر صد مرتبه از خدا آمرزش طلبیده و استغفار کند، گناهانش می‌ریزد همان گونه که برگ‌های درخت می‌ریزد.[۲۳۴]

بعد از گفتن تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام

ششمین ساعتی که در شبانه روز، برای استغفار مطلوب دانسته شده و بدان تاکید شده است، بعد از گفتن تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام است که مایه ریزش گناه و دست یافتن به برکات استغفار است.

محمد بن مسلم گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمودند:

هر کس تسبیح حضرت فاطمه علیها السلام را گوید و سپس استغفار کند، تمام گناهانش آمرزیده می‌شود. این تسبیح در زبان صد تسبیح، و در میزان به حساب می‌آید، شیطان را دور می‌سازد و خدای رحمان را خشنود می‌کند.[۲۳۵]

بعد از نماز واجب

هفتمین موردی که استغفار در آن سفارش شده است و عامل ریزش همه گناهان به حساب آمده، بعد از هر نماز واجب است.

امام باقر (علیه السلام) می‌فرمایند:

هر کس بعد از نماز واجب، قبل از آن که از حال نماز خارج شده و پایش را تکان دهد؛ سه مرتبه بگوید:

استغفار الله الذی لا اله هو الحی القیوم ذوالجلال و الاکرام و اتوب الیه[۲۳۶]

خداوند همه گناهانش را می‌بخشد، اگر چه به اندازه کف دریا باشد.

سحر شب جمعه

علاوه بر ساعات شبانه روز، در طول هفته نیز به استغفار در شب و روز خاصی سفارش و تاکید شده است که شایسته دقت و بهره جستن هستند.

مهمترین شبی که در طول هفته به استغفار در آن سفارش شده است، شب جمعه و مخصوصا سحر آن است.

صرف نظر از آیات و روایاتی که برای بیداری در ثلث آخر شب و استغفار در سحر آثار پر باری و عظمتی نقل می‌کند و بیانگر مواظبت تام انبیا، اوصیا و اولیای خدا، نسبت به استغفار در سحرگاهان است؛ در روایات برای شب جمعه و بیداری در سحر آن، ارزش و بهای مضاعفی ذکر شده است و تاکید بیش از حدی، نسبت به بیداری و مناجات با حق طلب آمرزش از خداوند، در این شب دیده می‌شود.

انبیای عظام الهی (علیه السلام) با این که دارای مقام استجابت دعا بودند ولی اگر از آنها تقاضای دعایی می‌شد و به شب جمعه و سحر آن موکول می‌کردند.

برادران یوسف، وقتی برای عذر خواهی از ظلمی که به یوسف روا داشتند، خدمت پدرشان حضرت یعقوب (علیه السلام) رسیدند و از او خواستند که برای آنان استغفار کند؛ یعقوب در جواب گفت:

سوف استغفر لکم ربی.

بزودی برایتان به سوی پروردگارم استغفار می‌کنم.

امام صادق (علیه السلام) در تفسیر این آیه می‌فرماید:

یعقوب (علیه السلام) استغفار برای فرزندانش را به خاطر درک سحر جمعه به تاخیر انداخت.[۲۳۷]

صبح جمعه، قبل از نماز صبح

دومین زمانی که در طول هفته، برای استغفار در آن ثواب خاصی در نظر گرفته شده است و برکاتی را متوجه انسان می‌سازد، روز جمعه بعد از دو رکعت نافله فجر و قبل از نماز صبح است.

ابی حمزه گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می‌فرمودند:

هر کس بعد از نماز نافله‌ای که قبل از نماز صبح در روز جمعه می‌خواند، صد مرتبه بگوید: سبحان ربی و بحمده و استغفر ربی و اتوب الیه.

خداوند منزلی در بهشت، برای او بنا می‌کند.[۲۳۸]

عصر جمعه

سومین وقتی که در طول هفته از ارزش خاصی برخوردار است و به استغفار در آن سفارش اکید شده است، عصر جمعه است. از روایات زیادی استفاده می‌شود که روز جمعه همچون شب جمعه، دارای فضیلت و شرافتی است و به دعای در آن سفارش فراوانی شده است؛ و یکی از اوقات استجابت دعا عصر جمعه می‌فرمایند:

کسی که بعد از عصر روز جمعه (هنگام غروب آفتاب)، هفتاد مرتبه بگوید: استغفر الله و اتوب الیه خداوند همه گناهان گذشته اش را بیامرزد و در باقی مانده عمرش او را از گناه حفظ کند و اگر گناهی برایش ثبت نشده باشد گناه پدر و مادرش را می‌آمرزد.[۲۳۹]

ماه رجب

در میان ماه‌های سال، از ماه‌های خاصی به عنوان ماه استغفار و روی آوردن به خداوند برای طلب آمرزش، یاد شده است. و می‌توان این ماه‌ها را بهار مغفرت الهی نامید. در این میان، ماه رجب دارای فضایل زیادی است و نسبت به عبادت و استغفار در آن، تاکید فراوانی شده است.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله)، در سخن پر باری به اهمیت استغفار در این ماه اشاره می‌کنند:

رجب شهر الاستغفار لامتی، اکثروا فیه من الاستغفار فانه غفور رحیم و شعبان شهری، استکبروا فی رجب من قول استغفر الله و اسالوا الله الاقاله و التوبه فیما مضی و العصمه بقی من اجالکم... و سمی شهر رجب الاصب لان الرحمه تصب علی امتی صبا.[۲۴۰]

رجب، ماه استغفار و آمرزش طلبیدن برای امت من است. در این ماه زیاد استغفار کنید، که خداوند بسیار آمرزنده مهربان است. و ماه شعبان ماه من است. در ماه رجب، زیاد بگویید استغفرالله و از خدا بخواهید که از تقصیرتان در گذرد، و توبه شما را نسبت به گذشته بپذیرد، و نسبت به باقی مانده عمرتان شما را از خطا و لغزش نگاه دارد.

به ماه رجب، ماه اصب گفته شده است، زیرا در این ماه، در حدیث دیگری پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)، گفتن استغفار در ماه رجب را (با کیفیت و تعداد خاصی) سبب عاقبت به خیری و عامل دست یافتن به پاداش صد شهید شمرده‌اند:

هر کس در ماه رجب صد بار بگوید:

استغفر الله الذی لا اله الا هو وحده لا شریک له و اتوب الیه

و آن را با صدقه‌ای ختم کند، خداوند عاقبت او را به رحمت و آمرزش خودش، ختم می‌فرماید.

و هر کس این استغفار را چهارصد بار بگوید، خداوند پاداش صد شهید را برایش می‌نویسد و زمانی که در قیامت خدا را ملاقات کند، خداوند به او می‌گوید: تو به سلطنت من اقرار کردی، اکنون هر آرزویی داری از من بخواه تا به تو عطا کنم، به راستی که قدرتمندی غیر از من نیست.[۲۴۱]

سید بن طاووس در کتاب اقبال گوید: در روایتی چنین آمده است:

هر کس در ماه رجب از خدا آمرزش طلبد، استغفار کرده و از خدا درخواست توبه کند و هفتاد مرتبه در صبح و هفتاد مرتبه در شب بگوید: استغفرالله و اتوب الیه و بعد از آن که هفتاد مرتبه تمام شد، دست‌هایش را بلند کرده و بگویید: اللهم اغفرلی و تب علی اگر در ماه رجب بمیرد، در حالی از دنیا رفته است که خدا از او راضی است و از برکت ماه رجب آتش او را فرا نمی‌گیرد.[۲۴۲]

ماه شعبان

دومین ماهی که می‌توان از آن به عنوان بهار استغفار یاد کرد و بهترین عمل در آن را، استغفار و طلب آمرزش از خداوند دانست؛ ماه شعبان است.

ابراهیم بن میمون گوید: از امام صادق (علیه السلام) سوال کردم: برترین دعا در ماه شعبان چیست؟

حضرت (علیه السلام) فرمودند: استغفار.

آنگاه فرمودند: هر کس در ماه شعبان روزی هفتاد مرتبه استغفار بگوید همچون کسی است که در ماه‌های دیگر، هفتاد هزار بار استغفار گفته باشد.

من گفتم: چگونه در این ماه استغفار کنم؟

فرمودند: بگو: استغفرالله و اساله التوبه.[۲۴۳]

در روایات متعددی به استغفار هر روز ماه شعبان تاکید شده است. و برکات فراوانی برای آن ذکر گردیده است.

امام رضا (علیه السلام) در حدیث پر باری می‌فرمایند:

هر کس در ماه شعبان، روزی هفتاد بار استغفار کند، خداوند روز قیامت او را همراه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) محشور می‌گرداند و بر خدا واجب می‌شود او را گرامی بدارد.[۲۴۴]

ریان بن صلت در فضیلت استغفار هر روز ماه شعبان حدیث دیگری را از امام رضا (علیه السلام) روایت می‌کند که: از آن حضرت شنیدم می‌فرماید:

هر کس در ماه شعبان هر روز هفتاد مرتبه بگوید: استغفرالله و اسئله التوبه خداوند نامه بیزاری از آتش و جواز عبور از صراط را برایش می‌نویسد، و او را در القرار (بهشت) داخل می‌گرداند.[۲۴۵]

در سخن زیبای دیگر، امام رضا (علیه السلام) می‌فرمایند:

کسی که در ماه شعبان هفتاد بار از خدا طلب آمرزش که خداوند گناهانش را می‌بخشد، هر چند به تعداد ستارگان باشد.[۲۴۶]

ماه رمضان

مهمترین ماهی که در سال به آمرزش طلبی و استغفار در آن سفارش اکید شده است، ماه مبارک رمضان است. ماهی که ماه رحمت مغفرت، برکات، انابه، توبه و ماه آزادی از آتش نام گرفته است.[۲۴۷]

ماهی که اگر کسی با نیتی پاک و راسخ، سی روزش را روزه بدارد و خدا را در نظر داشته باشد، همه گناهانش آمرزیده می‌شود.[۲۴۸]

ماهی که وقتی فرا می‌رسید، امام سجاد (علیه السلام) جز دعا، تسبیح، تکبیر و استغفار، سخن دیگری نمی‌گفت.[۲۴۹]

ماهی که در آن، دست و پای شیطان و مریدانش، در غل و زنجیر است و درهای آسمان باز، ابواب رحمت حق گشوده، درهای جهنم بسته، و در دعای در آن مستجاب است و هنگام افطار گروه‌های زیادی از آتش آزاد می‌گردند و در هر شبش منادی خداوند فریاد می‌زند: آیا سوال کننده‌ای هست (که از خدا حاجتی بخواهد)؟ آیا استغفار کننده‌ای هست (که از خدا آمرزش طلبد و خدا او را بیامرزد)؟. [۲۵۰]

آمرزش خداوند در رمضان آن چنان گسترده است که اگر کسی این ماه را درک کند و اعتقاد و عملش به گونه‌ای نباشد که خدا او را بیامرزد، از رحمت خدا دور گشته است[۲۵۱]. تا سال دیگر آمرزیده نمی‌شود مگر آن که روز عرفه و صحرای عرفات را درک کند.[۲۵۲]

دست یافتن به آمرزش خداوند در این بهار مغفرت، به قدری سهل و آسان است که اگر کسی وارد این ماه شود و کاری نکند که خدا او را بیامرزد، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آن را نشانه شقاوت و بدبختی وی شمرده و می‌فرمایند:

ان الشقی من حرم غفران الله فی هذا شهر المبارک.[۲۵۳]

شقی و بدبختی کسی است که از آمرزش خداوند در این ماه مبارک محرور گردد.

شکی نیست که بهترین وسیله برای آمرزش، استغفار و طلب آمرزش نمودن از خداوند است. لذا امیرالمومنین (علیه السلام) با تاکید هر چه بیشتر به استغفار در این ماه اشاره می‌کنند: علیکم فی شهر رمضان بکثره الاستغفار و الدعاء فانا الدعاء فیذفیع به عنکم و اما الاستغفار فیمحی ذنوبکم.[۲۵۴]

بر شما به زیاد استغفار گفتن دعا کردن در ماه مبارک رمضان، که دعای زیاد بلا را از شما دور می‌سازد و استغفار فراوانی گناهان شما را نیز نابود می‌کند.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نیز در خطبه‌ای که قبل از ماه مبارک رمضان ایراد کردند، چنین فرمودند:

یا ایها الناس... توبوا الی الله من ذنوبکم... ایها الناس ان انفسکم مرهونه باعمالم ففکوها باستغفارکم[۲۵۵]

ای مردم، در این ماه از گناهانتان به سوی خدا باز گردید... ای مردم، جانهای شما در گرو اعمال شماست. جان خویش را با استغفار که می‌کنید، آزاد سازید.

پس با توجه به این دعا، استغفار شمرده شده است؛ چقدر زیبا است که ورد شب و روز خویش را، در این ماه نورانی و پر نور و پر برکت، استغفار و عذر خواهی از خداوند متعال قرار دهیم، تا به همه آثار مادی و برکات معنوی این ذکر مبارک دست یابیم.

گفتار هشتم

انواع استغفار و برکات هر یک

یکی از پرسش‌های مهم در زمینه استغفار، این است که: چگونه استغفار کنیم؟. چه استغفاری مجرب تر است، و ما را در دست یافتن به آثار و برکات استغفار زودتر به مقصد می‌رساند؟

پاسخ این سوال به صورت پراکنده در الهامات پیامبر و اهل بیت پاکش (علیه السلام) آمده است، و با توجه به موارد گوناگونی که، نسخه‌های متفاوت استغفار برای آن تجویز شده است، به میزان فهم و ظرفیت اشخاص، برای هر نوع استغفار، آثار خاصی ذکر گردیده است. و هر یک جایگاه ویژه‌ای دارد و اثر خاصی را ایفا می‌کند. و در اکثر موارد آثار مشترکی نیز دارند.

این بدان خاطر است که همانگونه که بدن انسان، به غذاها، میوه‌ها، سبزی‌ها و نوشیدنی مختلف احتیاج دارد؛ تا انواع ویتامین‌های لازم بدن تامین شود. و اکتفا کردن به یک نوع خوردنی یا نوشیدنی، باعث نارسایی‌ها و کمبودهایی در بدن او گردد و سلامت جسمش را به خطر می‌اندازد؛ روح بشر نیز محتاج به انواع عبادات، اذکار و ادعیه است؛ که هر نوعی از آنها مکمل نوع دیگر است و از تاثیر آنها در شادابی و سبکبالی روح انسان، نباید غافل گشت در مورد استغفار نیز، این مساله رعایت شده است. از آن جا که گناهان انسان انواع مختلفی دارد، هر گناهی استغفاری مخصوص لازم دارد، در تعالیم نورانی قرآن و اهل بیت (علیه السلام) به تلاوت استغفارهای گوناگون سفارش شده است.

در نسخه‌های استغفار که از معصومین (علیه السلام) رسیده است، به مناسبت‌های گوناگون نوع خاصی از استغفار ذکر گردیده است که باید قرائت شود. همچنین در بسیاری از موارد، زمان و تعداد آن نیز مشخص شده است. پس شایسته است، انسانی که شیفته کمال و در جستجوی گل‌های هدایت است. در گلستان استغفار قدم گذارد و از هر شاخه‌ای گلی بچیند. مشام جانش را به انواع عطر و مشام جانش را به انواع عطرهای دل انگیز آنها، معطر سازد.

در این بخش کتاب، ما ابتدا به نمونه‌های مختلف استغفار و آثار پر بار آن اشاره می‌کنیم تا آن دسته از راهیان کوی دوست، که تشنه شربت گوارای بزرگی و کرامت، و دلباخته پرواز در آسمان معنویت، و شیفته صعود بر قله‌های بلند کمال و فضیلت هستند؛ با توجه به فرازهای متفاوت این ذکر پر بار و تلاوت انواع گوناگونش، هستی خویش را از زندان تاریک گناهان رهانیده و دل و جان خود را به انوار سخنان نورانی معصومین (علیه السلام)، روشن سازند. البته در لابلای بحث، به استغفار مجرب نیز، اشاره‌ای خواهیم داشت.

استغفار برای نوشته نشدن گناه در نامه عمل

یکی از انواع استغفار، استغفاری است که عبارات مختلف در روایات ذکر شده است و کمترین اثر آن جلوگیری از نوشته شدن گناه در نامه عمل انسان است.

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند:

کسی که مرتکب گناهی می‌گردد، هفت ساعت به او مهلت داده می‌شود، اگر سه مرتبه گفت: استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم.

از خداوند، طلب آمرزش می‌کنم، خدایی که معبودی جز او نیست زنده‌ای ازلی و ابدی و سرپرستی بی همتا است

آن گناه در نامه عملش نوشته نمی‌شود.[۲۵۶]

در حدیث دیگر، امام صادق (علیه السلام) همین پاداش را برای این نوع استغفار، با مختصر تضافه‌ای، بیان می‌کنند، متن استغفار در این روایت چنین است:

استغفر الله الذی لا اله الا هو الحی القیوم ذوالجلال و الاکرام و اتوب الیه[۲۵۷]

از خداوند، طلب آمرزش می‌کنم، خدایی که معبودی جز او نیست زنده‌ای ازلی و ابدی، سرپرستی بی همتا و صاحب جلالت و جوانمردی است به سوی توبه او توبه می‌کنم.

این اثر در روایتی، برای استغفار دیگری نیز بیان گردیده است، با توجه به این که از نکات ارزنده و زیبایی برخوردار است تمام حدیث را ذکر می‌کنیم.

امام صادق (علیه السلام) حدیثی از جدشان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) روایت می‌کنند که در بخشی از آن رسول خدا می‌فرمایند:

بنده تصمیم می‌گیرد عمل نیکی را انجام دهد. اگر بعد از تصمیم، آن را انجام نداد، خدا به خاطر نیت نیکش ثواب یک حسنه برایش می‌نویسد. ولی اگر براساس نیتش عمل کرد ثواب ده حسنه برای او قرار می‌دهد.

همین بنده تصمیم می‌گیرد گناهی را مرتکب شود، چنانچه آن را انجام ندهد، هیچ چیز در نامه عملش نوشته نمی‌شود و اگر مرتکب آن گشت، هفت ساعت مهلت داده می‌شود، فرشته ماموری که کارهای نیک را ثبت می‌کند، به فرشته مامور کارهای زشت - که فرشته سمت چپ است - می‌گوید: عجله نکن شاید پس از گناه، عمل نیکی انجام دهد که آن را از بین ببرد: چرا که خداوند می‌فرماید:

ان الحسنات یذهبن السیئات.[۲۵۸]

به راستی، اعمال نیک، اعمال بد را از بین می‌برد.و شاید توبه و استغفار کند.

اگر این بنده بگوید:

استغفرالله الذی لا اله الا هو، عالم الغیب و الشهاده، العزیز الحکیم، الغفور الرحیم، ذوالجلال و الاکرام و اتوب الیه

از خدا، طلب آمرزش می‌کنم، خدایی که معبودی جز او نیست، دانای نهان و آشکار، ارجمند و نیرومند و صاحب حکمت است؛ (نسبت به گنهکاران) بسیار آمرزنده و (نسبت به مؤمنان) بسیار مهربان و صاحب جلالت و جوانمردی است. و به سوی توبه می‌کنم؛

چیزی در نامه عملش نوشته نمی‌شود.

ولی اگر هفت ساعت بگذرد، حسنه‌ای انجام ندهد و توبه و استغفار هم نکند، مامور حسنات به مامور سیئات می‌گوید:

اکتب علی الشقی المحروم

بنویس گناه او را (بخاطر انجام ندادن عمل نیک و ترک توبه و استغفار) شقی و بدبخت، و از زحمت خدا محروم گردید.[۲۵۹]

استغفار برای بخشش تمام گناهان

استغفار دیگری که امامان (علیه السلام) بدان سفارش کرده‌اند، استغفار کوتاهیست که کمترین اثر آن، آمرزش همه گناهان است.

هر کس بعد از نماز واجب و قبل از آن که از حالت نماز خارج شود و پایش را تکان دهد؛ بگوید:

استغفر الله الذی لا اله الا الحی القیوم ذوالجلال و الاکرام و اتوب الیه

از خداوند، آمرزش می‌طلبم، خدایی که معبودی جز او نیست، زنده‌ای ازلی و ابدی و سرپرستی بی همتا و صاحب جلالت و جوانمردی است به سوی او توبه می‌کنم. خداوند همه گناهانش را می‌آمرزد، اگر چه گناهانش به اندازه کف دریا باشد.[۲۶۰]

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این اثر را برای استغفار دیگری، در ضمن سفارش هایشان به امیرالمومنین (علیه السلام) بیان می‌فرمایند:

ای علی، هر کس هنگام که سوار مرکب شد، آیه الکرسی را تلاوت کند و سپس بگوید: استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم و اتوب الیه اللهم اغفرلی ذنوبی، انه لا یغفر الذنوب الا انت.

از خداوند، آمرزش می‌طلبم، خدایی که معبودی جز او نیست زنده‌ای ازلی و ابدی، سرپرستی بی همتا است، و به سوی او توبه می‌کنم. خدایا گناهانم را ببخش، که کسی جز تو گناهان را نمی‌بخشد.

سید الکریم (خداوند) خطاب به ملائکه می‌فرماید:

ای فرشتگان من، بنده من داند که غیر از من کسی گناهان او را نمی‌بخشد. شما شاهد باشید که من همه گناهان او را آمرزیدم.[۲۶۱]

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در سخن زیبایی دیگری، برای استغفاری که قبل از خواب تلاوت می‌شود نیز همین اثر را ذکر می‌فرمایند:

هر کس هنگامی که برای خوابیدن به بستر می‌رود، سه مرتبه بگوید: استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم و اتوب الیه خداوند همه گناهان او را می‌بخشد، اگر چه گناهانش مثل کف دریا، به تعداد برگ درختان و ریگ‌های انباشته بیابان و به عدد روزهای دنیا باشد.[۲۶۲]

استغفاری برای آمرزش چهل گناه کبیره در روز

نوع دیگر استغفار، استغفاریست که به تلاوت آن با حال ندامت و پشیمانی، سفارش شده است و اثرش آمرزش چهل گناه کبیره است.

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند:

هر مومنی که شبانه روز چهل گناه کبیره انجام دهد و با حالت ندامت و پشیمانی (از کردار زشت خویش) بگوید:

استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم بدیع السماوات و الارض . ذوالجلال و الاکرام ، و اساله ان یصلی علی محمد و آل محمد و ان یتوب علی .

از خداوند، طلب آمرزش می‌کنم، خدایی که معبودی جز او نیست، زنده‌ای ازلی و ابدی، سرپرستی بی همتا، پدید آورنده آسمان‌ها و صاحب جلالت و جوانمردی است. از او می‌خواهم که بر محمد و آل محمد درود فرستد و توبه مرا بپذیرد.

خداوند همه گناهان او را می‌بخشد و کسی که در روز بیش از چهل گناه کبیره انجام دهد خیری در او نیست.[۲۶۳]

دو فرشته مامور، نامه اعمال زشت را پاره می‌کنند

زیباترین استغفار از نظر پاداش، استغفار است که بعد از نماز عصر خواندنش مطلوب است. و اگر هر روز تلاوت گردد، فرشتگان مامور انسان موظف می‌شوند، نامه اعمال زشت استغفار کننده را پاره کنند.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می‌فرمایند:

هر کس بعد از نماز عصر هر روز، روزی یک بار بگوید:

استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم، الرحمن الرحیم، ذوالجلال و الاکرام، و اساله ان یتوب علی توبه عبد ذلیل خاضع فقیر بائس مسکین ( مستکین) مستجیر لا یملک لنفسه نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حیاه و لا نشورا

از خداوند، طلب آمرزش می‌کنم، خدایی که معبودی جز او نیست، زنده‌ای ازلی و ابدی، بخشنده و مهربان، صاحب جلالت و جوانمردی است. و از او می‌خواهم که توبه مرا بپذیرد، بسان (پذیرش) توبه بنده خواری که فروتن و تهیدست، نیازمند و درمانده، و حقیر و پناهنده گشته مالک هیچ سود و زیان، مرگ و حیات و دوباره زنده شدنی نیست.

خداوند به دو ملک مامور او دستور می‌دهد که نامه کردار زشت او را، هر چه هست، پاره کنند.[۲۶۴]

استغفاری برای دست یافتن به گنج علم با مال

یکی از انواع استغفار که تلاوت آن به تعداد خاصی برای حل مشکلات اقتصادی یا علمی به تجربه رسیده است، استغفار است که خواندن آن به مدت دو ماه، روزی چهارصد مرتبه سفارش شده است.

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند:

هر کس تا دو ماه روزی چهارصد بار پی در پی بگوید:

استغفر الله لا اله الا هو الرحمن الرحیم، الحی القیوم، بدیع السماوات و الارض، من جمیع ظلمی و جرمی و اسرافی علی نفسی و اتوب الیه

از خداوند، طلب آمرزش می‌کنم، خدایی که معبودی جز او نیست، زنده‌ای ازلی و ابدی، سرپرستی بی همتا و پدید آورنده آسمانها و زمین است. از همه ستمی که به خود کرده و جرمی که مرتکب گشته‌ام و اسراف و زیاد روی که بر نفس خویش روا داشته‌ام (آمرزش طلبیده) و به سوی او باز می‌گردد؛ یا گنجی از علم به او داده می‌شود، یا گنجی از مال و ثروت روزیش می‌گردد.[۲۶۵]

استغفاری برای ثبت در مستغفرین بالاسحار

استغفار دیگری که ذکر پیامبر (صلی الله علیه وآله) در سحر و در هر روز عمرشان بوده است، استغفار است که مداومت بر آن، به مدت یک سال، باعث می‌شود نام در شمار استغفار کنندگان در سحرها نوشته شود، و عامل مهمی برای ورود شیعیان و دوستان امیرالمومنین (علیه السلام) به بهشت است.

امام صادق (علیه السلام) در حدیث زیبایی می‌فرمایند:

هر کس در نماز وتر (یک رکعت آخر نماز شب، هنگام قنوت) هفتاد مرتبه بگوید:

استغفرالله ربی و اتوب الیه و مدت یک سال هر شب بر آن مداومت نماید. خداوند در نزد خویش او را استغفار گویان در سحرگان می‌نویسد و آمرزش و مغفرت خدا خویش واجب می‌شود.[۲۶۶]

استغفار پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در نماز شب همین استغفار بوده است.

علاوه بر این حضرتش روزی هفتاد مرتبه می‌فرمودند: استغفرالله ربی و اتوب الیه و اهل بیت آن حضرت (علیه السلام) و صالحین از اصحابشان نیز به همین عمل می‌کردند.[۲۶۷]

استغفار برای آمرزش هفت صد گناه

کوتاهترین استغفاری که در روایات، بدان اشاره شده است، استغفاری است که ذکر پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیز بوده است و باعث آمرزش هفت صد گناه انسان در روز می‌گردد. این نوع استغفار برای همه افراد با فرصت‌های شغلی مختلفی که دارند، قابل استفاده است. به گونه‌ای که در میسر رفت و آمد و سایر فرصت‌های بیکاری خویش، می‌توانند آن را تلاوت کنند و از برکات آن بهره مند شوند.

امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید:

هر کسی روزی هفتاد بار بگوید: استغفرالله خداوند هفت صد گناه او را می‌آمرزد. و در بنده‌ای که روزی هفت صد گناه می‌کند، خیری نیست.[۲۶۸]

در اهمیت و شرافت این ذکر همین بس که امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: برنامه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) چنین بود که روزی هفتاد بار استغفار کرده و هفتاد مرتبه به سوی خدا توبه می‌کردند.

حارث می‌گوید: من گفتم: یعنی هفتاد مرتبه می‌گفتند: استغفر الله ربی و اتوب الیه؟

امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

روش آن چنین بود که هفتاد مرتبه (به درگاه خدا) عرضه داشتند: استغفرالله استغفرالله... و هفتاد مرتبه می‌گفتند: و اتوب الی الله، و اتوب الی الله....[۲۶۹]

استغفاری برای ثروت بی گمان

گفتن استغفار همراه با اذکار دیگری، بار معنوی آن را بیشتر می‌کند، به همین خاطر امامان (علیه السلام) برای حل مشکلات دوستان و شیعیانشان، گاهی تلاوت استغفار را همراه با اذکار دیگر سفارش می‌نمودند، که این خود یکی از انواع استغفار به شمار می‌آید و نقش به سزایی در در روا ساختن خواسته‌های انسان دارد.

ابی جعفر شامی گوید: در شام مردی به نام هلقام بود، او این حدیث را برایم نقل کرد که: خدمت مولایم موسی بن جعفر (علیه السلام) رفتم و عرض کردم: به من دعایی تعلیم نمایید که جامع دنیا و آخرت باشد و مختصر هم باشد.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب این ذکر را بگو:

سبحان الله العظیم و بحمده استغفرالله و اساله من فضله

منزه است خدایی که با عظمت است و به حمد و ستایش او مشغولم، از خداوند آمرزش می‌طلبم و از فضل و عنایتش سوال می‌کنم.

هلقام گفت: وضعیت من در میان خاندانم از همه بدتر بود، نمی‌دانم چه شد که (بعد از تلاوت این ذکر شریف) ناگهان ارثی از طرف شخصی به من رسید که فکر نمی‌کردم بین او و من پیوند خویشاوندی باشد، به حدی وضع مالی و اقتصادیم رونق یافت که امروز توانگرترین فرد در میان بستگان خود هستم، این برکات نبود مگر به خاطر آنچه بنده صالح خدا، مولایم حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) به من آموخت.[۲۷۰]

استغفار برای محبوبیت نزد خدا و استجابت دعا

نمونه دیگر طلب آمرزش از خداوند که در روایات متعددی بدان سفارش شده است و فضایل زیادی برایش نقل گردیده است، گفتن اتوب الی الله است، که آثار و برکات فراوانی را برای انسان به ارمغان می‌آورد. پیامبر و امامان معصوم (علیه السلام) مواظبت تامی بر تلاوت این ذکر داشته‌اند.

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند:

خدا مومنی را دوست دارد که زیرک باشد و زیاد توبه کند. آن گاه فرمودند: رسول خدا بدون آن که گناهی کرده باشد، روزی هفتاد بار توبه می‌کردند.

حارث گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم آیا پیامبر (صلی الله علیه وآله) (ذکر توبه را چنین) می‌فرمودند: استغفر الله و اتوب الیه؟

فرمودند رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می‌فرمودند: اتوب الی الله.[۲۷۱]

بی جهت نیست که در شب عید فطر - که شب نتیجه گیری از عبادات و روزه‌های ماه مبارک رمضان است- گفتن این ذکر صد مرتبه سفارش شده است و اثر آن، استجابت دعا و رواگشتن حاجت، ذکر گردیده است.

حارث اعور گوید: عادت مولایم امیرالمومنین (علیه السلام) این بود که شب عید فطر، دو رکعت نماز می‌خواندند، در رکعت اول بعد از حمد هزار مرتبه آن را تلاوت می‌فرمودند، سپس به رکوع می‌رفتند و پس از آن سجده می‌رفتند و صد بار می‌گفتند: اتوب الی الله سپس می‌فرمودند

یا ذالمن و الطول، یا مصطفی محمد صل علی محمد و آله و افعل بی

کذا و کذا

ای خدایی که صاحب منت و سخاوتی، ای خداوندی که صاحب انعام و برتری هستی، ای برانگیزنده محمد و آلش درود فرست و با من چنین و چنان کن (حاجتم را بر آور .

و چون سر از سجده بر می‌داشتند، چهره نورانیشان را به طرف ما برگردانده و می‌فرمودند: و الذی نفسی بیده لا یفعلها یسال الله تعالی شیئا الا اعطاه، فلو اتاه من الذنوب بعدد رمل عالج غفرالله تعالی له.

سوگند به آن کس که جان در دست اوست، هیچ کس این عمل را انجام نمی‌دهد و از خدا حاجتی نمی‌خواهد مگر این که خدا حاجتش را به او عطا می‌فرماید. اگر کسی با؟ له باری از گناه به تعداد ریگ‌های روی هم انباشته شده، به درگاه او روی آورد (و این ذکر را بگوید)، خدا را می‌آمرزد.[۲۷۲]

مهمترین این که: یکی از اعمال شب قدر، گفتن این ذکر شریف در حال سجده است که استجابت دعا را برای انسان به ارمغان می‌آورد.

حسن بن راشد حدیثی را از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند که بعضی از اعمال شب قدر را در بیان می‌کنند، در بخشی از آن می‌فرمایند:

وقتی نماز مغرب و عشایت را خواندی، دستهایت را بلند کن و بگو:

یا ذالمن ذا الطول (و الطول) با ذالجود یا مصطفی محمد و ناصره، صل علی محمد و آله و اغفرلی کل ذنب احصیته و هو فی عندک فی کتاب مبین.

ای خدایی که صاحب نعمت هستی و بر بندگانت منت داری ای کسی که صاحب برتری هستی، ای کسی که صاحب جود و سخاوتی، ای برانگیزنده محمد و یاور او، بر محمد و آلش درود فرست و هر گناهی (که از من سر زده و) تو آن را شماره کرده‌ای و در نزد تو در کتاب مبین ثبت گردیده است ببخشای.

سپس به سجده رفته و صد بار در حال سجده می‌گوید: اتوب الی الله.

بعد حاجاتت را می‌خواهی انشاءالله بر آورده می‌شود.[۲۷۳]

چقدر مناسب و بجاست که منتظران و دلباختگان امام زمان (علیه السلام) بعد از انجام این عمل در شب عید فطر و شبهای قدر، که وعده استجابت داده شده است، تعجیل ظهور مولا مظلوم خویش را از خدا بخواهند و این دعا را ورد زبان خویش سازند که:

اللهم عجل لولیک الفرج

به این امید که آن یار سفر کرده که این شبها، بعد از مناجات با خدای خویش، دست به دعا بر می‌دارد، دعا کنندگان برای ظهورش را نیز از دعای پر بارش بهره مند ساخته؛ آنها را از خاطر عاطرش دور نگرداند و برای گناهانش استغفار نماید.

استغفار برای نجات از سختی‌های قیامت

نامه برائت از آتش به انسان داده می‌شود

مجوز عبور از صراط برایش نوشته می‌شود

در دارالقرآن ساکن می‌گردد

گرچه هر نوع استغفار، در زمان، محبوب خدا است، و آثار پر برای انسان دارد. ولی گفتن بعضی از اذکار در برخی اوقات، از پاداش و سفارش شده است، گفتن: استغفر الله و اسئله التوبه است.

تلاوت کردن این نوع استغفار در هر روز ماه شعبان، هزار برابر پاداش دارد و موجب نجات یافتن از سختی‌ها قیامت است.

ریان بن صلت گوید: از مولایم علی بن موسی الرضا (علیه السلام) شنیدم که می‌فرمودند: هر کس در هر روز ماه شعبان، هفتاد بار بگوید، استغفرالله و اساله التوبه خداوند نامه‌ای به عنوان برائت از آتش برایش می‌نویسد و مجوزی برای عبور از صراط برای او صادر می‌کند و او را در دار القرآن (بهشت) ساکن می‌نماید.[۲۷۴]

گفتن این استغفار، اگر در ماه شعبان باشد هزار برابر استغفار در ماه‌های دیگر است. و برترین عمل در این ماه شمرده شده است.

ابراهیم بت میمون گوید: از امام صادق (علیه السلام) سوال کردم: برترین دعا در ماه شعبان چیست؟

فرمودند: استغفار. آن گاه فرمودند:

هر کس در ماه شعبان روزی هفتاد بار استغفار بگوید مثل کسی است که در ماه‌های دیگر غیر از ماه شعبان هفتاد هزار بار استغفار گفته است.

من گفتم: چگونه در این ماه استغفار کنم؟

فرمودند: بگو استغفرالله و اسئله التوبه.[۲۷۵]

استغفار امام رضا (علیه السلام) در قنوت نماز وتر، همین استغفار بوده است.[۲۷۶]

استغفاری عجیب و مشکل گشا

باعث آمرزش گناه گذشته انسان می‌شود

از گناه در آینده محفوظ می‌ماند

اگر گناهی نداشته باشد، خدا پدر و مادرش را می‌آمرزد

یکی از انواع استغفار در موارد متعددی به قرائت آن سفارش شده است و آثار مادی و برکات معنوی فراوانی برایش ذکر گردیده است، و نتیجه بخش بودن آن هم به تجربه ثابت شده است؛ ذکر شریف استغفر الله و اتوب الیه است.

یکی از اوقات، عصر روز جمعه که در فضیلت استغفار در این ساعت امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند:

هر کس بعد از عصر روز جمعه هفتاد مرتبه بگوید: استغفر الله و اتوب الیه.

خداوند گناه گذشته او را می‌آمرزد و در باقی مانده عمرش او را از گناه حفظ می‌کند و چنانچه گناهی نداشته باشد، گناهان پدر و مادرش را می‌بخشد.[۲۷۷]

وجوب آمرزش خداوند را در پی دارد

نام انسان در شمار استغفار گریان در سحرها نوشته شود

بهشت برایش واجب می‌شود

امام صادق (علیه السلام) برای تلاوت این نوع استغفار، در صورتی که در نماز وتر (رکعت آخر نماز شب) باشد، اثر دیگری بیان کرده‌اند:

کسی که در آخر (قنوت) نماز وتر در سحر، هفتاد بار بگوید: استغفار الله و اتوب الیه آمرزش (خداوند) برای واجب می‌شود.[۲۷۸]

و نیز در سخن زیبای دیگری می‌فرمایند:

اگر این ذکر را هفتاد بار در حال ایستاده در (قنوت) نماز وترش بگوید، و یک سال بر آن مواظبت کند، (نام او) نزد خداوند در شمار استغفار گویان در سحرها نوشته می‌شود و بهشت برایش واجب می‌گردد.[۲۷۹]

و در حدیث سومی همین اثر، برای گفتن این این نوع استغفار، چهل شب در نماز وتر، بدون عبارت بهشت برایش واجب می‌گردد ذکر شده است[۲۸۰]

برایش گشایش در امور و حل مشکلات سخت

گفتن این استغفار در حل معضلات سخت زندگی به تجربه رسیده است و گره‌های کور بسیاری از افراد، با همین ذکر باز شده است! آنچه مهم به نظر می‌رسد تعداد است که در حدیث پر باری سی هزار بار ذکر شده است و اشخاص متعددی با تلاوت آن به این تعداد، به حوایج خود دست یافته‌اند.

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در حدیث زیبایی می‌فرمایند:

هر کس مشکلی طاقت فرسا پیدا کرد، یا مصیبتی سخت بر او وارد شد، یا در زندگی به تنگنا افتاد، سی هزار بار بگوید: استغفرالله و اتوب الیه در این صورت خداوند گره از کارش می‌گشاید و گشایشی در زندگی او قرار می‌دهد.[۲۸۱] و چگونه چنین اثر پر باری نداشته باشد، در حالی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در سخن نورانی دیگری اثر گفتن این نوع استغفار را چنین بیان می‌فرمایند:

چهار چیز است که در هر کس باشد در نور عظیم خدا وارد گشته است:

۱- کسی که نگه دار کارش شهادت به این باشد که: معبودی در عالم جز خدای یکتا نیست. و من رسول خدایم.

۲- کسی که هر گاه مصیبتی به او رسد بگوید: انا لله و انا الیه راجعون

۳- کسی که هر به خیری دست یافت بگوید الحمدالله.

۴- کسی که هر گاه گناهی مرتکب شد بگوید: استغفر الله و اتوب الیه.[۲۸۲]

تردیدی نیست که اگر کسی با گفتن این اذکار، در نور اعظم خدا داخل شود، قطعا از ظلمت گناه و انحراف و سایر تاریکی‌ها نیز بیرون رفته است. و گر نه محال است داخل در نور حق گردد، بی تردید کسی که از این ظلمت خارج شود و در نور خدا داخل گردد، ذات بی مثال حق عهد دار امورش می‌شود و او را از رنج‌ها و تنگناهای زندگی نجات می‌دهد و زندان تاریک دنیا را برایش بهشت روشن آرامش، معنویت و انس با خدا می‌سازد و در همه مشکلات و ناملایمات، فرج و گشایشی برایش قرار می‌دهد.

چه زیبااست!که شیعه گنهکار، به نیت برطرف شدن موانع فرج مولای عزیزش - که گناه شیعیان یکی از آنها است - همین استغفار را به تعداد مذکور - سی هزار بار - در اوقات استجابت دعا؛ تلاوت کند؛ تا هم گناهش ریخته و غمی از دل مولای غریبش برداشته شود و هم مقدمات خلاصی یوسف زندانی فاطمه علیها السلام را از غیبت فراهم کرده باشد! و در ضمن خداوند گره از کارش بگشاید.

خانه‌ای در بهشت برای گوینده استغفار

نمونه دیگر استغفار که بعد از نافله صبح روز جمعه، تلاوت می‌شود، ذکر استغفر الله ربی و اتوب الیه است، که تلاوت آن هر ماه تسبیح خداوند است و سبب دست یافتن به منازل بهشتی.

ابی حمزه گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می‌فرمودند:

کسی که بعد از دو رکعت نافله صبح قبل از نماز واجب روز جمعه، صد بار بگوید: سبحان ربی و بحمده و استغفر ربی و اتوب الیه، خداوند منزلی در بهشت برایش بنا می‌کند.[۲۸۳]

استغفاری پر برکت

همه گناهان آمرزیده می‌شود

به تعداد آنچه در آسمان و زمین است، برای استغفار کننده، حسنات نوشته می‌شود. اگر در شب و روز که این استغفار را تلاوت کرده بمیرد وارد بهشت می‌گردد. هیچ گاه فقیر نمی‌شود.

نسخه دیگری از استغفار، که به تلاوت آن بعد از نافله صبح در طول هفته، سفارش شده است، و امام سجاد (علیه السلام) بر قرائت آن در ساعت مواظبت می‌کردند؛ استغفاری است که برکات فراوانی برای آن نقل شده است و قرائت آن، آثار پر باری را برای دین و دنیای انسان به ارمغان می‌آورد.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در فضیلت این استغفار می‌فرمایند:

خداوند گناهان صاحب استغفار را می‌آمرزد، اگر چه گناهان او آسمان و زمین‌های هفتگانه را پر کرده باشد، به سنگینی کوه‌ها و عدد قطرات باران، و به تعداد آنچه در بیابان و دریا است؛ باشد. و به همین اندازه برای کسی که این استغفار را تلاوت کند، حسنات نوشته می‌شود. و چنانچه بنده‌ای، در شب یا روزی که این استغفار را قرائت می‌نماید، بمیرد، داخل بهشت می‌شود و هیچ گاه فقیر نمی‌گردد.[۲۸۴]

متن این استغفار چنین است:

اللهم انی استغفرک مما تبت الیک منه ثم عدت فیه، و استغفرک لما اردت به وجهک فخالطنی فیه ما لیس لک، و استغفرک للنعم مننت بها علی فقویت، بها علی معاصیک.

استغفر الله لا اله الا هو الحی القیوم، عالم الغیب و الشهاده الرحمن الرحیم، لکل ذنب اذنبته و لکل معصیه ارتکبتها.

اللهم ارزقنی عقلا کاملا، و عزما ثابتا[۲۸۵] و لباراجحا، و قلبا زکیا [۲۸۶] و علما کثیرا، و ادباعا، و اجعل ذلک کله لی، و لا تجعله علی برحمتک یا ارحم الراحمین.

خدایا، از گناهی آمرزش می‌طلبم که از آن به سوی تو توبه کردم، سپس به سوی آن باز گشتم، از تو آمرزش می‌جویم برای عملی که در انجامش تو را اراده نمودم سپس در نیت من چیزی راه یافت که برای تو نبود، از تو آمرزش می‌خواهم برای نعمت‌هایی که آن را بر منت نهادی ولی من از آنها برای نافرمانی‌های تو نیرو گرفتم.

از خدایی طلب آمرزش می‌کنم که معبودی جز تو نیست، زنده‌ای ازلی و ابدی، سرپرستی بی همتا، دانا به پنهان و آشکار و بخشنده‌ای مهربان است. از او برای هر گناهی که انجامش داده و هر معصیتی که مرتکبش شده‌ام، آمرزش می‌طلبم.

خدایا به من عقل کامل، اراده پا بر جا، عقل برتر، قلب پاکیزه، علم فراوان و ادب نیکو عطا فرما، و همه این نعمت‌ها را به سود من قرار ده و بر ضرر من قرار مده، به رحمت خودت ای مهربان‌ترین مهربان.

سپس پنج مرتبه می‌گویی: استغفر الله الذی لا اله الا هو الحی القیوم و اتوب الیه

از خدایی آمرزش می‌طلبم که معبودی جز او نیست، زنده‌ای ازلی و ابدی و سرپرستی بی همتا است و به سوی او باز می‌گردم.

استغفار با خواص فراوان

آمرزش تمام گناهان

بر آورده شدن خواسته‌های انسان

ازدیاد مال و ثروت

یافتن اولاد خوب و سالم

استغفار دیگری که دارای مضامین عالی است و تلاوت آن برای برطرف کردن بسیاری از مشکلات، بر آورده شده است، استغفاری است که امیرالمومنین (علیه السلام) متن آن را به دست مبارک خود نوشته و به فردی که دستش از مال دنیا تهی شده بود داده‌اند، و او هم طبق دستور حضرت عمل کرد و به ثروت انبوهی دست یافت.

افراد زیادی از خواندن این استغفار برای حل مشکلات اقتصادی خویش نتیجه گرفته‌اند و گره‌های کور زندگی خود را با تلاوت آن باز نموده‌اند.

از آن جمله همانگونه که قبل از این یاد آور شدیم، یکی از دوستان که ده سال قبل ازدواج کرده بود ولی صاحب فرزند نگشته بود، خود و همسرش به مدت یک سال آن را هر شب قبل از خواب تلاوت کرده و پس از یک سال خدا فرزندی سالم به آنها عطا فرمود.

بسیار به جاست که دوستان بسیار به جاست که دوستان امیرالمومنین (علیه السلام) با تلاوت به خواسته‌های مادی و معنوی خویش برسند و از فیوضات آن بهره مند گردند.

ما ابتدا اصل داستان را که از امام رضا (علیه السلام) روایت شده است، برای خوانندگان محترم نقل می‌کنیم و سپس متن زیبای دست مولا امیرالمومنین (علیه السلام) را با مضامین بلندی که دارد، خدمت دوستداران ولایت و شیعیان امیرالمومنین (علیه السلام) تقدیم می‌کنیم.

امام رضا (علیه السلام) از پدرانشان از امام سجاد (علیه السلام) و آن از پدرانشان امام حسن (علیه السلام) چنین روایت می‌فرمایند:

یک روز در خدمت پدرم امیرالمومنین (علیه السلام) نشسته بودم که مرد عربی خدمت آن حضرت رسید و اظهار کرد:

ای امیرمؤمنان من مردی عیال مندم و بهره‌ای از مال دنیا ندارم. امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند: چرا استغفار نمی‌کنی تا حالت خوب شود؟

مرد عرب گفت: با امیرالمومنین من استغفار زیاد کردم و تغییر و افزایشی در وضع خود ندیدم. امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند: خداوند در قرآن می‌فرماید:

استغفروا ربکم کان غفارا یرسل السماء علیکم مدارا و یمددکم باموال و بنین و یجعل لکم جنات و یجعل لکم انهارا.[۲۸۷]

از خدا طلب عفو و بخشش کنید که او آمرزنده است و اگر چنین کنید از آسمان باران رحمتش را برای شما پیاپی فرو می‌فرستد و شما را با اموال و فرزندان متعدد کمک می‌کند و باغ‌های سرسبزی و خرم و رودهای جاری و خوشگوار برایتان فراهم می‌سازد.

آن گاه فرمودند: من استغفاری را به تو یاد می‌دهم که هنگام خواب باید آن را تلاوت کنی که این اگر این استغفار را هر شب قبل از خواب بخوانی خداوند روزی تو را افزایش می‌دهد. سپس نسخه استغفار را برای او نوشته و به او دادند و فرمودند: هرگاه برای خواب به بستر رفتی و خواستی بخوابی، این استغفار را بخوان و گریه کن و اگر اشکت نیامد حالت گریه به خود بگیر و تباکی کن.

امام حسین (علیه السلام) می‌فرمایند: مرد عرب رفت و سال بعد خدمت پدرم امیرالمومنین (علیه السلام) رسید و گفت: یا امیرالمومنین، خداوند نعمتش را بر من تمام کرد. و آن قدر به من مال و ثروت و مکنت عطا کرد که از زیادی اموال، محل نگهداری آنها برایم تنگ شده است و جایی برای بستن و محافظت شتران و گوسفندانم ندارم.

امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند: ای برادر عرب سوگند به آن خدایی که محمد (صلی الله علیه وآله) را به رسالت برانگیخته است، هر بنده‌ای که این استغفار را قرائت کند و به آن خدا را بخواند، خداوند گناهان او را می‌بخشد، حوایج مشروع او را برآورد، و برکت این استغفار مال و فرزند او را زیاد کند.[۲۸۸]

ناگفته نماند که: که دست یافتن به آثار و برکات این استغفار، علاوه بر آنچه گذشت - همان گونه که امیرالمومنین (علیه السلام) فرموده‌اند - مشروط به این است که:

اولا: با وضو و هنگام به بستر خواب قرائت شود.

ثانیا: هنگام تلاوت آن اشک ندامت و پشیمانی ریخته شود و چنانچه اشکی نداشت تباکی کند و حالت گریه کنندگان را به خود بگیرد.

از همه مهمتر این که: واقعا از گذشته خود پشیمان شود، از گناهان خود توبه کند، تصمیم جدی بر ترک گناه بگیرد و از هرگونه معامله حرام و درآمد غیر مشروع فاصله جوید، خداوند را رازق خود بداند، و در عین حال که برای کسب حلال و در آمد مشروع تلاش می‌کند؛ به درگاه خداوند پناه برده و از او بخواهد که به کسب و کارش برکت دهد و روزی او را وسیع گرداند.

با حفظ همه این جهات، دست یافتن به نتیجه قطعی متوقف بر این است که مصلحت انسان در ثروت بیشتر و روزی فراوان تر و یا حالت دیگری از خدا خواسته است، باشد و اگر مانعی چون ترک دعا، عدم توجه به خدا و ارتکاب بعضی از گناهان برای رسیدن به آن در میان باشد، با قرائت این استغفار همه موانع برطرف می‌شود و روزی انسان زیاد می‌گردد و به حاجت خویش دست می‌یابد.

نکته مهم دیگر آن که: زمانی اثر این استغفار دو چندان می‌گردد که بعد از قرائت این استغفار، مولا خود و امام زمانت را مخاطب قرار دهی و بگویی:

یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاه فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین تالله لقد اثرک الله و ان کنا لخاطئین. یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین .[۲۸۹]

ای مولا عزیز، ما و اهل و عیالمان گرفتار شده‌ایم، و با متاع تا چیزی به بازار آمده‌ایم و از شما می‌خواهیم که پیمانه ما را پر کنی و بر تصدق نمایی؛ که خداوند صدق دهندگان را پاداش می‌دهد.

به خدا سوگند خدا شما را به عنوان مولا و همه کاره دین و دنیای ما برانگیخته است. گرچه ما خطا کاریم.

ای پدر دلسوز و مهربان برای گناهان ما استغفار کن که ما خطا کاریم.

آن گاه با اشک و آه برای مولایت دعا کرده و بگویی

اللهم عجل لولیک الفرج

این جاست که مولای عزیزت در هر کجا که باشد برای مشکلات تو دعا خواهد کرد و روزی بیشتری از خدا برایت طلب می‌نماید.

نسخه استغفار که امیرالمومنین (علیه السلام) به مرد عرب آموختند این است.

بسم الله الرحمن الرحیم

۱) اللهم انی استغفرک من کل ذنب قوی علیه بدنی بعافیتک او نالته قدرتی بفضل نعمتک، او بسطت الیه یدی بسابغ رزقک، او اتکلت فیه عند خوفی منه علی اناتک، او احتجبت فیه من الناس بسترک، او وثقت من سطوتک علی فیه بحلمک، او عولت فیه علی کرم عفوک.

۲) اللهم انی استغفرک من کل ذنب خنت فیه امانتی، او بخست بفعله نفسی، او احتطبت به علی بدنی، او قدمت فیه لذتی، او آثرت فیه شهوتی، او سیعت فیه لغیری، او استغویت الیه من تبعنی، او کایدت فیه من منعنی، او قهرت علیه من عادانی، او غلبت علیه بفضل حیلتی، او احلت علیک مولای، فلم تغلبنی علی فعلی، اذ کنت کارها لمعصیتی فحلمت عنی، لکن سبق علمک فی بفعلی ذلک لم تدخلنی یا رب فیه جبرت، و لم تحملنی علیه قهرا، و لهم تظلمنی فیه شیئا فاستغفرک له و لجمیع ذنوبی.

۳) اللهم انی استغفرک لکل ذنب تبت الیک منه، و اقدمت علی فعله، فاستحییت منک و انا علیه، و رهبتک و انا فیه تعاطیته و عدت الیه.

۴) اللهم انی استغفرک لکل ذنب کتبته علی بسبب خیر ازدت به وجهک فخالطنی فیه سواک، و شارک فعلی ما لا یخلص لک، او وجب علی ما ازدت به سواک، و کثیر من فعلی من فعلی ما یکون کذلک.

۵) اللهم انی استغفرک لکل ذنب تورک علی بسبب عهد عاهدتک علیه او عقد لک، او ذمه و اثقت بها من اجلک لا حد من خلقک، ثم نقضت ذلک من غیر ضروره لزمتنی فیه، بل استزلنی الیه عن الوفاء به الاشر، و منعنی عن رعایته البصر.

۶) اللهم انی استغفرک لکل ذنب رهبت فیه من عبادک، و خفت فیه غیرک و استحییت فیه من خلقک ثم افضیت به فعلی الیک،

۷) اللهم انی استغفرک لکل ذنب اقدمت علیه و انا مسیتقن انک تعاقب علی ازتکابه فارتکبته.

۸) اللهم انی استغفرک لکل ذنب قدمت فیه شهوتی علی طاعتک و آثرت محبتی علی امرک، و ازضیت فیه نفسی بسخطک و قد نهیتنی عنه بنهیک، و تقدمت الی فیه باعذازک، واحتججت علی فیه بئعیدک.

۹) اللهم انی استغفرک لکل ذنب علنته من نفسی، او ذهلته، او نسیته او تعندته، او اخطاته، مما لا انک سائلی عنه، و ان نفسی مرتهنه به لدیک، و ان کنت قد نسیته، او غفلت نفسی عنه.

۱۰) اللهم انی استغفرک لکل ذنب و اجهتک به، و قد ایقنت انک ترانی، و اغفلت ان اتوب الیک منه، اوئ نسیت ان اتوب الیک منه، او نسیت ان استغفرک له.

۱۱) اللهم انی استغفرک لکل ذنب دخلت فیه، و احسنت ظنی بک ان لا تعذبنی علیه، و انک تکفینی منه.

۱۲) اللهم انی استغفرک لکل ذنب استوجبت به منک رد الدعاء، و حرمان الاجابه، و خیبه و انفساخ الرجاء.

۱۳) اللهم انی استغفرک لکل ذنب یعقب الحسره، و یورث الندامه و یحبس الرزق و یرد الدعاء.

۱۴) اللهم انی استغفرک لکل ذنب یورث الاسقام، و یعقب الضناء[۲۹۰] و یوجب النقم، و یکون آخره حسره و ندامه.

۱۵) اللهم انی استغفرک لکل ذنب مدحته بلسانی، او هشت[۲۹۱] الیه نفسی او اکتسبته بیدی و هو عندک قبیح تعاقب علی مثله، و تمقت من علمه.

۱۶) اللهم انی استغفرک لکل ذنب خلوت به فی نهار، حیث لا یرانی احد من خلقک، فملت فیه من ترکه بخوفک الی ازتکابه بحسن الظن بک، فسولت لی نفسی الاقدام علیه فواقعته، و انا عارف بمعصیتی لک فیه.

۱۷) اللهم انی استغفرک لکل ذنب استقللته، او استصغرته، او استعظمته و تورطت فیه.

۱۸)اللهم انی استغفرک لکل دنب مالئت [۲۹۲] فیه علی احد من بریتک او زینته لنفسی او اومات به الی غیری، و دللت علیه سوای، او اصررت علیه بعمدی، او اقمت علیه بحیلتی.

۱۹) اللهم انی استغفرک لکل ذنب استعنت علیه بحلتی، بشی ء مما یراد به وجهک، او یستظهر بمثله علی طاعتک، او یتقرب بمثله الیک وازیت عن الناس و لبست فیه، کانی ازیدک بحلتی، و المراد به معصیتک و اطوی فیه متصرف علی غیر طاعتک

۲۰) اللهم انی استغفرک لکل ذنب کتبته علی بسبب عجب، کان بنفسی او سمعه، او خیلاء، او مرح او اشر، او بطر، او حقد، او حمیه، او غضب، او رضی، او شح، او بخل، او ظلم، او خیانه، او سرقه، او کذب، او لهو، او لعب، او نوع من انواع ما یکتسب بمثله الذنوب و یکون باجتراحه العطب.[۲۹۳]

۲۱) اللهم انی استغفرک لکل دنب سبق فی علمک، انی فاعله فدخلت فیه بشهوتی، و اجترحته بارادتی، و قارفته بمحبتی و لذتی و مشیتی، و شئته اذ شئت ان اشائه، و ازدته ، و ازدته، اذ ازدت ان ازیده، فعملته اذ کان فی قریم تقدیرک و ناقذ علمک انی فاعله، لم تدخلنی فیه جبرا، و لم تحملنی علیه قهرا، و لهم تظلمنی فیه شیئا، فاستغفرک له و لکل ذنب جری به علمک علی و فی الی آخر عمری.

۲۲) اللهم انی استغفرک لکل دنب مال بسخطی فیه عن رضاک، و مالت نفسی الی رضاک فسخطته، او رهبت سواک، او عادیت فیه اولیاءک، او الیت فیه اعداءک، او اخترتهم علی اصفیائک، او خذلت فیه احباءک او قصرت فیه عن رضاک یا خیر الغافرین.

۲۳) اللهم انی استغفرک لکل ذنب تبت الیک منه ثم عدت فیه.

۲۴) و استغفرک لما اعطیتک من نفسی ثم لم اف به.

۲۵) و استغفرک للنعمه التی انعمت بها علی فقویت بها علی معصیتک.

۲۶) و استغفرک لکل خیر ازدت به وجهک فخالطنی ما لیس لک.

۲۷) و استغفرک لما دعانی الیه الرخص فیما اشتبه علی مما هو عندک حرام.

۲۸) و استغفرک للذنوب التی لا یعلمها غیرک و لا یطلع علیها سواک، و لا یحتملها الا حلمک و لا یسعها الا عفوک.

۲۹) و استغفرک و اتوب الیک من مظالم کثیره لعبادک قبلی یا رب فلم استطع ردها علیهم و تحلیلها منهم، او شهدوا فاستحییت من استحلالهم و الطلب الیهم و اعلامهم ذلک، و انت القادر علی ان تستوهبنی منهم و ترضیهم عنی کیف شئت، و بما شئت یا ارحم الرحمین، و احکم الحاکمین و خیر الغافرین.

۳۰) اللهم ان استغفاری ایاک مع الاصراز لوم، و ترکی الاستغفار مع معرفتی بسعه جودک و رحمتک عجز، فکم اللهم جبب الی یا رب و انت الغنی عنی، و کم اتبعض الیک و انا الفقیر الیک و الی رحمتک فیا من وعد فوفا و اوعد فعفا اعفرلی خطایای و اعف و ارحم و انت خیر الرحمین.[۲۹۴]

ترجمه استغفاری که امیرالمومنین (علیه السلام) به مرد عرب آموخت: ۱) خدایا از تو طلب عفو و بخشش دارم درباره هر گناهی که با سلامتی که به من دادی، بدنم بر آن نیرو گرفت. یا گناهی که به خاطر زیادی نعمت تو بر انجام آن قدرت یافتم. یا با افزون گشتن روزیت بر آن، دست درازی کردم. یا هنگام ترس از آن بر متانت و تحمل تو اعتماد کردم و مرتکب آن گشتم. یا گناهی که از مقام ستاریت و پوشانندگی تو کمک گرفته و آن، را از مردم پنهان کردم. یا به خاطر حلم و بردباریت از چیره گشتن و سختگیری تو در مورد آن خاطرم جمع گردید. یا گناهی که در مورد آن، بر گذشت کریمانه تو اعتقاد کردم و مرتکب آن گردیدم.

۲) خداوندا، از تو عفو و گذشت می‌طلبم در مورد هر گناهی که در انجام آن به امانت خود( ایمان و معرفتم) خیانت کردم. و گناهی که با انجامش نفس خود را بی ارزش ساختم یا هیزم (عقوبت و کیفر قیامت) را، به دوش خویش کشیدم. یا در مورد آن، لذت و کامیابی خویش را مقدم داشتم و شهوت و خویش کشیدم. یا در رسیدن به آن برگزیدم. یا برای رسیدن دیگران بدان تلاش کردم. با کسی را که از من پیروی نموده بود به سوی آن فریب دادم و گمراه کردم. و با کسی که مانع از انجام آن گردید، حیله به خرج دادم؛ و کسی را که به خاطر ارتکابش با من دشمنی کرد، مقهور خود ساختم و با چاره اندیشی برترم بر او غالب و پیروز گشتم. یا تو را (برای دست یافتن به آن گناه) ای مولای من ضعیف شمردم؛ ولی تو مرا بر این کار زشتم مغلوب نساختی و با این که از این گناه من ناراحت بودی نسبت به کردار ناپسندی من خویشتن داری کردی. ولی تو از قبل کردار مرا می‌دانستی، نه به گونه‌ای که مرا به اجبار در میدان آن وارد سازی و به زور به آن وادار، که تو کمترین ظلمی در مورد آن به من نکردی. من برای این گناه و همه گناهانم از تو درخواست آمرزش می‌کنم.

۳) خداوندا، برای هر گناهی که به سوی تو توبه کرده‌ام، تقاضای گذشت و بخش دارم، گناهی که بر انجام آن اقدام کردم در حالی که از تو حیا می‌کردم اما در عین حال از آن جدا نمی‌شدم، از تو می‌ترسیدم ولی در آن غرق بودم، مرتکب آن شدم و دوباره به سویش برگشتم.

۴) بارالها، از تو آمرزش می‌خواهم درباره هر گناهی که بر من نوشته‌ای، به واسطه کار خیری که تصمیم گرفتم آن را برای تو انجام دهم، ولی غیر تو در نیت من مخلوط گشت؛ و چیزی که نیتم را برای نا خالص می‌ساخت، در آن شرکت جست. یا مرا ملزم ساخت که غیر از تو را به واسطه آن اراده کنم. و بسیاری از کارهای من بدینسان بوده است.

۵) خداوندا، از تو آمرزش می‌طلبم برای گناهی که دست و پای مرا بست، به خاطر عهد و پیمانی که با تو بستم یا قرار دادی که برای تو داشتم یا مطلبی را برای یکی از بندگان تو، به خاطر تو، به عهده گرفتم؛ سپس بدون هیچ ضرورتی عهد شکنی کرده و نقض پیمان کردم بلکه تکبر و خود بینی من، مرا از وفای به عهدم بازداشت و به سوی نقض آن لغزاند و دیدن حریصم، مرا از رعایت آن بازداشت.

۶)خداوندا، از تو عفو و بخشش می‌جویم در مورد هر گناهی که هنگامی انجام آن از بندگان تو ترسان گشتم و از غیر تو خائف بودم ( از تو حیا نکردم) اما از آفریده‌های تو حیا کردم و در خلوت تو مرتکب آن گردیدم.

۷) بارالها، از تو درخواست بخشش و آمرزش هر گناهی را دارم که بر آن اقدام کردم، در حالی که یقین داشتم که تو مرا به خاطر آن عقاب می‌کنی، ولی مرتکب آن شدم.

۸) خداوندا، از تو درباره هر گناهی طلب آمرزش می‌کنم که در مسیر دست یافتن به آن شهوت و خواسته دلم را بر طاعت و خواستم تو مقدم داشتم، و محبت به خویشتن را بر دستور و فرمان تو برگزیدم، و نفس خود را با غضب و خشم تو خشنود ساختم؛ در حالی که تو با نهی خود، مرا از فعل آن بازداشتی. قبل از آن که من به سوی آن حرکت کنم، نصیحتم کردی و راه عذر تراشی را به رویم بستی، و با وعده عقاب و عذاب خویش، حجت را بر من تمام کردی.

۹) بار خدایا، از تو خواهش بخشش دارم برای هر گناهی که از آن اطلاع دقیق داشتم و یا از آن غافل گشتم و فراموشش کرده‌ام. خواه با علم و آگاهی مرتکب آن شده باشم یا با جهل و نادانی، گناهی که شک ندارم روزی از من سوال خواهی کرد و نفس من در گرو آن خواهد بود. اگر چه آن را فراموش کرده‌ام یا نفس خود را از آن غافل کرده باشم.

۱۰) بارالها، از تو طلب آمرزش و ریزش هر گناهی را دارم که در برابر تو با آن عمل حاضر گشتم و در حالی که یقین داشتم که تو مرا می‌بینی، ولی از این که توبه کنم و به سوی تو باز گردم، خود را غافل کرده یا فراموش کردم که توبه کنم و از تو آمرزش بخواهم.

۱۱) خداوندا، از تو تقاضای عفو و گذشت می‌کنم برای هر گناهی که در میدان آن داخل گشتم و به تو گمان نیک داشتم که بر انجام آن، مرا عذاب نمی‌کنی و عهد دار نجات من از آثار و عواقب بد آن می‌شوی.

۱۲) کردگارا، از تو خواهش آمرزش دارم درباره هر گناهی که به خاطر آن استحقاق رد شدن درخواست، محروم گردیدن از اجابت دعا، نرسیدن به مقصود، به هم پاشیدن امید، و دست نیافتن به آرزو را پیدا کردم.

۱۳) با پروردگارا، از تو درخواست عفو و بخشش می‌نمایم برای هر گناهی که حسرت و اندوه به دنبال داشته و ندامت و پشیمانی از خود به جای گذارده و روزی را حبس کرده، و دعا را رد می‌کند.

۱۴) خداوندا، از تو طلب گذشت و آمرزش می‌کنم درباره هر گناهی که بیمارهای مختلفی را از خود به جای می‌گذارد، رنجوری و لاغری را به دنبال دارد، باعث عقوبت و سختی می‌گردد، و سرانجامش حسرت و پشیمانی است.

۱۵) بار خدایا، از تو آمرزش می‌طلبم در مورد هر گناهی که آن به زبان خود تعریف کردم، یا نفسم به سوی آن میل پیدا کرد، یا به دست خویش تحصیلش کردم؛ در حالی که آن کار نزد تو کار زشت است که بر مثل آن بندگانت را عقابت می‌کنی، و هر که را مرتکب آن گردد دشمن می‌داری.

۱۶) بارالها، از تو طلب عفو آمرزش می‌کنم برای هر گناهی که شب یا روزم را با آن خلوت کردم، به گونه‌ای که هیچ یک از آفریده‌هایت مرا نمی‌دید اگر چه به خاطر ترس از تو آن را ترک کرده ولی آنچه مرا به اقدام بر آن مایل ساخت، گمان نیکی بود که به تو داشتم. لذا نفسم مرا فریب داد و از ترک گناه به انجام آن مایل گشتم و در منجلابش فرو رفتم، و این در حالی بود که عصیان خود را نسبت به تو می‌شناختم.

۱۷) خداوندا، از تو تقاضا عفو و بخشش می‌کنم درباره هر گناهی که آن را کم یا کوچک شمرده، یا در عین حالی که بزرگ دانستم در گرداب آن فرو رفتم.

۱۸) پروردگارا، از تو خواهش آمرزش و ریزش هر گناهی را دارم که در مورد آن یکی از بندگان تو را به انجام آن کمک و یاری کردم، یا آن را برای نفس خود زینت دادم یا با اشاره‌ام دیگری را بدان واداشتم و غیر خود را به سوی آن رهنمون گردیدم و با علم و آگاهی بر آن اصرار ورزیدم، یا با چاره اندیشی خویش بدان استقامت کردم.

۱۹) کردگارا، برای هر گناهی از تو درخواست گذشت و عفو و بخشش دارم که با حیله‌های شیطانی خویش برای انجام آن کمک جستم، از طریق کاری که به واسط آن می‌توان تو را قصد کرد و به تو تقرب جست و بر اطاعت و پیروی تو غالب گشت یا به تو نزدیک شد؛ اما من کارم را از مردم پنهان کردم و مطلب را بر آنها مشتبه ساختم و چنین وانمود کردم که مقصود از انجام این کار تو هستی؛ در حالی که مراد من نافرمانی تو بود، و عمر خویش را در این کار زشت سپری ساختم، و کارهایم را بر غیر طاعت و فرمانبری تو پی ریزی کردم.

۲۰) خداوندا، از تو طلب عفو و آمرزش می‌کنم نسبت به هر گناهی که بر من نوشته‌ای به خاطر عجب و خودبینی، ریا و خودنمایی، رساندن صدای عبادت خویش به دیگران، تکبر و بزرگ منشی، شادی بی جا و نشاط غرور آفرین، خود پسندی، گردن کشی در برابر حق و ناسپاسی در مقابل نعمت‌های تو، کینه توزی و رشگ بردن به دیگران، غضب نمودن و خشمگین شدن، راضی گشتن و خشنود شدن، آزمندی و بخل ورزیدن، ظلم و خیانت، سرقت و دروغگویی، کار بیهوده و بازی نمودن، یا نوعی از انواع صفات زشت و کارهای ناپسندی که با مثل آن گناهان تحصیل می‌گردد، و با ورود در میدان آن انسان به هلاکت می‌افتد (خداوندا، از هر گناهی که که به واسطه یکی از این صفات بر آن دست یافتم از تو طلب عفو و بخشش می‌کنم).

۲۱)بارالها، از تو تمنای آمرزش و گذشت دارم برای هر گناهی که در علم تو گذشته است که من را انجام می‌دهم، گناهی که به شهوت و خواسته دل خویش در آن قدم گذارده‌ام و با اراده خود انجامش داده‌ام و به خاطر علاقه‌ای که به آن داشتم و لذتی که از آن بردم با خواست خود مرتکبش گشتم، و این خواست من در حالی است که تو خواستی من بخواهم، آن را اراده کردم در حالی که تو اراده نمودی من اراده کنم و در نتیجه آن را انجام دادم، زیرا در تقدیر قدیم و علم گذاری تو چنین گذشته که من آن را به اراده خود انجام می‌دهد، نه این که تو مرا به زور وادار به این گناه کنی یا بی اختیار مرا به آن وا داری، تو هیچ ظلمی در ارتباط با این کار زشت، به من نکردی پس، از تو برای این گناه و هر گناهی که علم تو بر آن جاری گشته است و درباره من تا آخر عمرم جاری می‌شود طلب عفو و بخشش می‌کنم.

۲۲) پروردگارا، از تو تقاضای مغفرت و آمرزش دارم، در مورد هر گناهی که به خشم خود درباره آن از خشنودی تو روی گرداندم و نفسم به سوی خشنودی تو مایل گشت ولی به خاطر دست یافتن به گناه، خشنودی تو را دشمن داشتم، در انجام آن از غیر تو ترسیدم، با دوستان تو دوستی کردم و آنان را بر بهترین بندگانت برگزیدم، و در راه ارتکاب آن دوستان تو را بیچاره و گرفتار کردم، یا برای دست یافتن به آن از خشنودی تو کاستم و در تحصیل آن کوتاهی کردم، ای بهترین بخشایندگان.

۲۳) خداوندا، از تو تقاضای بخشش و آمرزش دارم درباره هر گناهی که به سوی تو توبه کردم، سپس دوباره به سوی آن بازگشتم.

۲۴) از تو می‌خواهم مرا ببخشی نسبت به وعده‌ای که به تو دادم، پیمان‌هایی که با تو بستم، ولی به آن وفا نکردم.

۲۵) از تو طلب آمرزش می‌کنم برای نعمت‌هایی که به من عطا کردی، و من به واسطه آنها خود را برای نافرمانی تو نیرومند ساختم.

۲۶) از تو تقاضای عفو و بخشش دارم در مورد هر کار خیری تصمیم گرفتم آن را برای خشنودی تو انجام دهم، اما در نیتم آنچه برای تو نبود راه یافت.

۲۷) از تو می‌خواهم مرا عفو فرمایی نسبت به امور شبهه ناکی که در نزد تو حرام بود و اجازه ظاهری مرا سوی آن فرا خواند.


۲۸) از تو درخواست آمرزش دارم، نسبت به گناهانی که غیر از تو کسی از آن با خبر نیست، جز تو کسی از آن اطلاع ندارد، و جز حلم و بردباری تو عامل دیگری گنجایش در بر گرفتن آن را ندارد.

۲۹) ای خدای من، از تو می‌خواهم مرا ببخشی و توبه‌ام را بپذیری نسبت به مظالم. حقوقی فراوانی که از بندگانت به عهده من است، اما من قدرت برگرداندن و حلالیت طلبیدن از آن‌ها را ندارم. یا اگر صاحبان حق برای حلال نمودن نزد من حاضر شدند، حیا کردم که از آن‌ها حلالیت بطلبم و از آنان بخواهم و به آنها اعلام کنم که از من راضی شوند. و تو قدرت داری که برایم از آنان طلب بخشش نمایی و آنها را از من راضی گردانی، به هر صورت که خودت می‌خواهی، و به هر چیزی که می‌خواهی. ای مهربانترین مهربانان و ای حکم کنندگان و برترین بخشندگان.

۳۰) خداوندا طلب عفو و بخشش من از تو اصرار و پافشاری فرومایگی است. و ترک آمرزش خواهی من با معرفتم به گسترش جود و رحمت تو، عجز و ناتوانی است. ای پروردگارم، چه بسیاری اوقاتی که تو به من اظهار محبت کردی، در حالی که سر تو از من بی نیاز هستی، و چه بسیار که من با تو دشمنی کردم، در حالی که سر تا پا نیازمند به تو و رحمتت هستم ای کسی که وعده به ثواب می‌دهی و به وعده ات وفا می‌کنی، و از عقاب می‌ترسانی اما می‌بخشی، خطاها و لغزش‌های مرا ببخشای، مرا عفو کن و بر رحم فرما که تو بهترین رحم کنندگانی.

===شفا یافتن دل و نورانی شدن قلب با تلاوت آیات استغفار

توجه به قرآن و تلاوت آیاتش و تفکر در مضامین آن، باعث نورانی شدن قلب، شفا یافتن دل و شکوفا گشتن غنچه ایمان در باغستان جان انسان است مخصوصا آیاتی که خود،علاوه بر این که کلمات نورانی حق هستند، بیانگر دستور استغفار می‌باشند، ذکر حیات بخشی که بعد از ولایت اهل بیت (علیه السلام) به عنوان بهترین عبادت، جامع‌ترین دعا و پر بارترین عمل عبادی از آن یاد شده است.

از طرفی اگر این آیات در سخن کسی به نظم کشیده شوند و به درگاه خداوند عرضه شده باشند که خودش قرآن ناطق و سینه اش گنجینه علوم قرآن و کردارش نشانگر عمل به آن است، اثر تلاوتش را دو چندان می‌سازد.

آری این امیرالمومنین (علیه السلام) است که در مناجات و استغفاری که با خدای خویش دارد، اشاره‌ای به تمام آیات قرآن می‌فرماید که در آن ذکری از استغفار به میان آمده است و بیان کننده آثار و برکات استغفار و نشانگر تقاضای امت‌های از انبیا برای آمرزش خواهی از خدا، و مشتمل بر تعریف از مستغفرین و عذرخواهی است.

لذا این بخش کتاب را با استغفاری زینت می‌دهیم که مرحوم علامه مجلسی، از بلد الامین کفعمی، نقل کرده و می‌فرماید:

مستحب است انسان در قنوت نماز وتر، استغفاری را تلاوت کند که امیرالمومنین (علیه السلام) آن را قرائت می‌فرمودند.[۲۹۵]

لازم به تذکر است که: تکیه عمده آن حضرت در این استغفار، بر آیات نورانی قرآن است و تلاوت آن در قنوت نماز شب، آثار پر باری را برای انسان به ارمغان خواهد آورد.

اینک متن استغفاری که لبان درر بار مولی الموحدین علی (علیه السلام) صادر گشته، از نظر خوانندگان محترم می‌گذرد:

استغفار امیرالمومنین (علیه السلام) به همراه آیات استغفار

۱) اللهم انک قلت فی کتابک المنزل علی نبیک المرسل صلی الله علیه و آله، و قولک الحق (کانوا قلیلا من اللیل ما یهجعون و بالاسحار هم یستغفرون)[۲۹۶] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۲) و قلت تبارکت و تعالیت: ( ثم افیضوا من حیث افاض الناس و استغفروا الله ان الله غفور رحیم)[۲۹۷] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۳) و قلت تبارکت و تعالیت: (الصابرین و الصادقین و القانتین والمنفقین و المستغفرین بالاسحار)[۲۹۸] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۴) و قلت تبارکت و تعالیت: (و الذین اذا فعلوا فاحشه او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الیه و لم یصروا علی ما فعلوا و هم یعلمون)[۲۹۹]و انا استغفرک و اتوب الیک.

۵) و قلت تبارکت و تعالیت: (فاعف عنهم و اسغفر لهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین)[۳۰۰] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۶) و قلت تبارکت و تعالیت: (و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما)[۳۰۱] و انا استغفرک و اتوب الیک

۷) و قلت تبارکت و تعالیت: (و من یعمل او یظلم نفسه ثم یستغفرالله یجد الله غفورا رحیما)[۳۰۲] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۸) و قلت تبارکت و تعالیت: (افلا یتوبون الی الله و یستغفرونه و الله غفور رحیم) [۳۰۳] وانا استغفرک و اتوب الیک.

۹) و قلت تبارکت و تعالیت: (و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم و ما کان الله معذبهم و هم یستغفرون)[۳۰۴] واستغفرک و اتوب الیک.

۱۰) و قلت تبارکت و تعالیت: (استغفرک لهم او لا تستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعین مره فلن یغفر الله لهم)[۳۰۵] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۱۱) و قلت تبارکت و تعالیت: (و ما کان لنبی و الذین آمنوا معه ان یستغفروا للمشرکین و لو کان اولی قربی من بعد ما تبین لهم انهم اصحاب الجحیم)[۳۰۶] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۱۲) و قلت تبارکت و تعالیت: (و ما استغفار ابراهیم لا بیه الا عن موعده و عده‌ها ایاه)[۳۰۷] و انا استغفرک و اتوب الیک

۱۳) و قلت تبارکت و تعالیت: ( و ان استغفروا ربکم ثم توبوا الیه یمتعکم متاعا حسنا الی اجل مسمی و یرت کل ذی فضل فضله)[۳۰۸] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۱۴) و قلت تبارکت و تعالیت: (و یا قوم استغفروا ربکم توبوا الیه یرسل السماء علیکم مدارا و یزدکم قوه الی قوتکم و لا اللهم ولوا مجرمین)[۳۰۹] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۱۵) و قلت تبارکت و تعالیت: (هو انشاکم من الارض و استمرکم فیها فاستغفروه ثم توبوا الیه ان ربی قریب مجیب)[۳۱۰] و انا ستغفرک و اتوب الیک.

۱۶) و قلت تبارکت و تعالیت: (و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه ان ربی رحیم ودود)[۳۱۱] و انا ستغفرک و اتوب الیک.

۱۷) و قلت تبارکت و تعالیت: (و استغفری لذنبک مکنت من الخاطئین)[۳۱۲] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۱۸) و قلت تبارکت و تعالیت: (یا ابنا استغفر لنا دتوبنا انا کنا خاطئین)[۳۱۳] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۱۹) و قلت تبارکت و تعالیت: (سوف استغفر لکم ربی انه هو الغفور الرحیم)[۳۱۴] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۲۰) و قلت تبارکت و تعالیت: ( و ما منع الناس ان یومنوا اذ جاءهم الهدی و یستغفروا ربهم)[۳۱۵]و انا استغفرک و اتوب الیک.

۲۱) و قلت تبارکت و تعالیت: ( سلام علیک ساستغفر لک ربی انه کان بی حفیا)[۳۱۶] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۲۲) و قلت تبارکت و تعالیت: ( فاذن لمن شئت منهم و استغفر لهم الله ان الله غفور رحیم)[۳۱۷]و انا استغفرک و اتوب الیک.

۲۳) و قلت تبارکت و تعالیت (یا قوم لم تستعجلون بالسئیه قبل الحسنه لولا تستغفرون الله لعلکم ترحمون)[۳۱۸]و انا استغفرک و اتوب الیک

۲۴) و قلت تبارکت و تعالیت: (و ظن داود انما فتنه فاستغفر ربه و خر راکعا و اناب)[۳۱۹]و انا استغفرک و اتوب الیک.

۲۵) و قلت تبارکت و تعالیت: ( الذین یحملون العرش و من حوله یسبحون بحمد ربهم و یومنون به و یستغفرون للذین امنوا)[۳۲۰] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۲۶) و قلت تبارکت و تعالیت: (فاصبر ان وعد الله حق و استغفر اذنبک و سبح بحمد ربک بالعشی و الابکار)[۳۲۱] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۲۷) و قلت تبارکت و تعالیت: ( فاستقموا الیه و استغفروه)[۳۲۲] وانا استغفرک و اتوب الیک.

۲۸) و قلت تبارکت و تعالیت: ( و الملائکه یسبحون بحمد ربهم و یستغفرون لمن فی الارض الا ان الله هو الغفور الرحیم)[۳۲۳] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۲۹) و قلت تبارکت و تعالیت: (فاعلم انه لا اله الا الله و استغفر لذنبک و للمومنین و المومنات و الله یعلم متقلبکم و مثویکم)[۳۲۴] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۳۰) و قلت تبارکت و تعالیت: ( سیقول لک المخلفون من الاعراب شغلتنا اموالنا و اهلونا فاستغفر لنا)[۳۲۵] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۳۱) و قلت تبارکت و تعالیت: (حتی تومنوا بالله وحده الا قول ابراهیم لابیه لاستغفرن لک و ما املک لک من الله من شی ء ربنا علیک توکلنا و الیک انبنا و الیک المصیر)[۳۲۶] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۳۲)و قلت تبارکت و تعالیت: ( و لا یعصینک فی معروف فبایعهن و استغفر لهن الله ان الله غفور رحیم)[۳۲۷] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۳۳) و قلت تبارکت و تعالیت: (و اذا قیل لهم تعالوا یستغفر لکم رسول الله لووا روسهم و رایتهم یصدون و هم مستکبرون)[۳۲۸] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۳۴) و قلت تبارکت و تعالیت: ( سواء علیهم استغفرت لهم ام لم تستغفر لهم لن یغفر الله لهم)[۳۲۹] و انا استغفرک و اتوب الیک.

۳۵) و قلت تبارکت و تعالیت: ( و استغفروا ربکم انه کان غفارا)[۳۳۰] وانا استغفرک و اتوب الیک.

۳۶ و قلت تبارکت و تعالیت: ( هو خیر و اعظم اجرا و استغفروا الله ان الله غفور رحیم)[۳۳۱] وانا استغفرک و اتوب الیک.

۳۷) و قلت تبارکت و تعالیت: فسبح بحمد ربک و استغفره انه کان توابا)[۳۳۲] و انا استغفرک و اتوب الیک.[۳۳۳]

ترجمه

۱) خدایا تو خود، در کتاب محکمت که بر پیامبر مرسل خویش (صلی الله علیه وآله)، فرو فرستاده‌ای، فرموده‌ای و گفتار تو حق است که: ( متقین در دنیا چنین بودند که) کمی از شب را می‌خوابیدند و در سحرگاهان استغفار می‌کردند و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۲) تو (ذات پاکی داری که) مبارک هستی و دارای علو مرتبه‌ای و فرموده‌ای سپس از همان جا که مردم کوچ می‌کنند (به سوی سرزمین منی) کوچ کنید و از خدا آمرزش بخواهید، به راستی که خدا بسیار آمرزنده و مهربانست. و من از تو آمرزش می‌خواهم و به سوی تو باز می‌گردم.

۳) تو (ذات پاکی داری که) مبارکی و مرتبه ات عالی و بلند است و فرموده‌ای آنها که (در برابر مشکلات و در مسیر اطاعت خدا) صابر و خویشتن دارند، راستگو هستند و (در برابر خدا) خضوع و (در راه او مال خویش را) انفاق می‌کنند، و در سحرگاهان استغفار می‌کنند و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۴) تو (ذات مقدسی هستی که) مبارکی و علو مرتبه داری و فرموده‌ای: کسانی که هرگاه کار زشتی انجام می‌دهند، یا به نفس خویش ظلم می‌کنند، خدا را به یاد می‌آورند و برای گناهشان استغفار می‌کنند؛ و کیست جز خدا که گناهان را بخشد؛ و اینان بر آنچه کرده‌اند اصرار و پافشاری ندارند، و خوب می‌دانند (اصرار بر گناه استغفار سازش ندارد) و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سویت باز می‌گردم.

۵) تو (ذات منزهی هستی که) وجودت مبارک و برتر از افکار همه است و فرموده‌ای: آن‌ها را ببخش و برایشان استغفار کن و در کارشان با آنان مشورت کن. اما هنگامی که تصمیم گرفتی (قاطع باش) و بر خدا توکل کن، به راستی که خدا توکل کنندگان را دوست دارد. و من از تو طلب آمرزش می‌کنم و به سوی تو باز می‌گردم.

۶) تو (ذات بی مثالی هستی که) وجودی مبارک و مرتبه‌ای بلند داری و فرموده‌ای اگر اینان زمانی که به نفسهای خویش ستم می‌کنند، نزد تو آیند و از خدا آمرزش طلبند، و رسول خدا هم برای آنان استغفار کند، خدا را توبه پذیر و مهربان می‌یابند. و من از تو آمرزش می‌جویم و به سوی تو باز می‌گردم.

۷) تو (ذات مبارکی هستی که) برتر دسترسی عقول و افکاری و فرموده‌ای : هر کس کار بدی کند، یا به نفس خویش ستم روا دارد، سپس از خدا آمرزش طلبد، خدا را بسیار آمرزنده و مهربان می‌یابد. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۸) تو (وجود مبارکی هستی که) مرتبه‌ای عالی و بلند داری و فرموده‌ای چرا به سوی خدا باز نمی‌گردند و از خدا آمرزش نمی‌طلبند؟ (مگر نمی‌دانند که) خدا بسیار آمرزنده و مهربان است و من از تو طلب آمرزش می‌کنم و به سوی تو باز می‌گردم.

۹) تو (ذات پاکی داری که) مبارک و دارای علو مرتبه‌ای و فرموده‌ای (ای رسول ما) تا تو در میان ایشان هستی، خدا آنان را عذاب نمی‌کند و (نیز) تا آنها استغفار می‌کنند و از خدا آمرزش می‌طلبند، خدا آنان را عذاب نمی‌کند. و من از تو آمرزش می‌خواهم و به سوی تو باز می‌گردم.

۱۰) تو (ذات مطهری هستی که) مبارکی و مرتبه ات عالی و بلند است و (درباره منافقین) فرموده‌ای: تو (ای پیامبر (صلی الله علیه وآله)) برای آن‌ها استغفار کنی یا نکنی (به حالشان فرق نمی‌کند) اگر هفتاد مرتبه هم برای آنها طلب آمرزش کنی، خدا آنها را نمی‌بخشد. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۱۱) تو (ذات پاک داری که) مبارک و برتر از عقول همه‌ای و فرموده‌ای: پیغمبر و کسانی که ایمان آورده‌اند، نباید برای مشرکین کنند، اگر چه از نزدیکان آنها باشید، بعد از آن برای آنان روشن شد که این گروه اهل دوزخند. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۱۲) تو وجودی مبارک و مرتبه‌ای بلند داری و فرموده‌ای: استغفار ابراهیم (علیه السلام) برای پدرش (عمویش آزر) به خاطر وعده‌ای بود که به او داده بود و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۱۳) وجود تو مبارک و مرتبه ات بلند است و فرموده‌ای: از پروردگارتان آمرزش طلبیدند، سپس به سوی او باز گردید تا شما را به مدت معینی (که عمرتان قرار داده است) از نعمتها و زندگی خوب بهره مندتان فرماید، و هر صاحب فضیلتی را به مقدار فضیلتش ببخشد و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۱۴) تو (ذات پاک و) مبارکی هستی که علو مرتبه داری و فرموده‌ای: ای قوم من از پروردگارتان طلب آمرزش کنید، سپس به سوی او باز گردید تا (باران) آسمان را به سوی شما پی در پی فرو فرستد .و نیروی بر نیرویتان بیافزاید و در حالی که گنهکارید از حق روی برنیایید و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۱۵) تو (ذات مقدسی هستی که) مبارکی و علو مرتبه داری و فرموده‌ای: اوست خدایی که شما را از زمین پدید آورد و آبادانیش را با عمری که به شما عطا کرد، در اختیارتان قرار داد. پس از او آمرزش بخواهید، سپس به سوی او باز گردید به تحقیق که پروردگار من (به بندگان خویش) نزدیک، و اجابت کننده (خواسته آنان) است. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۱۶) تو (ذات پاک و) مبارکی هستی و دارای علو مرتبه‌ای و فرموده‌ای: از پروردگارتان آمرزش طلبیدند، سپس به سوی او باز گردید، به راستی، پروردگار من مهربان و دوستدار (بندگان توبه کار) است. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۱۷) وجود تو مبارک و برتر از همه افکار است و فرموده‌ای: (تو ای زلیخا) برای گناهت استغفار کن، به راستی که تو از خطا کاران بودی. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۱۸) تو وجود مبارکی هستی که دارای علو مرتبه‌ای و فرموده‌ای: ای پدر ما (یعقوب (علیه السلام)) برای گناهان ما (آنچه نسبت به فرزندت یوسف (علیه السلام) روا داشتیم) استغفار کن، به تحقیق که ما همگی خطاکاریم. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۱۹) تو (ذاتی مبارک هستی و) دارای علو مرتبه‌ای و ( زبان پیامبرت یعقوب (علیه السلام)) فرموده‌ای: بزودی برایتان استغفار می‌کنم و از پروردگارم برای شما آمرزش می‌طلبم، به راستی که او بسیار آمرزنده. مهربان است. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۲۰) تو مبارکی و برترین رتبه را داری و فرموده‌ای: چه چیز جلوگیر مردم شده است که زمانی که هدایت سراغشان آمد، ایمان آوردند و از پروردگار خویش آمرزش طلبیده، استغفار کنند؟ و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۲۱) تو مبارک و برتر از همه‌ای و فرموده‌ای: (ابراهیم (علیه السلام) به پدرش گفت:) سلام بر تو باد، به زودی برایت از پروردگار خویش آمرزش می‌طلبم، به راستی که او همواره نسبت به من مهربان بوده است. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۲۲) تو وجودی مبارک و دارای مرتبه برتر هستی و فرموده‌ای: (ای پیامبر، هرگاه از تو برای بعضی از کارهای مهم خویش اجازه خواستند)، به هر یک از آنان که می‌خواهی اجازه بده و برای ایشان، از خدا آمرزش بخواه که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۲۳) وجود تو مبارک و مرتبه ات بلند است و (از قول پیامبرت صالح (علیه السلام)) فرموده‌ای: ای مردمی که در عهد من زندگی می‌کنید، چرا برای بدی قبل از نیکی عجله می‌کنید (و عذاب الهی را می‌طلبید نه رحمت او را؟) چرا از خداوند تقاضای آمرزش نمی‌کنید، تا بلکه مشمول رحمت خداوند قرار گیرید؟ و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۲۴) تو (ذات پاکی هستی که) مبارک و دارای برترین مرتبه‌ای و فرموده‌ای: داوود، دانست که ما با این ماجرا او را آزمودیم از این رو از پروردگارش طلب آمرزش کرد، به سجده افتاده، به سوی حق بازگشت و توبه کرد. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۲۵) تو وجودی مبارک و دارای مرتبه‌ای بلند هستی و فرموده‌ای: فرشتگانی که عرش را بدوش می‌کشند با حمد پروردگارشان (خدا را) تسبیح گفته و به او ایمان می‌آورند، و برای کسانی که ایمان آورده‌اند استغفار می‌کنند. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۲۶) تو (ذات پاک و) مبارکی هستی که علو مرتبه داری و فرموده‌ای: صبر و شکیبایی پیشه کن که وعده خداوند حق است و برای گناهت استغفار کن، و صبح و شام با حمد پروردگارت، تسبیح (او را) به جای آور.) و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۲۷) تو ذات مبارکی که دارای علو مرتبه‌ای و فرموده‌ای: پس تمام توجه خویش را به تو کنید و از وی آمرزش طلبید. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۲۸) تو (ذات پاکی هستی که) مبارک و برتر از همه‌ای و فرموده‌ای: فرشتگان با حمد پروردگارشان تسبیح (خدا) می‌گریند و برای کسانی که در رمیت اند ( و به خدای خویش ایمان دارند)، استغفار می‌کنند. آگاه باشید که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۲۹) وجود تو مبارک و علو مرتبه ات از همه بیشتر است و فرموده‌ای: بدان که معبودی جز خدای یکتا نیست. و برای گناه مردان و زنان با ایمان، استغفار کن و خداوند محل حرکت و قرارگاه شما را می‌داند. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۳۰) تو وجودی مبارک و برتر از همه داری و فرموده‌ای: به زودی آن دسته از اعراب که از شرکت در جنگ تخلف ورزیدند ( نزد تو آمده و) می‌گویند: (اموال و اهل و عیال) ما را مشغول کرد ( و از شرکت باز داشت) پس برای (این گناه) ما استغفار کن. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۳۱) تو (ذات مقدسی هستی که) وجودت مبارک است و دارای مرتبه‌ای بلند هستی و فرموده‌ای: (ابراهیم به قوم مشرک خود گفت:... میان ما و شما دشمنی همیشگی آشکار شده) تا آن زمان که خدای یگانه ایمان آورید. جز آن سخن که ابراهیم به پدرش (عمویش آزر) گفت (و وعده داد) که برای تو آمرزش می‌طلبم، و در عین حال در برابر خدا مالک چیزی نیستم (و اختیار نداریم) پروردگار، ما بر تو توکل کردیم و به سوی تو بازگشتم و همه فرجام‌ها به سوی تو است.) و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۳۲) تو (ذات مطهری هستی که) مبارک و دارای علو مرتبه‌ای و فرموده‌ای: (ای پیامبر هنگامی که زنان مؤمن نزد تو آیند، تا با تو بیعت کنند اگر) در هیچ کار شایسته‌ای با تو مخالفت نمی‌کنند، با آنها بیعت کن و برای آنان از درگاه خدا آمرزش بخواه که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۳۳) تو وجود مبارکی هستی که علو مرتبه‌ای و فرموده‌ای: و هر زمانی به آنها (منافقین) گفته می‌شود: بیاید رسول خدا برایتان استغفار کند، (از شدت تکبر و غرور) سرهایشان را به عقب می‌چرخانند و آنها را می‌بینی که راه حق و سعادت را به روی خود و دیگران می‌بندند و تکبر می‌ورزند. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۳۴) تو (ذات مهربان و) مبارکی هستی که برتر از عقول همه‌ای و فرموده‌ای: برای اینان (منافقین) مساوی است که برایشان استغفار کنی یا نکنی، خدا آنها را نخواهد آمرزید. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۳۵) تو وجود مبارکی داری که برتر از افکار همه‌ای و فرموده‌ای: از پروردگارتان آمرزش طلبید که او بسیار آمرزنده است. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۳۶) وجود تو مبارک و مرتبه تو بلند است و فرموده‌ای:آنچه از کارهای نیک برای خود از پیش می‌فرستید) نزد خدا به بهترین وجه و بزرگترین پاداش خواهید یافت. و از خدا آمرزش بخواهید که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

۳۷) تو وجودی مبارک و دارای مرتبه‌ای بلند هستی و فرموده‌ای: با حمد پروردگارت تسبیح بگو و از او آمرزش بطلب که او توبه پذیر است. و من از تو آمرزش می‌طلبم و به سوی تو باز می‌گردم.

نجات از فقر و گسترش روزی

استغفار در ساعت بین الطوعین، بعد از نافله صبح، مخصوصا اگر هفتاد مرتبه باشد، دارای آثار و برکات فراوانی است. ما در بحث بهترین اوقات استغفار به بخشی از آن اشاره کردیم. از جمله آثار آن وسعت رزق و روزی این، زیرا علاوه بر این که، یکی از برکات استغفار وسعت رزق و روزی است؛ بیدار ماندن در این ساعت تا طلوع آفتاب و پرداختن به عبادت خدا نیز باعث افزایش روزی انسان است.

محمد بن مسلم از امام صادق (علیه السلام)، از امام باقر (علیه السلام) سوال کرد: خواب بعد از نماز صبح چگونه است؟

حضرت فرمودند: روزی (انسان) در این ساعت گسترش پیدا می‌کند و من دوست ندارم، شخص در این ساعت بخوابد (و از روزی خویش محروم گردد.)

امام سجاد (علیه السلام) در این ساعت، استغفار را تلاوت می‌کردند که ما در بحث نمونه‌های استغفار، آن را یادآور شدیم.[۳۳۴]

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) برای استغفار خاصی در این ساعت فضایل زیادی ذکر می‌کنند، از جمله می‌فرمایند:

هر کس (در این ساعت) آن را تلاوت کند، هیچ گاه فقیر نمی‌شود.[۳۳۵]

امیرالمومنین (علیه السلام) مقید بودند، این ساعت را بیدار مانده و با خدای خویش مناجات کنند و هفتاد بار استغفار کنند، در هر مرتبه استغفار خاصی را با مضامینی عالی تلاوت می‌کردند. که برای شیعیان و دوستان حضرتش شایسته تامل و دقت است. ما فقط متن عربی این استغفار را در پایان کتاب می‌آوریم، تا ختامه مسک گردد و پایان کتاب خوشبو شود و شیفتگان مکتب علوی، از مضامین پر بارش بهره مند گردند و با معرفت بیشتری به مولای خود عشق ورزیده، قدر مذهب خویش را بدانند، و برای سیر و سلوک و درک کمالات معنوی به مولایشان تاسی کرده و همچون آن بزرگوار با خدا مناجات نمایند و به دنبال هر صدایی نروند.

مرحوم کفعمی می‌فرماید:

روش امیرالمومنین علی (علیه السلام) چنین بود که در سحر هر شب بعد از دو رکعت نافله صبح، هفتاد مرتبه چنین استغفار می‌کردند، یعنی این نسخه استغفار را که داری هفتاد فراز است، یک بار تلاوت می‌فرمودند.[۳۳۶]

۱) اللهم انی اثنی علیک بمعونتک علی ما نلت به الثناء علیک و اقر لک علی نفسی بما اهله، و المستوجب له فی قدر فساد نینی و ضعف یقینی، اللهم نعم الا اله انت، و نعم الرب انت، و بئس المربوب انا و نعم المولی انت، و بئس العبد انا، و نعم المالک، انت، و بئس المملوک انا، فکم قد اذنبت فعفوت عن ذنبی ( و کم قد اجرمت فصفحت عن جرمی، و کم قد اخطات فلم تواخذنی، و کم قد تعمدت فتجاوزت عنی) و کم قد عثرت فاقلتنی عثرتی و لم تواخذنی علی غرتی، فانا الظالم لنفسی، المقر بذنبی، المعترف بخطیئتی، فیا غافر الذنوب استغفرک لذنبی، و استقیلک لعثرتی، فاحسن اجابتی، فانک اهل الاجابه، و اهل التقوی و اهل المغفره.

۲) اللهم انی استغفرک لکل ذنب قوی بدنی علیه بعافیتک، او نالته قدرتی بفضل نعمتک، او بسطت الیه یدی بتوسعه رزقک، او احتجبت فیه من الناس بسترک او اتکلت فیه عند خوفی منه علی اناتک و وثقت من سطوتک علی فیه بحلمک، و عوات فیه علی کرم عفوک فصل علی محمد و اله، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۳) اللهم و استغفرک لکل ذنب یدعو الی غضبک او یدنی من سخطک او یمیل بی الی ما نهیتنی عنه، او ینای [۳۳۷] عما دعوتنی الیه، فصل علی محمد و اله و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۴) اللهم و استغفرک لکل دنب استملت الیه احدا من خلقک بغوایتی، او خدعته بحیلتی فعلمته منه ما جهل، و عمیت علیه منه ما علم و لقیتک غدا باوزاری و اوزار مع اوزاری، فصل علی محمد و اله، و اغفره لی محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۵) اللهم و استغفرک لکل ذنب یدعو الی الغی، و یضل عن الرشد، و یقل الرزق، و یمحق البرکه، و یخمل الذکر، فصل الذکر، فصل علی محمد و ال محمد، واغفره لی یا خیر الغافرین.

۶) اللهم و استغفرک لکل ذنب اتعبت فیه جوازحی فی لیلی و نهاری و قد استترت من عبادک بستری و لا ستر الا ما سترتنی، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین

۷) اللهم و استغفرک لکل ذنب رصدنی فیه اعداوی لهتکی فصرفت کیدهم عنی، و لم تعنم علی فضیحتی، کانی لک ولی فنصرتنی و الی متی یا رب اعصی فتمهلنی، و طالما عصیتک فلم تواخذنی، و سالتک علی سوء فعلی فاعطیتنی، فای شکر یقوم عندک بنعمه من نعمک علی فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۸) اللهم و استغفرک لکل ذن قدمت الیک فیه توبتی، ثم واجهت بتکرم قسمی بک، و اشهدت علی نفسی بذلک اولیاءک من عبادک انی غیر عائد الی معصیتک، فلما قصدنی بکیده الشیطان، و ما بی الی الخذلان، و دعتنی نفسی الی العصیان، استترت حیاء من عبادک جراه منی علیک و انا اعلم انه لا یکننی منک ستر و لا باب، و لا یحجب نظرک الی حجاب، فخالفتک فی المعصیه الی ما نهیتنی عنه ثم کشفت الستر عنی، و ساویت اولیاءک کانی لم ازل لک زاوعا، و الی امرک مسارعا و من وعیدک فازعا، فلبست علی عبادک، و لا یعرف بسر یرتی غیرک فلم تسمنی بغیر سمتهم، بل اسبغت علی مثل نعمتهم، ثم فضلتنی فی ذلک علیهم حتی کانی عندک فی درجتهم، و ما ذلک الا بحلمک و فضل نعمتک، فلک الحمد مولای فاسالک یا الله، کما سترته علی فی الدنیا ان لا تفضحنی به فی القیامه با ارحم الرحمین.

۹) الهم و استغفرک لکل ذنب سهرت له لیلی فی التانی لا تیانه و التخلص الی وجوده حتی اذا اصبحت تخطات الیک بحیه الصالحین و انا مضمر خلاف رضاک یا رب العامین. فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۱۰) اللهم و استغفرلکل ذنب ظلمت بسببه ولیا من اولیائک، او نصرت به عدوا من اعدائک، او تکلمت فیه بغیر محبتک، او نهضت فیه الی غیر طاعتک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۱۱) اللهم و استغفرک لکل ذنب نهیتنی عنه فخالفتک الیه، او حذرتنی ایاه فاقمت علیه، او قبحته فی فزینته لنفسی، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۱۲) اللهم و استغفرک لکل ذنب نسیته فاحصیته، و تهاونت به فاثبته و جاهرتک فیه[۳۳۸] فسترته علی، و لو تبت الیک منه لغفرته، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۱۳) اللهم و استغفرک لکل ذنب توقعت فیه قبل انقضائه تعجیل العقوبه فامهلتنی، و اولیت[۳۳۹] علی سترا فلم ال فی هتکه عنی جهدا فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۱۴) اللهم نقمتک او یحرمنی کرامتک، او یزیل عنی نعمتک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۱۵) اللهم و استغفرک لکل ذنب یورث الفناء او یحل البلاء، او یشمت الاعداء، او یکشف الغطاء، او یحبس قطر السماء، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۱۶) اللهم و استغفرک لکل ذنب عیرت به احدا من خلقک، او قبحته من فعل احد من بریتک، ثم تقحمت علیه و انتهکته جراه منی علی معصیتک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۱۷) اللهم و استغفرک لکل ذنب تبت الیک منه، و اقدمت علی فعله فاستحییت منک و انا علیه، و رهبتک و انا فیه ثم استقلتک منه وعدت الیه، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۱۸) اللهم و استغفرک لکل تورک علی و وجب فی فعلی بسبب عهد عاهدئک علیه، او عقد عقدته لک، او ذمه الیت بها من اجلک لا حد من خلقک، ثم نقضت ذلک من غیر ضروره لر غبتی فیه، بل استزلنی عن الوفاء به البطر، و اسحطنی عن رعایته الاشر، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۱۹) اللهم و استغفرک لکل ذنب لحقنی بسبب نعمه انعمت بها علی فقویت بها علی معصیتک، و خالفت بها امرک، و قدمت بها علی و عیدک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۲۰) اللهم و استغفرک لکل ذنب قدمت فیه شهوتی علی طاعتک، و اثرت فیه محبتی علی امرک، و ازضیت نفسی فیه بسخطک اذ ازهبتنی منه بهیبتک، و قدمت الی فیه باعذازک، و احتججت علی فیه بوعیدک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۲۱)اللهم و استغفرک لکل ذنب علمته من نفسی او ذکرته او تعمدته او اخطاته مما لا اشک انک سائل عنه، و ان نفسی مرتهنه (به) لدیک، و ان کنت قد نسیته و غفلت عنه، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۲۲) اللهم و استغفرک لکل ذنب و اجهتک (به و قد ایقنت انک ترانی) علیه، و اغفلت ان اتوب الیک منه، و انسیت ان استغفرک له، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۲۳) اللهم و استغفرک لکل ذنب دخلت فیه بحسن ظنی بک ان لا تعذبنی علیه، و رجوتک لمغفرته، فاقدمت، و قد عولت علی معرفتی بکرامک ان لا تفضحنی بعد ان سترته علی، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۲۴) اللهم و استغفرک لکل ذنب استوجبت منک به رد الدعاء، و حرمان الاجابه، و خیبه الطمع، و انفساخ الرجاء، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۲۵) اللهم و استغفرک لکل ذنب یعقب الحسره، و یورث الندامه، و یحبس الرزق، و یرد الدعاء، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۲۶) اللهم و استغفرک لکل ذنب یورث الاسقام و النفاء، و یوجب النقم و البلاء، و یکون فی قیامه حسره و ندامه، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۲۷) اللهم و استغفرک لکل ذنب مدحته بلسانی، او اضمره جنانی، او هشت الیه نفسی، او اتیته[۳۴۰] بفعالی، او کتبته بیدی، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۲۸) اللهم و استغفرک لکل ذنب خلوت به فی لیل او نهار، او ازخیت علی فیه الاستار حیث لا یرانی الا انت یا جبار، فار تابت فیه نفسی و تحیرت[۳۴۱] بین ترکه لخوفک، و انتها که لحسن الظن بک، فسولت لی نفسی الاقدام علیه فواقعته و انا عارف بمعصیتی فیه لک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۲۹) اللهم و استغفرک لکل ذنب استقللته، او استکثرته، او استعظنته، او استصغرته، او ورطنی جهلی فیه، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۳۰) اللهم و استغفرک لکل ذنب مالئت[۳۴۲] فیه علی احد من خلقک، او اسات بسببه الی احد من بریتک، او زینته لی نفسی، او اشرت به الی غیری او دللت علیه سوای، او اصررت علیه بعمدی، او اقمت علیه بجهلی، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۳۱) اللهم و استغفرک لکل ذنب خنت فیه امانتی، او بخست فیه بفعله نفسی، او احتطبت به علی بدنی، او اثرت فیه شهواتی، او قدمت فیه لذاتی، او سعیت فیه لغیری، او استغویت الیه من تابعنی، او کاثرت فیه من منعنی، او قهرت علیه من غالبنی، او غلبت علیه بحیلتی، او استزلنی علیه میلی، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۳۲) اللهم و استغفرک لکل ذنب استعنت علیه بحیله تدنی من غضبک او استظهرت بنیله علی اهل طاعتک، او استملت به احدا الی معصیتک، او (راویت) فیه عبادک، او لبست علیهم بفعالی، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۳۳) اللهم و استغفرک لکل ذنب کتبته علی بسبب عجب کان منی بنفسی، او ریاء، او سمعه او خیلاء، او فرح، او حقد، او مرح، او اشر، او بطر، او حمیه، او عصبیه، او رضی، او سخط، او سخاء، او شح، او ظلم، او خیانه، او سرقه، او کذب، او نمیمه (او لهو) او لعب، او نوح مما یکتسب بمثله الذنوب، و یکون فی اجتراحه العطب، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۳۴) اللهم و استغفرک لکل ذنب سبق فی علمک انی فاعله بقدرتک التی قدرت بها علی کل شی ء، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۳۵) اللهم و استغفرک لکل ذنب رهبت فیه سواک او عادیت فیه اولیاءک، او والیت فیه اعداءک، او خذلت فیه احباءک او تعرضت فیه لشی ء من غضبک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۳۶) اللهم و استغفرک لکل ذنب تبت الیک منه، ثم هدت (فیه) و نقضت العهد فیها بینی و بینک، جراه منی علیک، لمعرفتی بکرمک و عفوک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۳۷) اللهم و استغفرک لکل ذنب ادنانی من عذابک، او نای بی عن ثوابک او حجب عنی رحمتک، او کدر علی نعمتک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۳۸) اللهم و استغفرک لکل ذنب جللت به عقدا شددته، او حرمت به نفسی خیرا وعدتنی به، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۳۹) اللهم و استغفرک لکل ذنب ارتکبته بشمول عافیتک، او تمکنت منه بفضل نعمتک، او قویت علیه بسابغ رزقک، او خیر اردت به وجهک فخالطنی فیه و شارک فعلی ما لا یخلص لک، او وجب علی ما اردت به سواک، فکثیر مت یکون کذالک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۴۰) اللهم و استغفرک لکل ذنب دعتنی الرخصه فحللته لنفسی، و هو فیما عندک محرم، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۴۱) اللهم و استغفرک لکل ذنب خفی عن خلقک و لم یعرب عنک فاستقلتک منه فاقلتنی، ثم عدت فیه فسترته علی، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۴۲) اللهم و استغفرک لکل ذنب خطوت الیه برجلی، او مددت الیه یدی او تامله بصری، او اصغیت الیه بسمعی، او نطق به لسانی، او انفقت فیه ما رزقتنی ثم استرزقتک علی عصیانی قرزقتنی، ثم استعنت برزقک علی معصیتک فسترت علی، ثم سالتک الزیاده فلم تحیبنی و جاهرتک فیه فلم تفضحنی، فلا ازال مصرا علی معصیتک، و لا تزال ساترا علی بحمک و مغفرتک، یا اکرم الاکرمین، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۴۳) اللهم و استغفرک لکل ذنب یوجب علی صغیره الیم عذابک، و یحل به علی کبیره شدید عقابک، و فی اتیانه تعجیل نقمتک، و فی الاصرار علیه زوال نعمتک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۴۴) اللهم و استغفرک لکل ذنب لم یطلع احد سواک، و لا علمه احد غیرک، و لا ینجینی منه الا حلمک، و لا یسعه الا عفوک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۴۵) اللهم و استغفرک لکل ذنب یزیل النعم، او یحل النقم، او یعجل العدم، او یکثر الندم، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۴۶) اللهم و استغفرک لکل ذنب یمحق الحسنات، و یضاعف السیئات و یعجل النقمات، و یغضبک یا رب السماوات، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۴۷) اللهم و استغفرک لکل ذنب انت احق بمعرفته، اذ کنت اولی بسترته، فانک اهل التفوی و اهل المغفره، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۴۸) اللهم و استغفرک لکل ذنب تجهمت[۳۴۳] فیه ولیا من اولیائک مساعده فیه لا عداوک، او میلا مع اهل معصیتک علی اهل طاعتک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۴۹ اللهم و استغفرک لکل ذنب البسنی کبره، و انهماکی فیه ذله و ایسنی من موجود[۳۴۴] رحمتک، او قصر بی الیاس عن الوجوع الی طاعتک لمعرفتی بعظیم جرمی،. سوء ظنی بنفسی، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۵۰) اللهم و استغفرک لکل ذنب اوردنی الهلکه لولا وحمتک، و احلنی دار البواز لولا تغمدک، و سلک بی سبیل الغی لولا رشدک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۵۱) اللهم و استغفرک لکل ذنب الهانی[۳۴۵] عما هدیتی الیه، او امرتنی به او (نهیتنی عنه، او)[۳۴۶] دللتنی علیه، مما فیه الحظ لی لبلوغ رضاک و ایثار محبتک و القرب منک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۵۲) اللهم و استغفرک لکل ذنب یرد عنک دعائی، او یقطع منک رجائی او یطیل فی سخطک عنائی، او یقصر عندک املی، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۵۳) اللهم و استغفرک لکل ذنب یمیت القلب، و یشعل الکرب، و یرضی الشیطان، و الرحمان، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۵۴) اللهم و استغفرک لکل ذنب بعقب الیاس من رحمتک و القنوط من مغفرتک و الحرمان من سعه ما عندک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۵۵) اللهم و استغفرک لکل ذنب مقت نفسی علیه اجلالا لک، و اظهرت لک التوبه (فقبلت، و سالتک العفو ثم مال بی الهوی الی معاودته)[۳۴۷] طمعا فی رحمتک،. کریم عفوک، ناسیا لوعیدک، راجیا لجمیل وعدک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۵۶) اللهم و استغفرک لکل ذنب یورث سواد الوجوه یوم تبیض وجوه اولیائک، و تسود وجوه اعدائک اذا اقبل بعضهم علی بعض یتلاومون فقیل: ( لا تخصموا لدی و قد قدمت الیکم بالوعید) فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۵۷) اللهم و استغفرک لکل ذنب یدعوا الی الکفر، و یطیل الفکر، و یورث الفقر، و یجلب العسر، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۵۸) اللهم و استغفرک لکل ذنب یدنی الاجال و یقطع الامال و یبتر الاعمار، فهت به، او صمت عنه، حیاء منک عنده ذکره، او اکننته فی صدری و علمته منی، فانک تعلم السر و اخفی، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۵۹) اللهم و استغفرک لکل ذنب یکون فی اجتراحه قطع الرزق، و رد الدعاء، و تواتر البلاء، و ورود الهموم، و تضاعف الغموم، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۶۰) اللهم و استغفرک لکل ذنب یبغضنی الی عبادک، و ینفر عنی اولیاءک و یوحش منی اهل طاعتک لوحشه الماصی، و رکوب الحوب و کابه الذنوب، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۶۱) اللهم و استغفرک لکل ذنب دلست به منی ما اظهرته، او کشفت به عنی ما سترته، او قبحت به منی ما زینته، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۶۲) اللهم و استغفرک لکل ذنب لا ینال به عهدک، و لا یومن معه غضبک (و لا تنزل معه رحمتک) و لا تدوم معه نعمتک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۶۳) اللهم و استغفرک لکل ذنب استخیف له ضوء النهار من عبادک و بارزت (به) فی ظلمه اللیل، جراه منی علیک، علی انی اعلم ان السر عندک علانیه، و ان الخفیه عندک بارزه، و انه لم یمنعنی منک مانع و لا ینفعنی عندک نافع من مال و بنین، الا ان اتیک بقلب سلیم، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۶۴) اللهم و استغفرک لکل ذنب یورث النسیان لذکرک، و یعقب الغفله عن تحذیرک، او یمادی فی الامن من مکرک، او یطمع فی طلب الرزق من عند غیرک، او یویس من خیر ما عندک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۶۵) اللهم و استغفرک لکل ذنب لحقنی بسبب عتبی علیک فی احتباس الرزق عنی، و اعراضی عنک، و میلی الی عبادک، بالاستکانه لهم و التضرع الیهم، و قد استعتنی قولک فی محکم متابک: (فما استکانوا لربهم و ما یتضرعون) فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۶۶) اللهم و استغفرک لکل ذنب لزمنی بسبب کربه استعنت عندها بغیرک، او استبددت باحد دونک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیرالغافرین.

۶۷) اللهم و استغفرک لکل ذنب حملنی علی الخوف من غیرک، او دعانی الی التواضع لاحد من خلقک، او استمالنی الیه (للطمع فیما) عنده، او زین لی طاعته فی معصیتک استجرارا لما فی یده، و انا اعلم بحاجتی الیک، لا غنی لی عنک، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۶۸) اللهم و استغفرک لکل ذنب مدحته بلسانی، او هشت[۳۴۸] الیه نفسی او حسنته بعفالی، او حثثت[۳۴۹]علیه بمقالی، و هو عندک قبیح تعذبنی علیه، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۶۹) اللهم و استغفرک لکل ذنب مثلت فثی نفسی استقلاله، و صورت لی استصغاره، و هونت علی الاستخفاف به حتی اورطتنی[۳۵۰] فیه، فصل علی محمد و ال محمد، و اغفره لی یا خیر الغافرین.

۷۰) اللهم و استغفرک لکل ذنب جری به علمک فی و علی الی اخر عمری بجمیع ذنوبی، لاولها و اخرها، و عمدها و خطائها، و قلیلها و کثیرها، و دقیقها و جلیلها و قدیمها و حدیثها، و سرها و علانیتها و جمیع ما انا مذنبه، و اتوب الیک و اسالک ان تصلی علی محمد و ال محمد، و ان تغفر لی جمیع ما احصیت من مظالم العباد قبلی، فان لعبادک علی حقوقا انا مرتهن بها تغفرها لی کیف شئت، و انی شئت یا ارحم الرحمین.[۳۵۱]



پانویس

  1. سوره بقره، آیه ۲۲۲
  2. بحار الانوار، ج ۶۴، ص ۲۳۷
  3. کتاب السعه و الرزق، ص ۸؛ وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۳۰۵؛ بحار الانوار، ج ۶، ص ۱۵۷
  4. سوره انعام، آیه ۴۳
  5. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۴۳، ح ۲۶
  6. سوره ابراهیم، آیه ۷
  7. سوره اسراء، آیه ۵۸
  8. سوره نساء، آیه ۱۴۷
  9. سوره بقره، آیه ۱۸۶
  10. سوره نور، آیه ۳۱
  11. سوره نور، آیه ۳
  12. سوره شوری، آیه ۳۰
  13. سفینه البحار، ج ۱، ص ۴۸۹
  14. سفینه البحار، ج ۱، ص ۴۸۹
  15. سوره جن، آیه ۱۶
  16. سوره اعراف، آیه ۹۶
  17. سوره شوری، آیه ۳۰
  18. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۳۵۰
  19. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۵
  20. کافی، ج ۲،ص ۳۷۴؛ بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۶۹
  21. سفینه البحار، ج ۱، ص ۴۸۹؛ کافی، ج ۵، ص ۳۱۷. و با اندک اختلافی در وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۱۳؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۵۲۴؛ التهذیب، ج ۳، ص ۱۴۸
  22. سوره شوری، آیه ۳۰
  23. کافی، ج ۲، ص ۲۶۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۹۹؛ بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۱۵
  24. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۲۹
  25. جعل: حشره‌ای است سیاه و پردار و زشت که روی سرگین حیوانات می‌نشیند و آن را سرگین غلتان و سرگین گردان و سرگین گردانک هم می‌گویند اسامی دیگر نیز در لغت برای آن آمده است، فرهنگ عمید
  26. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۳۰
  27. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۳۵۲
  28. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۳۹
  29. سوره رعد، آیه ۱۱
  30. تفسیر الصافی، ج ۲، ص ۸۶۶ ذیل آیه؛ با اندک اختلافی: بحار الانوار، ج ۶، ص ۵۶
  31. وسائل شیعه، ج ۱۶، ص ۲۸۱؛ بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۷۵
  32. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۳۹
  33. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: ( اذا جاء اجلهم فلایستاخرون ساعه و لایستقدمون) زمانی که مرگشان فرا رسد نه یک ساعت دیرتر می‌میرند و نه یک ساعت زودتر. سوره یونس، آیه ۴۹
  34. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۵۴
  35. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۶۰
  36. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۵۱
  37. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۵۵
  38. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۵۳
  39. بحار الانوار، ج ۷۰ و ج ۱۰، ص ۹۸
  40. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۱۸
  41. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۱۸
  42. سوره اعراف، آیه ۱۸۲
  43. ثواب الاعمال، ص ۲۸۸
  44. سوره تکاثر، آیه ۸
  45. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۱۲
  46. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۲۷
  47. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۶۱؛ سوره مطففین، آیه ۱۴
  48. وسائل شیعه، ج ۱۵، ص ۲۲۷، کافی، ج ۲، ص ۴۸۲
  49. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۵۴
  50. بحار الانوار، ج ۷۰، (ص) ۳۳۰
  51. السعه و الرزق، (ص) ۵؛ بحارالانوار، ج ۷۰، (ص) ۳۷۷؛ عده الداعی، (ص) ۲۱۱
  52. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۶۴
  53. سوره نصر، آیه ۳
  54. سوره غافر، آیه ۵۵
  55. کارهای خوب نیکان، گناهان بار یتفتگان حریم قدس است
  56. سوره عمران، آیه ۱۵۹
  57. سوره انفال، سوره ۳۳
  58. جامع الاخبار، ص ۱۴۶، ح ۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۶۸
  59. سوره انفال، آیه ۳۳
  60. سوره انبیاءت آیه ۱۰۷
  61. وسائل شیعه، ج ۱۳، ص ۵۴۶ - ۵۴۷
  62. سوره بقره، آیه ۱۹۹
  63. بحار الاتواز، ج ۹۹، ص ۳۵، ح ۱۶ و ص ۳۳، ج ۴
  64. سوره بقره، آیه ۲۲۲
  65. بحارالانوار، ج ۵۷-۵۶؛ تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۱۰۹
  66. سوره آل عمران، آیه ۱۲۵
  67. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۵۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۶۶
  68. سوره حجر، آیه ۴۲
  69. سوره الذریات، آیه ۱۸-۱۵
  70. همین کتاب، ص...
  71. سوره آل عمران، آیه ۱۷
  72. سوره اسراء، آیه ۷۹
  73. جامع الاخبار، ص ۱۴۷
  74. مستدرک سفینه البحار، ج ۷، ص ۶۰۱
  75. المحجه البیضاء، ج ۷، ص ۲۶؛ کافی، ج ۲، ص ۴۳۸ و با اندک اختلافی وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۶۷ بحا الانوار، ج ۹۰، ص ۳۷۷؛ صواب الاعمال، ص ۱۶۹
  76. المجمه البضاء، ج ۷، ص ۶۳؛ نهج البلاغه، حکمت ۴۱۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۷۷
  77. وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۷۶؛ خصال صدوق، ج ۱، ص ۴۱؛ روضهالواعظین، ج ۲، ص ۴۴۷؛ مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۱۵۲
  78. بشاره المصطفی، ج ۱۴۷
  79. سوره طه، آیه ۸۴
  80. بحار الانوار، ج ۲۷، ص ۱۷۶؛ بصادر الدرجات، ص ۲۳
  81. سوره طه، آیه ۸۴
  82. بحار الانوار، ج ۲۷، ص ۱۹۸؛ فضائل الشیعه صدوق
  83. بحار الانوار، ج ۲۷، ص ۱۹۷؛ تفسیر فرات، ص ۹۳
  84. وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص ۵۴۶، باب ۱۸ و ص ۵۴۴ باب ۱۷
  85. بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۱۱
  86. سوره منافقون، آیه ۱
  87. سوره منافقون، آیه ۶-۵
  88. سوره توبه، آیه ۸۰
  89. سوره توبه، آیه ۸۰
  90. سوره نساء، آیه ۴۸
  91. سوره توبه، آیه ۱۱۳
  92. سوره توبه، آیه ۱۱۴
  93. بحار الانوار، ج ۶۷، ص ۲۱۲
  94. سوره نساء، آیه ۳۵
  95. سوره اعراف، آیه ۳۸
  96. سوره انعام، آیه ۱۶۳
  97. االمججه البیضاء، ج ۷، ص ۶۳؛ نهج البلاغه، حکمت ۴۱۷
  98. مستدرک سفیه، ج ۷، ص ۶۰۱
  99. بحار الانوار، ج ۲، ص ۱۵۴
  100. وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۵۴
  101. وسائل السیعه، ج ۱۶، ص ۵۵
  102. سوره هود، آیه ۳
  103. سوره هود، آیه ۵۲
  104. سوره نوح، آیه ۱۰ - ۱۲
  105. سوره اعراف، آیه ۵۷
  106. سوره کهف، آیه ۸۳ – ۹۸
  107. مستدرک سفیه البحار، ج ۷، ص ۶۰۱
  108. سوره هود، آیه ۵۲
  109. سوره نوح، آیه ۱۰ - ۱۲
  110. بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۲۸۱
  111. بحارالانوار، ج ۹۰، ص ۲۷۷
  112. بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۲۷۷
  113. بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۲۷۷
  114. صحیفه العویه الجامعه، ص ۶۵۹، جریان کامل این ماجراو نسخه استغفاری که امیرالمومنین (علیه السلام) به آن مرد عطا کردند. در فصل آخر کتاب صفحه ۲۶۴ آمده است
  115. سوره نوح، آیه ۱۰ – ۱۱
  116. بحار الانوار، ج ۸۴، (ص) ۲۲۱
  117. سوره نوح، آیه ۱۰ – ۱۲
  118. بحار الانوار، ج ۱۰۱، ص ۸۴
  119. این استغفار همراه با ترجمه روان در همین کتاب صفحه ۲۶۴ آمده است
  120. سوره انفال، آیه ۳۳
  121. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۰؛ الدعوات، ص ۲۰۷؛ کمال الدین، ج ۲، ص ۴۴۱
  122. سوره انفال، آیه ۳۳
  123. مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۳۱۸
  124. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۳۸۱د علل الشرایع ، ج ۱، ص ۲۳۴
  125. بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۲۸۳
  126. بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۲۸۳
  127. بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۲۸۳؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۱۷۷
  128. بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۲۸۱
  129. کافی، ج ۵، ص ۳۱۶، ح ۵۱
  130. سوره آل عمران، آیه ۱۳۵
  131. سوره نسا، آیه ۱۱۰
  132. مستدرک سفیه البحار، ج ۷، ص ۶۰۱
  133. کافی، ج ۲، ص ۵۰۴؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۱۷۶
  134. سوره غافر، آیه ۶۰
  135. سوره نساء، آیه ۶۴
  136. وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۷۰؛ بحا الانوار، ج ۶، ص ۲۲
  137. سوره توبه، آیه ۷۲
  138. سوره فجر، آیه ۲۷ – ۳۰
  139. مستدرک سفینه البحار، ج ۷، ص ۶۰۱
  140. سوره توبه، آیه ۱۱۹
  141. مفاتح الجنان
  142. بحارالانوار، ج ۹۰، ص ۲۷۹
  143. سوره یس، آیه ۸۲
  144. سوره بقره، آیه ۲۲۲
  145. کافی، ج ۲، ص ۵۰۴؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۱۷۶
  146. بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۳۷۸؛ الدعوات، ص ۲۰
  147. سوره نور، آیه ۳۵
  148. کافی، ج ۲، ص ۵۰۴؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۱۷۶
  149. سوره ص، آیه ۸۳
  150. کافی، ج ۴، ص ۶۳؛ من لا یحضر الفقیه، ج ۲، ص ۷۵؛ التهذیب، ج ۴، ص ۱۹۱، وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۹۵
  151. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۱۷۷
  152. سوره بقره، آیه ۷۴
  153. بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۲۸۴
  154. کافی، ج ۲، ص ۴۵۲
  155. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۱۰؛ من لا یحضر الفقیه، ج ۴، ص ۱۴
  156. من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۲۵۹، این حدیث از سکونی از امام صادق (علیه السلام) به همین مضمون با اندکی اختلاف نیز، روایت شده است. بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۳۰۴
  157. مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۲۰
  158. بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۳۲۶. ما متن این استغفار را در بحث انواع استغفار، صحفه ۲۶۱ آورده‌ایم
  159. مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۳۱۹
  160. مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۳۰۹
  161. مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۳۱۸
  162. مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۱۸۸
  163. مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۲۲
  164. مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۲۲
  165. مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۲۴
  166. مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۲۹
  167. کافی، ج ۲ ص ۵۶۷
  168. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۰۹؛ من لا یحضر الفقیه، ج ۲،ص ۶۰۸
  169. بحار الانوار، ج ۶۶، ص ۴۰۷
  170. بحارالانوار، ج ۹۰، ص ۲۸۱
  171. وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۱۰۲
  172. بحار الانوار، ج ۹۸، ص ۱۳۸، ح ۸۳در این حدیث امام باقر (علیه السلام) آداب برداشتن تربت قبر امام حسین (علیه السلام) را برای جابر بن یزید جعفی بیان می‌کنند که شایسته دقت و تامل است
  173. مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۳۱۷
  174. مستدرک الوسائل، ج ۶،ص ۳۰۶
  175. وسائل الشیعه، ج، ۱۶، ص ۷۱، باب ۸۶
  176. کافی، ج ۲، ص ۴۳۴؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۶۴
  177. کافی، ج ۲
  178. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۱۷۷
  179. مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۱۲۰. متن این استغفار را در بخش انواع استغفار و برکات هر کدام در همین کتاب ملاحضه فرمایید
  180. وسائل الشیعه، ج ۱۲، ۱۲۴
  181. الجعفریات، ص ۲۸۸
  182. عوالی اللثالی، ج ۲، ص ۵۳
  183. ازشاد القلوب دیلمی، ج ۱، ص ۳۳
  184. سوره ابراهیم، آیه ۴۱
  185. سوره نوح، آیه ۲۸
  186. کافی، ج ۲، ص ۱۶۳
  187. سوره حشر: آیه ۱۰
  188. سوره غافر: آیه ۷
  189. مفاتح الحنان، زیارت جانعه اومه المومنین (علیه السلام)؛ مصباح الزاور، سید بن طاووس، ص ۴۶۲
  190. بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۸۰
  191. بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۸۰
  192. بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۳۷۸، ح ۱۹
  193. کافی، ج ۲ ص ۵۰۷، ح ۳
  194. کافی، ج ۲،، ص ۵۰۷ و ۵۰۸
  195. بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۳۷۸، ح ۱۹
  196. بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۳۸۴
  197. بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۳۷۸
  198. بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۳۷۸
  199. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۱۱۴، ح ۳
  200. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۱۱۴
  201. بحار الا انوار، ج ۹۰، ص ۳۱۶
  202. بحا الانوار، ج ۹۰، ص ۳۱۶
  203. بحار الانوار، ج ۹۰ ، ص ۳۱۲؛ امالی طوسی، ج ۲، ص ۲۷۵.
  204. بحار الانوار، ج ۹۱، ص ۶۳
  205. سوره توبه، آیه ۱۰۵
  206. تفسیر کنزالدقائق، ج ۵، ص ۵۳۷؛ تفسیر قمی، ج ۱، ص ۳۰۴
  207. سوره توبه، آیه ۱۰۵
  208. کافی، ج ۱،ص ۲۱۹؛ تفسیر کنزالدقائق،ج ۵،ص ۵۳۶
  209. سوره انفال، آیه ۳۳
  210. تفسیر قمی، ج ۱، ص ۲۷۷ - تفسیر کتزالدقایق، ج ۵، ص ۵۳۶-۵۳۷
  211. مناقب آل ابی طالب. ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۳۴۱
  212. مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحب الامر (علیه السلام)
  213. العبقری الحسان، ج ۲، ص ۱۴۹
  214. سوره نساء، آیه ۶۴
  215. تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۴۶
  216. تفسیر برهان، ج ۲، ص ۱۵۴
  217. سوره مائده، آیه ۳۵
  218. سوره یوسف، آیه ۸۸
  219. این زیارت را محدث قمی در اوایل مفاتح الجنان قبل از مناجات خمس عشره آورده است. که قبل از آن دو رکعت نماز خوانده و سپس زیارت مذکور را زیر آسمان تلاوت می‌کنی
  220. کشف المحجه الثمر المهجه فصصل ۱۵۰، (ص) ۲۰۹
  221. سوره الذازیات، آیه ۱۸-۱۷
  222. کافی، ج ۳، ص ۴۵۰؛ من لا یحضر الفقیه، ج ۶، ص ۴۸۹
  223. وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۸۱
  224. وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۵۵
  225. مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۳۶۱
  226. مستدرک الوسائل، ج ۴، ص ۴۰۷
  227. بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۳۲۵
  228. بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۳۲۶
  229. ما این نسخه استغفار را در بحث انواع استغفار صفحه ۲۶۱ آوردایم
  230. بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۳۲۶؛ بلدالامین، ص ۳۸
  231. ما در بحث انواع استغفار صفحه ۳۰۱ هفتاد فقره زیبای آن را آورده‌ایم
  232. بحار الانوار، ج ۸۰، ص ۱۱۱
  233. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۴۸۲
  234. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۴۴۹
  235. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۴۴۲
  236. کافی، ج ۲، ص ۵۲۱
  237. من لا یحضره الفقیه، ج ۱ ص ۴۲۲
  238. بحا الانوار، ج ۷۸، ص ۱۸
  239. بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۹۱
  240. ئسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۵۱۱؛ بحا الانوار، ج ۹۴، ص ۳۸
  241. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۴۸۴
  242. وسائل الشیعه ج ۱۰، ص ۴۸۴
  243. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۵۱۱
  244. بحار الانوار، ج ۹۴، ص ۷۲
  245. بحار الانوار، ج ۹۴، ص ۹۰
  246. بحارالانوار، ج ۹۴، ص ۹۰
  247. تهذیب، ج ۳، ص ۱۱۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۱۳
  248. مستدرک الوسائل، ج ۷، ص ۳۹۷
  249. کافی، ج ۴، ص ۱۹۳
  250. وسائل الشیعه، ج ۱۰ ص ۳۱۰؛ تهذیب، ج ۴، ص ۱۹۳
  251. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۰۶
  252. ئسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۰۵
  253. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۱۳
  254. کافی، ج ۴، ص ۸۸
  255. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۱۳ - ۳۱۴
  256. کافی، ج ۲، ص ۴۳7
  257. کافی، ج ۲، ص ۴۳۸؛ وسائل شیعه، ج ۱۶، ص ۶۵
  258. سوره اعراف، آیه ۱۱۴
  259. کافی، ج ۲، ص ۴۲۹ - ۴۳۰
  260. کافی، ج ۲، ص ۵۲۱
  261. بحار الانوار، ج ۷۳، ص ۲۹۴
  262. بحا الانوار، ج ۷۳، ص ۲۰۴
  263. کافی، ج ۲، ص ۴۳۸؛بحار الانوار، ج ۸۴، ۱
  264. مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۱۲۰
  265. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۲۵
  266. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۷۹ ؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۸۹
  267. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۸۱
  268. کافی، ج ۲، ص ۴۳۹
  269. کافی، ج ۲، ص ۵۰۴
  270. کافی، ج ۲، ص ۵۵۰
  271. مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۳۲۰
  272. بحا الانوار، ج ۸۸، ص ۱۲۰
  273. الاقبال، ص ۲۷۱
  274. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۵۰۹
  275. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۵۱۱
  276. وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۵۵
  277. بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۹۱
  278. مستدرک الوسائل، ج ۴، ص ۴۰۷
  279. مستدرک الوسائل، ج ۴، ص ۴۰۷
  280. مستدرک الوسائل، ج ۴، ص ۴۰۸
  281. مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۴۳
  282. وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۴۸
  283. بحا الانوار، ج ۷۸، ص ۱۸
  284. بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۳۲۶
  285. ثاقیا(مصباح الکفعمی و البحار و المعلویه)
  286. ذاکیا -۰مصباح الکفعمی
  287. سوره نوح، آیه ۱۰ – ۱۲
  288. صحیفه العلویه الجامعه، ص ۶۵۹، متن این استغفار در ص ۱۶۴ تا ۱۶۸، کتاب مذکور آمده است. و ما آن را در صحفات آینده با ترجمه روان آورده‌ایم
  289. برگرفته از آیات ۸۸ و ۹۸ سوره یوسف
  290. المرض و الهزل. و فی العلویه ۲ و خل: (الفناء)
  291. اشتهدت
  292. شایعت و ساعدت و عاونت
  293. باکسابه الهلاک
  294. صحیفه العلویه الجامعه، ص ۱۶۴ تا ۱۶۸
  295. بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۲۸۲
  296. سوره ذرایات، آیه ۱۷
  297. سوره بقره، آیه ۹۹
  298. سورهاآل عمران آیه ۱۷
  299. سوره آل عمران آیه ۱۳۵
  300. سوره آل عمران آیه ۱۵۹
  301. سوره نساء، آیه ۶۴
  302. سوره نساء آیه ۱۱۰
  303. سوره مائده آیه ۷۴
  304. سوره انفال آیه ۳۳
  305. سوره توبه آیه ۸۰
  306. سوره توبه آیه ۱۱۳
  307. سوره توبه، آیه ۱۱۴
  308. سوره هود، آیه ۳
  309. سوره هود: آیه ۵۲
  310. سوره هود: آیه ۶۱
  311. سوره هود: آیه ۹۰
  312. سوره یوسف: آیه ۲۹
  313. سوره یوسف: آیه ۹۷
  314. سوره یوسف: آیه ۹۸
  315. سوره کهف: آیه ۵۵
  316. سوره مریم: آیه ۴۷
  317. سوره نور: آیه ۶۲
  318. سوره نمل: آیه ۴۶
  319. سوره ص: آیه ۲۴
  320. سوره غافر: آیه ۷
  321. سوره غافر: آیه ۵۵
  322. سوره فصلت: آیه ۶
  323. سوره شوری: آیه ۵
  324. سوره محمد (صلی الله علیه وآله): آیه ۱۹
  325. سوره فتح: آیه ۱۱
  326. سوره ممتحنه: آیه ۴
  327. سوره ممتحنه:آیه ۱۲
  328. سوره منافقون: آیه ۵
  329. سوره منافقون: آیه ۶
  330. سوره نوح: آیه ۱۰
  331. سوره مزمل: آیه ۲۰
  332. سوره نصر: آیه ۳
  333. صحیفه العلویه الجامعه، ص ۱۶۲-۱۵۷
  334. بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۳۲۵
  335. بحا الانوار، ج ۸۴، ص ۲۳۵
  336. البلد الامین، ج ۳۸تا ۴۶؛ بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۳۲۶
  337. او ینابی (بحار و العلویه: ۲)
  338. جاهرت به
  339. ادلیت (بحار)
  340. زینته
  341. جیرت (العلویه: ۲ و خ و ل)
  342. ساعدت
  343. استقبلت بوجه عبوس
  344. وجود (البحار)
  345. من البلد و البحار و فی خ ل (نهانی)
  346. صرفنی عما نهیتنی عنه، او امرنی بما (خ ل)
  347. من البلد
  348. ازتاحت و نشطت
  349. حننت (خ ل)
  350. اوقعتنی
  351. صحیفه العویه الجامعه، ص ۱۸۴ - ۱۶۹