فرهنگ مصادیق:بی تفاوتی مشکل بزرگ عصر جامعه ما
شاید توجه به سرنوشت عراق که بعد از سرکوب انتفاضه سال ۱۹۹۱، جامعه دچار بی تفاوتی و کرختی شد که در نهایت زمینه تصرف نظامی بی مانع وبی مقاومت این کشور توسط آمریکا را فراهم کرد این نکته را به ما یادآوری کند که این بی تفاوتی و بی واکنشی در جامعه بهترین زمینه را برای دخالت خارجی در غیاب مردمی که از "وسط میدان" به خانه هایشان رفتند، فراهم کند.
در این صورت خواهید دید که ادامه چنین روندی جامعه را با چالشهای غیرمترقبه مواجه خواهد کرد وقتی فرد نسبت به جامعه احساس بی تفاوتی کند، احتمال دارد از همه مشارکتها کناره گیری کند.
امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی هم تا بدان حد بر این اصل تکیه داشتند و بر آن اصرار میورزیدند که در طول عمر با برکتشان در قبل و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نه تنها آن را از وظایف مهم و اصلی حکومت و مردم نسبت به یکدیگر میدانستند، بلکه در وصیت نامه الهی و سیاسی خود، تکلیف ملت را در برابر حاکمانی که به هر بهانهای تن به اجرای این اصل مهم (جلوگیری از گسترش بی تفاوتی در جامعه ) نمی دهندیا در اجرایی کردن آن کاهلی میکنند و در انجام وظایف خود طفره میروند مشخص کرده و خطاب به ملت به ویژه قشر جوان و دانشجو فرمودهاند: ...وصیت این جانب به جوانان عزیز دانشسراها، دبیرستانها و دانشگاهها آن است که خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات قیام نمایند تا استقلال و آزادی خود و کشور و ملت خودشان مصون باشد.
اما نظرسنجیها نشان میدهد که اگرچه اکثریت غالب مردم همچنان پیرو دستور اکید دین مبین اسلام، خود را موظف به اجرای احکام الهی و اصل مهم و حیاتی امر به معروف و نهی از منکر( نقطه قوت در مقابل بی تفاوتی ) میدانند و همچنان در فریادرسی از مظلومان و نیازمندان در هر شرایطی و در هر صحنهای از حوادث اجتماعی خود را مسئول میدانند، اما تساهل و تسامح بیش از اندازه مسئولان در دو دهه گذشته و نبود برنامههای جدی دولتها در اجرایی کردن این اصل و ناتوانی آنان در ارائه مهندسی فرهنگی کشور و نداشتن برنامههای حمایتی در این راستا، متاسفانه سال هاست که این اصل مهم قانون اساسی را به حاشیه رانده و نتیجه آن کشانده شدن جمع قابل توجهی از مردم به وادی بی تفاوتی نسبت به مسایل و حوادث اجتماعی روز شده است.
براساس یکی از این نظرسنجیها که از طریق تلفن و کاملا تصادفی صورت گرفته و نمونه آماری آن شامل ۶۰۰ نفر بوده است، ۷۷ درصد پاسخگویان خود را درحد زیادی، موظف در کمک رسانی به افراد ناتوان میدانند و ۹۸درصد از پاسخگویان نیز معتقدند، در جامعهای که مردم با مشکلات عدیدهای مواجه هستند، باید با دردمندان آن جامعه همدلی کرد و ۸۵ درصد پاسخگویان نیز تاکید کردهاند، درهرگونه حوادثی که در جامعه رخ میدهد و جان انسانی درخطر است، تا زمانی که نیروهای امداد یا پلیس به محل حادثه نرسیدهاند باید به مصدومان احتمالی یا هرکسی که درخواست کمک کند فریادرسی کرد، اما بخش جالب و قابل تامل این نظرسنجی دراین نکته مهم نهفته است که ۵۹ درصد همین شرکت کنندگان دراین نظرسنجی علت اصلی کمک نکردن به مصدومان را ترس از گرفتاریهای بعداز کمک به مصدومین میدانند و معتقدند از آنجا که قانون مدونی درخصوص حمایت از ناجیان مردمی وجود ندارد، لذا درگیر شدن در کاری که معلوم نیست چه عاقبتی برایشان رقم زده خواهد شد، ریسکی بزرگ و غیرعقلانی است، لذا اینگونه میشود که جمعی دراین قبیل مسائل به قول خودشان برای اینکه شرش آنان را نگیرد!، بی تفاوتی تمام را برنیکی بر همنوعان خود ترجیح داده و به راحتی از کنار آن عبور میکنند یا در کسوت تماشاچی به نظاره مینشینند.
مقام معظم رهبری در مهرماه سال ۷۱ در دیدار جمع زیادی از خانوادههای معظم شهدا، جانبازان، آزادگان و دیگر قشرهای مردم، افزودند: مسئولان، قانون گذاران و مجریان باید راه اجرای امر به معروف و نهی از منکر را که یک واجب الهی است، فراهم کنند و من اگر اطمینان یابم که در جایی آمر به معروف و ناهی از منکر، مورد جفای مامور و یا مسئولی قرار گرفته است، خود مستقیما در آن دخالت خواهم کرد. زیرا آنچه که تا امروز به حفظ قوام و استقلال کشور در برابر دشمنان طمع کار ایران اسلامی انجامیده، همین احساس وظیفه و حضور نیروهای حزب الهی در صحنه بوده است.
حال با توجه به مطالب فوق که بند بند ان از لسان بزرگان دین و جامعه ماست ایا من و شما نسبت به سرنوشت محل زندگی خود مسئولیت شرعی و اجتماعی نداریم. در دین اسلام همواره سفارش شده است که از چیزی که بدان علم ندارید پیروی نکنید و حتی در فروع دین و در دریافت احکام اگر تخصص دارید و مجتهدید که هیچ و الا باید از مجتهد ی اعلم تقلید و پیروی کرد همانطور که در اموری که تخصص و اطلاع نداریم باید به اهل اطلاع مراجعه کنیم. داستان بی تفاوتی جامعه بالاجاده نسبت به سرنوشت خودشان به نظر من ریشه در چند جنبه دارد:
الف - تاثیر محیط :
از انجا که در بالاجاده تقریبا اکثرا با هم وابستگی نسبی یا سببی دارند این امر مانع از اظهار نظر و انتقاد و به نوعی سبب ایجاد سکوت و بی تفاوتی میگردد.
ب - خطر از دست دادن جایگاه و پایگاه عمومی :
به نظر من از انجا که مردم بالاجاده از سطح علمی نسبتا بالایی برخوردارند و اکثرا در ادارات دولتی و در پستهای با اهمیت مشغول به کار هستند متاسفانه از بیم از دست دادن جایگاه اداری خود از اظهار نظر در امور اجتماعی روستا با محافظه کاری نگاه و برخورد میکنند و مسئولین محلی هم متاسفانه این تصور در ذهنشان تداعی میگردد که اعلان نظر و خواستههای انان سبب از دست دادن پایگاه و یا واکنش افراد زیر مجموعه انان گشته و به نوعی سعی در محافظه کاری دارند.
پ - ترس از بیان :
مردم در ترس از بیانی که دلیل ان مشخص نیست به سر میبرند و شجاعت لازم را در بیان عقیده ندارند
ت - بازی نگرفتن نسل جوان در دو دهه قبل در امورات و تصمیم گیریهای جامعه :
امروزه متاسفانه شاهد انیم که خیل عظیمی از تحصیلکردگان و افرادی که بین ۳۰ الی ۴۵ سال سن دارند در تکاپوهای اجتماعی کم رنگ حاضر میشوند که این برمیگردد به گذشته جوانی ایشان که گذشتگان نتوانستند از اندیشه انان بهره برده و انان در جامعه دیده نشدهاند با ورود و بازی گرفتن و ساختن شخصیت ایشان امروزه میتوانستند از این پتانسیل عظیم برخوردار باشیم.
ث- مسن بودن بیش از نیمی از ساکنان بالاجاده :
بالاجاده به خاطر مهیا نبودن بستر کار مناسب هر ساله پتانسیل عظیم جوانان خود را راهی شهرهای بزرگ همچون تهران میکند و این امر سبب شده که امروزه میانگین سنی در بالاجاده افزایش پیدا کرده و دیگر حوصله و تاب وتوانی در این افراد نباشد و یا از و بازیهای سیاسی کناره گیری کرده باشند.
د - عملکرد مسئولین محلی (از قبیل شورای اسلامی - دهیاری - ریش سفیدان و...)
متاسفانه انطور که باید و شاید در چند سال گذشته و به خصوص در شورای حاضر مسئولین نتوانستند به خواستههای مردم جامه عمل بژوشانند و نظر مردم را به خود جلب نمایند.
س - توجه نکردن به خواستههای به حق جوانان و نگاه تک بعدی در جامعه:
در روستایی که جمعیت ساکن در ان به نسبت دیگر روستاهای منطقه از برتری تعداد نفر چشم گیری برخوردار هستیم اما متاسفانه باید گفت هیچ توجهی به خواسته جوانان و نوجوانان در این سالها نشده است و اگر در روستاهای دیگر ما شاهد وجود چندین سالن ورزشی بوده و هستیم اما بالاجاده از حداقل سرانه ورزش آن هم یک سالن برخوردار نیست.
اما با این حال جوانان و نوجوانان بالاجاده در غفلت توجه مسئولین محلی با سعی و تلاش خویش سختی راه را به جان خریده و با طی مسافت به شهرکردکوی و روستاهای همجوار و تمرین در آن مکانها توانستند در چندین رشته ورزشی در ردههای مختلف تیم ملی - لیگهای کشوری و استانی و شهرستانی در رقابت با سایر جوانان ایران اسلامی حرفی برای گفتن داشته باشند.







