فرهنگ مصادیق:بیاییم شکرگزاری را از امام صادق علیه السلام بیاموزیم
نویسنده:روح الله رستگارصفت کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
محتویات
امام جعفر صادق(ع)
از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمایشات فراوانی دربارهٔ شکر نقل شده است که در این نوشته میخواهیم به تعدادی از آن کلمات که دربارهٔ خود شکر کردن است بپردازیم و انتظار داریم که از دریای وسیع علوم حضرت صادق علیه السلام درّ ناشناختهای را برای بهره برداری در زندگی خود بیابیم.
اهمیت شکرگزاری
حقیقت این است که شکرگزاری، به همین سادگی که بیان میکنیم نیست. به عبارت دیگر، شکرگزاری یک کار عبادی مهم است که باید اهمیت و روش درست آن را آموخت. دربارهٔ اهمیت شکرگزاری همین بس که مایه ثابت ماندن نعمتهای موجود ما و مایه زیاد شدن آنها میگردد و در مقابل، کفران نعمت یکی از شکلهای کافر بودن است.[۱]
ارتباط شکرگزاری با افزایش نعمت به حدی زنده و سریع است که اولیای دین فرمودهاند: "هیچگاه نمیشود که بنده در یاد خود شکر نعمتی را که خدا به او داده است به جا بیاورد مگر اینکه نعمتش افزوده میگردد قبل از اینکه شکرش به مرحله زبان هم برسد."[۲]
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که کفر در کتاب خدا بر پنج وجه است که یکی از انواع آن کفران نعمت است[۳]
شکر و صبر دو روی یک سکه
گاهی واقعیترین مسائل برای ما عجیب مینمایند. یکی از حقایق عالم این است که از دید الهی، شکر در خوشیها و صبر در سختیها معادل یکدیگرند. امام صادق علیه السلام از جدّ خود رسول خدا صلی الله علیه و آله اینگونه روایت میکنند: «آنکه غذا میخورد و شاکر است همان اجر کسی را دارد که روزه(مستحبی) گرفته و بر گرسنگی صبر میکند و آنکه در رفاه است و بهر عافیت خود شاکر است همان اجر کسی را دارد که گرفتاری پیدا کرده است اما صبر میکند و آنکه اهل بخشش است و(بخاطر این توفیق الهی) شاکر است همان اجر کسی را دارد که محروم است و قناعت میورزد.»[۴]
نباید ذکر شریف "حمد" را کوچک بشماریم بلکه باید به مغز آن نیز توجه کنیم که همانا توجه قلبی به صاحب نعمت است. کلید شناخت حمد واقعی را در این روایت از حضرت صادق علیه السلام مییابیم که فرمودند: «هر کس که خدایش نعمتی به او داده و آن نعمت را با قلبش بشناسد، شکرش را به جا آورده است.»
سخنی دربارهٔ شناخت شکر واقعی
در اینجا به مرور مطالبی که تا کنون دربارهٔ شکر آموختیم میپردازیم:
۱- شکر، خودش توفیقی است که خدا به بندگان میدهد تا یاد شکرگزاری بیفتند.
۲- نتیجه شکرگزاری افزایش و دوام نعمت است.
۳- نتیجه شکرگزاری بسیار سریع عاید انسان میشود.
۴- شکرگزاری در حال رفاه و آرامش همان اجر صبر در حال گرفتاری و مشکلات را دارد.
آنگاه که ناشکری خود را شکر حساب میکنیم
از مطالب بالا میآموزیم که شکر یک کار مهم و حسابی است که ثمرات مهمی هم در زندگی دارد. بنابراین اگر این ثمرات را در زندگی مشاهده نمیکنیم، بدون شک باید در نحوه شکرگزاری خود شک کنیم. به عبارت دیگر، ممکن است خیال کنیم که شاکر خدا هستیم اما از دید خدا جزو شاکران محسوب نگردیم.
شکری که زبانی است اما لقلقه زبان نیست
اما در میان ما کمتر کسی است که هر روز زبانش به شکر الهی گویا نباشد، پس چه میشود که جزو شاکران نیستیم. مگر ذکر "الحمد لله ربّ العالمین" نشانه شکرگزاری نیست؟
الحمد لله
در پاسخ باید گفت که شکر یک مغز و جانمایه دارد که اگر در درون ذکر "الحمد لله" جای نگرفته باشد، این ذکر را از اثر می اندازد. آنچه جانمایه شکر است، توجه قلبی به این است که این نعمت از جانب خداست.
از امام صادق علیه السلام میآموزیم که ذکر "الحمد لله" وسیله خوبی برای شکرگزاری هر نعمت کوچک و بزرگی است[۵] بنابراین نباید ذکر شریف "حمد" را کوچک بشماریم بلکه باید به مغز آن نیز توجه کنیم که همانا توجه قلبی به صاحب نعمت است. کلید شناخت حمد واقعی را در این روایت از حضرت صادق علیه السلام مییابیم که فرمودند: «هر کس که خدایش نعمتی به او داده و آن نعمت را با قلبش بشناسد، شکرش را به جا آورده است.»[۶]
چند راه شکرگزاری که ار پیشوای ششم میآموزیم
یک - هنگام استفاده از هر نعمتی توجه کنیم که خدا آن را به ما داده است و نیز "الحمد لله" بگوییم.[۷]
دو - از کسی که به ما خوبی میکند و نعمت خدا به واسطه او به ما برسد، تشکر کنیم.[۸]
سه - وقتی شخص معلول یا مشکلداری را میبینیم، با یاد سلامتی و آسایش خود خدا را حمد کنیم(البته به شکلی که آن شخص نشنود و رنجیده خاطر نگردد).[۹]
چهار - وقتی نعمتی به ما میرسد یا یاد نعمتی میافتیم سجده شکر کنیم و اگر موقعیتمان مناسب نیست، صورت را بر دست گذاشته، "الحمد لله" بگوییم.[۱۰]
شکرهای بدعت گونه
شکر یک عمل دینی مهم است که در درون دین کامل میشود اما هم اکنون برخی از مکتبهای فکری این جزء را از دین گُزیده کردهاند و تحت عنوان "قانون شکرگزاری" معرفی میکنند. مثلاً جملاتی را به مخاطبین خود آموزش میدهند که هر روز بگویند و شامل مضامین شکرگزاری است.
نکته مهم آن است که اولاً این قانون را از دین گرفتهاند و به عنوان جزئی از مکتب خود معرفی میکنند اما در حقیقت با این کار شکر را از کارکرد اصلی خود که یک عبادت الهی است خارج میکنند و به آن به عنوان ابزاری برای جلب منفعتهای بیشتر نظر میکنند. شاهد آنکه در بسیاری از این مکاتب، به احکام الهی و انجام دادن فرایض دینی اهمیت داده نمیشود. توجه به حلالها و حرامهای الهی اصل مهمی تلقی نمیشود، اما بر تکرار اذکاری با کلمات تشکر و شکر تأکید میشود.
شکر یک کار مهم و حسابی است که ثمرات مهمی در زندگی دارد. اگر این ثمرات را در زندگی مشاهده نمیکنیم، بدون شک باید در نحوه شکرگزاری خود شک کنیم. یعنی ممکن است خیال کنیم که شاکر خدا هستیم اما از دید خدا جزو شاکران محسوب نگردیم.
بنابراین نباید فریفته این ظاهرهای زیبا از این گروهها شویم، هر چند در ظاهر تأثیراتی هم ببینیم زیرا تأثیرات ممکن است بر مبنای باطل باشد و اگر کسی به حلالها و حرامهای الهی بی اهمیتی کند اما اتفاقات خوشایندی در زندگی اش بیفتد، نه تنها باید خوشحال نباشد و آن را نشانه خوبی نداند، بلکه باید بر بدعاقبتی و مکر الهی ترسان باشد.[۱۱]
نعمت اصلی، شکر اصلی
نعمت دین و شناخت راه خدا و هدایت به راه جانشینان معصوم رسول خدا صلی الله علیه و آله بزرگترین نعمت خداست، به حدی که اصل نعمت و نعمت اصلی همان است. شکر دیندار بودن، بیان کردن آن است.[۱۲]
پانویس
- ↑ قَالَ أَمِیرُ الْمُوْمِنِینَ علیه السلام مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَی عَبْدٍ نِعْمَهً فَشَکَرَهَا بِقَلْبِهِ إِلَّا اسْتَوْجَبَ الْمَزِیدَ فِیهَا قَبْلَ أَنْ یُظْهِرَ شُکْرَهَا عَلَی لِسَانِهِ(بحارالانوار، جلد 68، باب شکر)
- ↑ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ الْکُفْرُ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَلَی خَمْسَهِ أَوْجُهٍ فَمِنْهَا کُفْرُ النِّعَمِ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ یَحْکِی قَوْلَ سُلَیْمَانَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ الْآیَهَ وَ قَالَ اللَّهُ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ قَالَ فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُوا لِی وَ لا تَکْفُرُونِ(بحارالانوار، جلد 68، باب شکر)
- ↑ و سپس این آیه را تلاوت کردند که گفته سلیمان علیه السلام است:" هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ"
- ↑ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله الطَّاعِمُ الشَّاکِرُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ کَأَجْرِ الصَّائِمِ الْمُحْتَسِبِ وَ الْمُعَافَی الشَّاکِرُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ کَأَجْرِ الْمُبْتَلَی الصَّابِرِ وَ الْمُعْطَی الشَّاکِرُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ کَأَجْرِ الْمَحْرُومِ الْقَانِعِ(کافی، جلد دوم، باب شکر)
- ↑ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ لِی مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَی عَبْدٍ بِنِعْمَهٍ صَغُرَتْ أَوْ کَبُرَتْ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ إِلَّا أَدَّی شُکْرَهَا(کافی، جلد دوم، باب شکر)
- ↑ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ مَنْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِنِعْمَهٍ فَعَرَفَهَا بِقَلْبِهِ فَقَدْ أَدَّی شُکْرَهَا(کافی، جلد دوم، باب شکر)
- ↑ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَی عَبْدٍ مِنْ نِعْمَهٍ فَعَرَفَهَا بِقَلْبِهِ وَ حَمِدَ اللَّهَ ظَاهِراً بِلِسَانِهِ فَتَمَّ کَلَامُهُ حَتَّی یُوْمَرَ لَهُ بِالْمَزِیدِ(کافی، جلد دوم، باب شکر)
- ↑ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ مَکْتُوبٌ فِی التَّوْرَاهِ اشْکُرْ مَنْ أَنْعَمَ عَلَیْکَ وَ أَنْعِمْ عَلَی مَنْ شَکَرَکَ فَإِنَّهُ لَا زَوَالَ لِلنَّعْمَاءِ إِذَا شُکِرَتْ وَ لَا بَقَاءَ لَهَا إِذَا کُفِرَتْ الشُّکْرُ زِیَادَهٌ فِی النِّعَمِ وَ أَمَانٌ مِنَ الْغِیَرِ(کافی، جلد دوم، باب شکر)
- ↑ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِذَا رَأَیْتُمْ أَهْلَ الْبَلَاءِ فَاحْمَدُوا اللَّهَ وَ لَا تُسْمِعُوهُمْ فَإِنَّ ذَلِکَ یَحْزُنُهُمْ(کافی، جلد دوم، باب شکر)
- ↑ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ إِذَا ذَکَرَ أَحَدُکُمْ نِعْمَهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلْیَضَعْ خَدَّهُ عَلَی التُّرَابِ شُکْراً لِلَّهِ فَإِنْ کَانَ رَاکِباً فَلْیَنْزِلْ فَلْیَضَعْ خَدَّهُ عَلَی التُّرَابِ وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ یَقْدِرُ عَلَی النُّزُولِ لِلشُّهْرَهِ فَلْیَضَعْ خَدَّهُ عَلَی قَرَبُوسِهِ وَ إِنْ لَمْ یَقْدِرْ فَلْیَضَعْ خَدَّهُ عَلَی کَفِّهِ ثُمَّ لْیَحْمَدِ اللَّهَ عَلَی مَا أَنْعَمَ عَلَیْهِ(کافی، جلد دوم، باب شکر)
- ↑ یَا ابْنَ آدَمَ إِذَا رَأَیْتَ رَبَّکَ سُبْحَانَهُ یُتَابِعُ عَلَیْکَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِیهِ فَاحْذَرْهُ(نهج البلاغه، حکمت 25)
- ↑ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ قَالَ الَّذِی أَنْعَمَ عَلَیْکَ بِمَا فَضَّلَکَ وَ أَعْطَاکَ وَ أَحْسَنَ إِلَیْکَ ثُمَّ قَالَ فَحَدَّثَ بِدِینِهِ وَ مَا أَعْطَاهُ اللَّهُ وَ مَا أَنْعَمَ بِهِ عَلَیْهِ(کافی، جلد دوم، باب شکر)







