فرهنگ مصادیق:بیان اهداف بعثت پیامبر اکرم(ص) در کلام امام علی(ع)
پرسش : اهداف رسالت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلّم) در کلام امام علی(علیه السلام) چگونه بیان شده است؟
پاسخ اجمالی:
پاسخ تفصیلی: امام علی(علیه السلام) در بخشی از خطبه دوم نهج البلاغه بعد از تحکیم پایههای شهادت به توحیدو یگانگی خدابه سراغ دوّمین و مهمترین اصلبعد از توحیدیعنی شهادت به نبوّت میرود و میفرماید: (من گواهی میدهم که محمّد بنده و فرستاده اوست)؛ «وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ».
آری پیش از آن که محمّد(صلی اللهعلیه وآله وسلّم) رسول خدا باشد بنده خاصّ او بود و تا بنده خاص نباشد به مقام رسالت نمیرسد؛ ضمناً شهادت به بندگی، پاسخی است به آنها که رسولان خدارا تا سرحدّ الوهیت بالا میبردند و بزرگترین افتخار آنان را که عبودیتشان بود از آنها میگرفتند.
سپس رسالت و ماموریت پیامبر(صلی اللهعلیه وآله وسلّم) را این چنین توصیف میکند، میفرماید: (او را با دین و آیین آشکار و نشانه روشن و کتاب نوشته شده و نور درخشان و روشنایی تابنده و امر و فرمان قاطع و بی پرده فرستاد)؛ «اَرْسَلَهُ بِالدّینِ الْمَشْهُورِ وَ الْعَلَمِ الْمَاثُورِ[۱] وَ الْکِتابِ الْمَسطُورِ، وَالنُّورِ السّاطِعِ[۲] وَ الضِّیاءِ اللامِعِ، وَ الاَمْرِ الصّادِعِ». [۳]
در این که این تعبیرات ششگانه عمیق و پرمحتوا اشاره به چه اموری است تفسیرهای گوناگونی وجود دارد.
نخست این که «دین مشهور» اشاره به آیین اسلامو «علم ماثور» اشاره به معجزات و «کتاب مسطور» اشاره به قرآنو «نور ساطع» اشاره به علوم الهی پیامبر و «ضیاء لامع» اشاره به سنّت آن حضرت و «امر صادع» (به قرینه آیهفَاصْدَعْ بِما تُومَرُ)[۴] اشاره به ترک تقیّه و اظهار توحیدبدون پرده در برابر مشرکان و مخالفان است.
این احتمال نیز وجود دارد که «نور ساطع» و «ضیاء لامع» توضیحات بیشتری دربارهٔ قرآن مجید باشد چرا که قرآن مایه روشنایی افکار و جوامع انسانی است.
سپس به هدف نهایی رسالت پیامبر(صلی الله علیه وآله) و آوردن قرآنمجید و معجزات و قوانین و احکام الهی میپردازد و میفرماید: هدف از این بعثت و تجهیزات همراه پیامبر، چند چیز بود. هدف این بود که (شبهات را از میان بردارد و با دلایل و منطق روشن استدلال کند و به وسیله آیات الهی مردم را از مخالفت خدا بر حذر دارد و از کیفرهایی که به دنبال مخالفت دامنگیرشان میشود بترساند)؛ «اِزاحَهً[۵]لِلشُّبُهاتِ، وَ احْتِجاجاً بِالْبَیِّناتِ، وَ تَحْذیراً بِالآیاتِ وَ تَخْویفاً بِالمَثُلاتِ». [۶]
در تفسیراین چهار تعبیر نیز میتوان گفت که «اِزاحهً لِلشُّبُهاتِ» اشاره به حقایقی است که در پرتو براهین الهی روشن میشود و هرگونه شک و شبهه را میزداید و «وَ احْتِجاجاً بِالْبَیِّناتِ» اشاره به معجزات حسّی است که برای گروهی که استدلالات عقلی، آنان را قانع نمیکند، موجب یقین و ایماناست و «تحذیر به آیات» تهدید به مجازاتهای اخروی و «تخویف به مثلات» تهدید به مجازاتهای دنیوی است همان گونه که در قرآنبه آن اشاره شده است، میفرماید: «وَیَسْتَعْجِلُونَکَ بِالسَّیِیَهِ قَبْلَ الْحَسَنَهِ وَ قَدْ خَلَتْ مَنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ»؛ (آنها پیش از حسنه و رحمت الهی از تو تقاضای شتاب در سیئه و عذاب میکنند با این که پیش از آنها بلاهای عبرت انگیز، بر گذشتگان نازل شده است). [۷]،[۸]
پانویس
- ↑ «مأثور» از ماده «اثر» به معنای علامت و نشانهای است که از چیزی باقی میماند و به همین دلیل علوم بازمانده از پیشینیان را «علم مأثور» مینامند.
- ↑ «ساطع» از مادّه «سطوع» به معنای منتشر ساختن است و به معنای بلند شدن و بر افراشته شدن نیز آمده است بنابراین نور ساطع به معنای روشنایی گسترده و منتشر است.
- ↑ «صادع» از مادّه «صدع» در اصل به معنای ایجاد شکاف در اجسام سفت و محکم است سپس به هر گونه قاطعیّت اطلاق شده است
- ↑ سوره حجر، آیه 94.
- ↑ «ازاحه» از مادّه «زیح» (بر وزن زید) به معنای دور شدن است بنابراین ازاحه به معنای دور کردن و ظاهر نمودن میآید
- ↑ «مثلات» جمع «مثله» (بر وزن عضله) به معنای بلا و مصیبت و ناراحتی است که بر انسان نازل میشود و مثال و عبرتی برای دیگران میگردد (مفردات راغب، تحقیق، صحاح و مجمع البحرین)
- ↑ سوره رعد، آیه 6.
- ↑ پیام امام امیر المومنین علیه السلام، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1387 ه. ش، ج 1، ص 275







