فرهنگ مصادیق:بدعت و بدعت گذاری در اسلام
نویسنده:حجت الاسلام سید محمد علی موسوی
کارشناس امور ادارات و نمایندگیهای گیلان
محتویات
مقدمه
یکی ازآفات و آسیبهای مهمی که جریانهای فکری و فرهنگی به ویژه ادیان و شریعتهای الهی را در طول تاریخ با مشکلات روبرو ساخته بدعت و جریانهای بدعت گذاربوده است .
بدعت در دین موجب ظهور یک سلسله مسائل جدید به نام مذهب میگردد. در باورهای مردم ایجاد تردید نموده فرقهها، وجریانهای باطل پدیدارشده، سبب ناکارآمدی وگریزاز دین میگردد.
اسلام به ویژه مکتب آسمانی اهل بیت همواره در طول تاریخ با بدعت و بدعت گذاری مواجه بوده است.
با پیروزی انقلا ب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی رضوان الله علیه که اسلام حیات تازه یافته، و فرهنگ مسیحیی غرب را به چالش کشانده است. تهاجم دشمنان، علیه آموزهها و فرهنگ اسلام ناب محمدی تشدید گردیده است.
ازاین رو بر مرزبانان، اندیشه ناب اسلامی و مکتب سیاسی امام خمینی ره است که با هوشیاری از ارزشهای اسلام و انقلاب اسلامی مراقبت وحراست نموده مانع بروز و ظهور بدعتها درعرصه دینی و سیاسی شوند .چنانکه بزرگان دین و علماء اسلام خطرهای بدعتگذاری را گوشزد نموده و بر مبارزه با آن تاکید نمودهاند. امام علی علیه السلام درحدیثی میفرماید: هیچ آفتی مانند بدعتها ویرانگر دین ودینداری نیست.
امام خمینی (ره) میفرمود: اگر بدعتها در دین ظاهر شود بر علماء است که دانش خودرا آشکارکنند و نگذارند فریب ونیرنگها و دروغهای بدعت گذاران دردین ومردم اثرکند وباعث انحراف شود.
تعریف بدعت
بدعت درلغت به معنای کاری نو وبی سابقه است که نمونه قبلی نداشته باشد. قرآن کریم خداوند را چنین توصیف میکند: بدیع السموات والارض. او پدید آورنده آسمانها و زمین است. (که آنها را بدون الگو و نمونه پیشین آفریدهاست. همچنین درتوصیف پیامبرمی فرماید: قل ما کنت بدعا من الرسل بگو من میان پیامبران پدیده نو ظهوری نیستم. (بلکه پیش از من نیز پیامرانی آمدهاند) .
راغب میگوید: الابداع انشاء صنعه بلا احتذاء و اقتداء و منه قیل رکیه بدیع ای جدیده الحفر. ابداع، پدید آوردن چیزی است که نمونه و سابقه نداشته با شد و چاهی راکه تازه حفرکرده باشند بدیع میگویند. بنابراین هر چیز جدید و بی سا بقه را بدیع و کار نو ظهور را بدعت گویند.
بدعت در اصطلاح شرع عبارت از افزودن چیزی بر دین یا کاستن چیزی از آن بدون دلیل معتبر درکتاب و سنت. به تعبیر فقهاء «ادخال مالیس من الدین فی الدین» وارد کردن چیزی در دین که درآن وجود ندارد. یعنی کسی بیا ید چیزی را که جز دین نیست به نام دین وارد در دین نماید،به گونهای که مردم خیا ل کنند این جز دین است یا چیزی که جز دین هست کاری بکند که مردم خیال کنند این جز دین نیست.هر دو صورت بدعت و حرام است.
حقیقت بدعت
برای روشن شدن حقیقت بدعت باید توجه نمائیم، کارهای که به عنوان دین انجام میگیرد بر سه نوع است :
۱- کارهای که اسلام اساس و همه خصوصیات آن را بیان کرده است مانند: نماز، روزه، حج و.. آنچه مربوط به واقعیت این عبادات است با تمام خصوصیات درشرع مقدس بیان شده است. انجام چنین عباداتی به عنوا ن دین اطاعت خدا محسوب میشود.
۲-کارهای که اسلام اصل و حقیقت آن را بیان کرده ولی شکل و صورت آن را به مقتضیات زمان واگذار نموده است، تا مسلمانان با در نظرگرفتن دیگر اصول اسلام، به فرمان الهی تحقق بخشند، مثلاً: اسلام به آموزش فرزندان فرمان داده و با جهل و بی سوادی مبارزه کرده است، ولی چگونگی این آموزش در اسلام معین نشده، و به مقتضیات زمان واگذار گردیده است. روزگاری بشراز طریق نوشتن با قلم نی بر لوحههای سنگی، پوست حیوانات، درخت خرما، آموزش میدید، ولی امروزه از دیسکتهای کامپیوتری، استفاده میکند. همه این ابزارها به آرمان اسلامی فراگیری دانش تحقق میبخشند .
هرگز شایسته نیست فقیهی به این وسایل آموزشی ایراد بگیرد و آنها را بدعت بشمارد و بگوید این شکلها و آموزشها در زمان پیامبر نبوده است زیرا برا ی محفو ظ بودن خاتمیت اسلام باید دست بشر درشکل دادن به احکام کلی اسلام باز باشد .
۳- کارهای که به عنوان امر دین انجام گیرد ولی به هیچ نحوی اصل وضابطهای برای آن در دین وجود نداشته باشد، این بدعت است. علامه مجلسی میفرماید:
( البدعه فی الشرع، ما حدث بعد الرسول (بماانه من الدین) و لم کن فیه نص علی الخصوص ولا یکون داخلا فی بعض العمومات.) بدعت درشرع چیزی است که پس ازرسول گرامی حادث شده ودلیل شرعی خاص یاعام نیز برجوازآن درکارنباشد.
ابن حجر عسقلانی دانشمند مشهور اهل سنت میگوید: (البدعه ما احدث و لیس له اصل فی الشرع و ما کان له اصل یدل علیه الشرع فلیس به بدعه) . بدعه چیزی است که (پس ازپیامبر ) پدید آمده باشد و دلیلی حاکی از جواز آن در شریعت یافت نشود و آن چیزی که اصل و ریشهای در دین دارد بدعت نخواهد بود .
مثلا: رسول اکرم فریضه یومیه را، ۱۷ رکعت تعیین فرموده است. اگرکسی تعداد رکعتهای آن را افزایش دهد این بدعت است.یا قرآن ازدواج با محارم را تحریم کرده است،اگرکسی برخی از انهارا حلال اعلام کندا ین کار بدعت در دین به شمار میرود.
ر
باتوجه به این تقسیم میتوان نتیجه گرفت که قسم اول مصداق روشن اطاعت و سومی مصداق واضح بدعت است ولی قسم دوم را نمیتوان بدعت خواند چون اگرشارع مقدس اساس حکمی را بیان کرده ولی شکل وصورت آن را محدود نکرده باشد طبعا هر نوع دگرگونی درکیفیت اجرای آن امری مطلوب بوده بدعت نخواهد بود .
تفاوت بدعت و نو آوری
گفتیم بدعت درلغت به معنای نوآوری است باید توجه داشت بدعت یا دردین است یا در غیر دین آنچه ممنوع و حرام است بدعت دین است، یعنی حلالی را حرام کردن یا حرامی را حلال نمودن، چیزی را از آئین الهی کاستن و یا چیزی برآن افزودن، آیین جدید اختراع کردن و مردم را به عنوان یک دین به سوی آن دعوت نمودن .
اما نوآوری غیردین اشکالی ندارد، یک کسی درشعر نوآوری کند یا در هنر نوآور باشد، در فلسفه نوآور باشد این کار نه تنها اشکالی ندارد که کمال محسوب میشود. بنابراین هر کارنو ظهوری حرام نیست زیرا زندگی انسان همواره درحال تغییرودگرگونی است چنان که طبیعت به طور مستمر در حرکت و تغییر و نوآوری است
براین اساس یک حقیقت روشن میشود وآن اینکه تمام دگرگونیهایی که درزندگی بشر از جهات گوناگون پدید میآید هرگاه رنگ دین به خود نگیرد بدعت نخواهد بود و حلال وحرام بودن آن تنها درگرو این است که با دگر اصول اسلام مخالف نباشد. از این بیان روشن میگردد آداب ورسوم ملی چه دارای سوابقی باشد یا نباشد از ماهیت بدعت شرعی خارج است از این رو جشنهای ملی که به مناسبت پیروزی ملتها در کشورها مرسوم است نظیر جشن استقلال ملت الجزایر یا جشن ۲۲ بهمن توسط ملت ایران جنبهٔ نو آوری در زندگی دارد.کما اینکه انواع ورزشها، تفریحات جدید، نوآوریهایی که در لباس،مسکن،خوراک،صنایع پدید میآید را نمیتوان به عنوان بدعت تحریم کرد و همین طور نو آوریهایی که تنها از طریق دقت و تحقیق بیشتر در ادله شرعی بدست میآورند و حقایق تازهای که با استفاده از قواعد کلی کتاب و سنت و دلیل قطعی عقل کشف میکنند نه تنها بدعت نیست بلکه سبب شکوفایی و بالندگی آیین خداست البته اگر ذوق و سلیقههای شخصی پایه و اساس نو آوری دین باشد جز گمراهی و مسخ چهره دین نتیجهای نخواهد داشت.
دلیل حرمت بدعت
تحریم بدعت دراسلام به این دلیل است که بدعت گذاری نوعی افتراء بر خداست و افتراء بر خداوند از گناهان کبیره و حرام است.
چنانکه قرآن می فر ماید: ا الله اذن لکم ام علی الله تفترون. آیا خداوند اجازهٔ چنین کاری را داده است یا به او افتراء میبندید.
باز میفرماید: و من اظلم ممن افتری علی الله کذبا. کیست ستمکارتر از آنکه بر خدا دروغ بندد.
از انجا که معارف و احکام الهی باید از طریق وحی و ادله معتبر به ثبوت برسد هر گونه بدعت در دین نا مشروع و گناه عظیمی محسوب میگردد چرا که اگر باب بدعت در دین گشوده شود هرکس با سلیقه شخصی و فکر خاص خود چیزی بر آیین خدا بیفزاید یا از آن بکاهد، دین بازیچه هوا پرستان و سود جویان میگردد. دیری نمیپاید که به کلی مسخ گردیده،چیزی از آن باقی نماند .
لذا یکی از عوامل حفظ اسلام و قران از تحریفها و انحرافات، قانون تحریم بدعت در اسلام است. دراینجا برای نمونه چند روایت از زبان معصومین علیهم السلام در نکوهش بدعت نقل میکنیم:
۱- قال رسول الله (ص) :کل بدعة ضلالة وکل ضلا له سبیلها الی النار. هر بدعتی گمراهی، و هر گمراهی راه به دوزخ برد
۲- قال رسول الله (ص): من غش امتی فعلیه لعنة الله و الملائکة و الناس اجمعین. قالوا یا رسول الله(ص) :و ما الغش ؟ قال- ان یبتدع لهم بدعة فیعمل بها.کسیکه امتم را فریب دهد نفرین خدا و فرشتگان و همه مردم بر اوست. عرض کردند ای رسول خدا فریب چیست؟ فرمود: در امتم بدعتی بگذارد و امت بدان عمل کند.
۳- قال رسول الله (ص): اصحاب البدع کلاب النار. بدعت گذاران سگان آتش دوزخند .
۴- قال رسول الله (ص) :ثلاثة لیست لهم حرمة صاحب هوی مبتدع و الامام الجائروالفاسق المعلن. سه نفر را حرمت و احترامی نباشد کسی که صاحب بدعتی باشد،پیشوای ستمکار، تبهکاری که آشکارا فسق و فجور کند .
پیامدهای بدعت
بدعت گذاری در دین آثار و پیامدهای ناگوار فراوانی دارد که در روایت اسلامی به برخی از آنها اشاره شده است که به ذکر چند نمونه اکتفا میکنیم. :
تباهی دین
دین مجموعه تعالیم آسمانی است که خداوند برای هدایت وسعادت انسانها نازل فرموده است تبیین وتفسیر دین توسط آشنایان به رموز وحی وازطریق ادله معتبرشرعی میباشد. اگر هر کسی به خود اجازه دهد با سلیقه خاص خود چیزی بر آیین خدا بیفزاید و یا از آن بکاهد، حقیقت دین از بین میرود و چیزی از آن باقی نمیماند.
لذا امیر المؤمنین(ع) فرمود: ما هدم الدین مثل البدع. چیزی مانند بدعتها دین را تباه و ویران نکرده است.
سنتها ترک میشوند
سنت عبارت است از: تمام گفتار، کردار و تقریر پیامبر اسلام و امامان معصوم (ع) که از منابع معتبر معارف و احکام دین به حساب میآید. مسلمانان بخش زیادی از فرهنگ، آداب و رسوم و احکام عملی خود را از سنت دریافت میکنند. چرا که صاحبان سنت از عصمت و طهارت برخوردار بوده، اطاعت و پیروی از آنها به فرمان خداست .
بدعتها سبب میگردد، رسوم باطل جایگزین سنتها شوند و سنتهای راستین به فرامشی سپرده شوند.
امام امیرالمؤمنین (ع) فرمود: ما احدثت بدعة الا ترک بها سنة فاتقوا ا لبدع و الزموا المهیع، ان عوازم الامور افضلها، و ان محدثاتها شرارها. هیچ بدعتی ایجاد نشد مگر آنکه به سبب آن سنتی متروک گشت. بنابر این از بدعتها بپرهیزید، راه راست و روشن را رها نکنید. بهترین کارها آن است که پیشینه داشته باشد بدترین آنها آن است که نو پدید و بی سابقه باشد.
گمراهی
بدعت گذاری در دین سبب دوری از حق و افتادن در وادی گمراهی است. بدعت گزار نه تنها خود در وادی گمراهی است که با بدعت چه بسا مایه گمراهی انسانهای بیشماری گردد.
امام صادق(ع) میفرماید: من دعا الناس الی نفسه و فیهم من هو اعلم منه فهو مبتدع ضال. هر که مردم را به خود فرا خواند حال آنکه در میان آنان دانا تر و عالمتر از او هست بدعت گذاری گمراه است.
امیرالمؤمنین (ع) فرمود: کل بدعة ضلالة و کل ضلالة فی النار. هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش است.
باطل شدن عملها
بدعت گزار با دست اندازی در دین و کم و زیاد کردن احکام خدا هم در عمل و هم در اندیشه و اعتقاد از حق فاصله میگیرد در نتیجه اعمال و عبادات او بی ثمر بوده مقبول درگاه حق نخواهد بود.
۱- قال رسول الله(ص): ان الله تعالی لا یقبل لصاحب بدعة صوما و لا صلاة و لا حجا و لا عمرة و لاجهادا و لا صرفا و لا عدلا. خداوند از بدعت گذار نه روزه ای میپذیرد نه نمازی، نه صدقه و زکاتی، نه حج و عمرهای، نه جهادی و نه نقدی و نه فدیهای .
۲- قال رسول الله (ص): لا یقبل قول الا بعمل و لا یقبل قول و لا عمل الا بنیـَة. و لا یقبل قول و عمل و نیة الا با صابة السنة. هیچ گفتاری جز با کردار پذیرفته نشود و هیچ گفتار و کرداری جز با نیت و هیچ گفتار و کرداری و نیتی جز با مطابقت با سنت.
پیدایش فتنهها
یکی از آثار منفی و پیامدهای خطرناک بدعت ایجاد فتنه و آشوب است .
امام علی (ع) فرمود: ایها الناس، انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع و احکام تبتدع یخالف فیها کتاب اللهای مردم همانا آغاز فتنهها و آشوبها پیروی هوسها و جعل مقرراتی است مخالف قرآن.
آری بدعت در عرصه دین و ارزشها سبب ایجاد فضای نا مطلوب، آمیخته شدن حق و باطل میگردد، تشخیص حق و حق مداران از مدعیان دروغین دشوار میشود. ظلم، حق کشی بی عدالتی، تکفیر، بی اعتمادی رواج میابد.
بر دوش کشیدن بار گناه دیگران
بسیاری از گناهان مسؤلیت فردی دارد هر چند گناه کبیره محسوب میشوند مانند ارتکاب اعمال منافی عفت، نوشیدن شراب و سایر محرمات، ولی خطرناکترین گناهان گناهانی است که گروه دیگری را به گناه میافکند بار چنین گناهانی بر دوش بنیانگذار آن است بی آنکه چیزی از بار گناهان آنها کم شود. بدعت گزاران در این گروه جای دارند.
بسیاری از بدعتها به خاطر شرایطی به سرعت پخش میشوند و گاه در طول زمان باقی میمانند و گروههای کثیری را به انحراف میکشانند و شخص بدعت گزار باید جریمه تمام آنهارابپردازد. قران مجید دربارهٔ این گونه اشخاص میفرماید: وَلَيَحْمِلُنَّ أَثْقَالَهُمْ وَأَثْقَالًا مَعَ أَثْقَالِهِمْ وَلَيُسْأَلُنَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَمَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ.[۱] آنها بار سنگین گناهان خویش را بر دوش میکشند و همچنین بارهای سنگین دیگری را علاوه بر بارهای سنگین خویش. و روز قیامت به یقین از تهمتهایی که میبستند سوال خواهد شد .
در آیه دیگری میفرماید: لِيَحْمِلُوا أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلَا سَاءَ مَا يَزِرُونَ.[۲] روز قیامت آنها باید بار گناهان خود را به طور کامل بر دوش کشند هم بخشی از گناهان کسانی را که به خاطر جهل، گمراهشان میسازند آگاه باشید آنها بار سنگین بدی بر دوش میکشند .
قال رسول الله (ص): ایاک ان تسن سنة بدعة فان العبد اذا سن سنه سیئة لحقه وزرها و وزر من عمل بها. مبادا سنتی را بدعت گذاری زیرا اگر بنده سنت بدی را بوجود آورد گناه آن و گناه کسی که به آن عمل کند به گردن اوست .
بزرگترین خطر اینگونه گناهان آن است که غالباً قابل توبه نیست چرا که شرط توبه شستن آثار گناه است چگونه انسان میتواند آثار اینگونه گناهان را که گاه منطقه وسیعی را فرا میگیرد یا بسیاری از کسانی که آلوده به آن شدهاند از دنیا رفتهاند یا در آینده که این پایه گذار از دنیا میرود به وجود میآیند بزداید.
به همین دلیل در حدیثی از امام صادق (ع) میخوانیم که: مردی در گذشته تحت تأثیر وسوسههای شیطانی بدعتی گذارد و مردم را به سوی آن دعوت کرد. گروهی تحت تأثیر او واقع شدند بعد به خودآمد که این چه کاری بود که من کردم در صدد توبه بر آمد و به انواع وسایل متوسل شد. خداوند به پیامبر آن زمان وحی فرستاد که به او بگو: به عزت و جلالم سوگند اگر آنقدر مرا بخوانی تا بند بند تو از هم جدا شود دعای تو را مستجاب نخواهم کرد مگر اینکه افرادی که تحت تأثیر بدعت تو واقع شدندزنده کنی آنها از بدعت باز گردند آنگاه توبه ات پذیرفته خواهد شد.
روشهای برخورد با بدعت گزاران
بدعت گناه بزرگ و بدعت گزاری عمل خطرناکی است که اگر با آن مقابله نشود اساس دین و ارزشها رامتزلزل نموده موجب انحرافات و گمراهی انسانها میشود.
برخی از راههای مبارزه با بدعت و بدعت گذاران ذکر میگردد :
روشنگری
از آنجا که بدعت نوعی انحراف و گمراهی است و موجب تباهی دین و ترک سنتها و ارزشها میگردد باید نسبت به این آفت مهم روشنگری نمود تا تا چه بسا مایه تنبه بدعت گذار و جلوگیری از گسترش و گرایش به آن گردد.
رسول گرامی اسلام در این باره میفرماید: اذا رأیتم اهل الریب و البدع من بعدی فاظهر وا البرائه و اکثروا من سبهم والقول فیهم والو قیعة و باهتوهم کیلا یطمعوا فی الفساد فی الاسلام و یحذرهم الناس ولا یتعلمون من بدعهم یکتب الله ولکم بذالک الحسنات او یرفع لکم به الدرجات فی الاخره. هرگاه بعد از من اهل شک و بدعتگذاران رادیدیدآشکاراازآنها دوری کنید و فراوان به آنها ناسزا گفته ودربارهٔ ایشان به تهمت و بدگویی سخن رانده و مبهوتشان کنیدتا به طمع فساد و تبهکاری دراسلام نباشند مردم را از آنها بترسانید که چیزی از بدعتشان نیاموزند که خداوند برایتان خوبیها و حسنات مکتوب فرموده و بدین جهت درآخرت برای شما درجاتی بلند ورفیع مقرر فرماید. کلمه باهتوم دراین حدیث در دو مورد به کاررفته است: جعل دروغ سبحانک هذا بهتان عظیم یعنی دروغ بزرگ، معنای دیگرمبهوت کردن است فبهت الذی کفر،حضرت ابراهیم باجبارزمانش مباحثه کرددر نهایت اورامحکوم و مبهوت کرد. شیخ انصاری در مکاسب باهتوهم رااینطور معنا میکند. اگر با اهل بدعت رو برو شدید با منطق قوی با آنهاروبرو شوید مبهوتشان بکنید تا مردم بفهمنداینهااهل بدعتند و دروغ میگویند.
عدم حمایت و رویگرداندن از بدعت گذاران
هر نوع حمایت یا تأیید ی که موجب تقویت بدعت و تشویق و تکریم بدعت گذار بیانجامد تخریب اسلام و ارزشهای دینی به حساب آمده در اسلام مورد نکوهش قرارگرفته است بلکه روی گرداندن از آنها مورد تکریم قرار گرفته و تشویق شده است .
۱ - قال رسول الله (ص): من تبسم فی وجه مبتدع، فقد اعان علی هدم دینه. هر که به روی بدعت گزار لبخند بزند به نابود کردن دین خود کمک کرده است.
۲- قال علی (ع): من مشی الی صاحب بدعة فو قره فقد سعی فی هدم الاسلام. هرکسی با بدعت گذار همگام شد و با او راه رفت و به او حرمت و احترام گذاشت محققأدر ویرانی اسلام تلاش کرده است.
۳- قال رسول الله(ص): من و قر صاحب بدعه فقد اعان علی هدم الاسلام . هر کسی به بدعت گزاری احترام کند بر ویران کردن اساس اسلام کمک کرده است.
۴-قال الصادق(ع) : لا تصحبوا اهل البدع و لا تجالسوهم فتصیروا عند الناس کواحد منهم. قال رسول الله(ص): المرء علی الدین خلیله و قرینه. با بدعت گزاران هم حبت نشوید و با آنها همنشین نگردید که در چشم مردم همانند یکی از آنها خواهید بود که رسول خدا فرمود: مرد بر دین دوست و هم صحبت خویش است.
۵- قال رسول الله (ص): اذا رأیتم صاحب بدعة فاکفهر وا فی وجهه. هرگاه بدعت گزاری دیدید به او رو ترش نمایید.
۶- قال رسول الله (ص): من اعرض عن صاحب بدعة بغضا له ملا ا لله قلبه یقینا و رضا. هر که از سر بغض و دشمنی از بدعت گزار اعراض کند خداوند دل او را آکنده از یقین و خشنودی نماید.
وظیفه سنگین عالمان
عالمان آگاه رسالت پاسداری از دین و مرزبانی ایمان و اعتقاد مردم را عهده دارند. نبی اکرم (ص) فرمود: اذا ظهر البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه و الا فعلیه لعنةالله و الملائکة والناس اجمعین.
هنگامیکه بدعتها در میان امت من آشکار شود ناگزیر باید دانشمند، دانش خودرا آشکار، (و از گسترش فتنه و رعب جلو گیری کند) و اگر این کاررا ننمایدلعنت و نفرین خدا و فرشتگان و تمام مردم بر او باد.
آیا بزرگداشت پیامبراسلام و امامان معصوم علیهم السلام بدعت است؟
هر عملی که به شرع مقدس نسبت میدهیم یا باید مستند به دلیل خاص باشد یعنی اصل و فرع، حقیقت و شکل آن بیان شده باشد مانند نماز، روزه، حج یعنی آنجه مربوط به این عبادات است تمام خصوصیاتش بیان شده است انجام چنین عباداتی به عنوان دین ا طاعت خدا محسوب میشود. یااصل وضابطه کلی آن در شرع بیان شده است ولی شکل وصورت آن را به حسب شرایط و مقتضیات زمان به مردم واگذار نموده است مانند اصل دفاع از اسلام و نوامیس مسلمین که یک فریضه الهی است مسلمانان باید پیوسته بر توان رزمی خود بیفزایند تا قدرتمندان جهان از آنها حساب ببرند. قرآن این حقیقت را چنین بیان فرموده است: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ.[۳] دربرابر کافران تا میتوانید نیرو آماده کنید.
بی شک شکل واجرای این اصل در هرزمان فرق میکند. رهبری اسلامی بایددرهر عصری ارتش اسلام را با پیشرفتهترین سلاحها مجهز کند تا برتری مسلمانان بر کافران محفوظ بماند از این رو سرباز گیری و خدمت زیر پرچم جوانان به اقتضاء شرایط زمان عمل به روح این آیه و تحقق بخشیدن به یک اصل قرآنی است. بنا بر این هر چیزی که بر اساس اصلی در اسلام است هر چند شکل و کیفیت آن معین نشده باشد عملی دینی محسوب شده از دایره شرک و بدعت خارج است.
در خصوص بزرگداشت پیامبر و امامان معصوم (ع) در میان شیعیان این اعتقاد نیست که دردین اسلام دستور خاص آمده است بلکه براساس یک اصل کلی درکتاب و سنت است و آن تکریم و محبت نسبت به پیامبر و عترت او است. پس این اصل اسلامی درهرعصری برای خود اشکال وصورتهای مختلفی دارد اما آیات و روایاتی که مسلمانان را به دوستی و تکریم پیامبر دعوت میکند:
۱- وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ.[۴] هرکس خداو پیامبر ومومنان را دوست بدارد پس حزب خدا پیروز است.
۲- فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.[۵] و آنانکه به او ایمان آوردند و او را گرامی داشتند ویاری کردند و از نوری که بر او نازل شده پیروی نمودندرستگارانند.
خداوند در این آیه برای رستگاران چهار ویژگی میشمارد: ایمان به پیامبر، تکریم او، یاری کردن او و پیروی از آنچه بر او نازل شده است. شاهد گفتار کلمه "عزروه"است که به معنای تکریم و گرامیداشت پیامبر است نه کمک کردن به او زیرا مسأله کمک کردن در جمله "و نصروه" آمده است و تکریم او منحصر به روزگار حیات مادی نیست همان گونه که ایمان به او نیز چنین نیست.
درکلمات پیامبر گرامی اسلام مسأله حب نبی (ص) و دوست داشتن او بسیار واردشده و بر آن تأکید گردیده است. برای نمونه به نقل دو روایت اکتفا میکنیم:
۱- لا یومن احدکم حتی اکون احب الیه من ولده و والده و الناس اجمعین. هیچ یک از شما نمیتواند ادعای ایمان کند مگر اینکه من درنظر او محبوب تر از فرزند پدرو همه مردم باشم.
۲- ثلاث من کن فیه ذاق طعم الایمان: من کان لا شیئ احب الیه من الله و رسوله. سه چیز است هر کس دارای آن باشد مزه ایمان را چشیده است :یکی اینکه چیزی برای او از خدا و پیامبر او محبوب تر و گرامی تر نباشد.
این روایات دستورمی دهند که انسان باید پیامبر گرامی را دوست بدارد شکی نیست که شکل این اصل در هر زمانی خصوصیتی را ایجاب میکند علاوه که عمل به دستورهای پیامبر در قلمرو واجبات و محرمات خود نشانه حب و علاقه است. گرامیداشت زاد روز،مبعث،تشکیل مجالس برای باز گویی زحمات و کوششهای او سرودن اشعار در فضایل او از نشانههای حب النبی است که در سنت وارد شده است.
اما محبت و دوستی اهل بیت (ع) نیز بر اساس اصل قرآنی و سنت نبوی (ص) است.
قرآن میفرماید: قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی. بگو به اذای آن رسالت پاداشی از شما خواستار نیستیم مگر دوستی دربارهٔ خویشاوندان.
بی شک محبت پدیده روانی است و برای خود تجلیاتی دارد، هرگز مقصود این نیست که مودت و مهر آل رسول در دلها مکتوم بماند بلکه باید چنین مهری در شؤون مختلف زندگی فردی و اجتماعی مسلمین مظهر و تجلی نماید.برگزاری جشنهای زاد روز امامان معصوم (ع) . ومجالس سوگواری در روزهای وفات وشهادت از جلوههای دیگر مهر و محبت است.
کما اینکه بر پا ی بنا بر قبور و تعظیم مشاهد،اهدای پاکترین اموال به مراقد انبیاء و اولیا، کاری جز تحقق بخشیدن به اصل محبت و انگیزهای جز اظهار ارادت به ساحت اولیاء الهی نیست.
اگر زایری به هنگام زیارت درو دیوار مشاهد را میبوسد انگیزهای جز محبت ندارد و چون دستش به دامن پیامبر نمیرسد طبعا آثار او را میبوسد.
اینکه در تاریخ اسلام شعرای متعهد با سرودن اشعار روح بخش و حماسه ساز مقامات و فداکاریهای پیشوایان دینی را زنده کرده مسلمانان را به پیمودن راه آنها دعوت میکنند دراین راستا است.چه زیبامی گوید کعب بن زهیردر قصیده لامیه خود: ان الرسول لنوریستضاء به مهند من سیوف الله مسلول.
پیامبر روشنایی است که مه از او پرتو میگیرد او شمشیر اکبر از نیام بر کشیده خداست .
فایده محبت چیست: اکنون این سوال مطرح میشود که محبت به پیامبر و اهل بیت او چه سودی دارد؟
در پاسخ بایدگفت: محبت به انسان با کمال وپر فضیلت خود نردبان صعود به سوی کمال است .هرگاه انسان از صمیم دل کسی رادوست بدارد میکوشد خودرا همگون او سازدوآنچه مایهٔ خرسندی اوست انجام دهد وآنچه او راآزارمی دهد ترک نماید یکی از باز تابهای محبت به اهل بیت پیروی عملی از آنان است .کسانی که تنها اظهار علاقه ظاهری کرده ولی در عمل با محبوب خود مخالفت میورزند از محبت واقعی دورند.
بنابراین دوستی اهل بیت در واقع دوستی به خوبیها و نیکیها و پیروی از آنهاست.
بدعتهای بنی امیه زمینه ساز قیام عاشورا
امویان به خاطر طینت نژاد پرستانه و منش اشرافی و طاغوتی خود ازابتدا با دعوت اسلامی به مخالفت و دشمنی برخاستند و تاآنجا که قدرت داشتند بااسلام مبارزه کردندآنگاه که مطمین شدند دیگر مبارزه با اسلام بی فایده است به ظاهراسلام اختیار نمودند تا در لوای آن خود را حفظ کرده به منافع سودجویانه خود دست یابند.
با رحلت پیامبراسلام در اثر تحولاتی که در جامعه اسلامی پدید آمد بنی امیه از غفلت خلفای اسلامی و جهالت مردم سوء استفاده کرده بر جامعه اسلامی مسلط شد ند. و با استفاده از امکانات وسیع جامعه نو پا و پیروزاسلامی اصول وارزشهای نبوی و مکتب علوی را هدف قرار داده در صدد محو آن بر آمدند .
در دوران خلافت بیست ساله معاویـة بن ابی سفیان، مهمترین علل زمینه ساز واقعه کربلا تحقق یافت، بدعتهایی که در دین پدید آمد، زمینه انتقام امویان را از اسلام فراهم ساخت ودراثر جنایات و مفاسد زمامداران اموی و عمال ستمگر آنان ریشههای فساد به تدریج بارور شد تا بالاخره در حادثه شوم کربلا میوه تلخ و زهر آگین خود را در کام جهان اسلام فرو ریخت.
رئوس مهمترین بدعتهایی که معاویه بر جای گذاشت از این قرار است:
۱- تبدیل خلافت اسلامی به سلطنت استبدادی و موروثی .
۲- سپردن پستهای حساس به افراد نالایق.
۳- ترویج فرهنگ جبر و سکوت وتسلیم
۴- تجدید عصبیتهای جاهلی و تفاخر قبیلهای و نژادی.
۵- اسلام زدایی و تحریف معارف دین.
۶- ایجاد رعب و خفقان و پایمال کردن حقوق وآزادیهای افراد.
۷-کشتار دسته جمعی بی گناهان.
۸- عمل ناجوانمردانه مسمومیت و کشتن چهرههای برجسته انقلاب رقبای سیاسی.
۹-لعن علی بن ابی طالب علیهما السلام.
۱۰-تحریم ذکر فضایل علی(ع) و جعل حدیث دربارهٔ دیگران.
۱۱- تبلیغات دروغین و سیاست تزویر، حیله و نیرنگ.
۱۲- ترویج فساد.
۱۳- غارت بیت المال.
۱۴-محروم کردن شیعیان از حقوق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی بدعتها و ساختار شکنیها در زمان یزید به اوج خود رسید، زیرا یزید جوان مغرور، هتاک و مست قدرت و شراب بود .امام حسین(ع) در پاسخ به تقاضای بیعت فرماندار مدینه درتوصیف یزید فرمود: یزید رجل فاسق شارب الخمر، قاتل النفس المحترمه ملعن بالفسق و مثلی لا یبایع مثله .یزید مردی فاسق، شراب خوار و آدم کشی است، کسی که آشکارا مرتکب فسق میگردد و کسی همچون من با او بیعت نخواهد کرد.
نقش امام در ابطال بدعتها
امام نقش کلیدی در حفظ اسلام و پاسداری از ارزشهای الهی و مقابله با بدعتها و انحرافات ایفا میکند. برای روشن شدن اهمیت و نقش حساس رهبری در پاسداری از دین و جلوگیری از تحریفها برای نمونه به ذکر دو حدیث اکتفا میکنیم.
۱-قال رسول الله(ص): ان لله کل بدعةتکون بعدی یکاد بها الایمان ولیا من اهل بیتی موکلا به یذب عنه ینطق بالهام من الله و یعلن الحق و ینوره یرد کید الکائدین. هر بدعتی بعد از من باشد که با آن دام ایمان کنند، خداوند سرپرستی از خاندانم گماشته است که از آن دفاع کند او با الهام از طرف خدا سخن گوید وحق را اعلان و روشن نماید و نیرنگ نیرنگ بازان را برگرداند.
۲-قال علی(ع): ان افضل عباد الله عند الله امام عادل هدیئ و هدی، فاقام سنة معلولة و امات بدعة مجهولة. براستی برترین بندگان خدا پیش خداوند امام عادل است، که خود هدایت شده و دیگران را هدایت و راهنمایی کرده است که سنتی معلوم را بر پای داشته و بدعتی مجهول را از بین برده است. پیشوای آزادگان طی نامهای به مردم بصره دربارهٔ اوضاع جامعه اسلامی در حکومت یزید میفرماید: و انا ادعوکم الی کتاب الله و سنة نبیه، فان السنة قد امییت و ان البدعة قد اوحییت و ان تسمعوا قولی و تطیعوا امری اهدکم سبیل الرشاد. من شما مردم بصره را به کتاب خدا و سنت پیامبر دعوت میکنم چه اینکه سنت از میان رفته و بدعت جایگزین آن شده و چنانکه به سخنانم گوش دهید و فرمانم را اطاعت کنید شما را به راه رشد و صلاح راهنمایی میکنم.
آری به خاطر نقش حساس و تعیین کننده رهبری است که قدرتهای استعماری و دشمنان انسانیت همواره تلاش میکنند سنگر رهبری را در دست گرفته و با نفوذ در دستگاه رهبری و انزوای آن به اهداف شوم خود برسند، زیرا پایداری و مقاومت ملتها مرهون هدایتهای رهبریت است که بر حفظ آرمانها و ارزشها نظارت میکند، تودهها را بسیج نموده، یکپارجگی وامنیت و آرامش جامعه را تضمین میکند.
و این درس بزرگی است که دلسوزان اسلام و انقلابیون هرگز نباید از یاد ببرند. و بدانند برای حفظ آرمانها و دستاوردهای نهضت باید همواره هوشیار، جان بر کف در رکاب رهبر بود و تداوم مکتب و یکپارچگی امت در برابر دشمنان تضمین کرد.
فهرست منابع
۱- قرآن مجید، ترجمه آیه ا.. مکارم شیرازی
۲- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی
۳- اصول کافی، محمد بن یعقوب الکلینی
۴-آثار الصادقین، صادق احسانبخش
۵-میزان الحکمه، محمد ری شهری
۶- صحیفه نور، امام خمینی (ره)
۷-مجمع البحرین، شیخ طریحی
۸- مفردات قرآن، راغب اصفهانی
۹- بحارالانوار، محمد باقر مجلسی
۱۰- سیره نبوی، ابن هشام







