فرهنگ مصادیق:ایمان - دانشنامه اسلامی
محتویات
معنی ایمان
در مورد معنای ایمان گفته شده است: ایمان عبارت از جایگیرشدن اعتقاد در قلب و از امن گرفته شده، گویی مومن به آن چه بدان ایمان پیدا کرده، امنیت و مصونیت نمیدهد که در آن مورد دچار شک و تردید نمیشود، چرا که شک و تردید آفت اعتقاد است.[۱]
در روایاتی از رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله ایمان چنین شناسانده شده است: ایمان تصدیق با قلب، اقرار با زبان و عمل با اعضا و جوارح میباشد.[۲]
ایمان آوردن کار قلب است.
بی شک از بین سه موردی که در این روایت از ارکان ایمان شمرده شده است تصدیق قلبی رکن اصلی است چه اگر تصدیق حقیقی و بدون شائبه باشد اقرار به زبان و عمل به جوارح را خواه ناخواه به دنبال دارد. چنان که نقل شده است عدهای از اعراب بادیه نشین، خدمت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده، گفتند: یا رسول الله! ایمان آوردیم، آیه نازل شد: ([برخى از] باديه نشينان گفتند ايمان آورديم بگو ايمان نياورده ايد ليكن بگوييد اسلام آورديم و هنوز در دلهاى شما ايمان داخل نشده است.[۳]
از این آیه روشن می شود که ایمان آوردن صرفا به اقرار زبان نیست بلکه رسوخ باورها و اعتقادات در قلب انسان است و تصدیق حقیقی آن هاست. این تصدیق در پی معرفت و شناخت و البته با دوری از عناد و ستیزه جویی حاصل می شود. ولذا قرآن ساحت ایمان را از اعراب بادیه نشین به خاطر جهل و عنادش مبرا می داند و تنها از آن جهت که اقرار زبانی به توحید و نبوت پیامبر دارند اسلام آورنده به حساب می آورد.
ایمان به چه چیزهایی؟
سوال دیگر در این مورد آن است که ما باید به شاید کاملترین جواب به این سوال در تعریفی که امین الاسلام طبرسی صاحب تفسیر گرانقدر مجمع البیان از ایمان می کند نهفته باشد. او ایمان را چنین معنا می کند: ایمان تصدیق جمیع آن چیزهایی است که خداوند تصدیق آنها را واجب نموده است. [۴]
این تعریف جمیع آن چه پیامبر آورده است را شامل می شود و درستی آن به این است که با ایمان به نبوت و رسالت پیامبر و عصمت آن حضرت جایی برای انکار هیچ یک از فرامین اسلام باقی نمی ماند. چرا که با انکار هر یک از آنها در اصل ایمان ما به نبوت پیامبر و عصمت آن حضرت در دریافت و ابلاغ وحی نیز خدشه وارد می شود. لذاست که نمی توان آنچنان که برخی گمان می کنند از دستورات دین برخی را قبول نموده به برخی دیگر باور نداشت.
ولایت اهل البیت علیهم السلام کمال ایمان
در روز غدیر پس از ابلاغ ولایت علی علیه السلام و خاندان مطهر آن حضرت آیه اکمال دین نازل شد: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا»؛[۵] امروز دین شما را به حد کمال رسانیدم و بر شما نعمتم را تمام کردم و بهترین آیین را که اسلام است برایتان برگزیدم.
از این آیه که جزء آخرین آیات نازل شده بر پیامبر است و زمان و مکان نزولش می توان این معنا را استنباط کرد که کمال و تمام دین و ایمان، به پذیرش ولایت اهل بیت علیهم السلام است. بنابراین، اگر ولایت اهل بیت علیهم السلام در اسلام مطرح نمی شد، اسلام دین ناقصی بود که جزیی از آن بیان نشده است. چنانچه به تصریح آیه هم در این روز است که خداوند به قرار دادن دین اسلام به عنوان یک دین کامل رضایت می دهد (و رضیت لکم الاسلام دینا) پس هر کسی که بخواهد به تمام ایمان دست یابد، باید ولایت اهل بیت علیهم السلام را بپذیرد.
در برخی روایات حتی محبت اهل البیت علیهم السلام همسنگ ایمان قرار داده شده است به عنوان نمونه رسول گرامی اسلام می فرمایند: آگاه باشید که هر کس با محبت آل محمد بمیرد، در کمال ایمان مرده است.[۶]
لیکن باید در نظر داشت که منظور از محبت در این روایات دوست داشتن تمام و کمال اهل بیت علیهم السلام است زیرا چنین محبتی اطاعت بی چون و چرا را در پی دارد و نتیجه آن ایمان به تمام و اجزاء اسلام و التزام بدان در عمل است.
ایمان در روایات
اصل ایمان
امام علی علیه السلام: «اصْلُ الْایمانِ، حُسْنُ التَّسْلیمِ لِامْرِاللَّهِ»؛ ریشه ایمان، خوب تسلیم شدن در برابر فرمان خداست.[۷]
کمال ایمان
در روایات بسیاری محب اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله تکمیل کننده ایمان قرار داده شده است به عنوان نمونه:
رسول گرامی اسلام می فرمایند: «الا وَ مَنْ ماتَ عَلی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ ماتَ مُؤْمِنًا مُسْتَکْمِلَ الْایمانِ»؛ آگاه باشید که هر کس با محبت آل محمد بمیرد، در کمال ایمان مرده است.[۸]
درخت ایمان
«الْایمانُ شَجَرَهٌ، اصْلُها الْیَقینُ، وَ فَرْعُهَا التُّقی وَ نُورُهَا الْحَیاءُ وَ ثَمَرُهَا السَّخاءُ»؛ ایمان درختی است که ریشه اش یقین، شاخه اش تقوا، شکوفه اش حیا و میوه اش سخاوت است.[۹]
طهارت نیمی از ایمان
رسول خدا صلی الله علیه و آله: «الطَّهُورُ شَطْرُ الْایمانِ»؛ طهارت و پاکی نیمی از ایمان است.[۱۰]
ایمانی مانند ایمان اهل بیت علیهم السلام
تفسیر عیاشی: سلام از حضرت امام باقر علیه السلام نقل کرد که در آیه: «آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا»[۱۱] ایمان آوردیم به خدا و آنچه بر ما نازل شده منظور امام علی و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم السلام است و در مورد سایر ائمه اطهار علیهم السلام نیز جاری است.
آنگاه سخن را از خدا به مردم سوق میدهد: «فَإِنْ آمَنُوا» یعنی اگر مردم ایمان آوردند، «بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ» مانند ایمان شما یعنی علی و فاطمه و حسن و حسین و ائمه پس از آنها «فَقَدِ اهْتَدَوْا وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما هُمْ فِی شِقاقٍ» هدایت یافتهاند اگر پشت نمودند آنها در بدبختی هستند.[۱۲]
آفات ایمان
امام باقر علیه السلام میفرماید: «إِنَّ الْکِذْبَ هُوَ خَرابُ الْایْمانِ»؛ دروغگویی خراب کننده ایمان است.[۱۳] امام علی علیه السلام: حسد ایمان را می خورد آن چنان که آتش هیزم را میخورد[۱۴] پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله: « الْغَضَبُ يُفْسِدُ الْإِيمَانَ كَمَا يُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَل»؛ خشم ایمان را تباه می کند همچنان که سرکه عسل را تباه و فاسد می سازد.[۱۵]
فوائد ایمان
پشتوانه اخلاق
یعنی اخلاق که خود یک سرمایه بزرگ زندگی است بدون ایمان اساس و پایه درستی ندارد.امام علی علیه السلام میفرمایند:اگر کسی یک خصلت از خصال خیردر او باشد کافی است که سایر صفات و خصلتهای او را تحمل کنم و ببخشم مگر دو جیز را: یکی بی عقلی و یکی بی آیمانی.آنجا که دین و ایمان نیست امنیت نیست. به آدمی بی ایمان در هیچ چیز نمیشود اعتماد و اطمینان کرد .آنجا که امنیت و اعتماد و اطمینان نیست زندیگی گوارا نیست ،دائما نگرانی است.خوف است.اما آنجا که عقل نیست حیات و زندگی نیست.مردگی است .[فاقد عقل را ]باید در شمار مردگان به حساب آورد.[۱۶]
سلامت جسم و جان
حضرت علی علیه السلام درباره تقوا میفرمایند:دوای بیماری روحی و شفای امراض جسمانی شماست.[۱۷]
انطباق با محیط
ایمان موجب تعادل و هماهنگی بین فرد و جامعه میگردد.
تسلط بر نفس
منابع
بحارالانوار، محمدباقر مجلسی.
ارشادالقلوب، شیخ حسن دیلمی .
تفسیرالمیزان، محمدحسین طباطبائی.
مجمع البیان، فضل بن حسن طبرسی.
اخلاق اسلامی، یوسفیان، الهامی نیا.
مجمع الفائده، محقق اردبیلی.
بیست گفتار،شهید مطهری.چاپ بیستم.۱۳۸۳،فصل فوائد وآثار ایمان
پانویس
- ↑ ترجمه المیزان، ج 1، ص 72
- ↑ بحارالانوار، ج 66، ص 68
- ↑ سوره حجرات/آیه 14
- ↑ مجمع البیان، ج 10، ص 238
- ↑ سوره مائده؛ آیه 3
- ↑ سفینه البحار، ج 1، ص 201
- ↑ شرح غررالحکم، آمدی، ج 2، ص 416، دانشگاه تهران
- ↑ سفینه البحار، ج 1، ص 201
- ↑ شرح غررالحکم، آمدی، ج 2، ص 47
- ↑ میزان الحکمه، ج 5، ص 558
- ↑ سوره بقره؛ آیه 136
- ↑ ترجمه جلد هفتم بحارالانوار، موسی خسروی، بخش امامت، اسلامیه، ج1، ص 259
- ↑ بحارالانوار، ج 72، ص 247
- ↑ إرشادالقلوب إلی الصواب، ج 1، ص 130
- ↑ مجمع الفائده، محقق اردبیلی، ج 12، ص 368
- ↑ کافی .ج1.ص27
- ↑ نهج البلاغه .خطبه 196







