فرهنگ مصادیق:ایمان -ویکی شیعه

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از ایمان -ویکی شیعه)
پرش به: ناوبری، جستجو
ایمان - ویکی شیعه

تعریف

ایمان به معنای باور قلبی دینی، از مفاهیم کانونی ادیان الهی از جمله اسلام. محور اساسی ایمان در قرآن کریم، الله است . قرآن از همه انسان‌ها خواسته است تا به الله ایمان آورند؛ اما در آیات بسیاری ضرورت ایمان آوردن به پیامبران و رسولان ، کتاب‌های نازل شده از سوی خدا، فرشتگان و آخرت نیز به «ایمان به الله» افزوده شده است.
پیرامون موضوع ایمان مباحث و مسائل متعددی مطرح است که مهم‌ترین آنها عبارت است از: چیستی ایمان، متعلَّق ایمان، زیادت یا نقصان پذیری ایمان، ایمان از روی تقلید، آثار ایمان و ارتباط آن با عمل صالح و گناه.

معنای لغوی

واژه ایمان از ریشه «أ- م - ن» به معنای آرامش و اطمینان قلب و نبود ترس است. فعل ثلاثی مزید آن آمَنَ، یؤمِنُ است، که اگر متعدی به «باء» و «لام» باشد ...وَمَا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ كُنَّا صَادِقِينَ[۱] و «أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ»[۲] به اتفاق اهل لغت به معنای تصدیق کردن است.[۳] و اگر متعدی به ذات خود باشد به معنای اطمینان پیدا کردن است که در برابر ترسیدن و هراسان کردن است و در این صورت با ثلاثی مجرد هم معنا است.[۴].

معنای اصطلاح فقهی-روایی

در روایات و آثار فقهی ایمان به دو معنای عامّ و خاصّ به کار رفته است:
معنای عامّ آن عبارت است از تصدیق قلبی به تمامی آنچه پیامبر خاتم آورده است و در نظرگاه شیعه، معنای خاصّ آن علاوه بر معنای عام، اعتقاد به امامت و ولایت ائمه دوازده گانه را نیز شامل می‌شود. در این اصطلاح تمامی شیعیان معتقد دوازده امامی مؤمن محسوب می‌شوند.[۵]
البته می‌توان به نوعی معنای عام و خاص را یکی دانست؛ یعنی ایمان به «آنچه پیامبر آورده» در هر زمان مصادیق خود را دارد، مثلا تا قبل از تشریع نماز و روزه، اعتقاد به آنها شرط ایمان و اسلام نبود ولی پس از تشریع آنها، اعتقاد به تشریع آنها جزء ایمان شد، و لذا پس از ابلاغ امر جانشینی علی علیه السلام و فرزندان معصومش از طرف خداوند و توسط پیامبر، اعتقاد به آن نیز جزء «آنچه پیامبر آورده» می‌باشد.
فقها از ایمان به معنای خاصّ در باب‌های بسیاری مانند اجتهاد و تقلید، طهارت، نماز، زکات، خمس، روزه، اعتکاف، حج، وقف، نذر، قضاء و شهادات بحث کرده‌اند.
ایمان به معنای خاصّ یکی از فرائض و واجبات، بلکه اصل و ستون آنهاست و شرط صحّت و قبولی تمامی عبادتها نیز می‌باشد. بر شرط بودن ایمان در صحّت عبادات، و بطلان عبادات فاقد ایمان ادّعای اجماع شده است. ایمان در مرجع تقلید، امام جماعت، مستحقّ زکات و خمس، قاضی، شاهد و تقسیم کننده اموال که از جانب حاکم شرع نصب شده شرط است. بسیاری از فقیهان در مؤذّن جماعت و نایب در حج نیز تصریح به شرط بودن ایمان کرده‌اند.

معنای اصطلاح کلامی

متکلمان نظریه‌های مختلفی درباره معنای اصطلاحی ایمان بیان کرده‌اند:

عمل قلب

ایمان، عمل قلبی و کار دل است: بر اساس این دیدگاه ایمان همان تصدیق قلبی خدا، پیامبر و وحی است. مؤمن کسی است که با قلب خود معتقد باشد و اقرار زبان ضرورتی ندارد و عمل بیرون از ایمان و از نتایج آن است. این تصدیق غیر از معرفت است و در حقیقت گرویدن قلبی و فعل اختیاری مبتنی بر معرفت است.گاه شخص، به امری علم دارد؛ ولی این علم را تصدیق(که فعلی اختیاری و قلبی است) نمی‌کند؛ مانند یهود مدینه که به شهادت قرآن می‌دانستند پیامبر اسلام از طرف خدا مبعوث شده است، ولی او را تصدیق نکردند: الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ[۶] بدین رو، علم و معرفت به تنهایی، موجب ایمان نمی‌شود.
مشهور اشاعره،[۷] ماتریدی و برخی پیروانش،[۸] و برخی از امامیه، مانند ابن نوبخت، سید مرتضی، شیخ طوسی، ابن میثم بحرانی، فاضل مقداد و عبدالرزاق لاهیجی[۹] این نظریه را پذیرفته‌اند.

فقط اقرار زبان

ایمان، عبارت است از فقط اقرار زبانی: یعنی اگر انسان فقط به زبان اقرار به شهادتین کند بدون این که تصدیق قلبی و یا سایر اعمال را انجام دهد، مؤمن واقعی است، و منافق در دنیا مؤمن واقعی است. این دیدگاه کرامیه است و به برخی از مرجئه نیز نسبت داده شده است[۱۰].

معرفت و شناخت

ایمان، عبارت است از معرفت و شناخت: در اینکه جهم بن صفوان به این دیدگاه معتقد بوده است، اتفاق وجود دارد. اما به برخی دیگر مانند نجاریه، عده‌ای از قدریه، بعضی امامیه و ابوالحسن اشعری نیز نسبت داده شده است.[۱۱].

انجام واجبات و ترک حرامها

ایمان، عبارت است از انجام همه طاعات از واجبات و مستحبات واجتناب محرمات: اکثر معتزله[۱۲] خوارج و غلات از[۱۳] طرفداران این دیدگاه شناخته شده‌اند. ابوعلی جبائی، ابوهاشم جبائی و بیشتر معتزله بصره معتقدند انجام مستحبات جزء ایمان نیست.[۱۴]

تصدیق قلبی و اقرار به زبان

این نظریۀ برخی از امامیه مانند خواجه نصیر طوسی، علامه حلی،[۱۵] و شیخ سالم بن محفوظ است.[۱۶]

تصدیق قلبی، اقرار به زبان و عمل به طاعات

ایمان عبارت است از تصدیق قلبی، اقرار زبانی وعمل به طاعات. این دیدگاه اهل حدیث، بعضی از عالمان قدیم مانند ابن مجاهد،[۱۷] شافعی،[۱۸] و شیخ مفید از علمای امامیه است.[۱۹]

معنای اصطلاح فلسفی

در نظر فلاسفه ایمان عبارت است از سیر نفس انسان در مراحل کمال نظری. عمل به واجبات و ترک محرمات گرچه سیر نفس در مراحل کمال عملی است، ولی این سیر اثر خارجی همان کمال نظری است. مؤمن کسی است که عقاید او با واقعیات هستی تطابق دارد.

تفاوت ایمان اسلامی با ایمان مسیحی

تعریف‌های گروه‌های یاد شده از ایمان نشان می‌دهد که در نظر آنان ایمان اسلامی «دست آوردی انسانی» است که برای شخص مؤمن حاصل می‌شود. در فطرت، یا عقل، یا تواناییهای انسان این سرمایه برحسب آفرینش وجود دارد که خداوند و پیامبران و کتاب‌های او را بشناسد و به آنها ایمان آورد و با ایمان زندگی کند. ایمان در این مفهوم ایمان به یک «راز» نیست. ظاهراً از این جهت تفاوت اساسی میان ایمان اسلامی و ایمان مسیحی وجود دارد. ایمان مسیحی ایمان به یک «راز» است. در مسیحیت، هم وحی یک حقیقت مافوق طبیعی است و هم ایمان؛ و این دو حقیقت مافوق طبیعی، قلمرو آشکار شدن رازگونۀ خداوند برای انسان از طریق عیسی مسیح است.

زوال پذیری ایمان

یکی از بحثهای کلامی در موضوع ایمان این است که آیا زوال ایمان شخص مؤمن ممکن است یا خیر؟ اکثر متکلمان امکان زوال ایمان مؤمن را پذیرفته‌اند، امّا به سید مرتضی نسبت داده شده است که زوال ایمان حقیقی را غیر ممکن دانسته و شهید ثانی نیز آن را پذیرفته است[۲۰] و سید عبدالله شبر نیز معتقد به تفصیل بین مرتبه کمال یقین و مراتب دیگر شده که در صورت تحقق یقین کامل زوال ایمان ممکن نیست و در غیر آن صورت ممکن است.[۲۱].

ایمان تقلیدی

در این که تقلید در ایمان صحیح است یا ایمان باید از روی استدلال و دلیل باشد، اختلاف نظر وجود دارد. فقهای اهل سنت[۲۲]، حشویه و تعلیمیه ایمان مقلِّد را درست می‌دانند،[۲۳] معتزله، مشهور اشاعره[۲۴] و امامیه تقلید در ایمان را کافی ندانسته و دلیل را در صحت ایمان واجب می‌دانند،[۲۵] اگر چه خود آنها در منشأ وجوب که عقلی است یا نقلی اختلاف کرده‌اند، معتزله و امامیه عقلی بودن آن را و اشاعره نقلی بودن آن را برگزیده‌اند.

محورهای ایمان

در قرآن متعلقات ایمان این امور قرار داده شده است:
ایمان به خدا: فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى[۲۶]
ایمان به همه پیامبران: فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ[۲۷]
ایمان به آنچه بر پیامبران از طرف خداوند نازل شده است (کتاب‌های آسمانی و غیر آنها): قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ[۲۸].
ایمان به روز قیامت: مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ[۲۹].
ایمان به فرشتگان: آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ[۳۰].
ایمان به غیب: الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ[۳۱].
نکته مهم این که متعلقات ایمان تفکیک ناپذیر هستند، یعنی یا به همه ایمان می‌آورد که در این صورت مؤمن است و یا مؤمن نیست، چه به برخی ایمان بیاورد و یا اینکه اصلاً ایمان نیاورد. آیات قرآن کاملا بر این مطلب دلالت می‌کنند: وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ أُولَئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا؛ (ترجمه: و كسانى كه به خدا و پيامبرانش ايمان آورده و ميان هيچ كدام از آنان فرق نمى‏ گذارند به زودى [خدا] پاداش آنان را عطا مى ‏كند و خدا آمرزنده مهربان است).[۳۲]

إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا؛ (ترجمه: كسانى كه به خدا و پيامبرانش كفر مى ‏ورزند و مى‏ خواهند ميان خدا و پيامبران او جدايى اندازند و مى‏ گويند ما به بعضى ايمان داريم و بعضى را انكار مى ‏كنيم و مى‏ خواهند ميان اين [دو] راهى براى خود اختيار كنند)[۳۳]

آثار و لوازم ایمان در قرآن

ایمان با اسلام متفاوت است و در مرتبه‌ای بالاتر از آن قرار دارد. [۳۴]
ایمان حقیقتی است که دوست داشتن شدید خداوند را همراه دارد. [۳۵]
خداوند مؤمنان را از «ظلمات» بیرون آورده و آنها را به عالم «نور» وارد می‌کند. [۳۶]
در آیات بسیاری بلافاصله پس از ستایش ایمان، به انجام دادن «اعمال صالح» توسط مؤمنان به گونه‌ای تصریح شده است که تلازم خارجی ایمان و عمل صالح از آن فهمیده می‌شود.
ایمان حقیقتی است که قابلیت «ازدیاد و نقصان» دارد. [۳۷]
قلب‌های مؤمنان با ایمان اطمینان (آرامش) پیدا می‌کند. [۳۸]
مؤمنان با «قول ثابت» (سخن استوار) از سوی خداوند در زندگی دنیوی «تثبیت» می‌شوند. [۳۹]
شیطان هیچ گونه «سلطه‌ای» بر مؤمنانی که ولایت او را نپذیرند ندارد. [۴۰]
قرآن وسیلۀ «شفا» و هدایت مؤمنان است. [۴۱]
خداوند «ایمان» را در نظر مؤمنان محبوب ساخته، و در قلبهای آنان زیبا جلوه داده است.[۴۲]
«نزول سکینه» (فرودآمدن آرامش) از سوی خدا در قلب مؤمنان موجب زیاد شدن ایمان آنان می‌شود. [۴۳]
مؤمنان کسانیند که وقتی نام خدا برده می‌شود، قلبهایشان احساس خشیت می‌کند. [۴۴]
مؤمنان به هنگام «امتحان الهی» ممکن است دچار تکان‌های بسیار شدید [روحی ] گردند. [۴۵]
با اکراه نمی‌توان هیچ انسانی را مؤمن گردانید. [۴۶]
برخلاف علاقه شدید پیامبر(ص)، اکثر مردم مؤمن نیستند. [۴۷]
واژه‌های مؤمن، مؤمنون و مؤمنات و صفات و حالات مربوط به مؤمنان در بسیاری از آیات قرآن به گونه‌ای حاکی از آن به کار رفته است که مؤمنان گروه مخصوصی از انسانها هستند و نحوۀ زندگی آنها از غیر مؤمنان کاملاً متمایز است. آنان با جهان بینی، افکار، حالات، آداب و عاداتی کاملاً متمایز از غیر مؤمنان زندگی می‌کنند. محور زندگی آنان را وفاداری به عهدِ بسته شده با خدا تشکیل می‌دهد [۴۸]
در عین حال مؤمنان انسانهای بی نقص و بی خطا و گناه نیستند. در آیات متعددی از قرآن، خطاها و نقص‌ها و گناهان مؤمنان به آنها گوشزد شده و از آنان خواسته که خود را اصلاح کنند. [۴۹]

اصول ایمان

متکلمان شیعه متعلق ایمان را توحید و عدل الهی، پیامبران و اعتقاد به امامت امامان معصوم بعد از پیامبر و معاد می‌دانند.[۵۰] [۵۱].لازم است یادآوری شود که انکار امامت موجب کفر در مقابل اسلام نیست چنان که در بحث بعدی نسبت اسلام و ایمان بررسی خواهد شد.
از دیدگاه معتزله متعلقات اساسی ایمان عبارت اند از: توحید، عدل، اقرار به نبوت پیامبر، وعد و وعید و قیام به امر به معروف و نهی از منکر.[۵۲] و در نظر اشاعره: تصدیق پیامبر در آنچه به یقین می‌دانیم او آورده است، مانند یگانگی خداوند، وجوب نماز، تصدیق اجمالی در آنچه که اجمالاً معلوم است و تصدیق تفصیلی در آنچه تفصیلاً آمده و معلوم است؛[۵۳] و از نظر احناف ایمان به خدا، فرشتگان، کتاب‌های الهی، پیامبران و روز قیامت.[۵۴]

رابطه اسلام و ایمان

یکی دیگر از مباحث مربوط به ایمان رابطه اسلام و ایمان است. ایمان و اسلام به لحاظ مفهوم ومعنای لغوی با هم تغایر دارند، ایمان در لغت به معنای تصدیق قلبی است و اسلام در لغت به معنای انقیاد و خشوع.[۵۵] و امّا در معنای اصطلاحی آن دو، متکلمان اختلاف کرده‌اند:
۱. اسلام و ایمان یکی است: معتزله،[۵۶] بسیاری از خوارج، زیدیه،[۵۷] ابوحنیفه و پیروانش[۵۸]، شیخ طوسی[۵۹] و طبرسی از امامیه این قول را انتخاب کرده‌اند.[۶۰] ۲. اسلام و ایمان با هم تغایر دارند: مشهور امامیه[۶۱] و مشهور اشاعره[۶۲] این قول را برگزیده‌اند. اینها معتقدند که اسلام اعم از ایمان است و هر مؤمنی مسلمان است ولی هر مسلمانی مؤمن نیست.
۳. قول تفصیل: ایمان و اسلام واقعی یکی است امّا اسلام ظاهری با ایمان متفاوت و اعم از آن است: این دیدگاه خواجه طوسی[۶۳] شهید ثانی[۶۴] و تفتازانی است[۶۵].

دیدگاه علامه طباطبایی

علامه برای اسلام و ایمان چهار مرتبه مطرح کرده است:
الف) نخستین مرتبه اسلام، پذیرش ظاهر اوامر و نواهی الهی است که با ذکر شهادتین صورت می‌گیرد، خواه قلب آن را موافقت کند یا مخالفت، خداوند می‌فرماید: قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ[۶۶] و به دنبال این مرتبه اسلام اوّلین مراتب ایمان قرار می‌گیرد که عبارت است از اعتقاد قلبی به مضمون شهادتین اجمالاً و از لوازم آن عمل به بیشتر احکام فرعی اسلام است.
ب) مرتبه دوم اسلام پس از مرتبه اوّل ایمان قرار دارد و عبارت است از تسلیم و انقیاد قلبی در برابر بیشتر اعتقادات حق به صورت تفصیلی که انجام اعمال صالح را به دنبال دارد اگر چه امکان دارد در برخی موارد تخلف صورت گیرد. خداوند در وصف متقین می‌فرماید: الَّذِينَ آمَنُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا مُسْلِمِينَ[۶۷]...، مرتبه دوم ایمان پس از این مرتبه اسلام است، و آن اعتقاد تفصیلی به تمام حقایق دینی است، خداوند می‌فرماید: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ[۶۸]
ج) پس از مرتبه دوم ایمان مرتبه سوم اسلام است، به این ترتیب است که هنگامی که انسان با مرتبه دوم ایمان انس گرفت و متخلق به اخلاق آن شد سایر قوای حیوانی او منقاد و تسلیم او می‌شود... و انسان به جایگاهی می‌رسد که چنان خدای خود را عبادت می‌کند که گویا او را می‌بیند و اگر هم او را نمی‌بیند خدا او را می‌بیند...، خداوند می‌فرماید:فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا[۶۹] به دنبال این مرتبه اسلام مرتبه سوم ایمان قرار دارد، چنان که خداوند می‌فرماید: قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ، الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ، وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ[۷۰] د) پس از این مرتبه ایمان مرتبه چهارم اسلام قرار دارد. انسان هنگامی که در مرتبه پیشین اسلام قرار دارد، گاهی دست عنایت ربانی او را فرا گرفته و این حقیقت را به او نشان می‌دهد که مالکیت فقط در عالم مال خداست و هیچ کس از خود چیزی ندارد، و البته این جایگاه یک مقام موهبتی و افاضه الهی است که اراده انسان در آن نقشی ندارد، و شاید آیه رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ[۷۱] اشاره به همین مرتبه از اسلام باشد، زیرا ابراهیم (ع) اسلام اختیاری و ارادی را قبل از این درخواست پذیرفته بود...، پس از این مرتبه از اسلام مرتبه چهارم ایمان قرار دارد و آن عبارت از تعمیم حالت مزبور در تمام احوال و افعال بنده مؤمن است، خداوند می‌فرماید: أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ، الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ[۷۲] [۷۳].


منابع

احیاء علوم الدین، غزالی، ابوحامد(م/۵۰۵)، تحقیق: شیخ محمد دالی بلطه، المکتبه العصریه، بیروت،۱۴۲۱ه‍.ق، ۲۰۰۰م؛
ارشاد الطالبین إلی نهج المسترشدین، سیوری حلی، جمال الدین مقداد، تحقیق: سید مهدی رجایی، کتابخانه آیه اللّه العظمی مرعشی نجفی، ۱۴۰۵ه‍.ق؛
اصول الدین عند الإمام ابوحنیفه، خمیس، محمد عبد الرحمن، دار الصمیعی، عربستان،۱۴۱۶ه‍.ق؛
اقرب الموارد، شرتونی، سعید، دار الأسوه للطباعه والنشر، تهران،۱۳۷۴ش؛
الاقتصاد فی ما یتعلق بالاعتقاد، طوسی، محمد بن حسن، بیروت، ۱۴۰۶ه‍.ق؛
اوائل المقالات فی المذاهب والمختارات، شیخ مفید، محمد بن محمد، تعلیق وتقدیم: شیخ الاسلام زنجانی، انتشارات داوری، بی تا، قم؛
بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، مؤسسه وفا، بیروت،۱۴۰۳ق؛
بحوث فی الملل والنحل، سبحانی، جعفر، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، قم،۱۳۷۰ش، ۱۴۱۲ق؛
التبیان، طوسی، محمد بن حسن، مکتب الاعلام الاسلامی؛
تخریج الأحادیث والآثار، زیلعی، تحقیق: عبداللّه عبدالرحمن اسعد، دار ابن خزیمه، ریاض، ۱۴۱۴ه‍.ق؛
تمهید الأوائل و تلخیص الدلایل، باقلانی، محمد بن طبیب، تحقیق: عماد الدین احمد حیدر، مؤسسه الکتب الثقافیه، بیروت، ۱۴۱۴ق؛
حق الیقین فی معرفه اصول الدین، شبّر، سید عبداللّه، أعلمی، بیروت،۱۴۱۸ه‍.ق؛
حقایق الایمان، عاملی، زین الدین علی، تحقیق: سید مهدی رجایی،مکتبه آیه اللّه العظمی مرعشی نجفی، قم، ۱۴۰۹ه‍.ق؛
الخصال، شیخ صدوق، محمد بن علی، تصحیح وتعلیق، علی اکبر غفاری، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۳۶۲ش؛
الذخیره فی علم الکلام، مرتضی علم الهدی، علی بن الحسین، تحقیق: سید احمد حسینی، مؤسسه نشر اسلامی، قم، ۱۴۱۱ه‍.ق؛
سرمایه ایمان، لاهیجی، عبد الرزاق، تصحیح: صادق لاریجانی، الزهراء، تهران، ۱۳۶۴ش؛
سنن ابن ماجه، قزوینی، محمد بن یزید، تحقیق و تعلیق: محمد فؤاد عبدالباقی، دارالفکر للطباعه والنشر؛
شرح الاصول الخمسه، معتزلی، عبد الجبار، تعلیق: احمد بن حسین بن ابوهاشم، تحقیق وتقدیم: عبدالکریم عثمان، مکتبه وهبه، قاهره، ۱۴۰۸ه‍.ق؛
شرح المقاصد، تفتازانی، مسعود، تحقیق، دکتر عبد الرحمن عمیره،

پانویس

  1. سوره یوسف؛ آیه ۱۷
  2. سوره بقره؛ آیه ۷۵
  3. کتاب العین، ص۴۰؛ معجم مقاییس اللغه، ج۱، ص۱۳۳ ۱۳۵؛ لسان العرب، ج۱، ص۱۶۳ ۱۶۴؛ اقرب الموارد، ج۱، ص۷۳
  4. لسان العرب، ج۱، ص۱۶۳
  5. مسالک الافهام، ج۵، صص۳۳۷ ۳۳۸
  6. سوره بقره؛ آیه ۱۴۶
  7. شرح المقاصد، ج۵، ص۱۷۷؛ مواقف، ج۳، ص۵۲۷؛ شرح تجرید، ۳۹۳
  8. التوحید، ص۳۹۵؛ کتاب اصول الدین، ص۲۵۰ ۲۵۱
  9. الذخیره فی علم الکلام، ص۵۳۶ ۵۳۷؛ الاقتصاد فی ما یتعلق بالاعتقاد، ص۲۲۷؛ قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۰؛ ارشاد الطالبین، ص۴۴۲؛ اللوامع الإلهیه فی المباحث الکلامیه، ص۴۴۰؛ سرمایه ایمان، ص۱۶۵
  10. مقالات الاسلامیین، ج۱، ص۲۲۳؛ شرح الاصول الخمسه، ص۷۰۹؛ الملل والنحل، ج۱، ص۱۲۷؛ المنقذ من التقلید، ج۲، ص۱۶۲؛ شرح المقاصد، ج۵، ص۱۸۳؛ شرح تجرید، ص۳۹۳؛ حقایق الإیمان، ص۵۴
  11. شرح المقاصد، ج۵، ص۱۷۷؛ ارشاد الطالبین، ص۴۳۹
  12. مقالات الاسلامیین، ج۱، ص۳۳۰؛ شرح الاصول الخمسه، ص۷۰۷.
  13. المنقذ من التقلید، ج۲، ص۱۶۴؛ مواقف، ج۳، ص۵۲۸؛ شرح تجرید، ص۳۹۳؛ حقایق الایمان، ص۵۴
  14. شرح الاصول الخمسه، ص۷۰۷؛ المنقذ من التقلید، ج۲، ص۱۶۳؛ مواقف، ج۳، ص۵۲۸؛ شرح تجرید، ص۳۹۳؛ حقایق الایمان، ص۵۴
  15. کشف المراد، ص۴۲۶
  16. ارشاد الطالبین، ص۴۴۰ ۴۴۱
  17. شرح تجرید، ص۳۹۳؛ حقایق الایمان، ص۵۴
  18. اصول الدین عند الإمام ابوحنیفه، ص۴۱
  19. الاقتصاد فی ما یتعلق بالاعتقاد، ص۲۲۷؛ ارشاد الطالبین، ص۴۴۰؛ حق الیقین، ص۵۵۸ ۵۵۹
  20. حقایق الایمان، ص۱۱۰؛ حق الیقین، ص۵۷۲
  21. حق الیقین، ص۵۷۳
  22. شرح المقاصد، ج۵، ص۲۱۸
  23. حقایق الایمان، ص۵۹
  24. شرح المقاصد، ج۵، ص۲۸۸
  25. حقایق الایمان، ص۵۹
  26. سوره بقره؛ آیات ۲۵۶ و ۱۸۶؛ سوره آل عمران؛ آیات ۵۲، ۱۱۰، ۱۹۳؛ سوره نساء؛ آیه ۱۷۵ و...
  27. (آل عمران:۱۷۹) و نیز (حدید:۱۹؛ بقره: ۱۷۷؛ نساء:۱۳۶)
  28. (بقره:۱۳۶) و نیز (نساء:۱۶۲)
  29. (بقره: ۶۲) ونیز (بقره:۸، ۱۲۶، ۲۲۸، ۲۳۲، ۲۶۴ و...)
  30. (بقره:۲۸۵) و نیز (همان:۱۷۷)
  31. (بقره:۴)
  32. [ نساء-۱۵۲]
  33. [ نساء-۱۵۰]
  34. (حجرات /۱۴)
  35. (بقره /۱۶۵)
  36. (بقره /۲/۲۵۷)
  37. (توبه /۹/۱۲۴)
  38. (رعد /۱۳/۲۸)
  39. (ابراهیم/۲۷)
  40. (نحل /۹۹)
  41. (فصلت /۴۴)
  42. (شوری/۵۲)
  43. (فتح/۴)
  44. (انفال /۲)
  45. (احزاب /۱۱)
  46. (بقره /۲۵۶)
  47. (یوسف /۱۰۳)
  48. (مؤمنون /۱-۶؛ توبه /۹/۷۱؛ انفال /۷۴؛ احزاب /۲۳)
  49. صف /۲؛ منافقون /۹؛ ممتحنه /۱؛ حجرات /۱-۱۲؛ مجادله/۹
  50. قواعد العقائد، ص۱۴۵
  51. حقایق الایمان، ص۱۴۴ ۱۶۴
  52. قواعد العقائد، ص۱۴۵
  53. شرح المقاصد، ج۵، ص۱۷۷؛ مواقف، ج۳، ص۵۲۷
  54. کتاب اصول الدین، ص۲۵۲
  55. لسان العرب، ج۷، ص۲۴۳
  56. شرح الاصول الخمسه، ص۷۰۵
  57. اوائل المقالات، ص۵۴
  58. اصول الدین عند الامام ابوحنیفه، ص۴۳۵ ۴۳۶
  59. التبیان، ج۲، ص۴۱۸
  60. مجمع البیان، ج۱، ص۴۲۰
  61. اوائل المقالات، ص۵۴
  62. تمهید الاوائل و تلخیص الدلایل، ص۳۹۱
  63. قواعد العقائد، ص۱۴۳ ۱۴۲
  64. حقایق الایمان، ص۱۲۰ ۱۲۱
  65. شرح مقاصد، ج۵، ص۲۰۷
  66. [ حجرات-۱۴]
  67. [ زخرف-۶۹] و نیز (بقره:۲۰۸)
  68. [ حجرات-۱۵] و نیز (صف:۱۱)
  69. [ نساء-۶۵]
  70. [ مؤمنون-۱-۳]
  71. [ بقره-۱۲۸]
  72. [ یونس-۶۳-۶۴]
  73. المیزان، ج۱، ص۳۰۱ ۳۰۳
منبع: ویکی شیعه - تاریخ برداشت :۹۵/۲/۱۲


بازگشت به ایمان