کتابخانه:ایمان و کفر
|
| |
| نویسنده |
علامه مجلسی ترجمه عزیزالله عطاردی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | عطارد |
| محل انتشارات | تهران |
| تاریخ نشر | ۱۳۷۸ |
| شابک | ۹۶۴-۹۰۲۸۸-۵ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ مقدمه مترجم
- ۱.۱ آغاز تدوین حدیث
- ۱.۲ ممانعت از نقل حدیث
- ۱.۳ جعل احادیث و روایات
- ۱.۴ تالیف کتب حدیث و سیره در میان اهل سنت
- ۱.۵ تدوین حدیث در مذهب اهل بیت ع
- ۱.۶ حدیث در عصر امیر المؤمنین ع
- ۱.۷ حضرت زهرا ع و تدوین حدیث
- ۱.۸ حدیث در عصر امام حسن ع
- ۱.۹ حدیث در عصر امام حسین ع
- ۱.۱۰ حدیث در عصر امام سجاد ع
- ۱.۱۱ حدیث در زمان امام محمد باقر ع
- ۱.۱۲ حدیث در عصر امام صادق ع
- ۱.۱۳ حدیث در عصر امام کاظم ع
- ۱.۱۴ حدیث در عصر امام رضا ع
- ۱.۱۵ حدیث در عصر امام جواد ع
- ۱.۱۶ حدیث در زمان امام هادی ع
- ۱.۱۷ حدیث در عصر امام عسکری ع
- ۱.۱۸ حدیث در عصر غیبت صغری
- ۱.۱۹ جمع آوری حدیث و تدوین آن
- ۱.۲۰ مراکز حدیثی شیعه
- ۱.۲۱ در فضیلت علم حدیث
- ۱.۲۲ مؤلفان کتب حدیث
- ۱.۲۲.۱ سلیم بن قیس هلالی
- ۱.۲۲.۲ زید زراد
- ۱.۲۲.۳ عباد عصفری ابو سعید
- ۱.۲۲.۴ عاصم بن حمید حناط
- ۱.۲۲.۵ زید نرسی
- ۱.۲۲.۶ جعفر بن محمد حضرمی
- ۱.۲۲.۷ محمد بن مثنی حضرمی
- ۱.۲۲.۸ جعفر بن محمد قرشی
- ۱.۲۲.۹ عبد الملک بن حکیم
- ۱.۲۲.۱۰ مثنی بن ولید حناط
- ۱.۲۲.۱۱ علی بن جعفر ع
- ۱.۲۲.۱۲ خلاد سندی
- ۱.۲۲.۱۳ حسین بن عثمان
- ۱.۲۲.۱۴ عبد الله بن یحیی کاهلی
- ۱.۲۲.۱۵ سلام بن ابی عمره
- ۱.۲۲.۱۶ علی بن اسباط
- ۱.۲۲.۱۷ عبد الله بن جبر
- ۱.۲۲.۱۸ علاء بن رزین
- ۱.۲۲.۱۹ درست بن ابی منصور
- ۱.۲۲.۲۰ عبد الله بن جعفر حمیری
- ۱.۲۲.۲۱ احمد بن محمد برقی قمی
- ۱.۲۲.۲۲ محمد بن محمد بن اشعث
- ۱.۲۲.۲۳ حسین بن سعید اهوازی
- ۱.۲۲.۲۴ فرات بن ابراهیم کوفی
- ۱.۲۲.۲۵ علی بن ابراهیم قمی
- ۱.۲۲.۲۶ ابراهیم بن محمد ثقفی
- ۱.۲۲.۲۷ محمد بن یعقوب کلینی
- ۱.۲۲.۲۸ محمد بن علی بن بابویه
- ۱.۲۲.۲۹ حسین بن بسطام
- ۱.۲۲.۳۰ جعفر بن محمد بن قولویه
- ۱.۲۲.۳۱ علی بن محمد خزاز قمی
- ۱.۲۲.۳۲ محمد بن ابراهیم نعمانی
- ۱.۲۲.۳۳ حسن بن علی حرانی
- ۱.۲۲.۳۴ محمد بن مسعود عیاشی
- ۱.۲۲.۳۵ محمد بن عمر بن عبد العزیز کشی
- ۱.۲۲.۳۶ محمد بن جریر طبری
- ۱.۲۲.۳۷ محمد بن محمد بن نعمان
- ۱.۲۲.۳۸ محمد بن حسین موسوی
- ۱.۲۲.۳۹ محمد بن حسن ابو جعفر طوسی
- ۱.۲۲.۴۰ حسن بن محمد طوسی
- ۱.۲۲.۴۱ احمد بن علی نجاشی
- ۱.۲۲.۴۲ عبد الواحد آمدی
- ۱.۲۲.۴۳ محمد بن ادریس حلی
- ۱.۲۲.۴۴ فضل الله بن علی راوندی
- ۱.۲۲.۴۵ محمد بن محمد طبری
- ۱.۲۲.۴۶ محمد بن جعفر مشهدی
- ۱.۲۲.۴۷ سعید بن هبة الله راوندی
- ۱.۲۲.۴۸ قطب الدین کیذری بیهقی
- ۱.۲۲.۴۹ محمد بن حسن نیشابوری
- ۱.۲۲.۵۰ محمد بن علی بن شهر آشوب
- ۱.۲۲.۵۱ فضل بن حسن طبرسی
- ۱.۲۲.۵۲ حسن بن فضل طبرسی
- ۱.۲۲.۵۳ علی بن حسن بن فضل طبرسی
- ۱.۲۲.۵۴ محمد بن علی بن حمزه طوسی
- ۱.۲۲.۵۵ یحیی بن حسن حلی
- ۱.۲۲.۵۶ احمد بن علی طبرسی
- ۱.۲۲.۵۷ ورام بن ابی فراس
- ۱.۲۲.۵۸ علی بن عیسی اربلی
- ۱.۲۲.۵۹ علی بن طاوس
- ۱.۲۲.۶۰ شاذان بن جبرئیل
- ۱.۲۲.۶۱ عبد الکریم بن طاوس
- ۱.۲۲.۶۲ محمد بن مکی عاملی
- ۱.۲۲.۶۳ حسن بن سدید الدین علامه حلی
- ۱.۲۲.۶۴ حسن بن ابی الحسن دیلمی
- ۱.۲۲.۶۵ رجب بن محمد برسی
مقدمه مترجم
اشاره
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ، الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطیبین الطاهرین المعصومین المطهرین، و اللعنة الدائمة علی اعدائهم أجمعین الی قیام یوم الدین و السلام علینا و علی عباد الله الصالحین.
یکی از علوم اصلی در فرهنگ و معارف اسلامی، علم حدیث است که مسلمانان از عصر حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و اله به جمع آوری آن همت گماشتند، یاران آن جناب که شب و روز در خدمت او بودند، سخنان، گفتهها، و خطابههای رسول خدا را حفظ کردند و سینه به سینه به یک دیگر انتقال دادند.
از طرف دیگر اعمال و رفتار و کردار و طرز زندگی و معاشرت آن حضرت در میان جامعه و برخوردهائی که با افراد گوناگون داشت، به عنوان سیره نبی اکرم صلّی اللَّه علیه و اله مورد توجه و عنایت مسلمانان قرار گرفت، جزئیات زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی آن حضرت از طرف مسلمانان تدوین و تنظیم گردید، و بصورت کتابهای مدون در اختیار جامعه اسلامی قرار گرفت.
زندگی رسول اکرم صلّی اللَّه علیه و اله از تولد تا بعثت، روابط آن حضرت با قبائل قریش، عبادت و پرستش خداوند، دوری گزیدن از جامعه شرک آلود، مسافرتهای بازرگانی و جریان سفر او به شام همراه عمویش ابو طالب، خوش رفتاری با مردم، اداء امانت، ازدواج با خدیجه و حوادثی که برای او در مکه پیش آمد بطور مشروح در سیرهها آمده است.
جریان و حوادث بعد از بعثت، دعوت مردم به اسلام، مبارزه قریش و مشرکان با حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و اله، ستمهائی که در مکه در باره آن جناب انجام گرفت، محاصره او در شعب ابی طالب، توطئه قتل آن حضرت و مهاجرت به مدینه منوره بطور مبسوط ذکر شده است.
بعد از مهاجرت و اقامت در مدینه، تبلیغ اسلام و بیعت مردم مدینه با او، بناء نخستین مسجد، دعوت قبائل به اسلام، جنگهای متعدد با مشرکان، سران قریش، قبائل گوناگون، یهودیان خیبر و وادی القری، فتح مکه و تثبیت حاکمیت اسلام در جزیرة العرب توسط سیره نویسان به تفصیل بیان گردیده است.
زندگی حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و اله در مدینه تا وفات آن بزرگوار، زندگی خصوصی، خانوادگی و عمومی آن جناب مورد بررسی قرار گرفته و اعمال عبادی او در شب و روز و روابطش با جامعه و افراد، مورد توجه مسلمانان قرار گرفته و رفتار و کردار و گفتار نبی اکرم به رشته نگارش در آمده است.
احکام و دستورات خداوند که به تدریج نازل میگردید و مسائل شرعی به مردم ابلاغ شد، تا آنگاه که در حجة الوداع آخرین حج پیامبر گرامی، آیه شریفه «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ» فرود آمد، اصول، فروع و آداب و سنن دین برای مسلمان بیان گردید و وظائف جامعه اسلامی معین شد.
آغاز تدوین حدیث
از منابع و مصادر به روشنی معلوم میگردد که گروهی از اصحاب و یاران خاص آن جناب گفتههای او را مینوشتند که یکی از آنها امیر المؤمنین علیه السّلام بود، قبائل مختلفی که از اطراف و اکناف در مدینه خدمت رسول اکرم صلّی اللَّه علیه و اله میرسیدند و مسلمان میشدند، هنگام مراجعت دستور العملهائی از او میگرفتند.
پیامبر گرامی اسلام افرادی را هم به عنوان سرپرست برای امور دینی قبائل میفرستادند و توصیههائی به آنها میکردند و مسائل را به آنان تعلیم میدادند تا به مسلمانان بیاموزند، مسلمانان مدینه هم هر گاه به مشکلی برخورد میکردند از آن حضرت سؤال میکردند، و حضرت هم پاسخ آنان را میدادند و آنها را ارشاد مینمودند.
بطور قطع و یقین در زمان حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و اله تعدادی از یاران و نزدیکان آن جناب مکتوباتی در حدیث داشتهاند که از رسول خدا شنیده بودند، و از آنها استفاده میکردند، این جریان تا هنگام وفات رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله ادامه داشت، رسول اکرم از کتابت حدیث و نقل آن منع نکرده است.
از طرف دیگر مخالفان و منافقان هم دست بکار شدند و روایاتی از زبان رسول خدا جعل کردند و در میان مردم منتشر ساختند، علی علیه السّلام در یکی از خطبههای نهج البلاغه میفرماید: در عصر رسول اکرم صلّی اللَّه علیه و اله اخبار و احادیثی به نام آن جناب ساخته شد و در میان مردم پخش گردید و موجبات اضطراب را پدید آورد.
در این هنگام پیامبر گرامی در برابر مسلمانان قرار گرفتند و فرمودند: هر کس بر من دروغ بندد و اخباری به من نسبت دهد که من آنها را نگفتهام خداوند جایگاه او را پر از آتش خواهد کرد، و از عذاب خداوند رهائی پیدا نخواهد نمود، ای مردم از فتنه و فساد دست باز دارید و از جعل اخبار خودداری کنید.
ممانعت از نقل حدیث
نخستین کسی که از نقل حدیث و روایت ممانعت کرد و گفت: «حسبنا کتاب الله» خلیفه دوم عمر بن خطاب بود، هنگامی که رسول اکرم صلّی اللَّه علیه و اله در بستر بیماری بودند فرمودند: کاغذ و دواتی بیاورید تا برای شما وصیتی بنویسم که بعد از من گمراه نگردید، خلیفه دوم در مجلس حاضر بود و گفت:
این مرد حواسش جمع نیست کتاب خدا ما را کفایت میکند، بار دیگر حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و اله سخنان خود را تکرار کردند، عمر نیز سخن خود را تکرار نمود، در این هنگام در مجلس سر و صدا شد، پیامبر هم ناراحت گردید و از وصیتی که میخواست انجام دهد منصرف شد.
بطور کلی نقل حدیث و روایت از رسول اکرم صلّی اللَّه علیه و اله در زمان ابو بکر و عمر ممنوع بود، ذهبی در تذکرة الحفاظ گوید: ابو بکر پانصد حدیث از رسول اکرم را نوشته بود ولی بعد آنها را آتش زد، عروة بن زبیر گوید: عمر بن خطاب گفت: من اجازه نمیدهم کسی احادیث و روایات را جمع و تدوین کند، زیرا با کتاب خدا مخلوط میگردد.
در حالات ابو هریره صحابی معروف آمده که وی اخبار و روایات رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله را در میان مردم نقل میکرد، خلیفه دوم از این جریان مطلع شد، او را احضار کرد و گفت: چرا حدیث پیامبر را نقل میکنی، بعد از این او را تازیانه زد و گفت: حق نداری بعد از این روایتهای رسول الله را نقل نمائی؟! اینها نمونههائی بود که ما در این مورد آوردیم، در کتب رجال و حدیث از این گونه مطالب فراوان است، جلوگیری از نقل احادیث رسول اکرم صلّی اللَّه علیه و اله علل و جهاتی داشت که شرح و تفصیل آن در این مقدمه مناسب نیست و موجب اطاله سخن میگردد جویندگان میتوانند به کتب رجال حدیث مراجعه کنند.
جعل احادیث و روایات
بطوری که تذکر دادیم در زمان خلیفه اول و دوم از نقل اخبار و روایات رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله جلوگیری شد، اما در زمان عثمان اندکی این جوّ شکسته گردید، گروهی در مسجد جمع شدند و به نقل روایات مشغول گردیدند، تا آنگاه که موجب اختلاف و تفرقه در بین اصحاب شده و فتنههائی پدید آمد.
معروف است کعب الاحبار، تمیم داری و وهب بن منبه که هر سه مذهب خود را رها کرده و مسلمان شده بودند، در مسجد رسول خدا مجلس داشتند و اخبار و احادیث ملل و اقوام را برای مردم نقل میکردند، و قرآن مجید را هم برای مسلمانان تفسیر و شرح مینمودند و خلیفه هم آنان را آزاد گذاشته بود.
کعب الاحبار یهودی بود و میگفت: مسلمان شدهام، تمیم داری مسیحی بود و ادعای اسلام میکرد، وهب بن منبه یک ایرانی بود که در یمن متولد شده بود، او هم اظهار مسلمانی مینمود، این سه نفر میدان دار تفسیر قرآن بودند و روایاتی را هم از رسول خدا نقل میکردند، بطوری که یکی از روزها بین کعب الاحبار و ابو ذر غفاری رحمة الله علیه گفتگوهائی شد.
ابو ذر هنگامی که دید کعب الاحبار اخباری در تفسیر قرآن نقل میکند و مسلمانان را فریب میدهد، به او گفت: ای یهودی تو میخواهی دین و شریعت به من بیاموزی و احکام اسلام را به من تعلیم دهی، در این جا بین آنها سخنانی رد و بدل گردید، و چون جریان روز از کعب الاحبار حمایت میکرد اعتراضات ابو ذر به جایی نرسید.
در زمان معاویه بازار جعل حدیث بسیار رونق گرفت، معاویه گروهی را وادار کرد تا احادیث و اخباری را در فضائل خلفاء جعل کنند و در میان مسلمانان پخش نمایند و روایاتی هم در نکوهش امیر المؤمنین از زبان رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله وضع کنند و مردم را از آن حضرت دور سازند و از مقام و منزلت او بکاهند.
جعل اخبار و وضع روایات که در زمان معاویه آغاز شده بود، در دوره خلفای بنی مروان رو به فزونی نهاد، اکثر روایات در فضائل و مناقب خلفاء و صحابه در زمان بنی امیه توسط گروهی بیایمان و جاه طلب وضع گردید، و این جریان در زمان بنی عباس هم ادامه پیدا کرد و جماعتی به جعل احادیث پرداختند.
منافقان و منحرفان و اطرافیان خلفاء و امراء برای گروهی از اهل حدیث روایاتی جعل کردند و در میان اهل حدیث رواج دادند، برای همین جهت جماعتی از محققان و محدثان کتابهائی در احادیث موضوعه نوشتند و نام جعالان و وضاعان حدیث را در کتابهای خود ذکر نمودند.
تالیف کتب حدیث و سیره در میان اهل سنت
بنا بر مشهور بین محدثان اهل سنت و جماعت تنظیم و تدوین حدیث از زمان بنی مروان شروع شده است و تا عصر عمر بن عبد العزیز کتابی مدون در دست نبوده است، احادیث و روایات سینه به سینه نقل میشده، اختلافات متون و الفاظ احادیث از همین جا ناشی شده و ضبط آنها متفاوت انجام گرفته است.
ابن سعد در طبقات گوید: نخستین کسی که تصمیم گرفت کتابی در حدیث و سیره تالیف کند، مروان بن حکم بود، او دستور داد اخبار رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله را که غیر از طریق ابو هریره بود تدوین کنند، از این روایت معلوم میگردد که تا آن روز فقط اخبار ابو هریره در میان مردم بوده است و از سایر صحابه حدیثی نبوده.
بعد از آن فرزندش عبد العزیز بن مروان به کثیر بن مره حضرمی دستور داد نام کسانی را که در جنگ بدر شرکت داشتند بنویسد، او هم هفتاد نفر از شرکتکنندگان بدر را در آن کتاب نوشت و بعد از آن عمر بن عبد العزیز هنگامی که به خلافت رسید فرمانی صادر نمود تا اخبار و احادیث رسول اکرم را جمع آوری کنند و در کتابی ثبت نمایند.
با این روایات معلوم میگردد که تدوین حدیث و سیره از اواخر قرن اول هجری آغاز شده است، زبیر بن بکار در موفقیات گوید: سلیمان بن عبد الملک در سال ۸۲ هجری هنگامی که ولیعهد بود، وارد مدینه شد، او در مدینه از همه مساجد و مشاهد دیدن کرد و با گروهی از بزرگان در مدینه ملاقات نمود.
یکی از کسانی که در مدینه با سلیمان ملاقات کرد ابان بن عثمان بود، او در مسجد قبا با سلیمان بن عبد الملک گفتگو کرد، سلیمان به او گفت: شما سیره پیامبر را بنویسید، ابان گفت من سیره او را نوشتهام و اینک در اختیار شما قرار میدهم. سلیمان کتاب سیره را از ابان گرفت و آن را مورد مطالعه قرار داد.
سلیمان کتاب را مطالعه کرد و موضوعات آن را بدقت بررسی نمود و بعد گفت: شما در این جا از انصار بسیار سخن گفتهاید، و از فضائل و مناقب آنان در اینجا آوردهاید و از ما چیزی در این کتاب نیست، ابان گفت: ای امیر من در این جا مطالب واقعی را آورده و هر چه حق بوده نوشتهام.
سلیمان گفت: من این کتاب را به پدرم نمیدهم و بعد کتاب ابان را آتش زدند تا در دست مردم قرار نگیرد، سلیمان از مدینه به شام مراجعت کرد و جریان کتاب ابان را برای پدرش عبد الملک نقل نمود، عبد الملک گفت: کتابی که برای ما سودی ندارد و از ما در آن سخنی گفته نشده فائده ندارد، ما نمیخواهیم اهل شام از آن کتاب چیزی بدانند. تالیف و تنظیم کتب حدیث و سیره از قرن دوم بطور گسترده آغاز گردید، گروهی از علماء و محدثین در این دو موضوع کتابهائی نوشتند، مشهورترین سیره نویسان در این قرن ابن اسحاق و ابن هشام هستند، و مشهورترین حدیث نویسان هم مالک بن انس و ابن ابی شیبه و عبد الرزاق صنعانی میباشند.
کتابهای عبد الرزاق و ابن ابی شیبه که مصنف نام دارند بسیار مشروح و مفصل میباشند و در چندین مجلد چاپ شدهاند، در این دو کتاب روایات حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و اله و گفتار صحابه با هم در ابواب آمده است، این دو کتاب بسیار جامع و فراگیر هستند و صاحبان صحاح و مسانید از آنها سود بردهاند.
از قرن سوم گروه بیشماری به تدوین حدیث روی آوردند، اکثر این محدثان و مؤلفان صحاح و مسانید خراسانی هستند، نیشابور، هرات، بلخ، مرو، بخارا و سمرقند از مراکز بزرگ نشر حدیث و تدوین کتب روائی بودند، مانند بخاری، مسلم ابو داود، نسائی، ابو عوانه، اسحاق بن راهویه و ابن حنبل و گروهی دیگر.
در قرن چهارم نیز بیهقی صاحب سنن الکبری، و حاکم نیشابوری مؤلف مستدرک صحیحین پا به عرصه گذاشتند و این دو کتاب را به عالم حدیث ارائه دادند، مخصوصا صاحب مستدرک که کتاب خود را بر اساس شرائط و مبانی بخاری و مسلم تالیف کرد و اخباری را که آنها نیاورده بودند در مستدرک نقل کرد.
دخالت خلفای بنی عباس و نفوذ جریانهای سیاسی، فکری، عقیدتی و فرقهای در تالیف و تدوین این کتابها بسیار مؤثر بوده، تحقیق در این موضوع نیازمند یک کتاب مستقل است و در این مقدمه جای بحث آنها نیست، مطالعه و تحقیق در حالات محدثان، تفاوت افکار و اندیشههای آنان را بخوبی روشن میسازد.
تدوین حدیث در مذهب اهل بیت ع
جمع آوری حدیث در مذهب اهل بیت علیهم السّلام و تدوین و تنظیم آن از امیر المؤمنین علیه السّلام آغاز میگردد، علی علیه السّلام از کودکی در دامن رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله بزرگ شد و در خانه آن بزرگوار نشو و نما یافت و در سفر و حضر همواره با رسول اکرم بود و اعمال و رفتار و اقوال و گفتار او را در مد نظر داشت.
او نخستین فردی بود که دعوت پیامبر را پاسخ گفت و با آن جناب نماز گذارد در هنگامی که جز آن دو در مکه نمازگزاری نبود و تا آن جا که در توان داشت از آن حضرت دفاع کرد و مانع میگردید تا سفیهان و جاهلان گزندی به رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله برسانند.
او در مکه معظمه هرگز رسول اکرم را تنها نگذاشت و شب و روز در کنارش بود، تا آنگاه که شب هجرت فرا رسید، علی علیه السّلام در بستر آن جناب خوابید و با ایثار و فداکاری خود موجب گردید تا پیامبر گرامی صلّی اللَّه علیه و اله از گزند دشمنان و مشرکان با سلامتی از مکه بیرون گردد و خود را به مدینه برساند.
علی علیه السّلام بعد از چند روز از مهاجرت پیامبر صلّی اللَّه علیه و اله راهی مدینه شد و به آن حضرت پیوست، امیر المؤمنین در مدینه هم در کنار رسول خدا زندگی خود را آغاز نمود و همواره به عنوان یک وزیر و مشاور دلسوز در خدمت پیامبر گرامی بود و در همه حوادث و وقایع حضور فعال داشت که شرح آنها در کتب تاریخ و سیره آمده است.
حدیث در عصر امیر المؤمنین ع
اشاره
بر اساس اخبار و روایاتی که توسط امامان اهل بیت علیهم السّلام رسیده، امیر المؤمنین علیه السّلام نخستین کسی است که روایات و احادیث رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله را جمع آوری نموده و کتاب مخصوصی در این موضوع نوشته بودند، در کتب حدیثی شیعه مانند کافی، من لا یحضر الفقیه، تهذیب و بصائر الدرجات به این موضوع اشاره شده است.
در موارد زیادی آمده که ائمه اطهار علیهم السّلام در بیان یک مسأله شرعی به این کتاب استناد کردهاند و فرمودهاند: در کتاب علی علیه السّلام حکم این مسأله چنین است، این کتاب در نزد فرزندان آن حضرت بود که امامان اهل بیت علیهم السّلام آن را از هم ارث میبردند و در مواردی به آن استناد میکردند.
امیر المؤمنین علیه السّلام با هوش و استعدادی که خداوند به او عطا کرده بود، حافظهای قوی و فوق العاده داشت، او هر چه از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله میشنید حفظ میکرد و در خاطرهاش میماند، او همواره از پیامبر سؤال میکرد و از تفسیر آیات و تاویل آن تحقیق مینمود و رسول اکرم نیز همه چیز را به او میگفت.
امیر المؤمنین علیه السّلام علوم و معارف را از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله به خوبی فرا گرفت تا آیه شریفه «أُذُنٌ واعِیَةٌ» فرود آمد، و او را به صفت حفظ و نگهداری نکات و رموز ستایش کرد، یکی از روزها علی علیه السّلام به منزل پیامبر گرامی صلّی اللَّه علیه و اله رفتند، در این هنگام مشاهد کردند فرشتگانی به آن جا رفت و آمد دارند.
علی علیه السّلام در آن جا توقف کردند تا فرشتگان خدمت حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و اله برسند و بر آن حضرت سلام کنند، بعد از این جریان حضور پیامبر گرامی رسیدند و فرمودند: یا رسول الله امروز چهار صد هزار فرشته بر شما سلام کردند، پیامبر فرمود: از کجا دانستی، گفت: من سخنان آنها را که هر کدام به زبانی تکلم میکردند حفظ کردهام.
ابن دأب که یکی از بزرگان زمان خود بود گوید: مردم به علی علیه السّلام نیاز داشتند و او به کسی نیاز نداشت، هر گاه مسلمانان گرفتار مشکلی میشدند و رهائی از آن امکان نداشت، دنبال علی علیه السّلام میرفتند و راه چاره را از وی طلب میکردند و او هم مشکلات و ناراحتیها را برطرف میکرد.
هر گاه یهودیان و یا سایر فرق نزد مسلمانان میآمدند و سؤالاتی از آنها میکردند و مسلمانان پاسخی نداشتند به آنها بدهند، ناگزیر دنبال علی علیه السّلام میرفتند و او پاسخ همه مخالفان و معاندان را میداد و همه را از میدان بیرون میکرد و موجب پیروزی و قدرت مسلمانان میشد.
در هیچ کتاب و ماخذی در اسلام دیده نشده که علی بن ابی طالب علیه السّلام نزد کسی رفته باشد و از وی سؤالی در موضوعات دینی و یا علمی کرده باشد، تمام محدثان و مورّخان به این سخن گواهی میدهند، او همواره مورد سؤال قرار میگرفت و جز پیامبر صلّی اللَّه علیه و اله از هیچ کسی سؤال نکرده است.
خلیل بن احمد که یکی از دانشمندان و علماء بزرگ است و شهرت او بینیاز از توصیف میباشد گوید: احتیاج مسلمانان به علی علیه السّلام و بینیازی او از همه مسلمانان دلیل بر اعلمیت و افضلیت او میباشد، جامعه اسلامی باید به دنبال او برود و از وی علم و دین فرا گیرد و به سخنان او گوش دهد تا حقائق را دریابد.
یکی از فضائل علی علیه السّلام که مخالف و مؤالف به آن اعتراف دارند مراتب علم و فضل و معارف الهیه آن حضرت میباشد که سرچشمه همه علوم و معارف اسلامی است این موضوع بسیار وسیع میباشد و ما اگر در این مورد تحقیق کنیم از مقصود خود در این مقدمه باز خواهیم ماند.
یکی از روایات مشهور در باب علوم و معارف آن حضرت حدیث معروف و مشهور «انا مدینة العلم و علی بابها» میباشد که محدثان و مورّخان اسلامی به طرق مختلف آن را روایت کردهاند و شعراء عرب و فارس در اشعار و آثار خود آن را آوردهاند، فردوسی طوسی علیه الرحمه در این باره گوید:
چه گفت: آن خداوند تنزیل و وحی خداوند امر و خداوند نهی
که من شهر علمم علیم در است درست این سخن گفت پیغمبر است
گواهی دهم کاین سخن راز اوست تو گوئی دو گوشم بر آواز اوست
سعید بن مسیب گوید: جز علی علیه السّلام کسی نگفت: ای مردم از من بپرسید قبل از اینکه مرا از دست بدهید.
عبد الملک بن سلیمان گوید: به عطا گفتم: آیا در میان اصحاب رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله کسی داناتر از علی علیه السّلام بود؟ گفت: نه به خداوند سوگند من داناتر از علی در میان آنان ندیدم، ابن عباس گفت: علی علیه السّلام نه دهم علم را دارا بود و در قسم دهم نیز با مردم شریک است.
سعید بن عمرو بن سعید به عبد الله بن عیاش گفت: چرا مردم به سخنان علی گوش میدادند، گفت: ای برادرزاده علی در علوم و معارف متبحر و قاطع بود و هر چه از او سؤال میکردند به خوبی جواب میداد، او در اسلام سابقه داشت و داماد رسول خدا بود و در فقه و آشنائی با سنت و شجاعت نظیر نداشت.
ابو الطفیل گوید: علی علیه السّلام میگفت: از کتاب خداوند از من سؤال کنید، من بیش از همه با قرآن آشنا هستم و میدانم در شب و یا روز، در کوه و یا جلگه نازل شده است. علی بن حسین مسعودی گوید: علی علیه السّلام همه فضائل و مناقب اصحاب رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله را دارا بودند، و آنها عبارت بودند از: ایمان، مهاجرت یاری کردن پیامبر، خویشاوندی، قناعت، فداکاری، علم به کتاب و سنت، جهاد در راه خدا، زهد، قضاء و فقه.
ابن عباس گوید: در یک شب مهتاب علی علیه السّلام دست مرا گرفت و بطرف بقیع برد و گفت: ای عبد الله بخوان، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را قرائت کردم، وی در اسرار بِسْمِ اللَّهِ سخن گفت، تا هنگامی که صبح شد و هوا روشن گردید، و فرمود: از من از اسرار کائنات سؤال کن، ما وارث علوم پیامبران هستیم.
اصبغ بن نباته روایت میکند که علی علیه السّلام شنیدم فرمود: رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله هزار باب از علوم را به من تعلیم داد که از هر بابی هزار باب دیگر گشوده میشود، و من همه را فرا گرفتم، حوادث گذشته و آن چه که در آینده بیاید همه را میدانم. ابن ابی الحدید گوید: من در باره کسی که همه فضائل را به او نسبت میدهند و هر گروهی خود را به او وابستهاند، چه بگویم، امیر المؤمنین منبع همه فضائل و سرچشمه همه علوم و معارف است، هر کس در هر کاری نبوغ پیدا کند خود را به او نسبت میدهد و از وی پیروی میکند و خود را دنباله روی او میداند.
بالاترین و گرامیترین علم دانش خداشناسی است، از آن جهت که فضیلت هر علمی بستگی به موضوع آن علم دارد، از آن جا که خداوند متعال برترین موجود است، پس بنا بر این علم خداشناسی برترین و گرامی علوم میباشد، علمای علم خداشناسی از سخنان و احادیث علی علیه السّلام بسیار استفاده کردهاند.
معتزله پیروان و اصل بن عطاء هستند و عقائد خود را از او گرفتهاند، و اصل خود از شاگردان ابو هاشم عبد الله بن محمد بن حنیفه بود، و ابو هاشم هم شاگرد پدرش محمد و او هم از پدرش علی علیه السّلام گرفته بود، اشعریها از ابو الحسن اشعری پیروی میکنند و او هم شاگرد ابو علی جبائی است که خود از معتزله بود.
یکی از علوم علم فقه میباشد، علی علیه السّلام بنیان گذار این علم است، هر فقیهی در اسلام خود را شاگرد آن حضرت میداند، و از فقه او استفاده میکنند، اصحاب ابو حنیفه از ابو حنیفه فرا گرفتند، و شافعی هم از محمد بن حسن فرا گرفت و محمد بن حسن از ابو حنیفه فرا گرفت.
احمد بن حنبل فقه را نزد ابو حنیفه خواند و ابو حنیفه هم فقه را از جعفر بن محمد علیهما السّلام فرا گرفت و جعفر هم از پدرش تا به علی علیه السّلام رسید، اما مالک بن انس در نزد ربیعة الرأی فقه آموخت و ربیعه از عکرمه فرا گرفت و عکرمه از عبد الله بن عباس و عبد الله هم از علی آموخت، پس فقهاء چهارگانه همه از علی فقه را گرفتند.
فقهاء شیعه و زیدیه هم معلوم است که همه احکام آنها از طریق علی علیه السّلام رسیده است اما علم تفسیر قرآن اکثرش به عبد الله بن عباس میرسد و معلوم است که عبد الله بن عباس یکی از شاگردان مکتب علی علیه السّلام بوده، و هر چه داشت از آن جناب فرا گرفته بود.
متصوفه و ارباب طریقت هم خود را به او میرسانند و علی علیه السّلام را رهبر خود میدانند، بطوری که معلوم است همه صوفیان در بلاد اسلامی خود را به او پیوند میدهند و خرقهای را که شعار خود قرار دادهاند به او نسبت میدهند، جنید بغدادی، ابو یزید بسطامی معروف کرخی و دیگران در سخنان خود از او الهام میگیرند.
علوم ادبیات و نحو که انتساب آن به علی علیه السّلام بسیار روشن است، همه علماء بر این عقیده میباشند که علی بن ابی طالب علیه السّلام اصول علم نحو و عربیت را به ابو الاسود تعلیم داد و قواعد آن را برایش روشن ساخت، اصول علم نحو که توسط آن حضرت پایهگذاری شده به معجزه شباهت دارد.
(نگارنده گوید:) اگر چه فقهای چهارگانه علوم و فقه خود را به واسطه از علی علیه السّلام گرفتند ولی در عمل و هنگام فتوی بر خلاف نظریات آن حضرت فتوی دادند و هم چنین متصوفه اگر چه خود را به او نسبت میدهند، اما در عقائد و گفتههای آنها مطالبی هست که روح شریعت اسلام از آنها متنفر و ساحت مقدس علی علیه السّلام از آنها مبرا میباشد.
امتیاز علی علیه السّلام در علم، معرفت، زهد، شجاعت، ایثار و فداکاری بر همگان معلوم بود، خلفاء هر گاه در مسألهای گرفتار مشکل میشدند از آن حضرت استمداد میکردند، و راه خروج از بن بست را از او میخواستند، در این مورد مطالب زیادی در کتابها هست که در این مقدمه جای بحث و تحقیق از آنها نیست جویندگان باید به کتب تاریخ و سیره مراجعه کنند.
نوشتههای علی علیه السّلام در حدیث و سیره نبی اکرم صلّی اللَّه علیه و اله از عصر پیامبر گرامی شروع شد، امیر المؤمنین جزوهها و کتابی در این مورد فراهم کرده بود، این نوشتهها به خط علی علیه السّلام و املاء رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله بود و یا اینکه رسول اکرم بطور شفاهی مطالبی را به آن جناب میفرمودند و در نوشتهای ثبت نمیشد.
کتاب علی ع
از سیره امیر المؤمنین علیه السّلام معلوم میگردد که او کتابی در احکام، فرائض و سنن داشته، این کتاب به خط امیر المؤمنین و املاء پیامبر گرامی بود، مسائلی که توسط آن حضرت از رسول اکرم سؤال شده بود، علی علیه السّلام پاسخ سؤالات و تقریرات حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و اله را به خط خود نوشته بودند.
این کتاب در نزد فرزندان آن حضرات ائمه معصومین علیهم السّلام بوده که از یک دیگر ارث میبردهاند، و بر اساس روایات زیادی که در این مورد هست این کتاب یکی از ودائع امامت بوده که در نزد آن بزرگواران محفوظ بود، در مطاوی کتب اربعه شیعه و سایر آثار حدیثی امامان شیعه از آن نام میبرند و به آن استناد میکنند و به عنوان «کتاب علی» از آن تعبیر مینمایند.
جزوه در سنن و احکام
در حالات علی علیه السّلام نوشته شده که آن حضرت جزوهای همواره با خود داشت که در آن مسائلی از احکام، آداب و سنن گرد آوری کرده بودند، امیر المؤمنین علیه السّلام این مسائل را از حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و اله فرا گرفته بودند و به خط خود آن را نوشته و در غلاف شمشیر خود جای داده و در سفر و حضر همواره با خود داشتند.
مسافرت به یمن
شیخ مفید در ارشاد مینویسد: رسول اکرم صلّی اللَّه علیه و اله علی علیه السّلام را برای کارهای قضائی و فصل خصومت و داوری بین مردم بطرف یمن فرستادند، هنگامی که رسول خدا به امیر المؤمنین پیشنهاد کردند به این مسافرت برود، گفتند: یا رسول الله من جوان هستم و امور قضائی را نمیتوانم انجام دهم و فصل خصومت کنم.
رسول اکرم صلّی اللَّه علیه و اله فرمودند: نزدیک من بیائید، او هم نزدیک شد، پیامبر بزرگ دست خود را به سینه علی کشیدند و گفتند بار خدایا قلب علی را به حق و عدالت و فصل خصومت بین مردم رهنمون باش و زبان او را بر حق ثابت بدار، بعد از این علی علیه السّلام راهی یمن شد و ماموریت خود را به خوبی انجام داد.
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: بعد از این دعا هرگز در امور قضائی گرفتار شک و تردید نشدم و همواره در منازعات و مخاصمات مردم قاطعانه رای دادم و حقائق همواره برای من روشن بود، در باره قضاوتهای علی علیه السّلام مطالبی در کتابها آمده و حتی کتابهائی در این مورد تالیف شده است.
دستور العمل به محمد بن ابی بکر
ابو اسحاق ثقفی در کتاب غارات نقل میکند، محمد بن ابی بکر که از طرف علی بن ابی طالب علیه السّلام والی مصر بود، برای آن حضرت نوشتند: ما در مصر با مسائل و مشکلاتی روبرو هستیم که باید آنها از طریق شرعی حل و فصل گردند و ما در این جا مقررات و اصولی نداریم که از آنها استفاده کنیم.
اکنون برای رفع مشکلات ما را راهنمائی فرمائید و دستور العملهائی برای ما صادر کنید تا ما بر طبق آنها کشور را اداره کنیم و امور مردم را سامان دهیم و منازعات و مخاصمات و اختلافات را برطرف سازیم و امنیت و آسایش برای مسلمانان مصر فراهم نمائیم.
علی علیه السّلام در پاسخ او نامهای نوشتند و دستوراتی در امور قضائی و احکام و مسائل شرعی برای او صادر کردند، مسائلی در باره عبادات، امامت و رهبری بهشت و دوزخ، امر به معروف و نهی از منکر و مسائل حقوقی در حل و فصل و داوری بین مردم در منازعات بود.
محمد بن ابی بکر مامور شد آن دستور العملها را بکار گیرد و قسط و عدل را در جامعه اسلامی مصر بر پا دارد، بعد از شهادت محمد بن ابی بکر و سقوط مصر بدست عمرو بن عاص این جزوه بدست او افتاد و عمرو آن را برای معاویه به شام فرستاد معاویه از دیدن این جزوه در شگفت ماند، و دستور داد آن را حفظ کنند.
مشاوران و نزدیکان معاویه گفتند: این جزوه را بسوزانید، زیرا او از طرف علی بن ابی طالب نوشته شده است، معاویه گفت: وای بر شما این جزوه همهاش علم است و باید از آن استفاده شود و در کارها مورد عمل قرار گیرد، مگر میتوان آن را سوزانید و یا دور انداخت؟! یاران او گفتند: شما با علی در حال جنگ میباشید و اینک چگونه میخواهید از گفتهها و دستورات او استفاده نمائید، معاویه گفت: ما نمیگوئیم اینها سخنان علی بن ابی طالب هستند، ما میگوئیم این جزوه از منزل محمد بن ابی بکر بدست ما افتاده و او هم از پدرش ابو بکر نقل کرده است؟!
بخشنامه به فرمانداران و فرماندهان
علی علیه السّلام در هنگام خلافت خود به والیان و حاکمان شهرها و ولایات و امیران لشکر و کارگذاران خود در امور صدقات و انفال دستوراتی صادر کردهاند، و وظائف هر یک از آنها را معین نموده و احکام و مقرراتی تدوین و تنظیم فرموده و برای اجرا به آنها ابلاغ نمودند که اکنون تعدادی از آنها محفوظ و در مصادر نقل شدهاند.
این دستورات بیشتر در ارشاد و راهنمائی حاکمان، امیران، مستوفیان و قضاة بوده است علی علیه السّلام در این نامهها کارگذاران خود را موظف میکند تا در جامعه به عدالت رفتار کرده و به فریاد مظلومان برسند و همواره حق را به حق دار بدهند، و گرد مال و منال و متاع نروند و مواظب اعمال خود و افراد جامعه باشند.
تشکیل مجالس در مساجد
علی علیه السّلام قبل از خلافت و بعد از آن که به خلافت رسید و مردم با وی بیعت کردند همواره مورد سؤال بوده، هر گاه مسألهای مشکل برای خلفاء و یا افراد عادی پیش میآمد از وی راه چاره را میخواستند، اگر در یک موضوع قضائی، سیاسی و یا اجتماعی و دینی در مورد احکام و سنتها مشکلی بود راه حل آنها را از آن حضرت میخواستند.
گروهی از خواص و یاران امیر المؤمنین علیه السّلام نیز با آن جناب جلسات علمی داشتهاند و همواره در مذاکره و گفتگو بودهاند، و در مورد احکام و مسائل دینی و تفسیر قرآن و سیره نبی اکرم صلّی اللَّه علیه و اله با او بحث مینمودند مخصوصا جوانانی که حوادث زمان حضرت رسول را ندیده بودند.
سابقه علی علیه السّلام در اسلام و ارتباط و نزدیکی آن حضرت با پیامبر گرامی صلّی اللَّه علیه و اله و آشنائی او با همه خطوط سیاسی و فکری و جریانهای روز و افراد خوش سابقه و بد سابقه، متفکران و اندیشمندان را وادار میکرد تا از آن حضرت سؤال کنند و از حقائق و واقعیات آگاه گردند.
امیر المؤمنین علیه السّلام همواره میگفتند: ای مردم نزد من علوم و اطلاعات زیادی هست، من به راههای آسمان بیشتر آشنا هستم تا به راههای زمین، اکنون تا زنده هستم از من سؤال کنید، در این میان گروهی بودند که از او سؤال میکردند و از حقائق عالم خلقت و آفرینش تا مسائل عبادی و تجارتی از او استفاده مینمودند.
اکنون روایات و احادیث آن حضرت در کتب فریقین آمده است نامههای او به حاکمان، امیران، دبیران، کارگذاران و فرماندهان لشکر در کتابها نقل گردیده، خطابههای او توسط راویان و ناقلان در کتب و اسناد جمع شده و در دسترس همه محققان و دانشمندان قرار دارد.
سخنان علی علیه السّلام در تفسیر قرآن، توحید و خداشناسی، خلقت آسمانها و زمین، نبوت، امامت، طهارت، صلاة، زکاة، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، ایمان و کفر، اخلاق، مواعظ، اطعمه و اشربه، دیات، ارث، آداب معاشرت، روش زندگی در خانه و جامعه، احکام اموات و آداب و سنن بطور مشروح به ما رسیده است.
نگارنده این مقال تحقیقات وسیعی در این باب انجام داده، تمام روایات و اخبار آن بزرگوار را از طریق اهل بیت علیهم السّلام و راویان اهل سنت و زیدیه و اسماعیلیه جمع آوری نموده و در موضوعات مختلف طبقه بندی کرده و ان شاء الله در آینده نزدیک تحت عنوان کتاب «مسند الامام امیر المؤمنین علیه السّلام» چاپ خواهد شد
حضرت زهرا ع و تدوین حدیث
صدیقه کبری فاطمه زهرا علیها السلام نیز اخبار و روایات پدر بزرگوارش را جمع میکرد و در این مورد مجموعهای داشته است، در مسند فاطمه باب حکم و مواعظ صفحه ۵۸۵ حدیثی از ابن مسعود نقل شده که وی گفت: مردی نزد حضرت زهرا رفت و گفت: آیا از پدرت یادگاری داری؟ که به من عنایت نمائی.
فاطمه علیها السلام به خادمهاش فرمود: آن بسته را به من بدهید، خادم رفت و هر چه جستجو کرد آن را نیافت، فاطمه علیها السلام فرمود: وای بر شما آن بسته نزد من به اندازه حسن و حسین ارزش دارد، بروید و آن را پیدا کنید، خادمه رفت و آن را یافت و برای حضرت زهرا آورد، در آن بسته یک جزوه بود که تعدادی حدیث از حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و اله نوشته شده بود.
از این روایت به صراحت معلوم میگردد که حضرت فاطمه علیها السلام نیز روایاتی از پدرش نقل کرده و آنها را در یک جزوه گرد آورده است، البته معلوم است که حضرت زهرا بعد از وفات پدرش درگذشت و فرصتی نیافت تا آن اخبار را نقل کند، ولی اکنون تعدادی از روایات او در دست هست که ما آنها را در مسند فاطمه آوردهایم.
غیر از این مجموعه حضرت فاطمه علیها السلام صحیفهای هم داشتهاند، و در باره این صحیفه و محتویات آن اخباری از امامان معصوم علیهم السّلام رسیده و در آن روایات تصریح شده که در آن صحیفه احکام شرعی از حلال و حرام وجود ندارد، فقط اخباری از آینده و حوادث و وقایعی که بعدا در جامعه پدید خواهد آمد گفتگو شده است.
حدیث در عصر امام حسن ع
در زمان امام مجتبی علیه السّلام که مصادف با سلطه جابره معاویه بود، اوضاع و احوال بر آن حضرت بسیار تنگ شد، مردم از او بریدند و بطرف حاکم رسمی روی آوردند، جریانهای روز اجازه نداد تا امام حسن علیه السّلام مجلس درس و بحث و خطابه تشکیل دهد و به ارشاد مردم بپردازد و جامعه را با احکام نورانی اسلام آشنا کند.
بعد از شهادت علی علیه السّلام امام حسن علیه السّلام به مدینه مراجعت کردند، تنها خانواده او و یا گروهی از خواص با او رفت و آمد میکردند و گاهی مسائلی در احکام از آن حضرت سؤال مینمودند، روایات آن بزرگوار بسیار محدود است، ما آن را در کتابی بنام «مسند امام حسن مجتبی» تالیف کردهایم که ان شاء الله بزودی چاپ خواهد شد
حدیث در عصر امام حسین ع
امام حسین علیه السّلام نیز زندگی مشابهی مانند امام حسن علیه السّلام داشت، او هم بعد از برادر بزرگوارش در خانه نشسته بود و عامه مردم به او مراجعهای نداشتند، تنها تعدادی از خواص با او در ارتباط بودند و گاهی هم سؤالاتی در موضوعات دینی و احکام از او میکردند، او نیز مجلس درس و بحث نداشت و حاکمان اموی وی را تحت نظر داشتند.
گاهی در ایام حج و یا عمره که مردم از اطراف و اکناف به مکه و مدینه میآمدند افرادی نزد آن حضرت میرفتند و سؤالاتی از او میکردند، نگارنده این مقال اخبار و روایات آن حضرت را در موضوعات مختلف گرد آورده و در یک مجموعه بنام «مسند الامام حسین بن علی علیه السّلام» تالیف نموده و ان شاء الله بزودی چاپ خواهد شد.
حدیث در عصر امام سجاد ع
امام زین العابدین علیه السّلام بعد از حادثه کربلا و شهادت پدر بزرگوارش از شام به مدینه مراجعت کردند، حکومت وقت به آن حضرت سختگیری نداشت و حساسیت زیاد از خود نشان نمیداد و رفت و آمد به منزل آن حضرت آزاد بود، افراد زیادی از طبقات گوناگون نزد او میرفتند و احکام شرعی را از وی سؤال میکردند.
در میان مراجعهکنندگان اشخاص معتقد به ولایت و امامت آن جناب هم بودند و گروهی هم از مخالفان و منافقان با وی رفت و آمد میکردند، و تعدادی هم خبر چین و گزارشگر از طرف حاکم به آن جا میرفتند و در جلسات درس و بحث شرکت مینمودند، از امام سجاد علیه السّلام روایات زیادی در اصول و فروع و اخلاق ودعا و آداب و سنن رسیده و ما آنها را در کتابی بنام «مسند الامام السجاد» تالیف کردهایم که بزودی منتشر خواهد شد.
حدیث در زمان امام محمد باقر ع
در زمان امام محمد باقر علیه السّلام که مصادف با حکومت مروانیان بود، کشور اسلام بسیار وسیع و پهناور شد، اقوام و ملل گوناگونی به اسلام گرویده بودند، در این هنگام مسائل جدیدی در حوزههای دینی مسلمانان مطرح بود، تعدادی کتاب از زبانهای مختلف ترجمه شده و مطالب جدیدی در میان مردم پخش میشد و ایجاد شبهه میکرد.
در این هنگام حکومت مروانیان در اثر فساد از درون خراب و ضعیف و ناتوان شده بود، امام باقر علیه السّلام از اوضاع و احوال استفاده کرد و حوزه بزرگی در مدینه تشکیل داد و شاگردان زیادی تربیت نمود، حکومت وقت هم چندان نیرومند نبود که جلو مردم را بگیرد و امام علیه السّلام را از تدریس و نشر احکام باز دارد.
در حوزه درس امام باقر علیه السّلام تعداد زیادی عالم و محدث از سراسر کشور پهناور اسلامی شرکت میکردند، در وقت حج و عمره بر تعداد آنها افزوده میگردید، روایات حضرت باقر علیه السّلام بسیار زیاد و در فروع، احکام، آداب و سنن روایات بسیاری از او نقل شده است و ما همه اخبار و احادیث آن بزرگوار را در کتاب «مسند امام باقر» گرد آوردهایم.
حدیث در عصر امام صادق ع
زمان امام صادق علیه السّلام مصادف بود با جنگ بین بنی عباس و بنی امیه، این دو خاندان برای خلافت با هم جنگ میکردند، اوضاع و احوال شهرها و ولایات مختلّ بود و حاکمان بنی امیه قدرتی نداشتند و روز بروز بطرف نابودی میرفتند، تا سرانجام شکست خوردند و حکومت و خلافت بدست عباسیان قرار گرفت.
امام صادق علیه السّلام از این جریانها سود بردند و به نشر علوم و معارف پدران و اجداد خود مشغول شدند، حوزه درس امام صادق در مدینه مشهور و معروف بود و شاگردان زیادی برای کسب علم و فضیلت در آن حوزه شرکت داشتند و از محضر مبارک آن حضرت معارف اصیل اسلامی را فرا گرفتند.
در زمان امام صادق علیه السّلام گروههای گوناگون با عقائد و افکار خاصی ظهور کرده بودند و جامعه اسلامی از نظر فکری و اعتقادی سخت در معرض خطر بود، مفسدان و خرابکاران که هر کدام به گروهی وابسته بودند، از اوضاع و احوال استفاده کرده به نشر اکاذیب و تخریب عقائد پرداختند.
صاحبان مذاهب گوناگون و پیروان مکتبهای الحادی که مرکزیت خود را در اثر استیلای اسلام بر سرزمینهای آنها از دست داده بودند، از اوضاع و احوال روز استفاده کردند و شروع به فعالیت نمودند و شبهاتی در جامعه اسلامی ایجاد کردند و اختلاف و تشتت را توسعه دادند و موجب گمراهی مردم شدند.
در این هنگام امام صادق علیه السّلام به پا خواستند و در مقابل تبلیغات دشمنان اسلام ایستادند، او شاگردان زیادی را در مکتب خود پرورانید و آنها را با حربه علم و دانش مجهز ساخت و به صحنهها و میدانهای علمی و عقیدتی، سیاسی و اجتماعی فرستاد، تربیتشدگان او در عراق، حجاز، شام و مصر و شهرهای دیگر با مخالفان و منافقان مبارزه کردند.
از حوزه امام صادق علیه السلام بیش از چهار هزار نفر خارج شدند، و با معاندان و خرابکاران ایمان و عقیده پیکار کردند و پاسخ ملحدان و کافران را دادند، اکثر علماء، فقهاء، اهل حدیث و کلام در آن عصر از شاگردان بلا فصل و یا بواسطه آن جناب بودند و خود نیز به این موضوع اقرار و اعتراف میکردند.
روایات و احادیث امام جعفر صادق علیه السّلام بسیار مفصل و مشروح است، اخبار او در اصول و فروع، آداب و سنن و احکام، تفسیر قرآن، ادعیه، اوراد و اذکار، مواعظ و حکم از طرف محدثان و راویان نقل شده، ما در این مورد کتابی بنام «مسند امام صادق علیه السّلام» در دست تالیف داریم که ان شاء الله در چندین مجلد چاپ خواهد شد.
حدیث در عصر امام کاظم ع
امام کاظم علیه السّلام در عصر قدرت بنی عباس زندگی میکرد، خلیفه معاصر او هارون بسیار جاه طلب و عیاش بود، او امام کاظم را همواره تحت نظر داشت و افرادی که در مجلس درس و بحث او شرکت داشتند زیر نظر ماموران وی بودند، هارون وجود او را تحمل نکرد و از مدینه به بغداد برد و به زندان افکند و بعد هم او را به شهادت رسانید. امام موسی بن جعفر علیهما السّلام با اینکه اکثر ایام خود را در تبعید و زندان گذرانید، ولی در نشر علوم و معارف آثار زیادی از خود به جای گذاشت، راویان آن جناب در حدود ششصد نفر هستند که اخبار او را نقل کردهاند، ما روایات آن حضرت را در کتابی خاص بنام «مسند امام کاظم علیه السّلام» جمع کردهایم و در سه مجلد چاپ شده است.
حدیث در عصر امام رضا ع
زمان حضرت رضا علیه السّلام را باید عصر آرامش نام گذاشت، هارون بعد از شهادت امام کاظم علیه السّلام متعرض آن جناب نشد، مورّخان و علماء مینویسند، امام رضا علیه السّلام در مسجد رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله مجلس درس و بحث داشتند و افرادی در نزد آن بزرگوار به کسب علم و معرفت مشغول بودند و اخبار اهل بیت را فرا گرفتند.
بعد از مردن هارون و کشته شدن امین، مامون بر اوضاع مسلط گردید و خلافت را بدست گرفت، او حضرت رضا علیه السّلام را به خراسان فرا خواند، امام به خراسان رهسپار شد و در مرو اقامت گزید، امام رضا در مرو خراسان مجالس علمی تشکیل داد و با مخالفان و معاندان و ملحدان و دهریان و مذاهب مختلف به مناظره پرداخت.
حضرت رضا علیه السّلام با سران حکمت و فلسفه احتجاج کرد و با یهود و نصاری گفتگو نمود، اخبار و آثار آن حضرت توسط نگارنده این مقال در دو مجلد بنام «مسند امام رضا علیه السّلام» تالیف و چاپ شده و خلاصهای از آن نیز به فارسی برای استفاده عموم بنام «اخبار و آثار امام رضا» ترجمه و منتشر گردیده است.
حدیث در عصر امام جواد ع
امام جواد بعد از پدر بزرگوارش در مدینه به امامت رسید، او روش پدران بزرگوارش را در پیش گرفت و به املاء حدیث و بیان احکام پرداخت، گروهی از اصحاب و یاران پدرش پیرامون او را گرفتند و افراد دیگری هم از شیعیان دور او جمع شدند، زندگی امام جواد به آرامی و طبیعی میگذشت و کسی هم مزاحم او نبود.
بعد از مدتی مامون او را به بغداد احضار کرد و دخترش را به وی تزویج نمود و امام علیه السّلام در بغداد اقامت گزید، بعد از چندی مامون در گذشت و معتصم به جای او نشست، او از وجود امام جواد ناراحت بود و در جوانی با سم او را به شهادت رسانید، از این رو اخبار و روایات او زیاد نیست، ما روایات او را در کتاب «مسند امام جواد» آوردهایم.
حدیث در زمان امام هادی ع
امام هادی علیه السّلام بعد از شهادت پدرش به مدینه بازگشت، او هم مانند پدر و اجدادش به نشر احکام و ترویج و تبلیغ اسلام مشغول گردید، جماعتی هم بطرف او رفتند و در مجلس او شرکت کردند و احادیث آن بزرگوار را در جامعه شیعه نشر دادند، این جریان چند سال ادامه پیدا کرد و کسی مانع او نبود.
بعد از مدتی متوکل عباسی خلیفه عیاش و فاسد او را به سامراء احضار کرد، یکی از فرماندهان لشکر متوکل به مدینه رفت و او را به سامراء برد، امام علیه السّلام در یک منزلی که زیر نظر بود اقامت گزید و ارتباط او با شیعیان قطع گردید، از اخبار و روایات او معلوم میگردد معدودی با او ملاقات میکردند، ما اخبار و احادیث امام هادی را در کتابی بنام «مسند امام هادی» تالیف کردهایم.
حدیث در عصر امام عسکری ع
امام حسن عسکری علیه السّلام نیز مانند پدرش در سامراء تحت نظر قرار داشت و افراد خاصی حق ملاقات با او را داشتند، امام حسن عسکری بسیار محدود بود و هیچ گونه فعالیت علمی و تبلیغی نداشت، روایاتی که از آن حضرت نقل شده توسط افرادی بوده که اجازه ملاقات با او را دریافت میکردهاند.
سامراء مرکز سیاست و حکومت بود، از این رود تنها رجال سیاسی و کارگزاران عالی مقام دولتی در آنجا سکونت داشتند و یک شهر محدود بود که خواص به آنجا رفت و آمد میکردند، اخبار و روایات امام حسن عسکری علیه السّلام توسط نگارنده در یک کتاب به نام «مسند امام عسکری» تالیف و چاپ شده است.
حدیث در عصر غیبت صغری
در زمان غیبت امام زمان مهدی موعود علیه السّلام چون در ظاهر امام میان جامعه نبود، و مردم نمیتوانستند با وی ملاقات داشته باشند، از این رو اخبار و احادیث و املاء حدیث توسط او انجام نمیگرفت او در یک جای معین نبود تا مردم بتوانند با او ملاقات کنند و مسائل خود را بدون واسطه از وی سؤال کنند.
ارتباط شیعیان با امام زمان توسط وکلای خاص او انجام میگرفت و پاسخ هم توسط همان وکلا دریافت میگردید، توقیعاتی از طرف امام برای اشخاص صادر میشد و توسط وکلا به صاحبان آنها میرسید، بعد از مدتی غیبت کبری آغاز گردید و ارتباط وکلای خاص هم قطع شد مردم موظف شدند به رواة احادیث و فقهاء جامع الشرائط مراجعه کنند
جمع آوری حدیث و تدوین آن
اخبار و روایات اهل بیت عصمت و طهارت از عصر علی علیه السّلام تا امام عصرعجل الله تعالی فرجه توسط گروهی از مخلصان و شیعیان حفظ و تدوین گردیده و بدست ما رسیده است در این میان فراز و نشیبهائی پیش آمده و مشکلاتی پیدا شده و جمع آوری آنها به آسانی انجام نگرفته است، تحقیق در آن باره نیازمند تالیف یک کتاب است.
راویان و محدثان در شهرهای مختلفی زندگی میکردند و هر کدام مجموعههائی در موضوعات گوناگون داشتند، یکی اخبار توحید و خداشناسی را جمع کرده بود، دیگری روایات صلاة، یکی حج و یکی جهاد و امر به معروف و یا نهی از منکر را در کتابی گرد آورده و در نزد خود نگه میداشت تا در مورد لزوم از آن استفاده کند.
مؤلفان و صاحبان کتب و اجزاء هر کدام محضر امامی را درک کرده بودند، در میان آنها کسانی هم بودند که دو امام و یا بیشتر را دیده بودند و از آنها اخذ حدیث کرده و جزوههائی داشتند، این اجزاء و کتب در شهرها و ولایات دور و نزدیک در نزد اشخاص وجود داشت که محدثان مسافرت میکردند و آن احادیث را بدست میآوردند.
در میان اصحاب و یاران ائمه علیهم السّلام افراد گوناگونی بودند، میزان علم و درک آنها یکسان نبود، اعتقادات آنها با هم تفاوت داشت، افکار و اندیشههای آنان با یک دیگر همسو نبود، در عین اینکه همگان به امامت و ولایت آنان اعتقاد داشتند و خلافت را حق علی و فرزندان او میدانستند ولی فرقهگرائی گرائی هم در میان آنها بود.
گروهی از راویان کیسانیه، جماعتی فطحیه و عدهای واقفیه، افرادی زیدیه و فرقهای هم اسماعیلیه بودند، تمام این گروهها مردم را به طرف علی علیه السّلام و فرزندان او دعوت میکردند و امامت و خلافت را حق آنها میدانستند، گروهی هم با ملحدان و صاحبان اندیشههای فاسد ارتباط داشتند و اخبار و روایات را طبق میل خود تفسیر و تحلیل میکردند مانند باطنیه و غلاة.
جماعتی از مبدعان و مخالفان اهل بیت علیهم السّلام اخبار و روایاتی از قول امامان جعل کردند و در میان مردم پخش نمودند، افراد ساده لوح و یا مغرض هم تحت تاثیر آنها قرار گرفتند و در میان جامعه تشیع اختلاف ایجاد کرده و موجب بروز و ظهور افکار فاسد شدند، که در کتب رجال و حدیث از این فرقهها به تفصیل بحث شده است.
لذا تشخیص حدیث درست از نادرست، صحیح از ضعیف، مرسل از مسند، بسیار کار مشکلی بود، کسانی که میخواستند اخبار موثوق الصدور را بدست آورند گرفتار مشکلات میشدند، از همین جا علم رجال و درایه پدید آمد و تحقیق در حالات راویان و محدثان آغاز گردید و کتابهائی در این باره تالیف شد
مراکز حدیثی شیعه
اشاره
از زمان امام باقر و امام صادق علیهما السّلام به علت ضعف حکومت بنی امیه و بعد از آن جنگ بنی عباس و بنی مروان موجب شد که فشار بر آن دو بزرگوار کاسته گردد، مردم بدون ترس و واهمه به محضر آنها برسند و در مجلس درس آنها شرکت کنند، و احکام دین و شریعت را فرا گیرند.
آن دو امام بزرگوار هم از فرصت استفاده کرده به نشر علوم و معارف پرداختند و هزاران شاگرد در علوم مختلف تربیت کردند، آنها به شهرها و ولایات مختلف رفتند و هر کدام در منطقهای مقیم شدند و به ترویج مذهب اهل بیت علیهم السّلام و مبارزه با مفسدان و مخالفان مشغول شدند.
دوستان و شیعیان اهل بیت در آن جلسات که در مساجد و منازل تشکیل میشد شرکت مینمودند و اخبار و روایات خاندان عصمت و طهارت را که در موضوعات مذهبی و دینی و احکام و شرایع بود از محدثان و علمای شیعه فرا میگرفتند و با مذهب اهل بیت آشنا میشدند، مراکز حدیثی شیعه در آن ایام در چند جا متمرکز بود.
مدینه منوره
نخستین مرکز نشر اخبار اهل بیت علیهم السّلام مدینه منوره بود، زیرا ائمه اطهار وبزرگان شیعه نخست در این شهر اقامت داشتند، مدینه مرکز وحی و محل نزول قرآن بود و پایگاه اسلام و ایمان بشمار میرفت، جویندگان و طالبان علوم از اطراف و اکناف به این شهر مقدس روی میآوردند و احکام شرع را از زبان امام و یاران او میشنیدند.
مدینه منوره در زمان امام باقر و صادق و کاظم علیهم السّلام یک مرکز بزرگ علمی و دینی بود محدثان از هر فرقه و مذهبی در اینجا جمع میشدند و به تبادل افکار و مناظرات و مباحثات میپرداختند، تعدادی از مشایخ شیعه در این شهر زندگی میکردند و به جمع آوری حدیث و روایات اقدام مینمودند.
کوفه
یکی از مراکز مهم در آن روزها برای نشر حدیث و علوم و معارف شهر کوفه بود، در آن شهر گروهی از علماء و صاحبان فکر و اندیشه از فرق گوناگون زندگی میکردند، در میان آنها عده زیادی از شیعیان و راویان امام باقر و صادق بودند، گویند در کوفه چهار هزار نفر زندگی میکردند، که همه از امام صادق علیه السّلام حدیث میگفتند.
شهر کوفه که در کنار فرات توسط مسلمانان ساخته شد بعد از سقوط مدائن و شکست دولت ساسانی به یک مرکز علمی، سیاسی و تجاری تبدیل گردید، طبقات مختلف در این شهر جدید اقامت کردند، مردمان کوفه اکثر سیاست باز و تاجر پیشه و کارگرانی که برای زندگی در آنجا جمع شده بودند، قصد بیشتر آنها جمع کردن مال و ثروت بود.
علی علیه السّلام بعد از جنگ جمل به این شهر آمد و در آنجا مقیم شد، با اقامت امیر المؤمنین سلام الله علیه کوفه اعتبار دیگری گرفت و چند سال مرکز حکومت اسلامی شد، کوفه مرکز شیعیان و دوستان علی علیه السّلام بود، گروهی در این شهر پای منبر امیر المؤمنین نشستند و از سخنان آن جناب استفاده کردند و خود از مربیان و بزرگان علم و دانش شدند.
در زمان امام صادق علیه السّلام این شهر از نظر علمی اهمیت زیادی پیدا کرد و رجال علمی و فکری از فرق مختلف در اینجا جمع شدند و به نشر آثار و افکار خود پرداختند، شیعیان علی علیه السّلام در این شهر زیاد بودند و نفوذ داشتند، و مجلس املاء حدیث از طریق اهل بیت را آغاز کردند، نام آنها در کتب رجال و تذکرها آمده است.
قم
شهر مقدس قم از قرن اول هجری یکی از مراکز مهم شیعه بوده، نخست گروهی از اشعریان از کوفه به این ناحیه مهاجرت کردند، آنان از شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السّلام بودند که از ظلم و ستم حجاج بن یوسف مجبور شدند وطن خود را رها کرده و در این منطقه سکونت کنند و عقائد خود را حفظ نمایند.
از اواخر قرن اول تا قرن چهارم شهرستان قم یکی از مراکز بزرگ علمی و فرهنگی بود، محدثان بزرگی در اینجا مقیم بودند و اخبار و آثار اهل بیت علیهم السّلام را ترویج و تبلیغ میکردند، قدیمترین محدث قم ابو جریر قمی بود که از حضرت صادق علیه السّلام نقل حدیث میکند و قبرش اکنون در شیخان موجود است.
از محدثان دیگر زکریا بن آدم قمی است که معاصر امام رضا علیه السّلام بوده و قبر او نیز در قبرستان شیخان در جوار صحن حضرت معصومه زیارتگاه میباشد، و صدها محدث دیگر که نام آنها در کتب رجال حدیث ذکر شده است، قم همیشه پناهگاه دوستان اهل بیت بوده و در طول تاریخ از تشیع دفاع کرده است.
علماء و محدثان قم خدمات زیادی به نشر آثار و معارف اهل بیت علیهم السّلام نمودهاند، تالیفات و مصنفات زیادی در حدیث دارند، آنان از شیعه حمایت کردند، هر گاه در جایی مورد آزار و اذیت قرار گرفتند به قم میآمدند و در آنجا مقیم میشدند، بطور کلی قم همواره دژی استوار برای شیعیان بوده و در برابر جباران مقاومت کرده است.
بغداد
بغداد در زمان ابو جعفر منصور دوانیقی به صورت شهری در آمد و مرکز خلافت گردید، خلیفه در این جا برای خود قصرهائی ساخت و لشکریان و کارگزاران خود را در این شهر جای داد و بعد از اطراف و اکناف جهان اسلام گروهی در این جا گرد آمدند، پس از مدتی شهر بغداد بزرگ شد و مرکز سیاست، تجارت و علم و فرهنگ گردید.
ورود سرمایههای بزرگ و فراوان به این شهر موجب رونق کسب و کار و تجارت گردید، صاحبان حرف و صنایع و هنر به این جا روی آوردند، علماء و دانشمندان نیز برای نشر آثار و افکار خود به اینجا آمدند. و تشکیل مجالس بحث و تدریس در معارف و علوم رونق یافت و گروهی به این مجالس جلب شدند.
بزرگان و متفکران شیعه نیز به طرف بغداد رهسپار شدند، آنها از مدینه و کوفه و جاهای دیگر مهاجرت کردند و در بغداد ساکن شدند و به نشر اخبار و احادیث اهل بیت علیهم السّلام پرداختند و مجالس مناظره و مباحثه در موضوعات مختلف برگزار میشد و صاحبان فکر و اندیشه در آن به گفتگو مشغول بودند.
از عصر امام جعفر صادق تا زمان امام حسن عسکری علیهما السّلام تعداد بیشماری از علمای شیعه و محدثان امامیه در اینجا سکونت کردند و مجلس املاء حدیث ترتیب دادند، و از آراء و افکار و عقائد شیعیان دفاع نمودند، مخصوصا مناظرات هشام بن حکم و فضل بن شاذان بسیار مشهور و معروف میباشند.
خراسان
یکی از مراکز مهم شیعه در قرون اولیه هجری خراسان بود، بذر تشیع و محبت اهل بیت علیهم السّلام را در خراسان نخست اصحاب و یاران امیر المؤمنین علیه السّلام در هنگام خلافت آن حضرت پاشیدند و مردم را با افکار و اندیشههای آن امام آشنا کردند، و سخنان امام را به مردم خراسان رسانیدند و آنان را شیفته آن جناب نمودند.
مسافرت حضرت رضا علیه السّلام به خراسان و اقامت طولانی آن جناب در مرو و تشکیل مجالس علمی و مناظرات و احتجاجات او با مخالفان و معاندان و ارباب مذاهب و ادیان و مکتبهای فکری و فلسفی موجب شد تا مردم بیشتر با اهل بیت علیهم السّلام آشنا شوند و خود را برای شنیدن اخبار و احادیث آنها آماده نمایند.
بر اساس اسناد و مدارک معتبر در شهرهای خراسان مانند نیشابور، هرات مرو، بلخ، بخارا، سمرقند، ایلاق و سرخس، گروهی از محدثان و علماء شیعه در آن جاها مقیم بودند و اخبار و آثار ائمه اطهار علیهم السّلام را تبلیغ میکردند و در شهرها و ولایات خراسان مجلس املاء حدیث داشتهاند، ما ان شاء الله در فرهنگ خراسان در این موضوع به طور تفصیل بحث میکنیم.
ری
ری و نواحی آن نیز از قرن دوم یکی از مراکز مهم شیعه بوده، مجاورت شهر قم موجب رفت و آمد مردم قم به ری و ارتباط آنها شد، و نیز ورود حضرت عبد العظیم حسنی به ری و اقامت این محدث جلیل القدر در این شهر سبب شد تا دوستان و شیعیان اهل بیت علیهم السّلام پیرامون او جمع شوند و احادیث و روایات امامان شیعه را از وی فرا گیرند. حضرت عبد العظیم حسنی در ری مجلس املاء حدیث داشتند و این کار را مخفیانه انجام میدادند، زیرا متوکل عباسی او را مورد تعقیب قرار داده و دستور داده بود هر جا او را بیابند دستگیرش کنند، گروهی از مردم ری و اطراف آن از وی اخذ حدیث کردند که نام آنها در مسند عبد العظیم حسنی تالیف نگارنده آمده است.
در دهکده جماران شمیران، کلین در جنوب شهر ری، طرشت در غرب تهران، خانوادههائی بودهاند که مجلس املاء حدیث داشتهاند و در تشیع عریق و سابقهدار بودند، اخبار و روایات این خانوادهها هم اکنون در منابع و مصادر حدیث آمده و در سلسله روایات و مشایخ ذکر شدهاند.
در فضیلت علم حدیث
ائمه اطهار علیهم السّلام شیعیان خود را توصیه میکردند تا حدیث فرا گیرند و آن را در میان مردم انتشار دهند، آنها میفرمودند: اگر مردم سخنان خوب و شیوای ما را بشنوند و نیک دریابند به ما روی خواهند آورد و دنبال منحرفان و مبدعان نخواهند رفت، شما سخنان ما را خوب دریابید و بعد به مردم برسانید.
در باره روایت حدیث و نقل اخبار از طرف ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین مطالب زیادی آمده و در آن وظائف محدثان و راویان روشن شده، ما اکنون چند روایت از آنها را که در کتاب علم کافی نقل شده به نظر خوانندگان این کتاب میرسانیم تا اهمیت موضوع روشن گردد.
۱- ابو بصیر از امام صادق علیه السّلام روایت میکند که از آن حضرت پرسیدم تفسیر آیه شریفه «الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» چیست؟ امام فرمودند: کسی حدیثی را میشنود و آن را همان گونه که شنیده نقل میکند، چیزی بر آن اضافه نمیکند و کلمهای هم از آن حذف نمیسازد هر کس این کار را بکند مشمول این آیه خواهد بود.
۲- محمد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم، در محضر شما حدیثی را میشنوم و بعد از آن در حدیث کم و زیاد میکنم، امام علیه السّلام فرمودند: اگر در معانی آن کم و یا زیاد کنید مانعی ندارد.
۳- داود بن فرقد گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: از شما سخنانی میشنوم، پس از آن میخواهم آن را برای دیگران روایت کنم به همان طریق که از شما شنیدهام، ولی توانائی ندارم سخنان شما را آن طور که شنیدهام شرح دهم، امام فرمودند: اگر خواستید معانی سخنان ما را توضیح دهید به هر عبارتی که میتوانید برسانید مانعی ندارد.
۴- سکونی از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت میکند که آن حضرت فرمودند: هرگاه خواستید حدیثی نقل کنید آن را به شخصی که از آن شنیدهاید نسبت دهید، اگر حدیث درست باشد سودش به او میرسد و اگر دروغ باشد زیان آن متوجه گوینده خواهد شد.
۵- حسین بن احمد گوید: امام صادق سلام الله علیه فرمودند: دلها به کتابت اطمینان پیدا میکند، مقصود این است هر چه شنیدید آن را بنویسید تا الفاظ و کلمات آن را ضبط کرده باشید و اگر خواستید آن را نقل کنید دچار اشتباه نگردید.
۶- مفضل بن عمر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمودند: مطالب علمی را در کتابی جمع کنید، علم خود را در میان برادران انتشار دهید، هنگامی که از دنیا رفتی کتابها به فرزندانت خواهد رسید زمانی خواهد رسید که محافل علمی برچیده میشوند، در آن هنگام از کتابهای خود استفاده خواهید کرد و با آنها انس پیدا خواهید نمود.
۷- حماد بن عثمان گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمودند: حدیث من حدیث پدرم هست و او از پدرش تا به علی علیه السّلام و او از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و او هم از خداوند میگیرد و به مردم میرساند.
۸- جمیل بن دراج گوید: امام صادق علیه السّلام فرمودند: حدیث ما را درست برای مردم بخوانید و اعراب و حرکات آن را صحیح تلفظ کنید، زیرا ما خاندانی فصیح و بلیغ هستیم.
۹- احمد بن عمر حلال گوید: از امام رضا علیه السّلام پرسیدم مردی کتاب و نوشتههای خود را به من میدهد ولی نمیگوید آن را روایت کن، آیا من میتوانم کتاب او را برای دیگران نقل کنم، امام علیه السّلام فرمودند: هر گاه دانستی کتاب به او تعلق دارد از وی روایت کن.
۱۰- عبید بن زراره گوید: حضرت صادق علیه السّلام فرمودند: کتابهای خود را نگهدارید که در آینده به آن نیاز پیدا میکنید.
مؤلفان کتب حدیث
اشاره
ما در آغاز این بحث گفتیم نخستین کسی که در اسلام کتاب نوشت و اخبار و روایات رسول اکرم صلّی اللَّه علیه و اله را جمع کرد و در کتابی تدوین نمود امیر المؤمنین علیه السّلام بود.
کتاب آن حضرت نزد فرزندان او محفوظ و نگهداری میشد، امامان معصوم به آن استناد میکردند، در کتب حدیث به این کتاب مکرر اشاره شده است.
اصحاب و یاران علی علیه السّلام و ائمه اطهار نیز کتابهای زیادی تالیف و تصنیف کردند که نام آنها در فهارس مشایخ حدیث مانند فهرست شیخ ابو جعفر طوسی، و ابو العباس نجاشی و فهرست ندیم آمده است، ولی آن کتابها اکنون مفقود میباشند و یا در کتابخانههای خصوصی و شخصی نگهداری میشوند و اطلاعی از آنها در دست نیست.
ما در اینجا از مؤلفانی نام میبریم که در حدیث کتاب نوشته و اکنون نسخههای چاپی و خطی آن موجود بوده و مورد استفاده میباشد برای مطالعهکنندگان این کتاب میآوریم، ما مؤلفان را به ترتیب قرون ذکر میکنیم و در علامه مجلسی مؤلف بحار الانوار ختم مینمائیم، امیدواریم مورد استفاده قرار گیرد و کوشش علماء شیعه را در تدوین حدیث نشان دهد.
سلیم بن قیس هلالی
او از اصحاب و یاران علی علیه السّلام بود کتاب او نخستین کتاب مدون شیعه میباشد که از آن زمان مانده و در طی قرون و اعصار مورد استفاده و استناد قرار داشته است او روایاتی از امیر المؤمنین و صحابه نقل میکند و حوادث صدر اسلام را در کتاب خود میآورد پارهای از آن مطالب خود شاهد بوده و بعضی را هم روایت کرده است.
کشی در رجال خود گوید: سلیم بن قیس کتاب خود را به ابان بن ابی عیاش داد، او کتاب را قرائت کرد، ابان میگفت: کتاب را امام سجاد علیه السّلام هم قرائت کرده وهم آن را تایید کرده است، علماء رجال اصل کتاب را تایید میکنند ولی معتقد هستند در آن تصرفاتی شده و کم و زیاد گردیده است، کتاب سلم چاپ شده و مورد استفاده میباشد.
زید زراد
او از رواة امام صادق علیه السّلام بود، شیخ ابو جعفر طوسی در فهرست خود گوید: زید زراد کتابی دارد که شیخ ابو جعفر صدوق از آن نقل نمیکند و میگوید: آن کتاب را به نام او جعل کردهاند، اما محمد بن ابی عمیر او را مورد اعتماد قرار داده و از آن نقل کرده است، نسخهای از اصل زید در یک مجموعه خطی موجود است.
عباد عصفری ابو سعید
از این محدث هم کتابی در دست هست او به یک واسطه از امام باقر علیه السّلام حدیث نقل میکند، نجاشی در رجال خود گوید: عباد از اهل کوفه بود و نام حقیقی او عباد بن یعقوب است، نسخه خطی کتاب او در یک مجموعه حدیثی موجود است.
عاصم بن حمید حناط
او از راویان امام صادق علیه السّلام و از موالیان بنی حنیفه میباشد و در کوفه ساکن بود. و حدیث روایت میکرد، شیخ طوسی گوید: او کتابی دارد که ما آن را توسط شیخ ابو عبد الله مفید روایت میکنیم، کتاب عاصم هم اکنون در یک مجموعه حدیثی مضبوط است.
زید نرسی
این راوی و مؤلف از اصحاب امام جعفر صادق علیه السّلام است، نجاشی گوید: زید از امام صادق و امام کاظم، علیهم السّلام روایت میکند، یکی از راویان کتاب او محمد بن ابی عمیر بوده و گروه دیگری هم از وی حدیث اخذ کردهاند، کتاب زید نرسی هم اکنون در دست میباشد
جعفر بن محمد حضرمی
او از راویان عصر ائمه علیه السّلام است و با دو واسطه از امام باقر علیه السّلام روایت میکند او کتابی دارد که اکثر اخبار آن از جابر جعفی است، شیخ طوسی گوید: جعفر بن محمد حضرمی کتابی دارد که امیة بن قاسم از وی روایت کرده است، کتاب حضرمی اکنون به صورت خطی در دست میباشد.
محمد بن مثنی حضرمی
او نیز از محدثان و راویان عصر ائمه علیهم السّلام است که به واسطه از امام صادق حدیث نقل کرده، او کتابی دارد که احمد بن زید از وی روایت میکند، نجاشی در رجال خود او را از ثقات اهل حدیث میداند و گوید: او در کوفه ساکن بود، نگارنده گوید: کتاب او اکنون در یک مجموعه خطی محفوظ است.
جعفر بن محمد قرشی
چند برگ حدیث از این محدث در یک مجموعه آمده و تعدادی روایت از امام صادق علیه السّلام نقل میکند و شرح حالی از وی در مصادر نیست.
عبد الملک بن حکیم
او از رواة امام صادق علیه السّلام و از ثقات بشمار است، نجاشی گوید: او از ثقات اهل کوفه بود و از امام صادق و امام کاظم روایت کرده، چند صفحه از اخبار و احادیث او در یک مجموعه خطی مضبوط است.
مثنی بن ولید حناط
او از حضرت صادق سلام الله علیه روایت میکند، شیخ طوسی در فهرست خود گوید: مثنی بن ولید حناط کتابی دارد که حسن بن علی خزاز از او نقل کرده، نجاشی گوید: او از موالیان کوفه میباشد و از امام صادق روایت میکند، نگارنده گوید: تعدادی روایات در چند برگ از او موجود است.
علی بن جعفر ع
ابو الحسن علی بن جعفر بن محمد علیهما السّلام از رواة امام صادق و کاظم و رضا علیهم السّلام است. و از برادرش موسی بن جعفر علیهما السّلام روایات زیادی دارد، او مجموعهای از احادیث برادرش امام کاظم دارد که به «مسائل علی بن جعفر» معروف است، نسخهای از آن را ابو النصر خراسانی در سال ۲۵۶ جمع آوری کرده که اکنون موجود است و نگارنده یک نسخه عکسی از آن را دارد.
خلاد سندی
نام او در کتب رجال حدیث آمده، علمای رجال او را تعظیم و تکریم کردهاند، خلاد از امام صادق علیه السّلام روایت میکند و کتابی هم تالیف کرده است، چند برگ از اخبار او در دست میباشد.
حسین بن عثمان
در جامع الرواة گوید: حسین بن عثمان عامری از ثقات رواة امام صادق علیه السّلام است و از موسی بن جعفر علیهما السّلام نیز روایت میکند نجاشی گوید: حسین بن عثمان از ثقات بود، نگارنده گوید: چند برگ از روایات او موجود است.
عبد الله بن یحیی کاهلی
او از راویان امام صادق و کاظم علیهما السّلام است، کاهلی از قبیله بنی اسد بود و در کوفه اقامت داشت، شیخ طوسی در فهرست گوید: عبد الله بن یحیی کاهلی کتابی دارد که محمد بن ابی عمیر از وی روایت میکند، نجاشی گوید: او از نزدیکان امام کاظم بود، و کتابی دارد که بزنطی از وی نقل میکند، نگارنده گوید: چند برگ از وی مانده که در یک مجموعه محفوظ است.
سلام بن ابی عمره
او از حضرت باقر و صادق علیهما السّلام روایت میکند، نجاشی گوید: سلام بن ابی عمرة خراسانی از ثقات است او از ابو جعفر و ابو عبد الله علیهما السّلام روایت کرده و کتابی هم تالیف نموده است که عبد الله بن جبله از وی نقل میکند، نگارنده گوید:
روایات او در یک مجموعه خطی آمده است.
علی بن اسباط
از راویان امام رضا سلام الله علیه میباشد، شیخ طوسی در فهرست گوید:
علی بن اسباط از اهل کوفه بود، او کتابی تالیف کرده که محمد بن حسین بن ابی الخطاب از او روایت میکند، نجاشی او را از ثقات اهل کوفه میداند، گوید: او پیرو مذهب فطحیه بود و با علی بن مهزیار مباحثات و مناظراتی داشت.
علی بن اسباط سه کتاب تالیف کرد، اول بنام الدلائل که محمد بن ایوب دهقان از وی نقل میکند، دوم کتاب تفسیر که احمد بن یوسف جعفی از او روایت کرده، سوم کتابی به نام مزار که حسن بن علی بن فضائل از او نقل کرده است، نگارنده گوید: یکی از آثار او بنام نوادر در یک مجموعه خطی محفوظ است.
عبد الله بن جبر
یکی از محدثانی که نامش در کتب رجال نیامده و کاملا مجهول است ولی محدثی مشهور و ثقه روایات او را نقل کرده است، اخبار او بنام «کتاب دیات ظریف» در نزد اهل حدیث مشهور میباشد، نجاشی گوید: ظریف از اهل کوفه بود و در بغداد بزرگ شد و از ثقات بشمار است.
او کتابهای متعددی دارد یکی به نام دیات که فرزندش حسن بن ظریف از وی روایت میکند دوم کتاب حدود که آن را علی بن ابراهیم نقل کرده، سوم کتاب نوادر آن را نیز فرزندش حسن روایت کرده است، چهارم کتاب جامع «حلال و حرام» که آن را نیز فرزندش روایت میکند و کتاب دیات او اکنون موجود است.
علاء بن رزین
او از اصحاب و راویان امام صادق علیه السّلام است، نجاشی گوید: علاء بن رزین ثقفی از موالیان است، او از امام صادق علیه السّلام نقل میکند و در نزد محمد بن مسلم فقه آموخته است، او یکی از ثقات اهل حدیث و افراد مورد اعتماد بود او کتابی دارد که علی بن فضال از وی نقل کرده است نگارنده گوید: کتاب او در یک مجموعه خطی وجود دارد
درست بن ابی منصور
درست از موسی بن جعفر علیهما السّلام روایت میکند و از واقفیه میباشد، نجاشی گوید: درست بن ابی منصور واسطی از امام صادق و کاظم علیهما السّلام روایت کرده و کتابی هم تالیف نموده است، محمد بن ابی عمیر و گروهی آن را نقل کردهاند، نگارنده گوید: کتاب او در یک مجموعه خطی مضبوط است.
عبد الله بن جعفر حمیری
او یکی از عالمان و محدثان زمان خود بود، نجاشی گوید: عبد الله بن جعفر حمیری ابو العباس قمی شیخ اهل قم بود و در بین آنها احترام و موقعیت ممتازی داشت، او در حدود سالهای ۲۹۰ وارد کوفه شد و در آنجا حدیث شنید، عبد الله بن جعفر کتابهای زیادی تالیف کرد، یکی از آنها قرب الاسناد است که مکرر چاپ شده است.
احمد بن محمد برقی قمی
برقی از راویان و محدثان بزرگ عصر خود بود، جد او از عراق به قم آمد و در آنجا سکونت گزید، خاندان برقی از اهل حدیث بودند و از ثقات بشمار میرفتند، آنها از پایهگذاران شهر مقدس قم و مؤسسین حوزه روایتی و فقهی اهل بیت در این ناحیه به شمار هستند، برقی کتابهای زیادی تالیف کرد، یکی از آنها محاسن میباشد که چاپ شده است.
محمد بن محمد بن اشعث
او نیز یکی از محدثان شیعه در قرن سوم و اوائل قرن چهارم میباشد کتاب حدیثی او بنام اشعثیات یکی از تالیفات او میباشد نجاشی گوید: محمد بن محمد بن اشعث ابو علی از اهل کوفه بود و از ثقات به حساب میآمد او کتابی بنام اشعثیات دارد. این محدث در مصر اقامت گزید و در آن جا به نشر حدیث پرداخت کتاب اشعثیات او چاپ شده است.
حسین بن سعید اهوازی
حسین بن سعید از علماء بزرگ و محدثان عالی مقام و از راویان و مؤلفان مشهور عصر خود بود، شیخ طوسی در فهرست گوید: حسین بن سعید اهوازی از ثقات و موالیان علی بن الحسین بود، او از امام رضا و امام جواد و امام هادی روایت میکند، او کتابهای بسیاری تالیف کرد، نگارنده گوید یکی از کتابهای او بنام «الزهد» چاپ شده است.
فرات بن ابراهیم کوفی
فرات از مفسران و محدثان شیعه در قرن سوم بود و با حضرت جواد علیه السّلام ارتباط داشت تفسیر فرات یکی از قدیمیترین تفاسیر شیعه میباشد که مورد توجه مفسران قرار دارد، فرات از راویان حسین بن سعید اهوازی است، تفسیر او در نجف اشرف چاپ شده است.
علی بن ابراهیم قمی
ابو الحسن علی بن ابراهیم از محدثان و مفسران بود، شیخ ابو جعفر کلینی در کافی از وی بسیار روایت میکند، شیخ طوسی در فهرست خود گوید: علی بن ابراهیم کتب زیادی تالیف کرد که مشایخ از وی نقل میکنند، نگارنده گوید: او تفسیری دارد که مکرر چاپ شده و خود نیز در قم درگذشته و قبرش در شهر قم اکنون موجود و مورد احترام میباشد.
ابراهیم بن محمد ثقفی
او یکی از محدثان مشهور بود و در کوفه اقامت داشت، ثقفی مذهب زیدیه داشت و بعد به مذهب شیعه امامیه گروید، او از کوفه به اصفهان مهاجرت کرد و در آن جا فضائل اهل بیت علیهم السّلام را تبلیغ کرد و از حقوق آنها دفاع نمود، او کتابهای زیادی تالیف نمود که یکی از آنها غارات میباشد و مکرر چاپ شده است نگارنده این سطور گوید: ما غارات را در سفر هندوستان هنگام اقامت در کشمیر و دهلی ترجمه کردهایم و رجال آن را هم ترجمه و شرح حال نوشتهایم و این کار در سال ۱۳۶۲ پایان یافت، کتاب بزودی چاپ خواهد شد و در دست اهل علم و ادب قرار خواهد گرفت
محمد بن یعقوب کلینی
ابو جعفر کلینی رضوان الله علیه یکی از اعیان محدثین و ارکان شیعه امامیه میباشد، او در دهکده کلین در جنوب شهر باستانی ری در شرق حسنآباد متولد شد، او در یک خانواده که همگان از اهل فقه و حدیث بودند پرورش یافت و یکی از مشاهیر جهان تشیع شد، کلینی در شهر ری و نواحی آن منشأ آثار فراوانی گردید و خدمات ارزندهای انجام داد او بعد از مدتی به بغداد مهاجرت کرد و در آن شهر ساکن شد، و کتاب شریف کافی را در مدت بیست سال تالیف نمود، کافی یکی از کتب اربعه شیعه میباشد که مکرر چاپ شده و شروح زیادی بر آن نوشتهاند، کلینی در سال ۳۲۹ در بغداد در گذشت و قبرش اکنون مزار است
محمد بن علی بن بابویه
ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه از محدثان عالی مقام و عظیم الشأن است، او در شهرستان قم از یک خاندانی بزرگ و مشهور که همگان از محدثان و فقهاء عصر خود بودند پا به عرصه وجود گذاشت، و در همان جا نشو و نما یافت و در نزد اساتید به کسب علم و معرفت مشغول گردید او در جوانی همراه پدر به بغداد رفت و در آن جا در مجالس علماء حدیث شرکت نمود، با اینکه از نظر سن بسیار جوان بود مورد توجه اهل حدیث قرار گرفت و گروهی از وی اجازه نقل حدیث دریافت کردند، شیخ صدوق از قم به شهر ری منتقل شد و در اینجا اقامت گزید و به نشر علوم و معارف اهل بیت علیهم السّلام پرداخت ابو جعفر صدوق برای دیدن مشایخ حدیث و جمع آوری روایات حضرت رضا علیه السّلام به خراسان رفت و مدتی در نیشابور سکونت نمود، و از شهرهای سرخس، مرو، مرورود، بخارا، سمرقند، هم دیدن کرد، و در مشهد مقدس امام رضا علیه السّلام هم مجلس املاء حدیث تشکیل داد و چند مجلس از امالی او در مشهد املاء شده است شیخ صدوق در طول زندگی خود کتابهای زیادی تالیف کرد که اکنون تعدادی از آنها باقی است و مورد استفاده میباشد، و آنها عبارتند از: من لا یحضره الفقیه، امالی، عیون اخبار الرضا، علل الشرائع، معانی الاخبار، توحید، خصال، کمال الدین، ثواب الاعمال، فضائل شیعه، صفات شیعه و مواعظ، شیخ صدوق در سال ۳۸۱ جهان را وداع گفت و در ری مدفون گردید و قبرش در آن جا مزار است
حسین بن بسطام
او یکی از علماء و محدثان قدیم شیعه میباشد که با کلینی معاصر بوده است، نجاشی در رجال خود گوید: ابو عبد الله حسین بن بسطام بن شاپور زیات به اتفاق برادرش ابو عتاب کتابی در طب تالیف کردند، در آن کتاب روایاتی در اطعمه و اشربه و خواص آن آوردند نگارنده گوید: این همان کتاب طب الائمه هست که معروف همگان میباشد، و نسخههائی از آن در کتابخانهها موجود است و علماء طب قدیم از این کتاب بسیار استفاده کردهاند
جعفر بن محمد بن قولویه
ابن قولویه از محدثان جلیل القدر شیعه میباشد، نجاشی در رجال خود گوید:
جعفر بن محمد بن قولویه ابو القاسم از ثقات اصحاب حدیث میباشد، او استاد شیخ ما ابو عبد الله مفید بود و کتابهای زیادی تالیف کرد، نگارنده گوید: کتابهای او مفقود شدهاند و تنها کامل الزیارات مانده که آن هم چاپ شده و در اختیار همگان قرار دارد، ابن قولویه در سال ۳۶۷ درگذشت
علی بن محمد خزاز قمی
خزاز از علماء شیعه در قرن چهارم بود، نجاشی گوید: علی بن محمد خزاز از ثقات اصحاب حدیث است، او از فقهاء مورد توجه بود و کتابی بنام ایضاح در اصول مذهب اهل بیت علیهم السّلام نوشت، نگارنده گوید: از خزاز قمی کتاب کفایة الاثر باقی مانده و چاپ شده است.
محمد بن ابراهیم نعمانی
ابو عبد الله محمد بن ابراهیم نعمانی از علماء و محدثان در قرن چهارم بود، او در نزد کلینی دانش آموخت و حدیث فرا گرفت، نعمانی یکی از راویان کافی از محمد بن یعقوب کلینی میباشد نعمانی برای طلب حدیث مسافرتهائی انجام داد و با گروهی از مشایخ ملاقات کرد، او کتابهای متعددی نوشت که مفقود شده، اکنون تنها کتاب غیبت نعمانی از وی مانده که چاپ شده است
حسن بن علی حرانی
ابو محمد حسن بن علی حرانی از بزرگان علماء شیعه در قرن چهارم و با شیخ ابو جعفر صدوق معاصر بود و شیخ ابو عبد الله مفید از وی اجازه حدیث داشت، حرانی مردی خوش ذوق و خوش انتخاب بوده است، کتاب تحف العقول که از تالیفات این عالم جلیل القدر است نمونهای از انتخاب او میباشد، تحف العقول چندین بار چاپ شده است
محمد بن مسعود عیاشی
ابو النضر محمد بن مسعود عیاشی سمرقندی از اعیان علماء و مفسران بزرگ شیعه بود، او در سمرقند اقامت داشت و در آن جا به تالیف و تصنیف مشغول بود، عیاشی اموال زیادی از پدر به ارث برد و همه را در راه علم خرج کرد، او از ثقات رواة و مورد اعتماد است، گفتهاند: او در حدود دویست کتاب تالیف کرد ولی همه آنها از بین رفته، تنها کتابی که از وی مانده کتاب تفسیر است که آن هم چاپ شده است
محمد بن عمر بن عبد العزیز کشی
او نیز از علماء شیعه در قرن چهارم بود، نجاشی گوید: ابو عمرو کشّی از ثقات بشمار است، او با عیاشی مصاحب و در خانه او به کارهای علمی مشغول بود، وی کتابی در رجال تالیف کرده که بسیار ارزش دارد، اگر چه اغلاطی هم در بر دارد نگارنده گوید: کتاب او اکنون در دست هست و مکرر چاپ شده است، کش یکی از شهرهای ما وراء النهر است که اکنون آن را شهر سبز گویند
محمد بن جریر طبری
ابو جعفر محمد بن جریر طبری از بزرگان علماء امامیه بود و در قرن چهارم زندگی میکرد، او یکی از ثقات اهل حدیث بشمار میرفت و مورد اعتماد بود، او با محمد بن جریر طبری مورخ معروف همنام بود، در نام، کنیه، و محل تولد با او شرکت داشت و گاهی به هم مشتبه شدهاند کتاب نوادر المعجزات و دلائل الامامة او چاپ شدهاند.
محمد بن محمد بن نعمان
ابو عبد الله محمد بن محمد بن نعمان معروف به شیخ مفید از اعاظم علماء امامیه و فقهاء شیعه اثنا عشری و متکلمان بود که با ارباب فرق و مقالات مناظره و احتجاج داشت، او در قصبه عکبری در نزدیک بغداد متولد شد و در همان شهر به تحصیل علوم پرداخت و بعد از چندی یکی از رهبران علمی بغداد شد شیخ مفید اهل بحث و جدل بود، سرعت انتقال، فکر باز، نظر ثاقب و حسن انتخاب او موجب گردید تا حوزه بغداد را زیر نفوذ کلام خود در آورد و همه را از قدرت و مسند به زیر کشد، و مخالف و مؤالف را به تحسین وادارد، او کتابهای زیادی تالیف کرد، کتاب امالی، اختصاص، جمل، و مزار و ارشاد از آثار او میباشند
محمد بن حسین موسوی
شریف رضی مؤلف نهج البلاغه از بزرگان علم و ادب و مشاهیر شاعران و فصیحان محسوب است، آثار علمی و ادبی او در جهان اسلام معروف و مشهور میباشد و چون ستارگان فروزان از آسمان علم و ادب میدرخشند، مقام و موقعیت و عظمت او و خاندانش بینیاز از تعریف و توصیف است محمد بن حسین سید رضی در بغداد متولد شد و در یک خاندان شریف و بزرگ نشو و نما یافت، از کودکی آثار نبوغ و استعداد در او نمایان بود، سید رضی در زندگی کوتاه خود آثار زیادی برشته نگارش در آورد که تعدادی از آنها در حدیث میباشند، مانند نهج البلاغه و خصائص الائمه علیهم السّلام سید رضی در سال ۴۰۶ در بغداد در گذشت
محمد بن حسن ابو جعفر طوسی
او از فقهای بزرگ و متکلمین عالی مقام و محدثین عظیم الشان میباشد، شیخ طوسی در طوس خراسان متولد شد، و در سال ۳۰۸ خراسان را ترک گفت و به بغداد رهسپار گردید، و به حوزه درسی شیخ مفید و بعد از وفات او به حوزه درسی سید مرتضی علم الهدی به درس خود ادامه داد تا از فقهاء نامدار و متکلمان عالی مقام شد، و همه انظار را متوجه خود کرد شیخ در بغداد به خدمات علمی خود ادامه داد تا در سال ۳۴۸ به علت فتنههائی که در بغداد پدید آمد به نجف اشرف رهسپار شد و در سال ۳۶۰ جهان را وداع گفت، شیخ طوسی آثار ارزنده در حدیث دارند، مانند تهذیب، استبصار، غیبت، امالی، و مصباح المتهجدین که چاپ شدهاند
حسن بن محمد طوسی
او فرزند شیخ ابو جعفر طوسی رضوان الله علیه است که از شاگردان پدرش بود، و از وی نیز روایت میکند، او کتابی بنام امالی دارد که به امالی ابن شیخ معروف است، اغلب روایات او از طریق پدرش میباشد، کتاب امالی چاپ شده و در اختیار اهل علم و دیانت میباشد
احمد بن علی نجاشی
ابو العباس احمد بن علی نجاشی از علماء بزرگ و رجال عالی قدر تشیع در قرن پنجم میباشد او در بغداد اقامت داشت و از شاگردان حوزه شیخ مفید بود، نجاشی در علم رجال فوق العاده ماهر و متبحر بود، کتاب رجال نجاشی که یکی از کتب معروف در علم رجال است از آثار این عالم جلیل القدر میباشد او در سال ۴۵۰ در نزدیک سامراء درگذشت
عبد الواحد آمدی
ناصح الدین عبد الواحد بن محمد آمدی از علماء و محدثان قرن پنجم و ششم هجری است او سخنان کوتاه علی علیه السّلام را گرد آورده و با حروف تهجی مرتب کرده است، نام کتاب و غرر الحکم و درر الحکم میباشد که مکرر چاپ گردیده و شروحی هم بر آن نوشته شده است، ابن شهر آشوب در مناقب از وی نقل میکند
محمد بن ادریس حلی
فخر الدین ابو عبد الله محمد بن ادریس حلی از فقهاء حله و صاحبنظران در علوم و معارف است، فقهاء شیعه همگان از وی تجلیل میکنند، او از احفاد شیخ طوسی است که در پارهای از مسائل با وی به مخالفت بر خواست و راه اعتراض بر شیخ را باز کرد، ابن ادریس در کتاب مستطرفات سرائر اخبار و روایاتی را نقل کرده است
فضل الله بن علی راوندی
ضیاء الدین ابو الرضا راوندی از شخصیتهای بزرگ عصر خود بود و در کاشان اقامت داشت ابو الرضا از ادباء و شعراء و مؤلفان بسیار عالی مقام است که در عصر خود مورد توجه بود، و گروهی از محدثان و علماء از وی اجازه روایت دارند، و برای ملاقات با او و استفاده از محضرش به کاشان میرفتهاند ابو سعد سمعانی در ذیل کلمه «قاشانی» در انساب گوید: وارد کاشان شدم و به منزل ابو الرضا رفتم، در را کوبیدم و روی سکوئی نشستم در انتظار بودم تا در باز گردد، مشاهده کردم بالای در با گچ نوشتهاند: «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً» در منزل باز شد مشاهده کردم خود ابو الرضا آمد و در را روی من گشود، به اتفاق وارد منزل شدم و با او به گفتگو پرداختم، از وی اخبار و روایاتی شنیدم و از اشعار او مقداری یادداشت برداشتم و از منزل او بیرون شدم، ابو الرضا آثار و تالیفاتی دارد که از آن جمله شرح شهاب الاخبار و نوادر است که چاپ شدهاند.
محمد بن محمد طبری
ابو جعفر محمد بن محمد طبری از مؤلفان قرن ششم هجری بوده و چند کتاب هم تالیف و تصنیف کرده است، او در زمان خود یکی از مشایخ اجازه بود و گروهی از وی روایت میکنند، او از اهل آمل طبرستان بود، کتاب بشارة المصطفی لشیعة المرتضی از تالیفات اوست که چاپ شده.
محمد بن جعفر مشهدی
او از راویان و محدثان بزرگ عصر خود بود، علمای رجال در کتب خود از وی تجلیل میکنند، این عالم جلیل القدر ساکن کربلای معلی بود، و ظاهرا انتساب او به مشهدی، مشهد امام حسین علیه السّلام میباشد، او کتابی به نام مزار تالیف کرده که نسخههای خطی آن در کتابخانهها موجود است.
سعید بن هبة الله راوندی
ابو الحسن قطب الدین راوندی یکی از علماء و فقهاء شیعه در قرن ششم هجری بود، که آثار و تالیفات زیادی دارد، او در عصر خود مورد توجه و عنایت شیعیان بود، او کتابهای زیادی تالیف کرده که از آن جمله خرائج و جرائح، قصص الأنبیاء و شرح نهج البلاغه میباشند قطب الدین راوندی در سال ۵۷۳ درگذشت و قبرش در صحن بزرگ حضرت معصومه علیها السلام در قم میباشد.
قطب الدین کیذری بیهقی
ابو الحسن محمد بن حسین کیذری بیهقی از فقهاء، ادباء و فضلاء شیعه بود، او در سبزوار و مشهد مقدس تلمذ کرده بود، او در مشهد رضا علیه السّلام از عبد الله بن حمزه طوسی علوم و معارف را فرا گرفت و از وی اجازه روایت دریافت نمود قطب الدین کیذری آثار و تالیفات زیادی دارد که از آن جمله شرح نهج البلاغه است که توسط نگارنده این سطور چاپ شده و دیگری انوار العقول فی اشعار وصی الرسول میباشد که به صورت مخطوط در کتابخانهها موجود است.
محمد بن حسن نیشابوری
ابو علی محمد بن حسین نیشابوری مشهور به فتال، واعظ و حافظ معروف از علماء، محدثان، متکلمان و مفسران شیعه بود و در نیشابور اقامت داشت، و از مؤلفان و محققان بشمار میرفت، عبد الرزاق رئیس نیشابور او را به شهادت رسانید، کتاب روضة الواعظین از تالیفات او میباشد که چاپ شده است.
محمد بن علی بن شهر آشوب
رشید الدین ابو جعفر محمد بن علی ساروی مازندرانی معروف به ابن شهر آشوب در ساری متولد شد، او یکی از محدثان و مؤلفان و واعظان عصر خود بود، ابن شهر آشوب یکی از مروجان و مبلغان بزرگ مذهب اهل بیت علیهم السّلام و از عباد و زهاد و پرهیزکاران بشمار میرفت، کتاب مناقب او از کتب مفید و پر بار است که همواره مورد استفاده علماء و محققان بوده است و مکرر چاپ گردیده، او در سال ۵۸۸ در حلب در گذشت.
فضل بن حسن طبرسی
ابو علی فضل بن حسن طبرسی ملقب به امین الاسلام از مفسران و علماء بزرگ عصر خود بود، فضل بن حسن در مشهد مقدس امام رضا علیه السّلام تحصیل کرد و در همان جا مقیم بود، بعد از آن به سبزوار مهاجرت کرد و در آنجا به کارهای علمی و نشر آثار اهل بیت علیهم السّلام پرداخت کتاب تفسیر مجمع البیان و اعلام الوری با علام الهدی از آثار او میباشد.
نگارنده این سطور اعلام الوری را ترجمه کرد و مکرر چاپ شده است، طبرسی در سال ۵۸۸ در سبزوار درگذشت و جنازهاش به مشهد منتقل و دفن گردید، قبر او اکنون در باغ رضوان در جوار استان مقدس مزار است.
حسن بن فضل طبرسی
رضی الدین فضل بن حسن طبرسی فرزند امین الاسلام طبرسی است که در بالا ذکر شد. او هم مانند پدرش از علماء و فضلا بود و کتابهائی تالیف کرد، یکی از آثار او کتاب مکارم الاخلاق است که در موضوع خود کتابی جامع میباشد و مکرر چاپ شده و مورد استفاده میباشد.
علی بن حسن بن فضل طبرسی
او حفید مؤلف مجمع البیان است بعضی گفتهاند او فرزند دخترش میباشد و از این رو از وی به سبط طبرسی تعبیر کردهاند، او کتابی به نام مشکاة الانوار دارد
که در آداب و سنن و مواعظ میباشد، این کتاب چاپ شده و نگارنده آن را ترجمه کرده و به چاپ هم رسیده است.
محمد بن علی بن حمزه طوسی
عماد الدین ابو جعفر محمد بن علی بن حمزه طوسی از فقهاء و علماء و وعاظ مشهور عصر خود بود و در مشهد رضوی زندگی میکرد و به نشر علوم و معارف اهل بیت علیهم السّلام مشغول بود، او کتابهائی هم تالیف کرده که یکی از آنها «الثاقب فی المناقب» است که نسخههای آن در کتابخانهها موجود میباشد.
یحیی بن حسن حلی
ابو الحسن یحیی بن حسن حلی معروف به ابن بطریق و ملقب به شمس الدین از محدثان جلیل القدر و متکلمان فاضل و علماء برجسته عصر خود بود، علماء رجال و تذکره نویسان در کتابهای خود از او تجلیل میکنند، کتاب عمده یکی از آثار علمی او میباشد که مکرر چاپ شده و مورد استفاده میباشد.
احمد بن علی طبرسی
ابو منصور احمد بن علی بن ابی طالب طبرسی از محدثان و فضلای عصر خود بود، او از افراد ثقه و مورد اعتماد و اطمینان بشمار میرفت، کتاب احتجاج طبرسی یکی از معروفترین آثار شیعه میباشد که همواره مورد استفاده علماء و محدثان بوده و از منابع مورد استفاده میباشد و مکرر چاپ شده است، طبرسی در سال ۶۲۰ درگذشت.
ورام بن ابی فراس
امیر زاهد و عالم ماجد ابو الحسین ورام بن ابی فراس که نسب به مالک اشتر میرساند، از علماء و محدثان خوش انتخاب بود، علمای رجال و تذکره نویسان از وی بسیار تجلیل میکنند و او را به صفات حمیده و خصال حسنه توصیف مینمایند، ورام بن ابی فراس کتابی دارد به نام «تنبیه الخواطر» و یا مجموعه ورام که مکرر چاپ شده است، او در سال ۶۰۵ درگذشت.
علی بن عیسی اربلی
بهاء الدین ابو الحسن علی بن عیسی اربلی مقیم بغداد بود، او یکی از وزیران دانشمند و محقق و منشیان بلیغ عصر خود بشمار میرفت، مخالف و مؤالف وی را ستودهاند و او را یک نویسنده توانا، ادیب و شاعری بلیغ و خوش قریحه وصف کردهاند، او مدتی در دیوان انشاء علاء الدین صاحب دیوان کار میکرد.
اربلی از رؤساء و صاحبان مقام بود، پدرش والی اربل و از شیعیان اهل بیت علیهم السّلام بودند، شرح حال اربلی در مصادر و منابع مشروح آمده است، او کتابی به نام «کشف الغمه» در حالات ائمه اطهار علیهم السّلام نوشته که مکرر چاپ شده است علی بن عیسی اربلی در سال ۶۷۸ درگذشت.
علی بن طاوس
رضی الدین ابو القاسم علی بن موسی بن جعفر حسنی و حسینی مشهور به ابن طاوس یکی از علماء مشهور شیعه در قرن هفتم بود، آثار و تالیفات او زیاد و معروف میباشند، او نخست در حله زندگی میکرد و بعد به بغداد رفت و در آنجا مقیم شد، سید بن طاوس زندگی مفصل و مشروحی دارد که در کتب رجال و تذکرهها آمده است.
ابن طاوس یکی از رجال موفق است او در زندگی خود کتابهای زیادی تالیف و تصنیف کرد که مورد توجه و انظار محدثان و محققان میباشد، آثار ابن طاوس بیشتر در دعا و اوراد و اذکار است، مانند اقبال الاعمال، مهج الدعوات جمال الأسبوع، امان الاخطار، و فتح الابواب که چاپ شدهاند.
شاذان بن جبرئیل
او یکی از علماء و محدثان عصر خود بود و مورد توجه قرار داشت، شاذان بن جبرئیل از علماء اجازه بود و گروهی از وی اجازه روایت داشتند، او در مدینه منوره سکونت میکرد و در حدود سالهای ۶۶۰ درگذشت، کتاب فضائل یکی از آثار او میباشد که در نجف اشرف چاپ شده است.
عبد الکریم بن طاوس
غیاث الدین عبد الکریم بن احمد بن موسی ابو المظفر بن طاوس علوی از فقهاء و علماء عصر خود بود، او در علم نسب، نحو، عروض شهرت داشت و از زهاد و علماء بشمار میرفت، ابن طاوس در کربلا متولد شد و در حله و بغداد تحصیل نمود و در کاظمین درگذشت، او کتابهای زیادی تالیف کرده، یکی از آنها فرحة الغری میباشد که چاپ شده است عبد الکریم بن طاوس در سال ۶۹۳ درگذشت.
محمد بن مکی عاملی
شهید سعید شمس الدین محمد بن جمال الدین عاملی مشهور به شهید اول از اعاظم علماء و فقهاء شیعه امامیه بود، او نخستین عالمی است که به عنوان شهید معروف گردیده و شهید در حال اطلاق اشاره به او میباشد، فضائل و مناقب او بسیار است او کتابهائی تالیف کرده که هنوز مورد توجه میباشند، یکی از آنها اربعین در حدیث میباشد که چاپ شده است، او در سال ۷۸۶ به شهادت رسید.
حسن بن سدید الدین علامه حلی
جمال الدین ابو منصور حسن بن سدید الدین مشهور به علامه حلی و ابن مطهر از اعاظم فقهاء شیعه و اکابر متکلمان امامیه است، تالیفات و تصنیفات او در علوم و معارف اسلامی و مذهب تشیع مشهور و معروف است، فقهاء و اهل علم و تحقیق آثار او را از هنگام تالیف تا امروز مورد توجه قرار دادهاند.
علامه حلی در ترویج مذهب تشیع و مناظره و مباحثه با مخالفان و معاندان بسیار فعال بود و در این مورد اخبار زیادی هست که در حالات او آمده است، در میان آثار او چند کتاب هست که در آن از اخبار و آثار و روایات استفاده شده است علامه در سال ۷۲۶ درگذشت و در نجف اشرف مدفون گردید.
حسن بن ابی الحسن دیلمی
او یکی از علماء و محدثان شیعه در قرن هشتم بود، دیلمی از افراد خوش انتخاب و در تالیف با سلیقه بوده، آثار او حکایت از فکر ثاقب و اندیشه درست او دارد، کتاب اعلام الدین در مواعظ و نصایح و ارشاد القلوب که اکنون چاپ شدهاند گواه بر این سخن است، شرح حال او در تذکرهها آمده و گفتهاند: معاصر شهید اول بوده است.
رجب بن محمد برسی
رضی الدین حافظ رجب بن محمد برسی از محدثان و عارفان شیعه امامیه، و از فقهاء و علماء بزرگ عصر خود بود، او در علوم غریبه و اعداد و حروف نیز فوق العاده تبحر داشت و روش صوفیه را دنبال میکرد، حافظ رجب تالیفات زیادی هم دارد که یکی از آنها مشارق الانوار است که چاپ شده است.
تالیفات و آثار برسی از این جهت که در آنها غلو و افراط شده و اعتدال را رعایت نکرده، مورد اعتماد علماء و محدثان قرار نگرفته است، مرحوم مجلسی گوید: من به متفردات او اعتمادی ندارم زیرا وی در کتابهای خود مطالب را به هم آمیخته و در مذهب او ارتفاع و غلو دیده میشود، مشارق الانوار در سال ۸۱۳ تالیف شده است.







