فرهنگ مصادیق:ایمان به قرآن
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرم افزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده:محمد نصّاری
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-96/1/20
کلید واژه: قرآن، جامعیت، تحریف، هدایت، هرمنوتیک
محتویات
- ۱ چکیده
- ۲ مقدمه
- ۳ فرضیهها و تهمتها در مورد ماهیت قرآن
- ۴ نزول قرآن
- ۵ جمع و نگارش و توحید قرآن
- ۶ اعجاز قرآن
- ۷ وحیانی بودن قرآن
- ۸ تحریف قرآن
- ۹ جامعیت قرآن
- ۱۰ جهان شمول بودن دعوت قرآن
- ۱۱ قرآن و هرمنوتیک
- ۱۲ ایمان به قرآن در قرآن کریم
- ۱۳ ایمان به قرآن در روایات
- ۱۴ ایمان به قرآن در آینه فقه
- ۱۵ راهکار تقویت این معروف
- ۱۶ منابع برای مطالعه بیشتر
- ۱۷ فهرست منابع
- ۱۸ پانویس
چکیده
ایمان به قرآن کریم که تنها کتاب وحیانی موجود و مصون از تحریف میباشد، مورد تاکید دین مبین اسلام میباشد.
ایمان به این کتاب الهی که مقدمه عمل بر طبق فرامین و تعالیم عالیه آن است، لازم و ضروری میباشد.
اثبات وحیانی بودن الفاظ و معانی قرآن، مصون بودن از تحریف، اعجاز، جامعیت و جهانی بودن قرآن، ایمان به این کتاب مقدس را تقویت و شبهات مطرح شده در مورد آن را مرتفع میسازد.
مقدمه
قرآن که معجزه بزرگ پیامبر اسلام است، کتاب هدایت، سعادت و تعالی انسانها است و برنامه زندگی حقیقی بشر را در بر دارد. ایمان به این کتاب مقدس، وحیانی دانستن معانی و الفاظ آن، اعتقاد به عدم رسوخ تحریف در آن لازم و ضروری است. این کتاب مقدس از سالیان دور مورد هجمه و شبهه افکنی دشمنان اسلام قرار گرفته بود و هر فرقهای از فرقههای مسلمانان سعی کردند به نحوی از ساحت قرآن دفاع نمایند. بنابراین با توضیح و شرح وجوه اعجازی آن، وحیانی بودن و عدم تحریف آن، جایگاه قرآن کریم را در میان مسلمانان حفظ کردند.
فرضیهها و تهمتها در مورد ماهیت قرآن
شعر
از جمله تهمتهای مغرضان نسبت به ساحت پاک قرآن کریم این است که گفتهاند این قرآن شعری بیش نیست.
خداوند متعال، گفتار این نابخردان را در قرآن کریم بدین صورت نقل کرده است:
«بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ فَلْیَأْتِنا بِآیَهٍ کَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ»
«آنها گفتند: « (آنچه محمّد (ص) آورده وحی نیست؛) بلکه خوابهایی آشفته است! اصلًا آن را بدروغ به خدا بسته؛ نه، بلکه او یک شاعر است! (اگر راست میگوید) باید معجزهای برای ما بیاورد؛ همان گونه که پیامبران پیشین (با معجزات) فرستاده شدند!» [۱]
و سپس به پیامبر خود بیان میدارد که:
«ما آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْیَهٍ أَهْلَکْناها أَ فَهُمْ یُؤْمِنُونَ»
«تمام آبادیهایی که پیش از اینها هلاک کردیم (تقاضای معجزات گوناگون کردند، و خواسته آنان عملی شد، ولی) هرگز ایمان نیاوردند؛ آیا اینها ایمان میآورند؟» [۲]
سحر و جادو
برخی دیگر از کافران گفتند که این سحر و جادویی بیش نیست که با شنیدن آیات آن، اینگونه شیفته آن میشویم:
«وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْکافِرُونَ هذا ساحِرٌ کَذَّابٌ»
«آنها تعجّب کردند که پیامبر بیم دهندهای از میان آنان به سویشان آمده؛ و کافران گفتند: این ساحر بسیار دروغگویی است!» [۳]
در حالی که سحر و جادو با معجزه متفاوت است.
برخی از تفاوتهای اساسی سحر با معجزه عبارتند از:
أ. معجزه قابل تعلیم و تعلّم نیست بلکه عنایتی الهی و به اذن خداست. امّا سحر قابل تعلیم و تعلّم است.
ب. معجزه سببی غیر مغلوب دارد چون متکی به قدرت نامحدود خداست امّا سحر و ساحر مراتبی دارند و هر جادوئی با جادوی برتر مغلوب میشود و باطل میگردد. چون متکی بر قدرت محدود انسان است.
ت. معجزه همراه با تحدّی (مبارزه طلبی) است یعنی معجزه گر دیگران را دعوت میکند که مثل آن معجزه را بیاورند. و همینکه نتوانند مثل آن معجزه را بیاورند و عاجز شوند دلیل حقانیت آن معجزه و معجزه گر است. قرآن کریم نیز به عنوان یک معجزه، این مبارزه طلبی را در موارد متعددی اعلام میکند.
ث. معجزه قابل تکرار نیست چون اختیار آوردن آن به دست انسان نیست بلکه به اذن خدا است. امّا سحر قابل تکرار است چون این ساحر است که تصمیم میگیرد آن عمل انجام شود یا نشود. [۴]
القائات شیطانی
دیگر تهمتهای مغرضان به ساحت قرآن، القائات شیطانی دانستن آن است.
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ إِلاَّ إِذا تَمَنَّی أَلْقَی الشَّیْطانُ فی أُمْنِیَّتِهِ فَیَنْسَخُ اللَّهُ ما یُلْقِی الشَّیْطانُ ثُمَّ یُحْکِمُ اللَّهُ آیاتِهِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَکیمٌ»
«هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه هر گاه آرزو میکرد (و طرحی برای پیشبرد اهداف الهی خود میریخت)، شیطان القائاتی در آن میکرد؛ امّا خداوند القائات شیطان را از میان میبرد، سپس آیات خود را استحکام میبخشید؛ و خداوند علیم و حکیم است.» [۵]
بنابراین خداوند متعال خود، القائات شیطانی را دفع میکند و اجازه نمیدهد در وحی خود بر پیامبر، خللی ایجاد شود.
همچنین محمود عبداللهی در کتاب وحی در قرآن خود، مینویسد:
«بین القائات شیطانی با الهامهای ربوبی، تفاوت ماهوی وجود دارد و هر یک دارای ویژگی خاصی است. اگر فرض شود که باطلی برای پیامبر در صورت حق جلوه کند، مخاطب- که رسول الهی است- از بصیرت و قدرت شناختی برخوردار است که تمایز بین آنها برای او آشکار میباشد.» [۶]
خداوند متعال نیز در آیهای دیگر القائات شیطانی بودن قرآن را نفی میکند و میفرماید:
«وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شَیْطانٍ رَجیمٍ»
«این (قرآن) گفته شیطان رجیم نیست!»
آموزههای دیگران
گفته میشود پیامبر اسلام، معارف مندرج در قرآن را از دیگران، یعنی برخی از اهل کتاب که در مکه بودند و با تورات و انجیل آشنایی داشتند، فرا گرفته است؛ مانند سلمان فارسی، نضر بن حارث، و نیز راهبان مسیحی ای که آن حضرت در سفر شام با آنان ملاقات کرد.
خداوند در پاسخ به این گفتهها در آیه ۱۰۳ سوره نحل میفرماید:
«وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّما یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِیٌّ مُبینٌ»
«ما میدانیم که آنها میگویند: «این آیات را انسانی به او تعلیم میدهد!» در حالی که زبان کسی که اینها را به او نسبت میدهند عجمی است؛ ولی این (قرآن)، زبان عربی آشکار است!» [۷]
بر اساس مفاد این آیه، سبک شناسی سخنان اهل کتاب و مقایسه آن با زبان قرآن، به خوبی نشان میدهد که قرآن نمیتواند سخن آنان باشد. درباره افراد یاد شده هم باید گفت که حضرت سلمان در مدینه ایمان آورده و تا آن زمان، بخش قابل ملاحظهای از آیات قرآن نازل شده بود؛ افراد دیگر هم، نه در آغاز دعوت اسلام ایمان آورده و نه پیامبر(صلی الله علیه وآله) از قبل با آنان مراودهای داشته است. اما جریان سفر آن حضرت به شام که یک بار در ۹، ۱۲ یا ۱۳ سالگی به همراه عمویش ابوطالب با کاروان قریش و بار دوم با میسره، غلام حضرت خدیجه برای تجارت صورت گرفته است، با فرض صحت، این نقلهای تاریخی نسبت به فراگیری پیامبر از راهب یا راهبان مسیحی ساکت اند.
افسانههای تاریخی
در پارهای از آیات قرآن، این ادعا از سوی مشرکان به چشم میخورد که قرآن ماهیت افسانهای و اسطورهای دارد، نه ریشهای الهی و ماورای طبیعت.
خداوند در نقل این گفتار، میفرماید:
«وَ إِذا تُتْلی عَلَیْهِمْ آیاتُنا قالُوا قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطیرُ الْأَوَّلینَ»
«و هنگامی که آیات ما بر آنها خوانده میشود، میگویند: «شنیدیم؛ (چیز مهمّی نیست؛) ما هم اگر بخواهیم مثل آن را میگوییم؛ اینها همان افسانههای پیشینیان است!» [۸]
اما خداوند در آیات مختلفی با مشرکان تحدی کرده است و از آنان خواسته که اگر راست میگویند و میتوانند، شبیه قرآن و یا ده سوره آن و یا حتی یک سوره از آن را بیاورند؛ و عدهای سعی کردند که این کار را بکنند اما نتوانستند.
بنابراین اگر قرآن داستانهای پیشینیان میبود، دیگران نیز میتوانستند شبیه آن را بیاورند.
ساخته پیامبر
برخی از نابخردان نیز گفتهاند که این قرآن ساخته شخص پیامبر است.
خداوند متعال در قرآن کریم اینگونه میفرماید:
«وَ إِذا تُتْلی عَلَیْهِمْ آیاتُنا بَیِّناتٍ قالَ الَّذینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ ما یَکُونُ لی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما یُوحی إِلَیَّ إِنِّی أَخافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذابَ یَوْمٍ عَظیمٍ»
«و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده میشود، کسانی که ایمان به لقای ما (و روز رستاخیز) ندارند میگویند: «قرآنی غیر از این بیاور، یا آن را تبدیل کن! (و آیات نکوهش بتها را بردار)» بگو: «من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم؛ فقط از چیزی که بر من وحی میشود، پیروی میکنم! من اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از مجازات روز بزرگ (قیامت) میترسم!» [۹]
در این آیه شریفه، تابع بودن پیامبر برای وحی را میتوان نتیجه گرفت. کفار و مشرکان میخواستند که پیامبر قرآن را تغییر دهد اما ایشان پاسخ دادند: «من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم؛ فقط از چیزی که بر من وحی میشود، پیروی میکنم.»
در دوران فترت وحی نیز که پس از بازگشت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از غار حرا تا مدتی، وحی قطع شد. و این مدت را از سه روز تا سه ماه بیان کردهاند، برای همگان معلوم گردید که پیامبر در این مدت که با طعنههای بی شمار دشمنان مواجه گردید، منتظر نزول مجدد وحی بود و از خود چیزی نمیگفت.
وحی الهی
با نفی تمامی این شبهات و تهمتها از ساحت قرآن کریم، وحی الهی بودن آن معلوم میگردد.
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
«وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ مُبَشِّراً وَ نَذیراً»
«و ما قرآن را بحق نازل کردیم؛ و بحق نازل شد؛ و تو را، جز بعنوان بشارت دهنده و بیم دهنده، نفرستادیم .» [۱۰]
حضرت آیه الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه ذیل این آیه شریفه مینویسد:
«خداوند در این آیه شریفه، نخست میگوید:" ما قرآن را به حق نازل کردیم" و بلافاصله اضافه میکند" و به حق نازل شد".
گاه انسان شروع به کاری میکند اما چون قدرتش محدود است نمیتواند آن را تا به آخر بطور صحیح پیاده کند، اما کسی که از همه چیز آگاه است، و بر همه چیز تواناست، هم آغاز را صحیح شروع میکند و هم انجام را بطور کامل تحقق میبخشد.
قرآن نیز درست چنین کتابی است که به حق از ناحیه خداوند نازل شده است و در تمام مسیر ابلاغ چه در آن مرحله که واسطه جبرئیل بوده، و چه در آن مرحله که گیرنده پیامبر ص بود، در همه حال آن را از هر نظر حفظ و حراست فرمود.» [۱۱]
نزول قرآن
نزول قرآن به دو شکل صورت پذیرفت؛ نخست نزول دفعی و سپس نزول تدریجی.
حقیقت قرآن در شب قدر به یکباره بر قلب آن حضرت نزول یافته است چنان که در سوره قدر آمده است:
«إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ».
«ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.» [۱۲]
و آیه:
«شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»
«ماه رمضان که قرآن در آن فرو فرستاده شده است.» [۱۳]
در نزول تدریجی، قرآن به شکل آیات و سورهها به تدریج نازل شده است.
همچنین قرآن در طیّ بیست و سه سال بر قلب مبارک پیامبر مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده است، که از مجموع این بیست و سه سال، سیزده سال در مکه و ده سال در مدینه فرود آمده است. بنابراین سورههای قرآن به مکی و مدنی تقسیم میشوند.
بنابر تحقیق کتاب التمهید تألیف آیه الله معرفت، ۸۶ سوره قرآن مکی، و ۲۸ سوره، مدنی میباشند. [۱۴]
جمع و نگارش و توحید قرآن
کتابت یا نگارش آیات قرآن بر روی ابزارهای آن زمان، در زمان پیامبر انجام پذیرفت. و این مطلب از مسلمات تاریخی است که پیامبر، آیات را تلاوت میکردند و برخی صحابه که به عنوان کاتبان وحی معروف بودند، این آیات را به وسیله ابزار نگارش آن زمان، مینوشتند.
همچنین کتابت قرآن به صورتی که آیات پشت سر هم و سورهها در یک مصحف مرتب شده باشند نیز بنابر برخی دیدگاهها، در زمان پیامبر صورت پذیرفت. و بر این دیدگاه استدلال شده است که آیاتی که خداوند در آنها با کفار تحدی مینماید به اینکه «اگر راست میگویید و قرآن از جانب خداوند نیست، سوره و یا سورههایی شبیه آن بیاورید» [۱۵] و این نشان میدهد که پیامبر اکرم قرآن را به صورت سوره سوره در آورده بودند و بعضی اوقات به کاتبان وحی میفرمودند که این آیاتی که الان تلاوت میکنم از آنِ سوره بعدی است و سوره قبلی تمام شده است. بنابراین ترتیب و چینش آیات و سورهها، توسط شخص پیامبر صورت گرفت و به همین جهت سیاق بین آیات و سورهها مهم است چون اگر توسط بشر غیر متصل به وحی الهی، انجام میشد، در آن صورت سیاق نمیتوانست قرینه بر فهم معنی باشد.
اما توحید مصاحف به معنای یکی کردن قرآنهایی است که توسط کاتبان وحی نوشته شده، در زمان خلیفه سوم، انجام شد.
اعجاز قرآن
قرآن معجزهای خارق العاده است گواه صادقی بر رسالت پیامبر (اسلام صلی اللّه علیه و اله و سلم) است. وجوه اعجازی قرآن فراوان است و ممکن است وجوه دیگری نیز در آینده، برای بشر معلوم گردد.
از جمله وجوه اعجازی قرآن کریم، موارد ذیل است:
اعجاز به فصاحت و بلاغت قرآن؛
اعجاز قرآن از نظر اخبار غیبی؛
اعجاز قرآن از نظر عدم اختلاف در آن؛
اعجاز تاریخی؛
اعجاز علمی قرآن؛
اعجاز قرآن از جهت شخصی که بر او نازل شده و... .
در این مقاله به توضیح دو مورد از وجوه اعجازی قرآن به صورت خلاصه میپردازیم:
«اعجاز قرآن از جهت شخصی که بر او نازل شده»
قرآن، بشر را به شخص رسول خدا که آورنده قرآن است، تحدی کرده است، به شخصی که امّی و درس نخوانده و نزد کسی تعلیم ندیده بود و کتابی که او آورده، هم الفاظش، معجزه است و هم معانی و محتوایش، فوق العاده است. خداوند در قرآن میفرماید: «قُلْ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَیْکُمْ وَ لا أَدْراکُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِیکُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ » «بگو، اگر خدا میخواست، قرآن را بر شما نمیخواندم و شما را از آن باخبر نمیساختم، من مدّتها قبل از آن، در میان شما بودم (و چنین کلماتی از من صادر نمیشد) آیا هیچ فکر نمیکنید.» [۱۶]
علامه طباطبایی در این باره بیان میدارد:
«همه میدانند، پیامبر (صلّی اللّه علیه و اله و سلم) سالها در بین مردم بود و برتری محسوس بر دیگران نداشت، تا آن که ادعای رسالت نمود و مردم را به آوردن همانند قرآن، تحدی و دعوت نمود و آنها از آوردن مانند آن عاجز شدند و فردی جرئت نکرد که در مقام معارضه با آن برآید و هیچ عاقلی و خردمندی در یارای خود ندید که چنین کاری را بنماید. ازاین رو، شخص پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلم با آن ویژگیهای شخصی که داشت، مورد تحدی است که اگر کسی میتواند مانند آن، چنین قرآنی را بیاورد.» [۱۷]
«اعجاز قرآن از نظر عدم اختلاف در آن»
از جمله نمودهای اعجاز قرآن، آن است که قرآن با آن وسعت و گستردگی در معارف و مطالب آن، اختلاف و تناقضی در آن نمیتوان یافت و لذا در آیه شریفه میفرماید: «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً کَثِیراً»
علامه طباطبایی در این خصوص نیز میفرمایند:
«حیات دنیا، حیات مادی و قانون حاکم در آن قانون تحول و تکامل است از جمله انسان و افعال و آثار او که به کمک فکر و اندیشه شکل گرفته است، و هریک از ما خود را از روز قبل کاملتر میبیند. از طرفی قرآن هم به تدریج نازل شده و گاهی در مکه، و گاهی در مدینه و در شرائط متفاوت ولی با این همه کوچکترین اختلافی در وضع و ترتیب مطالب آن دیده نمیشود. بلکه برخی مفسر برخی دیگر میباشد و اگر از نزد غیر خدا میبود، همواره نظم الفاظ آن از نظر خوبی و حسن، دچار دگرگونی میشد و معانیش از نظر صحت و اتقان، متغایر میگشت.
سپس میگوید: اگر شخصی اشکال بکند که آنچه را شما میگوید، صرف ادّعا است و چه بسا در قرآن، تناقضها و اشکالهای از نظر برخی وجود دارد، چه تناقضهای در الفاظ و چه مربوط به محتوی و معانی قرآن، ایشان میگوید: اشکالها و تناقضاتی که گفته شد، در کتابهای تفسیر به آن جواب داده شده و گفته شده که آنها دلیلی بر تناقض قرآن نیست، بلکه برخی از آیات، مفسّر یکدیگر و عام و خاصند.» [۱۸]
وحیانی بودن قرآن
قرآن کتاب حیات و برنامه سعادت بشر است. این کتاب که بر قلب مطهر پیامبر اکرم نازل گشته است، هم الفاظ و هم معنای آن وحیانی و الهی هستند.
معانی قرآن
معانی قرآن، وحیانی و الهی هستند و بر قلب پاک و مطهر پیامبر گرامی اسلام القا میگردیدند. برخی به تبعیت از تفسیر غلط غربی از کتاب مقدس و ارتباط حضرت عیسی (علیه السلام)، وحی قرآنی را نیز تجربه دینی پنداشتهاند.
تجربه دینی به معنای این است که پیامبر، با خداوند مواجههای داشتهاند و تفسیر خود را از آن مواجهه در قالب الفاظی برای دیگران بیان میکند. تجربه دینی را نخستین بار برخی از اندیشمندان مسیحی برای حل برخی از مشکلات مسیحیت و در دفاع از باورهای مذهبی مطرح کردهاند.
در این خصوص قرآن کریم به صراحت بر چند امر تاکید میورزد:
۱. پیامبران صرفا گیرنده و شنونده وحی بودهاند: «وَ إِنَّکَ لَتُلَقَّی الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَکیمٍ عَلیمٍ» «به یقین این قرآن از سوی حکیم و دانایی بر تو القا میشود.» [۱۹]
پس نمیتوان پیامبر را فاعل وحی دانست.
۲. وحی فرود آمده از سوی خداست: «إِنَّا نحْنُ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْءَانَ تَنزِیلا» «مسلّماً ما قرآن را بر تو نازل کردیم » [۲۰]
و فرود آمدن وحی، غیر از تجربه دینی است.
۳. فرشته، بر پیامبران نازل شده، وحی میآورد: «وَ إِنَّهُ لَتَنزِیلُ رَبِّ الْعَالَمِینَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِین » «مسلّماً این (قرآن) از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است! روح الامین آن را نازل کرده است » [۲۱]
و این غیر از تجربه دینی است.
۴. نزول فرشته، خارج از خواست پیامبران بوده است: «وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلاَّ بِأَمْرِ رَبِّکَ لَهُ ما بَیْنَ أَیْدینا وَ ما خَلْفَنا وَ ما بَیْنَ ذلِکَ وَ ما کانَ رَبُّکَ نَسِیًّا» «(پس از تأخیر وحی، جبرئیل به پیامبر عرض کرد:) ما جز بفرمان پروردگار تو، نازل نمیشویم؛ آنچه پیش روی ما، و پشت سر ما، و آنچه میان این دو میباشد، همه از آن اوست؛ و پروردگارت هرگز فراموشکار نبوده (و نیست)» [۲۲]
۵. پیامبران در امر وحی مستقل نیستند: «وَ إِذا تُتْلی عَلَیْهِمْ آیاتُنا بَیِّناتٍ قالَ الَّذینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ ما یَکُونُ لی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما یُوحی إِلَیَّ إِنِّی أَخافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذابَ یَوْمٍ عَظیمٍ» «و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده میشود، کسانی که ایمان به لقای ما (و روز رستاخیز) ندارند میگویند: «قرآنی غیر از این بیاور، یا آن را تبدیل کن! (و آیات نکوهش بتها را بردار)» بگو: «من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم؛ فقط از چیزی که بر من وحی میشود، پیروی میکنم! من اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از مجازات روز بزرگ (قیامت) میترسم!» [۲۳]
۶. آنچه بر پیامبر نازل میشود، از پیش مشخص است: «بَلْ هُوَ قُرْءَانٌ مجَّیدٌ فیِ لَوْحٍ محّْفُوظِ» «(این آیات، سحر و دروغ نیست،) بلکه قرآن با عظمت است که در لوح محفوظ جای دارد.» [۲۴]
بنابراین درست نیست که وحی را حاصل برخورد پیامبر با مسائل اطراف خود دانست.
مصطفی کریمی در کتاب وحی شناسی به برخی پیامدهای غیر قابل پذیرش تجریه دینی اشاره میکنند و مینویسند:
«رویکرد تجربی به وحی، افزون به اشکالهای یاد شده، پیامدهایی نیز دارد که نمیتوان درباره وحی الهی پذیرفت از جمله:
ج. خطاپذیر شدن وحی: در صورتی هدف وحی فراهم میشود که به دور از هر خطایی به دست مردم برسد ولی با تفسیر وحی به تجربه دینی یعنی مواجهه پیامبر با خدا و گرفتار بودن تعبیر در محدودیتهای بشری، راهی برای باور عصمت پیامبران در ابلاغ وحی باقی نمیماند
ح. بشری شدن وحی و دین، و تاثیر پذیری از عوامل بیرونی: بنابراین تحلیل، محتوای وحی امری بشری و متاثر از عوامل بیرونی و نفس پیامبر خواهد بود. گرچه طرفداران این رویکرد کوشیدهاند به رغم بشری دانستن وحی، روح قدسی آن را حفظ کنند ولی وقتی وحی، بشری و تابع پیامبر شد، دیگر الهی محض نبوده، حداکثر یک امر بشری تایید شده خواهد بود.
خ. فرو کاسته شدن وحی ودین به احساس شخصی: به دلیل شخصی بودن تجربه، بنابراین تحلیل، وحی و در نتیجه دین به احساس شخصی فرو کاسته شده، ابعاد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آنها نادیده گرفته شده است. و... .» [۲۵]
الفاظ قرآن
مصطفی کریمی در کتاب وحی شناسی خود، در این خصوص نیز مینویسد:
«در باب اینکه الفاظ قرآن هم وحی الهی است یا خیر؛ سه دیدگاه مطرح است:
أ. معنای قرآن بر پیامبر وحی شده و ایشان آن را در قالب الفاظ بیان کرده است.
ب. حضرت جبرئیل محتوای قرآن را از خداوند دریافت کرده و آن را در قالب الفاظ برای پیامبر بیان کرده است.
ت. الفاظ قرآن نیز همانند محتوای آن الهی هستند.
دیدگاه مقبول و مشهور بین اندیشمندان مسلمان، الهی بودن الفاظ و معانی قرآن است.» [۲۶]
علامه طباطبایی در این خصوص میفرمایند:
الفاظ قرآن همانند معانی آن از طرف خداوند است. [۲۷]
از جمله ادله این دیدگاه، دلایل ذیل است:
۱. تفاوت قرآن با سخن بشری: مقایسه قرآن با سخنان بشر، نشان میدهد که واژگان قرآن الهی هستند. و حتی با سخنان معصومان نیز متفاوت است.
۲. آیات تحدی: یکی از وجوه اعجاز قرآن کریم، فصاحت و بلاغت آن است. آیات تحدی همه را به هماوردی فرا میخوانند و از همه میخواهند که اگر در الهی بودن واژگان قرآن و ساختار آن شک دارند، سخنی به شیوایی و رسایی آن بیاورند:
«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهیراً»
«بگو: «اگر انسانها و پریان (جن و انس) اتفاق کنند که همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد؛ هر چند یکدیگر را (در این کار) کمک کنند.» [۲۸]
۳. روایات: همانند روایت ذیل:
«عَلِیُّ بْنُ سَالِمٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ سَأَلْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا تَقُولُ فِی الْقُرْآنِ فَقَالَ هُوَ کَلَامُ اللَّهِ وَ قَوْلُ اللَّهِ وَ کِتَابُ اللَّهِ وَ وَحْیُ اللَّهِ وَ تَنْزِیلُهُ وَ هُوَ الْکِتَابُ الْعَزِیزُ الَّذِی لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِید.» [۲۹]
«علی بن سالم از پدرش که گفت از امام صادق (ع) پرسیدم که یا ابن رسول اللَّه در باره قرآن چه گوئی؟ فرمود آن کلام خدا و گفتار خدا و کتاب خدا و وحی خدا و تنزیل او است و آن کتابی است عزیز که باطل از پس و پیش در آن راهی ندارد و نازل شده از حکیم حمید.» [۳۰]
در این خصوص، آیه ذیل، شاهد دیگری بر الهی بودن الفاظ قرآن است:
«لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ الْأَقاوِیلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْیَمِینِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِینَ »
«اگر او سخنی دروغ بر ما میبست، ما او را با قدرت میگرفتیم، سپس رگ قلبش را قطع میکردیم» [۳۱]
تحریف قرآن
تحریف در مورد قرآن کریم به دو شکل متصور است: تحریف معنوی و تحریف لفظی.
تحریف معنوی
این نوع از تحریف، بطور قطعی در قرآن صورت گرفته است. از جمله این قبیل تحریف، حمل آیات شریفه بر مفاهیمی غیر از مدلول اصلی خودشان، میباشد که در بعضی از تفاسیر، آمده است.
و امام باقر (علیه اسلام) در مورد اینگونه تحریف فرموده است:
«وَ کَانَ مِنْ نَبْذِهِمُ الْکِتَابَ أَنْ أَقَامُوا حُرُوفَهُ وَ حَرَّفُوا حُدُودَهُ فَهُمْ یَرْوُونَهُ وَ لَا یَرْعَوْنَه »
«و پشت سر انداختن کتاب یکی به این است که آنها حروف قرآن را حفظ و نگهداری کردند. و حدود آنرا، تحریف نمودند. پس آنرا نقل میکنند. ولی معانی آنرا مراعات نمینمایند.» [۳۲]
تحریف لفظی
تحریف لفظی به معنای تغییر و کم و زیاد کردن آیات و یا سورهها قرآن کریم، به هیچ عنوان رخ نداده است و این از مواردی است که همه علمای اسلام بر آن اتفاق نظر دارند.
ادله عدم تحریف لفظی قرآن:
در اینجا؛ به اختصار به برخی از ادله عدم تحریف لفظی قرآن اشاره میشود:
أ. آیات:
«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»
«ما قرآن را نازل کردیم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنیم!» [۳۳]
آیه الله خویی در این مورد میگوید:
«مدلول این آیه، حفظ و صیانت قرآن از هر گونه تحریفی است و تأکید دارد بر اینکه: امکان هر گونه دخل و تصرفی بوسیله دستهای آلوده بر خیانت و جنایت در قرآن کریم منتفی بوده، هرگز بازیچه فتنه جویان قرار نمیگیرد.» [۳۴]
ب. روایات
سنی و شیعه از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله و سلم) و ائمه اطهار (علیهم السلام) به تواتر نقل کردهاند که مسلمانان باید اخبار و احادیث وارده از آنها را بر کتاب خدا عرضه کنند، و تنها روایاتی که مضمون آنها، موافق و هماهنگ با آیات قرآن بود، بپذیرند ولی روایاتی که مخالف قرآن بود را رد کنند.
از آن جمله، روایتی است از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) که آن حضرت فرمود:
«قَدْ کَثُرَتْ عَلَیَّ الْکَذَّابَهُ وَ سَتَکْثُرُ فَمَنْ کَذَبَ عَلَیَّ مُتَعَمِّداً فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ فَإِذَا أَتَاکُمُ الْحَدِیثُ فَاعْرِضُوهُ عَلَی کِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّتِی فَمَا وَافَقَ کِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّتِی فَخُذُوا بِهِ وَ مَا خَالَفَ کِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّتِی فَلَا تَأْخُذُوا بِه .» [۳۵]
«دروغ بر من بسیار شده، و پس از من نیز زیاد خواهد شد، پس هر که از روی عمد بر من دروغی ببندد باید جایگاه خود را در آتش قرار دهد، پس چون حدیثی از من به شما رسید آن را بر کتاب خدا و سنّت من عرضه کنید، پس هر چه موافق قرآن و سنّت من بود آن را برگیرید، و مخالف آن دو را نگیرید.» [۳۶]
بنابر این وقتی قرآن، ملاک و معیار صحت روایات شد، لازمه اش این است که خود قرآن سالم و از تحریف به دور باشد.
ث. برهان تاریخی
شواهد تاریخی حاکی از آن است که تحریف عمدی در قرآن از طرف هیچ یک از صحابه صورت نگرفته است.
از جمله آنها، گفته خلیفه دوم است: «لو لا ان یقول الناس ان عمر زاد فی کتاب اللّه لکتبت آیه الرجم بیدی»
«اگر نبود که مردم میگفتند عمر بر کتاب خدا افزوده است، من با دست خودم آیه رجم را مینوشتم.» [۳۷]
همانطور که ملاحظه میشود، خلیفه دوم از ترس مردم جرأت نمیکند قضیه رجم را به قرآن اضافه کند چگونه ممکن است کسی جرأت کند آیهای یا سورهای را کم و یا زیاد نماید؟
جامعیت قرآن
امام باقر (علیه السلام) درباره جامعیت قرآن میفرمایند:
«إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَمْ یَدَعْ شَیْئاً تَحْتَاجُ إِلَیْهِ الْأُمَّهُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهِ إِلَّا أَنْزَلَهُ فِی کِتَابِهِ وَ بَیَّنَهُ لِرَسُولِهِ ص وَ جَعَلَ لِکُلِّ شَیْ ءٍ حَدّاً وَ جَعَلَ عَلَیْهِ دَلِیلًا یَدُلُّ عَلَیْهِ»
«خداوند از هیچ امری که مورد نیاز امت تا روز قیامت بوده است، فروگذار ننموده است، مگر آن که، آن را در کتابش بر پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلم فرو فرستاده و برای پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلم بیان داشته است. خداوند برای هر چیزی، حدّی قرار داده و برای آن راهنمائی، که بر او دلالت نماید.» [۳۸]
جامعیت قرآن یکی از بحثهای مهم قرآن شناسی، شناخت قلمرو سخنان قرآن است. آیا قلمرو گفتههای قرآن کریم را محدوده و یا موضوعات خاصی تشکیل میدهد یا آنکه حوزههای گوناگون زندگی فردی و اجتماعی، دنیایی و آخرتی و حتی مسائل علمی و تخصصی را دربر میگیرد؟ چه موضوعاتی در قرآن مطرح شده است و در نتیجه در چه زمینههایی باید از قرآن بهره گرفت؟
دیدگاههای متعدد و متنوعی در باب جامعیت قرآن مطرح شده است که از یک منظر در سه دسته ذیل خلاصه میشود.
۱. جامعیت حد اکثری: قرآن بیانگر همه حقایق هستی است؛
۲. جامعیت حداقلی: قرآن بیانگر همه امور مربوط به هدایت آخرتی بشر (ارزشها و هنجارها) است؛
۳. جامعیت در هدایت به سعادت دنیایی و آخرتی: قرآن همه امور مربوط به هدایت انسان به سعادت دنیایی و آخرتی را بیان میکند.
حضرت آیه الله مصباح یزدی در کتاب قرآن شناسی مینویسد
«ظاهر برخی آیات، قرآن کریم را بیانگر همه چیز شمرده است؛ مانند: «وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّهٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِکَ شَهِیداً عَلی هؤُلاءِ وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ ءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَهً وَ بُشْری لِلْمُسْلِمِینَ؛ و (یادآور) روزی که در هرامّتی گواهی بر آنان از خودشان برانگیزیم و تو را گواه بر اینان بیاریم؛ و ما این کتاب را که بیانی رسا برای هر چیزی و راهنما و بخشایش و مژده برای مسلمانان است، بر تو فروفرستادیم» [۳۹]
ولی با توجه به قراین مختلف، مفاد ظاهری این آیه مقصود خداوند نیست. یکی از آن قراین، مقام آیه است و براساس آن، قرآن بیانگر هرچیزی است که در هدایت مردم نقش دارد. قرینه دیگر، آیات بیانگر اهداف قرآن است که به روشنی به شأن هدایتی قرآن تصریح میکند. روایات معصومان (علیهم السّلام) نیز، از دیگر قراینی است که با توجه به آن، مقصود خداوند از «کل شی ء» در این آیه مطلق نخواهد بود؛ بلکه حتی همه تفاصیل احکام و جزئیات معارف دینی نیز در قرآن نیامده است.
بنابراین قرآن، کتاب هدایت بشر به سوی سعادت دنیا و آخرت و حاوی مطالب متنوعی است که برای هدایت همه جانبه انسان لازم بوده و به هر موضوع تا بدان پایه پرداخته که مقتضای حکمت و مورد نیاز واقعی انسان است. پس برای فهم گستره مطالب قرآن، باید به فهم محدوده نیاز بشر به وحی الهی پرداخت.» [۴۰]
جهان شمول بودن دعوت قرآن
امام باقر (علیه السلام) در مورد عام بودن دعوت قرآن کریم میفرمایند:
«وَ لَوْ أَنَّ الْآیَهَ إِذَا نَزَلَتْ فِی قَوْمٍ ثُمَّ مَاتَ أُولَئِکَ الْقَوْمُ مَاتَتِ الْآیَهُ لَمَا بَقِیَ مِنَ الْقُرْآنِ شَیْ ءٌ وَ لَکِنَّ الْقُرْآنَ یَجْرِی أَوَّلُهُ عَلَی آخِرِهِ مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْض » «اگر هر آیهای از قرآن هنگامی که در مورد قومی، نازل میشد و آن قوم سپس میمردند، آن آیه هم بی اثر و مهمل میشد، از قرآن چیزی باقی نمیماند. بلکه قرآن این چنین نیست و آیات نخستینش با آیات آخر، مرتبط است و تا زمانی که آسمان و زمین برپا است قرآن، پویا، زنده و قابل عمل است.» [۴۱]
هرانسان منصفی که کمترین آشنایی با تاریخ و تعالیم اسلام داشته باشد، میداند که اسلام و قرآن، همه ملتها را به آیین، معارف و مقررات خود دعوت کرده و هیچ فرد، گروه، ملت و نژادی را استثنا نکرده است.
در این خصوص به دو دسته از آیات قرآن کریم استشهاد میکنیم؛ آیات بیانگر جهانی بودن قرآن و آیات بیانگر جهانی بودن رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله).
آیات بیانگر جهانی بودن قرآن
«إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْری لِلْعالَمِینَ» «آن (قرآن) جز یادآوری برای جهانیان (چیز دیگری) نیست» [۴۲]
«شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدیً لِلنَّاسِ» «ماه رمضان که در آن قرآن فروفرستاده شده که رهنمودی برای همه مردم ... است» [۴۳]
این آیات به روشنی بر عمومیت دعوت قرآن برای همه مردم جهان دلالت دارند.
آیات بیانگر جهانی بودن رسالت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله)
این آیات به طور مستقیم بر همگانی و جاودانگی رسالت پیامبر (صلّی اللّه علیه و آله) دلالت دارد و با دلالت التزامی، جهانی بودن و جاودانگی دعوت قرآن را اثبات میکند.
«وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلَّا رَحْمَهً لِلْعالَمِینَ» «و ما تو را نفرستادیم مگر رحمتی برای جهانیان» [۴۴]
«تَبارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلی عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعالَمِینَ نَذِیراً» «خجسته باد کسی که بر بنده خود فرقان (جداکننده حق از باطل) را فروفرستاد تا هشداردهندهای برای جهانیان باشد». [۴۵]
«وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلَّا کَافَّهً لِلنَّاسِ» «و تو را نفرستادیم مگر برای همه مردم» [۴۶]
امام صادق (علیه السّلام) نیز در پاسخ به سوال شخصی در مورد شاداب و تازه بودن آن، فرمودهاند:
«لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَمْ یَجْعَلْهُ لِزَمَانٍ دُونَ زَمَانٍ وَ لَا لِنَاسٍ دُونَ نَاسٍ فَهُوَ فِی کُلِّ زَمَانٍ جَدِیدٌ وَ عِنْدَ کُلِّ قَوْمٍ غَضٌّ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهِ»
«بدان جهت که خداوند قرآن را مخصوص عصر و دورانی خاص قرار نداده است، همچنین که قرآن اختصاص به مردم خاصی ندارد، بلکه قرآن برای همه اعصار و همه مردم گویا است و لذا قرآن تا روز قیامت، در هر عصر و نزد هر مردمی شاداب خواهد بود.» [۴۷]
قرآن و هرمنوتیک
مقصود از هرمنوتیک در فهم قرآن، آزادی در فهم و تنوع فهم از آیات قرآن کریم است. به این معنی که هر کس هر چه را که از قرآن فهم میکند، همان مراد خداوند است.
خاستگاه هرمنوتیک، غرب است، غرب، متون مقدس ویژهای دارد که با متن مقدس قرآن کریم متفاوت است. عمده این تفاوت در این است که کسی از آنان ادعا ندارد آنچه از متون مقدس در دسترس است کلام خدا است؛ یعنی عین واژگان و تعبیرها و جملهها الهی نیست؛ زیرا نویسندگان کتاب مقدس متعددند، به ویژه عهد جدید که هر رسالهای از آن، نویسنده جداگانهای دارد.
یکی از مبانی هرمنوتیک، بحث یافتهها، پیش فرضها و گرایشهای فکری هر مفسر و نقش آن در تفسیر است.
دیدگاه هرمنوتیک مدرن این است که پیش فرضها، همیشه همراه مفسر هست و به کار بردن آن، خارج از اختیار و تسلط مفسر است، گویا مفسر هر متن، هیچ راهی برای رهایی از آن ندارد و نمیتواند آگاهانه آن را تصفیه و انتخاب کند یا کنار بگذارد. اما تفسیر قرآن کریم دارای شرایط مخصوص به خود میباشد، چه بسا ممکن است دخالت دادن ممیزات و خصایص فکری و پیش فرضهای مفسر، منجر به تفسیر به رأی شود و با پیش فرض خاصی به سوی قرآن آمدن، نوعی تحمیل آراء بر قرآن محسوب میگردد. بدین جهت بسیاری از مفسران از آن نهی نموده و تفسیر قرآن را با یک نوع اندیشه از پیش تعیین شده، محکوم میدانند.
دیگر اینکه کاربرد واژه «قرائتها و اختلاف قرائت در دین» که در هرمنوتیک غرب مطرح است، پوششی است برای نقصانها و ناهنجاریهای موجود در متون کتب مقدس که با طرح این اندیشه بتوانند به شکلی نیازهای خود را پاسخ دهند، و وجود مطالب مخالف با خردورزی و مبانی عقل و اندیشه و تناقضات کتابهای دینی را به نوعی انکار نمایند. در حالی که طرح چنین اندیشهای کاملا با متن کتاب آسمانی ما مغایرت دارد، چرا که آیات الهی هر گونه برداشت، تفکر و تفسیری را برنمی تابد در غیر این صورت معرفت دینی، امری بدون روش، بی ضابطه و رنگ پذیر از ذهنیتهای متفاوت عالمان تلقی میشود.
ایمان به قرآن در قرآن کریم
۱. «وَ آمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ وَ لا تَکُونُوا أَوَّلَ کافِرٍ بِهِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتی ثَمَناً قَلیلاً وَ إِیَّایَ فَاتَّقُونِ»
«و به آنچه نازل کردهام [قرآن ] ایمان بیاورید! که نشانههای آن، با آنچه در کتابهای شماست، مطابقت دارد؛ و نخستین کافر به آن نباشید! و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید! (و به خاطر درآمد مختصری، نشانههای قرآن و پیامبر اسلام را، که در کتب شما موجود است، پنهان نکنید!) و تنها از من (و مخالفت دستورهایم) بترسید (نه از مردم)» [۴۸]
تفسیر آیه:
حضرت آیه الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه مینویسد:
«در این آیه نخست میفرماید:" به آیاتی که بر پیامبر اسلام ص نازل شده ایمان بیاورید، آیاتی که هماهنگ با اوصافی است که در تورات شما آمده است (وَ آمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ ).
قرآن مصدق کتابی است که نزد خود شما (قوم یهود) است، یعنی بشاراتی را که تورات و پیامبران پیشین به پیروان خود دادند که بعد از ما پیامبری با چنین اوصاف ظهور خواهد کرد و کتاب آسمانیش دارای این ویژگیها است اکنون که میبینید صفات این پیامبر و ویژگیهای قرآن کاملا منطبق بر بشاراتی است که در کتب شما آمده و هماهنگی همه جانبه با آن دارد چرا به آن ایمان نمیآورید؟!. سپس میگوید:" شما نخستین کسی نباشید که به این کتاب آسمانی کفر میورزید و آن را انکار میکنید" (وَ لا تَکُونُوا أَوَّلَ کافِرٍ بِهِ ).» [۴۹]
۲. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْکِتابِ الَّذی نَزَّلَ عَلی رَسُولِهِ وَ الْکِتابِ الَّذی أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعیداً»
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! به خدا و پیامبرش، و کتابی که بر او نازل کرده، و کتب (آسمانی) که پیش از این فرستاده است، ایمان (واقعی) بیاورید کسی که خدا و فرشتگان او و کتابها و پیامبرانش و روز واپسین را انکار کند، در گمراهی دور و درازی افتاده است.» [۵۰]
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل این آیه شریفه مینویسد:
«در این آیه شریفه مؤمنین را با اینکه ایمان آوردهاند دستور میدهد برای بار دوم ایمان بیاورند و اینکه برای بار دوم ایمان بیاورند به خاطر دو قرینه است، قرینه اول اینکه متعلق ایمان دوم را بطور تفصیل شرح میدهد و میفرماید: به خدا و رسول او و کتاب او ایمان بیاورید ... و قرینه دوم این است که تهدید کرده که اگر به تک تک این جزئیات و تفاصیل ایمان نیاورید به ضلالتی بعید گمراه شدهاید، پس معلوم میشود که مراد از ایمان اول ایمان بطور اجمال و سر بسته و در بسته است و مراد از ایمان دوم، ایمان به تفاصیلی است که در آیه بیان نموده و حاصل مضمون آیه این است که مؤمنین باید ایمان سربسته و اجمالی خود را بر تک تک این جزئیات بگسترند، برای اینکه این جزئیات معارفی هستند که به یکدیگر مرتبط و وابستهاند و هر یک مستلزم بقیه است.» [۵۱]
۳. «قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا یُتْلی عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً»
«بگو: «خواه به آن ایمان بیاورید، و خواه ایمان نیاورید، کسانی که پیش از آن به آنها دانش داده شده، هنگامی که (این آیات) بر آنان خوانده میشود، سجده کنان به خاک میافتند.» [۵۲]
آیه الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه مینویسد:
«این آیه برای درهم شکستن غرور مخالفان نادان میگوید:" میخواهید ایمان بیاورید، میخواهید نیاورید، آنها که پیش از این علم و دانش به آنها داده شده است هنگامی که قرآن بر آنان خوانده میشود با تمام صورت بخاک میافتند" و سر تسلیم در برابر آن فرود میآورند (قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا یُتْلی عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً).» [۵۳]
ایمان به قرآن در روایات
ایمان به قرآن در روایات زیادی مورد تاکید قرار گرفته است که دو روایت ذیل از جمله آنهاست:
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند:
«إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ هُوَ النُّورُ الْمُبِینُ، وَ الْحَبْلُ الْمَتِینُ، وَ الْعُرْوَهُ الْوُثْقَی، وَ الدَّرَجَهُ الْعُلْیَا، وَ الشِّفَاءُ الْأَشْفَی، وَ الْفَضِیلَهُ الْکُبْرَی، وَ السَّعَادَهُ الْعُظْمَی، مَنِ اسْتَضَاءَ بِهِ نَوَّرَهُ اللَّهُ، وَ مَنِ اعْتَقَدَ بِهِ فِی أُمُورِهِ عَصَمَهُ اللَّهُ، وَ مَنْ تَمَسَّکَ بِهِ أَنْقَذَهُ اللَّه »
«قرآن چراغی آشکار و ریسمانی محکم و ملجأ مطمئنی است که در رتبه و مقام بالا قرار دارد. قرآن برترین شفابخش و بالاترین فضیلت و سعادت است، هرکس از نور او بهره برد، خدا او را هدایت نماید و هرکس امور خویش را به او پیوند دهد، خداوند او را مصون دارد و هرکس به قرآن، تمسک جوید، خداوند او را نجات دهد» [۵۴]
همچنین، حضرت در روایتی دیگر، عمل به تعالیم قرآن را لازمه ایمان به آن میداند و میفرماید:
«مَا آمَنَ بِالْقُرْآنِ مَنِ اسْتَحَلَّ حَرَامَه» [۵۵]
«به قرآن ایمان ندارد کسی که حرامش را حلال شمارد.» [۵۶]
ایمان به قرآن در آینه فقه
در فقه، ایمان به کتب آسمانی و خصوصا قرآن کریم، نقش بسزایی دارد.
این ایمان مقدم بر بحث فقه و احکام و فروع دین میباشد، در صورتی که انسان مومن به قرآن کریم نباشد، نمیتواند در فقه، به حکمی از احکام الهی ملتزم گردد. زیرا اولین و مهمترین وسیله فهم و استنباط احکام الهی، کتاب خدا «قرآن » است.
ایمان به تمام آیات و سورهها و تعالیم قرآن کریم، در فقه، لازم و ضروری است. بنابراین عدم ایمان به قرآن کریم و یا ایمان به بخشی از آن و یا اعتقاد به تحریف تمام قرآن و یا بخشی از آن، استنباط احکام از این کتاب مقدس را غیرممکن میسازد.
بنابراین، اصل، ایمان به قرآن کریم است و اینکه تماما از جانب خداوند است و مصون از هر گونه تحریف به زیاده و نقصان میباشد تا بتوان از آن در فقه و استنباط احکام شرعی، استفاده نمود.
راهکار تقویت این معروف
وظیفه افراد مجتمع
وظیفه آحاد مردم جهت تقویت ایمان به قرآن کریم، تلاوت و تدبر، فهم معارف بلند قرآن و عمل بر طبق تعالیم انساز ساز آن است.
با مداومت بر تلاوت همراه با فهم و تامل آیات قرآن کریم، ایمان مردم نسبت به آن افزون تر میگردد و با عمل بر طبق تعالیم و دستورات الهی آن، به حیات حقیقی و سعادت ابدی خواهند رسید. چرا که ایمان به قرآن کریم و عمل بر طبق فرامین بلند آن، انسان را در ایمان خود، مستحکم میکند و او را در برابر هجمههای شیطان و هواهای نفس قوی و پایدار میسازد.
در این خصوص امام سجاد(علیه السلام) در دعای ۴۲ صحیفه سجادیه میفرمایند:
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلِ الْقُرْآنَ لَنَا فِی ظُلَمِ اللَّیَالِی مُونِساً، وَ مِنْ نَزَغَاتِ الشَّیْطَانِ وَ خَطَرَاتِ الْوَسَاوِسِ حَارِساً، وَ لِأَقْدَامِنَا عَنْ نَقْلِهَا إِلَی الْمَعَاصِی حَابِساً، وَ لِأَلْسِنَتِنَا عَنِ الْخَوْضِ فِی الْبَاطِلِ مِنْ غَیْرِ مَا آفَهٍ مُخْرِساً، وَ لِجَوَارِحِنَا عَنِ اقْتِرَافِ الْآثَامِ زَاجِراً، وَ لِمَا طَوَتِ الْغَفْلَهُ عَنَّا مِنْ تَصَفُّحِ الِاعْتِبَارِ نَاشِراً، حَتَّی تُوصِلَ إِلَی قُلُوبِنَا فَهْمَ عَجَائِبِهِ، وَ زَوَاجِرَ أَمْثَالِهِ الَّتِی ضَعُفَتِ الْجِبَالُ الرَّوَاسِی عَلَی صَلَابَتِهَا عَنِ احْتِمَالِهِ.»
«خدایا بر محمد و آل محمد درود بفرست و قرآن را در تاریکی شب، مونس و همدم ما قرار بده و در برابر کششها، گرایشها و وسوسههای شیطانی، امین قرار بده و چنان کن که قرآن قدمهای ما را از سیر در راه معاصی باز دارد و زبان را از گفتن سخن باطل، بی هیچ آفتی که به زبان برسد، لال گرداند و اعضاء و جوارح ما را از ارتکاب گناهان باز دارد و طومار عبرتها را که به دست غفلت پیچیده شده، پیش روی ما بگشاید تا عجائب و شگفتیهای قرآن و همچنان مثلهای هشداردهنده آن، که کوههای سخت از تحمل آن ناتوانند، برقلبهای ما راه یابد.» [۵۷]
وظیفه حکومت اسلامی
حکومت اسلامی در این خصوص وظیفه دارد با فراهم کردن زمینههای لازم برای تحقق ایمان به قرآن کریم و عمل بر طبق تعالیم آن، افراد مجتمع را در پایبندی به قرآن کریم، تشویق و همراهی نماید.
أ. برگزاری و تقویت جلسات مختلف قرآنی در مساجد و اماکن مذهبی؛
ب. آموزش قرآن و مفاهیم آن از طریق رسانه ملی، دانشگاهها، ادارات و مراکز دولتی؛
ت. ساخت برنامههای مختلف رادیو تلویزیونی برای انتقال صحیح مفاهیم قرآنی در قالب نشستهای کارشناسی، فیلم و سریال و...
ث. برنامه ریزی فعالیتهای دولت و تصمیم گیریهای کلان کشوری بر مبنای تعالیم قرآنی
از جمله وظایف حکومت اسلامی در راستای ترویج فرهنگ قرآنی و تقویت ایمان به این کتاب وحیانی است.
وظیفه علماء و نخبگان
علماء، اندیشمندان و نخبگان، وظیفه دارند با تبیین صحیح مفاهیم قرآن کریم، شرح و توضیح و تفسیر آن و پاسخگویی به شبهات در زمینه وحیانی بودن قرآن، مصون از تحریف بودن آن و... زمینه استفاده بیش از پیش مردم از این کتاب مقدس را فراهم سازند.
آموزش تلاوت، ترجمه قرآن به زبانهای مختلف دنیا، آموزش مفاهیم، تفسیر قرآن و آموزش آن به مردم، پاسخگویی صحیح و منطقی به شبهات و سوالات مطرح شده در خصوص قرآن کریم، عمل بر طبق تعالیم و دستورات قرآن کریم و... وظایفی است که بر عهده علما و نخبگان است.
منابع برای مطالعه بیشتر
۱. محمد هادی معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ج۱، مؤسسه النشر الاسلامی - قم، چاپ: دوم، 1415
۲. جمعی از نویسندگان، آشنایی با قرآن، امیر کبیر - تهران، چاپ: چهارم، 1382
۳. سید محمد رادمنش، آشنایی با علوم قرآنی، علوم نوین/جامی - تهران، چاپ: چهارم، 1374.
۴. سید رضا مؤدب، اعجاز القرآن در نظر اهل بیت عصمت ع و بیست نفر از علمای بزرگ اسلام، احسن الحدیث - قم، چاپ: اوّل، 1379.
۵. رسول جعفریان/محمود شریفی، افسانه تحریف قرآن، شرکت چاپ و نشر بین الملل - تهران، چاپ: اوّل، 1382.
۶. محمد تقی مصباح یزدی، قرآن شناسی، ج۲، موسسه آموزشی وپژوهشی امام خمینی - قم، چاپ: دوم، 1380.
۷. محمد علی رضائی اصفهانی، درسنامه روشها و گرایشهای تفسیری قرآن، مرکز جهانی علوم اسلامی - قم، چاپ: اوّل، 1382.
۸. حسین علوی مهر، روشها و گرایشهای تفسیری، اسوه - قم، چاپ: اوّل، 1381.
۹. مصطفی کریمی، وحی شناسی، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره، چاپ دوم، بهار 1387
۱۰. آیه الله خویی، البیان فی تفسیر القرآن، موسسه احیاء آثار الامام الخوئی، قم ، چاپ اول
۱۱. داود کمیجانی، قرآن و کتب ادیان الهی، آدرس اینترنتی مقاله سایت سازمان تبلیغات اسلامی: http://old.ido.ir//a.aspx?a=1385032201
۱۲. سایت المفلحون، مقاله «ایمان به کتابهای آسمانی»
فهرست منابع
۱. قرآن کریم
۲. مکارم شیرازی، ترجمه قرآن، دار القرآن الکریم(دفتر مطالعات تاریخ ومعارف اسلامی)، قم ، ۱۳۷۳ ش ، چاپ دوم.
۳. علامه مجلسی، بحار الأنوار، دار إحیاء التراث العربی ، بیروت ، ۱۴۰۳ ق ، چاپ دوم .
۴. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی (ط - الإسلامیه) - تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق.
۵. کلینی، اصول الکافی / ترجمه مصطفوی، کتاب فروشی علمیه اسلامیه - تهران، چاپ: اول، ۱۳۶۹ ش.
۶. علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان ، سید محمد باقر موسوی همدانی ، دفتر انتشارات اسلامی جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم ، ۱۳۷۴ ش ، چاپ پنجم .
۷. شیخ طبرسی، الإحتجاج، نشر المرتضی - مشهد، چاپ: اول، ۱۴۰۳ق.
۸. شیخ طبرسی-ترجمه از جعفری، الاحتجاج(ترجمه جعفری)، انتشارات اسلامیه - تهران، چاپ: اول، ۱۳۸۱ ش.
۹. محمد هادی معرفت، التمهید فی علوم القرآن، مؤسسه النشر الاسلامی - قم، چاپ: دوم، 1415.
۱۰. جمعی از نویسندگان، آشنایی با قرآن، امیر کبیر - تهران، چاپ: چهارم، 1382
۱۱. سید محمد رادمنش، آشنایی با علوم قرآنی(رادمنش)، علوم نوین/جامی - تهران، چاپ: چهارم، 1374.
۱۲. سید رضا مؤدب، اعجاز القرآن در نظر اهل بیت عصمت ع و بیست نفر از علمای بزرگ اسلام، احسن الحدیث - قم، چاپ: اوّل، 1379.
۱۳. رسول جعفریان/محمود شریفی، افسانه تحریف قرآن، شرکت چاپ و نشر بین الملل - تهران، چاپ: اوّل، 1382.
۱۴. محمد تقی مصباح یزدی، قرآن شناسی، موسسه آموزشی وپژوهشی امام خمینی - قم، چاپ: دوم، 1380.
۱۵. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه ، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، تهران ، ۱۳۷۴ ش
۱۶. محمد علی رضائی اصفهانی، درسنامه روشها و گرایشهای تفسیری قرآن، مرکز جهانی علوم اسلامی - قم، چاپ: اوّل، 1382.
۱۷. حسین علوی مهر، روشها و گرایشهای تفسیری، اسوه - قم، چاپ: اوّل، 1381.
۱۸. ابن شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، جامعه مدرسین - قم، چاپ: دوم، ۱۴۰۴ / ۱۳۶۳ق.
۱۹. ابن شعبه،- کمرهای، محمد باقر، تحف العقول / ترجمه کمرهای، کتابچی - تهران، چاپ: ششم، ۱۳۷۶ ش.
۲۰. ابن بابویه، محمد بن علی - کمرهای، محمد باقر، الأمالی/ ترجمه کمرهای، انتشارات علمیه اسلامیه - تهران، چاپ: ششم، ۱۳۷۶ش.
۲۱. ابن بابویه، محمد بن علی، الأمالی، اعلمی - بیروت، چاپ: پنجم، ۱۴۰۰ق / ۱۳۶۲ش.
۲۲. مصطفی کریمی، وحی شناسی، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره، چاپ دوم، بهار 1387
۲۳. محمد علی رضائی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، کتاب مبین - رشت، چاپ: سوم، 1381.
۲۴. ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید، مکتبه آیه الله المرعشی النجفی - قم، چاپ: اول، ۱۴۰۴ق.
۲۵. حسن بن علی، امام یازدهم علیه السلام، التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری علیه السلام - ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۴۰۹ ق.
۲۶. آیه الله خویی، البیان فی تفسیر القرآن، موسسه احیاء آثار الامام الخوئی، قم ، چاپ اول
۲۷. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیّاشی - تهران، چاپ: اول، ۱۳۸۰ ق.
۲۸. علی بن الحسین، امام چهارم علیه السلام، الصحیفه السجادیه - قم، چاپ: اول، ۱۳۷۶ش.
۲۹. داود کمیجانی، قرآن و کتب ادیان الهی، آدرس اینترنتی مقاله سایت سازمان تبلیغات اسلامی: http://old.ido.ir//a.aspx?a=1385032201
۳۰. سایت المفلحون، مقاله «ایمان به کتابهای آسمانی»
۳۱. محمود عبد اللهی، وحی در قرآن، بوستان کتاب قم - قم، چاپ: اوّل، 1385
۳۲. فائزه عظیم زاده؛ بی بی سادات رضی؛اعظم پویازاده، نگرشی نوین بر تاریخ و علوم قرآنی، بنیاد قرآن - تهران، چاپ: اوّل، 1380.
پانویس
- ↑ الأنبیاء، 5
- ↑ الأنبیاء، 6
- ↑ ص، 4
- ↑ محمدعلی رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص 64
- ↑ الحج، 52
- ↑ محمود عبداللهی، وحی در قرآن، ص 75
- ↑ النحل، 103
- ↑ الأنفال، 31
- ↑ یونس، 15
- ↑ الإسراء، 105
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 12، ص 315
- ↑ القدر، 1
- ↑ بقره، 185
- ↑ معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ج 1، ص 135
- ↑ هود، 13؛ یونس، 38
- ↑ یونس، 16
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان،1 ج، ص 63
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان، ج 1، ص 66
- ↑ النمل، 6
- ↑ الانسان، 23
- ↑ شعراء، 192-193
- ↑ مریم،64
- ↑ یونس، 15
- ↑ بروج، 21-22
- ↑ کریمی، وحی شناسی، ص137
- ↑ کریمی، وحی شناسی، ص241
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان، ج15، ص317
- ↑ الإسراء، 88
- ↑ شیخ صدوق، امالی، ص545
- ↑ الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمرهای، متن، ص 546
- ↑ حاقه، 44-46
- ↑ کلینی، الکافی، ج8، ص 53
- ↑ الحجر، 9
- ↑ خویی، البیان، ص 226
- ↑ طبرسی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، ج 2، ص 447
- ↑ طبرسی، الإحتجاج / ترجمه جعفری، ج 2، ص 519
- ↑ شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید، ج 12، ص 74
- ↑ کلینی، الکافی،ج 7، ص 176
- ↑ نحل، 89
- ↑ مصباح یزدی، قرآن شناسی، ج 2، ص 302
- ↑ تفسیر عیاشی، ج 1، ص 10
- ↑ انعام، 90
- ↑ بقره، 185
- ↑ انبیاء، 107
- ↑ فرقان، 1
- ↑ سبأ، 28
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ج 17، ص 213
- ↑ البقره،41
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 1، ص 207
- ↑ النساء، 136
- ↑ علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان،ج 5، ص182
- ↑ الإسراء، 107
- ↑ تفسیر نمونه،ج 12، ص 319
- ↑ التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری علیه السلام، ص 449
- ↑ ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص56
- ↑ تحف العقول / ترجمه کمرهای، متن، ص 55
- ↑ صحیفه سجادیه، دعای 42







