فرهنگ مصادیق:انواع قربانی در تورات

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از انواع قربانی در تورات)
پرش به: ناوبری، جستجو
انواع قربانی در تورات

رسوم دینی یهود

یکی از آداب و رسوم دینی در دین یهود، سنت قربانی می‌باشد. این سنت نزد قوم عبری یکی از عبادات مهم به شمار می‌رفت. آداب و رسوم قربانی در کتب مذهبی یهود، در فصل قداشیم (مقدسات) مطرح است; زیرا قربانی برای یهود در شمار مقدس‌ترین خدمات به شمار می‌رفته، پیروان یهود طی مناسکی ویژه، برای توبه و اعتراف و تقدیس و کفاره و شکر، به انجام قربانی‌های خونی و غیر خونی، در مذبح‌های خصوصی یا در معبدهای کوچک بالای تپه‌ها مبادرت می‌ورزیدند.

قربانی در تورات

از واقعیت ذبیحه و قربانی در بین یهود اولیه به دلیل تحریف‌هایی که بر تورات رفته است، اطلاعی در دست نیست و آنچه هم اکنون از این مراسم در اختیار می‌باشد، از منابع فعلی یهود است. در باب ۳۲ سفر خروج می‌خوانیم که: «جناب هارون گوساله ساخت و مذبحی برای او بنا کرد و فریاد زده گفت: فردا عید است. برای خداوند گوساله را عبادت کرد و بنی اسرائیل را هم امر به عبادت او نمود. پس ایشان به امر هارون ذبایح برای گوساله ذبح نمودند و قربانی‌ها برای تقرب کردند.» در آیه ۳ از باب ۵ سفر خروج می‌خوانیم: «به صحرا برویم و نزد یهوه خدای خود قربانی بگذاریم مبادا ما را به وبا یا شمشیر مبتلا سازد.»
از آنچه که در کتاب مقدس آمده می‌توان نتیجه گرفت که ذبح قربانی یکی از اجزاء دین یهود است. در شریعت حضرت موسی برای ذبایح نظم و ترتیبی وضع شده بود در حالی که قبل از شریعت وی با توجه به نوع و تعداد ذبایح و شرایط ذبح، ذبایح اختیاری بودند هر کاهن با دست خودش ذبح می‌کرد. کهنه (کاهنان) در بین یهود آنانی بودند که به درجه کهونت رسیده و اجازه داشتند خودشان قربانی و ذبایح را ذبح کنند. آنها تنها کسانی بودند که وظیفه انجام شعائر دینی را به عهده داشتند. قبل از آنکه حضرت موسی به کوه طور خوانده شود و الواح مقدس را دریافت کند، ذبایح در بین بنی اسرائیل اختیاری بود، وضعیت ثابت و مرتبی نداشت و با توجه به نوع حیوان مذبوح و ذبایح تعداد آنها و شرایط متفاوت بود. ولی پس از آن در ذبح و قربانی‌ها ترتیب و انسجامی پدید آمد و بعدها تقدیم ذبایح در خانواده هارون انحصاری گشت.

انواع قربانی در دین یهود تقسیم بندی جیمز هاکس

در آیین یهود، قربانی را به اعتبارات گوناگون تقسیم کرده‌اند. جیمز هاکس، مؤلف و مترجم امریکایی قاموس کتاب مقدس، قربانی‌های دین یهود را عبارت دانسته است از:

قربانی‌های سوزاندنی

این قربانی‌ها برای کفاره گناهان بود که می‌بایست نرینه بی عیب گاو و یا گوسفندان را در نهایت رغبت و میل قربانی کنند. یهودیان به این نوع قربانی «اولاه» به معنای آنچه بالا می‌رود گویند; زیرا با سوختن آن، دودش به مشام یهوه می‌رسد. آن‌ها به دود قربانی «رئاح نیخوآخ» یا «رایحه آرامش بخش» می‌گویند.

پیش کشی‌ها

پیش کشی‌ها، شامل آرد و روغن و زیتون و کندر بود که قدری از آرد و روغن و تمام کندر را بر قربان گاه گذارده، می‌افروختند.

جنباندنی‌ها

جنباندنی‌ها نوبر محصولات زمینی بود که در عید «فصح» تقدیم یهوه می‌شد.

هدیه افراشتن

که از محصولات بعد از درو بود.

قربانی سلامتی

این قربانی برای تقدیس خداوند بود که می‌بایست از حیوانات و محصولات کشاورزی تقدیم می‌شد.

قربانی‌های خطا و گناه

این قربانی برای کفاره به عمل می‌آمد و به جا آوردن آن برای زدودن گناه شخصی یا غیر عمدی، به عهده کاهن بود; شخص خطاکاری دست خود را بر سر بزی می‌گذارد، به گناه خود اعتراف می‌نمود، آن گاه حیوان را به دست کسی داده، آن را در دشت برده، قربانی می‌کرد.

پیش کش‌های گیاهی، جانوری و انسانی در دین یهود

همان گونه که از این تقسیم بندی بر می‌آید، می‌توان دریافت که قوم یهود نیز همچون بسیاری از اقوام و ادیان دیگر به پیش کش‌های گیاهی، جانوری و انسانی به درگاه یهوه عقیده داشتند. یکی از آنها عبارت است از قربانی گاو سرخ.
از قربانی‌های مهم نزد یهود قربانی گاو به درگاه یهوه بود. در سفر اعداد، مشخصاتی برای گاو مورد نظر ذکر گشته. در آن جا آمده است: «به بنی اسرائیل بگو که گاو سرخ پاک، که در آن عیب نباشد و یوغ بر گردنش نیامده باشد، نزد تو بیاورند.» مراسم قربانی این حیوان از این قرار است که پس از ذبح گاو در محلی بیرون از معبد، کاهن انگشت خود را در خون قربانی فرو می‌کرد و آن را هفت مرتبه به سوی پیشگاه خیمه اجتماع می‌پاشید. پس از این مرحله، پوست و گوشت و خون گاو با سرگین او سوزانده می‌شد و خاکستر آن توسط شخصی طاهر جمع آوری و با آب مخلوط می‌گردد و در جای پاک نگه داری می‌شد تا جماعت بنی اسرائیل از آن به عنوان آب تنزیه برای تطهیر استفاده کنند. این نوع قربانی زمانی صورت می‌پذیرفت که کسی در خیمه گاه یا بیرون از آن می‌مرد. در این مواقع، هر که مرده آدمی را لمس کرده بود، به مدت هفت روز نجس می‌شد و برای تطهیر، لازم بود خود را با آب تنزیه بشوید.
در تاریخ قوم بنی اسرائیل، علاوه بر قربانی‌های حیوانی و محصولات زمینی، از قربانی انسانی نیز نشان‌هایی در دست است. در این باره، برخی از محققان یهودشناس بر آن شدند تا با توجیهاتی، اصل مسأله قربانی انسانی در دین یهود را منتفی بدانند.

دیدگاه مارتین بوبر و ایسفلدت در مورد قربانی انسانی در یهود

پروفسور مارتین بوبر (MARTIN BUBER ;1878 -1968)، یکی از یهودیان سرشناس در این باره، معتقد است: «مقصود از هدیه فرزند اول، نذر کردن برای خدمت به یهوه بوده است، نه قربانی آن.» ایسفلدت (ESSFELDET) و دینگ گرین (Ding Greene) از دیگر یهودشناسانی هستند که بر خلاف نظریه بوبر، معتقدند که قربانی نخست از فرزندان، خود از شعایر دین یهود بوده است. ایسفلدت توضیح دیگری را نیز بر مطلب مزبور می‌افزاید. او می‌گوید: «قربانی نخست زاده وظیفه یهوه پرستان پیش از تبعید به بابل بوده است و پس از تبعید، در دین یهود، این شعایر ممنوع گردیده است.» علاوه بر قربانی نخست زادگان، ایسفلدت روایات دیگری را نیز یادآور می‌شود که بیانگر رواج قربانی انسانی در میان قوم بنی اسرائیل است.

روایت حضرت ابراهیم (ع) و فرمان قربانی اسحاق

روایت حضرت ابراهیم (ع) و فرمان قربانی اسحاق، آن دسته از محققان را که به رواج رسم قربانی انسانی میان قوم بنی اسرائیل قایلند، یاری می‌رساند تا بر ادعای خویش شاهدی آورده باشند. داستان ذبح اسحاق از آیین یهود، داستانی آشناست. داستان از این قرار است که خداوند، حضرت ابراهیم (ع) را فرمان داد تا فرزندش اسحاق را قربانی کند. حضرت ابراهیم نیز علی رغم علاقه وافر به پسر، به فرمان خداوند سر تسلیم فرود آورد و آماده قربانی شد. در آخرین لحظات و به هنگام شروغ ذبح، گوسفندی نزد ابراهیم حاضر شد تا جانشین قربانی اسحاق گردد. با توجه به روایت مزبور، برخی بر آن شدند که رسم قربانی انسانی میان اجداد بنی اسرائیل، رسمی شایع و متداول بوده و بعید نیست که این رسم در نسل‌های بعد نیز از جمله نزد قوم یهود، هم چنان متداول و رایج باشد.

روایت یفتاح

روایت دیگری هست که مؤید رواج رسم قربانی در میان قوم یهود به حساب می‌آید. روایت از این قرار است که یفتاح از قضات بنی اسرائیل و رئیس قوم یهود بود. وی در جنگی که میان اسرائیلیان با طایفه بنی عمون رخ داد، برای پیروزی بر دشمن، نذری کرد که اگر بر دشمن فایق آیند، هنگام بازگشت، اولین کسی را که از خانه به استقبال او آید، قربانی یهوه سازد و در آتش بسوزاند. پس از پیروزی بر دشمن و بازگشت به خانه، نخستین مستقبل وی، یگانه دخترش بود که با دف و رقص بیرون آمد. یفتاح پس از آن که به دخترش دو ماه فرصت داد تا به بیرون شهر رفته و با حزن و اندوه به اتفاق دوستانش به سر برد، به وفای نذر خویش پرداخت.
از آن به بعد، دختران اسرائیل سالی چهار روز از برای یفتاح ماتم می‌گیرند. دربارهٔ روایت یفتاح، مفسران عهد عتیق تفاسیر متعدد ذکر کرده‌اند; از آن جمله است که برخی گفته‌اند مقصود یفتاح از جمله «هرچه به استقبال من از در خانه‌ام بیرون آید، از آن خداوند خواهد بود و آن را برای قربانی سوختنی خواهم گذرانید» آن است که «هر که از برای ملاقات وی بیرون آید، وقف خدمت خداوند خواهد بود و اگر از حیوانات باشد، آن را قربانی سوختنی خواهد نمود.»
ایرادی که محققان بر توجیه مزبور گرفته‌اند آن است در تمامی نسخه‌ها، حرف عطف «واو» آمده و در هیچ یک از آن‌ها، حرف «با» نیامده است و این بدین معناست که هرچه و هر که اول بار به استقبال من آید، آن را قربانی سوختنی خواهم کرد. عده‌ای بر آنند که قربانی سوختنی را باید به معنای روحانی تفسیر کرد. در پاسخ، این گونه تفاسیر را مخالف تفسیر لغوی آن دانسته‌اند. عده‌ای دیگر برآنند که یفتاح نذر نمود دخترش همواره بکر بماند. مفسران یهودی این تفسیر را نیز ناپسند می‌دانند; زیرا به قول آنها اولا، نذر عدم تزویج از جمله عادات عبرانیان نبوده و این امر در نظر ایشان فخر نبوده است. علاوه بر این، عدم تزویج در عهد عتیق، همچون مصیبتی برای دوشیزگان تلقی شده است. ثانیا، یفتاح در زمان خود، شخصی نبود که مقتدای قوم واقع گردد. ثالثا، اندوه یفتاح دلالت بر صحت تفسیر و صحت مطلب می‌نماید. رابعا، دختر یفتاح پیش از نذر، دوشیزه بود، اگر فرض مزبور را بپذیریم، حزن دوماهه او را کفایت نمی‌کرد، بلکه گفته می‌شد که تمام عمر از برای بدبختی مغموم بود. خامسا واضح است که پس از آن دو ماه، دیگر ذکری از دختر یفتاح شنیده نشده و دختران اسرائیل از آن به بعد، سالی چهار روز از برای وی می‌گریند.

دیدگاه ویل دورانت دربارهٔ قربانی کردن کودکان

ویل دورانت، دربارهٔ قربانی کردن کودکان می‌نویسد: «پیشینیان یهود را همانند پاره‌ای از اقوام عادت بر این بوده که کودکی را قربانی کنند. این کار را دوست می‌داشتند تا بدینوسیله خشم آسمان را فرو نشانند! به مرور زمان ترجیح دادند این قربانی را از میان کودکان مجرم که به اعدام محکوم می‌شدند، برگزینند. بابلی‌ها به این قربانی جامه پادشاهی می‌پوشاندند تا به فرزند پادشاه شباهت پیدا کند سپس به دار می‌آویختند و این کار در "رودس" و عید "کرونس" بود. گمان می‌رود که قربانی کردن گوسفند یا بزغاله در عید فصح در حقیقت تخفیف حکم قربانی بوده که با پیشرفت تمدن از قربانی انسان به قربانی حیوان تحول یافته است.» چنین به نظر می‌رسد که یهودیان در حال حاضر بره یا بزغاله‌ای را در حج بیت المقدس قربانی می‌کنند.

تقسیم قربانی‌ها به قربانی خونی و غیر خونی

از دیگر تقسیم بندی‌هایی که برخی از محققان، از قربانی یهودی نموده‌اند، تقسیم قربانی‌ها به قربانی خونی و غیر خونی است که اصطلاحا بدان «مینهاه» (Minhah) می‌گفتند. این اصطلاح از زمان حزقیل (HEZKIEL) یعنی قرن ششم ق. م صرفا به هدایای حبوبات اطلاق گردید. طبق این تقسیم بندی، قربانی خونی شامل حیوانات اهلی مانند گاو و گوسفند و کبوتر می‌شد و قربانی غیر خونی از نوبر میوه‌های فصل و شراب و زیتون و آرد تشکیل می‌گردید. نزد کنعانیان نیز قربانی انواع گوناگونی داشت. از آن جا که برخی از اسباط یهود، که به زندگانی کشاورزی و فلاحتی پرداخته بودند، متأثر از قربانی‌های کنعانی گشتند. نزد کنعانیان، دو نوع قربانی متداول بود: یکی عبارت بود از اهدای هدایا مانند نوبر گله‌ها و نوبر میوه ها; و دیگری مراسم «عشاء ربانی».

انواع ذبایح خونین

ذبایح خونین خود سه دسته بودند:
۱- قربانی و ذبایح سوختنی: رسم چنین بود که آنها را به گونه‌ای می‌سوزاندند که غیر از پوست حیوان چیزی باقی نمی‌ماند که البته آن پوست نیز سهم کاهن بود.
۲- قربانی‌ها و ذبایح تکفیری و خطایی: چنانکه از اسم آن برمی آید به جهت تکفیر گناهان و یا تجاوز از شریعت ده گانه موسی انجام می‌یافته و پاکی فرد خاطی هدف آن بوده است. البته در این نوع ذبایح تمام ذبیحه سوزانده نمی‌شد بلکه تنها دنبه‌های آن سوزانده می‌شد و آنچه از ذبیحه باقی می‌ماند به کهنه می‌رسید. در این مراسم اگر دسترسی به قربانی بزرگ نداشتند یک جفت کبوتر قربانی می‌کردند.
۳- قربانیها و ذبایح سلامت: این نوع قربانی جزو ذبایح واجب محسوب نمی‌شد.
علاوه بر اینها ذبح دو گنجشک برای تطهیر و شفا یافتن از برص انجام می‌گرفت. اوامر دهگانه خداوند امر می‌کرد ذبایح از عیوب مبرا و از سلامتی برخودار باشند و نیز امر می‌کرد که تعداد ذبایح تقدیمی بایستی متناسب با قدرت و توان تقدیم کننده باشد. کیفیت تقدیم ذبایح چنین بود که فقط شحم (پیه) و کلیه‌های آنها را می‌سوزاندند و باقی مانده به مصرف کاهن و تقدیم کننده می‌رسید. به اینصورت که گوشت سینه و کتف‌ها به کاهن و باقی را به صاحب ذبیحه می‌دادند.

فهرست منـابـع

آدین اشتاین سالتز- سیری در تلمود- مترجم باقر طالبی دارابی- مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب- 1383
یونس حمامی لاله زار- مقاله قوانین ذبح در آیین یهود- انجمن کلیمیان ایران
حسن فراهانی- مقاله قربانی در ادیان- ماهنامه معرفت- شماره 51
سایت باشگاه اندیشه- مقاله حج در آیین یهود
حسین لسان- مقاله قربانی از روزگر کهن تا امروز- صفحه ۱۵- ۱۴- مجله هنر و مردم- سال ۱۴- ش ۱۶۷ـ 169
جیمز هاکس- قاموس کتاب مقدس- صفحه ۶۹۱، ۹۵۸، ۷۷۸ و 788
علی اصغر مصطفوی- اسطوره قربانی- صفحه ۱۱۵- ۱۲۱- تهران- بامداد- 1369
جان بی ناس- تاریخ جامع ادیان- ترجمه علی اصغر حکمت- صفحه 335
محمدجواد مشکور- خلاصه ادیان در تاریخ دین‌های بزرگ- جلد ۲ صفحه 128- 130

منبع: دایره المعارف طهور - تاریخ برداشت: 94/12/03
بازگشت به قربانی