فرهنگ مصادیق:انجام به موقع وظایف
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | اگر در توانایی انجام وظیفه شغلی خود شک داشته باشم وظیفه ام چیست؟ |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | کم کاری در وظایف اداری |
| ۲ | جلوگیری از انجام وظایف |
| ۳ | رشوه خواری برای ترک وظایف قانونی |
| ۴ | رشوه خواری در انجام وظایف قانونی |
| ۵ | سهل انگاری در وظایف اداری |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
انجام تکلیف
کلید واژه: تکلیف، حق، مسئولیت پذیری، غریزه، تکلیف پذیری.
پرسش
چرا انسان موظف به انجام تکلیف است؟
پاسخ
قبل از پاسخ ابتدا تکلیف را تعریف میکنیم و سپس به محورهای مختلفی در باب تکلیف میپردازیم تا روشن شود که خداوند چرا بر ما تکالیفی را قرار داده است.
معنای تکلیف
تکلیف آن است که کسی را آگاه سازند که باید کاری انجام دهد یا فعلی را ترک کند.
اصطلاح فقهی تکلیف
تکلیف در اصطلاح فقه عبارت است از: الزام خداوند بندگان را به انجام دادن و یا ترک عملی، این بعث و الزام را تکلیف گویند و شخص را مکلّف و آنچه را که مورد امر و یا نهی قرار گرفته است مکلف به خوانند.
اقسام تکالیف
تکالیف الهی بر پنج نوع است: وجوب، حرمت، استحباب، کراهت، اباحه و آنها را احکام تکلیفیه نامند. [۱]
تکلیف مداری یا حق محوری
ممکن است گفته شود آیا به جای تکلیف مداری بهتر نیست از حق خواهی سخن گفته میشد و ادیان را حق محور میخواندند؟ چرا در دین به جای حق از تکلیف سخن گفته میشود؟ آیا بهتر نیست بگوئیم تکلیف مداری مناسب انسانهای قرون گذشته است نه متناسب با انسان معاصر؟
عدم تفکیک حق و تکلیف
درپاسخ به سوال بالا باید دانست: حق و تکلیف از یکدیگر قابل تفکیک نیستند بلکه از مقوله تضایفند؛ یعنی تحقق یکی بدون دیگری امکان پذیر نیست کسی که از یک جهت نسبت به دیگران حق دارد، از جهت دیگر تکلیف و وظیفه دارد. اگر حکومت نسبت به مردم وظایفی دارد، حقوقی نیز بر آنان خواهد داشت. و اگر مردم بر حکومت حقوقی دارند، وظایفی نیز خواهند داشت.
تلازم حق و تکلیف در کلام امام علی
امام علی ـ علیه السلام ـ نیز دربارهٔ تلازم حق و تکلیف میفرماید:
«حق به سود کسی جاری نمیشود، مگر اینکه علیه او نیز جاری خواهد شد، و علیه کسی جاری نمیشود، مگر این که به نفع او هم جاری خواهد شد. این تنها خداوند است که حق در مورد او یک جانبه است؛ یعنی له او است و نه علیه او. با این حال خداوند نیز از باب تفضل، در برابر حق عبادت خود بر بندگان، پاداش مضاعف اعمال نیک آنان را بر خود لازم نموده است.» [۲] و سپس حقوق متقابل حکومت و مردم را بیان میکند. [۳] از اینرو نمیتوان گفت حق محوری یا تکلیف مداری یعنی نمیتوان تکلیف را مخالف حق و ناسازگار با آن تلقی کرد و خواهان حذف آن بود زیرا همانگونه که گفتیم حق و تکلیف متضایف و متلازمند و وجود یکی مستلزم دیگری است یعنی هر جا حقی باشد تکلیفی وجود دارد و هر جا تکلیفی باشد در آنجا حقی نیز وجود دارد.
فلسفه تاکید دین بر اصل تکلیف
از مطالعه آیات قرآنی و احادیث اسلامی و کتبی که در زمینه حقوق و اخلاق اسلامی با الهام از تعالیم وحیانی و عقلی، نگارش یافته است، این حقیقت را میتوان به روشنی یافت که در اسلام بر عنصر مسئولیت و تکلیف تاکید خاصی شده است و پیش از آن که از حق و طلب افراد بر دیگران سخن بگوید، وظیفه و مسؤلیت آنان را در برابر خدا، خود، جامعه و جهان یادآور میشود. اکنون ببینیم چه راز و فلسفهای است در اینکه زبان دین، زبان تکلیف است؟ بدون شک باید در هدایتگری، ماهیت انسان و ویژگیهای آدمی را در نظر داشت و از آنجا که خداوند کاملاً به ابعاد وجودی انسان و نحوه تعامل آنها آگاه است در برنامه هدایتگرایانه خودش ویژگیهای آدمی و حقیقت انسان را در نظر داشته است.
ویژگی انسان
اکنون باید دید چه ویژگی در انسان موجب گردید تا خداوند زبان هدایتگر دین را زبان تکلیف قرار دهد و بیش از آنکه بر حق خواهی تاکید کند به تکالیف و مسؤلیتها اهمیت داده است؟
غریزه خودخواهی و نفع طلبی
یکی از غرایز نیرومند در وجود انسان غریزه خودخواهی و نفع طلبی است. این غریزه سبب میشود که انسان پیش و بیش از آن که به حقوق دیگران بیندیشد و خیر و صلاح دیگران را مورد توجه قرار دهد و به مسئولیت خود در مقابل افراد دیگر توجه کند، حقوق خود را مطرح سازد و به دنبال استیفای آن باشد و تا جایی که ممکن است از تمکین کردن در برابر حقوق دیگران امتناع ورزد. [۴]
بدون شک این تمایل غریزی یعنی خودخواهی و نفع طلبی اگر تربیت نشود از موانع بزرگ اجرای حقوق در جوامع بشری است البته این مطلب یعنی تاکید دین بر مسؤلیت پذیری و تکلیف پذیری بدین معنا نیست که دین الهی برای حق و حقوق آدمیان اهمیت و ارزشی قائل نیست بلکه تکلیف دیگران به رعایت حقوق انسانها زبان دیگری از پاسداشت و احیای حقوق آدمیان است که در این شیوه و روش هم عنصر مسؤلیت داشتن و تکلیف پذیری پرورش مییابد که مانع بزرگی بر حس خودخواهی آدمیان است و هم حقوق آدمیان اقامه میشود و از ضایع شدن آن حقوق جلوگیری میگردد.
اهمیت حقوق جامعه در کلام امام علی
در زمینه اهمیت رعایت حقوق انسانها از جمله حقوق جامعه میتوان سخن امام علی ـ علیه السلام ـ را ذکر کرد که میفرماید: «انّ شرّ الناس عند الله امام جائر ضَلَّ و ضُلَّ به» [۵] براستی بدترین مردم نزد خداوند، پیشوای ستمگری است که گمراه است و مایه گمراهی دیگران میباشد.
نتیجه آنکه دین در عین احترام گذاری به حقوق آدمیان به جهت تعدیل غرائز منفعت جویانه و خودخواهانه انسانها از زبان تکلیف برای هدایتگری انسانها استفاده نموده است تا هم آن غرائز، کنترل و جهت دهی شوند و هم حقوق انسانها رعایت گردد. تناسب تکلیف مداری دین با انسان و دوران معاصر چه بسا تصور شود که اگر هم تکلیف مداری در گذشته مناسب بود اما امروزه در جهان معاصر روشی مفید نیست.
هر چند از سخنان گذشته میتوان پاسخ این تصور را یافت زیرا غرائز منفعت جویانه و خودخواهانه جزو طبیعت آدمیان است و در هر دورانی وجود دارد. و چه بسا امروزه کنترل این غرائز دشوارتر و ضروری تر هم به نظر برسد و از اینرو همچنان این شیوه دین یعنی تاکید بر تکلیف پذیری و مسئولیت پذیری بهترین شیوه احقاق حقوق است. با صرف نظر از اینها باید گفت: تکلیف و مسئولیت پذیری، و قانون گرایی نشانه بلوغ شخصیت و رشد عقلانی انسان است و همانطور که «رودلف پان ویتش» از نویسندگان آلمانی گفته است «مهم از حقی که برای بشر میخواهید قایل شوید، تکلیف اوست» [۶]از اینروست که در فلسفه سیاست و حقوق هم مسئله قانون مداری (یعنی تکلیف پذیری) مورد تاکید و اهتمام بسیار است تا جایی که گاهی حقوق بشر را به رعایت قوانین عادلانه اجتماعی (یعنی مسئولیت پذیری در برابر تکالیف و وظایف) تفسیر کردهاند زیرا قانون هم حقوق افراد را تعیین میکند و هم وظایف و مسئولیت آنان را و تاکید بر قانون مداری عبارت دیگر تاکید بر مسئولیت پذیری (و تکلیف پذیری) است. [۷]
جایگاه تکلیف در نگاهی والاتر
گاهی گفته میشود اگر خداوند مهربان و رحیم است چرا بر بندگانش تکالیفی را قرار داده است؟ در رویکرد دیگری میتوان گفت: سه تصویر از خداوند در اندیشههای اصیل وجود دارد که مطابق آن سه نوع دینداری عامیانه، عاقلانه و عاشقانه پدید میآید.
در تصویر نخست که مربوط به اذهان ساده و بسیط است خداوند موجودی قاهر و جبار است که دستوراتی دارد و در صورت تخلف از دستورات خشمگین شده و مردم را عذاب میدهد.
در تصویر دوم که مربوط به اذهان فلسفی و کلامی است رابطه انسان و خدا رابطهای تکوینی و بر اساس قوانین حاکم بر هستی است. ثواب و عقاب هم امری تکوینی و حقیقی است و تکلیف هم راهنمای خدا نسبت به همین قوانین است.
در تصویر سوم رابطه میان خدا و مخلوق رابطه عاشق و معشوق است. خدای مهربان انسان را به سوی خود دعوت میکند و این دعوت سراسر وجود انسان عاشق را شور و نشاط میبخشد. تکلیف در این تصویر دعوت نامه معشوق به عاشق است که او را لایق خطاب یافته و با او به گفتگو نشسته است و بنابراین نه تنها تکلیف زحمت نیست بلکه عین رحمت و شفقت است. عذاب هم در اینجا حرمانی است که در اثر دوری از معشوق پیدا میشود.
بنابراین انجام تکلیف در اولی از سر ترس و در دومی از سر سنجش عقلانی و در سومی از سر شوق است. اولی تکلیف گریز، دومی تکلیف پذیر و سومی تکلیف طلب است زیرا تکالیف و شریعت را چیزی جز راههای وصول به معشوق نمیبیند و کتاب آسمانی و فرامین در آن را جز دعوتنامه معشوق برای عاشق نمیبیند. [۸]
پا نویس
- ↑ دایره المعارف تشیع، ذیل واژه تکلیف.
- ↑ نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۲۱۶.
- ↑ نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۱۳۱.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، نقد مبانی سکولاریزم، قم، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه، چاپ اول، ۱۳۸۲، ص۱۴۶.
- ↑ نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۱۶۴.
- ↑ خلیلیان، خلیل، نگرش بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران انتشارات برهان، بی تا.
- ↑ نقد مبانی سکولاریزم، همان، ص۱۴۷.
- ↑ صادقی، هادی، درآمدی بر کلام جدید، موسسه فرهنگی طه، چاپ اول، ۱۳۸۲، ص۱۱۴.







