کتابخانه:امانت داری و راهکارهای ترویج آن در رسانه ملی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
نقش رسانه ملی در ترویج امانتداری و پرهیز از خیانت ورزی
مشخصات کتاب
AmanatdariVaRahayeTarvigeAnDarResaneMelli-eskandari.jpg
نویسنده مرتضی اسکندری
زبان فارسی
ناشر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهش‌های اسلامی
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۹۲
شابک ۹۷۸-۹۶۴-۵۱۴-۲۹۶-۲
دانلود PDF


محتویات

دیباچه

خداوند دربارهٔ ضرورت امانت می‌فرماید: «إِنّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدّوا اْلأَماناتِ إِلی أَهْلِها...»[۱] خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانت را به صاحبان آن برسانید.
یکی از ویژگی‌های برجسته هر انسان جوینده تعالی و کمال امانت و امانتداری است که آثار و برکات فراوانی در تعالی شخصیت انسان و زندگی افراد جامعه دارد و در فرهنگ دینی بسیار مورد تاکید است و جزو نخستین مصادیق حقوق اجتماعی است که پیش از اسلام نیز مورد احترام بوده است. بدین جهت امانت داری ملائم با طبع و سرشت آدمی است. چنانچه پیامبر صلی الله علیه و آله خود را متصف به این صفت الهی می‌داند و می‌فرماید: «إِنّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمینٌ»[۲] من برای شما فرستاده‌ای امین هستم.
و از همه مهمتر اینکه امام صادق علیه السلام آن را نشانه شیعه می‌داند و می‌فرماید: «شیعتنا اهل الوفاء و الامانه» شیعیان ما اهل وفای به عهد و امانت داری هستند.[۳]
امانتداری در سه حیطه مطرح است حفظ اموال، حفظ اسرار و حفظ ناموس و گسترش امنیت و آسایش در جامعه در گرو این فضیلت اخلاقی است و هر اندازه که میزان اعتماد و اطمینان در فضای جامعه بیشتر باشد بیشتر می‌توان به سلامت آن جامعه و تکامل آن پی برد و در چنین جامعه‌ای است که افراد می‌توانند استعدادهای خود را شکوفا سازند. زمانی که بی اعتمادی بر فضای جامعه‌ای حاکم باشد میزان زیادی از نیروهای جوامع بر سر پیدا کردن راه یابی برای برون رفت از بی اعتمادی هرز می‌رود و شاید دیگر همتی بر انجام کاری بدیع و نو باقی نماند. رسانه ملی وظیفه دارد چنین مفاهیمی را در جامعه اسلامی ترویج دهد و فرهنگ سازی کند. امانت داری یکی از مواردی است که نه تنها باید میان مردم حاکم باشد بلکه باید بین حاکمان حکومتی و کارگزاران نظام اسلامی رواج داشته باشد چرا که مسئولیت پذیری و منصب و مقام نوعی امانت الهی تفسیر شده است و مدیران و کارگزاران نظام باید برای حفظ این امانت نهایت تلاش و کوشش خویش را به کار گیرند تا مبادا از آن سوء استفاده شود و یا در امانت خیانت شود. در اسلام ضرورت امانت داری حتی در مورد غیر مسلمان سفارش شده است چنانچه امیرالمومنین علی علیه السلام می‌فرماید: «هرگاه امانتی به تو سپردند آن را بازگردان و خیانت نکن با کسی که به تو خیانت می‌کند».[۴] حضرت با تاکید بر ادای امانت حتی در صورت خیانت طرف مقابل بر ضرورت و اهمیت امانت داری در میان مردم تاکید می‌ورزند. در واقع حضرت خیانت طرف مقابل را دلیلی برای خیانت یک مسلمان نمی‌داند و تاکید می‌کند که مسلمان در هر صورت باید امانت دار باشد. بنابراین اسلام نه تنها امانت داری در جامعه اسلامی را برای تمامی افراد حتی حاکمان لازم می‌داند بلکه می‌خواهد این فضا را در میان غیر مسلمانان نیز گسترش دهد تا آنها از این اعتماد در مناسبات جهانی و بین المللی خود بهره مند شوند و از مسلمانان الگو بگیرند.
رسانه ملی به عنوان یک دانشگاه عمومی باید روحیه امانت داری را در آحاد جامعه تقویت کند و جامعه‌ای که بی اعتمادی در آن رواج داشته باشد بی ایمانی آن را تهدید می‌کند به فرموده حضرت کسی که ایمان ندارد امانت دار نیست بنابراین این دو رابطه تنگاتنگی با هم دارند.
پژوهشگر محترم مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما جناب آقای مرتضی اسکندری بر آن است تا امانت را از زوایای مختلف و در موضوعات گوناگون بررسی کند و آثار و پی آمدهای ناگوار آن را همراه با عوامل و زمینه‌های امانت داری و خیانت ورزی بیان نماید. امید است که با ارائه راه کارها و بیان حکایت‌ها و داستان‌هایی که در این زمینه بیان شده است مورد استفاده برنامه ساران رسانه ملی قرار گیرد.

مقدمه

سعادت افراد هر جامعه‌ای در گرو برنامه‌ها و قوانینی است که فرهیختگان و نخبگان آن جامعه، برای رسیدن مردم به رفاه و آسایش تدارک می‌بینند. این قوانین و برنامه‌ها بدون مجریان امین و کارآمد، کارساز نخواهد بود.
آموزش افراد امین و متعهد و به کارگیری این افراد در پست‌های کلیدی، سبب ایجاد انگیزه و گسترش هم دلی بین مردم و مسئولان می‌شود. روشن است اگر هم بستگی و هم دلی در جامعه‌ای شکل بگیرد، آن کشور پیشرفت می‌کند و برای خود، آینده درخشانی رقم می‌زند.
امانت داری از صفاتی است که برای نهادینه شدن در میان افراد جامعه، به فرهنگ سازی نیازمند است. امانت داری فضیلت اخلاقی مهمی است که در جوامع دینی و حتی غیر دینی، جایگاه ویژه‌ای دارد. اندیشمندان و بزرگان ملل و ادیان مختلف منزلت و نقش این خُلق نیکو را در رشد و تعالی جامعه شرح داده‌اند. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه معصوم علیهم السلام آن را به عنوان شاخصه اصلی دیانت برشمرده‌اند که با توجه به آن و با حاکمیت صحیح روابط بین افراد جامعه با خود، افراد با مسئولین و همه نسبت به اموال عمومی می‌توان جامعه‌ای ایمن و متعالی ایجاد کرد.
رسانه‌ها در زمینه فرهنگ سازی و گسترش امانت داری و به تبع آن تربیت انسان‌های امین نقش به سزایی دارند. رسانه‌ها پل‌های ارتباطی میان مردم هستند و در فرآیند ارتباطات و جابه جایی اطلاعات درون جامعه و میان ملت‌ها سهیم هستند. رسانه‌های ارتباط جمعی مخصوصاً صدا و سیما با ایفای نقش آموزشی، خبری و اطلاع رسانی در ایجاد تحول، مهارت، ارزش‌ها و انگیزه‌ها بسیار مؤثر می‌باشد.
در این نوشتار بنا داریم امانت داری و خیانت ورزی را از منظر فرهنگ لغات، آیات قرآنی و همچنین کلام معصومین علیهم السلام تبیین و توضیح دهیم. همچنین علاوه بر بیان اقسام و نمونه‌های آن، آثار و پی آمدهای این فضیلت مهم اخلاقی را نیز بررسی کنیم و با ارایه راه کارهای مختلف، نقش صدا و سیما در فرهنگ سازی و گسترش امانت داری و جلوگیری از رواج خیانت ورزی درون جامعه اسلامی را یادآور شویم. امید است که با به کارگیری آنها در تولید برنامه‌ها، الگوسازی و الگودهی به مخاطب گام‌های مؤثری در ترویج امانت داری و جلوگیری از خیانت ورزی برداشته شود.

فصل اول کلیات و مفاهیم

مصادیق امانت داری در اسلام

امانت در لغت

امانت در لغت ضد خیانت و به معنای اعتماد نمودن است.[۵] اَمِنَ مِنه، سکون قلبی[۶] و امن در برابر خوف است.[۷] هر چیزی که به امانت نزد دیگری سپرده شود تا از آن نگهداری کند.[۸]بنابراین اعتماد کردن همراه با سکون قلبی را امانت گویند.

ودیعه در لغت

ودیعه به معنای پاسداری، حفاظت، امنیت، امان، مواظبت، مراقبت، رازداری، نگهداری، آسایش و آرامش روح و جان است و مفاهیمی چون خیانت، دزدی و چپاول، بی وفایی، ایجاد رعب و وحشت، نیرنگ، جاسوسی، نفاق، بهتان، کتمان حقیقت، بی موالاتی در نگهداری اسرار، ضد مفهوم امانت هستند. در این تحقیق بیشتر معنای حفاظت و نگهداری منظور است.

امانت در اصطلاح

امانت در اصطلاح فقهی، در همان معنای لغوی به کار رفته، ولی در موارد فراوانی به این معنی است: «دارایی و کالایی که به اذن مالک یا شارع مقدس، در اختیار غیر مالک قرار می‌گیرد».[۹]

ودیعه در اصطلاح

به نوعی امانت که به صورت عقد جایز، قابل فسخ از طرفین است، ودیعه می‌گویند و در اصطلاح علم حقوق عبارت از مالی است که به وسیله یکی از عقود امانی یا به حکم قانون نزد شخصی باشد.[۱۰] به عمل عمدی و برخلاف امانت داری امین، خیانت در امانت می‌گویند که به ضرر صاحب مال است.

عاریه

[عاریه] آن است که کسی مال خود را در اختیار کسی بگذارد تا از آن استفاده کند و در قبال آن مزدی دریافت نگردد.[۱۱]

تفاوت عاریه با ودیعه

منظور از ودیعه، حفظ و نگهداری مال است و مستودع (ودیعه گیرنده) حق تصرف ندارد، ولی منظور از عاریه این است که مسعیر (عاریه گیرنده) در مال تصرف نماید.[۱۲] به طور کلی امانت به هر چیزی گفته می‌شود که نزد کسی به منظور محافظت و نگهداری از آن قرار می‌دهند و امانت دار کسی است که به او جهت حفظ و نگهداری اموال و اشیاء اعتماد می‌شود.

احکام امانت ودیعه و عاریه

وجوب رد امانت

به کمک کتاب و سنت و اجماع وجوب رد امانت ثابت می‌شود. در قرآن کریم به آیه ۵۸ سوره نساء و در سنت به روایات فراوانی از جمله روایت امام باقر علیه السلام استدلال می‌شود که می‌فرماید:
ثَلاثٌ لَم یَجعَل اللهُ عَزَّوجَلَّ لِأَحَدٍ فیهِنَّ رُخصَهٌ، أداءُ الأَمانهِ اِلی البِرِّ و الفاجِرِ وَ الوَفاءُ بِالعَهدِ لِلبِرِّ و الفاجِرِ و بِرُّ الوالِدَینِ بَرَّین کانا او فاجِرَین.[۱۳]
سه چیز است که خداوند عزوجل اجازه ترک آن را به هیچ فردی نداده است. بازگرداندن امانت به صاحب آن خواه نیکوکار باشد، خواه بدکار. وفا به عهد با نیکوکار و بدکار و نیکی به پدر و مادر، خواه نیکوکار باشند، خواه بدکار.
علاوه بر آیات و احادیث فراوان دربارهٔ وجوب رد امانت، هیچ اختلاف نظری در بین علما وجود ندارد (اجماع).[۱۴]

عدم ضمان

درصورتی که شخص امین در حفظ امانت کوتاهی و تعدی نکند، ضامن نیست. دلیل قرآنی آن آیه «مَا عَلَی الْمُحْسِنِینَ مِن سَبِیلٍ؛ بر نیکوکاران ایرادی وارد نمی‌شود.» (توبه:۹۲) است. در سنت نیز به روایت «لَیس عَلَی المُؤتمِن ضِمانٌ؛ ضمانتی بر عهده شخص امین نیست»[۱۵] استناد می‌شود.
همچنین همه فقها بر ضمان نبودن امانت دار، در صورت کوتاهی نکردن، اتفاق نظر دارند (اجماع).

اقسام و مصادیق امانت داری

امانت داری در علوم مختلف

در فقه

در روایات، امانت معانی گسترده‌ای دارد، اما از نظر فقهی به چیزی گفته می‌شود که مالیت داشته است و در دست غیرِ مالک قرار بگیرد. در این صورت نیز دارای موارد فراوانی است. حضرت امام خمینی رحمه الله در تحریرالوسیله امانت را به دو بخش مالکی و شرعی تقسیم می‌کند. مالکی آن است که مالکِ شیء با یکی از عناوین مالکی (ودیعه، رهن، عاریه، اجاره، مضاربه و...) آن را در اختیار شخص غیر مالک به امانت بسپارد. شرعی آن است که شیء به هیچ کدام از عناوین مالکی (ودیعه، رهن، اجاره، عاریه، مضاربه و...) در اختیار شخص غیر مالک قرار نگیرد. این شیء نزد غیر مالک امانت شرعی است. مانند اینکه باد، لباسی را در خانه غیر مالکِ لباس انداخته باشد. در این صورت لباس نزد شخص غیر مالک شرعاً امانت است و باید آن را در اسرع وقت به مالک برگرداند یا به مالک خبر دهد.[۱۶]

در حقوق

علمای علم حقوق تقسیمات مختلفی برای امانت داری ذکر کرده‌اند. امانت‌های فردی بسیار فراگیر هستند که شامل دو بخش امانت‌های مادی و امانت‌های معنوی می‌شوند. در ادامه به هر کدام از این دو بخش پرداخته می‌شود.

امانت‌های مادی

حقوق دانان امانت‌های مادی را به امانت‌های قانونی و امانت‌های قراردادی تقسیم می‌کنند.[۱۷]
امانت‌های قراردادی که در فقه از آن به امانت‌های مالکی تعبیر می‌شود؛ عبارت از امانت‌هایی است که به اختیار و اذن مالک در اختیار کسی قرار می‌گیرد. این امانت‌ها سه گونه‌اند:
۱. امانت‌هایی که تنها به مصلحت مالک «امانت گذار» است مانند ودیعه، وکالت بدون اجرت و...؛ ۲. امانت‌هایی که تنها به مصلحت گیرنده امانت «امانت دار» است مانند عاریه، قرض و...؛ ۳. امانت‌هایی که هم به مصلحت مالک و هم به مصلحت امانت دار است مانند اجاره، رهن مضاربه و...؛ امانت‌های قانونی یا شرعی عبارتند از امانت‌هایی است که بدون رضایت و اختیار مالک و بدون عقد و قرارداد، در اختیار کسی قرار می‌گیرد مانند مال‌های یافت شده، غصب شده، به سرقت رفته و... .

امانت‌های معنوی

۱. ضرورت حفظ جان و سلامت دیگران، مخصوصاً کسانی که به سبب بیماری یا سانحه‌ای جانشان به خطر افتاده است.[۱۸]
۲. عهد و پیمان از جمله امانت‌های معنوی است که وفای به آن، امر بایسته‌ای است. امام علی علیه السلام می‌فرمایند:«مِن اَحْسَنِ الأمانَهِ رَعی الذِمَمِ؛ مهم‌ترین امانت‌ها رعایت عهدهاست».[۱۹]

امانت داری در موضوعات مختلف

در گفتار

امانت داری در گفتار یعنی انسان گفته‌ها و مطالبی را که از دیگران می‌شنود و قرار نیست بقیه از آن مطلع شوند، بدون رضایت آنها بازگو نکند؛ حال چه سهواً و بدون غرض، چه اینکه عمدی و با غرض ورزی آن را انتشار دهد. در هر صورت مرتکب خیانت می‌شود. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ؛ مؤمنین کسانی هستند که امانت‌ها و عهد و پیمان خود را رعایت می‌کنند.» (مؤمنون:۸)

در اموال

برجسته‌ترین مصداق امانت در میان مردم، اموال و اشیاست. آن گاه که شخصی به دیگری اطمینان می‌کند و مال خود را به او می‌سپارد، گیرنده موظف به نگهداری از آن می‌شود و در موقع نیاز باید آن را به صاحبش برگرداند. در فرهنگ اسلامی بحثی به عنوان ودیعه وجود دارد که احکام و شرایط این نوع امانت داری و امانت گذاری در آنجا بیان شده است. قرآن کریم در بیان این قسم از امانت می‌فرماید:
فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُکُم بَعْضًا فَلْیُؤَدِّ الَّذِی اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ؛ اگر کسی از شما به دیگری امانتی سپارد، شخص امین باید آن ودیعه را به صاحبش برگرداند و از خداوند که پروردگار اوست پروا کند. (بقره:۲۸۳)

منصب‌های حکومتی

مناصب و مقامات حکومتی در دست کارگزاران نظام اسلامی، نوعی امانت محسوب می‌شود. باید به چشم ودیعه الهی به آن نگاه شود و هرگز فکر خیانت و بهره برداری شخصی در آن مطرح نباشد. امام علی علیه السلام در این باره به اشعث ابن قیس، فرماندار آذربایجان، نامه‌ای می‌نویسد و ضمن یادآوری مسئولیت سنگین او می‌فرماید:
و إِنّ عَمَلَکَ لَیسَ بِطُعمَهٍ ولکنّهُ فی عُنُقِکَ أَمانَهٌ و أَنتَ مُسترعی لِمَن فَوقَک؛ مطمئناً کاری که به تو سپرده شده لقمه‌ای چرب نیست، بلکه بار امانتی در گردن توست [که در پاسداری از آن] باید به ما فوق خود پاسخ گو باشی.[۲۰]
طبق بینش اسلامی، هر مسلمان در برابر جامعه وظایفی بر عهده دارد و هرگاه مسئولیتی به او واگذار می‌شود، باید به دیده ودیعه الهی به آن بنگرد و نهایتِ امانت داری را مبذول دارد. البته انتخاب کنندگان این افراد (اعم از مردم، و مسئولان بالاتر) باید در نظر داشته باشند چه کسانی را امین قرار می‌دهند؛ زیرا در صورتی که انتخاب شونده خائن باشد بخش بزرگی از گناه این خیانت بر گردن انتخاب کنندگان خواهد بود.

رازها و اسرار

رازهای مردم امانتند و هیچ فردی حق ندارد بدون مصلحتِ خاص، اسرار دیگران را فاش کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مصلحت خاص را این گونه بیان می‌فرماید:
الَمجالِسُ بِالأمانه اِلّا ثَلاثهَ مَجالسٍ؛ سُفِک دَمٍ حرامٍ او فَرجٍ حَرامٍ او اقْتطاعِ ما بِغیرِ حَقٍّ؛ مجلس‌ها امانت هستند، مگر سه مجلس؛ مجلسی که در آن خونی به حرام ریخته شود، مجلسی که در آن ناموس حرامی حلال شمرده شود، مجلسی که مال و ثروتی به ناحق روا شمرده شود.[۲۱]

ناموس مردم

در سیره اهل بیت علیهم السلام حرمت زنان و دختران مسلمان و حتی غیر مسلمان از مهم‌ترین اقسام امانت شمرده می‌شوند که محافظت از آن وظیفه همه مسلمانان است. هرگونه بی توجهی و سهل انگاری در آن، ضررهای جبران ناپذیری به دنبال خواهد داشت. دربارهٔ اهمیت این نوع امانت کافی است بدانیم لغزش در این زمینه موجب دوری از پیامبر و اهل بیت علیهم السلام می‌شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حدیثی می‌فرماید: «لَیس مِنّا مَن خانَ مُسلماً فی اهلِهِ و مالِهِ؛ کسی که به خانواده یا مال مسلمانی خیانت کند از ما نیست».[۲۲]

عقل و نیروی تفکر

عقل انسان یکی از امانت‌های مهم و ارزشمند الهی است که همواره افراد بشر به آن نیاز دارند و در صورت بهره نگرفتن یا استفاده درست به این امانت خیانت کرده‌اند. امام علی علیه السلام در این باره می‌فرماید: «مَا استَودَعَ اللهُ اِمرَءاً عَقلاً اِلّا أستَنقَذَهُ به یوماً؛ خداوند عقل را در وجود کسی امانت ننهاده است، مگر اینکه روزی به وسیله آن، او را نجات خواهد داد».[۲۳]

فرائض الهی

تکالیف شرعی از امانت‌های معنوی محسوب می‌شوند. انسان مسلمان باید بسیار بکوشد از مسیر این گونه امانت‌ها منحرف نشود. یکی از معانی امانت در آیه شریفه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ عَلَی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ» (احزاب:۷۲) تکالیف شرعی و فرائض الهی است. بعضی از مفسران گفته‌اند منظور از امانت، واجبات شرعی همچون نماز، روزه و حج است.[۲۴] در روایتی آمده است، هنگامی که وقت فریضه نماز می‌رسید، رنگ چهره امام علی علیه السلام تغییر می‌کرد. آن حضرت از حال طبیعی خارج می‌شد و می‌فرمود: «وقت نماز رسید، وقت ادای امانت الهی است».[۲۵]
در این روایت نکات قابل توجهی وجود دارد. امام علی علیه السلام که الگوی انسانی کامل است، به فرایض، به دیده امانت می‌نگرد و هنگام ادای آن، این گونه حساسیت نشان می‌دهد. همچنین فهمیده می‌شود چگونه باید در ادای امانت اهتمام داشته باشیم.

قرآن و اهل بیت علیهم السلام

قرآن و اهل بیت پیامبر علیهم السلام دو امانت ارزشمند هستند که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای حفظ آنها به امت سفارش کرده است. بنابراین، مسلمانان موظف هستند با جان و دل از این دو امانت گران بها نگهبانی کنند و باید طبق سفارش پیامبر در پرتو راهنمایی‌های اهل بیت علیهم السلام به معارف حیات بخش قرآن عمل کنند و به سعادت ابدی راه یابند. حدیث ثقلین گویاترین پشتوانه این سخن است.[۲۶]

جان انسان

امام علی علیه السلام می‌فرماید:
اَلَّلهم اجْعَلْ نَفسی اَوَّلَ کریمهٍ تَنتزِعُها مِن کَرائِمی و اوّلَ ودیعَهٍ تَرتَجِعُها مِن ودائِعِ نِعَمِکَ عِندی؛ بار خدایا! جان مرا نخستین چیز گرامی قرار بده که از اعضای بدن من می‌گیری و اولین امانتی که از نعمت‌های به من سپرده شده، به نزد خود باز می‌گردانی.[۲۷]
بر اساس این کلام جان انسان از امانت‌های الهی است که در وجودش به ودیعه نهاده شده و باید از این امانت در راه رضای او استفاده کرد.
حافظ لسان الغیب چه زیبا می‌سراید:
این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست روزی رخش بینم و تسلیم وی کنم

علم و دانش

رسول گرامی اسلام می‌فرماید:
العِلمُ وَدیعَهُ اللهِ فی اَرضِه و العُلَماءُ اُمَناؤهُ علیه فَمَن عَمِلَ بِعِلمِه اَدَّی اَمَانَتَهُ وَ مَن لَم یعمَل بِعِلمِه کِتُبَ فی دیوان الخائِنین؛ علم، امانت خداوند در زمین اوست و دانشمندان امینان او بر آن هستند، پس هر کس به علم خود عمل کند، حق امانت را ادا کرده و هر کس به علم خود عمل نکند، [نام او] در دفتر خائنین نوشته می‌شود.[۲۸]

میثاق بندگی

انجام وظیفه و عمل به تعهد در مقابل خالق، امانت سنگینی است که انسان در «عالم ذر» با زبان حال آن را تعهد کرده است، درحالی که هیچ موجودی توان تحمل آن را نداشته است. (احزاب:۷۲) این قسم از امانت، قابلیت تکامل به صورت نامحدود، آمیخته با اراده و اختیار و رسیدن به مقام انسان کامل و پذیرش ولایت الهی است.[۲۹] در بیانی جامع می‌توان گفت این قسم از امانت همه ابعاد و اقسام آن را تحت تأثیر قرار می‌دهد و اساساً هدف نهایی در تربیت اسلامی، رساندن انسان‌ها به این مرحله از تکامل است.[۳۰]

مصادیق امانت داری در اسلام

در فرهنگ اسلام به دو چیز امانت گفته می‌شود.

تکالیف شرعی

این نوع امانت نمونه‌های گوناگونی دارد که در ادامه به آنها اشاره می‌شود:

اعضا و نیروهای درون انسان

تمام اعضا و جوارح، توانایی‌ها، استعدادها و نیروهای محرکه وجودی انسان، نعمت‌هایی هستند که به امانت در اختیار انسان قرار گرفته‌اند و باید این امانت‌ها را به نحو شایسته‌ای در راه رضای خدا و اطاعت از او به کار گیرد. مثلاً زبان که یکی از امانات الهی است، وظیفه دارد سخن حق بگوید و از گفتن سخن لغو خودداری کند.
زبان آمد از بهر شکر و سپاس
به غیبت نگردانش ای حق شناس
چشم، گوش و دیگر اعضا و جوارح نیز از نظر اسلام امانت‌هایی هستند که خداوند متعال در انسان به ودیعه گذاشته است و باید در زمان مناسب جواب گوی این امانت‌ها باشد.

اسلام

امام خمینی رحمه الله در این باره می‌فرماید: «اسلام نه از من است و نه از شما، اسلام از خداست و همه ما مکلفیم با تمام قدرت آن را حفظ کنیم».[۳۱]

پست و مقام

افرادی که دارای مناصبی در دستگاه‌های حکومتی هستند، ضامن آن مناصب به شمار می‌آیند. این افراد باید از پست و مقام خود در جهت رضایت عامه مردم استفاده و از هرگونه سوءاستفاده خودداری کنند.

علم دین و دانش

احکام الهی، اسرار مردم، واجبات و مانند اینها نیز در اسلام از مصادیق مهم امانت شمرده شده‌اند که بیان آنها در تقسیمات امانت داری گذشت.

مال سپرده شده

منظور از مال سپرده شده اموال و اشیایی است که به امانت نزد افراد قرار می‌گیرند که شامل چند بخش است:

یک نامه‌ها و پیغام‌ها

فرد امین باید در نگه داری اسرار، مطالب و نوشته‌های دیگران بکوشد و آن را از دسترس بیگانگان هرزه و سودجو دور نگه دارد.

اجناس و کالاها

فرد امین موظف است از وسایلی که به او سپرده می‌شود مانند جان خویش نگهداری کند و بدون رضایت امانت گذار از آنها استفاده نکند.

بیت المال

بیت المال مسلمین از مهم‌ترین امانت هاست. میز، کلاس، آب، برق، وسایل نقلیه عمومی، معابر و پارک‌ها، اموال عمومی هستند و همگان باید همچون اموال شخصی خود از آنها نگهداری کنند.

حیوانات

حیوانات امانتند. به همین دلیل، حضرت علی علیه السلام در خطبه ۱۶۶ نهج البلاغه می‌فرماید: «اِتقَّوا اللهَ فِی عِبادِه وَ بِلادِهِ اِنَّکم مَسئُولون حَتّی عَنِ البُقاعِ وَ البَهائِمِ؛ در مورد بندگان خدا و سرزمینش تقوا پیشه کنید، همانا از شما دربارهٔ قطعات (املاک) و چارپایانتان سؤال می‌شود».
سؤال دربارهٔ غیر نعمت‌های الهی معنا ندارد. حیوانات هم انعام و الطاف الهی به شمار می‌آیند که باید قدر و منزلت آنها دانسته شود مثل اینکه نباید گرسنه و تشنه بمانند، از آنها زیاد کار کشید. به طور کلی نباید به آنها ظلم شود و حقوق آنها باید رعایت گردد.

زمین

انسان‌ها مکلفند این امانت خداوندی را با کشت و کار و استفاده بهینه، آباد کنند و جلوی ویرانی آن را بگیرند. در نامه امام علی علیه السلام به مالک اشتر آمده است: «و عِمارهُ بَلَدِها؛ سرزمین‌های آنها را آباد کن.» و در جایی دیگر می‌فرماید: «إِنَّکُم مَسئُولون حَتّی عَنِ البُقاع و البَهائِم؛ شما مسئولیت دارید، حتی در برابر چارپایان و زمین».[۳۲]

فصل دوم امانت داری در قرآن و سخن معصومین علیهم السلام

امانت داری در قرآن

قرآن کریم آیات متعددی دربارهٔ امانت داری دارد که در آنها افرادی را به دلیل داشتن صفت حسنه امانت داری، تکریم کرده و افرادی را که خائن در امانت بوده‌اند، نکوهش کرده است. در ادامه، برای نمونه به بعضی از آیات، تفسیر و شأن نزول آنها پرداخته می‌شود.

سوره آل عمران آیه ۷۵

وَمِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِینَارٍ لاَّ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَیْهِ قَآئِمًا ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَیْسَ عَلَیْنَا فِی الأُمِّیِّینَ سَبِیلٌ وَیَقُولُونَ عَلَی اللّهِ الْکَذِبَ وَهُمْ یَعْلَمُونَ؛ و در میان اهل کتاب کسانی هستند که اگر ثروت زیادی به امانت نزد آنها بسپاری، به تو باز می‌گردانند و کسانی هستند که اگر یک دینار هم به آنها بسپاری، به تو باز نمی‌گردانند، مگر تا زمانی که بالای سر آنها ایستاده [و بر آنها مسلط] باشی. این به علت آن است که می‌گویند: «ما در برابر امیین [غیر یهود] مسئول نیستیم» و بر خدا دروغ می‌بندند، درحالی که می‌دانند [این سخن دروغ است].

شأن نزول آیه

این آیه دربارهٔ دو نفر از اهل کتاب (یهود) است که یکی امین و درستکار و دیگری خائن و پست بود. نفر اول عبدالله بن سلام بود که مردی ثروتمند طلای فراوانی نزد او به امانت گذاشت. آن مرد یهودی همه طلاها را به موقع به صاحبش بازگرداند و به دلیل امانت داری، خداوند او را در این آیه می‌ستاید. نفر دوم فنحاص بن عازورست. مردی از قریش یک دینار به او امانت سپرد. فنحاص در آن خیانت کرد و خداوند به دلیل خیانتش او را در همان آیه نکوهش کرده است.

خطای معرفتی و عملی اهل کتاب

خطای معرفتی

این گروه از اهل کتاب [یهود] به دلیل اینکه کتاب آسمانی و پیامبر الهی در میان آنها بود، غصب اموال دیگران را مجاز می‌دانستند. آنها با خود برتربینی، به خودشان حق می‌دادند اموال دیگران را به هر اسمی تملک کنند و این تفکر از اصل خیانت آنها به مراتب خطرناک تر و بدتر بود؛ زیرا اگر افراد خائن کار خود را نادرست بدانند، فقط مرتکب یک گناه می‌شوند، ولی اگر خود را صاحب حق بدانند، گناه آنان دو چندان است.

خطای عملی

خیانت در امانت‌هایی که غیر یهود به آنها می‌سپردند.

پاسخ قرآن به یک انحراف

قرآن مجید در پاسخ آنها در پایان همین آیه با صراحت می‌گوید: «وَ یقُولُونَ عَلَی اللهِ الکَذِبَ وَ هُم یعلَمون؛ آنها بر خدا دروغ می‌بندند، درحالی که می‌دانند». (آل عمران: ۷۸)
آنها به خوبی می‌دانستند که در کتاب آسمانی شان به هیچ وجه اجازه خیانت در امانت‌های دیگران داده نشده است. با این حال برای توجیه اعمال ننگین خویش چنین دروغ‌هایی را به خدا نسبت می‌دادند.[۳۳]

سوره انفال آیه ۳۷

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِکُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید به خدا و پیامبر، خیانت نکنید و در امانات خود خیانت روا مدارید، درحالی که می‌دانید این کار گناه بزرگی است. (انفال: ۳۷)

شأن نزول

این آیه دربارهٔ ابولبابه نازل شده است. زمانی که لشکر اسلام، بنی قریضه را محاصره کرده بود، یهودیان او را برای مشاوره فراخواندند. او هنگام مشاوره با اشاره به آنها فهماند، اگر حکمیّت سعد بن معاذ را که پیشنهاد پیامبر است، بپذیرند، همگی کشته خواهند شد. ابولبابه بلافاصله متوجه خیانت خود به خدا و رسولش شد. پس از استغفار و إنابه طاقت فرسا، خداوند توبه او را پذیرفت و به آغوش اسلام بازگشت.

خیانت و سرچشمه آن

در ابتدای آیه روی سخن خدا به مؤمنان است و می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید به خدا و پیامبر خیانت نکنید. خیانت به خدا و پیامبر آن است که اسرار نظامی مسلمانان را در اختیار دشمنان بگذارند، دشمنان را در مبارزه تقویت کنند یا به واجبات و محرمات و برنامه‌های الهی عمل نکنند. از ابن عباس نقل شده است هر که چیزی از برنامه‌های اسلامی را ترک کند، به خدا و پیامبرش خیانت کرده است. خداوند در ادامه آیه می‌فرماید: در امانات خود نیز خیانت نکنید. گر چه به امانت‌های مالی، امانت گفته می‌شود، ولی در منطق قرآن مفهوم وسیعی دارد که تمام شئون زندگی اجتماعی، سیاسی و اخلاقی را در بر می‌گیرد.
در حدیثی از امام صادق علیه السلام وارد شده است: «الَمجالِسُ بِالأَمانَه؛ گفت وگوهایی که در جلسه خصوصی مطرح می‌شود، امانت است».
در حدیث دیگری می‌خوانیم: «اذا حَدَّثَ الرَّجلُ بِحَدیثٍ ثُمَ إلتَفَتَ فَهُوَ امانه؛ هنگامی که کسی برای دیگری سخنی نقل کند و سپس به اطراف خود بنگرد [آیا کسی آن را شنیده یا نه] این سخن امانت است».[۳۴]

سوره یوسف آیه ۵۴ و ۵۵

وَقَالَ الْمَلِکُ ائْتُونِی بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِی فَلَمَّا کَلَّمَهُ قَالَ إِنَّکَ الْیَوْمَ لَدَیْنَا مِکِینٌ أَمِینٌ قَالَ اجْعَلْنِی عَلَی خَزَآئِنِ الأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ؛ و پادشاه گفت: «او [یوسف] را نزد من آورید تا وی را مخصوص خود گردانم» هنگامی که [یوسف نزد وی آمد و] با او صحبت کرد، [پادشاه به عقل و درایت او پی برد و] گفت: «تو امروز نزد ما جایگاهی والا داری و مورد اعتماد هستی.» [یوسف] گفت: «مرا سرپرست خزائن سرزمین [مصر] قرار ده که نگه دارنده و آگاهم».

امانت دار خزائن مصر

یوسف علیه السلام طبق تعبیری که از خواب، پادشاه کرده بود، بحران شدید اقتصادی را در پیش می‌دید و می‌دانست ریشه مهم نابسامانی‌های آن جامعه پر از ستم، در مسائل اقتصادی نهفته است و اکنون که آنها به حکم اجبار به سراغ او آمده‌اند، بهتر است نبض اقتصاد کشور را به دست بگیرد،[۳۵] او آشکارا گفت بهترین فردی است که امور مالی را اداره می‌کند. با کاردانی، برنامه ریزی، امانت داری و بدون خیانت و فساد کار می‌کند. (حَفِیظٌ عَلِیمٌ)

سوره اعراف آیه ۶۸

أُبَلِّغُکُمْ رِسَالاتِ رَبِّی وَأَنَاْ لَکُمْ نَاصِحٌ أَمِینٌ؛ پیام‌های پروردگارم را به شما ابلاغ می‌کنم و من خیرخواه امینی برای شما هستم.

سوره تکویر آیه ۲۱

«مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ؛ در آسمان‌ها مورد اعتماد فرشتگان و امین است».

امین بودن مهم‌ترین سرمایه

آخرین پیامبر خدا در چهل سال زندگی صادقانه به مردم ثابت کرد فردی امانت دار و راست گوست، به گونه‌ای که همه او را به صفت «محمد امین» می‌شناختند.
وضعیت همه پیامبران الهی همین گونه بوده است. در قرآن کریم بزرگ‌ترین استدلال انبیا پس از معجزه، امانت داری و صداقتشان است.
در سوره شعرا در آیه ۱۰۷ حضرت نوح علیه السلام ، در آیه ۱۲۵ حضرت هود علیه السلام ، در آیه ۱۴۳ حضرت صالح علیه السلام ، در آیه ۱۶۲ حضرت لوط علیه السلام و در آیه ۱۷۸ حضرت شعیب علیه السلام برای ایجاد مقبولیت در بین مردم، امین بودن خود را یادآور می‌شوند: «إِنّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمینٌ؛ من برای شما فرستاده‌ای امانت دار هستم».[۳۶]

سوره نمل، آیه ۳۹

قَالَ عِفْریتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِکَ وَإِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ؛ عفریتی از جن گفت:« من آن را نزد تو می‌آورم، پیش از آنکه از جایت برخیزی و من به این امر توانا و امینم.

تفسیر آیه

عفریت به معنای فرد گردنکش و خبیث است و جمله «أنی عَلَیهِ لَقَوی أَمینٌ» که دارای چند تأکید است (اِنّ، جمله اسمیه و لام تأکید) نشان می‌دهد، احتمال خیانت کاری در او وجود داشته است. ازاین رو، در مقام دفاع از خود، قول امانت و وفاداری داده است.[۳۷]

سوره احزاب آیه ۷۲

إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ عَلَی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا؛ ما امانت [الهی و بار تکلیف] را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم. پس از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناک شدند، و[لی] انسان آن را برداشت. راستی او ستمگری نادان بود.

حمل امانت الهی

مفسران دربارهٔ معنای امانت چند احتمال داده‌اند که عبارتند از:
۱. آزادی و اختیار،۲. عقل و درایت، ۳. ولایت و جانشینی الهی.
امانت اساسی در حقیقت همان قابلیت تکامل و ولایت الهی است و ولایت پیامبران و ائمه از پرتوهای آن است. خداوند در قرآن می‌گوید:«ما امانت خود را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم، اما موجودات بزرگ عالم خلقت از حمل این امانت ابا کردند و از این کار هراس داشتند، ولی در این میان انسان، این اعجوبه عالم آفرینش، جلو آمد و آن را بر دوش کشید».[۳۸]
خداوند در سوره مؤمنون آیه ۸ می‌فرماید: «وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ؛ و آنها که امانت‌ها و عهد خود را مراعات می‌کنند.» حفظ و ادای امانت و پای بند بودن به عهد و پیمان در برابر خالق و خلق، از صفات برجسته مؤمنان است.
دلیل بر عمومیت مفهوم امانت در اینجا علاوه بر گستردگی و اطلاق لفظ، روایات متعددی است که در تفسیر امانت وارد شده است. گاهی امانت به معنای امامتِ امامان معصوم تفسیر شده است، که هر امام آن را به امام بعد از خود می‌سپارد، و گاه به مطلق ولایت و حکومت.
زراره، از شاگردان بزرگ امام محمد باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام ، چنین می‌گوید: «منظور از جمله «أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَی أَهْلِهَا» (آیه ۵۸ سوره نسا)، این است که ولایت و حکومت را به اهلش واگذارید».[۳۹]

سوره دخان آیه ۱۸

أَنْ أَدُّوا إِلَیَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ؛ ای بندگان خدا، آنچه را به شما دستور داده است، انجام دهید و در برابر من تسلیم شوید که من فرستاده امینی برای شما هستم.[۴۰]
با رجوع به این آیات می‌فهمیم که فضیلت اخلاقی امانت داری بسیار مهم است و مباحث فراوانی را شامل می‌شود و امانت داری می‌تواند مانند شاخص مهم انسانی و الهی عمل کند. امانت دار تحسین و خائن نکوهش می‌شود.

امانت داری در کلام معصومین علیهم السلام

سخنان فراوانی از پیشوایان معصوم علیهم السلام دربارهٔ اهمیت رعایت امانت و هشدار دربارهٔ خیانت به ما رسیده است که هر کدام به گونه‌ای ما را به حفظ حرمت امانت فرامی خواند.
در ادامه به چند حدیث دربارهٔ اهمیت امانت داری و موضع گیری معصومین علیهم السلام می‌پردازیم:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله :«أَن أَحَببتُم اَن یُحبِبْکُم اللُه وَ رَسولُه فأَدّوا اذا أَئتَمَنقُم؛ اگر دوست دارید خداوند و رسولش شما را دوست بدارند، اگر شما را امین شمردند امانت را به صاحبش برگردانید».[۴۱]
پیامبر گرامی اسلام: «أذا رأیتَ مِن اخیکَ ثلاث خصالِ فأَرجِئهُ؛ هرگاه در برادر [دینی] خود سه صفت دیدی به او امیدوار باش؛ حیا، امانت داری ، راست گویی».[۴۲]
رسول خدا صلی الله علیه و آله : «لَیسَ مِنّا مَن یُحقِّرُ الامانه؛ کسی که حفظ امانت را سبک بشمارد، از ما نیست».[۴۳]
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : «لَیس مِنّا مَن خَانَ مُسلِماً فی اَهلِهِ و مالِه؛ کسی که به ناموس و مال مسلمانی خیانت کند، از ما نیست».[۴۴]
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در توصیف اهل ایمان می‌فرماید: «اَمیناً عَلَی الأماناتِ؛ مؤمنان امین امانات مردم هستند.» همچنین می‌فرماید: «از اخلاق اهل ایمان این است که در صورت اعتماد مردم [امانتی به آنها سپرده شود] خیانت نمی‌کنند».[۴۵]
حضرت علی علیه السلام : «اربَعٌ مَن اُعطِیهُنَّ فقد أُعطِیَ خَیرُ الدُّنیا وَ الآخِرَهِ صِدقُ الحَدیثِ، أداءُ الامانهِ، عِفَّهُ البَطْن و حُسنُ الخُلقِ؛ چهار چیز است که به هر کس داده شود خیر دنیا و آخرت به او داده شده است: راست گویی، اداء امانت، حلال خوری، خوش اخلاقی».[۴۶]
امیرالمؤمنین علی علیه السلام : «سوگند می‌خورم که لحظه‌ای قبل از وفات پیامبر سه بار از او شنیدم که فرمود: «یا أبَا الحَسن اَدِّ الأمانهَ اِلَی البَرِّ و الفاجِرِ فِی ما قلَّ أو جَلّ حتَی فِی الخَیط و الْمَخیطِ؛ ای علی امانت را به نیکوکار و بدکار پس بده، کم باشد یا زیاد، حتی نخ و سوزن».[۴۷]
همچنین آن حضرت در وصیتی فرمود:«اَدّوا الأماناتِ وَلَو اِلَی قَتَلَهِ الأنبیاءِ؛ امانت‌ها را برگردانید، گرچه به قاتلان پیامبران باشد».[۴۸]
نیز می‌فرماید:«رَأسُ الاِسلامِ الامانهُ؛ سر اسلام امانت داری است».[۴۹]
در حدیث دیگری چنین می‌فرماید: «اِستعمالُ الامانه یَزیدُ فِی الرِّزق؛ به کارگیری امانت، روزی را زیاد می‌کند.»[۵۰] منظور از به کارگیری امانت، خوش حسابی در بازگرداندن امانت است.
امام صادق علیه السلام فرمود:«اِنَّ الله عَزَّوجلَّ لَم یَبعثْ نَبیَاً إلا بِصِدقَ الحَدیثِ وَ أداءِ الامانهِ اِلَی البَرَّ وَ الفَاجِرِ؛ خداوند عزوجل هیچ پیامبری را مبعوث نکرد، مگر با راست گویی و برگرداندن امانت به نیکوکار و بدکار».[۵۱]
همچنین می‌فرماید:
اُنظُر ما بَلَغَ به عَلیُّ عِندَ رَسولِ الله فألزِمهُ، فأَنَّ علّیاً اِنَّما بَلَغَ بِهِ عندَ رسولِ اللهِ بِصدقِ الحَدیثِ وَ اَداءِ الاَمانهِ؛ بنگر علی علیه السلام با چه چیزی آن مقام را نزد پیامبر خدا پیدا کرد، همان را پیروی کن. همانا علی علیه السلام آن مقام را نزد پیامبر خدا با راست گویی و امانت داری به دست آورد.[۵۲]
امام صادق علیه السلام می‌فرماید:
لا تَغتَرّوَا بِصَلَوتِهم و لا بِصیامِهم فَاِنَّ الرَجُلَ رُبَّها لَهِجَ بالصلوه و الصّومِ حَتّی لَو تَرَکَهُ أستَوحَشَ ولکن اِختَبَروهُم عِندَ صِدقِ الحَدیثِ و أَداءِ الأَمانه.
فریب نماز و روزه مردم را نخورید؛ زیرا آدمی گاه چنان به نماز و روزه خو می کندکه اگر آنها را ترک کند احساس ترس می‌کند، بلکه آنها را به راست گویی و امانت داری بیازمایید.[۵۳]
امام کاظم علیه السلام فرمود:
أَداءُ الأمانِه وَ الصِّدقُ یَجلِبانِ الرِّزقَ وَ الخِیانَهُ وَ الکِذبُ یَجلبانِ الفقرَ و النِّفاقَ؛ ادای امانت و راست گویی روزی را زیاد می‌کند و خیانت و دروغ گویی سبب فقر و نفاق می‌شود.[۵۴]
ایشان دربارهٔ اهمیت امانت داری می‌فرماید:
اِنَ اَهلَ الارض لَمَرحُومُونَ ما تَحابُّوا، اَدّوا الامانات و عَمَلوُا بِالحَقِّ؛ به درستی که اهل زمین مادامی که به یکدیگر دوستی بورزند و امانت‌ها را به صاحبانشان برگردانند و به حق عمل کنند، شامل رحمت خداوندند.[۵۵]
از آنجایی که عترت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از قرآن جدا نیستند، در بیان اهمیت امانت داری بین فضایل اخلاقی، با همان لحن و خطاب قرآن کریم به این موضوع پرداخته‌اند. با اندکی تأمل در کلام این بزرگان، به میزان توجه ایشان به موضوع امانت داری و جایگاه بلند آن در آموزه‌های دینی پی می‌بریم.
فصل سوم: عوامل و زمینه‌های امانت داری و خیانت ورزی امانت داری و امانت شکنی مانند دیگر پدیده‌های اجتماعی، عوامل و زمینه‌های خاص خود را دارد که در این قسمت به برخی از آنها اشاره می‌شود:

عوامل و زمینه‌های امانت

ایمان

ایمان که مؤثرترین عامل گسترش ارزش هاست، در گسترش امانت داری نیز تأثیر به سزایی دارد. با وجود ایمان، نه به مال کسی خیانت می‌شود و نه آبروی کسی ریخته می‌شود. امام علی علیه السلام فرمود: «الخیانه دلیلٌ علی قِلّهِ الوَرَعِ و عَدَمِ الدّیانَهِ؛ خیانت گواهی بر کمی تقوا و بی دینی است».[۵۶]

نظارت و کنترل

نظارت بر امانت‌هایی که افراد جامعه عهده دار آن هستند موجب فزونی امانت داری می‌شود. امیرالمؤمنین، علی علیه السلام در نامه اش به مالک اشتر می‌نویسد:
ثُمَّ تَفَقَّدْ أَعْمَالَهُمْ، وَابْعَثِ الْعُیُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَالوَفَاءِ عَلَیْهِمْ، فَإِنَّ تَعَاهُدَکَ فِی السِّرِّ لِأُمُورِهِمْ حَدْوَهٌ لَهُمْ عَلَی اسْتِعْمَالِ الْأَمَانَهِ؛ با فرستادن مأموران مخفی راست گو و با وفا کارهای آنان (امانت گیرندگان) را زیر نظر بگیر؛ زیرا بازرسی مداوم و پنهانی سبب می‌شود آنها به امانت داری و مدارا با زیردستان تشویق شوند.[۵۷]
بنابراین، اگر انسانی بخواهد امانت دار باشد باید ایمانش به خدا و قیامت درونی باشد تا او را به حفظ امانت وادارد. از بیرون نیز باید ناظرانی باشند تا فرد خیانت نکند.

یادآوری فواید امانت داری

رغبت به چیزی بعد از شناخت آن حاصل می‌شود. کوتاه‌ترین راه برای نشان دادن اهمیت هر چیز، شناساندن صحیح و بیان منافع و فواید آن است. از آنجا که انسان ذاتاً به دنبال سودجویی و دور ساختن زیان از خود است، اگر زیان چیزی را بداند، از آن فاصله می‌گیرد و اگر پای منفعت در میان باشد، برای رسیدن به آن تلاش می‌کند. بنابراین، می‌توان با ذکر آثار و برکات امانت داری، تأثیر آن بر تکامل شخصیت انسانی و بیان اهمیت آن در زندگی افراد و جامعه، همگان را به امانت داری تشویق و این فضیلت را در وجود آنان تقویت کنیم.

آشکار ساختن اهمیت امانت داری

با بررسی آیات کریمه قرآن و روایات نورانی اهل بیت علیهم السلام دربارهٔ امانت داری، می‌توان به اهتمام آنان در آشکار ساختن جایگاه ویژه و اهمیت امانت داری پی برد. شواهد فراوانی در تاریخ و سیره ائمه معصومین علیه السلام و زندگی بزرگان دین، گویای این مطلب است. امام باقر علیه السلام دربارهٔ اهمیت امانت داری می‌فرماید:
عَلیکُم بِالوَرعَ وَ الاِجْتهادِ وَ صِدقِ الحَدیِثِ وَ أداءِ الاَمانهِ اِلی مَنِ ائتمَنَکم عَلیها بَرّأ کانَ اَو فاجراً، فَلَو اَنَّ قاتِلَ عَلیِّ بنِ ابی طالب علیه السلام ائتمَنَنَی عَلَی امَانهٍ لَاَدَّیتُها اِلیه؛ بر شما باد پارسایی، کوشش، راست گویی و بازدهی امانت به هر کس که شما را امین خود قرار داده و امانتی به شما سپرده است، نیکوکار باشد یا بدکار. پس اگر قاتل علی بن ابی طالب علیه السلام به من امانتی بسپارد، مطمئناً من آن را به او باز خواهم گرداند.[۵۸]

تکریم و تشویق انسان‌های امین

تشویق در روح و جان آدمی اثر معجزه آسایی دارد و او را در انجام کار مصمم تر می‌کند؛ زیرا انسان طبعاً دوست دار خود است و احترام و قدرشناسی دیگران، عزت نفس او را تقویت می‌کند و او را از ته دل شاد می‌سازد. این شیوه محرک بسیار قوی برای رساندن افراد به هدف‌های دلخواه است. تکریم و تشویق، افراد را در مداومت آن عمل به شوق می‌آورد و آنها را ناخودآگاه به سوی تکرار عمل می‌کشاند. در اسلام تشویق و تنبیه از اصول مسلّم تربیتی است. ازاین رو، وجود بهشت و جهنم و آیه‌های مربوط به پاداش و کیفر، جلوه‌هایی از تشویق و تنبیه هستند.
خداوند متعال، حضرت یوسف علیه السلام را به علت امانت داری و حفظ ناموس مردم، در نوجوانی تشویق و ستایش می‌کند و او را با صفات زیبای «امین»، «محسن»، «متقی» و «مخلص» می‌ستاید و افزون بر اعطای حکومت دنیوی، برای او پاداش نیک اخروی و فضل و رحمت الهی را وعده می‌دهد. با بهره گیری از این شیوه قرآنی می‌توان روحیه امانت داری را در افراد، مسئولان و دیگر رده‌های اجتماعی بالا برد. تشویق‌ها و تکریم‌ها در ترویج این فضیلت نتایج خوبی دارد.

عوامل و زمینه‌های بروز خیانت

کسانی که از امانت داری سر باز می‌دارند، گرفتار عواملی هستند که آنها را به خیانت وامی دارد. آن عوامل عبارتند از:

ضعف ایمان و عقیده

همان گونه که ایمان خاستگاه بسیاری از ارزش‌ها، از جمله امانت داری است، ضعف ایمان و عقیده یا فقدان آن از عوامل بروز خیانت است. ازاین رو، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «آیهُ المُنافِقِ ثَلاثَهٌ، اذا حَدَّث کَذِبَ و اِذا وَعدَ أخلفَ و اذا ائتُمَنِ خانَ؛ نشانه‌های منافق سه چیز است، آن گاه که سخن می‌گوید، دروغ می‌گوید و آن گاه که وعده‌ای می‌دهد، خلف وعده می‌کند و آن گاه که امین شمرده می‌شود، خیانت می‌کند».[۵۹]

غلبه هوی و هوس و دنیاپرستی

انسانی که هوا و هوس و دنیاپرستی بر او غلبه می‌کند و تنها به منافع زودگذر دنیا می‌اندیشد، زمینه انجام خیانت را دارد؛ زیرا به عواقب خیانت فکر نمی‌کند و به فرموده قرآن با غلبه هوا و هوس، پرده‌ای بر چشم و گوش و عقل وی افکنده شده است که نمی‌داند چه کند.
أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَی عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَی سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَی بَصَرِهِ غِشَاوَهً فَمَن یَهْدِیهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ. (جاثیه: ۲۳)
آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده و خداوند با آگاهی او را گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مهر زده و بر چشمش پرده‌ای افکنده است، با این حال چه کسی می‌تواند غیر از خدا او را هدایت کند، آیا متذکر نمی‌شوید؟

چیره شدن حرص و طمع بر انسان

انسان حریص نیز مرتکب خیانت می‌شود. او در اموال دیگران خیانت می‌کند و برای به دست آوردن پستی که شایسته آن نیست، حریص است. ازاین رو، به جای کوشش کردن و غلبه بر هوا و هوس و کنترل طمع، برای رسیدن به مقصودش خیانت می‌کند.

راه‌های پیشگیری از خیانت

افراد جامعه برای پیشگیری از خیانت باید به این امور توجه کنند:

تقویت پایه‌های ایمان

این امر از طریق شناخت خدا، توکل بر او و اطمینان به وعده‌های تخلف ناپذیر الهی، زمینه را برای رسیدن به مواهب زندگی از راه مشروع فراهم می‌کند.

تأمین نیازهای معقول و مشروع

یکی از عوامل خیانت، نیازمندی است. اگر مسئولان به نیازهای معقول و مشروع کسانی که زیرنظر آنها هستند توجه کنند و آن را برآورده سازند، زمینه خیانت در افراد از بین می‌رود.

توجه به عواقب شوم خیانت

انسانی که بداند خیانت در دنیا موجب رسوایی، سرافکندگی، گرفتار شدن به محرومیت‌های ناشی از رسوایی و در نتیجه فقر می‌شود، هرگز به آن مبتلا نمی‌گردد. همچنین انسانی که بداند در آخرت گرفتار عذاب الهی خواهد شد، از خیانت می‌گریزد.[۶۰]

فصل چهارم آثار و پی آمدهای امانت داری و خیانت ورزی

آثار و پی آمدهای امانت داری

اگر افراد در هر مقام و منصبی، سرمایه‌های عمومی، خصوصی، مادی و معنوی کشور را امانتی بدانند که چند روزی در اختیار آنان قرار گرفته است و خود را موظف به پاسداری از آن نمایند، این نگرش، برکات فراوانی برای جامعه به ارمغان می‌آورد.
امانت داری، علاوه بر آثار اجتماعی، برای فرد امانت دار نیز فواید فراوانی دارد. آثار و فواید امانت داری در دو بخش اجتماعی و فردی بررسی می‌شود:

آثار اجتماعی امانت داری

افزایش سطح اعتماد عمومی

چرخ بزرگ زندگی اجتماعی بر محور اعتماد مردم به یکدیگر می‌چرخد. اگر این اعتماد از میان برود، ممکن نیست افراد بتوانند به راحتی زندگی کنند. پایه بزرگ اعتماد هم بر امانت داری و ترک خیانت گذاشته شده است.
شخص امین در هر شرایطی اعتماد مردم را جلب می‌کند و امانت داری، اقبال همگانی را برای فرد به ارمغان می‌آورد.

گسترش علم و معنویت

از دیگر آثار اجتماعی امانت داری، پیشرفت و گسترش علم و دین است. این دو، پایه‌های اصلی فرهنگی و مذهبی در مکتب حیات بخش اسلام هستند. امانت داری سبب می‌شود عالمان و دانشمندان، از علم و دین خود به بهترین شیوه برای بالا بردن سطح آگاهی و افکار مردم از لحاظ فرهنگی و مذهبی بهره ببرند. در نتیجه، خرافات از جامعه رخت بر می‌بندد، به طوری که انسان‌ها از خودشناسی به خداشناسی می‌رسند. به روشنی می‌توان گفت که ارتباط محکمی بین گسترش فرهنگ امانت داری و توسعه علم و معنویت وجود دارد. به این صورت که هر اندازه امانت داری در جامعه رشد یابد، پایه‌های علمی و معنوی افراد آن جامعه مستحکم تر خواهد شد.

مصون ماندن بیت المال

در صدر اسلام، صرفاً بیت المال به اجناس و اموال محدودی گفته می‌شد که در خزانه‌ها و انباری‌های مخصوص نگهداری می‌شدند. امروزه به دلیل گسترش جوامع و مدنیت، عنوان بیت المال توسعه یافته است و مصادیق بسیار گسترده‌ای دارد. برخی مصادیق این عنوان عام، عبارتند از اماکن عمومی مثل پارک‌ها و خیابان‌ها، منابع طبیعی از جمله جنگل‌ها و دریاها، وسایل نقلیه مانند مترو و اتوبوس و ساختمان‌ها، مانند بیمارستان‌ها و اداره‌ها و مراکز آموزشی. بنابراین، اگر صدا و سیما بتواند با راه کارهایی که در فصل هفتم به آن می‌پردازیم، بیت المال را با همه گستردگی اش به عنوان امانتی اجتماعی نهادینه سازد، در جهت حفظ این امانت‌ها گام بلندی برداشته می‌شود.

ایجاد امنیت در جامعه

در جامعه‌ای که حصر مال، غارت، غصب اموال دیگران، احتکار و اختلاس رخ ندهد، مردم در آسایش و امنیت هستند. رسول گرامی اسلام دربارهٔ رهاورد اجتماعی امانت داری چنین می‌فرماید: «لاتَزالُ اُمَّتی بِخَیرٍ ما لَم تَخاوُنُوا و أدّوا الاَمانهَ؛ پیوسته امت من در خوشی و راحتی خواهند بود، مادامی که به یکدیگر خیانت نورزند و امانت‌ها را ادا کنند».[۶۱]
امام کاظم علیه السلام این دستاورد را برای تمام ساکنان زمین پیش بینی کرده است و سعادت آنان را در امانت داری و عمل به حق می‌داند.[۶۲]

گسترش محبت الهی در جامعه

خداوند از جامعه‌ای خشنود است که در آن امانت داری گسترش یابد. همچنین خداوند متعال، به نیکوکاران پاداش شایسته می‌دهد. در آیه ۵۶ سوره یوسف آمده است:
وَکَذَلِکَ مَکَّنِّا لِیُوسُفَ فِی الأَرْضِ یَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَیْثُ یَشَاء نُصِیبُ بِرَحْمَتِنَا مَن نَّشَاء وَلاَ نُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ.
و بدین گونه یوسف را در سرزمین [مصر] قدرت دادیم که در آن هر جا که می‌خواست سکونت می‌کرد. هر که را بخواهیم به رحمت خود می‌رسانیم و اجر نیکوکاران را تباه نمی‌کنیم.
در آیه‌ای دیگر آمده است:
بَلَی مَنْ أَوْفَی بِعَهْدِهِ وَاتَّقَی فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ؛ آری، کسانی که به پیمان خود وفا کرده تقوا پیشه کردند. پس به درستی که خداوند پرهیزکاران را دوست می‌دارد». (آل عمران:۷۶)

آثار فردی امانت داری

تکامل ایمان

ایمان هر شخصی پس از طی مراحلی و با تحمل سختی و تلاش‌های او در انجام کارهای نیک به سوی کمال می‌رود، اما برخی از اعمال در کامل شدن ایمان انسان تأثیر به سزایی دارد. امام صادق علیه السلام از قول پدرش می‌فرماید:
أَربَعٌ مَن کُنَّ فیهِ کَمُلَ ایمانُهُ و اِنْ کانَ مِن قَرْنه الی قَدِمِهِ ذُنُوبًا لَم ینقُصهُ ذلک و هُو الصِّدقُ و أَداءُ الامانهِ و الحَیاءُ و حُسنُ الخُلق؛ چهار ویژگی در افراد سبب کامل شدن ایمان آنها است و اگر سر تا پای وجودشان را گناه گرفته باشد، خللی در ایمانشان ایجاد نمی‌شود، راست گویی، امانت داری، حیاء و خوش خویی.[۶۳] حضرت علی علیه السلام نیز شخصِ امین را دارای کامل‌ترین درجه ایمان می‌داند. ایشان در کلام گهرباری می‌فرماید: «أَفضَلُ الأیمانِ الأَمانه؛ امانت داری بالاترین درجه ایمان است».[۶۴]

جلب روزی و ثروت

زمینه‌های جلب روزی برای شخص امانت دار بیشتر از دیگران است؛ زیرا انسان‌های امین بین مردم از اعتماد و اعتبار بالایی برخوردارند و در حقیقت شریک مال مردم خواهند بود. امام صادق علیه السلام فرمود: «عَلیکَ بِصدقِ الحَدیثِ وَ أداءِ الامانَهِ تَشرکُ النّاسَ فِی أموالهم؛ بر تو باد راست گویی و اداء امانت در این صورت شریک مال مردم می‌شوی».[۶۵]
شخصی به محضر امام صادق علیه السلام عرض کرد: «زنی در مدینه به آرایش بانوان و دختران اشتغال دارد و ما کسی را مثل او سراغ نداریم که رزق و روزی از هر سو برایش ریزان باشد.» امام صادق علیه السلام فرمود: «إنَّها صَدَقتَ الحدیثَ و اَدَت الامانه و ذلک یجلبُ الرِزقَ؛ او راست می‌گوید و امانت دار است و همین کار سبب جلب روزی است».[۶۶]

دوام دوستی‌ها

امانت داری از تنش‌ها و بدبینی‌ها جلوگیری می‌کند. اگر کسی این خصلت را در فردی مشاهده کند، به دوستی با او مایل می‌گردد؛ زیرا در تمام حالات به وفاداری و تعهد آن شخص به پیمان‌ها اطمینان کامل دارد.

جاودانگی و رستگاری

خداوند متعال در قرآن یکی از اوصاف مهم مؤمنان را امانت داری برمی شمارد. امانت داری سبب رستگاری و جاودانگی در نعمت‌های الهی و بهشت رضوان است: «وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ اولئکَ هم الوارثون الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ؛ و آنان که به امانت‌ها و عهد و پیمان خود کاملاً وفا می‌کنند کسانی که بهشت را ارث می‌برند. آنها در آن بهشت جاودان هستند». (مؤمنون: ۸ و ۱۱)
امانت داری آثار فردی و اجتماعی فراوانی دارد که برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب به همین میزان بسنده می‌کنیم و فقط به بیان عنوان بعضی از آنها می‌پردازیم. خیر و سلامت، راستی و درستی، امنیت در روز جزا، رهایی از دوزخ، شکوفایی اقتصاد، عزت اجتماعی، جلوگیری از فقر، و نظایر آن از جمله آن آثار هستند.

نتیجه بحث آثار و فواید

آثار و فواید امانت داری، تنها به این موارد خلاصه نمی‌شود. در این بخش اجمالاً گفته شد که تقویت ایمان و گسترش دین داری از طریق پای بندی به رعایت امانت‌ها و برخورداری از عزت اجتماعی، در سایه امانت داری به دست می‌آید. در نتیجه، جامعه‌ای همراه با آسایش، امنیت و سلامت خواهیم داشت که انسان‌های امانت دار و متعهد آن را ایجاد کرده‌اند.

عوامل بروز خیانت

چند عامل می‌تواند در ایجاد خیانت مؤثر باشد:
۱. ضعف ایمان و عقیده و توجه نکردن به اینکه کلید حل مشکلات در دست قدرت خداوند متعال است (توحید افعالی)؛
۲. غلبه هوا و هوس و دنیاپرستی و چیره شدن حرص و طمع بر انسان؛
۳. توجه نکردن به پی آمد شوم خیانت در زندگی مادی و معنوی افراد؛
۴. رها کردن تلاش برای رسیدن به اهداف از راه‌های درست و منطقی؛
۵. چشم و هم چشمی و خود کم بینی، همچنین روی آوردن به اشرافی گری فراتر از توان مالی افراد.

اقسام خیانت

خیانت به خدا و رسول

در سوره انفال آیه ۲۷ صریحاً از خیانت به خدا و رسول و امانت‌ها نهی شده است:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِکُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید به خدا و پیامبر او خیانت مکنید و [نیز] در امانت‌های خود خیانت نورزید و خود می‌دانید [که نباید خیانت کرد].
برخی امانت‌ها منحصراً مربوط به خالق هستی است؛ یعنی امانت گذار آنها خداوند متعال است مثل احکام شرعی و برخی دیگر مربوط به رسول خداست مثل سیره آن حضرت.
گروه بسیاری از امانات هم مربوط به مردم است که خیانت در آنها به خیانت به خدا و رسول برمی گردد. امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «خیانت به خدا و رسول همان نافرمانی ایشان است. هر انسانی امانت دار فرایضی است که خداوند بر او واجب کرده است».[۶۷]

خیانت به مردم

خیانت در میان مردم مصادیق فراوانی دارد. خیانت در هر چیزی که ارزشمندتر باشد، تنفر بیشتری از شخص خائن در جامعه ایجاد می‌کند و در نظام حقوقی خیانت کار با توجه به ارزش آن شیء جزا داده می‌شود.
خیانت به مردم دارای اقسامی است که آنها را برمی شماریم:

خیانت در اموال

خیانت در امانت‌هایی که در اختیار انسان قرار می‌گیرد، چندگونه است:
۱. تعدی در امانت؛ به معنی دست درازی و تصرف کردن در مال، بدون اجازه صاحب آن؛
۲. کوتاهی کردن در حفظ اموال دیگران؛
۳. سهل انگاری در رد امانت؛ وظیفه امانت داری ایجاب می‌کند که به محض مطالبه صاحبان اموال، هرچند که کافر باشند و در هنگام ترس از تلف شدن مال، در کوتاه‌ترین زمان امانت را به صاحبش برگرداند؛
۴. خیانت به بیت المال؛ از نظر شرع و عرف این نوع خیانت از بدترین انواع آن است؛ زیرا خائن در اینجا در حق همه افراد جامعه ظلم کرده است. بنابراین، در مقام رفع ظلم باید حق همه کسانی که در آن مال شریک بوده‌اند، بازگردانده شود. اگر خیانت در اموال عمومی رایج شود، جامعه دچار تزلزل و هرج و مرج می‌گردد و هیچ کس در چنین جامعه‌ای به سعادت نخواهد رسید.[۶۸]

افشای رازها

هر آنچه به صورت راز و سخنان محرمانه در اختیار افراد قرار می‌گیرد، امانت است و در صورت خیانت از نظر حقوقی جرم به حساب می‌آید و برای آن مجازات وضع شده است. حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: «مَن اَفشَی سِرّاً استودَعَهُ فقدخان؛ هر کسی سرّی را فاش کند که به او سپرده شده، پس به تحقیق خیانت کرده است».[۶۹]

خیانت به اعضای بدن

هر چیزی که خداوند حکیم برای زندگی بشر در این جهان آفریده، امانتی است که انسان‌ها باید به نحوی شایسته از آن بهره برند. برای مثال، چشم که یکی از حساس‌ترین اعضای بدن است، وظیفه درست دیدن را بر عهده دارد.
می‌تواند چیزهایی را که مجاز به دیدن شان است، ببیند، استفاده کند و لذت ببرد، اما بسیاری به جای استفاده صحیح از این امانت، آن را در راه‌های نادرستی به کار می‌برند که در قرآن از آن به خیانت چشم تعبیر می‌شود: «یَعْلَمُ خَائِنَهَ الْأَعْیُنِ وَمَا تُخْفِی الصُّدُورُ؛ او چشم‌هایی را که به خیانت می‌گردد و آنچه را در سینه‌ها پنهان می‌ماند، می‌داند». (غافر: ۱۹)
به طور کلی، تمام مصادیق امانت می‌تواند به خیانت مبتلا شود. برای مثال همچنان که در بحث امانت داری، مناصب حکومتی از مصادیق امانت به شمار می‌آمدند، اگر این افراد (حاکمان و متصدیان) مسیر ظلم را در پیش بگیرند، از مصادیق خیانت در امانت خواهد بود و می‌توان آن را در بحث خیانت ورزی، مثلاً تحت عنوان «خیانت در مناصب حکومتی» بررسی کرد.

آثار خیانت

عدم اعتماد افراد به یکدیگر

با وجود صفت ضد اخلاقی خیانت، اعتماد از جامعه رخت برمی بندد و دیگر هیچ کس معتمد دیگری نخواهد بود. ازاین رو، اضطراب و نگرانی بیش از حدی بر اجتماع حاکم می‌شود. اصل اولیه، در عرف امانت دار بودن افراد است، ولی اگر خیانت ورزی گسترش یابد و عادی شود، بنای امانت داری به اصل اولی خیانت در امانت بدل می‌شود و این یعنی اعتماد نکردن افراد به یکدیگر. در این صورت، هیچ سنگی روی سنگ بند نمی‌شود و کارها به انجام نمی‌رسند.

خیانت مقدمه جنایت

خیانت، دلیل بسیاری از جرایم و حوادث تلخ است که در جامعه رخ می‌دهند. در جامعه‌ای که اموال مردم محترم شمرده شود و همه خود را ملزم به رعایت حقوق دیگران بدانند، دیگر دزدی، قتل و غارت، تجاوز این گونه جرم‌ها وجود نخواهد داشت.

خیانت عامل افزایش هزینه‌ها

اگر در جامعه‌ای خیانت رواج یابد، هزینه‌های بسیاری صرف جلوگیری از پی آمدهای مخرب آن می‌شود؛ زیرا مسئولان و مدیران دستگاه‌ها، به شرط سلامت، ناچارند برای نظارت بیشتر بر زیر مجموعه‌ها، در بخش‌های مختلف بازرسانی بگمارند و افرادی نیز موظف به تحقیق دربارهٔ همین بازرسان شوند. اگر این نظارت بخواهد در کل جامعه ایجاد و تقویت شود، نیرو و هزینه بسیاری را باید صرف این امور کرد.

افزایش دو رویی در جامعه

خائنین در امانت نفاق رفتاری دارند. درکلام رسول خدا صلی الله علیه و آله خیانت از نشانه‌های منافقین شمرده شده. ایشان می‌فرماید: «نشانه‌های منافق سه چیز است. اگر سخنی بگوید، دروغ است، هنگامی که وعده می‌دهد خلاف می‌کند و هنگامی که امانت دار شمرده شود خیانت می‌کند».[۷۰]

نابودی اقتصاد

در گذشته، رابطه امانت داری و رزق و روزی (اقتصاد) بسیار تنگاتنگ بود. مردم افراد امین را انتخاب می‌کردند، اشیا و اموال گران بهای خود را به آنان می‌سپردند و خود به دنبال کسب روزی و تجارت می‌رفتند. بازار تجارت نیز با وجود انسان‌های امین و اعتماد افراد به یکدیگر، رشد می‌کرد. به دلیل همین اعتماد، کالاهای خود را در اختیار تاجر قرار می‌دادند تا با آنها داد و ستد کند و سود به دست آمده بین افراد تقسیم می‌شد. در دنیای تجارت و اقتصاد امروز نیز کم و بیش این گونه است.
اگر امانت داری، جای خود را به خیانت ورزی و بی اعتمادی بدهد، اساس تجارت و اقتصاد به کلی ویران می‌شود. به این نحو که هیچ کس خود را ملزم به اجرای قراردادهایی نمی‌داند که با دیگران منعقد می‌کند. برای نمونه اگر پس از معامله چیزی قیمت آن افزایش یابد و در این زمان فروشنده بگوید، من کالایم را به قیمت روز می‌فروشم؛ یعنی به عهد خود وفادار نمی‌ماند. یا مشتری زمان کاهش قیمت، زیر بار قیمت هنگام خرید نمی‌رود. روابط اقتصادی بر اساس اعتماد و پای بندی به تعهدها انجام می‌پذیرد و در صورت شکستن عهدها و خیانت به آنها پایه‌های اقتصاد که بر این قراردادها استوار است، سست و لرزان می‌شود.

سستی در دین

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «لَیسَ مِنّا مَن أَخلَفَ الأمانه؛ از ما نیست کسی که در امانت راه نادرستی بپیماید».[۷۱]
در جایی دیگر می‌فرماید: «لَیسَ مِنّا مَن اَحقَرَ الامانه؛ از ما نیست کسی که امانت مردم را سبک بشمارد».[۷۲]
آن گاه که انسان به سبب خیانت در امانت از مسیر درست خارج و از شاهراه عدالت دور شود، صورت کریه این انحراف باعث ابتلای او به نفاق می‌شود که نتیجه اش کفر و بی ایمانی است. نمونه تاریخی آن، داستان برصیصای عابد است. او که عمری را به عبادت گذرانده بود و مستجاب الدعوه شده بود؛ ولی به دلیل خیانتی که در امانت الهی مرتکب شد، دچار نفاق گشت و در وادی کفر سقوط کرد. مرکبش حق را فهمید، ولی او نتوانست آن را درک کند.[۷۳]

خواری و تلخ کامی

حضرت علی علیه السلام در فرازی از نامه اش به یکی از کارگزاران مالیاتی می‌فرماید:
کسی که امانت را سبک شمارد، به خیانت دچار شود و جان و دین را از خیانت پاک نکند. در این سرا، درِ خواری و رسوایی را به روی خود گشوده است و در سرای دیگر خوارتر و رسواتر می‌شود.[۷۴]

فقر و تنگ دستی

خیانت در امانت آتشی بنیان سوز است که ریشه جامعه خیانت پیشه را می‌سوزاند و سبب فقر و تنگ دستی می‌شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این باره می‌فرماید: «خیانت، مانند دزدی و می‌گساری و زناست که به هر خانه‌ای در آید، آن را ویران می‌کند و از هر نوع برکتی محروم می‌سازد».[۷۵]
روشن تر از این حدیث، کلام حضرت علی علیه السلام است که می‌فرماید: «الخیانه تَجلِبُ الفَقر؛ خیانت تنگ دستی می‌آورد».[۷۶]

نتیجه بحث در پی آمدهای خیانت ورزی

خیانت نیز مانند هر آلودگی اخلاقی و عملی دارای زمینه بروز است. برای مقابله با آن، بهترین راه سد کردن مسیر آلودگی از سرچشمه است. در ابتدا باید بدانیم، چگونه افراد در معرض این پلیدی قرار می‌گیرند تا در مرحله بعد بتوان آن را از مسیر صحیح بررسی کرد و با تجویز راه کارهای مؤثر این آفت را خشکاند.
با وجود عوامل گوناگون بروز خیانت، این تهدید وجود دارد که هر فردی و به تبع آن، جامعه منحرف شود. به نظر می‌رسد فرهنگ سازی مناسب بهترین روش برای پیشگیری از این چالش اخلاقی- اجتماعی است.
خیانت مانند امانت، مصادیق بسیاری دارد که شناخت آنها به درک بهتر مفهوم خیانت کمک می‌کند. در نتیجه، با توجه دادن به عواقب خیانت ورزی در همه اقسامش و ارایه راه کارهای پیشگیرانه، می‌توان بین جامعه و خیانت، فاصله ایجاد کرد.

فصل پنجم راهکارهای رسانه‌ای

در این فصل به بیان راهکارها و پیشنهادها برای برنامه سازی دربارهٔ امانت داری و خیانت ورزی پرداخته می‌شود. این راهکارها در قالب‌ها و شکل‌های مختلف بیان می‌شود که به طور کلی به دو دسته: راهکارهای برنامه‌ای و راهکارهای دراماتیک یا نمایشی تقسیم می‌شوند که هر کدام از آنها در تهیه و تولید برنامه‌ها استفاده می‌شود و طراحی و تولید محتوا با مضامین خاص در زمینه مورد بحث می‌انجامد و به دلیل جایگاه ویژه‌ای که این گونه مفاهیم در ساختار و شاکله نظام خانواده و اجتماع دارد، بدیهی است که طراحی و تولید برنامه‌ها باید توسط خبرگان و متخصصان رسانه انجام گیرد تا اهداف پژوهش حاصل شود و در جامعه شاهد ترویج و توسعه فضایل اخلاقی از جمله امانت داری باشیم.
نکته دیگر اینکه پیشنهادهای مطرح شده در این فصل، تنها بیان الگو و نمونه و نقشه راه حرکت در مسیر برنامه سازی دربارهٔ موضوع پژوهش است و نباید به آنها به عنوان راهکار آسان سازی کار برای برنامه سازان و کمک به سطحی نگری در ساخت برنامه‌های معارفی نگریسته شود، بلکه در جهت پربار شدن و تنوع گرایی و کارآمدی شیوه‌های تولید برنامه‌ها در رسانه ملی می‌توانند استفاده شوند.

در حوزه محتوایی برنامه‌ها

الگوسازی و شناساندن اسوه‌های امین در حوزه‌های مختلف

تأثیر الگو و نقش پذیری انسان از آن امری طبیعی است که از غریزه تقلید سرچشمه می‌گیرد. حس تقلید یکی از نیرومندترین غرایز بشری است که در سرشت هر انسانی نهاده شده است و در صورت هدایت صحیح دستاوردهای ریشه دار و سودمندی را برای شخص در پی دارد. در حقیقت، وجود غریزه تقلید، زمینه ساز تأثیر الگوهاست. از شاخص‌ترین ویژگی‌های مکتب تربیتی اسلام، ارایه الگوهای کاملی برای پیروان خود است که مظهر جلال، جمال و کمال حضرت حق هستند.
یکی از شیوه‌های تربیتی قرآن، شناساندن اسوه است، بر خلاف دیگر مکاتب تربیتی که در آن الگوی روشن و کاملی از انسان‌های خودساخته و ایدئال برای عرضه به مردم وجود ندارد. از منظر آیین وحیانی اسلام، رسول اکرم صلی الله علیه و آله بارزترین الگو برای مسلمانان است. خداوند در این زمینه می‌فرماید: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ؛ مسلماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق خوبی است». (احزاب:۲۱)
هر چقدر مسلمانان بیشتر از آن حضرت پیروی کنند و در اخلاق و رفتار و کردار به آن بزرگوار تأسی جویند، بیشتر به کمال نزدیک خواهند شد.

در قرآن

۱. انبیا: وقتی خداوند متعال می‌خواهد پیامبران را به مردم معرفی کند تا نبوت آنان را بپذیرند، بر صفت امین بودن آنها تأکید می‌کند. برای نمونه، در پنج آیه از سوره شعرا برای شناساندن پیامبران چنین می‌فرماید: «إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ؛ من برای شما فرستاده‌ای امین و درستکار هستم».
۲. دربارهٔ حضرت یوسف علیه السلام : یک بار امانت داری ایشان را در زمینه عفت و ناموس، (یوسف: ۲۳) و بار دیگر امانت داری ایشان را از نظر مالی بیان می‌کند». (یوسف: ۵۵)
۳. حضرت موسی علیه السلام : خداوند متعال در بیان قصه حضرت موسی علیه السلام ، زمانی که از ظلم فرعون می‌گریخت تا اینکه به وادی مَدین رسید و با دختران شعیب برخورد کرد، نکاتی را بیان می‌فرماید که یکی از مهم‌ترین آنها بحث امانت داری حضرت موسی علیه السلام است. (قصص: ۲۶)

در سیره نبوی

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله امانت داری است که دوست و دشمن آن را پذیرفته بود و به آن اعتراف می‌کرد. او در امانت داری نه تنها سرمشق مسلمانان، بلکه الگوی همه انسان‌ها بود. ایشان نه تنها خود چنین بود، بلکه به یاران خویش با این ویژگی ارزش می‌داد و امانت داری و راست گویی را سرلوحه برنامه‌هایش قرار می‌داد. در داستان لیله المبیت داریم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در شب هجرت از مکه به مدینه، به امیرالمؤمنین، علی علیه السلام فرمان می‌دهد، امانت‌هایی را که از کافران مکه نزد آن حضرت مانده است، در زمان مناسب به صاحبانش برگرداند و یا در جنگ خیبر که در سال هفتم هجرت رخ داد، لشکر اسلام به دلیل طولانی شدن جنگ، برای تأمین آذوقه در تنگنا قرار گرفت. در این زمان، چوپانی یهودی برای تشرف به اسلام به محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسید و گوسفندانش را که به یهودیان داخل قلعه متعلق بود، در اختیار ایشان قرار داد، اما پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با اینکه به یک گوسفند آن گله هم نیازمند بود، به چوپان فرمود: «در دین ما خیانت در امانت جایز نیست. این گله را به صاحبانش برگردان، سپس به ما ملحق شو».

در روش ائمه معصومین علیهم السلام

حضرت علی علیه السلام که از یاران صدیق و باوفای پیامبر صلی الله علیه و آله است با تأسی به آن حضرت چنان امانت داری را سرلوحه برنامه‌های خود قرار داده بود که امام صادق علیه السلام در پیام خود به عبدالله بن ابی یعفور بر این نکته تأکید می‌کند و می‌فرماید:
ای عبدالله دقت کن در آن چیزی که حضرت علی علیه السلام را نزد رسول خدا سرافراز کرد و به آن مقامات عالی رساند. پس تو هم آنها را برای خودت لازم بدان و شخصیت خویش را به آن صفات زیبا بیارای. بدان مطمئناً علی علیه السلام نزد پیامبر به آن درجه و عظمت نرسید، مگر با راستی و امانت داری.[۷۷]
به عنوان نمونه برخورد حضرت با دخترش به قدری شدید بود که ایشان اعتراض کرد و گفت: «پدر جان، من این گردن بند را از بیت المال امانت گرفته‌ام.» در جواب حضرت می‌فرماید: «چون عاریه گرفته‌ای با تو چنین برخوردی کردم. اگر غیر از این بود دستت را به دلیل سرقت از بیت المال قطع می‌کردم». و یا در برخورد با برادرش عقیل؛ وقتی مقداری بیش از سهم خود از بیت المال طلب می‌کند، ناراحت می‌شود و قطعه‌ای آتش به صورت برادر نزدیک می‌کند. عقیل متحیر می‌شود و علت را می‌پرسد. حضرت می‌فرماید: «تو از اندکی حرارت فرار می‌کنی، چگونه است که مرا به آتش جهنم فرا می‌خوانی؟!»
امانت داری و امام سجاد علیه السلام : به قدری امانت داری در نزد ایشان اهمیت دارد که به ابوحمزه ثمالی می‌فرمایند:«فَوَ الَّذی بَعثَ مُحمّداً صلی الله علیه و آله بِالحَقِّ نَبیّاً لَو اَنّ قاتِلَ الحُسینِ بنِ علی علیهم السلام ائِتمَنَنی عَلَی السَّیفِ الَّذی قَتَلَهُ بِه لَأَدَّیتُهُ الیه؛ پس قسم به آن کسی که محمد صلی الله علیه و آله را به حق مبعوث ساخت، اگر قاتل حسین بن علی علیه السلام شمشیری که با آن او را به شهادت رسانده است، به من امانت بسپارد و از من باز ستاند، هر آینه آن را به او بر می‌گردانم».[۷۸]

در روش علمای بزرگ دین

به حکایت‌های فراوانی از زندگی علما می‌توان پرداخت که زندگی دشواری دارند و از نظر مالی در تنگنا هستند. گاهی اوقات نان خشکی هم پیدا نمی‌کنند که خود و خانواده شان را سیر کنند، حال آنکه اموال فراوانی از بیت المال و خمس و زکات نزد آنها به امانت گذاشته شده است.
در همین رابطه در شرح احوال شیخ انصاری آمده است: روزی که ایشان از دنیا رفت، با آن ساعتی که به صورت یک طلبه فقیر دزفولی وارد نجف شد، از نظر مالی هیچ فرقی نکرده بود. ایشان مانند فقیرترین مردم و در خانه‌ای کوچک و ساده زندگی می‌کرد. روزی فردی به ایشان گفت: آقا! شما خیلی هنر می‌کنید که این همه وجوهات به دستتان می‌رسد و هیچ تصرفی در آن نمی‌کنید. شیخ در پاسخ گفت: چه هنری کرده‌ام؟ آن شخص پاسخ داد: چه هنری از این بالاتر که این همه پول از خمس و زکات نزد شماست و شما این گونه زندگی می‌کنید؟
شیخ انصاری فرمود: کار مهمی نکرده‌ام. ما امین مردم هستیم و نمی‌توانیم از وجوهات و اموالی که به دست ما سپرده می‌شود، نفع شخصی ببریم.[۷۹]

در زندگی انسان‌های بزرگ

۱. در این زمینه می‌توان از زندگی پهلوانان ایران زمین حکایت‌های فراوانی را به تصویر کشید که برای مخاطب جذاب باشد و جنبه الگوسازی داشته باشد. از جمله می‌توان به پهلوانانی مانند پوریای ولی، جهان پهلوان تختی و حتی پهلوانان زمان ما اشاره کرد.
۲. سرداران شهید دفاع مقدس از جمله بزرگانی هستند که می‌توان از روش آنها در مواجه با بیت المال و دیگر مواردی بهره گرفت که در بحث امانت داری مطرح است. مانند داستان آن بسیجی که داوطلب رفتن روی مین می‌شود تا معبری را باز کند و گردان به سلامت از آنجا بگذرد. پس از چند قدم می‌ایستد و به عقب می‌نگرد. بعضی گمان می‌کنند چون کم سن و سال است، ترسیده، ولی او خم می‌شود و پوتین‌ها را از پا در می‌آورد و به دوستش می‌دهد و با لبخند می‌گوید: «این پوتین‌ها را تازه از انبار تحویل گرفته‌ام، هنوز نوست حیف است روی مین پاره پاره شوند».
۳. مطرح کردن زندگی بزرگ مردانی که در همین دوران در اداره‌ها و نهادها، در پست‌های گوناگون مشغول به کارند و به هیچ قیمتی حاضر نیستند خیانت کنند و دروغ بگویند.

توجه دادن مخاطبان به اهمیت و ارزش امانت داری

۱. به تصویر کشیدن زندگی پستچی، درحالی که با مشکلات زندگی شخصی اش دست و پنجه نرم می‌کند. گاهی به یاد آوردن قسط‌های عقب افتاده وام او را می‌آزارد، گاه یادآوری بدهی اش به مغازه سر کوچه و گاهی هم به یاد آوردن شهریه دختر دانشجویش، افکار او را مشوش می‌کند. با این حال در کار خود کاملاً دقت دارد، مبادا به امانت‌ها آسیب برسد.
۲. به تصویر کشیدن زندگی مسئول موسسه مالی اعتباری که بعد از خیانت در امانت مسئولیت، محاکمه و از اعتبار و وجهه اجتماعی او بسیار کاسته و حتی بین دوستان و فامیل با او به گونه دیگری برخورد می‌شود؛ تا جایی که از کارش متنفر شده و اظهار پشیمانی می‌کند.
۳. به تصویر کشیدن زندگی پر خیر و برکت و آرام فردی که امانت دار است و در مقابل آن، زندگی پراضطراب و نا آرام شخصی که قصد خیانت دارد.
۴. تولید کلیپ و فیلم‌های کوتاه از خوشحالی کودکی که پدرش به دلیل خدمت صادقانه و امانت داری، مستحق دریافت پاداش ویژه‌ای می‌شود. نشان دادن شور و شادمانی کودک همراه با افتخار به پدر و احساس سر بلندی او پیش دوستانش.
۵. احادیث مربوط به امانت داری به صورت زیرنویس و یا در میان برنامه‌ها پخش شود. مثل: امام موسی کاظم علیه السلام فرمود: «زمینیان تا آن گاه که به یکدیگر مهر می‌ورزند و امانت را پاس می‌دارند مورد رحمت خدای سبحان هستند.»[۸۰] امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «بر شما باد به ورع، اجتهاد و امانت داری.»[۸۱] پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «امانت‌ها را بازگردانید، هرچند به کُشندگان پیامبران».[۸۲]

تبیین آثار امانت داری و پی آمدهای خیانت ورزی

در این زمینه می‌توان با استفاده از آیات و روایات گوناگون و خاطره‌ها و نظرهای بزرگان دین و تجربه‌های شخصی، آثار و فواید بی شمار امانت داری را بررسی کرد و به مسئولان، مدیران، جوانان، زنان و مردان جامعه اسلامی ارایه داد.
بر اساس روایات، برخی از فواید امانت داری عبارتند از: حاکم شدن فضای اعتماد به یکدیگر، گسترش امنیت و آسایش در جامعه، تحکیم جایگاه اجتماعی افراد، داشتن زندگی شاد و نشاط آور، کامل شدن ایمان و فضایل اخلاقی، محبوبیت نزد خدای متعال، رسیدن به سرچشمه فضایل، تقویت اعتماد به نفس و آرامش وجدان، هماهنگی با انبیا و اولیا، مأیوس شدن شیطان، امنیت در روز قیامت و ایجاد وحدت و همدلی که اساساً بدون شناخت منافع و آثار یک عمل خیر، انجام آن مقدور نیست. زیرا انسان انگیزه‌ای برای آن نخواهد داشت. مولای متقیان، علی علیه السلام فرمود: «مَن لَم یَعرفْ مَعرفهَ الخیرِ لم یَقدِر عَلَی العَمَلِ به؛ هر کس بهره اعمال نیک را نداند، بر انجام آن قادر نخواهد بود».[۸۳]

آموزش‌های عملی امانت داری

در میان شیوه‌های تربیتی، آموزش عملی بهترین روش تعلیم و تربیت است. پند و اندرزی که از راه گوش به قلب انسان راه می‌یابد قطعاً مؤثر است، ولی اثرش محدود و موقتی است. بدین جهت اگر رسانه در نقش مربی، فقط به موعظه بسنده کند، تأثیری بر مخاطب نخواهد گذاشت، ولی اگر بتواند در غالب برنامه‌های مناسب (گفتاری، شنیداری و دیداری) مفاهیم اخلاقی مانند امانت داری را به مخاطبان منتقل کند، اثری ماندگار در آنها می‌گذارد و مؤثرترین انگیزه را برای عمل به آن فضایل ایجاد می‌کند.
راز موفقیت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و پیشوایان معصوم علیهم السلام در تربیت انسان‌ها را می‌توان در همین حقیقت جست. پیامبر اسلام قبل از بعثت در مکه بر اثر عملکرد شایسته در زمینه امانت داری، به لقب امین شهرت یافت. ایشان در سخت‌ترین بحران‌های زندگی، زمانی که حتی جان مبارکش در خطر بود و قصد مهاجرت به مدینه را داشت، علی علیه السلام را مأمور کرد امانت‌ها را به صاحبانشان برگرداند، گرچه آنان دشمن او بودند.
قرآن از پیامبران الهی با لقب امین یاد می‌کند. نمونه‌های فراوانی در سیره عملی اهل بیت علیهم السلام در این زمینه وجود دارد. بنابراین، سرمشق عملی رهبران جامعه، مدیران ارشد، مربیان و معلمان، تأثیر ماندگاری در تقویت روحیه امانت داری دارد.

بیان احکام فقهی امانت داری

۱. در گفت وگوها به سیره اهل بیت علیهم السلام و علما در مواجهه با امانت اشاره شود؛
۲. استفاده از تأکید اهل بیت علیهم السلام در روایات فراوان و سرزنش خیانت کار، با عبارات سنگین؛
۳. نشان دادن سیره و روش علما و بزرگان دین در رابطه با بیت المال که به صورت امانت نزد آنها بوده است؛
۴. تولید برنامه‌های بیان احکام که در آنها احکام مصادیق امانت داری مانند احکام امانت مسئولیت، احکام اموال عمومی و احکام خیانت ورزی بیان می‌شود؛
۵. در فیلم‌ها و سریال‌ها با واژه‌های خاصی، هنرپیشه‌ها یا امام جماعت مسجد، این احکام را به دیگران گوشزد کنند.

در حوزه ساختاری برنامه‌ها

استفاده از هنر

انسان طبیعتاً از هنر لذت می‌برد و از شیوه‌های متنوع و جدید نیرو می‌گیرد. چه زیباست برای انتقال و آموزش صفات نیک از روش‌های هنری غیر مستقیم بهره بگیریم. به کارگیری هنر و شیوه‌های جدید، در قالب فیلم، کارتون، تئاتر، نقاشی، خط، مسابقه، معما، شعر و سرود، برنامه‌های رایانه‌ای و نظایر آن می‌تواند ما را در ترویج آموزه‌های دینی و اخلاقی یاری کند.
اگر به جای برنامه‌های کم فایده، پرحجم و گاهی زیان بار هنری، تلویزیونی و سینمایی، بازیگران و هنرپیشه‌ها در نقش انسان‌های امین و درستکار، البته با پشتوانه قوی دینی و عملی ظاهر شوند، یقیناً در وجود تمام مردم به ویژه نوجوانان، نفوذ کنند و آنها این ویژگی‌های اخلاقی و معنوی را می‌پذیرند. اگر برنامه‌های هنری با سوژه‌های مثبت و شیوه‌های درست تربیتی، تنظیم و اجرا شود، ضمن بیان وقایع تاریخی، معرفی افراد صالح و آشکار ساختن آثار بر کج روی‌های افراد خائن، روح و قلب مخاطبان را تسخیر کرده و تا عمق حوادث و داستان‌ها، آنان را با خود همراه می‌کند. با همین شیوه می‌توان الگوهایی ملموس از افراد امین در ذهن‌های آنها مجسم ساخت و گفتار و رفتار آنان را سرمشق قرار داد. در فرهنگ اسلامی برای تربیت افراد، استفاده از خلاقیت‌های هنری و روش‌های غیر مستقیم جایگاه ویژه‌ای دارد. بخش اعظمی از تربیت‌های قرآنی با بهره گیری از هنر قصه، تمثیل، موزون و همگون بودن آیات (که جذابیت ویژه‌ای برای خواننده و شنونده دارد) حرکات نمایشی مانند داستان آموزش خاک سپاری جنازه هابیل برای قابیل با دیدن حرکت نمایشی دو کلاغ یا مرافعه نمایشی دو فرشته نزد حضرت داوود علیه السلام ، شیوه سؤال و جواب و دیگر روش‌های هنری بیان شده است. خداوند متعال تأثیر هنر در انحراف مردم را در قرآن کریم بیان و به آثار سوء خیانت سامری که با یک هنرنمایی (مجسمه سازی) همراه بود اشاره می‌کند با نقل قصه‌های شیرین و جذاب به فواید و آثار امانت داری و عواقب زشت خیانت در امانت می‌پردازد.

تکرار و مداومت داشتن بر موضوع

اهمیت تکرار در برنامه‌ای تربیتی و پرورش اخلاقی و رشد خصلت‌های نیک در نهاد انسان‌ها بر کسی پوشیده نیست. در بیان فرق میان تعلیم و تربیت گفته‌اند که در تربیت، تکرار و ممارست اصلی اجتناب ناپذیر است. تکرار موجب می‌شود خصلت‌های پسندیده‌ای که موردنظر مربی است در عمق جان مخاطب نفوذ کند و به صورت ملکه درآید. برای ترویج امانت داری لازم است این موضوع در رأس برنامه‌های تولیدی فرهنگی قرار گیرد. موضوعات امانت داری پیگیری و پیام‌ها و برنامه‌های مرتبط به صورت مداوم تکرار شود.
در برنامه‌های تربیتی پیشوایان دین از این شیوه استفاده گسترده‌ای شده است. دستورهای أکید به مداومت در نماز، روزه و دیگر تکالیف شرعی، سفارش و تشویق به خواندن مکرر قرآن، تکرار برخی آیات بیش از سی مرتبه، توصیه به زنده نگه داشتن ایام الله و یاد و خاطره اهل بیت علیه السلام ، به ویژه عزاداری امام حسین علیه السلام ، نمونه‌هایی از روش تکرار در فرهنگ اهل بیت علیه السلام است.

توجه ویژه به کودکان به عنوان تأثیرپذیرترین گروه مخاطبان

کودکان چون نگاه تیزبین و کنجکاو و ذهنی با داده‌های محدود و ظرفیت و استعداد بسیار بالا دارند، در یادگیری مسائل بسیار سریع هستند و هر مفهومی که زودتر از دیگر مفاهیم در این زمان با روشی که مؤثرتر است، القا شود، بسیار ماندگار خواهد بود و شخصیت او را شکل می‌دهد. کلام گهربار حضرت علی علیه السلام «اَلعِلمُ فِی الصِغَرِ کَالنَّقشِ فی الحَجَر؛ یادگیری در کودکی همانند حکاکی روی سنگ و ایجاد نقش بر آن است»،[۸۴] به خوبی این مطلب را آشکار می‌سازد.
کودکان اصلی‌ترین گروه مخاطبان رسانه برای نهادینه کردن فضیلت امانت داری هستند که ارکان اجتماع آینده را می‌سازند.
حال این سؤال مطرح می‌شود، «از چه زمانی می‌توان کودکان را با مفهوم امانت داری آشنا کرد؟» زمانی که کودک با مفهوم مالکیت آشنا می‌شود، می‌توان مفهوم امانت و امانت داری را هم به او آموخت. اگر کودک از همان ابتدا یاد بگیرد بین چیزهایی که متعلق به اوست و چیزهایی که به او تعلق ندارد، تفکیک قایل شود، تقریباً با واژه امانت و امانت داری آشنا شده است. در این زمان کودک باید یاد بگیرد بدون اجازه در وسایل دیگران دخل و تصرف نکند. همچنین می‌توان با کودکان گفت وگو کرد. به این صورت که چیزی را که مال او نیست برداریم و از او بپرسیم اگر کسی چیزی را که مال توست بدون اجازه بردارد، چه احساسی خواهی داشت؟ کودک باید یاد بگیرد اگر چیزی را خواست که مال او نیست، لازم است بپرسد، می‌تواند آن را بردارد یا نه و در جایی که توان دست اندازی در اموالی را دارد که متعلق به او نیست، ولی به خاطر درخواستی که از او شده خودداری می‌کند، شایسته تشویق و حمایت است.[۸۵]

استفاده از محیط خانواده

۱. تشویق شایسته پدر و مادر از فرزندی که در امر امانت داری موفق عمل کرده است؛
۲. تأثیر راست گویی و امانت داری در ایجاد آرامش و تعادل در بین اعضای خانواده؛
۳. توجه به نقش بسترساز بودن خانواده در نهادینه کردن امانت داری در فرزندان؛
۴. بیان حکایت‌های گذشتگان در قالب داستان و شعر و مسابقه در زمان‌های تفریحی و سرگرمی؛
۵. توجه دادن فرزندان به عواقب بد و خطرناک خیانت، دروغ و خلف وعده؛
۶. توبیخ و سرزنش افرادی از خانواده که در امر امانت داری خوب عمل نکرده‌اند؛
۷. پدر و مادر که الگو هستند باید در زمینه امانت داری موفق عمل کنند. به فرموده امام صادق علیه السلام : «کُونُوا دُعاهَ النّاسِ بِغَیرِ اَلسِنَتَکُم؛ مردم را باید با عمل شایسته به کار نیک دعوت کرد».[۸۶]

شخصیت پردازی مناسب

۱. نشان دادن تلاش شخص و پشت سر گذاشتن موانع جهت حفظ امانت و احساس خوشایندی که در او بر اثر محافظت از امانت به وجود آمده است؛
۲. نشان دادن انزجار همگانی از شخصیت داستان که مرتکب خیانت در امانت شده است؛
۳. شخص اول داستان نیاز شدید مالی دارد، ولی به امانت دست درازی نمی‌کند و پس از زمان کوتاهی به خاطر این خویشتن داری مشکلات او به نحو شایسته‌ای حل می‌شود:
وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛ و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد. و هر کس بر خدا توکل کند کفایت امرش را می‌کند».[۸۷]
۴. کاراکتر فیلم یا نقش اول، دانشجویی است که پس از رخ دادن ماجراهایی در برخورد با هم دوره ای‌ها، سرانجام درمی یابد آنچه سبب موفقیت در درس و زندگی می‌شود و او را از بی توجهی همسالان و نزدیکان نجات می‌دهد، تغییر رفتار است. او باید از خیانت و دروغ دست بردارد و راه صدق و امانت داری را در پیش گیرد تا از این انزوا خارج شود و شخصیت و آبرو بیابد.

داستان‌های کوتاه اثربخش

۱. به یاد آوردن خاطره‌ای از دوران کودکی مثل دوران دبستان. فرد بعد از سال‌ها با هم کلاسی اش روبه رو می‌شود، ولی این بار در معامله‌ای تجاری و مهم. در این معامله اعتماد متقابل افراد حرف اول را می‌زند. این اعتماد در دوران دبستان در جریاناتی که آن دو داشته‌اند، پایه ریزی شده است.
۲. آشنایی آنها برمی گردد به چند سال پیش. هر دو در کوپه قطار در حال مسافرت به مشهد بودند. زمان پیاده شدن از قطار، علی زودتر از بقیه پیاده می‌شود و هم کوپه‌ای اش، سید مرتضی، وسایلش را جمع و جور کرد و آخر از همه خارج می‌شود. علی برای گرفتن اتاق به هتل می‌رود. وقتی هتل دار از او شناسنامه درخواست می‌کند، تازه متوجه می‌شود مدارک و پول‌هایش را جا گذاشته است. دنیا بر سرش خراب می‌شود. مضطرب و نگران به هر کجا که می‌شود سر می‌زند، اما نتیجه‌ای ندارد. خسته و ناامید به حرم آقا می‌رود و در گوشه‌ای می‌نشیند. پس از درددل با امام رضا علیه السلام کمی سرش سنگین می‌شود. بعد از چند دقیقه ناگهان دستی را بر شانه اش احساس می‌کند. سرش را بلند می‌کند و با تعجب می‌بیند سید مرتضی با لبخند گرمی بالای سرش ایستاده است و کیف پول و مدارک را تحویل او می‌دهد.

تحول زایی فضیلت امانت داری در افراد

۱. فردی به دلیل امانت داری طرف مقابلش، دست از درگیری با او بر می‌دارد؛
۲. افرادی که با نفوذ خصلت امانت داری در عمق جان آنها، عاقبت به خیر می‌شوند مانند فضیل عیاض و...؛
۳. اشخاصی که به دلیل اخلاق حسنه اهل بیت علیهم السلام از جمله امانت داری و صداقت ایشان، دست از دشمنی برداشته و محب واقعی ائمه اطهار علیه السلام شده‌اند.

دیالوگ‌ها و رفتارهای اثربخش و مناسب

۱. بیان کردن لفظ امانت در گفت وگوها به جای به کار بردن اسم آن اشیا، مثلاً بگوید: «بی زحمت آن امانتی را بیاور.» یا بگوید: «این امانت خدمتتان باشد».
۲. دقت کردن در امانت داری و یادآوری به دیگران که این وسیله امانت است یا مراقب باش، امانت است، یا امانت است، خراب نشود؛
۳. نشان دادن ناراحتی شخص امانت دار به دلیل خراب شدن امانت؛
۴. تیره شدن فضای اطراف و ورود خائن با حالت نگرانی شدید و افسوس از ارتکاب خیانت؛
۵. به کار بردن کلمات نشان دهنده پشیمانی و عذرخواهی خیانت کار و بیان تصمیم او بر جبران گناه.
۶. نشان دادن سردرگمی و به بن بست رسیدن افراد خیانت کار و بیان راه چاره، یعنی بازگشت از عمل زشت خیانت.

طراحی صحنه و لوکیشن

۱. ظاهر امانت دار: شخص امانت دار با محاسن آراسته، چهره زیبا و آرام و لباس روشن نمایش داده شود؛
۲. مکان امانت دار: ترجیحاً آن مکان سابقه درخشانی در رفع مشکلات اجتماعی و جمع آوری کمک‌های مردمی داشته باشد. مانند حسینیه ارشاد در تهران یا بقاع متبرکه و دیگر جاهایی که در این زمینه‌ها فعالیت دارند؛ همانند بازارهای قدیمی که افراد معتمد به این امور می‌پرداختند؛
۳. امنیت مکان: طراحی یک مکان با امنیت کافی که در شخص امانت گذار آرامش خاطر ایجاد کند؛
۴. استفاده از نور و موسیقی: به نمایش در آوردن رضایتمندی اشخاص امانت گذار، در فضایی با نور ملایم و روشن و استفاده از موسیقی‌های آرامش بخش در هنگام برگرداندن امانت به صاحبش.

مستندسازی

۱. مستند امانت و امانت داری در اسلام و مقایسه آن با دیگر ادیان الهی؛
۲. برداشت‌هایی از زبان مردم که خاطرات شیرین و تلخی از امانت داری را بیان کرده‌اند؛
۳. به تصویر کشیدن تجمع مردم برای برداشت سپرده خود قبل از طلوع خورشید در مقابل مؤسسه مالی یا بانک، حتی وقتی که به اختلاس یا خیانت آنها مشکوک باشند؛
۴. ساختن مستند از زندگی شهدای بزرگ دفاع مقدس و انقلاب و نشان دادن اینکه آنها چقدر به بیت المال و امانت داری حتی به اصل انقلاب و ولایت فقیه اهمیت می‌دادند؛
۵. ساخت مستندی دربارهٔ بازاریانی که معتمد مردم قرار می‌گیرند. در این مستند بررسی شود شخص امین باید چه خصوصیاتی داشته باشد تا مردم به او اعتماد کنند؛
۶. دربارهٔ مصادیق امانت داری توضیح و تفسیر و شناساندن آنها به مردم می‌توان برنامه‌های مستند بسیاری تولید کرد که مفید باشد؛
۷. تهیه مستند از افرادی که به دلیل خیانت ورزی محاکمه شده‌اند و ابراز پشیمانی می‌کنند؛
۸. برنامه‌هایی برای جوانان ساخته و در این برنامه‌ها از عقیده آنها دربارهٔ امانت داری و خیانت ورزی تحقیق شود. این گونه برنامه‌ها در برنامه ریزی کلان برای نهادینه سازی فرهنگ امانت داری میان جوانان بسیار مؤثر است.

مسابقه و سرگرمی

در برنامه‌هایی که تحت عنوان مسابقه و سرگرمی برای رده‌های سنی مختلف بر اساس موضوع‌های اخلاقی مانند امانت داری و خیانت ورزی تهیه و تولید شود گروه‌های شرکت کننده در نقش‌هایی که به آنها سپرده می‌شود باید بتوانند به صورت صامت (پانتومیم)، این موضوع‌ها را برای حاضران نمایش دهند و از حاضران خواسته شود برداشت خود را در مورد نقش ایفا شده ارائه دهند. در بخش سرگرمی‌ها، مسابقه نقاشی و رنگ آمیزی در موضوع امانت داری به اجرا گذاشته شود تا اینکه افراد به واسطه درگیر شدن با این مسائل، با مفهوم امانت داری بیشتر آشنا گردند و در نتیجه اثر بپذیرند.

استفاده از آنونس‌ها و پیام‌های تبلیغی

میان برنامه‌ها و پیام‌های کوتاه تبلیغی با محتوای اخلاقی به ویژه موضوع امانت داری مشابه آنچه در پیام‌های بازرگانی که بین فیلم‌ها و برنامه‌های پرطرفدار به نمایش درمی آید تولید و پخش شود. همان طور که اثر پیام‌های بازرگانی به گونه‌ای است که وقتی افراد وارد فروشگاه می‌شوند به صورت ناخودآگاه انگیزه بیشتری برای خرید کالای تبلیغ شده دارند. (تأثیر بر ضمیر ناخودآگاه) همین تأثیرها را از برنامه‌های کوتاه تبلیغاتی در جان مخاطبان می‌توان انتظار داشت.

استفاده از برنامه‌های فکاهی و طنز

طنز که زبان سخن گویی غیر جدی است یکی از روش‌های بسیار مؤثر در جهت نقد کردن و بیان معایب و نقاط ضعف جامعه به صورت عام و مسئولان به صورت خاص است. این گونه برنامه‌ها به دلیل غیر جدی بودن علاوه بر اینکه مخالفت عمومی را برنمی انگیزند، مقبولیت بالایی در میان نقدشونده‌ها دارد. اگر بتوان با دوری از معایب این گونه برنامه سازی با رویکرد دینی و کمال گرایانه به تولید محتوا بپردازیم به جرئت می‌توانیم بگوییم نسبت به برنامه‌هایی که با رویکرد نقد جدّی تهیه می‌شود، اثرگذارتر خواهد بود.

طراحی برنامه‌های عروسکی استفاده از شخصیت‌های عروسکی خلق شخصیت‌های عروسکی

معمولاً کودکان از خردسالی تا نوجوانی حتی جوانی با برنامه‌های عروسکی ارتباط ویژه‌ای برقرار می‌کنند و این ارتباط تا سالیان دراز در زندگی و خاطرات آنها خودنمایی می‌کند.
برنامه‌های عروسکی مثل کلاه قرمزی، مدرسه موش‌ها و کار و اندیشه به خوبی نشان دادند که اگر برنامه ساز به نیاز مخاطب توجه داشته باشد و بر اساس سلیقه آنها برنامه‌های خود را مدیریت کند می‌تواند در نسل‌های مختلف یک ملت ماندگار باشد و منحصر در یک زمان خاص نشود.
این گونه برنامه‌ها به خوبی توانستند مطابق اهداف پیش بینی شده توسط طراحان، جایگاه مطلوب خود را بیابند. با توجه به اینکه در برنامه‌هایی با موضوع اخلاقی، عملکرد نتیجه محور است، برنامه سازان با الگو قرار دادن تولیدات موفق می‌توانند گام‌های رو به جلوی بیشتری در این زمینه بردارند. در موضوع امانت داری می‌توان برنامه‌های عروسکی جذابی تولید کرد یا اینکه در این باره شخصیت‌های عروسکی مستقل ایجاد نمود و در موضوع امانت داری به کار گرفت مثل دارا و سارا که نماد شخصیت عروسکی ایران هستند.

نمادسازی

در سراسر جهان برای اثرگذاری بر ملت‌های مختلف و به رخ کشیدن برتری فرهنگی و تکنولوژی به منظور نهادینه کردن فرهنگی خاص از نمادهای مختلف و منحصر به فردی استفاده می‌کنند. به طور مثال برای نشان دادن برتری در صنعت ساختمان از برج‌های مرتفع با سازه مهندسی خاص استفاده می‌کنند. شیطان پرست‌ها برای انتقال مفاهیم شیطان پرستی از نشانه‌های مخصوص به خود استفاده می‌کنند و با آنها شناخته می‌شوند.
به نظر می‌رسد با تولید نمادهای مختلف در امور اخلاقی می‌توانیم در گسترش این فضایل به صورت آرام و غیر ظاهر در فرهنگ جامعه اثرگذار شویم. مثل اینکه تصاویری معنادار در زمینه امانت داری طراحی می‌شوند و آنها را در لایه‌های مخفی برنامه‌ها به نمایش بگذارند. این گونه تصاویر می‌توانند در ضمیر ناخودآگاه مخاطب اثرات ماندگاری ایجاد کنند بدون آنکه به آن تصاویر توجه داشته باشند.

تهیه سرودها و آوازهای شاد و جذاب با موضوع امانت داری

با نگاهی گذرا به تأثیر موسیقی متن، به روشنی می‌توان دریافت که آوازها تا چه حد در روح و جان افراد جامعه اثرگذارند. از زمان‌های قدیم ارتباط بین افراد جامعه با آوازهایی بود که در آن سرزمین رواج داشت تا آنجا که باعث هم گرایی و وحدت ملّی در یک قوم و قبیله می‌شد. اگر به این شیوه اثرگذار توجه شود نتایج پرباری به همراه خواهد داشت.

تهیه و ساخت برنامه‌هایی با موضوع کارگاه‌های آموزش عملی مفاهیم اخلاقی

کارشناسان اخلاق آن را به دو دسته تقسیم می‌کنند: اخلاق نظری و اخلاق عملی. اخلاق نظری از محل بحث ما خارج است ولی در حیطه اخلاق عملی تهیه کننده‌های رسانه ملی می‌توانند با بهره گیری از متخصصان علم اخلاق برنامه‌هایی در قالب کارگاه‌های آموزش عملی اخلاق تولید کنند و در آن به صورت عملی شیوه متخلق شدن و به کارگیری مفاهیم اخلاقی در زندگی روزمره، به نونهالان و نوجوانان آموزش داده شود.

فصل ششم دستمایه‌های برنامه سازی

آیات امانت داری و خیانت ورزی

۱. یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِکُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به خدا و پیامبر خیانت نکنید و نیز در امانات خود خیانت روا مدارید، درحالی که می‌دانید [این کار گناه بزرگی است]. (انفال:۲۷)
۲. یَعْلَمُ خَائِنَهَ الْأَعْیُنِ وَمَا تُخْفِی الصُّدُورُ؛ او چشمانی که به خیانت می‌گردد و آنچه در سینه‌ها پنهان است، می‌داند. (غافر:۱۹)
۳. ذَلِکَ لِیَعْلَمَ أَنِّی لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَیْبِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی کَیْدَ الْخَائِنِینَ؛ و همانا خداوند مکر و حیله خیانت کاران را هدایت نمی‌کند. (یوسف:۵۲)
۴. إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ الخَائِنِینَ؛ خداوند خائنین را دوست ندارد. (أنفال:۵۸)
۵. إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ خَوَّانٍ کَفُورٍ؛ خداوند هیچ خیانت کار ناسپاسی را دوست ندارد. (حج:۳۸)
۶. إِنَّ اللّهَ یأمُرُکُم أنْ تُؤَدُّوا الاَماناتِ اِلَی اَهلِها؛ خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانات را به اهلش برگردانید. (نساء:۵۸)
۷. وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ؛ مؤمنین کسانی هستند که امانت‌ها و عهد خویش را رعایت می‌کنند. (مؤمنون:۸)
۸. وَمَا کَانَ لِنَبِیٍّ أَن یَغُلَّ وَمَن یَغْلُلْ یَأْتِ بِمَا غَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَهِ ثُمَّ تُوَفَّی کُلُّ نَفْسٍ مَّا کَسَبَتْ وَهُمْ لاَ یُظْلَمُونَ؛ هرگز هیچ پیامبری خیانت کار نبوده است و هر کس خیانت کند روز قیامت همان را به محشر می‌آورد. (آل عمران:۱۶۱)
۹. وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوْمٍ خِیَانَهً فَانبِذْ إِلَیْهِمْ عَلَی سَوَاء إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ الخَائِنِینَ؛ و اگر از گروهی بیم خیانت داری [پیمانشان را] به سویشان بینداز [تا طرفین] به طور یکسان [بدانند که پیمان گسسته است] زیرا خدا خائنان را دوست نمی‌دارد. (أنفال: ۵۸)
۱۰. وَلا تُجادِل عَن الذینَ یختانونَ أنفُسَهُم إنَّ الله لایحبُ من کان خواناً؛ و از کسانی که به خویشتن خیانت می‌کنند، دفاع نکن که خداوند هر کس را که خائن و گناه کار باشد، دوست ندارد. (نساء:۱۰۷)
۱۱. بَلَی مَنْ أَوْفَی بِعَهْدِهِ وَاتَّقَی فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ؛ آری، کسی که به عهد و پیمان خود وفا و تقوا پیشه کند[خداوند او را دوست دارد، زیرا] خداوند پرهیزکاران را دوست دارد. (آل عمران: ۷۶)
۱۲. وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ؛ و کسانی که چون عهد بستند به عهد خود وفا کنند. (بقره: ۱۷۷)
۱۳. مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَی نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا؛ از میان مؤمنان مردانی هستند که به پیمانی که با خدا بسته‌اند، صادقانه وفا کردند. پس برخی بر آن عهد ایستادگی کردند [و به شهادت رسیدند] و بعضی دیگر در انتظار [شهادت] به سر می‌برند و [هرگز عهد خود را] تغییر ندادند. (أحزاب:۲۳)
۱۴. وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسئُولاً؛ و به پیمان [خود با دیگران] وفا کنید؛ زیرا از پیمان پرسش خواهد شد. (إسراء:۳۴)

احادیث

احادیث امانت داری

۱. رسول اکرم صلی الله علیه و آله : «مَن أَئتَمَنَ غَیرَ أَمینٍ فَلَیسَ لَهُ عَلی الله ضِمانٌ لِأَنَّهُ قَد نَهاهُ أَن یَاتَمِنَهُ؛ هر کسی به غیر امینی امانت بسپارد، خداوند ضامن او نیست؛ چون خداوند از اعتماد به غیر امین نهی کرده است».[۸۸]
۲. رسول اکرم صلی الله علیه و آله :«لَیسَ مِنّا مَن یُحَقِّرَ الأَماَنَه حَتی یَسْتَهلِکَها اِذا اِستُودِعَها؛ از ما نیست کسی که امانت را کوچک بشمارد و از آن مواظبت نکند و آن را تا آنجا که آنچه به او سپرده‌اند در معرض تلف شدن قرار بدهد و از بین برود».[۸۹]
۳. امام علی علیه السلام : «اَربَعٌ مَن أُعطِیَهُنَّ فَقَد أُعطِیَ خَیرَ الدُّنیا وَ الاخِرَه، صِدقُ حَدیثٍ وَ أَداءُ أمانِه وعِفَّهُ بَطنٍ وَ حُسنُ خُلقٍ؛ چهار چیز است که به هر کس داده شود خیر دنیا و آخرت به او داده شده است؛ راست گویی، ادای امانت، حلال خوری و خوش اخلاقی».[۹۰]
۴. رسول اکرم صلی الله علیه و آله :«أَذا رَأَیتَ مِن أَخیکَ ثَلاثُ خِصالٍ فَأَرجِههُ، الحیاءُ و الامانهُ و الصدقُ؛ هرگاه در برادر دینی خود سه صفت دیدی به او امیدوار باش، حیا، امانت داری و راست گویی».[۹۱]
۵. امام موسی کاظم علیه السلام :«اداءُ الأَمانهِ و الصّدقُ یَجلِبانِ الرِّزقَ و الخِیانَهُ وَ الکِذبُ یَجلِبانِ الفقرَ وَ النِّفاقَ؛ ادای امانت و راست گویی روزی را زیاد می‌کند و خیانت و دروغ گویی سبب فقر و نفاق می‌شود».[۹۲]
۶. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله :«کَفی بِالمرءِ سَعادهً اَن یُوثَقَ بِهِ فی أَمرِ دیِنِه وَ دُنیاهُ؛ خوشبختی مرد همین بس که در کار دین و دنیایش به او اعتماد کنند».[۹۳]
۷. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله :«إذا حَدَّثَ الرَّجُلُ بِحَدیثٍ ثُمَّ ألتَفَتَ فَهِیَ أَمانَهُ؛ هرگاه مؤمنی (مردی) سخن می‌گوید سپس به اطراف خود می‌نگرد آن سخن امانت است».[۹۴]
۸.«إنّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَم یَبعَث نَبِیّا إلّا بِصِدقِ الحَدیثِ وَ أَداءِ الأَمانَهِ اِلَی البِرِّ و الفاجِرِ؛ خدای عزوجل هیچ پیامبری را نفرستاد مگر با راست گویی و برگرداندن امانت به نیکوکار و بدکار».[۹۵]
۹. حضرت علی علیه السلام :«اَلاَمانَهُ تَجُرُّ الرِّزقَ وَ الخِیانَهُ تَجُرُّ الفَقْرَ؛ امانت روزی می‌آورد و خیانت فقر می‌آورد».[۹۶]
۱۰. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله :«أَقرَبُکُم غَدًا مِنّی فِی المَوتِ أَصدَقُّکُم لِلحَدیثِ وَ أَدّاکُم لِلأَمانَهِ وَ أَوفیکُم بِالعَهدِ وَ أَحسَنَکُم خُلقاً وَ أَقرَبَکُم مِن النّاسِ؛ نزدیک‌ترین شما به من در قیامت راست گوترین، امانت دارترین، وفادارترین به عهد و خوش اخلاق‌ترین و نزدیک‌ترین شما به مردم است».[۹۷]
۱۱. امام علی علیه السلام می‌فرماید:«و إنَّ عَمَلَکَ لَیسَ لَک بِطُعمَهٍ وَلکِنَّهُ فی عُنُقِکَ أَمانَه؛ عمل تو (مسئولیت) وسیله‌ای برای ارتزاق تو نیست ،بلکه امانتی در گردن تو است».[۹۸]

احادیث خیانت ورزی

۱. رسول خدا صلی الله علیه و آله : «أفشاءُ سِرِّ أَخیکَ خِیانَهٌ فَاجتَنِب ذلکِ؛[۹۹] فاش کردن راز برادرت خیانت است. پس از این کار دوری کن.
۲. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : «عَلامَهُ المؤمن فَأَربَعَهٌ عِصیانُ الرَّحمنِ و أذی الجیران و بُغض القرآن و القُربُ الی الطغیان؛ نشانه خیانت کار چهار چیز است، نافرمانی خدای رحمان، آزار رساندن به همسایگان، نفرت از همگان و نزدیک شدن به طغیان و سرکشی».[۱۰۰]
۳. امام علی علیه السلام : «الخائِنُ مَن شَغَلَ نَفسُه بغیر نَفسِهِ و کانَ یومُه شَرَّاً مِن أمسِه؛ خیانت کار کسی است که خودش را رها کند و به معایب دیگران بپردازد و امروزش بدتر از دیروزش باشد».[۱۰۱]
۴. امام جواد علیه السلام : «کَفی بالمَرءِ خیانهً أنْ یَکونَ أمیناً لِلخُونَهِ؛ در خیانت کاری مرد همین بس که امانت دار خیانت کاران باشد».[۱۰۲]
۵. علی علیه السلام : «مِن اَفحَش الخِیانَهِ خیانهُ الوَدائع؛ بدترین نوع خیانت، خیانت در امانت هاست».[۱۰۳]
۶. حضرت علی علیه السلام : «رأسُ الکفرِ الخیانَهُ، رأسُ النِّفاقِ الخیانهَ؛ ریشه و اصل کفر و نفاق خیانت است».[۱۰۴]
۷. حضرت موسی علیه السلام به خدا عرض کرد:«إلهی وَ ماجَزاءُ مَن تَرَکَ الخیانهَ حَیاءً مِنک؟ فأَوْحَی اللهُ الیه، الاُمانَ یومَ القیامهِ؛ خدایا پاداش کسی که خیانت را به خاطر حیا از تو ترک کند، چیست؟ خداوند به ایشان وحی کرد: امنیت در روز قیامت».[۱۰۵]
۸. حضرت علی علیه السلام : «غایهُ الخیانهِ خِیانَهُ الخِلِّ الوَدودَ و نَقضِ العُهُود؛ خیانت به دوست صمیمی و شکستن پیمان‌ها اوج خیانت است».[۱۰۶]
۹. امام صادق علیه السلام : «یُجْبَلَ المؤمنُ عَلَی کُلِ طَبیعهٍ اِلّا الخیانهَ و الکِذبَ، مؤمن به هر خویی سرشته می‌شود، مگر خیانت و دروغ».[۱۰۷]
۱۰. امام علی علیه السلام : «لَا تَخُن مَن أئتَمَنَکَ وَ اِن خانَکَ وَ لا تُذِع یسِّرهُ و اِن اَذاعَ یسِرَّک؛ به کسی که تو را امین قرار داده است، خیانت مکن، هر چند او به تو خیانت کرده باشد و راز او را فاش مساز، اگر چه او راز تو را فاش ساخته باشد».[۱۰۸]
۱۱. حدیث رسول اکرم صلی الله علیه و آله : «مَن خانَ أَمانَهً فِی الدُّنیا و لَم یرُدَّها اِلی أَهلِها ثُمَّ اَدرَکَهُ المَوتُ ماتَ عَلَی غَیرِ ملّتی و یلقی اللهَ و هُوَ عَلیه غَضبانُ؛ کسی که در دنیا به امانتی خیانت کند و آن را به صاحبش برنگرداند و آن گاه بمیرد، بر دین من نمرده است و با خدا در حالی دیدار می‌کند که بر او خشمگین است».[۱۰۹]
۱۲. حضرت علی علیه السلام : «لَیس لِکَذوبٍ أمانهً وَ لا لِفُجُورٍ صِیانهَ؛ دروغ گو، امانت دار نیست و بدکار نگه دارنده اسرار نیست».[۱۱۰]
۱۳. رسول اکرم صلی الله علیه و آله : «لا ایمان لِمَن لَا اَمانَهَ لَهُ ولا دِینَ لِمَن لا عَهدَ له؛ کسی که امانت دار نیست ایمان ندارد و کسی که به عهدش وفا نکند دین ندارد».[۱۱۱]
۱۴. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : «آیهُ المنافِقِ ثَلاثٌ، اِذا حَدَّثَ کَذِبَ و اذا وَعَدَ اَخلَفَ و اِذا أُوتُمِنَ خانَ؛ نشانه منافق سه چیز است؛ به دروغ سخن می‌گوید، زمانی که وعده می‌دهد، تخلف می‌کند، در امانت خیانت می‌کند».[۱۱۲]
۱۵. امام رضا علیه السلام : «لیس مِنّا مَن غَشَّ مُسلِماً و لیس منّا مَن خانَ مُؤمِناً؛ از ما نیست کسی که با مسلمان غش کند. [او را در معامله فریب دهد] و از ما نیست کسی که به مؤمنی خیانت ورزد».[۱۱۳]
۱۶). امام علی علیه السلام : «طَلَبُ التَّعاوُنِ عَلی نُصرَه الباطِلِ جِنایهً و خِیانَهٌ؛ کمک جویی برای یاری باطل جنایت و خیانت است».[۱۱۴]
۱۷. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : «لا تَخُن مَنْ خانَکَ فَتَکُونَ مِثلَه؛ به کسی که به تو خیانت کرده است، خیانت نکن که تو نیز چون او خواهی بود».[۱۱۵]

حکایات

جوان فقیر و کیسه طلا

در شهر مکه جوان فقیری زندگی می‌کرد که همسر شایسته‌ای داشت، روزی در راه بازگشت از مسجدالحرام کیسه‌ای پیدا کرد. وقتی آن را باز کرد، هزار دینار طلا در آن دید. خوشحال نزد همسر آمد و داستان را برای او گفت. همسرش گفت:«این مال حرام است. باید آن را به همان محل ببری و اعلام کنی؛ شاید صاحبش پیدا شود».
جوان از خانه بیرون آمد. وقتی به جایی رسید که کیسه را پیدا کرده بود، شنید مردی صدا می‌زند:«چه کسی کیسه‌ای حاوی هزار سکه طلا یافته است؟» جوان جلو رفت و گفت:«من آن را پیدا کرده‌ام. این کیسه توست. طلاهایت را بگیر». مرد کیسه را گرفت و شمرد. دید درست است. پول‌ها را به جوان برگرداند و گفت:«مال خودت باشد. به منزل من بیا. با تو کار دارم».
پس جوان را به خانه خود برد و نُه کیسه دیگر که در هر کدام هزار دینار بود، به او داد و گفت:«همه این پول‌ها مال توست». جوان شگفت زده پرسید:«مرا مسخره می‌کنی؟مرد گفت:«به خدا سوگند که تو را مسخره نمی‌کنم. ماجرا این است که هنگام شرفیابی به مکه، یکی از اهالی عراق این زرها را به من داد و گفت:«اینها را به مکه ببر. یکی از کیسه‌ها را در گذری بینداز و بعد فریاد بزن چه کسی آن را یافته است؟ اگر کسی آمد و گفت: من آن را برداشته‌ام، نُه کیسه دیگر را به او بده؛ زیرا چنین کسی امین است. شخص امین هم خود از این مال می‌خورد و هم به دیگران می‌دهد و صدقه ما نیز به واسطه صدقه او مقبول درگاه حق قرار می‌گیرد». جوان پول‌ها را به خانه آورد. او به برکت امانت داری و صداقت از ثروتمندان روزگار شد.[۱۱۶]

نوید و ندا

مادر:«نوید چکار می‌کنی؟» نوید:«مادر، هر چه می‌گردم نمی‌توانم کتاب امانتی را پیدا کنم». مادر:«چه کتابی بود. چه شکلی بود؟» نوید:«نمی دونم یادم نیست... دوستم از کتاب خانه گرفته بود به من قرض داد، اما من وقت نکردم بخونم... داخل یک کیسه آبی بود... نه زرد بود... نه همون آبی».
ندا:«منظورت همان کیسه پلاستیکی است که من ازت قرض گرفتم؟ لازمش داشتم... باهاش کار دستی درست کردم.» نوید چپ چپ و با عصبانیت به ندا نگاه می‌کند. ندا: «خب چیه!... من ازت پرسیدم می شه این کیسه رو بردارم. افتاده بود زیر کمد... کتابی هم توش نبود...» هر دو به دنبال کتاب زیر کمد را می‌گردند.
نوید:«نه خیر. کتاب اینجا نیست». نوید ناراحت و غمگین:«حالا جواب نیما را چی بدم. کتابش کجاست؟» نوید به همراه ندا همه خانه را به دنبال کتاب زیر و رو می‌کنند، اما هیچ اثری از کتاب نیست. مادر:«پسرم فکر نمی‌کنی اگر وسایلت را همه جا نمی‌انداختی گمشون نمی‌کردی؟» در همین لحظه در منزل باز شده و پدر وارد خانه می‌شود. او وقتی وضعیت خانه را می‌بیند به بچه‌ها نگاه می‌کند و از ندا می‌پرسد:«ای بابا! ندا جون، چی شده؟»
ندا با ناراحتی می‌گوید: «بابا من امانت دار خوبی نبودم! من با کیسه پلاستیکی نوید کاردستی درست کردم... رنگش آبی بود، من لازمش داشتم». بابا با خنده می‌گوید: «عیبی نداره. من خودم یک کیسه بهش می‌دهم. نوید می‌پرسد: «کتابی که داخلش بود چی؟ مال کتاب خانه بود». بابا می‌گوید: «راستی نوید، امروز این کیسه را توی کیفم پیدا کردم... یک کتاب توش بود که اولش نوشته بود «تقدیم به دوست خوبم نوید سال نو مبارک. از طرف نیما». نوید:«خودشه! حالا یادم اومد کیسه اش بنفش بود... خدا رو شکر پس کتاب مال کتاب خانه نبود... مال خودم بود».[۱۱۷]

احسان و کتاب امانتی

داستان از شهری کوچک شروع می‌شود. در این شهر خانه‌ای نقلی و زیبا وجود دارد. توی این خانه، پسر کوچولویی به نام احسان با پدر و مادر و خواهر کوچکش، آرزو، زندگی می‌کند. یکی از روزها، احسان مریض می‌شود. پویا، دوست احسان، به دیدن او می‌آید. او کتاب و دفترهایش را به همراه دارد. چون احسان به دلیل مریضی از درس‌های خود عقب مانده، پویا دفتر و کتاب‌هایش را نزد احسان به امانت می‌گذارد تا او بتواند درس‌های عقب مانده خود را جبران کند.
پس از انجام تکالیف احسان می‌خواهد وسایل مدرسه را جمع کند، ولی به دلیل خستگی و کسالت این کار را نمی‌کند. مادرش به او تذکر می‌دهد اگر لوازم پویا گم شوند یا بلایی سرشان بیاید، خود احسان مقصر است. در همین بین آرزو سر وقت وسایلش می‌رود و همه تکالیفش را خراب می‌کند. احسان با دیدن این صحنه ناراحت می‌شود و گریه می‌کند. مادرش او را بغل می‌کند و می‌گوید:«عزیزم، بهت گفتم که باید مراقب وسایل خودت و دیگران باشی! امانت داری از اخلاق پیامبر ما بوده و به همین دلیل به ایشان محمد امین صلی الله علیه و آله می‌گفته‌اند».
بعد از گفته‌های مادر، احسان تمام مشق‌های خودش و پویا را در دفتر جدیدی نوشت و صبح فردا در مدرسه آنها را به دوستش پویا برگرداند و عذرخواهی کرد. پویا هم دوستش را بخشید.[۱۱۸]

گرمابه و دزد

در هنگام سحر مردی راهی گرمابه شد. میان راه به دوستش برخورد کرد. دوستش گفت که تو را تا حمام همراهی می‌کنم. میان راه، آن دوست بدون خداحافظی از وی جدا شد. دزدی که به دنبال فرصت بود، خود را نزدیک آن مرد رساند. کنار حمام مرد کیسه پولش را به همراه خود داد تا برایش نگه دارد.
پس از فراغت از حمام، آمد که پولش را از دوستش بگیرد. کیسه پولش را در دست مرد غریبه‌ای دید. به او گفت:«پول من نزد شما چه می‌کند؟» دزد ماجرا را برای او شرح داد. مرد به دزد گفت:«اگر راست می‌گویی، چرا پول‌ها را ندزدیدی؟» دزد به او گفت:«زیرا شما پول‌ها را نزد من به امانت سپردی، دزدی می‌کنم، اما به امانت خیانت نمی‌کنم».[۱۱۹]

امانت داری واقعی

نگاهش را از گوشه متروک گورستان گرفت. پنج سالی بود که پیرمرد در این گورستان کار می‌کرد. نگهبان گورستان به مرگ هم مثل زندگی عادت کرده است.
یک نایلون کوچک از جیبش درآورد. داخل آن سه اسکناس دو هزار تومانی بود و کاغذی که فقط محل تای آن فرسوده و بالای آن نوشته شده بود. «خالو حسن ژاندارم». پیرمرد می‌گوید سه سال پیش چند نفر آمدند و گفتند: مرده‌ای داریم که قبرش گم شده است و اسمش خالو حسن و ژاندارم بود…، اما نمی‌دانیم قبرش کجاست. فلانی می‌داند. این شش هزار تومان را دادند قبرش را بازسازی کنم، اما هنوز نه قبر را پیدا کرده‌ام نه صاحب قبر را. فلانی هم ندانست. سه برات (سه سال) گذشته و این پول همین طور توی جیبم جا خوش کرده است. به شیخ هم گفتم:«چه کنم؟» گفت:«نمی‌توانی صدقه بدهی». این پول را توی جیبم گذاشتم که اگر روزی آمدند امانتشان را به آنها بازگردانم یا اگر یکهو بمیرم مدیون خالو حسن و خویشانش نباشم. همه می‌گویند:«دیوانه شده‌ای». می‌گویم:«شیعه دوازده امامی از یهودی کمتر باشد!» و سریع از قرآن جلد چرمی قدیمی اش این آیه را خواند:
«وَمِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِینَارٍ لاَّ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَیْهِ قَآئِمًا ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَیْسَ عَلَیْنَا فِی الأُمِّیِّینَ سَبِیلٌ وَیَقُولُونَ عَلَی اللّهِ الْکَذِبَ وَهُمْ یَعْلَمُونَ؛ در میان اهل کتاب کسانی هستند که اگر ثروت زیادی به رسم امانت به آنها بسپاری، به تو باز می‌گردانند، مگر زمانی که بالای سر آنها ایستاده(بر آنها مسلط) باشی. این به خاطر آنست که می‌گویند:«ما در برابر امیین [غیر یهود] مسئول نیستیم و بر خدا دروغ می‌بندند؛ در حالی که می‌دانند (این سخن دروغ است». (آل عمران:۷۵)
انگار سه سال است هر روز به این آیه سلام داده و آیه هم او را دوست دارد.
می‌خواستم به پیرمرد بگویم، از چهارتای کاغذ تنها یک تای آن که نام خالو حسن ژاندارم توی آن هست، کافی است و بقیه را دور بینداز و فرقی نمی‌کند که پول شش، هزاری باشد یا سه، دو هزاری، اما اگر خالو حسن و خویشان او همان سه دو هزاری را می‌خواستند تکلیف چه بود؟ پشیمان شدم. پیرمرد امین بود.[۱۲۰]

داستان یک شهید

علی رضا هنوز کم سن و سال بود که عضو کتاب خانه کانون طبس شد. خیلی به کتاب علاقه داشت. معمولاً از هر فرصتی برای آمدن به کتاب خانه استفاده می‌کرد. چند کتاب به امانت می‌برد و پس از مطالعه و برگرداندنشان کتاب‌های جدیدی برای خواندن می‌گرفت.
این کار تا زمانی ادامه داشت که به پانزده سالگی رسید. طبق قانون کتاب خانه دیگر مجاز به استفاده از کتاب خانه نبود، ولی از آنجایی که به کتاب خانه علاقه زیادی داشت، صبر می‌کرد کتاب خانه خلوت شود، آن وقت می‌آمد و مشغول کتاب خواندن می‌شد. بیشتر به کتاب‌های علامه شهید مرتضی مطهری، علاقه داشت، مخصوصاً کتاب داستان راستان. آخرین کتابی که به امانت برد، جزیره اسرارآمیز اثر ژول ورن بود. پس از خواندن، آن را به کتاب خانه بازگرداند و به جبهه رفت و دیگر برای تمدید کارت عضویت بازنگشت.
چه قدر جایش پشت در کتاب خانه طبس خالی است. آنجا می‌ایستاد و این پا و آن پا می‌کرد تا مربی کانون بیاید و کتاب را از او تحویل بگیرد.
مربی چه می‌دانست این آخرین باری است که شهید علی رضا رجب پور را می‌بیند. او کتاب جزیره اسرارآمیز را که تحویل داد، رفت و به جمع عاشقان پیوست.[۱۲۱]

جملات کوتاه

خیانت و حیله، بیشتر از افراد ناتوان سر می‌زند. (لارشفو کولد)
هم رأیی با بدکاران مایه رسوایی و گوش دادن به دروغ خیانت است. (جبران خلیل جبران)
راست باش و صادق با خودت. به خود خیانت مکن. (اشو)
راستی امانت است و دروغ گفتن خیانت. (بوذر جُمهر)
در وجود هر یک از ما، خائنی به نام خودخواهی وجود دارد که فقط در برابر تملق و چاپلوسی نرم می‌شود. (پل والری)
اگر کسی یک بار به تو خیانت کرد، این اشتباه اوست و اگر کسی دو بار به تو خیانت کرد، این اشتباه توست. (دالایی لاما)
نخستین خیانت، جبران ناپذیر است و از طریق واکنش زنجیره‌ای خیانت‌های دیگر را برمی انگیزد. (میلان کوندرا)
خیانت، از صف خارج شدن و به سوی نامعلوم رفتن است. (میلان کوندرا)
اگر دربارهٔ ثروت‌های دنیوی امین و درست کار نبودید، چگونه در زمینه ثروت‌های حقیقی آسمانی به شما اعتماد خواهند کرد. (انجیل لوقا)
بدترین چیز در زندگی هراس در میدان جنگ و خیانت به دوست است. (اسکار وایلد)
کودکان اعتماد می‌کنند؛ زیرا هرگز شاهد خیانت نبوده‌اند. معجزه آن گاه رخ می‌دهد که این اعتماد را در نگاه پیری فرزانه ببینیم. (بوبن)
تردیدها به ما خیانت می‌کنند و ما را از تلاش دور کرده و از پیروزی‌هایی که به احتمال قوی نصیب ما خواهد شد محروم می‌سازد. (ویلیام شکسپیر)
نتیجه فریب و ریاکاری، ناامیدی و اندوه و راه خیانت کاران دشوار است. (فلورانس اسکاول شین)
هرگز تردیدی به خود راه ندادم که همه به من خیانت می‌کنند، با این حال، هر بار هم که خیانت می‌کردند، شگفت زده می‌شدم. (فرناندو سپوا)
اگر به فردی که سابقه خیانت دارد راه دادید، بسیار مراقب باشید که جایتان را نگیرد.(جفری کروکشنک)
هرکس به زمانه اطمینان کند، زمانه به او خیانت ورزد و هرکس آن را تعظیم کند، پست و خارش سازد. (نهج البلاغه، امام علی علیه السلام ، ترجمه: آیتی، وصیت امام علی علیه السلام به امام حسن مجتبی علیه السلام )
چیزهای کوچک به راستی کوچک هستند، اما امین بودن در چیزهایی کوچک کار بزرگی است. (مادر ترزا)
بیشتر آدم‌ها چیزهایی را در دیگران دوست دارند که خود به آنها امانت می‌دهند؛ خودشان را و تفسیر و برداشت خودشان را از او. (گوته)
از نزدیکی به کسی که قادر به حفظ اسرار زندگی خود نیست، بپرهیز! (افلاطون)
خائن با شنیدن فضایل امانت، امین نخواهد شد. (سید جمال الدین اسد آبادی)
امانت خود را هرگز به روباه مسپارید. (ضرب المثل)
عمرو در امانت خیانت نکرد، تو چرا؟ (این ضرب المثل کنایه از زشتی و پلیدی خیانت ورزی خیانت کار است، مقصود از عمرو عمروعاص است که در خباثت، زبان زد است).
امانت را خاک خیانت نمی‌کند. (ضرب المثل)
معلم امانت داری است که امانت او غیر از همه امانت‌ها است، انسان امانت اوست. (امام خمینی رحمه الله )

اشعار

منسوخ شد مروت و معدوم شد وفا
زین هر دو نام چو سیمرغ و کیمیا
شد راستی خیانت و شد زیرکی سفه
شد دوستی عداوت و شد مردمی جفا
(عبد الواسع جبلی)

گر که با صبحدلان دیداری است
اجر صبر است و ز شب بیداری است
سجده آدم به در درگاهش
هر چه دارم ز امانت داری است
(نیما. د)

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت
با من راه نشین باده مستانه زدند
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعهٔ فال به نام من دیوانه زدند
(حافظ)

عاشقان زمره ارباب امانت باشند
لا جرم چشم گهربار همان است که بود
(سعدی)

گفت پیغمبر که دستت هر چه برد
بایدش در عاقبت واپس سپرد
(مولوی)

برخیز تا عهد امانت وفا کنیم
تقصیرهای رفته به خدمت قضا کنیم
(سعدی)

امین می باش در حفظ امانت
مکن یک لحظه اندر وی خیانت
(عنصر المعالی قابوس نامه)

آن صداها به کجا رفت/ صداهای بلند/ گریه‌ها قهقه‌ها: آن امانت‌ها را: آسمان آیا پس خواهد داد؟/ پس چرا حافظ گفت؟: آسمان بار امانت نتوانست کشید: نعره‌های حلاج بر سر چوبه دار: به کجا رفت کجا؟: به کجا می‌رود آه: چهچه گنجشک بر ساقه باد: آسمان آیا این امانت‌ها را: باز پس خواهد داد؟
(شفیعی کد کنی)

گر تو خواهی در میان خلق گردی محترم
صادق و نیکو سرشت و با مرام و با کرم
تو امانت دار باش و کن مدارا چون رسول
تا امین گردی و صادق اهل دل اندر حرم
(غریب نهاوندی)

خواهی که خیانت نشود بر تو ز مخلوق
زینهار خود از بهر امانات امین باش
شاعر ثابت مرحوم استادی (چهل گام تا عتبات)

آنچه را آسایش خلق خدا باشد در آن
چون امین گشتی به مردم، خلق را از خود مران
اعتماد از این صفت آید پدید ای هوشیار
از خیانت در امانت زیر و رو گردد جهان
(غریب نهاوندی)

تاک شو

امانت داری در آیات و روایات؛
چگونه امانت دار باشیم یا امانت دار شویم
راهکارهای ترویج امانت داری
بررسی جایگاه فضیلت امانت داری در بین سایر فضایل

آثار امانت داری در جامعه

الف) ایجاد اعتماد در بین مردم
ب) حفظ اموال عمومی
ج) رضایتمندی خداوند متعال
د) متخلق شدن جامعه به اخلاق الهی
ه) رسیدن به جامعه آرمانی و مدینه فاضله
و) رابطه امانت داری با دیگر فضایل
ز) آثار امانت داری در زندگی فردی
ح) خیانت در امانت چگونه موجب انحطاط جوامع می‌شود
ط) پی آمدهای خیانت در امانت
ی) امانت داری و خیانت کاری در جوامع پیشرفته؛
ک) چگونه می‌شود مفاهیم اخلاقی از جمله امانت داری را در خانواده تعریف و اجرا کرد؛
ل) ترسیم جامعه‌ای که امانت در آن فضیلت است و جامعه‌ای که مردم آن از خیانت ابایی ندارند؛
م) جایگاه و نقش علماء دینی در ترویج امانت داری؛
ن) امانت داری و مصادیق آن؛
س) بررسی نقش مدرسه و دانشگاه در فرهنگ سازی اخلاقی (امانت داری، وفای به عهد، خیانت نکردن).
۶. بررسی مصادیق امانت داری و خیانت ورزی.
مصادیق امانت داری:
الف) رعایت عفاف و حجاب؛
ب) استفاده درست از بیت المال؛
ج) حفظ نظام؛
د) حفظ فرهنگ، سنت و هنر؛
ه) دقت در تأثیرگذاری رسانه از جمله صدا و سیما؛
و) توجه به اهمیت خبرنگاری و روزنامه و مجله؛
ز) سوءاستفاده نکردن از پست‌ها و مسئولیت ها؛
ح) نگهداری از اموال دیگران؛
ط) استفاده درست از مواهب الهی (دین، سلامت، عقل، اعضا و جوارح)؛
ی) نگهداری و استفاده درست از ذخایر معدنی، مراتع و جنگل‌ها، دریاها و رودخانه‌ها.
مصادیق خیانت ورزی:
الف) خیانت به همسر؛
ب) جاسوسی و خیانت به کشور؛
ج) اتلاف مال امانتی؛
د) کم کاری در ادارات، نهادها و سازمان ها؛
ه) افشای اسرار مردم؛
و) آسیب رساندن به بیت المال؛
ز) خیانت چشم‌ها.
٭٭٭

پرسش‌هایی گزارشی و برنامه سازی

۱. آیا می‌دانید معنای امانت داری چیست و امانت به چه چیزهایی گفته می‌شود؟
۲. آیا تا کنون چیزی را به امانت گرفته‌اید یا یک امانتی به دیگری سپرده‌اید؟
۳. آیا تا به حال برای شما اتفاق افتاده که چیزی را نزد شما امانت بگذارند و شما آن را گم کنید؟ توضیح دهید.
۴. آیا بین دوستان یا افراد فامیل شما شخصی هست که به امانت داری مشهور باشد؟ توصیف کنید.
۵. آیا دوست دارید امین دیگران باشید و دیگران به شما اعتماد کنند؟ چرا؟
۶. به نظر شما رواج امانت داری چگونه در جامعه أثر می‌گذارد؟
۷. اگر دوستی نزد شما چیزی را به امانت گذاشت، بعد از مدتی با هم اختلاف پیدا کردید و آن دوست امانتش را از شما طلب کرد، آیا حاضرید آن را به دوستتان برگردانید؟
۸. آیا به هر کسی امانت می‌سپارید؟ امانت گیرنده باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟
۹. اگر به هر دلیلی امانت گیرنده در امانت شما تصرف کند، عکس العمل شما چه خواهد بود؟ به نظر شما با خیانت کار چگونه باید برخورد شود؟
۱۰. در چه صورتی می‌شود در امانت تصرف کرد؟
۱۱. معنای خیانت چیست و به چه کسی خیانت کار می‌گویند؟
۱۲. چه عواملی باعث می‌شود که شخصی در امانت خیانت کند؟
۱۳. اگر باخبر شوید که شخصی قصد خیانت و تصرف در امانت دارد، آیا سعی می کنیداو را منصرف کنید؟ چگونه؟
۱۴. چه عواملی می‌تواند در جلوگیری از خیانت مؤثر باشد؟ (قوانین، مسائل معنوی و بیان احکام، توجه به خدا، قبر و قیامت، عواقب دنیوی و...)
۱۵. تا چه اندازه به حفظ امانت پای بندید؟
۱۶. به نظر شما اگر لازمه حفظ امانت، از دست دادن مال شخصی و هزینه بر باشد، باز هم باید امانت را حفظ کرد یا اینکه حفظ مال شخصی مهم تر است؟
۱۷. به نظر شما پی آمدهای خیانت در امانت چیست؟ (فردی، اجتماعی)
۱۸. اگر در صورت خیانت کردن سود و سرمایه فراوانی نصیب شما شود، چرا دست به این کار نمی‌زنید؟
۱۹. چه مجازاتی را برای خائن سخت تر و مؤثرتر می‌دانید؟
۲۰. بعد از شنیدن این کلمات اولین چیزی که به ذهن شما می‌آید، بگویید؟ امانت؛ وفای به عهد؛ بیت المال؛ خیانت؛ خائن؛ امانت دار؛ صدق و راست گویی و... .
۲۱. سخن پایانی شما برای انسان‌های امانت دار چیست؟

فصل هفتم بایدها و نبایدهای کلی در برنامه سازی و محورهای کلان برنامه ریزی

بایدهای برنامه سازی

۱. تبیین صحیح مفهوم امانت داری در رسانه ملی؛ ۲. بیان فایده‌های امانت داری به روش‌های مختلف در صدا و سیما؛ ۳. مداومت صدا و سیما در بیان مفاهیم و فایده‌های امانت داری؛ ۴. تولید برنامه‌های جذاب آموزشی برای رده‌های سنی کودکان و نوجوانان؛ ۵. تولید برنامه‌های متنوع در زمینه امانت داری و پخش آن در زمان‌های مناسب؛ ۶. بهره گیری از مناسبت‌های مذهبی و ملی در تولید برنامه ها؛ ۷. الگوسازی مناسب با موضوع امانت داری؛ ۸. تولید برنامه‌های مناسب با فضای فرهنگی، دینی و مذهبی جامعه؛ ۹. امانت دار بودن الگوهای مطرح سازمان صدا و سیما؛ ۱۰. ایجاد حرکت برای عموم جامعه با تبلیغات رسانه‌ای مناسب؛ ۱۱. ارائه راهکارهای علمی و اجرایی در تاک شوها و مستندها، حتی فیلم‌ها و سریال ها؛ ۱۲. متوجه کردن مخاطبان به عواقب شوم خیانت ورزی در برنامه سازی‌ها.

چالش‌ها و آسیب‌ها

۱. نداشتن زمان بندی نامناسب در پخش برنامه‌های تولید شده؛ ۲. فصلی برخورد کردن و مداومت نداشتن در القای مفهوم امانت داری؛ ۳. معطوف کردن برنامه‌ها به مناسبت ها؛ ۴. بی محتوا شدن برنامه‌ها بر اثر تکرار بدون تنوع؛ ۵. جذابیت نداشتن برنامه‌های تولید شده در موضوع امانت داری (استفاده نکردن از تکنیک‌های روز دنیا در زمینه برنامه سازی، بهره نگرفتن از عوامل تولید کار آمد، به کار نگرفتن هنرپیشه‌های خوش سابقه و استفاده نکردن از فیلم نامه‌های قوی، در نتیجه کاهش اثر گذاری در مخاطب)؛ ۶. بسنده کردن به مباحث نظری و کلی (فقط پاداش و سزای امانت داری و خیانت ورزی تبیین و توضیح می گردونم)؛ ۷. استفاده از فضاهای نامرتبط با موضوع و زمینه و پس زمینه‌های ناهمگون؛ ۸. کیفیت کار را فدای حجم زیاد تولیدات بی کیفیت کردن (پر کردن زمان آنتن حرف اول باشد).

محورهای برنامه سازی

۱. امانت داری در گفتار (راست گویی) و صداقت در رفتار؛ ۲. یادآوری پیوسته جایگاه مدیران، کارمندان، خبرنگاران، مجریان، تهیه کنندگان و دیگر عوامل برنامه ساز در رابطه با امانت داری؛ ۳. توجه به بحث امانت داری در برنامه‌های مختلف، این کار نباید مقطعی و معطوف به مناسبت‌های خاص باشد؛ ۴. تأکید بر فضیلت امانت داری که هنجاری اجتماعی است، از راه نمایش دادن آثار و برکات امانت داری در جامعه و نمایش آثار مخرب خیانت مثل نشان دادن تخریب اماکن عمومی به دست اراذل و اوباش؛ ۵. اختصاص دادن برنامه‌ها به بخش‌هایی از جامعه که حساسیت بیشتری دارد، برای نمونه افرادی که در پست‌های حساس سازمان‌ها و اداره‌ها و نهادهای دولتی و غیر دولتی مشغولند، باید متوجه شوند چه امانت بزرگی برعهده آنهاست؛ ۶. برنامه‌های تولید شده در زمینه امانت داری و خیانت ورزی باید اهداف بلندمدت را دنبال کند. بدین معنی که تولید برنامه‌ها صرفاً جهت پر کردن اوقات مردم نباشد، بلکه باید بسیار هدفمند و دارای چشم انداز چند ساله باشد تا بتوان به نتیجه مطلوب (داشتن جامعه‌ای امانت دار) رسید؛ ۷. کارهای تولید شده باید از نظر فنی و محتوایی کاملاً کارشناسی شده باشد تا دچار تناقض و طرح مسائل خلاف واقع نشویم؛ ۸. باید راه‌های اثرپذیری در مخاطبان، کاملاً شناسایی و برنامه‌ها بر طبق آنها تهیه و تولید شوند؛ ۹. اجتناب از تولید برنامه‌هایی که به هر صورت آشکار، در قالب طنز یا برنامه جدی قبح خیانت در امانت را می‌شکند؛ ۱۰. توجه دادن مردم به پی آمدهای زیان آور خیانت در امانت، با استفاده از قانونِ کنش و واکنش (عمل و عکس العمل). با عباراتی چون:«با هر دستی که بدهی از همان دست می‌گیری یا:
این جهان کوه است و فعل ما ندا
باز گردد این نداها را صدا
(مولوی)

خاتمه

امانت، تقسیمات و مصادیق متعددی دارد که بعضی از آنها از بقیه با اهمیت تر هستند و باید توجه بیشتری به آنها کرد. از جمله آنها به ترتیب اهمیت، دین، عقل، مردم و بندگان خدا هستند که انبیای الهی و ائمه اطهار علیه السلام مسئولیت حفاظت و نگهداری از این امانت‌ها را در مقابل طاغوت‌ها و شیاطین بر عهده دارند، مبادا از مسیر حق و حقیقت خارج و دچار فساد و تباهی شوند. ازاین رو، حضرت موسی علیه السلام به فرعونیان می‌فرماید: «اَن اَدُّوا اِلَی عِبَادَ اللهِ اِنّی لَکُم رَسُولُ اَمین؛ (و به آنان گفت: امور) بندگان خدا را به من واگذارید که من فرستاده امینی برای شما هستم». (دخان: ۱۸) این ویژگی مختص به حضرت موسی علیه السلام نبوده است، بلکه دیگر انبیای الهی و به طور خاص ائمه معصومین علیه السلام این خصوصیت را در حد اعلا دارا بوده‌اند و در سراسر دوران زندگی شان با تمام وجود در راه و نگهداری دین حق و هدایت بندگان خدا کوشیده‌اند. در این راه از بذل جان و مال و هستی شان دریغ نداشتند.
امروزه حفظ این امانت و نگهداری از دین، عقل و جان مردم مهم‌ترین رسالت حکومت اسلامی است که رشادت‌ها و از جان گذشتگی‌های بسیاری از علما و مردم، آن را به ثمر رسانده است. حفظ این حکومت که از بزرگ‌ترین امانت هاست، برعهده آحاد جامعه است.
در این میان رسانه‌ها، خصوصاً رسانه ملی، با ارایه راهکارهای مفید و مؤثر، همچنین با تولید برنامه‌های گوناگون از جمله فیلم، کارتون و برنامه‌های مستند، مهم‌ترین نقش را در متخلق شدن مردم و مسئولان به فضیلت امانت داری ایفا می‌کنند.
در این نوشتار به توضیح و ارایه برخی از این راهکارها به طور خلاصه پرداخته شد که با عنایت به آنها و بهره گیری از مشاوران توان مند می‌توان قدم‌های بلندی در ابعاد فرهنگ امانت داری برداشت.

کتاب نامه

کتاب

( قرآن کریم.
نهج الفصاحه، ترجمه:ابوالقاسم پاییزه، چاپ خانه ماه منظر، تهران، چاپ هفتم، ۱۳۸۵.
نهج البلاغه، ترجمه: محمددشتی، انتشارات فتح الاسلام، قم، چاپ چهارم، ۱۳۸۶.
صحیفه نور(مجموعه رهنمودهای امام خمینی)، مرکز مدارک فرهنگی انقلاب ایلامی، تهران، چ اول، ۱۳۶۱.
مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامی، قم، چاپ سیزدهم، ۱۳۷۴.
جوادی آملی، عبدالله، مفاتیح الحیاه، مرکز نشر اسراء، قم، چاپ بیست و نهم، ۱۳۹۱.
قرائتی، محسن، تفسیر نور، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، قم، چاپ پانزدهم، ۱۳۸۵.
انصاری، شیخ محمدعلی، الموسوعه الفقیه المیسره، مجمع الفکر الاسلامی، قم، چاپ دوم، ۱۴۲۴ه .ق.
کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، مترجم: محمدباقر کمره‌ای، اسوه قم، چاپ سوم، ۱۳۷۵.
شیخ حرعاملی، محمدبن الحسن، وسایل الشیعه، چاپخانه اسلامی، چاپ ششم، ۱۳۶۷.
شیخ صدوق، الامالی، ترجمه: محمدباقر کمره‌ای، انتشارات کتابچی تهران، چاپ پنجم، ۱۳۷۰.
واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، دارالحدیث ، قم، چاپ اول، ۱۳۷۶.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، مؤسسه وفا، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ه .ق.
قمی، شیخ عباس، سفینه البحار، دارالسوه للطباعه و النشر، چاپ اول، قم، ۱۴۱۴ه .ق.
محسن کاشانی محمدبن مرتضی، المحجه البیضاء فی تهذیب الاحکام، ترجمه سیدمحمدصادق عارف، انتشارات آستان قدس رضوی مشهد، چاپ اول، ۱۳۷۲.
محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، انتشارات دارالحدیث قم، چاپ دوم، ۱۳۸۵.
نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، مؤسسه نشر اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۱۷ه .ق.
کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، دارالضواء، بیروت، چاپ اول، ۱۴۰۵ه .ق محدث نوری، میرزاحسین، مستدرک الوسایل، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث قم، چاپ اول، ۱۴۰۸ه .ق.
ابن شعبه، حسن بن علی، تحف العقول، ترجمه: محمدباقر کمره‌ای، کتابچی، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۹.
محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ترجمه: حمیدرضا شیخی، دارالحدیث، قم، چاپ پنجم، ۱۳۸۴.
تمیمی آمدی، محمد، شرح غرر الحکم و دررالکلم، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۶.
قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال، انتشارات هجرت، قم، چاپ دوم، ۱۳۷۷.
امام خمینی، روح الله، تحریر الوسیله، مؤسسه نشر اسلامی، قم، چاپ دوم، ۱۳۷۷.
حنبل، احمد، مسند، مکتب الاسلامی، سنگی، دارالصادر بیروت، بی تا.
حبیب زاده، محمدجعفر، خیانت در حقوق کیفری ایران، انتشارات سمت، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۴.
مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه امام علی علیه السلام ، قم، چاپ سوم، ۱۳۸۶.
صفی پور، عبدالرحیم، منتهی الارب فی لغه العرب، انتشارات سنایی، تهران، چاپ سنگی، ۱۲۹۸.
عمید، حسن، فرهنگ عمید، چاپخانه سپهر، تهران، چاپ هفتم، ۱۳۶۹.
جفعری لنگرودی، محمدجعفر، ترمینولوژی حقوق، کتابخانه گنج دانش، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۷.
عنصرالمعالی، قابوس نامه، کتابفروشی فروغی، چاپ دوم، ۱۳۴۷.
نیشابوری، مسلم، صحیح مسلم، دارالکتب العلمیه، بیروت، چاپ ششم، ۱۴۱۱ه .ق.
فیروزآبادی، بحرالدین محمد بن یعقوب، القاموس المحیط، مؤسسه العربیه، بیروت، بی تا.
القیومی، احمد بن محمد بن علی المقری، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، دارالقلم، بیروت، بی تا.

مقاله

جوادی آملی، عبدالله، «امانت داری»، مجله پاسدار اسلام، اردیبهشت ۱۳۸۸، ش ۳۲۹، ص۶.
حیدری نهند، علی، «امانت داری در فرهنگ اسلام»، مجله مبلغان، ۱۳۸۵.
علی بیگی، سکینه، «امانت داری در اسلام»، اندیشه با معارف اسلامی آشنا شویم، ش ۴۴، ۱۳۷۸.
عزیزپور، محمد، «بررسی حقوقی جرم و هیات در حقوق ایران»، وبلاگ تخصصی حقوق، فصل سوم، ۱۳۸۶.
کبیری، مهدی، «یک امانت دار واقعی»، همشهری سلام، ش ۱۷۶۴۴.
سلطانی، مجید، «چگونه امانت داری را به کودکانمان بیاموزیم»، روزنامه سلامت، ش ۲۲۸.
آشتیانی، دانش، «نغمه داستان اسرارآمیز عضو کتاب خانه طبس»، خبرگزاری مهر، سال ۱۳۹۰.

سایت‌های اینترنتی

آزرم، آزاده، داستان‌های کودکانه، پایگاه اطلاع رسانی باتا:
ضیائی، لاله، نویدوندا، ماهنامه کودک، پایگاه اطلاع رسانی، فرهنگ ایثار و شهادت www.navideshahed.com
وبلاگ تخصصی حقوق www.azizpoor.blogfa.com
سایت خراسان رضوی www.khorasannews.com
سایت تبیان www.tebyan.net
۶. سایت ذی طوی www.zitova.com
۷. سایت اندیشه قم www.andisheqom

پانویس

  1. نسا: ۵۸
  2. شعرا: ۱۰۷
  3. وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۵۷
  4. غررالحکم و دررالکلم، ح ۲۰۷
  5. بحرالدین محمد بن یعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۴، صص۲۸۱ ۳۴۵
  6. احمد بن محمد بن علی المقری القیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، ج۲، ص ۲۵
  7. عبدالرحیم بن عبدالکریم صفی پور، منتهی الارب فی اللغه العرب، ج۱، ص۳۹
  8. الخلیل بن احمد الفراهیدی، ترتیب کتاب العین، ج ۳، ص ۱۹۳۹
  9. محمدعلی انصاری، الموسوعه الفقهیه النیسره، ج ۲، ص ۱۰۵
  10. محمدجعفر جعفری لنگرودی، ترمینولوژی حقوق، ص ۷۹، واژه ۶۱۴
  11. روح الله موسوی خمینی، تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۵۹۱
  12. روح الله موسوی خمینی، تحریرالوسیله، ج ۱، صص ۵۴۳ ۵۴۷
  13. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۷۱، ص ۵۶
  14. محمدحسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج ۲۷، ص ۱۲۲
  15. حسن نوری طبرسی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ۱۴؛ کتاب الودیعه، باب ۴، ص ۱۶
  16. تحریرالوسیله، ج۲، ص ۵۴۹
  17. محمدجعفر حبیب زاده، خیانت در حقوق کیفری ایران، ص ۶۸
  18. محمد عزیزپور، بررسی حقوق جرم و خیانت در حقوق ایران، ص ۹
  19. جمال الدین محمد خوانساری، شرح غرر و دررالکلم، ج۶، ص ۳۴
  20. نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتی، نامه۵
  21. المحجه البیضاء، ج ۳، ص ۳۲۷
  22. مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۲
  23. نهج البلاغه، حکمت ۴۰۷
  24. تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۴۵۲
  25. بحار الانوار، ج ۸۱، ص ۲۴۸
  26. مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۳۷۴
  27. نهج البلاغه، خطبه ۲۱۳
  28. بحار الانوار، ج ۲، ص ۳۶
  29. تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص۴۵۲
  30. علی حیدری نهند، «امانت داری در فرهنگ اسلامی»، مبلغان، خرداد و تیر ۱۳۸۵، ش ۷۹، ص ۸۰
  31. صحیفه نور، ج ۱۵،ص ۱۱۲
  32. سکینه علی بیگی، «امانت داری در اسلام»، نشریه با معارف اسلامی آشنا شویم، ش۴۴، ص ۵۰
  33. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۶۲۰
  34. ملامحسن فیض کاشانی، محجه البیضاء، ج۵، ص ۲۳۷
  35. تفسیر نمونه، ج ۱۰، صص ۴ و ۵
  36. تفسیر نمونه، ج ۱۵، ص ۲۸۰
  37. تفسیر نمونه، ج ۱۵، ص ۴۶۷
  38. تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۴۵۱
  39. تفسیر نمونه، ج ۱۴، صص ۱۹۹ و ۲۰۰
  40. تفسیر نمونه، ج ۲۱، ص ۱۶۸
  41. ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه، ح ۵۵۴
  42. ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه، ح ۲۰۵
  43. بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۱۷۲
  44. بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۱۷۲
  45. بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۱۷۲
  46. عبدالواحد بن محمد آمدی، غررالحکم، ج۲، ص ۱۵۱
  47. بحار الانوار، ج ۷۷، ص ۲۷۵
  48. حسن بن علی ابن شعبه، تحف العقول، ج ۱، ص ۷۴
  49. شرح غرر الحکم و درالکلم، ج ۴، ص ۴۷
  50. بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۱۷۲
  51. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج ۲، ص ۱۰۴، ح ۱
  52. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج ۲، ص ۱۰۴، ح ۵
  53. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج ۲، ص ۱۰۴، ح۲
  54. بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۳۲۷
  55. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۲۵؛ بحار الانوار، ج ۷۲، ص ۴۶۰
  56. مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۴
  57. نهج البلاغه، نامه ۵۳
  58. تحف العقول، ص ۲۹۹
  59. بحار الانوار، ج ۷۲، ص ۲۰۴
  60. عبدالله جوادی آملی، «امانت داری»، مجله پاسدار اسلام، اردیبهشت ۸۸، ش ۳۲۹، ص ۶
  61. وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۲۵
  62. وسائل الشیعه، ج ۹، ص۱۷۰
  63. وسائل الشیعه، ج ۹، ص۷۰
  64. علی بن محمد واسطی، عیون الحکم، ص ۱۱۸
  65. بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۱۷۶، ج ۷۵، ص ۱۱۷
  66. وسائل الشیعه، ج ۱۹، ص ۶۸
  67. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج ۴، ص ۱۵۸۹
  68. ناصر مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ج ۳، ص ۱۹۵
  69. غرر الحکم و درر الحکم، ج ۵، ص ۲۶۸
  70. مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، ح۸۹
  71. وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص ۲۱۹
  72. ملامحسن فیض کاشانی، الوافی، ج ۳، ص ۲۱۲
  73. مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۵۰۵
  74. شرح غررالحکم و دررالکلم، ج ۶، ص ۳۲۷
  75. بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۱۷۰
  76. نهج البلاغه، نامه ۲۶، ص ۸۸۴
  77. وسائل الشیعه، ج ۱۹، ص ۶۷.
  78. شیخ صدوق، امالی، ص ۳۱۹
  79. نک: سیمای فرزانگان، ص۴۵۷.
  80. جوادی آملی، مفاتیح الحیاه، ص۵۲۲
  81. جوادی آملی، مفاتیح الحیاه، ص۵۲۲
  82. جوادی آملی، مفاتیح الحیاه، ص۵۲۲
  83. غررالحکم و دررالکلم، ح ۹۰۰۹
  84. میرزا صالح مازندرانی، شرح الکافی، اصول و الروضه، ج۶، ص۳۹۷، ح ۲
  85. مجید سلطانی، «چگونه امانت داری را به کودکان خود بیاموزیم»، روزنامه سلامت، ش ۲۲۸
  86. اصول کافی، ج ۲، ص ۸۶
  87. بخش‌هایی از آیات ۲ و ۳ طلاق
  88. بحار الانوار، ج۱۰۳، ح۳، ص۱۷۹
  89. بحار الانوار، ج ۷۵، ح ۱۳، ص ۱۷۲
  90. غررالحکم، ج۲، ح۲۱۴۲، ص۱۵۱
  91. نهج الفصاحه، ح۲۰۵
  92. بحار الانوار، ج۷۸، ص۳۲۷
  93. نهج الفصاحه، ح۲۱۳۵
  94. نهج الفصاحه، ح۱۹۷
  95. کافی، ج۲، ح۱، ص۱۰۴
  96. بحار الانوار، ج۷۸، ح۱۳۸، ص۶۰
  97. بحار الانوار، ج۷۵، ح۱۱۲، ص۹۴
  98. نهج البلاغه، نامه ۵
  99. بحار الانوار، ج ۷۷، ح ۳، ص ۸۹
  100. تحف العقول، ص ۲۲
  101. غرر الحکم، ح ۲۰۱۳
  102. بحار الانوار، ج ۷۸، ح ۴، ص ۳۶۴
  103. شرح غررالحکم، ج ۶، ص ۲۰
  104. مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۵۰۶
  105. سفینه البحار، ج ۱، ص ۴۳۳
  106. غررالحکم، ح ۶۳۷۴
  107. شیخ مفید، الاختصاص، ص ۲۳۱؛ محمدمحمدی ری شهری، منتخب میزان الحکمه، ص ۱۸۸
  108. بحار الانوار، ج ۷۷، ص ۲۰۸
  109. شیخ صدوق، امالی، ص ۵۱۶
  110. غرر الحکم، ج ۵، ح ۷۵۰۶، ص ۸۵
  111. احمد حنبل، مسند احمد، ح ۳، ص ۱۳۵
  112. صحیح مسلم، کتاب الایمان، ح ۸۹
  113. وسائل الشیعه، ج ۱۹، ص ۷۷
  114. غررالحکم، ص ۴۶۰
  115. بحار الانوار، ج ۱۰۳، ح ۳، ص ۱۷۵
  116. محمد محمدی، اویس قرنی، ص۲۲۹
  117. لاله ضیاعی، برگرفته از ماه نامه شاهد کودک، پایگاه اطلاع رسانی فرهنگ ایثار و شهادت
  118. آزاده آزرم، داستان‌های کودکانه، پایگاه اطلاع رسانی باتا.www.BATA.ir
  119. عنصرالمعانی، قابوس نامه، ص۳۷. (طرار امانت دار)
  120. مهدی کبیری، همشهری سلام، ش ۱۷۶۴۴، سایت خراسان رضوی www.khorasanannews.com.
  121. نغمه دانش آشتیانی، خبرگزاری مهر، ۱۳۹۰