فرهنگ مصادیق:امانت داری ، تعهد مسئولین

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
امانت داری ، تعهد مسئولین

امانت‌داری و راست‌گویی‏

‏امانت‌داری یکی از اصول اخلاقی است که در قرآن کریم و روایات معصومین (علیهم السلام)، نسبت به آن تأکید فراوان شده است.
قرآن کریم در بیان اوصاف اهل ایمان، با اشاره به وصف امانت‌داری آنان، می‌فرماید: وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ رَاعُونَ؛ و آنان كه امانتها و پيمان خود را رعايت مى كنند.[۱] پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) در توصیف اهل ایمان می‌فرمایند: امینا علی الامانات؛ مؤمنان نسبت به امانات مردم امین هستند و از اخلاق اهل ایمان این است که هرگاه مورد اطمینان و اعتماد مردم واقع شود (و امانتی بدو سپرده شود) خیانت نورزد.
امام زین‌العابدین (علیه‌السلام): المؤمن لا یحدث امانته الاصدقاء؛ مؤمن آنچه به رسم امانت می داند به دوستانش نیز باز گو نمی‌کند.
امانت‌داری در اسلام به قدری مهم و جدی است که هیچگونه عذری برای ترک آن وجود ندارد و امانت در هر موقعیت و شرایطی، باید به صاحبش باز گردد.
امیرالمؤمنین (علیه‌السلام): امانت را به صاحبانش بدهید اگر چه آنان قاتلان فرزندان پیامبران باشند.
امام سجاد (علیه‌السلام): علیکم باداء الامانة فوالذی بعث محمداً بالحق نبیا لو ان قاتل ابی الحسین بن علی علیهماالسلام ائتمننی علی السیف الذی قتله به لادیته الیه بر شما باد به دادن امانت به صاحبش، سوگند به خداوندی که محمد (صلی‌الله علیه و آله و سلم) را به حق به پیامبری برانگیخت هر گاه قاتل پدرم حسین بن علی (علیهماالسلام) همان شمشیر که پدرم را با آن کشت به من امانت دهد، آن را به او برمی‌گردانم.
در نهج البلاغه در موارد بسیاری سخن از امانت و امانت‌داری به میان آمده است که غالباً مصداق آن پست‌ها و مقام‌های سیاسی است.
امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) خطاب به یکی از یارانش فرمود: بدان ای رفاعه همانا مقام زمامداری (و پست‌های آن) امانت است، پس کسی که آن را وسیله خیانت قرار دهد لعنت خداوند تا قیامت بر اوست. این روایت بیانگر آن است که زمامداری و پست‌های حکومتی، حق شخصی نیست تا انسان هرگونه که خواست با آن رفتار نماید، بلکه امانتی در دست اوست و باید در رفتار خود نسبت به آن، همه موازین شرعی آن را رعایت نماید و گرنه خود را به خیانت آلوده کرده است.‏
یکی دیگر از مصادیق و مظاهر امانت‌داری، راز داری و حفظ اسرار دیگران است.
از رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله و سلم) روایت شده است: المجالس بالامانة و افشاء سرّ اخیک خیانة؛ مطالب خصوصی و محرمانه در مجالس، امانت است و فاش ساختن راز برادرت، خیانت می‌باشد.
امانت‌داری و رفتار عادلانه و دور از تبعیض از نشانه‌های مهم ایمان است، چنان‌که خیانت به امانت علامت نفاق است که شامل مواردی نظیر کتمان علم، تصاحب اموال مردم و اطاعت از رهبران غیر الهی می‌شود. همانا خداوند فرمانتان می‌دهد که امانت‌ها را به صاحبانش بدهید و هرگاه میان مردم داوری کردید، به عدل حکم کنید، چه نیک است، آنچه خداوند شما را به آن پند می‌دهد، بی‌گمان خداوند شنوای بیناست إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَ إِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيراً؛ امانت‌داری و رفتار عادلانه و دور از تبعیض، از نشانه‌های مهم ایمان است، چنان‌که خیانت به امانت، علامت نفاق است، در حدیث است: به رکوع و سجود طولانی افراد نگاه نکنید، بلکه به راست‌گویی و امانت‌داری آنان بنگرید. در روایات متعدد، منظور از امانت، رهبری جامعه معرفی شده که اهلش اهل‌بیت (علیه‌السلام) هستند، این مصداق بارز عمل به این آیه است.
آری، کلید خوشبختی جامعه، بر سر کار بودن افراد لایق و رفتار عادلانه است و منشأ نابسامانی‌های اجتماعی، ریاست نااهلان و قضاوت‌های ظالمانه است.
حضرت امیر (علیه‌السلام) فرموده است: «من تقدّم علی قوم و هو یری فیهم من هو افضل، فقد خان الله و رسوله و المؤمنین»، هر کس خود را در جامعه بر دیگران مقدم بدارد و پیشوا شود، در حالی که بداند افراد لایق‌تر از او هستند، قطعاً او به خدا و پیامبر و مؤمنان خیانت کرده است.
خیانت در امانت شامل کتمان علم، حرفه و حق، تصاحب اموال مردم، اطاعت از رهبران غیر الهی، انتخاب همسر یا معلم نااهل برای فرزندان و غیره می‌شود.
امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) فرمودند: اوامر و نواهی خدا امانت‌های الهی است، امام صادق (علیه‌السلام) در تفسیر این آیه فرمود: خداوند امر فرموده که هر امامی آنچه در نزدش است، به امام بعد خود بسپارد.

انواع امانت

امانت و انواع آن امانت سه گونه است:
الف) میان انسان و خدا (وظایف و واجباتی که بر انسان تعیین شده است)
ب) میان انسان و دیگران (اموال یا اسرار دیگران نزد انسان)
ج) میان انسان و خودش (مثل علم و عمر و قدرت که در دست ما امانتند).
پرسش‌های قیامت يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَ رِيشًا وَ لِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ اى فرزندان آدم در حقيقت ما براى شما لباسى فرو فرستاديم كه عورتهاى شما را پوشيده مى دارد و [براى شما] زينتى است و[لى] بهترين جامه [لباس] تقوا است اين از نشانه‏ هاى [قدرت] خداست باشد كه متذكر شوند.[۲]

مسئولان جامعه اسلامی و امانت‌های الهی

جامعه اسلامی می‌بایست در مرتبه سوم قرار گیرد؛ زیرا خداوند پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) را اسوه و سرمشق این امت قرار داده و از امت خواسته تا چون ایشان شوند.[۳] در این میان مسئولان جامعه اسلامی وظیفه‌ای دشوارتر دارند؛ چرا که اگر توده‌های مردم زندگی خود را به عنوان یک مسلمان در مدار عدالت قرار می‌دهند و به دلیل عقلانیت ابتدایی خواهان عدالت حتی در شکل مقابله به مثل هستند یا مؤمنان جامعه اسلامی در مدار احسان گام بر می‌دارند و نسبت به بدی دیگران گذشت می‌کنند، مسئولان که نخبگان جامعه ایمانی هستند می‌بایست در مدار مکارم اخلاقی حرکت کنند و بدی دیگران را به نیکی و خوبی پاسخ دهند. از این رو امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) در زندگی خود به گونه‌ای رفتار می‌کرد که بیانگر مکارم اخلاقی بود و کمتر از حد متوسط مردم از معیشت دنیوی استفاده می‌کرد و به نان جویی قناعت می‌کرد تا فقیرترین افراد جامعه به ایشان تأسی کنند و از وضعیت خود نومید و سرخورده نشوند. پس نه تنها از بیت‌المال برای حال خود استفاده نکرد بلکه حتی از درآمدهای خود که حق طبیعی‌اش بود استفاده نمی‌کرد و آن را میان بینوایان و فقیران تقسیم می‌نمود. ایشان این رویه را پیش از خلافت ظاهری نیز داشت و نخلستان‌هایی که آباد کرده بود وقف فقیران کرد و پس از خلافت ظاهری، خود را در شرایط سخت‌تری قرار داد.
علت اینکه ایشان چنین سیر و سلوکی را درپیش گرفت، آن است که رهبران و مسئولان جامعه اسلامی، سرمشق مردم هستند و می‌بایست به گونه‌ای عمل کنند که تجلی مکارم اخلاقی باشد از سوی دیگر آنان مسئولیتی در برابر خداوند و خلق دارند و باید خود را امین خدا و مردم بدانند؛ چرا که ولایت بر مردم امانتی از سوی خداوند در دست این افراد است؛[۴]
در روایات آمده که امانت عرضه شده بر آسمان‌ها و زمین، همان مقام امامت و ولایت است.[۵] پس همان گونه که هر شخص امین می‌بایست امانت الهی را خوب نگه دارد و به صاحب امانت بازگرداند، اینان نیز می‌بایست مسئولیت ولایت و امامت و رهبری امت را به خوبی پاس دارند و به خداوند بازگردانند.
لذا آنان در برابر امانت‌های الهی مسئول و پاسخگو هستند. خداوند در آیه ۵۸ سوره نساء به مسئله امانت‌داری توجه داده که مهم‌ترین امانت در هستی همین ولایت و امامتی است که در اختیار بشر قرار گرفته است. در روایات آمده است که الأمانات در این آیه همان مقام امامت است.[۶]
پس کسی که عهده‌دار مسئولیت رهبری امت و دیگر مراتب آن را به عهده می‌گیرد می‌بایست امانت‌دار خوبی باشد و در آن خیانت نکند وگرنه چون منافقان عذاب خواهد شد.[۷] در آیات قرآنی اموری چون رسالت الهی [۸]، قرآن [۹]، فرائض و احکام الهی[۱۰] به عنوان امانت‌های الهی معرفی شده است. پس مسئولان و رهبران جامعه اسلامی در قبال این امور دارای مسئولیت هستند و باید پاسخگو باشند.
مسئولان نه تنها در برابر خداوند باید پاسخگو باشند که با امانت‌های الهی چگونه رفتار کردند، باید نسبت به مردم نیز پاسخگو باشند، چرا که خداوند در آیاتی از قرآن می‌فرماید که مؤمنان در برابر خداوند و یکدیگر مسئول هستند و هر یک از مؤمنان نسبت به دیگری ولایت دارد. پس مؤمنان به سبب همین ولایت می‌بایست از مسئولان بپرسند که با امانت‌های الهی از جمله قرآن، احکام و قوانین اسلامی، بیت‌المال، اصل ولایت و مانند آن چگونه رفتار و برخورد کرده‌اند؟ آیا حق امانت را ادا کرده‌اند یا آنکه در آن خیانت کرده‌اند؟
خداوند در آیاتی از جمله آیه ‍۱۶۱ سوره آل‌عمران می‌فرماید که حتی پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) دربارهٔ امانت‌های الهی مسئول است و نمی‌تواند خیانت کند و از چنین چیزی به حکم عصمت مبرا و پاک است و هرگز خیانت نخواهد کرد؛ اما مؤمنان باید مواظب باشند که خیانت نکنند؛ چون دارای چنین عصمتی نیستند. پس اگر خیانت کنند در برابر خدا و پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) و مردم مسئول هستند و باید پاسخ بگویند و همین خیانت موجب می‌شود که به عنوان مرتکب گناه کبیره در دنیا و آخرت عذاب الهی را بچشند.
از نظر قرآن اگر بخواهیم شخصی را ارزیابی کنیم می‌بایست به رفتارهایش نگاه کنیم. بی‌گمان مهمترین رفتارهایی که براساس آن می‌توان شخص را ارزیابی کرد، رفتارهای مبتنی بر اصول اخلاقی از جمله عدالت، صداقت و امانت است. از این رو خداوند در بیان نشانه‌شناسی و رفتارشناسی شخصیت‌ها به امانت‌داری توجه می‌دهد و آن را ملاکی برای ارزیابی افراد معرفی می‌کند. [۱۱] در آیات قرآنی در بیان اینکه پیامبران شایستگی رهبری جامعه را دارند، به امانت‌داری آنان اشاره می‌کند و می‌فرماید که این پیامبران سالیان سال در میان شما زیسته‌اند و شما آنان را به امانت‌داری می‌شناسید. پس با توجه به این سابقه در امانت‌داری بدانید که اینان رسولان امین الهی هم هستند و می‌توانند شما را به سرمقصد کمالات برسانند و محاسن و مکارم اخلاقی را به شما آموخته و شما را بدان تربیت و تزکیه کنند. پس در انتخاب مسئولان لازم است به مسئله سابقه امانت‌داری آنان توجه کرد، چنان که در انتخاب همسر، کارگر، کارگزار و خزانه‌دار و مانند آن به این مسئله اهتمام می‌شود و آن را به عنوان مهم‌ترین معیار در انتخاب قرار می‌دهند.[۱۲]

عوامل خیانت به خدا و خلق

اما چرا برخی از مردم و مسئولان خیانت می‌کنند که این مسئله را باید در شخصیت آنان جست؛ زیرا هر کسی براساس شخصیت و شاکله خود رفتار می‌کند.[۱۳] ریشه بسیاری از رفتارهای خلاف اخلاق در اموری چون جهل [۱۴]، روحیه ظلم و بی‌عدالتی[۱۵]، بی‌تقوایی[۱۶]، خودبرتربینی و انحصار طلبی[۱۷]، دنیا دوستی، مال دوستی و فرزند دوستی[۱۸]و مانند آن نهفته است.
انسانی که آخرت را قبول ندارد، به هیچ اصول اخلاقی پایبند نیست و اگر آخرتی را قبول داشته باشد، ولی سست ایمان باشد، هواهای نفسانی و وسوسه‌های شیطانی، او را به سوی دنیاپرستی سوق می‌دهد و همین مسأله موجب می‌شود که در امانت‌های الهی و امانت‌های مردم خیانت ورزد و بی‌تقوایی پیشه کند.

جان فدای امانت

انسان مؤمن نه‌تنها این‌گونه نیست و به کف اخلاق یعنی ادای امانت پایبند است بلکه تمام تلاش خود را می‌کند که به شکل بهتر امانت را نگه داشته و به صاحب آن بازگرداند حتی اگر شرایط به‌گونه‌ای باشد که حفظ و نگه داشت امانت سخت باشد و می‌بایست جانش را در راه حفظ امانت بگذارد.
امامان و پیشوایان صالح اسلام این‌گونه بودند و جان خویش را در راه حفظ امانت و پاسداری از آن دادند. شهادت امامان (علیه‌السلام) از این‌رو اتفاق افتاد که آنان خواستند امانت الهی یعنی ولایت و قرآن و فرائض اسلامی را به عنوان امانات الهی نگه‌داری کنند و از همین روست که به امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر اقدام کرده و جان در این راه گذاشتند. امام حسین (علیه‌السلام) به صراحت از چنین گذشتی سخن به میان آورده است.
مسئولان نظام اسلامی می‌بایست نه‌تنها در چارچوب اخلاق عقلی و مدار عدالت حرکت کنند که امانت و صداقت پایه‌های آن را شکل می‌دهد، بلکه باید فراتر در مدار محاسن و مکارم اخلاقی حرکت کنند که در این صورت مسئولیت آنان در برابر خدا و خلق بیشتر خواهد بود آموزه‌های قرآنی بر این نکته تأکید می‌کند که محتوا و شکل یعنی جمهوری اسلامی می‌بایست بر مکارم اخلاقی استوار باشد. اسلام به جمهوریت بها می‌دهد؛ از این‌رو پیامبران از جمله حضرت صالح به مردم می‌گوید که من در میان شما سالها مانده‌ام و شما سابقه امانت‌داری مرا می‌دانید و حتی شما امید داشتید که مسئولیت‌های جامعه را به عهده بگیرم، اکنون که به همان سابقه، شما را به رسالت خود از سوی خدا دعوت می‌کنم، مرا نمی‌پذیرید و مجنون به جنون سحر شدید می‌دانید؟
به هرحال، در آیات قرآنی بر این نکته تأکید شده که مسئولان نظام اسلامی لازم است پاسخگوی خدا و خلق باشند و در راه ادای وظیفه و صیانت از امانت‌های خلق و خدا، جان را نیز فدا کنند؛ بنابراین، پیمان‌شکنی، خیانت در امانت (که همان مناصب و پستها و مسئولیت‌های محوله است) هرگز سزاوار هیچ انسانی نیست چه رسد که از مسلمان و مؤمنی چنین عملی سرزند که گناه و جرم است

پانویس

  1. سوره مؤمنون؛ آیه 8
  2. سوره اعراف؛ آیه 26
  3. سوره احزاب؛ آیه 21.
  4. سوره احزاب؛ آیه 72
  5. نورالثقلین ذیل آیه.
  6. نورالثقلین ذیل آیه
  7. سوره احزاب؛ آیه 72 و 73.
  8. سوره اعراف؛ آیه 68؛ سوره شعراء؛ آیات 107 و 125 و 143 و 162 و 178.
  9. سوره شعراء؛ آیه 193؛ سوره تکویر؛ آیات 19 و 21.
  10. سوره انفال؛ آیه 27.
  11. سوره آل‌عمران؛ آیات 75 و 76.
  12. سوره مؤمنون؛ آیات 1 تا 8 – سوره یوسف؛ آیه 55 – سوره قصص؛ آیه 26 – سوره معارج؛ آیه 32.
  13. سوره اسراء؛ آیه 84.
  14. سوره احزاب؛ آیه 72.
  15. همان.
  16. سوره آل‌عمران؛ آیه 75 و 76.
  17. سوره آل‌عمران؛ آیه 75.
  18. سوره انفال؛ آیات 27 و 28.
منبع: وبلاگ تاریخی فرهنگی قرآنی - تاریخ برداشت: 95/02/23
بازگشت به ادای امانت