کتابخانه:الگوی مصرف از نگاه قرآن و حدیث
|
| |
| نویسنده | محمد محمدی ری شهری |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | چاپ و نشر دارالحدیث |
| محل انتشارات | تهران |
| تاریخ نشر | ۱۳۹۰ |
| قطع | رقعی |
| شابک | ۹۷۸-۹۶۴-۴۹۳-۴۵۲-۰ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ پیش گفتار
- ۲ درآمد
- ۳ مبانی اصلاح الگوی مصرف
- ۴ الف. مبانی اصلاح الگوی مصرف
- ۵ ب. الگوی تخصیص درآمد
- ۶ مراتب نیاز
- ۷ اصلیترین معیار اصلاح الگوی مصرف
- ۸ د. نبایدهای اصلاح الگوی مصرف،ازامکانات شخصی وعمومی
- ۹ فرق میان تجمّل و تجمّل گرایی
- ۱۰ ه. راه کارهای اصلاح الگوی مصرفْ از امکانات ملّی
- ۱۱ و. سیره پیشوایان دین در مصرف
- ۱۲ فصل دوم : موارد تخصیص درآمد شخصی
- ۱۳ فصل سوم: آنچه در مصرفِ درآمدهای شخصی شایسته است
- ۱۴ فصل چهارم: آنچه در مصرف اموال شخصی و عمومی شایسته نیست
- ۱۵ فصل پنجم: راه کارهای اصلاح الگوی مصرف در اموال عمومی
- ۱۶ فصل ششم: سیره رهبران دینی
- ۱۷ فهرست منابع و مآخذ
- ۱۸ پانویس
پیش گفتار
اشاره
پیش گفتاریکی از پایههای اصلی توسعه اقتصادی، «اصلاح الگوی مصرف» است . [۱] افزایش درآمد سرانه ملّی، بدون این اقدام اساسی ، نمیتواند نقش مؤثّری در توسعه پایدار ، ایفا نماید ؛ زیرا اگر الگوی مصرفْ اصلاح نگردد ، مصرف بیرویه، موجب تباهیِ منابع قابل سرمایهگذاری میشود و زمینه رشد اقتصادی و رفاه جامعه در بلندمدت از بین میرود . همچنین امکان مشارکت در هزینههای عمومی و بهبود توزیع درآمد فراهم نمیشود ؛ از این رو ، موضوع اصلاح الگوی مصرف در نظام اسلامی، از اهمّیت ویژهای برخوردار است . نام گذاری سال جاری (۱۳۸۸) توسّط رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ، حضرت آیه اللّه خامنهای، به نام «سال اصلاح الگوی مصرف»، قطعاً ، اهمیت بررسی این موضوع را دوچندان نموده است .
همانطور که در سخنان ایشان اشاره شده ، اصلاح الگوی مصرف ، فقط یک مسئله اقتصادی نیست ؛ بلکه ابعاد فرهنگی و اجتماعی نیز دارد. [۲] اصلاح الگوی مصرف، میتواند به خودسازی انسان و مهار تمایلات غریزی او مانند : خودخواهی ، حرص ، طمع و تجمل گرایی کمک کند و با ریاضت اختیاری، موجب شکوفایی معنوی انسان گردد . از این رو ، همه پیروان قرآن و علاقه مندان به پیشرفت و بالندگی اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی ملّت ایران ، باید همه توان خود را به کار گیرند تا حرکت مبارکی که با نام گذاری سال جاری آغاز شده، هر چه بیشتر تقویت شود . بی تردید ، نخستین گام در جهت تقویت این حرکت و پاسخگوییِ مثبت به این دعوت سرنوشت ساز ، آشنایی دقیق با الگوی مصرف از نگاه قرآن و احادیث اسلامی است . گفتنی است که در قرآن و احادیث اسلامی، چیزی تحت عنوان «الگوی مصرف» به طور مستقل، مطرح نشده است؛ امّا با ملاحظه و جمعبندی آیات و روایاتی که درباره انفاق ، نفقه ، قصد ، اقتصاد ، قناعت ، تقدیر در معیشت ، اسراف ، تبذیر ، اتراف و همانند آنها آمده، میتوان دیدگاه اسلام را درباره الگوی مصرف، استنباط کرد . کتاب الگوی مصرف از نگاه قرآن و حدیث ، برای نخستین بار و با نظمی نوین ، آیات و روایاتی را که با تأمّل در آنها، رهنمودهای اسلامی درباره الگوی مصرفْ قابل ارائهاند، بررسی کرده است. تأمّل در این آیات و احادیث ، نشان میدهد که رهنمودهای اسلام درباره الگوی مصرف، در واقع، همان راه کارهای عقل و منطق برای توسعه پایدار اقتصادی و ساماندهی زندگی سالم، همراه با رفاه و آسایش جامعه انسانی است . [۳] بدین منظور ، بررسی مسائل زیر از نگاه قرآن و حدیث ، ضروری است :
۱ . مبانی اصلاح الگوی مصرف .
۲ . الگوی تخصیص درآمد .
۳ . بایدهای الگوی مصرف از امکانات شخصی .
۴ . نبایدهای الگوی مصرف از امکانات شخصی و ملّی .
۵ . راه کارهای اصلاح الگوی مصرف از امکانات ملّی .
۶ . سیره عملی پیشوایان دینی در مصرف . اینک متن رهنمودهای قرآن و احادیث اسلامی درباره این مسائل، در شش فصل ارائه میشود و پیش از آن ، جمعبندی این رهنمودها ، با عنوان «درآمد» تقدیم علاقه مندان میگردد . [۴] توفیق همگان را در خدمت به آرمانهای بلند اسلام و زمینه سازی برای حکومت جهانیِ این آیین آسمانی، به رهبری حضرت امام مهدی(عج) ، از خداوند منّان، مسئلت دارم . محمّد محمّدی ری شهری ۲۷ / ۱ / ۱۳۸۸
.
درآمد
مبانی اصلاح الگوی مصرف
مبانی عقلی
درآمدواژه «الگو»، به معنای معیار ، نمونه و سرمشق است . [۵] بنا بر این، مقصود از عنوان «الگوی مصرف از نگاه قرآن و حدیث»، ارائه معیارها ، بایدها و نبایدهایی است که برای اصلاح شیوه مصرف در جامعه اسلامی ، در قرآن و سخنان پیشوایان اسلام آمده است . بدین منظور، چند مسئله باید مورد بحث و بررسی قرار گیرد :
الف. مبانی اصلاح الگوی مصرف
آنچه را که در فصل اوّل این کتاب، تحت عنوان مبانی اصلاح الگوی مصرف آمده، میتوان در دو مبنا خلاصه کرد
۱. مبانی عقلیرفاه و توسعه اقتصادی پایدار جامعه ، راهی جز اصلاح الگوی مصرف ندارد ؛ زیرا همانطور که اشاره شد ، اگر الگوی مصرفْ اصلاح نشود ، مصرف بیرویه، موجب تباهی منابع سرمایهگذاری و مانع مشارکت
.
مبانی دینی
یک. اعتقاد به مالکیت خداوند متعال
همگان در هزینههای عمومی و بهبود توزیع درآمد میشود و بدون منابع سرمایهگذاری و مشارکت همگانی ، توسعه پایدار، امکانپذیر نیست . از این رو، در روایتی از امام صادق علیه السلام میانه روی که از لوازم اصلاح الگوی مصرف است ، از سپاهیان عقل ، و مصرف بیرویه و اسراف، از سپاهیان جهلْ شمرده شده است . [۶]همچنین در روایتی از امام علی علیه السلام آمده است : العَقلُ أنَّکَ تَقتَصِدُ فَلا تُسرِفُ . [۷]خردمندی ، این است که : میانه روی کنی و اسراف نکنی . بنا بر این ، اگر هیچ دلیل شرعی ای برای اثبات ضرورت اصلاح الگوی مصرف نداشته باشیم ، مقتضای عقل و تدبیر برای رسیدن به توسعه و رفاه پایدار ، وجوب اصلاح الگوی مصرف و اجتناب از مصرف بیرویه است .
۲ . مبانی دینیاز نظر اسلام ، ضرورت اصلاح الگوی مصرف، لااقل سه مبنای محکم اعتقادی و اخلاقی دارد :
یک. اعتقاد به مالکیت خداوند متعالباور داشتن به این اعتقاد که مالکیت انسان ، اساساً اعتباری و در طول مالکیت حقیقی آفریدگار هستی است.[۸]این باور، بدین معناست که
.
دو. اعتقاد به برادری دینی
انسان، اجازه ندارد اموال در اختیارش را هرگونه که میخواهد، مصرف کند ، چنانکه در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: المالُ مالُ اللّهِ عز و جل، جَعَلَهُ وَدائِعَ عندَ خَلقِهِ ، وأمَرَهُم أن یأکُلوا مِنهُ قَصدا، ویَشرَبوا مِنهُ قَصدا ، ویَلبَسوا مِنهُ قَصدا ، وَینکِحوا مِنهُ قَصدا ، ویَرکَبوا مِنهُ قَصدا ، ویَعودوا بِما سِوی ذلکَ علی فُقَراءِ المؤمنینَ ، فمَن تَعَدّی ذلکَ کانَ ما أکلَهُ حَراما ، وما شَرِبَ مِنهُ حَراما وما لَبِسَهُ مِنهُ حَراما ، وما نَکحَهُ مِنهُ حَراما ، وما رَکِبَهُ مِنهُ حَراما . (۱) اموال، از آنِ خداست و آنها را نزد آفریدگان خویش امانت نهاده است و فرمانشان داده که از آن، با میانه روی بخورند و با میانه روی بنوشند و با میانه روی بپوشند و با میانه روی ازدواج کنند و با میانه روی، وسیله سواری بخرند و سوار شوند و بیش از آن را به مؤمنان نیازمند ببخشند. هر که از این حدّ [اعتدال و میانه روی ]فراتر رود، آنچه از آن مال میخورد، حرام است و آنچه مینوشد، حرام و آنچه میپوشد ، حرام و آنچه به وسیله آن مالْ ازدواج میکند، حرام و آنچه سوار میشود، حرام است. این سخن، بدین معناست که اسراف ، و مصرف بیرویه مال، با اعتقاد به مالکیت خداوند متعال، در تضاد است ، و اصلاح الگوی مصرف، از لوازم توحید عملی است .
دو. اعتقاد به برادری دینیاز چشمانداز قرآن، همه اهل ایمان، برادر یکدیگرند . پیوند برادریِ اهل ایمان از نگاه روایات اسلامی، آن قدر قوی است که آحاد جامعه،
سه. تلازمِ تکامل معنوی و کنترل لذّتهای مادی
همانند اعضای پیکر یک انسان اند : المُؤمِنُ أخُو المُؤمِنِ کَالجَسَدِ الواحِدِ ، إنِ اشتَکی شَیئا مِنهُ وَجَدَ ألَمَ ذلِکَ فی سائِرِ جَسَدِهِ ، وأرواحُهُما مِن روحٍ واحِدَهٍ ، وإنَّ روحَ المُؤمِنِ لَأشَدُّ اتِّصالاً بِروحِ اللّهِ مِن اتِّصالِ شُعاعِ الشَّمسِ بِها . [۹]مؤمن ، برادر مؤمن است و همانند یک پیکرند که اگر عضوی از آن به درد آید ، سایر اعضایش نیز آن درد را در خود ، احساس میکنند . روح آن دو مؤمن ، از یک روح است . پیوند روح مؤمن به روح خداوند ، بیشتر از پیوند پرتوِ خورشید به خورشید است. این باور ، ایجاب مینماید که در جامعه اسلامی، توسعه و رفاه باید به صورت متعادل در میان یکایک مردم، تقسیم گردد .
سه. تلازمِ تکامل معنوی و کنترل لذّتهای مادیدر روایتی از امام علی علیه السلام آمده است : دَواءُ النَّفسِ الصَّومُ عَنِ الهَوی، وَالحِمیَهُ عَن لَذّاتِ الدُّنیا . [۱۰]دوای نفْس، باز ایستادن از هوس است ، و منع نمودن از لذّتهای دنیا . در مقابل ، لذت گرایی و زیاده روی در مصرف قرار دارد که موجب انحطاط معنوی و مانع کمالات نفسانی است . [۱۱] بر این اساس ، کنترل خواستههای مادی ، به منظور تکامل معنوی، لازم و ضروری است .
ب. الگوی تخصیص درآمد
۱ . نیازهای شخصی
۲ . گشادهدستی برای خانواده
ب الگوی تخصیص درآمدفصل دوم این مجموعه ، به تبیین الگوی تخصیص درآمد ، و توضیح مواردی که درآمد باید در آنها مصرف شود ، اختصاص یافته است که عبارت اند از :
۱ . نیازهای شخصیآیات و روایات فراوانی تأکید دارند که انسان باید از لذّتهای حلال مادی استفاده کند [۱۲]و در شماری از روایات، با این تعبیر که «خداوند متعال، دوست دارد که بهرهگیری از نعمتی را که به بنده اش داده، ببیند»، [۱۳] مردم را به استفاده از این لذّتها به اندازه نیاز، تشویق مینمایند ، و نیز کسانی را که خود را از لذّتهای مشروع زندگی، محروم کردهاند، به شدّت نکوهش مینمایند . [۱۴] البته تخصیص درآمد به نیازهای شخصی، بایدها و نبایدهایی دارد که به آن اشاره خواهد شد .
۲ . گشادهدستی برای خانوادهدومین مورد تخصیص درآمد که در روایات اسلامی به آن، توصیه شده ، گشادهدستی در تأمین نیازهای خانواده است . این موضوع، آن قدر اهمیت دارد که در روایتی از امام زین العابدین علیه السلام آمده است :
۳ . پس انداز
أرضاکُم عِندَ اللّهِ أسبَغُکُم عَلی عِیالِهِ . [۱۵]خشنودترین شما نزد خداوند ، کسی است که خانواده خود را بیشتر در رفاه قرار بدهد . در روایتی دیگر نیز ، امام رضا علیه السلام میفرماید : صاحِبُ النِّعمَهِ یَجِبُ عَلَیهِ التَّوسِعَهُ عَلی عِیالِهِ . [۱۶] بر آن که از نعمتْ برخوردار است ، واجب است که بر خانواده اش گشادهدستی کند .
۳ . پس اندازآینده نگری، ایجاب میکند که انسان، همه درآمد خود را یک جا مصرف نکند ؛ بلکه آینده خود را نیز در نظر بگیرد و برای تأمین آرامش خاطر خود ، در صورت امکان ، بخشی از درآمدش را پس انداز کند . در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده که میفرماید : إنَّ النَّفسَ إذا أحرَزَت قوتَهَا استَقَرَّت . [۱۷] آدمی ، هر گاه وسایل زندگی اش به قدر نیازْ فراهم باشد ، روانش آسایش مییابد . همچنین در موردی دیگر ، آن حضرت، در پاسخ گروهی از صوفیان که زهد اسلامی را تحریف کرده بودند ، به پس انداز سلمان رضی الله عنه ، برای زندگی سالیانه خود، به عنوان یک زاهد نمونهای که
.
۴ . سرمایهگذاری در تولید و تجارت
۵ . مشارکت اجتماعی
الگوی مصرف اسلامی را رعایت میکرد ، اشاره میفرماید . [۱۸]بدیهی است که آینده نگری و پس انداز در سطح کلان برای تأمین نیازهای جامعه، از اهمیت دوچندانی برخوردار است و با آینده نگری فردی، قابل مقایسه نیست . نمونه قرآنی آن نیز ، آینده نگری حضرت یوسف علیه السلام در ذخیره گندم برای تأمین نیازهای آینده مردم است .
۴ . سرمایهگذاری در تولید و تجارتنکته بسیار مهم و قابل توجّه، این است که ، توصیه روایاتْ در تخصیص بخشی از درآمد به پس انداز، این نیست که پول، به صورت نقدی پس انداز شود ؛ بلکه با تأکید به اصلاح و ساماندهی مال و بهرهوری از آن ، مردم، به سرمایهگذاری در زمینههای مختلف تولیدی و تجاری، تشویق شدهاند [۱۹]تا آن جا که ساماندهی ثروت، بخشی از ایمانْ شمرده شده است : إصلاحُ المالِ مِنَ الإیمانِ . [۲۰] نگاهداری نیکو از مال، نشانه ایمان است .
۵ . مشارکت اجتماعییکی از موارد تخصیص درآمد که قرآن و احادیث اسلامی، بر آن تأکید دارند ، هزینه کردن در راه خداوند متعال است . [۲۱]
.
اقدام این افراد از نظر اسلام، آن قدر اهمیت دارد که در قرآن، در ردیف ایمان آورندگان به غیب و نمازگزاران ، شمرده شده است : «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَوهَ وَ مِمَّا رَزَقْنَهُمْ یُنفِقُونَ ؛ (۱) [پرهیزگاران اینان اند:] کسانی که به غیبْ ایمان دارند و نماز را بر پا میکنند و از آنچه روزی شان کردهایم ، انفاق میکنند» . در روایات اسلامی، مکرّر تأکید شده که این بخش از هزینهها، در واقع، موجب باقی ماندن مال و ذخیرهسازی آن برای جهان پس از مرگ انسان است . در روایتی آمده که گوسفندی را در خانه پیامبر صلی الله علیه و آله ذبح کردند و گوشت آن را به دیگران دادند . پیامبر صلی الله علیه و آله از عایشه پرسید : «چیزی از آن مانده است؟». وی پاسخ داد : چیزی جز کتف (سردست) آن، باقی نمانده است . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : بَقِیَ کُلُّها غَیرَ کَتِفِها . [۲۲] بجز سردستش ، همه آن، باقی مانده است! این روایت، به این نکته اشاره دارد که آنچه برای خداوند، به دیگران داده شده، برای جهان پس از مرگْ باقی می مانَد و آنچه در راه مصارف شخصی هزینه شده، فانی میگردد . خداوند متعال، وعده داده است که پاداش آنچه را انسان برای خداوند هزینه کرده، به مراتب، بیش از آنچه هزینه کرده، در زندگی ابدی به او باز می گردانَد : «مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَ لَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنبُلَهٍ مِّاْئَهُ حَبَّهٍ وَاللَّهُ یُضَعِفُ لِمَن یَشَآءُ وَاللَّهُ وَ سِعٌ عَلِیمٌ» . [۲۳]مَثَل [ صدقاتِ ] کسانی که اموالِ خود را در راه خدا انفاق میکنند، همانند دانهای است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشهای، صد دانه باشد. و خداوند برای هر کس که بخواهد، [ آن را ] چند برابر میکند، و خداوند، گشایشگرِ داناست. امّا از آن جا که خداوند متعال، بینیاز مطلق است ، هزینه کردن در راه خدا در واقع، به معنای هزینه کردن در جهت منافع دیگران و مشارکت در خدمات اجتماعی برای جلب رضای حق تعالی است . بنا بر این ، مقتضای آیات و روایات فصل دوم کتاب «اصلاح الگوی مصرف»، این است که شخص مسلمان ، در صورت امکان باید درآمد خود را به سه بخش تقسیم کند: بخشی را صرف نیازهای شخصی و رفاه خانواده خود کند ، بخشی را به پس انداز اختصاص دهد ، آن هم پس اندازها در جهت سرمایهگذاری تولیدی و تجاری، و بخشی را صرف کمک به نیازمندان و خدمات اجتماعی نماید . البته همه این موارد، ضوابط و بایدها و نبایدهایی دارند که به آنها اشاره خواهد شد .
ج. بایدهای الگوی مصرف، از امکانات شخصی
۱ . برنامهریزی
ج بایدهای الگوی مصرف، از امکانات شخصیاصلیترین اقداماتی که انجام دادن آنها، به منظور اصلاح الگوی مصرف البته از درآمدها و امکانات شخصی ، لازم و ضروری است، عبارت اند از :
۱ . برنامه ریزینخستین رهنمود اسلام برای اصلاح الگوی مصرف ، برنامهریزی برای هزینه کردن و ایجاد تعادل میان دخل و خرج زندگی است . قرآن در این باره میفرماید : «لِیُنفِقْ ذُو سَعَهٍ مِّن سَعَتِهِ وَ مَن قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنفِقْ مِمَّآ ءَاتَاهُ اللَّهُ» [۲۴]بر توانگر است که از داراییِ خود هزینه کند ، و هر که روزی اش بر او تنگ شده باشد ، از آنچه خداوند به او داده است ، خرج کند . این سخن ، بدین معناست که هر کس باید فراخور درآمد خود، برای هزینههای زندگی خویش برنامهریزی کند ؛ زیرا درآمد همه مردم، یکسان نیست . از این رو، هر کس برای رسیدن به توازن و تعادل میان دخل و خرج زندگی ، باید برنامه خاص خود را داشته باشد . رعایت این توازن ، حتّی در شرایط مختلف اقتصادی زندگی یک فرد نیز ضروری است . [۲۵]
۲ . میانه روی
این اقدام، یکی از مصادیق بارز تدبیر در امور معیشتی است که بیش از ثروت ، در رفاه و آسایش انسانْ مؤثّر است ، و در کنار دین شناسی و مقاومت در سختیها ، به دست آوردن آن ، برای اهل ایمان، ضروری است ، [۲۶] و عدم برخورداری از این ویژگی، گاه موجب میگردد که برخی از بینوایان ، از ثروتمندان ، اسرافکارتر شمرده شوند . در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: رُبَّ فَقیرٍ أسرَفُ مِن غَنِیٍّ . فَقُلتُ : کَیفَ یَکونُ الفَقیرُ أسرَفَ مِنَ الغَنِیِّ ؟ فَقالَ : إنَّ الغَنِیَّ یُنفِقُ مِمّا اُوتِیَ ، وَالفَقیرَ یُنفِقُ مِن غَیرِ ما اُوتِیَ . [۲۷][امام علیه السلام فرمود:] «بسا فقیری که از توانگر، اسرافکارتر باشد» . گفتم : چگونه چنین چیزی ممکن است ؟ فرمود : «توانگر، از آنچه به وی عطا شده ، خرج میکند ؛ ولی فقیر، بدون آن که به وی انفاق شده خرج میکند» .
۲ . میانه رویدومین رهنمود برای اصلاح الگوی مصرف ، میانه روی (اعتدال) در مصرف است . ممکن است درآمدِ شخصی ، به گونهای باشد که هر قدر که مایل است، بتواند هزینه کند ؛ امّا اسلام، اجازه نمیدهد که بیش از نیاز ، مصرف نماید . البته باید توجّه داشت که نیاز ، مراتبی دارد . دانشمندان ، نیازهای انسان را به سه مرتبه تقسیم کردهاند : ضرورت ، کفایت و رفاه .
مراتب نیاز
یک. ضرورت (نیاز به امکانات ضروری)
دو. کفایت (نیاز به امکانات مُکفی)
سه. رفاه (نیاز به رفاه نسبی)
مراتب نیازیک. ضرورت (نیاز به امکانات ضروری)مرتبه نخستِ نیاز ، نیاز انسان به امکانات اوّلیه ضروری است؛ یعنی چیزهایی که ادامه زندگی، بدون آنها، امکانپذیر نیست و یا با مشکل جدّی، رو به روست .
دو. کفایت (نیاز به امکانات مُکفی)مرتبه دوم نیاز ، نیاز انسان به امکاناتی است که برای اداره یک زندگی متوسّط ، اعم از نیازهای اقتصادی ، علمی و فرهنگی، کافی است .
سه. رفاه (نیاز به رفاه نسبی)مرتبه سوم نیاز ، نیاز انسان به امکاناتی است که افزون بر برخورداری از یک زندگی متوسّط ، رفاه و آسایش او را نیز در حدّ معقول و منطقی تأمین نماید . گفتنی است که هر چند آنچه در روایات اسلامی، مورد تأکید قرار دارد ، تأمین نیازهای زندگی در حدّ کفاف و برخورداری از یک زندگی متوسّط است،[۲۸] امّا برخورداری از رفاه نسبی نیز با میانه روی در مصرف، منافاتی ندارد. لذا در روایتی از اسحاق بن عمّار نقل شده که : قُلتُ لِأبی عَبدِاللّهِ علیه السلام : یَکونُ لِلمُؤمِنِ عَشَرَهُ أقمِصَهٍ؟ قالَ : نَعَم ، قُلتُ : عِشرونَ؟ قالَ : نَعَم ، قُلتُ : ثَلاثونَ؟ قالَ : نَعَم ، لَیسَ هذا مِنَ السَّرَفِ
.
۳ . رعایت اولویتها
اشاره
إنَّمَا السَّرَفُ أن تَجعَلَ ثَوبَ صَونِکَ ثَوبَ بِذلَتِکَ . [۲۹]به امام صادق علیه السلام گفتم: آیا مؤمن میتواند ده پیراهن داشته باشد؟ امام علیه السلام فرمود : «آری» . گفتم: بیست پیراهن چه؟ فرمود : «آری [اشکالی ندارد]». گفتم: سی تا چه؟ فرمود : «آری . این، اسراف نیست ؛ اسراف، آن است که لباس بیرونی ات (میهمانی ات) را لباس کار و دم دستی قرار دهی» . بنا بر این ، آنچه در اسلام ، اسراف و غیرمجاز شمرده شده ، مصرف بیش از حدّ رفاه نسبی است .
۳ . رعایت اولویت هایکی از نکات بسیار مهم در اصلاح الگوی مصرف ، در نظر گرفتن اولویت هاست . بی توجّهی به این امر ، در واقع ، هدردادن سرمایه ، و گونهای اسرافکاری است و مشکلات گوناگونی را در پی خواهد داشت . در روایتی از امام علی علیه السلام آمده است : مَنِ اشتَغَلَ بِغَیرِ المُهِمِّ ضَیَّعَ الأهَمَّ . [۳۰]هر کس به چیزی که مهم نیست بپردازد، آنچه را که اهمیت بیشتری دارد، از دست میدهد . بنا بر این، در تأمین نیازهایی که از درآمدهای شخصی صورت میگیرد، توجّه به دو نکته، ضروری است :
یک. در نظر گرفتن اولویت ، در شخص مصرفکننده
دو. در نظر گرفتن اولویت ، در نیاز مصرفکننده
اصلیترین معیار اصلاح الگوی مصرف
یک. در نظر گرفتن اولویت ، در شخص مصرف کنندهچنان که در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است : إذا کانَ أحَدُکُم فَقیرا فَلیَبدَأ بِنَفسِهِ ، فَإن کانَ فَضلاً فَعَلی عِیالِهِ ، فَإِن کانَ فَضلاً فَعَلی قَرابَتِهِ أو عَلی ذی رَحِمِهِ ، فَإن کانَ فَضلاً فَهاهُنا وهاهُنا . [۳۱]هر یک از شما که فقیر است ، نخستْ به خود بپردازد . اگر مالی افزون آمد ، به خانواده اش بدهد ، اگر بیشینهای مانْد ، به خویشاوندان یا بستگانش بپردازد ، و اگر باز هم ماند، این سو و آن سو هزینه کند . همانطور که در این روایت آمده ، انسان، به طور طبیعی باید در درجه اوّل، نیازهای خود را تأمین کند ، سپس نزدیکان و پس از آن، دیگران . امّا گاه ، ضرورتْ ایجاب میکند که نیاز دیگران را مقدّم دارد که این معنا از نظر اخلاقی، در اسلامْ پسندیده است و ایثار نامیده میشود .
دو. در نظر گرفتن اولویت ، در نیاز مصرف کنندهتأمین نیازهای ضرورتر بر نیازهایی که تأمین آنها ضرورت کمتری دارد ، باید مقدّم گردد .
اصلیترین معیار اصلاح الگوی مصرفمعیار اصلی در تشخیص میانه روی در مصرف، بلکه مهمترین اصل در اصلاح الگوی مصرف ، به جا مصرف کردن ، ونا به جا مصرف کردن
.
۴ . همدردی در تنگناهای اقتصادی
است . این معیار در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله بدین گونه بیان شده است : مَن أعطی فی غَیرِ حَقٍّ فَقَد أسرَفَ ، ومَن مَنَعَ عَن حَقٍّ فَقَد قَتَّرَ . [۳۲]هر که به ناحق (بی جا)، بخشش کند، اسراف کرده است و هر که به حق (به جا)، خرج نکند، سختگیری و خسّتْ ورزیده است . بر پایه این معیار عقلی و شرعی ، همه بایدها و نبایدهای اصلاح الگوی مصرف را میتوان مشخّص کرد و تردیدی نیست که تأمین همه مراتب نیاز انسانها از درآمد مشروع خود، از مصادیق روشن مصرف به جا محسوب میگردد .
۴ . همدردی در تنگناهای اقتصادییکی دیگر از دستور العملهای مهم اخلاقی در اسلام ، مواسات و همدردی با توده مردم در تنگناهای اقتصادی است . شخصی به نام مُعَتِّب [۳۳]، روایت کرده که در زمان امام صادق علیه السلام در شرایطی که بهای مواد غذایی، رو به افزایش بود ، امام از من پرسید: «چقدر گندم داریم؟». گفتم: مقداری که ماهها برای ما کافی است . فرمود : «همه را به بازار ببَر و بفروش» . گفتم: در مدینه گندم نیست!؟ فرمود : «ببر و آنها را بفروش» . پس از فروش آنها ، امام علیه السلام فرمود : اکنون مانند همه مردم، برو و
.
۵ . رعایت بیشترین بازدهیِ اجتماعی
گندم مورد نیاز ما را از بازار تهیه کن!» و افزود : یا مُعَتِّبُ ! اجعَل قوتَ عِیالی نِصفا شَعیرا ونِصفا حِنطَهً ؛ فَإنَّ اللّهَ یَعلَمُ أنّی واجِدٌ أن اُطعِمَهُمُ الحِنطَهَ عَلی وَجهِها ، ولکِنّی اُحِبُّ أن یَرانِیَ اللّهُ قَد أحسَنتُ تَقدیرَ المَعیشَهِ .[۳۴]ای معتّب! غذای خانواده مرا ، نیمی جو و نیمی گندم قرار ده؛ خدا میداند که من، تواناییِ این را دارم که خوراک آنان را تماماً گندم قرار دهم؛ ولی من دوست دارم که خداوند، مرا این گونه ببیند که زندگی را خوب تدبیر میکنم. این سخن ، بدین معناست که همدردی با مردم در تنگناهای اقتصادی، بالاترین مراتب «تدبیر زندگی» و زیباترین «الگوی مصرف» در اسلام است که باید مورد توجّه ثروتمندان ، بویژه رهبران دینی و سیاسی باشد .
۵ . رعایت بیشترین بازدهیِ اجتماعییکی از نکات مهم در الگوی مصرف در مشارکتهای اجتماعی ، این است که باید به گونهای عمل شود که دارای بیشترین بازدهی اجتماعی باشد . از این رو ، هزینه کردن در مواردی که زیانش برای انسان، بیش از سودش برای دیگران است ، نکوهیده شمرده شده است. چنانکه در روایتی از امام کاظم علیه السلام آمده است : لاتَبذُل لِاءخوانِکَ مِن نَفسِکَ ما ضَرُّهُ عَلَیکَ أکثَرُ مِن مَنفَعَتِهِ لَهُم . [۳۵]
.
۶ . ساده زیستی
برای برادران [ایمانی] خود، چندان از خودت مایه مگذار که زیان آن برای تو، بیشتر از سودش برای آنهاست. یعنی، وقتی کسی، بدهکاری زیادی دارد ، شما نباید همه ثروتتان را برای پرداخت بدهی چنین شخصی بدهید؛ چون در این صورت، بدون آن که بدهی او پرداخته شده باشد ، همه ثروت خود را از دست دادهاید . [۳۶]
۶ . ساده زیستیاصلاح الگوی مصرف ، بدون قناعت و ساده زیستی، و دوری از تجمل گرایی، امکانپذیر نیست ، از این رو، در روایات اهل بیت علیهم السلام کاستن از هزینههای زندگی و ساده زیستی ، [۳۷] مکرّر توصیه شده است . بر پایه روایتی از امام صادق علیه السلام ، ویژگیهای شخص باایمان، این گونه است : المُؤمِنُ حَسَنُ المَعونَهِ ، خَفیفُ المَؤونَهِ ، جَیِّدُ التَّدبیرِ لِمَعیشَتِهِ .[۳۸] مؤمن، یاریگری شایسته است، کم خرج است و گذرانِ زندگی اش را خوب تدبیر میکند . بر این اساس ، برنامهریزی در جهت ارتقای فرهنگ ساده زیستی ، یکی از مصادیق بهترین برنامهریزیها برای تدبیر زندگی و اصلاح الگوی مصرف است .
۷ . در نظر گرفتن فرهنگ جامعه
در این باره، سفارش امام صادق علیه السلام این گونه است که انسان در زندگی مادی، باید به تهی دست تر از خود نگاه کند : اُنظُرْ إلی مَن هُوَ دُونَکَ فِی المَقدُرَهِ ولا تَنظُرْ إلی مَن هُوَ فَوقَکَ فِی المَقدُرَهِ ، فَإِنَّ ذلِکَ أقنَعُ لَکَ بِما قُسِمَ لَکَ . [۳۹] به ناتوانتر از خودت بنگر و به توانگر از خویش منگر ؛ زیرا این کار، تو را به آنچه قسمت تو شده، قانع تر میسازد . رعایت این رهنمود ، نقش مهمی در پیشگیری از چشم و همچشمی و افراط در تجمل گرایی دارد .
۷ . در نظر گرفتن فرهنگ جامعهیکی از نکاتی که درباره موضوع ساده زیستی و اجتناب از تفریط در مصرف ، توجّه به آن ضروری است ، در نظر گرفتن فرهنگ عمومی مردم ، در زمانهای مختلف است . به سخن دیگر ، ساده زیستی، به معنای استفاده از پوشاک یا غذای نامرغوب و یا مسکن نامطلوب و در یک جمله : زندگی نامتعارف نیست . در روایتی از امام رضا علیه السلام آمده که میفرماید : إنَّ أهلَ الضَّعفِ مِن مَوالِیَّ یُحِبّونَ أن أجلِسَ عَلَی اللُّبودِ وألبَسَ الخَشِنَ ، ولَیسَ یَتَحَمَّلُ الزَّمانُ ذلِکَ . [۴۰] دوستان سست عقیدهام، دوست میدارند که من بر پلاس بنشینم و جامه زُمُخت بپوشم ؛ امّا این روزگار، گنجایش چنین کاری را ندارد .
د. نبایدهای اصلاح الگوی مصرف،ازامکانات شخصی وعمومی
اشاره
همچنین هنگامی که سفیان ثوری، ملاحظه کرد امام صادق علیه السلام ، لباس زیبایی بر تن دارد و به ایشان ایراد گرفت که پدرانش از این گونه لباسها استفاده نمیکردهاند ، امام فرمود : إنَّ آبائی علیهم السلام کانوا فی زَمانٍ مُقفِرٍ مُقتِرٍ ، وهذا زَمانٌ قَد أرخَتِ الدُّنیا عَزالِیَها ، فَأحَقُّ أهلِها بِها أبرارُهُم . [۴۱]همانا پدران من در روزگار فقر و تنگ دستی زندگی میکردند ، حال آن که امروز، زمانه گشایش و فراخی است ؛ پس شایستهترین کسان برای بهرهمندی از این گشایش ، نیکان این زمانهاند . بنا بر این، همسویی با فرهنگ مشروع حاکم بر جامعه، نه تنها نکوهیده نیست ، بلکه مطلوب و پسندیده است، همان گونه که در روایتی دیگر از امام صادق علیه السلام آمده است : خَیرُ لِباسِ کُلِّ زَمانٍ لِباسُ أهلِهِ . [۴۲]بهترین جامه برای هر روزگار ، جامه مردم همان زمان است .
د نبایدهای اصلاح الگوی مصرف،ازامکانات شخصی وعمومیبر پایه آنچه درباره ضرورتهای اصلاح الگوی مصرفْ تبیین شد ، معیارهای الگوی صحیح در مصرف ، عبارت اند از: برنامهریزی ؛ میانه روی ؛ رعایت اولویتها ؛ همدردی با تودههای مردم در تنگناهای اقتصادی ؛ ساده زیستی ؛ اجتناب از تفریط ؛ در نظر گرفتن فرهنگ حاکم بر جامعه؛ هزینه کردن بخشی از درآمد در جهت مصالح جامعه .
۱ . اسراف و تبذیر
اشاره
بنا بر این ، مصرف ، هر چه به این معیارها نزدیک تر باشد ، پسندیده تر است و هر چه دورتر باشد ، نکوهیده تر و نارواتر. اینک انواع مصرفهای ناروا و ویژگیهای آنها را بیان میکنیم:
۱ . اسراف و تبذیراسراف در لغت، به معنای تجاوز از مرز اعتدال در هر کار است . [۴۳]در قرآن [۴۴] و حدیث نیز این واژه در معنای لغوی آن به کار رفته است . در روایتی از امام علی علیه السلام آمده است : کُلُّ ما زادَ عَلَی الاقتِصادِ ، إسرافٌ . [۴۵] هر آنچه از میانه روی بگذرد، زیاده روی است . همچنین از امام صادق علیه السلام روایت شده است : إعلَم أنَّ لِکُلِّ شَی ءٍ حَدَّا ، فَإنْ جاوَزَهُ کانَ سَرَفَا . [۴۶]بدان که هر چیزی، اندازهای دارد که اگر از آن بگذرد، زیاده روی است . امام کاظم علیه السلام در روایتی، در تبیین سپاهیان عقل و جهل، این دو
.
یک. گستره اسراف
گزینه را نیز آورده است: القَصدُ ، الإسرافُ . [۴۷] میانه روی [و در برابر آن] زیاده روی . این سخن، اشاره به آن است که اصلاح الگوی مصرف و میانه روی در آن، مسئلهای عقلی است و آنچه را که اسلام در این باره آورده، چیزی جز ارشاد به حکم عقل نیست . گفتنی است که درباره مفهوم اسراف، چند نکته، قابل توجّه است :
یک. گستره اسرافبا عنایت به آنچه در تبیین مفهوم اسراف اشاره شد ، مصادیق این واژه در زندگی فردی و اجتماعی انسان بسیار گسترده است ، چنانکه در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است : فی کُلِّ شَی ءٍ إسرافٌ . [۴۸]در هر چیزی اسراف وجود دارد . مفهوم اسراف، در هر کاری میتواند تحقّق پیدا کند و هر کاری که از مرز اعتدال خارج شود ، اسراف شمرده میشود ، حتّی در وضو گرفتن، اگر کسی، بیش از حد نیاز ، آب مصرف کند ، اسرافکار است . در روایتی دیگر از امام صادق علیه السلام نقل شده که میفرماید :
دو . اسراف کمّی و اسراف کیفی
إنَّ القَصدَ أمرٌ یُحِبُّهُ اللّهُ عز و جل ، وإنَّ السَّرَفَ یُبغِضُهُ ؛ حتّی طَرْحُکَ النَّواهَ فإنّها تَصلُحُ لِلشَّیءِ ، وحَتّی صَبُّکَ فَضلَ شَرابِکَ . [۴۹] میانه روی ، کاری است که خداوند عز و جل، آن را دوست میدارد ، و اسراف را ناخوش میدارد ، حتّی دور انداختن هسته[ی میوه] را ؛ زیرا آن [نیز ]به کاری میآید، و حتّی دور ریختن زیادی نوشیدنی ات را . بنا بر این ، اسراف، تنها در خوردن و آشامیدن نیست ؛ بلکه حتّی دور ریختن هسته خرما یا هسته دیگر میوههایی که برای کاشت، قابل استفادهاند، اسراف محسوب شود ، ولی در عصر ما ، گستره اسراف، بسیار گستردهتر از گذشته است : اسراف در بهرهگیری از هوا و محیط زیست ، اسراف در استفاده از بنزین ، نفت ، گاز و دیگر منابع حیاتی نیز مصداق دارد .
دو . اسراف کمّی و اسراف کیفیگاه اسراف، در کمیت مصرف است؛ یعنی بیش از مقدار مورد نیاز، مصرف کردن . گاه نیز در کیفیت مصرفْ تحقّق پیدا میکند ، بدین معنا که مصرفْ از نظر کمّی، بیش از حدّ نیاز نیست، ولی از نظر کیفی، بیش از حد نیاز است ، مانند پوشیدن لباس میهمانی که برای حفظ آبروست در منزل . روایت است که شخصی به نام سلیمان بن صالح، از امام صادق علیه السلام پرسید: کمترین درجه اسراف چیست؟
امام علیه السلام در پاسخ فرمود : إبذالُکَ ثَوبَ صَونِکَ ، وإهراقُکَ فَضلَ إنائکَ . [۵۰] کمترین اندازه آن، این است که لباس میهمانی ات را لباس خانه قرار دهی و ته مانده ظرفت را دور بریزی . بر پایه روایتی دیگر ، حتّی انسان میتواند سی پیراهن داشته باشد و از هر یک، به منظوری استفاده کند و اسراف شمرده نشود؛ ولی اگر لباسی را که برای حفظ آبرو باید در بیرون از خانه بپوشد ، در خانه، مورد استفاده قرار دهد، اسرافکار خوانده میشود . [۵۱]بنا بر این ، استفاده نابه جا از وسائل شخصی نیز از مصادیق اسراف است . استفاده نابهینه از لباس بیرونی ، اسراف کیفی قلمداد میشود و دور ریختن باقیمانده آب مصرفی ، اسراف کمّی. همچنین در روایت دیگری به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است : إنَّ مِنَ السَّرَفِ أن تَأکُلَ کُلَّ ما اشتَهَیتَ . [۵۲] یکی از نمونههای اسراف، این است که هر چه دلت بخواهد، بخوری . این سخن، اشاره دارد به این که ممکن است کسی بیش از اندازه لازم ، غذا نخورد، ولی در انتخاب نوع غذا، اسرافکار باشد؛ یعنی به جای انتخاب غذای مفیدتر ، غذای لذیذتر را انتخاب کند . به سخن دیگر : آنچه باید بخورد نمیخورد؛ بلکه آنچه میخواهد میخورد .
سه. نسبی بودن مفهوم اسراف
چهار. اسراف در کارهای خیر
سه. نسبی بودن مفهوم اسرافنکته قابل توجّه دیگر در تبیین مفهوم اسراف، نسبی بودن آن است ، بدین معنا که ممکن است بهره گیریِ مقداری ، و یا نوعی از یک کالا ، برای یک نفر، اسراف و تجاوز از حد اعتدال محسوب شود، ولی برای دیگری، اسراف نباشد ، چنانکه در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است : أتَرَی اللّهَ ائتَمَنَ رَجُلاً عَلی مالٍ خَوَّلَ لَهُ أن یَشتَرِیَ فَرَسا بعَشَرَهِ آلافِ دِرهَمٍ وَیَجزیهِ فَرَسٌ بِعِشرینَ دِرهما . [۵۳]آیا گمان میکنی خداوند، انسان را در مالی که به وی عطا فرموده ، امین شمرده که اسبی به بهای ده هزار درهم بخرد ؟ حال آن که اسبی به قیمت بیست درهم برای او کفایت میکند . بر پایه این روایت ، در زمان ما ، مثلاً دو نفر که هر دو میتوانند اتومبیلی به قیمت یک صد میلیون تومان تهیه کنند ، یکی از آنها نیازمند به اتومبیلی با این قیمت است، ولی دیگری، اتومبیلی با قیمت بیست میلیون تومان هم برای تأمین نیازهایش کافی است ، اگر هر دو، اتومبیل یکصد میلیون تومانی تهیه کردند ، شخص دوم، اسرافکار است و اوّلی، اسرافکار نیست ؛ چون فرد دوم، از مرز اعتدالْ تجاوز کرده و دیگری تجاوز نکرده است .
چهار. اسراف در کارهای خیربرخی از روایات، دلالت دارند که در کارهای نیک، اسراف ، نکوهیده نیست ، مانند آنچه از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده که میفرماید:
لا خَیرَ فی السَّرَفِ ، ولا سَرَفَ فی الخَیرِ .[۵۴]در اسراف ، خیری نیست و در [کارهای] خیر، اسراف نیست . در روایتی دیگر از امام علی علیه السلام آمده است : الإسرافُ مَذمومٌ فی کُلِّ شَی ءٍ إلّا فی أفعالِ البِرِّ . [۵۵]اسراف، در هر چیزی ناپسند است ، مگر در کارهای خیر . امّا بی تردید، مقصود از این روایات، این نیست که انسان حق دارد همه اموال خود را به بهانه نیکی کردن به دیگران ببخشد ، و خود و خانواده خویش را به فقر و فلاکت بیندازد . قرآن کریم، انفاق انسانهای شایسته را چنین توصیف میکند : «وَ الَّذِینَ إِذَآ أَنفَقُواْ لَمْ یُسْرِفُواْ وَ لَمْ یَقْتُرُواْ وَ کَانَ بَیْنَ ذَ لِکَ قَوَامًا . [۵۶]و کسانی که هر گاه انفاق میکنند ، نه اسراف مینمایند و نه سختگیری ؛ بلکه میان این دو، حدّ اعتدال را رعایت میکنند» . نیز در موردی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله همه اموالی را که نزد او بود، انفاق کرد، به گونهای که دیگر نزد او چیزی نماند تا بتواند پاسخگوی نیاز دیگران باشد ، خداوند متعال، ایشان را از این کار نهی فرمود . [۵۷] بنا بر این ، مقصود از روایاتی که تأکید دارند بر این که در کارهای نیک، اسراف نیست، دفع توهّم نکوهیده بودن گشادهدستی در کارهای
.
خیر است و تأکید بر این نکته که نه تنها در کارهای خیر ، گشادهدستی نکوهیده نیست، بلکه نیکو و پسندیده است . این معنا در روایتی که وصایای پیامبر صلی الله علیه و آله به امام علی علیه السلام را گزارش کرده نیز به روشنی دیده میشود : أمّا الصَّدَقهُ فَجُهدَکَ حتّی تَقولَ : قد أسرَفتُ ولَم تُسرِفْ . [۵۸] صدقه، آن است که تا توان داری، ببخشی، چندان که بگویی : اسراف کردم ؛ ولی اسراف نکرده باشی . این، بدان معناست که مؤمن باید در انفاق در راه خدا، آن قدر گشادهدست باشد که خیال کند ، اسراف کرده است ؛ ولی در واقع ، کار او اسراف نیست؛ بلکه گشادهدستی است . با این توضیح ، مقصود از روایاتی که دلالت دارند اسراف، در شماری از مصارف، قابل تحقّق نیست نیز روشن میگردد ، مانند آنچه از امام صادق علیه السلام نقل شده که میفرماید : لَیسَ فی الطَّعامِ سَرَفٌ . [۵۹] در خوراک ، اسراف نیست . یا از امام علی علیه السلام نقل شده که میفرماید : لَیسَ فی المأکولِ والمَشروبِ سَرَفٌ . [۶۰]در خوردنی و آشامیدنی ، اسراف نیست .
یا روایت مرفوعهای [۶۱]که کلینی رحمه الله آورده است: ما أَنفَقتَ فی الطِّیبِ فَلَیسَ بِسَرَفٍ . [۶۲] مالی که صرف بوی خوش (عطر) میکنی ، اسراف نیست . بی تردید، مقصود از این روایات، این نیست که تهیه غذاهای گوناگون مازاد بر نیاز و یا پرخوری از آنها ، اسراف نیست! یا اگر انسان، در و دیوار خانه اش را هر روز با عطر و گلاب شستشو دهد، مانعی ندارد؛ بلکه این را می رسانَد که گشادهدستی در تهیه غذاهای لذیذ و نوشیدنیهای گوارا و عطرهای دلپذیر ، در حدّ میانه روی، اسراف محسوب نمیشود ، چنانکه در روایتی دیگر از امام صادق علیه السلام آمده است : لَیسَ فیما أصلَحَ البَدَنَ إسرافٌ... إنّما الإسرافُ فیما أتلَفَ المالَ وأضَرَّ بالبَدَنِ . [۶۳]در آنچه بدن را سالم نگه میدارد، اسراف نیست . . . ؛ بلکه اسراف، در چیزهایی است که مال را تلف میکند و به بدن، زیان میرساند . در همه این موارد، مقصود، یک چیز است و آن ، دفع توهّم صدق اسراف، بر مصارفی است که گشادهدستی در آنها نه تنها نکوهیده نیست، بلکه نیکو و پسندیده است .
پنج . فرق اسراف و تبذیر
پنج . فرق اسراف و تبذیرپیش از این ، توضیح دادیم که «اسراف»، به معنای تجاوز از حد اعتدال در هر کار است ؛ امّا «تبذیر» از ریشه «بذر»، به معنای پاشیدن دانه است . هنگامی که این واژه، در مباحث اقتصادی به کار میرود، به معنای مصرف کردن مال، به صورت غیر منطقی و نارواست. معادل کلمه «تبذیر» در فارسی، «ریخت و پاش» است . برخی از لغت شناسان، در تبیین فرق میان اسراف و تبذیر گفتهاند : الإسرافُ تَجاوُزُ الحَدِّ فی صَرفِ المالِ ، وَالتَّبذیرُ : إتلافُهُ فی غَیرِ مَوضِعِهِ ، فَهوَ أعظَمُ مِنَ الإسرافِ ، وَلِذا قالَ تَعالی : «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُواْ إِخْوَ نَ الشَّیَطِینِ»[۶۴]. (۲)اسراف ، به معنای گذشتن از حدّ ، در صرف مال است ، و تبذیر ، اتلاف مال در غیر محلّ آن است ، پس تبذیر از اسراف ، بدتر است ، و به همین جهت ، خدای متعال فرموده است : «همانا تبذیر کنندگان برادران شیاطین اند» . بنا بر این، «تبذیر»، عبارت است از مصرف کردن مال در جایی که نباید مصرف شود ، هر چند اندک باشد و بر این اساس ، تبذیر ، نوعی اسراف شمرده میشود، چنانکه در برخی از روایات، به این مطلبْ تصریح شده است : إنَّ التَّبذیرَ مِنَ الإسرافِ . [۶۵]
.
شش . اسراف ، عنوان کلّی انواع مصرفهای ناروا
۲ . افراط در رفاه طلبی و تجمّل گرایی
اشاره
همانا تبذیر، [نوعی] از اسراف است . از این رو، در شماری از روایات، اسراف و تبذیر، در کنار هم مورد نکوهش قرار گرفتهاند : إنَّ إعطاءَ المالِ فی غَیرِ حَقِّهِ تَبذیرٌ واسرافٌ . [۶۶] خرج کردنِ نا به جا ، به یقین ، حیف و میل و اسراف است . گفتنی است که برخی، «تبذیر» را صفت کیفی میدانند و اسراف را صفت کمّی. مثلاً اگر خریدن اجناس بسیار مرغوب، با آن قیمتهای بالا ، مورد نیاز نباشد، «تبذیر» است ؛ ولی اسراف نیست . به عکس، خریدن چند چیز بیش از حد نیاز، «اسراف» است و «تبذیر» نیست . ولی با تأمّل در آنچه در تبیین معنای اسراف و تبذیر گذشت، مشخّص میشود که این سخن، صحیح نیست . اسراف و تبذیر، هم میتوانند صفت کیفی باشند و هم صفت کمّی .
شش . اسراف ، عنوان کلّی انواع مصرفهای ناروابا عنایت به مفهوم دقیق «اسراف» باید گفت که این واژه ، عنوان کلّی و جامع انواع مصرفهای نارواست . بنا بر این آنچه پس از این ، در ذیل عنوان مصرفهای ناروا خواهد آمد ، در واقع ، مصداقی از مصادیق اسراف است .
۲ . افراط در رفاه طلبی و تجمّل گراییخطرناکترین مصادیق اسراف ، افراط در رفاه طلبی ، لذّت جویی و تجمّل گرایی است که در قرآن و روایات اسلامی از آن، با عنوانهای: «اتراف» و «تنعّم»، یاد شده ، و جامعه اسلامی، نسبت به آن، هشدار داده است. این ویژگی خطرناک، در واقع، زمینه ساز انواع گناهان و آلودگیهای فردی و اجتماعی است . در روایتی، امام علی علیه السلام درباره خطر افراط در رفاه طلبی میفرماید : اتَّقُوا سَکَراتِ النِّعمَهِ ، واحذَروا بَوائقَ النِّقمَهِ . [۶۷] از سرمستیهای نعمت بترسید و از سختیهای خشم و انتقام [خداوند] دوری کنید . رفاه طلبی ، لذّت جویی ، هواپرستی ، خوش گذرانی و تجمّل گرایی، چنان انسان را سرمست میکند که نه تنها برای مسائل انسانی و اخلاقی، ارزشی قائل نمیشود، بلکه در برابر کسانی که مردم را به ارزشهای انسانی و اخلاقی دعوت میکنند، به مخالفت بر میخیزد. از این رو ، در همه دورانها، مترفان (خوش گذرانها)»، در صف مقدّم مخالفان پیامبران الهی بودند : «وَ مَآ أَرْسَلْنَا فِی قَرْیَهٍ مِّن نَّذِیرٍ إِلَا قَالَ مُتْرَفُوهَآ إِنَّا بِمَآ أُرْسِلْتُم بِهِ کَافِرُونَ * وَ قَالُواْ نَحْنُ أَکْثَرُ أَمْوَ لًا وَ أَوْلَدًا وَ مَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ . [۶۸]و [ ما ] در هیچ شهری، هشداردهندهای نفرستادیم، جز آن که خوش گذرانان آنها گفتند: «ما به آنچه شما بدان فرستاده شدهاید،
.
فرق میان تجمّل و تجمّل گرایی
کافریم» * و گفتند: «ما دارایی و فرزندانمان از همه بیشتر است و ما عذاب نخواهیم شد»» . از این رو، برای پیشگیری از خطری که مترفان در طول تاریخ، گرفتار آن شدند، دوری گزیدن از رفاه طلبی و تجمّل گرایی، ضروری است . در روایتی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمده است : إیّاکَ وَالتَّنَعُّمَ ؛ فَإنَّ عِبادَ اللّهِ لَیسوا بِالمُتَنَعِّمینَ . [۶۹]از نازپروردگی دور باش ؛ که بندگان خداوند، نازپرورده نیستند.
فرق میان تجمّل و تجمّل گراییالبته باید توجّه داشت که پرهیز از تجمّل گرایی، به معنای بی توجّهی به آراستگی ظاهری زندگی نیست . از این رو، در روایات اسلامی، از یک سو، مسلمانان را به ساده زیستی و پرهیز از تجمّل گرایی توصیه میکند و از سوی دیگر، به زیبایی و آراستگی ظاهر، تشویق میکند. در حدیث نبوی آمده است : إنَّ اللّهَ جَمیلٌ یُحِبُّ الجَمالَ ، ویُحِبُّ أن یَری نِعمَتَهُ عَلی عَبدِهِ . [۷۰] هر آینه، خداوند زیباست، زیبایی را دوست میدارد و دوستار آن است که نعمت خویش را بر بنده اش بنگرد . به سخن دیگر ، میان تجمّل و تجمّل گرایی فرق است. تجمّل، به معنای آراستگی ظاهر ، و تجمّل گرایی، به معنای افراط و زیاده روی در
.
۳ . تباه کردن ثروت
آراستگی است . میانه روی در بهرهگیری از نعمتهای الهی و آراستگی زندگی، امری در حد اعتدال نیکوست ، امّا زیاده روی در آن ، مانند تنوّع بیش از حدّ لباس و لوازم آرایشی ، و محیط آرایی جدید هر ساله منزل، اسراف و نکوهیده است .
۳ . تباه کردن ثروتیکی از وظایف عقلی و شرعی شخص مسلمان ، پیشگیری از تباه شدن ثروت شخصی و مهم تر از آن، اندوختههای ملّی است . تباهی ثروت ، گاه، در نتیجه سستی در پاسداری از آن است و گاه، بر اثر مصرف نابه جای آن . در روایتی از امام علی علیه السلام آمده است : مَن کانَ فیکُم لَهُ مالٌ فَإیّاهُ وَالفَسادَ! فَإنَّ إعطاءَهُ فی غَیرِ حَقِّهِ تَبذیرٌ وإسرافٌ ، وهُوَ یَرفَعُ ذِکرَ صاحِبِهِ فِی النّاسِ ویَضَعُهُ عِندَ اللّهِ . ولَم یَضَعِ امرُؤٌ مالَهُ فی غَیرِ حَقِّهِ وعِندَ غَیرِ أهلِهِ إلّا حَرَمَهُ اللّهُ شُکرَهُم ، وکانَ لِغَیرِهِ وُدُّهُم . [۷۱] هر کس از شما که مالی دارد ، از فساد برحذر باشد که هر آینه، اگر بخشیدن آن مال، نابه جا باشد ، ریخت و پاش و اسراف است و هر چند نامِ وی را در میان مردم، بر میکشد ، وی را نزد خداوند، فرو می آورَد . هیچکس نیست که مالش را نابه جا و برای غیر شایستگان صرف کند ، جز آن که خداوند، سپاس ایشان را از وی دریغ دارد و دوستیِ جز او در دلشان افتد . مصرف نابه جا نیز مصادیق مختلفی دارد که خطرناکترین آنها ،
.
۴ . ساخت و سازهای بی روّیه و افزون بر نیاز
مصرف کردن مال در راه گناه و کارهای ناشایست است ، از امام علی علیه السلام نقل شده که میفرماید : إنَّ إنفاقَ هذَا المالِ فی طاعَهِ اللّهِ أعظَمُ نِعمَهٍ ، وإنَّ إنفاقَهُ فی مَعاصیهِ أعظَمُ مِحنَهٍ . [۷۲]بخشیدن این مال برای بندگی خدا ، بزرگترین نعمت ، و دادن آن در راه نافرمانی خداوند ، بزرگترین گرفتاری است . همه کارهایی که حقیقتاً یا حکما ، به تباهی ثروت میانجامند، از مصادیق اسراف به شمار میروند و از نظر اسلام، نکوهیده و ناپسندند.
۴ . ساخت و سازهای بی روّیه و افزون بر نیازیکی دیگر از مصادیق اسراف که مورد ابتلای بسیاری از ثروتمندان است ، ساخت و سازهای بی رویّه و افزون بر نیاز است . در روایتی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمده است : مَن بَنی بِناءً أکثَرَ مِمّا یَحتاجُ إلَیهِ ، کانَ عَلَیهِ وَبالاً یَومَ القِیامَهِ . [۷۳]هر کس ساختمانی بیش از اندازه نیازش بسازد ، روز قیامت، بر او سنگینی خواهد کرد . این نوع اسرافکاری، بویژه در شرایطی که بسیاری از مردم، توان تهیه کوچکترین سرپناه را برای خود ندارند ، به شدّت، نکوهیده شده است ، و معصومان علیهم السلام در روایاتشان با تعبیرهای بسیار تندی،
.
۵ . پیروی کورکورانه از بیگانگان، در مصرف
مسلمانان را از ساختن چیزی که به آن نیاز ندارند، نهی کردهاند . [۷۴]
۵ . پیروی کورکورانه از بیگانگان، در مصرفهمانند بیگانگان مصرف کردن، پیامدهای زیانباری برای اقتصاد و فرهنگ جامعه اسلامی دارد ؛ امّا بی تردید، آثار سوء فرهنگیِ مصرف گرایی به شیوه بیگانگان، به مراتب، خطرناک تر از زیانهای اقتصادی آن است . از دیرباز ، بیگانگان برای به سلطه درآوردن کشورهای دیگر ، از اقتصاد، به عنوان ابزار سلطه فرهنگی و به دنبال آن، سلطه سیاسی، بهره میبردند . از این رو ، در روایات اسلامی، مسلمانان، به شدّتْ از تشبّه به بیگانگان در مصرف و پیروی کورکورانه از آنان نهی شدهاند . در حدیثی، امام باقر علیه السلام از پدران بزرگوارش نقل میفرماید : أوحَی اللّهُ إلی نَبِیٍّ مِنَ الأنبِیاءِ أن قُل لِقَومِکَ : لا یَلبَسوا لِباسَ أعدائی ، ولا یَطعَموا طَعامَ أعدائی ، ولا یُشاکِلوا بِمَشاکِلِ أعدائی ؛ فَیَکونوا أعدائی کَما هُم أعدائی . [۷۵]خداوند، به یکی از پیامبران وحی فرمود که به قومش بگوید: همچون دشمنان خدا لباس نپوشند ، مثل آنان خوراک نخورند ، و به شکل ایشان درنیایند ، که در این حال ، همچون آنان، دشمن خدا خواهند بود .
۶ . تفریط در مصرف
و بر این اساس ، مصرف گرایی به شیوه بیگانگان ، در صورتی که مصداق اسراف کمّی نباشد ، بی تردید، یکی از مصادیق بسیار خطرناکِ اسراف کیفی است و مبارزه همگان ، برای پیشگیری از مفاسد فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی آن ، لازم و ضروری است .
۶ . تفریط در مصرفتفریط در مصرف، مانند اسراف و افراط در آن ، پیامدهای زیان بار گوناگونی دارد . از این رو ، اسلام ، از یک سو، با افراط و اسراف در مصرف، به شدّت مخالف است و به میانه روی و ساده زیستی، سفارش میکند و از سوی دیگر ، تفریط در مصرف و سختگیری بر خود و خانواده را نیز محکوم مینماید . در حدیث نبوی آمده است : کُلوا وَاشرَبوا وتَصَدَّقوا وَالبَسوا فی غَیرِ مَخیلَهٍ ولا سَرَفٍ ؛ إنَّ اللّهَ یُحِبُّ أن تُری نِعمَتُهُ عَلی عَبدِهِ .[۷۶] بخورید و بیاشامید و صدقه دهید و بدون فخرفروشی و اسرافکاری، جامه بپوشید ؛ زیرا هر آینه، خداوند دوست میدارد که نعمتش بر بنده اش نگریسته شود . افزون بر آیات و روایاتی که به بهرهگیری از مواهب الهی، توصیه دارند ، در احادیث فراوانی، کسانی که خود را از لذّتهای مشروع زندگی محروم میکنند، به شدّتْ نکوهش شدهاند . [۷۷]
ه. راه کارهای اصلاح الگوی مصرفْ از امکانات ملّی
اشاره
روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه و آله ، هنگامی که شنید ده نفر از اصحاب او، شماری از لذّتهای زندگی را بر خود تحریم کردهاند ، ضمن نکوهش این اقدام ، در یک سخنرانی عمومی فرمود : إنَّما هَلَکَ مَن قَبلَکُم بِالتَّشدیدِ ؛ شَدَّدوا عَلی أنفُسِهِم فَشَدَّدَ اللّهُ عَلَیهِم ، فَاُولئِکَ بَقایاهُم فِی الدِّیاراتِ وَالصَّوامِعِ . [۷۸] جز این نیست که کسانی پیش از شما، بر خود سخت گرفتند و از این روی ، هلاک شدند . ایشان بر خود سخت گرفتند و خدای هم بر آنان سخت گرفت . پس اینان (راهبان و کشیشان)، باقی مانده در دیرها و صومعهها هستند .
ه راه کارهای اصلاح الگوی مصرفْ از امکانات ملّیهدر دادن منابع ملّی و درست مصرف نکردن بودجه عمومی کشور ، یکی از بزرگترین خطرهایی است که همه نظامهای سیاسی بویژه نظامهایی که مبتنی بر ارزشهای اسلامی و مردم سالاری دینی اند را تهدید میکند . از این رو ، اصلاح الگوی مصرفْ از امکانات ملّی، به مراتب، مهم تر، ضروری تر و فوری تر از اصلاح الگوی مصرفْ از درآمدهای فردی است. بر این اساس ، در جمهوری اسلامی ایران، همه ارگانها، بویژه دولت ، باید با بهرهگیری از فضایی که نام گذاری سال جاری (۱۳۸۸) برای اصلاح الگوی مصرفْ پدید آورده ، نهایت توان خود را در جهت اصلاح الگوی مصرف از بودجه عمومی و امکانات ملّی، به کار گیرند
.
۱ . تقویت برنامهریزیهای کلان اقتصادی
و این حرکت پُربرکت را در نهادهای تحت اشراف خود ، به طور جدّی آغاز کنند . مهمترین راه کارهایی که با بهرهگیری از رهنمودهای پیشوایان اسلام میتوان برای اصلاح الگوی مصرفْ از منابع ملّی، ارائه داد ، عبارت اند از :
۱ . تقویت برنامهریزیهای کلان اقتصادینخستین گام در اصلاح الگوی مصرف از منابع ملّی ، تقویت برنامهریزیهای کلان اقتصادی است . در روایتی از امام علی علیه السلام میخوانیم : حُسنُ التَّدبیرِ وتَجَنُّبُ التَّبذیرِ مِن حُسنِ السِّیاسَهِ . [۷۹] حُسن تدبیر و پرهیز از حیف و میل ، [بخشی] از حُسن سیاست است . بر پایه این روایت ، سیاستمداران نظام اسلامی برای استفاده بهینه از منابع ملّی، از یک سو باید تدبیرهای اقتصادیِ خود را تقویت کنند و از سوی دیگر، از زیاده رویها و ریخت و پاشهای بی فایده در دستگاههای دولتی، پیشگیری نمایند . امیرمؤمنان علیه السلام در روایتی دیگر میفرماید: سُوءُ التَّدبیرِ مِفتاحُ الفَقرِ . [۸۰] سوء تدبیر، کلید فقر است .
۲ . استفاده بهینه از منابع ملّی
۳ . نهایت صرفه جویی
این سخن، اشاره بدین معناست که سیاستمدارانی که از تدبیر لازم در مدیریت اقتصادی کشور برخوردار نیستند، زمینه ساز عقب ماندگی اقتصادیِ جامعه هستند .
۲ . استفاده بهینه از منابع ملّیرعایت اولویتهایی که موجب استفاده بهینه از منابع ملّی و بودجه عمومی است ، به مراتب، مهم تر از رعایت اولویتها در هزینه کردن از منابع شخصی است . از این رو، بر همه مدیران در نظام اسلامی، فرض است که با همه توان خود تلاش کنند تا از منابعی که از بودجه عمومی در اختیار دارند، به بهترین وجه، در جهت مصالح مردم استفاده نمایند و بدین سان، در آزمون امانتداری اموال عمومی، موفّق باشند : «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَی الْأَرْضِ زِینَهً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً . [۸۱]در حقیقت ، ما آنچه را که بر زمین است، زیوری برای آن قرار دادیم تا آنان را بیازماییم که کدام یک از ایشان نیکوکارترند» . بی تردید ، تلاش برای استفاده بهینه از منابع و امکانات ملّی ، یکی از مصادیق بارز این آیه کریمه ، و موفّقیت در این تلاش ، دستیابی به پاداش بهترین عمل است .
۳ . نهایت صرفه جویییکی از لوازم اجتناب ناپذیر استفاده بهینه از منابع ملّی ، صرفه جویی همراه با تدبیر ، در مصرف بودجه عمومی است . امام علی علیه السلام در این
۴ . پیشگیری از سوء استفاده شخصی و خانوادگی
باره، بخش نامهای به کارگزاران حکومتی خود دارد که بسیار قابل تأمّل و آموزنده است . متن این بخش نامه، چنین است : أدِقّوا أقلامَکُم ، وقارِبوا بَینَ سُطورِکُم ، وَاحذِفوا عَنّی فُضولَکُم ، وَاقصِدوا قَصدَ المَعانی ، وإیّاکُم وَالإکثارَ ؛ فإنَّ أموالَ المُسلِمینَ لا تَحتَمِلُ الإضرارَ . [۸۲] قلم هایتان را تیز کنید ، سطرها را به هم نزدیک سازید ، [ در نگارش ]برای من ، زیادیها را حذف کنید و به معنا بنگرید ، و از زیاده نویسی بپرهیزید ؛ چرا که بیت المال مسلمانان ، زیان بر نمیتابد . این بخش نامه، بدین معناست که سیاست صرفه جویی در اموال عمومی باید به صورت قانون و دستور العمل، به کارگزاران نظام اسلامی ابلاغ شود و آنان موظّف اند برای بهرهگیری بهتر و بیشتر از وقت خود و مدیریتهای بالاتر از خود و امکانات ملّی نهایت صرفه جویی را داشته باشند .
۴ . پیشگیری از سوء استفاده شخصی و خانوادگیدر نظام اسلامی، پیشگیری از سوء استفاده شخصی و خانوادگی از امکانات ملّی باید در میان کارگزاران آن ، به فرهنگ تبدیل شود. آنان باید توجّه داشته باشند که اموال عمومیِ در اختیار آنها، در واقع ، امانت ملّی اند و تنها در خصوص مسئولیتی که به عهده دارند، میتوانند از این امکانات استفاده کنند ، و هرگونه استفاده شخصی از امکانات عمومی، نامشروع است . مشهور است که امیر مؤمنان علیه السلام ، شبی وارد بیت المال شد و چگونگی تقسیم اموال را مینوشت که طلحه و زبیر، نزد ایشان رسیدند . به محض ورود آنها ، امام، چراغی که در برابرش بود، خاموش کرد و دستور داد تا چراغی دیگر از خانه اش آوردند! آنان که از این برخورد امام، شگفت زده شده بودند ، سبب آن را پرسیدند . امام علیه السلام پاسخ داد : کانَ زَیتُهُ مِن بَیتِ المالِ ، ولا یَنبَغی أن نُصاحِبَکُم فی ضَوئِهِ . روغن آن چراغ، از بیت المال بود ؛ از این رو، سزاوار نیست که با شما در روشنایی اش همنشینی کنیم! [۸۳] در حکومت امام علی علیه السلام در بهرهگیری از بیت المال، تفاوتی میان نزدیکان امام و دیگران وجود نداشت . یکی از نکات بسیار آموزنده در سیره علوی، این است که یک روز پیش از شهادت آن امام بزرگ، مردم بر او وارد شدند و گواهی دادند که حقوق آنان را از بیت المال، به طور یکسانْ رعایت کرده ، استفاده شخصی از بیت المال نداشته و با دورترین مردم در حکومت، همانند نزدیکترین آنان به او ، رفتار شده است . [۸۴]
۵ . دوری جستن از بذل و بخشش اموال عمومی
بنا بر این ، پیروان راستین امام علی علیه السلام و مدیرانی که افتخار خدمت در نظام منسوب به آن بزرگوار را دارند، باید با یاری جستن از خداوند متعال و روح بلند آن امام بزرگ ، همه توان خود را در جهت نزدیک شدن هر چه بیشتر به آن الگوی کامل انسانیت، به کار گیرند .
۵ . دوری جستن از بذل و بخشش اموال عمومیاز دیدگاه اسلام ، بخشش، نیکوست ؛ امّا از اموال خود، نه از اموال دیگران . بخشش از اموال دیگران، نه تنها نیکو نیست، بلکه نکوهیده و ناپسند است. لذا در نظام اسلامی، دولتمردانْ حق ندارند از اموال ملّی ببخشند .در روایتی از امام علی علیه السلام آمده است : جودُ الوُلاهِ بِفَی ءِ المُسلِمینَ جَورٌ وخَترٌ . [۸۵]بخششِ حکمرانان از اموال مسلمانان، بیدادگری و خیانت است . در سیره حکومتی علوی آمده که: هنگام تقسیم بیت المال، برده پیری، نزد امیر مؤمنان علیه السلام آمد و تقاضای یاری کرد . امام علیه السلام به او فرمود : وَاللّهِ ، ما هُوَ بِکَدِّ یَدی ولا تُراثی مِنَ الوالِدِ ، ولکِنّها أمانَهٌ اُرعیتُها فَأَنَا اُؤدّیها إلی أهلِها . [۸۶]به خدا سوگند! که این، نه دست رنج من است و نه میراثم از پدر ؛ بلکه امانتی است که به من سپرده شده. پس آن را به اهلش میرسانم .
و. سیره پیشوایان دین در مصرف
۱ . رعایت وظیفه خاص پیشوایان
در ادامه ، امام علیه السلام با درخواست یاری از مردم ، مشکل آن نیازمند را حل کرد . [۸۷]
و سیره پیشوایان دین در مصرفعصمت پیشوایان بزرگ الهی و مصونیت آنان از گناه و اشتباه ، ایجاب میکند که سیره عملی آنان در مسائل مختلف و از جمله ، مصرف درآمدها، یکسان باشد و تفاوتهای ظاهری ، مقتضای شرایط زمان و مکان زندگی آنهاست . مثلاً اگر امام علی علیه السلام در زمان امام صادق علیه السلام زندگی میکرد ، همان گونه میزیست که امام صادق علیه السلام زندگی کرده بود. عکس این مطلب نیز صادق است . بر این اساس ، نکاتی که در سیره عملی هر یک از پیشوایان دیده میشود، قابل تسرّی به همه آنهاست . با این نگاه، در بررسی سیره پیشوایان بزرگ دین، مشخّص میشود که همه بایدها و نبایدهای الگوی مصرف ، رعایت شده ؛ امّا چند نکته ، برجسته و قابل توجّه است :
۱ . رعایت وظیفه خاص پیشوایانوظیفه الهی همه پیشوایان عدل، این است که در مصرف ، همانند تهی دستترین مردم زندگی کنند تا اُسوه و الگویی برای همه مردم باشند و مشکلات اقتصادی ، فشار روانی دوچندانی بر بینوایانْ وارد نسازد
۲ . رعایت مقتضیات زمان
إنَّ اللّهَ عز و جل فَرَضَ عَلی أئِمَّهِ العَدلِ أن یُقَدِّروا أنفُسَهُم بِضَعَفَهِ النّاسِ کَیلا یَتَبَیَّغَ بِالفَقیرِ فَقرُهُ .[۸۸]خداوند، بر پیشوایان عادل، واجب کرده است که خود را با مردم تهی دست، همسان سازند تا مبادا ناداریِ تهی دست ، او را برافروخته سازد. از این رو، انبیاء و امامان ، [۸۹] در شرایطی که فقر، از جامعه ریشه کن نشده بود ، نهایت قناعت و ساده زیستی را در زندگی خود رعایت میکردند ؛ امّا در عین حال، دیگران را به میانه روی توصیه مینمودند و اجازه نمیدادند که دیگران ، خود را از لذّتهای مشروع زندگی، محروم کنند . [۹۰]
۲ . رعایت مقتضیات زمانپیشوایان دین، همواره مقتضیات زمان خود را در مقدار مصرف و چگونگی آن، رعایت میکردند ، بدین معنا که : اولاً امامان ، کاری را که موجب انگشتنما شدن آنها شود، انجام نمیدادند. از این رو، امام صادق علیه السلام در پاسخ کسی که به او ایراد میگیرد که: «چرا بر خلاف سیره جدّت امام علی علیه السلام که از لباسهای ارزان و خشن استفاده میکرد ، از لباس نو و نرم استفاده میکنی؟!» میفرماید : «علی علیه السلام در زمانی از آن نوع لباس استفاده میکرد که در فرهنگ عمومی ، زشت نبود و اگر در
۳ . در تنگنا قرار ندادن خانواده
زمان ما چنین لباسی میپوشید، انگشتنما میشد . بنا بر این ، بهترین لباس در هر زمان ، لباس مردم همان زمان است». [۹۱]ثانیاً در شرایط مناسب اقتصادی، که همه مردم میتوانستند از امکانات مناسب زندگی، بهرهمند شوند ، امامان علیهم السلام نیز از استفاده از مواهب الهی، پرهیز نمیکردند . به همین جهت، در روایتی دیگر، امام صادق علیه السلام در پاسخ به این ایراد سفیان ثوری که به ایشان گفته بود: «چرا پدرانت از لباسهای زیبا استفاده نمیکردند؛ امّا شما استفاده میکنید؟» میفرماید : «آنان در روزگاری زندگی میکردند که مردم در فقر و تنگ دستی بودند؛ ولی در شرایط کنونی که وضع اقتصادی مردم خوب است ، نیکان، سزاورترند که از مواهب الهی، بهرهمند شوند» . [۹۲]
۳ . در تنگنا قرار ندادن خانوادهقناعت و ساده زیستی پیشوایان، موجب در تنگنا قرار دادن خانواده و سختگیری بر آنان نبود . شیخ کلینی از امام صادق علیه السلام روایت کرده که: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله امکانات مورد نیاز خانواده خود را به خوبی تأمین میکرد و درباره فلسفه این اقدام ایشان میفرماید: إنَّ النَّفسَ إذا عَرَفت قُوتَها قَنِعتَ بِهِ ونَبَتَ عَلَیهِ الَّلحمُ . [۹۳] نفس انسان، اگر از روزی اش آگاه باشد ، به آن رضایت میدهد ، و گوشت، با روزی میروید .
۴ . آراستگی همراه با ساده زیستی
این سخن، بدین معناست که اگر امکانات مورد نیاز انسان در زندگی ، تأمین نباشد، از نظر روحی و جسمی، با مشکل روبه رو میشود ؛ امّا وقتی نیازهای او تأمین شود، احساس آرامش روانی میکند و از نظر جسمی هم نیرومند میگردد . پیشوایان الهی ، شخصاً از قدرت روحی خارقالعادهای برخوردار بودند که کمبودهای مادی، آنها را تحت تأثیر قرار نمیداد؛ ولی همسر و یا دیگر اعضای خانواده آنها که از این قدرت روانی برخوردار نبودند نمیتوانستند مانند آنها باشند . همچنین گزارش کتاب شریف الکافی، از خانه مزّین همسر امام باقر علیه السلام [۹۴]نیز نشانگر این معناست که هر چند اهل بیت علیهم السلام در زندگی شخصی، فقر اختیاری را برگزیده بودند ، امّا هیچگاه همسر و خانواده خود را در تنگنا و سختی قرار نمیدادند .
۴ . آراستگی همراه با ساده زیستیپیشوایان الهی، به موجب روایت : «إنَّ اللّهَ جَمیلٌ یُحِبُّ الجَمالَ»،[۹۵]در عین ساده زیستی ، از نظر ظاهری، کاملاً آراسته بودند . البته آراستگی آنان، شبیه آرایش اسرافکاران و مستکبران نبود ؛ ولی آنان از نظر رنگ لباس ، پاکیزگی و معطر بودن ، برای مخاطبان ، جذابیتی خاص داشتند . در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است :
۵ . گرامی داشت میهمان
العِطرُ مِن سُنَنِ المُرسَلِینَ .[۹۶] عطر زدن، از سنّتهای پیامبران است . همچنین از امام صادق علیه السلام روایت شده که میفرماید : کانَ رسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله یُنفِقُ فی الطِّیبِ أکثَرَ مِمّا یُنفِقُ فی الطَّعامِ . [۹۷]پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای عطر، بیشتر از غذا خرج میکرد . روایت شده که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، نه تنها برای خانواده خود ، بلکه برای دیدار با یارانش نیز خویشتن را میآراست و میفرمود : «خداوند، دوست دارد که بنده اش وقتی برای دیدار با برادرانش از خانه بیرون میرود، خود را بیاراید و آماده دیدار آنها نماید» . [۹۸]
۵ . گرامی داشت میهمانیکی از حقوق میهمان، گرامی داشتن اوست . در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است : إنَّ مِن حَقِّ الضَّیفِ أن یُکرَمَ . [۹۹]از حقوق میهمان ، این است که گرامی داشته شود . در احادیث اسلامی، رهنمودهای فراوانی برای چگونگی احترام به میهمان، وارد شده است . [۱۰۰] یکی از آنها آمادهسازی بهترین غذایی است که تهیه آن برای میزبان، به سادگی امکانپذیر است . از امام علی علیه السلام روایت شده که میفرماید : إذا دَخَلَ عَلَیکَ أخوکَ المُؤمِنُ ، فَأَطِعمهُ مِن أطیَبِ ما فی بَیتِکَ . [۱۰۱] هرگاه برادر مؤمنت بر تو وارد شد، از بهترین غذایی که در خانه ات داری ، به او بخوران . بر پایه روایاتی که کلینی رحمه الله نقل کرده ، اهل بیت علیهم السلام ، خود ، در انجام دادن این رهنمود، پیش گام بودند . ابو خالد کابلی، روایت کرده که صبحانهای میهمان امام باقر علیه السلام بودم . تا آن موقع، غذایی پاکیزهتر و خوش بوتر از آن صبحانه نخورده بودم . پس از صرف غذا امام علیه السلام به من فرمود : کَیفَ رَأیتَ طَعامَنا ؟ چگونه دیدی غذای ما را؟ گفتم: که غذایی پاکیزهتر و خوش بوتر از آن نخورده بودم ؛ ولی [هنگام خوردن غذا] به یاد این آیه افتادم که در کتاب خدا آمده : «لَتُسْئلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ . [۱۰۲] البته در قیامت، از نعمتهایی که داشتهاید، بازپرسی خواهید شد» . گویا ، ابو خالد، تصوّر میکرد که خوردن غذای لذیذ و مطبوع،
۶ . ایثار نسبت به نیازمندان
موجب طول حسابرسی روز قیامت خواهد شد ؛ از این رو، در فکر بود که چرا در خانه امام باقر علیه السلام غذایی به این لذیذی تهیه شده است؟! بدین جهت، ابهام خود را با اشاره به آیه یاد شده مطرح کرد . امام در پاسخ وی فرمود : لا، إنّما تُسألون عَمّا أنتُم علَیهِ مِن الحقِّ . [۱۰۳] نه! آنچه دربارهاش از شما بازخواست میکنند، عقیده حقّی است که شما دارید . روایات دیگری نیز این معنا را تأیید میکنند. [۱۰۴] در برخی از آنها آمده که خداوند، بزرگوارتر از آن است که روز قیامت درباره نعمتهای حلال و مشروعی که به مردم عنایت کرده، بازجویی کند؛ بلکه بازجوییهای قیامت، درباره مسائل اساسیِ اعتقادی ، اخلاقی و عملی خواهد بود . [۱۰۵]
۶ . ایثار نسبت به نیازمندانیکی از ویژگیهای پیشوایان الهی، این بود که تأمین نیازهای دیگران را بر خود مقدّم میداشتند . در مورد پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده : ما شَبِعَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ثَلاثَهَ أیّامٍ مُتَوالِیَهً حَتّی فارَقَ الدُّنیا ، ولَو شاءَ لَشَبِعَ ، ولکِنَّهُ کانَ یُؤثِرُ عَلی نَفسِهِ . [۱۰۶]پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، تا زمانی که از دنیا رفت ، هرگز سه روز پیاپی ، غذای سیر نخورد . البته اگر میخواست ، میتوانست سیر بخورد ؛ امّا دیگران را بر خود ، مقدّم میداشت . اهل بیت آن بزرگوار نیز مانند ایشان عمل میکردند . داستانهای بسیار آموزندهای از ایثار خاندان رسالت نقل شده که متن آنها در فصل ششم کتاب خواهد آمد .
الفصل الأوّل: مبادئُ نَمَطِ الاِستِهلاکِ۱ / ۱العَقلانِیَّهُالإمام علیّ علیه السلام :العَقلُ أنَّکَ تَقتَصِدُ فَلا تُسرِفُ ، وتَعِدُ فَلا تُخلِفُ ، وإذا غَضِبتَ حَلُمتَ. [۱۰۷]
الإمام الصادق علیه السلام فی بَیانِ جُنودِ العَقلِ والجَهل : القَصدُ ، الإِسرافَ . [۱۰۸]
۱ / ۲الإِیمانُ بِأَنَّ المِلکِیَّهَ للّهِ وَأنَّ المَوارِدَ هِیَ أمانَهٌالکتاب :«قُلِ اللَّهُمَّ مَلِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَن تَشَاءُ وَتَنزِعُ الْمُلْکَ مِمَّن تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ» . [۱۰۹]
فصل یکم: مبانی الگوی مصرف
۱ / ۱پیروی عقل
۱ / ۲ایمان به مالکیت خداوند متعال ، و این که همه چیز، امانت است
فصل یکم: الگوی مصرف۱ / ۱پیروی عقلامام علی علیه السلام :خردمندی ، این است که : میانه روی کنی و اسراف نکنی ؛ وعده بدهی و خُلف وعده نکنی ؛ و چون خشمگین شدی ، بردبار باشی .
امام صادق علیه السلام در توضیح سپاه عقل و ضد آن :میانه روی ، [و در برابر آن] زیاده روی.
۱ / ۲ایمان به مالکیت خداوند متعال ، و این که همه چیز، امانت استقرآن :«بگو : خدایا! [ای] مالک فرمانروا! به هر که بخواهی ، فرمانروایی میدهی و از هر که بخواهی ، فرمانروایی را باز میستانی . هر که را بخواهی ، عزیز میکنی و هر که را بخواهی ، خوار میکنی. همه خوبیها به دست توست . تو بر همه چیز ، توانایی» .
«وَ لَمْ یَکُن لَّهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ» [۱۱۰] .
«وَ ءَاتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِی ءَاتَاکُمْ» [۱۱۱] .
الحدیث :رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی صِفَهِ اللّهِ سُبحانَهُ وتَعالی : وَالمالِکُ لِما مَلَّکَهُم إِیّاهُ . [۱۱۲]
الإمام علیّ علیه السلام وقَد سُئِلَ عَن مَعنی قَولِهِم : لا حَولَ ولا قُوَّهَ إِلّا بِاللّهِ : إِنّا لا نَملِکُ مَعَ اللّهِ شَیئا ، ولا نَملِکُ إِلّا ما مَلَّکَنا ، فَمَتی مَلَّکَنا ما هُوَ أَملَکُ بِهِ مِنّا کَلَّفَنا ، ومَتی أَخَذَهُ مِنّا وَضَعَ تَکلیفَهُ عَنّا .[۱۱۳]
جامع الأخبار :قالَ اللّهُ تَعالی : المالُ مالی ، وَالفُقَراءُ عِیالی ، وَالأَغنِیاءُ وُکَلائی ، فَمَن بَخِلَ بِمالی عَلی عِیالی أُدخِلُهُ النَّارَ ولا أُبالی . [۱۱۴]
الإمام الصادق علیه السلام :المالُ مالُ اللّهِت ، جَعَلَهُ وَدائِعَ عِندَ خَلقِهِ ، وأَمَرَهُم أَن یَأکُلوا مِنهُ قَصدا ویَشرَبوا مِنهُ قَصدا ، ویَلبَسوا مِنهُ قَصدا ، ویَنکَحوا مِنهُ قَصدا ، ویَرکَبوا مِنهُ قَصدا ، ویَعودوا بما سِوی ذلِکَ عَلی فُقَراءِ المُؤمِنینَ ، فَمَن تَعَدّی ذلِکَ کانَ أَکلُهُ مِنهُ حَراما ، وما شَرِبَ مِنهُ حَراما ، وما لَبِسَهُ مِنهُ حَراما ، وما نَکَحَهُ مِنهُ حَراما ، وما رَکِبَهُ مِنهُ حَراما . [۱۱۵]
«و برای او شریکی در فرمانروایی نبوده است» .
«و از آن مالی که خداوند به شما داده است، به ایشان بدهید [ تا تدریجاً خود را آزاد کنند ]» .
حدیث :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در مقام توصیف خدای پاک و متعال :و [خدا] مالک آن چیزی است که بندگان را مالک آن کرده است.
امام علی علیه السلام در پاسخ به این سؤال که معنای: «لاحول ولا قوّه إلّا باللّه » چیست؟ - :ما با خداوند [و در عرض او]، مالک چیزی نیستیم و چیزی نداریم ، جز آنچه او به ما داده است . پس هر گاه ما را مالک چیزی کرد که خود بِدان مالک تر از ماست، تکلیفی بر عهده مان گذاشته است و هر گاه آن را از ما گرفت، تکلیف خود را از ما برداشته است.
جامع الأخبار:خدای متعال فرمود: «همه داراییها مالِ من است و نیازمندان ، نانخوران من و ثروتمندان ، کارگزاران من هستند . پس کسی که در مورد دارایی من، نسبت به اهل خانه من دریغ کند، او را وارد آتش خواهم کرد و باکی ندارم».
امام صادق علیه السلام :همه داراییها ، داراییِ خدای عز و جل است . آن را نزد بندگانش امانت نهاده است و به آنها فرمان داده که با میانه روی، از آن بخورند و با میانه روی، از آن بیاشامند و با میانه روی، از آن بپوشند و با میانه روی، با آن ازدواج کنند و با میانه روی، به آن [ بر مرکب ] سوار شوند و غیر از این نیازها [هرچه اضافه بمانَد] را به مؤمنانِ نیازمند برگردانند . پس کسی که از این فرمان تجاوز کند، خوردن و آشامیدن و پوشیدن و وصلت کردن و سواری گرفتن از طریق این داراییها، برای او حرام خواهد بود.
عنه علیه السلام لَمّا قیلَ لَهُ : ما حَقیقَهُ العُبودِیَّهِ ؟ قالَ : ثَلاثَهُ أَشیاءَ : ألّا یَرَی العَبدُ لِنَفسِهِ فیما خَوَّلَهُ اللّهُ إِلَیهِ مُلکا ؛ لِأَنَّ العَبیدَ لا یَکونُ لَهُم مُلکٌ یَرَونَ المالَ مالَ اللّهَ یَضَعونَهُ حَیثُ أَمَرَهُمُ اللّهُ تَعالی بِهِ . . . فَإِذا لَم یَرَ العَبدُ لِنَفسِهِ فیما خَوَّلَهُ اللّهُ تَعالی مُلکا هانَ عَلَیهِ الإِنفاقُ فیما أَمَرَهُ اللّهُ تَعالی أَن یُنفِقَ فیهِ . [۱۱۶]
تفسیر العیّاشی عن أبان بن تغلب :قالَ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام : أتَرَی اللّهَ أعطی مَن أعطی مِن کَرامَتِهِ عَلَیهِ ومَنَعَ مَن مَنَعَ مِن هَوانٍ بِهِ عَلَیهِ ؟! لا ، ولکِنَّ المالَ مالُ اللّهِ یَضَعُهُ عِندَ الرَّجُلِ وَدائِعَ ، وجَوَّزَ لَهُم أن یَأکُلوا قَصدا ، ویَشرَبوا قَصدا ، ویَلبَسوا قَصدا ، ویَنکِحوا قَصدا ، ویَرکَبوا قَصدا ، ویَعودوا بِما سِوی ذلِکَ عَلی فُقَراءِ المُؤمِنینَ ویَلُمّوا بِهِ شَعَثَهُم ؛ فَمَن فَعَلَ ذلِکَ کانَ ما یَأکُلُ حَلالاً ، ویَشرَبُ حَلالاً ، ویَرکَبُ حَلالاً ، ویَنکِحُ حَلالاً ؛ ومَن عَدا ذلِکَ کانَ عَلَیهِ حَراما . ثُمَّ قالَ : «وَلَا تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» ، [۱۱۷] أتَرَی اللّهَ ائتَمَنَ رَجُلاً عَلی مالٍ خَوَّلَ لَهُ أن یَشتَرِیَ فَرَسا بِعَشَرَهِ آلافِ دِرهَمٍ ویَجزیهِ فَرَسٌ بِعِشرینَ دِرهما ، ویَشتَرِیَ جارِیَهً بِأَلفِ دینارٍ ویَجزیهِ جارِیَهٌ بِعِشرینَ دینارا؟! وقالَ : «وَلَا تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» . [۱۱۸]
امام صادق علیه السلام چون به ایشان گفته شد : حقیقت پرستش چیست؟ - :سه چیز است: بنده ، آنچه را خداوند به او بخشیده، داراییِ خود نداند ؛ چرا که بندگان ، دارایی ندارند و همه داراییها را از آنِ خدا میدانند و آن را در همان مواردی که خدای متعال به ایشان فرمان داده ، مصرف میکنند... . پس هنگامی که بنده ، آنچه را خدای متعال به او سپرده ، داراییِ خود نداند، خرج کردن در مواردی که خدای متعال فرمان داده ، بر او آسان خواهد شد.
تفسیر العیّاشی به نقل از اَبان بن تَغلِب :امام صادق علیه السلام فرمود: «آیا گمان میکنی که خداوند، با کرامت خویش ، بعضی را مال بخشیده و برخی دیگر را خوار شمرده و مال را از آنان دریغ فرموده است؟! چنین نیست ؛ بلکه مال، از آنِ خداوند است و آن را نزد انسانْ امانت مینهد و آدمیان را مجاز میشمرد که با میانه روی ، بخورند و بیاشامند و بپوشند و زناشویی کنند و سواری بگیرند و بیشتر از این حد را به مؤمنان فقیر ببخشند و نیازهای آنان را برآورده سازند . آن کس که چنین کند ، آنچه میخورد و میآشامد و سوار میشود و به زناشویی میگیرد ، حلال است ؛ و آن کس که از این حد بگذرد ، بهرهوریهایش حرام است» . سپس فرمود: «[خداوند فرموده است:] «و اسراف نکنید ؛ که هر آینه، او اسرافکاران را دوست نمیدارد» . آیا گمان میکنی خداوند، انسان را در مالی که به وی عطا فرموده ، امین شمرده که اسبی به بهای ده هزار درهم بخرد ، حال آن که اسبی به قیمت بیست درهم برای او کفایت میکند و یا کنیزی به بهای هزار دینار بخرد ، در حالی که کنیزی بیست دیناری ، وی را بس است؟!» و [دوباره] فرمود: «و اسراف نکنید ؛ که هر آینه، او اسرافکاران را دوست نمیدارد» .
۱ / ۳الإِیمانُ بِالأُخُوَّهِ الدّینِیَّهِالکتاب :«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُواْ بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ» [۱۱۹] .
الحدیث :رسول اللّه صلی الله علیه و آله :المُؤمِنونَ کَرَجُلٍ واحِدٍ إنِ اشتَکی رَأسُهُ تَداعی لَهُ سائِرُ الجَسَدِ بِالحُمّی وَالسَّهَرِ . [۱۲۰]
صحیح البخاری عن أبی موسی عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ المُؤمِنَ لِلمُؤمِنِ کَالبُنیانِ یَشُدُّ بَعضُهُ بَعضا ، وشَبَّکَ أصابِعَهُ . [۱۲۱]
الإمام الصادق علیه السلام :المُؤمِنُ أخُو المُؤمِنِ کَالجَسَدِ الواحِدِ ، إنِ اشتَکی شَیئا مِنهُ وَجَدَ ألَمَ ذلِکَ فی سائِرِ جَسَدِهِ [۱۲۲] ، وأرواحُهُما مِن روحٍ واحِدَهٍ ، وإنَّ روحَ المُؤمِنِ لَأَشَدُّ اتِّصالاً بِروحِ اللّهِ مِن اتِّصالِ شُعاعِ الشَّمسِ بِها .
اعتقاد به برادریِ دینی
اعتقاد به برادریِ دینیقرآن :«در حقیقت، مؤمنان با هم برادرند. پس میان برادرانتان را سازش دهید و از خدا پروا بدارید. امید که مورد رحمت قرار گیرید» .
حدیث :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مؤمنان، همانند یک فردند که هر گاه سرش درد بگیرد ، دیگر اعضایش نیز با تب و بی خوابی ، با او هم صدا میشوند .
صحیح البخاری به نقل از ابو موسی اشعری - :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «مؤمن برای مؤمن[ دیگر] ، به سانِ ساختمانی است که اجزای آن ، یکدیگر را محکم میسازند» و [برای نشان دادنِ انسجام و همبستگی مؤمنان ]انگشتان خود را در هم فرو بُرد .
امام صادق علیه السلام :مؤمن ، برادر مؤمن است و همانند یک پیکرند که اگر عضوی از آنْ به درد آید ، دیگر اعضایش نیز آن درد را در خود ، احساس میکنند . روح آن دو مؤمن ، از یک روح است و اتّصال روح مؤمن به روح خداوند ، بیشتر از اتّصال پرتو خورشید به خورشید است.
عنه علیه السلام :إنَّمَا المُؤمِنونَ إخوَهٌ بَنو أبٍ وأُمٍّ ، وإذا ضَرَبَ عَلی رَجُلٍ مِنهُم عِرقٌ سَهِرَ لَهُ الآخَرونَ .[۱۲۳]
راجع : موسوعه میزان الحکمه : ج ۱ ص ۳۵۳ (الفصل الأوّل : تشریع الإخاء الدینی / مثل المجتمع الدّینیّ مثل الجسد الواحد) . و ج ۵ ص ۴۲۵ (الفصل الثامن: خصائص المؤمن / الخصائص الاجتماعیه / المواساه) .
۱ / ۴التَّکامُلُ الرّوحِیُّ ومُلازَمَتُهُ لِعَمَلِیَّهِ کَبحِ اللَّذّاتِ المادِّیَّهِالکتاب :«وَ أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوَی * فَإِنَّ الْجَنَّهَ هِیَ الْمَأْوَی» [۱۲۴] .
الحدیث :الإمام علیّ علیه السلام :اِغلِبِ الشَّهوَهَ تَکمُلْ لَکَ الحِکمَهُ . [۱۲۵]
عنه علیه السلام :رَدُّ الشَّهوَهِ أقضی لَها ، وقَضاؤُها أشَدُّ لَها .[۱۲۶]
تلازم تکامل معنوی و کنترل لذّتهای مادی
امام صادق علیه السلام :همانا مؤمنان، برادران یکدیگرند از یک پدر و مادر . هر گاه در یکی از آنان، رگی [از درد ]بزند ، دیگران نیز برای او بی خوابی میکشند.
ر . ک :دانش نامه میزان الحکمه : ج ۲ ص ۳۱ «فصل یکم : تشریع برادری دینی / جامعه دینی ،همانند پیکری واحد است» و ج ۸ ص ۴۰۷ «فصل هشتم : ویژگیهای مؤمن / ویژگیهای اجتماعی / ج همدردی و یاریگری» .
۱ / ۴تلازم تکامل معنوی و کنترل لذّتهای مادیقرآن :«و امّا کسی که از ایستادن در برابر پروردگارش هراسید، و نفس [ خود ] را از هوسْ بازداشت، پس جایگاه او همان بهشت است» .
حدیث :امام علی علیه السلام :بر شهوتْ چیره شو، تا حکمت برایت کامل شود.
امام علی علیه السلام :بازداشتن شهوت، برای برآوردنش مناسب تر است و برآوردنش، آن را نیرومندتر میکند.
عنه علیه السلام :لا تُرَخِّصْ لِنَفسِکَ فی مُطاوَعَهِ الهَوی وإیثارِ لَذّاتِ الدُّنیا ؛ فیَفسُدَ دِینُکَ ولا یَصلُحَ ، وتَخسَرَ نفسُکَ ولا تَربَحَ . [۱۲۷]
عنه علیه السلام :خِدمَهُ الجَسَدِ إعطاؤُهُ ما یَستَدعیهِ مِن المَلاذِّ وَالشَّهَواتِ وَالمُقتَنَیاتِ، وفی ذلکَ هَلاکُ النَّفسِ . [۱۲۸]
عنه علیه السلام :لاتُسرِفْ فی شَهوَتِکَ وغَضَبِکَ فیُزرِیا بِکَ . [۱۲۹]
عنه علیه السلام :دَواءُ النَّفسِ الصَّومُ عَنِ الهَوی، وَالحِمیَهُ عَن لَذّاتِ الدُّنیا . [۱۳۰]
امام علی علیه السلام :به نفْسِ خود در پیروی از هوس و برگزیدن لذّتهای دنیا، رخصت مده که دین تو خراب میشود و درست نمیشود، و نَفْست زیان میبیند و سود نمی بَرَد.
امام علی علیه السلام :خدمتِ تَن کردن، به این است که لذّتها و خواهشها و خوشیهایی را که میطلبد، برایش برآورده سازی و این، خود، موجب هلاکت نفْس است.
امام علی علیه السلام :در شهوت و خشم خود، زیاده روی مکن، که تو را بدنام میکنند.
امام علی علیه السلام :داروی نفْس، خویشتنداری از هوس است و پرهیز کردن از لذّتهای دنیا.
الفصل الثانی: محالّ صرف الدخل الفردی۲ / ۱الاِحتِیاجاتُ الخاصَّهُالکتاب :«هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُواْ فِی مَنَاکِبِهَا وَ کُلُواْ مِن رِّزْقِهِ وَ إِلَیْهِ النُّشُورُ » [۱۳۱] .
«وَ جَعَلْنَا فِیهَا جَنَّاتٍ مِّن نَّخِیلٍ وَ أَعْنَابٍ وَ فَجَّرْنَا فِیهَا مِنَ الْعُیُونِ * لِیَأْکُلُواْ مِن ثَمَرِهِ وَ مَا عَمِلَتْهُ أَیْدِیهِمْ أَفَلَا یَشْکُرُونَ » [۱۳۲] .
«لَقَدْ کَانَ لِسَبَإٍ فِی مَسْکَنِهِمْ ءَایَهٌ جَنَّتَانِ عَن یَمِینٍ وَ شِمَالٍ کُلُواْ مِن رِّزْقِ رَبِّکُمْ وَ اشْکُرُواْ لَهُ بَلْدَهٌ طَیِّبَهٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ » [۱۳۳].
«فَکُلُواْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ حَلَالاً طَیِّبًا وَ اشْکُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ إِن کُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ » [۱۳۴] .
فصل دوم : موارد تخصیص درآمد شخصی
نیازهای شخصی
فصل دوم : موارد تخصیص درآمد شخصی۲ / ۱نیازهای شخصی [۱۳۵]قرآن :«اوست که زمین را برای شما رام کرد؛ پس در اطراف و کنارههای آن ، راه بروید و از روزیِ او بخورید و [بدانید که ]برانگیختن [در روز رستاخیز]، به سوی اوست.»
«و در آن ، بوستانهایی از درخت خرما و انگور پدید آوردیم و چشمهها روان ساختیم تا از میوه آن بخورند و از آنچه به دستهای خود کار کردهاند. پس آیا سپاس نمیگزارند؟» .
«هر آینه، مردم سَبا را در جای سکونتشان ، نشانهای [از قدرت و نعمت ما] بود : دو بوستان ، از دست راست و از دست چپ. [گفتیم:] از روزیِ پروردگارتان بخورید و او را سپاس گزارید. شهری است خوش [و پُر نعمت] و خداوندی آمرزگار» .
«پس ، از آنچه خدا روزی تان کرده ، حلال و پاکیزه بخورید و نعمت خدای را سپاس بدارید ، اگر او را میپرستید و بس» .
«کُلُواْ مِن طَیِّبَتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَ لَا تَطْغَوْاْ فِیهِ فَیَحِلَّ عَلَیْکُمْ غَضَبِی وَ مَن یَحْلِلْ عَلَیْهِ غَضَبِی فَقَدْ هَوَی »[۱۳۶] .
«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ کُلُواْ مِن طَیِّبَتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَ اشْکُرُواْ لِلَّهِ إِن کُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ » [۱۳۷] .
«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تُحَرِّمُواْ طَیِّبَتِ مَآ أَحَلَّ اللَّهُ لَکُمْ وَلَا تَعْتَدُواْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ* وَکُلُواْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ حَلَلاً طَیِّبًا وَاتَّقُواْ اللَّهَ الَّذِی أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ» [۱۳۸] .
الحدیث :الکافی عن محمّد بن مسلم :قالَ رَجُلٌ لِأَبی جَعفَرٍ علیه السلام : إنَّ لی ضَیعَهً بِالجَبَلِ أستَغِلُّها فی کُلِّ سَنَهٍ ثَلاثَ [ هَ] آلافِ دِرهَمٍ ، فَاُنفِقُ عَلی عِیالی مِنها ألفَی دِرهَمٍ وأتَصَدَّقُ مِنها بِأَلفِ دِرهَمٍ فی کُلِّ سَنَهٍ ، فَقالَ أبو جَعفَرٍ علیه السلام : إن کانَتِ الأَلفانِ تَکفیهِم فی جَمیعِ ما یَحتاجونَ إلَیهِ لِسَنَتِهِم فَقَد نَظَرتَ لِنَفسِکَ ، ووُفِّقتَ لِرُشدِکَ ، وأجرَیتَ نَفسَکَ فی حَیاتِکَ بِمَنزِلَهِ ما یوصی بِهِ الحَیُّ عِندَ مَوتِهِ . [۱۳۹]
الإمام الکاظم علیه السلام :اِجعَلوا لِأَنفُسِکُم حَظّا مِنَ الدُّنیا بِإِعطائِها ما تَشتَهی مِنَ الحَلالِ ، وما لا یَثلِمُ المُرُوَّهَ ، وما لا سَرَفَ فیهِ . وَاستَعینوا بِذلِکَ عَلی اُمورِ الدّینِ ؛ فَإِنَّهُ رُوِیَ : لَیسَ مِنّا مَن تَرَکَ دُنیاهُ لِدینِهِ، أو تَرَکَ دینَهُ لِدُنیاهُ . [۱۴۰]
«از پاکیزههایی که روزی تان کردیم ، بخورید و در آن ، از اندازه مگذرید که خشم من بر شما فرود میآید و هر که خشم من بر او فرود آید ، بی گمان، هلاک میشود» .
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! از چیزهای پاکیزهای که به شما روزی دادهایم ، بخورید و خدای را سپاس گزارید؛ اگر او را میپرستید و بس» .
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! چیزهای پاکیزهای را که خدا برای شما حلال کرده ، حرام نکنید و از حد مگذرید؛ که خدا از حدگذرندگان را دوست نمیدارد. و از آن چیزهای حلال و پاکیزهای که خداوند روزی تان کرده، بخورید و از خداوندی که به او ایمان دارید ، پروا داشته باشید» .
حدیث :الکافی به نقل از محمّد بن مسلم :مردی به امام باقر علیه السلام گفت: مرا در کوهستان ، زمینی است که هر سال، سه هزار درهم از بابت آن، اجاره میستانم ؛ دو هزارش را هزینه خانوادهام میکنم و هزارش را هر ساله، صدقه میدهم» . امام باقر علیه السلام فرمود : «اگر آن دو هزار درهم، همه نیازهای سالانه ایشان را تأمین میکند ، همانا خوب در [کار ]خود اندیشیدهای و به کمال خویش، توفیق یافتهای و در دوران زندگی ات ، همان پاداشی را بُردهای که کسی از وصیّت [به کار خیر] پس از مرگش می بَرَد» .
امام کاظم علیه السلام :برای جانهای خویش، بهرهای از دنیا برگیرید ، بدین سان که به هر چه از حلال میل دارند چندان که با جوان مردی بسازد و زیاده روی در آن نباشد ، کامیابشان کنید و از این کامیابی ، برای کار دین، یاری بجویید ؛ که همانا روایت شده است: «از ما نیست آن که دنیایش را برای دینش رها کند ، یا دینش را برای دنیایش واگذارَد» .
۲ / ۲إِظهارُ الغِنیالکتاب :«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تُحَرِّمُواْ طَیِّبَتِ مَآ أَحَلَّ اللَّهُ لَکُمْ وَلَا تَعْتَدُواْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ* وَکُلُواْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ حَلَلاً طَیِّبًا وَاتَّقُواْ اللَّهَ الَّذِی أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ» [۱۴۱] .
«یَبَنِیءَادَمَ خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلَا تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ * قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ ءَامَنُواْ فِی الْحَیَوهِ الدُّنْیَا خَالِصَهً یَوْمَ الْقِیَمَهِ کَذَ لِکَ نُفَصِّلُ الأْیَتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ » [۱۴۲].
الحدیث :رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ جَمیلٌ یُحِبُّ الجَمالَ ، ویُحِبُّ أن یَری نِعمَتَهُ عَلی عَبدِهِ . [۱۴۳]
آشکار کردن نعمت
آشکار کردن نعمتقرآن :«ای کسانی که ایمان آوردهاید! چیزهای پاکیزهای را که خدا برای شما حلال کرده ، حرام نکنید و از حد مگذرید؛ که خدا از حدگذرندگان را دوست نمیدارد. و از آن چیزهای حلال و پاکیزهای که خداوند روزی تان کرده، بخورید و از خداوندی که به او ایمان دارید ، پروا داشته باشید» .
«ای فرزندان آدم! نزد هر مسجدی ، آرایش خویش را فرا گیرید؛ و بخورید و بیاشامید و اسراف مکنید؛ که او اسرافکاران را دوست نمیدارد. بگو: «چه کسی آرایشی را که خدا برای بندگان خود پدید آورده و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است؟». بگو : «اینها در زندگی دنیا برای مؤمنان است [، ولی کافران هم بهره مندند]، حال آن که در روز رستاخیز ، ویژه ایشان است» . بدین گونه ، آیات را برای گروهی که بدانند ، به تفصیل، بیان میکنیم» .
حدیث :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر آینه، خداوند، زیباست و زیبایی را دوست میدارد و دوستار آن است که نعمت خویش را بر بنده اش بنگرد .
عنه صلی الله علیه و آله :کُلوا وَاشرَبوا وتَصَدَّقوا وَالبَسوا فی غَیرِ مَخیلَهٍ ولا سَرَفٍ ؛ إنَّ اللّهَ یُحِبُّ أن تُری نِعمَتُهُ عَلی عَبدِهِ . [۱۴۴]
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ یُحِبُّ أن یَری أثَرَ نِعمَتِهِ عَلی عَبدِهِ ؛ فی مَأکَلِهِ ومَشرَبِهِ. [۱۴۵]
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ یُحِبُّ إذا أنعَمَ علی عَبدٍ نِعمَهً أن یَری أثَرَ نِعمَتِهِ عَلَیهِ . [۱۴۶]
سنن أبی داوود عن أبی الأحوص عن أبیه :أتَیتُ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فی ثَوبٍ دونٍ ، فَقالَ : أ لَکَ مالٌ ؟ قُلتُ : نَعَم . قالَ : مِن أیِّ المالِ ؟ قالَ : قَد آتانِیَ اللّهُ مِنَ الإِبِلِ وَالغَنَمِ وَالخَیلِ وَالرَّقیقِ . قالَ : فَإِذا آتاکَ اللّهُ مالاً فَلیُرَ أثَرُ نِعمَهِ اللّهِ عَلَیکَ وکَرامَتِهِ . [۱۴۷]
المعجم الکبیر عن زهیر بن أبی علقمه الضبعیّ :أتَی النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله رَجُلٌ سَیِّئُ الهَیئَهِ ، فَقالَ : أ لَکَ مالٌ ؟ قالَ : نَعَم مِن کُلِّ أنواعِ المالِ . قالَ : فَلیُرَ عَلَیکَ ؛ فَإِنَّ اللّهَ عز و جلیُحِبُّ أن یَری أثَرَهُ عَلی عَبدِهِ حُسنا، ولایُحِبُّ البُؤسَ وَالتَّباؤُسَ. [۱۴۸]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بخورید و بیاشامید و صدقه دهید و بدون فخرفروشی و اسرافکاری، جامه بپوشید ؛ زیرا هر آینه، خداوند، دوست میدارد که نعمتش بر بنده اش نگریسته شود .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :همانا خداوند، دوست میدارد که نشانِ نعمتش را در خوراک و آشامیدنیِ بنده اش بنگرد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر آینه، آن گاه که خداوند، نعمتی را به بنده اش میبخشد، دوست میدارد که نشانِ نعمتش را بر بنده اش بنگرد .
سنن ابی داود به نقل از ابو الأحوص، از پدرش :در حالی که جامهای پَست بر تن داشتم ، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم . فرمود: «آیا مالی داری؟». گفتم: آری . فرمود : «چه مالی؟» گفتم: خداوند، به من شتر و گوسفند و اسب و بندگانی عطا فرموده است . فرمود: «پس اینک که به تو مال عطا فرموده ، باید نشانِ نعمت و کرامت خداوند بر تو دیده شود» .
المعجم الکبیر به نقل از زهیر بن ابی علقمه ضُبَعی :مردی با ظاهری زشت، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد . پیامبر فرمود: «آیا مالی داری؟». گفت: آری ؛ همه گونه مال دارم . فرمود : «پس باید [اثرِ مال] بر تو دیده شود . هر آینه خداوند دوست میدارد که اثرِ [مال] خویش را بر بنده اش به نیکی بنگرد و نه تنگ دستی را دوست دارد و نه تظاهر به تنگ دستی را» .
الإمام علیّ علیه السلام :یَنبَغی لِلرَّجُلِ إذا أنعَمَ اللّهُ عَلَیهِ بِنِعمَهٍ أن یُری أثَرُها عَلَیهِ فی مَلبَسِهِ ، ما لَم یَکُن شُهرَهً . [۱۴۹]
عنه علیه السلام :إظهارُ الغِنی مِنَ الشُّکرِ ؛ إظهارُ التَّباؤُسِ یَجلِبُ الفَقرَ . [۱۵۰]
۲ / ۳التَّوسِعَهُ عَلَی الأَهلِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :أوَّلُ ما یوضَعُ فی میزانِ العَبدِ نَفَقَتُهُ عَلی أهلِهِ . [۱۵۱]
عنه صلی الله علیه و آله :ما مِن عَبدٍ یَکسِبُ ثُمَّ یُنفِقُ عَلی عِیالِهِ ، إلّا أعطاهُ اللّهُ بِکُلِّ دِرهَمٍ یُنفِقُهُ عَلی عِیالِهِ سَبعَمِئَهِ ضِعفٍ . [۱۵۲]
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ للّهِ عَزَّ وجَلَّ أملاکا تَحتَ عَرشِهِ ، ألهَمَهُم أن یُنادوا قَبلَ طُلوعِ الشَّمسِ وقَبلَ غُروبِ الشَّمسِ فی کُلِّ یَومٍ مَرَّتَینِ : ألا مَن وَسَّعَ عَلی عِیالِهِ وجیرانِهِ وَسَّعَ اللّهُ عَلَیهِ فِی الدُّنیا ، ألا مَن ضَیَّقَ ضَیَّقَ اللّهُ عَلَیهِ قَبرَهُ ، ألا إنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ قَد أعطاکُم بِنَفَقَهِ دِرهَمٍ عَلی عِیالِکُم سَبعینَ قِنطارا ، وَالقِنطارُ کَجَبَلِ اُحُدٍ وَزنا . [۱۵۳]
گشادهدستی برای خانواده
امام علی علیه السلام :آدمی را سزاوار است که هر گاه خداوند به او نعمتی عطا فرماید ، اثر آن نعمت، در لباس او دیده شود ، بدان شرط که انگشتنما نباشد .
امام علی علیه السلام :بُروز دادنِ توانگری ، نشانه سپاسگزاری است و تظاهر به تنگ دستی ، فقر را [به سوی انسان ]می کشانَد .
۲ / ۳گشادهدستی برای خانوادهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :نخستین چیزی که در ترازوی [ اعمال ] بنده گذاشته میشود ، نفقه او بر خانواده اش است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هیچ بندهای نیست که درآمدی به دست آورد و آن را خرج خانواده اش کند ، مگر آن که خداوند برای هر درهمی که خرج خانواده اش میکند ، هفت صد برابر به او عطا فرماید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خداوند عز و جل در زیر عرشش ، فرشتگانی هستند که به آنان دستور میدهد روزی دو مرتبه ، یکی ، پیش از طلوع آفتاب و دیگری ، پیش از غروب آفتاب ، بانگ زنند که : هان ! هر کس با خانواده و همسایگانش گشادهدستی کند ، خداوند در دنیا ، او را در گشایش قرار میدهد . هان ! هر کس تنگ گیرد ، خداوند ، قبرش را بر او تنگ می گردانَد . هان ! خداوند عز و جل برای هر درهمی که خرج خانواده تان میکنید ، هفتاد قِنطار به شما عطا میکند که هر قنطار ، به وزنِ کوه اُحُد است .
الإمام علیّ علیه السلام :حُسنُ الخُلُقِ فی ثَلاثٍ : اِجتِنابُ المَحارِمِ ، وطَلَبُ الحَلالِ ، والتَّوَسُّعُ عَلَی العِیالِ . [۱۵۴]
الإمام زین العابدین علیه السلام :أرضاکُم عِندَ اللّهِ أسبَغُکُم [۱۵۵] عَلی عِیالِهِ . [۱۵۶]
عنه علیه السلام :لَأَن أدخُلَ السّوقَ ومَعِی دَراهِمُ أبتاعُ بِه [ ا ]لِعِیالی لَحما وقَد قَرِموا أحَبُّ إلَیَّ مِن أن اُعتِقَ نَسَمَهً . [۱۵۷]
الإمام الکاظم علیه السلام :یَنبَغی لِلرَّجُلِ أن یُوَسِّعَ عَلی عِیالِهِ کَیلا یَتَمَنَّوا مَوتَهُ ، وتَلا هذِهِ الآیَهَ : « وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْکِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا » ؛ [۱۵۸] الأَسیرُ : عِیالُ الرَّجُلِ ؛ یَنبَغی لِلرَّجُلِ إذا زیدَ فِی النِّعمَهِ أن یَزیدَ اُسَراءَهُ فِی السَّعَهِ عَلَیهِم . [۱۵۹]
عنه علیه السلام :عِیالُ الرَّجُلِ اُسَراؤُهُ ، فَمَن أنعَمَ اللّهُ عَلَیهِ نِعمَهً فَلیُوَسِّع عَلی اُسَرائِهِ ، فَإِن لَم یَفعَل أوشَکَ أن تَزولَ تِلکَ النِّعمَهُ . [۱۶۰]
امام علی علیه السلام :نیک خویی ، در سه چیز است : دوری کردن از حرامها ، طلب حلال ، و گشادهدستی بر خانواده .
امام زین العابدین علیه السلام :خشنودترین شما نزد خداوند ، کسی است که خانواده خود را بیشتر در رفاه قرار بدهد .
امام زین العابدین علیه السلام :همانا این که به بازار درآیم و با درهمهایی که دارم ، برای خانوادهام که بسیار گوشت دوست میدارند ، گوشت بخرم ، نزد من دوست داشتنی تر از آن است که بندهای را آزاد کنم .
الکافی به نقل از مُعمّر بن خلّاد :امام کاظم علیه السلام فرمود: «مرد را سزاوار است که بر خانواده اش چندان گشادهدست باشد که مرگش را آرزو نکنند» . و این آیه را تلاوت فرمود : « «و طعام را با این که دوست میدارند ، به بینوا و یتیم و اسیر میخورانند» . [و در توضیح آن فرمود: ]اسیر ، خانواده مرد است . مرد را رواست که هر گاه نعمتش افزون گشت ، بر اسیران خود، بیش تر گشادهدستی کند» .
امام کاظم علیه السلام :نان خورانِ مَرد ، اسیران اویند ؛ پس هر که خداوند به او نعمت بخشیده ، باید بر اسیرانش گشادهدستی کند ، که اگر چنین نکند ، زود باشد که آن نعمتْ تباه گردد .
الإمام الرضا علیه السلام :صاحِبُ النِّعمَهِ یَجِبُ عَلَیهِ التَّوسِعَهُ عَلی عِیالِهِ .[۱۶۱]
۲ / ۴الادِّخارُالکتاب :«قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَبًا فَمَا حَصَدتُّمْ فَذَرُوهُ فِی سُنبُلِهِ إِلَا قَلِیلاً مِّمَّا تَأْکُلُونَ* ثُمَّ یَأْتِی مِن بَعْدِ ذَ لِکَ سَبْعٌ شِدَادٌ یَأْکُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَا قَلِیلاً مِّمَّا تُحْصِنُونَ» [۱۶۲] .
الحدیث :رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ النَّفسَ إذا أحرَزَت قوتَهَا استَقَرَّت . [۱۶۳]
الإمام الصادق علیه السلام رَدّا عَلی قَومٍ مِنَ الصّوفِیَّهِ : . . . فَأَمّا سَلمانُ فَکانَ إذا أخَذَ عَطاءَهُ رَفَعَ مِنهُ قوتَهُ لِسَنَتِهِ حَتّی یَحضُرَ عَطاؤُهُ مِن قابِلٍ . فَقیلَ لَهُ : یا أبا عَبدِ اللّهِ ، أنتَ فی زُهدِکَ تَصنَعُ هذا وأنتَ لا تَدری لَعَلَّکَ تَموتُ الیَومَ أو غَدا ؟! فَکانَ جَوابُهُ أن قالَ : ما لَکُم لا تَرجونَ لِیَ البَقاءَ کَما خِفتُم عَلَیَّ الفَناءَ ؟! أما عَلِمتُم یا جَهَلَهُ ! أنَّ النَّفسَ قَد تَلتاثُ عَلی صاحِبِها إذا لَم یَکُن لَها مِنَ العَیشِ ما یُعتَمَدُ عَلَیهِ ، فَإِذا هِیَ أحرَزَت مَعیشَتَهَا اطمَأَنَّت؟! [۱۶۴]
پس انداز
امام رضا علیه السلام :بر آن که از نعمت برخوردار است ، واجب است بر خانواده اش گشادهدستی کند .
۲ / ۴پس اندازقرآن :«[یوسف] گفت: هفت سال پی در پی میکارید، و آنچه را درویدید جز اندکی را که میخورید در خوشه اش واگذارید. آن گاه پس از آن، هفت سال سخت میآید که آنچه را برای آن [ سالها ]از پیش نهادهاید -جز اندکی را که ذخیره میکنید-، همه را خواهند خورد» .
حدیث :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :آدمی ، هر گاه وسایل زندگی اش به قدر نیاز فراهم باشد ، روانش آسایش مییابد .
امام صادق علیه السلام در پاسخ به گروهی از صوفیه - :. . . و امّا سلمان ، هر گاه سهم خویش از بیت المال را میگرفت ، به اندازه نیاز یک سالش، از آن بر میگرفت تا نوبت آینده دریافتش فرا رسد . به وی (سلمان)، گفته شد: ای ابو عبد اللّه ! با آن که زاهدی ، چنین میکنی [و برای رفع نیازت، کار میکنی] ، حال آن که نمی دانی امروز میمیری یا فردا! . سلمان، پاسخ داد : «چرا همان گونه که مرگم را بیم دارید ، زندگی ام را امید نمیبَرید؟ ای نادانان! مگر نمیدانید آن گاه که آدمی نتواند نیاز زندگی اش را تأمین کند ، روانش با او ناآرامی میکند و هر گاه نیازش را تأمین سازد ، روانش آرامش مییابد؟».
الکافی عن زراره :سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام یَقولُ : ما یُخَلِّفُ الرَّجُلُ شَیئا أشَدَّ عَلَیهِ مِنَ المالِ الصّامِتِ . قُلتُ : کَیفَ یَصنَعُ بِهِ ؟ قالَ : یَجعَلُهُ فِی الحائِطِ یَعنی فِی البُستانِ أوِ الدّارِ . [۱۶۵]
الإمام الصادق علیه السلام لِمُصادِفٍ مَولاهُ : اِتَّخِذ عُقدَهً أو ضَیعَهً ؛ فَإِنَّ الرَّجُلَ إذا نَزَلَت بِهِ النّازِلَهُ أوِ المُصیبَهُ فَذَکَرَ أنَّ وَراءَ ظَهرِهِ ما یُقیمُ عِیالَهُ کانَ أسخی لِنَفسِهِ . [۱۶۶]
الإمام الرضا علیه السلام :إنَّ الإِنسانَ إذا أدخَلَ طَعامَ سَنَتِهِ خَفَّ ظَهرُهُ وَاستَراحَ ، وکانَ أبو جَعفَرٍ وأبو عَبدِ اللّهِ علیهماالسلام لا یَشتَرِیانِ عُقدَهً حَتّی یُحرِزا طَعامَ سَنَتِهِما . [۱۶۷]
۲ / ۵إصلاحُ المالِ وَاستِثمارُهُالإمام علیّ علیه السلام فِی الحِکَمِ المَنسوبَهِ إلَیهِ : مَن کانَ فی یَدِهِ شَیءٌ مِن رِزقِ اللّهِ سُبحانَهُ فَلیُصلِحهُ ؛ فَإِنَّکُم فی زَمانٍ إذَا احتاجَ المَرءُ فیهِ إلَی النّاسِ کانَ أوَّلُ ما یَبذُلُهُ لَهُم دینَهُ . [۱۶۸]
ساماندهی ثروت و سرمایهگذاری
الکافی به نقل از زُراره :از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: «در آنچه انسان از خود به جا میگذارد ، هیچ چیز به اندازه مال خاموش (طلا و نقره)، به زیان او نیست» . گفتم: «با آن [اموال] چه کند؟». فرمود: «آن را در باغ هزینه کند»[۱۶۹].
امام صادق علیه السلام به خدمتکارش مُصادف - :زمینی پُردرخت یا کشتزاری تهیه کن ؛ زیرا هر گاه اتّفاق [ناگوار] یا مصیبتی برای انسان پیش آید و او به یاد آوَرَد که پشتوانهای مالی دارد که خانواده اش را اداره کند، سخاوتمندتر خواهد بود .
امام رضا علیه السلام :هر گاه انسان، به اندازه خوراک سالش را فراهم آورَد ، سبک بار و آسودهخاطر میشود . امامان باقر و صادق علیهماالسلام تا زمانی که به قدر خوراک سالشان را آماده نمیکردند ، مِلکی نمیخریدند .
۲ / ۵ساماندهی ثروت و سرمایه گذاریامام علی علیه السلام در حکمتهای منسوب به وی - :هر کس چیزی از روزی خدای سبحان را در اختیار دارد ، باید از آن، درست نگاهداری کند ؛ زیرا شما در زمانهای به سر میبرید که اگر انسان به مردم نیازمند شود ، نخست دینش را به آنان تسلیم میکند .
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مِنَ المُروءَهِ استِصلاحُ المالِ . [۱۷۰]
الإمام الصادق علیه السلام :إصلاحُ المالِ مِنَ الإِیمانِ . [۱۷۱]
عنه علیه السلام :عَلَیکَ بِإِصلاحِ المالِ ؛ فَإِنَّ فیهِ مَنبَهَهً لِلکَریمِ ، وَاستِغناءً عَنِ اللَّئیمِ . [۱۷۲]
الکافی عن محمّد بن عذافر عن أبیه :أعطی أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام أبی ألفا وسَبعَمِائَهِ دینارٍ فَقالَ لَهُ: اِتَّجِر بِها ، ثُمَّ قالَ: أما إنَّهُ لَیسَ لی رَغبَهٌ فی رِبحِها وإن کانَ الرِّبحُ مَرغوبا فیهِ ، ولکِنّی أحبَبتُ أن یَرانِیَ اللّهُ جَلَّ وعَزَّ مُتَعَرِّضا لِفَوائِدِهِ . قالَ : فَرَبِحتُ لَهُ فیها مِائَهَ دینارٍ ، ثُمَّ لَقیتُهُ فَقُلتُ لَهُ : قَد رَبِحتُ لَکَ فیها مِائَهَ دینارٍ ، قالَ : فَفَرِحَ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام بِذلِکَ فَرَحا شَدیدا فَقالَ لی: أثبِتها فی رَأسِ مالی . [۱۷۳]
۲ / ۶الإِنفاقُ فی سَبیلِ اللّهِالکتاب :« وَأَنفِقُواْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَهِ وَأَحْسِنُواْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ » [۱۷۴] .
انفاق در راه خدا
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از نشانههای مردانگی، نگاهداری درست از مال است .
امام صادق علیه السلام :نگاهداری نیکو از مال، نشانه ایمان است .
امام صادق علیه السلام :باید از مال ، نیکو نگاهداری کنی ؛ زیرا انسان بخشنده، با آن قدرت مییابد و از فرومایه، بینیاز میشود .
الکافی به نقل از محمّد بن عُذافِر از پدرش :امام صادق علیه السلام به پدرم هزار و هفت صد دینار داد و به او فرمود: «با آن، بازرگانی کن» . سپس فرمود: «بدان که مرا به سود آن، رغبتی نیست ، هر چند که سود ، خواستنی است ؛ امّا من دوست میدارم که خداوند عز و جل، مرا در حالی ببیند که به بهرههای آفریده او روی میآورم» . پدرم گفت: با آن مال، صد دینار برای وی سود کسب کردم . سپس به دیدار وی رفتم و به او گفتم: با آن ، برایت صد دینار سود کسب کردم . او از این خبر، بسیار خرسند شد و به من فرمود: «آن را در سرمایه من قرار ده!» .
۲ / ۶انفاق در راه خداقرآن :« و در راه خدا انفاق کنید و خود را با دست هایتان به هلاکت میفکنید، و نیکی کنید که خداوند، نیکوکاران را دوست میدارد» .
«مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَ لَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنبُلَهٍ مِّاْئَهُ حَبَّهٍ وَاللَّهُ یُضَعِفُ لِمَن یَشَآءُ وَاللَّهُ وَ سِعٌ عَلِیمٌ» [۱۷۵] .
«الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَوهَ وَ مِمَّا رَزَقْنَهُمْ یُنفِقُونَ » [۱۷۶] .
«وَ أَنفِقُواْ مِن مَّا رَزَقْنَکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِی إِلَی أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَکُن مِّنَ الصَّلِحِینَ » [۱۷۷] .
«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ یَوْمٌ لَا بَیْعٌ فِیهِ وَلَا خُلَّهٌ وَلَا شَفَعَهٌ وَ الْکَفِرُونَ هُمُ الظَّلِمُونَ » [۱۷۸].
«قُل لِّعِبَادِیَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ یُقِیمُواْ الصَّلَوهَ وَ یُنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَهُمْ سِرًّا وَ عَلَانِیَهً مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ یَوْمٌ لَا بَیْعٌ فِیهِ وَلَا خِلَلٌ » [۱۷۹].
«ءَامِنُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ أَنفِقُواْ مِمَّا جَعَلَکُم مُّسْتَخْلَفِینَ فِیهِ فَالَّذِینَ ءَامَنُواْ مِنکُمْ وَ أَنفَقُواْ لَهُمْ أَجْرٌ کَبِیرٌ » [۱۸۰].
راجع : البقره : ۲۶۲ ۲۶۳ ، الأنفال : ۶۰ ، التوبه : ۳۴ و ۸۱ ، الحدید : ۱۰ ، محمّد : ۳۸ ، الصف : ۱۱ ، الحجرات : ۱۵ .
الحدیث :رسول اللّه صلی الله علیه و آله :لَم نُبعَث لِجَمعِ المالِ ، ولکِن بُعِثنا لِاءِنفاقِهِ . [۱۸۱]
«مَثَل [ صدقاتِ ] کسانی که اموالِ خود را در راه خدا انفاق میکنند، همانند دانهای است که هفت خوشه می رویانَد که در هر خوشهای، صد دانه است. و خداوند برای هر کس که بخواهد، [ آن را ] چند برابر میکند، و خداوند، گشایشگر داناست» .
«[پرهیزگاران اینان اند:] کسانی که به غیبْ ایمان دارند و نماز را بر پا میکنند و از آنچه روزی شان کردهایم ، انفاق میکنند» .
«و از آنچه شما را روزی کردهایم ، انفاق کنید ، پیش از آن که یکی از شما را مرگ فرا رسد . پس میگوید: «پروردگارا! چرا مرا تا سرآمدی نزدیک، بازپس نداشتی تا صدقه دهم و از نیکان و شایستگان باشم؟»» .
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! از آنچه روزی تان کردهایم ، انفاق کنید ، پیش از آن که روزی بیاید که در آن ، نه داد و ستدی باشد و نه دوستی و شفاعتی. و کافران، همان ستمکاران اند» .
«به بندگان من که ایمان آوردهاند ، بگو نماز را بر پا دارند و از آنچه روزی شان کردهایم ، نهان و آشکارا انفاق کنند ، پیش از آن که روزی بیاید که در آن ، نه خرید و فروشی باشد و نه دوستی ای [که در غیر راه خدا باشد]» .
«به خدا و پیامبرش ایمان آورید و از آنچه شما را در آن ، جانشین [گذشتگان ]گردانیده ، انفاق کنید. پس، کسانی از شما که ایمان آورده و انفاق کردهاند ، مزدی بزرگ دارند» .
ر . ک : بقره : آیه ۲۶۲ ۲۶۳ ، انفال : آیه ۶۰ ، توبه : آیه ۳۴ و ۸۱ ، حدید : آیه ۱۰ ، محمّد : آیه ۳۸ ، صف : آیه ۱۱ ، حجرات : آیه ۱۵ .
حدیث :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ما نه برای گرد آوردنِ مال ، که برای انفاقِ آن ، برانگیخته شدهایم .
عنه صلی الله علیه و آله :یَقولُ اللّهُ : اِبنَ آدَمَ! مُلکی مُلکی ، ومالی مالی ، یا مِسکینُ! أینَ کُنتَ حَیثُ کانَ المُلکُ ولَم تَکُن؟! وهَل لَکَ إلّا ما أکَلتَ فَأَفنَیتَ ، أو لَبِستَ فَأَبلَیتَ ، أو تَصَدَّقتَ فَأَبقَیتَ؟! إمّا مَرحومٌ بِهِ وإمّا مُعاقَبٌ عَلَیهِ ، فَاعقِل أن لا یَکونَ مالُ غَیرِکَ أحَبَّ إلَیکَ مِن مالِکَ . [۱۸۲]
عنه صلی الله علیه و آله :یَقولُ العَبدُ : مالی مالی ، وإنَّما لَهُ مِن مالِهِ ثَلاثٌ : ما أکَلَ فَأَفنی ، أو لَبِسَ فَأَبلی ، أو أعطی فَاقتَنی ؛ وما سِوی ذلِکَ فَهُوَ ذاهِبٌ وتارِکُهُ لِلنّاسِ . [۱۸۳]
صحیح مسلم عن مطرّف عن أبیه :أتَیتُ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله وهُوَ یَقرَأُ «أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ» ، قالَ : یَقولُ ابنُ آدَمَ : مالی مالی . (قالَ :) وهَل لَکَ یَابنَ آدَمَ مِن مالِکَ إلّا ما أکَلتَ فَأَفنَیتَ ، أو لَبِستَ فَأَبلَیتَ ، أو تَصَدَّقتَ فَأَمضَیتَ؟ ! [۱۸۴]
سنن النسائی عن عبد اللّه :قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : أیُّکُم مالُ وارِثِهِ أحَبُّ إلَیهِ مِن مالِهِ ؟ قالوا : یا رَسولَ اللّهِ ، ما مِنّا مِن أحَدٍ إلّا مالُهُ أحَبُّ إلَیهِ مِن مالِ وارِثِهِ . قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : اِعلَموا أنَّهُ لَیسَ مِنکُم مِن أحَدٍ إلّا مالُ وارِثِهِ أحَبُّ إلَیهِ مِن مالِهِ ؛ مالُکَ ما قَدَّمتَ ، ومالُ وارِثِکَ ما أخَّرتَ . [۱۸۵]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خداوند میفرماید: «ای زاده آدم! این مُلک، از آنِ من است و این مال، برای من است . ای تنگ دست! کجا بودی آن گاه که این مُلک بود و تو نبودی؟ و آیا از آنِ توست چیزی جز آنچه میخوری و از میانش میبری ؟ یا آنچه میپوشی و پوسیده اش میکنی ؟ یا آنچه صدقه میدهی و جاویدش میسازی؟ و برای آن ، یا از رحمت خدا بهره میبری و یا کیفر میبینی . پس بیندیش تا مالی که از آنِ غیر توست ، برایت از مال خودت، دوست داشتنی تر نباشد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بنده میگوید: «مال من! مال من!» ، حال آن که از آن مال، سه چیز از آنِ اوست: آنچه میخورد و فانی میکند ؛ آنچه میپوشد و می پوسانَد ؛ و آنچه میبخشد و ذخیره میسازد . و جز این [بخش سوم]، همه رفتنی است و آنچه از آن می مانَد ، به دیگران میرسد .
صحیح مسلم به نقل از مُطَرّف از پدرش :نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفتم ؛ مشغول تلاوت این آیه بود : «شما را افتخار بر یکدیگر به افزونی ، سرگرم کرد» . فرمود : «زاده آدم میگوید : مال من! مال من! . ای آدمیزاد! آیا از مالت، چیزی از آنِ توست، جز آنچه میخوری و فانی میسازی ؛ یا آنچه میپوشی و می پوسانی ؛ یا آنچه صدقه میدهی و جاری میسازی؟».
سنن النسائی به نقل از عبد اللّه :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «از شما کسی هست که مالِ وارثش برای وی دوست داشتنی تر از مال خودش باشد؟». گفتند : ای پیامبر خدا! از ما کسی نیست جز این که مال خودش برای وی ، دوست داشتنی تر از مال وارثش است» . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «بدانید که از شما کسی نیست جز آن که مال وارثش برای وی، دوست داشتنی تر از مال خودش است ؛ [زیرا] مال تو، آن است که پیش میاندازی [و قبل از مرگت انفاق میکنی] و مال وارثت، آن است که پس انداز میکنی [و از خود بر جای میگذاری]» .
سنن الترمذی عن عائشه :أنّهُم ذَبَحوا شاهً ، فقالَ النَّبیُّ صلی الله علیه و آله : ما بَقِیَ مِنها ؟ قالَت : ما بَقِیَ مِنها إلّا کَتِفُها ، قالَ [ صلی الله علیه و آله ]: بَقِیَ کُلُّها غَیرَ کَتِفِها . [۱۸۶]
الأدب المفرد عن قیس بن عاصم السعدیّ :أتَیتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَقالَ : هذا سَیِّدُ أهلِ الوَبَرِ ، فَقُلتُ : یا رَسولَ اللّهِ ، مَا المالُ الَّذی لَیسَ عَلَیَّ فیهِ تَبِعَهٌ مِن طالِبٍ ولا مِن ضَیفٍ ؟ فَقالَ رَسولُ اللّهِ : نِعمَ المالُ أربَعونَ ، وَالکَثرَهُ سِتّونَ ، ووَیلٌ لِأَصحابِ المِئینَ! إلّا مَن أعطَی الکَریمَهَ ، ومَنَحَ الغَزیرَهَ ، ونَحَرَ السَّمینَهَ ؛ فَأَکَلَ وأطعَمَ القانِعَ وَالمُعتَرَّ . قُلتُ : یا رَسولَ اللّهِ ، ما أکرَمَ هذِهِ الأَخلاقَ! لا یُحَلُّ بِوادٍ أنَا فیهِ مِن کَثرَهِ نَعَمی . فَقالَ : کَیفَ تَصنَعُ بِالعَطِیَّهِ ؟ قُلتُ : اُعطِی البَکرَ واُعطِی النّابَ . قالَ : کَیفَ تَصنَعُ فِی المَنیحَهِ [۱۸۷] ؟ قالَ : إنّی لَأَمنَحُ المِئَهَ . قالَ : کَیفَ تَصنَعُ فِی الطَّروقَهِ ؟ قالَ : یَغدُو النّاسُ بِحِبالِهِم ، ولا یوزَعُ رَجُلٌ مِن جَمَلٍ یَختَطِمُهُ ، فَیُمسِکَ ما بَدا لَهُ ، حَتّی یَکونَ هُوَ یَرُدُّهُ . فَقالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : فَمالُکَ أحَبُّ إلَیکَ أم مَوالیکَ ؟ (قالَ : مالی) . قالَ : فَإِنَّما لَکَ مِن مالِکَ ما أکَلتَ فَأَفنَیتَ ، أو أعطَیتَ فَأَمضَیتَ ، وسائِرُهُ لِمَوالیکَ . فَقُلتُ : لا جَرَمَ ، لَئِن رَجَعتُ لَاُقِلَّنَّ عَدَدَها . [۱۸۸]
الإمام زین العابدین علیه السلام :کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَقولُ فی آخِرِ خُطبَتِهِ : طوبی لِمَن طابَ خُلُقُهُ ، وطَهُرَت سَجِیَّتُهُ ، وصَلُحَت سَریرَتُهُ ، وحَسُنَت عَلانِیَتُهُ ، وأنفَقَ الفَضلَ مِن مالِهِ ، وأمسَکَ الفَضلَ مِن قَولِهِ ، وأنصَفَ النّاسَ مِن نَفسِهِ . [۱۸۹]
سنن الترمذی به نقل از عایشه - :گوسفندی را سر بریدند [و گوشت آن را انفاق کردند]. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «چیزی مانده است؟». عایشه گفت: به جز سردستش، چیزی باقی نمانده است. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «به جز دستش، همه آن، باقی مانده است!».
الأدب المفرد به نقل از قیس بن عاصم سعدی :نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رفتم . فرمود : «این ، مهترِ بادیه نشینان است» . گفتم: «ای پیامبر خدا! چیست آن مالی که مرا در آن دنباله روی نیست ؛ نه جویندهای و نه میهمانی؟ پیامبر خدا فرمود : «مال خوب ، چهل [بخش] است و افزون بر آن، شصت [بخش] . و وای بر دارندگان مالِ صدها [بخشی] ! مگر آن که بخش گرامیِ مالَش را ببخشد، افزونی را انفاق کند، حیوان فربه اش را قربانی نماید ، و [هم ]خود بخورَد و [افراد] قناعت پیشه و دریوزره گر را [نیز] بخورانَد» . گفتم: ای پیامبر خدا! چه خوش است این اخلاق . در سرزمینی که من ساکنم ، از فراوانیِ چهارپایانم جای سکونت نمانده است . فرمود: «چگونه بخشش میکنی؟» . گفتم : شتر جوان را و [نیز] شتر سالدار را میبخشم» . فرمود: «ماده شتر (/ میش) را چگونه به بهرهکشی میدهی؟». گفت[م]: «صد [در صد] به بهرهکشی میدهم . فرمود: «چگونه حیوان را برای باردارسازی میدهی؟» . گفت[م] : «مردم با ریسمانهاشان روانه میشوند و کسی از شتری که مهارش را گرفته ، بازداشته نمیشود . پس او حیوانی را که نزدش بیاید، میگیرد و خود می بَرَد . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «مال تو برایت دوست داشتنی تر است یا مالِ اطرافیانت؟». گفت[م]: مال خودم . فرمود : «جز این نیست که از مالَت، آن بخشْ از آنِ توست که میخوری و فانی میکنی ، یا میبخشی و جاری میسازی ؛ و بر جای مانده اش، از آنِ اطرافیانِ توست» . پس گفتم: ناچار، باید پس از بازگشت ، تعداد آنها را بکاهم .
امام زین العابدین علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در پایان خطبه اش میفرمود: «خوشا به حال کسی که اخلاقش خوش ، سرشتش پاک ، باطنش به سامان ، و آشکارش نیک است؛ افزونیِ مالش را انفاق میکند ؛ از سخن زیاده در میگذرد ؛ و از درون خویش، با مردم انصاف میورزد» .
صحیح مسلم عن أبی سعید الخدریّ :بَینَما نَحنُ فی سَفَرٍ مَعَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله ، إذ جاءَ رَجُلٌ عَلی راحِلَهٍ لَهُ ، فَجَعَلَ یَصرِفُ بَصَرَهُ یَمینا وشِمالاً ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : «مَن کانَ مَعَهُ فَضلُ ظَهرٍ فَلیَعُد بِهِ عَلی مَن لا ظَهرَ لَهُ ، ومَن کانَ لَهُ فَضلٌ مِن زادٍ فَلیَعُد بِهِ عَلی مَن لا زادَ لَهُ» . فَذَکَرَ مِن أصنافِ المالِ ما ذَکَرَ ، حَتّی رَأَینا أنَّهُ لا حَقَّ لِأَحَدٍ مِنّا فی فَضلٍ . [۱۹۰]
الإمام علیّ علیه السلام :ما قَدَّمتَ فَهُوَ لِلمالِکینَ ، وما أخَّرتَ فَهُوَ لِلوارِثینَ ، وما مَعَکَ فَما لَکَ عَلَیهِ سَبیلٌ سِوَی الغُرورِ بِهِ . کَم تَسعی فی طَلَبِ الدُّنیا ؟! وکَم تَرعی ؟! أفَتُریدُ أن تُفقِرَ نَفسَکَ وتُغنِیَ غَیرَکَ ؟! [۱۹۱]
عنه علیه السلام فی کِتابِهِ إلی زِیادِ ابنِ أبیهِ : فَدَعِ الإِسرافَ مُقتَصِدا ، وَاذکُر فِی الیَومِ غَدا ، وأمسِک مِنَ المالِ بِقَدرِ ضَرورَتِکَ ، وقَدِّمِ الفَضلَ لِیَومِ حاجَتِکَ . [۱۹۲]
عنه علیه السلام :مَن آتاهُ اللّهُ مالاً فَلیَصِل بِهِ القَرابَهَ ، وَلیُحسِن مِنهُ الضِّیافَهَ ، وَلیَفُکَّ بِهِ الأَسیرَ وَالعانِیَ ، وَلیُعطِ مِنهُ الفَقیرَ وَالغارِمَ ، وَلیَصبِر نَفسَهُ عَلَی الحُقوقِ وَالنَّوائِبِ ابتِغاءَ الثَّوابِ ؛ فَإِنَّ فَوزا بِهذِهِ الخِصالِ شَرَفُ مَکارِمِ الدُّنیا ، ودَرکُ فَضائِلِ الآخِرَهِ ، إن شاءَ اللّهُ . [۱۹۳]
صحیح مسلم به نقل از ابو سعید خُدْری :در حال سفر با پیامبر صلی الله علیه و آله بودیم که مردی، سوار بر مَرکبی آمد و به سوی راست و چپ، چشم گردانید . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هر کس مَرکبی افزون دارد ، به آن که مرکب ندارد، برسانَد ؛ و هر که توشهای افزون دارد ، به آن کس که توشه ندارد ، بدهد» . و از گونههای مال، چندان ذکر کرد که ما دریافتیم هیچیک از ما، در مالِ افزونش، حقّی ندارد .
امام علی علیه السلام :مالی که پیش از مرگْ مصرف کردهای ، از آنِ مالکان آن اموال شده است ؛ و مالی که برای پس از مرگ مینهی ، از آنِ وارثان خواهد شد ؛ و آنچه همراه توست ، جز فریفتگی، راهی به آن نداری . چه قدر در پی دنیا میکوشی؟ چه اندازه [دنیا را ]می چَری؟ آیا میخواهی خود را فقیر، و جز خودت را توانگر سازی؟
امام علی علیه السلام در نامه اش به زیاد بن اَبیه - :اسراف را رها کن و میانه روی را در پیش گیر . امروز، در اندیشه فردایت باش . از مال، به اندازه ضرورت ، نگاه دار و زیاده آن را برای روز نیازمندی ات (آخرت) روانه ساز [انفاق کن] .
امام علی علیه السلام :خداوند، به هر کس مالی بدهد ، باید آن را به خویشاوندان برساند ؛ میهمانیهای نیکو بدهد ؛ اسیر و گرفتار را از بند برهانَد ؛ تنگ دست و وامدار را بهره ببخشد ؛ به امید پاداش ، خویشتن را بر [ادای ]حقوق و [تحمّل] بلاهای سخت، صبور سازد ؛ زیرا هر آینه، دستیابی به این ویژگیها ، بهرهور شدن از کرامتهای دنیایی و فضیلتهای آخرتی است ، اگر خدای بخواهد!
عنه علیه السلام :المالُ وَبالٌ عَلی صاحِبِهِ إلّا ما قَدَّمَ مِنهُ . [۱۹۴]
عنه علیه السلام :خَیرُ الأَموالِ ما أعانَ عَلَی المَکارِمِ . [۱۹۵]
عنه علیه السلام :خَیرُ أموالِکَ ما وَقی عِرضَکَ . [۱۹۶]
عنه علیه السلام :إنَّ خَیرَ المالِ ما أورَثَکَ ذُخرا وذِکرا ، وأکسَبَکَ حَمدا وأجرا . [۱۹۷]
عنه علیه السلام :خَیرُ مالِکَ ما أعانَکَ عَلی حاجَتِکَ . [۱۹۸]
عنه علیه السلام :إنَّ خَیرَ المالِ ما کَسَبَ ثَناءً وشُکرا ، وأوجَبَ ثَوابا وأجرا . [۱۹۹]
عنه علیه السلام :أفضَلُ المالِ ما قَضَیتَ بِهِ الحُقوقَ . [۲۰۰]
عنه علیه السلام :أنفَعُ المالِ ما قُضِیَ بِهِ الفَرضُ . [۲۰۱]
عنه علیه السلام :دِرهَمٌ یَنفَعُ خَیرٌ مِن دینارٍ یَصرَعُ . [۲۰۲]
امام علی علیه السلام :مال، مایه تباهی و گران جانیِ صاحبش است ، مگر آن بخش که [با انفاق، ]پیش فرستاده شود .
امام علی علیه السلام :بهترین مال، آن است که یاریگرِ نیکیها باشد .
امام علی علیه السلام :بهترین مال تو، آن است که آبرویت را نگاه دارد.
امام علی علیه السلام :هر آینه، بهترین مال، آن است که برایت اندوخته و یاد [نیک ]به جا نهد و سپاس و پاداش، به ارمغان آوَرَد.
امام علی علیه السلام :بهترین مال تو، آن است که برای برآوردن نیازت، یاری ات کند .
امام علی علیه السلام :هر آینه، بهترین مال، آن است که سپاس و ستایشْ به ارمغان آورَد و پاداش و مزد فراهم کند .
امام علی علیه السلام :برترین مال، آن است که با آن ، حقها را به جای آوری .
امام علی علیه السلام :سودبخشترین مال، آن است که واجبی با آن ادا گردد .
امام علی علیه السلام :درهمی که سودمند بیفتد، بهتر از دیناری است که [انسان را ]بر زمین بزند .
عنه علیه السلام :أفضَلُ الأَموالِ أحسَنُها أثَرا عَلَیکَ . [۲۰۳]
عنه علیه السلام :أفضَلُ الأَموالِ مَا استُرِقَّ بِهِ الرِّجالُ . [۲۰۴]
عنه علیه السلام :إنَّ أفضَلَ الأَموالِ مَا استُرِقَّ بِهِ حُرٌّ ، وَاستُحِقَّ بِهِ أجرٌ . [۲۰۵]
عنه علیه السلام :أفضَلُ الغِنی ما صینَ بِهِ العِرضُ . [۲۰۶]
الإمام الحسین علیه السلام :مالُکَ إن یَکُن لَکَ کُنتَ لَهُ مُنفِقا ، فَلا تُبقِهِ بَعدَکَ فَیَکُن ذَخیرَهً لِغَیرِکَ ، وتَکونُ أنتَ المُطالَبَ بِهِ المَأخوذَ بِحِسابِهِ . وَاعلَم أنَّکَ لا تَبقی لَهُ ولا یَبقی عَلَیکَ ، فَکُلهُ قَبلَ أن یَأکُلَکَ . [۲۰۷]
الإمام الکاظم علیه السلام :سُئِلَ أبو ذَرٍّ : ما مالُکَ ؟ قالَ : عَمَلی ، قیلَ لَهُ : إنَّما نَسأَلُکَ عَنِ الذَّهَبِ وَالفِضَّهِ ! فَقالَ : ما أصبَحَ فَلا أمسی ، وما أمسی فَلا أصبَحَ ؛ لَنا کُندوجٌ نَرفَعُ فیهِ خَیرَ مَتاعِنا ، سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَقولُ : کُندوجُ المُؤمِنِ قَبرُهُ . [۲۰۸]
امام علی علیه السلام :برترین مال، آن است که بهترین اثر را بر تو بر جای گذارَد .
امام علی علیه السلام :برترین مال، آن است که آزادان، با آن، به بند [محبّت ]درآیند .
امام علی علیه السلام :هر آینه، برترین مال، آن است که آزادهای با آن به بندِ [دوستی] افتد و سزاوارِ پاداش باشد .
امام علی علیه السلام :برترین توانگری، آن است که آبرو با آنْ حفظ گردد .
امام حسین علیه السلام :مال تو اگر [به راستی] از آنِ تو باشد ، آن را انفاق میکنی . پس آن را برای پس از خود مگذار که آن گاه، اندوخته کسانی جز تو خواهد شد ، در حالی که [در قیامت،] بابت آن، از تو پرس و جو خواهند کرد و حساب خواهند کشید . و بدان که نه تو برای مال باقی میمانی و نه مال برای تو جاودان می مانَد ؛ پس پیش از آن که او تو را بخورَد ، تو او را بخور .
امام کاظم علیه السلام :از ابوذر پرسیده شد : مالت چیست؟ گفت: عملِ من . به او گفته شد: مرادِ ما طلا و نقره است! گفت: طلا و نقره، از صبحگاهان، به شامگاهان نکشد و از شامگاهان، به صبحگاهان! ما را خزانهای است که بهترین کالایمان را در آن میگذاریم . از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود : «خزانه مؤمن ، گورِ اوست» .
الفصل الثالث: ما ینبغی الالتزام به فی صرف الدّخل الفردیّ۳ / ۱المُوازَنَهُ بَینَ الدَّخلِ وَالإِنفاقِالکتاب :«لِیُنفِقْ ذُو سَعَهٍ مِّن سَعَتِهِ وَ مَن قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنفِقْ مِمَّآ ءَاتَاهُ اللَّهُ لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَا مَآ ءَاتَاهَا سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرًا» [۲۰۹].
الحدیث :مکارم الأخلاق عن معاویه بن وهب :قُلتُ لِأَبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام : الرَّجُلُ یَکونُ قَد غَنِیَ دَهرَهُ ولَهُ مالٌ وهَیئَهٌ فی لِباسِهِ ونَخوَهٌ ، ثُمَّ یَذهَبُ مالُهُ ویَتَغَیَّرُ حالُهُ ، فَیَکرَهُ أن یَشمَتَ بِهِ عَدُوٌّ ، فَیَتَکَلَّفُ ما یَتَهَیَّأُ بِهِ؟ فَقالَ : «لِیُنفِقْ ذُو سَعَهٍ مِّن سَعَتِهِ وَمَن قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنفِقْ مِمَّآ ءَاتَاهُ اللَّهُ» عَلی قَدرِ حالِهِ . [۲۱۰]
فصل سوم: آنچه در مصرفِ درآمدهای شخصی شایسته است
توازن میان دخل و خرج
فصل سوم: آنچه در مصرفِ درآمدهای شخصی شایسته است۳ / ۱توازن میان دخل و خرجقرآن :«فراخدست، از گشاده دستیِ خود هزینه میکند؛ و هر که روزی اش بر او تنگ شده باشد ، از آنچه خداوند به او داده است ، هزینه میکند. خدا هیچکس را تکلیف نمیکند ، مگر [به اندازه] آنچه به او داده است. خداوند، پس از سختی و دشواری ، آسانی و فراخی را پدید خواهد آورد» .
حدیث :مکارم الأخلاق به نقل از معاویه بن وهب :به امام صادق علیه السلام گفتم: [رأی شما چیست درباره] مردی که روزگارش را با توانگری به سر میبرد و دارای ثروت و جامه چشمگیر است و به خود مینازد ؛ سپس ثروتش از کف میرود و حال و روزش دگرگون میشود و دوست نمیدارد که دشمن وی را سرزنش کند ، پس خود را به صورت ثروتمندان بیاراید؟ امام فرمود : « «فراخدست، از گشادهدستی خود هزینه میکند و هر که روزی اش بر او تنگ شده باشد ، از آنچه خداوند به او داده است ، هزینه میکند» ؛ هر کس به فراخورِ حال خویش» .
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ المُؤمِنَ أخَذَ عَنِ اللّهِ سُبحانَهُ وتَعالی أدَبا حَسَنا : إذا وَسَّعَ عَلَیهِ وَسَّعَ عَلی نَفسِهِ ، وإذا أمسَکَ عَلَیهِ أمسَکَ . [۲۱۱]
الإمام زین العابدین علیه السلام :مِن أخلاقِ المُؤمِنِ : الإِنفاقُ عَلی قَدرِ الإِقتارِ ، وَالتَّوَسُّعُ عَلی قَدرِ التَّوَسُّعِ . [۲۱۲]
الإمام الصادق علیه السلام :إذا جادَ اللّهُ تَبارَکَ وتَعالی عَلَیکُم فَجودوا ، وإذا أمسَکَ عَنکُم فَأَمسِکوا ، ولا تُجاوِدُوا اللّهَ ؛ فَهُوَ الأَجوَدُ . [۲۱۳]
الکافی عن سماعه عن الإمام الصادق علیه السلام فی جَوابِ سَماعَهَ وقَد سَأَلَهُ عَن وُجوبِ الزَّکاهِ عَلی مَن یَملِکُ بَعضَ نَفَقَتِهِ : رُبَّ فَقیرٍ أسرَفُ مِن غَنِیٍّ . فَقُلتُ : کَیفَ یَکونُ الفَقیرُ أسرَفَ مِنَ الغَنِیِّ ؟ فَقالَ : إنَّ الغَنِیَّ یُنفِقُ مِمّا اُوتِیَ ، وَالفَقیرَ یُنفِقُ مِن غَیرِ ما اُوتِیَ . [۲۱۴]
۳ / ۲الاِعتِدالُ فِی الاِستِهلاکِالکتاب :«وَ لَا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلَی عُنُقِکَ وَلَا تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا » [۲۱۵].
میانه روی در مصرف
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر آینه، مؤمن از خداوند سبحان و متعال ، ادبی نیکو برگرفته است: چون بر او فراخ گیرد ، او هم بر خویش گشاه دستی کند ؛ و چون بر او تنگ گیرد ، او هم [بر خود] تنگ گیرانه رفتار کند .
امام زین العابدین علیه السلام :از خویهای مؤمن است: بخشش به فراخور [گشاده روزی و ]تنگ روزی و گشادهدستی به تناسب گشاده روزی .
امام صادق علیه السلام :هر گاه خداوند تبارک و تعالی بر شما کرم ورزید ، شما هم بخشش کنید ؛ و چون بر شما تنگ گرفت ، شما نیز تنگ گیرید ؛ و در بخشندگی، از خداوند، پیشی مگیرید ، که او بخشندهترین است .
الکافی به نقل از سماعه، از امام صادق علیه السلام در پاسخ سَماعه که از وی درباره وجوب زکات بر کسی که بخشی از هزینه اش را میتواند تأمین کند، سؤال کرده بود - :«بسا فقیری که از توانگر، اسرافکارتر باشد» . گفتم: چگونه فقیر میتواند از توانگر، اسرافکارتر باشد؟ فرمود: «توانگر، از آنچه به وی عطا شده ، خرج میکند و فقیر، از آنچه به وی عطا نشده، هزینه مینماید!» .
۳ / ۲میانه روی در مصرفقرآن :«و دست خویش به گردنت مبند [و بخل نورز و امساک مکن] و آن را یکسره مگشای [و به گزاف و زیاده روی، بخشش مکن]؛ زیرا [در این صورت،] نکوهیده و درمانده مینشینی» .
الحدیث :رسول اللّه صلی الله علیه و آله :الِاقتِصادُ فِی النَّفَقَهِ نِصفُ المَعیشَهِ ، وَالتَّوَدُّدُ إلَی النّاسِ نِصفُ العَقلِ ، وحُسنُ السُّؤالِ نِصفُ العِلمِ . [۲۱۶]
عنه صلی الله علیه و آله :رَحِمَ اللّهُ مُؤمِنا کَسَبَ طَیِّبا ، وأنفَقَ من قَصدٍ ، أو قَدَّمَ فَضلاً . [۲۱۷]
عنه صلی الله علیه و آله :کُلوا وَاشرَبوا وتَصَدَّقوا وَالبَسوا ، ما لَم یُخالِطهُ إسرافٌ أو مَخیلَهٌ . [۲۱۸]
عنه صلی الله علیه و آله :الِاقتِصادُ فِی المَعیشَهِ نِصفُ العَیشِ ؛ تُکفی نِصفَ النَّفَقَهِ . [۲۱۹]
عنه صلی الله علیه و آله :مَنِ اقتَصَدَ فی مَعیشَتِهِ رَزَقَهُ اللّهُ ، ومَن بَذَّرَ حَرَمَهُ اللّهُ . [۲۲۰]
عنه صلی الله علیه و آله :لا مَنعَ ولا إسرافَ ، ولا بُخلَ ولا إتلافَ . [۲۲۱]
عنه صلی الله علیه و آله :التَّقدیرُ فِی النَّفَقَهِ نِصفُ العَیشِ . [۲۲۲]
حدیث :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :میانه روی در هزینه کردن ، نیمِ زندگی گذرانی است ، و دوستی ورزیدن با مردم ، نیمِ اندیشه مندی ، و نیک پرسیدن ، نیمِ دانش .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خداوند، رحمت آورَد مؤمنی را که پیشه پاکیزه داشته باشد و میانه روانه انفاق کند و یا [برای خود] خیر را پیش فرستد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بخورید و بیاشامید و صدقه دهید و جامه بپوشید ، تا زمانی که با ریخت و پاش و خودپسندی در نیامیزد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :میانه روی در زندگی، نیمِ گذرانِ زندگی است و نیمی از هزینه را برآورده میکند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :آن کس که در گذران زندگی اش میانه روی پیشه کند ، خداوند، روزی اش میدهد و هر که ریخت و پاش کند ، خداوند، وی را ناکام می گردانَد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :نه تنگ گرفتن [پسندیده است] و نه زیاده روی ؛ نه تنگچشمی و نه تباه کردنِ [اموال] .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :اندازه نگه داشتن در هزینه کردن ، نیمی از گذرانِ زندگی است .
الإمام علیّ علیه السلام :الِاقتِصادُ نِصفُ المَؤونَهِ . [۲۲۳]
الإمام زین العابدین علیه السلام :لِیُنفِقِ الرَّجُلُ بِالقَصدِ وبُلغَهِ الکَفافِ ، ویُقَدِّم مِنهُ فَضلاً لِاخِرَتِهِ ؛ فَإِنَّ ذلِکَ أبقی لِلنِّعمَهِ ، وأقرَبُ إلَی المَزیدِ مِنَ اللّهِ عز و جل ، وأنفَعُ فِی العافِیَهِ . [۲۲۴]
عنه علیه السلام مِن دُعائِهِ فِی المَعونَهِ عَلی قَضاءِ الدَّینِ : اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِهِ ، وَاحجُبنی عَنِ السَّرَفِ وَالِازدِیادِ ، وقَوِّمنی بِالبَذلِ وَالِاقتِصادِ ، وعَلِّمنی حُسنَ التَّقدیرِ ، وَاقبِضنی بِلُطفِکَ عَنِ التَّبذیرِ . [۲۲۵]
الإمام الصادق علیه السلام :عَلَّمَ اللّهُ عز و جل نَبِیَّهُ صلی الله علیه و آله کَیفَ یُنفِقُ ، وذلِکَ أنَّهُ کانَت عِندَهُ اُوقِیَّهٌ مِنَ الذَّهَبِ ، فَکَرِهَ أن یَبیتَ فَتَصَدَّقَ بِها ، فَأَصبَحَ ولَیسَ عِندَهُ شَیءٌ ، وجاءَهُ مَن یَسأَلُهُ فَلَم یَکُن عِندَهُ ما یُعطیهِ ، فَلامَهُ السّائِلُ ، وَاغتَمَّ هُوَ حَیثُ لَم یَکُن عِندَهُ ما یُعطیهِ ، وکانَ رَحیما رَقیقا ، فَأَدَّبَ اللّهُ تَعالی نَبِیَّهُ صلی الله علیه و آله بِأَمرِهِ فَقالَ : «وَ لَا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلَی عُنُقِکَ وَلَا تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا» ؛ [۲۲۶]یَقولُ : إنَّ النّاسَ قَد یَسأَلونَکَ ولا یَعذِرونَکَ ، فَإِذا أعطَیتَ جَمیعَ ما عِندَکَ مِنَ المالِ کُنتَ قَد حُسِرتَ مِنَ المالِ . [۲۲۷]
الکافی عن عجلان :کُنتُ عِندَ أبی عَبدِ اللّه علیه السلام فَجاءَ سائِلٌ فَقامَ إلی مِکتَلٍ فیهِ تَمرٌ فَمَلَأَ یَدَهُ فَناوَلَهُ ، ثُمَّ جاءَ آخَرُ فَسَأَلَهُ فَقامَ فَأَخَذَ بِیَدِهِ فَناوَلَهُ ، ثُمَّ جاءَ آخَرُ فَسَأَلَهُ فَقامَ فَأَخَذَ بِیَدِهِ فَناوَلَهُ ثُمَّ جاءَ آخَرُ فَسَأَلَهُ فَقامَ فَأَخَذَ بِیَدِهِ فَناوَلَهُ ثُمَّ جاءَ آخرُ فَقالَ : اللّهُ رازِقُنا وإیّاکَ، ثُمَّ قالَ : إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله کانَ لا یَسأَلُهُ أحَدٌ مِنَ الدُّنیا شَیئا إلّا أعطاهُ ، فَأَرسَلَت إلَیهِ امرَأَهٌ ابْناً لَها ، فَقالَتِ : اِنطَلِق إلَیهِ فَاسأَلهُ فَإِن قالَ لَکَ : لَیسَ عِندَنا شَیءٌ ، فَقُل : أعطِنی قَمیصَکَ ، قالَ : فَأَخَذَ قَمیصَهُ فَرَمی بِهِ إلَیهِ وفی نُسخَهٍ اُخری فَأَعطاهُ فَأَدَّبَهُ اللّهُ تَبارَکَ وَتَعَالی عَلَی القَصدِ ، فَقالَ : «وَ لَا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلَی عُنُقِکَ وَلَا تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا» . [۲۲۸]
امام زین العابدین علیه السلام :انسان باید با میانه روی و تا حدّ کفایت ، انفاق کند و افزون مالش را برای آخرتش پیش فرستد ؛ زیرا این، بیشتر سبب پایداری نعمت ، و نزدیک تر به افزونیِ [قربِ] خداوند ، و سودمندتر برای آخرت است .
امام زین العابدین علیه السلام از دعای وی در کمک خواهی برای پرداخت وام :بار خدایا! بر محمّد و خاندانش درود فرست و مرا از ولخرجی و زیاده روی دور کن و با بخشش و میانه روی، مرا بر پا و استوار بدار و اندازه نگاه داشتنِ نیکو را به من بیاموز و به لطف خویش، مرا از ریخت و پاشْ باز بدار .
امام صادق علیه السلام :خداوند عز و جل به پیامبرش صلی الله علیه و آله آموخت که چگونه انفاق کند و آن ، چنین بود : نزد وی قدری طلا بود و او کراهت داشت که [با اندوخته طلا] شب را سپری کند ؛ پس آن را صدقه داد . صبحگاهان، در حالی برخاست که نزد وی چیزی [برای صدقه دادن ]نبود . نیازخواهی به سراغ وی آمد ، امّا پیامبر، چیزی نداشت که به او ببخشد . آن نیازخواه، به سرزنش وی پرداخت و پیامبر که رحم ورز و دل نازک بود ، اندوهگین شد که چرا چیزی برای بخشیدن ندارد! آن گاه خداوند تعالی پیامبرش را با فرمان خویش ، چنین تأدیب فرمود: «و دست خویش به گردنت مبند [و بخل نورز و امساک مکن] و آن را یکسره مگشای [و به گزاف و زیاده روی، بخشش مکن]؛ زیرا [در این صورت ]نکوهیده و درمانده مینشینی» . [بدین سان ، به وی] میفرماید : مردم، گاه از تو چیزی میخواهند و عذری از تو نمیپذیرند ؛ پس اگر همه مالی را که داری، از پیشْ بخشیده باشی ، از مال، تهی دست شدهای [و توانِ انفاق نخواهی داشت] .
الکافی به نقل از عجلان :نزد امام صادق علیه السلام بودم که نیازمندی، وارد شد و امام برخاست و از طَبَق خرما ، دستش را پر کرد و به او داد . آن گاه، نیازمند دیگری آمد و درخواست کمک کرد . ایشان برخاست و یک مشت گرفت و به او هم داد . نفر سوم آمد و درخواست کرد . امام فرمود : «خداوند، به ما و تو روزی عطا کند». سپس فرمود : «از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله کسی چیزی درخواست نمیکرد ، مگر این که به او میداد . زنی پسرش را به سوی پیامبر خدا فرستاد و گفت : از ایشان کمک بگیر . اگر فرمود : چیزی در پیشمان نیست ، به ایشان بگو : پیراهنت را به من بده . جوانک نزد پیامبر خدا آمد و از ایشان درخواست کمک کرد . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : چیزی پیشمان نیست . گفت: پس پیراهنت را به من بده . آن حضرت، پیراهنش را گرفت و به جوان داد . خداوند به ایشان میانه روی را آموخت و فرمود : «و دستت را به گردنت مبند و آن را کاملاً از هم باز مکن تا سرزنش شده و حسرت زده شوی» » .
الإمام الکاظم علیه السلام فی قَولِ اللّهِ عز و جل : «وَ کَانَ بَیْنَ ذَ لِکَ قَوَامًا»[۲۲۹]: القَوامُ هُوَ المَعروفُ ؛ «عَلَی الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَی الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتَعَا بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَی الْمُحْسِنِینَ» [۲۳۰]: عَلی قَدرِ عِیالِهِ ومَؤونَتِهِمُ الَّتی هِیَ صَلاحٌ لَهُ ولَهُم ؛ «لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَا مَا ءَاتَاهَا» [۲۳۱] .[۲۳۲]
الأمالی للطوسی عن أیّوب بن الحرّ :سَمِعتُ رَجُلاً یَقولُ لِأَبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام : بَلَغَنی أنَّ الِاقتِصادَ وَالتَّدبیرَ فِی المَعیشَهِ نِصفُ الکَسبِ ، فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام : لا ، بَل هُوَ الکَسبُ کُلُّهُ ، ومِنَ الدّینِ التَّدبیرُ فِی المَعیشَهِ . [۲۳۳]
امام کاظم علیه السلام در تفسیر سخن خداوند که «میان این دو ، به راه میانه باشند» :راه میانه، یعنی پسندیده ، [همان گونه که خداوند میفرماید: ] «و به طور پسندیده، بهره مندشان سازید : فراخدست به اندازه توان خود و تنگ دست به اندازه توان خود ؛ که [این،] سزاوارِ نیکوکاران است» ؛ [یعنی ]به فراخورِ حالِ خانواده اش و توشهای که در شأن وی و ایشان است ؛ «خداوند، هیچکس را تکلیف نمیکند ، مگر [به اندازه] آنچه به وی داده است» .
آمالی ، طوسی به نقل از ایّوب بن حرّ :شنیدم که کسی به امام صادق علیه السلام میگوید : به من خبر رسیده که میانه روی و برنامهریزی برای گذران زندگی ، نیمِ درآمد است . امام صادق علیه السلام فرمود : «نه! بلکه همه درآمد است . برنامهریزی برای گذران زندگی ، نشانه دینداری است» .
الکافی عن عبد اللّه بن أبان :سَأَلتُ أبَا الحَسَنِ الأَوَّلَ علیه السلام عَنِ النَّفَقَهِ عَلَی العِیالِ ، فَقالَ : ما بَینَ المَکروهَینِ : الإِسرافِ وَالإِقتارِ . [۲۳۴]
الخصال عن محمد بن عمرو بن سعید عن بعض أصحابه :سَمِعتُ العَیّاشِیَّ وهُوَ یَقولُ : اِستَأذَنتُ الرِّضا علیه السلام فِی النَّفَقَهِ عَلَی العِیالِ ، فَقالَ : بَینَ المَکروهَینِ . قالَ : فَقُلتُ : جُعِلتُ فِداکَ! لا وَاللّهِ ما أعرِفُ المَکروهَینِ . قالَ : فَقالَ : بَلی یَرحَمُکَ اللّهُ! أما تَعرِفُ أنَّ اللّهَ عز و جل کَرِهَ الإِسرافَ وکَرِهَ الإِقتارَ فَقالَ : «وَ الَّذِینَ إِذَآ أَنفَقُواْ لَمْ یُسْرِفُواْ وَ لَمْ یَقْتُرُواْ وَ کَانَ بَیْنَ ذَ لِکَ قَوَامًا» ؟! [۲۳۵]
الکافی عن إسحاق بن عمار :قُلتُ لِأبی عَبدِاللّهِ علیه السلام : یَکونُ لِلمُؤمِنِ عَشَرَهُ أقمِصَهٍ؟ قالَ : نَعَم ، قُلتُ : عِشرونَ؟ قالَ : نَعَم ، قُلتُ : ثَلاثونَ؟ قالَ : نَعَم ، لَیسَ هذا مِنَ السَّرَفِ ، إنَّمَا السَّرَفُ أن تَجعَلَ ثَوبَ صَونِکَ ثَوبَ بِذلَتِکَ .[۲۳۶]
۳ / ۳الکَفافُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :طُوبی لِمَن أَسلَمَ وکانَ عَیشُهُ کَفافَا . [۲۳۷]
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ ما قَلَّ وکَفی، خَیرٌ مِمَّا کَثُرَ وأَلهی ، الَّلهُمَّ ارزُق مُحَمَّدا وآلَ مُحَمَّدٍ الکَفافَ . [۲۳۸]
کفایت
الکافی به نقل از عبد اللّه بن آبان : از امام کاظم علیه السلام درباره تأمین هزینه خانواده پرسیدم . فرمود: «باید به گونهای میانِ دو روش ناپسندِ اسرافکاری و تنگ گیری باشد» .
الخصال به نقل از محمّد بن عمرو بن سعید، از یکی از یارانش :از عیّاشی شنیدم که میگفت: در تأمین هزینه خانواده ، از امام رضا علیه السلام راه مُجاز را پرسیدم . فرمود : «راهی میانه دو روش ناپسند». گفت: گفتم: فدایت شوم! به خدا سوگند که من آن دو روش ناپسند را نمیشناسم . فرمود: «چرا ؛ میشناسی خدایت رحمت کناد! . آیا نمی دانی که خداوند، از اسرافکاری و تنگ گیری، بیزاری جُسته و فرموده است : «آنان که انفاق میکنند ، نه اسراف میورزند و نه تنگ میگیرند ؛ بلکه راهی میانه در پیش میگیرند» » .
الکافی به نقل از اسحاق بن عمّار :به امام صادق علیه السلام گفتم : آیا مؤمن میتواند ده پیراهن داشته باشد؟ امام فرمود : «آری» . گفتم: بیست پیراهن چه؟ فرمود : «آری [اشکالی ندارد]». گفتم : سی تا چه؟ فرمود : «آری . این اسراف نیست ؛ اسراف، آن است که لباس بیرونت (میهمانی ات) را لباس کار و دم دستی قرار دهی» .
۳ / ۳کفایتپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خوشا به حال کسی که تسلیم و زندگی اش، به قدر کفاف باشد.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :اندک و کافی ، بهتر از زیاد و فریبنده است . خداوندا به اندازه کفاف به محمّد و خاندانش روزی فرما!
الإمام علیّ علیه السلام :مَنِ اقتَصَرَ عَلی بُلغَهِ الکَفافِ تَعَجَّلَ الرَّاحَهَ وتَبَوَّأَ خَفضَ الدَّعَهِ . [۲۳۹]
عنه علیه السلام :لا تَسأَلوا فیها فَوقَ الکَفافِ ولا تَطلَبوا مِنها أکثَرَ مِنَ البَلاغِ . [۲۴۰]
الإمام زین العابدین علیه السلام فی الدعاء : ونَعوذُ بِکَ مِن تَناوُلِ الإِسرافِ ، ومِن فُقدانِ الکَفافِ . [۲۴۱]
۳ / ۴مُراعاهُ الأَولَوِیّاتِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذا کانَ أحَدُکُم فَقیرا فَلیَبدَأ بِنَفسِهِ ، فَإِن کانَ فَضلاً فَعَلی عِیالِهِ ، فَإِن کانَ فَضلاً فَعَلی قَرابَتِهِ أو عَلی ذی رَحِمِهِ ، فَإِن کانَ فَضلاً فَهاهُنا وهاهُنا . [۲۴۲]
مستدرک الوسائل عن أنس :قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : ألا اُنَبِّئُکُم بِخَمسَهِ دَنانیرَ بِأَحسَنِها وأفضَلِها ؟ قالوا : بَلی . قالَ : أفضَلُ الخَمسَهِ : الدّینارُ الَّذی تُنفِقُهُ عَلی والِدَتِکَ ، وأفضَلُ الأَربَعَهِ: الدّینارُ الَّذی تُنفِقُهُ عَلی والِدِکَ ، وأفضَلُ الثَّلاثَهِ : الدّینارُ الَّذی تُنفِقُهُ عَلی نَفسِکَ وأهلِکَ ، وأفضَلُ الدّینارَینِ : الدّینارُ الَّذی تُنفِقُهُ عَلی قَرابَتِکَ ، وأخَسُّها وأقَلُّها أجرا : الدّینارُ الَّذی تُنفِقُهُ فی سَبیلِ اللّهِ . [۲۴۳]
رعایت اولویتها
امام علی علیه السلام :هر کس به کفاف زندگی، بسنده کند ، به زودی، به آسایش دست مییابد و زندگی آسوده و مرفّهی به دست می آورَد .
امام علی علیه السلام :در دنیا بیش از اندازه نیاز نخواهید و بیش از کفاف نجویید.
امام زین العابدین علیه السلام در دعا :[خدایا!] به تو پناه میبریم از اسرافکاری ، و از نبود اندازه کفاف.
۳ / ۴رعایت اولویت هاپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر یک از شما که فقیر است ، نخست به خود بپردازد ؛ اگر مالی افزون آمد ، به خانواده اش بدهد ؛ اگر بیشینهای مانْد ، به خویشاوندان یا پیوستگانش بپردازد ؛ و اگر باز هم ماند ، این سو و آن سو هزینه کند .
مستدرک الوسائل به نقل از اَنَس :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «آیا آگاهی تان دهم که از پنج دینار ، کدام نیکوتر و برتر است؟». گفتند : آری . فرمود : «برترینِ پنج دینار ، آن است که برای مادر خویش هزینه کنی ؛ و از چهار دینار باقی مانده ، آن که برای پدرت هزینه سازی ؛ و از سه دینار ، آن که برای خود و خانواده ات مصرف نمایی ؛ و از دو دینار ، آن که به مصرف خویشاوندانت برسانی ؛ و فروترین و کم پاداشترین دینار، آن است که برای خدا انفاق کنی» .
الإمام الرضا علیه السلام :أتی رَجُلٌ إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله بِدینارَینِ ، فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، اُریدُ أن أحمِلَ بِهِما فی سَبیلِ اللّهِ . قالَ : ألَکَ والِدانِ أو أحَدُهُما ؟ قالَ : نَعَم . قالَ : اِذهَب فَأَنفِقهُما عَلی والِدَیکَ ؛ فَهُوَ خَیرٌ لَکَ أن تَحمِلَ بِهِما فی سَبیلِ اللّهِ . فَرَجَعَ فَفَعَلَ . فَأَتاهُ بِدینارَینِ آخَرَینِ ، قالَ : قَد فَعَلتُ ، وهذانِ دینارانِ اُریدُ أن أحمِلَ بِهِما فی سَبیلِ اللّهِ . قالَ : ألَکَ وَلَدٌ ؟ قالَ : نَعَم . قالَ علیه السلام : فَاذهَب فَأَنفِقهُما عَلی وَلَدِکَ ؛ فَهُوَ خَیرٌ لَکَ أن تَحمِلَ بِهِما فی سَبیلِ اللّهِ . فَرَجَعَ فَفَعَلَ . فَأَتاهُ بِدینارَینِ آخَرَینِ ، فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، قَد فَعَلتُ ، وهذانِ دینارانِ آخَرانِ اُریدُ أن أحمِلَ بِهِما فی سَبیلِ اللّهِ . فَقالَ : ألَکَ زَوجَهٌ؟ قالَ : نَعَم . قالَ : أنفِقهُما عَلی زَوجَتِکَ ؛ فَهُوَ خَیرٌ لَکَ أن تَحمِلَ بِهِما فی سَبیلِ اللّهِ . فَرَجَعَ وفَعَلَ . فَأَتاهُ بِدینارَینِ آخَرَینِ ، فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، قَد فَعَلتُ ، وهذانِ دینارانِ اُریدُ أن أحمِلَ بِهِما فی سَبیلِ اللّهِ . فَقالَ : ألَکَ خادِمٌ ؟ قالَ : نَعَم . قالَ : اِذهَب فَأَنفِقهُما عَلی خادِمِکَ ؛ فَهُوَ خَیرٌ لَکَ مِن أن تَحمِلَ بِهِما فی سَبیلِ اللّهِ . فَفَعَلَ . فَأَتاهُ بِدینارَینِ آخَرَینِ ، فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، وهذِهِ دینارانِ اُریدُ أن أحمِلَ بِهِما فی سَبیلِ اللّهِ . فَقالَ : اِحمِلهُما وَاعلَم بِأَنَّهُما لَیسا بِأَفضَلِ دینارَیکَ . [۲۴۴]
تهذیب الأحکام :امام رضا علیه السلام فرمود: مردی، دو دینار نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد و گفت: ای پیامبر خدا! میخواهم این دو [دینار] را در راه خدا هزینه کنم . فرمود: آیا پدر و مادرت یا یکی از آن دو زندهاند؟» . گفت : آری . فرمود: «روانه شو و آن دو دینار را برای آنان هزینه کن ؛ که برای تو، بهتر از آن است که در راه خدا انفاق کنی» . پس بازگشت و چنان کرد . آن گاه ، دو دینار دیگر نزد پیامبر آورد و گفت : آن کار را کردم . اکنون میخواهم این دو دینار را در راه خدا صرف کنم . فرمود: «آیا فرزند داری؟». گفت: آری . فرمود : «برو و آن دو دینار را برای فرزندت هزینه کن ؛ که آن ، برای تو، بهتر از این است که در راه خدا انفاق ورزی» . پس بازگشت و چنان کرد . سپس دو دینار دیگر نزد پیامبر آورد و گفت: ای پیامبر خدا! آن کار را نیز کردم . این، دو دینار دیگر است که میخواهم در راه خدا انفاق کنم . فرمود : «آیا همسر داری؟». گفت: آری . فرمود : «آن دو را برای همسرت مصرف کن ؛ که برای تو، بهتر از آن است که در راه خدا انفاق کنی» . پس بازگشت و همان کار را کرد . دیگر بار، دو دینار نزد پیامبر آورد و گفت: ای پیامبر خدا! آن کار را نیز کردم . این دو دینار را میخواهم که در راه خدا مصرف کنم . فرمود: «آیا خدمتکار داری؟». گفت : آری . فرمود: «برو و آن دو دینار را برای خدمتکارت هزینه کن ؛ که این، برای تو، بهتر از صرف کردن در راه خداست» . پس آن مرد چنین کرد . آن گاه ، دو دینار دیگر نزد پیامبر آورد و گفت: ای پیامبر خدا! میخواهم این دو دینار را در راه خدا به مصرف رسانم . فرمود: «چنین کن ؛ و بدان که این دو دینار، برترین دینارهایت نیستند» .
۳ / ۵الاِهتِمامُ بِتَحقیقِ أعلی المُستَوَیاتِ مِنَ العائِدِ الاِجتِماعِیِّالکافی عن محمّد بن سنان عن حذیفه بن منصور عن الإمام الصادق علیه السلام :لا تَدخُل لِأَخیکَ فی أمرٍ مَضَرَّتُهُ عَلَیکَ أعظَمُ مِن مَنفَعَتِهِ لَهُ . قالَ ابنُ سِنانٍ : [ یَعنی ] [۲۴۵]یَکونُ عَلَی الرَّجُلِ دَینٌ کَثیرٌ ، ولَکَ مالٌ فَتُؤَدّی عَنهُ ؛ فَیَذهَبُ مالُکَ ولا تَکونُ قَضَیتَ عَنهُ . [۲۴۶]
الکافی عن أحدهما علیهماالسلام :لاتوجِب عَلی نَفسِکَ الحُقوقَ ، وَاصبِر عَلَی النَّوائِبِ ، ولا تَدخُل فی شَیءٍ مَضَرَّتُهُ عَلَیکَ أعظَمُ مِن مَنفَعَتِهِ لِأَخیکَ . [۲۴۷]
الإمام الکاظم علیه السلام :لاتَبذُل لِاءِخوانِکَ مِن نَفسِکَ ما ضَرُّهُ عَلَیکَ أکثَرُ مِن مَنفَعَتِهِ لَهُم . [۲۴۸]
۳ / ۶مُواساهُ الآخرینالکافی عن معتب :قالَ لی أبو عَبدِاللّهِ وقَد تَزَیَّدَ السِّعرُ بِالمَدینَهِ : کَم عِندَنا مِن طَعامٍ؟ قالَ : قُلتُ : عِندَنا ما یَکفینا أشهُرٌ کَثیرَهٌ ، قالَ : أخرِجهُ وبِعهُ ، قالَ : قُلتُ لَهُ : ولَیسَ بِالمَدینَهِ طَعامٌ ، قالَ : بِعهُ ، فَلَمّا بِعتُهُ قالَ : اِشتَرِ مَعَ النّاسِ یَوما بِیَومٍ ، وقالَ : یا مُعَتِّبُ ، اِجعَل قوتَ عِیالی نِصفا شَعیرا ونِصفا حِنطَهً ؛ فَإِنَّ اللّهَ یَعلَمُ أنّی واجِدٌ أن أُطعِمَهُمُ الحِنطَهَ عَلی وَجهِها ، ولکِنّی اُحِبُّ أن یَرانِیَ اللّهُ قَد أحسَنتُ تَقدیرَ المَعیشَهِ . [۲۴۹]
رعایت بیشترین بازدهی اجتماعی
مواسات با دیگران
۳ / ۵رعایت بیشترین بازدهی اجتماعیالکافی به نقل از محمّد بن سنان، از حذیفه بن منصور، از امام صادق علیه السلام :«برای برادر [ایمانی] خودت در کاری وارد مشو که زیانش برای تو، بیشتر از سودش برای وی باشد» . ابن سنان گفت: یعنی مردی که بدهیِ سنگین دارد و تو با مال خویش، بخشی از بدهی او را میپردازی ؛ بدین سان ، هم مال تو از دست میرود و هم نمیتوانی تمام بدهی او را بپردازی .
الکافی به نقل از امام باقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام :کاری مکن که حقوق دیگران بر عهده تو افتد ، و بر بلاهای بزرگ، شکیبا باش ، و در کاری وارد نشو که زیان آن برای خودت ، بیشتر از سود آن برای برادر [ایمانی] تو باشد .
امام کاظم علیه السلام :برای برادران [ایمانی ]خود، از خودت چندان مایه مگذار که زیان آن برای تو، بیشتر از سودش برای ایشان باشد .
۳ / ۶مواسات با دیگرانالکافی به نقل از مُعَتّب :در مدینه، گرانی شد . امام صادق علیه السلام به من فرمود: «چه قدر گندم داریم؟». گفتم: به مقدار چندین ماه، گندم داریم . فرمود : «آنها را ببَر و بفروش» . به ایشان گفتم: در مدینه گندمی نیست . فرمود : «ببَر و بفروش» . وقتی آن را فروختم ، امام به من فرمود : «مثل بقیه مردم ، غذای مرا روزانه خرید کن» . و فرمود : «ای معتّب ! نصف غذای خانواده مرا گندم و نصف دیگرش را جو قرار بده. خدا میداند که من، توانایی دارم که به آنان نان گندم خالص بدهم ؛ ولی دوست دارم که خدا مرا ببیند که در زندگی، برنامهریزی سنجیده دارم .
راجع : موسوعه میزان الحکمه : ج ۲ ص ۴۲۵ «المواساه» .
۳ / ۷القَناعَهُالإمامُ علیٌّ علیه السلام لَمّا سُئلَ عَن قَولِهِ تَعالی : «فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبهً» : هِیَ القَناعَهُ . [۲۵۰]
عنه علیه السلام :کَفی بالقَناعَهِ مُلکا ، وبِحُسنِ الخُلقِ نَعیما . [۲۵۱]
عنه علیه السلام :ما أحسَنَ بِالإِنسانِ أن یَقنَعَ بِالقَلیلِ ویَجودَ بِالجَزیلِ . [۲۵۲]
عنه علیه السلام :ما أحسَنَ بِالإِنسانِ لا یَشتَهی ما لا یَنبغی . [۲۵۳]
عنه علیه السلام مِن کتابٍ کَتَبَهُ لِشُرَیحٍ لَمَّا اشتَری عَلی عَهدِهِ دارا فَبَلَغَهُ ذلِکَ : اِشتَری هذَا المُغتَرُّ بِالأَمَلِ ، مِن هذَا المُزعَجِ بِالأَجَلِ ، هذِهِ الدّارَ بِالخُروجِ مِن عِزِّ القَناعَهِ ، وَالدُّخولِ فی ذُلِّ الطَّلَبِ وَالضَّراعَهِ ! [۲۵۴]
قناعت
ر . ک : دانش نامه میزان الحکمه : ج ۳ ص ۴۰۹ «مواسات» .
۳ / ۷قناعتامام علی علیه السلام در پاسخ به پرسش از آیه «هر آینه، حتماً او را زندگانی پاک میبخشیم» مقصود، قناعت است.
امام علی علیه السلام :آدمی را مُلکِ قناعت و نعمتِ خوی نیک، بس است.
امام علی علیه السلام :چه زیباست برای انسان که به اندک بسازد و فراوان ببخشد.
امام علی علیه السلام :چه زیباست برای انسان که آنچه را که سزاوار نیست ، نخواهد .
امام علی علیه السلام به شُرَیح، وقتی که شنید در روزگارِ عهده داریِ مسنَد قضاوت از سوی ایشان، خانهای خریده است :این خانه را، این فریب خورده آرزو، از این کسی که آجل، او را از این خانه بیرون می بَرَد، خریداری کرد، به بهای خارج شدن از عزّت قناعت و وارد شدن به ذلّت خواهش و پستی!
عنه علیه السلام مِن وَصیَّتِهِ لِابنِهِ مُحَمَّدِ بنِ الحَنَفِیَّهِ : لا مالَ أذهَبُ لِلفاقَهِ مِنَ الرِّضا بِالقُوتِ ، ومَنِ اقتَصَرَ عَلی بُلغَهِ الکَفافِ فَقَدِ انتَظَمَ الرّاحَهَ وتَبَوَّأَ خَفضَ الدَّعَهِ . [۲۵۵]
إرشاد القلوب :رُوِیَ أنَّ عَلِیّا علیه السلام اجتازَ بِقَصّابٍ وعِندَهُ لَحمٌ سَمینٌ ، فَقالَ : یا أمیرَ المُؤمِنینَ ، هذَا اللَّحمُ سَمینٌ ، اشتَرِ مِنهُ ! فَقالَ لَهُ : لَیسَ الثَّمَنُ حاضِرا . فَقالَ : أنَا أصبِرُ یا أمیرَ المُؤمِنینَ . فَقالَ لَهُ : أنا أصبِرُ عَنِ اللَّحمِ .[۲۵۶]
الإمامُ الباقرُ أو الإمامُ الصّادقُ علیهماالسلام:مَن قَنِعَ بما رَزَقَهُ اللّهُ فَهُوَ مِن أغنَی النّاسِ . [۲۵۷]
الامام الکاظم علیه السلام :مَن عَقَلَ قَنِعَ بِما یکَفیهِ ، ومَن قَنِعَ بِما یَکفیهِ استغنی ، ومَن لَم یَقنَع بِما یَکفیهِ لَم یُدرِکِ الغِنی أبدا . [۲۵۸]
۳ / ۸النَّظَرُ إلَی الأَدنی فِی المَعیشَهِالإمامُ الصّادقُ علیه السلام :اُنظُرْ إلی مَن هُوَ دُونَکَ فِی المَقدُرَهِ ولا تَنظُرْ إلی مَن هُوَ فَوقَکَ فِی المَقدُرَهِ ، فَإِنَّ ذلِکَ أقنَعُ لَکَ بِما قُسِمَ لَکَ . [۲۵۹]
نگاه به فرودست در زندگی
امام علی علیه السلام در بخشی از سفارش خود به فرزندش محمّد بن حنفیه هیچ ثروتی، فقرزداتر از خشنودی به قُوت نیست و هر که به کفافِ زندگی بسنده کند، به زودی، به آسایش دست مییابد و زندگی آسوده و مرفّهی به دست می آوَرَد.
إرشاد القلوب :نقل است که علی علیه السلام از کنار قصّابی عبور کرد که گوشت مرغوبی داشت . قصّاب به امام گفت: ای امیر مؤمنان علیه السلام ! این گوشت ، مرغوب است. از آن بخرید . علی علیه السلام به ایشان فرمود : «پول، همراه ندارم» . قصّاب گفت : ای امیر مؤمنان علیه السلام ! من صبر میکنم [تا بیاورید] . پس به او فرمود : «من هم بر [خرید] گوشت، صبر میکنم» .
امام باقر یا امام صادق علیهماالسلام:کسی که به آنچه خدا روزی اش کرده، قانع باشد، از توانگرترین مردمان است.
امام کاظم علیه السلام :هر که عاقل باشد ، به آنچه او را کفایت میکند ، قناعت میورزد و هر که قناعت نماید به آنچه او را کفایت میکند ، بینیاز میشود و هر که قناعت نکند به آنچه او را کفایت مینماید ، هرگز بینیاز نمیشود .
۳ / ۸نگاه به فرودست در زندگیامام صادق علیه السلام :به ناتوانتر از خودت بنگر و به توانگر از خویش منگر؛ زیرا این کار، تو را به آنچه قسمت تو شده، قانع تر میسازد.
۳ / ۹بَساطَهُ العَیشِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :خِیارُکُم أحسَنُکُم أخلاقا ، وأخَفُّکُم مَؤونَهً ، وأخفَضُکُم لِأَهلِهِ . [۲۶۰]
التمحیص :رُوِیَ أنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله قالَ : لا یَکمُلُ المُؤمِنُ إیمانُهُ حَتّی یَحتَوِیَ عَلی مِئَهٍ وثَلاثِ خِصالٍ ؛ فِعلٍ وعَمَلٍ ونِیَّهٍ ، وظاهِرٍ وباطِنٍ . فَقالَ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام : یا رَسولَ اللّهِ ، ما یَکونُ المِئَهُ وثَلاثُ خِصالٍ ؟ فَقالَ : یا عَلِیُّ، مِن صِفاتِ المُؤمِنِ : ... الفَقرُ شِعارُهُ ، وَالصَّبرُ دِثارُهُ ؛ [۲۶۱]قَلیلُ المَؤونَهِ ، کَثیرُ المَعونَهِ ، کَثیرُ الصِّیامِ ... . [۲۶۲]
الإمام الباقر علیه السلام لِجابِرٍ : اِعلَم یا جابِرُ، أنَّ أهلَ التَّقوی أیسَرُ أهلِ الدُّنیا مَؤونَهً ، وأکثَرُهُم لَکَ مَعونَهً . [۲۶۳]
الإمام الصادق علیه السلام :المُؤمِنُ حَسَنُ المَعونَهِ ، خَفیفُ المَؤونَهِ ، جَیِّدُ التَّدبیرِ لِمَعیشَتِهِ ، لا یُلسَعُ مِن جُحرٍ مَرَّتَینِ . [۲۶۴]
کتاب من لا یحضره الفقیه :دَخَلَ الصّادِقُ علیه السلام الحَمّامَ فَقالَ لَهُ صاحِبُ الحَمّامِ : نُخلیهِ لَکَ ؟ فَقالَ : لا ؛ إنَّ المُؤمِنَ خَفیفُ المَؤونَهِ . [۲۶۵]
ساده زیستی
۳ / ۹ساده زیستیپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :نیک ترینانِ شما آنان اند که خُلقشان نیک تر است، سبکبارترند، و زندگی را بر خانواده خویش آسان تر میگیرند .
التمحیص :روایت شده است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «ایمانِ مؤمن، کمال نمیپذیرد ، مگر آن که صد و سه ویژگی داشته باشد ، [هم ]در کار و رفتار و [هم ]در نیّت ، [خواه] در ظاهر و [خواه] در باطن» . امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: «ای پیامبر خدا! آن صد و سه ویژگی چیستند؟». پیامبر فرمود : «ای علی! از ویژگیهای مؤمنان چنین است: ... فقر، نشانه اوست ؛ صبر، جامه اوست ؛ سبک بار است ؛ به دیگران بسیار یاری می رسانَد ؛ و فراوانْ روزه میگیرد...» .
امام باقر علیه السلام به جابر : ای جابر! بدان که تقواپیشگان، سبکبارترین مردم دنیا هستند و بیش از همه، یاری ات میکنند .
امام صادق علیه السلام :مؤمن، نیک یار است و سبک بار ؛ گذرانِ زندگی اش را خوب تدبیر میکند ؛ و از یک سوراخ، دو بار گزیده نمیشود .
کتاب من لا یحضره الفقیه :امام صادق علیه السلام به گرمابه درآمد . صاحب گرمابه به او گفت: گرمابه را برایت اختصاصی کنیم؟ فرمود: نه! همانا مؤمن، سبکبار است .
الفصل الرابع: ما لا ینبغی استهلاک الأموال الخاصّه والعامّه۴ / ۱الإِسرافُ وَالتَّبذیرُالکتاب :« وَ الَّذِینَ إِذَآ أَنفَقُواْ لَمْ یُسْرِفُواْ وَ لَمْ یَقْتُرُواْ وَ کَانَ بَیْنَ ذَ لِکَ قَوَامًا » [۲۶۶] .
« یَبَنِیءَادَمَ خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلَا تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ » [۲۶۷].
«وَ ءَاتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ لَا تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا * إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُواْ إِخْوَ نَ الشَّیَطِینِ وَ کَانَ الشَّیْطَنُ لِرَبِّهِ کَفُورًا» [۲۶۸] .
«وَهُوَ الَّذِی أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَغَیْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُکُلُهُ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ کُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَآ أَثْمَرَ وَءَاتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلَا تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» [۲۶۹].
فصل چهارم: آنچه در مصرف اموال شخصی و عمومی شایسته نیست
اسراف و تبذیر
فصل چهارم: آنچه در مصرف اموال شخصی و عمومی شایسته نیست۴ / ۱اسراف و تبذیرقرآن :« و کسانی اند که چون انفاق کنند، نه ولخرجی میکنند و نه تنگ میگیرند، و میان این دو [ روش ] میانه را برمی گزینند » .
« ای فرزندان آدم! جامه خود را در هر نمازی برگیرید، و بخورید و بیاشامید، و [ لی ]زیاده روی نکنید؛ زیرا او اسرافکاران را دوست نمیدارد » .
« و حقّ خویشاوند و مستندِ بینوا و در راه مانده را بده و مال خود را بیهوده، مریز و مپاش و به گزافکاری تباه مکن. همانا ریخت و پاش کنندگان گزافکار ، برادران شیطانها هستند و شیطان، نسبت به خداوند خویش، ناسپاس است » .
«و اوست کسی که باغهایی با داربست و بدون داربست، و خرمابن، و کشتزار با میوههای گوناگون آن، و زیتون، و انار، شبیه به یکدیگر و غیر شبیه، پدید آورْد. از میوه آن چون ثمر داد بخورید، و حق [ بینوایان از ] آن را در روز بهرهبرداری از آن بدهید، و [ لی ]زیاده روی مکنید؛ زیرا او اسرافکاران را دوست ندارد» .
الحدیث :رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إیّاکَ وَالتَّبذیرَ فَإِنَّ اللّهَ تَعالی یَقولُ : «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُواْ إِخْوَ نَ الشَّیَاطِینِ» . [۲۷۰]
عنه صلی الله علیه و آله لَمّا سُئِلَ عَن قَولِهِ تَعالی : «وَ الَّذِینَ إِذَآ أَنفَقُواْ لَمْ یُسْرِفُواْ وَ لَمْ یَقْتُرُواْ» : مَن أعطی فِی غَیرِ حَقٍّ فَقَد أسرَفَ ، ومَن مَنَعَ عَن حَقٍّ فَقَد قَتَّرَ . [۲۷۱]
الکافی عن عبد الملک بن عمرو الأحول :تَلا أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام هذِهِ الآیَهَ «وَ الَّذِینَ إِذَا أَنفَقُواْ لَمْ یُسْرِفُواْ وَ لَمْ یَقْتُرُواْ وَ کَانَ بَیْنَ ذَ لِکَ قَوَامًا» ، قالَ : فَأَخَذَ قَبضَهً مِن حَصیً وقَبَضَها بِیَدِهِ فَقالَ : «هذَا الإِقتارُ الَّذی ذَکَرَهُ اللّهُ فی کِتابِهِ» ، ثُمَّ قَبَضَ قَبضَهً اُخری فَأَرخی کَفَّهُ کُلَّها ثُمَّ قالَ : «هذَا الإِسرافُ» ، ثُمَّ أخَذَ قَبضَهً اُخری فَأَرخی بَعضَها وأمسَکَ بَعضَها وقالَ : «هذَا القَوامُ» . [۲۷۲]
تفسیر العیّاشی عن أبان بن تغلب :قالَ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام : أتَرَی اللّهَ أعطی مَن أعطی مِن کَرامَتِهِ عَلَیهِ ومَنَعَ مَن مَنَعَ مِن هَوانٍ بِهِ عَلَیهِ ؟! لا ، ولکِنَّ المالَ مالُ اللّهِ یَضَعُهُ عِندَ الرَّجُلِ وَدائِعَ ، وجَوَّزَ لَهُم أن یَأکُلوا قَصدا ، ویَشرَبوا قَصدا ، ویَلبَسوا قَصدا ، ویَنکِحوا قَصدا ، ویَرکَبوا قَصدا ، ویَعودوا بِما سِوی ذلِکَ عَلی فُقَراءِ المُؤمِنینَ ویَلُمّوا بِهِ شَعَثَهُم ؛ فَمَن فَعَلَ ذلِکَ کانَ ما یَأکُلُ حَلالاً ، ویَشرَبُ حَلالاً ، ویَرکَبُ حَلالاً ، ویَنکِحُ حَلالاً ؛ ومَن عَدا ذلِکَ کانَ عَلَیهِ حَراما . ثُمَّ قالَ : «وَلَا تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» ، أتَرَی اللّهَ ائتَمَنَ رَجُلاً عَلی مالٍ خَوَّلَ لَهُ أن یَشتَرِیَ فَرَسا بِعَشَرَهِ آلافِ دِرهَمٍ ویَجزیهِ فَرَسٌ بِعِشرینَ دِرهما ، ویَشتَرِیَ جارِیَهً بِأَلفِ دینارٍ ویَجزیهِ جارِیَهٌ بِعِشرینَ دینارا؟! وقالَ : «وَلَا تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» . [۲۷۳]
حدیث :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از ریخت و پاش حذر کن که خداوند متعال میفرماید : «ریخت و پاش کنندگان، برادران شیطانند» .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در پاسخ به پرسش از آیه «و کسانی اند که چون انفاق کنند ، نه ولخرجی میکنند و نه تنگ میگیرند» :هر که به ناحق (بی جا) عطا کند، اسراف کرده است و هر که به حق (به جا) خرج نکند، سختگیری و خسّت ورزیده است .
الکافی به نقل از عبد الملک بن عمرو اَحوَل :امام صادق علیه السلام ، این آیه را برخواند : «و کسانی اند که چون انفاق کنند ، نه اسراف میکنند و نه تنگ میگیرند، و میان این دو ، [روش ]میانه را برمی گزیند» . [راوی] گفت : آن گاه ، امام، مشتی سنگ ریزه را در چنگ فشرد و فرمود : «این، همان تنگ گرفتن است که خداوند در کتابش بیان کرده است . سپس مشتی دیگر برگرفت و همه آن را واگشود و فرمود : «این، اسراف است» . پس از آن ، مشتی دیگر گرفت و قدری از آن را گشود و قدری را بسته نگاه داشت و فرمود: «این، راه میانه است» .
تفسیر العیّاشی به نقل از اَبان بن تَغْلِب :امام صادق علیه السلام فرمود: «آیا گمان میکنی که خداوند، با کرامت خویش ، به بعضی، مال بخشیده و برخی دیگر را خوار شمرده و مال را از آنان دریغ فرموده است؟! چنین نیست ؛ بلکه مال، از آنِ خداوند است و آن را نزد انسان، امانت مینهد و آدمیان را مجاز میشمرد که با میانه روی ، بخورند و بیاشامند و بپوشند و زناشویی کنند و سواری بگیرند و بیشتر از این حد را به مؤمنان فقیر ببخشند و نیازهای آنان را برآورده سازند . آن کس که چنین کند ، آنچه میخورد و میآشامد و سوار میشود و به زناشویی میگیرد ، حلال است ، و آن کس که از این حد بگذرد ، بهرهوریهایش حرام است» . سپس فرمود: «[خداوند فرموده است:] «و اسراف نکنید ؛ زیرا هر آینه، او اسرافکاران را دوست نمیدارد» . آیا گمان میکنی که خداوند، انسان را در مالی که به وی عطا فرموده ، امین شمرده که اسبی به بهای ده هزار درهم بخرد ، حال آن که اسبی به قیمت بیست درهم برای او کفایت میکند ؛ یا کنیزی به بهای هزار دینار بخرد ، در حالی که کنیزی بیست دیناری برای وی بس است؟!» . و [دوباره] فرمود: «و اسراف نکنید ؛ زیرا هر آینه ، او اسرافکاران را دوست نمیدارد» .
.
الإمام الصادق علیه السلام لِرَجُلٍ : اِتَّقِ اللّهَ ، ولا تُسرِف ولا تَقتُر ، ولکِن بَینَ ذلِکَ قَواما ؛ إنَّ التَّبذیرَ مِنَ الإِسرافِ ، قالَ اللّهُ عز و جل : «وَ لَا تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا» . [۲۷۴]
تفسیر العیاشی عن عبد الرحمن بن الحجّاج:سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام عَن قَولِهِ: «وَ لَا تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا» قالَ : مَن أنفَقَ شَیئا فی غَیرِ طاعَهِ اللّهِ فَهُوَ مُبَذِّرٌ ، ومَن أنفَقَ فی سَبیلِ الخَیرِ فَهُوَ مُقتَصِدٌ . [۲۷۵]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی حَدیثِ زَواجِ فاطِمَهَ علیهاالسلام : یا أُمَّ سَلَمَهَ ، ابْتَاعِی لِابْنَتی فِراشا مِن حِلسِ[۲۷۶] مِصرَ وَاحشِیهِ لِیفا، وَاتَّخِذی لَها مِدرَعَهً [۲۷۷]وعَباءَهً قُطوانِیَّهً [۲۷۸]، ولا تَتَّخِذی أکثَرَ مِن ذلِکَ فَیَکونا مِنَ المُسرِفینَ . [۲۷۹]
تاریخ دمشق عن محمّد بن شهاب الزهری :مَرَّ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله بِرَجُلٍ یَتَوَضَّأُ وهُوَ یُفرِغُ الماءَ فی وُضوئِهِ إفراغاً . فَقالَ : لا تُسرِف ، فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ وفِی الوُضوءِ إسرافٌ؟ قالَ: نَعَم فی کُلِّ شَیءٍ إسرافٌ . [۲۸۰]
امام صادق علیه السلام خطاب به مردی :از خداوند ، پروا کن و نه اسراف کن و نه تنگ بگیر ؛ بلکه راه میانه را در پیش گیر ؛ زیرا ریخت و پاش ، گونهای از اِسراف است . خدای فرموده است: «و هیچ گونه ولخرجی مکن» .
تفسیر العیاشی به نقل از عبد الرحمان بن حجّاج :از امام صادق علیه السلام دربارهٔ آیه «و هیچ گونه ولخرجی مکن» ، سؤال کردم ، فرمود : «هر کس چیزی را در راهی جز طاعت خدا انفاق کند ، ولخرج است و هرکس در راه خیر و خوبی خرج کند ، صرفه جوست» .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در داستان ازدواج فاطمه علیهاالسلام :ای اُمّ سلمه! برای دخترم ، زیراندازی مصری بخر و برایش تشکچهای از لیف خرما فراهم کن و پیراهن و چادری قطوانی [۲۸۱] تهیه کن ، و بیش از اینها چیزی فراهم مکن که از اسرافکاران میشوند .
تاریخ دمشق به نقل از محمّد بن شهاب زُهَری :پیامبر صلی الله علیه و آله از کنار مردی که در حال وضو گرفتن بود، میگذشت که دید آن شخص ، در وضویش بسیار آب مصرف میکند . فرمود : «اسراف نکن» . آن مرد گفت : ای پیامبر خدا! آیا در وضو هم اسراف هست؟ فرمود : «آری! در همه چیز ، اسراف هست» .
سنن ابن ماجه عن عبداللّه بن عمرو :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله مَرَّ بِسَعدٍ وهُوَ یَتَوَضَّأُ ، فَقالَ : ما هَذَا السَّرَفُ؟! فَقالَ : أ فِی الوُضوءِ إسرافٌ؟ قالَ : نَعَم وإن کُنتَ عَلی نَهَرٍ جارٍ [۲۸۲].
رسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله :إنَّ مِنَ السَّرَفِ أن تَأکُلَ کُلَّ مَا اشتَهَیتَ . [۲۸۳]
الامام علی علیه السلام :قِلَّهُ الأَکلِ مِنَ العَفافِ وکَثرَتُهُ مِنَ الإِسرافِ . [۲۸۴]
عنه علیه السلام :إنَّ إعطاءَ المالِ فی غَیرِ حَقِّهِ تَبذیرٌ وإسرافٌ . [۲۸۵]
عنه علیه السلام :کُلُّ ما زادَ عَلَی الاِقتِصادِ إسرافٌ. [۲۸۶]
عنه علیه السلام :ما فَوقَ الکَفافِ إسرافٌ . [۲۸۷]
سنن ابن ماجه به نقل از عبد اللّه بن عمرو :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از کنار سعد که در حال وضو بود ، عبور کرد و به او فرمود : «این اسراف برای چیست؟». گفت : آیا در وضو هم اسراف هست؟ فرمود : «آری! اگر چه بر نهری روان باشد» .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :این که هر چه دلت بخواهد بخوری ، از اسراف است .
امام علی علیه السلام :کم خوری ، نشانه خویشتنداری است ، و پُرخوری ، نشانه زیاده روی .
امام علی علیه السلام :خرج کردنِ نا به جا ، به یقین ، حیف و میل و اسراف است .
امام علی علیه السلام :هر چه فراتر از میانه روی باشد ، اسراف است .
امام علی علیه السلام :بیش از نیاز ، اسراف است .
تفسیر العیّاشی عن أبی بصیرٍ :سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام عَن قَولِهِ : «وَ لَا تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا» ، قالَ : بَذْلُ الرّجُلِ مالَهُ ویَقعُدُ لَیسَ لَهُ مالٌ ، قالَ : فَیَکونُ تَبذیرٌ فی حَلالٍ؟ قالَ : نَعَم . [۲۸۸]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن بَذَّرَ أفقَرَهُ اللّهُ . [۲۸۹]
الإمام علیّ علیه السلام :کَثرَهُ السَّرَفِ تُدَمِّرُ . [۲۹۰]
عنه علیه السلام فِی الحِکَمِ المَنسوبَهِ إلَیهِ : ثَلاثَهُ أشیاءَ لا دَوامَ لَها : المالُ فی یَدِ المُبَذِّرِ ، وسَحابَهُ الصَّیفِ ، وغَضَبُ العاشِقِ . [۲۹۱]
عنه علیه السلام :شَینُ السَّخاءِ السَّرَفُ . [۲۹۲]
عنه علیه السلام :أقبَحُ البَذلِ السَّرَفُ .[۲۹۳]
عنه علیه السلام فِی الحِکَمِ المَنسوبَهِ إلَیهِ : الفَرقُ بَینَ السَّخاءِ وَالتَّبذیرِ : أنَّ السَّخِیَّ یَسمُحُ بِما یَعرِفُ مِقدارَهُ ومِقدارَ الرَّغبَهِ فیهِ إلَیهِ ، ویَضَعُهُ بِحَیثُ یَحسُنُ وَضعُهُ وتَزکو عارِفَتُهُ . وَالمُبَذِّرَ یَسمُحُ بِما لا یُوازِنُ بِهِ رَغبَهَ الرّاغِبِ ، ولا حَقَّ القاصِدِ ، ولا مِقدارَ ما أولی ، ویَستَفِزُّهُ لِذلِکَ خَطرَهٌ مِن خَطَراتِهِ ، وَالتَّصَدّی لِاءِطراءِ مُطرٍ لَهُ بَینَهُما بَونٌ بَعیدٌ . [۲۹۴]
تفسیر العیّاشی به نقل از ابو بصیر :از امام صادق علیه السلام از آیه «و هیچ گونه ولخرجی مکن» سؤال کردم . امام علیه السلام فرمود : «این که انسان ، اموال خود را آن قدر بذل و بخشش کند که خود تهی دست شود» . گفتم : پس در مال حلال نیز ولخرجی و تبذیر هست؟ فرمود : «آری» .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر که ریخت و پاش کند ، خداوند ، او را به فقر ، دچار می گردانَد .
امام علی علیه السلام :فراوان اسراف کردن ، ویرانی به دنبال دارد .
امام علی علیه السلام در حکمتهای منسوب به وی :سه چیز را پایداری نباشد: مال در دستِ ریخت و پاش کننده ، پاره ابرِ تابستانی ، و خشمِ عاشق .
امام علی علیه السلام :عار سخاوتمندی ، اسراف است .
امام علی علیه السلام :زشتترین بخشش ، اسراف است .
امام علی علیه السلام در حکمتهای منسوب به وی - :تفاوت میان دست و دل بازی وریخت و پاش ، این است : دست و دل باز ، از چیزی میبخشد که قدرش را میداند ، میزانِ دلبستگی به آن را میشناسد ، و آن را در جای صحیحْ مصرف میکند و بخشش و دَهشِ وی ، بالنده و پاک است ؛ وَ[لی] ریخت و پاش کننده ، چیزی را میبخشد که قدر دلبستگی به آن را نمیداند ، حق میانه روی در آن را نمیشناسد ، و میزان احسانی را که میکند ، ارزیابی نمیکند . و او را بدین کار ، وسوسهای از وسوسههایش می کشانَد و میخواهد تا وی را فراوان ستایش کنند . [پس ]میان این دو ، فاصله بسیار است .
الإمام العسکریّ علیه السلام :إنَّ لِلسَّخاءِ مِقدارا فَإن زادَ عَلَیهِ فَهُوَ سَرَفٌ . [۲۹۵]
الإمام علیّ علیه السلام :القَصدُ مَثراهٌ ، وَالسَّرَفُ مَتواهٌ . [۲۹۶]
عنه علیه السلام :لا غِنی مَعَ إسرافٍ . [۲۹۷]
عنه علیه السلام :سَبَبُ الفَقرِ الإِسرافُ . [۲۹۸]
عنه علیه السلام :کَفی بِالتَّبذیرِ سَرَفا . [۲۹۹]
عنه علیه السلام :القَلیلُ مَعَ التَّدبیرِ أبقی مِنَ الکَثیرِ مَعَ التَّبذیرِ .[۳۰۰]
عنه علیه السلام :مَنِ افتَخَرَ بِالتَّبذیرِ احتُقِرَ بِالإِفلاسِ .[۳۰۱]
عنه علیه السلام :التَّبذیرُ قَرینٌ مُفلِسٌ . [۳۰۲]
عنه علیه السلام :التَّبذیرُ عُنوانُ الفاقَهِ . [۳۰۳]
عنه علیه السلام :مَنِ اشتَری ما لا یَحتاجُ إلَیهِ ، باعَ ما یَحتاجُ إلَیهِ . [۳۰۴]
عنه علیه السلام :إذا أرادَ اللّهُ بِعَبدٍ خَیرا ألهَمَهُ الِاقتِصادَ وحُسنَ التَّدبیرِ ، وجَنَّبَهُ سوءَ التَّدبیرِ وَالإِسرافَ . [۳۰۵]
امام عسکری علیه السلام :همانا برای بخشندگی ، اندازهای است که اگر از آن فراتر رَوَد ، اسراف است .
امام علی علیه السلام :میانه روی ، افزایش دهنده [ی مال ]است و اسرافکاری ، مایه هلاکت .
امام علی علیه السلام :با اسراف ، توانگری نیست .
امام علی علیه السلام :اسراف ، زمینه ساز فقر است .
امام علی علیه السلام :ریخت و پاشْ برای اسراف ، کافی است .
امام علی علیه السلام :اندک ، همراهِ حساب اندیشی ، پابرجاتر از بسیاری است که ریخت و پاش شود .
امام علی علیه السلام :هر که به ریخت و پاش فخر بفروشد ، با تنگ دستی ، خوار و کوچک میشود .
امام علی علیه السلام :ریخت و پاش ، همراهی است که [انسان را] به تنگ دستی می کشانَد .
امام علی علیه السلام :ریخت و پاش ، نشانه تنگ دستی است .
امام علی علیه السلام :هر که آنچه را نیاز ندارد ، بخرد ، آنچه را بدان نیاز دارد ، فروخته [و از کف داده] است .
امام علی علیه السلام :هر گاه خداوند برای بندهای خیر بخواهد ، میانه روی و درست اندیشی را به وی الهام میفرماید و او را از نادرست اندیشی و اسرافکاری ، به دور میدارد .
عنه علیه السلام :الإِسرافُ یُفنِی الکَثیرَ ؛ الِاقتِصادُ یُنمِی الیَسیرَ . [۳۰۶]
عنه علیه السلام :الإِسرافُ یُفنِی الجَزیلَ . [۳۰۷]
الإمام زین العابدین علیه السلام فی دُعائِهِ : اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِهِ ، وَامنَعنی مِنَ السَّرَفِ ، وحَصِّن رِزقی مِنَ التَّلَفِ ، ووَفِّر مَلَکَتی بِالبَرَکَهِ فیهِ ، وأصِب بی سَبیلَ الهِدایَهِ لِلبِرِّ فی ما اُنفِقُ مِنهُ . [۳۰۸]
الإمام الباقر علیه السلام :کانَ أبی عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیهماالسلام إذا رَأی شَیئا مِنَ الخُبزِ فی مَنزِلِهِ مَطروحا ولَو قَدرَ ما تَجُرُّهُ النَّملَهُ ، نَقَصَ مِن قوتِ أهلِهِ بِقَدرِ ذلِکَ . [۳۰۹]
الإمام الصادق علیه السلام :الکَبائِرُ مُحَرَّمَهٌ ، وهِیَ . . . وَالإِسرافُ وَالتَّبذیرُ . [۳۱۰]
عنه علیه السلام :أدنَی الإِسرافِ : هِراقَهُ فَضلِ الإِناءِ ، وَابتِذالُ ثَوبِ الصَّونِ ، وإلقاءُ النَّوی .[۳۱۱]
عنه علیه السلام :إنَّ القَصدَ أمرٌ یُحِبُّهُ اللّهُ عز و جل ، وإنَّ السَّرَفَ أمرٌ یُبغِضُهُ اللّهُ ، حَتّی طَرحَکَ النَّواهَ ؛ فَإِنَّها تَصلُحُ لِلشَّیءِ ، وحَتّی صَبَّکَ فَضلَ شَرابِکَ . [۳۱۲]
امام علی علیه السلام :اسراف ، [مال] بسیار را نابود میکند ، و میانه روی ، [مال ]اندک را بالنده می گردانَد .
امام علی علیه السلام :اسراف ، [مالِ] فراوان را تباه میکند .
امام زین العابدین علیه السلام در دعای خویش :بار خدایا! بر محمّد و خاندانش درود فرست و مرا از زیاده روی باز دار و روزی ام را از تلف شدنْ نگه دار و دارایی ام را با برکت ، افزون فرما و مرا به راه هدایت ، رهنمون شو تا نیکوکارانه انفاق کنم .
امام باقر علیه السلام :پدرم زین العابدین علیه السلام ، هر گاه میدید که در خانه اش ، نانی دور افکنده شده هر چند اگر به اندازه دهانگیرِ مورچهای بود ، به قدر همان ، از خوراک خانواده اش کم مینهاد .
امام صادق علیه السلام :گناهان بزرگ ، حرام اند ؛ و آنها چنین اند : . . . و زیاده روی ، و ریخت و پاش .
امام صادق علیه السلام :کمترین اندازه اسراف ، این است: [به زمین] ریختنِ زیاده ظرف ؛ جامه نگاهداری شده را نا به جا مصرف کردن ؛ و دور افکندنِ هسته خرما .
امام صادق علیه السلام :میانه روی ، کاری است که خداوند عز و جل ، آن را دوست میدارد ، و اسراف را ناخوش میدارد ، حتّی دور انداختن هسته[ی میوه]ات را ؛ زیرا آن [نیز] به کاری میآید و حتّی دور ریختن زیادیِ نوشیدنی ات را .
عنه علیه السلام لَمّا سُئِلَ عَن أدنَی الإِسرافِ : إبذالُکَ ثَوبَ صَونِکَ ، وإهراقُکَ فَضلَ إنائکَ ، وأکلُکَ التَّمرَ ورَمیُکَ النَّوی هاهُنا وهاهُنا . [۳۱۳]
عنه علیه السلام :إنَّ السَّرَفَ یورِثُ الفَقرَ . [۳۱۴]
عنه علیه السلام :إنَّ مَعَ الإِسرافِ قِلَّهَ البَرَکَهِ . [۳۱۵]
عنه علیه السلام :الرِّفقُ لا یَعجِزُ عَنهُ شَیءٌ ، وَالتَّبذیرُ لا یَبقی مَعَهُ شَیءٌ . [۳۱۶]
تفسیر العیّاشی عن بشر بن مروان :دَخَلنا عَلی أبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام فَدَعا بِرُطَبٍ ، فَأَقبَلَ بَعضُهُم یَرمی بِالنَّوی . فَأَمسَکَ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام یَدَهُ فَقالَ : لا تَفعَل ؛ إنَّ هذا مِنَ التَّبذیرِ ، وإنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الفَسادَ . [۳۱۷]
دعائم الإسلام عن جعفر بن محمّد علیهماالسلام :أنَّهُ نَظَرَ إلی فاکِهَهٍ قَد رُمِیَت مِن دارِهِ لَم یُستَقصَ أکلُها ، فَغَضِبَ علیه السلام وقالَ : ما هذا ؟! إن کُنتُم شَبِعتُم فَإِنَّ کَثیرا مِنَ النّاسِ لَم یَشبَعوا ، فَأَطعِموهُ مَن یَحتاجُ إلَیهِ . [۳۱۸]
الکافی عن یاسر الخادم :أکَلَ الغِلمانُ یَوما فاکِهَهً ولَم یَستَقصوا أکلَها ورَمَوا بِها ، فَقالَ لَهُم أبُو الحَسَنِ علیه السلام : سُبحانَ اللّهِ! إن کُنتُمُ استَغنَیتُم فَإِنَّ اُناسا لَم یَستَغنوا ، أطعِموهُ مَن یَحتاجُ إلَیهِ . [۳۱۹]
امام صادق علیه السلام : در پاسخ به سؤال از کمترین حدّ زیاده روی :لباس بیرونت را لباس خانه و دم دستی قرار دهی ؛ ته مانده ظرفت را دور بریزی ؛ و خرما بخوری و هستههایش را این طرف و آن طرف پرت کنی .
امام صادق علیه السلام :هر آینه ، زیاده روی ، فقر را به دنبال می آورَد .
امام صادق علیه السلام :همانا زیاده روی ، کم برکتی به همراه دارد .
امام صادق علیه السلام :با نرمی و مدارا ، ناتوانی نیست ؛ و با ریخت و پاش ، هیچ چیز باقی نمی نمانَد .
تفسیر العیّاشی به نقل از بِشْر بن مروان :نزد امام صادق علیه السلام درآمدیم . [ما را] به خرمای تازه فراخواند . یکی از حاضران ، هسته خرما را دور میافکند . امام صادق علیه السلام دست او را گرفت و فرمود: «چنین مکن! هر آینه ، این ریخت و پاش است و خداوند ، فساد را دوست نمیدارد» .
دعائم الإسلام :امام صادق علیه السلام به میوهای نیم خورده برخورد که از خانه ایشان به بیرون افکنده شده بود . به خشم آمد و فرمود: «این چیست؟ اگر شما سیر شدهاید ، بسیاری از مردم ، گرسنهاند . پس آن را به کسی بخورانید که بِدان نیاز دارد» .
الکافی به نقل از یاسرِ خادم :روزی خدمتکاران ، سیبی خوردند و آن را نیم خورده ، رها کردند و دور افکندند . امام رضا علیه السلام به ایشان فرمود : «سبحان اللّه ! اگر شما از آن بی نیازید ، مردمی به آن نیازمندند ؛ آن را به کسی بخورانید که بدان نیاز دارد» .
الإمام الکاظم علیه السلام :مَنِ اقتَصَدَ وقَنَعَ بَقِیَت عَلَیهِ النِّعمَهُ ، ومَن بَذَّرَ وأسرَفَ زالَت عَنهُ النِّعمَهُ . [۳۲۰]
الکافی عن ابن طیفور المتطبّب :سَأَلَنی أبُو الحَسَنِ علیه السلام : أیُّ شَیءٍ تَرکَبُ ؟ قُلتُ : حِمارا ، فَقالَ : بِکَمِ ابتَعتَهُ ؟ قُلتُ : بِثَلاثَهَ عَشَرَ دینارا ، فَقالَ : إنَّ هذا هُوَ السَّرَفُ ؛ أن تَشتَرِیَ حِمارا بِثَلاثَهَ عَشَرَ دینارا وتَدَعَ بِرذَونا . قُلتُ : یا سَیِّدی ، إنَّ مَؤونَهَ البِرذَونِ أکثَرُ مِن مَؤونَهِ الحِمارِ! فَقالَ : إنَّ الَّذی یُمَوِّنُ الحِمارَ یُمَوِّنُ البِرذَونَ ، أما عَلِمتَ أنَّ مَنِ ارتَبَطَ دابَّهً مُتَوَقِّعا بِهِ أمرَنا ویَغیظُ بِهِ عَدُوَّنا وهُوَ مَنسوبٌ إلَینا أدَرَّ اللّهُ رِزقَهُ ، وشَرَحَ صَدرَهُ ، وبَلَّغَهُ أمَلَهُ ، وکانَ عَونا عَلی حَوائِجِهِ؟! [۳۲۱]
۴ / ۲التَّرَفُالکتاب :«وَ مَآ أَرْسَلْنَا فِی قَرْیَهٍ مِّن نَّذِیرٍ إِلَا قَالَ مُتْرَفُوهَآ إِنَّا بِمَآ أُرْسِلْتُم بِهِ کَافِرُونَ * وَ قَالُواْ نَحْنُ أَکْثَرُ أَمْوَ لًا وَ أَوْلَدًا وَ مَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ» [۳۲۲].
راجع : الزخرف : ۲۳ ، مؤمنون : ۳۳ .
افراط در رفاه طلبی
امام کاظم علیه السلام :هر که میانه روی و قناعتْ پیشه کند ، نعمت برایش پایدار می مانَد و آن که ریخت و پاش و اسراف کند ، نعمت از او روی می گردانَد .
الکافی به نقل از ابن طیفور طبیب :امام رضا علیه السلام از من پرسید: «بر چه سوار میشوی؟» . گفتم : بر درازگوش . فرمود : «او را چند خریدهای؟» . گفتم : «به سیزده دینار» . فرمود: «این ، زیاده روی است که درازگوشی بخری به سیزده دینار و یابو را وانهی!» . گفتم : «سرورم! هزینه نگهداری یابو ، بیش از درازگوش است» . فرمود : «آن که آذوقه درازگوش را می رسانَد ، از آنِ یابو را هم می رسانَد . آیا ندانستهای هر که چهارپایی نگاه دارد و با آن ، انتظار امر [فَرَجِ ]ما را بکِشد و با دشمن ما خشم ورزد و به ما پیوند رسانَد ، خداوند ، روزی اش را سرشار ، سینه اش را فراخ ، و آرزویش را برآورده میسازد ؛ و او را برای دستیابی به نیازمندیهایش یاری میدهد؟» .
۴ / ۲افراط در رفاه طلبیقرآن :«و [ ما ]در هیچ شهری ، هشداردهندهای نفرستادیم ، جز آن که خوش گذرانان آنها گفتند: «ما به آنچه شما بدان فرستاده شدهاید ، کافریم» . و گفتند : «ما دارایی و فرزندانمان ، از همه بیشتر است و ما عذاب نخواهیم شد»» .
ر . ک : زخرف : آیه ۲۳ ، مؤمنون : آیه ۳۳ .
الحدیث :الإمام علی علیه السلام فی خُطبَهٍ لَهُ : أمَّا الأَغنِیاءُ مِن مُترَفَهِ الاُمَمِ ، فَتَعَصَّبوا لِاثارِ مَواقِعِ النِّعَمِ ، فَقالوا : «نَحْنُ أَکْثَرُ أَمْوَ لًا وَ أَوْلَادًا وَ مَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ» . [۳۲۳]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إیّاکَ وَالتَّنَعُّمَ ؛ فَإِنَّ عِبادَ اللّهِ لَیسوا بِالمُتَنَعِّمینَ . [۳۲۴]
عنه صلی الله علیه و آله :شِرارُ اُمَّتِی : الَّذینَ غُذوا بِالنَّعیمِ ونَبَتَت عَلَیهِ أجسامُهُم . [۳۲۵]
عنه صلی الله علیه و آله :شِرارُ اُمَّتِی : الَّذینَ وُلِدوا فِی النَّعیمِ وغُذوا بِهِ ، هِمَّتُهُم ألوانُ الطَّعامِ وألوانُ الثِّیابِ ، یَتَشَدَّقونَ فِی الکَلامِ . [۳۲۶]
عنه صلی الله علیه و آله :سَیَأتی بَعدَکُم قَومٌ یَأکُلونَ أطائِبَ الدُّنیا وألوانَها ، ویَنکِحونَ أجمَلَ النِّساءِ وألوانَها ، ویَلبَسونَ ألیَنَ الثِّیابِ وألوانَها ، ویَرکَبونَ فُرهَ الخَیلِ وألوانَها ، لَهُم بُطونٌ مِنَ القَلیلِ لا تَشبَعُ ، وأنفُسٌ بِالکَثیرِ لا تَقنَعُ ، عاکِفینَ عَلَی الدُّنیا یَغدونَ ویَروحونَ إلَیها ، اِتَّخَذوها آلِهَهً مِن دونِ إلهِهِم ، ورَبّا دونَ رَبِّهِم ، إلی أمرِهِم یَنتَهونَ ، وهَواهُم یَتَّبِعونَ . فَعَزیمَهٌ مِن مُحَمَّدِ بنِ عَبدِ اللّهِ لازِمَهٌ لِمَن أدرَکَهُ ذلِکَ الزَّمانُ مِن عَقِبِ عَقِبِکُم وخَلَفِ خَلَفِکُم ، أن لا یُسَلِّمَ عَلَیهِم ، ولا یَعودَ مَرضاهُم ، ولا یَتَّبِعَ جَنائِزَهُم ، ولا یُوَقِّرَ کَبیرَهُم ؛ فَمَن یَفعَل ذلِکَ فَقَد أعانَ عَلی هَدمِ الإِسلامِ . [۳۲۷]
حدیث :امام علی علیه السلام در خطبهای از وی - :امّا توانگران ، از نازپروردگان امّتها بودند که به دلیل برخورداری از نعمتها ، دچار تعصّب شدند و گفتند: «ما مالها و فرزندان بیشتر داریم ، و ما از عذاب شدگان نیستیم» .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از نازپروردگی ، دور باش ؛ زیرا بندگان خداوند ، نازپرورده نیستند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بَدانِ امّت من ، آنان اند که در [ناز و] نعمتْ بار میآیند و پیکرهایشان در آن ، پروریده میشود .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بَدانِ امّت من ، آنان اند که در نعمتْ زاده میشوند و با آن ، بار میآیند ؛ همّتشان صرف غذاها و جامههای رنگارنگ میشود و در سخن گفتن ، مراعات دیگران را نمیکنند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :پس از شما گروهی میآیند که گواراییها و رنگارنگیهای دنیا را میخورند و زیباترین و خوش رنگ ترینِ آنان را به همسری برمی گزینند و نرمترین و رنگ به رنگ ترینِ جامهها را میپوشند و چالاکترین و رنگارنگترین اسبان را سوار میشوند ؛ اندرونهایی دارند که از کم ، سیر نمیشوند و جانهایی که به بسیار ، قانع نیستند ؛ به دنیا دل میبندند و شب و روز ، به آن مشغول میشوند و جز آن خدای و پروردگارشان ، معبود و پروردگار میگیرند و در پی کاری که میخواهند ، میروند و دنباله خواهش خویش را میگیرند . پس از محمّد بن عبد اللّه ، عهدی لازم است بر هر یک از پسینیان و آیندگان شما که آن روزگار را دریابد ، که بر ایشان سلام نکند ، بیمارانشان را عیادت ننماید ، در پی جنازه هایشان نرود ، و بزرگ سالانشان را احترام ننهد ؛ و هر که چنین کند ، به ویران سازی اسلام ، کمک کرده است .
عنه صلی الله علیه و آله :مَن قَضی نَهمَتَهُ فِی الدُّنیا حیلَ بَینَهُ وبَینَ شَهوَتِهِ فِی الآخِرَهِ ، ومَن مَدَّ عَینَهُ إلی زینَهِ المُترَفینَ کانَ مَهیناً فی مَلَکوتِ السَّماءِ . [۳۲۸]
عنه صلی الله علیه و آله :یَابنَ مَسعودٍ ، سَیَأتی مِن بَعدی أقوامٌ یَأکُلونَ طَیِّباتِ الطَّعامِ وألوانَها ، ویَرکَبونَ الدَّوابَّ ، ویَتَزَیَّنونَ بِزینَهِ المَرأَهِ لِزَوجِها ، ویَتَبَرَّجونَ تَبَرُّجَ النِّساءِ ، وزِیُّهُم مِثلُ زِیِّ المُلوکِ الجَبابِرَهِ ، هُم مُنافِقو هذِهِ الاُمَّهِ فی آخِرِ الزَّمانِ ، شارِبُو القَهَواتِ ، لاعِبونَ بِالکِعابِ ، راکِبُو الشَّهَواتِ ، تارِکُو الجَماعاتِ ، راقِدونَ عَنِ العَتَماتِ ، مُفَرِّطونَ فِی الغَدَواتِ ؛ یَقولُ اللّهُ تَعالی : «فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُواْ الصَّلَوهَ وَ اتَّبَعُواْ الشَّهَوَ تِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا» . [۳۲۹]یَابنَ مَسعودٍ ، مَثَلُهُم مَثَلُ الدِّفلی ؛ زَهرَتُها حَسَنَهٌ وطَعمُها مُرٌّ ، کَلامُهُمُ الحِکمَهُ ، وأعمالُهُم داءٌ لا تَقبَلُ الدَّواءَ ؛ «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَانَ أَمْ عَلَی قُلُوبٍ أَقْفَالُهَآ» . [۳۳۰] یَابنَ مَسعودٍ ، ما یَنفَعُ مَن یَتَنَعَّمُ فِی الدُّنیا إذا اُخلِدَ فِی النّارِ ؟! «یَعْلَمُونَ ظَهِرًا مِّنَ الْحَیَوهِ الدُّنْیَا وَ هُمْ عَنِ الْأَخِرَهِ هُمْ غَافِلُونَ» .[۳۳۱] یَبنونَ الدُّورَ ، ویُشَیِّدونَ القُصورَ ، ویُزَخرِفونَ المَساجِدَ ، لَیسَت هِمَّتُهُم إلَا الدُّنیا ، عاکِفونَ عَلَیها ، مُعتَمِدونَ فیها ، آلِهَتُهُم بُطونُهُم ؛ قالَ اللّهُ تَعالی : «وَ تَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّکُمْ تَخْلُدُونَ * وَ إِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِینَ * فَاتَّقُواْ اللَّهَ وَ أَطِیعُونِ» [۳۳۲]، وقالَ اللّهُ تَعالی : «أَفَرَءَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَی عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلَی سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ إلی قَولِهِ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ» . [۳۳۳]وما هُوَ إلّا مُنافِقٌ جَعَلَ دینَهُ هَواهُ ، وإلهَهُ بَطنَهُ ، کُلُّ مَا اشتَهی مِنَ الحَلالِ وَالحَرامِ لَم یَمتَنِع مِنهُ ؛ قالَ اللّهُ تَعالی : «وَ فَرِحُواْ بِالْحَیَوهِ الدُّنْیَا وَ مَا الْحَیَوهُ الدُّنْیَا فِی الْأَخِرَهِ إِلَا مَتَعٌ» . [۳۳۴]یَابنَ مَسعودٍ ، مَحاریبُهُم نِساؤُهُم ، وشَرَفُهُمُ الدَّراهِمُ وَالدَّنانیرُ ، وهِمَّتُهُم بُطونُهُم ، اُولئِکَ هُم شَرُّ الأَشرارِ ، الفِتنَهُ مِنهُم وإلَیهِم تَعودُ . یَابنَ مَسعودٍ ، قَولُ اللّهِ تَعالی : «أَفَرَءَیْتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِینَ * ثُمَّ جَآءَهُم مَّا کَانُواْ یُوعَدُونَ * مَآ أَغْنَی عَنْهُم مَّا کَانُواْ یُمَتَّعُونَ» .[۳۳۵]یَابنَ مَسعودٍ ، أجسادُهُم لا تَشبَعُ ، وقُلوبُهُم لا تَخشَعُ . یَابنَ مَسعودٍ ، الإِسلامُ بَدَأَ غَریبا وسَیَعودُ غَریبا کَما بَدَأَ ، فَطوبی لِلغُرَباءِ ! فَمَن أدرَکَ ذلِکَ الزَّمانَ مِن أعقابِکُم فَلا تُسَلِّموا عَلَیهِم فی نادیهِم ، ولا تُشَیِّعوا جَنائِزَهُم ، ولا تَعودوا مَرضاهُم ؛ فَإِنَّهُم یَستَنّونَ بِسُنَّتِکُم ، ویَظهَرونَ بِدَعواکُم ، ویُخالِفونَ أفعالَکُم ؛ فَیَموتونَ عَلی غَیرِ مِلَّتِکُم ، اُولئِکَ لَیسوا مِنّی ولا أنَا مِنهُم . [۳۳۶]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس همه نیازهای خود را از دنیا برآورد ، روز آخرت، به خواسته اش نمیرسد ؛ و هر که به زیور نازپروردگانْ چشم بدوزد ، در ملکوت آسمان، خوار است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ای ابن مسعود! پس از من، گروههایی میآیند که غذاهای خوشمزه و رنگارنگ میخورند و بر چهارپایان سوار میشوند و خود را چنان آرایش میکنند که زنی برای همسرش آرایش میکند و همچون زنان، زیورآرایی مینمایند و همانند شاهان ستمگر، جامه میپوشند . آنان منافقانِ این امّت در آخر الزمان هستند که شراب مینوشند و با قاب ، قمار میکنند و شهوت میرانند و نمازهای جماعت را وا مینهند و خوابِ ابتدای شب را وا میگذارند و در صبحگاهان، بسیار میخوابند . خدای تعالی میفرماید: «آن گاه ، کسانی جانشین اینان گشتند که نماز را وانهادند و پیرو شهوتها شدند . آنان به زودی در غَی، [۳۳۷] فرو خواهند افتاد» . ای ابن مسعود! آنان همانند خرزهرهاند که گلی زیبا دارد ، امّا مزه اش سختْ تلخ است . گفتارشان حکیمانه جلوه میکند ؛ امّا کردارشان، بیماری ای درمان ناپذیر است : «آیا در قرآن نمیاندیشند یا بر قلب هایشان قفل هاست؟» . ای ابن مسعود! آن که در دنیا با نازپروردگی، زندگی میکند ، سودی نمی بَرَد ، آن گاه که در آتش، جاودانه میگردد: «آنان به جلوه بیرونی زندگی دنیا آگاهاند ؛ امّا از آخرتْ بی خبرند» . خانهها میسازند ؛ کاخها بر پا میکنند ؛ مسجدها را به زیور میآرایند ؛ مقصد همه تلاش هایشان تنها دنیاست و به آن، روی آوردهاند و دل بستهاند . خدایِ آنان ، شکم هایشان است . خداوند تعالی فرموده است: «با این پندار که همواره زندهاید ، دژها و کاخها برمی افرازید؟ و به گاه انتقام گیری ، همچون سرکشان، رفتار میکنید؟ پس تقوای خدا را پیش گیرید و از من فرمان برید» . نیز خداوند متعال فرموده است: «آیا دیدهای آن را که هوسش را به خدایی برگزید و خدا از روی علم، گمراهش ساخت و بر گوش و دلش مهر نهاد . . . آیا پند نمیگیرید؟» . چنین کسی، جز منافق نیست که هوس خویش را دینِ خود ساخته و شکمش را خدای خویش . از هر چه دلش بخواهد ، خواه حلال و خواه حرام ، نمیپرهیزد . خداوند تعالی فرموده است: «اینان به همین زندگی پستْ خشنودند ؛ امّا این زندگی در برابر زندگی آخرت ، تنها کالایی ناچیز است» . ای ابن مسعود! محرابهای اینان زنانشان اند ، و شرافت ایشان در درهم و دینار است ، و همه توانشان را در راه شکم خود به کار میگیرند . اینان در میان بَدان ، بدترین اند ؛ هم خاستگاه فتنهاند و هم بازگشتگاه آن . ای ابن مسعود! سخن خدای متعال چنین است : «مگر نمی دانی اگر سالها آنان را برخوردار کنیم ، آن گاه عذاب موعود به آنها برسد، آنچه از آن برخوردار میشدند، به کارشان نمیآید؟» . ای ابن مسعود! کالبدهایشان سیری نمیپذیرد و دل هایشان نرم و رام نمیگردد . ای ابن مسعود! اسلام، غریبانه آغاز شد و به همان سان ، غریبانه باز خواهد گشت . پس خوشا سرانجامِ غریبان! از فرزندان شما ، هر کس که آن روزگار را دریابد [خطاب من به وی، این است:]، بدیشان سلام ندهید و جنازه هایشان را تشییع نکنید و بیمارانشان را عیادت ننمایید ؛ زیرا آنان گرچه خود را با شما هم سنّت و هم آوا جلوه میدهند ، رفتارشان همانند شما نیست . پس آنان مسلمان گونه نمیمیرند و نه آنها از من هستند و نه من از آنهایم .
الزهد لابن حنبل عن یزید بن عبد اللّه بن قسیط :اُتِیَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله بِسَویقٍ مِن سَویقِ اللَّوزِ ، فَلَمّا خیضَ قالَ : ما هذا ؟ قالوا : سَویقُ اللَّوزِ . قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : أخِّروهُ عَنّی ؛ هذا شَرابُ المُترَفینَ . [۳۳۸]
شُعب الإیمان عن واثله بن الأسقع :کُنتُ مِن فُقَراءِ المُصَلّینَ مِن أهلِ الصُّفَّهِ ، فَأَتانَا النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله ذاتَ یَومٍ فَقالَ : کَیفَ أنتُم بَعدی إذا شَبِعتُم مِن خُبزِ البُرِّ وَالزَّیتِ ، وأکَلتُم ألوانَ الطَّعامِ ولَبِستُم أنواعَ الثِّیابِ ؛ فَأَنتُمُ الیَومَ خَیرٌ أم ذاکَ ؟ قُلنا : ذاکَ . قالَ : بَل أنتُمُ الیَومَ خَیرٌ . [۳۳۹]
حلیه الأولیاء عن ابن شهاب :إنَّ عُثمانَ بنَ مَظعونٍ دَخَلَ یَوما المَسجِدَ وعَلَیهِ نَمِرَهٌ قَد تَخَلَّلَت فَرَقَعَها بِقِطعَهٍ مِن فَروَهٍ ، فَرَقَّ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَلَیهِ ورَقَّ أصحابُهُ لِرِقَّتِهِ ، فَقالَ : کَیفَ أنتُم یَومَ یَغدو أحَدُکُم فی حُلَّهٍ ویَروحُ فی اُخری ، وتوضَعُ بَینَ یَدَیهِ قَصعَهٌ وتُرفَعُ اُخری ، وسَتَرتُمُ البُیوتَ کَما تُستَرُ الکَعبَهُ ؟ قالوا : وَدَدنا أنَّ ذلِکَ قَد کانَ یا رَسولَ اللّهِ ؛ فَأَصَبنَا الرَّخاءَ وَالعَیشَ . قالَ : فَإِنَّ ذلِکَ لَکائِنٌ ، وأنتُمُ الیَومَ خَیرٌ مِن اُولئِکَ . [۳۴۰]
الزهد لابن حنبل عن حرب بن أبی الأسود عن طلحه البصریّ :قَدِمتُ المَدینَهَ ولَم یَکُن لی بِها مَعرِفَهٌ ورُبَّما قالَ : عَریفٌ وکانَ یُجری عَلَینا مُدٌّ مِن تَمرٍ بَینَ اثنَینِ ، فَصَلّی بِنا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله صَلاهً ، فَهَتَفَ بِهِ هاتِفٌ مِن خَلفِهِ فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، قَد أحرَقَ بُطونَنَا التَّمرُ ، وتَخَرَّقَت عَنَّا الخُنُفُ ! فَخَطَبَ فَحَمِدَ اللّهَ وأثنی عَلَیهِ وقالَ : وَاللّهِ لَو أجِدُ لَکُمُ اللَّحمَ وَالخُبزَ لَأَطعَمتُکُموهُ ، ولَیَأتِیَنَّ عَلَیکُم زَمانٌ یُغدی عَلی أحَدِکُمُ الجِفانُ ویُراحُ ، ولَتَلبَسُنَّ مِثلَ أستارِ الکَعبَهِ . قالوا : یا رَسولَ اللّهِ ، نَحنُ الیَومَ خَیرٌ مِنّا أو یَومَئِذٍ ؟ قالَ : أنتُمُ الیَومَ خَیرٌ مِنکُم یَومَئِذٍ ، أنتُمُ الیَومَ خَیرٌ مِنکُم یَومَئِذٍ ، یَضرِبُ بَعضُکُم رِقابَ بَعضٍ . [۳۴۱]
الزهد ، ابن حنبل به نقل از یزید بن عبد اللّه بن قسیط :معجون بادامی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورده شد . چون آن را به هم زدند ، فرمود : «این چیست؟». گفتند : معجون بادام . فرمود: «آن را از من دور کنید ؛ زیرا آن ، نوشیدنیِ نازپروردگان است» .
شُعب الإیمان به نقل از واثله بن اَسقع :من از فقیران نمازگزار در اهل صفّه بودم . روزی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نزد ما آمد و فرمود : «چه سان خواهید بود آن گاه که پس از من ، از نان گندم و روغن سیر شوید و غذاهای رنگین بخورید و جامههای گوناگون بپوشید . وضعِ شما امروز بهتر است یا آن روز؟». گفتیم: آن روز . فرمود : «بلکه وضع امروز شما بهتر است» .
حلیه الأولیاء به نقل از ابن شهاب - :روزی عثمان بن مَظعون، به مسجد درآمد ، در حالی که گلیمی پاره، بر وی بود که با تکّه پوستی، آن را پینه کرده بود . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بر وی دل بسوخت و اصحاب نیز بر دلسوزی او دل سوختند . فرمود: «چه سان خواهید بود در روزی که هر یک از شما، صبحگاهان در جامهای است و شامگاهان در جامه دیگر، و پیاپی نزدش ظرف غذا نهاده شود، و خانه هایتان را همچون کعبه بپوشانید؟». گفتند : آرزو داریم که چنان روزی دررسد ، ای پیامبر خدا ! تا به آسایش و رفاه، دست یابیم . فرمود : «بی تردید ، چنان خواهد شد ؛ امّا امروز، بیش از آن روز، به سود شماست» .
الزهد ، ابن حنبل به نقل از حرب بن ابو اسود، از طلحه بصری :به مدینه درآمدم ، در حالی که بدان شناختی نداشتم و شاید گفت: در آن جا ، آشنایی نداشتم و میان ما دو کف خرما برای هر نفر، تقسیم میشد . پس روزی، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پیشاپیش ما نماز نهاد ؛ سپس کسی از فراپشت وی، بانگ برآورد و گفت: «ای پیامبر خدا! خرما، اندرونهای ما را بسوزانده و جامههای کتانمان، پاره شده است . پیامبر به خطبه ایستاد و پس از سپاس و ستایش خداوند ، فرمود: «به خدا سوگند! اگر برای شما گوشت و نانی مییافتم ، شما را از آن، اطعام میکردم . هر آینه، روزگاری برایتان خواهد آمد که ظرفهای غذا ، صبحگاهان و شامگاهان ، پیاپی نزدتان درآید ، و جامههایی همانند پوشش کعبه، بر تن کنید» . گفتند: ای پیامبر خدا! امروز به خیریم یا آن روز خواهیم بود؟ فرمود: «شما امروز بیش از آن روز، به خیرید ؛ شما امروز بیش از آن روز به خیرید . در آن روز ، گردن یکدیگر را خواهید زد» .
الإمام علیّ علیه السلام :إنّا لَجُلوسٌ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فِی المَسجِدِ ، إذ طَلَعَ مُصعَبُ بنُ عُمَیرٍ ، ما عَلَیهِ إلّا بُردَهٌ لَهُ مَرقوعَهٌ بِفَروٍ ، فَلَمّا رَآهُ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله بَکی لِلَّذی کانَ فیهِ مِنَ النِّعمَهِ وَالَّذی هُوَ الیَومَ فیهِ ، ثُمَّ قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : کَیفَ بِکُم إذا غَدا أحَدُکُم فی حُلَّهٍ وراحَ فی حُلَّهٍ ، ووُضِعَت بَینَ یَدَیهِ صَحفَهٌ ورُفِعَت اُخری ، وسَتَرتُم بُیوتَکُم کَما تُستَرُ الکَعبَهُ ؟ قالوا : یا رَسولَ اللّهِ ، نَحنُ یَومَئِذٍ خَیرٌ مِنَّا الیَومَ ، نَتَفَرَّغُ لِلعِبادَهِ ، ونُکفَی المُؤنَهَ ! فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : لَأَنتُمُ الیَومَ خَیرٌ مِنکُم یَومَئِذٍ . [۳۴۲]
عنه علیه السلام :اُنظُروا فِی الدُّنیا نَظَرَ الزّاهِدِ المُفارِقِ لَها ؛ فَإِنَّها تُزیلُ الثّاوِیَ السّاکِنَ ، وتَفجَعُ المُترَفَ الآمِنَ ، لا یُرجی مِنها ما تَوَلّی فَأَدبَرَ ، ولا یُدری ما هُوَ آتٍ مِنها فَیُنتَظَرَ . [۳۴۳]
عنه علیه السلام :مَعاشِرَ شیعَتی ، اِحذَروا! فَقَد عَضَّتکُمُ الدُّنیا بِأَنیابِها ، تَختَطِفُ مِنکُم نَفسا بَعدَ نَفسٍ کَذِئابِها ، وهذِهِ مَطایَا الرَّحیلِ قَد اُنیخَت لِرُکّابِها ، ألا إنَّ الحَدیثَ ذو شُجونٍ ، فَلا یَقولَنَّ قائِلُکُم : إنَّ کَلامَ عَلِیٍّ مُتَناقِضٌ ؛ لِأَنَّ الکَلامَ عارِضٌ . ولَقَد بَلَغَنی أنَّ رَجُلاً مِن قُطّانِ المَدائِنِ تَبِعَ بَعدَ الحَنیفِیَّهِ عُلوجَهُ ، ولَبِسَ مِن نالَهِ دِهقانِهِ مَنسوجَهُ ، وتَضَمَّخَ بِمِسکِ هذِهِ النَّوافِجِ صَباحَهُ ، وَتَبَخَّرَ بِعودِ الهِندِ رَواحَهُ ، وحَولَهُ رَیحانُ حَدیقَهٍ یَشُمُّ نُفاحَهُ ، وقَد مُدَّ لَهُ مَفروشاتُ الرّومِ عَلی سُرُرِهِ . تَعسا لَهُ بَعدَ ما ناهَزَ السَّبعینَ مِن عُمُرِهِ ! وحَولَهُ شَیخٌ یَدِبُّ عَلی أرضِهِ مِن هَرَمِهِ ، وذو یُتمَهٍ تَضَوَّرَ مِن ضُرِّهِ ومِن قَرَمِهِ ، فَما واساهُم بِفاضِلاتٍ مِن عَلقَمِهِ ، لَئِن أمکَنَنِیَ اللّهُ مِنهُ لَأَخضِمَنَّهُ خَضمَ البُرِّ ، ولَاُقیمَنَّ عَلَیهِ حَدَّ المُرتَدِّ ، ولَأَضرِبَنَّهُ الثَّمانینَ بَعدَ حَدٍّ ، وَلَأَسُدَّنَّ مِن جَهلِهِ کُلَّ مَسَدٍّ . تَعسا لَهُ ! أفَلا شَعرٌ ؟! أفَلا صوفٌ ؟! أفَلا وَبَرٌ ؟! أفَلا رَغیفٌ قَفارُ اللَّیلِ إفطارٌ مُقَدَّمٌ [۳۴۴] ؟! أفَلا عَبرَهٌ عَلی خَدٍّ فی ظُلمَهِ لَیالٍ تَنحَدِرُ ؟! ولَو کانَ مُؤمِنا لَاتَّسَقَت لَهُ الحُجَّهُ إذا ضَیَّعَ ما لا یَملِکُ . [۳۴۵]
امام علی علیه السلام :همراه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در مسجد نشسته بودیم که مُصعب بن عُمَیر درآمد ، در حالی که تنها پارچهای یمنی بر خود داشت و با پارهای پوست، آن را پینه کرده بود . چون پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وی را بدید ، بدان جهت که روزی در ناز و نعمت بوده و اکنون در چنان حالی بود ، گریست . سپس فرمود: «چه سان خواهید بود آن روز که هر یک از شما صبحگاهان در یک جامه و شامگاهان در جامه دیگر باشد و پیاپی، قدح غذا برابرش نهاده شود ، و خانههاتان را همانند کعبه بپوشانید؟». گفتند: ای پیامبر خدا! آن روز، بهتر از امروز خواهیم بود ؛ زیرا در بینیازی میتوانیم به خوبی عبادت کنیم . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هر آینه، امروز، بهتر از آن روزید» .
امام علی علیه السلام :به دنیا با نظر پارسایی که از آن دوری می جویَد ، بنگرید ؛ زیرا آن، نابود کننده کسی است که در آن، اقامت و سکنا گزیند و رفاه زده ایمن را به درد آوَرَد . بهره دنیا چون پشت کند ، دیگر امیدی به بازگشت آن نیست ، و آینده، به روشنی دانسته نیست تا بتوان انتظارش را کشید .
امام علی علیه السلام :ای گروههای شیعیانِ من ! سخت مراقب باشید. همانا دنیا شما را به دندانْ گزیده و همچون گرگهایش، یکان یکانِ شما را در میرباید . این مَرکبِ کوچ است که اکنون نزد سواران خود زانو زده است . هان که سخن، شاخههایی دارد ؛ پس کسی از شما نگوید که سخن علی، تناقض دارد ؛ چرا که کلام ، مخاطبها و حالتهای گوناگونی دارد . به من خبر رسیده که مردی از ساکنان مدائن ، پس از مسلمان شدن ، از کافرانْ پیروی کرده و جامهای از خیّاط خانه مهترِ آن شهر برگرفته ، و بامدادِ خود را به مشکدانهایش خوش بو کرده و شامگاهش را به عود هندی، معطر نموده ، و پیرامونش را گل بوستانی فراگرفته و آن را میبوید ، و فرشهای رومی را بر تختهای خود گسترانیده است . پس از سپری کردن هفتاد سال ، چه بدبخت شده است! در پیرامون او پیرمردی است که از فرط پیری ، بر زمین میخزد ، و یتیمی است که از تنگ حالی و شدّت گرسنگی، به خود میپیچد ؛ امّا او [حتّی] از پس ماندههای غذای تلخش به وی نمیدهد . اگر خداوند، مرا بر وی مسلّط فرماید ، همچون گندم می کوبمش و بر وی حدّ مرتد، جاری میکنم و سپس هشتاد تازیانه می زنمش و راه عذر نادانی را بر او میبندم . آیا موی و پوست و کُرک حیوان ، نداشت؟ آیا تکّه نانی نداشت تا کسی را افطار دهد؟ آیا در تاریکی شب ، اشکی بر گونهای نمیغلتید؟ اگر وی مؤمن بود ، هر آینه، آن گاه که مالِ غیر خود را تباه مینمود ، حجّت بر وی تمام میشد .
۴ / ۳التَّفریطُ فِی الاِستِهلاکِالکتاب :«وَ أَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ» [۳۴۶] .
تفریط در مصرف
۴ / ۳تفریط در مصرفقرآن :«و از نعمت پروردگار خویش [ با مردم ]سخن گوی» .
«یَبَنِیءَادَمَ خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلَا تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ * قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّیِّبَتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ ءَامَنُواْ فِی الْحَیَوهِ الدُّنْیَا خَالِصَهً یَوْمَ الْقِیَمَهِ کَذَ لِکَ نُفَصِّلُ الأْیَتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ »[۳۴۷].
الحدیث :الکافی عن صالح بن أبی حمّاد وأحمد بن محمّد عن الإمام علیّ علیه السلام فِیاحتِجاجِهِ عَلی عاصِمِ بنِ زِیادٍ حینَ لَبِسَ العَباءَ وتَرَکَ المُلاءَ ، وشَکاهُ أخوهُ الرَّبیعُ بنُ زِیادٍ أنَّهُ قَد غَمَّ أهلَهُ وأحزَنَ وَلَدَهُ بِذلِکَ ، فَقالَ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام : عَلَیَّ بِعاصِمِ ابنِ زِیادٍ! فَجیءَ بِهِ ، فَلَمّا رَآهُ عَبَسَ وَجهَهُ فَقالَ لَهُ : أمَا استَحیَیتَ مِن أهلِکَ ؟! أما رَحِمتَ وَلَدَکَ ؟! أتَرَی اللّهَ أحَلَّ لَکَ الطَّیِّباتِ وهُوَ یَکرَهُ أخذَکَ مِنها ؟! أنتَ أهوَنُ عَلَی اللّهِ مِن ذلِکَ! أوَلَیسَ اللّهُ یَقولُ : «وَ الْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ * فِیهَا فَاکِهَهٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَکْمَامِ» ؟! [۳۴۸] أوَلَیسَ (اللّهُ) یَقولُ : «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ * بَیْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَا یَبْغِیَانِ إلی قوله : یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجَانُ» ؟![۳۴۹]فَبِاللّهِ لَابتِذالُ نِعَمِ اللّهِ بِالفِعالِ أحَبُّ إلَیهِ مِنِ ابتِذالِها بِالمَقالِ ، وقَد قالَ اللّهُ عز و جل : «وَ أَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ» . [۳۵۰]فَقالَ عاصِمٌ : یا أمیرَ المُؤمِنینَ ، فَعَلامَ اقتَصَرتَ فی مَطعَمِکَ عَلَی الجُشوبَهِ وفی مَلبَسِکَ عَلَی الخُشونَهِ ؟ فَقالَ : وَیحَکَ! إنَّ اللّهَ عز و جل فَرَضَ عَلی أئِمَّهِ العَدلِ أن یُقَدِّروا أنفُسَهُم بِضَعَفَهِ النّاسِ کَیلا یَتَبَیَّغَ بِالفَقیرِ فَقرُهُ . فَأَلقی عاصِمُ بنُ زِیادٍ العَباءَ ولَبِسَ المُلاءَ . [۳۵۱]
«ای فرزندان آدم! نزد هر مسجدی ، آرایش خویش فراگیرید، و بخورید و بیاشامید و اسراف مکنید؛ زیرا او اسرافکاران را دوست نمیدارد. بگو: «چه کسی آرایشی را که خدا برای بندگان خود پدید آورده و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است؟». بگو : «اینها در زندگی دنیا برای مؤمنان است؛ [ولی کافران هم بهره مندند]، حال آن که در روز رستاخیز ، ویژه ایشان است» . بدین گونه ، آیات را برای گروهی که بدانند ، به تفصیل بیان میکنیم» .
حدیث :الکافی به نقل از صالح بن ابی حمّاد و احمد بن محمّد، از امام علی علیه السلام ، در دلیل آوری اش بر عاصم بن زیاد ، آنگاه که جامه معمول را رها کرد و عَبا [ی زهد] را به بَر افکند و برادرش ربیع بن زیاد از وی شکایت آورد که زن و فرزندش را با این کار، به اندوه افکنده است - :عاصم بن زیاد را نزد من احضار کنید! و چون او نزدش آورده شد ، با نگریستن در وی، چهره اش در هم شد و به او فرمود: «آیا از خانواده ات شرم نکردی؟ آیا بر فرزندت رحم نیاوردی؟ آیا گمان میکنی خداوند، با آن که پاکیزهها را بر تو حلال فرموده ، استفاده ات از آنها را ناپسند شمرده است؟ تو برای خدا این قدر منزلت نداری! آیا خدا نیست که میفرماید: «و زمین را برای آدمیان بنهاد. در آن ، میوه هاست و خرمابُنهای غلافدار» ؟ آیا همو نیست که میفرماید : «آن دو دریا را راه داد که به هم برسند. میان آن دو، حائلی است تا از حد نگذرند . . . از آن دو ، مروارید و مرجان بیرون میآید؟» پس به خدا سوگند! خوار شمردنِ نعمتهای خدا با عمل ، برای خداوند، دلخواه تر است از خوار شمردن آنها با زبان . خداوند فرموده است : «و به نعمت پروردگارت ، سخن بگشای» . عاصم گفت: ای امیر مؤمنان علیه السلام ! پس چرا تو ، خود، غذای درشت میخوری و جامه خشن میپوشی؟ فرمود: «وای بر تو! هر آینه خداوند، بر پیشوایانِ عدلْ واجب فرموده که خویشتن را همسانِ مردم ناتوان سازند تا فقر ، بر فقیر، جوشش نیاورد» . سپس عاصم بن زیاد، عبا [ی زهد] از تن افکند و جامه معمول بر تن کرد .
الاختصاص :اِستَعدی زِیادُ بنُ شَدّادٍ الحارِثِیُّ صاحِبُ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَلی أخیهِ عُبَیدِ اللّهِ بنِ شَدّادٍ ، فَقالَ [لِعَلِیٍّ علیه السلام ] : یا أمیرَ المُؤمِنینَ، ذَهَبَ أخی فِی العِبادَهِ ، وَامتَنَعَ أن یُساکِنَنی فی داری ، ولَبِسَ أدنی ما یَکونُ مِنَ اللِّباسِ . قالَ [عُبَیدُ اللّهِ] : یا أمیرَ المُؤمِنینَ ، تَزَیَّنتُ بِزینَتِکَ ولَبِستُ لِباسَکَ! قالَ[ علیه السلام ] : لَیسَ لَکَ ذلِکَ ؛ إنَّ إمامَ المُسلِمینَ إذا وَلِیَ اُمورَهُم لَبِسَ لِباسَ أدنی فَقیرِهِم ؛ لِئَلّا یَتَبَیَّغَ بِالفَقیرِ فَقرُهُ فَیَقتُلَهُ ، فَلَأَعلَمَنَّ ما لَبِستَ إلّا مِن أحسَنِ زِیِّ قَومِکَ «وَ أَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ» ، فَالعَمَلُ بِالنِّعمَهِ أحَبُّ إلَیَّ مِنَ الحَدیثِ بِها . [۳۵۲]
عوالی اللآلی :رُوِیَ فِی الحَدیثِ : أنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله جَلَسَ لِلنّاسِ ووَصَفَ یَومَ القِیامَهِ ، ولَم یَزِدهُم عَلَی التَّخویفِ ، فَرَقَّ النّاسُ وبَکَوا ، فَاجتَمَعَ عَشَرَهٌ مِنَ الصَّحابَهِ فی بَیتِ عُثمانَ بنِ مَظعونٍ ، وَاتَّفَقوا عَلی أن یَصومُوا النَّهارَ ، ویَقومُوا اللَّیلَ ، ولا یَقرَبُوا النِّساءَ ولَا الطّیبَ ، ویَلبَسُوا المُسوحَ ، ویَرفِضُوا الدُّنیا ، ویَسیحوا فِی الأَرضِ ، ویَتَرَهَّبوا ، ویَخصُوا المَذاکیرَ . فَبَلَغَ ذلِکَ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله ، فَأَتی مَنزِلَ عُثمانَ فَلَم یَجِدهُ ، فَقالَ لِامرَأَتِهِ : أحَقٌّ ما بَلَغَنی ؟ فَکَرِهَت أن یُکَذَّبَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، وأن تَبتَدِیَ عَلی زَوجِها ، فَقالَت : یا رَسولَ اللّهِ ، إن کانَ أخبَرَکَ عُثمانُ فَقَد صَدَقَکَ ، وَانصَرَفَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله . وأتی عُثمانُ مَنزِلَهُ ، فَأَخبَرَتهُ زَوجَتُهُ بِذلِکَ ، فَأَتی هُوَ وأصحابُهُ إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله ، فَقالَ لَهُم : ألَم اُنَبَّأ أنَّکُمُ اتَّفَقتُم ؟! فَقالوا : ما أرَدنا إلَا الخَیرَ ، فَقالَ : إنّی لَم اُومَر بِذلِکَ ، ثُمَّ قالَ : إنَّ لِأَنفُسِکُم عَلَیکُم حَقّا ؛ فَصوموا وأفطِروا ، وقوموا وناموا ؛ فَإِنّی أصومُ واُفطِرُ ، وأقومُ وأنامُ ، وآکُلُ اللَّحمَ وَالدَّسَمَ ، وآتِی النِّساءَ ، فَمَن رَغِبَ عَن سُنَّتی فَلَیسَ مِنّی . ثُمَّ جَمَعَ النّاسَ وخَطَبَهُم وقالَ : ما بالُ قَومٍ حَرَّمُوا النِّساءَ وَالطّیبَ وَالنَّومَ وشَهَواتِ الدُّنیا؟! وأمّا أنَا فَلَستُ آمُرُکُم أن تَکونوا قِسِّیسینَ ورُهبانا ؛ إنَّهُ لَیسَ فی دینی تَرکُ اللَّحمِ وَالنِّساءِ وَاتِّخاذُ الصَّوامِعِ ؛ إنَّ سِیاحَهَ اُمَّتی فِی الصَّومِ ، ورَهبانِیَتَها الجِهادُ ؛ اُعبُدُوا اللّهَ ولا تُشرِکوا بِهِ شَیئا ، وحُجّوا وَاعتَمِروا ، وأقیمُوا الصَّلاهَ ، وآتُوا الزَّکاهَ ، وصوموا شَهرَ رَمَضانَ ، وَاستَقیموا یَستَقِم لَکُم ، فَإِنَّما هَلَکَ مَن قَبلَکُم بِالتَّشدیدِ ؛ شَدَّدوا عَلی أنفُسِهِم فَشَدَّدَ اللّهُ عَلَیهِم ، فَاُولئِکَ بَقایاهُم فِی الدِّیاراتِ وَالصَّوامِعِ . [۳۵۳]
الاختصاص :زیاد بن شَدّاد حارثی ، از اصحاب پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، به شکایت از برادرش عبید اللّه بن شدّاد ، نزد علی علیه السلام به دادخواهی پرداخت و گفت: ای امیر مؤمنان علیه السلام ! برادرم در عبادت فرو رفته و از این که با من در خانهام ساکن شود، خودداری ورزیده و پَستترین جامه را بر تن کرده است . [عبیداللّه در پاسخ] گفت: ای امیر مؤمنان علیه السلام ! چنانکه تو خود را میآرایی ، خویشتن را آراستم ، و آن سان که تو جامه میپوشی ، جامه پوشیدم . امام علیه السلام فرمود: «تو نباید چنین کنی! پیشوای مسلمانان ، آن گاه که ولایت امور آنان را در دست میگیرد ، جامه فقیرترینِ ایشان را میپوشد ؛ مبادا که ناداریِ تهی دست، او را برافروخته سازد و وی را بکُشد . هر آینه من میدانم که تو تنها نیکوترین جامههای قوم خود را بر تن میکردی . [خداوند میفرماید:] «و به نعمت پروردگارت سخن بگشای» . پس استفاده عملی از نعمت ، نزد من، دوست داشتنی تر از سخن گفتن از آن است» .
عوالی اللآلی :در حدیثی آمده است : پیامبر صلی الله علیه و آله در جمع مردم نشست و روز قیامت را برایشان وصف فرمود ؛ و[لی] بر بیم دادنِ ایشان نیفزود . آنان را دل نازکی افتاد و گریستند . سپس ده تن از اصحاب، در خانه عثمان بن مَظعون گرد آمدند و قرار نهادند که روز را روزه بگیرند و شب را [به عبادت] بایستند ؛ به زنان، نزدیک نشوند و عطر را ترک گویند ؛ خرقه پشمینه بر تن کنند و دنیا را واگذارند ؛ در زمین، به سیاحت پردازند و رهبانیّت پیش گیرند ؛ و نَرینِگان را اَخته کنند . این خبر، به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید ؛ پس به خانه عثمان آمد . او را نیافت . به همسرش فرمود: «آیا آنچه به من خبر رسیده ، درست است؟». او هم نمیخواست که خبر پیامبر را ناراست شمارَد و هم کراهت داشت که به زیان همسرش سخنی بگوید . گفت: ای پیامبر خدا! اگر عثمان به شما خبری داده ، راست گفته است . پیامبر صلی الله علیه و آله بازگشت . عثمان که به خانه آمد ، همسرش ماجرا را برایش بیان کرد . پس او و یارانش نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند . پیامبر به ایشان گفت: «آیا قراری نهادهاید و من باخبر نشدهام؟». گفتند: ما جز خیر نمیخواستیم . فرمود: «من [با این که پیامبرم،] به این شیوه امر نشدهام!». سپس فرمود: «هر آینه وجودِ شما را بر شما حقّی است ؛ پس روزه گزارید و روزه بگشایید ، [به عبادت ]بایستید و [در هنگام لزوم ]بخوابید ؛ که من ، خود ، روزه میگیرم و روزه میگشایم ، و [به عبادت ]میایستم و [به هنگام ]میخوابم ، و گوشت و چربی میخورم ، و با زنان در میآمیزم ؛ پس هر که از سنّت من روی بگردانَد ، از من نیست» . سپس مردم گرد آمدند و پیامبر برای ایشان خطبه خواند و فرمود : «چه شده است گروهی را که زنان و عطر و خواب و خواستنیهای دنیا را حرام شمردند؟ و امّا من به شما فرمان نمیدهم که کشیش و راهب شوید . در دین من، مقرّر نشده که گوشت و زنان را رها کنید و به صومعهها بخزید . جانگردیِ امّت من در روزه و رهبانیّتش در جهاد است . خدای را عبادت کنید و به او هیچ شرک نورزید . حجّ و عمره بگزارید . نماز بر پای کنید . زکات دهید . روزه ماه رمضان را به جای آورید . به راه راست بروید تا شما را بر راه راست نگه دارد . جز این نیست که کسانی پیش از شما بر خود سخت گرفتند و از این روی ، هلاک شدند . ایشان بر خود سخت گرفتند و خدای هم بر آنان سخت گرفت ؛ و اینان (راهبان و کشیشان)، باقی مانده همانان اند در دیرها و صومعهها» .
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إیّاکُم ولِباسَ الرُّهبانِ! فَإِنَّهُ مَن یَتَرَهَّبُ أو یَتَشَبَّهُ بِهِم فَلَیسَ مِنّی ، ومَن تَرَکَ اللَّحمَ وحَرَّمَهُ عَلی نَفسِهِ فَلَیسَ مِنّی ، ومَن تَرَکَ النِّساءَ کَراهِیَهً فَلَیسَ مِنّی . [۳۵۴]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از پوشیدن جامه راهبان بپرهیزید! هر آینه، هر کس رهبانیّتْ پیشه کند یا خود را به راهبانْ شبیه سازد ، از من نیست ؛ و هر که [خوردنِ ]گوشت را ترک گوید و آن را بر خویش حرام سازد ، از من نیست ؛ و هر کس از روی کراهت ، [همخوابی با] زنان را ترک کند ، از من نیست .
۴ / ۴إضاعَهُ المالِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَ اللّهَ کَرِهَ لَکُم ثَلاثا: قیلَ وقالَ، وإضاعَهَ المالِ، وکَثرَهَ السُّؤالِ. [۳۵۵]
عنه صلی الله علیه و آله :الزَّهادَهُ فِی الدُّنیا لَیسَت بِتَحریمِ الحَلالِ ، ولا إضاعَهِ المالِ . [۳۵۶]
صحیح البخاری عن ورّاد ، کاتِبُ المغیره :کَتَبَ مُعاوِیَهُ إلَی المُغیرَهِ : اُکتُب إلَیَّ ما سَمِعتَ مِن رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَکَتَبَ إلَیهِ . . . إنَّهُ کانَ یَنهی عَن قیلَ وقالَ ، وکَثرَهِ السُّؤالِ ، وإضاعَهِ المالِ . وکانَ یَنهی عَن عُقوقِ الاُمَّهاتِ ، ووَأدِ البَناتِ ، ومَنعِ وهاتِ . [۳۵۷]
۴ / ۵إنفاقُ المالِ فِی المَعاصیالإمام علیّ علیه السلام :إنَّ إنفاقَ هذَا المالِ فی طاعَهِ اللّهِ أعظَمُ نِعمَهٍ ، وإنَّ إنفاقَهُ فی مَعاصیهِ أعظَمُ مِحنَهٍ . [۳۵۸]
تباه کردن ثروت
هزینه کردن ثروت در گناه
۴ / ۴تباه کردن ثروتپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :همانا خداوند، سه چیز را بر شما نمیپسندد : بگو مگو ، تباه کردنِ مال ، درخواستِ بسیار .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :زهدورزی در دنیا ، به معنای حرام کردنِ حلال و تباه کردنِ مال نیست .
صحیح البخاری به نقل از ورّاد ، منشیِ مُغیره :معاویه به مغیره نوشت: برای من سخنی بنویس که از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شنیدهای . او برایش نوشت :... وی از این چیزها نهی میفرمود : بگومگو ؛ درخواستِ بسیار ؛ و تباه کردن مال . و نیز نهی میفرمود از انجام دادن کاری که نفرین پدر و مادر را در پی داشته باشد ؛ زنده به گور کردنِ دختران ؛ و امر و نهیِ [بی جا] .
۴ / ۵هزینه کردن ثروت در گناهامام علی علیه السلام :بخشیدن این مال برای بندگی خدا ، بزرگترین نعمت ، و دادن آن در راه نافرمانی خداوند ، از هر چیز، محنت بارتر است .
عنه علیه السلام :لا تَصرِف مالَکَ فِی المَعاصی ؛ فَتَقدِمَ عَلی رَبِّکَ بِلا عَمَلٍ . [۳۵۹]
إصلاح المال عن محمّد بن سوقه :سَأَلَ رَجُلٌ سَعیدَ بنَ جُبَیرٍ عَن نَهیِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله عَن إضاعَهِ المالِ ، قالَ : هُوَ (أن) یَرزُقَکَ اللّهُ رِزقا حَلالاً فَتُنفِقَهُ فی ما حَرَّمَ اللّهُ عَلَیکَ . [۳۶۰]
الإمام زین العابدین علیه السلام :یا إلهی . . . فَمَن أجهَلُ مِنّی . . . بِرُشدِهِ !؟ ومَن أغفَلُ مِنّی عَن حَظِّهِ !؟ ومَن أبعَدُ مِنّی مِنِ استِصلاحِ نَفسِهِ . . . حینَ اُنفِقُ ما أجرَیتَ عَلَیَّ مِن رِزقِکَ فی ما نَهَیتَنی عَنهُ مِن مَعصِیَتِکَ ؟ [۳۶۱]
۴ / ۶إنفاقُ المالِ فی غَیرِ حَقِّهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :یا عَلِیُّ ، أربَعَهٌ یَذهَبنَ ضَیاعا : الأَکلُ عَلَی الشِّبَعِ ، وَالسِّراجُ فِی القَمَرِ ، وَالزَّرعُ فِی السَّبخَهِ ، وَالصَّنیعَهُ عِندَ غَیرِ أهلِها .[۳۶۲]
الإمام علیّ علیه السلام :مَن کانَ فیکُم لَهُ مالٌ فَإِیّاهُ وَالفَسادَ! فَإِنَّ إعطاءَهُ فی غَیرِ حَقِّهِ تَبذیرٌ وإسرافٌ ، وهُوَ یَرفَعُ ذِکرَ صاحِبِهِ فِی النّاسِ ویَضَعُهُ عِندَ اللّهِ . ولَم یَضَعِ امرُؤٌ مالَهُ فی غَیرِ حَقِّهِ وعِندَ غَیرِ أهلِهِ إلّا حَرَمَهُ اللّهُ شُکرَهُم ، وکانَ لِغَیرِهِ وُدُّهُم ؛ فَإِن بَقِیَ مَعَهُ مِنهُم بَقِیَّهٌ مِمَّن یُظهِرُ الشُّکرَ لَهُ ویُریهِ النُّصحَ فَإِنَّما ذلِکَ مَلَقٌ مِنهُ وکَذِبٌ ؛ فَإِن زَلَّت بِصاحِبِهِمُ النَّعلُ ثُمَّ احتاجَ إلی مَعونَتِهِم ومُکافَأَتِهِم فَأَلأَمُ خَلیلٍ وشَرُّ خَدینٍ . ولَم یَضَعِ امرُؤٌ مالَهُ فی غَیرِ حَقِّهِ وعِندَ غَیرِ أهلِهِ إلّا لَم یَکُن لَهُ مِنَ الحَظِّ فی ما أتی إلّا مَحمَدَهُ اللِّئامِ وثَناءُ الأَشرارِ ما دامَ عَلَیهِ مُنعِما مُفضِلاً ومَقالَهُ الجاهِلِ : ما أجوَدَهُ! وهُوَ عِندَ اللّهِ بَخیلٌ . فَأَیُّ حَظٍّ أبوَرُ وأخسَرُ مِن هذَا الحَظِّ ؟! وأیُّ فائِدَهِ مَعروفٍ أقَلُّ مِن هذَا المَعروفِ ؟! فَمَن کانَ مِنکُم لَهُ مالٌ فَلیَصِل بِهِ القَرابَهَ ، وَلیُحسِن مِنهُ الضِّیافَهَ ، وَلیَفُکَّ بِهِ العانِیَ وَالأَسیرَ وَابنَ السَّبیلِ ؛ فَإِنَّ الفَوزَ بِهذِهِ الخِصالِ مَکارِمُ الدُّنیا وشَرَفُ الآخِرَهِ . [۳۶۳]
هزینه کردن نابجا
امام علی علیه السلام :دارایی خویش را در راه گناهان صرف مکن ؛ زیرا آن گاه ، بدون عمل [صالح]، نزد خدا خواهی رفت .
اصلاح المال به نقل از محمّد بن سوقه :مردی از سعید بن جُبیر درباره نهیِ پیامبر صلی الله علیه و آله از تباه کردنِ مال ، سؤال کرد . وی گفت: «تباه کردن مال ، آن است که خداوند، روزیِ حلال به تو عطا فرماید و آن را برای چیزی که خداوند بر تو حرام فرموده ، انفاق کنی» .
امام زین العابدین علیه السلام :معبود من! . . . کیست که بیش از من . . . به مایه هدایت خویش نادان باشد ؛ کیست که از من ، از بهره [معنوی ]خویش غافل تر باشد ؛ کیست که از من ، از سامان دهیِ جان خویش دورتر باشد . . . آن گاه که روزی ات را که بر من جاری فرمودهای ، در گناهی که مرا از آن بازداشتهای ، هزینه میکنم؟
۴ / ۶هزینه کردن نابجاپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ای علی! چهار چیز هدر میروند : خوردن از پیِ سیری ؛ چراغ برافروختن در نور ماه ؛ کِشت کردن در شوره زار ؛ و نیکی و احسان به کسی که شایسته آن نیست .
امام علی علیه السلام :هر کس از شما که مالی دارد ، از فساد برحذر باشد که هر آینه، اگر بخشیدن آن مال نا به جا باشد ، ریخت و پاش و اسراف است و هر چند نامِ وی را در میان مردم، برمی کشد ، وی را نزد خداوند، فرو می آورَد . هیچکس نیست که مالش را نابه جا و برای غیر شایستگان صرف کند ، جز آن که خداوند، سپاس ایشان را از وی دریغ دارد و دوستیِ جز او در دلشان افتد ، و اگر هم از آنان کسی باقی بمانَد که او را سپاس گوید و برایش دل بسوزاند ، از باب چاپلوسی و ناراستی است و اگر روزگار باژگونه شود و او به آنان محتاج شود و نیازمند جبرانشان گردد ، آن گاه ، فرومایهترین دوست و بدترین یارِ اویند . هیچکس نیست که دارایی اش را نابه جا و برای ناشایستگان صرف کند ، جز آن که تنها بهره اش ستایشِ فرومایگان و سپاسِ بَدان باشد آن هم مادام که به احسان و بخشش خویش ادامه دهد و نادان [درباره اش ]بگوید : «او چه بخشنده است!»؛ و[لی ]او نزد خدا ، بخیل به شمار میآید . پس چه بهرهای مرگبارتر و زیانبارتر از این بهره است؟ و کدام کارِ [به ظاهر] نیک ، سودش کمتر از این کار است! پس هر یک از شما را مالی است که باید با آن، به خویشاوندان پیوند برسانَد، میهمانیِ نیکو ترتیب دهد ، و رنجور و اسیر و در راه مانده را رهایی بخشد ؛ زیرا هر آینه، دستیابی به این خویها، هم در دنیا مایه کرامت است و هم در آخرت ، سبب شرافت .
عنه علیه السلام :مَن أعطی فی غَیرِ الحُقوقِ ، قَصَرَ عَنِ الحُقوقِ . [۳۶۴]
الإمام الصادق علیه السلام :یُعرَفُ مَن یَصِفُ الحَقَّ بِثَلاثِ خِصالٍ : یُنظَرُ إلی أصحابِهِ مَن هُم ؟ وإلی صَلاتِهِ کَیفَ هِیَ ؟ وفی أیِّ وَقتٍ یُصَلّیها ؟ فَإِن کانَ ذا مالٍ نُظِرَ أینَ یَضَعُ مالَهُ ؟ [۳۶۵]
امام علی علیه السلام :هر کس نابه جا بخشش کند ، در ادای حقوق، کوتاهی کرده است .
امام صادق علیه السلام :آن که از حق بهره دارد ، با سه ویژگی شناخته میشود : به دوستانش نظر میشود که چه کسان اند؛ به نمازش نگریسته میشود که چگونه و در چه وقت ادا میگردد ؛ و اگر ثروتمند باشد ، به چگونگی صرف کردن مالش نظر میشود .
عنه علیه السلام :یَقولُ إبلیسُ لَعَنَهُ اللّهُ : ما أعیانی فی ابنِ آدَمَ فَلَم یُعیِیَنی مِنهُ واحِدَهٌ مِن ثَلاثٍ : أخذُ مالٍ مِن غَیرِ حِلِّهِ ، أو مَنعُهُ مِن حَقِّهِ ، أو وَضعُهُ فی غَیرِ وَجهِهِ . [۳۶۶]
راجع : ص ۱۲۶ «الاسراف والتبذیر» .
۴ / ۷إنفاقُ المالِ فِی البِناءِ فَوقَ الکَفافِالکتاب :«أَتَبْنُونَ بِکُلِّ رِیعٍ ءَایَهً تَعْبَثُونَ * وَ تَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّکُمْ تَخْلُدُونَ * وَ إِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِینَ * فَاتَّقُواْ اللَّهَ وَ أَطِیعُونِ» [۳۶۷] .
الحدیث :رسول اللّه صلی الله علیه و آله :لا تَبنوا ما لا تَسکُنونَ . [۳۶۸]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن بَنی بِناءً أکثَرَ مِمّا یَحتاجُ إلَیهِ ،کانَ عَلَیهِ وَبالاً یَومَ القِیامَهِ . [۳۶۹]
الإمام الصادق علیه السلام :کُلُّ بِناءٍ لَیسَ بِکَفافٍ فَهوَ وَبالٌ عَلی صَاحِبِهِ یَومَ القیامَهِ . [۳۷۰]
هزینه کردن در ساختمان ، بیش از نیاز
امام صادق علیه السلام :ابلیس خدایش لعنت کناد میگوید : «من درباره فرزند آدم، از یکی از این سه ، درنماندهام و هرگز نیز در نخواهم ماند : کسب مال از راه غیر حلال ، ادا نکردن حق مال و مصرف آن در مورد ناروا» .
ر . ک : ص ۱۲۷ «اسراف و تبذیر» .
۴ / ۷هزینه کردن در ساختمان ، بیش از نیازقرآن :«آیا به هر جایِ بلندی ، نشانهای به بازی و بیهودگی بنا میکنید و کوشکهای بلند و استوار میسازید که شاید جاویدان بمانید. و چون به خشم دست میگشایید ، مانند گردنکشان [بی رحمانه] دست میگشایید. پس ، از خدا پروا کنید و مرا فرمان بَرید» .
حدیث :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :جایی را که در آن سکونت نمییابید ، بنا نکنید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس ساختمانی بیش از اندازه نیازش بسازد ، روز قیامت، بر او سنگینی خواهد کرد .
امام صادق علیه السلام :هر ساختمانی که به اندازه نیاز نباشد (بیش از اندازه نیاز باشد) ، روز قیامت، بر مالکش سنگینی خواهد کرد .
سنن أبی داود عن أنس :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله خَرَجَ فَرَأی قُبَّهً مُشرِفَهً فَقالَ : ما هذِهِ ؟ قالَ لَهُ أصحابُهُ: هذِهِ لِفُلانٍ رَجُلٍ مِنَ الأَنصارِ، قالَ: فَسَکَتَ وحَمَلَها فی نَفسِهِ ، حَتّی إذا جاءَ صاحِبُها رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یُسَلِّمُ عَلَیهِ فِی النّاسِ أعرَضَ عَنهُ ، صَنَعَ ذلِکَ مِرارا ، حَتّی عَرَفَ الرَّجُلُ الغَضَبَ فیهِ وَالإِعراضَ عَنهُ ، فَشَکا ذلِکَ إلی أصحابِهِ فَقالَ : وَاللّهِ إنّی لَاُنکِرُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله . قالوا : خَرَجَ فَرَأی قُبَّتَکَ . قالَ : فَرَجَعَ الرَّجُلُ إلی قُبَّتِهِ فَهَدَمَها حَتّی سَوّاها بِالأَرضِ ، فَخَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ذاتَ یَومٍ فَلَم یَرَها ، قالَ : ما فَعَلَتِ القُبَّهُ ؟ قالوا : شَکا إلَینا صاحِبُها إعراضَکَ عَنهُ ، فَأَخبَرناهُ فَهَدَمَها . فَقالَ : أما إنَّ کُلَّ بِناءٍ وَبالٌ عَلی صاحِبِهِ إلّا ما لا ، إلّا ما لا . یَعنی : ما لا بُدَّ مِنهُ .[۳۷۱]
سنن أبی داوود عن أنس :مَرَّ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله بِقُبَّهٍ عَلی بابِ رَجُلٍ مِنَ الأَنصارِ فَقالَ : ما هذِهِ ؟ قالوا : قُبَّهٌ بَناها فُلانٌ . قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : کُلُّ مالٍ یَکونُ هکَذا فَهُوَ وَبالٌ عَلی صاحِبِهِ یَومَ القِیامَهِ . فَبَلَغَ الأَنصارِیَّ ذلِکَ فَوَضَعَها ، فَمَرَّ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله بَعدُ فَلَم یَرَها ، فَسَأَلَ عَنها ، فَاُخبِرَ أنَّهُ وَضَعَها لِما بَلَغَهُ عَنکَ فَقالَ : یَرحَمُهُ اللّهُ ! یَرحَمُهُ اللّهُ ! [۳۷۲]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن بَنی فَوقَ ما یَکفیهِ ، کُلِّفَ أن یَحمِلَهُ یَومَ القِیامَهِ عَلی عُنُقِهِ . [۳۷۳]
الإمام الصادق علیه السلام :مَن بَنی فَوقَ مَسکَنِهِ ، کُلِّفَ حَملَهُ یَومَ القِیامَهِ . [۳۷۴]
سنن ابی داوود به نقل از انس :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برون آمد و گنبدی بلند دید . فرمود: «این چیست؟». یارانش گفتند : این، از آنِ فلان مرد از انصار است . پیامبر صلی الله علیه و آله سکوت ورزید و خود را نگاه داشت تا آن گاه که صاحب آن گنبد، نزد وی آمد و در میان مردم ، به ایشان سلام داد . پیامبر صلی الله علیه و آله از او روی گردانْد و این کار را چند بار انجام داد ؛ چندان که آن مرد، خشم و رویگردانی وی را دریافت . پس از این حال، به یارانش گله برد و گفت: به خدا سوگند! من این رفتار پیامبر صلی الله علیه و آله را نمیپسندم . گفتند: وی برون آمد و گنبدت را دید» . مرد به گنبد خویش بازگشت و آن را ویران کرد ؛ چندان که با خاکْ یکسانش نمود . دیگر بار، روزی پیامبر صلی الله علیه و آله برون آمد و آن [گنبد] را ندید . فرمود: «آن گنبد چه شد؟». گفتند: صاحب آن، از رویگردانی شما، به ما گله آورد و ما او را [از ماجرا ]آگاه کردیم؛ پس، آن [گنبد] را ویران ساخت . فرمود : «هان که هر ساختمانی، وبال گردن صاحب آن است ، مگر این که چارهای از آن نباشد» .
سنن ابی داوود به نقل از انس :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هنگامی که بر گنبدی بنا شده بر آستانه خانه مردی از انصار گذر میکرد، فرمود : «این چیست؟». گفتند : گنبدی است که فلان کس، بنا کرده است . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «هر مالی که چنین باشد ، روز قیامت ، وبال گردن صاحب خویش است» . این خبر، به آن مرد انصاری رسید ؛ پس آن [گنبد] را ویران کرد . پیامبر صلی الله علیه و آله ، بار دیگر از آن جا گذشت و آن را ندید ؛ پس، از آن پرسید . خبرش دادند که: آن مرد، چون سخن شما را شنیده ، آن را ویران کرده است . فرمود: «خدایش رحمت کند! خدایش رحمت کند!» .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که فراتر از حدّ نیازش، ساختمان بنا کند ، در روز قیامت، واداشته میشود که آن را بر گردن انداخته ، حمل کند .
امام صادق علیه السلام :هر کس فراتر از حدّ نیازِ سکونتش، ساختمان بسازد ، روز قیامت، واداشته میشود که آن را بر دوش کشد .
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :ما أنفَقَ المُؤمِنُ مِن نَفَقَهٍ فَإِن خَلَفَها عَلَی اللّهِ فَاللّهُ ضامِنٌ ، إلّا ما کانَ فی بُنیانٍ أو مَعصِیَهٍ . [۳۷۵]
عنه صلی الله علیه و آله :إذا أرادَ اللّهُ بِعَبدٍ هَوانا أنفَقَ مالَهُ فِی البُنیانِ . [۳۷۶]
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ للّهِ عز و جل بِقاعا تُسَمَّی «المُنتَقِماتِ» ، فَإِذا کَسَبَ الرَّجُلُ المالَ مِن حَرامٍ سَلَّطَ اللّهُ عَلَیهِ الماءَ وَالطّینَ ، ثُمَّ لا یُمَتِّعُهُ بِهِ . [۳۷۷]
المراسیل عن عطیّه بن قیس :کانَ حُجَر أزواجِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله بِجَریدِ النَّخلِ ، فَخَرَجَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله فی مَغزیً لَهُ ، وکانَت اُمُّ سَلَمَهَ موسِرَهً ، فَجَعَلَت مَکانَ الجَریدِ لَبِنا ، فَقالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : ما هذا ؟! قالَت : أرَدتُ أن أکُفَّ عَنّی أبصارَ النّاسِ ، فَقالَ : یا اُمَّ سَلَمَهَ ، إنَّ شَرَّ ما ذَهَبَ فیهِ مالُ المَرءِ المُسلِمِ البُنیانُ . [۳۷۸]
۴ / ۸تَقلیدُ الأجنَبِیِّ فِی الِاستِهلاکِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :لا یُشبِهُ الزِّیُّ بِالزِّیِّ حَتّی یُشبِهَ الخُلقُ بِالخُلقِ ؛ ومَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ فَهُوَ مِنهُم . [۳۷۹]
تقلید از بیگانگان در مصرف
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه مؤمن، هزینهای کند و پاداش آن را از خداوند بخواهد ، خداوند، آجر او را ضمانت میکند ، مگر آن که برای ساختمان [بیرون از حدّ نیاز] یا در راه گناه باشد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه خداوند بخواهد بندهای را خوار سازد ، مال او را در ساختمان سازی [بیش از حدّ نیاز]، مصروف می گردانَد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر آینه ، خداوند را جایهایی است به نام «انتقام کشندهها» ؛ [و آن ، چنین است که] هر گاه کسی، مالی را از راه حرام به دست آورَد ، خداوند، آب و گل [بنّایی] را بر او چیره میکند و سپس وی از آن ساختمان، سودی نمی بَرَد .
المراسیل به نقل از عطیّه بن قیس :اتاقهای همسران پیامبر صلی الله علیه و آله از شاخه خرما بنا شده بود . هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله برای نبردی بیرون رفته بود، امّ سَلَمه که فراخدست بود ، به جای شاخ خرما ، اتاقش را از خشت ساخت . پیامبر [پس از بازگشت] فرمود : «این چیست؟». گفت: خواستم از نگاههای مردم، محفوظ باشم . فرمود: «ای امّ سلمه! هر آینه، بدترین مصرف مال انسان مسلمان ، ساختمان سازی است» .
۴ / ۸تقلید از بیگانگان در مصرفپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ظواهر افراد، با هم یکسان نمیشود، مگر آن گاه که خُلق و خوشان با یکدیگر برابر گردد . و هر کس به گروهی شباهت جوید ، در شمار آنان محسوب میشود .
الإمام الصادق علیه السلام :کانَ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام یَقولُ : لا تَزالُ هذِهِ الاُمَّهُ بِخَیرٍ ما لَم یَلبَسوا لِباسَ العَجَمِ ، ویَطعَموا أطعِمَهَ العَجَمِ ، فَإِذا فَعَلوا ذلِکَ ضَرَبَهُمُ اللّهُ بِالذُّلِّ . [۳۸۰]
الإمام الباقر علیه السلام عن آبائه علیهم السلام :أوحَی اللّهُ إلی نَبِیٍّ مِنَ الأَنبِیاءِ أن قُل لِقَومِکَ : لا یَلبَسوا لِباسَ أعدائی ، ولا یَطعَموا طَعامَ أعدائی ، ولا یُشاکِلوا بِمَشاکِلِ أعدائی ؛ فَیَکونوا أعدائی کَما هُم أعدائی . [۳۸۱]
امام صادق علیه السلام :امیر مؤمنان علیه السلام میفرمود: «این امّت، همواره در خیر به سر میبرند ، مادام که همچون بیگانگان [که دارای سنّتهای نادرست اند]، لباس نپوشند و غذا نخورند ؛ زیرا اگر چنین کنند ، خداوند، به خواری دچارشان میکند.
امام باقر علیه السلام به نقل از پدرانش علیهم السلام :خداوند به یکی از پیامبران، وحی فرمود که به قومش بگوید: همچون دشمنان خدا لباس نپوشند ، مثل آنان خوراک نخورند ، و به شکل ایشان درنیایند؛ زیرا در این حال ، همچون آنان، دشمن خدا خواهند بود .
الفصل الخامس: منهج تصحیح نمط الإنفاق من الأموال العامّه۵ / ۱دَعمُ التَّخطیطِ الاِستِراتیجِیِّرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن أحسَنَ تَدبیرَ مَعیشَتِهِ رَزَقَهُ اللّهُ تَبارَکَ وتَعالی .[۳۸۲]
الإمام علیّ علیه السلام :لا فَقرَ مَعَ حُسنِ تَدبیرٍ . [۳۸۳]
عنه علیه السلام :حُسنُ التَّدبیرِ وتَجَنُّبُ التَّبذیرِ مِن حُسنِ السِّیاسَهِ . [۳۸۴]
عنه علیه السلام :قِوامُ العَیشِ حُسنُ التَّقدیرِ ، ومِلاکُهُ حُسنُ التَّدبیرِ . [۳۸۵]
الإمام الباقر علیه السلام :الکَمالُ کُلُّ الکَمالِ : التَّفَقُّهُ فِی الدّینِ ، وَالصَّبرُ عَلَی النّائِبَهِ ، وتَقدیرُ المَعیشَهِ . [۳۸۶]
فصل پنجم: راه کارهای اصلاح الگوی مصرف در اموال عمومی
تقویت برنامههای راهبُردی
فصل پنجم: راه کارهای اصلاح الگوی مصرف در اموال عمومی۵ / ۱تقویت برنامههای راهبُردیپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس برای گذرانِ زندگانی خویش، به درستی برنامهریزی کند ، خدای تبارک و تعالی روزی اش میبخشد .
امام علی علیه السلام :با برنامهریزی صحیح ، فقر پدید نمیآید .
امام علی علیه السلام :نشانه سیاستِ درست ، برنامهریزی صحیح و پرهیز از ریخت و پاش است .
امام علی علیه السلام :مایه پایداری زندگی ، خوب سنجیدن است و پایه آن ، برنامهریزی است .
امام باقر علیه السلام :سراسرِ کمال در این هاست: ژرف کاوی در دین ، صبر بر بلای سخت ، اندازه نگهداری در گذران زندگی .
الإمام الرضا علیه السلام :إنَّ رَجُلاً أتی جَعفَرا صَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِ شَبیها بِالمُستَنصِحِ لَهُ ، فَقالَ لَهُ : یا أبا عَبدِ اللّهِ ، کَیفَ صِرتَ اتَّخَذتَ الأَموالَ قِطَعا مُتَفَرِّقَهً ؛ ولَو کانَت فی مَوضِعٍ ( واحِدٍ ) کانَت أیسَرَ لِمَؤونَتِها وأعظَمَ لِمَنفَعَتِها !؟ فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام : اِتَّخَذتُها مُتَفَرِّقَهً ؛ فَإِن أصابَ هذَا المالَ شَیءٌ سَلِمَ هذَا المالُ ، وَالصُّرَّهُ تُجمَعُ بِهذا کُلِّهِ . [۳۸۷]
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :ما أخافُ عَلی اُمَّتِی الفَقرَ ، ولکِن أخافُ عَلَیهِم سوءَ التَّدبیرِ . [۳۸۸]
الإمام علیّ علیه السلام :یُستَدَلُّ عَلَی الإِدبارِ بِأَربَعٍ : سوءِ التَّدبیرِ وقُبحِ التَّبذیرِ ، وقِلَّهِ الِاعتِبارِ ، وکَثرَهِ الِاعتِذارِ . [۳۸۹]
عنه علیه السلام :لا غِنیً مَعَ سوءِ تَدبیرٍ . [۳۹۰]
۵ / ۲مُراعاهُ أقصی حَدٍّ مِنَ الاِقتِصادِ والتَّقَشُّفِالإمام علیّ علیه السلام فی کِتابِهِ إلی عُمّالِهِ : أدِقّوا أقلامَکُم ، وقارِبوا بَینَ سُطورِکُم ، وَاحذِفوا عَنّی فُضولَکُم ، وَاقصِدوا قَصدَ المَعانی ، وإیّاکُم وَالإِکثارَ! فَإِنَّ أموالَ المُسلِمینَ لا تَحتَمِلُ الإِضرارَ . [۳۹۱]
إحقاق الحقّ :کانَ أمیرُ المُؤمِنینَ عَلِیٌّ دَخَلَ لَیلَهً فی بَیتِ المالِ یَکتُبُ قِسمَهَ الأَموالِ ، فَوَرَدَ عَلَیهِ طَلحَهُ وَالزُّبَیرُ ، فَأَطفَأَ علیه السلام السِّراجَ الَّذی بَینَ یَدَیهِ ، وأمَرَ بِإِحضارِ سِراجٍ آخَرَ مِن بَیتِهِ ، فَسَأَلاهُ عَن ذلِکَ ، فَقالَ : کانَ زَیتُهُ مِن بَیتِ المالِ ؛ لا یَنبَغی أن نُصاحِبَکُم فی ضَوئِهِ . [۳۹۲]
نهایت صرفه جویی و سختگیری
امام رضا علیه السلام :مردی نزد امام صادق که درودهای خداوند بر او باد آمد و چنانکه میخواهد پندش دهد ، به وی گفت: ای ابو عبد اللّه ! چرا داراییهایت را بخش بخش کردهای ، حال آن که اگر یک جا بود ، هم کم هزینه تر بود و هم پر سودتر؟ امام صادق علیه السلام فرمود: «آن را پراکنده ساختم ؛ زیرا اگر به آن یک مال ، آسیبی رسد ، این یک مال، از آن آسیب، دور می مانَد و بدین سان ، مجموعه مال حفظ میشود» .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بر امّت خویش ، نه از فقر ، که از برنامهریزی نادرستْ بیم دارم .
امام علی علیه السلام :نشانههای بخت برگشتگی، چهار چیزند : بدیِ برنامهریزی ؛ زشتیِ ریخت و پاش ؛ اندکیِ عبرتگیری ؛ و فراوانیِ عذرخواهی .
امام علی علیه السلام :با برنامهریزی نادرست ، توانگری حاصل نمیشود .
۵ / ۲نهایت صرفه جویی و سختگیریامام علی علیه السلام در نامه ایشان به کارگزارانش :قلمهای خویش را تیز کنید و میان سطرهاتان، کم فاصله نهید و سخنهای زیاده برایم ننویسید و آنچه را مقصود است بیاورید و از زیاده نویسی بپرهیزید ؛ زیرا دارایی مسلمانان، تحمّل ض سانی را ندارد .
إحقاق الحق :شبی امیر مؤمنان علیه السلام علی علیه السلام به بیت المال وارد شد تا تقسیم نامه اموال را بنویسد . طلحه و زبیر، نزد وی رفتند . او چراغ پیش رویش را خاموش کرد و دستور داد که چراغی دیگر از خانه اش بیاورند . آن دو، درباره این کار از او پرسیدند . فرمود: «روغن آن چراغ، از بیت المال بود و سزاوار نبود که در پرتوِ آن، با شما به صحبت بنشینم» .
۵ / ۳مَنعُ استِغلالِ الأَولادِ وَالأَقرِباءِالاستیعاب :کانَ عَلِیٌّ رضی الله عنه . . . لا یَترُکُ فی بَیتِ المالِ مِنهُ إلّا ما یَعجِزُ عَن قِسمَتِهِ فی یَومِهِ ذلِکَ ، ویَقولُ : یا دُنیا غُرِّی غَیری ! ولَم یَکُن یَستَأثِرُ مِنَ الفَیءِ بِشَیءٍ ، ولا یَخُصُّ بِهِ حَمیما ولا قَریبا . [۳۹۳]
الاختصاص فی ذِکرِ مَناقِبِ الإِمامِ أمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلام : دَخَلَ النّاسُ عَلَیهِ قَبلَ أن یُستَشهَدَ بِیَومٍ ، فَشَهِدوا جَمیعا أنَّهُ قَد وَفَّرَ فَیئَهُم ، وظَلَفَ عَن دُنیاهُم ، ولَم یَرتَشِ فی إجراءِ أحکامِهِم ، ولَم یَتَناوَل مِن بَیتِ مالِ المُسلِمینَ ما یُساوی عِقالاً ، ولَم یَأکُل مِن مالِ نَفسِهِ إلّا قَدرَ البُلغَهِ ؛ وشَهِدوا جَمیعا أنَّ أبعَدَ النّاسِ مِنهُم بِمَنزِلَهِ أقرَبِهِم مِنهُ ! [۳۹۴]
۵ / ۴الاِمتِناعُ عَن بَذلِ الأَموالِ العامَّهِالإمام علیّ علیه السلام :جودُ الوُلاهِ بِفَیءِ المُسلِمینَ جَورٌ وخَترٌ . [۳۹۵]
پرهیز از سوء استفاده فرزندان و نزدیکان
پرهیز از بخشش اموال عمومی
۵ / ۳پرهیز از سوء استفاده فرزندان و نزدیکانالاستیعاب :علی رضی الله عنه هیچ بخشی از بیت المال را باقی نمینهاد ، مگر این که در آن روز برای تقسیم آن بخش، جایگاهی نیافته باشد ؛ و میفرمود : «ای دنیا! جز مرا بفریب» . و در هیچ چیز از اموال عمومی ، امتیازخواهی نمیکرد و دوست و خویشاوندی را برتری نمیداد .
الاختصاص در بیان ویژگیهای امام امیرمؤمنان علیه السلام - :یک روز پیش از شهادت وی ، مردم نزد او آمدند و همگی شهادت دادند که وی اموال عمومی را به وفور، میانشان تقسیم کرده ، با دنیای ایشان خویشتندارانه برخورد نموده ، در اجرای احکام آنان به رشوه تن نداده ، حتّی به اندازه رشتهای پشمین، به بیت المال مسلمانان چنگ نینداخته ، و جز به قدر نیاز، از مال خود نخورده است . و [نیز ]همه گواهی دادند که دورترین و نزدیکترین کسان به وی ، در یک منزلت قرار داشتهاند .
۵ / ۴پرهیز از بخشش اموال عمومیامام علی علیه السلام :بخششِ حکمرانان از اموال مسلمانان، بیدادگری و خیانت است .
عنه علیه السلام مِن کَلامٍ لَهُ کَلَّمَ بِهِ عَبدَ اللّهِ بنَ زَمعَهَ ، وهُوَ مِن شیعَتِهِ ، وذلِکَ أنَّهُ قَدِمَ عَلَیهِ فی خِلافَتِهِ یَطلُبُ مِنهُ مالاً : إنَّ هذَا المالَ لَیسَ لی ولا لَکَ ، وإنَّما هُوَ فَیءٌ لِلمُسلِمینَ وجَلبُ أسیافِهِم ؛ فَإِن شَرِکتَهُم فی حَربِهِم کانَ لَکَ مِثلُ حَظِّهِم ، وإلّا فَجَناهُ أیدیهِم لا تَکونُ لِغَیرِ أفواهِهِم .[۳۹۶]
دعائم الإسلام :إنَّهُ [أی عَلِیّاً علیه السلام ] جَلَسَ یَقسِمُ مالاً بَینَ المُسلِمینَ ، فَوَقَفَ بِهِ شَیخٌ کَبیرٌ فَقالَ : یا أمیرَ المُؤمِنینَ ، إنّی شَیخٌ کَبیرٌ کَما تَری ، وأنَا مُکاتَبٌ ، فَأَعِنّی مِن هذَا المالِ . فَقالَ : وَاللّهِ ، ما هُوَ بِکَدِّ یَدی ولا تُراثی مِنَ الوالِدِ ، ولکِنّها أمانَهٌ اُرعیتُها فَأَنَا اُؤَدّیها إلی أهلِها ، ولکِنِ اجلِس . فَجَلَسَ وَالنّاسُ حَولَ أمیرِ المُؤمِنینَ ، فَنَظَرَ إلَیهِم فَقالَ : رَحِمَ اللّهُ مَن أعانَ شَیخا کَبیرا مُثقَلاً ! فَجَعَلَ النّاسُ یُعطونَهُ . [۳۹۷]
امام علی علیه السلام در گفتاری با عبد اللّه بن زَمعه ، یکی از شیعیان وی ، به مناسبت آن که در دوران خلافتش، از او مالی طلب کرده بود - :این مال، نه از آنِ من است و نه تو ؛ بلکه دارایی مسلمانان است که به نیروی شمشیرهایشان به دست آمده است . پس اگر تو در نبردشان با آنان همراه بودهای ، همانند ایشان بهره میبَری ؛ وگرنه ، دستاورد ایشان جز برای خود آنان نیست .
دعائم الإسلام:وی (علی علیه السلام ) به تقسیم مال میان مسلمانان برنشست . مردی بس سالخورده، نزد وی ایستاد و گفت: ای امیر مؤمنان علیه السلام ! همان گونه که میبینی ، من پیری سالخوردهام و بندهای هستم که به تقسیط آزاد شده ؛ پس، از این مال، مرا یاری ده . فرمود: «به خدا سوگند! این نه دست رنج من است و نه میراثم از پدر ؛ بلکه امانتی است که به من سپرده شده و آن را به اهلش میرسانم . با این حال ، بنشین!». پس وی نشست . مردم گرداگرد امیر مؤمنان علیه السلام بودند . وی (پیرمرد) به ایشان نگریست و گفت: خدای رحمت کند کسی را که به پیری سال خورده و گران بار کمک کند! آن گاه ، مردم به وی بخشش کردند .
الفصل السادس: سیره قاده الدّین۶ / ۱تَقدیرُ أَنفُسِهِم بِضَعَفَهِ النّاسِالکافی عن صالح بن أبی حمّاد وأحمد بن محمّد عن الإمام علیّ علیه السلام :إنَّ اللّهَ عز و جلفَرَضَ عَلی أئِمَّهِ العَدلِ أن یُقَدِّروا أنفُسَهُم بِضَعَفَهِ النّاسِ کَیلا یَتَبَیَّغَ بِالفَقیرِ فَقرُهُ . [۳۹۸]
الإمام علیّ علیه السلام فی صفهِ الأنبیاءِ : ولکنَّ اللّهَ سبحانَهُ جَعَلَ رُسُلَهُ اُولِی قُوَّهٍ فی عَزائمِهِم ، وضَعَفهً فیما تَرَی الأعیُنُ مِن حالاتِهِم ، مَع قَناعَهٍ تَملَأُ القُلوبَ والعُیونَ غِنیً ، وخَصاصَهٍ تَملأُ الأبصارَ والأسماعَ أذیً . [۳۹۹]
الإمام علیّ علیه السلام فی خُطبَهٍ لَهُ : ولَقَد کانَ فی رَسولِ اللّه صلی الله علیه و آله کافٍ لَکَ فِی الاُسوَهِ ، ودَلیلٌ لَکَ عَلی ذَمِّ الدُّنیا وعَیبِها ، وکَثرَهِ مَخازیها ومَساویها ، إذ قُبِضَت عَنهُ أطرافُها ، ووُطِّئَت لِغَیرِهِ أکنافُها [۴۰۰] ، وفُطِمَ عَن رَضاعِها ، وزُوِیَ عَن زَخارِفِها . وإن شِئتَ ثَنَّیتُ بِموسی کَلیمِ اللّه صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وسَلَّمَ إذ یَقولُ : «رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ» [۴۰۱] ، وَاللّهِ ما سَأَلَهُ إلّا خُبزا یَأکُلُهُ ؛ لِأَنَّهُ کانَ یَأکُلُ بَقلَهَ الأَرضِ . ولَقَد کانَت خُضرَهُ البَقلِ تُری من شَفیفِ صِفاقِ بَطنِهِ ؛ لِهُزالِهِ وتَشَذُّبِ لَحمِهِ . وإن شِئتَ ثَلَّثتُ بِداوود صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وسَلَّمَ صاحِبِ المَزامیرِ وقارِیَء أهلِ الجَنَّهِ ، فَلَقَد کانَ یَعمَلُ سَفائِفَ الخوصِ بِیَدِهِ ، ویَقولُ لِجُلَسائِهِ : أیُّکُم یَکفینی بَیعَها؟ ویَأکُلُ قُرصَ الشَّعیرِ مِن ثَمَنِها . وإن شِئتَ قُلتُ فی عیسَی بنِ مَریَمَ علیه السلام ، فَلَقَد کانَ یَتَوَسَّدُ الحَجَرَ ویَلبَسُ الخَشِنَ ویَأکُلُ الجَشِبَ . وکانَ إدامُهُ الجوعَ ، وسِراجُهُ بِاللَّیلِ القَمَرَ ، وظِلالُهُ فِی الشِّتاءِ مَشارِقَ الأَرضِ ومَغارِبَها ، وفاکِهَتُهُ ورَیحانُهُ ما تُنبِتُ الأَرضُ لِلبَهائِمِ . ولَم تَکُن لَهُ زَوجَهٌ تَفتِنُهُ ، ولا وَلَدٌ یَحزُنُهُ ، ولا مالٌ یَلفِتُهُ ، ولا طَمَعٌ یُذِلُّهُ . دابَّتُهُ رِجلاهُ ، وخادِمُهُ یَداهُ . [۴۰۲]
فصل ششم: سیره رهبران دینی
همسانی با ناتوانترین مردم
فصل ششم: سیره رهبران دینی۶ / ۱همسانی با ناتوانترین مردمالکافی به نقل از صالح بن ابی حمّاد و احمد بن محمّد، از امام علی علیه السلام :خداوند، بر پیشوایان عادل، واجب کرده است که خود را با مردم تهی دست، همسان سازند تا مبادا ناداریِ تهی دست ، او را به برافروخته سازد.
امام علی علیه السلام در وصف پیامبران :امّا خداوند سبحان، فرستادگان خود را دارای ارادههایی نیرومند قرار داد و از نظر ظاهر، ضعیف و تهی دست؛ امّا همراه با قناعتی که دلها و چشمها را پر از بینیازی میکرد، هر چند فقر و ناداری آنها، چشمها و گوشها را از ناراحتی، لبریز میساخت.
امام علی علیه السلام در یکی از خطبههایش - :[زندگی ]پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، خود ، برای تو الگویی بسنده است، و دلیلی برای تو بر نکوهیدگی و عیبناکی دنیا، و انبوهیِ ننگها و بدیهای آن؛ چرا که دنیا از ایشان گرفته شد و برای دیگران فراهم گشت، و از شیر [ مادر ] دنیا باز گرفته شد و از زرق و برق آن ، دور نگه داشته شد. اگر بخواهی، به عنوان دومین الگو ، از موسی کلیم اللّه که درود و سلام خدا بر او باد یاد میکنم که گفت : «پروردگارا! من به خیری که برایم فرو میفرستی ، نیازمندم» . به خدا سوگند ، او از خداوند ، جز نانی برای خوردن، چیزی نخواست؛ چرا که [ پیوسته ] از رستنیهای زمین میخورد ، به طوری که از شدّت لاغری و آب شدن گوشت بدنش، سبزی علفها از زیر پوست شکمش نمایان بود. اگر بخواهی ، به عنوان سومین الگو ، از داوود که درود و سلام خدا بر او باد آن صاحب مزامیر و قاری اهل بهشت ، یاد میکنم که با دست خود ، از لیف خرما زنبیل میبافت و به یارانش میگفت: «کدام یک از شما این را برایم میفروشد؟» و از پول آنها نان جو میخرید و میخورد. اگر بخواهی ، از عیسی علیه السلام پسر مریم مریم برایت میگویم که سنگ را بالش خود میکرد و جامه درشت میپوشید، و خوراک خشک میخورد، و خورش وی گرسنگی بود، و چراغش در شب ، ماه، و پناهگاهش در زمستان ، شرق و غرب عالم، و میوه و سبزیجاتش ، علفهایی که زمین برای چارپایان می رویانْد . نه همسری داشت که مایه گرفتاری او شود، نه فرزندی که غمش را بخورد، نه ثروتی که او را مشغول خود سازد ، و نه طمعی که موجب خواری او گردد . مَرکبش، دو پای او بود و خدمتکارش ، دو دست او.
الإمام الصادق علیه السلام :دَخَلَ عَلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله رَجُلٌ وهُوَ عَلی حَصیرٍ قَد أثَّرَ فی جِسمِهِ ، ووِسادَهِ لیفٍ قَد أثَّرَت فی خَدِّهِ ، فَجَعَلَ یَمسَحُ ویَقولُ : ما رَضِیَ بِهذا کِسری ولا قَیصَرُ ، إنَّهُم یَنامونَ عَلَی الحَریرِ وَالدّیباجِ وأنتَ عَلی هذَا الحَصیرِ ؟! قالَ : فَقالَ رَسولُ اللّه صلی الله علیه و آله : لَأَنا خَیرٌ مِنهُما ، وَاللّهِ لَأَنَا أکرَمُ مِنهُما ، وَاللّهِ ما أنَا وَالدُّنیا ، إنَّما مَثَلُ الدُّنیا کَمَثَلِ رَجُلٍ راکِبٍ مَرَّ عَلی شَجَرَهٍ ولَها فَیءٌ فَاستَظَلَّ تَحتَها ، فَلَمّا أن مالَ الظِّلُّ عَنهَا ارتَحَلَ فَذَهَبَ وتَرَکَها . [۴۰۳]
امام صادق علیه السلام :مردی بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد . دید که پیامبر صلی الله علیه و آله بر بوریایی خفته است و بالشی از لیف خرما، زیر سر دارد که بر بدن و صورت ایشان جا انداخته است . شروع به دست کشیدن بر بوریا کرد و در این حال میگفت: کسرا و قیصر ، به چنین چیزی رضایت نمیدهند. آنها بر حریر و دیبا میخوابند و شما بر این بوریا؟! پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «من از آنها بهترم. به خدا سوگند که من از آنها ارجمندترم ! به خدا سوگند، مرا چه به دنیا؟! حکایت دنیا، در حقیقت، حکایت مرد سواری است که از درختی میگذرد و سایهای دارد که در سایه آن می آرمد، و چون سایه بر میگردد ، بار بر میبندد و درخت را ترک میکند و میرود» .
صحیح مسلم عن عائشه :إنَّما کانَ فِراشُ رَسولِ اللّه صلی الله علیه و آله الَّذی یَنامُ عَلَیهِ أدَما [۴۰۴] حَشوُهُ لیفٌ . [۴۰۵]
صحیح البخاری عن أبی بُردَه :أخرَجَت إلَینا عائِشَه کِساءً وإزارا غَلیظا ، فَقالَت : قُبِضَ روحُ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فی هذَینِ . [۴۰۶]
الزهد لابن حنبل عن یزید بن عبد اللّه بن قسیط :اُتِیَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله بِسَویقٍ مِن سَویقِ اللَّوزِ ، فَلَمّا خیضَ قالَ : ما هذا ؟ قالوا : سَویقُ اللَّوزِ . قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : أخِّروهُ عَنّی ؛ هذا شَرابُ المُترَفینَ . [۴۰۷]
الإمام الباقر علیه السلام :إنَّ أمیرَ المُؤمِنینَ عَلِیَّ بنَ أبی طالِبٍ علیه السلام اُتِیَ بَخَبیصٍ [۴۰۸] فَأَبی أن یَأکُلَهُ ، فَقالوا لَهُ : أ تُحَرِّمُهُ؟ قالَ : لا ، ولکِنّی أخشی أن تَتوقَ إلَیهِ نَفسی فَأَطلُبَهُ . ثُمَّ تَلا هذِهِ الآیَهَ : «أَذْهَبْتُمْ طَیِّبَتِکُمْ فِی حَیَاتِکُمُ الدُّنْیَا وَ اسْتَمْتَعْتُم بِهَا» [۴۰۹] .[۴۱۰]
صحیح البخاری به نقل از ابو بُرده :عایشه، پیراهن و شلوار زِبری نزد ما آورد و گفت: پیامبر صلی الله علیه و آله در این دو ، قبض روح شد.
الزهد ، ابن حنبل به نقل از یزید بن عبد اللّه بن قسیط :معجون بادامی، نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آورده شد . وقتی برهم زده شد ، فرمود : «این چیست؟» گفتند : معجون بادامی . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «آن را از من دور کنید ؛ [زیرا] این، نوشیدنیِ نازپروردگان است .
امام باقر علیه السلام :مقداری اَفروشه، [۴۱۱] برای امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام آوردند؛ امّا ایشان از خوردن آن، خودداری کردند. گفتند: حرامش می دانی؟ فرمود: «نه؛ امّا میترسم که بدان علاقهمند شوم و خواهان آن گردم». سپس این آیه را خواند: «نعمتهای پاکیزه خود را در زندگی دنیایتان صرف کردید و از آنها برخوردار شُدید» .
إرشاد القلوب عن سُویدِ بن غَفَلَه :دَخَلتُ عَلی أمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلام دارَهُ فَلَم أرَ فِی البَیتِ شَیئا ، فَقُلتُ : أینَ الأَثاثُ یا أمیرَ المُؤمِنین؟ فَقالَ : یَابنَ غَفَلَهَ ، نَحنُ أهلُ بَیتٍ لا نَتَأَثَّثُ فِی الدُّنیا ، نَقَلنا أجَلَّ مَتاعِنا إلَی الآخِرَهِ ، إنَّ مَثَلَنا فِی الدُّنیا کَراکِبٍ ظَلَّ تَحتَ شَجَرَهٍ ، ثُمَّ راحَ وتَرَکَها . [۴۱۲]
الإمامُ الباقرُ علیه السلام :أکَلَ علیّ بن أبی طالب علیه السلام یوما تَمرٍ دَقَلٍ [۴۱۳] ثُمّ شَرِبَ علَیهِ ماءَ ، ثُمّ ضَرَبَ بیده بَطنِهِ ، وقالَ : مَن أدخَلَهُ بَطنُهُ النارَ فَأبعَدَهُ اللّهُ ، ثُمّ تَمَثَّلَ : وَإنَّکَ مَهما تُعطِ بَطنَکَ سُؤلَهاوفَرْجَکَ نالا مُنتَهی الذَّمِّ أجمَعا [۴۱۴]
الإمام علیّ علیه السلام :وَایمُ اللّهِ یَمینا أستَثنی فیها بمَشیئَهِ اللّهِ لَأرُوضَنَّ نَفسی رِیاضَهً تَهِشُّ مَعَها إلَی القُرصِ إذا قَدَرَت علَیهِ مَطعوما ، وتَقنَعُ بالمِلحِ مَأدُوما . [۴۱۵]
تاریخ دمشق عن مُدرِک أبی زیاد :کُنّا فی حیطانِ [۴۱۶] ابنِ عَبّاس ، فَجاءَ ابنی [۴۱۷] عَبّاس وحَسَن وحُسَین علیهماالسلام ، فَطافوا فِی البُستانِ فَنَظَروا ، ثُمَّ جاؤوا إلی ساقِیَهٍ فَجَلَسوا عَلی شاطِئِها ، فَقالَ لی الحَسَنُ بنُ عَلِیٍّ علیه السلام : یا مُدرِکُ أعِندَکَ غَداءٌ؟ قُلتُ : قَد خَبَزنا ، قالَ : اِیتِ بِهِ . قالَ : فَجِئتُهُ بِخُبزٍ وشَیءٍ مِن مِلحٍ جَریشٍ وطاقَتَی بَقلٍ ، فَأَکَلَ ثُمَّ قالَ : یا مُدرِکُ أبی زیاد ، ما أطیَبَ هذا! ثُمَّ اُتِیَ بِغَدائِهِ وکانَ کَثیرَ الطَّعامِ طَیِّبَهُ فَقالَ : یا مُدرِک أبی زیاد ، اجمَع لی غِلمانَ البُستانِ ، قالَ : فَقَدَّمَ إلَیهِم فَأَکَلوا ولَم یَأکُل ، فَقُلتُ : ألا تَأکُلُ؟ فَقالَ : ذاکَ أشهی عِندی مِن هذا . [۴۱۸]
إرشاد القلوب به نقل از سُوَید بن غَفَله :وارد خانه امیر مؤمنان علیه السلام شدم و در اتاق ، چیزی ندیدم. گفتم: اثاثیه کجاست ، ای امیر مؤمنان علیه السلام ؟ فرمود: «ای پسر غَفَله! ما خاندانی هستیم که در دنیا، اثاثی تهیّه نمیکنیم و بهترین کالای خود را به آخرت منتقل کردهایم. حکایت ما در دنیا ، همچون مسافری است که زیر سایه درختی میآساید و سپس آن را ترک میکند و میرود».
امام باقر علیه السلام :علی علیه السلام مقداری خرمای دَقَل،[۴۱۹]تناول کرد و سپس روی آن، آب نوشید و بعد، دستی بر شکم خود زد و فرمود: «هر که آتش وارد آن کند، خداوند، او را دور گرداند». آن گاه به این بیت، تمثّل جُست: شکم و شرمگاه، چنین اند که هر گاه خواستشان را برآوری منتهای نکوهش و رسوایی را به بار میآورند.
امام علی علیه السلام :به خدا سوگند سوگندی که در آن، مشیّت خدا را مستثنا میکنم ، نفْسِ خود را چنان ریاضت و پرورش میدهم که چون به گِرده نانی، دست یابد، شاد گردد و به نانخورِشِ نمک بسازد.
تاریخ دمشق به نقل از مُدرِک ابو زیاد :در باغ ابن عبّاس بودیم که دو فرزند عبّاس، و حسن و حسین علیهماالسلامآمدند و دور باغ، گشتی زدند و نگاهی کردند . سپس کنار جویی رفتند و نشستند. حسن علیه السلام به من فرمود : «ای مُدرِک! غذایی داری؟» . گفتم: نان پختهایم. فرمود : «بیاور». من نانی و کمی نمک نیم کوفته و دو مشت سبزی برایش آوردم. ایشان خورد و آن گاه فرمود : «ای مُدرک! چه قدر خوشمزه بود» . سپس غذای خود او را که زیاد و لذیذ بود آوردند. فرمود: «ای مُدرک! غلامان باغ را صدا بزن» و غذا را به آنها داد و غلامان خوردند و خود ایشان ، چیزی نخورد. گفتم: خودتان نمیخورید؟ فرمود: «آن غذا [ ی تو ] را از این ، بیشتر دوست دارم».
.
۶ / ۲مُراعاهُ مُتَطَلَّباتِ العَصرِالکافی عن حمّاد بن عثمان :حَضَرتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام وقالَ لَهُ رَجُلٌ : أصلَحَکَ اللّهُ! ذَکَرتَ أنَّ عَلِیَّ بنَ أبی طالِبٍ علیه السلام کانَ یَلبَسُ الخَشِنَ ؛ یَلبَسُ القَمیصَ بِأَربَعَهِ دَراهِمَ وما أشبَهَ ذلِکَ ، ونَری عَلَیکَ اللِّباسَ الجَدیدَ ! فَقالَ لَهُ : إنَّ عَلِیَّ بنَ أبی طالِبٍ علیه السلام کانَ یَلبَسُ ذلِکَ فی زَمانٍ لا یُنکَرُ (عَلَیهِ) ، ولَو لَبِسَ مِثلَ ذلِکَ الیَومَ شُهِرَ بِهِ ؛ فَخَیرُ لِباسِ کُلِّ زَمانٍ لِباسُ أهلِهِ ، غَیرَ أنَّ قائِمَنا أهلَ البَیتِ علیهم السلام إذا قامَ لَبِسَ ثِیابَ عَلِیٍّ علیه السلام ، وسارَ بِسیرَهِ عَلِیٍّ علیه السلام . [۴۲۰]
رعایت مقتضیات زمان
۶ / ۲رعایت مقتضیات زمانالکافی به نقل از حمّاد بن عثمان :نزد امام صادق علیه السلام حضور داشتم که مردی به وی گفت: خدایت سامان دهاد! یاد کرده بودی که علیّ بن ابی طالب علیه السلام جامه درشت میپوشید و پیراهنی چهار درهمی داشت و از این قبیل ؛ امّا اینک جامه نو بر تن تو میبینیم! امام علیه السلام به وی فرمود: «هر آینه، علیّ بن ابی طالب علیه السلام ، آن جامه را در روزگاری میپوشید که پوشیدنش ناپسند جلوه نمیکرد و اگر در آن روزگار، جامهای چنین میپوشید ، انگشتنما میشد . پس بهترین جامه برای هر روزگار ، جامه مردم همان زمان است . البته قائمِ خاندان ما آن گاه که برپای میشود ، جامه علی علیه السلام را خواهد پوشید و به گونه او زندگی خواهد کرد» .
رجال الکشّی عن أحمد بن عمر:سَمِعتُ بَعضَ أصحابِ أبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام یُحَدِّثُ: أنَّ سُفیانَ الثَّورِیَّ دَخَلَ عَلی أبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام وعَلَیهِ ثِیابٌ جِیادٌ ، فَقالَ : یا أبا عَبدِ اللّهِ ، إنَّ آباءَکَ لَم یَکونوا یَلبَسونَ مِثلَ هذِهِ الثِّیابِ! فَقالَ لَهُ : إنَّ آبائی علیهم السلام کانوا فی زَمانٍ مُقفِرٍ مُقتِرٍ ، وهذا زَمانٌ قَد أرخَتِ الدُّنیا عَزالِیَها ، فَأَحَقُّ أهلِها بِها أبرارُهُم . [۴۲۱]
مطالب السؤول عن سفیان الثوریّ :دَخَلتُ عَلی جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ وعَلَیهِ جُبَّهُ خَزٍّ دَکناءُ وکِساءُ خَزٍّ ، فَجَعَلتُ أنظُرُ إلَیهِ تَعَجُّبا ، فَقالَ لی : یا ثَورِیُّ ، ما لَکَ تَنظُرُ إلَینا؟ لَعَلَّکَ تَعجَبُ مِمّا تَری ! فَقُلتُ لَهُ : یَابنَ رَسولِ اللّهِ ، لَیسَ هذا مِن لِباسِکَ ولا لِباسِ آبائِکَ ! قالَ : یا ثَورِیُّ ، کانَ ذلِکَ زَمانَ افتِقارٍ وإقتارٍ ، وکانوا یَعمَلونَ عَلی قَدرِ إقتارِهِ وَافتِقارِهِ ، وهذا زَمانٌ قَد أسبَلَ کُلُّ شَیءٍ عَزالِیَهُ . ثُمَّ حَسَرَ رُدنَ جُبَّتِهِ ، فَإِذا تَحتَها جُبَّهُ صوفٍ بَیضاءُ یَقصُرُ الذَّیلُ عَنِ الذَّیلِ وَالرُّدنُ عَنِ الرُّدنِ ، وقالَ : یا ثَورِیُّ ، لَبِسنا هذا للّهِ وهذا لَکُم ، فَما کانَ للّهِ أخفَیناهُ ، وما کانَ لَکُم أبدَیناهُ . [۴۲۲]
الإمام الصادق علیه السلام :بَینا أنا فی الطَّوافِ إذا رجُلٌ یَجذِبُ ثَوبی ، فالتَفَتُّ فإذا عَبّادٌ البَصریُّ قالَ : یا جعفرَ بنَ محمّدٍ ، تَلبَسُ مِثلَ هذا الثَّوبِ وأنتَ فی المَوضِعِ الّذی أنتَ فیهِ مِن علیٍّ ؟! قالَ : قلتُ : وَیلَکَ ! هذا ثَوبٌ قُوهِیٌّ اشتَرَیتُهُ بدِینارٍ وکَسرٍ ، وکانَ علیٌّ علیه السلام فی زَمانٍ یَستَقیمُ لَهُ ما لَبِسَ ، ولَو لَبِستُ مِثلَ ذلکَ اللِّباسِ فی زَمانِنا هذا لَقالَ النّاسُ : هذا مُراءٍ مِثلُ عَبّادٍ ![۴۲۳]
رجال الکشّی به نقل از احمد بن عمر :یکی از یاران امام صادق علیه السلام را شنیدم که میگفت: سفیان ثوری، نزد امام صادق علیه السلام آمد که جامهای فاخر بر تن داشت . گفت: ای ابو عبد اللّه ! پدرانت همانند این جامه را بر تن نمیکردند! امام علیه السلام به وی فرمود: «همانا پدران من در روزگار فقر و تنگ دستی زندگی میکردند ، حال آن که امروز، زمانه گشایش و فراخی است ؛ پس شایستهترین کسان برای بهرهمندی از این گشایش ، نیکان این زمانهاند» .
مطالب السؤول به نقل از سفیان ثوری :نزد جعفر بن محمّد علیه السلام رفتم و دیدم که روجامهای از خز سیاه و نیز جامهای از خز، بر تن دارد . با شگفتی به او نگریستم . به من فرمود: «ای ثوری! تو را چه شده که به ما [چنین ]مینگری؟ شاید از آنچه میبینی ، تعجّب میکنی!». گفتم: ای فرزند پیامبر خدا! این نه جامه توست و نه جامه پدرانت! فرمود: «ای ثوری! آن روزگار ، زمانه فقر و تنگ دستی بود و آنان به فراخور آن تنگنا و فقر عمل، میکردند . و امروز ، روزگاری است که همه چیز به وفور یافت میشود» . سپس روجامه اش را کنار زد ؛ زیر آن، جامهای از پشم سفید بر تن داشت که نه پایینِ آن به ترکیب بود و نه آستینش به اندازه . پس فرمود: «ای ثوری! این را برای خدا میپوشیم و آن را برای شما . این را که برای خدا میپوشیم ، میپوشانیم و آن را که برای شما میپوشیم ، آشکار میکنیم» .
امام صادق علیه السلام :مشغول طواف بودم که ناگاه دیدم مردی، لباس مرا میکِشد. برگشتم و دیدم عُبّاد بصری است. او گفت: ای جعفر بن محمّد! تو در جایگاه علی نشستهای و چنین لباسی میپوشی؟ گفتم: وای بر تو! این یک جامه قوهی [۴۲۴] است که به یک دینار و خُردهای خریدهام. علی علیه السلام در زمانی به سر میبُرد که آنچه میپوشید، متناسب با آن [زمان] بود؛ ولی اگر من در این زمان، چنان لباسی بپوشم، مردم خواهند گفت: این هم مثل عُبّاد، ریاکار است.
الکافی عن العبّاس بن هلال الشامی مولی أبی الحسن علیه السلام عنه ، قال :قُلتُ لَهُ : جُعِلتُ فِداکَ ، ما أعجَبَ إلَی النّاسِ مَن یَأکُلُ الجَشِبَ ، ویَلبَسُ الخَشِنَ ، ویَتَخَشَّعُ؟! فَقالَ : أما عَلمِتَ أنَّ یوسُفَ علیه السلام نَبِّیُّ ابنُ نَبِیِّ کانَ یَلبَسُ أقبِیَهَ الدّیباجِ مَزرورَهً بِالذَّهَبِ ، ویَجلِسُ فی مَجالِسِ آلِ فِرعَونَ إلی أن قالَ إنَّ اللّهَ لَم یُحَرِّم طَعاما ولا شَرابا مِن حَلالٍ ، وإنَّما حَرَّمَ الحَرامَ ؛ قَلَّ أو کَثُرَ ، وقَد قالَ عَزَّوجَلَّ : «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّیِّبَتِ مِنَ الرِّزْقِ» [۴۲۵] . [۴۲۶]
الکافی عن ابن القدّاح :کانَ أبو عَبدِاللّهِ علیه السلام مُتَّکِئا عَلَیَّ أو قالَ : عَلی أبی فَلَقِیَهُ عُبّادُ بنُ کَثیرٍ البَصرِیُّ وعَلَیهِ ثِیابٌ مَروِیَّهٌ [۴۲۷] حِسانٌ ، فَقالَ : یا أبا عَبدِاللّهِ ، إنَّکَ مِن أهلِ بَیتِ النُّبُوَّّهِ ، وکانَ أبوکَ وکانَ ، فَما هذِهِ الثِّیابُ المَروِیَّهُ عَلَیکَ؟! فَلَو لَبِستَ دُونَ هذِهِ الثِّیابِ ! فَقالَ لَهُ أبو عَبدِاللّهِ علیه السلام : وَیلَکَ یا عَبّادُ ! «مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّیِّبَتِ مِنَ الرِّزْقِ» [۴۲۸]؟ إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ إذا أنعَمَ عَلی عَبدِهِ نِعمَهً أحَبَّ أنَ یَراها عَلَیهِ ، لَیسَ بِها بَأسٌ . وَیلَکَ یا عَبّادُ ، إنَّما أنَا بَضعَهٌ مِن رَسُولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَلا تُؤذِنی . وکانَ عَبّادٌ یَلبَسُ ثَوَبینِ قِطرِیَّینِ . [۴۲۹]
الکافی به نقل از عبّاس بن هلال شامی، غلام امام کاظم علیه السلام :به امام علیه السلام گفتم: فدایت گردم ! کسی که غذای خشک می خورَد و لباس خشن میپوشد و خودش را خداترس نشان میدهد، برای مردم، چه قدر خوشایند است ! فرمود : «آیا ندانستهای که یوسفِ پیامبرِ پیامبرزاده، لباس ابریشمی زرباف میپوشید و در جلسات فرعونیان مینشست ؟». تا این که در ادامه فرمود : «خداوند ، غذا و نوشیدنی حلال را حرام نکرده است ؛ [بلکه ]حرام را چه کم باشد و چه زیاد حرام کرده است . خداوند عز و جل فرموده است : «بگو : چه کسی زیورهایی را که خداوند برای بندگانش بیرون آورده و نیز روزیهای پاک را حرام کرده است؟» .
الکافی:علی بن قدّاح گفت: امام صادق علیه السلام جامه مَرویِ زیبایی پوشیده و به من تکیه داده بود یا گفت : به پدرم تکیه داده بود . عُبّاد بن کثیر، امام علیه السلام را دید و به ایشان گفت : این چه لباس فاخری است که به تن کردهای؟! اگر لباس دیگری میپوشیدی، بهتر بود . امام صادق علیه السلام به وی فرمود : «ای عُبّاد ! وای بر تو! «چه کسی زیورهایی را که خداوند برای بندگانش فراهم آورده ، و نیز روزیهای پاک را حرام کرده است» ؟! خداوند عز و جل، وقتی نعمتی را بر بندهای ارزانی میدارد ، دوست دارد که آثار آن را در وی ببیند . این، اشکالی ندارد . ای عبّاد ! وای بر تو ! من پاره تن پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هستم ، پس مرا میازار» . عبّاد ، خودش دو لباس قِطْری [۴۳۰]میپوشید .
الإمام الرّضا علیه السلام :إنَّ أهلَ الضَّعفِ مِن مَوالِیَّ یُحِبّونَ أن أجلِسَ عَلَی اللُّبودِ وألبَسَ الخَشِنَ ، ولَیسَ یَتَحَمَّلُ الزَّمانُ ذلِکَ . [۴۳۱]
قرب الإسناد عن البزنطی :قالَ لی ج الإمامُ الرِّضا علیه السلام ج : ما تَقولُ فی اللِّباسِ الخَشِنِ ؟ فقلتُ : بَلَغَنی أنّ الحسَنَ علیه السلام کانَ یَلبَسُ ، وأنّ جعفرَ بنَ محمّدٍ علیه السلام کانَ یأخُذُ الثَّوبَ الجَدیدَ فیأمُرُ بهِ فیُغمَسُ فی الماءِ. فقالَ لی : اِلبَسْ وتَجَمّلْ؛ فإنّ علیَّ بنَ الحسینِ علیه السلام کانَ یَلبَسُ الجُبَّهَ الخَزَّ بخَمسِمِائهِ دِرهَمٍ ، والمُطرَفَ الخَزَّ بخَمسینَ دِینارا فیَتَشتَّی فیهِ ، فإذا خَرجَ الشِّتاءُ باعَهُ وتَصَدّقَ بثَمنِهِ ، وتَلا هذهِ الآیهَ: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّیِّبَتِ مِنَ الرِّزْقِ» [۴۳۲] .[۴۳۳]
۶ / ۳عَدَمُ التَّضییقِ عَلی الأَهلِالإمام الصادق علیه السلام لمَا سُئلَ علیه السلام أکانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَقوتُ عیالَهُ قوتا مَعروفا ؟ قالَ: نَعَم إنَّ النَّفسَ إذا عَرَفت قُوتَها قَنِعتَ بِهِ ونَبَتَ عَلَیهِ الَّلحمُ . [۴۳۴]
سخت نگرفتن بر خانواده
امام رضا علیه السلام :دوستان سست عقیدهام، دوست میدارند که من بر پلاس بنشینم و جامه درشت بپوشم ؛ امّا این روزگار، گنجایش چنین کاری را ندارد .
قرب الاسناد به نقل از بَزَنطی :امام رضا علیه السلام به من فرمود : «نظرت دربارهٔ لباس زبر چیست؟». گفتم: شنیدهام که [امام] حسن علیه السلام میپوشید، و جعفر بن محمّد علیه السلام جامه نو میگرفت و دستور میداد که آن را در آب فرو برند. امام علیه السلام به من فرمود: «بپوش و آراسته باش؛ زیرا علی بن الحسین علیه السلام جبّه خزِ پانصد درهمی میپوشید و در زمستان، ردای خزی نگارین میپوشید و چون زمستان تمام میشد، آن را میفروخت و پولش را صدقه میداد». سپس این آیه را تلاوت کرد: «بگو: چه کسی زیور خدا را که برای بندگانش پدید آورده و روزیِ پاکیزه و پاک را حرام کرده است؟» .
۶ / ۳سخت نگرفتن بر خانوادهامام صادق علیه السلام :وقتی از ایشان سؤال شد که: «آیا پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به خانواده اش روزیِ شناخته شده و معروف میداد؟»، فرمود : «آری . نَفْس انسان، اگر از روزی اش، آگاه باشد ، به آن رضایت میدهد ، و گوشت، با روزی اش می رویَد» .
الکافی عن الحکم بن عتیبه :دَخَلتُ عَلی أبی جَعفَرٍ علیه السلام وهُوَ فی بَیتٍ مُنَجَّدٍ وعَلَیهِ قَمیصٌ رَطبٌ ومِلحَفَهٌ مَصبوغَهٌ قَد أثَّرَ الصِّبغُ عَلی عاتِقِهِ ، فَجَعَلتُ أنظُرُ إلَی البَیتِ وأنظُرُ إلی هَیئَتِهِ ، فَقالَ : یا حَکَمُ ما تَقولُ فی هذا؟ فَقُلتُ : وما عَسَیتُ أن أقولَ وأَنَا أراهُ عَلَیکَ . وأمّا عِندَنا فَإنَّما یَفعَلُهُ الشّابُّ المُرَهَّقُ . فَقالَ لی : یا حَکَمُ مَن حَرَّمَ زَینَهَ اللّهِ الَّتی أخرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزقِ؟ وهذا مِمّا أخرَجَ اللّهُ لِعِبادِهِ . فَأَمّا هذا البَیتُ الَّذی تَری ، فَهُوَ بَیتُ المَرأهِ وأَنَا قَریبُ العَهدِ بِالعُرسِ وبَیتی البَیتُ الَّذی تَعرِفُ . [۴۳۵]
راجع : ص ۱۲۶ «الاسراف والتبذیر» .
الکافی عن الحسن الزّیّات البصریّ :دَخَلتُ عَلَی أَبِی جَعفَرٍ علیه السلام أَنَا وَصَاحِبٌ لِی وَإِذَا هُوَ فِی بَیتٍ مُنَجَّدٍ وَعَلَیهِ مِلحَفَهٌ وَردِیَّهٌ وَقَد حَفَّ لِحیَتَهُ وَاکتَحَلَ ، فَسَأَلنَاهُ عَن مَسَائِلَ ، فَلَمَّا قُمنَا قَالَ لِی : یَا حَسَنُ! قُلتُ : لَبَّیکَ . قَالَ : إِذَا کَانَ غَدا فَائتِنِی أَنتَ وَصَاحِبُکَ . فَقُلتُ : نَعَم جُعِلتُ فِدَاکَ . فَلَمَّا کَانَ مِنَ الغَدِ دَخَلتُ عَلَیهِ وَإِذَا هُوَ فِی بَیتٍ لَیسَ فِیهِ إِلّا حَصِیرٌ وَإِذَا عَلَیهِ قَمِیصٌ غَلِیظٌ . ثُمَّ أَقبَلَ عَلَی صَاحِبِی ، فَقَالَ : یَا أَخَا أَهلِ البَصرَهِ إِنَّکَ دَخَلتَ عَلَیَّ أَمسِ وَأَنَا فِی بَیتِ المَرأَهِ وَکَانَ أَمسِ یَومَهَا وَالبَیتَ بَیتَهَا وَالمَتَاعُ مَتَاعَهَا ، فَتَزَیَّنَت لِی عَلَی أَن أَتَزَیَّنَ لَهَا ، کَمَا تَزَیَّنَت لِی ، فَلا یَدخُل قَلبَکَ شَیءٌ . فَقَالَ لَهُ صَاحِبِی : جُعِلتُ فِدَاکَ قَد کَانَ وَاللّهِ دَخَلَ فِی قَلبِی شَیءٌ . فَأَمَّا الآنَ فَقَد وَاللّهِ أَذهَبَ اللّهُ مَا کَانَ وَعَلِمتُ أَنَّ الحَقَّ فِیمَا قُلتَ . [۴۳۶]
الکافی به نقل از حَکَم بن عُتَیبه :بر امام باقر علیه السلام وارد شدم و ایشان در خانهای آراسته بود و لباسی لطیفْ بر تن داشت و عبایی رنگی بر دوش داشت که اثر آن رنگ، بر دوشش مانده بود . من به خانه و شمایل ایشان مینگریستم . فرمود : «ای حَکَم ، در این باره چه میگویی؟» . گفتم : چه میتوانم بگویم ، چون شما را به این وضع میبینم ؛ ولی از نگاه ما، این، رفتار جوانان تازه بالغ است . سپس به من فرمود : «ای حَکَم! چه کسی زینتی را که خداوند برای بندگانش منظور کرده و یا روزیهای حلال را حرام کرده است؟ این ، از آن چیزهایی است که خداوند برای بندگانش قرار داده است . امّا این خانهای که میبینی ، خانه همسر من است و تازه ازدواج کردهام . خانه من ، همان است که میشناسی» .
ر . ک : ص ۱۲۷ «اسراف و تبذیر » .
الکافی به نقل از حسن زَیّات بصری :با دوستم، نزد امام صادق علیه السلام رسیدم . ایشان در خانهای آراسته نشسته بود و شالی رنگی، بر خود داشت . محاسنش را [نیز] مرتب کرده و [به چشمانش] سُرمه کشیده بود . درباره چند چیز از ایشان پرسیدم . وقتی برخاستیم به من فرمود : «حسن!». گفتم: بله . فرمود : «صبح که شد ، با دوستت بیا پیش من» . گفتم: فدایت گردم ! چشم . صبح که شد ، خدمت ایشان رسیدم . دیدم ایشان در خانهای است که جز حصیر، چیزی در آن نیست ، و پیراهنی خشن بر تن دارد . آن گاه رو به دوستم کرد و فرمود : «برادر بصری ! دیروز که به این جا آمدی ، من در خانه زنم بودم و دیروز، روز او بود . خانه ، خانه او بود و اثاث، متعلّق به او بود . او خود را برایم آراسته بود . من هم لازم بود که خود را همانند او برایش بیارایم . چیز ناروایی به دلت راه پیدا نکند» . دوستم به ایشان گفت: فدایت گردم ! به خدا سوگند ، در دلم، شبههای ایجاد شده بود ؛ ولی اکنون، به خدا قسم ، هر چه در دل داشتم، برطرف شد ، و فهمیدم که حقیقت، آن است که شما میگفتی !
۶ / ۴التَّجَمُّلُ مَعَ بَساطَهِ العَیشِالإمام الصادق صلی الله علیه و آله :العِطرُ مِن سُنَنِ المُرسَلینَ . [۴۳۷]
الإمام الرضا علیه السلام :الطِّیبُ مِن أخلاقِ الأنبیاءِ . [۴۳۸]
مکارم الأخلاق :کان صلی الله علیه و آله ینظر فی المرآه ، ویرجّل جمّته ، ویتمشط ، وربّما نظر فی الماء وسوّی جمّته فیه ، ولقد کان یتجمّل لأصحابه فضلاً علی تجمّله لأهله ، ... وقال : إنَّ اللّهَ یُحِبُّ مِن عَبدِهِ إذا خَرجَ إلی إخوانِهِ أن یَتَهَیَّأَ لَهُم ویَتَجَمَّلَ . [۴۳۹]
الطبقات الکبری عن جندب بن مکیث :کان رسول اللّه صلی الله علیه و آله إذا قدم الوفد لبس أحسن ثیابه وأمر علیه أصحابه بذلک فلقد رأیت رسول اللّه صلی الله علیه و آله یوم قدم وفد کنده وعلیه حلّه یمانیه . [۴۴۰]
مکارم الأخلاق عن عائشه :ولقد لبس رسول اللّه صلی الله علیه و آله جبّه صوف وعمامه صوف ثمّ خرج فخطب النّاس علی المنبر ، فما رأیت شیئا ممّا خلق اللّه تعالی أحسن منه فیها .[۴۴۱]
آراستگی همراه با ساده زیستی
۶ / ۴آراستگی همراه با ساده زیستیامام صادق علیه السلام :استفاده کردن از عطر، سیره پیامبران است.
امام رضا علیه السلام :خود را خوش بو کردن ، از خوی پیامبران است.
مکارم الأخلاق :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به آینه نگاه میکرد ، زلف میگذاشت ، شانه میزد ، چه بسا در آبْ نگاه میکرد و موهای سرش را مرتب میکرد ، و علاوه بر خانواده ، برای یارانش نیز خود را میآراست و میفرمود : «خداوند، دوست دارد که هر گاه بنده اش، نزد برادرانش میرود ، خود را برای آنها بیاراید و با آمادگی برود».
الطبقات الکبری به نقل از جُندب بن مکیث :هنگامی که هیئتی، نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وارد میشد ، بهترین جامه اش را میپوشید و دستور میداد که یارانش نیز چنین کنند . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را در روزی که هیئت کِنده، به خدمت ایشان رسید ، با حُلّهای یمنی بر تن دیدم.
مکارم الأخلاق به نقل از عایشه :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله جُبّه و عمامهای پشمین پوشید و رفت برای مردم سخنرانی کرد . من چیزی زیباتر از حالتی که پیامبر صلی الله علیه و آله در آن بود ، در میان آفریدههای خدای متعال ندیدم.
صحیح البخاری عن البراء عن عازب :کان النّبیّ صلی الله علیه و آله ... رأیته فی حلّه حمراء [۴۴۲] لم أر شیئا قطّ أحسن منه . [۴۴۳]
الإمام الصادق علیه السلام :کانَ رسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله یُنفِقُ فی الطِّیبِ أکثَرَ مِمّا یُنفِقُ فی الطَّعامِ . [۴۴۴]
عیون أخبار الرضا عن أبی عبّاد :کانَ جُلوسُ الرِّضا علیه السلام فی الصَّیفِ علی حَصیرٍ وفی الشِّتاءِ عَلی مِسْحٍ [۴۴۵] ، ولُبْسُهُ الغَلیظَ مِن الثِّیابِ حتّی إذا بَرَزَ للناس تَزَیَّنَ لَهُم . [۴۴۶]
۶ / ۵إکرامُ الضَّیفِالکافی عن أبی خالد الکابلی :دَخَلتُ علی أبیجعفرٍ علیه السلام فَدعا بالغَداءِ، فأکَلْتُ مَعهُ طَعاما ما أکَلْتُ طَعاما قَطُّ أنْظَفَ مِنهُ ولا أطْیَبَ ، فلَمّا فَرَغْنا مِن الطَّعامِ قالَ : یا أبا خالدٍ ، کیفَ رَأیتَ طَعامَکَ ، أو قالَ : طَعامَنا؟ قلتُ : جُعِلتُ فِداکَ، ما رأیتُ أطْیَبَ مِنهُ ولا أنْظَفَ قَطُّ ، ولکنّی ذَکَرتُ الآیهَ الَّتی فی کتابِ اللّهِ عزّوجلّ : «...ثُمَّ لَتُسْئلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ» [۴۴۷]. قالَ أبو جعفرٍ علیه السلام : لا إنّما تُسألون عَمّا أنتُم علَیهِ مِن الحقِّ . [۴۴۸]
احترام به میهمان
صحیح البخاری به نقل از بُراء بن عازِب :پیامبر صلی الله علیه و آله را در حلّهای سرخ رنگ دیدم که هرگز به زیباییِ آن ندیده بودم.
امام صادق علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هزینهای که برای خوش بو کردن صرف میکرد ، بیش از هزینه غذا بود.
عیون أخبار الرضا علیه السلام به نقل از ابو عبّاد :امام رضا علیه السلام در تابستان، روی حصیر و در زمستان، روی گلیم مویین مینشست . جامه ایشان، خشن بود؛ امّا وقتی در میان مردم حضور پیدا میکرد ، خود را برای آنان میآراست.
۶ / ۵احترام به میهمانالکافی به نقل از ابو خالد کابلی :بر امام باقر علیه السلام وارد شدم و درخواست غذا کردم. پس با ایشان غذا خوردم ؛ غذایی که تمیزتر و گواراتر از آن، نخورده بودم. وقتی از غذا فارغ شدیم ، ایشان فرمود : «ای ابو خالد ! غذایت را یا غذایمان را چگونه دیدی؟». گفت: فدایت گردم ! من از آن، گواراتر و تمیزتر هرگز ندیدهام؛ امّا به یاد این آیه کتاب خدای عز و جل افتادم که فرموده است : «آن گاه از نعمت، بازخواست میشوید» . امام باقر علیه السلام فرمود : «نه . از حقّی که در آن هستید ، بازخواست میشوید» .
الکافی عن ابن بکیر ، عن بعض أصحابنا :کانَ أبو عَبدِاللّهِ علیه السلام رُبَّما أطعَمَنا الفَرانِیَّ والأَخبِصَهَ ، ثُمَّ یُطعِمُ الخُبزَ والزَّیتَ ، فَقیلَ لَهُ : لَو دَبَّرتَ أمرَکَ حَتّی تَعتَدِلَ؟! فَقالَ : إنَّما نَتَدبَّرُ بِأَمرِ اللّهِ عزَّوجَلَّ ، وإذا وَسَّعَ عَلَینا وَسَّعنا ، وإذا قَتَّرَ عَلَینا قَتَّرنا . [۴۴۹]
الکافی عن أبی حمزه :کُنّا عِندَ أبی عَبدِاللّهِ علیه السلام جَماعَهً ، فَدَعا بِطَعامٍ ما لَنا عَهدٌ بِمِثلِهِ لَذاذَهً وطَیِّبا ، وأُوتینا بِتَمرٍ نَنظُرُ فِیهِ إلَی وُجوهِنا مِن صَفائِهِ وحُسنِهِ ، فَقالَ رَجُلٌ : لَتُسأَلُنَّ عَن هذَا النَّعیمُ الَّذی نُعِّمتُم بِهِ عِندَ ابنِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله . فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ علیه السلام : إنَّ اللّهَ عزَّوجَلَّ أکَرمُ وأجَلُّ مِن أن یُطعِمَکُم طَعاما فَیُسَوِّغکُموهُ ، ثُمَّ یَسأَلُکُم عَنهُ ، ولَکِن یَسأَلُکُم عَمّا أَنعَمَ عَلَیکُم بِمُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ صَلّی اللّهُ عَلَیهِ وعَلَیهِم . [۴۵۰]
الفتوه :صَحَّ عَن عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ علیه السلام فِی الإیثارِ أنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله جاءَهُ ضَیفٌ ولَم یَجِد عِندَهُ ما یُکرِمُهُ بِهِ ، فَقالَ صلی الله علیه و آله : مَن یُکرِمُ ضَیفی هذا وأضمَنُ لَهُ عَلی اللّهِ الجَنَّهَ؟ فَقالَ عَلِیٌّ علیه السلام : أنَا یا رَسولَ اللّهِ . فَأَخَذَهُ وجَاءَ بِهِ إلَی فَاطِمَهَ علیهاالسلام ، ولَم یَکُن عِندَها سِوی قُرصَتَینِ قَد هَیَّأَتُهما لِلإِفطارِ . فَلَمّا کانَ وَقتُ العِشاءِ أصلَحَتِ الزّادَ ثُردَهٍ ووَضَعَتهُ بَینَ یَدَی الضَّیفِ وعَلِیٌّ علیه السلام ، ثُمَّ جَاءَت إلَی المِصباحِ کَأَنَّها تُصلِحُهُ فَأَطفَأَتهُ ، فَأَخَذَ عَلِیٌّ علیه السلام یَرفَعُ یَدَهُ ویَضَعُها فِی الزّادِ یوهِمُ الضَّیفَ أنَّهُ یَطعَمُ مَعَهُ ، وهُوَ لا یَأکُلُ شَیئا ؛ لِیَکتَفِیَ الضَّیفُ . فَلَمّا استَکفی الضَّیفُ أتی بِالمِصباحِ . وباتَ عَلِیٌّ وفاطِمَهُ علیهماالسلام طاوِیَینِ عَلی صَومِهِما . فَأَنَزلَ اللّهُ فی حَقِّهِما : «وَ یُؤْثِرُونَ عَلَی أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ» [۴۵۱] .[۴۵۲]
الکافی به نقل از ابن بکیر ، از یکی از راویان شیعه :امام صادق علیه السلام گاهی به ما نانِ تهیه شده از آرد و شیر و روغن و شکر و نیز غذای تهیه شده از خرما و روغن میداد ، و بعد، نان و روغن . به ایشان گفته شد : اگر در برنامهریزی ات، میانه روی کنی، بهتر است! فرمود : «ما به فرمان خدا برنامهریزی میکنیم . هر گاه وضعمان خوب باشد، گشادهدستی میکنیم و هر گاه بد باشد، سختگیری میکنیم».
الکافی به نقل از ابو حمزه :ما چند نفری، نزد امام صادق علیه السلام بودیم . برایمان غذایی آوردند که تا آن زمان، چنان غذای لذیذ و خوبی ندیده بودیم . بعد، خرمایی آوردند که از خوبی و قشنگی، به آنها و به همدیگر نگاه میکردیم . مردی گفت : از این نعمتی که با آن در محضر پسر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پذیرایی شُدید ، بازخواست خواهید شد . امام صادق علیه السلام فرمود : «خداوند، برتر و بزرگتر از آن است که غذایی به شما بدهد و آن را برایتان روا بدارد ، آن گاه از شما درباره آن، بازخواست کند . آری . از شما درباره نعمت وجود محمّد و خاندان محمّد که درود خدا بر او و آنان باد میپرسد».
الفتوّه :به طریق صحیح، درباره علی بن ابی طالب علیه السلام ، موضوع ایثار، روایت شده است که میهمانی، بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد و ایشان ، برای پذیرایی از او، چیزی [در خانه ]نیافت. پس فرمود : «چه کسی از این میهمان من ، پذیرایی میکند؟ من ، نزد خدا ، بهشت را برای او ضمانت میکنم» . علی علیه السلام فرمود: «من ، ای پیامبر خدا!». سپس، علی علیه السلام ، دست میهمان را گرفت و نزد فاطمه علیهاالسلام آورد ؛ ولی در خانه ایشان ، جز دو قرص نان که فاطمه علیهاالسلام برای افطار تهیّه کرده بود ، چیزی وجود نداشت . چون وقت شام شد ، فاطمه علیهاالسلام از آن نانها، تریدی ساخت و آن را جلویِ میهمان و علی علیه السلام نهاد و سپس ، خود ، به سوی چراغ رفت و به بهانه این که آن را درست میکند ، خاموشش کرد . در این هنگام ، علی علیه السلام ، دست خود را به طرف غذا میبُرد و بالا می آورْد و به میهمان، چنین وانمود میکرد که مشغول غذا خوردن با اوست ، در صورتی که چیزی نمی خورْد تا [غذا ]برای میهمان، کفایت کند . وقتی میهمان سیر شد ، چراغ را آوردند و علی علیه السلام و فاطمه علیهماالسلام ، آن شب را گرسنه و روزه دار خوابیدند . آن گاه ، خداوند ، در حقّ آن دو ، این آیه را فرو فرستاد : «و [دیگران را] بر خویشتن ، مقدّم میدارند ، هر چند خودشان نیازمند باشند» ».
الإمام الصادق علیه السلام :کانَ سُلَیمانُ علیه السلام یُطعِمُ أضیافَهُ اللَّحمَ بالحُوّاری ، وعِیالَهُ الخُشکارَ ، ویأکُلُ هُو الشَّعیرَ (غَیرَ) مَنخولٍ . [۴۵۳]
۶ / ۶الإیثارُالکتاب :«وَ یُؤْثِرُونَ عَلَی أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ» [۴۵۴] .
فداکاری
امام صادق علیه السلام :سلیمان علیه السلام به میهمانانش گوشت و نان سفید، و به خانواده اش نان گندم سبوسدار میداد و خودش نان جویِ نابیخته می خورْد.
۶ / ۶فداکاریقرآن :«و دیگران را بر خود مقدّم میدارند، هر چند خود نیازمندند» .
«وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْکِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا» [۴۵۵] .
الحدیث :تنبیه الخواطر عن عائشه :ما شَبِعَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ثَلاثَهَ أیّامٍ مُتوالیَّهً حتّی فارَقَ الدُّنیا ، ولو شاءَ لَشَبِعَ ، ولَکِنَّهُ کانَ یؤثَرُ عَلی نَفسِهِ . [۴۵۶]
الغارات عن أبی مطر فِی الإِمامِ عَلِیٍّ علیه السلام : أتی سوقَ الکَرابیسِ ، فَإِذا هُوَ بِرَجُلٍ وَسیمٍ ، فَقالَ : یا هذا ، عِندَکَ ثَوبانِ بِخَمسَهِ دَراهِمَ ؟ فَوَثَبَ الرَّجُلُ فَقالَ : نَعَم ، یا أمیرَ المُؤمِنینَ . فَلَمّا عَرَفَهُ مَضی عَنهُ وتَرَکَهُ ، فَوَقَفَ عَلی غُلامٍ فَقالَ لَهُ : یا غُلامُ ، عِندَکَ ثَوبانِ بِخَمسَهِ دَراهِمَ ؟ قالَ : نَعَم ، عِندی ثَوبانِ ، أحَدُهُما أخیَرُ مِنَ الآخَرِ ؛ واحِدٌ بِثَلاثَهٍ ، وَالآخَرُ بِدِرهَمَینِ . قالَ : هَلُمَّهُما . فَقالَ : یا قَنبَرُ ، خُذِ الَّذی بِثَلاثَهٍ . قالَ : أنتَ أولی بِهِ یا أمیرَ المُؤمِنینَ ؛ تَصعَدُ المِنبَرَ ، وتَخطُبُ النّاسَ . فَقالَ : یا قَنبَرُ ، أنتَ شابٌّ ، ولَکَ شِرَّهُ الشَّبابِ ، وأنَا أستَحیی مِن رَبّی أن أتَفَضَّلَ عَلَیکَ ؛ لِأَ نّی سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَقولُ : ألبِسوهُم مِمّا تَلبَسونَ ، وأطعِموهُم مِمّا تَأکُلونَ . ثُمَّ لَبِسَ القَمیصَ ومُدَّ یَدَهُ فی رُدنِهِ فَإِذا هُوَ یَفضُلُ عَن أصابِعِهِ ، فَقالَ : یا غُلامُ ، اِقطَع هذَا الفَضلَ . فَقَطَعَهُ ، فَقالَ الغُلامُ : هَلُمَّهُ أکُفَّهُ یا شَیخُ . فَقالَ : دَعهُ کَما هُوَ ؛ فَإِنَّ الأَمرَ أسرَعُ مِن ذلِکَ . [۴۵۷]
«و به [پاس] دوستیِ او (خداوند)، بینوا و یتیم و اسیر را خوراک میدهند» .
حدیث :تنبیه الخواطر به نقل از عایشه :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، تا زمانی که از دنیا رفت، هیچگاه سه روز پی در پی، سیر نشد . اگر میخواست، میتوانست خود را سیر کند؛ ولی دیگران را بر خود ترجیح میداد.
الغارات به نقل از ابو مَطَر :امام علی علیه السلام ، به بازار کرباس آمد و با مردی خوش چهره، رو به رو شد و فرمود : «آقا ! دو تا لباس، به قیمت پنج درهم داری؟». مرد، از جا جست و گفت : آری ، ای امیر مؤمنان علیه السلام ! وقتی فروشنده، امام علیه السلام را شناخت ، امام علیه السلام از نزد او رفت و بر [در مغازه ]جوانی ایستاد و به او فرمود : «جوان ! دو تا لباس، به قیمت پنج درهم داری؟». جوان گفت : آری . دو تا لباس به این قیمت دارم که یکی، بهتر از دیگری است . یکی ، به سه درهم و دیگری به دو درهم . امام فرمود : «آنها را بیاور». امام علیه السلام به قنبر فرمود : «ای قنبر ! تو سه درهمی را بردار» . قنبر گفت: ای امیر مؤمنان! شما به آن، سزاوارتری . منبر میروی و برای مردم سخنرانی میکنی . فرمود : «ای قنبر ! تو جوانی و هوس جوانی داری . من از پروردگارم شرم دارم که بر تو برتری بجویم ؛ زیرا از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود : هر چه مردم میپوشند ، شما هم بر تن کنید، و هر چه میخورید به آنان هم بخورانید ». آن گاه، پیراهن را پوشید و دستش را از آستینش بیرون آورد ؛ ولی دید که از انگشتانش بلندتر است . فرمود : «[ای جوان!] این زیادی را ببُر» . او هم آن را برید . جوان گفت : ای شیخ ! آن را بده تا سردوزی کنم . فرمود : «بگذار همانطور بماند که کار ، از این سریع تر است».
الإمام الباقر علیه السلام :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله جالِسٌ ذاتَ یَومٍ وأصحابُهُ جُلوسٌ حَولَهُ ، فَجاءَ عَلِیٌّ علیه السلام وعَلَیهِ سَمِلُ [۴۵۸] ثَوبٍ مُنخَرِقٌ عَن بَعضِ جَسَدِهِ ، فَجَلَسَ قَریبا مِن رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَنَظَرَ إلَیهِ ساعَهً ثُمَّ قَرَأَ : «وَ یُؤْثِرُونَ عَلَی أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ وَ مَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» . ثُمَّ قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله لِعَلِیٍّ علیه السلام : أما إنَّکَ رَأسُ الَّذینَ نَزَلَت فیهِم هذِهِ الآیَهُ وسَیِّدُهُم وإمامُهُم. ثُمَّ قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله لِعَلِیٍّ علیه السلام : أینَ حُلَّتُکَ الَّتی کَسَوتُکَها یا عَلِیُّ؟ فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، إنَّ بَعضَ أصحابِکَ أتانی یَشکو عُریَهُ وعُریَ أهلِ بَیتِهِ ، فَرَحِمتُهُ وَآثَرتُهُ بِها عَلی نَفسی ، وعَرَفتُ أنَّ اللّهَ سَیَکسونی خَیرا مِنها. فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : صَدَقتَ ، أما إنَّ جَبرَئیلَ قَد أتانی یُحَدِّثُنی أنَّ اللّهَ اتَّخَذَ لَکَ مَکانَها فِی الجَنَّهِ حُلَّهً خَضراءَ مِن إستَبرَقٍ ، وصَنِفَتُها [۴۵۹] مِن یاقوتٍ وزَبَرجَدٍ ، فَنِعمَ الجَوازُ ، جَوازُ رَبِّکَ بِسَخاوَهِ نَفسِکَ ، وصَبرِکَ عَلی سَمَلَتِکَ هذِهِ المُنخَرِقَهِ ، فَأَبشِر یا عَلِیُّ . فَانصَرَفَ عَلِیٌّ علیه السلام فَرِحا مُستَبشِرا بِما أخبَرَهُ بِهِ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله . [۴۶۰]
مجمع البیان عن أبی الطفیل :اِشتَری عَلِیٌّ علیه السلام ثَوبا فَأَعجَبَهُ فَتَصَدَّقَ بِهِ ، وقالَ : سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، یَقولُ : مَن آثَرَ عَلی نَفسِهِ آثَرَهُ اللّهُ یَومَ القِیامَهِ بِالجَنَّهِ.[۴۶۱]
امام باقر علیه السلام :روزی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نشسته بود و اصحابش پیرامون او نشسته بودند که علی علیه السلام با جامهای کهنه که قسمتی از آن، پاره بود آمد و نزدیک ایشان نشست . پیامبر صلی الله علیه و آله ، لحظاتی به او نگریست و سپس ، این آیه را خواند : «و بر خویشتن ، مقدّم میدارند ، هر چند، خودشان نیازمند باشند . و آنها که از آزمندیِ نفس خویش ، مصون بمانند ، آنان ، همان رستگاران اند» . سپس ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود : «بدان که تو سرآمد کسانی هستی که این آیه در حقّ آنان نازل شد و آقا و پیشوایشان هستی» . آن گاه ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود : «ای علی! آن جامهای که به تو پوشاندم ، کجاست ؟» . علی علیه السلام فرمود: «ای پیامبر خدا! یکی از اصحاب شما نزد من آمد و از برهنگی خود و خانواده اش شِکوه کرد و من ، دلم به حالش سوخت و او را در پوشیدن آن جامه ، بر خود ، مقدّم داشتم و دانستم که خداوند ، به زودی، بهتر از آن را به من خواهد پوشاند» . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «درست گفتی . همانا جبرئیل علیه السلام نزد من آمد و برایم گفت که خداوند ، به جای آن جامه ، برای تو در بهشت ، جامهای سبز، از دیبای ستبر با کنارههایی از یاقوت و زِبَرجد برگزید . نیکو پاداشی است پاداش پروردگار تو، در برابر سخاوت نفس تو و شکیبایی ات بر این جامه کهنه و پارهای که پوشیدهای! پس شاد باش ، ای علی!» . علی علیه السلام ، شادان و خوشحال از خبری که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به او داده بود ، برگشت.
مجمع البیان به نقل از ابوطُفیل :علی علیه السلام ، جامهای خرید و از آن ، خوشش آمد و آن را صدقه داد و فرمود : «از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود: هر که دیگران را بر خود ، ترجیح دهد ، خداوند ، در روز قیامت ، در ورود به بهشت ، او را مقدّم میدارد » .
الإمام الصادق علیه السلام :بَینَما عَلِیٌّ علیه السلام عِندَ فاطِمَهَ علیهاالسلام إذ قالَت لَهُ : یا عَلِیُّ ، اذهَب إلی أبی فَابغِنا [۴۶۲] مِنهُ شَیئا . فَقالَ : نَعَم. فَأَتی رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَأَعطاهُ دینارا ، وقالَ لَهُ : یا عَلِیُّ ، اذهَب فَابتَع بِهِ لِأَهلِکَ طَعاما . فَخَرَجَ مِن عِندِهِ فَلَقِیَهُ المِقدادُ بنُ الأَسوَدِ ، وقاما ما شاءَ اللّهُ أن یَقوما ، وذَکَرَ لَهُ حاجَتَهُ ، فَأَعطاهُ الدّینارَ وَانطَلَقَ إلَی المَسجِدِ ، فَوَضَعَ رَأسَهُ فَنامَ ، فَانتَظَرَهُ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَلَم یَأتِ ، ثُمَّ انتَظَرَهُ فَلَم یَأتِ ، فَخَرَجَ یَدورُ فِی المَسجِدِ فَإِذا هُوَ بِعَلِیٍّ علیه السلام نائِمٌ فِی المَسجِدِ ، فَحَرَّکَهُ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَقَعَدَ. فَقالَ لَهُ : یا عَلِیُّ ما صَنَعتَ؟ فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، خَرَجتُ مِن عِندِکَ فَلَقِیَنِی المِقدادُ بنُ الأَسوَدِ ، فَذَکَرَ لی ما شاءَ اللّهُ أن یَذکُرَ ، فَأَعطَیتُهُ الدّینارَ. فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : أما إنَّ جَبرَئیلَ قَد أنبَأَنی بِذلِکَ ، وقَد أنزَلَ اللّهُ فیکَ کِتابا : «وَ یُؤْثِرُونَ عَلَی أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ وَ مَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» . [۴۶۳]
الأمالی عن أبی سعید الخدریّ :أصبَحَ عَلِیٌّ علیه السلام ذاتَ یَومٍ ساغِبا [۴۶۴] فَقالَ : یا فاطِمَهُ ، هَل عِندَکِ شَیءٌ تُطعِمینی؟ قالَت : وَالَّذی أکرَمَ أبی بِالنُّبُوَّهِ وأکرَمَکَ بِالوَصِیَّهِ ، ما أصبَحَ عِندی شَیءٌ یَطعَمُهُ بَشَرٌ ، وما کانَ مِن شَیءٍ اُطعِمُکَ مُنذُ یَومَینِ إلّا شَیءٌ کُنتُ اُؤثِرُکَ بِهِ عَلی نَفسی وعَلَی الحَسَنِ وَالحُسَینِ! قالَ : أعَلَی الصَّبِیَّینِ ! ألا أعلَمتِنی فَآتِیَکُم بِشَیءٍ؟ قالَت : یا أبَا الحَسَنِ ، إنّی لَأَستَحی مِن إلهی أن اُکَلِّفَکَ ما لا تَقدِرُ. فَخَرَجَ واثِقا بِاللّهِ حَسَنَ الظَّنِّ بِهِ ، فَاستَقرَضَ دینارا ، فَبَینَا الدّینارُ فی یَدِ عَلِیٍّ علیه السلام إذ عَرَضَ لَهُ المِقدادُ فی یَومٍ شَدیدِ الحَرِّ ، قَد لَوَّحَتهُ [۴۶۵] الشَّمسُ مِن فَوقِهِ وتَحتِهِ ، فَأَنکَرَ عَلِیٌّ علیه السلام شَأنَهُ ، فَقالَ : یا مِقدادُ ، ما أزعَجَکَ [۴۶۶] هذِهِ السّاعَهَ؟ قالَ : خَلِّ سَبیلی یا أبَا الحَسَنِ ، ولا تَکشِفنی عَمّا وَرائی. قالَ : إنّه لا یَسَعُنی أن تُجاوِزَنی حَتّی أعلَمَ عِلمَکَ. قالَ: یا أبَا الحَسَنِ ، إلَی اللّهِ ثُمَّ إلَیکَ أن تُخَلِّیَ سَبیلَکَ ولا تَکشِفَنی عَن حالی. فَقالَ عَلِیٌّ علیه السلام : إنَّهُ لا یَسَعُک أن تَکتُمَنی حالَکَ. فَقالَ : إذا أبَیتَ ، فَوَالَّذی أکرَمَ مُحَمَّدا صلی الله علیه و آله بِالنُّبُوَّهِ وأکرَمَکَ بِالوَصِیَّهِ ما أزعَجَنی إلَا الجَهدُ [۴۶۷] ، ولَقَد تَرَکتُ عِیالی بِحالٍ لَم تَحمِلنی لَهَا الأَرضُ ، فَخَرَجتُ مَهموما ورَکِبتُ رَأسی ، فَهذِهِ حالی . فَهَمَلَت عَینا عَلِیٍّ علیه السلام بِالدُّموعِ حَتّی أخضَلَت دُموعُهُ لِحیَتَهُ ، ثُمَّ قالَ : أحلِفُ بِالَّذی حَلَفتَ بِهِ ، ما أزعَجَنی مِن أهلی إلَا الَّذی أزعَجَکَ ، ولَقَدِ استَقرَضتُ دینارا فَخُذهُ ؛ فَدَفَعَ الدّینارَ إلَیهِ وآثَرَهُ بِهِ عَلی نَفسِهِ. [۴۶۸]
امام صادق علیه السلام :علی علیه السلام ، نزد فاطمه علیهاالسلامبود . فاطمه علیهاالسلام به او فرمود: «ای علی! نزد پدرم برو و از او چیزی برای ما درخواست کن». علی علیه السلام فرمود: «باشد» . پس نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رفت . پیامبر صلی الله علیه و آله ، یک دینار به او داد و فرمود : «ای علی! برو و با این دینار ، غذایی برای خانواده ات خریداری کن» . علی علیه السلام از نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون رفت. در راه، به مقداد بن اسود برخورد و مدّتی با هم [به سخن] ایستادند . مقداد ، حاجتش را به او گفت . علی علیه السلام ، دینار را به او داد و به مسجد رفت و سرش را گذاشت و خوابید . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، منتظر او ماند ؛ امّا نیامد . باز انتظار کشید ؛ امّا از علی علیه السلام خبری نشد . لذا بیرون رفت و در مسجد میگشت که دید علی علیه السلام در آن جا خوابیده است . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، او را تکان داد . علی علیه السلام [بیدار شد و ]نشست. پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «ای علی! چه کردی؟» . فرمود: «ای پیامبر خدا! از نزد شما که رفتم ، به مقداد بن اسود برخوردم و او، آنچه را خدا خواست بگوید، به من گفت (و اظهار حاجت کرد) و من ، آن دینار را به او دادم». پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «همانا جبرئیل علیه السلام ، این مطلب را به من خبر داد ، و خداوند ، دربارهٔ تو این آیه را فرو فرستاد : «و [دیگران را] بر خویشتن ، مقدّم میدارند ، هر چند، خودشان نیازمند باشند . و آنها که از آزمندیِ نفس خویش ، مصون بمانند ، آنان ، همان رستگاران اند» » .
الأمالی ، طوسی به نقل از ابو سعید خُدْری :روزی علی علیه السلام در حالی که گرسنه بود، بیدار شد و فرمود: «ای فاطمه! چیزی برای خوردن داری که به من بدهی؟» . فاطمه علیهاالسلام فرمود: «سوگند به آن که پدرم را به پیامبری، گرامی داشت و تو را به جانشینی [پیامبر]، چیزی که کسی را سیر کند ، ندارم و از دو روز پیش تا به حال ، غذایی که به تو دادهام ، غذایی بوده که خودم و حسن و حسین نخوردهایم و به تو دادهایم!». علی علیه السلام فرمود: «حتّی آن دو کودک! چرا به من نگفتی تا چیزی برایتان فراهم کنم؟» . فاطمه علیهاالسلام فرمود: «ای یا ابا الحسن! من از خدایم شرم میکنم که از تو چیزی بخواهم که نمیتوانی [تهیّه کنی]» . پس ، علی علیه السلام به امید خدا و با خوشبینی به او، بیرون رفت و یک دینار ، قرض گرفت . در حالی که دینار در دست علی علیه السلام بود ، مقداد به وی برخورد . روز بسیار گرمی بود و تابش آفتاب ، سر تا پای او را سوزانده بود . علی علیه السلام ، با دیدن سر و وضع او ، ناراحت شد و فرمود : «ای مقداد! چه چیز، تو را در این ساعت روز ، بی قرار و آشفته کرده است؟» . گفت : ای ابا الحسن! رهایم کن بروم و از حال و روزم مپرس! فرمود : «نمیگذارم بروی تا این که من هم مثل تو [گرفتاری ات را ]بدانم» . گفت : ای ابا الحسن! تو را به خدا و به خودت سوگند ، به راه خویش برو و پرده از حال و روزم برمدار! علی علیه السلام فرمود : «روا نیست که وضعت را از من ، کتمان کنی» . مقداد گفت : حال که اصرار داری ، سوگند به آن که محمّد صلی الله علیه و آله را به نبوّت و تو را به جانشینی [او] مفتخر ساخت ، جز رنج و مشقّت ، چیزی مرا چنین آشفته و بی قرار نساخته است . خانوادهام را در حالی ترک کردم که زمین ، تاب تحمّل آن حال و روز مرا نداشت . پس ، غم زده [از خانه] بیرون زدم و بی هیچ هدفی، راهی شدم . این است حال من! اشک از چشمان علی علیه السلام سرازیر شد ، چندان که اشکهایش محاسنش را تَر کرد . سپس فرمود : «سوگند به همان که به او سوگند خوردی ، مرا نیز درباره خانوادهام بی قرار نکرده ، مگر همان چیزی که تو را بی قرار کرده است . من ، یک دینار قرض کردهام . بگیر! مال تو باشد» . پس، آن دینار را به مقداد داد و او را بر خویش ، مقدّم داشت.
راجع : موسوعه میزان الحکمه : ج ۱ ص ۱۳۳ «الأمثال العلیا فی الإیثار» .
الحمدللّه أولاً وآخرا
ر . ک : دانش نامه میزان الحکمه : ج ۱ ص ۱۵۹ «نمونههای والای ایثار» .
والحمدللّه اولاً وآخرا
فهرست منابع و مآخذ
فهرست منابع و مآخذ
۱ .إحقاق الحقّ و إزهاق الباطل ، نور اللّه بن السیّد شریف الشوشتری (القاضی التستری)(م ۱۰۱۹ ق ) ، تصحیح و تعلیق : السیّد شهاب الدین المرعشی ، قم : مکتبه آیه اللّه المرعشی ، ۱۴۱۱ ق ، اوّل.
۲ .إحیاء علوم الدین ، محمّد بن محمّد الغزالی(م ۵۰۵ ق) ، بیروت : دار الهادی، ۱۴۱۲ ق ، اوّل .
۳ .الاختصاص ، المنسوب إلی محمّد بن محمّد بن النعمان العکبری البغدادی (الشیخ المفید)(م ۴۱۳ ق ) ، تحقیق : علی أکبر الغفّاری ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۴۱۴ ق ، چهارم .
۴ .اختیار معرفه الرجال (رجال الکشّی) ، محمّد بن الحسن الطوسی (الشیخ الطوسی)(م ۴۶۰ ق ) ، تحقیق : السیّد مهدی الرجائی ، قم : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، ۱۴۰۴ ق ، اوّل.
۵ .الأدب المفرد ، محمّد بن إسماعیل البخاری (م ۲۵۶ ق ) ، تحقیق : محمّد بن عبد القادر عطا ،بیروت : دار الکتب العلمیّه .
۶ .إرشاد القلوب ، الحسن بن أبی الحسن الدیلمی (م ۷۱۱ ق ) ، بیروت : مؤسسه الأعلمی ،۱۳۹۸ ق ، چهارم .
۷ .الاستیعاب فی معرفه الأصحاب ، یوسف بن عبد البِرّ القُرطُبی المالکی (ابن عبد البِرّ)(م ۳۶۳ ق ) ، تحقیق : علی محمّد معوّض وعادل أحمد عبد الموجود ، بیروت : دار الکتب العلمیّه ، ۱۴۱۵ ق ، اوّل .
۸ .اُسد الغابه فی معرفه الصحابه ، علی بن أبی الکرم محمّد الشیبانی (ابن الأثیر الجَزَری)(م ۶۳۰ ق ) ، تحقیق : علی محمّد معوّض وعادل أحمد عبد الموجود ، بیروت : دار الکتب العلمیّه ، ۱۴۱۵ق ، اوّل .
۹ .اصلاح المال ، أبو بکر عبد اللّه بن محمد بن أبی الدین القرشی البغدادی (م ۲۸۱ ق ) ،تحقیق : محمد عبد القادر عطا ، مؤسسه الکتب الثقافیه بیروت ، چاپ اوّل ۱۴۱۴ ق .
۱۰ .أعلام الدین فی صفات المؤمنین ، الحسن بن محمّد الدیلمی (م ۷۱۱ ق ) ، تحقیق : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم : مؤسسه آل البیت علیهم السلام .
۱۱ .الأمالی (غرر الفرائد و درر القلائد) ، علی بن الحسین الموسوی (السیّد المرتضی) (م ۴۲۶ ق ) ، تحقیق : محمّد أبوالفضل إبراهیم ، بیروت : دار إحیاء الکتب العربیّه .
۱۲ .الأمالی ، محمّد بن الحسن الطوسی (الشیخ الطوسی) (م ۴۶۰ ق ) ، تحقیق : مؤسسه البعثه ، قم : دار الثقافه ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل.
۱۳ .الأمالی ، محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقیق : مؤسسه البعثه ، قم : مؤسسه البعثه ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل.
۱۴ .الأمالی ، محمّد بن محمّد بن النعمان العکبری البغدادی (الشیخ المفید) (م ۴۱۳ ق ) ، تحقیق : حسین اُستاد ولی و علی أکبر الغفّاری ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۴۰۴ ق ،دوم .
۱۵ .الأیمان ، محمّد بن إسحاق بن هنده (م ۳۹۵ق) ، تحقیق : محمّد بن ناصرالفقیهی ، بیروت : مؤسسه الرساله ، ۱۴۰۷ق .
۱۶ .بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمّه الأطهار علیهم السلام ، محمّد باقر بن محمّد تقی المجلسی (العلاّمه المجلسی) (م ۱۱۱۱ ق ) ، بیروت : مؤسسه الوفاء ، ۱۴۰۳ ق ، دوم .
۱۷ .البدایه و النهایه ، إسماعیل بن عمر الدمشقی (ابن کثیر) (م ۷۷۴ ق ) ، تحقیق : مکتبه المعارف ، بیروت : مکتبه المعارف .
۱۸ .تاج العروس من جواهر القاموس ، السیّد محمّد المرتضی بن محمّد الحسینی الزَّبیدی (م ۱۲۰۵ ق ) ، تحقیق : علی شیری ، بیروت : دار الفکر ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل.
۱۹ .تاریخ بغداد أو مدینه السلام ، أحمد بن علی الخطیب البغدادی (م ۴۶۳ ق ) ، مدینه : المکتبه السلفیّه .
۲۰ .تاریخ دمشق ، علی بن الحسن بن هبه اللّه الدمشقی (ابن عساکر) (م ۵۷۱ ق ) ، تحقیق : علی شیری ، بیروت : دار الفکر ، ۱۴۱۵ ق ، اوّل.
۲۱ .تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره (کنز جامع الفوائد) ، علی الغروی الحسینی الإسترآبادی (م ۹۴۰ ق ) ، تحقیق : مدرسه الإمام المهدی (عج) ، قم : مدرسه الإمام المهدی(عج) ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل.
۲۲ .تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله ، الحسن بن علی الحَرّانی (ابن شُعبه) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقیق : علی أکبر الغفّاری ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۴۰۴ ق ، دوم .
۲۳ .تفسیر العیّاشی ، محمّد بن مسعود السُّلَمی السمرقندی (العیّاشی) (م ۳۲۰ ق ) ، تحقیق : السیّد هاشم الرسولی المحلاّتی ، تهران : المکتبه العلمیّه ، ۱۳۸۰ ق ، اوّل .
۲۴ .تفسیر فرات الکوفی ، فرات بن إبراهیم الکوفی (ق ۴ ق) ، به کوشش : محمّد الکاظم المحمودی ، تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، ۱۴۱۰ ق ، اوّل.
۲۵ .تفسیر القمّی ، علی بن إبراهیم القمّی (م ۳۰۷ ق ) ، به کوشش : السیّد طیّب الموسوی الجزائری ، نجف : مطبعه النجف الأشرف .
۲۶ .تفسیر جوامع الجامع ، ابو علی الفضل بن الحسن الطبرسی (قرن ۶ ق) ، تحقیق و نشر : مؤسسه النشر الإسلامی قم ، ۱۴۱۸ ق ، اوّل .
۲۷ .نور الثقلین ، للشیخ عبد علیّ بن جمعه العروسی الحویزی (م ۱۱۱۲ ق) ، تحقیق : السیّد هاشم الرسولی المحلاّتی ، مؤسسه إسماعیلیان قم ، ۱۴۱۲ ق ، چهارم .
۲۸ .التمحیص ، محمّد بن همّام الإسکافی (ابن همّام) (م ۳۳۶ ق ) ، تحقیق : مدرسه الإمام المهدی(عج) ، قم : مدرسه الإمام المهدی(عج) .
۲۹ .تنبیه الخواطر و نزهه النواظر (مجموعه ورّام) ، ورّام بن أبی فراس الحَمدان (م ۶۰۵ ق ) ، بیروت : دار التعارف و دار صعب .
۳۰ .التوحید ، محمّد بن علی ابن بابویه القمی (الشیخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقیق : السیّد هاشم الحسینی الطهرانی ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۳۹۸ ق ، اوّل.
۳۱ .تهذیب الأحکام فی شرح المقنعه ، محمّد بن الحسن الطوسی (الشیخ الطوسی) (م ۴۶۰ ق ) ، بیروت : دار التعارف ، ۱۴۰۱ ق ، اوّل.
۳۲ .تهذیب الکمال فی أسماء الرجال ، یونس بن عبد الرحمان المِزّی (م ۷۴۲ ق ) ، تحقیق : بشّار عوّاد معروف ، بیروت : مؤسسه الرساله ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل.
۳۳ .ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ، محمّد بن علی ابن بابویه القمی (الشیخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقیق : علی أکبر الغفاری ، تهران : مکتبه الصدوق .
۳۴ .جامع الأخبار أو معارج الیقین فی اُصول الدین ، محمّد بن محمّد الشَّعیری السبزواری (ق ۷ ق) ، تحقیق : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل.
۳۵ .جامع البیان عن تأویل آی القرآن (تفسیر الطبری) ، محمّد بن جریر الطبری (م ۳۱۰ ق ) ، بیروت : دار الفکر ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل.
۳۶ .الجامع لأحکام القرآن (تفسیر القرطبی) ، محمّد بن أحمد الأنصاری القرطبی (م ۶۷۱ ق ) ، تحقیق : محمّد عبد الرحمان المرعشلی ، بیروت : دار إحیاء التراث العربی ، ۱۴۰۵ ق ،دوم .
۳۷ .الجعفریّات (الأشعثیّات) ، محمّد بن محمّد بن الأشعث الکوفی (ق ۴ ق ) ، تهران : مکتبه نینوی (طبع شده به ضمیمه : قرب الإسناد) .
۳۸ .الجوهره فی نسب الإمام علیّ وآله علیهم السلام ، محمّد بن ابی بکر البرسی (م ۶۴۵ ق ) ، تحقیق : محمّد التوبیخی ، دمشق : مکتبه النوری ، ۱۴۰۲ ق ، اوّل .
۳۹ .حلیه الأبرار فی أحوال محمّد و آله الأطهار علیهم السلام ، السیّد هاشم بن سلیمان البحرانی (م ۱۱۰۷ ق ) ، تحقیق : غلام رضا مولانا البروجردی ، قم : مؤسسه المعارف الإسلامیّه ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل.
۴۰ .حلیه الأولیاء و طبقات الأصفیاء ، أحمد بن عبد اللّه الأصبهانی (أبو نعیم) (م ۴۳۰ ق ) ، بیروت : دار الکتاب العربی ، ۱۳۸۷ ق ، دوم .
۴۱ .الخصال ، محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۴۱۴ ق ، چهارم .
۴۲ .الدرّه الباهره من الأصداف الطاهره ، محمّد بن مکّی العاملی (الشهید الأول)، مشهد : مؤسسه الطبع والنشر التابعه للحضره الرضویه المقدّسه ، ۱۳۶۵ش .
۴۳ .دستور معالم الحکم ومأثور مکارم الشیم ، محمّد بن سلامه (القاضی القُضاعی) (م ۴۵۴ ق ) ، بیروت : دار الکتاب العربی ، ۱۴۰۱ ق ، اوّل.
۴۴ .دعائم الإسلام وذکر الحلال والحرام والقضایا والأحکام ، النعمان بن محمّد التمیمی المغربی (القاضی أبو حنیفه) (م ۳۶۳ ق ) ، تحقیق : آصف بن علی أصغر فیضی ، مصر : دار المعارف ، ۱۳۸۹ ق ، سوم .
۴۵ .الدعوات ، سعید بن هبه اللّه الراوندی (قطب الدین الراوندی) (م ۵۷۳ ق ) ، تحقیق : مؤسسه الإمام المهدی (عج) ، قم : مؤسسه الإمام المهدی(عج) ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل.
۴۶ .دلائل الإمامه ، محمّد بن جریر الطبری الإمامی (ق ۵ ق ) ، تحقیق : مؤسسه البعثه ، قم : مؤسسه البعثه ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل.
۴۷ .ذخائر العقبی فی مناقب ذویالقربی ، أحمد بن عبد اللّه الطبری (م ۶۹۳ ق ) ، تحقیق : أکرم البوشی ، جدّه : مکتبه الصحابه ، ۱۴۱۵ ق ، اوّل .
۴۸ .روضه الواعظین ، محمّد بن الحسن الفتّال النیسابوری (م ۵۰۸ ق ) ، تحقیق : حسین الأعلمی ، بیروت : مؤسسه الأعلمی ، ۱۴۰۶ ق ، اوّل .
۴۹ .الزهد ، عبد اللّه بن المبارک الحنظلی المروزی (ابن المبارک) (م ۱۸۱ ق ) ، تحقیق : حبیب الرحمان الأعظمی ، بیروت : دار الکتب العلمیّه .
۵۰ .الزهد ، أحمد بن محمّد الشیبانی (ابن حنبل) (م ۲۴۱ ق ) ، بیروت : دار الکتب العلمیه . ۵۱ .الزهد ، حسین بن سعید الأهوازی (ق ۳ ق) ، قم : المطبعه العلمیه .
۵۲ .الزهد ، هنّاد بن السری الکوفی (م ۲۴۳ ق ) ، تحقیق : عبد الرحمن الفریوائی ، دار الخلفاء الکویت ، چاپ اوّل ۱۴۰۶ ق .
۵۳ .سبل الهدی والرشاد ، محمّد بن یوسف الصالحی الشامی (م ۹۴۲ ق) ، تحقیق : عادل احمد عبد الموجود ، بیروت : دار الکتب العلمیه ، ۱۴۱۴ ق .
۵۴ .سنن ابن ماجه ، محمّد بن یزید القزوینی (ابن ماجه) (م ۲۷۵ ق ) ، تحقیق : محمّد فؤاد عبد الباقی ، بیروت : دار إحیاء التراث ، ۱۳۹۵ ق ، اوّل.
۵۵ .سنن أبی داوود ، سلیمان بن أشعث السِّجِستانی الأزدی (م ۲۷۵ ق ) ، تحقیق : محمّد محیی الدین عبد الحمید ، بیروت : دار إحیاء السنّه النبویّه .
۵۶ .سُنَن التِّرمِذی (الجامع الصحیح) ، محمّد بن عیسی الترمذی (أبو عیسی) (م ۲۷۹ ق ) ، تحقیق : أحمد محمّد شاکر ، بیروت : دار إحیاء التراث .
۵۷ .السنن الکبری ، أحمد بن الحسین البیهقی (م ۴۵۸ ق ) ، تحقیق : محمّد عبد القادر عطا ، بیروت : دار الکتب العلمیّه ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل.
۵۸ .السنن الکبری ، أحمد بن شعیب النسائی (م ۳۰۳ ق) ، تحقیق : عبد الغفار سلیمان البُنداری ، بیروت : دار الکتب العلمیه ، ۱۴۱۱ ق ، اوّل.
۵۹ .سنن النسائی بشرح الحافظ جلال الدین السیوطی وحاشیه الإمام السِّندی ، أحمد بن شعیب النسائی (م ۳۰۳ ق ) ، بیروت : دار الجیل ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل .
۶۰ .شرح الأخبار فی فضائل الأئمّه الأطهار ، النعمان بن محمّد المصری (القاضی أبو حنیفه) (م ۳۶۳ ق ) ، تحقیق : السیّد محمّد الحسینی الجلالی ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۴۱۲ ق ، اوّل.
۶۱ .شرح نهج البلاغه ، عبد الحمید بن محمّد المعتزلی (ابن أبی الحدید) (م ۶۵۶ ق ) ، تحقیق : محمّد أبوالفضل إبراهیم ، بیروت : دار إحیاء التراث ، ۱۳۸۷ ق ، دوم .
۶۲ .شُعب الإیمان ، أحمد بن الحسین البیهقی (م ۴۵۸ ق ) ، تحقیق : محمّد السعید بسیونی زغلول ، بیروت : دار الکتب العلمیّه ، ۱۴۱۰ ق ، اوّل.
۶۳ .الشکر ، عبد اللّه بن محمّد القرشی (ابن أبی الدنیا) (م ۲۸۱ ق ) ، تحقیق : طارق الطنطاوی ، قاهره : مکتبه القرآن .
۶۴ .الصحاح (تاج اللغه وصحاح العربیّه) ، إسماعیل بن حمّاد الجوهری (م ۳۹۸ ق ) ، تحقیق : أحمد بن عبد الغفور عطّار ، بیروت : دار العلم للملایین ، ۱۴۱۰ ق ، چهارم .
۶۵ .صحیح البخاری ، محمّد بن إسماعیل البخاری (م ۲۵۶ ق ) ، تحقیق : مصطفی دیب البغا ، بیروت : دار ابن کثیر ، ۱۴۱۰ ق ، چهارم .
۶۶ .صحیح مسلم ، مسلم بن الحَجّاج القشیری النیسابوری (م ۲۶۱ ق ) ، تحقیق : محمّد فؤاد عبد الباقی ، قاهره : دار الحدیث ، ۱۴۱۲ ق ، اوّل.
۶۷ .الصحیفه السجّادیّه ، المنسوب إلی الإمام علی بن الحسین علیه السلام ، تصحیح : علی أنصاریان ، دمشق : المستشاریه الثقافیه للجمهوریّه الإسلامیّه الإیرانیّه ، ۱۴۰۵ ق .
۶۸ .الطبقات الکبری ، محمّد بن سعد (کاتب الواقدی) (م ۲۳۰ ق ) ، بیروت : دار صادر .
۶۹ .عدّه الداعی و نجاح الساعی ، أحمد بن محمّد الحلّی الأسدی (ابن فهد) (م ۸۴۱ ق ) ، تحقیق : أحمد الموحّدی ، تهران : مکتبه وجدانی .
۷۰ .علل الشرائع ، محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، بیروت : دار إحیاء التراث ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل.
۷۱ .عوالی اللآلی العزیزیّه فی الأحادیث الدینیّه ، محمّد بن علی الأحسائی (ابن أبی جمهور) (م ۹۴۰ ق ) ، تحقیق : مجتبی العراقی ، قم : مطبعه سیّد الشهداء علیه السلام ، ۱۴۰۳ ق ، اوّل.
۷۲ .عیون أخبار الرضا علیه السلام ، محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقیق : السیّد مهدی الحسینی اللاجوردی ، تهران : جهان .
۷۳ .عیون الحکم و المواعظ ، علی بن محمّد اللیثی الواسطی (قرن ۶ ق ) ، تحقیق : حسین الحسنی البیرجندی ، قم : دار الحدیث ، ۱۳۷۶ ش ، اوّل.
۷۴ .الغارات ، إبراهیم بن محمّد (ابن هلال الثقفی) (م ۲۸۳ ق ) ، تحقیق : میر جلال الدین المحدّث الاُرموی ، تهران : انجمن آثار ملّی ، ۱۳۹۵ ق ، اوّل.
۷۵ .غرر الحکم ودرر الکلم ، عبد الواحد الآمِدی التمیمی (م ۵۵۰ ق ) = ترجمه و شرح غرر الحکم .
۷۶ .الفردوس بمأثور الخطاب ، شیرویَه بن شهردار الدیلمی الهَمَدانی (م ۵۰۹ ق ) ، تحقیق : محمّد السعید بسیونی زغلول ، بیروت : دار الکتب العلمیّه ، ۱۴۰۶ ق ، اوّل.
۷۷ .الفقه المنسوب للإمام الرضا علیه السلام ، تحقیق : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، مشهد : المؤتمر العالمی للإمام الرضا علیه السلام .
۷۸ .القاموس المحیط ، محمّد بن یعقوب الفیروز آبادی (م ۸۱۷ ق ) ، بیروت : دار الفکر .
۷۹ .قرآن کریم ، ترجمه : محمّدمهدی فولادوند ، تهران : دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی ، ۱۳۷۶ ، سوم .
۸۰ .قرب الإسناد ، عبداللّه بن جعفر الحِمْیری القمّی (م بعد از ۳۰۴ ق ) ، تحقیق : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل.
۸۱ .الکافی، محمّد بن یعقوب الکلینی الرازی (م ۳۲۹ ق ) ، تحقیق : علی أکبر الغفّاری ، بیروت : دار صعب و دار التعارف ، ۱۴۰۱ ق ، چهارم .
۸۲ .کتاب من لا یحضره الفقیه ، محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقیق : علی أکبر الغفّاری ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، دوم .
۸۳ .کشف الغمّه فی معرفه الأئمّه ، علی بن عیسی الإربلی (م ۶۸۷ ق ) ، تصحیح : السیّد هاشم الرسولی المحلاّتی ، بیروت : دار الکتاب ، ۱۴۰۱ ق ، اوّل.
۸۴ .کشف المحجّه لثمره المُهْجه ، علی بن موسی الحلّی (السیّد ابن طاووس) (م ۶۶۴ ق ) ، تحقیق : محمّد الحسّون ، قم : مکتب الإعلام الإسلامی ، ۱۴۱۲ ق ، اوّل.
۸۵ .کنز العمّال فی سنن الأقوال و الأفعال ، علی المتّقی بن حسام الدین الهندی (م ۹۷۵ ق ) ، تصحیح : صفوه السقّا ، بیروت : مکتبه التراث الإسلامی ، ۱۳۹۷ ق ، اوّل.
۸۶ .کنز الفوائد ، محمّد بن علی الکراجکی الطرابلسی (م ۴۴۹ ق ) ، تصحیح : عبد اللّه نعمه ، قم : دار الذخائر ، ۱۴۱۰ ق ، اوّل.
۸۷ .لسان العرب ، محمّدبن مُکرَّم المصری الأنصاری (ابن منظور) (م ۷۱۱ ق ) ، بیروت : دار صادر ، ۱۴۱۰ ق ، اوّل.
۸۸ .المَجازات النبویّه ، محمّد بن الحسین الموسوی (الشریف الرضی) (م ۴۰۶ ق ) ، تحقیق وشرح : طه محمّد الزینی ، قم : مکتبه بصیرتی .
۸۹ .مجمع البیان فی تفسیر القرآن (تفسیر مجمع البیان) ، الفضل بن الحسن الطَّبْرِسی (أمین الإسلام) (م ۵۴۸ ق ) ، تحقیق : السیّد هاشم الرسولی المحلاّتی و السیّد فضل اللّه الیزدی الطباطبائی ، بیروت : دار
المعرفه ، ۱۴۰۸ ق ، دوم .
۹۰ .المحاسن ، أحمد بن محمّد البرقی القمیّ (م ۲۸۰ ق ) ، تحقیق : السیّد مهدی الرجائی ، قم :المجمع العالمی لأهل البیت علیهم السلام ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل.
۹۱ .مختصر بصائر الدرجات ، سعد بن عبد اللّه بن أبی خلف الأشعری ، اختصار : حسن بنسلیمان الحلّی (ق ۸ ق) ، قم : الرسول المصطفی .
۹۲ .المراسیل مع الأسانید ، ابو داوود السجستانی ، تحقیق : عبد العزیز عز الدین السیروان ، بیروت : دار القلم ، ۱۴۰۶ ق ، اوّل .
۹۳ .المزار الکبیر ، محمّد بن جعفر المشهدی (ق ۶ ق ) ، تحقیق : السیّد جواد القیّومی الإصفهانی ، قم : قیّوم ، ۱۴۱۹ ق ، اوّل.
۹۴ .المستدرک علی الصحیحین ، محمّد بن عبد اللّه الحاکم النیسابوری (م ۴۰۵ ق ) ، تحقیق : مصطفی عبد القادر عطا ، بیروت : دار الکتب العلمیّه ، ۱۴۱۱ ق ، اوّل.
۹۵ .مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ، میرزا حسین النوری الطَبَرسی (م ۱۳۲۰ ق ) ، قم : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل.
۹۶ .مستطرفات السرائر ، لأبی عبداللّه محمّد بن أحمد بن إدریس الحلّی (م ۵۹۸ ق) ، تحقیق ونشر : مؤسّسه الإمام المهدی عج ، قم ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل .
۹۷ .مسند أبی یعلی الموصلی ، أحمد بن علی التمیمی الموصلی (أبو یعلی) (م ۳۰۷ ق ) ، تحقیق : إرشاد الحقّ الأثری ، جدّه : دار القبله ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل.
۹۸ .مسند أحمد بن حنبل ، أحمد بن محمّد الشیبانی (ابن حنبل) (م ۲۴۱ ق ) ، تحقیق : عبد اللّه محمّد الدرویش ، بیروت : دار الفکر ، ۱۴۱۴ ق ، دوم .
۹۹ .مسند اسحاق بن راهویه ، إسحاق بن إبراهیم الحنظلی المروزی (م ۲۳۸ ق ) ، تحقیق : عبد الغفور عبد الحقّ حسین البلوشی ¨ ، مدینه منوّره : مکتبه الإیمان ، ۱۴۱۲ ق ، اول .
۱۰۰ .مسند البزّار (البحر الزخّار) ، أحمد بن عمرو العتکی البزّار (م ۲۹۲ ق ) ، تحقیق : محفوظ الرحمان زین اللّه ، بیروت : مؤسسه علوم القرآن ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل.
۱۰۱ .مسند الشِّهاب ، محمّد بن سلامه القُضاعی (القاضی) (م ۴۵۴ ق) ، بیروت : مؤسسه الرساله .
۱۰۲ .مشکاه الأنوار فی غرر الأخبار ، علی بن الحسن الطَّبْرِسی (ق ۷ ق) ، تحقیق : مهدی هوشمند ، قم : دار الحدیث ، ۱۴۱۸ ق ، اوّل.
۱۰۳ .مصادقه الإخوان ، أبی جعفر محمّد بن علیّ بن الحسین بن بابویه القمّی معروف به شیخ صدوق (م ۳۸۱ ق ) ، تحقیق و نشر : مؤسّسه الإمام المهدی (عج) قم ، ۱۴۱۰ ق ، چاپ اوّل .
۱۰۴ .مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه ، المنسوب إلی الإمام الصادق علیه السلام ، شارح : حسن المصطفوی ، تهران : انتشارات قلم ، ۱۳۶۳ ه . ش ، اول .
۱۰۵ .المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی ، أحمد بن محمّد المقری الفیّومی (م ۷۷۰ ق) ، قم : دار الهجره ، ۱۴۱۴ ق ، دوم .
۱۰۶ .المصباح فی الأدعیه و الصلوات و الزیارات ، تقی الدین إبراهیم بن زین الدین الحارثی الهمدانی (الکفعمی) (م ۹۰۰ ق) ، قم : منشورات الشریف الرضی .
۱۰۷ .المصنّف فی الأحادیث و الآثار ، عبد اللّه بن محمّد العبسی الکوفی (ابن أبی شیبه) (م ۲۳۵ ق ) ، تحقیق : سعید محمّد اللحّام ، بیروت : دار الفکر .
۱۰۸ .مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول ، محمّد بن طلحه النصیبی الشافعی (م ۶۵۲ ق ) ، تحقیق : ماجد أحمد العطیَّه ، بیروت : مؤسسه اُمّ القری ، ۴۲۰ ق .
۱۰۹ .معانی الأخبار ، محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقیق : علی أکبر الغفّاری ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۳۶۱ ش ، اوّل.
۱۱۰ .المعجم الأوسط ، سلیمان بن أحمد اللخمی الطبرانی (م ۳۶۰ ق ) ، تحقیق : طارق بن عوض اللّه وعبد الحسن بن إبراهیم الحسینی ، قاهره : دار الحرمین ، ۱۴۱۵ ق .
۱۱۱ .المعجم الصغیر ، سلیمان بن أحمد اللخمی الطبرانی (م ۳۶۰ ق ) ، تحقیق : محمّد عثمان ، بیروت : دار الفکر ، ۱۴۰۱ ق ، دوم .
۱۱۲ .المعجم الکبیر ، سلیمان بن أحمد اللخمی الطبرانی (م ۳۶۰ ق ) ، تحقیق : حمدی عبد المجید السلفی ، بیروت : دار إحیاءالتراث العربی ، ۱۴۰۴ ق ، دوم .
۱۱۳ .مکارم الأخلاق ، الفضل بن الحسن الطَّبْرِسی (أمین الإسلام) (م ۵۴۸ ق ) ، تحقیق : علاء آل جعفر ، قم : مؤسسه النشر الإسلامی ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل.
۱۱۴ .مکارم الأخلاق ، عبد اللّه بن محمّد القرشی (ابن أبی الدنیا) (م ۲۸۱ ق) ، بیروت : دار الکتبالعلمیّه ، ۱۴۰۹ق .
۱۱۵ .مناقب آل أبی طالب (المناقب لابن شهر آشوب) ، محمّد بن علی المازندرانی (ابن شهرآشوب) (م ۵۸۸ ق ) ، قم : المطبعه العلمیّه .
۱۱۶ .مناقب الإمام أمیر المؤمنین علیه السلام (المناقب للکوفی) ، محمّد بن سلیمان الکوفی القاضی (م ۳۰۰ ق ) ، تحقیق : محمّد باقر المحمودی ، قم : مجمع إحیاء الثقافه الإسلامیّه ، ۱۴۱۲ ق ، اوّل .
۱۱۷ .منیه المرید فی أدب المفید و المستفید ، زین الدین بن علی العاملی (الشهید الثانی) (م ۹۶۵ ق ) قم : مکتب الإعلام الإسلامی ، ۱۴۱۵ق .
۱۱۸ .الموطّأ ، مالک بن أنس (م ۱۵۸ ق ) ، تحقیق : محمّد فؤاد عبد الباقی ، بیروت : دار إحیاء التراث العربی ، ۱۴۰۶ ق ، اوّل.
۱۱۹ .مهج الدعوات و منهج العبادات ، علی بن موسی الحلّی (السیّد ابن طاووس) (م ۶۶۴ ق ) ، تحقیق : حسین الأعلمی ، بیروت : مؤسسه الأعلمی ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل.
۱۲۰ .المؤمن ، لحسین بن سعید الکوفی الاهوازی (قرن ۳ق) ،تحقیق ونشر : مدرسه الامام المهدی (عج) - قم ، ۱۴۰۴ق .
۱۲۱ .النهایه فی غریب الحدیث و الأثر ، مبارک بن محمّد الجَزَری (ابن الأثیر) (م ۶۰۶ ق ) ، تحقیق : طاهر أحمد الزاوی ، قم : مؤسسه إسماعیلیان ، ۱۳۶۷ ش ، چهارم .
۱۲۲ .نهج البلاغه ، جمع و تدوین محمّد بن الحسین الموسوی (الشریف الرضی) (م ۴۰۶ ق ) ، تصحیح : صبحی الصالح ، قم : دارالاُسوه ، ۱۳۷۳ش .
۱۲۳ .وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه ، محمّد بن الحسن الحرّ العاملی (م ۱۱۰۴ ق ) ، تحقیق : مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم : مؤسسه آل البیت علیهم السلام
پانویس
- ↑ پایههای توسعه اقتصادی، عبارت است از : دانش ، برنامهریزی، کار، بازار، مصرف و دولت . در اسلام ، علاوه بر این اصول ، برای توسعه پایدار اقتصادی ، پایههای دیگری نیز مطرح شدهاند، مانند : اصول اعتقادی ، اصول حقوقی ، اصول اخلاقی ، اصول عبادی و... . در این باره، ر . ک : توسعه اقتصادی بر پایه قرآن و حدیث
- ↑ سخنرانی معظمله در تاریخ ۱ / ۱ / ۱۳۸۸ در آستان قدس رضوی
- ↑ .ر . ک : ص ۶۱ «مبانی الگوی مصرف / پیروی عقل»
- ↑ گفتنی است که بخشی از آیات و روایات این مجموعه، از بخش یکمِ فصل پنجم کتاب توسعه اقتصادی بر پایه قرآن و حدیث، تألیف این جانب، با همکاری آقای سیّدرضا حسینی ، و ترجمه آقای ابوالقاسم حسینی (ژرفا) اخذ شده است . همچنین از انتقادها و پیشنهادهای ارزنده فضلای ارجمند ، آقایان: سیّدکاظم طباطبایی ، عبدالهادی مسعودی و بویژه سیّد رضا حسینی، جهت تکمیل این کتابْ بهره بردهام که از همه آنان صمیمانه سپاس گزارم
- ↑ الگو : شخص یا چیزی که معیار و نمونه برای دیگران یا دیگر چیزهاست ؛ نمونه ؛ سرمشق (فرهنگ بزرگ سخن ، حسن انوری : ج ۱ ص ۵۲۲)
- ↑ ر . ک : ح ۲
- ↑ ر . ک : ح ۱
- ↑ ر . ک : ص ۶۱ «مبانی الگوی مصرف / ایمان به مالکیت خداوند و این که همه چیز امانت است»
- ↑ .ر . ک : ح ۱۱
- ↑ ر . ک : ح ۱۸
- ↑ ر . ک : ص ۱۴۳ «افراط در رفاه طلبی»
- ↑ ر . ک : ص ۷۳ «نیازهای شخصی»
- ↑ ر . ک : ص ۷۷ «آشکار کردن نعمت»
- ↑ همانجا
- ↑ ر . ک : ح ۳۳
- ↑ ر . ک : ح ۳۷
- ↑ ر . ک : ح ۳۸
- ↑ .ر . ک : ح ۳۹ و ص ۸۵ «پس انداز»
- ↑ .ر . ک : ص ۸۷ «ساماندهی ثروت و سرمایهگذاری»
- ↑ .ر . ک : ح ۴۵
- ↑ .ر . ک : ص ۸۹ «انفاق در راه خدا»
- ↑ ر . ک : ح ۵۳
- ↑ بقره : آیه ۲۶۱
- ↑ طلاق : آیه ۷
- ↑ ر . ک : ح ۷۵
- ↑ ر . ک : ص ۱۰۳ «توازن میان دخل و خرج»
- ↑ ر . ک : ح ۷۹
- ↑ ر . ک : ص ۱۱۳ «کفایت»
- ↑ ر . ک : ح ۹۶
- ↑ میزان الحکمه : ج ۸ ص ۱۲۹ ح ۱۴۳۲۸
- ↑ ر . ک : ح ۱۰۲
- ↑ ر . ک : ح ۱۲۵
- ↑ .وی، خدمتکار امام صادق علیه السلام است
- ↑ ر . ک : ح ۱۰۸
- ↑ ر . ک : ح ۱۰۷
- ↑ ر . ک : ح ۱۰۵
- ↑ ر . ک : ص ۱۲۱ «قناعت» و ص ۱۲۵ «ساده زیستی»
- ↑ ر . ک : ح ۱۲۲
- ↑ ر . ک : ح ۱۱۸
- ↑ ر . ک : ح ۲۵۰
- ↑ ر . ک : ح ۲۴۵
- ↑ ر . ک : ح ۲۴۴
- ↑ الإسراف : مجاوزه القصد (لسان العرب ، ذیل واژه «سرف») ؛ السرف : تجاوز الحدّ فی کلّ فعل یفعله الإنسان . (مفردات الفاظ القرآن ، راغب، ذیل واژه «سرف»)
- ↑ از نگاه قرآن کریم، هرکاری که خارج از مرز اعتدال انجام شود، اسراف است و انجام دهنده آن، مسرف نامیده میشود. از این رو، قرآن، همانطور که شخص پرخور را مسرف مینامد (اعراف : آیه ۳۱)، گناهکار را نیز مسرف میخواند (زمر : آیه ۵۳). همچنین شخص مستبد و مستکبر را هم مسرف میداند (یونس : آیه ۸۳)؛ زیرا اوّلی، در مورد جسم ، دومی، در مورد جان ، و سومی، درباره با جامعه ، از مرز اعتدالْ خارج شدهاند.
- ↑ ر . ک : ح ۱۳۶
- ↑ نزهه الناظر : ص ۱۷۸ ح ۵۴
- ↑ ر . ک : ح ۲
- ↑ ر . ک : ح ۱۳۱
- ↑ ر . ک : ح ۱۶۲
- ↑ ر . ک : ح ۱۶۳
- ↑ ر . ک : ح ۹۶
- ↑ ر . ک : ح ۱۳۳
- ↑ ر . ک : ح ۱۲۷
- ↑ عوالی اللآلی : ج ۱ ص ۲۹۱ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۱۶۵ ح ۲ . گفتنی است که در بسیاری از منابع ، این سخن، به عنوان روایتْ نقل نشده است
- ↑ غرر الحکم : ح ۱۹۳۸
- ↑ فرقان : آیه ۶۷
- ↑ ر . ک : ح ۹۰ و ۹۱
- ↑ الکافی : ج ۸ ص ۷۹ ح ۳۳
- ↑ المحاسن : ج ۲ ص ۱۶۲ ح ۱۴۴۴
- ↑ بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۲۶۱
- ↑ حدیث مرفوع: حدیثی که راوی ای، آن را از پیامبر صلی الله علیه و آله یا یکی از اهل بیت علیهم السلام نقل کرده؛ امّا سلسله سند خود را تا گوینده حدیث، ذکر نکرده است
- ↑ الکافی : ج ۶ ص ۵۱۲ ح ۱۶
- ↑ میزان الحکمه : ج ۵ ص ۲۸۷ ح ۸۶۸۳
- ↑ اسرا : آیه ۲۷
- ↑ ر . ک : ح ۱۲۸
- ↑ ر . ک : ح ۱۳۵
- ↑ .نهج البلاغه : خطبه ۵
- ↑ سبأ : آیات ۳۴ و ۳۵
- ↑ ر . ک : ح ۱۷۳
- ↑ ر . ک : ح ۲۱
- ↑ ر . ک : ح ۱۹۸
- ↑ ر . ک : ح ۱۹۳
- ↑ ر . ک : ح ۲۰۳
- ↑ ر . ک : توسعه اقتصادی بر پایه قرآن و حدیث : ج ۲ ص ۶۱۹ «نگاهداری مال»
- ↑ ر . ک : ح ۲۱۵
- ↑ ر . ک : ح ۲۲
- ↑ ر . ک : ص ۱۵۵ «تفریط در مصرف»
- ↑ ر . ک : ح ۱۸۸
- ↑ ر . ک : ح ۲۱۸
- ↑ میزان الحکمه : ج ۵ ص ۴۳۷ ح ۹۱۸۵
- ↑ کهف : آیه ۷
- ↑ ر . ک : ح ۲۲۵
- ↑ ر . ک : ح ۲۲۶
- ↑ ر . ک : ح ۲۲۸
- ↑ ر . ک : ح ۲۲۹
- ↑ ر . ک : ح ۲۳۱
- ↑ همانجا
- ↑ ر . ک : ح ۲۳۲
- ↑ ر . ک : ص ۱۸۵ «همسانی با ناتوانترین مردم»
- ↑ ر . ک : ص ۱۰۵ «میانه روی در مصرف»
- ↑ ر . ک : ح ۲۴۴
- ↑ ر . ک : ح ۲۴۶
- ↑ ر . ک : ح ۲۵۲
- ↑ ر . ک : ح ۲۵۴
- ↑ ر . ک : ح ۲۱
- ↑ ر . ک : ح ۲۵۵
- ↑ ر . ک : ح ۲۶۱
- ↑ ر . ک : ح ۲۵۷
- ↑ .الکافی : ج ۶ ص ۲۸۵ ح ۳ (عن سلیمان بن حفص عن الإمام الصادق علیه السلام ) ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۳۵۷ ح ۴۲۶۱ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۳۲۹ ح ۱۰۵۰ (وفیه «وفی خبرٍ آخر ...» ولیس فیهما «أن یکرم») ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۴۵۵ ح ۲۶
- ↑ .تفصیل این رهنمودها در کتاب فرهنگ نامه مهمانی از نگاه قرآن و حدیث آمده است
- ↑ دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۰۷ ح ۳۴۲
- ↑ تکاثر : آیه ۸
- ↑ ر . ک : ح ۲۶۳
- ↑ ر . ک : ص ۲۰۵ «احترام به مهمان»
- ↑ ر . ک : ح ۲۶۵
- ↑ ر . ک : ح ۲۶۸
- ↑ غرر الحکم : ح ۲۱۳۰ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۲۰ ح ۹۹ ولیس فیه ذیله
- ↑ تحف العقول : ص ۴۰۲ ، بحار الأنوار : ج ۱ ص ۱۵۹
- ↑ آل عمران : ۲۶
- ↑ الفرقان : ۲
- ↑ النور : ۳۳
- ↑ تحف العقول : ص ۳۷ وص ۲۳۱ عن الإمام الحسن علیه السلام ، التوحید : ص ۳۶۱ ح ۷ ، مختصر بصائر الدرجات : ص ۱۳۴ کلاهما عن سلیمان بن جعفر الجعفری عن الإمام الرضا علیه السلام ، عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج ۱ ص ۱۴۴ ح ۴۸ عن سلیمان بن جعفر الحمیری عن الإمام الرضا علیه السلام ، فقه الرضا علیه السلام : ص ۴۰۹ عن العالم علیه السلام عن الإمام الحسین علیه السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۱۴۰ ح ۲۲
- ↑ نهج البلاغه : الحکمه ۴۰۴ ، بحار الأنوار : ج ۵ ص ۲۱۰ ح ۴۹ ؛ دستور معالم الحکم : ص ۹۰
- ↑ جامع الأخبار : ص ۲۰۲ ح ۴۹۲
- ↑ أعلام الدین : ص ۲۶۹ عن عیسی بن موسی ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۱۶ ح ۷۴
- ↑ مشکاه الأنوار : ص ۵۶۳ ح ۱۹۰۱ عن عنوان البصری ، بحار الأنوار : ج ۱ ص ۲۲۵ ح ۱۷
- ↑ الأعراف : ۳۱
- ↑ تفسیر العیّاشی : ج ۲ ص ۱۳ ح ۲۳ ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۳۰۵ ح ۶
- ↑ الحجرات : ۱۰
- ↑ صحیح مسلم : ج ۴ ص ۲۰۰۰ ح ۶۷ ، مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۳۹۱ ح ۱۸۴۶۰ ، المصنّف لابن أبی شیبه : ج ۸ ص ۱۴۱ ح ۱۱۴ ، الإیمان لابن منده : ج۱ ص ۴۵۵ ح ۳۱۸ نحوه وکلّها عن النعمان بن بشیر ، کنز العمّال : ج ۱ ص ۱۴۳ ح ۶۹۴
- ↑ صحیح البخاری : ج ۱ ص ۱۸۲ ح ۴۶۷ وج ۲ ص ۱۶۳ ح ۲۳۱۴ ، صحیح مسلم : ج ۴ ص ۱۹۹۹ ح ۶۵ ، سنن الترمذی : ج ۴ ص ۳۲۵ ح ۱۹۲۸ ولیس فیهما ذیله وکلّها عن أبی موسی ، کنز العمّال : ج ۱ ص ۱۴۱ ح ۶۷۴ ؛ جامع الأخبار : ص ۲۱۷ ح ۵۴۲ ،المجازات النبویه : ص ۲۸۲ ولیس فیهما ذیله
- ↑ قال المجلسی قدس سره : قوله : «إن اشتکی» الظاهر أنّه بیان للمشبّه به ، والضمیر المستتر فیه وفی «وجد» راجعان إلی المرء أو الإنسان أو الروح الذی یدلّ علیه الجسد ، وضمیر «منه» راجع إلی الجسد (مرآه العقول : ج ۹ ص ۱۲)
- ↑ الکافی : ج ۲ ص ۱۶۵ ح ۱ عن المفضّل بن عمر ، المؤمن : ص ۳۸ ح ۸۴ ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۲۶۴ ح ۴
- ↑ النازعات : ۴۰ و ۴۱
- ↑ غرر الحکم : ح ۲۲۷۲ . عیون الحکم والمواعظ : ص ۷۵ ح ۱۸۱۰
- ↑ غرر الحکم : ح ۵۳۹۰
- ↑ غرر الحکم : ح ۱۰۴۰۰ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۵۲۷ ح ۹۵۹۲
- ↑ غرر الحکم : ح ۵۰۹۷ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۲۴۵ ح ۴۶۵۰
- ↑ غرر الحکم : ح ۱۰۲۱۲ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۵۲۱ ح ۹۴۶۴ .
- ↑ غرر الحکم : ح ۵۱۵۳ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۵۲۰ ح ۴۶۸۶
- ↑ الملک : ۱۵
- ↑ یس : ۳۴ و ۳۵
- ↑ سبأ : ۱۵
- ↑ النحل : ۱۱۴
- ↑ گفتنی است که در ادبیات اقتصادی موجود ، موارد تخصیص درآمد به سه دسته تقسیم میشود : مصرف شخصی ، سرمایهگذاری و هزینه کردن در راه خدا . آیات و روایات مربوط به موارد تخصیص درآمد نیز ، همانطور که پیش از این (ص ۱۱ درآمد) توضیح دادیم به همین نحو قابل دستهبندی است ، بدین سان که آیات و روایاتی که تحت عنوان «آشکار کردن نعمت» و «گشادهدستی برای خانواده» آمدهاند ، در واقع بیان کننده مصرف در نیازهای شخصی محسوب میشوند ، بنابر این علت جدا کردن آنها در این فصل ، کنار هم قرار گرفتن آیات و روایات مشابه است ، نه چیز دیگر
- ↑ طه : ۸۱
- ↑ البقره : ۱۷۲
- ↑ المائده : ۸۷ و ۸۸
- ↑ الکافی : ج ۴ ص ۱۱ ح ۲ ، وسائل الشیعه : ج ۱۵ ص ۲۵۰ ح ۲۷۸۱۱ .
- ↑ تحف العقول : ص ۴۱۰ ، فقه الرضا : ص ۳۳۷ وفیه «لم ینل» بدل «لا یثلم» ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۳۲۱ ح ۱۸
- ↑ المائده : ۸۷ و ۸۸
- ↑ الأعراف : ۳۱ و ۳۲
- ↑ .مسند أبی یعلی : ج ۲ ص ۱۸ ح ۱۰۵۰ ، شُعب الإیمان : ج ۵ ص ۱۶۳ ح ۶۲۰۱ وزاد فی آخره «ویبغض البؤس والتباؤس» وکلاهما عن أبی سعید الخدری ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۶۳۹ ح ۱۷۱۶۶ ؛ الکافی : ج ۶ ص ۴۳۸ ح ۱ عن أبی بصیر عن الإمام الصادق عن الإمام علیّ علیهماالسلام ، الخصال : ص ۶۱۳ ح ۱۰ عن أبی بصیر ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام علیّ علیهم السلام ، تحف العقول : ص ۱۰۳ عن الإمام علیّ علیه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۹ ص ۲۹۹ ح ۳
- ↑ مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۶۰۳ ح ۶۷۲۰ ، المستدرک علی الصحیحین : ج ۴ ص ۱۵۰ ح ۷۱۸۸ ولیس فیه «والبسوا» ، شُعب الإیمان : ج ۴ ص ۱۳۶ ح ۴۵۷۱ ، الشکر لابن أبی الدنیا : ص ۳۴ ح ۵۱ کلّها عن عمرو بن شعیب عن أبیه عن جدّه ، الفردوس : ج ۳ ص ۲۴۱ ح ۴۷۱۰ عن عبد اللّه بن عمرو نحوه ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۶۴۴ ح ۱۷۱۹۷
- ↑ الشکر لابن أبی الدنیا : ص ۳۵ ح ۵۳ عن علیّ بن زید بن جدعان ، سنن الترمذی : ج ۵ ص ۱۲۴ ح ۲۸۱۹ عن عمرو بن شعیب عن أبیه عن جدّه ولیس فیه «فی مأکله ومشربه» ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۶۴۰ ح ۱۷۱۷۴
- ↑ السنن الکبری : ج ۳ ص ۳۸۵ ح ۶۰۹۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۲۱۶ ح ۱۹۹۵۴ نحوه ، المعجم الکبیر : ج ۱۸ ص ۱۳۵ ح ۲۸۱ ، شُعب الإیمان : ج ۵ ص ۱۶۳ ح ۶۲۰۰ کلّها عن عمران بن حصین ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۶۴۰ ح ۱۷۱۷۳ ؛ الأمالی للطوسی : ص ۲۷۵ ح ۵۲۶ عن محمّد بن أحمد بن عبد اللّه المنصوری عن عمّ أبیه عن الإمام الهادی عن آبائه عن الإمام الصادق علیهم السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۹ ص ۳۰۳ ح ۱۶
- ↑ سنن أبی داوود : ج ۴ ص ۵۱ ح ۴۰۶۳ ، سنن النسائی : ج ۸ ص ۱۸۱ ، المعجم الکبیر : ج ۱۹ ص ۲۷۷ ح ۶۰۹ ، مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۳۸۳ ح ۱۵۸۸۸ ، المستدرک علی الصحیحین : ج ۴ ص ۲۰۱ ح ۷۳۶۴ وکلاهما نحوه
- ↑ المعجم الکبیر : ج ۵ ص ۲۷۳ ح ۵۳۰۸ ، حلیه الأولیاء : ج ۷ ص ۱۱۸ ، اُسد الغابه : ج ۲ ص ۳۲۸ ح ۱۷۷۷ ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۶۴۰ ح ۱۷۱۷۲ .
- ↑ دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۵۳ ح ۵۴۳ عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام مستدرک الوسائل : ج ۳ ص ۲۳۶ ح ۳۴۶۹
- ↑ غرر الحکم : ح ۱۱۴۰ و ۱۱۴۱ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۷۰ ح ۱۷۸۴ و ۱۷۸۵ وفیه «یوجب» بدل «من»
- ↑ المعجم الأوسط : ج ۶ ص ۱۸۴ ح ۶۱۳۵ عن جابر ؛ کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۷۶ ح ۴۴۴۴۰
- ↑ مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۶۸ ح ۱۵۹۶
- ↑ الفردوس : ج ۱ ص ۱۸۵ ح ۶۹۳ ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۴۴۲ ح ۱۶۴۵۳ نقلاً عن ابن لال فی مکارم الأخلاق وکلاهما عن ابنعباس
- ↑ تنبیه الخواطر : ج ۱ ص ۹۰ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۹۴ ح ۶۳
- ↑ أسبَغَ : أفاضَ وأتمّ (المصباح المنیر : ص ۲۶۴ «سبغ»)
- ↑ الکافی : ج ۴ ص ۱۱ ح ۱ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۴ ص ۴۰۸ ح ۵۸۸۴ ، تنبیه الخواطر : ج ۲ ص ۴۷ ، أعلام الدین : ص ۲۲۲ وفیه «أشبعکم» بدل «أسبغکم» وکلّها عن أبی حمزه الثمالی ، تحف العقول : ص ۲۷۹ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۴ ص ۷۳ ح ۲۵
- ↑ الکافی : ج ۴ ص ۱۲ ح ۱۰ عن أبی حمزه ، بحار الأنوار : ج ۴۶ ص ۶۶ ح ۳۱
- ↑ الإنسان : ۸
- ↑ الکافی : ج ۴ ص ۱۱ ح ۳ عن معمر بن خلّاد ، وسائل الشیعه : ج ۱۵ ص ۲۴۸ ح ۲۷۸۰۴ ، وراجع من لا یحضره الفقیه : ج ۲ ص ۶۸ ح ۱۷۴۲
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۵۵۶ ح ۴۹۱۰ ، الأمالی للصدوق : ص ۵۲۷ ح ۷۱۲ عن مسعده بن صدقه ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۶۹ ح ۱۶۰۴ ، روضه الواعظین : ص ۴۰۶ ، کشف الغمّه : ج ۲ ص ۴۱۹ عن الإمام الصادق علیه السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۲۰۸ ح ۷۴
- ↑ .الکافی : ج ۴ ص ۱۱ ح ۵ عن ابن أبی نصر ، تحف العقول : ص ۴۴۲ ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۳۳۵ ح ۲
- ↑ یوسف : ۴۷ و ۴۸
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۸۹ ح ۲ عن ابن بکیر عن الإمام الرضا علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۱۶۶ ح ۳۶۱۹ عن الإمام الصادق علیه السلام
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۶۸ ح ۱ عن مسعده بن صدقه ، تحف العقول : ص ۳۵۱ ، بحار الأنوار : ج ۴۷ ص ۲۳۵ ح ۲۲
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۹۱ ح ۲ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۱۷۰ ح ۳۶۴۲ ، کشف المحجّه : ص ۱۸۰ ، وسائل الشیعه : ج ۱۲ ص ۴۴ ح ۲۲۰۰۶
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۹۲ ح ۵ عن مرازم ، وسائل الشیعه : ج ۱۲ ص ۴۴ ح ۲۲۰۰۸
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۸۹ ح ۱ ، قرب الإسناد : ص ۳۹۲ ح ۱۳۷۳ وفیه «یدخلا» بدل «یحرز» وکلاهما عن الحسن بن الجهم ، وسائل الشیعه : ج ۱۲ ص ۳۲۰ ح ۲۲۹۲۵
- ↑ شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید : ج ۲۰ ص ۳۱۲ ح ۵۸۵
- ↑ ظاهراً «حائط» که در متن عربی حدیث آمده خود در این جا به معنای «باغ» است و آنچه در ادامه حدیث آمده و آن را به باغ یا خانه معنا کرده ، از راوی است .
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۱۶۶ ح ۳۶۱۶ ، الخصال : ص ۱۰ ح ۳۴ ، معانی الأخبار : ص۲۵۸ ح ۶ کلاهما عن أبان بن تغلب عن الإمام الباقر علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، بحارالأنوار: ج ۷۶ ص۳۱۳ ح ۷
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۸۷ ح ۳ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۱۶۶ ح ۳۶۱۷ ، وسائل الشیعه : ج ۱۲ ص ۴۰ ح ۲۱۹۸۵
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۸۸ ح ۶ ، وسائل الشیعه : ج ۱۲ ص ۴۰ ح ۲۱۹۸۶
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۷۶ ح ۱۲ وص ۷۷ ح ۱۶ نحوه وفیه «سبعمائه دینار» بدل «ألفا وسبعمائه دینار» ، تهذیب الأحکام : ج ۶ ص ۳۲۶ ح ۸۹۸ ، بحار الأنوار : ج ۴۷ ص ۵۶ ح ۱۰۰
- ↑ البقره : ۱۹۵
- ↑ البقره : ۲۶۱
- ↑ البقره : ۳
- ↑ المنافقون : ۱۰
- ↑ البقره : ۲۵۴
- ↑ إبراهیم : ۳۱
- ↑ الحدید : ۷
- ↑ مشکاه الأنوار : ص ۳۲۱ ح ۱۰۱۸ عن الإمام الصادق علیه السلام
- ↑ مصباح الشریعه : ص ۳۰۰ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۵۶ ح ۱۷
- ↑ صحیح مسلم : ج ۴ ص ۲۲۷۳ ح ۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۹۹ ح ۸۸۲۱ و ص ۳۸۶ ح ۹۳۵۰ وفیهما «فأفنی» بدل «فاقتنی» وکلّها عن أبی هریره ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۳۵۸ ح ۱۶۰۴۵
- ↑ صحیح مسلم : ج ۴ ص ۲۲۷۳ ح ۳ ، سنن الترمذی : ج ۴ ص ۵۷۲ ح ۲۳۴۲ ، سنن النسائی : ج ۶ ص ۲۳۸ ، مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۴۹۸ ح ۱۶۳۰۶ ، المستدرک علی الصحیحین : ج ۴ ص ۳۵۸ ح ۷۹۱۳ ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۳۵۸ ح ۱۷۰۴۶
- ↑ سنن النسائی : ج ۶ ص ۲۳۷ ، الأدب المفرد : ج ۵۷ ص ۱۵۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۲۳ ح ۳۶۲۶ ، السنن الکبری: ج ۳ ص ۵۱۵ ح ۶۵۰۹ ، حلیه الأولیاء : ج ۴ ص ۱۲۹ ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۳۸۰ ح ۶۱۴۹ وراجع الأمالی للطوسی : ص ۵۱۹ ح ۱۱۴۱
- ↑ سنن الترمذی : ج ۴ ص ۶۴۴ ح ۲۴۷۰ ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۳۸۱ ح ۱۶۱۵۰
- ↑ هی أن تعطی أحدا ناقهً أو نعجه یستفید من لبنها ثم یُرجعها إلیک
- ↑ الأدب المفرد : ص ۲۸۰ ح ۹۵۳ ، المستدرک علی الصحیحین : ج ۳ ص ۷۰۹ ح ۶۵۶۶ نحوه ؛ الأمالی للسیّد المرتضی : ج ۱ ص ۷۲ نحوه
- ↑ الکافی : ج ۲ ص ۱۴۴ ح ۱ عن أبی حمزه الثمالی ، الاختصاص : ص ۲۲۸ ، أعلام الدین : ص ۱۱۹ عن یحیی بن اُمّ الطویل نحوه ، بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۴۰۰ ح ۹۴ . راجع : السنن الکبری : ج ۴ ص ۳۰۶ ح ۷۷۸۳ ، المعجم الکبیر : ج ۵ ص ۷۱ ح ۴۶۱۵ و ۴۶۱۶ ، مسند الشهاب : ج ۱ ص ۳۶۰ ح ۶۱۵ کلّها عن رکب المصری ، کنز العمّال : ج ۱۵ ص ۹۱۷ ح ۴۳۵۸۲ ؛ الأمالی للطوسی : ص ۵۳۹ ح ۱۱۶۲ ، مکارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۸۱ ح ۲۶۶۱ کلاهما عن أبی ذرّ عنه صلی الله علیه و آله ، نهج البلاغه : الحکمه ۱۲۳ کلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸۱ ص ۲۶۸ ح ۲۷
- ↑ صحیح مسلم: ج ۳ ص ۱۳۵۴ ح ۱۸ ، سنن أبی داوود: ج ۲ ص ۱۲۵ ح ۱۶۶۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۶۸ ح ۱۱۲۹۳ ، السنن الکبری : ج ۴ ص ۳۰۵ ح ۷۷۸۲ ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۷۱۱ ح ۱۷۵۲۳
- ↑ مصباح الشریعه : ص ۳۰۱ بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۵۶ ح ۱۷
- ↑ نهج البلاغه : الکتاب ۲۱ ، غرر الحکم : ح ۶۵۹۶ ، بحار الأنوار : ج ۳۳ ص ۴۹۰ ح ۶۹۵
- ↑ نهج البلاغه : الخطبه ۱۴۲ ، تحف العقول : ص ۱۸۶ ، الغارات : ج ۱ ص ۷۶ و کلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۳۴ ص ۲۰۹ ح ۹۸۵
- ↑ غرر الحکم : ح ۱۹۵۷ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۵۹ ح ۱۴۹۳
- ↑ غرر الحکم : ح ۴۹۹۳ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۲۳۸ ح ۴۵۲۰
- ↑ غرر الحکم : ح ۴۹۵۸ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۲۳۹ ح ۴۵۵۲
- ↑ غرر الحکم : ح ۳۶۰۰ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۱۵۳ ح ۳۳۴۸
- ↑ مطالب السؤول : ص ۵۶ ؛ بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۱۲ ح ۷۰
- ↑ غرر الحکم : ح ۳۵۷۲ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۱۴۳ ح ۳۲۰۷
- ↑ غرر الحکم : ح ۳۲۵۰ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۱۲۲ ح ۲۷۹۰
- ↑ غرر الحکم : ح ۳۰۳۹ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۱۱۹ ح ۲۶۹۸
- ↑ غرر الحکم : ح ۵۱۲۰ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۲۵۰ ح ۴۶۷۴
- ↑ غرر الحکم : ح ۳۱۴۵ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۱۱۷ ح ۲۵۹۰
- ↑ .غرر الحکم : ح ۲۹۵۵
- ↑ غرر الحکم : ح ۳۶۰۱ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۱۵۸ ح ۳۴۱۵
- ↑ غرر الحکم : ح ۳۰۳۸ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۱۱۹ ح ۲۶۹۷ وفیه «العطاء» بدل «الغنی»
- ↑ أعلام الدین : ص ۲۹۸ ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۱۲۸ ح ۱۱ وراجع الدرّه الباهره : ص ۲۴
- ↑ الأمالی للطوسی : ص ۷۰۲ ح ۱۵۰۱ عن موسی بن بکر ، رجال الکشّی : ج ۱ ص ۱۲۱ ح ۵۴ ، روضه الواعظین: ص ۳۱۲ کلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۴۵۲ ح ۱۷
- ↑ الطلاق : ۷
- ↑ مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۲۵۰ ح ۷۴۴ ، بحار الأنوار : ج ۷۹ ص ۳۱۳ ح ۲۴
- ↑ شُعب الإیمان : ج ۵ ص ۲۵۹ ح ۶۵۹۱ ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۳۴۸ ح ۱۵۹۹۸ نقلاً عن حلیه الأولیاء وکلاهما عن ابن عمر
- ↑ الکافی : ج ۲ ص ۲۴۱ ح ۳۶ عن أبی حمزه ، تحف العقول : ص ۲۸۲ ، بحار الأنوار : ج ۶۷ ص ۳۶۱ ح ۶۵
- ↑ .الکافی : ج ۴ ص ۵۴ ح ۱۱ عن رفاعه ، وسائل الشیعه : ج ۱۵ ص ۲۵۹ ح ۲۷۸۴۸
- ↑ .الکافی : ج ۳ ص ۵۶۲ ح ۱۱ عن سماعه ، وسائل الشیعه : ج ۶ ص ۱۶۷ ح ۱۱۹۳۶
- ↑ الإسراء : ۲۸ .
- ↑ شُعب الإیمان : ج ۵ ص ۲۵۵ ح ۶۵۶۸ ، مسند الشهاب : ج ۱ ص ۵۵ ح ۳۳ وفیه «العیش» وکلاهما عن ابن عمر ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۴۹ ح ۵۴۳۴ ؛ منیه المرید : ص ۲۵۸ ، الجعفریّات : ص ۱۴۹ نحوه عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، مستطرفات السرائر : ص ۱۹ ح ۱۰ نحوه عن الإمام الکاظم علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله وراجع تاریخ بغداد : ج ۱۲ ص ۱۱ ح ۶۳۷۰ والفردوس : ج ۱ ص ۱۲۲ ح ۴۲۰
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۱۶۷ ح ۳۶۲۱ عن ابن أبی یعفور عن الإمام الصادق علیه السلام ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۶۶ ح ۱۸۴ ، وسائل الشیعه : ج ۸ ص ۱۰۶ ح ۱۴۴۹۸
- ↑ سنن ابن ماجه : ج ۲ ص ۱۱۹۲ ح ۳۶۰۵ ، سنن النسائی : ج ۵ ص ۷۹ ولیس فیه «وتصدّقوا» ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۶۰۰ ح ۶۷۰۷ کلّها عن عمرو بن شعیب عن أبیه عن جدّه ، صحیح البخاری : ج ۵ ص ۲۱۸۱ وفیه «فی غیر إسراف» بدل «ما لم یخالطه إسراف» ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۶۴۴ ح ۱۷۱۹۷
- ↑ شُعب الإیمان : ج ۶ ص ۲۵۵ ح ۸۰۶۱ عن أنس ، کنز العمّال : ج ۱۵ ص ۹۱۶ ح ۴۳۵۸۱ وفیه «یُبقی» بدل «تکفی»
- ↑ الکافی : ج ۲ ص ۱۲۲ ح ۳ عن عبد الرحمان بن الحجّاج عن الإمام الصادق علیه السلام و ج ۴ ص ۵۴ ح ۱۲ عن عبد اللّه بن سنان عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، تحف العقول: ص ۴۶، الزهد للحسین بن سعید: ص ۵۵ ح ۱۴۸ عن عبد الرحمان بن الحجّاج عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۱۲۶ ح ۲۵
- ↑ عوالی اللآلی : ج ۱ ص ۲۹۶ ح ۱۹۸ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۱۶۶ ح ۲
- ↑ کنز الفوائد : ج ۲ ص ۱۹۰ ، بحار الأنوار : ج ۱ ص ۲۲۴ ح ۱۴
- ↑ غرر الحکم : ح ۵۶۵ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۲۵ ح ۲۶۹
- ↑ الکافی : ج ۴ ص ۵۲ ح ۱ عن برید بن معاویه عن الإمام الباقر علیه السلام ، وسائل الشیعه : ج ۱۵ ص ۲۵۷ ح ۲۷۸۴۰
- ↑ الصحیفه السجّادیه : ص ۱۲۱ الدعاء ۳۰ ، المصباح للکفعمی : ص ۲۳۱
- ↑ الإسراء : ۲۹
- ↑ .الکافی : ج ۵ ص ۶۷ ح ۱ عن مسعده بن صدقه ، تحف العقول : ص ۳۵۱ وفیه «رفیقا» بدل «رقیقا» و«خسرت» بدل «حسرت» ، بحار الأنوار : ج ۴۷ ص ۲۳۵ ح ۲۲
- ↑ الکافی : ج ۴ ص ۵۵ ح ۷ ، تفسیر العیاشی : ج ۲ ص ۲۸۹ ح ۵۹ ، تفسیر القمیّ : ج ۲ ص ۱۸ من دون إسناد إلی الإمام الصادق علیه السلام وکلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۹۶ ص ۱۶۹ ح ۱۵ .
امام علی علیه السلام :میانه روی ، نیمِ توشه زندگی است - ↑ الفرقان : ۶۷
- ↑ البقره : ۲۳۶
- ↑ .الطلاق : ۷
- ↑ الکافی : ج ۴ ص ۵۶ ح ۸ عن محمّد بن سنان ، وسائل الشیعه : ج ۱۵ ص ۲۶۱ ح ۲۷۸۶۰
- ↑ الأمالی للطوسی : ص ۶۷۰ ح ۱۴۱۰ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۴۹ ح ۲۰
- ↑ الکافی : ج ۴ ص ۵۵ ح ۲ ، وسائل الشیعه : ج ۱۵ ص ۲۶۱ ح ۲۷۸۵۸
- ↑ الخصال : ص ۵۴ ح ۷۴ ، روضه الواعظین : ص ۴۹۹ عن العبّاس ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۴۷ ح ۱۱
- ↑ .الکافی : ج ۶ ص ۴۴۱ ح ۴ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۲۲۱ ح ۶۴۹ ، بحار الأنوار : ج ۷۹ ص ۳۱۷ ح ۱
- ↑ الکافی : ج ۲ ص ۱۴۰ ح
- ↑ الکافی : ج ۲ ص ۱۴۱ ح ۴
- ↑ بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۲۳۸ ح ۱
- ↑ نهج البلاغه : الخطبه ۴۵
- ↑ الصحیفه السجادیّه : الدعاء ۸
- ↑ سنن النسائی: ج ۷ ص ۳۰۴، صحیح مسلم: ج ۲ ص ۶۹۳ ح ۴۱، السنن الکبری: ج ۱۰ ص ۵۲۱ ح ۲۱۴۳۹ وح ۲۱۵۳۸ کلّها عن جابر نحوه، کنز العمّال : ج ۶ ص ۳۹۶ ح ۱۶۲۳۰ وراجع مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۱۶۴ ح ۱۴۹۹۱
- ↑ مستدرک الوسائل : ج ۷ ص ۲۴۱ ح ۸۱۴۱ نقلاً عن ابن أبی جمهور فی درر اللآلی
- ↑ تهذیب الأحکام : ج ۶ ص ۱۷۱ ح ۳۳۰ عن أبی الحسین الرازی ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۱۹۵ ح ۱۰
- ↑ .أثبتنا ما بین المعقوفین من «مشکاه الأنوار»
- ↑ الکافی : ج ۴ ص ۳۲ ح ۱ ، مشکاه الأنوار : ص ۳۲۹ ح ۱۰۴۲ عن محمّد بن سنان ، وسائل الشیعه : ج ۱۱ ص ۵۴۴ ح ۲۱۶۴۱
- ↑ الکافی : ج ۴ ص ۳۳ ح ۳ ، وسائل الشیعه : ج ۱۱ ص ۵۴۴ ح ۲۱۶۴۳
- ↑ الکافی : ج ۴ ص ۳۲ ح ۲ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۱۶۸ ح ۳۶۳۳ ، وسائل الشیعه : ج ۱۱ ص ۵۴۴ ح ۲
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۱۶۶ ح ۲ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۱۶۱ ح ۱۵ ، بحار الأنوار : ج ۴۷ ص ۵۹ ح ۱۱۲
- ↑ نهج البلاغه : الحکمه ۲۲۹ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۴۵ ح ۲
- ↑ نهج البلاغه : الحکمه ۲۲۹ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۴۵ ح ۲
- ↑ غرر الحکم : ح ۹۶۶۰
- ↑ (۴غرر الحکم : ح ۹۶۴۹
- ↑ نهج البلاغه : الکتاب ۳ ، بحار الأنوار : ج ۳۳ ص ۴۸۵ ح ۶۹۰
- ↑ (۱کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۴ ص ۳۸۵ ح ۵۸۳۴ ، بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۴۱۱ ح ۱۲۸
- ↑ (۲إرشاد القلوب : ص ۱۱۹
- ↑ (۳الکافی : ج ۲ ص ۱۳۹ ح ۹ ، بحار الأنوار : ج ۷۳ ص ۱۷۸ ح ۲۱
- ↑ (۴الکافی : ج ۱ ص ۱۸ ح ۱۲ عن هشام بن الحکم ، تحف العقول : ص ۳۸۸ ، بحارالأنوار : ج ۱ ص ۱۳۹ ح ۳۰
- ↑ (۵الکافی : ج ۸ ص ۲۴۴ ح ۳۳۸ ، علل الشرائع : ص ۵۵۹ کلاهما عن هشام بن سالم ، تحف العقول : ص ۳۶۰ ، بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۴۰۰ ح ۹۳
- ↑ (۱مستدرک الوسائل : ج ۸ ص ۴۴۸ ح ۹۹۶۳ نقلاً عن أبی القاسم الکوفی فی کتاب الأخلاق
- ↑ (۲فی الطبعه المعتمده: «ثاره»، والصحیح ما أثبتناه کما فی بعض النسخ.
- ↑ (۳التمحیص : ص ۷۴ ح ۱۷۱ ، بحار الأنوار : ج ۶۷ ص ۳۱۰ ح ۴۵
- ↑ (۴الکافی : ج ۲ ص ۱۳۳ ح ۱۶ ، تحف العقول : ص ۳۷۷ عن الإمام الصادق علیه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۳ ص ۳۶ ح ۱۷ ؛ البدایه والنهایه : ج ۹ ص ۳۱۰
- ↑ (۵الکافی : ج ۲ ص ۲۴۱ ح ۳۸ عن إسحاق بن عمّار ، بحار الأنوار : ج ۶۷ ص ۳۶۲ ح ۶۷
- ↑ (۶کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۱ ص ۱۱۷ ح ۲۴۹ ، عوالی اللآلی : ج ۴ ص ۱۳ ح ۲۸
- ↑ (۱فرقان : ۶۷
- ↑ (۲اعراف : ۳۱
- ↑ (۳الإسراء : ۲۶ و ۲۷
- ↑ (۴الأنعام : ۱۴۱
- ↑ (۱عده الداعی : ص ۷۴
- ↑ (۲مجمع البیان : ج ۷ ص ۲۸۰ عن معاذ، بحار الأنوار: ج ۶۹ ص ۲۶۱ ؛ تفسیر القرطبی: ج ۱۳ ص ۷۳ عن ابنعباس نحوه
- ↑ (۳الکافی : ج ۴ ص ۵۴ ح ۱ ، بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۲۶۱ نقلاً عن تفسیر مجمع البیان
- ↑ (۴تفسیر العیّاشی : ج ۲ ص ۱۳ ح ۲۳ ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۳۰۵ ح ۶
- ↑ الکافی : ج ۳ ص ۵۰۱ ح ۱۴ ، تفسیر العیّاشی : ج ۲ ص ۲۸۸ ح ۵۶ وفیه «وکن» بدل «ولکن» وکلاهما عن عامر بن جذاعه ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۳۰۲ ح ۳
- ↑ تفسیر العیّاشی : ج ۲ ص ۲۸۸ ح ۵۳ ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۳۰۲ ح ۱
- ↑ حلس : کلّ شیء ولی ظهر البعیر والدابه تحت الرحل والسرج ، وهی بمنزله المِرشحه تکون تحت اللبد (لسان العرب : ج ۶ ص ۵۴)
- ↑ مدرعه : درع المرأه : قمیصها ، والدرّاعه والمِدرعه والمِدرع واحد (النهایه : ج ۲ ص ۱۱۴)
- ↑ القطوانیّه : عباءه بیضاء قصیره الخَمْل ، والنون زائده جنسبه إلی قطوان : موضع بالکوفهج
- ↑ دلائل الإمامه : ص ۸۷ ح ۲۳ عن وهب بن وهب عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰۴ ص ۸۸ ح ۵۳
- ↑ تاریخ دمشق : ج ۶۷ ص ۱۲۶ ، کنز العمّال : ج ۹ ص ۴۷۴ ح ۲۷۰۲۷
- ↑ چادر قطوانی : چادر سفیدرنگِ کم کُرک
- ↑ سنن ابن ماجه : ج ۱ ص ۱۴۷ ح ۴۲۵ ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۶۸۷ ح ۷۰۸۶ ، تفسیر جوامع الجامع : ج ۲ ص ۳۲۶
- ↑ سنن ابن ماجه : ج ۲ ص ۱۱۱۲ ح ۳۳۵۲ ، مسند أبی یعلی : ج ۳ ص ۱۸۱ ح ۲۷۵۷ ، تهذیب الکمال : ج ۳۰ ص ۵۰ الرقم ۶۴۹۱ ، تفسیر القرطبی : ج ۷ ص ۱۹۵ ، تفسیر ابن کثیر : ج ۳ ص ۴۰۳ عن أنس بن مالک ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۴۴۴ ح ۷۳۶۶
- ↑ غرر الحکم : ح ۶۷۴۷ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۳۷۲ ح ۶۲۸۰ ، مستدرک الوسائل : ج ۱۶ ص ۲۱۳ ح ۱۹۶۳۴
- ↑ الأمالی للمفید : ص ۱۷۶ ح ۶ عن ربیعه ، نهج البلاغه : الخطبه ۱۲۶ ، الامالی للطوسی : ص ۱۹۵ عن ربیعه ، بحار الأنوار : ج ۳۲ ص ۴۸ ح ۳۲
- ↑ غرر الحکم : ح ۶۸۹۹ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۳۷۶ ح ۶۳۶۸ ، مستدرک الوسائل : ج ۱۵ ص ۲۷۱ ح ۱۸۲۱۷
- ↑ غرر الحکم : ح ۹۴۶۵ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۴۷۶ ح ۸۷۲۳ ، مستدرک الوسائل : ج ۱۵ ص ۲۷۲ ح ۱۸۲۱۷
- ↑ تفسیر العیّاشی : ج ۲ ص ۲۸۸ ح ۵۴ ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۳۰۲ ح ۲
- ↑ عدّه الداعی: ص ۷۴، تنبیه الخواطر: ج ۱ ص ۱۶۷ ، بحار الأنوار: ج ۱۰۳ ص ۲۱ ح ۱۰؛ مسند البزّار: ج ۳ ص ۱۶۱ ح ۹۴۶ عن طلحه بن عبید اللّه ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۵۰ ح ۵۴۳۷ وص ۲۴۱ ح ۶۳۴۹
- ↑ غرر الحکم : ح ۷۱۲۲ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۳۹۰ ح ۶۶۱۳
- ↑ شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید : ج ۲۰ ص ۳۰۱ ح ۴۳۵
- ↑ غرر الحکم : ح ۵۷۸۵ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۲۹۸ ح ۵۳۲۹
- ↑ غرر الحکم : ح ۲۸۵۷ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۱۱۷ ح ۲۵۹
- ↑ شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید : ج ۲۰ ص ۲۷۹ ح ۲۱۳
- ↑ الدرّه الباهره : ص ۴۳ ، أعلام الدِین : ص ۳۱۳، نزهه الناظر : ص ۲۲۲ ح ۵۰۷ وفیه «للجود» بدل «للسخاء» ، بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۴۰۷ ح ۱۱۵
- ↑ الکافی : ج ۴ ص ۵۲ ح ۴ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۴۷ ح ۱۳
- ↑ غرر الحکم : ح ۱۰۵۳۸ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۵۳۱ ح ۶۶۶۴
- ↑ غرر الحکم : ح ۵۵۲۹ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۲۸۲ ح ۵۰۸۳ .
- ↑ غرر الحکم : ح ۷۰۲۵ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۳۸۵ ح ۶۵۰۰
- ↑ غرر الحکم : ح ۱۹۴۸ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۵۸ ح ۱۴۸۶
- ↑ غرر الحکم : ح ۹۰۵۷ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۴۶۴ ح ۸۴۵۲
- ↑ .غرر الحکم : ح ۱۰۴۳ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۲۹ ح ۴۴۳
- ↑ غرر الحکم : ح ۸۹۰ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۴۱ ح ۹۳۷
- ↑ دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۲۵۵ ح ۹۶۸ ، الجعفریات : ص ۲۳۸
- ↑ غرر الحکم : ح ۴۱۳۸ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۱۳۱ ح ۲۹۵۲
- ↑ غرر الحکم : ح ۵۱۵ و۵۱۴ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۴۲ ح ۹۶۹ و ۹۷۰
- ↑ غرر الحکم : ح ۳۳۵ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۳۹ ح ۸۶۹
- ↑ الصحیفه السجّادیه : ص ۸۶ الدعاء ۲۰
- ↑ دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۱۵ ح ۳۸۳ ، بحار الأنوار : ج ۶۶ ص ۴۳۲ ح ۱۶
- ↑ الخصال : ص ۶۱۰ ح ۹ عن الأعمش ، عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج ۲ ص ۱۲۷ ح ۱ عن الفضل بن شاذان عن الإمام الرضا علیه السلام ، تحف العقول : ص ۴۲۲ عن الإمام الرضا علیه السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰ ص ۲۲۹ ح ۱
- ↑ الکافی : ج ۶ ص ۴۶۰ ح ۱ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۲۲۹ ح ۶۷۲ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۷ ح ۳۶۲۶ کلّها عن إسحاق ابن عمّار ، الخصال : ص ۹۳ ح ۳۷ عن محمّد بن أحمد بن یحیی بن عمران الأشعری وکلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۳۰۳ ح ۷
- ↑ الکافی: ج ۴ ص ۵۲ ح ۲ ، الخصال : ص ۱۰ ح ۳۶ ، ثواب الأعمال : ص ۲۲۱ ح ۱ کلّها عن داوود الرقّی ، بحار الأنوار: ج ۷۱ ص ۳۴۶ ح ۱۰
- ↑ الکافی : ج ۴ ص ۵۶ ح ۱۰ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۱۶۷ ح ۳۶۲۶ ، الخصال : ص ۹۳ ح ۳۷ کلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۳۰۳ ح ۷
- ↑ الکافی : ج ۴ ص ۵۳ ح ۸ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۱۷۴ ح ۳۶۵۹ کلاهما عن عبید بن زراره
- ↑ الکافی : ج ۴ ص ۵۵ ح ۳ عن ابن أبی یعفور ویوسف بن عمارج هج
- ↑ الکافی : ج ۲ ص ۱۱۹ ح ۹ عن أحمد بن زیاد بن أرقم الکوفی عن رجل ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۶۱ ح ۲۸
- ↑ تفسیر العیّاشی : ج ۲ ص ۲۸۸ ح ۵۸ ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۳۰۳ ح ۵
- ↑ دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۱۵ ح ۳۸۱ ، بحار الأنوار : ج ۶۶ ص ۴۳۲ ح ۱۶
- ↑ الکافی : ج ۶ ص ۲۹۷ ح ۸ ، المحاسن : ج ۲ ص ۲۲۴ ح ۱۶۷۴ عن نادر الخادم ، بحار الأنوار : ج ۴۹ ص ۱۰۲ ح ۲۱ .
- ↑ تحف العقول : ص ۴۰۳ ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۳۲۷ ح ۴
- ↑ الکافی : ج ۶ ص ۵۳۵ ح ۱ ، تهذیب الأحکام : ج ۶ ص ۱۶۳ ح ۳۰۰ ، بحار الأنوار : ج ۶۴ ص ۱۶۰ ح ۲
- ↑ سبأ : ۳۴ ، ۳۵
- ↑ نهج البلاغه : الخطبه ۱۹۲ ، بحارالأنوار : ج ۱۴ ص ۴۷۱ ح ۳۷
- ↑ مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۲۵۸ ح ۲۲۱۶۶ ، الزهد لابن حنبل : ص ۱۱ ، حلیه الأولیاء : ج ۵ ص ۱۵۵ کلّها عن معاذ بن جبل ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۱۹۲ ح ۶۱۱۱
- ↑ تنبیه الخواطر : ج ۱ ص ۱۷۸ ؛ مسند إسحاق بن راهویه : ج ۱ ص ۳۴۹ ح ۳۴۷ وفیه «شرّ» بدل «شرار» ، إحیاء العلوم : ج ۳ ص ۱۳۹ ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۲۱۵ ح ۶۲۲۴ نقلاً عن أبی یعلی وابن عساکر وکلّها عن أبی هریره
- ↑ الزهد لابن المبارک : ص ۲۶۲ ح ۷۵۸ عن عروه بن رویم ، المستدرک علی الصحیحین : ج ۳ ص ۶۵۷ ح ۶۴۱۸ عن عبد اللّه بن جعفر ، شُعب الإیمان : ج ۵ ص ۳۳ ح ۵۶۶۹ ، تاریخ دمشق : ج ۲۷ ص ۳۶۶ ح ۵۸۳۷ کلاهما عن فاطمه علیهاالسلاموکلّها نحوه ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۵۶۱ ح ۷۹۱۲ و ۷۹۱۳
- ↑ تنبیه الخواطر : ج ۱ ص ۱۵۵ ؛ إحیاء علوم الدین : ج ۳ ص ۳۴۳ نحوه
- ↑ المعجم الصغیر : ج ۲ ص ۱۰۸ ، شُعب الإیمان : ج ۷ ص ۱۲۵ ح ۹۷۲۲ ، الفردوس : ج ۳ ص ۵۴۶ ح ۵۷۰۳ وفیه «السماوات والأرض» بدل «السماء» وکلّها عن البرّاء بن عازب ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۲۲۷ ح ۶۲۷۷
- ↑ مریم : ۵۹
- ↑ محمّد : ۲۴
- ↑ الروم : ۷
- ↑ الشعراء : ۱۲۹ ۱۳۱
- ↑ الجاثیه : ۲۳
- ↑ الرعد : ۲۶
- ↑ الشعراء : ۲۰۵ ۲۰۷
- ↑ مکارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۴۴ ح ۲۶۶۰ عن عبد اللّه بن مسعود ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۹۶ ح ۱
- ↑ غَی: وادی ای در جهنّم
- ↑ الزهد لابن حنبل : ص ۱۱ وراجع المحاسن : ج ۲ ص ۲۹۰ ح ۱۹۵۲و بحار الأنوار : ج ۶۶ ص ۲۸۰ ح ۲۴
- ↑ شُعب الإیمان : ج ۷ ص ۲۸۳ ح ۱۰۳۲۲ ، حلیه الأولیاء : ج ۲ ص ۲۳ ، تاریخ دمشق : ج ۲۲ ص ۲۲۳ ح ۴۹۲۶ وفیهما «المسلمین» بدل «المصلّین» ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۲۱۶ ح ۶۲۲۹ .
- ↑ حلیه الأولیاء : ج ۱ ص ۱۰۵
- ↑ الزهد لابن حنبل : ص ۳۴ وراجع المستدرک علی الصحیحین : ج ۴ ص ۵۹۱ ح ۸۶۴۸ و السنن الکبری : ج ۲ ص ۶۲۴ ح ۴۳۳۷ وکنز العمّال : ج ۳ ص ۲۱۸ ح ۶۲۳۴
- ↑ سنن الترمذی : ج ۴ ص ۶۴۷ ح ۲۴۷۶ ، الزهد لهنّاد : ج ۲ ص ۳۸۹ ح ۷۵۸ ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۲۱۷ ح ۶۲۳۰
- ↑ الکافی : ج ۸ ص ۱۷ ح ۳ عن محمّد بن إسماعیل الهمدانی عن الإمام الکاظم علیه السلام ، نهج البلاغه : الخطبه ۱۰۳ نحوه ، تحف العقول : ص ۲۰۲ وراجع مطالب السؤول : ص ۵۱
- ↑ قال المجلسی رحمه الله : قوله : «أفلا رغیف» بالرفع ، ویجوز فی مثله الرفع والنصب والبناء علی الفتح . و«القَفار بالفتح » : ما لا إدام معه من الخبز ، واُضیف إلی اللیل ، وهو صفه للرغیف ، و«إفطارٌ» و«مقدَّمٌ» أیضا صفتان له . وفی بعض النسخ : «للیلِ إفطارِ معدمٍ» ، فالظرف صفه اُخری لرغیف ، و«لیل» مضاف إلی الإفطار المضاف إلی المعدم ؛ أی الفقیر (بحار الأنوار : ج ۴۰ ص ۳۵۳)
- ↑ الأمالی للصدوق : ص ۷۲۰ ح ۹۸۸ عن المفضّل بن عمر عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۴۰ ص ۳۴۶ ح
- ↑ الضحی : ۱۱
- ↑ الأعراف : ۳۱ و ۳۲
- ↑ الرحمن : ۱۰ و ۱۱
- ↑ الرحمن : ۱۹ ۲۲
- ↑ الضحی : ۱۱
- ↑ الکافی : ج ۱ ص ۴۱۰ ح ۳ ، نهج البلاغه : الخطبه ۲۰۹ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۴۰ ص ۳۳۶ ح ۱۹ وج ۷۰ ص ۱۱۸ ح ۸
- ↑ الاختصاص : ص ۱۵۲ ، بحار الأنوار : ج ۴۰ ص ۱۰۷ ح ۱۱۷
- ↑ عوالی اللآلی : ج ۲ ص ۱۴۹ ح ۴۱۸ وراجع تفسیر مجمع البیان : ج ۳ ص ۳۶۴ و تفسیر الطبری : ج ۵ الجزء ۷ ح ۹
- ↑ الفردوس : ج ۱ ص ۳۸۱ ح ۱۵۳۴ المعجم الأوسط : ج ۴ ص ۱۷۸ ح ۳۹۰۹ عن أبی کریمه ولیس فیه ذیله وکلاهما عن الإمام علیّ علیه السلام وراجع المناقب لابن شهرآشوب : ج ۲ ص ۱۰۰
- ↑ صحیح البخاری : ج ۲ ص ۵۳۷ ح ۱۴۰۷، مسندابن حنبل: ج ۶ ص ۳۳۰ ح ۱۸۱۷۱، تاریخ بغداد: ج ۸ ص ۱۱۱ ح ۴۲۳۱ وفیه «إنّ اللّه ینهاکم» ، المعجم الکبیر : ج ۲۰ ص ۳۹۸ ح ۹۴۳ نحوه وکلّها عن المغیره بن شعبه ، الموطّأ : ج ۲ ص ۹۹۰ ح ۲۰ عن أبیهریره وفیه «ویسخط لکم» بدل«إنّ اللّه کره لکم» ، کنزالعمّال: ج ۱۵ ص ۸۲۴ ح ۴۳۲۷۵
- ↑ سنن الترمذی : ج ۴ ص ۵۷۱ ح ۲۳۴۰ ، سنن ابن ماجه : ج ۲ ص ۱۳۷۳ ح ۴۱۰۰ کلاهما عن أبی ذرّ الغفاری ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۱۸۱ ح ۶۰۵۹ ؛ الکافی : ج ۵ ص ۷۰ ح ۲ ، معانی الأخبار : ص ۲۵۱ ح ۳ کلاهما عن إسماعیل بن مسلم عن الإمام الصادق علیه السلام ، مشکاه الأنوار : ص ۲۰۶ ح ۵۵۳ عن الإمام الصادق علیه السلام وکلّها نحوه
- ↑ صحیح البخاری : ج ۶ ص ۲۶۵۹ ح ۶۸۶۲ وج ۵ ص ۲۳۷۶ ح ۶۱۰۸ ، صحیح مسلم : ج ۳ ص ۱۳۴۱ ح ۱۴ ، السنن الکبری : ج ۶ ص ۱۰۴ ح ۱۱۳۴۱ کلّها نحوه وراجع مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۳۳۹ ح ۱۸۲۱۵
- ↑ غرر الحکم : ح ۳۳۹۲ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۱۴۳ ح ۳۱۹۸
- ↑ غرر الحکم : ح ۱۰۳۶۱ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۵۲۵ ح ۹۵۹۶
- ↑ إصلاح المال : ص ۲۰۰ ح ۱۱۵
- ↑ الصحیفه السجّادیه : ص ۶۹ الدعاء ۱۶ ، المزار الکبیر : ص ۱۵۸
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۴ ص ۳۷۳ ح ۵۷۶۲ عن حمّاد بن عمرو عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، الخصال : ص ۲۶۳ ح ۱۴۳ عن حمّاد بن عمرو عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، تحف العقول : ص ۹ وفیه «ضلالاً» بدل «ضیاعا» ، مکارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۳۵ ح ۲۶۵۶ عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، بحار الأنوار : ج ۶۶ ص ۳۳۲ ح ۱۱
- ↑ الکافی: ج ۴ ص ۳۱ ح ۳ عن أبی مخنف الأزدی، بحار الأنوار: ج ۴۱ ص ۱۲۲ ح ۲۹ وراجع الأمالی للمفید: ص ۱۷۶ ح ۶ ونهج البلاغه : الخطبه ۱۴۲ والأمالی للطوسی : ص ۱۹۵ ح ۳۳۱ وتحف العقول : ص ۱۸۵
- ↑ غرر الحکم : ح ۸۵۴۹ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۴۵۶ ح ۸۲۶۱
- ↑ المحاسن : ج ۱ ص ۳۹۶ ح ۸۸۵ ، بحار الأنوار : ج ۶۷ ص ۳۰۲ ح ۳۰
- ↑ الخصال : ص ۱۳۲ ح ۱۴۱ عن عبد الرحمان بن محمّد العزرمی ، مشکاه الأنوار : ص ۲۶۰ ح ۷۶۶ وفی صدره «اللّه تعالی» بدل «ابلیس لعنه اللّه » نحوه ، بحار الأنوار : ج ۶۳ ص ۲۲۳ ح ۶۸ ؛ البدایه والنهایه : ج ۹ ص ۲۲۸ ولیس فیه «منعه من حقه» نحوه عن مجاهد
- ↑ الشعراء : ۱۲۸ ۱۳۱
- ↑ الکافی : ج ۲ ص ۴۸ ح ۴ عن سلیمان الجعفری عن الإمام الرضا عن أبیه علیهماالسلام وص ۵۳ ح ۱ ، معانی الأخبار : ص ۱۸۷ ح ۶ ، التوحید : ص ۳۷۱ ح ۱۲ کلاهما عن عذافر عن الإمام الباقر علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، بحار الأنوار : ج ۶۷ ص ۲۸۴ ح ۷
- ↑ شُعب الإیمان : ج ۷ ص ۳۹۱ ح ۱۰۷۱۰ عن أنس ، کنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۴۰۶ ح ۴۱۵۸۵
- ↑ الکافی : ج ۶ ص ۵۳۱ ح ۷ ، المحاسن : ج ۲ ص ۴۴۵ ح ۲۵۳۰ کلاهما عن حمید الصیرفی ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۲۷۵ ح ۸۴۲ ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۱۵۰ ح ۱۰ وص ۱۵۵ ح ۳۴
- ↑ سنن أبی داوود : ج ۴ ص ۳۶۰ ح ۵۲۳۷ ؛ تنبیه الخواطر : ج ۱ ص ۷۱ نحوه
- ↑ سنن ابن ماجه : ج ۲ ص ۱۳۹۳ ح ۴۱۶۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۴۳۹ ح ۱۳۳۰۰ نحوه
- ↑ المعجم الکبیر : ج ۱۰ ص ۱۵۱ ح ۱۰۲۸۷ عن عبد اللّه ، حلیه الأولیاء : ج ۸ ص ۲۴۶ عن عبد اللّه بن مسعود نحوه ، کنز العمّال : ج ۱۵ ص ۴۰۶ ح ۴۱۴۸۶
- ↑ المحاسن : ج ۲ ص ۴۴۶ ح ۲۵۳۱ ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۱۵۰ ح ۱۱
- ↑ المستدرک علی الصحیحین : ج ۲ ص ۵۷ ح ۲۳۱۱ ، السنن الکبری : ج ۱۰ ص ۴۰۹ ح ۲۱۱۳۲ نحوه وکلاهما عن جابر ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۴۱۴ ح ۱۶۳۱۸
- ↑ المعجم الأوسط : ج ۸ ص ۳۸۱ ح ۸۹۳۹ ، شُعب الإیمان : ج ۷ ص ۳۹۴ ح ۱۰۷۲۰ ، الفردوس : ج ۱ ص ۲۴۵ ح ۹۵۰ کلّها عن محمّد بن بشیر الأنصاری وزادا فی آخرهما «والماء والطین» ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۴۴۴ ح ۷۳۶۵
- ↑ الفردوس : ج ۱ ص ۱۸۶ ح ۷۰۱ عن الإمام علیّ علیه السلام ، کنز العمّال : ج ۱۵ ص ۳۹۳ ح ۴۱۵۲۰ ؛ الکافی : ج ۶ ص ۵۳۱ ح ۲ ، الخصال : ص ۱۵۹ ح ۲۰۵ ، المحاسن : ج ۲ ص ۴۴۵ ح ۲۵۲۸ کلّها عن هشام بن الحکم عن الإمام الصادق علیه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۱۵۰ ح ۸
- ↑ المراسیل : ص ۲۳۷ ح ۲ ، الطبقات الکبری : ج ۸ ص ۱۶۷ عن عبد اللّه بن یزید الهذلی نحوه ، کنز العمّال : ج ۱۵ ص ۳۹۳ ح ۴۱۵۲۱ وفیه ذیله فقط
- ↑ الفردوس : ج ۵ ص ۱۶۲ ح ۷۸۲۴ وص ۱۶۸ ح ۷۸۴۵ کلاهما عن حذیفه
- ↑ المحاسن : ج ۲ ص ۱۷۸ ح ۱۵۰۴ وص ۲۲۲ ح ۱۶۶۹ کلاهما عن طلحه بن زید ، بحار الأنوار : ج ۶۶ ص ۳۲۳ ح ۶
- ↑ تهذیب الأحکام: ج ۶ ص ۱۷۲ ح ۳۳۲ عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۱ ص ۲۵۲ ح ۷۷۰ عن إسماعیل بن مسلم عن الإمام الصادق علیه السلام ، علل الشرایع: ص ۳۴۸ ح ۶ عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، کلاهما نحوه
- ↑ اُسد الغابه : ج ۵ ص ۳۳۶ ح ۵۲۹۴ ، کنز العمّال : ج ۷ ص ۱۸۸ ح ۱۸۶۱۴ نقلاً عن ابن النجّار وکلاهما عن أبی السلیل عن أبیه
- ↑ غرر الحکم : ح ۱۰۹۲۰ ، عیون الحکم والواعظ : ص ۵۴۴ ح ۱۰۱۰۶
- ↑ غرر الحکم : ح ۴۸۲۱ ، عیون الحکم والواعظ : ص ۲۲۹ ح ۴۴۱۰
- ↑ غرر الحکم : ح ۶۸۰۷ ، عیون الحکم والواعظ : ص ۳۷۰ ح ۶۲۲۹
- ↑ لکافی : ج ۱ ص ۳۲ ح ۴ و ج ۵ ص ۸۷ ح ۲ عن الإمام الصادق علیه السلام نحوه ، تحف العقول : ص ۲۹۲ ، منیه المرید : ص ۳۷۶ ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۲۵۵ ح ۹۶۹ عن الإمام علیّ علیه السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۱۷۲ ح ۳
- ↑ الکافی : ج ۵ ص ۹۱ ح ۱ عن معمر بن خلّاد ، بحار الأنوار : ج ۴۷ ص ۵۸ ح ۱۰۹
- ↑ عوالی اللآلی : ج ۴ ص ۳۹ ح ۱۳۴
- ↑ غرر الحکم : ح ۱۰۹۵۸ ، عیون الحکم والواعظ : ص ۵۵۲ ح ۱۰۱۷۶
- ↑ غرر الحکم : ح ۱۰۹۱۹ ، عیون الحکم والواعظ : ص ۵۴۴ ح ۱۰۱۰۵
- ↑ الخصال : ص ۳۱۰ ح ۸۵ عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۴۱ ص ۱۰۵ ح ۶
- ↑ إحقاق الحقّ : ج ۸ ص ۵۳۹
- ↑ الاستیعاب : ج ۳ ص ۲۱۰ ح ۱۸۷۵ ، الجوهره : ص ۸۹
- ↑ الاختصاص : ص ۱۶۰ ، بحار الأنوار : ج ۴۰ ص ۱۱۶
- ↑ غرر الحکم : ح ۴۷۲۵
- ↑ نهج البلاغه : الخطبه ۲۳۲ ، المناقب لابن شهرآشوب : ج ۲ ص ۱۱۰ ، غرر الحکم : ح ۳۷۰۲ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۴۱ ص ۱۱۵
- ↑ دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۳۱۰ ح ۱۱۷۱ ، المناقب لابن شهرآشوب : ج ۲ ص ۱۱۰ نحوه وفیه «فوقف به عاصم ابن میثم» بدل «فوقف به شیخ کبیر» ، بحار الأنوار : ج ۴۱ ص ۱۱۵
- ↑ الکافی : ج ۱ ص ۴۱۰ ح ۳ ، نهج البلاغه : الخطبه ۲۰۹ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۴۰ ص ۳۳۶ ح ۱۹
- ↑ هج البلاغه : الخطبه ۱۹۲ ، بحار الأنوار : ج ۱۴ ص ۴۶۹ وراجع الحکمه : ۱۵۰
- ↑ الکَنَفُ : الجانب (الصحاح : ج ۴ ص ۱۴۲۴ «کنف»)
- ↑ القصص : ۲۴
- ↑ نهج البلاغه : الخطبه ۱۶۰ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۳۶ ، بحار الأنوار : ج ۱۳ ص ۵۰ ح ۲۰
- ↑ الزهد للحسین بن سعید : ص ۵۰ ح ۱۳۴ عن عبداللّه بن سنان ، حلیه الأبرار : ج ۱ ص ۲۰۹ ح ۴ ، بحار الأنوار : ج ۷۳ ص ۱۲۶ ح ۱۲۴ وراجع مشکاه الأنوار : ص ۴۶۳ ح ۱۵۴۵
- ↑ الأدیم : الجلد المدبوغ ، وجمعها أدَم (المصباح المنیر : ص ۹ «أدم»)
- ↑ صحیح مسلم : ج ۳ ص ۱۶۵۰ ح ۳۸ ، سنن ابن ماجه : ج ۲ ص ۱۳۹۰ ح ۴۱۵۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۳۱۷ ح ۲۴۳۴۷ وفیهما «ضجاع» بدل «فراش» ؛ المناقب لابن شهرآشوب : ج ۱ ص ۱۷۱ ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۵۹ عن الإمام علیّ علیه السلام ولیس فیه «الذی ینام علیه»
- ↑ صحیح البخاری : ج ۵ ص ۲۱۹۰ ح ۵۴۸۰ ، صحیح مسلم : ج ۳ ص ۱۶۴۹ ح ۳۴ ، سنن أبی داوود : ج ۴ ص ۴۵ ح ۴۰۳۶ کلاهما نحوه
- ↑ الزهد لابن حنبل : ص ۱۱ ، الطبقات الکبری : ج ۱ ص ۳۹۵ ، سبل الهدی والرشاد : ج ۷ ص ۲۴۷ ، وراجع المحاسن : ج ۲ ص ۲۹۰ ح ۱۹۵۲و بحار الأنوار : ج ۶۶ ص ۲۸۰ ح ۲۴
- ↑ الخَبِیصُ : المعمول من التمر والسمن ؛ حَلواء معروف یُخبَص جأی یُخلط ج بعضه فی بعض (تاج العروس : ج ۹ ص ۲۶۵ «خبص»)
- ↑ الأحقاف : ۲۰
- ↑ الأمالی للمفید : ص ۱۳۴ ح ۲ عن عبد اللّه بن میمون عن الإمام الصادق علیه السلام ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۷۷ ح ۱۵۰۱ عن عبد اللّه بن میمون القدّاح عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، الغارات : ج ۱ ص ۹۰ عن الإمام الصادق علیه السلام ، بحار الأنوار : ج ۶۶ ص ۳۲۳ ح ۳ وراجع المناقب لابن شهرآشوب : ج
صحیح مسلم به نقل از عایشه :بستر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله که بر آن میخوابید ، چرمی پر شده از لیف خرما بود.
- ↑ اَفروشه: حلوایی تهیّه شده از خرما و روغن
- ↑ إرشاد القلوب : ص ۲۰
- ↑ دقل بفتح الدال والقاف : أردأ التمر . (القاموس المحیط : ج ۳ ص ۳۷۶)
- ↑ تاریخ بغداد : ج ۱۲ ص ۳۸۴ ، تاریخ دمشق : ج ۴۸ ص ۲۳۰ کلاهما عن أبی حمزه ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۷۸۲ ح ۸۷۴۱ ؛ الدعوات : ص ۱۳۸ ح ۳۴۰ ، بحار الأنوار : ج ۴۰ ص ۳۴۰ ح ۲۶
- ↑ نهج البلاغه : الکتاب ۴۵ ، بحار الأنوار : ج ۳۳ ص ۴۷۵
- ↑ الحَائِطُ : البستان من النخیل (النهایه : ج ۱ ص ۴۶۲ «حوط»)
- ↑ کذا ، وفی المختصر والمطبوعه : ابن عبّاس (هامش المصدر)
- ↑ تاریخ دمشق : ج ۱۳ ص ۲۳۸
- ↑ دَقَل: پستترین نوع خرما
- ↑ الکافی : ج ۱ ص ۴۱۱ ح ۴ وج ۶ ص ۴۴۴ ح ۱۵ وفیه «الجیّد» بدل «الجدید» ، بحار الأنوار : ج ۴۰ ص ۳۳۶ ح ۱۸
- ↑ رجال الکشّی : ج ۲ ص ۶۹۱ ح ۷۴۰ ، بحار الأنوار : ج ۴۷ ص ۳۵۴ ح ۶۳
- ↑ مطالب السؤول : ص ۸۲ ؛ بحار الأنوار : ج ۴۷ ص ۲۲۱ ح ۷
- ↑ وسائل الشیعه : ج ۵ ص ۱۵ ح ۳ ، رجال الکشی : ج ۲ ص ۶۸۹ ح ۷۳۶
- ↑ قوهی : کوهی ؛ بافته کوهستان ؛ نوعی جامه سفید معمولی که از کرمان به عراق و حجاز میبردند
- ↑ الأعراف : ۳۲
- ↑ الکافی : ج ۶ ص ۴۵۳ ح ۵ ، تفسیر العیّاشی : ج ۲ ص ۱۵ ح ۳۳ ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۵۴ ح ۵۴۸ عن الإمام الصادق علیه السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۲ ص ۲۹۷ ح ۸۳
- ↑ ثوب مرویّ : نسبه إلی مدینه مرو ببلاد فارس (لسان العرب : ج ۱۵ ص ۲۷۶)
- ↑ الأعراف : ۳۲
- ↑ الکافی : ج ۶ ص ۴۴۴ ح ۱۳ ، وسائل الشیعه : ج ۳ ص ۳۴۷ ح ۵۷۷۰
- ↑ قِطْری (یا قَطَری): جامه بافته از کَنَف (چتایی)؛ نوعی جامه کم ارزش و نسبتاً خشن که رنگش به سرخی میزد
- ↑ مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۲۲۰ ح ۷۴۸ ، بحار الأنوار : ج ۷۹ ص ۳۰۹ ح ۱۳
- ↑ الاعراف: ۳۲
- ↑ قرب الإسناد : ص ۳۵۷ ح ۱۲۷۷
- ↑ الکافی : ج ۴ ص ۱۲ ح ۷ ، حلیه الأبرار : ج ۱ ص ۳۷۶ ح ۶ کلاهما عن علی بن أسباط عن أبیه
- ↑ الکافی : ج ۶ ص ۴۴۶ ح ۱ ، بحار الأنوار : ج ۴۶ ص ۲۹۲ ح ۱۸
- ↑ الکافی : ج ۶ ص ۴۴۸ ح ۱۳ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۱۸۷ ح ۵۴۹ نحوه ، بحارالأنوار : ج ۴۶ ص ۲۹۳ ح ۲
- ↑ الکافی : ج ۶ ص ۵۱۰ ح ۲ عن أبی اُسامه ، بحار الأنوار : ج ۱۴ ص ۴۶۰ ح ۲۲
- ↑ الکافی : ج ۶ ص ۵۱۰ ح ۱ عن أحمد بن محمّد بن أبی نصر ، وسائل الشیعه : ج ۱ ص ۴۴۱ ح ۱۷۶۶
- ↑ مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۸۴ ح ۱۴۳ ، بحار الأنوار : ج ۱۶ ص ۲۴۹
- ↑ الطبقات الکبری : ج ۴ ص ۳۴۶ ، کنزالعمال : ج ۱۰ ص ۶۱۲ ح ۳۰۳۱۵ ؛ بحارالأنوار : ج ۲۱ ص ۳۷۲ ح ۲ نقلاً عن المنتقی ولیس فیه
- ↑ مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۸۷ ح ۱۵۵ ، بحارالأنوار : ج ۱۶ ص ۲۵۱
- ↑ حمراء مشبعه : شدیده الحمره
- ↑ صحیح البخاری : ج ۳ ص ۱۳۰۴ ح ۳۳۵۸ ، صحیح مسلم : ج ۴ ص ۱۸۱۸ ح ۹۱ ، سنن أبی داوود : ج ۴ ص ۵۴ ح ۴۰۷۲ ، سنن النسائی : ج ۸ ص ۱۸۳ وفیه «ما رأیت احسن منه» بدل «لم أت» ، مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۴۰۰ ح ۱۸۵۰۰
- ↑ الکافی : ج ۶ ص ۵۱۲ ح ۱۸ عن اسحاق الطویل العطار ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۸۳ ح ۱۳۹ و ص ۱۰۴ ح ۲۱۰ ، بحارالأنوار : ج ۱۶ ص ۲۴۸
- ↑ المسح : ثوب من الشعر غلیظ (تاج العروس : ج ۴ ص ۲۰۵ «مسح»)
- ↑ عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج ۲ ص ۱۷۸ ح ۱ ، مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۲۵۶ ح ۷۶۶ ، إعلام الوری : ج ۲ ص ۶۴ ، کشف الغمّه : ج ۳ ص ۱۰۶ کلها عن محمّد بن أبی عبّاد ، المناقب لابن شهرآشوب : ج ۴ ص ۳۶۰ عن محمّد بن عبّاد
- ↑ التکاثر : ۸
- ↑ الکافی : ج ۶ ص ۲۸۰ ح ۵
- ↑ الکافی : ج ۶ ص ۲۸۰ ح ۱ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۶۴ ح ۱۴۴۹ ، بحار الأنوار : ج ۴۷ ص ۲۲ ح ۲۲
- ↑ الکافی : ج ۶ ص ۲۸۰ ح ۳ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۶۴ ح ۱۴۴۸ ، بحار الأنوار : ج ۴۷ ص ۴۰ ح ۴۸
- ↑ الحشر : ۹
- ↑ الفتّوه : ص ۲۸۵ ، إحقاق الحقّ : ج ۹ ص ۱۴۴
- ↑ الدعوات : ص ۱۴۲ ح ۳۶۳
- ↑ .الحشر : ۹
- ↑ .الانسان : ۸
- ↑ تنبیه الخواطر : ج ۱ ص ۱۷۲ وراجع السنن الکبری : ج ۷ ص ۷۴ ح ۱۳۳۰۹
- ↑ الغارات : ج ۱ ص ۱۰۶ ، روضه الواعظین : ص ۱۲۱
- ↑ السمل : الخَلَق من الثیاب (النهایه : ج ۲ ص ۴۰۳ «سمل»)
- ↑ .الصَّنِفَه : الطَّرَف والزاویه من الثوب وغیره (لسان العرب : ج ۹ ص ۱۹۹ «صنف»)
- ↑ تأویل الآیات الظاهره : ج ۲ ص ۶۸۰ ح ۷ عن جابر بن یزید ، بحار الأنوار : ج ۳۶ ص ۶۰ ح ۴
- ↑ مجمع البیان : ج ۲ ص ۷۹۲ ، تفسیر نورالثقلین : ج ۵ ص ۲۸۵ ح ۵۲
- ↑ بغی الشیء : إذا طلبه (النهایه : ج ۱ ص ۱۴۳ «بغی»)
- ↑ تأویل الآیات الظاهره : ج ۲ ص ۶۷۹ ح ۵ عن کلیب بن معاویه الأسدی ، بحار الأنوار : ج ۳۶ ص ۵۹ ح ۲
- ↑ ساغبا : أی جائعا (النهایه : ج ۲ ص ۳۷۱ «سغب»)
- ↑ لاحه العطش أو السفر : غَیَّره ، کلوّحه (القاموس المحیط : ج ۱ ص ۲۴۸ «لوح»)
- ↑ زَعَجَهُ : أقلَقَه وقَلَعه من مکانه ، کأزعَجَه (القاموس المحیط : ج ۱ ص ۱۹۱ «زعج»)
- ↑ الجَهْد : المشقّه. یقال : جُهِد الرجل : إذا وجد مشقّه ، وجُهد الناس : إذا أجدبوا (النهایه : ج ۱ ص ۳۲۰ «جهد»).
- ↑ الأمالی للطوسی : ص ۶۱۶ ح ۱۲۷۲ ، شرح الأخبار : ج ۲ ص ۴۰۱ ح ۷۴۶ ، المناقب لابن شهر آشوب : ج ۲ ص ۷۷ ، کشف الغمّه : ج ۲ ص ۹۵ ، تفسیر فرات : ص ۸۳ ح ۶۰ ، المناقب للکوفی : ج ۱ ص ۲۰۱ ح ۱۲۴ کلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۳۷ ص ۱۰۳ ح ۷ ؛ ذخائر العقبی : ص ۹۱ نحوه







