کتابخانه:الگوهای رفتاری امام علی(ع) (بهداشت و درمان)

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
الگوهای رفتاری - جلد چهاردهم
مشخصات کتاب
Behdash va darman-dashti.jpg
نویسنده محمد دشتی
زبان فارسی
ناشر سازمان تحقیقات نیروی مقاومت بسیج
محل انتشارات تهران
تاریخ نشر 1380
شابک 964-6462-20-0
دانلود PDF

محتویات

امام علی و بهداشت و درمان

حقیت جاودانه

علی جان دراین راه پر تاپ و پیچ

تو رمز توانمندی عاشقان 

تو اندیشه و قیل و قال منی

تو انگیزه و رمز و راز منی

تو عشق و تو جانان و جان

تو ای مایه عزّت و افتخار

علی جان توئی هستی جمله هَست

که هر ناتوانی به نام تو جَست

تو درماندگان را ظَهیری علی

تو این کاروان جدامانده را

مگر هَست ما بی تو معنا دهد؟

مگر رهروان بی تو راهی روند؟

علی جان تو معیار هر کاملی

زبانه، ترازوی هر سنجشی

خدا را خدا را،

چه با لُطف بود علوم لَدُنّی به دلدار داد

علی جان تو علم نبی را دَرِی

تو معنای علم و تو علمی،

علی جهالت کجا راه بر تو گرفت؟

بلاغت به یاد تو ابلاغ شد

تو علم و جواب و سئوال منی

علی جان توئی رهنمای وجود

خدا را تو بر ما نشان داده‌ای

کلام خدا را تو جان داده‌ای

شجاعت به نیروی تو پا گرفت

شجاعان عالم طُفیل رهند

محبّت به حبّ تو تدبیر شد

همه مهربانی به مهر تو شد

عدالت به عدل تو وابسته است

همه پاکی پاکمردان ز تو است

علی جان تو یاد و حضور منی تو

روشنگر ظلمت قلب‌ها

بهشتی ز تو شاءن و زیور گرفت

دَرِ بسته با یا علی، باز شد

تو عشق و نشاط و سُرور منی

تو رمز بقا و وجود منی

تو دریای بی ساحلی یا علی

توئی رمز آغاز و پایان ما

فدای تو و ناله‌هایت علی

فدای سخن‌های با ارزشت

علی جان تو نام و پیام منی

تو جان و توان و نهان منی

علی جان مرا یاد تو شاد کرد

غبار غم از چهره من زُدود

علی جان به وصف تو درمانده‌ایم

مگر می‌توان وصف مولی نمود؟

مگر دست تو باز گیرد قَلَم

کند وصف آن پاکی پاک را

تو تنها دلیل من و جمله هیچ

بدون تو ما جمله هیچیم و هیچ

جواب تمام سئوال منی

دعا و نماز و تو حالِ منی

تو الگوی زیبا جهان منی

تو رمز بقاء و توان منی

بگیر از فقیران خود جمله دست

که هر خسته جانی به یاد تو رَست

تو ره ماندگان را دلیلی علی

به هنگام حرکت رَحیلی علی

مگر جَست ما بی تو صهبا دهد؟

مگر رَفت ما بی تو همتا دهد؟

صفابخش جان‌های هر قابلی

تو رسواگر راه هر باطلی

علی را به پهنای هستی نمود

دَرِ علم را با علی بر گشود

تو علم خدا را نکو مظهری

تو هر پرده جهل را بردَری

فصاحت کجا بی تو نیرو گرفت؟

بدیع، در رهت نام نیکو گرفت

تو تفسیر حال و مَقال منی

تو راه و تو پرها و بال منی

ملک را تو خط اءمان داده‌ای

که دین خدا را توان داده‌ای

سلحشوری و عشق، معنا گرفت

که نیرو به نیروی تو جا گرفت

رشادت به نام تو تفسیر شد

که بی عشق تو عشق، زنجیر شد

محبّت به مهر تو پیوسته است

که پاکی به نام تو وارسته است

تو شعر و شعار و شعور منی

تو شور و قیام و نُشور منی

بهشت از تو معنا و مِحور گرفت

ز تو جام از حوض کوثر گرفت

علی جان تو دریای نور منی

تو عرفان و علم و حضور منی

تو هر زنده‌ای را دلی یا علی

تو عقل همه عاقلی یا علی

فدای تو و گریه‌هایت علی

فدای تو و نغمه‌هایت علی

تو تفسیر ذکر و قیام منی

تو رمز جواب و سلام منی

روان خراب من، آباد کرد

که یاد تو را روح من یاد کرد

ندانیم که‌ای؟ پاک شرمنده‌ایم

در این ره علی جان، سرافکنده‌ایم

دوباره به حرکت در آرد عَلَم

دوباره زند زندگی را رَقَم

سرآغاز

نوشتار نورانی و مبارک و ارزشمندی که در پیش روی دارید، تنها برخی از ((الگوهای رفتاری)) آن یگانه بشریّت، باب علم نبیّ، پدر بزرگوار امامان معصوم علیهم السلام، تنها مدافع پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به هنگام بعثت و دوران طاقت فرسای هجرت، و جنگ‌ها و یورش‌های پیاپی قریش، و نابود کننده خط کفر و شرک و نفاق پنهان، اوّل حافظ و جامع قرآن، و قرآن مجسّم، حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام است؛ که همواره با قرآن بود، و با قرآن زیست و از قرآن گفت، و تا بهشت جاویدان، در کنار چشمه کوثر و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، وحدتشان جاودانه است.

مباحث ارزشمند آن در حال تکامل و گسترش است، نورانی است، نورِ نور است، و عطرآگین از جذبه‌های عرفانی وشناخت و حضور است، که با نام‌های مبارک زیر، در آسمان پُر ستاره اندیشه‌ها خواهد درخشید مانند:

۱- امام علی علیه السلام و اخلاق اسلامی

الف - اخلاق فردی

ب - اخلاق اجتماعی

ج - آئین همسرداری

۲- امام علی علیه السلام و مسائل سیاسی

۳- امام علی علیه السلام و اقتصاد

الف - کار و تولید

ب - انفاق و ایثارگری

ج - عمران و آبادی

د - کشاورزی و باغداری

۴- امام علی علیه السلام و امور نظامی

الف - اخلاق نظامی

ب - امور دفاعی و مبارزاتی

۵- امام علی علیه السلام و مباحث اطّلاعاتی و امنیتّی

۶- امام علی علیه السلام و علم و هنر

الف - مسائل آموزشی و هنری

ب - مسائل علمی و فرهنگی

۷- امام علی علیه السلام و مدیریّت

۸- امام علی علیه السلام و امور قضائی

الف - امور قضائی

ب - مسائل جزائی و کیفری

۹- امام علی علیه السلام و مباحث اعتقادی

۱۰- امام علی علیه السلام و مسائل حقوقی

۱۱- امام علی علیه السلام و نظارت مردمی (امر به معروف ونهی از منکر)

۱۲- امام علی علیه السلام و مباحث معنوی و عبادی

۱۳- امام علی علیه السلام و مباحث تربیتی

۱۴- امام علی علیه السلام و مسائل بهداشت و درمان

۱۵- امام علی علیه السلام و تفریحات سالم

الف - تفریحات سالم

ب - تجمّل و زیبائی

مطالب و مباحث همیشه نورانی مباحث یاد شده، از نظر کاربردی مهّم و سرنوشت سازند، زیرا تنها جنبه نظری ندارند، بلکه از رفتار و سیره و روش‌های الگوئی امام علی علیه السلام نیز خبر می‌دهند، تنها دارای جذبه ((قال)) نیست که دربردارنده جلوه‌های ((حال)) نیز می‌باشد.

دانه‌های انگشت شماری از صدف‌ها و مرواریدهای همیشه درخشنده دریای علوم نَبَوی است از رهنمودها وراهنمائیهای جاودانه عَلَوی است از محضر حقّ و حقیقت است و از زلال و جوشش همیشه جاری واقعیّت هاست که تنها نمونه هائی اندک از آن مجموعه فراوان و مبارک را در این جزوات می‌یابید و با مطالعه مطالب نورانی آن، از چشمه زلال ولایت می‌نوشید که هر روز با شناسائی منابع جدید در حال گسترش و ازدیاد و کمال و قوام یافتن است .[۱]

و در آینده به عنوان یک کتاب مرجع و تحقیقاتی مطرح خواهد بود تا:

چراغ روشنگر راه قصّه پردازان و سناریو نویسان فیلم نامه‌ها و طرّاحان نمایشنامه‌ها و حجّت و برهان جدال احسن گویندگان و نویسندگان متعهّد اسلامی باشد، تا مجالس و محافل خود را با یاد و نام آن اوّل مظلوم اسلام نورانی کنیم.

که رسول گرامی اسلام فرمود:

نَوِّروُا مَجالِسَکُمْ بِذِکرِ عَلِیّ بْنِ اَبی طالِب

(جلسات خود را با نام و یاد علی علیه السلام نورانی کنید)

با کشف و شناسائی ((الگوهای رفتاری امام علی علیه السلام)) حقیقتِ ((چگونه بودن ؟!)) برای ما روشن می‌شود و آنگاه چگونه زندگی کردن؟ ! نیز مشخص خواهد شد.

پیروی از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام و الگو قرار دادن راه و رسم زندگی آن بزرگ معصوم الهی، بر این حقیقت تکیه دارد که با مطالعه همه کتب و منابع ومآخذ روائی و تاریخی و سیاسی موجود کشف کنیم که: ((امام علی علیه السلام چگونه بود؟)) آنگاه بدانیم که: ((چگونه باید باشیم)) زیرا خود فرمود:

اَیُّهَا النّاسُ اِنّی وَاللّهِ ما اءَحُثُّکُم عَلی طاعَةٍ اِلاّ وَ اءَسْبِقُکُم الَیْهَا، وَ لا اءَنْهاکُم عَنْ مَعْصِیَةٍ اِلاّ وَ اءَتَناهی قبلَکُمْ عَنها[۲] ۱

(ای مردم! همانا سوگند به خدا من شما را به عمل پسندیده‌ای تشویق نمی‌کنم جز آنکه در عمل کردن به آن از شما پیشی می‌گیرم، و شما را از گناهی باز نمی‌دارم جز آنکه پیش از نهی کردن، خود آن را ترک کرده‌ام)

پس توجّه به الگوهای رفتاری امام علی علیه السلام برای مبارزان و دلاورانی که با نام او جنگیدند، و با نام او خروشیدند، و هم اکنون در جای جای زندگی، در صلح و سازندگی، در جنگ و ستیز با دشمن، در خودسازی و جامعه سازی و در همه جا بدنبال الگوهای کامل روانند، بسیار مهمّ و سرنوشت ساز است تا در تداوم راه امام قدس سره بجوشند، و در همسوئی با امیر بیان بکوشند، که بارها پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

((آنانکه از علی پیروی کنند اهل نجات و بهشتند))

و به علی علیه السلام اشاره کرد و فرمود:

((این علی و پیروان او در بهشت جای دارند))[۳]

و امیدواریم که کشف و شناسائی ((الگوهای رفتاری امام علی علیه السلام)) آغاز مبارکی باشد تا این راه تداوم یابد، وبه کشف و شناسائی ((الگوهای رفتاری)) دیگر معصومین علیهم السلام بیانجامد.

در اینجا توجّه به چند تذکّر اءساسی لازم است.

اوّل - الگوهای رفتاری و عنصر زمان و مکان

رفتارهای حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام برخی اختصاصی و بعضی عمومی است، که باید در ارزیابی الگوهای رفتاری دقّت شود.

گاهی عملی یا رفتاری را امام علی علیه السلام در شرائط زمانی و مکانی خاصّی انجام داده است که متناسب با همان دوران و شرائط خاصّ قابل ارزیابی است، و الزامی ندارد که دیگران همواره آن را الگو قرار داده و به آن عمل کنند، که در اخلاق فردی حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام نمونه‌های روشنی را جمع‌آوری کرده‌ایم، و دیگر امامان معصوم علیهم السلام نیز توضیح داده‌اند که:

شکل و جنس لباس امام علی علیه السلام تنها در روزگار خودش قابل پیاده شدن بود، امّا هم اکنون اگر آن لباس‌ها را بپوشیم، مورد اعتراض مردم قرار خواهیم گرفت. یعنی عُنصر زمان و مکان، در کیفیّت‌ها تاءثیر بسزائی دارد. پس اگر الگوهای رفتاری، درست تبیین نگردد، ضمانت اجرائی ندارد و از نظر کاربُردی قابل الگوگیری یا الگوپذیری نیست، مانند:

- غذاهای ساده‌ای که حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام میل می‌فرمود، در صورتی که فرزندان و همسران او از غذاهای بهتری استفاده می‌کردند.

- لباس‌های پشمی و ساده‌ای که امام علی علیه السلام می‌پوشید، امّا ضرورتی نداشت که دیگر امامان معصوم علیهم السلام بپوشند.

- در برخی از مواقع، حضرت با پای برهنه راه می‌رفت، که در زمان‌های دیگر قابل پیاده شدن نبود.

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام خود نیز تذکّر داد که:

لَنْ تَقْدِروُنَ عَلی ذلِک وَلکِن اَعینوُنی بِوَرَعٍ وَاجْتَهاد

(شما نمی‌توانید همانند من زندگی کنید، لکن در پرهیزکاری و تلاش برای خوبیها مرا یاری دهید)[۴]

وقتی عاصم بن زیاد، لباس پشمی پوشید و به کوه‌ها می‌رفت و دست از زندگی شُست و تنها عبادت می‌کرد، امام علی علیه السلام او را مورد نکوهش قرار داد، که چرا اینگونه زندگی می‌کنی؟

عاصم بن زیاد در جواب گفت:

قَالَ: یَا اءَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ، هذَا اءَنْتَ فِی خُشُونَةِ مَلْبَسِکَ وَجُشُوبَةِ مَاءْکَلِکَ!

(عاصم گفت، ای امیرمؤ منان، پس چرا تو با این لباس خشن، و آن غذای ناگوار بسر می‌بری ؟)

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

قَالَ: وَیْحَکَ، إِنِّی لَسْتُ کَاءَنْتَ، إِنَّ اللّهَ تَعَالَی فَرَضَ عَلَی اءَئِمَّةِ الْعَدْلِ اءَنْ یُقَدِّرُوا اءَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النَّاسِ، کَیْلاَ یَتَبَیَّغَ بِالْفَقِیرِ فَقْرُهُ! [۵]

وای بر تو، من همانند تو نیستم، خداوند بر پیشوایان حق واجب کرده که خود را با مردم ناتوان همسو کنند، تا فقر و نداری، تنگدست را به هیجان نیاورد، و به طغیان نکشاند.

دوّم - اقسام الگوهای رفتاری

بعضی از رفتارهای امام علی علیه السلام زمان ومکان نمی‌شناسد، و همواره برای الگوپذیری ارزشمند است

مانند:

۱ - ترویج فرهنگ نماز

۲ - اهمیّت دادن به نماز اوّل وقت

۳ - ترویج فرهنگ اذان

۴ - توجّه فراوان به باز سازی، عمران و آبادی و کشاورزی و کار و تولید

۵ - شهادت طلبی و توجّه به جهاد و پیکار در راه خدا

۶ - حمایت از مظلوم و...

زیرا طبیعی است که کیفیّت‌ها متناسب با زمان و مکان و شرائط خاصّ فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعی در حال دگرگونی است. گرچه اصول منطقی همان کیفیّت‌ها، جاودانه‌اند، یعنی همواره ساده زیستی، خودکفائی، ساده پوشی ارزشمند است، امّا در هر جامعه‌ای چهار چوب خاصّ خودش را دارد، پس کمیّت‌ها و اصول منطقی الگوهای رفتاری ثابت، و کیفیّت‌ها، و چگونگی الگوهای رفتاری متغیّر و در حال دگرگونی است.

هماهنگی طبّ و دین

انسان موجودی ناشناخته

به نام آنکه برای هر دردی ((درمانی)) آفرید، و به انسان نعمت ((آگاهی)) عطا فرمود.

باید بدانیم که:

قرآن و نهج البلاغه در جهان معاصر چه رهنمودها و پیامهایی برای درمان جسم و جان آدمی دارد؟ درست است که علم و دانش بشری بخصوص بیولوژی و فیزیولوژی و هم اکنون پسیکولوژی در تلاش است تا جسم و جان آدمی را بکاود و ((درد)) و ((درمان)) او را کشف نماید، امّا هزاران مشکل و صدها راز ناشناخته در این راه باقی مانده است، زیرا در شناخت انسان درمانده‌اند که:

O انسان چیست؟

و اعتراف کرده‌اند که: انسان موجودی ناشناخته است، هر روز راز تازه را کشف می‌کنند، هر روز به عظمت و شگفتی‌های تن آدمی پی برده و روش درمان تازه‌ای را ارائه می‌دهند، در گذشته، بدنبال عوامل بیولوژی و فیزیولوژی، در جستجو بودند که امروز، علم روانشناسی به کمک بیولوژی آمد، و بهداشت و درمان را به گونه نوینی در آورده است.

در گذشته نسبت به عوارض و التهاب پوستی با تزریق انواع آمپول‌ها و معالجات جلدی به درمان می‌پرداختند. در صورتی که امروز با پیشرفت علم روانشناسی، بسیاری از اینگونه امراض را با درمان روح و روان، بهبود می‌بخشند؛ و باور دارند که برخی از عوارض پوستی در بدن کودک، جنبه روانی دارد، زیرا گاهی پدر در مسافرت است، یا به جنگ رفته است، و یا در خانواده دچار کمبود محبت شده است که عامل بیماری‌های پوستی کودک شده است.

هم اکنون شاهدیم که اُفق دیدِ علوم امروزی بیشتر و بیشتر دارد با واقعیت‌ها نزدیک می‌شود.

همه اعتراف دارند که:

اگر انسان را بدرستی می‌شناختیم، و علل درد و درمان او را کشف می‌کردیم، در راه بهداشت و درمان انسان مشکلی پدید نمی‌آمد. هر چه انسان در کاوش‌های علمی خود به پیش می‌رود، شگفتی‌ها و ویژگی‌های تازه تری را می‌نگرد، واقعیت‌های پنهان دیگری کشف می‌شود، پس شناخت انسان و شناخت عظمت خلقت او، می‌تواند ما را به خداوند بزرگ هستی رهنمون شود.

گرچه ناباوران مادّی گرا می‌گویند: ((شاهکار خلقت)) باید از آنها پرسید که: شاهکار خلقت یعنی چه؟

چه کسی قانونمندی بدن انسان را تحقّق بخشیده است؟ که هر عضوی از اعضاء بدن انسان، کار مخصوص خود را می‌شناسد و از عهده آن بخوبی بر می‌آید، هم طب و هم دین، هر دو به انسان می‌اندیشند، به درد و درمان او می‌پردازند، جسم و جان انسان را می‌خواهند شفا بخشند، انسان، هم موضوع دین است و هم موضوع طب، با این فرق که طب به هدفداری انسان کاری ندارد می‌خواهد چشم یا گوش یا زبان را درمان کند، امّا برای چه؟ و چگونه باید از چشم و گوش و زبان استفاده کرد؟ روا و ناروا در محدوده حواس کدامند؟ کاری ندارد، در صورتی که دین به هدفداری انسان، و هدفداری اعضاء تن آدمی، و به هدفداری نظام پهناور آفرینش می‌پردازد، و چون طبیب با شگفتی‌های بدن انسان در تماس است، زودتر می‌تواند خدای آفریننده را بشناسد و دست طراح و هوشمند نظام را مشاهده کند از این رو، در میان قشر اطباء کمتر کسی پیدا می‌شود که خدا را انکار کند، زیرا پس از مشاهده رازهای شگفتی آورتن آدمی با اندک تفکر و ارزیابی می‌توان خداوند انسان آفرین را شناخت، که معصوم علیه السلام فرمود:

اِعْرِفْ نَفْسَکَ تُعْرَف رَبَّکَ

(خود را بشناس خدا را می‌شناسی )

و قرآن کریم تن آدمی را یکی از راه‌های شناخت معرفی می‌کند که:

وَ فی اَنْفُسِکُمْ اَفَلاتَعْقِلُونَ

(و نشانه‌های خدا در جسم و جان شما نهفته است، آیا قدرت تفکر ندارید؟)

زیرا در خداشناسی، هم می‌شود سیر آفاقی داشت و در اجرام کیهانی مطالعه کرد و چون نظامی گفت: نه یک رشته را می‌توان تافتن نه سر رشته را می‌توان یافتن و یا در جسم و جان آدمی، در جسم و جان خویش مطالعه کرد که سیر انفسی است، این طبیب کاوشگر است که با ویژگی‌ها و رازهای نهفته آفرینش در تن آدمی هر روز و هر لحظه در تماس مستقیم است و می‌تواند عظمت پروردگاری را بدرستی بنگرد.

تن آدمی

یکی از راه‌های خداشناسی تن آدمی است، که هم فیلسوف الهی در آن به دقت می‌نگرد، و هم طبیب کاوشگر به کشف و ارزیابی آن می‌پردازد، مانند:

طرح‌های شگفتی آور

در تن آدمی، انواع طرح‌های شگفتی آور نهفته است، که انسان را به شگفتی وامی دارد، طرح‌های زیبای اعضاء بدن آدمی که در شکل‌ها، و اندازه‌های جالب و شگفت آوری ارائه شده است، عقل‌ها و اندیشه‌ها را به تفکّر وامی داردکه چگونه از هدفداری والائی برخوردارند.

پس از آنکه هورمون بلوغ در خون نوجوان ریخته شود، صدای پسر دورگه و کلفت و صدای دختر نازک می‌شود، در صورت مَرد مو در می‌آید در صورتی که صورت زن‌ها بدون مو طراحی شده است که بسیار حکیمانه است،

شخصی خدمت امام کاظم علیه السلام رسید و پرسید:

چرا صورت مردان مو دارد اما صورت زنان ندارد؟

امام کاظم علیه السلام فرمود:

این یکی از طرح‌های حکیمانه الهی است،

چون سئوال کننده بی سواد بود، سئوال تکرار کرد.

امام کاظم علیه السلام با زبانی که او راز شگفتی آور خلقت را نسبت به موی صورت زن و مرد درک کند، از آن مرد پرسید:

آیا تو دوست داری زنی ریش دار بگیری؟

مرد کمی فکر کرد و گفت: نه.

امام کاظم علیه السلام فرمود:

خداوند حکیم بگونه‌ای صورت زنان و مردان را طراحی فرمود که هم تفاوتی بین زن و مرد باشد و هم مطابق با خواسته‌های هر کدام شکل گیرد. دندان‌ها دارای طرح‌های حکیمانه‌اند، دندان‌های جلو ریز و تیز و دندان‌های عقب پهن و درشت تا غذاها با دندان‌ها ریز و تیز جلو قطعه قطعه شود و به هنگام صحبت کردن زیبا باشد، و دندان‌های پهن عقب غذا را آسیاب کنند، اگر دندان‌های عقب با آن درشتی و ضخامت در جلو قرار می‌داشت وحشت آور بود و این چنین است طرح گوش‌ها، چشم‌ها، ابروها و... که مرحوم شبستری فرمود:

جهان چون چشم و خط و خال و ابروست

که هر چیزی بجای خویش نیکوست

خلقت حکیمانه و هدفدار

در تن آدمی چیزی بیهوده آفریده نشده است، و آنچه لازمه حیات و زندگی انسان بود به او داده شد که این یک قاعده عمومی در نظام هستی است،

وقتی فرعون از موسی پیامبر علیه السلام پرسید:

خدای تو کیست؟

پاسخ داد:

رَبُّنَا الَّذی اَعْطی کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی

(خدای ما کسی است که بهر موجود زنده‌ای آنچه لازمه زندگی او بود به او بخشید و او را هدایت کرد)[۶]

همه تفاوت‌ها همینجاست، طب کشف می‌کند، واقعیّت‌ها را می‌شناسد، که معده چنین است و کلیه‌ها چنان، آنها اینگونه کار می‌کنند و اینها از نظر فیزیولوژی چنین خاصیتی را دارند امّا به هدفداری و چگونگی به کارگیری آنها کاری ندارد، در صورتی که تفکّر دینی هم شگفتی‌های خلقت و راز هستی را می‌شناساند و هم هدفداری آنها را کشف می‌کند، که همه ارزش‌ها همینجاست.

قد پس از ((اءعطی کل شی ء خلقه)) واژه ((ثم هدی)) آورده است، یعنی: هر موجودی هر چه می‌خواهد دارد، و هر موجودی هدایت شده است، می‌دانند چه باید بکنند، چگونه جذب و دفع داشته باشند، و چگونه فعل و انفعالات لازم خود را انجام دهند، آنگاه هدف دهنده را ثابت می‌کند، خدای حکیم را می‌شناساند که: برهان هدایت فطری، هدایت غریزی، برهان وجود، همه از هدایت شدن پدیده‌ها مطرح می‌شوند،

طب روش کار کلیه‌ها را می‌شناسد که کلیه‌ها ((سُدیم)) را دفع و ((پتاسیم)) را جذب می‌کند، امّا به هدفداری و فلسفه هدایت آنها در مباحث فیزیولوژی کاری ندارد.

اگر بپرسیم: کلیه‌ها از کجا آموختند که سُدیم برای سلامت تن آدمی ضرر دارد و پتاسیم مفید است؟ و راه جذب و دفع آنها کدام است؟ این واقعیّت‌ها به هدایت غریزی ارتباط دارد، و خدای هدایت کننده را ثابت می‌کند.

اینجاست که معرفت و عشق انسان به پروردگار زیاد می‌شود، و رکوع و سجود و راز و نیاز انسان را رنگ عاشقانه می‌زند که با معرفت می‌گوید:

لا اِلهَ اِلا اللّه

((نیست خدائی جز اللّه))

و این است رمز و راز شناختن و عشق ورزیدن به خدا که اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شبی را در رکوع و شبی را در سجده می‌ماندند، پس کاوش‌های طب و طبیب می‌تواند ابزار عشق و معرفت الهی باشد و راه‌های خداشناسی را هموار سازد، و انسان به خوبی شگفتی‌های تن آدمی را بنگرد، و دست قدرت پروردگاری را آشکارا مشاهده کند.

خلقت قانونمند و هدفدار

یکی دیگر از شگفتی‌های ((تن آدمی)) قانومند و هدفدار بودن اعضاء بدن آدمی است که: تمام اعضاء از کوچک و بزرگ قانومند و هدفدارند. تمام سلول‌ها، ملکول‌ها، یاخته‌ها، اعضاء و جوارح، غده‌ها، همه و همه قانومند می‌باشند، در اندازه‌های مشخص، و با فعل و انفعالات حساب شده، و بازتاب‌های ((رفلکس‌ها)) معیّن، به حیات خود ادامه می‌دهند،

O چیزی بدون نظم و حساب نیست.

O چیزی بدون قانون و اندازه‌ها یافت نمی‌شود.

و همه اعضاء، منظّم و قانونمند، هدفدارند، در این راه طب و کاوش‌های طبیبان می‌تواند کارساز باشد، روشنگر راه باشد، و پرده از واقعیت‌ها بر دارد، و راه شناخت را هموار سازد.

اتاق فرمان زایمان

در مطالعات فیزیولوژری، سال‌ها بود که در مغز زن، زیر غُدّه هیپوفیژ غُدّه‌ای کوچک مشاهده می‌کردند که در سر مردان نبود، و علّت و هدف و کاربرد آن را نمی‌دانستند به تحقیق و برّرسی ادامه دادند. ۱۵ سال کاوش و مطالعه را ادامه دادند، سرانجام فهمیدند که تصادفی و خوبخود بوجود نیامده است، بلکه در نظام سراسر عدل و نظم چیزی بیهوده و بی هدف بوجود نمی‌آید، پس از برّرسی‌های فراوان متوجه شدند که این غده اتاق فرمان زایمان است:

O در کدام ساعت و دقیقه باید زایمان انجام گیرد؟

O بدن زن باید چه حالات و انفعالات فیزیولوژیکی داشته تا عمل بیرون زدائی و زایمان تحقّق پذیرد؟

O رحم زن باید چه مواد لزجی را ترشح کند؟

که همه فعل و انفعالات یک زایمان طبیعی را این غُدّه بر عهده دارد. از این رو برای مردان ضرورتی ندارد، پس با شگفتی باید گفت: وَ تَبَارَکَ اللّهُ اَحْسَنُ الْخَالِقینْ

((چه بزرگ و مبارک است، خدائی که بهترین آفریننده است ))

و نیکو سرود که:

اءحسن تو بر نظام اءحسن خلقت

حمد تو را این چنین نظام سرشتی [۷]

شگفتی عطسه

واقعیّت دیگر ((فیزیولوژی عطسه)) است، چه خرافات فراوانی که نسبت به عطسه درست کردند؟ که هم اکنون نیز در جامعه وجود دارد، در صورتی که عطسه زدن نشانه سلامت تن آدمی است.

یکی از یاران امام عسگری علیه السلام روز پس از تولد حضرت صاحب الزّمان (عج) در حالی که آن جانِ جانان در گهواره بود، از آن حضرت پرسید:

مَا الْعِطَسْ؟

((عطسه زدن چیست ؟))

حضرت پاسخ داد که:

عَلاَمَةُ السَّلاَمَةِ

((نشانه سلامتی بدن است ))

در کاوش‌های هوشمند طب به این نتیجه رسیدند که:

عَصَب بینی، حافظ سلامت شش هاست، اگر جسمی بخواهد از راه سوراخ بینی، شُش‌ها را تهدید کند، عصب بینی به مرکز اعصاب ((هیپاتالاموس)) گزارش می‌کند، و او به شُش‌ها دستور می‌دهد تا هوای موجود خود را با سرعت ۷۵ کیلومتر در ساعت، بیرون بریزد، که مانع ورود شی ء مزاحم بشود و این فعل و انفعالات را عطسه می‌گویند. به همین علّت که عطسه زدن نشانه سلامتی و عامل تندرستی است، رهبران معصوم ما علیهم السلام دستور دادند که پس از عطسه زدن بگوئید:

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمین

تا در این سلامت خدا را سپاسگزار باشیم.

هدفداری انسان

بحث هدفداری انسان یکی از مباحث کلیدی و تعیین کننده است که از محدوده طب خارج است، یا فراسوی طب است، امّا در آغاز به عنوان ابزار کار می‌توان یا باید از کاوش‌های طب و طبیب استفاده کرد، زیرا در علوم مختلف، بخصوص طب، ثابت می‌شود که همه اعضاء آدمی تن قانومند و هدفدار است، حکیمانه و منظم است، بیهوده و بی هدف خلق نشده است. امّا در دین و مباحث نظری اخلاق، این گونه از مباحث علمی، بیولوژی، فیزیولوژی به ارزیابی و مقایسه گذاشته می‌شود که:

آیا می‌شود همه اعضاء یک مجموعه با هدف و قانونمند باشند، امّا خود آن ((مجموعه)) بی هدف باشد؟

آیا می‌شود اجزاء یک مرکّب هدفدار و خود آن مرکّب بی هدف باشد؟

در اینجا تنها مذهب است که انسان را از پوچی می‌رهاند، و خطّ بطلان بر انواع مکاتب پوچی، نهیلیستنی، اُوتُوپی، می‌کشد. آغاز و انجام انسان را روشن می‌کند، و سیر حرکت تکاملی انسان را به سوی اللّه و یک زندگی جاویدان مشخص می‌کند،

الان درد عمومی اروپا و آمریکا و انسان‌های بی مذهب و مادی، درد پوچی و بی هدفی است، چون آینده را تاریک می‌نگرند، چون انسان و جهان را مادی و بی‌شعور و هدف، فرض می‌کنند، دچار اضطراب و پوچی می‌شوند، و از این رو خودکشی در غرب بیداد می‌کند، چون انسان ارزشی ندارد، با اینکه در آنجا طب و درمان و بهداشت واقعاً در حد استاندارد رعایت می‌شود، گرچه بدن سالم است، امّا اگر عقل و فکر و جان و روح آدمی سالم نباشد باخودکشی یا انواع بزهکاری، فساد و اعتیاد، بدن سالم را هم نابود می‌کنند، و برای همین زندگی را دانشمندان غربی اینگونه تعریف کرده‌اند که:

زندگی ((نابودی)) و ((خوردن دیگران)) است، پس بخور تا بمانی، بِکُش تا بمانی، پس تنها طب و کاوش‌های طبیبان نمی‌تواند به انسان آرمان و هدف ببخشد بلکه زمینه ساز است که تن سالم زمینه‌های رشد عقل و فکر را فراهم می‌آورد که گفتند: عقل سالم در بدن سالم است. امّا سلامت تن همه مسئله نیست، باید در هماهنگی طب و دین، سلامت جسم و جان را فراهم کرد.

هم اکنون در اروپای به اصطلاح متمدن و پاکیزه، با فراوانی خودکشی، و وجود انواع جنازه‌ها در پارک‌ها و اتوبان‌ها و خیابان‌ها و کنار مغازه‌ها، شهرداری‌ها را به فکر انداخت که ((سالن خودکشی)) درست کنند، و سپس اطّلاعیه‌ای صادر کردند که:

همشهریان عزیز، ما هر روز جنازه‌های فراوانی را در اماکن عمومی شهر و نقاط مختلف مملکت، می‌یابیم که برای سلامت عمومی، خطرناک است.

ما در کنار شهرداری ((سالن خودکشی)) درست کرده‌ایم که دارای انواع وسائل خود کشی است، از طناب برای حلق آویز کردن، گرفته تا اسلحه گرم و قرص سیانور، لطفاً جهت سلامت عمومی شهروندان، برای خودکشی به این سالن تشریف بیاورید.

این اطّلاعیه ممکن است در کشورهای اسلامی مسخره باشد، امّا در اروپای جدای از دین و دین باوری، و ارزش‌های اخلاقی یک ضرورت اجتماعی است. زیرا آمار می‌دهند که اکثر مردم در غرب دچار بیماری روانی می‌باشند، و ۹۰ مردم غرب به نوعی یک نوع بیماری روانی دارند، و یکی از اسم‌های عصر ما را ((عصر بیماری روانی)) نامیدند سر انجام انسان‌های دیر باور نیز باور کرده‌اند که:

بدون مذهب و آرمان‌های الهی و ارزش‌های اخلاقی، نمی‌شود جامعه سالم و ایده‌آل داشت، و بدون سلامت روان و سلامت تن، کاری از پیش نخواهد برد. هم بدون طب و کاوش‌های طبیبان نمی‌شود زندگی آرامی داشت، و هم بدون دین و سلامت روان، تلاش طبیبان بجائی نخواهد رسید.

کاوش‌های علمی و رهنمودهای دینی

گفتیم که موضوع کلی دین و طب هر دو ((انسان)) است حال باید با دقت بررسی نمود که کاوش‌های طبی تا کجا؟ و چقدر توانسته است رهنمودهای دین و راهنمائی‌های منابع دینی را کشف کند؟ واقعیت‌های احکام الهی را بشناسد و بشناساند؟ و فلسفه احکام را درک کند؟

رهنمودهای دینی را نسبت به کاوش‌های علمی می‌توان به سه دسته تقسیم کرد، مانند:

رازهای کشف شده

کاوش‌های علمی و طبّی توانسته است، راز حرمت بسیاری از حرام الهی را بداند، در اسلام و در دین شراب ممنوع است، در کاوش‌های علمی و سمینارها و سمپوز یوم الکل، به این نتیجه رسیدند که الکل برای بدن بمقدار لازم ضروری است که پروردگار حکیم هستی در تمام غذاها مقداری الکل قرار داده است تا سوخت و ساز بدن را تاءمین کند، امّا اگر الکل مستقیم وارد معده و خون شود، انسان را مست می‌سازد و انواع جنایات در حالت مستی صورت می‌گیرد و انواع ضررهای طبّی را به همراه دارد، پس حرمت شراب و می‌گساری روشن است.

رازهای در حال کشف

چون هر روز دامنه علوم بشری گسترش می‌یابد، و رازهای تازه‌ای در نظام هستی کشف می‌گردد، برخی از فلسفه احکام الهی، روشن شده و در حال کشف و شناسائی است، هم اکنون با آزمایش‌های دقیق در خون افراد جانی و آدم کُش به این نتیجه رسیدند که فرزند نامشروع از نظر روح و روان و حتی بافت‌های خونی با افراد حلال‌زاده متفاوت است.

قرن‌ها قبل امام صادق علیه السلام فرمود:

وَلَدُ الزِّنَا یَهِنُ اِلَی الْحَرَام

(فرزند زنا و نامشروع در معرض گناه و حرام قرار دارد)

یعنی زمینه بزهکاری در او زیادتر از فرزندان طبیعی است، و ده‌ها حرام یا حلالی که هر روز با گسترش دامنه علم، پرده از اسرار آنها برداشته می‌شود.

رازها و مباحث فراسوی طب

دسته‌ای دیگر از احکام الهی فراسوی علم و فراسوی طب هستند، و فکر و دانش بشری نمی‌تواند به مرزهای ژرف آن دسترسی پیدا کند، گرچه در روانشناسی امروز توانستند به برخی از جوانب آن راه پیدا کنند، در کاوش‌های طبّی می‌گویند:

اگر غذا ضدّ عفونی شود و در حرارت لازم انگل‌ها و میکروب‌های آن نابود گردند قابل استفاده است اما در اسلام لقمه حرام، حرام است، و اثر بد بر روح و جان انسان می‌گذارد، انسان را دگرگون می‌سازد، مسخ می‌کند. در حالی که پرتقال یا دیگر غذای دزدیده شده، ویروس و انگل ندارد، پول حرام که میکروب و ویروس ندارد، چگونه روح و جان را فاسد می‌کند؟ اینکه لقمه حرام تاءثیر بد بر جان و دل آدمی دارد را چگونه باید درک کرد، آزمایش نمود؟

اینکه خیال بد، اندیشه بد، رابطه بد اءثر دارد و گاهی فرزندان یک انسان را هم می‌آلایند یعنی چه؟

اینجا بحث ویروس و انگل و آسکاریس نیست که می‌گویند: در کارخانه‌های مُدرن و مُجهَّز، گوشت سگ و خوک را ضدّ عفونی می‌کنیم و تمام انگل‌ها و ویروس‌های آن کشته می‌شود، امّا باز هم در اسلام حرام است چرا؟

اینجا، روانشناسی گوشت مطرح است، روانشناسی غذا مطرح است، بحث، بحثِ انتقال صفات از راه گوشت به انسان است که فرمودند:

گوشت بُز کم بخورید زیرا صفت ترس را به شما منتقل می‌کند. گوشت درندگان نخورید که روح درنده خوئی به شما می‌دهد.

این دسته از مباحث اسلامی فراسوی طب و علم است و نباید گفت، چون علّت و فلسفه و اسرار آن را نمی‌شناسیم قبول نمی‌کنیم. زیرا فوق درک عقل است، و فراسوی علم قرار دارد؛ بنابراین اگر در جائی یا موردی بین نظریّه‌ای از دانشمندان یا مراکز علمی با احکام الهی بظاهر تضادّی یا اختلافی یافتیم نباید به علم اصالت داد، و دست از احکام الهی کشید، زیرا انسان‌ها انسان را نشناخته‌اند، و همه اسرار علوم را نگرفته‌اند، و با آگاهی اندک بشری نمی‌توانند در برابر واقعیت‌های ژرف هستی اظهار نظر کنند، چون می‌بینیم که هر روز تئوری‌ها عوض می‌شود، و دیدگاه انسان در حال دگرگونی است، پس نباید تضادّ علم و دین را باور کرد، باید تلاش نمود تا با هماهنگی طب و دین، جامعه‌ای متکامل داشت.

فراسوی طب

همه می‌دانیم که:

O جهان هستی بر عدل و نظم و حساب و هدفداری روشنی پدید آمده و تداوم دارد.

O جهان سراسر نظم و عدل است.

O و واقعیّت‌ها همه جا جلوه گرند.

O و چون انسان دارای عقل و شعور و قدرت شناخت می‌باشد می‌تواند واقعیّت‌ها و بایدها و نبایدهای حاکم بر نظام هستی را شناسائی کند.

O عناصر موجود و کیفیّت ارتباط آنها با یکدیگر را کشف کند.

O خاصیّت‌های اشیاء و عناصر را بداند.

O اندازه‌ها و معیارها و ملاکهای حاکم بر عناصر و اشیاء را بشناسد.

O زمان‌بندی و میزان تحوّلات و دگرگونی پدیده‌ها را بداند.

پس هم واقعیّت‌ها وجود دارند؛ و هم انسان قدرت شناخت دارد که بداند:

سبزی‌ها و گیاهان گوناگون با خاصیّت‌های متفاوت، برای چه پدید آمده‌اند؟ و برای درمان کدام بیماری مؤ ثّرند؟ خاک‌های گوناگون چه خاصیّت‌ها و بازتاب‌هایی دارند و برای کدام بیماری پوستی و عوارض جلدی مفیدند؟ میوه جات گوناگون دارای چه فوایدی هستند و ارزش غذائی آن کدام است؟ و چگونه و برای چه باید آنها را مصرف کرد؟ و با انواع میوجات کدامین بیماری را می‌توان درمان نمود؟

که هم اکنون بشریّت عصرما از ره آورد قرن‌ها تجربه و رهنمود طبیبان و کاوش گران و پیامبران الهی و رهبران معصوم بهره مندند که چرخ زندگی را می‌چرخانند؛ و باور کرده‌اند که:

آنچه بشر به آن نیازمند است در طبیعت خداوندی وجود دارد؛ و آنچه در آینده به آن محتاج است نیز آفریده شده و قابل کشف و شناسائی است. پس برای هر دردی داروئی، دوائی آفریده شد.

راه‌های کشف و شناخت داروها، درمان‌ها

سه راه ابتدائی برای شناخت درمانها

دانشمندان و طبیبان با تجربه و مردم جهان، بر اساس دانش و پژوهش و تجربه و آزمایش، تا کنون توانسته‌اند.

O بسیاری از گیاهان را شناسائی کرده و برای مداوای برخی از دردها بکارگیرند.

O بسیاری از میوه جات را از نظر درمانی تجربه کنند.

O بسیاری از خاک‌ها را بشناسند و خاصیّت آنها را از نظر کاربردی مورد آزمایش قرار دهند.

کتاب‌ها بنویسند، و انواع گیاهان و شیوه‌های صحیح درمان آن را به مردم بشناسانند، و بسیاری از بیماری‌ها را درمان کنند که راه‌های شناخت آنان به شرح زیر قابل ارزیابی است.

۱ - تجربه و آزمایش

۲ - عقل و ارزیابی میزان تاءثیر داروها

۳ - پیش آمدهای طبیعی

فردی در مسافرتی با غذایی، با گیاهی، با میوه‌ای آشنا شد که راه درمان بیماری او قرار گرفت و سپس با رواج و نقل تاءثیر آن گیاه، دیگران نیز آن را مورد استفاده قرار دادند و مورد تاءیید دانشمندان درمان گیاهی قرار گرفت و رازی از رازهای نهفته طبیعت کشف شد.

۴ - خواب و امدادهای الهی

پیامبران الهی، و امامان معصوم علیهم السلام و انسانهای عارف و کامل گاهی در خواب داروئی را به بندگان درمانده خدا معرّفی کردند که بخوبی درمان شدند و دیگران نیز از همان دارو استفاده کرده و شفا یافتند که این حقیقت در تمام بلاد اسلامی، در تمام بارگاه امام زادگان شیعه رواج شایسته‌ای دارد، و شواهدی از آن در همین کتاب آورده شده است، که چشم درد یکی از مؤ منان با خواب امام علی علیه السلام (که به او دستور دادند عنّاب را بکوب و بر چشم خود بگذار) شفا گرفت؛ و هزاران نمونه دیگر که در تاریخ موجود است.

۵ - وحی الهی

در وحی الهی درمان بسیاری از بیماریها شناسانده شده و پیامبران الهی از آن بهرمند شدند و اصحاب و ملت‌های خود را درمان می‌کردند، در وحی الهی و در قرآن کریم، هم راه‌های صحیح بهداشت آمده است و هم به روش‌های صحیح درمانِ دردها، اشاره شده است.

که حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در نهج البلاغه می‌فرماید:

وَاعْلَمُوا اءَنَّ هذَا الْقُرْآنَ هُوَ النَّاصِحُ الَّذِی لاَ یَغُشُّ، وَالْهَادِی الَّذِی لاَ یُضِلُّ، وَالُْمحَدِّثُ الَّذِی لاَ یَکْذِبُ. وَمَا جَالَسَ هذَا الْقُرْآنَ اءَحَدٌ إِلا قَامَ عَنْهُ بِزِیَادَةٍ اءَوْ نُقْصَانٍ: زِیَادَةٍ فِی هُدًی، اءَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمیً.

وَاعْلَمُوا اءَنَّهُ لَیْسَ عَلَی اءَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ، وَلاَ لاَِحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًی؛ فَاسْتَشْفُوهُ مِنْ اءَدْوَائِکُمْ، وَاسْتَعِینُوا بِهِ عَلَی لاَءوَائِکُمْ، فَإِنَّ فِیهِ شِفَاءً مِنْ اءَکْبَرِ الدَّاءِ: وَهُوَ الْکُفْرُ وَالنِّفَاقُ، وَالْغَیُّ وَالضَّلاَلُ، فَاسْاءَلُوا اللّهَ بِهِ، وَتَوَجَّهُوا إِلَیْهِ بِحُبِّهِ، وَلاَتَسْاءَلُوا بِهِ خَلْقَهُ، إِنَّهُ مَا تَوَجَّهَ الْعِبَادُ إِلَی اللّهِ تَعَالَی بِمِثْلِهِ.

وَاعْلَمُوا اءَنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ، وَقَائِلٌ مُصَدَّقٌ، وَاءَنَّهُ مَنْ شَفَعَ لَهُ الْقُرْآنُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ شُفِّعَ فِیهِ، وَمَنْ مَحَلَ بِهِ الْقُرْآنُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ صُدِّقَ عَلَیْهِ، فَإِنَّهُ یُنَادِی مُنَادٍ یَوْمَ الْقِیَامَةِ:

((اءَلا إِنَّ کُلَّ حَارِثٍ مُبْتَلًی فی حَرْثِهِ وَعَاقِبَةِ عَمَلِهِ، غَیْرَ حَرَثَةِ الْقُرْآنِ)).

فَکُونُوا مِنْ حَرَثَتِهِ وَاءَتْبَاعِهِ، وَاسْتَدِلُّوهُ عَلَی رَبِّکُمْ، وَاسْتَنْصِحُوهُ عَلَی اءَنْفُسِکُمْ، وَاتَّهِمُوا عَلَیْهِ آرَاءَکُمْ، وَاسْتَغِشُّوا فِیهِ اءَهْوَاءَکُمْ.

((آگاه باشید! همانا این قرآن پند دهنده‌ای است که نمی‌فریبد، و هدایت کننده‌ای است که گمراه نمی‌سازد، و سخنگویی که هرگز دروغ نمی‌گوید، کسی با قرآن همنشین نشد مگر آن که بر او افزود یا از او کاست، افزودن در هدایت و کاهش از کوردلی و گمراهی.

آگاه باشید کسی با داشتن قرآن، نیازی ندارد، و بدون قرآن بی‌نیاز نخواهد بود، پس درمان خود را از قرآن بخواهید، و در سختی هااز قرآن یاری بطلبید، که در قرآن درمان بزرگ‌ترین بیماریها یعنی کفر و نفاق و سرکشی و گمراهی است، پس به وسیله قرآن خواسته‌های خود را از خدا بخواهید، و با دوستی قرآن بخدا روی آورید، و به وسیله قرآن از خلق خدا چیزی نخواهید، زیرا وسیله‌ای برای تقرّب بندگان بخدا، بهتر از قرآن وجود ندارد.

آگاه باشید، که شفاعت قرآن پذیرفته شده، و سخنش تصدیق می‌گردد، آن کس که در قیامت، قرآن شفاعتش کند بخشوده می‌شود، و آن کس که قرآن از او شکایت کند محکوم است، در روز قیامت ندا دهنده‌ای بانگ می‌زند که:

((آگاه باشید امروز هر کس گرفتار بذری است که کاشته و عملی است که انجام داده، جز اعمال منطبق با قرآن)) پس شما در شمار عمل کنندگان به قرآن باشید، از قرآن پیروی کنید، با قرآن خدا را بشناسید، و خویشتن را با قرآن اندرز دهید، و راءی و نظر خود را برابر قرآن متّهم کنید، و خواسته‌های خود را با قرآن نادرست بشمارید))[۸]

۶ - هدایت غریزی

خداوند بزرگ بسیاری از موجودات خود را با هدایت غریزی درمان کرده و راه‌های شفا گرفتن را به آنان آموخته است. انسان و بسیاری از حیوانات راه درمان خود را در انتخاب گیاهان خاص می‌شناسند.

که حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام نسبت به هدایت غریزی و فطری در انسان فرمود:

اءَیُّهَا الَْمخْلُوقُ السَّوِیُّ، وَالْمُنْشَاءُ الْمَرْعِیُّ، فِی ظُلُمَاتِ الاءَرْحَامِ، وَمُضَاعَفَاتِ الاءَسْتَارِ.

بُدِئْتَ ((مِنْ سُلاَلَةٍ مِنْ طِینٍ))، وَوُضِعْتَ ((فی قَرَارٍ مَکِینٍ، إِلَی قَدَرٍ مَعْلُومٍ))، وَاءَجَلٍ مَقْسُومٍ. تَمُورُ فِی بَطْنِ اءُمِّکَ جَنِینا لاَ تُحِیرُ دُعَاءً، وَلاَ تَسْمَعُ نِدَاءً؟!

ثُمَّ اءُخْرِجْتَ مِنْ مَقَرِّکَ إِلَی دَارٍ لَمْ تَشْهَدْهَا، وَلَمْ تَعْرِفْ سُبُلَ مَنَافِعِهَا.

فَمَنْ هَدَاکَ لاِجْتِرَارِ الْغِذَاءِ مِنْ ثَدْیِ اءُمِّکَ، وَعَرَّفَکَ عِنْدَ الْحَاجَةِ مَوَاضِعَ طَلَبِکَ وَإِرَادَتِکَ؟!

هَیْهَاتَ، إِنَّ مَنْ یَعْجِزُ عَنْ صِفَاتِ ذِی الْهَیْئَةِ وَالاءَدَوَاتِ فَهُوَ عَنْ صِفَاتِ خَالِقِهِ اءَعْجَزُ، وَمِنْ تَنَاوُلِهِ بِحُدُودِ الَْمخْلُوقِینَ اءَبْعَدُ!

((ای انسان! ای آفریده راست قامت، ای پدیده نگاهداری شده در تاریکی‌های رحم‌های مادران، و قرار داده شده در پرده‌های تو در تو، آغاز آفرینش تو از گل و لای بود، و سپس در جایگاه آرامی نهاده شدی تا زمانی مشخّص و سرآمدی تعیین شده و آنگاه که در شکم مادرت حرکت می‌کردی، نه دعوتی را می‌توانستی پاسخگویی، و نه صدایی را می‌شنیدی.

سپس از قرارگاهت بیرون کردند و به خانه‌ای آوردند که آن را ندیده بودی و راه‌های سودش را نمی‌دانستی، پس چه کسی تو را در مکیدن شیر، از پستان مادر هدایت کرد؟ و به هنگام نیاز جایگاه‌های طلب کردن و خواستن را به تو شناساند؟

هرگز، آن کس که در توصیف پدیده‌ای با شکل و اندازه و ابزار مشخّص درمانده باشد، بدون تردید از وصف پرودگارش ناتوان‌تر، و از شناخت خدا با حَدّ و مرز پدیده‌ها دورتر است ))[۹]

در تاریخ درمان و کُتب طبّی از بزرگان طب نقل کرده‌اند که:

اسبی را مار گزید و صاحب اسب به ((بیطار)) مراجعه کرد، امّا اسب درمان نمی‌شد تا آنکه حکیمی به صاحب اسب دستور داد تا اسب را رها کند، زیرا حیوان خود راه درمان خویش را به هدایت غریزی می‌داند.

نوشتند :وقتی اسبِ مار گزیده را رها کردند، اسب به سوی درختان و سبزه زارها دوید و در کنار بوته‌های علف خاصی ایستاد و پای مارگزیده خود را به آن علف می‌مالید که سرانجام درمان شد.

هدایت غریزی یکی از راه‌های شگفت آور کشف داروهاست که خداوند بزرگ هستی بسیاری از موجودات را با آن، از انواع بیماری‌ها نجات داده است.

رهنمودهای کشف شده

راه‌های یادشده کشف و شناخت داروها و درمان‌ها هم چنان باز و نورانی و پر رهرو است که توانسته‌اند به برخی از علوم و آگاهی پیامبران الهی و رهبران معصوم علیهم السلام آشنا گردد مانند:

آفرینش تن آدمی و اخلاط چهارگانه

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در خطبه اوّل نهج البلاغه به کیفیّت آفرینش تن آدمی و اخلاط چهارگانه پرداخت که پس از سال‌های طولانی، دانشمندان علوم به آن دست رسی پیدا کردند که فرمود:

ثُمَّ جَمَعَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَزْنِ الاءَرْضِ وَسَهْلِهَا، وَعَذْبِهَا وَسَبَخِهَا، تُرْبَةً سَنَّهَا بِالْمَاءِ حَتَّی خَلَصَتْ، وَلاَطَهَا بِالْبَلَّةِ حَتَّی لَزَبَتْ، فَجَبَلَ مِنْهَا صُورَةً ذاتَ اءَحْنَاءٍ وَوُصُولٍ، وَاءَعْضَاءٍ وَفُصُولٍ، اءَجْمَدَهَا حَتَّی اسْتَمْسَکَتْ، وَاءَصْلَدَهَا حَتَّی صَلْصَلَتْ، لِوَقْتٍ مَعْدُودٍ، وَاءَمَدٍ مَعْلُومٍ؛ ثُمَّ نَفَخَ فِیهَا مِنْ رُوحِهِ فَمَثُلَتْ إ نْسانا ذَا اءَذْهَانٍ یُجِیلُهَا، وَفِکَرٍ یَتَصَرَّفُ بِهَا.

وَجَوَارِحَ یَخْتَدِمُهَا، وَاءَدَوَاتٍ یُقَلِّبُهَا، وَمَعْرِفَةٍ یَفْرُقُ بِهَا بَیْنَ الْحَقِّ وَالْبَاطِلِ، وَالاءَذْوَاقِ وَالْمَشَامِّ، والاءَلْوَانِ وَالاءَجْنَاسِ، مَعْجُونا بِطِینَةِ الاءَلْوَانِ الُْمخْتَلِفَةِ، وَالاءَشْبَاهِ الْمُؤْتَلِفَةِ، وَالاءَضْدَادِ الْمُتَعَادِیَةِ، وَالاَْخْلاطِ الْمُتَبَایِنَةِ، مِنَ الْحَرِّ وَالْبَرْدِ، وَالْبَلَّةِ وَالْجُمُودِ.

((سپس خداوند بزرگ، خاکی از قسمت‌های گوناگون زمین، از قسمت‌های سخت و نرم، شور و شیرین، گِرد آورد، آب بر آن افزود تا گِلِی خالص و آماده شد، و با افزودن رطوبت، چبسناک گردید، که از آن، اندامی شایسته، و عضوهایی جدا و به یکدیگر پیوسته آفرید. آن را خشکانید تا محکم شد، خشکاندن را ادامه داد تا سخت شد، و تا زمانی معیّن، و سرانجامی مشخّص، اندام انسان کامل گردید، آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید.

به انسان اعضاء و جوارحی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد، قدرت تشخیص به او داد تا حق و باطل را بشناسد، و حواس چشایی، و بویایی، و وسیله تشخیص رنگها، و اءجناس مختلف در اختیار او قرار داد. انسان را مخلوطی از رنگهای گوناگون، و چیزهای همانند و سازگار، و نیروهای متضاد، و مزاج‌های گوناگون، گرمی، سردی، تری، و خشکی، قرار داد))[۱۰]

تاءثیر عوامل زیست‌محیط بر روان انسان (اکولوژی)

امیرالمؤ منین علیه السلام در چهارده قرن گذشته به تاءثیر پذیری روح و روان آدمی از مجموعه عوامل جغرافیائی خبر داد که امروزه تحت عنوان (اکولوژی) پذیرفته شده و مراکز علمی خاصی به آن اختصاص یافت.

حضرت در خطبه ۱۴ خطاب به مردم بصره فرمود:

اءَرْضُکُمْ قَرِیبَةٌ مِنَ الْمَاءِ، بَعِیدَةٌ مِنَ السَّمَاءِ. خَفَّتْ عُقُولُکُمْ، وَسَفِهَتْ حُلُومُکُمْ، فَاءَنْتُمْ غَرَضٌ لِنَابِلٍ، وَاءُکْلَةٌ لاَِّکِلٍ، وَفَرِیسَةٌ لِصَائِلٍ.

سرزمین شما به آب نزدیک و از آسمان دور است، عقل‌های شما سُست و افکار شما سفیهانه است، پس شما نشانه‌ای برای تیرانداز، و لقمه‌ای برای خورنده، و صیدی برای صیّاد می‌باشید))[۱۱]

تاءثیر آب و خاک و هوا در نژاد آدمی

پیرامون نژادهای گوناگون آدمی، و تفاوت در رنگ‌ها، جسم‌ها، لاغری و چاقی، سیاه و سفید و دیگر کیفیت‌های بیولوژی فراوان بحث کرده‌اند.

امام علی علیه السلام در خطبه ۲۳۴ به ریشه‌های پیدایش اختلافات نژادی، در ۱۴ قرن قبل اشاره فرمود، که امروزه یکی از مباحث جدی و پر جاذبه محافل علمی است. فرمود:

إِنَّمَا فَرَّقَ بَیْنَهُمْ مَبَادِئُ طِینِهِمْ، وَذلِکَ اءَنَّهُمْ کَانُوا فِلْقَةً مِنْ سَبَخِ اءَرْضٍ وَعَذْبِهَا، وَحَزْنِ تُرْبَةٍ وَسَهْلِهَا، فَهُمْ عَلَی حَسَبِ قُرْبِ اءَرْضِهِمْ یَتَقَارَبُونَ، وَعَلَی قَدْرِ اخْتِلاَفِهَا یَتَفَاوَتُونَ.

فَتَامُّ الرُّوَاءِ نَاقِصُ الْعَقْلِ، وَمَادُّ الْقَامَةِ قَصِیرُ الْهِمَّةِ، وَزَاکِی الْعَمَلِ قَبِیحُ الْمَنْظَرِ، وَقَرِیبُ الْقَعْرِ بَعِیدُ السَّبْرِ، وَمَعْرُوفُ الضَّرِیبَةِ مُنْکَرُ الْجَلِیبَةِ، وَتَائِهُ الْقَلْبِ مُتَفَرِّقُ اللُّبِّ، وَطَلِیقُ اللِّسَانِ حَدِیدُ الْجَنَانِ.

((علّت تفاوت‌های میان مردم، گوناگونی سرشت آنان است، زیرا آدمیان در آغاز، ترکیبی از خاک شور و شیرین، سخت و نرم، می‌باشند، پس ‍ آنان به میزان نزدیک بودن خاکشان با هم نزدیک، و به اندازه دوری آن از هم دور و متفاوتند.

یکی زیباروی و کم خرد، دیگری بلند قامت و کم همّت، یکی زشت‌روی و نیکوکار، دیگری کوتاه قامت و خوش فکر، یکی پاک‌سرشت و بداخلاق، دیگری خوش قلب و آشفته عقل، و آن دیگر سخنوری دل آگاه است ))[۱۲]

تاءثیر متقابل روح و جسم

یکی دیگر از رهنمودهای وحی گونه امیرالمؤ منین علیه السلام تاءثیر متقابل روح و جسم است. یعنی روح آدمی اصالت دارد، مستقل است، امّا در جسم تاءثیر می‌گذارد و جسم نیز در روح تاءثیر گذار است که فرمود:

مَا اءَضْمَرَ اءَحَدٌ شَیْئا إِلا ظَهَرَ فِی فَلَتَاتِ لِسَانِهِ، وَصَفَحَاتِ وَجْهِهِ.

((کسی چیزی را در دل پنهان نکند جز آن که در لغزش‌های زبان، و رنگ رخسار، آشکار خواهد شد))[۱۳]

تاءثیر سرما در تن آدمی

امام علی علیه السلام در قرون گذشته، به این حقیقت اشاره فرمود که سرمای بهار (پایان سرما) با سرمای پائیز (آغاز سرما) تفاوت دارد، و روش برخورد با آن متفاوت است که این حقیقت نیز به وسیله دانشمندان تجربی به اثبات رسیده است که فرمود:

تَوَقَّوُا الْبَرْدَ فِی اءَوَّلِهِ، وَتَلَقَّوْهُ فِی آخِرِهِ، فَإِنَّهُ یَفْعَلُ فِی الاءَبْدَانِ کَفِعْلِهِ فِی الاءَشْجَارِ، اءَوَّلُهُ یُحْرِقُ، وَآخِرُهُ یُورِقُ.

((در آغاز سرما خود را بپوشانید، و در پایانش آن را دریابید، زیرا با بدن‌ها همان می‌کند که با برگ درختان خواهد کرد، آغازش می‌سوزاند، و پایانش می‌رویاند))[۱۴]

رهنمودهای فراسوی طب

برخی از دستورالعمل‌های پیامبران الهی، و امامان معصوم علیهم السلام و حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام به بخش رهنمودهای ((فراسوی طب)) ارتباط دارد که دست تجربه طبیبان و آزمایش‌های مکرّر دانشمندان نتوانسته است آن را کشف کند. والائی رهنمودهای غیبی آن است که ((فراسوی طب))، و ((فراسوی علم)) است. بشر نمی‌تواند سَر سِرِّی با انبیاء بردارد، و احکام خدا را با عقل خود محک بزند و اگر اسرار احکام الهی را ندانست بگوید؛ باور نمی‌کنم یا آن را نمی‌پذیرم.

در این بخش به برخی از موارد آن اشاره می‌شود مانند:

روانشناسی تغذیه

در ۱۴ قرن گذشته حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام به روانشناسی تغذیه اشاره فرمود که هم اکنون با تخصّصی شدن علم روانشناسی این حقیقت را به اثبات رسانده‌اند.

در گذشته باور داشته‌اند که :غذا تنها به ما پروتئین و ویتامین می‌دهد، امّا امام علی علیه السلام فرمود:

غذاها روح و روان و صفات دارند و روحیّات آن به روحیّات ما سرایت می‌کند.

بحث روانشناسی تغذیه ((فراسوی طب)) است. بحث روان غذاها که یک عدد پرتقال دزدیده شده لقمه حرام است، و لقمه حرام در روان انسان تاءثیر نامطلوب دارد، و نطفه حرام پدید می‌آید، و کودکی که با آن پدید آمده در زندگی فردای خود دچار بزهکاری خواهد شد. این حقیقت یا اسرار پیرامون آن در حال تحقیق و بررسی می‌باشد. در گذشته می‌گفتند: پرتقال، پرتقال است. پُر از ویتامین ((ث)) می‌باشد، حلال و حرام ندارد روا و ناروا نمی‌شناسد. چگونه ویتامین‌های پرتقال دزدیده شده با پرتقال حلال متفاوت است؟ چگونه گوشت‌ها تخم مرغ‌ها روحیات و صفات یک حیوان را به انسان منتقل می‌کنند؛ که امام علی علیه السلام فرمود:

O شیر و گوشت بُز به فرزندان خود کمتر بخورانید که ترسو می‌شوند.

O شیر و گوشت خر نخورید که در عقل و هوش شما تاءثیر می‌گذارد.

O شیر و گوشت حیوانات درنده (مانند ببر و پلنگ و گرگ و کفتار) را نخورید که درنده خویی را به شما منتقل می‌کند.

طب می‌تواند ویتامین‌ها را میکروب‌ها و ویروس‌ها را شناسائی کرده و راه‌های درمان و مبارزه با آفت‌ها را نشان دهد. سلّول‌ها و عصب‌ها و یاخته‌ها را شناسائی کند. امّا روان و خاصیّت غذاها و گوشت‌ها ((فراسوی طب)) است. در بسیاری از احکام الهی، چیزی حرام یا حلال است که فلسفه آن را علم نمی‌داند و با ابزار علمی نمی‌توان اسرار آن را شناخت، چون فوائد یا زیان آن در مرزهای علم قرار ندارند.

روحیّات و صفات گوشت‌ها

گوشت خوک در اسلام حرام است. گوشت سگ و برخی دیگر از حیوانات درنده در اسلام حرام است. نجس و پلید است. امّا در سایر ملل و اقوام این حرمت وجود ندارد که چونان گوشت گوسفند آن را مصرف می‌کنند و سال‌ها با بینش علمی و طبّی می‌پرسیدند که: چرا حرام است؟

با پیشرفت علم و روش‌های تجربی ((پراگماتیسمی)) در گوشت خوک و سگ، انگل‌های فراوانی کشف کردند، که با آلوده کردن طبیعت، دیگر حیوانات و سپس انسان هم به وسیله خوک آلوده می‌شود، که خوک را در زنجیره آلودگی‌های به انگل‌ها، به حساب آوردند و گفتند:

باور می‌کنیم که احکام اسلامی منطبق با واقعیّت هاست؛ و مردم را از خوردن گوشت خوک منع کردند؛ و سال‌ها بر این باور بودند. تا آنکه سیستم تولید غذاها دگرگون شد، و صاحبان صنایع و تولیدکننده با کُنسرو کردن غذاها و قرار دادن آن در حرارت بالاتر از صد درجه، باور کردند که:

انواع ویروس‌ها، انگل‌ها نابود می‌شود، و دیگر خطری سلامت انسان‌ها را تهدید نمی‌کند؛ و باور کرده‌اند که دیگر گوشت خوک یا سگ خطر ساز نیست. اینکه دارای انگل نیست یا انگل‌ها در حرارت مناسب نابود می‌شوند درست است، امّا به روحیّات گوشت خوک و صفات روانی و خاصیّت‌های آن بی‌توجه می‌باشند و نمی‌دانند که گوشت تنها پروتئین و ویتامین ندارد، بلکه صفات و روحیات آن نیز منتقل می‌شود، که این مبحث مبحث ((فراسوی طب)) است.

در روایات اسلامی فراوان آمده است که گوشت خوک صفات روانی خوک (بی غیرتی و بی تفاوتی نسبت به جنس مادّه) را به انسان منتقل می‌کند، چه در حرارت صد درجه قرار بگیرد یا نه، در صنایع تولید غذا برود یا نرود، با روحیّات و صفات موجود در گوشت‌ها نمی‌شود کاری کرد. پس نباید آن را مصرف کرد که نجس (پلید) است.

گرچه در پیشرفت‌های علمی سرنخ‌هایی بدست آوردند و تا حدودی به مرزهای دانش اسلامی نزدیک شدند، امّا هنوز در مباحث ((فراسوی طب)) ناتوانند و نتوانستند درست تصمیم بگیرند، در تجربیّات لابراتواری، کرم‌های قرمز را در طول شش ماه آموزش دادند تا با روشن شدن چراغ قرمز، بسوی آن حرکت کنند. پس از انجام این تمرین، کرم‌های آموزش دیده را کشتند و بدنشان را خشک کرده بصورت پودر و سپس سُرُم در آورده در بدن کرم‌های آموزش ‍ ندیده تزریق کردند؛ و دوران جذب غذا در بدن را نیز رعایت کرده، پس از چهل روز، کرم‌های آموزش ندیده را در برابر چراغ قرمز قرار دادند با شگفتی مشاهده کردند که این کرم‌ها نیز بسوی چراغ قرمز حرکت می‌کنند، و تا حدودی راز انتقال صفات و روحیّات را کشف کردند که:

غذاها دو چیز به انسان‌ها منتقل می‌کنند:

الف - ویتامین‌ها

ب - صفات و روحیات.

امّا هم چنان اندر خَم یک کوچه‌اند.

در گذشته و هم اکنون با تجربیّات مداوم، این حقیقت را کشف کرده بودند که از سگ ۹۴ بیماری واگیر به انسان منتقل می‌گردد. امّا اینگونه از کشفیّات از نظر تجربی و آفت شناسی مطرح بود که برای سلامت تن زیان آور است، که می‌گویند راه‌های درمان آن را می‌دانیم و داروهای لازم را ساخته‌ایم.

هم اکنون در بسیاری از کشورهای به اصطلاح پیشرفته به تعداد افراد خانواده خود ((سگ)) دارند، با سگ می‌خوابند، همدیگر را می‌بوسند، حمام می‌کنند. در صورتی که (سگ) در احکام اسلام نجس (پلید) است. در خانه‌ای که سگ باشد، فرشته نازل نمی‌شود. اگر سگ یا خوک ظرفی را زبان زدند (ولوغ کردند) با دو پاک کننده (مُطهّر) باید شسته شود.

اوّل باید خاک مالی شود،

و دوم با آب شستشو گردد.

این احتیاط فزاینده، برای سلامت جامعه از انواع بیماری هاست، که امروز برخی از آنها را کشف کردند. امّا مباحث خاصیّت‌های روانی، صفات و روحیّات حیوانات، و انتقال آن را به انسان ((فراسوی طب)) است.

هم اکنون زنان و مردان روستایی ایرانی شیعه، که از رهنمودهای امیرالمؤ منین علیه السلام استفاده می‌کنند از زنان و مردان انگلیس و فرانسه که خود را متمدن می‌دانند و تحصیلات دانشگاهی دارند پاک تر، تمیزتر و بهداشتی ترند. زیرا از سگ و خوک فاصله می‌گیرند و ظرف‌های آلوده را با دو پاک کننده می‌شویند.

احکام بازدارنده اسلام

یکی دیگر از مباحث ارزشمند اسلام نسبت به سلامت فرد و جامعه، ((احکام بازدارنده اسلام)) است که اگر جوامع انسانی آن را رعایت کنند، از هرگونه بیماری و آفت در اءمانند. گرچه با ابزارهای علمی نتوانند اسرار آن را کشف کنند.

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤ منین علیه السلام فرمودند:

هرگاه زنا و روابط نامشروع در مردم رواج گیرد، به بیماری‌های جدید و ناشناخته مبتلا گشته و عُمرشان کوتاه می‌شود؛ و زنِ شوهردار را اگر آلوده شود، باید رَجم کرد، و مردِ زن دار را اگر آلوده شود، باید رَجم کرد، و دو پسر اگر آلوده شوند، در هم جنس بازی، باید آن دو را یا در آتش سوزاند و یا از بالای بلندی پرتاب کرد و یا گردنشان را زد.

اروپائی‌ها و غربی‌ها که در آزادی‌های مرز ناشناس قرار داشتند، و هرگونه فحشا و فساد را قانونی جلوه دادند، و گفتند: از نظر دموکراسی و اومانیسم، و اصالت انتخاب، اشکالی ندارد؛ و به احکام بازدارنده اسلام اعتراض می‌کردند، در صورتی که احکام و حدود قصاصِ اسلام، احکام بازدارنده است که جامعه دچار روابط نامشروع نشود، و غرائز در مرز حلال و ازدواج و ازدواج‌های مکرّر یا عقد موقّت (مُتعه) تعدیل شود، تا ریشه فساد و فحشا خشکانده شود.

هم اکنون شاهدیم که پاکترین خون و سالم‌ترین خون، خونِ یک انسانِ مسلمانِ شیعه علی علیه السلام است. امّا در کشورهای غربی و شرقی که به هرگونه فحشا و فساد دامن زدند، بیماری خطرناکِ ((ایدز)) رواج یافته است که میلیون‌ها انسان را دارد از پای دَر می‌آورد و از هستی ساقط می‌کند، که به تدریج ضعیف و ناتوان شده و بدنشان مقاومت را از دست داده و به مرگ تدریجی گرفتار آمدند، و متفکّران آنان در کنگره‌های بین‌المللی اعلام داشتند که :بیماری ((ایدز)) از بمب اءتمی برای انسان خطرناک تر است. یا توجّه به اینکه دو عدد بمب اءتمی پیشرفته، می‌تواند حیات را در سراسر زمین تا عُمق ۲۰ متری نابود کند، و خودشان بارها اعلام کردند که :راه‌های رواج این بیماریِ خطرناک تر از بمب اءتم، زنا و روابط نامشروع و هم جنس بازی و دیگر جوانب فساد جنسی است. امّا دیگر کاری از آنها ساخته نیست، نه آزمایش‌های مکرّر و نه داروهای گوناگون، و نه همایش‌های بین‌المللی می‌تواند این بیماری را ریشه کن سازد که از این جهنّم خود ساخته، رهایی ندارند.

هم اکنون جوان آمریکایی ۹۰ و انگلیسی ۸۴ و فرانسوی ۷۵ آلوده به انواع بیماری‌های مقاربتی و اگزمای پوستی هستند، در صورتی که جوانان شیعه امیرالمؤ منین علیه السلام که با تعهّد و تعبّد به دستورات آن حضرت عمل می‌کنند در کمال سلامت به سَر می‌برند. این دسته از مباحث بازدارنده، ((فراسوی طبّ)) است.

اینکه فرمودند:

فرزند نامشروع از نظر روح و روان مضطرب است و همواره در پرتگاه سقوط قرار دارد و از نظر مباحث اجتماعی اسلام، نمی‌تواند رهبر جامعه باشد، نمی‌تواند نماز جماعت بخواند، و نمی‌تواند پُست‌های کلیدی را اشغال کند. اسرار و حکمت‌هایی دارد که فراسوی طبّ است، و دانشمندان علوم نمی‌توانند آن را با ابزار علمی بفهمند، که با نام آزادی، انواع روابط نامشروع را مجاز دانستند و بین فرزندان حلال و نامشروع تفاوتی قائل نشدند، امّا در رفتارشناسی و ارزیابی بزهکاری نسل جوان، این حقیقت را تا حدودی دریافتند که: فرزند نامشروع از نظر روح و روان با دیگر فرزندان حلال‌زاده متفاوت است.

گرچه لنین در سه خطابه خود اعلام کرد که :کمونیست‌ها از این پس فرقی بین فرزندان مشروع و نامشروع قائل نیستند، و نباید تفاوتی وجود داشته باشد؛ و دیگر سیاستمدار غربی و اروپائی برای گرم نگه داشتن مجالس شهوت رانی خود همان حرفِ لنین را تکرار کردند، امّا در تداوم زندگی، و برخورد با انواع جنایات و بزهکاری، آنگاه که به بُن بست رسیدند، دانستند که تفاوت‌های فراوانی وجود دارد، و فرزندان نامشروع دارای روحیّاتی مضطرب و سَرخورده می‌باشند، و به راحتی انواع جنایات را انجام می‌دهند.

اینجاست که فرمودند:

محبّت امام علی علیه السلام را فرزند حلال‌زاده می‌پذیرد، حلال‌زاده دست به هرگونه قتل و خیانتی نمی‌زند.

زیرا امام صادق علیه السلام فرمود:

وَلَدُ الزِّنَا یَهِنُّ اِلَی الْحَرَامِ

((فرزندِ نامشروع در معرضِ حرام است ))

امامان معصومِ ما علیهم السلام به این حقیقت نیز اشاره کردند که:

فرزند نامشروع را می‌شود تربیت کرد، و عامل تربیت، آنها را اصلاح خواهد کرد، و چونان دیگر افراد جامعه باید به خودسازی و آموزش و کار و تولید روی بیاورند و در قیامت هم چونان دیگر انسان‌ها، در برابر اعمال زشت و خوبِ خود محاکمه خواهند شد. امّا خطر ریشه کن نمی‌شود، گرایش روحی و روانی هم چنان در فرزند نامشروع، در ناخودآگاه جانِ او باقی است، و هر لحظه امکان دارد بر او غلبه کرده، دست به خیانت بیالاید. از این رو نباید کارهای کلیدی کشور اسلامی را در دست گیرد.

این دسته از مباحث عمیق و دقیق ((فراسوی طبّ)) است که نباید با ابزار علمی و یا کشفیّات علمی به آن نگریست. گرچه کشفیّات علمی نیز ما را کمک خواهند کرد، که با روش‌های تجربی و آزمایش‌های مکرّر در خون فرزندان حلال‌زاده و نامشروع به سَر نَخ‌هایی دست یافتند که اعلام کردند: این دو فرزند حتّی از نظر خونی هم با یکدیگر متفاوتند.

سِیْرِ ۴۰ روزه غذا در تَنِ آدمی

یکی دیگر از مباحث دقیق و عمیقی که در بهداشت تغذیه در اسلام مطرح است، سِیْرِ ۴۰ روزه عذا در جسم است، که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤ منین علیه السلام رهنمود داده‌اند:

اگر لُقمه غذا حرام باشد، تا ۴۰ روز نماز و روزه او باطل است.

و امامان معصوم علیهم السلام به عددِ ۴۰ توجّه داشته و دستوالعمل‌های مفیدی صادر کرده‌اند، و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم پس از آنکه خواست صاحب فرزندی شود، ۴۰ روز از خانه و همسرش دوری کرد و در غار حراء به عبادت و تفکّر پرداخت، و پس از چهل روز با خوردن سیبِ بهشتی و غذاهای پاکیزه به خانه رفت، تا آنکه خداوند حضرت زهرا را به او عطا فرمود؛ و عُرفای بزرگ و انسان‌های تکامل یافته ما، به عدد ۴۰ توجّه ویژه‌ای دارند، و ۴۰ روز به عبادت و تفکّر روی می‌آورند و در این چهل روز با هر کسی صحبت نمی‌کنند و از خانه خارج نمی‌شوند و به سیر اءنفسی می‌پردازند.

تمام این واقعیّت‌های مطرح شده که در سرنوشت انسان نقش تعیین کننده‌ای دارد، جزو مباحث ((فراسوی طبّ)) است که دیدگاه‌های علمی، و روش‌های تحقیق با ابزار علمی، نمی‌تواند به ژرفای آن راه یابد. گرچه دانشمندان علوم با تجربیّات فراوان هم اکنون این حقیقت را باور دارند که مدّت سِیْرِ غذا در بدنِ انسان ۴۰ روز است، و هر روز به مباحث دقیق تری نیز دست رسی پیدا خواهند کرد. امّا پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم چهارده قرن قبل این واقعیّت‌ها را برای بشریّت توضیح دادند و همه را به رعایت آن فراخواندند.

درمان با امدادهای غیبی

یکی دیگر از مباحث ((فراسوی طبّ))، درمان شدنِ انسان‌ها با امدادهای غیبی است.

شخصی بیمار در خواب، امیرالمؤ منین علیه السلام را زیارت کرده با رهنمود آن حضرت درمان می‌شود، بیماری صعب العلاج او شفا می‌گیرد، چشمِ کور او بینا می‌شود، پایِ فلجِ او درمان می‌گردد. در حَرم ملکوتی حضرت علی بن موسی الرّضا در یک شب ۹ نفر کورِ مادرزاد بینا می‌شوند، چشم مجروح شده رزمنده جوانی درمان می‌گردد. بیماری صعب العلاجی که مراکز درمانی کشورهای بزرگ دنیا از درمان آن عاجز شدند را با عنایتی غیبی شفا می‌دهند.

بسیاری از جهان گَردان، در خاطرات خود نوشته‌اند که:

در سفر عراق و نجف، قبل از شب‌های ۱۹ و ۲۰ و ۲۱ رمضان ((احیاء)) هزاران کور و کَر و فلج و بیماران گوناگون را مشاهده می‌کردیم که اطراف بارگاه حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام اُطراق کرده و منتظر فرا رسیدن شب‌های احیاء می‌باشند؛ که با شگفتی شاهد درمان آنها بودند، و هم اکنون در هزاران شهر و روستا، در کنار قبورِ پاک امام زادگان، همواره این حقیقت به اثبات می‌رسد که :امدادهای غیبی، همواره دستگیر انسان است، و با دعا و اشاره امامان معصوم علیهم السلام و امام زادگانِ پاک، انواع بیماری‌ها درمان می‌شود که این واقعیّت‌ها نیز((فراسوی طبّ)) است.

با توجّه به این مبحث نورانی است که بسیاری از شفا یافتگان امدادهای غیبی را از نزدیک مشاهده می‌کنیم و در سیره امامان معصوم علیهم السلام و زندگانی با برکت حضرت امیرالمؤ منین علیهم السلام نمونه‌های فراوانی وجود دارد، که دست قطع شده قصّابی را حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام بر جایِ خود نهاد و دعا کرد، چنان شفا گرفت که گویا با عمل پیوند، بهتر از گذشته شد. دستی بر سر و روی فرزندان کوچک عمّار یاسر کشید که بلافاصله بیماری آبله و ناراحتی چشمان کودکان برطرف شد.

ما که اعتقاد داریم؛ امامان معصومِ ما علیهم السلام ولایت تکوینی دارند، یعنی می‌توانند بر همه نظام هستی فرمان دهند، که شفای دردها، و درمان بیماری‌های صعب العلاج چیزی به حساب نمی‌آید. امّا آیا دانشمندان علوم با ابزار علمی، و دیدگاه علمی، می‌توانند این واقعیّت‌ها را کشف کنند؟ و بگویند تا اسرارِ حکمی از احکام الهی را کشف نکنیم، آن را نمی‌پذیریم؟

پس باید در برابر واقعیّت‌ها سَرِ تعظیم فرود آوریم، باید همه رهنمودهای رهبران معصوم علیهم السلام بخصوص رهنمودهای بهداشتی و درمان را جدّی بگیریم و به آن دقیقاً عمل کنیم؛ و با آگاهی و تعبّد، احکام و رهنمودهای رهبران معصوم علیهم السلام را گرامی داشته به آن عمل کنیم که سعادت دنیا و رستگاری جاویدان ما در آن است.

بهداشت و سلامت روان

درد دل در چاه گفتن

از نظر سلامت روان، و بهداشت روانی، و روانشناسی بالینی، اگر درد دل‌ها، عقده‌ها، مظلومیّت‌ها در انسان انباشته گردد، و در جائی گفته نشود، یا یاران رازداری نباشند که عقده زدائی شود، تراکم عقده‌ها خطر آفرین است، باید عمل بیرون زدائی، وسبک شدن از عقده‌ها صورت گیرد، که با درد دل کردن برای دوستان همراز، یا خانواده، تا حدودی اصلِ ((عقده زدائی)) تحقّق می‌یابد. وگرنه انواع اختلالات روانی، اضطرابات روحی، سکته‌های قلبی، در انتظار انسان است. در آن روزگاران تنهائی، حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام بود و دنیا دنیا مظلومیّت‌ها، محرومیّت‌ها، نادیده گرفتن حق، زورگوئی‌ها، تهمت‌ها، حسادت‌ها و کینه‌توزی‌های شرم آور، چه می‌توانست بکند؟ چه کسی را داشت که راز دل بگشاید؟ درد دل کند؟ عقده زدائی نماید و خود را سبک کند؟ از این رو در اوقات خاصّی به بیابان می‌رفت، و در ظلمت شب سر درچاهی فرو برده، اسرار نهان رامی گفت، و دَرِ رازها را می‌گشود و درد دل‌ها می‌کرد.

ابن میثم از پدرش میثم تمّار نقل می‌کند که:

شبی از شب‌ها، امام علی علیه السلام مرا همراه خود پذیرفت تا به مسجد جعفی رفتیم، چهار رکعت نماز خواندیم، امام را دیدم که سر به سجده گذاشت و صد بار العفو، العفو فرمود، سپس بیرون آمده در تاریکی شب بطرف صحرا رفتیم، در صحرا در نقطه‌ای حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام خطّی کشید و فرمود: از این خط جلوتر نیا؛ و خود در ظلمت شب ناپدید شد، مدّتی گذشت و من بر جانِ آن حضرت با وجود آن همه دشمن ترسیدم و نتوانستم صبر کنم، اندکی بعد به جستجوی امام علی علیه السلام پرداختم، حضرت را دیدم سر در چاهی فرو برده و زمزمه‌ای دارد وقتی نزدیک شدم فرمود: کیستی؟

گفتم: میثم هستم.

فرمود :مگر تو را امر نکردم که جلوتر نیائی؟

گفتم: چرا، امّا برجان شما و فراوانی دشمن ترسیدم.

حضرت فرمود :آیا از سخنان من در چاه چیزی شنیدی ؟.

گفتم: نه.

سپس این شعر را زیر لب زمزه کرد: وَفِی الصَّدْرِ لَباناتٍ نَکَتُّ الا ءرْضَ

بِالْکَفِّ فَمَهْمَا تُنْبِتُ الاَْرْضَ إِذا ضاقَ لَها صَدْرِی وَاُبْدِیتُ لَهَا

سِرّی فَذاکَ النَّبْتُ مِنْ بَذْری

(در سینه درد دل‌ها ونیازهائی است که وقتی تنگی می‌کند زمین را باکف دست می‌شکافم و اسرارم را در آن می‌گذارم،

پس هرگاه زمین چیزی رویاند از آن بذری است که من کاشته‌ام )[۱۵]

نقش پاکی و پاکیزگی لباس در سلامت روح

می‌دانیم که جسم در روح، و روح در جسم تاءثیر می‌گذارد. اندوه و غم امری روانی است، امّا زخم معده و روده بجا می‌گذارد؛ و ورزش امری جسمانی است، امّا در روح و تمرکز فکر و تقویت روان اءثر دارد.

یکی دیگر از عوامل سلامت روح، پاکی و پاکیزگی لباس است، که روح را شاداب می‌کند و اندوه را از او می‌زداید. حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام نسبت به این مساءله فرمود:

اَلنَّظیفُ مِنَ الثِّیابِ یُذْهِبُ الْهَمَّ وَ الْحُزْنَ

(پاکیزگی در لباس، غم و اندوه را می‌زداید)[۱۶]

بهداشت روانی

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

چند چیز است که باعث پریشانی می‌شود و چند چیز است که باعث توانگری می‌گردد.

امّا آنها که موجب فقر و پریشانی می‌شود:

۱ - تار عنکبوت را در خانه گذاشتن

۲ - در حمّام بول کردن

۳ - در حال جنابت چیزی خوردن

۴ - با چوب گز خلال کردن

۵ - ایستاده شانه کردن

۶ - خاکروبه را در خانه گذاشتن

۷ - قَسَمِ دروغ خوردن

۸ - زنا کردن

۹ - اظهار حرص کردن

۱۰ - خوابیدن در میان نماز مغرب و عشاء

۱۱ - خوابیدن بعد از صبح و پیش از طلوع آفتاب

۱۲ - دروغ بسیار گفتن

۱۳ - غنا و خوانندگی را شنیدن

۱۴ - مردی را که در شب سئوال (در خواست) کند چیزی ندادن

۱۵ - خرج را زیاده از اندازه کردن

۱۶ - با خویشاوندان بدی کردن

و امّا آنها که موجب توانگری و زیادتی مال می‌شود:

۱ - نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را با یکدیگر بجا آوردن

۲ - بعد از نماز صبح و بعد از نماز عصر تعقیب خواندن

۳ - با خویشان نیکی و احسان کردن

۴ - داخل خانه را جاروب کردن

۵ - مال خود را با برادران مؤ من قسمت کردن

۶ - بامداد به طلب روزی رفتن

۷ - استغفار بسیار کردن

۸ - خیانت در مال مردم نکردن

۹ - سخن حقّ و راست گفتن

۱۰ - آنچه مؤ ذّن در اذان گوید از پی او گفتن

۱۱ - در بیت الخلاء سخن نگفتن

۱۲ - حِرص در طلب دنیا نداشتن

۱۳ - سپاسگذاری کردن از کسی که حقّی (نعمتی) بر او داشته باشد.

۱۴ - از قَسَمِ دروغ اجتناب کردن

۱۵ - پیش از طعام دست شستن ۱۶ - خوردن ریزه‌های غذا که در سفره می‌ریزد. [۱۷]

بهداشت و پاکیزگی

پرهیز از آب خوردن در ظروف شکسته

علی علیه السلام در آن روزگاری که هنوز میکروب وانواع ویروس‌های زیان آور کشف نشده بود، و آلودگی‌ها معمولاً از طریق غذا و ظروف شکسته، به مردم منتقل می‌گردید، یک دستور العمل بهداشتی دارد که:

لاَ تَشْرِبوا الْماءَ مِن ثُلْمَةِ الاِْناءِ، وَ لا مِنْ عُرْوَتِهِ، فَاِنَّ الشَّیْطانَ یَقْعُدُ عَلَی العُروَةِ والثُّلْمَة

(از جای شکستگی ظروف، واز طرف دسته ظروف، آب نیاشامید، که شیطان در آنجاها می‌نشیند)

در این رهنمود بهداشتی امام علی علیه السلام موجودات موذی را با نام شیطانِ زیان رساننده، مطرح فرمود. [۱۸]

تعریف از حمّام و پاکیزگی

نسبت به حمّام، امام علی علیه السلام فرمود:

نِعْمَ الْبَیْتِ الْحَمّام، یُذْکِرُ النَّارَ، وَ یُذْهِبُ بِالدَّرَنْ

(چه خوب خانه‌ای است حمّام، که گرمای آن انسان را به یاد جهنّم می‌اندازد، و آلودگی را از بدن پاک می‌کند)[۱۹]

پاکیزه نگهداشتن خانه

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام نسبت به پاکیزگی خانه فرمود:

نَظِّفُوا بُیُوتَکُمْ مِنْ خُولِ الْعَنْکَبُوتِ، فَاِنَّ تَرْکَهُ فی الْبَیْتِ یُورِثُ الْفَقْرَ

(خانه را از تارهای عنکبوت پاک کنید، که رها کردن تارهای عنکبوت در خانه، عامل فقر است )[۲۰]

سفارش به پاکیزگی آب

(خبر از میکروب اکسیژن خوار در آب)

امروزه پس از کشف میکروب، و راه یابی انسان به دنیای نادیدنی و حسّاس میکروب‌ها، تک سلول‌ها، تازه دانستند که: ((میکروب‌های هوا خوار)) در آب وجود دارند، و عامل سلامت آب می‌باشند، و اسید و مواد اسیدی، کشنده آنهاست، امّا در ۱۴ قرن قبل، امام علی علیه السلام فرمود:

لاَتَبُولُ فِی الْمَاءِ لاَِنّ لِلْماءِ اَهْلٌ لاَتُؤ ذُوهُ

(در آب ادرار نکنید، زیرا آب موجودات زنده‌ای دارد که نباید به آنها آسیب رسانید)[۲۱]

اقسام خوابیدن

امام علی علیه السلام در مسجد جامع کوفه حضور داشتند که مردی از اهل شام سئوالاتی را مطرح کرد، و از آن جمله پرسید: خواب چند قسم است؟

امام علی علیه السلام پاسخ داد که خواب بر چهار قسم است:

اوّل - خوابیدن به روش پیامبران که بر پشت می‌خوابند و منتظر وحی می‌باشند.

دوم - خوابیدن مؤ من که رو به قبله و بر روی پهلوی راست می‌خوابد.

سوم - خواب پادشاهان و شاهزادگان که از فراوانی غذائی که خوردند بر پهلوی چپ می‌خوابند.

چهارم - خواب شیطان و دوستان شیطان، و هر دیوانه دردمندی که به روی می‌خوابند و شکم خود را به زمین می‌چسبانند.[۲۲]

بهداشت

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام سفارش می‌کرد که آب نوشیدنی را بجوشانید و بیاشامید.

امّا چون مردم جاهل بودند، می‌گفتند: چه تاءثیری دارد؟ امام علی علیه السلام می‌فرمود:

مگر غذا را در دیگ نمی‌جوشانید؟ آب را هم بجوشانید. [۲۳]

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام به اعتدال در تغذیه سفارش می‌فرمود و خود در حالت عادّی در شبانه روز یک وعده غذای کافی میل می‌کرد؛ و به آب برای رفع گرسنگی سفارش می‌فرمود و نوشتند گاهی که در صفّین تا چند روز غذای کافی نرسیده بود، با نوشیدن آب گرسنگی را تحمّل می‌کردند.

حمّام سازی نیز در عربستان معمول نبود، که امام علی علیه السلام اوّلین حمّام را در مدینه ساخت و به دیگران یاد داد تا((بهداشت عمومی)) را رعایت کنند. [۲۴]

پرهیز از میکروب‌ها

ابلیس (در لغت بر وزن افعیل) یعنی ماءیوس از رحمت خدا، و شیطان، هر سرکش و عاری از خیر است که شرّش ظاهر است و هر پلید از جنّ و انس و جنبنده را گویند، و آنچه از آیات و احادیث استفاده می‌شود، ابلیس، ((خاصّ)) و شیطان ((عامّ)) است، یعنی هر شیطانی ابلیس نیست ولی هر ابلیسی شیطان است. ابلیس همان شیطان اوّلیّه بود که گردن کشی کرد و بر حضرت آدم علیه السلام سجده نکرد که حضرت به آن اشاره کرد که گردن کشی بزرگترین دام و فریب ابلیس بزرگ است و در قرآن کریم سوره بقره آیه ۳۴ می‌فرماید:

وَ اِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوُا لِادَمَ فَسَجَدُوا اِلاّ اِبْلیسَ اَبی وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ.

(و هنگامی که گفتیم فرشتگان را که بر آدم سجده کنید، همه سجده کردند مگر ابلیس که اِبا و تکبّر و گردن کشی نمود و از فرقه کافران شد)

امّا درباره شیطان، در آیات و روایات به هر انسان و حیوان آزار دهنده، و چیز پلید شیطان گفته شده است، چنان‌که در سوره بقره، آیه ۱۴ منافقین را شیطان نامیده است:

وَ اِذا خَلَوْا اِلی شَیاطینِهِمْ

(و زمانی که خلوت کنند با شیطان‌هاشان)

در کتاب محاسن برقی از علی بن ابی طالب علیه السلام روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

دستمال چرب را در خانه نگذارید (بماند و بشوئید) زیرا جایگاه شیطان (میکروب) است.

در کتاب محاسن برقی امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

از کنار دسته و محلّ شکسته ظرفها و کوزه‌ها آب ننوشید، زیرا محلّ اجتماع شیطان (میکروب) است.

و نیز امام صادق علیه السلام فرمود:

ظرف‌هاتان را بدون پوشش نگذارید (در معرض گرد و غبار قرار ندهید) زیرا زمانی که ظرف پوشش نداشت، شیطان (میکروب) آنرا آلوده می‌کند و از آنچه در آن (از چربی در کناره‌های ظرف) مانده، آنچه بخواهد می‌گیرد. (جایگاه خود قرار می‌دهد)

راه‌های تاءمین بهداشت

دفن کردن در خاک

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ما را سفارش فرمود تا چهار چیز را در خاک پنهان کنیم:

مو، ناخن، دندان، و خون .[۲۵]

استفاده از خاک برای پاکسازی محیط زندگی یکی از شیوه‌های ارزشمندی است که هم اکنون مرزهای دانش بشری به آن رسیده است، زیرا خاک از نظر فیزیکی و فعل و انفعالات شیمیائی حالت، ((فِرمانتاسیون)) دارد. یعنی قانون ((تبدیل)) که هر چیز غیر خود را به خاک تبدیل می‌کند، و عامل پاکی و پاکیزگی محیط زیست از ناپاکی‌ها می‌گردد.

روش شانه کردن موها

یکی از راه‌های آلوده شدن، و سرایت بیماری‌ها، موی سر است. باید موی سر را هر هفته یک بار اصلاح کرد و موها را دفن نمود، تا محیط زندگی سالم باشد. از این رو، شانه زدن موهای سر نیز آدابی دارد، اگر هرجا و در هر شرایطی موها را شانه بزنیم، احتمال پراکنده شدن موها وجود دارد، که حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

به هنگام شانه کردن موها بنشینید، اگر کسی ایستاده و در حال حرکت شانه کند باعث فقر و پریشانی آن فرد می‌شود. [۲۶]

استعمال عطریّات و بوهای خوش

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام به عطریّات و بوی خوش علاقه داشته و می‌فرمود:

کرامت را ردّ نمی‌کند مگر احمق.

پرسیدند: کرامت چیست؟

پاسخ داد :عطری که به انسان می‌بخشند، و بالشی که برای تکیه دادن او می‌آورند و امثال آن .[۲۷]

روغن بر بدن مالیدن

در نظافت و شستشوی بدن در گذشته، بدن را پس از تمیز کردن روغن مالی می‌کردند، تا فَربِه شود.

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

روغن مالیدن، پوست را نرم و عقل را زیاد می‌کند، و مجاری آب و عرق را باز می‌کند، و خشونت پوست را برطرف می‌سازد و چهره را شاداب می‌سازد، و باعث فزونی روزی می‌شود. [۲۸]

و در رهنمود دیگری فرمود: مردها هر ماه یکبار بدن را روغن مالی کنند و زنان هرچه بیشتر، بهتر است.

و در روایت دیگری فرمود: روغن زیتون بخورید و بر بدن بمالید که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

این عمل باعث می‌شود تا شیطان چهل روز از شما دوری کند. [۲۹]

روش استفاده از حمّام

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

۱ - نیکو خانه‌ای است حمّام، جهنّم را به یاد می‌آورد، و چرک را از بدن می‌زداید.

و آنگاه رهنمود داد که:

۲ - در حمّام بر پشت نخوابید که پیه کلیّه‌ها را آب می‌کند،

و در حمّام آجر و سفال بر پاهای خود نسائید که باعث پدید آمدن بیماری ((خوره)) است.

۳ - و فرمود:

در حمّام بول نکنید که باعث فقر و پریشانی است.

۴ - و فرمود:

سر را بشوئید که چرک را می‌برد و بیماری چشم را می‌زداید، شستن جامه اندوه را می‌برد و پاکیزگی در نماز را تضمین می‌کند.

۵ - و فرمود:

با آب خود را مرتّب بشوئید و بدن را پاکیزه نگهدارید، که بوی بدی در بدن شما نباشد، زیرا خدا دشمن می‌دارد انسان کثیف را که بوی زشت بدن او مردم را ناراحت کند.

۶ - و فرمود:

آب را بویِ خوشِ خود گردانید. [۳۰]

یعنی مرتّب بدن را شستشو دهید، و در آب‌های جاری فراوان شنا کنید.

روش درست خوابیدن

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

۱ - با وضو بخوابید که فرشتگان با روح شما تماس بگیرند، امّا اگر وضو نداشته باشید، با روح شما تماس نخواهند گرفت.

۲ - و فرمود:

قبل از خواب حتماً به توالت رفته و خود را سبک کنید و بعد از آن بخوابید.

زیرا گاهی مَثانه پُر است و شخص در خواب بوده و در زمان مناسب تخلیه نمی‌کند که دچار درد کلّیه و سنگ کلّیه می‌گردد.

۳ - و فرمود:

روش‌های خوابیدن چهار قسم است:

۱ - خوابیدن پیامبران، که بر پشت می‌خوابیدند و منتظر وحی پروردگار بودند.

۲ - خوابیدن مؤ من:

که بر دست راست و رو به قبله می‌خوابد.

۳ - خوابیدن پادشاهان و فرزندانشان:

که بردست چپ می‌خوابند تا از غذاهائی که می‌خورند لذّت ببرند.

۴ - خوابیدن شیطان و پیروان او:

که بر رو می‌خوابند.

و فرمود:

هرگز بر رو نخوابید و اگر کسی را دیدید که بر رو خوابیده است او را بیدار کنید.[۳۱]

روش استفاده از آفتاب

استفاده از نور آفتاب تاءثیر فراوانی در سلامت انسان دارد، امّا باید روش صحیح بهره‌وری از نور آفتاب را دانست.

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

برای استفاده از نور آفتاب، در نشستن پشت به آفتاب قرار گیرید، امّا اگر رو به آفتاب بنشینید یا کار کنید دردهای پنهانی بدن را ظاهر می‌کند. [۳۲]

امروزه نیز برخی از بیماری‌ها، به خصوص بیماری‌های پوستی را به ((آفتاب زدگی)) ارتباط می‌دهند، پس هم باید از نور آفتاب استفاده کرد و هم باید احتیاطهای لازم را از یاد نبرد.

حجامت کردن

عمل حجامت کردن در روزگاران گذشته برای بیرون ریختن خون‌های کثیف و رویش دوباره خون در بدن، صورت می‌گرفت که: منافع فراوانی داشت، و درمان بسیاری از دردها بود، که امروزه با اعطاء خون، همان هدف بهداشتی، تاءمین می‌گردد.

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

حجامت کنید که حجامت کردن بدن را سالم و عقل را محکم می‌گرداند.[۳۳]

احتیاط در مصرف دارو

امروزه که انواع داروها ارزان و سریع در اختیار مردم قرار دارد، قدرت تحمّل انسان‌ها کم شده و فوراً در اوّلین لحظه بیماری، به دارو و درمان، پناه می‌برند؛ و برخی، منزل آنان، یا کیف آنان، یک ((داروخانه سیّار)) است. در حالی که نظریّه درستِ اطبّاء حاذق این است که:

درد را مقداری تحمّل کنید تا بدن خود بر بیماری غلبه کند و سرانجام به درمان و دارو روی بیاورید.

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام به این حقیقت درمانی اشاره فرمود:

تا وقتی که درد یا بیماری بر بدن غلبه نکرد، خود را مداوا نکرده و از دارو استفاده نکنید. [۳۴]

آثار بهداشتی ختنه کردن فرزندان

یکی از آداب ارزشمند بهداشتی، سنّتِ ((ختنه کردن)) است، که انسان را از بیماری‌های گوناگون واگیردار، حفظ می‌کند.

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

اِخْتَتَنُوا اَوْلادَکُمْ یَوْمَ السّابِعِ وَ لایَمْنَعَکُمُ حَرُّ وَ لابَرْدٌ، فَاِنَّهُ طُهْرٌ لِلْجَسَدِ

(فرزندان خود را هفت روز پس از تولّد ختنه کنید و سرما و گرما شما را از این عمل بازندارد، زیرا ختنه کردن، عامل پاکیزگی بدن است )[۳۵]

در رهنمود حضرت چند اصل بهداشتی وجود دارد که باید به آن توجّه شود:

۱ - شتاب در ختنه کردن کودک (از روز هفتم تولّد)

۲ - بی توجّهی نسبت به سرما و گرما در ختنه کردن کودک

۳ - پاکیزگی بدن

هم باید کودک را ختنه کرد و هم باید عجله نمود و در روز هفتم این سنّت را انجام داد.

هم اکنون آنان که ختنه نمی‌کنند و یا این سنّت را به تاءخیر می‌اندازند، دچار بیماری‌های فراوانی می‌گردند که برخی از آنها غیرقابل علاج است.

آداب غذا خوردن و آب نوشیدن

آداب غذا خوردن

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام هم خود نکات بهداشتی غذا خوردن را رعایت می‌فرمود و هم به فرزندان خود می‌آموخت که چگونه زندگی کنند، و چگونه با روش‌های بهداشتی از انواع بیماریها مصون بمانند.

روزی به فرزند خود، امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:

((اَلا اُعَلِّمُکَ اءرْبَعَ خِصالِ تَسْتَغْنی بِها عَنِ الطِّبِّ؟

قالَ: بَلی

قالَ: لا تَجْلِسْ عَلَی الطِّعامِ اِلاّ و أَنْتَ تَشْتَهیهِ

وَ جَوِّدَ الْمَضْغَ

وَ اِذا نِمْتَ فَاَعْرِضْ نَفْسَکَ عَلَی الخَلاءِ...))[۳۶]

(فرزندم! آیا به تو چهار چیز یاد ندهم که با عمل به آنها از دارو و درمان بی‌نیاز شوی؟

امام حسن علیه السلام پاسخ داد: بله!

علی علیه السلام فرمود:

هیچگاه بر سر سفره غذا منشین مگر آنکه گرسنه باشی.

و از سر سفره غذا بلند مشو، مگر آنکه هنوز به غذا میل داشته باشی،

و غذا را خوب بجو و هرگاه خواستی بخوابی پیش از آن به دستشوئی برو.

آداب آب نوشیدن

حضرت امام رضا علیه السلام از پدر و اجدادش چنین روایت می‌فرماید:

اِنَّ الْحُسَیْن بنَ عَلِی علیه السلام قالَ:

کانَ اَمیرالمُؤ منین علیه السلام یَاءمُرْنا اِذاتَخَلَّلْنا اءنْ لا نَشْرِبَ الْماءَ حَتّی نَتَمَضْمَضَ ثَلاثا))

(امام حسین علیه السلام فرمود:

پدرم امیرمؤ منان به ما دستور می‌داد که:

هرگاه مسواک کردیم آب ننوشیم، مگر آنکه اوّل سه بار مضمضه کنیم. ((آب را در دهان بچرخانیم و دور بریزیم )))[۳۷]

زیرا ابتداء باید دهان و دندان پاک گردند و سپس از دهان و دندانِ پاک آب نوشید.

بهداشت فردی

۱ - امام علی علیه السلام ایستاده آب می‌نوشید.

۲ - و با آب پاک و پاکیزه وضوء می‌گرفت، بگونه‌ای که باقیمانده آب وضوء را می‌نوشید.

روزی در مقابل فرزندش وضوء گرفت و باقیمانده آب وضوء را سرکشید و فرمود:

اِنّی رَاءیْتُ جَدَّکَ رَسُولُ اللّه صلی الله علیه و آله و سلم صَنَعَ کَذا!!

(فرزندم! من جدّ شما رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را دیدم که باقیمانده آب وضوء خود را می‌نوشید)[۳۸]

استفاده از تخصص طبیبان

توجّه به ارزش تخصّص‌های علمی

در فرهنگ اجتماعی انسان‌های معاصر با تقویت روح ناسیونالیستی، و رواج گرایش‌های حزبی، گروهی، سازمانی، هر فردی سعی دارد تا نیازهای خود را در جمع گروه و حزب و هم کیش خود مطرح سازد، و از تخصّص‌های متخصّصین هم عقیده خود بهره‌مند گردد، که با انواع تعصّبات قومی و نژادی و گرایش‌های سازمانی در هم آمیخته است. در صورتی که در دیدگاه حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام علم و تخصّص‌های علمی ارزشمند است، هرکس و از هر جائی که باشد باید از او بهرمند شد، که فرمود:

وَقَالَ علیه السلام: خُذِ الْحِکْمَةَ اءَنَّی کَانَتْ، فَإِنَّ الْحِکْمَةَ تَکُونُ فِی صَدْرِ الْمُنَافِقِ فَتَلَجْلَجُ فِی صَدْرِهِ حَتَّی تَخْرُجَ فَتَسْکُنَ إِلَی صَوَاحِبِهَا فِی صَدْرِ الْمُؤْمِنِ.

(و درود خدا بر او فرمود: حکمت را هر کجا که باشد، فراگیر، گاهی حکمت در سینه منافق است و بی تابی کند تا بیرون آمده و با همدمانش در سینه مؤ من آرام گیرد)[۳۹]

از این رو رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به اطبّاء یهودی، مسیحی، و دیگر اقوام و اءدیان اجازه می‌داد که در کشور اسلامی و شهر مدینه، مطب داشته باشند، و مردم را ((ویزیت)) کنند؛ و در حکومت امام علی علیه السلام نیز طبیب یهودی حق داشتن مطب و درمان بیماریها را داشت. در صورتی که در دیگر حکومت‌ها و حاکمیّت‌ها از اینگونه آزادی خبری نبود و نیست.

اجازه ویزیت کردن طبیب یهودی

پس از ضربت خوردن حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام پیشنهاد دادند که طبیب بیاورند. در میان اطباء معروف آن روز ((اثیربن عمرو هانی سلونی))، از همه مشهورتر و صاحب کرسی، و مذهب او یهودیّت بود. او را آوردند، و امام هم مخالفت نکرد. یعنی از علم و تخصّص باید استفاده کرد، هر جا و توسط هر کسی که باشد. (آنگونه که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به طبیب یهودی در مدینه اجازه باز کردن مطب داد)

طبیب گفت: گوسفند مادّه بیاورید. آوردند، و به دستور طبیب آن گوسفند را ذبح کردند. طبیب شُش گوسفند را گرفت، و گرم بر روی زخم گذاشت و با فشار در آن دمید تا آنکه شُش در زخم سر امام علی علیه السلام فرو رفت، کمی صبر کرد و آن را بیرون آورد، دید که زهر به مغز سر رسید، گفت: کار از تدبیر ما بیرون است .[۴۰]

روشهای درمانی امام (ع)

ساختن با بیماری

برخی از بیماری‌ها را بدن با سیستم دفاعی منظّمی که دارد شناسائی می‌کند، با آن مقابله می‌نماید، و به تدریج آن را ریشه کن می‌سازد. یعنی سیستم دفاعی بدن، خود یکی از روش‌های درمان است که باید به بدن فرصت دفاع و بازسازی داد، و فوراً به انواع داروها روی نیاورد، مانند برخی از انواع سرماخوردگی، از این رو افرادی که در روستاها و در باغ‌ها، با طبیعت سر و کار دارند، و بدنشان انواع میکروب‌ها را دیده و می‌شناسد، قدرت دفاعی بیشتری از دیگران دارند که امام علی علیه السلام فرمود:

اِمْشِ بِدَائِکَ مَا مَشَی بِک

(با بیماری خود مدارا کن تا مادامی که با تو راه می‌آید)[۴۱]

روش درمان تب و چشم درد

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

حرارت تب را با خوردن دَم کرده بنفشه در زمستان، و آب سرد در تابستان پائین بیاورید، یعنی بر بدن مریض که تب دارد آب سرد بریزید.

و فرمود:

یاد ما اهل بیت علیهم السلام شفاءِ هر دردی است حتّی وسوسه‌های شیطان.

و فرمود:

عنّاب تب را زایل می‌کند.

درمان چشم درد

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام به سلمان و اباذر فرمود:

تا چشم درد دارید، بر پهلوی چپ نخوابید، و خرما نخورید و با اعتقاد، آیة الکرسی بخوانید.

بیماری‌های پوستی

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

حضرت عیسی علیه السلام بر روستائی عبور کرد، دید که مردم آنجا رنگ‌های صورتشان زرد و چشم هایشان کبود است، تا او را دیدند از بیماری خود به آن حضرت شکایت کردند. آن حضرت برای درمان آنها فرمود:

شما گوشت را نَشُسته در ظرف می‌گذارید و می‌پزید، از این پس گوشت را با آب بشوئید و بپزید و بخورید که از اینگونه بیماری‌ها نجات می‌یابید.

درد بواسیر

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

برای درمان درد بواسیر این دعا نافع است :[۴۲]

یا جَوادُ یا ماجِدُ یا رَحیمُ یا قَریبُ یا مُجیبُ یا بارِئُ یا راحِمُ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ ارْدُدْ عَلَیَّ نِعْمَتَکَ وَ اکْفِنی اَمْرَ وَجَعی

(ای خدای بخشنده، یابنده، ای رحم کننده، ای نزدیک، ای پاسخ دهنده، ای آفریننده، ای رحمت آورنده، بر محمّد و خاندانش درود بفرست، و نعمت خود را به من بازگردان و مرا از این دردی که دارم شفاده )

درمان گیاهی

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام معمولاً دردهای خود را با گیاهی بنام ((پودینه کوهی)) درمان می‌فرمود؛ و درباره پودینه کوهی می‌فرمود:

معده را پاک می‌کند، چونان قطیفه‌ای که بدن را خشک می‌کند.[۴۳]

شگفتی شیوه‌های درمانی امام علی علیه السلام در آن است که هم به تاءثیر فیزیکی داروها توجّه داشت، و هم به تاءثیر روانی ایمان و دعا، اعتقاد داشت، برای درمان تب هم، گل بنفشه و عنّاب را سفارش می‌دهد و هم در کنار آن، یاد اهل بیت علیهم السلام و آیة الکرسی را مطرح می‌فرماید.

بهداشت غذا

غذا و تندرستی

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام نسبت به ارتباط غذا و تندرستی، رهنمودهای وحی گونه‌ای دارد که به برخی از آنها اشاره می‌گردد، مانند:

۱ - به خوردن گوشت ماهی مداومت نکنید، زیرا گوشت ماهی بدن را آب می‌کند.

۲ - خوردن گردو در گرما، حرارت زیادی در بدن تولید می‌کند و بدن دمل می‌زند، ولی در زمستان از سرد شدن بدن جلوگیری کرده باعث گرمی کُلیه‌ها می‌شود.

۳ - هرگاه انسان ضعیف شد، باید گوشت را با لَبَن (ماست یا دوغ) بخورد.

۴ - گرمای تب را با خوردن گُل بنفسه بشکنید.

۵ - شام نخوردن باعث خرابی بدن است.

۶ - خوراک‌های رنگارنگ شکم را بزرگ و ران‌ها را ضعیف می‌کند.

۷ - شیر گاو شفا است.

۸ - هر که بامداد بیست و یک‌دانه مویز بخورد، بیمار نمی‌شود.

۹ - سیب بخورید، چون سیب معده را دبّاغی می‌کند.

۱۰ - گلابی قلب ناتوان را نیرو می‌بخشد و کار معده را مرتّب می‌سازد. [۴۴]

روانشناسی غذا

از گذشته‌های دور تا کنون باور نمی‌کردند که غذا مسائل روانی هم داشته باشد، فکر می‌کردند غذا از نظر ((ویتامین‌ها)) و ((پروتئین)) مهمّ است، تا آنکه با گسترش مرزهای دانش بشری، هم اکنون از نظر تجربی اثبات کرده‌اند که غذا دو چیز به انسان منتقل می‌کند:

اوّل - انواع ویتامین‌ها

دوّم - صفات روانی و روحیّات

بنابر این، گوشت و شیر حیوانات همانگونه که ویتامین‌ها را به انسان منتقل می‌کنند، صفات و روحیّات آنان نیز منتقل می‌شود، که امامان بزرگوارِ ما علیهم السلام فرمودند:

گوشت و شیر الاغ نخورید.

و خوردن گوشت درندگان حرام است.

و رهنمود دادند که:

فرزند فقط باید از شیر مادر تغذیه شود.

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

ما مِنْ لَبَنٍ یَرْضَعُ بِهِ الصَّبِیّ اءعْظَمُ بَرَکَةً عَلَیْهِ مِنْ لَبَنِ اُمِّهِ

(هیچ شیری برای تغذیه کودک از شیر مادرش با برکت و بهتر نیست )

و هشدار دادند که:

لا تَسْتَرْضِعُوا الْحُمَقاء فَاِنَّ اللَّبَنَ یَغْلِبُ الطَّباع

(کودکان شما از زنان احمق شیر نخورند، زیرا شیر صفات و روحیّات را تغییر می‌دهد)[۴۵]

و فرمود:

اُنْظُرُوا مَنْ تُرْضِعَ اَوْلادَکُمْ فَاِنَّ الْوَلَدَ یَشُبُّ عَلَیْهِ

(بنگرید که چه کسی کودکان شما را شیر می‌دهد، زیرا کودک با همان جوان می‌شود و رشد می‌کند)

توجّه به نقش غذاها و میوه‌ها

گوشت ماهی

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

در خوردن ماهی افراط نکنید و همیشه ماهی نخورید، زیرا گوشت بدن را آب و بدن را سُست می‌کند.

ماهی تازه، فراوان خوردن، پیه چشم را می‌گدازد. [۴۶]

سرکه

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

سرکه نیکو نان خورشتی است، که صفرا را فرو می‌نشاند، و دل را زنده می‌کند. [۴۷]

امّا از مصرف فراوان و مداوم آن باید پرهیز کرد.

مغز گردو

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

در خوردن مغز گردو، در تابستان باید احتیاط شود، زیرا حرارت درون بدن را بر می‌انگیزاند و دُمَل‌ها را در بدن می‌رویاند.

امّا در هوای سرد زمستان، کلیه‌ها را گرم می‌کند، و سرما را دفع می‌نماید. [۴۸]

خوردن بِهْ

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

خوردن بِه، دلِ ضعیف را قوی می‌کند، و معده را پاک و دل را زیرک و ترس را از بین می‌برد.[۴۹]

نقش گُلابی در سلامت

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

گلابی بخورید، که دل را جلاء می‌دهد و دردهای درونی بدن را آرامش می‌بخشد به امر الهی .[۵۰]

فوائد انجیر

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

انجیر روده‌ها را پاک، و مواد مانده در روده را نرم می‌کند. (هر چه در روده مانده باشد و مانع خروج مدفوع شود)

و برای بادهای قولنج مفید است، در روز فراوان بخورید، امّا در شب زیاد نخورید. [۵۱]

مصرف سبزیجات

تمام امامان ما علیهم السلام به سبزیجات و نقش آن در سلامت تن، توجّه کامل داشتند. حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام به سبزیجات بر سر سفره غذا عنایت داشت، هرگز سفره‌ای برای حضرت آماده نمی‌کردند، مگر آنکه سبزی در آن موجود بود؛ که نسبت به فوائد سبزی فرمود:

دل‌های مؤ منان سبز است و به سبزی تمایل دارد.

فوائد کاسنی

فرمود:

هرکس شب بخوابد و هفت برگ کاسنی در معده او باشد از درد قولنج در امان است.

و فرمود:

فضیلت کاسنی بر دیگر سبزیجات مانند فضیلت ما اهل بیت است بر سائر مردم !!

تَره

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

تره را با نمک سائیده مصرف کنید،

و خود آن حضرت تره را اینگونه میل می‌فرمود.

نقش میوه جات

فوائد کدو

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام با سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به کدو فرمود:

کدو بخورید که مغز را تقویت، و عقل را زیاد می‌کند.

آثار بهداشتی گلابی

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

گلابی بخورید که قلب ناتوان را نیرو می‌بخشد و کار معده را تنظیم می‌کند.

فوائد سیب

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

سیب بخورید که معده را دبّاغی می‌کند.

موادّ روغنی

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

روغن زیتون بخورید و بر بدن بمالید که از رسول خدا شنیدم، این عمل چهل روز شیطان را از شما دور می‌کند. [۵۲]

آب درمانی

آب باران

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

از آب باران بخورید، که بدن را پاک می‌کند و انواع بیماری‌ها و دردها را از بدن می‌زداید.

(در روایات ما آب نیسان از ماه دوّم بهار، مشهور است که برای انواع بیماری‌ها مفید است )[۵۳]

آب فُرات

امام علی علیه السلام به آب فرات توجّه داشت و می‌فرمود:

کام فرزندان کوچک را از آب فرات بگیرید.

آداب غذا خوردن

راه پرهیز از زیان غذاها

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

کسی بخواهد که طعام و غذا او را زیان نرساند، این دستورات را رعایت کند:

۱ - تا گرسنه نشد غذا نخورد، تا معده کاملاً پاک گردد.

۲ - به هنگام خوردن، بسم اللّه الرّحمن الرّحیم، بگوید.

۳ - غذا را درست بَجَوَد.

۴ - تا هنوز کاملاً سیر نشده دست از طعام بکشد. [۵۴]

سادگی در غذا

گرچه باید انواع غذاهای لازم را شناخت و تهیّه کرد و به مصرف رساند، امّا انسان نباید در غذا خوردن و مصرف انواع غذاها اسراف کند. در دوران حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام ایرانیان و دیگر اقوام در لباس و غذا افراط می‌کردند؛ و به غذاهای رنگارنگ گرایش داشتند، و در پرخوری و اسراف زبانزد بودند که امام علی علیه السلام هشدار گونه فرمود:

امّت اسلامی مادام که در غذا و لباس سادگی را رعایت می‌کنند در خیر و سعادت هستند و آنگاه که چون ایرانیان و دیگر اقوام غیر عرب در غذا و لباس افراط کنند، خوار و ذلیل خواهند شد.[۵۵]

بهداشت غذا

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

دستوارتی است که اگر در غذا خوردن رعایت شود منافع بهداشتی فراوانی دارد، روزی را زیاد می‌کند، چشم را جَلا می‌دهد، و انواع دردها را از بدن می‌زداید؛ مانند:

۱ - شستن دست‌ها قبل از غذا خوردن

۲ - شستن دست‌ها پس از غذا

و در روایت دیگری فرمود:

وضو گرفتن قبل از غذا روزی را زیاد می‌کند.[۵۶]

نام خدا و درمان

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

من سلامت را ضمانت می‌کنم، برای کسی که قبل از غذا، بسم اللّه الرّحمن الرّحیم بگوید، غذائی که می‌خورد، او را زیان نرساند.

ابن کُوّا گفت:

یا امیرالمؤ منین علیه السلام دیشب به هنگام غذا ((بسم اللّه)) گفتم و غذا مرا آزار رساند.

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام پاسخ داد که:

غذاهای رنگارنگ خوردی و قبل از مصرف هر غذائی ((بسم اللّه)) نگفتی، که تو را آزار رساند.[۵۷]

و در روایت دیگری فرمود:

اگر کسی این دعا را قبل از غذا بخواند، من ضمانت می‌کنم که هیچ طعامی او را آزار ندهد و زیان نرساند، بگوید:

اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ خَیْرِ الاَْسْماءِ مِلاُْ الاَرْضَ وَ السَّماءِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ الَّذی لا یَضُرُّ مَعَهُ داءٌ

(خدایا همانا من از نام تو که بهترین نامهاست و آسمان‌ها و زمین را پُر کرده است، که رحمن و رحیم است، و چیزی با آن نام زیان نمی‌رساند، آغاز می‌کنم )[۵۸]

پرهیز از اسراف و دور ریزی غذا

بسیاری در خوردن غذا اسراف می‌کنند، و بسیاری دیگر در آوردن و بردن و چیدن غذا اسراف می‌کنند، غذاها را می‌ریزند و لگدمال می‌کنند، و غذاهای مانده در ظرف‌ها را دور می‌ریزند، که عامل عدم خشنودی خداست.

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام سفارش می‌فرماید که:

سعی کنید غذا ریخته نشود، و اگر غذا بر روی سفره ریخت، آن را جمع کنید و بخورید، که آن شفای هر دردی است به امر الهی، برای کسی که تَه مانده سفره را جمع کند و با خوردن آن از خدا شفا بطلبد. [۵۹]

استفاده از انواع غذاها و داروهای گیاهی

امام علی علیه السلام در بهداشت غذا به نقش تعیین کننده سبزی‌ها و داروهای گیاهی توجّه داشت، و در مجموعه غذائی خود از آنها استفاده می‌فرمود، مانند:

O از خرما فراوان استفاده می‌کرد و اغلب نان و خرما تناول می‌فرمود.

O از انگور در فصل آن استفاده می‌فرمود.

O از انواع میوه جات بهره می‌گرفت.

O سبزیجات فراوان را به هنگام صرف غذا مورد توجّه داشت.

O از گیاهان داروئی، مانند: کاسنی و هندباد، استفاده می‌کرد و به آن سفارش می‌فرمود.

O از انار در غذاهای خود استفاده می‌کرد و به خوردن انار با پیه آن رهنمود می‌داد.

O از غذاهای طبیعی و مقوّی مثل: قارچ و خرما غفلت نمی‌کرد. [۶۰]

بهداشت فردی

کوتاه کردن شارب و مسواک زدن

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

اَخْذُ الشّارِبِ مِنَ النِّظافَةِ، وَ هُوَ مِنَ السُّنَّةِ الطَّیِّبِ

(کوتاه کردن شارب از نظافت و نشانه راه و رسم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است )[۶۱]

مسواک کردن

امام علی علیه السلام نسبت به نظافت و بهداشت دهان و دندان فرمود:

السَّواکُ مُطَهَّرَةٌ لِلْفَمِ وَ مَرْضاةٌ لِلْرَّبِّ

(مسواک زدن دهان را پاکیزه و موجب خشنودی پروردگار است )[۶۲]

بهداشت دست‌ها و غذا

یکی دیگر از راه‌های تاءمین بهداشت فردی در غذا، شستشوی دست‌ها قبل از غذاست. چه آن غذاهائی که انسان با دست، آنها را می‌خورد و چه غذاهائی که با قاشق یا دیگر ابزار تغذیه، تناول می‌نماید، زیرا به هر حال اگر دست کثیف باشد غذا یا ابزار غذا را آلوده می‌کند. بهترین روش بهداشت غذا، شستشوی دست‌ها قبل از غذا خوردن است، که انسان با دست‌های تمیز برسر سفره غذا بنشیند.

امروزه در کشورهای پیشرفته دست‌ها را می‌شویند، امّا امیرالمؤ منین علیه السلام قبل از غذا وضو می‌گرفتند، و در وضو بهداشت دست‌ها تا آرنج، و صورت و جلوی سر و تمیزی پاها مطرح است. یعنی فراسوی بهداشت عمومی جهان، دستور می‌فرمود، قبل از غذا، وضو بگیرید، تا با وضو گرفتن، دست و صورت و سر و پاها تمیز گردد و آنگاه با نظافت کامل به خوردن غذا مشغول گردید،

و فرمود:

مَنْ سَرَّ اءَنْ یُکْثَرَ خَیْرَ بَیْتِهِ فَلْیَتَوَضَّاء عِنْدَ حُضُورِ طَعامِهِ

(کسی که دوست دارد نعمت‌ها و خوبی‌ها در خانه اش فراوان گردد به هنگام غذا خوردن وضو بگیرد)[۶۳]

و در رهنمود دیگری فرمود:

غَسْلُ الْیَدَیْنِ قَبْلَ الطَّعامِ وَ بَعْدَهُ زِیادَةً فِی الرِّزْقِ

(شستن دست قبل و بعد از غذا خوردن، باعث فراوانی روزی است )[۶۴]

نقش سبزیجات در غذا

امروزه با برّرسی‌ها و آزمایشات فراوان به تاءثیر چشمگیر سبزیجات در غذاهای روزانه انسان پِی بردند، و تأکید می‌کنند که برای بسیاری از بیماری‌ها، و سکته قلبی، سبزیجات مفیدند.

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در سر سفره خود همواره سبزیجات مفید داشت و از آنها تناول می‌فرمود. امام صادق علیه السلام در یک میهمانی که دو سفره انداختند بر سر سفره‌ای نشست که سبزیجات بر روی آن چیده شده بود، از حضرت علّت آن را پرسیدند، خطاب به صاحب خانه فرمود:

ای حنّان! آیا نمی دانی که حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام سفره‌ای را دوست داشت که بر آن سبزیجات باشد؟

و بر سفره‌ای حاضر نمی‌شد که بر آن سبزیجات نبود.[۶۵]

۳ - امام علی علیه السلام به سبزی خوردن توجّه زیادی داشت.

اِنَّ امیرالمُؤ مِنین علیه السلام لَمْ یُؤْتِ بِطَبَقٍ اِلاّ و عَلَیْهِ بَقْلٌ

(همانا امیرالمؤ منین علیه السلام به سر سفره غذائی نمی‌نشست، مگر آنکه سبزی خوردن بر آن موجود بود)[۶۶]

بهداشت صورت

بسیاری فکر می‌کنند که بهداشت صورت همان شستشو با آب و صابون است؛ و از دیگر روش‌های ((بهداشت صورت)) غافل می‌باشند. امروزه دانشمندان با تجربه‌های گوناگون دریافتند که:

بین پیازک‌های موی صورت و عَصَب دندان‌ها ارتباط وجود دارد، و رویش مو، در صورت مرد، عامل سلامت پوست صورت و چهره است، و فوائد فراوانی دارد که باید در کتابهای بهداشتی مفصّل به آن پرداخت. از این رو در امّت اسلامی ریش داشتن سنّت است، و از تراشیدن موهای صورت نهی شده است،

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و دیگر معصومین، در ده‌ها روایت تاءکید کردند که موهای صورت را نتراشید.

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام نیز به این سنّت ارزشمند اسلامی عمل کرد، و بدان سفارش نمود که:

ریش نشانه امّت اسلامی است، و تراشیدن ریش، روش دیگر ملل و اقوام می‌باشد، و سفارش فرمود که:

برای دهان و دندان و جلوگیری از انواع آلودگی‌ها، شارب (سِبیل) را کوتاه کنید، زیرا از یک طرف به سوراخ‌های بینی و از طرف دیگر اگر بلند باشد به فضای دهان متّصل است و می‌تواند انواع میکروب‌ها و ویروس‌ها را به دهان ، انتقال دهد، پس باید آن را کوتاه کرد، که فرمود:

اَقْوامٌ حَلَقُوا اللَّحْیَ وَ فَتَلُوا الشَّوارِبَ فَمَسَخُوا[۶۷]

(در گذشته امّت هائی بودند که موهای صورت را می‌تراشیدند، و شارب‌ها را بلند می‌کردند، که به همین علّت مسخ شدند و نابود گردیدند)[۶۸]

بهداشت دندان

یکی از راه‌های سالم نگهداشتن، پاک کردن و مسواک کردن و خلال کردن است که با خلال کردن موادّ غذائی از اطراف دندان‌ها پاک می‌شود، و ایجاد بوئی زننده نمی‌کند، حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام مرتّب دندان‌ها را خلال می‌کرد، به خلال کردن دندان‌ها و نوع چوب خلال سفارش ‍ می‌فرمود.[۶۹]

بهداشت عمومی

رعایت شادابی دیگران

امام علی علیه السلام نسبت به بهداشت در روابط اجتماعی، فرمود:

مَنْ اَکَلَ شَیْئا مِنَ الْمُؤ ذِیاتِ ریحُها فَلا یُقَرِّبَنَّ الْمَسْجِدَ

(کسی که غذائی با بوهای تند و زننده بخورد، نباید به مسجد و محلّ اجتماعات مردم نزدیک شود)[۷۰]

بهداشت تن

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام به بهداشت تن و شستشوی دست و بدن توجّه داشت، غسل‌های جمعه را فراموش نمی‌کرد، (که در غسل جمعه همه بدن شسته می‌شود)، و به دیگران سفارش می‌فرمود. غسل را در آب رودخانه فرات انجام می‌داد؛ و برای اینکه فرهنگ ((غسل جمعه)) مطرح شود، اگر کسی را می‌خواست توبیخ کند، می‌فرمود:

وَ اللّهِ لَاءَنْتَ اءعْجَزُ مِنَ التّارِکِ الْغُسْلِ یَوْمَ الْجُمْعَةِ [۷۱]

(قسم به خدا تو از ترک کننده غسل جمعه عاجزتَری )

و نسبت به تراشیدن موی زیر بغل فرمود:

نُطَفُ الاَْبْطِ یُنْفِی رَائِحَةَ الْمَکْرُوهَةَ وَ طَهُورٌ وَ سُنَّةٌ مِمَّا اَمَرَ بِهِ الطّیب

(زایل کردن موی زیر بغل بوی بد آن را از بین می‌برد و پاک کننده است و سنّت، که سفارش به پاکیزگی آن شده است )[۷۲]

درمان با روغن زیتون

برخی در بهداشت فردی و عمومی احتیاطهای لازم را رعایت نمی‌کنند و بودجه‌ها را در قسمت درمان بیماری‌ها به مصرف می‌رسانند. در صورتی که اگر برای بهداشت و پیشگیری تلاش کنند و مبالغی را مصرف نمایند، احتیاج به درمان پیدا نخواهند کرد، یکی از روش‌های تحقّق بهداشت و سلامت تن، تغذیه مناسب است.

امام علی علیه السلام نسبت به نقش غذا در سلامت تن و نقش روغن زیتون می‌فرماید:

عَلَیْکُمْ بِالزِّیْت، فَاِنَّهُ یَکْشِفُ المِرَّةَ وَ یَذْهَبُ البَلْغَمَ وَ یَشُدُّ الْعَصَبَ وَ یَذهَبُ بِالاعْیاءِ و یُحَسِّنَ الْخُلْقَ و یَطیبُ النَّفَسَ وَ یَذْهَبُ بَالْهَمّ

(از روغن زیتون استفاده کنید که آن موجب باز شدن صفراء، از بین رفتن بلغم، محکم شدن عصب، رفع خستگی، نیکو شدن اخلاق، پاکیزگی و طهارت نفس و زایل شدن غم و ناراحتی می‌گردد)[۷۳]

آنچه از روایت‌های فوق و احادیث مشابه آن (که بسیار می‌باشد) به عنوان یک نتیجه قطعی می‌توان ذکر کرد، این است که: نوع تغذیه در تن و روان انسان تاءثیراتی را برجای می‌گذارد. در این حقیقت نباید تردیدی روا داشت، همچنانکه دستاوردهای علمی نیز مؤ یّد آن می‌باشد.

بهداشت محیط زیست

بهداشت محیط زیست

وقتی حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در شهرکوفه مسکن گزید، دستورات مهمّی از نظر بهداشت ((محیط زیست)) به مردم کوفه داد، و دستور صادر کرد که:

۱ - هر پنجره و روزنه‌ای از خانه‌ها که به کوچه‌های شهر، باز می‌شود، مسدود گردد.

۲ - ناودان‌های آب را که آب باران را به کوچه می‌ریزند، بردارند، و به طرف حیاط منزلِ خود برگردانند، تا عابران دچار زحمت نشوند.

۳ - و درهای ورودی توالت‌ها اگر از طرف کوچه‌ها باز می‌شود، مسدود گردد.

تا هم مردم شهر در رفت و آمدها آزار نبینند و هم نوامیس خودشان حفظ شوند.

پس از صدور دستورالعمل زیست‌محیطی و بهداشتی مردم اطاعت کردند و فوراً طبق دلخواه امام علی علیه السلام به شهر کوفه سر و سامان دادند.

روزی حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام با جمعی از یاران به محلّه ((بنی ثقیف)) رسید. جوانی که حضرت را نمی‌شناخت، به استهزاء سخن نادرستی گفت. امام علی علیه السلام به طرف او نظر دوخت، ناگاه پیر مرد قبیله خدمت حضرت رسید و عذر خواهی کرد. حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در پاسخ فرمود:

به شرطی شما را می‌بخشم که:

۱ - ناودان‌های بام را از کوچه بطرف حیاط خانه خود برگردانید.

۲ - پنجره‌ها و روزنه‌ها را که به طرف کوچه باز می‌شود، ببندید.

۳ - درهای توالت خانه‌ها که از کوچه باز می‌شود مسدود کنید.

۴ - در سر میدان‌ها و خیابان‌ها، جوانان، اجتماع نکنند.

۵ - مردم محلّه شما رهگذران را مورد استهزاء قرار ندهند.

بزرگان بنی ثقیف گفتند:

ای امیرمؤ منان! با جان و دل اطاعت می‌کنیم [۷۴].

جمع‌آوری زباله‌ها

می‌دانیم که وجود ((زباله‌ها)) انواع میکروب‌ها و بیماری‌ها را بدنبال دارد، باید محیط خانه و زندگی را از زباله‌ها پاک نگهداشت، و ظرف مخصوصی برای زباله‌ها تعیین کرد.

امام علی علیه السلام می‌فرماید:

ظرف زباله را در داخل اتاق نگذارید، بلکه در حیاط یا در کوچه بگذارید تا ببرند و معدوم سازند.

قالَ عَلیُّ علیه السلام مِنْ رسُولِاللّه صلی الله علیه و آله و سلم: لاتَؤ وُوا مِنْدیلَ الْغَمْرِ فِی الْبَیْتِ فَاِنَّهُ مَرْبَضٌ لِلشَّیْطان

(دستمال آلوده را در اتاق و محلّ زندگی خود نگذارید، زیرا آن جایگاه رشد شیطان و میکروب‌های موذی است .[۷۵]

بهداشت خانواده

پرهیز از سگ

نگاهداری برخی از حیوانات در منزل اشکالی ندارد؛ و برخی از حیوانات را باید با احتیاط‌های لازم در محدوده زندگی راه داد. در تجربیّات علمی این حقیقت ثابت شد که بیماری‌های زیادی از حیوانات به انسان سرایت می‌کند؛ و بعضی از حیوانات را نباید در محدوده زندگی خانوادگی وارد کرد، که هم اکنون با روش‌های تجربی ثابت شده است که ۹۴ نوع بیماری واگیر از سگ به انسان منتقل می‌گردد. در صورتی که حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در ۱۳ قرن قبل فرمود:

((خیری در سگ‌ها نیست، مگر سگ شکاری یا سگ گلّه))

و تازه در نگهداری آنها نیز باید احتیاطهای لازم را داشت؛ و فرمود:

سگ سیاه یکرنگ، اگر شکاری را بگیرد، از آن استفاده نکنید که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم امر به کشتن اینگونه از سگهای ولگرد فرمود.

و فرمود:

سگی را که یهودی یا نصرانی یا زردشتی تعلیم داد، استفاده نکنید و از شکار آنها استفاده غذائی نداشته باشید. [۷۶]

بهداشت خانه

خانه، یکی از مصادیق مهمّ محیط زیست می‌باشد، که اگر پاک و سالم باشد در سلامت جسم و جان اهل خانه تاءثیر دارد، و اگر از نظر بهداشتی مناسب نباشد یا کثیف باشد، در بیماری و آلودگی افراد دخالت دارد. پس محیط خانه را همواره باید تمیز و پاک نگهداشت.

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

خاکروبه خانه را که جمع کردید، شب در خانه نگذارید، بلکه آن را بیرون ببرید، که شیطان در آن مسکن می‌گزیند.

و در رهنمود دیگری فرمود:

خانه را از تارهای عنکبوت پاک کنید که باعث فقر و پریشانی است .[۷۷]

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام کثیف بودن خانه و بیرون نبردن خاکروبه و آشغال‌ها را موجب مسکن گزیدن شیطان (میکروب‌ها) و کثیف بودن خانه، و وجود تارهای عنکبوت را عامل فقر و پریشانی معرّفی می‌فرماید، یعنی بهداشت خانه در جسم و روان آدمی اءثر دارد.

بهداشت روانی خانواده

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

هرکس وقت بیرون آمدن از منزل، نگین انگشتر خود را به کف دست بگرداند و به آن نگاه کند و سوره (اِنّا انْزَلْناهُ) بخواند و بگوید:

آمَنْتُ بِاللّهِ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَ آمَنْتُ بِسِرِّ آلُ مُحَمَّدٍ وَ عَلانِیَّتِهِمْ

در آن روز چیز بد و مکروهی نبیند.

راه مقابله با فقر و پریشانی

امام علی علیه السلام برای مقابله با فقر و پریشانی و دیگر نگرانی‌های موجود در روابط اجتماعی فرمود:

چون وارد خانه می‌شوید بر اهل خانه سلام کنید و اگر کسی در خانه نیست یا زن و فرزندی ندارید، بگوئید:

السَّلامُ عَلَیْنا مِنْ رَبِّنا

و آنگاه که داخل خانه شُدید سوره:

(قُل هُوَ اللّه)

بخوانید، که فقر و پریشانی از شما دور می‌گردد. [۷۸]

درمان با داروهای گیاهی و طبیعی

خُرما ((اَلتَّمْر))

O درمان با خرما

O فوائد خرمای سُرخ

O خُرما و فرزندان نیکو

O نان و خرما، غذای امام

O خرما و نابودی کرم‌های معده

۱ - امام صادق علیه السلام از پدران خود از حضرت علی علیه السلام نقل کرد که فرمود:

مَا تَاءْکُلُ الْحَامِلُ مِنْ شَی ءٍْ وَلاتَتَداوی بِهِ اءَفْضَلُ مِنَ الرُّطَبِ[۷۹].

((غذائی انسان نمی‌خورد، و چیزی انسان را شفا نمی‌دهد که بهتر از خرما باشد))

۲ - امام صادق علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که آن حضرت فرمود:

خالِفُوا اءَصْحَابَ الْمُسْکِرِ وَ کُلُوا الَّتمْرَ فَإِنَّ فیهِ شِفاءٌ مِنَ الاَْدْواءِ[۸۰]

((با شراب خواران مخالفت کنید و به جای شراب، خرما بخورید که خُرما درمان دردهاست ))

۳ - در روایتی امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

خَیْرُ تَمَراتِکُمْ الْبَرَنِّی، فَاءَطْعِمُوا نِسَاءَکُمْ فی نِفاسِهِنَّ تَخْرُجْ اءَوْلادُکُمْ حُلَماءَ[۸۱]

((در میان خرماها خرمای سرخ بهتر است، به زنان خود در ایّامِ پس از زایمان خرمای سُرخ بخورانید تا فرزندانی حلیم و بُردبار تحویل شما بدهند))

۴ - معروف بن خربوذ می‌گوید:

رَاءی اءمیرَالْمُؤْمِنینَ علیه السلام یَاءْکُلُ الْخُبْزَ بِالَّتمْرِ[۸۲].

((بارها دیده بود که امیرالمؤ منین علیه السلام نان و خرما میل می‌فرمود))

۵ - امام صادق علیه السلام فرمود:

کانَ اءَمیرُالْمُؤْمُنینَ علیه السلام یَاءْخُذُ الَّتمْرَ فَیَضَعُها عَلَی اللُّقْمَةِ، وَ یَقُولَ: هذا اءُدْمُ هذِهِ[۸۳].

((همواره امیرالمؤ منین علیه السلام خرما را در لقمه‌ای نان می‌گذاشت و می‌فرمود:

این (خرما) خورشتِ این است. (یعنی: نان را با خرما باید خورد)))

۶ - از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شد که فرمود:

کُلُوا الَّتمْرَ فَإِنَّ فیهِ شِفاءٌ مِنَ الاءَدْواءِ[۸۴].

((خُرما بخورید، زیرا در آن درمان دردهاست ))

۷ - امام صادق علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

مَنْ اءَکَلَ سَبْعَ تَمْرَاتٍ عَجْوَةً عِنْدَ مَضْجَعِهِ، قُتِلَ الدُّودُ فی بَطْنِهِ[۸۵].

((کسی که هفت دانه خُرما را به هم کوبیده و به هنگام خواب بخورد، کرم‌های داخل معده او کشته خواهند شد))

انگور ((العنب))

O نان و انگور، غذای امام

O انگور، خورشت غذاها

۱ - معروف بن خربوذ می‌گوید:

عَمَّنْ رَاءی اءَمیرَالْمُؤْمِنینَ علیه السلام یَاءْکُلُ الْخُبْزَ بِالْعِنَبِ[۸۶].

((همواره امیرالمؤ منین علیه السلام را مشاهده می‌کرد که آن حضرت نان و انگور تناول می‌فرمود))

۲ - از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شد که فرمود:

اَلْعِنَبُ اءُدْمٌ وَ فَاکِهَةٌ وَ طَعَامٌ وَ حَلْوَاءٌ[۸۷]

((انگور خورشت است، و میوه است و طعام است و شیرینی و حلوا))

کشمش ((الزبیب))

O درمان بیماری‌ها با کشمش

O کشمش و سلامت تن

O کشمش و شادی روح

O کشمش و درمان بلغم

O کشمش و درمان اعصاب

O کشمش سُرخ و سلامت

۱ - امام صادق علیه السلام از پدران خود از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که آن حضرت فرمود:

إ حْدی وَ عِشْرُونَ زَبیبَةٌ حَمْرَاءٌ فی کُلِّ یَوْمٍ عَلَی الرِّیقِ، تَدْفَعُ جَمیعَ الا ءمْراضِإ لا مَرَضَ الْمَوْتِ[۸۸].

((خوردن یازده دانه کشمش سُرخ در ناشتا (در حال خالی بودن معده) همه بیمارها را از بدن می‌زداید جز بیماری مرگ ))

۲ - از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شد که فرمود:

مَنْ اِصْطَبَحَ إِحْدی وَ عِشْرینَ زَبیبَةً حَمْراءَ لَمْ یَمْرَضْ إ لا مَرَضَ الْمُوْتِ إ نْشاءَ اللّه تَعالی [۸۹].

((کسی که در صبحگاه یازده دانه کشمش سُرخ بخورد به بیماری مبتلا نمی‌گردد، جز بیماری مرگ، اگر خدا بخواهد))

۳ - مفضّل از امام صادق علیه السلام و آن حضرت از پدران خود، و آنها از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرده‌اند که فرمود:

مَنْ اءَکَلَ إ حْدی وَ عِشْرینَ زَبیبَةٌ حَمْرَاءٌ مِنْ اءوَّلِ النَّهارِ، دَفَعَ اللّهُ عَنْهُ کُلَّ مَرَضٍ وَ سُقْمٍ[۹۰].

((کسی که ۲۱ دانه کشمش سُرخ بخورد، خداوند هر نوع بیماری را از او دفع خواهد کرد))

۴ - امام رضا علیه السلام از پدران خود از امام علی علیه السلام نقل کرد که آن حضرت فرمود:

اَلزَّبیبُ یَشُدُّ الْقَلْبَ، وَ یَذْهَبُ بِالْمَرَضِ، وَ یُطْفِی ءُ الْحَرَارَةَ، وَ یَطیبُ النَّفْسَ[۹۱].

((کشمش جان را قوی و بیماری را از تن بیرون می‌کند، و گرمای بدن را فرو نشانده و روح را شاداب می‌سازد))

۵ - امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوارش از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که آن حضرت از پیامبر چنین نقل فرمود:

عَلَیْکُمْ بِالزَّبیبِ فَإ نَّهُ یَکْشِفُ الْمُرَّةَ، وَ یَذْهَبُ بِالْبَلْغَمِ، وَ یَشُدُّ الْعَصَبَ، وَ یَذْهَبُ بِالا ءعْیاءِ، وَ یُحْسِنُ الْخُلْقَ، وَ یَطیبُ النَّفْسَ، وَ یَذْهَبُ بِالْغَمِّ[۹۲].

((بر شما باد مصرف کشمش، که کشمش تلخی‌ها را می‌زداید، بلغم را از بدن بیرون می‌راند، اعصاب را قوی می‌کند، سُستی‌ها را از تن می‌زداید، اخلاق را نیکو و روح را شاداب و غم و اندوه را برطرف می‌سازد))

۶ - امام رضا علیه السلام از پدران خود، از امام علی علیه السلام نقل کرد که آن حضرت فرمود:

مَنْ اءکَلَ إ حْدی وَ عِشْرینَ زَبیبَةً حَمْراءٌ عَلَی الرِّیقِ، لَمْ یَجِدْ فی جَسَدِهِ شَیْئا یُکْرِهُهُ[۹۳].

((کسی که ۲۱ عدد کشمش سُرخ در صبحگاهان تناول کند، در جسم خود دردی که او را نگران کند، نخواهد یافت ))

اَنار ((الرُّمَان))

O انار و سلامت معده

O انار و زود به حرف آمدن کودکان

O انار ترش و شیرین و دبّاغی معده

O انار و درمان بیماری‌های دهان و دندان

O انار و شادابی روان

۱ - حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

کُلُوا الرُّمَّانَ بِشَحْمِهِ، فَإ نَّهُ دِباغٌ لِلْمِعْدَةِ[۹۴]

((انار را با پیِ آن بخورید که معده را دبّاغی می‌کند. (تمیز می‌کند)))

۲ - از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شده که:

اءطْعِمُوا صِبْیَانَکُمْ اَلرُّمَّانَ فَإ نَّهُ اءسْرَعُ لاِ لْسِنَتِهِمْ[۹۵]

((کودکان خود را انار بخورانید که زودتر به زبان می‌آیند))

۳ - امام جعفر صادق علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

کُلُوا الرُّمَّانَ الْمُزَّ بِشَحْمِهِ فَإ نَّهُ یَدْبَغُ الْمِعْدَةَ[۹۶]

((انار ترش و شیرین را با پیِ آن بخورید که معده را پاک می‌کند))

۴ - بعضی این روایت را به صعصعة بن صوحان (از اصحاب امیرالمؤ منین علیه السلام) نسبت دادند که گفت:

شبی پس از شام بر امام علی علیه السلام وارد شدم، امام علی علیه السلام خطاب به من فرمود:

یَا صَعْصَعَةَ اءُدْنٌ فَکُلْ، قُلْتُ: قَدْ تَعَشَّیْتُ، وَ بَیْنَ یَدَیْهِ نِصْفُ رُمَّانَةٍ، فَکَسَرَ لی وَ نَاوِلْنی بَعْضَهُ، وَ قَالَ: کُلْهُ مَعَ قِشْرِهِ یُریدُ مَعَ شَحْمِهِ فَإ نَّهْ یَذْهَبُ بِالْحَفَرِ [۹۷]، وَ بِالْبَخَرِ[۹۸]، وَ یَطیبُ النَّفْسَ[۹۹]

((جلو بیا و از انارهای موجود تناول کن،

گفتم: شام خورده‌ام، حضرت اناری را در دست داشت، که آن را به چند قِسم کرده، و قِسمتی از آن را به من داد، و فرمود:

انار را با پیِ آن بخور که بیماری لثه‌ها و دندان را می‌زداید، و التهاب‌های دهان را درمان می‌کند و جان را شاداب می‌سازد))[۱۰۰]

سیب ((التُّفّاح))

O شستشوی معده

۱ - امام صادق علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که آن حضرت فرمود:

التُّفَّاحُ نَضُوحُ الْمِعْدَةِ[۱۰۱]

((سیب معده را شستشو می‌دهد))

۲ - در روایت دیگری امام جعفر صادق علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل فرمود:

کُلُوا التُّفَّاحَ، فَإ نَّهُ نَضُوحُ الْمِعْدَةِ[۱۰۲] ((سیب بخورید که همانا سیب معده را شستشو می‌دهد))

گُلابی ((السَّفَرْجَل، الکمثری))

O گُلابی و سلامت جسم

O گُلابی و سلامت روان

O گُلابی و شجاعت و قدرت

O گُلابی و درمان درد شکم

۱ - حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

اءکْلُ السَّفَرْجَلِ قُوَّةٌ لِلْقَلْبِ الضَّعیفِ، وَ یَطیبُ الْمِعْدَةَ، وَ یُذَکِّی الْفُؤ ادَ، وَ یَشْجَعُ الْجَبانَ، وَ یُحْسِنُ الْوَلَدَ[۱۰۳]

((خوردن گُلابی قلبِ ناتوان را قوّت می‌بخشد و معده را پاک می‌کند، دل را پاک می‌کند، انسان ترسو را شجاعت و عامل نیکوئی فرزند است ))

۲ - از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شد که فرمود:

اءکْلُ السَّفَرْجَلِ یَزیدُ فی قُوَّةِ الرَّجُلِ وَ یَذْهَبُ بِضَعْفِهِ[۱۰۴]

((خوردن گُلابی به انسان نیرو بخشیده، ضعف و ناتوانی را از او می‌زداید))

۳ - در نقل دیگری از امیرالمؤ منین علیه السلام آمده است که فرمود:

السَّفَرْجَلُ قُوَّةُ الْقَلْبِ، وَ حَیاةُ الْفُؤ ادِ، وَ یَشْجَعُ الْجَبانَ[۱۰۵]

((گُلابی عامل قدرتمند شدن روان و زنده شدن دل‌ها و شجاعت انسان‌های ترسو است ))

۴ - امام محمّد باقر علیه السلام از پدران بزرگوار خود، از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

کُلُوا الْکُمَّثْری فَإ نَّهُ یَجْلُو الْقَلْبِ[۱۰۶]

((گُلابی (یا بِه) بخورید که جان را شاداب می‌کند))

۵ - امام علی علیه السلام فرمود:

اَلْکُمَّثْرِیُّ یَجْلُو الْقَلْبَ، وَ یُسْکِنْ اءَوْجَاعَ الْجَوْفِ[۱۰۷]

((گُلابی (یا بِهْ) جان را شاداب و دردهای شکم را درمان می‌کند))

اَنجیر ((التین))

O انجیر و درمان قولنج

O انجیر و درمان عروق

O زمان استفاده از انجیر

۱ - امام باقر علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

عَلَیْکُمْ بِاءَکْلِ التِّینَ، فَإ نَّهُ نَافِعٌ لِلْقُولَنْجِ[۱۰۸].

((بر شما باد انجیر خوردن، زیرا بیماری قولنج را درمان می‌کند))

۲ - امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

اءکْلُ التّینِ یَلینُ السَّدَدَ، وَ هُوَ نَافِعٌ لِرِیَاحِ الْقُولَنْجِ، فَاءکْثِرُوا مِنْهُ بِالنَّهَارِ، وَ کُلُوُهُ بِاللَّیْلِ وَ لاتُکْثِرُوا مِنْهُ[۱۰۹].

((خوردن انجیر رگ‌های بسته را باز می‌کند و برای باد قولنج مفید است، در روز زیاد و در شب انجیر کمتری بخورید))

اءدویه، فلفل ((الغبیراء))

O اءدویه و درمان تَب

امام رضا علیه السلام از پدران خود از حسین بن علی علیه السلام نقل کرد که امام حسین علیه السلام فرمود:

دَخَلَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله و سلم عَلی عَلِیِّ بْنِ اءبی ط الِبٍ علیه السلام وَ هُوَ مَحْمُومٌ فَاءَمَرَهُ بِاءَکْلِ الْغَبیراءِ[۱۱۰].

((روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر پدرم علی بن ابیطالب علیه السلام وارد شد، در حالی که پدر تب داشت، دستور داد تا پدرم ادویه و فلفل تناول کند))

بادرنگ، بالنگ، تُرنج ((الا ترج))

O سیره خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

O ضرورت مصرف بادرنگ قبل و بعد از غذا

امام صادق علیه السلام از پدران خود، از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد، که فرمود:

کُلُوا الاءَتْرَجَ قَبْلَ الطَّعَامِ وَ بَعْدَهُ، فَإ نَّ آلَ مُحَمَّدِ علیهم السلام یَفْعَلُونَ ذلِکَ.[۱۱۱]

((بادرنگ را پیش از غذا و بعد از غذا بخورید که خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چنین می‌کردند))

خربزه و هند وا نه ((البطیخ))

۱ - حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

اَلْبِطِّیخُ شَحْمَةُ الاءَرْضِ لاداءٌ وَ لاغائِلَةٌ فیهِ.

((خربزه (یا هندوانه) میوه زمین است، نه در آن بیماری است و نه نگرانی در آن وجود دارد))

۲ - حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

فیهِ عَشْرُ خِصالٍ: طَعَامٌ، وَ شَرَابٌ، وَ فَاکِهَةٌ، وَ رَیْحَانٌ، وَ اءُدْمٌ، وَ حَلْوَاءٌ، وَ اءشْنَانٌ، وَ خَطْمِیُّ، وَ نُقْلٌ، وَ دَوَاءٌ[۱۱۲].

((در خربزه (یا هندوانه) ده اءثر نیکوست،

هم طعام است و هم آبِ نوشیدنی، هم میوه است و هم گُل خوشبو، هم خورشت است و هم شیرینی و حلوا، هم نبات است و هم گُلِ ختمی، و نُقل و شیرینی است و دوای دردهاست ))

۳ - امام رضا علیه السلام از پدران خود نقل کرد که فرمود:

کَانَ عَلِیُّ بْنُ اءبی طَالِبٍ علیه السلام یَاءْکُلُ الْبِطِّیخَ بِالسُّکَّرِ[۱۱۳].

((امام علی علیه السلام همواره خربزه (و انواع طالبی) را با شِکَر می‌خورد))

۴ - و در حدیث دیگری آمده است که:

یَاءْکُلُ الْبِطِّیخَ بِالرُّطَبِ[۱۱۴].

((امام علی علیه السلام خربزه را با خرمای تازه می‌خوردند))

گِردو ((اَلْجَوز))

امام صادق علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

اءَکْلُ الْجَوْزِ فی شِدَّةِ الْحَرِّ یُهَیِّجُ الْحَرَّ فی الْجَوْفِ، وَ یُهَیِّجُ الْقُرُوحَ عَلَی الْجَسَدِ، وَ اءکْلِهِ فی الشِّتَاءِ یُسَخِّنُ الْکُلْیَتَیْنِ، وَ یَدْفَعُ الْبَرْدَ[۱۱۵].

((خوردن گردو در شدّت گرمای تابستان، حرارت پوست بدن را بالا می‌برد و انواع دُمَل‌های چرکین بر روی پوست پدید می‌آورد، امّا خوردن آن در فصل سَرد زمستان، کُلیّه‌ها را گرم می‌کند و سردی را از بدن می‌زداید))

تَره ((الکراث))

سیاّری (از بزرگان) از امیرالمؤ منین علیه السلام اینگونه آورده‌اند که:

کَانَ اءمیرِالْمُؤْمِنینَ علیه السلام یَاءْکُلُ الْکُرَّاثَ بِالْمِلْحِ الْجَریشِ[۱۱۶] [۱۱۷].

((آن حضرت تَره را با نَمَکِ خُورد شده می‌خوردند))

کاسنی صحرائی ((الهندباء))

امام صادق علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

کُلُوا الْهِنْدِباءَ فَما مِنْ صِباحٍ إ لا وَ تَنْزِلُ عَلَیْهَا قَطْرَةٌ مِنَ الْجَنَّةِ، فَإ ذا اءَکَلْتُمُوها فَلاتَنْفُضُوها[۱۱۸].

((کاسنی صحرائی بخورید، هیچ صبحی نیست، جز آنکه قطره‌ای از بهشت بر آن نازل می‌شود، وقتی کاسنی خوردید، باقیمانده آن را دور نریزید))

کدو ((الدبا))

O نقش کدو در تقویت عقل

O نقش کدو در رشد مغز

O نقش کدو در درمان قولنج

۱ - امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

((کُلُوا الدُّبَّاءَ فَإ نَّهُ یَزیدُ فی الدِّماغِ))[۱۱۹].

((کدو بخورید، زیرا که عقل را تقویت می‌کند))

۲ - حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در وصیّت‌های خود به امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

((یَا عَلِیُّ عَلَیْکَ بِالدُّبَّاءِ فَکُلْهُ، فَإ نَّهُ یَزیدُ فی الْعَقْلِ وَ الدِّماغِ))[۱۲۰].

((ای علی، برتو باد خوردن کدو، زیرا عقل را تقویت و مغز را نیرو می‌بخشد))

۳ - امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

کُلُوا الدُّبَّاءَ وَ نَحْنَ اءَهْلُ الْبَیْتِ نُحِبُّهُ[۱۲۱]

((کدو بخورید، که ما خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دوستش داریم ))

۴ - امام صادق علیه السلام از علی علیه السلام نقل کرد که فرمود:

((کُلُوا الدُّبَّاءَ فَإ نَّهُ یَزیدُ فی الدِّماغِ))،

فقال الصادق علیه السلام: ((نَعَمْ، وَ اءنَا اءَقُولُ: إ نَّهُ جَیِّدٌ لِوَجَعِ الْقُولَنْجِ))[۱۲۲].

((کدو بخورید، زیرا مغز را نیرو می‌بخشد، امام صادق علیه السلام می‌فرماید: آری چنین است و من هم اضافه می‌کنم و می‌گویم: کدو برای درمان قولنج نیز مفید است ))

تُرُبچه ((اَلْفُجْلَ))

O تُرُبچه و درمان بلغم

O تُرُبچه و هضم غذا

امام رضا علیه السلام از پدران خود از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

((اَلْفُجَّلُ اءصْلُهُ یَقْطَعُ الْبَلْغَمَ، وَ یَهْضِمُ الطَّعامَ، وَ وَرَقُهُ یَحْدِرُ الْبُولَ[۱۲۳].

((تُرُبچه، بلغم را ریشه کَن می‌کند، و غذا با آن زود هضم می‌گردد و برگ تُرُبچه ادرار آور است ))

قارچ ((اَلْکُماة))

O نقش قارچ در درمان چشم

O امام علی علیه السلام و استفاده از قارچ در غذا

۱ - امام علی علیه السلام فرمود:

((اَلْکَمْاءَةُ مِنَ الْمَنِّ، وَ ماؤُها شِفاءُ الْعَیْنِ))[۱۲۴].

((قارچ از نعمت‌های الهی است و آب آن شفای چشم است ))

۲ - ابی بصیر از فاطمه دختر علی، و او از اءمامه دختر ابی العاص بن ربیع و مادرش زینب دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرد که فرمود:

((اءَتانی اءمیرُالْمُؤْمِنینْ علیه السلام فی شَهْرِ رَمَضانَ، فَاءُتِی بِعِشاءٍ وَ تَمْرٍ وَ کَمْاءةٍ، فَاءَکَلَ، وَ کانَ یُحِبُّ الْکَمْاءَةَ))[۱۲۵].

((در ماه رمضان امیرالمؤ منین علیه السلام به هنگام شام، بر ما وارد شد، در حالی که مقداری خرما و قارچ به همراه آورده بود، و از آن می‌خورد و امیرالمؤ منین علیه السلام همواره قارچ را دوست می‌داشت ))

کاهو ((اَلْخَسَّ))

O کاهو و خواب

O کاهو و هضم غذا

((کُلُوا الْخَسَّ فَإ نَّهُ یُورِثُ النُّعَاسَ، وَ یَهْضِمُ الطَّعامَ))[۱۲۶].

((کاهو بخورید که خواب آور است و غذا را هضم می‌کند))

گُلْپَر ((اَلْصَعْتَر))

O نقش گُلپَر و پاکی معده

امام صادق علیه السلام فرمود:

کَانَ دَواءُ اءمیرُالْمُؤْمِنینَ علیه السلام الْصِّعْتَرِ، وَ کَانَ یَقُولُ: إ نَّهُ یَصیرُ فی الْمِعْدَةِ خَمْلا کَخَمْلِ الْقَطیفَةِ. [۱۲۷]

((همواره دوای امیرالمؤ منین علیه السلام گُلْپَر بود، و همواره می‌فرمود:

گُلپَر معده را پاک می‌کند، چونان که حوله بدن را))

سیر ((اَلثَّوم))

O روش استفاده از سیر

O سیر درمان ۷۰ بیماری

۱ - حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

لایَصِحُّ اءکْلُ الثُّوْمِ إ لا مَطْبُوخَا[۱۲۸]

((خوردن سیر روا نیست، جز آنکه پُخته باشد))

۲ - فردوس از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

کُلُوا الثُّوْمَ وَ تَداوُوا بِهِ، فَإ نَّ فیهِ شِفَاءٌ مِنْ سَبْعینَ داءً[۱۲۹].

((سیر بخورید، و با آن دردهای خود را درمان کنید، زیرا سیر درمان هفتاد بیماری است ))

عَدَس ((العدس))

O نقش عدس در قلب

O نقش عدس در اشک

امام صادق علیه السلام از پدرش و او از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

اءکْلُ الْعَدَسِ یَرِقُّ الْقَلْبَ، وَ یَسْرَعُ الدَّمْعَةَ[۱۳۰].

((خوردن عدس قلب را مهربان می‌کند و اشک‌ها را فراوان جاری می‌سازد))

عنّاب ((اَلْعَنَّابْ))

۱ - امام علی علیه السلام فرمود:

اَلْعَنَّابُ یَذْهَبُ بِالْحُمّی[۱۳۱].

((عنّاب تَب و حرارت بدن را می‌زداید))

۲ - ابن ابی الخضیب گفت:

چشم من سفید شد و جایی را نمی‌دیدم که در خواب حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام را زیارت کردم.

گفتم: ای آقایِ من، چشمم بیمار است، مشاهده می‌کنی؟ حضرت فرمود:

خُذِ الْعَنَّابَ، فَدَقْهُ فَاکْتَحِلْ بِهِ [۱۳۲]

((عنّاب را کوبیده و بر چشم خود بکش ))

من هم عنّاب را کوبیدم و چونان سُرمه بر چشم کشیدم، تاریکی از چشم من رخت بَر بست و بینائی خود را باز یافتم، و هم اکنون چشمان من سالم است.

کُنْدُر ((اللبان))

O کُندُر و بهداشت دندان‌ها

O کُندُر و بهداشت دهان

O کُندُر و درمان بلغم

O کُندُر و تقویت حافظه

O کُندُر و درمان دردها

۱ - حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

مَضْغُ اللُّبَّانِ یَشُّدُّ الا ءضْراسَ، وَ یَنْقی الْبَلْغَمَ، وَ یَذْهَبُ بِریحِ الْفَمِّ[۱۳۳].

((جویدن کُنْدُر دندان‌ها را محکم و بلغم را می‌زداید، و بوی بَدِ دهان را می بَرَد))

۲ - در نقل دیگری حضرت فرمود:

مَضْغُ اللُّبَّانِ یُذیبُ الْبَلْغَمَ[۱۳۴]

((جویدن کُنْدُر بلغم را از بدن می‌زداید))

۳ - در سفارشات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی علیه السلام آمده است که فرمود:

یا عَلِیُّ: ثَلاثٌ یَزِدْنَ فی الْحِفْظِ وَ یَذْهَبْنَ السُّقْمَ:

اللُّبَّانَ وَ السَّوَاکَ وَ قَراءَةِ الْقُرْآنِ[۱۳۵].

((ای علی، سه چیز است که حافظه را تقویت و بیماری را درمان می‌کند،

یکی کُنْدُر،

و دیگری مسواک زدن،

و سوّمی قرائت قرآن ))

بنفشه، گُلِ گاوزبان ((البنفسج))

O گُلِ بنفشه و درمان تب

O ارزش گُلِ بنفشه

۱ - امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

اءَکْسِرُوا حَرَّ الْحُمَّی بِالْبَنَفْسَجِ وَ الْماءِ الْبارِدِ فَإ نَّ حَرَّها مِنْ فیحِ جَهَنَّمَ[۱۳۶].

((حرارت تَب را با گُلِ بنفشه و آبِ سرد برطرف کنید، زیرا حرارت تب از گرمای جهنّم است ))

۲ - در نقل دیگری فرمود:

اِسْتَعْطُوا بِالْبَنَفْسَجِ فَإ نَّ رَسُولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله و سلم ق الَ: لَوْ عَلِمَ النَّاسُ مَا فی الْبَنَفْسَجِ لَحَسُوهُ حَسْوا[۱۳۷].

((گُلِ بنفشه را برای یکدیگر ببرید، زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

اگر مردم می‌دانستند در گُلِ بنفشه چه فوائدی وجود دارد، آن را چون خورشت همراه غذا همواره می‌خوردند))

اسپند ((اَلْحَرْمَلْ))

O اسپند و شادی

O اسپند و درمان بیماری‌ها

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

فی اءصْلِ الْحَرْمَلِ نَشْرَةٌ، وَ فی فَرْعِهَا شِفَاءٌ مِنْ اِثْنَیْنَ وَ سَبْعینِ داءً[۱۳۸].

((ریشه اسپند شادی آور و برگ‌ها و ساقه‌های آن درمان هفتاد و دو بیماری است ))

گُلِ خطمی ((الخطمی))

O گُل خطمی و بهداشت سَر

۱ - حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

غَسْلُ الرَّاءْسِ بِالْخَطْمِی یَذْهَبُ بِالدَّرَنِ وَ یُنْقی الا ءقْذارَ[۱۳۹].

((شستن سَر با گُلِ خطمی، چرک‌ها را می‌زداید و ناپاکی‌ها را از بین می‌برد))

۲ - در کتاب طبّ امامان علیهم السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شده است که آن حضرت به یاران خود سفارش فرمود:

غَسْلُ الرَّاءْسِ بَالْخَطْمِی یَذْهَبُ بِالدَّرَنِ وَ یُنَقِّی الدَّوابِّ[۱۴۰].

((شستن سَر با گُلِ خطمی چرک‌ها را می‌زداید و موجودات موذی را در سَر نابود می‌کند))

حَنا ((الحناء))

O حنا و درمان جذام و بَرَص

O حنا و بهداشت

امام رضا علیه السلام از پدران خود از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

اَلْحَنّاءُ بَعْدَ النُّورَةِ اءَمَانٌ مِنَ الْجُذامِ وَ الْبَرَصِ[۱۴۱].

((حنا بر بدن مالیدن پس از استعمال نوره، انسان را از بیماری جذام و بَرَص، ایمن می‌کند))

داروی نظافت (آهک) ((النورة))

۱ - امام صادق علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

اَلنُّورَةُ نَشْرَةٌ وَ طَهُورٌ لِلْجَسَدِ[۱۴۲].

((نوره مالیدن نشاط آور و عامل پاکی بدن است ))

۲ - امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

یَنْبَغی لِلرَّجُلِ اءنْ یَتَوقَّی یَوْمَ الا ءرْبَعاءِ فَإ نَّهُ نَحْسٌ مُسْتَمِرُّ، وَ تَجُوزُ النُّورَةُ فی سَائِرِ الا ءیَّامِ[۱۴۳].

((سزاوار است که انسان در روز چهارشنبه خویشتن داری کند که همواره روز نامبارکی است، امّا جایز است که در دیگر روزها نوره مصرف کرده و خود را پاک سازد))

۳ - امام علی علیه السلام فرمود:

اءُحِبُّ لِلْمُؤْمِنِ اءنْ یَطْلی فی کُلِّ خَمْسَةِ عَشْرَ یَوْمَا مِنَ النُّورَةِ[۱۴۴].

((سزاوار است برای مؤ من که در هر ۱۵ روز، بدن خود را نوره بمالد))

مسواک زدن ((السواک))

O مسواک و بهداشت دهان و دندان

O مسواک نور چشم

O مسواک و تقویت حافظه

O مسواک و هضم غذا

O نقش مسواک در مبارزه با فقر

۱ - امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

السَّواکُ مِنْ مَرْضاةِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ سُنَّةٌ لِلنَّبِی صلی الله علیه و آله و سلم، وَ مَطْیِبَةٌ لِلْفَمّ[۱۴۵].

((مسواک زدن خشنودی خدای بزرگ را فراهم کردن است و عمل کردن به سنّت پیامبر است، که دهان را خوشبو نگه می‌دارد))

۲ - امام صادق علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

السَّواکُ یَجْلُو الْبَصَرَ[۱۴۶].

((مسواک زدن نور چشم را زیاد می‌کند))

۳ - از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شد که فرمود:

ثَلاثٌ یَذْهَبْنَ بِالْبَلْغَمْ وَ یَزِدْنَ فی الْحِفْظِ: السَّواکُ، وَ الصَّوْمُ، وَ قَراءَةِ الْقُرْآنِ[۱۴۷].

((سه چیز است که بلغم را دفع و حافظه را زیاد می‌کند:

مسواک زدن،

روزه گرفتن

و قرآن خواندن ))

۴ - در روایتی امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

((اءَنَّ السَّواکَ یُوجِبُ شِدَّةَ الْفَهْمِ، وَ یَمْرِی ءُ الطَّعَامَ، وَ یَذْهَبُ اءوْجَاعَ الا ءضْراسِ، وَ یَدْفَعُ عَنِ الا ءنْسَانِ اَلْسُّقْمَ، وَ یَسْتَغْنی عَنِ الْفَقْرِ...))[۱۴۸].

((همانا مسواک زدن قدرت فهم را زیاد می‌کند، و غذا را هضم می‌کند، و بیماری‌های دندان را درمان می‌کند، و بیماری را از تَن انسان می بَرَد، و عامل نجات از فقر و تهیدستی است ))

۵ - در روایتی امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

السَّوَاکُ مُطَهَّرَةٌ لِلْفَمِّ مَرْضاةٌ لِلرَّبِّ[۱۴۹].

((مسواک زدن دهان را پاک و خدا را خشنود می‌سازد))

۶ - امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

إ نَّ اءفْواهَکُمْ طُرُقُ الْقُرْآنِ فَطَهِّرُوها بِالسَّوَاکِ[۱۵۰].

((همانا دهان‌های شما راه‌های قرآن است، آن را با مسواک زدن پاک کنید))

۷ - آورده‌اند که:

کَانَ عَلِیُّ علیه السلام یَسْتَاکَ فی اءَوَّلِ النَّهَارِ وَ فی آخِرِهِ، فی شَهْرِ رَمَضانَ[۱۵۱].

((در صبحگاهان و در آخر روز به هنگام افطار در ماه رمضان مسواک می‌زد))

عسل ((اَلْعَسَل))

O عسل درمان دردها

O عسل و درمان بلغم

O عسل و درمان درد شکم

O عسل و شادی دل

۱ - امام صادق علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

لَعْقُ الْعَسَلِ لِلشِّفاءِ مِنْ کُلِّ داءٍ، قَالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ اءلْوَانُهُ فیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ[۱۵۲] وَ هُوَ مَعَ قَراءَةِ الْقُرْآنِ، وَ مَضْغُ اللُّبَّانِ [۱۵۳] یُذیبُ الْبَلْغَمَ[۱۵۴].

((خوردن عسل درمان هر بیماری است که خدای عزیز و بزرگ فرمود: (خارج می‌شود از شکم زنبورها نوشیدنی رنگارنگی که در آن شفای انسان هاست) و عَسَل با قرائت قرآن و جویدن کُندُر بلغم را از بین می‌برد))

۲ - از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شد که فرمود:

اَلْعَسَلُ فیهِ شِفَاءٌ[۱۵۵].

((در عسل شفای دردهاست ))

۳ - امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

لَمْ یَسْتَشْفِ مَریضٌ بِمِثْلِ شَرْبَةِ عَسَلٍ[۱۵۶].

((بیماری به غیر از عَسَل با چیز دیگر درمان نمی‌شود))

۴ - از کتاب عیاشی نقل شد که:

إ نَّ رَجُلا قَالَ لَهُ: إ نِّی مُوجِعٌ بَطْنی،

فَقَالَ: اءَلَکَ زَوْجَةٌ؟

قَالَ: نَعَمْ،

قَالَ: اِسْتَوْهِبْ مِنْهَا شَیْئا مِنْ مَالِهَا طیبَةً بِهِ نَفْسَهَا، ثُمَّ اشْتَرِ بِهِ عَسَلا، ثُمَّ اسْکَبْ عَلَیْهِ مِنْ مَاءِ السَّمَاءِ، ثُمَّ اشْرَبْهُ، فَإ نِّی سَمِعْتُ اللّهَ یَقُولُ فی کِتَابِهِ:

وَ نَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُبَارَکا [۱۵۷]،

وَ قَالَ: یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ اءلْوَانُهُ فیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ[۱۵۸]

وَ قَالَ: فَإ نْ طِبْنَ لَکُمْ عَنْ شَیْءٍ مِنْهُ نَفْسا فِکُلُوهُ هَنیئا مَریئا[۱۵۹]

وَ إ ذا اجْتَمَعَتِ الْبَرَکَةُ وَ الشِّفَاءُ وَ الْهَنی ءُ الْمَری ءُ شَفَیْتَ إ نْ شَاءَ اللّهُ تَعَالی،

قَالَ: فَفَعَلَ فَشَفی [۱۶۰].

((شخصی به امیرالمؤ منین علیه السلام گفت: دارای درد شکم می‌باشم، حضرت فرمود: زن داری؟

گفت: آری،

فرمود: از مالِ همسر خود با رضایت کامل مقداری بردار و با آن عَسَل خریداری کن و آن را با آب باران مخلوط کن و بنوش، زیرا از خدا در کتابش قرآن شنیدم که فرمود:

(ما از آسمان آبِ مبارکی نازل می‌کنیم)

و فرمود: (خارج می‌شود از شکم زنبوران، عَسَلی رنگارنگ که در آن درمان درد انسان هاست،

و فرمود: (اگر چیزی بر شما عارض شد، پس بخورید آن را که بر شما مبارک و گوارا باشد)، پس هرگاه برکت و درمان و مبارک و گوارا در یکجا گِرد آید، شفا خواهی گرفت، اگر خدای بزرگ بخواهد))

آن شخص گفت: طبق دستور امام عمل کردم و درمان شدم.

۵ - امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

اَلْعَسَلُ شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَلاَ دَاءَ فیهِ، یَقِلُّ الْبَلْغَمَ، وَ یَجْلُو الْقَلْبَ[۱۶۱].

((عَسَل درمان هر دردی است و بیماری در آن نیست، بلغم را می‌زداید و قلب را با نشاط می‌کند))

۶ - قطب راوندی درکتاب لب اللّباب از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

مَنْ اءصَابَتْهُ عِلَّةٌ فَیَسْاءَلَ اِمْرَاءَتِهِ ثَلاثَةُ دَراهِمَ مِنْ صِداقِهَا، وَ یَشْتَری بِهَا عَسَلا، ثُمَّ یَکْتُبُ سُورَةُ یَّس بِمَاءِ الْمَطَرِ وَ یَشْرَبُهُ، شَفَاهُ اللّهُ، لاِ نَّهُ اجْتَمَعَ لَهُ الْهَنِی ءُ وَ الْمَرِی ءَ وَ الشِّفَاءُ وَ الْمُبَارَکُ[۱۶۲].

((کسی که بیمار شد، سه درهم از مَهر همسرش گرفته با آن عَسَل خریداری کند، پس سوره یَّس را با آب باران نوشته با آن عَسَل بنوشد، خدا او را شفا خواهد داد، زیرا که او چیز مبارک و گوارا و شفاء و برکت را جمع کرده است ))

گوشت ((اللَّحم))

O گوشت و لاغری و ناتوانی

O گوشت و اخلاق

O گوشت گاو و بیماری‌ها

O گوشت مرغ و درمان‌ها

O زیان اسراف در گوشت‌خواری

O گوشت درّاج درمان عصبانیّت

۱ - امام صادق علیه السلام از پدران خود از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

کُلُوا اللَّحْمَ، فَإ نَّ اللَّحْمَ مِنَ اللَّحْمِ، وَ اللَّحْمَ یُنْبِتُ اللَّحْمَ، وَ مَنْ لَمْ یَاءْکُلْ اللَّحْمَ اءَرْبَعینَ یَوْمَا سَاءَ خُلْقُهُ، وَ إ ذا ساءَ خُلْقُ اءَحَدِکُمْ مِن إ نْسَانٍ اءوْ دابَّةٍ فَاءْذِنُوا فی اءُذُنِهِ الا ءذانَ کُلَّهُ. [۱۶۳]

((گوشت بخورید، که گوشت از گوشت پدید می‌آید، و گوشت، گوشت می‌رویاند، و کسی که ۴۰ روز گوشت نخورد بَد اخلاق می‌شود، پس هرگاه یکی از شما بَد اخلاق شد یا حیوانی از شما بَد اخلاق شد در گوش او اذان بگوئید))

۲ - امام علی علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرد که فرمود:

سَیِّدُ طَعَامِ الدُّنْیَا وَ الا آخِرَةِ اَللَّحْمُ. [۱۶۴]

((بزرگِ غذاهای دنیا و آخرت گوشت است ))

۳ - امام صادق علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

لُحُومُ الْبَقَرِ داءٌ. [۱۶۵]

((گوشت گاو بیماری زاست ))

۴ - از علی بن اءسباط نقل شد که از امیرالمؤ منین علیه السلام روایت کرد که:

در خدمت امیرالمؤ منین علیه السلام صحبت از گوشت مرغ به میان آمد، آن حضرت فرمود:

اءطْیَبُ اللَّحْمِ لَحْمُ فَرْخٍ غَذَّتْهُ فَتاةٌ مِنْ رَبیعَةِ بِفَضْلِ قُوَّتِها. [۱۶۶]

((پاکیزه‌ترین گوشت، گوشتِ جوجه است که جوانی او را یکماه بهاری غذا داده باشد))

۵ - امام صادق علیه السلام نقل کرد که:

کَانَ عَلِیُّ علیه السلام یَکْرَهُ إ دْمانَ اللَّحْمِ، وَ یَقُولُ: إ نَّ لَهُ ضَراوَةٌ کَضَرَاوَةِ الْخَمْرِ. [۱۶۷]

((همواره امام علی علیه السلام از خوردن گوشت فراوان در تمام غذاها کراهت داشت، و می‌فرمود:

بطور مداوم گوشت نخورید که چونان شراب برای بدن زیان آور است ))

۶ - امام صادق علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

إ ذا ضَعُفَ الْمُسْلِمُ فَلْیَاءْکُلِ اللَّحْمَ بِالْلَّبَنِ. [۱۶۸]

((هرگاه مسلمانی از نظر جسمی ناتوان شد، پس گوشت را با شیر بخورد))

۷ - از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شد که فرمود:

إ نَّ نَبِیّا مِنَ الا ءنْبِیَاءِ شَکا إ لَی اللّهِ الضَّعْفَ فی اءُمَّتِهِ، فَاءَمَرَهُمْ اءنْ یَاءْکُلُوا اللَّحْمَ بِاللَّبَنِ، فَاسْتَبانَتِ الْقُوَّةُ فی اءنْفُسِهِمْ. [۱۶۹]

((یکی از پیامبران الهی از ناتوانی جسمی امّت خود به خدا شکایت کرد، خداوند آنان را دستور فرمود تا گوشت را با شیر بخورید، چنین کردند که بدن‌های آنان نیرومند شد))

۸ - از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شد که فرمود:

از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که می‌فرمود:

مَنْ سَرَّهُ اءنْ یَقِلَّ غَیْظُهُ، فَلْیَاءْکُلِ الدُّرَّاجَ[۱۷۰].

((کسی که دوست دارد کمتر به خشم آید، از گوشت دُرّاج بخورد))

۹ - از امام علی علیه السلام نقل شد که فرمود:

ذُکِرَ عِنْدَ النَّبِی صلی الله علیه و آله و سلم اَللَّحْمَ وَ الشَّحْمَ، فَقَالَ:

لَیْسَ مِنْهُمَا بَضْعَةٌ تَقَعُ فی الْمِعْدَةِ إ لا اءنْبَتَتْ مَکَانَهَا شِفاءٌ، وَ اءخْرَجَتْ مِنْ مَکَانِهَا دَاءٌ. [۱۷۱]

((در خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از گوشت و پِی صحبت شد که آن حضرت فرمود: پاره‌ای از گوشت یا پِی معده انسان قرار نمی‌گیرد، جز آنکه شفا می‌دهد و دردی از بدن خارج می‌گردد))

۱۰ - از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شد که آن حضرت در بازار کوفه، قسمت قصّابی‌ها می‌رفت و می‌فرمود:

یَا مَعْشَرَ اللَّحَّامینَ مَنْ نَفَخَ مِنْکُمْ فی اللَّحْمِ فَلَیْسَ مِنَّا. [۱۷۲]

((ای گوشت فروش‌ها، کسی از شما اگر در گوشت بدمد از ما نیست. (بعضی در ران یا قسمت دیگر می‌دمیدند که برجسته نشان داده شود)))

تخم مرغ ((البیض))

O تخم مرغ و زیادی فرزندان

اصبغ بن نباته از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

إ نَّ نَبِیّا مِنَ الا ءنْبِیَاءِ شَکا إ لَی اللّهِ تَعَالی قِلَّةُ النَّسْلِ فی اءمَّتِهِ، فَاءَمَرَهُ اءنْ یَاءْمُرَهُمْ بِاءَکْلِ الْبیضِ، فَفَعَلُوا، فَکَثُرَ النَّسْلُ فیهِمْ. [۱۷۳]

((پیامبری از پیامبران الهی از اندک بودن فرزند در امّت خود به خدا شکایت کرد، خداوند دستور فرمود تا امّت او تخم مرغ بخورند، چنین کردند و فرزندانشان زیاد شد))

=== شیر((اللّبن)) ===

O شیر گاو و درمان بیماری‌ها

O ارزش غذائی شیر

۱ - امام صادق علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

اءَلْبَانُ الْبَقَرِ دَواءٌ. [۱۷۴]

((شیر گاو درمان بیماری است ))

۲ - آمدی در غررالحکم از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

اَللَّبَنُ اءحَدُ اللَّحْمَیْنِ. [۱۷۵]

((شیر چونان گوشت است ))

۳ - امام صادق علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

حَسَّوُ اللِّبَنِ شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ إ لا الْمَوْتَ. [۱۷۶]

((شیر خوردن مداوم درمان هر بیماری است جز مرگ ))

۴ - غیاث بن ابراهیم از جعفر و او از پدرانش نقل کرد که:

اءَنَّ عَلِیّا علیه السلام کانَ یَسْتَحِبُّ اءنْ یُفْطِرَ عَلَی اللَّبَنِ. [۱۷۷]

((گویا امام علی علیه السلام مستحب می‌دانست که به هنگام افطار شیر تناول فرماید))

ماهی ((السَّمَک))

O گوشت ماهی و لاغری

۱ - امام صادق علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

لاتُدْمِنُوا اءَکْلَ السَّمَکِ، فَإ نَّهُ یُذیبُ الْجَسَدَ. [۱۷۸]

((بطور مداوم گوشت ماهی نخورید، زیرا بدن را لاغر می‌کند))

۲ - امام صادق علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

السَّمَکُ الطَّرِیُّ یُذیبُ اللَّحْمَ. [۱۷۹]

((خوردن ماهی تازه گوشت بدن را آب می‌کند))

۳ - ابی بصیر از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل می‌کند که فرمود:

اءَکْلُ الْحیتانِ یُذیبُ الْجَسَدَ. [۱۸۰]

((خوردن گوشت ماهیان، گوشت بدن را آب می‌کند))

روغن ((اَلسَّمَنْ))

O روغن و درمان دردها

O روغن و درمان دردها در تابستان

۱ - امام صادق علیه السلام از پدران خود، از امام علی علیه السلام نقل کرد که فرمود:

سَمَنُ الْبَقَرِ دَوَاءٌ. [۱۸۱]

((روغن گاو درمان دردهاست ))

۲ - امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

السَّمَنُ دَوَاءٌ، وَ هُوَ فی الصَّیْفِ خَیْرٌ مِنْهُ فی الشِّتَاءِ، وَ مَا دَخَلَ جَوْفَا مِثْلُهُ. [۱۸۲]

((روغن دوا است، روغن در تابستان بهتر اءثر می‌کند تا زمستان، و از آنچه انسان می‌خورد بهتر است ))

نَمَک ((المِلْح))

O نَمَک و درمان دردها

O نَمَک و درمان ۷۰ بیماری

O نَمَک و درمان جذام و بَرَص و جنون

O نَمَک و درمان حَلق و حنجره

O نَمَک و بهداشت دهان و دندان

O نَمَک و درمان درد شکم

۱ - امام صادق علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

اِبْدَؤُا بِالْمِلْحِ فی اءوَّلِ طَعَامِکُمْ فَلَو یَعْلَمُ النَّاسُ مَا فی الْمِلْحِ لاَخْتارُوهُ عَلَی التِّریاقِ الُْمجَرَّبِ.[۱۸۳]

((غذا را با نَمَک آغاز کنید، اگر مردم می‌دانستند چه فوائدی در نَمَک است او را بر نوشدارو مقدّم می‌داشتند))

۲ - امام صادق علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

مَنْ بَدَاءَ بِالْمِلْحِ اءذْهَبَ اللّهُ عَنْهُ سَبْعینَ دَاءً مَا یَعْلَمُ الْعِب ادُ مَا هُوَ. [۱۸۴]

((کسی که غذا خوردن را با نَمَک آغاز کند، خدا هفتاد نوع بیماری را از تن او خارج می‌کند که مردم نمی‌دانند))

۳ - امام رضا علیه السلام از پدرانش نقل کرد که فرمود:

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

عَلَیْکَ بِالْمِلْحِ فَإ نَّهُ شِفَاءٌ مِنْ سَبْعینَ دَاءً اءَدْناها الْجُذامُ وَ الْبَرَصُ وَ الْجُنُونُ.[۱۸۵]

((بر تو باد به استفاده از نَمَک، زیرا نَمَک درمان هفتاد بیماری است که کوچکترینِ آنها جذام و بَرَص و جنون است ))

۴ - و در حدیث دیگری رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به امیرالمؤ منین علیه السلام سفارش کرد که:

وَ وَجَعُ الْحَلْقِ وَ الا ءضْراسِ وَ وَجَعُ الْبَطْنِ. [۱۸۶]

((از نَمَک استفاده کند، زیرا درد حنجره و دندان‌ها و درد شکم را درمان می‌کند))

۵ - امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرد که به امام علی علیه السلام فرمود:

یَا عَلِیُّ اِفْتَتِحْ طَعَامِکَ بِالْمِلْحِ وَ اخْتِمْهُ بِالْمِلْحِ، فَإ نَّ مَنِ افْتَتَحَ طَعَامَهُ بِالْمِلْحِ، وَ خَتَمَهُ بِالْمِلْحِ دَفَعَ اللّهُ عَنْهُ سَبْعینَ نَوْعَا مِنْ اءنْوَاعِ الْبَلا ءِ اءیْسَرَه ا الْجُذ امُ. [۱۸۷]

((ای علی، در هر غذا با نَمَک آغاز کن و با نَمَک دست از غذا بردار، زیرا کسی که در آغاز و پایان غذا از نَمَک استفاده کند، خدا هفتاد نوع از انواع بلاها را از او دور می‌کند که ساده ترینِ آنها بیماری جذام است ))

سرکه ((الخِلّ))

O سرکه و درمان صفرا

O سرکه و شادی دِل

O سرکه و کشتن کِرم‌های معده

۱ - ابوبصیر از امام صادق علیه السلام و آن حضرت از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

نِعْمَ الا دَامُ اَلْخَلُّ یُکِسِّرُ الْمُرَّةَ، وَ یُحْیِی الْقَلْبَ.[۱۸۸]

((چه خورشت خوبی است سرکه، صفرا را زایل می‌کند و قلب را زنده می‌سازد))

۲ - داوود بن سلمان از امام رضا علیه السلام و آن حضرت از پدرانش از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

کُلُوا خَلَّ الْخَمْرِ، فَإ نَّهُ یَقْتُلُ الدّیدانَ فِی الْبَطْنِ. [۱۸۹]

((سرکه بخورید (سرکه کهنه) که کِرم‌های معده و روده را می کُشَد))

حلیم با گوشت و گندم ((الهریسة))

O حلیم و توانائی

O حلیم و شادی دِل

امام صادق علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

عَلَیْکُمْ بِالْهَریسَةِ، فَإ نَّهَا تَنْشُطُ لِلْعِبَادَةِ اءرْبَعینَ یَوْمَا وَ هِی الْمَائِدَةُ الَّتی اءُنْزِلَتْ عَلی رَسُولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله و سلم .[۱۹۰]

((بر شما باد خوردن حلیم با گوشت و گندم که تا چهل روز برای عبادت به شما نشاط می‌بخشد، حلیم نعمتی است که از طرف خدا برای پیامبرش آورده شد))

نانِ خیس خورده در آبگوشت ((الثَّرید))

۱ - حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

الثَّریدُ طَعَامُ الْعَرَبِ. [۱۹۱]

((نان خیس خورده در آبگوشت طعام عرب است ))

۲ - امام علی علیه السلام فرمود:

وَ اءوَّلُ مَنْ هَشَمَ الثَّریدُ مِنَ الْعَرَبِ جَمیعَا جَدُّنَا هَاشِمُ. [۱۹۲]

((اوّل کسی که نان خیس خورده در آبگوشت را مصرف کرد جدّ ما هاشم بود))

روغن زیتون ((زیت الزیتون))

O روغن زیتون و اعصاب

O روغن زیتون و وسوسه‌های شیطانی

۱ - رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در وصیّتی به حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

یَا عَلِیُّ! کُلِ الزِّیْتَ، وَادْهَنْ بِهِ، فَإ نَّهُ مَنْ اءکَلَ الزَّیْتَ، وَ ادَّهَنَ بِهِ لَمْ یُقَرُّ بِهِ الشَّیْطَانُ اءرْبَعینَ یَوْمَا. [۱۹۳]

((ای علی، روغن زیتون بخور، و با آن بدن را روغن مالی کن، زیرا هرکس روغن زیتون بخورد و آن را بر بدن بمالد، شیطان تا چهل روز به او نزدیک نخواهد شد))

خلال کردن دندان ((الخلال))

O شیوه صحیح خلال کردن

O خلال کردن و بهداشت دهان و دندان

O خلال کردن و روزی

O خلال کردن و درمان جذام

۱ - از امام علی علیه السلام نقل شد که فرمود:

التَّخَلُّلُ بِالطَّرْفاءِ یُورِثُ الْفَقْرَ.[۱۹۴]

((خلال کردن با چوب درخت گز، عامل فقر و تهیدستی است ))

۲ - ثابت بن ابی صفیّه از ثور بن سعید، از پدرش از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

یَاءْمُرُنا إ ذا تَخَلَّلْنَا اءنْ لانَشْرَبَ الْمَاءَ حَتَّی نَمَضْمَضُ ثَلاثَا. [۱۹۵]

((آن حضرت پس از خلال کردن دندان به ما دستور داد تا سه بار دهان و دندان را با آب مزمزه کرده، شستشو دهیم و سپس آب بنوشیم ))

۳ - از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

تَخَلَّلُوا عَلی اءَثَرِ الطَّعامِ، فَإ نَّهُ صِحَّةٌ لِلنَّابِ وَ النَّواجِذِ، وَ یَجْلِبُ عَلَی الْعَبْدِ الرِّزْقَ. [۱۹۶]

((پس از غذا خوردن خلال کنید که فضای دهان (نای) و دندان‌های جلو و عقب را سالم نگه می‌دارد و عامل جلب روزی برای بندگان است ))

۴ - از امام علی علیه السلام نقل شده که:

اءنَّ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله و سلم، نَهی اءنْ یَتَخَلَّلَ بِالْقَصْبِ وَ اءنْ یَسْتاکَ بِهِ، وَ نَهی اءنْ یَتَخَلَّلَ بِالرُّمّانِ وَ الرَّیْحَانِ، فَإ نَّ ذلِکَ یُحَرِّکُ عِرْقَ الْجُذامِ.[۱۹۷]

((رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نهی فرمود که با شاخه درخت انار یا ریحان خلال کنند، زیرا بیماری جذام را تقویت می‌کند))

آب درمانی ((الماء))

O آب و درمان تَب

O آب و پاکی‌ها

۱ - از امام رضا علیه السلام از پدرانش از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شد که:

فی قولِ اللّهِ عزَّوَجلَّ:

ثُمَّ لَتُسْاءَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعیمِ [۱۹۸]

قَالَ: اَلرُّطَبُ وَ الْمَاءُ الْبَارِدُ. [۱۹۹]

((در تفسیر سخن خدای عزیز و بزرگ که فرمود:

روزی که از نعمت‌ها پرسش می‌شود، توضیح داد: خرما و آبِ سرد از جمله آن نعمت هاست ))

۲ - از امام صادق علیه السلام از پدرانش از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شد که فرمود:

اِکْسِرُوا حَرَّ الْحُمّی بِالْبَنَفْسَجِ وَ الْمَاءِ الْبَارِدِ فَإ نَّ حَرَّهَا مِنْ فَیْحِ جَهَنَّمْ. [۲۰۰]

((حرارت تَب را با گُل بنفشه و آبِ سرد فرونشانید، که حرارت تب از حرارت جهنّم است ))

۳ - امام علی علیه السلام فرمود:

اِشْرِبُوا مَاءَ السَّمَاءِ فَإ نَّهُ یُطَهِّرُ الْبَدَنَ، وَ یَدْفَعُ الا ءسْقَامَ،

قَالَ اللّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالی: وَیُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یَذْهَبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطانِ وَ لِیَرْبِطَ عَلی قُلُوبِکُمْ وَ یُثَبِّتَ بِهِ الا ءقْدامَ. [۲۰۱] [۲۰۲]

((آبِ آسمان را بنوشید که بدن را پاک و بیماریها را می‌زداید، خداوند مبارک و بزرگ فرمود:

آبِ آسمان بر شما فرو می‌بارد تا شما را پاک کند، و ناپاکی‌های شیطان را از شما بزداید، و دل‌های شما را به هم نزدیک و شما را ثابت قدم فرماید))

۴ - امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

صُبُّوا عَلَی الَْمحْمُومِ الْمَاءَ الْبَارِدِ، فَإ نَّهُ یُطْفِی ءُ حَرَّها. [۲۰۳]

((بر انسان تَب دار آبِ سَرد بپاشید که حرارات تَب را تعدیل می‌کند))

۵ - حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:

اَلْماءُ سَیِّدُ الشَّرَابِ فِی الدُّنْیَا وَ الا آخِرَةِ.[۲۰۴]

((آب بزرگ‌ترین نوشیدنی در دنیا و آخرت است ))

پُرخوری ((الا سراف فی الطعام (التَّخمة)))

O پُرخوری و بیماری‌ها

O پُرخوری و خواب‌های وحشتناک

O پُرخوری و سُستی تن

O پُرخوری آفت زیرکی

O پُرخوری آفتِ عبادت

۱ - در کتاب غرر از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمود:

إ یَّاکَ وَ الْبِطْنَةِ، فَمَنْ لَزِمَهَا کَثُرَتْ اءسْقَامُهُ، وَ فَسَدَتْ اءحْلامُهُ.

((از پُرخوری بپرهیزید که بیماری‌ها را زیاد می‌کند و عامل خواب‌های وحشتناک است ))

۲ - در جای دیگری فرمود:

إ یَّاکُمْ وَ الْبِطْنَةِ، فَإ نَّهَا مِقْسَاةٌ لِلْقَلْبِ مِکْسَلَةٌ عَنِ الصَّلاةِ مَفْسَدَةٌ لِلْجَسَدِ.

((از پُرخوری بپرهیزید که قلب را دگرگون کرده، عامل سُستی در نماز است و تن آدمی را فاسد می‌کند))

۳ - و فرمود:

اَلْبِطْنَةُ تَمْنَعُ الْفِطْنَةِ.

((پُرخوری مانع زیرکی است ))

۴ - و نیز فرمود:

الشَّبَعُ یُفْسِدُ الْوَرَعَ.

((پُرخوری روح پرهیزکاری را از بین می‌برد))

۵ - و نیز فرمود:

إ ذا مُلِی ءَ الْبَطْنُ مِنَ الْمُبَاحِ عَمِی الْقَلْبُ عَنِ الصَّلاحِ.

((وقتی شکم از غذاهای مباح پُر شد، قلب از تشخیص مصلحت کور خواهد شد))

۶ - و نیز فرمود:

بِئْسَ قَرینُ الْوَرَعِ اَلشَّبَعِ.

((شکم پُر دوست بَدی برای پرهیزکاری است ))

۷ - و نیز فرمود:

إ دْمَانُ الشَّبَعِ یُورِثُ اءنْوَاعَ الْوَجَعِ.

((تداوم پُرخوری عامل انواع گرسنگی هاست ))

۸ - و نیز فرمود:

لاتَجْتَمِعِ الشَّبَعُ وَ الْقِیَامُ بِالْمُفْتَرَضِ.

((شکم پُر و انجام واجبات در یک جا جمع نمی‌شوند))

۹ - و نیز فرمود:

نِعْمَ عَوْنُ الْمَعَاصی اَلشَّبَعُ.

((پُرخوری بهترین عاملِ گناهان است ))

۱۰ - و نیز فرمود:

إ یَّاکَ وَ إ دْمَانُ الشَّبَعِ، فَإ نَّهُ یَهیجُ الا ءسْقَامَ، وَ یُثیرُ الْعِلَلَ. [۲۰۵]

((از پُرخوری بپرهیز که بیماری‌ها را پدید می‌آورد و علل و عوامل امراض را تقویت می‌کند))

۱۱ - اصبغ بن نباته می‌گوید:

امیرالمؤ منین علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام فرمود:

اءلا اءُعَلِّمُکَ اءَرْبَعَ خِصَالٍ، تَسْتَغْنی عَنِ الطِّبِّ؟

قَالَ: بَلی،

قَالَ: لاَتَجْلِسْ عَلَی الطَّعَامِ إ لا وَ اءنْتَ جَائِعٌ، وَلاَتَقُمْ عَنِ الطَّعَامِ إ لا وَ اءنْتَ تَشْتَهیهِ، وُجُودَ الْمَضْغَ، وَإ ذا نُمْتَ فَاَعْرِضْ نَفْسَکَ عَلَی الْخَلاءِ، فَإ ذا اسْتَعْمَلْتَ هَذا اِسْتَغْنَیْتَ عَنِ الطِّبِّ. [۲۰۶]

((آیا چهار خصلت نیکو به تو بیاموزم که از مراجعه به طبیب بی‌نیاز شوی؟ ، پاسخ داد: آری، امام فرمود: تا گرسنه نشدی بر سر سفره غذا ننشین و تا هنوز سیر نشدی دست از غذا بکش و جویدن غذا را با دندان نیکو انجام دِه، و پس از خواب به دستشوئی رفته خود را پاک نما، پس هرگاه چنین کنی از طبّ بی‌نیاز خواهی بود))

سرما ((اَلْبَرد))

O نقش سرما در تَنِ آدمی

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در نهج البلاغه فرمود:

تَوَقَّوِا الْبَرْدَ فی اءوَّلِهِ وَ تَلَقَّوْهُ فی آخِرِهِ، فَإ نَّهُ یَفْعَلُ فی الا ءبْدانِ کِفِعْلِهِ فی الا ءشْجارِ، اءوَّلُهُ یُحْرِقُ، وَ آخِرُهُ یُورِقْ. [۲۰۷]

((از سرما در آغاز آن بپرهیزید و در آخر سرما به استقبال آن بروید، زیرا سرما با بدن‌ها همان کار را می‌کند که با درختان می‌کند، آغازِ سرما می‌سوزاند و آخَرِ سرما می‌رویاند))

راه تقویت حافظه ((الحفظ))

امام علی علیه السلام فرمود:

مَنْ اءَخَذَ مِنَ الزَّعْفَرانِ الْخَالِصِ جُزْءً، وَ مِنَ السَّعْدِ جُزْءً، وَ یُضافُ إ لَیْهِمَا عَسَلا، وَ یَشْرَبَ مِنْهُ مِثْقَالَیْنِ فی کُلِّ یَوْمٍ فَإ نَّهُ یَتَخَوَّفُ عَلَیْهِ مِنْ شَدَّةِ الْحِفْظَ اءنْ یَکُونَ سَاحِرا. [۲۰۸]

((کسی که از زعفران خالص مقداری برداشته، با مقداری از سعد (نبات یا ریشه جوز) با عَسَل مخلوط کند، و هر روز دو مثقال از آن را بخورد، حافظه او چنان تقویت می‌شود که می‌پندارند او ساحر است ))

حجامت ((الحجامة))

O نقش حجامت کردن در سلامت تن

O نقش حجامت کردن در تقویت عقل

۱ - امام صادق علیه السلام از پدرانش از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شد که فرمود:

إ نَّ الْحِجَامَةَ تُصَحِّحُ الْبَدَنَ وَ تَشُدُّ الْعَقْلَ.[۲۰۹]

((حجامت کردن بدن را سالم و عقل را تقویت می‌کند))

۲ - امام رضا علیه السلام از پدرانش از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

یَوْمُ الثُّلاَثَاءِ یَوْمِ حَرْبٍ وَ دَمٍ. [۲۱۰]

((روز سه شنبه روز جنگ و حجامت است ))

۳ - شعیب نقل می‌کند که:

اءنَّ اءمیرالمؤ منین علیه السلام کان یغتسل من الحجامة و الحمام، قال شعیب: فذکرته لا بی عبداللّه الصادق علیه السلام فقال:

إ نَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله و سلم کَانَ إ ذَا اِحْتَجَمَ هاجَ بِهِ الدْمُ وَ تَبیغُ فَاغْتَسِلَ بِالْمَاءِ الْبَارِدِ لِیَسْکُنَ عَنْهُ حَرارَةُ الدَّمِ.

وَ إ نَّ اءمیرُالْمُؤْمِنینَ علیه السلام کَانَ إ ذا دَخَلَ الْحَمَّامَ هاجَتْ بِهِ الْحَرَارَةُ صُبَّ عَلَیْهَا الْمَاءَ الْبارِدِ فَتَسْکُنَ عَنْهُ الْحَرَارَةُ. [۲۱۱]

((حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام پس از حجامت بدن را در حمّام شستشو می‌داد و امام صادق علیه السلام نقل کرد که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم وقتی حجامت می‌کرد، خون همه بدن آن حضرت را می‌گرفت، آنگاه با آبِ سَرد غسل می‌کرد تا حرارت خون تسکین یابد.

و حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام پس از حجامت که وارد حمّام می‌شد، آبِ سَرد بر بدن می‌ریخت تا حرارت بدنِ آن حضرت تسکین یابد))

پرهیز غذائی ((الحمیة))

O ارزش پرهیز غذائی

O پرهیز غذائی عامل درمان‌ها

O پرهیز غذائی و سلامتی

۱ - حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: ا ِثْنَانَ عَلیلانِ اءَبَدا: صَحیحٌ مُحْتَمٍّ وَ عَلیلٌ مُخْتَلَطٌ. [۲۱۲]

((دو کس همواره بیمارند، سالمی که بر خود سخت گیرد، و مریضی که پرهیز نکند))

۲ - و فرمود:

اَلْمِعْدَةُ بَیْتُ الا ءدْوَاءِ، وَ الْحَمِیَّةُ رَاءْسُ الدَّواءِ، لاصِحَّةَ مَعَ النَّهَمِ. [۲۱۳]

((معده انسان خانه درمان هاست و پرهیز در راءس درمان است، و سلامتی با شکم پرستی امکان ندارد))

۳ - و نیز در غررالحکم از آن حضرت نقل شد که فرمود:

مَنْ لَمْ یَصْبِرْ عَلَی مَضَضِ الْحَمِیَّةِ طالَ سُقْمُهُ. [۲۱۴]

((کسی که بر سختی پرهیز غذائی صبر نکند، بیماری او طولانی است ))

۴ - و نیز فرمود:

لاتَنالُ الصِّحَّةَ إ لا بِالْحَمِیَّةِ. [۲۱۵] ((به سلامت نخواهید رسید جز با پرهیز غذائی ))

۵ - و آمدی در غررالحکم از آن حضرت نقل کرد که فرمود:

صَلاحُ الْبَدَنِ الْحَمِیَّةُ. [۲۱۶]

((سلامت بدن در پرهیز غذائی است ))

روش درمان بیمار ((آداب المریض))

۱ - امام علی علیه السلام فرمود:

اِمْشِ بِدائِکَ ما مَشی بِکَ. [۲۱۷]

((تا بیماری با تو کنار می‌آید با او بساز))

۲ - امام صادق علیه السلام از پدرانش از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شد که فرمود:

لایَتَداوی الْمُسْلِمُ حِتّی یَغْلِبَ مَرَضُهُ صِحَّتَهُ. [۲۱۸]

((برای مسلمان سزاوار نیست تا وقتی که بیماری بر سلامت غلبه نکرده است، به درمان و مداوا روی بیاورد))

۳ - و نیز فرمود:

مَنْ کَتَمَ الا ءطِبَّاءَ مَرَضَهُ خَانَ بَدَنَهُ. [۲۱۹]

((کسی که بیماری خود را از طبیب پنهان کند به بدن خود خیانت کرده است ))

حمّام رفتن ((الحمام))

امام صادق علیه السلام از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

کَانَ اءمیرُالْمُؤْمِنینَ علیه السلام یَقُولُ اءَلا لایَسْتَلْقِیَنَّ اءَحَدُکُمْ فی الْحَمَّامِ، فَإ نَّهُ یُذیبُ شَحْمَ الْکُلْیَتَیْنِ[۲۲۰]

((آگاه باشید! کسی از شما در حمّام نخوابد که پی کلیّه‌ها را آب می‌کند))

روش درمان تَب ((الحمی))

O آبِ سَرد و درمان تَب

O گُلِ بنفشه و درمان تَب

۱ - امام صادق علیه السلام از پدرانش از امیرالؤ منین علیه السلام نقل کرد که فرمود:

لَیْسَ مِنْ دَاءٍ إ لا وَ هُوَ مِنْ داخِلِ الْجَوْفِ إ لا الْجَراحَةُ وَ الْحُمَّی. فَإ نَّهُمَا یَرِدانِ وُرُودَا.

((بیماری یافت نمی‌شود، جز آنکه از درونِ بدن پدید می‌آید، جز زخم و تَب که این دو از راه‌های مختلف دامنگیر انسان می‌شود))

۲ - و نیز فرمود:

اءکْسِرُوا حَرَّ الْحُمَّی بِالْبَنَفْسَجِ وَ الْمَاءِ الْبارِدِ فَإ نَّ حَرَّهَا مِنْ فَیْحِ جَهَنَّمَ.[۲۲۱]

((حرارت تَب را با گُل بنفشه و آبِ سَرد فرو نشانید))

۳ - و نیز فرمود:

صُبُّوا عَلَی الَْمحْمُومِ الْمَاءَ الْبَارِدِ فَی الصَّیْفِ، فَإ نَّهُ یُسْکِنُ حَرَّهَا. [۲۲۲] ((در تابستان بر انسان تَب دار آبِ سَرد بپاشید که حرارت بدن را تسکین می‌دهد))

در چشمه سار نهج البلا غه

پرهیز غذائی

حکمت ۱۷۱ نهج البلاغه

O التحذیر من اءکلة الحرام

وَقَالَ علیه السلام: کَمْ مِنْ اءَکْلَةٍ مَنَعَتْ اءَکَلاَتٍ!

حکمت ۱۸۱ نهج البلاغه

O ثمرة الحزم

وَقَالَ علیه السلام: ثَمَرَةُ التَّفْرِیطِ النَّدَامَةُ، وَثَمَرَةُ الْحَزْمِ السَّلاَمَةُ.

ترجمه حکمت ۱۷۱

ره آورد شوم حرام خواری

و درود خدا بر او فرمود:

بسا لقمه‌ای که از لقمه‌های فراوانی محروم می‌کند.

ترجمه حکمت ۱۸۱

ارزش دوراندیشی و پرهیز از کوتاهی

و درود خدا بر او فرمود:

حاصل کوتاهی پشیمانی، و حاصل دور اندیشی سلامت است.

بدن و سرما

O البرد و السلاّمة

وَقَالَ علیه السلام: تَوَقَّوُا الْبَرْدَ فِی اءَوَّلِهِ، وَتَلَقَّوْهُ فِی آخِرِهِ، فَإِنَّهُ یَفْعَلُ فِی الاءَبْدَانِ کَفِعْلِهِ فِی الاءَشْجَارِ، اءَوَّلُهُ یُحْرِقُ، وَآخِرُهُ یُورِقُ.

حکمت ۱۲۸

تاءثیر عوامل زیست‌محیطی در سلامت

و درود خدا بر او فرمود:

در آغاز سرما خود را بپوشانید، و در پایانش آن را دریابید، زیرا با بدنها همان می‌کند که با برگ درختان خواهد کرد، آغازش می‌سوزاند، و پایانش ‍ می‌رویاند.

استفاده از هوای خنک

(وصی بها معقل بن قیس الریاحی حین اءنفذه إ لی الشام فی ثلاثة آلاف مقدمة له :)

O لزوم اتّخاذ الاحتیاطات العسکریة

اتَّقِ اللّهَ الَّذِی لاَ بُدَّ لَکَ مِنْ لِقَائِهِ، وَلاَ مُنْتَهَی لَکَ دُونَهُ.

وَلاَ تُقَاتِلَنَّ إِلا مَنْ قَاتَلَکَ، وَسِرِ الْبَرْدَیْنِ، وَغَوِّرْ بِالنَّاسِ، وَرَفِّهْ فِی السَّیْرِ، وَلاَتَسِرْ اءَوَّلَ اللَّیْلِ، فَإِنَّ اللّهَ جَعَلَهُ سَکَنا، وَقَدَّرَهُ مُقَاما لاَ ظَعْنا، فَاءَرِحْ فِیهِ بَدَنَکَ، وَرَوِّحْ ظَهْرَکَ.

فَإِذَا وَقَفْتَ حِینَ یَنْبَطِحُ السَّحَرُ، اءَوْ حینَ یَنْفَجِرُ الْفَجْرُ، فَسِرْ عَلَی بَرَکَةِ اللّهِ، فَإِذَا لَقِیتَ الْعَدُوَّ فَقِفْ مِنْ اءَصْحَابِکَ وَسَطا، وَلاَ تَدْنُ مِنَ الْقَوْمِ دُنُوَّ مَنْ یُرِیدُ اءَنْ یُنْشِبَ الْحَرْبَ، وَلاَ تَبَاعَدْ عَنْهُمْ تَبَاعُدَ مَنْ یَهَابُ الْبَاءْسَ، حَتَّی یَاءْتِیَکَ اءَمْرِی، وَلاَیَحْمِلَنَّکُمْ شَنَآنُهُمْ عَلَی قِتَالِهِمْ، قَبْلَ دُعَائِهِمْ وَالاءِعْذَارِ إِلَیْهِمْ.

نامه ۱۲

(دستور العمل نظامی، به معقل بن قیس ریاحی، که با سه هزار سرباز به عنوان پیشاهنگان سپاه امام به سوی شام حرکت کردند، معقل از بزرگان و شجاعان بنام کوفه بود)

احتیاطهای نظامی نسبت به سربازان پیش تاز

از خدایی بترس که ناچار او را ملاقات خواهی کرد، و سرانجامی جز حاضر شدن در پیشگاه او را نداری، جز با کسی که با تو پیکار کند، پیکار نکن، در خُنکی صبح و عصر سپاه را حرکت ده، در هوای گرم لشکر را استراحت ده، و در پیمودن راه شتاب مکن، در آغاز شب حرکت نکن زیرا خداوند شب را وسیله آرامش قرار داده، و آن را برای اقامت کردن، نه کوچ نمودن، تعیین فرموده است.

پس آسوده باش، و مرکب‌ها را آسوده بگذار، آنگاه که سحر آمد و سپیده صبحگاهان آشکار شد، در پناه برکت پروردگار حرکت کن، پس هرجا دشمن را مشاهده کردی در میان لشکرت بایست، نه چنان به دشمن نزدیک شو که چونان جنگ افروزان باشی، و نه آنقدر دور باش که پندارند از نبرد می‌هراسی، تا فرمان من به تو رسد، مبادا کینه آنان شما را به جنگ وا دارد، پیش از آن که آنان را به راه هدایت فرا خوانید، و درهای عذر را بر آنان ببندید.

ویژگی‌های تنِ آدمی

O عجائب خلقة الانسان

ثُمَّ جَمَعَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَزْنِ الاءَرْضِ وَسَهْلِهَا، وَعَذْبِهَا وَسَبَخِهَا، تُرْبَةً سَنَّهَا بِالْمَاءِ حَتَّی خَلَصَتْ، وَلاَ طَهَا بِالْبَلَّةِ حَتَّی لَزَبَتْ، فَجَبَلَ مِنْهَا صُورَةً ذاتَ اءَحْنَاءٍ وَوُصُولٍ، وَاءَعْضَاءٍ وَفُصُولٍ، اءَجْمَدَهَا حَتَّی اسْتَمْسَکَتْ، وَاءَصْلَدَهَا حَتَّی صَلْصَلَتْ، لِوَقْتٍ مَعْدُودٍ، وَاءَمَدٍ مَعْلُومٍ؛ ثُمَّ نَفَخَ فِیهَا مِنْ رُوحِهِ فَمَثُلَتْ إ نْسانا ذَا اءَذْهَانٍ یُجِیلُهَا، وَفِکَرٍ یَتَصَرَّفُ بِهَا.

وَجَوَارِحَ یَخْتَدِمُهَا، وَاءَدَوَاتٍ یُقَلِّبُهَا، وَمَعْرِفَةٍ یَفْرُقُ بِهَا بَیْنَ الْحَقِّ وَالْبَاطِلِ، وَالاءَذْوَاقِ وَالْمَشَامِّ، والاءَلْوَانِ وَالاءَجْنَاسِ، مَعْجُونا بِطِینَةِ الاءَلْوَانِ الُْمخْتَلِفَةِ، وَالاءَشْبَاهِ الْمُؤْتَلِفَةِ، وَالاءَضْدَادِ الْمُتَعَادِیَةِ، وَالاَْخْلاطِ الْمُتَبَایِنَةِ، مِنَ الْحَرِّ وَالْبَرْدِ، وَالْبَلَّةِ وَالْجُمُودِ.

قسمتی از خطبه ۱

شگفتی آفرینش آدم علیه السلام و ویژگی‌های انسان کامل

سپس خداوند بزرگ، خاکی از قسمت‌های گوناگون زمین، از قسمت‌های سخت و نرم، شور و شیرین، گِرد آورد، آب بر آن افزود تا گِلِی خالص و آماده شد، و با افزودن رطوبت، چبسناک گردید، که از آن، اندامی شایسته، و عضوهایی جدا و به یکدیگر پیوسته آفرید.

آن را خشکانید تا محکم شد، خشکاندن را ادامه داد تا سخت شد، و تا زمانی معیّن، و سرانجامی مشخّص، اندام انسان کامل گردید، آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید

به انسان اعضاء و جوارحی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد، قدرت تشخیص به او داد تا حق و باطل را بشناسد، و حواس چشایی، و بویایی، و وسیله تشخیص رنگ‌ها، و اءجناس مختلف در اختیار او قرار داد.

انسان را مخلوطی از رنگ‌های گوناگون، و چیزهای همانند و سازگار، و نیروهای متضادّ، و مزاج‌های گوناگون، گرمی، سردی، تری، و خشکی، قرار داد.

درمان دردها

قرآن و درمان دردها

وَاعْلَمُوا اءَنَّهُ مَا مِنْ طَاعَةِ اللّهِ شَی ء إِلا یَاءْتی فی کُرْهٍ، وَمَا مِنْ مَعْصِیَةِ اللّهِ شَی ء إِلا یَاءْتِی فِی شَهْوَةٍ. فَرَحِمَ اللّهُ امْرَاءً نَزَعَ عَنْ شَهْوَتِهِ، وَقَمَعَ هَوَی نَفْسِهِ، فَإِنَّ هذِهِ النَّفْسَ اءَبْعَدُ شَیْءٍ مَنْزِعا، وَإِنَّهَا لاَ تَزَالُ تَنْزِعُ إِلَی مَعْصِیَةٍ فِی هَوًی.

وَاعْلَمُوا - عِبَادَ اللّهِ - اءَنَّ الْمُؤْمِنَ لاَ یُصْبِحُ وَلاَ یُمْسِی إِلا وَنَفْسُهُ ظَنُونٌ عِنْدَهُ، فَلاَ یَزَالُ زَارِیا عَلَیْهَا وَمُسْتَزِیدا لَهَا. فَکُونُوا کَالسَّابِقِینَ قَبْلَکُمْ، وَالْمَاضِینَ اءَمَامَکُمْ.

قَوَّضُوا مِنَ الدُّنْیَا تَقْوِیضَ الرَّاحِلَ، وَطَوَوْهَا طَیَّ الْمَنَازِلَ.

وَاعْلَمُوا اءَنَّ هذَا الْقُرْآنَ هُوَ النَّاصِحُ الَّذِی لاَ یَغُشُّ، وَالْهَادِی الَّذِی لاَ یُضِلُّ، وَالُْمحَدِّثُ الَّذِی لاَ یَکْذِبُ.

وَمَا جَالَسَ هذَا الْقُرْآنَ اءَحَدٌ إِلا قَامَ عَنْهُ بِزِیَادَةٍ اءَوْ نُقْصَانٍ: زِیَادَةٍ فِی هُدًی، اءَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمیً.

وَاعْلَمُوا اءَنَّهُ لَیْسَ عَلَی اءَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ، وَلاَ لاَِحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًی؛ فَاسْتَشْفُوهُ مِنْ اءَدْوَائِکُمْ،

خطبه ۱۷۶

آگاه باشید! چیزی از طاعت خدا نیست جز آن که با کراهت انجام می‌گیرد، و چیزی از معصیت خدا نیست جز اینکه با میل و رغبت عمل می‌شود، پس رحمت خداوند بر کسی که شهوت خود را مغلوب و هوای نفس را سرکوب کند، زیرا کار مشکل، بازداشتن نفس از شهوت بوده که پیوسته خواهان نافرمانی و معصیت است.

بندگان خدا! بدانید که انسان با ایمان، شب را به روز، و روز را به شب نمی‌رساند جز آن که نفس خویش را متّهم می‌داند، همواره نفس را سرزنش می‌کند، و گناهکارش می‌شمارد، پس در دنیا چونان پیشینیان صالح خود باشید، که در پیش روی شما درگذشتند و همانند مسافران، خیمه خویش را از جا در آوردند و به راه خود رفتند.

ویژگی‌های قرآن

آگاه باشید! همانا این قرآن پند دهنده‌ای است که نمی‌فریبد، و هدایت کننده‌ای است که گمراه نمی‌سازد، و سخنگویی که هرگز دروغ نمی‌گوید

کسی با قرآن همنشین نشد مگر آن که بر او افزود یا از او کاست، افزودن در هدایت و کاهش از کوردلی و گمراهی.

آگاه باشید کسی با داشتن قرآن، نیازی ندارد،

وَاسْتَعِینُوا بِهِ عَلَی لاَءوَائِکُمْ، فَإِنَّ فِیهِ شِفَاءً مِنْ اءَکْبَرِ الدَّاءِ:

وَهُوَ الْکُفْرُ وَالنِّفَاقُ، وَالْغَیُّ وَالضَّلاَلُ، فَاسْاءَلُوا اللّهَ بِهِ، وَتَوَجَّهُوا إِلَیْهِ بِحُبِّهِ، وَلاَتَسْاءَلُوا بِهِ خَلْقَهُ، إِنَّهُ مَا تَوَجَّهَ الْعِبَادُ إِلَی اللّهِ تَعَالَی بِمِثْلِهِ.

وَاعْلَمُوا اءَنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ، وَقَائِلٌ مُصَدَّقٌ، وَاءَنَّهُ مَنْ شَفَعَ لَهُ الْقُرْآنُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ شُفِّعَ فِیهِ، وَمَنْ مَحَلَ بِهِ الْقُرْآنُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ صُدِّقَ عَلَیْهِ، فَإِنَّهُ یُنَادِی مُنَادٍ یَوْمَ الْقِیَامَةِ:

((اءَلا إِنَّ کُلَّ حَارِثٍ مُبْتَلًی فی حَرْثِهِ وَعَاقِبَةِ عَمَلِهِ، غَیْرَ حَرَثَةِ الْقُرْآنِ)).

فَکُونُوا مِنْ حَرَثَتِهِ وَاءَتْبَاعِهِ، وَاسْتَدِلُّوهُ عَلَی رَبِّکُمْ، وَ اسْتَنْصِحُوهُ عَلَی اءَنْفُسِکُمْ، وَاتَّهِمُوا عَلَیْهِ آرَاءَکُمْ، وَاسْتَغِشُّوا فِیهِ اءَهْوَاءَکُمْ.

و بدون قرآن بی‌نیاز نخواهد بود، پس درمان خود را از قرآن بخواهید، و در سختی‌ها از قرآن یاری بطلبید، که در قرآن درمان بزرگ‌ترین بیماریها یعنی کفر و نفاق و سرکشی و گمراهی است، پس به وسیله قرآن خواسته‌های خود را از خدا بخواهید، و با دوستی قرآن به خدا روی آورید، و به وسیله قرآن از خلق خدا چیزی نخواهید، زیرا وسیله‌ای برای تقرّب بندگان به خدا، بهتر از قرآن وجود ندارد. آگاه باشید، که شفاعت قرآن پذیرفته شده، و سخنش تصدیق می‌گردد، آن کس که در قیامت، قرآن شفاعتش کند بخشوده می‌شود، و آن کس که قرآن از او شکایت کند محکوم است، در روز قیامت ندا دهنده‌ای بانگ می‌زند که:

((آگاه باشید امروز هر کس گرفتار بذری است که کاشته و عملی است که انجام داده، جز اعمال منطبق با قرآن))

پس شما در شمار عمل کنندگان به قرآن باشید، از قرآن پیروی کنید، با قرآن خدا را بشناسید، و خویشتن را با قرآن اندرز دهید، و راءی و نظر خود را برابر قرآن متّهم کنید، و خواسته‌های خود را با قرآن نادرست بشمارید.

ارزش قرآن

قیمة القرآن

وَتَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ اءَحْسَنُ الْحَدِیثِ، وَتَفَقَّهُوا فِیهِ فَإِنَّهُ رَبِیعُ الْقُلُوبِ، وَاسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفَاءُ الصُّدُورِ، وَاءَحْسِنُوا تِلاَ وَتَهُ فَإِنَّهُ اءَنْفَعُ الْقَصَصِ. وَإِنَّ الْعَالِمَ الْعَامِلَ بَغَیْرِ عِلْمِهِ کَالْجَاهِلِ الْحَائِرِ الَّذِی لاَ یَسْتَفِیقُ مِنْ جَهْلِهِ؛ بَلِ الْحُجَّةُ عَلَیْهِ اءَعْظَمُ، وَالْحَسْرَةُ لَهُ اءَلْزَمُ، وَهُوَ عِنْدَ اللّهِ اءَلْوَمُ.

خطبه ۱۱۰

و قرآن را بیاموزید، که بهترین گفتار است، و آن را نیک بفهمید که بهار دلهاست، از نور آن شفا و بهبودی خواهید که شفای سینه‌های بیمار است، و قرآن را نیکو تلاوت کنید که سودبخش‌ترین داستانهاست، زیرا عالمی که به غیر علم خود عمل کند، چونان جاهل سرگردانی است که از بیماری نادانی شفا نخواهد گرفت، بلکه حّجت بر او قوی تر و حسرت و اندوه بر او ثابت و در پیشگاه خدا سزاوار سرزنش است.

ویژگی‌های قرآن

خصائص القرآن

اصْطَفَی اللّهُ تَعَالَی مَنْهَجَهُ.

وَبَیَّنَ حُجَجَهُ، مِنْ ظَاهِرِ عِلْمٍ، وَبَاطِنِ حِکَمٍ.

لاَ تَفْنَی غَرَائِبُهُ، وَلاَ تَنْقَضِی عَجَائِبُهُ. فِیهِ مَرَابِیعُ النِّعَمِ، وَمَصَابِیحُ الظُّلَمِ، لاَ تُفْتَحُ الْخَیْرَاتُ إِلا بِمَفَاتِیحِهِ، وَلاَ تُکْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلا بِمَصَابِیحِهِ.

قَدْ اءَحْمَی حِمَاهُ، وَاءَرْعَی مَرْعَاهُ. فِیهِ شِفَاءُ الْمُسْتَشْفِی، وَ کِفَایَةُ الْمُکْتَفِی.

قسمتی از ترجمه خطبه ۱۵۲

راه روشن آن را خدا برگزید، و حجّت‌های آن را روشن گردانید.

قرآن را فرو فرستاد که ظاهرش علم، و باطنش حکمت است، نوآوریهای آن پایان نگیرد و شگفتی‌هایش تمام نمی‌شود، در قرآن برکات و خیرات چونان سرزمین‌های پُر گیاه در اوّل بهاران، فراوان است، و چراغ‌های روشنی بخش تاریکی‌ها فراوان دارد، که دَرِ نیکی‌ها جز با کلیدهای قرآن باز نشود، و تاریکها راجز با چراغ‌های آن روشنایی نمی‌توان بخشید، مرزهایش محفوظ، و چراگاه‌هایش را خود نگهبان است، هر درمان خواهی را درمان، و هر بی‌نیازی طلبی را کافی است.

رابطه تقوا و درمان

فَإِنَّ تَقَوْی اللّهِ دَوَاءُ دَاءِ قُلُوبِکُمْ، وَبَصَرُ عَمَی اءَفْئِدَتِکُمْ، وَشِفَاءُ مَرَضِ اءَجْسَادِکُمْ، وَصَلاَحُ فَسَادِ صُدُورِکُمْ، وَطُهُورُ دَنَسِ اءَنْفُسِکُمْ، وَجِلاَءُ عَشَا اءَبْصَارِکُمْ، وَاءَمْنُ فَزَعِ جَاءْشِکُمْ، وَضِیَاءُ سَوَادِ ظُلْمَتِکُمْ.

فَاجْعَلُوا طَاعَةَ اللّهِ شِعَارا دُونَ دِثَارِکُمْ، وَدَخِیلا دُونَ شِعَارِکُمْ، وَلَطِیفا بَیْنَ اءَضْلاَعِکُمْ، وَاءَمِیرا فَوْقَ اءُمُورِکُمْ، وَمَنْهَلا لِحِینِ وُرُودِکُمْ، وَشَفِیعا لِدَرَکِ طَلِبَتِکُمْ، وَجُنَّةً لِیَوْمِ فَزَعِکُمْ، وَمَصَابِیحَ لِبُطُونِ قُبُورِکُمْ، وَسَکَنا لِطُولِ وَحْشَتِکُمْ، وَنَفَسا لِکَرْبِ مَوَاطِنِکُمْ.

قسمتی از خطبه ۱۹۸

همانا تقوا و ترس از خدا، داروی بیماری‌های دل‌ها، روشنایی قلب‌ها، و درمان دردهای بدن‌ها، مرهم زخم جانها، پاک کننده پلیدی‌های ارواح، و روشنایی بخش تاریکی چشم‌ها، و امنیّت در ناآرامی‌ها، و روشن کننده تاریکی‌های شماست. پس اطاعت خدا را پوشش جان قرار دهید، نه پوشش ظاهری، و با جان فرمانبردار باشید نه با تن، تا با اعضا و جوارح بدنتان درهم آمیزد، و بر همه امورتان حاکم گردانید، اطاعت خدا را راه ورود به آب حیات، شفیع گرفتن خواسته‌ها، پناهگاه روز اضطراب، چراغ روشنگر قبرها، آرامش وحشت‌های طولانی دوران برزخ، و راه نجات لحظات سخت زندگی، قرار دهید زیرا اطاعت خدا، وسیله نگهدارنده از حوادث هلاک کننده، و جایگاه‌های وحشتناک که انتظار آن را می‌کشید، و حرارت آتش‌های برافروخته می‌باشد.

شناخت طبیبان

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم طبیب دردها

وصف پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم

اخْتَارَهُ مِنْ شَجَرَةِ الاءَنْبِیَاءِ، وَمِشْکَاةِ الضِّیَاءِ، وَذُؤَابَةِ الْعَلْیَاءِ، وَسُرَّةِ الْبَطْحَاءِ، وَمَصَابِیحِ الظُّلْمَةِ، وَیَنَابِیعِ الْحِکْمَةِ.

و منها: طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ، قَدْ اءَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ، وَاءَحْمَی مَوَاسِمَهُ، یَضَعُ ذلِکَ حَیْثُ الْحَاجَةُ إِلَیْهِ، مِنْ قُلُوبٍ عُمْیٍ، وَ آذَانٍ صُمٍّ، وَاءَلْسِنَةٍ بُکْمٍ؛ مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَةِ، وَ مَوَاطِنَ الْحَیْرَةِ.

قسمتی از خطبه ۱۰۸

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را از درخت تنومند پیامبران، از سرچشمه نور هدایت، از جایگاه بلند بی همانند، از سرزمین بطحاء، از چراغ‌های برافروخته در تاریکی‌ها، و از سرچشمه‌های حکمت برگزید.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم طبیبی است که برای درمان بیماران سیّار است، مرهم‌های شفابخش او آماده، و ابزار داغ کردن زخم‌ها را گداخته، برای شفای قلب‌های کور، و گوشهای ناشنوا، و زبانهای لال، آماده است و با داروی خود در پی یافتن بیماران فراموش شده و سرگردان است.

آنجا که طبیبان درمانده‌اند

فَإِنِ اسْتَقَمْتُمْ هَدَیْتُکُمْ وَإِنِ اعْوَجَجْتُمْ قَوَّمْتُکُمْ، وَإِنْ اءَبَیْتُمْ تَدَارَکْتُکُمْ، لَکَانَتِ الْوُثْقَی.

وَلکِنْ بِمَنْ؟ وَإِلَی مَنْ؟ اءُرِیدُ اءَنْ اءُدَاوِی بِکُمْ وَاءَنْتُمْ دَائی، کَنَاقِشِ الشَّوْکَةِ بِالشَّوْکَةِ، وَهُوَ یَعْلَمُ اءَنَّ ضَلْعَهَا مَعَهَا!

اللَّهُمَّ قَدْ مَلَّتْ اءَطِبَّاءُ هذَا الدَّاءِ الدَّوِی، وَکَلَّتِ النَّزْعَةُ بِاءَشْطَانِ الرَّکِی!

قسمتی از خطبه ۱۲۱

اگر مقاومت می‌کردید، شما را راهنمایی می‌کردم و اگر به انحراف می‌رفتید شما را به راه راست برمی گرداندم، اگر سرباز می‌زدید، دوباره شما را برای مبارزه آماده می‌کردم، در آن صورت وضعیتّی مطمئن داشتیم.

امّا دریغ، با کدام نیرو بجنگم؟ و بچه کسی اطمینان کنم؟ شگفتا، می‌خواهم به وسیله شما بیماریها را درمان کنم ولی شما درد بی درمان من شده‌اید، کسی را می‌مانم که خار در پایش رفته و با خار دیگری می‌خواهد آن را بیرون کشد، در حالی که می‌داند خار در تن او بیشتر شکند و بر جای ماند.

خدایا! پزشکان این درد مرگبار به جان آمده، و آب رسان این شوره زار ناتوان شده است.



پانویس

  1. تاکنون هزاران فیش تحقیقاتی از حدود ۷۰۰ عنوان در یک هزار جلد، کتاب پیرامون حضرت امام علی علیه السلام فراهم آمده است.
  2. خطبه ۱۷۵/ ۶ نهج البلاغه معجم المفهرس مؤ لّف
  3. ینابیع المودّة ص ۴۰، قالت فاطمه سلام الله علیها: نَظَرَ رَسُولَ اللّه صلی الله علیه و آله و سلم اِلی عَلِی علیه السلام و قال: هذا وَ شِیعَتُهُ فِی الْجَنَّة
  4. نامه ۴۵/۵ نهج البلاغه معجم المفهرس مؤ لّف
  5. خطبه ۲۰۹/۳ نهج البلاغه معجم المفهرس مؤ لّف
  6. سوره طه آیه ۵۰
  7. مؤ لّف
  8. خطبه ۱۷۶ / ۱۰ نهج البلاغه معجم المفهرس مؤ لّف، که برخی از اسناد آن به این شرح است: - ربیع الابرار ج ۲ ص ۲۵۷ و ۱۳۰وج ۳ ص ۳۱۶: زمخشری معتزلی (متوفای ۵۳۸ ه‍) - اصول کافی ج ۲ ص ۴۴۳ ح ۱ وج ۱ ص ۱۳۹: کلینی (متوفای ۳۲۸ ه‍) - کتاب محاسن ص ۶ ح ۱۸ ب ۱باب الثلاثه: برقی (متوفای ۲۸۰ ه‍) - کتاب اءمالی ص ۲۰۹ (مجلس ۴۴) ح ۲: شیخ صدوق (متوفای ۳۸۱ ه‍) - تفسیر عیاشی ج ۲ ص ۲۶۲: عیاشی (متوفای ۳۰۰ ه‍) - تحف العقول ص ۷۱ و ۲۹۳: ابن شعبه حرانی (متوفای ۳۸۰ ه‍)
  9. خطبه ۱۶۳/۱۱ نهج البلاغه معجم المفهرس مؤ لّف، که برخی از اسناد آن به این شرح است: - حلیة الاولیاء ج ۱ ص ۷۲ و۷۳: ابونعیم اصفهانی (متوفای ۴۰۲ه‍) - عیون الحکم والمواعظ: واسطی (متوفای ۶۰۰ه‍) - ربیع الابرار ج ۱ ص ۳۲۷ وج ۲ ص ۲۴۴: زمخشری معتزلی (متوفای ۵۳۸ ه‍) - بحارالانوار ج ۷۴ ص ۳۰۶ ح ۱۱ ب ۱۴: مجلسی (متوفای ۱۱۱۰ ه‍) - کتاب توحید ص ۳۱/۳۰۶ ح ۱ وص ۷۹ ح ۳۴: شیخ صدوق (متوفای ۳۸۱ ه‍)
  10. خطبه ۱ / ۲۴ نهج البلاغه معجم المفهرس مؤ لّف، که برخی از اسناد آن به این شرح است: - عیون المواعظ والحکم ص ۳۵۰ ح ۵۹۵۱: واسطی (متوفای ۶۰۰ه‍) - بحارالانوار ج ۷۴ ص ۳۰۰ و ۴۲۳: مجلسی (متوفای ۱۱۱۰ه‍) - ربیع الابرار ج ۱ ص ۹۷ وص ۳۱۲ وج ۲ ص ۲۹۷: زمخشری معتزلی (متوفای ۵۳۸ ه‍) - منهاج البراعة ج ۱ ص ۲۲: قطب راوندی (متوفای ۵۷۳ ه‍) - تحف العقول ص ۶۷: ابن شعبه حرانی (متوفای ۳۸۰ ه‍)
  11. خطبه ۱۴ نهج البلاغه معجم المفهرس مؤ لّف، که برخی از اسناد آن به این شرح است: - کتاب الجمل ص ۲۱۷ وص ۴۰۷ ط جدید (قم): شیخ مفید (متوفای ۴۱۳ ه‍) - کتاب الجمل: واقدی (متوفای ۲۰۷ ه‍) - اخبار الطوال ص ۱۵۱: دینوری حنفی (متوفای ۲۸۲ ه‍) - عیون الاخبار ج ۱ ص ۲۱۷: ابن قتیبة (متوفای ۲۷۶ ه‍) - مروج الذهب ج ۲ ص ۳۶۸: مسعودی (متوفای ۳۴۶ ه‍)
  12. خطبه ۲۳۴ نهج البلاغه معجم المفهرس مؤ لّف، که برخی از اسناد آن به این شرح است: - ربیع الابرار ج ۱ ص ۱۱۰: زمخشری معتزلی (متوفای ۵۳۸ ه‍) - منهاج البراعة ج ۲ ص ۴۰۸: ابن راوندی (متوفای ۵۷۳ ه‍) - بحارالانوار ج ۵ ص ۲۵۴ وج ۶۴ ص ۹۴: مجلسی (متوفای ۱۱۱۰ ه‍) - اصول کافی ج ۲ ص ۶ ح ۱: کلینی (متوفای ۳۲۸ه‍)
  13. حکمت ۲۶ نهج البلاغه معجم المفهرس مؤ لّف، که برخی از اسناد آن به این شرح است: - صد کلمه برگزیده ص ۴۶: جاحظ (متوفای ۲۵۵ ه‍) - دستور معالم الحکم ص ۲۳: قاضی قضاعی (متوفای ۴۵۴ ه‍) - منهاج البراعة ج ۳ ص ۲۶۶: ابن راوندی (متوفای ۵۷۳ ه‍) - مناقب ص ۳۷۶: خوارزمی حنفی (متوفای ۵۶۸ه‍)
  14. حکمت ۱۲۸ نهج البلاغه معجم المفهرس مؤ لّف، که برخی از اسناد آن به این شرح است: - نهایة الارب ج ۱ ص ۱۷۶: نویری شافعی (متوفای ۷۳۲ ه‍) - روض الاخیار ص ۸۰: محمد بن قاسم - منهاج البراعة ج ۳ ص ۳۰۷: ابن راوندی (متوفای ۵۷۳ ه‍) - غرر الحکم ج ۳ ص ۳۰۸: آمدی (متوفای ۵۸۸ ه‍)
  15. بحارالانوار ج ۴ ص ۱۹۹
  16. فروع کافی ج ۶ ص ۴۴۴، و وسائل الشیعه ج ۵ ص ۱۴
  17. حلیة المتّقین باب ۱۴، فصل دهم
  18. وسائل الشیعه ج ۳ ص ۳۱۰
  19. وسائل الشیعه ج ۱ ص ۳۶۱
  20. وسائل الشیعه ج ۱ ص ۳۲۰
  21. وسائل الشیعه ج ۱ ص ۴۵
  22. خصال شیخ صدوق ج ۱ ص ۲۶۳
  23. خداوند علم و شمشیر ص ۱۰۷، رودلف ژایگر آلمانی
  24. خداوند علم و شمشیر ص ۱۰۷، رودلف ژایگر آلمانی
  25. حلیة المتّقین باب پنجم، فصل دهم ص ۱۱۱
  26. حلیة المتّقین باب پنجم، فصل دوازدهم ص ۱۱۲
  27. حلیة المتّقین باب ششم، باب هشتم فصل سوّم ص ۱۱۸
  28. حلیة المتّقین باب ششم، فصل هفتم و نهم ص ۱۱۸
  29. حلیة المتّقین باب ششم، فصل هفتم و هشتم ص ۱۱۸
  30. حلیة المتّقین باب هفتم، فصل چهارم ص ۱۲۵
  31. حلیة المتّقین باب هشتم، فصل چهارم
  32. حلیة المتّقین باب هشتم، فصل یازدهم
  33. حلیة المتّقین باب نهم، فصل دوازدهم
  34. حلیة المتّقین باب نهم، فصل دوازدهم
  35. تحفُّ العقول ص ۱۱۹
  36. مجموعة ورّام ص ۷۳
  37. مکارم الاخلاق ص ۱۵۳
  38. حلیة الابرار ج ۱ ص ۳۴۹
  39. حکمت ۷۹ نهج البلاغه معجم المفهرس مؤ لّف
  40. ناسخ التواریخ ج ۴ ص ۲۸۶
  41. حکمت ۲۷ نهج البلاغه معجم المفهرس مؤ لّف، که برخی از اسناد آن به این شرح است: - غرر الحکم ص ۶۲ / ج ۲ ص ۱۸۵: آمدی (متوفای ۵۸۸ ه‍) - منهاج البراعة ج ۳ ص ۲۶۶: ابن راوندی (متوفای ۵۷۳ ه‍) - بحارالانوار ج ۵۹ ص ۶۸ وج ۷۸ ص ۲۰۴: مجلسی (متوفای ۱۱۱۰ ه‍)
  42. حلیة المتّقین باب نهم، فصل یازدهم و دوازدهم
  43. حلیة الابرار ج ۱ ص ۳۴۹
  44. برای اطّلاع بیشتر به فصل هفتم کتاب مراجعه فرمائید.
  45. فروع کافی ج ۶ ص ۴۰ و ۴۳ حدیث ۹ و ۱
  46. حلیة المتّقین باب هفتم
  47. حلیة المتّقین باب هفتم
  48. حلیة المتّقین باب هفتم
  49. حلیة المتّقین باب هشتم
  50. حلیة المتّقین باب هشتم
  51. حلیة المتّقین باب هشتم
  52. حلیة المتّقین باب ششم، فصل نهم
  53. حلیة المتّقین باب یازدهم
  54. حلیة المتّقین باب سوّم
  55. حلیة المتّقین باب دوّم
  56. حلیة المتّقین باب چهارم
  57. حلیة المتّقین باب پنجم
  58. حلیة المتّقین باب پنجم
  59. حلیة المتّقین باب ششم
  60. وسائل الشیعه ج ۲۵ ص ۱۷۸–۲۷
  61. تحف العقول ص ۱۰۲
  62. فروع کافی ج ۶ ص ۴۹۵
  63. خصال شیخ صدوق ج ۱ ص ۶۹ ترجمه کمره‌ای
  64. وسائل الشیعه ج ۲۵ ص ۲۸
  65. وسائل الشیعه ج ۲۴ ص ۴۱۹ حدیث ۳۰۹۴۶
  66. حلیة الابرار ج ۱ ص ۳۴۸
  67. فَتَلَ، فَتَلُوا، یعنی: پیچاندن، تاواندن
  68. وسائل الشیعه ج ۲۴ ص ۱۳۱ حدیث ۳۰۱۵۷
  69. وسائل الشیعه ج ۲۴ ص ۴۲۵
  70. وسائل الشیعة ج ۳ ص ۵۰۲
  71. وسائل الشیعه خ ج ۳ ص ۳۱۸
  72. وسائل الشیعه ج ۱ ص ۸۳
  73. مستدرک نهج البلاغه، علاّمه محمودی
  74. منهاج السرور ج ۱ ص ۲۰۶
  75. فروع کافی ج ۶ ص ۲۹۹
  76. حلیة المتّقین باب ۱۲ فصل یازدهم
  77. حلیة المتّقین باب ۱۲، فصل یازدهم
  78. حلیة المتّقین باب ۱۲ فصل یازدهم
  79. بحارالا نوار ج ۶۶ ص ۱۲۸ ح ۱۰.
  80. بحارالا نوار ج ۶۶ ص ۱۳۳ ح ۳۱.
  81. بحار ج ۶۶ ص ۱۳۴ ح ۳۸، البَرِّنیُ: تَمْرٌ مَعْرُوفٌ اَصْفَرٌ مُدَوَّرٌ و هو اءجْوَدُ التَّمرِ وَ واحدته برنیه. (تاج العروس)
  82. بحارالا نوار ج ۶۶ ص ۱۳۹ ح ۵۱.
  83. بحارالا نوار ج ۶۶ ص ۱۳۹ ح ۵۲.
  84. بحارالا نوار ج ۶۶ ص ۱۴۱ ح ۵۸.
  85. مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۳۹۰ ح ۳ عن طب الا ئمة.
  86. المحاسن ص ۵۴۸ ح ۸۶۹. مکارم ص ۳۷۷ ح ۱.
  87. المحاسن ص ۵۴۷ ح ۸۴۸. والکافی ج ۲ ص ۳۵۱ ح ۴. و مکارم الا خلاق ص ۳۷۷ ح ۲.
  88. بحارالا نوار ج ۶۶ ص ۱۵۲ ح ۶.
  89. بحارالا نوار ج ۶۶ ص ۱۵۲ ح ۷، الاصطباح اءکل الصبوح، وهو الغذاء، وفی الصحاح الصبوح الشرب بالغداة. در کتاب نهایه ابن اثیر اصطباح یعنی در صبحگاهان چیزی خوردن و در کتاب صحاح الّلغة صبوح، یعنی نوشیدن در صبحگاهان
  90. مکارم الا خلاق ص ۳۸۰ ح ۳. والکافی ج ۶ ص ۳۵۲ ح ۳. والخصال ص ۳۴۴ ح ۹.
  91. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۱۵۲ ح ۵.
  92. بحارالا نوار ج ۶۶ ص ۱۵۱ ح ۱.
  93. بحارالا نوارج ۶۶ ص ۱۵۱ ح ۳.
  94. بحار ح ۶۳ ص ۱۵۴ ح ۱.
  95. بحار ج ۶۳ ص ۱۵۵ ح ۵.
  96. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۱۶۰ ح ۳۰.
  97. الحفر: بالتحریک سلاق فی اءصول الا سنان اءو صفرة تعلوها ویسکن.
  98. البحر: بالتحریک النتن فی الفم و غیره.
  99. تطیب النفس: کنایة عن إ ذهاب الحزن والهم.
  100. بحارالا نوار ج ۶۶ ص ۱۶۱ ح ۳۲.
  101. بحارالا نوار ج ۶۶ ص ۱۶۸ ح ۶.
  102. وسائل الشیعة ج ۲۵ ص ۱۶۰ ح ۳.
  103. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۱۶۸ ح ۶.
  104. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۱۷۵ ح ۳۵.
  105. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۱۷۶ ضمن ح ۳۷.
  106. مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۴۰۴ باب ۷۲ ح ۱.
  107. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۱۶۸ ح ۶.
  108. طب الا ئمة ص ۱۳۷. و مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۴۰۳ ح ۲.
  109. طب الا ئمة ص ۱۳۷ و مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۴۰۳ ح ۳.
  110. صحیفة الرضا علیه السلام ص ۷۴ ح ۱۷۵. و مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۴۰۸ ح ۱ باب ۷۶.
  111. غرر الحکم ج ۲ ص ۵۷۴ ح ۲۶. و مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۴۰۸ ح ۶، و رواه الا مدی فی الغرر.
  112. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۱۹۴ ح ۸.
  113. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۱۹۶–۱۹۷ ح ۱۶.
  114. مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۴۰۸ باب ۷۷ ح ۱.
  115. الکافی فی ج ۶ ص ۳۴۰ ح ۱. والمحاسن ص ۴۹۷ ح ۶۰۳، و وسائل الشیعة ج ۲۵ ص ۱۲۲ باب ۶۵ ح ۱.
  116. فی القاموس: جرش الشی ء لم ینعم دقه فهو جریش.
  117. بحارالا نوار ج ۶۲ ص ۲۰۲ ح ۱۱.
  118. الکافی ج ۶ ص ۳۶۳ ح ۸. ووسائل ج ۲۵ ص ۱۸۴ ح ۲.
  119. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۲۲۵ ح ۱.
  120. الکافی ج ۶ ص ۳۷۱ ح ۷. والمحاسن ص ۵۲۱ ح ۷۳۲. وسائل الشیعة ج ۲۵ ص ۲۰۳ ح ۵. و بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۲۲۷ ح ۱۰.
  121. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۲۲۸ ح ۱۵.
  122. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۲۲۸ ح ۵.
  123. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۲۳۰–۲۳۱ ح ۲. واءمالی الطوسی ج ۱ ص ۳۷۳. ومکارم الا خلاق ص ۳۹۴ ح ۳ باب الفجل.
  124. بحارالانوار ج ۴۱ ص ۱۵۹ ح ۵۱، ومستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۴۲۴ ح ۳.
  125. دعائم الا سلام ج ۲ ص ۱۴۷ ح ۵۲۰. ومستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۴۲۴ ح ۳.
  126. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۲۳۹ ح ۲. الفردوس بماءثور الخطاب ج ۳ ص ۲۴۴ ح ۴۷۱۷. و مکارم الا خلاق ص ۳۹۶ ح ۲. باب الخس.
  127. الکافی ج ۶ ص ۳۷۵ ح ۱. والمحاسن ص ۵۹۴ ح ۱۱۴. و وسائل الشیعة ج ۲۵ ص ۲۱۷ ح ۱ باب ۱۳۰.
  128. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۲۵۱. ومستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۴۳۲ ح ۳.
  129. مکارم الا خلاق ص ۳۹۴ ح ۳. والفردوس بماءثور الخطاب ج ۳ ص ۲۴۵ ح ۴۷۲۱.
  130. الکافی ج ۶ ص ۳۴۳ ح ۱. و وسائل الشیعة ج ۲۵ ص ۱۲۷ باب ۶۸ ح ۱.
  131. طب الا ئمة ص ۵۰ و مکارم الا خلاق ص ۳۸۰ باب العناب ح ۱.
  132. مکارم الا خلاق ص ۳۹۰–۳۸۱، باب العناب، ح ۲.
  133. الخصال ص ۱۵۳ ح ۵. وتحف العقول ص ۱۰۱. ومکارم الا خلاق ص ۴۲۳ ح ۳.
  134. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۴۴۳ ضمن ح ۲.
  135. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۴۴۳ ح ۳.
  136. بحارالا نوار ج ۵۹ ص ۲۲۱ ح ۲.
  137. بحارالا نوار ج ۵۹ ص ۲۲۱ ح ۳.
  138. دعائم الا سلام ج ۲ ص ۱۵۰ ح ۵۳۵ والجعفریات ص ۲۴۴. والمستدرک ج ۱۶ ص ۴۶۰ ح ۷–۸.
  139. بحارالا نوار ج ۷۳ ص ۸۷ ح ۸.
  140. بحارالا نوار ج ۷۳ ص ۸۷–۸۸ ح ۸.
  141. بحارالا نوار ج ۷۳ ص ۸۹ ح ۶.
  142. بحارالا نوار ج ۷۳ ص ۸۹ ح ۵.
  143. بحارالا نوار ج ۷۳ ص ۹۲.
  144. بحارالا نوار ج ۷۳ ص ۸۹ ضمن ح ۵.
  145. بحارالا نوار ج ۷۳ ص ۱۲۹ ح ۱۵. والخصال ج ۲ ص ۱۵۵.
  146. الکافی ج ۶ ص ۴۹۵ ح ۴. والمحاسن ص ۵۶۲ ح ۹۵۱. ووسائل الشیعة ج ۲ ص ۷ ح ۱۰.
  147. بحارالا نوار ج ۷۳ ص ۱۳۳ ح ۴۱ عن المحاسن.
  148. بحارالا نوار ج ۷۳ ص ۱۳۸.
  149. مستدرک الوسائل ج ۱ ص ۳۶۱ ح ۶. وجامع الا خبار ص ۶۸ فصل ۲۷ و بحارالانوار ج ۷۳ ص ۱۳۸ ح ۴۹.
  150. الفقیه ج ۱ ص ۳۲ ح ۱۱۲. والمقنع ص ۸. ووسائل الشیعة ج ۲ ص ۲۳.
  151. قرب الا سناد ص ۴۳.
  152. سورة النحل: الا یة ۶۹.
  153. اللبان: راجع شرحها صفحة ...
  154. الکافی ج ۶ ص ۳۳۲ ح ۲. وسائل ج ۲۵ ص ۹۸–۹۹ ح ۵.
  155. المحاسن ص ۴۹۹ ح ۶۱۲. وسائل ج ۲۵ ص ۹۹ ح ۷.
  156. المحاسن ص ۴۹۹ ح ۶۱۶. وسائل ج ۲۵ ص ۱۰۰ ح ۱۰.
  157. سورة ق: الا یة ۹.
  158. سورة النحل: الا یة ۶۹.
  159. سورة النساء: الا یة ۴.
  160. مجمع البیان ج ۲ ص ۷. ووسائل الشیعة ج ۲۵ ص ۱۰۰–۱۰۱ ح ۱۴.
  161. مکارم الا خلاق ص ۱۶۶. ومستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۲۶۷ ح ۷.
  162. مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۳۶۸ ح ۱۳.
  163. وسائل الشیعة ج ۲۵ ص ۴۲ ح ۸.
  164. وسائل الشیعة ج ۲۵ ص ۴۲ ح ۱۱.
  165. وسائل الشیعة ج ۲۵ ص ۴۶ ح ۵.
  166. وسائل الشیعة ج ۲۵ ص ۴۷ ح ۳.
  167. بحارالانوار ج ۶۳ ص ۶۹–۷۰، ح ۵۷.
  168. وسائل الشیعة ج ۲۵ ص ۵۸–۵۹ ح ۲.
  169. وسائل الشیعة ج ۲۵ ص ۶۰ ح ۷.
  170. مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۳۴۸ ح ۱.
  171. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۵۸–۵۹ ح ۸.
  172. سفینة البحار ج ۷ ص ۵۸۰.
  173. وسائل الشیعة ج ۲۵ ص ۸۰ ح ۷.
  174. وسائل ج ۲۵ ص ۱۱۳ ح ۳.
  175. غررالحکم ج ۱ ص ۶۲ ح ۱۶۴۹.
  176. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۹۴–۹۵ ح ۱.
  177. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۱۰۱ ح ۲۰.
  178. وسائل الشیعة ج ۲۵ ص ۷۷ ح ۱.
  179. وسائل الشیعة ج ۲۵ ص ۷۶ ح ۷.
  180. وسائل الشیعة ج ۲۵ ص ۷۷ ح ۲ باب ۳۸.
  181. وسائل الشیعة ج ۲۵ ص ۱۰۷ ح ۲.
  182. وسائل الشیعة ج ۲۵ ص ۱۰۷ ح ۳.
  183. بحار ج ۶۳ ص ۳۹۶ ح ۶.
  184. بحار ج ۶۳ ص ۳۹۷ ح ۱۱.
  185. بحار ج ۶۳ ص ۳۹۷ ح ۱۴.
  186. بحار ج ۶۳ ص ۳۹۸ ح ۲۵.
  187. بحار ج ۶۳ ص ۳۹۸ ح ۲۰.
  188. وسائل الشیعة ج ۲۵ ص ۸۹–۹۰ ح ۶.
  189. بحارالا نوار ج ۵۹ ص ۱۶۵ ح ۱.
  190. سفینة البحار ج ۸ ص ۶۷۸.
  191. مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۳۵۳ ح ۲.
  192. مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۳۵۳ ح ۲.
  193. وسائل الشیعة ج ۲۵ ص ۹۵–۹۶ ح ۴.
  194. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۴۳۶ ح ۱.
  195. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۴۳۸ ح ۵.
  196. مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۳۱۷ ح ۱.
  197. مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۳۱۹ ح ۱.
  198. سورة التکاثر: الا یة ۸.
  199. بحارالا نوار ج ۶۳ ص ۴۵۲–۴۵۳ ح ۲۳.
  200. بحار ج ۶۳ ص ۴۵۳ ح ۲۶.
  201. سورة الا نفال: الا یة ۱۱.
  202. بحار ج ۶۳ ص ۴۵۳ ح ۲۷.
  203. بحار ج ۶۳ ص ۴۵۰ ح ۱۶.
  204. بحار ج ۶۳ ص ۴۵۴ ح ۳۱.
  205. هدایة العلم فی تنظیم غرر الحکم ص ۲۹۳–۲۹۴ تحت عنوان ((الشبع والبطنة)).
  206. الخصال ص ۲۲۸/۶۷. ووسائل الشیعة ج ۲۴ ص ۲۴۵ ح ۸.
  207. بحار الا نوار ج ۵۹ ص ۲۷۱ ح ۶۸ عن النهج.
  208. بحارالا نوار ج ۵۹ ص ۲۷۲–۲۷۳ ح ۷۲.
  209. بحارالا نوار ج ۵۹ ص ۱۱۴ ح ۱۸.
  210. بحارالا نوار ج ۵۹ ص ۱۱۵ ح ۲۲.
  211. بحارالا نوار ج ۵۹ ص ۱۲۲ ح ۴۸.
  212. سفینة البحار ج ۲ ص ۴۵۸.
  213. مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۴۵۲ ح ۱۰.
  214. مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۴۵۳ ح ۱۳ عن الغرر.
  215. مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۴۵۳ ح ۱۳ عن الغرر.
  216. هدایة العنم فی تنظیم غرر الحکم ص ۱۶۹ تحت عنوان ((الحمیة)).
  217. نهج البلاغة ج ۲ ص ۱۴۳.
  218. بحارالا نوار ج ۵۹ ص ۷۰ ح ۲۴.
  219. هدایة العلم فی تنظیم غرر الحکم ص ۵۶۴ باب (المرض).
  220. الکافی ج ۶ ص ۵۰۰ ح ۱۹. ووسائل ج ۲ ص ۵۴ باب ۲۰ ح ۱.
  221. بحارالا نوار ج ۵۹ ص ۹۷ ح ۱۳.
  222. بحارالا نوار ج ۵۹ ص ۹۷ ح ۱۳.