فرهنگ مصادیق:اعتدال و میانه روی

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از اعتدال و میانه روی)
پرش به: ناوبری، جستجو
اعتدال و میانه روی

اعتدال

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و الصلاۀ و السلام علی رسول الله و علی آله آل الله و اللعن علی اعدائهم اعداء الله من الآن الی یوم لقاء رحمۀ الله اما بعد قال الله تبارک و تعالی: «وَ اقْصِدْ في‏ مَشْيِكَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَميرِ»
یکی از خصال و صفات نبی اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و یکی از خصال و صفات مهمی که در قرآن کریم روی آن تأکید شده است مسأله رعایت اعتدال و میانه روی در قرآن کریم است خدای متعال از زبان لقمان حکیم می فرماید: «و اقصد فی مشیک و اغضض من صوتک ان انکر الاصوات لصوت الحمیر». [۱] پسرم در رفتارت میانه روی و اعتدال را رعایت کن و از صدایت بکاه زیرا زشت ترین صداها صدای خران است. علامه طباطبایی می گوید: این کنایه از رعایت اعتدال در مسیر زندگی است. [۲]
اعتدال و میانه روی یکی از خصال مهم است که تمامی حوزه ‌های زندگی را در بر می گیرد و ممدوح است؛ به طور کلی اعتدال و میانه روی در سه حوزه قابل طرح است:
اول: اعتدال در مسائل اعتقادی
دوم: اعتدال در اخلاق خانوادگی
سوم: اعتدال در روابط اجتماعی

اعتدال در مسائل اعتقادی

من از مسأله اول می گذرم چون مسائل بسیار پیچیده ای دارد مسائل چون جبر و اختیار و غلو و تفویض و مسائل دیگری که خود مباحث آکادمیک و حوزوی را می طلبد.

اعتدال در زندگی خانوادگی

از مسأله دوم من سه مورد را ذکر می کنم:

میانه روی در انفاق

از ویژگی های دوازده گانه عباد الرحمان مسأله میانه روی در انفاق است: «و الذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواما». [۳]
«و لا تجعل یدک مغلولة الی عنقک و لا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا». [۴]
در روایات آمده است یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام می گوید خدمت امام صادق علیه السلام بودم نیازمندی از آن حضرت درخواست کمک کرد حضرت او را مورد عطای خود قرار داد سائل دیگری آمد از حضرت درخواست کمک کرد حضرت چیزی به او داد و همین طور دوم و سوم آمدند و حضرت به آنها چیزی عطا کرد چهارمی رسید حضرت در مورد او فقط دعا کرد خداوند روزیت را زیاد گرداند.
البته این نکته را باید اضافه کنم مسأله رعایت اعتدال در انفاق های مستحبی است که نباید ترک شود و نباید به گونه ای گردد که چیزی در دست انسان منفق باقی نماند. اما نسبت به انفاق های واجب همانند خمس؛ سهم امام؛ زکات واجب است که به کمال و تمام داده شود و الّا نه تنها موجب عقوبت اخروی می ‌شود، بلکه آثار بسیار سوئی نیز دارد، در روایتی به این آثار سوء این گونه اشاره شده است:
«سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ لَا يَطِيبُ وَلَدُ الزِّنَا أَبَداً وَ لَا يَطِيبُ ثَمَنُهُ وَ الْمِمْزِيرُ لَا يَطِيبُ إِلَى سَبْعَةِ آبَاءٍ فَقِيلَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ الْمِمْزِيرُ قَالَ الرَّجُلُ الَّذِي يَكْسِبُ مَالًا مِنْ غَيْرِ حِلِّهِ فَيَتَزَوَّجُ أَوْ يَتَسَرَّى فَيُولَدُ لَهُ فَذَلِكَ الْوَلَدُ هُوَ الْمِمْزِيرُ.» [۵]

میانه روی در معیشت

در برنامه زندگی باید میانه روی و اعتدال را پیشه کرد و نباید آن قدر سخت گرفت که بخل به حساب آید و نه آن قدر رها کرد که اسراف و تبذیر محسوب شود و به اندازه باید مصرف کرد اسلام ما را از کثرت تولید نهی نکرده است نخواسته است که جامعه اسلامی جامعه فقیر باشد اما در مصرف باید اعتدال و میانه روی را رعایت کرد و برای هر امری به قدر لازم باید هزینه کرد و از تجمل گرایی و مصرف های بی جهت باید اجتناب ورزید.
«سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ فَقَالَ كَانَ فُلَانُ بْنُ فُلَانٍ الْأَنْصَارِيُّ سَمَّاهُ وَ كَانَ لَهُ حَرْثٌ وَ كَانَ إِذَا أَخَذَ يَتَصَدَّقُ بِهِ وَ يَبْقَى هُوَ وَ عِيَالُهُ بِغَيْرِ شَيْ‏ءٍ فَجَعَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ سَرَفاً». [۶]
نمونه ای از میانه روی و اعتدال پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم خدمت دوستان عرض کنم: مرحوم صدوق از امام صادق علیه السلام نقل می کند روزی مردی به حضور پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم رسید و تعداد 12 درهم به حضرت هدیه داد. جامه های حضرت کهنه شده بود درهمها را به حضرت علی علیه السلام داد که برای او جامه ای بخرد علی علیه السلام نیز جامه ای به ارزش 12 درهم خرید و حضور پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم آورد؛ حضرت وقتی جامه را دید گفت این جامه را ببر اگر صاحبش پذیرفت جامه دیگری را برای ما بخر. حضرت علی علیه السلام آمد جامه را به فروشنده عرضه کرد او هم پذیرفت و درهمها را باز گرداند آن گاه پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم همراه علی علیه السلام به بازار مدینه آمدند تا جامه ای را بخرند در راه شان متوجه شدند کنیزی دارد گریه می کند حضرت فرمود چه شده است؟ گفت خانواده ام به من چهار درهم داده بودند که چیزی بخرم اما اکنون من درهمها را گم کرده ام نمی دانم چه کار کنم؟ پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم چهار درهم را به او داد و گفت: به خانه ات بازگرد. حضرت پیراهنی را به قیمت 4 درهم خرید در راه به مردی برخورد که لباسهای مندرس داشت و از مردم درخواست لباس می کرد رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم پیراهنش را به او داد و پیراهن دیگری خرید و به سوی منزل بازگشت و در راه به همان کنیز اول برخورد که نشسته است؛ پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود چرا نشسته ای؟ عرض کرد یا رسول الله چون من تأخیر کرده ام می ترسم از این که خانواده ام مرا مورد اذیت قرار دهد پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم همراه آن کنیز شد تا وساطت کند که او را مورد آزار و اذیت قرار ندهند. تا این که به در خانه رسید صدا زد: «السلام علیکم یا اهل الدار» جوابی نشنید بار دیگر صدا زد «السلام علیکم یا اهل الدار» جوابی نشنید بار دیگر صدا زد «االسلام علیکم یا اهل الدار» جواب دادند «علیک السلام یا رسول الله و رحمة الله و برکاته»؛ فرمود چرا بار اول جوابم را ندادید یا رسول الله دوست داشتیم که سلام شما را بیشتر بشنویم. پیامبر فرمود این کنیز شما تأخیر کرده است من آمدم تا او را مورد مواخذه قرار ندهید. گفتند «یا رسول الله هی حرة لممشاک». به خاطر قدوم مبارک شما او آزاد است. سپس فرمود این چقدر درهم با برکتی بود که دو نفر را پوشانید و بنده ای را آزاد کرد.
از همین جا باید گفت در مصرف باید میانه روی و اعتدال را پیشه کرد من می خواهم این نکته را عرض کنم در جامعه ما در مجموع خوب است اما در مراسم عروسی ها و ... هزینه های گزافی که می شود این مبتنی بر اساس میانه روی و اعتدال نیست.

اعتدال در محبت به فرزندان

شخصی روزی همراه دو فرزندش به حضور پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم شرفیاب شد حضرت مشاهده کرد که یکی را بوسید و به فرزند دیگر اعتنایی نکرد حضرت وقتی این تبعیض را مشاهده کرد فرمود چرا با فرزندان خود به صورت مساوی رفتار نمی کنید؟ بین فرزندان تا به عدالت و مساوات رفتار کنید همان طور که مایلید فرزندان شما و مردم بین شما به عدالت رفتار کنند.
نعمان بن بشیر می گوید: روزی پدرم به من هدیه ای داد و به دیگر برادران و خواهرانم چیزی نداد مادرم عمرة بنت رواحة به پدرم گفت من به این بی عدالتی و تفاوت راضی نمی شوم مگر این که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم عمل تو را تأیید کند. پدرم نزد پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم آمد و موضوع را مطرح نمود رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود آیا به همه فرزندانت چنین هدیه ای داده ای؟ عرض کرد خیر آن حضرت فرمود از خدا بترسید و بین فرزندانتان به عدالت رفتار کنید من هرگز بر کار ظالمانه گواهی نمی دهم. [۷]

اعتدال در رفتار اجتماعی

برای اعتدال در رفتار اجتماعی مواردی وجود دارد که به پاره ‌ای از ‌آنها اشاره می ‌شود:

اعتدال در دوستی و دشمنی

اعتدال در دوستی و دشمنی که در روایات از آن با عنوان اعتدال در رضا و غضب یاد شده، مورد تأکید روایات اهل بیت علیهم السلام است، شیخ طوسی در امالی خود از امام مجتبی علیه السلام نقل می کند وقتی زمان وفات پدرم فرا رسید خواست وصیت کند چنین وصیت کرد:
«هَذَا مَا أَوْصَى بِهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ أَخُو مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم وَ ابْنُ عَمِّهِ وَ صَاحِبُهُ أَوَّلُ وَصِيَّتِي أَنِّي أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُهُ وَ خِيَرَتُهُ اخْتَارَهُ بِعِلْمِهِ وَ ارْتَضَاهُ لِخِيَرَتِهِ وَ إِنَّ اللَّهَ بَاعِثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ وَ سَائِلُ النَّاسِ عَنْ أَعْمَالِهِمْ عَالِمٌ بِمَا فِي الصُّدُورِ ثُمَّ إِنِّي أُوصِيكَ يَا حَسَنُ وَ كَفَى بِكَ وَصِيّاً بِمَا أَوْصَانِي بِهِ رَسُولُ اللَّهِ ص فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ يَا بُنَيَّ الْزَمْ بَيْتَكَ وَ ابْكِ عَلَى خَطِيئَتِكَ وَ لَا تَكُنِ الدُّنْيَا أَكْبَرَ هَمِّكَ وَ أُوصِيكَ يَا بُنَيَّ بِالصَّلَاةِ عِنْدَ وَقْتِهَا وَ الزَّكَاةِ فِي أَهْلِهَا عِنْدَ مَحَلِّهَا وَ الصَّمْتِ عِنْدَ الشُّبْهَةِ وَ الِاقْتِصَادِ وَ الْعَدْلِ فِي الرِّضَا وَ الْغَضَبِ وَ حُسْنِ الْجِوَارِ وَ إِكْرَامِ الضَّيْفِ وَ رَحْمَةِ الْمَجْهُودِ وَ أَصْحَابِ الْبَلَاءِ وَ صِلَةِ الرَّحِمِ وَ حُبِّ الْمَسَاكِينِ وَ مُجَالَسَتِهِمْ وَ التَّوَاضُعِ فَإِنَّهُ مِنْ أَفْضَلِ الْعِبَادَةِ.» [۸]

میانه روی در روابط اجتماعی

اگر ما در جامعه ای زندگی می کنیم نباید به گونه ای رفتار کنیم که اطراف خود حصار کشیده تا از جامعه به کلی منزوی باشیم نه آن اصالت در استقلال را از دست داده و بگذاریم فرهنگ غلط جامعه در ما نفوذ کند و ارزشهای اسلامی را از ما برگیرد.
مگر اینکه جامعه به گونه ای باشد که امکان حفظ دین در آن نباشد در این صورت کناره گیری از چنین جامعه چه بسا شایسته است داستان اصحاب کهف که در قرآن از آنان تمجید شده است به این جهت است.

نکته آخر

مسأله میانه روی و اعتدال در جایی است که از سوی دین حد و اندازه ای مشخص نرسیده است اما اگر از سوی دین حد و اندازه مشخص رسیده جایی برای انتخاب ما نیست، مثلاً کسی بیاید بگوید: من رفتم از عالمان در مورد حجاب سؤال همه گفتند حجاب کامل لازم است و از اشخاص دیگری پرسیدم گفتند اصلاً حجاب لازم نیست در چنین موردی نمی تواند بگوید من حد وسط را رعایت می کنم نه حرف علما و نه حرف روشنفکران بلکه می گویم حجاب متوسط را باید رعایت کرد، اینجا جای این سخن نیست بلکه باید حد کامل دین را رعایت کرد.

پانویس

  1. لقمان/19
  2. المیزان، ج5، ص270.
  3. فرقان/67
  4. اسراء/29
  5. شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج7، ص78
  6. الکافی، ج4، ص55.
  7. كنز العمّال: 45957.
  8. بحارالانوار، ج42، ص203.
منبع: سایت:مبلغان مجتمع عالی فقه- تاریخ برداشت:96/5/18
بازگشت به اعتدال