فرهنگ مصادیق:استکبار دوستی يا استکبار ستیزی
مقدمه
مسئله نوع ارتباط جمهوری اسلامی با دولتهای بزرگ همیشه در صدر اخبار خبرگزاریهای جهانی در طول سی و دو سال گذشته بوده است؛ تقابل جمهوری اسلامی با کشورهای بزرگ و قدرتمند جهان که روحیه استکباری دارند در طول این سالها همیشه مشهود بوده است هرچند کمرنگ یا پررنگ بوده است.
چرا تقابل؟
جمهوری اسلامی به واسطه اصلیترین شعار خود، یعنی استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، هیچگاه در مقابل ابرقدرتها و مستکبرین جهان سر کرنش فرود نیاورده است.
جمهوری اسلامی به واسطه حفظ استقلال خود، زیر بار فشارهای کشورهای استکباری و در رأس آنها ایالات متحده امریکا نمیرود. و این در حالی است که در کشورهای همسایه ایران به مانند عراق و افغانستان امریکا پایگاه نظامی دارد و حتی در کشورهای به ظاهر مستقلی مانند ژاپن و کره جنوبی هم دارای پایگاه نظامی است که اخبار تعرضهای نظامیان امریکایی به زنان این دو کشور گاه و بی گاه منتشر میشود!
جمهوری اسلامی به واسطه آزادی منشعب شده از دین خود هم نمیتواند ابرقدرتی کشورهای مستکبر را قبول بکند.فرهنگِ سکولارِ تحمیل شده وارداتی، مرادش از آزادی، آزادی نفس است، و فرهنگ اسلامی، مرادش، آزادی از نفس است.
استکبار نه تنها با استقلال و آزادی ما مشکل دارد که به جمهوری و اسلامی ما هم مشکل دارد. عملکرد سی سالهٔ انها در قبال جمهوری اسلامی به روشنی گویا این مطلب است. حامیان داخلی آنها و بلندگوهای رسانهای شان و سیاستمداران زبده اشان در طول این سی سال، همیشه ایران اسلامی را به دیکتاتوری متهم کردهاند و نقض حقوق بشر! و هر روز تحریمی را بر تحریم دیگر میافزایند! و این در حالی است که در پایین کشور ما کم کشور عربی سلطنتی نداریم که هنوز در آنها یک انتخابات هم بر گزار نشده است و آنهایی هم که برگزار کردهاند زنان در آنها حق رای ندارند، ولی استکبار چشم خود را بر آنها بسته و تمام توانش را بر روی زیر سئوال بردن جمهوریت ایران برده است!
در واقع امریکا به عنوان نماد استکبار، امروز با جمهوریت ایران مشکل دارد چرا که دست وی را از استراتژیکترین منطقه خاورمیانه کوتاه کرده است.
استکبار با اسلامیت هم مشکل دارد، ولی با اسلامی که امام راحل(ره) مفسرش بود، یعنی اسلام ناب محمدی، و گرنه این همه مسجد در عربستان نماز میخوانند و هیچ کس ترسی از آن مسجد و از آن اسلام ندارد که اسلام امریکایی با اسلام سیاسی حامی عدالت علوی هراس دارد نه از اسلام سلطنتی کاخ سبز اموی.
تاریخچهٔ تقابل
ماهیت انقلاب اسلامی بالذات در تقابل با استکبار است و برای همین هم هست که از همان روزهای اول این تقابل خود را نشان میدهد. آنچه به عنوان انقلاب دوم در کشور پیش آمد و دانشجویان پیرو خط امام لانه جاسوسی مستکبرین را فتح کردند تا دست استکبار دوستان را افشا و دست خود استکبار را قطع کنند ناشی از عملکرد یک ساله امریکا و حامیانش از سال ۵۷ تا آبان ۵۸ نبوده است.
به واسطه تقابل استکبار با اصلیترین شعار جمهوری اسلامی، نه از همان روزهای اول که از آغاز نهضت اسلامی مردم در سال ۴۲ این تقابل شروع شد. هر چند که این تقابل در سالهای گذشتهٔ آن هم خود را نشان داده است، یعنی در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و دخالت مستقیم استکبار در سرنگونی دولت مصدق، و ۱۶ آذر ۱۳۳۲ قیام دانشجویان ایرانی در مقابل ورود نیکسون معاون آیزنهاور رئیس جمهوری وقت به ایران خود را نشان داده است.
بعد از فتح لانه جاسوسی دیگر جمهوری اسلامی در میان کشورهای ضد امریکایی و ازاده جهان به عنوان نماد مبارزه با استکبار شناخته شد و تقابل ایران اسلامی با امریکا وارد فازهای جدی تر و شدیدتر شد. همزمان در ایران هم دو گروه شکل گرفتند، استکباردوستان و استکبار ستیزان! دولت موقت به خاطر وابستگی به استکبار دیگر توان ادامه کار را ندارد و بلافاصله بعد از تسخیر لانه جاسوسی استعفا میدهد. روابط ایران و آمریکا قطع میشود! تحریمها آغاز میشود. ایالات متحده متوجه میشود تفکری که در راس هرم حکومت ایران قرار دارد، با تهدید و تطمیع و تحریم عقب نشینی نمیکند! جواب تهدیدها را حضرت امام با یک عبارت کوتاه پاسخ میدهد، امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند!
امریکا ۵ اردیبهشت سال ۵۹ را به عنوان حمله نظامی به ایران برای رهایی گروگانها انتخاب میکند ولی گویا همهٔ عوامل مادی و ماورایی دست به دست هم دادهاند تا بینی استکبار به خاک مالیده شود. طوفان شن معجزه میکند و طرح شکست میخورد. غرب فهمیده است که انقلاب اسلامی حکومتی است که نه زیر بار زور میرود و نه در مقابل زورگویان سکوت میکند و نه در دفاع از مظلوم ساکت مینشیند! مسئلهٔ فلسطین در راس مسائل سیاست خارجی ایران قرار دارد. تقابل گسترده نظامی با ایران در دستور کار غرب قرار میگیرد و عراق به عنوان مجری برگزیده میشود. انواع تسلیحات نظامی متعارف و غیر متعارف راهی عراق میشود. اما باز هم ایران سر خم نمیکند! آمریکا که دیگر عراق را به عنوان یک تکیه گاه مطمئن قبول ندارد، زمین بازی را عوض میکند. مک فارلین راهی تهران میشود ولی با هوشیاری حضرت امام طرح شکست میخورد، امریکا خود مستقیما وارد جنگ میشود و هواپیمای مسافربری ایران را مورد هدف قرار میدهد!
ایران حتی بعد از پایان جنگ و پذیرش قطعنامه دست از آرمانهای استکبار ستیزانه خود دست بر نمیدارد. حکم ارتداد سلمان رشدی شوک بزرگی را به جهان غرب وارد میکند! فشارها بر ایران افزایش مییابد، سفرای اروپایی به نشانه اعتراض ایران را ترک میکنند، ولی ایران ذرهای از مواضع خود کوتاه نمیآید، سفرا با سرافگندگی به ایران باز میگردند. همین داستان بار دیگر در ماجرای دادگاه میکونوس آلمان تکرار میشود و ایران در مقابل فشارهای مستکبرین کوتاه نمیآید.
در دهه ۷۰ هم زمان با فشارهایی کشورهای استکباری، گروهی در ایران ظهور میکند که گرایشات استکبار دوستانه دارد. تمایلات برای نشستن با امریکا پشت میز مذاکره افزایش مییابد. تفکرات التقاطی ناشی از هجوم لیبرالیسم بعضی از انقلابیون ۵۷ را به عدول از آرمانهای خود میکشاند و سازشگری و ذلت پذیری جایگزین انقلابیگری و عزت خواهی میشود.
مسئله هستهای از اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ به اصلیترین موضوع برای فشار غرب به ایران تبدیل میشود، سیاست دولت اصلاحات اعتمادپذیری عنوان میشود ولی غرب از امتیازگیری از ایران خشنود است و تنها به یک گام عقب نشینی رضایت نمیدهد. رهبری هشدار میدهد که انتظارات غرب از ایران حد و مرزی ندارد که به یک گام عقب نشینی تمام شود، یو سی اف و نطنز پلمپ و غنی سازی تعلیق میشود. تفکر سازشگری و خیانتگری در دولت اصلاحات با هم کنار آمده است. نماینده ایران در مذاکرات دیگر به کشور بر نمیگردد و رییس گروه مذاکره کننده بعدها به عنوان جاسوس شناخته میشود. آخرین صحبتها و رایزنیها بین مقامات اصلاحات و طرف خارجی حاکی از پذیرش تعلیق ۱۰ سالهٔ تمام فرآیند هستهای است اعم از تحقیقاتی تا غنی سازی!
سیاستهای سازشکارانه اصلاحات غرب را در گرفتن امتیاز از طرف ایرانی بی پرواتر کرده است. حرکات انفعالی دولت اصلاحات با قرار گرفتن ایران در محور شرارت پاسخ داده میشود. نامهٔ طرف ایرانی به کاخ سفید مبنی بر اعلام آمادگی برای خلع سلاح مقاومت در قبال کمتر شدن فشارها از روی ایران، قبول شکست دیپلماتیک طرف ایرانی است.
اما در این مدت، ملت از سازشکاری بعضی مسئولین در قبال زورگویان به تنگنا آمدهاند. جامعه در آستانهٔ تحولی بنیادین قرار دارد. اقبال گسترده مردم به گفتمان عدالتخواهی و عزت طلبی پاسخ کوبندهای به جهت گیری سیاست خارجی دولت وقت است. به اذن رهبری پلمپها شکسته میشود، و عزت طلبی و اعاده حقوق ملت در دستور کار سیاست خارجی قرار میگیرد.
گفتمان عدالتخواهی و پشتیبانی از مظلوم با استقبال گسترده مردم مسلمان منطقه نیز همراه میشود. صراحت ایران در بیان مواضع ابتکار عمل را از طرف غربی میگیرد. هر تهدید طرف خارجی، با شکستن پلمپی و افتتاح طرح جدید هستهای پاسخ داده میشود.
تریبون سازمان ملل تبدیل میشود به بلندگویی برای بیان مواضع جمهوری اسلامی در راستای دیپلماسی عمومی دولت. اینبار ایران است که غرب را به دروغ پردازی در هولوکاست و نقض حقوق بشر متهم میکند.
سیاست جنگ طلبی بوش، امریکا را به انزوا کشانده و اوبامای دموکرات فرصتی برای نشان دادن سیاستهای تغییر خود پیدا میکند. دولت ایالات متحده اینبار برای نجات از باتلاق عراق و افغانستان دست به دامان ایران میشود. رهبر انقلاب شروط مذاکره را بیان میکنند و هشدار میدهند که نرمش اوباما دستی چدنی در دستکشی مخملین است. نقاب اوباما هم با مقاومت ایران در قبال تهدیدات امریکا به کنار میرود و مستقیما به تهدید جمهوری اسلامی میپردازد.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دوره جدید با روحیه انقلابی در دیپلماسی عمومی خود بهطور موفق به پیش میرود. استقبال بی نظیر مردم لبنان از رییس جمهور ایران پیامهای ناخوشایندی برای دولتهای غربی دارد. نتیجهٔ چند سال تبلیغات منفی علیه جمهوری اسلامی اقبال پر رنگ مسلمانان منطقه و مردم آزادیخواه به ایران است.
تجربه سی و دو ساله دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی نشان میدهد سیستمی که بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت حرکت میکند، در احقاق حقوق ملت ایران کاملاً کارآمد بوده و استکبار را در موضع انفعال و زوال قرار داده است.
منبع
سایت خبری رجانیوز







