فرهنگ مصادیق:استواری در ایمان، شرط استقلال و رشد جامعه اسلامی-طهور
مقدمه
«محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم ترهم رکعا سجدا یبتغون فضلا من الله و رضوانا سیماهم فی وجوههم من اثرالسجود ذلک مثلهم فی التوره و مثلهم فی الانجیل کزرع اخرج شطأه فازره فاستغلظ فاستوی علی سوقه یعجب الزراع لیغیظ بهم الکفار وعدالله الذین ءآمنوا و عملوا الصالحات منهم مغفره و اجرا عظیما»؛ «محمد (ص) فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند، بر کافران سخت گیر و با همدیگر مهربانند. همواره آنها را در رکوع و سجود میبینی که فضل و خشنودی خدا را میجویند. نشانه (ایمان) آنها اثر سجدهای است که در چهره هایشان است. این وصف ایشان در تورات است و وصف آنها در انجیل چون کشتهای است که جوانه اش را بر آورد و محکم گرداند تا به تدریج قوت گیرد و بر ساقههای خود بایستد که کشاورزان را به شگفت آورد تا آنها کافران را به خشم آورد. خدا به کسانی از آنها که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، آمرزش و پاداش بزرگی وعده داده است.» [۱]
مثل رشد و تکامل امت اسلام
در این آیه کریمه، خداوند مثلی برای اهل ایمان یعنی برای مسلمانان که از دستورات پیغمبر اکرم پیروی میکنند ذکر میکند. میفرماید مثل اینها در انجیل اینطور ذکر شده است: مثل زراعتی هستند، یعنی دانهای که در زمین کشت میشود. اول که این دانه سر میزند، به صورت برگ نازک است. اگر مثلا دانه گندمی را در زمین بکارند اول بار که از زمین میروید به صورت برگ خیلی نازک و لطیف است "فازره" اما این برگ به همان حالت نازکی ثابت نمیماند تدریجا بیشتر از زمین بیرون میآید و دارای ساقهای میشود که نسبت به آن برگ صفت دیگری دارد یعنی آن را تقویت میکند، آن برگ نازک را محکم میکند یعنی ساقه در میآورد. "فاستغلظ" بعد کم کم این ساقه غلظت و ضخامت پیدا میکند "فاستوی علی سوقه" روی ساقه خودش میایستد.
"یعجب الزراع" در این وقت است که کشاورزان را به تعجب وا میدارد یعنی متخصصین فن کشاورزی وقتی نگاه میکنند تعجب میکنند. همین حالت است حالت استقلال و رشد و تعالی که چشم دشمن را کور میکند و دشمن به خشم در میآید. کفار وقتی اینها را میبینند به خشم در میآیند. این مثل، مثل چیست؟ خودش فرموده است: آنانکه با این پیغمبر هستند، در مقابل دشمن، قوی و محکم ولی نسبت به خودشان مهربان و نرم میباشند: «اشداء علی الکفار، رحماء بینهم تریهم رکعا سجدا» در مقابل دشمن نیرومند و با صلابتند و نسبت به خودشان مهربان، اهل عبادت و پرستش میباشند، آنها را در رکوع و سجود میبینی.
این مطلب را توجه داشته باشید که عبادت و پرستش، از اسلام جداشدنی نیست. بعضی از افراد که با تعلیمات اجتماعی اسلام آشنا شدهاند این آشنایی سبب شده است که عبادات را تحقیر کنند، ولی خیر، اینها از یکدیگر تفکیک پذیر نیست، عملا هم تفکیک پذیر نیست یعنی این دستورات و عبادات خاصیت خودش را نمیدهد مگر اینکه تعلیمات اجتماعی به او ضمیمه شده باشد. تعلیمات اجتماعی هم خاصیت خودش را نمیدهد مگر اینکه عبادتها به او ضمیمه شده باشد.
«یبتغون فضلا من الله و رضوانا» از خدا زیاده میخواهند، به آنچه که دارند قانع نیستند، افزون تر میخواهند اما نه آن طور افزون خواهی که مادی مسلکها و ماده پرستها دارند که فقط دنبال پول و مادیات میباشند. اینها در عین افزون طلبی رضای خدا را میخواهند. در راه حق و حقیقت افزون طلب میباشند. «سیماهم فی وجوههم من اثر السجود» مسلمانی در چهره آنها پیدا است، آثار عبادت در گونه آنها نمایان است. یعنی چه؟ مقصود این نیست که چون زیاد سجده کردهاند فقط پیشانیشان پینه بسته است. عبادت خاصیتش اینست که در قیافه انسان اثر میگذارد. یک رابطه عظیمی میان روح و جسم انسان هست. افکار و عقائد و اخلاق و ملکات انسان در قیافه او اثر میگذارد. قیافه یک انسان نمازخوان با یک انسان تارک الصلوه یکی نیست.
این چه مثلی است که خدا برای مسلمانان صدر اول زده است؟ مثل رشد است، مثل تکامل است، مثل اینست که رو به تکامل و پیشرفت میروند. اول مثل این هستند که به صورت یک برگ نازک از زمین روئیده میشوند. بعد به صورت یک ساقه ضخیم در میآیند، دارای برگها میشوند، بوتهای میشوند نه مانند سایر بوتهها. سایر کشاورزان، سایر معلمان، سایر تربیت کنندگان، بشریت وقتی اینها را میبینند به حیرت فرو میروند که این رشد با این سرعت و به این خوبی چطور میشود؟ سقراطها وقتی بیایند حیرت میکنند.
سرعت رشد مسلمین
اتفاقا یکی از چیزهایی که باعث حیرت جهانیان شده است همین سرعت رشد مسلمین و به استقلال رسیدن مسلمانها است که قرآن تعبیر میکند: «فاستوی علی سوقه»؛ روی پای خودش بایستد.
یکی از اروپائیها گفته است اگر ما سه چیز را در نظر بگیریم، آن وقت اعتراف خواهیم کرد که در دنیا مانند محمد (ص) کسی وجود ندارد یعنی رهبری در دنیا مانند او وجود نداشته است. یکی اهمیت و عظمت هدف. هدف بزرگ بود، زیر و رو کردن روحیه و اخلاق و عقائد و نظامات اجتماعی مردم بود. دوم قلت وسایل و امکانات. از وسایل چه داشته است؟ همان خویشان نزدیک خودش با او طرف بودند، نه پولی داشت، نه زوری و نه همدستی. یک نفر یک نفر افراد را به خود مؤمن ساخت و دور خود جمع کرد تا به صورت بزرگترین قدرت جهان در آمد. عامل سوم سرعت وصول به هدف بود یعنی در کمتر از نیم قرن بیش از نیمی از مردم دنیا تسلیم دین او شدند و ایمان آوردند. آن وقت میبینید همچو رهبری در دنیا وجود نداشته است.
این است مقصود قرآن از این مثل که میگوید: «یعجب الزراع» متخصصین و دهقانها و کشاورزان انسانیت تا ابد در تعجب فرو میروند که اینها چطور به این سرعت پیدا شدند و رشد کردند و روی پا ایستادند و میوه دادند. این مثل در خود قرآن مجید برای امت اسلام ذکر شده است. سؤالی را که میتوان پرسید اینست که آیا مسلمانان صدر اول اختصاصا باید اینجور باشند و این خاصیت مال آنها بود یا خاصیت مال اسلام است یعنی هر وقت و هر جا مردمی واقعا اسلام را بپذیرند و به دستورات اسلام عمل بکنند همین خاصیت رشد و تزاید و تکامل و استقلال و روی پای خود ایستادن و دیگران را به حیرت و تعجب وا داشتن را دارند.
البته این خاصیت مال اسلام است نه مال مردم، این خاصیت مال ایمان به اسلام است، مال پیروی از تعلیمات اسلام است. اسلام نیامده است برای اینکه جامعه را متوقف بکند، ملت مسلمان را وادار به درجا زدن بکند، اسلام دین رشد است، دینی است که نشان داد عملا میتواند جامعه خود را به جلو ببرد. شما ببینید در چهار قرن اول اسلامی اسلام چه کرده است!
ویل دورانت در "تاریخ تمدن" میگوید: «تمدنی شگفت انگیزتر از تمدن اسلامی وجود ندارد.» پس اسلام عملا خاصیت خودش را نشان داده است. اگر اسلام طرفدار ثبات و جمود و یکنواختی میبود باید جامعه را در همان حد اول جامعه عرب نگاه بدارد پس چرا تمدنهای وسیع و عجیب را در خودش جمع کرد و از مجموع آنها تمدن عظیم تری را به وجود آورد. پس اسلام با پیشرفت زمان مخالف نیست.
منـبـع
مرتضی مطهری- اسلام و نیازهای زمان جلد ۱- صفحه ۳۷-۴۲
پانویس
- ↑ فتح/29







