فرهنگ مصادیق:از سرزنش و ملامت دیگران بپرهیزیم
آیا تاکنون دیدهاید که چگونه پروانهها بر گرد یک قطره عسل جمع میشوند؟
آیا یک بشکه زهر میتواند حتی یک پروانه را به طرف خود بکشاند؟
آدمی و روابطش با دیگران نیز چون رابطه عسل و پروانه هاست. در زمینه اخلاق حسنه کافی نیست که انسان «فرستنده» اخلاق خوب باشد بلکه در عین حال باید « گیرنده» اخلاق خوب نیز باشد. کسی که چنین نباشد گرفتار افراط یا تفریط میشود و در نتیجه خلأهایی در اخلاق پیدا میشود. همین خلأهای ساده، گاه سبب محرومیت وی از ایجاد روابط حسنه با مردم و دوستیهایی میشود که آدمی در محافل اجتماعی بدانها میبالد.
شاید مهمترین خلأ اخلاقی انسان عادت به سرزنش کردن دیگران باشد. هر انسانی به راحتی میتواند دیگران را سرزنش کند اما باید بدانیم که سرزنش و عتاب بسیار موجب میشود افراد را از خود برانیم. زیرا مردم طبیعتاً از افراد سرزنش کننده و ملامتگر نفرت دارند!
بعضی تصور میکنند که با عتاب و سرزنش میتوانند به نتیجه برسند در صورتی که چنین نیست زیرا کسی که سرزنش میشود مسلماً به دفاع از خود برخواهد خاست، خواه این مطلب را در هنگام عتاب آشکار کند یا در دل پنهان دارد.
پرهیز از سرزنش کردن به معنای آن نیست که آدمی در برابر خطاهای دوستش سکوت کند بلکه باید برای اظهار ناراحتی و ناخشنودی خود از اشتباهات او، روش بهتری را دنبال کند.
عقل و فهم و ادراک میان همه مردم به تساوی تقسیم نشده است. بلکه این امور نیز مانند دیگر نعمتهاست که به اختلاف میان آدمیان تقسیم میشود. اختلافی را که در درک رویدادها، انجام کارها و فهم امور در جامعه مشاهده میکنیم به همین دلیل است زیرا یکی آگاه است و دیگری بی خبر، یکی داناست و دیگری نادان، یکی باهوش است و دیگری کودن.
همه این افراد کارها را به اندازه کشش عقلی و ادراکی خود انجام میدهند و به همین علت نحوه انجام یک عمل از سوی آنها و ارزش آن با هم فرق میکند چون در قدرت اندیشه و ادراک با هم تفاوت دارند.
ما گاه از یک کارمند عادی میخواهیم که کار رئیس را انجام دهد و یا فراش مدرسه را وامی داریم تا وظیفه مدیر را انجام دهد و چون از عهده برنمی آیند زبان به سرزنش آنان میگشاییم.
آیا رواست دیوانه را چون دیوانه است سرزنش کنیم؟ آیا رواست یک عقب مانده ذهنی را سرزنش کنیم که چرا اعمال خود را کنترل نمیکند؟ نسبت به دیگران نیز باید چنین باشیم. اگر کسی تمام توان خود را به کار گیرد ولی به دلیل ضعف ذاتی نتواند کاری را به خوبی انجام دهد او را سرزنش نکنیم چون حتی خداوند افراد را به قدر توانشان تکلیف میدهد. اگر انسانی نفس خود را سرزنشگر یافت ابتدا خود را سرزنش کند زیرا نفس او به سرزنش کردن سزاوارتر از دیگران است. آن که خود را سرزنش کند موفق است و شایسته احترام از سوی دیگران میباشد. خداوند درباره نفس لوامه، یعنی نفسی که خود را سرزنش میکند، میفرماید: «سوگند به روز رستاخیز و سوگند به نفس سرزنشگر»[۱]
آن که در برابر قصور و تقصیرهایی که مرتکب میشود و عیوبی که در زمینه رفتاری از او سر میزند خود را سرزنش کند پیوسته در مسیر پیشرفت و تکامل حرکت خواهد کرد.
بله... اگر کسی معصوم از خطا باشد حق دارد دیگران را ملامت و سرزنش کند. اما کسی که مانند دیگران در معرض خطاست قبل از هر چیز باید به عیوب خود توجه کند و درصدد تصحیح اشتباهات و لغزشهای خویش برآید، آنگاه به خطاهای دیگران بپردازد. و از آنجا که آدمی معصوم نیست هرگز بی خطا و اشتباه نخواهد بود و لذا قبل از دیگران این خود اوست که همواره سزاوارتر ملامت و سرزنش است.
یکی از نویسندگان میگوید: « آیا هم اکنون در ذهن شما شخصی وجود دارد که از صمیم قلب مایلید او را اصلاح و مهذّب و راهنمایی کنید؟ اگر چنین است شما خصلت قابل ستایش دارید اما چرا این کار را از خود شروع نمیکنید؟ از نظر غریزی و خودخواهی توجه به خود بسیار مفیدتر از سعی در اصلاح دیگران است. هم مفیدتر است و هم کم خطرتر.
یکی از حکما میگوید: وقتی جنگ انسان میان خود و نفسش شروع میشود در این هنگام است که او انسانی شایسته و قابل توجه است.
شما میتوانید مثلاً یک سال تمام را برای رفع نقایص و اصلاح عیوب خود اختصاص دهید آنگاه سالهای بعد را به اصلاح مردم و تهذیب اخلاق آنان بپردازید. اما اول خود را کامل کنید. کنفسیوس میگوید: وقتی آستانه خانه خودت کثیف و پربرف است نباید از برف جلو منزل همسایه ات شکایت کنی!
موقعی که هنوز جوان بودم سعی میکردم برای ارضای غرور و خودخواهیم انظار را به خود جلب کنم. روزی نامهای به یکی از نویسندگان مشهور نوشتم و گفتم: من در حال تهیه مقالاتی راجع به نویسندگان مشهور برای یکی از مجلات هستم. سپس از او خواهش کردم که سبک نویسندگی خود را برایم توضیح دهد.
قبل از آن، نامهای از یک نویسنده مشهور دریافت کرده بودم که زیر آن نوشته شده بود:« دیکته شد ولی بازنگری نشد». خیلی تحت تأثیر این جمله قرار گرفتم و احساس کردم که نویسنده آن باید یک شخص بسیار مهم و پرمشغلهای باشد. من ابداً پرمشغله و مهم نبودم اما میخواستم آن نویسنده را تحت همین تأثیر قرار دهم لذا در پایان نامهام نوشتم:« دیکته شد اما بازنگری نشد»!
آن نویسنده اصلاً به خود زحمت پاسخ به نامه را نداد بلکه آن را پس فرستاد و این عبارت را در آن نوشت:« بی ادبتر از تو، خودت هستی». شک ندارم که من سزاوار این توبیخ و سرزنش بودم.. اما من یک انسانم و به همین دلیل خیلی ناراحت شدم تا آنجا که وقتی پس از گذشت ده سال خبر در گذشت « دیویس» را شنیدم- این را با کمال شرمساری میگویم- تنها چیزی که احساس کردم جراحت و دردی بود که از جمله او بر جانم نشسته بود!
هر احمقی میتواند سرزنش کند، اتهام بزند و زبان به انتقاد بگشاید بلکه این کاری است که اغلب انسانهای احمق آن را انجام میدهند. بیایید به جای سرزنش کردن دیگران بکوشیم دلیل رفتار آنها را بشناسیم و کشف کنیم. این کار سودمندتر از خرده گیری و سرزنش کردن است. این کار منشأ همدردی، مهربانی و تساهل است.
جوانی به من میگفت:« در کوچکی همیشه سعی میکردم نماز خود را در مسجد بخوانم. روزی مشغول خواندن نماز بودم که متوجه شدم پیرمردی مراقب من است. نمازم که به پایان رسید آن پیرمرد به من گفت: نمازت درست نیست و سپس شروع کرد به گفتن سخنانی نیشدار چنان که گویی تازیانه جلادان است. من غرق در سکوت بودم و هرگاه میخواستم از او بپرسم کجای نمازم اشتباه است اجازه نمیداد و پیوسته میگفت: نمازت درست نیست و امثال تو حق ندارند به مسجد بیایند. از آن پس تصمیم گرفتم دیگر به مسجد نروم و نمازم را در منزل بخوانم. این نخستین قدم برای ترک کامل نماز و انحرافم از طریق اسلام بود. ولی خداوند مرا هدایت فرمود و اکنون دوباره نماز میخوانم.»
از این داستانها زیاد شنیدهایم. چه بسیار جوانانی که سرزنش و ملامت آنها را بی ایمان کرده است. زیرا سرزنش و عتاب و توبیخ تیشهای است که ریشه رابطه انسان با ارزشها و عقایدش و نیز رابطه انسانها با یکدیگر را قطع میکند.
برعکس این قصه به داستانی از امام حسن و امام حسین علیهما السلام گوش بسپاریم و ببینیم که برخورد این دو بزرگوار با اشتباهاتی از این قبیل چگونه بوده است:« روزی آن دو امام(ع) که هنوز خردسال بودند پیرمردی را دیدند که اشتباه وضو میگیرد. نزد او رفتند و گفتند: عموجان! ممکن است نگاه کنی و بگویی وضوی کدامیک ما درست تر است؟ آنگاه شروع کردند به وضو گرفتن به محض آن که وضویشان تمام شد پیرمرد گفت: آفرین بر شما. وضوی هر دو شما درست است و وضوی من اشتباه بود.
آن دو بزرگوار بدین وسیله به پیرمرد فهماندند که وضویش درست نیست بدون آن که به او بگویند اشتباه وضو گرفتی یا او را به خاطر اشتباهش سرزنش کنند.
شاید اگر روش سرزنش و ملامت را در پیش میگرفتند آن مرد بر درستی وضوی خود و نادرستی وضوی ایشان پای میفشرد.
جای دریغ است که در خانوادههای ما والدین وقتی میخواهند فرزندان خود را تربیت کنند از روش سرزنش و ملامت بهره میگیرند. به محض این که کودک خطای سادهای را مرتکب میشود پدر یا مادر سیل ملامت را متوجه او میکند. این روش تربیتی موجب میشود که کودک موجودی عقدهای بار آید و در بزرگی شخصیتی متزلزل داشته باشد. زیرا وقتی پدران همواره کودک را به سبب اشتباهات ساده اش آماج سرزنش قرار دهند دو نتیجه در پی خواهد داشت:
۱- یا کودک دچار عقده حقارت میشود و این عقده در او رشد میکند و موجب میشود که در بزرگسالی فردی شود کم اعتماد به خویش و ناتوان از رویارویی با مشکلات.
۲- یا دچار عقده بی اعتنایی در برابر خطاها میشود که اهمیت این نیز کمتر از مورد اولی نیست.
اینجاست که باید هم خود و هم خانواده هایمان بر عدم استفاده از روش ملامت و سرزنش تمرین کنیم تا همگی در ایجاد روابطی بدور از عیوب و عقدههای روانی کینه توزانه مشارکت داشته باشیم.
برای آن که بدانیم از نظر اسلام بهترین روش در رفتار با مردم و دوستان وقتی اشتباه میکنند یا وظیفه خود را به خوبی انجام میدهند چیست، چند روایت از ائمه(ع) نقل میکنیم:
امام علی(ع) میفرماید:« برادرت را با نیکی کردن به او سرزنش کن و بدی اش را با نواختن وی مهار ساز»[۲]
پس، اگر شخصی را مأمور انجام عملی کردید و او به نحو مطلوب وظیفه اش را انجام نداد سرزنش و توبیخش نکنید بلکه هدیهای به او تقدیم کنید و بگویید: دفعه دیگر کارت را بهتر انجام بده. در چنین صورتی وجدانش او را سرزنش خواهد کرد و در آینده کارش را بهتر انجام خواهد داد.
حدیث شریف دیگری میفرماید:« از کارهای برادرات چشم بپوش و زیاد ملامت و سرزنش نکن زیرا این کار کینه میآورد»[۳].
امام علی(ع) نیز میفرماید:« آن که برادرش را برای هر گناهی سرزنش کند دشمنش بسیار شود».
کسی که هر اشتباه دوستش را با ملامت و سرزنش پاسخ دهد جز افزایش شمار دشمنان و کاسته شدن از تعداد دوستان ثمری نخواهد چید و این برای کسی که فقط جنبههای منفی نزدیکان خود را ببیند و بر جنبههای مثبت آنان پرده بیفکند یک امر طبیعی است.
امام باقر(ع) میفرماید: «عتاب و سرزنش کلید دشمنی است».
اگر بخواهید در رابطه خود با دوستانتان عواطف کینه و دشمنی را برانگیزید پیوسته آنان را ملامت کنید و اگر چنین چیزی را نمیخواهید از این کار دست بکشید.
آیا فکر میکنید که ما باید به همچون یک دستگاه دروغ یاب تبدیل شویم؟ آیا وظیفه ما کشف خطاهای مردم و سرزنش آنهاست؟ وقتی خداوند فقط پس از مرگ آدمیان به حسابشان میرسد، چرا باید ما آنان را در زندگی حسابرسی کنیم؟
به اعتقاد من اگر ما ترک سرزنش را تجربه کنیم و به جای آن از وسیلهای بهره گیریم که موجب احساس آرامش طرف مقابل میشود خواهیم دید که این روش در جلب مردم به ما و تحکیم روابط دوستی تأثیر مثبت و بسزایی دارد. این حرفها نوعی خیالپردازی نیست بلکه واقعیتی است تجربه شده.
آیا میدانید که چرا ابراهام لینکلن رئیس جمهور اسبق آمریکا در تاریخ ایالات متحده به صورت رئیس جمهوری محبوب و جاودانه درآمد؟ علت آن بود که وی از پارهای صفات نیک برخوردار بود از جمله آن که وی هیچ کس را در برابر خطاها و اشتباهاتش سرزنش نمیکرد.
در سال ۱۸۶۳ جنگ داخلی در ایالات متحده آمریکا بشدت جریان داشت. رهبر شورشیان ژنرالی بود به نام« لی» و فرمانده نیروهای دولتی را ژنرال « مید» برعهده داشت.
در جنگ تحولاتی رخ داد زیرا ارتش ژنرال شورشی از صحنه نبرد عقب نشینی کردند و این بهترین فرصت برای ارتش دولتی بود که سپاهیان ژنرال «لی» را نابود کنند. اما ژنرال« مید» این فرصت را از دست داد و به ارتش دشمن حمله نکرد. فکر میکنید رئیس جمهور آمریکا، ابراهام لینکلن، در این وقت چه کرد؟ او رو به فرزندش« رابرت» کرد و گفت: خدای من! آنان فرصت خوبی برای از بین بردن « لی» و پایان دادن به جنگ داشتند اما« مید» این کار را نکرد. وی سپس کاغذی برداشت و به « مید» چنین نوشت:
ژنرال مید عزیزم!
فکر نمیکنم به عظمت بدبختی ناشی از فرار «لی» پی برده باشید. او در چنگ ما بود و اگر حمله میکردیم پیروزیهایی که اخیراً به دست آورده بودیم کامل میشد و جنگ پایان مییافت.
اما اکنون که وضع بدین صورت درآمده جنگ هم تا مدتی نامعلوم ادامه خواهد یافت: اگر شما قادر نبودید که با خیال راحت و بدون احساس خطر روز دوشنبه گذشته به «لی» حمله کنید اکنون چگونه میتوانید در جنوب رودخانه به چنین اقدامی دست بزنید در حالی که فقط عده معدودی سرباز در اختیار شماست؟ اکنون امیدوار بودن غیرمعقولانه است و من هم انتظار ندارم در یک چنین موقعیتی اقدام شما مؤثر واقع شود. فرصت طلایی را از دست دادهاید و من از این بابت بی نهایت متأسف و دلگیرم».
این نامه شدیدترین توبیخ نامه بود منتها ژنرال مید هرگز از آن مطلع نشد شاید بپرسید: چگونه؟ بعد از آن که لینکلن نامه را نوشت احتمالاً با خود گفته است: من که در کاخ سفید نشستهام و از شرایط ژنرال خود و ارتش او خبر ندارم چرا و به خاطر چه چیز باید او را سرزنش کنم؟ آنگاه نامه را در کشو میزش گذاشت و هدیهای برای ژنرال مید فرستاد. برای همان ژنرالی که از فرصت پیش آمده برای پایان دادن به جنگ استفاده نکرده بود.
هنگامی که ژنرال هدیه را دریافت کرد با خود اندیشید و گفت: شاید خبر عقب نشینی من به رئیس جمهور نرسیده است. پس باید عملیات جدیدی را شروع کنم و به حیات دشمن کاملاً پایان دهم.
او بلافاصله ارتش خود را به حرکت درآورد و توانست ارتش ژنرال «لی» را نابود سازد.
آری... اینچنین تبدیل سرزنش به هدیه شکست و عقب نشینی را به پیروزی غیرمنتظرانهای تبدیل کرد!
اینجاست که به عظمت پیشوایان معصوم(ع) خود پی میبریم؛ زیرا آن بزرگواران از ما خواستهاند چنانچه دوستی از دوستان ما خطا کرد و عذری نداشت برای او عذر بتراشیم و خطایش را توجیه کنیم. حدیث شریف میفرماید: « عذر برادرت را بپذیر و اگر عذری نداشت برایش عذر جستجو کن»[۴]و در حدیثی دیگر آمده است:« اگر کسی برایت عذر آورد عذرش را بپذیر حتی اگر بدانی دروغ میگوید»[۵]
وقتی عذر دوستانتان را میپذیرید با این کار هم به خود احترام میگذارید و هم به دوستی حرمت مینهید، چون خویشتن را بالاتر از سرزنش و ملامت قرار میدهید. معمولاً در چنین حالتی جز انسان نادان، که همه چیز را ویران میکند، به سرزنش کردن نمیپردازد زیرا یک انسان مصلح و سازنده کسی را به بازیچه نمیگیرد و سرزنش نمیکند. حتی کودکان را نباید سرزنش کرد. مثلاً اگر کودکی شیشهای شکست او را نزنید بلکه به او بگویید:کاری که کردی اشتباه است و اگر آن را تکرار نکنی به تو جایزه میدهم اما چنانچه دوباره شیشه را بشکنی از جایزه خبری نخواهد بود چون به جای جایزه باید شیشه دیگری بخریم. البته گاه سرزنش اطفال در بار اول و دوم مفید است اما اگر تکرار شود برای کودک به صورت یک مسأله عادی درمی آید و فایده و تأثیر خود را از دست میدهد.
بهترین روش سرزنش کردن ترک سرزنش است. در تاریخ آمده است که فردی به حضور یکی از ائمه(ع) رسید و به آن حضرت دشنام و ناسزا گفت اما امام سکوت کرد و جوابی نداد. اصحاب عرض کردند: ای فرزند پیامبر چرا پاسخش را نگفتید؟ امام(ع) جواب داد: پاسخش را گفتم!
آری... خموشی بهترین پاسخ سخن بی اساسی است که در حق انسان گفته میشود. همچنین اگر برادر و دوست انسان عملی ناشایست مرتکب شد بهترین روش برای سرزنش کردن او خودداری از سرزنش است.
بعلاوه، سرزنش کردن موجب تضییع وقت است. همچنان که آغاز به تباهی کشاندن است. سرزنش و ملامت هرگز کسی را اصلاح نمیکند.
سرزنش یا افراد را دچار عقده حفارت میکند و یا آنان را در برابر ملامت مصونیت میبخشد.
پس، برای آن که فردی را تبدیل به یک قطره عسل و یا شاخه گلی کنیم که همگی به بوییدن آن اشتیاق نشان دهند بیایید بیاموزیم که چگونه سرزنش و ملامت را ترک گوییم.







