فرهنگ مصادیق:ارتباط با کفار
مقدمه
«لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ» [۱]
افراد با ایمان نباید به جای مؤمنان کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند، و هرکس چنین کند هیچ رابطهای با خدا ندارد (و پیوند او بکلی از خدا گسسته میشود)، مگر اینکه از آنها بپرهیزید (و به خاطر هدفهای مهم تری تقیه کنید) خداوند شما را از (نا فرمانی) خود بر حذر میدارد، و بازگشت (شما) به سوی خداست.
عزت و ذلت و تمام خیرات به دست خدا است و در این آیه مؤمنان را از دوستی با کافران شدیداً نهی میکند.
این آیه در زمانی نازل شد که روابطی در میان مسلمانان و مشرکان با یهود و نصاری وجود داشت و چون ادامه این ارتباط، برای مسلمین زیانبار بود مسلمانان از این کار نهی شدند.
این آیه در واقع یک درس مهم سیاسی اجتماعی به مسلمانان میدهد که بیگانگان را به عنوان دوست و حامی و یار و یاور هرگز نپذیرند، و فریب سخنان جذاب و اظهار محبتهای به ظاهر صمیمانه آنها را نخورند.
زیرا ضربههای سنگینی که در طول تاریخ بر افراد با ایمان و با هدف واقع شده در بسیاری از موارد از این رهگذر بوده است.
اگر ما کفار را اولیای خود بگیریم خواه ناخواه با آنان امتزاج روحی پیدا کردهایم، امتزاج روحی هم ما را میکشاند به اینکه رام آنان شویم، و از اخلاق و سایر شئون حیاتی آنان متاثر گردیم (زیرا که نفس انسانی خو پذیر است) و آنان میتوانند در اخلاق و رفتار ما دست بیندازند دلیل بر این معنا آیه مورد بحث است، که جمله «مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنین» را قید نهی قرار داده، و میفرماید مؤمنین کفار را اولیای خود نگیرند در حالی که با سایر مؤمنین دوستی نمیورزند، که از این قید به خوبی فهمیده میشود که منظور آیه این است که بفرماید اگر تو مسلمان اجتماعی و به اصطلاح نوع دوست هستی، باید حداقل مؤمن و کافر را به اندازه هم دوست بداری، و اما اینکه کافر را دوست بداری، و زمام امور جامعه و زندگی جامعه را به او بسپاری و با مؤمنین هیچ ارتباطی و علاقهای نداشته باشی، این بهترین دلیل است که تو با کفار سنخیت داری و از مؤمنین جدا و بریدهای و این صحیح نیست پس زنهار باید از دوستی با کفار اجتناب کنی.
تاریخچه استعمار میگوید: همیشه ظالمان استثمارگر در لباس دوستی و دلسوزی و عمران و آبادی ظاهر شدهاند و هنگامیکه جای پای خود را محکم میکردند بی رحمانه بر آن جامعه میتاختند و همه چیز آنها را به یغما میبردند.
جمله «مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنین» اشاره به این است که در زندگی اجتماعی هرکس نیاز به دوستان و یاورانی دارد، ولی افراد با ایمان باید اولیای خود را از میان افرا د با ایمان انتخاب کنند و با وجود آنان چه نیازی به کفار بی رحم و ستمگر است.
و تکیه بر وصف ایمان وکفر، اشاره به این است که این دو از یکدیگر بیگانه و آشتی ناپذیرند.
جمله «فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فی شَیْء» [۲] اشاره به این است که: افرادی که با دشمنان خدا پیوند دوستی و همکاری برقرار سازند، ارتباطشان با خداوند و خدا پرستان گسسته میشود.
سپس به عنوان یک استثناء از این قانون کلی میفرماید مگر اینکه از آنها بپرهیزید و تقیه کنید، همان تقیهای که برای حفظ نیروها و جلوگیری از هدر رفتن قوا و امکانات و سرانجام پیروزی بر دشمن است.
در چنین موردی، جایز است که مسلمانان با افراد بی ایمان، به خاطر حفظ جان خود و مانند آن ابراز دوستی کنند.
اساساً اسلام در روابط بین المللی، ارتباط بین ممالک، را بر مبنای عزت استقلال، حقوق متقابل میپذیرد و وحدت ممالک اسلامی و جهان اسلام را توصیه مینماید.







