کتابخانه:اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی(ره) ج1

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی ج1
مشخصات کتاب
Akhlaqe kargozaran-.jpg
تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران
زبان فارسی
ناشر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دفتر انتشارات اسلامی
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۲
شابک ۹۶۴-۴۷۰-۰۲۰-۱
دانلود PDF

محتویات

مقدمه ناشر

بسمه تعالی

مرجع تقلید جهان تشیع و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله العظمی امام خمینی - قدس سره - در طول سالهای نهضت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ جهت هدایت و ارشاد امت اسلامی و مسؤ ولین و کارگزاران نظام ، کلامها و پیامهای فراوانی داشته است که از دو ویژگی ( مرجعیت عظمای شیعه ، ولایت امری ) برخوردار می‌باشد .
برادران محترم در بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران ( قم ) جهت استفاده بیشتر از بیانات و رهنمودهای معظم له ، اخیرا تمام ۲۱ جلد صحیفه نور ، چاپ وزارت ارشاد اسلامی را مورد مطالعه قرار داده و اقدام به تنظیم و تبویب آن به شکل موضوعی نموده‌اند که بسی ارزنده است و این کتاب اخلاق کارگزاران بخشی از مجموعه دو بخش کلی معارف و اخلاق آن می‌باشد که بر یک مقدمه و چهار فصل مشتمل است .
این دفتر پس از تصحیح و تدقیق و مقابله ، اقدام به طبع و نشر آن نمود امید است که برادران عزیز به تهیه و تنظیم بقیه مجلدات آن موفق شوند .
دفتر انتشارات اسلامی وابسته بجامعه مدرسین حوزه علمیه قم

مقدمه : هدف از حکومت و مسئولیت در اسلام

تحقق عدالت و معنویت در اسلام

حکومت جنبه عملی فقه است

اما در مورد روش تحصیل و تحقیق حوزه‌ها ، این جانب معتقد به فقه سنتی و اجتهاد جواهری هستم و تخلف از آن را جایز نمی‌دانم . اجتهاد به همان سبک صحیح است ولی این بدان معنا نیست که فقه اسلام پویا نیست ، زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند . مساءله‌ای که در قدیم دارای حکمی بوده است به ظاهر همان مساءله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدی پیدا کند ، بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است ، واقعا موضوع جدیدی شده است که قهرا حکم جدیدی می‌طلبد . مجتهد باید به مسایل زمان خود احاطه داشته باشد . برای مردم و جوانان و حتی عوام هم قابل قبول نیست که مرجع و مجتهدش بگوید من در مسایل سیاسی اظهارنظر نمی‌کنم . آشنایی به روش برخورد با حیله‌ها و تزویرهای فرهنگ حاکم بر جهان ، داشتن بصیرت و دید اقتصادی ، اطلاع از کیفیت برخورد با اقتصاد حاکم بر جهان ، شناخت سیاست‌ها و حتی سیاسیون و فرمول‌های دیکته شده آنان و درک موقعیت و نقاط قوت و ضعف دو قطب سرمایه داری و کمونیزم که در حقیقت استراتژی حکومت بر جهان را ترسیم می‌کنند ، از ویژگی‌های یک مجتهد جامع است . یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی غیر اسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی که در خور شاءن مجتهد است واقعا مدیر و مدبر باشد . حکومت در نظر مجتهد واقعی فلسفه عملی تمامی فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است ، حکومت نشان دهنده جنبه عملی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی و سیاسی و نظامی و فرهنگی است ، فقه تئوری واقعی و کامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است .
هدف اساسی این است که ما چگونه می‌خواهیم اصول محکم فقه را در عمل فرد و جامعه پیاده کنیم و بتوانیم برای معضلات جواب داشته باشیم و همه ترس استکبار از همین مساءله است که فقه و اجتهاد جنبه عینی و عملی پیدا کند و قدرت برخورد در مسلمانان به وجود آورد . [۱]

حکومت اسلامی ، نظامی سعادت آفرین

اسلام و حکومت اسلامی پدیده الهی است که با به کار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنیا و آخرت به بالاترین وجه تاءمین می‌کند و قدرت آن دارد که قلم سرخ بر ستمگری‌ها و چپاولگری‌ها و فسادها و تجاوزها بکشد و انسان‌ها را به کمال مطلوب خود برساند و مکتبی است که بر خلاف مکتب‌های غیرتوحیدی در تمام شؤ ون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد و از هیچ نکته ولو بسیار ناچیز که در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی نقش دارد فروگذار ننموده است و موانع و مشکلات سر راه تکامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و به رفع آنها کوشیده است . اینک که به توفیق و تایید خداوند ، جمهوری اسلامی با دست توانای ملت متعهد پایه ریزی شده و آنچه در این حکومت اسلامی مطرح است اسلام و احکام مترقی آن است ، بر ملت عظیم الشاءن ایران است که در تحقق محتوای آن به جمیع ابعاد و حفظ و حراست آن بکوشند که حفظ اسلام در راس تمام واجبات است ، که انبیاء عظام از آدم - علیه السلام - تا خاتم النبیین - صلی الله علیه و آله و سلم - در راه آن کوشش و فداکاری جانفرسا نموده‌اند و هیچ مانعی آنان را از این فریضه بزرگ باز نداشته و همچنین پس از آنان اصحاب متعهد و ائمه اسلام - علیهم صلوات الله - با کوشش‌های توانفرسا تا حد نثار خون خود در حفظ آن کوشیده‌اند و امروز بر ملت ایران خصوصا و بر جمیع مسلمانان عموما واجب است این امانت الهی را که در ایران به طور رسمی اعلام شده و در مدتی کوتاه نتایج عظیمی به بار آورده با تمام توان حفظ نموده و در راه ایجاد مقتضیات بقاء آن و رفع موانع و مشکلات آن کوشش نمایند و امید است که پرتو نور آن بر تمام کشورهای اسلامی تابیدن گرفته و تمام دولت‌ها و ملت‌ها با یکدیگر تفاهم در این امر حیاتی نمایند و دست ابرقدرت‌های عالم خوار و جنایتکاران تاریخ را تا ابد از سر مظلومان و ستمدیدگان جهان کوتاه نمایند [۲]

اسلام دین حکومت و معنویت

از توطئه‌های مهمی که در قرن اخیر ، خصوصا در دهه‌های معاصر و بویژه پس از پیروزی انقلاب آشکارا به چشم می‌خورد ، تبلیغات دامنه دار با ابعاد مختلف برای مایوس نمودن ملت‌ها و خصوص ملت فداکار ایران از اسلام است . گاهی ناشیانه و با صراحت به اینکه احکام اسلام که هزار و چهارصد سال قبل وضع شده است نمی‌تواند در عصر حاضر کشورها را اداره کند یا آن که اسلام یک دین ارتجاعی است و با هر نوآوری و مظاهر تمدن مخالف است و در عصر حاضر نمی‌شود کشورها از تمدن جهانی و مظاهر آن کناره گیرند و امثال این تبلیغات ابلهانه و گاهی موذیانه و شیطنت آمیز ، به گونه طرفداری از قداست اسلام که اسلام و دیگر ادیان الهی سر و کار دارند با معنویات و تهذیب نفوس و تحذیر از مقامات دنیایی و دعوت به ترک دنیا و اشتغال به عبادات و اذکار و ادعیه که انسان را به خدای تعالی نزدیک و از دنیا دور می‌کند و حکومت و سیاست و سررشته داری بر خلاف آن مقصد و مقصود بزرگ و معنوی است چه اینها تمام برای تعمیر دنیا است و آن مخالف مسلک انبیاء عظام است و مع الاسف تبلیغ به وجه دوم در بعض از روحانیان و متدینان بی خبر از اسلام تاءثیر گذاشته که حتی دخالت در حکومت و سیاست را به مثابه یک گناه و فسق می‌دانستند و شاید بعضی بدانند و این فاجعه بزرگی است که اسلام مبتلای به آن بود . گروه اول که باید گفت از حکومت و قانون و سیاست یا اطلاع ندارند یا غرضمندانه خود را به بی اطلاعی می‌زنند زیرا اجراء قوانین بر معیار قسط و عدل و جلوگیری از ستمگران و حکومت جائرانه و بسط عدالت فردی و اجتماعی و منع از فساد و فحشاء و انواع کجروی‌ها و آزادی بر معیار عقل و عدل و استقلال و خودکفایی و جلوگیری از استعمار و استثمار و استعباد و حدود و قصاص و تعزیرات بر میزان عدل برای جلوگیری از فساد و تباهی یک جامعه و سیاست و راه بردن جامعه به موازین عقل و عدل و انصاف و صدها از این قبیل ، چیزهایی نیست که با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی کهنه شود . این دعوی به مثابه آن است که گفته شود قواعد عقلی و ریاضی در قرن حاضر باید عوض شود و به جای آن قواعد دیگر نشانده شود . اگر در صدر خلقت ، عدالت اجتماعی باید جاری شود و از ستمگری و چپاول و قتل باید جلوگیری شود ، امروز چون قرن اتم است آن روش کهنه شده و ادعای آن که اسلام با نوآوریها مخالف است ، همان سان که محمدرضا پهلوی مخلوع می‌گفت ( که اینان می‌خواهند با چارپایان در این عصر سفر کنند ) یک اتهام ابلهانه بیش نیست . زیرا اگر مراد از مظاهر تمدن و نوآوردها ، اختراعات و ابتکارات و صنعت‌های پیشرفته که در پیشرفت و تمدن بشر دخالت دارد ، هیچ گاه اسلام و هیچ مذهب توحیدی با آن مخالفت نکرده و نخواهد کرد ، بلکه علم و صنعت مورد تاکید اسلام و قرآن مجید است . و اگر مراد از تجدد و تمدن به آن معنی است که بعضی روشنفکران حرفه‌ای می‌گویند که آزادی در تمام منکرات و فحشاء حتی هم جنس بازی و از این قبیل ، تمام ادیان آسمانی و دانشمندان و عقلا با آن مخالفند ، گرچه غرب و شرق زدگان به تقلید کورکورانه آن را ترویج می‌کنند و اما طایفه دوم که نقشه موذیانه دارند و اسلام را از حکومت و سیاست جدا می‌دانند ، باید به این نادانان گفت که قرآن کریم و سنت رسول الله - صلی الله علیه و آله - آن قدر که در حکومت و سیاست احکام دارند در سایر چیزها ندارند ، بلکه بسیار از احکام عبادی اسلام ، عبادی سیاسی است که غفلت از آنها این مصیبت‌ها را به بار آورده . پیغمبر اسلام ( ص ) تشکیل حکومت داد مثل سایر حکومت‌های جهان لکن با انگیزه بسط عدالت اجتماعی ، و خلفاء اول اسلامی حکومت‌های وسیع داشته‌اند و حکومت علی بن ابی طالب علیه السلام - نیز با همان انگیزه به طور وسیعتر و گسترده تر از واضحات تاریخ است و پس از آن به تدریج حکومت به اسم اسلام بوده و اکنون نیز مدعیان حکومت اسلامی به پیروی از اسلام و رسول اکرم - صلی الله علیه و آله - بسیارند .
اینجانب در این وصیتنامه با اشاره می‌گذرم ولی امید آن دارم که نویسندگان و جامعه شناسان و تاریخ نویسان ، مسلمانان را از این اشتباه بیرون آورند و آنچه گفته شده و می‌شود که انبیاء - علیهم السلام - به معنویات کار دارند و حکومت و سررشته داری دنیایی مطرود است و انبیاء و اولیاء و بزرگان از آن احتراز می‌کردند و ما نیز باید چنین کنیم اشتباه تاسف آوری است که نتایج آن به تباهی کشیدن ملت‌های اسلامی و باز کردن راه برای استعمارگران خونخوار است . زیرا آنچه مردود است حکومت‌های شیطانی و دیکتاتوری و ستمگری است که برای سلطه جویی و انگیزه‌های منحرف و دنیایی که از آن تحذیر نموده‌اند جمع آوری ثروت و مال و قدرت طلبی و طاغوت گرایی است و بالاخره دنیایی است که انسان را از حق تعالی غافل کند . و اما حکومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعی همان است که مثل سلیمان بن داود و پیامبر عظیم الشاءن اسلام - صلی الله علیه و آل - و اوصیاء بزرگوارش برای آن کوشش می‌کردند از بزرگترین واجبات و اقامه آن از والاترین عبادات است : چنانچه سیاست سالم که در این حکومت‌ها بوده از امور لازمه است . باید ملت بیدار و هشیار ایران با دید اسلامی این توطئه‌ها را خنثی نمایند و گویندگان و نویسندگان متعهد به کمک ملت برخیزند و دست شیاطین توطئه گر را قطع نمایند . [۳]

نمونه‌ای از حکومت اسلامی

از اول مسلمین و اسلام گرفتار هواهای نفسانیه‌ای بوده‌اند و این گرفتاری‌ها که ما الان داریم سرچشمه اش همان هواهای نفسانی بود که بعد از رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله ) به واسطه آن هواها نگذاشتند که حکومت حق تشکیل بشود اگر گذاشته بودند که حکومتی که اسلام می‌خواهد ، حاکمی را که خدای تبارک و تعالی امر به تعیینش فرموده است ، رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله ) تعیین فرمود ، اگر گذاشته بودند که آن تشکیلات پیش بیاید ، حکومت ، حکومت اسلامی باشد ، حاکم ، حاکم منتخب منصوب من قبل الله تعالی باشد ، آن وقت مردم می‌فهمیدند که اسلام چیست و معنی حکومت اسلامی چیست مع الاسف بعد از رسول الله ( صلی الله علیه و آله ) منحرف کردند مردم را از آن چیزی که پیغمبر امر فرموده بود و اتکاء به انحراف در زمان خود هم نبود بلکه زمینه فراهم کردند از برای این که تا آخر نشود یک حکومت اسلامی تشکیل بشود [۴] .

حکومت امیر مؤ منان ، درس عبرتی برای اسلام و مسلمین

قضیه معاویه از چیزهایی بود که با دست سابقین ، آن مشایخ سابق این زحمت برای مسلمین و اسلام پیش آمد و از این اختلاف داخلی که بدتر از هر نحو اختلافی بود پیش آمد و حضرت امیر ( ع ) مبتلا شد به این اساسی که آنها درست کرده بودند و بعد از ایشان هم حکومت از صورت اسلامی به کلی خارج شد و به صورت ملک الملوکی یا شاهنشاهی بیرون آمد و تا آخر هم ، تا حالا هم ، اسلام به خودش یک حکومت اسلامی مگر یک چند صباحی که حضرت امیر سلام الله علیه بعد از رسول الله و بعد از آن حرف‌ها متصدی امر شدند ، ندید ، آن هم با آن همه گرفتاریهایی که پیدا کرد ، گرفتاری جنگ جمل ، گرفتاری صفین ، گرفتاری جنگ خوارج ، آن همه گرفتاریها که بود معذلک این چند صباحی که حضرت امیر سلام الله علیه حکومت کردند و برنامه حکومتی خودشان را تعیین کردند ، همین چند صباح هم برای مسلمین و برای اسلام یک درس عبرتی شد ، یک مطلبی شد که فهمیدند که اسلام یعنی چه ، تا اندازه‌ای ، همین چند صباح اگر گذاشته بودند که در پناه حکومت اسلامی و در پناه اسلام حکومت تشکیل بشود و مردم در پناه حکومت اسلامی باشند ، این همه گرفتاری هائی که از برای ماها الان هم پیش آمده ، اینها هم شاید پیش نمی‌آمد حاکمی که از طرف خدای تبارک و تعالی تعیین شد از برای امت ، آن شخصی بود که وقتی که به حکومت رسید ، وقتی که با او جمع شدند و بیعت کردند بعد از آن خرابکاری هائی که شده بود تا آن روز و بعد از آن مصیبت هائی که برای اسلام پیش آوردند و تا حالا هم فساد آن باقی مانده است ، آن شخصی بود که وقتی که به حکومت رسید در حال حکومتش زندگیش از جمیع زندگی امثال ماها و شماها طلاب علوم دینیه یا امثال این بقال‌ها و این کاسب‌ها ، زندگی او پست تر بود ، یک تکه نان جو بود که در آخر عمر مبارکشان ( از قراری که گفته شده است ) از بس خشک بود حضرت با دستشان نمی‌توانستند بشکنند ، با زانو می‌شکستند آن نان را و با آب تناول می‌کردند ، این حکومت اسلام بود . می‌فرمود که ( به طوری که نقل شده است ) من می‌ترسم که در یکی از حوالی مملکت من یک وقت یک گرسنه‌ای باشد ، یک وقت باشد که گرسنه در کار باشد ، چطور من بخوابم سیر و رعیت من یک نفرشان ولو در بعضی از اجزاء مملکت ، اینها گرسنه باشد . [۵]

حکومت مولا علی ( ع ) ، جشن بسط عدالت

بالاترین مصیبتی که بر اسلام وارد شد ، همین مصیبت سلب حکومت از حضرت امیر سلام الله علیه بود و عزای او از عزای کربلا بالاتر بود . مصیبت وارده بر امیر المومنین و بر اسلام بالاتر است از آن مصیبتی که بر سیدالشهدا سلام الله علیه وارد شد . اعظم مصیبت‌ها این مصیبت است که نگذاشتند بفهمند مردم اسلام یعنی چه ؟ اسلام حالا هم به حال ابهام دارد زندگی می‌کند ، الان هم مبهم است ، الان هم نمی‌دانند مردم که معنی اسلام چیست ؟ حکومت اسلامی چیست ؟ اسلام چه می‌خواسته بکند ؟ چه برنامه‌ای اسلام داشته است در حکومتش ؟ این ۵ سال حکومت یا ، ۶۵ سال حکومت حضرت امیر ، این با همه گرفتاری‌هایی که بوده است و با همه زحمت‌هایی که از برای حضرت امیر فراهم شد ، سلبش عزای بزرگ است و همین ۵ ساله و ۶ ساله ، مسلمین تا به آخر باید برایش جشن بگیرند ، جشن برای عدالت ، جشن برای بسط عدالت ، جشن برای حکومتی که اگر چنانچه در یک طرف از مملکتش ، در یک جایی از مملکتش ، برای یک معاهد ، یک زن معاهد ، یک زحمت کش بیاید یک خلخال از او ، از پای او درآورد ، حضرت ، این حاکم ، این رئیس ملت آرزوی مرگ می‌کند که مرگ برای من مثلا بالاتر از این است که در مملکت من یک نفر زنی که معاهد هست خلخال را از پایش در آورند . این حکومت ، حکومتی است که در رفتنش مردم باید به عزا و سوگواری بنشینند و برای همین ۵ سال و ۵ روز حکومتش باید جشن بگیرند ، جشن برای عدالت ، جشن برای خدا ، جشن برای این که این حاکم حاکمی است که با ملت یکرنگ است ، بلکه سطحش پایین تر است در زندگی و سطح روحیش بالاتر از همه آفاق است و سطح زندگیش پایین تر است از همه ملت . [۶]

حکومت عقل ، حکومت عدل و ایمان است

والذین کفروا یتمتعون و یاءکلون کما تاءکل الانعام و النار مثوی لهم این میزان است ، هر کس که ملاحظه کرد که در تمتعاتش ، در اکل و استفاده‌ها و لذائذش به افق حیوانی نزدیک است یعنی می‌خورد و لذت می‌برد بدون اینکه تفکر کند که از چه راهی باید باشد ، حیوان دیگر فکر این نیست که حلال است یا حرام است ، فکر این نیست که امت در گرفتاری هستند یا نیستند ، آنهایی که بدون این تفکر ، بدون یک قانونی بدون قانون اسلامی تمتع می‌کنند و می‌خورند ، اینها اکلشان اکل حیوانی است و النار مثوی لهم در روایتی است که از برای کافر هفت تا معاء است و از برای مؤ من معاء واحد است . مؤ من یک معاء بیشتر ندارد و آن معاء قانون است ، شکمش را ، سایر لذائذش را تطبیق می‌کند با قانون اسلام ، تخلف از قانون اسلام نمی‌کند اما آن کسی که مؤ من نیست ، از راه شهوت می‌خورد بدون این که تطبیق با قانون بکند ، این یک معاء ، از راه غضب می‌خورد بدون اینکه تطبیق بکند با قانون ، این هم یک معاء ، از روی هوای نفس می‌خورد ، این هم یک معاء ، مزدوج است بین هوای نفس و لذت و شهوت ، بین هوای نفس و غضب ، بین غضب و هوای نفس ، این هم سه تا ، این شش تا ، مزدوج است از هر سه هوای نفس و غضب و شهوت ، مزدوج شد و از راه اینها اکل کرد ، این هفت تا ، هفت معاء دارد . مؤ من بیش از یک معاء ندارد و آن معائش از راه قانون است ، اسلام هر چه فرموده است همان یک راه است ، این جور نیست که به غضب خودش ، به شهوت . همه اینها به دست مؤ من ایمان آوردند ، همه قوا تابع قوه عقل شدند و عقل هم تابع شرع است . برای یک همچنین حکومتی که حکومت عقل است حکومت عدل است ، حکومت ایمان است ، حکومت الهی است ، در رفتنش عزا لازم است و در برقراریش برای همان چند سال حکومت حضرت امیر ، مسلمین باید جشن بگیرند . [۷]

انبیاء بزرگ ، پایه گذاران عدالت و آزادی

سرلوحه هدفتان اسلام و احکام عدالت پرور آن باشد و ناچار بدون حکومت اسلامی عدالت خواه ، رسیدن به این هدف محال است . تولی و تبری دو اصل اساسی اسلام است ؛ باید با حکومت عدل موافق و به حاکم عادل دل ببندید و از رژیم غیر اسلام و غیر اسلامی که در راءس آن رژیم منحط پهلوی است تبری کنید و با کمال صراحت مخالفت خود را اظهار و در سرنگون کردن آن کوشا باشید و در غیر این صورت روی استقلال و آزادی را نمی‌بینید .
باید قشرهای غیر اسلامی را که عقیده و عملشان بر خلاف اسلام است و دارای گرایش به مکتب‌های دیگرند ، هر نوع مکتب باشد به مکتب مترقی عدالت پرور اسلام دعوت کنید و در صورت نپذیرفتن ، از آنها هر نوع که باشد و هر شخصیت که هست تبری یا لااقل احتراز کنید و باید جوانان ما بدانند تا معنویت و عقیده به توحید و معاد در کسی نباشد محال است از خود بگذرد و در فکر امت باشد و باید بدانند که تبلیغات دامنه دار کمونیسم بین المللی همانند تبلیغات پر سروصدای امپریالیسم جهانی جز برای اغفال و استثمار توده‌های مستضعف نیست باید این بوق‌های استثماری شکسته شود .
باید جوانان روحانی و دانشگاهی قسمتی از وقت را صرف کنند در شناخت اصول اساسی اسلام که در راس آن توحید و عدل و شناخت انبیاء بزرگ ، پایه گذاران عدالت و آزادی است ، از ابراهیم خلیل تا رسول خاتم ( صلی الله علیه و آله و علیهم اجمعین ) و در شناخت طرز تفکر آنها از نقطه اقصای معنویت و توحید تا تنظیم جامعه و نوع حکومت و شرایط امام و اولی الامر و طبقات دیگر ، از امراء و ولات و قضات و فرهنگیان که علما هستند و متصدیان مالیات اسلامی و شرایط آنها تا برسد به شرطه و کارمندان شهربانی و ببینند اسلام چه کسانی را برای حکومت و کارمندان آن به رسمیت شناخته و چه کسانی از شغل حکومت و شاخه‌های آن مطرود است . [۸]

زندگی حاکم اسلامی از همه ساده تر است

انشاء الله پیروز خواهید شد و انشاء الله با تدریج یک حکومت عدل اسلامی که مردم و عالم بفهمد معنای اسلام چه است و معنای حکومت چه است آیا حکومت این بوده است که تا حالا بوده است که حالا که حاکم جائر رفته است حالا می‌فهمیم که چه گنجینه‌ها برده است ؟ - در بانک ها- چه چیزها اینها به سرقت بردند و در بانکها سپردند ، این مال ملت را چطور غارت کردند و فرار کردند ، این حکومت ، حکومت است ؟ یا آن حکومت که وقتی که می‌خواهد چیز بخورد ، یک نان خشکی با نمک ، وقتی که می‌گوید ، شبی که صبح آن شب شهادت می‌رسد ، مولا امیرالمومنین وقتی که ( به حسب نقل ) برایشان غذا می‌آورند می‌بیند که شیر آورده و نمک آورده و نان ، نان جوین می‌خورند ، نه نانی که ، سنگکی که شما می‌خوردید ، آن نانی که او می‌خورد می‌فرماید که ( به طوری که نقل شده است ) چه وقت دیدی که من دو تا خورش داشته باشم که حالا آوردی ، رفت نمک را بردارد در نقل است که قسمش داد به جان خودش که شیر را بردارد ، شیر را برداشت دو لقمه - نمک - با نمک میل فرمود و صبح آن روز هم به شهادت رسید و هیچ هم نداشت ، هیچ هم نداشت یعنی چیزهائی تهیه کرده بود با دست خودش لکن همه رفت ، همه را بعد از آنکه آن نهر بزرگ را با فعالیت خودش با دست خودش حضرت امیر حفر کرد و چیز کرد ، وقتی که آب بیرون آمد فرمود بشر الورثه لکن برای ورثه هم نگذاشت ، وقف کرد . آیا آن طرز حکومت بهتر است ، آن حکومتی که رسول الله کرد بهتر است که وقتی که تو مجلس ، توی مسجد نشسته بود و مردم و اصحاب هم نشسته بودند ، می‌آمدند می‌گفتند کدام یکی از شما پیغمبر است ، کدامتان هستید ؟ یا آنکه وقتی تشریفات طوری است که همه می‌فهمند که این ، این دارای این تشریفات عبارت از حاکم است . حکومت اسلام این است البته ما نمی‌توانیم یک همچو حکومتی درست کنیم ، ماها قادر نیستیم لکن می‌توانیم یک مقداری نزدیک بشویم به آن حکومت ، می‌توانیم دست دزدها را قطع بکنیم و تا حالا بحمدالله عمده شان قطع شد دستشان . عمده آنهائی که سران قوم بودند و ذخایر ما را بردند و در بانک‌ها گذاشتند ، عمده آنها دستشان دیگر از بردن زیادی قطع شد و امید است که دست ما برسد و ما بگیریم از آنها آنچه را که دزدیده‌اند و برده‌اند ، بگیریم از آنها . [۹]

شخصیت حضرت امیر ( ع ) ، نمونه‌ای کامل برای حاکم اسلامی

روز عید غدیر روزی است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وظیفه حکومت را معین فرمود و الگوی حکومت اسلامی را تا آخر تعیین فرمود و حکومت اسلام نمونه اش عبارت است از یک همچو شخصیتی که در همه جهات مهذب ، بر همه جهات معجزه است و البته پیغمبر اکرم این را می‌دانستند که به تمام معنا کسی مثل حضرت امیر سلام الله علیه نمی‌تواند باشد لکن نمونه را که باید نزدیک به یک همچو وضعی باشد از حکومت‌ها تا آخر تعیین فرمودند ، چنانچه حضرت امیر خودش هم برنامه اش را در آن عهدنامه مالک اشتر بیان فرموده است که حکومت و آن اشخاصی که از طرف ایشان حاکم بر بلاد بودند تکلیفشان در این جهات چه هست .
به حسب آن تعیین رسول اکرم الگوی خلافت را و برنامه حضرت ، کیفیت ولایت ولات بر افراد را آنطور که بیان فرموده‌اند ، تمام این حکومت‌ها که سرکار آمده‌اند تا حالا ، از بعد از حضرت امیر و یک چند روزی هم امام حسن سلام الله علیه ، تمام حکومتهایی که تا حالا سرکار آمده‌اند چه حکومت‌هایی باشد که تا حدودی - مثلا اگر هم که چیزی پیدا بشود - تا حدودی مؤ دب به آداب حکومتها بوده است و آن الگوی رسول الله بوده است و چه اینهائی که اصلا نبوده‌اند ، هیچ کدام این حکومت‌ها لیاقت حکومت نداشته‌اند و خود حضرت امیر سلام الله علیه قیام کردند بر ضد معاویه ، در صورتی که معاویه هم تشرف به اسلام داشت و کارهای اسلامی را می‌کرد و شاید اعتقادات اسلامی هم داشته است ، شاید ، شاید هم نه .
معذالک حتی آنهایی که حضرت امیر را به خیال خودشان نصیحت می‌کردند که شما یک مدتی معاویه را بگذارید در حکومت شما باشد و بعد که پایه حکومت شما قوی شد ، آنوقت او را رد می‌کنید به هیچ یک از آن حرف‌ها اعتنا نکردند و حجتشان هم این بود که یک نفر آدمی که برخلاف موازین الهی رفتار می‌کند و ظلم را در بلاد راه می‌اندازد ، من حتی برای یک آن هم نمی‌توانم که او را حاکمش قرار بدهم ، بلکه اگر حاکمش قرار می‌دادند این حجت می‌شد بر اینکه می‌شود یک فاسقی هم از طرف ولی امر حاکم باشد و حضرت امیر مضایقه کردند از اینکه حتی اگر مصالحی هم آنوقت مثلا بود که اگر پایشان محکم می‌شد ممکن بود مثلا معاویه را کنار بزنند ، معذلک برای خودشان اجازه نمی‌دیدند که معاویه را حتی یک روز در سلطنت خودش باقی بگذارند و این حجتی است بر ماها که اگر بتوانیم ، باید این حکومت‌هایی که حکومت جور است کنار بزنیم و اگر چنانچه خدای نخواسته نتوانیم ، رضایت بر حکومت آنها ولو یک روز ، ولو یک ساعت این رضایت بر ظلم است ، رضایت بر تعدی است ، رضایت بر غارتگری مال مردم است و هیچ مسلمی حق ندارد که رضایت بدهد به حکومت ظالمی ولو یک ساعت و همه ما مکلفیم که این حکومت‌هایی که روی کار آمده‌اند و برخلاف موازین الهی و موازین قانونی ( حتی قانونی خودشان ) هستند ، همه ما مکلفیم که با آنها مبارزه بکنیم ، هرکس به هر مقدار که می‌تواند باید با اینها معارضه و مبارزه بکند و هیچ عذری پذیرفته نیست . [۱۰]

عمده در حکومت اسلامی ، خدمت به اسلام و مردم است

عمده این است که ما به اسلام خدمت کنیم . خدمت به ملت ، خدمت به اسلام است خدمت به دولت ، خدمت به اسلام است و امروز هر خدمتی که انجام دهیم ، خدمت به اسلام است . هر خدمتی که مردم به آن احتیاج داشته باشند ، خدمت به اسلام است . وقتی قرار گذاشتیم که به اسلام خدمت کنیم خدای تبارک و تعالی هم ما را تنها نمی‌گذارد و نمی‌گذارد گرفتار شویم برای اینکه گرفتاری از خود انسان است ، از خارج نیست . تا در داخل ملت یک کرم زدگی پیدا نشود خارجی‌ها نمی‌توانند کاری انجام دهند و بحمدالله امروز ما از داخل اطمینان داریم و با این اطمینان باید به مردم خدمت کنیم و دیگر نباید بگوئیم حال انقلاب است . نه ، دیگر حال آرامش است ، حال خدمت به مردم و جامعه است ، حال خدمت به اسلام است . [۱۱]

همه در خدمت به منزله اعضای یک انسان باشید

شما آنطوری که اسلام مقرر فرموده است عمل بکنید ، اگر هر کس هم هر چه به شما بگوید اعتنا به او نکنید . اسلام مد نظر شما باشد و این را بدانید که آنهائی که با این مجلس مخالفند و آنهائی که با این انقلاب مخالفند و آنهائی که با اسلام مخالفند هر کاری بکنید آنها به مخالفت خودشان ادامه می‌دهند منتها یک وقتی با یک بهانه است بعد یک بهانه دیگر پیدا می‌کنند . شما توجه داشته باشید که - اسلام - به اسلام خدمت کنید و به کشور خودتان خدمت کنید . شما وکیل مردمی هستید که همه اسلام را می‌خواهند و همه کشور خودشان را می‌خواهند و شما باید برای این ملت خدمت بکنید ، به آن چیزی که شما را وکیل کرده است خدمت بکنید ، اگر انحراف پیدا کنید برخلاف ملت ، خیانت کرده‌اید به وکالتی که دارید . و من امیدوارم که انشاء الله شما با کمال قدرت ، با کمال عزت و عظمت این نهضت را به پیش ببرید و مجلس ، یک مجلس اسلامی اخلاقی همه چیز تمام باشد و شما معلم اخلاق جامعه باشید و همه جامعه هم پشتیبان شما باشد و همه تان یک هویت بین دولت و ملت و ارتش و مردم همه یک هویت باشید ، همه اعضای یک انسان باشید ، همه در خدمت انسان کامل که رسول اکرم ( ص ) است باشید و همه به منزله اعضای او باشید برای خدمت و اگر اینطور شد ، پیروزی نصیبمان هست و اگر خدای نخواسته انحرافات پیدا شد و اغراض شخصیه پیش بیاید و نمی‌دانم مسندها بحث بشود و مقام‌ها طرح بشود و امثال اینها ، این اولا انحطاط اخلاقی زیاد است و انحطاط در پیشگاه خداست و ثانیا خوف این است که نتوانید این بار را به منزل برسانید . [۱۲]

مسؤ ولین نظام اسلامی در مقابل خدا و مردم مسؤ ول هستید

باید شما توجه کنید که مسؤ ولیت شما از باب اینکه آرائتان خیلی زیاد است مسؤ ولیت تان خیلی زیاد است . همچو نیست که آن آقایان دیگر نداشته باشند ، آنها هم مسؤ ولیت دارند ، همه مادر مقابل اسلام مسؤ ولیم . این اسلامی که با خون اولیا و بزرگان به دست ما سپرده شده است و الان ما مسؤ ول او هستیم ، این اسلام را ما باید به نسل آتیه برسانیم . یک روزی بود که ما بعضی مان عذر داشتیم یا همه مان ، که نمی‌گذارند که ما عمل کنیم به اسلام . در رژیم سابق ، خوب ، خیلی‌ها می‌گفتند که از ما نمی‌آید ، اگر می‌آمد ، می‌کردیم . امروز اینطور نیست ، امروز دست همه باز است . مجلس دستش باز است و هیچ کس آقا بالا سر او نیست . دولت هم دستش باز است و مجلس هم تاییدش می‌کند . رئیس جمهور هم دستش باز است و ملت تاییدش کرده‌اند . هیچ عذری برای ما نیست امروز . اگر چنانچه یک خرابی در مملکت واقع بشود و دنبال اصلاحش نرویم ، عذری نداریم . همه ما ، چه آنهائی که لشکری هستند و اینجا هستند و نیستند و چه آنهائی که در کشور خدمت می‌کنند و چه مردم دیگر ، همه ما مسؤ ول هستیم کلکم راع و کلکم مسؤ ول وقتی همه ما مسؤ ول هستیم و همه ما در مقابل خدا جواب باید بدهیم ، باید فکر این کشور باشیم ، فکر این اسلام که در کشور ما تشریف آورده‌اند و قدمشان روی چشم ، باشیم . نرویم سراغ اینکه حالا که من شدم رئیس جمهور باید چه بشود و چه بشود و من هم باید مقامم چه باشد . خیر ، این از ضعف نفس انسان است ، از تنگی چشم و قلب انسان است که خیال می‌کند این یک چیزی است . این یک چیز اعتباری است که امروز دادند فردا هم تمام می گیرندش می‌رود سراغ کارش . شما برای این ملتی که در این چند سال آنقدر در طول تاریخ زحمت دیده هیچ ، به مرئی و منظر ما اینهمه جدیت کرده و جوان داده و مال داده و جان داده است تا اینکه آن رژیم را کنار گذاشته است و شما را روی کار آورده است ، شما برای این ملت باید کار بکنید . این مملکتی که به دست شما افتاده است باید ارتش برای این کشور کار بکند ، - برای - سپاه پاسداران ، ژاندارمری ، همه قوای مسلح باید برای این مملکت خدمت بکنند ، این امانتی است دست شما . مساءله ، مساءله اینجا نیست تنها ، اینجا هم اگر خدای نخواسته ارتش یک سستی بکند و خدای نخواسته یک غلبه‌ای واقع بشود از غیر ( که نخواهد شد ) آن هم در همین دنیا ننگش بر پیشانی همه است . و مساءله ، مساءله اینجا نیست ، مساءله جای دیگری است که ما از آن غافل هستیم . تمام اعمال شما ، تمام جدیت‌های شما ثبت است و همه عالم این چیزها را ثبت می‌کند در خودش و ما باید جواب بدهیم ، ارتشی باید جواب بدهد ، اگر خدای نخواسته کوتاهی بکند ، و آنهائی هم که متکفل امور کشور هستند ، آنها هم باید جواب بدهند . شما باید برای این پابرهنه‌ها و مستضعفین که در طول تاریخ به استضعاف کشیده شده بودند و اینها را به حساب نمی‌آوردند و فقط آن طبقه بالا را راضی نگاه می‌داشتند و به اصطلاح کدخدا را می‌دیدند و ده را می‌چاپیدند ، شما باید توجهتان به این توده‌های مستضعفی که با زحمت خودشان و رنج خودشان الان در جبهه‌ها مشغول فداکاری هستند که خداوند تاییدشان کند و در پشت جبهه هم مشغول فداکاری هستند و مستضعفند ، آن بالاها اینها را ضعیف می‌شمارند و می‌شمردند و اینها به حساب نمی‌آمدند و در رژیم سابق برای اینها کاری نشده بود ، برای اینها کار کنید . قانع نشوید به اینکه بعضی جاها کار شده است ، می‌دانم شده است ، خیلی هم شده است اما نباید قانع شد ، باید همه دست به دست هم بدهید که انشاء الله برای اینها یک زندگی مرفهی ، یک وضع صحیحی پیش بیاید ، درست بشود . [۱۳]

فعالیت مسؤ ولین در نظام اسلامی ، عبادت است

امروز شمائید که باید دامن به کمر بزنید و در رشد صنایع این کشور و در رشد تولید این کشور دامن به کمر بزنید و همت بگمارید و فعالیت بکنید . فعالیت شما امروز برای کشور اسلامی یک عبادت است . شما امروز همه تان با ایده اسلامی در حال عبادت هستید ، چه در کارخانه‌ها و چه در مواردی که به صنعت مشغول هستید و چه در کشاورزی هر کس هست و چه در سایر کارخانه‌ها که هست . وقتی انسان برای خلق خدا خدمت بکند و برای اینکه این خلق در طول تاریخ ستم دیدند ، عقب نگه داشته شدند ، نگذاشتند رشد معنوی بکنند ، رشد مادی بکنند ، وقتی با این ایده شما خدمت بکنید شما در خدمت اسلام هستید و شما مجاهد هستید در پشت جبهه‌ها . همانطوری که مجاهدین ما در جبهه‌ها مجاهدت می‌کنند و عبادت خدا را در آنجا می‌کنند . شما هم در پشت جبهه‌ها هستید و عبادت خدای تبارک و تعالی را با همین کارهایتان انجام می‌دهید . و من امیدوارم که با فعالیت شما عزیزان ، با فعالیت همه جوان‌های ایران ، همه قشرهای ملت ، زن و مرد ملت این کشور دیگر از آسیب دهر مصون باشد و دست همه ابرقدرت‌ها تا ابد از آن کوتاه باشد . [۱۴]

بعد معنوی کار مسؤ ولین متعهد و دلسوز را فقط خدا می‌داند

قوه محترمه مجریه که مسوولیت آن بسیار زیاد و حجم عملش عظیم می‌باشد و در صورت صحت و شایستگی عمل و خلوص نیت و دلسوختگی برای کشور و ملت تحت رنج و ستم در طول تاریخ و خدمت به همه ملت بویژه طبقات محروم و ضعیف که در حقیقت سنگینی بار انقلاب از زمان ستمشاهی تا زمان پیروزی و تا امروز به عهده آنان است و همه مرهون آنان هستیم ، کار ارزشمندی است که بعد معنوی آن را جز خداوند تبارک و تعالی کسی نمی‌تواند به سنجش درآورد و در صورت تصدی برای آرمان‌های شیطانی و اطاعت از نفس اماره بالسوء و عمل برای سود خود ولو به زبان کشور اسلامی و ملت مظلوم ، عواقب دنیا و آخرت آن را کسی جز ذات باری تعالی نمی‌تواند پیش بینی کند و هان ای متصدیان و دولتمردان از رده به اصطلاح بالا تا پائین ! بهوش باشید که در دو راهی سعادت و شقاوت قرار دارید . طریق اعوجاجی ، شیطان است و طریق مستقیم ، الله تبارک و تعالی . توجه کنید و بسیار توجه کنید که همه و همه در محضر مبارک حق هستید و اعمال قلبیه و قالبیه و خاطرات روحیه و لغزش‌های عملیه همه در حضور اوست . اگر به واسطه سوء مدیریت و ضعف فکر و عمل شما ، به اسلام و مسلمین ضرری و خللی واقع شود و خود می‌دانید و به تصدی ادامه می‌دهید ، مرتکب گناه عظیمی و کبیره مهلکی شده‌اید که عذاب بزرگ الهی دامنگیرتان خواهد شد . هر یک در هر مقام احساس ضعف در خود می‌کند ، چه ضعف مدیریت و چه ضعف اراده از مقاومت در راه هواهای نفسانی و بدون جوسازی ، دلاورانه و با سرافرازی نزد صالحان از مقام خود استعفا کند که این عمل صالح و عبادت است و هرکس خود را مدیر و مدبر و خدمتگزار برای خلق خدا می‌داند ، کناره گیری او در این زمان پشت به خلق و خدای خلق است ، مگر آنکه خدمتگزاری بهتر یا همطراز او جایگزین او معرفی شود . دولت بدون گزینش اشخاص متعهد و متخصص در رشته‌های مختلفه موفق نخواهد شد و دولتمردان در گزینش همکاران به کاردانی و تعهد آنان و بهتر خدمت کردن آنها به کشور و در منافع ملت بودن آنان تکیه کنند تا در پیش حق تعالی و ملت رو سفید باشند و در امور موفق باشند ، نه بر دوستی و آشنایی و حرف شنوی بی تفکر و تامل که این رویه موجب ناکامی در خدمت به کشور است . دوست خوب برای دست اندرکاران آن است که در پیشرفت امور محوله به آنان موثر باشد و در خدمت ملت باشد نه در خدمت آنان ، هر که و هرچه خواهد بود . دولتمردان از دانشمندان و متخصصان متعهد استمداد کنند تا راز موفقیت را به دست آورند . دولتمردان با رویه و فکر واحد برای رسیدن به آنچه صلاح اسلام و کشور است به پیش روند و این سیاست صحیح اسلامی است و خدای نخواسته در سیاست بازی‌های گروهی وارد نشوند که با ناکامی مواجه می‌شوند . [۱۵]

جنت لقاءالله بالاترین پاداش خادمین اسلام است

من نمی‌دانم با چه بیانی از این جوان هائی که در طول این مدت فداکاری کردند تشکر کنم . آنقدری که می‌توانم عرض کنم این است که این مطلب برای خداست و ما هم از خدا هستیم ( انا لله ) و به سوی او هم می‌رویم ، دیر و زود خواهیم رفت و چه بهتر که در این راهی که داریم قهرا به آن طرف می‌رویم با یک توشه باشد و آن توشه ، توشه توحید است ، توشه خدمت به اسلام است . من نمی‌توانم برای - خدمتگزاری - جوانی که برای خدمتگزاری به اسلام شب تا صبح ، شب زنده داری می‌کند ، در حال خطر واقع می‌شود ، مجاهده می‌کند ، ارزش برای این ما نمی‌توانیم حساب بکنیم که - چه - ارزش این چقدر است ، اجرت این چقدر است . مگر غیر از خدا می‌تواند کسی به این اعمال پاداش بدهد ؟ مگر طبیعت و زینتهای طبیعت پاداش یک موجودی است که برای خدا قیام کرده است و برای خدا خودش را به خطر انداخته است ؟ آن چیزی که دل ما را خوش می‌کند این است که برای شما پیش خدای تبارک و تعالی یک حسابی باز است و الا ما نمی‌توانیم از شماها تشکر کنیم یا خدای نخواسته به شما اجر بدهیم . ما همچو قدرتی نداریم ، آنچه هست این است شما از خدا هستید ، برای خدا هم خواهید بود و خدا هم اجر شما را می‌دهد . اجری که خدا می‌دهد ، آن ارزش دارد ، ارزش عمل شما آن است که خدا به شما می‌دهد ، ان الله اشتری من المؤ منین انفسهم و اءموالهم بان لهم الجنه جنت ، آن جنتة که لقاء خداست ، جنتی که لقاء دوستان خداست ، آن برای شما کافی است و از آن که گذشت ، دیگر در عالم طبیعت نمی‌شود برای اعمالی که برای خداست یک چیزی قرار داد - او - هر چه مربوط به عالم طبیعت است مادون آن چیزی است که برای خداست . [۱۶]

برادری و رحمت

اشاره

در اسلام و پیش من رهبری مطرح نیست ، برادری مطرح است

دانشجویان عزیزی که پیشروان انقلاب بودند و انشاء الله کسانی هستند که مقدرات کشور بعد از این در دست آنهاست ، دانشجویان عزیزی که در این انقلاب همدوش تمام برادران ، در راه اسلام قدم برداشتند ، خوش آمدند .
عزیزان من ! در اسلام و پیش من رهبری مطرح نیست ، برادری مطرح است . خدای تبارک و تعالی در قرآن کریم ما را برادر خوانده است انما المؤ ومنون اخوه بزرگان اسلام ما هم در همین حالی که رهبرانی معذور بودند ، در عین حال این موضوع نزد آنان به این معنا مطرح نبوده است . امیدوارم این چند روزی که در میان شما هستم در خدمت شما باشم . ما همه در صف واحد ، در صف برادران دینی ، برادران اسلامی ، برادران ایمانی برای آرمان‌های بزرگ اسلام باید کوشش کنیم و به پیش برویم . اگر ما برادری خودمان را حفظ کنیم و با حفظ برادری و اتکال به خدای تبارک و تعالی در صف واحد پیش برویم ، پیروزی نصیب ما خواهد بود . خدای تبارک و تعالی به مستضعفان وعده پیروزی داده است و نمونه‌های پیروزی نصیب مستضعفان یکی بعد از دیگری پیدا می‌شود . من امیدوارم این نقطه عطفی از ایران به کلیه ممالک اسلامی و به همه مستضعفان جهان پرتو افکن شود و شما جوانان و عزیزان ببینید که دولت اسلامی مبنایش بر اساس برادری و محبت ، اخوت و اینکه فردی بالا و پایین و یا طبقه‌ای فوق طبقه‌ای نباشد و نه بر اساس حاکم و محکوم را ادراک کنید . امید است با این تحول و وضع روحی که در جوان‌های عزیز ما ایجاد شده است و این وحدت و توجهی که قشرهای ما به اسلام و احکام اسلام پیدا کرده‌اند ما به زودی پیروزی را ببینیم . [۱۷]

دو خاصیت بارز مؤ منین عبارت است از رحمت در میان خودشان و شدت در مقابل اجانب

چقدر موجب افتخار است که جوان‌های برومندی در مملکت ما ، در خدمت اسلامند . چقدر من شاد هستم از اینکه ما با هم در یک مجلس مجتمع هستیم و یک محیط محبت است .
دیروز هم من با یک دسته از آقایان که آمده بودند ( از ارتشی‌ها ) این مطلب را گفتم و حالا هم باید عرض کنم - یک فرق بین - یکی از فرق‌های بین دولت‌های غیر اسلامی ، دولت‌های طاغوتی و دولت اسلامی این است و باید هم این باشد که در دولت‌های اسلامی ، محیط محیط محبت است ، محیط برادری است ، نه ارتش با مردم جدا هست و نه مردم با ارتش ، جدا نیستند و نه یک محیط رعب در کار هست . خدای تبارک و تعالی برای مومنین که در خدمت اسلام هستند دو خاصیت نقل می‌فرماید یکی اینکه بین خودشان محیط محبت است رحماء بینهم با هم دوست هستند ، رحیم هستند ، همه به دیگری محبت دارند ، در مقابل غیر ، اشداء ، در مقابل کفار و در مقابل اجانب شدید هستند ، محکم ، بین خودشان دوست و رفیق هستند .
شما ملاحظه کنید ، بزرگتر مرد عالم که بعد از رسول الله ( صلی الله علیه و آله ) حضرت امیر ( علیه السلام ) در حالی که مملکت چندین مقابل مملکت ایران بوده است ، آنوقتی که ایشان خلافت داشتند ، از مصر و تمام عربستان و عراق و ایران و مقداری از اروپا زیر سلطه ایشان بوده است ، وقتی که ما ملاحظه می‌کنیم رفتار یک همچون سردار بزرگ ، یک همچو رئیس دولت با مردم خودش ، با اشخاصی که بین خودشان هستند ، ملاحظه می‌کنیم که چه جور ایشان رفتار می‌کرده است ، زندگیش پائینتر می‌خواسته باشد از همه افرادی که در مملکتش زندگی می‌کنند ، می‌فرماید شاید در یمامه در سرحدات ، یک کسی باشد که گرسنه باشد . آنوقت ایشان به خودشان اینطور سختی می‌دهند به طوری که خانواده ایشان نگران بودند از اینطور زندگی که ایشان می‌کنند و ایشان ، همین رئیس دولت ، یک چیز غذای زبری که داشته است ، توی یک ظرفی می‌کرده است ، سر آن را مهر می‌کرده است مبادا سر این را باز بکنند و داخلش یک روغنی بکنند ، یک چیزی بکنند ، با مردم چه جوری بود ؟ [۱۸]

دلسوزی و همدردی حضرت امیر ( ع ) برای مردم

شب‌ها به طوری که نقل شده است ، دور می‌گردیدند تنها و بر دوش مبارکشان غذا حمل می‌کردند دور خانه‌ها به اشخاصی که یتیم بودند ، فقیر بودند - چه بودند - تقسیم می‌کردند و این معلوم نبود ، الا بعد از اینکه فوت شدند - شهادتشان - شهید شدند آنوقت معلوم شد . و در - طوری که نقل کردند ، در یکی از منازل که رفتند ، چند تا بچه کوچک در آن منزل بود ، بعد از اینکه گریه می‌کردند ، بچه‌ها گرسنه بودند ، بعد از اینکه رفتند و خودشان غذا دادند به آنها ، بعد چه کردند ، بعد حضرت شروع کرد برای آنها یک یک کاری کرد که اینها را بخنداند ، حتی مثل اینکه مثلا صدای شتر کرد ، گفت من آمدم اینجا ، اینها گریه می‌کردند ، دلم می‌خواهد حالا که می‌روم ، اینها خندان باشند . در زندگی روزمره اش با مردم همچو بود که شنیده بود که در یک لشگری که از معاویه ظاهرا آمده بود ، در یک جائی ، یک خلخالی را از پای یک زن یهودی در قلمرو امارت ایشان و خلافت ایشان - یک خلخالی را از پای یک زن یهودی - بیرون آوردند ، همچو ناراحت می‌شود که می‌فرماید که اگر انسان ( قریب به این معنا ) بمیرد ، این کارش عیبی نیست ، نباید اشکال گیری کنند . بین خودشان رحیم ، دوست و رفیق به طوری که هیچ رعبی در آن محیط نبوده است ، اگر یک کسی وارد می‌شد بر آن همچو نبود که حشمتی داشته باشد بترسد ، ترس توی کار نبوده است ، عدل بوده است . در حکومت عدل ، هر کسی باید از خودش - باید - بترسد اینکه نباید تخلف کند و الا از سرباز مملکت عدل ، از ارتش مملکت عدل ، از شهربانی مملکت عدل هیچ ترس نیست برای اینکه همه با محبت با مردم رفتار می‌کنند .
همین حضرت امیر سلام الله علیه که رفتارش با داخله اینطور بود و مثل یک نفر عمله گاهی کار می‌کرد ، خودش همان وقتی که بیعت کردند با آن ، آن اسباب کارش را برداشت و رفت یک قناتی را داشت خودش می‌کند ، بعد هم که آب داد ، وقفش کرد . این آدم که وضعش اینطور بود ، وقتی در مقابل دشمن می‌ایستاد ، فریاد که می‌کرد ، دل‌ها را چه می‌کرد ، شمشیر را که می‌کشید از - اینور - وقتی ( می‌گویند که ضربات علی یکی بوده ) ، از اینور که می‌زد دو نیم پاره می‌شد ، از اینور هم می‌زد دو تا می‌شدند ، شدت داشتند در مقابل آنها . [۱۹]

در مملکت اسلامی رعب نیست

این حال سرباز اسلامی است که بین خودشان محبت ، محیط ، محیط محبت ، همین طور که الان ما ، این محیطی که الان ما نشستیم ، یک محیط محبتی است دیگر ، قبل از این نه آقای سرتیپ در یک همچون مجالس ، اینطور اجتماع با ما گاهی در پاریس می‌آمدند - اما - نه ایشان در یک همچون مجالس و نه شما در این مجالس بودید ، نه شما با اینها مجتمع ، همه را جوری کرده بودند که همه را از هم جدا کرده بودند و بدبین کرده بودند ، اگر یک نفر وارد بازار می‌شد مردم می‌ترسیدند ، مردم را ترسانده بودند ، چرا ؟ - این چرا ، در محیط اسلام ، مملکت اسلامی ، رعب نیست و در محیط طاغوت رعب است برای اینکه محیط اسلامی نه شخص اولش و نه سردارهایش ، با مردم جوری نکردند که از مردم بترسند ، با مردم محبت کردند ، مردم همه برادر او هستند ، خدمتگزارش هستند ، همان طوری که اینها خدمت به مردم می‌کنند ، مردم همه خدمت به آنها می‌کنند . در یک همچون محیطی کسی ترس ندارد ، لازم نیست که ایجاد رعب بکنند اما در محیط طاغوتی از باب اینکه با مردم بدرفتاری می‌کردند ، مال مردم را خوردند ، اذیت کردند به مردم ، از مردم می‌ترسیدند ، چطور بکنند که از این ترس نجات پیدا بکنند . و مبادا چه بکنند ، ایجاد یک محیط رعب می‌کنند ، محیط را یک محیط وحشت آور درست می‌کنند که مبادا یک کسی . . . [۲۰]

خدمت به مردم مایه آرامش قلبی و راحتی وجدان

دوگل وقتی آمده بود اینجا ، ظاهرا دوگل بود که با شاه با هم رفته بودند توی بازار ، خوب ، شاه خیلی جرات نمی‌کرد بیرون بیاید ، این بیرون آمده بود رفته بود توی جمعیت ولی خوب ، نمی‌ترسید از آنها مردم به او کاری نداشتند اما خود او می‌ترسید که ، چرا می‌ترسید ؟ برای اینکه به مردم بد کرده ، وقتی آدم به کسی بد بکند ، از آنها می‌ترسد بد بکنند به آن . این یک مطلب کلی است ، یک سرمشق کلی است برای همه ما که باید با اهلی ، با رعیت مملکت با افراد مملکت رفتارمان رفتار برادرانه و رحمت آمیز باشد رحماء بینهم ۲۱ اینها هم تبادل رحمت می‌کنند ، این رحمت به او ، رحمت به این ، این محبت به او و او محبت به او و همین جمعیت اگر در مقابل دیگران بایستند ، خصم بایستند محکم و شدید هستند اشداء علی الکفار ۲۲ این یک دستور کلی است که اگر بخواهید وقتی منزل می‌روید با حال آرام بی دغدغه شب به روز بیاورید ، با مردم خوبی کنید ، وقتی با مردم خوبی کردید ، محبت کردید ، خدمتگزار مردم بودید ، وقتی که بروید شب منزل آرامش برای قلبتان هست ، وجدانتان ناراحت نیست .
اینهائی که مردم را اذیت می‌کنند وجدانشان ناراحت است ، اینطور نیست که بروند راحت ، یک نفر را کشتند و راحت بروند ، نخیر ناراحتند منتها البته بعضی‌ها وقتی کم کم زیاد شد ، عادت می‌کنند ، این دیگر یک درنده می‌شود ، این دیگر آدم نیست . بخواهید که زندگی مرفه ، مرفه بودن زندگی به این نیست که پارک چند طبقه آدم داشته باشد ، چه بسا اشخاصی پارک‌های چند طبقه دارند لکن زندگیشان جهنم است . الان شما زندگی محمد رضا را چه جور می‌بینید ؟ همه وسایل آسایش برایش هست لکن آسایش دارد ؟ یک آن آسایش دارد ؟ ندارد .
آسایش انسان به این است که روح انسان راحت باشد . روح انسان وقتی که راحت شد اگر یک ناهار ، هر جوری باشد ، این با آن می‌سازد و اصلا ناراحتی را ادراک نمی‌کند . راحتی انسان به این است که انسان وضع روحیش را جوری بکند که با این وضع روحی آسایش برایش پیدا بشود و این به اسلامی شدن است . ۲۳ ایران را یک محیط محبت کنید اگر انسان اسلامی بشود ، تربیت کند خودش را به تربیتهای اسلامی ، ارتش تربیت کند خودش را به اینکه برای مردم خدمتگزار باشد ، نه ایجاد رعب بکند ، ایجاد رحمت بکند به طوری که همین طور که حالا ما همه با هم هیچ کدام از هم نمی‌ترسیم ، نه من از ایشان نه ایشان از من ، هیچ کدام از هم ترسی نداریم ، این محیط محبت است ، این محیط محبت را حفظ کنید . ایران را یک محیط محبت کنید ، به دست شما پاسدارها ، شما ارتش ، آن ژاندارمری ، آن پاسبان ، همه و همه ، اگر همه با هم یک وضع اسلامی - انسانی پیدا بکند ، محیط یک محیط محبت می‌شود ، همه به هم خدمتگزار می‌شوند . در این نهضت شاید آنوقتی که مردم مشغول بودند به مخالفت ، خوب ، دیدید که یک وضع انسانی پیدا شده ، یک تحول پیدا شده بود ، یک تحول پیدا شده که سرباز وقتی که می‌آمد توی کوچه‌ها ، مردم گل به او می‌ریختند ، آن گریه می‌کرد و به آنها اظهار محبت می‌کرد .
این تحول روحی است که خدای تبارک و تعالی این تحول را مرحمت فرموده بود ، این تحول روحی را حفظش بکنید ، این محبت را بین خودتان و اقشار ملت حفظ بکنید ولی در مقابل مخالفین ، در مقابل اعداء ، در مقابل مفسدین شدید باشید ، محکم ، مثل یک سدی در مقابل آنها ، نرم در مقابل هموطن‌های خودتان ، در مقابل برادرهای خودتان ، همین که دستور اسلام است ، قرآن این را می‌فرماید و همانطور که رؤ سای اسلام اینطور بودند . خود رسول الله ( ص ) ایشان خودشان در جنگها ، خودشان وارد میدان نمی‌شدند که آدم بکشند ، وضع اینطور بوده است که نبی رحمت بودند ، حتی یک نفر را می‌گویند کشته نشده است به دست ایشان لکن حضرت امیر با آن وضعی که در جنگ داشته است ، از آنها نقل کرده‌اند که ما در شدائد پناه می‌بردیم به ایشان ، یک همچو - که - آن سردار بزرگ که در دنیا نظیر ندارد به حسب نقل - کرده‌اند - که از ایشان می‌شد ، می‌فرماید که شدائد وقتی جنگ شدید می‌شد ما پناه می‌بردیم به رسول الله . یک همچو قوه‌ای بوده است ، قدرت الهی بوده . قدرت الهی بوده این یک دستور کلی است که آن زمان ، آنها کرده‌اند و به سعادت رسیدند و به سعادت رسانده‌اند . [۲۱]

سعادت ما در دوستی و برادری است

در این زمان ما بخواهیم سعید باشیم ، بخواهیم به سعادت برسیم باید عمل بکنیم همه با هم دوست و رفیق ، سرباز با درجه دار ، درجه دار با افسر ، با ارشد ، رفیق باشد لکن اطاعت بکنند ، اطاعت مساءله‌ای ، رفاقت مساءله‌ای دیگر ، بالائی‌ها پائینی را به چشم رحمت نگاه کنند ، پائینی‌ها به بالائی‌ها اطاعت بکنند . اگر بخواهند یک مملکتی محفوظ بماند باید ارتش روی دیسیپلینی که دارد ، محفوظ بماند ، روی آن نظمی که دارد روی نظم رفتار کند اگر بخواهد به هم بریزد ( حتی حالا من آزاد شده‌ام ، نخیر زیر بار کسی نمی‌روم ) نه ، این خلاف آن آزادی است که خدا می‌خواهد . آزادی در حدود ضوابط است . ( من آزادم حالا ، من آزادم سیلی بزنم به ایشان ) نه آزاد نیستی . ( من آزادم اطاعت از مثلا ، از فرماندارم نکنم ) نه این آزادی نیست . در حدود قواعد و قوانین آزادی هست یعنی شما دیگر از کسی الان اینجا که نشسته‌اید ، دیگر نمی‌ترسید ، اگر قبل از این بود ، شما خوف این را داشته‌اید که از اینجا پایتان . . . ، جمع نمی‌توانستید بشوید اینجا ، حالا اگر هم آمدید ، خوف این را داشتید که از اینجا رفتید بیرون ، این ساواکی‌ها ، این بیرون نباشند ، شما را بگیرند و ببرند و بودند و می‌گرفتند و می‌بردند . این به این معنا الحمدلله ما الان آزادیم الان لکن معنای آزادی این نیست که من هر کاری دلم بخواهد ، بکنم . این را باز هم گفته‌ام که خدای تبارک و تعالی ما را به این آزادی امتحان می‌کند ، به این نعمتی که به ما داده است که از همه نعمت‌ها بالاتر است ، الان ما را امتحان می‌کند که ببیند با این آزادی ، ما چه می‌کنیم ، با آزادی رفتار می‌کنیم خداپسند ؟ یا سوء استفاده از آزادی می‌کنیم ؟ اگر سوء استفاده از آزادی کردیم ، از امتحان درست در نیامدیم و اگر استفاده صحیح کردیم از آزادی ، مرضی خداست و انشاء الله خداوند نعمتش را حفظ می‌کند به ما .
برادرهای من ! برادرهای من ! توجه داشته باشید ، این نعمتی را که خدا به شما داده حفظش کنید یک نعمتی به شما داده ، آن نعمت آزادی ، نعمت استقلال ، این نعمت را حفظش کنید و آن به این است که همه با هم دوست و رفیق و همه با هم بین خودتان رحیم و بر دیگران شدید . آنهائی را که می‌خواهند چپاولتان کنند ، مشت تو دهنشان می‌زنید ، آنهائی که با شما رفیقند ، دست برادری می‌دهید و صورت هم را می‌بوسید . [۲۲]

پیاده کردن محتوای اسلام

جمهوری اسلامی باید با محتوی باشد

حالا ما ببینیم وظیفه مان چیست . تا حالا انجام دادید وظایف اسلامی تان را خداوند به همه شما اجر عنایت کند . تا حالا همه با هم دست به هم دادید ، جناح روحانی ، جناح دانشگاهی ، جناح بازاری ، جناح اداری ، جناح ارتشی ( یک قشرشان البته ) همه دست به هم دادند و این دیوار بلندی که واقع شده بود بین ملت و آن چیزی که باید به آن برسد - و اسلام - آن را شکستید . خداوند به شما اجر عنایت کند . اما حالا تمام شده دیگر قضیه ؟ ! ما حالا دیگر آسوده هستیم و هر کدام باید برویم سراغ کارهایمان ؟ یا خیر آسوده نیستیم باز هم ؟ باز هم بین راه هستیم . الان ما باز محتوای اسلام را ، واقعیت اسلام را در ایران پیاده نکردیم . همه ما رای دادیم به جمهوری اسلامی ، صحیح ، با رای تنها اسلام نمی‌آید . به حسب رسمیت ، رسمیت مملکت ایران الان جمهوری اسلامی است به حسب رای همه مردم ، اما محتوای اسلام باید در این جمهوری اسلامی تحقق پیدا بکند . فقط ما بگوئیم جمهوری اسلامی و همه جهاتش غیر اسلامی باشد این اسلام نمی‌شود که . آن هم سابق می‌گفت اسلام ، معاویه هم داد می‌کرد اسلام ، نماز جماعت هم می‌رفت می‌خواند ، امام جماعت هم بود . خلفاء بنی العباس هم بعضی شان از فضلا و علما بودند و بعضی شان یا همه شان هم نماز جماعت می‌خواندند و آداب صوری را عمل می‌کردند لکن محتوای اسلام را اینها ، محتوای قرآن را اینها می‌خواستند تهی کنند . اینها با اعمالشان می‌خواستند که یک اسلام منهای محتوا ( مثل حالا اسلام منهای روحانیت ، اسلام منهای محتواست . محتوای اسلام را اینها دارند درست می‌کنند ) باشد . اینها می‌خواستند که یک اسلامی ، ( اسلام را قبول داریم ، بله اسلام ) ، اما الفاظ فقط ، دیگر از حد لفظ نرود به محتوا . [۲۳]

دشمنان از محتوای اسلام می‌ترسند

محمد رضا خان هم اسلام را می‌گفت قبول داریم ، هیچ هم مضایقه نداشت از اینکه شما بروید در مساجد نمازتان را بخوانید ولو اینکه این مضایقه این هم داشت از ترس یک چیز دیگر . انگلیس‌ها که آمده بودند عراق را گرفته بودند شنیدم که آن سردارشان دیده بود که یک کسی دارد بالای ماذنه یک چیزی می‌گوید ، اذان می‌گفتند . گفته بود این چیست ؟ گفته بودند اذان می‌گوید . گفته بود که به امپراطوری انگلستان هم ضرر دارد این ؟ گفته بودند نه گفت بگوید ، هر چه می‌خواهد بگوید . نماز و روزه ما به امپراطوری انگلستان ضرری نداشت ، هیچ هم کاری نداشتند به تو ، هر چه می‌خواهید نماز بخوانید ، هر چه می‌خواهید روزه بگیرید ، آنی که به امپراطوری همه ضرر داشت آن اسلام و محتوای واقعی اسلام بود که مع الاسف بسیاریش منسی واقع شده است . سیاسات اسلام همچو منسی شده است که اصلا سیاست یک ننگی بود در اینجا ، می‌گفتند فلان آخوند سیاسی است وساسه العباد که در زیارت جامعه می‌خوانیم ، اگر به یک مقدس مآبی هم گفتند ، تعبیرش لابد می‌کرد اگر جرات نمی‌کرد بگوید که آن هم سیاسی است ، این یک چیز بود که یک کسی در حکومت دخالت بکند که این حکومت باید صحیح باشد جریان صحیح باید باشد . این از تبلیغات همان شیاطین بود که می‌خواستند قشر اسلام را صورتش را نگه دارند و ماها مشغول به همین صورت‌ها باشیم و محتوا نباشد در کار کارهایشان را انجام بدهند . محتوای اسلام که مهمش اسلام قیام لله ، نهضت لله ، جلوگیری از ظلم ظالمین ، از ستم ستمکاران ، اجرای عدالت اسلامی ، اینها منسی باشد ، برویم هر چه دلمان می‌خواهد مساءله بگوئیم ، هر چه می‌خواهیم نماز بخوانیم . مساءله گفته نشود که باید جلوگیری از طاغوت کرد . این را نگوئید مساءله ، هر چه دیگر می‌خواهید بگوئید اما این نباید گفته بشود . سینه بزنید لکن هیچ صحبت از سیاست نکنید همان سینه بزنید بی محتوا . باید سینه زدن هم محتوا داشته باشد امسال باید چراغان بکنید با محتوا ، نه صرف چراغان ، صرف چراغان خوب است اما آن فایده‌ای که برای اسلام باید داشته باشد خصوصا چراغان برای کسی که قیام می‌کند ، چراغان برای قیام لله ، یک پرتوی باشد این چراغان از قیام لله ، از جلوگیری از مفاسد ، از ریشه کندن این ریشه‌های مفاسدی که الان بین مردم منتشر هستند باز ، این ریشه هائی که می‌خواهند نگذارند این نهضت پیش برود با هر صورت ، چراغان در کمال خوبی ، در کمال عظمت با محتوا ، باید امسال فرق کند با همه سال‌ها ، شما امسال باید جبران کنید آن جهات سابق را . یک وقت به وقوف است ، یک وقت به حمله . آن جهاد بود که آن روز کردید این هم جهاد است که امروز می‌کنید اما متوجه باشید که ان تقومو الله ، انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله [۲۴] اینکه نهضت ، قیام برای خدا باشد ، هر کاری می‌کنید برای خدا باشد نمایش نباشد برای خدا باشد ، پر نمایش ( اما نه برای نمایش ، برای خدا ) محتوایش را حفظ کنید . گویندگانی بیایند در مجالس شما که مسائل را درست بگویند برایتان . [۲۵]

صورت بدون محتوی

ما الان به آخر نرسیدیم ما تا حالا جز یک الفاظی بیشتر نبوده ، البته کارهائی کرده‌اند اما آنی که ما می‌خواهیم تا حالا نشده است آنها ، یک راءیی دادیم به جمهوری اسلامی و آن رژیم رفت و یک رژیم دیگری است لکن باید همه چیز اسلامی بشود . آن روزی ما به آخر مقصد رسیدیم که همه چیزمان اسلامی باشد ، بازار یک بازار اسلامی باشد . بازاری که یک متاعی را یک تومان می‌خرد و سی تومان به این فقرا و ضعفا می‌دهد این بازار اسلامی نیست بازاری که قاچاق وارد می‌کند و به قیمت‌های گزاف می‌دهد و اقتصاد اسلام را می‌خواهد به هم بزند این اسلامی نیست ، این بازار اسلامی نیست اینها باید اسلامی بشود ، خودشان اسلامیش کنند بازاری که به فکر ضعفا و فقرا نباشد ، بازاری که پهلویش ضعیف باشد و به فکر نباشد ، این بازار اسلامی نیست . ملتی که اینجا قصرهای روی هم روی هم درست کنند و آنجا زاغه نشین‌ها باشند ( شما همه زاغه نشین را دیدید چطورند لابد شماها دیدید من هم صورتش را دیدم ) یک مملکتی که زاغه نشین‌ها آنطور باشند و مردم به فکر اینها نباشند این مملکت ، مملکت اسلامی نیست صورت است محتوا ندارد این . حضرت امیر می‌فرماید ( به حسب نقل ) که شاید در سر حد یک کسی گرسنه باشد ، به خودش رنج می‌دهد که مبادا یک کسی از او گرسنه تر باشد . آن امیر ماست ، او آقای ماست ، امام ماست . ما ، هی بگوئیم امام و اقتدا نکنیم به او ، در کارها هیچ اقتدا نباشد . امام معنایش این است ، شیعه معنایش این است که مشایعت کند همانطوری که تابوت را که می‌برند اگر همه از این طرف دنبال تابوت رفتند تشییع کردند ، اگر تابوت را از این طرف می‌برند یکی از این طرف برود این را تشییع نکردند . شیعه باید اینطوری باشد مشایعت کن علی را . البته قدرت نداریم ما مثل او ، هیچ کس قدرت ندارد ، اما به زهد ، به تقوا ، به رسیدگی به مظلوم‌ها ، به رسیدگی به فقرا مشایعت کنیم از او نمی‌توانیم مثل او زندگی بکنیم ، نمی‌توانیم که مشی او را داشته باشیم ، قادر بر این نیستیم . او یک موجودی بوده ، معجزه‌ای ، جمع ما بین تضاد ، جمع بین همه ضدها را کرده بود . یک آدم در قدرت آنطور که به حسب نقل از این طرف می‌زد دو تا می‌کرد ، در جنگ می‌زد می‌کشت تمام کسانی که بر ضد اسلام بودند از آن طرف یک آدم زاهد ، یک آدم عابد تا صبح بنشیند نماز بخواند . آدم زاهد و عابد اهل جنگ نیست ، آدم جنگجو هم بیشترش اهل زهد و تقوا و امثال ذلک نیست ، جمع می‌کرده او بین همه . ماها نمی‌توانیم اما می‌توانیم که اقتدا کنیم به او تا حدودی ، می‌توانیم رسیدگی کنیم به فقرای مملکتمان ، به ضعفایمان . [۲۶]

حکومت باید محتوی داشته باشد

اگر ما بخواهیم اسلام را حفظ کنیم و اینطوری که بخواهیم یک نمونه در عالم نشان بدهیم ، ایران را بگوییم یک نمونه است ، یک الگو هست ، با رفتن شاه درست نمی‌شود ، با رفتن ظالم‌ها درست نمی‌شود . اگر بنا شد که ظالم‌ها رفتند و ما یک دسته دیگر جایشان نشستیم همان کارها را به اندازه‌ای که قدرت داریم بکنیم ، ما همه مان هستیم ، ما همه مان رژیم هستیم ، ما همه مان ظالم هستیم این یک مطلبی است که باید همه بدانند و همه ملت باید بدانند و در راس آنها این است که روحانیون و کسانی که مرجع امورند در همه جاها ، دولت اسلامی - عرض بکنم که - ارتش اسلامی ، همه قوای انتظامیه‌ای که حالا همه می‌گویند ما اسلامی هستیم و از طاغوت بیرون آمدیم و به اسلام گرایش پیدا کردیم ، مجرد لفظ فایده ندارد ، باید محتوا داشته باشد ، باید شهربانی حالا وضعش با آنوقت تغییر بکند ، نه لفظش تغییر بکند و وضعش همان باشد ، باید شهرداری‌ها همین طور باشند ، ارتشی‌ها همین طور باشند ، وزارتخانه‌ها همین طور باشند ، ادارات همین طور باشند ، بازار همین طور باشد ، بازار باید بازار اسلامی باشد ، نه بازار چپاولگری ، نه بازار قاچاق ، بازار اسلامی باشد به حال مردم رسیدگی بکنند ، این مردم دارند از بی بضاعتی چه می‌شوند ، آنهائی که فرصت طلبند حالا اجناس را چند مقابل بالا می‌برند ، اینها با وضع اسلام موافق نیست ، مخالف است - عرض بکنم که - بنابراین الان بر عهده ما همه ، همه افراد ملت از صدر تا ذیل ، چه در دستگاه‌های حکومتی باشند ، چه نباشند ، چه در دستگاه‌هایی باشد که تمشیت امور را می‌کنند چه نباشند ، الان به عهده همه ما این است که ما کارهایمان را موافق اسلام قرار بدهیم و اسلام را حالا که می‌گوییم جمهوری اسلامی هست و حالا که می‌گوییم مملکت اسلامی است و حالا که می‌خواهیم عرضه کنیم به خارج که این ایران الگو باشد از برای سایر جاها ، یک وقت جوری نباشد که یک الگویی باشد الگوی شیطانی باشد و ما غفلت از آن بکنیم . باید یک الگوی اسلامی باشد و این وظیفه بر عهده همه ماهاست . [۲۷]

در مملکت اسلامی باید قوانین اسلامی تحقق پیدا کند

اسلام تاکنون ( مگر یک چندی که در صدر اسلام بوده است ) تاکنون وجود خارجی به آن معنایی که باید پیدا بکند ، پیدا نکرده . الان هم که ما جمهوری اسلامی را می‌خواهیم ، تاکنون کاری که ما کردیم مانع را به طور عمده رفع کردیم . آنطوری که ملت تاکنون عملکرده است ، موانع برقراری جمهوری اسلامی را رفع کرده است که آن رژیم سلطنتی بود . رای هم به جمهوری اسلامی همه دادید و الان مملکت ما رژیمش ، رژیم جمهوری است لکن با رای به جمهوری اسلامی آرمانهای اسلام تحقق پیدا نمی‌کند . دنبال این رای عمل باید باشد ، باید یک یکی احکام شرع در خارج تحقق پیدا بکند ، باید دادگستری ، دادگستری اسلامی باشد ، باید فرهنگ ، فرهنگ اسلامی باشد ، باید بازار ، بازار اسلامی باشد ، مدارس ، مدارس اسلامی باشند ، باید همه قشرها اسلامی بشوند و همه قوانین اسلام انشاء الله تحقق پیدا بکند . اگر چنانچه به این آرمانی که همه داریم انشاء الله برسیم ، یک مملکت نمونه خواهید پیدا کرد .
شما گمان نکنید که غربی‌ها پیشرفت کرده‌اند ، غربی‌ها در جهات مادی پیشرفت کرده‌اند لکن معنویات ندارند . اسلام و همین طور مکتب‌های توحیدی ، اینها انسان می‌خواهند درست کنند و غرب از این معنی بکلی برکنار است ، غرب مواد طبیعت را کشف کرده است و قوای طبیعت را کشف کرده است و آنهم بر ضد انسان این قوا را به کار می‌برد ، برای هدم انسانیت ، برای هدم شهرهای ممالک . چنانچه که می‌بینید که هر یک از این کشورها که به اصطلاح پیشرفته تر هستند بیشتر انسان‌ها را در فشار قرار می‌دهند . ما یک مملکت پیشرفته به اصطلاح خودشان که عبارت از آمریکاست ، گرفتار آن بودیم و الان هم ممالک بسیار گرفتار همین مملکت پیشرفته هستند . آن چیزهایی که آنها پیشبرد کردند ، بر ضد مقصد انسانیت به کار می‌برند و آدمخواری را در عالم ترویج می‌کنند ، جنگ و جدال را در عالم ترویج می‌کنند ، پیشرفت‌ها برای پیشرفت جنگ و پیشرفت آدمکشی است .
لکن ممالکی که اگر پیدا بشود ، مملکتی است اسلامی که هر چه بکند در خدمت معنویات است ، در خدمت انسان است ، برای انسان سازی است . اگر ما موفق بشویم به اینکه فرهنگمان ، یک فرهنگ اسلامی بشود ، مدارسمان ، یک مدارس اسلامی بشود و آنوقت افرادی که از آن تحقق پیدا می‌کند و افرادی که تربیت می‌شود در آن فرهنگ و در آن مدارس ، انسان هستند . انسان امین است ، انسان رحیم است ، انسان رفتارش با برادرها و خواهرهای خودش رفتار رحیمانه است ، با عطوفت است . [۲۸]

اگر محتوا اسلامی نباشد ، حکومت اسلامی نیست

الان ما همه مان مکلفیم حالائی که جمهوری اسلامی شد ما هم اسلامی باشیم . اگر بنا شد جمهوری اسلامی باشد اما ماها دیگر اسلامی نباشیم ، حکومت اسلام نیست ، این جمهوری اسلامی نمی‌شود . اگر بنا شد که جمهوری اسلامی باشد ، پاسبان‌هایش اسلامی نباشند خدای نخواسته ، دادگاه‌هایش اسلامی نباشد ، وزارتخانه‌هایش اسلامی نباشد ، این حکومت طاغوتی است به اسم اسلام ، همان طاغوت است منتها اسمش را ما عوض کردیم . ما نمی‌خواهیم اسم عوض بشود می‌خواهیم محتوا درست بشود .
باید کوشش کنید محتوا درست بشود امروز اسلام بسته به اعمال شما است ، حکومت اسلامی اگر شما خوب رفتار کردید ، همه قشرهای ایران خوب رفتار کردند یک حکومت اسلامی و یک رژیم اسلامی است ، حکومتش اسلامی ، ملتش اسلامی . اگر همه وزارتخانه‌ها اسلامی شد و همه ادارات اسلامی شد ، ارتش اسلامی شد و شهربانی اسلامی شد و ژاندارمری اسلامی شد ، آنوقت حکومت ما یک حکومت اسلامی است و اگر ماها هم که یک اشخاصی هستیم که هر کدام وارد یک کسبی هستیم ، یک شغلی هستیم ماها هم روی دستور اسلام عمل کردیم یک ملت اسلامی هستیم و الا الفاظ است و معنا ندارد ، هی من بگویم اسلام و لکن عملم برخلاف او باشد ، هی حاکم بگوید اسلامی و لکن عمل برخلاف او باشد ، این ، نه رژیم آنوقت اسلامی می‌شود ، نه ملت ، ملت اسلامی می‌شود . کوشش کنید که ملت اسلامی باشد و دولت اسلامی و از خدای تبارک و تعالی من می‌خواهم این اتحاد شماها و این روحیه قوی شما محفوظ باشد تا این مراتب سیر بشود ، تا این مراحل بگذرد . خداوند همه تان را حفظ کند . [۲۹]

باید عملا حق را پیاده کنیم

ما باید کوشش کنیم که مفاد این آیه شریفه را متحقق کنیم و همه ملت‌های اسلامی باید کوشش کنند که حق را در جامعه خودشان پیاده کنند که مصداق ( جاء الحق ) [۳۰] متحقق بشود و اگر چنانچه حق آمد ، باطل خود به خود ذاهق خواهد شد . ما باید کوشش کنیم که از خودمان گرفته تا برادرهای اسلامی و برادرهای دینی خودمان در همه کشورهای اسلامی ، به حق توجه کنیم و حق را پیاده کنیم . مجرد حرف نباشد که ما فقط یک شعاری بدهیم که حق آمد و باطل رفت . آمدن حق شعار نیست ، آمدن حق عمل است . آمدن حق نشان دادن به حسب اعتقادات و اخلاق و اعمال است ، پیاده کردن همه احکام الهی است و اگر چنانکه احکام الهی در یک ملت پیاده بشود باطل از آن ملت کوچ می‌کند و اگر در همه ملت‌های اسلامی ، احکام الهی ، اخلاقی که سفارش شده است ، اخلاق انسانی ، عقاید ایمانی پیاده بشود خود به خود باطل ذاهق می‌شود . شما برادرانی که در هند هستید و حالا تشریف آورده‌اید اینجا و سایر برادرهائی که در ممالک دیگر هستند ، چه ایرانی و چه غیر ایرانی که همه برادر هستند ، باید توجه داشته باشند که مفاد این آیه شریفه ( جاء الحق ) را متحقق کنند تا باطل خود به خود از بین برود . [۳۱]

اگر محتوای اسلام پیاده شود ، حکومت اسلامی یک مکتب نمونه خواهد بود

امیدوارم که این راه را همه با هم طی کنیم و آن حکومتی را که اسلام می‌خواهد ( حالا باز نشده است ، اول مطلب است ، یک نسیمی از اسلام آمده و الا الان باز نشده است ) آن حکومتی را که اسلام می‌خواهد و آن رژیمی را که اسلام می‌خواهد متحقق باشد ، انشاء الله متحقق بشود به طوری که شما هر جا بروید ، بازار بروید ببینید بازار اسلامی است ، دیگر اجحاف نمی‌شود ، زیاد فروشی بیجا نمی‌شود ، کم فروشی نمی‌شود ، ربا نمی‌شود ، مفتخوری نیست ، در ارتش بروید ببینید که اسلامی هست ، همه شان توجه به اسلام دارند ، نماز می‌خوانند ، روزه می‌گیرند ماه رمضان و هکذا در مسجد بروید می‌بینید که همه چیز درست است ، در ارتش بروید می‌بینید که مثل این است که توی مسجد رفته‌اید و همه جای مملکت ، وزارتخانه‌هایش ، اداراتش همه اسلامی بشود . اگر انشاء الله آنی که خدای تبارک و تعالی فرموده است بشود ، که تحقق پیدا بکند ، آنوقت یک نمونه‌ای است که در عالم عرضه بشود به اینکه آنکه ما می‌خواستیم این است و الان هم که تا اینجا رسیدید ، کاری انجام گرفته است که دنیا باورش نمی‌آید ، این کار را اسلام کرد . [۳۲]

فصل اول : صفات مسئولین در نظام اسلامی

تزکیه ، ایمان و تقوی

تزکیه عامل طاغوت زدایی

اول آیه‌ای که به رسول اکرم به حسب روایات و تواریخ وارد شده است آیه اقرا باسم ربک [۳۳]است و این آیه اولین آیه‌ای که به حسب نقل ، جبرئیل بر رسول اکرم خوانده است و از اول به قرائت و به تعلم دعوت شده است . اقرا باسم ربک الذی خلق و در همین سوره است که ان الانسان لیطغی ان راه استغنی [۳۴] این سوره برای اولین مورد وحی و در اولین نزول وحی این آیه در این سوره وارد شده است که کلا ان الانسان لیطغی ان راه استغنی معلوم می‌شود که طغیان و طاغوت بودن از اموری است که در راس امور است و برای طاغوت زدائی باید تعلیم کتاب و حکمت و تعلم کتاب و حکمت کرد و تزکیه کرد . انسان اینطوری است ، وضع روحی همه انسان‌ها اینطور است که تا یک استغنائی پیدا می‌کند طغیان پیدا می‌کند . استغنای مالی پیدا می‌کند . به حسب همان مقدار طغیان پیدا می‌کند ، استغنای علمی پیدا می‌کند به همان مقدار طغیان پیدا می‌کند ، مقام پیدا می‌کند به مقداری که مقام پیدا کرده است طغیان می‌کند . فرعون را خدای تبارک و تعالی طاغی می‌گوید هست برای همین است که مقام پیدا کرده بود و انگیزه الهی در او نبود و این مقام او را به طغیان کشیده بود . کسانی که چیزهائی که مربوط به دنیاست آنها را بدون تزکیه نفس پیدا می‌کنند ، اینها هر چه پیدا بکنند طغیانشان زیادتر خواهد شد و وبال این مال و این منال و این مقام و این جاه و این مسند از چیزهائی است که موجب گرفتاری‌های انسان است در اینجا و بیشتر در آنجا . انگیزه بعثت این است که ما را از این طغیان‌ها نجات دهد و ما تزکیه کنیم خودمان را ، نفوس خودمان را مصفا کنیم و نفوس خودمان را از این ظلمات نجات بدهیم . اگر این توفیق برای همگان حاصل شد دنیا یک نوری می‌شود نظیر نور قرآن و جلوه نور حق . تمام اختلافاتی که بین بشر هست ، اختلافاتی که بین سلاطین هست ، اختلافاتی که بین قدرتمندان هست ریشه اش همان طغیانی است که در نفس هست . ریشه این است که انسان دیده است که خودش یک مقام دارد طغیان کرده است و چون قانع نمی‌شود به آن مقام ، این طغیان اسباب تجاوز می‌شود ، تجاوز که شد اختلاف حاصل می‌شود و این فرق نمی‌کند ، از آن مرتبه نازلش طغیان است تا آن مرتبه عالی آن . از مرتبه نازلی که در یک روستا بین افراد اختلاف حاصل می‌شود ریشه آن همین طغیان است تا مرتبه بالاتر و هر چه بالاتر برود طغیان زیادتر می‌شود . اینهائی که ، فرعونی که طغیان کرد و انا ربّکم الاعلی گفت ، این انگیزه در همه است فقط در فرعون نیست . اگر انسان را سر خود بگذارند انا ربکم الاعلی [۳۵] خواهد گفت . انگیزه بعثت این است که این نفوس سرکش را و این نفوس طاغی را و یاغی را از آن سرکشی و از آن طغیان و از آن یاغیگری کنترل کند و تزکیه کند نفوس را . همه اختلافاتی که در بشر هست برای این است که تزکیه نشده است . غایت بعثت این است که تزکیه کند مردم را تا به واسطه تزکیه ، هم تعلم حکمت کند و هم تعلم قرآن و کتاب و اگر چنانچه تزکیه بشوند طغیان پیش نمی‌آید . کسی که تزکیه کرد خود را هیچ گاه خودش را مستغنی نمی‌داند ان الانسان لیطغی ان راه استغنی [۳۶] وقتی که خودش را می‌بیند و برای خودش مقام قائل است و برای خودش عظمت قائل است این خودبینی اسباب طغیان است . اختلافاتی که بین همه بشر هست ، اختلافاتی که سر دنیا بین همه بشر هست این اختلافات ریشه اش این طغیانی است که در نفس هاست و این گرفتاریی است که انسان دارد و گرفتاری به خود دارد و به هواهای نفسانیه . اگر انسان تزکیه بشود و نفس انسان تربیت بشود این اختلافات برداشته می‌شود . [۳۷]

تزکیه نفس ضرورت زمامداری است

اگر تمام انبیاء عظام جمع بشوند در یک شهری و در یک کشوری ، هیچ گاه با هم اختلاف نمی‌کنند برای اینکه آنها تزکیه شده‌اند ، علم و حکمت را بعد از تزکیه در نفس دارند . گرفتاری همه ما برای این است که ما تزکیه نشده‌ایم ، تربیت نشدیم ، عالم شدند ، تربیت نشدند ، دانشمند شده‌اند ، تربیت نشده‌اند ، تفکراتشان عمیق است ، لکن تربیت نشده‌اند و آن خطری که از عالمی که تربیت نشده است و تزکیه نشده است بر بشر وارد می‌شود آن خطر از خطر مغول بالاتر است غایت بعثت این تزکیه است ، غایت آمدن انبیاء این تزکیه است و دنبالش آن تعلیم . اگر نفوسی تزکیه نشده و تربیت نشده وارد بشوند در هر صحنه ، در صحنه توحید ، در صحنه معارف الهی ، در صحنه فلسفه ، در صحنه فقه و فقاهت ، در صحنه سیاست ، در هر صحنه‌ای که وارد بشود اشخاصی که تزکیه نشدند و تصفیه نشدند و از این شیطان باطن رها نشدند ، خطر اینها بر بشر خطرهای بزرگ است و باید کسانی که می‌خواهند در این عالم تربیت کنند دیگران را ، باید قبلا خودشان تزکیه شده باشند ، تربیت شده باشند و کسانی که در بشر می‌خواهند زمامداری کنند ، اگر بخواهند که طغیان نکنند و کارهای شیطانی نکنند باید تزکیه کنند خودشان را و بعثت برای همین است که همگان را تزکیه کند و این تزکیه برای دولتمردان ، برای سلاطین ، برای رؤ سای جمهوری ، برای دولت‌ها و برای سردمداران بیشتر لازم است تا برای مردم عادی . اگر افراد عادی تزکیه نشوند و طغیان پیدا بکنند ، یک طغیان بسیار محدود است . یک نفر در بازار یا یک نفر در روستا اگر طغیان بکند یک نقطه محدودی را به فساد ممکن است بکشد ، لکن اگر طغیان در کسی شد که مردم او را پذیرفته‌اند ، در عالمی شد که مردم آن عالم را پذیرفته‌اند ، در سلطانی شد که مردم آن سلطان را پذیرفته‌اند ، در رؤ سایی شد که مردم آنها را پذیرفته‌اند ، این گاهی یک کشور را به فساد می‌کشد . و گاهی کشورها را به فساد می‌کشد این طغیان‌ها که موجب این شد که کشورهائی به تباهی کشیده بشود برای این است که تزکیه نشده است کسی که زمام امور به دستش است . شما مقایسه کنید صدام را با یک نفر آدم عادی ، یک نفر آدم عادی هر چه طغیان بکند و هر چه فرعونیت داشته باشد جز اینکه یک افراد معدودی را به تباهی بکشد یا خانواده خودش را به تباهی بکشد کار دیگری از او نمی‌آید اما صدام را ببینید که طغیان کرده است و طاغی است و این طغیان موجب به فساد کشیدن یک مملکت ، دو مملکت بلکه یک منطقه ممکن است بشود و اگر این طغیان در رئیس‌های جمهور بزرگ دنیا باشد ، اگر رئیس جمهور امریکا طغیان بکند ، طغیان او یک کشورهای بسیار را به فساد می‌کشد . جنگ‌های بزرگی که در دنیا واقع شد مثل جنگ اول و جنگ دوم برای همین بود که طغیان در آن طبقه بالا بود و آن طبقه بالا که مهذب نبودند ، طغیان کردند و کشورهای بزرگ را به فساد کشاندند . اگر رئیس حزب جمهوری سوسیالیستی شوروی طغیان کند طغیان او محدود نیست به این حدود معین ، طغیان او کشورهائی را به فساد می‌کشد . [۳۸]

مقام برای افراد تزکیه نشده خطرناک است

کسانی که در یک مقامی هستند ، چه مقام‌های پائین و چه مقام‌های بالا ، باید اگر بخواهند مملکت اصلاح بشود ، اگر بخواهند این کشور آرامش پیدا کند ، آنها باید آرامش را از بالا شروع کنند . از پائین آرامش نمی‌شود حاصل بشود . باید اشخاصی که زمامدار امور هستند ، هر نحو زمامداری ، باید از آنجا آرامش را شروع کنند . آرامش آنها کشور را به آرامش می‌کشد و اگر خدای نخواسته آنها طغیان کنند ، طغیان آنها کشور را به هلاکت می‌کشاند . آنهائی که برای این کشور دلسوزند ، آنهائی که برای اسلام دلسوزند ، آنهائی که اسلام را نجات ده همه بشر می‌دانند ، باید به تعلیمات اسلام ، لااقل به یکی از تعلیمات اسلام توجه کنند و آن اینکه ان الانسان لیطغی ان راه استغنی آنهائی که بعثت را یک بعثت الهی می‌دانند و انگیزه بعثت را هدایت همه خلق می‌دانند باید به غایت بعثت توجه کنند که خود خدا انگیزه بعثت را فرموده است ، فرموده است : یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه . تزکیه برای این است که نور هدایت در انسان واقع بشود . تا تزکیه نشدید طغیان برای شما حاصل خواهد شد ، تا تزکیه نشده‌اید علم برای شما خطرناک است خطرناکتر از هر چیزی ، تا تزکیه نشده‌اید مقام برای شما خطرناک است و شما را به هلاکت دنیائی و اخروی می‌کشاند . کوشش کنید که از این روزی که بعثت شروع شده است ، از آنوقتی که بعثت شروع شده است و امروز سالروز این بعثت بزرگ است و این نعمت عظیم الهی است توجه کنید که بعثت برای چه بوده است ، انگیزه بعثت چه بوده است و اگر کسی تخلف کند از انگیزه بعثت چه خواهد شد . انگیزه بعثت تزکیه نفوس بوده است و تزکیه نفوس به این است که خودخواهی‌ها برود از بین ، خودبینی‌ها برود از بین ، ریاست طلبی‌ها برود از بین ، دنیا طلبی‌ها برود از بین و به جای همه خدای تبارک و تعالی و هوای برای خدا بنشیند . انگیزه بعثت این است که حکومت خدا در دل‌های بشر حکومت کند . تا اینکه در جامعه‌های بشر هم حکومت کند . [۳۹]

تا تزکیه در رده‌های بالا حاصل نشود مملکت اصلاح نخواهد شد

تا تزکیه در رده‌های بالا حاصل نشود و تصفیه در رده‌های بالا حاصل نشود این مملکت و همه ممالکی که هستند ، اصلاح نخواهند شد . آنهائی که این انقلاب را مفید می‌دانند و این انقلاب را پشتیبانی می‌کنند و این انقلاب را از ملت می‌دانند و این انقلاب را می‌خواهند به نتیجه برسد ، آنها باید آرامش را به هر نحو که هست در کشور ایجاد کنند و این آرامش از رده بالا باید شروع بشود . مادامی که در رده بالا آرامش نیست ، پائین‌ها آرامش پیدا نمی‌کنند . مادامی که تزکیه در رده بالا نباشد و تصفیه در رده بالا نباشد و خدا خواهی در رده بالا نباشد و فرار از خود در رده بالا واقع نشود ، تزکیه نباشد و خودبینی‌ها به جای این تزکیه‌ها باشند و خودخواهی‌ها به جای تصفیه‌ها باشند ، در رده بالا آرامش حاصل نخواهد شد و هر چه فریاد بزنید که آتش بس ، نخواهد شد .
همه ما مکلفیم به اینکه تزکیه بشویم . بعثت برای تزکیه آمده است . اگر تزکیه نباشد هر چه در نفس واقع بشود ، هر چیزی که در نفس بیاید حجاب انسان است . همه مکلفیم که تزکیه بشویم تا بتوانیم از نور الهی و نور قرآن استفاده کنیم ، لکن این تزکیه برای دولتمردان و رده‌های بالا ، لازمتر است تا برای امثال ماها . ما اگر تزکیه نشویم یک حد محدود را به فساد می‌کشیم یا خود را به فساد می‌کشیم و آنها اگر تزکیه نشوند و خودخواهی‌ها را کنار نگذارند ، یک کشور را ، بلکه کشورها را ممکن است به فساد بکشند . [۴۰]

اصلاح و تهذیب نفس ، مسؤ ولیتی خطیر برای تحقق احکام اسلام

الان وظیفه ما این است که هر کدام مان در هر جا که هستیم و در هر سرحدی که هستیم جدیت کنیم که قوانین اسلام را از خودمان شروع کنیم اگر چنانچه ما خودمان را اصلاح نکنیم و قوانین اسلام را نسبت به خودمان اجرا نکنیم ، نمی‌توانیم یک حکومت اسلامی تشکیل بدهیم . اگر آن کسی که در راس حکومت است مثلا رئیس جمهور و نخست وزیر خودش را اصلاح نکند و خودش تابع قوانین اسلام نباشد و قوانین اسلام را در مملکت اجرا نکند ، چنین شخصی نمی‌تواند در راءس حکومت اسلامی و حاکم اسلام باشد . هریک از این صاحب قدرت‌ها و کسانی که در راءس قدرت هستند مثل رئیس ستاد یا رئیس کل ژاندارمری و سایر رؤ سا تا قوانین اسلام را در وجود خودشان اجرا نکنند ، نمی‌توانند ریاست اسلامی داشته باشند . اسلام یک رئیسی را که برخلاف قوانین اسلام عمل بکند نمی‌پذیرد . لشگر اسلام کسی را که در راس آن باشد و عمل به اسلام نکند نمی‌پذیرد ، یک اداره‌ای که احکام اسلام در آن جاری نباشد نمی‌پذیرد و ما الان نواقصی داریم ، مملکت ما الان اسلامی نیست ، شما هر جا که دست بگذارید باز می‌بینید که آثاری از طاغوت هست ، یک عده افراد توطئه گر هستند و ما نمی‌توانیم بپذیریم که در وزارتخانه‌ها ، در ادارات افراد توطئه گر باشند . باید اصلاح بشود ، مملکت باید اسلامی بشود و شما هم که پاسدار هستید ، اول باید خودتان را اصلاح کنید ، خیال نکنید که ما حالا آزاد هستیم ، تفنگ هم که داریم باید مردم را اذیت کنیم . شما الان وظیفه سنگینی دارید ، شما الان تحت نظر خدا و تحت نظر امام زمان ( سلام الله علی ) هستید ، ملائکه ، شما را مراقبت می‌کنند ، نامه اعمال شما را به امام زمان ( علیه السلام ) عرضه می‌دارند . باید متوجه باشید مبادا از این اختیاراتی که حالا پیدا کرده‌اید و از این قدرتی که الان پیدا کردید و زیر بار آن قدرت ظالم بیرون رفتید ، خودتان یک قدرت ظالمه باشید و به برادران خودتان تعدی کنید ، مبادا یک کسی را بیجا بگیرید یا به واسطه اغراض شخصی یک کسی را بیجا محاکمه کنید ، یک کسی را بیجا محکوم کنید ، چون شما تحت مراقبت هستید ، خدای تبارک و تعالی از ما سوال خواهد کرد . [۴۱]

فداکاری ریشه در ایمان دارد

بدانند آن که آنها را به این قدرت رسانده است که قدرت‌های بزرگ دنیا حساب برای آنها باز کرده‌اند و همین مخالفت هائی که هر روز می‌کنند و توطئه هائی که هر روز این قدرت‌های بزرگ می‌کنند ، دلیل بر قدرتمندی شماست . اگر شما قدرتمند نبودید که آنها با شما مقابله نمی‌کردند ، چون می‌بینند که یک قدرتی اینجا هست ، شما باید بدانید که این قدرت ، قدرت بازوی شما و من و سایر افراد نیست ، این یک قدرت الهی است ، یک قدرت اسلامی است ، یک قدرت ایمان است که این کار را انجام داده . ایمان است که شما را وادار می‌کند بروید و برای اسلام فداکاری کنید و ایمان است که در جبهه‌ها این عزیزان ما در جنگ تا حد شهادت حاضر هستند و تا این ایمان را حفظ کردید و تا این تعهد به اسلام را حفظ کردید ، هرگز نخواهید آسیب دید . [۴۲]

مملکت ما احتیاج به انسان مؤمن دارد

اگر بنا باشد که همان تربیت علمی باشد ، شما یک طبیب می‌خواهید درست بکنید نظر به اینکه این طبیب چه جور باشد نیست ، این طبیب فردا می‌شود یک کاسب ، یک کاسبی که ، اینطور کسب که یک مریض را معطل می‌کند برای اینکه ویزیت را زیاد بکند . خیلی طبیب خوبی درست شد از حیث طب ، بسیار متخصص بود اما چون اخلاق ، اخلاق صحیح نبود ، مهذب نشده بود ، متقی نبود ، خداشناس نبود ، این طبیب مریض را معطل می‌کند ، امروز یک نسخه‌ای می‌دهد ، با دواخانه هم می‌سازد که نسخه را هر چه گرانتر بدهد ، این بیچاره را مبتلا می‌کند ، این نسخه فایده نکرد فردا یک نسخه دیگر باز همین ، باز همین . طبیبی بود یعنی من حیث طبابت . یک مهندس درست می‌کنید ، مهندس در علم خودش خیلی خوب بود اما وقتی که می‌خواهد فرض کنید که یک نقشه‌ای بدهد ، یک چیزی بدهد ، با آن استادی‌هایی که دارد جوری می‌دهد که مفید و صحیح نباشد و منفعت طلبی باشد و هکذا همه چیز . در قشر ما هم اگر بنا باشد که همین ملایی باشد ، این ملا بسیار ملای خوبی است ، بسیار آدم فهمیده‌ای است ، کتاب و سنت را بسیار خوب می‌فهمد اما اگر چنانچه تقوا در کار نباشد ، همین فهم کتاب و سنت موجب اعوجاج مردم می‌شود در سنت ، یک جور سنت را بیان می‌کند که منحرف بکند . در کتاب ، یک جور کتاب را۰ بیان می‌کند که منحرف بکند . بسیاری از این آدم‌هایی که منحرف کردند و می‌کنند جوان‌های ما را ، از اینها هست که در قشر شما و در قشر ما بودند و متقی نبودند ، الهی نبودند ، خدایی نبودند ، فقط توجه به این بوده است که مقام چه باشد ، توجه به این بوده است که حقوق چقدر باشد . [۴۳]

تطمیع و تهدید در مؤ منین اثر ندارد

فرقی مابین قشر شما و قشر ما در این مساءله نیست ، ما هر دو طایفه باید تربیت کنیم قشر جامعه را . ما احتیاج به آدم داریم مملکت ما احتیاج دارد به اینکه انسان درست بشود در آن ، مومن باشد . این آدمی که از زیر دستگاه شما یا از دستگاه ما بیرون می‌آید ، اگر مومن باشد ، دیگر نمی‌شود که زیر بار ظلم اجانب برود و یا تطمیع بتوانند بکنند او را . این تطمیع‌ها و تهدیدها را همه ، آنی که تطمیع می‌شود و تهدیدش آنها اثر می‌کند آنهایی است که ایمان ندارند . آنی که تقوا و ایمان دارد نه تطمیع در او تاءثیر می‌کند که خیانت کند برای اینکه ببرد یک چیزی و نه تهدید در او اثر می‌کند برای اینکه تهدیدها را با خلاف تکلیف کردن موازنه می‌کند ، می‌گوید نباید بکنم . اگر شما و ما دست به هم بدهیم و یک جامعه توحیدی به معنای اینکه همه معتقد به خدا ، همه معتقد به اینکه یک وقتی جزا دارد کارها ، همه معتقد و مومن به همه جهات ، اگر ما و شما دست به هم بدهیم و جوان‌ها را مومن ، متقی بار بیاوریم مملکتمان تا آخر احیاء می‌شود و اگر چنانچه ما کوتاهی بکنیم ، این مسؤ ولیت بزرگ را ما به دوش خودمان بکشیم و کوتاهی بکنیم در حق فرزندان این مملکت ، فرض کنید چند روزی هم یک چیزی بشود و یک صورتی پیدا بکند ، فردا بدتر از این است ، به دست این اشخاصی که اعتقاد ندارند ، ایمان ندارند ، توجه به مصالح کشور ندارند ، فقط برای مصلحت خودش می‌خواهد کار بکند . [۴۴]

مبداء همه خیرات و ترقیات ایمان است

همه اینهایی که این بساط را ، این فضاحت‌ها را در ایران درست کردند و این گرفتاری‌ها را برای ملت ما درست کردند برای این بود که ایمان در کار نبود . اگر ایمان در کار بود ممکن نبود که یک آدم یک قراردادهائی درست کند که حالا دولت ما گرفتارش هستند که ما هر طرف قضیه را بگیریم ضرر دارد قراردادها جوری درست شده است که هر طرف قضیه را می‌گویند می‌گیریم ضرر برایمان دارد ، ماندند چه بکنند . اگر اینها ایمان داشتند ، همه چیز یک مملکت را به باد نمی‌دادند برای اینکه چند تا قصر در خارج داشته باشند ، چند تا بانک را در خارج پر بکنند . ایمان نبوده است که این کارها را کردند . مبداء همه خیرات و مبداء همه ترقیاتی که برای یک مملکت هست چه در جهت مادیت و چه در جهت معنویت این است که ایمان در کار باشد . باید شما و ما دست به هم بدهیم برای قشر آتیه که اینها مقدرات مملکت دستشان است ایمان ایجاد کنیم ، شما از دانشگاه مومن بیرون بدهید ، ما از مدرسه‌ها مومن بیرون بدهیم نه عالم ، عالم تنها فایده ندارد البته مومن تنها هم مؤ ثر خیلی نیست ، خوب قشرهای دیگر هم مومن هستند اما عالم وقتی مومن شد ، عالم وقتی متقی شد آن است که منشاء خیرات و برکات است و حفظ یک کشور یا خدای نخواسته از آن طرف به باد دادن یک کشور است . [۴۵]

همیشه توجه به خدا داشته باشید

فرهنگی را یک جوری بار بیاورید که برای ملت شما مفید باشد و این نمی‌شود جز که ایمان باشد . اگر یک نفر ، دو نفر در یک جامعه پیدا شد که ایمان هم نداشت لکن کارش خوب بود ، میزان یکی دو تا نیست ، میزان جامعه است . اینطور نیست که اگر یکی پیدا شد شما حالا بگوئید فلان آدم هم پیدا شد و هیچ اعتقادی نداشت لکن آدم صحیحی بود ، خلاف نمی‌کرد چطور و یکی ، دو تا یک نوبری است اگر صحیح باشد . میزان جامعه است که یک جامعه آیا همین طور ما علم به آن تزریق کنیم و با حربه علم او به جان مردم بیفتد یا در دانشگاه همچو تهذیبش کنیم که علمش را برای نفع جامعه به کار ببرد . [۴۶] توجه خودتان را به خدا همیشه داشته باشید و خدا در خلوت و جلوت همراه شماست و ناظر . علاوه بر اینکه ملائکة الله ناظر شما هستند ، من ورائهم خدای تبارک و تعالی است که آن چیزهایی که بر ملائکة الله هم مخفی است - بر - اسرار غیبی شما پیش اوست و همه چیز در نظر اوست و همه چیز پیش اوست و شما فردا باید حساب پس بدهید از همه چیز و من امیدوارم که در این حساب ، خوش حساب باشید و نامه اعمال همه ما یک نامه اعمالی باشد که بدست راست ما بدند . [۴۷]

کسی که کارش را با خدا درست نکند نمی‌تواند مردم را اداره کند

ما شما جوان‌ها را لازم داریم در صورتی که اصلاح کنید خودتان را . کوشش کنید برای اینکه خودتان را اصلاح کنید ، کوشش کنید برای اینکه خائن بار نیائید آن کسی که می‌رود توی مثلا بازار اینها ، توی فروشگاه‌های اینها ، خدای نخواسته ( کس معوجی است ) یک چیزی بر می‌دارد به منطق اینکه اینها از ما خورده‌اند ، این خائن است این به درد مملکت ما نمی‌خورد خودتان را اصلاح کنید . آن کسی که کارش را با خدا درست نکند نمی‌تواند در خلق ، مردم را اداره کند . باید کارتان را با خدا درست بکنید تا بتوانید . ما جوان‌های مان را لازم داریم که تربیت بشوند به تربیت انسانی یعنی تربیت اسلامی ، انسان بار بیایند ، نه یک کسی که هر چه شد ، شد ، دیگر هر چه ، هر چه بار آمد ، شهوت و نمی‌دانم هر چه . ما یک مملکتی می‌خواهیم که مملکت انسانی اسلامی ، اسلامی یعنی انسانی ، قرآن کتاب انسان سازی است . اسلام مکتب انسان سازی است ، انسان را به همه ابعادی که دارد ، اگر یک کسی مکتب اسلام را آنطوری که هست در خودش پیاده کرد محال است که خطا بکند ، محال است که کار غلط بکند ( عمدا البته ) محال است که خیانت به برادرش بکند . [۴۸]

کسی که خودش آدم نیست نمی‌تواند برای آدم‌ها کار بکند

کمونیستی یک مخدری است برای مردم ، نه این است که یک چیزی ، یک حل عقده‌ای می‌کند ، مگر می‌شود کسی که خودش آدم نیست برای آدم‌ها کار بکند مگر می‌شود که یک مسلح غیر صالح برای مردم ضعیف کار بکند ؟ من خودم شاهد این قضیه بودم که وقتی که در همین جنگ عمومی که بنا بود سران لشکرها ، سران دول در ایران با هم ملاقات بکنند ، استالین آن وقت رئیس شوروی بود ، این استالینی که حالا هم عکس‌هایش را می‌اندازند و چه می‌کنند ، گرچه اخیرا دیگر آبرویی ندارد لکن ایشان رئیس شوروی بود ، آن دو تای دیگری که یکی از آن آمریکا بود و یکی دیگر از انگلستان بود ، اینها با امر عادی آمدند و رفتند ( آنطور که نقل می‌کردند آنوقت ) به سفارتخانه‌های خودشان و بنا بود در تهران یک جلسه‌ای داشته باشند لکن استالین که همه به او برادر می‌گفتند و همه می‌گفتند ما همه با هم مثل هم هستیم و برای مردم دلسوزی می‌کرد و قارداش به او می‌گفتند ، ایشان ، می‌گفتند حتی گاوی که از آن شیر می‌خواهد بخورد آورده‌اند همراهش که مبادا از گاوهای ایران شیر بخورد ، گاو را با طیاره‌ای که حامل خودش بوده ، حامل یک گاو هم بوده ، هم گاو اسلحه دار بی عقل و هم خودش اسلحه دار بیعقل ، بلکه خدا می‌داند که او بدتر از آن رفیقش ( گاو ) بود ، خدا می‌داند که اینطور بود . ایشان که این آدم با حتی گاو شیرده آمد و وارد شد و این را دیگر خودم با چشمم دیدم که در بین راه خراسان از شاهرود یا یک قدر جلوتر این دیگر منطقه آنها بود ، منطقه شوروی بود ، ایران را به چند منطقه قسمت کرده بودند ، آن منطقه شوروی بود ، من خودم دیدم که ما در اتوبوس می‌رفتیم برای زیارت ، این سربازهای آنها می‌آمدند گدایی می‌کردند جلوی اتومبیل و یک دانه سیگار وقتی که به یکی می‌دادند آن قدر خوشحال می‌شد که دسʘԠرا پشتش می‌گذاشت و شروع می‌کرد به سوت زدن . کمونیستی برای این است که مردم را بازی بدهند مگر می‌شود کسی به مبادی غیبی اعتقاد نداشته باشد و در فکر مردم باشد و در فکر اصلاحات ؟ بازی است همه اش . همه این اسلحه دارها گاهی با کتک و گاهی با تبلیغات و گاهی با کتک و تبلیغات تواءم با هم کار خود را از پیش می‌برند . [۴۹]

شرط دلسوزی برای مردم معنویت و عقیده به توحید است

باید قشرهای غیر اسلامی را که عقیده و عملشان بر خلاف اسلام است و دارای گرایش به مکتب‌های دیگرند ، هر نوع مکتب باشد به مکتب مترقی عدالت پرور اسلام دعوت کنید و در صورت نپذیرفتن ، از آنها هر نوع که باشد و هر شخصیت که هست تبری یا لااقل احتراز کنید و باید جوانان ما بدانند تا معنویت و عقیده به توحید و معاد در کسی نباشد محال است از خود بگذرد و در فکر امت باشد و باید بدانند که تبلیغات دامنه دار کمونیسم بین المللی همانند تبلیغات پر سروصدای امپریالیسم جهانی جز برای اغفال و استثمار توده‌های مستضعف نیست . باید این بوق‌های استثماری شکسته شود . [۵۰]

کسانی که ایمان ندارند نمی‌توانند به مردم خدمت کنند

گمان نشود که کسانی که ایمان ندارند اینها هم خدمت به کشور می‌کنند و فرق ما بین آنها و آن کسانی که ایمان دارند نیست . والذین کفروا یتمتعون و یاءکلون کما تاءکل الانعام و النار مثوی لهم ۵۴ کسی که ایمان ندارد نظیر حیوانات خوراکش هست یعنی در آخور الاغ ، نبی اکرم کاه بریزد یا ابوجهل کاه بریزد هیچ فرقی به حال او نمی‌کند ، او می‌خواهد بخورد ، حیوان می‌خواهد کسی ، میل دارد کسی تیمارش کند ، این تیمارکننده علی بن ابیطالب باشد یا ابن ملجم ، این فرقی به حالش نمی‌کند ، اگر ابن ملجم بهتر تیمار کرد با او بیشتر رفیق است . این آیه شریفه که این مطلب را می‌فرماید ، دستور کلی است برای شناخت منحرف از غیر منحرف که ما چطور منحرف‌ها را بشناسیم و چطور غیر منحرف‌ها را . منحرف‌ها آنها هستند که فرقی به حالشان نمی‌کند که این پارک ، این اتومبیل که به دستشان آمده از راه صحیح آمده یا از راه دزدی ، خیانت شده است و این به دستش رسیده است یا اینکه نه روی امانت و روی یک کسب صحیح آمده است هیچ فرقی به حال او نمی‌کند ، او اتومبیل را می‌خواهد ، او خوبی اتومبیل را می‌بیند ، از کجا آمده ، این را اصلا پیش او مطرح نیست ، چنانچه پیش انعام مطرح نیست که از کجا آمد و آن اشخاص انحرافی نظیر همان حیوانات که از کجا آمده مطرح نیست ، چه هست مطرح هست . شما می‌توانید که جوان‌ها را تربیت کنید به یک تربیتی که تقوا در آن باشد ، نظر این باشد که این از کجا آمده است ، این شغل را کی به او داده است ، این شغل چه شغلی هست و چه کاری باید اینجا انجام بدهد . [۵۱]

کسی که مبادی معنوی ندارد نمی‌تواند برای مردم کوشش کند

اگر انسان برای شهوات نفسانیه قیام بکند و برای خدا نباشد این به جائی نمی‌رسد کارش ، این بالاخره فشل می‌شود کارش . چیزی که برای خدا نیست دوام نمی‌تواند داشته باشد .
کوشش کنید که قیام شما ، این نهضتی که دارید نهضت الهی باشد ، لله باشد من نمی‌توانم باور کنم که کسی مبادی معنوی نداشته باشد و برای مردم کوشش کند . من اصلا باورم نمی‌آید اینهائی که مبادی معنوی دارند ، اینهائی که خدا قائلند ، آنهائی که جزا قائلند ، آنهائی که عطا قائلند ، اینها تعقل دارد که یک کسی جان خودش را بدهد یک جان بالاتر بگیرد ، همه چیزش را بدهد و از خدا زیادتر ، آنقدری که هیچ چشمی نمی‌تواند ببیند و هیچ گوشی نمی‌تواند بشنود بگیرد . این معقول است که ما یکی بدهیم صد تا بگیریم . یک جانی که توی این کالبد محبوس است بدهیم ، آزاد بشویم به جانی که الهی است ، آزاد است ، محیط است ، همه چیز است ، اراده اش فعال است ، می‌گوید بشو ، می‌شود ، هر چه و هر که بخواهد می‌شود ، یک همچو چیزی بگیرد ، این معقول است که انسان در اینجا فداکاری کند و جانش را بدهد اما آن کسی که این مبادی را ندارد ، یا بسیار احمق است یا دروغ است مطلب . من می‌گویم دروغ است مطلب ، تعمیه است . [۵۲]

ایمان انسان را قدرتمند می‌کند

آن چیزی که از شما پاسدارها و سایر رفقای خودتان و همه پاسدارهای ایران من توقع دارم این است که آن جهات لطیف اسلامی را حفظ کنید ، انسان اگر چنانچه آن جهت روحانیت اسلام را ، آن جهت معنویت اسلام را حفظ بکند ، یک آدم می‌شود صدتا ، یک آدم می‌شود هزار تا . مالک اشتر یک نفر نبود ، مالک اشتر یک آدمی بود که یک لشکر بود و بیشتر . حضرت امیر سلام الله علیه یک نفر نبود همه عالم بود ، همه چیز بود روی آن جهات معنویت و واقعیتی که داشت . انسان مادامی که توجهش به همین مادیات دنیا و جهات پائین است یک نفر است ، آن هم یک نفر حیوان . ما با حیوانات در این معنا شرکت داریم که همه می‌خوریم و می‌خوابیم ، این کارهای حیوانی را می‌کنیم ، آنی که امتیاز می‌دهد شما را و همه ما را از حیوانات ، آن معانی است که در انسان موجود است بالقوه موجود است و باید بالفعل بشود ، آن حظ الهی و روحانی است که در انسان موجود است و باید رشد بدهد . اگر چنانچه آن حظ معنوی را رشد دادید یکی تان یک فوج می‌شوید ، یک نفر دیگر نیستید ، یکی می‌شود ، یک موجود می‌شود موجودات ، یک قطره می‌شود دریا . [۵۳]

مدرس قدرتمند بود برای اینکه الهی بود

این عکسی که ملاحظه می‌کنید ، شخصی است که ملک الشعرا گفته است که از زمان مغول تا حالا مثل این شخص در عالم نیامده ، یعنی مرحوم مدرس . این حرف اوست . آنی که ما خودمان دیدیم تنها آدمی که در مقابل رضاخان قلدر ایستاد این است ، این شخص است ، یک روحانی که لباسش از سایر اشخاص کمتر بود و کرباس به تن می‌کرد ، آنوقت وقتی که شعر گفته بودند ، برای تنبان کرباس مدرس ، آن فاسد شعر گفته بود ، او در مقابل قدرت بزرگ رضاخان ایستاد و آن که هجوم کرده بود به مجلس که مجلس را چه بکند و زنده باد زنده باد رضاخان می‌گفتند ایستاد و گفت که مرده باد او و زنده باد من . یک چنین مرد قدرتمندی بود برای اینکه الهی بود برای خدا می‌خواست کار بکند ، نمی‌ترسید . [۵۴]

تقوی برای مسؤ ولین ضروری تر است

عمده این است که همانطور که اول عرض کردم ، تقوا داشته باشید تقوا برای همه لازم است و برای کسانی که متصدی امور کشور هستند ، لازمتر است . آنهایی که متصدی امور نیستند ، تقوا یک امری است که برای شخص خودشان و احیانا هم برای یک عده‌ای که با او تماس دارند مؤ ثر است و خلاف تقوا برای شخص خود آن آدم و برای اشخاصی که با او معاشر هستند ، گاهی سرایت می‌کند و مؤ ثر می‌شود . اما متصدیان امور به حسب تصدی که دارند ، اگر خدای نخواسته تقوا نداشته باشند ، یک وقت می‌بینید که اینهائی که در راس امورند اگر تقوا نداشته باشند ، این به همه کشور سرایت می‌کند ، همه کشور را یک وقت خدای نخواسته به باد می‌دهد و لهذا برای آنها اهمیت تقوا بسیار بیشتر است تا برای اشخاص . آنها ، هم برای خودشان خوب است ، هم برای دوستانشان خوب است و هم برای کشورشان خوب است ، برای تمام کشور اگر با بی نظری و حسن نظر و تقوا در همه جا عمل بشود ، اختلافاتی پیش نمی‌آید . همه این اختلافات که می‌بینید گاهی پیش می‌آید ، همانطوری که اختلافاتی که در دولت‌های بزرگ پیش می‌آید ، برای اینکه تقوا ندارند ، تقوای سیاسی ندارند ، تقوای اجتماعی ندارند ، تقوای شخصی و اخلاقی ندارند . این اسباب این می‌شود که این می‌خواهد او را بچاپد ، او هم می‌خواهد این را بچاپد ، این موجب این می‌شود که دعوا بشود اما اگر تقوا در کار بود و اگر چنانچه هر کسی روی مرز خودش عمل می‌کرد ، اینهمه جنگ و جدال پیش نمی‌آمد . [۵۵]

با تقوی می‌توان به اسلام خدمت کرد

حالا ما در کشور خودمان که بحمدالله مردمش رو به تقوا و رو به اسلام و رو به احکام قرآن و اسلام هستند و دارند از آن راه می‌روند و آن سیر را می‌کنند ، برای ما ، برای خود ما ، این مساءله لازم است که آنهائی که متصدی امور این کشور هستند ، چه دولت ، چه قوه قضائیه و چه مجلس ، اینهائی که متصدی راه انداختن کار این ملت هستند و آنهائی که در جبهه‌ها هستند و مشغول جنگ یا تهیه جنگ هستند ، همه مردم و خصوصا اینها ، اینها اگر چنانچه بخواهند این کشور پیش برود ، اختلافات از بین برود ، اختلافاتی که همه می‌دانیم که اگر خدای نخواسته پیش بیاید و ملت را به تباهی خواهد کشید ، اگر اختلافات در سران قوم پیش بیاید سرایت خواهد کرد و یک وقت می‌بینیم که دسته دسته شدند و هر کسی یک طبلی می‌زند ، اگر بخواهید شما به اسلام خدمت کرده باشید ، بخواهید به قرآن مجید خدمت کرده باشید ، بخواهید که در پیشگاه خدا رو سفید باشید ، بخواهید که فردا که از اینجا به آن در می‌روید رو سفید بروید ، باید اینطور باشد که کارهائی را که انجام می‌دهید ، بی غرض و بی مرض و با تقوا و با حسن نیت باشد . اشکال خیلی خوب است ، در مجلس مثلا ، خوب ، باید یک مطلب رد و بدل بشود ، اشکال بشود ، لکن اشکال طلبگی . دو تا طلبه وقتی که با هم می‌نشینند و - عرض می‌کنم که - صحبت می‌کنند ، گاهی می‌رسد به فریاد ، این فریاد می‌زند سر او ، او فریاد می‌زند سر او برای مطلب ، اما همه دنبال اینند که حق را پیدا کنند ، بعد هم که مباحثه تمام شد دو تا رفیق هستند ، می‌روند باهم می‌نشینند و چای می‌خورند اینجور اشکال ، اشکال سازنده است اشکال مدرسه‌ای ، اشکال طلبگی ، اشکال سازنده است طلبه‌ها آزاد در پای درس مراجع خودشان می‌نشینند ، آزاد صحبت می‌کنند ، اینطور نیست که حق صحبت دادن به این ندهند ، به آن ندهند ، به همه هم مساوی حق می‌دهند ، یک بچه‌ای هم برود ، بچه طلبه‌ای هم برود وقتی اشکال بکند گوش به او می‌دهند ، جوابش را می‌دهند این اشکال سازنده است هر دو می‌خواهند حق را پیدا بکنند شما هم همین طور است ، ملت ما هم باید همه همین جور باشند اگر بخواهند تربیت اسلامی داشته باشند باید توجه کنند ، گوششان به این باشد که اسلام چه فرموده ، ما هم دنبال آن باشیم . اگر آرای خودشان را ، اغراض خودشان را خدای نخواسته در پیش بیاورند ، هم خودشان تباه می‌شوند و هم دیگران را تباه می‌کنند . برنامه ریزی اش همین طور است و وزارتخانه‌هایش همینطور است و مجلسش همین طور است ، ارتش و قوای مسلحش همینطور است ، سایر ملتش هم همینطور است ، قوه قضائی اش هم همینطور است و خصوصا در قوه قضائیه از جاهای دیگر اهمیتش بیشتر است ، برای اینکه قوه قضائیه سر و کار با همه چیز مردم دارد ، اینها باید با توجه به خدای تبارک و تعالی و حسن نیت و توجه به مسائل اسلام ( چنانچه دارند ) با اینطور مشی کنند و همین طور سایر برادرهائی که در این کشور هستند . [۵۶]

اگر تقوی داشته باشیم هیچ آسیبی به مملکت ما وارد نمی‌شود

اگر ما مشی مان را اینطور قرار بدهیم مطمئن باشید که آسیبی به ماها نمی‌رسد آن روز آسیب به ما می‌رسد که از باطن بگندیم ، افراد باطن شان بگندد و این گند هم سرایت کند و یک دسته‌ای را از بین ببرد و متعفن کند آن دسته ، دسته دیگر را ، آن دسته ، دسته دیگر را آنوقت است که کودتا می‌شود و از بین می‌روید ، آنوقت است که ممالک بزرگ به شما طمع می‌کنند و با دست خودتان شما را از بین می‌برند . غالب آن جاهائی که این دولت‌های بزرگ و این قدرت‌های فاسد غلبه کرده‌اند بر مردم ، با دست خود مردم به مردم غلبه کرده‌اند کم اتفاق می‌افتد که یک دولتی بیاید بریزد و خودش بخواهد کاری را انجام بدهد . همیشه نشسته‌اند آنجا توطئه می‌کنند ، آدم تراشی می‌کنند در خود ملت . اگر توانستند از خود ملت یک بساطی درست می‌کنند و ملت را از بین می‌برند ، کشورها را از بین می‌برند باید ما که یک کشوری هستیم توجه به خدا می‌خواهیم داشته باشیم ، می‌خواهیم خودمان مستقل باشیم ، می‌خواهیم خودمان همین کار فقیرانه‌ای که داریم ، مال خودمان باشد ما نمی‌خواهیم که همه چیزهای بزرگ را داشته باشیم و اسیر باشیم ما البته اگر الان هم تسلیم هر کدام از قدرت‌ها بشویم ، هر چه بخواهیم به ما می‌دهند الان هم اگر شما دولت تان ، ملت تان تسلیم بشوید به آمریکا ، سرشار همه چیز به شما می‌دهند ، اما چی ، همان چیزی را می‌دهند که به حیواناتشان می‌دهند ، همان چیزی را می‌دهند که به اسب‌های شان می‌دهند ، همان چیزی را می‌دهند که به نوکرهایشان می‌دهند اما اگر ما بایستیم و بگوئیم نه ، ما نه شرقی هستیم و نه غربی ، نه این را می‌خواهیم ، نه آن را می‌خواهیم و با هیچ کس هم دعوا نداریم ، هر کس با ما مصالحه دارد و حاضر است که ما با استقلال خودمان زندگی کنیم ، ما با او هم روابط داریم و هرکس این معنا را ندارد ، ما نمی‌خواهیم روابط داشته باشیم .
بالاخره اساس یک کشوری با اتحاد مردمش می‌شود . استقلال یک کشوری اگر بخواهد حفظ بشود باید مردم احساس کنند که ما استقلال می‌خواهیم . [۵۷] باید برای مسؤ ولیت پذیری خود را مهذب نمود انشاءالله خداوند شما همه را توفیق بدهد ، موید باشید همه تان ، برای ایران ، برای اسلام یک افراد شایسته بشوید . جدیت کنید که خدمتگزار بشوید به این جمعیتی که در راه شما ، در راه مصالح کشور شما دارند الان خون می‌دهند و توی حبس‌ها هستند از همه طبقات ، شما کمک کنید به آنها و دعا هم به آنها بکنید و خودتان را هم ارزش دار بکنید که مثل این هیاءت حاکم و اینها فردا نیائید که آنجا شما هم همین جوری وقتی یک پستی دستتان بیاید همانطور بشوید - آنها - غالبا ماها وقتی که چیزی دستمان نیست بله ، خوب - و چیز - است ، وقتی دستمان آمد دیگر این طورها نیست . نه ، جدیت باید بکنید ، خودتان را مهذب بکنید و تمسک به اسلام بکنید و اعمال خودتان را تطبیق کنید با احکام اسلام ، افراد شایسته‌ای بشوید که بعدها انشاء الله امید است زود باشد آنوقت که مقدرات مملکت دست خود اهل مملکت بیفتد و شماها هم وارد بشوید در مملکت خودتان و اداره کنید مملکت خودتان را .[۵۸]

تا اصلاح نکنیم خودمان را نمی‌توانیم کشورمان را اصلاح کنیم

ما تا اصلاح نکنیم خودمان را ، نمی‌توانیم کشور خودمان را اصلاح کنیم . من نمی‌گویم که اینطور باشید که خیر ، از همه هواهای نفس بیرون بروید ، این نه برای من و نه برای شما و نه برای الا من عصمه الله میسور نیست ، لکن ما قدرت داریم که جلوی زبانمان را بگیریم ، نمی‌توانیم بگوئیم زبانمان اختیار ندارد ، ما قدرت داریم که جلوی قلم مان را بگیریم ، نمی‌توانیم بگوئیم قلم من اختیار ندارد . ما جلوی زبانمان را ، جلوی بیانمان را ، جلوی قلم مان را ، جلوی عملمان را همه را می‌توانیم بگیریم ، قدرت داریم . این معنائی که می‌توانیم و قدرت داریم و به واسطه او همه مواخذه‌ها و همه گرفتاری‌ها هست هر چه هم انسان حب به یک کسی داشته باشد ، یا بغض به یک کسی داشته باشد ، قلمش را نگه دارد ، لااقل اینقدر قدرت داشته باشد که در نوشته‌هایش دنبال این نباشد که بد از هر جا هست پیدا بشود و او بنویسد ، ضعف از هر جا هست پیدا شود و او بنویسد .[۵۹] ۲ - جلب رضای خدا خودی را کنار بگذارید و خدا را توجه کنید تا مسائل دیگر حل شود در همه امور ، در تمشیت همه امور باید انسان آنچه را که مصلحت اسلام است ، کسانی که متصدی امور هستند آن چیزهایی که مصلحت اسلام است ، آن چیزهایی که مصلحت ملت اسلام است ، در نظر بگیرند . از هواهای نفسانی که سرچشمه همه فسادها هست ، جلو بگیرند . گمان نکنند که ما حالا این جا را می‌خواهیم کافی است ، خیر ! هیچ چیز برای انسان کافی نیست . قلب انسان قدرت مطلق طلب است ، یعنی قدرت خدا می‌خواهد فانی در او بشود و این حد ندارد ، لاحد است . لکن چون ما مطلع نیستیم ، نمی‌فهمیم از این جهت گمان می‌کنیم این چیزها را می‌خواهیم و همه عذاب‌های انسان برای همین است که نمی‌داند چی می‌خواهد . این چند روز دنیا رفتنی است ، این ریاست‌ها رفتنی است ، آنچه که به جا می‌ماند این است که ما چه کردیم و در محضر مقدس حق تعالی چکاره هستیم . این اگر اصلاح بشود ، همه چیز اصلاح می‌شود . و من امیدوارم که برای همه و خصوصا آنهایی که کارهای کلیدی در دست شان است ، این مساءله حل بشود و اگر حل شد ، مسائل دیگر هم حل می‌شود . در این حکومتی که الان در پیش دارید و در این دوره تازه توجه کنید که کارهایی را که می‌خواهید انجام بدهید ، کارهایی باشد که همه اش صلاح کشور و صلاح اسلام باشد . دانشگاه‌ها را در مدنظر بگیرید که اسلامی بشود و اگر دانشگاه‌ها اسلامی بشود ، مسائل ما در آتیه هم حل است . در نظر بگیرید که افرادی که برای اسلام مفید است ، انتخاب کنید ، خودی را کنار بگذارید و خدا را توجه کنید . اگر این مساءله در هر انسانی حل بشود ، همه مسائلش حل شدنی است .
خداوند به همه توفیق بدهد که راه مستقیم الهی را به پیش بگیرند و بگیریم و به این راه مستقیم پیش برویم . صراط که در روایات هست که ادق [۶۰]از مو ، مثلا تاریکتر است از شب ، چه و چه و در بعض روایات هست که صراط از متن جهنم می‌گذرد ، یعنی توی آتش عبور می‌کند ، آتش محیط است ، نه رو . ملاحظه کنید آن جا باید عبور کرد و در این دنیا از همین جا صراط است تا غیرمتناهی و این صورت در آن عالم به آن نحو نمایش پیدا می‌کند . در این راه که دارید ، توجه کنید که مستقیم باشد ، صراط مستقیم باشد ، شرقی و غربی نباشد . جوان‌ها را تربیت کنید به این که مستقیم باشند ، خداخواه باشند . ادارات را اصلاح کنید و همه چیز را . برای این مردم ستمدیده خدمت کنید ، این مردم که شما را به این جا رسانده‌اند و اگر اینها نبودند حالا یا در حبس‌ها بودید یا در قبرستان‌ها . برای اینها باید خدمت بکنید ، همه مان خدمت بکنیم ، هرکس به هر اندازه‌ای که می‌تواند . بزرگترین چیز تقواست که قرآن و حدیث در آن ، آن قدر پافشاری کردند که انسان متقی باشد ، مواظب خودش باشد ، که مبادا با زبانش ، با چشمش ، با گوشش به مردم ظلم کند . عدالت را اجرا کنید ، عدالت را برای دیگران نخواهید ، خودتان هم بخواهید . در رفتار عدالت داشته باشید ، در گفتار عدالت داشته باشید ، تشریفات را کم کنید و این ملت را خدمتگزار باشید . [۶۱] حق را ملاحظه کنید و آنکه مرضی خداست و من امیدوارم که خداوند تبارک و تعالی به شما آقایان که برگزیده این ملت هستید برای این مساءله‌ای که در قانون اساسی است و برای تعیین رهبر - و شورای رهبری - یا شورای رهبری توجه به این معنا بسیار داشته باشید که آیا تعیین فلان آدم که در ذهن من است ، برای خدا من می‌خواهیم تعیین کنم یا چون دوست من است ، چون رفیق من است ؟ و آن که می‌گوید این صلاحیت ندارد ، برای خدا دارد این حرف را می‌زند یا برای اینکه مثلا رقابتی با او دارد ؟ شک نکنید که - مساءله - ما نباید پیش خودمان به خودمان تعمیه کنیم . شک نکنید که اینها ریشه اش - اصل - اصل ریشه اش در نفس انسان است و انسان تا آن دم آخر ، آنوقتی هم که می‌خواهد بمیرد این ریشه هست ، آنوقت بیشتر هم شاید ظاهر بشود . یکی از علمای قزوین رحمه الله گفتند که من رفتم بالای سر یک کسی که محتضر بود گفت به من که آن ظلمی را که خدا به من کرده است هیچ کس به هیچ کس نکرده ، برای اینکه من این بچه‌ها را با ناز و نعمت بزرگ کرده ، حالا دارد من را می‌برد و این مساءله خطرناک است برای انسان ، خطر جدی دارد برای انسان که انسان گمان کند شیطان از او دست بر می‌دارد در آخر عمر . از حالا ، حالا که فرصت هست - وقتی پیرمرد شدید مثل من دیگر نمی‌توانید کاری بکنید - از حالا که جوان هستید و قوای جوانی محفوظ است جدیت کنید به اینکه هوای نفس را از نفس خودتان خارج کنید . همه گرفتاری‌ها روی همین هوای نفس است . در تعیین رهبر ، در تعیین رهبری ، نه دسته بندی باشد که خیر ، ما می‌خواهیم آن کسی که با ما دوست است باشد ، و نه اشکال باشد به اینکه این چون با من خیلی دوست نیست ، نباشد . حق را ملاحظه کنید . آنکه مرضی خداست ، نه آنکه مرضی نفس شیطانی ماست مساءله مهم است ، اهمیت حیاتی دارد مساءله ، این مساءله مهم الان در عهده شما آمده است . شما قبول کرده‌اید این را و این مساءله مهم را باید با توجه به خدا ، استغاثه به خدای تبارک و تعالی که مبادا خدای نخواسته لغزشی در انسان پیدا بشود و خودش هم توجه به آن نکند از باب اینکه ستاره‌هایی بین انسان و نفس اماره اش هست . با اخلاص به خدای تبارک و تعالی و خالی کردن ذهن از همه امور ، در این امر ، در این امر خطیر که اگر لغزش در آن پیدا بشود ممکن است لغزش در جمهوری اسلامی پیدا بشود و می‌شود و آنوقت به عهده شما آقایان است . این یک تکلیف الهی است به عهده تان آمده و قبول کردید . وقتی قبول کردید ، باید از عهده اش برای خدا برآئید و هرچه فکر می‌کنید راجع به این مساءله برای خدا باشد . شایسته تر را ، نه آن که با من دوست تر است . آن که برای اسلام بهتر است ، آنهائی که برای اسلام بهترند و البته ما حسن ظنی که به آقایان داریم و بسیاری از آقایان را از نزدیک هم می‌شناسیم ، همین معانی را امیدواریم که آقایان به وجه شایسته عمل کنند و موفق باشند و انشاءالله خدای تبارک و تعالی همراهی کند با شما و شما را هدایت کند به یک راهی که رضای اوست . [۶۲] خود را وقف خدمت به اسلام و جمهوری اسلامی و محرومان بنمائید و وصیت اینجانب به رهبر و شورای رهبری در این عصر که عصر تهاجم ابرقدرت‌ها و وابستگان به آنان در داخل و خارج کشور به جمهوری اسلامی و در حقیقت به اسلام است در پوشش جمهوری اسلامی و در عصرهای آینده آن است که خود را وقف در خدمت به اسلام و جمهوری اسلامی و محرومان و مستضعفان بنمایند و گمان ننمایند که رهبری فی نفسه برای آنان تحفه‌ای است و مقام والایی ، بلکه وظیفه سنگین و خطرناکی است که لغزش در آن اگر خدای نخواسته با هوای نفس باشد ننگ ابدی در این دنیا و آتش غضب خدای قهار در جهان دیگر در پی دارد . از خداوند منان با تضرع و ابتهال می‌خواهم که ما و شما را از این امتحان خطرناک با روی سفید در حضرت خود بپذیرد و نجات دهد و این خطر قدری خفیف تر برای رؤ ساء جمهور حال و آینده و دولت‌ها و دست اندرکاران به حسب درجات در مسؤ ولیت‌ها نیز هست که باید خدای متعال را حاضر و ناظر و خود را در محضر مبارک او بدانند . خداوند متعال راهگشای آنان باشد . [۶۳] خدمت برای خدا عبادت است از شما برادرها و جوان‌های عزیزی که در جبهه اسلام در مقابل کفر مشغول خدمت هستید تشکر می‌کنم . رمز پیروزی شما برادران و جوانان عزیز اتکال به خدای تبارک و تعالی و اعتماد به رحمت اوست که این در راءس همه امور است و دیگری پیروی از دستورات خدای تبارک و تعالی در اینکه همه با هم یکی باشید و در روایت حضرت رسول هم آمده است که مومنین یک دست هستند و حتی تعبیر دو دست نفرمودند و باید شما اجتماع و وحدتتان را به جائی برسانید که بین خودتان جدایی نبینید و این دستور اسلامی است که با یکدیگر برادر باشید و این وحدت و برادری اسباب این می‌شود که هیچ قدرتی نتواند بر شما چیره شود و تا این توکل و توجه به خدا هست هر قدرتی در مقابل شما هیچ و نابود است . شما بحمدالله با دلی روشن و چشمی باز برای خدا و برای اسلام و برای کشوری که از خود شماست فداکاری می‌کنید و این فداکاری پیش خدای تبارک و تعالی و ملائکة الله و انبیا ثبت است . هرگز از دشمن هراسی نداشته باشید . کسی که خدا با اوست از هیچ قدرتی جز قدرت او هراسی ندارد و از آنجا که ما همه چیزمان از اوست و باید در راه او باشیم ، خودمان ، جانمان ، مالمان ، اولاد و فرزندانمان همه و همه از اوست . شما این را می‌دانید که هر چه بشود ، پیروزی با ماست و مادامی که شما این ایده را دارید که برای خدا خدمت کنید ، در عبادت هستید و پیروز و دشمن شما انشاء الله شکست خورده است و نابود خواهد شد . امیدوارم که خداوند قدرت روحی و بازوئی به شما عنایت کند که در راه او جهاد کنید و شما اجر شهدا را دارید ، چه شهید بشوید و چه شهید نشوید . بروید به طرف نبرد با دشمن ، با دلی محکم و قلب هائی مملو از محبت خدا ، قلب هائی که از هیچ قدرتی ترس ندارد و خداوند همه شما را حفظ کند . موفق باشید . [۶۴]

خدمت به اسلام از بزرگترین عبادات است

من از خدای تبارک و تعالی مسئلت می‌کنم که تمام کشور ایران ، هر جائی که شما دوستان هستید و در هر شغلی که عزیزان ما اشتغال دارند ، محلشان مهبط الهی باشد یعنی کارها برای خدا ، برای خدمت به بندگان خدا ، برای خدمت به اسلام باشد که این از بزرگترین عبادات است ، خدمت به خلق خدا و خدمت به اسلام .
امید است که در هر جا شما هستید ، اداره شما و پست‌های شما مبدل بشوند به یک عبادتگاه و خدمت‌های شما همه عبادت باشد و من امیدوارم که در مقابل آن رژیم سابق ، جاهائی که ماءمورین بودند ، مرکز معصیت بود ، امروز شما با تعهد به اسلام و با تعهد به احکام اسلام و با تعهد به جمهوری اسلامی ، در خدمت بندگان خدا و مستضعفین باشید و بیشتر از همه طبقات ضعیف را ملاحظه کنید و این خود یک عبادت بزرگ است برای شما و من امیدوارم که شما به این عبادت موفق باشید و غنیمت بدانید اینکه در یک رژیمی واقع شدید ، در یک حکومتی واقع شدید که آن شغلی که سابق معصیت بود ، امروز عبادت است و آن اتاقی که سابق در آن معصیت واقع می‌شد ، امروز با خدمت به خلق خدا عبادتگاه است . و خداوند این عبادتگاه را برای شما حفظ کند و شما را موفق کند که به این عبادت بزرگ که خدمت به جمهوری اسلامی و خدمت به مردم است بیشتر موفق بشوید . [۶۵]

توجه کنید کارها خدمت برای خدا باشد

و من امیدوارم که همه ما خدمتگزار به اسلام و مسلمین باشیم و همه شما آقایان با تعهد به اسلام ، با اینکه حاضر بدانید خدا را در کارهای خودتان ، آن روزی را که می‌خواهید یک کسی را کنار بگذارید ، آن روزی که می‌خواهید به یک کسی فرض کنید که یک ( انگ ) غیر اسلامی بزنید ، توجه کنید که خدا حاضر است . اگر خدای نخواسته بر خلاف بکنید عمدا و اگر سهوی باشد ، اشتباهی باشد که مقدماتش دست شماست ، بدانید که این خدای حاضر و ناظر بر شما ممکن است نبخشد . توجه بکنید که کارها همه اسلامی باشد ، برای خدا باشد ، خدمت برای خدا باشد . [۶۶]

باید تمام همّ خود را برای جلب رضای خدا به کار گرفت

ملت عزیز ما که مبارزان حقیقی و راستین ارزش‌های اسلامی هستند ، به خوبی دریافته‌اند که مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست و آنها که تصور می‌کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد ، با الفبای مبارزه بیگانه‌اند . و آنهایی هم که تصور می‌کنند سرمایه داران و مرفهان بی درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه می‌شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می‌کنند ، آب در هاون می‌کوبند . بحث مبارزه و رفاه ، بحث قیام و راحت طلبی ، بحث دنیا خواهی و آخرت جویی دو مقوله‌ای است که هرگز با هم جمع نمی‌شوند ، و تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند . فقرا و متدینین بی بضاعت ، گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلاب‌ها هستند . ما باید تمام تلاشمان را بنماییم تا به هر صورتی که ممکن است خط اصولی دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم . مسؤ ولین نظام ایران انقلابی باید بدانند که عده‌ای از خدا بی خبر برای از بین بردن انقلاب ، هر کس را که بخواهد برای فقرا و مستمندان کار کند و راه اسلام و انقلاب را بپیماید فورا او را کمونیست و التقاطی می‌خوانند . از این اتهامات نباید ترسید ، باید خدا را در نظر داشت و تمام هم و تلاش خود را در جهت رضایت خدا و کمک به فقرا به کار گرفت و از هیچ تهمتی نترسید . آمریکا و استکبار در تمامی زمینه‌ها افرادی را برای شکست انقلاب اسلامی در آستین دارند در حوزه‌ها و دانشگاه‌ها مقدس نماها را که خطر آنان را بارها و بارها گوشزد کرده‌ام ، اینان با تزویرشان از درون محتوای انقلاب و اسلام را نابود می‌کنند ، اینها با قیافه‌های حق به جانب و طرفدار دین و ولایت ، همه را بی دین معرفی می‌کنند ، باید از شر اینها به خدا پناه بریم و همچنین کسانی دیگر که بدون استثنا به هر چه روحانی و عالم است حمله می‌کنند و اسلام آنها را اسلام آمریکایی معرفی می‌نمایند ، راهی بس خطرناک را می‌پویند که خدای ناکرده به شکست اسلام ناب محمدی منتهی می‌شود . ما برای احقاق حقوق فقرا در جوامع بشری تا آخرین قطره خون دفاع خواهیم کرد .
امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی است و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامی رونق و زرق و برق کاخ‌های سفید و سرخ را از بین خواهند برد ، امروز خمینی آغوش و سینه خویش را برای تیرهای بلا و حوادث سخت و برابر همه توپ‌ها و موشک‌های دشمنان باز کرده است ، و همچون همه عاشقان شهادت ، برای درک شهادت روزشماری می‌کند . جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی‌شناسد و ما باید در جنگ اعتقادی مان ، بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم . انشاءالله ملت بزرگ ایران با پشتیبانی مادی و معنوی خود از انقلاب ، سختی‌های جنگ را به شیرینی شکست دشمنان خدا در دنیا جبران می‌کند ، و چه شیرینی بالاتر از این که ملت بزرگ ایران مثل یک صاعقه بر سر آمریکا فرود آمده است ! چه شیرینی بالاتر از این که ملت ایران سقوط ارکان و کنگره‌های نظام ستمشاهی را نظاره کرده است و شیشه حیات آمریکا را در این کشور شکسته است و چه شیرینی بالاتر از این که مردم عزیزمان ریشه‌های نفاق و ملی گرایی و التقاط را خشکانیده‌اند ! و انشاءالله شیرینی تمام ناشدنی آن را در جهان آخرت خواهند چشید . نه تنها کسانی که تا مقام شهادت و جانبازی و حضور در جبهه پیش رفته‌اند ، بلکه آنهایی که در پشت جبهه با نگاه محبت بار و با دعای خیر خود جبهه را تقویت نموده‌اند ، از مقام عظیم مجاهدان و اجر بزرگ آنان بهره برده‌اند . خوشا به حال مجاهدان ! خوشا به حال وارثان حسین علیه السلام !
اذناب آمریکا باید بدانند که شهادت در راه خدا مساءله‌ای نیست که بشود با پیروزی یا شکست در صحنه‌های نبرد مقایسه شود ، مقام شهادت خود اوج بندگی و سیر و سلوک در عالم معنویت است ، نباید شهادت را تا این اندازه به سقوط بکشانیم که بگوییم در عوض شهادت فرزندان اسلام ، تنها خرمشهر و یا شهرهای دیگر آزاد شد ، تمامی اینها خیالات باطل ملی گراهاست و ما هدفمان بالاتر از آن است . ملی گراها تصور نمودند ما هدفمان پیاده کردن اهداف بین الملل اسلامی در جهان فقر و گرسنگی است ، ما می‌گوییم تا شرک و کفر هست ، مبارزه هست و تا مبارزه هست ، ما هستیم ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم ، ما تصمیم داریم پرچم لا اله الا الله را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم . پس ای فرزندان ارتشی و سپاهی و بسیجی ام ! و ای نیروهای مردمی ! هرگز از دست دادن موضعی را با تاءثر و گرفتن مکانی را با غرور و شادی بیان نکنید که اینها در برابر هدف شما به قدری ناچیزند که تمامی دنیا در مقایسه با آخرت .
پدران و مادران و همسران و خویشاوندان شهدا ، اسرا ، مفقودین و معلولین ما توجه داشته باشند که هیچ چیزی از آنچه فرزندان آنان به دست آورده‌اند کم نشده است فرزندان شما در کنار پیامبر اکرم و ائمه اطهارند ، پیروزی و شکست برای آنها فرقی ندارد امروز روز هدایت نسل‌های آینده است ، کمربندهاتان را ببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است امروز روزی است که خدا این گونه خواسته است و دیروز خدا آن گونه خواسته بود و فردا انشاءالله روز پیروزی جنود حق خواهد بود ، ولی خواست خدا هر چه هست ما در مقابل آن خاضعیم و ما تابع امر خداییم و به همین دلیل طالب شهادتیم و تنها به همین دلیل است که زیر بار ذلت و بندگی غیر خدا نمی‌رویم . البته برای ادای تکلیف همه ما موظفیم که کارها و مسایل مربوط به خودمان را به بهترین وجه و با درایت و دقت انجام دهیم . [۶۷]

عمده این است که ما آن دنیا آبرو داشته باشیم

و شما هم انشاء الله خدمتگزار همه هستید و همه ما خدمتگزار ملت هستیم . و خدا را در همه امور شما حاضر بدانید ، مهم آن معناست ، ما از این جا خواهیم رفت ، هیچ شکی نیست ، من زودتر و شما هم بعدا می‌آیید ، این مساءله‌ای نیست ، بلا اشکال است مساءله . باید فکر این را بکنیم که حالا که رفتیم ، آن جا از ما پرسیدند که شمایی که رئیس جمهور بودید برای مردم چه کردید ؟ شمایی که نخست وزیر بودید چه کردید ؟ شمایی که وزیر بودید چه کردید ؟ شمایی که وکیل بودید چه کردید ؟ ملت را ازشان می‌پرسند که شما برای اسلام چه کردید ؟ عمده این است که ما آن جا آبرو داشته باشیم . اگر این مطلب را درست بکنیم ، هم این جا درست می‌شود و هم آن جا درست می‌شود . و اگر خدای نخواسته بخواهیم یک تخلفی بکنیم ، نه این جا خیرش را می‌بینیم ، نه آن جا خیرش را می‌بینیم . من از خدای تبارک و تعالی توفیق و سعادت و سلامت همه شما را خواستار هستم و از همه تان تشکر می‌کنم که در یک همچو موقعی همه با حسن تفاهم ، با خوبی و با صفا مشغول خدمت هستید . [۶۸]

هر قدمی که برای کشور اسلامی برمی دارید پیش خدا محفوظ است

خداوند انشاءالله شماها را حفظ کند ، شما جوان‌ها را حفظ کند که همچو همت والائی دارید که می‌روید در جهاد سازندگی و زحمت می‌دهید به خودتان ، لکن برای خداست این . شما هر قدمی که الان بردارید برای کشور اسلامی پیش خدا محفوظ است ، خیال نکنید که این قوه‌های شما هدر می‌رود . قوای انسانی وقتی هدر می‌رود که برای خدا نباشد وقتی که قوا برای خدا کار بکند هدر نمی‌رود ، پیش خداست و این سازندگی شما انشاءالله خودتان ساخته می‌شوید به آنطوری که خدای تبارک و تعالی امر فرموده است و انبیا را برای او فرستاده که هم این جهاد ، جهاد نفسی باشد و هم سازندگی برای ملت . خداوند همه شما را موفق و موید بدارد و من دعاگوی همه تان ، خدمتگزار همه هستم . سلامت باشید انشاء الله . [۶۹]

برای خدا به بندگان خدا خدمت کنید

من تشکر می‌کنم از خدای تبارک و تعالی که در این روز با شما عزیزانی که برای این کشور زحمت می‌کشید و برای سازندگی محرومان رنج می‌برید مواجه هستیم و از چهره‌های نورانی عزیز شما بهره می‌بریم . خدای تبارک و تعالی این زحمت‌های طاقت فرسای شما عزیزان ، را هرگز فراموشی راه نمی‌داده است شما عزیزان ، چه قشر روحانی و چه قشرهای عزیز دیگر در این مدت طولانی چه رنج‌ها بردید و چه خدمت‌های شایسته در سرتاسر کشور ، در جبهه و پشت جبهه تقدیم خدای تبارک و تعالی کردید . آنهایی که برای یک مستمند و یک مومن خدمت بکنند آنهمه اجر پیش خدا دارند و شما که برای میلیون‌ها مستمند و میلیون‌ها مستضعف خدمت می‌کنید جز خدای تبارک و تعالی کسی نمی‌تواند احصاء کند اجر شما را و من امیدوارم که با همین عزم راسخ و با همین قدم الهی به کار خودتان ادامه بدهید و توجه به اینکه مردم دربارهٔ شما چه می‌گویند ، مخالفین دربارهٔ شما چه می‌گویند ، نداشته باشید . شما اخلاص داشته باشید و برای خدا به بندگان خدا خدمت کنید و ثنا و اجر را از او طلب کنید که او جزای شما را و اجر شما را عطا می‌فرماید . و همین طور از فرماندهان محترم ژاندارمری که در اینجا حضور دارند تشکر می‌کنم ، تشکر می‌کنم که آنها هم در حد توان خودشان دارند به این کشور خدمت می‌کنند . کشور امروز از خود شماهاست و دست شرق و غرب از کشور کوتاه شده است و شما خودتان هستید که باید کشور خودتان را اداره کنید و حفظ کنید . از اول که این نهضت اسلامی و انقلاب اسلامی به پیروزی رسید همه قشرهای امت چه قوای نظامی و انتظامی و چه پاسداران عزیز و چه جهاد سازندگی و چه کمیته‌ها ، همه قشرهای ملت با هم دست برادری دادند و به پیش رفتند چقدر شهید دادند و چقدر مجروح و چه خانواده‌هایی جوان‌های خودشان را در راه اسلام از دست دادند ، لکن نباید ما بگوییم که از دست دادند . آنکه محفوظ است ، آنکه برای همه محفوظ است ، آن خدمتی است که در راه اسلام و آن خونی است که در راه اسلام ریخته شود . اسلام از اول برای همین امر قیام کرده است که به این مستمندان عالم در مقابل ستمگران خدمت کند و این ستمگران را به جای خود بنشاند و شما اشخاصی هستید که پیرو یک همچو اسلام عزیز هستید و به این پیروی باید ادامه بدهید . [۷۰]

اگر خلوص برود ، دست خدا هم برداشته می‌شود

و خاصیت یک نهضت اسلامی که از خود توده‌ها و خود ملت برخاسته همین هائی است که در ایران واقع شد . یکدفعه سرتاسر ایران بعد از اینکه انقلاب به پیروزی تا حدودی رسید سرتاسر کشور بدون اینکه یک نظمی در کار باشد و یک اشخاصی بخواهند مردم را آگاه کنند ، خودشان برداشتند و سازمان هائی درست کردند و گروه‌هایی درست کردند . سرتاسر ایران خود ملت دادگاه درست کرد و در هر شهری ، در هر ناحیه‌ای یک ملائی قاضی شد و چند نفری هم دادستان و امثال ذلک بدون اینکه از مرکز یک تعیین شده باشد و سرتاسر کشور نهادهای مختلف پیدا شد ، جوشید . یکی از نهادهایی که از خود ملت جوشید و متکفل آن خود ملت بود ، همین جهاد سازندگی بود . کمیته‌ها و پاسداران و همه این نهادهای تازه و جدید بدون اینکه یک سازمانی در کار باشد خود همان مردم درست کردند و مادامی که این معنا باشد که مردم خودشان موظف می‌دانند خودشان را برای ساختن ، آسیب نخواهند دید . آن روز آسیب خدای نخواسته به کشور ما و به ملت ما می‌رسد که این معنائی که در اول نهضت پیدا شد و سبب پیروزی شد ، این معنا از بین مردم برود یعنی به واسطه اختلافات و تشتتات و هواهای نفسانی طوری بشود که از آن معنای الهی که در بین ملت بود و موجب پیروزی شد تهی بشود و در آنوقت دست رحمت الهی از سر این کشور خدای نخواسته برداشته بشود . کاری بکنید که این کلمه ید الله مع الجماعه از دستتان نرود . اگر جماعت‌ها همه با هم باشند و ایده اسلامی باشد دست خدا همراه شماست .
نهادهائی که در ایران از خود ملت پیدا شد اولش با یک قصد خالصی ، الهی پیدا شد و ظاهر شد . اگر این قصد خالص از پیش شما کوچ بکند دست خدا هم برداشته می‌شود . کوشش کنید که این نهادی که شما در آن خدمت می‌کنید و خدمت ارزنده‌ای است ، بسیار کوشش کنید که این خدمت در راه خدا باشد . خدمت به بندگان خدا ، خدمت به بندگان مستضعف خدا که مورد عنایت حق تعالی هستند . کوشش کنید خدمت برای مستضعف باشد ، نه برای هواهای نفسانی و کوشش کنید که این خدمت آلوده نشود به بعضی از کارهائی که ناپسند است . شیاطین در صددند که هر یک از این نهادهای اسلامی را لکه دار کنند . دست‌های خائنین در کار است ، توطئه‌ها در کار است که این نهادهای اسلامی را به دنیا بر خلاف آنچه که هست معرفی کنند . اگر خدای نخواسته در این نهادها یک کارهای بر خلاف موازین انجام بگیرد فرصت دست بدخواهان می‌افتد و در بوق و کرنا این مطلب را بزرگ می‌کنند و شما که برای خدا مشغول کار هستید شما را بدنام می‌کنند . دادگاه‌های سرتاسر کشور توجه داشته باشند که در دادگاهی ، خدای تبارک و تعالی را در نظر بگیرند و از اشتباهات و خطاها و انحرافات پرهیز کنند و در اموال و نفوس مردم با احتیاط رفتار کنند که اگر خدای نخواسته یک بیگناهی به دست اشخاص ، مجرم حساب بشود یا برای او جزائی تعیین بشود ، این در دستگاه الهی بسیار بزرگ است جواب ندارند بدهند . [۷۱]

وعده نصرت خدا در قبال خدمت خالصانه ماست

تمام این پیروزی‌ها و عدم پیروزی‌ها و سلطنت‌ها و ابرقدرتی‌ها و همه گذراست . ما این جا نشستیم ، بلا اشکال در صد سال دیگر از ما خبری نیست ، گذشته است ، رفته است ، پیروز بشویم رفته است ، شکست بخوریم رفته است ، قدرت داشته باشیم رفته است ، نداشته باشیم گذشته است . آن که باقی است ، آن است که در پیش خودمان است . آنچه باقی می‌ماند ، ما و چیزهایی که حمل می‌کنیم به عالم دیگر است . ما باید فکر این معنا باشیم که خدمت بکنیم / به / خدمتی که برای ما سرمایه باشد برای آن جهان . زدن و پیروز شدن و فتح کردن و همه اینها اگر آن بعد معنوی اش نباشد ، همه اش شکست است ، بلکه آنهایی که بیشتر در نظر مردم پیروزند ، شکسته ترند . این قدرت‌های بزرگی که در عالم بوده است و هست و خواهد بود ، اینها اگر آن بعدی که آنها را به سعادت می‌رساند نداشته باشند ، تمامش شکست است . چند روز خورد و خواب و جنایت و خیانت و بعدش تمام / در این جا/ این جا بسته می‌شود و در آن عالم باز می‌شود ، صحیفه ما باز می‌شود . همه این عالم شهادت می‌دهند برای ما ، همه حاضرند . ما باید که فکری بکنیم که نصرت کنیم خدا را؛ ان تنصروا الله ینصرکم جنگ نیست ، انزوا هم نیست پیشرفت نیست ، شکست هم نیست . نصرت یک معنایی است که در خود انسان باید متحقق بشود ما اگر چنانچه در همه جبهه‌ها پیروز بشویم ، لکن به عنوان نصرت خدا نباشد ، برای نصرت خودمان باشد ، بخواهیم که خودمان یک جایی را بگیریم ، ما نصرت خدا را نکردیم و خدا هم آن وعده‌ای را که داده‌اند ، عمل نمی‌کنند ، اگر عمل کنند یک عنایت خاصی است ، ربطی به ما ندارد . آنی که وعده کرده است که ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم ، آن این است که شما جبهه نصرت را باز کنید ، خدا هم باز می‌کند . شما برای خدا کار کنید ، برای خدا پیش بروید ، برای خدا زحمت بکشید ، برای خدا همه کارها را انجام بدهید . آن که در جبهه هست برای خدا باید جبهه باشد ، آن که پشت جبهه است برای نصرت خدا باشد ، این کسی که متصدی امور لشکر است برای خدا متصدی باشد ، آن که متصدی امور کشور است برای نصرت خدا باشد ، آن که در مجلس است برای خدا در مجلس باشد ، برای نصرت خدا باشد و بالاخره اگر همه با نصرت خدا باشیم ، خدا به وعده خودش بی اشکال عمل می‌کند . اگر نقصی باشد در ماست اگر/ در نصرت / ما به خیال خودمان پیروزی داریم پیدا می‌کنیم ، لکن نصرت خدا نباشد ، یعنی برای او نباشد برای پیشرفت مقاصد الهی نباشد ، مقاصد الهی مقصود این است که برای مظلومان ، برای مستمندان ، برای پیشرفت احکام اسلام ، برای دفع ظلم از مظلومان ، برای قطع ید ستمگران ، همه اینها برای خدا ، خدا فرموده است ، ما عمل می‌کنیم . اگر فرموده بود که بروید در/منزل‌های تان / منزلتان بنشینید ، آن وقت ما برای خدا می‌رفتیم منزل می‌نشستیم وقتی می‌فرماید که قتال کنید ، قاتلوهم /ما/ برای خدا ، برای اطاعت اوست . وقتی برای اطاعت اوست ، نصرت و شکستن هیچ فرقی با هم ندارد ، برای این که این وجهه الهی اش همه اش نصرت است . آن چیزی که مربوط به معنویات است و مربوط به یک جهان دیگر است و برای ما ، مایه دست است ، برای ما سرمایه است ، /آن / وقتی در دست ما باشد ، چه شکست بخوریم و چه پیروز بشویم ، هیچ فرقی با هم ندارد و اگر این معنا نباشد باز هم فرقی ندارد ، بلکه پیروزی‌ها شکستش بیشتر است . [۷۲]

نصرت خدا ، نصرت بندگان خداست=

باید ما جدیت کنیم که این معنا را درست بکنیم . دنبال این باشیم که اگر چنانچه متصدی امر دولتیم ، دولتی باشیم که برای خدا کار بکنیم و برای خدا کار کردن ، این است که ببینیم خدا چی فرموده است ، چی گفته است ، ما باید بکنیم . فرموده است که به مستمندان باید برسید ، به ضعفا باید برسید ، به مردم فقیر باید برسید برای همه باید تهیه کنید . وقتی که بنا شد ما برای این جهت خدمت کردیم ، این نصرت خداست . نصرت خدا ، نصرت بندگان خداست نصرت دین خداست . وقتی ما نصرت کردیم بندگان خدا را برای خدا ، برای این که اینها عیال الله هستند ، ما اگر چنانچه در جبهه‌ها هم پیروز نشویم ، این جا پیروز ، و اگر این طور نشد ، شکست خوردیم از همین حالا ، در اوج پیروزی در شکست هستیم / این جا در اوج / و در حضیض شکست ، پیروز هستیم . میزان ، این است و ما باید این را در نظر بگیریم . در هیچ پیروزی ای به مقدار خارج از متعارف که مربوط به خدا نباشد ، غرور و خوشحالی پیدا نکنیم و در هیچ شکستی سرشکستگی نداریم ، برای این که ما نمی‌خواستیم خودمان یک چیزی بشویم که سرشکستگی پیدا کنیم ، ما می‌خواستیم اطاعت امر خدا را بکنیم . خدا فرموده است : بروید دست ظالم را قطع کنید . ما می‌رویم ، آن قدری که قدرت داریم ، دست ظالم را ، بتوانیم قطع می‌کنیم ، نتوانستیم ، کار خودمان را انجام داده‌ایم . به ما فرموده است که قاتلوهم [۷۳] ، خداوند تعزیرشان می‌کند به دست شما . ما مقاتله می‌کنیم ، اطاعت است ، یعنی سربسته و دربسته در اختیار او باید باشیم ، اطاعت بکنیم ، دنبال هر چی می‌رویم اطاعت بکنیم . اگر موعظه می‌کنیم برای اطاعت خدا باشد و اگر موعظه می‌شنویم هم برای اطاعت خدا باشد . اگر جنگ می‌کنیم برای خدا باشد ، اطاعت خدا باشد و اگر صلح می‌کنیم ، اطاعت خدا . هر جا فرموده آن کار را بکنید ، آن کار را می‌کنیم ، هرجا فرموده این کار را بکنید ، این کار را می‌کنیم . اگر این طور شدیم که از خودمان یک چیزی را مایه نگذاشتیم ، هرچه هست از اوست ، چیزی هم نداریم که مایه بگذاریم ، خیال می‌کنیم چیزی داریم ، هرچه هست از اوست . هرچه ما خیال می‌کنیم داریم ، نه ! از اوست پیش ما ، امانت است این امانت هم یک وقتی رد می‌شود به خودش اگر هم داشته باشیم به خیال خودمان ، از ما نیست ، اشتباه می‌کنیم . [۷۴]

سعید این است که همه چیز را برای ( او ) بخواهد

همه عذابهایی که در آن عالم هست برای نفهمی آدم است . خیال می‌کند خودش چیزی است ، چون خیال می‌کند خودش چیزی است ، می‌خواهد به همه تفوق پیدا کند . چون برای خودش هست ، می‌خواهد همه چیز را برای خودش تحصیل بکند ، و این است که انسان را به شقاوت می‌رساند . و سعید این است که همه چیز را برای ( او ) بخواهد و برای او خواستن ، یعنی برای بندگان خدا ، برای احکام خدا . ما اگر چنانچه در این جنگی که برمان تحمیل شده است ، دفاع می‌کنیم و دفاع کردیم و بیرون کردیم این اشخاص جنگجوی مفسد را ، برای این است که خدا فرموده است : دفاع باید بکنید . دفاع هست ، ما دفاع می‌کنیم . اگر هم فرموده بود که نه ، بروید جنگ بکنید ، می‌رفتیم جنگ می‌کردیم . حالا چون فرموده دفاع است ، ما دفاع می‌کنیم . مادامی که آنها مشغول این کارهای مفسده جویی هستند ، ما هم باید دفاع کنیم ، یعنی ما اطاعت امر خدا می‌کنیم ، هر کس هم هر چی می‌خواهد بگوید . اگر برای خدا شد ، از حرف‌های مردم هیچ ناراحت نمی‌شویم . حرف را همه می‌زنند - اگر نه ، همه نمی‌گویند - حرف زده می‌شود . شما بایستید شب و روز را اطاعت خدا بکنید ، برایتان یک چیزی می‌گویند ، بروید برای جنگ و همه کار بکنید برای خدا ، برایتان یک چیزی می‌گویند . ماءمون نیستید از زبان مردم ، همان طوری که پیغمبر اکرم ماءمون نبود ، برای او آن همه می‌گفتند ، برای امیرالمومنین هم آن همه می‌گفتند ، لکن آنها برای این که کارشان برای خدا بود از این که بگویند فرض کنید که ، مگر امیرالمومنین نماز هم می‌خواند ؟ مگر علی نماز هم می‌خواند که توی مسجد کشتندش ؟ او از این ناراحت نمی‌شود . اگر ناراحت بشود ، برای این که چرا یک آدمی این طور است ، نه چرا /من / برای من می‌گوید . انبیا ، ناراحت اگر می‌شدند برای این بود که چرا باید بندگان ( این مردمی که آمدند در این جا و بنده هستند ) خودشان را مستقل بدانند و برای خودشان کار بکند و فساد بکنند ، برای این دلسوزی می‌کردند . و احتمال من می‌دهم که ما اوذی نبی مثل ما اوذیت هم ، این معنا باشد ، من احتمال می‌دهم که آن معرفتی که رسول خدا داشت ، دیگران نداشتند ، مقاماتشان هر چه بود ، به اندازه ایشان نبود . و هر چه مقامات بیشتر است راجع به معصیت هائی که در عالم می‌شود ، بیشتر اذیت می‌شود . اگر بشنود که در آن سر دنیا یک کسی یک کسی را اذیت کرده / این / این ناراحت بشود ، نه از باب این که شهر خودم است ، نه از باب این که مملکت خودم است ، اقربای خودم است ؛ از باب این که یک مظلوم در دنیا واقع شده . و لهذا می‌بینید که حضرت امیر آن طور می‌فرماید که وقتی که آن چیز را از پای یک ذمی بیرون آوردند ، می‌فرماید مرگ برای انسان چطور است ، از ظلم ، بما انه ظلم بدش می‌آید ، نه از ظلم به خودم . از خوبی به آن طوری که خوب است خوشش می‌آید ، هر کس هم به هر کس خوبی کند ، از باب این که خوبی است خوشش می‌آید ، هرکس هم به هرکس ظلم کند ، از باب این که ظلم است ناراحت می‌شود . این معنی ، این است که یک انسانی بداند که چی هست و کجا هست و کجا می‌رود . همه این بساط برچیده می‌شود لکن صحف ما برچیده نمی‌شود ، هست ، آن طرف است . پرده را الان هم اگر بردارند ، ما خودمان می‌بینیم که چه کردیم ، چی هست ، دیگران هم می‌بینند ، اگر ستاریت خدا نباشد . [۷۵]

جنت لقاءالله بالاترین پاداش خادمین اسلام است

من نمی‌دانم با چه بیانی از این جوان هائی که در طول این مدت فداکاری کردند تشکر کنم . آنقدری که می‌توانم عرض کنم این است که این مطلب برای خداست و ما هم از خدا هستیم ( انالله ) [۷۶] و به سوی او هم می‌رویم ، دیر و زود خواهیم رفت و چه بهتر که در این راهی که داریم قهرا به آن طرف می‌رویم با یک توشه باشد و آن توشه ، توشه توحید است ، توشه خدمت به اسلام است . من نمی‌توانم برای - خدمتگزاری - جوانی که برای خدمتگزاری به اسلام شب تا صبح ، شب زنده داری می‌کند ، در حال خطر واقع می‌شود ، مجاهده می‌کند ، ارزش برای این ما نمی‌توانیم حساب بکنیم که ارزش این چقدر است ، اجرت این چقدر راست . مگر غیر از خدا می‌تواند کسی به این اعمال پاداش بدهد ؟ مگر طبیعت و زینتهای طبیعت پاداش یک موجودی است که برای خدا قیام کرده است و برای خدا خودش را به خطر انداخته است ؟ آن چیزی که دل ما را خوش می‌کند این است که برای شما پیش خدای تبارک و تعالی یک حسابی باز است و الا ما نمی‌توانیم از شماها تشکر کنیم یا خدای نخواسته به شما اجر بدهیم . ما همچو قدرتی نداریم ، آنچه هست این است که شما از خدا هستید ، برای خدا هم خواهید بود و خدا هم اجر شما را می‌دهد . اجری که خدا می‌دهد ، آن ارزش دارد ، ارزش عمل شما آن است که خدا به شما می‌دهد ، ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اءموالهم بان لهم الجنه جنت ، آن جنتی که لقاء خداست ، جنتی که لقاء دوستان خداست ، آن برای شما کافی است و از آن که گذشت ، دیگر در عالم طبیعت نمی‌شود برای اعمالی که برای خداست یک چیزی قرار داد - او - هر چه مربوط به عالم طبیعت است مادون آن چیزی است که برای خداست . [۷۷]

علائم خدمت برای خدا

مطرح نکردن خود

آنهایی که در هر جا خدمت می‌کنند توجه کنند که خدای تبارک و تعالی و ملائکه‌ای که از طرف خدا موکل هستند مواظب هستند . همین موج‌هایی که در دنیا از حرف شما ، از عمل شما منعکس می‌شود ، همین‌ها فردا پیش شما شهادت می‌دهند . باید توجه بکنید به اینکه مسؤ ولیت بزرگ است مثلا - در - کسانی که در جبهه هستند و جبهه خدمت می‌کنند اینها گروه‌های مختلف هستند ، ارتشی هست ، ژاندارمری هست ، پاسدار هست ، بسیجی هست ، عشایری هست ، شهربانی هست از همه قشرها در آنجا خدمت می‌کنند ، مردم عادی هم می‌روند خدمت می‌کنند ، اینها مواظب باشند که همین جا محل امتحان آنهاست که آیا اینهایی که دارند فعالیت می‌کنند و می‌خواهند کشور خودشان را نجات بدهند و دفاع کنند از کشور خودشان ، آیا اینها باهم هماهنگ هستند یا هر که می‌خواهد برای خودش کار بکند ؟ آیا برای خدا کار می‌کنند یا برای خودشان ؟ اگر ملاحظه کردند که میل دارند که این گروه خودشان قدرت داشته باشد قدرت در دست بگیرد نه گروه دیگر ، بدانند که عمل شان شیطانی است ، شهادت شان هم اجر ندارد . و اگر دیدند که برای خدا دارند کار می‌کنند؛ برای خدا کار کردن اینجا معلوم می‌شود که آن کسی که سپاهی است نکشد طرف سپاه همه چیز را و آن کسی که ارتشی است نکشد طرف ارتش همه چیز را هکذا دیگران . همه با هم برای خدا و برای نجات ملت و برای نجات کشور به پیش بروند فرق نکند که این طایفه باشد یا آن طایفه باشد . مقصد عمده است . انبیا اینطور بودند . اولیای خدا اینطور بودند . کار برای خداست به دست شما انجام بگیرد ، گرفته است ، به دست من انجام بگیرد ، گرفته است ، در دست دیگری ، گرفته است . [۷۸]

عدم توقع از دیگران

انسان که یک قدم اصلاحی و زندگی ساز بر می‌دارد نباید توقع داشته باشد که مورد پذیرش همه قرار گیرد ، این نخواهد شد . امیرالمومنین را هم تا آخر عمر عده‌ای قبول نداشتند . اگر انسان بخواهد برای اسلام خدمت کند نباید توقع این را داشته باشد که همه او را بپذیرند . کسی که می‌خواهد برای خدا کار کند باید پیه حبس ، تبعید ، بدنامی و سایر چیزها را به خود بمالد . اگر به شما فحشی می‌دهند ، شما برای خاطر خدا بپذیرید و ثواب کنید . این را نباید فراموش کنیم که ما همه یک چنین کار بزرگی را انجام داده‌ایم ، حالا از شرق و غرب فحاشی نشنویم یا در داخل با فساد کسانی مواجه نگردیم ؟ ! [۷۹]

عدم انتظار اجر دنیوی

آن حالتان را یاد بیاورید . آن حال - حال - حالی است که ولی شما خدا بود یعنی همه چیزتان الهی بود ، همه حرکت ، حرکت الهی بود ، شماها یدالله بودید در آنوقت و این جماعت ، این جماعت هائی که با هم یکصدا فعالیت می‌کردند اینها یدالله بودند یدالله مع الجماعة آن حال را یادتان باشد ، همان حال را حفظش کنید ، نگوئید حالا تمام شد قضیه و حالا بیائیم سر تقسیم ، تقسیمی توی کار نیست ، تقسیمی که نیست ، تقسیم مال آنهائی است که برای آمال دنیایی کار کردند ، شما رفتید جانتان را در طبق اخلاص گذاشتید و هدیه کردید ، برای شکم رفتید این کارها را کردید که حالا می‌خواهید تقسیم کنید ؟ ! تقسیمی توی کار نیست ، از خدا بخواهید ، از خدا اجر بخواهید . آن چیزهائی که در دنیاست اجر این نیست که شما جانتان را فدا کردید و در طبق اخلاص گذاشتید حالا بعوض اینکه جانتان را فدا کردید یک خانه می‌خواهید ، یک دکان می‌خواهید ، یک پست می‌خواهید ، اصلا می‌شود این عوض او باشد ؟ ! کسی که همه چیزش را ، خودش را ، جوانش را ، همه چیزش را فدا کرده است این حالا بیاید بگوید که یک خانه‌ای بدهید عوض این ، این عوض دارد اصلش ؟ ! این فداکاری جز خدا کسی نمی‌تواند عوض بدهد ، اگر همه این دنیا را به شما بدهند ، عوض او نیست . آن حال را حفظ کنید ، برگردید به آن حال ، دوباره شما تحت رهبری شیطان نباشید ، ولی شما طاغوت نباشد . آن حال اگر حفظ بشود ، الان هم شما ، همان ولایت خدا در شما حکومت می‌کند و هیچ چیز هم عوض این نمی‌شود . شمائی که می‌روید در کردستان و فداکاری می‌کنید ، این فداکاری در دنیا عوض ندارد که شما عوض بگیرید . اگر توی ذهن تان آمد برویم یک عوضی بگیریم ، معلوم می‌شود برای خدا نبوده ، برای دنیا بوده اگر قضیه تقسیم اموال است این معلوم شد مال دنیا بوده که حالا می‌خواهند تقسیم اموال بکنند . در جنگ حنین که مسلمین پیش بردند و غنائمی به دست آوردند ، پیغمبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) تمام این غنائم را داد به همین اهالی مکه و ابوسفیان و امثال اینها ، همه غنائم را به آن کسانی که مخالفش بودند داد بعضی‌ها گله کردند که آخر مثلا چه ، ما هم بودیم فرمود که شما حاضر نیستید که آنها شترها را ببرند و شما پیغمبر همراهتان باشد آنها شتر بردند ، قسمت شما پیغمبر است . حیف است انسان فداکاری بکند آنوقت شتر بخواهد . شمائی که الان بعضی تان در ، شاید خودتان هم بودید در کردستان و آن وقایع کردستان و آن فداکاری‌ها ، حالا که برگردید شتر می‌خواهید ؟ ! برای خودتان یک چیزی می‌خواهید ؟ ! چیزی می‌تواند مقابل این فداکاری باشد ؟ ! بگذرید از این علائق ، اینها ، این علائق همه اش ظلمت است ، همان ظلماتی است که خدا می‌فرماید والذین کفروا اولیاءهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات . [۸۰] فطرت همه بر نورانیت است . فطرت شما فطرت نورانی است ، فطرت توحید است ، به دست خود ما این فطرت به جهالت‌ها ، به ظلمات کشیده می‌شود و ما باید خودمان را مواظبت کنیم ، باید مجاهده بکنیم خودمان را ، باید حساب خودمان را بکشیم قبل از اینکه آنجا حساب از ما بکشند . خودتان حسابتان را بکشید قبل از اینکه حسابگرها حساب شما را بکشند . همه لحظات چشم‌های شما ، همه خاطرات ذهن شما ، تمام تفکرات باطن شما در حضور خداست و در نامه‌ها هم در پرونده‌ها ثبت است . هر لحظه‌ای که در لحظات چشم شما بر خلاف آن چیزی که دستور است واقع بود ، در حضور خداست و ثبت است و در روایات همه است که اینها هفته‌ای دو مرتبه اعمال عرضه می‌شود بر ولی امر ، بر امام زمان سلام الله علیه . توجه داشته باشید که در کارهایتان جوری نباشد که وقتی عرضه شد بر امام زمان سلام الله علیه خدای نخواسته آزرده بشود و پیش ملائکة الله یک قدری سرافکنده بشود که اینها شیعه‌های من هستند ، اینها دوستان من هستند و بر خلاف مقاصد خدا عمل کردند . رئیس یک قوم اگر قومش خلاف بکند ، آن رئیس منفعل می‌شود . ای پاسدارهای عزیز و ای سربازهای اسلام ! در هر جا هستید از خودتان هم پاسداری کنید تا به پیروزی بر نفس خودتان و پیروزی بر همه شیاطین نائل شوید . من امیدوارم که شماهائی که در این نهضت با آن جوش و با آن خروش و با آن فداکاری شرکت کردید ، در این بین راه ، یک کسی نباشید که نارفاقتی بکنید و بین راه رها کنید . این قافله راه افتاده است و دارد طرف خدا می‌رود ، همه با هم باشید در این راه ، وقتی همه با هم شدید در این راه ، خداوند با شماست ، تفرقه نکنید ، با هم برادرند همه انما المومنون اخوه [۸۱]برادرید . - باید - باز این یک محکی است که ما ببینیم که به دیگران به چشم برادری نگاه می‌کنیم و برادروار با همه هستیم یا نه خدای نخواسته یک خصومتی توی کار هست و یک گرفتاری هائی هست . مومن آن است که با مومن دیگر برادر باشد ، این عقد برادری را خدا در اصل برای شما ایجاد کرده . برادرها ! ما بین راه هستیم و دشمن در کمین . یک راهی است که شخصی ما داریم می‌رویم که این صراط الهی است دشمن ابلیس است و می‌خواهد نگذارد شما این راه را طی کنید ، مراقبت از خودتان بکنید که این راه را با سلامت طی کنید و در آنجا که می‌روید با سلامت وارد بشوید . یک راهی هم ، راهی است که اجتماعی باید برویم و بروید و او پیشبرد اهداف اسلامی است که بحمدالله تا اینجا که آمدید ، خوب آمدید و از اینجا به بعد هم با سلامت و خوبی پیش بروید . اگر چنانچه همان حالی که در زمان انقلاب و آنوقتی که همه تان در خیابان‌ها و در میدان‌ها وارد می‌شدید آن حال را به نظر بیاورید ، حالا هم همان حال را در خودتان احیاء کنید ، ایجاد کنید آن حال را اگر چنانچه در خودتان ایجاد کنید ، همه با هم برادر خواهید بود و این آمالی که در همه ممکن است خدای نخواسته باشد اینها از بین می‌رود و به جای او صفا ، برادری می‌نشیند . [۸۲]

عدم باخت و دلسردی

شما در این کارهائی که انجام می‌دهید ، چه در جهاد سازندگی ، چه در پاسداری و چه در دادگاه‌ها و هر جا هستید ، ادارات ، توجه تان به خدا باشد . کی کمک به من می‌کند کی نمی‌کند خیلی مطرح نباشد پشتیبان . شما دارید یک عمل انسانی - اسلامی برای خدا انجام می‌دهید ، توانستید انجام بدهید که به آن نتیجه هم رسیدید ، اگر نتوانستید هم انجام بدهید باز شما برد دارید ، برای اینکه پیش خداست ، مطلب الهی است . کسانی که برای خدا کار می‌کنند هیچ وقت باخت در آن نیست آنهائی که برای دنیا کار می‌کنند باخت دارند که اگر نرسیدند خوب ، باختند و عمرشان هم هدر دادند ، اگر برسند هم باخت دارند لکن آنهایی که برای خدا قیام می‌کنند ، اطاعت امر خدا را می‌خواهند بکنند ، نهضت برای خدا ، قیام برای خدا ، عمل برای خدا ، این هیچ وقت شکست ندارد . در ظاهر هم اگر خیال بشود که ما نتوانستیم عمل بدهیم پس شکست خورده‌ایم ، به حسب واقعش شکستی نخوردیم ، برای اینکه ما برای خدا کار کردیم و کسی که برای خدا کار بکند همین دنیا نیست قضیه ، جاهای دیگر ما داریم ، برد آنجا است . [۸۳]

عدم یاءس و شکست

خودتان باید حالا از اول بسازید خودتان را برای اینکه کشور خودتان را خودتان اداره بکنید خیلی هم دنبال این نباشید که حالائی که دارید کار می‌کنید خیر باید حتما همه ادارات هم با شما همراهی کنند ، شما برای خدا کار بکنید البته آنها باید این کار را بکنند لکن اگر یک وقتی یک لنگی پیدا شد هیچ ابدا خوف به خودتان راه ندهید و یاءس به خودتان راه ندهید . خودتان قدرتمندید ، خودتان می‌توانید عمل بکنید .
من امیدوارم که خداوند همه شما را توفیق بدهد و همه ما را توفیق بدهد که برای خدا کار بکنیم تا شکست در آن نباشد این از همه توفیق‌ها بالاتر است که ما خودمان طوری بکنیم که کارهایمان برای او باشد . خدمت به ملت خدمت به او است . خدمت به مملکت خود شما خدمت به خداست . مملکت ، مملکت خداست خدمت کردن برای اینکه ما محتاج به اجانب نباشیم ، این خدمت بزرگی است ، خدمت الهی است ، برای خداست این . کوشش کنید که کارتان برای خدا باشد وقتی برای خدا باشد از هیچ چیز باک نداشته باشید ، خدا همراه شماست و کسی که خدا همراهش است از هیچ نباید باک داشته باشد . [۸۴]

ساده زیستی

روش حکومت انبیاء و اولیاء

راه انبیا الگوی راه ما

و انشاء الله باقدرت شما و با قدرت ایمان شما ، با قدرت اسلام این نهضت به آخر می‌رسد و بوی اسلام را آنوقت می‌شنوید که چه معطر است اسلام . چه نظامی است این اسلام که آن که در راس واقع شده است مثل خود پیغمبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و آنهائی که در پائین به اصطلاح شما یا مردم ، واقع شده‌اند ، اینها در یکجا با هم مجتمع می‌شوند و می‌نشینند و صحبت می‌کنند و - عرض می‌کنم - قصه و صحبت تجییش جیوش می‌کنند اینها ، این بنای پیغمبر اینطور بود . پیغمبر که خلیفة الله بود ، همه او را قبول داشتند ، وقتی که توی مسجد می‌نشست نمی شناختندش ، کسی که از خارج می‌آمد ، نمی‌شناخت برای اینکه بالا و پائینی در کار نبوده ، آنوقت حتی یک همچو چیزی هم نبوده است که بیندازد زیرش ، آن روی یک حصیر اگر خوب ، بود حصیر ، والا روی زمین می‌نشست ، اسلام این است . ما دلمان می‌خواهد یک همچو ، البته قدرت ما نداریم که این که هست عرضه کنیم اما هر چه ، هر چه آدم بخواهد به مبداء خیر نزدیک بشود ، باید خودش را نزدیک کند ، حالا من نتوانستم مثل مالک اشتر عمل کنم خوب ، هر چه بتوانم خودم را نزدیک کنم به آنها ، باز خوب است و من امیدوارم که مملکت ما یک مملکت اسلامی بشود ، جوانهای ما ، یک جوان‌های مسلم ، معتقد به اسلام بشود و اگر این ایمانی که ما را پیش برد ، باقی باشد ، احدی دیگر نمی‌تواند به شما تعدی کند و انشاء الله نخواهد توانست . [۸۵]

شیوه سرداران اسلام

وحدت کلمه و اسلامی بودن یک مملکت این است که از آن رئیس جمهورش که آن بالا هست به حسب اعتبار تا آن کسی که آن پائین هاست اینها یک جور باشند ، نه این از او بترسد نه او توقع داشته باشد که این از او بترسد . اسلام اینطوری است .
حضرت امیر سلام الله علیه که خلیفه مسلمین بود ، خلیفه یک مملکتی که شاید ده مقابل مملکت ایران بود از حجاز تا مصر ، آفریقا ، کذا ، کذا ، یک مقدار هم از اروپا ، این خلیفه الهی وقتی توی جمعیت بود مثل همه ما که نشسته‌ایم با هم ، این هم زیر پایش نبود ، همین بود که یک پوست داشتند به حسب نقل . یک پوست داشتند که شب خودش و حضرت فاطمه رویش می‌خوابیدند و روز روی همین پوست علوفه شترش را می‌ریخت ، پیغمبر هم همین شیوه را داشت . اسلام این است ، آن که ما می‌خواهیم این است . البته هیچ کسی قدرت ندارد مثل او باشد اما ما می‌خواهیم یک خرده نزدیک ، یک بوئی از اسلام بیاید در ایران ، ما می‌خواهیم اینطور بشود که وقتی رئیس یک مملکتی ، فرض کنید رئیس جمهور ، نخست وزیرش توی جمعیت می‌آید همچو امتیازی نباشد که مردم کنار بروند ، آی آه واه بشود . زمان رژیم سابق اگر می‌خواست این شخص از یک خیابانی عبور کند ، سازمان امنیت و مامورها قبل از اینکه بیاید ، دو روز ، سه روز قبل این جاها را همه را تحت نظر می‌گرفتند ، خانه‌ها را این خانه‌ها را خالی می‌کردند از مردم تحت نظر می‌گرفتند که ایشان می‌خواهد یک عبوری از اینجا بکند . چرا ؟ برای اینکه خودش خائن بود و خائن می‌ترسد . خیانت به مملکت کرده بود و خائن خائف است ، از خودش می‌ترسد ، می‌ترسد بکشندش . اما مالک اشتر هم اینطور بود ؟ توی مردم بودند ، حضرت امیر تو مردم بود ، با مردم بود پیغمبر اکرم توی مسجد به حسب نقل وقتی نشسته بودند با اصحابشان یک عربی که از خارج می‌آمد نمی‌شناخت اینها کدام یکی پیغمبرند ، کدام یکی دیگران هستند . می‌پرسید که : کدام یکی تان هستید ؟ پیغمبر کدام‌ها هستید ؟ وضع اینطور بود که دور می‌نشستند ، یک صدری یک ذیلی نبود دور هم می‌نشستند ، وقتی یک کسی می‌آمد ، خوب اینها که دور هم نشسته‌اند کدام یکی شان هستند . وضع حکومت اسلام این است . [۸۶]

کیفیت زندگی حاکمان اسلامی

اسلام آن اسلامی است که در نیم قرن فتح کرد تمام این ممالک را برای اینکه آدمشان کند ، نه فتح اسلام مثل فتح سلطنتهای سلطان‌های دیگر ، مثل فتح نادرشاه است ، خیر . آن طرز حکومت اسلام ، طرز حکومت آدمسازی است . شما خود رؤ سای اسلام را باید ملاحظه کنید ، مثل پیغمبر اکرم که رئیس اسلام است ، امیرالمومنین که بعد از او رئیس اسلام بود . شما خود آنها را ببینید که وضع شان چه جوری بوده است ، دیکتاتوری بوده است ؟ پیغمبری که با مردم دیگر وقتی می‌نشست معلوم نبود آقا کدام است و نوکر کدام است و عرض بکنم که اصحاب کدام است و خود پیغمبر کدام است پیغمبری که با مردم همانجور می‌نشست و با همه همانطور جلسه می‌کردند و همانطور جلسه شان ، جلسه بنده‌ها و فقرا بود و زندگیش ، زندگی فقرا بود و بیت المال ، مال مردم بود و هیچ تصرفی نمی‌کرد ، مثل یکی از فقرا زندگی می‌کرد و با مردم وقتی که معاشرت می‌کرد ، اعلام کرد به اینکه هرکس حقی دارد به من بگوید ، یکی پیدا نشد ( غیر یک نفر آدمی که اشتباها گفت برای غرضی ) که بگوید تو ده شاهی از ما برداشتی ، که بگوید یک ظلمی تو به من کردی این آخر عمر می‌فرمود هر که حرفی دارد به من بگوید ، هیچ کس پیدا نشد که بگوید تو به ما یک ظلمی کردی ، یک بدی گفتی - عرض می‌کنم که - به این ملت یک ( نعوذ بالله ) خیانتی کردی ، فقط یکی در بین اینها پا شد گفت که شما یک شلاق به من زده‌اید . گفت به او بیا عوض آن را بزن گفت به اینجای من . گفت بیا عوض آن را بزن . گفت نه اینجوری نبود برهنه بودم برهنه شد بعد رفت بوسید آنجا را ، گفت که من این را گفتم که اینجا را ببوسم یعنی دروغ گفتم ، نه نکرده‌اید . شما در حکومت‌های دنیا یک همچنین حاکمی پیدا کنید ، ما یک همچنین حاکم ، دنبال یک همچنین حاکم می‌گردیم ، البته نمی‌توانیم پیدا کنیم اینجور اما دنبال این می‌گردیم که لااقل به بعضی احکام اینها خوب عمل بکند ، خیانت نکند به این ملت ، نخورد مال این ملت را ، برندارد مال این ملت را ببرد به آمریکا و به سایر ممالک و ویلا برای خودش و بچه‌هایش و طایفه اش درست بکند . [۸۷]

نمونه‌هایی از ساده زیستی حضرت امیر ( علیه السلام )

زندگی ساده

پیغمبر وقتی که از دنیا رفت هیچ چیز نداشت . این هم آن حاکم دوم که دیگر توسعه حکومتش سرتاسر شرق را گرفته بود و تا اروپا هم رفته بود تقریبا ، آن هم آن حاکم که زندگیش یک پوست داشت ، آنجا شب‌ها روی آن دوتایی زن و شوهر می‌خوابیدند که حضرت امیر باشد و فاطمه زهرا سلام الله علیها و روزها علف شتر را روی آن می‌ریختند که علف بخورد آن . این بارگاه ، تخت و بارگاه اعلیحضرت سلطان بود . کار می‌کرد ، مثل سایر عمله‌ها کار می‌کرد ، نداشت این جایی را ، آدم و دستگاه نداشت نه اینکه کار می‌کرد که جمع بکند ، کار می‌کرد و وقف می‌کرد . همان روزی که با او بیعت کردند بیل و کلنگش را برداشت و رفت سراغ کاری که انجام می‌داد آنجا یک چشمه‌ای را می‌خواست حفر کند ، خودش با دست خودش حفر کرد ، وقتی درآمد ، تبریکش کو ؟ گفت که این تبریک را برای ورثه بگو ، بیاور قلم و کاغذ ، و قلم و کاغذ آوردند ، همان وقت وقف کرد برای یک جهتی . آن هم زندگی و خوراکش که از نان و جو نگذشت ، بالاتر نبود ، آن هم چند تا لقمه بود . ما یک همچنین حاکمی ، دنبال این می‌گردیم پیدا نمی‌کنیم البته ، خود ایشان هم فرموده که ( خوب شما طاقت ندارید اینقدر ، لکن تقوا داشته باشید ) . [۸۸]

کار کردن مثل دیگران

اسلام اگر خدا بخواهد انشاءالله با خواست خدا در خارج تحقق پیدا کند ولو به یک وجود کوچکی نازلی ، غیر از این مسائل است که اینها خیال می‌کنند ، غیر از این مطالبی است که مردم خیال می‌کنند و اینهائی که خیال می‌کنند که ما اسلام را می‌فهمیم ، غیر از این مسائل است . اگر اسلام پیدا بشود ، اسلام آن است که همان روزی که بیعت کردند با حضرت امیر سلام الله علیه ، همان روز ( در تاریخ هست ) که بیعت کردند ، بیعتی که طول و عرض مملکتش آنقدر بود که عرض کردم ، بیعت تمام شد بیل و کلنگش را برداشت رفت یک چشمه‌ای بود که مشغول بود برای کندنش ، رفت آنجا برای سر کارش ، کارگر بود . حالا چشمه درآمد می‌گویند که چشمه هم وقتی که کلنگ آخر را زدند مثل گردن شتر آب بیرون آمد . یک کسی گفت خوب است ، گفت که این ورثه را چیز بده . بعد آن را وقفش کرد . یک همچو سردارهائی اسلام داشته است . یک همچو لشگری اسلام داشته که جنگ وقتی که می‌کردند ( تاریخ هست این ) گرسنه بودند ، این جهازات جنگی در کار نبود ، هر چند نفرشان یک دانه شمشیر و هر چند نفرشان یک دانه شتر داشتند این حرف‌ها نبود که خیال کنید که حالا ساز و برگ چیز . یک دانه خرما گیر این می‌آمد می‌گذارد دهانش ، همان شیرینی اش که به دهانش می‌رسید در می‌آورد می‌داد به رفیقش آن بگذارد دهانش ، می‌داد رفیقش آن می‌داد رفیقش تا آن آخر . اینطور اسلام را اینها نگه داشتند و حالا ما باید نگه داریم این اسلام را اسلام خیلی عزیز است . [۸۹]

غذای ساده

ما البته نمی‌توانیم یک حاکمی مثل حضرت امیر پیدا کنیم که حکومت کند ، که وضع زندگیش آنطور باشد اما خوب ما توقع نداریم که برسیم به یک حاکمی که زندگیش آنطور باشد که وقتی شب آخری که شبی است که ( خوب سلطنت دارد بر ، حالا من جسارت می‌کنم بگویم سلطنت ، خلافت دارد بر یک همچو ممالک طویل و عریض ) می‌خواهد که شهید بشود حضرت ، یعنی ضربت خورد ، مهمان بود به منزل یکی از دخترها ، دخترهای خودشان ، وقتی که برایش به حسب تاریخ نمک آوردند و شیر آوردند رو کرد که تو چه وقت دیده بودی که من دو تا چیز داشته باشم ، می‌آید نمک را بردارد ، می‌فرماید که نه شیر را بردار ، من همان نمک را می‌خورم . البته ما نمی‌توانیم یک همچنین حکومتی پیدا بکنیم اما می‌توانیم که یک حکومتی که دزد نباشد پیدا کنیم ، یک حکومتی که مال مردم را اینقدر نخورد ، اینقدر نچاپد ، اینقدر ندهد به مردم . ما دنبال این هستیم که حالا یک حکومتی پیدا کنیم که اینطور نباشد که اموال مسلمین را خرج خودش و عائله اش بکند و یک مقداریش را ، زیادترش را هم بدهد به آمریکا ، بدهد به شوروی و بدهد به سایر ممالک دیگر تا آنکه تخت و تاجش محفوظ بماند . [۹۰] اینها با هفت معاء می‌خورند با هفت معاء ، اصلا اعتنا به این که یک ملتی است که این ملت باید زندگی بکند ، ندارند ، هر روز ، هر روز نه البته ، بسیاری از اوقات به ما می‌نویسند که اجازه بدهید فلان جا حمام درست کنیم پس چه شد این حرف‌های شما که می گوئید همه ایران در رفاه هستند ؟ همه ایران در رفاه هستند و بچه هایشان را می‌فروشند ؟ ! برای گرسنگی در رفاهند همه ایران ؟ چه رفاهی الان برای ایران هست ؟ بازار ایران را دارند الان چپاول می‌کنند که یک مقداریش را خرج این جشن مفتضحانه بکنند ، باقیش هم خودشان مصرف کنند یا مامورین مصرف کنند . سرمایه‌های مردم و مسلمین بیچاره را صرف این می‌کنند واز بودجه خود مملکت چقدرها ، چقدر میلیون‌ها ، ده‌ها میلیون خرج یک همچنین ملعبه‌ای ، یک همچنین مضحکه‌ای می‌کنند ، برای چه ؟ برای هوای نفس ، همین که گفته بشود که ما آنیم که جشن گرفتیم و ما مفاخرمان این است که آقا محمد قجر داشتیم ، مفاخرمان این است که نادر قلی داشتیم یک آدم مزخرف سفاک این آدم بود که خدا می‌داند چه‌ها کرد . اینها جشن دارند ؟ ! مسلمین باید عزا بگیرند برای این طور حکومتها . [۹۱]

رفتار حضرت امیر ( علیه السلام )

جشن برای آنی باید بگیرند که وقتی که احتمال این را می‌دهد که در آخر مملکت یک گرسنه‌ای باشد ، به خودش گرسنگی می‌دهد . کسی که کنار مسجد ، دارالاماره اش و دکة القضاه . او ، همین مسجد کوفه یک گوشه‌ای از مسجد کوفه دکه القضاه او در آن هست و روی زمین می‌نشیند و یاءکل کما یاءکل العبید و یمشی کما یمشی العبید وقتی هم پیراهن گیرش می‌آید پیراهن نو را به قنبر می‌دهد ، پیراهن کهنه را خودش بر می‌دارد و آستینش هم که بلند است پاره می‌کند همان طور می‌پوشد و می‌رود خطبه می‌خواند ، یک مملکتی هم دارد که ده مقابل مملکت ایران است ، این جشن دارد . [۹۲]

پوشاک ساده

ما در تولد حضرت امیر جهات معنویش / را از/ دست ما ازش کوتاه است ما نمی‌توانیم از این جهات معنوی ای که در ایشان بوده است حتی یک جمله موافق با واقع نمی‌توانیم عرض کنیم ، لکن بعضی از جهات که مربوط به خود جهت مادی است و جهات اجتماعی است ، آن را می‌شود گفت . شما ملاحظه کنید که یک نفر که خلیفه مسلمین است ، زمامدار امور است ، خلیفه است ، این چه وضعی داشته است ، در حالی که خلیفه است می‌خواهد نماز جمعه بخواند ، لباس زیادی ندارد ، می‌رود بالای منبر ، آن لباسی که دارد حرکت می‌دهد - به حسب نقل - تا خشک بشود ، دو تا لباس ندارد . یک کفشی را که خودش وصله می‌کرده است ، کفاشی می‌کرده است ، ازش می‌پرسند/ می‌گوید/ ، حضرت می‌فرماید که این کفش به نظر شما چقدر ارزش دارد ، می‌گویند هیچ می‌گوید که : ( امارت بر شما هم ، خلافت هم ، در نظر من مثل این کفش و پایین تر از این کفش است ، مگر این که اقامه عدالت کنم ) . شما کجا سراغ دارید که یک نفر خلیفه باشد و وضعش این طور باشد ؟ حضرت امیر سلام الله علیه حقیقتا مظلوم است و مظلوم بوده است ، حتی در بین شیعیان هم مظلوم است . وقتی می‌خواهند تعریف کنند از حضرت امیر ، تعریف می‌کنند به چیزهایی که بر خلاف واقع است و توهین به حضرت است ، مثلا می‌گویند که انگشترش را که می‌خواسته هدیه بدهد به فقیر ، قیمتش خراج شامات بوده است ! آن کسی که لباسش آن است ، انگشتر می‌پوشد که قیمتش خراج باشد ؟ ! این یک دروغی است که اگر روایت هم داشته باشد ، دروغ است - در صورتی که ندارد - وقتی می‌خواهند معرفی کنند حضرت امیر را ، به این جهات معرفی می‌کنند ، به همین جهات چیز یا آنهایی که عارف لفظی هستند - عرفان حقیقی که کم است در دنیا - آنها هم وقتی که می‌خواهند از حضرت نقل کنند ، یک حرف‌های درویشی نقل می‌کنند . آنی که هست واقعیتش را که نمی‌دانند ، و این جهات ظاهری هم که حضرت داشته است برای جهالت هائی که بوده است ، منحرف کردند از واقعیتش ، خیال کردند تعریف حضرت امیر به این است که انگشترش چقدر قیمت داشته باشد و مثلا چه باشد . یک زندگی عجیب و غریبی برای حضرت امیر .
شما خلافت در آن وقت یک وضع خاصی داشته است ، خصوصا آن خلفای از معاویه به پایین ، یک سلطنتی بوده است و در / همین عصر که / در همان عصر که معاویه آن بساط سلطنتی را راه انداخته بود ، حضرت امیر مثل یک فعله می‌رفت کار می‌کرد ، مثل یک عمله می‌رفت کار می‌کرد و آب راه می‌انداخت و بعد همان جا می‌گفت این آب صدقه است . آب راه نمی‌انداخت برای خودش ، وضع زندگی این بوده است . ما اگر بخواهیم از ایشان تقلید کنیم نمی‌توانیم ، حقیقتا نمی‌توانیم تقلید کنیم ، قدرت این معنا را ما نداریم . اما خود ایشان هم فرمودند که شما نمی‌توانید ، اما تقوا می‌توانید داشته باشید . می‌توانید که تقوا داشته باشید ، می‌توانید که با خدا باشید ، توجه به خدای تبارک و تعالی داشته باشید . [۹۳]

پایین‌ترین سطح زندگی

ما تا این راه مستقیمی که راه انسانیت است ، راه اسلام است و از حکومت‌هایش ما فرق را می‌فهمیم ، آنوقتی که اسلام به دست ماها نیفتاده بود که مثل یک پوستین این طرف ، آن طرف باشد آن وقتی که اسلام صریح بود ، زمان خود پیغمبر ( ص ) و زمان علی ابن ابیطالب ( سلام الله علیه ) شما وقتی آنوقت را ملاحظه کنید و سران قوم را در آنوقت ، سردارهای اسلام را در آنوقت ، آن که در راس واقع شده بود به حسب نظم مملکتی ، وقتی که ملاحظه بکنید چه جور زندگی می‌کردند ، وضع خودشان چه جور بود ، آن که پیغمبر اسلام بود در یک مسجدی که نه مثل این مسجد ماها ، مساجدی که حالا هست ، یک مسجدی که شاید حصیر هم نداشتند ، یک دیوار یک متری آنقدری تقریبا بوده است و با این چیزهای ، چوب‌های خرما یک جائیش را سقف زده بودند . مسجد ، آن مسجد و اطاق‌ها ، یک دانه اطاق برای یک عده بود وقتی که نشسته بودند ( در مسجد می‌نشستند با اصحابشان ) کسی که از خارج می‌آمد نمی‌فهمید اینها کدام یکی پیغمبرند و کدام یکی دیگرانند ، می‌پرسید کدام یکی شما او هستید . اینطور می‌نشستند ، مثل ، مثل سایرین حتی یک همچو پتوئی نبوده است که زیرشان بیندازند که یک امتیازی در کار باشد و آن که حضرت امیر ( سلام الله علیه ) است و تاریخش را همه می‌دانیم ، همان روزی که بیعت کردند با حضرت امیر و رای دادند به ایشان ، همان روز وقتی فارغ شد از این قضیه بیل و کلنگش را برداشت رفت پی کار . کار می‌کرد ، یک جا رفت آنجا سراغ کارش . یک همچو حکومتی ، خودش کار می‌کرد . این حکومت یک حکومتی است که اگر بگوید ما برادر هستیم ، راست می‌گوید یعنی یک برادری است که از برادر دیگرش ، از سایر برادرهای دیگرش در زندگی پائین تر است . - حضرت امیر سر آن - آنطور که در تاریخ است آن چیزی که تویش آرد جو درست کرده بود برای اینکه از آرد جو میل می‌فرمود سرش را مهر زده بود که مبادا دخترهایش به واسطه عطوفتی که به او دارند یک روغنی ، یک چیزی داخلش بکنند ، مثلا چیزی که تغییر مزه داشته باشد . زندگی این زندگی بود و می‌فرمود که من می‌ترسم که در آن طرف مملکت نمی‌دانم کجا ، یک کسی باشد که گرسنه باشد ، نان نداشته باشد و من می‌خواهم همانطور باشم این حکومت یک حکومتی است که می‌تواند حاکم بگوید که ما با دیگران برادر هستیم ، ما همه هستیم ، همه باهمیم ، با اینکه وضعش کمتر از دیگران است . یک پوستی داشتند که شب زیر خودش و عیالش حضرت زهرا می‌انداختند می‌خوابیدند روی آن ، روز همین پوست را یک قدری علف می‌ریختند برای شترشان . این زندگی بود . [۹۴] آن حکومتی که ما می‌خواهیم مصداقش یکی خود پیغمبر اکرم است که حاکم بود . ما بناست که رؤ سا را بگیریم ، رؤ سا را نظر بکنیم ، سیره رؤ سا را نظر بکنیم ، یکی از آنها هم حضرت امیر بود ، یکی هم عمر بود ، ما ببینیم اینها مثل عمر هم هستند ؟ خود پیغمبر را هر کس که سیره نوشته است از رسول اکرم نوشته ، وضعش در زندگی کمتر بوده است از این مردم عادی که آن وقت در مدینه زندگی می‌کردند . اطاق گلی اینها داشتند توی مسجد یک اطاق گلی داشتند ، سوار الاغ می‌شده است یک کسی هم دنبالش ، پشت سرش می‌نشسته و می‌رفته ، آنوقت هم برای او مساءله می‌گفته ، او را تربیت می‌کرده . شما بیاورید یک حاکمی ، یک رئیس - عرض می‌کنم - کلانتری ، یک کدخدای یک شهری ، یک دهی بیاورید که اینطوری باشد ، سلوکش با ملت این باشد که وقتی توی مسجد - مسجد محل اداره حکومت ، می‌آمدند آنجا - وقتی که پیغمبر توی مسجد نشستند - و عرض می‌کنم که - چند نفر هم همراهشان هستند ، با هم نشسته‌اند و دارند صحبت می‌کنند ، اشخاصی که نمی‌شناختند ، از خارج می‌آمدند ، نقل شده است که نمی‌شناختند اینها کدام یکی عرض می‌کنم که حاکم است و کدام یکی محکوم ، کدام یکی پیغمبر است ، کدام یکی مردم دیگر . یک زندگی اشرافی و یک زندگی عرض می‌کنم چیزی نداشته در عین حال که خودش اینطور بوده ، آنقدر به این فقرا رسیدگی می‌کرده و به این ضعفا رسیدگی می‌کرده است که مردم همه از ذکرش ( فرض کنید ) عاجز بودند .
آن هم حضرت امیر با سلطنت ( جسارت است که من سلطنت به ایشان بگویم ) با خلافت چندین مملکتی که ایران یکی از آنها ، حجاز یکی از آنها ، نمی‌دانم عراق یکی از آنها ، اردن یکی از آنها ، مصر یکی از آنها ، این یک همچو دامنه‌ای آنوقت داشته سلطنت ایشان ، با این دامنه سلطنت ، زندگی خودش را ببینیم که آیا این غمخوار ملت است یا آنهائی که اینها می‌گویند ؟ مقایسه بکنید و زندگی شان را در تاریخ ببینید آن چیزی که نقل می‌کنند ، یک پوستی ایشان داشته است ، یک پوست گوسفندی داشته شب‌ها خودش و عیالش رویش می‌خوابیدند ، روز هم این را می‌گذاشتند آنجا برای شترشان علف می‌ریختند . این زندگی حضرت امیر . در عمرش شاید یک دفعه یک نان سیری نخورده باشد . این وضع خوراک حضرت امیر که در آن چیز را ( برحسب نقد ) مهر می‌کرده ، آنجایی که توی آن نان جو بوده است مهر می‌کرده است ، که مبادا اینها باز کنند یک چیز دیگر توی آن بریزند ( یک چربی ، یک چیزی که مثلا به حسب ترحمی که فرزندانش می‌خواستند به پدر بکنند و زینب مثلا می‌خواسته به پدر بکند ، چیزی داخل این بکند ) مهر می‌کرده که دست نخورده باشد . این خوراک حضرت امیر سلام الله علیه بود .
آن شبی که شب فوت ایشان است شب ضربت خوردن ایشان هست ، آن شب مهمان ام کلثوم می‌گویند بوده است ، وقتی که برایش غذا می‌آورند ، ایشان غذا برای افطار می‌آورد ، می‌بیند که نمک آورده و شیر ، می‌گوید تو چه وقت دیدی من دو تا خورش داشته باشم ؟ یکیش را بردار ، می‌گویند که رفته است نمک را بردارد ، گفته است به جان من شیر را بردار ، دو لقمه نمک دست برد و خورد . این حکومت ماست ، حکومت اسلام است ، حاکم اسلام است ، آن هم حاکم کمونیست و مارکسیسم و اینها . [۹۵]

نحوه معاشرت با دیگران

خدای تبارک و تعالی هیچ احتیاجی به اعمال ما و خود ما ندارد ، انبیاء هم احتیاج به من و شما و به اعمال ما ندارند . تمام زحماتی که انبیا کشیدند ، وقتی که ما کیفیت زندگی آنها را مطالعه کنیم ، زندگی حضرت موسی ، حضرت عیسی سلام الله علیهما را و خصوصا زندگی حضرت رسول اکرم پیغمبر خودمان را اگر ملاحظه کنید و به تاریخ اسلام و به تواریخی که حکایت از اینها کردند و از زندگیشان کردند ملاحظه کنید و می‌فهمید که اینها تشکیل حکومت بعضی شان دادند حکومت بعضی شان دادند ، احکام حکومتی دارند لکن خودشان وقتی به زندگیشان مراجعه کنید می‌بینید که اصلا مثل رؤ سای جمهوری یا سلاطین این عالم اصلا نبودند ، یک شکل دیگر ، یک وضع دیگر داشتند . در ممالک دیگر ، هم در زمانشان تحت لوای ایشان بوده است در عین حال وقتی زندگیشان را ، کیفیت معاشرتشان را ملاحظه می‌کنیم می‌بینیم که اصلا این طور مسایلی که رئیس کلانتری یک ناحیه داشته ، ایشان ندارد چون که با وجودی که الان سلطان حجاز است و فرمانفرمای حجاز است وقتی که توی مسجد نشسته است و رفقای خودش ، اصحاب خودش نشسته‌اند ، آدم هائی که از خارج می‌آیند نمی‌توانند بفهمند که کدام یکی از اینها آن پیغمبری است که رئیس اینهاست و کدام سایرین هستند .
معاشرتش این طور بوده است . خیال نکنید یک همچو مسندی که حالا من پیرمرد را شما نشانده‌اید ، او هم روی مسند نشسته باشد ، او روی همانجایی که شما نشسته‌اید ، همانجوری نشسته بوده است که وقتی از خارج می‌آمدند نمی‌فهمیدند که این پیغمبر است یا آن یکی . وضعش اینطور بوده است ، این طور نبوده که مثل رئیس جمهورهای حالا اگر کسی بخواهد خدمتشان برسد باید مدتها زحمت بکشد ، آن هم چه شخصی باشد ، همه مردم که نمی‌توانند بروند پیش او در مسجدش باز بود و همه می‌آمدند ، غنی و فقیر و درویش و مسکین و همه می‌آمدند پیش ایشان حرف هایشان را می‌زدند و جواب هایشان را می‌شنیدند ومسائل شان را گوش می‌کردند و اینها ، وقتی هم منزل داشتند یک مسجدی اینها داشتند ، خیال می‌کنید مثل مسجد حالای مدینه بوده ، یک تکه زمین بوده و دورش را با چوبهایی از درخت و شاخه هائی از درخت محفظه‌ای گرفته بودند که حیوانات نروند آنجا . آن مسجدشان بوده است و یک دوسه تا هم ، چند تا هم خانه ، اطاق گلی درست کردند در آن و در آن هم ابدا هیچ از این تجهیزات که حتی منزل تو و من دارد نداشته . این پیغمبر اکرم وقتی می‌آییم سراغ حضرت امیر سلام الله علیه که وصی به حق اوست آنوقتی که حضرت امیر سلطنت ، حالا من جسارت می‌کنم بگویم سلطنت ، امام یک ممالک بزرگ بوده است و تمام حجاز و تمام عراق و تمام سوریه و لبنان و مصر و ایران و همه اینها تحت لوای او و تحت حکومت او بوده است ، خودش زندگیش چه جور بوده است ؟ باز مثل امیرالامرا بوده است ؟ یک پوستی داشتند ، پوست گوسفندی داشتند که شب‌ها ( آن طور که نقل می‌کنند و تاریخ دارد ) می‌انداختند و خودشان و همسرشان روی آن می‌خوابیدند ، روزها همین پوست گوسفند را علف می‌ریختند توی آن برای آن شترشان که علف بخورد . این حکومت اسلام . حضرت امیر سلام الله علیه با دست خودشان ، با کلنگ خودشان قنات درست می‌کردند . در تاریخ هست همان روزی که بیعت کردند با حضرت امیر به خلافت آن هم خلافتی که دامنه اش این قدر زیاد بود همان روز بعد از این که بیعت تمام شد ، ایشان بیل و کلنگش را برداشت رفت سراغ آن کاری که می‌کرد ، کار می‌کرد ، آن وقت کار که می‌کرد نه این که کار می‌کرد برای استفاده خودش که قنات داشته باشد ، وقتی که آب زد بیرون آن وقت قلم و کاغذ را گرفت وقفش کرد برای فقرا - و برای مثلا چیز وقف کرد - ما یک چنین حاکمی می‌خواهیم . [۹۶]

رفتار با بیت المال

ما که اینقدر زحمت می‌کشیم و فریاد می‌زنیم و ملت اسلام را دعوت می‌کنیم ، دعوت می‌کنیم که ما یک حاکمی می‌خواهیم ، یک سلطانی می‌خواهیم که خیانتکار نباشد . داشت حساب بیت المال را می‌کرد ، حساب زکات و چیزهائی که ، مالیات هائی که به بیت المال باید مردم بدهند ، چراغ روغنی اش ( آن وقت چراغ مثل اینکه با روغن روشن می‌شده ) پیه سوز به اصطلاح ما ، این چراغ روشن بود و حضرت مشغول نوشتن حساب بود ، یک کسی آمد ( به حسب آن چیزی که نقل شده است ) کسی آمد با حضرت صحبت بکند حضرت آن چراغ را خاموش کرد گفت آن وقت که این روشن بود برای حساب بیت المال مسلمان‌ها بود حالا که می‌خواهید با من صحبت کنید مربوط به این نیست من چراغ را خاموش کردم ، مال مردم ، مال بیت المال است ، من حق ندارم .
حالا شما ملاحظه کنید که این رئیس جمهورها چه می‌کنند ، این سلاطین چه می‌کنند ، چون از آنها اطلاع نداریم برگردید ایران را نگاه کنید ، برگردید ببینید که این آقا که حالا این همه فساد کرده چه می‌کند ، با بیت المال مردم چه می‌کند ، با بیت المال مسلمین ما یک چنان حاکمهایی رامی گوئیم که ، هی می‌پرسند اسلام چیست ، اسلام چیست ؟ اسلام یک چیزی نیست که بخواهد همه چیز را به هم بزند . اسلام تمام نظام طبیعت را حفظ می‌کند ، فسادهایش را جلوگیری می‌کند . حکومت باشد اما حکومت چپاولگر نباشد ، حکومت خائن نباشد ، نه این که می‌خواهد حکومت را به هم بزند ، خوب آنها خودشان حکومت داشتند . سلطنت به معنای حکومت ( نه به این معنای خلافکاری و اینها ) به معنای حکومت اسلامی هست ، حاکم اسلامی است ، نظام اسلامی هست لکن این چپاول‌ها و این دزدی‌ها و این خیانت‌ها نیست ، منهای اینهاست .
فریاد ما که می گوئیم ما حکومت اسلامی می‌خواهیم و مرگ بر این سلطنت کثافت کاری ، برای این است که ما می‌بینیم که ( خودمان می‌دانیم و هم یک وقت تاریخ می‌خوانیم ) سلاطین سابق هر چه بودند ، جبار بودند لکن خیانت در آنها کم بوده جبار بودند ، تبهکار بودند ، تعدی می‌کردند به مردم اما مملکتشان شان را به یک مملکت دیگری ، منافع مملکتشان را به مملکت دیگری نمی‌دادند . من ندیدم که یکی از سلاطین سابق مملکتش را فروخته باشد به یک کسی ، منافع مملکتش را تقدیم دیگری کرده باشد ، این اخیرا شده و خصوصا در زمان این آقا ، در زمان این سلطان مفسد این مسائل پیدا شده است که هر چیزی که ما داریم اینها از بین برده‌اند . زندگی خودشان این زندگی است ، زندگی شما این است که می‌بینید ، توی اینجا بنشینید ، توی این جاهای نم . این زندگی اینهاست . من این را دو سه دفعه گفته‌ام تا حالا ( که نوشته بود کسی برای من و یا در مجله‌ای خواندم ، الان یادم نیست ) که یکی از خواهرهای این آقا یک ویلایی در کجا تهیه کرده که پول آن ویلا را من الان یادم نیست ، خیلی قلم درشت محیر العقولی بود ، آنی که یادم هست این کلمه اش است که پنج میلیون دلار خرج گلکاری و تزئینات گلکاریش شده یعنی ۳۵ میلیون تومان . ما یک همچنین سلطانی دیده‌ایم که چراغ را خاموش می‌کند که آن چراغ به قدر دو دقیقه که با این شخص می‌خواهد صحبت عادی بکند ، صحبت رفاقتی مثلا بکند این دیگر روشن نباشد ، خودش هم دستگاه بارگاهش این مسجد است ، توی این مسجد می‌آید می‌نشیند ، همه می‌آیند حرف هایشان را به او می‌زنند ، از مسجد هم لشگر درست می‌کند می‌فرستد به این طرف آن طرف برای - عرض می‌کنم - پیشرفت اسلام لکن زندگیش همین است که عرض کردم که یک پوست هست و وقتی که شب مردنش ، شب شهادت حضرت ، وقتی که مهمان بود منزل دخترش نمک آوردند و شیر ، گفت تو چه وقت دیده بودی که من ( بر حسب نقل ) دو تا چیز همراه بخورم ، رفت نمک را برداشت فرمود که به جای نمک شیر را بردار ، نان با نمک را خورد آن سلطان حجاز ، ایران ، سوریه ، لبنان ، عراق ، ماورای اینها ، اردن و امثال ذلک . این شب آخر زندگی ایشان در حال آن قدرتمندی . [۹۷]

عواقب خروج مسؤ ولین از زندگی ساده

شکست اسلام

من قبلا عرض می‌کنم که من از اینکه اینجا نشسته‌ام و آقایان در آنجا هستند ( نه شما آقایان ، شما که تاج سرمان هستید ، دیگران هم همین طور ) من از این شرمنده هستم و امید عفو از محضر آقایان دارم و از آقایان تشکر می‌کنم که تشریف آوردند و از نزدیک ما خدمت شان می‌رسیم و بعضی مسائلی که مناسب با این جلسه است عرض می‌کنم . من به سهم خودم هیچ نگرانی ندارم راجع به انقلاب . انقلاب راه خودش را پیدا کرده و به پیش می‌رود و بستگی به وجود هیچ کس هم ندارد این انقلاب انشاءالله محفوظ می‌ماند و آسیبی از خارج به او نخواهد رسید لکن آن چیزی که انسان را یک قدری نگران می‌کند ، دو تا مطلب است که این مربوط به عموم روحانیت است . یک مطلب اینکه من خوف این را دارم که در این انقلاب که باید روحانیت تقویت بشود و آنچه که شده است به هدایت آقایان بوده است ، مبادا خدای نخواسته به واسطه بعضی از اعمالی که از بعضی از این روحانیون و معممین صادر می‌شود ، این موجب این بشود که یک وقتی یک سستی در روحانیت پیدا بشود . یکی قضیه اینکه از آن زی روحانیت و زی طلبگی بوده است ، اگر ما خارج بشویم ، اگر روحانیون از آن زی که مشایخ ما در طول تاریخ داشته‌اند و ائمه هدی سلام الله علیهم داشته‌اند ، ما اگر خارج بشویم خوف این است که یک شکستی به روحانیت بخورد و شکست به روحانیت شکست به اسلام است . اسلام با استثناء روحانیت محال است که به حرکت خودش ادامه بدهد . اینهایند که اسلام را معرفی می‌کنند و به پیش می‌برند و از اول هم همین طور بوده . اگر چنانچه ما از زی متعارف روحانیت خارج بشویم و خدای نخواسته توجه به مادیات بکنیم ، در صورتی که خودمان را با اسم روحانی معرفی می‌کنیم ، این منتهی ممکن است بشود به اینکه روحانیت شکست بخورد . من این نگرانی که همیشه هی در دلم هست این است که من خوف این را دارم که مردم به واسطه امثال من به بهشت بروند . آنها برای خدا توجه به آقایان دارند و ما هم و شما هم دعوت می‌کنید مردم را به خیر و صلاح . من خوف این را دارم که آنها برای خاطر ما و شنیدن حرف ما به بهشت بروند و ما برای خاطر اینکه خودمان مهذب نبودیم به جهنم . و آن خوف زیادی که من دارم این است که ما روبرو بشویم با آنها ، ما در جهنم باشیم ، آنها در بهشت باشند . [۹۸]

مطرود شدن از طرف مردم

البته آقایان باید بنده را موعظه کنند ، لیکن از آنجا که حق برادری موعظه است ، مسائلی را عرض می‌کنم . تحقیقا احیای نماز جمعه در ایران از مسائل بسیار مهم است . نماز جمعه موجب می‌شود تا مسائل فراموش شده در اسلام به بهترین وجه برای مردم گفته شود . در قدیم اگر یک روحانی راجع به امور سیاسی مردم صحبت می‌کرد می‌گفتند رهایش کنید او سیاسی است ، که این نوع فکر بلا اشکال از شیاطین داخل و خارج بوده است . آنها به ما باورانده بودند که روحانی باید عبایش را سر بکشد و فقط برود مسجد نماز معمولی اش را بخواند . روحانی حق دخالت در هیچ امری را نداشت . ولی واقعیت این است که ما تابع حضرت رسول و ائمه علیهم السلام هستیم که همه امور دست آنها بود ، حکومت تشکیل دادند و مردم را هدایت نمودند . بحمدالله امروز وارد مسائل سیاسی شدن دیگر عیبی ندارد ، ولی باید توجه کنید که همه متوجه شما هستند ، لذا زی اهل علم خودتان را حفظ کنید . درست مانند علمای گذشته ساده زندگی کنید . در گذشته چه طلبه و چه عالم بزرگ شهر زندگی شان از سطح معمولی مردم پائین تر بود و یا مثل آنها بود امروز سعی کنید زندگی تان از زی آخوندی تغییر نکند اگر روزی از نظر زندگی از مردم عادی بالاتر رفتید بدانید که دیر یا زود مطرود می‌شوید . برای اینکه مردم می‌گویند ببینید آنوقت نداشتند که مثل مردم زندگی می‌کردند ، امروز که دارند و دست شان می‌رسد از مردم فاصله گرفتند . باید وضع مثل سابق باشد باید طوری زندگی کنیم که نگویند طاغوتی هستیم . [۹۹]

دور شدن از ارزشهای معنوی

و یکی از امور مهم هم این است که روحانیون باید ساده زندگی کنند . آن چیزی که روحانیت را پیش برده تا حالا و حفظ کرده است ، این است که ساده زندگی کردند . آنهایی که منشا آثار بزرگ بودند ، / در زندگی / ساده زندگی کردند . اینهایی که در بین مردم موجه بودند که حرف آنها را می‌شنیدند ، اینها ساده زندگی کردند . شاید آقایان کمی شان یادشان باشد ، در آن وقتی که ما اوایلی که آمدیم قم ، که در آن جا چه اشخاصی بودند ، شخص اول قم در جهت زهد و تقوا و اینها مرحوم آشیخ ابوالقاسم قمی ، مرحوم آشیخ مهدی و عده دیگری ، و شخص نافذ آن جا و متقی ، مرحوم آمیرزا سید محمد برقعی و مرحوم آمیرزا محمد ارباب . همه اینها را من منزل هایشان رفتم . این که ریاست صوری مردم را داشت و ریاست معنوی هم داشت ، با آن که زاهد بود ، در زندگی مشابه بودند . مرحوم آشیخ ابوالقاسم ، من گمان ندارم هیچ طلبه‌ای مثل او بود ، زندگی اش یک زندگی ای بود که مثل سایر طلبه‌ها ، اگر کمتر نبود ، بهتر نبود ، کمتر هم بود . مرحوم آمیرزا محمد ارباب که من رفتم مکرر منزلشان ، یک منزلی داشت دو سه تا اتاق داشت خیلی ساده ، بسیار ساده . مرحوم آشیخ مهدی همین طور ، سایرین هم همین طور ، عده هم زیاد بودند آن وقت . وقتی انسان در آن محیط واقع می‌شد که اینها را می‌دید ، همین دیدن اینها برای انسان یک درسی بود ، وضع زندگی آنها برای انسان یک ، وضعی بود ، درس بود برای انسان عبرت بود . هرچه بروید سراغ این که یک قدم بردارید برای این که خانه تان بهتر باشد ، از معنویت تان به همین مقدار ، از ارزش تان به همین مقدار کاسته می‌شود . ارزش انسان به خانه نیست ، به باغ نیست ، به اتومبیل نیست . اگر ارزش انسان به اینها بود ، انبیا باید همین کار را بکنند . انبیا سیره شان را دیدید چه جور بوده . ارزش انسان به این نیست که انسان یک هیاهو داشته باشد ، یک اتومبیل کذا داشته باشد ، یک رفت و آمد زیاد داشته باشد . ارزش روحانیت به این نیست که یک بساطی داشته باشد و یک دفتری و یک دستکی داشته باشد . فکر کنید ارزش انسان را به دست بیاورید ، ارزش روحانیت را از دست ندهید . در کیفیت تحصیل آن علوم هم هر چه بروید سراغ تجملات - و انشاء الله نمی‌روید - از علوم تان کاسته می‌شود . آنهایی که این کتاب‌های قطور را نوشتند و پر ارزش را ، زندگی شان یک زندگی طلبگی بوده مثل شیخ انصاری و مثل امثال اینها . یک زندگی طلبگی بوده . آنها توانستند اسلام را در همه جهات حفظ کنند و فقه را به پیش ببرند و مسائل دینی را افزایش بدهند ( یعنی فروع را ) و آن کتاب‌های ارزشمند را عرضه کنند به مردم . برای این که آنها ارزش را به این نمی‌دانستند که من خانه‌ام باید چه جور باشد ، حالا سه تا اتاق داریم کم است ، چهارتا ! شما خیال می‌کنید که اگر ده تا اتاق هم باشد کافی برای شما هست ؟ خیر اگر همه این دنیا را به یک کسی بدهند ، کافی نیست ، می‌گوید : باید برویم جای دیگر . این فطرت انسان است ، فطرت خدا خواهی است ، این یکی از فطرت هائی است که هر کس هرچه بیابد ، آن گم شده خودش را نیافته ، آن گم شده یک چیز دیگری است و لهذا آن که دنبال قدرت می‌رود ، قدرت مطلق می‌خواهد ، قدرت مطلق خداست ، آن که دنبال علم می‌رود ، علم مطلق می‌خواهد ، علم مطلق علم خداست . هر که دنبال هر کمالی برود یا هر چیزی برود ، او کمال مطلقش را می‌خواهد و همه خدا را می‌خواهند ، خودشان نمی‌دانند . عذاب هائی که به ما می‌شود برای حجاب هائی که در ما هست . آن که حجاب‌ها را پاره کرده است ، ارزش‌ها را می‌فهمد و رسیده به آن جایی که باید بفهمد . [۱۰۰]

آفت دنیا و آخرت

و آخرین نکته‌ای که در این جا ضمن تشکر از علماء و روحانیون و دولت خدمتگزار حامی محرومان باید از باب تذکر عرض کنم و بر آن تاکید نمایم ، مساءله ساده زیستی و زهدگرایی علماء و روحانیت متعهد اسلام است که من متواضعانه و به عنوان یک پدر پیر از همه فرزندان و عزیزان روحانی خود می‌خواهم که در زمانی که خداوند بر علما و روحانیون منت نهاده است و اداره کشور بزرگ و تبلیغ رسالت انبیاء را به آنان محول فرموده است ، از زی روحانی خود خارج نشوند و از گرایش به تجملات و زرق و برق دنیا که دون شاءن روحانیت و اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران است ، پرهیز کنند و بر حذر باشند که هیچ آفت و خطری برای روحانیت و برای دنیا و آخرت آنان بالاتر از توجه به رفاه و حرکت در مسیر دنیا نیست که بحمدالله روحانیت متعهد اسلام امتحان زهدگرایی خود را داده است ، ولی چه بسا دشمنان قسم خورده اسلام و روحانیت بعد از این برای خدشه دار کردن چهره این مشعل داران هدایت و نور دست به کار شوند و با کمترین سوژه‌ای به اعتبار آنان لطمه وارد آورند که انشاءالله موفق نمی‌شوند . [۱۰۱]

سقوط از حیثیت در جامعه

از اهم مسائلی که باید تذکر بدهم ، مساءله‌ای است که به همه روحانیت و دست اندرکاران کشور مربوط می‌شود و همیشه نگران آن هستم که مبادا این مردمی که همه چیزشان را فدا کردند و به اسلام خدمت نموده و به ما منت گذاشتند ، به واسطه اعمال ما از ما نگران بشوند ، زیرا آن چیزی که مردم از ما توقع داشته و دارند و به واسطه آن دنبال ما و شما آمده‌اند و اسلام را ترویج نموده و جمهوری اسلامی را بپا کردند و طاغوت را از میان بردند ، کیفیت زندگی اهل علم است . اگر خدای نخواسته مردم ببینند که آقایان وضع خودشان را تغییر داده‌اند ، عمارت درست کرده‌اند و رفت و آمدهایشان مناسب شاءن روحانیت نیست و آن چیزی را که نسبت به روحانیت در دلشان بوده است از دست بدهند ، از دست دادن آن همان و از بین رفتن اسلام و جمهوری اسلامی همان . البته من این نکته را عرض کنم ، یک دسته‌ای که در معرض خطر هستند باید خودشان را حفظ کنند ولی همین‌ها هم باید مواظب باشند که زاید بر میزان نباشد . شما گمان نکنید که اگر با چندین اتومبیل بیرون بیایید وجهه تان پیش مردم بزرگ می‌شود . آن چیزی که مردم به آن توجه دارند و موافق مذاق عامه است ، این که زندگی شما ساده باشد ، همان طوری که سران اسلام و پیغمبر اسلام و امیرالمومنین و ائمه ما زندگی شان ساده و عادی بود بلکه پایین تر از عادی . آنها هم که جمهوری اسلامی را بپا کردند ، مردم عادی هستند و کسانی که بالا بالاها نشسته‌اند ، هیچ دخالتی در این مسائل نداشته و ندارند . این مردم بازار و کشاورز و کارگران کارخانه‌ها و طبقات ضعیف - به حسب دنیا و قوی به حسب آخرت - هستند که این توقع را دارند که اگر خدای نخواسته نفوس این مردم از ما منحرف بشود ، ضرر آن برای ما تنها نیست ، بلکه برای اسلام است و ما باید حفظ کنیم آنهایی را که اسلام و جمهوری اسلامی را نگه داشته‌اند و بعد از این هم نگه خواهند داشت و حفظ آن به این است که زندگی ما عادی باشد .
آنهایی هم که می‌خواهند خودشان را حفظ کنند ، باید بدانند که گاهی با یک اتومبیل پیکان بهتر می‌توانند محفوظ باشند/ و / تا وسیله دیگر . و ائمه جمعه و جماعات که اگر عادی بیرون بیایند ممکن است از بین بروند ، باید به آن مقداری حفظ کنند که زیاد نباشد و این طور نباشد که امام جمعه‌ای وقتی در خیابان می‌آید ، خیابان را خلوت کنند و هیاهو به راه بیندازند ، این طور چیزها حیثیتشان را در جامعه ساقط می‌کند . بزرگی شما آقایان به دنیا نیست ، بزرگی شما به آخرت است و به این که پیش خدا آبرومند باشید و این یک مساءله مهمی است که دخالت در حفظ جمهوری اسلامی دارد و ما باید خیلی مواظب باشیم و اهل علم و دولت و دست اندرکاران بیشتر باید مواظب باشند ، چرا که همه دنبال این هستند که نقطه ضعفی ، خصوصا از اهل علم پیدا کنند و در همه جا مطرح سازند . و ما باید به گونه‌ای زندگی کنیم که اگر چنانچه آن را از ما گرفتند ، حسرت نخوریم ، نه این که مثل رئیس جمهور آمریکا که اگر این مقام را از او بگیرند ، شاید از حسرت دق کند . ! [۱۰۲]

تن به ذلت دادن

اگر بخواهید بی خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاح‌های پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه‌های آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید . مردان بزرگ که خدمت‌های بزرگ برای ملت‌های خود کرده‌اند اکثر ساده زیست و بی علاقه به زخارف دنیا بوده‌اند . آنها که اسیر هواهای پست نفسانی و حیوانی بوده و هستند برای حفظ یا رسیدن به آن تن به هر ذلت و خواری می‌دهند و در مقابل زور و قدرت‌های شیطانی خاضع و نسبت به توده‌های ضعیف ستمکار و زورگو هستند ، ولی وارستگان به خلاف آنانند ، چرا که با زندگانی اشرافی و مصرفی نمی‌توان ارزش‌های انسانی - اسلامی را حفظ کرد . جوانان ایران و زنان و مردان که در زمان طاغوت با تربیت طاغوتی بار آمده بودند هرگز نتوانستند با قدرت طاغوتی مقابله کنند ولی آنگاه که به دست توانای حق جل و علا به انسان انقلابی دور از علایق شیطانی متحول شدند آن قدرت عظیم را سرکوب کردند . دست‌های جنایتکاری که جوانان عزیز را در رژیم سابق به مراکز فساد کشاند و از انسان‌های آزاد عروسک‌های مصرفی تراشید ، انگیزه و نقشه شان این بود که هر خیانتی که در کشور واقع می‌شود و هر چه به سر ملت و ذخایر ارزنده آن می‌آید و هر چه زنجیرهای استعمار به دست و پای مردم محکمتر می‌شود ، در مقابل بی تفاوت باشند یا به حمایت همان رویه برخیزند . امروز هم قشر فعال در جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها همان طبقات محروم ساده زیست هستند و در بین آنان از آن وابستگان و دلبستگان به علایق دنیا اثری نمی‌بینید . خداوند همه ما را از این قیدهای شیطانی رها فرماید تا بتوانیم این امانت الهی را به سر منزل مقصود برسانیم و به صاحب امانت ، حضرت مهدی موعود ارواحنالمقدمه الفداء رد کنیم . [۱۰۳]

بی محتوا شدن کارها

مساءله دیگر ، مساءله تشریفات حوزه‌های روحانیت است که دارد زیاد می‌شود . وقتی تشریفات زیاد شد ، محتوا کنار می‌رود . وقتی ساختمان‌ها و ماشین‌ها و دم و دستگاه‌ها زیاد شد ، موجب می‌شود بنیه فقهی اسلام صدمه ببیند ، یعنی با این بساطها نمی‌شود شیخ مرتضی و صاحب جواهر تحویل جامعه داد . این موجب نگرانی است و واقعا نمی‌دانم با این وضع چه کنم . این تشریفات اسباب آن می‌شود که روحانیت شکست بخورد . زندگی صاحب جواهر را با زندگی روحانیون امروز که بسنجیم ، خوب می‌فهمیم که چه ضربه‌ای به دست خودمان به خودمان می‌زنیم . [۱۰۴] در هر صورت آنکه من زیاد به نظرم اهمیت دارد این است که آقایان از غرب نترسید ، اینقدر ما را که ترسانده‌اند ، در غرب هم خبری نیست ، نترسید - هر وقت خودتان - مستقل و عرض بکنم اسلامی و مطالب اسلامی ، مجالس اسلامی ، آنجور مجالسی که آن طاغوت داشت ، نداشته باشید ، آن مهمانی‌های کذا را نکنید ، مهمانی اگر کردید ساده باشد ، وقتی ساده باشد - عرض بکنم که - مراسم دینی اش محفوظ باشد و امثال ذلک جهات سیاسی اش . [۱۰۵]

اعتماد به نفس

باید خود گم کرده را پیدا کنیم و اعتماد به نفس داشته باشیم عمده این است که شما دو جهت را در نظر بگیرید که من کرارا عرض کردم ، یکی اعتماد به خدای تبارک و تعالی که وقتی که برای او بخواهید کار بکنید به شما کمک می‌کند ، راه را برای شما باز می‌کند ، در هر رشته که هستید راه‌های هدایت را به شما الهام می‌کند و یکی اتکال به نفس ، اعتماد به خودتان . شما خودتان جوان هائی هستید که می‌توانید همه کارها را انجام بدهید . مخترعین ما می‌توانند در سطح بالا اختراع بکنند ، مبتکرین ما می‌توانند در سطح بالا ابتکار کنند به شرط اینکه اعتماد به نفس خودشان داشته باشند و معتقد بشوند به اینکه ( می‌توانیم ) . در رژیم سابق نمی‌توانیم را در بین همه قشرها شایع کردند به همه گفتند ما ( نمی‌توانیم ) و باید تواناها بیایند و به ما تعلیم بدهند ، آنها هم که می‌آمدند تعلیم نمی‌دادند ، شماها را وابسته می‌کردند . امروز که دست همه آنها بحمدالله قطع شده است و دیگر برای آنها جایی در این کشور باقی نمانده است این شما جوان‌های کشور هستید که در هر جا هستید باید به فکر آتیه کشور خودتان باشید ، حال کشور خودتان باشید . و لازم است که با این دو خصیصه ، اتکال به خدای تبارک و تعالی ، اطمینان به نفس ، با این دو خصیصه به پیش بروید و بعد از مدت کوتاهی خواهید دید که راه‌های سعادت بر شما باز می‌شود و قدرت‌های بزرگ طمع شان قطع می‌شود . [۱۰۶] خلاصه مطلب ما باید این را بفهمیم که همه چیز هستیم و از هیچ کس کم نداریم . ما که خودمان را گم کرده بودیم باید این خود گم کرده را پیدا کنیم و این فکر که بر ما تحمیل شده بود که ( اگر دست خارج کوتاه شود می‌میریم ) را با تمام قدرت از بین ببریم . و دیدید که ملتی با دست خالی در مقابل ابرقدرت‌ها و قدرت‌ها ایستاد و این حرکت موجی برداشت که به امید خدا به این زودی‌ها نمی‌ایستد .
امیدوارم همه آقایان کمک کنند تا فرهنگ مان و فرهنگ اسلامی مان ، فرهنگی که شیخ الرئیس را درست کرده است را بازیابیم . تکرار می‌کنم ما باید باورمان شود که چیزی هستیم . اگر اعتقاد پیدا کردیم که می‌توانیم هر کاری را انجام دهیم ، توانا می‌شویم . شما هم اعتقاد پیدا کنید که می‌توانید . مغزها باید شستشو شود و مغزهائی که به خود متکی است جای آن را بگیرد . خداوند همه شما را حفظ کند .[۱۰۷]

ضعف نفس ما سبب سلطه اجانب می‌شود

ملت عدالت می‌خواهد ، اطاق بزرگ نمی‌خواهد . ملت وزارتخانه می‌خواهد وزارتخانه اسلامی ، نه آن وزارتخانه کاخ دادگستری ، کاخ نخست وزیری ، کاخ وزارت ، هی کاخ . کاخ مال ملت است اینها را نکنید اینطور . این تزئیناتی که الان در این کاخ‌ها موجود است ، علاوه بر اینکه بسیاریش یا بعضیش از محرمات است و حتما باید دولت این را توجه کند به آن ، دولتی که می‌گوید دولت اسلامی است و هستند نباید تحت تاثیر واقع بشود و هر طوری سابق بوده حالا همانطوری که در زمان محمدرضا شاه خان ، بوده است حالا هم همان فرم باشد . پس شما چکاره‌اید ؟ تو که می‌گویی من مسلمان هستم ، چکاره هستی ؟ ما یکی یکی باید بگوئیم چه ؟ دانه دانه باید بشمریم ؟ اینها باید اصلاح بشود و شماها من می‌دانم شما مسلمانید ، من همه افراد اینها را ، بعضی شان را می‌شناسم ، بعضی شان را هم معرفی کرده‌اند به من ، اینها همه متعهدند ، همه مسلمانند لکن ضعیف النفسند . می‌ترسند که مبادا یک وقت مهمانی از اجانب بیاید در کاخ دادگستری یا در کاخ نخست وزیری و اینجا ببیند که یک چیز محقری است ، باید حتما به فرم غرب باشد . ضعیفید آقا ، تا ضعیفید زیر بار اقویا هستید . آنوقتی که نفس شما قوی شد و اعتناء نکردید اعتناء به این زخارف نکردید آنوقت است که از شما حساب می‌برند . صدر اسلام را مطالعه کنید ببینید چه جور بوده وضع ، آنهایی که ممالک را فتح کردند ، آنهایی که دنیا را گرفتند ، آنهائی که قدرتشان را بر عالم نشان دادند ، زندگیشان چه جور بود ؟ وقتی حریر فرش کرده بودند در یکی از دارالسلطنه‌ها ، این جوانهای اسلام آمدند آنجا گفتند ( اگر چه حرام نفرموده است فرش حریر را لکن چون لباس حریر را اینطور نقل می‌کنند حرام فرموده ، ما روی فرش حریر هم نمی‌نشینیم ) با سر شمشیر در حضور سلطان کنار گذاشتند اینها را و روی زمین نشستند . اینها آدم بودند ، اینها قوی بودند . آن کسی که در راءس بود ، در زندگی از همه افراد پایین تر بود ، شاید در یمامه شاید در سرحدات یک نفر باشد که گرسنه باشد ، یک نفر باشد که درست نتواند زندگی خوب بکند ، بنابراین من اینجا که هستم باید زندگیم این باشد یعنی یک لقمه نان با یک قدری نمک . این حکومت ما بود و ما هم البته قدرت نداریم ولی خودشان فرمودند شما قدرت ندارید لکن اعینونی بالورع و الاجتهاد بالتقوی و الورع . . . والاجتهاد اعانت کنید امیر المومنین سلام الله علیه را . [۱۰۸]

روی پای خود محکم و استوار بایستید

مساءله‌ای را که می‌خواهم اکیدا به شما تذکر دهم این است که این معنا که ( نمی‌شود با قدرت‌های بزرگ طرف شد ) را از گوش هایتان بیرون کنید . شما بخواهید ، می‌توانید زیرا پشتیبان شما خداست . این زمزمه هائی را که ابرقدرت‌ها به وسیله ایادیشان کرده‌اند که تا متکی به یکی از دو قدرت نشوید نمی‌توانید به زندگی خود ادامه دهید ، صد در صد غلط است . به روی پای خودتان بایستید و محکم و استوار با خدا باشید و سعی کنید تا قبل از هر پیشرفتی در انسانیت پیشرفت کنید ، در این صورت خداوند ما را یاری خواهد کرد تا بتوانیم استقلال و آزادی و اسلام مان را حفظ کنیم . [۱۰۹]

تزلزل در تصمیم کارها را شکست می‌دهد

هر کاری را که انسان شروع می‌کند نمی‌شود که در همان روزهای اول هر چه را که می‌خواهد انجام بگیرد . اینکه شما می گوئید که کاری نکرده‌ایم ، همین که در صدد هستید که کار خوب انجام بدهید ، این بزرگترین کاری است که انجام گرفته است . انسان اول که می‌خواهد یک مقصدی را ، مقصد بزرگی را شروع کند ، تصمیم گرفتن برای او شاید از مشکل‌ترین کارهائی است که انسان مبتلا به آن است . یک کار بسیار بزرگی که ارشاد یک ملت است و بیشتر ارشاد نصف یک ملت است که بانوان باشند ، این کار مشکلات زیاد دارد و تصمیم به این کار خودش یک کار مهمی است که شما تصمیم را گرفته‌اید و بعد از تصمیم هیچ به خودتان تزلزل و سستی راه ندهید برای اینکه اگر چنانچه انسان تصمیم به یک امری گرفت ولی متزلزل باشد در اینکه آیا می‌تواند این کار را درست تا آنجا که می‌خواهد و آرزو دارد عمل کند ، این تصمیم گیری با این تزلزل نمی‌تواند کار را درست انجام بدهد . باید همانطور که شما تصمیم گرفتید جازم باشید ، امیدوار باشید که این عمل را می‌توانید انجام بدهید و اگر بخواهید ، می‌توانید انجام بدهید . شما دیدید که کارهای بزرگی که در ظرف این دو سال در این کشور انجام گرفته است و تحول بزرگی که پیدا شده است بعد از قرن‌ها ستمکاری ، این کار در عین حالی که بسیار بزرگ بود و شاید بسیاری از این متفکرین و روشنفکرها احتمال اینکه بشود این کار انجام بگیرد ، نمی‌دادند ، معذلک چون ملت تصمیم گرفت و در تصمیمش جازم بود ، متزلزل نبود ، این کار انجام گرفت و حالا هم انشاءالله باز مصمم باشد ملت و جازم باشد به اینکه به پیروزی نهائی می‌رسد ، همین تصمیم و جازمیت او را به پیروزی خواهد رساند . [۱۱۰]

ثروت دلیل اعتبار نیست

تذکر این مطلب که ثروتمندان هرگز به خاطر تمکن مالی خود نباید در حکومت و حکمرانان و اداره کنندگان کشور اسلامی نفوذ کنند و مال و ثروت خود را به بهانه فخر فروشی و مباهات قرار بدهند و به فقرا و مستمندان و زحمتکشان افکار و خواسته‌های خود را تحمیل کنند ، این خود بزرگترین عامل تعاون و دخالت دادن مردم در امور و گرایش آنان به اخلاق کریمه و ارزش‌های متعالی و فرار از تملق گویی‌ها می‌گردد و حتی بعض ثروتمندان را از این که تصور کنند که مال و امکاناتشان دلیل اعتبار آنان در پیشگاه خداست متنبه می‌کند . [۱۱۱]

صبر و استقامت

راه حق و تحمل مشکلات

همت مردان مصمم هر کار مشکلی را آسان می‌کند

همت مردان مصمم هر کار مشکلی را آسان می‌کند و بعد انجام می‌دهند . شما که برای رضای خدا خدمت می‌کنید سعی کنید در مقابل تمامی مشکلات بایستید و مبارزه کنید . امروز هم که در جمهوری اسلامی همه با هم هستند و دولت و مردم با هم دوست هستند ، حل مشکلات آسان تر است . با گرمی با مشکلات مواجه شوید و مبارزه کنید تا حل شود . [۱۱۲]

هر راه حقی مشکلات دارد

با روحیه قوی شما جوان‌ها وبا توجه‌های خدا این مشکل بزرگی که عبارت از این رژیم فاسد بود آن را برانداختید واز بین بردید ، این روحیه را حفظ کنید ، این روحیه قوی را حفظ کنید ، خدا با شماست . وقتی خدا با کسی باشد کارها درست می‌شود . البته پشت سر هر انقلابی مشکلات زیاد هست لکن آنهائی که اعتقاد به این انقلاب دارند ، ایمان به این نهضت دارند ، این روحیه قوی ای که با آن روحیه قوی و آن ایمان راسخ و آن توجه به خدای تبارک و تعالی شما را پیش برد ، مادامی که این روحیه محفوظ باشد ، شما پیش می‌روید . حالا گاهی کندی دارد ، گاهی تندی دارد ، گرفتاری دارد ، راه حق گرفتاری دارد ، هر راه حقی مشکلات دارد ، شیاطین نشسته‌اند سر راه حق که مردم را منحرف کنند ، مال حالا نیست ، زمان پیغمبر هم همین طور بوده ، مشکلات پیغمبر از مشکلات ماها زیادتر بوده است ، مشکلات امیرالمومنین سلام الله علیه از مشکلات ما بیشتر بوده ، گرفتاری آنها از گرفتاری ما بیشتر بوده ، آنها از دوستانشان مخالفت می‌دیدند ، این دسته‌ای که قیام کردند در صفین در مقابل حضرت امیر و ایستادند و شمشیر کشیدند به روی حضرت ، اینها از دوستان حضرت بودند ، مخلصین حضرت بودند . گرفتاری حضرت از مخلصینش شاید بیشتر بود از سایرین . امام حسن سلام الله علیه آنقدر گرفتاری که از این دوستان و اصحابش داشت از دیگران نداشت . اصحابی که توجه نداشتند که امام زمانشان روی چه نقشه دارد عمل می‌کند با خیال‌های کوچکشان با افکار ناقصشان در مقابلش می‌ایستادند و غارتش کردند ، اذیتش کردند و عرض می‌کنم که شکستش دادند ، معاهده با دشمنش کردند و هزار جور بساط درست کردند . گمان نکنید که این مشکلات برای من و شماست ، هر چه مشکلات زیادتر باشد ، اجرش زیادتر است ، الهیتش زیادتر است . اگر آدم در حال خیلی وسعت ، در حال خیلی تفریح و تفرح ، گرایش به اسلام کند ، اینکه چیزی نیست ، خوب همه وقتی که وقت نتیجه بردن است حاضرند . آن روزی که برای اسلام زحمت پیش می‌آید ، آن روزی که زحمت و مرارت دارد ، آن روزی که خون دارد ، آن روزی که رنج دارد ، آن روزی که با سر نیزه آدم مقابل است ، آن روزی که با توپ و تانک مقابله می‌کند ، آن روز ، روزی است که مرد از غیر مرد تمیز داده می‌شود ، مسلمان از غیر مسلمان . آن روز ، روزی است که روز اجر است ، روزی است که خداوند توجهش را به این ملت کرد . [۱۱۳]

حفظ ارزشهای انسانی زحمت دارد

اینکه می‌گویم ایران از همه جا بیشتر مسؤ ولیت دارد برای همین است که ایران از همه جا بیشتر مورد عنایت خدا واقع شده است کجاست که بگوید من مستقلم ، نه شرق و نه غرب ، هر دو را کنار بگذارد ؟ و این شما هستید ، وقتی شما هستید و می‌دانید که انقلاب‌ها کمبود دارد ، انقلاب‌ها زحمت دارد ، بخواهید آدم باشید باید زحمت بکشید ، بخواهید ارزش انسانی خودتان را حفظ کنید زحمت دارد . نمی‌شود که انسان در خانه اش بنشیند و ارزش‌های انسانی اش محفوظ باشد هر که در خانه می‌نشیند و اعتزال می‌کند توسری هم می‌خورد لکن نمی‌فهمد که دیگر آدم نیست .
شمائی که می‌خواهید آدم بشوید زحمت دارد آدم شدن . می‌خواهید سرفراز در دنیا باشید این زحمت دارد ، بیخود نمی‌شود . اگر نوکری آنها را بکنید دیگر ارزش ندارید ، یک پول هم ارزش ندارید .
اگر بخواهید از تحت سلطه همه بیرون بروید و خودتان باشید این ارزش دارد ، یک ارزش انسانی است ، یک شرافت انسانی است . این زحمت دارد ، این گرانی دارد ، این کمبود دارد ، این جهاد دارد ، این دفاع دارد ، این شهادت دارد ، این برای ارزش انسانی است . همین است که انبیا برای او کار کردند ، همین است که امام حسین برای او کشته شد . اگر آن هم فکر می‌کرد که زحمت دارد ، اصحاب او هم با آن کمی فکر می‌کردند زحمت دارد ، که نمی‌توانستند یک همچو انقلابی را بجا بیاورند که تا حالا هم اثرش باقی مانده است . ولی وقتی برای خدا شد ، زحمت کم می‌شود . [۱۱۴]

هر کس برای اقامه عدل قیام کرده سیلی خورده

این چیزی است که از صدر عالم تا آخر هست ، هر کس قیام کرد برای اقامه عدل سیلی خورد . ابراهیم خلیل الله چون قیام کرد برای عدالت ، سیلی خورد و او را به آتش انداختند ، از صدر عالم تا حالا تاوان این چیزهایی که برای عدالت ، برای حکومت عدل بوده است ، این تاوان را پرداخته‌اند و باید هم بپردازند ، هر وقت به یک نحو . ما فرض می‌کنیم اینی که گفته می‌شود ، گفته شده است غلط و بر خلاف واقع که بعض انبیا قیام برای اقامه عدل نکردند ، همان موعظه کردند ، همان صحبت کردند . ما فرض می‌کنیم که این حرف ، ( جنگ نکردند ) ، ما فرض می‌کنیم صحیح باشد ، اما شما ملاحظه کنید مقدس‌ترین چیزهایی که برای کفار بوده است ، بت‌ها بوده‌اند اگر یک کسی تنهایی بدون این که وحشت بکند ، خدای نخواسته بیاید این جا و به خدا جسارت بکند ، این به جنگ مسلمین برنخاسته ؟ اگر به خدا سب کند ، به رسول خدا سب کند ، این به جنگ مسلمین برنخاسته ؟ این تنهایی قیام کرده بر ضد مسلمین . اگر ابراهیم خلیل الله ما فرض کنیم هیچ کاری نکرده جز این که عصایش را کشیده و بت‌ها را شکسته - مقدس‌ترین چیزی که پیش بت پرستها بوده آن بوده - این قیام بر ضد آنها نیست ؟ این قیام مسلحانه نیست ؟ این بالاتر از قیام مسلحانه نیست ؟ / شما / اگر چنانچه لشکرهایی مسلحانه به شما قیام کند ، برای شما ، علیه شما قیام کنند ، مابین او و مابین آن که مسلحانه قیام نکرده اما آمده علنا لعن می‌کند به مقدسات شما ، شما او را بدتر می‌دانید یا این ؟ هیچ شک ندارد که مسلم این را بدتر می‌داند ، آنها هم همین طور بودند بنابراین ، این حرف غلط که حضرت عیسی سلام الله علیه همین موعظه کرده و نصیحت کرده یا حضرت موسی همان مقدار کارهای مختصر را کرده حالا بعضی شان که خوب قیام کردند ، ولی این مساءله مساءله‌ای بوده است که در تمام ایام ، در تمام دنیا از صدر عالم تا حالا بوده و تا آخر هم خواهد بود که هرکس قیام کرد برای این که عدالت ایجاد کند ، حکومت عدل ایجاد کند ، سیلی خورده . پس ما گله‌ای نداریم که چون قیام کردیم برای اقامه عدل ، برای حکومت عدل ، برای حکومت اسلامی ، سیلی بخوریم ، ما باید زیادتر سیلی بخوریم ، آن وقت یک نحو بوده حالا نحو دیگری بوده اما در این که تاوان را باید پس بدهیم مثل هم است . ابراهیم خلیل الله تاوان را پس داد ، موسای کلیم الله داد و رسول خدا داد و امیرالمومنین آن همه شدت کشید و ائمه ما آن قدر سختی کشیدند برای این که آنها همه در نظر داشتند که حکومت عدل ایجاد کنند . اگر فقط حضرت ابراهیم می‌آمد و دعا می‌کرد و ذکر می‌کرد ، این دیگر تو آتشش نمی‌انداختند . اگر حضرت رسول سلام الله علیه فقط آن وقت که در مکه بود ، فقط دعا می‌خواند ، بیش از این نبود ، اما او با این چیزهایی که پیش آنها شریف بود ، پیش آنها عظمت داشت مبارزه می‌کرد ، از این جهت باهاش مخالفت می‌کردند و اگر هر کس بنشیند همان دعا بکند ، هیچ کس کاریش ندارد . اگر مسلمان‌ها هم بنشینند دست دراز کنند طرف خدا ، خدایا رحمت کن کی را ، لعنت کن کی را و چی را ، هیچ کس کارشان ندارد اما این خلاف سیره انبیاست ، خلاف شیوه انبیاست . همه سیلی خوردند ما هم داریم سیلی می‌خوریم و این سیلی ای است که به اسلام می‌خورد ، به ما نیست . این سیلی ای است که از صدر عالم تا حالا به مقدسات انبیاء خورده است ، به شخص نبوده ، مساءله شخص نبوده ، مساءله مکتب بوده ، به مکتبشان سیلی زدند و حالا چون عالم به هم متصل شده و دیگر یک جای معینی نیست ، همه جا مثل همین حالا ، الان شاید حرف من را خیلی جاها بشنوند ، هر که گوش کند . حالا این طوری است که عالم شده یک محله ، یک مسجد ، یک همچو جایی . از این جهت الان وقتی که شما قیام کنید و ببینید که شما قیام کردید . بر ضد تمام مقدسات آنها ، مقدسات آنها چی است ؟ دنیاست . می‌خواهد نفوذ پیدا کند ، نمی‌گذارید ، آن مقدساتش بوده ، شما بر ضد مقدسات آنها قیام کردید . می‌خواهد او جمع آوری مال بکند ، شما به ضدش قیام کردید ، مال حرام را می‌گویید نباید جمع کند . هر چه آنها مقدس می‌دانند چون مربوط به دنیاست شما هم مکتبتان اقتضا کرده است که مقابل آنها بایستید و باید سیلی بخورید ، چاره‌ای نیست باید همه سیلی بخوریم ، این سیلی ای است که اسلام دارد می‌خورد . [۱۱۵]

استقامت در کارها در راءس امور است

استقامت اسباب این می‌شود که ادامه پیدا کند این نهضت و انقلاب و به همه جا سرایت کند جمله فاستقم کما امرت [۱۱۶] در دو جای قرآن هست یک جا در سوره شوری یک جا هم در سوره هود ، لکن پیغمبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) می‌فرماید که نقل می‌کنند که فرموده است شیبتنی سوره هود لمکان این آیه ، چرا سوره هود را گفت ؟ برای اینکه سوره هود یک ذیلی دارد و آن این است که فاستقم کما امرت و من تاب معک [۱۱۷]استقامت ، خواسته است که ملت‌ها مستقیم باشند کسانی که به پیغمبر گرایش پیدا کردند و رسیدند به اینکه پیغمبر ، پیغمبر اسلام است و ایمان به او آوردند ، اینها هم باید مستقیم باشند پیغمبر برای این ذیل می‌فرماید که شیبتنی سوره هود و الا استقامت خودش را ، خوف نداشت از اینکه خودش استقامت داشته باشد . داشت ، خودش می‌دانست دارد ، اما می‌ترسید که ما استقامت نداشته باشیم . اگر ببینید که در بین توده‌های مردم ، در بین اشخاص ، دلسردی برای این نهضت پیدا می‌شود ، بدانید استقامت توی کار نیست یا دارد می‌رود از دست . کاری بکنید که این توده‌های مردم استقامت داشته باشند در این نهضتی که کرده‌اند . این نهضت یک امر الهی است و خدا فرموده است فاستقم کما امرت و من تاب معک همانطوری که پیغمبر اکرم از هیچ آمد و فتح کرد و نورش همه جا را گرفت ، شما ملت هم بعد از آن رژیم فاسد ، از هیچ شروع کردید ، یعنی هر چه بود خرابی بود و شما شروع کردید برای درست کردن آن . اما رفیق نیمه راه نباشید ، اینطور نباشد که ما تا اینجا رفته‌ایم حالا از اینجا دیگر برویم سراغ کارهای دیگرمان . در راس امور این است که ما این امر الهی را که فاستقم کما امرت و من تاب معک این امر الهی را ما اجرا کنیم . ما در این انقلابی که ، یعنی ملت ما در این انقلابی که کرده است ، تا حالا استقامت کرده است و بحمدالله تا حالا پیروز شده است . شما پیروزید در دنیا ، شما مطرح شده‌اید در دنیا . در همه گوشه‌های دنیا ، دولت‌های دنیا از شما یک نحو هراسی دارند که مبادا یک وقت ملت‌های شان مثل شما بشود . شما تا حالا پیروزید ، استقامت کنید تا پیروزی نهائی به دست تان بیاید . [۱۱۸]

ثمرات استقامت

اگر استقامت کنیم مؤ ید به تاءییدات الهی هستیم

این هیاهوها و بساطی که مخالفین اسلام در صدر اسلام راه می‌انداختند در زمان خود پیغمبر اکرم و بعدها همیشه بوده است ، لکن خداوند امر فرموده است که ما مستقیم باشیم ، استقامت کنیم . و اگر چنانچه استقامت کنیم موید به تاییدات الهی هستیم و شما چون پشتوانه تان خدای تبارک و تعالی است از هیچ چیز باک ندارید . دیگرانند که پشتوانه شان شیطان است و با دست شیطان حرکت می‌کنند . شما که با قدرت الهی دارید حرکت می‌کنید قدرتمندید . عدد کم بودن اشکال ندارد ، ایمان قوی بودن مهم است . و شما بحمدالله و همه ارتش و سپاه ما و سایر ارگان هائی که هستند در جبهه ، همه آنها برومندند و چون پشتوانه ایمان در آنها هست نباید از هیچ چیز بترسند و نمی‌ترسند . و من حکایت هائی که از جبهه و از دوستانمان در جبهه می‌شنوم و مناجات هائی که در توی جبهه و سنگرها با خدای تبارک و تعالی می‌کنند ، موجب سرافرازی است . شما بدانید که از بعد از اسلام تاکنون یک همچو ارتش و سپاهی نبوده است که سنگرهاشان معبدشان باشد و سنگرها را به صورت مسجد درآورند . شمائید که این کار را کردید و دارید می‌کنید . و شما پیش خدا سرافرازید و خدای تبارک و تعالی به شما قدرت می‌دهد و همین طوری که پیغمبر اکرم با عدد کم لکن با تایید الهی مقاصد خودش را پیش برد و دنیا را در تحت تاثیر خودش قرار داد ، شما هم که تابع آن وجود محترم هستید و شما الان می‌بینید که دنیا در تحت تاثیر شما واقع شده است ، شما پیروزید الان . شما در دنیا ، الان اینکه انعکاس قدرت شما در کاخ سفید و در کرملین الان پرتوانداز است ، همه قدرت‌ها از شما باک دارند ، شما باک از کسی نداشته باشید . همه قدرت‌ها از قدرت اسلام الان لرزیده‌اند و کارهای شما لرزانده آنها را . شما هیچ ، از هیچ قدرتی نترسید . وقتی خدا با شماست ، همه چیز با شماست .
شما خدا را دارید ولو اینکه پشتوانه از شرق و غرب ندارید . و این افتخار شماست ، افتخار اسلام است که نه به شرق متوجه باشد و نه به غرب متوجه باشد ، صراط مستقیم باشد . راه ، راه خداست . در راه خدا نه شهادت و نه نقص عضو و نه گرفتاری هیچ یک از اینها اشکال ندارد . این چیزی بوده است که اولیاء خدا از اولی که خلقت تحقق پیدا کرده است ، انبیاء عظام در طول تاریخ مبتلا به آن بودند و نترسیدند و جلو رفتند و شما امروز قدرتمندانی هستید که در دنیا آواز شما پیچیده است . الان همه از شما باک دارند و شما از هیچ کس باک ندارید . [۱۱۹]

فریاد مؤ من بر همه چیز غلبه می‌کند

اینها خیال می‌کردند که حالا دیگر چند تا بمب بیندازند به شهرهای ایران ، ایران از میدان در می‌رود . اینها هزاران بمب انداختند ، بمباران کردند ، همه مناطق طرف‌های مرز را بمباران کردند و شهرهای بزرگ ما را هم بمباران کردند . و روز قدس آن طور جمعیت و فریاد بود که به گفته بعض از مخبرین ، صدای توپ‌ها را مردم دیگر نمی‌شنیدند ، صدای بمب‌ها را دیگر مردم نمی‌شنیدند ، فریاد مردم غلبه کرده بود . این فریاد از قلب مومن است و این فریادی که از قلب مومن است بر همه چیز غلبه می‌کند ، بر کاخ سفید هم غلبه می‌کند؛ و غلبه کرده است و موج این ایمان در سرتاسر دنیا/ این موج / رفته است و دنیا/ دارد / از زیر بار این ظلم هائی که در طول تاریخ بر آن شده است ، از زیر این بار دارد در می‌آید . همه جا نغمه این است که ظلم نه ! دست توانای ملت‌ها ، ابرقدرت‌ها را به جای خودشان نشانده و می‌نشاند . [۱۲۰]

مسئله کناره گیری

نباید از میدان بیرون رفت

من که قریب هشتاد و پنج ساله هستم ، با ضعف بسیار آنقدر که برای من ناراحتی و خستگی هست برای شماها نیست ، اگر بنا باشد کنار رویم من باید کنار روم . ولی همه وارد در میدانی شده‌ایم که اگر یک قدم عقب بنشینیم شکست می‌خوریم . البته اینطور نیست که کسی بتواند به شما و امثال شما توهین کند . اگر در روزنامه‌ای یا در مجلس به شما توهین شد نباید از میدان به در بروید . اصلا برای خاطر از میدان در کردن عده‌ای متعهد ، ناگواری هائی برایشان پیش می‌آورند ، باید محکم در میدان بود . به اندازه‌ای که برای پیغمبر اکرم گرفتاری پیش آمد برای هیچ کس پیش نیامد ، ولی ایشان تا آخر ایستادند و به تکلیف شان عمل کردند ، همین طور برای ائمه علیهم السلام ، ولی آنها هم ایستادند . بیخود نبود که حبس می‌شدند ، برای این زندان می‌شدند که جلوی آنهائی که بر ضد اسلام قیام کرده بودند می‌ایستادند . ما هم که انشاء الله متعهد به اسلام می‌باشیم و رشد اسلام را می‌خواهیم ، تصمیم داریم جهان را برگردانیم و امیدواریم که ملت‌ها انجام دهند . نباید از دروغ و بدنامی و حرف زشتی که به ما نسبت می‌دهند از میدان به در برویم . البته معارضه کار را بدتر خواهد کرد ، همه وقتتان صرف نوشتن و جواب دادن به روزنامه و مجلس می‌شود ، با لحن برادری و ملایمت ، کارها به خوبی تمام می‌شود . اگر کسی به ما بد کرد به بهترین وجه با او رفتار کنیم ، کار به دعوا کشیده نمی‌شود .
شما در انقلاب سهم زیادی دارید ، بازار هم همین طور . اگر بازارها همراهی نمی‌کردند انقلاب پیروز نمی‌شد ، پس پیه این مسائل را به خودتان بمالید . انسان که یک قدم اصلاحی و زندگی ساز بر می‌دارد نباید توقع داشته باشد که مورد پذیرش همه قرار گیرد ، این نخواهد شد . امیرالمومنین را هم تا آخر عمر عده‌ای قبول نداشتند . اگر انسان بخواهد برای اسلام خدمت کند نباید توقع این را داشته باشد که همه او را بپذیرند . کسی که می‌خواهد برای خدا کار کند باید پیه حبس ، تبعید ، بدنامی و سایر چیزها را به خود بمالد . اگر به شما فحشی می‌دهند ، شما برای خاطر خدا بپذیرید و ثواب کنید . این را نباید فراموش کنیم که ما همه یک چنین کار بزرگی را انجام داده‌ایم ، حالا از شرق و غرب فحاشی نشنویم یا در داخل با فساد کسانی مواجه نگردیم ؟ ! [۱۲۱]

کناره گیری بزرگترین گناه است

خلاصه کلام این که مجلس و نمایندگان باید مؤ ید وحدت و انسجام جامعه باشند و مسؤ ولین در کنار مردم و مردم همراه و پشتیبان مسؤ ولین به وظیفه خود عمل کنند و از برکات مادی و معنوی اتحاد مقدس خود بهره مند شوند . و از صحنه‌ها کنار نروند ، امروز شاید گناهی بالاتر از کناره گیری نباشد و هیچ عذر و بهانه‌ای برای ترک صحنه انقلاب پذیرفته نمی‌شود . [۱۲۲] هر انسانی که مشغول کاری می‌شود البته مشکلات دارد و کسی که بخواهد مشکلی در کاری نباشد باید مثل مرده‌ها در قبرستان برود و یا منزوی باشد . اگر قرار باشد افراد متعهد کنار بروند ، مسوول هستند . آنان که کمر برای حفظ اسلام بسته‌اند باید اگر همه هم رفتند ، آنها بمانند . انشاءالله همه موفق و موید باشید که همانطور که تا به حال عمل کردید ، بعد از این هم عمل کنید . الان حفظ اسلام به عهده همه ماست . [۱۲۳]

کناره گیری ، بر خلاف مصالح اسلام است

شما فرمانداران و بخشداران و همین طور اشخاص محترمی که این انجمن‌های اسلامی را در سرتاسر کشور دارند ، همه تان موظفید به اینکه در این امر دقت کنید که خوب انجام بگیرد ، نبادا یک وقت خدای نخواسته یک تقلبی در کار بیاید ، نبادا خدای نخواسته یک اشخاص نابابی خودشان را عوضی بجا بزنند که از این معانی بسیار خواهد بود . اینها تکلیف شماست که بکنید . مردم هم خودشان مکلفند به اینکه هم شرکت کنند در انتخابات ، نروند کنار ، تکلیف است ، حفظ اسلام است ، رفتن کنار خلاف تکلیف است ، خلاف مصالح اسلام است . آن مقدسی که خیال می‌کند کنار نشسته و دخالت در امور اسلامی نمی‌کند ، او بر خلاف اسلام دارد رفتار می‌کند ، اگر خدای نخواسته یک همچو آدمی باشد . آن آدمی که به واسطه اینکه مثلا یک چیز اعوجاجی از یک نفر می‌بیند یا از یک گروهی می‌بیند کنار برود ، این برخلاف مصالح اسلام عمل می‌کند . این معانی در صدر اسلام هم بوده است ، در زمان ائمه ما هم بوده است . خوب ، همه اینها بوده لکن آنها کنار نمی‌گرفتند ، آنها مشغول فعالیت خودشان بودند . [۱۲۴]

تعهد به موازین و معیارهای اسلامی

ما مکلفیم به پیاده کردن محتوای اسلام در تمامی امور

الان ما همه مان مکلفیم حالائی که جمهوری اسلامی شد ما هم اسلامی باشیم . اگر بنا شد جمهوری اسلامی باشد اما ماها دیگر اسلامی نباشیم ، حکومت اسلام نیست ، این جمهوری اسلامی نمی‌شود . اگر بنا شد که جمهوری اسلامی باشد ، پاسبان‌هایش اسلامی نباشند خدای نخواسته ، دادگاه‌هایش اسلامی نباشد ، وزارتخانه‌هایش اسلامی نباشد ، این حکومت طاغوتی است به اسم اسلام ، همان طاغوت است منتها اسمش را ما عوض کردیم . ما نمی‌خواهیم اسم عوض بشود می‌خواهیم محتوا درست بشود باید کوشش کنید محتوا درست بشود .
امروز اسلام بسته به اعمال شما است ، حکومت اسلامی اگر شما خوب رفتار کردید ، همه قشرهای ایران خوب رفتار کردند یک حکومت اسلامی و یک رژیم اسلامی است ، حکومتش اسلامی ، ملتش اسلامی . اگر همه وزارتخانه‌ها اسلامی شد و همه ادارات اسلامی شد ، ارتش اسلامی شد و شهربانی اسلامی شد و ژاندارمری اسلامی شد ، آنوقت حکومت ما یک حکومت اسلامی است و اگر ماها هم که یک اشخاصی هستیم که هر کدام وارد یک کسبی هستیم ، یک شغلی هستیم ماها هم روی دستور اسلام عمل کردیم یک ملت اسلامی هستیم و الا الفاظ است و معنا ندارد ، هی من بگویم اسلام و لکن عملم برخلاف او باشد ، هی حاکم بگوید اسلامی و لکن عمل برخلاف او باشد ، این ، نه رژیم آنوقت اسلامی می‌شود ، نه ملت ، ملت اسلامی می‌شود . کوشش کنید که ملت اسلامی باشد و دولت اسلامی و از خدای تبارک و تعالی من می‌خواهم این اتحاد شماها و این روحیه قوی شما محفوظ باشد تا این مراتب سیر بشود ، تا این مراحل بگذرد . [۱۲۵]

کارها باید بر اساس اسلام باشد

اساسا این انقلاب و این نهضت ، بر اساس اسلام است یعنی ما هیچ تز دیگری ، هیچ امر دیگری را غیر از اسلام نمی‌پذیریم و این قوای انتظامی اعم از سپاه پاسداران و ژاندارمری و ارتش و دیگران ، باید خودشان را با اسلام منطبق کنند . افرادی که آن دید اسلامی را ندارند یعنی نپذیرفتند اسلام را ، این اشخاص را باید تصفیه کنند . اشخاصی که دید اسلامی دارند ، پذیرفته‌اند اسلام را ، لکن در عمل ، عمل اسلامی ندارند ، سر خود کارهایی که خودشان می‌خواهند می‌کنند ، اینها هم باید هدایت بشوند و اگر چنانچه مایوس شدند سران از اینکه هدایت تاءثیر بکند ، تصفیه بشوند . بالاخره آن که مردم را برانگیخت اسلام بود هیچ قدرت دیگری قادر به این نبود که یک ملت سی و پنج میلیونی را به یک راه ببرد ، هیچ قدرتی قابل نبود نمی‌توانست و لهذا ما در طول تاریخ که دیده‌ایم ، آنهائی هم که خودمان یادمان هست مثل قضیه نفت چون اسلامی نبود ، ملی تنها بود به اسلام کاری نداشتند ، از این جهت نتوانستند کاری انجام بدهند ، کارهای نصفه کاره‌ای هم که انجام دادند ، بعدش از دستشان گرفته شد و رفت کنار . اگر اسلام در کار باشد و مکتب اسلام در کار باشد در این قشر نظامی و غیر نظامی ما پیروز خواهیم شد . و اگر مکتب را ما فراموش بکنیم و هرکس بخواهد دنبال کار خودش باشد و فکر خودش باشد ، این آسیب پذیر خواهد بود و لهذا بر همه ما ، بر همه رؤ سای ارتش ، رؤ سای پاسداران ، رؤ سای ژاندارمری ، رؤ سای شهربانی و همه روشنفکران و همه نویسندگان لازم است که ما همه را به یک وجه ، به یک وجه سوق بدهیم ، این ملت را ما به سوی اسلام و به سوی الله سوق بدهیم . اگر یک همچو کاری انجام بگیرد که اسلامی بشود همه دستگاه‌ها ، پیروزی ما داریم ، هیچ اشکال نیست که ما پیروز خواهیم شد . [۱۲۶]

باید بر اساس اسلام حرکت کنیم

متوجه باشید که امروز آن چیزی که اهمیتش بیشتر از چیزهای دیگر است این است که ما حفظ اسلامیت این نهضت را بکنیم . این نهضت از اولش اسلامی بود و تا اینجا هم اسلامی هست و انشاءالله تا آخر هم اسلامی باشد و همه ما و همه شما و همه ملت و همه کسانی که در سپاه و ارتش و در ژاندارمری و در شهربانی و ادارات هستند و دولت و همه باید همتشان این باشد که نهضت را اسلامی پیش ببرند . اگر اسلامی بودن نهضت محفوظ باشد ، دیگر آسیب نمی‌بینید . اگر چنانچه نهضت از اسلامیتش بیرون رفت ، هر کس یک راهی دارد ، راه‌ها مختلف خواهد شد . وقتی راه‌ها مختلف شد ، آسیب می‌بیند . اما اگر ما همه زیر یک پرچم باشیم همانطوری که در صدر اسلام جمعیت‌ها کم بودند لکن زیر یک پرچم بودند و با یک ایده حرکت می‌کردند ، اینها پیش می‌برند . الان ما در یک همچو محلی واقع شدیم که اسلام به دست ما سپرده شده است . خواهی نخواهی شما پاسدار اسلام هستید ، حالا همه قوا ، ارتش و شما ، پاسدار اسلام هستند . پاسدار اسلام باید هم خودش اسلامی باشد و هم دیگران را اسلامی کند و هم مشی آن اسلامی باشد و اگر انحرافاتی که گاهی در بعضی از جوان‌ها ، آنهائی که درست مسائل را ادراک نمی‌کنند واقع بشود و نیز شمائی که می‌خواهید با فعالیت خودتان جلوی این مسائل را بگیرید دیده شد ، سعی کنید جلو انحرافات خودتان را هم بگیرید . مثلا به پاسدارها نسبت می‌دهند که بیخود به مردم تعرض کردند ، بیخود به خانه‌های مردم رفته‌اند و من هم نمی‌دانم که صحیح باشد اما کلی اش این است که ما باید بر اساس اسلام حرکت کنیم و بر اساس اسلام این نهضت را پیش ببریم و از اختلافات و این چیزهائی که اخیرا می‌بینید که به جان هم افتاده‌اند و روزنامه‌ها چه می‌کنند ، باید از این اختلافات بری باشیم و باید همه تان با هم مجتمع و برادر و تحت لوای توحید پیش بروید و پیروزی هم نصیب شماست و اگر اینطور باشد ، در همین حرکت پاسداری تان عبادت دارید می‌کنید . همانطور که در نماز وقتی می‌ایستید ، باید همه جهات نماز را حفظ کنید تا نماز درست باشد ، باید در اینطور مسائل عادی هم که شما الان پاسدار اسلام هستید ، از همه جهات پاسداری کنید تا اینکه همه چیزتان در خدمت اسلام باشد . وقتی اینطور شد ، شما یک لشکری هستید مثل لشکر اسلام ، در این موقع ، نه تنها نمازتان ، بلکه همه کارهایتان عبادت است . این اموری که گفتید ، به تدریج درست می‌شود و اموری است که وقت می‌خواهد . [۱۲۷]

مهم این است که ما می‌خواهیم مطابق شرع اسلام مسائل را پیاده کنیم

آنچه مهم است این است که ما می‌خواهیم مطابق شرع اسلام مسائل را پیاده کنیم . پس اگر قبلا اشتباه کرده باشیم باید صریحا بگوئیم اشتباه نموده‌ایم و عدول در بین فقها از فتوائی به فتوای دیگر درست همین معنا را دارد وقتی فقیهی از فتوای خود بر می‌گردد یعنی من در این مساءله اشتباه نموده‌ام و به اشتباهم اقرار می‌کنم . فقهای شورای نگهبان و اعضای شورایعالی قضائی هم باید اینطور باشند که اگر در مساله‌ای اشتباه کردند صریحا بگویند اشتباه کردیم و حرف خود را پس بگیرند ، ما که معصوم نیستیم . پیش از انقلاب من خیال می‌کردم وقتی انقلاب پیروز شد افراد صالحی هستند که کارها را طبق اسلام عمل کنند ، لذا بارها گفتم روحانیون می‌روند کارهای خودشان را انجام می‌دهند . بعد دیدم خیر ، اکثر آنها افراد ناصالحی بودند و دیدم حرفی که زده‌ام درست نبوده است ، آمدم صریحا اعلام کردم . من اشتباه کرده‌ام . این برای این است که ما می‌خواهیم اسلام را پیاده کنیم . پس در این رابطه ممکن است من دیروز حرفی را زده باشم و امروز حرف دیگری را و فردا حرف دیگری را ، این معنا ندارد که من بگویم چون دیروز حرفی زده‌ام باید روی همان حرف باقی بمانم . امروز می‌گویم مادام که احکام اسلام پیاده نشده است و افراد صالحی نداشتیم تا طبق اسلام عمل کنند ، علما باید مشغول به کارهایشان باشند . این شاءنی برای علما نیست که ریاست جمهوری و یا پست دیگری را داشته باشند چون وظیفه است به این کارها می‌پردازند . خلاصه یک چیز را نباید فراموش کنیم که همه می‌خواهیم اسلام پیاده شود . [۱۲۸]

مبادا از حرفهای خارجی‌ها بترسیم و در پیاده کردن احکام خدا سستی کنیم

من حالا هیچ نگرانی ندارم چون اکثر افراد را می‌شناسم و می‌دانم که اکثرا متعهد و متدین هستند ، بلکه نگرانی من از این است که نکند سستی کنیم و در پیاده کردن اسلام دقت لازم را ننمائیم بعدا اشکالی پیش بیاید . نکند مثل مشروطه شود که آقایان تلاش کردند و مشروطه را بنا گذاشتند ، آنوقت چند نفر از سیاسیون مستبد ، مشروطه خواه شدند و حکومت را گرفتند و هر دوره مجلس را بدتر از دوره قبل تشکیل دادند . امروز من هیچ ترسی ندارم ، ولی ترسم از آن است که مبادا ما مسائل را به صورتی محکم تحویل دسته بعد ندهیم ، ترسم از آن است که مبادا از حرف‌های خارجی‌ها بترسیم و در پیاده کردن احکام خدا سستی کنیم . ما باید همه چیز را به همان قوتی که امروز دارد ، تحویل دسته بعد دهیم و آنها هم کوشش کنند که به همان قوت تحویل دسته بعد دهند . ما باید بنیان را محکم کنیم و به دسته بعد دهیم . تا پیش خدا مقصر نباشیم .
باید هیچ سستی نکنیم و از این ترس نداشته باشیم که فلان رادیو یا دولت خارجی چه می‌گوید ، رادیوها باید به ما فحش بدهند . آن روزی را که آمریکا از ما تعریف کند باید عزا گرفت . آن روز که کارتر و ریگان از ما تعریف کنند معلوم می‌شود در ما اشکالی پیدا شده است . آنها باید فحش دهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم . شورای نگهبان بدون ملاحظه از هیچ کس فقط و فقط خدا را در نظر بگیرند . احکام اولیه باید جاری شود و آن روز هم که اضطراری پیش آمد ، احکام ثانویه که آن هم حکم خداست را باید جاری نمایند . باید بنیان از امروز محکم شود . [۱۲۹]

محکم باشید و به چیزی به جز اسلام و قرآن فکر نکنید

شما ناظر بر قوانین مجلس باید باشید و باید بدانید که به هیچ وجه ملاحظه نکنید . باید قوانین را بررسی نمائید که صد درصد اسلامی باشد . به هیچ وجه گوش به حرف عده‌ای که می‌خواهند یک دسته کوچک مردم ما خوششان بیاید و به اصطلاح مترقی هستند ، ندهید . قاطعانه با اینگونه افکار مبارزه کنید . خدا را در نظر بگیرید . اصولا آنچه که باید در نظر گرفته شود خداست ، نه مردم . اگر صد میلیون آدم ، اگر تمام مردم دنیا یک طرف بودند و شما دیدید که همه آنان حرفی می‌زنند که برخلاف اصول قرآن است بایستید و حرف خدا را بزنید ولو اینکه تمام بر شما بشورند . انبیاء همین طور عمل می‌کردند ، مثلا موسی در مقابل فرعون مگر غیر از این کرد ؟ مگر موافقی داشت ؟ . . . محکم باشید و به چیزی به جز اسلام و قرآن اصولا فکر نکنید . [۱۳۰]

مردم ما به حفظ اسلام و اصول انقلاب فکر می‌کنند

امروز به همان گونه که فعالیت‌های وسیعی در سراسر جهان برای به سازش کشیدن ما با کفر و شرک در جریان است ، برای خاموش کردن شعله‌های خشم ملت مسلمان فلسطین نیز به همان شکل ادامه دارد و این تنها یک نمونه از پیشرفت انقلاب است . و حال آن که معتقدین به اصول انقلاب اسلامی ما در سراسر جهان رو به فزونی نهاده است و ما اینها را سرمایه‌های بالقوه انقلاب خود تلقی می‌کنیم ، و هم آنهایی که با مرکب خون طومار حمایت از ما را امضا می‌کنند و با سر و جان دعوت انقلاب را لبیک می‌گویند و به یاری خداوند کنترل همه جهان را به دست خواهند گرفت . امروز جنگ حق و باطل ، جنگ فقر و غنا ، جنگ استضعاف و استکبار و جنگ پابرهنه‌ها و مرفهین بی درد شروع شده است و من دست و بازوی همه عزیزانی که در سراسر جهان کوله بار مبارزه را بر دوش گرفته‌اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلای عزت مسلمین را نموده‌اند ، می‌بوسم و سلام و درودهای خالصانه خود را به همه غنچه‌های آزادی و کمال نثار می‌کنم و به ملت عزیز و دلاور ایران هم عرض می‌کنم خداوند آثار و برکات معنویت شما را به جهان صادر نموده است ، و قلب‌ها و چشمان پرفروغ شما کانون حمایت از محرومان شده است ، و شراره کینه انقلابی تان جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته است . البته همه می‌دانیم که کشور ما در حال جنگ و انقلاب ، سختی‌ها و مشکلاتی را تحمل کرده و کسی مدعی آن نیست که طبقات محروم و ضعیف و کم درآمد و خصوصا اقشار کارمند و اداری در تنگنای مسایل اقتصادی نیستند ، ولی آن چیزی که همه مردم ما فراتر از آن را فکر می‌کنند ، مساءله حفظ اسلام و اصول انقلاب است . مردم ایران ثابت کرده‌اند که تحمل گرسنگی و تشنگی را دارند ، ولی تحمل شکست انقلاب و ضربه به اصول آن را هرگز نخواهند داشت ملت شریف ایران همیشه در مقابل شدیدترین حملات تمامی جهان کفر علیه اصول انقلاب خویش مقاومت کرده است که در این جا مجال ذکر همه آنها نیست . [۱۳۱]

باید تمام امیال خویش را فدای میل اسلام کنیم

و لهذا فرضا که شما ملاحظه کنید که ، یا آنها ملاحظه کنند که بعضی‌ها مخالف مثلا میل شان یا موافق چه عمل می‌کنند ، امروز نباید انسان امیال خودش را به نظر بگیرد . یک روزی که گرفتاری اسلام و حیثیت اسلام در میان است و می‌بینید که همه قدرتمندها و همه تبلیغات بر ضد همه هست و از اول هم بر ضد همه و خصوص پاسدار عزیز بوده است ، باید انسان تمام امیال خودش را فدای میل اسلام ، - بکند - حکم و احکام اسلام بکند همانطور که شما و همه این رزمندگان ما واقعا یک چهره هائی هستند که انسان از خودش خجالت می‌کشد که با آنها مواجه بشود کسانی که جان خودشان را که سرمایه همه چیز است دیگر برای انسان ، این را فدا دارند می‌کنند برای اسلام و ماها این توفیق را نداریم ، نمی‌توانیم ، منتها دعا می‌کنیم به شما . وقتی بنا شد که شما یک همچو تحفه‌ای را دارید به اسلام تقدیم می‌کنید ، آنوقت اگر - فرض کن - یک چیزی مخالف میل تان شد ، باید با آن مخالف میل ، با میل خودتان یک قدری مبارزه کنید این مبارزه باطنی است که لازم است انسان داشته باشد همیشه و همیشه مواظب باشد . [۱۳۲]

هدف از انقلاب تحقق اسلام بود

ما تا حالا که این جمهوری اسلامی را ، همه شماها زحمت کشیدید و همه قشرهای ملت متحد شدند با هم و خون‌ها را دادند و زحمت‌ها کشیدند و زجرها را کشیدند و این سد را شکستند و راءی به جمهوری اسلامی هم دادند ، این برای این نبود که فقط حریف را از میدان در بکنند و خودشان به جای او بنشینند ، این برای این بود که یک رژیم فاسد را تبدیل کنند به یک رژیم صحیح ، رژیم عادل که وقتی رژیم عادل تحقق پیدا کرد و احکام اسلام آنطوری که باید تحقق پیدا کرد ، آنوقت افراد اگر عمل کنند ، راه صحیح واقعیت را پیدا می‌کنند و رژیم هم اگر چنانچه اسلامی باشد و عمل ، عمل اسلام باشد و همه نظام ، نظام اسلام باشد ، یک نظام عادلانه‌ای که به هیچ یک از افراد تعدی نشود ، در هر اداره‌ای بروید آنجا اسلام را ببینید ، در هر بنگاهی بروید آنجا هم ببینید اسلام هست ، اینکه حکومت می‌کند اسلام حکومت بکند ، غیر اسلام در کار نباشد . ما تا حالا نرسیدیم به این . ما رای دادیم به اینکه جمهوری اسلامی باشد ، حالا هم رژیم ما جمهوری اسلامی است اما اینطور نیست که ما تا رای دادیم ، جمهوری اسلامی ، یک جمهوری اسلامی شده باشد ، فقط نظام الان نظام جمهوری اسلامی و دنیا هم شناخته ایران را به اینکه اینجا رژیمش جمهوری اسلامی است اما اسلام که این را نمی‌خواسته که ما یک رای بدهیم و بگوییم جمهوری اسلامی ، اسلام می‌خواسته که در رژیمش اینطور باشد که هر جا پا بگذاری احکام اسلام باشد ، غیرش نباشد . [۱۳۳]

باید همه فکر این معنا را بکنیم که رژیممان را اسلامی کنیم

اگر ما با همه زحمت‌ها ، با همه خون دادن‌ها به این جا رسیدیم که جمهوری اسلامی ، و باز رهایش بکنیم تمام کارهایمان هدر رفته ، یعنی طاغوت فرق نمی‌کند که محمدرضا باشد یا من و شما . حیطه شعاع عملیات مختلف است یک کسی طاغوت است در خانواده خودش ، یک کسی طاغوت است در خودش و همسایه‌هایش ، یک کسی طاغوت است در محله اش ، یک کسی در شهر ، یک کسی هم در یک استان ، یک کسی هم در سطح کشور . در طاغوتی فرقی نیست ، در شعاع عمل فرق است . همین طاغوتی که در خانواده خودش طاغوت است ، اگر دستش برسد در محله هم طاغوت است ، اگر دستش برسد ، در همه سطح کشور طاغوت است ، برای اینکه خودش وقتی طاغوت هست دیگر شعاع عمل کم و زیادش پیش او فرقی ندارد ، دستش نمی‌رسد ، دستش برسد همان کارهایی که محمد رضا می‌کرد ، این آدم هم همان کارها را می‌کند تا تربیت اسلامی و انسانی و تحت تربیت انبیا کسی نباشد ، دستش نمی‌رسد و الا وقتی دستش برسد همه آن کارها را می‌کند حالا هم خیال می‌کند نمی‌کند . این آدمی که در منزل خودش ظلم می‌کند ، در منزل خودش تعدی بر اولادش ، بر فرزندش ، بر خادمش می‌کند این اگر زیادتر بشود خدمه اش ، زیادتر بشود اولادش ، زیادتر بشود تابعش همان قدر که آنها زیادتر می‌شوند این وسعت ظلمش زیاد می‌شود ، برای اینکه آدم ظالم است . ظالم اگر ده نفر تحت سیطره اش باشند ، ظلمش به اندازه ده نفر است ، اگر سی و پنج میلیون جمعیت هم باشند ، ظلمش به اندازه سی و پنج میلیون نفر است ، آدم ، همان آدم است برای اینکه آدم نشده است ، یک موجود طاغوتی شیطانی است . این موجود طاغوتی شیطانی اگر تحت سیطره انبیا نرود ، تحت تعلیم و تربیت انبیا نرود هیچ فرقی مابین این فرد با آن فردی که یک عالم را دارد می‌چاپد ، در روحیات نیست ، در عمل هست از باب اینکه این دستش نمی‌رسد ، او دستش می‌رسد . اینهایی که مثلا فرض کنید در ایران سیطره داشتند مثل محمد رضا اگر در عراق هم سیطره اش می‌رفت همین ظلم هائی که اینجا می‌کرد آنجا هم می‌کرد ، اگر در همه ممالک اسلامی هم سلطه پیدا می‌کرد همین کارهایی که اینجا می‌کرد در همه می‌کرد ، اگر در همه عالم هم سلطه پیدا می‌کرد همان مطلب بود . می‌بینید که این ابرقدرت‌ها که دستشان را همه جا دراز می‌کنند ، دستشان را همه جا دراز می‌کنند برای چاپیدن ، آن آدمی که چاپیدنش یک حدود خاص داشت وقتی که شد رئیس ، یک قدری وسعت پیدا می‌کند و همان کارها را هم آنجا می‌کند . گمان نکنید که من و شما اگر دستمان برسد به آنها نکنیم ، تا آدم نشویم همان حرف‌ها هست ، باید همه فکر این معنا را بکنیم که رژیممان را رژیم اسلامی بکنیم . [۱۳۴]

باید تلاش کرد که واقعیت اسلام تحقق پیدا کند

رژیم اسلامی به این است که این افرادی که در کار هستند ، این افرادی که در این رژیم سر کار هستند ، مشغول به - فرض کنید که - خدمتگزاری هستند ، کارمندهای دولتی همه شان ، هر کدام آنجا که کار می‌کنند کارشان کار اسلامی باشد ، این فکر نباشد که حالا که این اداره آنجایش خراب است خوب ، بگذارید اینجایش هم خراب باشد ، حالا که آن آدم آنجا خلاف می‌کند خوب ، بگذار اینجا هم خلاف کند . همه مکلفیم ، همه ما . اگر همه عالم خلاف بکنند ، یک آدمی که تربیت شده تحت مکتب انبیاست او خلاف نمی‌کند ، تمام عالم وقتی که به هم بخورد و ظلم بشود ، حضرت موسی خلاف نمی‌کند . از اینکه حالا همه دارند می‌چاپند پس باید من هم این کار را بکنم ، نه ، در تربیت انبیا اینجور نیست ، علی بن ابیطالب سلام الله علیه همه عالم اگر کافر می‌شدند به حال او فرقی نمی‌کرد جز غصه خوردن به اینکه چرا اینها دارند خلاف می‌کنند و الا در مشی او هیچ تغییری نمی‌کرد آن روزی که تو خانه نشسته بود با آن روزی که یک خلافت دارای آن وسعت که ایران یک جزئش بود تا مصر و در حجاز و همه اینها تحت سیطره بود و از اروپا هم یک مقداری ، هیچ فرقی در حال روحی اش نبود که حالا که من دارای یک همچو چیزی هستم ، باید مثلا چه بشود ، هیچ ابدا در روح او هیچ فرقی نمی‌کرد برای اینکه روح ، روح الهی بود . روح الهی در آن فرقی نمی‌کند که یک جمعیت کمی تحت نظر او باشد یا یک دنیا باشد ، در حال روحی او فرقی نمی‌کند ، او موظف است عدالت کند ، می‌تواند با این چهار تا که هست عدالت بکند ، اگر توانست با همه جا ، و همه جا عدالت را گسترش می‌دهد . همه ما الان که اسم جمهوری اسلامی روی خودمان گذاشتیم و رژیم سابق را فرستادیم بحمدالله به خارج و دفنش کردیم و دیگر هم زنده نخواهد شد انشاء الله ، همه ما الان مکلفیم که این رژیمی که ادعا داریم که تحقق پیدا کرده ، واقعیتش تحقق پیدا کند ، از حد لفظ به حد معنا بیاید ، از حد رای به حد خارج بیاید . [۱۳۵]

همه موظفند وظایف الهی خود را انجام بدهند

شما که مامورین یک وزارتخانه هستید یک طور باید عمل بکنید ، آنها هم که در وزارتخانه دیگرند یک طور ، همه باید یک مامورین اسلامی باشید . هر فرد باید خودش را موظف بداند به اینکه این کاری که الان ، این کار جزئی که پشت میز نشسته به او محول است ، این کاری که به او محول است به عدالت عمل کند ، منتظر نشود که وزیر عادل بشود . وزیر عادل باشد یا نباشد ، شما باید عادل باشید . نخست وزیر عادل باشد یا نه ، برای خودش ضرر دارد و نفع دارد ، آن حسابش علیحده هست ، شما هم حسابتان علیحده است ، پیش خدا حسابش علیحده است ، پیش ملت هم حسابش علیحده است . شما که این کار جزئی ، پیشخدمتی که این کار جزئی دستش هست ، این عدالت در آن کارش باید بکند . آن رئیس اداره هم که در آنجا نشسته آن هم عدالت در همان کار باید بکند ، منتظر نشود دیگران عادل بشوند تا او عادل بشود . مثل این است که من منتظر بشوم دیگران نماز بخوانند تا من نماز بخوانم ، یا منتظر بشوم دیگران ناهار بخورند تا من ناهار بخورم . چطور وظایف طبیعی را آدم اینطوری عمل می‌کند ، وظایف طبیعی را هر کسی شخصی عمل می‌کند . شما هیچ وقت انتظار کشیدید دیگران نفس بکشند تا شما بکشید ؟ دیگران نگاه کنند تا شما نگاه کنید ؟ هیچ همچو نیست . شما به حسب طبیعت تان وظایف طبیعی را شخصا عمل می‌کنید ، وظایف الهی را همه همینطور است . همانطور که وظایف طبیعی را شخصا عمل می‌کنید ، وظایف الهی را هم شخصا شما موظفید عمل کنید ، بعلاوه موظفید که دیگران را هم وادار کنید به این کار . در این جا موظف نیستید که دیگران را وادار کنید که نگاه کن اما در آنجا موظفید که تعدیل کنید دیگران را هم تربیت کنید . [۱۳۶]

ما موظفیم خودمان عمل کنیم و دیگران را هم وادار کنیم

هر کدام ما موظفیم خودمان عمل کنیم و موظفیم دیگران را هم وادار کنیم ، اگر یک همچو روحیه‌ای در یک ملتی پیدا بشود که انشاءالله امیدوارم پیدا بشود ، اگر یک همچو روحیه تعاون معنوی همانطوری که در این برهه‌ای که انقلاب بود یک تعاون مادی پیدا شده بود ، این هم معنا بود ، اما معاونت راجع به این بود که اینهائی که می‌آمدند در خیابان‌ها تظاهر می‌کردند ، خانه‌ها به آنها آب می‌دادند ، غذا می‌دادند - عرض کنم - مردم کمک می‌کردند و معاونت می‌کردند ، اگر یک روحیه معاونت معنوی پیدا بشود در انسان ، در همه ، که هر کس خودش را موظف بداند به اینکه علاوه بر اینکه خودش یک آدمی است که می‌خواهد عدالت بکند ، وظیفه شناس است ، پشت میز که نشسته کار خودش را که می‌کند و کار مردم را که می‌خواهد انجام بدهد ، روی وظایف است ، نه روی طمع است ، نه روی ترس و خوف است ، روی وظیفه است ، آنطوری که وظایف شخصی خود را آدم عمل می‌کند برای خودش وظیفه می‌داند که برای بچه‌هایش لباس بخرد ، این یک وظیفه‌ای است پیش آدم ، نه خوف است و نه طمع . اگر انسان ، آن کسی که متصدی یک کاری است ، وظیفه بداند این را که من حقوق مثلا می‌گیرم وظیفه‌ام این است ، نخیر ، حقوق هم نمی‌گیرم وظیفه انسانی ام این است ، وظیفه اسلامی ام این است که حالا که متکفل یک امری شدم و یک دسته‌ای به من محتاجند که کار آنها را راه بیندازم ، کارها را تعویق نیندازم ، همانقدری که می‌توانم ، به هر ترتیبی که جریان دارد ، جریان بدهم با رفاقت ، جلو و عقب انجام ندهم ، خلاف عدالت نکنم ، اگر جلو و عقب انجام بدهم این همان کارهای طاغوت است ، طاغوت در یک چیز کم ، در یک شعاع کم چنانچه هر کداممان توجه به همین معنا داشته باشیم ، هر کسی به خودش متوجه باشد ، خودش را درست کند ، اداره‌ای که دارای پانصد نفر مامور است ، هر ماموری آن کاری را که به او محول است سرش را زیر بیندازد و کارش را انجام بدهد ، یک اداره درست می‌شود ، یک وزارتخانه درست می‌شود ، باقی درست می‌شود ، همه کشور درست می‌شود . اگر یک همچو چیزی در یک کشوری پیدا شد ، این کشور مترقی است . کشور مترقی این نیست که سینماهای کذا داشته باشد و آن کارهایی که در آن می‌شد ، یا مترقی آن است که مراکز فحشا آن قدر زیاد باشد ، مشروب خوری آنقدر زیاد باشد ، این انحطاط است . کشور مترقی این است که افرادش مترقی باشند ، فرد مترقی آن است که وظیفه شناس باشد ، وظایف اداری اش ، وظایف الهی اش ، اگر انسان وظیفه شناس شد یک انسان مترقی است ، یک انسان عادل است . یک مملکتی اگر انشاءالله موفق بشویم . موفق بشوید به اینکه این مملکت ، همه وظیفه شناس بشوند و جمهوری اسلامی بشود . جمهوری اسلامی این است که اداره مالی آن هم اسلامی بشود ، اداره عدلیه اش هم اسلامی بشود . تحول باید پیدا بشود ، تحول در نظام و تحول در افراد که این نظام را می‌خواهند پیش ببرند . به مجرد اینکه تحول در نظام هم باشد و تحول در افراد نباشد ، فایده ندارد برای اینکه وقتی تحول در افراد نباشد ، اگر حالا هم یک کسی ، یک تحولی در نظام درست کند ، فردا همین افرادند که این نظام را می‌خواهند پیش ببرند ، همین افراد ، نظام را معوجش می‌کنند ، برخلاف می‌کنند . [۱۳۷]

همه روی وظیفه شان عمل کنند

تحول در افراد ، در روحیه افراد میزان است و این با این است که همه آقایان بنای بر این بگذارند که کارهایشان را روی وظیفه شان عمل بکنند ، خودشان را ببینند در یک جمهوری اسلامی ، ببینند در یک مملکتی هستند که راس این مملکت امام زمان سلام الله علیه مراقبشان هست ، مامورهای مخفی دارد ، ملائکة الله ماءمورند ، خودش را تحت مراقبت ببیند ، بگوید که ما یک مملکتی الآن هستیم که یک مراقبی داریم معصوم و ماتحت مراقبت هستیم ، اعمالمان باید یک اعمالی باشد که یک وقتی به عرض ایشان رسید ، راضی از ما باشند . در هر جا که کار می‌کنید ، شما برای مسلمان‌ها می‌خواهید خدمت بکنید . دولت‌ها خدمتگزار مردم هستند ، نه فرمانفرما . این رژیم طاغوتی است که مثلا یک نخست وزیرش ، یک رئیس جمهورش فرمانفرمایی بخواهد بکند . این طاغوت ، همین است . بله ، این مقداری که وظیفه هست که امر و نهی بکند ، وظیفه است بکند ، اما بخواهد زاید بر آن وظیفه فرمانفرمایی بکند ، حالا که رسیده به اینجا سوء استفاده بکند ، این همان رژیم طاغوتی است حالا دستش به زیادتر نمی‌رسد یا خوف دارد از اینکه مردم به او اشکال بکنند ، اگر دستش باز بشود ، همان کارهایی که محمد رضا می‌کرد شاید من هم بکنم اگر دستم برسد . [۱۳۸]

باید محتوی را اسلامی کرد

تا تربیت یک تربیت صحیح نباشد ، فایده ندارد . و شما آقایان انشاءالله من امیدوارم و از خودتان ، رفقایتان ، دیگران ، سفارش کنید همه که ما الان در یک نظامی واقع شده‌ایم که ما می گوئیم ما اسلامی هستیم ، شما یک گروه اسلامی هستید الان . یک گروه اسلامی اگر همان ادعا باشد ، خوب ، همه عالم می‌توانند ادعا کنند ، مگر محمدرضا نمی‌گفت من مسلمانم ، قرآن هم طبع می‌کرد ، خدمت حضرت رضا هم می‌رفت و می‌ایستاد و برایش زیارت نامه هم می‌خواندند و نماز هم می‌خواند و همه این کارها را می‌کرد اما نبود اینطور . ما اگر بخواهد رژیممان اسلامی باشد و این ادعایی که می‌کنیم که ما مسلم هستیم و ما طرفدار اسلام هستیم و طرفدار رژیم اسلامی هستیم باید این قدم را هم برداریم که مهمش این قدم است که محتوای یک مملکتی اسلامی باشد ، هر جایش برویم در مملکت اسلامی رفتیم ، نه اینکه وقتی رفتیم بازار ، ببینیم بازار همان بازار و همان رباخوری و همان اجحاف و همان گرانفروشی بیجا و همان‌ها و بعد هم فریاد می‌کنند که اسلام ، بعد هم چراغانی می‌کنند خیال می‌کنند با این می‌شود امام زمان را بازی داد ، نمی‌شود تا یک نوری در قلب ما پیدا نشود فایده ندارد ، هر چه هم از این اعمال بکنیم اعمال است . خیر ، از این اعمال همه می‌کنند باید این اعمال بشود ، نه اینکه اینها نشود ، این اعمال بشود ، پیوند با قلب داشته باشد ، با قلبمان یک کاری کنیم که این عمل را قلب ما آورده باشد . در هر صورت ما الان در یک جمهوری لفظی اسلامی هستیم ، نه جمهوری اسلامی ، جمهوری ، طرح جمهوریت است ، حالا طرحش هست ، طرحش هم حالا تمامی باز نیست . وقتی مملکت ما جمهوری اسلامی است که همه چیزش اسلامی باشد . هر چه ناقص باشد جمهوری اسلامی ناقص ما داریم ، حالا جمهوری اسلامی لفظی داریم . اگر چهار تا اداره مان درست بشود ، یک جمهوری اسلامی ناقصی باندازه این اسلامی شده ، اگر انشاءالله همه آن اسلامی بشود آنوقت مدعی هستیم ، ادعای ما این است که جمهوری اسلامی و این ادعا صحیح است و از ما می‌پذیرند این را و این را هم نباید هر یک فکر کند که دیگران بشوند تا من بشوم ، هر کس باید آن کاری را که می‌کند آن کار را خوب انجام بدهد . شما شبیه خوان‌های سابق را دیده‌اید ، این شبیه که می‌خواندند ، شمر خوب آن بود که خوب شمر باشد ، اگر آن شمر بنا بود که یک کاری بکند که سیدالشهدا باید کند ، این خوب شمری نیست ، سیدالشهدا بر حسب شبیه هم آن است که آن عمل را خوب انجام بدهد ، اگر آن عمل را خوب انجام بدهد یک شبیه خوان خوبی است . هریک ما باید آن عملی که دستش می‌دهند خوب انجام بدهد ، نرود سراغ اینکه دیگران چه می‌کنند ، بخواهد دخالت کند در کار دیگران . نه ، دخالت در کار دیگران نکنید ، شما آن کاری که به آن موظف هستی همان کار را خوب انجام بده ، برادرت هم که پهلویت نشسته اگر انجام خواست بدهد ، دیدی یک خلافی می‌خواهد بکند به او بگو که آقا ما جمهوری مان اسلامی است . جمهوری اسلامی معنایش این است که عدالت باشد عدالت این است که این آدمی که الان احتیاج به من دارد ، از خارج آمده الان ، از راه دور آمده ، به این اداره احتیاج دارد ، زود رسیدگی بشود به احتیاج این . اینطور نباشد که یک کسی که آشنای ما هست ، جلو کارش را انجام بدهیم ، یک کسی که خیر ، غریبه هست ، عقبتر انجام بدهیم و هکذا چیزهایی که شما می‌دانید می‌شود ، این چیزهایی که می‌شد ، دیگر نگذارید بشود . [۱۳۹]

در مقابل احکام خداوند خاضع باشید

وصیت من به مجلس و شورای نگهبان و دولت و رئیس جمهور و شورای قضایی آن است که در مقابل احکام خداوند متعال خاضع بوده و تحت تاءثیر تبلیغات بی محتوای قطب ظالم چپاولگر سرمایه داری و قطب ملحد اشتراکی و کمونیستی واقع نشوید و به مالکیت و سرمایه‌های مشروع با حدود اسلامی احترام گذارید و به ملت اطمینان دهید تا سرمایه‌ها و فعالیت‌های سازنده به کار افتند و دولت و کشور را به خودکفایی و صنایع سبک و سنگین برسانند . [۱۴۰]

از هیچ کس و هیچ چیز جز خدای بزرگ نترسید

من بارها اعلام کرده‌ام که با هیچ کس در هر مرتبه‌ای که باشد عقد اخوت نبسته‌ام . چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است . دفاع از اسلام و حزب الله اصل خدشه ناپذیر سیاست جمهوری اسلامی است . ما باید مدافع افرادی باشیم که منافقین سرهاشان را در مقابل زنان و فرزندانشان در سر سفره افطار گوش تا گوش بریدند . ما باید دشمن سرسخت کسانی باشیم که پرونده‌های همکاری آنان با آمریکا از لانه جاسوسی بیرون آمد . ما باید تمام عشقمان به خدا باشد نه تاریخ . کسانی که از منافقین و لیبرال‌ها دفاع می‌کنند ، پیش ملت عزیز و شهید داده ما راهی ندارند . اگر ایادی بیگانه و ناآگاهان گول خورده که بدون توجه بلندگوی دیگران شده‌اند ، از این حرکات دست برندارند ، مردم ما آنها را بدون هیچ گونه گذشتی طرد خواهند کرد .
مسوولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست . انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت - ارواحنا فدا - است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد . مسایل اقتصادی و مادی اگر لحظه‌ای مسوولین را از وظیفه‌ای که بر عهده دارند منصرف کند ، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد . باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمایند ، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند .
مردم عزیز ایران که حقا چهره منور تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند ، باید سعی کنند که سختی‌ها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسوولان بالای کشور به وظیفه اساسی شان که نشر اسلام در جهان است برسند و از آنان بخواهند که تنها برادری و صمیمیت را در چهارچوب مصلحت اسلام و مسلمین در نظر بگیرند چه کسی است که نداند مردم عزیز ما در سختی هستند و گرانی و کمبود بر طبقه مستضعف فشار می‌آورد ، ولی هیچ کس هم نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دنیای دون امروز و پایه ریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامی با آمریکا و شوروی ، فشار و سختی و شهادت و گرسنگی را به دنبال دارد و مردم ما این راه را خود انتخاب کرده‌اند و بهای آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار می‌کنند . این روشن است که شکستن فرهنگ شرق و غرب بی شهادت میسر نیست .
من بار دیگر از مسوولین بالای نظام جمهوری اسلامی می‌خواهم که از هیچ کس و از هیچ چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشاء سرمایه داری غرب و پوچی و تجاوز کمونیزم نکشند که ما هنوز در قدمهای اول مبارزه جهانی خود علیه غرب و شرقیم .
مگر بیش از این است که ما ظاهرا از جهانخواران شکست می‌خوریم و نابود می‌شویم ؟ مگر بیش از این است که ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفی می‌کنند ؟ مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل ، عزت اسلام و مسلمین را پایکوب می‌کنند ؟ مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبه‌های دار می‌روند ؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته می‌شوند ؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم . [۱۴۱]

در عمل به حق از ملامت بدخواهان نباید هراس داشت

با سپاس بیحد از الطاف کریمه خداوند متعال که توفیق به ملت شریف و متعهد ایران عطا فرموده که هر چه زمان می‌گذرد ، مشکلات افزون می‌شود ، بر تعهد آنان و حضورشان در صحنه و پشتیبانی شان ازجمهوری اسلامی که فرآورده فداکاری‌های خودشان است ، افزوده می‌شود . و به رغم تبلیغات دشمنان خارج و داخل ، با اکثریت قاطع افزون از دوره سابق ، جناب آقای محمد علی رجائی ایده الله تعالی را به ریاست جمهوری کشور اسلامی ایران برگزیده و این مسوولیت بزرگ و بار سنگین را بر عهده او گذاشته است . و چون مشروعیت آن باید با نصب فقیه ولی امر باشد ، اینجانب رای ملت را تنفیذ وایشان را به سمت ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب نمودم و مادام که ایشان در خط اسلام عزیز و پیرو احکام مقدس آن می‌باشند و از قانون اساسی ایران تبعیت و در مصالح کشور و ملت عظیم الشان در حدود اختیارات قانونی خویش کوشا باشند واز فرامین الهی و قانون اساسی تخطی ننمایند ، این نصب و تنفیذ به قوت خود باقی است . و اگر خدای ناخواسته بر خلاف آن عمل نمایند ، مشروعیت آن را خواهم گرفت . و باید ایشان توجه داشته باشند و از عمل ملت دریافته باشند که ملت دلاور نیز رای خود را بر این اساس به ایشان داده‌اند و من امیدوارم که در حفظ این امانت الهی و مسؤ ولیتی که ملت بر عهده ایشان گذاشته است ، با تمام توان کوشش نموده و از آن پاسداری نمایند و وفادار به پیمان خود در مقابل خداوند مقتدر حاضر و ناظر و ملت حاضر در صحنه و مراقب احوال و اوضاع بوده باشند و به فرمان خداوند تبارک و تعالی که مومنان را به رحمت و عطوفت در بین خود و شدت در مقابل کفار و مخالفان اسلام دعوت فرموده است ، با تمام جدیت عمل کرده و در عمل به حق از کسی و از ملامت بدخواهان نهراسند و در نظارت بر قوای ثلاثه ، طرف حق را در نظر گیرند و در خدمت به خلق خدا ، خصوصا توده‌های مستضعف ، احساس غرور و سرافرازی نمایند ، که اینانند وفاداران به اسلام و هواداران جمهوری اسلامی . [۱۴۲]

نباید از اسلام تخطی نمود

اگر هر یک از ما تخطی کنیم از آن خواستی که ملت دارد و آن خواستش اسلام است و احکام اسلام ، اگر هر یک از ما تخطی کنیم ، علاوه بر آنکه در محضر خدای تبارک و تعالی در آن روزی که همه وارد می‌شوند و حساب است در کار ، جوابی نداریم ؛ همین مردم هم در همین جا به حساب می‌رسند ، اینها نمی‌گذارند که ، آن حسابش علیحده ، همین مردم در همین جا شمائی که الان به مقام ریاست جمهور رسیدید اگر فردا خدای نخواسته تخطی کنید از آن راهی که راه ملت است و راهی که اسلام پیش پای همه ما گذاشته است ، همین سیزده میلیون و زیادتر که به شما رای دادند و اعتماد به شما کردند برمی گردند . آنجا هم حسابش ، آنجا بدتر است . اینجا وقتی بر می‌گشتند خوب ، شما می‌روید منزلتان می‌نشینید ، اما آنجا کار مشکل است ، باید شما حساب آنجا را بکنید . [۱۴۳]

باید مجریان امور در هر جا که هستند متعهد به اسلام باشند

کارهائی را که مجلس باید بکند ، محول به اوست . کارهائی را شورای نگهبان باید بکند ، محول به اوست . بعد از اینکه آن مرحله‌ها گذشت و افتاد به دست قوه اجرائی ، قوه اجرائی مهم است . ممکن است قانون بسیار خوب باشد وارد بشود در دست مجری‌ها و بد اجرا بشود . غالبا اینطور باشد که قوانین را حالا در ایران که الان همه قوانینش قوانین اسلامی است سابق هم ممکن بود قانون را در وضع قانونیش خوب درست کنند لکن وقتی به دست یک عده خائن می‌دادند او روی افکار خودش عمل می‌کرد ، وقتی هم یک رشوه‌ای به بالاترها می‌دادند ، دیگر صحبتی نبود .
امروز شما باید وضع تان وضع اسلام باشد . اگر بخواهید در مقابل قدرت‌های بزرگی که هم چشم طمع به کشور شما دوخته‌اند و با صراحت این مسائل را می‌گویند ، اگر بخواهید که استقامت کنید و پایداری کنید ، باید مجریان امور در هر جا که هستند ، در دادگستری ، در وزارت مالیه در بانک‌ها ، اینها اشخاصی باشند و متعهد به اسلام باشند و بدانند که اگر چنانچه ما در یک جائی از این جاها رو به شکست برویم ، کم کم این سرایت می‌کند شکست در جاهای دیگر و خدای نخواسته یک وقت می‌بینید که کشور ما به هم ریخته شده است ، وضع مالی اش و وضع بانکی اش و وضع کشاورزیش و وضع‌های دیگرش ، آن روز است که آنها به مقاصد خودشان می‌توانند برسند .
الان که می‌بینید که همه با ما مخالف هستند ، برای اینکه شماها می‌خواهید اسلامی عمل بکنید ، کشور شما می‌خواهد اسلامی عمل بکند و آنها این را مخالف با مقاصد خودشان می‌دانند . [۱۴۴]

باید معتقد به تمام اصول اسلام بود

من نسبت به انجمن‌های اسلامی همه کشور ، اعم از انجمن‌های اسلامی دبیرستان‌های سراسر کشور یا سایر انجمن‌های اسلامی که در همه جا بحمدالله تحقق پیدا کرده است ، چند کلمه‌ای صحبت دارم یکی اینکه این نامگذاری ، که انجمن اسلامی در هرجا باشد ، این یک تعهدی است از طرف انجمن‌ها نسبت به اسلام و آن تعهد اسلامی بودن و اسلامی کردن است فقط اسم نیست که گروهی دور هم جمع بشوند و اسم خودشان را انجمن اسلامی بگذارند ، این یک تعهد است که شما برای خاطر اسلام در سرتاسر کشور و در تمام جاهائی که در آنجا از اسلام هست همه چیز ، شما متعهدید که اسلامی باشید و اسلام را در آنجاها که هستید پیاده کنید . پس شما دو تعهد دارید یکی اسلامی بودن خودتان ، یکی اسلامی کردن آنجائی که این انجمن‌ها در آنجا هست . . . .
اسلام ابعاد مختلفی دارد که اگر یک نفر یا یک جمع بخواهند واقعا مسلم باشند ، باید تمام ابعاد را در نظر بگیرند . اسلام یک بعد ، بعد عقائد است ، عقائد اسلامی . باید انجمن‌های اسلامی عقائد اسلامی را داشته باشند ، اینطور نباشد که یک فرد یا افرادی پایبند به عقائد اسلامی نباشند و انجمن اسلامی درست کرده باشند . اگر معتقد به تمام اصول اسلام نباشند ، اینها نمی‌توانند انجمن اسلامی تشکیل بدهند یا اسلام را بخواهند پیاده بکنند . و یک بعد دیگر ، اخلاق اسلامی است . چه بسا اشخاصی عقائد اسلامی را به حسب واقع هم تا حدودی دارند لکن اخلاق اسلامی را ندارند . آن چیزی که مهم است برای شما که انجمن اسلامی تشکیل می‌دهید و خصوصا برای شما حاضرین که انجمن‌های اسلامی دبیرستان‌ها را متکفل هستید و دوستان شما متکفل هستند ، این یک امر بسیار مهمی است که شما عهده دار شدید . و باید شما از خودتان شروع کنید و خودتان را به اخلاق اسلامی آرایش بدهید و از اخلاقی که برخلاف اسلام است ، تحرز کنید ، برای اینکه شما می‌خواهید در دبیرستان هائی که هستید اسلام را در آنجا پیاده کنید ، نمی‌خواهید که فقط یک اسمی باشد که دیگران چون انجمن دارند پس ما هم انجمن داشته باشیم . شما می‌خواهید که اسلام را در دبیرستان‌ها ، که بسیار اهمیت دارد پیاده کنید و این تابع این است که خود شما هم عقائد اسلامی تان صحیح باشد و هم اخلاق اسلامی داشته باشید . چنانچه یکی از بعدهای دیگر ، اعمال اسلامی است ، تعهد به ظواهر اسلام ، به اوامر و نواهی اسلام و عمل کردن به احکام اسلام است . اگر چنانچه آن جمعیتی که تشکیل انجمن اسلامی دادند خدای نخواسته در اعمال ، انحرافی داشته باشند ، اینها نمی‌توانند بگویند که ما انجمن اسلامی هستیم و آمدیم که اسلام را در اینجا که هستیم پیاده بکنیم . اول باید از خودتان شروع کنید هر کسی از خودش باید شروع کند و عقائد و اخلاق و اعمالش را تطبیق با اسلام بدهد و بعد از اینکه خودش را اصلاح کرد ، آنوقت دنبال این باشد که دیگران را اصلاح کند . [۱۴۵]

باید مراکز ما آثار و علائم اسلامی داشته باشد

ما بخواهیم یک جمهوری اسلامی در ایران محقق بشود ، همین که ما بگوئیم جمهوری اسلامی ، رای بدهیم به جمهوری اسلامی ، کار تمام نیست ، باید دستگاه‌های اطلاعاتیش ، روزنامه‌هایش ، رادیو ، تلویزیون ، ادارات ، تمام مراکز دولتی و تمام مراکز ملی ، بازار ، در صحرا ، در داخل ، در کارخانه‌ها ، باید طوری بشود که هر کسی وارد اینجا شد ، خودش را احساس کند که وارد شده است در یک دستگاهی که از اسلام آنجا خبر هست ، اثر هست از اسلام ، باید قدم اسلام در همه این دستگاه‌ها باشد و آن چیزهائی که برخلاف موازین اسلامی است ، برخلاف جمهوری اسلامی است که همه بر خلاف مصالح ملت است ، اگر باشد ، اینها باید از بین برود . مثلا در تلویزیون یک قضایا ، قضایای فیلم هاست ، این فیلم‌ها باید یک فیلمهای آموزنده باشد فیلمهائی که وقتی نگاه کنند جوان‌های ما ، منحرف بشوند ، اینها را باید از آن احتراز کرد .
اگر چنانچه یک وقتی اشخاصی در آنجا باشند که بخواهند یک همچو اعمالی را انجام بدهند ، اگر نصیحت می‌شود بکنید ، نصیحت کنید اگر نه تصفیه باید بشود . یک مسؤ ولیت بزرگی است مسؤ ولیت شما ، و آن این است که یا این جمهوری اسلامی را به جلو می‌رانید به واسطه تبلیغاتتان ، به واسطه نمایش هائی که در آنجا داده می‌شود ، فیلم هائی که در آنجا داده می‌شود و یا به عقب می‌رانید ، این خیلی مسؤ ولیت بزرگی است ما تا بخواهیم این کارکن‌های هر جا را ، کارمندهای هر جا را ، تا بخواهیم که به آنها بفهمانیم که ما نباید همه چیزمان تقلید از غرب باشد ، این طولانی است اینها گمان می‌کنند که وقتی که در رادیو تلویزیون مثلا آمریکا یک جوری بود ، انگلستان یک طوری بود ، ما هم باید از آنها تقلید بکنیم ، هر چه آنها کردند ، ما بکنیم چنانچه این یک مساءله‌ای است که تقریبا ما مواجه با آن هستیم و در همه جا که گمان می‌کنند که باید فرم ممالک ما هم ، فرم آنجا باشد تا ما بخواهیم این فرم را تغییر بدهیم و بفهمانیم به همه قشرها که نباید اینطور باشد و ما خودمان باید در افکارمان ، در آراء مان مستقل باشیم ، این طولانی است . [۱۴۶]

جمهوری اسلامی باید محتوایش اسلامی باشد

الان شما موظفید که همه این کسانی که در این کارها هستند و راس کار هستند در تلویزیون ( البته بنگاه بزرگی است ) مراقبت کنید که یک اشخاصی که متعهد باشند به اسلام و معتقد به جمهوری اسلامی باشند و بدانند که جمهوری اسلامی یعنی چه ، محتوایش باید اسلامی باشد ، باید آنها را در راس کارها قرار بدهید در سرتاسر ایران ، در همه جا و برنامه هایتان ، آنهائی که گفتنی است گویندگانی پیدا بکنید و خیلی‌ها حاضرند که بیایند آنجا صحبت بکنند از اشخاص فاضل و دانشمند ، از علما و اشخاص منورالفکر ، اشخاص هر طبقه‌ای بیایند صحبت بکنند و از آنها استفاده بکنید و باید هم این کار بشود .
و آنچه راجع به دیدنی هاست و فیلمهاست توجه کنید که فیلم‌ها یک فیلمهای انحرافی نباشد ، فیلمهایی نباشد که مثلا فرض کنید که یک منظره هائی که سابقا بود و انحرافات برای جوان‌های ما ایجاد می‌کرد ، نباشد ما اگر این جوان هایمان را و این بچه هایمان را ، حتی آنچه که برای بچه‌ها نمایش داده می‌شود باید یک جوری باشد که این بچه از اول یک طوری بار بیاید که مستقل باشد در فکر ، مستقیم باشد و متعهد بار بیاید و همین طور فیلم‌های بالاتر باید خیلی توجه به آن بشود که رسیدگی بکنید ، نظارت بکنید ، نگذارید دست اشخاصی که متعهد نیستند . اگر پیدا شدند اشخاص ، باید به آنها حالی کنید ، اگر نمی‌شود ، تصفیه کنید و این یک امر ضروری و لازم است . [۱۴۷]

خودتان را مقید و متعهد به اسلام بدانید

آن چیزی که راجع به برادرهایی که از خارج این جا هستند و همه برادرهایی که در خارج کشور خدمت می‌کنند عرض می‌کنم این است که باید همه شماها در هر جا هستید خودتان را مقید و متعهد به اسلام بدانید ، تحت تاءثیر محیط آن جا واقع نشوید . خوب ! کسی که وارد می‌شود در یک سفارتخانه‌ای در خارج ، ببیند که وارد شد در یک محیط اسلامی ، در یک محیط انسانی ، این طور نباشد که خدای نخواسته در آن جا از آن چیزهایی که در سابق بود چیزی باقی مانده باشد . اگر آن چیزهایی که در دوران سابق بود ، در دوران طاغوت بود ، در آن جا هست ، جدیت کنید که بکلی پاکسازی بشود و امیدوارم شده باشد تاکنون . بنابراین وقتی ما می‌توانیم در مقابل همه دنیا بایستیم بگوییم ما نه طرف مغضوب علیهم می‌رویم ، نه طرف ضالین ، نه طرف غرب می‌رویم ، نه طرف شرق می‌رویم ، وقتی ما می‌توانیم این طور باشیم و به صراط مستقیم عمل بکنیم که همه مان با هم باشیم ، همه ید واحده باشیم ، همان طوری که اسلام دستور داده ، همه یک صدا باشیم کانه یک حلقوم است که صدا می‌کند ، همه با هم مجتمع باشیم ، سستی نکنیم . [۱۴۸]

باید حدود و ثغور اسلامی را حفظ کنیم

اگر پاسدارهای اسلامی ما پاسداری از خودشان هم بکنند که در این خدمتی که هستند یک خدمت صادقانه ، یک خدمت عاشقانه برای اسلام و یک خدمتی که مستقیم در راه اسلام باشد ، اگر بکنند ، اینها پاسداری را حقش را عمل کردند و اگر خدای نخواسته یک انحرافی حاصل بشود ، یک تعدی از طرف آنهائی که می‌گویند ما پاسدار اسلام هستیم ، به برادرانشان بشود ، حالائی که قدرتمند هستند و قوی هستند و آزاد هستند ، از این قدرت و قوه و آزادی سوء استفاده کنند ، به برادرهای خودشان خدای نخواسته تعدی کنند ، به منازل مردم تعدی خدای نخواسته بکنند ، آنوقت نه اینکه یک آدم عادی این کار را کرده است ( آن آدم عادی هم مجرم است ) لکن یک جمعیتی است که به اسم پاسدارهای جمهوری اسلامی هستند و ملبس به لباس پاسداران جمهوری اسلامی هستند ، اگر خدای نخواسته از پاسدارهای جنود اسلامی ، پاسدارهای جمهوری اسلامی یک اشتباه و خطائی حاصل بشود ، این فرق دارد تا اینکه از یک آدم عادی حاصل شود ، برای اینکه اینها خودشان را معرفی می‌کنند که ما جنود اسلام هستیم ، ما پاسدار اسلام هستیم و همه توقع از پاسدارهای اسلام دارند که روی خط اسلام مشق کنند ، کارهایشان کارهای اسلامی باشد . همانطوری که در طبقه روحانیون که آنها پاسدار اسلام و احکام اسلام هستند اگر خدای نخواسته یک ملبس به لباس روحانیون یک کار خلاف بکند ، این فرق دارد با اشخاص عادی ، برای اینکه اینها پاسدار اسلام هستند ، ملبس به لباس روحانیت هستند ، ملبس به لباس پاسداری از قرآن و سنت هستند اگر خدای نخواسته از اینها یک وقت اشتباه ، خطائی حاصل بشود فرق دارد تا اینکه از یک آدم عادی حاصل بشود و لهذا شما جوان‌ها که پاسدار جمهوری اسلامی هستید و روحانیون که پاسدار احکام اسلام و قرآن هستند وظیفه تان زیاد است و شغلتان شریف . شغل ، شغل شریف برای اینکه پاسداری از اسلام یک شغل بسیار شریف است و مسوولیتش هم زیاد است . باید حفظ کنیم این حدود و ثغور اسلامی را . فقط این نباشد که ما پاسدار هستیم ، ما هم بگوئیم ما روحانی هستیم ، شما هم بگوئید ما پاسدار و خدای نخواسته به وظایفی که پاسداران و روحانیون باید عمل بکنند ما یک وقت خدای نخواسته نکنیم . باید همانطوری که مدعی هستیم - ما - که ما پاسدار هستیم و پاسدار جمهوری اسلام و پاسدار احکام اسلام هستیم ، باید خودمان ابتداء مرزمان همان مرز اسلام باشد ، راه مان همان راه مستقیم اسلام باشد تا این ادعای ما پیش خدا قبول بشود . اگر فرض بفرمائید که مردم هم مطلع نشوند که ما برخلاف داریم عمل می‌کنیم ، خدا که می‌داند ، در محضر خداست . در پیشگاه خدا ما نمی‌توانیم آنوقت ادعا کنیم که ما پاسدار هستیم ، برای اینکه ما که خودمان بر خلاف موازین اسلام ، خدای نخواسته عمل بکنیم ، بعد بخواهیم ادعا کنیم که ما نگهبان اسلام هستیم ، کسی که خودش بر خلاف اسلام عمل می‌کند نمی‌تواند بگوید من نگهبان هستم ، یک کسی که خودش دزد است نمی‌تواند بگوید من نگهبان هستم ، من پاسبان هستم . پاسبان وقتی دزد باشد ، پاسبان نیست ، دزد است . پاسدار خدای نخواسته اگر برخلاف موازین اسلام باشد ، پاسدار نیست ، این یک آدمی است که برخلاف اسلام است . [۱۴۹]

جمهوری اسلامی باید محتوایش تحقق پیدا کند

ارتش اساس یک مملکت است ، حافظ یک مملکت است و اگر ارتش ، اسلامی و فکرش اسلامی بشود ، مملکت را به کمال مطلوب می‌رساند . شما حافظ حدود کشور هستید و کسی که حافظ حدود کشور اسلامی است باید خودش هم اسلامی باشد . باید در پادگان‌های شما اسلام حکومت کند ، باید شما اسلامی باشید . باید تمام نیروهائی که هست ، چه نیروهای نظامی و چه نیروهای دیگر ، همه باید اسلامی بشوند . جمهوری اسلامی باید محتوǙʘԠتحقق پیدا بکند و اگر محتوا تحقق پیدا بکند ، دیگر دست همه اجانب از شما کوتاه است . [۱۵۰] مسلمین هم در عین حالی که همه سران دول اسلامی ادعای اسلامیت می‌کنند ، ادعای پیروی از پیغمبر اسلام می‌کنند ، در عین حال می‌بینید که هیچ شباهتی ما بین سران آنها با اسلام ، هیچ شباهتی نیست ، هیچ ارتباطی نیست . ادعا زیاد است ، ادعاها هست ما پیرویم ولی پیروی در مقام عمل . سیره پیغمبر چی بوده است ، سیره شماها چی است ؟ پیغمبر در بین بشر چه جور زندگی کرده است ، شما در بین بشر چه جور زندگی می‌کنید ؟ پیغمبر با مردم مظلوم چه جور بوده ، شما با مردم مظلوم چه هستید ؟ پیغمبر با طاغوت‌ها چه جور بوده و شما علاوه بر اینکه خودتان طاغوتچه هستید با طاغوت‌ها چطور هستید ؟ پیغمبر با مستضعفین عالم چه وضع داشته و شما چه وضع دارید ؟ پیغمبر وضع زندگی ظاهریش چی بوده و شما چه هستید و چه دارید ؟ مجرد اینکه من بگویم من تابعم که درست نمی‌شود مطلب . سران دولت‌های اسلام همه اینطور هستند .
پیغمبر می‌گوید مسلمین ! با هم مجتمع باشید ، شما متفرق می‌کنید . قرآن می‌گوید واعتصموا بحبل الله جمیعا ۱۵۵ شما چسبیدید به حبل آمریکا و شوروی . ادعاها زیاد است . من نمی‌گویم که ماها که حالا در ایران هستیم ما هم تابع هستیم به آن معنا ، ما ادعامان این است که میل داریم تابع بشویم ، در خط این هستیم که تبعیت بکنیم . شما که می‌گویید تابع هستید ، که ، قرآن خدا می‌گوید که با اینها یک طور نباشید والذین کفروا اولیائهم الطاغوت خوب ، شما اولیاءتان کی هست الان ؟ با کی ارتباط دارید الان ؟ خوب ، یک دسته با آن طرف ارتباط دارید ، یک دسته با آن طرف ، ایران هم که می‌خواهد با هیچ کس نباشد ، شما به فشارش می‌گذارید ، فشار به اینکه چرا آن طرف نیست یا چرا آن طرف نیستی . [۱۵۱]

ملتی که برای خدا و اسلام قیام کرده است سرد نمی‌شود

ملتی که برای خدا و اسلام قیام کرده است ، این ملت تا اسلام هست به جای خودش ایستاده است و خدمت می‌کند . این ملت برای دنیا قیام نکرده است که اگر چنانچه جوانش گرفته شد رو برگرداند . این ملت قیامش نظیر قیام انبیا و قیام ائمه هدی است ، نظیر قیام حضرت ابی عبدالله سیدالشهداست . ملتی که انگیزه قیامش اسلام و ایمان است ، به اینطور امور سرد و سست نمی‌شود . همه قدرت‌های عالم هم که بر ضدش قیام بکنند و قیام کرده‌اند ، اینها را از مقصد خودشان و انگیزه خودشان نخواهند برگرداند . [۱۵۲]

اشاعه معنویت و اقامه عدالت

انبیاء برای خدمت‌های معنوی و اقامه عدل مبعوث شده‌اند

لازم است به رهبر محترم آتیه یا شورای رهبری تذکری برادرانه و مخلصانه بدهم . رهبر و رهبری در ادیان آسمانی و اسلام بزرگ چیزی نیست که خود به خود ارزش داشته باشد و انسان را خدای نخواسته به غرور و بزرگ اندیشی خود وادارد آن همان است که مولای ما علی ابن ابیطالب دربارهٔ آن گوشزد فرموده است . اساسا انبیاء خدا صلواة الله و سلامه علیهم مبعوث شدند برای خدمت به بندگان خدا ، خدمت‌های معنوی و ارشادی و اخراج بشر از ظلمات به نور و خدمت به مظلومان و ستمدیدگان و اقامه عدل ، عدل فردی و اجتماعی . [۱۵۳]

باید تلاش کرد که فتنه از عالم برداشته شود

باید کسانی که تبعیت از قرآن می‌کنند ، در نظر داشته باشند که باید تا آن جایی که قدرت دارند ادامه به نبردشان بدهند تا این که فتنه از عالم برداشته بشود . این ، یک رحمتی است برای عالم و یک رحمتی است برای هر ملتی ، در آن محیطی که هست . جنگ‌های پیغمبر ، رحمت بوده است بر عالم و رحمت بوده است حتی بر کفاری که با آنها جنگ می‌کرده است . رحمت بر عالم است ، برای این که فتنه در عالم اگر نباشد ، همه عالم در آسایش اند . اگر چنانچه آنهایی که مستکبر هستند ، با جنگ سر جای خودشان بنشینند ، این رحمت است بر آن امتی که آن مستکبر بر او غلبه کرده است . بر خود مستکبر رحمت است ، برای این که اساس عذاب الهی بر اعمال ماست . هر عملی که از ما صادر می‌شود ، در آن عالم یک صورت دارد ، رد بر انسان می‌شود . این طور نیست که عذاب آخرت شبیه عذاب‌های دنیایی باشد که مامورین بیایند ، بکشندش و ببرندش و از باطن خود - ذات انسان - آتش طلوع می‌کند . اساس جهنم ، انسان است و هر عملی که از انسان صادر می‌شود ، بر شدت و مدت عمل ، بر شدت و مدت عذاب می‌افزاید . اگر چنانچه یک کافری را سر خود بگذارند تا آخر عمر فساد بکند ، آن شدت آن عذابی که برای او پیدا می‌کند ، بسیار بالاتر است از آن کسی که جلویش را بگیرند و همین حال بکشندش . اگر یک نفر فاسد که مشغول فساد است بگیرند و بکشند ، به صلاح خودش است ، برای این که این اگر زنده بماند فساد زیادتر می‌کند و فساد که زیادتر کرد ، عمل چون ریشه عذاب است ، عذابش در آن جا زیادتر می‌شود . این یک جراحی است برای اصلاح ، حتی اصلاح آن کسی که کشته می‌شود . یک کسی که دارد یک زهر کشنده را به خیال این که یک شربت است ، می‌خواهد بخورد ، اگر چنانچه جلویش را شما بگیرید و با فشار و زور و کتک از دستش بگیرید ، یک رحمتی بر او کردید ولو او خیال می‌کند که طعمه او را از دستش گرفتید و یک زحمتی برایش ایجاد کردید . لکن خیر ، این جور نیست . اگر امروز ، این سران استکباری بمیرند ، برای خودشان بهتر است از این که ده سال دیگر بمیرند . اگر امروز ، یک کسی که فساد در ارض می‌کند کشته بشود ، برای خودش رحمتی است ، به خیال این که به صورت یک تاءدیب ، نه این است که این یک چیزی باشد که برخلاف رحمت باشد . پیغمبر ، رحمه للعالمین است و تمام جنگ‌هایی که او کرده است ، دعوت‌هایی که او کرده است ، همه اش رحمت است . این که می‌فرماید که قاتلوهم حتی لاتکون فتنه بزرگترین رحمت است بر بشر . آنهایی که خیال می‌کنند که این آسایش دنیایی رحمت است و بودن در دنیا و خوردن و خوابیدن حیوانی رحمت است ، آنها می‌گویند که اسلام چون رحمت است ، نباید حدود داشته باشد ، نباید قصاص داشته باشد ، نباید آدمکشی بکند . [۱۵۴]

جنگ‌ها ، صلح‌ها و عدالت اجتماعی در نظر انبیاء برای توسعه معرفت است

آنهایی که ریشه عذاب را می‌دانند ، آنهایی که معرفت دارند که مسائل عذاب آخرت وضعش چی است ، آنها می‌دانند که حتی برای این آدمی که دستش را می‌برند برای این کاری که کرده است ، این یک رحمتی است . رحمتش در آن طرف ظاهر می‌شود برای آن کسی که فسادکن است ، اگر او را از بین ببرند یک رحمتی است بر او . این طور نیست که این جنگ‌های پیغمبر مخالف با رحمه للعالمین - داشته - باشد ، موکد رحمه للعالمین است . الجنه تحت ظلال السیوف ، ممکن است یک معنایش هم این باشد که اشخاصی که در این جنگ‌ها هم کشته می‌شوند ، باز هم به آن مرتبه از عذابی که باید برسند ، نمی‌رسند و ممکن است که یک مرتبه رحمتی برای آنها باشد .
بنابراین ، قرآن و کتاب الهی یک سفره گسترده‌ای است که همه از آن استفاده می‌کنند ، منتها هرکس به وضعی استفاده می‌کند و عمده نظر کتاب الهی و انبیای عظام بر توسعه معرفت است . تمام کارهایی که آنها می‌کردند ، برای این که معرفت الله را به معنای واقعی توسعه بدهند . جنگ‌ها برای این است ، صلح‌ها برای این است و عدالت اجتماعی ، غایتش برای این است . این طور نیست که دنیا تحت نظر آنها بوده است که می‌خواستند فقط دنیا اصلاح بشود . همه را می‌خواهند اصلاح بکنند . [۱۵۵]

دعوت خداوند از مردم برای جنگ جهت توسعه رحمت است

آن مذهبی که جنگ درش نیست ، ناقص است اگر باشد . و من گمانم این است که حضرت عیسی سلام الله علیه ، اگر به او مهلت می‌دادند ، همین ترتیبی که حضرت موسی سلام الله علیه عمل می‌کرد ، همان طوری که حضرت نوح سلام الله علیه عمل می‌کرد ، آن هم با کفار آن طور عمل می‌کرد . این اشخاصی که گمان می‌کنند که حضرت عیسی اصلا سر این کارها را نداشته است و فقط یک ناصح بوده ، اینها به نبوت حضرت عیسی ( علیه السلام ) لطمه وارد می‌کنند . - معلوم می‌شود - . اگر این طور باشد ، معلوم می‌شود که یک واعظی بوده ، نه یک نبی ای بوده است . واعظ غیر نبی است . نبی ، همه چیز دارد ، شمشیر دارد ، نبی جنگ دارد ، نبی صلح دارد ، یعنی ، جنگ اساسش نیست ، برای این که اصلاح را در دنیا توسعه بدهد ، برای این که مردم را نجات بدهد جنگ می‌کند . برای این که مردم را از شر خودشان نجات بدهد ، حدود را ، تعزیرات را وضع کرده است ، برای این که هم تربیت بشود این آدم و هم راحت بشود امت .
اگر امروز ما جنگ می‌کنیم و جوان‌های ما می‌گویند : جنگ تا پیروزی ، این طور نیست که اینها یک امری برخلاف قرآن می‌گویند . این یک ذره‌ای است ، یک رشحه‌ای است از آنچه قرآن می‌گوید . آنی که قرآن می‌گوید ، بیشتر از این حرف هاست . این که ما می‌گوییم ، به اندازه حدود خودمان می‌گوییم . ما چون امروز - با فرض کنید که - صدام یا با کسانی که مؤ ید صدام هستند جنگ داریم ، در این محیط ناقص می‌گوییم که جنگ جنگ تا پیروزی .
خدای تبارک و تعالی چون نظرش به اول و آخر است - تا آخر نظر دارد - می‌گوید که جنگ تا رفع فتنه . غایت ، رفع فتنه است ، یعنی ، اگر ما پیروز هم بشویم یک کمی فتنه را کم کردیم ، اگر ما به جای دیگر هم پیروز بشویم ، باز یک جای کمی - را - پیروزی حاصل شده است . اگر همه دنیا را هم ما فرض کنید که جنگ بکنیم و پیروز بشویم ، باز همه دنیای عصر خودمان را پیروزی درست کردیم . و قرآن این را نمی‌گوید ، قرآن می‌گوید : جنگ تا رفع فتنه ، باید رفع فتنه از عالم بشود . بنابراین غلط فهمی است از قرآن که کسی خیال کند که قرآن نگفته است جنگ جنگ تا پیروزی . قرآن گفته است ، بالاتر از این را گفته ، اسلام هم گفته است و بالاتر از این را گفته است . و رحمت است این ، نه این است که نقمتی بر مردم است ، یک رحمتی است بر تمام بشر ، که خدای تبارک و تعالی مردم را دعوت به مقاتله کرده است ، نه این که خدای تبارک و تعالی می‌خواهد زحمتی برای مردم ایجاد کند ، می‌خواهد رحمت درست کند ، توسعه رحمت می‌خواهد عنایت کند . [۱۵۶]

انبیاء برای این مبعوث شدند که معنویات مردم را شکوفا کنند

انبیا هم که مبعوث شدند ، برای این مبعوث شدند که معنویات مردم را و آن استعدادها را شکوفا کنند که در آن استعدادها بفهمند به اینکه چیزی نیستیم و علاوه بر آن مردم را ، ضعفا را از تحت سلطه استکبار بیرون بیاورند . از اول انبیا این دو شغل را داشته‌اند ، شغل معنوی که مردم را از اسارت نفس خارج کنند ، از اسارت خودش خارج کنند ( که شیطان بزرگ است ) و مردم و ضعفا را از گیر ستمگران نجات بدهند . این دو شغل ، شغل انبیاست . وقتی انسان حضرت موسی را ، حضرت ابراهیم را ملاحظه می‌کند و چیزهایی که از اینها در قرآن نقل شده است ، می‌بیند که اینها همین دو سمت را داشتند ، یکی دعوت مردم به توحید و یکی نجات بیچاره‌ها از تحت ستم . اگر در تعلیمات حضرت عیسی سلام الله علیه در این امر کم است حضرت عیسی کم عمر کرد و کم تماس پیدا کرد با مردم ، و الا شیوه او هم همان شیوه حضرت موسی است و همه انبیا . و بالاترین آنها که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است این دو شیوه را به عیان در قرآن و سنت در عمل خود رسول الله می‌بینیم . قرآن دعوت به معنویات الی حدی که بشر می‌تواند به او برسد و فوق او و بعد هم اقامه عدل . پیغمبر هم و سایر کسانی که لسان وحی بودند ، آنها هم این دو رویه را داشتند . [۱۵۷]

حکومت اسلام در عین حالی که معنویت را تصحیح می‌کند باید اقامه عدل کند

خود پیغمبر هم عملش اینطور بود ، تا آن روزی که حکومت تشکیل نداده بود ، معنویات را تقویت می‌کرد . به مجرد اینکه توانست حکومت تشکیل بدهد علاوه بر معنویات اقامه عدل کرد ، حکومت تشکیل داد و این مستمندان را از زیر بار ستمگران تا آنقدر که اقتضا داشت وقت ، نجات داد . و این سیره مستمره انبیا باید کسانی که خودشان را تابع انبیا می‌دانند این سیره مستمره باقی باشد . هم جهات معنوی که اشخاصی که با معنویات آشنا هستند ، آنها باید تقویت بکنند و همه مردم را ، خود مردم هم همین طور ، جهات معنویات را تقویت بکنند و هم آن مساءله دوم که اقامه عدل است . حکومت اسلام باید اقامه عدل بکند در عین حالی که معنویات را تصحیح می‌کند و ترویج می‌کند . و ما اگر تابع اسلام هستیم و تابع انبیاء هستیم این سیره مستمره انبیا بوده است و اگر تا ابد هم فرض کنید انبیا بیایند باز همین است ، باز جهات معنوی بشر تا آن اندازه‌ای که بشر لایق است ، ادامه اقامه عدل در بین بشر و کوتاه کردن دست ستمکاران . و ما باید این دو امر را تقویت کنیم . [۱۵۸]

همه باید در تقویت معنویات و اقامه عدل ، مشارکت کنند

ما باید دولت اسلامی را ، همه مردم ، همه انسان‌ها دولت اسلامی را تقویت کنند تا بتواند اقامه عدل بکند و دولت باید جهات معنوی را هم در نظر بگیرد ، یعنی چون تابع اسلام است باید روی رویه اسلام باشد . روی رویه اسلام به همان دو معنا ، به همان دو راهی که اسلام دارد ، حفظ معنویات و تقویت معنویات مردم و اقامه عدل بین شان و نجات دادن مظلومان از دست ظالمان . حالا این فرق نمی‌کند چه مظلومانی باشند که از دولت‌ها ظلم می‌کشند یا مظلومانی باشند که از ارباب‌ها ظلم می‌کشند . اسلام برای این دو جهت آمده است و ما تابع اسلامیم و باید این دو جهت را حفظ کنیم . مقررات اسلامی را به حد اعلای خودش که اگر مقررات اسلامی به حد اعلای خودش حفظ بشود ، این دو مقصد که مقصد همه انبیا است تحقق پیدا می‌کند ، مقصد روحانیت مردم و مقصد اقامه عدل در بین جامعه . و باید از آن کسی که در راءس واقع هست تا آن اشخاصی که قوای ثلاثه را تشکیل می‌دهند و چه آن اشخاصی که در خارج از اینها هستند لکن تعهد به اسلام دارند ، باید اینها همه با هم این بار را بردارند ، اختلاف بین شان نباید باشد . مقصد واحد است و همه باید در این مقصد واحد شرکت کنند . ملت باید در این مقصد شرکت کند ، دولت باید در این مقصد شرکت کند ، مجلس و قوه قضائیه در این مقصد باید همه شرکت کنند ، علمای بلاد هر جا هستند در این مقصد باید شرکت کنند . [۱۵۹]

انقلاب ما متکی به معنویات و خداست

و آنهائی که با ما موافقند آنهائی هستند که با خط توحیدی موافقند . ما باید خط معنویتی را که برای آن انقلاب کردیم فراموش نکنیم ، همان خط معنویتی که با تمام بی عرضگی هائی که در تبلیغ نمودیم باز مردم دنیا متوجه انقلابمان شدند . و این خط معنویت است که زورگویان با آن مخالفند . متوجه باشید که در هر جا زورمندان و دولت‌ها با ما مخالف باشند ملت‌ها با ما موافقند . باید اساس را مردم و فکر مردم قرار داد و باید به فکر مردم بود ، نه دولت‌ها . زیرا مردم و توده‌ها با حق موافقند چون زیر بار ستم بوده‌اند و نمی‌خواهند تحت سلطه آمریکا و شوروی باشند . ما درجهت تبلیغات تقریبا صفر بوده‌ایم . باید علاوه بر سفرهای رسمی ، سفرهای غیررسمی هم بنمائیم تا دنیا را بیدار کنیم . اگر بخواهیم انقلاب را صادر کنیم باید کاری کنیم که مردم خودشان حکومت را به دست گیرند تا مردم به اصطلاح طبقه سه روی کار بیایند .
تنها در سفرهای غیر رسمی است که درست می‌توانید با مردم عادی کوچه و بازار تماس بگیرید و آنها را روشن کنید . بودن شما که یال و کوپال ندارید ، در میان مردم هم جالبتر است و هم شما بهتر می‌توانید تبلیغ کنید . امروز مملکت مال خودتان است و امیدوارم با همت یکدیگر محفوظ بماند . [۱۶۰]

طبع کاخ نشینی با تربیت صحیح منافات دارد

طبع کاخ نشینی منافات دارد با تربیت صحیح ، منافات دارد با اختراع و تصنیف و تالیف و زحمت . اگر در سرتاسر دنیا هم بخواهید گردش کنید و پیدا کنید ، اگر موفق بشوید ، یکی دو تا و چندتاست . تمام مصنفین از این کوخ نشینان بودند تقریبا و تمام مخترعین از همین کوخ نشینان بودند تقریبا ما وقتی که در مذهب خودمان ملاحظه می‌کنیم که فقه ما آنطور غنی است و فلسفه ما آنطور غنی است ، آن اشخاصی که این فقه را به این غنا رساندند و آن اشخاص که این فلسفه را به این غنا رساندند کاخ نشینان نبودند ، کوخ نشینان بودند . ( شیخ طوسی ) که مبداء این امور و ارزنده‌ترین اشخاص در جامعه تشیع بوده است یک کاخ نشین نبوده است ، اگر کاخ نشین بود نمی‌توانست این کتبی که تحویل جامعه داده است و این شاگردهائی که تحویل جامعه داده است تحویل بدهد . در قشر مرفه نمی‌شود یک همچو کاری انجام بگیرد وقتی که در متاءخرین از علما ملاحظه می‌کنیم می‌بینیم که صاحب ( جواهر ) یک همچو کتابی نوشته است که اگر صد نفر انسان بخواهند بنویسند شاید از عهده برنیایند و این کاخ نشین نبوده - یک منزل - آنطور که نقل می‌کنند در آنوقتی که ایشان این کتاب را نوشته‌اند سرداب در نجف نبوده ، سرداب را ( شیخ انصاری ) از ایران برای نجف سوغات برده ، یک منزل محقر داشتند و در یک اتاق شان باز بوده به یک دالانی - از قراری که نقل می‌کنند - که در آن هوای گرم نجف یک نسیمی ، نسیم داغی می‌آمده است و ایشان مشغول تحریر جواهر بودند . از یک آدمی که علاقه به شکم و شهوات و مال و منال و جاه و امثال اینها دارد این کارها نمی‌آید ، طبع قضیه این است که نتواند زندگی ( شیخ انصاری ) را همه شنیده یعنی بسیاری شنیده‌اید چه وضعی داشته است در زهد اگر نبود آن وضع ، نمی‌توانست آن شاگردهای بزرگی را تربیت کند و نمی‌توانست آن کتاب‌های ارزنده را تحویل جامعه بدهد . [۱۶۱]

ما باید کوشش کنیم که اخلاق کاخ نشینی را از این ملت بزداییم

ما باید کوشش کنیم که اخلاق کاخ نشینی را از این ملت بزداییم . اگر بخواهید ملت شما جاوید بماند و اسلام را به آنطوری که خدای تبارک و تعالی می‌خواهد ، در جامعه ما تحقق پیدا کند ، مردم را از آن خوی کاخ نشینی به پایین بکشید ، خود کاخ نشینی این خوی را می‌آورد ، ممکن است که در بین آنها هم کسی پیدا بشود لکن نادر است . توجه کنید که - مبادا - این ملتی که الان کوخ نشینانش مشغول فعالیت هستند و مشغول به زحمت هستند در جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها ، این کوخ نشینان را زحمت بکشید که به همین حال خوی کوخ نشینی و خوی اینکه توجه به کاخ‌ها نداشته باشند نگه دارید تا بتوانید ادامه بدهید زندگی صحیح اسلامی را . آن خوی کاخ نشینی مضر است ، خودش مضر نیست ، خویش مضر است لکن خود او ، این خوی را دنبال دارد . کسی که تمام توجهش به دامداری است او نمی‌تواند آدم بشود ، کسی که تمام توجهش به باغداری است او نمی‌تواند یک انسان مفید واقع بشود . آنهائی که دامداریشان مفید است برای جامعه ، آنها توجه به دامداری ندارند ، آنهایی که دامداریشان برای حفظ جامعه است آنها جزء همان کوخ نشینانند و آنهایی که باغداریشان برای حفظ جامعه است آنها هم اینطور ، لکن وقتی خوی زمینخواری و باغداری و کاخ نشینی در بین مردم باشد ، این اسباب این می‌شود که انحطاط اخلاقی پیدا بشود . [۱۶۲]

اکثر این خوی‌های فاسد از طبقه مرفه به مردم دیگر صادر شده است

اکثر این خوی‌های فاسد از طبقه مرفه به مردم دیگر صادر شده است و شما امروز در جامعه خودتان وقتی ملاحظه بکنید ، در جامعه اهل علم - عرض می‌کنم که - مدرسه نشین‌ها ، اینها که زحمت می‌کشند و کار برای این جمهوری اسلامی می‌کنند ، اینها همین کوخ نشین هایند . حجره‌های مدرسه را بروند ببینند که چی است وضعش و فعالیت شان چیست ، منزل علمای اسلام را بروند ببینند چی است وضعش و کارشان چی است ، منزل مدرسین جامعه‌های ما را بروند ملاحظه کنند ببینند که منازلشان چی هست و کارشان چی است . و ما بحمدالله امروز همه دست اندرکارهایمان کاخ نشین نیستند ، دولت ما یک دولت کاخ نشین نیست . آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد ، آن روز است که باید ما فاتحه دولت و ملت را بخوانیم . آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته از آن خوی کوخ نشینی بیرون برود و به کاخ نشینی توجه بکند ، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا می‌شود . آن روزی که مجلسیان خوی کاخ نشینی پیدا کنند خدای نخواسته و از این خوی ارزنده کوخ نشینی بیرون بروند ، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم . ما در طول مشروطیت از این کاخ نشین‌ها خیلی صدمه خوردیم ، مجلس‌های ما مملو از کاخ نشین بود و در بینشان معدودی بودند که از آن کوخ نشین‌ها بودند و همین معدودی که از کوخ نشین‌ها بودند از خیلی از انحرافات جلو می‌گرفتند و سعی می‌کردند برای جلوگیری . آن روزی که توجه اهل علم به دنیا شد و توجه به این شد که خانه داشته باشند چطور و زرق و برق دنیا خدای نخواسته در آنها تاثیر بکند ، آن روز است که باید ما فاتحه اسلام را بخوانیم . [۱۶۳]

تا معنویات محفوظ است ، جمهوری اسلامی محفوظ است

مادامی که این ملت ، این حالی که الان دارند که توجه به معنویات تا یک حدودی و این جوان‌های ما توجه به معنویات دارند و این تحول عظیم پیدا شده است در آنها که شهادت را با جان و دل می‌خرند ، مادامی که این محفوظ است ، این جمهوری اسلامی محفوظ است و هیچ کس نمی‌تواند به او تعدی کند . آن روزی که زرق و برق دنیا پیدا بشود و شیطان در بین ما راه پیدا کند و راهنمای ما شیطان باشد ، آن روز است که ابرقدرت‌ها می‌توانند در ما تاثیر کنند و کشور ما را به تباهی بکشند . همیشه این کشور به واسطه این کاخ نشین‌ها تباهی داشته است . این سلاطین جور که همه کاخ نشین تقریبا بودند ، اینها به فکر مردم نمی‌توانستند باشند ، احساس نمی‌توانستند بکنند فقر یعنی چه ، احساس نمی‌توانستند بکنند بی خانمان یعنی چه ، اینها اصلا احساس این را نمی‌توانستند بکنند وقتی که کسی احساس نکند که فقر معنایش چی است ، گرسنگی معنایش چی است ، این نمی‌تواند به فکر گشنه‌ها و به فکر مستمندان باشد . لکن آنهایی که در بین همین جامعه بزرگ شده‌اند و احساس کردند فقر چی است ، دیدند ، چشیدند فقر را ، احساس می‌کردند ، ملموس شان بوده است که فقر یعنی چه ، اینها می‌توانند به حال فقرا برسند کوشش کنیم که این وضعیت در همه ما محفوظ باشد ، در مجلس ما ، در ارگان‌های دولتی ما ، در مجاهدین ما ، در ارتش ما ، در قوای مسلحه ، در قوای قضائیه باید این معنویت محفوظ بماند ، توجه به خدا محفوظ بماند . [۱۶۴]

اگر مردم را تربیت کنید به یک تربیت سالم ، کشور شما سالم می‌ماند

اگر مردم را تربیت کنید به یک تربیتی سالم و دعوت کنید به این که با خدا آشنا بشوند ، با معارف الهی آشنا بشوند ، با قرآن آشنا بشوند ، اگر این طور شد ، کشور شما سالم می‌ماند و به سایر جاها هم سرایت می‌کند قهری است این . الان هم ملاحظه می‌کنید که این مقداری که الان در دنیا سروصدا بلند است ، منتها یک دسته سروصدا می‌کنند برای بازی دادن مردم و اظهار اسلام می‌کنند ، اظهار این که باید قوانین اسلامی بشود بکنند ، یک دسته هم واقعا مسلمان و دنبال این که اسلام باید باشد ، این برای همین موجی است که از این جا بلند شده است و شما ملت اسلام این موج را راه انداختید .
و امیدوار باشید به این که خدا با شماست و شما مادامی که قدر بدانید از نعمت الهی ، نعمت‌هایی که خدا به شما داده است ، این نعمت وحدتی که به شما داده است ، این نعمت انقلابی که به شما داده است ، این جوان‌هایی که به شما داده است ، انقلابی که / الان / در جبهه‌ها ، الان هم مشغول به خدمت هستند ، این اساتیدی که به شما داده است ، همه اینها قدردانی می‌خواهد . ما باید همه را قدر بدانیم و از همه تشکر کنیم . و من از ملت ایران در همه مواردی که دارند عمل می‌کنند و در صحنه هستند ، تشکر می‌کنم و به همه دعا می‌کنم . خداوند همه ملت‌های اسلامی را حفظ کند و به وظایف خودشان آشنا کند و ما را هم به وظایف خودمان آشنا کند که در این چند روزی که داریم آن طرف می‌رویم ، لااقل توجه به آن جا باشد ، اخلاد الی الارض نباشد . [۱۶۵]

حکومت اسلامی است که انسان را رو به معنویات می‌برد

اسلام مثل حکومتهای دیگر نیست ، اینطور نیست که اسلام فرقش با حکومت‌های دیگر این است که این عادل است و آنها غیر عادل ، خیر فرقها هست یکی اش همین است ، فرقهای زیاد بین حکومت اسلام و بین اسلام هست و ما بین رژیم‌های دیگر ، یکی از فرقهایش هم این است که حکومت اسلام یک حکومت عادل است . آن اوصافی که در حاکم است چیست ، آن اوصافی که در پلیس است چیست ، آن اوصافی که در لشگری است چیست ، آن اوصافی که در مثلا سایر کارمندان دولتی است باید چه باشد ، این یکی از فرقهاست ، یک فرق نازلی است و بالاتر از این آن چیزهایی است که انسان را رو به معنویت می‌برد . اسلام آمده است که این طبیعت را بکشد طرف روحانیت ، مهار کند . طبیعت را به همان معنایی که همه می‌گویند ، آن هم می‌گویند اینجور نیست که به طبیعت کار نداشته باشد ، تمدن را به درجه اعلایش اسلام قبول دارد و کوشش می‌کند برای تحققش و لهذا حکومت‌هایی که در اسلام بوده‌اند یک حکومتهایی بوده‌اند که همه جور تمدنی در آنها بوده است اما نظر به این نبوده است که در عین حالی که همان چیزهایی که در ممالک متمدن باشد ، اسلام هم آنها را قبول دارد و کوشش هم برایش می‌کند ، در عین حال آنها به این نگاه می‌کنند و همین است ، او به این نگاه می‌کند که بکشدش طرف روحانیت ، بکشدش طرف توحید . از این جهت فرق است مابین اسلام و غیراسلام ، بین حکومتهای اسلامی و حکومتهای غیراسلامی ، بین آن چیزی که مکتب اسلام آورده بامکتبهای دیگر ، مکتبهای دیگر یک مکتبهای ناقص هست که خودشان خیال می‌کنند خیلی کامل است لکن حدودش تا همین دیدی است که دارند ، بیشتر از این نیست . [۱۶۶]

انبیا می‌خواهند که انسان درست کنند

مکتب اسلام دیدش تا آخر است ، طبیعت را به آن دنیا می‌گویند ، در لسان انبیا دنیا یعنی خیلی پست ، پس کلمه دنیا خیلی پست اسفل سافلین هم که در قرآن هست همین طبیعت است و آثار طبیعت ، بالاتر است اعلی علیین است ، خدا می‌خواهد مردم را به اعلی علیین برساند از اسفل سافلین بکشاندشان تا اعلی علیین و این در غیر رژیم‌های انبیا جای دیگر اصلا مطرح نیست . چکار دارند به اینکه مردم بشوند یک مردم الهی ، به ما چه ربط دارد ، اینجا خلاف نظم نکنند ، اینجا کاری نکنند به حکومت ما ضرر بزند ، هر چه می‌خواهند باشد . انبیا اینطور نیستند ، انبیا به شما کار دارند ، توی صندوقخانه هم که هستی به تو کار دارند . هیچ کس نیست ، لکن حکم خدا هست دنبال شما . آنها می‌خواهند یک انسانی تربیت کنند که خلوتش و جلوتش فرقی نداشته باشد ، همانطوری که خیانت نمی‌کند در جلوت و در پیش مردم برای اینکه از مردم ملاحظه می‌کند ، انبیاء می‌خواهند که انسانی درست کنند که پیش مردمش و غیاب مردمش دیگر فرقی نباشد ، هر درویش آدم باشد ، وقتی که آدم شد ، چه در خلوت آدم است ، چه در بین مردم هم آدم است . نظرشان به این معنا هست و ما میلمان این است ، آرزومان این است که یک همچو مکتبی در خارج بشود ، تحقق پیدا کند ، میل انبیاء هم همین بوده است ، میل همه ما این است که ما یک حکومتی داشته باشیم ، همانجور حکومتهائی در صدر اسلام بود که عدالت بود ، همه اش عدالت بود و زائد بر او آن مسائلی که در قرآن کریم و در اسلام هست آنها هم باشد . [۱۶۷]

اسلام آمده که بشر را از ظلالت به راه مستقیم هدایت ببرد

اسلام مال همه بشر است نه مال مسلمین ، اسلام آمده است تا بشر را از ضلالت به راه مستقیم هدایت ببرد ، و اسلام مثل مکتب‌های دیگر نیست که فقط برای یک حکومت مادی و دنیائی برنامه داشته باشد .
تمام حکومت‌های بشری ، تمام سیستم‌های غیر توحیدی برنامه شان همین است که در اینجا ، در این دنیا یک کارهائی بکنند ، آنهائی که فرض کنید خوب هم هستند یک نظم دنیایی ایجاد کنند ، و اکثرا که منحرف هستند برای این کار می‌کنند که سلطه جوئی کنند و دیگران را تحت سلطه خودشان بیاورند و استثمار کنند .
الان شما نمی‌توانید در تمام حکومت‌ها پیدا کنید . یک حکومتی که روی عدالت ولو در همین حیطه‌ای که خودش دارد روی عدالت رفتار کند ، کم است ، کم می‌توانید سراغ کنید یک حکومتی که حکومت عدل باشد ولو راجع به نظم دنیا ، ادعا زیاد است ، ادعای اینکه می‌خواهیم برای عدالت عمل بکنیم زیاد است . [۱۶۸]

باید عملا و واقعا حکومت حضرت امیر ( ع ) را الگو قرار داد

و ما در این روز ، این روز مبارک که از اعیاد بزرگ اسلام است و بر حسب نفوس ما بالاترین عید است و نکته اش هم این است که این ادامه نبوت است ، ادامه آن معنویت رسول الله است ، ادامه آن حکومت الهی است ، از این جهت از همه اعیاد بالاتر است و ما در این روز سعید یکی از چیزهایی که وارد شده است این است که بگوییم ، بخوانیم : الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین و اهل بیته [۱۶۹] . تمسک به ولایت امیرالمومنین چی هست ؟ یعنی ما همین این را بخوانیم و رد بشویم ؟ آن هم تمسک به ولایت امیرالمومنین در روزی که ولایت به همان معنای واقعی خودش بوده است ، نه تمسک به محبت امیرالمومنین ، تمسک به محبت اصلا معنا هم ندارد ، تمسک به مقام ولایت آن بزرگوار به اینکه گرچه ما و بشر نمی‌تواند به تمام معنا آن عدالت اجتماعی و عدالت حقیقی را که حضرت امیر قدرت بر پیاده کردنش داشت ، نمی‌توانیم ماها و هیچ کس قدرت نداریم که پیاده کنیم لکن اگر آن الگو پیدا شده بود و حالا هم ما باید به یک مقدار کمی که قدرت داریم تمسک کنیم . تمسک به مقام ولایت معنایش این است ، که یکی از معانی اش این است که ما ظل آن مقام ولایت باشیم ، مقام ولایت که مقام تولیت امور بر مسلمین و مقام حکومت بر مسلمین است ، این است که اگر چنانچه حکومت تشکیل شد ، حکومت تمسکش به ولایت امیرالمومنین این است که آن عدالتی که امیرالمومنین اجرا می‌کرد ، این هم اندازه قدرت خودش اجرا کند . به مجرد اینکه ما بگوئیم ما متمسک هستیم به امیرالمومنین ، این کافی نیست ، این تمسک نیست اصلش . وقتی که حکومت الگو قرار داد امیرالمومنین سلام الله علیه را در اجراء حکومتش ، در اجراء چیزهایی که باید اجرا بکند ، اگر او را الگو قرار داد ، این تمسک کرده است به ولایت امیرالمومنین . اگر چنانچه او الگو نباشد یا اینکه تخلفات حاصل بشود از آن الگوی بزرگ ، هزار مرتبه هم روزی بگوید خدا ما را از متمسکین قرار داده است ، جز یک کذبی چیزی نیست . و اگر مجلس که از مقامات بلند یا بلندترین مقام کشوری است اگر چنانچه الگو قرار داد آن چیزی که امیرالمومنین می‌خواست و آن عدالتی را که او در همان برهه کمی که به او مجال دادند ، خیلی کم مجال پیدا کرد ، اگر الگو قرار بدهند آن را برای اینکه احکام را و اموری که باید محول به آنهاست به آن نحو اجرا بکنند ، به آن نحو تصویب بکنند و دقت بکنند ، آنوقت می‌شود گفت که مجلس ما هم از متمسکین به امیرالمومنین هستند و ما اگر چنانچه مجلس نتواند این کار را بکند یا خدای نخواسته نخواهد این کار را بکند ، یا بعض افراد نگذارند که این کارها بشود آنوقت ما نمی‌توانیم بگوئیم که یک مجلس متمسک به ولایت امیرالمومنین داریم . و هکذا قوه قضائیه ، اگر قوه قضائیه هم تبعیت نکند از آن قضاء امیرالمومنین که اقضاکم علی و اگر تبعیت نکند از قضاوت اسلام ، متشبث به همان قضاوت اسلامی نباشد ، آن هم هر چه بگوید ما متمسک هستیم ، بر خلاف واقع است . تمسک وقتی است که قوه قضائیه هم کارهائی که می‌کنند از روی الگوی علوی باشد که همان الگوی اسلامی است . و مردم ما هم که این دعا را با این فقره را می‌خوانند آنها هم باید توجه کنند به اینکه تمسک به ولایت حضرت امیر برای آنها تبعیت از مقاصد اوست . [۱۷۰]

آن وقت جمهوری ما اسلامی می‌شود که همه جای آن حکومت الهی باشد

جمهوری اسلامی محتاج به تربیت و تزکیه است ، تمام قشرهای ملت ما و همه ملت‌ها احتیاج به تربیت و تزکیه دارند ، احتیاج به تعلیماتی که از ناحیه انبیا آمده است دارند ، مجرد اینکه ما ادعا بکنیم که جمهوری ما اسلامی است این ادعا پذیرفته نیست . آنوقت جمهوری ما اسلامی می‌شود و به کمال خودش می‌رسد که خدای تبارک و تعالی در این ملت و در این کشور حاکم باشد یعنی از آن نقطه اولی تا آن آخر حکومت ، حکومت الهی باشد ، سردمداران همه الهی باشند ، کسانی که در راس حکومت هستند ، کسانی که در راس امور هستند ، الهی باشند ، از نفسانیت خارج شده باشند ، خود را نبینند ، شخصیت خود را نبینند چون نه خودی دارند و نه شخصیتی ، هر چه هست از خداست . اگر انسان الهی بشود و ادراک بکند که این بندگان راه خدا ، اینها بندگان خدا هستند و باید با آنها آن کرد که خدا راضی است ، اگر ما بیدار بشویم و بفهمیم که ما از خدا هستیم و به او رجوع می‌کنیم انالله و انا الیه راجعون [۱۷۱] ، اگر این دو کلمه را ما در زندگی بفهمیم که ما از او هستیم و همه از اوست و ما هیچ هستیم و هیچ نداریم و هر چه داریم از اوست و ما به سوی او برگشت می‌کنیم و از ماحساب می‌برند ، ما را در حساب واقع می‌کنند ، این دو کلمه را اگر ما بفهمیم ، با بندگان خدا آنطور که خدا راضی است و آنطور که امر خداست عمل می‌کنیم . در همه ارگان‌های دولتی ، در همه بازارهای اسلامی ، در همه کوچه و خیابان‌های ممالک اسلامی و در همه جا اگر این کلمه الهی وارد بشود ، در کارخانه‌ها وارد بشود ، در مزارع وارد بشود ، در مدارس وارد بشود ، در وزارتخانه‌ها وارد بشود ، در مجالس شورا و شوراها این دو کلمه اگر وارد شد و ایمان به او آمد و انسان ادراک کرد این را و ایمان به او آورد یعنی در قلبش واقع شد که ما و همه از خدا هستیم و به او رجوع می‌کنیم ، همه موجودات از خداست و باید با عدل الهی با آنها رفتار کرد و همه ما بر می‌گردیم به خدای تبارک و تعالی و اگر با عدل الهی رفتار کردیم ، خدای تبارک و تعالی به ما رحمت بزرگ را وارد می‌کند و اگر با عدل الهی رفتار نکردیم ، آنجا خدا با ما با عدل رفتار می‌کند که هیچ کس نمی‌تواند از زیر آن بار بیرون بروند . [۱۷۲]

روح ایمان و اسلامیت را در پرسنل زنده نگه دارید

نکته‌ای که باید تذکر دهم این است که اولا هیچ گاه از حجم کار زیاد نترسید که کار هرقدر هم زیاد باشد در مقابل اراده انسان ناچیز است و اگر انسان بخواهد ، می‌تواند همه کارهای عظیم را با حجم هر قدر هم زیاد به انجام برساند .
دوم اینکه سعی کنید روح ایمان و اسلامیت را در پرسنل زنده نگه دارید . اگر روح اسلام در افراد باشد همانطور که امروز در سرتاسر جبهه‌ها می‌بینید ، همه مسائل حل می‌شود . همه می‌خواستند ژاندارمری را از اخلاق اسلامی و ایمان جدا کنند و آنها را بد تربیت کنند . انشاءالله سعی شود که تربیت اسلامی در بین افراد احیا شود . امروز مردم از هر لحاظ کمک خواهند کرد و به همین جهت مشکلات حل خواهد شد . [۱۷۳]

به عدالت با مردم رفتار کنید

من امیدوارم که همه تان سلامت و با سعادت باشید و همه مان و همه تان خدمتگزار به این مردم خصوصا به مستمندان ، به ضعفا ، عمده توجهات به این طبقه‌ای باشد که این طبقه احتیاج دارند . اینطور نباشد که مثل رژیم سابق که یک دسته بالاها را برایشان همه چیز فراهم کردند به علاوه که جیب هایشان راهم پر کردند و فرستادند و یک دسته هم زاغه نشین اطراف تهران که الان هم باز به همین طور هستند . اینها باید تبدل پیدا کنند ، باید فرق باشد ما بین دولتی که می‌گوید من اسلام هستم و دولت اسلامی هستم با دولت هائی که طاغوتی هستند . یک فرقش هم این است که عنایت شما فرماندارها یا خدمتگزاران به خلق ، به این طبقه ضعیف بیشتر باشد تا طبقه بالا . مبادا یک وقتی یک نفر آدمی که مثلا متمکن است و چیزدار است و با یک نفر آدم ضعیف ، او را با آنکه آن یکی باید جلو باشد او را جلو بیندازید . من نمی‌گویم آن یکی را جلو بیندازید ، می‌گویم عدالت باید باشد . البته در یک فرمانداری که با آن احتیاج دارند ، نمی‌تواند همه را یکدفعه بپذیرد لکن روی عدالت باشد که آن آدمی که ضعیف است هم بپذیرید ، آن یکی هم که غیر ضعیف است او را هم بپذیرد . حضرت امیر سلام الله علیه در یک محاکمه‌ای که مابین آنوقتی بود که خلیفة الله بود و خلیفه مسلمین بود و قضات هم خودش تعیین می‌کرد ، یک محاکمه‌ای بود بین حضرت امیر و یک نفر غیر مسلم ( یهودی ظاهرا بود ) و قاضی خواست حضرت را ، وقتی که رفت ، تشریف بردند ، آنطور است که با کنیه اسم حضرت را برد ، گفت نه حق نداری ، باید مساوی باشیم ، در نشستن مساوی ، در همه چیز مساوی وقتی هم که حکم بر خلاف کرد ، پذیرفت . آن خلیفه بحق خدا بود و شماها باید به او اقتدا بکنید . همه ما باید اقتدا بکنیم . البته هیچ کدام طاقت نداریم مثل او باشیم لکن اینقدر که اگر نامه ما را بردند ، آنجا بگویند اینها هم شیعه هستند ، اینها هم تابعند . وقتی نامه‌های ما را بردند پیش امام زمان سلام الله علیه ( در روایات است که هر هفته می‌برند ، هفته‌ای دو دفعه ) وقتی که می‌برند ، اعمال ما جوری باشد که نمایش از این بدهد که ما تابعیم ، ما آنطور نیست که خود سر بخواهیم یک کاری را انجام بدهیم . [۱۷۴]

عدالت در قضاوت

قاضی یک نفر آدمی است که بدون اینکه هیچ نظری داشته باشد راجع به قضیه ، اگر برادرش را آوردند پیشش که قضاوت کند ، همانطور باشد که اگر دشمنان را آوردند ، یعنی در قضا آنطور باشد ، حکمی که می‌خواهد بکند بین برادرش و بین دشمنش ، در حکم فرق نگذارد . نمی‌گویم در عوارض نفسانی ، نخیر ، در حکم یعنی همانطوری که برای برادرش حکم بحق باید بکند ، برای دشمنش هم همانطور ، علی السواء باشد پیشش همه . شما شنیده‌اید که حضرت امیر با آن ظاهرا یهودی بود که در محضر قاضی واقع شدند در صورتی که حضرت امیر رئیس بود ، وقتی که احضارش کرد رفت پیش قاضی ، قاضی وقتی که ( ابا الحسن ) به ایشان گفت ، اشکال کرد به او که نه ، به آن هم هر چه می‌گویی به من هم همین طور بگو . این دستوری است برای همه ماها که باید در مسند قضا یکی که نشست ، همه ملت پیشش با یک نظر باشد ، تمام نظرش به اجرای عدالت باشد . عدالت ، در دشمنش هم به طور عدالت ، در دوستش هم به طور عدالت . نه اینجا مسامحه بکند و نه آنجا سختگیری . [۱۷۵]

رعایت عدالت و امانت

پاسدار عدالت باید خودش دارای عدالت باشد

همانطوری که انقلاب اسلامی ما وجهه‌های مختلف دارد : انقلاب برای برانداختن رژیم فاسد ، انقلاب برای بپاداشتن رژیم حق ، و امید است که انقلاب برا ی ساختن انسان و یک مملکت انسانی ، پاسداران هم باید پاسداریشان به طرز و شکل انقلاب باشد . تا آنوقت که انقلاب برای شکستن سد رژیم بود ، پاسداران ، پاسداران آن انقلاب بودند ، یعنی آن جهت انقلاب ، باید قیام کنند و کردند و فریاد زدند و مقابله کردند با همه جنود ابلیسی و بحمد الله از این جهت در انقلاب پیروز شدید . لکن انقلاب یک جهتش پیروز ، آن هم نه تمام پیروز ، بیشتر این سد از بین رفته است و ریشه‌های مختصری مانده است که امید است از بین برود . انقلاب برای تحقق حکومت عدل و جمهوری اسلامی که قدم بعد است ، پاسدارها هم باید از این معنا پاسداری کنند و همه باید پاسداری بکنند . همه پاسداراسلام و حکومت حق باید باشید . دراینجا پاسداری این است ، که این حکومت ، حکومت عدل باشد ، پاسداری از عدالت باشد . پاسداری از عدالت این است که پاسدار خودش دارای عدالت باشد تابتواند پاسداری از عدالت کند . اگر خدای نخواسته یک گروهی در جامعه ما دارای عدالت نیستند و همانطوری که دستگاه سابق ، دستگاه تعدی و ظلم و تجاوز به مردم بود ، این گروه یا این پاسدار یا این جمعیت هر کس باشد ، این هم تا آن اندازه که دستش می‌رسد همان کارهای رژیم سابق را می‌کند ، این پاسدار نمی‌تواند باشد . اگر فرض کنید که ماها که مدعی هستیم پاسدار اسلام هستیم و در این انقلاب ، این جهت انقلاب که برقراری حکومت عدل اسلامی است اگر بنا باشند ما مدعی پاسداری هستیم از انقلاب ( لکن از آنجائی که خراب کردن و زدن و کشتن ، کشته شدن بود ، درست آمدیم و به انقلابمان وفادار بودیم ) اما در این مرحله که مرحله سازندگی یک حکومت عدل اسلامی است ، خدای نخواسته پاسداریمان از یک همچو حکومت عدل اسلامی به طور صحیح نباشد ، یعنی خودمان در این مرحله انقلابی نباشیم ، در این مرحله خودمان را نساخته باشیم که موصوف به عدالت باشیم ، که پاسدار عدالت باشیم ، پاسدار حکومت عادلانه چنانچه اگر حکومت ما هم یک حکومت عدل نبود نمی‌توانیم بگوئیم که این جهت انقلاب ما تحقق پیدا کرده است ، که جهت حکومت عدل اسلامی بود . اگر در ادارات ما ، در بازارها ، در سایر جاهای دیگری که این افراد ایرانی نشیمن دارند و مشغول به کارهای خودشان هستند ، اگر اینها هم عدل اسلامی که باید باشد مراعات نکنند ، باز افراد انقلابی - اسلامی نیستند . [۱۷۶]

عدالت اسلامی از خود انسان شروع می‌شود

پاسدار ، چه شماها که با اسم پاسداری مشغول خدمت هستید و چه سایر قشرها ( یکی هم قشر روحانیت است ، آنها هم پاسدار هستند ولو لفظ پاسدار بر آنها اطلاق نمی‌شود ، لکن به حسب واقع پاسدار اسلام هستند ) اگر این جمعیت آنطوری که باید این وجهه از انقلاب را که انقلاب ، آمدن یک رژیم عادل جای یک رژیم فاسد ، اگر در این مرحله که آمدن یک رژیم ، نشستن به جای یک رژیم فاسد ، مراعات نکند آن جهت انقلابی را ، مراعات نکند آن عدالت اسلامی را ، که عدالت اسلامی از خود انسان شروع می‌شود تا هدایت در خود انسان ، عدالت با رفیق ، عدالت با همسایه ، عدالت با هم محله ، عدالت با همشهری ، عدالت با هم استانی ، عدالت با هم کشوری ، عدالت با همسایه‌های کشورهائی که با ما هستند و با همه بشر ، اگر حاصل نشود ، نه حکومت اسلامی است و نه پاسدار اسلامی . به مجرد اینکه من ادعا کنم که پاسدار اسلام هستم ، از باب اینکه یک نفر طلبه هستم و طلبه شغلش پاسداری است ، مجرد این تا یک نمونه‌ای نداشته باشد ، نشانه و علامتی نداشته باشد ، این ادعاست ، ولو بتوانیم این ادعا را به مردم جا بزنیم ، پیش خدا واضح است که درست نیست . کوشش کنید که در این مرحله دوم که ما الان هستیم و بعد هم مرحله‌های دیگر هست ، پاسدار باشید . شماها که الان پاسداری کردید تا حالا ( و خداوند همه تان را تاءیید کند ) کوشش کنید در این مرحله دوم که مرحله حکومت عدل است ، رژیم عادلانه است ، رژیم اسلامی است ، جمهوری اسلامی است ، در این مرحله به وظائف پاسداری در این مرحله قیام کنید . [۱۷۷]

مواظب باشید رفتارتان عادلانه باشد

پاسداری در این مرحله این است که از عدالت پاسداری کنید ، از حکومت عدل پاسداری کنید . اگر خدای نخواسته فرض کنید یک نفر جوان مسمای پاسدار به دوستش ، به منزل یک کسی ، به خانه یک کسی ، به مال یک کسی تعدی بکند ، آن از پاسداری خودش همین طوری مخلوع است ، لکن شماها جدیت کنید ، او را هدایت کنید یا از صف خودتان کنارش بزنید ، که ممکن است یک کار خلاف از یک نفر در یک جمعیت تحقق پیدا بکند و همه جمعیت به او آلوده بشود و بگویند پاسدارها اینطور هستند . یک وقت می‌گفتند که فلان آدم اینطوری است ، یک وقت است می‌گویند پاسدارها اینجوری اند . کوشش کنید که مبادا یک همچو مطلبی پیدا بشود که گفته بشود که پاسدارها فلان جور هستند . خیلی کوشش لازم دارد . چنانچه ما آقایان هم باید کوشش کنیم به اینکه گفته نشود روحانیون اینجور هستند ، آخوندها اینجورند امروز همه چشم‌ها دوخته به این کشور است و بیشتر چشم آنها که می‌خواهند مناقشه کنند ، می‌خواهند اشکال تراشی کنند ، می‌خواهند این نهضت ما را یک نهضت صحیح ندانند ، چشم‌ها الان به این مطلب دوخته شده است و مناقشه می‌کنند ، می‌نویسند در روزنامه‌های خارج ، زیاد می‌نویسند . اینجا در روزنامه‌ها شاید با اشاره و این چیزها باشد ، اما آنجاها با صراحت می‌نویسند . باید ما بهانه به دست آنها ندهیم . آنها خلاف می‌نویسند لکن اگر ما یک قدم خلاف برداریم ، بهانه به دست آنها می‌آید و یک کار را هزار کار نمایش می‌دهند .
تکلیف امروز برای شما پاسدارها و ما هم که مدعی پاسداری هستیم تکلیف زیاد است ، مشکل است . ببینید از این تکلیف الهی چطور امتحان خودتان را می‌دهید . حالا که پاسدار هستید ، حالا که دارای اسلحه هستید ، حالا که قدرتمند هستید ببینید که با این اسلحه خودتان ، با این قدرت خودتان چطور با مردم رفتار می‌کنید ، چطور با برادرانتان که همه کشور است ، همه مردم است ، رفتار می‌کنید ، رفتار ، رفتار عادلانه است و آنطور که اسلام می‌خواهد ، تا بشوید پاسدار انقلاب اسلامی ، یا خدای نخواسته از بعضی اشخاص بر خلاف باشد تا بشود پاسدار جنود شیطان و از پاسداری اسلام ، مخلوع باشد و خدا او را قبول نکند . خداوند همه شما را و همه ملت ما را به وظایف خودمان آشنا کند و همه انشاء الله خدمتگزار باشیم به این ملت و به این کشور . [۱۷۸]

اگر عدالت بین زمامداران باشد این مفاسد پیش نمی‌آید

اسلام خدایش عادل است ، پیغمبرش هم عادل است و معصوم ، امامش هم عادل و معصوم است ، قاضی اش هم معتبر است که عادل باشد ، فقیهش هم معتبر است که عادل باشد ، شاهد طلاقش هم معتبر است که عادل باشد ، امام جماعتش هم معتبر است که عادل باشد ، امام جمعه اش هم باید عادل باشد ، از ذات مقدس کبریا گرفته تا آن آخر ، زمامدار باید عادل باشد . ولات آن هم باید عادل باشند ، این ولاتی که در اسلام می‌فرستادند ، والی‌هایی که می‌فرستادند به این طرف و آن طرف امام جماعت آنها هم بوده‌اند ، باید عادل باشد ، اگر عادل نباشد ، اگر عدالت در بین زمامداران نباشد ، این مفاسدی است که دارید می‌بینید ، اسلحه دست اشخاص غیر صالح ، اسلحه دست اشخاص ناصالح ، اشخاص بی انصاف ، بی عدالت . [۱۷۹]

ما دولتی می‌خواهیم که به عدالت رفتار کند

البته ما دستمان به حکومتی که مثل پیغمبر باشد که دیگرنمیرسد ، تمام شد . دستمان به یک حاکمی مثل علی بن ابیطالب که نمی‌رسد . اینها را ما حالا نمی‌خواهیم بگوئیم که ما می‌خواهیم علی بن ابیطالب ( سلام الله علیه ) ما از کجا پیدا کنیم یک همچو چیزی اما ما می‌خواهیم یک حکومتی باشد که لااقل تبع قانون باشد ، تبع قانون اسلام باشد ، تبع قوانین مجعوله صحیح باشد . اینها از اول که آمدند برخلاف قانون آمدند و تا آخر هم برخلاف قوانین رفتار می‌کنند . از اول نه شرع مقدس با اینها موافق بود نه قوانین جاری مملکت موافق با اینها بود ، تا حالا هم هرچه کردند ، بر خلاف قوانین کردند ، برخلاف شرع مقدس کردند ، بر خلاف رضای خدا کردند ، برخلاف رضای مردم کردند ، . ما می‌خواهیم یک دولتی تشکیل بدهیم ، دولتش مشکل نیست که خیال می‌کنند که این را ما از آسمان می‌خواهیم یک دولتی بیاوریم ، نخیر توی همین زمین اشخاصی هستند که می‌توانند به عدالت رفتار کنند ، اشخاصی هستند که شریف هستند ، در همین زمین ، در همین ایران ، در همین خارج ، در همین داخل ما داریم اشخاصی که اینها می‌توانند اداره بکنند مملکتشان را ، می‌توانند که عدالت کنند بین مردم ، می‌توانند مردم را به عدالت وادار کنند ، می‌توانند تنظیم کنند امور مملکت را ( نه به این اختلاف و این به هم خوردگی ای که الان هست ) می‌توانند اقتصاد مملکت را مهار کنند . [۱۸۰]

هر کس در هر کاری باید امین باشد

هر کاری را که انسان عهده دار شد ، مسؤ ول آن کار است ، مسؤ ول است در اینکه به راستی و امانت عمل کند و مسؤ ول است در اینکه با جدیت و فعالیت عمل کند و با خلوص برای خدای تبارک و تعالی .[۱۸۱] و هر کس در هر جا هست و هر جا خدمت می‌کند ، یکی از اموری که بسیار برای او لازم است امانت است ، امین باید باشد . اگر خدای نخواسته در یک گروهی اشخاص غیر امین و اشخاص خائن پیدا بشود ، یک وقت می‌فهمیم که تمام آن گروه را اینها به بدنامی کشیدند یا به فساد . از امور لازم ، امانت است در امور . برای بازرس‌ها امانت از امور بسیار لازم است . آنهایی که در شغل بازرسی هستند ، آنها باید امین باشند و مطلبی که دست آنها می‌آید به احدی غیر از آنجایی که باید گفته بشود نگویند . عرض مردم ، حیثیت مردم از اموری است که خدای تبارک و تعالی دربارهٔ او بسیار تاکید کرده است و اسلام دربارهٔ او بسیار پافشاری کرده است . قاضیهای محترم دادسراها و سایر جاها ، کسانی که متکفل قضا هستند یا بازرسی هستند ، در هر جا که هستند اینها باید امین باشند و انشاءالله هستند و باید مطالبی که از اشخاص ، آنها که سروکارشان با اعراض مردم است ، سرو کارشان با حیثیات مردم است ، با جان مردم است ، با ناموس مردم است ، اگر بنا باشد که به غیر آن راهی که خدا تعیین کرده است یک راه دیگری بروند و خدای نخواسته افشاء اسرار مردم را بکنند ولو یک انسانی باشد معصیت کار ، آن را افشا بخواهند بکنند ، الا آنهائی که معصیت را علن می‌کنند ، آنها دیگر احترامی ندارند در اسلام . آن کسی که علنا آمده است در خیابان و کار خلاف می‌کند این دیگر احترام ندارد ، اما آنهائی که تحفظ می‌کنند بر این مسائل ، در خلوت یک کار خلاف می‌کنند ، بر فرض اینکه شما مطلع شدید ، جایز نیست برایتان که این را افشا کنید حتی برای برادرتان ، حتی برای اهل منزلتان بنابراین از امور مهمی که برای قاضی ، برای آن اشخاص که بازپرس هستند ، برای سازمان بازرسی ، از امور مهمی که باید مراعات کنند این است که امین باشند در آن امری که به آنها محول شده است و اینطور نباشد که سازمانی باشد برای بازرسی و آنوقت خودش معصیت خدای نخواسته بکند و افشا کند اسرار مردم را و همان جائی که باید گزارش بدهد ، بیش از او تعدی ای به هیچ وجه نباید بکند . [۱۸۲]

انجام تکلیف

همه ما ماءمور به ادای تکلیف هستیم

من در این جا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحلیل‌های غلط این روزها رسما معذرت می‌خواهم و از خداوند می‌خواهم مرا در کنار شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد . ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم . راستی مگر فراموش کرده‌ایم که ما برای ادای تکلیف جنگیده‌ایم و نتیجه فرع آن بوده است . ملت ما تا آن روز که احساس کرد که توان و تکلیف جنگ دارد به وظیفه خود عمل نمود و خوشا به حال آنان که تا لحظه آخر هم تردید ننمودند ، آن ساعتی هم که مصلحت بقای انقلاب را در قبول قطعنامه دید و گردن نهاد ، باز به وظیفه خود عمل کرده است ، آیا از این که به وظیفه خود عمل کرده است نگران باشد ؟ نباید برای رضایت چند لیبرال خود فروخته در اظهارنظرها و ابراز عقیده‌ها به گونه‌ای غلط عمل کنیم که حزب الله عزیز احساس کند جمهوری اسلامی دارد از مواضع اصولی اش عدول می‌کند . تحلیل این مطلب که جمهوری اسلامی ایران چیزی به دست نیاورده و یا ناموفق بوده است ، آیا جز به سستی نظام و سلب اعتماد مردم منجر نمی‌شود ؟ ! تاءخیر در رسیدن به همه اهداف دلیل نمی‌شود که ما از اصول خود عدول کنیم . همه ما مامور به ادای تکلیف و وظیفه‌ایم نه مامور به نتیجه . اگر همه انبیا و معصومین - علیهمالسلام - در زمان و مکان خود مکلف به نتیجه بودند ، هرگز نمی‌بایست از فضای بیشتر از توانایی عمل خود فراتر بروند و سخن بگویند و از اهداف کلی و بلند مدتی که هرگز در حیات ظاهری آنان جامه عمل نپوشیده است ذکری به میان آورند . در حالی که به لطف خداوند بزرگ ، ملت ما توانسته است در اکثر زمینه‌هایی که شعار داده است به موفقیت نایل شود . ما شعار سرنگونی رژیم شاه را در عمل نظاره کرده‌ایم ، ما شعار آزادی و استقلال را به عمل خود زینت بخشیده‌ایم ، ما شعار مرگ بر آمریکا را در عمل جوانان پرشور و قهرمان و مسلمانان در تسخیر لانه فساد و جاسوسی آمریکا تماشا کرده‌ایم ، ما همه شعارهایمان را با عمل محک زده‌ایم . البته معترفیم که در مسیر عمل ، موانع زیادی به وجود آمده است که مجبور شده‌ایم روش‌ها و تاکتیک‌ها را عوض نماییم . ما چرا خودمان و ملت و مسؤ ولین کشورمان را دست کم بگیریم و همه عقل و تدبیر امور را در تفکر دیگران خلاصه کنیم ؟ [۱۸۳]

ما می‌خواهیم به امر خدا عمل کنیم

مولای ما امیرالمومنین سلام الله علیه آن مرد نمونه عالم ، آن انسان به تمام معنا انسان ، آن که در عبادت آنطور بود و در زهد و تقوا آنطور و در رحم و مروت آنطور و با مستضعفین آنطور بود ، با مستکبرین وبا کسانی که توطئه می‌کنند - شمشیر را - می‌کشت هفتصد نفر را در یک روز ( چنانچه نقل می‌کنند ) از یهود بنی قریضه که نظیر اسرائیل بود و اینها از نسل آنها شاید باشند ، ازدم شمشیر گذراند . خدای تبارک و تعالی در موضع عفو و رحمت ، رحیم است و در موضع انتقام ، انتقامجو . امام مسلمین هم اینطور بود ، در موقع رحمت ، رحمت ، و در موقع انتقام ، انتقام . ما نمی‌ترسیم از اینکه در روزنامه‌های سابق ، در روزنامه‌های خارج از ایران برای ما چیزی بنویسند ما نمی‌خواهیم وجاهت در ایران در اسلام در خارج از کشور پیدا بکنیم ، مامی خواهیم به امر خدا عمل کنیم و خواهیم کرد . [۱۸۴]

پانویس

  1. صحیفه نور جلد ۲۱ صفحهٔ ۹۸
  2. صحیفه نور جلد ۲۱ صفحه ۱۷۶
  3. صحیفه نور جلد ۲۱ صفحه ۱۷۷
  4. صحیفه نور جلد ۱ صفحهٔ ۱۶۵
  5. صحیفه نور جلد ۱ صفحه ۱۶۵
  6. صحیفه نور جلد ۱ صفحه ۱۶۶
  7. صحیفه نور جلد ۱ صفحه ۱۶۷
  8. صحیفه نور جلد ۲ صفحه ۱۷
  9. صحیفه نور جلد ۵ صفحه ۱۴۸
  10. صحیفه نور جلد ۳ صفحه ۱۹۷
  11. صحیفه نور جلد ۱۷ صفحه ۱۱۸
  12. صحیفه نور جلد ۱۲ صفحهٔ ۱۲۰
  13. صحیفه نور جلد ۱۵ صفحه ۸۱
  14. صحیفه نور جلد ۱۸ صفحه ۱۴۷
  15. صحیفه نور جلد ۱۹ صفحه ۸۱۰
  16. صحیفه نور جلد ۹ صفحه ۱۴۹
  17. صحیفه نور جلد ۱۱ صفحه ۶۵
  18. صحیفه نور جلد ۵ صفحه ۲۲۴
  19. صحیفه نور جلد ۵ صفحه ۲۲۵
  20. صحیفه نور جلد ۵ صفحه ۲۲۵
  21. سوره فتح ، آیه ۲۹
  22. صحیفه نور جلد ۵ صفحه ۲۲۷
  23. صحیفه نور جلد ۷ صفحه ۳۸
  24. سوره سباء ، آیه ۴۶
  25. صحیفه نور جلد ۷ صفحه ۳۸
  26. صحیفه نور جلد ۷ صفحه ۳۹
  27. صحیفه نور جلد ۷ صفحه ۳۴
  28. صحیفه نور جلد ۷ صفحه ۷۹
  29. صحیفه نور جلد ۷ صفحه ۲۸۵
  30. سوره اسراء ، آیه ۸۱
  31. صحیفه نور جلد ۱۳ صفحه ۴۷
  32. صحیفه نور جلد ۸ صفحه ۱۲۷
  33. وره علق ، آیه ۱
  34. وره علق ، آیه ۶و ۷
  35. سوره نازعات ، آیه ۲۴
  36. سوره علق ، آیه ۶ و ۷
  37. صحیفه نور جلد ۱۴ صفحه ۲۵۳
  38. صحیفه نور جلد ۱۴ صفحهٔ ۲۵۴
  39. صحیفه نور جلد ۱۴ صفحه ۲۵۵
  40. صحیفه نور جلد ۱۴ صفحه ۲۵۶
  41. صحیفه نور جلد ۷ صفحه ۲۲۰
  42. صحیفه نور جلد ۱۶ صفحه ۲۷۵
  43. صحیفه نور جلد ۶ صفحه ۲۵۰
  44. صحیفه نور جلد ۶ صفحه ۲۵۱
  45. صحیفه نور جلد ۶ صفحه ۲۵۱
  46. صحیفه نور جلد ۶ صفحه ۲۵۲
  47. جلد ۱۸ صفحهٔ ۸۵
  48. صحیفه نور جلد ۴ صفحه ۱۲۴
  49. صحیفه نور جلد ۱ صفحهٔ ۲۷۱
  50. صحیفه نور جلد ۲ صفحه ۱۸
  51. صحیفه نور جلد ۶ صفحه ۲۴۹
  52. صحیفه نور جلد ۴ صفحه ۲۵۲
  53. صحیفه نور جلد ۶ صفحه ۲۶۵
  54. صحیفه نور جلد ۶ صفحه ۱۷۱
  55. صحیفه نور جلد ۱۷ صفحه ۹۶
  56. صحیفه نور جلد ۱۷ صفحه ۹۷
  57. صحیفه نور جلد ۱۷ صفحه ۹۸
  58. صحیفه نور جلد ۲ صفحه ۱۸۸
  59. صحیفه نور جلد ۱۴ صفحه ۲۰
  60. قیق تر ، باریکتر
  61. صحیفه نور جلد ۱۹ صفحه ۲۲۵
  62. صحیفه نور جلد ۱۸ صفحه ۴۸
  63. صحیفه نور جلد ۲۱ صفحه ۱۸۸
  64. صحیفه نور جلد ۱۷ صفحه ۱۴۶
  65. صحیفه نور جلد ۱۶ صفحه ۲۲۰
  66. صحیفه نور جلد ۱۷ صفحه ۷
  67. صحیفه نور جلد ۲۰ صفحه ۲۳۵
  68. صحیفه نور جلد ۱۹ صفحه ۲۴۰
  69. صحیفه نور جلد ۱۱ صفحه ۲۲۰
  70. صحیفه نور جلد ۱۷ صفحه ۲۵۷
  71. صحیفه نور جلد ۱۲ صفحه ۱۸۷
  72. صحیفه نور جلد ۱۹ صفحه ۱۲۹
  73. سوره بقره ، آیه ۱۹۳
  74. صحیفه نور جلد ۱۹ صفحه ۱۳۰
  75. صحیفه نور جلد ۱۹ صفحه ۱۳۱
  76. سوره بقره ، آیه ۱۵۶
  77. صحیفه نور جلد ۹ صفحه ۱۴۹
  78. صحیفه نور جلد ۱۸ صفحه ۲۱۴
  79. صحیفه نور جلد ۱۸ صفحه ۱۹۸
  80. سوره بقره ، آیه ۲۵۷
  81. سوره حجرات ، آیه ۱۰
  82. صحیفه نور جلد ۱۲ صفحه ۱۲۷
  83. صحیفه نور جلد ۱۰ صفحه ۱۱۲
  84. صحیفه نور جلد ۱۰ صفحه ۱۱۳
  85. صحیفه نور جلد ۸ صفحه ۱۹۰
  86. صحیفه نور جلد ۸ صفحه ۱۸
  87. صحیفه نور جلد ۳ صفحه ۶۸
  88. - صحیفه نور جلد ۳ صفحه ۶۹
  89. صحیفه نور جلد ۸ صفحه ۱۹
  90. صحیفه نور جلد ۳ صفحه ۱۸۸
  91. صحیفه نور جلد ۱ صفحه ۱۶۹
  92. صحیفه نور جلد ۱ صفحه ۱۶۹
  93. صحیفه نور جلد ۲۰ صفحه ۱۸۵
  94. صحیفه نور جلد ۹ صفحه ۱۱۳
  95. صحیفه نور جلد ۲ صفحه ۲۴۰
  96. صحیفه نور جلد ۲ صفحه ۲۳۲
  97. صحیفه نور جلد ۲ صفحه ۲۳۴
  98. صحیفه نور جلد ۱۸ صفحه ۴۴
  99. صحیفه نور جلد ۱۷ صفحه ۲۶۲
  100. صحیفه نور جلد ۱۹ صفحه ۱۵۷
  101. صحیفه نور جلد ۲۰ صفحه ۱۳۰
  102. صحیفه نور جلد ۱۹ صفحه ۱۸۸
  103. صحیفه نور جلد ۱۹ صفحه ۱۱
  104. صحیفه نور جلد ۱۹ صفحه ۵۰
  105. صحیفه نور جلد ۷ صفحه ۸۸
  106. صحیفه نور جلد ۱۸ صفحه ۶
  107. صحیفه نور جلد ۱۵ صفحه ۱۹۲
  108. صحیفه نور جلد ۵ صفحه ۱۵۰
  109. صحیفه نور جلد ۱۵ صفحه ۲۱۰
  110. صحیفه نور جلد ۱۴ صفحه ۵۰
  111. صحیفه نور جلد ۲۰ صفحه ۱۲۸
  112. صحیفه نور جلد ۱۸ صفحه ۶۴
  113. صحیفه نور جلد ۸ صفحه ۸۹
  114. صحیفه نور جلد ۱۸ صفحه ۲۱۶
  115. صحیفه نور جلد ۲۰ صفحه ۱۴۰
  116. سوره شوری ، آیه ۱۵
  117. سوره هود ، آیه ۱۱۲
  118. صحیفه نور جلد ۱۷ صفحه ۲۵
  119. صحیفه نور جلد ۱۹ صفحه ۱
  120. صحیفه نور جلد ۱۹ صفحه ۱۷۴
  121. صحیفه نور جلد ۱۸ صفحه ۱۹۷
  122. صحیفه نور جلد ۲۰ صفحه ۲۱۵
  123. صحیفه نور جلد ۱۸ صفحه ۲۴۰
  124. صحیفه نور جلد ۱۸ صفحه ۵۲۰
  125. صحیفه نور جلد ۷ صفحه ۲۸۵
  126. صحیفه نور جلد ۱۲ صفحه ۲۴۸
  127. صحیفه نور جلد ۱۲ صفحه ۱۹۱
  128. صحیفه نور جلد ۱۸ صفحه ۱۷۸
  129. صحیفه نور جلد ۱۸ صفحه ۱۷۸
  130. صحیفه نور جلد ۱۲ صفحه ۲۵۸
  131. صحیفه نور جلد ۲۰ صفحه ۲۳۴
  132. صحیفه نور جلد ۱۶ صفحه ۱۷۳
  133. صحیفه نور جلد ۸ صفحه ۸۲
  134. صحیفه نور جلد ۸ صفحه ۸۳
  135. صحیفه نور جلد ۸ صفحه ۸۳
  136. صحیفه نور جلد ۸ صفحه ۸۴
  137. صحیفه نور جلد ۸ صفحه ۸۵
  138. صحیفه نور جلد ۸ صفحه ۸۶
  139. صحیفه نور جلد ۸ صفحه ۸۷ ۱۷/۴/۵۸
  140. صحیفه نور جلد ۲۱ صفحه ۱۲۰
  141. صحیفه نور جلد ۲۱ صفحه ۸۱۰
  142. صحیفه نور جلد ۱۵ صفحه ۷۶
  143. صحیفه نور جلد ۱۵ صفحه ۸۰
  144. صحیفه نور جلد ۱۸ صفحه ۲۸۲
  145. صحیفه نور جلد ۱۴ صفحه ۱۵۰
  146. صحیفه نور جلد ۱۰ صفحه ۱۱
  147. صحیفه نور جلد ۱۰ صفحه ۱۲
  148. صحیفه نور جلد ۱۹ صفحه ۱۹۴
  149. صحیفه نور جلد ۷ صفحه ۱۹۹
  150. صحیفه نور جلد ۷ صفحه ۱۹۹
  151. صحیفه نور جلد ۱۸ صفحه ۱۹۳
  152. وره آل عمران ، آیه ۱۰۲
  153. صحیفه نور جلد : ۱۸ صفحه : ۴۳
  154. صحیفه نور جلد : ۱۹ صفحه : ۸۳
  155. صحیفه نور جلد : ۱۹ صفحه : ۸۳
  156. صحیفه نور جلد : ۱۹ صفحه : ۸۴
  157. صحیفه نور جلد : ۱۸ صفحه : ۳۲
  158. صحیفه نور جلد : ۱۸ صفحه : ۳۳
  159. صحیفه نور جلد : ۱۸ صفحه : ۳۳
  160. صحیفه نور جلد : ۱۵ صفحه : ۱۹۰
  161. صحیفه نور جلد : ۱۷ صفحه : ۲۱۷
  162. صحیفه نور جلد : ۱۷ صفحه : ۲۱۷
  163. صحیفه نور جلد : ۱۷ صفحه : ۲۱۸
  164. صحیفه نور جلد : ۱۷ صفحه : ۲۱۸
  165. صحیفه نور جلد : ۱۹ صفحه : ۲۱۲
  166. صحیفه نور جلد : ۸ صفحه : ۳
  167. صحیفه نور جلد : ۸ صفحه : ۳
  168. صحیفه نور جلد : ۱۱ صفحه : ۴
  169. صل دعا چنین است : الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤ منین و الائمة علیهم السلام مفاتیح الجنان اعمال روز عید غدیر
  170. صحیفه نور جلد : ۱۸ صفحه : ۱۲۷
  171. سوره بقره ، آیه ۱۵۶
  172. صحیفه نور جلد : ۱۳ صفحه : ۲۶۸
  173. صحیفه نور جلد : ۱۷ صفحه : ۸۷
  174. صحیفه نور جلد : ۸ صفحه : ۱۴۹
  175. صحیفه نور جلد : ۱۳ صفحه : ۱۶
  176. صحیفه نور جلد : ۷ صفحه : ۲۱۹
  177. صحیفه نور جلد : ۷ صفحه : ۲۲۰
  178. صحیفه نور جلد : ۷ صفحه : ۲۲۰
  179. صحیفه نور جلد : ۱ صفحه : ۲۷۲
  180. صحیفه نور جلد : ۳ صفحه : ۱۱۲
  181. صحیفه نور جلد : ۱۷ صفحه : ۱۵۲
  182. صحیفه نور جلد : ۱۷ صفحه : ۱۵۳
  183. صحیفه نور جلد : ۲۱ صفحه : ۹۵
  184. صحیفه نور جلد : ۸ صفحه : ۲۵۱
بازگشت به کتب معروف اداری